امروز: آیت الله دستغیب در ادامه حمایت از میرحسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام می گوید: آقای میرحسین موسوی در زمان امام خمینی رحمه الله، هشت سال نخست وزیر بود و زیر نظر امام قرار داشت و امام هم از او پشتیبانی میکرد. همان چیزهایی که امروز میگوید، در آن زمان به صورت عملی انجام میداد.
طی بیش ازیکسال از حصر خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، آیت الله دستغیب بارها بر غیرقانونی و غیرشرعی بودن این حصر تاکید کرده و درخواست اکید برای آزادی میرحسین و مهدی کروبی نموده است.
وی در ادامه به مساله اصلاحات در جامعه پرداخت و گفت: گروههایی که امروز در جامعه به عنوان اصلاح طلب خوانده میشوند، کسانی هستند که داعیهی عمل به قانون را دارند و مخالف جمهوری اسلامی نیستند. شاید بعضی از آنها معتقد باشند که مردم باید با اختیار خود به احکام عمل کنند
آیت الله دستغیب بدون اشاره به تمجیدهایی که این روزها از رهبری می شود ادامه داد: یک بار آقای حجازی که بسیار به امام خمینی رحمهالله علاقمند بود، در یک دیدار رسمی، در حضور امام، از ایشان تعریف کرد. پس از آن حضرت امام گفت: جناب آقای حجازی! من بیم آن دارم که تعریفات شما باورم شود و باعث غرور و سقوط من گردد - نقل به مضمون - در جای دیگری فرمود: من هم مثل شما انسانم و نفس دارم و از نفس خود میترسم.
وی با انتقاد از روابط گسترده ایران با کشورهای روسیه و چین پرسید: چرا این همه با چین و روسیه ارتباط تنگاتنگ دارید
متن کامل سخنان این مرجع تقلید در شب هفدهم ماه رمضان به نقل از حدیث سرو به شرح زیر است:
تفسیر سوره مائده جلسه ۱۵
یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ (۱۵)یَهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۶)«ای اهل کتاب! فرستادهی ما به سوی شما آمد تا بسیاری از حقایق کتاب را که پنهان میداشتید، برایتان بیان کند و از بسیاری دیگر صرف نظر میکند. به راستی از جانب خدا برای شما نور و کتابی آشکار آمده است.»«خداوند به وسیله آن طالبان و پیروان خشنودیش را به راههای سلامت هدایت میکند و به ارادهی خویش از تاریکیها به سوی نور میبرد و آنها را به راهی راست هدایت میکند.»
یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا؛ منظور از اهل کتاب، یهود و نصارا و مجوس است که «رسول» فرستادهی خداست که خداوند به وسیلهی او برنامهی سعادت دنیا و آخرت مردم را به آنها ابلاغ میکند. همگان صلاحیت دریافت مستقیم وحی را ندارند و خداوند بهتر از هر کس میداند که رسالت خود را در کجا قرار دهد؛«اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ» (انعام، ۱۲۴)
علت آن هم این است که تقریباً تمام مردم درگیر تخیلات و توهمات خود هستند و قلب و فکرشان در مادیات و دغدغهی اصلیشان، زندگی مادی و حفظ منیّت خویش است. چنین کسانی نمیتوانند با خدای تعالی تماس داشته باشند و او را که از هر مجردی مجردتر است، در فکر و قلب خود جای دهند.
مجرد یعنی کسی که میلیونها مرتبه از ماده و مادیات دور است. افرادی با تفکرات صرفاً مادی، حتی به ملائکه و انسانهای معنوی متوسط دسترسی ندارند، چه خواسته بتوانند خدا را در قلب خود درک کنند، مگر آنکه خداوند بخواهد به زور به آنها بفهاند، که این نیز از سنت خدا خارج است. به همین جهت افراد خاصی را که از هر جهت پاکند و با اختیار خود خوب بودن را برگزیدهاند، تحت تربیت خاص خود قرار داد و آنها را به گونهای بار آورد که صلاحیت دریافت وحی را داشته باشند و بتوانند با قلب و روح خود با او ملاقات نمایند.
بنابراین معصوم کسی است که اولاً زمینهی لازم را دارد. ثانیاً خودش هم طالب است و در این جهت سعی بسیاری میکند، به حدی که از طاقت بشر عادی خارج است و ثالثاً مورد عنایت ویژه پروردگار قرار میگیرد. چنین کسی آنقدر در مقابل خداوند خاشع است که اجازه نمیدهد کمترین غفلت یا تبعیت نفس یا خیال نفسی به او راه یابد. به همین جهت قلبش محل نزول وحی میگردد و خداوند با عبارت «رسولنا» او را به خود نسبت میدهد. «نا» در «رسولنا» نشانهی عظمت است.
یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ؛ خدای تعالی در سورههای متعددی به آنچه در تورات و انجیل آمده و یهود و نصارا آن را مخفی ساختند، اشاره نموده، دست آنان را باز کرده است.
وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ؛ بسیاری از آنان را هم آشکار نساخت و چشم پوشی کرد.
قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ؛ از این قسمت آیه تا آیهی بعد، گرچه خطاب، همان خطاب است اما منحصر به یهود و نصارا نیست و مطالب بسیار بلندی عنوان شده که میتواند برای همهی انسانها مفید باشد. اگر پس از خطاب به اهل کتاب آمده به خاطر این است که آنان در مقابل این قرآن مقاومت میکردند در حالی که مسلمانان آن را پذیرفته بودند.
«نور و کتاب مبین» دو تعبیر برای یک مصداق (قرآن عظیم) هستند. منظور از نور، نورهای مادی نیست بلکه آن چیزی است که انسانها را به معنای واقعی انسان میکند. صفات خوب، جملگی نور و صفات بد، همگی تاریکی هستند؛ بخل و حرص و آز و حسد، تاریکی اند و انسان بخیل و حریص و آزمند و حسود، همواره در تاریکی و تنگنا قرار دارد. در مقابل مهربانی و محبت و تواضع، نورند و کسی که این صفات را دارد، قلبی روشن دارد و پیوسته در فراخی است.
یک بار آقای حجازی که بسیار به امام خمینی رحمهالله علاقمند بود، در یک دیدار رسمی، در حضور امام، از ایشان تعریف کرد. پس از آن حضرت امام گفت: جناب آقای حجازی! من بیم آن دارم که تعریفات شما باورم شود و باعث غرور و سقوط من گردد - نقل به مضمون - در جای دیگری فرمود: من هم مثل شما انسانم و نفس دارم و از نفس خود میترسم.
کسی که همهی دنیا متوجه او است و با این حال چنین مراقب نفس خویش است و از تکبر دوری میکند و توقع هیچ تعریف و تمجیدی ندارد به طور قطع در نور قرار دارد و هرگز اسیر تاریکی نیست.
وقتی خدای تعالی میفرماید: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ» یعنی قرار است که پرتو نور این کتاب عظیم به قلب انسانها بتابد و تاریکیهای درونشان را زائل کند.
این کتاب مبین بر قلب پیامبر نازل شده، به زبان ایشان جاری میشود اما رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها حامل الفاظ قرآن نیست بلکه معانی بلند این کتاب عظیم در قلب وسیع او جای میگیرد و آیات وحی با روح شریفش عجین میگردد.
پیامبر همه چیز خود را از خدا میدید و در تمام ساعات شبانه روز لحظهای از او غافل نمیشد. پیوسته خود را «نیست» و فقط خدا را «هست» میدید، لذا هیچ فاصلهای با خدا نداشت. یعنی واقع مطلب را (که همان لا اله الا الله است ) حس میکرد؛ این معنای بندگی محض پروردگار است؛ «أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله». ما استغفار میکنیم و اعتراف به بندگی میکنیم اما تاثیر آن فاصله دارد.
بعد از نماز عصر میگوییم: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ- ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیَّ تَوْبَةَ عَبْدٍ ذَلِیلٍ خَاضِعٍ فَقِیرٍ بِائِسٍ مُسْتَجِیرٍ مُسْتَکِینٍ لَا یَمْلِکُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً وَ لَا حَیَاةً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا نُشُوراً»
وقتی وحی نازل میشد آنقدر این حس بندگی قوی میشد و این توحید ظاهر میگشت که رسول خدا از هوش میرفت و مانند مردهای که دیگر هیچ چیز ندارد، تسلیم حضرت حق میگشت.
اگر جبرئیل واسطهی بین خدا و او بود، چنان نبود که از آن حال بیرون رود و جبرئیل را ببیند و از خدای جبرئیل غافل باشد. او جبرئیل را میدید و با خدا اشتباهش نمیگرفت اما ذرهای از توجه به خدا باز نمیماند. در سایر ساعات و حالات نیز چنین بود؛ یعنی آسمان و زمین و خورشید و ماه و اشخاص و اسباب را میدید اما تمام توجهش فقط به خدای تعالی بود و دست قدرت و تدبیر او را در تمام عالم به روشنی آفتاب میدید.
پس حقیقت قرآن از روح پیامبر جدا نیست و به همین جهت در بعضی روایات، از نور، تعبیر به کتاب و در بعضی، تعبیر به رسول خدا صلی الله علیه و آله شده است. عین همین معنا درباره علی مرتضی تا مهدی امت علیهما السلام صادق است و حتی در بعضی روایات، نور را امیرالمومنین معنا کردهاند. به همین جهت حضرات معصومین را قرآن ناطق مینامیم اما چه سود که بشر در فرصتی که داشت از این انوار هدایت استفاده لازم را نبرد.
یَهْدی بِهِ اللَّهُ؛ این نور و کتاب مبین، هدایتگر و راهنماست و اما کسی نمیتواند ادعا کند که فقط با تمسک به آن و بدون نیاز به پیامبر و اهل بیت او راه هدایت را مییابد - مانند او که گفت: حسبُنا کتابُ الله - آنها هرگز از هم جداشدنی نیستند.
« إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض»(بحار، ج۵، ص۲۱)«در میان شما دو چیز گران بها را باقی میگذارم: کتاب خدا و اهل بیتم را و آن دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا آنکه بر سر حوض کوثر به من باز گردانده شوند.»
نه آنکه کسی بیاید آنها را از هم جدا کند بلکه این دو قابل جدا شدن نیستند و کسی نمیتواند آنها را جدا کند و به سعادت برسد.
مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ؛ قرآن برای کسی هدایت بخش است که طالب خشنودی پروردگار باشد و قدم به قدم به سوی رضای او گام بردارد.
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ یَقِیناً حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَا یُصِیبُنِی إِلَّا مَا کَتَبْتَ لِی وَ رَضِّنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی» (کافی، ج۲، ص۵۲۴)
«بار خدایا! من از تو ایمانی را درخواست میکنم که در قلبم قرار گیرد و یقینی که در پرتو آن بدانم که به من نرسد جز آنچه تو بر من نوشتی و مرا به آنچه بهرهام کردی خشنود دار.»
«تُباشِرُ» به معنای قرار گرفتن و چسبیدن است؛ به گونهای که از آن جدا نشود. یقین وقتی کامل میشود که انسان بداند هر چه نصیبش شده از جانب پروردگار است؛ چه نعمتهای ظاهری و چه نعمتهای معنوی، و باید در مقابل همهی آنها شاکر و سپاسگزار باشد. همچنین بداند که بدیها هم از ناحیهی او است و شاکر و صبور باشد و بداند این بدیها نیز برای او خوب است؛ بو سه و دشنام را یک یک بده.
کسی خواب یکی از مراجع تقلید را که مقلدین بسیار زیادی داشت، دید و دید که او با یک بسیجی ساده که میشناختش و هیچ شهرت و آوازهای نداشت، هم درجه است.
بنده معمولاً اعتقادی به خواب ندارم مگر آنکه صحیح باشد و این خواب معلوم بود از خوابهای صحیح بوده است. خدای تعالی کاری به شهرت و گمنامی ندارد و مرعوب صورتها و هیکلها نمیشود؛ او باطن افراد را مینگرد. البته آن مرجع تقلید نیز انسانی وارسته و پرهیزکار بود اما این نیست که چون کسی افراد زیادی در اطرافش هستند، جایگاهی عالی و بلند داشته باشد؛
ما درون را بنگریم و حال را نی برون را بنگریم و قال را
وَ رَضِّنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی؛ در سایهی ایمان مستقر و یقین کامل، مقام رضا نیز حاصل میشود و انسان در زمرهی «من اتبع رضوانه» قرار میگیرد.
سُبُلَ السَّلامِ؛ قرآن و ائمه اطهار علیهم السلام طالبان طریق خشنودی پروردگار را به راههای سلامت و بی گزند (سبل السلام) هدایت میکنند؛ یعنی با پشت سر گذاشتن مقدماتی چون ایمان و یقین و رضا، به تدریج تزکیه و تهذیبش میکنند. پس ممکن است که کسی به یقین رسیده باشد اما هنوز نفسش به طور کامل تهذیب نشده باشد و دارای صفات ناپسند باشد لذا فرمود: «آخِرُ ما یَخرُجُ عن قُلوب الصدّیقین حُبُّ الریاسه.»
«آخرین چیزی که از قلب صدّیقین خارج میشود، حبّ ریاست است.»
وقتی کسی به «سبل السلام» هدایت میشود در خانواده و دوستان و افراد جامعهاش، راههای سلامت به رویش باز میشود. در بعد اجتماعی نیز وقتی جامعهای در «سبل السلام» قدم میگذارد، خداوند از زیر یوغ استعمار و استثمار خارجش میسازد و افراد جامعه را متصف به صفات عالی و اخلاق الهی میگرداند و همه با هم مهربان و یکپارچه و متحد میگردند و تفرقه و دشمنی و کینه از میانشان رخت برمی بندد.
وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ؛ ثمرهی هدایت به سبل السلام، خارج شدن از تاریکیهای مادی و ورود به نور و معنویات است؛ چنین کسی دیگر اسیر پول و مقام و جمال و شهرت نمیشود و فریب دنیا را نمیخورد. پس از ورود به نور، نوبت به آن میرسد که هفتاد هزار حجاب نوری را پشت سر بگذارد و اینها همه به اذن پروردگار است.
وَ یَهْدیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ؛ پس از آن به راهی وارد میشود که بازگشت از آن، شبه محال است. به تعبیر المیزان صراط مستقیم - که با سین هم نوشته میشود - او را در خود میبلعد.
بدن اولیای پروردگار و بزرگان دین، هر کجا باشد، حتی اگر خاک شود، ارزشمند است.
در زمان امام حسن عسکری علیهالسلام خشکسالی میشود و مسلمانان مشغول نماز و دعای باران میشوند و بارانی نمیبارد. عدهای از مسیحیان با کشیش خود به بیابان میروند و دست به آسمان بلند میکنند و بلافاصله باران باریدن میگیرد. مردم بسیار تعجب میکنند و بعضی به تردید میافتند. متوکل به امام حسن عسکری علیهالسلام پیغام میدهد که فکری به حال دین جدّتان کنید.
چند روز بعد دوباره آن کشیش و همراهان روانهی صحرا میشوند، تا باز هم دعای باران کنند. حضرت به غلام خود میگویند: «در کنار آنها باش و چون دیدی کشیش دست به سوی آسمان بلند کرد، آنچه را که میان انگشتانش گرفته، از دست او بیرون آور.» غلام همان کار را کرد و کشیش هر چه دعا کرد، باران نیامد. آن چیز، تکهای استخوان بود و حضرت فرمود: این استخوان یکی از انبیای بنی اسرائیل است که خداوند از برکت آن باران نازل میکند.
بهترین چیزی که ما میتوانیم از حضرات معصومین علیهم السلام بخواهیم، این است که قلبمان را از مادیات خالی کنند، و باید تا آخر دست از این طلب بر نداریم.
تفسیر دعای روز شانزدهم از زبان حضرت آیت الله العظمی نجابت رحمهالله:
«اللهُمَّ وَفِّقنی فیهِ لِمُوافَقَهِ الأبرار و جَنِّبنی فیه مُرافَقَهَ الأشرارِ و آوِنی فیه بِرَحمَتِکَ الی دار القَرار بالهیَّتِکَ یا الهَ العالَمین.»
پروردگارا موفق فرما مرا برای موافق ساختن خودم را با نیکوکاران زیرا توافق بنده با نیکوکاران موجب ترقّی و سعادت من میشود، در رأس ابرار حضرت ختمی مرتبت و اوصیای اوست که از هر جهت نیکوکار و باز بودند.
پروردگارا! مرا دور بفرما که در این روز مبارک با ضدّ انقلاب با منافقین با یهود و نصارا سازش نداشته باشم. رفق بسیار صفت خوبی است لکن با مومنین نه با شریر که به دین و عقل و سعادت شخص امکان دارد صدمه بزند و مومن را در ترقّیات عالیه مزاحم شود، لهذا دور شدن از اشرار و رفیق نبودن با اشرار و سازش نداشتن با اشرار یکی از نعم است. صلابت و استقامت در خداپرستی از اعظم نعم است و لازمهی استقامت فرار از اشرار و رفق نداشتن و نرمی و سازش با آنها نشان ندادن است.
پروردگارا! تمام مبارکیها، تمام مبارکی خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و تمام اولیا از توست. هر مبارکی و میمنت از یمن برکت و آرامش و قدرت توست. پروردگارا! جا بده مرا بواسطه رحمتهای رحمانیه و رحیمیه خودت که این دو تیپ از رحمت هیچ کس را دور نمیفرماید، و جا بده مرا در نشئه قرار و دوام و حیات ابد و سعادت سرمد، فرودگاه من و آرامگاه من و منزل من منزل سعادت ابدی و قرار ابدی باشد چون حضرت عالی همه را واله خودت میفرمایی و همه را به طرف خودت جذب و از عالم نادانی به عالم دانش و سرور و فرح جذب میفرمایی.
اله یعنی حیران کننده. عشق است که حیران میکند شخص را به تمام معنا، از ناحیه الهیت حضرت احدیت است عشق عشاق لذا به سبب این جاذبه تقاضای ما را انجاز فرموده خانه سعادت ابدی ما را الان عطا بفرما.
تفسیر سوره نساء جلسه ۵۵
سَتَجِدُونَ آخَرینَ یُریدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَ یَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فیها فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَ یُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَ یَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِکُمْ جَعَلْنا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطاناً مُبیناً (۹۱)
«به زودی گروه دیگری را خواهید یافت که میخواهند هم از شما و هم از قوم خود در امان باشند. هر زمان به سوی فتنه بازگردانده شوند، با سر در آن فرو روند. پس اگر از شما کناره نگرفتند و تسلیم شما نشدند و دست از شما برنداشتند، هر کجا آنان را یافتید بگیرید و بکشیدشان. ما شما را بر آنها تسلطی آشکار داده ایم.»
سَتَجِدُونَ آخَرینَ یُریدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَ یَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ؛ خدای تعالی در ادامه صحبت پیرامون منافقین، به دستهی دیگری از آنها اشاره میفرماید. گروهی که هم میخواهند از جانب مسلمین احساس امنیت کنند و هم از جانب مشرکین لذا در مقابل مسلمانان اظهار ایمان میکنند و در کنار مشرکین برای بتان سجده به جا میآورند.
در تفسیر تسنیم چنین آمده است: آنان در توجیه نفاق خود، به مسلمین میگفتند: «آنچه میکنیم برای تأمین امنیت شماست و به مشرکین نیز همین را میگفتند.» شاید این معنی آیات ۱۱ تا ۱۳ سورهی بقره است:
وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ * وَ إِذا قیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ (بقره، ۱۱ تا ۱۳)
«و چون به آنان میگویند: در زمین فساد نکنید. میگویند: ما خود اصلاحگریم. آگاه باشید که آنان مفسدند ولی نمیدانند. و چون به آنها گویند: شما نیز مانند سایر مردم ایمان بیاورید. میگویند: آیا همانند ابلهان ایمان بیاوریم؟ آگاه باشید که آنان خود ابلهند اما نمیدانند.»
در هر صورت مصداق کامل منافقین، این گروهند که بعضی خیلی زود خود را رسوا میسازند و بعضی دیگر چنان حیله گرند که به سادگی خود را لو نمیدهند.
توضیحی درباره اصلاح
اصلاح یعنی به صلاح کشاندن، که کاری خوب و پسندیده است و در مقابل آن فساد و افساد است. انبیا جملگی اصلاحگر بودند و میخواستند عقیده و اعمال مردم را اصلاح کنند؛ یعنی میخواستند شرک را از عقاید مردم بزدایند و توحید را جایگزین آن سازند. همچنین میخواستند اعمال زشت و صفات ناپسند مردم را تبدیل به رفتارهای صحیح و صفات پسندیده نمایند.
اما منافقان، هدفشان به شرک کشاندن عقاید مردم و دور ساختن آنان از خدای یکتا است و در عمل، ظاهر و باطنی متفاوت دارند؛ یعنی اگر در ظاهر خود را مقیّد به بعضی شرعیات میدانند، در باطن هیچ اعتقادی به هیچ چیز ندارند و باکی از پاره کردن قرآن و خوردن شراب و انجام زنا و دیگر محرمات الاهی ندارند لذا هم از جهت عقاید و هم از جهت اعمال کاملاً فاسدند و مومنین را «سُفَها» (ابلهان) میخوانند. وقتی خود را اصلاحگر و مصلح میخوانند، منظورشان این است که در پی راهی هستند برای تأمین دنیا و منافع مادی، به هر قیمت که باشد.
مجاهدین خلق از ابتدا نظر «اشتراکی» داشتند و عقایدشان متمایل به کمونیستها بود و اقتصاد را اصل میدانستند و آیات قرآن را طبق همین عقاید و اصول تفسیر میکردند.
گروههایی که امروز در جامعه به عنوان اصلاح طلب خوانده میشوند، کسانی هستند که داعیهی عمل به قانون را دارند و مخالف جمهوری اسلامی نیستند. شاید بعضی از آنها معتقد باشند که مردم باید با اختیار خود به احکام عمل کنند، نه با اجبار - احکامی مثل حجاب یا روابط میان جوانان - اما تا آنجا که بنده میدانم و آنها را میشناسم، هیچ کدام وابسته به بیگانگان نیستند و نمیخواهند کشور به دست آمریکا و روسیه و چین و دیگران بیفتد و در مدتی که سر کار بودند، خود را نشان دادند، از آن جهت که برای مردم کار میکردند؛ انحصار طلب نبودند و سعی در التزام به قانون اساسی داشتند و وضع خوبی در کشور حاکم بود.
آقای میرحسین موسوی در زمان امام خمینی رحمه الله، هشت سال نخست وزیر بود و زیر نظر امام قرار داشت و امام هم از او پشتیبانی میکرد. همان چیزهایی که امروز میگوید، در آن زمان به صورت عملی انجام میداد.
بنابراین نمیتوان هر کس را که ادعای اصلاح گری و اطلاح طلبی میکند، منافق نامید و چنین کاری واقعاً بی انصافی است. لکن شخص امام خمینی رحمه الله به عنوان عالمی فرزانه و فقیهی عارف، نقطهی آغاز اصلاح را از درون میدانست و تمام هدفش این بود که درون مردم متوجه خدای تعالی شود البته میخواست که سیاست و اقتصاد و فرهنگ و دیگر امور فردی و اجتماعی به وسیلهی احکام اسلامی و قانون اساسی اصلاح شود.
ما که در این مسجد دور هم جمع میشویم و با دوستان خود نماز جماعت میخوانیم و تفسیر قرآن میگوییم و میشنویم، از درون خود آگاه و نسبت به هم مطمئنیم. ما هرگز به دنبال بیگانگان نیستیم و یکی از انتقاداتمان این است که چرا این همه با چین و روسیه ارتباط تنگاتنگ دارید - بنا به همین صورت ظاهری که وجود دارد و فارغ از دلایل پشت پرده - از نظر ما تفاوتی میان آمریکا و روسیه و چین و انگلیس و غیره نیست.
سعی میکنیم اگر دعوت به خوبی میکنیم، خودمان هم اهلش باشیم و پنهان و پیدایمان یکی باشد. هر کدام از دوستان ما در هر کجا مسوولیت و فعالیتی داشتند، صادق و امین بودند و دست به بیت المال مسلمین دراز نمیکردند. منافقین واقعی، در دوران ما اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند که در برهه ای از زمان با هیاهوی بسیار، رسماً به کشور حمله کردند تا تهران را تصرف کنند. آنها مصداق واقعی این آیه بودند که فرمود: «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ»
آنها نه از دشمنی خود کناره گرفتند و نه تسلیم شدند و نه دست از آزار و اذیت ملت کشیدند. امروز هم اگر دستشان برسد، هر کجا انسانهای خوب و خدمتگزار واقعی ملت را ببینند، ترور میکنند. اینان همواره رو به سوی فتنه دارند و هر کجا آن را بیابند با سر در آن فرو میروند و فتنهی واقعی، آمریکا و روسیه و چین هستند که میخواهند دنیا را به تسخیر خود درآورند و فرقی با هم ندارند. هیچ کدام آنها وفای به عهد ندارند و تنها چیزی که برایشان مهم است، منافع خودشان است و اگر منافعشان اقتضا کند بلافاصله دست از حمایتهایشان برمی دارند. مخصوصاً دشمنی آشکار با شیعه دارند؛ چرا که شیعیان را مانع خود میبینند. امروز یهودیان صهیونیست مضرترین حکومت را برای خود، حکومت شیعی میدانند و میدانند که شیعیان میتوانند از پس آنها برآیند در حالی که با کشورهای دیگرچنین مشکلی ندارند و با آنها کنار میآیند. اما افسوس که وضع به گونه ای شده است که افراد مومن و متعهد که کاری از دستشان بر میآید، یک به یک کنار میروند و حذف میشوند.
فتنه، بیگانگانی هستند که چشم دیدن اسلام و شیعه را ندارند و میخواهند همیشه در این کشور اختلاف و چند دستگی وجود داشته باشد تا بتوانند سرمایههای آن را ببلعند. اتحاد و یک دستگی وقتی رخ میدهد که همه رو به سوی خدا کنند و ملزم به احکام قرآن و سنت شوند، بدون هیچ توجیه و مصلحت اندیشی، و واقعاً مردم را محترم شمارند.
وقتی میفرماید: «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» منظور آن دسته از منافقین است که بیان شد لذا اینکه افراد خاصی را منافق بخوانند و هر کجا آنان را پیدا کردند دوره اش کننده و شعار دهند و توهین کنند و بزنند و بکشندش، صحیح نیست و مصداق قطعی فساد است.
حکایتی از آخوند خراسانی
در مبارزات مشروطیت میان علما، هم در ایران و هم در نجف، دودستگی به وجود آمد. برخی طرفدار مشروطه و برخی طرفدار سلطنت. البته به طور قطع طرفداران سلطنت هم، هدفشان طرفدرای از ظلم نبود و لابد ملاحظات و شرایطی را مدّ نظر داشتند. در این میان آیت الله سید محمد کاظم یزدی، طرفدار سلطنت و آخوند خراسانی از طرفداران مشروطه بود. این برزگواران هر دو بسیار متقی و وارسته بودند و از اساطین فقه شیعه محسوب میشوند. این دو رابطهی خوبی با هم داشتند اما مریدانشان با هم در ستیز و اختلاف بودند و هر کدام دیگری را ذم میکرد و به حدّ کفر میکشاند.
یکی از کسانی که به ملامحمد کاظم خراسانی بسیار ناسزا میگفت، واعظی بود، اهل کربلا. او هر کجا مینشست و هر منبری میرفت از آخوند خراسانی بد میگفت و نسبتهای زشت به او میداد و البته سخنان و مواضع او از آخوند مخفی نبود و به گوش او میرسید. دیری نگذشت که واعظ کربلایی بدهی سنگینی بالا آورد و مجبور به فروش خانه اش شد. به سراغ یک نفر که میدانست خانه اش را میخرد، رفت و پیشنهاد خرید خانه را به او داد اما او که از طرفداران آخوند خراسانی بود، گفت: اگر جناب آخوند پای قبالهی خانه ات را امضا کند، من خانه ات را میخرم. واعظ بسیار ناراحت شد و ابتدا قبول نکرد اما پس از چند روز تسلیم شد و عازم نجف گردید. وقتی خدمت آخوند خراسانی رسید، آخوند که او را میشناخت، بسیار گرامیش داشت و با روی گشاده از او استقبال نمود. پس از آنکه جریان واعظ و شرط خریدار را شنید. قباله را گرفت و زیر تشکی که بر آن نشسته بود گذاشت و مشغول صحبت با دیگر حاضران شد. واعظ گمان کرد جناب آخوند میخواهد به خاطر مواضع او، خانه اش را مصادره یا به نحوی اذیتش کند. وقتی همه حاضران رفتند، جناب آخوند بر سر صندوق رفت و مبلغ زیادی پول آورد و به همراه قبالهی خانه به واعظ داد و گفت: شما اهل علم هستید و معلوم است که از تنگدستی مجبور به فروش خانه شده اید. این پولها را بگیرید و خانه تان را هم نفروشید و پس از این اگر باز هم احتیاج پیدا کردید، نزد ما بیایید.
شبهای قدر، فرصت بازگشت به سوی خدا
شبهای قدر نزدیک است و همه ما باید بدانیم که هر کس واقعاً رو به سوی خدا آورد، خداوند ناامیدش نمیکند. آیت الله انصاری رحمه الله میفرمود: چرا مردم از رحمت خدا غافلند و رو به خدا نمیآورند و حاجاتشان را از او درخواست نمیکنند؟
حکایت
حضرت آیت اللَّه العظمی نجابترحمه الله در مورد رحمت پروردگار و ظهور آن در ائمه اطهارعلیهم السلام مىفرمودند: در همدان شخصى به نام علی گندآبی پس از سالها دزدى، از گذشته خویش پشیمان شد و توبه کرد. بنا به قاعده حق الناس، اموالى را که مىتوانست به صاحبانشان بازگرداند و هر آنچه را که نمىتوانست به نحوى صاحبانشان را راضى کرد. پس از مدتى هوس زیارت امیرالمؤمنینعلیه السلام بر دلش افتاد و از همدان به قصد نجف اشرف خارج شد. دخترش در «بهار» همدان صاحب شوهر و زندگى بود. مرد تصمیم گرفت شب را در خانه دخترش بماند اما هنگامى که دامادش به خانه مراجعه نمود و او را دید به همسرش متعرض شد که چرا پدرش را در خانه راه داده است. مرد بیچاره پس از شنیدن مشاجره میان دختر و دامادش به ناچار خانه را ترک کرد و در شهر سرگردان شد. نیمه شب مولا علىعلیه السلام به خواب داماد رفت و او را بخاطر این کار سرزنش فرمود. داماد گفت: این مرد دزد است. حضرت فرمود: او توبه کرده و اکنون آهنگ زیارت ما را دارد. باید همین امشب او را پیدا کنى و جاى خواب و غذایش بدهى و فردا برایش استرى تهیه کنى و او را راهى سفر نمایى. داماد همان شب به دنبال پدرزن خود رفت و او را پیدا کرد و به خانه برد و مطابق دستور مولا علىعلیه السلام با او رفتار نمود. به هر حال مرد به نجف رسید اما هنگامى که خواست به زیارت برود، در صحن ایستاد و رو به ضریح حضرت امیر کرد و گفت: من علی هستم و شما هم علی هستید آقا من گناهان بسیار کردم اما شما با رحمت و ملاطفت با من برخورد کردید. اکنون روى دیدار شما را ندارم و از حضور در محضرتان شرمسارم از شما مىخواهم همین الان، در همین جا جان بسپارم و در حرمتان وارد نگردم. او چون صادقانه مولاى خویش را خواند، دعایش مستجاب شد و همانجا روح از کالبدش بیرون آمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد!
جوانی تائب
علامه طباطبایی رحمه الله میگوید: یکی از دوستان چنین نقل کرد:
در ماشین نشسته و مشرف به کربلای معلی میشدم؛ سفر من از ایران بود. در نزدیکی صندلی من جوان ریش تراشیده و فرنگی مآب نشسته بود. لهذا سخنی بین ما و او رد و بدل نشد. ناگهان صدای این جوان دفعتاً به زاری وگریه بلند شد؛ بسیار تعجب کردم. پرسیدم: سبب گریه چیست؟ گفت: اگر به شما نگویم به چه شخصی بگویم. من مهندس راه و ساختمانم. از دوران کودکی تربیت من طوری بود که لامذهب بار آمده و طبیعی مسلک بودم. مبدأ و معاد را قبول نداشتم؛ فقط در دل خود محبتی به مردم دیندار داشتم. خواه مسلمان و خواه کلیمی و خواه مسیحی.
شبی در محفل دوستان که بسیاری هم بهایی بودند حاضر شدم. ساعاتی چند به لهو و لعب و رقص و مانند اینها اشتغال داشتم. پس از گذشت زمانی در خود احساس شرمندگی نمودم و از کارهای خودم خیلی بدم آمد. ناچار از اتاق خارج گشته به طبقه بالا رفتم و در آنجا مدتی گریه کردم و چنین گفتم: ای آنکه اگر خدایی هست آن تویی، مرا دریاب. پس از لحظه ای پایین آمدم. آن شب به پایان آمد و من از رفقا جدا شدم.
فردای آن شب به اتفاق رئیس قطار برای مأموریت فنی خودم عازم مقصدی بودیم. ناگهان دیدم سیدی نورانی نزدیک من آمد به من سلام نمود و فرمود: با شما کاری دارم. وعده کردم فردا بعد از ظهر از او دیدن کنم. اتفاقاً بعد از رفتن او بعضی از رفقا گفتند: این شخص محترمی بود چرا با بی اعتنایی جواب او را دادی؟ راستش این است که من تصور کرده بودم او از من پولی میخواهد. اتفاقاً رئیس قطار فردا به من مأموریتی داد نمیتوانستم سید را ملاقات کنم؛ برای صبح که از خواب برخاستم تب شدیدی عارض من شد که از رفتن به مأموریت صرف نظر کردم و عصر دیدم حالم کاملاً خوب شد و از تب خبری نیست. از این روی برخاسته به منزل آن سید رفتم. به مجرد ملاقات شروع کرد یک دوره اصول و عقاید برایم گفت، به طوری که من کاملاً به اسلام یقین آوردم. سپس به من دستوراتی داد چند روزی با این برنامهها سرگرم شدم. عجب این بود که هر وقت در حضور او مینشستم وقایع زندگی ام را بهتر از خودم برایم شرح میداد. افکار و اسرارم را که کسی بر آن واقف نبود میدانست. مدتی گذشت شبی در حضور دوستان قبلی به قمار پرداختم؛ فردا که به خدمتش مشرف شدم بدون مقدمه فرمود: آیا حیا و شرم نکردی؟ اشک ندامت از دیدگانم سرازیر شد. گفتم: غلط کردم، توبه نمودم. فرمود: برخیز غسل توبه کن و دیگر برای ابد چنین اعمالی انجام مده. خلاصه من در خدمت او انسان دیگری شدم. چند روز پیش به من دستور داد که باید به زیارت عتبات روم. این سفر، سفری است که به امر آن سید بزرگوار انجام میدهم. دوستم گفت: در نزدیکی عراق بود که دیدم صدای او به گریه بلند شد؛ سبب گریه اش را پرسیدم. گفت: الان که وارد خاک عراق شدیم حضرت اباعبدالله علیه السلام به من خیر مقدم گفتند.
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟ ای خواجه درد نیست و گر نه طبیب هست
(از ایشان نیستی، میگو از ایشان، ص۱۰۷، شماره ۱۲۰)
تفسیر دعای روز هفدهم از زبان حضرت آیت الله العظمی نجابت رحمه الله:
«اللهُمَّ اهدِنی فیه لِصالِحِ الأعمالِ وَ اقضِ لی فیه الحَوائجَ و الامال یا مَن لایَحتاجُ الی التَفسیر و السُوال یا عالِماً بما فی صُدور العالَمین صَلِّ علی محمّدٍ و آله الطاهرین»
پروردگارا مرا هدایت فرما در این روز به انجام اعمال صالح که تمام فرمودههای تو در قرآن و فرمودههای خاتم انبیا را انجام بدهم. عمل صالح گاهی موجب صفای باطن فقط میشود، گاهی موجب سعادت و بهشت را را دنبال دارد، البته جوی آب و شیر و نعمتهای بهشت خوب است لکن گاهی صلاحیتی که خدا به بنده اش تفضل میفرماید از بهشت هم بالاتر است صالح بودن برای قرب خدا و نعمات بالاتر از بهشت و لقای ربّ الأرباب که اعزّ نعم است البته لازم نیست که حتما طرف اول مومن باشد نه خدا اگر بخواهد میتواند تفضل کند به هر کس که بخواهد، نماز شب و ... فلان هم لازم ندارد. سگ اصحاب کهف را که خدا محترم کرد دیگر از سگ پست تر هست؟ لذا خدا مبارک کرد. ماه رمضان را که خدا مبارک کرده با ماههای دیگر فرقی ندارد جز اینکه خدا او را مبارک کرده. ملای رومی میفرماید:
«دادِ حق را قابلیّت شرط نیست»
والله چنین است، دست خدا که بسته نیست در عطا کردن به بنده اش.
«وَ اقضِ لی فیه الحَوائجَ و الامال» پروردگارا انجام بده برای من حوائج مرا در این روز و تمام آرزوهایم را، وجودم شش دانگ عشق به تو باشد «یا مَن لایَحتاجُ الی التَفسیر و السُوال» ای کسی که احتیاج به عرض حال بنده و شرح و تفسیر نداری تو از حال من باخبری، حوائج من را میدانی و قدرت هم داری و میتوانی که تفضل کنی، گاهی اولیای خدا اینطور است که خدا را به تمام معنا محیط بر خود میبینند یعنی علم خدا را محیط میبییند لذا دیگر آن حال جای سوال و گفتگو نیست ملای رومی میگوید:
من گروهی میشناسم ز اولیا
که دهانشان بسته باشد از دعا
حضرت ابراهیم را خواستند در آتش بیندازند، جبرئیل آمد در لحظات آخر گفت: احتیاج به کمک داری؟ فرمود: «و امّا الَیکَ فلا، عِلمُهُ بِحالی کَفی عَن مَقالی» او میداند حال مرا کفایت میکند از این که من بگویم. (بحار، ج۱۲، ص۳۱) ای کسی که از درون سینهها آگاهی دارد درود فرست بر محمّد و آل او ابدالاباد.
امروز: آیت الله هاشمی رفسنجانی ضمن تبریک روز خبرنگار و تاکید بر اینکه خبرنگاران حافظان اعتماد مردم اند گفت : هر چقدر دایره خبرسازی و کتمان حقایق را گستردهتر باشد، به همان اندازه محدوده اعتماد مردم به مسئولان و رسانههای داخلی کم و توجه آنان به رسانههای خارجی زیاد میشود. نباید بگذاریم خبرهای مربوط به کشور ایران را دیگران به اطلاع مردم ما برسانند .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی ؛ متن کامل پیام رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مناسبت روز خبرنگار بدین شرح است :
« بسم الله الرحمن الرحیم »
خبرنگاری، شغل شرافتمندانهای است که رسالت بزرگی را بر دوش خبرنگاران میگذارد. این گروه که تمام همتشان ارتقای اطلاعات در جوامع است، نمیگذارند جامعه در بیخبری بماند و با رشد آگاهی مردم، باعث تسریع حرکت قافله انسانی به سوی قلههای دانش و علم و در نتیجه پیشرفت و سعادت میشود.
توجه داشته باشیم که خبرنگاری با خبرسازی تفاوت دارد، خبرسازی که متأسفانه در کنار رشد نرمافزاری و سختافزاری اطلاعرسانی درست، در حال اشاعه در جامعه میباشد، بر پایه دروغ و شایعه استوار است و نمیتواند منبع و مرجع باشد، اما میبینیم که بسیاری از بوقهای استعماری و استبدادی برای جبران عدم اعتماد مردم، به دروغگویی و خبرسازی روی آورده و نمیدانند آنچه باعث افزایش رویگردانی مردم از آنان شده، همین حالت است.
در دنیای فراصنعتی امروز که همه ابزار اطلاعرسانی با پیشرفتهترین تکنولوژی ساخته شدهاند، نمیتوان خبری را کتمان و یا سانسور کرد. عصر انفجار اطلاعات است و هر حادثهای که در هر گوشه این جهان اتفاق بیفتد، خیلی سریع با عبور بر شهپر اطلاعرسانی به اقصی نقاط جهان میرسد و حتی اخیراً در کنار خبر، تصاویر و فیلم آن نیز مخابره میشود. مانند تصاویری که در زمان هجوم ارتش اشغالگر اسرائیل به غزه از جنایات و کشتار صهیونیستها پخش شد و به دنبال آن ادعای مظلومیّت کذایی گروه افراطی یهودی که بر اثر مظلوم نمایی و تبلیغات غرب حاصل شده بود، بر باد رفت.
تصویر به شهادت رسیدن نوجوانی در آغوش پدر در خیابانهای سرزمینهای اشغالی که نگذاشت ندای ریاکارانه حقوق بشری اسرائیل و حامیان جنایتپیشه آن، در گوش مردم جهان بنشیند. این همه مرهون افزایش روزافزون خبرنگاران و توسعه ابزار اطلاعرسانی در جامعه است و شایسته است انقلاب اسلامی که پایه و اساس نظام خویش را بر پایه اطلاعرسانی صحیح و سریع قرار داده ؛ با حضور خبرنگاران متعهد در صحنه رسالت آگاهسازی را انجام دهد.
نکتهای که باید به آن توجه کنیم، اینکه هر چقدر دایره خبرسازی و کتمان حقایق را گستردهتر باشد، به همان اندازه محدوده اعتماد مردم به مسئولان و رسانههای داخلی کم و توجه آنان به رسانههای خارجی زیاد میشود. نباید بگذاریم خبرهای مربوط به کشور ایران را دیگران به اطلاع مردم ما برسانند، مخصوصاً که میدانیم آنان اهداف خاص خود را در چیدمان کلمات در خبرها دارند و اگر ما واقعیتها را براساس حقیقت محض بگوییم، مردم نیز از آنان روی برمیگردانند. به هر حال روز خبرنگار فرصت بسیار خوبی است تا من به عنوان مسئولی که در طول ۳۰ سال در سفر و حضر با آنان همراه بودهام، از همه خبرنگاران تشکر کنم و بر روح بلند خبرنگاران شهید درود فرستم که خون پاکشان علاوه بر ارزش شهادت، در راه افزایش آگاهی مردم به زمین ریخته شد.
امروز: در ادامه افزایش قیمت ارز در بازار و در حالی که هنوز بانک مرکزی قیمت ارز مرجع را اعلام نکرده است، قیمت دلار امروز سه شنبه در بازار آزاد ۲۲۳۰ تومان، سکه طرح جدید ۷۸۶ هزار تومان و هر گرم طلای زرد ۱۸ عیار ۸۰ هزار و ۳۸۰ تومان است.
به گزاش مهر، حذف قیمتها از تابلوی صرافی ها در میدان فردوسی تهران که مرکز خرید و فروش ارز است، همچنان ادامه دارد و صرافان بازار ارز از اعلام نرخ دلار و درج آن بر روی تابلوها امتناع می کنند.
با این وجود، دلار در بازار آزاد هم اکنون حدود ۲۲۳۰ تومان فروخته می شود، قیمت فروش یورو ۲۷۴۰ تومان و پوند ۳۳۰۰ تومان است. قیمت دلار صبح دیروز در بازار آزاد تهران ۲۰۵۰ تومان بود که درحوالی ظهر تا ۲۲۰۰ تومان هم بالا رفت و در نهایت در بعد از ظهر به ۲۱۴۰ تومان رسید، همچنین نرخ یورو در بازار آزاد دیروز ۲۶۰۰ تومان و پوند ۳۲۰۰ تومان بود.
نرخ هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم امروز سه شنبه در بازار ۷۸۸هزار تومان، طرح جدید ۷۸۶ هزار تومان، نیم سکه ۳۹۳ هزار تومان، ربع سکه ۱۹۷ هزار تومان و گرمی ۱۱۵ هزار تومان اعلام شد. این نرخها دیروز به ترتیب بر روی تابلوی صرافی ها ۷۶۸ هزار تومان، ۷۶۶ هزار تومان، ۳۸۲ هزار تومان و ۱۹۲ هزار و ۵۰۰ تومان گزارش شد.
قیمت هر گرم طلای زرد ۱۸ عیار در بازار داخلی طی روز جاری ۸۰ هزار و ۳۸۰ تومان و هر اونس طلا در بازارهای جهانی ۱۶۱۴ تومان است. قیمت طلای داخلی دیروز بیش از ۷۸ هزار تومان و اونس جهانی ۱۶۰۸ تومان بود.
امروز: فرج الله سلحشور، سینماگر حکومتی و وابسته به نهادهای محفلی، مجددا با اهانت به هنرمندان کشور و فاسد خواندن سینما، نهاد صنفی «خانه سینما» را اتاق فرهنگی دشمن نامید.
وی در یک مصاحبه دیگر عنوان کرده است: "مشکل این جاست که ماهیت سینمای دنیا و از جمله سینمای ما اسلامی نیست؛ ما جزئی از سینمای دنیا هستیم و به نظر من سینمای ایران، سینمای الحاد است."
به گزارش ایسنا، سلحشور در ادامه اظهار نظرهای جنجالی خود گفت: خانه سینما را اتاقِ جنگ فرهنگیِ دشمن در خاک دوست میدانم؛ به این دلیل که مدافع فیلمهای مبتذل بوده و با آثاری که ساخته می شد آب در آسیاب دشمن میریخت!
سلحشور به انگیزه اصلی تعطیلی خانه سینما اشاره کرد و مدعی شد: اهالی خانه سینما طرفدار فتنه ۸۸ بود؛ اعضای خانه سینما از فتنه ۸۸ حمایت و در آن شرکت کردند و زمانیکه دست فتنه رو شد، حتی عذرخواهی هم نکردند و خود را اصلاً جزو ایرانیها ندانسته، بلکه مستقل دانستند!
سلحشور در ادامه گفت: سینما برای شهوت، خودنمایی، شهرت، تجارت و سوءاستفاده از نهادها و به نمایش گذاشتن زیبایی زنان بوجود آمده است.
وی ادعا کرد: به عبارت دیگر حقیقیت سینما این است که با حجاب، عفاف، حیا و اعتقادات مردم بیگانه است و اگر بتواند ریشه آنها را خواهد زد؛ بیحجابی در سینمای ایران به ماهیت اصلی خود سینما باز می گردد.
این سینماگر حامی دولت همچنین مدعی شد: سینمای موجود ما هیچ سنخیت، رفاقت، تجانس و سازشی با مذهب و اعتقادات ما ندارد، بنابراین اگر بچه مسلمانی خودش فطری میآید و فیلم مذهبی را در سینما می سازد، استثناست.
البته سینمای ما برای افراد حزب اللهی نیست، ما پس از انقلاب بیش از ۲۰ هزار نیرو وارد حوزه هنری کردیم که همه آنها از دست رفتند، ما یک بستر مناسب را ایجاد نکردیم، بنابراین سینما هم فرهنگ گذشته خود را حفظ کرده و هم نیروهای ما را از بین برده است؛ ما نتوانستیم برای سینما کاری انجام دهیم.
وی طی گفتگویی با روزنامه خراسان نیز عنوان کرده است: "سینمای ما با امام رضا و معنویت دشمنی دارد مشکل این جاست که ماهیت سینمای دنیا و از جمله سینمای ما اسلامی نیست؛ ما جزئی از سینمای دنیا هستیم و به نظر من سینمای ایران، سینمای الحاد است.
وی در ادامه در پاسخ به این سؤال که اگر اینطور است چرا شما کار سینمایی میکنید میگوید:چه کسی باید معنویت را وارد سینمای ایران کند؟ سینماگران؟ آیا شما مبارزه با قاچاق را به یک قاچاقچی واگذار می کنی که انتظار داری سینماگران معنویت را وارد سینمای ایران کنند؟
امروز: در واکنش به سفر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به لبنان و اظهارات او در مورد سوریه، ولید جنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست ترقی خواه این کشور، با اشاره به کمبود و گرانی مرغ در ایران گفته است "بهتر است آقای جلیلی به جای پخش انبار تسلیحات ایران در نقاط مختلف، به مسایل داخلی کشور خود مانند قیام مرغی و فشار بر مردم فقیر بپردازد."
به گزارش بی بی سی سعد حریری، نخست وزیر سابق لبنان که از مخالفان سوریه است نیز از سفر آقای جلیلی انتقاد کرده و گفته است "در زمانی که مردم سوریه با شنیع ترین کشتار و ویرانی به دست رژیم بشار اسد و حامیان خارجی او دست به گریبان هستند" نمیتوان به این مقام ایرانی خوشامد گفت.
آقای حریری با یادآوری اظهارات برخی مقامات ایرانی در مورد واکنش به حمله نظامی احتمالی به سوریه، گفته است که "دولت ایران باید بداند اینگونه تهدید ها و حرکات مشکوک سقوط متحدش در سوریه را به تعویق نخواهد انداخت."
به گزارش خبرگزاری ایرنا، آقای جلیلی در پاسخ به اظهارات ولید جنبلاط گفته است: "ایران، قیمت مرغ که جای خود دارد، ماهواره را هم به فضا می فرستد."
امروز: رهبری در جمع پرشور دانشجویان، با بیان اینکه امروز علمآموزی و پژوهش جهاد است، بر ضرورت حضور مسئولان در دانشگاهها و شنیدن سخنان دانشجویان تاکید کردند.
به گزارش ايلنا به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام رهبری، حدود هزار نخبه و فعال دانشجویی، عصر روز دوشنبه در دیداری صمیمانه و صریح با رهبری حدود 5/3 ساعت با ایشان به گفتگو و تبادل نظر درباره مسائل مختلف دانشگاهی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداختند.
در ابتدای این دیدار یازده فعال سیاسی، فرهنگی و علمی دانشجویی، حدود 5/2 ساعت به نمایندگی از تشکلها، اتحادیه ها، انجمن ها و کانونهای دانشجویی دیدگاههای متفاوت خود را درباره مسائل مختلف کشور بیان کردند. سپس رهبری ضمن پاسخ به سؤالات و ابهامات مطرح شده، آرمانگرایی سیاسی، علمی و اخلاقی - معنوی را مهمترین توقع از مجموعه های دانشجویی خواندند و به تبیین بایدها و نبایدهای نگاه نقادانه، معتدل، منصفانه و پر امید به مسائل کشور پرداختند.
رهبری در ابتدای سخنانشان، با اشاره به مطالبی که نمایندگان دانشجویان در این دیدار مطرح کردند، آنها را بسیار خوب و منعکس کننده فضای دانشجویی خواندند و تأکید کردند: برخی از این مطالب، راهگشا و برخی هم حاوی نکات مفیدی بودند که مسئولین مربوطه باید به آنها توجه جدی کنند.
آیت الله خامنه ای سپس به برخی نکات مطرح شده از جانب دانشجویان، اشاره کردند.
«لزوم شرح صدر سیاسی در میان دانشجویان» یکی از این نکات بود که رهبر انقلاب اسلامی در خصوص آن فرمودند: در پایبندی دقیق به اصول و ارزشها و در عین حال رعایت شرح صدر با افراد غیر همفکر در زمینه های مختلف از جمله مسائل سیاسی، هیچ منافاتی وجود ندارد.
آیت الله خامنه ای درخصوص موضوع «حضور نیافتن مسئولان در دانشگاهها» که از جانب دانشجویان مطرح شده بود، خاطرنشان کردند: این اشکال کاملاً وارد است و مسئولان اعم از رؤسای سه قوه، مسئولان میانی، رئیس سازمان صدا و سیما، و فرماندهان سپاه و نیروهای مسلح باید در دانشگاهها حضور یابند و ضمن شنیدن سخنان دانشجویان، سخنان و استدلال های خود را نیز بیان کنند که در این صورت، بسیاری از ابهامات و سؤال های نسل جوان برطرف خواهد شد.
رهبری با اشاره به مطالب مطرح شده درخصوص برخی برخوردهای قضایی با تشکل ها، سایت ها و وبلاگ های دانشجویی افزودند: البته قوه قضاییه در این خصوص، استدلالهایی دارد که اگر مطرح شود احتمالاً برخی ابهامات برطرف خواهند شد اما عقیده من هم این است که نباید در قبال اظهار نظر تند یک جوان دانشجو، برخورد تند شود.
ایشان درخصوص نگاه اقتصادی عدالت محور و دیدگاه اسلام درباره سرمایه داری که از جانب یکی از دانشجویان مطرح شد، خاطرنشان کردند: نگاه اقتصادی در کشور باید عدالت محور باشد و این موضوع منافاتی با سیاستهای اصل 44 ندارد.
رهبری افزودند: اگر سیاستهای اصل 44، آنگونه که تبیین شد، اجرا شود، قطعاً به سرمایه داری مذموم و محور شدن سرمایه داری در تصمیمات کلان کشور منتهی نخواهد شد.
ایشان افزودند: مشکلات و فشارهای روزافزون اقتصادی کنونی در غرب و اروپا ناشی از ذات نظام سرمایه داری، یعنی سرمایه سالاری است.
رهبری با تأکید بر اینکه باید مراقب بود تا نگاه سوسیالیستی بر تفکرات اقتصادی غلبه پیدا نکند، خاطرنشان کردند: اگر سیاستهای اصل 44، در همان چارچوبی که تبیین شد، اجرا شود، قطعاً مکمل اقتصاد عدالت محور خواهد بود.
آیت الله خامنه ای، اقتصاد مقاومتی را متفاوت از اقتصاد تهاجمی دانستند و با اشاره به صحبتهای یکی ازدانشجویان درخصوص اقتصاد تهاجمی افزودند: اگر در این زمینه، یک تبیین دقیق دانشگاهی ارائه شود، شاید بتواند به عنوان تکمیل کننده اقتصاد مقاومتی مورد استفاده قرار گیرد.
ایشان خاطرنشان کردند: منظور از اقتصاد مقاومتی، اقدامات تدافعی و حصارکشی به دور خود نیست بلکه اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که برای یک ملت، حتی در شرایط فشار و تحریم، زمینه رشد و شکوفایی را فراهم می کند.
رهبری درخصوص سؤال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه «آیا انتقاد کردن به معنای تکمیل کردن پازل دشمن است» تأکید کردند: من به هیچ وجه اعتقادی به انتقاد نکردن ندارم بلکه همواره اصرار دارم، جریان دانشجویی موضع انتقادی خود را حفظ کند.
آیت الله خامنه ای افزودند: اما در بیان انتقادها باید به این نکته توجه شود که طرح آن به گونه ای باشد که مقصود دشمن را برآورده نکند.
یکی از دانشجویان درخصوص «تفاوت برخی دیدگاههای کارشناسی با نظرات رهبری و اینکه آیا این تفاوت دیدگاه به معنای مخالفت با ولایت و نظام است» پرسیده بود که رهبری فرمودند: هیچ نظر کارشناسی که مخالف با نظر رهبری باشد به معنای مخالفت با ولایت نیست.
ایشان تأکید کردند: کار کارشناسی و دقیق علمی، به هر نتیجه ای که برسد، برای صاحب آن نظر، معتبر است و نباید مخالفت با نظام تعبیر شود.
ایشان همچنین با اشاره به سخنان یکی از دانشجویان، ارتباط تشکلهای دانشجویی با مجموعه های دانشجویی دخیل در نهضت بیداری اسلامی را ضروری دانستند.
رهبری همچنین درباره سخنان یکی از دانشجویان درباره کم تحرکی شورایعالی فضای مجازی افزودند: نباید برای دیدن نتایج فعالیت این شورا تعجیل کرد چرا که اینگونه کارها، نیازمند چند سال زمان است.
آیت الله خامنه ای در بخش دوم سخنانشان با طرح برخی از توقعات از مجموعه ها و محیطهای دانشجویی تأکید کردند: دانشگاه یک جریان سیال متراکم از نیروست که اگر آزاد و هدایت شود، کشور را به طور کامل هدایت خواهد کرد.
ایشان توان متراکم محیطهای دانشجویی را متکی به دو عنصر نیروی فیاض جوانی و نیروی ناشی از علم و دانش جویی دانستند و افزودند: دانشگاه می تواند با تکیه بر نشاط و اعتماد به نفس تشدیدشده پس از انقلاب، به همه توقعات پاسخ دهد.
رهبری در تشریح این توقعات، آرمانگرایی را به عنوان یک توقع اساسی مورد تأکید قرار دادند و در سه بخش به تبیین آن پرداختند: آرمانگرایی در سیاست، در علم و در معنویت و اخلاق.
ایشان افزودند: آرمانگرایی در علم یعنی به دنبال قله های علمی رفتن که این هدف، خوب درس خواندن را ضروری می سازد.
آیت الله خامنه ای با تکیه بر این منطق، خطاب به میلیونها نفر دانشجوی کشور خاطرنشان کردند: امروز درس خواندن، علم آموزی، پژوهش و جدیت در کار اصلی دانشجویی، یک جهاد است.
ایشان در تبیین آرمانگرایی در معنویت و اخلاق نیز به لزوم پاک بودن محیطهای دانشجویی و تقید به دین و ارزشها اشاره کردند.
رهبری در این بخش با ریشه یابی و انتقاد شدید از نگاهی که دانشگاهها را محیطهایی مخالف دین می خوانَد، افزودند: این نگاه ارتجاعی و کاملاً غلط، به آغاز شکل گیری دانشگاه در ایران در چندین دهه قبل از انقلاب و تلاشهای برخی برای تربیت یک نسل روشنفکر غربگرای خودباخته برمی گردد.
آیت الله خامنه ای با رد این نگاه، خاطرنشان کردند: دانشگاه محیط دین و اخلاق و پاکیزگی و معنویت است و توقع این است که دانشگاهها به گونه ای باشد که هر کس به آن وارد می شود تقیدات دینی و اخلاقی اش بیشتر شود.
رهبری در تبیین بایدها و نبایدهای آرمانگرایی، به سخنان خود در دیدار مسئولان نظام درباره لزوم آرمانگرایی سیاسی توأم با واقع بینی اشاره کردند و در تذکری مهم افزودند: آرمانگرایی نباید با پرخاشگری اشتباه شود بلکه می توان بدون این مسئله بشدت پایبند به ارزشها و اصول بود.
ایشان کنترل احساسات و پرهیز از تصمیم گیری در اوج احساسات را ضروری دانستند و افزودند: حضور تشکلهای دانشجویی در ۳-۲ سال اخیر در مسائل مختلف اجتماعی - سیاسی فعالانه و قابل تقدیر بوده است اما در همین سالها مواردی وجود دارد که براساس احساسات پاک و مقدس دانشجویان، تشکلها تصمیماتی گرفته و اقداماتی انجام داده اند که صحیح نبوده است چرا که تصمیم باید بر مطالعه موشکافانه و دقیق متکی باشد نه بر احساسات.
رهبری به عنوان مثال برای روشن شدن مرز آرمانگرایی و احساسات با اشاره به مخالفت بنیانی نظام با مجموعه های استبدادی منطقه خاطرنشان کردند: با وجود مواضع کاملاً روشن نظام در این زمینه، نباید با کار دیپلماسی سنتی و متعارف مخالفت شود.
ایشان خاطرنشان کردند: میان وظیفه آرمانگرایی مجموعه های دانشجویی و ملاحظه مصالح کشور، عمل به قانون و تدبیر و درایت مدیریتی منافاتی وجود ندارد یعنی می توان هم جوان و پر احساس و آرمانگرا بود و هم جوری عمل کرد که با مسائل مدیریتی و مصالح کشور اصطکاکی نداشته باشد.
آیت الله خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنانشان خاطرنشان کردند: باید به معنا و عمق آرمانگرایی توجه کرد و ضمن پرهیز از تندروی با ملاحظه واقعیات و مصالح، تصمیم گرفت و اقدام کرد و همیشه به یاد داشت که آرمانگرایی یعنی پایبندی به اصول و ارزشها و آرمانها، تأثیرگذاری بر جهت مخالف و تأثیر ناپذیری از آن.
رهبری در ادامه فرمایشاتشان در جمع نخبگان و فعالان دانشجویی، حضور فیزیکی و فکری مجموعه های دانشجویی در مسائل مختلف کشور را لازم دانستند و افزودند: حضور فکری با فعالیت فرهنگی در رسانه های دانشجویی و ارائه مواضع و نظرات امکان پذیر است ضمن اینکه اجتماعات دانشجویی متکی بر تصمیمات صحیح نیز حضور فیزیکی را ممکن می سازد.
ایشان تصمیمات احساساتی در اینگونه اجتماعات را دارای پیامدهای منفی خواندند و برای پرهیز از بروز اینگونه تصمیمات و اقدامات پیشنهاد کردند: لازم است مجموعه های دانشجویی یک کانون تصمیم و اقدام تشکیل دهند و در مسائل گوناگون با مشورت و پختگی و نخبگی به یک تصمیم و اقدام واحد برسند و همه دانشجویان نیز به این تصمیم پایبند باشند که در اینصورت تصمیمات و اقدامات ناشی از احساسات، به پای مجموعه های دانشجویی نوشته نمی شود.
آیت الله خامنه ای سخنان خود را با یک تذکر اخلاقی مهم ادامه دادند: از «قول به غیر علم» بپرهیزید.
ایشان خطاب به همه دانشجویان کشور افزودند: از شما خواهش می کنم همانطور که به نماز و روزه اهتمام دارید، به پرهیز از غیبت و تهمت و بیان مطالبی که به آن علم ندارید جداً اهتمام کنید.
مراقبت از لغزشگاه خطرناکی به نام پست و مقام، توصیه دیگر رهبر انقلاب به جوانان دانشجو بود.
ایشان فرمودند: البته در دوره ای تشکلهای ارزش گرای دانشجویی منزوی بودند اما الان اینگونه نیست و ممکن است مسئله پست و مقام برای برخی مجموعه ها و عناصر مطرح باشد؛ شما جوانان مراقب این لغزشگاه باشید چرا که آدمهای گردن کلفت را هم زمین می زند.
توجه به هدف دشمن در جنگ نرم، محور دیگر سخنان امروز رهبری بود.
آیت الله خامنه ای به دانشجویان تصریح کردند: از سر اعتقاد، شما را افسران جنگ نرم می دانم به همین علت تأکید می کنم به دقت هدف اصلی دشمن از جنگ نرم یعنی ایجاد تغییر در محاسبات مردم و مسئولان را مد نظر داشته باشید.
ایشان، دل، ذهن، تفکرات و اراده مردم را کانون تهاجم نرم دشمنان دانستند و خاطرنشان کردند: آنها به صراحت می گویند باید کاری کنیم که ایرانیان محاسباتشان را عوض کنند یعنی به این نتیجه برسند که ادامه ایستادگی در مقابل استکبار و زورگویان جهانی به نفع آنها نیست و افسران جنگ نرم باید با درک این هدف گیری دشمن، به طور صحیح با آن مقابله کنند.
ایشان در ارائه راهکارهای مقابله صحیح با هدف اصلی دشمنان در جنگ نرم، افزایش سطح معرفت را مورد تأکید فراوان قرار دادند.
رهبری به دانشجویان توصیه کردند: سطح معرفت خود را مطالب سایتها، وبلاگها و اینجور مسائل قرار ندهید بلکه سعی کنید با اتکای به قرآن، نوشته های استاد مطهری و نوشته های فضلای بزرگ و فضلای جوان حوزه ها، بطور روزافزون سطح معارف خود را ارتقا دهید.
آیت الله خامنه ای، نگاه پرامید را اساسی ترین مسئله خواندند و افزایش مطالعات اسلامی، نگاه مستبصرانه به واقعیات کشور، انتقاد منصفانه و نظارت مستمر و متعادل را جزو وظایف اساسی مجموعه های دانشجویی دانستند و تأکید کردند: همه این موارد باید با مدارا و عقلانیت همراه و از افراط و تفریط بدور باشد.
رهبری خاطرنشان کردند: واقعیات کشور، امید را در دلها افزایش می دهد؛ هر چه می توانید این شعاع درخشان امید را در دل خودتان و در دل مردم زنده نگه دارید و گسترش دهید.
در این دیدار قبل از سخنان رهبر انقلاب، 11 نفر از فعالان دانشجویی آقایان و خانمها:
- علی حسن زاده - نماینده بسیج دانشجویی
- جواد مختاری علی آبادی - دانشجوی نخبه سال آخر دکتری شیمی
- مهدی امیریان - نماینده دفتر تحکیم وحدت
- بشری هاتف قوچانی - دانشجوی نخبه سال آخر دکتری فیزیوتراپی
- علی جمشیدی - نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
- محمدیاسر ترابی - نماینده گروههای جهادی دانشجویی
- محمد پهلوان کاشی- نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
- مهسا قربانی - نماینده انجمنهای علمی دانشجویی
- مهدی خوجیگی - نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی
- سهیل کیارش - نماینده رسانه های دانشجویی
- لیلا عبدالله زاده - دانشجوی نخبه دکتری اقتصادی بین المللی دانشگاه آزاد
- و محمدحسین عبداللهی - به نمایندگی از کانونها و هیأتهای دانشجویی
دیدگاههای خود را درباره مسائل مختلف علمی - دانشگاهی - صنفی - فرهنگی - اجتماعی - سیاسی و اقتصادی بیان کردند.
مهمترین نکاتی که نمایندگان تشکلها و فعالان دانشجویی در سخنان خود مطرح کردند، به این شرح است:
- انتقاد از عملکرد کُند دستگاه دیپلماسی در برخی تحولات منطقه
- گلایه از ضعف اخلاق اسلامی در فضای سیاسی و رسانه ای کشور
- لزوم برائت و عذرخواهی رسمی حامیان فتنه 88 از ملت ایران
- انتقاد از تنگ نظری برخی مدیران میانی در باب آزادی بیان
- ضرورت رعایت عملی و همه جانبه قانون در تصمیمات و اقدامات مسئولان
- لزوم خدمت رسانی بدون «حاشیه سازی و جدل سیاسی» از جانب مسئولان
- گستاخی بیشتر جبهه استکبار در صورت هرگونه عقب نشینی با هر بهانه و توجیه
- ضرورت پرهیز عناصر و فعالان سیاسی از سیاسی بازی و فریب کاری برای ورود به عرصه انتخابات
- نگرانی از نهادینه شدن انتخاباتِ تبلیغات محور و نقش آفرینی کانونهای قدرت و ثروت در انتخابات
- ضرورت هوشیاری مسئولان در قبال فرصت طلبان تفرقه انگیز
- استفاده کامل از ظرفیتهای مردمی نظام و پرهیز از محدود کردن این ظرفیت به انتخابات و راهپیماییها
- مراقبت از بازی در پازل دشمن و در عین حال آسیب شناسی و بیان هوشمندانه نقاط ضعف
- گلایه از برخی الگوسازی های غیر ارزشی و ارائه تصویر غیرواقعی و ناامیدانه از کشور، در رسانه ها
- الگوسازی درباره فرهنگ صحیح اقتصادی و اقتصاد مقاومتی در رسانه ملی و پرهیز از تبلیغ و ترویج تجمل گرایی
- نبود توجیه منطقی و اقتصادی برای هزینه های میلیاردی برخی رشته های ورزشی و تأثیر منفی این مسئله بر نخبگان کشور
- بی نتیجه بودن تحریم ها و فشارهای اقتصادی غرب
- نبود نقشه راه فرهنگی و عدم انسجام برخی فعالیتهای دستگاههای فرهنگی
-انتقاد از کمبود خلاقیت و ابتکار در ارائه پیشرفتهای نظام به افکار عمومی
- انتقاد از تغییرات مکرر برخی قوانین بویژه قوانین مربوط به خدمت نظام وظیفه
- نبود نگاه مناسب و دقیق به جنگ نرم و الزامات آن، در برخی دستگاههای فرهنگی و اجرایی
- لزوم تدوین نقشه جامع برای بهره برداری از فرصت های فضای مجازی
- انتقاد از کم تحرکی شورایعالی فضای مجازی
- نبود نگاه جامع و برنامه ریزی های دقیق فرهنگی در دانشگاهها
- ضرورت برخورد عبرت آموز با سودجویان و اخلال گران در نظام اقتصادی
- لزوم اهتمام جدی دستگاهها و سه قوه به فرمان 8 ماده ای رهبر انقلاب برای مقابله با فساد مالی
- ضرورت برخورد جدی با سودجویان اقتصادی و برنامه ریزی علمی و منسجم برای مقابله با برخی مشکلات اقتصادی
- برنامه ریزی برای تبدیل تحریم به فرصت
- توجه همزمان به پیشرفت همراه با عدالت
- لزوم حضور فعال و غیر انفعالی در فضای مجازی و استفاده از برخی فرصت ها بجای برخوردهای محدودکننده و سلبی
- ضرورت ارائه تعریف صحیح از سرمایه ایرانی و سرمایه داریِ مورد تأیید و تفاوت آن با سرمایه داری منفعت پرست
- بی ثباتی در سیاستهای بخش کشاورزی
- هشدار درباره ورود برخی سازمانها و نهادهای غیردولتی به موضوع محرومیت زدایی با الگوهای غربی
- ارتقای سیستم ثبت حقوق معنوی مالکیت
- لزوم تبیین دقیق موضوع «مردمی کردن اقتصاد» و مرز میان واگذاریهای اصل 44 و حرکت نکردن به سمت سرمایه داری
- اقتصاد تهاجمی به عنوان مکمل اقتصاد مقاومتی
- نیاز مبرم کشور به فرهنگ کار و تلاش خستگی ناپذیر
- اهمیت هدفمند شدن پژوهش ها در دانشگاهها بر مبنای نیازهای کشور
- منطقی کردن ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته های تخصصی در مقاطع تحصیلات تکمیلی
- ضرورت اعتماد سازی میان دانشگاهها و بخش صنعت
- رعایت موازین قانونی و عدالت در انتخاب اعضای هیأت علمی دانشگاهها
- خلاء نظریه پردازی در حوزه بیداری اسلامی در دانشگاهها
- گرفتار شدن موضوع تحول در علوم انسانی در بروکراسی نظام آموزش عالی
- انتقاد از پدیده هایی همچون تحصیلات دانشگاهی پولی و دانشگاههای غیرانتفاعی
- ضرورت ایجاد ساختارهای لازم برای افزایش تعامل دانشجویی با دانشجویان کشورهای دیگر
- نگاه عمیق و ژرف و به دور از اقدامات ظاهری، به موضوع دانشگاه اسلامی
- نبود تحرک و تحول لازم در اسلامی کردن علوم انسانی
- تقویت و گسترش رشته های کاربردی در دانشگاهها
- ارتباط بیشتر و نظام مند با نخبگان دانشجویی
-انتقاد از سیاست خصوصی سازی امکانات رفاهی و خوابگاههای دانشگاهها
- تحقق نیافتن کرسی های آزاداندیشی به معنای واقعی کلمه، در دانشگاهها
- ضرورت سعه صدر در برخوردهای قضایی با تشکل ها و فعالیتهای دانشجویی
انتقاد از حضور نیافتن سران قوا و مسئولان در جلسات پرسش و پاسخ دانشجویی
- اهمیت ارتقای زیرساخت های مراکز علمی و پارکهای علم و فناوری برای تولید علم بومی
- ضرورت ایجاد بستر لازم برای استفاده از روشهای غیردارویی همچون طب سنتی
امروز: در حالی که افزایش تعطیلی ها انتقادات زیادی در پی داشته است، بار دیگرروزهای ۷، ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ شهریورماه، ادارات، مدارس و دانشگاه های تهران تعطیل خواهند بود.
به گزارش کلمه، در حالی که بیش از یک سوم از روزهای سال در تعطیلی می باشد، طبق آمارهای دولت هر یک روز تعطیلی موجب خسارت ۳۰۰ هزار میلیون تومانی به کشور میشود.
این در حالی است که بعلت گسترش تحریم ها، امسال را سال تولید ملی و اقتصاد مقاومتی خوانده اند.
تعطیلی مذکور با هدف بهتر برگزار شدن شانزدهمین اجلاس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران است.
پیش تر محمدرضا فرقانی سخنگوی شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد، از تعطیلی تهران در ایام مذکور خبر داده و گفته بود: اصل موضوع یعنی تعطیلی تهران قطعی است و در این ارتباط تصمیمگیری شده که به خاطر ترافیک تهران و همچنین حجم بالای میهمانان شرکتکننده تدابیری در جهت تعطیلی تهران اندیشیده شده و در روزهای آینده در مورد تعداد روزهای تعطیل تصمیمگیری و این موضوع اعلام خواهد شد.
ایران برای ۱۳۸ کشور عضو اصلی و ناظر این جنبش جهت حضور در اجلاس تهران، دعوتنامه فرستاده است.
امروز: در آستانه روز خبرنگار، یکی از روزنامه نگاران از یکی از مسئولان آذربایجان غربی سیلی خورد!
عصر ایران در این رابطه نوشت: وقایع نگار وقتی که بداند واقعا حادثه ای روی داده ودر زندگی ملتی موثر بوده است و ناچارهزاران شاهد وجود دارد که از دل و جان گفته ی او را تصدیق کنند ، تنها وظیفه اش این است که بگوید:«این حادثه روی داده است.»
خبری که تنها یک وبلاگ و یک روزنامه استانی آن را منتشرکردندو بسیاری از مسوولان حتی فعالان رسانه ای زحمت واکنش نشان دادن به آن را به خود ندادن دبه این شرح بود:«محمد امامیان وبلاگ نویس ویکی ازاهالی خبر ومطبوعات آذربایجانغربی از سوی یکی از چهره های سیاسی استان ونزدیکان وی به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت .این خبرنگار چندی پیش با انتشار مطلبی به انتقاد از این چهره سیاسی پرداخته بود.»
خبر این حادثه ی تلخ و تاسف بار در حالی که از سوی روزنامه نگاران وفعالان رسانه ای آذربایجانغربی بطور مناسب ودرخور توجه در رسانه ها پوشش نیافت ومنتشرنگردید که بدتر از اصل اتفاق ،بی تفاوتی اهالی رسانه به وظایف ذاتی خویش است .چه اینکه اقدام این چهره سیاسی در آستانه روز خبرنگار بار دیگر حوادث ناگوار اینچنینی را که اتفاقا در آذربایجانغربی مسبوق به سابقه نیز هست به ذهن متبادر می کند.
حمله به یک خبرنگار وضرب وشتم وی تنها به خاطر انتشار مطلبی انتقادی آنهم از سوی چهره ای سیاسی که گفته می شود سن وسال بالایی داشته وخود نیز از ابزار رسانه ای برخوردار است و نیز در میان سیاسیون استان نامی برای خود دست وپا کرده، در زمانه ای که دیگر در ضرورت نقد وگسترش تفکر انتقادی هیچ شک وشبهه ای باقی نمانده است ودر دیاری که از لحاظ فرهنگ و هنر وادبیات وحتی سیاست از زوایای مختلفی منحصربفرد می نماید امری واقعا تلخ ومایه ی شرمساری والبته نمود ونمادی از عقب ماندگی وتوسعه نیافتگی ونیز عدم درک اصالت کار روزنامه نگاری به شمار می رود.
روزی خبرنگاری از سوی چهره ای سیاسی مورد حمله وهجمه قرار می گیرد که با وجود پیشرفت های تکنولوژیک وسخت افزاری در حوزه رسانه راه برای پاسخ دادن به هر مطلب ونقدی برای فعالان سیاسی ودولتمردان باز بوده وحتی بسیاری از صاحب منصبان ونمایندگان مجلس امروزه از ابزارهای بیشمار قدرتمندتری در عرصه مطبوعات ورسانه برخوردارند وآنجا که سیاسیون آذربایجانغربی به لطف بسیاری از تمهیداتی که برای آنها اندیشیده شده است وامکاناتی که در اختیارشان قرار گرفته می توانند در سطحی گسترده تر در مطبوعات وجراید تحت سلطه خودشان پاسخی کوبنده تر از مشت،به یک وبلاگ نویس داده ودر فضای رسانه های مکتوب ومجازی وبلاگ نویس ها ،خبرنگاران همیشه محکوم ومقصر راآماج حملات لفظی خود قراردهند که نیازی به ضرب وشتم خبرنگاران در جلسات ومجامع عمومی نباشد .شاید آنها که این اقدام غیرقابل توجیه را انجام داده اندعلیرغم دارا بودن سکان هدایت رسانه های مختلف هنوز اهمیت کار ژورنالیستی را درنیافته اند واز منظر وخاستگاهی متفاوت به یک جریده می نگرند.
سوال اینجاست صاحب مشت محکم حقیقت کیست و بالاخره بر گونه چه کسی کوبیده خواهد شد؟!
سیاستمدارانی که اینگونه حمله وضرب وشتم را به قلم زنی ومناظره ومکاتبه ترجیح می دهند،حتی از فواید فاشیسم ادبی ورسانه ای نیز بی خبرند.آنها در بدترین حالت می توانند عصبیت وعصبانیت خود را در کلام وادبیات خویش بکار گیرند تا شاید ذره ای شان وحرمت برای روزنامه نگار وخبرنگار باقی بماند.
کاپوشینسکی ،روزنامه نگار لهستانی، در نامه ای خطاب به کارلوس فوئنتس، نویسنده شهیر وفقید مکزیکی، می گوید:«رفیق؛ کاش می شد همه سیاستمداران را مجبور کرد پیش از نشستن روی صندلی ودست گرفتن فرمان یک مملکت رمان بخوانند، آن موقع لابد از تنگ نظری شان کاسته می شد.»
اما روز خبرنگار است وده ها اس .ام. اس تبریک وتقدیر وتشکر وسپاس فراوان و دوستت دارم ومخلصتم وروانه تلفن های همراه خبرنگاران وروزنامه نگاران می شود غافل از اینکه روزنامه نگاران آذربایجانغربی هدیه خود را نقدا از دست چهره ای سیاسی دریافت کردند.
خط ومشی ومنش سیاسی ووابستگی رسانه ای این وبلاگ نویس همانقدر کم اهمیت است که حمله وهتاکی به وی در آستانه روزی که روزنامه نگاران با هزاران تبلیغات وسیع دهان پرکن مورد لطف ومحبت قرار می گیرند ،بسیار مهم وقابل تامل است .
تلخی این حادثه با هیچ هدیه سیصد هزار تومانی در روز خبرنگار وهیچ وام مسکنی شیرین نمی شود چون فارغ از اینکه کدام طیف وجناح سیاسی در این تبادل کلام وچماق سود برده یا زیان دیده اند ، بهتر است اعلام شود مهمترین وشرمگنانه ترین حادثه ای که در آستانه روز خبر نگار روی داد این است: بار دیگر خبرنگاری در آذربایجانغربی سیلی خورد.
امروز: جمعی از سپرده گذاران و افرادی که از موسسه مالی و اعتباری ایرانیان مطالباتی دارند در اعتراض به بلاتکلیفی ایجاد شده بعد از ادغام این مجموعه در موسسه مالی و اعتباری قوامین در مقابل بانک مرکزی تجمع کرده اند.
به گزارش خبرآنلاین تجمع کنندگان در اعتراض به عدم پاسخگویی در قبال سپرده ها و مطالبات شان از سوی موسسه ایرانیان و قوامین دست به این تجمع زده بودند که با قول رسیدگی به وضعیت ایشان از سوی بازرسی بانک مرکزی جمعیت در حدود ساعت ۱۴ متفرق شدند.
موسسه اعتماد ایرانیان در سال ۸۹ با مجوز بانک مرکزی از صندوق به موسسه مالی تغییر وضعیت داد و تا سال ۹۱ که بحث ادغام این مجموعه در موسسه مالی و اعتباری قوامین مطرح شد بنا به اطلاعات مندرج در سایت اعتماد ایرانیان ۵۰۰ شعبه فعال در سراسر کشور راه اندازی کرده است.
روابط عمومی بانک مرکزی در مورد رسیدگی به وضعیت مطالبات این موسسه گفت: « در حال حاضر هنوز فرآیند ادغام دو موسسه هنوز تکمیل نشده بنابراین موسسه قوامین نمی تواند پاسخگوی همه مطالبات موسسه اعتماد ایرانیان باشد، البته از سوی دیگر هم به نظر می رسد تجمع کنندگان چون نه از سوی موسسه ایرانیان و نه از موسسه قوامین نتوانسته اند پاسخ درستی دریافت کنند، در مقابل بانک مرکزی تجمع کرده اند و معاونت بازرسی بانک مرکزی مسئولیت رسیدگی به این پرونده را بر عهده گرفته است و به زودی وضعیت این مطالبات و سپرده های مردم مشخص خواهد شد. »
قابل ذکر است در میان تجمع کنندگان تعدادی از سپرده گذاران شهرستانی هم حضور پیدا کرده بودند.
روابط عمومی ها چه می گویند؟
به رغم پیگیری های انجام شده از سوی خبرنگار خبرآنلاین هیچ یک از شماره تماس های موسسه اعتماد ایرانیان پاسخ گو نبوده و امکان پیگیری وضعیت پیش آمده وجود ندارد.
اما در سوی دیگر ماجرا، روابط عمومی موسسه قوامین هم در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرآنلاین ضمن بی اطلاعی از زمان به نتیجه رسیدن مراحل ادغام و پرداخت مطالبات و سپرده های مردم در موسسه ایرانیان تاکید بر پیچیده بودن مراحل این ادغام و رسیدگی به وضعیت مطالبات و بدهی های موسسه اعتماد ایرانیان کرد.
روابط عمومی موسسه قوامین در پاسخ به این پرسش که آیا سود دوره زمانی ادغام و در واقع دوره ای که مردم امکان دسترسی به پول خود ندارند را موسسه قوامین پرداخت می کند گفت: « اصل پول و سپرده های مردم توسط موسسه قوامین تضمین شده ولی در مورد سود دوره انتقال به نظر موسسه قوامین هیچ تعهدی نخواهد داشت و البته فرایند ادغام هم به طور حتمی زمانبر است. »
از این اظهارات می توان اینگونه برداشت کرد که موسسه ایرانیان در عمل توان پاسخگویی به مطالبات مردم را نداشته است و دلیل اصلی این ادغام هم وضعیت نا مناسب این موسسه بوده است، در حالی که روابط عمومی موسسه مالی قوامین حاضر به تائید و یا تکذیب این مورد نبود.
اعتراض مجلس به بانک مرکزی
البته در همین رابطه ارسلان فتحی پور، رییس کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتگویی اظهارکرد: در این جلسه تصمیماتی مبنی بر ادغام موسسات مالی و اعتباری گرفته شد، تا این موسسات بتوانند به دلخواه خود با هم ادغام شوند .
وی در مورد بلوکه شدن سرمایه مردم و برخی سرمایه گذاران در برخی موسسات ادغام شده از جمله موسسه منحل شده اعتماد ایرانیان افزود: مسئولان این گونه موسسات باید در ازای اقدامات خلاف قانون از جمله بستن حساب ها و بلوکه کردن سپرده گذاری ها باید پاسخگو باشند؛ چراکه نمی توان با سرمایه مردم بازی کرد.
فتحی پور درباره بلوکه کردن سپرده گذاری ها و بستن سیستم حساب های مردم در موسساتی که قرار است ادغام شوند را به اسم ساماندهی خلاف قانون و شرع دانست و ادامه داد: معنی این کار سامان دهی نیست. این موضوع به ذلالت کشیدن عده ای سهامدار و سرمایه گذار است که به چنین موسساتی اعتماد کردند و سرمایه های خود را به این افراد سپرده اند.
نماینده مردم کلیبر و هوراند در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: البته در خصوص ادغام های صورت گرفته، بانک مرکزی باید به مردم پاسخگو باشد. معنی ندارد بانک یا موسسه ای در هم ادغام شوند، اما سرمایه عده ای بلا تکلیف باشد و کسی هم پاسخگو نباشد.
امروز: مدیركل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت ارشاد گفت: در حوزه تیراژ روزنامه باید روزانه بیش از ۷ میلیون تیراژ داشته باشیم در حالی كه آمار واقعی تیراژ روزانه به زحمت به بیش از ۲ میلیون نسخه میرسد.
به گزارش سرای روزنامه نگاران ایران، پدرام پاكآیین گفت: از لحاظ تعداد عناوین و آمار كمی مطبوعات، ما از بسیاری از كشورها جلوتر هستیم. البته این آمار علاوه بر این كه میتواند ظرفیتی برای رقابتیتر شدن فضای رسانهیی باشد اما نباید مجزا از شاخصهای دیگری مانند تیراژ سرانه سنجیده شود.
وی ادامه داد: ما با داشتن ۵۰۸۶ مجوز رسانه و ۳۲۶۷ نشریه در حال انتشار، آمار بالایی داریم اما از لحاظ تیراژ سرانه با وضعیت مطلوب فاصله داریم چرا كه حداقل در حوزه تیراژ روزنامه باید روزانه بیش از هفت میلیون تیراژ داشته باشیم در حالی كه آمار واقعی تیراژ روزانه به زحمت به بیش از دو میلیون نسخه میرسد.
مدیركل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت ارشاد مهمترین علت پایین بودن آمار تیراژ مطبوعات را نبود نگاه جامع اقتصادی به فعالیت رسانهیی و عدم رویكرد علمی به بازار رسانه دانست و بدون اشاره به فضای سرکوب و خفقان و سانسور حاکم بر رسانه ها، گفت: اگر یك نگاه تخصصی و علمی درباره رسانه داشته باشیم و قبل از راهاندازی یك روزنامه ظرفیتهای مخاطبسازی و توزیع را محاسبه كنیم، قطعا مخاطبسازی بیشتری خواهیم داشت و در نتیجه این نگاه به تیراژ سرانه بیشتری منتهی خواهد شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر