ندای سبز آزادی ـ مریم مدنی: بالاخره تکلیف حضور یا عدم حضور مصر در اجلاس سران عدم تعهد مشخص شد و محمد مرسی، رئیس جمهور مصر اعلام کرد که در این اجلاس دو روزه شرکت میکند و به تهران میرود.
روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن به نقل از رویترز نوشت: "مرسی قرار است در بازگشت از چین به تهران سفر کند."
هرچند به گفته رسانههای مصر مرسی میتوانست معاون خود، محمود مکی را که به تازگی منصوب شده، روانه تهران کند اما وی ترجیح داده، خود به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور مصر در اجلاس کشورهای عضو عدم تعهد شرکت کند.
به گزارش الشرق الاوسط، شواهد حاکی از این است که از زمان سقوط حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر، تهران و قاهره به از سرگیری روابط خود که از سی سال پیش تاکنون قطع شده بود، تمایل نشان دادهاند.
از سویی فشار غرب به جمهوری اسلامی برای توقف برنامه هستهای و کمک نظامی آمریکا به مصر باعث میشود که هرگونه عادی سازی یا بهبود روابط ایران و مصر با واکنش خطرناکی از سوی غرب روبرو شود.
به نوشته این روزنامه، هرچند مرسی در ماه ژوئن گذشته اظهار نظر خود نسبت به علاقه برای ارتباط بیشتر با ایران را که از سوی خبرگزاری امنیتی فارس در ایران منتشر شد تکذیب کرد اما با همه اینها قرار است وی در آخر ماه اوت به ایران سفر کرده و در اجلاس کشورهای جنبش عدم تعهد که محصول دوران جنگ سرد است، شرکت کند.
سابقه دلخوریهای ایران و مصر
روابط ایران و مصر تا قبل از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، در بالاترین سطح روابط قرار داشت، اما پس از شکل گیری نظام جمهوری اسلامی، روابط میان تهران و قاهره همواره دچار بحران و تشنج بوده و روابط دو کشور تا زمان انقلاب مصر در پائینترین سطح قرار داشت.
دلیل آن به پذیرش و پناه دادن محمدرضا شاه پهلوی از سوی انور سادات و همچنین اختلاف نظر شدید آیت الله خمینی و انور سادات بازمیگردد. همچنین مصر در قرارداد کمپ دیوید حق اسرائیل را به رسمیت شناخته بود که این نیز به دشمنی دو کشور دامن میزد.
پس از انقلاب مصر و مطرح شدن بحث انتخابات ریاست جمهوری در این کشور یکی از موضوعات همواره مطرح، تصمیم مصر در مورد رابطه با ایران بوده است.
روزنامه السفیر، چاپ لبنان پیش از انتخابات این کشور به بررسی مواضع کاندیداهای ریاست جمهوری در مورد اوضاع منطقه، رژیم اسرائیل، ترکیه و ایران پرداخت.
این روزنامه در مورد نظر محمد مرسی، نوشت: «وی به عنوان کاندیدای اخوان المسلین در انتخابات ریاست جمهوری مصر، نسبت به ایران موضع حساسیت برانگیز و تندی ندارد اما احتمالا وجود همکاریها و هم پیمانیهای منطقهای عربی، او را از نزدیکی به ایران بازداشته است.»
هرچند صاحبنظران سیاسی در مورد سفر مرسی به ایران چندان متفق نبودند اما مرسی با اعلام تصمیم خود برای سفر به ایران باعث بحثها و اظهارنظرهای بسیار شده است.
پیش از این صاحبنظران با استناد به برخی نشانهها چندان مطمئن از ازسرگیری روابط ایران و مصر نبودند.
پیش از این خبرگزاری العالم به نقل از روزنامههای مصری نوشته بود: «محمد مرسی با اعلام اینکه به همه توافق نامههای رسمی سابق با رژیم صهیونیستی طبق منافع مردم مصر احترام میگذارد، تأكید كرد همچنان مخالف دیدار با كاردار ایران در قاهره است.»
مرسی در این مورد تاکید کرده بود: «من دیدار با كاردار ایران در مصر را نپذیرفته ام، البته حداقل تا هنگامی كه موضع آنها در خصوص سوریه مشخص شود... اما در ارتباط با اظهارات شما تأكید می كنم كه امنیت و ثبات منطقه عربی نیازمند وجود روابط مثبت بین مصر و منطقه است، زیرا هیچكدام از دو طرف بی نیاز از یكدیگر نیستند؛ رهبری طرح سنی بین الازهر و عربستان و بالهای آنها در كشورهای عربی باقی می ماند، البته بدون ورود به جزئیات در خصوص طرح دیگر كه در مقابل آن قرار دارد... روابط ما با كشورهای منطقه ابدی، قوی و راهبردی و برای بقا است.»
همچنین محمد مرسی، در مصاحبه با روزنامه الكویتیه در پاسخ به سئوالی در مورد روابط مستقیم اخوان المسلمین با ایران و حزب الله" و ادعای این روزنامه مبنی بر تهدید كشورهای عربی و غرب در صورت اتحاد مصر و ایران و حزب الله گفته: «این مسائل توهم، افترا و بی اساس است؛ ما به حق ملت فلسطین برای مقاومت در برابر اسرائیل اشغالگر احترام میگذاریم و آن را بد نمیدانیم؛ ولی در مقابل هیچگاه در صف هیچكدام از قدرتهایی كه كشورهای دوست در منطقه را تهدید میكنند، قرار نمیگیریم.»
از سویی حضور محمد مرسی در مراسم ختم ولیعهد عربستان و قرار دادن سفر رسمی به این کشور به عنوان نخستین سفر پس از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور به این گمان دامن میزد که احتمال چندانی برای از سرگیری روابط ایران و مصر وجود ندارد.
این درحالی است که جمهوری اسلامی پس از تغییر حاکمیت سیاسی در مصر همواره مشتاق ارتباط با این کشور بوده است. خبرگزاری فارس نیز در گزارشی که بلافاصله پس از انتخابات ریاست جمهوری مصر منتشر کرد از تمایل مرسی به ارتباط با ایران سخن گفت.
هرچند این موضوع از سوی دفتر ریاست جمهوری مصر تکذیب شد اما علی اسماعیل از رهبران حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی گروه اخوان المسلمین مصر نیز اخبار برخی سایتها مبنی بر تکذیب اظهارات محمد مرسی درباره تحکیم روابط با ایران را رد کرد و این اخبار را نادرست دانست.
اظهارنظرها در مورد اقدام مرسی
با همه اینها خبرگزاری رسمی دولت مصر هفته گذشته اعلام کرد که محمد مرسی، رئیس جمهور این کشور هفته آینده برای شرکت در اجلاس سران عدم تعهد به تهران سفر خواهد کرد. اگر چنین شود محمد مرسی، نخستین رئیس جمهور مصر خواهد بود که پس از انقلاب 57 به تهران سفر میکند.
این خبر واکنشهای بسیاری در ایران و مصر به دنبال داشته است. برخی صاحبنظران مصری معتقدند که وی هنوز به تصمیم واحدی در مورد ارتباط با غرب نرسیده است. به گفته آنان خواسته آمریکا از رئیسجمهور جدید مصر اینست که سیاست حمایت از واشنگتن و تل آویو را در قبال تهران در پیش بگیرد. از سوی دیگر قاهره اگر بخواهد همچنان با صهیونیستها بماند، باید تکلیف خود را با محور مقاومت، حزبالله و ایران نیز مشخص کند.
در این میان اظهارنظر یک تحلیلگر مصری با بقیه متفاوت است. عبدالباری عطوان در یادداشتی که این هفته در روزنامه سیاسی مستقل القدس العربی نوشته به تحلیل دیدگاه خود در مورد این تصمیم محمد مرسی میپردازد. وی که خود سردبیر این روزنامه است برخلاف بسیاری از صاحبنظران مصری معتقد است که مرسی میداند چه میکند و بررسی اقدامات او این موضوع را به خوبی روشن میسازد.
وی مینویسد: «به نظر میرسد دکتر محمد مرسی در تلاش برای بدست آوردن دوباره نقش رهبری در منطقه برای مصر است. به خصوص که این نقش در چهل سال گذشته به طور کامل از بین رفته و ناپدید شده بود.»
وی ادامه میدهد: «در چهل سال گذشته به دلیل انزوای دولت انور سادات پس از قرارداد کمپ دیوید و نیز چشمپوشی جانشین او حسنی مبارک برای بدست آوردن این نقش و واگذاری آن به کشورهای منطقه، مصر نقش تاثیرگذار خود در منطقه را از دست داده بود. اما محمد مرسی پس از کنترل نیروهای مسلح و رسانهها در مصر و سرنگونی شورای عالی نیروهای مسلح این کشور و بازسازی قوای مجریه و مقننه، فعالیت در سطح منطقه را آغاز کرده است. چرا که وی معتقد است آنکه باعث از بین رفتن نقش مصر شده خود مصریها بودهاند که اکنون باید دوباره برای بدست آوردن آن تلاش کنند.»
این روزنامهنگار ساکن لندن معتقد است: «این تلاش را میتوان در پیشنهاد مرسی در عربستان برای تشکیل شورایی متشکل از چهار کشور مصر و عربستان و ترکیه و ایران برای حل بحران سوریه و توقف خونریزی در این کشور دانست. که در واقع رویکرد جدید مصر به احیای رهبری خود در منطقه است.»
روزنامه البیان در این مورد نوشته است: خبرگزاری های ایران اعلام کردند که تهران از پیشنهاد محمد مرسی برای تشکیل گروهی از چهار کشور ایران و سوریه و مصر و ترکیه برای حل و فصل بحران سوریه استقبال میکند. این موضوع از سوی رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام شده است.
مرسی در اجلاس فوقالعاده سازمان همکاریهای اسلامی که در مکه تشکیل شد، پیشنهاد داد کمیتهای متشکل از مصر، عربستان سعودی، ترکیه و ایران برای پیدا کردن راه حلی برای بحران سوریه ایجاد شود.
روزنامه البیان در ادامه به این موضوع اشاره میکند که ایران از متحدان و ترکیه و عربستان سعودی از مخالفان بشار اسد هستند.
این روزنامه همچنین به تصمیم کشورهای عضو همکاریهای اسلامی در جهت تعلیق سوریه برای هرچه بیشتر منزوی کردن رژیم این کشور گرفتهاند.
عضویت سوریه در اتحادیه عرب نیز در نوامبر سال 2011 به حالت تعلیق درآمده است.
به اعتقاد عبدالباری عطوان این چهار کشور مراکز ثقل منطقهای در خاورمیانه و تنها کشورهایی هستند که قادر به مداخله موثر و قاطع در مورد سوریه هستند.
وی مینویسد: «اکنون این چهار کشور نقش کلیدی در بحران سوریه دارند. چه ایران که از دولت بشار اسد حمایت میکند و چه ترکیه که تاثیر مهمی در آموزش و تجهیز نیروهای اپوزیسیون این کشور دارد. از سویی شاید برخورد گرم محمد مرسی و همتای ایرانیاش در مکه سیگنالی بوده است برای نشان دادن علاقه مصر به از سرگیری روابط با ایران.»
سردبیر القدس العربی مینویسد: «اکنون سالهاست که نقش رهبری مصر در منطقه از دست رفته، چیزی که محمد مرسی به دنبال احیای آن است. اما آنچه سبب شده مصر تاکنون نتواند در بحران سوریه نقشی ایفا کند، دلایل متعددی دارد. از جمله بازسازی نهادهای دولتی پس از سقوط حسنی مبارک و برگزاری انتخابات دموکراتیک و نیز پاکسازی نهادهای نظامی و امنیتی از عناصر نظام قبلی.»
بنا بر اخبار رسیده از مناطق زلزله زده شمال غرب کشور، نیروهای امنیتی روز چهارشنبه با حمله به کمپ های کمک رسانی مردمی، اقدام به تهدید و بازداشت امدادگران کرده اند.
بنا بر گزارش های رسیده، وضعیت کمپِ سرند به کلی تغییر کرده است. از ابتدای امروز دو ماشین پیکان پلیس با حکم قضایی مخدوش تلاش داشتند کمپ کمک های مردمی را پلمب کنند که با ممانعت نیروهای مردمی و حاضران مواجه شدند. اما ساعتی بعد، نیروهای پلیس کمپ را محاصره کردند و از امدادگران خواستند که محل را تخلیه کنند.
این گزارش حاکی است، کلیه امدادگران حاضر در کمپ تا لحظه تنظیم این گزارش دستگیر شده و در بازداشت به سر می برند.
مقامات محلی (فرماندار اهر، نمایندگان اهر و تبریز و دادستان هریس و تبریز) نیز با نیروهای امنیتی همراهی کرده اند.
بنا بر این گزارش در این منطقه حدود سی نفر از نیروهای مدنی از جمله دانشجویان که به قصد کمک به منطقه رفته اند حضور داشتند.
روز گذشته نیز نیروهای امنیتی به کمپ ها حمله کرده بودند و خواستار جمع آوری فوری آنها شدند که با مقاومت مردم و در خواست حکم قضایی مواجه شدند.
آخرین خبر ها حاکی از این است که سیداحمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی، برخی فعالان مدنی از جمله نويد خانجاني، واحد خلوصي، شايان وحدتي، شيما قوشه، ميثاق افشار، حسن رونقي، وحيد روحاني، مازيار اسماعيل بور، مرتضي اسماعيل پور، حمید رضا مصیبیان، علی محمدی، محسن صائمی، مسعود وفابخش، هومن طاهری، دانیال حسینی، نفیسه شهید فر، بهرام شجاعی، محمد ارجمندی راد، اسماییل سلمانپور، باغبان باشی، نرگس خیراللهی، مهدی صالحی، بهروز علوی، میلاد پناهی پور، سپهرداد صاحبان، اسماعیل رفعتی، امیر رونقی، زهرا فیاض، جعفر غلامی، کیانا کریمپور، فرناض احمد زاده، آرتمیس ورزنده، مهرناز احمدزاده، امین رونقی، ریحانه حسامی و تنی چند از دیگر فعالان مدنی در منطقه و این کمپ حضور داشته اند اما گزارش تایید شده ای از نام بازداشت شدگان وجود ندارد.
ندای سبز آزادی - در حالی که نمایندگان مجلس وعده داده بودند تا با پایان یافتن رقابت های المپیک لندن و بازگشت محمد عباسی وزیر ورزش و جوانان وی را به جهت عملکرد نامناسب و بحران آفرینش در عزل و نصب های غیرقانونی روسای فدراسیون های ورزشی استیضاح خواهند کرد اما با آغاز دور دوم تعطیلات تابستانی مجلس نه تنها این اقدام انجام نشد، بلکه به نظر می رسد مسئولان وزارت ورزش از این تعطیلی مجلس نهایت استفاده را برده و در کمال تعجب اقدامات بحران زای پیشین خود در عدول از قوانین فدراسیون های جهانی را ادامه داده و بار دیگر ورزش ایران را در خطر تعلیق کامل قرار داده اند.
با وجود این که کمیته بین المللی المپیک - IOC - اعلام کرده بود تا زمانی که اساسنامههای فدراسیون های ورزشی تغییر نکند، برگزاری انتخابات در فدراسیونها غیرقانونی است و در صورت برگزاری این انتخابات، فدراسیون ها با خطر تعلیق روبرو خواهند بود، اما مسئولان وزارت ورزش در اقدامی تامل برانگیز به صورت ضرب العجل انتخابات دو فدراسیون قایقرانی و دوچرخه سورای را آن هم بدون حضور ناظری از طرف کمیته ملی المپیک برگزار کردند.
از سوی دیگر غیر رقابتی بودن این به اصطلاح "انتخابات" نیز بر شک و تردیدها در اعمال نفوذ وزارت ورزش برای قرار گرفتن شروین اسبقیان در این سمت و حذف دنیامالی رئیس برکنار شده فدراسیون قایقرانی افزود.
حمید سجادی در مجمع انتخابات فدراسیون قایقرانی به ذکر این جمله بسنده کرد که «مجمع خوبی برگزار شد. از میان چهار کاندیدا سه نفر به نفع اسبقیان انصراف دادند و ایشان به سمت رئیس فدراسیون قایقرانی انتخاب شد»
به هر شکل دخالت دولت محمود احمدی نژاد در ورزش که از بدو تاسیس وزارت ورزش و جوانان و حضور محمد عباسی در راس این وزارت خانه شکل عیان تری به خود گرفته است، به هیچ وجه از سوی فدراسیون های جهانی و کمیته بین المللی المپیک قابل قبول نیست و تداوم این امر احتمال عملی شدن تهدیدات کمیته بین المللی المپیک مبنی بر تعلیق ورزش ایران که پیش از المپیک ۲۰۱۲ لندن هشدار آن داده شده بود را پر رنگ تر کرده و ورزش ایران اینک در آستانه وقوع یک فاجعه بزرگ است.
نگرانی از ناداوری در فینال بوکس کشور
در روزهایی که مسئولان فدراسیون بوکس و در راس آن احمد ناطق نوری رئیس مادام العمر این فدراسیون با اشاره به ناداوری صورت گرفته در حق علی مظاهری، بوکسور تیم ملی ایران در رقابت های المپیک لندن، آن را توطئه ای از سوی ابرقدرت های شرق و غرب برای ناکام گذاشتن ورزشکاران جمهوری اسلامی ایران دانستند، اما در ایران خبرهایی از فینال مسابقات لیگبرتر بوکس که ۴ شهریورماه بین دو تیم جهان فولاد غرب کرمانشاه و پیوند ساپکو برگزار خواهد شد حاکی از نگرانی مربیان و بوکسورهای کشور از تکرار وقایع سالهای قبل در تعیین نتایج توسط داوران است.
امید بابایی کاپیتان تیم پیوند ساپکو در این باره به خبرگزاری فارس گفته که «امیدوارم کادر داوری در کسب نتیجه و قهرمانی تاثیر گذار نباشد. به هر حال در این سالها دیدهایم که تصمیمات اشتباه داوری در روند موفقیت یک تیم تاثیر گذار بوده است.»
اگرچه طی این سال ها درگیری و جنجال برای اهالی این رشته امری طبیعی بوده، اما سال گذشته در رقابت های لیگ برتر بوکس کشور، اشتباهات داوری به حدی بود که این مسابقات به جنجال کشیده شد و زد و خوردهای شدیدی میان بوکسورها و مربیان و داوران به وجود آمد به شکلی که برای اولین بار در تاریخ مسابقات بوکس جهان، شاهد "ترک رینگ" از سوی داور مسابقه به دلیل عدم امنیت جانی بودیم و ماموران نیروی انتظامی نیز با حضور در سالن رقابت ها، یکی از مربیان بوکس کشور را با دستبند از روی رینگ بازداشت و به زندان منتقل کردند.
اختلافات شدید، مانع تشکیل اتحادیه داوران
اگر مشکلات داوری و اشتباهات تاثیرگذار داوران لیگ برتر فوتبال کشور در هفته های پایانی فصل گذشته فوتبال، داد مربیان، بازیکنان و مدیران تیم ها را درآورده بود، اما در همین هفته های ابتدایی فصل ۹۱-۹۲ لیگ برتر اشتباهات فاحش پی در پی از سوی داوران مسابقات به موضوع اصلی این روزهای فوتبال کشور بدل شده و هر هفته شاهد جدال های لفظی میان مدیران و مربیان تیم های مختلف با مسئولان فدراسیون فوتبال و کمیته داوری درباره اشتباهاتی هستیم که هر یک به تنهایی نتایج مسابقات را به شکل دیگر رقم زده است.
با این حال روز گذشته قرار بود در محل اتحادیه فوتبال جلسهای برای تشکیل اتحادیه داوران برگزار شود و جمعی از مسئولان فدراسیون، پیشکسوتان داوری و اعضای کمیته داوری همچون عزیز محمدی، فریدون اصفهانیان، رضا غیاثی، یدالله سلیمانی، علی خسروی، جلال مرادی، منوچهر نظری، حسین خوشخوان، نادر جعفری، محمدعلی فروغی، داود رفعتی، سعید مظفریزاده، حیدر سلیمانی، غلامرضا بهروان و علیرضا سهرابی در این جلسه حضور یافتند.
نکته جالب توجه حضور جمعی از داوران بازنشسته و حضور تنها یک داور (سعید مظفری زاده) در میان اعضای این جلسه بود که این خود خلاف قوانین و اساسنامه تشکیل اتحادیه است.
این موضوع در همان ابتدای جلسه با اعتراض رضا غیاثی رئیس سابق کمیته داوران فدراسیون فوتبال همراه شد و بدین ترتیب این جلسه نیز حاشیههایی به مراتب پر رنگ تر از متن داشت و در نهایت به سبب اختلافنظرهای شدید میان حاضرین این جلسه هیچ نتیجه ای نرسید و قرار شد اعضای منتخب ۱۵ روز بعد بار دیگر دور یک میز بنشینند تا شاید اختلافاتشان را رفع و رجوع کنند.
گفته می شود در حالی که جلسه بدون نتیجه به پایان رسیده بود، اعضای حاضر به خصوص غیاثی به عنوان مخالف همچنان در حال بحث با یکدیگر بودند. غیاثی معتقد بود برخی موافقان برای اینکه اتحادیه در مقابل کمیته داوران قرار بگیرد علاقه دارند تا هر چه زودتر آن را تشکیل دهند.
دربی هفتاد و پنجم؛ جدال "دربیباز"ها
هفته ای که سپری کردیم تا حدودی تب مسابقات المپیک لندن و تجلیل از قهرمانان کشورمان فروکش کرد و این بار هیجان ناشی از در پیش بودن دربی حساس میان پرسپولیس و استقلال فضای رسانه های ورزشی را تحت تاثیر خود قرار داد.
پرسپولیس و استقلال در شرایطی رودرروی هم قرار میگیرند که نتیجه این دیدار سوای کریهای متداول میتواند برای هر دو تیم در جدول حائز اهمیت باشد.
پرسپولیس که اسیر بحران است با شکست در این بازی شرایط به مراتب بدتری پیدا میکند و استقلال هم اگر ببازد فاصله اش تا بالانشینان جدول بیشتر و سرنوشتی همچون رقیب دیرینه خواهد یافت.
بر روی نیمکت استقلال امیر قلعه نویی مردی که هرگز دربی پایتخت را به رقیب خود واگذار نکرده است می نشیند و در آن سو نیز مانوئل خوزه پرتغالی که در میان مصری ها به «فاتح دربی ها» معروف است اولین دربی با طعم ایرانی را خواهد چشید.
در اردوی آبی ها خبر مصدومیت خسرو حیدری بازیکن تاثیر گذار سالهای اخیر استقلال بر نگرانی های هواداران آبی افزوده است اما در اردوی قرمزها با اعلام خبر مصدومیت سامان آقا زمانی که عملکرد پر انتقادی را در هفته های اخیر از خود به جای گذاشته، موجی از خوشحالی را برای علاقه مندان متعصب قرمز پوشان که منتقد حضور وی در ترکیب پرسپولیس هستند، فراهم آورده است.
استقلال پس از چهار پیروزی پی در پی در دربی قبل در حالی که تا دقیقه ۸۰ با نتیجه ۲ بر صفر پیش بود و با کسب پنجمین پیروزی ده دقیقه فاصله داشت اما با هتتریک ایمون زاید مهاجم خارجی پرسپولیس ۳ بر ۲ شکست خورد و اکنون در فکر انتقام است.
پرسپولیسیها هم میخواهند بار دیگر طعم برد در دربی را بچشند و این بار نیز در استادیوم آزادی شاهد رقص پرچم های قرمز هواداران خود باشند تا مقداری از ناکامی های دو فصل اخیر خود را جبران کنند.
مجموعه این عوامل سبب شده تا هفتاد و پنجمین دربی پرسپولیس و استقلال نیز به سیاق گذشته از حساسیت و هیجان بالایی برخوردار باشد و علاقه مندان امیدوارند تا این بار نیز بازی جذاب و تماشایی را از سوی دو تیم پایتخت شاهد باشند.
امید رضایی فعال دانشجویی دانشگاه گیلان به هشت ماه حبس تعزیری قطعی محکوم شد.
به گزارش رسیده به کلمه، امید رضایی دبیر کانون مطالعات و نشر اندیشه دانشگاه گیلان در حالی توسط شعبه یکم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به هشت ماه حبس تعزیزی قطعی محکوم شد که پیش از این شعبه اول دادگاه انقلاب گیلان به ریاست قاضی مصطفوی نیا وی را به اتهام تبلیغ بر علیه نظام و توهین به رهبری به دو سال حبس تعزیزی محکوم کرده بود.
همچنین با شکایت دادستان رشت و اداره کل اطلاعات گیلان پرونده ای به اتهام توهین به مقدسات در شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومی جزایی رشت مفتوح و در حال رسیدگی است.
امید رضایی فعال دانشجویی و دبیر پیشین کانون های فرهنگی دانشگاه گیلان پاییز سال پیش بازداشت و بعد از نزدیک به یک ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد.
در حالی فعالان دانشجویی و سیاسی به اتهام توهین به رهبری با احکام محکومیت مواجه می شوند که نماینده رهبری در بنیاد شهید پیش از این اعلام کرده بود که رهبری دستور به منع تعقیب از بابت این اتهام داده است.
به گزارش منابع خبری سعید شیرزاد فعال حقوق بشر که برای عملیات امداد و کمک به مردم عازم منطقه زلزله زده شده بود بازداشت شده است .
وی که در یکی از کمپ های امدادی که توسط فعالان اجتماعی و حقوق بشر به منظور امداد و کمک رسانی به مرم زلزله زده شهرستان ورزقان ایجاد شده بود فعالیت میکرد توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان اهر بازداشت شده است.
به گزارش جرس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بازداشت سعید شیرزاد را در بر خلاف موازین انسانی و اجتماعی میداند در حالی که وی به منظور کمک رسانی به مردم زلزله زده به این منطقه رفته است .
این سازمان ضمن اعتراض به بازداشت وی خواهان آزادی فوری و بدون فید و شرط این فعال حقوق بشر میباشد.
سعید شیرزاد یکی از فعالان مدنی در منطقه زلزله زده ورزقان بازداشت شد.
به گزارش ملی – مذهبی، این فعال مدنی که برای کمک به زلزله زدگان به این شهر سفر کرده بود توسط ماموران اطلاعات بازداشت شد.
ماموران اطلاعات شیرزاد را به هماره دو نفر دیگر در یک کمپ کمک به زلزله زدگان بازداشت کردند که دو نفر از آنها را آزاد کردند.
قیمت مرغ در ماه های گذشته گویا این کالا را در زمره کالاهای با ارزشی قرار داده که به سرقت می روند. در ماه های گذشته خبر سرقت مسلحانه از یک مرغداری منتشر شده بود.فرمانده انتظامی شهرستان مینودشت نیز از کشف کامیون حامل دو هزار کیلوگرم مرغ مسروقه و دستگیری چهار سارق و مالخر خبر داد.
به گزارش مهر، محمد غفارپور افزود: این خودرو که حین انتقال محموله از شهرستان مینودشت به "آزادشهر" توسط سارقان در طول مسیر به سرقت رفته بود، با پیگیری های مأموران پلیس آگاهی کشف و ضبط شد.
سرهنگ غفارپور با اشاره به نحوه شناسایی سارقان و کشف این محموله ادامه داد:سرنشینان یک خودرو زانتیا پس از سد کردن راه کامیون و تهدید راننده محموله مورد نظر را به سرقت برده و از محل متواری شده اند.
سرهنگ غفارپور با اشاره به اظهارات مالباخته تصریح کرد: با کسب اطلاعات به دست آمده از وی و رد زنی های بعمل آمده توسط مأموران، سرانجام خودروی زانتیا که در بررسی های بعمل آمده مسروقه بودن آن احراز شده بود، در شهر "فاضل آباد" شناسایی و دو مالخر که اقدام به خرید مرغ های مسروقه کرده بودند دستگیر شدند.
فرمانده انتظامی مینودشت ادامه داد: با دستگیری این دو مالخر و اعترافات بعمل آمده یکی از سارقان اصلی در آزادشهر دستگیر و در بازرسی از منزل وی خودروی زانتیا به همراه جعبه های مرغ کشف شد.
شیرین عبادی، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ در ادامه گزارش های ماهانه خود، به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه مرداد ۱۳۹۱ پرداخت.خانم عبادی در ابتدای گزارش ماه مرداد ۱۳۹۱ به نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی و گرانی روز افزون که در حال گسترش است، اشاره کرده است.
این مدافع حقوق بشر در ادامه گزارش خود که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می شود، در سه بخش “حقوق مدنی و سیاسی“، “حقوق اقتصادی و اجتماعی” و “میراث فرهنگی و محیط زیست” به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخته است.
مقدمه این گزارش خاطرنشان می کند که گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران مربوط به مرداد ماه ۱۳۹۱ در شرایطی منتشر می شود که نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی و گرانی روز افزون، در حال گسترش است.
این گزارش با اشاره به آمار رسمی تورم و وضعیت اقتصادی کشور خاطرنشان می کند که هر چند آمار رسمی اعلام شده از سوی دستگاه های دولتی به شرحی که در فوق آمد، نشان از روزگاران سختی دارد اما کارشناسان اقتصادی مستقل، به این آمارها اعتمادی ندارند و نرخ تورم را بالاتر اعلام کرده اند.
صف های طویلی که برای خرید گوشت و ارزاق به نرخ دولتی ایجاد شده است، حکایت از کاهش قدرت خرید مردم دارد؛ تا حدی که در یکی از این صف ها که برای خرید مرغ ایجاد شده بود، خانمی به علت ازدحام جمعیت به کولری که در مغازه بود، برخورد کرده و فوت می کند و فرد دیگری به شدت مجروح می شود.
افزایش بهای مسکن نیز یکی از مهمترین علل نارضایتی مردم است. قیمت آپارتمان در شهر تهران معادل با گران ترین شهرهای اروپا و آمریکا است. تهیه مسکن برای بسیاری از جوانان ایرانی تبدیل به آرزویی محال شده است. در این آشفته بازار اقتصادی، فساد اداری و رانت خوری نیز سبب افزایش فاصله طبقاتی شده است، تا حدی که ۹۰ درصد مردم ایران روز به روز فقیر تر و ۱۰ درصد هر روز ثروتمند تر می شوند و طبقه متوسط اجتماع در حال سقوط به ورطه فقر است. بسیاری از کارگران و حتی کارمندان دولت برای گذران زندگی مجبور هستند علاوه بر شغل رسمی خود، مشاغل دوم و سومی نیز اختیار کرده و گاه تا ۱۸ ساعت در روز کار کنند.
بر این اساس گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه مرداد ۱۳۹۱ با تأکید بر وضعیت اقتصادی ایران، در برگیرنده بخش هائی از موارد نقض حقوق بشراست که از رسانه ها و سایت های مختلف استخراج شده و پس از احراز صحت، به شرح زیر دسته بندی و به ۲ زبان فارسی و انگلیسی منتشر می شود.
وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه مرداد ۱۳۹۱
بخش اول – حقوق مدنی و سیاسی
الف- وضعیت فعالان سیاسی – اجتماعی دگر اندیش
۱) میرطاهر موسوی- نماینده مردم کرج در مجلس ششم-، احمد شجاعی (فرشید) از اعضای سابق وزارت اطلاعات به همراه فرزندش سجاد شجاعی،عبدالغفور قلندری نژاد از دراویش گنابادی، عبدالله عباسی یکی از مسئولان دفتر حسن امینی، مفتی و رییس شورای مکتب قرآن کردستان و حبیب حلفی و یوسف بیداردل- دبیر انجمن توسعه و پایداری آذربایجان- بازداشت شدند. ایمان رشیدی، فرحناز میثاقیان (رستمی)، فریبا اشتری (باقری)، فریبرز باقی به همراه همسرش، عنایت الله نقی پور، شهرام اشراقی، ساسان حقیری، صباگلشن وخانم پورخرسند از شهروندان بهایی، بازداشت شده اند. همچنین منصور عسکری، باقر غلامی (نعامی)، صباح شرباز، حمید السبع، حاکم فرزند عوید، ثامر جامعی، ابوحمزه، یوسف میاحی فرزند جان الله، محمود حمیدی فرزند عطیه، احمد حمیدی فرزند عطیه، رضا حمیدی فرزند عطیه، مسلم حمیدی و برادر وی حمید حمیدی فرزندان رسول، منصور سلامی فرزند مطیر، محمد حمیدی فرزند عزیز، عبدالله نیسى، عزیز حمیدی همراه برادرانش نعیم و جمعه (ناصر) فرزندان عبدالرضا و فیصل حمیداوی فرزند عبدالعلی جزء از شهروندان عرب ایرانی اهل سنت در شهرهای مختلف خوزستان بازداشت شدند.
۲) میترا عالی، دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف برای گذراندن حکم یک سال حبس تعزیری،عادل محمد حسینی، فعال دانشجوی برای اجرای حکم شش ماه حبس و حسام فیروزی برای اجرای حکم یک سال و نیم حبس راهی زندان اوین شدند. فرهاد اکبری فضلی و فردید اکبری فضلی دو زندانی سیاسی هفته گذشته به برای گذراندن حکمشان به زندان بهبهان منتقل شدند. سارا محبوبی دانشجوی محروم از تحصیل بهائی خود را برای اجرای حکم ۱۰ ماه حبس تعزیری به زندان ساری معرفی کرد.
۳) سید حسن طاهری به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و اخلال در نظم عمومی به تحمل چهار سال حبس تعزیزی و ۱۰ سال تبعید به شهرستان زابل، علی مزروعی، نماینده مجلس ششم و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی به هجده ماه زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی، محمد حسین مظفری، فعال دانشجویی به یک سال حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمده است، محمد محمودی، شهروند سردشتی به پنج سال حبس، شیراحمد شیرانی به ۲۲ سال حبس توام با تبعید به زندان اردبیل، محمد حسن یوسف پورسیفی، عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان به پنج سال و شش ماه حبس تعزیری و روزبه خوانپایه به چهار سال و نیم حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. همچنین حکم ۱۰ سال محکومیت امید کوکبی، فیزیکدان زندانی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر عیناً تایید شده است. وکیل آقای کوکبی، پیشتر گفته بود که در جلسه دادگاه اجازه پیدا نکرده است تا با موکل خود گفتوگو کند.
۴) مشاور وزیر و رئیس حراست مرکزی وزارت علوم در دستوری به دانشگاه ها دعوت از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی در جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ را ممنوع و اجرای هرگونه برنامه سیاسی و کرسی های آزاد اندیشی را منوط به استعلام از حراست درباره وضعیت سخنرانان کرد. همچنین معاون سیاسی وزیر کشور، فعالیت دو تشکل جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ را ممنوع اعلام کرد. از سوی دیگر برگزاری نماز عید فطر انجمن اسلامی مهندسین با تماس ماموران نهادهای امنیتی لغو شد.
۵) از سوی پلیس امنیت به پیشنمازان نماز خانههای اهل سنت تهران اعلام شده است که حق برگزاری نماز عید فطر را ندارند. از سوی دیگر ماموستا شفیق- روحانی اهل تسنن- در پی برگزاری مراسم افطار بازداشت شد.
۶) بر اساس گفته دادستان تهران ۱۳۰ زندانی سیاسی - عقیدتی به مناسبت عید فطر، مشمول عفو رهبری شدند. حدود ۹۰ نفر از این افراد در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان بوده اند که برخی از آنان بیش از نیمی از دوران محکومیت خود را سپری کرده اند. این عده با بخشودگی بقیه دوران حبس آزاد شدند و مجازات برخی دیگر از زندانیان سیاسی- عقیدتی تخفیف یافته است. دادستان تهران گفته است که عفو این دسته از محکومان بر اساس تقاضای عفو آنان و نیز ابراز ندامت و پشیمانی از جرائم ارتکابی توسط آنها صورت گرفته است. در بین افرادی که تا کنون آزاد شده اند تعدادی از خبرنگاران، دانشجویان، وکلاء دادگستری و فعالان مدنی و سیاسی دیده می شوند. این آزادی ها در حالی صورت گرفته است که پیش از این اعلام شد که چند تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان و بر اساس حکم های صادره شان شلاق خورده اند. سیامک قادری، ابراهیم بابایی زیدی، حسین زرینی، کوروش کوهکن، ناصر آذرنیا، هومان موسوی، علیرضا کیا، اشکان الهیاری، رسول حردانی، کامران ایازی و مجید صادقی نژاد زندانیانی هستند که حکم شلاق در موردشان اجرا شده است. امیر لطیفی، رحمان بوذری و مزدک علی نظری نیز از جمله زندانیانی بودند که حکم شلاقشان سه روز پیش از آزاد شدنشان اجرا شد.
از سوی دیگر وضیت سایر زندانیان سیاسی- عقیدتی هم چنان نامناسب گزارش می شود که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: همسر مهدی کروبی گفته است که در ماه اخیر از ملاقات آقای کروبی با او و سایر افراد خانواده جلوگیری کرده اند.
همچنین با وجود اظهار نظر کمیسیون پزشکی قانونی مبنی بر اینکه ابوالفضل قدیانی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران دچار ناراحتی شدید قلبی است و باید برای مدت چهار ماه از مرخصی استعلاجی استفاده کند، تا کنون از اعطای مرخصی استعلاجی به او امتناع ورزیده اند. عیسی سحر خیز، روزنامه نگاری که بیش از سه سال است با جسمی بیمار در زندان بسر می برد، اعلام کرده است که بر خلاف آئین نامه زندان ها، تا کنون حتی یک روز به او مرخصی نداده اند. مهم تر از همه این موارد، علیرضا غیبشاوی از شهروندان ساکن در استان خوزستان در بازداشتگاه اداره اطلاعات خلف آباد با مرگی مشکوک در گذشت.
۷) مصطفی سبطی، رییس شورای مرکزی جبهه مشارکت استان گلستان ممنوع الخروج شد.
ب- وضعیت کتاب و مطبوعات ، نویسندگان و روزنامه نگاران
۱) مهدی فخرزاده عضو تحریریه نشریه چشم انداز ایران و احمد شریعت، وبلاگ نویس بازداشت شدند. همچنین محمد رضا عالی پیام، شاعر و طنز پرداز بازداشت و پس از تفتیش منزل، نوشته ها و کامپیوتر وی ضبط شد.
۲) حکم یک سال حبس تعزیری مهسا امرآبادی، روزنامه نگار زندانی در پرونده ای دیگر نهایی شد.
۳) شورای صنفی نمایش تمام پنج سالن سینما «آزادی» را از نمایش کلیه فیلمهای سینمایی محروم کرد.
۴) جلسه رسیدگی به کیفرخواستهای مطروحه علیه مدیران مسئول نشریات «چشمانداز ایران»، ورزشی «گل» و «خبرگزاری سینمای ایران» برگزار شد.
۵) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کتاب گزارش مواضع هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۸۸ مجوز نداد.
۶) سایت بنیاد شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی فیلتر شد.
۷) از انتشار نشریه دانشجویی «چرداول» جلوگیری شد.
پ- سایر موارد نقض حقوق بشر
۱) اعدام ها در مرداد ماه یکی دیگر از موارد نقض حقوق بشر است که بر اساس اعلام سایت ها و خبرگزاری های دولتی افراد زیر یا اعدام شده اند و یا برای آنها حکم اعدام صادر شده است: دادستان عمومی و انقلاب استان ایلام از اعدام فردی به نام «ه.ب» خبر داد. خبرگزاری ایسنا اتهام او را حمل، نگهداری و خرید و فروش مواد مخدر اعلام کرده است. همچنین بختیار معماری، شهروند کُرد ساکن مریوان به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه نیز از صدور حکم اعدام برای چهار تن از متهمان پرونده اختلاس خبر داد. همچنین حکم اعدام فردی به نام «ص.م» تأیید شد. خبرگزاری فارس اتهام این فرد را تجاوز به عنف اعلام کرده است. بهاءالدین قاسمزاده، نوجوان اهل ارومیه نیز به اعدام محکوم شد. برخی سایت ها اعلام کرده اند که این نوجوان در ۱۲ آذر ماه ۱۳۸۸ و در سن ۱۵ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده است.
۲) حبیب افشاری که به اتهام عضویت در یک حزب مخالف نظام به اعدام محکوم شده بود، در اعتراض به اعمال فشار وزارت اطلاعات بر اعضای خانواده اش در زندان مرکزی ارومیه دست به اعتصاب غذا زد.
۳) جاده های بین شهری به علت استاندارد نبودن، کماکان قربانی می گیرند و بیشترین آمار کشته شدگان در چند سال اخیر مربوط به تصادفات بین جاده ای بوده است.
۴) در سال تحصیلی جدید تعداد ۳۶ دانشگاه مبادرت به حذف پذیرش دختران از ۷۷ رشته تحصیلی کرده اند. از جمله دانشگاه اراک از پذیرش دختران در رشته های زبان و ادبیات انگلیسی، علوم تربیتی، علوم کامپیوتر، مهندسی شیمی، مهندسی صنایع، مهندسی عمران، مهندسی مکانیک، مهندسی کشاورزی و شیمی محض و دانشگاه اصفهان از پذیرش دختران در رشته های علوم سیاسی، حسابداری، مدیریت بازرگانی دولتی و صنعتی، مهندسی برق، مهندسی عمران، مهندسی مکانیک، مهندسی راه آهن و مترجمی زبان انگلیسی منع شد اند. به این ترتیب دختران که از سال ها قبل بیش از ۶۵ درصد کل دانشجویان را تشکیل می داده اند به تدریج به کمتر از ۵۰ درصد تقلیل خواهند یافت.
۵) بر اساس ابلاغ و صدور بخشنامههایی از سوی نیروی انتظامی اردبیل برای سینماداران، آنان ملزم شدند تا دختران و پسران را در سینماها از هم تفکیک کنند.
بخش دوم – حقوق اقتصادی و اجتماعی
۱) به علت شرایط بد اقتصادی و کمبود مواد اولیه که عمدتا ناشی از سوء مدیرت اقتصادی و همچنین تحریم های سیاسی است، تعداد زیادی از کارگران نتوانسته اند ماه ها دستمزد خود را دریافت کنند که می توان به موارد زیر اشاره کرد: تعدادی از کارگران صنایع فلزی ایران ۸ ماه، تعدادی از کارگران کارخانه نساجی مازندران۲۶ ماه، کارگران کارخانه رنگ سازی بوشهر ۵ ماه و ۴۸ کارگر کارخانه نقش ایران قزوین ۱۵ ماه، تعدادی از کارگران کارخانه ایران پویا ۲ ماه و کارگران کارخانه نوشابه سازی خوش نوش ساری سه ماه حقوق معوقه خود را دریافت نکرده اند.
۲) در مرداد ماه تعدادی از کارگران شغل خود را از دست داده اند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:۵۰ کارگر کارخانه مداد سیاه پارس اسلت آمل ، ۷۰ کارگر کارخانه پیچ مهره سازی کامکار سیرجان و ۳۰۰ کارگر کارخانه عقاب افشان شغل خود را از دست داده اند.
۳) علیرضا عسگری، جلیل محمدی و ریحانه انصاری، سه عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری به ترتیب به یک سال حبس تعزیری و دو نفر بعد هر کدام به یک سال حبس که برای مدت سه سال به حالت تعلیق درآمده است، محکوم شدند.
بخش سوم- میراث فرهنگی و محیط زیست
اخبار منتشر شده از میراث فرهنگی و محیط زیست در مرداد ماه نیز همچنان نشان از نامناسب بودن وضعیت این حوزه دارد.
۱) نگرانی از وضعیت محیط زیست به گونه ای بوده است که برای چندمین مرتبه در ماه های اخیر، معصومه ابتکار، دبیر کمیته محیط زیست شورای شهر تهران از سونامی قریب الوقوع سرطان به دلیل نصب دکل های مخابراتی و ارسال پارازیت توسط حکومت خبر داده است.
۲) طبق گزارش کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، در شهر اهواز ۵۰ میلیون متر مکعب فاضلاب وارد رود کارون می شود که سلامتی تعداد زیادی انسان را در معرض مخاطره شدید قرار داده است که متأسفانه سازمان حفاظت از محیط زیست کوچکترین اقدامی در رفع این معضل به عمل نیاورده است. همچنین تعدادی از مناطق روستایی جنوب ایران فاقد لوله کشی و آب آشامیدنی بوده و روستاییان برای دسترسی به آب رودخانه باید چند کیلومتر راه رفته تا بتوانند به آب قابل شرب دسترسی یابند.
۳) بر خلف آئین نامه های قانونی و ظوابط مصوب شهر سازی، شهر داری منطقه ۵ شهر تهران اجازه ساخت و ساز در ۱۲۰۰۰ متر مربع زمین صادر کرده و سبب قطع بیش از ۲۷۰۰ اصله درخت قدیمی شده است.
۴) با وجود اعتراض شورای شهر گرگان و بسیاری از سازمان های مردم نهاد مدافع محیط زیست، تخریب بخشی از جنگل ناهارخوران گرگان به منظور ساخت موزه دفاع مقدس ادامه دارد.
۵) در حالی که وضعیت دریاچه ارومیه همچنان وخیم گزارش می شود به گونه ای که بر اساس گزارش های ارایه شده در حال حاضر بیش از ۶۵ درصد عرصه دریاچه خشک شده به عبارت دیگر کمتر از ۳۵ درصد ازعرصه این دریاچه آبدار است، حمید منافی و حسن قنبری دو تن از شهروندانی که در اعتراض به خشک شدن دریاچه اورمیه در تجمع اعتراضی مسالمتآمیز تبریز شرکت کرده بودند هر کدام به یک سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی محکوم شدند.
خاتمه
در پایان این گزارش ماهانه توجه مقام های مسئول جمهوری اسلامی را به اجرای تعهدات بین المللی خود در زمینه اجرای ضوابط حقوق بشر جلب می کنم و یادآور می شوم که منافع ملی و رفع بحران فعلی در گرو احترام به حقوق و آزادی های فردی و کرامت انسانی شهروندان است.
شیرین عبادی
مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳
اول شهریور ۱۳۹۱
توضیح: علاقه مندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشر در خصوص این گزارش به سایت ها و خبرگزاری های زیر مراجعه کنند: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، خبرگزاری رسمی ایران (ایرنا)، خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، خبرگزاری فارس، خبرگزاری مهر و باشگاه خبرنگاران جوان و سایت های کانون مدافعان حقوق بشر، جرس، الف، کمیته گزارشگران حقوق بشر، ندای آزادی، بازتاب، هرانا، قانون، کلمه، محبت نیوز، سنی آنلاین، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، مجذوبان نور، ملی- مذهبی، موکریان، ندای سبز آزادی، رادیو زمانه، رادیو فردا و بی بی سی.
سرانجام با گذشت نزدیک به سه سال از مطرح شدن موضوع پارازیت ها و عوارض ناشی از آن برای شهروندان، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، از وجود منشاء داخلی مشخص این پارازیت ها خبر داد و اعلام کرد که وزارت ارتباطات و نمایندگان مجلس از منشاء صدور پارازیت ها اطلاع دارند ولی نمی خواهند بیان کنند.
روز گذشته رضا تقی پور، وزیر ارتباطات و فنا وری اطلاعات اعلام کرد، "پارازیتهای اخیر مخابراتی از سوی وزارت ارتباطات ایجاد نشده و این وزارتخانه درصدد کشف منشاء ارسال پارازیتها است." و در ادامه با ابراز بی اطلاعی از منبع ارسال پارازیت ها نسبت به آثار و عواقب سوء آن ها هشدار داد. او همچنین تاکید کرد: " به دفعات مکرر گزارشی درباره پارازیتهای تلفنهای همراه برای نمایندگان و اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ارائه کردهایم."
اما حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در گفتگو با عصر ایران، این اظهارات وزیر ارتباطات را تایید نکرد و گفت: "کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هشتم، سال گذشته از وزیر ارتباطات دعوت کرد تا با حضور در این کمیسیون درباره پارازیت ها توضیح بدهد. ایشان در آن جلسه اعلام کرد که ما هیچ اطلاعی از منشاء پارازیت ها نداریم و از آن زمان تا کنون هم گزارش یا توضیح جدیدی به مجلس ارائه نشده و اینکه گفته شود به دفعات مکرر به مجلس و کمیسیون بهداشت گزارش دادیم، درست نیست."
شهریاری در ادامه با اشاره به پی گیری های کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در این باره توضیح داد: "ما وزارت بهداشت و درمان را مسئول بررسی عوارض ناشی از این پارازیت ها کردیم که این کار هم شش ماه الی یک سال زمان نیاز دارد و علی القاعده تا مهرماه باید گزارش وزارت بهداشت و درمان به مجلس برسد."
رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس درپاسخ به این سوال که چطور بعد از سه سال همچنان وزارت ارتباطات از منشاء ارسال پارازیت ها ابراز بی اطلاعی می کند؟ گفت: "وزارت ارتباطات به خوبی می داند که منشاء ارسال پارازیت ها کجاست اما نمی خواهد این موضوع را اعلام کند." وی همچنین با تایید داخلی بودن منشاء ارسال پارازیت ها، تصریح کرد: نمی توانیم توضیح بیشتری درباره پارازیت ها بدهیم.
بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار زندانی ، در نامه ای که به مناسبت تولد همسرش ژیلا بنی یعقوب از زندان خطاب به خانم بنی یعقوب نوشته، تلاش کرده تصویری دقیق از شرایط زندگی زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر ارائه دهد:
تصویری از بند چهار، سالن ۱۲
احمدی امویی، برنده جایزه جهانی هلمن-همت در سال۲۰۱۱ است که به اتهام «نگارش مقالات انتقادی درباره عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد» در روزنامه «سرمایه» و وب سایت شخصی اش و همچنین سردبیری وب سایت «خرداد نو» در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بازداشت شد و از آن زمان در زندان به سر می برد.
او تا دو و ماه و نیم پیش در بند ۳۵۰ اوین زندانی بود و سپس به زندان رجایی شهر منتقل شد.
به گزارش جرس متن کامل این نامه بدین شرح است:
سلام ژیلا جان
دوماه و نیم از آمدنم به زندان رجایی شهر کرج میگذرد، دو ماه و نیمی که هرلحظه اش برای تو درگیریهای ذهنی و عاطفی زیادی ایجاد کرده است. از این بابت تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که متأسفم که شرایط زندگی دشوارمان را بیش از بیش سختتر کردهام و تو مجبوری تمام این سختیها را به تنهایی بر دوش شانه های نحیف ات بکشی.در این مدت بارها خواستهام که چیزی بنویسم، اما نمیدانم چرا هر بار که دست به قلم میبردم احساس ناتوانی میکردم، حتی از نوشتن یک کلمه.
اما سرانجام، امروز مجاب شدم که بنویسم. نزدیک ۲۸ مرداد است و روز تولد تو، و البته آن کودتای سیاه که بسیاری از آرزوهای مردم ما را با خود برد.یادم هست که همیشه میگفتی خیلی خجالت آور است که آدم روز تولدش را در چنین روزی جشن بگیرد.انگار یک دهن کجی به همه زحمات و تلاشهای آن مردان و زنان بزرگی است که گرد و غبار تاریخ بر چهرهشان نشسته است.با خودم قرار گذاشته بودم اگر چیزی برای تولدت مینویسم، اشاره ای به این موضوع نکنم، اما نمیدانم چرا نتوانستهام و باز هر دو با هم به ذهنم خطور کرده است.
ژیلا، الآن که دارم این نامه را برای تو مینویسم تو کجایی؟به چه فکر میکنی؟چه کار میکنی؟ شنیدهام که نهادهای قضایی از تو خواستهاند خودت را به زندان اوین معرفی کنی تا یک سال حبس ات را بگذرانی.شاید الآن داری وسایل ات را برای رفتن آماده میکنی.با خودم گفتم انگار دیگر وقت ندارم با خیال راحت با تو حرف بزنم و درد دل کنم.بعضی وقتها زندگی در سر هر پیچش آنقدر آدم را متحول میکند که حتی آدم هرچقدر هم خودش را برای مواجهه با آن آماده کرده باشد، باز هم مثل اینکه غافلگیر شده باشی، دست و پایت را گم میکنی و متعجب میمانی که حالا باید چکار کنی؟درست مثل حالی که الآن من دارم.
در سه سال گذشته هر لحظه انتظار بازگشتت به اوین را داشتم.با خودم میگفتم مانند بقیه زندانیهایی که هر دو هفته یکبار با همسر، مادر یا خواهرشان که در زندان زنان هستند، دیدار میکنند، من هم تو را پشت دیوارهای همان زندانی که خودم حبس میکشم، خواهم دید.برای همین خودم را ظاهراً برای آن لحظه آماده کرده بودم.تو در این مدت چند تایی حوله و ملحفه فرستاده بودی و من یکی –دو تایش را در کناری نگه داشته بودم تا هر وقت آمدی یکجوری برایت بفرستم.آن روزها نمیشد به راحتی وسایل ات را با خودت به زندان زنان ببری.من هم در این مدت برای اینکه تو بیایی و مبادا وسایل مورد نیاز و ضروریات را نداشته باشی، چیزهایی را برایت آماده کرده بودم، یکی –دو قوطی قرصهای تقویتی و ویتامین به همراه یک بالش کوچک. اما حالا که من و این وسایل در زندان گوهردشت کرج کیلومترها از تو دور هستیم، قرار است تو در زندان اوین باشی.
از این همه بازیهای روزگار تعجب میکنم، این همه مدت به زندان اوین نرفتی و حالا که من را به زندان رجایی شهر منتقل کردهاند، به آنجا میروی.نمیدانم چه بگویم؟با خودم میگویم با توجه به شرایط موجود به نظر میرسد دست کم تا چند ماه آینده یکدیگر را نخواهیم دید.میخواهم برای تو و خودم دلسوزی کنم اما خیلی زود از خودم خجالت میکشم.اینجا در بند سیاسی زندان رجایی شهر کسانی هستند که سالها هیچ ملاقاتی نداشتهاند، آدمهایی محکوم به اعدام که بعد از پنج-شش سال حکمشان شکسته و به حبس ابد تبدیل شد، حالا در سالهای پانزده، دوازده، چهارده و بیست زندانشان به این امیدند که روزی حبس ابدشان آن قدرها هم ابد نباشد. زندانیهایی که جوانی و پیری زودرسشان پشت همین میله های زندان و در فراموشی گذرانده اند.
محمد نظری، بیست و دو ساله بود که بازداشت شد و حالا در سال بیستم زندانش است اما انگار که شصت ساله است. عمر و ابراهیم و خالد از اعضای حزب دمکرات کردستان حالا وارد ماههای ابتدایی سال چهاردهم زندانشان شدهاند، سالها از آخرین ملاقاتشان با خانواده میگذرد.از خودم میپرسم اگر این حزب دمکرات هنوز هم وجود داشته باشد آیا میداند آدمهایی هستند که به اسم عضویت در آن حزب سالهاست که در زندان اند. گاهی با خودم میگویم شاید حتی سیستم قضایی ایران هم در فهرست زندانیهای خود نامی از آنها نداشته باشد.
چند روز پیش که خبر عفو و کاهش محکومیت تعدادی از زندانیان سیاسی و امنیتی را که روزنامهها با آب و تاب فراوان نوشته بودند، خواندم، نخستین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چه خوب بود نام یکی از این زندانی ها نیز در میان آنها باشد.اما نه، انگار خدا هم آنها را فراموش کرده است
مرخصی و بخشش و تقلیل حکم را به آنها دادهاند که حکم برخیشان دو روز، دوازده روز،دو ماه دیگر تمام میشد.برخیهای دیگر هم حبسهای یک سال و دو سال و سه سالشان نصف شده بود با در نیمه راه گذراندن حبسشان عفو شده بودند.تازه چند تایی از آنها هم جرمشان واقعا جاسوسی و خیانت علیه کشور بود.آیا واقعاً هیچ کدام از زندانیهای قدیمی اینجا بعد از این همه سال زندان، نمیتوانستند مرخصی، کاهش حکم، و یا حتی عفو را انتظار داشته باشند ؟
کرمی خیرآبادی، یکی از همین افرادی است که شانزده سال زیر حکم اعدام قرار دارد، یکشنبهها و سه شنبههایی که احتمال اجرای حکم اعدام میرود، با هفتهها و ماهها و سالهای زیادی که پشت سر گذاشته، حالا دیگر اصلاً حسی برایش نمانده که وقتی از او میپرسم چه احساسی دارد که ممکن است یکی از این یکشنبهها یا سه شنبهها نامش را بخوانند، فقط یک لبخندی تلخ تحویلم میدهد و با لهجه غلیظ خوزستانیاش میگوید:«خدا بزرگ است»
و بعد با هیجان زیاد، بسیاری از حوادث شانزده سال گذشته را انگار که همین دیروز اتفاق افتاده با تاریخ و اسم آدمهایی که در این مدت با آنها برخورد کرده، یک به یک میگوید.آخر سر هم نصیحتم میکند که در زندان یک میخ کج هم به دردت میخورد، اما خیلیها این را نمیدانند.
خودش برایم نگفته اما دیگر زندانیها برایم تعریف کردهاند که نان مصرفی یک هفتهاش را همیشه به صورت خشک شده ذخیره میکند، چون تجربه کرده بعضی وقتها حتی نان در زندان کمیاب میشود.
بعد از اینها چهار نفر از افراد وابسته به حزب پ.ک.ک هستند که هشت سال و پنج سال زیر حکم هستند، جوانهایی که در نیمه دوم دهه بیست زندگی شان هستند.
زانیار و لقمان مرادی که پسر عمو هستند چهار سال است که زیر حکم اعدام اند و به دستور قاضی صلواتی از ملاقات با خانواده های شان محروم اند.آنها هم مدتهاست که با خانواده های خود ملاقات ندارند.بعضی وقتها روزهای ملاقات خجالت میکشم مستقیم توی چشمهای شان نگاه کنم.
این جور آدمها بیش از هرکس دیگری نیاز به دیده شدن و توجه دارند، چیزی که هم قبل از زندان و هم در زندان از آنها دریغ شده است. چندتایی شان را تو میشناسی، چون قبلاً از آنها برایت گفتهام.شخصیتهای قابل احترامی دارند، هر جور شده خودشان هزینه های زندگیشان را تامین میکنند، از طریق بافتن شال و روسری، عروسک و دیگر صنایع دستی و فروختن آن به دیگر زندانیان.
حالا روز تولدت است و قرار است برایت بنویسم اینجا چطور است و چه میکنم؟چون مرتب در ملاقات از من میپرسی اینجا چه میکنیم و اوضاع احوال این زندان چگونه است.من هم در جوابت میگویم که خوب است، همه چیز آرام است و ما –زندانیهای اینجا-با هم خوبیم.
با خودم میگویم حالا که قرار است خودت هم به زندان بروی و از روزهای بعد باید همین پرسش را در باره تو بکنم، برای اینکه خیالت را از بابت خودم راحت کرده باشم، خیلی خلاصه سعی میکنم از خودمان برایت بنویسم و این جوری یک هدیه تولد به تو بدهم:تصویری از محل زندگی ۵۴ زندانی سیاسی رجایی شهر کرج. اینها را برایت مینویسم تا با بخشی از حال و هوا و شرایط اینجا آشنا شوی و با خیال راحتتر به زندان بروی و یک سال زندان ات را بگذرانی.
یک سالن پنجاه متری.و راهرویی سه متری که با فرش و موکت پوشانده شده است که در آن سی و سه اتاق دو و هفتاد سانتی متری در دو متر، دو کولر بزرگ در ابتدا و انتهای سالن که باد مرطوبی به طرف هم میدمند، و یک در فلزی که بیشتر اوقات قفل است و ما را در کنار هم در آن سالن نگه داشته است.تنها راه ارتباطی ما به دنیای پشت این در فلزی یک تلفن رومیزی است که با آن میتوان به افسر نگهبان در طبقه بالا وصل شد.
تو که به زندان اوین برودی، پنج نفری هستیم که خواهر یا همسرمان در زندان اوین هستند و خودمان اینجا:سالن ۱۲،اندرزگاه چهار، زندان رجایی شهر.
آنها تا به حال هرچقدر نامه نوشتهاند تا مسوولان امکان تماس تلفنی و یا ملاقات را با عزیزان شان فراهم کنند، موفق نشدهاند.احتمالاً من هم به زودی باید در نوشتن این نامه های بی جواب به آنها ملحق شوم.
اینجا از همه نوع گروه و گرایش سیاسی داریم.به قول کسی آینده خاورمیانه و ایران از میان یکی از این گروهها برخواهد خاست. راستی در سالن بالای ما صد و هفتاد نفر از زندانیهای القاعده هستند.
بین ما اکثریت با بهاییهایی است که به شوخی به آنها میگوییم:بالاخره شما یکجا از اقلیت در آمدید، بقیه بچه های پ.ک.ک و پژاک و حزب دمکرات کردستان، زندانیهای سازمان مجاهدین خلق، و زندانیهای جنبش سبز، میهن دوست ها(که از سوی نهادهای امنیتی ایران باستان گرا نامیده می شوند)، و طرفداران حکومت پادشاهی و البته آدمهایی که خودشان را مستقل میدانند و کسانی که فقط به صورت فردی کار می کنند و به قول یکی از بچه ها: یک تنه قصد نبرد با جمهوری اسلامی را دارند.
از در فلزی که وارد سالن میشوی نخستین اتاق سمت چپ که بزرگتر و جا دارتر است، آشپزخانه است با یک اجاق دست ساز هشت شعله ای و در انتهای سالن هم یکسری توالت و حمام و روشویی.
این روزها که ماه رمضان است معمولاً وقت افطار دو سفره کوچک با فاصله بیست متر از هم در سالن پهن میشود و هر گوشه اش شش-هفت نفر مینشینند:یکی سفره مجاهدین خلق که شلوغتر از دیگران است و معمولاً هم چند نفری مهمان دارند، و آن یکی هم سفره دیگران...چند نفری هم در اتاقهای شان غذا می خورند و نه دور سفر جمعی.
در یکی –دو هفته گذشته، یکسری اتفاقات عجیب و غریب هم افتاده و آدم تا خودش نبیند باور نمیکند.همچنان که ممکن است تو هم الآن باور نکنی:روغن هشتصد گرمی که در فروشگاه زندان ۳۴۰۰ تومان فروخته میشود نایاب شده و در برخی از سالنها تا پانزده هزار تومان هم خرید و فروش میشود، دلیل کمیاب شدن روغن هم معلوم نیست.فندک پانصد تومانی هم دو ماهی است که ورودش به زندان ممنوع شده و الان تا سی هزار تومان هم خرید و فروش میشود.آب لیمو هم از اجناسی است که در اینجا کمیاب است.چند روز پیش ۲۱ بطری نیم لیتری آبلیمو آوردند و گفتند این را بین ۵۴ نفرتان تقسیم کنید.خوشبختانه یکی از بهاییها که مهندس است و آشنا با حساب و کتاب و عدد و رقم، زحمت تقسیم آن را به عهده گرفت:هر پنج نفر دو بطری.بقیه مشکل را به خودمان واگذار کرد، حالا خودتان دو بطری را بین پنج نفر تقسیم کنید.
ورود وسایل ورزشی معمولاً اینجا ممنوع است و در موارد خاص و به سختی اجازه ورود داده میشود.ورود کفش ورزشی کاملاً غیرقانونی است.
«ورزش باید من شکن باشد و نه من ساز» و «من ورزشکار نیستم اما ورزشکاران را دوست دارم.»جملههایی از آیت الله خمینی است که درشت بر در و دیوار های هواخوری نوشته شده است.
بچهها در حالی که دمپاییهای شان را با کش و نخ به پاهایشان بستهاند به توپ پلاستیکی ضربه میزنند، برخی هم کفش پوشیده اند، کفش هایی که احتمالا چند سال پیش موقع بازداشت به پا داشته اند و چون ورود هر نوع کفشی به زندان ممنوع است، حالا دیگر کف آن کفش های قدیمی در آمده و بچه ها اغلب با مقوا و موکت برای کفش های خود یک جور کف درست کرده اند.
با هر ضربه که به توپ می زنند، بخشی از کفششان که با موکت و مقوایی که به هم چسبیده شده، کنده میشود و با توپ میرود.با این همه بچهها از روزی دو ساعت هواخوری روزانه لذت میبرند.
دلم می خواهد مفصل تر در باره این مسائل برایت بنویسم اما فکر کنم فعلا همین قدر کافی است و حالا خیالت راحت شد، از اینکه فهمیدی در چه شرایطی اینجا زندگی میکنم.
راستی بالاخره هفته پیش کتابهایی را که برایم فرستاده بودی، دریافت کردم، آن هم با چه مکافاتی.ابتدا اسم کتابها و ناشر و نویسنده کتابها را در یک نامه برای رییس زندان نوشتم تا سرانجام بعد از دو هفته نامه امضا و به حفاظت-اطلاعات زندان فرستاده شد.
روزی که به حفاظت زندان رفتم تا آنها را تحویل بگیرم، فرجی نژاد با ناراحتی به من گفت:تو، چند بار برای گرفتن کتابهایت نامه نگاری میکنی؟تازه با خودکار سبز نام تو را پشت جلد کتابها برایت نوشتهاند، فکر کرده ای که چی؟من از آن آدمهایی نیستم که از این کارها جا بخورم.من میتوانم کتابهایت را به کوچه و خیابان بریزم، آن وقت هرکاری دلت خواست بکن...مکثی می کند و می گوید :اما این بار کتابهایت را می دهم و من در دل گفتم خب، حالا این بار هم کتابها را به من میدهی، غنیمت است و تا بعد خدا بزرگ است.
راستی می بینی رنگ سبز بعد از سه سال، همچنان چقدر تاثیر گذار حساسیت برانگیز است؟جالب است.نه؟
ژیلا، این در حالی است که مواد مخدر به وفور در این زندان مثل اغلب زندانهای دیگر به وفور یافت میشود و مسوولان زندان مجبورند که برای کشف آن دست به تشویق زندانی در خبرچینی و دادن جایزه بزنند.در یکی از آگهیهایی که به دیوار زندان نصب شده، از قول رییس زندان، زندانیان را نسبت به داشتن چیزهایی از قبیل تیزی، قمه، خرید و فروش و استعمال مواد مخدر، اخلال در نظم زندان، وارد کردن و یا به همراه داشتن موبایل، سیم کارت و فلش، خرید و فروش و مصرف قرصهای روان گردان، توهین و تحقیر و فحاشی، هشدار شدید داده اند.
چند روزی است که با خودم فکر میکنم وقتی ورود کتاب و لوازم ورزشی این قدر سخت و گاه غیر ممکن است ، چطور است که این همه مواد مخدر به استناد این آگهی و این شواهد وارد میشود؟و آیا یک زندانی در نبود یا کمبود امکانات، به انجام چنین کارهایی گرایش پیدا نمیکند؟
ژیلای عزیز، ما خوب هستیم و ظاهراً هم سالم.این روزها هم مشغول باغبانی هستیم، چهار لیتریهای پلاستیکی را تبدیل به گلدان کردهایم و با کمک و راهنمایی صالح کهندل در آنها ریحان، تره، تربچه و شاهی کاشتهایم.هر روز در دو ساعت هواخوری آنها را هم همراه خودمان به هواخوری میبریم تا آفتاب بخورند و مثل خودمان هوایی تازه کنند.اگر همه چیز خوب پیش برود، تا ماه آینده هرکدام مان چند تایی تره، ریحان و تربچه برای خوردن خواهیم داشت.
رمضان سعیدی، زندانی سیاسی اهل کردستان با قوطیهای خالی ماست و رنگ و پر کردن آنها با سیمان و رد کردن دسته جاروی فلزی از میانش ، چند تایی دمبل برای ورزش درست کرده است.این جوری ورزش هم میکنیم و در دو ساعت هواخوری چند دقیقه ای هم میدویم.
در حیاط بزرگ بند که رو به شمال شرقی است، کوهی را در دوردست میبینیم که در بسیاری از روزها در زمینه ای از ابرهای سفید و خاکستری خودنمایی میکند.زندانیهای باسابقه میگویند زمستانها نمای زیبایی دارد.برفی روی آن مینشیند و دیدنش از این فاصله حظ وافری دارد.این چیزی است که احتمالا شما در اوین از آن بی بهره هستید و به آن غبطه خواهید خورد.هر شرایط سختی برای خودش خوبیهایی هم دارد که در جاهای دیگر نمیتوان نظیری برای آن پیدا کرد.از این به بعد با نگاه کردن به این منظره، با خودم خواهم گفت به جای ژیلا هم به این منظره زیبا نگاه خواهم کرد، کتاب میخوانم که با منی، هر ترانه ای را میشنوم که با منی،و به کوه که نگاه میکنم با من خواهی بود.
مواظب خودت باش
تولدت مبارک
ای همیشه حاضر برای من
بهمن احمدی امویی
زندان رجایی شهر-سالن ۱۲
تعدادی از نمایندگان مجلس با امضای درخواستی خواستار تحقیق و تفحص از دانشگاه پیام نور شدهاند.در این تقاضا تخلفات اداری و مالی از جمله دلایل ارائه تحقیق و تفحص ذکر شده است.
بررسی جذب اعضای هیئت علمی افراد منتصب به مسئولین دانشگاه بدون رعایت ضوابط و مقررات بر اساس ارتباطات خاص و بررسی قراردادها و مناقضات عمرانی و خدماتی با افراد خاص و بدون رعایت ضوابط و مقررات اداری دانشگاه از جمله دلایل این تحقیق و تفحص اعلام شده است.
بررسی پرداخت پاداش به تعدادی از مدیران دانشگاه در پایان سال مالی 1390 بدون رعایت ضوابط و مقررات دانشگاه و بررسی پروندههای خرید املاک برای دانشگاه بدون ضابطه از دیگر مواردی است که نمایندگان متقاضی در تقاضای خود مطرح کرده اند.
استفاده از نیروهای دو تابعیتی که خانواده آنها در خارج از کشور زندگی میکنند در مسئولیتهای حساس مالی دانشگاه و راه اندازی واحدهای پیامنور در خارج از کشور بدون کسب مجوز شورای گسترش و موافقت کشور مقصد از جمله دیگر دلایل نمایندگان پیگیر این تحقیق و تفحص است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر