
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه ای اعتراض خود را به صدور شش سال حبس تعزیری و محرومیت از فعالیت های سندیکایی اعلام کرد.
به گزارش کلمه، در بخشی از این بیانیه با تاکید بر درخواست آزادی بی قید و شرط این فعال کارگری، آمده است: مسلما" وجدان مردم شریف و عموم کارگران ایران بویژه کارگران خدوم شرکت واحد از زندانی بودن رضا شهابی قلبا" ناراضی و خواستار آزادی این کارگر زحمتکش می باشند.
رضا شهابی عضو هیات مدیره و مسؤل امور مالی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی ٢٢خرداد ٨٩ بازداشت شد و در حین انتقال به بند ٢٠٩ به دلیل ضرب و شتم شدید از ناحیه گردن به شدت آسیب دید.
١٩ ماه نگهداری رضا شهابی در بند٢۴٠ و ٢٠٩ زندان اوین و بازجویی ها تحت فشار و شکنجه و تهدید به اعدام موجب شد، این زندانی برای رسیدگی به وضعیت حقوقی و قضایی چندین بار دست به اعتصاب غذا بزند.
متن این بیانیه به نقل از سایت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به شرح زیر است:
در حالی که قاضی دادگاه بدوی بشارت آزادی رضا شهابی را داده بود اما معلوم نیست بر اساس چه تحولاتی در دادگاه ، برای رضا شهابی حکم شش سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت های سندیکایی و هفت میلیون تومان جزای نقدی صادر گردید، که متاسفانه این حکم در دادگاه تجدید نظر هم به تایید رسید.
در حالی که رضا شهابی راننده زحمتکش شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیمارستان بستری بوده ، همسر و فرزندانش با صدور این حکم ضربات روحی شدیدی را متحمل شده اند .
مسلما" وجدان مردم شریف و عموم کارگران ایران بویژه کارگران خدوم شرکت واحد از زندانی بودن رضا شهابی قلبا" ناراضی و خواستار آزادی این کارگر زحمتکش می باشند.
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن حکم صادره برای رضا شهابی خواستار ازادی بی قید و شرط این فعال کارگری می باشند.
با امید به گسترش صلح و عدالت در همه جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
تیر ماه ۱۳۹۱
آرش هنرور شجاعی که شب گذشته به اعتصاب اعتراضی خود پایان داده بود، صبح امروز پس از شرکت در دادگاه به مرخصی آمد.
به گزارش کلمه، صبح امروز و پس از برگزاری دادگاه آرش هنرور شجاعی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق مصاحبه با سایت کلمه و پس از یازده روز اعتصاب غذا آرش هنرور شجاعی از بند ویژه روحانیت زندان اوین جهت ادامه درمان به مرخصی آمد.
این مرخصی به دستور ابراهیم رییسی معاون اول قوه قضائیه و دادستان کل ویژه روحانیت صادر شده است.
محمدصادق هنرور شجاعی، روحانی منتقد زندانی که از آبان ماه سال ۸۹ در بازداشت به سر می برد و در حال حاضر نیز در حال تحمل محکومیت ۴ سال زندان در بند ویژه روحانیت زندان اوین است از ۱۲ روز پیش دست به اعتصاب غذا زده بود که شب گذشته پس از ملاقات با هیئت نمایندگی ویژه معاون اول قوه قضائیه و دادستان کل ویژه روحانیت در بند روحانیت اوین و دریافت قول مساعد مبنی بر تحقق مطالبات خود به اعتصاب خود پایان داده بود.
مهدی محمودیان، روزنامه نگار دربند در زندان رجایی شهر که پس از دو هفته درمان در بیمارستان سینا به زندان بازگشت، در نامه ای به دادستان تهران از ماموران وزارت اطلاعات شکایت کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی محمودیان، روزنامه نگار زندانی در رجایی شهر کرج که پس از دو هفته درمان مشکلات جسمی که در زندان دچار آن شده بود، در بیمارستان سینا به زندان بازگشته است، در نامه ای به دادستان تهران از ماموران وزارت اطلاعات شکایت کرد.
این روزنامه نگار زندانی در شکایت نامه ی خود از دو مامور به نام های سجاد و طباطبایی نام برده که چندی پیش مادر وی را احضار کرده و از او اطلاعاتی درباره ی ازدواج و مسائل خانوادگی محمودیان پرسیده اند.
بر اساس این گزارش، چندی بعد شخصی از پرسنل دادگاه انقلاب که خود را داوود معرفی کرده، به سراغ پدر همسر مهدی محمودیان رفته و با استفاده از همان اطلاعات او را از این وصلت ترسانده و ذهن این خانواده را نسبت به افشاگر جنایت کهریزک مشوش کرده است.
مهدی محمودیان هم چنین تاکید کرده است که پیگیر شکایت نامه ی خود خواهد بود.
در همین راستا، اردیبهشت ماه سال ۸۹ کلمه گزارش داده بود که ماموران وزارت اطلاعات از همسر سابق محمودیان خواسته بودند تا از وی به خاطر پرداخت نکردن مهریه شکایت کند تا آنها بتوانند علاوه بر ۵ سال حکم زندانش بین ۱۰ تا ۱۵ سال دیگر او را در زندان نگه دارند.
لازم به ذکر است که همسر سابق محمودیان در آن تماس به ماموران اطلاعاتی یادآور شده که او و همسر سابقش پیش از این جریانات و به علت مسائل شخصی و در کمال رعایت احترام طرفین و با توافق جدا شدند.
مهدی محمودیان که در خصوص وقایع بازداشتگاه کهریزک اطلاع رسانی کرد، ۲۵ شهریور ماه در منزل شخصی اش بازداشت و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
طی دو سال گذشته بارها مادر محمودیان از طریق دادستانی پیگیر مرخصی استعلاجی برای فرزندش بود. پس از عمل نیز، خانواده این زندانی سیاسی در خواست داشتند که به محمودیان مرخصی استعلاجی داده شود تا او بتواند سلامت خود را باز یابد. اما مسئولان زندان به این درخواست پاسخی ندادند.
وی در ایام حبس در زندان رجایی شهر کرج نیز نامه ای درباره وضعیت اسفناک این زندان خطاب به رهبری نوشت که موجب فشارهای بیشتر بر وی شد. محمودیان نوروز امسال پس از دو سال نیم حبس بی وقفه، به مرخصی آمد تا مشکل ریه خود را که در ایام زندان ایجاد شده بود، درمان کند. او همچنین به مشکلات قلبی، فشار خون و روده دچار است که به این خاطر چند بار در بیمارستان بستری شده است.
فرج الله سلحشور، کارگردان حامی احمدی نژاد، همچنان توهین می کند و می تازد؛ کسی هم جلودارش نیست و نقدهای مؤدبانه سینماگران نیز نتوانسته این کارگردان سریال میلیاردی یوسف پیامبر را از ادامه توهین های تاسف بارش بازدارد.
سلحشور که در جلسات هنرمندان با رهبری هم حضور فعالی داشته و اظهاراتش را می توان دست کم مورد حمایت بخضی از جریان حاکم دانست، امروز در مصاحبه ای با باشگاه خبرنگاران جوان که به صداوسیما وابسته است و از بودجه دولتی استفاده می کند، به تهمت ها و توهین های خود تا آنجا ادامه داد که حتی به بازیگران سریال خود نیز رحم نکرد و آنها را نیز در تیررس حملاتش قرار داد.
او در خصوص اظهارات اخیر خود گفت: من بارها اعلام کردم عضو سینمای ایران نیستم و نه تنها سینمای ایران بلکه سینمای دنیا در دستان صهیونیست ها است. در دههی شصت فیلم های درخشانی ساخته شد اما به تدریج روندی را طی کردیم که مخالف ارزش های انقلاب و اسلام بود.
سلحشور گفت: وضعیت به گونه ای است که هنرمندان میگویند موظف نیستیم در فهرست انقلاب و اسلام باشیم و مستلزم بودن به قانون اساسی را از اساسنامه حذف میکنند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا به لحاظ اخلاقی درست بود که نام پگاه آهنگرانی را ببرید، گفت: ایشان در حدی نبود که نامش برده شود اشتباه کردم.
سلحشور گفت: سی وسه سال با سینما سازش کردیم، عیب ها را پوشاندیم و بودجه دادیم، اما خرابکاری کردند، کثافت کاری ها را پوشاندیم از همه اخبار اطلاع داشتیم حرفی نزدیم به این امید که سینماگران جذب شوند اما نشد.
وی گفت: کار به جایی رسید که دست به افشاگری زدیم و گفتیم اینها به صهیونیست ها وابسته هستند از بنیاد “سوروس” خط میگیرند، دنبال انقلاب مخملی هستند همه اینها را گفتیم اما کسی گوشش بدهکار نبود، دیدیم همه خوابند آن وقت فریاد زدیم مردم میدانید دخترانشان به کجا کشیده میشدند با این جمله آنتن ها فعال شد.
وی گفت: این جمله باعث شد تجمعی رو بروی وزارت ارشاد صورت بگیرد و فیلم ها پائین کشیده شود.
سلحشور گفت:ادبیات من در آن مقطع درست بود بعد از آن چون جمع بسته بودم؛عذرخواهی کردم.
وی گفت: یوسف(ع) از مردم دنیا جایزه گرفت و یوسف در بین هنرمندان ایران جائی ندارد،زیرا هنرمندان صهیونیست و فاسد مال ایران نیستند و اگر جامعه هنری ما استقبال میکرد باید میمردم.
این کارگردان در خصوص انتخاب بازیگران زن در پروژهی حضرت موسی(ع) گفت: بازیگران را از همین سینماگران انتخاب می کنم همانند پروژه یوسف که من آن را با همین هنرمندان ساختم با این تفاوت که مدیریت اینها در اختیار من بود و من آن ها را آدم کردم برای همین در این پروژه بازدهی خوبی داشتند؛ مهم این است که از هنرمندان چگونه استفاده شود البته بسیاری از هنرمندانی که با ما کار کردند دیگر به مسیر قبلی بازنگشتند.
وی در پایان گفت: من یک آدم مستقل هستم و برای اعتقاداتم فیلم میسازم و بودجه ای توسط همین مملکت تامین می شود.
داریوش پیرنیاکان از لغو کنسرت گروه «شهنازی» در کرمان خبر داد و با ابراز گله از این رویداد گفت: به لغو کنسرت این گروه و دیگر کنسرتها اعتراض دارم و دستگاههای مرتبط باید پاسخگوی این جریان باشند.
در هفته های اخیر چند کنسرت دیگر موسیقی نیز با کارشکنی مسئولان دولتی، لغو شده بود.
اخبار لغو کنسرت ها در دو هفته اخیر:
۱۹ تیر: اعتراض هنرمندان کرمانی به لغو کنسرت شهداد روحانی
۱۷ تیر: داستان دنبالهدار لغو کنسرتهای موسیقی: کنسرت شهداد روحانی در کرمان هم برگزار نشد
۹ تیر: لغو کنسرت سالار عقیلی در همدان به خاطر باجخواهی مدیر دولتی
۷ تیر: لغو کنسرت احسان خواجه امیری در نور، به علت اصرار مسئولان دولتی بر جدا کردن خانمها و آقایان در کنسرت خانوادگی
به گزارش ایسنا، سخنگوی خانه موسیقی درباره لغو کنسرت گروهش در کرمان گفت: در میان ارگانهای فرهنگی، متاسفانه گویا هیچ هماهنگی و هیچ توانایی نظارتی وجود ندارد و این مساله موجب وهن کلیه فعالیتهای فرهنگی و وارد شدن لطمات فراوانی به جامعه فرهنگی و هنری کشور شده است.
پیرنیاکان با اشاره به ناهماهنگیهای موجود برای برپایی کنسرتها در شهرستانها افزود: وقتی وزارت ارشاد به عنوان متولی فرهنگی به یک اجرا مجوز میدهد، دیگر نهادهای دولتی باید به این مجوز احترام بگذارند و نهایت تلاش خودشان را برای اجرای برنامه به بهترین شکل انجام دهند.
او اجرای این کنسرتها و برنامههای فرهنگی را آبروی کشور دانست و افزود: سود چنین فعالیتهایی برای همه است، درحالیکه متاسفانه در حال حاضر شاهدیم که اینگونه نیست و برخوردی هم با این مسائل نمیشود.
سرپرست گروه شهنازی با اشاره به لغو برنامه اخیر گروهش در کرمان عنوان کرد: به ما اعلام کردند که سالن متعلق به دانشگاه بوده، در حالیکه ما بر اساس مجوز مکانی که تعیین شده بود مجوز گرفتیم، زیرا اگر مکان اجرا مشخص نباشد وزارت ارشاد اساسا مجوز نمیدهد.
او گفت: کارگزار ما به دانشگاه مراجعه کرده و به ایشان گفتهاند که سالن را در اختیار شما قرار میدهیم و ارشاد هم بر این اساس مجوز داده است. اینجا دو مسئولیت برای دانشگاه و ارشاد وجود دارد؛ وزارت ارشاد وظیفه دارد از بنده به عنوان یک هنرمند حمایت کند و باید عوامل لغو را بازخواست کند که چرا درست ظهر روز قبل از اجرا مجوز سالن را پس گرفتید؟
این نوازنده تار با اشاره به اینکه برای این کنسرت هزینههای فراوانی صورت گرفته، افزود: مسئولان دانشگاه حتی صدابردار گروه را که با یک کامیون تجهیزات از تهران به آنجا عزیمت کرده بود، دیدند و با آنها و نماینده گروه هم جلسه گذاشتند و قول دادند تا ساعت ۱۳ روز قبل از اجرا موافقت کنند و گفتند هیچ مشکلی برای اجرای برنامه نیست اما ساعت ۱۲:۱۰ دقیقه تماس گرفتند و گفتند که سالن را نمیدهیم.
پیرنیاکان تاکید کرد: بنده به دلیل این ضررهای مالی و معنوی که در این ماجرا متحمل شدهام، از دانشگاه شهید باهنر شکایت حقوقی خواهم کرد. از طرفی، مسئولان میدانستند که این کنسرت به نفع افراد سرطانی است و موسسه یاس این برنامه را برگزار کرده است. آنها نه تنها به ما هنرمندان، بلکه به موسسات خیریه و افراد بیمار هم رحم نمیکنند.
پیرنیاکان ادامه داد: مسوولان فرهنگی باید درباره این اتفاقات پاسخگو باشد، چرا این همه کنسرت در کشور لغو میشود؟ اصلا مسئولیت وزارت ارشاد در این زمینه چیست؟ باید از اداره ارشاد کرمان بخواهند که به این موضوع رسیدگی کند.
او با اشاره به استعافای رییس انجمن موسیقی کرمان بعد از اتفاقی مشابه در هفته گذشته گفت: مگر آقای ابوعامری به دلیل لغو کنسرت شهرداد روحانی استعفا نداد؟ چرا معاونت هنری وزارت ارشاد هیچ بازخواستی صورت نمیدهد؟ این اتفاقات اولین و دومین بار نیست که رخ میدهد.
سرپرست گروه «شهنازی» در پایان سخنانش بیان کرد: معنای مجوز این است که پشت سر این مجوز مسئولیت و قدرتی وجود دارد و همانطور که اگر اتفاقی در کنسرت بیافتد میآیند و بازخواست میکنند، همانطور هم باید با اتکا به مجوز از ما پشتیبانی کنند. ما پشتیبانی مادی که نخواستیم . آیا اصلا میآیند از ما بپرسند که کنسرتهای شما سود مالی هم دارد که ما به آنها نشان دهیم از جیب هم خرج میکنیم.
کنسرت گروه شهنازی قرار بود در روزهای ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ تیر ماه در تالار وحدت دانشگاه شهید باهنر کرمان به صحنه برود.
داریوش پیرنیاکان، نوازنده تار و سرپرست گروه موسیقی”شهنازی” سه روز قبل در این باره به خبرگزاری مهر گفته بود: این کنسرت در دوبخش اصفهان و دشتی برگزار می شود که در بخش قطعات پیش در آمد، تصنیف به اصفهان رو، تصنیف مرغ سحر دوم و رنگ اصفهان از ساخته های استاد علی اکبر شهنازی و چهارمضراب بیات راجه ساخته داریوش پیرنیاکان اجرا می شود. در واقع رپرتوار این اجرا مانند کنسرتی است که در تهران برگزار کردیم و هیچ تغییری نکرده است.
وی در ادامه با اشاره به بخش دوم این کنسرت افزوده بود: بخش دوم از این برنامه به اجرای قطعاتی در آواز دشتی اختصاص دارد که قطعات اورتور دشتی، تصنیف مپرس، بازگشت(چهارمضراب دشتی)، تصنیف دلربا، و تصنیف وفا از ساخته های داریوش پیرنیاکان به اجرا در می آید.
سرپرست این گروه موسیقی همچنین درباره ترکیب اعضای گروه گفته بود: تغییری در ترکیب نوازنده های گروه ایجاد شده است . از همین رو خودمن نوازندگی تار را به عهده دارم، حمید رضا نوربخش”آواز”، بهداد بابایی”سه تار و عود”، سیامک جهانگیری”نی”، روزبه رحیمی”سنتور”، آرش فرهنگفر”تنبک”، آرش کامور”کمانچه”، حامد جوکار”تارباس”، قاسم رحیم زاده “تار”، کامیار نعمت اللهی”تار”، یاسر بیات”کمانچه” و زکریا یوسفی”دف” از جمله نوازنده های این گروه موسیقی هستند.
گروه شهنازی در سال ۱۳۸۰ توسط داریوش پیرنیاکان تشکیل شد که این هنرمند به احترام استادش علی اکبر خان شهنازی، گروه را “شهنازی” نامگذاری کرد. گروه “شهنازی” در آن سال کنسرت هایی در تهران، شهرستان ها و خارج از کشور اجرا کرد.آلبوم “آسمان” با آواز حمیدرضا نوربخش در دستگاه چهارگاه نیز حاصل فعالیت این گروه است.
تور کنسرت گروه “شهنازی” از اردیبهشت ماه سال جاری در تالار وحدت تهران آغاز شد و قرار بود این گروه پس از کنسرت کرمان در شهرهایی نظیر تبریز، اصفهان، شیراز و … نیز به اجرای برنامه بپردازد.
اما مشخص نیست با توجه به رفتاری که دولت با کنسرت های موسیقی در پیش گرفته، پیگیری این برنامه ها به چه شکلی انجام شود.
بر اثر ریزش قسمتی از دیواره یک میدان در حال ساخت در شرق تهران دو نفر از شهروندان جان خود را از دست دادند.
به گفته مدیر روابط عمومی مرکز فوریت های پزشکی اورژانس تهران، این حادثه عصر دیروز در اتوبان شهید محلاتی، در ضلع شمالی میدان محلاتی رخ داده است.
به گزارش ایرنا، با آنکه بلافاصله پس از اعلام حادثه، یک دستگاه آمبولانس به همراه امدادگران اورژانس تهران به محل اعزام شدند، اما متاسفانه در این حادثه دو نفر از شهروندان در حال کار ۳۱ و ۴۶ ساله جان خود را از دست دادند.
چندی پیش پزشکی قانونی کشور گزارش داده بود که به طور متوسط روزانه پنج کارگر در ایران بر اثر حوادث ناشی از کار، جان خود را از دست می دهند.
بر اثر انفجار یک قبضه مین به جا مانده از دوران دفاع مقدس در منطقه سومار از توابع بخش مرکزی شهرستان قصر شیرین، یک نفر مجروح شد.
به گفته حسین پروین، فرماندار قصرشیرین، این انفجار در منطقه سومار رخ داده که در آن یکی از نیروهای مرکز مین زدایی به نام عباسعلی آزادی اهل دینور از توابع شهرستان سنقر و کلیایی که مشغول عملیات خنثی سازی بود در اثر برخورد با مین و انفجار آن از ناحیه پا دچار جراحت شد.
به گزارش ایرنا، مصدوم حادثه که از ناحیه پا دچار حادثه شده بود بلافاصله با حضور عوامل امدادی به یکی از مراکز درمانی در مرکز استان کرمانشاه اعزام شد.
به رغم تلاش های نیروهای پاکسازی میادین مین، تاکنون صدها نفر از مردم مناطق مرزی استان کرمانشاه به خصوص مرزداران، عشایر و نیروهای گروه های پاکسازی اراضی آلوده به مین در شهرستان قصرشیرین بر اثر برخورد و یا انفجار مین و مهمات به جای مانده از دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسیده، و یا جانباز، مجروح یا معلول شده اند.
بر اساس اعلام مدیر مرکز مین زدایی استان کرمانشاه، همچنان بیش از ۶۰۰۰ هکتار از اراضی این استان آلوده به مین و مواد منفجره به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی است، که قرار است این اراضی تا پایان امسال به طور کامل پاکسازی شود.
سایت جماران در گفت و گوی مکتوب با فاطمه راکعی و جواد آرین منش، نواب رئیس کمیسیونهای فرهنگی مجلس ششم و هشتم، مساله حجاب و به ویژه موضوع قانونگذاری درباره آن را به بحث گذاشته است؛ مصاحبه ای که تفاوت نگاه دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب را به طرح موسوم به گسترش حجاب و عفاف به خوبی نشان می دهد. به نوشته جماران، مصاحبه با این دو به صورت مجزا انجام شده، اما به دلیل مشابهت سوالها و هم ترازی مصاحبه شوندگان محترم، بدون هیچگونه کم و کاست و فقط با ویرایش ترتیب سوالات، دو نظرگاه مختلف در کنار هم آمده است:
آقای دکتر آرین منش! طرح «توسعه فرهنگی حجاب و عفاف» طرحی است که از بدو تصویب، حرف و حدیثهای زیادی به دنبال خود کشاند. لطفاً جزئیات این طرح را توضیح دهید.
آرین منش: طرح توسعه عفاف و حجاب، از جمله مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است که فکر میکنم ابتدا در شورای فرهنگی و اجتماعی زنان مطرح شد و بعد هم به تائید شورای انقلاب فرهنگی رسید. موضوع طرح حجاب و عفاف است. با توجه به اینکه حجاب در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما از مهمترین نمودهای فرهنگی و اسلامی و اجتماعی و یک فریضه دینی است و با توجه به ضرورت نهادینه کردن و توسعه فرهنگ عفاف و حجاب، و پیشگیری از آسیبهای ناشی از ترویج فرهنگ بیگانه و فرهنگ غرب در جامعه ما مطرح شد. در این طرح، ضرورت تداوم آموزش نسل جوان و تبیین اهمیت عفاف و حجاب و ضرورت توجه خانوادهها به مسئله عفاف و حجاب و همینطور ضرورت توجه نظام آموزش و پرورش، دانشگاهها و سالمسازی محیط اجتماع در ارتباط با توسعه و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب مطرح شد.
در این طرح، یک سلسله سیاستها و راهکارهایی مورد توجه قرار گرفت که از آن جمله میتوان به اولویت قرار گرفتن عفاف و حجاب در برنامههای اجرایی کشور، توجه به نوع پوشش و لباس، لزوم نظارت دستگاههای فرهنگی، اجتماعی و اجرایی به توسعه و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب، توجه به استانداردهای فرهنگی، الگوهای مناسب پوشش و حجاب، لزوم رفع خللهای قانونی در این زمینه، فراهم کردن زمینه عرضه پوشش مناسب و ارزان، و انتشار کتب و نشریات لازم اشاره کرد. در مجموع در این طرح، ۱۶ سیاست مورد تاکید قرار گرفته و برای ۲۵ دستگاه اجرایی، مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات، وزارت آموزش و پرورش و… وظایف اجرایی مشخصی را در طرح برای توسعه دادن و نهادینه کردن عفاف و حجاب تعبیه کرده ایم.
این ۱۶ سیاست کلی به ابلاغیههایی که به دستگاهها شده است برمی گردد؟
آرین منش: بله. ابتدا سیاستها مشخص شده، سپس این سیاستها تبدیل به راهکار اجرایی شده و نهایتا راهکارهای اجرایی مشخصی برای هر دستگاه درنظر گرفته شده است. مثلا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی امور روزنامهها، رسانهها، نشریات و هنر و فیلم… چگونه از این ابزارها در جهت ترویج عفاف و حجاب استفاده کند و در این زمینه عمل کند. یا مثلا وزارت بازرگانی که وظیفهاش حمایت از صنوف تولیدکننده لباس و پوشش است، چگونه در طراحی لباس و پوشاک مناسب و تولید آن از پدیدآورندگان و تولیدکنندگان و صنوف مرتبط مثل طراحان حمایت کند و یا صدا و سیما که چگونه الگوی مناسب پوشش و حجاب را در برنامههای تولیدی و سریالها مورد توجه قرار دهد.
در برخی خبرها درج شده است که در کنار نیم درصد ردیف بودجه هر وزارتخانه که مختار در مصرف آن است، حدود ۱۵میلیارد تومان بودجه برای اجرایی شدن این طرح تخصیص داده شده است. آیا آمار دقیقتری در این زمینه وجود دارد؟
آرین منش: بودجهای در ارتباط با این مصوبه در طرح نیامده است. در طرح ۲۵ دستگاه را موظف کردند و قاعدتا دستگاهها باید از اعتبارات خود، استفاده کنند. جمعا بیش از ۳۰۰ کار و وظیفه برای این ۲۵ دستگاه مشخص شده است که باید انجام دهند و طبیعتاً، هر کدام از این دستگاهها، اعتبارات خودش را دارد. مثلا آموزش و پرورش اعتبارات خودش را دارد و در لابه لای کتب درسی باید موضوع عفاف و حجاب را لحاظ کنند.
برای حجاب هم به صورت ویژه اعتبارات فرهنگی تخصیص داده شده است؟
آرین منش: آنچه که در طرح مشخص شده در راستای وظایف هر دستگاه و ماموریتهای آن مشخص شده است. علاوه بر این در سالهای اخیر در کمیسیون فرهنگی مجلس، موضوع اعتبارات ویژه هم در درصدی از اعتبارات لحاظ شد و حالا چه مقدار از این اعتبارات تحقق پیدا کرد، عدد دقیقی نداریم.
یعنی خود این ۱۵میلیارد تومان هم عدد دقیقی نیست؟
آرین منش: بله. گمان میکنم عدد چندان دقیقی نباشد.
خانم دکتر راکعی! شما این مصوبه را چگونه ارزیابی میکنید؟
راکعی: حجاب و عفاف زن و مرد، برای حفظ تعادل روانی اجتماعی و بالابردن کیفیت تلاش انسانی، برای ساختن جامعه بهتر لازم است. حجاب، به معنای داشتن رفتاری مقید به بعضی هنجارها بین زن و مرد نامحرم و پوشش معقول و بردن همه زیباییها و جاذبههای جنسی در درون خانواده، مختص به اسلام نیست و در همه ادیان الهی وجود دارد. کاری نداریم به اینکه در بین پیروان شناسنامهای موسی و مسیح و پیامبر خودمان، هنجارشکنیهایی وجود دارد و بسیاری از پیروان این مذاهب، انسانهایی هستند که دینداری و پایبندی به مذهب را دوست دارند، اما در رعایت شرایع آن کم توانند.
بزرگان ما همچون شهید مطهری، از جنبههای دینی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی به حجاب نگاه کردند و با تلاش آنها مسئله حجاب برای بسیاری، قبل و بعد پیروزی انقلاب جا افتاد و بسیاری به خواست خود، حجاب را به معنی پوشاندن مو و گریبان، انتخاب و رعایت کردند. من خودم هم از کسانی هستم که قبل از انقلاب، حجاب را با مطالعه، آگاهانه و داوطلبانه پذیرفتم. اما متاسفانه پس از انقلاب، عدهای به شعار «یا روسری یا توسری» رو آوردند و امروز بازماندههایشان را در همین بگیر و ببندها، خصوصا در مورد خانمها میبینیم. در برابر این اقدامات، متاسفانه برخی از زنان و خصوصا دختران جوان به رفتارهای واکنشی متمایل شدند. در واقع هر دو طرف به لحاظ فرهنگی، دچار اشتباه هستند.
درست نیست که به عنوان نظام اسلامی، با مسئلهای که فقط یکی از مسائل هنجاری مطرح شده در جامعه اسلامی است، به گونهای عجیب و حساسوار برخورد کنیم، در حالی که هنجارشکنیهای بسیار دیگری، در حد گناه کبیره حتی از جانب برخی از مسئولین نظام، اتفاق می افتد. پرداختن افراطی به حجاب خانمها، در نگاه زنان ما، نوعی رفتار تبعیض آمیز و حساسیت غیرواقعی به نظر میرسد. علیرغم آنکه بسیاری از زنان جامعه ما، مسائل اسلامی از جمله حجاب را باور دارند و حتی بدان پایبندند، بر این نوع برخورد خرده میگیرند. این خرده گیری، به معنای دفاع از فرهنگ برهنگی و آزادیهایی از نوع غربی نیست. بلکه ما میگوییم گناهان کبیره بسیاری همانند دروغ، تهمت، دزدی و … هست که باید در اولویت باشند، اما افراد به راحتی از کنار آن میگذرند و به راحتی مرتکب آن میشوند و بر مسئله فرعیتری همانند حجاب پافشاری میکنند.
یعنی نوعی کاریکاتوریک شدن و غیرمتعادل بودن را شاهد هستیم؟
راکعی: بله همین طور است. غیرمتعادل است و به صورت یکسویه در مورد خانمها اجبار میشود؛ در حالی که در شرع اسلام، هم آقایان و هم خانمها، هر دو، از پوشیدن لباس چسبان منع شدهاند و هر دو باید نگاه خود را از نامحرم بپوشند و از تبرج و خودنمایی در جامعه بپرهیزند. پس به معنای واقعی کلمه اجحاف در رفتار داریم. و طبیعی است که دختران ما فکر کنند که کسانی دیگر گناه میکنند و عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند و به چشم بد بر زنان نظر میکنند، اما تنها به زنان گفته میشود که خود را بپوشانند و معنای پوشش هم تنها در چادر و رنگ مشکی خلاصه میشود. این رویکرد اشتباهی است. انواع پوششهای زیبا و بهنجار در میان اقوام گوناگون ایران وجود دارد و مردم منطقه هم عموما همگی به چشم احترام به زنان نگاه می کنند. زیرا هنجارها به طور طبیعی رعایت میشوند و رنگ لباس یک خانم و نوع پوشش، کم اهمیتتر از رفتار و اجتناب او از انجام فعل حرام و تبرج و خودنمایی در برابر جنس مخالف است و این موارد به طور کامل در روستا رعایت میشود. در غیر این صورت خانواده و روستا برخورد میکند و آن را نمیپذیرد.
آقای دکتر! اگر قرار باشد برخورد انتظامی با حجاب شود باید به مسائل فرهنگی هم پرداخت، در این مسئله کمتر کسی شک دارد. اما اساسا آیا برخورد انتظامی میتواند به بهبود وضع حجاب کمک کند؟ چون خیلیها با برخورد انتظامی موافق نیستند.
آرین منش: من معتقد به هر دو هستم. یعنی کار سلبی و ایجابی در کنار هم باید انجام شود. اول باید ارزش حجاب و پوشش مناسب و عفاف را برای یک نوجوان تبیین کنیم، آموزش صحیح به او بدهیم و بعد از اینکه خانواده و معلم و دیگران الگوهای مناسب را عرضه کردند، حالا با کسانی که میخواهند هنجارشکنی کنند، و کار سازمان یافته تخریبی انجام دهند برخورد کرد. اگر بخواهیم وزن این دو کار را مشخص کنیم به نظر من ۹۰ درصد کار فرهنگی و آموزشی است و ۱۰ درصد کار برخوردی و سلبی. ولی وقتی ما اصل قضیه را در فضای آموزشی، در جامعه و در تلویزیون اشاعه ندادیم و الگوهای مناسب را ارائه ندادیم، خب برخورد حتما جواب نخواهد داد.
به نظر شما در جامعه امروز ما، حجاب یک هنجار فراگیر است و برخورد با بدحجاب یا بدحجابی مسلما برخورد با ناهنجاری یا هنجارشکنی است؟
آرین منش: من معتقدم که کار ما در آن قسمت اول با نقض جدی مواجه است. یعنی الان حجاب و پوشش در بین عموم مردم و به خصوص نسل جدید به صورت یک ارزش والا درنیامده است. لذا نقایض عمدتا در فعالیتهای ایجابی و فرهنگسازی است. البته منکر این نیستم که نسبت به هنجارشکنی نبایستی جامعه بیتفاوت باشد.
خانم دکتر! در کنار این یک سویه بودن که شما اشاره کردید، شائبه دیگری هم در مصوبات مجلس هست که گاه مطرح میشود. مصوبههایی در مورد حجاب و عفاف با توجیه ایجاد مصونیت برای زنان ارائه میشود و در کنار آن، لایحه دیگری به عنوان «حمایت از خانواده» طرح میشود که بسیاری از زنان، حتی زنانِ مشغول به کار در دفاتر مطالعات زنان و مجامع رسمی، با بسیاری از مفاد آن مخالفند. در اینجا این شائبه مطرح میشود که آیا این مصوبات یکسویه برای زنان و حجاب، با دغدغه دینی و عفاف آوری است یا از یک نگاه پدرسالارانه سرچشمه میگیرد؟
راکعی: به نکته خوبی اشاره کردید. عفاف واقعی در قران به این صورت آمده است که “قل للمومنین یغُضّوا من ابصارهم…و قل للمومنات یغضُضن من ابصارهن…(نور، ۳۰ و ۳۱)”. یعنی حفظ حجاب در گرو رعایت عفاف و پرهیز از نگاه غلط زن به مرد یا مرد به زن است. اما این نکات در قوانین ما فراموش شده است و به جای آنکه تقوای بین زن و مرد را در ارتباط با مسائل جنسی به صورت فرهنگی به حالت هنجار برسانیم، به مسائل صوری میپردازیم. به همین دلیل میبینیم بعضی از آقایان مخصوصا وقتی مسئولیتها و سمتهایی در نظام اسلامی مییابند، نه از میان زنان مستمند و محتاج که در اسلام سفارش شده از آنان حمایت شود، بلکه از روی غرایز و نگاه های کنترل نشده، با زنان بیحجاب اقدام به ازدواج دائم مجدد یا ازدواج موقت میکنند.
این گونه قوانین، علیرغم فریاد جامعه زنان و خصوصا جامعه زنان مسلمان در رابطه با نتایج مخرب این طرحها، در اسم غلط انداز «حمایت از خانواده» تصویب میشوند و در اصل کیان خانواده را به خطر میاندازد. گویا مسئولین قانونگذار ما، میخواهند قبح و ناهنجاری چندهمسری آقایان را در جامعه از بین ببرند.
شما در مجلس ششم در این زمینه چه فعالیتی کردید؟
راکعی: تا جایی که به خاطر دارم، از سالهای گذشته در خیلی از مجالس، بعضی از نمایندگان به تدوین و تصویب چنین قوانینی گرایش داشتند و این گرایش در مجلس ششم هم بود. اما ما به عنوان فراکسیون قوی زنان، اجازه طرح مسائل بسیاری را نمیدادیم و با دیگرانی هم که خارج از مجموعه مجلس، به فکر میافتادند، با فعالیت های فرهنگی و مردم نهاد، برخورد اصولی میکردیم. متاسفانه در مجالس بعدی شاهد بودیم که بعضی از خانمها هم موافق این مسائل و ترویج چند همسری اند و میپندارند اسلام چند همسری و ازدواج موقت را ترویج کرده است. در صورتی که چندهمسری و ازدواج موقت برای مواردی خاص مجاز شمرده شده و اسلام نه تنها این موضوع را ترویج نکرده، بلکه آن را تحدید کرده است. یعنی ازدواج های متعدد عرب جاهلیت را، به ۴ همسری محدود کرده و در مورد ازدواج موقت هم شرط های خاصی را قرار داده است.
برخی در برابر ما میگویند که چه بخواهیم و چه نخواهیم، این مسئله در جامعه در حال صورت گرفتن است. اما ما میگوییم این مسئله هیچ گاه در کشور ما جامعه پذیری نداشته است و کسانی که دست به این کار میزنند با مشکلات زیادی رو برو میشوند. اما وقتی ما برای آن قانون بگذاریم، خودمان به ترویج این فرهنگ کمک خواهیم کرد. برای همین ما در این زمینه خیلی کار کردیم و خوشبختانه در مجلس هشتم هم که این قوانین مطرح شد، ما، تعدادی از زنان مجلس ششم و فراکسیون زنان آن مجلس، و تعداد زیادی از زنان فرهنگی، چه از جمعیتهای زنان اصلاحطلب و چه اصولگرا، با این نوع قوانین مخالفت کردیم و در نهایت قانون به شکل بسیار خفیفتر تصویب شد.
آقای دکتر شما فکر میکنید که مجالس قبل از شما در این مورد کوتاهی کردهاند؟
آرین منش: کار مجلس قانونگذاری است. ما خلاء قانونی نداشتیم که بگوییم مجلس در این زمینه کوتاهی کرده است. چون قانون وجود داشته است. آنچه که باید به عمل در می آمد اجرای قانون بوده است که در این زمینه دستگاههای اجرایی کوتاهی داشتند.
غیر از این طرح، در زمان مجلس هشتم، مصوبات دیگری هم داشتید؟
آرین منش: در مجلس هفتم، یک مصوبه به نام قانون «ساماندهی مُد و لباس» داشتیم. هدف این قانون، تلاش در جهت تولید و ساماندهی پوشاک و لباس، مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی است. دستگاههایی مثل وزارت بازرگانی، صدا و سیما و… موظف شدند که در جهت تولید و عرضه پوشاک مناسب و معرفی این الگوها، اقدام کنند. متولی این کار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که با همکاری دستگاهها مختلف باید این ماموریت را به انجام میرساند. اخیرا هم تلاشهایی در معاونت وزارت ارشاد صورت گرفت ولی هرگز این تلاشها نتوانست نیاز جامعه را مرتفع کند و پوشاک و لباس مناسب مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی را اشاعه دهد، یعنی نبض بازار را به دست بگیرد و طرحهایی که از طریق این نهادها تولید شده است فراگیر بشود و به پوشش غالب جامعه تبدیل شود. این کار نیازمند تلاش بیشتر و همکاری جمعی نهادها و سازمان های دولتی و غیردولتی است.
با توجه به صحبتهای برخی مسئولین از جمله شخص ریاستجمهوری در مورد طرح توسعه فرهنگ حجاب و عفاف، بازده و بازخورد این طرح را در جامعه چگونه دیدید؟
آرین منش: این طرح به نظر من هیچگاه به طور کامل اجرا نشد. چرا؟ چون ۲۵ دستگاه مخاطب این طرح است یکی از این دستگاهها، نیروی انتظامی است که وظیفه برخورد با هنجارشکنان را بر عهده دارد. اما ما هر نارسایی در این زمینه میبینیم به جای اینکه برویم سراغ ۲۴ دستگاه فرهنگساز که چرا وظایف خود را به خوبی انجام ندادند، به سراغ نیروی انتظامی میرویم که چرا برخورد نمیکنند. در حالی که از این ۳۱۸ وظیفهای که مشخص شده نزدیک به ۳۰۰ موردش فعالیتهای فرهنگی است و اندک موارد باقیمانده آن جنبههای پیشگیرانه و سلبی دارد. اما ما فقط آن قسمت سلبی کار را میبینیم و موارد دیگر را نادیده میگیریم. لذا چون طرح به طور کامل و هماهنگ اجرا نشده زمینه و میزان موفقیتاش بسیار ناچیز است.
کلمه – گروه اجتماعی: در حالی که اخبار ضد و نقیضی درباره خصوصی شدن بانک رفاه کارگران مطرح شده، کارشناسان حقوقی و فعالان کارگری معتقدند این کار خلاف قانون است.
به گزارش کلمه، پس از آنکه سعید مرتضوی متهم جنایات کهریزک و عامل سرکوب مطبوعات و فعالان سیاسی و مدنی در دهه گذشته، با قول شرف دروغین و فریب نمایندگان توانست جای پای خود را در مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی محکم کند؛ اکنون گزارش ها حاکی از اقدام غیر قانونی جدیدی است که در زیرمجموعه او در حال انجام است.
روز دوشنبه ۱۹ تیرماه کارگر نیوز به نقل از مدیر عامل بانک رفاه کارگران از خصوصی شدن این بانک خبر داد. سید ضیاء ایمانی گفت: این بانک حدود دو هفته پیش در اداره ثبت شرکت ها به عنوان بانک خصوصی پذیرفته شد. بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار، این بانک پس از ثبت در اداره ثبت شرکت ها، تا یکسال فرصت دارد سهام خود را در بورس عرضه کند که با توجه به اصلاح اساسنامه و افزایش سرمایه، امسال سهام بانک برای کشف قیمت وارد بورس می شود. قرار است تا پایان سال جاری مجمع بانک با حضور مدیران تامین اجتماعی به عنوان سهامداران اصلی برگزار و در خصوص چگونگی ورود به بورس نیز تصمیم گیری شود.
بانکی که قرار بود رفاه حال کارگران باشد، ولی بعدها به گفته روابط عمومی این بانک “به جهت استفاده تبلیغاتی، پسوند کارگران از نام بانک رفاه در تبلیغات رسانه ای این بانک حذف شده بود” و نامش به بانک رفاه تقلیل یافت.
ایمانی در زمینه تغییر نام این بانک هم گفت: درست است که این بانک متعلق به کارگران است، اما ما جزء شش بانک تجاری کشور محسوب می شویم و متعلق به همه مردم هستیم. بنابراین می توانیم به غیر از بخش کارگری به سایر اقشار جامعه هم خدمات بدهیم. اگرچه کلمه کارگران دوباره در سال ۸۸ به نام این بانک اضافه شد اما این بار قصد حذف مالکیت کارگران بر این بانک و واگذاری اش به بخش خصوصی است.
اگرچه مدیر عامل بانک رفاه معتقد است که “بانک رفاه پس از خصوصی شدن همچنان متعلق به صندوق تامین اجتماعی است و به معنای جدا شدن آن از مجموعه کارگری نیست” اما بسیاری از متخصصان این اقدام دولت را غیرقانونی می دانند. آنها معتقدند که این اقدام ریشه در کج فهمی در خصوص مالکیت “بین نسلی” اموال و دارایی هایی سازمان تامین اجتماعی دارد.
سازمان تامین اجتماعی یک نهاد غیر دولتی است و به موجب بند۱۰ ماده واحده فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی مصوب ۱۹/۴/۷۳ مجلس شورای اسلامی، سازمان تامین اجتماعی بعنوان نهاد عمومی غیر دولتی شناخته شده است. طبق رای شماره ۶۸۴ هیات عمومی دیوان اداری در تاریخ ۱۳ ابان ۱۳۸۶ غیر دولتی بودن با عنایت به قانون فهرست نهادهای خصوصی غیر دولتی مشخص شده و دولت تنها حاکمیت نظارتی داشته است.
منابع مالی این سازمان نیز عمدتا از محل حق بیمه های دریافتی و بدون اتکا به منابع دولتی تامین می شود. به همین دلیل دارائی ها و سرمایه های آن متعلق به اقشار تحت پوشش در نسل های متوالی بوده و قابل ادغام با هیچ یک از سازمان ها و موسسات دولتی یا غیر دولتی نمی باشد .
از سوی دیگر، در فتوای اخیر برخی مراجع تقلید از جمله آیات عظام صافی گلپایگانی، مظاهری و شبیری که در صفحه ۴ روزنامه اطلاعات دهم تیرماه منتشر شده، نیز ضمن مخالفت با هر گونه ادغام بدون ضوابط بانکها، تصریح شده که دخل و تصرف در مال مشترک باید با اجازه همه شرکاء و خلاف رضایت سهامداران یا وکلای آنها جایز نیست. امری که هم پیش از این به مدیران سازمان بورس و هم بانک مرکزی درباره تصمیمات بدون رعایت حقوق سهامداران هشدار داده شده بود.
علیرضا محجوب دبیر کل خانه کارگر و نماینده مجلس در این مورد معتقد است: سازمان تامین اجتماعی، نهادی عمومی و غیر دولتی است براین اساس، بانک رفاه کارگران نیز اصولا دولتی نیست که دولت بتواند آنرا در معرض فروش بگذارد. این بانک مطابق اصل ۴۶ قانون اساسی دارایی شناخته شده کارگران است و دولت حق هیچ گونه دخل و تصرفی را در آن ندارد. براین اساس دولتی خواندن این بانک یک اشتباه بزرگ بوده و فروش آن اشتباهی بزرگتر. چطور مالی که قابل مصادره نبود را مصادره و سپس به فروش میرسانند؟ این بانک همان دارایی کارگران است که بدون اطلاع کارگران آنرا به فروش میرسانند.
بانک رفاه کارگران در سال ۱۳۴۰ بر اساس ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی با سرمایه اولیه ۴۰۰ میلیون ریال از محل منابع سازمان تامین اجتماعی تاسیس شد. بر اساس ماده ۴ قانون دیوان محاسبات کشور، سازمانها و شرکتها و موسساتی دولتی هستند که بیش از ۵۰٪ سهام آن به دولت تعلق داشته باشد. لذا چون تمام سهام بانک متعلق به بیمه شدگان است و سازمان تامین اجتماعی نیز به عنوان متولی این بانک یک نهاد عمومی غیر دولتی است، پس بانک رفاه کارگران یک بانک دولتی نیست.
در خرداد سال ۵۸ بنا به تصویب شورای انقلاب اسلامی کلیه بانکها ملی و دولتی شدند، اما به موجب ماده ۷ لایحه قانونی اصلاح قانون تشکیل سازمان تامین اجتماعی مصوب ۲۸ تیر ۱۳۵۸ شورای انقلاب اسلامی (مرجعی که بانکها را ملی اعلام کرد) مقرر داشته از تاریخ تصویب این قانون بانک رفاه کارگران و شرکت سهامی خاص خانه سازی ایران از وزارت بهداری و بهزیستی منتزع و با حفظ شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری تحت نظارت سازمان تامین اجتماعی به موجب اساسنامهای که به پیشنهاد شورای عالی سازمان و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید اداره خواهد شد.
تا کنون حدود ۸۶ درصد از سهام بانک به نام سازمان تامین اجتماعی و ۱۴ درصد مابقی به نام دولت اعلام شده است. با افزایش میزان بدهیهای دولت به تامین اجتماعی مقرر شد که شش درصد از سهم دولت بابت رد دیون دولت به تامین اجتماعی واگذار شود. علی حیدری کارشناس تامین اجتماعی ضمن مخالفت با خصوصی سازی بانک رفاه کارگران به ایلنا گفت: بانک دولتی واگذار شده در بورس اوراق بهادار بیشتر از ۱۰ درصد سهام را نمیتواند در اختیار داشته باشد. از این رو با توجه به اینکه از سالهای گذشته تامین اجتماعی در این بانک سرمایه گذاریهای زیادی را انجام داده است لذا پس از واگذاری بانک به بخش خصوصی باید تلاش شود که سرمایه بانک محفوظ باقی بماند در غیر این صورت ۹۰ درصد از سهام بانک رفاه در اختیار مجموعهای غیر از سازمان تامین اجتماعی قرار میگیرد.
تغییر نام بانک رفاه کارگران به بانک رفاه و خصوصی کردن این بانک موجب مخالفت شدید کارگران شده است. محمدرضا بقائیان، عضو هیئت مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران به ایلنا گفت: بعنوان نمایندگان قانونی کارگران به هیچکس اجازه نخواهیم داد یک کلمه از نام بانک رفاه کارگران حذف شود، ما کارگران تا آخر از حق خود دفاع خواهیم کرد. به هیچ کس اجازه نخواهیم داد به اموال کارگران که با سپرده گذاری بیمه شد گان تاسیس شده دست اندازی کند.
اگرچه علی بیگی، رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور دوشنبه ۱۹ تیرماه به ایلنا اعلام کرد: “طی تماسی با مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، مرتضوی روند واگذاری سهام بانک رفاه به بخش خصوصی را تکذیب کرد و گفت در روند انتشار خبر اشتباهی رخ داده است.” اما با توجه به سابقه سخنان و قول دادن های مرتضوی ( متهم چند قتل از جمله جنایت های کهریزک ) باید منتظر این بود که در روزها آینده این خبر نیز تکذیب شود.
آیت الله العظمی دستغیب با تاکید بر اینکه میرحسین موسوی تاکنون نه توهینی به کسی کرده و نه دروغی گفته و نه تهمتی زده است، از اینکه وی بدون اثبات جرم در حصر است، به شدت انتقاد کرد و گفت: هیچ خلاف شرع و قانونی از آقایان موسوی و کروبی سر نزده و تمام خلاف شرع ها متوجه شما می باشد؛ چون شما بدون محاکمه این دو بزرگوار از تریبون مجلس به نفع خویش استفاده کردید و علیه ایشان در صحن مجلس شعار دادید و خود را هم نماینده مردم می دانید! آیا اسلام اینگونه دستور داده؟
این مرجع تقلید تصریح کرد: شما می خواهید این مملکت ایران به دست قدرتهای استعماری مثل آمریکا و روسیه و چین و سایر ابرقدرتها نیفتد و مردم آزاد باشند و مملکت را به نیروی خودشان حفظ کنند؛ خوب شما آقایان که فرد صالحی را برای این مملکت نگذاشته اید؛ افراد صادق و کارآمد که در زندانها هستند وکسانی روی کار آمدند که بهره ای از مسایل اخلاقی و تجربه اداره کشور را ندارند و هر روز با تصمیمات نادرست خویش فشار بیشتری را به این مردم و این کشور تحمیل می کنند.
به گزارش حدیث سرو، جمعی از فعّالین دانشجویی با مرجع عالیقدر حضرت آیت اللّه العظمی دستغیب دیدار کردند. در ابتدای این دیدار چند نفر از اعضای این تشکّل نقطه نظرات خود را درباره مسائل روز جامعه با معظم له در میان گذاشتند. یکی از فعّالین این تشکّل در ابتدا با اشاره به این که همواره در طول تاریخ روحانیت مستقلّ ملجا و پناه مردم بوده است، گفت: روحانیون بخصوص در زمان پیروزی انقلاب اسلامی بصورت مستقیم وارد عرصه سیاسی کشور شدند و در بین آنها روحانیت مستقلّ و مردمی توانست به عنوان ملجا و پناه مردم نقش تاریخی خود را همانند قیام تنباکو و قضیّه مشروطه ایفا کند.
وی در ادامه با اشاره به حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد هشتادوهشت و روند افراطی گری عده ای تمامیت خواه در بازداشت و زندانی کردن منتقدان به نتایج انتخابات گفت: یکی از مسائل مهمی که بخصوص پس از انتخابات هشتادوهشت تا بحال مورد توجه دلسوزان این انقلاب بوده است، مسئله زندانیان سیاسی است. دوستان حتما در جریان هستند که زندانیان سیاسی در شرایط مناسبی قرار ندارند و از حقوق اولیه یک زندانی بر طبق قانون اساسی محروم هستند؛ بخصوص وضعیت خانم نرگس محمدی که ایشان از بیماری های عصبی رنج می برد و در واقع در زندان زنجان بصورت غیر قانونی تبعید شده و از هرگونه امکانات رفاهی محروم است.
یکی دیگر از این اعضای فعّال دانشجویی با انتقاد از این که فضای نقد در جامعه بخاطر دسته بندیهای سیاسی و جناحی و خودی و غیر خودی کردن جناحهای مختلف با غرض ورزیهای عده ای روبرو است و مانع پیشرفت و اصلاح امور کشور است، گفت: خود ما که الان در خدمت حضرتعالی هستیم بارها پیش آمده که بخاطر یک حرف صحیح و انتقاد بجا مورد کم لطفی قرار گرفته ایم و حتی به بی دینی هم متّهم شده ایم.در حالی که دوستان ما کسانی هستند که غالب آنها از خانواده های مذهبی و ریشه دار در این انقلاب هستند و تحت تربیت اسلامی قرار گرفته اند.
در ادامه این جلسه، حضرت آیت اللّه العظمی دستغیب به سخنرانی در جمع فعّالین دانشجویی شیراز پرداخت که متن کامل آن در پی می آید:
اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم. و به نستعین انه خیر ناصر و معین.
خیر مقدم عرض می کنم خدمت شما دانشجویان عزیز و امیدوارم که همه شما موفق باشید و خدای تعالی عمر با برکتی به شما عنایت کند و استقامت کنید در آنچه را که فهمیدید. همه شما متوجه هستید که دین اسلام به ذات خود ندارد عیبی و هر عیبی که هست از مسلمانی ما می باشد. اگر کسی به آنچه را که اسلام دستور داده عمل نماید بدین معنی که واجبات الهی را انجام دهد و محرمات الهی را ترک نماید، سعادت دنیا و آخرت خویش را به ارمغان آورده است؛ همانطور که خدای تعالی در سوره طلاق می فرماید: وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَعَل لَّهُ مخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَایحَتَسِبُ: هر کس تقوا یعنی حضور پروردگار را متوجه باشد و رازق و مدیر و مدبّر خویش را خدا بداند و به ریز و درشت دستورات الهی عمل کند، پروردگار عالم راه خروج از مشکلات را برای او می گشاید و از جایی که گمان نمی کند به او رزق و روزی می دهد.
البته مصداق اکمل این آیه شخص پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشند که مهمترین حافظان شریعت در عصر خود بودند و در زمان غیبت صغری تا بحال هم فقهای عدولی که عمرشان را صرْف قرآن و سنّت کردند و در این راه تمام سختی ها و ناملایمت ها را به جا خریدند و حتیّ از جان خود برای پاسداری از دین اسلام دریغ نکردند حافظ شریعت و احکام اسلام بوده و هستند که می توان به اسطوانه های علم و تقوی چون شهید اوّل و شهید ثانی و در زمان انقلاب اسلامی به شهید آیت اللّه دستغیب و آیت الله صدوقی و آیت الله دکتر بهشتی و هفتادو دوتن از یارانشان اشاره کرد.
علمای ربانی، متوقع از مردم نبودند
علمای ربّانی و هادیان طریق الهی در مقابل این سختی ها توقّعی از مردم نداشتند، بلکه در مقابل آنها متواضع بودند و اینطور نبودند که بگویند چون ما متحملّ این همه سختی شده ایم پس باید همه مردم تابع ما باشند. خدا رحمت کند شهید آیت اللّه دستغیب را. با وجود این که عمری را در راه تهذیب و معرفت خدای تعالی سپری کرده بود و از محضر عرفای نامی چون حضرت آیت الله العظمی سید علی قاضی و حضرت آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و حضرت آیت الله العظمی نجابت، استفاده های فراوانی کرده بود؛ مع ذلک نسبت به جوانانی که به جبهه ها می رفتند و اینطور در راه خدا بذل جان می کردند، می فرمود: بنده هفتاد سال زحمت کشیدم اما این رزمندگان عزیز در مدت کمی به مقصود خویش رسیدند.
رحمت و رضوان خدای تعالی به حضرت امام خمینی (ره). ایشان با وجود این که نقش بسزایی در پیروزی انقلاب اسلامی داشت و انقلاب اسلامی ایران با نام ایشان شناخته می شود امّا مردم را ولی نعمت خود می دانست و نسبت به آنان با تواضع برخورد می کرد و خود را طلبکار آنان نمی دانست و بدین جهت بود که دستور داد قانون اساسی تدوین شود و خود را هم ملزم به تبعیت از این قانون می دانست و هیچ گاه مشاهده نشد که ایشان نظر و عقیده شخصی خویش را بر قانون ترجیح دهد و در برابر کسانی هم که می خواستند بر خلاف قانون عمل کنند ایستادگی می کرد.
ما ضد انقلاب نیستیم، ضد مدعیان عمل به اسلام هستیم که خلاف می کنند
همانطور که قبلا هم عرض کردم ما و دوستانمان هیچکدام ضدّ انقلاب اسلامی نیستیم، ما ضدّ عملی هستیم که مخالف با احکام اسلام است؛ خوب آقایان مدعی عمل به احکام اسلام هستند، امّا آنچه در عمل مشاهده می شود خلاف این ادّعا را ثابت می کند. در مقدمه قانون اساسی چند صفحه ای درباره شرافت و کرامت انسانی سخن به میان آمده است؛ معنای کرامت انسانی این است که مردم را اذیت نکنند و با مردم صادق باشند و حقائق کشور را به سمع و اطلاع مردم برسانند و بین گفتار و کردار مسئولین تطابق باشد. خوب مردم باصفای ایران که در مقابل حرف حقّ ایستادگی ندارند، آنچه موجبات رنجش و نارضایتی مردم است عدم عمل به قانون اساسی می باشد. حرف زدن و انتقاد کردن در زمان پیامبر اسلام(ص) و مولا علی (ع) و ائمه اطهار (علیهم السلام) مرسوم بوده است.
پیامبر و امام علی منتقدان خود را زندانی نمی کردند
نسبت به حضرت ختمی مرتبت انتقادات زیادی مطرح می شد اما اینطور نبود که حضرت بگویند هرکس انتقادی کرد او را زندانی کنید یا مورد ضرب و شتم قرار دهید.
آنطوری که در تاریخ نقل شده در زمان حضرت ختمی مرتبت(ص)، شخص بیابانگردی وارد بر پیامبر واصحابشان شد و قصدش آسیب رساندن به حضرت بود. اصحاب برای جلوگیری از حمله این شخص درصدد دفاع از حضرت برآمدند امّا پیامبر ضمن نهی اصحاب از آسیب رساندن به این شخص او را دعوت به صحبت کرد و اسلام را بر وی عرضه نمود؛ که در تاریخ است که این شخص اسلام آوردن خویش را منوط به اظهار شهادتین از زبان سوسماری کرد که به امر حضرت و خواست پروردگار سوسمار اقرار به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم (ص) کرد و با دیدن چنین منظره ای این شخص ایمان آورد.
مولا علی (ع) در حال نماز بودند که شخصی از همین مسلمانان با قرائت آیه ای از قرآن حضرت را مشرک خطاب می کند و این عمل را چند بار تکرار می کند و در مقابل حضرت اعتنایی نمی کند و حتی پس از انجام نماز درصدد جستجوی این شخص برنمی آیند به این که او را زندانی کنند یا مورد ضرب و شتم قرار دهند.
مگر نرگس محمدی چه گفته است؟ اسلحه به دست گرفته یا علیه حکومت اقدامی کرده؟
باید فضای نقد در جامعه فراهم باشد و هرکس با هر نوع سلیقه ای بتواند حرف خود را بزند و اینطور نباید باشد که اگر کسی انتقاد کرد مثل خانم نرگس محمدی در زندان باشد و در غم و غصه همسر و دو فرزندش باشد؛ مگر ایشان چه گفته است؟ آیا اسلحه به دست گرفته است؟ مردم را تهییج کرده است؟ علیه حکومت اقدامی کرده است؟
چرا به قانون اساسی عمل نمی کنید؟
صحبت ما در این است که چرا بر طبق قانون اساسی که مورد تصویب خودتان است عمل نمی کنید؟ از ابتدا تا بحال بخوانید صحبت های جناب آقای مهندس موسوی را. ببینید آیا تا بحال توهینی از ایشان نسبت به کسی مشاهده یا شنیده شده است؟ ایشان نه دروغی گفته و نه تهمتی زده است و بدون اثبات جرم باید در حصر باشد. بنده بارها متذکر شده ام که تا جرم متهمی اثبات نشده نمی توان وی را زندانی یا حصر کرد. ابتدا باید متهم را به نزد قاضی و مجتهد عادل آورد و ایشان طبق مستندات خویش تفهیم اتهام کند و متهم هم بر طبق معلوم خویش از خود دفاع نماید و پس از این که اتهام وی ثابت شد حکم وی را اجرا کرد. هیچ خلاف شرع و قانونی از آقایان موسوی و کروبی سر نزده و تمام خلاف شرع ها متوجه شما می باشد؛ چون شما بدون محاکمه این دو بزرگوار از تریبون مجلس به نفع خویش استفاده کردید و علیه ایشان در صحن مجلس شعار دادید و خود را هم نماینده مردم می دانید! آیا اسلام اینگونه دستور داده؟ لذا حرف ما این است که آقایان موسوی و کروبی باید نزد فقیه عادل و در انظار همه مردم محاکمه شوند و به ادعای آنها رسیدگی شود تا اگر واقعا گناهکار هستند زندانی یا حصر شوند.
افراد بی تجربه و بی اخلاق روی کار هستند و افراد صادق و کارآمد در زندانها
شما می خواهید این مملکت ایران به دست قدرتهای استعماری مثل آمریکا و روسیه و چین و سایر ابرقدرتها نیفتد و مردم آزاد باشند و مملکت را به نیروی خودشان حفظ کنند؛ خوب شما آقایان که فرد صالحی را برای این مملکت نگذاشته اید؛ افراد صادق و کارآمد که در زندانها هستند وکسانی روی کار آمدند که بهره ای از مسایل اخلاقی و تجربه اداره کشور را ندارند و هر روز با تصمیمات نادرست خویش فشار بیشتری را به این مردم و این کشور تحمیل می کنند.
عملکرد نادرست عمامه بسرها موجب شده که عده ای از جوانان به سمت ادیان دیگر بروند
عملکرد نادرست برخی عمامه بسرها موجب این شده است که عده ای از جوانان ما به سمت ادیان دیگر بروند؛ چون فکر می کنند که این شخص معرّف شخصیت پیغمبر اکرم (ص) است و امام زمان (ع) یک چنین خصوصیاتی دارد. لذا وقتی می بیند این شخصی که لباس پیامبر بر تن دارد غیر از خودش و هوای خودش چیز دیگری را نمی خواهد و هیچ فکری برای مستضعفین ندارد و فقط در فکر حفظ خود و اطرافیانش است؛ این نوع عملکرد را به حساب دین اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) گذاشته و خیال می کنند که برخورد حضرات معصومین با مردم بدین منوال بوده است، غافل از این که ائمه اطهار کسانی بودند که استراحت خودشان را برای مردم گداشته بودند و نسبت به آنان با گذشت و سعه صدر برخورد می کردند که می توان به چهارده سال حبس حضرت موسی بن جعفر و تبعید طولانی امام صادق (ع) و قضیه عاشورا و… اشاره نمود.
صحبت ما در این است که روش اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) اینطور نبوده. امام صادق (ع) می فرماید: آبروی ما را با عملتان حفظ کنید یعنی شما اگر دروغ نگویید و در امانت مردم خیانت نکنیدو… مردم می گویند این شخص دوست امام صادق (ع) است و این برای ما زینت است ولی اگر خلاف این مطلب عمل کنید موجبات بی آبرویی ما را نزد مردم فراهم می کنید و مردم این شخص را به عنوان دوست امام صادق می شناسند.
در پایان نصیحتی که به شما دوستان عزیز داشجو می کنم این است که حافظ دین خود باشید و نمازهایتان را اول وقت بخوانید و احکام الهی را به قدر احتیاج فرا بگیرید و مواظب باشد که در دام بعضی گروههایی که ممکن است از شما سوء استفاده کنند قرار نگیرید.
والسلام
مهسا امر آبادی و مسعود باستانی در پیام مشترکی چهلمین روز درگذشت فریده ماشینی را تسلیت گفتند و آرزو کردند که راه او همواره سبز و روحش شاد باشد.
به گزارش کلمه، این زوج روزنامه نگار زندانی که در دو زندان اوین و رجایی شهر دور از هم مشغول گذراندن دوران حبس خود هستند، در این پیام با توصیف فریده ماشینی به عنوان بانویی صبور و فکور که در این سال های سخت آموزگار عطوفت و ایستادگی بود؛ خاطرنشان کرده اند: ما در حالی یادش را گرامی می داریم که در طول این چهل روز به خاطر شرایط زندان حتی فرصت وداع با او و همدردی با عزیزانش را نداشتیم.
فریده ماشینی، فعال حقوق زنان و عضو جبهه مشارکت که به خاطر فعالیت های مدنی و قرآن پژوهی اش در میان فعالان اجتماعی و سیاسی شناخته شده بود، فعالیت های خیریه گسترده ای نیز داشت و همچنین در سه سال اخیر، یار و همراه بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی بود. او در روز دهم خردادماه گذشته، پس از یک دوره مشکلات جسمی ناشی از ابتلا به بیماری سرطان، در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.
متن کامل پیام مهسا و مسعود برای چهلم فریده ماشینی به شرح زیر است:
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
چهل روز گذشت. چهل روز از پرواز مادری مهربان و بانویی صبور و فکور که در این سال های سخت آموزگار عطوفت و ایستادگی بود به سرعت سپری شد. ما در حالی یادش را گرامی می داریم که در طول این چهل روز به خاطر شرایط زندان حتی فرصت وداع با او و همدردی با عزیزانش را نداشتیم.
خبر تلخ بود و غمش آنچنان بزرگ که بار دیگر دست هایمان را به طلب صبر به سوی آسمان بالا برد. چهلمین روز درگذشت خانم فریده ماشینی را تسلیت گفته و یادش را در دل هایمان زنده نگه خواهیم داشت. امید آنکه همواره راهش سبز و روح ملکوتی اش شاد باشد.
مهسا امر آبادی و مسعود باستانی
اوین – رجایی شهر
جنبش سبز بر لزوم تأمین مطالبات بحق تمامی اقشار اجتماع و جلب پشتیبانی همهی نیروهای مولد جسمی و فکری جامعه و صیانت از آنان در برابر رانتخواران، دلالان، مافیای قدرت و ثروت و مداخلات مخرب حکومت تأکید دارد. (منشور جنبش سبز)
میرحسین: مشکل دانشگاهها درست از نقطهای آغاز میشود که آن فاجعهی حمله به کوی دانشگاه پیش میآید و نظام از مسئولیت این اقدام که همه جنایتکارانه بودن آن را تایید میکنند، طفره میرود و مسئولان آن فجایع را به محاکمه نمیکشد.
قانون در گزارشی از وضعیت تلخ و تکان دهنده زندگی زنان بی سرپرست، نوشت:
روزی هزار بار از خدای خود مرگ را آرزو میکند. اینقدر در تامین هزینههای سرسام آور زندگی دست و پا زده است که در سن ۳۷سالگی، طراوت و شادابی معمول را ندارد. میگوید در مقطعی مجبور شده حتی تن فروشی هم بکند. از همه مردان بدش میآید. برای امثال او زندگی، طنز تلخی است. طنزی تلخ که او باید تا مرگ هر روز هزاران بار مزهاش را تجربه کند. مردان برای او موجودات تنوعطلب هوسرانی هستند که از او فقط لغزندگی اندامش را میخواهند. اینها همه مفهوم زندگی برای لیلا است که در خیابان پیروزی تهران زندگی میکند.
حالا او با دو دختر ۱۷ و ۲۱ساله همچنان نگران است. نگرانی لیلا، نه برای خودش که برای دختران بیگناهش است؛ که مبادا آنها نیز به خاطر جبر روزگار آواره خیابانها شوند. لیلا در حافظه دوستان، خانواده و جامعه زنی بیسرپرست و مطلقه است. زنی که به گفته خودش حتی وقتی به یک اداره دولتی هم میرود، از پیشنهادهای بیشرمانه در امان نیست و پیشنهادهایی که به قول خودش به شنیدن آنها عادت کرده است. نجوایی که با نابسامانی وضعیت اقتصادی اینگونه از زنان، زندگی را برای آنها به جهنمی طاقتفرسا تبدیل کرده است. پرسش تکراری لیلا و همتایان او در جامعه همچنان بیپاسخ رها میشود و انگار دیگر حتی شنیدن مشکلات زنان بیسرپرست، حال بسیاری از مسئولان پاسخگو را نیز بر هم میزند.
تعریف رسمی از بی سرپرستی
بر اساس تعریفهای موجود و پذیرفتهشده توسط سازمان بهزیستی کشور، در خانوادههای ایرانی، معمولاً مرد (پدر) سرپرست خانواده محسوب میشود، اما تحت شرایطی، چنین مسئولیتی بر عهده زنان (مادر) قرار میگیرد. طبق تعریف، زنان سرپرست خانوار، شامل زنان بیوه، زنان مطلقه (اعم از زنانی که پس از طلاق به تنهایی زندگی میکنند و یا به خانه پدری بازگشته، ولی خود امرار معاش میکنند)، همسران مردان معتاد، همسران مردان زندانی، همسران مردان بیکار، همسران مردان مهاجر، همسران مردانی که در نظام وظیفه مشغول خدمت هستند، زنان خود سرپرست (زنان سالمند تنها)، دختران خودسرپرست (دختران بیسرپرستی که هرگز ازدواج نکردهاند)، همسران مردان از کار افتاده و سالمند، میشود. اما بر اساس نظر کارشناسان و متخصصان آسیبهای اجتماعی، اساس مشکل زنان بیسرپرست در معرفی اشتباه اینگونه زنان از همینجا شکل میگیرد.
به عنوان نمونه مریم، دختری۳۸ساله و کارمند یکی از سازمانهای دولتی است که با مادر و برادر نوجوان خود در کرج زندگی میکند. مادر او مستمریبگیری است که ۴۰۰هزار تومان حقوق میگیرد. مریم و خانوادهاش شرایط بسیار سختی را در زندگیشان تجربه کرده و میکنند.
خانه زندگی آنها در کرج، با وامهایی تهیه شده که اقساط بسیاری از آنها تاکنون پرداخت نشده است و این موضوع به تنهایی برای شکستن کمر هر کسی کافی است، چه رسد به مریم که هر روز باید از کرج به تهران بیاید و تا ساعت چهار و نیم عصر در محل کارش با دهها نفر هم سر و کله بزند. دریافتی حقوق این دختر سرپرست خانواده با حداکثر اضافهکاری ۸۰۰ هزار تومان و مجموع اقساط وامهای دریافتی با دیرکرد همیشگی آنها مبلغ۹۰۰هزار تومان است!
براستی چرا لیلا و مریمها به عنوان سرپرستان خانوادههای خود در میان تعاریف رنگارنگ مسئولان دولتی ما جایی ندارند؟! این پرسش مهم و حیاتی است که پاسخ آن میتواند تا حدودی گره کور مشکلات فراموششده زنان و دختران سرپرست خانواده را رمزگشایی کند. این پرسش را با یک مددکار و آسیبشناس مسائل اجتماعی و رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران مطرح میکنیم.
ساز ناخوش کمکهای پرداختی
دکتر مصطفی اقلیما در پاسخ به این ابهام و اشتباه مسئولان دولتی چنین میگوید: «بر اساس تعاریف مسئولان دولتی و بویژه سازمان بهزیستی کشور، زنانی که شوهران آنها فوت کرده و یا متارکه کردهاند و یا زنانی که شوهران آنها مفقودالاثر هستند در گروه زنان بیسرپرست قرار میگیرند که تازه به این دسته از زنان در صورتی که دارای ۲ بچه یا بیشتر باشند مبلغ ۳۰ تا۴۰ هزار تومان در ماه تعلق میگیرد!»
وی در تشریح شرایط موجود این دسته از زنان میافزاید: «به عقیده من این دستهبندی از اساس غلط و غیرعلمی است، چرا که از نظر متخصصان و کارشناسان آسیبهای اجتماعی هر دختر و یا زنی که مخارج خانواده خود را تامین میکند، باید به عنوان دختر و یا زن سرپرست خانواده معرفی شود، همانگونه که در حال حاضر میگویند این آقا سرپرست خانواده است هیچ تفاوتی هم ندارد که در اینجا یک دختر و یا یک زن سرپرست خانواده معرفی شود و اتفاقا بر اساس همین دستهبندی غلط در میان باورها و عقاید مسئولان دولتی، ما شاهد اتخاذ تصمیمهای اشتباه، غیرعلمی و غیرواقع بینانه آنها در جامعه هستیم.»
به باور و اعتقاد این مددکار و آسیبشناس مسائل اجتماعی، ارگانها و سازمانهایی مانند کمیته امداد و بهزیستی با پرداختهای قطرهچکانی و بسیار اندک خود به زنانی که در تعاریف رسمی آنها قرار میگیرند بهگونهای است که ابراز آن در بسیاری از موارد موجب شرمساری مددجویان است و این کمکها اگر صورت نگیرد حداقل از نظر روحی و روانی آنها را اذیت نخواهد کرد.
اقلیما در ادامه به مقایسه وضعیت زنان سرپرست خانواده در ایران با همتایان خود در سایر کشورها میپردازد و یادآور میشود: «در بسیاری از کشورها مردان و زنان حقوقی مساوی و قانونی دارند و این مساله در باره زنانی که به هر دلیل از همسرانشان جدا میشوند و یا اینکه همسران آنها فوت میکنند نیز صادق است، یعنی اینکه وقتی زنی از شوهر خود جدا میشود و یا همسرش فوت میکند کلیه مزایایی که در زمان زندگی با همسرش به او تعلق میگرفت، پس از فوت شوهر و یا جدایی باز هم به او تعلق میگیرد و این دسته از زنان با هیچ کاهشی در مزایای حقوقی و قانونی خود مواجه نمیشوند و همین مساله بیانگر آن است که در این دسته از کشورها دولت مانند پدری مهربان و دلسوز توجه ویژهای به زنان و دختران دارد و از آنها در مقابل آسیبهای اجتماعی احتمالی در آینده حمایت میکند.»
در نبود چنین حمایتهایی شنیدن پیشنهادهای بیشرمانه و غیرمتعارف برای دختران و زنان سرپرست خانواده، آوایی غریب و ناآشنا نیست. این مساله را میشود در لابلای حرفهای لیلا و مریم شنید. مریم خود این تجربه را ندارد، اما از دوست بسیار نزدیکش که زنی جوان و بیوه است این مساله را شنیده و اکنون که برای من آن را تعریف میکند هنوز هم صدایش میلرزد.
مریم میگوید: «دوستم تعریف میکرد که چند ماهی از فوت شوهرم نگذشته بود که با پیشنهاد مردی مواجه شدم که از من میخواست تا زن صیغهای او شوم و در ازاء آن، مرد متعهد میشد تا مخارج زندگی من و بچهام را به طور کامل تامین کند.»
اما لیلا حتی این شانس را هم نداشت تا تجربه یک زندگی دیگر حتی از نوع صیغهای آن را بیازماید: «وقتی از همسر معتادم جدا شدم حدود ۳۳ سال داشتم و دو دختر نوجوان. تازه با جدایی مواجه شده بودم و خیلی با مشکلات بعد از آن آشنایی نداشتم. اساسا هیچ وقت حتی فکر آن را نمیکردم که روزی مجبور شوم برای سیر کردن شکم بچههایم با این و آن به هر جا که آنها میخواستند بروم. حتی صاحب خانهام نیز شرط واگذاری خانه خود به من را با پیشنهادی بیشرمانه همراه کرد. چه میتوانستم بکنم؟ پرایدی خریدم و در حال حاضر در یک موسسه آموزش رانندگی کار میکنم. سهم ارث من از تمام زندگی پدریم هیچ بود. برادر و تنها خواهرم همه اموال و دار و ندار خانوادگی را میان خود تقسیم کردند. من ماندم و دو دختر ۱۷ و ۲۱ ساله که مانتو میخواهند؛ پول شهریه مدرسه دارند و هزاران کوفت و زهر مار دیگر باید برایشان تهیه کنم. حالا این مخارج زندگی به یک طرف، مگر من چقدر در آموزشگاه رانندگی درآمد دارم و مگر چقدر توان کار کردن دارم؟ حالا با تنی خسته و رنجور به خانه بر میگردم. آیا حوصله و اعصاب شنیدن حرفهای بچههایم را خواهم داشت؟!»
وی درباره مساله تنفروشی خود چنین میگوید: «به هر که شما میپرستید من تاکنون چنین مسالهای را تجربه نکرده بودم. نه اینکه درباره آن هیچ نشنیده بودم، نخستین بار تحت فشار شدید مالی با گرفتن مبلغ ۵۰ هزار تومان از یک آقایی که ادعا میکرد مهندس است، تن به این کار دادم. باور کنید، تا هفتهها تن و بدنم میلرزید. اصلا نمیتوانستم در چشمان بچههایم نگاه کنم…»
فرزندان آسیبپذیر
رئیس انجمن علمی مددکاری ایران با تائید حرفهای مریم و لیلا تصریح میکند: «علاوه بر ارائه اینگونه پیشنهادها به زنان سرپرست خانواده، وضعیت بد اقتصادی کشور موجب شده است که هم زنان سرپرست خانواده و هم فرزندان آنها از آسیبپذیرترین اقشار جامعه در برابر آسیبهای اجتماعی باشند و به طور عمده یکی از علائم بیماریهای روانی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس و پرخاشگری در آنها دیده شود. از سوی دیگر فرزندان این خانوادهها نیز در معرض مسائلی مانند کار کودکان در مشاغل سیاه، بزهکاریهای اجتماعی، محرومیت از تحصیل و سوء تغذیه قرار گیرند.»
لیلا و مریم هر دو، زن سرپرست خانواده هستند. یکی مربی آموزشگاه رانندگی زخم خورده از بیسرپرستی زنان سرپرست خانواده و یکی هم مریم است که تاکنون در برابر انواع پیشنهادهای مختلف مقاومت کرده و معلوم نیست این مقاومت تا کی ادامه خواهد داشت.
به دنبال اعلام جرم دادستان تهران علیه علی مطهری در انتقاد از دولت احمدی نژاد، وی در نامه ای نوشت: اینجانب به عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری ، حاصل عمر و پاره تن امام خمینی و شخصیت دوم انقلاب، به نوبه خود اجازه ایجاد انحراف درانقلاب را نخواهم داد و در این راه تا پایان جان ایستاده ام.
آخرین نطق علی مطهری در مجلس هشتم واکنش های زیادی از سوی دولت احمدی نژاد، اقتدارگرایان و سپاه در برداشت. هر چند سپاه خبر از شکایت علیه این نماینده تهران داده بود، اما این دادستان تهران بود که سخنان وی در مورد حجاب و مقوله فرهنگ اعلام جرم کرد.
علی مطهری این اعلام جرم را دخالت در وظایف نمایندگی دانست و از دادستان تهران خواست شان خود را رعایت کند. وی گفته بود: علی مطهری در واکنش به اعلام جرم دادستان تهران علیه وی درباره نطقش در مجلس خطاب به دادستان تهران در مصاحبه ای گفته بود ایشان بهتر است تکلیف پرونده افرادی مانند آقایان مرتضوی، رحیمی و جواد لاریجانی را مشخص کند.
اما دادستانی نیز اطلاعیه ای داد و حتی واکنش این نماینده را مجرمانه دانست. محمدجواد لاریجانی نیز به کمک دستگاه تحت امر برادرش صادق لاریجانی آمد و گفت که علی مطهری خبط بزرگی کرده است.
اینک علی مطهری در پاسخی به اطلاعیه دادستانی تهران نوشته است: اقدام دادستانی در واقع جرم تراشی و محدود کردن آزادی بیان و دفاع از ابتذال فرهنگی بوده و استقلال مجلس و حریت و آزادگی نمایندگان را مخدوش و مجلس را تبدیل به نهادی فرمایشی می کند.
متن نامه علی مطهری به دادستان تهران به این شرح است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی
دادستان تهران
با اهدای سلام، در ارتباط با اطلاعیه اخیر دادستانی تهران نکاتی به شرح ذیل قابل ذکر است:
۱- بعید است که جنابعالی فرق میان انتقاد و توهین را ندانید و همین طور بیان تساهل و تسامح فرهنگی برخی مقامات دولتی را نشر اکاذیب بدانید، بنابراین بهتر بود عامل و انگیزه اصلی اعلام جرم خود علیه اینجانب در خصوص جمله ای از نطق میان دستور من در مجلس هشتم، آن هم بعد از نزدیک به دو ماه و بدون شاکی خصوصی را ذکر می کردید.
خوب شد که شما در زمان امام خمینی دادستان نبودید و الا وقتی امام (ره) درباره برخی مخالفان نظام فرمود: “اینها چنان از اسلام می ترسند که جن از بسم الله” علیه ایشان به اتهام توهین، اعلام جرم می کردید.
۲- سخن از “اقدام دادستانی در عمل به قانون” به میان آورده اید، در حالی که اقدام دادستانی در واقع جرم تراشی و محدود کردن آزادی بیان و دفاع از ابتذال فرهنگی بوده و استقلال مجلس و حریت و آزادگی نمایندگان را مخدوش و مجلس را تبدیل به نهادی فرمایشی می کند. اظهارات اخیر این بنده را نیز به “قائل بودن به مصونیت ویژه برای خود” معنی کرده اید، در حالی که این اظهارات به معنی زیر بار ظلم نرفتن و دفاع از حقوق ملت است نه قائل بودن به مصونیت ویژه برای خود، ضمن اینکه هر نماینده ای دارای مصونیت ویژه قضایی است تا بتواند به راحتی اظهار نظر کند.
به علاوه ،عملکرد قوه قضائیه نشان داده است که برخی افراد مصونیت ویژه دارند. تعیین تکلیف پرونده دادستان قبلی تهران که از قضاوت تعلیق شده ، آنقدر به خاطر مصانعه و ملاحظه کاری و رعایت حال دولت طولانی شد که وی برخلاف نص قانون به سمت ریاست صندوق تامین اجتماعی منصوب شد و پرونده مقام دیگر دولتی نیز چهار سال است که تعیین تکلیف نشده و هر تهدیدی از مقامات اجرایی منجر به عقب نشینی قوه قضائیه گردیده است.
مستدعی است به جای تلاش برای محدود کردن نمایندگان مجلس که مخالف اصول قانون اساسی و موجب وهن نظام جمهوری اسلامی است، به تلاش بیشتر در جهت استقرار عدالت اجتماعی بپردازید.
اینجانب به عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری ، حاصل عمر و پاره تن امام خمینی و شخصیت دوم انقلاب، به نوبه خود اجازه ایجاد انحراف درانقلاب را نخواهم داد و در این راه تا پایان جان ایستاده ام.
با تقدیم احترام
علی مطهری
عبدالله نوری، فعال سیاسی و وزیر کشور دولت اول اصلاحات، معتقد است که جنبش سبز و اصلاحات، دوگانه نیستند و در راستای یکدیگرند. وی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان رهبران جنبش سبز و اشخاصی یاد کرد که از همان ابتدای شکل گیری این جنبش تا زمانی که گرفتار حصر شدند، به لحاظ فکری و عملی افرادی معتدل بوده، مواضع معقولی داشتند و خواهان اجرای همه اصول قانون اساسی بودند. نوری با تاکید بر اینکه موسوی و کروبی افرادی وارسته و به لحاظ دینی و انقلابی بسیار معتقد و پایبند به اصول دین و انقلاب هستند، هشدار داد که برخی می خواهند بین اصلاح طلبان و جنبش سبز جدایی بیندازند.
بر اساس گزارش رسیده به کلمه، گروهی از فعالان دانشگاهی کشور از انجمن ها و جنبش های دانشجویی در منزل عبدالله نوری گرد هم آمدند و درباره دغدغهها، نگرانیها، خطرها و افقهای پیشاروی مردم به گفت و گو و تبادل نظر با وی پرداختند. دیداری که بیش از ۳ ساعت به طول انجامید و با طرح مطالبی جدی دربارهی «اتاق فکر اصلاحطلبان»، «پیوند و اشتراک جنبش سبز و جریان اصلاحی»، «اولویتبندی مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور»، «یاد در حصر شدگان و در حبس ماندگان جنبش سبز و ضروریت دلجویی از خانوادههای ایشان»، «پروندهی هستهای ایران» و «لزوم داشتن برنامه و هدف های مشخص از سوی اصلاح طلبان» همراه بود.
عبدالله نوری پس از شنیدن نظرها و دیدگاههای جریانهای سیاسی و دانشجویی حاضر در این نشست، ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و تهدیدات خارجی علیه امنیت ملی، در توضیح ایده خود برای تشکیل اتاق فکر اصلاح طلبان تاکید کرد که تشکیل این نهاد در راستای بحث انتخابات ریاست جمهوری نیست، گرچه این موضوع هم می تواند یکی از مباحث آن باشد.
عبدالله نوری در ابتدای سخنان خود با اشاره به بحث تشکیل اتاق فکر اصلاح طلبان گفت: “این پیشنهاد بیشتر جهت خروج اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی حامی اصلاحات و جنبش سبز از حالت یأس و از هم گسیختگی و تلاش برای برنامه ریزی، بازسازی و انسجام، جهت حرکتی منطقی و منطبق با شرایط موجود می باشد. همچنین این نهاد باید دارای سازوکاری باشد که بتواند همه یا اکثریت جریانات اصلاح طلب را در دل خود جای دهد و به صورت مؤثر از آنها در روند تصمیم گیری استفاده کند.”
وی در توضیح بیشتر این موضوع افزود: “این پیشنهاد تاکنون شکل اجرایی پیدا نکرده است و از آنجایی که این پیشنهاد را بنده مطرح کردم این تلقی به وجود آمده است که تشکیل آن ناظر به کاندیداتوری من در انتخابات ریاست جمهوری است و یا قرار است که من محور آن باشم. البته من هم با برخی دوستان جلساتی در این زمینه داشته ام، ولی این به معنای تشکیل اتاق فکر و تعیین اعضای آن نیست. کما اینکه دیگر دوستان اصلاح طلب نیز قطعا جلسات جداگانهای دارند. مهم این است که بتوان از خلال این جلسات و فعالیتها به سازوکاری رسید که در آن افکار و اشخاص مختلفی که خود را ذیل اصلاح طلبی تعریف میکنند دور هم جمع شوند و با ایجاد فضای بحث سازنده در ارتباط با مسائل گوناگون به گفتگو بپردازند تا بتوانند در موضوعات مختلف به نظری دست یابند که به برآیند افکار موجود در جبهه اصلاحات نزدیک باشد.”
عبدالله نوری در ادامه گفت: “شاید یکی از موانع جدی تشکیل این نهاد، احساس هراس از برخورد دستگاه¬های امنیتی با اعضای آن باشد، ولی به نظر می رسد دست روی دست گذاشتن و به تعویق انداختن آن با این گونه دلایل به نوعی توجیه بی عملی خود، در پوشش انداختن تقصیر بر گردن حکومت است. بی تردید تشکیل این نهاد نخستین گام در تبیین مواضع جبهه اصلاحات در موضوعات مهم و بنیادین است و برنامه ریزی و تدوین استراتژی اصلاحات باید بدون توجه به حاشیه ها صورت گیرد و گرنه هرگز عملی نخواهد شد. حتی با فرض برخوردهای امنیتی با موضوع هم نمی توان از انجام آن خودداری کرد. هرگاه اصلاح طلبان در ارتباط با مسایل گوناگون کشور مواضع روشن، شفاف، دقیق، معقول و معتدلی داشته باشند و تحت تأثیر فضاسازی ها و بازی های رسانه ایی افراطیون جریان حاکم و نیز طرفداران براندازی قرار نگیرند به مرور این نظرات جایگاه خود را در جامعه پیدا خواهد کرد و چه بسا حاکمیت هم از این نظرات بهره برداری کند و در مقام عمل به آن توجه نشان دهد . در این صورت مطلوب اصلاح طلبان حاصل شده است چرا که خواست آنان همواره باید این باشد که در عرصه های مختلف، امور سر و سامان پیدا کند و مشکلات مردم بر طرف شود اگر چه به دست دیگران صورت پذیرد.”
وی همچنین افزود: “جریان اصلاحات به تبیین مواضع و دیدگاه ها در زمینه های مختلف نیاز دارد و افزون بر پرداختن به مسائل مهمی از قبیل بحث آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر عزیزان بزرگوار جناب آقای کروبی و جناب مهندس موسوی لازم است به مسایل و مشکلات گوناگون عموم مردم نیز توجه داشته باشد و در زمینه های مختلف برنامه های عملی برای برون رفت از مشکلات ارائه دهد و به مردم به صورت شفاف اعلام کند که با بسیاری از مدیریت های غلط و عملکردها که باعث بوجود آمدن وضعیت بحرانی امروز شده مخالف است. باید برنامه و گفتمان اصلاحات را بر اساس مشکلات و دغدغه های امروز ایران با مردم در میان گذاشت و نگران از تخریب و شماتت جریان های مقابل نبود و از نقدها، اهانت ها، تهمت ها و تفرقه افکنی ها واهمه نداشت و مطمئن بود که در زمان مناسب نتیجه خواهد داد.”
وی در ادامه متذکر شد: “حبس زندانیان سیاسی و حصر آقایان موسوی و کروبی مسئله بسیار مهمی است که تا آزادی این عزیزان فراموش نخواهد شد. مشکلات و تبعات روحی و جسمی و محدودیت های ایجاد شده برای زندانیان سیاسی و خانواده های آنها مگر میتواند فراموش شود و بر اساس معیارهای دینی و اخلاقی که ما بر آن باور داریم اثر وضعی اینگونه رفتارها گریبان همه را خواهد گرفت و اهمیت این مساله انکار ناپذیر است لکن مسایل عمومی کشور تنها به این امور محدود نمی¬شود. مسایل عمومی کشور ناظر به زندگی و دار و ندار ۷۵ میلیون انسان است نه یک جریان سیاسی، بنابراین فعالان سیاسی اصلاح طلب نمی توانند به مسایل عموم مردم در زمینه های گوناگون و رشد و توسعه کشور بی توجه باشند و بین خود و جامعه فاصله بیاندازند. وقتی از مردم صحبت میکنیم یعنی تمام اقشار مختلفی که در گوشه گوشه ایران در روستاها و شهرها با تنوعی بسیار در آداب، رسوم، دین، مذهب و قومیت با انبوهی از مشکلات خاص خودشان روبرو هستند، نه صرفا یک جمع سیاسی به همراه نگرانی های خاص آنها و نه طبقه ای از مردم که در تهران و یا شهرهای بزرگ زندگی میکنند. بنابراین باید فعالان سیاسی اصلاح طلب و جنبش سبز به مسایل، مشکلات و نگرانی های تمام مردم ایران در زمینه های گوناگون و همچنین رشد و توسعه همه جانبه ی کشور توجه کنند و بین خود و جامعه خصوصا طبقات محروم و مستضعف فاصله نیندازند. مردمی که برای اداره روزمره زندگی در تنگنا هستند و هر روز بر مشکلات آنها افزوده میشود، بیکاری و گرانی رمق شان را گرفته و نگران آتیه مبهم خود و فرزندان شان هستند. همین مسایل است که موج گسترده ای از نارضایتی در اقشار مختلف جامعه پدید می آورد و بدبینی نسبت به دین و روحانیت و انباشت نفرت عمومی را در پی دارد.”
نوری سپس با نگاهی آسیب شناسانه، به نقادی جریان اصلاحات پرداخت و توصیه های خود را در این باره چنین بیان داشت: “اصلاح طلبان در بیان و پیگیری دغدغه ها و حساسیت های خود باید توجه داشته باشند که برخی از موضوعات و مباحثی که برای آنها بسیار مهم است ممکن است برای بسیاری از مردم دراولویت نباشد، به طور مثال ایجاد شرایط امن برای توسعه و رشد رسانه ها و مطبوعات مستقل و آزاد بسیار با اهمیت است ولی برای گروهی از مردم که گرفتار فقر و مشکلات گوناگون هستند و زیر فشار تورم و گرانی روزگار بسیار سختی می گذرانند، مشکلات معیشتی، موضوع درآمد و هزینه های روزمره در اولویت است، گر چه ممکن است ریشه و علت این تورم و گرانی لجام گسیخته سوءمدیریت باشد و اصلی ترین راه چاره، جلوگیری و برطرف شدن این مشکلات وجود رسانه ها و مطبوعات آزاد، مستقل و منتقد باشد که با آزادی عمل بتوانند بر عملکرد مسئولان نظارت کنند و جلوی تصمیم گیری های خلاف منافع ملی را بگیرند. در این راستا اصلاح طلبان باید ارتباط گسترده تر با طبقات محروم و گرفتار جامعه داشته باشند و با توجه به نیازها و مشکلات آنان دغدغه ها و راه حل های خود را تبیین کنند.”
عبدالله نوری در تبیین جایگاه اصلاح طلبان به عنوان نیروی موثر و توانمند جهت ارائه برنامه ای مدون برای اداره کشور و رفع مشکلات فراوان موجود گفت: “در اینجا تذکری هم به خودمان بدهم. واقعا تا چه حد به مشکلات اقشار فرودست و رنج دیده جامعه حساسیت نشان می دهیم؟ اصلاح طلبان باید به توانمند سازی همه جانبه مردم فرودست حساس باشند و برای آن فکر و برنامه مشخص داشته باشند. نکند خدای ناکرده مردم رنج دیده گمان کنند ما مشغول پرداختن به اختلافات با حاکمیت و علاقمند به ورود به قدرت هستیم و آنها را در گرداب مشکلاتشان فراموش کرده ایم؟ در شرایط کنونی بیان مباحث نظری جهت تقویت مبانی فکری اصلاحات و ارتقاء سطح آگاهی جامعه و در کنار آن پرداختن به مسائل و مشکلات معیشتی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی موجب نزدیکی و همدلی بیشتر مردم و اصلاح طلبان خواهد شد. جریان اصلاحات باید به جامعه بگوید که اولویتش در مسایل روز چیست و مردم احساس کنند و مطمئن شوند که اولویت و دغدغه اصلاح طلبان با اکثریت مردم یکی می باشد. به هر حال اگر هم روزی بحث اقدام و عمل باشد، این عمل ریشه در همین گفتار و اولویت بندی امروز خواهد داشت و چون برآمده از خواست و اولویت های مردم می باشد آنها نیز با علاقه و دلسوزی حمایت می کنند.”
عبدالله نوری با اشاره به شرایط پیش آمده در موضوع هسته ای گفت: “راهبرد ایران در برخورد با این موضوع باید واقع بینانه و با توجه به منافع ملی و پرهیز از واکنش های احساسی باشد. در این راستا باید از نظرات کارشناسان برای حل مشکل بهره گرفت و برای برون رفت از بحران چاره اندیشی کرد. نشستن و نقد کردن رفتار تبعیض آمیز قدرت های بزرگ چه مشکلی از ما حل می¬کند و مگر از آنان جز تعقیب منافع و افزایش قدرت شان انتظاری هست؟ مع الاسف در روابط بین الملل، قدرت و منافع ملی عناصر تعیین کننده اند و دولت ها در دستیابی به منافع خود چندان پروای اخلاق ندارند و در مواقع لزوم از حیله و نیرنگ فروگذاری نمی کنند، بنابراین هر دولتی در روابط خود با دیگر دولت ها نیازمند توجه به این اصل است. پروژه ی جنگ ستارگان به نظر برخی از آگاهان دامی بود برای اضمحلال شوروی، به شکلی که شوروی وارد رقابت نابرابر با پروژه پرهزینه جنگ ستارگان آمریکا شد و نهایتا اکثر منابع مادی و معنوی خود را برای پیروزی در این میدان که توسط رقیب ترتیب داده شده بود گذاشت ولی نتیجه ای جز عقب افتادگی از رقبا و فروپاشی، برای شوروی دربر نداشت. آیا هیچ اندیشیده ایم که نکند روش اتخاذ شده توسط غرب در ارتباط با برنامه هسته ای هم دامی برای آسیب رساندن به ایران باشد؟ در این صورت تصمیم گیری و راهبرد ما باید نجات کشور باشد و نه فدا کردن همه منافع به پای مسئله هسته¬ای. داشتن انرژی صلح آمیز هسته ای و دراختیار داشتن دانش و فن آوری آن طبق قوانین بین الملل از حقوق بدیهی و قطعی ماست لکن نباید مشکلات زندگی مردم را دست کم بگیریم و بگذاریم از طریق یک مسئله، اگر چه مهم، تمامی منافع ملی ما در معرض تهدید قرار گیرد. بر اساس برخی از گزارش ها، خسارت ایران از کاهش قیمت نفت حدود یک چهارم در آمدش تا چند ماه قبل است و پس از تشدید تحریمها و کاهش فروش نفت نیز رقم قابل توجهی از درآمد ایران کاسته خواهد شد. مشخص است که در این شرایط کشوری با جمعیت انبوه و با گستره جغرافیایی ایران و با تدابیر فعلی دچار آسیب جدی در زمینه های گوناگون زیربنایی و روبنایی خواهد شد، زیرا با توجه به سهم عمده نفت در درآمد ملی با کاهش قیمت نفت و همچنین محدود شدن فروش نفت مملکت با کسری بودجه شدید دچار خواهد شد. چنانچه بودجه کشور آسیب ببیند همه بخشها از تولید و معیشت مردم گرفته تا بهداشت و درمان تا بخش آموزش و امور زیربنایی و حتی در نهایت بخش دفاع و امنیت آسیب خواهد دید. بنابراین اگر بتوان با جلوگیری از کاهش میلیاردها دلار از درآمد ماهانه نفتی ایران که می¬تواند چرخ زندگی میلیونها نفر را به گردش در آورد و با مدیریت درست و برنامه ریزی متقن و کارشناسانه اقتصاد کشور را از فروپاشی و ورشکستگی نجات داد، چرا اقدام نشود؟”
عبدالله نوری با بیان اینکه تصمیمگیری درست باید به موقع انجام شود تا بتواند ثمر بخش باشد گفت: “تصمیم درست اگر دیر اتخاذ شود دیگر چندان تاثیر نخواهد داشت و یا اگر هم موثر باشد نمیتوان خسارتهای دیرکرد آن را نادیده گرفت. ما بارها در وضعیتهای بغرنج و یا بحرانی قرار گرفته ایم و برای جلوگیری از خسارت بیشتر و برون رفت از شرایط پیش آمده تغییر مسیر داده ایم و گرنه ناگزیر از تحمل آسیب های سنگین تر می¬شدیم. در مساله تسخیر سفارت آمریکا با توجه به هزینه ها و پیامدهای آن در نهایت به حل آن از راه دیپلماتیک تصمیم گرفته شد. در ارتباط با جنگ هشت ساله و شعارها ی حماسی مانند راه قدس از کربلا میگذرد، جنگ جنگ تا پیروزی و یا جنگ جنگ تا رفع فتنه هنگامی که نظرات کارشناسان، ادامه جنگ را همراه با خسارات فراوان و جبران ناپذیر دانست پایان جنگ و موافقت با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت اعلام شد. در سال ۶۶ به دلیل کشتار وحشیانه زائران ایرانی و با توجه به اینکه عواطف میلیون ها ایرانی جریحه دار شده بود روابط جمهوری اسلامی ایران با دولت عربستان تیره شد، حتی در آن شرایط پیش آمده بیان شد اگر از صدام و دولت بعث عراق بتوان گذشت از آل سعود نمیتوان گذشت اما بعد از چند سال ایران به این نتیجه رسید که ادامه دادن به این وضعیت نفعی برای ایران ندارد به همین دلیل به سمت حل مشکلات و تغییر موضع حرکت کرد و دوباره روابط برقرار شد. اکنون هم آسیبها، زیانها و فشارهایی که به بهانه ی پرونده هستهای به ایران وارد می شود از حد گذشته است و حکومت باید برای خروج از این بن بست به یک تصمیم منطقی و مدبرانه که حافظ منافع کلی کشور باشد برسد. اگر قرار است بر سر مسئله توانمندی هسته ای که یکی ازحقوق ملت ماست، دیگر حقوق آن تضییع شود باید در مورد اصل و پیامدهای این برنامه درست اندیشید.”
وی در ادامه افزود: “همیشه تصمیم به موقع گرفتن از اهمیت فوق العاده برخوردار است و اگر زمان آن گذشت و پس از مدتی به ناچار همان تصمیم قبلی اتخاذ شد فرصت های مهمی از دست رفته است و شاید نتوان نتیجه قبلی را هم گرفت، چه بسا مانند همین افزایش ناگهانی نرخ ارز شوک خاصی هم به جامعه وارد کند. مثلا در ارتباط با معاملات نفتی، چنانچه خریداران رسمی یکی پس از دیگری از دست بروند معلوم نیست حتی در صورت پذیرش قطعنامه های شورای امنیت و شرایط غرب دیگر خریداران رسمی به سوی ایران بیایند.”
عبدالله نوری سپس با یادآوری ضرورت بهره بردن از نظرات کارشناسانه افزود: “در ارتباط با موضوع هسته ای و انتخاب مناسب ترین تصمیم ممکن در شرایط کنونی مصلحت کشور ایجاب میکند از کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین الملل، اقتصاددانان، سیاسیون و همه صاحب نظران و دلسوزانی که قلبشان برای ایران می¬تپد نظرخواهی شود. من فکر می¬کنم با انجام همین نظرخواهی حتی از زندانیان سیاسی یکی از مهمترین گامها برای ایجاد وحدت می¬تواند برداشته شود. از این گذشته همچنان که امیر مومنان (ع) به مالک اشتر توصیه کرده اند تصمیم گیری باید بر مبنای رضایت عموم باشد، در قانون اساسی نیز برگزاری رفراندوم به عنوان راه کاری برای موضوعات مهم و سرنوشت ساز پیش بینی شده است، مناسب است که ابتدا کارشناسان مختلف بدون گزینش های سیاسی و جناحی با مردم در خصوص نقاط مثبت و منفی ادامه چالش هسته ای با غرب و امتیازها و محدودیت هایی که ادامه آن در پیش خواهد داشت صحبت کنند و مردم درباره ی چگونگی تصمیم در خصوص مناقشه موجود میان ایران و غرب نظر نهایی را اعلام نمایند. ”
او در جمع بندی سخنان اش پیرامون پرونده ی هسته ایی اظهار داشت: “هر کس رقیب و یا دشمن را دست کم نگیرد و بر اساس محاسبه درست از توان وی خود را آماده کند ممکن است در مقابله با آن پیروز شود. با خیال بافی و سرسختی غیر مدبرانه هم نمی توان بر رقیب و یا دشمن پیروز شد. در ارزیابی فرصت ها و امکانات خود و همچنین توان و قدرت طرف مقابل باید واقع گرا بود و از افراط و تفریط پرهیز کرد. باید نقاط قوت و ضعف طرف مقابل حتی اگر حیوان درنده در بیابان باشد را دانست و برای مقابله با آن در جهت حفظ حیات خود اقدام کرد نه اینکه در دام او گرفتار شد.”
نوری در فراز دیگری از سخنانش به نقش اخلاق در سیاست پرداخت و اهمیت رعایت اصول اخلاقی در برخورد با مخالفان و متهمان را یاد آور شد. او در این راستا چنین بیان داشت: “از دیدگاه دینی اعمال و رفتارهای غیراخلاقی هر چند ممکن است در کوتاه مدت موفقیت هایی در پی داشته باشند ولی در نهایت آثار وضعی آن گریبانگیر خواهد شد. شاید وضعیت بغرنجی که مملکت در حال حاضر گرفتار آن شده است، نتیجه عدم رعایت اصول اخلاقی در بازی های سیاسی باشد. باید به آثار وضعی کارهایمان هم نظر داشته باشیم و به این بیندیشیم که نکند اتفاقاتی که می¬افتد ناشی از مثلا آه و ناله فلان مادر، همسر ویا فرزند زندانی بیگناه و یا خانواده های داغدار و امثال آن باشد.”
عبدالله نوری بار دیگر بر همپوشانی موجود میان جنبش سبز و جریان اصلاحات تاکید و جداسازی این دو از یکدیگر را یک اشتباه سیاسی ارزیابی کرد. وی در این خصوص توضیح داد: “جدایی اصلاح طلبان از جنبش سبز از سوی دو گروه مطرح می شود، نخست کسانی که در ذهن خود این جنبش را حرکتی افراطی فرض میکنند که البته با توجه به طیف گسترده ای از افراد و گروه هایی که در این جنبش وجود دارند، نمی توان وجود رفتار های افراطی را به کل انکار کرد اما متهم کردن کلیت جنبش سبز به افراطی یا براندازانه بودن، داوری نادرستی است. گروه دوم کسانی که تصور می کنند تنها دغدغه اصلاح طلبان بازگشت به قدرت است و آنان را به سازش کاری و مماشات متهم می¬ کنند. این برداشت نیز درست نیست زیرا اصلاح طلبی ضرورتا با کوشش برای ورود به حکومت تلازم ندارد، بلکه ویژگی اصلی آن پرهیز از خشونت و تندروی در ایجاد دگرگونی سیاسی است.”
وی سپس در توضیح دلایل خود برای این دیدگاه از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان رهبران جنبش سبز به عنوان اشخاصی یاد کرد که از همان ابتدای شکل گیری این جنبش تا زمانی که گرفتار حصر شدند، به لحاظ فکری و عملی افرادی معتدل بوده، مواضع معقولی داشتند و خواهان اجرای همه اصول قانون اساسی بودند.
عبدالله نوری در تحلیل عملکرد میرحسین موسوی در دوران انتخابات سال ۸۸ در این زمینه افزود: “ایشان خیلی از منتقدین حاکمیت را وارد سازوکار انتخاباتی خود نکرد و در مقابل به بسیاری از اصولگرایان معتدل در آن زمان اجازه فعالیت در ستاد خود را داد. وی فردی وارسته و به لحاظ دینی و انقلابی بسیار معتقد و پایبند به اصول دین و انقلاب است همانگونه که آقای کروبی نیز چنین اند. در واقع میتوان گفت بسیاری از چهرههای اصلاح طلب به لحاظ مطالباتی که داشتند جلوتر از این بزرگواران بودند.”
وی ادامه داد: “برداشت من از جنبش سبز و اصلاحات دوگانگی و افتراق نیست و این دو در راستای یکدیگر اند، بنابراین به نظر می رسد اگر اتاق فکر اصلاحات تشکیل شود باید تا جای ممکن همه ی شخصیتها و صاحب نظران این دو طیف را در برگیرد، چرا که به هر حال هر شخص، تفکر و حرکتی هم نقطه منفی دارد و هم مثبت. مهم این است که بتوان در یک سازوکار مشخص این نقطه نظرات متفاوت را به یک روند سازنده که برآیند نظر جمع است تبدیل کرد.”
وی در قسمت دیگری از سخنان خود گفت: “تدوین و تبین برنامه اصلاحات باید به گونه ای انجام شود که با توجه به اصل دفع حداقلی و جذب حداکثری نه تنها ریزشی در پایگاه اجتماعی اصلاحات به وجود نیاید که تا حد امکان آن را گسترش دهد. در این راستا بدون بحث و مشورت و تجمیع نظرات اصلاح طلبان، یک ایده و یا یک نظر به عنوان نظر غالب و قطعی مطرح نگردد و وقتی اکثریت مجوعه ی اصلاح طلبان به نظری رسیدند، آن نظر به عنوان توافق نهایی پذیرفته و تمکین شود. پرهیز از اصرار و پافشاری بر مواضع فردی و یا حزبی برای دستیابی به توافق جمعی یک ضرورت است. در این راستا باید از متهم کردن یکدیگر به سازشکاری و امثال آن که موجب خودسانسوری در نشست های نظری، فکری و اجرایی دوستان خواهد شد، پرهیز کرد و نقد پذیری را یکی از اصول ارزشی در میان اصلاح طلبان قرار داد. در این اصل مهم نخبگان، فعالان و حامیان اصلاحات و جنبش سبز باید بسیار هوشیار باشند تا با احترام به نظرات گوناگون در دام تفرقه افکنی های جریانات مختلف سیاسی گرفتار نشوند زیرا تفرقه و هراس از کار جمعی عامل بسیاری از عدم موفقیت ها در جبهه اصلاحات می باشد و در مقابل وحدت و همدلی اصلاح طلبان و جنبش سبز یکی از نگرانی های اصلی مخالفان است.”
عبدالله نوری در پایان سخنان خود وجود انصاف در داوری و تصمیم گیریهای سیاسی را یکی از پایههای اصلاح طلبی واقعی بر شمرد و بر لزوم تعمیق اخلاق در رفتار سیاسی اصلاح طلبان تاکید کرد، وی در این خصوص تصریح کرد: “بنیاد اخلاق بر اصل انصاف استوار است و خداوند بر همین اساس می فرماید «بد رفتاری یک گروه، شما را به بی عدالتی وادار نکند» بنابراین همان¬گونه که ما از حکومت انتظار انصاف داریم، باید خود نیز در قبال حکومت انصاف داشته باشیم. حتی رفتار غیر منصفانه حکومت دلیلی نمیشود که ما انصاف را کنار بگذاریم و بر اساس آن عمل نکنیم. اگر حکومت را به دلیل تندروی در برخورد با مخالفان خود مورد انتقاد قرار می¬دهیم خود نباید از جاده اعتدال خارج شویم و شبیه آن باشیم. ناسزا را نباید با ناسزا گویی جواب دهیم، بلکه برای پاسخگویی به تخریبها باید حق را بگوییم.”
وی با اشاره به لزوم پرهیز از تندروی و کنترل حرکتهای رادیکال در میان گروههای منتقد، اصلاح طلب و جنبش سبز گفت: “باید بتوان فضای تندروی را به نفع جریان اصلاحات کنترل کرد. به هر حال جریان مقابل از تندروی و افراط به نفع خودش بهره برداری می¬کند و دامن زدن به این تندرویها کار اصلاح طلب ها را سخت خواهد کرد. تندروی نه تنها انسان را به واقعیت نزدیک نمیکند که باعث میشود به مرور زمان کمتر و کمتر بتوان واقعیت را تشخیص داد. ما باید همواره فاصله خود را با گروههای برانداز و کسانی که برای تغییر در ایران چشم به نیروی خارجی و دولتهای بیگانه دارند حفظ کنیم. راهبرد ما راهبرد تغییرات آرام از درون است و برای ایجاد تغییر و اصلاح به هر روشی متوسل نخواهیم شد.”
در این دیدارهم چنین برخی از فعالان دانشجویی، به بیان نقطه نظرات خود پرداختند. یکی از حاضران گفت: “طراحی اتاق فکر باید به شکلی باشد که در آن بدنهی اصلی جنبش سبز که بیشترین هزینهها را پرداخت کردهاند نیز دیده شوند.” تاکید بر هم پوشانی جنبش سبز و جریان اصلاحات و انتقاد از مواضعی که این دو را جدا می کنند، التزام به گفتمان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، انتقاد از بی توجهی به وضعیت زندانیان سیاسی و لزوم توجه به مسائل مربوط به قومیت ها نیز از دیگر موارد طرح شده در این جلسه بود. دانشجویان هم چنین ضمن تشریح وضعیت وخیم دانشگاهها نسبت به فشارهای وارده به دانشجویان و محرومیت آنها از حقوق بدیهی مانند حق آزادی بیان و حق تحصیل انتقاد کردند. انتقاد از کم کاری و حضور کم رنگ عبدالله نوری در صحنه های سیاسی و اجتماعی نیز از دیگر موارد طرح شده در این نشست بود.
صفحه فیس بوک روزنامه کلمه

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه "Save Link as" در مرورگر های فایرفاکس و کروم و "Save as target" در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر