-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه

Latest News from Kaleme for 07/13/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



در حالی که به نظر می رسد پیوستن سفیر سوریه در عراق به مخالفان، ضربه‌ی بزرگی به رژیم سوریه وارد کرده؛ دیده بان حقوق بشر، ارتش سوریه را به استفاده از بمب‌های خوشه‌ای علیه مخالفان متهم کرد.

به گزارش دویچه‌وله، دیده بان حقوق بشر مستقر در لندن با استناد به دو فایل ویدئویی که به‌تازگی در اینترنت منتشر شده و در آنها بقایای بمب‌های خوشه‌ای دیده می‌شوند، اتهام سنگینی را متوجه رژیم بشار اسد کرده است: استفاده از بمب‌های خوشه‌ای علیه مخالفان.

دیده بان حقوق بشر دیروز اعلام کرد که بقایای این بمب‌ها در منطقه‌ای در شمال حما پیدا شده‌اند. به گفته مخالفان دولت سوریه، منطقه یادشده از دو هفته گذشته زیر بمباران ارتش سوریه قرار دارد و مخالفان در ارتفاعات این منطقه پناه گفته‌اند.

تصاویر، پوشش بیرونی بمب‌های یادشده و بقایای ریزبمب‌های موجود در دل این پوشش را نشان می‌دهند. بمبی که تصاویر نشان می‌دهند، بنا بر اعلام دیده بان حقوق بشر، ساخت یک شرکت تسلیحاتی روسی است و فقط می‌تواند از هواپیما پرتاب شود.

بمب‌های خوشه‌ای از خطرناک‌ترین تسلیحات نظامی هستند. اما سوریه پیمان‌نامه‌های بین‌المللی مبنی بر عدم استفاده از این بمب‌ها را امضا نکرده است. ۱۰۷ کشور جهان در ماه مه ۲۰۰۸ کنوانسیونی را امضا کردند که بر اساس آن به‌کارگیری، تولید، ذخیره و فروش تسلیحاتی از این دست را ممنوع می‌کند. این کنوانسیون از سال ۲۰۱۰ رسما ضمانت اجرائی یافت.

بمب‌های خوشه‌ای، بسته به نوع‌شان، قابل پرتاب از هواپیما یا با خمپاره‌انداز هستند. پوشش این بمب‌ها پیش از برخورد به زمین باز می‌شود و شمار زیادی از ریزبمب‌ها را در سطحی گسترده می‌پراکند. ریزبمب‌های عمل‌نکرده پس از پایان درگیری هم مناطق مورد مناقشه را ناامن می‌کنند. این ریزبمب‌ها مانند مین‌ها به تماس واکنش نشان می‌دهند. کسانی که از انفجار این تسلیحات جان به در می‌برند هم عموما اعضای بدن خود را از دست می‌دهند.

ورود سفیر ترک‌خدمت کرده سوریه به قطر

سفیر سوریه در بغداد بلندپایه‌ترین مقام دولتی سوریه است که تا کنون به صف مخالفان پیوسته است. نواف الفارِس پس از ترک خدمت ظاهرا به قطر رفته است. او رسما اعلام کرد که محل خدمت خود را ترک کرده و از حزب بعث سوریه جدا شده است. جدایی او از رژیم سوریه و حزب حاکم بر این کشور، ضربه‌ی بزرگی به اعتبار رژیم سوریه وارد می‌کند.

سفیر سوریه در بغداد در نوار ویدیویی که یک روز قبل توسط تلویزیون عربی “الجزیره” منتشر شد، استعفای خود را نشانه اعتراض به «کشتار و سرکوب خونینی که رژیم [سوریه] بر ضد مردم به راه انداخته» دانست. فارس از همه‌ی اقشار سوریه خواست به “انقلاب” بپیوندند و «به کابوس برخاسته از گروهی پایان دهند که مسئول بیش از ۴۰ سال فساد و تخریب جامعه‌ی سوریه است».

دولت سوریه در مقابل از “اخراج” سفیر خود در عراق خبر داد. بنا بر اعلام منابع خبری دولتی در سوریه، فارِس در رسانه‌ها بر خلاف وظیفه‌ی خود که همانا «نمایندگی منافع کشورش است»، عمل کرده است. یک سخنگوی دولتی در دمشق از پی‌آمدهای قضایی این اقدام و پیگرد حقوقی سفیر سابق خبر داد. فارس که سال‌ها از اعضای برجسته‌ی حزب بعث سوریه بوده است، سابقه‌ی خدمت در سازمان مخوف اطلاعات و امنیت کشورش را هم در کارنامه دارد.

یک هفته پیش از این هم ژنرال مناف طلاس، عضو گارد ملی سوریه، به مخالفان پیوسته بود. او پسر وزیر دفاع سابق سوریه، از دوستان نزدیک حافظ اسد است. پیش از این هم چند فرمانده ارشد نظامی سوریه خدمت را ترک کردند و به ترکیه و لبنان گریختند.

آلمان، بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده پیش‌نویس قطعنامه‌ای را تقدیم شورای امنیت سازمان ملل کردند که به رژیم سوریه برای عقب‌نشینی از مناطق مسکونی و اجرای طرح ۶ ماده‌ای صلح کوفی عنان ۱۰ روز فرصت می‌دهد. در صورت سرپیچی دمشق از اجرای این خواست‌ها، تحریم‌های سیاسی و اقتصادی سختی در انتظار مقام‌های سوریه خواهد بود.

روسیه و چین تا کنون پیش‌نویس دو قطعنامه علیه دولت سوریه را در شورای امنیت سازمان ملل وتو کرده‌اند. کوفی عنان در روزهای اخیر گفت که شرایط در سوریه از “بد” به “بدتر” تبدیل شده و از کشورهای منطقه خواست منافع داخلی خود در سوریه را کنار بگذارند و یکپارچه برای پایان بحران وارد عمل شوند.


 


دادسرای اوین حکم ممنوع الخروجی احمد صدرحاج سیدجوادی فعال سیاسی ۹۵ ساله منتقد را ابلاغ کرد. احمد صدر حاج سید جوادی عضو شورای انقلاب، وزیر کشور و دادگستری و نیز نماینده دور اول مجلس بوده است.

به گزارش سایت میزان خبر، شعبه دوم دادیاری دادسرای امنیت شهید مقدس تهران در زندان اوین در احضاریه ای که با پست قضایی تحویل شده، قرار ممنوع الخروجی آقای صدر حاج سید جوادی را ابلاغ کرده است. (نیروهای امنیتی در ماه گذشته از برگزاری مراسم ختم شمس الدین حاج سیدجوادی برادر احمد صدر حاج سیدجوادی نیز جلوگیری کردند).

گفت و گوی رادیو فردا با این عضو باقیمانده از گروه بنیانگذاران تشکل سیاسی «نهضت آزادی ایران» به شرح زیر است:

احمد صدر حاج سیدجوادی: بله یک اخطاریه‌ای رسیده از دادسرای جنب زندان. یک دادسرایی وجود دارد از شعبه دوم آنجا یک اخطاریه‌ای آمده برای بنده که شما ممنوع‌الخروج هستید.

آقای صدر حاج سید‌جوادی، پرونده مفتوحی ندارید که ممکن است سبب ممنوع‌الخروج شدن‌تان شده باشد؟

نه خیر. هیچ نه پرونده‌ای داشتم و دارم و نه اتهامی متوجه بنده بوده و نه کسی اعلامی علیه بنده کرده و نمی‌دانم به چه مناسبتی این پرونده را (تشکیل داده اند) که البته شماره هم دارد و اعلام کرده که شما ممنوع‌الخروج شدید.

در ۳۳ سالی که از انقلاب گذشته برای هیچ سفری خارج شدید از ایران، با توجه به اقامت بعضی از بستگان‌تان در اروپا و آمریکا؟

به هیچ وجه. بنده یک مسافرتی که قبل از انقلاب بود به پاریس فرانسه کردم و اروپا رفتم و برگشتم بعد از آن وقتی که انقلاب شد دیگر هیچوقت از ایران خارج نشدم و تقاضایی هم در این مورد نداشتم و از آنجایی هم که چیزی ننوشته‌ام که مثلا من تقاضای خروج دارم یا می‌خواهم بروم … اتهامی هم علیه من وجود ندارد.

قصد خروج چه؟ مثلا اینجا و آنجا گفته باشید می‌خواهید سفری کنید به خارج برای دیدار بستگان.

به هیچ وجه. برای این که بنده قادر به حرکت نیستم. یعنی از این اتاق به آن اتاق سخت می‌روم. کمکم می‌کنند که بتوانم راه بروم. باید حتما یک نفر بنده را از پشت نگاه دارد. که زمین نخورم. این است که اصلا قادر به حرکت نیستم. تقاضای مسافرت هم نکرده‌ام. همین. یک اخطاری آمده که شما ممنوع‌الخروج هستید. ولی آخر که تقاضا کرده؟ به هیچ وجه سر و ته قضیه معلوم نیست.

آقای صدر حاج سیدجوادی،‌ پیگیری کردید از این دادسرا که بپرسید پس چرا ممنوع‌الخروج‌تان کرده‌اند؟

من کسی به آن صورت واقعا ندارم که برود دنبال کاری. نه کسی کمکی به بنده می‌کند از این جوانانی هم که حتی برفرض هم که مخالفتی با دستگاه داشته باشند به هیچ وجه با ما سروکاری ندارند. نمی‌آیند اینجا و نمی‌روند. به دلیل این که آمد و رفت‌شان هم مورد بازخواست دستگاه واقع شده.

یعنی موردی بوده که بعد از این که کسی آمده به ملاقات شما مشکل برایش پیدا شده؟

بله. مطلع شدم که به علت اینکه فلان آقا که اسم نمی‌برم می‌آید اینجا و می‌رود او را هم اسمش را جزو مخالفان دستگاه گذاشته‌اند.‌ آخر آمدن پیش بنده و ملاقات با من که دیگر موافقت یا مخالفت با دستگاه ندارد. ولی این اخطاریه‌ ناگهان این دفعه آمده که شما ممنوع‌الخروج هستید. اصلا چیزی ننوشته‌ام. یعنی اخطاریه‌ای که آمده برای بنده لااقل باید بنویسم که آقا برای چه من ممنوع‌الخروج هستم. چه اتهامی متوجه کرده. موضوع اتهام چیست؟ نه خیر. چون کسی را ندارم که برود دنبال این کارها.

به گزارش بی بی سی فارسی، احمد صدر حاج سید جوادی، به ممنوع الخروج شدن خود اعتراض کرده است.

آقای حاج سید جوادی در نامه ای سرگشاده با اشاره به کهولت سن و وضیت جسمی اش نوشته است که “نه پای سفر دارم و نه دل دوری از وطن، اما دادگاه صادر کننده رای و مسئولان آن را فاقد شرایط صلاحیت قانونی و اخلاقی می دانم.”

او در این نامه به انحرافاتی که به گفته او از اصول و آرمان های انقلاب بهمن سال ۱۳۵۷ در ایران پدید آمده، اعتراض و به مقام های حکومت ایران توصیه کرده “تصمیم های عقلانی بگیرند.”

احمد صدر حاج سید جوادی، عضو شورای انقلاب ایران، وزیر دادگستری در زمان دولت موقت مهدی بازرگان، از نویسندگان پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی، نماینده مردم قزوین در اولین مجلس بعد از انقلاب و از قدیمی ترین اعضای “نهضت آزادی ایران” است.

آقای سیدجوادی بهمن سال گذشته خورشیدی، در نامه دیگری از اشتباهاتی که به گفته او در انقلاب اسلامی صورت گرفته به عنوان “یکی از افرادی که در تاسیس نظام و مدیریت انقلاب نقشی ایفا کرده‌” از مردم ایران پوزش خواسته بود.

او یادآوری کرده بود که نامه خود را در شرایطی می نویسد که در معرض “درد و رنج جانکاه ناشی از کهولت و بیماری‌های جسمانی” قرار دارد و “این نوشتار پایانی” را “گزارشی از یک عمر تلاش” برای مردم ایران تلقی می کند.

این فعال سیاسی در سال ۱۳۸۰ و در سن ۸۴ سالگی در جریان بازداشت گروهی از نیروهای ملی مذهبی، بازداشت و بعد از مدتی به قید وثیقه آزاد شد.


 


در دومین نشست سالانه شورای سفیران سبز امید، هموطنان سبزمان از نقاط مختلف دنیا با انتشار پیامی تحلیلی در راستای دو هدف عمده ی این نشست که با نگاه به شرایط کنونی کشور، گذشته ی جنبش و فردای پیش روی آن بررسی شده بود کار خود را آغاز کردند.

به گزارش سایت دبیرخانه سفیران سبز امید، در اولین روز این نشست دو پنل به همراه پرسش و پاسخ با حضور تقی رحمانی فعال سیاسی و آسیه امینی روزنامه نگار برگزار شد.

گزارش آغاز به کار دومین نشست سفیران سبز امید در گوتنبرگ سوئد را در اینجا بخوانید

 

پیام شورای سفیران سبز امید: از امید همچون بذر‌های هویت بخش در سینه‌های خود حفاظت می کنیم

به نام خداوند بخشنده و مهربان

قرار بود ما ایرانیان هر جای جهان که هستیم گروه‌های خودمان را تقویت کنیم و "خانه‌هایمان را قبله" قرار دهیم تا بتوانیم شبکه ای برای رساندن پیام مردم کشورمان به جهان و پیگیری و یاریگرشان برای ساختن کشوری آباد و آزاد و جهانی در صلح باشیم.

سبزهای مهاجرهر چند از خانه‌های خود دورند، اما همچنان فرزندان آن خانواده اند. دیدن فقر و رنج حاصل از رکود اقتصادی و بی‌احترامی به مردم و ناتوانی حاکمیت در وصول حقوق ملی در عرصه جهانی دغدغه هر روز ماست.

از نظر ما بزرگترین دشمن این کشور و مادر مشکلات ما شجره خیبثه استبداد است. استبدادی که امکان نظارت مردمی بر شرایط را سلب کرده و باعث فساد و حیف و میل اموال عمومی کشور شده است. به سبب دلهره دائمیش، هر انتقاد و تفاوت را دشمنی با خودش تلقی‌ کرده و بی‌مهابا کشورمان را از بهره مندی از منابع عظیم انسانیش محروم کرده است. نه تنها تمام منابع کشور را برای تثبت قدرت خود تسخیر کرده که دیانت مردم را نیز به خدمت مطامع خود گرفته است. استبداد با توهم استغنا، خود را مستقل از خرد جمعی می بیند و به سمت تصمیات خلق الساعه و فردی پیش می رود که حاصلی جز ناکارآمدی ندارد.

ما به عنوان بخش کوچکی از فرزندان ملت ایران که اکنون دور از خانه، نگران حال و آینده‌ی کشور و هم‌وطنان‌مان در گذر تند‌باد استبداد دینی و زمام‌داری نا‌بخردانه‌ی حاکم بر کشوریم؛ برایمان دشوار است که ببینیم استبداد همچون غده‌ای سرطانی در کالبد این مرز و بوم ریشه می‌دواند و این چنین آینده کشورمان را با همه منابع سرشار معنوی و مادیش روز به روز تیره تر و تباه تر کرده و امکان هر نوع نقد و اصلاحی را از میان می برد. و در نهایت همه‌ی منافع و منابع ملی را هزینه‌ی دگردیسی جمهوری اسلامی به استبدادی دینی و نظامی می‌کند.

برای ما دردناک است این که می بینیم چه طور ناکارآمدی استبداد هر روز سفره‌های خانواده‌هایمان را کوچک تر و شرایط زندگی را برای هم وطنانمان دشوار تر می کند.

برای ما اندوهناک است که می بینیم هر روز جمع دیگری از هم کلاسی‌هایمان از تحصیل محروم می شوند، استادانمان اجباراً بازنشسته یا اخراج می شوند و دوستان معترضمان در ازای خیر‌خواهی و شجاعت‌شان داغ و درفش می بینند.

برای ما دلهره آور است که شاهد ریشه دواندن و نهادین شدن عقب‌‌ماندگی مادی و معنوی در کشورمان باشیم.

راه تامین منافع ملی کشورمان و حفظ حقوق و فراهم کردن حداقل‌های زندگی شرافتمندانه برای هم وطنانمان را قطع شجره خبیثه استبداد و محدود کردن حاکمان به قانون می دانیم. یعنی همان راهی که از جنبش مشروطه شروع کرده ایم، با فتح تهران و سرنگونی استبداد صغیر، ملی کردن صنعت نفت، قیام ۱۵ خرداد، انقلاب سال ۵۷ فتح خرمشهر و دفاع از کشورمان در دوره جنگ تحمیلی، جنبش اصلاحات به سکانداری سید محمد خاتمی و اکنون جنبش سبز مردم کشورمان به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی ادامه می دهیم. از نظر ما منافع ملی کشورمان از طریق زندگی و حرکت در مسیر جنبش سبز ممکن است.

ما ایرانیانی که دور از وطن تحصیل یا زندگی می‌کنیم در یک سال اول بعد از جنبش حاملان خوبی برای پیام مردم کشور و یاری گرانی ارزشمند برای جنبش بودیم، اما بعد از آن نتوانستیم این رویه را ارتقاع یا حتی حفظ کنیم.

به همین سبب از دو سال پیش، ما جمعی از سبز‌های مهاجر که برای توانمند سازی خود به نیت یاری رساندن به جنبش، تشکیل شبکه‌ای را از گروه هایی حول منشور جنبش سبز آغاز کردیم و اولین نشست مان را در روزهایی شبیه امروز در پاریس برگزار کردیم. اکنون بعد از گذشت یکسال از آن روزها و آن نشست وقتی‌ به کارنامه خود مینگریم موارد زیادی برای فرا گرفتن از آن میابیم.

ما در شرایط سختی سعی می کنیم وظیفه پیام رسانی حداقل بخش هایی از مردم کشورمان را به دوش بکشیم. اکنون جهان در شرایطی است که قدرت های جهانی با وجود دخالت خارجی برای سرکوب مردم معترض بحرین ‌ در برابر آن سکوت کرده اند. حاکمیت کشور خودمان در کنار روسیه و چین از جنایت‌های بشار اسد در سوریه حمایت می کنند و همه اینها در حالیست که دولتهای جهان چشمان‌شان را به ظلمی که در حق مردم مظلوم فلسطین می شود، بسته اند و مردم غزه سالهای سال است که در پشت دیوارهای بزرگ این شهر همچون زندانیانی هستند که بدون برگزاری دادگاهی دوران اسارتشان را می گذارانند. گرچه تلاشهای فراوانی‌ برای پیوند بین جنبش‌های آزادی خواه منطقه به خرج داده ایم اما همچنان نتوانسته ایم شبکه فعالی از گروهای مختلف آزادی خواه در منتطقه برای پیوند ملت‌ها به منظور تقویت مردم برای رهایی از دست دولت‌های ظالم تشکیل دهیم. درک فضای بین الملی به ما می گوید که دولت‌ها نه نمایندگان خوبی برای گفتگو بین ملت‌های مختلف هستند و نه ساختارشان اجازه می دهد که یاری گر مردم کشورهای مختلف باشند ؛ این مردم هستند که بدون واسطه باید دست به گفتگو بزنند و ارتباط با جامعه مدنی کشورها ست که می تواند ما را از تنهایی در بیاورد وگرنه توسل به دولتهایی که کارنامه‌های روشنی در مواجه‌ها با کشورمان ندارند تجربه شکست خورده ایست که آزمودن دوباره ان خطاست. پیوند بین مردم نه تنها ما را در مقال دولتهای جبار تقویت خواهد کرد که تضمین کننده صلح پایدار بین ما در سالها آینده خواهد بود.

مناسبات اقتصادی جهانی، رکودی را رقم زده است که فشار و متضرران اصلی آن مردم هستند. بی‌کفایتی حاکمان کشورمان فشار مضاعف اقتصادی و مشکلات شدید معیشتی را برای خانواده ها، دوستان و هموطنانمان وارد کرده است. ما علی رغم تلاش هایمان نتوانسته ایم مانع اعمال تحریم‌های قدرت‌های جهانی‌ بر مردم کشورمان شویم. تحریم هایی که بیش از آنکه تاثیری بر دولت داشته باشه مستقیم‌ترین تاثیر را بر بر خانواده‌ها و مردم عادی کشورمان می گذارد. گویی همه جهان، چه دولت مستقر کشور خودمان چه سایر دولت‌ها که ظاهرا در مقابل آن هستند، همه حول اعمال فشار بر مردم مظلوم کشورمان توافق نظر دارند.

ما خودمان را نه کنشگران مستقل که تنها صدای جنبش مردم کشورمان می دانیم، وبه همین دلیل هم عنوان سفیران سبز امید را برای خود برگزیده ایم. در شرایطی که رسانه‌های مستقل اجازه فعالیت ندارند، کتابها اسیر ممیزی سلیقه‌ای و سانسور هستند و مردم کشورماست زیر سنگین‌ترین فضای امنیتی زندگی می کنند، وظیفه ما که دسترسی آزاد تر به رسانه‌ها داریم این است که صدای رها از سانسورِ آنها باشیم. در شرایطی که دوستانمان در سخترین شرایط فعالیت می کنند مایی که در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنیم وظیفه خود می‌دانیم که امکانات بیشتری را برای فعالین کشورمان فراهم کنیم تا مسیر نیل آنان به سمت آزادی هموارتر شود. برای نیل به همین اهداف تشکیل گروه‌های سبز در شهرهای مختلف را در دستور کارمان قرار دادیم، اما در این راه کامیابی مطلبی نداشته ایم. ما اکنون شرمسار از روی برادران و خواهرانی هستیم که فریاد‌های خودشان را حتی از پشت دیوارهای زندان بلند می کنند و ما اینجا از راه اندازی یک رسانه فراگیر ناتوان بوده ایم. وقتی دوستانمان در سخت‌ترین شرایط امنیتی از آزادی و زندگیشان برای زنده نگاه داشتن شعله‌های امید مردم هزینه می کنند هیچ عذری برای شکست پروژه شبکه تلویزیونی رسا پذیرفتنی نیست. بی‌تردید این شکست از ضعف و بی‌مسئولیتی ما سبزهای مهاجر بود که به صراحت به خاطر این تقصیر به سهم خودمان از مردم عذر خواهی می کنیم.

در شرایطی که گروه‌ها و احزاب سیاسی منحل شده اند و امکان برگزاری جلسات و گفتگو‌های و سمینار‌های دانشگاهی برای روش تر کردن مسیر پیشرفت کشورمان به سختی فراهم است، استفاده از حضور اساتید فراوان ایرانی در دانشگاه‌های سرتاسر جهان، همفکری با چهره‌‌ها و افراد با تجربه در کشور‌ها مختلف و بهره گرفتن از تجربه‌های فروان جنبش‌های آزادی خواه سرتاسر جهان مخصوصا کشورهای منطقه و تهیه سندهای راهبردی شاید ساده‌ترین ابزار‌هایی‌ است که می تواند کمک‌های موثری به جنبش سبز مردم کشورمان باشد. در این میان گرچه سفیران سبز امید سعی کرده اند قدم هایی در این جهت بردارند، اما کتمان واقعیت است اگر نگوییم که این فرصت‌ها در بسیاری از موارد صرف بگو مگو‌های زائد و بی‌ حاصل شده است و یا همت کافی برای به ثمر رساندن طرح هایی که نیاز به وقت و پیگری طولانی تری داشته صرف نشده است. گفتن از شرایط و مشکلات سخت زندگی در هجرت ، وقتی کمر مردم کشورمان زیر چرخ‌های مشکلات اقتصادی در حال خرد شدن و شانه‌هایشان زیر اثرات تحریمها در حال له شدن است و صورتهایشان زخمی پنجه‌های نیروهای امنیتی استبداد است، بی‌انصافی بزرگی است.

ما راه سخت و وظایف سنگینی را بر دوش داریم. به ضعف‌ها و ناکامی‌هایمان آگاهیم، اما همچنان دلمان برای کشورمان می تپد. گرچه کارنامه خود را موفق ارزیابی نمی کنیم اما اکنون تجربه فروانی برای ادامه راه در اختیار داریم. کاستیهایمان ذره‌ای از انگیزه مان برای تلاش کم نمی کند که هیچ، عزمان برای فعالیت را بیشتر می کند. ما به آینده امید داریم و از امید همچون بذر‌های هویت بخش در سینه‌های خود حفاظت می کنیم. ما مانند همیشه دل نگران خانواده‌ها دوستان و هموطنانمان هستیم. ما همچنان خود را در خدمت جنبش سبز مردم ایران برای تامین منافع ملی کشورمان می دانیم.

دومین نشست سفیران سبز امید فرصتی است برای این که بیشتر یاد بگیریم، ضعفهایمان را بررسی کنیم، هم اندیشی کنیم و راه‌های جدیدی برای گسترش شبکه سفیران سبز امید بیابیم. فرصتی هست تا همراهان بیشتری در سرتاسر جهان پیدا کنیم و مهارت‌های لازم برای تقویت کارگروهی را کسب کنیم تا بتوانیم راه‌های جدید و موثر تری برای کمک به جنبش مردم کشورمان بیابیم. ما سفیران سبز امید به عنوان گروه‌هایی که منشور جنبش سبز را مبنای عمل خود قرار داده ایم در این راه خود را محتاح یاری و همراهی همه کسانی می دانیم که دل مشغول ایرانی یکپارچه، مستقل، آزاد، پیشرفته و مردمسالار هستند. همه کسانی که تنوع و تکثر‌های موجود در جامعه مان را به رسمیت می شناسند و دنبال بازتولید استبداد نیستند، و همه کسانی که در استفاده از روشهای مسالمات آمیز توافق نظر دارند و دستشان به خون مردم بی‌گناه آغشته نیست.

در پایان تشکر می کنیم از دوستانمان در راه سبز امید گوتنبرگ (رساگ) و همه دوستان دیگری که یاری گر ما برای فراهم کردن این فرصت بوده اند.

دموکراسی ملی در گرو حل مساله اقوام هم است

تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی در پنل دوم از اولین روز دومین نشست سالانه سفیران سبز امید با بیان اینکه صورت مسئله ما ایران مدنی است، گفت: ایران مدنی ترکیبی از اقوام، اصناف و زنان و مردان است. دموکراسی ملی در گرو حل مساله اقوام هم است. ولی دموکراسی ملی و حل مسئله اقوال ایرانی نیاز به اعتماد سازی میان همه ی اقوام ایرانی میان دولت مرکزی و مناطق دیگر است.

این فعال سیاسی همچنین با تاکید بر اینکه کشور ما دارای تنوع زبانی، مذهبی، فرهنگی و قومی است تشریح کرد: می توان به طور کلی اصولی را برای تفاهم ملی پیشنهاد کرد؛ حکومت غیر متمرکز ملی،

تمامیت ارضی، طرح توسعه ی ملی، سیاست خارجی قوی، ارتش ملی، برابری حقوقی همه ی ایرانیان در برابر قانون، تدریس زبان محلی در کنار زبان فارسی، رعایت آداب و رسوم و سنن محلی، حمایت از فرهنگ های خاص در غالب فرهنگ ایرانی و همچنین قدرت قانون گذاری و ساختار مدیریتی محلی.

به گفته ی وی بی گمان اقوام ایرانی برای زیستن در غالب ایران ملی نیاز به تفاهم و گفتگویی دارند که بتواند مورد رضایت همگان با توجه به شرایط ذکر شده، باشد.

رحمانی در ادامه افزود: در عرصه قدرت سیاسی و موازنه ی قوا صرفا خواسته ها ملاک نیست بلکه هر جریان به تناسب قدرت خود باید بتواند سهم خود را دریافت کند. اما باید توجه داشت در پارادایم دولت ملت مدرن باید به فکر برپایی نوعی از دموکراسی ملی بود که بتواند متناسب با ایرانی که کثیر الاقوام است رعایت حقوق برابر همه ی شهروندان را تدارک ببیند و در عین حال هویت و اداب و رسوم و مدیریت محلی آنان را در نظر داشته باشد.

این مبارز سیاسی در بخشی دیگر از سخنان خود خاطر نشان ساخت: آموختن تجربیات دیگران به معنی تکرار موفق آنها در ایران نیست. اگر ما به حکومت غیرمتمرکز اعتقاد وجود دارد و دموکراسی نیز طلب می شود باید بتوان مدلی را تدارک دید که تقسیم منابع ثروت و قدرت در سراسر ایران و برای همه ی اقوام ایرانی منجر به تضعیف قدرت منطقه ای ایران نشود.

به گفته ی تقی رحمانی، در این مورد دولت مرکزی که طرفدار دموکراسی باشد در اعتماد سازی میان اقوام ایرانی مسئولیت اصلی را به عهده دارد، اما تعامل میان جریان های قومی با دولت مرکزی و روشنفکران باید دو سویه باشد تا به دستاورد عملی و پایدار برسد.

وی در پایان با تاکید بر اینکه باید توجه داشت مردم زمانی راضی میشوند که بتوانند دستاوردهای مبازاتی خود را تجربه کنند، گفت: جریان های گوناکون سیاسی که طرفدار دموکراسی هستند باید بتوانند تیزهوشانه عمل کنند.

جنبش سبز بر حقگویی و حقوق شهروندان شکل گرفته و رشد کرده است

"ریشه های مشترک جنبش زنان و جنبش سبز" به عنوان نخستین پنل پس از مراسم آغاز به کار رسمی دومین نشست سفیران سبز امید برگزار شد.

آسیه امینی، فعال زنان و روزنامه نگار، در نخستین پنل روز اول با اشاره به آنکه بعد از دوم خرداد دولت اصلاح طلب از گروه های سیاسی اجتماعی حمایت کرد، گفت: "یکی از گروه هایی که فرصت کرد از محافل زیر زمینی بیرون بیاید و فعال شود، جنبش زنان بود. جنبش زنان تحرکات آرامی داشت که در جنبش اصلاحات فرصت رشد برای آن فراهم شد.”

این روزنامه نگار با بیان اینکه مهمتر از تغییر قانون، تغییر در گفتمان و فکر عمومی بود تصریح کرد: "پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و از روزی که محسنی اژه ای گفت دشمن ما جامعه مدنی است، جنبش زنان احساس نیاز کرد که به جنبش های دیگر نزدیک شود".

وی در آسیب شناسی جنبش های زنان و سبز گفت:" جنبش زنان، مبارزه بدون خشونت را انتخاب کرده اند اما برای آن برنامه ندارند، همانطور که جنبش سبز هم برای این شیوه مبارزه برنامه ندارد".

آسیه امینی همچنین در ادامه تاکید کرد که همگرایی اگر به برنامه عملی منجر نشود نتیجه نمی دهد و در جنبش سبز هم همین مشکل وجود دارد.

وی با اشاره به اینکه جنبش سبز بر حقگویی و حقوق شهروندان شکل گرفته و رشد کرده و سعی داشته است که فاصله اش را با قدرت حفظ کند، گفت: "جنبش زنان سعی کرده، با حفظ فاصله با قدرت، آلوده قدرت سیاسی نشود. اما من فکر می کنم جنبش زنان این نیاز را دارد که با قدرت سیاسی گفتگو کند. در جنبش زنان و جنبش سبز مشکل آموزش و نهاد سازی داریم و برای قدرتمند شدن نیاز داریم نهاد داشته باشیم".


 


محمدعلی ولایت، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین به مرخصی آمد.

به گزارش خبرنگار کلمه، محمدعلی ولایت، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که شهریور ماه سال گذشته به دو سال حبس محکوم شده است، به مرخصی آمد.

محمدعلی ولایتی معاونت امور استانهای ستاد مردمی مهندس میر حسین موسوی را در انتخابات ۱۳۸۸ بر عهده داشت. او در تاریخ ۸/۱۱/۸۹ یعنی پیش از ۲۲ بهمن دستگیر و دربند ۲۴۰ به مدت ۱۸ روز زندانی و در تاریخ ۳/۱۲ /۸۹ با قید کفالت آزاد شده بود.

قابل ذکر است ولایتی به مدت سی سال در پست هایی از جمله بخشداری فیروزکوه، معاونت اداری و مالی دانشکده وزارت اطلاعات، و دبیر پشتیبانی دانشگاه شاهد، معاونت بازرسی وزارت کشور در ۸ سال دولت اصلاحات فعالیت داشت در حال حاضر دبیر اجرایی خانه احزاب و بازرسی آن می باشد.


 


بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار دربند که چند روز پس از انتقالش از زندان اوین به زندان رجایی شهر به سلول انفرادی فرستاده شده بود، به بند عمومی بازگشت.

ژیلا بنی یعقوب، همسر احمدی امویی در این باره در صفحه فیس بوک خود نوشته است: “امروز بعد از پنجاه روز بهمن را ملاقات کردم، همین امروز صبح از انفرادی خارج و به بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر منتقل شده بود، از نظر جسمی ضعیف شده بود اما روحیه اش همچنان خوب بود. خوشحالم که بهمن از انفرادی خارج شده، اما یادم نرفته که بهمن نسبت به وضع قبلی تازه برگشته به نقطه زیر صفر. یعنی بهمن همچنان به صورت غیرقانونی در زندانی رجایی شهر نگه داری می شود، چرا که در حکمش اصلا تبعید وجود ندارد. حق بهمن و بهمن ها آزادی از زندان است و نه صرفا خروج از انفرادی … آنها نه حق شان اوین است و نه حق شان رجایی شهر …. حق شان آزادی است.”

به گزارش کلمه، سه هفته ی قبل، بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار دربند که به دادسرای اوین احضار شده بود، پس از بازگشت به زندان رجایی شهر به جای انتقال به بند عمومی به سلول انفرادی این زندان منتقل شده بود.

این روزنامه نگار زندانی شب گذشته مطلع شده بود که صبح امروز بر اساس دستور مراجع قضایی به دادسرای اوین احضار شده است و پس از بازگشت به زندان رجایی شهر به تشخیص قاضی و به دستور قضایی تا اطلاع ثانوی به سلول انفرادی منتقل شده است.

بهمن احمدی امویی از ۲۲ خرداد و پس از درگیری در برنامه ی گرامیداشت یاد شهید هدی صابر در زندان اوین به سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج که محل نگهداری زندانیان است تبعید شد.

کلمه پیش از آن گزارش داده بود که عصر روز دوشنبه ٢٢خرداد، زندانیان بند ٣۵٠ در حین برگزاری مراسم سالگرد شهادت هدی صابر بودند با دخالت گارد ویژه برای ادامه مراسم با مشکل مواجه شده بودند.

این مراسم که از سوی زندانیانی که در اعتراض به کشته شدن همبندی شان روزه سیاسی گرفته بودند تدارک دیده شده بود در حین برگزاری با قطع برق توسط ماموران امنیتی ناتمام ماند و سپس گارد ویژه وارد بند شد.

در نتیجه این درگیری بهمن احمدی امویی، سعید جلالی فر، فرشاد قربان پور، آرش سقر، سعید متین پور و جواد علیخانی بوسیله گارد ویژه به سلول انفرادی منتقل شدند.

بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار حوزه اقتصاد در تاریخ ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۶ به خاطر حضور در تجمعی در میدان هفت تیر تهران برای دفاع از حقوق زنان بازداشت و مدت یک هفته را در زندان اوین سپری کرد. بهمن چند ماه پس از آن و در تاریخ پنجم مهر ماه ۱۳۸۶ بدین خاطر به ۶ ماه زندان تعلیقی به مدت دو سال محکوم شد. بعد از اتفاقات انتخابات ۸۸ او نیز چون بسیاری دیگر از روزنامه نگاران کشورمان بازداشت و در دادگاه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.


 


کلمه – زهره نقیبی: صف های طولانی این روزها جلوی مراکز توزیع مرغ با نرخ دولتی، آخرین نشانه های تحقق شعار آمدن نفت بر سر سفره هاست که وعده احمدی نژاد در زمان تصدی ریاست دولت بود و حالا پیامدش برای مردم، تحقیر و بی حرمتی، نقض کرامت انسانی و ساعت ها ایستادن در صف برای خرید دو یا سه عدد مرغ است، که آیا به آنها برسد یا نرسد.

به گزارش کلمه، امروز در تهران در حالی که بسیاری از فروشندگان محلی از فروش مرغ خودداری می کردند تا مورد حمله ماموران تعزیرات قرار نگیرند و مرغ خریده شده با قیمت بالا نیز روی دستشان نماند؛ مردم به فروشگاه های محدود عرضه توزیع مرغ هجوم آورده بودند تا از جیره مرغ قابل خرید به قیمت دولتی، دو سه عددی بخرند و به خانه ببرند. عکسهای امروز یکی از این مراکز توزیع مرغ دولتی را در زیر همین خبر می بینید.

در بسیاری از شهرستان ها نیز همین وضعیت یا حتی به نحو بدتری برقرار است؛ مردم مجبورند ساعت ها در صف بایستند تا دو یا سه عدد مرغ به آنها برسد. میزان عرضه هم محدود است و بسیاری از مردم به فردا و پس فردا حواله می شوند؛ تا دست خالی به خانه بیایند و اخبار صداوسیما را بشنوند که از بحران های اقتصادی اروپا و آمریکا می گوید و از فقر و فلاکت مردم در کشورهای غربی گزارش می دهد.

در همین باره بخوانید:
التهاب در صنعت تولید مرغ گوشتی/ اعتصاب در کرمانشاه و صومعه سرا

عجیب نیست که دولت سراغ تنظیم هر کالایی که می رود سرانجام آن به قحطی و جیره بندی ختم می شود. اگر تا چندی پیش همه در تکاپو برای تغییر قیمت دلار و سکه در بازار بودند حالا مرغ جای آن را گرفته است.

به گزارش خبرنگار کلمه، برخی مغازه‌داران که همیشه قیمت مرغ را روی شیشه مغازه می‌نوشتند، اکنون دیگر این کار را نمی کنند و به مشتریان اعلام می‌کنند که مرغ گران و کمیاب شده است. این در حالی است که مسوولان ادعا می کنند هم اکنون عرضه مرغ به اندازه کافی در کشور در حال انجام است و هیچ کس حق ندارد آن را با قیمت بیش از ۴۷۰۰ تومان عرضه کند اما نه تنها مرغ به این قیمت کاهش نیافته بلکه قیمت آن در برخی از نقاط تهران به ۸۵۰۰ تومان هم خیز برداشته و در برخی نقاط هم نایاب و حتی جیره بندی شده است.

این نابسامانی همزمان با انتشار خبر فروش نهاده های دولتی در بازار آزاد به اوج خود رسید؛ تا جایی که مرغداران با تأکید بر اینکه چنین خبری کذب محض است، خواستار رسیدگی به آن شدند. مدیرعامل اتحادیه سراسری مرغداری گوشتی با گلایه از افزایش قیمت نهاده ها گفته است «دلیل اصلی افزایش قیمت گوشت مرغ، نبودن کنجاله سویا به عنوان یکی از خوراک اصلی مرغ است.» اما محمدیان مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام با تاکید بر اینکه تولیدکنندگان نباید دغدغه تامین نهاده داشته باشند، گفته است: «طی هفته جاری دو کشتی حاوی سویا با ظرفیت ۱۵۰ هزار تن تخلیه و بر اساس نیاز استانها توزیع خواهد شد.»

طبق قرار مسئولان دولتی و بخش خصوصی مقرر شده بود تا ۱۰۰ هزار تن کنجاله سویا در دو مرحله به اتحادیه سراسری مرغداران تحویل شود و این اتحادیه در قبال آن، مرغ را بر اساس نرخ اسفند ماه سال گذشته به بازار عرضه کند.

همچنین بر اساس توافقی که در این مورد صورت گرفته بود، قرار شد که اتحادیه مرغداران در قبال تامین کنجاله سویا، تا ۵۰ درصد تولید کشور (معادل ۹۵۰ هزار تا یک میلیون تن مرغ) را برای عرضه در بازار مصرف با نرخ تعیین شده، ارائه کند. رئیس اتحادیه مرغداران گوشتی چندی پیش با اشاره به خلف وعده دولت هشدار داد «در صورتی که قیمت مرغ تا پس از ماه رمضان تعدیل نشده و افزایش پیدا نکند، تعداد زیادی از واحدهای مرغداری تعطیل خواهند شد.» او با انتقاد از عدم همکاری دولت در خصوص قیمت خوراک مرغ گفته بود: «در حال حاضر قیمت خوراک مرغ از جمله ذرت به طور مداوم در حال افزایش است و اقدامی به منظور تامین خوراک با قیمت مناسب از سوی دولت صورت نمی‌گیرد.»

حالا دولت در حالی مدعی است که درصدد تک نرخی کردن قیمت مرغ گام برداشته که خود باعث چند نرخی شدن این کالا شده است: نرخ های متفاوت ۸۵۰۰ تومان، ۷۰۰۰ تومان و ۴۷۰۰ تومان که البته برای تهیه مرغ ۴۷۰۰ تومانی شهروندان باید صف های طولانی را پشت سر بگذارند البته اگر موفق به پیدا کردن این مراکز عرضه بشوند؛ چه آنکه توزیع محدود و نامنظم مرغ با نرخ مصوب چهار هزار و ۷۰۰تومان و نیز اعلام نشدن فهرست اسامی مراکز منتخب عرضه مرغ به نرخ مصوب دولتی موجب سرگردانی مردم و تشکیل صف‌های طولانی شده است.

اگر چه در روز نخست اجرای این طرح، ۳۲ مرکز مرغ دولتی عرضه می‌کردند، اما دو روز بعد این تعداد به ۲۴ مرکز و سپس به ۱۱ مرکز رسید. از سویی هر کدام از این مراکز فقط ۵۰۰ کیلوگرم مرغ با قیمت دولتی عرضه می‌کنند. در واقع برای همه شهر تهران امروز فقط ۵۵۰۰ کیلیوگرم مرغ تخصیص یافته است. با این حساب شهروندان با تحمل صف های طولانی تنها مجاز به دریافت سه عدد مرغ هستند.

روزنامه همشهری به نقل از برخی از شهروندان از نابسامانی عرضه مرغ نوشت که برخی بعد از سه روز مراجعه برای ثبت نام و قرار گرفتن در صف‌های عرضه مرغ دولتی هنوز موفق به دریافت این فراورده نشده‌اند.

یک خانم خانه‌دار با اشاره به عرضه مرغ دولتی در بازار روز داغستان کرج اعلام کرد: «از پنج صبح در صف تحویل مرغ هستم و با وجود ثبت نام و سه روز مراجعه و ارائه کارت شناسایی معتبر هنوز موفق به دریافت مرغ با نرخ مصوب چهار هزار و ۷۰۰تومانی نشده‌ام و مسئولان این بازار روز هر بار وعده عرضه مرغ در روز بعد را مطرح می‌کنند.»

با این همه در حالی که قیمت مرغ به بی سابقه ترین ارقام طی سال های اخیر رسیده است، حسین رادمرد، سرپرست معاونت توسعه بازرگانی داخلی وزارت صنعت، معدن و تجارت از ایجاد ثبات و آرامش در بازار خبر داده و گفته است که «هم اکنون در بازار هیچ کمبودی از نظر کالاهای اساسی وجود ندارد» و مدیر کل دفتر تامین و توزیع کالا هم از به نتیجه رسیدن برنامه تامین و توزیع مرغ در معاونت توسعه بازرگانی وزارت صنعت، معدن و تجارت خبر داده و عنوان می کند که قیمت مرغ حداکثر ۴۷۰۰ تومان در نظر گرفته شده است.

صداو سیما هم با طنز و فکاهی موضوع قیمت مرغ را پی می گیرد و به جای ریشه یابی و حل مشکل به شهروندان توصیه می کند حالا که مرغ این قدر با ارزش شده به جای سگ و … مرغ با خود بیرون ببرند!

رسانه انحصاری حکومتی اما هیچ اشاره ای به رفتار تحقیرآمیز دولت با مردم نمی کند که ساعت ها مردم را در گرمای تابستان در صف های طولانی نگه می دارد تا هر یک حداکثر بتوانند سه عدد مرغ به قیمتی بالاتر از ماههای قبل اما پایین تر از قیمت آزاد، به خانه ببرند.

جدول مقایسه ای قیمت مرغ در ایران با معادل ریالی قیمت مرغ در برخی کشورهای دیگر، که به تازگی در رسانه ها منتشر شده، به خوبی نشان می دهد که دولت مدعی مدیریت جهانی، تراز زندگی ایرانیان را نسبت به دیگر کشورهای بزرگ و کوچک جهان، به چه وضعیتی رسانده است:

شهر

نرخ (تومان)

تهران

۷٫۳۰۰

کراچی

۱٫۹۷۸

نیویورک

۱٫۸۶۰

سمرقند

۱٫۲۵۰

ابوظبی

۱٫۱۰۰

مسقط

۳٫۱۹۳

کپنهاک

۱٫۰۴۰

ریودوژانیرو

۳٫۲۵۰

آنکارا

۲٫۰۳۱

مسکو

۳٫۴۸۳

قاهره

۳٫۴۸۰


 


صبح امروز مراسم آغاز به کار دومین نشست سالانه سفیران سبز امید در دانشگاه صنعتی چالمرز گوتنبرگ سوئد برگزار شد.

به گزارش کمیته اطلاع رسانی دومین نشست، در بخشی از پیام شورای سفیران سبز امید، خطاب به این مجموعه به عنوان گروه‌هایی که منشور جنبش سبز را مبنای عمل خود قرار داده اند آورده شده: "در این راه خود را محتاج یاری و همراهی همه کسانی می دانیم که دلمشغول ایرانی یکپارچه، مستقل، آزاد، پیشرفته و مردمسالار هستند. همه کسانی که تنوع و تکثر‌های موجود در جامعه مان را به رسمیت می شناسند و دنبال بازتولید استبداد نیستند، و همه کسانی که در استفاده از روش های مسالمات آمیز توافق نظر دارند و دستشان به خون مردم بی‌گناه آغشته نیست."

این پیام که با نگاهی انتقادی به تلاش های دو سال گذشته پرداخته است، تاکید دارد: "ما ایرانیانی که دور از وطن تحصیل یا زندگی می‌کنیم در یک سال اول بعد از جنبش حاملان خوبی برای پیام مردم کشور و یاری گرانی ارزشمند برای جنبش بودیم، اما بعد از آن نتوانستیم این رویه را ارتقاء داده یا حتی حفظ کنیم. به همین سبب از دو سال پیش جمعی از سبز‌های مهاجر به برای توانمند سازی خود به نیت یاری رساندن به جنبش تشکیل شبکه‌ای از گروهایی حول منشور جنبش سبز- که به امضای آقایان موسوی و کروبی رسیده است- را آغاز کردیم و اولین نشست مان را در روزها یی شبیه امروز در پاریس برگزار کردیم. اکنون بعد از گذشت یکسال از آن روزها و آن نشست وقتی‌ به کارنامه خود مینگریم موارد زیادی برای فرا گرفتن از آن میابیم."

در بخش دیگری از این پیام تاکید شده است: "ما در شرایط سختی سعی می کنیم وظیفه پیام رسانی حداقل بخش هایی از مردم کشورمان را به دوش بکشیم. اکنون جهان در شرایطی است که قدرت های جهانی با وجود دخالت خارجی برای سرکوب مردم معترض بحرین ‌در برابر آن سکوت کرده اند. حاکمیت کشور خودمان در کنار روسیه و چین از جنایت‌های بشار اسد در سوریه حمایت می کنند و همه اینها در حالیست که دولتهای جهان چشمان‌شان را به ظلمی که در حق مردم مظلوم فلسطین می شود، بسته اند و مردم غزه سالهای سال است که در پشت دیوارهای بزرگ این شهر همچون زندانیانی هستند که بدون برگزاری دادگاهی دوران اسارتشان را می گذارانند."

متن کامل پیام شورای سفیران سبز امید را در اینجا بخوانید

در بخشی دیگر از مراسم افتاحیه، لنا یلم والن (Lena Hjelm-Wallén) رییس بنیاد بین المللی پالمه که برای تحقق صلح و حقوق بشر در دنیا فعال است، با اظهار امیدواری از پربار برگزار شدن این نشست تاکید کرد: مبارزات صلح امیز مردم ایران تحسین برانگیز است و احترام به قانون مداری و زندگی شرافتمندانه یکی از ارزش های بین الملی است که باید برای مردم ایران هم فراهم شود.

وی با تاکید بر اینکه ایران کشوری بزرگ با فرهنگ و تاریخ روشن است، خطاب به سفیران سبز امید خاطرنشان کرد: شما در جایگاه خوبی قرار دارید که جامعه بین الملل بتواند صدای شما را بشنود، و مبارزه برای تغییر متعلق به شما است. وزیر سابق امور خارجه سوئد در بخشی دیگر از سخنان خود تصریح کرد: سعی کنید نیروهای مختلف را در این جریان درگیر کنید، بویژه جوانان و زنان که جایشان خالی بود. به گفته وی، علیرغم نظرات مختلف و متفاوتی که وجود دارد باید از ایجاد هرگونه اختلاف میان فعالان پرهیز کرد. رییس بنیاد بین المللی پالمه در پایان تاکید کرد: یادتان باشد هر چه اتحاد داشته باشید موفق تر خواهید بود.

رضا طالبی، فعال سیاسی و عضو اتحادیه اموزشی کارگران سوئد، آ ب اف، دیگر سخنران این مراسم بود که در بخشی از صحبت های خود به پنج ویژگی جنبش سبز از نگاه خود، اشاره کرده و تصریح کرد: اول جنبش سبز مردم ایران مترقی و عدالت خواهانه است. دوم نماینده خواست های مردم ایران است، سوم مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه است چهارم دارای ساختار شبکه ای و غیر متمرکز است و پنجم جنبش سبز مردم ایران مورد حمایت جامعه جهانی است. به گفته ی وی، اتحادیه آموزشی کارگران آ ب اف که امسال صد ساله شد برای کاهش سطح اختلاف دانش انسان ها و همچنین رشد و توسعه دموکراسی و همبستگی بین المللی تلاش می کند.

در ابتدای این مراسم، علی حسین قاضی زاده، دبیر دومین نشست سالانه سفیران سبز امید، با خیرمقدم به میهمانان و سفیران سبز از دست اندرکاران و دوستانی که در برگزاری این نشست تلاش شبانه روزی داشتند تشکر و قدردانی کرد.

همچنین شب گذشته پیش از آغاز به کار رسمی نشست، صدیقه وسمقی، شاعر و فعال زنان در گفتگویی صمیمانه با حاضران در نشست، با تاکید بر اینکه ما باید نقد گذشته خودمان را داشته باشیم، تصریح کرد: اگر اشتباهات خود را در گذشته پیدا نکنیم به آینده درستی دست پیدا نخواهیم کرد.

این فعال سیاسی که تحت عنوان نقد و ارزیابی فکری و اعتقادی جنبش سبز سخن گفت در ادامه افزود: خواسته و مطالبه ی اصلی ما شکل گیری حکومتی بود که اسلام بر آن حاکم باشد، و از آنجا که معتقد بودیم اسلام عین عدالت است برای بسیاری از مفاهیم تعریف مشخصی نداشتیم.

وسمقی همچنین در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به انتخابات سال ۷۶ و آغاز جنبش اصلاح طلبی و چالش های عقلی بوجود آمده در نسل جوان خاطرنشان ساخت: ما، یعنی نسلی که انقلاب کردیم سئوال نکردیم اما نسل بعد سئوال می کرد.

وی با بیان اینکه ما باید در سطح عموم مردم تلاش کنیم گفت: ما باید زیر ساخت های فکری را اصلاح کنیم و در گفتگوهای دو جانبه به این برسیم که در جنبش سبز چقدر توانسته ایم برخی از تابوها را بشکنیم.


 


خبرگزاری کار ایران، وابسته به خانه کارگر، در یادداشتی به بخشی از اظهارات کارگردان حامی دولت واکنش نشان داد و نوشت:

فرج‌الله سلحشور که در ایام فراغت از ساخت سریال‌های میلیاردی – و یا توأمان – به گفتن سخنان جنجال‌ برانگیز و بعضا توهین آمیز اشتغال دارد، در تازه‌ترین اظهار نظر به زعم خود برای تحقیر یکی از مجریان سابق تلویزیون او را به کارگر بودن «متهم» کرده است.

در خبری که خبرگزاری فارس منتشر کرده است، او در دیدار با زهره سادات لاجوردی مدیر آموزش مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفته است: «…مثلا سردار رادان در بحث حجاب و عفاف کار می‌کند اما کسی مثل فرزاد حسنی او را تخریب می‌کند. این امر هم به دلیل این است که به هنرمند مشتبه شده که او ملاک جامعه است و کسی هم نیست که به او بگوید تو به اندازه یک کارگر هستی.»

هرچند نمی‌توان انکار کرد که استفاده از «کارگر» یا «عمله» به مثابه فحش توسط سطحی‌ترین افراد اجتماع متداول است، اما خارج شدن این ادبیات از حیطه کوچه و بازار و رسیدن پای آن به رسانه‌های عمومی موضوعی نیست که بتوان با آرزوی واهی ارتقاء آگاهی لمپن‌ها از جایگاه نیروی مولد جامعه به سادگی از آن عبور کرد.

توهین سلحشور به کارگران آنچنان زشت و نفرت‌انگیز هست که برای محکوم کردنش – همچون او – نیاز به پنهان شدن پشت اعتقادات مذهبی نباشد اما نکته قابل تامل در این توهین آنجاست که سلحشور سال‌هاست که با استفاده از بودجه عمومی کشور که حاصل کار همین کارگران است فیلم‌ها و سریال‌هایی با مفاهیم مذهبی می‌سازد. حال آنکه می‌دانیم دست کارگر در مکتب اسلام لایق بوسه پیامبر دانسته می‌شود و در احادیث و روایات اسلامی بر شأن کارگر تاکید شده است. رسوا شدن این تناقض در اظهارات اخیر سلحشور می‌تواند معیاری برای سنجش میزان اعتقاد او به آنچه سال‌ها در پس‌شان سنگر گرفته بود، باشد.


 


کلمه – گروه بین الملل: کار برای بشار روز به روز دشوارتر می‌شود. سفیر او در بغداد، به او پشت کرد و حتی ادعای ابتدایی رسانه‌های دولتی سوریه مبنی ربایش او هم نتوانست باعث انصراف وی شود. در نیویورک هم پیش‌نویس قعطنامه‌ای در شورای امنیت به بحث گذاشته شده که حاوی یک ضرب‌الاجل ۱۰ روزه به حکومت سوریه برای پایان دادن به خشونت‌هاست.

به گزارش کلمه، در دو روز اخیر، اولین ریزش دیپلماتیک در رژیم بشار اسد با اولین مذاکره اپوزیسیون با مهمترین متحد حکومت یعنی روسیه همزمان شد؛ مذاکره‌ای که اگرچه ناموفق به نظر می‌رسید، اما آغازی برای گسترش جبهه رایزنی‌های دیپلماتیک مخالفان اسد بود. این موضوع، همزمان با جدایی سفیر سوریه در بغداد از حکومت بشار اسد و پیوستن وی به صف مخالفان، که می‌توان آن را آخرین تزلزلی تازه در ارکان دیکتاتوری حزب بعث در سوریه دانست.

اگرچه اعلام جدایی نواف الفارس، سفیر سوریه در عراق، از حکومت در اولین واکنش با تکذیب حکومت و ادعای ربایش وی توسط مخالفان همراه شد؛ اما یک روز بیشتر طول نکشید که تصاویر او در فیس‌بوک منتشر و از شبکه الجزیره پخش شد و او ضمن اعلام استعفا از سفارت و عضویت در حزب بعث، از دیگر سوری‌های وابسته به حکومت نیز خواست از حمایت از «رژیمی که به ابزار سرکوب مردم تبدیل شده» دست بردارند و دولت سرکوبگر سوریه را تنها بگذارند.

خبرگزاری دروغ پرداز فارس هم شب گذشته به نقل از منابع سوری گزارش داد که سفیر سوریه در بغداد ربوده شده و «دمشق از دیروز به دنبال تماس با سفیر خود در سوریه است اما نمی تواند با وی تماسی برقرار کند، چرا که تلفن وی خاموش است.»

اما امروز که مشخص شد این ادعا دروغ است و نواف الفارس به عنوان اعتراض به سرکوبگری بشار اسد استعفا داده، این رسانه وابسته به سپاه در خبری دیگر نوشت که «پس از دریافت مبالغ هنگفت» و «تحت فشار و با ترغیب پول» به «تهدیدها و مشوق‌ها تن داده» و از نظام جدا شده است.

در همین حال روزنامه لبنانی المستقبل گزارش داده که محمد سرمینی عضو شورای مخالفان سوریه اعلام کرده که این شورا با دیگر سفرای سوریه نیز تماس برقرار می‌کند تا آنان را به جدایی از نظام سوریه ترغیب کند.

طرح پیشنهاد تحریم سوریه در شورای امنیت سازمان ملل

در همین حال، کشورهای غربی در حال توزیع متن پیش نویس یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل هستند که در آن به بشار اسد، رییس جمهور سوریه ۱۰ روز مهلت داده شده است تا به خشونت علیه شهروندان سوری پایان دهد.

به گزارش بی‌بی‌سی، در این قطعنامه به آقای اسد هشدار داده شده که اگر در این ۱۰ روز به خشونت علیه شهروندان سوری خاتمه ندهد، مورد تحریم قرار خواهد گرفت. این مواد بخشی از قطعنامه ای محسوب می شود که ماموریت ناظران صلح سازمان ملل متحد را که هفته آینده به پایان می رسد، در سوریه تمدید می کند. این قطعنامه امکان تحریم های غیر نظامی را نیز فراهم می کند.

روسیه که همواره با اعمال تحریم علیه سوریه مخالف بوده، پیش نویس قطعنامه جداگانه ای را در میان اعضای شورای امنیت سازمان ملل توزیع کرده است. در قطعنامه پیشنهادی روسیه، این کشور خواستار تمدید ۹۰ روزه دوره ماموریت ناظران صلح سازمان ملل شده و بر تلاش برای یافتن راه حل سیاسی برای بحران موجود در سوریه تاکید شده است. ناظران می گویند این اقدام روسیه سرآغاز یک درگیری دیپلماتیک در شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

کوفی عنان، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب برای حل بحران سوریه که در روزهای اخیر به ایران و عراق سفر کرده است، از دولت های این کشورها خواسته در حل بحران سوریه شریک باشند. از سه ماه گذشته تا کنون نزدیک به ۳۰۰ ناظر صلح به سوریه سفر کرده اند.

روز گذشته، چهارشنبه، یازدهم ژوئیه، نمایندگان اصلی‌ترین گروه مخالف دولت سوریه اعلام کردند که مذاکراتشان با مقامات روسیه برای آن که آنها را متقاعد کنند که بشار اسد باید از قدرت کنار برود، با شکست روبه‌رو شده است. مخالفان دولت سوریه تاکید دارند که باید به عنوان بخشی از توافق‌ها برای انتقال قدرت در سوریه، بشار اسد از قدرت کناره‌گیری کند اما روسیه با چنین درخواستی مخالف است.

پیوستن سفیر سوریه در عراق به انقلاب مردم

سفیر سوریه در عراق با هولناک خواندن کشتارها توسط “جنایتکاران رژیم” سوریه می گوید که او به “انقلاب مردم” این کشور پیوسته است. نواف فارِس اولین دیپلمات ارشد سوریه است که حکومت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه را ترک می کند.

هفته گذشته یک ژنرال سوری از یک خانواده قدرتمند نزدیک به آقای اسد نیز با ترک کشور به حکومت او پشت کرده بود. این حرکت پس از آن روی می دهد که کشورهای غربی سازمان ملل را ترغیب کرده اند تحریم های شدید تازه ای علیه سوریه وضع کند.

شورای امنیت سازمان ملل درحال شروع گفتگوها در مورد آینده ماموریت نظارت در این کشور است. شورای امنیت باید پیش از پایان مهلت این ماموریت در روز جمعه آینده دستور کار آن را تمدید کند.

آقای فارس در بیانیه ای که از شبکه الجزیره پخش شد رویگردانی از حکومت آقای اسد را تایید کرد. او در این بیانیه ویدئویی گفت: “من استعفای خود از پستم به عنوان سفیر جمهوری عرب سوریه در جمهوری برادر عراق را اعلام می کنم.”

او گفت که حزب حاکم بعث در سوریه را ترک کرده است. آقای فارس وضعیت در سوریه را یک “کشتار هولناک به دست جنایتکاران یک رژیم بی رحم” توصیف کرد. او گفت که بر این اعتقاد است که دیگر امیدی به اصلاحات واقعی وجود ندارد.

او گفت: “من از همه اعضای حزب (بعث) می خواهم چنین کنند زیرا این رژیم آن را به ابزاری برای سرکوب مردم و آرزوهای آنها برای آزادی و کسب حیثیت، بدل کرده است. من اعلام می کنم که از این لحظه به بعد جانب انقلاب مردم سوریه را می گیرم. این جایگاهی طبیعی برای من در شرایط دشواری که سوریه از آن می گذرد است.”

ریزش های پیاپی در رده های بالای حکومت سوریه

سفیر جدا شده سوریه در فیلم ضبط شده از همه سوری ها خواست تا به “انقلاب و یکپارچگی” بپیوندند و به حکومت دمشق اجازه ندهند در میان آنها اختلاف ایجاد کند. سفیر مستعفی سوریه همچنین از ارتش کشورش هم خواست تا از کشتار غیرنظامیان دست بردارد و اسلحه خود را به سمت قاتلان مردم بگیرد.

او در این فیلم ضبط شده، تصاویری از پرچم استقلال سوریه را در پشت سر خود داشت. این پرچم پس از استقلال سوریه تعیین شد اما این پرچم با کودتای ۴۰ سال پیش حافظ اسد رئیس جمهور سابق این کشور، تغییر کرد. هم اکنون مخالفان و معترضین در سوریه، از پرچم استقلال این کشور استفاده می کنند.

الفارس فارغ التحصیل دانشکده پلیس، در سال ۲۰۰۸ به عنوان سفیر سوریه در بغداد منصوب شد و قبل از آن پست های سیاسی، حزبی و امنیتی را در کشورش برعهده داشت. او همچنین سال ها به عنوان استاندار قنیطره، لاذقیه و ادلب نیز فعالیت کرد. آقای فارس در سال ۲۰۰۸ به عنوان سفیر سوریه در عراق منصوب شده بود. او اولین فرستاده سوریه در عراق طی تقریبا سه دهه بود.

این نخستین اقدام یک سفیر سوریه برای جداشدن از حکومت دمشق در اعتراض به حوادث اخیر این کشور است.

چند روز پیش از این هم سرتیپ مناف طلاس از فرماندهان ارشد گارد ریاست جمهوری سوریه با جدا شدن از حکومت این کشور، به ترکیه فرار کرد و از آنجا هم راهی فرانسه شد. مناف طلاس از نزدیکترین مقامات سوریه به بشار اسد رئیس جمهور این کشور بود. پدر مناف طلاس در دوره حکومت حافظ اسد، به عنوان وزیر دفاع فعالیت می کرد.

قبل از این هم یک خلبان ارشد ارتش سوریه با استفاده از یک فروند جنگنده این کشور در اردن فرود آمد و درخواست پناهندگی داد.

به گزارش خبرنگار بی بی سی در لبنان، نکته مهم درباره ریزش دیپلماتیک اخیر این است که آقای فارس رئیس یک قبیله سنی به نام عقیدات است که در مرز شرقی سوریه در همسایگی عراق مستقر است. این ناحیه در اطراف شهر دیرالزور یکی از پایگاه های حمایت از شورشیان قرار دارد و در هفته های اخیر هدف گلوله باران شدید نیروهای دولتی قرار گرفته است.


 


یک روزنامه آلمانی با اشاره به اینکه فقط در سال ۲۰۱۰ فرزندان حدود ۴۰۰ کارمند عالی‌رتبه‌ی ایران در دانشگاه‌های انگلستان در حال تحصیل بوده‌اند، خواستار اعمال تحریم بر این افراد وابسته به دولت ایران شد.

روزنامه «دی ولت» علاوه بر اعلام آمار ۴۰۰ نفری فرزندان مقام های ایرانی در انگلستان در حال تحصیل هستند، شمار این افراد در حال تحصیل را در کل اروپا حدود چهار برابر این رقم ذکر کرده و البته از تعداد خانواده های مقام ها که مشغول زندگی و نه تحصیل در اروپا هستند، و همچنین از تعداد فرزندان مقامات دولتی ایران که در آمریکا در حال تحصیل و زندگی هستند، آماری ارائه نکرده است.

به گزارش انتخاب؛ این روزنامه آلمانی با بیان اینکه «تحریم‌ها تاکنون نتوانسته نخبگان دولتی ایران را هدف قرار دهد»، به آمار «تحصیل فرزندان نخبگان دولتی ایران» اشاره کرده و نوشته است: نخبگان حکومتی جمهوری اسلامی فرزندان خود را برای ادامه تحصیل به راحتی به کشورهای اروپایی می‌فرستند. فقط در سال ۲۰۱۰ فرزندان حدود ۴۰۰ کارمند عالی‌رتبه‌ی ایران در دانشگاه‌های انگلستان در حال تحصیل بوده‌اند. شمار این افراد در سطح کل اروپا حدود چهار برابر است.

«دی ولت» در پیشنهادی که آن را برای «از پای درآوردن ایران» موثر دانسته، می نویسد: تحریم‌های بین‌المللی باید هوشمندانه بر روی نخبگان حکومتی متمرکز شود. تحریم‌های بین‌المللی را باید هر چه قوی‌تر متوجه نخبگان ساختار حکومتی ایران کرد، زیرا آنها ارکان قدرت را می‌سازند و تصمیمات در سطوح مختلف را اتخاذ می‌کنند.


 


بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان، مجموعه کامل آثار نخست وزیر موقت انقلاب اسلامی را برای استفاده عموم روی اینترنت قرار داد.

این مجموعه که شامل آثاری چون «راه طی‌شده»، «ذرهٔ بی‌انتها»، «سیر تحول قرآن»، «بازگشت به قرآن»، «آخرت و خدا؛ هدفت بعثت انبیا» و بسیاری دیگر از آثار مهندس مهدی بازرگان است، به طور رایگان بر روی وب‌سایت این بنیاد قابل دسترسی است.

بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان، پس از فوت او در سال ۱۳۷۳ توسط همکاران و خانواده وی برای «جمع‌آوری، تنظیم و انتشار کلیه آثار مکتوب، صوتی و تصویری مهندس مهدی بازرگان» و «مطالعه و تحقیق پیرامون اصول و زمینه‌های فکری، ‌ فرهنگی و اجتماعی و تکمیل و توسعه تحقیقات علمی او در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و معارف اسلامی به‌ویژه قرآن‌‌شناسی» ایجاد شده است.

مهندس بازرگان در طول حیات خود به مناسبت‌های مختلف در جمع دانشجویان و یا در محافل مذهبی و سیاسی، به سخنرانی پرداخته است و سپس با تکمیل و توسعه متون این سخنرانی‌ها، آن‌ها به صورت رساله و کتاب منتشر شده است که حاصل آن بیش از ۷۰ اثر اجتماعی و ۱۶۰ اثر سیاسی است. همچنین از مهندس بازرگان بیش از ۱۰۰ اثر مذهبی و ۱۶ اثر قرآنی به جای مانده است.

مهندس مهدی بازرگان، در سال ۱۲۸۶ در خانواده‌ای از تجار متدین با اصالتی آذربایجانی متولد شد و در اولین دورهٔ اعزام محصلین به خارج از کشور به فرانسه اعزام شد. او در سال ۱۳۱۵ به عنوان دانشیار دانشگاه تازه تاسیس تهران مشغول به کار شد و در سال ۱۳۳۰، هنگامی که رییس دانشکده فنی بود از طرف نخست وزیر وقت، دکتر محمد مصدق، به عنوان رییس هیئت خلع ید به آبادان اعزام شد. تلاش شبانه روزی او بعد از خروج انگلیسی‌ها از آبادان باعث شد که پالایشگاه نفت دوباره به کار بیفتد. او پس از این رییس سازمان لوله کشی تهران شد و آب لوله کشی تهران محصول دانش و مدیریت اوست. بازرگان بعد از کودتای انگلیسی آمریکایی سال ۱۳۳۲ به نهضت مقاومت ملی پیوست و در سال ۱۳۳۳ برای نخستین بار به زندان رفت. او در سال ۱۳۳۹ هنگامی که جبهه ملی دوم آغاز به کار کرد از اعضای شورای مرکزی این حبهه شد و به همراه آیت الله طالقانی و دکتر سحابی نهضت آزادی ایران را بنیان گذراد. او در سال ۱۳۴۱ مجددا به زندان افتاد و به همران اعضای نهضت آزادی محاکمه شد و به ۱۰ سال زندان محکوم شد. بازرگان در سال ۱۳۵۷ به عنوان نخست وزیر دولت موقت انتخاب شد اما دولت او ۹ ماه بعد در آبان ۱۳۵۸ استعفا داد. او در اولین دوره مجلس شورا به عنوان منتخب سوم با رای یک و نیم میلیون از مردم تهران وارد مجلس شد. او پس از این در سال ۱۳۶۴ از سوی نهضت آزادی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی شد اما شورای نگهبان او را رد صلاحیت کرد. بازرگان در ۳۰ دی ماه ۱۳۷۳ درگذشت.


 


بازتاب در گزارشی با تاکید بر اینکه اظهارات محمد جواد لاریجانی در دفاع از خود در برابر سخنان علی مطهری، عملا اصل ۱۶۸ قانون اساسی را زیر سوال می برد، نوشت:

بعد از انتشار گزارشهایی درباره زمین های محمدجواد لاریجانی، وی در واکنش به اظهارات علی مطهری که خواستار رسیدگی به پرونده وی شده بود، موضوع زندانیان سیاسی را پیش کشیده و اظهار کرده است: «زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده، اما او را به ناحق به زندان انداخته‌اند. چرا که حاکمان و گردانندگان نظام، کار او را دوست نداشته‌اند. براساس این تعریف، در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد. یعنی کسی نیست که فعالیت سیاسی قانونی انجام داده باشد و چون حکومت از کار او خوشش نمی‌آمده و آن را دوست نداشته به زندان افتاده باشد.»

از این اظهارات بر می آید که ایشان اصل ۱۶۸ قانون اساسی را که رسیدگی به جرائم سیاسی را با حضور هیات منصفه ضروری می داند، تجویزکننده به زندان انداختن انسانهای بی گناه ارزیابی می کند! در این اصل آمده است: «اصل ۱۶۸ – رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می‌کند.»

در این حال یک کارشناس قضایی گفت: متاسفانه آقای جواد لاریجانی ظاهرا آن قدر از موضوع مربوط به خود عصبانی بوده است که عملا قوه قضاییه و قانون اساسی را در بروز جرائم سیاسی زیر سوال برده و منکر جرم سیاسی شده است، در حالی که جرم سیاسی مانند بقیه جرائم جنایی، مالی، اخلاقی، امنیتی و مطبوعاتی، نوعی جرم است که در حیطه سیاسی رخ داده است.

وی ادامه داد: این اظهار نظر که «زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده اما او را به ناحق به زندان انداخته‌اند» ، معادل این است که کسی بگوید: «زندانی اقتصادی یعنی اینکه کسی درچارچوب قوانین کار اقتصادی می کرده و به ناحق او را به زندان اندازند» و بدیهی است این نوع اظهارات نشان می دهد گوینده کمترین دقت را در به کارگیری واژگان در علم دقیق قضا ندارد.

این کارشناس توضیح داد: جرم سیاسی همانند بقیه جرائم، صفت برخی جرایم است و زندانی سیاسی به کسی گفته می شود که در حیطه فعالیتهای سیاسی، مرتکب تخلف قانونی شده و توسط دادگاه صالحه به زندان محکوم شده است. بنابراین زندانی سیاسی می توانیم داشته باشیم و لزوما زندانی سیاسی بودن به معنای بی گناه بودن و به ناحق به زندان افتادن نیست.

وی خاطر نشان کرد: البته طی سی سال گذشته، به دلایل گوناگون تا کنون قانون تخصصی برای جرم سیاسی تدوین نشده است که هم جرائم سیاسی را به صورت دقیق و مشخص تدوین کرده و هم مجازات ها و نحوه رسیدگی به آنها را روشن کند و به همین دلیل تا زمان تدوین قانون تخصصی، از قوانین عمومی برای رسیدگی به جرایم سیاسی استفاده می شود. اما این به معنای آن نیست که جرم سیاسی وجود ندارد یا زندانی سیاسی نداریم و یا آن که همه زندانیان سیاسی بی گناه هستند.

البته ممکن است فردی مرتکب جرم سیاسی شده باشد که در این صورت دادگاه باید مطابق با قانون اساسی با حضور هیات منصفه تشکیل شده و وی را محاکمه نماید که در صورت تعیین مجازات زندان، وی زندانی سیاسی تلقی می شود. بنابراین می توان گفت، حتی تا زمان تصویب جرائم سیاسی ، به کلیه جرائمی که در حیطه فعالیت های سیاسی اتفاق می افتد، جرم سیاسی گفته می شود که دادگاه باید با حضور هیات منصفه تشکیل شود و فرد را محاکمه کند؛ همان گونه که در مورد جرائم مطبوعاتی عمل می شود.


 


این روز‌ها، نگرانی‌های موجود درباره وضعیت کارگران، صرفا به شرایط نابرابر کاری، فقدان امنیت شغلی، وضعیت بحرانی بنگاههای صنعتی و اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه با افزایش میزان تورم، نگرانی زیادی نیز در مورد وضعیت سلامتی کارگران و خانواده آن‌ها به وجود آمده است.

به گزارش ایلنا، طبق آخرین بررسی‌های انجام شده توسط فعالین کارگری و کار‌شناسان اقتصادی، نرخ سبد هزینه خانواده کارگری هم اکنون بیش از ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است که کارگران با دریافت پایه حقوق ۳۸۹ هزار تومانی برای جبران ما به تفاوت هزینه خانوار خود اگر «خوش‌شانس» باشند به شغل‌های دوم و حتی سوم روی می‌آورند و اگر نه… در این گزارش سعی می‌کنیم شرایط «بد شانس‌ها» را تصویر کنیم.

افزایش نابرابر دستمزد و قیمت گوشت و مرغ

سالهاست که رابطه بین دستمزد و معاش در اقتصاد ایران قطع شده است و متاسفانه در اقتصادی تورم زده شاهد افزایش شدید شکاف بین شاخص دستمزد و شاخص بهای کالاهای مصرفی هستیم.

دولت در سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ به طور متوسط سالانه حداقل دستمزد را حدود ۳۲ هزار تومان افزایش داده است، این میزان افزایش دستمزد به رغم آنکه بالا‌ترین رشد حداقل دستمزد طی دو دهه گذشته محسوب می‌شود ولی در عمل می‌بینیم که کفاف معیشت خانواده‌های کارگری را نمی‌دهد، که دلیل اصلی آن را باید در تورم شدید قیمت کالاهای مصرفی پیدا کرد.

مقایسه حداقل دستمزد ۱۰۶ هزار تومانی در سال ۱۳۸۳ با حداقل دستمزد ۳۳۰ هزار تومان سال ۱۳۹۰ نشان می‌دهد، در این دوره شاهد سه برابر شدن حداقل دستمزد و افزایش ۲۲۴ هزار تومانی آن بوده‌ایم ولی اگر بر مبنای سال پایه ۱۳۸۳ نرخ دستمزد واقعی را بعد از کسر تورم سالانه محاسبه کنیم، واقعیت شکل دیگری به خود می‌گیرد.

در سال۱۳۸۳ قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ بین ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ تومان و قیمت گوشت گوسفندی در‌‌ همان سال بین ۴۲۰۰ تا ۴۵۰۰ تومان اعلام شده است و این ارقام در سال ۱۳۹۱ برای هر کیلو گوشت مرغ به صورت میانگین نزدیک به ۸ هزار تومان و برای هر کیلو گوشت به صورت میانگین حدود ۲۰ هزارتومان اعلام شده است که به هیچ وجه تناسبی با میزان افزایش دستمزد‌ها در سال ۹۱ ندارد.

عوارض خاموش افزایش تورم برای کارگران

بارز‌ترین تاثیر افزایش تورم در شرایط فعلی کشور، عدم رونق فعالیت صنعتی و اقتصادی در کشور است، که علاوه بر اثرگذاری در میزان تولید و صادرات ملی، معضل بیکاری شهروندان را نیز به دنبال دارد. بدیهی است که در این زمینه صحبتهای زیادی شده و به صورت پیوسته این شرایط مورد نقد و انتقاد قرار می‌گیرد، اما اگر کمی ریزبینانه‌تر به این موضوع نگاه کنیم، می‌توانیم عوارض پنهان افزایش تورم و تاثیر آن بر زندگی کارگران و خانواده آن‌ها را درک کنیم.

درحال حاضر افزایش افسار گسیخته نرخ تورم از آغاز امسال موجب افزایش ۶۰ درصدی هزینه اقلام مصرفی خانوارهای کارگری شده است که بخش زیادی از درامدهای کارگران به پرداخت اجاره بهای مسکن اختصاص می‌یابد و مساله تغذیه و افزایش توان جسمی کارگران در اولویت دوم قرار می‌گیرد.

طبق گزارش‌های پزشکی، حداقل کالری مورد نیاز برای هر فرد بزرگسال روزانه ۲ هزار کالری و برای هر کودک خردسال ۱۸۰۰ کالری است تا این افراد بتوانند از عهده کارهای روزمره خود برآیند، اما با توجه به نرخ تورم و افزایش قیمت مواد مورد نیاز برای تامین کالری، کارگران و خانواده آن‌ها از نظر جسمی دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شوند.

هیدروکربون‌ها، پروتئین، حبوبات، سیزیجات، میوه‌های تازه و مواد لبنی از مهم‌ترین مواد غذایی هستند که می‌تواند، کالری مورد نیاز انسان را برای انجام کارهای روزمره فراهم کند، اما با نگاهی به قیمت این مواد در بازار، می‌توان مشکلات کارگران در تامین این اقلام را بیشتر درک کرد.

ملموس‌ترین عارضه اقتصاد بیمار کشور در ناتوانی کارگران جهت تهیه نیازهای اساسی خانواده‌های خود از جمله «نان» که قوت غالب خانوار کارگری به شمار می‌رود متجلی شده و کارگران با دریافت حداقل حقوق قانونی حتی در تهیه نان شب خود نیز درمانده شده‌اند.

به اعتقاد فعالان جامعه کارگری، افزایش بی‌رویهٔ قیمت‌ها و بالارفتن هزینه‌های زندگی، بر روابط خانوادگی کارگران نیز تاثیر گذار بوده است به طوری که افزایش میزان کار سرپرستان خانوار و همچنین ورود زودهنگام فرزندان کارگران به بازار کار جهت مقابله با فشار تورمی باعث شده است که اعضای خانواده‌های کارگری کمتر فرصت در کنار هم بودن را پیدا کنند.

فاصله زیاد شعار تا عمل

پایین بودن درآمد کارگران از سطح تورم به معنای کاهش رفاه و قدرت خرید و تشدید فشار‌های معیشتی به آنان است و بعضی از اقلامی را که در آمارهای بانک مرکزی لحاظ شده است جزء کالاهای اساسی و مورد نیاز این قشر نبوده و در سبد هزینه‌های خانوار کارگری جایی ندارد.

با وجود شعار‌های دولت درباره حمایت از اقشار ضعیف متاسفانه قدرت خرید کارگران به شدت کاهش یافته است و رقم دستمزد با تورم همخوانی ندارد. این درحالی است که در میان بسیاری از مسئولین کشور، گرسنگی و فقر به منزله پوشیدن لباسهایی مندرس، و راه افتادن در خیابان برای گدایی است، چرا که چندی پیش محمرضا رحیمی معاون اول رئیس دولت دهم، طی اظهار نظری اعلام کرده بود که در ایران کسی گرسنه نمی‌خوابد و همه از حداقل‌ها برخوردارند.


 


شهروندان تهرانی دیروز نخستین «روز خرید بدون نایلکس» را در پنج میدان میوه و تره بار و هفت فروشگاه شهروند تجربه کردند.

به نوشته وب‌سایت سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری تهران، هفت فروشگاه شهروند و پنج میدان اصلی میوه و تره بار شهرداری تهران در روز ۲۱ تیرماه، کالاهای خود را بدون کیسه نایلونی و ظروف یک بار مصرف پلیمری عرضه کردند.

در این روز در پنج میدان اصلی میوه و تره بار شامل میدان آزادگان ، میدان صادقیه ، میدان جلال آل احمد ، میدان لواسانی و میدان غیبی، طرح روز بدون نایلکس به اجرا در آمد. همچنین این طرح به طور همزمان در فروشگاه های شهروند میدان آراژنتین ، فرمانیه ، جلال آل احمد، حکیمیه، صادقیه ، شهرری و شهرک قدس همراه با آموزش چهره به چهره ، مسابقه نقاشی کودکان و نوجوانان ، تبلیغات و آموزش‌های مجازی از طریق ارسال پیامک اجرا شد .

همچنین به نوشته همشهری آنلاین، رئیس ستاد محیط‌زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران با بیان اینکه روزانه ۵۰۰تن کیسه پلاستیکی در کلانشهر تهران مصرف می‌شود گفت: کیسه‌های پلاستیکی علاوه بر اینکه برای تجزیه به ۳۰۰تا ۵۰۰سال زمان نیاز دارند آلودگی بصری و آلودگی‌های آب و خاک را نیز ایجاد می‌کنند ضمن آنکه آلودگی‌های ناشی از کیسه‌های پلاستیکی وظروف یکبار مصرف پلیمری باعث بروز انواع سرطان‌ها، جهش ژن در زنان باردار، استرس، و ‌بیماری‌های عصبی می‌شود.

حیدرزاده در گفت‌وگو با ایسنا تصریح کرد: ضروری است با اعمال قانون و سیاست‌های تشویقی و محدود‌کننده مصرف کیسه‌های پلاستیکی به حداقل ممکن کاهش یابد. به گفته وی باید با فرهنگسازی، کیسه پلاستیکی و ظروف یکبار مصرف از چرخه خرید حذف و خرید با زنبیل و کیسه‌های پارچه‌ای که تا قبل از فرهنگ بسته بندی در ایران رایج بود جایگزین این ظروف زیانبار شود.

رئیس ستاد محیط‌زیست شهرداری تهران اعلام کرد: مقرر شده در یک بازه زمانی، به‌زودی در فروشگاه‌های شهروند و سازمان‌ میادین میوه و تره بار تهران کیسه‌های تجزیه‌پذیر در اختیار اپراتور قرار بگیرد و توزیع این کیسه‌ها توسط آنها ساماندهی شود.

به گفته وی، روزانه در شهر تهران ۵۰۰تن کیسه پلاستیکی مصرف می‌شود و شهرداری تهران با توجه به این حجم بالای مصرف با تحمیل اعتباری، ‌کیسه‌های تجدیدپذیر را از دو سال گذشته وارد میادین میوه و تره بار کرده است و از اول تیرماه امسال هیچ‌گونه کیسه پلاستیکی- پلیمری در میادین توزیع نمی‌شود.

وی همچنین از ورود کیسه‌های کنفی و پارچه‌ای به میادین میوه‌و‌تره‌بار خبر داد و گفت: این کیسه‌ها دارای دوام بالایی بوده و قابلیت چندبار مصرف را دارند.رئیس ستاد محیط‌زیست شهرداری تهران با انتقاد از سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: این سازمان متولی اصلی محیط‌زیست محسوب می‌شود و همه سیاست‌ها باید برمبنای برنامه‌های آنها شکل بگیرد این درحالی است ‌که سازمان محیط‌زیست نه‌تنها حمایتی از این طرح نکرد که در جلسات هم مشارکت نداشت.


 


چندین تشکل دانشجویی نزدیک به حاکمیت در بیانیه ای مشترک، قوه قضاییه را به برخوردهای دوگانه و قائل بودن مصونیت ویژه برای برخی افراد متهم کردند و از اینکه پس از گذشته سه سال هنوز به پرونده های بازداشتگاه کهریزک، حمله به کوی دانشگاه تهران و مجتمع مسکونی سبحان و پرونده های که مسوولان با نفوذ سیاسی در آن متهم اند، رسیدگی نشده، به شدت انتقاد کردند.

در این بیانیه که به بهانه پیگرد قضایی علی مطهری، فیلتر شدن سایت الف و صدور حکم حبس برای فعالان منتقد دولت و وابسته به بسیج دانشجویی نوشته شده و به امضای انجمن های اسلامی ۱۶ دانشگاه رسیده، آمده است: چه فرایندی و چه اتفاقی افتاده است که این چنین آستانه تحمل و نقد پذیری مسوولان دستگاه قضایی پایین آماده که حتی بعنوان مدعی العموم مستقیما ورود کرده و بر علیه نطق یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعلام جرم می نماید.

این تشکل های دانشجویی وابسته به حاکمیت در ادامه بیانیه خود پرسیده اند: آیا با این گونه اقدامات حریت وآزادگی و استقلال نمایندگان مجلس شورای اسلامی در برابر قانوندانان قانون شکنی که در این کوی و برزن به کانون های قدرت و ثروت متصل هستند را زیر سوال نمی برد؟ آیا هم اکنون همین مقدار دغدغه مندی و مسوولیت پذیری و استقلال نمایندگان توانسته است اعتماد حد اکثری ملت را برای دفاع از حقوقشان جلب کند؟که با اینگونه اقدام دستگاه قضا دیگر تکلیف مشخص است و شوربختی ما در آنجا بیشتر می شود که نسبت به این موضوع نهادها و احزاب، جریانهای سیاسی، اصحاب رسانه و متاسفانه خود نمایندگان مجلس نیز سکوتی سوال برانگیز و حیرت آور و تاسف بار اختیار کردند و احتمالا به زعم خود در این شرایط که انتقاد هزینه ی این چنینی دارد مصلحت اندیشی و خدای نکرده عافیت طلبی را ارجح دانستند!

نویسندگان بیانیه بدون اشاره به برخوردهای مشابه با دهها سایت خبری و رسانه منتقد حاکمیت، آورده اند: چگونه می توان باور کرد که برخورد با یک سایت تحلیلی و خبری بر فرض اشتباه و تقصیر، این چنین قهری و سلبی باشد ، یعنی این همه راهکار دیگر نظیر توصیه و ارشاد و تذکر و توبیخ شفاهی و کتبی نبود؟ که این چنین می بایست افکار عمومی را حساس و نسبت به فضای آزاد اندیشی و نقد پذیری نظام مخدوش جلوه دهند.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: آیا دستگاه قضا پس از گذشت بیش از ۳ سال برای پرونده های مفتوح بازداشتگاه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه تهران و مجتمع مسکونی سبحان و پرونده های که مسوولان با نفوذ سیاسی در آن متهم می باشند هم، این چنین مصمم، جدی و قاطع برای پیگیری این پرونده ها می باشد؟! آیا واقعا این گونه پرونده ها از آن چنان پیچیدگی برخوردار است که با گذشت بیش از سه سال هنوز ابهامات آن رفع نشده و موعد رسیدگی به آن فرا نرسیده است؟ آیا عدم رسیدگی و هم چنان مفتوح بودن پرونده های این چنینی و پرونده هایی که برخی مسوولان رده بالای دولتی در آن متهم هستند موجب ایجاد شبهه و سوال در ذهن پرسشگر افکار عمومی نمی شود؟ آیا این برخورد دوگانه دستگاه قضا و حتی برخی دستگاه های نظارتی نسبت به قانون به پای حاکمیت نوشته نمی شود؟ و به راستی چرا حاکمیتی که با خون هزاران شهید و فداکاری هزاران جانباز و ایثارگر و رزمنده به چنین عزت و اقتداری دست یافته است می بایست اسیر دیدگاههای سلیقه ای و شخصی برخی مسوولان باشد؟ و همچنان باید باور کنیم که قانون برای برخی اشخاص مصونیت ویژه قائل نیست؟

این بیانیه همچنین از اینکه «گویا دایره افرادی که از نظر برخی از مسوولان و دستگاه ها، “خودی” پنداشته می شوند، بر اساس معیارهای شخصی و سلیقه ای، و یا خدای ناکرده جناحی تعریف شده است» انتقاد کرده و با این حال خواستار تقسیم بندی خودی و غیر خودی بر اساس «شاخص های مدنظر رهبری و سیاست های کلی نظام» شده است.

نویسندگان بیانیه در پایان با ادعای اینکه «در کشور آزادی وجود دارد»، از «تنگ نظری هایی» که «آگاهانه یا ناآگاهانه و یا خواسته یا ناخواسته نمی گذارند احساس آزادی که بعضا از خود آزادی مهم تر می باشد نیز وجود داشته باشد» انتقاد کرده اند.


 


مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور با هشدار نسبت به افزایش دما در کشور تا روز جمعه گفت: گرد و خاک حداقل ۹ استان کشور را طی روزهای آینده فرا می‌گیرد.

مهندس عبدالرضا امیدوار شهری افزود: نقشه‌های پیش‌‌یابی هواشناسی حاکی از استقرار الگوی تابستانی و هوای گرم در اغلب مناطق کشور تا روز شنبه است و تنها در شهرهای شمالی آذربایجان‌ها، سواحل شرقی دریای خزر، ارتفاعات البرز و ارتفاعات جنوب شرق کشور در ساعات بعدازظهر رشد ابر، رگبار موقتی یا رعد و برق و وزش باد پیش‌بینی می‌شود که از بعدازظهر جمعه بتدریج و طی روزهای شنبه تا دوشنبه این وضعیت در ارتفاعات البرز و سواحل جنوبی دریای خزر تشدید می‌شود.

وی افزود: با افزایش سرعت وزش باد بر روی کشور عراق و جنوب غرب کشور انتظار می‌رود که مناطق جنوب غرب بتدریج تا روز شنبه تحت تاثیر پدیده باد و گرد و خاک و کاهش دید افقی باشند. طی این مدت مناطق شرقی کشور به ویژه منطقه زابل نیز وزش باد و گرد و خاک خواهند داشت.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور به اطلاعیه ویژه سازمان هواشناسی کشور اشاره کرد و گفت: بر این اساس در روزهای پنجشنبه و جمعه به سبب افزایش سرعت باد، در استانهای خوزستان، ایلام، جنوب کرمانشاه و مناطق غربی خلیج فارس، گرد و خاک پیش‌بینی می‌شود که در این مدت به سبب وزش بادهای شرقی در خراسان رضوی، جنوب سمنان و شمال شرقی اصفهان، علاوه بر مناطق فوق کیفیت هوای استانهای تهران و قم نیز کاهش می یابد.

وی افزود: از پنجشنبه تا شنبه به ویژه در ساعات شب، سرعت باد در شمال سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان جنوبی افزایش می یابد. براین اساس در این مناطق باد و گرد و خاک یا توفان شن دور از انتظار نیست.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور با اشاره به این که تا جمعه ابتدا دمای هوا بطور نسبی در بیشتر نقاط کشور افزایش و سپس طی روزهای شنبه تا دوشنبه کاهش می‌یابد، افزود: در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه به ویژه در بعد از ظهر و اوایل شب در شمال آذربایجان‌های غربی و شرقی و جنوب سیستان و بلوچستان رگبارهای موقتی باران با رعد و برق پیش‌بینی می‌شود که این شرایط طی روزهای جمعه تا یکشنبه در استانهای آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی و ارتفاعات جنوبی البرز رخ خواهد داد.

وی به ایسنا گفت: بر این اساس آسمان تهران در روز پنجشنبه صاف، در پاره‌ای نقاط باد و گرد و خاک خواهد بود که حداقل و حداکثر دما در این روز به ۲۶ و ۳۹ درجه سانتیگراد بالای صفر می‌رسد. از سوی دیگر در روز جمعه نیز صاف در پاره‌ای نقاط باد و گرد و خاک پیش‌بینی شده است که حداقل و حداکثر دما در این روز به ۲۶ و ۳۹ درجه سانتیگراد بالای صفر می‌رسد.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور خاطرنشان کرد: همچنین در روز پنجشنبه استان خوزستان با حداکثر دمای ۴۷ درجه سانتیگراد گرمترین و چهارمحال و بختیاری با حداقل دمای ۱۴ درجه سانتیگراد بالای صفر خنکترین استان‌های کشور خواهند بود.

وی تصریح کرد: در عین حال دمای ۷ استان کشور شامل خوزستان، یزد، قم، اصفهان، سمنان، فارس، کرمان در روز پنجشنبه حداکثر دمای ۴۰ درجه سانتیگراد یا بالاتر خواهند داشت.


 


روزنامه ایران در گزارشی از حادثه شلیک بی دلیل مامور پلیس به یک نوجوان در جنوب تهران، نوشت:

بازپرس جنایی تهران دستور داد تا ماجرای شلیک شتابزده پلیس به پسر ۱۶ ساله موشکافانه تحت بررسی‌‌‌های ویژه قرار گیرد. تیمی از بازرسی کل ناجا مأموریت دارد تا پس از تحقیقات میدانی، شنیدن ادعا‌‌های پلیس تیرانداز و شاهدان حادثه به بررسی‌‌‌های اسلحه‌شناسی پرداخته و نقاط کور پرونده را فاش کند. روز نیمه شعبان در حالی که مراسم جشن در حسینیه قمربنی‌هاشم فلکه اول خزانه تماشاچیان زیادی داشت حادثه تلخی رقم خورد و پسر ۱۶ ساله‌ای به نام «علی قاسمی» از پای در آمد.

با مرگ این پسر نوجوان در بیمارستان آیت‌الله کاشانی ماجرای آن به بازپرس رسولی از شعبه ۵ دادسرای امور جنایی تهران مخابره شد و دستور تحقیقات ویژه از سوی این مقام قضایی صادر شد. پلیس تیرانداز که استوار موتورسوار کلانتری ۱۶۰ خزانه بود به همراه گروهی از دوستان قربانی حادثه دستگیر شدند و تحقیقات قضایی آغاز شد.

این در حالی بود که شاهدان این حادثه غم‌انگیز نیز با نوشته‌‌‌هایی آنچه دیده بودند را به مقامهای پلیس و بازپرس رسولی تحویل دادند که می‌تواند گره‌های کور‌‌ تحقیقات را باز کند.

نیمه شعبان همه خیابان‌‌ها غرق نور بودند و کوچک و بزرگ برای شب جشن ثانیه‌شماری می‌کردند. علی ۱۶ سال بیشتر نداشت و با مینی‌موتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد.

جمعیت زیادی بود. در ۱۰۰ متری حسینیه قمربنی‌هاشم و در حاشیه میدان روی موتورش نشست. هیاهویی به پا بود تا این که مأمور موتوری کلانتری ۱۶۰ خزانه سررسید. «علی» از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن گواهینامه به دوستش گفت می‌خواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند. علی و دوستش ترسیده بودند، موتور خاموش بود و نمی‌توانستند فرار کنند، آنجا محله‌شان بود و همه آنها را می‌شناختند.

مأمور پلیس در برابر علی ۱۶ ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرف‌هایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند.

وقتی دوستان و بچه محل‌‌های «علی» برای هواخواهی به سمت وی دویدند مأمور پلیس اسلحه‌اش را به دست گرفت و ۲ تیر هوایی شلیک کرد. همه بهت زده شدند. «علی» باز وحشت‌زده اصرار کرد که گناهی ندارد و مست نیست و از مأمور خواست دست از سرش بردارد. همه دیدند مأمور تپانچه‌اش را به نزدیک علی برد، هیچ کس فکر نمی‌کرد گلوله‌ای شلیک شود، اما صدای انفجار همه را سر جایشان خشک کرد.

دیگر جشنی در کار نبود، علی ناله‌کنان روی زمین افتاد و خون اطرافش را رنگی کرد.

این‌‌ها ادعا‌های کسانی است که سوگند می‌خورند با چشمان خود چنین صحنه باورنکردنی را دیده‌اند و هنوز شوکه هستند.

تیم خبرنگاری شوک پس از این که ماجرای شلیک پلیس به یک شرور انتشار یافت با تماس‌‌های زیادی از سوی خوانندگان که همگی از اهالی خزانه بودند به تحقیقات میدانی دست زدند تا جزئیات این شلیک مرموز را فاش کنند.

اگر قدمی در خزانه بزنید تصویر پسربچه‌ای را می‌بینید که اعلامیه‌ مرگش روی شیشه همه مغازه‌‌ها نصب شده است و تصاویر بزرگ روی حجله‌‌ها نشان می‌دهد همه عزادار هستند.

همین کافی است که بدانید علی ۱۶ ساله نمی‌توانسته شرور بوده باشد و اهالی و همسایه‌‌ها داغدار مرگ این پسر، آن هم دو ماه بعد از مرگ پدر صاحبنامش هستند.

هر لحظه با شنیدن گفته‌‌های اهالی خزانه بیشتر شوکه می‌شوید، همه پلیس را دوست دارند و مأموران را زحمتکش می‌دانند حتی تأکید دارند امنیت را مدیون تلاش‌های مأموران پلیس می‌دانند اما همه از دست عامل تیراندازی مرگبار در محله‌شان گله‌مندند و اصرار دارند این مأمور فاصله زیادی با بدنه اصلی پلیس داشته است.

اما این سؤال ذهن همه را درگیر کرده است که آیا کسی جوابگوی شلیک بی‌دلیل این مأمور است؟!

گفت و گو با بازپرس پرونده

بازپرس رسولی از شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران با بیان اینکه پلیس تیرانداز در اختیار بازرسی ناجا است به خبرنگار شوک گفت: تحقیقات نشان می‌دهد که شب حادثه مأموران کلانتری ۱۶۰ خزانه از طریق پلیس ۱۱۰ مطلع شدند که چند تن از اراذل و اوباش منطقه اقدام به شکستن شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کرده‌اند.

وی افزود: بلافاصله چند موتور گشت پلیس برای بررسی این پرونده وارد عمل شدند. همزمان گشت موتوری پلیس به سه پسر جوان که سرنشینان یک موتور بودند، دستور ایست داد. اما سرنشینان موتور بدون هیچگونه توجهی به اخطارهای پیاپی پلیس با سرعت زیاد پا به فرار می‌گذارند.

سرانجام پس از مسافت زیادی تعقیب و گریز، موتور استوار کلانتری دچار نقص فنی می‌شود، مأمور به ناچار برای ادامه تعقیب سه جوان از یک بسیجی موتورسوار کمک گرفته و به تعقیب آنان می‌پردازد. به ناچار برای متوقف کردن موتوسیکلت آنها اقدام به شلیک ۳ تیر هوایی می‌کند که در این میان دو تن از سرنشینان زمینگیر شده و سرنشین موتور که باز هم قصد فرار از محل را دارد، اما مأمور با پا ضربه‌ای به موتور وی می‌زند و مانع فرارش می‌شود، در این میان پسر جوان باز هم برای فرار با مأمور کلانتری گلاویز می‌شود و در حالی که استوار پلیس تپانچه‌اش در دستش بود، وی مچ پلیس را گرفته و ناگهان یک تیر شلیک شده و به صورت جوان اصابت می‌کند.

ادعای دوست قربانی در بازپرسی

یکی از دو سرنشین موتوسیکلت که شاهد این ماجرای خونین بود در بازجویی‌ها گفت: آن شب در پارک اندیشه نشسته بودم که یکی از دوستانم به من اطلاع داد مأموران پلیس در تعقیب من هستند. بلافاصله به پسرخاله‌ام زنگ زدم و خواستم که با موتور دوستش علی به دنبالم بیاید تا به خانه بروم.

دقایقی بعد پسر خاله‌ام به همراه علی آمدند و سوار موتوسیکلت آنان شدم که همزمان گشت موتوری پلیس از راه رسید و ما با سرعت زیاد فرار کردیم.

در بین مسیر از علی خواستم که توقف کند اما چون موتوسیکلتش را تازه خریده بود گفت نمی‌خواهد مأموران موتورش را بگیرند به خاطر همین فراری شدیم.

بازجویی از پلیس تیرانداز

استوار پلیس نیز در بازجویی‌ها گفت: وقتی به ما گزارش دادند که تعدادی اراذل و اوباش اقدام به شکستن شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کرده‌اند، از آنجا که مشخصات ظاهری یکی از سرنشینان موتور سیکلت مشابهت زیادی با این مظنون داشت به تعقیب آنان پرداختم، هر چه اخطار ایست دادم آنها بی‌توجه به سرعت مارپیچ خود ادامه دادند، سرانجام برای متوقف کردن مظنون اقدام به تیراندازی هوایی کردم که در این میان دو تن از مظنونان زمینگیر شدند، اما سرنشین موتوسیکلت – قربانی – باز هم قصد فرار داشت که با پا موتوسیکلتش را به سمت زمین هل دادم و در این میان با هم گلاویز شدیم و ناگهان تیری از اسلحه‌ام شلیک و به صورت پسر جوان اصابت کرد.

شلیک از فاصله ۲۰ سانتی

بازپرس رسولی به خبرنگار شوک گفت: شلیک گلوله از فاصله ۲۰ سانتیمتری بوده و بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که قربانی حادثه شرور نبوده و انگار دوستش تحت تعقیب بوده است.

وی درخصوص اینکه شاهدان زیادی در محل تیراندازی بوده‌اند و داستان متفاوتی را بیان می‌کنند که نشان می دهد هیچ تعقیب و گریزی در کار نبوده و علی در حال تماشای جشن نیمه شعبان بود که پلیس به بهانه بوی الکل به آنان گیر داده است، گفت: ما هنوز قاطعانه اظهار نظر نمی‌کنیم در حال حاضر همه داشته‌هایمان فقط ادعاهایی است که شنیده‌ایم، مأمور پلیس ادعاهای خودش را مطرح کرده، دوستان قربانی حادثه نیز همین طور، شاهدان حادثه نیز حرف‌هایی گفته‌اند و خواهند گفت که همگی بررسی می‌شوند و با رسیدن به واقعیت نتیجه‌گیری خواهیم کرد.

بازپرس جنایی تهران در پایان گفت: چیزی که ثابت شده شلیک از فاصله ۲۰ سانتی است و بقیه بررسی ها در اختیارتیم زبده‌ای از بازرسی ناجا قرار گرفته و آنان پس از تحقیقات کارشناسانه نتایج را در اختیار من قرار می‌دهند و مطمئن باشید مقصر به اندازه جرمش مجازات خواهد شد.

گفت‌وگو با شاهدان

یک زن که صدایش گرفته و همسایه روبه‌رویی محل جنایت است به خبرنگار شوک گفت: «خودم دیدم که مأمور بی‌دلیل این پسر را که آرام روی مینی‌موتورش نشسته بود هل داد و بعد ۲ تیر هوایی شلیک کرد وقتی دوستان «علی» به سمت آنان رفتند اسلحه را روی گردن «علی» گذاشت و صدای شلیک را که شنیدم سر جایم خشکم زد.

یکی از دوستان علی نیز گفت: «دوستم نه اهل مشروب بود و نه خلاف می‌کرد.

مینی‌موتور خریده بود تا مادرش را به خاطر این که پاهایش درد می‌کرد و قادر به حرکت نبود جابه‌جا کند و مرتب به بیمارستان ببرد.

مأمور به وی گفت چرا مشروب خوردی وی نپذیرفت، مأمور وی را هل داد و این حادثه رخ داد».

بخشی شوهر عمه «علی» نیز با بیان اینکه خودش شاهد این حادثه نبود، گفت: «چیزهایی که شنیده‌ام از یک نفر نبوده و همه، ماجرا را مشابه تعریف می‌کنند. مطمئن هستم دروغی در کار نیست، نظریه پزشکی قانونی هم نشان داده هیچ الکلی در خون «علی» نبوده است و واقعاً نمی‌دانیم این پلیس چرا وی را کشته است.»

وی با بیان اینکه مأمور پلیس عذاب‌وجدان گرفته و مرتب خواستار بخشش است، گفت: مادر «علی» پس از مرگ شوهرش تنها همین پسر را داشت که آن را هم از دست داد و همه بهت‌زده هستیم. پسر جوانی که وی نیز شاهد حادثه بود، گفت: «نمی‌دانم چرا مأمور پلیس چنین رفتاری کرد وقتی گلوله شلیک شد تماشاچیان با دیدن واکنش‌های مأمور به پلیس ۱۱۰ زنگ زدند، اما وی با بی سیم می‌گفت که خودش در صحنه است و همه چیز تحت کنترل وی است جالب‌تر اینکه اورژانس نیز با همین ادعاها حاضر نشد تا اینکه «علی» را پس از خونریزی زیادی داخل وانت پلیس انداختند و به بیمارستان آیت الله کاشانی بردند که کار از کار گذشته بود.»

وقتی خبرنگار شوک سراغ مادر «علی» رفت و دید وی برای خاکسپاری پسر یکی‌یکدانه‌اش به شهرستان محلات رفته است با دوست صمیمی پدر خانواده به گفت‌وگو نشست.

شاگردا که بغض در گلو دارد، گفت: ساعت ۱۲ نیمه‌شب نیمه‌شعبان بود که مادر «علی» با دلشوره خاصی به من زنگ زد. هنوز از پسرش خبری نداشت، می‌گفت «علی» می‌داند من از تنهایی می‌ترسم و دیر به خانه نمی‌آید و موبایلش هم خاموش است.

من هم نگران شدم یک ساعت بعد بود که انگار به خانه‌شان زنگ زده و گفته بودند «علی» در بیمارستان آیت‌الله کاشانی است. من سراغ مادرش رفتم و با هم به بیمارستان رفتیم، باور نمی‌کردیم که با جسد «علی» روبه‌رو شویم.

وی افزود: «همه کسانی‌که صحنه را دیده‌اند استشهادی جمع کرده و تحویل پلیس و دادسرا داده‌اند، شکی نداریم که «علی» بی‌گناه کشته شده و تا آنجایی که من می‌دانم پلیس حتی اجازه شلیک به قاتل، دزد مسلح و هر مجرم دیگری را اگر وی فرار نکند یا مقابله‌ای نداشته باشد، ندارد.»


 


سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، در گزارش ماهانه خود که روز پنج شنبه، ۲۲ تیرماه منتشر شد، رسما تایید کرد که تولید نفت عراق در ماه گذشته از ایران سبقت گرفته و این کشور هم اکنون جایگاه دومین تولید کننده بزرگ اوپک را از ایران گرفته است.

بر اساس گزارش اوپک، بر مبنای منابع ثانویه، (ارزیابی های کارشناسان این سازمان) تولید نفت ایران طی ماه گذشته، ژوئن، نسبت به ماه قبل بیش از ۱۸۸ هزار بشکه در روز کاهش یافته و به رقم دو میلیون و ۹۶۳ هزار بشکه در روز رسیده است.

به نوشته وب‌سایت رادیو فردا، در گزارش اوپک، آمار منابع اولیه (وزارت نفت ایران) درباره تولید نفت این کشور، بر خلاف روال معمول خالی گذاشته شده است که نشان می دهد وزارت نفت ایران، به هر دلیل، از دادن اطلاعات تولید نفت خام خود طی ماه ژوئن به اوپک خودداری کرده است.

اوپک، در گزارش ماهانه خود می گوید که تولید نفت ایران در سال ۲۰۱۰ برابر سه میلیون و ۷۰۶ هزار بشکه در روز بود که طی سه ماهه اول سال جاری میلادی به سه میلیون و ۳۸۳ هزار بشکه کاهش یافته و این کاهش طی ماه های گذشته نیز ادامه داشته و اکنون به زیر سه میلیون بشکه در روز رسیده است.

بر خلاف ایران، تولید نفت عراق در سال ۲۰۱۰ برابر دو میلیون و ۴۰۱ هزار بشکه بود که تا آخر ماه ژوئن به رقم دو میلیون و ۹۸۴ هزار بشکه در روز رسیده است.

بر اساس این گزارش، عربستان بزرگترین تولید کننده نفت اوپک، طی ماه گذشته به طور متوسط روزانه ۹ میلیون و ۸۸۸ هزار بشکه تولید نفت داشته است.

مجموع تولید نفت ۱۲ کشور عضو اوپک (با احتساب عراق) طی ماه گذشته با کاهش ۱۰۶ هزار بشکه ای نسبت به ماه قبل آن به ۳۱ میلیون و ۳۶۳ هزار بشکه رسیده است، با این همه، این رقم باز هم بسیار بیشتر از سقف تولید رسمی ۳۰ میلیون بشکه ای تولید نفت اوپک است.

ایران که اقتصاد آن به شدت وابسته به نفت خام است، در کنار کاهش تولید نفت خود، از کاهش قیمت نفت نیز رنج می برد و افزایش تولید نفت کشورهای عضو اوپک را عامل ارزانی نفت می داند.

قیمت نفت طی چند ماه گذشته از ۱۲۸ دلار به زیر ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه سقوط کرده بود، اما از اول ماه جاری میلادی قیمت نفت کمی بالاتر از ۱۰۰ دلار در حال نوسان است.

وزیران نفت ۱۲ عضو سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک، ۲۶ خرداد، ۱۶۱مین اجلاس خود را در وین، پایتخت اتریش برگزار کردند که بر اساس گزارشی که در تارنمای اینترنتی اوپک قرار داده شد، کشورهای عضو توافق کردند که سقف تولید نفت این سازمان در رقم ۳۰ میلیون بشکه در روز تثبیت شود.

اوپک در گزارش ماهانه خود می گوید که تولید نفت ایران در اواخر سال گذشته میلادی سه میلیون و ۵۶۳ هزار بشکه در روز بوده است که این رقم هم اکنون تا ۶۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است.

علاوه بر کاهش تولید نفت در ایران، صادرات نفت این کشور نیز بعد از اجرایی شدن تحریم های اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران تا نصف کاهش یافته است.

خبرگزاری رویترز روز دوشنبه با استناد به دو مقام رسمی وزارت نفت ایران که نخواستند نامی از آنها برده شود، از کاهش یک میلیون بشکه ای صادرات نفت ایران خبر داد. ایران هم اکنون روزانه ۱.۱ میلیون بشکه نفت صادر می کند.


 


کلمه – محمدهاشم مهیمنی *

در شرایطی که حدود یک سال به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و شوراهای شهر باقی مانده است، برای «جبهه بزرگ اصلاح طلبان» بحث مواجهه با انتخابات و چگونگی امکان حضور در این عرصه محل تأمل و تردید فراوان است. تردید و تامل از این جهت که در جناح حاکم و جبهه اصولگرایان پیرامون این حضور اتحاد و اتفاق نظر واحدی وجود ندارد و به ویژه تندروهای این جناح چه به جهت شخصی و چه به لحاظ جایگاهی که دارند، بارها اعلام کرده اند که ورود اصلاح طلبان به شرط و شروط آنها بستگی دارد؛ حتی عده ای از آنها اعلان می کنند که اساسا نیازی به حضور اصلاح طلبان نمی باشد. عده ای هم که در اقلیت هستند حضور بدون شرط را مطرح می کنند. به عبارتی دیگر، در جبهه اصول گرایان و حاکمیت که شرایط داخلی و بین المللی متفاوتی با گذشته را تجربه می کنند، تردید و تفاوت نظر زیادی وجود دارد، اما آنچه که تا امروز مشخص است اینکه نظر غالب جناح حاکم و اصول گرا به وضوح در این مورد روشن نیست که تمایلی برای حضور اصلاح طلبان دارند یا نه.

این تردید به خودی خود اصلاح طلبان را که خود نیز شرایط را برای ورود به انتخابات مهیا نمی بینند، دچار تردید جدی، بیشتر و حتی دلسردی فراوان می کند. کشور در شرایطی قرار دارد که نیازمند آن است که در عرصه داخلی مشروعیت نظام بالا رود، در صحنه بین المللی بر تحریم ها فائق آید، تورم افسار گسیخته ی این ایام کنترل شود و از تعطیلی و توقف بیشتر واحدهای تولیدی- تجاری و صنعتی جلوگیری شود، لذا همه و همه این انتخابات را از جایگاه ویژه ای برخوردار کرده است.

امنیت کشور، رفاه عمومی، رشد اقتصادی، کاهش بیکاری، جلوگیری از خروج نخبگان، تشویق سرمایه گذاران داخلی به ادامه کار، سلامت بخشی به سیستم اداری،کاهش و از بین بردن فساد اداری و… مسائلی هستند که با انتخابات سراسری، سالم، رقابتی، مشارکتی، قانونی و دربرگیرنده همه سلائق می توانند محقق شوند. انتخاباتی که حضور نخبگان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و فعالین اجتماعی-مدنی باید به سلامت و گرمای آن کمک نماید و این مقدور نیست جز با عقلانیت، وسعت نظر، درک شرایط داخلی و جهانی، و در این عرصه تندروی و حذف مخالفین و سلیقه های غیر همسو با حاکمیت که خود بخشی از مردم هستند، به بدتر شدن شرایط منجر خواهد شد.

با این وصف اصلاح طلبان در شرایط غیر قطعی، نامعلوم و تردیدآمیز برای حضور در انتخابات قرار دارند و به نظر می رسد در حال حاضر باید روی چهار راه تفکر، تأمل و تصمیم گیری کنند؛

۱٫ عدم شرکت در انتخاباتی که برای آن هیچ گونه روزنه، افق و امیدی از حضور و موفقیت وجود ندارد و از همان ابتدا همه چیز حاکی از عدم امکان حضور است؛ یعنی گروه های اصلاح طلب امکان طرح موضوع انتخابات، نشست های انتخاباتی، تجمع های سیاسی و فراهم آوردن صاحب نظران را نداشته باشند و به محض کوچکترین حرکتی از سوی نیروهای امنیتی یا اطلاعاتی مورد سوال و پرسش واقع شوند. به تعبیری ورود اصلاح طلبان به انتخابات با مجوز و شروطی باشد که نیروهای امنیتی تعیین می کنند که نام این کار را نمی توان مشارکت آزاد و فعال گذاشت، بخودی خود این شرایط یعنی عدم امکان ورود به عرصه انتخابات.

۲٫ به دلیل همزمانی انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر، اصلاح طلبان برای ورود به انتخابات ابتدا به انتخابات شوراها دل ببندند و ارزیابی خود را برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری منوط به تغییر شرایط انتخاباتی برای گروها، احزاب و انجمن های سیاسی-مدنی بکنند و چنانچه محیط و فضای انتخابات به گونه ای بود که امکان حضور برای ریاست جمهوری فراهم شود، در ادامه راه علاوه بر شوراها فعالیت خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نیز دنبال نمایند. البته، اگر وضعیت به گونه نخست بود حتی ممکن است برای شوراها هم شرایط مناسب فراهم نشود در این شرایط باز هم ورود به انتخابات برای اصلاح طلبان مقدور نخواهد بود. زیرا انتخاباتی بدون آزادی فعالیت احزاب و مطبوعات و گروههای اجتماعی ،قطعا انتخاباتی سرد و بی روح خواهد بود و فاقد گرما، رقابت و کارآمدی لازم خوهد بود.

۳٫ راه سوم شروع آهسته و آرام فعالیت انتخاباتی پیرامون شوراها و ریاست جمهوری همزمان و بتدریج خواهد بود که به هر میزان که امکان فعالیت وجود داشت و یا مهیا شد، به همان اندازه حضور اصلاح طلبان گسترش یابد و از ابتدا شرایط و استراتژی ها مطالعه و بررسی شده و همزمان فعالیت ها شروع شود. این راه بدون توجه به شرایط حاکمیت و برگزار کنندگان انتخابات است.

۴٫ اما راه چهارم آن است که اصلاح طلبان که خود را از نظام و نظام را از خود می دانند، بدون توجه به نظر تندروهای حاکمیت، بدون توجه به میزان پذیرش حاکمیت و مقامات برای انتخابات، با تمام قوا به میدان رقابت وارد شوند. یعنی بدون تردید و با توجه به هزینه های احتمالی و پیش رو به انتخابات وارد شوند؛ با این نگاه که در شرایط فعلی و سخت کشور به جهت تحریم ها و تورم، خود را برای انتخاباتی سخت آماده می کنند. در این شرایط و با این روش ممکن است موفقیت حاصل شود یا بالعکس شکستی سخت بدون مطالعه و ملاحظه قبلی برای آنان به وجود آید.

در هر صورت، حضور یا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو می تواند عواید یا عوارض فراوانی داشته باشد و به آسانی نمی توان راجع به آن تصمیم گرفت، لذا نیازمند هم اندیشی، مطالعه و بررسی دقیق است.

* استاندار سابق گلستان و مدیرکل شوراهای وزارت کشور در دولت خاتمی


 


همزمان با طرح تحریم سوریه در شورای امنیت و هشدارهای بین المللی به بشار اسد، سفیر این کشور در عراق به مردم پیوست.

به گزارش بی بی سی نواف فارِس اولین دیپلمات ارشد سوریه است که حکومت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه را ترک می کند.

فارس با صدور بیانیه ای وضعیت در سوریه را یک “کشتار هولناک به دست جنایتکاران یک رژیم بی رحم” توصیف کرد.

او گفت که بر این اعتقاد است که دیگر امیدی به اصلاحات واقعی وجود ندارد.

او گفت: “من از همه اعضای حزب (بعث) می خواهم چنین کنند زیرا این رژیم آن را به ابزاری برای سرکوب مردم و آرزوهای آنها برای آزادی و کسب حیثیت، بدل کرده است.”

آقای فارس – فرماندار سابق چند استان سوریه – در سال ۲۰۰۸ به عنوان سفیر سوریه در عراق منصوب شده بود. او اولین فرستاده سوریه در عراق طی تقریبا سه دهه بود.

فارس رئیس یک قبیله سنی به نام عقیدات است که در مرز شرقی سوریه در همسایگی عراق مستقر است.

در همین حال، کشورهای غربی در حال توزیع متن پیش نویس یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل هستند که در آن به بشار اسد، رییس جمهور سوریه ۱۰ روز مهلت داده شده است تا به خشونت علیه شهروندان سوری پایان دهد.

در این قطعنامه به آقای اسد هشدار داده شده که اگر در این ۱۰ روز به خشونت علیه شهروندان سوری خاتمه ندهد، مورد تحریم قرار خواهد گرفت.

این مواد بخشی از قطعنامه ای محسوب می شود که ماموریت ناظران صلح سازمان ملل متحد را که هفته آینده به پایان می رسد، در سوریه تمدید می کند.

این قطعنامه امکان تحریم های غیر نظامی را نیز فراهم می کند.روسیه که همواره با اعمال تحریم علیه سوریه مخالف بوده، پیش نویس قطعنامه جداگانه ای را در میان اعضای شورای امنیت سازمان ملل توزیع کرده است.

در قطعنامه پیشنهادی روسیه، این کشور خواستار تمدید ۹۰ روزه دوره ماموریت ناظران صلح سازمان ملل شده و بر تلاش برای یافتن راه حل سیاسی برای بحران موجود در سوریه تاکید شده است.

ناظران می گویند این اقدام روسیه سرآغاز یک درگیری دیپلماتیک در شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

کوفی عنان، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب برای حل بحران سوریه که در روزهای اخیر به ایران و عراق سفر کرده است، از دولت های این کشورها خواسته در حل بحران سوریه شریک باشند.

از سه ماه گذشته تا کنون نزدیک به ۳۰۰ ناظر صلح به سوریه سفر کرده اند.

روز گذشته، چهارشنبه، یازدهم ژوئیه، نمایندگان اصلی‌ترین گروه مخالف دولت سوریه اعلام کردند که مذاکراتشان با مقامات روسیه برای آن که آنها را متقاعد کنند که بشار اسد باید از قدرت کنار برود، با شکست روبه‌رو شده است.

مخالفان دولت سوریه تاکید دارند که باید به عنوان بخشی از توافق‌ها برای انتقال قدرت در سوریه، بشار اسد از قدرت کناره‌گیری کند اما روسیه با چنین درخواستی مخالف است.

این در حالیست که نواف فارس، اولین دیپلمات ارشد سوریه حکومت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه را ترک کرده است. سفیر سوریه در عراق با هولناک خواندن کشتارها توسط “جنایتکاران رژیم” سوریه گفته است که به “انقلاب مردم” این کشور پیوسته است.


 


شعبه دوم دادیاری دادسرای شهیدمقدس تهران (جنب زندان اوین) با ارسال نامه های جداگانه به رضا خندان همسر و مهراوه دختر نسرین ستوده وکیل دادگستری، آنها را ممنوع الخروج کرد. هیچ دلیلی در برگه احضاریه ای که برای مهراوه ورضا خندان صادر شده است برای صدور این قرار ذکر نشده و می توان آن را را بخش دیگری از اعمال فشار روانی بر روی زندانیان سیاسی دربند ارزیابی کرد.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، مهراوه خندان فرزند آقای خندان تنها ۱۲ سال ونیم دارد و مشخص نیست که به چه دلیل فرزند نسرین ستوده با چنین محرومیتی مواجه شده است. این اولین بار است برای فرزند نوجوان یک زندانی سیاسی قرار ممنوع الخروجی صادر می شود.

تاریخ «برگ احضار متهم» ۳۱ خرداد ماه است و در آن گفته شده که چنانچه اعتراضی به قرارممنوع الخروجی وجود دارد ظرف مدت بیست رو از تاریخ ابلاغ کتبا به شعبه دادیاری اعلام شود.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، در این باره گفت: «دریافت چنین قراری کاملا بی مقدمه بود. نه فکرش را می کردیم نه سفری در پیش داشتیم و به نظرم هدف از این کار بیشتر از بین بردن تعادل روحی و ذهنی خانواده و وارد کردن یک شوک روحی به کل اعضای خانواده است.»

او افزود: « مهراوه زیر ۱۳ سال دارد واگر جرمی مرتکب شده باشد در صلاحیت دادسرای سیاسی وامنیتی نیست که رسیدگی کند چون همین جوری که کسی را ممنوع الخروج نمی کنند. ابتدا باید اتهامی در انجا مطرح شود وسپس با استناد به آن اتهام فرد تحت پیگرد حقوقی وقضایی قراربگیرد و سپس قرار ممنوع الخروجی برایش صادر شود تا به اتهام مطرح شده که ما هم از آن بی خبریم رسیدگی شود.»

رضا خندان همچنین افزود: « صدور قرار ممنوع الخروجی و ارسال برگه احضار متهم برای دختر ۱۲ ونیم ساله ام در حالی صورت گرفته است که به اتهامات کودکان و نوجوانان در دادگاه های ویژه اطفال رسیدگی می شود.»


 


هفده سال از کشتار بیش از هشت هزار نفر از مسلمانان شهر سربرنیتسا به دست صربها می گذرد و هنوز هم مراسم خاکسپاری اجساد پیدا شده در سالگرد این فاجعه ادامه دارد.

کامیون هایی که از سارایوو پایتخت شهدای جنگ بوسنی می گذرند حاوی اجسادی به مقصد پوتوچاری قبرستان قربانیان سربرنیتسا هستند.

امسال حدود ۵۲۰ جسد قربانیان این جنگ شناسایی شدند. بین این اجساد، بقایای بدن شش کودک و چهار زن نیز به چشم می خورد. با احتساب مراسم امروز ۵۶۵۷ نفر جمعا در سربرنیتسا دفن شده اند. رقمی خوفناک، اما خاکسپاری این اجساد برای خانواده های آنان اهمیت دارد.

یک مرد در مورد مرگ پسرش می گوید: "من پسرم را که ۲۶ سال داشت به خاک خواهم سپرد.زمانی که سربرنیتسا سقوط کرد ما به جنگل گریختیم.درست هنگامی که به اسناگوو رسیدیم صربها شروع به تیراندازی به طرف ما کردند. هشت نفر از جمله پسرم کشته شدند.جسدش در آن منطقه باقی ماند تنها دو استخوان از او را پیدا کردم.پیش از این بستگان زیادی را به خاک سپرده بودم.همسرم نیز از غصه فوت کرد دیگر نمی دانم چه کنم."

سربرنیتسا فاجعه ای که پایان ندارد. زمین بوسنی هنوز گورهای دسته‌جمعی در خود پنهان کرده که به مرور زمان آنها کشف می شوند. بازماندگان جنگ و خانواده قربانیان هنوز قادر به سوگواری نیستند و حتی بازداشت متهمان و برگزاری دادگاه راتکو ملادیچ متهم اصلی پرونده، موجب آرامش آنها نمی شود.

یک زن می گوید: "درد بوسنی و زجر منطقه درینا را ملادیچ نمی فهمد. آنها باید او را به اینجا بیاورند و محاکمه کنند."

یک مادر که فرزند خود را از دست داده اظهار می دارد: "امیدوارم که او دیگر فرزندانش را نبیند. بچه من هیچگاه پدرش را ندید از او به غیر از چهار تکه از استخوان های بدنش چیز دیگری پیدا نکردند و اکنون آنها را اینجا به خاک می سپاریم."

دادگاه جنایی بین المللی در لاهه روز دوشنبه دادرسی متهم به جنایت جنگی (راتکو ملادیچ) را که شانزده سال از چنگ عدالت فرار کرده بود، از سر گرفت. جلسه روز دوشنبه به استماع شاهدان اختصاص داشت. راتکو ملادیچ هفتاد ساله بدون هیچ عکس العملی در جریان طرح مدارک و شواهد قاطع در دادگاه قرار می گیرد.

اما انکار این جنایات از هفده سال پیش تا کنون از طرف هواداران وی ادامه دارد. در منطقه پاله مقر سابق صربهای بوسنی در ۱۴ کیلومتری سارایوو نیز هیچ درسی از گذشته گرفته نشده است. یک زن به طرفداری از آقای ملادیچ گفت: "هیچ اهمیتی ندارد اگر او امروز در لاهه است وی همیشه یک قهرمان صرب به حساب می آید."

یک مرد هوادار راتکو ملادیچ نیز می گوید: "برای صربها ملادیچ مترادف با عدالت و بقای مردم صربستان است. به اعتقاد من امروز صربها به یک ملادیچ دیگر احتیاج دارند."

بین کسانی که امروز در مراسم شرکت می کنند آرتور شنی یر، یکی از بازماندگان هولوکاست شرکت دارد به اعتقاد وی باید از واقعه سربرنیتسا نیز درس گرفت و علیه سکوت و بی تفاوتی مبارزه کرد.

آرتور شنی یر، خاخام نیویورک و بازمانده هولوکاست می گوید:" در نهایت ما بهای سکوت را گران می پردازیم. سکوت یک پاسخ نیست، باید در مقابل بی عدالتی برخاست. زمانی که در مقابل رفتار غیر انسانی انسانها قرار می گیریم نمی توانید چشمان خود را ببندید شما باید فریاد ستمدیدگان را بشنوید."

منبع: یورو نیوز


 


رییس جمهوری مصر در نخستین سفر خارجی خود، روز چهاشنبه برای انجام یک دیدار رسمی از عربستان سعودی، در صدر هیاتی وارد جده شد.

به گزارش رسانه ها، محمد مرسی در این سفر دو روزه که نخستین سفر خارجی وی پس از انتخاب شدن به عنوان رییس جمهوری مصر به شمار می رود، با عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه سعودی ودیگر مقامات بلندپایه این کشور دیدار و گفت وگو خواهد کرد.

مناسبات و همکاری های دوجانبه، مسائل منطقه ای و بین المللی از مهمترین محورهای گفت و گوی رییس جمهوری مصر با مقامات سعودی را تشکیل می دهد. از سوی دیگر انتظار می رود روابط اقتصادی میان مصر و عربستان در جریان این دیدار به طور مفصل بررسی شود.

با توجه به مشکلات اقتصادی و کاهش سرمایه گذاری خارجی در مصر، عربستان یکی از مهمترین سرمایه گذاران و شرکای خارجی این کشور به شمار می رود. حجم مبادلات تجاری میان مصر و عربستان سعودی بالغ بر پنج میلیارد دلار است.

از سوی دیگر در حال حاضر حدود یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار مصری در عربستان سعودی مشغول بکار هستند و سالانه میزان قابل توجهی ارز به کشور خود حواله می کنند.

پذیرش حکم دادگاه قانون اساسی

در همین حال در پی اصرار دادگاه عالی قانون اساسی مصر مبنی بر انحلال پارلمان، رئیس‌جمهوری این کشور با اعلام اینکه به حکم دادگاه قضایی احترام می‌گذارد تاکید کرد به این حکم تن می‌دهد.

به گزارش الجزیره، محمد مرسی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که به دستورات صادر شده از سوی دادگاه عالی قانون اساسی این کشور مبنی بر انحلال پارلمان پایبند است و به حکم این دادگاه که مجلس الشعب را منحل می‌داند، احترام می‌گذارد.

مرسی در این بیانیه آورده است: اگر حکم دادگاه عالی قانون اساسی مصر این است که مجلس الشعب دیگر به انجام وظایف خود ادامه ندهد ما به این حکم احترام می‌گذاریم چرا که دولت مصر دولت قانون است که در آن به قانون اساسی و موسسات و نهادهای مختلف کشور احترام گذاشته می‌شود.

رئیس‌جمهوری مصر تاکید کرده است که با گروه‌های سیاسی، نهادهای مختلف و مقامات عالی قضایی این کشور برای برون رفت از وضعیت کنونی مصر به بهترین شکل مذاکره و رایزنی خواهد کرد.

در این بیانیه که پایگاه اینترنتی حزب آزادی و عدالت مصر وابسته به اخوان المسلمین و برنده انتخابات پارلمانی بر روی سایت خود منتشر کرده، آمده است: حکم ریاست جمهوری مصر مبنی بر توقف انحلال مجلس و بازگشت نمایندگان به کارهای خود در راستای قانون و هدف از آن احترام به دستگاه قضایی و قانون اساسی مصر و به نفع ملت و منافع عالی کشور بود.

از سوی دیگر، محمد فواد جادالله، مشاور حقوقی محمد مرسی در سخنانی اعلام کرد که رئیس‌جمهوری منافع عالی کشور را بالاتر از همه چیز می‌داند و به دستورات صادر شده از سوی دستگاه قضایی کشور احترام می‌گذارد.

در پی انحلال پارلمان توسط دادگاه قانون اساسی مصر رئیس‌جمهوری این کشور پس از رسیدن به قدرت اعلام کرد که پارلمان باید به فعالیت‌های خود ادامه دهد و بنا به دستور وی پارلمان نشستی را برگزار کرد که این امر اعتراض دادگاه عالی قانون اساسی را به دنبال داشت و به مرسی ۳۲ ساعت مهلت داد تا حکم خود را پس بگیرد.


 


حمید سمندریان استاد بزرگ تئاتر ایران سحرگاه امروز ۲۲ تیرماه در منزل خود چشم از جهان فروبست.

به گزارش مهر، حمید سمندریان متولد ۱۳۱۰ سحرگاه ۲۲ تیرماه بعد از دست و پنجه نرم کردن با بیماری در سن ۸۱ سالگی در منزل خود دار فانی را وداع گفت. این استاد بزرگ تئاتر ایران در حالی برای همیشه صحنه تئاتر را ترک کرد که آرزوی اجرای نمایش “گالیله” را به عنوان وصیت نامه هنری خود داشت.

سمندریان ، ساعت ۹ صبح روز شنبه از مقابل تالاری که به نام او (استاد سمندریان) در تماشاخانه‌ ایرانشهر نامگذاری شده است، به سمت قطعه‌ی هنرمندان بهشت‌زهرا (س) تشییع خواهد شد.

سمندریان طی سه دهه گذشته تنها چهار اثر نمایشی را کارگردانی کرد و به صحنه برد و این در حالی بود که وی از جمله کارگردانان برجسته تئاتر در آسیا بود که در کشور آلمان و زیر نظر ادوارد مارکس کارگردان برجسته تئاتر دنیا کارگردانی را آموخت.

سمندریان در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد. شروع فعالیت‌های تئاتری او در حین تحصیل در دوره‌ی متوسطه با حضور در کلاس‌های تئاتر و هنرپیشگی اساتیدی چون حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی زیر نظر عبدالحسین نوشین بود.

او پس از اتمام دوره‌ی دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دوره‌ی مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند، اما بعد از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. برخورد با تئاتر آن‌قدر برایش گسترده بود که طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش «ادوارد مارکس» که یکی از استادان برجسته‌ تئاتر بود، اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه‌ای مشغول به کار شد.

سمندریان پس از پایان این دوره به دعوت اداره‌ی هنرهای نمایشی دراماتیک اداره‌ی کل هنرهای زیبای کشور به ایران بازگشت و نمایشنامه‌ی «دوزخ» را در تالار همین اداره به روی صحنه برد و فعالیت‌های خود را به شکل پیوسته در عرصه تئاتر ادامه داد.

حمید سمندریان در سال‌های پیش از انقلاب، سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به‌نام گروه هنری پاسارگاد را تشکیل داد که از افراد این گروه می‌توان پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله و مهدی فخیم‌زاده را نام برد.

همچنین از معروف‌ترین شاگردان سمندریان می‌شود به: عزت‌اله انتظامی، گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، میکاییل شهرستانی، احمد آقالو، کیومرث مرادی، پرویز پورحسینی، گلاب آدینه، مهدی و ناصر هاشمی و آتش تقی‌پور اشاره کرد.

سمندریان در تمام این سال‌ها حسرت اجرای «گالیله» را با خود داشت، آخرین‌بار در سال ۱۳۸۹ سرگرم ترجمه و کار بر روی این نمایشنامه‌ی معروف برتولت برشت بود و قصد داشت اواسط تیرماه همان سال گروه بازیگران این نمایش را مشخص کند تا براساس توافقات انجام‌شده با شهرداری تهران، «گالیله» را از بهمن سال ۸۹ تا اردیبهشت ۹۰ در تماشاخانه‌ی ایرانشهر به صحنه ببرد، اما این آرزو هرگز محقق نشد.


 


با گذشت بیش از سه سال از کشته شدن سهراب اعرابی نه تنها پرونده قضایی وی همچنان مفتوح و پیگیری های خانواده به نتیجه نرسیده است، بلکه روز بروز بر تهدیدها و فشارها بر روی خانواده افزوده می شود.

برادر سهیل اعرابی برادر این شهید جنبش سبز که هم اکنون در خارج از ایران بسر می برد به “جرس” می گوید: ” پرونده پیگیری قضایی و شناسایی عاملان و آمران قتل برادرم هنوز باز است اما هنوز با گذشت سه سال به نتیجه ای نرسیده است. سه سال گذشت و هنوز ما نمی دانیم چه بلایی به سر سهراب آمده و در نامه ای که پزشکی قانونی به ما داد، نوشته شده بود که سهراب را در بیست و نه خرداد تحویل آنها دادند، اینکه چهار روز کجا بوده و چه اتفاقی در این مدت برای او افتاده هیچ خبری نداریم. بعد از یکسال متوجه شدیم که دو تیر به برادرم خورده است نه یک تیر… گلوله ای که سهراب را کشته است از تفنگ کلاشینکف (اسلحه سازمانی) بوده است و اگر بخواهند، سریع می توانند قاتل را شناسایی کنند و بگویند اسلحه متعلق به چه کسی بوده و تیراندازی کرده است… با گذشت سه سال و عدم پاسخگویی مشخص است که نمی خواهند عاملین را معرفی کنند. اما ما باز امیدواریم مقامات حکومتی و قضایی کشور سر عقل بیایند و قاتل برادرم را معرفی و محاکمه کنند.”

سهراب اعرابی، شهید نوزده ساله ای است که چهراه اش بعنوان نمادی از جنبش سبز ایران شناخته شده است. سهراب اعرابی پس از راهپیمایی مسالمت آمیز روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ از مادر خود جدا و دیگر به خانه باز نگشت. مراجعات خانواده سهراب به زندان ها، کلانتری ها و بیمارستان ها برای گرفتن نشانی از او به جایی نرسید تا اینکه پس از بیست و شش روز مادر و برادر سهراب، جنازه سهراب را در پزشک قانونی شناسایی می کنند. در طی این مدت دادخواهی خانواده او نه تنها به جایی نرسید بلکه فشارها و تهدیدها همچنان ادامه دارد. تنها پیشنهاد ماموران حکومتی، پرداخت دیه به خانواده سهراب اعرابی بوده است که مادر وی در پاسخ آنها گفته است به شرطی از خون فرزندم می گذرم که زندانیان سیاسی آزاد شوند و از رهبران جنبش سبز رفع حصر کامل گردد.

برادر سهراب خاطرنشان می کند: “در این مدت خیلی فشار بر روی خانواده آوردند و اذیت کردند تا جاییکه من مجبور به ترک کشور شدم… برادران و مادرم را تحت فشار و اذیت قرار دادند تا ساکت شوند و این فشارها همچنان ادامه دارد. واقعا جای تعجب دارد که برادر نوزده ساله من را بی گناه کشته اند و هرازگاهی تهدید می کنند و خانواده را تحت فشار قرار می دهند. نمی دانم سران حکومت با این کارها چه هدفی را دنبال می کنند؟ بهتر است به جای اینهمه فشار کسی را که برادر جوان من را کشته محاکمه کنند تا این قضیه تمام شود. در حقیقت اینها از ادامه اعتراضات مردم واهمه دارند اما اگر به این شرایط نابسامان پایان دهند اعتراضات مردم هم قطع می شود اما متاسفانه با این فشارها دارند وضعیت را بدتر کنند…”

اعرابی با تاکید براینکه اگر یک کشوری آزاد باشد هیچگاه چنین اتفاقاتی در آن رخ نمی دهد ادامه می دهد: “بالاخره مردم بی دلیل که اعتراض نمی کنند. به علت اینکه ندا و سهراب بعنوان سمبل جنبش سبز شناخته شده اند آقایان فکر می کنند یاد آنها می تواند برای سیستم خطرناک باشد. سال پیش در زمان برگزاری مراسم سهراب حدود سی و چهل نفر آمده بودند و جلوی مردم را می گرفتند و از آنها پرس و جو می کردند… بخاطر همین فشارها است که مادرم هر سال خانه می نشیند و مردم برای عرض تسلیت می آیند. حتی این آقایان تحمل تسلیت گفتن مردم را هم ندارند. سهراب و دیگر شهدای جنبش سبز در دل مردم هستند و اگر جلوی آنها برای تسلیت گفتن هم گرفته شود، اما یاد این عزیزان از دل آنها نمی رود. سهراب و کشته شدگان جنبش سبز به حدی در دل مردم جا دارند که نه تنها با اعمال محدودیت، بلکه با فیلم سازی ها و وصل کردن اینها به سازمان های مختلف (مثلا ندا آقا سلطان را صهیونیست ها کشته اند) هم یاد آنها فراموش نخواهد شد. آقایان اگر خیلی دلشان برای کشور می سوزد، وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی را درست کنند نه اینکه فشارها را بر روی خانواده های آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری را افزایش دهند.”

وی در پایان تاکید می کند: ” ما چیزی جز معرفی و محاکمه قاتل نمی خواهیم.باز تاکید می کنم کوچکترین مزاحمت و اتفاقی داخل ایران برای خانواده، باعث می شود که من اینجا صدایم را بلند تر کنم. با احمد شهید مصاحبه می کنم و تمام اتفاقات و مسائل را خواهم گفت. اینطور نیست که با این فشارها ما را وادار به سکوت کنند.”

گفتنی است، به گزارش سرخ سبز، پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی که یکی از اعضای تشکل مادران صلح است، گفته است: سهراب آگاهانه به خیابان رفت، خواسته های سهراب نه تنها خواسته های مردم ایرانی بلکه خواسته های همه مردم دنیا از جمله مردم سوریه هم است. خواسته هایی نظیر آزادیِ انتخابات، آزادیِ احزاب، آزادی اقلیت ها، مذاهب، آزادی اندیشه، چرا من نمی توانم بروم صدا و سیما حرفم را بزنم؟ چرا نماینده ی من نمی تواند کاندیدا شود. اینها خواسته هایی است که باید به آن توجه بکنند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته