-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه

Latest News from Emrooz for 07/08/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



امروز: کارکنان مرکز اطلاعات تلفن ۱۱۸ شیراز در اعتراض به تحمیل قراردادهای جدید از سوی پیمانکار برای پنجمین روز پیاپی در اعتصاب به سر می برند.

به گزارش کلمه، صبح امروز - یکشنبه ۱۸ تیرماه - بیش از ۱۰۰ نفر از کارکنان مرکز اطلاعات تلفن ۱۱۸ مخابرات شیراز برای چندمین بار در اعتراض به تعدیل نیرو، شرایط کاری نامناسب و شیوه جدید عقد قرارداد‌ها در مقابل استانداری فارس گرد هم آمدند.

اعتصاب صنفی کارکنان مرکز ۱۱۸ شیراز در حالی وارد پنجمین روز خود می‌شود که روزانه بیش از ۸۰ هزار تماس با این مرکز با بوق اشغال مواجه می‌شود.

مرکز ۱۱۸ مخابرات شیراز بیش از ۳۰۰ کارمند دارد که همه آنها در حال حاضر در اعتصاب هستد.

کلمه پیش از این گزارش داده بود که پیمانکار جدید مرکز ۱۱۸ مخابرات شیراز حضور مجدد کارمندان در این مرکز را مشروط به اخذ قراردادی جدید با آنها کرده است. در این قرارداد جدید مقدار حقوق دریافتی این کارمندان بر اساس میزان تماس های مردم با این مرکز تعیین می شود و ایلنا در این باره اعلام کرد که طبق قرارداد جدید ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان از میزان دریافتی کارمندان نسبت به قرارداد فعلی کسر خواهد شد.

علی اصغر روزگار، عضو هیات مدیره مخابرات فارس، پیش از این ضمن حمایت از این اقدام و بی توجهی به اعتراض کارمندان به خبرنگار روزنامه خبرجنوب گفته بود: این کار در راستای تعدیل هزینه های صورت گرفته است و از سوی دیگر برای انجام هر کاری باید ابتدا قرار داد بسته شود و پیمانکار جدید نیز خواستار قرارداد جدید است و این افراد بر مبنای کاری که انجام می دهند و بر اساس پاسخ گویی به مردم حقوق دریافت می کنند نه بر مبنای نشستن در این مرکز.

مدیر عامل شرکت مخابرات استان فارس نیز ضمن تائید این شیوه از قرارداد به کارگر نیوز گفته بود: وجود ذهنیت‌های متفاوت نسبت به شیوه قراردادهای جدید باعث بروز این اعتراضات شده است. پیمانکار جدید بر اساس مقررات و نظارت اداره کار موظف به عقد قرارداد با پرسنل است لذا در این نظام جدید میزان پرداخت دستمزد تغییری نکرده و تنها شیوه دریافت حقوق از روزمزدی به کارمزدی یا ساعت مزدی تغییر یافته است.


 


امروز: روزنامه صبح امروز ،تابستان 1378

ژيلا بني‌يعقوب

سحرگاه هجدهم تيرماه كه نيروهاي سياهپوش به خوابگاه دانشجويان يورش مي‌بردند و دانشجويان را از خواب بيدار مي‌كردند تا تن خواب‌‌آلودشان را زير باتوم بگيرند و خون از سر و رويشان جاري سازند، شايد خود نمي‌دانستند كه يك بحران بزرگ را براي كشور كليد مي‌زنند اما اگر اين پياده نظام‌ها به تبعات و اندازه كار خود كاملاً‌ آگاه نبودند همان موقع فرماندهان این عملیات كه دقايقي قبل فرمان حمله را صادر كرده بودند دقيقاً مي‌دانستند چه اتفاقي دارد مي‌افتد: آن‌ها در همان لحظه عمليات بزرگي را عليه دولت خاتمي آغاز كرده بودند.

فرماندهي اين عمليات كار پرزحمتي بود. آن‌ها تا صبح چشم بر هم نگذاشتند تا نتايج عملياتي كه روزهاي زيادي را صرف طراحي‌اش كرده بودند، ببينند و از دور با موبايل و بي‌سيم ، پياده نظام اين عمليات را براي روز نوزدهم تيرماه آماده كنند.

ما نمي‌دانيم چه كسي خبر پايان موفقيت‌آميز آن شبيخون را به اطلاع فرماندهان عمليات حمله به كوي دانشگاه رساند... آيا موفقيت‌آميز بود؟!

آن‌ها به خوابگاه‌هاي 14،21،20 و 15 حمله كرده بودند، مواد آتش‌زا به درون اتاق‌ها انداخته بودند، دانشجويان را تا سرحد مرگ كتك زده بودند.حداقل يك نفر را کشته بودند.كامپيوترها را شكسته بودند... پول‌هاي دانشجويان را با خود برده بودند.. پايان‌نامه‌ها، كتاب‌ها و جزوه‌هاي درسي‌شان را آتش‌ زده بودند... تمام شيشه‌هاي مسجد را خرد كرده بودند. دانشجويي را كه در حال خواندن نماز شب بود، مورد ضرب‌وشتم قرار داده بودند (بعداً مشخص شد اين دانشجو فرزند شهيد بود)... آن‌ها دانشجويان خارجي را نيز از حمله شبانه خود بي‌نصيب نگذاشتند. تمام دلارهاي آن‌ها را به زور گرفتند و با خود بردند.آن‌ها را نيز به شدت كتك زدند. وقتي كتك مي‌خوردند فرياد مي‌زدند: «ما ايراني نيستيم» اما هيچ فايده‌اي نداشت. آيا اين‌ها همان دانشجوياني بودند كه قرار بود بخشي از كار صدور انقلاب به مدد آن‌ها صورت گيرد؟

... آن‌ها هر دانشجويي را كه ديدند، كتك زدند: ايراني و غيرايراني فرقي نمي‌كرد.

ما نمي‌دانيم وقتي فرماندهان اين عملیات خبر پايان حمله شبانه را شنيدند چه كردند؟ اما مي‌توانيم تصور كنيم كه: تا خورشيد نوزدهم تيرماه سربزند آن‌ها بارها از سرشادي از جاي خود جستند و غريو پيروزي سردادند... اما هرگز نمي‌توانيم تصور كنيم كه كف هم زده باشند و سوت هم كشيده باشند... به احتمال زياد آن‌ها از كف و سوت خيلي بدشان مي‌آيد... شايد آن‌ها از همان روزي كه دانشجويان براي رئيس‌جمهور خاتمی كف زدند و سوت كشيدند، فكر اين شبيخون را در سر مي‌پروراندند (دو سال پيش بود؟)

دانشجویان شب قبل از حادثه در اعتراض به توقیف روزنامه اصلاح طلب سلام ،در کوی تجمع کرده بودند و شعارهایی بر علیه سانسور مطبوعات و همینطور محافظه کاران سر داده بودند. آنها همین را بهانه ای برای حمله به کوی دانشگاه قرار دادند(آیا این فقط یک بهانه کوچک نبود؟)

اين فرمانده هان به خوبي مي‌دانستند كه قرار نيست عملياتشان در آن سحرگاه به پايان برسد: آن‌ها روزهاي پرمشغله‌اي را پيش‌رو داشتند. خدا مي‌داند چند شب و روز ديگر بايد چشم بر هم نمي‌گذاشتند.

خيابان كارگرشمالي. شب بعد از حادثه

شب از نيمه گذشته بود. گروهي از دانشجويان داخل كوي دانشگاه بودند و گروهي ديگر در بيرون كوي در خيابان كارگرشمالي.

در مسجد كوي، مصطفی تاج‌زاده ،معاون وزیر کشور دولت خاتمی براي دانشجويان سخن مي‌گفت و كمي آن‌سوتر در حياط كوي، دانشجويان گرد يك وزير بر زمين نشسته بودند؛ او مصطفي معين بود: وزير فرهنگ و آموزش عالي كه همچون دانشجويان روي زمين نشسته بود.

و اما در بيرون كوي وضع به ميدان نبرد شبيه‌تر بود تا يك خيابان دانشگاهي. خيابان اميرآباد شمالي سنگربندي شده بود... دانشجويان در يك سو و انصار حزب‌الله در مقابل يكديگر صف‌آرايي كرده بودند. دانشجويان مواضع استقرار خود را با نرده‌هاي سبز رنگي كه از داخل كوي آورده بودند، مشخص كرده بودند.

و درست در مقابل اين ميله‌هاي فلزي سبز رنگ در فاصله‌اي كه حدوداً 80متر بود نيز ديواري به رنگ سبز ديده مي‌شد، ديواري كه آدم‌ها اجزاء تشكيل‌دهنده‌اش بودند: آدم‌هايي با لباس سبز... با باتوم و سپر... آن‌ها پليس ضدشورش بودند... و در پشت اين سبزپوشان آدم‌هايي با لباس شخصي ديده مي‌شدند. ما در ميان دانشجويان بوديم و از اين فاصله نمي‌شد تعداد تقريبي‌شان را حدس بزنيم.

دانشجويان در چند نقطه از محوطه‌اي كه در تصرف خودشان بود، آتش روشن كرده بودند. پرسيدم:

بچه‌ها، چرا آتش روشن كرده‌ايد؟

دانشجويي كه صورتش را پوشانده بود، گفت: چشم‌هايمان خيلي مي‌سوزد... نفسمان گرفته... براي مقابله با گاز اشک آور مجبوريم آتش روشن كنيم.

... به يكباره بچه‌ها به طرف عقب فرار كردند... كسي فرياد مي‌زد:

بچه‌ها! فرار كنيد دوباره گاز انداختند.

سوزش شديدي در چشم‌هايم احساس كردم، ناخودآگاه دست‌هايم را به طرف صورتم بردم. انگشتانم كه پوست صورتم را لمس كرد، سوزش و درد چند برابر شد. دانشجويي كه در كنارم ايستاده بود، فرياد زد:

به صورتت دست نزن... همين‌طور به چشم‌هايت... هزار بار دردش بيشتر مي‌شود.

يك دانشجو با سر پانسمان شده گفت:

ما هنوز شب گذشته را فراموش نكرده‌ايم. وقتي به اتاق‌هاي ما يورش آوردند ما خواب بوديم... خواب بوديم كه باتوم‌ها را بر سر و صورتمان فرود آوردند. همه چيز را خراب كردند، شكستند و دانشجويان را از پله‌ها به پايين پرتاب كردند. من با چشمان خودم ديدم كه يكي از دوستانم را از طبقه چهارم به پايين پرت كردند.

... و باز باران سنگ، صداي شليك چند تير پياپي نيز شنيده شد. كسي فرياد زد:

بچه‌‌ها نترسيد «هوايي» است.

براي چند دقيقه آرامش حكمفرما شده بود. از آن‌سو گاز اشك‌آور پرتاب نمي‌شد، از اين‌سو هم كسي سنگ نمي‌زد. به آن‌سو نگاه كردم مردي بر شانه‌هاي كس ديگري ايستاده بود و براي ديگران سخن مي‌گفت.

دانشجويي فرياد زد: - نگاه كنيد، يكي از رهبران انصار است، دارند سازماندهي مي‌كنند و در اين‌‌سو در پشت نرده‌هاي سبز كه خاكريز دانشجويان محسوب مي‌شد، دانشجويي سخن مي‌گفت (سخن نه ! فرياد مي‌زد):

«برادران و خواهران دانشجو! مراقب باشيد. جنبش‌هاي دانشجويي همواره تبديل به حركت‌هاي تند و راديكالي شده‌اند. ما نيز اين نوع حركت‌ها را در نخستين سال‌هاي پس از انقلاب شاهد بوديم و ديديم كه چه شد.بايد دقت كنيم. بعضي‌ها دلشان مي‌خواهد ما كاري كنيم كه فضا كاملاً خشونت‌آميز شود. ما بايد هوشياري انقلابي خود را حفظ كنيم. ما با راه‌هاي خشونت‌آميز نمي‌توانيم به نتيجه برسيم. خشونت فقط وضع را بدتر مي‌كند... بچه‌ها دقت كنيد...»

و بچه‌ها حرف‌هايش را تأييد كردند، با فرستادن تكبير.

آن‌ها چه كساني بودند؟

كساني از خط حائل (منطقه‌اي كه ميان نيروي انتظامي و دانشجويان قرار داشت) به اين‌سو آمدند: به طرف دانشجويان. كسي فرياد زد:

اين «علي ربيعي» است.

علي ربيعي ديگر كيست؟ (يك دانشجو پرسيد) و دانشجويي فرياد زد:

بچه‌ها! به او كاري نداشته باشيد، او مشاور رئيس‌جمهور است، مديرمسؤول روزنامه كاروكارگر هم هست. و يك دانشجو نيز گفت:

"او عضو كميته پيگيري قتل‌هاي زنجيره‌اي است."

و بالاخره علي ربيعي به ميان دانشجويان آمد. او مي‌خواست حرف بزند اما كسي به او فرصت صحبت كردن نمي‌داد. بچه‌ها انتقاد مي‌كردند و مي‌پرسيدند: چرا چنين حوادثي بايد اتفاق بيفتد؟ چه كسي مسؤول اين فاجعه است؟ چه كسي بايد پاسخگو باشد؟

دانشجويان خشمگين بودند و از آنچه كه از ديشب تا به حال بر آن‌ها رفته بود. براي ربيعي مي‌گفتند... و ربيعي آن‌ها را به آرامش فرا مي‌خواند. اما فايده‌اي نداشت، آن‌ها آرام نمي‌شدند.

گفت‌وگوي ربيعي با دانشجويان

ربيعي بالاخره موفق شد با دانشجويان سخن بگويد. هر چند بارها صحبتش را قطع كردند.

ربيعي حرف‌هايش را با اين جمله آغاز كرد:

بچه‌ها، ما نگرانيم...

اي بابا، چه كسي نگران ماست؟!

بچه‌ها، عزيزان من، ما فقط نگران شما نيستيم. ما نمي‌فهميم چه كسي از كجا تير مي‌اندازد، ما نگرانيم... ما نمي‌دانيم چه خبر است؟

اي آقا، یعنی واقعا شما نمي‌دانيد...

ما نگرانيم يك آشوبي راه بيندازيد وضع را از اين بدتر كنند. من با آقاي رییس جمهور(خاتمی) تلفني صحبت كردم قرار ما اين شد من و چند نفر ديگر از دوستان به كوي بياييم. ما نيروي انتظامي را رد كنيم، انصار هم اگر ايستادند، دستگير شوند... شما هم به داخل خوابگاه‌هايتان برگرديد...

نه! آقاي ربيعي، ما ديگر به اين حرف‌ها اعتقاد نداريم. مگر ضاريان مهاجراني و نوري را گرفتند كه فردا عاملان اين جنايت را مجازات كنند... آقاي ربيعي! بچه‌هاي ما بي‌گناه بودند، شما برويد ساختمان 20 را ببينيد. آن‌ها واقعاً هيچ تقصير و گناهي نداشتند اما ببينيد چه به روز آن‌ها آوردند.

آقاي ربيعي! اگر مي‌خواهيد با ما صحبت كنيد... خب اول آنطرفي‌ها را رد كنيد، بروند... تا آن‌ها را رد نكنيد ما با شما صحبت نمي‌كنيم... ما امنيت نداريم. اگر امشب دوباره به ما حمله كنند، چي؟... شما «انصار» را رد كنيد، بروند.

بچه‌ها! آن‌ها مي‌روند. همين حالا با آن‌ها دارد اتمام حجت مي‌شود.

اگر نرفتند، چه؟

آن‌ها مي‌روند... اگر نروند بازداشت مي‌شوند. آن‌ها كه رفتند شما هم بايد به داخل كوي بازگرديد.

آقاي ربيعي، اگر دانشجويان نروند، چه مي‌شود؟

دانشجويان مي‌روند... دانشجويان دوستان ما هستند. دانشجويان به دولت خاتمی وفا دارند.

و دانشجويان فرياد زدند: ما منتظر خاتمي هستيم... ما منتظر خاتمي هستيم.

آقاي ربيعي! براي اينكه خون بيشتري ريخته نشود شما بگوييد نيروي انتظامي و انصار بروند... آن وقت بچه‌ها به داخل كوي دانشگاه برمي‌گردند.

ما بايد بدانيم چه كسي از انصار حمايت مي‌كند. تا نفهميم آرام نمي‌شويم... ديشب در حالي كه ما را كتك مي‌‌‌‌‌‌‌‌زدند، مي‌گفتند دانشجويان نجس هستند. ما نجس هستيم آقاي ربيعي؟

نه بچه‌ها! اين چه حرفي است. بچه‌ها آرامش خودتان را حفظ كنيد. شما بايد برويد داخل كوي.

آقاي ربيعي! خوابگاه‌هاي ما را ديديد. به خدا در كربلا چنين فجايعي اتفاق نيفتاد... شما خون‌هايي را كه بر زمين ريخته شده را ديديد؟

ديدم...

نديديد، اگر ديده بوديد به ما نمي‌گفتيد به خوابگاه برگرديد، تخت‌ها را شكسته‌اند... كف اتاق‌ها خوني است. كجا برگرديم آقاي ربيعي؟

آقای ربیعی ،اگر راست می گویید شما برويد جلو «انصار» را بگيريد. ما كه اسلحه نداريم. آن‌ها اين همه گاز اشك‌آور پرتاب مي‌كنند، بچه‌ها چشم‌هايشان سوخته، گلويشان گرفته... ميزان گاز اين قدر زياد است كه بعضي از بچه‌ها بيهوش بر زمين افتاده‌اند... اين‌ها را نديديد؟

ديديم بچه‌ها... به خدا ديدم... شما بايد برگرديد داخل كوي. نيروي انتظامي و انصار هم مي‌روند... آن‌ها گفته‌اند اگر شما تا «كوي» عقب برويد، آن‌ها هم تا اتوبان «جلال‌آل احمد» عقب مي‌روند.

مگر شما زورتان به انصار مي‌رسد. هيچ‌كس زورش نمي‌رسد، هيچ‌كس.

آقاي ربيعي! در ديالوگ‌ ما شركت كن... وزيرتان را زدند كاري نتوانستيد بكنيد، حالا براي ما مي‌خواهيد چه كار كنيد؟

بچه‌ها، خوب به من گوش بدهيد .من مي‌گويم راهش اين نيست. شما بايد به داخل كوي برويد.

آقاي ربيعي! «انصار» گاز اشك‌آور از كجا مي‌آورد؟ مگر اينجا جبهه‌ جنگ است؟

آقاي ربيعي! ديديد چه حكمي براي نقدي صادر كردند. پرونده 123 ميلياردي چه شد؟ من پدرم روحاني است. عمويم روحاني است. دايي‌ام نماينده ولي فقيه در يكي از ارگان‌هاست. من كه ضد انقلاب نيستم. پدربزرگ‌هايم هر دو روحاني بودند... من در ماجراي پارك لاله حضور داشتم ديدم كه با زنجير بچه‌ها را زدند، با چاقو زدند. من قبلاً فكر مي‌كردم اين‌ها دروغ است. من چهار خرداد هم اين آقايان را در پارك لاله ديدم كه پس از پايان مراسم ساعت 4 و 45 دقيقه با نيروي انتظامي خوش‌وبش مي‌كردند. همان افراد ديشب به خوابگاه ما حمله كردند.

گفت‌وگوي دكتر خاتمي با دانشجويان

كمي آن‌سوتر دكتر رضا خاتمي (معاون وزير بهداشت و درمان و برادر رئيس‌جمهوري) مشغول گفت‌وگو با دانشجويان بود. بچه‌ها با او صميمانه‌تر سخن مي‌گفتند. شايد به خاطر نسبتش با رئيس‌جمهوري.

دكتر خاتمي نيز دانشجويان را به آرامش فرا مي‌خواند:

بچه‌ها شما بايد به داخل خوابگاه برگرديد. همين حالا... خشونت به نفع شما نيست. به نفع هيچ‌كس نيست. بچه‌ها! كساني مي‌خواهند آشوب به پا كنند و جريان‌هاي خشونت‌آميز ايجاد كنند تا در ميان آشوب و خشونت به اهداف خود برسند.

آقاي دكتر! با كدام تضمين بايد برگرديم... از كجا معلوم همين كه به اتاق‌هايمان برگرديم دوباره به ما حمله نكنند؟ ما امنيت نداريم.

ما تا صبح همين جا پيش شما مي‌مانيم. اما شما بايد برگرديد داخل كوي... و به صورت منطقي و با آرامش و با روش‌هاي قانونمند خواسته‌هاي خود را پيگيري كنيد.

ما هيچ جا نمي‌رويم... ما همين جا به خواسته‌هاي خود خواهيم رسيد، ما منتظر خاتمي هستيم، فقط خاتمي.

آقاي دكتر! اگر ما كوتاه بياييم اين پرونده هم مي‌شود مثل آن همه پرونده ديگر كه هرگز به نتيجه نرسيد... ضاريان آقاي نوري و مهاجراني چه شدند... براي ما مي‌خواهيد چكار كنيد؟ دوم خردادي‌ها براي ما چه كار مي‌توانند بكنند؟

راهش اين نيست... ناآرامي و خشونت به نفع هيچ‌كس نيست...

آقاي دكتر! در اتاق‌هاي ما گاز اشك‌آور زدند... بچه‌ها را توي خواب زير ضربه‌هاي باتوم گرفته‌ بودند... همه چيز را آتش زدند، شما اين چيزها را ديديد؟

ديدم...

شماها زورتان به گروه‌هاي فشار نمي‌رسد.

بچه‌ها! خواهش مي‌كنم شما برگرديد داخل كوي. آن‌وقت نيروي انتظامي و انصار هم مي‌روند.

اول بايد نيروي انتظامي و انصار بروند، بعد ما مي‌رويم.

آقاي دكتر! براي اينكه اين حركت به يك جريان خشونت‌آميز تبديل نشود بگوييد آن‌ها بروند.

هيچ‌كس نتوانست آنها را راضی کند

ساعت به چهار صبح نزديك مي‌شد، گفت‌وگوي مسؤولان با دانشجويان ادامه داشت اما هنوز هيچ كس نتوانسته بود آن‌ها را راضي كند كه به خوابگاه‌هاي خود بازگردند. دانشجويان عصباني بودند و بي‌اعتماد به وعده‌ها...

... ساعت از چهار بامداد هم گذشته بود. اما هنوز هيچ كدام از دولت‌مرداني كه به ميان دانشجويان آمده بودند نتوانسته بودند دانشجويان را راضي كنند كه داخل خوابگاه‌ها بازگردند. آن‌ها مي‌گفتند كه احساس امنيت نمي‌كنند. مي‌گفتند كه تضمين مي‌خواهند... تضمين مي‌خواهند كه ديگر بار اين حوادث تكرار نشود.

يكي از آن ميان مي‌گفت:

اين چندمين بار است كه «آن‌ها» هر كار كه مي‌خواهند مي‌كنند و بعد هم آب از آب تكان نمي‌خورد. چرا كسي به «آن‌ها» چيزي نمي‌گويد؟ چرا «آن‌ها» را مجازات نمي‌كنند... چرا؟

و من پرسيدم:

«آن‌ها» كه مي‌گوييد چه كساني هستند؟

و دانشجويي با پرخاش پاسخم را داد (آن شب همه عصباني بودند و كم تحمل):

" شما نمي‌دانيد آن‌ها چه كساني هستند؟... آن‌ها كه هر جا ما تجمع و مراسمي داريم به ما حمله مي‌كنند... آن‌ها كه در پارك لاله ما را كتك زدند، آن هم جلو چشمان نيروهاي انتظامي... و كسي هم كاري به كارشان نداشت ... همان‌ها ديشب به خوابگاه‌ ما حمله كردند. به ما فحش دادند. فحش‌هاي خيلي بد- به رئيس‌جمهور فحش دادند. فحش‌هاي خيلي ركيك... ما را كتك زدند، با باتوم و چماق... و سايلمان را شكستند و جزوه‌ها و كتاب‌هايمان را آتش زدند."

دانشجويان تضمين مي‌خواستند. مردان خاتمي چه ضمانتي مي‌خواستند بدهند؟ بچه‌ها منتظر بودند. مردان خاتمي بارها از دانشجويان خواستند كه به كوي دانشگاه بازگردند و آرامش خود را حفظ كنند:

ما تمام تلاشمان را مي‌كنيم، ما ماجرا را با جديت پيگيري مي‌كنيم... بچه‌ها! ما شما را درك مي‌كنيم، ما با شما احساس همدردي مي‌كنيم... ما موضوع را پيگيري خواهيم كرد... مطمئن باشيد... به ما اطمينان داشته باشيد... اما شما بايد از راه‌هاي قانوني‌ خواسته‌هاي خود را پيگيري كنيد.

ما به شما اطمينان داريم آقاي تاج‌زاده... اما شما زورتان به «آن‌ها» نمي‌رسد. شما حريف «انصار» نمي‌شويد.

«مصطفي تاج‌زاده» معاون سياسي - اجتماعي وزير كشور كه از ساعت هشت شب به ميان دانشجويان آمده بود، همچنان تلاش مي‌كرد بحران را مهار كند و دانشجويان را به خوابگاه‌هاي خود بازگرداند. او از هفت ساعت پيش تلاش مي‌كرد كه دانشجويان را آرام كند. اما تلاش‌هايش پس از ساعت‌ها گفت‌وگو هنوز نتيجه نداده بود.

تاج‌زاده خواهان آرامش بود. آرامش دانشجويان.

تاج‌زاده مي‌گفت:

توسعه سياسي برآمده از دوم خرداد فقط در سايه آرامش و جلوگيري از تنش به اهداف و مقاصد خود مي‌رسد... ما فاجعه كوي دانشگاه را پيگيري مي‌كنيم... به زودي تصميم‌هاي مهمي در جلسه شوراي امنيت ملي گرفته خواهد شد.

دانشجويان مدام صحبت‌هاي تاج‌زاده را قطع مي‌كردند.

اين حرف‌ها ديگر براي ما قابل قبول نيست. شما به جاي اين حرف‌ها بهتر است برويد جلوي «‌آن‌ها» را بگيريد... همان‌ها كه همين حالا دارند به طرف بچه‌هاي ما گاز اشك‌آور پرتاب مي‌كنند... زورتان به ‌آن‌ها نمي‌رسد... نه آقاي تاج‌زاده؟

به جاي اينكه ما را به خوابگاه بازگردانيد. نيروهاي انصار را از خيابان‌ها جمع كنيد... چرا آن‌ها به خاطر اعمال خلاف قانونشان هيچ‌وقت مجازات نشده‌اند؟... چرا به ما مي‌گوييد به خوابگاه بازگرديم چرا به آن‌ها نمي‌گوييد در خيابان به ضرب و شتم نپردازند... چرا به آن‌ها نمي‌گوييد به ما حمله نكنند... چرا آقاي تاج‌زاده؟ تاج‌زاده پاسخ داد:

بچه‌ها!‌ شما دوستان ما هستيد... ما شما را اهل گفت‌وگو مي‌دانيم... ما با آن‌ها زبان تفاهيم نداريم... ما با گروه‌هاي فشار چه ‌گفت‌وگويي داريم. ما با شما مي‌توانيم گفت‌وگو...

حالا چه كسي گفت كه برويد با آن‌ها گفت‌وگو كنيد... بايد مجازاتشان كنيد!... گروه‌‌هاي فشار تا چه وقت مي‌خواهند آزادانه ما را كتك بزنند، چرا آن‌ها را به زندان نمي‌اندازيد؟... چرا آقاي تاج‌زاده؟

آقاي تاج‌زاده! ما هيج جا نمي‌رويم... ما تا تحقق خواسته‌هايمان همين جا مي‌مانيم. بايد معلوم شود چه كساني از انصار حمايت مي‌كنند؟

و تاج‌زاده همچنان براي دانشجويان سخن مي‌گفت:

دوستان من! شما بايد از برخوردهاي احساسي و غيرمنطقي پرهيز كنيد. شما بايد با دورانديشي و واقع‌بيني زياد خواسته‌هاي خود را دنبال كنيد... آن‌ هم با روش‌هاي قانوني... بچه‌ها فراموش نكنيد كه توسعه سياسي نيازمند آرامش است و بزرگترين دشمن آن «خشونت» است.

"آقاي تاج‌زاده! روزنامه‌نگاران آزادي ندارند و دانشجويان هم امنيت ندارند. آخر اين چه‌ جور توسعه سياسي است كه «انصار» مي‌تواند دست به هر كار غيرقانوني بزند. شماها نتوانسته‌ايد امنيت 125 متر نرده را حفظ كنيد (منظورشان نرده‌هاي محافظ كوي دانشگاه تهران بود) پس چگونه انتظار داريد ما به وعده‌هاي شما اطمينان پيدا كنيم و با حفظ آرامش صحنه را ترك كنيم. چه تضميني وجود دارد آقاي تاج‌زاده؟ چه ضمانتي مي‌دهيد كه اين‌ها دو روز ديگر، يك ماه ديگر و يا... دوباره همين كارها را تكرار نكنند. جواب بدهيد آقاي تاج‌زاده... ما مي‌دانيم كه شما زورتان به انصار نمي‌رسد، ما مي‌دانيم كه ابزارهاي لازم را براي كنترل خشونت‌طلبان رد اختيار نداريد... ما تا تحقق خواسته‌هايمان همين ‌جا مي‌مانيم، ما به داخل خوابگاه‌ باز نمي‌گرديم."

و باز هم تاج‌زاده دانشجويان را به حفظ آرامش فرا مي‌خواند:

دوستان عزيز من! اهداف دوم خرداد در يك محيط آرام و به دور از تشنج قابل حصول است. شما بايد حواستان جمع باشد. كساني مي‌خواند هر‌طور شده در جامعه تشنج ايجاد كنند. دشمنان جامعه مدني در فضاي خشونت‌آميز و پرتشنج به اهداف خود مي‌رسند.

بچه‌ها! مواظب باشيد، ممكن است كساني بخواهند حركت شما را به خشونت بكشاننند

دانشجويان هنوز خشمگين هستند، آن‌‌قدر خشمگين كه با پرخاش و عصبانيت با تاج‌زاده صحبت مي‌كنند:

آقاي تاج‌زاده! بس كنيد اين حرف‌ها را... ما مي‌خواهيم بدانيم گروه انصار از كجا تغذيه مي‌شوند... به حريم خوابگاه‌ ما تجاوز شده است.

به ما اهانت شده است... به اسم اسلام به خوابگاه دانشجويان حمله كرده‌اند... وقتي ما را كتك مي‌زدند، شعار «يا حسين‌،‌ يا زهرا» مي‌دادند... آقاي تاج‌زاده تعدادي از دوستان ما الان در بيمارستان بستري هستند و حالشان خيلي وخيم است.

در چنين شرايطي شما ما را به آرامش فرامي‌خوانيد... ما تحمل‌مان تمام شده... ما بيش از اين حاضر نيستيم به حرف‌هايتان درباره توسعه سياسي گوش كنيم... بس كنيد آقاي تاج‌زاده...

دانشجويان عصباني بودند. دانشجويان بر سر تاج‌زاده فرياد مي‌زدند، دانشجويان به تاج‌زاده پرخاش مي‌كردند. اما «تاج‌زاده» پرخاش‌ها را تحمل مي‌كرد و به تندي پاسخ دانشجويان را نمي‌داد. او با آرامش كامل سعي بر آرام كردن دانشجويان داشت. او همچنان به معجزه ء گفت‌وگو ايمان داشت:

ما با ادامه سياست تشنج‌زاديي به اهداف و آرمان‌هاي جنبش جامعه مدني خواهيم رسيد. بچه‌ها!در معجزه گفت‌وگو همين بس كه اكنون ما با هم هستيم و اينجا مي‌توانيم به راحتي با هم گفت‌وگو داشته باشيم... دوستان! حرف‌هايتان را بگوييد، راحت باشيد. توسعه سياسي نيازمند اين گفت‌وگوهاست.

آقاي تاج‌زاده! ما آزادي را درست در زماني طلب مي‌كنيم كه دولت همراه ما و طرفدار توسعه سياسي - فرهنگي است. اما نيروهاي فشار، شبه نظاميان سياهپوش و... دشمن قسم خورده اين آزادي هستند. دانشجويان مظلوم چه گناهي كرده بودند كه بعضي را در خواب و بعضي را در بيداري به خاك و خون كشيدند؟آقای تاج زاده آیا می دانید دیشب دانشجويي كه تا ديروقت در كتابخانه كوي مشغول مطالعه بود، به شدت مجروح شده...گناه او چه بود؟مطالعه؟"

*

و آنسوتر چند دانشجو در خانه‌ها را مي‌زدند:

تو را به خدا كمكمان كنيد... سينه‌اش ديگر بالا و پايين نمي‌رود... غرق خون است..

بالاخره مردي از همسايه‌ها به دادشان رسيد، اتومبيلش را از پاركينگ درآورد و آن‌‌ها جسم از حال رفته همكلاسي‌شان را بر ماشين سوار كردند. يكي از بچه‌ها گفت:

آقا! عجله كنيد... برويم بيمارستان شريعتي...

*

در حياط كوي دانشگاه تهران گروهي از دانشجويان نيز مشغول گفت‌وگو با دكتر مصطفي معين وزير فرهنگ و آموزش عالي بودند، او نيز از نخستين ساعت‌هاي شب بعد از حادثه در كوي در ميان دانشجويان بود.

معين بر زمين نشسته بود و دانشجويان گرد او مي‌گفتند: ... ما جايي نمي‌رويم... ما همين جا به خواسته‌هاي خود خواهيم رسيد، چرا هميشه ما بايد كوتاه بياييم نه نيروهاي انصار.

و معين نيز همانند ديگر مردان خاتمي دانشجويان را به آرامش دعوت مي‌كرد:

دانشجويان، عزيزان من! ما بايد با آرامش از اين سنگلاخ عبور كنيم.

آقاي معين! اين سنگلاخ‌ها را چه كساني به وجود آورده‌اند؟

از ماست كه برماست... سطح فرهنگ و آگاهي جامعه ما در اين موضوع مؤثر است. تلخ است اما واقعيت دارد... همه آن كساني كه مخالفند بايد بدانند حتي مخالفان هم حق ندارند به جان هم بيفتند. عزيزان! چاره‌اي نيست جز اينكه معلومات و آگاهي سياسي خود را بالا ببريم. به عنوان يك دانشگاهي و يك دانشجو بايد بيشتر فكر كنيم... به عنوان يك عضو قشر تحصيل كرده بايد خود را در خدمت همبستگي ملي قرار دهيم... ما در معرض خطرات جدي هستيم... اين موقعيت را بي دليل انتخاب نكرده‌اند... شما بايد اين موقعيت را درك كنيد... آرامش خودتان را حفظ و به خوابگاه‌هايتان برويد.

آقاي دكتر! ما احساس امنيت نمي‌كنيم.

من امشب با شما مي‌مانم. تا صبح جايي نمي‌روم...

تمام دانشجويان اين خوابگاه شهرستاني هستند. جواب نگراني خانواده اين بچه‌ها را چه كسي خواهد داد؟

ما جواب روشن و صريح مي‌خواهيم... بايد حاميان انصار به‌طور شفاف براي ما توضيح بدهند.

و معين همچنان براي دانشجويان سخن مي‌گفت:

دانشجويان عزيز، دقت كنيد. اگر وضع داخلي ما متشنج شود، وضع ما از «كوزوو» هم بدتر خواهد شد... بايد با آگاهي برخورد كنيم. همه ما...

گفت‌وگوي معين با دانشجويان تا صبح ادامه داشت.

«پايان‌نامه‌ها را آتش زدند. رساله‌هاي فوق‌ليسانس و دكترا را سوزاندند. تمام زندگي دانشجويي بچه‌ها را در هم شكستند، به كدام گناه؟ به دستور چه كساني؟ يكي از دوستان من قرار بود پس‌فردا از رساله دكترايش دفاع كند... الان او كجاست؟وسط كدام مجروحان... كدام بيمارستان؟ چه بلايي سر ما مي‌خواهند بياورند... آن وقت‌ شما به ما مي‌گوييد آرامش خود را حفظ كنيم... چگونه؟»

و يك دانشجو از عقب جمعيت به زحمت خود را به جلو كشاند، او پاسخ دوستانش را اين‌طور داد:

بچه‌ها! خواهش مي‌كنم به حرف‌هاي من گوش كنيد. ممكن است اين يك سناريو باشد كه مخالفان دولت طراحي كرده‌اند... آن‌ها در فكر ساقط كردن دولت محبوب ما هستند. ما نبايد به آن‌ها بهانه بدهيم. بهانه‌اي براي سركوب جنبش جامعه معدني... اين دقيقاً مشابه همان سناريويي است كه سال گذشته در چنين روزهايي يك روزنامه به ظاهر تندرو اما غيرهمگام با جبهه دوم خرداد بهانه‌هاي لازم را براي به تعطيلي كشاندن مطبوعات دوم خردادي به دست منتقدان خشن دولت داد. نفوذي‌هاي مطبوعات پس از تمام شدن تاريخ مصرفشان و تهيه بهانه‌هاي لازم، پاداش كافي نيز دريافت كردند و...يادتان هست بچه‌ها؟... اينك نيز احتمال اجراي برنامه‌اي مشابه براي دانشگاه‌ها مي‌رود... ما بايد مطالبات خود را از راه‌هاي قانوني پيگيري كنيم.

و باز تاج‌زاده رشته سخن رابه دست گرفت:

دوست شما درست مي‌گويد. ممكن است عناصر مشكوك در ميان شما بهانه لازم را به دست مخالفان جبهه دوم خرداد براي سركوب فعاليت‌هاي دانشجويي بدهند. بچه‌ها! مراقب باشيد افراط و تندروي دشمن جامعه مدني و توسعه سياسي است


 


امروز: عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران در پایان چهاردهمین جلسه‌ی رسیدگی به پرونده‌ی بزرگ فساد مالی در جمع خبرنگاران از اعلام جرم دادستانی علیه علی مطهری خبر داد.

وی در پایان چهاردهمین جلسه‌ رسیدگی به پرونده‌ی بزرگ فساد مالی در جمع خبرنگاران گفت: در مورد اظهارات علی مطهری که چند وقت پیش در مجلس نطقی کرده بود، بخش‌هایی از نظر دادستانی مجرمانه تشخیص داده شد و دادستانی اعلام جرم کرده است.

وی ادعا کرد: بخش‌هایی از اظهارات وی از نظر ما جنبه‌ی مجرمانه داشت و دادستانی درخصوص آن اعلام جرم کرد.

پیش از این هم معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح از اقامه دعوی علیه این نماینده مجلس خبر داده بود. سردار جزایری گفته بود: برای شخصی که نسبت به سپاه هتاکی کرده و اتهامات دروغ نسبت داده، طرح دعوی شده است تا تکلیف اینگونه افراد را دادگاه مشخص کند.

آخرین نطق علی مطهری در مجلس هشتم که در خصوص مداخله آشکار سرداران در انتخابات مجلس نهم بود، با واکنش های زیادی مواجه شد و افراد گوناگونی در این زمینه صحبت کردند.

فرزند شهید مطهری در آخرین نطق خود از مداخله سپاه در انتخابات مجلس نهم پرده برداشته و گفته بود: دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه به صورت حمایت جدی از کاندیداهای موردنظر خود بود. بسیاری از کاندیداها، چه آنها که رأی آوردند و چه آنها که رأی نیاوردند، این واقعیت را تأیید می‌کنند.

اما به نظر می رسد اعلام جرم دادستانی در خصوص بخش دیگری از سخنان علی مطهری باشد که به سیاست های فرهنگی دولت احمدی نژاد انتقاد کرده بود.

فرزند شهید مطهری که از منتقدان جدی دولت احمدی نژاد است در خصوص وضعیت حجاب گفته بود: وضعیت پوشش فعلی موجب ایجاد عقده های روانی در جامعه شده و لذا احمدی نژاد باید به فکر تاسیس کاباره و کلوپ های شبانه باشد!

وی با ادعای به اینکه در اثر تشویق و ترغیب‌های پیدا و پنهان آقای رئیس جمهور بدحجابی و بی‌حجابی اکنون به وضع اسفبار رسیده است، گفت: آقایان مشایی و احمدی‌نژاد دقیقا پاسخگو باشند که در مسئله پوشش آیا روش اسلام را قبول دارند که می‌گوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه ممنوع است و اقتضائات جنسی مربوط کادر خانواده است یا روش غربی را که می‌گوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه آزاد است و برای آنکه عقده‌های روانی پدید نیاید، اماکن ویژه ارضای غریزه جنسی هم برقرار است.

نماینده تهران با بیان اینکه این آزادی جنسی بدون اماکنی برای ارضای این غریزه موجب پدید آمدن عقده‌های روانی در بین جوانان شده‌ است، گفته بود: احمدی‌نژاد و مشایی به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت و مردم متدین و حزب‌الهی که در دوره اصلاحات با یک صدم وضعیت کنونی کفن‌پوش به خیابان‌ها ‌ریختند، احساس مسئولیت کرده و اقدامی انجام دهند.


 


امروز: چهاردهمین و آخرین جلسه رسیدگی به اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در حالی امروز، هجده تیرماه، برگزار شد که متهمان اصلی این پرونده، روسای بانکهای صادرات و ملی و مدیران ارشد دولت احمدی نژاد حضور نداشتند.

قاضی سراج از احتمال صدور حکم برای متهمان این پرونده تا آخر تیرماه سال جاری خبر داده است. به نظر می رسد با توجه به توصیه اکید رهبری مبنی بر " کش ندادن" این موضوع، بر خلاف وعده صادق لاریجانی مبنی بر معرفی " دانه درشتها" پرونده با صدور احکامی در سطح افرادی که نقش مهمی در چنین اختلاس بزرگی نداشتند مختومه اعلام شود.

هر چند تعداد زیادی از مدیران میانی، روسای بانکها و کارکنان موسسات اقتصادی در میان ۳۲ متهم این پرونده حضور داشتند ولی نبود عوامل اصلی و نزدیکان به احمدی نژاد و دفتر رهبری علامت سوال بزرگی را در مقابل افکار عمومی قرار داده است. از جمله محمد جهرمی رئیس سابق بانک صادرات که با توجه به نزدیکی بسیار زیاد به شورای نگهبان و حضور فعال در اردوگاه محافظه کاران و نیز قرابت با احمدی نژاد، در هیچ یک از جلسات این دادگاه حضور نداشت.

نبود متهمان اصلی در دادگاه رسیدگی به اختلاس، حتی صدای متهمان پرونده را هم در آورده بود. به طوری که یکی از متهمان، که خود را بسیجی معرفی می کرد، در یکی از جلسات به قاضی سراج گفت: کاش به جای سیاهی‌لشگرها در دادگاه، مدیران حضور داشتند.

این متهم پرونده اختلاس بزرگ که در عملیات پاکسازی مین در سال ۶۲ دچار موج گرفتگی شده، خود را از عوامل برخورد با حوادث پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دانست و مدعی شد که در جریان کوی دانشگاه فرزند آقا بوده است.

در بزرگترین اختلاس تاریخ کشور، هفت بانک مشارکت داشتند و اسامی نمایندگان مجلس نیز در این پرونده برده شده بود. علاء‌الدین بروجردی٬ ارسلان فتحی‌پور٬ محمد دهقان٬ جبار کوچکی‌نژاد و صمد مرعشی و فرزندان تعدادی از نمایندگان مجلس از جمله افرادی هستند که در این پرونده اختلاس نام آنها برده شده، اما هیچ یک محاکمه نشدند.

همچنین در جلسات دادگاه اختلاس نام چندین تن از مدیران دولتی برده شده است. وزیر سابق راه و ترابری، معاون وزیر صنایع، قائم مقام سابق بانک مرکزی، معاون سابق وزیر اقتصاد، وزیر سابق صنایع، معاون سابق وزیر راه و ترابری از جمله مدیران ارشدی هستند که در این اختلاس نقش داشته اند.

بهمن ماه سال گذشته، همزمان با برگزاری انتخابات نمایشی، برای انحراف افکار عمومی از مفاسد کلان اقتصادی تیم احمدی نژاد و نزدیکان دفتر رهبری، دادگاهی با حضور ۳۲ متهم در حالی تشکیل شد که رهبری امر کرده بود این موضوع خیلی کش پیدا نکند.

اما مدیرعامل بانک صادرات که اولین کسی است که باید در رابطه با این فساد عظیم مالی پاسخگو باشد، بدون حتی یک عذرخواهی ساده و به شکلی طلبکارانه از مسوولان خواست به خاطر کشف و دستگیری عناصر باند متهم به سوء استفاده مالی، از او تشکر کنند. هر چند جهرمی از کار برکنار شد، ولی تاکنون کسی به پرونده او رسیدگی نکرده است.

محمودرضا خاوری، مدیرعامل بانک ملی ایران هم که اینک در کاناداست و نحوه خروجش از کشور نیز بسیار پر ابهام بود، با بیان این که "ریشه اصلی این سوء استفاده در بانک صادر کننده اعتبارات اسنادی بوده و تردیدی در مسوولیت بانک صادرات نیست" از سمت خود استعفا کرده است.

هر چند وزیر اقتصاد متهم اصلی این پرونده را قهرمان صنعت کشور خوانده بود و گفته بود که وی تاکنون ده هزار شغل در کشور ایجاد کرده است و باید او را به عنوان قهرمان معرفی کرد، اما وی به عنوان اولین متهم، در مقابل دادگاه قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت.

محمود احمدی نژاد نیز در واکنش به کسانی که دولت را به اختلاس متهم می کنند، گفته بود "ما باز هم سکوت می‌کنیم که به خاطر مقام رهبری است، البته این سکوت وحدت بخش طولانی مدت نخواهد بود".

بر اساس آنچه در جلسات چهارده گانه این دادگاه ها آمده، مه آفرید خسروی متهم اصلی این پرونده متهم شده است که از طریق تبانی با رئیس شعبه بانک صادرات در یک کارخانه فولاد در خوزستان، ال‌سی‌های (اسناد اعتباری) جعلی به مبالغ ده‌ها میلیارد تومان می‌گرفته، بدون آنکه وجه آنها را به بانک بپردازد. بعد از آن، وی این ال‌سی‌ها را به بانک های دولتی و خصوصی دیگر می برده و در آنجا با قیمتی پائین تر از قیمت رسمی ال‌سی می فروخته است.

امروز و در آخرین جلسه دادگاه هم یکی از متهمان از «بازجو بودن» متهم دیگر پرده برداشت تا آخرین رسوایی این پرونده و نقش ماموران اطلاعاتی نظام در آن نیز در رسانه ها به یادگار بماند؛ پرونده ای که کش پیدا نکرد تا دایره متهمانش گسترده تر از این نشود.


 


امروز: ده سال پیش آیت الله طاهری اصفهانی در نامه سرگشاده ای با انتقاد شدید از شرایط موجود، استعفای خود از امام جمعه اصفهان را اعلام کرد. نامه ای تاریخی که همه مشکلات و نابسامانی های حکومتی را به تصویر کشید که برای مقاصد خود از نردبان دین بالا رفته است.

ایشان در آن نامه با انتقاد شدید از استفاده ابزاری از مقدسات مردم گفته بود: " آنان که بر شتر چموش قدرت سوارند و در میدان سیاست دو اسبه می‌تازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا می‌روند و گرد‌آسیاب ریاست می‌چرخند و از پل دین می‌گذرند تا به دنیا برسند متأسفانه مؤید و مشوق عده‌ای چماق به دوش و فرقه‌ای کفن پوش که دندان تمساح خشونت را تند و تیز می‌کنند و می‌خواهند عجوزه تندخوی و عفریته زشت روی خشونت را به نکاح دین درآورند و امور مقدس را ملوث جلوه دهند یعنی رجاله‌ها و فاشیست‌هایی که معجونی از جهل و جنونند و بندنافشان به مراکز ثقل قدرت متصل است و مطلق العنان و افسار گسیخته‌اند و نه ملوم معاقب قضا هستند و نه محکوم معاتب قانون. هم فقیه و هم فیلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند! فعال‌مایشاء و حاکم ما یرید! ذوب شدگانی که ماست را سیاه می‌بینند!"

نامه ای که برای انتشار با محدودیت های شورای عالی امنیت ملی رو به رو شد. هر چند این نامه مورد حمایت گروه های سیاسی، نمایندگان اصلاح طلب مجلس قرار گرفت اما رهبری پاسخی تند و غیرمحترمانه به آن داد.

آیت الله طاهری اصفهانی از روحانیون باسابقه و انقلابی است که سالها برای برکناری حکومت ظالم تلاش کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی نماینده امام خمینی در استان اصفهان بود. بارها در جبهه های جنگ شرکت کرد و یکی از فرزندانش نیز در جبهه های دفاع مقدس به شهادت رسید. وی از حامیان جدی اصلاحات و منتقد حصر آیت الله منتظری بود.

آیت الله طاهری بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری نیز با انتقاد شدید از ورود نهادهای غیرمسئول به عرصه انتخابات "همصدا با اکثریت مردمِ رای باخته انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدی مجدد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه اعلام کرد.

او بار دیگر بر این واقعیت صحه گذاشت که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می‌کردند، امروز با تمام قوت و با همان دشمنی، تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن، فعالانه مشغول هستند.

آیت الله طاهری اصفهانی که عمری را در مبارزه با مظاهر استبداد و ظلم و برقراری عدالت گذرانده است، بعد از حصر غیرقانونی میرحسین موسوی و مهدی کروبی به این وضعیت به شدت اعتراض کرد و گفت " آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت‌ترین دوران‌های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه‌های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می‌گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست."

وی در نامه ای که ده سال پیش، در هجدهم تیرماه ۱۳۸۱ نوشته شده، ملت ایران را مخاطب خود قرار داده و با بیان شمه ای از دردهای نفس گیر و رنج طاقت فرسای آنان به پا یمالی فضیلت ها و "افول ارزش‌ها و زوال معنویت‌ها" اشاره می کند، همان نکاتی که هفت سال بعد در کلام و گفتار میرحسین موسوی نمایان شد.

آیت الله طاهری راهکار فائق آمدن به این این ناهنجاری ها و بحران های ایجاد شده را به پیروی از نبی اکرم" اصلاح دانشمندان دینی و حاکمان" می داند.

در آن زمان که کمتر کسی به طور علنی به عوامل سیر قهقرایی جامعه یعنی جلوگیری از " گردش نخبگان" و " نظارت و انتقاد" می پرداخت وی صریحا اظهار می دارد که " اصل جمهوری یعنی جابجایی مرتب و مکرر مدیران کشور و جامعه مدنی یعنی نقد و انتقاد مداوم برنامه‌های حکومت‌‌و انقلاب یعنی تأمین و تضمین خواسته‌های ملت که مع‌الاسف امروز واقعیت غیر از اینها است. مصلحت کشور بعید است و آزادی که این سالها هر دو را به مسلخ و مقتل می‌بینیم."

این نماینده امام در استان اصفهان صریحا به فساد دامن گیر در خانواده روحانیون و مسئولان پرداخته و آنان را که کشور را ملک طلق خود می داند به انتقاد می گیرد و از " ثروت موروثی" و " غارت اموال عمومی" نام می برد. همین مساله ای با گذشت یک دهه بر همگان آشکار شده است که چگونه عده ای با غارت اموال عمومی و اختلاس و فساد مالی و رانت خواری کشور را با بحران رو به رو کرده اند.

آیت الله طاهری اصفهانی که خود یکی از بانیان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است، ده سال پیش با احساس " تکلیف" و فعان از همه "کاستی ها و ناراستی ها و قصور و فتور و فقر وفاقه عصیان و نقصان و تکاثر و تفاخر و زراندوزی و مردم‌سوزی و تبعیض" می پرسد: این بود آنچه را با مستضعفین پیمان بستیم؟

وی با انتقاد شدید از همه انحراف و اجحاف و قانون‌شکنی، تغافل و تجاهل و تساهل می گوید که چرا از همه استعدادها و مغزها استفاده نمی شود. در واقع آیت الله طاهری اصفهانی ده سال پیش بر دردی انگشت نهاد که مثل خوره همه کشور را در برگرفته بود. تمایلات طایفه ای و قبیلگی و محدود کردن نخبگان به تعدادی محدود و معدود مدیحه سرا و مجیز گو..

امام جمعه منصوب امام در اصفهان در آن زمان همه مشکلات کشور را در این نامه سرگشاده بیان کرده بود از " دین گریزی" و " سرخوردگی" تا بیکاری و رکود و سقوط درآمد ملی و اقتصاد بیمار و فساد اداری ، از ضعف شدید مدیریتی و نقص فزاینده ساختار سیاسی کشور تا اختلاس و ارتشاء و اعتیاد و عدم چاره‌اندیشی کارآمد تبعات وجیع و فجیعی دارد که همچون سیل بنیان برانداز پشت سد ایستاده و هرلحظه کیان کشور و حیات ملت را تهدید می‌کند.

آیت الله طاهری اصفهانی در این نامه به صراحت به مساله حریم خصوصی و تصفیه حساب خصوصی و سیاسی نمودن و آب در شیر کردن و به سخنان کلیشه‌ای دلخوش بودن و از جمعیت‌های خیابانی سان دیدن می پردازد و به مسئولان تذکر می دهد که این نوع سیاستگذاری نخواهد توانست از حجم انبوه مشکلات و معضلات بکاهد.

در آن زمان که شاید کمتر کسی به عوامل اصلی فساد و انحراف انقلاب از مسیر و آرمان هایش می پرداخت، اما وی به " قانون گریزی" و "حضور نهادهای غیرمدنی نامسؤول" و "باندهای مافیایی" پرداخت که چگونه مجلس را خلع ید کرده و از "وجود اهرم‌های مطلقه نامتناهی و مادام‌العمر نامحدود و قدرت‌های بادآورده رویین‌تن غیر پاسخگو" به شدت انتقاد کرد.

اشاره به "بنیادهای مرئی و بنگاه‌های نامرئی غیراقتصادی و تجاری و اسکله‌های غیردولتی نامتعارف" شاید اولین بار در نامه آیت الله طاهری به مردم بود که آشکار می شد.

"فراری دادن مغزها و بگیر و به‌بندها و حصر و حبس‌های نامألوف، و ایزوله کردن ارباب فکر و اندیشه و اسیر کردن منتقدان و ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشریات و نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی و دادگاه نامقبول روحانیت" از دیگر موادری بود که وی نام برده و آن را "باب شدن چنگیزی و مردم‌ستیزی و قانون گریزی می داند.

وی با ابراز تاسف شدید از حبوط روحانیت و سقوط مرجعیت و اینکه مرجعیت به دست " غوغاییان معرکه سیاست" افتاده است به خدا شکایت می برد و می نویسد: عزت و حرمت و عظمت حریم مرجعیت معظم شیعه حتی در سیاه‌ترین حکومت و فرعونی‌ترین رژیم نیز استوار وپایدار و برقرار بوده است. حوزه‌های نفوذناپذیر علمیه همیشه کهف امین مردم و مراجع عظام تقلید علی‌الدوام حبل المتین ملت و روحانیت اصیل پیوسته حصن حصین کشور و منهاج حقیقت و منوار فضیلت بوده‌اند و حیات و ممات همه فقها از کلینی تا خمینی شاهد این مدعا است.

رهبری که این روزها همه نامه ها را بی پاسخ می گذارد، در آن زمان به نامه سرگشاده آیت الله طاهری اصفهانی پاسخ گفت، آن هم با استفاده از تریبون صدا و سیما و روزنامه ها و ... برخلاف ممنوعیت هایی که برای نامه آیت الله طاهری ایجاد شده بود، و با تائید آنچه آیت‌الله طاهری در باره فساد و اختلاس و دزدی، بحران در سیاست خارجی و فاصله طبقاتی و برباد رفتن آرزوهای مردم در انقلاب ۵۷ ، این نامه را " منسوب به ایشان" دانست و گفت: مردم پشتیبان نیرومند انقلاب و اسلام و امام‌اند. وی در این جوابیه وحدت ملی را " یکصدایی مسئولان و خواص" می داند که اگر مخدوش شود هیچ حرکت سازنده ای به سامان نمی رسد".

آیت الله خامنه ای هیچ پاسخ شایسته ای به دغدغه ها و نگرانی های این روحانی مبارز و انقلابی نداد. اما همه آنچه وی در آن نامه به صراحت بیان کرده بود، با گذشت ده سال در برابر دیدگان عمومی خود را نشان می دهد. فساد و اختلاسی که این روزها حتی حاکمیت قادر به کتمان آن نیست. انحراف از اصول اولیه انقلاب و آرمان های امام تا جایی که مخالفان آشکار امام و جمهوری اسلامی و حاکمیت رای مردم به قدرت می رسند و به فرزندان انقلاب و بانیان نظام جمهوری اسلامی به حبس و حصر می روند.
منبع:کلمه


 


امروز: افزایش مصرف مواد مخدر در سال‌های اخیر و تغییر الگوی مصرف از سنتی به صنعتی، مسئله اعتیاد را از مرزهای بهداشت و درمان فراتر برده و به بحران اجتماعی تبدیل کرده است. بحرانی که سود میلیاردی آن به جیب سوداگران می‌رود و دودش به چشم خانواده‌ها.

به گزارش مهر هر چند که آمار رسمی از تعداد مبتلایان به مواد مخدر در استان قم به لحاظ مهاجرپذیربودن آن وجود ندارد اما روزانه هزاران نفر در این استان درگیر این افیون هستند و میلیون‌ها تومان از درآمد آنها دود می‌شود. علاوه بر آن امکانات، نیروی انسانی و اعتبارات کلانی برای پیشگیری از این بلای خانمان سوز یا مقابله با آن هزینه می‌شود.

اما مسئله‌ای که در سال‌های اخیر نگرانی خانواده‌ها را بیشتر کرده، تغییر الگوی مصرف مواد مخدر از سنتی به صنعتی است. امروز تمایل انسان‌ها برای لذت بیشتر باعث شده تا به هر ماده‌ای که لذتی دوچندان را برای آنها ایجاد کند یا لحظه‌ای آنها را از واقعیات دور بدارد تمایل فراوانی داشته باشند.

به گفته مدیرکل بهزیستی استان قم قدرت تخریب مواد صنعتی بسیار بیشتر از مواد سنتی است و حتی افراد زیر 30 سال که به این مواد اعتیاد دارند از دور مولد بودن در زندگی خارج و به معتادان پرخطر تبدیل می‌شوند.

ابراهیم حاجی مظفری در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به کاهش سن اعتیاد گفت: البته نمی‌توان واژه بحران را در مسئله اعتیاد به کار برد، به خاطر اینکه هم رویکرد خانواده‌ها برای ترک اعتیاد افراد مبتلا به مواد مخدر بیشتر شده و هم اطلاع‌رسانی بیشتری در مورد پیامدهای گرایش به مواد مخدر در سطح خانواده‌ها شده که این امر عامل بازدارندگی مهمی محسوب می‌شود.

علاوه بر این با اصلاح مواد قانونی معتادان پرخطر باید به مراکز ترک اعتیاد اجباری منتقل شوند تا نسبت به درمان آنها اقدام شود.

وی با اشاره به فعالیت پایگاه‌های خدمات اجتماعی در سکونت‌گاه‌های غیررسمی و آسیب خیز استان اظهار کرد: خوشبختانه در سال‌های 89 و 90 هم در زمینه شناسایی خانواده‌های در معرض آسیب و هم در ارائه خدمات پیشگیرانه کارهای خوبی انجام شده است.

در سال گذشته به 27 هزار نفر از افرادی که در محله‌های آسیب‌خیز زندگی می‌کنند خدمات آموزشی چهره به چهره ارائه شده است اما مشکلی که در این زمینه وجود دارد این است که تعداد اندکی از این افراد را مردان تشکیل می‌دادند و بیشتر آنها زنان بودند و از آن جایی که مسئله اعتیاد در بین مردان شایع است، لزوم برنامه ریزی برای شرکت مردان در این دوره‌ها احساس می‌شود.

اما به گفته مدیرکل بهزیستی استان، با برگزاری این دوره‌های آموزشی این نگرانی که آسیب‌های اجتماعی از مناطق حاشیه‌ای به داخل شهر سرایت می‌کند برطرف شد.

در سال گذشته 400 نفر از معتادان پرخطر جذب مراکز درمان اجباری اعتیاد شدند که بررسی مشخصات این افراد حاکی از کاهش سن ابتلا به مواد مخدر دارد که از نظر مدیرکل بهزیستی استان این مسئله نگران کننده است.

جولان مراکز غیرمجاز

در حال حاضر 6 کمپ مجاز ترک اعتیاد در قم فعالیت می‌کند که هر کدام از این مراکز به موسسه تبدیل شده‌اند و از شرایط خوبی برای ارائه خدمات به جامعه هدف برخوردارند، اما مسئله‌ای که متولیان امر را می‌رنجاند فعالیت مراکز ترک اعتیاد غیرمجاز است.

از آنجایی که خانواده‌های معتادان نسبت به ترک اعتیاد شخص معتاد حساسیت بالایی دارند و از طرفی دیگر نسبت به فعالیت موسسات و مراکز ترک اعتیاد مجاز در سطح شهر آشنایی کافی ندارند، عرصه برای جولان برخی افراد سودجو فراهم شد.

این مراکز بیشتر در حاشیه شهر و به صورت پنهانی فعالیت می‌کنند و با وجود اینکه فعالیت آنها پایه علمی ندارد و خدمات استانداردی ارائه نمی‌دهند ولی با رغبت خانواده‌ها مواجه هستند.

هر چند که به گفته مدیرکل بهزیستی قم در سال گذشته فقط چند مورد از این مراکز در سطح شهر شناسایی شده‌اند اما تعدادی از این مراکز همچنان به ارائه خدمات ترک اعتیاد ولو غیراستاندارد مشغول هستند.

به اعتقاد حاجی مظفری، شناسایی این مراکز آسان نیست اما از شهروندان انتظار می‌رود که در صورت مشاهده چنین مراکزی، مسئولان امر را در جریان قرار دهند تا با متصدیان آنها برخورد قانونی شود.

وی گفت: روش‌ها و برخوردهایی که در این مراکز برای ترک اعتیاد معتادان به کار برده می‌شود استاندارد نیست و بیشتر انگیزه فعالیت این مراکز جنبه مالی و کسب درآمد دارد.

حاجی مظفری در دلایل فعالیت این مراکز به صورت پنهانی گفت: این مراکز از نظر بهزیستی شرایط لازم برای دریافت مجوز را ندارند و بنابراین به صورت مخفیانه فعالیت می‌کنند.


 


امروز: مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم‌سالاری می‌خواهد با طرح 'مناسک' اصلاح‌طلبان را از رخوت دربیاورد.

وی با اعلام این خبر که طرح خود را به سید محمد خاتمی ارائه داده است به هفته نامه آسمان گفت:

هدف از طرح "مناسک" این است که به عنوان یک اقدام راهبردی هم مسیر اصلاح‌طلبان سراسر کشور توسط خودشان تعیین شود و هم رخوت و بی حالی جریان اصلاحات به پایان برسد. زیرا حالت فعلی قطعا برای انتخابات سال 92 نه به نفع نظام و نه به نفع اصلاح‌طلبان است. طی این هشت سال خواسته ناخواسته مجموعه‌ای از نخبگان دلسوز، مدیران مجرب، سرمایه‌های اجتماعی ، دانشمندان با کفایت، با انگ‌های مختلف منزوی و خانه نشین شده‌اند.

وی در ادامه گفت: هدف از این طرح حمایت از نامزد واحدی است که البته شرایط دمکراتیکی برای انتخاب این نامزد در طرح تعبیه شده است. بنابراین هدف دیگر ما پیروزی در انتخابات است. البته هریک از نامزدهای ریاست جمهوری واجد شرایط قانونی می‌توانند برنامه خویش را یا در مجامع استانی ارائه داده تا شبیه سیستم الکترال ایالت ها در برخی نظام‌های انتخاباتی دنیا نامزد برگزیده مشخص شود و همه طیف‌های حاضر در مجمع ملی هم با امضای منشوری متعهد شوند که از نامزد منتخب حمایت کنند.


 


امروز: معاون عمراني استاندار تهران از صدور بيش از 100 حكم قضايي قطعي براي بازپس‌گيري زمين‌هاي منابع طبيعي تصرف شده پايتخت خبر داد.

به گزارش ایسنا، محمدرضا محمودي درباره آخرين وضعيت احكام قضايي زمين خواري در استان تهران، گفت: در جلسه شوراي حفظ حقوق بيت‌المال استان تهران كه در دادگستري تشكيل شد، گزارشي از اقدامات قبلي استان در حوزه مقابله با زمين خواري و آزادسازي زمين‌هاي صورت گرفته از جمله آزادسازي زمين‌هاي خوجير، پرديس، دماوند و كن ارائه و پيشنهاداتي نيز براي اجراي احكام قضايي جديد ارائه شد.

معاون عمراني استاندار تهران تصريح كرد: در اين احكام بيش از 100 مورد حكم قضايي قطعي صادر شده كه بايد اجرا شود كه تمامي اين احكام مربوط به استان تهران است.

وي تاكيد كرد: بر اين اساس مقرر شد زمينه‌هاي اجراي اين احكام فراهم شود چرا كه براي اجراي احكام، لازم است هماهنگي با نيروي انتظامي، جهاد كشاورزي، آب منطقه‌اي و منابع طبيعي و محيط زيست صورت بگيرد و مقرر شد اين احكام صادر شده به طور كامل اجرا شود.

محمودي با بيان اينكه تا كنون تعداد زيادي از زمين‌هاي تصرف شده غيرقانوني بازپس گرفته شده عنوان كرد: تنها در منطقه پرديس حدود 1200 هكتار زمين به صورت غيرقانوني تصرف شده بود كه آزاد شد و در همين زمين‌هاي بازپس گرفته شده، طرح مسكن مهر پرديس اجرا مي‌شود كه با استقبال خوب شهروندان براي دريافت واحدهاي مسكن مهر در اين منطقه مواجه است.

تحويل بخشي از پروژه‌هاي مسكن مهر منطقه پرديس از اواخر شهريور ماه

وي با اشاره به تكميل 80 هزار واحد مسكن مهري كه در منطقه پرديس در حال احداث است، گفت: از اواخر شهريور ماه چند بلوك از اين پروژه آماده تحويل خواهد شد و با توجه به اينكه در منطقه خوش آب و هوايي قرار گرفته و داراي امكانات خوبي است با استقبال خوب شهروندان تهراني مواجه شده است.


 


امروز: یک مقام مسئول در شرکت پالایش و پخش نفتی اعلام کرد: از ششم تیرماه امسال با مصوبه ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها، متقاضیان خودروهای صفر کیلومتر و نوشماره باید برای صدور کارت هوشمند سوخت خودروی خود مبلغ 10 هزار تومان به پست پرداخت کنند.

به گزارش مهر، محسن روحانی درباره جزئیات صدور کارت‌های هوشمند سوخت با هزینه 10 هزار تومانی، گفت: بر اساس مصوبه ستاد هدفمند سازی یارانه‌ها، از ششم تیر ماه سالجاری برای صدور کارت هوشمند سوخت خودروهای نو شماره، متقاضیان باید هزینه 10 هزار تومانی را به اداره پست پرداخت کنند.

مدیر سامانه هوشمند سوخت در شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی با اعلام اینکه تا پیش از صدور مصوبه ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها وجی برای صدور کارت هوشمند سوخت خودروهای نو شماره گرفته نمی شد، تصریح کرد: اما با صدور این مصوبه دولتی، از اواسط تیر ماه متقاضیان برای دریافت کارت هوشمند سوخت خودروهای صفر کیلومتر باید مبلغ 10 هزار تومان پرداخت کنند.

این مقام مسئول با یادآوری اینکه این هزینه مشمول صدور کارت هوسمند سوخت المثنی خودروها هم خواهد شد، اظهار داشت: در پشت پاکت پست، رسید 10 هزار تومان درج شده و تحویل این مبلغ توسط پست قانونی است.

وی با تاکید بر اینکه تا پیش از این ابلاغیه توسط ستاد هدفمندی یارانه ها، صدو کارت هوشمند سوخت برای خودروهای نو شماره رایگان بوده است، بیان کرد: مصوبه جدید ستاد هدفمندی اوایل تیر ماه سالجاری به وزارت نفت و شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی به طور رسمی ابلاغ شده است.

روحانی همچنین در خصوص توزیع و عرضه نسل جدید کارتهای هوشمند سوخت به خودروها، تبیین کرد: پیش بینی می ود توزیع این کارتهای جدید از دو ماه آینده اغاز شود.

به گفته مدیر سامانه هوشمند سوخت در شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، در صورت نهایی شدن طرح عرضه نسل جدید کارتهای هوشمند سوختف این موضوع به طور گسترده اطلاع رسانی می‌شود.

وی در مورد صدور برخی از کارتهای سوخت خودروهای سواری در قالب کارت سوخت موتورسیکلت، اعلام کرد: با وجود آنکه از نظر ظاهری کارت هوشمند سوخت موتورسیکلت و خودرو سواری با یکدیگر تفاوت دارند اما در نوع سهمیه این دو نوع کارت برنامه ریزی جداگانه ای انجام شده است.

این مقام مسئول با اشاره به اعمال تغییرات نرم افزاری بر روی کارتهای موتورسیکلت صادر شده برای خودروهای سواری، خاطر نشان کرد: اما در 'چیپس' این کارتها سهمیه خودروهای سواری واریز می‌شود.

جلیل سالاری مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی پیشتر با اشاره به انجام آخرین مراحل طراحی کارت هوشمند انرژی، از آغاز تعویض کارت‌های هوشمند قدیمی با کارتهای نسل جدید هوشمند سوخت خودروها خبر داده بود.

در حال حاضر برای بیش از 17 میلیون و 716 هزار دستگاه خودرو و موتورسیکلت کارت هوشمند سوخت صادر شده است ضمن آنکه همزمان با ورود به پنجمین سال اجرای نظام سهمیه بندی بنزین هم تغییرات جدیدی در سامانه هوشمند سوخت کشور اعمال شده است.

در شرایط فعلی ضریب امنیتی و فنی کارتهای هوشمند سوخت نسبت به پنج سال گذشته ارتقای قابل توجه‌ای یافته است، به طوریکه قابلیت و کارآیی چند منظوره کارت‌های سوخت هم به میزان چشمگیری افزایش یافته است.


 


امروز: وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از سامان یافتن وضعیت اشتغال در کشور خبر داد و گفت: وضعیت کشور از نظر اشتغال نسبت به سالهای گذشته شرایط مناسب تری دارد.

به گزارش خبرگزاری پانا، عبدالرضا شیخ الاسلامی در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی دولت تصریح کرد: دولت موظف است آنچه را که قانون برنامه پنج ساله پنجم در خصوص اشتغال و کاهش نرخ بیکاری تکلیف کرده با برنامه ریزی دقیق انجام دهد هرچند در تلاش هستیم تا از برنامه هم جلو تر پیش رویم.

وی خاطر نشان کرد: برنامه پنجم تکلیف کرده تا پایان سال پنجم می بایستی نرخ بیکاری به 7 درصد برسد که انشاالله با برنامه های پیش رو به این رقم خواهیم رسید.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در خصوص انتقادات مطرح شده مبنی بر عدم تحقق 2.5 میلیون شغل در سال گذشته گفت: قانون برنامه برای هر سال رقمی را مشخص نکرده که ما سالانه متعهد به انجام آن باشیم اما دولت با توجه به ظرفیتی که در کشور وجود داشت تصمیم گرفت تا به این رقم برسد ولی با وجود برخی موانع و مشکلات توانست به ایجاد 1.6 میلیون شغل دست یابد که این هم رقم بزرگی بود.

شیخ الاسلامی تاکید کرد: آنچه مهم است این است که تمام منابع و ظرفیتها و حتی ارگانها بسیج شوند تا دولت را در تحقق اهداف اشتغالزایی حمایت و همراهی کنند که این یک برنامه و هدف ملی است نه اینکه با مخالفتها و مانع تراشی ها موجب یاس و ناامیدی شوند و دولت را در این مسیر تنها بگذارند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته