-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ تیر ۲۴, شنبه

Latest News from Kaleme for 07/14/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نوید نزهت، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، روز شنبه ١٧ تیرماه خود را برای گذراندن دوران محکومیت یک ساله اش به زندان اوین معرفی کرد. وی برای دومین بار برگه احضاریه جهت اجرای حکم را دریافت کرده بود.

به گزارش دانشجونیوز، این دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف پیش تر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت پیرعباسی به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

حکم دادگاه بدوی عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شده است.

نوید نزهت، ۲۴ بهمن‌ماه سال ٨٩ بازداشت و پس از دو هفته با قرار کفالت آزاد شده بود.


 


تیم ملی والیبال ایران در نخستین مسابقه تدارکاتی خود مقابل تونس با نتیجه ۳ بر یک به پیروزی رسید.

به گزارش ایرنا، شاگردان ‘خولیو ولاسکو’، ساعت ۱۸ امروز (جمعه) در نخستین مسابقه تدارکاتی خود به مصاف تیم تونس رفتند و در پایان موفق شدند با نتیجه ۳ بر یک از سد این تیم بگذرند.

ملی پوشان والیبال ایران در ست های اول، دوم و چهارم این مسابقه به ترتیب با نتایج (۲۵ بر ۲۲، ۲۵ بر ۱۶ و ۲۵ بر ۱۳) به پیروزی رسیدند و فقط ست سوم را با امتیاز (۲۵ بر ۲۳) به حریف واگذار کردند.

خولیو ولاسکو، تیم خود را در این مسابقه با ترکیب علیرضا نادی، محمد موسوی، سعید معروف، فرهاد ظریف، مجتبی میرزاجانپور، امیر غفور و فرهاد قائمی به میدان فرستاد.

این دیدار در حضور حدود ۱۰۰ تماشاگر در سالن والیبال مجموعه ورزشی آزادی تهران برگزار شد که محمدرضا داورزنی رییس فدراسیون والیبال، اعضای تیم والیبال جوانان ایران، عباس برقی، حسینعلی مهرانپور، امیرحسین منظمی و فرهاد اعرابی از پیشکسوتان والیبال از تماشاگران ویژه این دیدار بودند.

تیم های ملی والیبال ایران و تونس، ساعت ۱۸ فردا (شنبه) در دومین مسابقه خود به مصاف هم می روند.


 


آیت الله اسدالله بیات زنجانی در پیامی به حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، خواهر وی را سند افتخاری دیگر برای خاندان کروبی دانست و درگذشت وی را تسلیت گفت.

به گزارش کلمه، این مرجع تقلید همچنین در پیام خود با تصریح به غیر شرعی و غیر قانونی بودن حصر و حبس شیخ مهدی کروبی و همراهان بزرگوارش، برای شکسته شدن این حصر و حبس دعا کرده است.

متن کامل پیام تسلیت آیت الله بیات بدین شرح است:

إنّا لله و إنّا إلیه راجعون

حضور محترم برادر ارزشمند، مبارز و خدوم جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی دام بقائه

خبر درگذشت همشیرۀ مکرّمه تان موجب تأسف و تألم گردید. بانوی بزرگواری که فرزند عزیزش را فدای اسلام و انقلاب اسلامی کرد تا سند افتخاری دیگر برای خاندان معزز شما باشد.

از درگاه خداوند متعال برای جنابعالی و خانوادۀ بزرگوار آن مرحومه صبر و اجر، و برای آن مرحومه حشر با صدیقۀ طاهره سلام الله علیها را خواستارم و شکسته شدن حصر و حبس غیر شرعی و غیر قانونی شما و همراهان بزرگوارتان را از ذات مقدس حضرت حق مسألت دارم.

والسلام علی عباد الله الصالحین

اسدالله بیات زنجانی
قم المقدسة
۲۳ تیرماه ۱۳۹۱


 


مراسم هفتمین سالگرد سید میرمصطفی عالی نسب، از یاران و همفکران دیرین مهندس میرحسین موسوی، عصر روز پنجشنبه در محل موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد.

در این مراسم که جمعی از علاقه مندان وی و اهالی اندیشه و صاحبنظران مسائل اقتصادی حضور داشتند، محمدرضا بهشتی فرزند ارشد شهید بهشتی و جمعی دیگر از صاحبنظران به سخنرانی پرداختند.

به گزارش مهر، مرحوم میرمصطفی عالی‌نسب، برای مدیران کشور فردی شناخته شده و مورد احترام بود ولی قدیمی‌ها او را بیشتر با نام حک شده‌اش روی تولیدات و محصولات خانگی می‌شناختند. کسی که بیش از ۷۰ سال در تبریز و تهران فعالیت‌ مستمر و پویا در عرصه تولید، امور اقتصادی، مدیریتی و برپایی نظام تولید صنعتی به شکل نوین داشت. صنعتگری که مدتی در بستر بیماری بود و در نهایت هفت سال قبل به دیار باقی شتافت تا نام خویش را به عنوان مدیری لایق و کارآفرینی مبتکر جاودانه سازد.

مهمترین هدف مرحوم عالی نسب برقراری موازین عادلانه درمناسبات اقتصادی و اجتماعی در کنار ارتقای توان تولید در رقابت‌های ملی بود و از نظر وی، مسئله اساسی این بود که مدیریت توسعه در ایران این است که این سه مورد با هم همراه شوند. تا جایی که برخی می گویند در ۸ سال جنگ تحمیلی خط اقتصادی دولت عمدتا از اندیشه های اقتصادی استاد عالی نسب نشأت می‌گرفت. گزیده ای از دیدگاه‌های اقتصادی مرحوم عالی نسب که در این مراسم مطرح شده، بدین شرح است:

* عزیزان من ! توصیه این پدر پیری که عمری از او باقی نمانده به همه شما و مخصوصا به جوانان، به جوانان عزیز این مرز و بوم مقدس این است که هرگز از تلاش و مجاهده در جهت بسط عدالت و محو استضعاف و محرومیت و ساختن ایرانی آباد و توسعه یافته دست بر نداشته و این امور عظیم را تنها برای رضای خدا وظیفه خود بدانید.
*من در زندگی خود همواره دو نکته را مد نظر داشته ام؛ یکی اینکه همنشینان خوبی برای خود انتخاب کرده ام و دیگراین که به مسائل کارشناسی اهمیت داده ام.
* در حال حاضر(سال ۷۹) مردم ایران هر کیلوگرم مواد اولیه را به قیمت ۹ ریال صادر و در قبال آن هر کیلوگرم موبایل را به قیمت ۵۰ میلیون ریال وارد می کنند که این ارزش افزوده کلا نصیب دیگری می شود.
* با بهره ۱۷ یا ۱۸ درصدی اشتغال ایجاد نمی شود؛ هر چه نرخ بهره بانکی بالاتر باشد، اشتغال کمتری ایجاد خواهد شد.
* مرحوم آیت الله بروجردی حتی سهم زکوه از طرف کسی که بهره می گرفت، نمی پذیرفت و آن را سهم صاحبان آن پول می دانست.
* ما موظفیم که از صدور مواد خام معدنی جلوگیری کنیم و این ثروتهای خدادادی را به بهترین وجه مورد استفاده قرار دهیم.

مرد میدان عمل اقتصادی

محمدرضا بهشتی در سخنانی در این مراسم، اظهار داشت: پاسداشت بزرگانی که تنها به ذکر نام آنها بسنده کنیم و برگزاری جلساتی که گاهی با هزینه های کلان و کم ثمر است، نتیجه ای در بر نخواهد داشت بلکه باید بدانیم از این جلسات چه بهره خواهیم گرفت.

وی افزود: برخورد با مرحوم عالی نسب یک تجربه بود و مواجهه با وی تجربه ای بود که نظیرش را کمتر می شد، یافت. بهشتی با اشاره به اینکه ۲۵ سال پیوسته به غیر از فاصله ای که برای تحصیل از ایران خارج شده بود، با مرحوم عالی نسب ارتباط داشت، گفت: حضور در محضر وی همیشه آموزنده بود، چرا که وقتی سخن می گفت به معنای واقعی آدمی احساس می کرد که از عمقی برخوردار است و اظهارنظر های وی، برخوردار از بینشی روشن بود.

وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب مرد میدان عمل اقتصادی بود، گفت: در روزگاری که چنین افرادی در جامعه کم بودند، حضور مرحوم عالی نسب جاذبه های زیادی ایجاد می کرد به طوری‌که روبرو شدن با وی انسان را به تامل و تواضع در برابر شخصیت خودساخته اش وا می داشت.

بهشتی افزود: علاوه بر دانش و تجربه عمیق مرحوم عالی نسب، حضور عملی ایمان در فکر و در سخن او بسیار قابل توجه بود به طوری‌که هم‌نشینی با وی هم عقل افزا و هم دین افزا بود.

وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب به لحاظ علمی شخصیتی بسیار ممتازی داشت، گفت: وی از نگاه کلان اقتصادی برخوردار بود به طوری‌که از دایره نگاه خرد خود را فرا کشید و در سطح ملی و بین المللی قدرت تجزیه و تحلیل مسائل اقتصادی را داشت.

بهشتی افزود: سخنان مرحوم عالی نسب در جلساتی تصمیم گیری‌ها بسیار حائز اهمیت و مثمر ثمر بود. سخنان وی از سنخ متفاوتی با سخنان کسانی بود که در چارچوب اقتصاد خرد به مسائل نگاه می کردند.

وی در ادامه افزود: در یکی از جلساتی که در نخست وزیری در مقاطع اولیه انقلاب برگزار شد، بحث بر سر آن بود که بتوان به نوعی صادرات غیر نفتی را افزایش داد؛ آن هم در شرایطی که درآمد ما به طور اسفناک از فروش نفت پایین بود.

بهشتی با اشاره به خاطره ای در مقاطع جنگ تحمیلی، اظهار داشت: در همان دوران جماعتی از باغدارها به دفتر نخست وزیری مراجعه کرده بودند و انتظارشان از دولت این بود که برای اینکه سیب‌هایشان از بین نرود، به آنها ارز دولتی داده شود تا بتوانند سیب‌هایشان را صادر کنند در حالی که مرحوم عالی نسب به آنها گفت با توجه به شرایط فعلی نمی توانیم حتی ارز مختصری را برای صادرات سیب هایتان در اختیار شما بگذاریم، چون شما تنها از منظر یک باغدار به موضوع نگاه می کنید در حالی که این موضوع ابعاد مختلفی دارد.

وی اضافه کرد: مرحوم عالی نسب با محاسبات خود به آنها نشان داد که صادرات سیب در آن شرایط نه تنها موجب ارز آوری به کشور نمی شد بلکه ارز را هم از کشور خارج می کرد و من آنجا متوجه شدم که نگاه خرد یک باغدار با نگاه کلان یک اقتصاددان چقدر متفاوت است.

بهشتی در ادامه به یکی دیگر از ویژگی های شخصیتی مرحوم عالی نسب اشاره کرد و افزود: مرحوم عالی نسب چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعیش به یک گونه عمل می کرد و دوگانگی مشاهده نمی شد؛ یعنی اگر به چیزی رسیده بود و به آن ایمان داشت، آن موضوع را هم در زندگی شخصی و خصوصیش و هم در زندگی اجتماعیش رعایت می کرد و کسی بود که منافع ملت و کشور برایش از منافع خود و خانواده اش مهمتر بود.

وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب تا زمانی که فکر می کرد، کار و فکرش برای پیشبرد کشور مناسب است پا به پای مسئولان همراهی می کرد، گفت: اما وقتی دید که کار و عملش با مقاومت هایی در کشور روبرو می شود، سطح فعالیت اجتماعی خود را کاهش داد اما در هر فرصتی که پیش می آمد بدون آنکه هتاکی کند، نقطه نظرات کارشناسی اش را به مسئولان اعلام می کرد.

به گفته بهشتی، با آنکه خیلی از افراد به لحاظ سلایق سیاسی با او موافق نبودند اما در مورد مسائل مختلف اقتصادی با مرحوم عالی نسب مشورت می کردند و از نقطه نظرات کارشناسی وی بهره مند می شدند ،البته او هم در ابراز نقطه نظرات کارشناسی خود برای حفظ منافع ملی کشور دریغ نمی ورزید.

بهشتی اضافه کرد: مرحوم عالی نسب در تمام طول مدتی که مشغول فعالیت بود، نه تنها چیزی دریافت نکرد بلکه گره‌گشای افزاد مختلفی هم بود و بیش از توان یک فرد معمولی تلاش می کرد و تا جایی که برایش مقدور بود، تلاش‌های خود را به ثمر می رساند.

وی از مرحوم عالی نسب به عنوان عنصر فعال، اهل تلاش و متعصب به رونق تولید و صنعت کشور یاد کرد و افزود: در زمانی که وضعیت نساجی کشور به گونه ای بود که پارچه مرغوب تولید می کرد، مرحوم عالی نسب گفت من دیگر از پارچه خارجی استفاده نمی کنم و برای کمک به رونق تولید کشور از پارچه ساخت داخل لباس تهیه می کنم.

به دنبال طراحی اقتصاد بومی

فرشاد مومنی هم در این مراسم به ویژگی‌های شخصیتی مرحوم عالی نسب اشاره کرد و افزود: خداوند در قرآن کریم می فرماید شکرگزار نعمت‌هایی که به شما ارزانی داشته ایم باشید و بزرگداشت چنین انسانهای مسلمان، بزرگ، آزاده، خدمتگزار و ممتاز و استراتژیست برجسته و سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نوعی شکرگزاری از وجود داشتن چنین انسان‌های بزرگی است.

وی یادآور شد: به خاطر دارم در مراسمی که به مناسبت سومین روز درگذشت مرحوم عالی نسب در این موسسه برگزار شد، سخنان خود را اینطور شروع کردم:” با توجه به اینکه جنگ تحمیلی در تاریخ کشورمان به عنوان طولانی ترین جنگ‌ها ثبت شده است، بدون آنکه یک مورد مرگ و میر ناشی از قحطی و اپیدمی داشته باشیم در حالی که در جنگ جهانی دوم قابل مقایسه با ۸ سال جنگ تحمیلی نبود آنطور که دکتر ناصر پاکدامن در کتابش عنوان کرده هزاران مورد مرگ و میر ناشی از قحطی و اپیدمی در ایران مشاهده شده است و سپس این سئوال را مطرح کردند که آیا ملت ما می‌داند بزرگترین سهم از این افتخار بزرگ مربوط به دانش، تجربه و پیگیری های استاد عالی نسبت است؟”

این اقتصاددان کشورمان تصریح کرد: اما متاسفانه از آن زمان تاکنون هنوز کسانی هستند که آگاهی حداقل از حقوق بزرگ این مرد بر اقتصاد ایران ندارند. وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب یک زندگی سراسر افتخار آمیز داشت، گفت: شاید بزرگترین امتیاز وی در زندگی اجتماعیش این بود که همیشه مصالح جمعی را بر منافع فردی خود ترجیح می‌داد.

مومنی ادامه داد: در شرایطی که یافتن نمونه ای ارزشمند و راهنمایی امیدبخش برای نسل‌های جوان و حتی میانسال ما حکم کیمیا را پیدا کرده، مطرح کردن خدمات مرحوم عالی نسب می تواند چراغ امیدی باشد که در این موج همچنین مردانی بزرگ می‌آیند و خدماتی شایسته از خود به جای می گذارند.

وی تصریح کرد: باید امیدوار باشیم پس از درگذشت این انسان‌های بزرگ پیگیری بنیان‌های اندیشه بلند آنها بتواند راهگشای بسیاری از مشکلات کشورمان باشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بخش دیگری از سخنانش به انتشار کتاب ” اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی” که سال ۱۳۸۷ توسط مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شد، اشاره کرد و افزود: این کتاب با اینکه از نظر بنیه تحلیلی چندان قوامی ندارد اما از نظر جمع آوری آمار و اطلاعات در حوزه اقتصاد دوره جنگ کتاب ارزشمند و منحصر به فردی است.

وی افزود: در بخشی از این کتاب (صفحه ۵۲ تا ۶۲) وضعیت اقتصادی ایران با وضعیت اقتصادی عراق از زمان شروع تا پایان جنگ مقایسه و آمارهایی نیز در این رابطه ارائه شده است.

مومنی با بیان اینکه چنین آمارهایی به صورت تصادفی از مقایسه وضعیت اقتصادی دو کشور ایران و عراق از زمان جنگ به دست نیامده است، گفت: وقتی به این آمارها نگاه می کنیم، متوجه می شویم که به چه میزان نسبت به پیگیری تجارت ارزشمند اقتصادی کسب شده در دوران جنگ توسط بزرگانمان کاهل هستیم.

وی در بیان آمارهای ذکر شده در این کتاب، گفت: در زمان شروع جنگ تحمیلی جمعیت کشور عراق در حدود ۱۴ میلیون نفر و جمعیت ایران بیش از ۳۰ میلیون نفر، میزان صادرات نفت عراق سالیانه در آن زمان در حدود ۲۶ میلیارد دلار و میزان صادرات نفت ایران در آن زمان سالیانه در حدود ۱۱٫۶ میلیارد دلار ، میزان ذخایر ارزی عراق ۳۵ میلیارد دلار و میزان ذخایر ارزی ایران ۵٫۶ میلیارد دلار بود، ضمن اینکه میزان بدهی خارجی عراق در آن زمان صفر و میزان بدهی خارجی ایران ۷٫۵ میلیارد دلار برآورد می شد.

به گفته وی، پس از جنگ تحمیلی میزان ذخیره ارزی ایران به ۸۶ میلیارد دلار رسید و میزان ذخیره ارزی عراق صفر شد، همچنین میزان بدهی خارجی عراق بیش از ۷ میلیارد دلار برآورد شد و میزان بدهی خارجی ایران صفر بود.

مومنی تصریح کرد: همه این آمارها در شرایطی به دست آمده بود که کل نظام بین المللی از عراق حمایت می کرد و از سویی دیگر، انواع و اقسام محدودیت‌ها و تحریم‌ها را در آن زمان علیه ایران اعمال می کردند.

این اقتصاددان در ادامه سخنانش به سفرهایی که همراه مرحوم عالی نسب برای شرکت در اجلاس بین المللی کار در ژنو می رفت، اشاره کرد و افزود: در چند سفری توفیق داشتم مرحوم عالی نسب را برای اجلاس بین المللی کار در ژنو همراهی کنم که در یکی از این سفرها ،فردی به نام “امیلییو پاگانی” که در آن زمان رهبر یکی از احزاب حاکم سوئیس بود، وقتی شنید مرحوم عالی نسب به ژنو آمده است، با توجه به شناختی که از ایشان داشت، به دیدار ما آمد.

وی افزود: پاگانی در این جلسه به ما گفت وقتی با همکارانم در رابطه با ایران بحث می کنیم و اعداد و ارقام مربوط به تحولات اقتصادی ایران در زمان جنگ را مشاهده می کنیم، شگفت زده می شویم، چون متوجه می شویم چقدر بین مدیریت اقتصادی ایران با مدیریت اقتصادی عراق تفاوت وجود دارد.

مومنی ادامه داد: از نکات قابل توجه این بود که این فرد در آن زمان به من گفت همیشه در جلساتمان به همکارانم می‌گویم در ایران کسی را می شناسم که اگر حکومت گران به طور جدی به حرف‌های او توجه کنند، حتی همین کارنامه فعلی هم در شان این کشور نیست بلکه باید کارنامه بهتری داشته باشند.

به گفته وی، مرحوم عالی نسب از جهات گوناگون به ویژه از منظر دیده بانی از نوامیس اقتصادی کشور در سالهای جنگ، فردی استثنایی بود.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: مرحوم عالی نسب اعتقاد داشت در این مملکت اقتصاد و سیاست به سادگی مشکلاتش حل نخواهد شد، چون در بحث اقتصادی بر این باور بود که هر کسی دو زار از پدرش پول گرفته آمده و یک خرید کوچک انجام داده ، خود را صاحب سبک اقتصادی می داند و نظر کسی را قبول ندارد و در بحث سیاسی معتقد بود هر کسی که دو قدم راه رفته و شعار داده، خود را صاحب علم سیاست می داند و برای دیگران ارزشی قائل نیست.

وی در بیان مهمترین اقدامات مرحوم عالی نسب در ایران گفت: مرحوم عالی نسب به آنچه در تئوری ایمان داشت، عمل می‌کرد، بر مفاهیم کلیدی و راهگشا برای اقتصاد بومی کشور تاکید داشت و در جهت پیشبرد راهبردهایی که برای توسعه ایران طراحی کرد، تلاش بسیاری نمود.

مومنی در ادامه به نکاتی برای کسانی که می خواهند در جهت توسعه اقتصادی ایران از مرحوم عالی نسب الگوبرداری کنند، اشاره و خاطر نشان کرد: مرحوم عالی نسب سهمی از بخش سرنوشت ساز آنچه که امروز به آن فرهنگ می گویند، داشت. این مرد بزرگ سهمی از ضرورت بازار سیاست به عنوان مهمترین پیش نیاز اصلاح اقتصاد در سیاست داشت و همچنین سهمی بسیار عمیق از منزلت دانش ضمنی و دانشی که همراه با عمل است، داشت.

وی مهمترین خلاء توسعه ملی را فقدان دانش عملگرا دانست و افزود: با توجه به اینکه در حال حاضر وضعیت تولید در کشورمان روزهای خوبی را تجربه نمی‌کند، مرحوم عالی نسبت بر شیرین کردن کار تولیدی و محدود کردن واسطه‌گران تاکید داشت.

این اقتصاددان کشورمان با تاکید بر اینکه مرحوم عالی نسب همواره مدیریت کشور را از دادن شوک به جامعه پرهیز می‌داد، گفت: الان می توانیم درک کنیم او با آن دانش و تجربه، اگر هم اکنون بود چگونه تا جایی که توان داشت، تلاش می کرد تا اوضاع به گونه ای دیگر شود.

وی در ادامه گفت: برای چه کسی قابل درک و فهم است که به همت مرحوم عالی نسب سهم بودجه دفاعی ایران در دوران جنگ نصف بودجه دفاعی ایران در سالهای ۵۲ تا ۵۷ شد و سهم بودجه توسعه اجتماعی ایران در دوران جنگ ۲ برابر بودجه توسعه اجتماعی ایران در سالهای ۵۲ تا ۵۷ شد؟

مومنی با بیان اینکه هزینه های دفاعی نسبت به دوره پهلوی نصف و هزینه های اجتماعی نسبت به آن دوران دو برابر شد، گفت: این موضوع بهترین رویکرد توسعه گرا نسبت به ایران است که متاسفانه در حال حاضر هیچ کس به آن توجهی ندارد.

بی‌چشم‌داشت به قدرت و ثروت

احمد محمود رباطی هم در مراسم هفتمین سالگرد سید میرمصطفی عالی نسب گفت: این جلسات اثر و کارآمدیش در این است که بتواند بخشی از افکار و خصوصیات اخلاقی این بزرگمرد را که واقعا برای شرایط امروز راهگشاست، به نسل جوان منتقل کند.

وی یکی از ویژگی های شخصیتی مرحوم عالی نسب را مورد اشاره قرار داد و افزود: مرحوم عالی نسب بسیار ساده گو بود و این ساده گویی یکی از هنرها و ویژگی های بارز او به شمار می رفت، چرا که مطالب پیچیده را بسیار ساده مطرح می کرد به طوری‌که همه افراد با سطح دانش متفاوت از این مطالب بهره می جستند.

این استاد دانشگاه، مرحوم عالی نسب را یک استراتژیست تمام معنا ذکر کرد و افزود: او هدف، ابزار و مسیر را می‌شناخت، اقتصاد ایران، دانش اقتصاد، مباحث مدیریت و مباحث مالی را به خوبی درک می کرد و نکاتی را مطرح می‌کرد که استراتژیک بود و می توانست برای ایران نجات دهنده باشد.

وی ادامه داد: گاهی وقت‌ها مرحوم عالی نسب از رفتار برخی مسئولان رنجیده خاطر می شد و وقتی ما به نزد وی می‌رفتیم، می گفت تا زمانی که به اندازه نیم درصد در تورم تاثیرگذار باشم، به فعالیتم ادامه می دهم اما اگر احساس کنم تاثیرگذار نیستم، دلیلی بر حضور خود نمی بینم.

رباطی تصریح کرد: مرحوم عالی نسب تا زمانی که در سیستم کار می کرد، یک ریال از سیستم دریافت نکرد، چون الگویش الگویش ائمه اطهار بود.

به گفته وی، مرحوم عالی نسب هیچ چشم‌داشتی به قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی نداشت در حالی‌که علم سیاست می‌گوید کسب قدرت باید کرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه مرحوم عالی نسب انسانی آزاده بود و تا آنجایی که می توانست برای نجات اقتصاد کشور تلاش می کرد، گفت: این مرد بزرگ وقتی دید که جایی در سیستم ندارد، از این سیستم کنار کشید.

وی به توجه ویژه امام خمینی (ره) به مرحوم عالی نسب اشاره کرد و افزود: گاهی اوقات از طریق مرحوم حاج احمد آقا خبر می‌رسید که یکی از خاطرجمعی‌های امام راحل حضور وی در سیستم است در حالی که حضرت امام (ره) به سادگی به کسی اعتماد نمی کرد.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: گاهی اوقات به مرحوم عالی نسب می گفتیم، مطالبتان را بنویسید و در قالب کتابی عرضه کنید، که ویز این موضوع امتناع می کرد و می‌گفت برادر، ما گرفتار بدیهیات هستیم. بدیهیات به زمین مانده است.

رباطی ادامه داد: مرحوم عالی نسب این سئوال را مطرح می کرد که مگر هزینه – فایده مورد اتفاق نظر همه علمای اقتصادی نیست؟ پس چرا در عرصه های مختلف این اصل مهم اقتصادی نادیده گرفته می شود.

وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب نسبت به هزینه ها حساسیت زیادی داشت، گفت: به قول مرحوم حسین عظیمی، اقتصاد یعنی حساسیت نسبت به هزینه در حالی که متاسفانه می بینیم خیلی از افراد به این موضوع بی تفاوت هستند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه مرحوم عالی نسب از نظر علمی بر اصل رقابت اقتصادی احاطه کامل داشت، در عین حال گفت: اما به دلیل برخی مسائل مرحوم عالی نسب عنوان می کرد که ما رقابت اقتصادی را قبول داریم اما شرایط فعلا ناموزون است و معتقد بود باید با برنامه ای جامع تلاش کنیم تا حداقلی از شرایط را فراهم کنیم و به طور زمان بندی شده وارد رقابتی آگاهانه اقتصادی شویم.

وی افزود: این در حالی بود که در آن زمان عده ای جنجال می کردند و همایش می گذاشتند و فکر می کردند که هیچ کس نمی داند، رقابت اقتصادی چیست. در شرایطی که رقابت اقتصادی جزو بدیهیات و الفبای اقتصاد است و هیچ کس نیست که آن را تصور کرده ولی تصدیق نکند اما باید شرایط آن رقابت در کشور فراهم شود.

اقتصاددان اخلاق‌گرا

محمد خوش چهره استاد بازنشسته دانشگاه تهران هم در این برنامه به سخنرانی پرداخت و گفت: مرحوم عالی نسب، یکی از بزرگانی بود که عرصه های تئوریک و تجربی علم اقتصاد را به طور عمیق مورد کنکاش قرار می داد.

وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب مطالب پیچیده را برای مردم ساده عنوان می کرد تا برای همه اقشار جامعه قابل فهم باشد، گفت: در بحث استراتژیک هم بسیار قوی عمل و در هر جامعه ای گروه هدف مناسب با آن جامعه را از منظر اقتصاد سیاسی تحلیل می کرد، ضمن اینکه او راه پیشرفت آن جامعه را بر مبنای یک تئوری تاریخی تبیین می کرد و تاریخ ایران را به خوبی می شناخت.

خوش چهره اضافه کرد: مرحوم عالی نسب مناسبات استراتژیست را هم در محیط ملی و هم در محیط بین المللی به خوبی می شناخت به طوری‌که تهدیدها و فرصت‌ها را به موقع درک می کرد و وارد عمل می شد.

وی با اشاره به اینکه مرحوم عالی نسب یک بنگاه اقتصادی نمونه داشت، گفت: در این بنگاه اقتصادی مناسبات و روابط انسانی در محیط کار و کارگری را به خوبی تشخیص می داد. به گفته وی، مرحوم عالی نسب در حوزه دیانت و اقتصاد مجتهدی بود که در حوزه اقتصاد اجتهاد می کرد.

خوش چهره با اشاره به اینکه مرحوم عالی نسب به دلیل عقبه اسلامی و دیانتی که داشت، به شدت در مناسبات اسلامی و کارکردها حساس بود، گفت: این انسان بزرگ همواره اخلاق را در مناسبات اقتصادی دخیل می دانست و معتقد بود که هیچ جامعه ای سقوط نمی کند؛ مگر اینکه اخلاق در آن سقوط کند.

معتقد به مهندسی و اخلاق اقتصاد

یدالله دادگر اقتصاددان نیز در این مراسم گفت: یک اندیشمند بزرگ می گوید اقتصاد جمع اخلاق و مهندسی است. بر این اساس، مرحوم عالی نسب هم بر مهندسی اقتصاد و هم بر اخلاق اقتصاد مسلط بود که نیاز جدی جامعه امروز ماست.

به گفته وی، در هر جای دنیا که اخلاق و مهندسی در کنار هم باشند، موفقیت حاصل خواهد شد. این اقتصاددان تصریح کرد: مرحوم عالی نسب کلماتش، رفتارش، عملش، توصیه هایش و برخوردهایش مانند ابر پاییزی حاوی نکات قابل تاملی بود.

وی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب ویژگی شهامت و تدبیر را با هم داشت، گفت: شاید خیلی از آدم‌ها شهامت داشته باشند اما فاقد تدبیر باشند و یا خیلی های دیگر تدبیر داشته باشند اما شجاعت کافی را برای طرح مسئله نداشته باشند اما مرحوم عالی نسب کسی بود که هر دو را با هم داشت. دادگر در پایان یادآور شد: جای چنین بزرگمردانی در شرایط فعلی اقتصادی ایران بسیار خالی است.


 


سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با صدور اطلاعیه ای ضایعه درگذشت خواهر مکرمه مهدی کروبی از رهبران دربند جنبش سبز ایران را به ایشان و خانواده محترم کروبی تسلیت گفت.

در بخشی از این پیام آمده است: بی‌ شک شرایط دشوار به سبب بازداشت خانگی شما و ممانعت از حضورتان در مراسم تشیع خواهر بزرگوارتان و همچنین محدودیت‌های شدید اعمال شده برای خانواده کروبی، تاثر و تالم این فقدان را دوچندان کرده است.

به گزارش ادوارنیوز، متن پیام سازمان ادوار تحکیم وحدت به شرح زیر است:

انالله و انا الیه راجعون

جناب آقای مهدی کروبی

خبر عروج خواهر مکرمه جنابعالی که در فراق دیدار برادر مبارزش جان به جان آفرین تسلیم کرد اندوهی را بر دل هایمان نشاند.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) این داغ را به جنابعالی و بازماندگان آن مرحومه تسلیت می گوید و ازخداوند متعال برای ایشان رحمت و مغفرت و برای خانواده رنج دیده کروبی صبر و بردباری مسئلت می نماید.

بی‌ شک شرایط دشوار به سبب بازداشت خانگی شما و ممانعت از حضورتان در مراسم تشیع خواهر بزرگوارتان و همچنین محدودیت‌های شدید اعمال شده برای خانواده کروبی، تاثر و تالم این فقدان را دوچندان کرده است.

همان‌گونه که در پیام تسلیت درگذشت پدر بزرگوار جناب آقای مهندس میرحسین موسوی گفتیم، قطع و یقین آگاهیم که این پیام تسلیت نیز از دیوارهای زندان ایجاد شده برای جنابعالی عبور نخواهد کرد اما همچنان بر این ایمان نیز استواریم که اگر چه تن ها را بتوان در حصار دیوار قرار داد اما قلب ها محصور شدنی نیستند و پرواز قلب ها را هیچ قفسی یارای متوقف ساختن نیست.

خداوند جضرتعالی و خانواده مقاومتان را در مقابل تمامی رنج ها و مصائبی که در دفاع از عزت و کیان اسلام و ایران تحمل کرده اند مصداق آیه شریفه “إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ” قرار دهد.

باعث تاسف است که حبس یاران دربندمان و فشارهای امنیتی بر اعضای این مجموعه، امکان انجام وظیفه همراهی و هم دلی شایسته و بایسته با خانواده محترم کروبی را از میان برده است.

عذر یاران دربندمان را بپذیرید و ما را در غم خویش شریک و سهیم بدانید.

روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)

جمعه بیست و سوم تیرماه هزار و سیصد و نود و یک


 


آذر منصوری

بعداز مرگ ناباورانه فریده عزیز، یادداشت های خواندنی در وصف او منتشر شده است. در این یادداشت ها که از جنس دل است و بیشتر عاطفی و از سر احساس با اشاراتی به شخصیت او و خاطراتی که از دوستانش نقل شده گوشه ای از زوایای شخصیت این یار و همراه عزیز به تصویر کشیده شده است. از اقدامات اصلاح طلبانه او و تلاش هایش برای اشاعه نو اندیشی دینی و برابری حقوق زنان تا پیگیری امور حادثه دیدگان پس از انتخابات سال ۸۸ و خاطراتی که با او داشته ایم – هر کدام از این نوشته ها که نگارنده این سطور نیز در نگارش آن سهیم بوده است بخشی از شخصیت فریده ماشینی را نمایان می سازد.

در این یادداشت نیز می شد به بیان خاطره ای از او بسنده کرد که از او بی شمار خاطره در دل هایمان به جای مانده است. می شد از یکی از وجوه او سطر های بی شمار به رشته تحریر در آورد که هر کدام مقالی مجزا را طلب می کند. اما این ها همه فریده است و این همه فریده نیست. این نوشتار سعی بر آن دارد تا در حد اجمال از او چهره ای دست یافتنی و ملموس برای خوانندگان و آیندگانی که کمتر او را می شناسند ارایه نماید. که این خود نیز در پس خود گفتنی ها بسیار دارد.

جای هیچ تردیدی نیست که پس از مرگ او بدیلی برایش یافت نمی شود. اما غیر منصفانه ترین کار پس از او این است که فریده را دست نیافتنی کنیم که شاید راحت ترین و غیر مسیولانه ترین اقدامی باشد که در حق او و آرمان هایش می توان پس از او انجام داد. اما مسئولانه ترین کار بررسی آرای به جای مانده از اوست و نیز کنش های او به عنوان یک مادر یک همسر ویک زن مسلمان یک سیاست مدار و یک نو اندیش یک فعال جامعه مدنی و یک قرآن پژوه، که به یقین باید منتشر شود و در اختیار کسانی قرار گیرد که به دنبال وجوه دست یافتنی او هستند.

فریده ماشینی اعتقاد داشت “تنها کسانی قادر به ایجاد تغییر و تحول در جوامع خود هستند که به تحولات زمان خود آشنا باشند نیازها را بشناسند و تا حد امکان میان تحولات و باورهای خود ارتباط منطقی ایجاد کنند تا هم مانع از هم پاشیدگی ارزشی و اجتماعی شوند و هم پاسخ هایی متناسب با زیست بوم و فرهنگ جوامع در برابر اقتضائات بیابند. (۱)

همین باور ماشینی بود که زمینه ساز تلاش مستمر و خستگی ناپذیر او برای تطبیق دین و مطالبات برابری خواهانه زنان مسلمان بخصوص زن مسلمان ایرانی شد. به بیان دیگر او باور داشت: سازگاری اسلام و برابری حقوق زن و مرد و عزم برای رفع تبعیض های جنسیتی از منظر دین اصلی ترین خواسته جنبش زنان یعنی دموکراسی آزادی و حقوق بشر باید جای خود را در قرائت رحمانی و عادلانه دین باز می کند. (۲)

او به درستی چالش های پیش روی زنان در کشورهای مسلمان را در یافته بود: از سویی بیشتر این کشورها گرفتار مشکلات توسعه نیافتگی با مسایل جوامع در حال گذار هستند و از سوی دیگر در گیر مسایل نظری و محلی برخواسته از مواجهه سنت و مدرنیته می باشند که خود پیامد هایی مانند بحران هویت و معنا را به همراه دارد. (۳)

اما فریده ماشینی در کنار پرداختن به خقوق زنان و یافتن جواب هایی برای پرسش های بی شمار در جوامعی مانند ایران به عنوان یک زن روشنفکر مسلمان توانست از خود الگویی دست یافتنی و فابل دفاع همه جانبه به جای بگذارد. ماشینی نه تنها یک کنشگر فعال در حوزه سیاست جامعه مدنی و حقوق زنان بود بلکه مادری مهربان و دلسوز و همراه برای فرزندانش و همسری فداکار برای شوهر و فرزندی نمونه برای پدر و مادر خود نیز بود. تلاش او برای حفظ کیان خانواده آن هم یک خانواده موفق، از او الگوی کاملی برای زن امروز ساخته است که با شناخت و معرفی بیشتر او می توان او را دست یافتنی تر نمود. این کمترین دِین کسانی است که از نزدیک او را می شناختند.

روحش شاد.

۱ – ضرورت طرح نواندیشی دینی – ماهنامه آیین – شماره ۱۵ – صفحه ۲

۲ – پیشین – صفحه ۴۵

۳ – آیین – زنان و نواندیشی دینی چشم انداز و ضرورت های نو – آیین ص ۴۴

۴ – صفحه ۷۵


 


یکی از فعالان اقتصادی سرشناس بخش خصوصی خواستار مشورت گرفتن دولت از مدیران بخش خصوصی برای عبور از وضعیت بحرانی فعلی شد و با تاکید بر اینکه اقتصاد ایران در ۳۳ سال اخیر نسبت به افزایش جمعیتش پیشرفتی نداشته، نسبت سهم ایران از اقتصاد جهانی را ۰٫۴۵ درصد اعلام کرد.

به گزارش ایسنا، اسدالله عسگراولادی در گردهمایی بین‌المللی نامداران صنعت و تجارت ایران در مشهد اظهار کرد: امروز در شرایط سختی قرار گرفتیم که محکوم به حرکت به سمت تولید هستیم.

وی با بیان اینکه در مهار تورم موفق نشده‌ایم، افزود: تورم ۹ درصد در سال ۸۹ به ۱۸ درصد در سال ۹۰ و امروز به ۲۳ درصد رسیده‌ است.

عسگر اولادی ادامه داد: ۴۰ میلیون نفر زیر جمعیت ۳۰ سال داریم که سالانه نیاز به ایجاد یک میلیون و ۵۰۰ هزار شغل هستیم.

وی تصریح کرد: ۳۶ هزار میلیارد دلار صادرات و واردات در ایران صورت می‌گیرد که سهم ایران فقط ۱۶۰ میلیارد دلار است یعنی۰٫۴۵ درصد از اقتصاد جهان را به خود اختصاص می‌دهد که نسبت به سهم جمعیتی بسیار کم است.

وی افزود: پس از ۳۳ سال از انقلاب اسلامی و نسبت اقتصاد به جمعیت، پیشرفتی نکرده ایم.

رییس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین با بیان اینکه زمان خرید از چین در حال سپری شدن است، گفت: از چین خواسته‌ایم سرمایه‌گذاری در ایران را شروع کند و با تکنیک‌ها، ماشین‌آلات و بازاری که دارند وارد مشارکت با ایران شوند.

وی در خصوص اجرای طرح شبنم در کشور اظهار کرد: این طرح برای صنعت و تجارت فسادزا و مشکل‌زاست و ۱۰۰درصد با این طرح مخالف هستیم چون برای جلوگیری از قاچاق، راه مناسبی نیست.

وی تشکیل کمیته اضطراری برای مشورت دولت به بخش خصوصی را ضروری دانست و عنوان کرد: شورای گفت‌وگوی دولت و اتاق بازرگانی که در برنامه پنجم وجود داشت، قطع شده است که اگر بخواهیم از این بحران‌های اقتصادی بگذریم باید با کارآفرینان و تولید کنندگان از طریق تشکل‌های دولتی و خصوصی مشورت کنیم.

عسگراولادی با اشاره به اینکه دیگر اقتصاد سیاسی و دستوری جواب نمی‌دهد، از دولت خواست که به اقتصاد مشورتی رو بیاورد تا بتوانیم از این موقعیت کنونی موفق بیرون بیاییم.

وی افزود: تاریخ ثابت کرده است که هرگاه دچار مشکلی شده‌ایم بخش صنعت، معدن و تجارت به کمک نظام آمده و کشور را از برهه‌های خطرناک عبور داده است.


 


روز گذشته مراسم تدفین خواهر مهدی کروبی بدون حضور وی برگزار شد.

به گزارش سحام، مراسم تدفین و ختم این مادر شهید در حالی برگزار گردید که حکومت اجازه حضور مهدی کروبی بر مزار خواهرش را به وی ندادند.

مرحومه زینب کروبی، مادر بسیجی مفقودالاثر شهید مصطفی شریفی بود.

دو خواهر آقای کروبی، که هر دو از مادران شهید بودند، در ایام حبس غیرقانونی ایشان، فوت نمودند. این در حالیست که به مهدی کروبی حتی اجازه شرکت در مراسم ختم خواهر خود را ندادند.

اکنون بیش از ۵۰۰ روز از حبس غیرقانونی آقایان کروبی و موسوی و نیز خانم رهنورد می گذرد.


 


محمد نوری زاد، مستند ساز و جهادگر دوران دفاع مقدس، در نامه ای به رئیس قوه قضاییه، با درخواست از وی برای اینکه از شنیدن این حقیقت مکدر نشود، صراحتا خطاب به وی نوشت: جناب شما، فارغ از همه ی هیاهوهایی که برایتان آراسته اند، نفر ششم دستگاه معهود خویشید. چه بشود که با ارفاق و اغماض بشوید نفر پنجم.

به گزارش کلمه، این نویسنده و هنرمند منتقد در این نامه به ۸ نمونه از مواردی پرداخته که هر یک به تنهایی نبود استقلال در دستگاه قضایی را ثابت می کند. نوری زاد در نهایت خطاب به آملی لاریجانی نوشته است: شما برای این که میزان استقلال و نفر اول بودن خود را در دستگاه قضایی کشور به ما ثابت کنید، نمی خواهد به سراغ برادران خود بروید. یا دزدانی چون احمدی نژاد و همدوشانش را به سلول های نفرت و قانون بسپرید. یا بسیجیان قلچماقی را که فاجعه ی خونین کوی دانشگاه را رقم زدند به زندان بیاندازید و از آسیب دیدگان آن فاجعه پوزش بخواهید، یا رهبر را برای پاره ای توضیحات به دستگاه تحت امر خود فرا بخوانید. یا طائب را و ضرغامی را با چشمان بسته به سلول انفرادی بیاندازید. من و شما نیک می دانیم که اینها شدنی نیست. دلیلش را خودمان می دانیم. هم ما و هم شما.  اما بیایید و برای اثبات نفر اولی خود دستور بدهید دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، این اموال شخصی مرا به من بازبگردانند.

متن کامل نامه محمد نوری زاد را که در وب سایت وی منتشر شده، در ادامه می خوانیم:

 

سلام به محضرحضرت آیت الله شیخ صادق آملی رینه ای لاریجانی

اگر از من مکدر نمی شوید، یک حقیقت جاری را با شما درمیان بگذارم. حقیقتی که چندان هم ازنگاه اطرافیان شما پنهان نیست. حقیقتی که "لازمه اش" ازمقام شامخ شما ارتزاق می کند.

و به تعبیری: حیات و مماتش به وجود مبارک شما بند است. و آن این که: جناب شما، فارغ از همه ی هیاهوهایی که برایتان آراسته اند، نفر ششم دستگاه معهود خویشید. چه بشود که با ارفاق و اغماض بشوید نفر پنجم.

این حقیقت جاری، همان است که به وجود مبارک شما محتاج است. برای چه؟ تا آن چهار پنج نفری که نفوذشان از جناب شما بیشتر و نافذتر است -بی حضور شما- آجرهای رفاقت و رعایت را برهم بچینند و چفت و بست ظاهری اش را برای شما باقی گذارند.

مثلا با شرمندگی بگویم که جناب رییسی، شاید بیست برابر شما در دستگاه قضایی نفوذ دارد. و شما برای او، آنسوتر از تعارفات معمول و متداول، "مکملی" بیش نیستید. و مگرجناب اژه ای، که از صندلی وزارت به کرسی دادستانی تنزل فرمود، پس و پشت تبسم های متداولش را برای شما معنا می کند؟ یا جناب حجازیِ بیت، مگر برای استقلال دستگاه قضا و قعی می نهد که مأموران و بازجویان وزارت اطلاعات، آنگاه که برای متهمین یا بهتر بگویم: سوژه های خود سه سال و چهارسال و ده سال حبس وشلاق دیکته می کنند، سه قاضی فلک زده ی شما – آقایان صلواتی و پیرعباس و مقیسه – را بقدر یک رهگذر اطراف دادسرای انقلاب بحساب آرند؟

شاید برمن بربخروشید و بفرمایید که نخیر، من نفراولم. با شرمندگی می گویم: نیستید. با اطمینان می فرمایید: هستم. به آرامی می گویم: نیستید. برافروخته می فرمایید: اگرمی خواهی قدرت ونفوذ و استقلال و برتربودن مرا بیازمایی یک نمونه بگو تا قاطعیت وبُرد و تامّ الاختیاربودن مرا تماشا کنی.

می گویم: گرچه من خود به پایان این هماورد طلبی شما واقفم اما این شما و این چند نمونه ای که می آورم:

۱ – برادران خودتان را به محکمه بخوانید. هم رییس مجلس را و هم آن یکی را که کمی شوخ است و سخن به مطایبه می راند و از جایگاه یک مترسک حقوق بشری مدعی است که "درایران، ما زندانی سیاسی نداریم و شکنجه ای هم در کارنیست و همه چیزنظام در امن و امان و صحت و سلامت و انصاف وعدل است." به اولی بگویید: گذشته از این که شما یک نظامی هستی و در کار سیاست دخول کرده ای و این دخول سراسیمه ی تو و طایفگان سپاهی ات مخالف قانون و فرمان امام و اساس حکومت است، اسنادی نیز برای من ارسال شده که نشان می دهد دست تو به اموال مردم آلوده است. من از جایگاه مدعی العمومی تو را به محکمه می خوانم. بیا و به پرسش های تمام نشدنی ما پاسخ بگو.

به آن یکی هم که شوخ و شنگ است بفرمایید: اخوی، شما که به کشاورزبودن خود می نازی و اجداد کشاورزت را شاهد مثال می آوری و به گندم وجوی کاشته ات اشاره می کنی و نکته ای ازشترمرغ هایت نمی گویی، دریک قلم بما بگو این صدها هکتار زمینی را که در همین چندسال اخیر صاحبت شده ای از کجا آورده ای؟ تو که مثل خود من اهل اطراف آمل و رینه و پردمه ای. در ورامین چه می کنی؟ نه ارث پدری ما راه به این سوی می کشد و نه اگر کلاه ما به ورامین می افتاد راهمان را کج می کردیم. به وی بفرمایید: اخوی، شما که به گندمکاربودن و جوکاربودن خود می نازی، به ما بگو در یک شرایط مساوی، این همه برخورداری از درهای گشوده آیا برای دیگران هم مهیا بوده است؟ یعنی یک آدم بی نشان هم اگر در کنار شما قرار می گرفت آیا می توانست صبح به اداره ی ثبت ورامین داخل شود و ساعتی بعد با سندهای منگوله دار از آنجا بیرون بزند؟

نیزبه ایشان بفرمایید: اخوی محترم، اگر بفرض محال دروغ گفتنِ مردم امری پذیرفتنی باشد، دروغ گفتن مسئولین جرمی محرز و قابل پیگرد است. این که شما می گویی ما درایران شکنجه و زندانی سیاسی نداریم، نه یک دروغ، که یک جرم آشکار است. به وی بفرمایید: اخوی، پیش هرکس اگر معلق می زنی پیش خود ما مزن. که ما خود بهتر از هرکسی می دانیم در دستگاه قضایی مان چه می گذرد. ما که بهتر می دانیم این براداران امام زمانی اگر بروند کلاه یکی را بیاورند، سرطرف را می آورند.

به وی بفرمایید: ما خودمان در داستان کوی دانشگاه هرچه پرپرزدیم، این برادران امام زمانی یک برگ سند ندادند دستمان. چرا بدهند؟ چاقو مگر دسته اش را می برد؟ ما مگرمی توانستیم آن بسیجی هایی را که به کوی دانشگاه حمله کردند و چشمها را دریدند و تن و بدن دانشجویان را سیاه کردند و اموالشان را دزدیدند و تخریب کردند، محاکمه کنیم و به زندانشان بیاندازیم؟ یکی از اینها را که به زندان می انداختیم فردا مگر تره برای ما و اشارات ما و فرامین بعدی ما خورد می کردند؟ پس ای برادر، دروغ ممنوع. لطفاَ زیپ دهانت را بکش و بیش از این آبروی نداشته ات را برطبق رسوایی مریز.

۲ – اگر معتقدید فرد نخست و مستقل دستگاه قضایی هستید، ازهمان جایگاه مدعی العمومی، این آقای احمدی نژاد را بخاطر سالها تحقیر ایرانیان و تاراج اموالشان و برکشیدن دزدان و داخل کردن دزدان به جایگاه مسئولیت، یک بار، آری یک بار، به محکمه بخوانید. شما سه برادر عجبا که چقدر ترسو هستید. همه ی غوغای شما در شعار های پرطمطراق و توخالی محدود است.

گرچه این احمدی نژاد هم در شعارگویی و شعارخواری دست کمی از شمایان ندارد اما هرچه که ندارد، یک عربده هایی به اسم جسارت دارد. از او یاد بگیرید و یک یا اللهی بگویید و چنگ درچنگ او بیاندازید. اولی درمجلس و دومی دردستگاه حقوق بشری وشما نیز در دستگاه خودتان. دستگاه ها را بکار اندازید و یک سمفونی نترسیدن بکار اندازید. مردن یک بار و شیون یک بار.

از چه می ترسید؟ سند ومدرک علیه شما دارد که دارد. این همه خفت را چرا با خود حمل می کنید؟ پاچه ها را وربکشید و به میدان بیایید. در یک قلم از محمد رضا رحیمیِ دزد شروع کنید و بعد از صادق محصولی و مشایی و پاسداران دزدی که دست به دست احمدی نژاد داده اند، دست به گلوی خود او ببرید. البته نه برای گروکشی و دعواهای بین المجالسی. بل بخاطر سالها دزدی و تحقیری که آوار احمدی نژاد و یارانش بر سر مردم ایران و تاریخ این سرزمین فرو باریده اند.

۳ – اجازه بدهید جلوتر نروم. از این روی فرد خام و ناپخته وبی تجربه ای چون شما بر سر دستگاه قضا گمارده می شود که حرف شنو باشید. و البته ماشین امضا. اگر بنا بود شما کارکشته و استخوان خرد کرده ی دستگاه قضا بودید و هرازگاهی فرمانروایان خود را به قانون و تبصره های قانونی ارجاع می دادید و یک "نمی شود" تحویلشان می دادید، کارها به کامشان تلخ می شد که. شما "باید"، آری "باید" خام و ناپخته می بودید.

۴ – من اگر خیلی بخواهم آرمانی بیندیشم باید می گفتم: شما در مقام رییس دستگاه قضا باید شخص رهبر را بخاطر خیلی کارهایی که در پس و پشت حقوق بدیهی مردم کرده و می کند به محکمه فرا بخوانید. و مثلا از وی بخاطر حساب های مالی ناپیدا و نامشخصش پرسش کنید. که چرا پول های مردم را و میزان آنها را آشکار نمی کند و بی اجازه ی مردم به جاهای مختلف پول سرازیرمی کند. راز خام بودن شما و اطاعت بی چون و چرای شما به همین مواقف مربوط است. خنده دار نیست این جمله ی شما که فرموده اید: ما مطیع هماره مقام معظم رهبری هستیم؟ ظاهراَ شما باید مستقل باشید.

۵ – اجازه بدهید از تخته سنگ های عظیم الجثه ی سر راه شما نگویم. که خود می دانم شما نه مرد این خطرهای قضایی هستید و نه اساساَ شما را بر این جایگاه بلند نشانده اند تا به درون این درهای بسته سر فرو برید. پس، از چند سنگ ریزه ی قضایی با شما می گویم تا ببینیم میزان قدرت شما تا کجاست. مثل سنگ ریزه ای به اسم حقوق مدنی یک زندانی.

بعنوان نمونه خود مرا ممنوع الخروج کرده اند. از همان سه سال پیش. حالا که پرونده ام مختومه شده، همچنان ممنوع الخروجم. یک خودی نشان بدهید و از جایگاه پنجمی دستگاه قضا خود را به جای واقعی خود بکشانید تا ببینیم دستخط مبارک شما تا کجاها بُرد دارد. بخواهید زندانیان سیاسی مثلا به مرخصی بروند. بخواهید سالهای زندانی اینان به قدر واقعی اش تقلیل پیدا کند. و نه به اندازه ای که بازجوها به قاضیان شما دیکته می کنند.

۶ – من ازآقای طائب رییس اداره ی اطلاعات سپاه بخاطر ساخت فیلم علیه من و انتشارآن درفضای مجازی، به دادسرای ویژه ی روحانیت شکایت بردم. به قاضی که خود روحانی بود گفتم: یعنی می شود باور کرد که شما طائب را به اینجا بکشانید و بخاطراین جرم آشکار زندانی اش کنید؟ گفت: ما بزرگتر از طائب را هم به اینجا می کشانیم. که همانجا به وی گفتم: شوخی نفرمایید.

اکنون بعد از ماه ها جواب آمده که شکایت شما بی مورد است. یک تکانی به قلم مبارک خود بدهید ببینیم می توانید یک روحانی در اندازه ی طائب را بخاطر یک جرم آشکار و محرز و غیرقابل انکارش به محکمه بخوانید و به دست یک قاضی مستقل بسپاریدش؟ گرچه من به شما حق می دهم که چنین نکنید. چرا که این ناپختگی و حرف شنوی غلیظ شما بوده که شما را تا این مقام بالابرده. وگرنه ما و شما به نقض غرض مبتلا می شدیم.

۷ – من از آقای ضرغامی و مدیر سایت باشگاه خبرنگاران جوان بخاطر انتشار همان فیلم های غیراخلاقی که اداره ی اطلاعات سپاه علیه من ساخته بود شکایت کردم. بعد ازسه چهار ماه مرا خواسته اند که مدرکت کو؟ من همه ی مدارک را به آنها تحویل داده بودم. اما پرونده ی من از مدارک خالی بود. به قاضی شعبه ی چهار دادسرای ویژه ی فرهنگ و رسانه گفتم: چشم، من بازبرای شما مدرک می آورم. اما شما جرأت می کنی آقای ضرغامی را دست بسته به اینجا بیاوری و یک میلیارد خسارت بخاطر تخریب عاطفی و روانی خانواده ام از کیسه ی فرد خاطی بگیرید و به من بدهید؟ کاری که درجاهای دیگر و کشورهای دیگر به راحتی صورت می پذیرد. پوزخندی زد و با چهره ای عبوس و طلبکار گفت: از این خبرها اینجا نیست. اینجا فرهنگ و رسانه است. دلت خوش است بنده ی خدا.

گلی به گوشه ی جمال این قاضی که مرا "بنده ی خدا" خطاب کرد. اگرچه به مسخره. اما بازجویانی که پرونده های قضایی متهمان سیاسی را برای شما مهیا می کنند، ما وخانواده های ما را فاحشه هایی تعریف می کردند که "نظام لطف می کند که تکه ای نان جلوی ما می اندازد".

حالا شما با ورود به جایگاه نخست دستگاه قضایی ببینیم می توانید آقای ضرغامی را دست بسته و چشم بسته به همان سلولهایی بیندازید که ما ماه ها درآنجاها حبس بودیم و درفشار جسمی و روانی؟ با این تفاوت که ما یک چند خط مطلب انتقادی نوشته بودیم و وی نه نوشته که فیلمی در حوزه ی خانوادگی و خصوصی علیه من منتشر کرده است. تا ببینیم نه میزان استقلال شما در بُعد قضایی، که میزان مسلمانی شما چه اندازه است.

۸ – سه سال است که دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، لوازم شخصی مرا برداشته و برده اند. چندی پیش با هزار مکافات برای چندمین بار به قاضی اجرای احکام زندان اوین مراجعه کردم و در این خصوص از وی پرسش نمودم. که: بالاخره داستان این اموال شخصی من چه می شود؟ پاسخ وی همان بود که خود می دانستم: برای ما نفرستاده اند.

شما برای این که میزان استقلال و نفر اول بودن خود را در دستگاه قضایی کشور به ما ثابت کنید، نمی خواهد به سراغ برادران خود بروید. یا دزدانی چون احمدی نژاد و همدوشانش را به سلول های نفرت و قانون بسپرید. یا بسیجیان قلچماقی را که فاجعه ی خونین کوی دانشگاه را رقم زدند به زندان بیاندازید و از آسیب دیدگان آن فاجعه پوزش بخواهید، یا رهبر را برای پاره ای توضیحات به دستگاه تحت امر خود فرا بخوانید. یا طائب را و ضرغامی را با چشمان بسته به سلول انفرادی بیاندازید. من و شما نیک می دانیم که اینها شدنی نیست. دلیلش را خودمان می دانیم. هم ما و هم شما. اما بیایید و برای اثبات نفر اولی خود دستور بدهید دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، این اموال شخصی مرا به من بازبگردانند. من قول می دهم، امضا می دهم، به محض دریافت اموالم، یک نامه ی بلند بالا بنویسم و منتشرکنم و در آن با صدای بلند فریاد بزنم: جناب آیت الله شیخ صادق آملی رینه ای لاریجانی نه نفر پنجم، که نفر نخست دستگاه قضایی است. حالا دیگران هرچه می خواهند بگویند بگویند.

۲۳/۴/۹۱

با احترام: محمد نوری زاد


 


کلمه – گروه اجتماعی: در ادامه فشارها بر مهاجران افغان که به بهانه حضور اتباع غیر مجاز انجام می گیرد اما دامنه آن تا اتباع قانونی هم گسترده می شود، مسئولان دولتی در تصمیمی آشکارا تبعیض آمیز اعلام کرده اند که از این پس برای افغان‌های مقیم ایران، گواهینامه رانندگی صادر نمی‌شود و گواهینامه‌های فعلی آن‌ها نیز فاقد اعتبار است.

در همین باره بخوانید:

محدودیت‌های تازه برای مهاجران غیر‌قانونی؛ اسلامی و انسانی، یا نژادپرستی؟!
ممنوعیت فروش مواد غذایی و ارائه خدمات حمل و نقل به اتباع خارجی غیرمجاز

مسئولان دولتی همچنان مردم را به رفتار نژادپرستانه تشویق می‌کنند
ممنوعیت فروش غذا و سوار کردن اتباع خارجی غیرمجاز تکذیب نشد!

به گزارش کلمه، افغان‌های مقیم ایران، اعم از قانونی و غیر قانونی، در حالی از رانندگی محروم شده اند که پیش از این هم دولت سکونت آنها در برخی استان های کشور و همچنین معاملات و ارائه خدمات اجتماعی به ایشان را ممنوع کرده بود.

سرهنگ رحیم رمضان آقایی معاون پلیس راهور با اعلام ممنوعیت رانندگی افغان‌ها، به خبرگزاری مهر گفته است که پس از این مهاجران افغان با کارت اقامت نمی‌توانند گواهینامه رانندگی بگیرند و گواهینامه افغانی نیز در ایران معتبر نیست.

به گفته وی، این محرومیت تنها شامل مهاجران افغان مقیم ایران می شود و دیگر اتباع خارجی می‌توانند با مراجعه به معاونت اتباع بیگانه نیروی انتظامی، گواهینامه رانندگی دریافت کنند.

ممنوعیت رانندگی افغان‌ها در ایران، جدیدترین مورد از محدودیت‌های اخیر دولتی علیه افغان ها است که اخیرا اعلام شده و قرار است اعمال شود. ممنوعیت فروش مواد غذایی، ممنوعیت اقامت در برخی استان‌های کشور که تعداد آنها به طور رسمی ۳۱ شهر از ۱۴ استان اعلام شده، ممنوعیت ورود افغان‌ها به پارک ها، ممنوعیت ارائه خدمات حمل و نقل به اتباع غیر مجاز و ممنوعیت تحصیل در برخی رشته ها برای اتباع خارجی، از جمله موارد قبلی فشارها بر مهاجران افغانی مقیم ایران است که در ماهها و هفته های اخیر مدام در حال شدت گرفتن است.

گسترش محدودیت ها علیه افغان ها از تعطیلات نوروز امسال آغاز شد که مسئولان دولتی اصفهان در فروردین ماه ورود شهروندان افغانستان به یکی از پارک‌های این شهر را در روز ۱۳ فروردین ممنوع اعلام کردند. وجه نمادین این محدودیت، چند روز بعد با هشدار مدیرکل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور به اتباع افغان مقیم ایران تکمیل شد که از آنها خواست نسبت به دریافت مجوزهای قانونی اقدام کنند

این مقام دولتی به افغان‌های مجرد هم اخطار داد که باید ایران را ترک کنند که تهدید کرد که در غیر این صورت بازداشت و اخراج می‌شوند. تهوری همچنین گفت: به جز برخورد با افراد بدون مجوز، با کسانی که به نحوی در به‌کارگیری، جابجایی و اسکان این افراد مشارکت کنند هم برخورد قاطع می‌شود.

اقدام بعدی از سوی مسئولان مازندران اعلام شد که تیر ماه امسال را آخرین فرصت افغان ها برای خروج از مازندران اعلام کردند. این در حالی بود که مسئولان دولتی استان مازندران از پنج سال قبل حضور اتباع افغانستان را در ۱۰ شهر ساحلی مازندران ممنوع کرده بودند.

در استان دیگر از جمله یزد هم به تازگی بیلبوردهایی مبنی بر ممنوعیت حضور و تردد اتباع خارجی غیر مجاز نصب شده است.

محدودیت ها از اردیبهشت ماه با هشدار مدیرکل اتباع و مهاجرین خارجی استان تهران پیگیری شد که اعلام کرد با پایان مهلت شهروندان افغانستان برای ثبت‌نام در چارچوب طرح ساماندهی اتباع غیرمجاز در ایران، نیروی انتظامی از ابتدای تیرماه با اتباع غیرمجاز افغانستان برخورد خواهد کرد.

دو هفته قبل هم کلمه گزارش داد که دولت در برخی استان ها نانوایی ها و تاکسی ها را به همراه دیگر خدمات دهندگان حمل و نقل و فروشندگان مواد غذایی، ملزم کرده که به اتباع خارجی غیرمجاز خدمات ارائه ندهند و برای تشخیص غیرمجاز بودن هم از آنها خواسته است که از اتباع خارجی کارت اقامت بخواهند!

در آن گزارش با اشاره به اظهارات دو مقام دولتی در استان های خوزستان و فارس، تاکید شده بود که مسئولان مردم را به رفتار نژادپرستانه تشویق کرده و از شهروندان خواسته اند در معابر و مغازه ها از اتباع خارجی مجوز و کارت اقامت بخواهند! در آن گزارش تاکید شده بود که مقام های دولتی توضیح نداده اند این اجازه را چه کسی و به چه حقی به عابران – و نه پلیس و ماموران رسمی دولتی – می دهد که در اتوبوس و صف نانوایی جلوی اتباع خارجی را بگیرند و از آنها مجوز اقامت بخواهند؛ و مسئولان نفهمیده اند که تبعات چنین رویارویی هایی بین شهروندان ایرانی و اتباع خارجی مقیم کشور تا چه حد خطرناک و تصویری که این اظهارات از ایران به دنیا ارائه می کند، تا چه حد غیر انسانی و نژادپرستانه خواهد بود.

در گزارش کلمه تصریح شده بود: دولت احمدی نژاد که در سالهای اخیر با وجود هزینه کرد میلیاردها تومان بودجه، هنوز نتوانسته مشکل حضور اتباع غیر مجاز خارجی در کشور را حل کند، اکنون در حالی قصد دارد برای تحت فشار قرار دادن مهاجران غیر قانونی، آنها را از حقوق انسانی اولیه همچون غذا و جا به جایی محروم کند که می تواند به جای آن لااقل از تجربیات دهها کشور دنیا در نحوه برخورد با پدیده مهاجران غیرقانونی استفاده کند تا چنین تصویر ضد انسانی و نژادپرستانه ای از دولت و ملت ایران به نمایش نگذارد.

آن گزارش با اشاره به آیه (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ) یادآور شده بود که صاحبنظران معتقدند در موازین اسلامی حتی پذیرش درخواست پناهندگی غیر مسلمانان نیز بر پیامبر اسلام(ص) واجب بوده است و حال آنکه اکثر اتباع خارجی غیر مجاز حاضر در ایران، افغان هایی هستند که از جنگ و پس از آن از زیر سلطه طالبان گریخته و به کشور همسایه و مردم همکیش خود پناه آورده اند.

کلمه همچنین تصریح کرده بود که بر اساس کنوانسیون حقوق پناهندگان ۱۹۶۷، حقوقی همچون آزادی رفت و آمد و حق مالکیت برای پناهندگان به رسمیت شناخته شده و هیچ مبنای قانونی و شرعی هم وجود ندارد که پناهجویان و مهاجران غیر قانونی را از حقوق ابتدایی همچون غذا خوردن و حمل و نقل محروم کند؛ جز دستور دولت فعلی که نه تنها چنین محدودیت های غیر انسانی را بر صدها هزار تبعه خارجی غیر قانونی که غالب آنها افغان ها هستند روا داشته، بلکه ایرانیان را نیز تهدید کرده که اگر به این افراد غذا بفروشند یا آنها را سوار کنند، مجازات خواهند شد!

اما با آنکه ظاهرا مسئولان دولتی به قصد تکذیب آن خبر به مصاحبه با خبرگزاری های رسمی پرداختند، در واقع هیچ تکذیبی صورت نگرفت و همانطور که در گزارش بعدی کلمه تشریح شد، در هیچ‌یک از اظهارنظرهای مقام‌های دولتی به صراحت درباره ممنوعیت ارائه خدمات و فروش کالا به «اتباع خارجی غیر مجاز» اظهارنظر نکردند و صرفا خبری را که خود تحریف کرده بودند، تکذیب کردند.

آنها مدعی شدند که رسانه‌ها از ممنوعیت فروش مواد غذایی به اتباع خارجی مجاز سخن گفته‌اند، حال آنکه اصل موضوع مربوط به مهاجران غیر مجاز بوده که حتی اگر مجرم باشند، محروم کردن آنها از غذا، خرید و سوار شدن به وسایل نقلیه عمومی، تنها با نژادپرستانه‌ترین معیارها قابل فهم است.

مجموعه فشارها و محدودیت ها در حالی از سوی دولت برای افغان ها وضع می شود که مسئولان دولتی ادعا می کنند اتباع افغانستان در ۳۰ سال گذشته از تمام خدمات عمومی دولت به مردم ایران بهره‌مند بوده ‌اند. بر اساس آمار رسمی، دو و نیم میلیون افغانی در ایران حضور دارند.

دولت خاتمی از سال ۱۳۸۱ و با توجه به آرام شدن فضای سیاسی- اجتماعی افغانستان، طرح انتقال مهاجران را در دستور کار قرار داده بود. اما طی سالهای اخیر و با روی کار آوردن دولت احمدی نژاد، این طرح با شدت بیشتری و با شکل و حالتی که گاهی نژادپرستانه و غیر انسانی به نظر می رسد، پیگیری شده است. به گونه ای که پنج سال قبل سوی دولت نهم یکباره اعلام کرد قرار است یک میلیون مهاجر غیرقانونی افغان اخراج شوند.

پس از آن هم وزارت کشور اجرای طرح ساماندهی اتباع بیگانه غیرمجاز را از دو سال قبل با ثبت‌نام و پالایش اطلاعات مربوط به شهروندان غیرمجاز افغانستان در این کشور آغاز کرد که اخیرا اعلام شده که اجرای آن به پایان رسیده است. اما مسئولان دولت ناکارآمد فعلی بارها به بهانه حضور افغان ها متوسل شده اند تا ناتوانی های خود در اداره کشور را فرافکنی کنند و به وجود مهاجران خارجی نسبت دهند.


 


امام جمعه موقت تهران با انکار واقعیت فقر در جامعه، به مردم توصیه کرد که مراقب جنگ روانی دشمن باشند و گفت: ما از فقر نمی ترسیم از خوف فقر نگرانیم. آنچه که پیامبر به عنوان خطر اساسی مطرح کرد ریاست طلبی و خوف فقر است.

کاظم صدیقی در نماز جمعه امروز تهران که با بیان این ادعا که «فقر واقعیتی ندارد» افزود: ما سرمایه های کلان در مملکت داریم ما جوانان مبتکر، ملت شریف و نجیب داریم. پشتوانه ایمانی داریم. ما دست توسل داریم. اعتقاد داریم این مملکت امام زمان (عج) و صاحب دارد. ما در کشتی نجات اهل بیت هستیم با طوفان ها می توانیم در بیفتیم و از هیچ طوفانی نمی هراسیم.

وی با ادعای اینکه ما از ابتدای انقلاب ما تحریم هستیم و در دوران دفاع مقدس حتی هیچ کشوری حاضر نبود به ما سیم خاردار بفروشد، ادعا کرد که در همان شرایط ما «از ۱۸ کشور اسیر نظامی گرفتیم.»

به گزارش مهر، وی افزود: تحریم ها برای ما فرصت است. یک شانس خوب است نکند چشم مومنی به دست کافری یا مستکبری و ظالمی باشد و فکر کند اگر درهای کفر به روی ما باز نباشد ما نمی توانیم زنده باشیم. افرادی سست عنصر هستند تا کمی فشار وارد می شود می گویند ارتباط برقرار کنیم. اگر بنای چنین چیزی بود چرا انقلاب کردیم؟ ما آگاهانه این راه را پذیرفتیم … غربی ها خودشان را به چالش می کشند. چاه برای ما کندند اما خودشان هلاک می شوند، چون آنها مولا ندارند.

تشبیه وضعیت کشور در شرایط تحریم به «شعب ابیطالب»

در همین حال آیت الله سبحانی از علمای قم هم به تشبیه وضعیت کشور در شرایط تحریم به «شعب ابیطالب» پرداخت و گفت: این تحریم ها، قیمت استقلال ما است و باید هزینه آن را بپردازیم و به جان بخریم. پیامبر اکرم(ص) هم سه سال در سخت ترین شرایط در شعب ابیطالب تحریم شد و صبر کرد تا گشایشی حاصل شد.

به گزارش رسا، وی که در همایش «طلایه داران هدایت» سخن می گفت، تحریم ها را دلیل عدم پایبندی غرب به انسانیت، انصاف، قانون و حقوق بشر دانست و گفت: این همه تحریم بر کشوری که می خواهد مستقل باشد حاکی از این است که انان به هیچ یک از اصول انسانی پایبند نیستند.

سبحانی که در جمع مبلغان مذهبی سخن می گفت، در عین حال خاطرنشان کرد: جامعه امروز یک جامعه بسته مثل صد سال قبل نیست، اکنون تمام عالم یک دهکده است و هر اندیشه ای تولید شود به سرعت منتشر می شود، در چنین جهانی باید با در سطح فهم و درک مردم سخن گفت.


 


خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داد که که قیمت سیگارهای تولید داخل در بازار افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است.

بر اساس این گزارش، از حدود دو هفته پیش قیمت برخی سیگارهای تولید داخل مانند بهمن به دلیل کاهش عرضه شرکت دخانیات در بازار افزایش یافته است. به گفته یکی از فعالان بازار سیگار قیمت سیگار بهمن از کارتنی ۲۵۰ به ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.

او در پاسخ به این سوال که دلیل افزایش قیمت سیگارهای تولید داخل در بازار چیست، گفت: تصور غالب این است که کاهش تولید و عرضه شرکت دخانیات باعث افزایش قیمت‌ها در بازار شده است.

این فعال بازار سیگار در پاسخ به این سوال که چرا کیفیت برخی سیگارهای تولید داخل کاهش یافته است، نیز گفت:‌ در این زمینه نیز به نظر می‌رسد استفاده از توتون بی‌کیفیت باعث شده که کیفیت برخی سیگارهای تولید داخل کاهش یابد.

خبرگزاری ایسنا پیشتر نیز از احتمال افزایش ۲۵ درصدی قیمت سیگارهای تولید داخل طی تابستان امسال خبر داده بود. این در حالی است که فعالان بازار اقدام احتمالی شرکت دخانیات ایران در افزایش قیمت سیگارهای تولید داخل را برای بازار سیگار کشور بسیار مضر توصیف می‌کنند.

در حال حاضر سیگارهای تولید داخل رقابت تنگاتنگی با سیگارهای قاچاق در بازار کشور داشته و هر یک از این محصولات تلاش می‌کنند با کنار زدن رقیب سهم خود را در بازار افزایش دهند. شرکت دخانیات ایران تاکنون درباره احتمال افزایش قیمت سیگارهای تولید داخل اظهارنظری نکرده، اما این شرکت در عین حال بر افزایش حجم تولیدش در سال جاری تاکید کرده است.

مصرف سالانه سیگار در ایران سالانه بیش از ۶۰ میلیارد نخ بوده که بخش قابل توجهی از این نیاز از طریق قاچاق تامین می‌شود.


 


کلمه – سجاد اعرابی: در حالی که با اعمال سیاستهای تنگ نظرانه و بیش از پیش محدودکننده دولت احمدی نژاد در سالهای اخیر بسیاری از کتابها و نشریات به تیغ توقیف و سانسور گرفتار و از گردونه انتشار حذف شده اند، ناشران و نویسندگان راههای متفاوتی را برای مقابله و مواجهه با این وضعیت برگزیده اند؛ راههایی که در نهایت نتیجه ی همه ی آنها از دست رفتن محوریت فرهنگی آثار چاپ داخل کشور است و هزینه های عظیمی که به تبع آن به فرهنگ و اقتصاد کشور تحمیل می شود.

چند روز پیش یکی از نویسندگان مطرح و برجسته کشور در گفت و گویی با ایلنا در مورد سانسور اثر جدیدش، «خشاب خالی» گفت: با وضعیت فعلی این کتاب به هیچ وجه مجوز انتشار از وزارت ارشاد دریافت نمی‌کند و همانطور که گفتم حاضر نیستم برای دریافت مجوز، بخشی از نوشته‌هایم را حذف کنم. بهتر است این کتاب را برای خودم نگهداری کنم.

منیرالدین بیروتی؛ نویسنده و برنده دو دوره جایزه گلشیری خبر داد که بعد از مدت‌ها انتظار، پرونده انتشار مجموعه داستان "خشاب خالی" بسته شده، چرا که او حاضر به سانسور اثرش نیست. از سویی دیگر محمود دولت آبادی عضو کانون نویسندگان نیز خبر از بازنشر رمان جدیدش توسط انتشاراتی در آلمان داد. اخباری که دو نوع برخورد متفاوت و دو الگویی رویارویی نویسندگان کشور با سیاستهای تحمیلی و حذفی وزارت ارشاد و ممیزی های آن را نشان می دهد.

همانند این دو، بسیارند نویسندگانی که این روزها آثارشان در وزارت ارشاد با سانسورهای بسیار مواجه شده و در مقابل نشان داده اند که حاضر نیستند به سانسور تن دهند و کتاب خود را ناقص منتشر کنند، اگرچه هر کدام راهی متفاوت برای واکنش اتخاذ کرده اند. یکی به ناشران خارج از کشور برای چاپ اثرش پناه برده و دیگری از انتشار کتابش منصرف شده تا مجبور به پذیرش ممیزی تحمیلی نشود.

پیچ و تابهای سخت و سختگیری های پیچیده وزارت ارشاد برای آثار هنرمندان و فرهنگیان امری ناشناخته برای مردم و نویسندگان نیست. پایین ترین حد مشکل از موانع و گیرهای اداری شروع می شود که بسیاری از نویسندگان را در صف های بی انتهای صدور مجوز برای انتشار حتی سالها معطل می کند.

به عنوان نمونه، چندی پیش فرحناز علیزاده منتقد ادبی در گفتگو با  آرت‌نا گفت: دریافت مجوز چاپ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل پروسه طولاتی این وزارت خانه برای تایید نوشته های نویسندگان ما جهت تبدیل به کتاب کار سختی است. وی افزود: برای اینکه کتاب به مرحله چاپ نهایی برسد نویسنده باید دو برابر وقتی که برای چاپ کتاب گذاشته را در انتظار صدور مجوز بماند. من زمستان سال گذشته کتابم را تمام کردم و تازه مجوز چاپ آن به دستم رسیده است.

مرحله سخت تر اما سانسورها و ممیزی هایی است که بر ناشران و نویسندگان تحمیل می شود. تعدد و تکرار همین موارد سانسور و محدودیت ها واکنش های بسیاری را هم از سوی نهادهای حقوق بشری و مدنی و هم نویسندگان و دست اندرکاران فرهنگی و انتشاراتی برانگیخته است.

وضعیت سانسور فاجعه بار است

در نخستین ماه سال ۲۰۱۲ سازمان گزارش‌گران بدون مرز در نامه سرگشاده‌ای به ناوی پیلای، کمسیر عالی حقوق بشر سازمان ملل درباره وضعیت آزادی اطلاع رسانی، روزنامه نگاران و شهروندان وب نگار زندانی در ایران ابراز نگرانی کرد.

این سازمان در نامه خود وضعیت سانسور در ایران را «فاجعه‌ بار» توصیف کرده و نوشته است که این وضعیت «نیازمند پاسخی درخور و فوری از سوی کمیساریای عالی حقوق بشر است.»

این نهاد حقوق بشری از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل خواسته بود تا اقداماتی عاجل در اعتراض و برخورد با این « نقض فاحش حقوق بشر و سرکوب آزادی بیان» صورت دهد.

در میان نویسندگان و شخصیت های فرهنگی مذهبی نیز این میزان سانسور واکنشهای جدی برانگیخته است. چندی پیش سیدعلی موسوی گرمارودی، پژوهشگر و مترجم کتاب، خواستار آن شد که سانسور و ممیزی کتاب در کشور از بیخ و بن برداشته شود.

این قرآن‌پژوه که در نمایشگاه کتاب به گفت و گو با خبرنگاران می پرداخت، در ادامه گفت: منظورم همان ممیزی است که امیدوارم از ریشه برداشته شود یا بعد از انتشار کتاب اعمال شود. فکر نمی‌کنم هیچ ناشری در ایران داشته باشیم، که آن‌‌قدر فرومایه باشد که بخواهد فقط برای مسائل غیراخلاقی کتاب چاپ کند. بنابراین به نظرم سانسور کتاب‌ها یک اتفاق نادرست در کشور ما است. این موضوع برای کشوری که مدعی است پایه‌های انقلابش فرهنگی است، شایسته نیست. به نظرم فواید نبودن سانسور و ممیزی، خیلی بیشتر از فواید بودنش است.

جایگاه بسیار بد آزادی بیان در بین کشورهای جهان

با برگزاری انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری ۸۸ و سرکوب های بعد از آن، دولت حتی سیاستهای فرهنگی خود در عرصه نشر و ادبیات را نیز محدود تر کرد و از میزان آزادی بیان کاست.

امری که بلافاصله اثرات آن در جایگاه ایران در میان کشورهای جهان در حوزه آزادی بیان مشخص شد. در سال ۲۰۰۹ کشور ایران در ردهٔ ۱۷۲ جهان در فهرست آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز قرار داشت. تنها سه کشور ترکمنستان، کره شمالی و اریتره در وضعیتی بدتر از وضعیت ایران قرار گرفته‌اند.

جالب آنجاست که آزادی رسانه ها در ایران در سال‌های اخیر نه تنها بهتر نشده بلکه به مراتب بدتر شده و از رتبه ۱۴۶ در سال ۲۰۰۵ به سطح کنونی نزول یافته است.

سانسور در حوزه کتاب

حوزه کتاب و کتاب نویسی یکی از حوزه هایی است که قربانی سیاستهای حذفی و محدودیت گرایانه دولت در سالهای اخیر شده است. بسیار موارد متعددی را می توان مشاهده کرد که آثار مشهور و بزرگ ادبی جهان در ایران ممنوع شده اند.

از کتابهای مشهور جهان که در ایران ممنوع شده‌اند می‌توان به«قمارباز» اثر داستایوفسکی، رمان «دختری با گوشواره مروارید» نوشته تریسی شوالیه، و برخی از کتاب‌های ویرجینیا وولف، مارگریت دوراس، وودی آلن، دن براون، و کتاب خاطرات دلبرکان غمگین من اثر گابریل گارسیا مارکز اشاره کرد. کتابخروس نوشته ابراهیم گلستان نیز در ایران ممنوع شده‌است.

اما این تنها آثار بزرگ و بحث برانگیز جهانی نیستند که سیاستهای وزیران دولت احمدی نژاد و نهادهای مسوول فرهنگی اجازه ورود و انتشار آنها در ایران را نمی دهد، بلکه این روزها شمار بسیار زیادی از نویسندگان و شاعران ایرانی نیز مشمول قانون سانسور شده اند و روز به روز سیاستهای سخت گیرانه تری را در حوزه نشر تحمل می کنند.

الگوهای مقاومت اهالی کتاب در برابر سانسور دولتی

ناشران و نویسندگان کشور، در برابر موج سیاست های سختگیرانه حکومت و جلوگیری از انتشار آثارشان، الگوهای مختلفی از مقاومت را در پیش گرفته اند. الگوهایی که وجه مشترک همه آنها تن ندادن به سانسور است؛ هرچند برخی از آنها انفعالی و یا از سر ناچاری باشد و به اقتصاد نشر نیز ضربه بزند.

در کنار اکثریت ناشران که همچنان با ممیزی وزارت ارشاد دست و پنجه نرم می کنند و تلاش می کنند با اعمال ممیزی های مطلوب وزارت ارشاد، آثار خود را که با هزینه های قابل توجه تولید شده و به مرحله انتشار رسیده، به بازار مخاطب برسانند، گروهی از نویسندگان هم تصمیم گرفته اند که به سانسور تن ندهند، حتی اگر به بهای منتشر نشدن آثارشان و محروم ماندن از ارتباط با مخاطب و حق التألیف و حضور در عرصه رسمی باشد.

گروه دیگری نیز به انتشار کتاب ها بدون اخذ مجوز در بازار غیر رسمی از طریق چاپ افست و کپی روی آورده اند که اخیرا با برخوردهای پلیسی و امنیتی رو به رو شده و با حمله مکرر ماموران به دستفروشان کتاب در هفته های اخیر همراه بوده است.

دسته دیگری از نویسندگان به انتشار کتاب های خود در خارج از کشور روی می آورند که نیازی به اجازه انتشار نداشته باشند، و دسته دیگر استفاده از فضای مجازی و اینترنت را برای انتشار آثار خود برگزیده اند که اگرچه انتفاع مالی برای ایشان در پی ندارد، اما لااقل آنها را از شر سانسور خلاص می کند.

صرف نظر از انتشار

در یک سو می توان کسانی را مشاهده کرد که حاضر به پذیرش هیچگونه دخالت و اعمال سانسور در آثار خود نیستند و با مقاومت در برابر آن حاضر می شوند از انتشار آثار خود نیز صرف نظر کنند. بیروتی، برنده دو دوره جایزه گلشیری از جمله همین افراد است و می گوید من حاضر نیستم برای کسب مجوز چاپ کوچکترین تغییری؛ حتی در حد ویرگول، در نوشته‌هایم اعمال کنم.

این شیوه ی شاید ناگزیر مواجهه با سانسور، باعث شده بسیاری از نویسندگان به صورت کلی فعلا از انتشار آثار خود صرف نظر کنند و با انتظار برای بهبود اوضاع و تغییر سیاست ها، دل به آینده ای ببندند که در آن امکان انتشار اثر خود را پیدا کنند، البته اگر تاریخ مصرف و اعتبار نوشته ها نگذشته باشد.

کم نیستند نویسندگانی که این راه را بر می گزینند، سال گذشته بود که حافظ موسوی، شاعر نام‌آشنا و از اعضای کانون نویسندگان ایران اعلام کرد که با توجه به سانسور دو دفتر از مجموعه اشعارش، از انتشار آن‌ها صرف‌نظر می‌کند. موسوی تأکید کرد: «حتی با منطق وزارت ارشاد درمورد ممیزی کتاب‌ها هم نمی‌شود این وضعیت را تحلیل کرد. این مقدار فشار به نویسنده و نشر بازتاب منفی خواهد داشت. من شخصأ، بسیار مأیوس شده‌ام. در نتیجه فعلأ از چاپ کتاب‌هایم منصرف شده‌ام.»

انتشار در خارج از کشور

از سوی دیگر اما برخی نویسندگان با خروج از کشور و یا یافتن کسانی در کشورهای دیگر سعی می کنند از امکانات و آزادی های موجود در دیگر کشورها استفاده کرده تا آثار و نوشته هایشان را منتشر کرده و بدین صورت حتی اگر در یک کشور خارجی ، با انتشار آن را در تاریخ ثبت کنند. در همین تقسیم بندی می توان اثر جدید محمود دولت آبادی به نام رمان «کلنل» را جای داد که در اوایل سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات یونیون به زبان آلمانی در زوریخ (سوییس) منتشر شد و امسال نیز در قطع متفاوت بازچاپ شد.

محمود دولت‌آبادی، نویسندۀ آثار کلاسیک ایران، پس از اِعمال محدودیت برای انتشار کتابش، و دو سال معطلی در بخش ممیزی وزارت ارشاد ، چندی پیش برای رونمایی از چاپ تازه‌ای از رمان زوال کلنل به اروپا سفر کرد و در چند شهر آلمان برنامه کتاب‌خوانی برگزار نمود. دولت آبادی که عضو کانون نویسندگان و از فعالان منتقد دولت احمدی نژاد در جریان انتخابات ۸۸ بوده، حتی حاضر نیست به جزییات ممیزی ها بپردازد و می گوید پرداختن به آنها نیز اذیتم می کند.

در همین راستا با توجه به هزینه های سنگین و سختی های انتشار کتب در خارج کشور، برخی ایرانیان و صنایع انتشاراتی با اتخاذ سیاستهای تسهیلی سعی بر آن دارند که کتابهای نویسندگان فارسی در خارج کشور را برای ایرانیان خارج منتشر کنند.

چندی پیش خبرگزاری دویچه وله آلمان، گزارشی را در همین رابطه منتشر کرد و با مصاحبه با کسانی که سیستم «انتشار بر اساس سفارش » را برای تسهیل انتشار کتب برای نویسندگان ایرانی در پیش گرفته اند به توضیح جزییاتی در مورد آن پرداخت. بر اساس این گزارش، جلال رستمی یک ناشر ایرانی/ آلمانی در شهر بن آلمان می‌کوشد در زمینه انتشار آثار نویسندگان و شاعران ایرانی همان راهی را برود که بسیاری از ناشران غربی در سال‌های گذشته پیموده‌اند و به نتیجه‌ای مطلوب رسیده‌اند: Print on Demand نامی است که در حوزه زبان انگلیسی به این سیستم داده شده است. یعنی چاپ بر اساس سفارش.

به نظر می رسد با گسترش ارتباطات و تعاملات، پیشرفت صنایع انتشاراتی و شبکه های ارتباطی نویسندگان و نهادهای فرهنگی، ارسال آثار به کشورهای دیگر برای انتشار کار سختی نباشد، امری که بی اثر شدن تدریجی سیاست های حذفی دولت نتیجه ی آن خواهد بود.

انتشار در فضای مجازی

با پیشرفت و گسترش چشمگیر صنایع انتشاراتی و ارتباطاتی و تمایل به مطالعه کم خرج تر و سریع تر بسیاری از نویسندگان و انتشاراتی ها را به این سو سوق داده است. استفاده‌کنندگان از اینترنت و خوانندگانی که تمایل دارند از طریق کامپیوتر، کتاب مورد نظر خود را پیدا و آن را مطالعه کنند، از مهم‌ترین عوامل انتخاب سیاست نشر اینترنتی از سوی برخی ناشران به شمار می‌آیند.

کتابهای الکترونیکی به واقعیت پیوسته‌اند و قطعاً بخشی از آینده منابع کتابخانه‌ای را تشکیل می‌دهند. امکان بارگذاری سریع و ذخیره آسان متن کامل کتب و اشعار بسیاری از نویسندگان و شاعران جوان را تشویق کرده تا با سرمایه گذاری و ایجاد گروهها و اتاقهای مبادله افکار و مطالعاتی در فضای مجازی، سخت گیری های بیجا و دردآور دولت ها را دور بزنند.

از جمله می توان به بسیاری از وبسایت هایی اشاره کرد به صورت رایگان بانک اطلاعاتی و مخازن بزرگی از کتابهای مشهور جهان و ایران را در دسترس کاربران و مطالعه کنندگان قرار داده اند. فضای مجازی این امکان را به فعالان فرهنگی و هنری داده است که با مانور روی متون بدون سانسور طرفداران و علاقمندان خود را در فضایی به دور از دخالت دولت ها به خود جذب کرده و با آنها ارتباط برقرار کنند.

چندی پیش ندای سبز آزادی در همین باره در گزارشی نوشت: اینترنت به سلاح برنده و کارآمدی تبدیل شده که غلبه بر آن نا‌ممکن است و به زبان ساده‌تر جلویش را نمی‌توان گرفت. اینترنت می‌تواند یک‌شبه کتابی را که اجازه انتشار ندارد در اختیار میلیون‌ها خواننده قرار بدهد.

در همین گزارش از کتاب عروسک ساز نوشته مریم صابری نام برده می شود که به دلیل عدم دریافت مجوز از سوی وزارت ارشاد در روی سایتهای اینترنتی برای دسترسی مخاطبان قرا گرفته است. نویسنده در سال ۱۳۸۷ کتاب را برای کسب مجوز به ارشاد می‌فرستد که به گفته وی پس از مدتی طولانی و بدون هیچ توضیحی کتاب را پس می‌فرستند.

او دوباره کتاب را با درنظر گرفتن همه موارد ممیزی در ایران بازنویسی کرده و با نامی دیگر به ارشاد می‌فرستد. این بار هم کتاب بی هیچ توضیحی پس فرستاده شده است. صابری پس از این تصمیم می‌گیرد که کتاب را به صورت اینترنتی منتشر کند و در ابتدای کتاب هم شماره حسابی را اعلام می‌کند تا خوانندگانش اگر خواستند هزینه آن را بپردازند.

البته این فضای مجازی پیش از این مورد استفاده نهادهای وابسته به دولت و وزارت ارشاد نیز قرار گرفته و آنها هم بسیاری از متون و منابع خود را از این طریق منتشر می کنند؛ نهادهایی چون «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی»، «انستیتو ایزایران»، «مجتمع فنی تهران»، «ویستا آرا»، «هادی سیستم»، «موسسه تبیان» و «نشر الکترونیکی و اطلاع‌رسانی جهان رایانه» در آبان ماه ۱۳۷۹ سنگ بنای تاسیس مجمع ناشران الکترونیک را زیر نظر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گذاشتند.

آثار و تبعات سانسور بر جامعه، فرهنگ و اقتصاد کشور

با آنکه امروزه راهکارهای بسیاری برای فرار و مقابله با سیاست های حذف گرایانه دولت پیش روی نویسندگان قرار دارد، اما نباید از آثار و تبعات مخرب این سیاست ها و هزینه هایی که بر جامعه فرهنگی کشور تحمیل می کند به سادگی گذشت.

ایجاد بی رغبتی و نابود کردن انگیزه نویسندگان و قشر روشنفکر و فرهنگی جامعه برای تولید اثر از مهمترین هزینه هایی است با این سیاستهای مخرب متوجه جامعه می شود. از آنجا که نویسندگان قدیمی‌تر و ناشران داخل کشور معتقدند که در نهایت هر نویسنده‌ای آرزو دارد کتاب‌اش را در کتاب‌فروشی‌ها ببیند، جلوگیری از انتشار و فروش آثار بزرگ ادبی، فرهنگی، و سیاسی موجی از یاس و ناامیدی را در جامعه به وجود می آورد.

از سوی دیگر قشر آگاه جامعه که به طور معمول تمایل بیشتری به مطالعه دارد نیز از این سیاست ها متضرر می شود و نرخ مطالعه و آگاهی در جامعه دچار نزول می شود. این همان امری است که کامران فانی، محقق و نویسنده در گفت‌وگو با ایلنا، درباره وضعیت بازار کتاب در ایران به آن اشاره می کند: شواهد و قرائن موجود در سال‌های اخیر مبین این مسئله است که در مقایسه با بازارهای جهانی کتاب، مقوله نشر، توزیع، فروش و خوانش کتاب در ایران به طرز مایوس‌کننده‌ای در مضیقه است.

این سیاستهای ناعاقلانه و غیرفرهنگی همینطور می توانند بر صنعت نشر کشور و اقتصاد نیز لطمات اساسی وارد کنند. امروزه صنایع انتشاراتی در کشور با مشکلات اساسی در تهیه کاغذ و مواد برای نشر مواجه هستند طوری که به دنبال اجرایی شدن برخی تصمیمات کلان در عرصه اقتصاد کشورو فراز و فرودهای نرخ ارز، وضعیت برخی کارخانجات دچار نوسان شد. ازجمله کارخانه های تولید کاغذ دچار مشکل شدند و صنعت نشر کشور بامعضل خوراک روبرو شد.

این امر در کنار کاهش تمایل به خرید کتاب و نزول تعداد سفارش برای چاپ در اثر سانسور می تواند چرخه اقتصاد و صنعت نشر را با مشکلات جدی تری مواجه کند و آن را تا حد فلج کننده ای نیز به ورطه سقوط بکشاند. به صورت متقابل همین وضع بد صنعت نشر و گرانی ها، کارنویسندگان و انتشارات را برای تولید آثار جدیدشان جدید سخت تر می کند.

حال باید منتظر ماند و دید مسوولان فرهنگی و نهادهای امنیتی که این روزها سیاستگذاری ها و کنترل ها در عرصه فرهنگ و کتاب نیز از حضور آنها بی نصیب نمانده، تا کجا می خواهند با اتخاذ تصمیمات حذف گرایانه و محدود کردن فضای نشر سرمایه های انسانی و اقتصادی کشور را ویران می کنند.


 


دبیرکل کمیته ملی المپیک در آستانه آغاز بازیهای المپیک ۲۰۱۲ لندن لیست کاروان اعزامی ایران به این دوره از بازیها که ۶ تا ۲۳ مرداد در لندن برگزار می‌شود را اعلام کرد. اعلام نشدن نام سرپرست رشته شنا و همچنین اعلام حضور ۳۱ مقام و سرپرست ایرانی در لندن، از جمله نکات قابل توجه این لیست است.

به گزارش روابط عمومی کمیته ملی المپیک؛ پس از گمانه زنی های مختلف و انتشار لیست های متعدد از سوی برخی رسانه ها، دبیر کل کمیته ملی المپیک لیست قطعی و نهایی کاروان اعزامی ایران به سی امین دوره بازیهای المپیک را اعلام کرد.

بهرام افشارزاده در این خصوص گفت: ما باید تا آخرین زمان ممکن نسبت به دغدغه فدراسیونهای اعزامی و کادر فنی تیمهای ملی حساسیت نشان می دادیم تا ترکیب نهایی و مورد وثوق آنان انتخاب و اعلام گردد. همین موضوع باعث شد تا پایان زمان اداری روز پنجشنبه لیست نهایی کاروان اعزامی را جمع بندی کرده و در اختیار عموم قرار دهیم.

وی یادآور شد: خوشبختانه با تعامل بسیار خوبی که بین کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش و کادر فنی تیم های ملی بود ترکیب تیم ها طبق نظر سیستم فنی فدراسیون ها انتخاب و قطعی شد تا به ستاد برگزاری بازیهای المپیک و کمیته بین المللی المپیک معرفی شود.

دبیرکل کمیته ملی المپیک در پایان گفت:هیچ کدام از لیست های منتشره توسط رسانه ها مورد تائید کمیته ملی المپیک نیست و لیست منتشره از سوی روابط عمومی کمیته ملی المپیک لیست نهایی ما می باشد.

لیست اعضای کاروان اعزامی ایران به سی امین دوره بازیهای المپیک لندن که از روز ۶ مرداماه آغاز می شود به شرح زیر است:

* وزنه برداری:
۱- حسین رضازاده – رئیس فدراسیون
۲- داراب ریاحی – مدیر تیم
۳- جورج زلای – مربی
۴- کورش باقری مربی
۵- سهراب مرادی ۶- کیانوش رستمی ۷- سعید محمدپور کرکرق ۸- نواب نصیرشلال ۹- بهداد سلیمی کرد آسیایی ۱۰ – سجاد انوشیروانی حمل آباد ( ورزشکاران)

* روئینگ:
۱- شخرت گانیو – مربی
۲- افشین فرزام – مربی
۳- محسن شادی نقده ۴- سولماز عباسی (ورزشکار)

* قایقرانی:
۱- ایرج اقلیمی اصیل – مربی
۲- ویوچسلاو یولداشف – مربی
۳ – احمدرضا طالبیان ۴- آرزو حکیمی مقدم (ورزشکار)
۵- سیدمحمدشروین اسبقیان – سرپرست

* تیراندازی با کمان:
۱- محمدعلی شجاعی – رئیس فدراسیون
۲- نادر منوچهری مقدم ۳- ساره اسدی(ورزشکاران)
۴- ذوبیدالله سلی اف(مربی)

* جودو:
۱- محمدعلی رستگار – رئیس فدراسیون
۲- آرش میراسماعیلی – همراه
۳- جواد محجوب ۴- محمدرضا رودکی(ورزشکاران)
۵- مرتضی بهرامی نژاد (پزشک)

* دوچرخه سواری:
۱- امیرزرگری ۲- علیرضا حقی ۳- مهدی سهرابی(ورزشکاران)
۴- مهرداد صفرزاده – سرمربی
۵- خسرو قمری – سرپرست

* شمشیربازی:
۱- فضل الله باقرزاده – رئیس فدراسیون
۲- پیمان فخری – دبیر فدراسیون
۳ – مجتبی عابدینی شورمستی – ورزشکار

* تنیس روی میز:
۱- محمد زارع پور اشکذری – رئیس فدراسیون
۲- مهرداد بابادی وند – همراه
۳- نوشاد عالمیان درون کلائی ۴- ندا شهسواری (ورزشکاران)

* بوکس:
۱- احمد ناطق نوری رئیس فدراسیون
۲- منوچهر مقصودی – نایب رئیس فدراسیون
۳- حسینقلی نه رودی – سرمربی
۴ – علی مظاهری ۵- مهدی طلوتی بندپی ۶- امین قاسمی پور ۷ – احسان روزبهانی (ورزشکاران)

* شنا:
۱- نام سرپرست اعلام نشده است
۲- محمد بیداریان – ورزشکار

* دوومیدانی:
۱- افشین داوری – رئیس فدراسیون
۲ – کیم بوخاسف – مربی
۳ – تیمور غیاثی – کادر فنی
۴ – سجاد هاشمی آهنگرانی ۵ – امین ابراهیم پال نیک فر ۶ – احسان حدادی ۷ – کاوه موسوی ۸ – سجاد مرادی ۹ – لیلا رجبی ۱۰ – ابراهیم رحیمیان خانقاه ۱۱ – رضا قاسمی ۱۲ – روح الله عسگری گندمانی ۱۳ – محمد ارزنده (ورزشکاران)
۱۴ – احمد گودرزی – مربی
۱۵ – جواد خسروشیری – کادر فنی
۱۶ – بیژن شادمهر – کادر فنی

* کشتی آزاد:
۱ – حجت الله خطیب – رئیس فدراسیون
۲ – رسول خادم – ۳ – محمد طلایی ۴- کیانوش اعتماد مقدم ۵ – علیرضا رضایی ۶ – رضا لایق (مربیان)
۷ – کمیل قاسمی ۸ – رضا یزدانی ۹ – احسان لشگری ۱۰ – صادق گودرزی ۱۱ – مهدی تقوی کرمانی ۱۲ – مسعود اسماعیلی پور جویباری ۱۳ – حسن رحیمی سبزعلی(ورزشکاران)

* کشتی فرنگی:
۱- محمد بنا ۲ – جمشید خیرآبادی ۳- ایرج اسفندیاری ۴ – رسول جزینی درچه (مربیان)
۵ – حمید سوریان ۶ – امید نوروزی ۷ – سعید عبدولی ۸ – حبیب الله اخلاقی ۹ – بشیرباباجان زاده درزی ۱۰ – قاسم رضایی

* تکواندو :
۱ – سیدمحمد پولادگر – رئیس فدراسیون
۲ – فریبرزگ عسگری – سرمربی
۳ – جانگ جونگ یون – سرمربی
۴ – یوسف کرمی ۵ – محمدباقری معمتد ۶- سوسن حاجی پور (ورزشکاران)
۷ – هادی ساعی

* تیراندازی:
۱ – سیدمهدی هاشمی – رئیس فدراسیون
۲ – لازلوفرنس سوچک ۳ – چابا ارنو گیوربک ۴ – الهام هاشمی معصومی (مربیان)
۵ – ابراهیم برخورداری ۶ – مه لقا جام بزرگ ۷ – الهه احمدی (ورزشکاران)

* کادر پزشکی:
۱ – لطفعلی پورکاظمی – رئیس فدراسیون
۲ – محمد رازی ۳ – رامین احمدی طباطبایی (پزشک)
۴- امین نوروزی فشخامی ۵ – فرشاد غزالیان ۶ – سارا جمهوری ۷ – کسری کاظمی(فیزیوتراپ)
۸ – ریف بهادینف رفتوف – بدنساز و ماساژور
۹ – رامین امیرساسان – مربی

براساس اعلام کمیته ملی المپیک ۵۴ ورزشکار ایران در این دوره از بازیها شرکت خواهد کرد که شامل ۸ زن و ۴۶ مرد خواهد بود. ضمن اینکه ۲ نفر همراه خانم و ۴۶ همراه مرد نیز این کاروان را همراهی خواهد کرد.

از مجموع ۸ پزشک اعزامی نیز یک زن و ۷ مرد حضور خواهند داشت و ۱۳ خبرنگار و عکاس ورزشی نیز شامل یک زن و ۱۲ مرد در این کاروان حضور خواهند داشت. مجموع مقامات و سرپرستان نیز ۳۱ نفر خواهد بود که شامل ۳ زن و ۲۸ مرد می شود.


 


در حالی که دولت احمدی‌نژاد مدعی ایجاد بیش از ۳٫۲ میلیون فرصت جدید شغلی تنها در دو سال ۸۹ و ۹۰ است، آمارها نشان می‌دهد که تنها در بخش کشاورزی در همین مدت تا ۷۰۰ هزار فرصت شغلی به دلیل ادامه سیاست واردات بی رویه و خشکسالی از بین رفته است.

به گزارش مهر، ریزش نیروی کار و از بین رفتن فرصت‌های شغلی در کنار جا به جایی افراد در مشاغل مختلف و ایجاد فرصت‌هایی نو در اشتغال؛ از ویژگی هایی است که در تمام بازارهای کار کشورهای مختلف دنیا وجود دارد و مشاهده می شود.

اینکه هر ساله افرادی شغل خود را از دست بدهند، عده ای وارد بازار کار شوند، مشاغل جدیدی به وجود آید، برخی افراد شغل خود را تغییر دهند و یا اینکه بنگاه ها تصمیمات جدیدی را در مورد نحوه ارتباط با شاغلان داشته باشند، امری طبیعی است.

در واقع نیمه پنهان بازار کار و آن بخشی که از آن به عنوان از بین رفتن عرضه و تقاضا و یا عدم تعادل در بازار کار یاد می شود، این است که نه تنها به میزان تقاضاهای موجود فرصت شغلی وجود نداشته باشد، بلکه مشاغل فعلی نیز همواره در خطر از دست رفتن باشند و این موضوع به بالا ماندن نرخ بیکاری و یا سخت تر شدن ورود کارجویان به بازار کار منجر شود.

نیمه پنهان بازار کار

متاسفانه دولتها علاقه چندانی به بیان آمارهای مربوط به از بین رفتن مشاغل و فرص های شغلی ندارند و تاکنون در کنار آمارهای مربوط به اشتغال زایی جدید و یا تغییرات نرخ بیکاری، به صورت مشخص یا بررسی ای در مورد وضعیت ریزش نیروی کار صورت نگرفته و یا نتایج آن ارائه نمی شود.

این مسئله باعث پنهان ماندن بخشی از مشکلات بازار کار می شود که خود باعث بروز نتایجی می شود که برنامه ریزان را برای ترسیم دقیق وضعیت آینده بازار کار کشور به بیراهه خواهد برد.

به بیان دیگر، این موضوع حتی باعث می شود تا در سایه ارائه آمارهای یکجانبه ایجاد صدها هزار فرصت شغلی جدید، آسیب های مشاغل موجود، دلایل توقف و حذف برخی حرفه ها از چرخه بازار کار و تلاش برای احیاء بخش آسیب پذیر بازار کار ناشناخته باقی بماند.

در سالهای اخیر دولت طی چند مرحله اقدام به ارائه آمارهایی کرد که عنوان می شود برنامه های اشتغال زایی با موفقیت به هدف رسیده و در این رهگذر نیز حداقل ۳میلیون و ۲۰۰ هزار فرصت جدید شغلی فقط در دو سال ۸۹ و ۹۰ ایجاد شده است.

ناشناخته های بازار کار

اینکه به چه دلایلی این تلاش ها در جامعه دیده نمی شود شاید همیشه به نحوه آمارگیری برنگردد و بخش قابل توجهی از آن به این موضوع تاکید داشته باشد که هیچگاه از جا به جایی مشاغل، از بین رفتن فرصت های شغلی موجود، اخراج و آیتم هایی از این دست به صورت جداگانه سخنی گفته نمی شود و همه این موارد به صورت یکجا در قالب ایجاد صدها هزار فرصت جدید شغلی ارائه می شود.

به عبارتی، وقتی سخن از ایجاد ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار فرصت جدید شغلی می شود اما دسته بندی خاصی از این آمار به نحوی که مشخص باشد چند درصد مربوط به جا به جایی ها، چه بخشی مربوط به حفظ مشاغل، چه بخشی مربوط به مشاغل پروژه ای (مانند اشتغال زایی در قالب مسکن مهر) و غیره است، باعث می شود تا جامعه آمارها را ادعایی بیش نداند.

حتی ممکن است عده ای فکر کنند هدف از بیان ایجاد یک میلیون و ۶۰۰ هزار فرصت شغلی، اشتغال زایی برای همین تعداد بیکار است؛ بنابراین وقتی در اطراف خود چنین تغییری را حس نمی کنند، به راحتی آمارها رد می شود.

تصمیمات حدسی!

حمید حاج اسماعیلی با تاکید بر اینکه، حذف فرصت های شغلی و از بین رفتن مشاغل بخشی از تحولات طبیعی در هر بازار کاری است، گفت: با این حال اصرار بر پنهان ماندن آمارهای مربوط به ریزش نیروی کار، اخراج و حذف مشاغل موجود؛ باعث می شود تا همه برنامه ها و تصمیمات نیز بر پایه حدس و گمان باشد.

نماینده کارگران در هیئت حل اختلاف اظهار داشت: متاسفانه بروز خشکسالی در کشور و همچنین واردات بی رویه، بیشترین آسیب را به مشاغل بخش کشاورزی وارد کرد که اتفاقا جزو مشاغل پایدار و قابل توجه کشور نیز محسوب می شدند.

حاج اسماعیلی با تاکید بر آسیب‌های فراوان در مشاغل کشاورزی، اظهار داشت: به اذعان خود مقامات دولتی، ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار فرصت شغلی در ۲ سال گذشته از طریق بخش کشاورزی از بین رفته است.

وی جا به جایی مشاغل و از دست رفتن فرصت‌ها در بخش خدمات را قابل قبول تر از بخش کشاورزی دانست و افزود: در شرایط فعلی خدمات بیشترین میزان اشتغال زایی را در کشور دارد و البته طبیعی است که مشاغلی در برخی فصول رونق و در دوره ای بعد، از بین بروند.

حذف ۳۰۰ هزار فرصت شغلی

این مقام مسئول کارگری، عدم حمایت از بخش خصوصی در سالهای اخیر همزمان با افزایش قیمت حاملهای انرژی را باعث آسیب دیدگی بخشی از مشاغل صنعتی دانست و گفت: با این حال برخی صنایع بزرگ مانند پتروشیمی و خودروسازی تا حدودی توانسته اند، مشاغل موجود را حفظ کنند.

نماینده کارگران در هیئت حل اختلاف بیان داشت: به صورت طبیعی می توان انتظار داشت که در طول یکسال ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار فرصت شغلی در کشور از بین برود و حتی می توان این میزان را تا ۳۰۰ هزار فرصت نیز قابل قبول دانست.

به گفته وی، عدم توازن بین بخش های مختلف صنعت، کشاورزی و خدمات باعث از بین رفتن فرصتهای شغلی خواهد بود. با این حال، بررسی های دقیقی در زمینه روند از بین رفتن فرصتهای شغلی در کشور وجود ندارد.


 


مدیرعامل بانک ملت خبر داد که هم‌اکنون پول فروش نفت ایران عمدتا در بانکهای خارجی ذخیره شده است

علی دیواندری که در کنفرانس تحول در نظام توسعه و بهره برداری نفت و گاز سخن می گفت، ضمن اعلام این مطلب گفت: اگر سرمایه‌های ایران در خارج از کشور را در سرمایه‌گذاری در داخل کشور هزینه کنیم، دیگر به سرمایه‌گذاری خارجی نیازی نداریم.

به گزارش مهر، وی همچنین با اشاره به اینکه در شرایط فعلی حجم سرمایه گذاری و تزریق منابع مالی به صنایع نفت و گاز کشورهای غیر اوپک بیش از اوپک است، گفت: در شرایط فعلی ۶۵ درصد ذخایر منفت و گاز طبیعی جهان در منطقه خاورمیانه قرار گرفته است، با این وجود، بیشترین میزان تولید نفت و گاز طبیعی توسط کشورهای غیر اوپک انجام می‌شود.

دیواندری با بیان اینکه در حال حاضر موانعی برای سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز ایران وجود دارد، گفت: با این وجود همزمان با افزایش تحریمها سهم شبکه بانکی در تامین منابع مالی و اعتباری صنعت نفت کشور هم افزایش قابل توجه ای یافته است.

مدیرعامل بانک ملت از وجود ۳۲۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی مردم در بانکهای کشور به جز پول‌های دولتی در گردش در بانک ها خبر داد و اظهار داشت: باید با تعریف زمینه‌های جذاب سرمایه گذاری این پول‌های سرگردان را در راه توسعه کشور جذب پروژه ها کنیم.

به گفته این مقام بانکی، در هیچ دوره ای از تاریخ کشور سرمایه گذاری خارجی در ایران، ۱۰ درصد منابع مالی ایران در خارج از کشور نبوده و در واقع ایران همیشه فاینانسور کشورهای خارجی بوده است.

وی با تاکید بر اینکه هم اکنون پول فروش نفت ایران عمدتا در بانکهای خارجی ذخیره شده است، خاطر نشان کرد: اگر سرمایه‌های ایران در خارج از کشور را در سرمایه‌گذاری در داخل کشور هزینه کنیم، دیگر نیازی به سرمایه‌گذاری خارجی نداریم.


 


رییس اتحادیه کباب، حلیم و آشپزندگان غذاهای سنتی تهران پیش‌بینی کرد که قیمت آش و حلیم در ماه رمضان ۲۰ تا ۲۵ درصد در مقایسه با رمضان سال گذشته افزایش یابد.

به گزارش ایسنا، حسین محمدی اظهار کرد: با توجه به گران‌شدن قیمت مواد اولیه تهیه‌ آش و حلیم در مقایسه با سال گذشته، این افزایش قیمت طبیعی است. به عنوان مثال یک حلب روغن ۱۷ کیلویی که سال گذشته ۲۸ هزار تومان بود، امسال ۵۰ هزار تومان قیمت دارد. هم‌چنین قیمت حبوبات، گندم و حامل‌های انرژی از جمله آب، برق و گاز نیز در مقایسه با ماه رمضان سال گذشته افزایش یافته است.

وی افزود: همه ساله قیمت آش و حلیم در ابتدای ماه رمضان به کل اعضای صنف اعلام می‌شود و امسال نیز این قیمت را در ابتدای ماه به اعضا اعلام می‌کنیم.

محمدی تاکید کرد: چون غذای اصلی مردم در ماه مبارک رمضان برای افطار آش و حلیم است، ما همه تلاشمان را می‌کنیم که قیمت‌ها را متناسب نگه داریم.


 


مراسم سومین سالگرد سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز در پی اعمال فشار ماموران امنیتی و اعلام شروطی از سوی آنها که خانواده حاضر به پذیرش آن نبودند، لغو شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، این مراسم قرار بود روز پنج شنبه ۲۲ تیرماه همزمان با سالروز خاکسپاری او در سال ۱۳۸۸ در منزل وی برگزار شود، که پس از احضار پروین فهیمی مادر سهراب به پلیس امنیت و طرح شروطی غیر معقول از سوی ماموران برای این مراسم، نهایتا این مراسم برگزار نشد.

بر اساس این گزارش، از جمله شروط اعلام شده برای برگزاری سومین سالگرد این شهید سبز، حضور یافتن علنی مامور مرد یا زن در داخل مراسم و صحبت نشدن از جنبش سبز بوده که خانم پروین فهیمی با تن ندادن به این شروط، اعلام کرد مراسم خود را لغو و هزینه مراسم را صرف کودکان بی سرپرست خواهد کرد و می گوید: مطمئنم که سهراب هم بیشتر خوشحال می شود.

سهراب اَعرابی، جوان ۱۹ ساله‌ای است که در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ در تاریخ نامعلومی کشته شد. احتمال می‌رود که سهراب اعرابی در تظاهرات روز ۲۵ خرداد در تیراندازی نیروهای بسیجی از بالای پایگاه بسیج مقداد شهید شده باشد.

سهراب در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد از مادرش جدا شد و دیگر به خانه بازنگشت. پروین فهیمی، مادر سهراب که از فعالان صلح و عضو گروه مادران صلح است با جست و جو در بیمارستان‌ها، کلانتری‌ها، زندان اوین و دادگاه انقلاب، نام سهراب را در هیچ فهرستی، نه در در زندان اوین و نه در فهرست نصب شده بر دیوار دادگاه انقلاب نیافت. او هر روز صبح برای یافتن نشانه‌ای از پسرش به دادگاه انقلاب می‌رفت و هر بعد از ظهر عکس سهراب را جلوی در زندان اوین برده و عکس را به هر آزاد شده‌ای نشان می‌داد و می‌پرسید آیا او را دیده‌اند یا خیر. چند نفر مطمئن بودند او را دیده‌اند؛ تا سرانجام در تاریخ ۲۰ تیر مشخص می‌شود فرزندش به شهادت رسیده است. میرحسین موسوی به همراه همسرش زهرا رهنورد در تاریخ ۲۳ تیر، در منزل سهراب اعرابی حاضر شدند و با خانوادهٔ او ابراز همدردی کردند. هم‌چنین مهدی کروبی هم در تاریخ ۲۴ تیر با حضور در منزل سهراب اعرابی با خانواده و آشنایان وی دیدار کرد.

به گزارش کلمه، این بار که مادر سهراب برای سومین مراسم سالگرد فرزندش در پلیس امنیت حاضر شده، در مورد دیگر فرزندان و اقوام خود هم مورد تهدید قرار گرفته است. با این حال وی اعلام می کند من یک مادرم و نمی توانم بگذارم خون سهراب پایمال شود.

خانم فهیمی در گفت و گو با خبرنگار کلمه تاکید می کند که تن به ذلت نمی دهم. وی می افزاید: خانه حرمت دارد و حضور علنی مامور در خانه را قانونی نمی دانم.

مادر سهراب با بیان اینکه ابتدا فکر کردم شرطشان حضور مامور در پایین خانه است، افزود: اما هرچه می گذشت خواسته هایشان بیشتر می شد. او می گوید: مسایلی پیش آمده است که خیلی ناراحت هستم ؛ اما زمان همه چیز را ثابت می کند.

خانم فهیمی اشاره دارد: گفتند در مراسمتان راجع به جنبش سبز صحبت نکنید. بچه من سبز است و هر کس اعتقادات خاص خود را دارد. به من به حالت تمسخر می گویند اعلام کردی با آزادی زندانیان سیاسی و .. حاضر به گذشت از خون فرزندت هستی. خواسته من عادلانه است.

مادر سهراب اعرابی تاکنون چند بار اعلام کرده در صورتی حاضر به گذشت از خون فرزندش است که تمام زنددانیان سیاسی و هم چنین رهبران جنبش سبز و خانم زهرا رهنورد آزاد بشوند.

مادر سهراب اعرابی با اشاره به اینکه به آنها اعلام کرده وقتی مسوول قوه قضاییه می گوید یک نفر کشته شده است من می خواهم بگویم فرزند من هم کشته شده است؛ تصریح می کند: اگر قرار است صحبتی صورت بگیرد، باید از طرف بالادستی ها باشد و قرار نیست هر کس برای ما شاخ و شانه بکشد.

او در پایان می گوید: تا زمانی که عدالت برقرار نشود، امنیت هم برقرار نمی شود.


 


زمین لرزه ای به بزرگی ۴٫۳ درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) فنوج در استان سیتان و بلوچستان را لرزاند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، شبکه لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران،‌ زمان دقیق وقوع این زلزله را ساعت ۴ و ۴ دقیقه و ۳ ثانیه بامداد امروز اعلام کرد.

همچنین به گزارش ایرنا، زمین لرزه ای دیگری به بزرگی ۴ ریشتر ساعت ۴ و ۱۹ دقیقه و ۳۲ ثانیه امروز فنوج را لرزاند. شبکه های لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران محل وقوع این زمین لرزه را در عرض شمالی ۹۵/۲۶ و طول شرقی ۴۰/۵۹ ذکر کرده اند.

از میزان تلفات احتمالی این زمین لرزه، هنوز گزارشی مخابره نشده است.


 


جمعی از جانبازان، ایثارگران و خانواده شهدا با حضور در حسینیه جماران با حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی دیدار کردند.

به گزارش جماران، جمعی از جانبازان، ایثارگران و خانواده شهدا پس از اقامه نماز مغرب به امامت حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، در فضایی صمیمانه با ایشان به گفت و گو نشستند.

در ابتدای این دیدار، چند تن به نمایندگی از جمع به طرح مشکلات سیاسی و اجتماعی جامعه پرداختند سپس حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، با استمداد از روایتی از امام سجاد (ع) به راهکارهای قابل توجهی برای رفع برخی مشکلات طرح شده اشاره نمود. یادگار امام(س) با اشاره به این روایت از امام سجاد(ع) اظهار داشت: علامات مومن پنج چیز است. اولین این علامات این است: «الورع فی الخلوة». یعنی اینکه انسان در خلوت خود پرهیزکار باشد. آنچه مهم است پرهیزگاری در خلوت است والّا همه در آشکار و علن سعی می کنند خود را به ارزش های جامعه پای بند نشان دهند انسان در جامعه، ولو برخلاف اعتقاد شخصی خود، همواره خود را ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی می داند. مثلاً شما در اتوبوس هیچگاه آواز نمی خوانید. اینکه در این مکان آواز نمی خوانید به این دلیل نیست که اعتقادی به آواز خواندن ندارید، بلکه جامعه هنجارهایی دارد و شما به آن هنجارها پایبند هستید. گاهی در جامعه هنجارهایی باب می شود که انسان برای اینکه مورد احترام جامعه باشد و طرد نشود به آنها ملتزم می شود اما به ارزش های دیگر چندان بها نمی دهد. برخی ارزش ها ممکن است تبدیل به هنجار شود و برخی دیگر نشود.

وی افزود: تربیت اجتماعی به این است که محیط را آمیخته به شرایط تربیت کنید، آنگاه خود فرد در این محیط تربیت می شود. چرا ابتدای انقلاب همه خوب شدند؟ چه شد که جامعه ناگهان دین دار شد؟ یا به تعبیری چه شد که دین داری مد شد و هنجار اجتماعی شد؟

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، با جدایی دو مسئله، چرایی هنجار شدن یک امر و چگونگی تن دادن افراد جامعه به آن هنجارها، بحث اصلی خود را مسئله دوم خواند و اظهار داشت: اگر چیزی مد شد انسان ها بدون اعتقاد به آنها تن می دهند. جامعه خوب می شود بدون اینکه اصلاً بپرسد چرا؟ شما محیط اجتماعی را خوب کنید، جامعه هم خوب می شود. یکی از راه های خوب شدن جامعه این است که شما ارزش های دینی را به عنوان ارزش هایی که مشکلات جامعه را برطرف می سازد معرفی کنید. اگر من مشکل گشای جامعه بودم و مردم مشکلات خود را بوسیله من رفع کردند، خود به خود به همان کسی تبدیل می شوند که من می گویم. مردم می گفتند امام مشکلات ما را، اعم از استبداد، استکبار، تحقیر در برابر خارجی ها و… حل کرد، پس هرچه می گوید درست است. اما اگر صرفاً مبلغ برخی اعتقادات شدید، بدون اینکه مشکلات مردم را رفع کنید، دیگر آن اثر قبلی را نخواهید گذاشت. اگر شما درد جامعه را به او نشان دادید، آن جامعه خود به خود درمان را از شما خواهد گرفت.

سیدحسن خمینی نقطه مقابل تقوای در خلوت را ریای در جمع خواند و گفت: ریا، در کنار اینکه آثار فردی زیانباری دارد و روح فرد را از بین می برد، آثار اجتماعی مخربی هم دارد. آن اثر این است که ریا بوی بدی دارد و برخی افراد از لج ریاکار مخالف فعل او عمل می کنند. فرد ریاکار ممکن است جمعی را فریب دهد اما بوی رفتار او شامه جامعه را آزار می دهد. بوی تعفن ریا باعث می شود برای فردی که از قوه تحلیل قوی برخوردار نیست بجای اینکه نیت خود را برخلاف فرد ریاکار پاک کند، اصل رفتار او را کنار بگذارد. برای مثال اگر فرد ریاکار نماز می خواند، او نماز را کنار می گذارد. این شعر را حتما شنیده اید که «می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن». نخیر! نه می بخور، نه منبر بسوزان و نه مردم آزاری بکن! اما بخواهیم یا نخواهیم باز ریاکاران جامعه را از رنگ و بوی پاک تهی می کنند.

وی در ادامه به بیان دومین نشانه مومن، طبق حدیث امام سجاد(ع) پرداخت و افزود: دومین نشانه، «الصدقة فی العلّة» است علّة یعنی بیماری یا تنگدستی و تهی دستی. دومین نشانه مومن این است که در تهی دستی به یاد دیگران باشد. امروزه مشکلات معیشتی، گرانی های سرسام آور و فقر زیاد است. جدا از اینکه دولت باید چکار کند، یک بعد فردی مسئله هم قابل توجه است و آن این است که افراد باید در هر حالت به یاد یکدیگر باشند. البته صدقه یک جامعه بیمار، فقط صدقه مادی نیست. باید به دردهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مردم نیز رسیدگی کرد.

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، در ادامه افزود: سومین ویژگی که امام سجاد می فرمایند این است: «الصبر عند المصیبة». مصیبت برای همه پدید می آید. هم مصیبت های فردی مثل درد و مرگ عزیز و بالاتر از همه نداشتن همدل و همفکر، و هم مصیبت های اجتماعی مثل مسلط شدن دشمن انسان بر او. اما صبر یعنی چه؟ صبر یعنی اینکه انسان از حد تعادل خود خارج نشود. مهم ترین مسئله درمورد صبر این است که انسان به لجبازی دچار نشود. اینکه چون تو نماز می خوانی و من که تو را قبول ندارم اصلا نماز نمی خوانم، گرفتار شدن به لجبازی است. یکی از پدران علم جامعه شناسی به نام دورکیم، در یک تحقیق آماری که در کتاب خود تحت عنوان «خودکشی» تحلیل و منعکس کرده است می گوید شخصی ترین مسائل انسان ها خودکشی است، اما همین خودکشی هم تابعی است از روابط انسان ها با جامعه. مثلاً فردی که جواب منفی شنیده است حاضر می شود برای عذاب انداختن در دل طرف مقابل، حتی به اندازه ده دقیقه، خودکشی کند. پس باید مراقب بود به لجبازی دچار نشویم. شما نباید خودزنی کنید نباید دچار یک خودکشی فرهنگی شوید تا مخالفت خود را با کسی نشان دهید. اتفاقاً کسی که شما را به لجبازی وادار می کند از این خودزنی ها لذت می برد. هر چه بی دین تر شوید بیشتر راضی می شود.

یادگار امام با اشاره به این مساله به بحث قبل برگشت و تذکر داد: البته گاهی هم جامعه از روی لجبازی به برخی هنجارها رو می آورد. باز اگر جوان ها به دنبال این هنجار ها بروند قابل درک است، اما افراد پخته تر باید مراقب این دام ها باشند.

یادگار امام راحل(س) نکته بعدی خود را با ویژگی چهارم همراه نمود و گفت: نکته چهارم این است: «الحلم عند الغضب». نمی توان خشمگین نشد اما نکته اینجاست که نباید در هنگام غضب تصمیم گرفت. هیچ کس از تصمیمی که در هنگام غضب گرفته نفع نبرده است. گاه یک کلمه در هنگام عصبانیت یک اندوخته بزرگ را ناگهان از بین می برد. اتفاقاً در جنگ ها نیز همیشه عده ای متخصص عصبانی کردن حریف اند. چرا؟ چون وقتی عصبانی شوید دیگر نمی توانید به درستی تصمیم بگیرید. باید مراقب باشید عصبانی نشوید، چون در عصبانیت شکست می خورید.

وی در نهایت اظهار داشت: آخرین خصوصیت مومن «الصدق عند الخوف» است راستگویی در هنگام ترس. باید به شرایطی که امام سجاد (ع) برای این ویژگی ها اعلام نموده اند توجه داشت. مومن کسی است که در شرایط سخت هم آن صفت را دارد. صدق همیشه خوب است، اما مومن کسی است که در زمان ترس هم صادق است. البته ترس همواره ترس جانی نیست. بسیاری اوقات این ترس، ترس از شکست یا از دست دادن حامیان است.

سید حسن خمینی در پایان ابراز امیدواری کرد که همه با توسل به پیامبر عظیم الشأن و اهل بیت معظم ایشان، آینده انقلاب اسلامی را بهتر از گذشته آن بسازیم، انقلابی که کاری بزرگ و عظیم بود و باید همه قدردان آن و خون های پاک شهیدان باشیم.


 


مراسم وداع با حمید سمندریان، پدر تئاتر مدرن ایران، غروب روز پنجشنبه ۲۲ تیرماه در تئاتر شهر تهران برگزار شد و قرار است مراسم تشییع و خاکسپاری آن مرحوم روز شنبه و یادبود وی روز دوشنبه در تهران برگزار شود.

بنا به گزارش ها، صبح روز پنجشنبه هنگامی که خبر درگذشت حمید سمندریان، پدر تئاتر مدرن ایران اعلام شد، دسته دسته هنرمندان و بازیگران سینما و تئاتر ایران که بسیاری از آنها شاگردان او بودند، به سوی خانه و محل «کانون سمعی و بصری آموشهای هنری سمندریان» راه افتادند تا مرگ استاد بزرگ خود را به همسر داغدارش «هماروستا» تسلیت بگویند و شمعی به یاد این معلم هنر درمحل کلاسهایش روشن کنند. از همانجا بود که اعلام شد امشب هیچ سالن تئاتری در تهران برنامه نخواهد داشت، و بجای همه اجراها، شام غریبان «پدر تئاتر ایران» در مجموعه تئاتر شهر برگزار خواهد شد.

به گزارش جرس، از ساعت هفت بعد از ظهر یک به یک و دسته دسته چهره های آشنای تئاتر و سینما که همه کارهای خود را زمین گذاشته و سیاه پوش استاد خود بودند، در تئاتر شهر پیدا شدند. اشک ریختند، زاری کردند، خاطره تعریف کردند و به یاد روزهای خوشی که با سمندریان داشتند، خندیدند و دست زدند. از پیش کسوتهائی چون ایرج راد مدیر عامل خانه تئاتر، اسماعیل شنگله، پرویز پور حسینی، اصغر همت، تا جوانترهائی مانند هنگامه قاضیانی، هدایت هاشمی، پیام دهکردی، حامد بهداد، برزو ارجمند و صابر ابر، به یاد او که چهره یگانه آموزش بازیگری و تئاتر در ایران بود، سخن گفتند.

در میان اینهمه، حضور محمد نوری زاد در تئاتر شهر نیز جلب توجه می کرد که در گوشه ای بی آنکه سخنی بگوید نشسته و برای سمندریان فاتحه می خواند.

بر اساس گزارش ها، مرحوم سمندریان پس از ماهها دست و پنجه نرم کردن با سرطان کبد، جان به جان آفرین تسلیم کرد. او که آخرین آرزوی خود اجرای صحنه ای «گالیله» را به گور می برد، روز شنبه بامداد از مقابل «تماشاخانه ایرانشهر» به سوی قطعه هنرمندان در بهشت زهرا تشییع خواهد شد.

مجید سرسنگی مدیرعامل خانه هنرمندان و تماشاخانه ایرانشهر در یک گفت و گوی رسانه ای اعلام کرد که بنا به درخولست خانواده مرحوم سمندریان و به ویژه همسر ایشان خانم هما روستا مراسم تشییع پیکر استاد فقید تئاتر ایران، از مقابل «سالن سمندریان» تماشاخانه ایرانشهر در خانه هنرمندان ایران واقع در پارک هنر خیابان ایرانشهر تهران، انجام خواهد گرفت.

همچنین دوشنبه ۲۶ تیرماه نیز مراسم ختم وی از ساعت ۱۸ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می شود.

سمندریان که در اوایل دهه پنجاه و پس از تحصیلات آکادمیک تئاتر در آلمان زیر نظر «ادوارد مارکس» کارگردان برجسته تئاتر جهان به ایران بازگشت، در همان سالها چند اثر بزرگ نمایشی جهان از جمله «کرگدن» اثر اوژن یونسکو را روی صحنه برد، اما طی سه دهه پس از انقلاب تنها چهار اثر نمایشی را کارگردانی کرد و بیشتر به کار تدریس در دانشگاه و آموزشگاه خود پرداخت.

از جمله شاگردان او رضا کیانیان، پرویز پور حسینی و عزت اله انتظامی را می توان نام برد که انتظامی با اینکه از نظر سنی از سمندریان بزرگتر است، اما چون تحصیلات دانشگاهی را در ۴۷ سالگی آغاز کرد، شاگرد سمندریان محسوب می شود.

انتظامی با اظهار تاسف فراوان از درگذشت حمید سمندریان به «ایسنا» گفت: “تئاتر ایران نگین درشت و قیمتی خود را از دست داد. باید به همه‌ هنرمندان و به‌ویژه هما روستا تسلیت بگوییم.”

آقای بازیگر با اشاره به اینکه همیشه حمید سمندریان آرزو داشت نمایش «گالیله» را کار کند، افزود: “حیف که نشد که این نمایش را کار کند؛ دیر شد و امروز صبح خبر دادند که درگذشته است. او حسرت به دل درگذشت. من دلم خوش نیست. کسی را از دست دادیم که برای همه‌ی ما بزرگ بود. چون تحصیل در دانشگاه را خیلی دیر آغاز کردم، دانشجوی ایشان بودم. هرچه دارم از اوست. آثاری فوق‌العاده و زیبا اجرا کرد.”

این بازیگر پیش کسوت که تجربه‌ چندین پروژه‌ی تلویزیونی و تئاتر صحنه‌ای را با حمید سمندریان دارد، یادآور شد: “یکی از کارهای درخشان ایشان نمایش «کرگدن» بود که در دانشگاه تهران اجرا کردیم. با آنکه آن زمان در دانشگاه‌ها را می‌بستند که کسی وارد نشود، حتی روی زمین هم تماشاگر نشسته بود. تئاتر ایران، کارگردان فوق‌العاده‌ی خود را از دست داد. کارگردانی که شاگردانی بزرگ پرورش داد که همه از بزرگان و استادان تئاتر ما شدند. زود او را از دست دادیم. جایش همیشه خالی می‌ماند”!


 


کلمه – گروه بین الملل: در حمله توپخانه ارتش سوریه به روستایی در استان حماه دست‌کم ۲۲۰ نفر کشته شده‌اند. فعالان مخالف دولت سوریه به نقل از ساکنان روستای تریمسه گفته‌اند که این روستا هدف حمله تانک و هلیکوپترهای جنگی قرار گرفته است.

به گزارش بی‌بی‌سی، نیروهای شبه‌نظامی هوادار دولت بعد از این حملات پای پیاده وارد روستا شده و به اعدام خودسرانه و صحرایی ساکنان دست زده‌اند. اما رسانه‌های دولتی گزارش داده‌اند که “گروه‌های تروریستی” با هدف افزایش تنش در آستانه نشست شورای امنیت درباره این کشور دست به “کشتار” زده‌اند.

همچنین به گزارش دویچه وله، پس از این حمله شبه‌نظامیان طرفدار اسد به این روستا و کشتار ساکنان غیرنظامی در منازل‌شان، در خلال شب گذشته جست‌جوی اجساد ادامه داشته و تا کنون بیش از ۱۵۰ جسد به مسجد روستا منتقل شده‌اند.

یورو نیوز هم گزارش داده که کشتار روستای تریمسه، از آغاز ناآرامیهای سوریه در شانزده ماه قبل، مرگبارترین کشتاری است که در طول یک روز رقم خورده است و مخالفان دولت می گویند به بسیاری از قربانیان از فاصله نزدیک شلیک شده است.

بر اساس این گزارش، نیروهای شبه نظامی موسوم به شبیحه که از حامیان دولتند به انجام چنین قتلهایی متهم هستند.

گروه اخوان المسلمین سوریه نیز در روز جمعه اعلام کرد که کوفی‌ عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و متحدان حکومت سوریه یعنی روسیه و ایران با بی‌عملی خود “دوش به دوش رژیم بشار اسد” در این کشتار سهیم‌اند. در بیانیه‌ای که از سوی اخوان‌المسلمین در همین رابطه منتشر شده، آمده است: «ما بر این باوریم که هیولایی به نام بشار اسد تنها مسئول این جنایت انزجارآمیز نیست، بلکه کوفی عنان، روسیه، ایران و تمامی کشورهایی که مدعی ثبات و صلح در جهان هستند، اما سکوت اختیار کرده‌اند نیز در این ماجرا مسئولیت دارند.»

یکی از روستاییانی که موفق به فرار شده، به شبکه خبری “الجزیره” گفت که عامل این کشتار “شبه‌نظامیان علوی طرفدار بشار اسد” بوده‌اند. به گفته‌ی این شاهد عینی افراد شبه‌نظامی زمانی به روستا یورش آوردند که “شورشیان مخالف روستا را ترک کرده بودند.” اغلب ساختمان‌ها در این روستا آتش زده شده است.

این حادثه یکی از خونبارترین حوادثی است که از زمان آغاز درگیری‌ها در سوریه رخ داده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ارتش در تلاش برای بازپس‌گیری تریمسه از شورشیان مخالف دولت بوده است. شورای رهبری انقلاب حماه به خبرگزاری رویترز گفته است که بیشتر کشته‌شدگان در این روستا غیرنظامی بوده‌اند.

در عین حال راهپیمایی‌هایی در اعتراض به این کشتار در شهرهای دمشق، ادلب و حماه برگزار شده است.

روز پنجشنبه نواف فارس، سفیر سوریه در عراق اعلام کرد که به دولت این کشور پشت کرده است. اوایل هفته نیز یکی از ژنرال‌های ارشد سوریه تصمیمی مشابه گرفت. مقامات عراق می‌گویند آقای فارس که علنا حمایت خود را از مخالفین بشار اسد اعلام کرده است، در حال حاضر در قطر به سر می‌برد.

نیروهای ارتش سوریه روز پنجشنبه در حمله‌ای به شورشیان، حومه دمشق را هدف توپخانه خود قرار دادند.

کشورهای غربی در تلاشند تا سازمان ملل متحد را متقاعد کنند که سوریه را تهدید به تحریم کند. اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز قرار است درباره سرنوشت ماموریت ناظران خود بر آتش‌بس در سوریه تصمیم‌گیری کنند.

این کشورها در پی آنند که در قطعنامه شورای امنیت در خصوص این ماموریت، ضرب‌الاجلی ۱۰ روزه برای بشار اسد تعیین شود تا به خشونت‌ها در این کشور پایان دهد. این قطعنامه باید پیش از جمعه آینده، زمانی که ماموریت ناظران به اتمام خواهد رسید، به تصویب برسد. روسیه و چین کماکان با هرگونه اقدامی در تهدید سوریه به تحریم‌های بیشتر مخالفند.

ناظران سازمان ملل متحد در سوریه ماموریت داشتند تا برای مدت سه ماه بر اجرای آتش‌بس نظارت کنند، اما عملا درگیری‌ها با شدت ادامه پیدا کرده است.
این آتش‌بس بخشی از طرح صلح شش ماده‌ای کوفی عنان نماینده ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب برای صلح در سوریه بود.


 


در تاریخ ۱۸ تیر۱۳۹۱، محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشرقوۀ قضاییۀ ایران علنا وجود زندانیان سیاسی در ایران را انکار کرد. وی در مصاحبه ای با ایسنا، گفت: "زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده اما او را به ناحق به زندان انداخته اند چرا که حاکمان و گردانندگان نظام کار او را دوست نداشته اند. براساس این تعریف در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد."

برخلاف اظهارات جواد لاریجانی، ایران در حال حاضر صدها زندانی دارد که با اتهامات سیاسی در بند می باشند.

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، یک فعال حقوق بشر زندانی، در پاسخ به اظهارات جواد لاریجانی به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت: "کسی که جرمش اقدام علیه امنیت ملی و یا تبلیغ علیه نظام است چه نوع زندانی به حساب می آید؟"

اظهارات محمد جواد لاریجانی در پاسخ به اظهارات علی مطهری نمایندۀ تهران در مجلس ایران بود که خطاب به دادستان تهران گفته بود که وی باید "به رفتارهایی که با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها می‌شود، پایان دهد."

لاریجانی همچنین روز سه شنبه بدرفتاری با هرنوع زندانی در ایران را انکار کرد و گفت: " اصولا بدرفتاری با زندانیان چه سیاسی باشند و چه غیر سیاسی محکوم است. بدرفتاری با زندانیان خلاف شرع و قانون است… نحوه بیانی که القاء کند که اولا در ایران زندانی سیاسی وجود دارد و ثانیا بدرفتاری در زندان ها یک رویۀ دائمی و روتین است حرفی است خلاف واقع، جفایی است در حق ملت ایران …"

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشرکه به اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی،عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس محکوم شد و از تاریخ ۳ اردبیهشت امسال برای طی حکمش به زندان رفت. او که به شدت بیمار است از تاریخ دوشنبه ۱۹ تیرماه از زندان زنجان به بیمارستان منتقل شده و تا کنون ممنوع الملاقات است.

"اما اگر این ها زندانیان سیاسی نیستند چه جرمی مرتکب شده اند؟ قتل؟ دزدی؟…اینها خودشان هم می دانند که دروغ می گویند… سوال من این است که اینهمه زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین چه کسانی هستند؟ جرمشان چیست؟"

آتیه طاهری، همسر روزنامه نگار زندانی سعید متین پور، که در حال گذراندن حکم ۸ سال زندان به اتهامات "ارتباط با بیگانگان" و"تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی " می باشد. وی اخیرا به مدت یک هفته به علت شرکت در مراسم یادبود یک زندانی سیاسی دیگر به نام هدا صابر که سال گذشته در زندان اوین جان سپرد، به سلول انفرادی منتقل شده بود.

"اگر به خودشان زحمت بدهند و پرونده ها را بخوانند و به زندان اوین و زندان های دیگر بروند، می فهمند که چقدر زندانی سیاسی وجود دارد."

پریناز باغبان حسنی، همسر محمد صدیق کبودوند، دبیر سازمان حقوق بشر کردستان و مدیر مسول نشریه "پیام مردم" که در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد و به اتهام "نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی" به ۱۱ سال حبس محکوم شد. او از ۵ خرداد امسال به دلیل نداشتن حق مرخصی برای ملاقات با فرزند بیمارش در اعتصاب غذا است."

کسانیکه مثل آدم کور به فرمان های دیکتاتور گوش می کنند می توانند بگویند که ما زندانیان سیاسی نداریم اما اگر کوچکترین حرفی که بهشان دیکته شده را نزنند مانند بقیه زندانیان سیاسی به زندان می روند."- مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز، معاون مطبوعات دولت خاتمی و روزنامه نگار، که در ۱۲ تیرماه ۱۳۸۸ بازداشت شد و به اتهام "توهین به رهبری" و "تبلیغ علیه نظام" و "مدیر مسولی روزنامه اخبار اقتصادی" به ۵ سال حبس محکوم شده است. او که از بیماری قلبی رنج می برد از اسفند ماه ۱۳۹۰ از زندان به بیمارستان منتقل شده است و در بیمارستان تحت نظارت ماموران به سر می برد.

 "صحبت ایشان (محمد جواد لاریجانی) دلیلی نمی شود بر اینکه زندانیان سیاسی واقعا در جامعه وجود ندارند. این مسئله را افکار عمومی مشخص می کند و افکار عمومی همیشه به زندانیانی مانند همسر من و امثال او زندانی سیاسی می گوید، همین و بس. نه تنها آقای لاریجانی، بلکه هیچ مقام دیگری که از دولت پول می گیرد نمی تواند بگوید که آنها زندانی سیاسی هستند یا نه."

رضا خندان، همسرنسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشرکه به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی،" "تبانی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی" و "عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر" به ۱۱ سال زندان و مجموعا ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است و در حال حاضر در زندان اوین به سر می برد.

"به نظر بنده لاریجانی قصدش فرافکنی بوده است تا به این ترتیب حقوق زندانیان سیاسی را نادیده بگیرد…چطور ایشان می تواند بگوید که ما زندانیان سیاسی نداریم؟ وقتی جرم سیاسی در کشور ما تعریف نمی شود اینطور هم می شود که کسی بتواند ادعا کند ما زندانیان سیاسی نداریم و از بار مسولیت حقوقی در برابر آنها شانه خالی کند."

مرضیه رحیمی، همسرابوالفضل قدیانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در ۱۹ دی ماه ۸۸ بازداشت شد. اتهام او تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس جمهور بود. این زندانی مجددا در تاریخ ۶ دی ماه ۱۳۹۰ به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس دیگر محکوم شد.

 "توصیه ام به آقای لاریجانی این است که اولا شماره عینکش را عوض کند و ثانیا کمی شیشه عینکش را تمیز کند تا بتواند بهتر اطرافش را ببیند… چه سند و مدرکی می خواهند به من و امثال من نشان دهند تا باور کنیم که زندانی سیاسی در ایران وجود ندارد؟ در مملکتی که حقوقدانی مانند عبدالفتاح سلطانی به ۱۸ سال حبس محکوم شده و همسرش به جرم گرفتن جایزه حقوق بشر ایشان تهدید به زندان شده است چطور می توان گفت که زندانی سیاسی وجود ندارد؟"

آزاده فرقانی، همسر فریبرز رییس دانا، کارشناس اقتصادی و عضو کانون نویسندگان ایران، که ۲۸ آذرماه ۱۳۸۹ پس از گفتگویی با تلویزیون بی بی سی در مورد طرح هدفمندی یارانه‌ها و "نئو لیبرالی" خواندن این سیاست در منزلش‌ بازداشت شد و پس از یکماه حبس از زندان آزاد شد. او در دادگاهش در ۷ خرداد ۱۳۹۰ به اتهام "تبلیغ علیه نظام از طریق عضویت در کانون نویسندگان و و امضای برخی بیانیه های سیاسی و همچنین مصاحبه های انتقادی با رسانه های خارج از کشور در خصوص عملکرد دولت جمهوری اسلامی به یکسال زندان محکوم شد و اول خرداد ماه امسال برای طی محکومیتش به زندان اوین رفت.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته