
سید مصطفی تاجزاده و همسرش در پیام های جداگانه ای درگذشت بانو مولود رحمتی، مادر شهید حاج داود کریمی و همسر داریوش قنبری را به خانواده هایشان تسلیت گفتند.
متن این پیام ها که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
انّا لله و انّا الیه راجعون
برادر ارجمند جناب آقای داریوش قنبری
خبر جانگداز درگذشت همسر وفادارتان موجب اندوه و تأثر این جانب گردید. بی شک همراهی این بانوی مؤمنه و نیکوکار در طی مسیر زندگی و کسب موفقیت ها و پشت سر گذاشتن ناکامی های مقدّر توفیق بزرگ زندگی شما بوده است و اینک فقدانش رنج مضاغفی برایتان به بار آورده است. ما را نیز در این سوگ بزرگ شریک بدانید و بدانید که دعای خیرمان بدرقه راه شماست. و آرزوی مقام یافتن آن مرحومه مغفوره در رضوان الهی و هم صحبتی با ابرار و پرهیزکاران و مقرّبین را داریم.
سید مصطفی تاجزاده – قرنطینۀ اوین
فخرالسادات محتشمی پور
***
خانواده معظّم شهید کریمی
خواهر ارجمند سرکار خانم نرگس کریمی
عزت و شرف و آزادگی صفات والایی است که برازنده هر کس نیست و شهید والامقام حاج داود کریمی متصف به این صفات بود و رفتنش داغ بردل همه آنان که او را می شناختند گذاشت. درد و رنجی که مادر شهید در دوران زندگی این بازمانده نیکومقام از جنگ تحمیلی متحمل شد برای ما عافیت طلبان قابل درک نیست اما خدای او و خدای ما که هر یک از بندگانش را به میزان ظرفیتشان مبتلا و امتحان می کند، بیش و به می داند که بندگان خوبش چگونه با صبر و استواری زینب گونه پیام حسینی را رسا و بی لکنت بیان کردند و در این دوران بی خبری، آزادگی را به جوانان و دور ماندگان از قافله شهادت نمایاندند.
درگذشت این مادر دلسوخته و رنج دیده از قدرناشناسی ها و ناسپاسی ها، برای همه ما که فرزند شهیدش را می شناختیم و ارزش و قدرش را می دانستیم، دردناک بود اما چه کسی است که نداند جایگاه او را که همان مقام شهدا و صالحین و ابرار است. خداوند به پاس صبر جمیلتان اجر جزیل عطایتان گرداند.
سید مصطفی تاجزاده – قرنطینه اوین
فخرالسادات محتشمی پور
***
هم چنین سیدمصطفی تاجزاده پیش از این، ضمن ابراز تأسف از این که مطبوعات تحت سانسور از درج پیام های تبریک و تسلیت وی نیز معذوریت دارند، در پیام های جداگانه ای برای آیة الله موسوی خوئینی ها و دکتر عزت الله فولادوند درگذشت برادر و همسر ایشان را تسلیت گفته است:
کل من علیها فان
برادر بزرگوار جناب آیة الله موسوی خوئبنی ها
با کمال تأسف ضایعه مولمه درگذشت برادر ارجمندتان را خدمت حضرت عالی و خانواده مکرّمتان تسلیت گفته برای آن مرحوم رحمت و غفران الهی و برای حضرتعالی و کلیه بازماندگان صبر و اجر آرزومندم.
سید مصطفی تاجزاده
اوین خرداد ماه ۱۳۹۱
***
متفکر ارجمند جناب آقای عزت الله فولادوند
درگذشت اندوه بار همسر گرانقدرتان را صمیمانه تسلیت می گویم. فقدان همسری بزرگواری که در سالها تلاش فکری و قلمی ماندگار شما همراهی ثابت قدم بود، ضایعه ایی سخت و ناگوار است، اما والایی شخصیت و اندیشه ی شما به یقیین
بزرگتر از بار این اندوه است. از خداوند بزرگ برای آن روان شاد مغفرت و برای جنابعالی و خانواده ی محترم سلامت و مسئلت دارم.
سید مصطفی تاجزاده
اوین خرداد ماه ۱۳۹۱
مصطفی بادکوبهای، شاعر معاصر به سه سال حبس و پنج سال محرومیت از شعرخوانی محکوم شد.
بنا به گزارش های رسیده به کلمه، مصطفی بادکوبهای، شاعر معاصر در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به سه سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شعرخوانی در انجمنها و سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد.
ماموران امنیتی اواخر سال ۸۹ صبح زود به خانه ی مصطفی بادکوبه ای هجوم برده، وی را بازداشت و وسایل شخصی وی را به همراه خود برده بودند.
پس از فدراسیون قایقرانی، فدراسیون تیر و کمان ایران نیز در پی برکناری غیر قانونی روسای فدراسیون و دخالت های دولت در امر ورزش در خطر تعلیق قرار گرفته است.
فدراسیون جهانی تیروکمان در نامه ای به مسئولان ورزش خواستار ارائه توضیحاتی در مورد دلایل برکناری رئیس قبلی این فدراسیون شده است.
به گزارش مهر شاید بتوان آغاز سونامی تغییرات در فدراسیون های ورزشی را که از سوی وزارت ورزش و جوانان صورت گرفت، از فدراسیون تیر و کمان دانست. در جایی که کریم صفایی به یک باره برکنار شد و جای خود را به محمدعلی شجاعی نایب رییس فدراسیون دوچرخه سواری داد.
پس از به روی کار آمدن شجاعی اتفاقات عجیب و غریب زیادی از جمله اخراج ملی پوشان المپیکی حول و حوش این رشته چرخید و آن را به پر حاشیه ترین رشته کنونی ورزش کشورمان تبدیل کرد.
فدراسیون جهانی طی نامه هایی رسمی از کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش خواستار اعلام علت برکناری کریم صفایی از سمتش شده است. به گفته یک منبع آگاه یکی از این نامه ها روز پنجشنبه به ایران رسیده و مسئولان فدراسیون تیروکمان در جریان این نامه قرار گرفته اند.
براساس نامه جدیدی که به مسئولان ورزش ایران رسیده است، احتمال تعلیق فدراسیون تیروکمان نیز مطرح شده و در صورتیکه مسئولان ورزش نتوانند پاسخ مناسبی به این نامه بدهند، احتمال تعلیق فدراسیون تیروکمان هم قوت خواهد گرفت.
این در حالی است که به نظر می رسد فدراسیون دوچرخه سواری نیز با چنین مشکلی مواجه خواهد شد و بزودی نامه این فدراسیون نیز منتشر خواهد شد.
محمد مرسی، اولین رییس جمهور مصر پس از سرنگونی حسنی مبارک، حکم شورای عالی نظامی این کشور مبنی بر انحلال پارلمان را لغو کرد.
به گزارش یورونیوز، محمد مرسی روز یکشنبه دستور تشکیل مجدد جلسات مجلس را صادر کرد. بدین ترتیب مجلس مصر که در تاریخ ۱۵ ژوئن توسط دادگاه عالی قانون اساسی این کشور منحل اعلام شده بود، باید مطابق این دستور جلسات خود را تا انتخابات آینده مجلس از سر بگیرد.
انتخابات مجدد مجلس شصت روز پس از تصویب و لازم الاجرا شدن قانون اساسی برگزار خواهد شد.
دادگاه قانون اساسی مصر اواسط ماه ژوئن بخش عمدهای از قانون انتخابات را غیرقانونی دانست و اندکی پس از آن شورای نظامی مصر پارلمان را که اکثریت آن را اسلام خواهان تشکیل می دادند، منحل کرد.
این موضوع در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به بروز یک چالش سیاسی منجر شد و حالا تصمیم محمد مرسی را باید اولین نمایش قدرت جدی او علیه شورای نظامی دانست.
منابع فلسطینی می گویند ایران رسما از محمود عباس، رهبر تشکیلات خودگردان فلسطینی، برای شرکت در کنفرانس کشورهای غیرمتعهد که قرار است اواخر ماه اوت در تهران برگزار شود، دعوت کرده است.
نبیل ابو رودینه، سخنگوی دفتر آقای عباس در این مورد به خبرگزاری فرانسه گفته است: “آقای عباس امروز دعوتنامه ای رسمی برای شرکت در نشست سران کشورهای غیرمتعهد دریافت کرد و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی به نماینده ایران اطلاع داده که در این نشست شرکت خواهد کرد.”
به گزارش بیبیسی، او گفت که این دعوتنامه در امان، پایتخت اردن و در جریان دیدار آقای عباس با معاون وزیر خارجه ایران به رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی ارائه شد.
آقای ابو رودینه همچنین گفت: “آقای عباس ضمن تشکر از معاون وزیر خارجه ایران از او خواست تا مراتب احترام او رانسبت به محمود احمدی نژاد ابلاغ کند.”
قرار است نشست سران کشورهای غیرمتعهد درنهم و دهم شهریورماه سال جاری (۳۰ و ۳۱ اوت) در تهران برگزار شود.
این اولین سفر آقای عباس به عنوان رئیس دولت فلسطینی به ایران است. این سفر در حالی انجام می شود که آقای عباس، در گذشته، مکررا ایران را به خاطر حمایت از جنبش حماس که کنترل نوار غزه را در اختیار دارد، مورد انتقاد قرار داده بود.
نماینده قم در مجلس با اشاره به صدور حکم ٩١ روز زندان تعلیقی برای امیرحسین ثابتی، مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، گفته است که نباید به صرف انتقاد یک فعال دانشجویی، شاهد برخورد تند و خشن از سوی دستگاه قضا باشیم.
به گزارش دانشجونیوز، محمدرضا آشتیانی در حالی صدور حکم تعلیقی برای یکی از اعضای بسیج دانشجویی را برخورد تند و خشن قوه قضائیه دانسته، که در حال حاضر نزدیک به ٣٠ تن از دانشجویان منتقد حاکمیت در زندان هستند. برای بیش از ٢٠ نفر از این دانشجویان احکام طولانی مدت حبس به میانگین شش سال زندان صادر شده است.
این نماینده مجلس در ادامه اظهارات خود گفته است که “اگر فضای سیاسی برای فعالیت تشکلهای دانشجویی بسته شود شاهد گسترش فعالیتهای زیرزمینی خواهیم بود که این موضوع برای انقلاب و نظام خطرناک است”.
در همین راستا خبرگزاری فارس نیز گزارش داده که امیرحسین ثابتی، مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، در پی شکایت دادستان تهران به ٩١ روز حبس تعزیری محکوم شده است.
بر اساس این گزارش، اجرای این حکم با رعایت ماده ٢۵ قانون مجازات اسلامی به مدت دو سال به حالت تعلیق در آمده است. وی به دلیل مطالب منتشر شده در وبلاگش علیه علی لاریجانی و طراحان مصوبه وقف اموال دانشگاه آزاد مورد تعقیب قرار گرفته است.
بررسی و تحلیل آلبوم سایه دوست به آهنگسازی و خوانندگی سید عبدالحسین مختاباد به همراه مراسمی در نکوداشت و قدردانی از ربع قرن تلاش موسیقایی این خواننده شهیر، ساعت ۱۶ روز دوشنبه در پایگاه اطلاعرسانی جماران برگزار خواهد شد.
در این مراسم علاوه بر بررسی و تحلیل آلبوم سایه دوست ،با حضور چهرههایی چون احمد مسجد جامعی، سیدمحموددعایی، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی، سعید بیابانکی، ساعد باقری، افشین علا و جمع دیگری از شخصیت های فرهنگی و هنری حضور خواهند داشت. ضمن نقد و بررسی این اثر از نزدیک به ربع قرن تلاش مستمر سید عبدالحسین مختاباد در عرصه موسیقی ایرانی تقدیر میشود.
آلبوم “سایه ی دوست” مجموعهای در قالب ارکستر سازهای کلاسیک و ملی است که با اشعاری از امام(ره)، حافظ ، مولانا، هوشنگ ابتهاج سایه و عبدالجبار کاکایی ساخته شده است .
بخشهایی از این آلبوم پیش از این در کنسرت تابستان سال ۸۹ مختاباد در سالن همایش های برج میلاد اجرا شده بود. در این آلبوم سعی شده تا برداشتی جدید از ملودی سازی و تنظیم اثر بر مبنای موسیقی ایرانی ارائه شود.
یکی از امضاءکنندگان طرح بستن تنگه هرمز گفت: به منظور بررسی دقیقتر این طرح، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مقاماتی از وزارت امور خارجه و ستادکل نیروهای مسلح به مجلس دعوت شده و از نظرات آنها استفاده خواهد شد.
وی افزود: به منظور بررسی بیشتر و دقیقتر طرح انسداد تنگه هرمز، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مقاماتی از وزارت امور خارجه و ستادکل نیروهای مسلح به مجلس دعوت شده و از نظرات و پیشنهادات این مقامات نیز در روند بررسی این طرح استفاده خواهد شد.
نماینده دشتستان در مجلس اظهار داشت: مجلس باید تصمیم جامع و مدبرانهای را در ارتباط با تنگه هرمز اتخاذ کرده و بدون در نظر گرفتن ملاحظات از حقوق ملت ایران در این باره دفاع کند.
موسوینژاد در خصوص طرح نمایندگان برای انسداد تنگه هرمز گفت: این طرح در اولین جلسه بعد از تعطیلات تابستانی به هیأت رئیسه مجلس تقدیم خواهد شد تا با قید دوفوریت در دستور کار مجلس قرار گرفته و برای بررسی به کمیسیون تخصصی ارجاع داده شود.
رئیس اتاق بازرگانی، صنایع معادن و کشاورزی ایران گفت: اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانهها به علت شرایط تورمی به تعویق افتاده است.
به گزارش ایلنا، محمد رضا نهاوندیان در سفر به یزد و در دیدار با صنعتگران این استان با اشاره به شرایط اقتصادی کشور گفت: مشکل تأمین مالی واحدهای تولیدی در یک سال گذشته شدیدتر شده که علت اصلی آن به مناسبات واحدهای تولیدی و بانکها باز میگردد. زیرا در ایران، بانکها اصلیترین منبع تأمین سرمایه مورد نیاز واحدهای تولیدی هستند و بانکها نیز در این زمینه اظهار عجز میکنند از سوی دیگر، تورم هم که از حدی بالاتر میرود، به مسألهای سیاسی بدل میشود و در نتیجه تصمیمهای انقباضی، سبب افزایش فشارها روی تولید و صنعت میشود.
نهاوندیان تصریح کرد: مدتهاست که این دور باطل در کشور تکرار میشود و راهحل آن شکستن این حلقه و یافتن راههای جدید تأمین سرمایه است.
وی ادامه داد: اگر همین منابع بانکی، مطابق با مصلحتهای کلینگرانه تقسیم میشد، با مشکلات فعلی روبهرو نبودیم. اقتصاد، علم منابع محدود است و وقتی جایی پول بیشتری صرف میشود به معنی کمتر هزینه کردن در بخش دیگر است و منشا این رویهها به بخش صنعت، منتقل شده است.
رئیس اتاق ایران اضافه کرد: در شرایط روانی جامعه وقتی بدبینی نسبت به سیستم بانکی ایجاد میشود و دستگاههای نظارتی حساس میشوند، ناگهان سیستم قفل میشود و به جای اینکه سختگیریها متوجه متخلفان شود، بهصورت کلی اعمال میشود.
وی موضوع تحریمها را مورد توجه قرار داد و گفت: تأثیر فروش و ارائه تسهیلات سیستم بانکی متأثر از تحریمها نبوده، بنابراین شرایط نامناسب فعلی بخش صنعت و تولید، ناگهانی نیست و ریشه در عوامل یادشده دارد.
رئیس اتاق ایران یادآور شد:یکی از کارهای خوبی که در این زمینه به همت اتاق انجام شد، تصویب تجدید ارزیابی سرمایه واحدهای تولیدی از سوی دولت بود که این امر میتواند به واحدهای تولیدی در تامین مالی پروژه ها و سرمایه در گردش کمک کند. بخش دیگری که اتاق نظرخود را در مورد آن ارائه کرد، نحوه اجرای فاز دوم هدفمند کردن یارانه ها بود که حاصل آن را دیدیم.
وی اضافه کرد: نظر اتاق در اجرای فاز نخست این قانون، اولویت تولید بود که در نهایت، تخصیص ۳۰ درصد به تولید مورد تصویب قرار گرفت و فعلاً نیز اجرای فاز دوم این قانون به علت شرایط تورمی به تعویق افتاده است. اما در هر صورت اتاق میتواند با جمعبندی نظرات بخش خصوصی، نظر مشورتیاش را به سیاستگذار ارائه کند، نه اینکه نقش حاکمیتی ایفا کند.
نهاوندیان گفت: اگر از اتاق توقع یک دستگاه سیاستگذار داشته باشیم، باید اتاق دیگری ایجاد کنیم که وظیفه خانه بخش خصوصی بودن و تبادل آرا را انجام دهد. بنابراین اگر نقش خود را به درستی بشناسیم و به آن عمل کنیم، بزرگترین قدم را برداشتهایم.
وی تصریح کرد: اتاق باید به دستگاههای حاکمیتی راهکار و مشاوره ارائه دهد و ما تقویت بخش پایش را در شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی دنبال کردهایم.
رئیس پارلمان بخش خصوصی با اشاره به موضوع افزایش نرخ ارز تصریح کرد: اتفاقی که در مورد نرخ ارز افتاد، بهطور نسبی در برخی از بخشهای صادراتی و تولیدی مانند واحدهای نساجی اثر مثبت داشت و به کاهش واردات کمک کرد. افزایش نرخ ارز مربوط به تراکم شکاف حاصل از تورم داخلی و خارجی بودکه با یک عامل روانی به ناگهان سیر صعودی پیدا کرد.
نهاوندیان ادامه داد: طرح دو نرخی بودن ارز آثار مخربی دارد و سبب رواج رفتار رانتجویانه و انحراف منابع خواهد شد. البته موضوع تأمین نیاز تولید به سرمایه در گردش در شرایط افزایش نرخ ارز، بهطور حتم باید در تصمیمگیریها لحاظ شود.
وی افزود: ما باید تلاش کنیم شرایطی مهیا شود تا ارز صادرکننده در اختیار واردکننده قرار گیرد و اتاق پیشنهاد کرد برای تأمین نیاز واردکنندگان، با کمک تشکل های صادراتی، وارداتی و تولیدی، موضوع ارز بخش خصوصی مدیریت شود.
وی تصریح کرد: اگر ارتباط واحدهای تولیدی با بانکها اصلاح شود بسیاری از مشکلات نیز برطرف خواهد شد. اکنون واحدهای تولیدی بسیاری در شرایط نادرست بانکی، حق اعتراض ندارند و مشکل روابط فعلی، میراث نگاه دولتی به اقتصاد است. یکی از درخشانترین مواد قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار درباره این موضوع مهم است و کارگروه مربوط به آن نیز متشکل از نمایندگانی از اتاق ایران، بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت هستند. این کارگروه، قراردادهای بین بانکها و واحدهای تولیدی را مورد بازنگری و اصلاح قرار خواهد داد و با تصویب شورای پول و اعتبار لازم الاجرا خواهد بود.
نهاوندیان در ادامه به موضوع نحوه گشایش اعتبار اشاره کرد و گفت: اکنون در موارد معدود در گشایش اعتبار نیز بیش از ۱۲۰ درصد واریزی نقدی، مطالبه میشود که بهطور حتم باید اصلاح شود.
وی یادآور شد: «یکی از راههایی که در اتاق مطرح شد و در بسته سیاستهای پولی و بانکی و بودجه نیز آمد، بحث استفاده از خرید دین بود و اگر ما بتوانیم خرید دین بانکها را برای واحدهای تولیدی و خرید دین بانک مرکزی را برای بانکها راهاندازی کنیم که به مواد اولیه و کالاهای تولیدی ناظر شود، بخش زیادی از مشکل تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی برطرف خواهد شد.
نهاوندیان در ادامه تأکید کرد: سهسال آینده باید علاوه بر پیگیری نهضت گسترش تشکلهای اقتصادی را دنبال کرده و همچنین اجرایی کردن قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار، تصویر بخش خصوصی را در ذهنیت عمومی جامعه اصلاح کنیم البته گامهای خوبی در این زمینه برداشته شده است و نگاه فعلی افکار عمومی اتاق با گذشته قابل قیاس نیست.
وی ادامه داد: باید در عرصه فیلمسازی، محتوای کتابهای درسی و سایر میادین فرهنگی کشور حضور جدی داشته باشیم و در این زمینه کارهای زیادی برای انجام دادن داریم. همچنین در سطح بینالمللی نیز مسؤولیتهای فراوانی داریم و اتاق باید در شرایط تحریم و انشاءالله به زودی در شرایط پس از تحریم نقش بسیار جدی در این زمینه ایفا کند.
رئیس اتاق ایران بیان کرد: بر اساس قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار، اختیاراتی به اتاق داده شد، که ثبت تشکلها، هماهنگی آنها و جلوگیری از موازیکاری از سوی آنها از آن جمله است.
نهاوندیان گفت: اگر در سه سال آینده بتوانیم بهگونهای عمل کنیم که همه بخش خصوصی احساس کند که اتاق، خانه آنها است، قدم موفقی برداشتهایم. ما باید بتوانیم با همکاران اتاق در بخش خصوصی صحبت کنیم و تصویری از وحدتنظر را ارائه دهیم. ما امیدواریم در فضای تعامل بتوانیم اثربخشی خود را در امور افزایش دهیم.
رئیس اتاق ایران به بازدید خود از سایت نمایشگاهی و دو واحد تولیدی یزد اشاره کرد و گفت: «انتقال این مشکلات به اتاق ایران ضروری است و اگر گزارشها و آمار دقیقتری از واحدهای تولیدی استانها داشته باشیم، میتوانیم به شکل درستتری تصمیمگیری و انجام وظیفه کنیم.
نهاوندیان با اشاره به سایت نمایشگاهی استان یزد، گفت: اتاق آماده است وظایف خود را در اینباره انجام دهد. اکنون متأسفانه برای اتاق استان نقش و اهرم مدیریتی دیده نشده است و باید این مشکل برطرف شود تا این کار بزرگ در استان انجام شود.
وی با تأکید بر لزوم ارتباط قوی با مقامات اجرایی استان تصریح کرد: وقتی مقامات اجرایی استان، مشتاق حل مشکلات باشند، کارها پیشرفت بیشتری خواهد داشت.

نرگس محمدی و نسرین ستوده را آزاد کنید.
مادرانی که دوری و جدایی و نگرانی کمترین هزینه ای است که برای ایستادگی بر ایمان و اعتقاد خود می پردازند. و کودکانی که می پذیرند و باور دارند راه و مسیر سبز مادران خود را، اما دلتنگی کودکانه را جوابی نیست…
کلمه: عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران در پایان چهاردهمین جلسهی رسیدگی به پروندهی بزرگ فساد مالی در جمع خبرنگاران از اعلام جرم دادستانی علیه علی مطهری خبر داد.
وی در پایان چهاردهمین جلسه رسیدگی به پروندهی بزرگ فساد مالی در جمع خبرنگاران گفت: در مورد اظهارات علی مطهری که چند وقت پیش در مجلس نطقی کرده بود، بخشهایی از نظر دادستانی مجرمانه تشخیص داده شد و دادستانی اعلام جرم کرده است.
وی ادعا کرد: بخشهایی از اظهارات وی از نظر ما جنبهی مجرمانه داشت و دادستانی درخصوص آن اعلام جرم کرد.
پیش از این هم معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح از اقامه دعوی علیه این نماینده مجلس خبر داده بود. سردار جزایری گفته بود: برای شخصی که نسبت به سپاه هتاکی کرده و اتهامات دروغ نسبت داده، طرح دعوی شده است تا تکلیف اینگونه افراد را دادگاه مشخص کند.
آخرین نطق علی مطهری در مجلس هشتم که در خصوص مداخله آشکار سرداران در انتخابات مجلس نهم بود، با واکنش های زیادی مواجه شد و افراد گوناگونی در این زمینه صحبت کردند.
فرزند شهید مطهری در آخرین نطق خود از مداخله سپاه در انتخابات مجلس نهم پرده برداشته و گفته بود: دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزههای انتخابیه به صورت حمایت جدی از کاندیداهای موردنظر خود بود. بسیاری از کاندیداها، چه آنها که رأی آوردند و چه آنها که رأی نیاوردند، این واقعیت را تأیید میکنند.
اما به نظر می رسد اعلام جرم دادستانی در خصوص بخش دیگری از سخنان علی مطهری باشد که به سیاست های فرهنگی دولت احمدی نژاد انتقاد کرده بود.
فرزند شهید مطهری که از منتقدان جدی دولت احمدی نژاد است در خصوص وضعیت حجاب گفته بود: وضعیت پوشش فعلی موجب ایجاد عقده های روانی در جامعه شده و لذا احمدی نژاد باید به فکر تاسیس کاباره و کلوپ های شبانه باشد!
وی با ادعای به اینکه در اثر تشویق و ترغیبهای پیدا و پنهان آقای رئیس جمهور بدحجابی و بیحجابی اکنون به وضع اسفبار رسیده است، گفت: آقایان مشایی و احمدینژاد دقیقا پاسخگو باشند که در مسئله پوشش آیا روش اسلام را قبول دارند که میگوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه ممنوع است و اقتضائات جنسی مربوط کادر خانواده است یا روش غربی را که میگوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه آزاد است و برای آنکه عقدههای روانی پدید نیاید، اماکن ویژه ارضای غریزه جنسی هم برقرار است.
نماینده تهران با بیان اینکه این آزادی جنسی بدون اماکنی برای ارضای این غریزه موجب پدید آمدن عقدههای روانی در بین جوانان شده است، گفته بود: احمدینژاد و مشایی به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کابارهها و کلوپهای شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت و مردم متدین و حزبالهی که در دوره اصلاحات با یک صدم وضعیت کنونی کفنپوش به خیابانها ریختند، احساس مسئولیت کرده و اقدامی انجام دهند.
کلمه – گروه اجتماعی: چهاردهمین و آخرین جلسه رسیدگی به اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در حالی امروز، هجده تیرماه، برگزار شد که متهمان اصلی این پرونده، روسای بانکهای صادرات و ملی و مدیران ارشد دولت احمدی نژاد حضور نداشتند.
قاضی سراج از احتمال صدور حکم برای متهمان این پرونده تا آخر تیرماه سال جاری خبر داده است. به نظر می رسد با توجه به توصیه اکید رهبری مبنی بر ” کش ندادن” این موضوع، بر خلاف وعده صادق لاریجانی مبنی بر معرفی ” دانه درشتها” پرونده با صدور احکامی در سطح افرادی که نقش مهمی در چنین اختلاس بزرگی نداشتند مختومه اعلام شود.
هر چند تعداد زیادی از مدیران میانی، روسای بانکها و کارکنان موسسات اقتصادی در میان ۳۲ متهم این پرونده حضور داشتند ولی نبود عوامل اصلی و نزدیکان به احمدی نژاد و دفتر رهبری علامت سوال بزرگی را در مقابل افکار عمومی قرار داده است. از جمله محمد جهرمی رئیس سابق بانک صادرات که با توجه به نزدیکی بسیار زیاد به شورای نگهبان و حضور فعال در اردوگاه محافظه کاران و نیز قرابت با احمدی نژاد، در هیچ یک از جلسات این دادگاه حضور نداشت.
نبود متهمان اصلی در دادگاه رسیدگی به اختلاس، حتی صدای متهمان پرونده را هم در آورده بود. به طوری که یکی از متهمان، که خود را بسیجی معرفی می کرد، در یکی از جلسات به قاضی سراج گفت: کاش به جای سیاهیلشگرها در دادگاه، مدیران حضور داشتند.
این متهم پرونده اختلاس بزرگ که در عملیات پاکسازی مین در سال ۶۲ دچار موج گرفتگی شده، خود را از عوامل برخورد با حوادث پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دانست و مدعی شد که در جریان کوی دانشگاه فرزند آقا بوده است.
در بزرگترین اختلاس تاریخ کشور، هفت بانک مشارکت داشتند و اسامی نمایندگان مجلس نیز در این پرونده برده شده بود. علاءالدین بروجردی٬ ارسلان فتحیپور٬ محمد دهقان٬ جبار کوچکینژاد و صمد مرعشی و فرزندان تعدادی از نمایندگان مجلس از جمله افرادی هستند که در این پرونده اختلاس نام آنها برده شده، اما هیچ یک محاکمه نشدند.
همچنین در جلسات دادگاه اختلاس نام چندین تن از مدیران دولتی برده شده است. وزیر سابق راه و ترابری، معاون وزیر صنایع، قائم مقام سابق بانک مرکزی، معاون سابق وزیر اقتصاد، وزیر سابق صنایع، معاون سابق وزیر راه و ترابری از جمله مدیران ارشدی هستند که در این اختلاس نقش داشته اند.
بهمن ماه سال گذشته، همزمان با برگزاری انتخابات نمایشی، برای انحراف افکار عمومی از مفاسد کلان اقتصادی تیم احمدی نژاد و نزدیکان دفتر رهبری، دادگاهی با حضور ۳۲ متهم در حالی تشکیل شد که رهبری امر کرده بود این موضوع خیلی کش پیدا نکند.
اما مدیرعامل بانک صادرات که اولین کسی است که باید در رابطه با این فساد عظیم مالی پاسخگو باشد، بدون حتی یک عذرخواهی ساده و به شکلی طلبکارانه از مسوولان خواست به خاطر کشف و دستگیری عناصر باند متهم به سوء استفاده مالی، از او تشکر کنند. هر چند جهرمی از کار برکنار شد، ولی تاکنون کسی به پرونده او رسیدگی نکرده است.
محمودرضا خاوری، مدیرعامل بانک ملی ایران هم که اینک در کاناداست و نحوه خروجش از کشور نیز بسیار پر ابهام بود، با بیان این که "ریشه اصلی این سوء استفاده در بانک صادر کننده اعتبارات اسنادی بوده و تردیدی در مسوولیت بانک صادرات نیست" از سمت خود استعفا کرده است.
هر چند وزیر اقتصاد متهم اصلی این پرونده را قهرمان صنعت کشور خوانده بود و گفته بود که وی تاکنون ده هزار شغل در کشور ایجاد کرده است و باید او را به عنوان قهرمان معرفی کرد، اما وی به عنوان اولین متهم، در مقابل دادگاه قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت.
محمود احمدی نژاد نیز در واکنش به کسانی که دولت را به اختلاس متهم می کنند، گفته بود "ما باز هم سکوت میکنیم که به خاطر مقام رهبری است، البته این سکوت وحدت بخش طولانی مدت نخواهد بود”.
بر اساس آنچه در جلسات چهارده گانه این دادگاه ها آمده، مه آفرید خسروی متهم اصلی این پرونده متهم شده است که از طریق تبانی با رئیس شعبه بانک صادرات در یک کارخانه فولاد در خوزستان، السیهای (اسناد اعتباری) جعلی به مبالغ دهها میلیارد تومان میگرفته، بدون آنکه وجه آنها را به بانک بپردازد. بعد از آن، وی این السیها را به بانک های دولتی و خصوصی دیگر می برده و در آنجا با قیمتی پائین تر از قیمت رسمی السی می فروخته است.
امروز و در آخرین جلسه دادگاه هم یکی از متهمان از «بازجو بودن» متهم دیگر پرده برداشت تا آخرین رسوایی این پرونده و نقش ماموران اطلاعاتی نظام در آن نیز در رسانه ها به یادگار بماند؛ پرونده ای که کش پیدا نکرد تا دایره متهمانش گسترده تر از این نشود.
گزارش های قبلی کلمه از این دادگاه:
دادگاهی در غیاب متهمان اصلی؛ جای خالی جهرمی و خاوری
فهرستی از مدیران میانی پاکترین دولت که در پرونده اختلاس رشوه گرفته اند
رییس برکنار شده بانک صادرات: اختلاس نباید علنی می شد
متهم ردیف سوم اختلاس: من فقط داشتم خدمت می کردم؛ من طبق وظیفه ام دستورات را انجام می دادم
محاکمه "چشم راست" سلطان رشوه یا بزرگمرد اقتصاد
نقش مافیای مرتبط با دولت، مجلس و دستگاههای امنیتی در اختلاس بزرگ
معاون سابق وزیر صنایع، متهم به رشوهگیری/ متهم پرونده اختلاس در جلسه رده بالای دولتی
متهم اختلاس یا “فرزند آقا در کوی دانشگاه” و “سرستون” سرکوب اعتراضات ۸۸
متهم اختلاس بزرگ خطاب به قاضی: به جای سیاهی لشکر، مدیران را بیاورید
کارکنان مرکز اطلاعات تلفن ۱۱۸ شیراز در اعتراض به تحمیل قراردادهای جدید از سوی پیمانکار برای پنجمین روز پیاپی در اعتصاب به سر می برند.
به گزارش کلمه، صبح امروز – یکشنبه ۱۸ تیرماه – بیش از ۱۰۰ نفر از کارکنان مرکز اطلاعات تلفن ۱۱۸ مخابرات شیراز برای چندمین بار در اعتراض به تعدیل نیرو، شرایط کاری نامناسب و شیوه جدید عقد قراردادها در مقابل استانداری فارس گرد هم آمدند.
اعتصاب صنفی کارکنان مرکز ۱۱۸ شیراز در حالی وارد پنجمین روز خود میشود که روزانه بیش از ۸۰ هزار تماس با این مرکز با بوق اشغال مواجه میشود.
مرکز ۱۱۸ مخابرات شیراز بیش از ۳۰۰ کارمند دارد که همه آنها در حال حاضر در اعتصاب هستد.
کلمه پیش از این گزارش داده بود که پیمانکار جدید مرکز ۱۱۸ مخابرات شیراز حضور مجدد کارمندان در این مرکز را مشروط به اخذ قراردادی جدید با آنها کرده است. در این قرارداد جدید مقدار حقوق دریافتی این کارمندان بر اساس میزان تماس های مردم با این مرکز تعیین می شود و ایلنا در این باره اعلام کرد که طبق قرارداد جدید ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان از میزان دریافتی کارمندان نسبت به قرارداد فعلی کسر خواهد شد.
علی اصغر روزگار، عضو هیات مدیره مخابرات فارس، پیش از این ضمن حمایت از این اقدام و بی توجهی به اعتراض کارمندان به خبرنگار روزنامه خبرجنوب گفته بود: این کار در راستای تعدیل هزینه های صورت گرفته است و از سوی دیگر برای انجام هر کاری باید ابتدا قرار داد بسته شود و پیمانکار جدید نیز خواستار قرارداد جدید است و این افراد بر مبنای کاری که انجام می دهند و بر اساس پاسخ گویی به مردم حقوق دریافت می کنند نه بر مبنای نشستن در این مرکز.
مدیر عامل شرکت مخابرات استان فارس نیز ضمن تائید این شیوه از قرارداد به کارگر نیوز گفته بود: وجود ذهنیتهای متفاوت نسبت به شیوه قراردادهای جدید باعث بروز این اعتراضات شده است. پیمانکار جدید بر اساس مقررات و نظارت اداره کار موظف به عقد قرارداد با پرسنل است لذا در این نظام جدید میزان پرداخت دستمزد تغییری نکرده و تنها شیوه دریافت حقوق از روزمزدی به کارمزدی یا ساعت مزدی تغییر یافته است.
کلمه-مریم شربتدار قدس:
مدت ها بود می خواستم برایت بنویسم پسر دلاورم که مجد و عزّت جاودان، چون درّی گران بها وجودت را زینت بخشیده و صلابت و استواری تو نیز حکایت از ایمان به راهی دارد که برگزیده ای؛ راهی که با وجود سنگلاخ ها و فراز و نشیب های پر خطر، عاری از زنگارهای ذلّت و زبونی و پلشتی ها بوده و امتداد سبزش با اعتقادات عمیق خانواده ات هموارتر گشته است.
چه دردناک است که اندیشه ات را در زندان این شهر نیز تاب نیاوردند و چه بیهوده گمان بردند گنجینۀ تفکر را در دوردستها می توان زنجیر کرد.
اندیشمند جوان، مجید جان!
هر بار مادر و پدر سالمندت را می بینم که به علت بُعد مسافت و صعوبتِ راه ، حتی از ملاقات های هفتگی نیز محرومند، ناخودآگاه دلم برای عاملین این ظلمِ مضاعف می سوزد که نمی دانند هر آه آتشین مادر و نجواهای شبانۀ پدرت هیزم هایی است بر شعله های آتش دیار باقیِ آنان که دانسته و نا دانسته، دین خود به دنیای دیگران فروختند و دست شیطان را در آستین دروغین تقوی ندیدند.
مجید عزیز،
تو را نیز مانند بسیاری دیگر از غیوران این سرزمین از تحصیل در دانشگاه محروم ساختند اما چه باک که نادانسته، زندان ها را نیز تبدیل به دانشگاه کردند و ندانستند که جسم را می توان به بند کشید و اندیشه را هرگز.
آنان که دانستن را نمی خواهند، هیچگاه نمی فهمند که امروز در سومین سالگرد دستگیری تو ، مادرت لحظه ها را نیز شمارش کرده و تربت تبعیدگاهت را چون سورمه بر چشمان کم سو شده از هجر یوسفش می نهد تا نسیم، رایحۀ خوش پیراهنت را از فرسنگ ها فاصله به ارمغان آورَد.
پسرم، فرزند مظلوم ایران زمین!
باز هم مانند این سال ها که به سختی گذشت، صبوری کن که این روزها نیز می گذرد و آنچه می مانَد، سرافرازی تو و امثال توست و سرشکستگی ستم پیشگان بی ایمان و یقین بدار که چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.
۶۵ درصد از کارگران حداقل دستمزد را دریافت میکنند و به علت افزایش بیرویه نرخ سبد هزینه خانوارتقریبا ۸۵ درصد از کارگران زیر خط فقر گذران معیشت میکنند.
عضو هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران ضمن اعلام امار فوق به ایلنا گفت اعلام کرد: مسئولین نظام زمان تصمیم گیری در کلیه عرصهها کارگران را فراموش میکنند. این در حالیست که کارگران در تمامی زمینهها به نظام خدمت کردند.
علی اکبر عیوضی با اذعان به اینکه “همه تلاشهای شورایعالی کار در ماههای گذشته برای تقویت حقوق و دستمزد کارگران بیاثر شده است.” به ایلنا گفت: افزایش یکباره و بدون توجیه قیمتها در ماههای اخیر باعث افزایش شکاف بین درآمدها و هزینههای کارگران شده است به نحوی که میتوان گفت نه تنها افزایش ۱۸درصدی حداقل دستمزد سالجاری باعث تقویت قدرت خرید کارگران نشده بلکه با جهش یکباره قیمتها، افزایش ۶۰هزار تومانی حداقل مزد سال۹۱ تأثیر چندانی در زندگی کارگران نداشته است.
کلمه – سید کاظم قمی:
انتشار متن بسته پیشنهادی ایران به ۱+۵ در مذاکرات مسکو را باید گامی به جلو دانست. این که سیاستگذاران سیاست خارجی تصمیم گرفته اند پاورپوینت آن بسته را از طریق یک خبرگزاری ظاهرا غیرحکومتی منتشر کنند، می تواند نشانه نیاز آنان به توجیه افکار عمومی ایران باشد که به خودی خود گامی مثبت در جهت اصلاح رویه حکومتداری دولتمردان به شمار می رود، حتی اگر پیشنهادات ناگفته ی دیگری نیز باشد که از چشم مردم پنهان نگه داشته می شود.
اما اگر انتشار این متن را بتوان به فال نیک گرفت، خود متن از این خوش یمنی تهی است. توجه به مباحث مطرح شده در این پاورپوینت (که گروه مذاکره کننده ایران از ارائه ی آن به جلسه مذکور ذوق زده شده بود و خبرنگار صدا وسیما نیز در کنفرانس خبری سعید جلیلی سعی داشت بدان دامن بزند)، علت بهت زدگی و تعجب نمایندگان کشورهای طرف مقابل که هم در تصاویر پخش شده از جلسات و هم در سخنان کاترین اشتون قابل مشاهده بود را آشکار می کند. رویکرد طرف ایرانی، کمترین ارتباط با ماهیت مذاکرات را نشان می دهد، تو گویی جلیلی مقاله ای برای یک همایش علمی درباره مذاکرات هسته ای آماده کرده و نه یک برنامه برای پیشبرد مذاکرات. درست مانند این که در یک دادگاه مربوط به فسخ عقد ازدواج یک زوج، قاضی به جای پرداختن به زوایای حقوقی و ارایه راهکار عملی فرایند طلاق، به شرح و بسط علل افزایش میزان طلاق در جامعه مشغول شود.
اما اگر از نقد ساختار متن مذکور از این زاویه نیز بگذریم، خطاهای مهمی در خط مشی اتخاذ شده از سوی هیئت ایرانی دیده می شود. از جمله می توان به تعیین اهداف مذاکره که در بند ب آمده اشاره کرد. تهیه کنندگان متن فراموش کرده اند که اهداف یک مذاکره دیپلماتیک نه از سوی یک طرف، بلکه بر اساس توافق های دوجانبه تعیین می شود. آیا هیئت متشکل از نمایندگان ۱+۵ نیز همین اهداف را دنبال می کنند؟ با نگاهی گذرا به مصاحبه ها و بیانیه های اعضای آن هیئت، می توان دریافت که پاسخ منفی است.
اما خطای استراتژیک مهم تری که در متن مذکور مشاهده می شود، به بند د، با عنوان «ساختار و روند»، بویژه محور اول آن که به زمان بندی اشاره دارد، مربوط می شود. لازم نیست دیپلماتی باتجربه یا مدعی تجربه باشید تا دریابید که تنظیم کنندگان متن، تصویری از فرایندی طولانی در گفتگوهای هسته ای را مد نظر داشته اند که دقیقا همان چیزی است که طرف های غربی، بویژه امریکایی ها، از آن خشنود خواهند شد. طولانی شدن مذاکرات چند دستاورد مهم برای کشورهای غربی در بر دارد:
۱٫ در اختیار داشتن زمان کافی برای حل مسئله سوریه که آشکارا بر موقعیت ایران در منطقه و به تبع آن در مذاکرات تأثیرگذار است.
۲٫ عبور آسان تر از مقطع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و کارزار تبلیغاتی آن با پرهیز از موضعگیری عملی سخت تر در قبال ایران
۳٫ اجازه دادن به ظهور تأثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران و استفاده از آن برای مقاصد تبلیغاتی
۴٫ تضعیف بیش از پیش ایران که می تواند در شکل دهی نتایج مذاکرات نقشی بس مهم ایفا کند.
آنچه بر هر ناظر مذاکرات هسته ای پنهان نیست این است که طول کشیدن آن به ضرر ایران و نفع غرب است. و آنچه باعث تأسف کسانی است که دغدغه سربلندی ایران را دارند، کوته اندیشی ها و بی پشتوانه کارشناسی بودن دستگاه دیپلماسی نظام در جریان سرنوشت سازترین مسئله کشور در طی سی سال گذشته است.
محمدصادق هنرور شجاعی روحانی و وبلاگ نویس زندانی در هشتمین روز اعتصاب غذای خود در نامه ای به رییس قوه ی قضاییه نوشته است: چنانکه اعلام داشته ام اعتصاب غذای بنده در اعتراض به ۴ مورد اعلام شده است و تا زمان تحقق تمامی آنها به اعتصاب خود ادامه خواهم داد. بدیهی است که شما و تنها شما به عنوان رییس قوه قضائیه نهایتا مسئول عملکرد نیروها و نهادهای تحت امرتاننزد خداوند منان بوده ، مسئولیت هر گونه رخداد احتمالی درباره بنده بر عهده شما می باشد.
به گزارش کلمه، محمدصادق هنرور شجاعی، روحانی منتقد زندانی در زندان اوین که از آبان ماه سال ۸۹ در بازداشت به سر می برد و در حال حاضر نیز در حال تحمل محکومیت ۴ سال زندان در بند ویژه روحانیت زندان اوین از ۹ روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است.
مادر این وبلاگ نویس منتقد هفته ی گذشته در گفتگو با کلمه گفته بود: داروها ناقص به دستش رسیده و حالش خیلی بد است. چون این داروها تخصصی و برای بیماری صرع است و حتی اگر یک وعده هم تاخیر داشته باشد، حال پسرم بد می شود و تشنج می کند. الان آرش اصلا وضع جسمی خوبی ندارد و ما واقعاً نگرانش هستیم و نمی دانیم چه کار باید بکنیم.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
خدمت ریاست محترم قوه قضائیه حضرت شیخ صادق لاریجانی
بعد از سلام، در این حال مریض و ضعف ناشی از اعتصاب نه قصد و نه توان اطاله سخن ندارم و به کوتاهی چند نکته را ذکر می کنم.
یک- از آبانماه سال ۸۹ که توسط نیروهای وزارت اطلاعات در منزل ابوی مرحوم در تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال یافتم، شاهد هیچگونه رفتار اسلامی از ناحیه ماموران آن وزارت و آنگاه گماشتگان قضایی شما اعم از دادگاه انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت نبوده ام. هر چه بوده چیزی جز دروغ و ریا و سناریوسازی و فشار و شکنجه روحی و جسمی چیز دیگری نبوده و نیست.
دو- سناریوسازی “آرش بی خدا” توسط وزارت اطلاعات برای من در حالیکه در ایام بازداشت و زندان بنده این شخصیت جهان مجازی کماکان به فعالیت خویش ادامه داده و میدهد و صراحتا اعلام داشته که “بی گناهی را به دروغ گرفته اید!” ، آن هم برای روحانی متشرع و شناخته شده ای چون من مضحک ترین سناریو ای بوده که وزارت اطلاعات میتوانسته علیه بنده تدارک بیند.
سه-صراحتا یکبار دیگر اعلام میدارم که بنده محمدصادق (آرش) هنرور شجاعی خویی بوده و اجازات اجتهاد و مراتب ایمان و اعتقاد و پایبندی ام به دین مبین اسلام واضح تر از آن است که در رد “آرش بی خدا” حاجت به استدلال داشته باشم. اما دلیل سناریوسازی نهاد امنیتی در واقع چیزی نبوده و نیست جز موضع انتقادی بنده نسبت به نظریع ولایت فقیه و مراتب علاقمندی اینجانب به حضرات آیات عظام منتقد این نظریه چون مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید کاظم شریعتمداری، سید صادق روحانی و بویژه مرحوم آیت العظمی منتظری.
چهار-در این مدت نه تنها استقلالی از جانب دستگاه قضایی ندیدم بلکه دستگاه قضایی تحت ریاست شما و بویژه دادگاه غیرقانونی ویژه روحانیت را جز آلت دست نهادهای امنیتی نیافتم. در این میان واپسین اراده نهاد امنیتی ظاهرا بر این استوار آمده که حکم زندان چهار سال را نامکفی بیند و حکم به زندان مضاعف خواهد. و از همین رهگذر است که دادگاه غیرقانونی ویژه روحانیت پرونده جدیدی گشوده است و به سبب مصاحبه با سایت کلمه محاکمه جدیدی در هفته جاری در پیش!
من نیز در این میان که گوش شنوایی برای سخن از قانون و لسان حقوقی و فقهی نیست و هر چه هست زور است و منطق “النصر بالرعب” چاره ای نیافتم جز آنکه دهان بر غذا فروبندم و اعتصاب غذا نمایم.
پنج- چنانکه اعلام داشته ام اعتصاب غذای بنده در اعتراض به ۴ مورد اعلام شده است و تا زمان تحقق تمامی آنها به اعتصاب خود ادامه خواهم داد. بدیهی است که شما و تنها شما به عنوان رییس قوه قضائیه نهایتا مسئول عملکرد نیروها و نهادهای تحت امرتاننزد خداوند منان بوده ، مسئولیت هر گونه رخداد احتمالی درباره بنده بر عهده شما می باشد.
والسلام علیکم من اتبع الهدی
محمدصادق هنرور شجاعی ۱۵ تیرماه ۱۳۹۱ زندان اوین
وضعیت جسمی حمید و صالح مرادی سروستانی، دو برادر از دراویش گنابادی که بیش از ۱۰ ماه است در زندانهای تهران و شیراز در حبس هستند رو به وخامت رفته است و پیگیری خانوادهی آنها تاکنون بینتیجه مانده است.
به گزارش وبسایت مجذوبان نور، حمیدرضا مرادی سروستانی، از دراویش زندانی و مدیر سایت مجذوبان نور که بیش از ۱۰ ماه است که در زندان اوین به سر میبرد مجددا در وضیعت وخیم جسمی قرار گرفته است، وی دچار بیماری قلبی و کلیوی شدید است، اما تا کنون درمان مناسب و جدی در مورد وی صورت نگرفته است، به طوری که با وجود پیگیریهای زیاد خانواده این درویش گنابادی و تایید پزشک بهداری زندان وی باید تحت نظر پزشک متخصص قلب و عروق قرار گیرد ولی بنا به روال سابق تنها زمانی با اعزام وی به بیمارستان موافقت میشود که او در وضیعت بحرانی قرار بگیرد و این مساله در مورد این درویش زندانی که دچار گرفتگی رگ ۷۰ درصد است بسیار نگران کننده است.
صالح مرادی سروستانی، نیز که بیش از ده ماه است که در زندان عادل آباد شیراز به سر می برد، از وضیعت جسمی وخیمی رنج می برد، او بارها در خواست اعزام به بیمارستان و معاینه توسط پزشک متخصص را کرده اما هر بار بی نتیجه مانده است.
صالح مرادی دچار درد های شدید عصبی در ناحیه دست و شانه است، اما از هیچ گونه امکانات درمانی برخوردار نیست. گفتنی است آسیب و درد دست و شانهی وی سابقه قبلی نداشته و بعد از اعزام به پلاک ۱۰۰ شیراز و بازجویی ها ایجاد شده که نشان می دهد این آسیب ناشی از فشار های فیزیکی دوران بازجویی است.
فخرالسادات محتشمی پور:
سلام بر تو بنده صالح خدا
سلام بر تو که جز او را نمی بینی و نمی شنوی و نمی خوانی و نمی خواهی
سلام یار دربند روزه دارم
روز نیمه شعبان است و من هنوز شادی های روزهای کودکی را، که پاک و بی غشّ بود در روز میلاد منجی عالم و عالمیان از شرّ ظلم ظالمان، به یاد دارم هرچند که آن روزهای دور، «ظلم» را این گونه که اکنون با تمام وجود لمس می کنم و درک می کنم، نمی شناختم و خداوند را سپاسگزارم که «درد» را به ما چشاند تا دچار مصیبت «بی دردی» که خود بالاترین دردهاست نشویم و شیرینی هم دردی با مظلومان را که بهترین و مقرّب ترین بندگان خدایند، در همه روزهای خوب خدا که به دست بندگان ناصالحش به تیرگی و ستم آلوده می شوند، بچشیم!
نازنینم!
این عید بزرگ را به تو و همه عزیزان دربند تبریک می گویم. به تو که تنهایی تحمیلی ات را توفیقی اجباری می دانی برای فهم همه چیزهایی که می دانستی و به آن معرفت پیدا نکرده بودی. فهم بهتر آیات قرآنی و احادیث نبوی. فهم بهتر تاریخ انبیاء و تاریخ اسلام و تاریخ نهضت های بیداری بشر و تاریخ تمدن بشری که مملو از تجارب تلخ و شیرینی است که باید عبرت آدمیان و امروزیان شود و متأسفانه نمی شود. پس باز هم خداوند را سپاسگزارم که به واسطه گسترش بینش و معرفت تو و کمال روحانی و علوّ مقامت، فخر و شرف همسری ات را برایم دو چندان کرد. از تو سپاس ویژه دارم که ما را در دریافت هایت سهیم می کنی و راه را در این ظلمت حیرت زا برای من و فرزندانمان به مثابه فانوس دریایی یا تابلو راهنمایی ایستاده در نامنتهای جاده ای خشک و سترون، روشن می کنی. از تو سپاس ویژه دارم برای این که لحظه لحظه ات را، که ما از آن بی خبریم و از برکاتش بی نصیب، تنها با یک چند واژگانی که در همان ملاقات های کابینی که تحفه دل های پرکینه و نظرهای تنگ و دست های خالی قدرت مداران است بر ما می نمایانی و خواست خداست که ما در همان چند دقیقه به اندازه سال ها متنعم می شویم از برکت وجودت و لوح دل را با سرمشق های تو می آراییم تا جملۀ آن آرایه ها ارمغانی باشد برای همه آنان که از تو سراغ می گیرند و یادمان می آورند که تنها نیستیم.
اما صد افسوس که من در این ملاقات های به غایت پربرکت تنهایم. چه کسی رأی به این داده که مصطفای فخری را تنها یک ملاقات کننده باشد و آن هم همسرش، نمی دانم. اما این را می دانم که بی خردی های صاحبان زر و زور و تزویر گاهی خود منشأ خیر است برای ما! چرا که با این ستم ها که به تو می شود، وجدان ها بیدارتر می شوند، دل ها نرم تر می شود و غیرت ها به جوش و آدمیان به خروش در می آیند. چه کسی است که نداند خداوند انسان را مدنی بالطبع آفریده و انفرادی شکنجه ای است سخت که تنها از شکنجه گران خدانشناس برمی آید؟! چه کسی است که نداند مهر پدری موهبتی خدایی است برای ادامه بقای بشریت و بی مهری هدیه ابلیس است به آنان که خدایشان را فراموش کرده اند. چه کسی است که نداند جدایی ها و بی خبری های پدر از فرزند، برادراز خواهر، همسر از همسر و عزیز از عزیز چه میزان دردناک است. و این شکنجه روحی حتی برای گناه کاران و مجرمین خطرناک نیز توصیه نمی شود چه رسد به مردی که همه عمر بیش از نیم قرنه اش را بی مزد و منت وقف خدمت رسانی به بندگان خدا و ملک و میهن و هم وطنان خویش کرده است. و اگر تا دیروز فعالیت های شبانه روزی اش مجال دیدارو ایفای وظیفه پدری و توفیق مصاحبت و خدمت شایستۀ شأن و مقام والدین را به او نمی داد، اینک در دوران بازنشستگی اجباری دست ستم این گل معطر را از بوستان خانواده جدا کرده و در شوره زاری بر زمین نشانده که امید هیچ دوام و نشاط و فرح بخشی برایش نباشد و چه احمقند دشمنان کینه توزت که نمی فهمند تو مانند بوتۀ ریشه دار بیابانی در هر زمین نامساعدی هم که نشانده شوی ریشه می دوانی و حاصلخیز می کنی خاک را و بهره مند می کنی از وجود پر برکتت حتی خاشاک را!
عزیزدل!
نیمه شعبان است و من با مناجات شعبانیه که انگارهمین چندی پیش دوباره به من شناساندی اش مانند مرغی تسبیح گوی و خوش الحان به سوی بند تو، بند مصطفی، پر کشیده ام. انگار این آوای توست که از حلقوم ناساز من بیرون می آید. انگار این اشک های توست که از چشمان خسته من فوران می کند. انگار این چشمان توست که بر صفحه کتاب خیره شده و کلمات را مزمزه کنان به کام می کشد. انگار این تویی که صلوات بر محمد و آل او می فرستی و از خدای عالمیان می خواهی که صدایت را و ندایت را بشنود و مناجات هایت را پذیرا باشد. انگار این تویی که برای محبوب شرح حال می دهی با این که می دانی او داناترین است به اسرار دل بندگان خود.
آری این تویی که عالمانه اقرار می کنی که زیادت و نقص و نفع و ضرّت و محروم و خوار ساختنت به دست خداست نه به دست هیچ مدعیّ بی مقداری! گویی این تویی که در حضور مولایت اقرار به گناهان را وسیله عفوت از جانب او قرار داده ای!آری این تویی که ادای حاجتت را از او می طلبی و امیدوار بودن مدام به لطف و رحمتش را نیز. این تویی که نام آوری ات را تنها با تعرّف به خدا می جویی و سرافرازی ات را با پناه بردن به او و آزادگی ات را با اقبال به او و روشن ضمیری ات را با راهیابی به او.
نیمه شعبان است و من دعای فرج می خوانم. در حالی که بیش از همیشه معنای «انتظار» را می فهمم و آرزوی نجات را بیش از همیشه در دل دارم و زیر و زبر شدن کاخ ستم و نابودی ستم گران را بیش از همیشه امید دارم. آری زیر و زبر کردن کاخ ستم که همین سه دهه پیش در همان دوران دانش آموزی در کنار دیگر هم وطنانم در آن نقش داشتم و آن روزها هرگز باور نمی کردم بعد از سه دهه باز شاهد نشو و نمای بذر جور در سرزمین شقایق های به خاک خفته باشم. نیمه شعبان است و زادروز نجات دهنده انسان ها از همه دردها و مصائب بشری. من دل را در این روز عزیز روانه کوی تو کرده ام مصطفای نازنینم. روانه بند تو، بند مصطفی! حالا چه نیاز به تمنای از غیر برای مرخصی ات که بیایی رنج را برای چند روز هم که شده از دل دردانه غمگینت بزدایی و از دل پدر و مادر عزیزت و از دل همه ما و صدای گرمت را به جگرگوشه ات و فرزندان دور از وطنت، که نابخردان سرزمین مادری را تبعیدگاهشان می پندارند، برسانی. چه نیازبه تقاضا برای یک ملاقات حضوری پس از ماه ها محرومیت عزیزانت از دیدارت، محرومیت از در آغوش گرفتنت، دست در دست گذاشتنت، بوسه ای بر پیشانی ات و بر دستان مهربانت زدن و رفع دلتنگی حتی برای چند دقیقه یا برای ساعتی! تقاضا برای یک مکالمه تلفنی کوتاه، به نیت شیرینی عید، حتی حد سلامی و آرزوی سلامتی در حد رفع نگرانی و باخبر شدن ما از حالت و روزگارت در قرنطینه، در انفرادی، در زندان ستم کینه توزان بی بصیرت!
این نیمه شعبان هم می گذرد و من باز هم به نیابت از تو فرزندانت را به روزهای روشن نوید می دهم به زمان فرج به زمانی که دوستان و دشمنان خدا بی نقاب خود را می نمایانند. من به نیابت از تو باز هم به صله رحم می پردازم. به خویشانت و به دوستانت سر می زنم، بر بالین بیماران حاضر می شوم، رها شدگان از بند را ملاقات می کنم، به دیدار خانواده های زندانیان سیاسی می روم، بزرگان نیکومرام را زیارت می کنم و آنان را در حد توان خویش میزبانی می کنم. من به نیابت از تو در مراسم سوگواری عزیزان حاضر می شوم. تشییع و ترحیم و تجلیل و یادبود! به نیابت از تو دردمندان را دلداری می دهم، سوگواران را تسلی می دهم، ناامیدان را نوید بهروزی می دهم، سرگشتگان را پیام تحول و تغییر می دهم. من به نیابت از تو مصطفی می شوم، مهربان، دل رحم، شفیق، متین، عزیز، امیدوار، با دلی بی کینه اما پر دغدغه! مصطفایی شدن برای من هنوز چندان آسان نیست اما سعی خودم را می کنم.
یار دربند روزه دارم!
این روزها باز هم خانواده ات سوگوار عزیز دیگری هستند. زن دایی مهربانت، همسر آیة الله محی الدین فاضل هرندی که تا وقتی در قید حیات بود وسوسه خنّاسان بولتن ساز را علیه تو خنثی می کرد، هم در جوار رحمت حق سکنی گزید. چند ماهی پس از شوهر خاله ات. شرمنده ام که هر روز ملاقات به جای این که پیک شادی باشم و خوش خبری، باید برایت از مرگ بگویم هرچند می دانم تو این روزها بیش از گذشته مرگ را زیبا می بینی. مانند بوئیدن یک گل. مانند پروازی آرام. عروجی دوست داشتنی. ملاقاتی که انتظار را به سر می آورد. تو مرگ را زیبا می بینی درست مانند زندگی. حتی زندگی در سخت ترین شرایط. تو مصطفایی و من تا رسیدن به تو به اندازه ماه ها و سال ها حبس و قرنطینه و انفرادی فاصله دارم. تو مصطفایی و من تا رسیدن به تو فرسخ ها راه ناهموار را بی توشه و ابزار فاصله دارم. اما این جا این سوی دیوار من مصطفایی می شوم. پشت جنازه هایی که بر دوش مؤمنان تا خانه ابدی شان تشییع می شوند و در مراسم ترحیمشان که خطیبان جرأت نام بردن از آزادگان سرفراز را ندارند و نفوذ کلام از دست داده ناتوان از ارسال پیام های دلنشین هستند، حاضر می شوم. من پیام های تسلیت تو را می رسانم و پیام های محبت آمیز صاحبان عزا را برای تو دریافت می کنم. از دریای محبت دوستان و خویشان سیراب می شوم و می کوشم تا قطره قطره این مهر بی کران را در هر ملاقات بخیلانه کابینی به تو منتقل کنم.
همسرم ای جان جانان!
درست از اولین شب بازداشت غیرقانونی ات که مصادف با پر کشیدن روح پاک المیرای برادرت بود تا هم امروز که به استقبال مراسم شب هفت یار وفادار دایی عالم و عارف و خدومت می رویم من جای خالی ترا دردمندانه تحمل کرده ام و تلاشم برای پر کردن جای تو بی ثمر بوده است. همه تو را می خواهند. همه آن ها که بی ادعا و برحسب وظیفه در جمعشان حاضر می شدی در سخت ترین شرایط در بحبوحه کارهای بزرگ و روزهای سرنوشت ساز. همه تو را می خواهند. دل ها همه تنگ است و من عاجز از آنم که با حضورم و با زبان قاصرم پیام مهر تو را برسانم. آری عزیز مهربانم، دل ها تنگ توست و چشم های منتظر با دیدن هر گلی که بوی تو را دارد، آب به چشم می آورند. می دانم که تو در خلوت عرفانی خود یاد ما هستی و دعاگویمان. ما نیز به توصیه تو عمل می کنیم با پناه بردن به خدای تو و خدای همه مان و با غور در آیات قرآنی و تأمل در نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، مثلث راهگشایی را که تو بدان دست یافته ای، آرامش را جستجو می کنیم. و این مناجات شعبانیه چه هدیه ای دلچسبی است در این ماه که به نیمه رسیده و نوید برکت رمضانی را می دهد که در روز چهارمینش، تو زندانی خاص جمهوری اسلامی شدی در قرنطینه ای عجیب و نوظهور. تو را سپاسگزارم و خدایمان را یک روز و یک لحظه جدایی مان را اراده نفرموده است و بندگان کوردل و حقیرش لحظه لحظه فراق ما را به سرور می نشینند. تو را سپاسگزارم که تنها با گشودن لب از لب مرا توانی دو چندان برای عبور از این روزهای پربلا می دهی و خدایمان را شاکرم که تو را همسرجان من قرار داد تا توان طی این مرحله با همرهی خضر را داشته باشم. تو را سپاسگزارم که ما را تنها به خدایمان سپرده ای و با تو در این روز و همه روزهای باقی مانده شعبان نجوا می کنم:
«الهی و الحقنی بنور عزّک الابهج فاکون لک عارفاً و عن سواک منحرفاً و منک خائفاً مراقباً یا ذی الجلال و الاکرام وصلّ الله علی محمّد رسوله و آله الطاهرین و سلّم تسلیماً کثیراً»
منبع: نوروز
حضور نیروهای انتظامی در اطراف سالنهای تئاتر، در چند وقت اخیر بیشتر از قبل شده است.
به گزارش ایلنا، رضا بهبودی بازیگر تئاتر درخصوص حضور عوامل نیروی انتظامی در اطراف سالنهای تئاتر گفت: طبیعتآ امنیتی کردن یک فضای فرهنگی، نه تنها کمکی به رشد فرهنگ در آن فضا نمیکند، بلکه تاثیر منفی بر روند کاری آن میگذارد.
وی ادامه داد: ما باید به همدیگر اعتماد داشته باشیم. باید بتوانیم به هنرمندان اعتماد کنیم. هنرمندان عرصه تئاتر ایران، در همین کشور و در همین فضای فرهنگی اجتماعی سیاسی بزرگ شدهاند. هنرمندان اندازه و ظرفیتهای خودشان را میدانند؛ بنابراین نیازی به امنیتی کردن فضای فرهنگی نیست.
بهبودی در ادامه به لزوم احترام به نیروی انتظامی گفت: لباس نیروی انتظامی دارای حرمت و قابل احترام است. همین لباسها است که در شرایط لازم، برای ما امنیت و آرامش ایجاد میکند.
این هنرمند تئاتر درمورد لزوم بررسی تخصصی مشکلات هر حوزه گفت: اگر عیب و ایرادی در حوزهای وجود دارد، برای حل و فصل آن باید راهکارهای متناسب با همان حوزه را انتخاب کرد. برای حل مشکلات عرصه هنر هم، باید راهکار فرهنگی اتخاذ کرد. اگر هر ایرادی وجود داشته باشد، برخورد امنیتی اولین و سادهترین راه برای حل آن مشکل است.
وی با اشاره به اقتصاد آسیبپذیر هنر و تاثیر اینگونه برخوردها بر آن گفت: اقتصاد هنر و خصوصآ تئاتر، احتیاج به حضور تماشاچی و مخاطب دارد تا رونق بگیرد. باید بستر مناسب برای راحتتر شدن این کار ایجاد شود. باید ببینیم که ما به مخاطبان تئاتر چه خدماتی ارائه میدهیم. کسی که برای دیدن تئاتر از خانه خارج میشود، در ترافیک عصر خیابانها گیر میکند، جا برای پارک ماشین خود پیدا نمیکند و سالنهای تئاتر هم جای مناسبی برای انتظار کشیدن نیستند. با تمام این مشکلات نباید موانع دیگری پیش پای تماشاچی تئاتر ایجاد کرد.
بهبودی در پایان گفت: من به این دغدغهها و دلنگرانیها احترام میگذارم، اما برخورد به این شکل را خیلی قبول ندارم و فکر میکنم حتمآ راههای هنریتر و خلاقانهتری برای این کار وجود دارد.
سفیر عربستان در مصر از سفر محمد مرسی به ریاض به عنوان نخستین ایستگاه خارجی پس از انتخاب به عنوان رئیس جمهوری مصر خبر داد.
به گزارش مهر به نقل از اخوان آنلاین، “محمد مرسی” چهارشنبه آتی در اولین دیدار خارجی اش از زمان انتخاب به عنوان رئیس جمهوری مصر عازم عربستان می شود.
احمد القطان سفیر عربستان در قاهره ضمن اعلام این مطلب پس از دیدارش با محمد مرسی در نهاد ریاست جمهوری در منطقه “مصر الجدیده” افزود: ملک عبدالله از مرسی برای دیدار از عربستان دعوت به عمل آورده است. وی گفت: این دیدار در راستای حمایت از روابط دو جانبه و روابط میان دو کشور گسترده تر از روابط اقتصادی است.
تأمل در دعوت از مرسی
همچنین صادق زیباکلام در یادداشتی در روزنامه شرق، به دعوت احمدی نژاد از محمد مرسی برای سفر به ایران واکنش نشان داد و نوشت:
اصرار ایران مبنی بر دعوت از «محمد مرسی» رییسجمهور جدید اسلامگرای مصر ضمن اینکه قابل فهم است اما در عین حال نیز باید با احتیاط با آن برخورد شود. البته قاهره تا به اینجا به صورت رسمی و علنی واکنش گرم و پرشوری نسبت به دعوت ایران نشان نداده است. اولا ممکن است محمد مرسی به ایران نیاید و قاهره یکی از شخصیتهای دولت جدید را به ایران بفرستد. ثانیا آمدن ایشان به ایران خیلی چیزی را اثبات نخواهد کرد.
رسانهها و شخصیتهای ایران خیلی توجه به گرایشهای سیاسی و جهتگیریهای اخوانالمسلمین ندارند. جهتگیریها و تفکرات اسلامگرایان در مصر بیش از آنکه به جهتگیریهای اصولگرایان در ایران نزدیک باشد، بیشتر به تفکرات و نگاه ملی، مذهبیها و اصلاحطلبان نزدیک است. البته طبیعی است که اسراییلیها و آمریکاییها ترجیح بدهند «حسنی مبارک» در قاهره بر سر کار باشد یا محمد مرسی. اخوانیها رسما اعلام کردهاند که به تمامی تعهدات دولتهای گذشته مصر وفادار هستند.
این در عمل به معنای آن است که دولت جدید مصر بنا ندارد تعهدات و توافقات قبلی را یکجانبه ملغی کند. این شامل «کمپ دیوید» هم میشود. اخوانیها تاکنون نگفتهاند که کمپ دیوید را قبول ندارند. بلکه همه انتقاد و اعتراضشان به کمپ دیوید آن است که بخشها و بندهایی که در آن توافقنامه مربوط به ایجاد یک کشور فلسطینی میشده از سوی اسراییل به آنها عمل نشده است.
درخصوص صدور گاز به اسراییل هم اخوانیها نگفتهاند که در صورت به قدرت رسیدن، جلوی صادرات آن به اسراییل را خواهند گرفت بلکه گفتهاند که قرارداد فروش در زمان حسنی مبارک، خیلی به نفع مصر نبوده و آنان خواهان افزایش درآمد مصر هستند و بالاخره اخوانیها رسما اعلام داشتهاند که در دولتی که تشکیل خواهند داد از سایر جریانات سیاسی از جمله لیبرالها، سکولارها و حتی قبطیهای مسیحی هم دعوت به همکاری خواهند کرد. اخوانیها همچنین اعلام کردهاند که اجرای سریع قوانین شریعت در مصر هنوز در دستور کار نیست و «حجاب» را اجباری نخواهند کرد. شاید بهتر باشد که مسوولان ما به جای اصرار در ایجاد روابط گسترده با اخوانیها قدری تامل به خرج دهند و عجله نکنند. بهتر است مسوولان ما این بار طوری در مقابل اسلامگرایان مصری موضع بگیرند که در صورت برخی مواضع احتمالی خلاف انتظار مرسی، در موضع پاسخگویی به افکار عمومی قرار نگیرند.
بر اساس آمارهای رسمی بانک مرکزی متوسط هزینه ناخالص سالانه خانوار ایرانی طی سالهای ۸۵ تا ۸۹ از هفت میلیون به ۱۴ میلیون تومان افزایش یافته است. این خبر را سایت متعلق به یک نماینده مجلس مدعی اصولگرایی منتشر کرد.
به گزارش کلمه، مشخص نیست این آمارها که باید بیش از یک سال قبل اعلام می شد، چرا حالا اعلام می شود و چرا رسانه های مدعیان اصول، به تازگی و در سال آخر فعالیت دولت فعلی به واقعیت های دوره احمدی نژاد پی برده اند.
جهان نیوز در این باره نوشت: در آخرین بررسی بانک مرکزی از متوسط هزینه ناخالص سالانه خانوار در مناطق شهری ایران این میزان بیش از ۱۴٫۱ میلیون تومان گزارش شده است.
این میزان طی سال ۸۸ بیش از ۱۲٫۷ میلیون تومان، طی سال ۸۷ بیش از ۱۱٫۵ میلیون تومان، طی سال ۸۶ بیش از ۹٫۸ میلیون تومان و در سال ۸۵ نیز ۷٫۷ میلیون تومان بوده است.
بر این اساس این مقایسهها حاکی از افزایش ۱۱ درصدی متوسط هزینه ناخالص سالانه خانوار طی سال ۸۹ در مقایسه با سال ۸۸ و افزایش ۱۰ درصدی این میزان طی سال۸۸ در مقایسه با سال ۸۷ بوده است.
همچنین این بررسیها نشان میدهد بیشترین سهم اقلام در سال ۸۹ مربوط به گروه مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوختها با ۳۰ درصد سهم از کل اقلام بوده که این گروه در سال ۸۸ معادل ۴٫۴ درصد و در سال ۸۹ معادل ۶٫۹ درصد افزایش قیمت داشته است.
نفت خام ایران بر اساس درخواست پالایشگاههای هند، در بنادر آن کشور تحویل داده میشود.
علت این درخواست، خودداری کشتیهای هندی از انتقال نفت ایران بهعلت از دست دادن پوشش بیمه در اثر تحریمهای اتحادیه اروپا ذکر شده و خبرگزاری فارس در این باره افزوده است: ایران ارسال نفت با نفتکشهای ایرانی به مقصد بنادر هند را آغاز کرده است.
در ماه جاری، هند یک محموله نفت با نفتکشهای غولپیکر دریافت کرده و دریافت محموله دیگری برای اواخر ماه آینده برنامهریزی شده است.
بر اساس این گزارش، انتظار میرود بر اساس توافق میان ایران و هند در اوایل سال جاری، دو پالایشگاه دولتی هند که خریدار نفت ایران هستند، ۴۵ درصد بهای نفت وارداتی از ایران را به روپیه، واحد پول هند و باقیمانده را به یورو بپردازند.
یوسف باپیری کارگردان جوانی که سال گذشته برای اجرای نمایش «ویران» در جشنواره تئاتر فجر، جایزه بخش نگاه ویژه را دریافت کرد همچون برخی دیگر از هم قطارانش از اجرای عمومی در مجموعه تئاتر شهر بازماند.
به گزارش ایسنا، این هنرمند جوان که اخیرا فارغ التحصیل شده است یادآور شد: بعد از اینکه نمایش ما در بخش «نگاه ویژه» جشنواره جایزه گرفت، قرار بود اسفند سال گذشته در تالار «سایه» تئاتر شهر اجرا بگیریم و خود تئاتر شهر درخواست کرد فیلم کارمان را ارائه بدهیم اما اتفاقاتی افتاد و اجرای ما در آن تاریخ منتفی شد.
او که پیش از شرکت در جشنواره تئاتر فجر، برای اجرای نمایشش در سال ۹۱ به تئاتر شهر درخواست اجرا ارائه کرده بود، گفت: بعد از اجرا در جشنواره تئاتر فجر، درخواست اجرا و فیلم نمایشمان را به تئاتر شهر ارائه کردیم. شورای هنری پیشین این مجموعه نمایش ما را برای اجرا در سال ۹۱ تایید کرد وبعدا این شورا مصوبات سه ماهه اول امسال را اعلام کرد و اعلام بقیه اجراها منوط شد به مشخص شدن دقیق زمان اجرای آثار.
این کارگردان جوان با اشاره به اینکه طبق تصمیم شورای هنری تئاتر شهر قرار بود کارگردانهای کار اولی، نمایشهایشان را در کارگاه نمایش به صحنه ببرند، افزود: از آنجا که نمایش ما کاری پر بازیگر بود، درخواست کردیم سالن دیگری را به ما بدهند و در نهایت قرار شد مهر و آبان امسال همراه با نمایش دیگری در تالار «سایه» اجرا بگیریم اما ناگهان خرداد ماه شورای هنری جدید تئاتر شهر به ما گفت کارمان کلا رد شده است!
باپیری که بابت رد شدن کارش معترض شده است، اضافه کرد: قبل از جشنواره تئاتر فجر ، تالارهای مولوی، انتظامی و خانه نمایش اداره تئاتر به ما نوبت اجرا میدادند اما چون مطمئن بودم در تئاتر شهر نوبت اجرا میگیریم، موقعیت اجرایم در دیگر سالنها را از دست دادم.
این فارغ التحصیل تئاتر درباره دلایل رد شدن اجرای نمایشش در تئاتر شهر گفت: دوستان هیچ دلیل روشن و پاسخ مشخصی نمیدهند. این در حالی است که نمایش ما در شورای قبلی تایید شده بود و برخی از اعضای شورای جدید هم نظر مثبتی داشتند.
کارگردان نمایش «ویران» اضافه کرد: ادعایی ندارم که چون در جشنواره تئاتر فجر شرکت کردهام حتما در تئاتر شهر اجرا بگیریم ولی انتظار دارم مدیریت این مجموعه پاسخگو باشد. چرا که به دلیل برنامه ریزی نادرست آنها، نمایشی که در فجر اجرا شده و جایزه گرفته، همچنین در سالنهای دیگر امکان اجرا داشته از اجرای عمومی بازمانده است.
یوسف باپیری پیشبینی کرد: نمایشش سال بعد امکان اجرای عمومی بگیرد.
این فارغ التحصیل تئاتر دانشگاه سوره تاکید کرد: تئاتر شهر باید پاسخگوی جریانی باشد که خودش راه انداخته است. در عرض ۶ ماه، دو تا شورا تغییر کردهاند باید به تئاتریها زمان بدهند که خود را با شرایط جدید تطبیق بدهند.
باپیری با تاکید بر اینکه باید از نسل جدید تئاتری ها حمایت شود، افزود: به هر حال نسل جدیدی دارد به تئاتر ما وارد میشود که باید از آن حمایت کنند اما در این وضعیت، حتی هنرمندان حرفهای تر و با سابقهتر هم مشکلات بسیاری دارند.
او با اظهار تاسف از عملکرد غیر شفاف مدیریبت تئاتر شهر گفت: عملکرد مدیریت این مجموعه شفاف نیست گویا برنامههای تئاتر شهر مسایلی پنهان است. شورای هنری قبلی داشتند تلاش میکردند این شفاف سازی ایجاد شود اما این تجربه ناتمام ماند و حالا هرچند در شورای جدید هم افراد مثبتی حضور دارند اما عملکرد تئاتر شهر غیر شفاف است.
یوسف باپیری در پایان صحبتش گفت: گویا باید برای گرفتن اجرای عمومی پاشنه تئاتر شهر را از جا در بیاوریم اما با احترام به همه هنرمندانی که از من بزرگترند، معتقدم هنرمندان شان و جایگاهی باید داشته باشند و دوست ندارم به این شیوه اجرا بگیریم که به یک رسم نادرست تبدیل شود.
بر اساس فهرست منتشره شده وزارت علوم، دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه، با سقوطی باور نکردنی حائز امتیاز یک از صد نیز نشده است.
اخیرا وزارت علوم و دانشگاه آزاد اقدام به ارزیابی وضعیت دانشگاه ها بر اساس معیارهای متعددی نموده اند که نتیجه این ارزیابی به صورت رسمی منتشر شده است.
به گزارش بازتاب، دانشگاه تهران به عنوان برترین دانشگاه ایران به عنوان معیار در نظر گرفته شده و امتیاز صد از صد را به خود اختصاص داده و بقیه دانشگاه ها در مقایسه با دانشگاه تهران ارزیابی شده اند.
در این فهرست سقوط دانشگاه علامه طباطبایی قابل توجه است که با کسب امتیازی کمتر از یک درصد، جایگاه ۵۳ را در میان دانشگاه های دولتی و ۸۷ را در دانشگاه های دولتی و آزاد کسب کرده است. بقیه دانشگاه ها که در این فهرست نیامده اند، امتیازی برابر صفر داشته اند.
فهرست رتبه بندی دانشگاههای زیر نظر وزارت علوم را تا دانشگاه علامه که در رتبه ۵۳ قرار دارد، به همراه امتیاز هر یک از دانشگاهها در زیر ببینید:
۱ دانشگاه تهران ۱۰۰
۲ دانشگاه صنعتی شریف ۶۵٫۱۷
۳ دانشگاه صنعتی امیر کبیر ۵۲٫۴۹
۴ دانشگاه علم و صنعت ۴۴٫۷۸
۵ دانشگاه تربیت مدرس ۴۰٫۱۷
۶ دانشگاه شیراز ۳۲٫۳۸
۷ دانشگاه صنعتی اصفهان ۲۳٫۶۹
۸ دانشگاه فردوسی مشهد ۲۳٫۵۶
۹ دانشگاه تبریز ۲۰٫۸۶
۱۰ دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی ۲۰٫۱۱
۱۱ دانشگاه شهید بهشتی ۱۸٫۰۸
۱۲ دانشگاه اصفهان ۱۴٫۹۳
۱۳ دانشگاه مازندران ۱۲٫۳۱
۱۴ دانشگاه بوعلی سینا ۱۱٫۶۶
۱۵ پژوهشگاه دانشهای بنیادی ۱۰٫۲۴
۱۶ دانشگاه شهید با هنر کرمان ۹٫۳۱
۱۷ دانشگاه گیلان ۸٫۹۴
۱۸ دانشگاه رازی ۸٫۱۶
۱۹ دانشگاه تربیت معلم ۷٫۲۴
۲۰ دانشگاه کاشان ۶٫۹۶
۲۱ دانشگاه الزهرا (س) ۶٫۶۴
۲۲ پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ۶٫۵۵
۲۳ دانشگاه یزد ۶٫۳۱
۲۴ دانشگاه پیام نور ۶٫۱۸
۲۵ دانشگاه شهید چمران اهواز ۵٫۷۱
۲۶ دانشگاه سیستان و بلوچستان ۵٫۱۱
۲۷ دانشگاه کردستان ۴٫۹۹
۲۸ دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان ۴٫۸۳
۲۹ دانشگاه زنجان ۴٫۳۷
۳۰ دانشگاه صنعتی شاهرود ۴٫۲۳
۳۱ دانشگاه شاهد ۴٫۱
۳۲ دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) ۳٫۵۱
۳۳ دانشگاه سمنان ۳٫۳۳
۳۴ دانشگاه شهر کرد ۳٫۲۷
۳۵ سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران ۳٫۲۷
۳۶ دانشگاه لرستان ۳٫۱
۳۷ دانشگاه اراک ۲٫۸۹
۳۸ پژوهشگاه شیمی و مهندسی شیمی ایران ۲٫۸۶
۳۹ دانشگاه یاسوج ۲٫۷۲
۴۰ دانشگاه تربیت معلم آذربایجان (شرقی ) ۲٫۱۵
۴۱ دانشگاه خلیج فارس ۲٫۰۳
۴۲ پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری ۱٫۹۹
۴۳ پژوهشگاه علوم و فناوری رنگ ۱٫۷۷
۴۴ دانشگاه تربیت معلم سبزوار ۱٫۶۶
۴۵ دانشگاه صنعتی شیراز ۱٫۵
۴۶ دانشگاه صنعتی بابل ۱٫۴
۴۷ پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی ۱٫۳۶
۴۸ دانشگاه امام صادق (ع) ۱٫۳۵
۴۹ دانشگاه زابل ۱٫۰۴
۵۰ دانشگاه ایلام ۱٫۰۱
۵۱ دانشگاه قم ۰٫۹۶
۵۲ دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان ۰٫۹۶
۵۳ دانشگاه علامه طباطبایی ۰٫۸۸
رئیس شورای ملی زعفران ایران اعلام کرد: قیمت هر کیلوگرم زعفران در بازار از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان سال گذشته به حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان در حال حاضر افزایش یافته است.
غلامحسین شفیعی در گفت و گو با مهر درخصوص قیمت زعفران در بازار اظهار داشت: با توجه به روند افزایشی قیمت تمام شده این محصول، نرخ زعفران در بازار تصاعدی است.
وی خاطرنشان کرد: درحقیقت قیمت زعفران هم اکنون متناسب با روند صعودی نرخ تورم افزایش یافته است به طوریکه اگر در سال گذشته هرکیلوگرم زعفران با قیمتی درحدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به فروش می رسید، درحال حاضر هرکیلوگرم زعفران با قیمتی درحدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به فروش میرسد.
شفیعی با بیان اینکه علاوه بر زعفران کلیه محصولات کشاورزی نسبت به سال گذشته افزایش قیمت داشتند، از افزایش صددرصدی قیمت گیلاس نسبت به سال گذشته خبر داد.
وی درخصوص صادرات محصولات کشاورزی به ویژه زعفران به کشورهای دیگرعنوان کرد: با توجه به اینکه کشورهای دیگر مجموعه سیاست های اقتصادی شان منطقی است، دارای نرخ تورم پائین و نرخ سود بانکی کم یا ثابت هستند به طوریکه هیچگاه دررابطه با قیمت تمام شده محصولاتشان دچار نوسانات شدید نمی شوند و این مسئله رقابت را در بازارهای جهانی برای ما دشوار می کند.
به گفته، شفیعی میزان مبادلات تجاری ایران با کشورهای عراق و افغانستان بیش از ۲.۵ میلیارد دلار و با کشور امارات در حدود ۵ میلیارد دلار است.
عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی با اشاره به اینکه ایران با بیش از یکصد کشور جهان مبادلات تجاری دارد، گفت: انواع کالاها اعم از محصولات کشاورزی، صنعتی، مشتقات نفتی، فرش و صنایع دستی به کشورهای جهان صادر می شود.
چهار سال قبل، سید مصطفی تاجزاده در مطلبی که به عنوان یادداشت میهمان در وبلاگ محمدعلی ابطحی مننتشر شد، به ۷ سؤال درباره فاجعه حمله به کوی دانشگاه در تیرماه ۱۳۷۸ پاسخ گفت؛ سؤالاتی که به عقیده وی، مهمترین سؤالها درباره حادثه ۱۸ تیر بود و اکنون به درخواست ایشان دوباره منتشر میشود.
به گزارش کلمه، تاجزاده که آن زمان معاون سیاسی وزیر کشور بود، به عنوان یک مقام دولتی در کنار دانشجویان حضور یافت و به ابراز همدردی و همدلی با آنها پرداخت؛ حتی به بهای اینکه بعدا به تحریک دانشجویان متهم شود.
اما برخلاف محافلی که ده سال پس از آن فاجعه نیز بار دیگر مسبب حملهای دوباره به کوی دانشگاه شدند و در این بین هم فاجعه حمله به خوابگاه دانشجویان دانشگاه در سال علامه را آفریدند و در هر سه مورد نیز حملهکنندگان را زیر پر و بال حمایت سیاسی و قضایی و امنیتی خود گرفتند تا ابعاد فاجعه فاش نشود؛ تاجزاده از همان ابتدا با مساله به طور مسئولانه برخورد کرد، و البته تاوان آن را هم داد.
مطالعه روایت تاجزاده از حادثه کوی، تفاوت نگاه او را با دیدگاه حکومتیانی که از ابتدا حملهکنندگان را تبرئه میکردند و دانشجویان مضروب را متهم میساختند، به خوبی نشان میدهد و ناتوانی جریان اقتدارگرا را از رفع و رجوع رفتار غیر مسئولانهای که برخی نهادهای مهم نظام در این باره از خود نشان دادهاند، به خوبی مینمایاند.
مشروح این هفت پرسش و پاسخهای آنها را در ادامه میخوانید:
۱. آیا تجمع دانشویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام اتفاقی، منحصر به فرد و ویژه بود؟
پاسخ این است که خیر؛ زیرا بارها و بارها دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض به برخی تصمیمات دولتی و حکومت تجمعهای خودجوش شکل میدادند. در این مواقع معمولاً بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ نفر از دانشجویان در کوی جمع میشدند و بعضاً با دادن شعارهایی از کوی خارج شده و تا امیرآباد، تقاطع بزرگراه آلاحمد میرفتند و سپس به کوی برگشته و متفرق میشدند. بعد از توقیف روزنامه سلام به جرم اینکه چرا طرح سعید امامی را در مورد مطبوعات افشا کرده بود، این اجتماع شکل گرفت. بعدها دانشجویی که نخستین یادداشت را برای دعوت از دیگر دانشجویان به منظور برپایی تجمع نوشته بود (اگر اشتباه نکنم اسم او آقای شفیعی بود) دستگیر شد و نزدیک به دو سال در زندان بود. نه در آن دو سال و نه در سالهای بعد تا به امروز، هیچ مدرکی دال بر اینکه این اجتماع را یک جریان سازمانیافته سیاسی شکل داده باشد به دست نیامد و بنابراین قاطعانه میتوان گفت این تجمع، تجمعی بود خودجوش و دانشجویی، مثل همیشه.
۲. آیا نحوه مقابله با آن اجتماع خودجوش دانشجویی طبیعی بود؟
مواجهه با دانشجویان تجمعکننده در مرحله اول کاملاً طبیعی بود اما در مرحله بعد غیرطبیعی، سازمانیافته و از پیش تصمیم گرفته شده بود. در مرحله اول به محض خروج دانشجوها از کوی، چون همیشه نزدیکترین پاسگاه نیروی انتظامی تعداد محدودی نیرو به محل میفرستد و با زبان لین از دانشجوها میخواهد که به کوی برگردند و خواستههایشان را از طرق قانونی پیگیری کنند و دانشجویان به همین ترتیب عمل میکنند. تا اینکه از فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ با آنها تماس گفته میشود که شرایط را همانطور که هست حفظ کنند تا فرمانده و نیروهایش به محل برسند. با رسیدن نیروهای جدید به محل با اینکه اکثریت قریب به اتفاق دانشجوها به درون کوی برگشته بودند و تعداد معدودی دم در کوی ایستاده بودند و مسئولین مربوطه کوی و دانشگاه تهران در آنجا حضور به هم رسانده بودند تا تجمع را به صورت مسالمتآمیز خاتمه دهند، برخوردهای خشونتآمیز، غیر مسبوق به سابقه و علنی مسئولان نیروی انتظامی با دانشجویان و مسئولان مربوطه موجب تحریک آنان شد و سپس بی هیچ دلیل روشنی آقای نظری فرمان حمله نیروهای انتظامی و در کنار آنها لباس شخصیها به درون کوی را صادر کرد و به همین دلیل میگویم که این حرکت، اقدامی غیرطبیعی و از قبل سازماندهی شده بود و نیروها توجیه شده بودند که به داخل کوی بروند و همهی دانشجوها را مورد ضرب و شتم قرار دهند.
۳. آیا حادثه کوی دانشگاه در حدی هست که هر سال درمورد آن سخن گفته شود و آیا این ماجرا لازم است به نقطه عطفی در حرکتهای دانشجویی بدل شود؟
جواب این است که بله، ما چنین هجوم غیرانسانی و ناموجهی را به دانشجویان کوی از ابتدای تأسیس دانشگاه تهران مشاهده نکرده بودیم. این حمله چنان تأثربرانگیز بود که هر کس که روزهای اول به کوی وارد شد و آثار ضرب و شتم را دید به شدت متأثر شد و گریست و باور نمیکرد که در جمهوری اسلامی کسی بتواند به دانشجوها به این شکل وحشیانه حمله کرده باشد و بعضی از دانشجویان را در حالت خواب و بیداری از طبقه دوم به حیاط کوی پرت کنند و موجب مجروح شدن تعداد قابلتوجهی از دانشجوها شود و روز بعد هم یک جریان پنهان اما شناخته شده، عزت ابراهیمنژاد را به قتل برساند و سپس آمران و مباشران آن تبرئه شوند و پس از مدتی مدعی، یعنی شاکی و متشاکی جایشان عوض شود. در این شرایط بزرگداشت این روز لازم است.
۴. چرا این حادثه رخ داد؟
در این زمینه تحلیلهای متفاوتی ارائه میشود؛ اما به نظر من اقتدارگراها میخواستند با یک تیر دو نشان بزنند. طبق تحلیل آنها مطبوعات و دانشگاه دو بال اصلاحات بودند که باید به هر قیمتی چیده میشدند تا پرنده اصلاحات زمینگیر شود و سرکوب آن آسان. بنابراین با توقیف غیرموجه روزنامه سلام و با سرکوب غیرانسانی دانشجوهای کوی دانشگاه تهران فضایی ایجاد کردند که انفعال بر دانشگاه حاکم شود تا چنانچه مطبوعات کشور را آن هم به استناد قانون مربوط به اراذل و اوباش و به صورت فلهای توقیف کنند کسی را یارای اعتراض کردن نباشد. کما اینکه آقای صفارهرندی وزیر ارشاد کنونی که آن زمان معاون آقای حسین شریعتمدار در روزنامه کیهان بود، پس از توقیف فلهای مطبوعات مقاله نوشت که: «ما روزنامهها را بستیم و هیچ اتفاقی نیافتاد» و نتیجه گرفت که «این روزنامه ها دارای پایگاه مردمی نیستند.» از منظر وزیر ارشاد دولت آقای احمدینژاد، تیراژ مطبوعات و میزان نفوذ آنان در افکار عمومی بیانگر پایگاه اجتماعی آنان نیست بلکه به راه نیافتادن تظاهرات مردمی بیانگر آن است که روزنامه فاقد پایگاه مردمی است و مردم با توقیف فلهای مطبوعات مخالف نیستند. به نظر من روزنامه سلام و دانشگاه تهران به عنوان سمبل مطبوعات آزاد و دانشگاه مستقل سرکوب شدند تا بقیه روزنامهها و دانشگاهها حساب کار خود را بکنند.
۵. آیا فاجعهآفرینان به اهداف خود رسیدند؟
به نظر من در بخشهایی از اهداف خود به ویژه در زمینه منفعل کردن بخشهای وسیعی از دانشجویان موفق شدند ولی هرگز نتوانستند افکار عمومی را از توجه به فاجعه و حمایت از آقای خاتمی باز دارند. جالب آنکه انتخابات مجلس ششم که حدود هشت ماه بعد از فاجعه برگزار شد، ثابت کرد که اصلاحات و اصلاحطلبان هنوز حرف اول را در افکار عمومی میزدند به همین دلیل بعد از انتخابات مجلس، تصمیم گرفتند کار را یکسره و همه روزنامههای اصلاحطلب را قلع و قمع کنند. این تصمیم را با پخش فیلم مونتاژ شده آقای لاریجانی از کنفرانس برلین و فضاسازی بعد از آن آغاز کردند اگرچه حتی بعد از این کار نیز در مرحله دوم انتخابات مجلس ششم مردم دوباره به اصلاحطلبان رأی دادند. در سال بعد نیز آقای خاتمی را با ۲ میلیون رأی بیشتر به ریاستجمهوری برگزیدند. اما کاملاً مشخص بود که فضای دانشگاه در حال تغییر است و نگاه به خارج به تدریج گسترده تر میشود به گونهای که بعضی تشکلهای دانشجویی حمله آمریکا به عراق و اشغال آن کشور و سقوط صدام را بهار بغداد خواندند با این توجیه که بعد از این مردم عراق روی آبادی، آزادی و آرامش و رفاه را خواهند دید.
۶. آیا مواجهه اقتدارگرایان با فاجعه کوی در سالهای بعد، از جمله امسال منطقی بود یا خیر؟
اقتدارگرایان چند راه پیش رو داشتهاند. یکی اینکه اساساً ادعا کنند این فاجعه را دومخردادیها و اصلاحطلبان ایجاد کردند. همان حرفی که در مورد قتلهای زنجیرهای یا ترور آقای حجاریان و یا اخیراً سخنان آقای پالیزدار مطرح کردند. این ادعا مانند طرح ربایش آقای احمدینژاد توسط آمریکا و باجخواهی از ایران جز خنده بر لبان شهروندان و اظهار تأسف آنان نتیجهای نخواهد داشت. دوم آنکه پیشنهاد اصلاحطلبان را عملی کنند و گزارش دقیق کمیتهای را که شورای عالی امنیت ملی تشکیل داد و اعضای آن به تأیید رهبری نظام رسیدند و اتفاقاً به لحاظ عددی اصلاحطلبان در آن در اکثریت قرار نداشتند، مبنای مجازات مهاجمان قرار گیرد. اما آنان گزارش را کنار گذاشتند. با وجود این که شواهد روشنی از وضعیت آمران و مباشران فاجعه در دست بود از جمله نوار مکالمه آقای نظری با مسئولین کلانتری محل، ادعاهای وی در جلسه روز جمعه شورای تأمین استان تهران که چرا به داخل کوی دانشگاه حمله کردند، دستگیری و اعتراف تعدادی از لباس شخصیهایی که به درون دانشگاه وارد شده و تیراندازی کرده بودند و همینطور جریان به قتل رسیدن آقای عزت ابراهیمنژاد و سوالاتی که در مورد قاتل آن وجود داشت و در حقیقت به دلایل فراوانی اقتدارگرایان نه میتوانند اصل قضیه را منکر شوند و نه قادرند خطاهای فرماندهان مستقر در محل را توجیه کنند و نه حتی میتوانند یک دلیل برای ورود به خوابگاه دانشجویان و شکستن حریم دانشگاه ارائه کنند، پیشنهاد ما این بود که قوهقضائیه گزارش کمیته شورای عالی امنیت ملی را مبنا قرار دهد و به جرایم متخلفان رسیدگی و آنان را محکوم کند تا اثبات شود تصمیم ورود به دانشگاه خودسر و توسط فرماندهان حاضر در محل گرفته شده است نه اینکه نظام جمهوری اسلامی مورد اتهام قرار گیرد؛ اما متأسفانه نه دادگاه بر این اساس عمل کرد و نه تصمیمات درستی توسط اقتدارگراها در سالهای بعد اتخاذ شد. راه سوم که عملاً اقتدارگرایان در پیش گرفتهاند آن است که سعی کنند این حادثه را از ذهن و خاطره دانشجوها بزدایند. تلاش مذبوحانهای که از ابتدا محکوم به شکست بود. بر همین اساس امسال نیز همه دانشگاهها و حتی خوابگاهها را تا ۱۵ تیر تعطیل و تخلیه میکنند تا دانشجویان نتوانند در دانشگاه و به صورت جمعی این روز را گرامی بدارند. نتیجه آن شده است که اکنون برخی کشورهای خارجی درصدد نامگذاری هجدهم تیر بر خیابانهای خود برآمده اند.
۷. سؤال آخر اینکه چرا با همه اینکه حکومت یک دست شده است، اقتدارگراها با مسئولین وقت دولت اصلاحات از جمله بنده حاضر به مناظره درباره کوی دانشگاه نیستند؟
به نظر من علت روشن است. چون علاوه بر سؤالهای فوق که پاسخهای روشن میطلبد، اقتدارگراها نمیتوانند توضیح دهند که چرا ۹ سال پس از کشته شدن عزت ابراهیمنژاد قاتل وی شناسایی و محاکمه نشده است و چرا ۹ سال پس از آنکه عدهای در برخی از نقاط شهر آشوب کردند و مراکزی را سوزاندند، کسانی که این عمل شنیع را مرتکب شدند شناسایی و محاکمه نشدند. قبلاً هم گفتهام علت را باید در ضربالمثل چاقو و دسته آن جست.
برگرفته از وبلاگ سید محمد علی ابطحی ۱۷-۱۹ تیرماه ۱۳۸۷
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر