-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان: خدایا در این روز عزیز مرا از گناهان بشوی و از عیب ها پاک و پاکیزه ام گردان و قلبم را در این ماه به تقوا و ایمان بیازمای، اى چشم پوش لغزش هاى گناهکاران
ما مردم ایران بارها و بارها درسخت ترین روزها و لحظات ثابت کرده ایم که کنار هم هستیم. چه آن زمان که دشمن به خاکمان حمله کرد و هر ایرانی از گوشه گوشه ی این خاک به پا خواست و در مقابل دشمن با دست خالی ایستاد و از وجب به وجب خاکش دفاع کرد تا دشمن را از خانه ی خود بیرون راند، تا هنگام رخ دادهای طبیعی و اتفاقاتی چون سیل و زلزله که باز هموطنان به کمک یکدیگر شتافتند و همراه و غمخوار یکدیگر شدند.
رودبار، منجیل، بم، اردبیل، قزوین، طبس، بویین زهرا و ده ها نقطه از این خاک شاهد همبستگی هموطنانی بوده که با دست های خالی به یاری یکدیگر رفته و در کوران تند حوادث هم را تنها نگذاشته اند.
روزهای بحران در کشورمان یادآور آن است که اگر بم زلزله آمد، هموطن آذری خود را به آنجا رساند و وقتی زمین رودبار لرزید اهوازی، و اینگونه بود که در دفتر تاریخ سرزمینمان نوشتند: کشوری که فارغ از آیین و مسلک در هنگام سختی ها یکدیگر را تنها نمی گذارند. مهم نیست چه دولتی بر سر کار است و صدا و سیما چه تصاویری را پخش می کند، مردم را به کمک دعوت می کند و یا سکوت کرده و از کنار چنین مصیبتی می گذرد. مردم سبز ما خود همیشه یاریگر خود بوده اند.
و امروز در آذربایجان در خطه شیران زمین لرزیده است، زلزله ایی که خانه ها و روستاها را ویران و مردم را آواره کرده، جان صد ها نفر را گرفته و هزاران نفر را مجروح رها کرده است. امروز فرزندان آذربایجان به کمک تک تک ما نیاز دارند. کودکان منتظر آب و غذا و نان و گرما هستند و مجروحان چشم انتظار خون. به گفته مسئولان اکنون نیاز آذربایجان آب معدنی سالم و نان و خون است.
پزشک متعهد و پرستار دلسوز در این سرزمین کم نیست، همان ها که داوطلبانه به جبهه ها می رفتند امروز نیز به آذربایجان می روند و در کنار آنان ده ها پزشک و پرستار جوان که با حداقل مواد دارویی لازم و بدون نیاز با هیچ وزارت خانه ایی خود را به کنار هموطنان خود می رسانند. در بعضی از مناطق چون روستاهای ورزقان و هریس هنوز پزشک عمومی و پرستار وجود ندارد.
خودمان باید دست به کار شویم، اگر پزشک و پرستار هستیم، اگر دوره های امداد گری گذرانده ایم و اگر می توانیم دارو و آب و نان تهیه کنیم، سریع تر دست به کار شویم که هموطنان ما منتظر یاری های سبزمان هستند.
امروز روز امتحان ماست که سبز زیستن را مشق کرده بودیم، امروز روز ماست تا در کنار دیگر هموطنان خود باشیم و کمکشان کنیم. بی شک بسیاری از ما نمی توانیم خود را به شهرها و روستاهای آذربایجان برسانیم اما هرجا که باشیم در هر شهری و روستایی می توانیم به نزدیک ترین مرکز انتقال خون مراجعه کرده و خون دهیم، می توانیم هر چقدر آب و نان در خانه داریم از طرق مطمئن به دست هموطنان خود برسانیم.
امروز روز امتحان ماست.
“کلمه” نیز این مصیبت تلخ را به هموطنان خود خصوصا آسیب دیدگان آذربایجانی تسلیت می گوید.
مهدی تقوی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی و از مخالفین طرح ازد سازی یارانه ها تعطیلی واحدهای تولیدی، کاهش قدرت خرید کارگران، اخراج و تعدیل آنان از واحدهای تولیدی را از اثرات زیان بار افزایش نرخ ارز در بازار دانست.
تقوی در گفتگوی با ایلنا اظهار داشت: چون در ایران اتحادیههای کارگری قوی وجود ندارد، قدرت چانه زنی این قشر بسیار پایین است و کار فرمایان، چه خصوصی و چه دولتی میتواند در حق آنان اجحاف کند. برای مثال در حالی که بانک مرکزی میزان تورم را ۲۲ در صد اعلام کرده افرایش حقوق کارگران تنها ۱۸ درصد بوده است و این دو با یکدیگر همخوانی ندارند. متاسفانه در اقتصاد سرمایه داری، کارگر نیروی مغز و دست خویش را میفروشد و چون عرضه کار در این اقتصادها به دلیل افزایش جمعیت زیاد است، قدرت چانه زنی لازم برای کارگران از بین میرود.
مهدی تقوی با اشاره به دو گروه از تولید کنندگان، به ایلنا گفت: یک گروه، تولید کنندههای ساده هستند که مواد اولیه و تجهیزات آنها در داخل تولید میشود. این گروه تنها از تورم موجود در کشور زیان میبینند. اما گروه دوم تولید کنندگانی هستند که مواد اولیه و تجهیزات آنها عمدتا از خارج کشور تامین میشود. این دسته علاوه بر تورم از افزایش نرخ ارز نیز در رنج هستند.
به گفته تقوی بار اصلی افزایش نرخ ارز بر دوش کارگران است و تولید کنندگان به خصوص تولید کنندگان دولتی مشکل آنچنانی نخواهند داشت.
او افزایش نرخ ارز را ناشی از یک اتفاق سیاسی و دو اتفاق اقتصادی اعلام کرد و اظهار داشت: اتفاق سیاسی همان تحریم هاست. اما در عرصه اقتصادی ما با دو پدیده مواجه هستیم. تبدیل پول ملی به ارز برای خرید کالا از خارج، مسافرت و حتی تامین خرج تحصیل دانشجویان در خارج از کشور اتفاقی است که به افزایش نرخ ارز کمک میکنند.
وی در ادامه افزود: اتفاق اقتصادی دیگر به دلیل تصمیم گیریهای نادرست دولت و مجلس در این زمینه است که باعث میشود عدهای بالا و پایین رفتن نرخ ارز را پیش بینی کنند و دست به خرید یا فروش ارز در بازار بزنند. برای مثال وقتی دولت نرخ ارز مرجع را بالا برد، عدهٔ زیادی شروع به خرید ارز کردند و زمانی که مجلس با آن مخالفت کرد، همانها شروع به فروش ارزهای خریداری شده کردند.
تقوی تاکید کرد: البته تصمیم این عده از نطر اقتصادی صحیح است و مثلا اگر دولت نرخ ارز را ۵ هزار تومان اعلام کند حتی من وشما هم فرش خانه خود را میفروشیم تا ارز بخریم.
این استاد اقتصاد دانشگاه علامه متذکر شد: بحران فعلی ناشی از سیاستهای نادرست اقتصادی دولت به خصوص هدفمندی یارانه هاست. اولین کسی که در زمان هدفمندی یارانهها با این امر مخالفت کرد من بودم. قرار دولت بر این بود که از محل ذخیره پول ناشی از طرح هدفمندی یارانهها، ۳۰ درصد را به واحدهای تولیدی اختصاص دهد که اینطور نشد. نتیجه این امر نیز آسیب دیدن واحدهای تولیدی و به تبع آن اخراج و تعدیل کارگران از این واحدها شد.
وی در پایان اضافه کرد: منحنی فیلیپس در حقیقت نمایانگر وجود و ثبات یک رابطه معکوس بین دو مشکل مهم اقتصادی یعنی بیکاری و تورم است. در حالت عادی ممکن است با مشکل تورم زیاد رو به رو شویم ولی حداقل مشکل بیکاری خیلی حاد نیست. اما در حال حاضر هم با تورم رو به رو هستیم هم با بیکاری و منحنی فیلیپس سیر صعودی به خود گرفته است.
کاروان ورزشی ایران در پایان پانزدهمین روز از بازی های المپیک ۲۰۱۲ لندن در رتبه شانزدهم جدول توزیع مدالها ایستاد.
به گزارش ایرنا، در این روز ‘احسان لشکری’ و ‘کمیل قاسمی’ کشتی گیران وزن های ۸۴ و ۱۲۰ کیلوگرم ایران در مسابقه های کشتی آزاد دو مدال برنز برای کاروان ورزشی کشورمان کسب کردند تا تعداد مدال های ایران به ۱۲ برسد.
بر این اساس، تعداد مدال های ایران در پایان پانزدهمین روز از بازی های المپیک ۲۰۱۲ لندن به ۴ مدال طلا، ۵ نقره و ۳ برنز رسید.
پیش از این، ‘حمید سوریان’، ‘امید نوروزی’ و ‘قاسم رضایی’ به ترتیب در وزن های ۵۵، ۶۰ و ۹۶ کیلوگرم کشتی فرنگی به مدال طلای بازی های المپیک لندن دست یافتند و ‘صادق گودرزی’ در وزن ۷۴ کیلوگرم کشتی آزاد صاحب مدال نقره شد.
همچنین ‘بهداد سلیمی’ و ‘سجاد انوشیروانی’ وزنه برداران ملی پوش دسته فوق سنگین ایران، به ترتیب مدال های طلا و نقره بازی های المپیک لندن را کسب کردند.
‘نواب نصیر شلال’ در دسته ۱۰۵ کیلوگرم مسابقه های وزنه برداری مدال نقره گرفت و ‘کیانوش رستمی’ در دسته ۸۵ کیلوگرم این مسابقه ها به مدال برنز رسید.
‘احسان حدادی’ نیز در ماده پرتاب دیسک دوومیدانی با کسب مدال نقره بازی های المپیک لندن، نخستین مدال تاریخ دوومیدانی ایران را برای کشورمان به ارمغان آورد و ‘محمد باقری معتمد’ در وزن منهای ۶۸ کیلوگرم مسابقات تکواندو صاحب مدال نقره شد.
در جدول رده بندی توزیع مدال های بازی های المپیک ۲۰۱۲ لندن، کاروان ورزشی آمریکا با ۴۴ مدال طلا، ۲۹ نقره و ۲۹ برنز همچون روز گذشته در صدر جدول قرار دارد و چین با ۳۸ مدال طلا، ۲۷ مدال نقره و ۲۲ برنز در جایگاه دوم قرار دارد.
با توجه به تعداد بالای مجروحان زلزله در آذربایجان و انتقال بخشی از آنان به شهرستان های اطراف، نیاز به خون برای درمان مصدومان زلزله افزایش یافته است. بر این اساس از شهروندان درخواست شده تا خون مورد نیاز زلزله زدگان تامین شود.
جبهۀ مشارکت ایران اسلامی با صدور بیانیه ای، از مقاومت و ایستادگی سید مصطفی تاجزاده، در آستانه بیست و چهارم مرداد، دومین سالگرد قرنطینه معاون سیاسی وزارت کشور دولت سیدمحمد خاتمی در زندان اوین تمجید کرد.
سید مصطفی تاج زاده، عضو ارشد جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از ساعاتی پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری بازداشت شد و از دو سال پیش نیز به صورت انفرادی در قرنطینه زندان اوین به سر می برد.
در بیانیه جبهه مشارکت نیز با اشاره به ایستادگی و مقاومت تاج زاده آمده است: او تاوان حق طلبی و پرهیز از سکوت در برابر بی عدالتی و ظلم را می پردازد. او را به نمایندگی از ملت به بند کشیده اند. ملتی که خواهان استیفای رأی خویش بود و جز داغ و درفش پاسخی نگرفت.
به گزارش نوروز متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:
بنام خدا
ماه مبارک رمضان در حال سپری شدن است، لیالی پر فیض قدر در حال گذر هستند و ایام سوگواری پیشوای عدالت و آزادگی بسر می آید در حالی که میهمانان این ضیافت الهی و مشتاقان رحمت و مغفرت و پیروان آن امام تقوی و فضیلت در ایران همچنان در رنج اسارت و مظلومیت بهترین فرزندان خود روزگار می گذرانند و هیچ ملجاء و پناهی جز صاحب این ماه ندارند. زنان و مردان دل شکسته در تعقیب نماز های خود و در دعای مخصوص این ماه عبارت” اللهم فک کل اسیر” را با یاد همسران، فرزندان، پدران و مادران خود با صدای بلند تکرار می کنند ودر ادامه عبارت” اللهم اصلح کل فاسد من امور مسلمین” را نجوا و عبارت ” اللهم غیر سوء حالنا به حسن حالک ” را زمزمه می کنند. شبها در دعای افتتاح با خواندن عبارات” الحمدلله الذی یومن الخائفین، وینجی الصالحین، و یرفع المستضعفین، و یضع المستکبرین، و یهلک ملوکاً و یستخلف آخرین. والحمد لله القاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرک الهاربین، نکال الظالمین، صریخ المستصرخین، موضع حاجات الطالبین، معتمدالمومنین” امید گرفته و بر نا امیدی غلبه می کنند چرا که به این صفات الهی باور دارند.
خدایی که بیمناکان را ایمنی می بخشد. صالحان را رستگار می کند. ستمدیدگان را بر می کشد و ستمگران را فرو می افکند . پادشاهان ظلم پیشه را نابود و جایشان را به دیگرانی می سپارد که چنین نباشند.خدایی که در هم کوبندۀ ستمگران، نابود سازنده ظالمان، در یابنده گریختگان از ظلم و کیفر دهندۀ بیدادگران، فریاد رس مدد خواهان و بر آورندۀ حاجات نیازمندان و محل اعتماد کسانیست که به او ایمان دارند. چنین خدایی بی گمان وعده اش را محقق خواهد ساخت. وعدۀ نزدیک بودن صبح عدالت و آزادی.
گرفتاران در بند حصر و زندان این روزها و شب ها بیش از هر زمان مشمول دعای مومنان و صالحان هستند و بی تردید حتی در کنج زندان و حصر تنها نیستند. آنها بیش از هر کس از فیض و برکات این ماه عظیم الشأن بهره می برند و در این میان بیش از همه برادر آزاده سید مصطفی تاج زاده است که ماههای رمضان دو سال گذشته را با روزۀ سیاسی مستمر در اعتراض به زندان غیر قانونی خود به رمضان سال جاری پیوند زده است. او را بر خلاف قانون محاکمه و محکوم کرده اند و اکنون نیز برخلاف قانون خارج از زندان عمومی و منفرداً در محلی جدای از سایر زندانیان به بند کشیده اند.
او تاوان حق طلبی و پرهیز از سکوت در برابر بی عدالتی و ظلم را می پردازد. او را به نمایندگی از ملت به بند کشیده اند. ملتی که خواهان استیفای رأی خویش بود و جز داغ و درفش پاسخی نگرفت. تاجزاده خود را وقف پاسداری از حق رأی و رأی مردم کرده است. او یکبار در سال ۷۹ و در انتخابات دورۀ ششم مجلس در برابر بی عدالتی شورای نگهبان و ابطال ۷۰۰هزار رأی مردم تهران که موجب شد علیرضا رجائی از فهرست منتخبان بیرون کشیده شده و بجای او حداد عادل بنشیند، ایستاد و از آقای جنتی، دبیر شورای نگهبان که بانی این عمل نا عادلانه بود شکایت کرد. شکایتی که هرگز به آن رسیدگی نشد ولی در عوض تاجزاده به انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.
تاجزاده یک قهرمان ملی بود که با ناداوری دستگاه قضا نه تنها مدال را از او دریغ داشتند بلکه او را از خدمت در دولت محروم کرده و نهایتاً به آن هم بسنده نکرده و اکنون سه سال است او را به کنج زندان افکنده اند.
او سکوت نکرده است و سکوت نمی کند. با همت والای او صدایش از کنج زندان رساتر از بسیار کسانی که به ظاهر آزاد هستند بگوش می رسد.
دبیر اجرایی خانه کارگر شهر کرد از افزایش تعطیلی واحدهای دامداری این شهرستان به سبب کمبود و گرانی علوفه خبر داد.
به گزارش ایلنا، عبدالله رئیسی از تهدید اشتغال منطقه به سبب افزایش قیمت علوفه ابراز نگرانی کرد و گفت: کمبود و گرانی علوفه و سایر نهادههای دامی مانند سبوس، مواد معدنی، ذرت، سویا، کلزا و… یکی از بزرگترین مشکلات کنونی دامداران شهر کرد است.
به گفته وی استان چهار محال و بختیاری از مراکز مهم دامپروری کشور بوده و دامداری بخش مهمی از اقتصاد و اشتغال مردم این استان را تشکیل میدهد.
این فعال کارگری اضافه کرد: با وجود اینکه ۶۰ درصد از جمعیت استان را روستائیان تشکیل میدهند و ۳۵ درصد از این جمعیت در بخش دامداری فعالیت دارند اما توجهی به مشکلات دامداران نمیشود.
رئیسی با بیان اینکه از ۱۰ مجتمع دامداری سنتی در حاشیه شهر کرد فقط یک واحد فعالیت دارد اظهار داشت: اکثر واحدهای دامداری سنی این استان تعطیل و یا در آستانه تعطیل شدن قرار دارند.
او با تاکید بر حمایت دولت و بررسی مشکلات دامداران، افزود: کسانی که اکنون در دامداری فعال هستند، یا حرفه دیگری بلد نیستند و ناچار به ادامه هستند و یا واقعا از سر علاقه دامداری را رها نمیکنند.
درپی زلزله امروز “شنبه” در استان آذربایجان شرقی تاکنون ۳۰ نفر در اهر، ۴۰ نفر در ورزقان، ۱۰ نفر در هریس و ۷ نفر هم حین انتقال به بیمارستان های تبریز کشته شده اند.
مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان شرقی با اعلام این خبر افزود: بیش از ۶۰۰ نفر هم زخمی شده اند که بیش از ۳۰۰ نفر آنان به بیمارستان های تبریز منتقل شده اند.
ساعی با اشاره به احتمال وقوع پس لرزه های دیگر در استان از مردم شهرستان های استان بویژه کلیبر، اهر، هریس و ورزقان خواست برای در امان ماندن از خطرات احتمالی امشب را در بیرون از خانه سپری کنند.
در همین رابطه امداد گرهای استان های گیلان و اصفهان و تهران و قزوین و آذربایجان شرقی و غربی به منطقه زلزله زده اعزام شدند. همچنین تا این لحظه ۴۰ گروه زنده یاب و ۶۶ تیم امدادی و ۱۸۵ نیروی عملیات نجات به منطقه اعزام شده اند.
خرابی ساختمانهای کاهگلی در ورزقان/ انتقال زخمی های زلزله به بیمارستان
نماینده مردم ورزقان در مجلس از فرو ریختن تعدادی از ساختمان ها در این شهرستان همچنین زخمی شدن عده ای از مردم در زلزله های عصر امروز در این شهرستان خبر داد.
الله ورودی دهقانی در گفتگو با مهر با اشاره به وقوع دو زلزله ۶٫۲ و ۶ ریشتری در حوالی شهرستان ورزقان استان آذربایجان شرقی گفت: زلزله در شهرستان ورزقان خرابی هایی را ایجاد کرده است به گونه ای که هم اکنون تلفن های ثابت و همراه در این شهرستان قطع شده و امکان ارتباط وجود ندارد.
وی با بیان اینکه بر اساس آخرین اخبار تعدادی از ساختمان های کاهگلی در این شهر فرو ریخته است گفت: همچنین بر اثر این زلزله تعدادی از مردم این شهر مجروح شده اند و در حال انتقال به بیمارستان ها هستند.
نماینده مردم ورزقان در مجلس با بیان اینکه متاسفانه در این شرایط فرماندار ورزقان به دلیل پروازی بودن در این شهر حضور ندارد، گفت: در تلاش برای تماس با استاندار آذربایجان شرقی هستم اما نتوانستم با وی ارتباط برقرار کنم.
آسیب دیدگی ۴ شهرستان و ۶ روستا/ سه واحد مسکونی تخریب شد
سخنگوی جمعیت هلال احمر با تشریح آخرین وضعیت وقوع ۲ زلزله ۶ ریشتری در آذربایجان شرقی گفت: طبق گزارش تیم های ارزیابی ۴ شهرستان آسیب دیده است.
پویا حاجیان اعلام کرد: شهرستان های اهر، ورزقان، مهربان و هریس همراه با ۶ روستا آسیب دیده است.
وی گفت: همچنین سه باب واحد مسکونی در شهرستان ملکان تخریب شده و ارتباط با روستای ورزقان از توابع شهرستان مهربان هم قطع است.
وضعیت تبریز عادی است/ برق بیشتر نقاط وصل است/ وقوع ۷ پسلرزه در ورزقان
نماینده تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس با اشاره به انتشار برخی اخبار در خصوص قطع برق در بیشتر نقاط تبریز گفت: بیشتر نقاط تبریز هم اکنون برق دارد و وضعیت این شهر کاملا عادی است.
محمد اسماعیل سعیدی، با اشاره به وقوع زلزله در استان آذربایجان شرقی گفت: بنده هم اکنون در شهر تبریز هستم و این شهر هیچگونه مشکل خاصی در ارتباط با زلزله ندارد.
نماینده تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس با اشاره به انتشار برخی اخبار در خصوص قطع برق در بیشتر نقاط تبریز گفت: بیشتر نقاط تبریز هم اکنون برق دارد و وضعیت این شهر کاملا عادی است.
وی با بیان اینکه در حال حاضر در حال تردد از غرب به شرق تبریز است گفت : همه فروشگاه های تبریز باز است و کلیه چراغ های راهنمایی و رانندگی به طور طبیعی کار می کنند.
سعیدی تاکید کرد به دلیل هجوم مردم تبریز به تلفن ها و اختلال در سیستم مخابراتی این شهر تاکنون موفق به صحبت با استاندار و دیگر مسئولان محلی نشده است.
طبق اعلام موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران مرکز زمین لرزه اول در ساعت ۱۶:۵۳ دقیقه به بزرگی ۶٫۲ به عمق ۱۰ کیلومتر در شهرستان اهر و مرکز زمین لرزه دوم در ساعت ۱۷:۰۴به بزرگی ۶ و به عمق ۱۰ کیلومتر در شهرستان ورزقان بوده است.
این زلزله ها در مناطقی از استان های آذربایجان غربی، اردبیل، گیلان و زنجان نیز احساس شده است و ۷ پس لرزه آن به بزرگی حدود ۴ ریشتر تا دقایقی پیش ادامه داشته است.
تخریب واحدهای مسکونی روستایی در مشگین شهر/ اعزام هفت اکیپ ارزیابی
مدیر هلال احمر مشگین شهر از تخریب گسترده واحدهای مسکونی روستایی در مناطق روستایی این شهرستان بر اثر زلزله عصر امروز خبر داد.
ایرج آقایی در گفتگو با مهر اضافه کرد: بسیاری از واحدهای مسکونی کاهگلی و فرسوده روستایی در این شهرستان براثر زلزله تخریب شده اما میزان دقیق این خسارات هنوز مشخص نشده است.
وی با اشاره به نزدیکی این شهرستان به شهرستان اهر در استان آذربایجان شرقی و شدت زلزله در این شهرستان متذکر شد: از اولین دقیقه وقوع زلزله نیروهای امدادی مشگین شهر فراخوان و به حال آماده باش درآمده اند.
مدیر هلال احمر مشگین شهر با اشاره به خسارت نسبی به اماکن عمومی و واحدهای فرسوده شهری این شهرستان، بیشترین خسارت ها در مشگین شهر را شامل تاسیسات زیربنایی، منازل روستایی و شهری، ترک خوردگی خیابان ها، آسیب به خودرو و … برشمرد.
وی مدیر با بیان اینکه بسیاری از اکیپ های امدادی نیز به مناطق مورد درخواست اعزام شده اند، تصریح کرد: علاوه بر این برای برآورد دقیق خسارت ها نیز هفت اکیپ امداد و نجات به مناطق روستایی مشگین شهر اعزام شد.
وی با اشاره به شدت زمین لرزه در شهرستان اهر از اعزام سه دستگاه آمبولانس در قالب ۱۲ نیروی امدد و نجات از این شهرستان به منطقه خبر داد.
آقایی عنوان کرد: این اکیپ ها هم اکنون در منطقه مستقر و در حال امداد هستند و علاوه بر این چهار دستگاه آمبولانس نیز از شهرستان های دیگر استان اردبیل به اهر اعزام شده اند.
زلزله تلفاتی در آذربایجان غربی نداشت/ آرامش در تمام شهرها برقرار است
مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان غربی گفت: چهار زمین لرزه عصر روز شنبه در ارومیه در هیچ نقطه از استان تلفات جانی و مالی در پی نداشت.
محبوب زارع با بیان اینکه ستاد بحران استان کاملا به صورت آماده باش در آمده است، اظهار داشت: بر اساس گزارش های واصله از شهرهای استان آذربایجان غربی و مرکز استان ارومیه با وجود چهار زمین لرزه نسبتا شدید هیچ گزارشی مبنی بر تلفات جانی و مالی در استان واصل نشده است.
وی با دعوت مردم استان به آرامش و رعایت نکات ایمنی زلزله گفت: در حال حاضر مسئولان استان آذربایجان غربی در حال آماده باش جهت امداد رسانی به مصدومان زلزله استان همسایه آذربایجان شرقی هستند.
ارومیه عصر امروز حوالی ساعت ۱۷ و پنج دقیقه چهار مرتبه لرزید.
همچنین زلزله شهرهای مهاباد، سلماس، چالدران و میاندوآب را لرزاند که شدت زلزله در شهرستان میاندوآب بیشتر از سایر شهرستانها بود.
شدت این زمین لرزه ها به حدی بود که مردم سراسمیه به خیابان ها ریختند.
مرکز زمین لرزهای که ساعت ۱۶ و ۵۳ دقیقه اکثر شهرستانهای آذربایجان غربی را تکان داد در شهرستان اهر آذربایجان شرقی ثبت شده که قدرت آن ۶٫۲ درجه در مقیاس امواج درونی زمین ( ریشتر) بوده است.
مردم تبریز شب را در پارک ها سپری کنند
مدیر کل بحران استان آذربایجان شرقی گفت: مردم تبریز، اهر ، ورزقان و کلیبر شب را در پارکها سپری کنند.
خلیل ساعی در گفتگو با مهر با اعلام این خبر افزود: مردم آرامش خود را حفظ کرده و در صورت امکان شب را در بیرون از خانه در پارک ها سپری کنند.
مدیر کل ستاد بحران آذربایجان شرقی گفت: بالگرد هلال احمر برای کمک به آسیب دیدگان به منطقه زلزله دیده اعزام شده است.
شهر اهر خسارت چندانی ندیده است
فرماندار اهر خواستار اعزام اکیپ های پزشکی و راه سازی به روستاهای اهر شد.
رضا صدیقی با اعلام این که مشکل اصلی در روستاها هست خواستار اقدام فوری ستاد بحران استان شده و افزود: ۸پس لرزه در این منطقه ثبت شده که بیشترین آنها۳/۴و۷/۳و در اهر و ورزقان روستاها به کمک نیاز دارند.
در گذشت یک نفر در اسکو
یک نفر در اسکو که به علت وحشت از زلزله به خیابان می دوید دچار سانحه تصادف با خودرو شد و در گذشت.
۶۰ روستا در مسیر تبریز به اهر و ورزقان به اهر نیاز به کمک فوری دارند
نماینده مردم اهر و هریس در مجلس گفت: در ۶۰ روستا در مسیر تبریز به اهر و ورزقان به اهر خسارت سنگینی وارد شده و نیاز به کمک های امداد و نجات داریم.
عباس فلاح با اعلام این خبر افزود: در شهر اهر خسارت چندانی از زمین لرزه عصر روز شنبه دیده نمی شود.
۶۰ روستا بین مسیر تبریز و اهر و مسیر اهر ورزقان دچار تلفات سنگینی شده اند و نیاز مبرم به آمبولانس و گروهای امداد و نجات بیشتری وجود دارد.
۵۰ زمین لرزه استانهای کشور را لرزانده است/نقشه و جدول زمین لرزه ها
از بامداد امروز تا کنون ۵۰ زمین لرزه استانهای مختلف کشور را لرزانده است.
به گزارش مرکز لرزه نگاری کشور شدید ترین این زمین لرزه ها در استان آذربایجان شرقی با مرکزیت اهر به بزرگی ۶٫۲ در مقیاس ریشتر گزارش شده است.
همچنین زمین لرزه استان های خراسان رضوی، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، کرمان و هرمزگان را نیز لرزانده است.
نقشه و محل وقوع جزئیات این زمین لرزه ها به شرح زیر است.
آمار تلفات زلزله آذربایجان شرقی به ۱۸۰ نفر رسید
براساس اعلام های اولیه، تاکنون ۱۸۰ نفر در زمین لرزه های امروز جان باخته و بیش از ۱۳۰۰ نفر نیز زخمی شده اند.
بر اساس آمارهای اعلام شده شمار جان باختگان در زلزله اهر، هریس، ورزقان به ۱۸۰ نفر رسید. بیش از ۱۳۰۰ نفر نیز بر اثر زمین لرزه های امروز زخمی شده اند و به خانه های روستایی اهر و ورزقان نیز خسارت جدی وارد شده است.
بواسطه زمین لرزه های امروز ۶۰ روستا بین ۵۰ تا ۸۰ درصد خسارت دیده اند که چهار روستا بیشترین خسارت و تخریب را داشته اند.
امدادرسانی به روستاهای زلزله زده آذربایجان شرقی با وجود شدت خسارات وارده و مسدود شدن راهها، از سوی امدادگران و نیروهای اعزامی پیگیری می شود.
زمین لرزه های امروز بیشترین خسارات را به روستاها وارد کرده و خسارتهایی تا ۱۰۰ درصد بدنبال داشته و موجب شده مردم در فضای باز مستقر شوند . همچنین برای اسکان حادثه دیدگان نیاز مبرمی به چادر وجود دارد.
گزارش مهر حاکی است زلزله ها در ساعتی رخ داده اند که بسیاری از روستاییان برای امور مربوط به زراعت در باغها حضور داشته اند و همین نیز آمار جان باختگان را کاهش داده است.
رئیس اورژانس کشور: تاریکی هوا امدادرسانی به زیرآوارماندگان را مختل کرد
رئیس اورژانس کشور با اعلام اینکه تعداد مصدومان زلزله آذربایجان شرقی از مرز ۱۵۰۰ نفر گذشته است گفت: تاریکی هوا نجات افرادی که زیرآوار مانده اند را مختل کرده است و بالگردهای امدادی نیز در شب کار نمی کنند.
غلامرضا معصومی در گفت و گو با فارس افزود: اکنون تمام بیمارستانهای استانهای آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل برای پذیرش مصدومان زلزله به حالت آماده باش هستند و تلاش می شود با درمان فوری مصدمانی که وضعیت بهتری دارند در اورژانس تختهای بیمارستانها را برای پذیرش مصدومان جدید خالی نگهداریم.
وی ادامه داد: ظرفیت بیماستانهای این ۳ استان فعلاً برای پذیرش مصدومان این حادثه پاسخگوست و فعلاً از این نظر مشکی نداریم و در صورت نیاز از بیمارستانهای استانهای مجاور مانند زنجان و حتی رشت نیز برای پذیرش مصدومان استفاده می کنیم و بیمارستانهای این استانها نیز به حالت آماده باش هستند.
رئیس اورژانس کشور گفت: مهمترین مشکلی که اکنون کار امداد و نجات مصدومان زلزله آذربایجان شرقی را با مشکل مواجه کرده است، تاریکی هواست و متأسفانه هنوز تعدادی از زلزله زدگان زیر آوار هستند اما به علت تاریکی هوا پیدا کردن آنها بسیار مشکل است.
وی افزود: تاکنون بیش از ۷۰۰ مصدوم این حادثه در بیمارستانها پذیرش شده اند و بیش از این تعداد نیز در محل به صورت سرپایی در حال گرفتن درمان هستند. تعداد مصدومانی که تاکنون از خدمات اورژانس استفاده کرده اند بیش از ۱۵۰۰ نفر است اما تعداد واقعی مصدومان بیش از این میزان است که متأسفانه به همه آنها دسترسی نداریم.
وی گفت: از نظر تجهیزات امدادی، دارو و خون تاکنون گزارشی مبنی بر کمبود نداشته ایم. البته بالگردهای اورژانس به علت نداشتن دید در شب امکان پرواز ندارند اما از تمام امکانات اورژانس و آمبولانسهای زمینی برای انتقال سریع بیماران استفاده می کنیم.
۱۵۰ کارگر نساجی مازندران در اعتراض به عدم دریافت ۲۶ ماه حقوق معوقه خود در مقابل فرمانداری قائمشهر تجمع کردند.
به گزارش ایلنا، نصرالله دریابیگی، دبیر خانه کارگر مازندران با اعلام این خبر گفت: صبح امروز ۱۵۰ کارگر کارخانه نساجی مازندران در اعتراض به عدم دریافت ۲۶ ماه حقوق معوقه پس از راهپیمایی در مقابل فرمانداری این شهر تجمع کرده و نسبت به عدم توجه دولت به وضعیتشان اعتراض کردند.
او افزود: نساجی مازندران پس از اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی و جریان خصوصی سازی به دلیل سوء مدیریت و عدم نظارت دولت و همچنین واردات بیرویه کالاهای مشابه تولیدات این کارخانه دچار بحران مالی شده است.
این فعال کارگری اضافه کرد: نساجی مازندران در دو دهه گذشته بیش از ۷۰۰۰ کارگر داشته است که این تعداد طی چند سال اخیر به ۷۶۵ نفر کاهش یافته است.
او با بیان اینکه مشکلات مالی و اقتصادی کارگران نساجی مازندران نگران کننده است اظهار داشت: نساجی مازندران متشکل از نساجی تلار، نساجی طبرستان، گونی بافی و فاین نایس و نساجی تجن است که کارگرانشان با عدم دریافت بیش از ۲۶ ماه حقوق در شرایط سختی به سر میبرند.
این فعال کارگری افزود: کارگران این واحد تولیدی دیگر توان پاسخگویی به حداقلهای یک زندگی را ندارند و شرمنده خانواده خود هستند.
دبیر خانه کارگر مازندران تصریح کرد: تعطیلی کارخانه نه تنها باعث از دست دادن شغل شده بلکه این کارگران به دنبال ماهها عدم دریافت حقوق، آبرو و شرافت خود و خانوادههایشان را در خطر میبینند.
او با بیان اینکه مشکلات کارگران نساجی مازندران با برگزاری جلسات متعدد و تهدید و فشار مسئولان حل نخواهد شد تصریح کرد: رئیس جمهور باید به قول خود در سفر به استان مازندران که وعده احیاء کارخانه و حل مشکلات کارگران را داده بود پایبند باشد.
تاین فعال کارگری ادامه داد: هم اکنون کارگران نساجی مازندران حتی از عهده پرداخت قبوض آب و برق وتلفن و اجاره بهای مسکن، اقساط بانکی و همچنین از پرداختن هزینههای تحصیلی فرزندان خود نیز عاجز شدهاند.
دریابیگی از رئیس دولت و رئیس قوه مقننه در خواست کرد برای حل مشکلات این کارگران با ارائه طرحهای فوریتی و اختصاص بودجهای برای پرداخت معوقات حقوقی اقدام کنند.
جواد ابوعلی، زندانی سیاسی پس از گذراندن یک سال حبس از زندان بهبهان آزاد شد.
به گزارش کلمه، جواد ابوعلی وبلاگ نویس زندانی که به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود هفته گذشته از زندان آزاد شد. به جواد ابوعلی که در طول دوران زندان خود یک روز نیز به مرخصی نیامد به دلیل ننوشتن عفو اجازه ی استفاده از حق آزادی مشروط نیز داده نشد.
این فعال سیاسی، اجتماعی که در شهریور ماه ۸۹ توسط اداره اطلاعات بهبهان دستگیر و ماهها در بیخبری کامل نگهداری میشد، با رای شعبهٔ دوم دادگاه انقلاب ماهشهر مستقر در بهبهان جمعا به ۱۲ ماه حبس محکوم شده بود که این حکم در شعبه ۱۳ دادگاه تجدید نظر استان خوزستان به تایید رسید.
جواد ابوعلی مهر ماه سال گذشته برای گذراندن دوره حبس خود راهی زندان شده بود.
سرگردان کوچه هایم، از این خیابان به آن خیابان خدا را جستجو می کنم اما هیچ خیابانی آرامشی که خیابان شریعتی، حسینیه ارشاد داشت را ندارد، انگار خدا آنجا در شب های قدر نزدیک تر از همیشه بود، انگار در آن سرمای سالن حسینیه وسط مردادماه نزدیک تر احساسش می کردی…
ساعت ۱۲ هست، چندین و چندبار ساعت را با محبوبه هماهنگ می کنیم و بالاخره می رسیم، جای پارک هم پیدا می شود، از دم در، از روی پله ها، سلام و علیک ها شروع می شود، نیم ساعتی زودتر از پایان سخنرانی می روی که فرصت برای سلام و علیک با همه داشته باشی و حال و احوالی، از اجرای حکم ها و دستگیری های تازه سوال می کنی تا اتفاقات روز و گپ و گفت های معمول، بعد هم ذکر خاطره از روزهای کانون توحید و زیرزمین مشارکت و خنده هایی پر از حسرت و نبودن تمام چهره های آشنا و اظهار امیدواری که این آخرین رمضان هست و سال دیگر همه هستند و می رویم کانون توحید یا زیر زمین مشارکت و باز مراسم خودمان را داریم…. کانون توحید خاطره شده و زیر زمین مشارکت آرزو… و باز خدارا شاکر بودیم که حسینیه ارشادی هست که همه جمع شویم در آن و دو صدای آشنا هادی و سعید که جوشن کبیر بخوانند نوبتی و درایتی که با قرآن سر گرفتن هاش و دعا خواندنش هزار نکته داشت…
حسینیه ارشاد و سالن بزرگش، اگر صندلی ها پر شده بود که همیشه پر شده بود میرفتیم آن جلو، روی فرش می نشستیم، سالنی که همیشه خنک بود حتی وسط تابستان و صداهای آشنایی که می خواندند: “سبحانک یا لااله الا انت الغوث الغوث خلّصنا من النار یا رب” و تو با آنها زمزمه می کردی: “یا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ اِلهُ کُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ خالِقُ کُلِّ شَىْءٍ، یا مَنْ هُوَ صانِعُ کُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَىْءٍ، یا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ عالِمٌ بِکُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ قادِرٌ عَلى کُلِّ شَىْءٍ یا مَنْ هُوَ یَبْقى وَیَفْنى کُلّ ُشَىْءٍ”
جوشن کبیر تمام می شد، حاج آقا درایتی می آمد و دعا می خواند و بعد قرآن به سر گرفتن شروع می شد، بک یا الله، بک یا محمد، بک یا علی، یک یا فاطمه و …….. فقط صدا کردن ائمه نبود، دعای عادی هم نبود، این سال ها سال های دعاهای کوچک و شخصی نبود، این سال ها سال های خواسته های بزرگ بود نه برای خودت که برای مردمت و سرزمینت و برای دوستانت در زندان، در بند، این سال ها دعاها ذکر مصیبت ملتی بود و درایتی چه خوب بیانش می کرد ذکر مصیبت ما را که می گفت خدایا همه را برده اند هیچ کس نمانده، خدایا اسرای ما را ازاد کن، خدایا دست ظالمان را از این سرزمین کوتاه کن، اگر به راه راست هدایت می شوند هدایتشان کن و اگر نه که خود جزایشان بده و ….آمین هایی که به لرزه در می آورد ساختمان حسینیه را و می پیچید در گوش شهر و می رسید به خدا….
سه سال گذشت از نخستین ماه رمضانی که ما سبز شده بودیم، چهارمین رمضان است، چهارمین قدر و احیا که تسبیح می چرخانی و اسم ها را یک به یک صدا می کنی، اسماعیل، آقا مصطفی، مسعود، مهسا، بهار، عماد، آقای عرب، آقای میردامادی، آقابهزاد نبوی، آقا محسن امین زاده، بهمن، مهدی، عیسی سحر خیز، احمد آقا زید آبادی، نسرین ستوده، حسن، آقای رمضان زاده، آقای قدیانی، عبدالله مومنی، مجید، ضیاء و هی اسم هست و هی اسم و سه اسم عزیز که اضافه شده میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، شیخ مهدی کروبی، تسبیح می چرخانی و اسم هایشان را تکرار می کنی زمزمه می کنی الهم فک کل اسیر و هی تکرار می کنی… ذکر می گویی با نام های مقدسشان تا خدا فراموش نکند که بهترین های این سرزمین کجا هستند یادش نرود که چه بر سرمان آمده است و جز او یار و یاوری نداریم و خودش به این روزهای تلخ پایان دهد که وعده داده است که آینده از آن نیکوکاران است و نه بدکاران و هیچ حکومت و سرزمینی با ظلم و جور برپا نمی ماند، ظلمی که سایه گسترانده و حتی حسینیه ارشاد را تاب نیاورده و تعطیلش کردند تا آن طور که خود می خواهیم خدایمان را صدا نکنیم، که آن طور که خود می خواهیم دعا نخوانیم که دعا خواندن و حرف دل به خدا زدن نیز باید به میل و سلیقه آنان باشد که خدا را نیز انحصاری کرده اند برای خودشان غافل از اینکه خدای ما همه جا هست بزرگتر از تمام دیکتاتورها…
و کوچه پس کوچه های شهر را طی می کنم در جستجوی خدا که هر جا او باشد آرامش هست و امید…
۳ زمینلرزه که بزرگترین آن ۶/۲ ریشتر بود حدود ساعت ۱۷ امروز شهرستان اهر و ورزقان در استان آذربایجانشرقی را لرزاند.
به گزارش ایسنا، اولین زمین لرزه در ساعت ۱۶ و ۵۳ دقیقه و ۱۵ دقیقه با بزرگی ۶/۲ در مقیاس امواج درونی زمین و دو زمین لرزه دیگر در ساعت ۱۷ و ۴ دقیقه و ۳۴ ثانیه و ۱۷ و ۱۹ دقیقه و ۱۴ ثانیه به ترتیب به بزرگی ۶ و ۴/۷ در مقیاس امواج درونی زمین در منطقه ثبت شد.
بنا بر اعلام موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران در یک هفته گذشته ۵ لرزه و زمین لرزه این منطقه را لرزانده است. این منطقه در ۳۵ کیلومتری شهرستان هریس و ۵۱۰ کیلومتری پایتخت واقع شده است.
اعزام تیمهای ارزیاب به مناطقزلزلهزده/ قطع برق بیشتر نقاط تبریز
دکتر معصومی، رییس اورژانس کشور از اعزام دو تیم ارزیاب به تبریز و اهر خبر داد.
وی با بیان اینکه در پی وقوع زلزله ۶/۲ ریشتری در اهر، ارتباط تلفنی با تبریز و اهر قطع شده است، گفت: بر این اساس یک تیم از اردبیل برای ارزیابی به تبریز اعزام شد.
وی با بیان اینکه ارتباط تلفنی با اهر که کانون زلزله بوده، قطع است، گفت: یک تیم ارزیاب از مشکینشهر برای ارزیابی منطقه زلزلهزده به اهر اعزام شد. به گفته وی، تاکنون خبری از مصدومان یا کشتههای احتمالی این زمین لرزه مخابره نشده است.
همچنین برهان، مدیر روابط عمومی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تبریز نیز درباره این حادثه با بیان اینکه هماکنون ترافیک شدیدی در اکثر معابر شهر تبریز برقرار است به ایسنا گفت: بیشتر نقاط تبریز با قطعی برق روبرو شده و همین امر اضطراب و استرس شهروندان را رقم زده است.
به گفته مدیر روابط عمومی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تبریز، تاکنون آماری در خصوص تعداد مجروحان یا تلفات احتمالی این حادثه مخابره نشده است.
رئیس سازمان امداد و نجات کشور از رخداد دو زلزله بزرگ در آذربایجان شرقی خبر داد.
محمود مظفر در گفتگو با مهر، ضمن تایید رخداد دو زلزله بزرگ در آذربایجان شرقی در ساعت ۱۶:۵۳ و ۱۷:۲۱ دقیقه عصر شنبه گفت: یک زلزله ۶ ریشتری در اهر و یک زلزله ۲/۶ ریشتری در ۲۰ کیلومتری ورزقان، استان آذربایجان شرقی را لرزاند.
وی افزود: بر اساس آخرین اطلاعات دریافتی ارتباط با روستاها قطع است و تنها با بی سیم ارتباط داریم. همچنین آمار کشته شدگان اعلام نشده ولی مجروحان در حال انتقال به بیمارستان هستند که بیشتر شکستگی استخوان است.
رئیس سازمان امداد و نجات کشور گفت: برخی روستاها مانند خرمالو و هریف آسیب دیده ولی بالگردها و امدادگران به سرعت خود را به محل حادثه اعزام شده اند.
جمعی از جوانان جنبش سبز کشورمان و به نمایندگی از همراهان مظلوم و سرافراز جنبش سبز؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حرکتی خودجوش اقلام ضروری ماه مبارک رمضان را برای خانواده های آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات و شهدای جنبش سبز و خانواده زندانیان سیاسی تهیه و به آنان تقدیم کردند.
به گزارش کلمه، “جمعی از جوانان جنبش سبز” که تشکلی مدنی و با سبقه فعالیت سیاسی و علمی هستند معتقدند در حال حاضر یکی از ضروری ترین اقدامات، حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی و گسترده تر کردن چتر حمایتی از کسانی است که با اشتباهات مداوم دولت در عرصه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تحت فشار بیشتر قرار گرفته اند.
به گفته ی این گروه از جوانان حداقل کاری که در این شرایط از فعالان و مبارزان سیاسی و مدنی انتظار می رود، رسیدگی و توجه عمیق و جدی و بدون شعار و حقوق بشری و به هدف واقعی حمایت از مظلوم و احقاق حق او در حد توان است.
بر اساس این گزارش جوانان جنبش سبز بر این باورند که یاری رساندن عملی به آسیب دیدگان، جدای از اینکه وظیفه اخلاقی، مذهبی، ملی و انسانی افراد است از جهات سیاسی نیز حاوی فوائدی است که پیام زنده بودن جنبش سبز مردم ایران و حرکت آفرین و موثر بودن آن به ارکان حاکمیتی که هر عقیده و جهت حرکتی جدای از فهم و سلیقه تنگ و غلط و محدود خود را نمی بینند و نمی پذیرند و حکم به حذفشان می دهند، از آن جمله است.
این جوانان سبز می گویند این پیام از لایه های متوسط اجتماعی تا طبقات مادون شهری را در بر می گیرد و از زمینه جامعه شناسانه اهمیت معناداری برای ارکان حکومتی دارد که جنبش سبز ملت را متعلق به اقشار مرفه و دانشجویان از خودراضی و مغرور می انگشاتند و به این ترتیب سعی می کردند سرکوبی جنبش را از لایه های پایین شهری و اجتماعی آغاز کنند. در این معنا کسانی که به چنین توهمی دچارند مشاهده می کنند که ملت معترض فقط متعلق به بخشی از تهران نیست بلکه تمام شهر را در بر می گیرد که از مدیریت غلط فرهنگی، توهمات بی معنای اقتصادی و تزلزل بنیادهای اخلاقی در مواجهه حکومت با حقوق ملت و رانت خواری ها و ویژه خواری ها، ناراضی و بدان معترض بودند اما گوش شنوایی نمی یافتند و نمی یابند.
“جمعی از جوانان جنبش سبز” با تاکید بر اینکه ناظران سیاسی از ریسک بالای این نوع کمک ها به خانواده های آسیب دیده حوادث پس از انتخابات و شهدا و زندانیان سیاسی آگاهند و از احکام ناعادلانه و بی بنیادی که برای بسیاری از فعالان سیاسی و شخصیت های نزدیک به آقایان موسوی و کروبی به دلیل حمایت از خانواده های آسیب دیده صادر شده با خبرند تصریح می کنند که با این حال لذت انجام عمل خیر و کاری واقعی و مهم، جوانان جنبش سبز را برآن داشت تا از سر اختیار و اشتیاق و عشق برای یاری به همنوع، به این کار دست زنند.
به اعتقاد جوانان سبز کشورمان اگر حاکمیت می توانست بفهمد که این وضع حکومت کردن چندان افتخاری ندارد، شاید به فکر نوع دیگری از حکومت می افتاد و یا از اشتباهات خود درس می گرفت.
بر اساس این گزارش توجه به این قبیل کمک ها و هدایایی که بنا به وظایف دینی و انسانی ما به هموطنان اعطا می شود، می تواند برای تکثیر و تکرار از جانب دیگران، از فرمولی حلقوی و گسترشی ملی تبعیت کند و دهان به دهان و سینه به سینه در میان مردم بگردد تا بتواند بخشی از هزینه زندگی مردم را از طریق همین مردم تامین کند. بی نیاز از حکومت و بی چشمداشتی از هیچ نوع رانت و امتیاز ویژه دولتی که اگر کار کمک رسانی را مختل و فاسد نکند، مطمئنا پاکیزگی و زیبایی را از آن می گیرد.
یکی از بسته های کمکی برای یک خانواده در ماه مبارک رمضان
یاد خدا و توجه به مبدا هستی بدون تردید بیشترین تاثیر را در روح و روان و ذهن و ضمیر آدمی دارد. با یاد خداست که انسان هم بزرگی خود را در می یابد و هم کوچکی و ناتوانی خود را. با یاد خدا انسان از یک سو عظمت مبدا کائنات را در می یابد و با او پیوند می خورد و چنان خدا در ذهنش عظیم می گردد که همه مخلوقات را ناچیز و حقیر می بیند، و به فرموده امام علی(ع) به مقام پارسایان نایل می آید که «خداوند در جانشان بزرگ گشته، و در نتیجه غیر او در چشمشان کوچک آمده» (نهج البلاغه، خ۱۹۳، ش۵).
پس انسان با یاد خدا عظیم می گردد و در مقابل غیر او قد خم نمی کند و کوچکی نمی کند، چرا که واقعا بزرگ است و این بزرگی را احساس می کند. اما از سوی دیگر در مقابل عظمت خداوند، خود را کوچک می بیند و قدرت و شوکت خود را ناچیز و حقیر می یابد. جمع این عظمت و کوچکی و درک این دو در کنار هم، که تنها با یاد خدا حاصل می آید، انسان را به موجود دیگری تبدیل می کند و باعث می شود که موجودی جدید متولد شود.
ویژگی مومنان، که بزرگ ترین نعمت برای آنان است، همین یاد خداست. چرا که این یاد خدا به آنان آرامش می دهد و پریشانی را از آنان دور می سازد. خداوند تعالی می فرماید: «آنان که ایمان آوردند و دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد. بدانید که با یاد خدا دلها آرام می گیرد» (رعد/۲۸). این آرامش است که باعث می شود از یک سو انسان جلوی انسانی مانند خود خم نشود و برای بدست آوردن پست و مقام یا مال و منال و … یا برای از دست ندادن آنها انسانیت خود را زیر پا نگذارد.
اما از سوی دیگر همین آرامش باعث می شود که قدرت و شوکت دنیوی را کوچک و حقیر بیابد و دست به ظلم و ستم و فسق و فجور نزند. اگر یاد خدا باعث آرامش می شود همین یاد خدا جلو فحشا و منکر را می گیرد. پس در واقع این یاد خداست که انسان ساز است و این یاد خداست که به انسان نیرو می دهد که قله های دست نیافتنی را فتح کند که مهم ترین قله آن همان قله انسانیت است.
این یاد خدا که بهترین قدرت و توان و نیروست در همه حال نیکوست و هر قدر زیادتر باشد ثمرات و نتیجه هایش بیشتر است. با این حال در دین ساعات و روزها یا شب هایی خاص برای آن معین شده که انسان ها از این فرصت خاص برای به دست آوردن این نعمت استفاده کنند. یکی از این زمان ها شب قدر است که در اسلام تعیین شده و البته زمان آن دقیقا مشخص نشده ولی گفته شده است که به احتمال قریب به یقین در ماه مبارک رمضان و در یکی از سه شب ۱۹، ۲۱ و ۲۳ این ماه است که احتمال شب سوم باز هم قوی تر خوانده شده است.
به هر حال شاید این که زمان این شب مشخص نشده برای این است که انسان ها بیشتر به یاد خدا باشند یا اگر یک شب را از دست دادند، شب دیگری آن را درک کنند. پس مهم ترین دستاورد این شب همین یاد خداست و انسان ها تشویق شده اند که به این شب توجه کنند.
آیات متعددی از قرآن مجید به این نکته تذکر می دهد که هیچ چیز مهمتر از یاد خدا نیست و هیچ چیز نباید مانع آن شود (بقره/۱۵۲؛ ال عمران/۴۱ و ۱۹۱؛ نساء/۱۴۲ و …). پیامبر خدا(ص) می فرماید:« هیچ چیز را بر یاد خدا ترجیح مده، چه آنکه او می فرماید: یاد خدا بزرگ تر است» (بحار الانوار، ج۷۷، ص۱۰۷) و می فرماید: «هیچ عملی نزد خداوند متعال محبوب تر ، و هیچ عاملی در نجات بنده از هر گناهی در دنیا و آخرت، موثرتر از یاد خدا نیست» (کنز العمال، ح۳۹۳۱). امام علی(ع) می فرماید: «یاد کردن، همنشینی با محبوب است» و می فرماید: «یاد خدا، خوی هر نیکوکار و خصلت هر مومنی است» (غرر الحکم، ح۳۲۲ و ۵۱۷۳). و البته این یاد خداوند نه ضرورتا در زبان بلکه در دل و قلب است، چنان که امام علی(ع) می فرماید: «کسی که در نهان به یاد خدا باشد، خدا را بسیار یاد کرده است» (بحار الانوار، ج۹۳، ص۳۴۲).
یاد خدا در واقع روح عبادت است و به همین جهت نماز برای یاد خدا وضع شده است (طه/۱۴). و یکی از مهم ترین این عبادت ها که به این جهت که یاد خدا را در بر دارد، بسیار ارزشمند است، دعا است. دعا به معنای خواندن خدا و سخن گفتن با اوست. وقتی انسان خدا را می خواند اگر خدا هم جواب او را بدهد یک گفت و گو بین انسان و خدا شکل می گیرد. به همین جهت خداوند ازانسان ها خواسته است که او را بخوانند تا خدا هم پاسخ آنان را بدهد. در واقع دعا نیز همان یاد خداست و همان تاثیر را در روح و روان آدمی دارد. باید توجه داشته باشیم که دعا به معنای خواندن است و نه خواستن. در دعا ضرورتا کسی چیزی از خدا نمی خواهد، بلکه نفس خواندن و پاسخ شنیدن موضوعیت دارد. هر چند خواستن هم یاد خدا را در بر دارد. همچنین استجابت به معنای دادن چیزی نیست بلکه به معنای پاسخ دادن ندای کسی است که او را خوانده است.
به همین جهت دعا عبادت خوانده شده است. پیامبر خدا(ص) می فرماید: «دعا مغز عبادت است» (بحار الانوار، ج۹۳، ص۳۰۰) و میفرماید: «دعا سلاح مومن، ستون دین و نور آسمان ها و زمین است» (کافی، ج۲، ص۴۶۸). امام علی(ع) می فرماید: «دعا کلید رحمت، و چراغ تاریکی است» (بجار الانوار، ج۹۳، ص۳۰) و می فرماید: «محبوب ترین کار در نزد خدا در روی زمین، دعاست» و می فرماید: «دعا سپر مومن است» (کافی، ج۲، ص۴۶۷ و ۴۶۸).
پس هدف اصلی دعا، خواندن خدا و یاد اوست که این نیز برای ساخته شدن انسان است. دعا و یاد خدا صرفا برای حاجتمندان و نیازمندان نیست بلکه قدرتمندان و بی نیازان بیشتر به آن محتاجند، تا این یاد خدا جلوی طغیان و سقوط آنان را بگیرد. اگر دعا صرفا برای خواستن و بیان نیاز و حاجت باشد، پس کسی که نیازی ندارد از این عبادت و یاد خدا محروم می شود.
شب قدر و نیز همه وقت برای یاد خدا و تحول انسان است. اما مساله حاجت و نیاز چنان بر ذهن مردم غلبه کرده که جایی برای اصل بعد عبادی این عمل باقی نگذاشته است. افراط در این امر باعث شده که همه چیز به دعای مردم گره بخورد. آنقدر صحبت از دعای مردم در رابطه با پیروزی قهرمانان در المپیک و جاهای دیگر و نقش آن در پیروزی آنان شنیده می شود، که گویا عامل اصلی در پیروزی ها همین دعاهای مردم است. و البته جای این پرسش باقی می ماند که برای قهرمانان چین و آمریکا چه کسی دعا کرد، و آیا قهرمانی که شکست خورده کسی برای او دعا نکرده است؟ به هر حال از دین و تعالیم آن نباید استفاده نابجا و غلط کرد، چرا که آثار سوئی دارد.
دعا و یاد خدا برای ساخته شدن انسان و جامعه است و نه صرفا برای اینکه انسان ها خواسته های خود را بیان کنند. شب قدر و شب ها و روزهای دیگر زمانی برای یاد خدا و خودسازی انسان است. در این شبها ممکن است قهرمانان ما پیروز شوند و ممکن است شکست بخورند. این امور ارتباطی با دین ندارد، هر چند دعا همیشه مطلوب است. همچنین یاد به قهرمان در میدان ورزشی و هنگام مبارزه کمک می کند چرا که به او آرامش می دهد. با این حال باید از پرداختن زیاد به شعارهای مذهبی در همه جا پرهیز کرد چرا که می تواند آثار سوئی نیز داشته باشد. ورزش گاهی شکست دارد و گاهی پیروزی و هرچند یاد خدا و نام او بی تاثیر نیست اما تمرین درست و برنامه ریزی نقش اصلی را دارد و حتی کفار و بی دینان با رعایت اصول علمی و بدون شعار مذهبی به پیروزی دست می یابند.
این هفته نیز جامعه کارگری کشورمان با حقوق معوقه، تجمع های اعتراضی، بحران در واحدهای تولیدی و اقدامات ضد کارگری تشکل هایی که به نام تشکلات کارگری فعال هستند، مواجه بوده است.
با درخواست کانون عالی شورا های اسلامی کار و کانون بازنشستگی از ریس دولت، یک شبه اساسنامه تامین اجتماعی تغییر کرد تا سعید مرتضوی، متهم جنایت کهریزک و پرونده ی زهرا کاظمی، در سمت خود باقی بماند. نه تنها ملغی کردن قانون به رویه ای عادی در حاکمیت تبدیل شده است بلکه وضع قانون، آن هم یک شبه، از ویژگی های دولتی است که در همان ابتدای کار خود نیز سازمان برنامه و بودجه را انحلال کرده بود.
تجمعات اعتراضی کارگران
در هفته گذشته کارگران در اعتراض به بی عدالتی های زیستی و کاری که در بر آنها تحمیل می شود، دست به تجمع اعتراضی زدند. در لارستان واقع در استان فارس بیش از ۴۰ کارگر و کارگزار شرکت مخابرات این شهرستان در اعتراض به تبدیل قرارداد کاریشان به پاره وقت و ساعتی در مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند. قرارداد این کارگران از سالانه به ۱۵ روز در ماه تغییر کرده است. کارگران این شرکت بین ۵ تا ۲۶ سال سابقه شغلی دارند و این شیوه قرارداد کاری امنیت زیستی و شغلی شان را تهدید می کند. کارفرمای مخابرات لارستان از کارگران خواسته بود با امضاء فرم و تقاضای همکاری (بدون قرارداد قانونی) روزانه فقط ۴ ساعت کار کنند، بطوریکه ماهانه فقط ۲۰۰ هزار تومان به آنان دستمزد داده شود. اجرای این طرح از سوی شرکت مخابران استان فارس برای همه شهرستانهای استان ابلاغ شده است. چندی پیش در شیراز نیز کارگران ۱۱۸ مخابرات این شهر در اعتراض به تبدیل قرارد کاری شان به ساعتی و روزمزد چندین روز در اعتصاب بودند و در اعتراض به بهره کشی از کارگران مقابل استانداری فارس تجمع کردند.
در سنندج نیز کارگران کارخانه بانی پلاست غرب، در اعتراض به سه ماه حقوق معوقه شان مقابل اداره کار سندج تجمع کردند. کارخانه بانی پلاست سازنده کانال های کولر است و دارای ۲۱ کارگر با سابقه دو تا هشت سال است. علاوه بر سه ماه حقوق معوقه، بیش از ده ماه است که حق بیمه کارگران نیز به تامین اجتماعی پرداخت نشده است. مدیریت این کارخانه با وجود دریافت ۳ میلیارد تومان تسیهلات از بانک های سپه و ملی شهر سنندج ادعا می کند که قادر به ادامه تولید نیست. در حال حاضر آب و برق و گاز این کارخانه نیز به علت بدهی قطع است، ولی با این وجود کارگران هر روز به کارخانه می روند و ساعت کاری خود را با وجود نبود ابتدایی ترین شرایط تولیدی در این کارخانه سپری می کنند. نگهبانی و سرایدار این کارخانه نیز به همراه خانواده اش در نبود اب و برق و گاز در انجا زندگی می کنند.
دستمزدهای زیر خط فقر، ان هم معوقه
همه ما این روزها با قیمت های سرسام آور مواد غذایی دست و پنجه نرم می کنیم. وقتی که با مرغ کیلویی هفت هزار تومانی و گوشت گوسفند نوزده هزار تومانی و نان ششصد تومانی رو به رو می شویم، کافی است یک لحظه به این فکر کنیم که کارگرانی که ماه هاست که بی مزد کار می کنند چگونه در میان این همه گرانی شکم خود و خانواده شان را سیر می کنند؟
میزان حقوق کارگران در اسفند هر سال برای سال اتی تعیین می گردد و این باعث می شود که تورم واقعی و ملموس در تعیین میزان دستمزدها نقشی نداشته باشد. بر اساس ماده ۴۱ قانون کار، شورایعالی کار همه ساله موظف است که میزان حداقل مزد کارگران را بر اساس درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام میشود، افزایش دهد.
اما نرخ حداقل دستمزدها از سال ۱۳۸۹ به بعد با توجه به اجرای طرح ازاد سازی یارانهها و افزایش لگام گسیخته سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات، تغییر مناسبی نداشته است. ماده ۴۱ قانون کار دو معیار را برای تعیین حداقل دستمزد تعیین کرد: اول اینکه “حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام میشود.” و معیار دوم اینکه “حداقل مزد بدون آن که مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگیهای کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید به اندازهای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام میشود را تأمین نماید.”
شورای عالی کار در اسفند ماه گذشته حداقل دستمزد کارگران را برای امسال ۳۸۷ هزار و ۸۵۰ تومان تعیین و تصویب کرده و این در حالی است که بر اساس اعلام کمیته مزد خانه کارگر و بر اساس قیمت مواد غذایی در اواخر بهمن سال گذشته، خط فقر شدید یا خط گرسنگی مبلغ ۲۷۳ هزار و ۳۷۰ تومان اعلام شده بود. این خط فقر یا گرسنگی اعلام شده تنها بر اساس ۱۶ قلم مواد غذایی اصلی که تعیین کننده میزان کالری لازم برای یک خانواده چهار نفره است، تعریف شده؛ که میزان کالری مذکور برای کودکان ۱۸۰۰ و برای بزرگسالان ۲۰۰۰ کالری در نظر گرفته شده است و هزینه مسکن در ان لحاظ نشده است. با اضافه کردن هزینه مسکن خط فقر در کلان شهر ۸۲۰ هزار تومان در ماه اعلام شده بود. به همه این اعداد و ارقام افزایش قیمتی که مواد غذایی از بهمن گذشته تا کنون داشته اند هم را باید اضافه کرد تا دریافت که کارگران و مزد بگیران در چه شرایط اسفباری زیست می کنند.
در میان همه این گرانی ها و دستمزدهای زیر خط فقر، کارگرانی هستند که ماه هاست هیچ حقوقی دریافت نکرده اند. در ساری ۳۰ کارگر شرکت پارکت سازی در این شهر ۸ ماه حقوق معوقه دارند و بدون هیچ دستمزدی به کار مشغول اند. شرکت پارکت ساری بعد از اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی و واگذاری آن به بخش خصوص دچار مشکلات مدیریتی شده و اکنون به سبب افزایش مشکلات مالی در پرداخت حقوق به کارگر خود ناتوان است.
در بوشهر و در کارخانه رنگ سازی این شهر ۵۰ کارگر این کارخانه اکنون ۵ ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند. کمبود مواد اولیه و از دست دادن بازار فروش محصولات تولیدی به جهت واردات گسترده محصولات مشابه از جمله دلایل بحران تولیدی و مالی این کارخانه است.
بحران در واحدهای تولیدی و بیکاری کارگران
واردات بی رویه کالاها و تبلیغات گسترده آنها در رسانه های عمومی یکی از مسائلی است که موجب بحران های مالی در کارخانه های تولیدی می شود. در همین زمینه اسماعیل حق پرستی دبیر خانه کارگر تهران از ورشکستگی و تعطیلی قریب الوقوع کارخانه شوفاژ کار و بیکاری ۱۵۰ کارگر این واحد تولیدی خبر داد.
وی واردات بیرویه محصولات خارجی مشابه آنچه که در داخل کشور تولید میشود را موجب بحران در واحدهای تولیدی از جمله شوفاژ کار اعلام کرده است. به گفته این فعال کارگری مبلغ ۱۵۰ میلیون یورو پکیج حرارتی دیواری وارد کشور شده است که به بخش عمدهای از اشتغال و اقتصاد کشور لطمه زده است.
بحران در واحدهای تولیدی بواسطه واردات فقط مختص صنعت نیست. بلکه کشاورزی و دامداری و مرغداری ما را نیز تهدید می کند. در ماه های گذشته افزایش قیمت مرغ و بحران در این عرصه باعث شده است که دولت واردات مرغ را ازاد اعلام کند.
با ورود مرغ های وارداتی صنعت مرغداری کشور دچار بحران شود و اولین قربانیان این بحران، کارگران مرغداری ها خواهند بود که کار خود را از دست می دهند. چرخه معیوب افزایش قیمت و سپس واردات بی رویه و در ادامه تعطیلی واحدهای تولیدی سال هاست که همچون بختک شومی بر سر تولید در کشور ما سایه افکنده است و همه ساله باعث نابودی بخش های اعظمی از واحدهای تولیدی و اخراج کارگران می شود. در همین زمینه محمد دریانوس دبیر خانه کارگر بندرعباس از بیکاری بسیاری از کارگران واحدهای مرغداری در بندر عباس خبر داده بود.
وی گفته بود: در شرایط فعلی درآمد حاصل از فروش گوشت مرغ با توجه به مخارج ایاب و ذهاب، آب و برق، دارو، کارگر و سایر هزینههای پیش بینی نشده بسیار ناچیز است و جوابگوی هزینهها نیست و واردات بیرویه مرغ و به تبع آن کاهش تولیدات داخلی نیز عدم پرداخت حقوق و اخراج کارگران را در پی خواهد داشت.
تامین اجتماعی
سازمان تامین اجتماعی سازمانی مردم نهاد است که ریشه های شکل گیری آن به بیش از ۷۰ سال پیش باز می گردد و در طول این مدت شیوه اداره این سازمان و نام ان تغییرات زیادی کرده است. از مردم نهاد بودن این سازمان فقط نامی باقی مانده است که هرجا و هر زمانی که به نفع مسولین باشد به آن استناد می کنند. این سازمان اکنون زیر نظر وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعى به فعالیت خود مشغول است و عزل و نصب اعضاى هیئت مدیره و مدیر عامل این سازمان برعهده وزیر کار مى باشد. سالها قبل نام این سازمان به صندوق تامین اجتماعی تغییر یافته بود.
با ورود سعید مرتضوی به تامین اجتماعی به عنوان مدیر صندوق تامین اجتماعی، مخالفت ها با این انتصاب از جانب برخی از نمایندگان مجلس آغاز شده بود. دلیل اصلی این مخالفت ها مفتوح بودن پرونده های اتهامی مرتضوی بود. البته در این میان برخی از تشکلات کارگری، کانون عالی شوراهای اسلامی کار و کانون عالی کارگران بازنشسته از ورود متهم کهریزک به این سازمان استقبال کردند! در ابتدا دولت از پرداخت بدهی هایش به تامین اجتماعی به صورت واگذاری برخی کارخانه ها و شرکت ها به تامین اجتماعی سخن گفته بود ولی این اقدام دولت مورد اعتراض فعالان کارگری قرار گرفت و در مورد سود دهی این کارخانه ها و شرکت ها تردیدهای فراوانی مطرح شد.
این ماجرا همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه در هفته گذشته دیوان عدالت اداری حکم انتصاب مدیرعامل صندوق تامین اجتماعی را باطل اعلام کرد. کانون عالی شوراهای اسلامی کار و کانون عالی کارگران بازنشسته طی نامه ای به دولت خواستار تغییر اساس نامه تامین اجتماعی شدند. هنوز چند روز از این حکم و نامه نگذشته بود که دولت ضمن دست بردن در اساس نامه تامین اجتماعی نام ان را از صندوق تامین اجتماعی به سازمان تامین اجتماعی تغییر داد، تا از این طریق حکم دیوان عدالت اداری را بلا اثر کند.
محمد اصلانی، وکیل مرتضوی، در مخالفت با این حکم دیوان عدالت اداری به مردم نهاد بودن و غیر دولتی بودن تامین اجتماعی استناد کرد! و گفت: “آرای دیوان عدالت اداری مربوط به وزارتخانهها، سازمانهای دولتی و نهادهای عمومی دولتی است و شامل نهاد عمومی غیردولتی نمیشود. موکلم رئیس هیئت مدیره “شستا” ( شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی ) است و حکم دیوان باید درباره مدیرعامل صندوقی اجرا شود که وجود خارجی ندارد و لذا نظر مرجع قضایی تحصیل حاصل شده است. اساسا دیگر نهادی به نام صندوق تامین اجتماعی وجود ندارد و آقای مرتضوی به موجب مصوبه هیئت وزیران مدیرعامل این صندوق نیست که از حکم دیوان عدالت تمکین نکرده و بخواهد با دستگاه قضا تقابل کند.”
سی درصد از حقوق ماهانه بیش از ده میلیون کارگر به صندوق تامین اجتماعی واریز می شود و سی و چهار میلیون نفر در کشور بیمه تامین اجتماعی هستند. بیشترین بدهی دولت نیز مروبط به این صندوق می باشد. سازمانی که قرار بود مردم نهاد و غیر دولتی باشد و برای درمان و تامین زندگی کارگران در دوران بازنشستگی تاسیس شده بود، اکنون اینچنین میان قدرت طلبی باندهای قدرت در کش و قوس است و از همه بدتر اینکه افرادی به نام تشکل های کارگری بجای انکه از حقوق صاحبان اصلی این سازمان یعنی کارگران دفاع کنند خود یک طرف دعوای قدرت طلبی اند. اکنون بیش از هر زمانی دیگر نیاز به تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری بدون مداخله دولت و احزاب به خوبی قابل لمس است.
دانشگاه تهران در اقدامی بیسابقه حاضر به اعمال سهمیه معدل ورود به مقطع کارشناسی ارشد برای دختران رشته معدن نیست. این در حالی است که این دانشجویان به امید داشتن سهمیه شاگرد اولی، فرصت شرکت در کنکور کارشناسی ارشد را از دست دادهاند.
تعدادی از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران، در گفتوگو با «اعتماد» با ابراز نگرانی نسبت به سرگردانی دانشجویان دختر در آخرین ماههای مانده به شروع سال تحصیلی جدید، از مخالفت فرهاد رهبر رییس دانشگاه تهران برای پذیرش دختران در رشته معدن خبر دادند.
این در حالی است که تنها به عنوان نمونه از شش دانشجوی برتر معدن دانشگاه تهران در سال جاری که میتوانستند بدون کنکور به مقطع کارشناسی ارشد راه پیدا کنند چهار دانشجوی دختر هستند. در کنکور کارشناسی ارشد ۹۱ نیز پذیرش دانشجو در دانشکده معدن دانشگاه تهران به صورت تکجنسیتی شده بود که اعتراض دانشجویان و بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی و انجمن علمی دانشکده مهندسی معدن را به دنبال داشت.
در پی انتشار بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی و انجمن علمی دانشکده مهندسی معدن، در اعتراض به اعلام پذیرش تکجنسیتی رشته مهندسی معدن در مقطع کارشناسی ارشد و امضا شدن این بیانیه توسط اساتید و دانشجویان، مشخص شد ظاهرا یکی از علل این تصمیمگیری، اطلاعات اشتباهی است که ریاست دانشگاه تهران، درباره تعداد دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشکده معدن داشتند. اما این اقدام بار دیگر در کنکور ۹۱ از سوی دانشگاه تهران و بسیاری از دانشگاههای کشور تکرار شد.
این در حالی است که وزارت علوم و سازمان سنجش حاضر به پذیرش مسوولیت این اقدام نیستند و معتقدند تکجنسیتی شدن رشتههای دانشگاهی به تشخیص دانشگاهها صورت گرفته است.
در حالی که بر اساس قانون دانشگاهها اختیار تعیین جنسیت دانشجویان را ندارند. به همین دلیل کارشناسان آموزش عالی معتقدند اینگونه ممنوعیتها که بر اساس آن تعداد زیادی از دانشگاهها از پذیرش دانشجوی دختر خودداری کردهاند، اساسا پایه و اساس قانونی ندارد. حذف دختران از رشتههای مهندسی و کاهش ظرفیت پذیرش آنها در سایر رشتههای دانشگاهی سیاستی است که در چند سال اخیر از سوی برنامهریزان آموزش عالی به طور گستردهیی در حال اجرا است.
در دفترچه کنکور کارشناسی ۹۱ که در روزهای گذشته منتشر شد دختران از ۷۶ رشته دانشگاهی حذف و بیش از ۶۰۰ کد رشته دانشگاهی در ۶۰ دانشگاه کشور تکجنسیتی شده بود. بررسی دفترچه راهنمای کنکور ۹۱ حاکی از آن است که ۱۲ دانشگاه کشور در رشته مهندسی معدن تنها مرد پذیرش میکنند. دانشگاه تهران، صنعتی اصفهان، صنعتی امیرکبیر، صنعتی بیرجند، سهند تبریز، بینالمللی قزوین، دانشگاه کاشان، دانشگاه لرستان، دانشگاه بیرجند، دانشگاه سیستان بلوچستان، دانشگاه باهنر کرمان و دانشگاه ارومیه، دانشگاههایی هستند که ظرفیت پذیرش دختران در رشته مهندسی معدن را صفر کردهاند.
سایر دانشگاهها نیز سهمیه ناچیزی را برای پذیرش دختران در این رشته قرار دادهاند. آمار تفکیک جنسیتی در کد رشتههای دانشگاهی نشان میدهد که از هر شش کد رشته دانشگاهی بیش از یک رشته به صورت تفکیک شده برای دانشجویان پسر یا دختر برگزار خواهد شد. به طور میانگین بیش از ۱۷ درصد کد رشتههای دانشگاهی در گروههای آموزشی مختلف تفکیک جنسیتی شدهاند.
بر اساس اطلاعات جمعآوری شده، در گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی در حدود ۲۰ درصد، علوم انسانی بیش از ۳۰ درصد، علوم تجربی ۱۰ درصد، هنر ۳۴ درصد و زبانهای خارجی ۲۵ درصد کد رشتههای دانشگاهی به صورت تفکیک شده برای دانشجویان پسر و دختر برگزار خواهد شد. دانشگاههای اراک، اصفهان، بوعلیسینا همدان، بینالمللی امامخمینی قزوین، لرستان، محقق اردبیلی، گلستان و علامه طباطبایی از دانشگاههایی هستند که شمار زیادی از رشتههای تحصیلی را به صورت تکجنسیتی برگزار میکنند. در کنار تفکیک جنسیتی انجام شده در بسیاری از رشتههای پرطرفدار دانشگاهی ظرفیت ناچیزی برای دختران در نظر گرفته شده است. این در حالی است که در کنکور سراسری امسال ۶۰ درصد شرکتکنندگان را زنان و ۴۰ درصد را مردان تشکیل میدهند.
سهیلا جلودارزاده: صاحبان تفکر تفکیک جنسیتی در عصر جاهلیت دختران را زنده به گور میکردند
در پی اعمال تفکیک جنسیتی گسترده در پذیرش رشتههای دانشگاهی از سال تحصیلی جدید از سوی وزارت علوم، یک فعال حقوق زنان گفت: اگر صاحبان این تفکر و اندیشه که به تفکیک جنسیتی در رشته های دانشگاهی اعتقاد دارند، در عصر جاهلیت بودند بیشک اقدام به زنده به گور کردن دختران میکردند.
سهیلا جلودارزاده در گفتوگو با ایلنا در مورد دخترانه و پسرانه کردن برخی از رشتههای دانشگاهی گفت: این اقدام یک حرکت برگشت به عقب و برخلاف آرمانهای رهبر کبیر انقلاب اسلامی، قانون اساسی و مصلحت ملت است.
وی افزود: چنین تفکری در دانشگاههای کشور مبنی بر تقسیم کردن برخی رشتهها بین زنان و مردان درگذشته وجود داشت به طوری که این تفکر به دبیرستانها نیز کشیده شده بود.
جلودارزاده خاطرنشان کرد: در همان سالها شورای فرهنگی اجتماعی زنان مصوبه از شورای عالی انقلاب فرهنگی اخذ کرد که براساس آن این تبعیضهای جنسیتی در حوزه دانشگاه برچیده شد.
این فعال حقوق زنان هرگونه تبعیض ناروا را خلاف قانون اساسی ذکر کرد و افزود: تبعیضهای ناروا برای دختران و پسران در جامعه با توجه به تاکیدات اسلام نباید وجود داشته باشد و همه دختران و پسران باید بتوانند در همه رشتههای علمی رشد کنند.
وی به مصوبه سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی اشاره کرد و افزود: دراین مصوبه هیچ شغلی برای زنان محدود نشده است اما امروز میبینیم که هر دم از این باغ بری میرسد.
جلودارزاده خاطرنشان کرد: اگر این اقدام تبعیض آمیز و ظالمانه توسط وزارت علوم به اجرا درآمده باشد و یا دانشگاهها خودسرانه این کار را کرده باشند در هر دو صورت خلاف قانون اساسی، قوانین مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی و خلاف سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی است.
این فعال حقوق زنان یکی از افتخارات مسئولان را ورود بیشتر دختران نسبت به پسران در تحصیلات عالی ذکر کرد و افزود: این موضوع در راستای نشان دادن چهره واقعی اسلام است اما این را هم دارندتغییر میدهند.
وی با تاکید بر اینکه به اعتقاد من تعمدی در اجرای این اقدامات تبعیض آمیز در کار است، تصریح کرد: با این اقدامات، چهره اسلام ضد زن نشان داده میشود به این صورت که اسلام زن را جنس دوم فرض میکند وبرای آن هیچ حقی در جامعه قائل نیست.
جلودارزاده تصریح کرد: در طول هشت سال گذشته شاهد قوانینی همانندقانون حمایت از خانواده بودهایم که با مقاومت جانانه زنان مسلمان کشورمان این قانون به آن شکل، جنبه اجرایی پیدا نکرده است و این مقاومت از اعمال ظلم مضاعفی نسبت به زنان جلوگیری کرد.
این فعال حقوق زنان ادامه داد: اما اکنون شاهد این هستیم که دختران ایرانی را در حالی به آموزشها بیانگیزه میکنند که سن ازدواج هم بالا رفته است و با این سیاستهای جداسازی که در پیش گرفتهاند سن ازدواج از این هم بالاتر خواهد رفت.
وی به واکنش امام خمینی در ارتباط با تفکیک دختران و پسران در دانشگاهها اشاره کرد و افزود: زمانی یک دانشگاهی میخواست دخترها و پسرها را در کلاس از یکدیگر جدا کند و بین آنها دیوار بکشند اما زمانی که امام خمینی از موضوع اطلاع حاصل کردند، شبانه به فرزند خویش حاج احمد آقا فرمودند که همین امشب این دیوار باید خراب شود.
جلودارزاده با تاکید براین اینکه بیش از ۳۰ سال در جمهوری اسلامی زحمت کشیده شده است تا تعبیضهای آموزشی از بین برود، افزود: برای رفع تبعیض نسبت به دخترانی که از تحصیل در دورههای راهنمایی و متوسطه در روستاها و نقاط دورافتاده محروم شده بودند تلاش بسیاری صورت گرفت اما حالا دارند انگیزه تحصیل راهم از دختران شهری میگیرند.
وی خاطرنشان کرد: دختران اگر با این وضعیت ازدواج تحصیل هم نکنند با توجه به اینکه کارمناسب هم برای همه آنها وجود ندارد پس چه باید بکنند، با این نحوه اداره کردن کشور میخواهیم دنیا را هم مدیریت کنیم.
این فعال حقوق زنان افزود: وقتی که زمینههای تحصیل علم، دانش و آگاهی را برای زنان جامعه ببندیم و آنها را از دسترسی به علوم روز محروم کنیم در واقع آنها را دراین دنیا زنده به گور کردهایم زیرا انسان ابتدا جسمش به گور نمیرود بلکه روحش است که به گور میفرستیم.
سئوال این است که دلیل آشفتگی بازار ارزهای خارجی در روزهای اخیر چیست؟ آیا ناشی از تشدید تحریم های اقتصادی و دست های پنهان خارجی و عوامل داخلی شان است؟ و یا ناشی از سوء مدیریت و سیاست های اشتباه و آشفته و نامنسجم اقتصادی که از زمان روی کارامدن دولت احمدی نژاد بر اداره کشور تحمیل شده است؟
درپاسخ به این سئوال یادآور می شوم که افزایش نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی در همه سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران جریان داشته و مسئله بوده است اما افزایش چشمگیر نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی در روزهای اخیرو فراز و فرودهای بازار ارز حکایت از تداوم آشفتگی بازار می کند، و یادآور وضعیتی است که در نیمه دوم سال گذشته و طی دوماه ارزش پول ملی حدود ۵۰ درصد کاهش یافت و بانک مرکزی و همه مسئولان اداره کشور را تسلیم این وضعیت ساخت.
براهل نظر روشن است که نرخ برابری پول ملی با ارزهای خارجی بازتابی از وضعیت اقتصاد کلان هر کشور است و این نرخ در شرایط طبیعی بازار برپایه عملکرد واقعی شاخص های اقتصادی تعیین می شود ولی در ایران بدلیل اینکه همواره دولت (بانک مرکزی) نقش اصلی را در بازار ارز بدست دارد و بنا بر مقتضیات و شرایط سیاست مداخله در بازار ارز را طراحی و اجرا می کند ، و از اینرو در مقاطع مختلف شاهد اجرای سیاست های متفاوت وبعضا نرخ های چندگانه در این بازار بوده ایم اما همواره آن نرخی که به عنوان نرخ آزاد ارز نامیده می شود به نرخ واقعی برابری نزدیکتر بوده است . براین پایه هم اکنون نرخ برابری ریال با یک دلار در بازار حدود ۲۲۰۰۰ ریال است و اگر در نظر آوریم که این نرخ برابری در سال ۵۷ حدود ۶۰ ریال بوده ، آنگاه در می یابیم که ارزش برابری هرریال در مقابل دلار طی سالهای پس از انقلاب به یک سیصد و شصتم کاهش پیدا کرده است ، و البته کمتر کشوری را در جهان می توان اینگونه یافت که پول ملی اش طی ایندوره چنین کاهشی را پشت سرنهاده باشد، و صدالبته این رخداد بازتابی از شرایط واقعی اقتصاد ایران است که سقوط ارزش پول ملی را این چنین رقم زده است.
برای تحلیل بهتر نوسان نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی باید در نظر داشت که در بازار ارز ایران :
- دولت ( بانک مرکزی ) عرضه کننده اصلی ارز است و تقریبا چهار پنجم ارز (حاصل از فروش نفت و گاز) توسط دولت در بازار فروخته می شود . بخش خصوصی تنها عرضه کننده یک پنجم ارز در بازار است .
- دولت ( بنگاههای اقتصادی و نهادهای دولتی و عمومی ) متقاضی اصلی خرید ارزاند و بیش از سه پنجم خرید ارز توسط دولت انجام می گیرد و مابقی را بخش خصوصی پوشش می دهد .
ملاحظه می شود که در شرایط اقتصاد ایران دولت سلطه کاملی براین بازار دارد و از اینرو براحتی می تواند در این بازار مداخله و تعیین قیمت کند و به همین دلیل در مقاطع مختلف بستگی به نوع نگرش و سیاست اقتصادی دولتها شاهد وضعیت های متفاوتی در این بازار بوده ایم .با این احوال بنظر می رسد که در روزهای اخیر شرایط بازار ارز بگونه ای بوده است که کنترل آن از دست دولت خارج شده است و اینرا براحتی می توان ازابلاغ سیاست های ارزی متناقض از سوی بانک مرکزی طی این مدت دریافت که از اجرای سیاست چند نرخی ارز تا سیاست تک نرخی و تعیین نرخ ارز مرجع در نوسان بوده است! و خود این زیگزاگ بخوبی نشاندهنده وضعیت « بازار ارز و سیاست های آشفته » در اداره اقتصاد کشور از سوی دولت کودتاست.
جالب اینکه اقتداگرایان حاکم ، که در همه سالهای پس از انقلاب بدلیل دوری از دولت بر سر حفظ ارزش پول ملی پای فشرده و دولتهای پس از انقلاب را از این منظر مورد نقد و انتقاد قرار می دادند، در سال ۸۴ و پس از روی کارآمدن احمدی نژاد و تشکیل حاکمیت یکدست، مسئولیت اداره کشور و اقتصاد را بدست گرفته و در کوزه نرخ ارز افتادند! وطنز تلخ تاریخ در این است که در دولتی که حاملانش بیشترین حرف و حدیث را برای حفظ ارزش پول ملی در گذشته داشته اند ، و در دوران مسئولیتشان هم معادل ۲۶ سال دولت های پس از انقلاب درآمد نفت داشته است ( برپایه ارقام رسمی منتشره توسط بانک مرکزی حدود ۶۰۰ میلیارد دلار) ، نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی در کمتر ازیکسال حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است .
کالبد شکافی این وضعیت بخوبی نشانگر آن است که این وضعیت برآمده از عملکرد دولت احمدی نژاد در عرصه داخلی و خارجی است، و در واقع ناشی از سوء مدیریت و سیاست های اشتباه و آشفته و نامنسجم اقتصادی این دولت از زمان روی کارآمدن تاکنون است، و اگر تشدید تحریم های اقتصادی را هم در شکل گیری این وضعیت موثر بدانیم این رخداد نیز ناشی از عملکرد ماجراجویانه درعرصه سیاست خارجی بوده است.و قطعا نسبت دادن این وضعیت به دست های پنهان خارجی و داخلی جز فرافکنی و فرار از صورت مسئله و ریشه یابی درست علمی و کارشناسی موضوع نیست. اگرامروز شاخص نرخ ارز به نماگری برای ارزیابی موقعیت اقتصادی و سیاسی ایران تبدیل شده و تصویری لرزان و بحرانی از وضعیت کشور را به نمایش می گذارد بازتاب عملکرد دولتی بدون برنامه و کودتایی است. اینکه در این شرایط شهروندانی که نقدینگی ریالی دارند در پی تبدیل آن به یکی از ارزهای معتبر خارجی یا طلا به منظور حفظ قدرت خرید پس اندازشان هستند و بجای آنکه با سپردن پول خود به بانکها یا خرید سهام و بکاراندازی آن در اقتصاد ملی موجبات سرمایه گذاری و رونق اقتصادی را فراهم آورند آنرا در خانه های خود حبس می کنند شاهدی متقن بر عدم اعتماد شهروندان به حاکمیت و نداشتن یک چشم انداز روشن ازآینده کشوراست، و درچنین شرایطی بعید می نماید که دولت بتواند حتی با تمهیدات امنیتی و پلیسی بازار ارز را کنترل و یا آنرا تک نرخی نماید. دلیل بارزاینکه دولت کاهش ارزش پول ملی اتفاق افتاده را پذیرفته و خود بدنبال آن درحرکت است و حالا می خواهد با تعیین نرخ مرجع نزدیک به نرخ آ زاد ارز آنرا تک نرخی نماید. اینکه بانک مرکزی می خواهد نرخ برابری ریال با دلاررا که در ابتدای سال ۱۳۹۰ برابر ۱۰۲۶۰ریال بود، به ۱۶۰۰۰ یا ۱۷۰۰۰ ریال برای تعیین نرخ مرجع واجرای سیاست تک نرخی ارز تغییردهد به معنای کاهش حدود ۶۰ تا ۷۰ درصدی ارزش پول ملی در ۱۷ ماه گذشته است که دولت رسما آنرا پذیرفته است! و البته با توجه به واقعیات اقتصادی و سیاسی بعید است که اجرای این تصمیم هم بتواند بازار ارز را تک نرخی کند و پیش بینی می شود بازار همچنان با نرخ فاصله دار با نرخ رسمی و رو به بالا به کار خود ادامه دهد و تمهیدات غیراقتصادی نیز کمترین کارآیی در این باره نداشته باشد. درعین حال باید دانست که افزایش نرخ ارز چه در بازار آزاد و چه بصورت رسمی توسط بانک مرکزی با تاخیر و بصورت زنجیره ای در افزایش قیمت سایرکالاها و خدمات، به ویژه کالاهای وارداتی ظاهر می شود و به گرانی و تورم بالای جاری دامن می زند. در واقع بدلیل عملکرد دولت احمدی نژاد چرخه باطلی در اقتصاد ایران شکل گرفته است که نرخ ارز نقش تعیین کننده درآن یافته است و رابطه ای وثیق بین درآمد نفت- افزایش نقدینگی- تورم- نرخ ارزو گرانی برقرار شده و مردم را گرفتار مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی است که دراین میان بیشترین آسیب متوجه اقشارفقیر و متوسط جامعه است.
درپایان یادآور می شوم که راه حل اساسی سامان دادن به بازار ارزوجلوگیری از کاهش ارزش پول ملی در شرایط کنونی و بیرون آوردن اقتصاد کشور از بحرانی که بدان گرفتار آمده است، اقتصادی نیست بلکه سیاسی است و آنهم انجام اصلاحات به منظورجلب اعتماد مردم به بهبود وضعیت کشور در عرصه داخلی و روابط خارجی است ، راهکاری که اقتدارگرایان حاکم تمایلی به انجام آن ندارند و باید دید تا کی می توانند این وضعیت را ادامه دهند؟ تجربه های بشری نشان داده است که واقعیت های سخت اقتصادی و سیاسی چگونه حاکمیت های ایدئولوژیک و غیرمردمی را به تسلیم وزیر کشیده است و درایران هم زود یا دیر این اتفاق خواهد افتاد.
این امری طبیعی است که اگر آدمی با صاحبان قدرت و قدرتمندان درگیر نشود، و به اصطلاح امروز محافظه کار باشد کسی با او کاری ندارد، بخواهد به مصداق ضرب المثل «آهسته برو آهسته بیا، صدای پای مورچه نکن!» این که تقوا نیست، این که زهد نیست، این انحراف است، پس سکوت نشانه زهد نیست، مگر نعوذ بالله بگوییم علی(علیه السلام) زاهد نبوده است!
علی(علیه السلام) در مقابل انحرافات ایستادگی می کند و اعتراض می کند و همیشه در صحنه حاضر است، علی جنگها دارد، مبارزهها دارد، و به قول امام، رسول الله(ص) و دیگر انبیاء اینگونه بودند. برخی از آنها میخواستند و برخی هم توان و قدرت مبارزه را نداشتند. و در رأس همه، سید الشهداء(علیه السلام) است، سید الشهداء(علیه السلام) ازهد الزهّاد است، شهداء در میان هر صنفی، ازهد آن صنفند. اگر بناست آهسته رفتن و آهسته حرکت کردن که کسی کاری به آدم نداشته باشد، ارزش محسوب شود، موسی بن جعفر(صلواتالله و سلامه علیه) آهسته میرفت آهسته میآمد تا کسی زندانش نکند، امام مجتبی(علیه السلام) آهسته میرفت و آهسته میآمد تا کسی زهرش ندهد. خیلی هم به آنها احترام می گذاشتند و خیلی هم تجلیل میکردند. پس زهد یعنی کمک به جامعه.
اینکه زهد زمینه ساز استفاده صحیح و بهتر انسان ها از امکانات آن جامعه باشد و این زمینه سازی در مقاطع مختلف شیوه های گوناگونی را می طلبد و خمیر مایه این شیوه نصیحت حاکمان یا مبارزه با آنها در صورت عدم تمکین در برابر کلام حق است.
بنابراین می توانیم چنین نتیجه گیری کنیم که عافیت طلبی، سکوت، محافظه کاری، و مماشات با اصحاب قدرت و زورمندان در هر عصر و زمانه ای نشانه زهد نیست، و انسان زاهد کسی است که با ظلم و جور و بی عدالتی حکام در جامعه مبارزه کند تا زمینه حکومت صالحان بر جامعه تحقق پیدا کند.
بدنبال تغییر و انتصابات اخیر در زندان اوین بدرفتاری و محدودیت ها با زندانیان سیاسی "شدت" گرفته است. این اعمال محدودیت ها و فشارها سبب نگرانی خانواده زندانیان سیاسی شده است.
خانواده بزرگ زندانیان سیاسی می گویند که سلامت زندانیان سیاسی در "خطر" است و مسئولین قضایی و زندان ها که مسئول جان و سلامت زندانیان هستند از روی عمد توجهی به این مسئله ندارند. بسیاری از زندانیان سیاسی بر اساس تجویز پزشک زندان نیاز فوری به رسیدگی درمانی و انتقال به بیمارستان را دارند. اما مسئولین زندان برای اعمال فشارهای مضاعف و تضعیف روحیه زندانیان سیاسی برای انتقال آنها به مراکز درمانی از دستبند استفاده می کنند. زندانیان سیاسی نیز در واکنش به این اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی رنج بیماری را به انتقال با دستبند به بیمارستان ترجیح می دهند.
عبدالفتاح سلطانی یکی از این زندانیان سیاسی است که از مشکلات جسمانی زیادی رنج می برد و پزشک زندان دستور انتقال وی را به بیمارستان داده است. اما بدلیل استفاده از دستبند برای انتقال به بیمارستان این وکیل برجسته و شجاع حاضر به پذیرش این شرایط خلاف قانون سازمان زندان ها نیست.
مائده سلطانی، فرزند عبدالفتاح سلطانی با ابراز تاسف از برخوردهای غیرقانونی با پدرش به سایت ملی – مذهبی می گوید: "دو بار بدلیل مشکلات جسمانی پدر و تجویز پزشک می خواستند او را با دستبند از زندان به بیمارستان منتقل کنند اما پدر حاضر نشد با دستبند به بیمارستان برود زیرا طبق تبصره ۱ ماده ی ۲۲۲ آیین نامه ی زندانها استفاده از دستبند ممنوع است و این خلاف شان قاضی و وکیل (که هم شان قاضی است) می باشد. این در حالی است که رئیس بند ۳۵۰ که الان تغییر کرده شفاها به پدر گفته بود که این بار بدون استفاده از دستبند او را می برند اما هر بار به وعده خود عمل نمی کنند. با چنین رفتارهایی می خواهند پدر را تضعیف روحیه کنند و او را بیشتر مورد اذیت و آزار قرار دهند."
عبدالفتاح سلطانی در اسفند سال نود در دادگاه بدوی به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام»، «شرکت در تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر»، «اجتماع و تبانی علیه نظام» و همچنین «تحصیل مال حرام» به خاطر دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ، به هیجده سال زندان در تبعید محکوم شد ، حکمی که در دادگاه تجدید نظر به سیزده سال کاهش یافت.
فرزند سلطانی در ادامه تصریح می کند: " اما پدر از شرایط روحی خوبی برخوردار هستند و یکی از نشانه هایش هم این است که علیرغم اینکه قبل از صدور حکم دادگاه تجدیدنظر ( از هیجده سال به سیزده سال) به او گفته بودند که اگر بر علیه خانم شیرین عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر اعتراف و مصاحبه کنی، حکمت را کاهش می دهیم اما پدر هرگز حاضر به اینکار و گفتن امر خلاف واقع نشد."
پس از ریاست علی اشرف رشیدی بر اوین که پیش از این رئیس سازمان زندانهای کرمانشاه بوده و کارنامه سیاهی در خصوص رفتار با زندانیان سیاسی دارد و همچنین خدابخشی نماینده دادستان ،شرایط زندانیان سیاسی بسیار اسف بار شده است. علی اشرف رشیدی سال گذشته، حضور نیروی انتظامی و یگان ویژه در زندان را نشانه زندانبانی اسلامی دانسته و گفته بود که حضور مقتدرانه یگان حفاظت در زندانها هیچ منافاتی با امور اصلاحی و تربیتی ندارد و پرسنل انتظامی، خود زمینهساز و مروج امور اصلاحی و پیشگیرانه هستند!
گفتنی است، چندی پیش ابوالفضل قدیانی زندانی سیاسی ۶۷ ساله که دچار مشکلات جسمانی و ناراحتی قلبی است تنها به دلیل اینکه حاضر به استفاده از دستبند (که خلاف قوانین است) برای انتقال به بیمارستان نشد، توسط هشت مامور در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
مائده خاطرنشان می کند: "پدر پیش از زندان مشکلات جسمانی مثل کم خونی نداشت و بخاطر شرایط نامناسب زندان و تغذیه و آب زندان دچار کم خونی و مشکلات گوارشی شده است. بویژه تحت فشارهایی که در مدت شش ماه سلول انفرادی به او وارد ساختند بیماری کولیت عصبی اشان تشدید شد. ما بشدت نسبت به سلامتی پدر که در خطر است نگران هستیم. سلامت او در دست مسئولین از جمله آقای خدابخشی که قبلا قاضی اجرای احکام بود و به نماینده دادستان ارتقاء مقام پیدا کرده اند، است. و مسئولیت اینکه پدرم الان در زندان بسر می برد عده ای از قضات قانون شکن و مطیع ماموران وزارت اطلاعات هستند که استقلالی ندارند. اگر پدرم در یک دادگاه صالح و عادل محاکمه می شد از تمامی این اتهامات تبرئه می شد و الان در زندان نبود. در حقیقت حکم سیزده سال دقیقا حکم دیکته شده وزارت اطلاعات به آقای پیرعباسی و بعد از آن به قضات دادگاه تجدیدنظر بوده است. حتی پدر به آقای پیرعباسی هم گفتند که حکم من از مدتها قبل در ذهن شما اعلام شده و دفاعیات من تاثیری ندارد. و خود آقای پیرعباسی هم در همان دادگاه به پدر می گویند که چه دفاع بکنید، چه نکنید ما حکمتان را اعلام می کنیم. همچنین بسیاری دیگر از اقدامات غیرقانونی در روند رسیدگی قضایی به پرونده پدر صورت گرفت که از جمله می توان به آن اشاره کرد که پدر تا مدتها دسترسی به پرونده خود نداشتند و بعد از مدتها هم که او را می آوردند تا دفاعیه خود را بنویسد می گفتند عطوفت اسلامی را اجرا کردیم!"
مسئولین دستگاه قضا در حالی صحبت از اجرای عطوفت اسلامی می کنند که زندانیان سیاسی از حقوق اولیه و ابتدایی خود "محروم" هستند و خانواده های آنها روزها را در راهرو دادسراها و سالن زندانها می گذرانند تا بدانند به چه علت عزیزانشان حق و حقوق یک زندانی را ندارند. پیگیری هایی که هیچگاه از سوی مسئولین و مراجع قضایی پاسخ داده نشده است.
امیر خسرو دلیر ثانی فعال ملی – مذهبی و عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز و همچنین عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه است که از دی ماه سال ۸۸ به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور» در زندان بسر می برد. او در حالی در حال گذراندن دوران محکومیت خود است که از کوچکترین حقوق یک زندان سیاسی از جمله حق ملاقات حضوری و مرخصی محروم مانده است.
شیوا فلاح همسر این فعال ملی- مذهبی با ابراز ناراحتی از تداوم محرومیت ها عنوان می کند: "همانطور که بارها گفته ایم زندانیان سیاسی از حقوق خود از جمله ملاقات حضوری، مرخصی، تلفن و حتی آزادی مشروط محروم هستند. ما الان بیشتر از یکسال است که از ملاقات حضوری محروم هستیم پیگیری هم که کردیم می گویند که "صلاح نیست!" زمان ملاقات را هم کم کرده اند حالا نمی دانیم بخاطر ماه مبارک رمضان است که ساعات کاری آنها کم شده یا دلیل دیگری دارد؟"
شیوا ادامه می دهد: "به پیگیری هایی هم که برای مرخصی و ملاقات حضوری و آزادی مشروط با توجه به اینکه همسرم بیش از نیمی از دوران محکومیت خود را گذرانده، انجام داده ایم ؛ پاسخی نمی دهند و می گویند شامل حال زندانیان امنیتی نمی شود. ما هنوز نمی دانیم منظور از زندانی امنیتی چیست و چه فرقی با زندانی سیاسی دارد؟! این در حالی است که آقای دلیرثانی الان به جرم سیاسی یعنی عضویت در گروه جنبش مسلمانان مبارز در زندان هستند و این گروه یک گروه سیاسی بود که طیف ملی – مذهبی ها را در بر می گرفت."
مدیرعامل شرکت فرودگاههای کشور از کاهش تعداد پروازهای داخلی در جریان برگزاری اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد (۷ تا ۱۱ شهریورماه) خبر داد.
سیدمحمود رسولی نژاد در گفتگو با مهر با اعلام این خبر، گفت: در جریان برگزاری اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد، برخی از پروازهای داخلی انجام نمیشود.
وی افزود: به منظور عدم تداخل پروازهای مربوط به این اجلاس، تعداد پروازها کاهش کاهش خواهد یافت.
همچینین برخی آژانسهای هواپیمایی این موضوع تایید شد و البته آنها اعلام کردند که به احتمال زیاد از تاریخ ۷ تا ۱۱ شهریور پرواز به مقصد کیش و مشهد انجام نمیشود.
حمید غوابش دبیر انجمن شرکت های هواپیمایی هم اعلام کرد: احتمال کاهش تعداد پروازهای داخلی وجود دارد اما هنوز به ایرلاینها ابلاغ نشده است.
بر اساس این گزارش، به احتمال زیاد فرودگاه مهرآباد در روزهای ۸ و ۹ شهریورماه تعطیل خواهد بود.
مسئولان دولتی اعلام کرده اند که به دلیل برگزاری اجلاس جنبش عدم متعهد، روزهای ۷، ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ شهریورماه تعطیل خواهد بود.
این روزها مردم اهواز با بویی آزار دهنده مواجه شده اند که در برخی اوقات در این شهر می پیچد و اهواز را تحت تاثیر قرار می دهد به گونه ای که تحمل آن حتی از گرد و غبار هم سخت تر است.
به گزارش مهر، اهوازی ها در چند سال اخیر با مشکلات زیست محیطی فراوانی مواجه شده اند که بی شک زندگی در این شهر را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده به گونه ای که این روزها تقاضا برای مهاجرت از این شهر به بالاترین سطح ممکن خود رسیده است.
گرد و غبار که چند سالی مردم این شهر را آزار می دهد و باعث بروز بیماریهای فراوانی در بین مردم این کلانشهر شده از اصلی ترین علل تمایل مردم برای ترک شهر و زندگی در استانهای خوش آب و هوا مثل البرز، اصفهان، فارس و شمال کشور است.
این روزها همه افرادی که در ادارات دولتی به مرز بازنشستگی رسیده اند یک فکر را در سر می پرورانند. اینکه زودتر بازنشسته شوند و با فروش خانه خود به استانی دیگر مهاجرت کنند تا از شر گرد و غبار و گرمای وحشتناک این شهر و بیماریهای ناشی از این پدیده ها رهایی یابند.
با وجود وعده های مکرر مسئولان هم اکنون هیچ امیدی برای حل مشکل گرد و غبار وجود ندارد و مردم از اینکه قولها برای حل مشکل گرد و غبار که تاکنون بارها از زبان مسئولان مختلف به گوش رسیده محقق شوند، مایوس شده اند به همین دلیل اغلب مردم علاقه دارند برای رهایی از این وضع به استانهای دیگر مهاجرت کنند به خصوص اینکه نمایندگان استان خوزستان در مجلس اخیرا اعلام کرده اند که گرد و غباری که از سمت عراق به استان خوزستان و سایر استانهای کشور وارد می شود حاوی اورانیوم ضعیف شده است و به شدت سلامت مردم در معرض این پدیده شوم را تهدید می کند.
گرد و غبار در اهواز
نماینده اهواز در مجلس شورای اسلامی در خصوص عواقب پدیده گرد و غبار در استان خوزستان می گوید: براساس بررسیهای انجام شده سالانه به علت بروز این پدیده حدود ۱۹ هزار بیمار به جمع بیماران کشور اضافه می شود که سهم استان خوزستان از این میزان حدود پنج هزار نفر است.
سید شریف حسینی ادامه داد: براساس آزمایشهای انجام شده حدود پنج هزار نوع باکتری از گرد و غبار جداسازی شده است که بی شک استشمام آن تهدیدی جدی برای سلامت مردم است.
اما این روزها مردم اهوازی با معضل دیگری نیز مواجه شده اند و در برخی موارد بویی بسیار مشمئزکننده و تند تمام شهر را فرا می گیرد و استشمام آن برای مردم عذاب آور است به گونه ای که وقتی این بوی تند در اهواز متصاعد می شود مردم سعی می کنند در خانه بمانند.
ابتدا مردم تصور می کردند که این پدیده، ناشی از وجود مقداری زباله رها شده در قسمتی از منطقه خود است که بوی متعفن آن بخشی از شهر را فرا گرفته ولی با تداوم این پدیده مردم متوجه شدند که این وضع ناشی از وجود زباله نیست بلکه باید علت و منشا وجود این بوی تند را در جایی دیگر جستجو کرد.
نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی با تائید وجود چنین بویی در شهر و اینکه اعتراضات فراوانی از سوی مردم در خصوص وجود این وضع به آنها منتقل شده است، گفت: یادم می آید این بوی بد به همین شکل چند سال قبل در خرمشهر وجود داشت و من وقتی علت آن را جویا شدم گفتند ناشی از وجود کارخانه الکل در خرمشهر است.
سید شریف حسینی ادامه داد: هم اکنون نیز همان بو در برخی مواقع در شهر اهواز متصاعد می شود و باعث گله مندی مردم به خصوص مناطق و روستاهایی که به جاده آبادان نزدیک هستند می شود به گونه ای که این امر نارضایتی شدیدی در بین مردم به وجود آورده است.
وی با اشاره به اینکه باید سازمانهای متولی مثل فرمانداری اهواز و سازمان محیط زیست استان خوزستان از مدتها قبل وارد این ماجرا می شدند و منشا این بو را پیدا می کردند گفت: بعد از پیگیریهای فراوانی که انجام دادیم متوجه شدیم این بو مثل شبیه همان بویی است که در خرمشهر متصاعد می شد و منشا آن الکل است.
عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: نتیجه پیگیری ها به این نتیجه ختم شد که این بو ناشی از فعالیتهای به دست آورن الکل از ساقه محصول نیشکر در جاده آبادن و خرمشهر است که بوی تند ناشی آن به مناطق مسکونی اهواز به خصوص آنهایی که به این جاده نزیک هستند می رسد.
فعالیت شرکت های نیشکر در جاده آبادان – اهواز
حسینی در خصوص تداوم نداشتن همیشگی این بود در اهواز گفت: این بو را هوا به این سمت منتقل می کند یعنی وقت باد غالب به سمت اهواز می وزد این بو به سمت اهواز می آید به همین دلیل احساس می کنم مناطقی که در کنار این فعالیت حضور دارند بیش از مردم اهواز درگیر این بو هستند.
نماینده مردم اهواز در خصوص راهکارهای مرتفع شدن این وضع در اهواز گفت: مسئولان محیط زیست باید در این خصوص فعال شود و راهکارهای حل این مشکل را بررسی کند زیرا این وضع برای مردم قابل تحمل نیست و اگر باد غالب به سمت اهواز چند روز طول بکشد مردم با ناراحتیهای فراوانی مواجه می شوند.
حسینی عنوان کرد: مسئولان محیط زیست باید بررسی کنند امکان نصب برخی فیلترها برای جلوگیری از متصاعد شدن این بو وجود دارد یا خیر در غیراینصورت باید فکری اساسی برای حل این مشکل اندیشده شود زیرا مردم تحمل اضافه شدن معضلی دیگر همانند گرد و غبار را ندارند.
عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: متاسفانه در سازمان محیط زیست حساسیتی برای جان انسانها وجود ندارد و آنقدر که برای عدم انقراض یک حیوان تقلا می کنند برای به وجود آوردن یک محیط مناسب برای زندگی مردم خوزستان و رهایی آنها از گرد و غبار و بوی تند الکل برنامه ای اجرا نمی شود.
حسینی تصری کرد: من نمی گویم برای نجات بخشی و جلوگیری از انقراض گونه های مهم حیات وحش در کشور کاری انجام نشود ولی بی شک نجات جان مردم و تامین سلامت آنها باید در اولویت کاری این سازمان قرار بگیرد که هم اکنون اینگونه نیست.
بعد از اینکه چندی قبل از وجود بوی فاضلاب در شهر اهواز گزارش دادیم این بار مردم از بویی نامطبوع در هوای این شهر در رنج هستند و به نظر می رسد وضع در زیست محیطی در اهواز اگر معضل گرد و غبار را به آن اضافه کنیم هم اکنون اورژانسی است
صبح روز گذشته عبدالغفور قلندرینژاد از دراویش گنابادی شهر بندرعباس پس از ۵ روز بی خبری با خانوادهی خود تماس تلفنی گرفت.
به گزارش مجذوبان نور، عبدالغفور قلندری نژاد از دراویش گنابادی ساکن بندرعباس که صبح روز ۱۶ مردادماه ۱۳۹۱ توسط چند نفر لباس شخصی در شهر بندرعباس بازداشت شده بود پس از ۵ روز بی خبری با خانوادهی خود تماس تلفنی گرفت.
این درویش گنابادی با توجه به اینکه در تمام طول زمان بازداشت در بندرعباس و سپس انتقال وی به صورت هوایی به تهران با چشم بند بوده است از محل دقیق نگهداری خود اطلاعی ندارد و به گفتهی خانوادهی او، وی در بازداشتگاه مرکزی اطلاعات تهران نگهداری میشود.
اتهام این درویش گنابادی اقدام علیه نظام اعلام شده است که تا کنون وی را جهت تفهیم اتهام به دادگاه منتقل نکردهاند و طی این ۵ روز مورد بازجویی بوده است. با توجه به اینکه این قلندرینژاد در ابتدای سال ۹۱ در تصادف رانندگی دچار مشکل جسمی از ناحیه زانوی پا و کمر شد، خانوادهی این زندانی عقیدتی با بیان اینکه او باید تحت نظر پزشک باشد و پای او به گفتهی پزشکان متخصص نیاز به عمل فوری داشته است به طوری که این درویش را قبل از وقت قبلی عمل جراحی تعیین شده توسط پزشک بازداشت و روانهی بازداشتگاه کردهاند، از حال جسمی ایشان ابراز نگرانی کردهاند.
لازم به ذکر است به غیر از اقدام علیه نظام از سایر اتهامات این درویش گنابادی اطلاعی در دست نیست اما به دلیل همکاری این درویش گنابادی با سایت مجذوبان نور«پایگاه خبری دراویش گنابادی» بازداشت این درویش گنابادی در ادامه ی فشارها بر مدیران و پرسنل سایت مجذوبان نور است.
از شهریور ماه سال گذشته نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به شدت با پرسنل و همکاران سایت مجذوبان نور برخورد کردهاند و بیش از ۲۰ تن از مدیران، وکلا، پرسنل و همکاران سایت مجذوبان نور تا کنون بازداشت شدهاند که هم اکنون ۸ تن از این افراد همچنان در زندانهای اوین تهران و عادل آباد شیراز در حبس هستند.
تاریخ ادیان نشان می دهد که معمولا وقتی دین به صحنه اجتماع آمده و متولیان دین اداره اجتماع را به دست گرفته اند، نوعی سختگیری در امور دینی به وجود آمده است. معمولا دین به شکل و صورتی در آمده که بالاتر از توان و قدرت انسان ها گردیده است. نمونه هایی از این را می توان در تاریخ ادیان مختلف مشاهده کرد. نتیجه این سختگیری زیاد، نفرت از دین و گریزانی مردم از آن بوده است. امام علی(ع) در فرازی از عهدنامه مالک اشتر در واقع با مثالی این نکته را بیان می کند که اجرای مراسم دینی نباید چنان سختگیرانه باشد که مردم را خسته کند:
«ای مالک … هرگاه به جماعت نماز گزاردی نماز را چنان بخوان که نه موجب نفرت مردم از جماعت گردد و نه نماز را تباه سازد، زیرا در میان مردم هم بیمار هست و هم کسی که مشکلی و حاجتی دارد. هنگامی که رسول خدا(ص) مرا به سوی یمن فرستاد از او پرسیدم که چگونه با مردم نماز بگزارم؟ فرمود: با آنان همچون ناتوان ترینشان نماز بگزار و نسبت به مومنان مهربان باش»(نهج البلاغه، نامه۵۳، ش۱۱۸-۱۱۹).
امام(ع) در نامه ای دیگر خطاب به فرمانداران ولایت های مختلف می نویسد: «نماز را در حد توان ضعیف ترین مردم به جا آورید و با طول دادن بیش از اندازه فتنه گری نکنید و باعث وسوسه مردم نشوید» (نهج البلاغه، نامه ۵۲).
از سخنان امام(ع) بر می آید که سخت گیری و زیاده روی در امر دین لطمات زیادی به دینداری مردم وارد می کند. در فقره اول سخن این است که مهربانی و محبت به مردم اقتضا می کند که در دین و در اعمال دینی سختگیری و زیاده روی نشود. اما در فقره دوم بیان تندتر و شدیدتر است و از لطمه شدید زیاده روی به دینداری مردم سخن رفته است. پیامبر خدا(ص) همین مطلب را اینگونه بیان می کند:
«همانا این دین استوار است؛ پس با ملایمت در آن وارد شوید و عبادت خدا را بر بندگان او تحمیل نکنید که در آن صورت به سوار درمانده ای می مانید که نه راهی پیموده نه مرکبی بر جای نهاده است» (کافی، ج۲، ص۸۶).
حکومت هایی که به نام دینی روی کار می آیند و شعار اجرای احکام دین را می دهند بیشترین لطمه ای که ممکن است بر پیکر دین وارد کنند این است که چهره دین را عبوس و سخت گیر و بی رحم نشان دهند. این سخت گیری و شدت هم در عبادیات و هم در احکام اجتماعی می تواند دیده شود. این امر وقتی شدت پیدا می کند که روحانیان و خطیبانی بلندگوها و تریبون ها را به دست بگیرند که درک درستی از چهره رحمانی دین ندارند و روحیات خشن و نامهربان خود را به نام دین به زبان می آورند. امام جمعه که باید به تقوا و پرهیزگاری دعوت کند و باید منادی اخلاق و مهربانی و رحمت باشد، و باید حکومت را به نرمش و مدارا دعوت کند، و باید نگران این باشد که نکند از برخورد تند حکومت، چهره نورانی دین مکدر گردد، دعوت به بی رحمی می کند و به راحتی افراد را محارب می خواند، توهین می کند و بدترین الفاظ را به کار می برد. عجیب است که خطیب جمعه دستور می دهد که کسانی را بدون محاکمه حصر و حبس نمایند.
ای کاش علی(ع) امروز بود تا می دید که به نام او چه اعمالی صورت می گیرد. او نگران این است که اگر نماز جماعت قدری طول بکشد ممکن است کسی که ضعیف است خسته شود. ممکن است کسی که مشکل دارد از کار و زندگی باز بماند. علی(ع) می فرماید نماز را طولانی نکنید چون این با رحمت و مهربانی که مهمترین پیام دین است و خداوند به پیامبرش می فرماید ما فقط و فقط تو را برای رحمت به عالمیان فرستادیم، سازگاری ندارد. علی(ع) که طول دادن نماز را با رحمت ناسازگار می داند، تقاضای برخورد بی رحمانه را با منتقدان و معترضان، آن هم در خطبه نماز، که جای دو رکعت نماز را می گیرد، و تقاضای حصر بدون محاکمه و امثال آن را چگونه می بیند و چه سخنی درباره آن دارد؟! پاسخ آن حضرت این است که: «سلامت دین و دنیا، در مدارا کردن با مردم است» (غرر الحکم، ح۵۶۱۰). پس حکومتی که با مردم خود به نام دین بی رحمی می کند نه از دین مردم چیزی باقی می گذارد و نه از دنیای آنان. هر دو را بیمار و علیل و نابود می گرداند.
پیامبر خدا(ص) که این احکام دین را آورده، همه احکام را یک طرف قرار داده و در طرف دیگر مدارای با مردم را قرار می دهد و این دو را همسنگ می شمارد. می فرماید: «پروردگارم، همان گونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیز فرمان داده است» و می فرماید: «مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمی و مهربانی کردن با آنان نصف زندگی است» (کافی، ج۲، ص۱۱۷، ح۴ و۵).
پیامبر خدا سخت کردن دین یا آسان نشان دادن آن را معیار مسلمانی قرار میدهد و پس از اینکه میفرماید: «ای مردم! دین خدا آسان است» می فرماید: «من برای آوردن دین حنیف و آسان برگزیده شده ام و هر کس با این سنت و روش من مخالفت کند از من نیست» (کنز العمالف ح۵۴۱۸ و ۹۰۰).
آن حضرت در احادیث متعددی به صورت های مختلف بر این نکته تاکید می کند که دین آسان و مهربان است و سخت و خشن نشان دادن چهره دین بزرگ ترین انحراف است. گاهی می فرماید: «بهترین چیز در دین شما آن است که آسان تر است» (هاشم صالحی، نهج الفصاحه، ص۲۸۵) و گاهی پا را از این فراتر می گذارد و می فرماید: «هر عمل شاق و سختی حرام است و در دین کار مشکلی وجود ندارد» (المعجم الکبیر، ج۲، ص۵۲، به نقل از مجیدی خوانساری، نهج الفصاحه، ص۲۶۲).
به هر حال دین نه سخت است و نه خشن و نه نا مهربان و این افراد هستند که روحیات خود را به نام دین بروز می دهند و بی رحمی خود را به پای دین می گذارند. توصیه امام علی(ع) به مالک اشتر، به عنوان کسی که می خواهد به نام دین حکومت کند، این است که دین مهربان است و محبت دارد و تو به عنوان حاکم حق نداری که به اندازه ای که اندکی نماز خود را طولانی کنی چهره دین را خشن و بی رحم نشان دهی.
معنى دعا این است که از آن طرف پیوند با بى نهایت، پیوند با خداى بى نهایت و قدرت بى نهایت او را، همواره براى خودمان محفوظ نگه مى داریم. و از این طرف معنایش این است که بر خودمان نهیب مى زنیم مبادا دچار یأس و ناامیدى باشیم. بکوش؛ امیدوار باش؛ امید است از راههایى که حتى به فکرت نمى رسد به هدف و مقصود و آمال و آرزویت برسى.
شهید سیدمحمد بهشتی در سخنانی با بزرگداشت شبهای قدر تاکید کرده بود: شب زنده دارى است. احیاء یعنى شب زنده دارى. خوب است هر مسلمانى در این شبها شب زنده دارى کند، اما شب زنده دارى به دعا، توجّه به خدا، محاسبه نفس، پاک کردن دل و پاک کردن روح از آلودگیها و ناپاکیها. آماده کردن روح براى بهتر عمل کردن به وظایفى که خدا براى ما مقرر کرده است.
به گزارش پایگاه بنیاد نشر آثار شهید بهشتی، متن کامل سخنان وی در در مرکز اسلامى هامبورگ در سال ۴۴ به شرح زیر است:
اَعوذُ بِاللهِ مِن الشَیطانِ الرَجیم، بِسماللهِ الرحمنِ الرحیم. اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالمین وَ الصَلوة و السلام عَلى جَمیعِ الانبیاءِ و المُرسَلین، سیّما عبده وَ رَسولهِ النبى الامین، مولانا احمد و نَبینا ابوالقاسم محمّد؛ و على آله و اصحابِه و عَلى الائمة الطاهرین، و السَلام عَلینا و عَلى عِبادِ اللّه الصالحین. بسم الله الرحمن الرحیم. انا انزلناه فى لیلةِ القدرِ. وَ ما ادریکَ ما لیلةُ القدرِ. لیلةُ القدرِ خَیرٌ مِنْ الفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ الملآئکةُ و الروحُ فیها بِاذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِ امرٍ، سلامٌ هِىَ حَتَّى مَطْلَعِ الفجرِ. خوشوقتم که در این شب مقدس از ماه مبارک رمضان با خواهران و برادران مسلمان براى عبادت و بندگى خدا گرد هم جمع آمده ایم. فرصتى است که بتوانیم یکى از مسایل اسلامى را در حدود گنجایش یک جلسه بررسى کنیم. امیدوارم همیشه محافل مذهبى و دینى و معنوى ما از نظر کمیت و کیفیت رو به رشد باشد. امیدوارم خدا به من و به شما و به همه توفیقى بدهد که بتوانیم از فرصتها بهتر و بیشتر، با نیتى خالص، و با طرح و برنامهاى مورد رضا و قبول خدا، استفاده کنیم. در دعوتى که خدمت آقایان و خانمها فرستاده شد وعده داده شده بود که درباره مسأله قدر و احیاء و دعا و نیز درباره سالهاى آخر زندگى حضرت على(ع)، در شب بیست و یکم، و پس از آن در شبى دیگر درباره بهره هاى مسلمانان از ماه مبارک رمضان صحبت بشود. بر حسب همان، قرار گفتگوى امشب ما درباره شب قدر، احیاء، دعا و شناختن بهتر این کلمات و معنى آنهاست. اما شب قدر. در قرآن کریم در این سوره معروف که «سورة القدر» نام دارد، تعبیر شب قدر و لیلة القدر آمده است. این سوره را ترجمه مى کنم: ما فرستادیم آن را (یعنى قرآن را) در شب قدر؛ تو چه مى دانى شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان به همراهى روح الامین در این شب به فرمان خدا فرو مى آیند.
و امشب شب سلامت فرد و جامعه و جسم و جان و زمین و زمان است تا سپیده دم. هر چه شما از این سوره و این ترجمه اى که عرض کردم مى فهمید، به همان اندازه قرآن درباره شب قدر سخن گفته است. علاوه بر این ملاحظه مى کنید در این سوره درباره شب قدر این مشخصات ذکر شده است: ۱- شب قدر شبى است که قرآن در او نازل شده: ما قرآن را در شب قدر فرستادیم. ۲- شب قدر شبى است که از هزار شب بهتر است. ۳- در این شب فرشتگان به همراه روح -در آیاتى دیگر روح الامین هم آمده( و به فرمان خدا )به هر فرمان خدا- فرو مى آیند. ۴- شبى است که تا سپیده دم، شب سلام، شب سلم و شب سلامت است. این آن چیزى است که از سوره قدر درباره شب قدر مىفهمیم. یکى از مشکلات فنّ مطالعات اسلامى این است که معمولاً یک مطالعه کننده بیاید و فقط یک آیه یا دو آیه، یا یک حدیث یا دو حدیث، را درباره یک مطلب ببیند و از آیات و روایات و مطالب دیگرى که درباره همان موضوع آمده غفلت کند، یا حوصله تحقیق و تتبعش کم باشد، آن وقت اظهارنظرى کند که این غالباً خام است. یکى از مشکلات فن اسلام شناس همین نداشتن تتبع تام، تفحص کامل و حوصله فراوان در بررسى دلایل و مآخذ یک مطلب و یک موضوع در اسلام است. متأسفانه نه تنها آنها که در خارج از سَمت روحانیت و علماى اسلامى هستند، بلکه آنها هم که در زمره علماى اسلامى هستند خیلى ها به این کم حوصلگى گرفتارند. باز متأسفانه خیلى از این آقایانى هم که به نام شرق شناس و خاورشناس یا اسلام شناس در این قرنهاى اخیر درباره اسلام مطالعاتى کرده اند و مطالبى نوشته اند، به این مشکل گرفتارند. به هر حال، درباره شب قدر در قرآن کریم مطلب به همین سوره ختم نمىشود. در سوره دُخان چند آیه دیگر داریم که خواه و ناخواه به شب قدر مربوط مى شود. در سوره دخان چنین آمده: «بسم الله الرحمن الرحیم. حم. وَ الکِتابِ المُبینِ. اِنّا اَنزَلناهُ فى لیلةِ مُبارکةٍ اِنّا کُنّا مُنذرینَ. فیها یُفْرَقُ کُلُّ اَمْرٍ حَکیمٍ. امراً مِنْ عِندنا انّا کُنّا مُرسَلینَ.»
در این آیات کلمه قدر نیامده است، ولى این آیات مى گوید: «ما قرآن را در شب مبارک و پربرکتى فرستادیم؛ شبى که در آن شب هر امر محکمى به صورت قاطع معین مى شد؛ شبى که در آن شب به فرمان ما حکم قاطع هر مطلبى روشن مى شد، و در این شب ما مى فرستادیم فرستادگان (رسول و پیامبر) را.« ملاحظه مى کنید که این آیات درست با آیاتى که در سوره قدر است مربوط به یک موضوع است. البته در اینجا کلمه قدر نیست. در سوره قدر مى گفت ما قرآن را در شب قدر فرستادیم، اینجا مى گوید ما قرآن را در شبى مبارک فرستادیم. این شب مبارک همان شب قدر است. در آنجا مى گفت در این شب فرشتگان به همراه روح الامین با هر فرمان و از روى هر فرمان مى آمدند، و در اینجا مى گوید در این شب هر امرى به صورت محکم مشخص مى شود و به صورت قاطع معین مى گردد. در سوره نحل آیه اى هست که مخصوص شب قدر نیست، ولى مربوط به مطلب کلى شب قدر است: «یُنَزِّلُ المَلائکةَ بِالرُّوح من امره عَلى مَن یَشاءُ من عِبادِهِ اَن انذروا اَنَّهُ لاالهَالاّ اَنا فاتّقونِ.خدا کسى است که فرشتگان را به همراه روح الامین مىفرستد، بر هر یک از بندگانش که بخواهد؛ و به آنها مأموریت مى دهد که بروید پیام یکتاپرستى را به مردم برسانید و به آنها اعلام کنید که جز خداى آفریدگار جهان خدایى نیست، پس جانب خداى یکتا را نگه دارید.» در اینجا هم صحبت از فرستادن فرشتگان به همراه روح الامین و فرستادن رسولان و پیامبران به سوى مردم است. این کلىِ مطلب شب قدر است. این است آنچه در قرآن کریم درباره موضوع و مطلب شب قدر آمده است. حالا ما از این چه مى فهمیم؟ آیا از این آیات قرآن اینطور فهمیده مى شود که شب قدر شبى است که مقدّرات اشخاص و مردم معین مى شود؟ شب قدر است یعنى شب تقدیر است؟ آن هم تقدیرات مردم و سرنوشت مردم؟ آن هم براى چه مدتى: یک سال، کمتر، بیشتر؟ این یک احتمال در معنى کلمه قدر. احتمال دیگر در معنى کلمه قدر این است که شب قدر است یعنى حسابها روشن مى شود، اما نه سرنوشت افراد و مردم؛ بلکه حکم قاطع هر مطلبى روشن مى شود. چون در شب قدر قرآن کریم نازل شد و پیغمبر اسلام به پیغمبرى مبعوث شد و خدا احکام حلال و حرام و بد و خوب را در قرآن کریم به صورتى قاطع و ابدى فرستاد و فرشتگان به همراه روح الامین حامل پیام الهى بعثت و حامل کتاب الهى قرآن براى پیغمبر بودند. بنابراین شب قدر است یعنى شبى است که اندازه و قدر هر مطلبى به صورتى قاطع روشن شده است. در این معنا دیگر بحثى از سرنوشت اشخاص، چه یک شب و چه یک سال و چه یک عمر، در میان نیست. معنى سوم اینکه اصلاً کلمه قدر به معناى ارزش و منزلت باشد، نه به معناى ارزیابى. یعنى ما قرآن را فرستادیم در شبى ارزنده؛ شبى که باید قدردانى شود؛ شبى که از هزار ماه بهتر است. دلیل بهتر بودن این شب از هزار ماه و دلیل قدر و منزلتش نیز این است که شب بعثت پیغمبر اکرم است. از قرآن کریم و آیات قرآن کریم نمى توانیم بفهمیم که آیا حتماً معنى اول مراد است یا دو معنى دیگر. ولى آنچه مسلم است این است که از آیات قرآن کریم این مقدار استفاده مىشود که شب قدر شب بعثت پیغمبر و شب فرستادن قرآن کریم و شب مبارکى است. شب پربرکتى است. شبى است که تا سپیده دم و تا صبحگاه،
شب سلام براى بشریت و انسانیت است. شبى است که فرشتگان به همراهى روح الامین بر پیغمبر آمده اند و هر مطلبى که باید و شاید بر پیغمبر خوانده اند. اینها از قرآن به طور مسلم استفاده مى شود؛ اما درباره بیش از این، به حساب قرآن نه مى توانیم بگوییم بله، و نه مى توانیم بگوییم نه. این شب قدر از نظر قرآن کریم، اما از نظر روایات. از نظر روایات، شیعه و سنى، عامه و خاصه در مورد شب قدر احادیث و روایاتى از پیغمبر اکرم دارند. امام مالک که از ائمه بزرگ فقه عامه و برادران سنى ماست و تقریباً معاصر متأخر امام صادق علیه السلام است، در کتاب معروف و معتبر خود که مخصوصاً از نظر عامه داراى ارزش فوق العاده اى است، موطّأ، که در فقه و حدیث است و معروفترین اثر علمى مالک هم هست، بابى تحت عنوان قدر دارد و روایاتى از پیغمبر اکرم نقل مى کند که از ایشان سؤال شد شب قدر چه شبى است. روایات مختلفى نقل مى کند. یکى اینکه فرمود در ده روز آخر ماه رمضان است. یکى اینکه فرمود در چند روز آخر ماه رمضان است که با شبهاى بیستم، بیست و یکم، بیست و دوم، بیست و سوم و بیست و هفتم منطبق مى شود. متأسفانه کتاب موطّأ در اینجا همراه من نیست، چون بیشتر کتابهاى من هنوز ایران است. آنچه از مطالعه قبلى به خاطرم مانده این است که با چهار شب از شبهاى ده روز آخر ماه رمضان از احادیثى که مالک در کتاب موطّأ نقل کرده، منطبق مى شود. مى گوید پیغمبر تأکید فرمود که در این شبها به عبادت و بندگى خدا بپردازید؛ در حق خودمان و در حق دیگران دعا کنیم. حتى درباره لیلة الجُهنى، که مرحوم محدث قمى هم در کتاب مفاتیح [در اعمال مختصه شب بیت و سوم ] آورده، مالک در موطّأ حدیث جهنى را نقل مى کند. به هر حال مالک در کتاب موطّأ مطلب را طى چند روایت بدون تفسیر و توضیح در حدودى که عرض کردم بیان مى کند. امام شافعى که او هم از ائمه بزرگ فقه سنى و برادران سنى است نیز در کتاب معروف و مهمترین کتابش الأُمّ – که البته اینجا همراه من است – و از کتابهاى بسیار معروف فقه عامه است در باب کوتاهى مسأله شب قدر و عبادت را در شب قدر، البته خلاصه تر از آنچه در کتاب موطّأ مالک آمده، نقل مى کند. از کتابهاى فقه حنفى چیزى در دسترسم نبود تا ببینم و قبلاً هم فرصت نکردم مراجعه کنم. علماى شیعه، مخصوصاً در کتابهاى ادعیه و همچنین در کتابهاى حدیث درباره شب قدر روایات بسیارى نقل کردهاند. ماحصل روایات و مطالبى که علماى شیعه دارند این است که در این شب مستحب و بجاست که هر مسلمانى بیشتر وقتش را به دعا و توجّه به خدا بگذراند، و اگر بتواند شب را احیاء کند. احیاء کلمه عربى است که فارسى دقیق آن کلمه،
شب زنده دارى است. احیاء یعنى شب زنده دارى. خوب است هر مسلمانى در این شبها شب زنده دارى کند، اما شب زنده دارى به دعا، توجّه به خدا، محاسبه نفس، پاک کردن دل و پاک کردن روح از آلودگیها و ناپاکیها. آماده کردن روح براى بهتر عمل کردن به وظایفى که خدا براى ما مقرر کرده است. این روح مطلب و خلاصه آنچه که در احادیث و کتابهاى شیعه آمده است. در این زمینه دعاهاى زیادى هست. البته بسیار خوب است که انسان در این شب دعا کند. در ضمن مطالبى که مربوط است به دعاى در این شب، بعضى از محدثین، از جمله مرحوم محدث قمى و مرحوم مجلسى و دیگران، از اینکه این شب شبى است که مقدرات یک سال در آن معین مى شود نیز صحبت کرده اند؛ ولى این گوشه مطلب یک گوشه اساسى از مطلب شب قدر نیست. همانطور که ملاحظه فرمودید ما از قرآن شروع کردیم، روایاتى را که از پیغمبر نقل شده ذکر کردیم و بعد به آنچه که از سنت اهل بیت و از مطالب دیگر در این باره استفاده مى شود اشاره کردیم. آن قسمت اصلى مطلب این است که این شب، شب پربرکتى است؛ شب پرارزشى است؛ شب فرو آمدن قرآن بر پیغمبر است؛ شبى است که فرشتگان به همراه روح الامین بر پیغمبر آمدنده اند شب سلامت است؛ شب رسیدن به سلامت؛ این در حدّ قرآن. شب دعاست، شبى است که خوب است هر کسى درباره خودش و دیگران دعا کند؛ شب را به عبادت زنده نگه دارد و شب زنده دارى کند؛ این در حدود روایاتى که از پیغمبر نقل شده است. بسیارى از روایات ائمه هم مؤید همین است. دعاهاى زیادى هم در این زمینه هست. بعد قدرى که پایینتر مىآییم مىرسیم به آنچه به تعیین مقدرات یک سال مربوط است. مطلب تا این جمله آخر روشن است، اما درباره جمله آخر باید عرض کنم که هیچ عالم شیعى و غیر شیعى نگفته است که بعد از شب قدر دیگر انسان دعا نکند. پس اینکه امشب شب تعیین مقدرات یک ساله است باید معنى و مفهوم دیگرى داشته باشد که با استحباب و تأکید به دعا در شبها و روزها و هر ساعتى از ساعتهاى سال کاملاً سازگار باشد.
آن تفسیر و تعبیرى که ما مى توانیم براى این مطلب بکنیم این است که آدمى در دوره زندگى یک ساله اش خوب است یک شب، دو شب، سه شب را به جنبه هاى معنوى خودش و به رسیدگى به خودش اختصاص بدهد. نه تنها یک مؤسسه اقتصادى در روزهاى آخر سال یا اول سال نو باید کارهاى جارى اش را کم بکند و به حساب سال بپردازد، بلکه یک انسان هم خوب است در دو – سه شب یا در دو – سه روز از یک سال، کارهاى عادى را کم بکند و به حساب خودش بپردازد. ببیند در گذشته چه کرده و در آینده چه مى خواهد بکند. به راستى بسیار بجاست که هر انسانى چنین یک یا دو یا سه روز و یا چند روزى در زندگى اش داشته باشد. شکى نیست که وقتى انسان قرار گذاشت در یک، دو، سه، چهار روز و شب از سال بیشتر به خودش برسد، این رسیدگى در تعیین مقدرات او، لااقل تا یک سال دیگر، تأثیر فراوان دارد. اگر من امشب، دیشب، فردا شب، چند شب، چند روز، مدتى را اختصاص دادم به اینکه به خودم برسم و ببینم در گذشته چه راهى را رفته ام، چه گناهى کرده ام، چه کار خیرى کرده ام و بعد، از گناهى که کرده ام از خدا طلب مغفرت و آمرزش کنم، توبه کنم، برگردم و خواه ناخواه تصمیم بگیرم نسبت به سال آینده و نسبت به آینده ام بهتر بشوم و دیگر این گناهها را مرتکب نشوم و آنها را تکرار نکنم و به درگاه خدا دعا کنم و از خدا مدد بخواهم و توفیق بخواهم… اگر هیچ کس هیچ مطلبى هم نگفته بود و ما خودمان حساب مى کردیم مىگفتیم بله، این دو – سه شب در تعیین سرنوشت و روش و رفتار و مقدرات یک ساله من تأثیر بسزایى خواهد داشت. چون آثار روحى این بررسى و این مطالعه، این توجه، این محاسبه، این دعاى به درگاه خدا بدون شک تا سال آیندهاى که باز چنین محاسبه اى تکرار خواهد شد، در روح من به طور خودآگاه و به طور ناخودآگاه آثار ارزنده اى خواهد داشت. این آن مفهوم معقول دلچسبى است که من براى شب قدر براى خودم دارم؛ حالا آیا برادران و خواهران ما هم این مفهوم معقول را مى پذیرند و مى پسندند یا نه، نمى دانم. این بود آنچه که درباره شب قدر و مسأله قدر و معنى قدر و احیاء قرار بود عرض کنم. اما مسأله دعا؛ خیلى معذرت مى خواهم که باید مطالب را خیلى فشرده کنم.
چون دیدم که باید درباره هر سه مطلبى که در برنامه گذاشته ایم صحبت کنیم، بنابراین اگر یک قدرى فشرده صحبت کنیم تا به هر سه موضوع بپردازیم بهتر است. بنابراین در مسأله بسیار مخصوص و مفصل دعا خیلى کوتاه مطلبى را عرض خواهم کرد؛ چون در برنامه این سه شب هم برنامه دعایى در حدود ده – پانزده دقیقه خواهیم داشت. دعا یک کلمه عربى است. معنى اصلى این کلمه عربى صدا زدن است. وقتى انسان کسى را صدا مى زند و مى خواهد او را به سمت خودش بخواند، اگر به صورت عادى صدا بزند مىگویند «دعاهُ» اگر قدرى با صداى بلندتر صدا کند مىگویند «ناداهُ». هر انسانى که به خدا معتقد و مؤمن باشد، یا اگر هم به خدا اعتقاد محکمى ندارد اما در مواقع ناراحتى و نگرانى و التهاب بالاخره یک «یا خدایى» مى گوید، در حالتهاى گوناگون خدا را مى خواند و صدا مى زند؛ مى گوید اى خدا! بنابراین، دعا یعنى اى خدا گفتن و از خدا چیز خواستن و با خدا راز و نیاز کردن. منتها اى خداهایى که ما انسانها مى گوییم خیلى متنوع و گوناگون است. مریضى است، بیمار است، رنج مى برد، دوران بیمارى اش ممتد شده، کمى از بهبود خودش مأیوس شده، مىگوید اى خدا! این فرد در آن موقع که با تمام دل اى خدا مى گوید، از خدا بهبودى و راحتى و خلاص از چنگال بیمارى را مى خواهد. درمانده اى است که زندگى اش تباه شده و به هم خورده، در شداید و سختى گیر افتاده، به هر درى زده راه حلى پیدا نکرده، در زیر فشار مشکلات پشتش خم شده، او هم از صمیم قلب مى گوید اى خدا. او هم در این حالت وقتى مى گوید اى خدا، خدا را براى حل مشکل خودش مىخواهد. او از خدا براى حل مشکلش کمک مى خواهد. مردى عابد، منظورم از عابد کسى نیست که بیست و چهار ساعت روى سجاده نشسته و تسبیح مى گرداند؛ عابد یعنى کسى که سراسر وجودش را توجه به خدا و اطاعت از خدا و بندگى خدا فرو گرفته، به طورى که در زندگى همواره به سوى خدا توجه دارد؛ نه درد دارد، نه بیمارى دارد، نه مشکل دارد و نه گرفتارى؛ زندگى اش هم بسیار سر به راه و راضى است، او مى گوید خدایا! تو را شکر مى کنم. الهى شکر! این هم دعا مى کند. او هم خدا را مى خواند، اما خدا را براى شکر و سپاسگزارى مى خواند. در آن حالت، در حالت درخواست چیزى از خدا نیست؛ در حال شکر گذارى خداست. آدمى است که بینشش درباره جهان و خدا از این هم بالاتر است مى بینید شکرش را هم کرده، سپاسگزارى اش را هم کرده، درد و رنجى هم ندارد، مشکلى هم ندارد، ناراحتى هم ندارد، اما در عین حال مى گوید خدایا! این فرد کیست؟ کسى است که وقتى مى گوید اى خدا، گفتار اى خدا، اداى کلمه «اى خدا» از ته دل و قلب او، به صورت عشق به معبود و عشق به خداست. یعنى او اصلاً از توجّه به خدا لذتى معنوى، نشاطى روحانى، انبساط و گشایش قلب و دل و جانى پیدا مى کند که لذت می برد بگوید اى خدا. این هم یک نوع دعاست. ملاحظه مى فرمایید در همه این مراحل دعا یعنى خدا را خواندن و خدا را صدا زدن. یا به عنوان کمک گرفتن؛ خدا را صدا مى زنیم همچنان که یک کسى را به کمک خودمان صدا مى زنیم. خدا را به عنوان شکرگزارى صدا کردن. خدا را چون عاشقى دلباخته صدا کردن. این عالىترین مرحله دعاست. باید عرض کنم که بیشتر دعاهایى که از ائمه ما، مخصوصاً از امام سجاد و از مولاى متقیان امیرالمؤمنین على(ع) رسیده، جنبه معاشقه با خدا دارد. اصلاً امام سجاد در بیشتر دعاهاى صحیفه سجادیه چنان سخن مى گوید که گویى دلباخته و دلداده اى با محبوب خودش سخن مى گوید. از این انس لذت مى برد. با خدا انس مى گیرد. این دعاست. بنابراین، دعا مخصوص آدمهاى درمانده و محتاج نیست. دعا مخصوص آدمهاى مشکل زده هم نیست.
عالیترین درجه دعا مال آنهایى است که از این مراحل، بالا آمده باشند و وقتى به سوى خدا مى روند یا براى شکر و یا از شکر بالاتر، براى انس، دل به سوى خدا دارند. اما در قرآن کریم: در قرآن کریم بیشتر آیات دعا مربوط به آن قسم اول و دوم، و آیات کمترى مربوط به قسم سوم است. چون آیات قرآن روى حساب سطح عموم مردم است و چون توجّه عموم مردم به خدا بیشتر براى مشکل گشایى و یارى خواهى است، یا از این بالاتر، براى شکرگزارى است، بیشتر آیات دعا در قرآن در این مورد آمده است. ولى آیات کمترى نیز که مربوط به خواص و زبدگان است در قرآن آمده است، که در آنها هم دعا معناى انس با خدا را دارد. آن آیات بیشتر با کلمه ذکر و تذکر و یاد خداست. دعا در آن آیات بیشتر با این کلمه بیان شده است. مطلب دیگرى که لازم است درباره دعا عرض کنم این است که بدون تردید براى کسانى که تربیتشان، اعتقادشان، عادتشان، راه دعا را به روى آنها در زندگى نبسته و پیوند قلبى میان آنها و میان کسى که به او دعا گویند گسسته و بریده نشده، دعا یکى از پناهگاه هاى عالى سعادت بخش در زندگى است. آنهایى که پناه دعا را از دست نداده اند نعمتى بزرگ دارند که باید قدرش را بشناسند؛ ولى مبادا درباره این پناهگاه بد فکر کنیم. دعا پناهگاه پرارزشى است براى مردمى که بفهمند دعا یعنى چه و چه جور باید دعا کرد و کجا باید دعا کرد. و دعا لغزشگاه خطرناکى است براى فرد و امتى که میزان و حد دعا را نشناسد؛ کما اینکه امت ما در مورد دعا به چنین لغزشى دچار شده است. در این مورد باید یک جمله عرض کنم، و آن این است که دعا به هیچ صورت براى آن نیست که دعاکننده ذره اى از کوشش و تلاش خودش براى رسیدن به آن مطلبى که درباره آن مطلب دعا مى کند خوددارى کند. اگر دعاکننده اى دعا کرد و خودش حرکت نکرد، یا حرکت کرد ولى به اندازه کافى حرکت نکرد، انسان جاهل و نادانى است. بیماردارى است، پدرى یا مادرى که کودک بیمارش که او را بسیار عزیز مى دارد جلویش در بستر خوابیده، ناله مى کند؛ آن پدر، مادر، آن بیماردار ناراحت مى شود و مى گوید خدا، کودک من را شفا بده! اما همان وقت که مى گوید خدا کودک من را شفا بده، باید به این حساب برسد که آیا آنچه از دستش در معالجه این کودک بیمار برمى آمده، کرده اند یا نه. اگر ذره اى در معالجه و درمان آن بیمار فروگذارى و کوتاهى کرده باشند و بگویند اى خدا، خدا را بد شناخته اند؛ غلط شناخته اند؛ دعا را هم بد و غلط شناخته اند. اگر امتى، اجتماعى، که در لابلاى چرخهاى پیچیده زندگى اجتماعى گیر افتاده و از هر سو فشار مى گیرد، دست به دعا بردارد و از خدا خلاص و نجات و رهایى خودش را از شرایط و مشکلات بخواهد، بسیار بجاست؛ بسیار خوب است؛ اما قبلاً باید از این امت پرسید آیا همه راههاى عقلایى تلاش و کوشش براى نجات و اصلاح خودش را طى کرده یا نه. اگر قدمى در این راه کوتاهى کرده باشد و دعا کند، دعایى جاهلانه است و منتظر اجابت هم نباشند. دعا را از آن سر معنى کردم: عشق به خدا، پیوند با خدا؛ اجازه بدهید آن را از این سر هم معنى کنم. معناى دعا از این سر این است که اگر فرد یا جامعه تمام تلاشهاى عادى را کرد ولى با تلاشش به جایى نرسید، دچار یأس و ناامیدى نشود؛ بداند و ایمان داشته باشد که دستگاه الهى از حوزه تلاش او بسى وسیعتر است و چه بسا راههاى تلاش ناشناخته اى وجود داشته باشد که در آینده به رویش باز شود و مسیرى تازه و نو براى تلاش و کوشش پیش پایش بگذارد. بنابراین ملاحظه مى کنید اصلاً در مفهوم دعا، مخصوصاً در اسلام،… مبادا دعاى اسلام در حد دعاى ادیان دیگر، ادیان خرافى دیگر، یا آلوده به خرافات، تنزل کند؛ کما اینکه متأسفانه باید بگویم تنزل کرده. ملاحظه مى کنید در مفهوم دعا در اسلام اصلاً آمادگى براى تلاش و کوشش بى پایان نهفته است. یعنى آدمى نه تنها باید در حدودى که عقلش رسیده کار کرده باشد، بلکه باید در حدودى که عقلش هنوز نرسیده نیز به راههاى نشناخته نو براى تلاش و کوشش امید داشته باشد. این کجا و آن تنبلى و کنار زدن تلاش و کوشش به امید دعا کجا؟! خیلى فاصله دارد! بنابراین، ما که دعا مى کنیم، معنى دعا این است که از آن طرف پیوند با بى نهایت، پیوند با خداى بى نهایت و قدرت بى نهایت او را، همواره براى خودمان محفوظ نگه مى داریم. و از این طرف معنایش این است که بر خودمان نهیب مى زنیم مبادا دچار یأس و ناامیدى باشیم. بکوش؛ امیدوار باش؛ امید است از راههایى که حتى به فکرت نمى رسد به هدف و مقصود و آمال و آرزویت برسى. مراسم دعاى امشب، مخصوصاً در میان شیعه، معمولاً توأم است با توجّه بیشتر به دو دستاویز بزرگ که پیغمبر به ما معرفى کرد. پیغمبر در روزهاى آخر زندگى اش فرمود من مى روم، ولى دو وسیله سعادت و خوشبختى و هدایت و ارشاد در اختیار امت باقى مى ماند: کتاب و اهل بیت من. در مراسم دعاى شب قدر، ما هم به قرآن بیشتر توجّه مى کنیم، هم به پیغمبر و اهل بیت پیغمبر. در عین حال که به خدا و به درگاه خدا دعا مى کنیم، پاى قرآن و پاى پیغمبر و امامان را در میان مى کشیم. این امر نکته لطیفى دارد. آن نکته لطیف این است که در اسلام دعا کردن نه تنها با تلاش و کوشش در راه همان مطلبى که دعا مى کنیم، بلکه با تلاش و کوشش براى انجام همه وظایف الهى همراه است. ما که در شبهاى قدر قرآن به دست مى گیریم، یا قرآن به سر مى گیریم، و بعد از نام خدا اسماء مقدسه پیغمبر و اهل بیت پیغمبر را به زبان مى آوریم و به این ترتیب رو و دل به سوى خدا مى آوریم، معنایش این است ما با تسلیم در عمل کردن به قرآن و اطاعت از پیغمبر و خاندان او، به سوى خدا مى رویم و از او مدد مى خواهیم و هدایت مى طلبیم و او را سپاس مى گزاریم و اگر قدر و لیاقت این را داشته باشیم با او مؤانست کرده، دل با خدا مأنوس مى کنیم. این نکته لطیف باید همواره مورد توجّه ما باشد. من معمولاً مطالبى را که در عموم صحبتهایم عرض مى کنم، همیشه عبارت است از آن چیزى که خود در انجام واجبات یا کنار گذاردن محرمات یا عمل به مستحبات فهمیده ام. من از پیش کشیدن قرآن کریم و پیغمبر و خاندان پیغمبر در شبهاى قدر و شبهاى احیاء اینطور مى فهمم که ما مى خواهیم با قرآن و با معلمان قرآن تجدید عهد کنیم و تصمیم بگیریم به قرآن و به معلمان قرآن یعنى پیغمبر و خاندانش نزدیکتر شویم و بهتر بفهمیم آنها چه گفته اند و بهتر عمل کنیم.
بدنبال اعمال تحریم های جدید نفتی علیه ایران، عراق با افزایش تولید نفت، جایگاه دوم ایران در میان تولید کنندگان بزرگ نفت در اوپک را از آن خود کرد.
به گزارش عصر ایران، روزنامه فایننشال تایمز چاپ لندن با انتشار گزارش آژانس بین المللی انرژی نوشت: تولید نفت عراق در ماه گذشته میلادی از مرز سه میلیون بشکه در روز عبور کرد. این میزان، بیشترین حجم نفت تولیدی عراق پس از اشغال این کشور توسط آمریکا در سال ۲۰۰۳ تاکنون است.
در همین حال برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته، تولید نفت خام ایران از سطح سه میلیون بشکه در روز کاهش یافت و به رقم دو میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه رسید.
در این گزارش آمده است: عراق در سال های اخیر با ارائه طرح های توسعه میادین نفتی خود به شرکت های بزرگ سعی کرده است میزان تولید نفت خام را افزایش دهد.
فایننشال تایمز اضافه کرده است: صادرات نفت خام، نیمی از درآمدهای دولت ایران را تامین می کند و ۸۰ درصد از کل صادرات ایران را تشکیل می دهد.
در حال حاضر عربستان سعودی بزرگترین تولید کننده نفت خام و صادر کننده این ماده در میان اعضای اوپک است. عربستان سعودی روزانه نزدیک به ۱۰ میلیون بشکه نفت خام تولید می کند. عراق نیز تلاش می کند در صورتی که روند کاهشی تولید نفت خام ایران ادامه یابد، بتواند صادرات نفت را افزایش دهد.
عراق قبل از این اعلام کرده بود قصد دارد تولید نفت خام این کشور را تا سال ۲۰۱۷ به ۱۲ میلیون بشکه در روز برساند ولی کارشناسان معتقدند تحقق چنین سطحی از تولید نفت خام، دور از دسترس است.
براساس آخرین آمار منتشر شده از عراق، این کشور روزانه حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه نفت خام صادر می کند. بخش اعظم صادرات نفت خام عراق از طریق بندر بصره در جنوب و بقیه از طریق خط لوله کرکوک به بندر جیهان ترکیه منتقل می شود.
هم اکنون کشورهای ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت، ونزوئلا، قطر، لیبی، امارات، الجزایر، نیجریه، آنگولا و اکوادور در سازمان کشورهای صادرکننده نفت خام (اوپک) عضویت دارند. دبیرخانه این سازمان در شهر وین اتریش قرار دارد.
در آشفته بازار نبود سیاست تولید، سردخانه نگهداری و تنظیم بازار محصولات کشاورزی، بیش از ۶ هزار تن سیب زمینی در اصفهان از بین رفت و از آنجا که مسوولان جهاد کشاورزی استان، قانون «یک سال سود و یک سال ضرر کشاورزان» را طبیعی میدانند، این مصرف کننده است که باید نگران افزایش قیمت یک محصول کشاورزی دیگر در ماههای آینده باشد. رشد انفجاری قیمت پیاز؛ نابودی هزاران تن پیاز تولید داخل
به گزارش ایلنا، از گذشتههای دور، سیب زمینی یکی از محصولات اصلی و باکیفیت استان اصفهان بوده و سطح وسیعی از مزارع شهرستانهای فریدن، فریدون شهر و چادگان، زیر کشت این محصول میرفته است اما با شدت یافتن مشکلاتی همچون نبود الگوی کشت، تناوب زراعی، بذر سالم در سالهای گذشته و خرید تضمینی محصول که امسال به این فهرست اضافه شده، چندین هزار تن محصول سیب زمینی اصفهان دفن میشود و مصرف کنندگان در ماههای بعد با مشکل افزایش شدید قیمت همین محصول روبرو میشوند.
مدیر عامل کانون خبرگان و نظام صنفی کشاورزی استان اصفهان در گفتگو با ایلنا، یکی از وظایف اصلی جهاد کشاورزی را خرید تضمینی ۲۷ محصول دانست و گفت: وزارت جهاد کشاورزی باید اعتبار لازم برای این کار را در بودجه سالانه، به مجلس پیشنهاد دهد تا اگر قیمت این ۲۷ کالای استراتژیک در بازار پایین آمد، برای جلوگیری از ضرر و زیان کشاورزان، محصول آنها را خریدرای کند.
اسفندیار امینی با اشاره به تصویب قانون خرید تضمینی محصولات کشاورزی در سال ۱۳۶۸ و تاکید بر آن در ماده ۳۳ قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی، خاطر نشان کرد: یکی از محصولات غذایی که در این فهرست حمایتی قرار دارد، سیب زمینی است و بر اساس قانون، دولت وظیفه دارد، قیمت خرید تضمینی محصولات را بر اساس قیمت تمام شده آن محصول در یک واحد تولیدی متعارف، میزان تورمی که بانک مرکزی اعلام میکند و هزینههای زندگی محاسبه و اعلام کند.
وی با تاکید بر اینکه خرید تضمینی سود چندانی نصیب کشاورز نمیکند، گفت: متاسفانه امسال هیچ یک از این برنامهها اجرا نشد، به همین دلیل مسوول از بین رفتن بخشی از محصول سیب زمینی، وزارت جهاد کشاورزی است که برای جلوگیری از خسارت تولیدکنندگان، تعهد قانونی دارد.
مدیر عامل کانون خبرگان کشاورزی اصفهان، برخورداری از حمایت دولت را حق طبیعی کشاورزان دانست و عنوان کرد: محصولی که با پرداخت تمام تعهدات قانونی از جمله هزینههای آب و برق و گاز و مالیات، تولید میشود نباید سرانجام از بین برود و بخش کشاورزی را نیز کم کم به نابودی بکشاند.
تکرار داستان افت و خیز قیمت محصولات کشاورزی در بازار
امینی با انتقاد از نبود انبار و سردخانه، برای نگهداری محصولات کشاورزی در استان اصفهان، گفت: دولت موظف است در فصل برداشت و هنگام فراوانی محصولات، آنها را از تولیدکننده خریداری کند تا در ماههای بعد، به تدریج وارد بازار مصرف شود، با این کار نه تولیدکننده دچار خسارت هنگفت و نابودی محصول خود میشود و نه مصرف کننده با افزایش ناگهانی و چشمگیر قیمت همین کالاها در ماههای بعدی روبرو خواهد شد.
وی دلیل افت و خیز شدید قیمت در بازار برخی محصولات پرمصرف کشاورزی مانند شیر و لبنیات، گوشت مرغ و… را ناشی از نبود همین سیاست گذاری تنظیم بازار عنوان کرد و افزود: اگز به خاطر داشته باشید، سال گذشته قیمت مرغ به اندازهای بالا رفت که اعتراض تولیدکنندگان را به دنبال داشت، اگر همان زمان دولت وارد عمل میشد و انبارها و سردخانههای خود را پر از این کالا میکرد، اکنون میتوانست به راحتی ذخیره خود را وارد بازار کند و شاهد گرانی اخیر قیمت مرغ نبودیم. واردات، منافع فردی برخی را تامین میکند
مدیر عامل کانون خبرگان و نظام صنفی کشاورزی استان اصفهان با اشاره به بینتیجه ماندن مکاتبات فراوان کشاورزان، برای اجرای قانون خرید تضمینی گفت: متاسفانه افراد محبوب القلوبی هستند که واردات منافع فردیشان را تامین میکند در حالی که با این کار هم تولیدکننده را به نابودی میکشانند و هم مصرف کننده را متحمل خسارت و گرانی کردهاند.
وی مهمترین مانع اجرا شدن قانون خرید تضمینی را حذف منابع مالی آن از بودجه امسال دانست و گفت: سیاستهای تنظیم بازار محصولات کشاورزی بر پایه علم تخصصی این بخش تنظیم شده و به همین دلیل، از ۵۰ سال پیش تاکنون، قانون خرید تضمینی محصولات کشاورزی در کشور ما اجرا میشود و با حذف ردیفهای بودجهای، نباید چنین قانون با اهمیت و سرنوشت سازی به راحتی نادیده گرفته شود.
کاشت سیب زمینی برای تناوب کشت در مزرعه
امینی رییس نظام صنفی کشاورزی اصفهان، تعیین نوع محصولی که در مزارع کاشته میشود را وابسته به زمین و نوع محصولی که سال قبل در آن کاشته شده دانست و گفت: بر اساس قانون الگو و تناوب کشت، هر سال نمیتوان یک محصول خاص در یک مزرعه کاشت به عنوان مثال پس از چند دوره کشت گندم، زمین باید زیر کشت محصولات دیگر مانند سیب زمینی یا پیاز برود اما کاشت این محصولات ریسک بالایی برای تولیدکننده دارد، یک سال ممکن است همان محصول در بازار گران شود و سال بعد، به پایینترین قیمت هم مشتری نداشته باشد.
وی فلسفه وجودی وزارت جهادکشاورزی را برنامه ریزی برای نوع کشت و بازار مصرف آن در کشور عنوان کرد و ادامه داد: یک کشاورز نمیتواند پس از هر فصل برداشت، محصول خود را از این استان به استان دیگر ببرد تا مشتری لازم را پیدا کرده و دچار ضرر و زیان نشود، کار اصلی تولیدکننده این است که با توجه به نیاز زمین و نوع خاک، محصول متفاوتی در مزرعه بکارد. ضایعات ۶ هزار تن سیبزمینی، طبیعی است
با این وجود قائم مقام سازمان جهاد سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان معتقد است: بر اساس استاندارد، هر یک از محصولات کشاورزی بین پنج تا ۳۰ درصد ضایعات و دورریز دارد که با توجه به برداشت ۵۰۰ هزارتن محصول سیب زمینی از مزارع استان و استاندارد دور ریز، ۱۰ تا ۲۰درصد این محصول معادل رقم ۶۰۰۰ تن ضایعات، امری طبیعی است.
محمد نصراصفهانی با اشاره به اینکه تعدادی از کشاورزان به دلیل نبود بازار و قیمت مناسب برای محصولات خود اقدام به تحویل آن به سردخانهها کردهاند گفت: این تولیدکنندگان پیش بینی کرده بودند در بازار مصرف آخر سال گذشته و شروع سال جدید، محصولشان را گرانتر بفروشند، اما نگهداری سیب زمینی در سردخانهها نیز بر میزان ضایعات میافزاید.
وی با بیان اینکه دورریز سیب زمینی عمدتا در شهرهای فریدن، فریدون شهر و چادگان رخ داده است، اضافه کرد: زیرساخت برداشت محصول و انبارداری به خصوص در زمینه میوهجات باید اصلاح شود، چرا که از زمان برداشت میوه و انتقال آن به سردخانه مقدار قابل توجهی از آن دچار ضربه و آسیب شده که نتیجه آن افزایش تلفات محصولات است.
معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان با اشاره به پایان فصل برداشت سیب زمینی بهاره در اصفهان، گفت: موضوع دفن محصول سیب زمینی، مربوط به محصول پاییزه بود که تمام شد و دوباره آنرا نبش قبر نکنید.
وی دلیل اصلی نابود شدن بخشی از محصول سیب زمینی اصفهان را نگهداری آن در انبارها عنوان کرد و افزود: این اتفاق برای محصول بهاره نیفتاد چون کشاورزان هر آنچه برداشت کردند را به بازار مصرف فرستادند و همه محصول نیز به قیمت مناسبی، فروش رفت.
قائم مقام رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان که نوع کار در بخش کشاورزی را به گونهای میداند که یک سال کشاورزان ضرر میکنند و یک سال سود و خاطر نشان کرد: خوشبختانه سیب زمینی در مناطقی از استان کشت میشود که دچار مشکل کم آبی نیستند و خشکسالی تاثیر چندانی بر آنها نگذاشته است بنابراین از بین رفتن درصدی از محصول پاییز قبل، مشکل چندانی برایشان ایجاد نمیکند. کشاورزان درتامین معاش خود، مشکل دارند
از سوی دیگر، رییس انجمن حمایت از کشاورزان شهرستان اصفهان، با اشاره به افزایش سرسام آور قیمت انواع کودهای شیمیایی و نیز هزینه بالای آفات دفع سموم و اضافه شدن معضل بیآبی به مشکلات، وضع کشاورزان را نامناسب میداند و میگوید: این قشر که بیشتر به صورت موروثی شغل خود را ادامه دادهاند و حرفهای به جز آن نیز نیاموختهاند در شرایط کنونی، برای تامین معاش خود دچار مشکل شدهاند.
محمدرضایی از نحوه خرید تضمینی محصولات کشاورزی توسط دولت انتقاد کرد و گفت: سازمان جهاد کشاورزی بعد از خرید تضمینی محصولات باید آن را به استانهای دیگر صادر کند و یا در انبارها و سردخانهها نگهداری و در موقع نیاز استان آنرا به مردم بفروشد در حالی که این سازمان دولتی در موقع برداشت محصول، همان کالایی را که قبلا به طور تضمینی خریداری کرده بوده در بازار سرازیر میکند که نتیجه آن بازارشکنی و ضرر برای کشاورزان است.
همزمان با سالروز شهادت مولای متقیان امیرالمؤمنین (ع) خانواده زندانی سیاسی سید مصطفی تاجزاده طی مراسمی دو ساله شدن اقدام غیرقانونی دستگاه های قضایی و امنیتی علیه این منتقد قانون گرا را در جمع دوستان و همکاران ویارانش یادآور شدند.
به گزارش نوروز، این مراسم که با افطار روزه بیست و یکم ماه مبارک رمضان و بین دو شب قدر آغاز شد، با یادآوری خدمات ارجمند این زندانی خاص جمهوری اسلامی توسط تعدادی از حاضران ادامه یافت و در پایان، همسر وی با تشکر از همراهی های هم وطنان غیرتمند و آگاه در سراسر کشور و حتی آزاداندیشان جهان ایستادگی های مؤمنانه همسر روزه دارش را که یک سال و نه ماه از روزه داری اعتراضی اش به شرایط غیرقانونی اعمال شده علیه او در نهایت کینه توزی می گذرد، ستود و تأکید کرد که نباید اجازه داد این گونه اقدامات غیرقانونی در جمهوری اسلامی عادی شودو من به سهم خود اجازه نمی دهم سلامت همسرم در این شرایط ظالمانه بیش از این به مخاطره افتد و از دوستان و هم فکران او نیز انتظار دارم با آگاهی رسانی به مردم شرایط ظالمانه حاکم بر زندانیان سیاسی و به خصوص همسرم که دچار ظلم مضاعف در نظامی است که در پایه ریزی آن سهم داشته است، تشریح و توصیف کنند.
مصطفی تاجزاده که شش سال حکم غیرقانوی توسط قاضی صلواتی علیرغم عدم دفاع خود در دادگاه دارد از زمان اجرای حکم زندانش در شرایط قرنطینه ایزوله و انفرادی نوبه ای به سر می برد و طبق سلیقه نیروهای امنیتی سپاه و دادستان از ملاقات با خانواده و ملاقات های حضوی منظم و حق تلفن و مرخصی حتی درمان بیماری های حادّش محروم است. هرچند پیش از این تاجزاده گفته بود پرونده اش به دست مجتبی خامنه ای است و طبیعتاً این رفتارهای غیرانسانی با هماهنگی او علیه این منتقد قانون گرا که بدون انجام کوچکترین اقدام غیرقانونی در زندان کینه توزان است، انجام می شود.
اخیرا پزشکی قانونی دستور درمان مشکل چشم، دندان، و گردن وی را که به عمل جراحی نیاز دارد، داده است ولی متأسفانه به علت عدم همکاری نیروهای امنیتی سپاه که البته تقصیر را متوجه دستگاه قضایی دادستانی و سازمان زندان ها می دانند، هنوز هیچ گونه اقدامی برای درمان مشکلات بیماری جدی ایشان انجام نشده است.
خانواده تاجزاده در عین پی گیری مفصرین اصلی در اهمال در رسیدگی به وضعیت درمانی وی، اقدامات بعدی خود را منوط به برخوردهای نیروهای امنیتی می دانند.
چهارمین قسمت از فیلم کوتاه محمد نوری زاد با عنوان شعبون بی مخ ها منتشر شد.
قسمت اول این فیلم را در اینجا و قسمت دوم را در اینجا و قسمت سوم را در اینجا می توانید ببینید.
این نویسنده دفاع مقدس در این قسمت با اشاره به هجمه لباس شخصی ها به علی مطهری، حسین علایی و فائزه هاشمی می گوید: اموران تحت فرمان شما، همین شعبان بی مخ ها میریزند و مردم را میزنند. حالا از منطق شما میگوییم که مردمی که معترضند را باید زد. اما همین شعبان بی مخ ها وارد زندگی مردم میشوند. مردمی که اصلا نبودند و در کنار این اعتراض ها تظاهرات بودند. این شعبان بی مخ ها به پارکینگ منازلی که از حادثه و ماجرا دور بودند و اموال مردم را تخریب و نابود میکنند و هیچ اعتراضی از جانب شما شنیده نمیشود که: "آی مردم این مردمی که آمدند و زدند و اموال شما را از بین بردند و در میان شما هراس ایجاد کردند، خودسر بودند و به من رهبر ارتباطی ندارد." ما یک چنین چیزی را از شما نشنیدیم و ندیدیم که شما دستور دهید که خسارت مردمان خسارت دیده را از بیت المال بپردازند.
متن کامل نوشته و چهارمین قسمت این فیلم به نقل از وبسایت محمد نوری زاد به شرح زیر است:
مقدمه: من در این فیلم در کنار تصاویری از شعبان جعفری و دکتر مصدق بهمراه تصاویری از کتک خوردن مردم در خیابان ها در سال های اخیر، به مقوله استقبال مردم از مسئولین و همچنین نمونه هایی از رفتارهای آن ها در قبال علی مطهری نماینده مجلس و سردار علایی پرداخته ام. همچنین در کنار نمایش توهین های بسیجیان به فائزه هاشمی رفسنجانی و شکستن شیشه ماشین های مردم توسط بسیجی ها، با رهبری سخن گفته ام. این فیلم کوتاه را با تأمل تماشا کنید و به این پرسش ها پاسخ بگویید که: ۱ – چه کسانی از وحشی گری شعبون بی مخ ها سود می برند؟ ۲- چرا و برای چه مقاصدی این جماعت اختراع شدند؟ ۳ – برای این وحشی ها در آینده ی حوادث ایران چه نقشی درنظر گرفته شده است؟
برای دریافت این ویدیو اینجا کلیک کنید. برای دریافت نسخه با کیفیت پایین اینجا کلیک کنید. همچنین می توانید این ویدیو را از طریق یوتیوب در این آدرس ملاحظه فرمایید.
آنچه در این فیلم کوتاه مشاهده میکنیم: (تصاویری از ماجرای شعبان جعفری و مصدق بهمراه تصاویری از زخمی و مجروح شدگان سال های اخیر در خیابان ها.) (فیلمی از صحبت های دکتر محمود احمدی نژاد در یکی از سفرهای استانی) محمد نوری زاد خطاب به رهبری: من تردید ندارم که این بسیجی ها شما را دوست دارند و گاه از این دوست داشتن هم فراتر پای میگذارند. اما آیا این ملاک است که وقتی یک نفر رو یک جماعتی خیلی دوست دارند، آن فرد حتما در یک جایگاه حق ایستاده است؟ گفتم براتون، بازجوی من اسم شما را میبرد و سید علی سید علی میگفت و من رو میزد و به من فحش ناموس میداد. در اینکه اینان شما را دوست دارند تردیدی نیست، اما مردم خیلی های دیگه را دوست دارند و بی واسطه دوست دارند. واسطه ای که منظور من است این است که شما وقتی وارد یک شهرستان میشوید، مدرسه ها و ادارات را تعطیل میکنند و تمام ادارات شروع به نوشتن پلاکارد و آذین بندی دولتی میکنند. ولی اطمینان دارم اگر فضا را باز بگذاریم وقتی افرادی وارد شهرستانی میشوند، بدون آذین بندی مردم به استقبالش میروند. بعنوان نمونه البته امیدوارم به جنابعالی برنخورد، در تلویزیون خانمی به نام خاله شادونه است. به شهرستان خرمدره رفته بود و در آنجا بدون اینکه تبلیغی شده باشد، مردم به استادیومی فراتر از ظرفیت هجوم میبرند و حتی دو کودک زیر دست و پا ماندند. کسی این ها را با اتوبوس نیاورده بود، بهرحال ملاک دوست داشتن یک فرد نیست. ملاک حقانیت یک فرد، ازدحام مردم در اطراف او نیست. کما اینکه در اطراف ناپلئون جمعیت فراوانی آرایش پیدا کرده بودند و سربازان ناپلئون او را میپرستیدند. میخواهم بگویم که این بسیجیان و یا افرادی که به زعم بنده افرادی که صادقانه و صمیمانه شما را دوست دارند و رفتار ناشایست ابراز میکنند، شما را دوست دارند و میزنند، شما را دوست دارند و فحش میدهند، شما را دوست دارند و بی دلیل قانون را زیرپا میگذارند. این ها نباید ما را فریب دهد. در همین چندوقت گذشته دیدید که آقای مطهری از تریبون مجلس رسما اعلام کرد که پاسداران و سپاهیان در انتخابات دخیل بودند. این باعث شد که یک جمعیتی از همین بسیجی ها بریزند جلوی مجلس و اعتراض کنند و هیچ پلیس و دستگاهی هم برای اجتماع و اعتراض آن ها ممانعت ایجاد نکرد. اسم این را خودجوش میگذارند ولی اینگونه نیست و یک بخشنامه است و تلفن میزنند فلان سردار که آی بسیجی ها بریزید فلان جا. کجا؟ پشت مجلس. چی بگیم؟ بگید که مطهری فلان و بهمان است. خب این نشاندهنده این است که این ها ربات و ماشین و گوش بفرمان هستند. یا مثلا همین چند وقت پیش با یک تلفن میریزند جلوی درب خانه سردار علایی چون تحلیلی کرده و مطلبی نوشته. در و دیوار را مینویسند و فحش میدهند و میگویند که سردار نام آوری مثل علایی رانت خوار میشود و کسی است که برادرش تواب بوده. یعنی اسرار و پرونده وی را وسط میریزند تا او را به زانو درآورند. خلاصه این لات مذهبی ها و این اوباشان مذهبی و این شعبون بی مخ های بسیجی که نام بسیجی را ربوده اند و پای بر سر قانون میگذارند و شرارت ها و فضاحت های فراوانی به نام دین برمیاورند، همین. (فیلمی از توهین های رکیک بسیجی ها به فائزه هاشمی رفسنجانی.)
محمد نوری زاد خطاب به رهبری: یادتون هست که بالای منبر برای ما چه چیزهایی میگفتید؟ میگفتید که در اسلام ادب هست، فهم هست، انسانیت هست، عدالت هست، انصاف هست، گذشت هست. برای ما میگفتید که در اسلام برخلاف همه ی مکاتب دیگر احترام به مردم، احترام به اموال و عقاید و فکر مردم آنقدر فراگیر و برجسته است که آسیب یک نفر به مثابه آسیب همه مردمان است. این ها را شما برای ما میگفتید.
میگفتید در اسلام وقتی یک نفر بی دلیل آسیب ببیند، همه مسئولند که قیام و اعتراض کنند و نسبت به مظلومیت آن فرد مسئولین را به چالش بکشند. یادتون هست از خالدبن ولید برای ما میگفتید؟ اینکه برای گرفتن خمس یا زکات به یک قبیله رفت و آنجا شیطنت و ظلم کرد و رئیس قبیله را کشت و شبانه به همسر وی تجاوز کرد و سپس با اموالی که غارت کرده بود به مدینه آمد. پیامبر که متوجه ماجرا شد بسیار برآشفت و حضرت علی را فرستاد تا خسارت آن قبیله را نفر به نفر پرداخت و عذرخواهی کرد بخاطر این جفایی که به اسم والیان و ماموران اسلامی بر آن ها روا شده بود.
زمان گذشت، شما ولی و حاکم و رهبر یک جامعه اسلامی شدید. اما در جامعه ای که شما رهبرش هستید، به مردم ظلم میشود درحالیکه این مردم هیچ جایگاه مراجعه ندارند. جایی نیست که به آنجا مراجعه کنند و فریاد برآورند که به ما ظلم شده است.
ماموران تحت فرمان شما، همین شعبان بی مخ ها میریزند و مردم را میزنند. حالا از منطق شما میگوییم که مردمی که معترضند را باید زد. اما همین شعبان بی مخ ها وارد زندگی مردم میشوند. مردمی که اصلا نبودند و در کنار این اعتراض ها تظاهرات بودند. این شعبان بی مخ ها به پارکینگ منازلی که از حادثه و ماجرا دور بودند و اموال مردم را تخریب و نابود میکنند و هیچ اعتراضی از جانب شما شنیده نمیشود که: "آی مردم این مردمی که آمدند و زدند و اموال شما را از بین بردند و در میان شما هراس ایجاد کردند، خودسر بودند و به من رهبر ارتباطی ندارد." ما یک چنین چیزی را از شما نشنیدیم و ندیدیم که شما دستور دهید که خسارت مردمان خسارت دیده را از بیت المال بپردازند. این ها را که میبینیم یاد حرف های قدیم شما میفتیم که در اسلام ادب هست، در اسلام انصاف و عدالت و کرامت انسانی است. در اسلام فراتر از همه مکاتب به حقوق مردم بها داده میشود. ما کجا داریم میرویم آقا؟ کجا میرویم؟ شما میدانید؟
چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه "Save Link as" در مرورگر های فایرفاکس و کروم و "Save as target" در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر