-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

Latest News from Norooz for 12/10/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




به نام خدای منتقم

امام صادق :خدایا به آن کس که عقل دادی چه ندادی ، و به آن کس که عقل ندادی چه دادی؟

خداوندا
چشم و گوش سران اصلی فتنه بسته شده است تا حقایق را نبینند و درراه باطل خویش تا نابودی پیش روند.امروز سران اصلی فتنه که جوانان این مرزو بوم را فتنه گر می خوانند خود دریافته اند که هر روز بیش از پیش مردم را از دست می دهند.و حتی نمی توانند طرفداران خود را نیز قانع کنند.
آنها فکر می کنند قدرت دنیایی و پوشالی آنها ماندنی است و چه زشت که با دین ، قدرت خویش را توجیه می کنند ،
بله!آنها دادگاه دارند ، اسلحه دارند،زندان دارند ، پول دارند،تلویزیون دولتی ، رسانه دولتی ، مسجد دولتی و حسینیه دولتی ، هیات عزاداری دولتی و.....دارند ، اما خوب می دانند که دلهای مردم را از دست داده اند و این در حالی است که روشنفکران و تحصیل کردگان ، دانشجویان،بازاریان متدین و روحانیون غیر حکومتی از آنها تبری می جویند. روحانیون آزاده ای که دینشان را به نام و نان دنیا نفروخته اند و در اوج مظلومیت و فشارها،از دین خدا و مردم و عدالت و آزادی دفاع می کنند.
ساجده جان!
نگران نباش! آنها اگرقدرت داشتند،به سراغ تو و صدها جوان پاک و معصوم و بیگناه که حداکثر جرمشان قبول نداشتن روند حاکم فعلی است نمی آمدند. آنها خود می دانند که ضعیف هستند و برای همین شب و روز ادای قدرتمندان را در می آورند و با ارعاب و تهدید می خواهند مخالفان قانونی خود را خفه کنند یا به سازش و تسلیم وادارند.
آنها در اوج گریز از قانون و انجام اقدامات فراقانونی و تضییع حقوق مردم و به ویژه زندانیان سیاسی بی گناه و خانواده های مظلوم آن ها، مدعی هستند که در آزادترین و قانونمند ترین و عادلانه ترین کشوردنیا زندگی می کنیم و جالب آن که ، سخن دروغ خویش را بارها تکرار می کنند و هر روز از بنگاه سخن پراکنی دولتی آن را فریاد می زنند در حالی که دیگر اعضای خانواده شان نیز تأییدشان نمی کنند چه رسد به مردم آگاه و فهیم کشورمان و آزادگان دنیا.
ساجده جان!
تو در گذشته علاقه ای به فعالیت های سیاسی نداشتی، اما آنها تو و من را، و هزاران جوان و خانواده های دیگر را به سیاست کشاندند و راه آزادی خواهی را نشانمان دادند.
ساجده جان !
نگران نباش! حق پیروزو باطل از بین رفتنی است .
ساجده جان!
دلبندم،عزیزتر از جانم ،دلم برای نگاه معصومت، خنده هایت، سرزندگی و نشاط متبلور در وجودت تنگ شده است .
ساجده جان!
دلم سخت گرفته است ،امروز کتاب پس از شهادت شریعتی را می خواندم،بر افروخته، اما شاداب شدم و به حقانیت راه جوانان پاک و سبز این سرزمین و راه حسینی آنها امیدوارتر شدم ، ولی دلم برای کسانی می سوزد که به نام دین و مصلحت به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند و به نام و نانی برسند،آنها مرده های خاموش و پلیدان تاریخند.
و خطاب به تمامی عافیت اندیشانی که حقیقت را می بینند اما آنرا فدای مصلحت نموده و سکوت کرده اند ،از زبان شریعتی می گویم:
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت نیستی،هر کجا می خواهی باش چه به نماز ایستاده باشی ، وچه به شراب بنشسته باشی،هر دو یکی است.

ساجده جان!
دوازده روز گذشته است واجازه ی شنیدن صدایت را به من نداده اند.آنها چه فکر می کنند؟ مگر تو و صدها جوان امثال تو چه کرده اید؟چرا اتهامات شما را نمی گویند تا مردم قضاوت کنند؟که چه کسی حقیقت را می گوید؟آیا شرکت در جلسه ی قرآن خانواده های زندانیان سیاسی هم جرم است،که تو را به آن دلیل دستگیر کرده اند؟
ساجده جان!
آنها همه چیز دارند اما خدا را ندارند و ما خدا را داریم واز همه چیز بی نیازیم. ما آنها را که کاشانه خوشبختی تو را در عنفوان جوانی به تاراج برده اند و همسرت را سرگردان و آشفته حال و ما را پریشان و مضطرب و بی خبر از تو نگاه داشته اند، به خدا و روز جزایش می سپاریم.
درود خدا بر حقیقت طلبان و صالحان و نفرین خدا بر ستمگران باد.
 


 


عریضه بیست و نهم
به : دادستان تهران
از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله. السلام علیک یابن رسول الله. السلام علیک یا خیرة الله وابن خیرته
سلام آقای دادستان
اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین (ع)
روزهای تیره ای است به واقع این روزها! روضه ها و ذکر مصیبت ها در هوای آلوده پایتخت و دل هایی که گاه باید دنبال نقطه های سپید گشت در آن برای حک کردن دوباره واژه عشق. عشق به اسلام و به پیامبر رحمت و اهل بیت او که هیچ گاه منافع خود را بر منافع مردم برتری ندادند، با شیر مادر به ما منتقل شد و در همه عمر سعی در نگاه بانی آن داشتیم و عشق به میهن که از ایمان است و عشق به مردم که موجب رضای خداست. ما همۀ دلمان را فروختیم به بهای محبت اهل البیت. چرا؟ چون انسان هایی بودند در خدمت هم نوعانشان و در برابر حاکمان جابر و جائر زمانه شان. در همیشه تاریخ آنان به صداقت و سلامت نفس مهر تأیید خوردند که مردمشان را دوست داشتند و مردم آنان را دوست داشتند نه آنان که برای خوش آمد حاکمان خوش رقصی کردند و صله و انعام گرفتند و اتفاقا در همیشه تاریخ این نیک مردمان پاداش نیک از حاکمان نگرفتند و نخواستند که بگیرند چون با دیگری معامله کرده بودند.
آقای دادستان!
حکایت های تاریخی می گویم برایتان در این عریضه ها نه؟ آخر این تاریخ سخت درس آموز است و متأسفانه در مکتب و مدرسه و دانشگاه خوب به ما نیاموختندش یا شاید ما خوب نخواندیمش و عبرت نگرفتیم که داریم این گونه پای در جای پای گذشتگانی می گذاریم که عاقبت کارشان افسوس و خسران واندوه بود. کاش ما پیش از پایان کار خود لختی به خود می آمدیم و اندیشه می کردیم. ما و بیش از ما شما و همه قدرت به دستان که اینک شمشیر را به جای قلم که خداوند به آن سوگند خورده است، برگزیده اند. این تذهبون! براستی این راه به کجا ختم می شود؟ راه انکار مردم و پایمال کردن حقوق انسانی آن ها. راه مقابله با جماعت و نادیده گرفتن خواسته های آنان. راه هواپرستی و انکار آیات الهی. آری انکار آیات الهی و بلکه مقابله با آنان. من امروز در سومین روز از محرم الحرام 1431 درحالی که عزادار سرور آزادگانم، در بارگاه خدای حسین (ع) و پروردگار خویش گواهی می دهم که شما با آیه 21 از سوره روم به مقابله برخاستید و آرامش را از زندگی ما ربودید آقای دادستان. خداوند اسباب آرامش را برای بندگانش فراهم کرده بوسیله زوج یا زوجه و کودتاگران این آرامش را از ما سلب کردند و به خیال خام خود مودت و رحمت حاصل از آن را و شما بر آن منش و روش غیرانسانی و غیرالهی آنان صحّه گذاشتید به جای آن که داد ما بستانید!و شما با امام راحل که بنیانگذار نظامی بود که ما برایش خطر می کنیم و کودتاگران با آن دشمنی دارند و غافلان از آن فاصله گرفته اند، مقابله می کنید که هنگام خواندن خطبه عقد من و همسرعزیزتر از جانم ما را به سازش با یکدیگر سفارش کرد. شما با ما فرزندان دردمند انقلاب مقابله می کنید و از کسانی که از ایراد هیچ تهمت و افترایی برما ابا ندارند عملاً حمایت می کنید. از دین فروشان دنیاپرست. شما ما را تهدید می کنید و دشمنان ما را مصونیت می بخشید. ما را که تنها اجرای بدون تنازل قانون اساسی را طلب می کنیم و آنان را که قانون را ابزاری برای زورمداری و تزویر و زرپرستی خویش می دانند و می خواهند و فرا و ماورای قانونند!
آقای دادستان!
عرض من مطوّل است و قرار دارم هم چنان برایتان مرقومه ارسال کنم تا یادتان بیاورم که مولایمان علی (ع) که به گفته خاتمی عزیز، محبوب همه ایرانیان فارغ از هر گرایش و دین و آئین و سلیقه ای است به دلیل عدالتش، آن گاه که حکومت را به دست گرفت، رعیت را برده خویش ندانست و از آنان نخواست تا بی اراده و تفکر گوش به فرمانش باشند و رعیت را از پرستش خویش بازداشت و به پرستش خداوندگار عالمیان خواند که بری از هر عیب و نقصی و منشأ همه فضائل و خوبی ها و نعمات و برکات است و به مالک اشتر یکی از کارگزارانش، فرمانی داد که فصل الخطاب حکومتداری و سیاست ورزی حاکمان است. بیایید تنها آن بخش را که مربوط به قضاوت و داوری است بازخوانی و بازنگاری کنیم:
برای داوری‌در میان مردم، یکی از افراد رعیت را بگزین که در نزد تو برتر از دیگران بود.از آن‌کسان، که کارها بر او دشوار نمی‌آید و از عهده کار قضا برمی‌آید.مردی که مدعیان باستیزه و لجاج، رای خود را بر او تحمیل نتوانند کرد و اگر مرتکب خطایی شد، بر آن‌اصرار نورزد و چون حقیقت را شناخت در گرایش به آن درنگ ننماید و نفسش به‌آزمندی متمایل نگردد و به اندک فهم، بی‌آنکه به عمق حقیقت رسد، بسنده نکند.
قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه به‌دلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.
چرب‌زبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکی‌از دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردی‌چون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی به‌خرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنان‌منزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امان‌ماند.
در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دست‌بدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل می‌کنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار داده‌اند.
حالا دوست دارم یک پرسش را از شما داشته باشم که مدعی قضاوت مسلمانی و عدالت علوی هستید: چرا در نظام قضائی ما کسی که فسادش محرز و جنایاتش آشکار و سوء اخلاقش بارز است وقتی از دادستانی عزل می شود به معاونت دادستانی کل کشورمنصوب می شود؟ خطاکار کیست؟ کسی که این فعل مجرمانه را مرتکب می شود یا کسی که این فعل مجرمانه را فریاد می کند برای اصلاح ؟
آقای دکتر!
نیک می دانید که همسرآزاده دربند من تنها برای اصلاح، زبان سرخش را در دهان روزه دارش به گردش درمی آورد و تنها برای اصلاح، قلم برنده اش را به کار می گیرد و جرم و گناه او روشنگری است که شیوه پیامبران و اولیاء خدا بوده و بندگان صالح او بوده است. سلاح تاجزاده نه به گفته ارگان کودتا و اذناب کودتاگران سلاح گرم و سرد بلکه «قلم» است. همسر من رنج زندان را علیرغم همه بیماری ها بر راحت عافیت طلبی برتری داده و به جان می خرد تا اثبات کند این نظام اصلاح پذیر است و دشمنان کینه توز او که شما را فرمان می دهند و شما هم مجبور به اطاعتید و اجرای فرامین آنان، همان گونه که در بازجویی ها اصرار داشته اند، می خواهند به تاجزاده و تاجزاده ها و همه ما بباورانند که از نظام موردنظرشان جز دیکتاتوری واستبداد بیرون نخواهد تراوید. شما را بار دیگر به جزوه پدر، مادر، ما باز هم متهمیم ارجاع می دهم تا بی طرفانه بخوانید و منصفانه داوری کنید که مدافع واقعی نظام مورد نظر امام و شهیدان راه آزادی کیست. و شما را بار دیگر به فرمان مولای متقیان ارجاع می دهم تا اگر اسباب عدالت در نظام قضائی موجود مهیا نیست لااقل در ظلم جاری شریک و سهیم نشوید.
والعاقبة للمتقین
فخرالسادات محتشمی پور
سوم محرم الحرام 1431 برابر با هجدهم آذرماه 1389


 


 


دکتر علی تاجرنیا عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی، رئیس منطقه تهران این حزب و از اعضای ستاد مهندس میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری، بعد از ظهر (چهارشنبه ۱۷ آذرماه) پس از گذراندن یک سال حبس، از زندان اوین آزاد شدو بلافاصله و قبل از مراجعت به منزل به دیدار خانواده برخی از زندانیان هم بند خود رفت.
علاوه بر خانواده های عبدالله مؤمنی، احمد زید آبادی، محمدرضا مقیسه، عیسی سحرخیز، عماد بهاور،حسین مرعشی و محسن امین زاده ،دکتر علی تاجرنیا با خانواده آزاده در بند، محمد نوری زاد نیز در منزل ایشان دیدار کرد.
پس از این دیدارها، علی تاجرنیا به منزل خود مراجعت کرد و مورد استقبال دوستان و علاقه مندان قرار گرفت و تا پاسی از شب میزبان دوستداران و علاقه مندان بود؛ که فیلم گوشه ای از این لحظات شب گذشته در فضای مجازی پخش شد.
علی تاجرنیا که به فاصله چند روز بعد از انتخابات دهمین ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ۸۸ به همراه عده زیادی از فعالان سیاسی، حزبی و دانشجویی و بسیاری از اعضای ستاد مهندس موسوی دستگیر شده بود، به مدت پنج ماه در بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ نگهداری شد که نزدیک به ۱۰۰ روز از این مدت را در سلول انفرادی و تحت بازجویی های مکرر و طولانی مدت سپری کرد.

تاجرنیا جوان ترین نماینده مجلس ششم و عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و از اعضای فعال فراکسیون مشارکت در مجلس ششم بود که انجام نطق های پیش از دستور انتقادی، عضویت در چندین کمیته تحقیق و تفحص و همراهی در ارائه طرح هایی چون اصلاح قانون مطبوعات، جرم سیاسی، حقوق شهروندی و … از جمله فعالیتهای وی بوده است. همچنین او از امضا کنندگان نامه معروف نمایندگان به رهبری و نیز از شرکت کنندگان در تحصن و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به نظارت استصوابی اعمال شده توسط شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم بود .

تاجرنیا همچنین مسئولیت نظارت بر انتخابات دوره ای شوراها ی اسلامی شهر و روستا – که آزاد ترین انتخابات پس از انقلاب اسلامی لقب گرفت – را بر عهده داشت. دکتر تاجرنیا همچنین به همراه فاطمه حقیقت جو و موسوی خوئینی ها و چند نفر از نمایندگان مجلس که سابقه عضویت در دفترتحکیم وحدت را داشتند ،برای اولین بار فراکسیون دانشجویی را تشکیل دادند و موثرترین کارشان در این مدت پیگیری حوادث کوی دانشگاه تیرماه ۷۸ و قضایای پس از آن ، اعتراض به برخورد نهادهای امنیتی و غیر مسئول با دانشگاه و جنبش دانشجویی و تحصن به خاطر دستگیری اعضای مرکزی دفتر تحکیم و سایر فعالین دانشجویی و صنفی بود.

او و ۱۳ تن دیگر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در مهر ماه سال جاری با امضای نامه ای در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد در سازمان ملل، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب جهت پیگیری نحوه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، چگونگی دخالت نظامیان و نیروهای امنیتی در انتخابات، دستگیری فعالان سیاسی و مسائل پس از آن شده بودند.


 


تاجزاده و نوری زاد پس از گذراندن حدود چهار ماه از عمرارزشمند خود در قرنطینه زندان اوین، ممنوع الملاقات شدند.
به گزارش نوروز دیروز بعد از دو هفته که چهارشنبه ها روزملاقات این دو آزاده دربند،به دلیل آلودگی هوا تعطیل بود، با مراجعه خانواده های ایشان برای ملاقات، خبر ممنوع الملاقات بودن آنان به خانواده ها اطلاع داده شد.لازم به ذکر است آقای تاجزاده شاکی از آقای جنتی و کودتاگران انتخاباتی و آقای نوری زاد که به دلیل نوشتن نامه های منقدانه به رهبری به اوین احضار شده اند، ماه هاست که به شکل غیرقانونی در قرنطینه زندان اوین به سر می برندو مسئولان قضائی هیچ گونه توضیحی در مورد این اقدام خود به ایشان، وکلا و خانواده هایشان نداده اند.
ممنوع الملاقات کردن این دو زندانی سیاسی در حالی صورت می گیرد که همسران آن ها همراه با تعدادی دیگر از خانواده های زندانی سیاسی اخیرا طی نامه سرگشاده ای از رئیس قوه قضائیه درخواست ملاقات حضوری کرده بودند.


 


عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و مشاور رئیس‌جمهور در دولت اصلاحات تاکید کرد: طرح مسائل خلاف واقع در مجالس مذهبی هم به اعتقادات مذهبی مردم لطمه می‌زند و هم سبب آلودگی فضای عمومی کشور می‌شود.

مصطفی درایتی در گفت‌وگو با ایلنا ، با اشاره به لزوم توجه به اخلاق سیاسی در مجالس مذهبی ماه محرم تصریح کرد: مردمی که در مجالس مذهبی هستند توقع دارند که حرف با صراحت بشنوند ولی متاسفانه از طرف بعضی از وعاظ صحبت‌هائی مطرح می‌شود که با واقعیات هماهنگ نیست.

وی ادامه داد: طرح مسائل خلاف واقع در مجالس مذهبی هم به اعتقادات مذهبی مردم لطمه می‌زند و هم سبب آلودگی فضای عمومی کشور می‌شود.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب خاطر‌نشان کرد: مجالس امام حسین،‌محافل ویژه‌ای است و باید با هدف صاحب این مجلس همخوانی داشته باشد.

درایتی ضمن هشدار نسبت به سوء استفاده‌های که بعضا از مجالس امام حسین می‌شود، تصریح کرد: متاسفانه عدم رعایت حرمت مجالس امام حسین سبب شده است که این جلسات به زنجیره‌ای برای سلایق ویژه تبدیل شود که این شایسته نیست و‏ این این مسئله هم به اعتقادات مردم ضربه می‌شند و هم با ضوابط اخلاقی ما مغایرت دارد.

مشاور رئیس‌دولت اصلاحات تاکید کرد: مسئله نگران کننده این است که رعایت شان مجالس امام حسین نمی‌شود و بعضا حرف‌های غیر‌مستند در آن زده می‌شود و تریبون‌های این مجالس به دست افرادی سپرده می‌شود که شانیت آن را ندارند.

وی با بیان اینکه دشمن در تلاش است فرهنگ عاشورا که با خون امام حسین و یارانش به وجود آمده است را منحرف کند، ادامه داد: متاسفانه عده‌ای چون صلاحیت تحلیل فرهنگ عاشورا را ندارند با خارج شدن از مرز اخلاق و هدفی که برای مجالس امام حسین تعریف شده است رفتار می‌کنند که این می‌تواند زهر هلاهلی باشد که در آینده بسیاری از مسائل را مورد شبهه قرار دهد.

این محقق علوم دینی به یکی از احادیث متواتر در این ارتباط اشاره کرد و گفت: بر این اساس هرکس به خدا و معصومین او دروغ ببندد جایگاهش در آتش است.
 


 


مهندس امیرخسرو دلیرثانی، فعال ملی- مذهبی، و عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز و همچنین عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه است که پس از حوادث عاشورای سال گذشته بازداشت و حکم چهار سال حبس تعزیری در دادگاه تجدیدنظر برای وی صادر شد.
 

این فعال سیاسی در حالکه یکسال در زندان است اما برای هفتمین بار با درخواست مرخصی وی مخالفت گردید. عدم اعطای مرخصی به ایشان در حالیست که بسیاری از زندانیانی که جرائم خطرناک را مرتکب شده اند، براحتی دارای مرخصی و تسهیلات هستند.

 

به همین مناسبت "جرس" با شیوا فلاح همسر دلیر ثانی در خصوص آخرین وضعیت ایشان و علت مخالفت با مرخصی همسرش به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید:

 

خانم فلاح لطفا از آخرین وضعیت جسمی و روحی همسرتان برایمان بگویید؟

 

امروز با ایشان ملاقات داشتم که این بار کمی از نظر روحی و جسمی بهتر بودند. البته پیش از این مدتی بود که ایشان دچار سرفه های شدیدی بودند اما برای اینکه ما ناراحت نشویم می گفتند چیزی نیست. وضعیت بند 350 هم طوری است که تجمع زیاد است و اینگونه بیماری های سریع انتقال پیدا می کند. البته در این دوهفته اخیر شکر خدا بهتر شده بودند.

 

به کجاها برای مرخصی ایشان مراجعه کرده اید و پاسخ آنها برای عدم موافقت با مرخصی چه بوده است؟

 

تنها جایی که خانواده های می توانند دسترسی داشته باشند، دادستانی تهران است. مشکل این است که هر بار تقاضای مرخصی برای ایشان می دهیم به بهانه های مختلف پاسخ نمی دهند و بعضا می گویند اینها امنیتی هستند. این در حالی است که استفاده از مرخصی "حق" هر زندانی است. ما انتظار داریم که حق و حقوقی که هر زندانی باید داشته باشد، رعایت شود. اما متاسفانه این مسائل اصلا رعایت نمی شود و زندانیان از کمترین حق و حقوقی برخوردار نیستند. و بیشترین محدودیت ها را برای زندانیان سیاسی و خانواده هایشان ایجاد می کنند.

 

تا کنون چند بار برای ایشان درخواست مرخصی داده اید؟

 

تا بحال هفت بار برگه را به دادستانی تهران برده ام. یکبار که گفتند این برگه گم شده و دوباره بنویسید. هربار پاسخ می دهند قرار است استعلام بگیریم اما باز درخواست ما بی جواب می ماند. آخرین بار هم حدود چهار ماه پیش گفتند هنوز جواب استعلام نیامده است. اما سه هفته پیش از طرف اطلاعات زندان آمده بودند و از همسرم خواسته بودند که اگر مرخصی می خواهد باید تقاضای عفو کند که همسرم هم پاسخ دادند من عفو نامه را امضاء نمی کنم. در حقیقت اینها مرخصی را بعنوان پاداش در نظر می گیرند و می گویند اگر توبه نامه بنویسید ما به شما مرخصی پاداش می دهیم در صورتی که مرخصی "حق" یک زندانی است. طبق قوانین زندان هر زندانی حق استفاده از مرخصی را دارد اما می گویند که اینها امنیتی هستند و شامل اینها نمی شود.

 

آیا در قوانین زندان به این استثناء اشاره شده است؟

 

آقایان اینگونه می گویند. همسرم هم گفت من آخرین بار است که درخواست مرخصی می دهم زیرا جوابشان مشخص است و گویا نمی خواهند به ما مرخصی دهند.

 

عزیزان ما که بی گناه در حبس هستند حداقل اگر آزادشان نمی کنند حقوق اولیه اشان که تلفن و ملاقات حضوری است را از آنها و خانواده هایشان دریغ نکنند. ما می خواهیم قانون را "اجرا" کنند و حقوق زندانیان رعایت شود. اگر قانون دقیق اجرا شود هیچکدام از عزیزان ما نباید در زندان باشند. اما متاسفانه گویا قانون فراموش شده است.

 

ملاقات و تماس تلفنی دارید؟

 

تقریبا از اوایل مرداد ماه تماس تماس تلفنی نداشتیم و همین موضوع استرس مضاعفی را برای خانواده ها بهمراه دارد. مخصوصا که ما یک فرزند خردسال داریم و آن زمانی که همسرم می توانست تلفن بزند فرزندم همین در حد کوتاه هم که صدای پدرش را می شنید تسکین پیدا می کرد و از نظر روحی کمی آرام می شد. ملاقات ها هم که ملاقات کابینی است و از ملاقات حضوری که حق یک زندانی است محروم هستیم این درحالی است که طبق قوانین خودشان هر ماه ما می توانیم ملاقات حضوری داشته باشیم. روزهای دوشنبه که می شود فرزندم مثل اینکه درک کند می گوید "من مهد کودک نمی رم، می خوام برم پیش بابام". همسرم هم از دیدن او خوشحال می شود اما چون از پشت شیشه است، نمی توانند همدیگر را در آغوش بکشند بعد فرزندم سوال می کند "چرا این پنجره باز نمی شه؟"

 

فرزندتان چند سال دارد؟

 

چهار سال دارد که حالت چشم انتظاری دارد و مدام سوال می کند "بابای من کی می آد؟" بعضی وقتها حالت افسردگی و بی قراری دارد. شاید باورتان نشود صحبتهای ما را گوش می کند و زمانیکه ما گفتیم چند نفر آزاد شدند یکدفعه از جا پرید و گفت "بابای من کی آزاد میشه؟"

 

من هم که مادرم وقتی می بینم اینطور بی قرار است در روحیه ام تاثیر می گذارد. مسئولین خودشان را لحظه ای جای من مادر بگذارند، خودشان را جای ما خانواده ها بگذارند ببینند ما چه سختی می کشیم. به نظرم اگر لحظه ای خودشان را جای ما می گذاشتند الان عزیزان ما مظلومانه و بی گناه در گوشه زندان نبودند.

 

من چند بار درخواست ملاقات با دادستان را داده ام اما متاسفانه گویا نمی خواهند خانواده ها را بپذیرند و حرفشان را بشنوند. سوال من این است چرا جواب درخواست ملاقات ما را نمی دهند؟

 

با توجه به اینکه می گویید بارها درخواست ملاقات با دادستان را کرده اید اما حاضر به دیدن شما نیستند. صحبتهایتان با ایشان یا مسئولین دستگاه قضایی را از این تریبون به آنها بگویید حتما صدای شما را خواهند شنید.

 

حدود یکسال است که از زمان بازداشت همسرم می گذرد اما ما با هیچ رسانه ای مصاحبه نکردیم و سعی کردیم با مسئولین ملاقات کنیم و حرف هایمان را به آنها بزنیم اما گویا سکوت ما فایده ای ندارد.شاید از طریق این مصاحبه و اطلاع رسانی صدای ما به گوش مسئولین برسد و پاسخی به نیازهای ما بدهند.

 

بیایند پای درددل ما بنشینند، چرا این افراد باید بی گناه در زندان باشند؟ ما از قوه قضاییه می خواهیم قانون را دقیق اجرا کنند. باز تکرار می کنم اگر قانون دقیق اجرا شود زندان های ما خالی می شود ما دیگر این مشکلات را نخواهیم داشت.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته