تا حالا دیده بودیم کسی جایی نهادی رسانه ای خودش را تصحیح کند یا تکذیب کند یا تعدیل کند و از این قبیل امور سه نقطه به اضافه کند اما آنچه در روزنامه اطلاعات در دو روز متوالی اتفاق افتاد نمونه دقیق ضدیت با خویش است که چون در مورد اطلاعات حرف می زنیم می شود ضداطلاعات. بنابرین روزنامه اطلاعات ظرف 24 ساعت به روزنامه ضداطلاعات تبدیل شد! یعنی تنها جایی که اطلاعات به تصرف نرفته بود همین جا بود چون اصولا کسی به اطلاعات توجه نمی کرد اما یکباره از وقتی به ضداطلاعات تبدیل شد کلی توجه برانگیخته است حتی نزد اطلاعاتی ها! ملاحظه بفرمایید:
روزنامه اطلاعات، روز چهارنشبه 18 آذر ماه 1389

روزنامه ضداطلاعات، روز پنجشنبه، 19 اذر همان سال 1389

نقل شده در فرارو و مملکته داریم؟
برای دیدن روزنامه در قطع بزرگ سایت اطلاعات را کلیک کنید
پس از محکومیت عماد بهاور مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی ایران به ده سال حبس تعزیری، یک عضو دیگر این حزب، امیر خرم، به تحمل هفت سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
امیر خرم، به حکم قاضی پیرعباسی و به اتهامهای «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در نهضت آزادی ایران، نوشتن مقالات و انجام مصاحبه با رادیوهای بیگانه و نیز حضور در تجمعات غیرقانونی» به هفت سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
آقای خرم که ۴۸ سال دارد، اواسط دی ماه ۱۳۸۸ و در موج بازداشت های بعد از عاشورای آن سال بازداشت شد و بعد از حدود ۵۰ روز با سپردن وثیقه به مرخصی آمد.
امیر خرم در بازداشت دسته جمعی اعضای گروه های ملی – مذهبی در سال ۸۰ هم بازداشت شده بود که ۱۳۵ روز را در سلول انفرادی گذراند و در دادگاه انقلاب به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
منبع: جرس و بیبیسی
عباس عبدی
آینده
اگر در دهه پنجاه به ما كه جوانان و دانشجويان فعال آن دوره بوديم گفته ميشد كه شما بزودی داراي تواناييهاي رسانهاي فرضي، مطابق آنچه كه امروز در دسترس مردم است (موبايل، دوربين ديجيتال، ايميل، ماهواره و اينترنت) می شويد، چه احساسي يا تصوري به ما دست ميداد؟ قطعاً فكر ميكرديم كه با داشتن چنين امكاناتي، سقف فلك را ميتوانيم بشكافيم و حتي براي جامعه و انسانيت و جهان طرحي نو دراندازيم! خوب! حالا كه به اين رسانهها دسترسي داريم، آيا قادر به شكافتن سقف فلك و انداختن طرحي نو هستيم؟ آيا دانش و شناخت انسانی و اجتماعی ما به واسطه وجود اين رسانهها و دسترسي به آنها، خيلي بيش از گذشته شده است؟ آيا احساس آزادي بيشتري داريم؟ آيا مشاركت و حضور اجتماعي و فكري ما افزونتر از آن دوران است؟
شايد بتوان گفت كه هر پديده جديدي كه به دست بشر اختراع ميشود، كمابيش داراي معايب و محاسني است، و برحسب اينكه با آن چگونه برخوردي صورت گيرد يكي از دو وجه خير و شر آن بر ديگري غلبه خواهد كرد. نظامهاي پيشرفته غربي از يك سو به دليل هاضمه قويتری كه دارند و از سوي ديگر به دليل آنكه مواجهه آنها با پديدههاي جديد ناگهاني و يكباره نيست، قادرند كه پديدههاي جديد را به نحو كاربردي و موثرتري استفاده كنند، و خسارات آن را كمتر نمايند. براي نمونه قدرت تخريبي عظيم صنعت و توليدات جديد، وضعيت محيطزيست را با خطر جدي مواجه كرده است، اما كشورهاي مذكور توانستهاند به نحو قابل فهمي اين خسارات را كاهش دهند يا حداقل متوقف نمايند، در حالي كه خسارات مذكور در كشورهاي در حال توسعه و با سطوح پايينتر تكنولوژيك، بسيار فراوانتر و چشمگيرتر است.
در اين زمينه نمونههاي فراواني ميتوان ارايه كرد، مقايسه وضعيت ترافيك و رانندگي در شهري چون تهران با شهرهاي كشورهاي توسعهيافته، مشت نمونه خروار است. نمونه ديگر دسترسي به سلاحهاي كشتارجمعي است، كه اگر به دست كشورهاي در حال توسعه بيفتد، معلوم نيست حتي مردم خود را نيز نابود نكنند، همچنان كه دولت صدام حسين كه تسليحات شيميايياش را داشت در استفاده از آن علیه دیگران و حتی مردم خودش ترديد نكرد، و اگر تسليحات اتمي هم ميداشت در كاربرد آن ترديد نميكرد.
رسانههاي جديد نيز از اين قاعده مستثني نيستند، و اگر به نحوه كاربرد درست آنها توجه نشود، شرّ آنها كمتر از خيرشان نيست، با اين تفاوت كه شرّ رسانه برخلاف شرّ اتومبيل یا شرّ تسلیحات کشتار جمعی، كمتر عيني است. همان طور كه كاربرد نادرست اتومبيل موجب ترافيك، آلودگي هوا و تصادف ميشود كه در هر سه مورد سرآمد كشورهاي جهان هستيم، در مواجهه با رسانه جدید هم ممكن است نادرستتر عمل كنيم و از اين جهت بايد احتياط كرد و توجه داشت كه رسانههاي جديد اگرچه منافع فراواني دارند، ولي همزمان ميتوانند موجب بروز مشكلاتي هم بشوند، مشكلاتي كه احتمالاً با چشمهاي غير مسلح كمتر ديده ميشوند.
منافع اين رسانهها بسيار آشكار است. دسترسي ارزان و راحت به اخبار و مطالب، اولين منفعت اين رسانههاست. همين ويژگي است كه موجب شده رسانههاي رسمي به عقب رانده شوند و براي اولين بار طي نيم قرن گذشته، اثرگذاري و اهميت رسانههاي رسمي بيشتر از رسانههاي آزاد از كنترل حكومت نباشد (حداقل در مناطق شهري كشور). منفعت دوم آن هم كه اهميتي كمتر از اولي ندارد، قدرت توليد و عرضه خبر است. رسانههاي جديد اين توانايي را براي هر يك از ما به عنوان شهروند فراهم كرده است كه اخبار و نظرات كتبي يا تصويري يا شفاهي خود ا در قالب فرد ناشناخته به سراسر جهان مخابره كنيم، بدون آنكه از عواقب آن چندان نگراني داشته باشيم.
اين منافع رسانههاي جديد، موجب تغييرات مهمي ميشود. از يك سو كارآيي سانسور را كم و تيغ قيچي آن را كند ميكند. از سوي ديگر شفافيت ناشي از آنها، حكومت را به طور نسبي مجبور به رعايت و نيز پاسخگويي ميكند. ترديدي ندارم كه اگر اين رسانهها نبود و مردم قادر نبودند كه اوضاع را شفاف بنگرند، اتفاقات سال 1388 سرانجام ديگري پيدا ميكرد و به گونه ديگري رقم ميخورد. در حوزههاي غير سياسي هم اين اصل صادق است. براي نمونه به پاسخگويي واداشتن مسئولين سياسي و انتظامي كشور در جريان حادثه قتل رخ داده در ميدان كاج سعادتآباد، را ميتوان از آثار نيك رسانههاي جديد دانست. اين اتفاق محدود به تهران و مناطق شمالي شهر نميشود، اخيراً شنيدم كه يك درگيري روستايي نيز به وسيله موبايل حاضران ثبت و ضبط و بلافاصله در يوتيوپ قرار داده شد، كه اين اتفاق و موارد مشابه اثرات خاص خود را دارد. چندي پيش هم ضرب و شتم يك كارآموز ورزشي، نتايج مشابهي را در پاسخگويي دستاندركاران داشت. و به طور طبيعي پس از اين شاهد موارد بيشتري هم خواهيم بود و خبر و تصویر این رویدادها بصورت تصاعدی منتشر خواهد شد.
اين يادداشت درصدد طرح و شرح اثرات مثبت اين رسانهها نيست، زيرا چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است، آنچه كه مهم است فهم نتايج نادرست و انحرافي ناشي از بهرهمندي ناصحيح از اين رسانههاست. به همان ميزاني كه نيازمند آشنایی با كاركردهاي خوب و مفيد اين تكنولوژي هستيم، نيازمند دوريگزيني از كاربرد ناصحيح و امان ماندن از آثار منفي آن هم هستيم. اولين اثر منفي این رسانه ها در استنباط غلط از محصولات آن است. براي نمونه ممكن است فيلمهاي متعددي از خشونت (اعم از سياسي يا اجتماعي) از طريق اين رسانهها نشان داده شود. با ديدن اين فيلمها نبايد اين استنباط غلط را انجام دهيم كه جامعه ما خشن شده است. زيرا محتملتر است كه خشونت مذكور از پيش هم وجود داشته است، و رسانههاي جديد فقط توانستهاند آن را به منظر عمومي درآورند و خشونت را تبديل به يك پديده در فضاي عمومي جامعه نمايند، ولي اين بدان معنا نيست كه خشونت مذكور وجود نداشته و الان رخ داده است. اين بدان معنا هم نيست كه بخواهم بگويم، اتفاقي رخ نداده و به موضوع اهميت ندهيم. اتفاقاً بايد نسبت به موضوع حساسيت داشت، و عمومي شدن آن را فرصت مناسبي براي بحث و گفتگو و حل معضل دانست، ولي نباید مرتكب برداشت اشتباهي شويم و فكر كنيم، جامعه ما قبلاً خشن نبوده و اکنون خشن شده است و يا اينكه در جريان قتل ميدان كاج اين استنباط غلط را داشته باشيم كه پليس اخيراً چنين شده و قبلاً متفاوت برخورد ميكرده است.
اشتباه ديگري كه ممكن است رخ دهد، بازتاب بسيار ناقص از واقعيت جامعه است. اين اشكال در جوامعي كه رسانهها آزاد هستند، كمتر بوجود ميآيد، اما در جامعهاي كه رسانهها دوقطبي شدهاند، و در يك قطب رسانههاي رسمي و در سوي ديگر رسانههاي رقيب قرار دارند، ارائه واقعيات جهتدار و يكسويه خواهند بود، اين يكسويگي لزوماً ناشي از انتخاب آگاهانه رسانههاي رقيب نيست، بلكه ساختار رسانهاي و فضاي انسدادي به نحوي عمل ميكند كه رسانههاي رقيب را به ناچار در چنين موقعيتي قرار ميدهد. نكته مهم اين است كه در فضاي دوقطبي رسانهاي، اعتماد به يك دسته از رسانهها و نفرت و بياعتمادي به رسانههاي مقابل، موجب ميشود كه فرد خود را به لحاظ ارتباطي كاناليزه كند و يا با پيشداوري نسبت به اخبار و تحليلهاي رسانهها برخورد كند، و اين سرآغاز انحراف از درك درست واقعيت خواهد بود. حال اگر اين شكافِ عميقِ رسانهاي با شكاف عميق جغرافيايي نيز همراه باشد، پس از مدتي متوجه ميشويم كه با دو گروه از مصرفكنندگان رسانهاي مواجهيم كه هيچ نوع درك مشتركي از يكديگر و از جامعه مورد توجه يكديگر ندارند.
رسانههاي جديد در جامعهاي چون ايران خطر ديگري هم دارند، و آن اين است كه مصرفكنندگان آن نسبتاً قشر معيني هستند و عموميت كافي در میان مردم ندارد. اين قشر جديد تعيينكننده فضاي مفهومي اين رسانهها هستند و حتي اگر كاملاً صادقانه هم رفتار كنند (كه براي همه موارد صادق نيست) حداكثر ميتوانند واقعيات را از چشم خود و با توجه به اولويتهاي ارزشي و دانشي خود منعكس كنند، و يك دست شدن فضاي رسانهاي مذكور اين مشكل را شديدتر ميكند. و این وضعیت موجب انحراف در شناخت از واقعیت احتماعی می شود.
مشكل ديگر اين رسانهها در فقدان ابزارهاي نظارتي بر آن است. پناه بردن به اين رسانهها از دست رسانههايي كه سراپا تحت نظارت و كنترل و سانسور است، يك رفتار طبيعي است، ولي رسانه فاقد نظارت مدني و قانوني هم خطرات خاص خود را دارد و انتشار اخبار غير مستند و غير معتبر و نيز اظهارنظرهاي فاقد امضا و... از نتايج چنين وضعيتي است. نگاهي به بخشي از رسانههاي اينترنتي و حتي ماهوارهاي منتقدينِ حكومت به وضوح نشان ميدهد كه ظاهراً تفاوت چنداني در منطق و ادبيات با يكديگر ندارند. انواع و اقسام دروغها و شايعات كه در 18 ماه گذشته از دو طرف اين رسانهها درباره مسايل كشور و عليه يكديگر منتشر شده، مبين اين واقعيت است. همچنین برخوردهایی که در این رسانه ها با هنرمندان و سیاستمداران و دیگر اشخاص مخالف خود می کنند تایید کننده چنین اداعایی است.
يكي ديگر از آثار منفي و ظريف اين رسانهها، آن است كه ممكن است به مرور به جاي جامعه و ارتباطات اجتماعی قرار گيرند. اين خطر بسيار مهم است و بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد. در يك جامعه آزاد، ارتباط ميان افراد از روشهاي گوناگون صورت ميگيرد و رسانهها مهمترين ابزار اين ارتباطات در جامعه جديد هستند. ولي نكته اينجاست كه در يك جامعه آزاد، بيشتر مردم و مشاركت جویان و تعاملكنندگان قادرند كه از طريق رسانه مربوط به خود اين ارتباط را برقرار كنند، و در نهايت آحاد جامعه از طريق شبكههاي ارتباطي و رسانهاي با يكديگر در ارتباط و تعامل قرار می گيرند، اما در محيط انسدادي ممكن است به دلايل مختلفي ، رسانههاي جديد محل جولان عدهاي خاص شوند، و تعامل رسانهاي محدود به آنان شود و كمكم اين توهم و خيال بوجود آيد كه جامعه محدود به متعاملين در آن رسانهها است، و تصويري شكسته و مخدوش از جامعه پيدا كنند و در همان گردابي دچار شوند كه طرفداران نظامهاي رسانهاي بسته گرفتار ميشوند. وضعيتي كه امروز در ميان فعالان سياسي و رسانهاي خارج از كشور رخ داده است، كمابيش ناشي از متأثر شدن از اين عارضه رسانههاي جديد است.
اين يادداشت ورودي مقدماتي و خلاصه به اين مقوله است، و ابعاد ماجرا گستردهتر و بااهميتتر از آن است كه فقط به يك يادداشت بسنده شود، اگر فرصتي بود، بايد درباره تكتك اين موارد، با شرح بيشتري نوشت.
منتشره در مهرنامه آذر 1389
آلودگی هوای تهران جان مردم را میگیرد. قلب، ریه، کلیهها و اعصاب همه مردمی که ناچارند به کوچه و خیابان بروند در این مدت آسیب دیده است.
در حالی که همه خبرگزاریها از کاهش آلایندهها از بعدازظهر روز چهارشنبه خبر داده بودند، امروز انباشت آلایندهها به حدی رسیده که در یک فضای پنجاه متری هم قابل مشاهده است. اگر مدتی ماسک مرغوبی بر چهره بگذارید، به محض برداشتن متوجه بوی شدید آلایندهها هم میشوید.
پیش از این در اواسط هفته خبر از تلاش برای ایجاد باران مصنوعی از طریق بارورکردن ابرها بلند شد که بلافاصله جای خود را به آب پاشی فضای تهران داد. حالا همه شروع به بازی «کی بود، کی بود، من نبودم» کردهاند. این تصمیم بخش مهمی از ساختارهای تصمیمگیری در ایران معاصر را آشکار میکند. بازیهای بچهگانه و بعد تلاش برای بزرگ نشان دادن آنها با رسانهها.
اما جدای از رفتار دولت، چیزی که در این میان برای من جالب بود، رفتار مردم است. برای مثال در این مورد به نظر من استفاده نکردن مردم از ماسک مقداری عجیب است، حتی آنهایی هم که با خود ماسک دارند هم وقتی خود را در اقلیت میبینند ماسکشان را برمیدارند.
فرصتی شد که در تاکسی و بیآرتی از چند نفر بپرسم. شما چرا ماسک نمیزنید؟ دو دسته بودند. یک عده استفاده از ماسک را بیفایده میدانستند، ماسک گران است، ماسک خوب نیست، نمیارزد، و بعضیها هم فرصت خریدش را نداشتهاند.
پاسخ گروه دوم جالبتر بود: میگفتند تا کی ماسک بزنیم. مگر این هوای شهر خودمان نیست، چرا خودمان را از دودی که واقعیت دارد جدا کنیم؛ من که ماسک نمیزنم؛ هر چه بادا باد.
و هر دو گروه یک نظر مشترک هم داشتند: آلودگیها ـ جدای از شوخیها و جوکهایی که رد و بدل میشود ـ بهترین وسیله برای اجرایی کردن طرح تخلیه تهران است.
مجتبی هروی
افشین قطبی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران پس از پایان قراردادش در بازیهای ماه آینده جام ملتهای آسیا در قطر، تیم ملی فوتبال ایران را ترک میکند. وی با قراردادی سه ساله به عنوان سرمربی تیم شیمیزو اس-پالس از لیگ حرفه ژاپن دوران تازهای در فوتبال را آغاز میکند.
آقای قطبی از بهار سال ۱۳۸۸ و پس از شکست دو بر یک تیم ملی ایران از عربستان در تهران در چارچوب پیکارهای مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ جانشین علی دایی، سرمربی وقت تیم ملی شد. او پیش از این با تیم پرسپولیس به مقام قهرمانی لیگ برتر ایران رسیده بود.
قطبی در خصوص چگونگی عقد قرارداد با این باشگاه ژاپنی گفت: من از اینکه فرصت کارکردن در بهترین لیگ آسیا را پیدا کردم و می توانم عضوی از یک باشگاه با تاریخچهای غنی و انگیزه قهرمان شدن در آسیا باشم، خوشحالم.
وی سپس درباره تیم ملی ایران گفت: فکر و تمرکزم در حال حاضر معطوف به مبارزه پیش رو و جام ملتهای آسیاست. بیش از 20 ماه برای ساختن یک تیم تماشاگرپسند و محبوب کار کردم، تیمی که ایران می تواند به آن افتخار کند. این تیم تمام خصوصیات قهرمان شدن در آسیا را دارد و من با تعهد کامل در پی بوقوع پیوستن این آرزوی دیرینه هستم.
سرمربیگری قطبی در تیم ملی ایران با بازی دوستانه با تیم ملی چین در این کشور و بازی در راه جام جهانی با تیم ملی کره شمالی در پیونگ یانگ آغاز شد و با آخرین بازی تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا در قطر به پایان میرسد.
منبع: مهر و رادیو فردا
دادستانی تهران اعلام کرد علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت بازداشت و به زندان معرفی شده است.
خبرگزاری ایلنا به نقل از دادستانی تهران اعلام کرده آقای شکوری راد به دلیل «انتساب اظهارات کذب» به رياست قوه قضائيه و به اتهام «تبليغ عليه نظام و نشر اکاذيب» تحت تعقيب قرار گرفته و پس از انجام تحقيقات و با توجه به پرونده و اتهامات قبلي با تشديد قرار، بازداشت و به زندان معرفي شده است.
علی شکوری راد اخیرا در یک مناظره با عبدالرضا داوری، مدیر عامل سابق خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه بعد از انتخابات به میرحسین موسوی تبریک گفته بود.
آقای شکوری راد که مانند بسیاری از اصلاحطلبان پس از انتخابات دستگیر شده بود، در ۶ آبان ۱۳۸۹ با قید وثیقه از زندان آزاد شد. گفته میشود آزادی او با وساطت سید موسی شبیری زنجانی پیش علی خامنهای صورت گرفته است.
منبع: ایلنا
پیشینه:
شکوری راد: صادق لاریجانی هم به موسوی تبریک گفته بود
سفیر ایران در لبنان وعده داد:
سفیر ایران در لبنان با بیان اینکه ایران با پایبندی به تعهدات و پیمانهای انجام شده در تهران و لبنان، گامهای موثری در این زمینه برداشته است، گفت: «به زودی مشکلات لبنان از جمله برق، آب و غیره حل خواهد شد.»
غضنفر رکنآبادی در دیدار با شیخ عبد الناصر جبری ـ هماهنگکننده جبهه عمل اسلامی بابیان این مطلب، افزود: «ایران در بیروت با یک موضع برابر با تمامی لبنانیها برخورد میکند و از مردم، موسسات و سرزمین لبنان حمایت میکند.»
وی همچنین بر ضرورت بهرهگیری از فضای «مثبت» پیش آمده از سفر محمود احمدینژاد به لبنان و همچنین سفر اخیر سعد حریری ـ نخستوزیر لبنان ـ به ایران تاکید کرد.
رکنآبادی در حالی فضای پیش آمده از سفر احمدینژاد به لبنان را مثبت ارزیابی کرد که پیشتر، وبسایت محافظهکار صراط نیوز از گسترش برخورد «شنیع و مشمئزکننده» مردم و مسئولان دولتی لبنان و سوریه با مسافران ایرانی در فرودگاههای این دو کشور پس از سفر محمود احمدینژاد به لبنان خبر داده بود.
صراط نیوز ادامه داده بود که برخوردهای «شنیع» با مسافران ایرانی در حالی ادامه دارد که «این شبهه مطرح است که ایران چه از لحاظ مالی و چه لجستیکی این دو کشور را هدایت میکند.»
منبع: کلمه
پیشینه خبر:
افزایش برخوردهای «شنیع» مردم لبنان و سوریه با ایرانیها
دادستان تهران با تایید خبر دستگيري 4 عضو تحريريه روزنامه شرق، مدعی شد که آنها به اتهام ارتکاب «جرايم امنيتی» بازداشت شدهاند.
به گفته عباس جعفری دولت آبادی، «چهار عضو هيئت تحريريه روزنامه شرق به همراه يک فرد مرتبط با امور مالی و پشتيبانی اين روزنامه روز سهشنبه به دليل ارتکاب جريام امنيتی بازداشت شدهاند.»
وی به جزئیات «جرایم» اشارهای نکرد و گفت: «تحقيقات درباره اتهامهای آنها ادامه دارد.»
عصر روز سهشنبه 16 آذرماه، ماموران لباس شخصی با حمله به روزنامه شرق احمد غلامی، سردبیر، علی خدابخش، سرمایه گذار، فرزانه روستایی، دبیر گروه بین الملل و کیوان مهرگان، دبیر سرویس سیاسی این روزنامه را بازداشت کردند.
ماموران امنیتی موبایل تمام خبرنگاران و روزنامه نگاران این روزنامه مورد تفتیش قرار دادند و پس از بازرسی تحریریه، چهار شخص مذکور را با خود بردند.
رادیو فردا به نقل از یک خبرنگار در تهران که نخواست نامش فاش شود، نوشته است: «احتمالاً اين افراد در ارتباط با ويژه نامه شانزدهم آذرماه که قرار بود روز چهارشنبه منتشر شود، بازداشت شدهاند.»
روزنامه شرق روز سهشنبه با عنوان اصلی «جنبش دانشجويی ايران زنده است»، منتشر شده بود.
در همین حال سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه ای با محکومیت بازداشت روزنامهنگاران در هفتههای اخیر اعلام کرده «روشن است که رهبران جمهوری اسلامی از فضای بوجود آمده بدلیل مذاکرات هسته ای و سکوت جامعه جهانی سود میجویند، تا سانسور و سرکوب علیه رسانهها و حرفهکاران مطبوعات را گسترش دهند.»
گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود آورده است: «جمهوری اسلامی ایران همزمان با آغاز دور تازهی مذاکرات درباره برنامهی هستهای با جامعه جهانی، سرکوب روزنامهنگاران و شهروند وبنگاران را تشدید کرده است. از روز شنبه و اغاز این مذاکرات دست کم ٥ روزنامه نگار بازداشت و زندانی شده اند.»
روزنامه شرق که از شهریور 82 منتشر شده است، به اصلاحطلبان نزدیک است و گزارشهایی در انتقاد از دولت محمود احمدینژاد چاپ کرده است. این روزنامه تا کنون سه بار توقیف شده ولی پس از رفع موانع، انتشار را از سر گرفته است.
انتشار روزنامه شرق که 15 مرداد سال 86 برای سومین بار توقیف شده بود، 22 فروردین امسال از سرگرفته شد.
منبع: رادیوفردا
پیشینه خبر:
یورش نیروهای لباس شخصی به روزنامه شرق و بازداشت اعضای تحریریه
حکومت ایران از گفتگوهای هستهای برای سرکوب مطبوعات سود میبرد
نماینده چابهار و نیکشهر:
نماینده چابهار و نیکشهر با بیان اینکه در حوزه انتخابیه من 800 روستا وجود دارد، گفت: «30 درصد این روستاها از دسترسی به راه مناسب محرومند.»
به گفته یعقوب جدگال، «بیشتر این روستاها در نقاط مرزی قرار دارند و این روستاها به دلیل نبود راه و عدم دسترسی، به اعتبار بیشتری نیاز دارند تا زیرساختهایشان را بهبود ببخشند.»
وی همچنین با انتقاد از اجرا نشدن کامل طرح روستایمرکزی در حوزه انتخابیهاش، گفت: «شکی نیست که این طرح بسیار خوب است و امکان تحصیل را برای کودکان ونوجوانان بیشتری فراهم کرده است اما در برخی از روستاها کودکان و نوجوانان به دلیل نبود راه مناسب و عدم سرویسدهی از استفاده از این امکان محرومند.»
این عضو کمیسیون شوراها در ادامه از متوقف ماندن طرح بیمارستان پلان خبر داد و افزود: «پیگیریهای بسیاری انجام شده که در این بخش یک بیمارستان تأسیس شود اما هنوز از اجرایی شدن آن خبری نشده است.»
این بخش با ۵۰هزار جمعیت تا نزدیکترین بیمارستان بیش از ۱۵۰کیلومتر فاصله دارد.
جدگال در پایان تأکید کرد: «مردم در بسیاری از روستاها همچنان از سهمیه اندک آب مصرفیشان گلهمندند.»
منبع: آفتاب
رئيس دفتر محمود احمدینژاد با بیان اینکه اگر موضوعی را بگویم میگویند کفر است، گفت: «بعضیها موسیقی را درک نمیکنند و نمی فهمند و میگویند موسیقی حرام است.»
اسفندیار رحیم مشایی خطاب به کسانی که انتقادپذیر نیستند، گفت: «شما قبلهای غلط دارید و موسیقی را هم نمیفهمید چون که در فهم و درک دنیای شاعر و هنرمندی عاجزید.»
رحیم مشایی که سخنان و تفکراتاش از سوی بسیاری از اصولگرایان مورد انتقاد است، افزود: «مزاج جامعه عوض شده و مردم چای خارجی را ترجیح میدهند چون به فرهنگ و اصالت جامعه و خواستههای جوانان و هنرمندان اهمیت کمتری داده شده است.»
مشایی گفت: «بعضیها آنقدر عبادت میکنند که برعکس از خود خدا غافل میشوند و در این حالت خطری بنام عرفان وجود دارد که انتهای آن خدایی نیست بلکه توهم است و آن وقت است که میگویند نور دیدهایم.»
وی معتقد است که «اگر جامعهای به فرهنگ و هنر بیتوجه باشد بیمار میشود و آنها که موسیقی را نمیشناسند و با کتاب حافظ و سعدی و شاهنامه انس ندارند، عشقی هم در وجودشان پیدا نمیشود.»
مشایی اولین مقام جمهوری اسلامی است که از موسیقی دفاع می کند و علیه عرفان موضع می گیرد.
منبع: آفتاب
جوادی آملی در دیدار با سینماگران:
عبدالله جوادی آملی، مرجع تقلید شیعه در دیدار با جمعی از سینماگران مطرح کشور خواستار طرد واژه بازی و بازیگری از ادبیات هنر شد.
جوادی آملی روز چهارشنبه در دیدار تعدادی از سینماگران و کارگردانان مطرح کشور، از جمله مجید مجیدی، رضا میرکریمی، محمدمهدی حیدریان، محمد داودی، محمدمهدی عسگرپور و... گفت: «حیف هنر و هنرمندان است که از آنها به عنوان بازی و بازیگری یاد شود، بهخاطر اینکه کسانی که هنر را بهوجود آوردند جز لهو و لعب، دنبال چیز دیگری نبودند.»
وی از سینماگران و کارگردانان خواست: «بازی و بازیگری را از ادبیات هنر کاملا بیرون ببرید؛ حیف است که هنر به این اصطلاحات آلوده شود.»
این مرجع تقلید با اشاره به اینکه لهو به معنای لذت خیالی است، افزود: «به اعتقاد ما هیچ کاری بیهدف نیست، اما اگر هدف معقول نباش و خیالی باشد در واقع بیهدف است.»
او با برشمردن دلایل عدم رشد و نمو هنر گفت: «در بخش هنر محقق وجود ندارد، چه برسد به معلم که بتواند حاصل تحقیق این محقق را تعلیم دهد. آنچه در این بخش وجود دارد فقط مبلغ است.»
به گفته جوادی آملی، «تبلیغ باید حاصل تحقیق محقق باشد اما چون در بخش هنر، محقق وجود ندارد، باید از مردم تقاضا شود که این نوعی اعتدال است و اعتدال از رذیلترین رذایل است.»
منبع: آفتاب
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی استان تهران اعلام کرد نوشتن روی شیشه خودروها به مناسبتهای مختلف بخصوص ماه محرم ، تخلف محسوب شده و با متخلفان برخورد قانونی میشود.
به گزارش خبرگزاری ایرنا سرهنگ حبیب کمالوند روز چهارشنبه گفت که «بر اساس قوانین راهنمایی و رانندگی، نصب هرگونه وسیله، پرده، رنگآمیزی و نوشتن روی شیشه خودروها که باعث کاهش دید راننده شود، ممنوع است.»
آقای کمالوند افزوده که «مردم بخصوص جوانان ضمن احترام به قانون، باید از نوشتن روی شیشههای خودروها و نصب پارچه نوشتههایی که مانع دید راننده شود، پرهیز کنند.»
به گفته وی «برخی جوانان این روزها خودروها را آنچنان با نوشتهها، پارچههای سیاه و پرچمها میپوشانند که نه تنها برای خودشان خطرآفرین است، بلکه عابران و سرنشینان دیگر خودروها را نیز در معرض خطر تصادف قرار میدهند.»
منبع: ایرنا
وبسایت مشرق نیوز اعلام کرد حسین درخشان شب گذشته با تودیع وثیقه به طور موقت از زندان آزاد شد.
این سایت امروز پنجشنبه گزارش کرده که وثیقه آقای درخشان بسیار سنگین است و وی قرار است طی چند روز آینده به زندان مراجعه کند.
مقامهای قوه قضائیه، رسانههای رسمی و خانواده حسین درخشان تاکنون درباره خبر آزادی این وبلاگنویس اظهارنظری نکردهاند.
درخشان که در مهرماه 87 بازداشت شده بود، ششم مهرماه سال جاری از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی به 19.5 سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در رسانهها محکوم شده است.
وکیل آقای درخشان به حکم صادر شده اعتراض کرده و دادگاه تجدیدنظر هنوز رای صادره از سوی دادگاه بدوی را تایید و یا رد نکرده است.
منبع: مشرق نیوز
نامه جامعه جهانی بهائیان به صادق لاریجانی:
جامعه جهانی بهائیان در نامه سرگشادهای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی هفت زندانی بهایی که بیش از دو سال است در زندان به سر میبرند شده اند.
در این نامه آمده است: «پروندۀ این هفت نفر که از ابتدا انظار جهانیان اعمّ از ایرانی و غیر ایرانی را با شگفتی روزافزون به خود جلب نموده، در هر مرحله از مراحل با چنان قانونشکنیهای فاحشی همراه بوده که عدالتخواهی دستگاهی را که مدّعی حراست ارزشهای اسلامی میباشد زیر سؤال برده است.»
جامعه جهانی بهائیان با اشاره به فشارهای روزافزون به بهائیان در ایران افزودهاند: «ماٴمورین وزارت اطّلاعات جمهوری اسلامی با توسّل به شیوههای ناشایستهای که حتّی با قوانین فعلی ایران نیز مغایر است — از قبیل بازداشت غیر قانونی، محروم نمودن بازداشت شدگان از دسترسی قانونی به وکیل و همچنین بازجویی و رفتار دور از موازین رایج مدنی به منظور مجبور کردن متّهمین به اعترافات بیاساس — نهایت سعی را به عمل آوردند که جرمی برای آنان بتراشند.»
آنها در ادامه با اشاره به اینکه دادگاههای بدوی هیچ کدام نتوانستند ثابت کنند که این هفت نفر مرتکب جرمی شدهاند گفته اند که این دادگاه در نهایت «تحت فشار مسئولین مجبور به صدور حکمی شدید برای این بیگناهان شدند.»
جامعه جهانی بهائیان علاوه بر آزادی هفت نفر از رهبران بهائی در ایران، خواستار آزادی هاله روحی، رها ثابت و ساسان تقوا «سه جوان بهائی که صرفاً به جرم کمکهای انساندوستانه در جهت سوادآموزی به کودکان مناطق فقرزده، اکنون چهارمین سال مسجونیّت خود را در شیراز میگذرانند» شدهاند.
در پایان این بیانیه آمده است: «(آقای لاریجانی)؛ حقوق کامل شهروندی تمام بهائیان را محترم شمرید تا بتوانند آرزوی قلبی خود را برای خدمت در راه پیشبرد وطن عزیزشان دوش به دوش هممیهنان خویش تحقّق بخشند. این حقّ و این آزادی در اصل همان است که شما به درستی برای مسلمانانی که به صورت اقلّیّت در سایر کشورها به سر میبرند طلب مینمایید. بهائیان نیز درخواستی بیش از این از شما ندارند.»
منبع: تلاش
دیرعامل کانون پرورش فکری:
مدیرعامل و رئیس هیات مدیره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میگوید بر اساس برآوردهای انجام شده کودکان و نوجوانان ایرانی، کتابخوانترین بچههای دنیا هستند.
به گزارش خبرگزاری فارس، صادق رضایی چهارشنبه شب به دنبال بازدید خود از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد این اظهارات را ایراد کرده است.
آقای رضایی به جزئیات این برآورد اشارهای نکرده و نگفته که این برآورد از سوی چه نهادی صورت گرفته است.
اظهارات این مقام مسئول در شرایطی ایراد میشود که براساس اعلام مقامهای فرهنگی کشور، سرانه مطالعه کتاب در ایران کمتر از نیم ساعت در روز است.
پیشتر محمد رضا یوسفی نویسنده کتاب کودک و نوجوان با انتقاد از وضعیت نشر کتابهای کودکان در ایران گفته بود انتشار کتاب کودک برای ناشران به صرفه نیست و دولت هم از کتابهای تالیفی حمایت نمیکند.
منبع: خبرگزاری فارس
پیشینه
لطفا کتاب کودک را هم از چین وارد کنید
سرانه مطالعه در ایران 30 دقیقه است
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) ممانعت از برگزاری مراسم نخستین سالگرد آیتالله حسینعلی منتظری را «منطقی فرعونی» دانست که تمام مراسمها را در انحصار خود میداند.
ادوار تحکیم وحدت در نامه خود خطاب به احمد منتظری نوشته است: «قلوب مردمان آزاده در سالگرد او {آیتالله منتظری} سوگوارند، حتی اگر مراسم سوگواری ایشان را از شما و ما دریغ نمایند.»
در این نامه همچنین از اینکه خودکامگان و تمامیتخواهان پس از درگذشت این مرجع تقلید به دفتر وی حمله کرده و آن را پلمب کردهاند اظهار تاسف شده است.
در این نامه آمده است: «متأسفیم که پس از تمامی هزینههایی که ملت ایران برای آزادی و حریت پرداخت نموده، این گونه میراث انقلابی که خون بهای هزاران شهید گلگون کفن است، بر باد فنا سپرده میشود.»
هفته گذشته خانواده آیتالله حسینعلی منتظری اعلام کردند مراسم نخستین سالگرد درگذشت او به علت فقدان امنیت برای شرکتکنندگان برگزار نمیشود.
منبع: کلمه
پیشینه
مراسم سالگرد آیتالله منتظری برگزار نمیشود
سناتورهای آمریکایی خطاب به اوباما:
گروهی از سناتورهای آمریکایی از دو حزب جمهوریخواه و دموکرات، از باراک اوباما خواستهاند در جریان مذاکرات اتمی، فشارها را بر ایران افزایش دهد.
شش سناتور آمریکایی، سه تن از حزب جمهوریخواه و سه تن از حزب دموکرات از رییس جمهوری آمریکا خواستهاند به ایران نشان دهد «تحریمهایی که تاکنون وضع شده به درستی به اجرا درخواهد آمد و فشارهای تازهای در کار خواهد بود.»
آنها همچنین از باراک اوباما خواستهاند زیر بار هیچ گونه معاملهای در مورد ادامه غنیسازی اورانیوم از سوی ایران نرود.
پنج کشور عضو دائم شورای امنیت به همراه آلمان، موسوم به گروه پنج به علاوه یک روزهای دوشنبه و سهشنبه این هفته در ژنو مذاکرات اتمی با ایران داشتند و این گفتگوها قرار است ماه آینده میلادی در استانبول دنبال شود.
آمریکا و غرب به برنامه هستهای ایران مشکوک هستند و آن را تلاشی برای دستیابی به بمب اتمی میدانند. جمهوری اسلامی در مقابل میگوید برنامه اتمی را برای تولید برق دنبال میکند.
شورای امنیت سازمان ملل تاکنون چهار قطعنامه تحریمی علیه ایران صادر کرده و از این کشور خواسته صلحآمیز بودن فعالیتهای اتمی خود را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ثابت کند.
منبع: رادیو فردا
پس از آن که عباس جعفریدولتآبادی، دادستان تهران، از رسانههای خبری خواسته بود، از انتشار دفاعیات مدیر مسئول روزنامه ایران در دادگاه رسیدگی کننده به شکایت مهدی هاشمی از وی خودداری کنند، محمد حسینی، وزیر ارشاد دولت محمود احمدینژاد، با «اشتباه» ارزیابی کردن اظهارات دادستان تهران، سخنان وی را به منزله دفاع از پسر آیتالله رفسنجانی دانسته است.
آقای حسینی در واکنش به سخنان عباس جعفریدولتآبادی گفت: «شاید انتقاداتی به انتشار این مطلب وارد باشد، اما مانع تراشی برای این مسئله اشتباه است.»
وزیر ارشاد جمهوری اسلامی همچنین افزوده است: «مهدی هاشمی یک فراری است و این موضعگیری از سوی دستگاهها و افراد حمایت تلقی شده و اشتباه است. او موارد متعددی از تخلفات را دارد و حکم دستگیریاش صادر شده است.»
عباس جعفریدولتآبادی، دادستان تهران روز سهشنبه از رسانههای خبری در ایران خواسته بود که از انتشار دفاعیات مدیر مسئول روزنامه ایران در دادگاه رسیدگی به شکایات مهدی هاشمی از وی خودداری کنند.
دادستان تهران در این باره گفته بود: «انتشار لایحه دفاعیه مدیرمسئول روزنامه ایران از چند جهت اشکال قانونی دارد. اول اینکه به برخی از افراد اهانت شده و دوم اینکه قبل از رای دادگاه منتشر شده است.»
وی همچنین بدون نام بردن از فرد مشخصی افزوده بود: «پس از انتشار متن دفاعیه مدیرمسئول روزنامه ایران در رسانهها، برخی از سران فتنه دفاعیهای علیه این اظهارات صادر کردهاند که دادستانی این افراد را تحت تعقیب قرار داده است.»
کاوه اشتهاردی، مديرمسول روزنامه ايران، روز يکشنبه در دادگاه دفاع از شکايت مهدی هاشمی رفسنجانی عليه روزنامه ايران، اتهامات جديدی را عليه فرزند رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران مطرح کرد. در این «دفاعیه» مهدی هاشمی به جعل مدرک، رشوهخواری و جاسوسی متهم شده است.
منبع: رادیو فردا و مهر
پیشینه:
رسانهها از انتشار اتهامهای مدیر مسئول ایران علیه مهدی هاشمی منع شدند
روزنامه ایران از شکایت مهدی هاشمی تبرئه شد
سازمان گزارشگران بدون مرز:
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه ای با محکومیت بازداشت روزنامهنگاران در هفتههای اخیر اعلام کرده «روشن است که رهبران جمهوری اسلامی از فضای بوجود آمده بدلیل مذاکرات هسته ای و سکوت جامعه جهانی سود می جویند، تا سانسور و سرکوب علیه رسانهها و حرفهکاران مطبوعات را گسترش دهند.»
بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز پس از یورش نیروهای لباسشخصی به روزنامه شرق منتشر شده است. روز سه شنبه ۱۶ آذرماه، نیروهای لباس شخصی با حمله به روزنامه شرق احمد غلامی، سردبیر، علی خدابخش، سرمایه گذار، فرزانه روستایی، دبیر گروه بین الملل و کیوان مهرگان، دبیر سرویس سیاسی این روزنامه را بازداشت کردند.
گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود آورده است: «جمهوری اسلامی ایران همزمان با آغاز دور تازهی مذاکرات در باره برنامهی هستهای با جامعه جهانی، سرکوب روزنامهنگاران و شهروند وبنگاران را تشدید کرده است. از روز شنبه و اغاز این مذاکرات دست کم ٥ روزنامه نگار بازداشت و زندانی شده اند.»
این سازمان در بیانیه خود یادآور میشود که «روز یکشنبه ١٤ آذر ماه عمادالدین باقی چهره نامی روزنامه نگاری و مدافع حقوق بشر در ایران و از جمله یکی از فعالان برای لغو حکم اعدام در ایران روانه زندان شد.»
گفتنی است این سازمان غیر دولتی، بدلیل شرایط موجود برای روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی، ایران را «بزرگترین زندان خاورمیانه» برای روزنامه نگاران اعلام کرده بود.
منبع: جرس
دادگاه ابراهیم یزدی که قرار بود روز شانردهم آذرماه، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب محاکمه شود به تعویق افتاد و او همچنان در بازداشت به سر میبرد.
به گزارش «میزان خبر» هیچ کدام از مقامات قضایی حاضر به پاسخ گویی در این زمنیه نشدند.
پیش از این خانواده دکتر یزدی، با ارسال نامهای برای دبیرکل سازمان ملل خواستار تلاش جهانی برای آزادی دبیر کل نهضت آزادی ایران شدند.
تداوم بازداشت ابراهیم یزدی اخیرا با واکنشهای بسیاری مواجه شده است. چندیپیش مسعود بهنود، حمید دباشی، شیرین عبادی، عبدالکریم سروش و دهها فعال سیاسی و اجتماعی دیگر در بیانیهای اعلام کردند که «به شدت نگران سلامت، عدم دسترسی به امکانات دارویی و پزشکی» آقای یزدی هستند و خواستار «آزادی بیقید و شرط» وی شدند.
پیش از آن نیز محمدرضا خاتمی، زهرا رهنورد، عبدالله رمضانزاده، عزت الله سحابی و برخی دیگر از چهرههای سرشناس سیاسی خواستار آزادی دبیرکل نهضت آزادی ایران شده بودند.
ابراهیم یزدی نهم مهر ماه در اصفهان به اتهام «اقامهی نماز غیرقانونی» بازداشت شد و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.
منبع: میزان خبر و جرس
پیشینه:
ادامه حبس ابراهیم یزدی غیر قابل توجیه و غیر قانونی است
از تمام اهرمهای بین المللی برای آزادی ابراهیم یزدی استفاده کنید
علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران گفت که صادق لاریجانی، رئیس فعلی قوه قضائیه و عضو شورای نگهبان در زمان انتخابات ریاست جمهوری دهم، بعد از انتخابات به میرحسین موسوی تبریک گفته بود.
آقای شکوری راد، در مناظره با عبدالرضا داوری، مدیر عامل سابق خبرگزاری دولتی ایرنا، که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه لرستان برگزار شد، در دفاع از دیدگاه خود در مورد بروز تخلف در انتخابات گفت: «رسانه های خود شما گفتند که علی لاریجانی تلفنی به آقای موسوی تبریک گفت... چنین مطالبی راجع به آقای صادق لاریجانی نیز وجود دارد که تاکنون بنا به دلایلی رسانهای نشده است و اگر لازم بود این کار انجام خواهد شد.»
شکوری راد در ادامه خطاب به عبدالرضا داوری گفت: «پیش از انتخابات نظرسنجی وزارت اطلاعات نیز دلالت بر این داشت كه انتخابات به مرحله دوم میرود چطور است که وزارت اطلاعات خودتان را قبول ندارید؟»
مدیرعامل سابق ایرنا در واکنش به سخنان شکوری راد گفت: «من کاری به نظرسنجی وزارت اطلاعات ندارم، زیرا درون آن وزارتخانه طیفهای مختلفی وجود دارد.»
وی افزود: «در روز ۲۰ خرداد ۸۸ براساس آخرین نظرسنجی که در ایرنا انجام دادیم بیش از ۶۳ درصد آرا را احمدینژاد کسب کرد و اگر تقلب بخواهد صورت گیرد حد و سقفی دارد.»
منبع: جرس و بیبیسی
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه 17 آذرماه در همایشی در تهران گفت: «امیدی به مبارزه با فساد ندارم.»
آقای لاریجانی با بیان اینکه «افزايش 22 پلهاي رتبه ايران در مبارزه با فساد خوشحال كننده نيست» افزود: «اگر در جامعه فساد رشد كند در ساختار دولتي تزلزلهايي ايجاد خواهد شد، از اين رو بايد براي واكاوي مبارزه با فساد به اين سوال بنيادين پاسخ داد كه چرا در جمهوري اسلامي با پديده فساد مواجهيم و از آن مهمتر اين است كه چگونه بايد با آن مبارزه كرد؟»
به گفته رئیس مجلس شورای اسلامی «وقتي فساد در جامعهاي حاكم شود، توسعه كشور با موانع جدي روبرو شده و به سرمايه اجتماعي نيز لطمه ميزند.»
سخنان علی لاریجانی درباره مبارزه با فساد در حالی مطرح شده است که وی در 5 سال گذشته بارها در اینباره سخن گفته است. به عنوان نمونه، وی در مبارزات انتخاباتی سال 84 گفته بود مبارزه با فساد و تبعيض يك تعارف نيست و من در «دولت اميد» اجازه نميدهم مفسدان اقتصادي برگرد خود حصار خيانت بكشند.
با این حال مشخص نیست آقای لاریجانی با توجه به امکاناتی که از جمله به عنوان رئیس مجلس داشته چرا در جهت مهار فساد گام برنداشته است.
منبع: ایسنا
مصطفی تاج زاده و محمد نوری زاد به دستور مقامات قضایی ممنوع الملاقات شدند.
فاطمه ملکی، همسر محمد نوری زاد، به بی بی سی فارسی گفت وقتی روز چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۹ مطابق معمول برای ملاقات هفتگی به زندان اوین مراجعه کرده است، به او و همسر آقای تاج زاده گفته شده که همسرانشان ممنوع الملاقات هستند.
اين دو زندانی که حدود چهار ماه در بندِ قرنطینه زندان اوین و در یک سلول مشترک به سر میبرند، در دو هفته اخير «به بهانه آلودگی هوا» اجازه نيافتند تا با خانواده های خود ملاقات کنند.
فخر السادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده، روز چهارشنبه و در پی ممنوع الملاقات شدن همسرش در نامه ای به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، نوشت: «بر اساس کدام قانون و آیین نامه همسر مرا به بهانه اجرای حکم جابرانه و جائرانه فله ای دادگاه فرمایشی، بیش از چهار ماه در قرنطینه اوین محبوس کرده اید و بر اساس رأی کدام شورای انضباطی و با حضور کدام مسئول مددکار به این جمع بندی و رأی صادره رسیدید که او را و ما را از حق دیدارمان آن هم از پشت دو جدار شیشه ای و شنیدن صدای هم از پشت گوشی تلفن، محروم کردید؟»
در همين حال، فاطمه ملکی، همسر محمد نوری زاد، در نامه ای به شرح آنچه که در جريان حوادث پس از انتخابات بر همسرش رفته، پرداخته است.
در اين نامه همسر نوری زاد با اشاره به گذشت حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرش نوشته است:« در اين فاصله، همسرم چهار نامه جهت مرخصی نوشته اند که متاسفانه پاسخ ايشان را با شکايت جديدی از سوی مامورين وزارت اطلاعات داده اند! من هم در تاريخ ۱۵ آبان نامه ای به دادستان نوشته ام مبنی بر درخواست مرخصی فوری ايشان و ملاقات حضوری که تاکنون نداشته ايم، و هنوز هيچ پاسخی دريافت نکرده ايم.»
منبع: جرس، بیبیسی، رادیو فردا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر