-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
ندای سبز آزادی: فخر الاسادات محتشمی بیست و هشتیم عریضه خود را در دومین روز از ماه محرم خطاب به دادستان تهران منتشر کرد. همسر مصطفی تاجزاده نوشت: ” قرار بود عریضه بنویسم و شما را شریک کنم در دردهای این روزهایمان تا آن چه بر سر ما و فرزندانمان می آید اندکی در یاد شما بماند. قرار بود عریضه بنویسم و از مشکلات و مصائبمان بگویم برای شما که دادستانید تا شاید یک بار برای ما دادستانی را معنا کنید. شما داد که را می ستانید دکتر؟ داد آقای جنتی را از همسر من! رئیس ستاد انتخابات دوره اصلاحات؟ یک بار که این داد ستانده شد و حکمی عادلانه داده شد و متنبه شد این سید خدا! دیگر چه می خواهد آن پیرآهنین عزم مصون از قانون و اجرای مرّ آن؟! چه خواسته از شما آقای دکتر که حقوق طبیعی و شرعی و قانونی و انسانی عزیز دربند ما را امتیاز تلقی کرده و خود را مجاز به محروم کردن او از آن حق می دانید؟” متن این عریضه که نسخه ای از آن نیز در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است: عریضه بیست و هشتم به : دادستان تهران از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره والوترالموتور. اشهد انک قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و اطعت الله و رسوله حتی اتیک الیقین جناب آقای دکتر جعفری دولت آبادی، دادستان محترم تهران در دومین روز از ماه محرم الحرام سیاه پوش و عزادار، روضه و زیارت خوانیم همه ما. این سو ما رنج کشیدگان مظلوم که بهترین عزیزانمان در بند ستم هواپرستان قدرت طلب، اسیر و گرفتارند و آن سو شما که مدعی استقرار عدالتید و قسط و خدا شاهد و ناظر بر اعمال ما و شما و آگاه به ضمیر همه ماست. ما که روز همه روز به مراقبه و شب همه شب به محاسبه نفس می پردازیم و تنها ملاک برتری را تقوی می دانیم و تنها کسی را که باید رضایتش جلب شود خدای عالی و متعال می شناسیم و شما که در همه شب و روزتان به خوشامد صاحبان قدرت اندیشه می کنید و به گفته خودتان به محضرشان می شتابید برای کسب رضایتشان و گرفتن تأییدیه برای اعمالتان که بی شک مرضیّ خدای مظلومان نیست. آقای جعفری! دوست داشتم نام فامیلتان همین یک بخش را داشت تا به خود می باوراندم که علقه تان به مکتب جدّ بزرگوار همسر مظلوم دربندم به قدر علقه همه خادمان صدیق مردم است که ادعای ایمان به خدای واحد و محکمه عدل الهی دارند، ولی بخش دومش سخت شبهه ناک است چرا که موسویان جعفری مرام و مسلک، آبادانی میهن و ملت خویش را آرزو دارند و آنان که دولتِ آباد می طلبند، چه بسا در دولت سراهایی که اتفاقا در همیشه تاریخ جز حکومت معصوم (س) و دیگر حکومت های مبتنی بر آراء مردم و پاسخ گو به مردم، عادل نبوده اند، سهمی دارند و ارج و قربی! و چه اندوهناک می شود آن گاه که وابستگان به قدرت که رهیدگی شان از دنیا و مافیها به تأیید و امضای مردم نرسیده باشد، در مقام قضاوت و دادستانی مظلومان بنشینند. آقای جعفری! به یاد دارم که در اولین ملاقات خود با شما پس از روزها و هفته ها انتظار، خویشتن را ملامت کردم که چرا مصحفی نفیس را برایتان هدیه نیاوردم به شادباش پذیرفتن مسئولیتی در عوض دادستان کودتا، متهم اول فاجعه جنایت بار کهریزک و متهم به قتل دکتر زهرا کاظمی. پیش خود می گفتم کاش کتاب خدا را در همان آغازین روزهای پذیرش مسئولیت، آورده بودم تا آن را بین خود و شما قرار می دادم و سوگندتان می دادم که مبادا خود را به اصحاب قدرت بفروشید و مبادا ما را که هیچ، بندگان بی پناه خدا را خانواده های زندانیان سیاسی گمنام را که از خوف هجمه و ارعاب و تهدید کودتاگران دچار لکنت زبان و لرزش قلب و تردید در باورهایشان شده اند، نادیده بگیرید برای دو سه روزی بیش زندگی خفّت بار در دنیایی که به فرموده مولی علی (ع) ارزشی بیش از عطسه بزماده ای را ندارد! آه آقای دادستان آقای دادستان! چقدر سخت است برایم به زبان آوردن این واژه که باید اطمینان بخش و امان بخش و امنیت بخش باشد و مدت هاست که نیست نه فقط در دوره دادستانی مرتضوی که ظاهراً دوست ندارید با او مقایسه شوید بلکه تا همین امروز. داد که را می ستانید آقای دکتر جعفری؟ داد چه کسی را می ستانید؟ کاش سوابق ارجمند پیشین را فدای موقعیت امروزین نمی کردید و کاش می گذاشتید یاران دیروز هنوز هم شما را یار بدانند و کاش لااقل حرمت استاد نگاه می داشتید و جواب سلام اساتید خود را می دادید. آه خدایا مرا چه می شود در این ایام عزای سرورآزادگان؟! قرار بود عریضه بنویسم و شما را شریک کنم در دردهای این روزهایمان تا آن چه بر سر ما و فرزندانمان می آید اندکی در یاد شما بماند. قرار بود عریضه بنویسم و از مشکلات و مصائبمان بگویم برای شما که دادستانید تا شاید یک بار برای ما دادستانی را معنا کنید. شما داد که را می ستانید دکتر؟ داد آقای جنتی را از همسر من! رئیس ستاد انتخابات دوره اصلاحات؟ یک بار که این داد ستانده شد و حکمی عادلانه داده شد و متنبه شد این سید خدا! دیگر چه می خواهد آن پیرآهنین عزم مصون از قانون و اجرای مرّ آن؟! چه خواسته از شما آقای دکتر که حقوق طبیعی و شرعی و قانونی و انسانی عزیز دربند ما را امتیاز تلقی کرده و خود را مجاز به محروم کردن او از آن حق می دانید؟ بر اساس کدام قانون و آئین نامه همسر مرا به بهانه اجرای حکم جابرانه و جائرانه فله ای دادگاه فرمایشی، بیش از چهار ماه در قرنطینه اوین محبوس کرده اید و براساس رأی کدام شورای انضباطی و با حضور کدام مسئول مددکار به این جمع بندی و رأی صادره رسیدید که او را و ما را از حق دیدارمان آن هم از پشت دو جدار شیشه ای و شنیدن صدای هم از پشت گوشی تلفن، محروم کردید؟ این ها سؤالاتی است که باید از رئیس زندان پرسید ولی افسوس که او هرگز نمی تواند به این گونه سؤالات پاسخ گو باشد. همان طور که رئیس پیشین که بازداشت برادرش را به دلیل توزیع مواد مخدّر در زندان، رسانه ها منتشر کردند و توسط مقامات قضائی تکذیب نشد، هرگز نتوانست پاسخ هزاران سؤال ساده زندانیان سیاسی و خانواده ها و وکلایشان را بدهد. وکلای موجود و وکلای ترسیده از فشارهای نیروی امنیتی و بعضا مجبور به استعفا شده به دلیل همان فشارها! آقای جعفری! من در بیست و شش عریضه رمضانی خود از شما یک سؤال کردم: همسرم کجاست و چرا طبق قانون به بند عمومی منتقل نمی شود. اما از شما در تمام ماه مبارک رمضان و پس از آن پاسخی نشنیدم و اینک در ماه حرام محرم باز هم قصد تکرار یک سوال را دارم خود را برای بارها شنیدن آن آماده کنید و به من پاسخ دهید به نحو مقتضی: چرا همسرم را ممنوع الملاقات کرده اید آن هم پس از نگاه داشتنش در قرنطینه و عدم رسیدگی به شکایاتش از آقای جنتی، کودتاگران و رسانه های دروغ پرداز دولتی. آقای دادستان!!! شما دادستان باشید یا نباشید، قاضی عادل باشید یا نباشید، موظفید اگر نه امروز اما چند صباحی دیگر به این سؤال پاسخ دهید: این همه ظلم به زندانیان سیاسی بی گناه و خانواده های مظلومشان چرا ؟؟؟و به چه قیمتی؟؟؟ تاریخ سؤالات بی پاسخ را از صفحات خود حذف نمی کند و آیندگان خود پاسخ را درخواهند یافت پیش از آن که در محکمه عدل الهی همه سؤالات جواب بگیرند بدون هیچ گونه سانسور. السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک فخرالسادات محتشمی پور دوم محرم الحرام ۱۴۳۱ برابر با ۱۷ آذرماه ۱۳۸۹
ندای سبز آزادی: محمد خوش چهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران از نمایندگان شاخص مجلس هفتم بود که ریاست فراکسیون و ائتلاف اصولگرایان مستقل را بر عهده داشت از تئوریسین های سیاسی و اقتصادی مطرح اصولگرا است که البته در بیشتر موارد دیدگاه هایی مستقل و ویژه ای که همواره نیز لزوماً با دیدگاه های جناحی که وی بدان منتسب است مطابقت ندارد. وی در گفتگو با سایت جماران در ارتباط با اندیشه ها و افکار امام در خصوص مجلس گفت: قطعا حضرت امام یک دید استراتژیک داشت و به اصطلاح ساده تر یک نقشه راه برای اداره کشور که همان ایده ای است که کتاب حکومت اسلامی مبین آن بود. ذهن امام طراحی حکومت مبتنی بر نهادها و الزامات اش و متعاقبا در عمل را طراحی کرده بود و ایشان به عنوان یک استراتژیست برای ابزارهایش هم نظر و ایده داشتند. حکومتی که حضرت امام برای اداره کشور به آن اعتقاد داشتند متاثر از آموزه های دینی ومعرفت شناسی عمیق ایشان و آنچه که تحت عنوان اسلام ناب محمدی (ص) از آن نام می بردند، بود، بنابراین خیلی از ایده هایشان در باب اداره کشور متاثر از نگاه دینی و سیره نبوی در مورد نوع زمامداری است؛ که البته متناسب با مقتضیات زمان شکل حکومتی که از آن تحت عنوان حکومت اسلامی نام برده اند، جمهوری اسلامی بود و آن جمله معروف ایشان که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد مبین دکترین ایشان در باب اداره کشور و نظام حکومتی است؛ به این معنا که ایشان به حکومت اسلامی معتقد بودند اما شکل این حکومت را در حضور و مشارکت مردم می دانستند؛ بنابراین جمهوری اسلامی هر دو جنبه اش جای تفسیرهای عمیق دارد. خوش چهره افزود: اسلامیت محتوای حرکت این حکومت و جهت گیری و اهداف آرمانی و تعاملات و هدف گزاری های استراتژیک و غایی ومناسبات و ریشه مناسبات و معیارهای اخلاقی حکومت و چیستی و بایدها ونبایدهای آن را نشان می داد که از آموزه های اسلامی متاثر بود و تحت عنوان واژه هایی مانند دولت اسلامی، حکومت اسلامی، نظام اسلامی که سلسله مراتب تکاملی اش بود متجلی شد.درایت حضرت امام برای اینکه ساختار قدرتی را شکل دهد که مردم چنین قدرتی را تجربه کنند و در جهت نهادینه شدن اش پیش بروند جزو ظرافت های حضرت امام بود که تعجیل ایشان در تبین قانون اساسی، ایجاد مجلس خبرگان، و قبل ازآن تاکیدشان بر انتخابات تعیین کننده شکل و نوع نظام که در دوازده فروردین{۱۳۵} انجام شد و نوع نظام تعیین شد و انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن نشانگر آن است. این استاد دانشگاه درر رابطه با ساختار مورد نظر امام در رابطه با جمهوری اسلامی گفت: بنابراین ساختاری که حضرت امام ایجاد کردند ساختاری بود که قدرت متکی بر آرای مردم بود یعنی انتخابات مجلس اش که به تعبیر حضرت امام تبلور اراده مردم و تجلی {عصاره}فضایل ملت بود با آرای مستقیم مردم انتخاب می شدند بنابراین سرنوشت و مقدمات مردم را حضور و مشارکت خود مردم تعیین می کرد و رقم می زد. قوه اجرایی کشور که در دست رئیس جمهور بود باز با انتخاب مستقیم مردم توسط انتخابات صورت می گرفت و تبلور اداره مردم برای اجرا بود. متعاقباً انتخاب رهبری نظام هم که از طریق خبرگان منتخب رای مستقیم مردم صورت می گرفت. حتی مقدرات شهری و مدیریت شهری که شورای های شهر و روستا ها بود با انتخاب مردم است. مفهوم این بحث این است که ساختار قدرت با انتخاب مستقیم مردم است برای اینکه حضرت امام معتقد بودند پایداری حکومت با اعتقادی که مردم به اسلام داشتند می تواند یک مولفه قدرت برای کشور تلقی می شود بنابراین دیدیم که حضرت امام درهمان ابتدای پیروزی و شکل گیری انقلاب ساختار قدرت را که متکی براراده مردم بود بنا نهاد. این فعال اصول گرا همچنین در ارتباط با آرمان های حضرت امام در مورد ساختار حکومتی و اداری اظهار داشت: البته نظام جمهوری اسلامی در تغییر ساختارها شاید بجز دو سه مورد خیلی موفق نبود و خیلی از چالش هایی که بعداً مبتلا شد به همین علت بود. به خاطر اینکه ساختار اداری کشور تقریباً در همان وضعیت سابق ماند. یعنی ساختاری که پرهزینه ، تشریفاتی، کم کارکرد بود و ساختار صنعتی و از همه قابل تامل تر ساختار آموزش عالی کشور که ساختاری متکی بر تولید مدرک و تشخص گرایی مبتنی بر مدرک قبل از انقلاب بود کماکان نافذیت خودش را بر آموزش عالی بعد از انقلاب نشان داد و ضعف ارتباط اش با نیازهای بازار و امثالهم. بنابراین خیلی از ساختارها تغییر نکرد. ساختار دفاعی کشور توسط حضرت امام تغییر کرد و بعد از ساختار سیاسی دومین ساختار استراتژیک نظام بود که تغییر کرد. ساختار متکی به ارتش کلاسیک که آن هم وابسته به مستشاران امریکایی و ناتو و ادوات غرب بود و به صورت فرمایشی هم چند قلم از شرق می گرفتند در مجموع با یک ساختار جدیدی بود که متکی بر مشارکت و حضور مردم بود تحت عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج که تبلور حضور مردم بود به عنوان ارگان سازمان ده در جنگ دیدیم که در کنار ارتش کلاسیک حماسه آفرید و باعث اعجاز نظام شد که چگونه یک ارتش مردمی می تواند به صورت تمام قد در مقابل دنیای سلطه و همه ادوات و تجهیزات نظامی شان که شامل دنیای شرق و غرب بود بایستد. بنابراین اتکای حضرت امام به بحث مردم در این مقوله یعنی در تغییر ساختارها به شدت قابل توجه است. خوش چهره همچنین در ارتباط با اینکه برخی دیدگاه های دیگر معتقدند که این اندیشه و اعتقاد به مردم در اندیشه های حضرت امام دارای اصالت و محوریت نیست بلکه موضوع ثانویه است خاطر نشان کرد:اتفاقاً این دید استراتژیک حضرت امام بود. حضرت امام الگوی ایرانی اسلامی خودشان را در عرصه های سیاسی به عنوان موتور محرکه پیشرفت نشان داده اند. این الگو برخلاف الگوهای رایج در دنیا که در چند قرن اخیر شاهدش هستیم که تغییر و تحولات را حول محور یا محوریت عناصر مختلف دنبال کردند است. حضرت امام مبدع سرمایه جدیدی بود که بعدها با یک تلقی و تشابه نامی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند که البته در ادبیات جامعه شناسی قبلاً از این سرمایه به عنوان یکی از اشکال سرمایه نام می بردند. حضرت امام مبدع سرمایه ای بنام سرمایه مردمی بود یعنی مردم را سرمایه اصلی تحول و تغییر و متعاقبا پیشرفت و ترقی و توسعه و واژه های متعارف می دانست یعنی ایشان تحول را که اشکال مختلف اش می شود پیشرفت و ترقی و توسعه در سرمایه ای بنام مردم می دانست که متاثراز آموزه های دینی و معرفت اسلامی ایشان بود. بنابراین سرمایه ای به نام مردم که در عرصه های مختلف متولی پیشرفت و توسعه است؛ در عرصه های اقتصادی آحاد مختلف مردم در راس فعالان اقتصادی، سرمایه ای به نام مردم در عرصه های فرهنگی و … در حقیقت در بیانات حضرت امام با ادبیات مختلف از سرمایه مردم به عنوان موتور محرک تغییر و تحول نام برده شده است. اراده مردم را بارها به عنوان عامل اصلی برای تغییر وتحول گوشزد کرده اند و رای و کسب حمایت مردم را بارها به مسئولین گوشزد کرده اند و اینکه اینها ولی نعمت اند. این فعال اصول گرا همچنین در باره دیدگاه حضرت امام در راستای در راس امور بودن مجلس نیز اظهار داشت: دراین فضا قطعاً مجلس که محل اصلی تبلور اراده مردم یعنی قومیت ها، نژاد ها و مذاهب مختلف در تصویب و تدوین مقررات اجتماعی و سیاسی است جایگاه مهمی دارد و مجلسی تبلور اراده ملت است که مبتنی بر انتخاب درست و صحیح باشد که امام بارها روی نحوه انتخاب کردن صحیح و مسئولانه افراد تاکید داشتند. قطعا محوریت سرمایه ای به نام مردم را مجلس خواهد داشت و این حرف که مجلس در راس امور است با چنین تفسیر و تعبیری منطق مفهومی و جایگاه استراتژیک خودش را پیدا می کند. بنابراین این جمله حضرت امام یک فرمایش مقطعی یا موردی نبوده؛ یعنی تبلور اصلی اراده مردم در مجلس است و رئیس جمهور یک رای از مردم کسب کرده اما در مفهوم تبلور و آنچه که می تواند از نظر قومیت ها، مذاهب و غیره همگرایی ایجاد کند آنچنان که درمجلس می تواند باشد در شخص رئیس جمهور نیست. از این رو قانون و بنیانگذار انقلاب تفوق قوا را در عمل ناظر بر مجلس دانسته یعنی در نظام مردم سالاری دینی محوریت با سرمایه ای به نام مردم است و بقای نظام جمهوری اسلامی نیز به آن وابسته است که خدای ناکرده اگر این قلمرو آسیب ببیند زوال اش از همین جا خواهد بود. از این رو تفوق مجلس یعنی در راس امور بودن به این معناست که رئیس جمهور صرفاً توسط مردم انتخاب می شود ولی برای اداره و عملیاتی کردن قوه مجریه احتیاج به تعیین کابینه دارد و این کابینه را مجلس است که تعیین می کند و رئیس جمهور صرفا معرفی می کند واحراز توانمندی و سلامت نفس شان با مجلس است و این مجلس است که تایید صلاحیت می کند تا کابینه شکل بگیرد و قوه مجریه عملیاتی بشود. بنابراین از این جنبه مشخص می شود که مجلس بر قوه مجریه برتری دارد. از طرف دیگر قوه مجریه حتی در صورت تعیین کابینه خود واجرایی شدنش باز برای اداره کشور احتیاج به تسلیم برنامه های سالانه خود در قالب بودجه دارد یا متعاقباً برنامه پنج ساله و هر نوع تخصیص منابع و امکاناتی که برای اجرای وظایف اش دارد باید با تصویب مجلس باشد یعنی صرفاً دولت در قالب طرح یا لایحه پیشنهاد می دهد که ممکن است طرفداران دولت طرح بدهند یا لایحه که مستقیماً توسط دولت ارائه می شود و این مجلس است که باید تایید کند در راستای این طرح و تخصصیات تابع منافع ملی رعایت می شود یا نه؟ چون دولت ها معمولا مصالح دوره چهار ساله خود را می بینند و مجلس باید فراتر از مصالح دوره دولت آثار و تبعات آن را در دولت های بعدی ببینند. چون شاید خیلی از دولت ها برای کار آمد نشان دادن خودشان طمع منابع زیادی داشته باشند یا تمنای تخصیص منابع داشته باشند که شاید در راستای مصالحی ملی در دوره های بعدی نباشد؛ تشخیص اینها با قوه مقننه است. بنابراین در بعد تعاملات، تنظیم روابط کاری داخل و خارج و تعاملات بین کشورها و غیره این مجلس است که تنظیم کننده است. وی افزود: از این رو همه کارکردها به طور بنیادین تفوق قوه مقننه را بر قوه مجریه نشان می دهد. این جفا به حضرت امام و حتی مقام معظم رهبری و تمام کسانی است که در حوزه راهبری دینی برای نهادینه کردن ارکان و نهادهای نظام تلاش کرده اند و توصیه های مذهبی که برای شرکت در انتخابات توسط بزرگان دین صورت گرفته واز آن به عنوان تکلیف الهی نام برده اند مبین این است نباید بگذاریم که این نهادگرایی که بقا و دوام نظام جمهوری اسلامی را در پی دارد با اختلاف سلیقه ها و تفسیر به رای های شخصی و اقتدار گرایی های که بعضاً می تواند مورد تمنای قوه مجریه باشد که بعد از جنگ و به خصوص سالهای اخیر بیشتر، به اشکال مختلف شاهدش بودیم متزلزل بشود. البته نکته فوق العاده حائز اهمیت این است که توصیه های حضرت امام برای انتخاب افراد اصلح و صالح در مجلس مد نظر قرار بدهیم و سعی کنیم افرادی که در راستای منافع ملی و فراتر از آن مصالح اسلام کار می کنند واز بطن مردم در آمده اند و وابستگی ندارند و وام دار کسی نیستند مورد انتخاب قرار بگیرند. البته نگرانی که وجود دارد این است که کانون های قدرت و ثروت که در دنیا نشان داده اند می توانند جریانات تصمیم گیری ها و اثر گذاری های اقتصادی و سیاسی را در سطح کلان در اختیار بگیرند و یا با نفوذی که در انتخاب افراد وام دار و یا وام دار کردن افراد می کنند که در بعضی از کشورهای دنیا شاهدش هستیم این آفت دچار نظام جمهوری اسلامی نشود که صرف پول و کانون های قدرت و ثروت بتوانند مسیر انتخابات را به گونه ای منحرف بکنند که به جای افراد مستقل و مدرس وار افراد وام دار و محدود نگر و خدای نکرده سرسپرده داخل مجلس بشود. قطعاً این نوع انحراف برای از راس امور انداختن مجلس از خطر هر نوع انحراف دیگری که ناشی از فزون خواهی قدرت بین قوا هست بیشتر خواهد بود.
به گزارش شیعه آنلاین، پایگاه خبری الجوار عراق در مطلبی به نقل از سایت جنبش صدر نوشت: هفته گذشته و در روز عید غدیر خم نشست سالانه "آل صدر" در تهران برگزار شد.
حجة الإسلام و المسلمین سید "مقتدی صدر" رهبر جنبش صدر عراق که در حال حاضر برای تحصیل علوم دینی در شهر مقدس قم اقامت دارد از مهمانان ویژه حاضر در این مراسم حضور داشت.
این پایگاه خبری در ادامه نوشت: علاوه بر سید "مقتدی صدر" تعدادی از فرزندان خاندان صدر از جمله سید "محمد صدر" و سید "کاظم صدر" حضور داشتند. علاوه بر آنها نوه های شهید صدر اول و دوم و نیز نوه امام موسی صدر نیز در این مراسم حضور داشتند.
الجوار همچنین افزود: در این مراسم تعدادی از نوه های امام خمینی (ره) به همراه سید "محمد خاتمی" رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران نیز حضور داشتند.
ندای سبز آزادی: دانشجویان و ایرانیان ساکن فلورانس روز 16 آذر 1389، در حرکتی نمادین، مسابقه ای فوتسال میان دانشجویان ایرانی و ایتالیایی را تدارک دیدند. از انجا که در جامعه امروز فوتبال از مردمیترین ورزش های دنیای محسوب میشود و حامی همیشگی صلح و ازادی بوده و با توجه به رقابت دائمی فوتسال ایران و ایتالیا، عده ای از دانشجویان و ورزش کاران ایرانی ساکن ایتالیا با برگذاری مسابقه ای، به مناسبت روز دانشجو، یاد و خاطره زندانیان سیاسی و دانشجویان در زندان را گرامی داشتند. این بازی جذاب و دیدنی در پایان با نتیجه 5 -4 به سود تیم ایتالیا پایان یافت.
ندای سبز آزادی: حسین مهدوی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه لرستان در روز شنبه 13 آذر و در آستانه روز دانشجو پس از احضار به اداره اطلاعات خرم آباد برای بار دوم در یک سال گذشته بازداشت شد.
ماموران اداره اطلاعات در حالی حسین مهدوی را بازداشت کرده اند که به صورت تلفنی از او خواسته بودند برای دریافت کیس کامپیوتر شخصی اش که در تفتیش بهمن گذشته از منزل او برده بودند به اداره اطلاعات خرم آباد مراجعه نماید.
حسین مهدوی از فعالان سرشناس سیاسی در استان لرستان است که بارها به نهادهای امنیتی احضار شده و پرونده هایی نیز در دادگاه انقلاب استان لرستان دارد.
ندای سبز آزادی: مصطفی تاج زاده و محمد نوری زاد، پس از گذراندن حدود چهار ماه از دوران حبس خود در قرنطینه زندان اوین، ممنوع الملاقات شدند. به گزارش خبرنگار کلمه، این دو زندانی سیاسی که در دو هفته اخیر به بهانه آلودگی هوا از ملاقات با خانوادههای خود محروم بودند، امروز هم نتوانستند با خانوادههایشان ملاقات کنند. اما این بار برخلاف دو هفته اخیر، ماموران به خانواده این دو آزاده دربند اعلام کردند که آنها ممنوع الملاقات شدهاند. این دو زندانی سیاسی در حالی ممنوع الملاقات شدهاند که همسران آنها همراه با تعدادی دیگر از خانوادههای زندانیان سیاسی، اخیرا با ارسال یک نامه سرگشاده، از رئیس قوه قضائیه درخواست ملاقات حضوری کرده بودند. مصطفی تاج زاده، شاکی احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و یکی از هفت چهره اصلاح طلب شکایتکننده از کودتاگران انتخاباتی، به همراه محمد نوری زاد که به دلیل نوشتن نامههای منتقدانه به رهبری زندانی شده، ماههاست که به شکل غیرقانونی در قرنطینه زندان اوین به سر میبرند و مسئولان قضائی نیز حاضر به توضیح درباره وضعیت این دو زندانی سیاسی نیستند.
ندای سبز آزادی: دو دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه، پس از اعتراض به صفار هرندی و خروج از سالن، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به گزارش دانشجونیوز، احمد غیاثوند و سید قاسم محمودی، دو دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه رازی کرمانشاه هستند که در پی اعتراض به صفار هرندی بازداشت شده اند. خانواده این دو دانشجو که روز ۱۵ آذر و پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند، هنوز نتوانسته اند اطلاعی از وضعیت آنان پیدا کنند. این دو دانشجو پس از اعتراض دانشجویان به حضور صفارهرندی و پس از خروج از دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. دانشجویان دانشگاه رازی دوشنبه ۱۵ آذر با فریادهای مرگ بر دیکتاتور از صفار هرندی استقبال کرده بودند که این موضوع خشم نیروهای امنیتی را در پی داشت.
مؤمنانی که صبر و استقامت میورزند، نه خدا را فراموش میکنند و نه به بندگانش فخر میفروشند
ندای سبز آزادی: آیتالله علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز، با بیان اینکه “کسانی که از خدا دور و با او بیگانهاند به بندگان خدا فخر میفروشند و سر از بندگی پروردگار برمیتابند”، همچنین خاطرنشان کرد: کسانی که در سایه ایمان راستین، صبر و استقامت میورزند و عمل صالح انجام میدهند، نه در هنگام بلا مأیوس و ناسپاس میشوند و نه در هنگام نعمت و رحمت از شدت فرح و شادی خدا را فراموش میکنند و نه به بندگان خدا فخر میفروشند. به گزارش کلمه، آیتالله دستغیب که در مراسم دومین شب ماه محرم سال ۸۹ سخنرانی میکرد، در توصیف رفتار امام حسین (ع) در روز عاشورا نیز گفت: حسین بن علی علیهما السلام پس از ورود به کربلا با آنکه از شهادت خود و یارانش خبر دارد و خبر آن را ابلاغ میکند و پرده از این عطای الهی بر میدارد، اما هرگز ساکن نمیشود و تا لحظه آخر با لشکر کوفه سخن میگوید و آنها را دعوت به حق میکند وی افزود: حضرت اباعبد اللَّه الحسین علیه السلام وقتی یاران و اصحاب وفادار خود را میبیند که چگونه جان خود را فدایش میکنند و در حالی که آنها را دوست میدارد و قطعاً دوست میدارد که خود را فدای آنها کند، اما از انجام تکلیف خویش ناامید نمیشود و در سختترین شرایط، پیروزی حق را میبیند. متن کامل سخنان این مرجع تقلید در شب دوم ماه محرم امسال که در سایت حدیث سرو منتشر شده، بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم الهی أنا الفَقیرُ فی غِنای فَکَیف لا أکونُ فقیراً فی فقری الهی أنا الجاهل فی علمی فَکَیف لا أکونُ جَهولاً فی جَهلی. امام حسین علیه السلام و همچنین سایر ائمه اطهار علیهم السلام در این عالم صاحب منصب و دارای مقامات عالیهاند به اذن اللَّه، که اگر نبودند یک قطره اشک در عزایشان قادر به خاموش کردن آتش دوزخ نبود و یک جو محبتشان برائت از نار و سند دخول در بهشت نمیشد. این نشانه غنا و عزت و عظمت این انوار پاک است لکن ایشان خود را فقیر درگاه الهی میبینند چرا که میدانند هر آنچه دارند، ظهور رحمت واسعه الهی است و خود، هیچ ندارند و لَیس هستند. به تعبیر دیگر ائمه اطهار علیهم السلام واسطه میان خدای تعالی و مردمند. همه باید متوجه ایشان شوند تا مقرب درگاه خدای تعالی گردند. اما همچنانکه خود توجه میدهند، مؤثر واقعی تنها خدای تعالی است و رحمت واسعه از ناحیه او است. در مورد علم نیز همین است. ائمه اطهار علیهم السلام بهرهمند از علم لدنّی هستند علمشان، علم حضوری است؛ “اذا أراد أن یَعلَمَ، یَعلَمُ: تا اراده دانستن چیزی کنند، میدانند.” اما عالم واقعی خدای تعالی است و علوم همه بشر در طول علم خدای تعالی قرار دارد و از آن او است. همه موجودات بهرهمند از نور وجود خدای تعالی هستند اما این بهرهمندی دلیل بر خدابودن آنها نیست. روزی شخص جاهلی به محضر میرزا جواد آقای ملکی تبریزیرحمه الله وارد شد، شیخ چای جلوی او گذاشت و او از خوردن امتناع کرد وقتی شیخ علت را پرسید، پاسخ داد: شما نجس هستید چرا که قائل به وحدت وجودید. شیخ پرسید: وحدت وجود چیست؟ گفت: یعنی قائلید همه خدایند! شیخ گفت: بیا بخور ما تو را هیچ چیزی نمیدانیم! به راستی کسی که اینگونه مباحث بلند توحیدی را با حماقت و نافهمی خود درمیآمیزد تفاوت چندانی با درازگوش ندارد و فهمش بیشتر از آن نیست. بنابراین از یک سو حسین علیه السلام واسطه فیض پروردگار است و هر کس به حسینعلیه السلام بیاویزد بهرهمند از فیض او میشود، اما از سوی دیگر نباید نقش مؤثر اصلی را از یاد برد و از پروردگار عالم غافل شد. نباید فراموش کرد که حسین علیه السلام و سایر ائمه اطهار علیهم السلام و تمامی انبیای الهی، بندگان خدای تعالی هستند و از این حیث هیچ تفاوتی با دیگر بندگان او ندارند. الهی انَّ اختِلافَ تَدبیرِکَ و سُرعَةَ طواء مَقادیرِکَ مَنَعا عِبادَکَ العارِفینَ بِکَ عَنِ السُکونِ الی عَطاءٍ و الیأسِ مِنکَ فی البَلاء. بار خدایا تفاوت تدبیر و سرعت پیچیدهشدن تقدیرات، بندگان عارف تو را از سکون در هنگام عطا و از ناامیدی در هنگام بلا باز میدارد. مردم یا با خدا بیگانهاند یا اهل ایمانند یا بندگان خاص اویند. خدای تعالی در مورد دو گروه اول در سوره هود میفرماید: »وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إنَّهُ لَیَؤُسٌ کَفُورٌ . وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنّی إنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ . إلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبیرٌ: اگر انسان را از رحمت خود برخوردار کنیم و سپس آن را از او بگیریم، بسیار ناامید و ناسپاس خواهد شد و اگر بعد از رنج و سختی، نعمتی به او برسانیم گوید: مشکلات از من برطرف شده و غرق شادی و غفلت و تفاخر میشود. مگر آنهاکه صبر و استقامت ورزیدند و اعمال صالح انجام دادند که برای آنها آمرزش و پاداش بزرگی است«. (هود/۹ تا ۱۱) کسانی که از خدا دور و با او بیگانهاند اگر مدتی در سختی و فقر و مرض بیفتند یا مورد بیاعتنایی و بیمهری دیگران قرار گیرند، خیلی زود امید خود را از دست میدهند و به آسمان و زمین ناسزا میگویند و اگر اندک اعتقادی به خدا داشته باشند، آن را از دست میدهند؛ “لَیَؤُسٌ کَفُورٌ.” همچنین اگر بعد از همه شدتها ناگهان درهای رحمت الهی به رویشان گشوده شود و عافیت یابند گمان میکنند که دیگر هیچ نقص و ضرری به آنها نمیرسد و تا همیشه دلخوش و کامروا باقی خواهند ماند لذا از اعماق وجود قهقهه میزنند و از صمیم قلب شادمانی میکنند، به بندگان خدا فخر میفروشند و سر از بندگی پروردگار برمیتابند و دیگر نه از خدا یاد میکنند و نه از مرگ و نه روز جزا. دقیقاً همچون یزید پلید که پس از دیدن رأس مقدس حضرت اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام بساط شراب و طرب برپا کرد، خندههای مستانه نمود و با چوب خیزران بر لب و دندان مقدس حضرت زد و طی اشعاری وجود خدا و رسالت پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله و حساب روز جزا را انکار کرد! “إنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ.” اما کسانی که در سایه ایمان راستین، صبر و استقامت میورزند و عمل صالح انجام میدهند، نه در هنگام بلا مأیوس و ناسپاس میشوند و نه در هنگام نعمت و رحمت از شدت فرح و شادی خدا را فراموش میکنند و نه به بندگان خدا فخر میفروشند. این افراد میدانند که هر بلا و مصیبتی که به آنها میرسد یا کفاره گناهانشان است یا موجب تعالی درجاتشان، لذا اگر ناراحت هم شوند صبر پیشه میکنند. همچنین در هنگام نزول نعمتها، به همراه شکرگذاری به درگاه پروردگار، از او میخواهند تا حفظشان کند و توفیقشان دهد تا نعمت را در جای خود صرف کنند و در ورطه تکاثر و تفاخر نیفتند. اما بندگان خاص پروردگار و اولیای خاص او به گونه دیگری هستند و سخن امام حسین علیه السلام در این فراز دعای عرفه در مورد آنها است. لکن نخست باید مقدمهای درباره اختلاف تدبیر خدای تعالی بیان نمود. اختلاف تدبیر یعنی مختلف بودن مدبّریّت خداوند بر موجودات از جهت ظاهری و خلقی و از جهت مراتب معنوی. از جهت خلقی همه موجودات برای امتداد نسل، نیازمند لقاح و تولید مثل هستند اما شکل لقاح و چگونگی تولید مثل و تولد نوزاد در انسانها و حیوانات و نباتات به یک صورت نیست و هر موجودی و هر گونهای راه و رسمی خاص دارد، این همان اختلاف تدبیر خداوند در خلقت موجودات است. از جهت مراتب معنوی نیز همه انسانها یکسان نیستند و تدبیر خداوند برای هر کس مختلف است. مثلاً افرادی چون پیامبران و امامان، خلقت اولیهشان به گونهای است که دستخوش شیطان نمیشود و ابلیس راه نفوذی به آنها ندارد، مگر در ترک اولائی. این منّتی است که خداوند بر بشر گذاشته، افرادی خاص را مأمور هدایت او کرده است. بعضی دیگر، پیامبر نیستند اما خداوند آنها را معدن طلا قرار داده یعنی باطنشان همچون طلا میدرخشد، بیآنکه خود خبر داشته باشند، عدهای دیگر معدن نقرهاند و عدهای معدن مس و سرانجام بعضی افراد معدن آهن هستند یعنی سخت و نفوذناپذیر و بیارزش. اما این را هم نباید فراموش کرد که اولاً خدای تعالی فطرت اولیه انسانها را بر توحید قرار داده است؛ “فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها: فطرت خدایی، فطرتی است که خداوند بشر را بر آن آفرید.” (روم/۳۰) ثانیاً خداوند به همه انسانها قدرت اختیار عطا کرده، راه خیر و شر را فراروی همگان باز گذاشته است پس هم پیامبران و ائمه قدرت خطاکردن و منحرف شدن دارند و هم سختدلترین افراد میتوانند به مدارج بلند ایمان دست یابند – البته با تلاش و همّت بیشتر – لذا راه خدا به روی هیچکس بسته نیست حتی زنازادگان. به همین جهت گاهی بعضی افراد با تلاشها و مجاهدتها و ریاضتهای چندین ساله به مقاماتی معنوی دست مییابند و به بعضی اسرار آگاه میشوند اما بعضی دیگر صرفاً با رعایت واجبات و محرمات و گاه زیر نظر استادی مجرب، در عرض مدت کوتاهی به همان میزان یا حتی بیشتر، پیشرفت و نورانیت معنوی کسب میکند. امام صادقعلیه السلام فرمود: “پدرم به من فرمودند: فرزندم لازم نیست در عبادت خدا خود را زیاده به زحمت اندازی، خداوند به عبادات اندک اهل یقین برکات فراوان عطا میکند و آن را وسعت میبخشد.” لذا نوع برخورد ائمه اطهار علیهم السلام و اولیای خدا با همه افراد یکسان نبود و هر کس را بنا به خصوصیتی که داشت به سوی خدا میخواندند. در مورد حضرت آیتاللَّه قاضیرحمه الله آمده است که ایشان دستورات و اذکار هر کس را متناسب با خود او تعیین میکردند و به همه یک دستور نمیدادند. غیر از این، خدای تعالی از جهت اسباب نیز اختلاف تدبیراتی دارد. در توضیح بیشتر باید گفت، سنت خداوند بر این است که بوسیله اسباب ظاهری، کارها انجام گیرد یعنی برای سیر شدن باید غذا خورد، برای شفا یافتن باید دارو مصرف کرد، برای زنده ماندن باید نفس کشید و… اما گاهی بنا به مشیّت خدای تعالی، بعضی کارها بدون اسباب ظاهری انجام میگیرد اما باز هم اسباب معنوی باید وجود داشته باشند مثلاً بعضی افراد بعضی مرضهای خود را بدون قرص و دارو و با توسل به قرآن و اهل بیت درمان میکنند. در اینجا سبب ظاهری تبدیل به سبب معنوی میگردد یا آنکه حضرت مریمعلیها السلام با دمیدن جبرئیل به او باردار میشود این تغییر اسباب همان اختلاف تدبیری است که امام حسینعلیه السلام بدان اشاره میکند. این اختلاف تدبیرات خدای تعالی مانع از آن میشود که اولیای خدا در هنگام عنایت الهی ساکن شوند و از حرکت باز ایستند. یا در هنگام بلا و مصیبت مأیوس شوند. – البته منظور از یأس در اینجا چیزی غیر از ناامیدی از رحمت پروردگار است که قبلاً بدان اشاره شد – اما در هنگام عطا ساکن نمیشوند چرا که میدانند دست خدا بسته نیست و هر آن اراده کند میتواند تدبیر خویش را تغییر دهد و آنچه را که داده پس بگیرد. لذا اگر پیامبر همواره ورد زبانشان این بود که “الهی لا تَکِلنی الی نَفسی طَرفَةَ عَینٍ ابداً: خدایا چشم بر هم زدنی مرا به خود وامگذار” برای این بود که در کثرات و در ملزومات بشری، از آن مقام و مرتبهای که دارند فرو نیفتند. همچنین همه ائمه اطهار علیهم السلام بسیار استغفار میکردند و همواره متضرع درگاه پروردگار بودند از این روی حسین بن علی علیهما السلام با وجود آن همه مقامات ارزشمند، به خوبی میداند که لحظهای نباید از توجه کامل به پروردگار غافل شود و آنی از تکلیفی که بر عهده دارد عقب بنشیند به همین جهت پس از ردّ بیعت با یزید بر سر قبر پیامبر صلی الله علیه وآله میآید و از جدّ خود رسول خدا استخاره میجوید و پیامبر نیز او را به شهادت در راه خدا و رسیدن به درجهای خاص بشارت میدهد. به جهت همین اختلاف تدبیر خداوند است که حضرت از زمان خروج از مدینه تا ورود به مکه و خروج از آنجا و در پیش گرفتن راه عراق همواره به خدای تعالی تکیه میکنند و از او میگوید. پس از ورود به کربلا با آنکه از شهادت خود و یارانش خبر دارد و خبر آن را ابلاغ میکند و پرده از این عطای الهی بر میدارد اما هرگز ساکن نمیشود و تا لحظه آخر با لشکر کوفه سخن میگوید و آنها را دعوت به حق میکند زیرا اینگونه نیست که از عاقبت خیر و عطای پروردگار کاملاً مطمئن باشد و خود را فارغ از هر تکلیف و وظیفهای ببیند. اما ناامیدی و یأسی که حضرت اباعبد اللَّه الحسین علیه السلام باید از آن دور باشد از آن جهت است که وقتی یاران و اصحاب وفادار خود را میبیند که چگونه جان خود را فدایش میکنند و در حالی که آنها را دوست میدارد و قطعاً دوست میدارد که خود را فدای آنها کند، اما از انجام تکلیف خویش ناامید نمیشود و در سختترین شرایط، پیروزی حق را میبیند.
ندای سبز آزادی: سید مصطفی تاج زاده با ارسال نامه ای از اوین برای همسرش فخرالسادات محتشمی، با سپاس از زحمات همسرش می گوید: تأمین حداقل های زندگی، آن چنان که در شأن خانواده هایمان باشد، وظیفه من و حق تو، عارفه و فاطمه بوده است. شرمنده ام که نتوانسته ام تکلیف خود را در این زمینه انجام دهم. با وجود این، تو ای هم راز من، نه تنها با من ساختی بلکه خانه مان را محل رجوع بسیاری از دردمندان و ستم دیدگان کرده ای. به گزارش تحول سبز متن این نامه به شرح زیر میباشد: به نام خدا فخری عزیزم! دور بودن از تو، به ویژه در این ایام و سن و سال که نیازمند تبسم شیرین توأم، برایم سخت است ولی هر دو آموخته ایم که از متن تلخ کامی ها چگونه سربرآوریم و زشتی اهانت ها، تهمت ها و حبس ها را با زیبایی توکل هرچه بیشتر به خداوند مهربان و با تکیه بر محبت های بی دریغ مردم پشت سر بگذاریم و محدودیت های روزافزون را بستر گشایش های بیش از پیش گردانیم. بانوی صبورم! تو برای من فقط همسر و هم دل نبوده ای بلکه هم فکر و همراه خستگی ناپذیرم نیز بوده ای و هستی. علاوه بر آن با بزرگواری، کوتاهی و خطاهایم را تحمل کردی. درست است که ما برای آرمان مشترکی می کوشیم ولی تو با همه باری که به دوش می کشی، به خصوص در این ماه های اسارت من، زندگی را اداره و مرا به پایداری و پایمردی بیشتر دعوت می کنی. تو مرا چنان آسوده خاطر کرده ای که در راه پرفراز و نشیب آزادی و شرف لحظه ای درنگ نکنم و قلم خویش و زبانم را بی دغدغه در خدمت محرومان قرار دهم و به سهم و توان خویش حرمت و حقوق انسان ها را پاس دارم. نازنین من! تأمین حداقل های زندگی، آن چنان که در شأن خانواده هایمان باشد، وظیفه من و حق تو، عارفه و فاطمه بوده است. شرمنده ام که نتوانسته ام تکلیف خود را در این زمینه انجام دهم. با وجود این، تو ای هم راز من، نه تنها با من ساختی بلکه خانه مان را محل رجوع بسیاری از دردمندان و ستم دیدگان کرده ای. از تو سپاس گزارم ای محتشم من که به حق فخر سادات نام نهادندت. همدم من! گفتی که مایلی بدانی من اوقات خود را در زندان چگونه پر می کنم و من مشتاق تر که بدانم تو باز چگونه می درخشی! و در شرایط دشوار اما سبز و تاریخ ساز برای ایران، چه چهره ای از یک زن مسلمان ایرانی به نمایش می گذاری؟ ما، من و برادر عزیزم محمد نوری زاد در اوین انتخاب زیادی نداریم جز مطالعه، گفتگو، نوشتن، انجام فرائض، ورزش در همین فضای محدود و تماشای تلویزیون و البته آقای نوری زاد کارهای هنری هم انجام می دهد. خدای را سپاسگزاریم که فرصت مناسبی برای خواندن و اندیشیدن و بحث درباره موضوعات متفاوت به دست آورده ایم. در نامه های بعدی از این مباحث و نیز کتاب هایی که خوانده ام یا در حال مطالعه آن ها هستم، برایت خواهم نوشت. عزیزدلم! می دانی که در دوران آزادی پس از اسارت نخست، وقتی هر عزیزی از فداکاری، شجاعت، استقامت، درایت و مدیریت، غم خواری و قلم تو تعریف می کرد، چقدر خوشحال می شدم. تو این صفات برجسته را از قبل هم داشتی اما در جنبش سبز، بدون لحظه ای آرام و قرار، روئیدی، بالیدی و اوج گرفتی. تو ثابت کردی آزادگی با دین داری، شجاعت با عفت و زیبایی با نجابت منافات ندارد، هم چنان که زمان شناسی با اصالت یا خدمات اجتماعی با فعالیت حزبی و کسب مدارج علمی با حضور در متن چالش های سیاسی. نشان دادی که مستقل اندیشیدن می تواند با پاس داشت حرمت پدر و مادر همراه باشد. ثابت کردی احترام به سبک های گوناگون زندگی با رعایت حجاب اسلامی نه تنها ممکن که زیباست. تو نشان دادی تلاش شبانه روزی و اشتیاق به احقاق حق، نیازمند صبوری است و در همه حال با وجود اندوه خواری، خوش خلق و امیدوار بودن را می طلبد. خداوند را سپاسگزارم که مرا از نعمت داشتن پدر و مادری همراه، فرزندان و دامادی هم دل، اقوام و دوستانی باوفا و بزرگوار و سرانجام همسری سازگار و فداکار، بهره مند گرداند. به خدا می سپارمت که بهترین پشت و پناه است. دوستت دارم مصطفی اوین آذرماه
ندای سبز آزادی: رییس قوه قضاییه با اعتراف به کاهش اعتماد عمومی به دستگاه قضایی و البته بدون اشاره به نقش عملکرد این قوه در کاهش اعتماد عمومی، تصریح کرد: اعتماد نسبت به دستگاه قضایی کمی کمرنگ شده است. نباید در جامعه از مساله اعتماد عمومی و ایجاد فضای امن غفلت کنیم. در فضای ناامن نباید توقع رشد سیاسی، اقتصادی، علمی و … داشته باشیم. به گزارش ایسنا، آملی لاریجانی در همایش «همت مضاعف، کار مضاعف، ارتقاء سلامت نظام اداری و مبارزه با فساد» نظارت را حائز اهمیت برشمرد و تصریح کرد: ایجاد فضای امن در جامعه باید برای همه دستگاهها یک اصل باشد به ویژه برای دستگاه قضایی که متاسفانه اعتماد نسبت به آن کمی کمرنگ شده است که بخشی از آن تبلیغات و بخشی از آن حقیقت است. وی خاطرنشان کرد: اخیرا برخی از نمایندگان از مسیر صواب خارج شده و بیان کردهاند که رشوه در دستگاه قضایی زیاد است. باید توجه داشت که فساد در همه جا وجود دارد و در دستگاه قضایی نیز به چشم میخورد ما باید برای از بین بردن آن تلاش کنیم اما تبلیغ فساد گسترده در دستگاه قضایی خلاف انصاف است. رئیس قوه قضائیه در مورد اظهارات اخیر آیتالله جنتی در نماز جمعه مبنی بر این که دستگاههای قضائی در بسیاری از پرونده ها تکروی کرده و با نیروهای امنیتی همکاری نمی کند گفت: دستگاه امنیتی که قاضی نیست و همیشه کار قضاوت با دستگاه قضائی بوده است و این جای تاسف دارد که برخی از بزرگان ما اظهارات خود را بر مبنای نوشتههای روزنامهها بیان میکنند. وی افزود: ما میدانیم که مشکلاتی در دستگاه قضائی وجود دارد ولی نباید دستگاه قضائی و دولت را تضعیف کرد. هرچند که بیان فساد در جامعه اشکال ندارد ولی به شرط اینکه منصفانه و واقعی باشد. همچنین نباید اسامی اشخاص قبل از پایان رسیدگی به پرونده اعلام شود ولی در اصل ۱۸۹ آیین دادرسی آمده است که “در پایان رسیدگی به پرونده رسانهها میتوانند اخبار را منتشر کنند”. وی ادامه داد: خدا آیتالله جنتی را حفظ کند. ایشان در نماز جمعه بیان کردند که قوه قضاییه دستگاه امنیتی را کنار گذاشته و خودش اقدامات را انجام میدهد. باید توجه داشت که همیشه کار با دستگاه قضایی است. مگر دستگاه امنیتی قاضی است که به تخلفات فرد یا افرادی رسیدگی کند؟ اطلاعات ما را دستگاه امنیتی به ما میدهد ولی کار با دستگاه قضایی است. ما که از ورای آسمانها اطلاعات را نمیآوریم اما قاضی مسوول رسیدگی به پرونده است. وی با اشاره به یک پرونده فساد اقتصادی گفت: به تازگی حکم نهایی اختلاس ۱۵۴ میلیارد تومانی که از سال ۸۳ در حال پیگیری بود صادر شده است که در آن متهم از هفت بانک کشور به صورت غیرقانونی وامهای کلانی دریافت و در مواردی غیر از چارچوب قانونی و در خرید و فروش و ساخت و ساز مسکن سرمایه گذاری کرده بود. رئیس قوه قضائیه افزود: قوه قضائیه مخالف سرمایهداری و سرمایهگذاری نیست و همچنان از سرمایه گذاری در چارچوب قانون و اصول اسلامی حمایت میکند. آیت الله آملی لاریجانی به پرونده اخیر اختلاف در شرکت بیمه اشاره کرد و افزود: اینکه می گویند ما اسم افراد را اعلام کردهایم اشتباه است زیرا ما تنها تخلف در شرکت بیمه را اعلام کردیم که تمامی متهمان به دادگاه معرفی شده و مطمئن باشند که افرادی که پشت پرده در این اختلاس دست داشتهاند نیز شناسایی و با آنها برخورد میکنیم. رئیس قوه قضائیه در مورد افزایش مفاسد اجتماعی در جامعه گفت: متاسفانه هر روز در روزنامهها شاهد اخباری مبنی بر سرقت، قتل و تجاوز هستیم که به عنوان نمونه در پرونده سرقت از طلافروشی در محله نازیآباد تمامی متهمان دستگیر شدند و همچنین در مورد پرونده تجاوز به یک زن و فیلمبرداری از صحنه تجاوز متجاوزین دستگیر و کیفرخواست به دادگاه اعلام شده است. وی ادامه داد: شبیه این تخلف بزرگ در شرکت بیمه صورت گرفته است. برخی گله کردهاند که چرا اسم میبرم. نباید تخلفات بزرگی در یک دستگاه دولتی اتفاق بیفتد و آب از آب تکان نخورد. در این پرونده برای ۵۰ نفر کیفرخواست صادر شده و انشاءالله به سرعت رسیدگی میشود. جعلهای بزرگی در آن روی داده و ما قاطعانه برخورد میکنیم. با کسانی که پشت پرده به آنها کمک میکردند نیز قطعا برخورد میکنیم.
ندای سبز آزادی: رییس مجلس هشتم، نگرانی اصلی مجلس در کارگروه حل اختلاف میان دولت و مجلس را تخلفات دولت از قانون عنوان کرد و با تاکید بر جایگاه مجلس در قانون اساسی گفت: مجلس استدلال کافی برای مسائل مطرح شده دارد و به شورای نگهبان نیز ارائه کرده است. علی لاریجانی در گفت و گو با خانه ملت، ارجاع مشکلات میان مجلس و دولت به شورای نگهبان را دارای سابقه عنوان کرد و گفت: قوه مجریه در مورد برخی اصول قانون اساسی برداشتهایی را مطرح میکند که نظر مجلس به عنوان قوه مقننه کشور با این برداشتها متفاوت است و از سوی دیگر مجلس در مورد تخلفات دولت از قانون دغدغههایی دارد که این دغدغهها اصلی ترین نگرانی مجلس در کارگروه حل اختلاف دولت و مجلس است. رییس مجلس با انتقاد از نحوه بیان سخنگوی شورای نگهبان در مورد نتیجه کارگروه حل اختلاف میان دولت و مجلس، افزود: ما از رسیدگی به اختلافات دولت و مجلس در شورای نگهبان استقبال میکنیم، اما ایرادی که در چند روز اخیر نوساناتی را در مجلس بوجود آورد به نحوه بیان سخنگوی شورای نگهبان بر میگردد؛ چراکه وی نتیجهای را اعلام کرد و گفت این نتیجه کارگروه حل اختلاف است در صورتی که سخنان و برداشت وی نتیجه کارگروه حل اختلاف نبود. لاریجانی که نحوه بیان سخنگوی شورای نگهبان را دلیل اصلی تذکرات و اخطارهای پیاپی نمایندگان در مورد شان مجلس و جایگاه قانونی آن عنوان میکرد، با بیان این مطلب که شورای نگهبان و اعضای آن میتوانند نظر شخصی خود را ارائه دهند، تصریح کرد: “آیت الله جنتی یا آقای کدخدایی میتوانستند بگویند ما نظرمان، این است و این هیچ اشکالی نداشت ما هم مستدل و با مدرک جوابشان را می دادیم.” لاریجانی با تاکید بر اینکه نظر مجلس در مورد برخی تخلفات قانونی مستدل است و نگرانی هایی که از این ناحیه وجود دارد جدی است، تاکید کرد: ما در برخی موارد مطرح شده در کارگروه حل اختلاف که آقایان ( دولت و شورای نگهبان) نظر خودشان را مطرح کردهاند، به صورت جدی نظر داریم و معتقدیم اصول قانون اساسی چنین برداشتهایی را اجازه نمیدهد. رییس فراکسیون اصولگرایان همچنین نفی سخن حضرت امام مبنی بر “در راس امور بودن مجلس” را در تضاد با ساختار نظام جمهوری اسلامی عنوان کرد و ضمن انتقاد به چنین برداشتی، تصریح کرد: چنین برداشتی با توجه به قانون اساسی و ساختار نظام جمهوری اسلامی برداشت نادرستی است و مجلسی که برای صیانت از قانون و کشور تشکیل شده مطمئنا همانطور که حضرت امام ره فرمودند در راس امور قرار دارد. وی با بیان اینکه این جمله امام ناظر بر فراز و فرودهای قانونگذاری در کشور است، گفت: سابقه قانونگذاری در کشور و لطماتی که از فقدان دستگاه قانون گذاری مقتدر در دوران قبل از انقلاب بر کشور ما رفت موجب شده است تا مجلس امروز و در قانون اساسی کشور ما چنین جایگاه رفیعی داشته باشد که امام در مورد آن بگوید “مجلس در راس امور است” ؛ چراکه جایگاه رفیع مجلس در قانون اساسی نظام ما برای صیانت از کشور در نظر گرفته شده است
علي مهربان: سالها از دوران كودكي هميشه روحانيون، معممين و بزرگان قوم داستانهائي از عاشورا در سرزمين كربلا را برايمان بازگو كرده اند. داستانهاي عاشقي و دلدادگي حسين (ع) و اصحابش در سرزمين كربلا و در روز عاشورا. انكه چقدر از رازهاي سر به مهر عاشقي حسين در عرصه نبرد و شهادت را دانسته ايم نمي دانم، اما ميدانم كه مرداني از اين سرزمين عاشورائي بارها و بارها عطش عشق به حسين عزيز را در كربلاي شهداي ايران سيراب كرده و لبهاي عاشقشان را از اب فرات تر ساخته اند. مجنيونيان، شهداي خيبر عشق و كربلائيان 4 و 5 . واي، كه عطر نام حسين ديوانه مان كرده بود و قدر ندانستيم، عاشق بوديم و ندانستيم و سراسيمه ميدان نيرد عشق با تياهي را واگذارده در اين عرصه پر غوغاي دنيوي گم گشته ايم اي حسينيان دوران كجائيد؟ همت ها، باكريها، زين الدين ها كجائيد؟ ايا فرشتگان اسمان عرصه نيرد مردان زميني با دشمنان دين خدا را به فراموشي ميسپارند و ايا اسمان تاب تحمل حفظ رازهاي زميني عاشورا را دارد؟ اين چه سري است كه سالها حسين زهرا را عزيز نگاه داشته و از لابلاي گذر قرون و اعصار نام او را به بلنداي قلل كوها محفوظ داشته است؟ اين چه رازي است كه قلب ادميان را از مهر حسين لبريز كرده و سرشت انان را با عطر تن حسين ممزوج نموده است؟ اين چه شور و غوغائي است كه عالميان را گرد نام حسين به تلاطم وا داشته و بر هر چه بدي است مي شوراند؟ نام حسين در خود چه دارد كه اين چنين شور و شيدائي را در ادميان سبب ميگردد؟ چرا هر كجا كه گم گشته مردمان ازادي و شرافت است كهرباي اسم حسين است كه انسانهاي ازاده را به ترنم وا ميدارد؟ مگر در نام حسين چه نهفته؟ مگر در اسم حسين چه به وديعه گذاشته اند؟ مگر تفاوت اين نام با ديگر اسماء در چيست؟ ادميان چرا با نام حسين مانوس و شيداي او و خاندانش ميباشند؟ حسين فرزند زهرا و پسر علي است، حسين از خاندان نبوت و دنباله ولايت رسول خدا است. نام حسين توام با اكسير نبوت رسول و ولايت عليست و ريشه در امامت خاندان هاشمي دارد. اما نه، اينها و نه هيچكدام ديگر راز محبوبيت حسين در نزد عالميان نيست، اين خود حسين است كه محبوبست، اين نام حسين است كه ماندگار است. راز اين محبوبيت را بايد در كربلا و در ميانه روز عاشورا جست، انجا كه حسين از زن و فرزند و خاندانش در ميگذرد، انجا كه حسين بازوان بريده برادرش عباس را نوازش ميدهد يا انجا كه قنداق فرزند نو رسيده اش را بجاي كفن شهيد ميپذيرد، شايد انجا كه به برادر زاده اش قاسم اذن جهاد و نبرد با ديوان ستمگر و سپاهيان دژخيم را ميدهد. شايد هم كه به شب قبل و اتمام حجت با شهيدان باز ميگردد، انجا كه معشوقان كربلائي خواهان وصال از او در باب شهادتشان مي پرسند و او با لبخند و نوازش وعده شهادت در راه حق را به ايشان بشارت ميدهد. شايد هم به ظهر عاشورا به هنگامه نبرد او با سلاخان ازادي و دژخيمان ضد حقيقت بر ميگردد همان موقع كه با تكيه بر شمشير از زمين بر خواست. سفر حسين به نينوا سفر عشق و از براي حفظ دين رسول الله و نجات بشريت از گم گشتگي و نفاق بود و اين مسبب ترس حاكمان جور از او و مستوجب لشكركشي در برابرش. انان كه لباس دين پوشيده و با لباده خلافت مردمان را با وعده دروغ به تاريكي رهنمون مي ساختند در برابر حسين صف ارائي كردند و انان كه متاع دنيا برايشان از دين رسول خدا مهمتر بود با ايشان همراه شده تا مانع از حق گوئي حسين و افشاي تصوير سياه خويش در نزد ادميان گشته و بر مسند خلافت و ظلم بر مردم چند صباحي ديگر تكيه زنند. انان حسين، فرزندان و دوستانش را به شهادت رساندند تا مانع از رسوائي خود وبيداري مردمان گردند. چه انچه حسين ميدانست و واگوئيش براي مردمان، دودمان انان را بر باد و لرزه بر كاخ سياه ظلمشان مي انداخت. اما بر خلاف تصورشان و علي رغم ميلشان عطر خون حسين و زبان حق گوي زينب كبري دودمانشان را بر باد و اورد بر سرشان انچه از او ميترسيدند و در ميان مردمان رسوايشان ساخت. حسين رفت و از تمام انچه داشت گذشت تا در پهناي گذر تاريخ بهانه اي براي مردمان از باب كرنش در مقابل ظلم نباشد، تا انسانها با اقتداي به او از قيام براي باز پس گيري حقوقشان نهراسند، تا ادميان از نبرد در راه احقاق حق بخود ببالند و از شرب شهد شيرين شهادت به وصال دوست دست يازند. حسين بهانه را از ادميان گرفت، گذر از زن و فرزند و ايل و تبار، از دنيا و راحتي هايش، همه را به كناري زد و فقط به خدا نگريست و راه حق و سير در طريق الهي. رنج ايستادگي در برابر جور و ظلم حاكم جائر حسين را بر بلنداي جاودانگي نشاند. حسين نه تنها ظلم را تحمل نكرد بلكه با سكوت نيز تائيدي بر حكومت جائرانه انان نداد تا بدين بهانه ادميان را سلاخي كنند و ستونهاي حكومت پوشاليشان را محكم گردانند. حسين با صلابتش پايه هاي فرمانروائي و ظلم بنام دين را به لرزه انداخت. حسين رنج شنيدن طعن ادميان نادان را بجان خريد و از راه حق باز نگشت، ظالمان خود را به حق و حسين را شوريده بر خليفه مسلمين ميدانستند و به مردمان ميگفتند كه او ياغي بر خليفه و امام المسلمين است. يا للعجب نواده رسول خدا ياغي بر حكومتيست كه جدش بر پا داشت و نواده ابوسفيان كه غاصب حكومت است، خليفه و هادي مسلمين! اين هم از درسها و عجايب روزگار است، يزيد پسر معاويه و او هم پسر ابوسفيان هادي مومنين و راهبر مسلمين باشد و حسين زهرا نواده پيامبر ياغي بر او و حكومت سياهش! عجبا!! حسين ايستادگي كرد ورنج طعن و يدگوئي مردمان نادان را بر خو خريد و بر حكومت جائرانه يزيد شوريد و به ادميان درس ازادگي و مرام مردانگي اموخت و اين درس بزرگ است كه او را جاودانه ميسازد و تا پايان عمر بشر و اتمام جهان هستي جاودانه نگاه خواهد داشت، اوست كه مي ماند و بر بلنداي خلقت نظاره گر عالميان و ناظر و شافي بر مردمان خواهد ماند. يا حسين///
اي انسانها اگر دين نداريد لااقل ازاده باشيد/حسين بن علي (ع)
ندای سبز آزادی: صفحه فیسبوک "دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت" به مناسبت روز دانشجو، ویدئو کلیپی از فعالیت های بشردوستانه و زیست محیطی شهید "کیانوش آسا" منتشر کرده است. این ویدئو کلیپ زیبا توسط جمعی از دوستداران شهید کیانوش آسا ساخته شده و شامل صحنه هایی مستند از مراسم باستانی آتش افروز نوروزی، توزیع نهال، نهال کاری، دانه پاشی پرندگان و فعالت در جهت پاکسازی کوهستان می باشد
ندای سبز آزادی: علی تاجرنیا عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی،رئیس منطقه تهران این حزب واز اعضای ستاد مهندس میر حسین موسوی بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۸/۸/۸۹ پس از گذراندن یک سال حبس از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش تحول سبز، علی تاجرنیا که به فاصله چند روز بعد از انتخابات دهمین ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ۸۸ به همراه عده زیادی از فعالان سیاسی ،حزبی و دانشجویی و بسیاری از اعضای ستاد مهندس موسوی دستگیر شده بود به مدت ۵ماه در بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۴۰ و ۲۰۹ نگهداری شد که نزدیک به ۱۰۰ روز از این مدت را در سلول انفرادی و تحت بازجویی های مکرر و طولانی مدت سپری کرد.
تاجرنیا در دادگاه بدوی(شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب)به اتهام اجتماع و تبانی بر علیه امنیت کشورو نیز تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس تعزیری و به دلیل توهین به محمود احمدی نزاد به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.
وی جوان ترین نماینده مجلس ششم و عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و از اعضای فعال فراکسیون مشارکت در مجلس ششم بود که انجام نطق های پیش از دستور انتقادی ، عضویت در چندین کمیته تحقیق و تفحص وهمراهی در ارائه طرح های چون اصلاح قانون مطبوعات،جرم سیاسی،حقوق شهروندی و…از جمله فعالیتهای وی می باشد.
همچنین او از امضا کنندگان نامه معروف به مقام عالی کشور و از شرکت کنندگان در تحصن و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به نظارت استصوابی اعمال شده توسط شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم بود .
تاجرنیا همچنین مسئولیت نظارت بر انتخابات دوره ای شوراها ی اسلامی شهر و روستا –که آزاد ترین انتخابات پس از انقلاب اسلامی لقب گرفت – را بر عهده داشت.
دکتر تاجرنیا همچنین به همراه فاطمه حقیقت جو و موسوی خوئینی ها و چند نفر از نمایندگان مجلس که سابقه عضویت در دفترتحکیم وحدت را داشتند ،برای اولین بار فراکسیون دانشجویی را تشکیل دادند و موثرترین کارشان در این مدت پیگیری حوادث کوی دانشگاه تیرماه ۷۸ و قضایای پس از آن ، اعتراض به برخورد نهادهای امنیتی و غیر مسئول با دانشگاه و جنبش دانشجویی و تحصن به خاطر دستگیری اعضای مرکزی دفتر تحکیم و سایر فعالین دانشجویی و صنفی بود.
در مهر ماه سال جاری نامه ای به امضای تاجرنیا و ۱۳ تن دیگر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین (آقایان…)منتشر شدکه ایشان در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد در سازمان ملل ،خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب جهت پیگیری نحوه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،چگونگی دخالت نظامیان و نیروهای امنیتی در انتخابات ،دستگیری فعالان سیاسی و مسادل پس از آن شده بودند.
ندای سبز آزادی: اقتدارگرایان علاقه عجیبی به واژه " دشمن " دارند. برای آنها " دشمن " فراتر از یک رقیب خیالی و موهوم است. برای آنها " دشمن " یعنی توجیح تمام شکستها و زبونی ها. برای آنها " دشمن " فرشته نجاتی است که در هر بن بستی را به روی شان می گشاید و می توانند خودشان را از تمام مخمصه ها نجات دهند. برای کودتاچیان فرقی نمی کند که کی و کجا از این دم دست ترین واژه نخ نما شده استفاده کنند. برای آنها مهم رهایی از بحرانی است که علت العللش ناکارآمدی و خودکامگی و ناتوانی خودشان است. به همین خاطر هم هست که وقتی دو دانشمند هسته ای ایران در روز روشن و جلوی چشم همیشه غافل آنها ترور می شوند، بجای پیدا کردن جواب مسئله و یافتن مقصر اصلی به طرفه العینی به سراغ واژه همیشه آشنای دشمن می روند. کدام دشمن دوشنبه هشتم آذر، هنگامی که مجید شهریاری و فریدون عباسی دوانی، دو فیزیکدان ایرانی راهی محل کار خود در دانشگاه شهید بهشتی بودند هدف سوء قصد قرار گرفتند که بر اثر انفجار یکی از این بمبها آقای شهریاری شهید شد اما فریدون عباسی جان سالم به در برد. هنوز ساعاتی از ترور دو دانشمند هسته ای در ایران نگذشته بود که محمود احمدی نژاد در برابر رسانه ها حاضر شد و " دشمن " را در بمب گذاریهای آن روز دخیل دانست و اعلام کرد: " نوع افرادی که در این حادثه مورد حمله قرار گرفتهاند، نشان میدهد که جنس کار آمریکایی ـ اسرائیلی است." همزمان علی لاریجانی رئیس مجلس و اسماعیل کوثری نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، احتمال وابستگی عاملان ترورها را به اسرائیل مطرح کردند و محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین، با دخیل دانستن آمریکا و اسرائیل در سوء قصدها هشدار داد که چنین اقداماتی " بی پاسخ نخواهد ماند. " این اظهارات البته در شرایطی از سوی سران حکومت مطرح می شود که یکسال پیش در چنین روزهایی، مردم ایران شاهد ترور یکی دیگر از دانشمندان هسته ای بودند و هنوز که هنوز است نه سرنخی از قاتلان بدست آمده و نه حتی مظنون و مشکوکی در این باره دستگیر شده است. آنها البته فراموش کردند که به این سئوال اصلی جواب بدهند که اگر اسرائیل، آمریکا و انگلستان به این راحتی می توانند ماموران خود را به ایران بفرستند که دانشمندان هسته ای ما را ترور کنند، پس شما چکاره اید؟ این همه دم و دستگاه و پلیس و مامور و بسیج و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی چه کاره اند؟ این همه بودجه ای که صرف تامین و تجهیز این همه نیروی اطلاعاتی و امنیتی و ضد جاسوسی می کنید کجا می رود و صرف چه کاری می شود؟ جواب این سئوالات البته مشخص است و حاکمان اقتدارگرای مستبد خوب می دانند که صرف ده ها و شاید هم صدها میلیارد تومان بودجه برای شنود مکالمات و کنترل آمد و شد و دستگیری و شکنجه و زندان صدها و بلکه هزاران آزادیخواهی که جرمی جز ایستادن در برابر ظلم و جنایت آنها و اصرار بر خواسته های بحق مردم ندارند، هوش و حواس آنها را پرت جای دیگری کرده است. و گرنه اگر قرار بود که در مملکت ما هر چیزی سر جای خودش باشد و پلیس به جای سرکوب دانشجویان و روزنامه نگاران و کارگر و بازاری و مردان و زنان جوان، به مراقبت از امنیت و جان و مال و ناموس مردم مشغول می شد دیگر در این سرزمین این همه قتل و جنایت و دزدی رخ نمی داد و دیگر دو جوان ایرانی در برابر دیدگان وامانده پلیس و مردم به روی هم چاقو نمی کشیدند و این همه به آمار قتل و جنایت کشور افزوده نمی شد. چنانکه اگر ماموران و فرماندهان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به جای پرداختن به امور شخصی و احوالات مردم و روزنامه نگاران و دانشجویان و فعالین سیاسی و صنفی و اجتماعی که یا در بندند و یا سایه محکومیتهای چند ساله بالای سرشان است و یا از کشور گریخته اند و یا در خانه عزلت گزیده اند، به کار اصلی خود یعنی مراقبت از امنیت افراد و امکانی که جزو اصلی ترین سرمایه های کشور هستند می پرداختند، حالا کارمان به اینجا نمی کشید که به قول خود آقایان، جاسوسان حرفه ای اسرائیلی و ماموران ام آی 6 و سی آی ای به طرفه العینی به ایران بیایند و در روز روشن و در برابر چشم بهت زده خلایق بمبهای دست ساز به خودروی حامل دانشمندان هسته ای بچسبانند و آنها را به شهادت برسانند. رد پای آژانس انرژی اتمی در این میان اما اظهارات رئیس قوه قضائیه و وزیر اطلاعات دولت کودتا در نوع خود بی نظیر است. رئیس دستگاه قضایی کشورمان به جای مورد سئوال قرار دادن و مواخذه کردن دستگاههای امنیتی که کنترل امنیت کشور مسئولیت ذاتی آنهاست، بازرسان آژانس بین المللی انرژی را به جاسوسی متهم کرده و گفته اند که ترور دو فیزیکدان ایرانی نیز نتیجه تحریم های سازمان ملل است. صادق لاریجانی روز یکشنبه در جلسه مسئولان عالی قضایی ایران دراین باره گفته است: " فاش ساختن نام دانشمندان هسته ای ایرانی را زمینه ساز ترور آنان شده است و آشکار شدن نام این دانشمندان، آنها را در معرض خطر جدی قرار می دهد." همین حرفها را یک روز قبل، مصلحی وزیر اطلاعات دولت کودتا بر زبان رانده است و انگار نه انگار که وظیفه اصلی آنها حمایت از جان دانشمندانی است که به قول خودشان نامشان در قطعنامه های تحریمی علیه ایران آمده است. تو گویی تازه بعد از این ترورها آقایان به یادشان افتاده که باید از جان آنها حفاظت بیشتری می کردند. بگذریم از اینکه اساساً اگر اقتدارگرایان مستبد کار خودشان را درست بلد بودند و بجای قبول کردن غفلت و خوشخوابی مامورانی که به جای پرداختن به وظیفه اصلی و واقعی خود به جان و مال و ناموس مردمانی هجوم و حمله می برند که تنها جرم ناکردشان پیگیری مطالبات به حقشان و پرسیدن این سئوال ساده است که : " رای من چه شد؟ " و اگر آقایان آن تقلبات سازمان یافته و گسترده را در انتخابات ریاست جمهوری سال قبل نمی کردند و به رای مردم احترام می گذاشتند، حالا مملکت ما چنان اعتبار و آبرویی داشت که هیچ دولتی به خودش اجازه نمی داد که در امور مملکتمان دخالت کند و جاسوسان خودش را به ایران گسیل بدارد تا دانشمندان هسته ای که سرمایه های واقعی کشورمان هستند اینگونه راحت به شهادت برسند و کک کسی هم گزیده نشود. نشانه های افتضاح مرور پنج ساله مدیریت احمدی نژاد و حامیان اقتدارگرای مستبدش نشان می دهد که جمهوری اسلامی پس از گذراندن سالهای بحرانی 1357 تا 1360، از نظر امنیتی بدترین روزهای خود را در پنج سال گذشته تجربه کرده است. در این پنج سال در عرصه اطلاعاتی و امنيتی، مقامات پُرمدعای دولت در حالی از نفوذ امنيتی خود در سراسر جهان سخن گفته اند که در شرق وغرب کشور، بمب منفجر می شود و در يک روز، دو دانشمند هسته ای کشور مورد سوء قصد قرار می گيرند. کسانی که قرار بود الگوی جديدی برای پيشرفت کشور طراحی کنند در عرصه امنيت عمومی چنان زبون و دست و پا بسته اند که قتل در برابر ماموران پلیس را در تاریخ امنیت عمومی کشورمان برای نخستین بار رقم زده اند. کافی است تا مروری بر سر خط ترورهای یکسال گذشته داشته باشیم تا عیار مدیریت دستگاههای امنیتی و نهادهای اطلاعاتی دستمان بیاید. در دی ماه سال 1388، دکتر"مسعود علی محمدی"، بر اثر انفجای بمبی در یک موتورسیکلت پارک شده به قتل رسید. همان زمان خبرگزاری های حامی دولت ایران، مسعود محمدی را مدافع دولت و قتل او را نتیجه "اقدام تروریستی عناصر ضد انقلاب و استکبار" دانستند. آن هم در شرایطی که احمد شیرزاد نماینده دور ششم مجلس در وبلاگش اعلام کرد که وی جزو حامیان میرحسین موسوی در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری بوده است. در مهرماه امسال نیز، در تهران سه پزشک مورد سوء قصد از طریق شلیک گلوله قرار گرفته و کشته شدند. آن هم در شرایطی که یکی از کشته شدگان "دکتر غلامرضا سرابی" ، از شاهدان اصلی پرونده بازداشتگاه "کهریزک" بود. و البته خود بازداشتگاه کهریزک به عنوان یکی از لکه های ننگ در تاریخ پلیس و نیروی انتظامی ایران زمین باقی خواهد ماند. جائیکه در آن چهار نفر از بهترین جوانان ایرانی تنها به جرم مخالفت با نتایج انتخابات ریاست جمهوری به شهادت رسیدند و بسیاری از دیگر جوانان سبز هم بدترین شکنجه های روحی و روانی را در آنجا تحمل کردند و کار چنان مفتضحانه بود که رهبری عالی نظام دستور بسته شدن کهریزک را صادر کرد. در ماجرای قتل دکتر سرابی، پلیس ایران چند روز بعد از قتل وی، از دستگیری دو عامل قتل خبر داد و سپس اعلام کرد که یکی از این دو نفر، بعد از اقدام به "خودکشی" جان باخته است و هرگز معلوم نشد قاتلین واقعی وی چه کسانی بوده اند. این همه در حالی اتفاق می افتد که چند امام جماعت نیز در تابستان سال قبل در کردستان مورد ترور قرار گرفتند که از میان آنها، ماموستا شیخ الاسلام نماینده کردستان در مجلس خبرگان، ماموستا برهان عالی امام جمعه مسجد قبای سنندج و مهدی تخت فیروز رئیس شورای شهر سنندج جان باختند. در اردیبهشت ماه امسال هم احمد معتمدی وزیر ارتباطات و فناوری در دولت خاتمی مورد ضربات چاقوی مهاجمی قرار گرفت که مدعی بود با او مشکل شخصی داشته است. از دیگر موارد ترور در یکسال گذشته ترور علی موسوی حبیبی خواهرزاده میرحسین موسوی است که در دی ماه سال گذشته به دست اقتدارگرایان به شهادت رسید و از همه با مزه تر خیال بافیهای اقتدارگرایان بود که همچون قتل ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و دیگر شهدای جنبش سبز که تعداد آنها بیش از 70 نفر است، ترور شهید موسوی حبیبی را به مردمی نسبت داده اند که بهترین عزیزانشان یا کشته شده اند و یا در زندانند و یا منتظر زندان. بمبهای منفجر شده در زاهدان و شیراز و کشته شدن دهها تن در این فجایع و البته برخوردهای بی رحمانه و وحشیانه با مردمی که با راهپیمایی سکوت تنها رای واقعی خود را طلب می کردند، نمونه های دیگری از فضاحت امنیتی اقتدارگرایان در یکی دو سال گذشته است. امن ترین کشور جهان محمود احمدی نژاد در یکی از آخرین سخنانش ایران را امن ترین سرزمین جهان دانسته است و آن میانه کسی پیدا نشده که بپرسد " اگر به زعم شما ایران امن ترین کشور جهان است پس این همه بگیر و ببند وزندان و دار و درفش چیست که برای پنهان کردن جنایات خود و دیگر مستبدان هوادارت هر روز بکار می بندی؟ چطور ایران امن ترین کشور جهان است که به قول خود شما در روز روشن دو دانشمند هسته ای توسط جاسوسان اسرائیلی ( به زعم شما ) ترور می شوند؟ دریغا که آنکس که خواب است را می توان بیدار کرد و آنکس که خود را به خواب زده هرگز!
توی این سالها خیلی برایت غصه خوردم. مثل همه هموطنانت خبرهای دادگاه و حرفها و دفاعیات وکیلت را با دلهره دنبال کردم. هربار که حکمی قرار بود صادر شود دل توی دلم نبود که با تو چه میکنند. حکم که باطل میشد نفسی از سر آسودگی میکشیدم. خبر داشتم چقدر زجر کشیدهای. کیست که نداند تو چهها دیدی و شنیدی توی سالهای خانه پدری، یا بعد که رفتی به خانه بالای شهر. هم کلفت شدی و همخوابه مردی که میتوانست رونقی به خانهتان بدهد. تو هم از روح و تنت گذشتی شاید پدرت کمتر شرمنده خانواده باشد و مادرت هم انقدر غصه برادر معلولت را نخوردو حوصله گفتنش نیست. همه میدانیم. بس که در این سالها خبرهایت را دنبال کردیم. تو خودت بهتر از همه ما. میخواستم چیزی بنویسم درباره اینکه نباید اعدامت کنند. کار بیشتری که نمیشود برایت انجام داد. سالهاست همه به قدر بضاعتشان حرفی میزنند. اعتراضی میکنند. یادداشتی مینویسند. پای نامهای را امضا میکنند. یا مثل وکیلت شب تا صبح لایحه مینویسند شاید بشود از آن صبح چهارشنبه معروف اوین نجاتت داد. هیچ کار هم که نکنند غصهات را میخورند. یا مثل قاضیات برایت گریه میکنند یا مثل آیتالله شاهرودی پایین حکم اعدامت مینویسند بروید از اولیای دم رضایت بگیرید. کاری نمیشود کرد. انگار مادرت گفته امام زمان باید مداخله کند. شاید بی مداخله او هم بشود حکم اعدامت را تغییر داد. من که خیلی امید دارم. باور کن. دوست دارم آزاد شوی تا ما کمتر شرمنده روی تو باشیم. شاید کمتر عذاب وجدان داشته باشیم که آن سالهایی که ما داشتیم درس میخواندیم و غصهمان عشق جوانی از دست رفته بود یا راه دور دانشگاه تا خانه یا غرغرهای گهگاه مادر یا پدر، تو همه خوشیات این بود که وکیلت این بار چیزی نوشته بهتر از قبل و حتمن دیگر نجاتت میدهد با دفاعیات این هفتهاش توی دادگاه. شبهایی که ما پای کتاب و درس و فیلم و مهمانی گذراندیم تو حتمن تا صبح به این فکر میکردی که این بار در دادگاه چه بگویی شاید قاضی نظرش عوض شود یا خانواده شوهرت دلشان به رحم بیاید. اما نشد. خواستی، تلاشت را کردی. خبر داریم اما آخر سنی نداشتی که بخواهی حرفهای قلمبه سلمبه بزنی و مأموران اجرای حکم اسلامی را از رأیشان برگردانی یا خانواده علیرضا را که خیالشان راحت بود با اعدام تو حسابی تنبیهت میکنند. تو را و همه دخترهای بیپولی که برای سرپناه و پول زن کسی شدهاند. اما کبرا جان زیاد هم غصه نخور. معلوم نیست اگر بیرون بودی چه میشد. ممکن بود دانشگاه قبول شوی و بروی سر کلاس بنشینی و مثل بقیه درست را بخوانی. توی همان سالهای درس خواندن بفهمی که ریشه این فقر و بدبختی که تو و خانوادهات و امثال شما متحمل شدهاند در جای دیگری است. بعد بخواهی که تو هم کاری کنی برای خودت، برای کشورت برای مردمت تا بعد از تو بقیه دخترها آنقدر برای درس خواندن و دانشگاه رفتن زجر نکشند. آرزوی لباس نو به تن کردن را نداشته باشند. اگر دختری از همسایهها را میشناسی که توی 18 سالگی شوهرش دادهاند به مرد 53 ساله پولدار و تو هیچ کاری نتوانستهای انجام بدهی برای نجاتش شاید الان توی دانشگاه که هستی حرفی بزنی که قدم کوچکی باشد برای تغییر سرنوشت دخترهای همسایههای دیگر تا بعدها سرنوشتشان را خودشان انتخاب کنند. هروقت دلشان خواست با هرکه دوست داشتند ازدواج کنند و آغوش مرد 53 ساله را نپذیرند برای سیر کردن شکم خودشان و تأمین هزینههای درمان برادر معلولشان. بعد ممکن بود با همین آرزوها کلهات بوی قورمه سبزی بگیرد و بروی توی دانشگاه فعالیت سیاسی بکنی به خیال اینکه داری وظیفهات را برای وطنت انجام میدهی. میآمدند میبردندت و سالها توی همان اوین نگهت میداشتند. میدانم. میدانم. این کجا و آن کجا؟ تو 8 سال است که به جرم قتل منتظر اعدام هستی. خوب بیا جور دیگری فکر کنیم. ممکن بود هیچ کدام از این کارها را نکنی و توی دانشگاه هم حرفی نزنی. اصلن کنکور قبول نشوی. اما توی انتخابات شرکت کنی. بعد به نتیجه انتخابات معترض باشی. بعد مثل خیلیها بروی توی خیابان و اعتراض کنی. همین! تو را و عدهای دیگر را بگیرند و ببرند کهریزک. بهتان تجاوز کنند و بعد که آزاد شدی روزی هزار بار با به یاد آوردن آن خاطره آرزوی مرگ کنی. میدانم. میدانم. وضع تو از این هم بدتر است و مگر به تو تجاوز نشد؟ مگر پیرمردی که به اجبار، صیغه محرمیت ببین تو و خودش خواند قبل ازآن بارها مجبورت نکرده بود با او همبستر شوی؟ تو که این رنج را چشیدهای. اما ممکن بود به جای سهراب یا ندا باشی. آنها را که خبر داری چه اتفاقی برایشان افتاد؟ توی همان روزهایی که تو توی زندان بودی مردم توی خیابان میپرسیدند:" رأی من کجاست؟" سهراب و ندا هم همین را میخواستند بدانند. اما نه فقط جواب نگرفتند بلکه خانوادههایشان هم یک عمر داغدارشان شدند. باز دارم پرت میگویم. آنها مثل تو سالها منتظر حکم شان نبودند، که هر شب با نگرانی بخوابند و صبح خیلی زود از دلشوره بیدار شوند و دیگر خوابشان نبرد. روزهای نزدیک دادگاه حال شان آنقدر بد شود که انگار دارند توی دلشان رخت میشویند. دو بار خبرحکم اعدامشان را بشنوند. با تن تبدار ببرندشان توی حیاط برای اجرای حکم، شانس بیاورند خورشید طلوع کند و حکم عقب بیفتد. اما خوب کبرا جان خون تو که از بقیه رنگینتر نیست. تعجب نکن این را میگویم. مگر خبر نداری جوانهای همسن و سالت را به جرم نوشتن مقاله و فعالیت توی حزب و گروههای سیاسی به ده سال و پانزده سال حبس محکوم کردهاند؟ مگر خبر نداری جوانها را بردهاند زندان و بهشان تجاوز کردهاند و بیمار آنها را بیرون فرستادهاند؟ آن وبلاگنویسی که دو سال پیش توی زندان کشته شد و گفتند داروهایش را که خورده فشار خونش پایین افتاده و فاتحه! یادت هست؟ مگر خبر نداری هموطنانت را به جرم داشتن دین متفاوت به حبسهای طولانی و اعدام محکوم کردهاند؟ مگر نمیدانی خیلی از جوانهای همسن و سالت از ترس شکنجههای همان اوینی که تو سالهاست به اجبارمقیمش شدهای جلای وطن کردهاند. توی زندان نیستند اما باور کن تبعید خودش یکجور قتل است. خوب تو هم یکی از همینها. تو هم قربانی همین وضعی دیگر. نظامی که آدمها را به جرم نوشتن و ابراز عقیده و پرسیدن و روش متفاوت دینداری به زندان میاندازد تو را هم به اعدام محکوم میکند. برایش کلی هم دلیل شرعی دارد. به این هم کار ندارد که با تو چه کردهاند. به این هم کار ندارند که با مرگت هیچ چیز عوض نمیشود. مگر در این سالها که اینهمه آدم را کشتند آمار قتلها پایین آمد؟ مگر شهلا، هم بندیات که رفت بالای صندلی اعدام و دیگر برنگشت حالا دیگر بعد از او کسی هوویش را نمیکشد؟ من نمیدانم شهلا اصلن کسی را کشته بود یا نه ولی میدانم با اینهمه مجازات اعدام آمار شوهرکشی روزبهروز دارد بیشتر میشود. بس است دیگر. آمدم چیزی بنویسم در دفاع از کبرا که اعدامش نکنند، گفتم بگذار کبرا که برای همه ایرانیها نامه نوشته و خواسته که کمکش کنند یکی هم جوابش بدهد. کبرا جان تو تنها نیستی. مثل تو جوان این روزها فراوان است. توی اوین. خودت که انگار با بعضیهاشان هم سلول بودهای. سرنوشتت را بپذیر کبرا جان. تو هم به خیل همه این قربانیان بپیوند. میدانم. میدانم. تو وضعت جور دیگریست.
ندای سبز آزادی: آيت الله العظمی یوسف صانعي از مراجع عظام تقلید با مادر مهندس حشمت الله طبرزدی سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران و مشاور کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بصورت تلفنی گفتگو کردند.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در این تماس تلفنی مادر مهنس طبرزدی از آنچه در این مدت بر فرزند و خانوده این زندانی سیاسی گذشته است صحبت کردند. آیت الله یوسف صانعی از مراجع نواندیش دینی و از منتقدین سرسخت دولت فعلی می باشد که طی ماه های گذشته و در پی حوادث جنجال برانگیز پس انتخابات ریاست جمهوری، به دلیل مواضع و فتاوی و نگرش نوگرایانهاش و همچنین حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران مورد خشم مسئولان جمهوری اسلامی و آماج حملات طرفداران دولت قرار گرفت. این عالم دینی 73 ساله مولف بیش از 26 جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی می باشد. همچنین در پی اطلاع مهندس طبرزدی، دبيركل جبهه دمكراتيك ايران از تماس تلفنی این مرجع عالیقدر ایشان مراتب سپاس و قدردانی خود را به اطلاع آیت الله صانعی رساندند. مهندس حشمت الله طبرزدی، دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران و سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران می باشد که از خردادماه سال 78 تاکنون بیش از 11 سال از عمر خویش را در زندان های مختلف جمهوری اسلامی سپری نموده است. وی طی سال های 75، 76، 79 و 1383 به دلیل فعالیت های مسالمت آمیزش و با اتهاماتی واهی نظیر فعالیت و تبلیغ علیه نظام بازداشت و به زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده بود. وی که چندي پيش از آیت الله خامنه اي رهبر جمهوری اسلامی به دادگاه بين المللي شكايت نمود، در اخرين حكم خود با اتهاماتی همچون «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «توهین به رهبری» در ۱۱ مهر ماه سال جاری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به 9 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محكوم گردید.
ندای سبز آزادی: همسر آرش سقز نامه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرد ، در گوشه ای از این نامه آمده است « ما هر دو تركمن ايراني و از اهل سنت (هموطنان و همدينان) شما هستيم كه در پي دستگيري غيرقانوني و محاكمه ناعادلانه همسرم بسيار مظلوم واقع شدهايم و حقوق ما به شدت و به طور گسترده پايمال شده است »
متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
ححضرت آيت ا... سيدعلي خامنهاي، مقام عالي و رهبر جمهوري اسلامي ايران
همسر عزيز و خداخواه من از كاركنان خدوم و ساعي وزارت رفاه و تامين اجتماعي در شعبه 13 اداره كل غرب تهران است كه در دوران خدمتش منشاء آثار خير بسياري براي دولت و جامعه اسلامي بوده است.
ما هر دو تركمن ايراني و از اهل سنت (هموطنان و همدينان) شما هستيم كه در پي دستگيري غيرقانوني و محاكمه ناعادلانه همسرم بسيار مظلوم واقع شدهايم و حقوق ما به شدت و به طور گسترده پايمال شده است.
اكنون كه از اِعمال عدالت نسبت به خود در دستگاه قضايي تا حدود زيادي مأيوس شدهام، از شما براي تأمين حقوق خود و رعايت انصاف و اجراي عدالت استمداد ميكنم و انتظار و درخواست دارم در اسرع وقت به متصديان توصيه فرماييد و بلكه با تأكيد بخواهيد كه خواستههاي قانوني و برحق مرا ادا نموده و همسر بيگناهام را سريعاً آزاد نمايند.
اكنون مدت يكسال است براساس پارهاي اتهامات گنگ و واهي و در نتيجه بدخواهيها و حسد عدهاي از حاسدان تنگ نظر توسط افرادي كه بعضاً بسيار خشن و درشترفتار بوده، لباس شخصي بر تن داشته و هويت و مسووليت آنان هنوز هم براي ما كاملاً نامشخص است همسرم (در تاريخ 1/9/1388) در مقابل ديدگان كودك خردسالش (ميثم كه هنوز 4 ساله نشده بود) دستگير شده و هم اكنون در زندان اوين و ظاهراً در بند 209 (به شماره پرونده 89/15918/ط.د) گرفتار است.
حضرت آيتا...
من طي يك سال گذشته مصائب و مشكلات بسيار شديد مالي، جسمي و روحي را تحمل نمودهام اما اكنون توان از كف دادهام كه مهمترين علت آن بيتابيها و بيقراريهاي فرزند 5 سالهام است كه بدليل هشياري و شيرينزباني و نيز وابستگي شديد مدام سراغ پدر را ميگيرد. همچنين به علت عدم توانايي پرداخت اجاره بها و بيجواب گذاشتن درخواست صاحبخانه براي اجارهاش مجبور شدم منزل مسكوني را تخليه و اندك وسايل زندگي خود را در منزل يكي از دوستان به طور موقت جابجا نموده و به امانت بسپارم.
حضرت آيتا...
بنده اكثر مطالب مربوط به خاطرات زنداني بودن شما به خاطر فعاليتهاي عقيدتي و سياسي در دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي را مطالعه كردهام. اما هرچه گشتم كمتر ديدم كه اين چنين همسر و فرزندان شما را در تنگناي معاشرتي و معيشتي قرار داده باشند. همسر خيرانديش و نيكوكار من همواره به اصلاح جامعه انديشيده و در مسير عقيده و ايمان به خير جامعه گام برداشته است. چرا بايد به خاطر ايمان و عقيدهاش كه ظاهراً و احياناً با عقيده ديگران تفاوتهايي دارد اين چنين آزار ببيند و برخلاف حكم قرآن از ديدار شرعي و مصاحبت عرفي زن و فرزند و اعضاي خانوادهاش محروم شود؟ و چرا بايد زوج وفاداري از دستپخت و هدايا و ديدار زوجه وفادارش بينصيب بماند.
براستي بازداشت و يك سال حبس ناعادلانه آن انسان قانونمدار و بيگناه كدام مشكل حكومت و جامعه ايران را حل ميكند؟
در دوراني كه كوچكترين صدايي، حق و ناحق، مخفي نميماند و آني در جهان منعكس ميشود اين همه محروميت براي همسر و پدري دلسوز و اهل چه فايدهاي دارد و با كدام معيار حق و عدالت سازگار است؟
مقام عالي جمهوري اسلامي ايران
خدا را، خدا را، خدا را!
نپسنيديد كه زني مؤمن و مسلمان و آبرودار از ديدار و معاشرت با همسر قانوني و شرعي خود اين چنين ناحق ماههاي طولاني محروم بماند. هرگز نپسنديد كه كودكي خردسال و معصوم از نوازش و سرپرستي پدري مهربان محروم گردد.
اجازه ندهيد قانون خدا بازيچه هوس و ميل بعضي متصديان و كارگزاراني شود كه حقوق زنان و كودكان مسلمان را ناديده ميگيرند.
همسر عزيز من نمادي از انسانهاي قانونمند و قانونمدار است. او حتي ناخنگير در جيب ندارد. از متصديان امور بپرسيد چگونه او را به تخلفات گُنگ و مبهم امنيتي متهم ميكنند كه اگر صد سال بگذرد و تلاش كنند اثبات نخواهد شد؟
حضرت آيتا...
چهارشنبه آينده 26 آبان مصادف است با دهم ذيحجه، عيد سعيد قربان، يكي از دو عيد بزرگ جهان اسلام، است و البته اين عيد نزد تركمنان اهل سنت ايران بسيار بسيار عزيز و گرامي است و با عظمت و شكوه تمام برگزار ميشود و تا يك هفته همه اقوام و خويشان ما در اين روزهاي فرخنده ديد و بازديد ميكنند و براي هم خير و بركت آرزو ميكنند.
از جنابعالي ميخواهم عيدي من و فرزندم را آزادي و مرخصي و تأمين سلامتي و ديدار آرش سقر با خانوادهاش قرار دهيد و متقابلاً از درگاه حضرت حق آرزو ميكنم كه پاداش اين حسن عمل شما را عيدي بزرگ و بركت سلامتي و موهبت توفيق در اين ايام خجسته و ايام ديگر قرار دهد. با كمال تأسف سال گذشته در چنين ايامي اين عيد ما را به ماتم و نگراني و افسردگي بدل كردند.
حضرت آيتا...
آيا به نظر حضرتعالي اين موافق موازين شرع مقدس اسلام است كه انساني نيك سيرت و خوش صفت را متهم و نه مجرم، قلمداد نموده و اين چنين تحت فشارهاي جسمي و روحي قرار دهند تا اعترافاتي را كه حقيقت ندارد اما به شنيدن آن از زبان او مايلند از او اخذ نمايند، و بهرغم آن كه او در حضور قاضي به عنوان جانشين اسوه و عدالت و مأمن مومنان منكرآنها گردد باز هم او را بلاتكليف در زندان نگهدارند؟
آيا درست است كه در روزگار سخت و سنگين و با اين همه مضايق، حقوق و مزاياي قانوني آرش سقر و همسرو فرزند وي را قطع نموده و خانوادهاي هموطن و همدين را آواره سازند؟
خانواده پدري اينجانب با تمام مشكلات معيشتي كه خود دارند براي حفظ آبروي خانوادهام از هيچ گونه كمك و لطفي مضایقه ننمودهاند اما چرا بايد مسوولان در انجام امور اين چنين نامهربان و كم انصاف شوند كه نه تنها حقوق قانوني ما را ندهند بلكه حتي اموال و وسايل و كتابها و ابزار خصوصي ما را كه حتي بعد از يك سال معلوم نيست براساس كدام قانون و به كجا برده اند، پس ندهند؟ چرا حلال خدا را بر ما حرام ميكنند؟
مقام عالي جمهوري اسلامي ايران
آيا نبايد به هنگام ايراد اتهام به خدمات ارزنده كسي نگريست كه تمام وظايف محوله را به طرز شايسته انجام داده و همواره در مسير خدمت به آرمانهاي والاي مردم ايران اسلامي گام زده است؟
من بسيار احتمال ميدهم كه عدهاي كه تحمل عزت و پيشرفتهاي شغلي آرش سقر را نداشتند خبط و خطا كردند برايش دسيسه چيدند و عليه او توطئه كردند و به اشتباه او را به اسارت و زندان انداختند و البته من يقين دارم كه خداي مهربان همسرم را اين امتحان سخت، سالم و سرفراز خلاصي خواهد بخشيد و من به كرم و لطف الهي ايمان دارم.
اميدوارم كه جنابعالي تصديق بفرماييد كه از هميّت و شرف و انصاف و عدالت و رأفت اسلامي بدور است كه همسري وفادار و فرزندي خردسال و تشنه و جوياي محبت را از ملاقات حضوري و ديدار ضروري شوهر و پدر خود منع كنند.
از آن مقام عالي استدعا دارم براي گشايش امور و رفع اين بيعدالتي اوامر مقتضي صادر فرمايند تا هم از ما رفع ستم شود و هم از همه مسوولان خيرانديش كشور ميخواهم خسارات مادي و معنوي وارده به ما را جبران نمايند. باشد كه رهايي ما از اين رنج و بلاتكليفي و مشقت، و پذيرايي ما از عضو عزيز خانواده، و شعرهاي زيبايي كه ميثم معصوم من درباره شادي و پايكوبي فرشتگان ميخواند توشه خيري را براي همه مقامات دلسوز ايران فراهم كند. همواره سربلندي و عزت ايران را آرزو دارم.
ندای سبز آزادی: «مجید دری» دانشجوی محروم از تحصیل و زندانی دانشگاه علامه که از ۱۸ تیرماه ۸۸ بدون استفاده از مرخصی دوران حبس در تبعید خود را می گذراند ، به مناسبت روز دانشجو پیامی را خطاب به دانشحویان نوشته است . او پیام خود را از زندان بهبهان در حالی می نویسد که این روزها چشمانش دید مناسبی ندارد و تحت شدیدترین فشارها دوران حبسش در زندان بهبهان را می گذراند . وقتی مجید به دلیل مشکل بینایی اش از مسوولان زندان خواست که او را به نزد پزشک ببرند به این دانشجوی دربند در روزی که به نام او نامیده شده پا بند زدند موضوعی که موجب شد مجید از رفتن به پزشک هم خودداری کند وضعیت جسمانی وی اکنون نامناسب گزارش می شود .این دانشجوی ستاره دار اما با این همه روز دانشجو را از یاد نمی برد و خطاب به همه دوستانش نامه می نویسد. متن نامه این دانشجوی زندانی که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: زنان ومردان سوزان هنوز دردناک تربن ترانه ها شان را نخوانده اند سکوت سرشار است سکوت بی تاب از انتظار چه سرشار است احمد شاملو تا کی می خواهید قرآن را بر سر نیزه ها کنید و با اعمال زور و فشار از واقعیت بگریزید ؟! تاکی می خواهید با نام قانون و دین بر دگراندیشان و معترضیت بتازید و آنچه رخ خواهد داد را به تعویق اندازید ؟! تاکی می خواهید سبزی اعتراض را نبینید و سرخی خون را انکار کنید و با سیاهی حبس و تبعید دیدگانتان را بیازارید ؟! یک بار دیگر ۱۶ آذرماه آمد . روز دانشجو ، روز دانشگاه و روز پیشاهنگی دانشگاهیان .اینک نیروهای امنیتی تان را گوش به زنگ کرده اید وآنها اکنون در آماده باشند می دانم و همین ترس و اضطراب بس که بنماید دانشگاه ها ی سبز زنده اند و نمرده اند . اگر از کمیتش کم شده بر کیفیتش افزوده شده است ، مترصد فرصتی مناسب که بار دیگر خواب را بر چشمانتان حرام کنند . دانشگاه را با چه اشتباه گرفته اید ؟ با جبهه وگمان برده اید فرمانده اید و دانشجویان مشتی سرباز گوش به فرمان؟! زهی خیال باطل که چشم وگوش بسته آنچه میگویید اطاعت شود که دانشجو نه تنها فرمان نمی برد که در مقابل هر زور و ستمی می ایستد هر چند که قدرت مقابل تا بن دندان مسلح باشد . دانشگاه هرگز سر تعظیم در مقابل بی خردان در قامت دولتمرد که می خواهد با خاک یکسانش کند فرو نمی آورد و تمام قامت می ایستد که شانش به ایستادگی است و صد البته این افراد شایسته دولتی اند که در راسش مردی ایستاده که دروغ از ارکان کلامش است و هرگز ابا نمی کند از دروغ گویی . هنوز ستاره دار شدن جاری است و محرومیت از تحصیل برای فعالان دانشجویی رواج دارد ،کسانی را بر دانشگاه ها می گمارند که اندیشه شان چیزی جز تخریب نیست و راهکارشان مشت آهنین . از دانشگاه علامه من در کنار استادم در زندان بودم و چند قدم آنطرف تر « مهدیه گلرو» در بند زنان . استاد و دانشجو ، دختر و پسر را به حبس افکندند و بر خود بالیدند . اما با این همه دانشجو و استاد ایستاد و ایستاد . کشته شد و ایستاد . به خوابگاهش حمله شد و ایستاد . کشته می شود و می ایستد . حبس می کشد و می ایستد . و این شد که ایران دانشگاه شد و تمامی مردمان دانشجو . دانشجویان راه آزادی و دموکراسی . دانشگاه در دلها نشست و در فکرها جای گرفت و بر زبان ها جاری گشت . پس سلام دوباره بر فعالان دانشجویی ، سلام بر ستاره داران ، سلام بر محرومان از تحصیل . سلام بر تمامی دانشجویان که نفس دانشجو شدن شان جرم تلقی شده است . سلام بر اساتید… و سلام بر تمام خس و خاشاکانی که دلشان از استبداد گرفت و به نام آزادی فریاد بر آوردند و سلام و درود بر جنبشی که سبز بود و سبز خواهد ماند و سبز خواهد ایستاد . ای آزادی از ره خون می آیی اما می آیی و من در دل می لرزم این چیست که در دست تو پنهان است ؟ این چیست که در پای تو پیچیده است ؟؟ ای آزادی آیا با زنجیر می آیی ؟ مجید دری زندان بهبهان آذر ۱۳۸۹
ندای سبز آزادی: جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران روز سه شنبه در اقدامی ابتکاری همزمان با روز دانشجو هدایایی تأملبرانگیز را به دفتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، ارسال کردند. به گزارش کلمه، این هدایا شامل تابلویی از عکسهای حمله به دانشگاه تهران و کوی دانشگاه در خرداد ۱۳۸۸ و تجمع های دانشجویی در ایام پس از انتخابات است. دانشجویان همچنین در ذیل این عکس ها از معاون اسبق وزارت اطلاعات و رئیس فعلی دانشگاه تهران پرسیدهاند: “جناب آقای رهبر! در برابر حرمتشکنی کوی و دانشگاه چه کردید؟” تصاویری از این هدایای ویژهی دانشجویی را در زیر میبینید:
ندای سبز آزادی: محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. به گزارش کلمه متن نامه همسر محمد نوری زاد به شرح زیر است:
به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها “خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است” برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه به هم پیوسته ی این خانواده را از خود تاراندیم. گر چه این خانواده فرزندان ناخلف هم داشت، ولی تا جایی که توانستیم از عناوین مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، مزدور، بیگانه پرست و … بهره بردیم و اغلب فرزندان این مرزوبوم را از تر و خشک با نامهای ناشایست نامگذاری کردیم. خانواده ای که تازه طعم خوش یکی شدن را چشیده بود و آرزو داشت کامش همچنان شیرین بماند، کم کم با همین کج سلیقگی ها ذائقه اش تلخ شد. در مزرعه ای که می شد گل کاشت، تخم زر و زور و تزویر (که هر کدام مظهر تفرقه اند) پاشیده شد. دانسته و ندانسته دام تفرقه گسترده شد، وبا کمال تاسف اغلب ما در این دام گرفتار آمدیم. از این میان، کسانی توانستند فریب صیادان نیرنگ باز فرصت طلب را نخورند که تنها خدا را می دیدند و تنها او را منشا امور می دانستند. دام تفرقه، هر روز گسترده تر می شد و کم کم ندای خداخواهی جایش را به خودخواهی داد. و آن باغ پر گل را که حتی تصورش هم برایمان لذتبخش بود، به منظره ای بدل کرد که نه تنها دیدنش لذتی نداشت، بلکه آرزو می کردیم که ایکاش چشم و گوش نداشتیم تا تصویر باغ خود را اینگونه لگد مال ببینیم. ولی چاره چه بود؛ ما هم چشم داشتیم وهم گوش، باید صحنه هایی را می دیدیم که وارثان انقلاب را شایسته ی آن نمی دانستیم. متاسفانه، کم کم به این جور دیدنها عادت کرده بودیم، تا رسیدیم به صحنه ی انتخابات اخیر که دیگر سنگ تمام ماجراهای گذشته بود. پراکنده کاران و ناآرامان دست به دست هم دادند و دوباره عناوین خودپسند را به گونه ای به فرزندان این سرزمین که حالا، اکثرشان دیگر نه فرزند انقلاب، بلکه فرزندان انقلابیون بودند، نسبت دادند. معترضین، روزی اغتشاشگر و روزی دیگر عامل بیگانه، فتنه گر اغتشاشگر و… نامیده شدند. من، برای اینهمه جدایی و پراکندگی علتی جز خدافراموشی و نبود تدبیر نمی یابم. تدبیری که اگر بود می توانست گره گشای اکثر حوادث بعد از انتخابات باشد. بزرگان قوم هم که باید با پادرمیانی خود جامعه را از این سردرگمی نجات می دادند و اگر لازم بود، از اعتبار خود نیز هزینه می کردند، به جا عمل نکردند و نخواستند و یا نتوانستند جامعه را از این خدادوری نجات دهند. عده ای هم، اگر از این قوم، پا در میان گذاردند و فریاد وااسفا سر دادند، با آنان همان کردند که دیده و شنیده ایم. حال در این میان کسانی هم پیدا شدند که از تبار شهدا بودند و پایبند اصول؛ هر آنچه داشتند در طبق اخلاص نهادند و نتوانستند حقایق را نادیده بگیرند و حقیقت را قربانی مصلحت کنند. برخی هم برحسب وظیفه، مامور و معذور بودند و تصمیم گرفتند که این حقیقت جویان و باخبران را تنبیه کنند تا نتوانند دیگر، روز را فریاد زنند؛ غافل از این که روز، روز است، اگر چه ابری باشد؛ و با فریاد این و آن شب نمی شود. بعد از ماجرای انتخابات، مصائب بسیاری بر ما خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود. همه ی ما می دانیم که گرچه به ظاهر همسران ما در دستان شما اسیر و زندانی اند، ولی خوب است بدانید که اسیر و زندانی هم برای خود آدابی و ترتیبی و قانونی دارد. من کم و بیش از وضعیت زندانیان و خانواده های ایشان با خبر هستم؛ بدون استثناء، همه از بی قانونی و بی عدالتی گله مند و درد مندند. در این مجال، فقط به اختصار درباره ی وضعیت همسرم سخن می گویم. همسرم محمد نوری زاد، جهادگر، نویسنده و کارگردان، در تاریخ ۲۹ آذر ماه سال ۸۸، به اتهام نوشتن چندین نامه به رهبری و رئیس قوه قضائیه راهی زندان اوین شدند. پس از ۹۳ روز بی خبری مطلق، روز سوم عید ۸۹ اولین تماس تلفنی برقرار شد. بعد از ۱۰۷ روز هم، اولین ملاقات، آن هم به خواست خداوند پس از جلسه ی دادگاه صورت گرفت. ایشان بعد از ۱۸۶ روز، با قرار وثیقه ی سیصد میلیون تومانی، به مرخصی آمدند. در نتیجه ی شرایط نامساعد هفتاد روز انفرادی و بازجویی های آنچنانی و نزدیک به سه ماه روزه داری پیوسته، حدود بیست کیلو کاهش وزن داشتند. در این دو ماه مرخصی، تا حد امکان، بازپروری و معالجات پی گیری شد، ولی فرصتی برای معالجه ی دندان های ایشان باقی نماند؛ چراکه دندانهای ایشان به مداوای شش ماهه نیاز داشت. ایشان مجدداً در تاریخ ۲۷ مرداد ۸۹ تلفنی احضار شدند. بعد از افطار، ایشان را تا اوین بدرقه کردیم. حدود دوهفته بعد متوجه شدیم که با آقای تاجزاده در قرنطینه به سرمی برند. مدتی بعد هم اطلاع دادند که می توانیم با ایشان ملاقات کابینی داشته باشیم؛ روزهای چهارشنبه، که روز ملاقات زندانیان عادی است و فقط ما دو خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات می رویم. اکنون حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرم می گذرد. ایشان در این فاصله دچار اگزمای پوستی، آن هم به دلیل تشخیص اشتباه پزشک اوین شده اند، که خوشبختانه بعد از مدتی تحت درمان قرار گرفتند و بهبود نسبی حاصل شد. اکنون نیز نزدیک به دو ماه است که ایشان دچار عفونت پیشرفته ی لثه و دندان شده اند. بنا به تشخیص دو دندانپزشک اوین باید تحت عمل جراحی قراربگیرند و متاسفانه این امکان در بهداری اوین وجود ندارد. جدیدا هم متوجه شده ایم که آرتروز زانو نیز به مشکلات ایشان اضافه شده است. هم ایشان و هم اقای تاجزاده به شدت نیاز به درمان و مراقبت ویژه دارند؛ ایشان از ناحیه ی دهان و دندان و زانو، و آقای تاجزاده هم از ناحیه ی گردن، کمر و پا؛ بطوریکه به سختی راه می روند و پاهایشان به شدت ورم کرده است. در این فاصله، همسرم چهار نامه جهت مرخصی نوشته اند که متاسفانه پاسخ ایشان را با شکایت جدیدی از سوی مامورین وزارت اطلاعات داده اند! من هم در تاریخ ۱۵ آبان نامه ای به دادستان نوشته ام مبنی بر درخواست مرخصی فوری ایشان و ملاقات حضوری که تاکنون نداشته ایم، و هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم. همه ی شما نیک می دانید که همسران و فرزندان و عزیزان ما به قدر کافی در این یک سال و نیم اخیر، هم به لحظ روحی و هم به لحاظ جسمی آسیب دیده و شکنجه شده اند. دیگر بیشتر از این راضی نباشید بیماری آنان، شکنجه و ظلم مضاعفی را بر ایشان تحمیل کند و مرگ تدریجی را برایشان رقم بزند. نمی دانم چرا در برابر این بی عدالتی ها کسی پاسخگو نیست، و نمی دانم که دیگر باید سراغ چه کسی برویم. پس به ناچار مخاطب خود را فقط کسانی قرار می دهم که اکنون قدرت در دستشان است. به آنان می گویم: ای کسانی که اکنون قدرت در دستانتان است، یدالله فوق ایدیهم بدانیم و بدانید که خدایی قدرتمند هست که همه ی ما از اوییم و به سوی او باز می گردیم. انا لله و انا الیه راجعون. بدانیم که تنبیه کننده ی واقعی خداوند است و نجات بخش همه ی ما هم هموست. پس خود را به ننگ ناراستی ها و نادرستی ها آلوده نکنیم و بدانیم کوچکترین ظلم ما به خودمان بازمی گردد. بترسیم از آن روز مبادا و نفرین بندگان خوب خدا… حق یارتان و عدالت پیشه تان فاطمه ملکی ۱۲/۹/۸۹ ارائه دیدگاه
ندای سبز آزادی: معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست هشدار داد: با بالا بودن غلظت برخی آلایندهها مانند دیاکسیدگوگرد و مونوکسیدکربن در تهران و ترکیب آن با قطرات آب که توسط آبپاشها پخش میشود، باران اسیدی در تهران شکل میگیرد. به گزارش فارس، حسن اصیلیان درباره بارش باران اسیدی ناشی از آبپاشی هواپیماها در تهران گفت: اگر غلظت آلایندههای مثل دی اکسیدگوگرد و مونوکسیدکربن بالا باشد بدون شک در صورت ترکیب با آب میتواند باران اسیدی ایجاد کند. وی تأکید کرد: اگر میزان غلظت آلایندهها بالا باشد احتمال بارش باران اسیدی زیاد است. این استاد دانشگاه در ادامه گفت: اگر دی اکسید گوگرد در هوای تهران بالا باشد پس از ترکیب با آب اسید سولفوریک ایجاد کرده و در نهایت منجر به بارش باران اسیدی میشود یا اگر میزان غلظت اکسیدهای نیتروژن بالا باشد پس از ترکیب با آب ایجاد اسیدنیتریک میکند. اصیلیان افزود: اگر اکسیدهای کربن با آب ترکیب شوند میتواند تبدیل به اسید کربنیک شود. معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: اگر شرایطی که توضیح دادم در هوای تهران ایجاد شود با پاشیدن آب و ترکیب آن با آلایندههایی مانند مونوکسیدکربن باران اسیدی ایجاد میشود. وی ضمن انتقاد از روش مورد نظر، گفت: اصل قضیه مشکل دارد؛ پاشیدن ۱۰ هزار لیتر آب در فضایی مانند تهران مثل قطرهای در دریاست بنابراین در وهله اول باید به نفس عمل بپردازیم که آیا کارشناسی هست یا خیر؟ اصیلیان افزود: ایجاد باران اسیدی، مصرف سوخت و هدر رفتن وقت از اثرات جانبی این طرح است. وی در ادامه بیان کرد: در حال حاضر میزان اکسیدهای ازت نیز در سطح شهر زیاد شده است ولی امکان دارد با دستگاههای اندازهگیری نتوان به طور دقیق میزان آنها را مشخص کرد. معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: بر اساس برآوردهایی که شده سوخت گاز طبیعی که مصرف میکنیم و خودروهایی که پایه گازسوز نیستند باعث شدند تا درصدی از اکسیدهای ازت نیز در شهر اضافه شده است و این نیز مشکلات خاص خودش را دارد. اصیلیان تأکید کرد: اکسیدهای نیتروژن اگر اثری بر روی سلامت افراد بر جای بگذارند غیر قابل بازگشت است. و نباید در هوای تهران موجود باشند این امر به دلیل استفاده از گاز طبیعی است. وی با بیان اینکه مشخص کردن باران اسیدی کار سختی نیست، گفت: اگر آبی که توسط هواپیماهای آبپاش در فضا پخش شده به سطح زمین برسد و این آلایندهها را با خود همراه داشته باشد باران اسیدی ایجاد شده است. معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: در همان لحظه که آب به زمین میرسد کارشناسان محیط زیست میتوانند این تست ساده را انجام دهند و نیازی به تحقیق ندارد. وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه مرکز پایش آلودگی هوای استان تهران، امروز میزان مونوکسیدکربن در تهران را ۱۴۰PSI اعلام کرده آیا باران اسیدی ایجاد می شود؟ گفت: بله با توجه به اینکه پاشیدن آب و ترکیب آن با این آلاینده باران اسیدی ایجاد میکند. اصیلیان تصریح کرد: اکسیدهای کربن، اکسیدهای ازت و اکسیدهای گوگرد میتوانند در شکلگیری باران اسیدی نقش داشته باشند.
ندای سبز آزادی: دادگاه دبیر کل نهضت آزادی ایران، که قرار بود در روز ۱۶ آذر برگزار شود، به تعویق افتاد و او همچنان در بازداشت به سر میبرد. به گزارش میزان خبر، دادگاه دکتر ابراهیم یزدی که قرار بود دیروز (شانردهم آذرماه)، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب محاکمه شود، به علت عدم انتقال از زندان به دادگاه برگزار نشد. این گزارش حاکی است هیچ کدام از مقامات قضایی حاضر به پاسخ گویی در این زمینه نشدند. این در حالی است که تعویق دادگاه به معنای تداوم بازداشت غیر قانونی این چهره سرشناس سیاسی است و بهانه ای مانند عدم انتقال از زندان به دادگاه، برای این منظور قابل قبول به نظر نمی رسد. دکتر ابراهیم یزدی نهم مهر ماه در اصفهان به اتهام اقامه ی نماز غیرقانونی بازداشت شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. وی از ان زمان تاکنون در بازداشت به سر میبرد.
ندای سبز آزادی: رئیس اتاق تهران با اشاره به پیشنهاد دبیرکل این اتاق، از اینکه هنوز یارانه بخش تولید پرداخت نشده، انتقاد کرد و خواستار آن شد که “همانطور که برای بخش مردمی یارانهها واریز شده است، باید برای بخش تولیدی هم این اتفاق بیفتد.” به گزارش فارس، یحیی آل اسحاق در چهل و دومین نشست هیأت نمایندگان اتاق تهران اظهار داشت: در بخش تولیدی نگرانیهایی وجود داشته است که برای رفع این نگرانیها نیازمند شفافیت هستیم و به نظر من باید راهحلهایی دیگری غیر از به تاخیر انداختن اجرای قانون برای بخش تولیدی وجود داشته باشد. وی با تاکید بر اینکه آنچه وزارت صنایع بارها اعلام کرده امید به رفع این نگرانیها است، اظهار داشت: آقای راسخ دبیرکل اتاق تهران پیشنهادی داشتند مبنی بر اینکه همانطور که برای بخش مردمی حسابهای بانکی باز شد و یارانهها را واریز کردند در بخش تولیدی نیز باید اینگونه باشد. رئیس اتاق تهران با بیان اینکه روز گذشته اصول حاکم بر بودجه رونمایی شد، گفت: امیدواریم بودجه ۹۰ که اثرات زیادی در سرنوشت اقتصاد کشور دارد در مسیر اسناد بالاسری باشد، یعنی برنامه پنجم در آن مراعات شده و اصل ۴۴ و اهداف چشمانداز نیز در بودجه سال ۹۰ دیده شده باشد.
ندای سبز آزادی: رییس اتحادیه فروشندگان میوه و تره بار کشور گفت: قیمت پیاز در بازارهای کشور روزانه ۵۰ تومان افزایش پیدا می کند و اگر راهکاریی برای جلوگیری از خروج آن از کشور اندیشیده نشود در روزهای آینده شاهد بی ثباتی قیمت و یا کمبود این محصول صیفی در بازار خواهیم بود. به نوشته روزنامه مردمسالاری به نقل از آفتاب، حسین مهاجران با بیان این مطلب که صادرات پیاز به آسیای میانه و شهرهایی چون عشق آباد موجب افزایش قیمت این محصول صیفی از ۳۵۰ تومان تا ۶۵۰ تومان شده است، افزود: در حال حاضر قیمت پیاز روزانه ۵۰ تومان افزایش پیدا می کند. وی افزود: ما منتظر برداشت پیاز کاشته شده از مزارع بندرعباس هستیم اما این محصول صیفی نیز در اسفندماه وارد بازار کشور می شود. رئیس اتحادیه فروشندگان میوه و تره بار کشور تصریح کرد: اعضای اتحادیه با آگاهی از امکان کمبود پیاز در بازارهای کشور و افزایش بی رویه قیمت آن به مسوولین ذیربط پیشنهاد کرده اند که از صادرات این محصول صیفی خودداری کنند و یا آن را از کشوری چون پاکستان که به لحاظ مسافت به ایران نزدیک است وارد کشور کنند.
ندای سبز آزادی: در جریان بررسی وضعیت صندوق توسعه ملی، تلاش یک نماینده حامی احمدی نژاد برای تنظیم قانون برنامه پنجم توسعه به نحوی که قرارگاه خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران، غیردولتی شناخته شود تا بتواند از تسهیلات و منابع صندوق مذکور استفاده کند، ناکام ماند. به گزارش خبرآنلاین، بخشی از ماده ۷۶ لایحه برنامه پنجم به تعریف بنگاههای اقتصادی دولتی اشاره داشت به این شرح که اگر ۲۰درصد اعضای هیات مدیره بنگاهی را افراد دولتی منصوب کنند، آن بنگاه دولتی محسوب شده و نمی تواند از منابع صندوق توسعه ملی استفاده کند. اما علیاصغر زارعی نماینده تهران خواستار حذف این بند شد، چرا که به گفته وی، قرارگاه خاتمالانبیاء با چنین تعریفی یک بنگاه اقتصادی دولتی محسوب میشود و دیگر نمیتواند از منابع صندوق مذکور استفاده کند. وی با بیان اینکه قرارگاه خاتم الانبیاء پروژههای بسیاری را در دست دارد، ادامه داد: مطمئنا اگر منابع بیشتری به این قرارگاه بدهیم، به انجام پروژه های مذکور سرعت بیشتری داده میشود. زارعی از قرارگاه خاتم الانبیاء به عنوان یک بنگاه اقتصادی غیر دولتی یاد کرد که کارهای مهمی انجام داده است و افزود: بیش از ۲۰درصد اعضای هیات مدیره این قرارگاه توسط مقامات دولتی منصوب می شوند و با تعریفی که در این ماده آمده به این ترتیب این قرارگاه دولتی محسوب میشود و از منابع این صندوق نمی تواند استفاده کند. نماینده مردم تهران در مجلس تاکید کرد: نباید محدودیتی برای قرارگاه خاتم الانبیا پیش آید. در مقابل، نادر قاضی پور نماینده ارومیه در مخالفت با این پیشنهاد گفت: یکی از نگرانی ها که باعث شد چنین تعریفی از بنگاههای دولتی ارائه شود این بود که شرکتهای شبه دولتی ایجاد نشوند تا مسائلی مثل واگذاری مخابرات و سایپا ایجاد نشود. وی با تاکید بر اینکه لازم است خصوصی سازی بر اساس اصل ۴۴ کاملا رعایت شود، متذکر شد: اگر ۲۰درصد هیات مدیره بنگاهها دولتی باشد، نظارت مجلس بر آنها بیشتر میشود. گفتنی است در نهایت پیشنهاد زارعی رای لازم را کسب نکرد و از این رو قرارگاه خاتم الانبیا نمی تواند از منابع صندوق توسعه ملی استفاده کند.
ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت: با اجرایی شدن قانون هدفمند کردن یارانه ها قیمت بنزین و حامل های انرژی تغییر نخواهد کرد و به همان قیمت ثابت ۴۰۰ و ۲۰۰ تومان عرضه خواهد شد. جهانبخش امینی نماینده کرمانشاه در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت: نمایندگان مجلس از هیأت دولت انتظار دارند که قانون هدفمند کردن یارانه ها را طبق برنامه های از پیش تعیین شده اجرا نمایند چرا که اجرای این قانون می تواند تأثیر بسزایی در شکوفایی اقتصادی کشور داشته باشد. وی افزود: تولید کنندگان و اصناف مختلف در کشور نباید قیمت کالاهای خود را با افزایش قیمت حامل های انرژی افزایش دهند زیرا که حامل های انرژی جزئی از افزایش هزینه ها است. عضو کمیسیون انرژی با اشاره به اینکه قیمت حامل های انرژی باید در طول ۵ سال به قیمت ثابت شده خود ۷۵۰ تومان برسد، گفت: در مرحله اول اجرا شدن قانون هدفمند کردن یارانه ها قیمت بنزین آزاد نباید بیشتر از ۴۰۰ تومان و قیمت سهمیه ای هم ۲۰۰ تومان در میان مردم عرضه شود. امینی افزود: عرضه بنزین در مرحله اول با قیمت آزاد ۶۰۰ و قیمت سهمیه ای ۳۰۰ تومان عرضه شود خلاف مصوبات مجلس است.
ندای سبز آزادی: مدیرکل هواشناسی استان تهران با تاکید بر این که آبپاشی تهران بوسیله هواپیماهای آبپاش هیچ پایه علمی ندارد گفت: سامانهای در غرب و شمال غرب کشور مستقر شده است که از بعدازظهر چهارشنبه تهران را هم تحت تاثیر قرار میدهد و بدین ترتیب این سامانه ضعیف بر روی کاهش غلظت آلایندههای تهران تاثیر میگذارد و انتظار میرود تا روز جمعه آلودگی هوای پایتخت به میزان قابل توجهی کاهش یابد. به گزارش ایسنا، مهندس جباری با اشاره به نقشههای پیشبینی وضعیت هوای تهران گفت: بر این اساس از چهارشنبه بعدازظهر روند کاهش تدریجی آلایندهها را خواهیم داشت. وی با اشاره به این که سامانه مذکور آنقدر قوی نیست که بتواند به سرعت آلودگی هوای تهران را کاهش دهد، افزود: فعالیت این سامانه در راستای قائم بوده و روند کاهش پتانسیل آلایندهها را بتدریج انجام میدهد بدین ترتیب ظرف ۳ روز آینده وضعیت آلایندهها در تهران بهبود مییابد و پیشبینی میشود که تا جمعه وضعیت آلودگی هوای تهران بهتر شود. مدیرکل هواشناسی استان تهران به نقشههای پیشبینی هواشناسی در روزهای آینده اشاره کرد و گفت: بر این اساس در هفته آینده بارش باران در تهران پیشبینی میشود که بدین ترتیب مشکل جند ده روزه پایداری جوی و آلودگی هوا در تهران برطرف میشود. وی در خصوص آبپاشی تهران از طریق هواپیماهای آبپاش هم گفت: این طرح به هیچ عنوان پایه علمی ندارد و سازمان هواشناسی این طرح را به هیچ وجه از نظر علمی تایید نمیکند چرا که تاثیری در کاهش آلودگی هوا ندارد. مدیرکل هواشناسی استان تهران افزود: اجرای این طرح تنها موجب ترکیب آب با آلایندههای جوی و ریزش آن بر سطح زمین و آلودگی آب و خاک و بارشهای اسیدی میشود. وی گفت: در حالت عادی به دلیل این که پیش از بارش باران شاهد بروز باد و پراکندگی آلایندهها هستیم و با توجه به حجم بالای آبی که در بارندگیها حاصل میشود کمتر مشکلات زیستمحیطی ایجاد میشود. مدیرکل هواشناسی استان تهران با اشاره به این که موضوع آبپاشی با هواپیماهای آبپاش نیز روز دوشنبه در کمیته اضطراری آلودگی هوای تهران مورد بحث قرار گرفت تاکید کرد: در همان جلسه هم تاکید کردیم که قرار است سامانه جوی جدیدی بر تهران حاکم شود لذا اگر شاهد کاهش روند آلایندهها از روز چهارشنبه بودیم به حساب آبپاشی نگذارید!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر