-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

Best of Balatarin for 12/09/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




عضو پیشین تیم ملی جودو کشورمان که برای حضور در تیم ملی با مشکلاتی از سوی کادر فنی مواجه شده بود، پس از همراهی یک تیم باشگاهی آلمان، از این کشور تقاضای پناهندگی و تاکید کرد دیگر به ایران برنمی‌گردد و از این پس برای تیم ملی آلمان به میدان خواهد رفت.
با ۱۶۱ امتیاز و ۴۱ نظر فرستاده شده در بخش ورزش
نظرات

 


سایت God Checker که به بررسی خدایان کشورهای گوناگون دنیا میپردازد در تازه ترین آمار خود، خدایان را بیش از 2850 گونه در 5 قاره دنیا شناسایی کرده است. این سایت نوشته است "الله" نیز مانند بسیاری از خدایان تنها خود را بر حق و بقیه خدایان را جعلی می داند. مسلمانان "یهوه" خدای یهودیان و مسیحیان را با "الله" یکی میدانند اما پیروان این ادیان به شدت این ادعا را رد کرده و "یهوه" را تنها خدای خودشان دانسته اند.
با ۱۲۹ امتیاز و ۵۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها "خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است" برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه به هم پیوسته ی این خانواده را از خود تاراندیم. گر چه این خانواده فرزندان ناخلف هم داشت، ولی تا جایی که توانستیم از عناوین مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، مزدور، بیگانه پرست و … بهره بردیم و اغلب فرزندان این مرزوبوم را از تر و خشک با نامهای ناشایست نامگذاری کردیم. خانواده ای که تازه طعم خوش یکی شدن را چشیده بود و آرزو داشت کامش همچنان شیرین بماند، کم کم با همین کج سلیقگی ها ذائقه اش تلخ شد. در مزرعه ای که می شد گل کاشت، تخم زر و زور و تزویر (که هر کدام مظهر تفرقه اند) پاشیده شد. دانسته و ندانسته دام تفرقه گسترده شد، وبا کمال تاسف اغلب ما در این دام گرفتار آمدیم. از این میان، کسانی توانستند فریب صیادان نیرنگ باز فرصت طلب را نخورند که تنها خدا را می دیدند و تنها او را منشا امور می دانستند. دام تفرقه، هر روز گسترده تر می شد و کم کم ندای خداخواهی جایش را به خودخواهی داد. و آن باغ پر گل را که حتی تصورش هم برایمان لذتبخش بود، به منظره ای بدل کرد که نه تنها دیدنش لذتی نداشت، بلکه آرزو می کردیم که ایکاش چشم و گوش نداشتیم تا تصویر باغ خود را اینگونه لگد مال ببینیم. ولی چاره چه بود؛ ما هم چشم داشتیم وهم گوش، باید صحنه هایی را می دیدیم که وارثان انقلاب را شایسته ی آن نمی دانستیم. متاسفانه، کم کم به این جور دیدنها عادت کرده بودیم، تا رسیدیم به صحنه ی انتخابات اخیر که دیگر سنگ تمام ماجراهای گذشته بود. پراکنده کاران و ناآرامان دست به دست هم دادند و دوباره عناوین خودپسند را به گونه ای به فرزندان این سرزمین که حالا، اکثرشان دیگر نه فرزند انقلاب، بلکه فرزندان انقلابیون بودند، نسبت دادند. معترضین، روزی اغتشاشگر و روزی دیگر عامل بیگانه، فتنه گر اغتشاشگر و… نامیده شدند. من، برای اینهمه جدایی و پراکندگی علتی جز خدافراموشی و نبود تدبیر نمی یابم. تدبیری که اگر بود می توانست گره گشای اکثر حوادث بعد از انتخابات باشد. بزرگان قوم هم که باید با پادرمیانی خود جامعه را از این سردرگمی نجات می دادند و اگر لازم بود، از اعتبار خود نیز هزینه می کردند، به جا عمل نکردند و نخواستند و یا نتوانستند جامعه را از این خدادوری نجات دهند. عده ای هم، اگر از این قوم، پا در میان گذاردند و فریاد وااسفا سر دادند، با آنان همان کردند که دیده و شنیده ایم. حال در این میان کسانی هم پیدا شدند که از تبار شهدا بودند و پایبند اصول؛ هر آنچه داشتند در طبق اخلاص نهادند و نتوانستند حقایق را نادیده بگیرند و حقیقت را قربانی مصلحت کنند. برخی هم برحسب وظیفه، مامور و معذور بودند و تصمیم گرفتند که این حقیقت جویان و باخبران را تنبیه کنند تا نتوانند دیگر، روز را فریاد زنند؛ غافل از این که روز، روز است، اگر چه ابری باشد؛ و با فریاد این و آن شب نمی شود. بعد از ماجرای انتخابات، مصائب بسیاری بر ما خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود. همه ی ما می دانیم که گرچه به ظاهر همسران ما در دستان شما اسیر و زندانی اند، ولی خوب است بدانید که اسیر و زندانی هم برای خود آدابی و ترتیبی و قانونی دارد. من کم و بیش از وضعیت زندانیان و خانواده های ایشان با خبر هستم؛ بدون استثناء، همه از بی قانونی و بی عدالتی گله مند و درد مندند. در این مجال، فقط به اختصار درباره ی وضعیت همسرم سخن می گویم. همسرم محمد نوری زاد، جهادگر، نویسنده و کارگردان، در تاریخ ۲۹ آذر ماه سال ۸۸، به اتهام نوشتن چندین نامه به رهبری و رئیس قوه قضائیه راهی زندان اوین شدند. پس از ۹۳ روز بی خبری مطلق، روز سوم عید ۸۹ اولین تماس تلفنی برقرار شد. بعد از ۱۰۷ روز هم، اولین ملاقات، آن هم به خواست خداوند پس از جلسه ی دادگاه صورت گرفت. ایشان بعد از ۱۸۶ روز، با قرار وثیقه ی سیصد میلیون تومانی، به مرخصی آمدند. در نتیجه ی شرایط نامساعد هفتاد روز انفرادی و بازجویی های آنچنانی و نزدیک به سه ماه روزه داری پیوسته، حدود بیست کیلو کاهش وزن داشتند. در این دو ماه مرخصی، تا حد امکان، بازپروری و معالجات پی گیری شد، ولی فرصتی برای معالجه ی دندان های ایشان باقی نماند؛ چراکه دندانهای ایشان به مداوای شش ماهه نیاز داشت. ایشان مجدداً در تاریخ ۲۷ مرداد ۸۹ تلفنی احضار شدند. بعد از افطار، ایشان را تا اوین بدرقه کردیم. حدود دوهفته بعد متوجه شدیم که با آقای تاجزاده در قرنطینه به سرمی برند. مدتی بعد هم اطلاع دادند که می توانیم با ایشان ملاقات کابینی داشته باشیم؛ روزهای چهارشنبه، که روز ملاقات زندانیان عادی است و فقط ما دو خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات می رویم. اکنون حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرم می گذرد. ایشان در این فاصله دچار اگزمای پوستی، آن هم به دلیل تشخیص اشتباه پزشک اوین شده اند، که خوشبختانه بعد از مدتی تحت درمان قرار گرفتند و بهبود نسبی حاصل شد. اکنون نیز نزدیک به دو ماه است که ایشان دچار عفونت پیشرفته ی لثه و دندان شده اند. بنا به تشخیص دو دندانپزشک اوین باید تحت عمل جراحی قراربگیرند و متاسفانه این امکان در بهداری اوین وجود ندارد. جدیدا هم متوجه شده ایم که آرتروز زانو نیز به مشکلات ایشان اضافه شده است. ه
با ۱۲۵ امتیاز و ۱۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


نتایج یک نظر سنجی جدید از سازمان معتبر «پیو - Pew» که در هفت کشور عمده اسلامی انجام گرفته است نشان میدهد که «اکثریت قاطع مسلمانان» در کشورهای مصر، پاکستان ، اردن و نیجریه با اجرای مستقیم قوانین قضائی شریعت اسلام از جمله سنگسار زناکاران، شلاق زدن و قطع دست سارقان، و یا اعدام کسانی که از اسلام برگردند موافق هستند. به عنوان نمونه، در مورد حکم اعدام برای کسانی که از اسلام بازگردند، 84% مسلمانان مصر، 86% مسلمانان اردن، 76% مسلمانان پاکستان، یا در مورد حکم سنگسار در مورد کسانی که عمل زنا انجام بدهند 82% مسلمانان مصر، 82% مسلمانان پاکستان، و 70% مسلمانان اردن گفته اند که با اجرای چنین احکامی موافق هستند. تنها در کشورهای ترکیه و لبنان علاقه مندان به اجرای چنین احکامی در اکثریت نیستند. از دیگر نکات جالب این نظرسنجی این است که مثلا در کشور پاکستان که اکثریت قاطع مسلمانان گفته اند به قطع دست و سنگسار و اعدام و شلاق علاقه مند هستند، 65% از همان افراد در همان نظر سنجی گفته اند که نگران خطرات ناشی از رشد «اسلام افراطی» میباشند. طبق این نظر سنجی همچنین در میان مسلمانانی که معتقدند اسلام نقش عمده ای در مسائل سیاسی کشورشان بازی میکند، 95% در مصر، 95% در اندونزی، 88% در پاکستان، 88% در نیجریه، 72% در لبنان، 53% در اردن، و 45% در ترکیه، معتقدند ورود اسلام به سیاست در جامعه امر خوبی است.
با ۱۱۲ امتیاز و ۱۵۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


بر اساس اسناد منتشر شده ویکی لیکس مهمانی های ناهنجار شبانه به همراه مقادیر سرشاری از الکل، مواد مخدر و زنان روسپی به یک رویه همیشگی در بین شاهزادگان جوان عربستان سعودی تبدیل شده است. طبق اسناد ویکی لیکس با وجود چهره وهابی گری افراطی در خیابان های عربستان، زندگی شبانه شاهزاده های سعودی از رونق بالائی برخوردار است. اما تمام این اتفاقات پشت درهای بسته در جریان است. یکی از کارمندان کونسولی سفارت آمریکا که به یکی از این مهمانی ها دعوت داشته اظهار کرده در آن مهمانی صدها تن از شاهزادگان سعودی حضور داشته اند.
با ۱۱۱ امتیاز و ۱۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


دیگر واقعه ای مثل واقعه تابستان ۱۳۶۷ امکان وقوع ندارد. دیگر حکومت به آن شکلی که در گذشته مخالفان خودش را در خارج و در داخل در قتل های زنجیره ای ترور کرد امکان ترور ندارد. الان دارد یک سبک های دیگری را و یک روش های دیگری از سرکوب را به اجرا می گذارد که پایش هم کاملا مستقیم در میان است. لذا آقای خامنه ای حالا باید مستقیم به صحنه بیاید و سخنرانی بکند مثل نماز جمعه هفته بعد از انتخابات ۲۲ خرداد، و آنجا بگوید که ، بروید اینها [معترضان و مخالفان] را سرکوب بکنید.
با ۱۰۹ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بخشی از مناظرات انتخاباتی و سخنان شدید اللحن میر حسین موسوی بر علیه رفتار و دروغ‌های احمدی نژاد. (این رو بیشتر برای هموطنان خارج از کشور لینک می‌کنم، چون شاید مناظرات رو ندیده باشن. به خصوص از دقیقه ۲ به بعد رو دقت کنید.)
با ۱۰۱ امتیاز و ۳۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


وحيد سرلک، عضو تيم ملی جودو ایران با تایید خبر پناهندگی اش به آلمان گفت: «احسان رجبی ملی پوش سنگين وزن جودو نيز همين وضعيت را دارد و به زودی برای تيم ملی آمريکا مبارزه خواهد کرد.» وحيد سرلک، ملی پوش سبک وزن جودوی ايران، در مسابقات جهانی ۲۰۰۹ هلند که همه اعضای تيم ايران از دور مسابقات حذف شدند، رتبه پنجم را نصيب خود کرد تا موفق ترين عضو تيم باشد. در تعطيلات نوروزی سال ۱۳۸۹، فدراسيون جودو اعلام کرد با توجه به نمايش عالی سرلک در هلند، او با انعقاد قرارداد به باشگاه المپيک روتردام پيوسته است. در آن مقطع گفته شد که سرلک به اتفاق ون تيچلت قهرمان بلژيکی جهان، اين تيم را در فصل جاری يوروليگ همراهی خواهند کرد. سرلک مدتی بعد به ايران برگشت تا مجدداً برای حضور در ليگ هلند، به اين کشور برگردد اما اين بار، رواديد هلند برای او صادر نشد. مدتی بعد، سرلک به آلمان رفت. اما اين بار، ديگر بازگشتی در کار نبود.
با ۹۸ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش ورزش
نظرات

 


برخی بر این اعتقادند که این سخنرانی باعث زمینه سازی برای سقوط شاه شد
با ۸۹ امتیاز و ۴۹ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که از بازداشت کودتاچی ها رهائی یافته و از زندان بیرون آمده، به لرستان سفر کرده و در دانشگاه لرستان با عبدالرضا داوری از حامیان دولت احمدی نژاد مناظره کرد. عنوان این مناظره «بصیرت دانشجویی» بود. دراین مناظره علاوه بر طرح دیدگاه های دو طرف، نکات خبری مهمی نیز فاش شد که تاکنون انتشار نیافته و به قول شکوری راد، صلاح نبوده است. از جمله تبریک صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در پایان رای گیری. تاکنون خبر تبریک علی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در شب رای گیری منتشر شده بود. همچنین از تماس محسن رضائی با موسوی و گفتن تبریک پیروزی در انتخابات. در همین مناظره فاش شد که علی خامنه ای سخنرانی هائی دارد که منتشر نشده و ظاهرا همه سخنرانی های او منتشر نمی شود. نکته دیگر، اعلام حمایت 7 عضو شورای نگهبان از احمدی نژاد در آستانه انتخابات 22 خرداد است. همچنان که خبر دیگر، از تلاش کودتاچی ها برای از بین بردن اسناد کودتای 22 خرداد و یا این خبر که بازجوها در زندان رسما و با وقاحت به قربانیانی که در اتاق های بازجوئی و شکنجه از رعایت قانون سخن می گویند، رسما گفته می شود: از قانون حرف نزنید!
با ۸۰ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


به گفته مقامات دولت ایران، در هفته‌های اخیر آلودگی هوای شهر تهران به حد بی‌سابقه‌ای رسیده و رکورد آلودگی را در سطح جهان شکسته است. دولت به مدت چند روز برخی از ادارات را تعطیل کرده، تعداد زیادی از مدارس و دانشگاه‌ها طی هفته‌های اخیر حداقل شش روز تعطیل بوده‌اند و بیمارستان‌ها از افزایش مراجعه بیماران و سالمندان خبر می‌دهند. خبرنگار واشینگتن پست از تهران می‌نویسد که هوای شهر تهران که در دامنه رشته کوه‌های البرز قرار گرفته و حدود چهار میلیون خودرو در آن رفت و آمد دارند در سال‌های اخیر همیشه آلودگی شدیدی داشته است. اما میزان این آلودگی در سال جاری در تهران و شهرهای بزرگ دیگر مثل اصفهان به حد بی‌سابقه‌ای بالا رفته و بسیاری دلیل این افزایش را مصرف بنزین محصول داخل می‌دانند که در ماه‌های اخیر تولید و عرضه شده است. این بنزین محصول یک برنامه اضطراری تولید سوخت مصرفی در داخل ایران برای مقابله با تحریم‌های بین‌المللی بوده است. پس از تصویب تحریم صادرات بنزین به ایران توسط دولت آمریکا، بسیاری از شرکت‌های بزرگ نفتی فروش بنزین به ایران را متوقف کردند. وزارت نفت ایران برای جبران کمبود بنزین در بازار داخلی در مراکز پتروشیمی خود تولید این محصول با کیفیت بسیار نازل را آغاز کرد، چون ایران از امکانات پالایشگاهی لازم برای تولید بنزین برخوردار نیست. به نوشته واشینگتن پست، وب‌سایت خبری «آینده» که نسبت به دولت موضع انتقادی دارد چند روز پیش نوشت: «این سوخت جدید ممکن است یک برگ برنده سیاسی باشد، ولی کیفیت آن بسیار نامرغوب و آلوده‌کننده است.» محمدهادی حیدرزاده، از مسئولان شهرداری تهران، روز یک‌شنبه به روزنامه شرق گفت که تهران برای ۲۵ روز مداوم در حالت هشدار جدی بوده و این حد از آلودگی ممتد در سطح حهان رکوردی بی‌سابقه است. برخی از گزارشات رسانه‌های دولتی از قول مقامات مسئول می‌گویند که وجود بیش از سه و نیم میلیون خودرو در سطح شهر تهران عامل تولید ۸۰ درصد از آلودگی هوای این شهر است.
با ۷۶ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


عضو پیشین تیم ملی جودو کشورمان که برای حضور در تیم ملی با مشکلاتی از سوی کادر فنی مواجه شده بود، پس از همراهی یک تیم باشگاهی آلمان، از این کشور تقاضای پناهندگی و تاکید کرد دیگر به ایران برنمی گردد و از این پس برای تیم ملی آلمان به میدان خواهد رفت.
با ۷۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش ورزش
نظرات

 


سفیر ایران در لبنان گفت: ایران با یك موضع برابر با تمامی لبنانی‌ها برخورد می‌كند و از مردم، موسسات و سرزمین لبنان حمایت می‌كند. ایران با پایبندی به تعهدات و پیمان‌های انجام شده در تهران و لبنان، گام‌های موثری در این زمینه برداشته كه به زودی مشكلات لبنان از جمله برق، آب و غیره حل خواهد شد. به گزارش ایسنا سفیر كشورمان در بیروت نیز با تقدیر از تلاش‌ها و اقدامات جبهه عمل اسلامی در صحنه لبنان بر ضرورت بهره‌گیری از فضای مثبت پیش آمده از سفر محمود احمدی‌نژاد به لبنان و هم‌چنین سفر اخیر سعد حریری ـ نخست‌وزیر لبنان ـ به ایران تاكید كرد. غضنفر ركن‌آبادی در دیدار با شیخ عبد الناصر جبری ـ هماهنگ‌كننده جبهه عمل اسلامی با تقدیر از تلاش‌ها و اقدامات جبهه عمل اسلامی در صحنه لبنان بر ضرورت بهره‌گیری از فضای مثبت پیش آمده از سفر محمود احمدی‌نژاد به لبنان و هم‌چنین سفر اخیر سعد حریری ـ نخست‌وزیر لبنان ـ به ایران تاكید كرد. بنابراین گزارش شیخ عبد الناصر جبری ـ هماهنگ‌كننده جبهه عمل اسلامی ـ در دیدار با سفیر كشورمان در لبنان ضمن تمجید از نقش حكیمانه ایران در مدیریت مساله هسته‌ای‌اش، توانمندی هسته‌یی كشورمان را موجب قوت و قدرت جهان اسلام دانست و حمایت خود را از آن اعلام كرد. اعضای جبهه عمل اسلامی با حضور در سفارت كشورمان در بیروت ضمن محكوم كردن ترور استاد شهریاری و تسلیت شهادت این دانشمند هسته‌یی، مراتب همبستگی خود با جمهوری اسلامی ایران و محبت و وفاداری خود به مقام معظم رهبری را اعلام كردند. اعضای جبهه عمل اسلامی در این دیدار برعهد راسخ جبهه عمل اسلامی با مقاومت اسلامی لبنان و سید حسن نصرالله ـ دبیركل حزب الله لبنان ـ تاكید كردند و مقاومت را عامل وحدت در دنیای اسلامی دانستند.
با ۷۲ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


سفیر ایران در لبنان گفت: ایران با یک موضع برابر با تمامی لبنانی‌ها برخورد می‌كند و از مردم، موسسات و سرزمین لبنان حمایت می‌كند. ایران با پای‌بندی به تعهدات و پیمان‌های انجام شده در تهران و لبنان، گام‌های موثری در این زمینه برداشته كه به زودی مشكلات لبنان از جمله برق، آب و غیره حل خواهد شد. سفیر كشورمان در بیروت نیز با تقدیر از تلاش‌ها و اقدامات جبهه عمل اسلامی در صحنه لبنان بر ضرورت بهره‌گیری از فضای مثبت پیش آمده از سفر محمود احمدی‌نژاد به لبنان و هم‌چنین سفر اخیر سعد حریری ـ نخست‌وزیر لبنان ـ به ایران تاكید كرد.
با ۷۱ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


وحید سرلک در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تایید خبر پناهندگی اش به آلمان گفت: سالها برای رسیدن به تیم ملی زحمت کشیدم، درآمد دیگری جز ورزش و تیم ملی نداشتم و زمانی که به نفر اول وزن خود در تیم ملی تبدیل شدم خیلی راحت زحمات من نادیده گرفته شد. سرلک در پایان گفت: از سیاست های غلط فدراسیون خسته شدم و دیگر به ایران بازنخواهم گشت. درخواست پناهندگی خود را داده ام از این پس برای تیم ملی آلمان بازی خواهم کرد. یک ایرانی هستم و به ایرانی بودن خود افتخار می کنم ولی از این سیاست های غلط خسته شده و می خواهم آینده ورزشی خود را با تیم ملی آلمان که فقط مرا برای خودم می خواهد نه چاپلوسی مبارزه کنم. احسان رجبی هم که به آمریکا رفته همین وضعیت را دارد و بزودی برای تیم ملی آمریکا مبارزه خواهد کرد.
با ۷۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش ورزش
نظرات

 


احمد غیاثوند و سید قاسم محمودی، دو دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه رازی کرمانشاه هستند که در پی اعتراض به صفار هرندی، پس از خروج از دانشگاه، بازداشت شده اند. خانواده این دو دانشجو هنوز نتوانسته اند اطلاعی از وضعیت آنان پیدا کنند. دو دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه، پس از اعتراض به صفار هرندی و خروج از سالن، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به گزارش دانشجونیوز، احمد غیاثوند و سید قاسم محمودی، دو دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه رازی کرمانشاه هستند که در پی اعتراض به صفار هرندی بازداشت شده اند. خانواده این دو دانشجو که روز ۱۵ آذر و پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند، هنوز نتوانسته اند اطلاعی از وضعیت آنان پیدا کنند. این دو دانشجو پس از اعتراض دانشجویان به حضور صفارهرندی و پس از خروج از دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. دانشجویان دانشگاه رازی دوشنبه ۱۵ آذر با فریادهای مرگ بر دیکتاتور از صفار هرندی استقبال کرده بودند که این موضوع خشم نیروهای امنیتی را در پی داشت.
با ۷۰ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


عضو پیشین تیم ملی جودو کشورمان که برای حضور در تیم ملی با مشکلاتی از سوی کادر فنی مواجه شده بود، پس از همراهی یک تیم باشگاهی آلمان، از این کشور تقاضای پناهندگی و تاکید کرد دیگر به ایران برنمی گردد و از این پس برای تیم ملی آلمان به میدان خواهد رفت. وحید سرلک اسفندماه گذشته برای تمرین و حضور در تمرینات یک تیم آلمانی راهی این کشور شد و پس از گذشت سه ماه به تهران بازگشت و در تمرینات تیم ملی کشورمان شرکت کرد اما مجددا به آلمان بازگشت. در حالی که مسئولان تیم ملی و فدراسیون جودو اصرار بر حضور سرلک در ایران و شرکت در رقابتهای انتخابی داشتند، وی از بازگشت به ایران خودداری و بارها اعلام کرد می تواند تیم را در مسابقات مختلف همراهی کند ولی به دلیل انجام امور اقامت نمی تواند به ایران بیاید. این درخواست سرلک با مخالفت مسئولان فدراسیون مواجه شد و در نهایت هم سرلک که از زمان رقابتهای جهانی ۲۰۰۹ رتردام پیشنهاد حضور در تیم ملی آلمان را داشت، به این پیشنهاد ژرمن ها پاسخ مثبت داد و با ارائه درخواست پناهندگی به آلمان ها مقدمات حضور خود در تیم ملی این کشور را نیز فراهم آورد. وحید سرلک در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تایید خبر پناهندگی اش به آلمان گفت: سالها برای رسیدن به تیم ملی زحمت کشیدم، درآمد دیگری جز ورزش و تیم ملی نداشتم و زمانی که به نفر اول وزن خود در تیم ملی تبدیل شدم خیلی راحت زحمات من نادیده گرفته شد.
با ۶۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش ورزش
نظرات

 


محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در سایت رسمی گاه نوشت منتشر گردیده به شرح زیر است:
با ۶۵ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


كلمه:محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها "خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است" برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه به هم پیوسته ی این خانواده را از خود تاراندیم. گر چه این خانواده فرزندان ناخلف هم داشت، ولی تا جایی که توانستیم از عناوین مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، مزدور، بیگانه پرست و … بهره بردیم و اغلب فرزندان این مرزوبوم را از تر و خشک با نامهای ناشایست نامگذاری کردیم. خانواده ای که تازه طعم خوش یکی شدن را چشیده بود و آرزو داشت کامش همچنان شیرین بماند، کم کم با همین کج سلیقگی ها ذائقه اش تلخ شد. در مزرعه ای که می شد گل کاشت، تخم زر و زور و تزویر (که هر کدام مظهر تفرقه اند) پاشیده شد. دانسته و ندانسته دام تفرقه گسترده شد، وبا کمال تاسف اغلب ما در این دام گرفتار آمدیم. از این میان، کسانی توانستند فریب صیادان نیرنگ باز فرصت طلب را نخورند که تنها خدا را می دیدند و تنها او را منشا امور می دانستند. دام تفرقه، هر روز گسترده تر می شد و کم کم ندای خداخواهی جایش را به خودخواهی داد. و آن باغ پر گل را که حتی تصورش هم برایمان لذتبخش بود، به منظره ای بدل کرد که نه تنها دیدنش لذتی نداشت، بلکه آرزو می کردیم که ایکاش چشم و گوش نداشتیم تا تصویر باغ خود را اینگونه لگد مال ببینیم.
با ۶۴ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جرس: خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها "خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است" برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه به هم پیوسته ی این خانواده را از خود تاراندیم. گر چه این خانواده فرزندان ناخلف هم داشت، ولی تا جایی که توانستیم از عناوین مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، مزدور، بیگانه پرست و … بهره بردیم و اغلب فرزندان این مرزوبوم را از تر و خشک با نامهای ناشایست نامگذاری کردیم. خانواده ای که تازه طعم خوش یکی شدن را چشیده بود و آرزو داشت کامش همچنان شیرین بماند، کم کم با همین کج سلیقگی ها ذائقه اش تلخ شد. در مزرعه ای که می شد گل کاشت، تخم زر و زور و تزویر (که هر کدام مظهر تفرقه اند) پاشیده شد. دانسته و ندانسته دام تفرقه گسترده شد، وبا کمال تاسف اغلب ما در این دام گرفتار آمدیم. از این میان، کسانی توانستند فریب صیادان نیرنگ باز فرصت طلب را نخورند که تنها خدا را می دیدند و تنها او را منشا امور می دانستند. دام تفرقه، هر روز گسترده تر می شد و کم کم ندای خداخواهی جایش را به خودخواهی داد. و آن باغ پر گل را که حتی تصورش هم برایمان لذتبخش بود، به منظره ای بدل کرد که نه تنها دیدنش لذتی نداشت، بلکه آرزو می کردیم که ایکاش چشم و گوش نداشتیم تا تصویر باغ خود را اینگونه لگد مال ببینیم. ولی چاره چه بود؛ ما هم چشم داشتیم وهم گوش، باید صحنه هایی را می دیدیم که وارثان انقلاب را شایسته ی آن نمی دانستیم. متاسفانه، کم کم به این جور دیدنها عادت کرده بودیم، تا رسیدیم به صحنه ی انتخابات اخیر که دیگر سنگ تمام ماجراهای گذشته بود. پراکنده کاران و ناآرامان دست به دست هم دادند و دوباره عناوین خودپسند را به گونه ای به فرزندان این سرزمین که حالا، اکثرشان دیگر نه فرزند انقلاب، بلکه فرزندان انقلابیون بودند، نسبت دادند. معترضین، روزی اغتشاشگر و روزی دیگر عامل بیگانه، فتنه گر اغتشاشگر و… نامیده شدند. من، برای اینهمه جدایی و پراکندگی علتی جز خدافراموشی و نبود تدبیر نمی یابم. تدبیری که اگر بود می توانست گره گشای اکثر حوادث بعد از انتخابات باشد. بزرگان قوم هم که باید با پادرمیانی خود جامعه را از این سردرگمی نجات می دادند و اگر لازم بود، از اعتبار خود نیز هزینه می کردند، به جا عمل نکردند و نخواستند و یا نتوانستند جامعه را از این خدادوری نجات دهند. عده ای هم، اگر از این قوم، پا در میان گذاردند و فریاد وااسفا سر دادند، با آنان همان کردند که دیده و شنیده ایم. حال در این میان کسانی هم پیدا شدند که از تبار شهدا بودند و پایبند اصول؛ هر آنچه داشتند در طبق اخلاص نهادند و نتوانستند حقایق را نادیده بگیرند و حقیقت را قربانی مصلحت کنند. برخی هم برحسب وظیفه، مامور و معذور بودند و تصمیم گرفتند که این حقیقت جویان و باخبران را تنبیه کنند تا نتوانند دیگر، روز را فریاد زنند؛ غافل از این که روز، روز است، اگر چه ابری باشد؛ و با فریاد این و آن شب نمی شود. بعد از ماجرای انتخابات، مصائب بسیاری بر ما خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود. همه ی ما می دانیم که گرچه به ظاهر همسران ما در دستان شما اسیر و زندانی اند، ولی خوب است بدانید که اسیر و زندانی هم برای خود آدابی و ترتیبی و قانونی دارد. من کم و بیش از وضعیت زندانیان و خانواده های ایشان با خبر هستم؛ بدون استثناء، همه از بی قانونی و بی عدالتی گله مند و درد مندند. در این مجال، فقط به اختصار درباره ی وضعیت همسرم سخن می گویم. همسرم محمد نوری زاد، جهادگر، نویسنده و کارگردان، در تاریخ ۲۹ آذر ماه سال ۸۸، به اتهام نوشتن چندین نامه به رهبری و رئیس قوه قضائیه راهی زندان اوین شدند. پس از ۹۳ روز بی خبری مطلق، روز سوم عید ۸۹ اولین تماس تلفنی برقرار شد. بعد از ۱۰۷ روز هم، اولین ملاقات، آن هم به خواست خداوند پس از جلسه ی دادگاه صورت گرفت. ایشان بعد از ۱۸۶ روز، با قرار وثیقه ی سیصد میلیون تومانی، به مرخصی آمدند. در نتیجه ی شرایط نامساعد هفتاد روز انفرادی و بازجویی های آنچنانی و نزدیک به سه ماه روزه داری پیوسته، حدود بیست کیلو کاهش وزن داشتند. در این دو ماه مرخصی، تا حد امکان، بازپروری و معالجات پی گیری شد، ولی فرصتی برای معالجه ی دندان های ایشان باقی نماند؛ چراکه دندانهای ایشان به مداوای شش ماهه نیاز داشت. ایشان مجدداً در تاریخ ۲۷ مرداد ۸۹ تلفنی احضار شدند. بعد از افطار، ایشان را تا اوین بدرقه کردیم. حدود دوهفته بعد متوجه شدیم که با آقای تاجزاده در قرنطینه به سرمی برند. مدتی بعد هم اطلاع دادند که می توانیم با ایشان ملاقات کابینی داشته باشیم؛ روزهای چهارشنبه، که روز ملاقات زندانیان عادی است و فقط ما دو خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات می رویم. اکنون حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرم می گذرد. ایشان در این فاصله دچار اگزمای پوستی، آن هم به دلیل تشخیص اشتباه پزشک اوین شده اند، که خوشبختانه بعد از مدتی تحت درمان قرار گرفتند و بهبود نسبی حاصل شد. اکنون نیز نزدیک به دو ماه است که ایشان دچار عفونت پیشرفته ی لثه و دندان شده اند. بنا به تشخیص دو دندانپزشک اوین باید تحت عمل جراحی قراربگیرند و متاسفانه این امکان در بهداری اوین وجود ندارد. جدیدا هم متوجه شده ایم که آرتروز زانو نیز به مشکلات ایشان اضافه شده است. هم ایشان و هم اقای تاجزاده به شدت نیاز به درمان و مراقبت ویژه دارند؛ ایشان از ناحیه ی دهان و دندان و زانو، و آقای تاجزاده هم از ناحیه ی گردن، کمر و پا؛ بطوریکه به سختی راه می روند و پاهایشان به شدت ورم کرده است. در این فاصله، همسرم چهار نامه جهت مرخصی نوشته اند که متاسفانه پاسخ ایشان را با شکایت جدیدی از سوی مامورین وزارت اطلاعات داده اند! من هم در تاریخ ۱۵ آبان نامه ای به دادستان نوشته ام مبنی بر درخواست مرخصی فوری ایشان و ملاقات حضوری که تاکنون نداشته ایم، و هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم. همه ی شما نیک می دانید که همسران و فرزندان و عزیزان ما به قدر کافی در این یک سال و نیم اخیر، هم به لحظ روحی و هم به لحاظ جسمی آسیب دیده و شکنجه شده اند. دیگر بیشتر از این راضی نباشید بیماری آنان، شکنجه و ظلم مضاعفی را بر ایشان تحمیل کند و مرگ تدریجی را برایشان رقم بزند. نمی دانم چرا در برابر این بی عدالتی ها کسی پاسخگو نیست، و نمی دانم که دیگر باید سراغ چه کسی برویم. پس به ناچار مخاطب خود را فقط کسانی قرار می دهم که اکنون قدرت در دستشان است. به آنان می گویم: ای کسانی که اکنون قدرت در دستانتان است، یدالله فوق ایدیهم بدانیم و بدانید که خدایی قدرتمند هست که همه ی ما از اوییم و به سوی او باز می گردیم. انا لله و انا الیه راجعون. بدانیم که تنبیه کننده ی واقعی خداوند است و نجات بخش همه ی ما هم هموست. پس خود را به ننگ ناراستی ها و نادرستی ها آلوده نکنیم و بدانیم کوچکترین ظلم ما به خودمان بازمی گردد. بترسیم از آن روز مبادا و نفرین بندگان خوب خدا… حق یارتان و عدالت پیشه تان فاطمه ملکی
با ۶۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها "خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است" برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه به هم پیوسته ی این خانواده را از خود تاراندیم. گر چه این خانواده فرزندان ناخلف هم داشت، ولی تا جایی که توانستیم از عناوین مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، مزدور، بیگانه پرست و … بهره بردیم و اغلب فرزندان این مرزوبوم را از تر و خشک با نامهای ناشایست نامگذاری کردیم. خانواده ای که تازه طعم خوش یکی شدن را چشیده بود و آرزو داشت کامش همچنان شیرین بماند، کم کم با همین کج سلیقگی ها ذائقه اش تلخ شد. در مزرعه ای که می شد گل کاشت، تخم زر و زور و تزویر (که هر کدام مظهر تفرقه اند) پاشیده شد. دانسته و ندانسته دام تفرقه گسترده شد، وبا کمال تاسف اغلب ما در این دام گرفتار آمدیم. از این میان، کسانی توانستند فریب صیادان نیرنگ باز فرصت طلب را نخورند که تنها خدا را می دیدند و تنها او را منشا امور می دانستند. دام تفرقه، هر روز گسترده تر می شد و کم کم ندای خداخواهی جایش را به خودخواهی داد. و آن باغ پر گل را که حتی تصورش هم برایمان لذتبخش بود، به منظره ای بدل کرد که نه تنها دیدنش لذتی نداشت، بلکه آرزو می کردیم که ایکاش چشم و گوش نداشتیم تا تصویر باغ خود را اینگونه لگد مال ببینیم. ولی چاره چه بود؛ ما هم چشم داشتیم وهم گوش، باید صحنه هایی را می دیدیم که وارثان انقلاب را شایسته ی آن نمی دانستیم. متاسفانه، کم کم به این جور دیدنها عادت کرده بودیم، تا رسیدیم به صحنه ی انتخابات اخیر که دیگر سنگ تمام ماجراهای گذشته بود. پراکنده کاران و ناآرامان دست به دست هم دادند و دوباره عناوین خودپسند را به گونه ای به فرزندان این سرزمین که حالا، اکثرشان دیگر نه فرزند انقلاب، بلکه فرزندان انقلابیون بودند، نسبت دادند. معترضین، روزی اغتشاشگر و روزی دیگر عامل بیگانه، فتنه گر اغتشاشگر و… نامیده شدند. من، برای اینهمه جدایی و پراکندگی علتی جز خدافراموشی و نبود تدبیر نمی یابم. تدبیری که اگر بود می توانست گره گشای اکثر حوادث بعد از انتخابات باشد. بزرگان قوم هم که باید با پادرمیانی خود جامعه را از این سردرگمی نجات می دادند و اگر لازم بود، از اعتبار خود نیز هزینه می کردند، به جا عمل نکردند و نخواستند و یا نتوانستند جامعه را از این خدادوری نجات دهند. عده ای هم، اگر از این قوم، پا در میان گذاردند و فریاد وااسفا سر دادند، با آنان همان کردند که دیده و شنیده ایم. حال در این میان کسانی هم پیدا شدند که از تبار شهدا بودند و پایبند اصول؛ هر آنچه داشتند در طبق اخلاص نهادند و نتوانستند حقایق را نادیده بگیرند و حقیقت را قربانی مصلحت کنند. برخی هم برحسب وظیفه، مامور و معذور بودند و تصمیم گرفتند که این حقیقت جویان و باخبران را تنبیه کنند تا نتوانند دیگر، روز را فریاد زنند؛ غافل از این که روز، روز است، اگر چه ابری باشد؛ و با فریاد این و آن شب نمی شود. بعد از ماجرای انتخابات، مصائب بسیاری بر ما خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود. همه ی ما می دانیم که گرچه به ظاهر همسران ما در دستان شما اسیر و زندانی اند، ولی خوب است بدانید که اسیر و زندانی هم برای خود آدابی و ترتیبی و قانونی دارد. من کم و بیش از وضعیت زندانیان و خانواده های ایشان با خبر هستم؛ بدون استثناء، همه از بی قانونی و بی عدالتی گله مند و درد مندند. در این مجال، فقط به اختصار درباره ی وضعیت همسرم سخن می گویم. همسرم محمد نوری زاد، جهادگر، نویسنده و کارگردان، در تاریخ ۲۹ آذر ماه سال ۸۸، به اتهام نوشتن چندین نامه به رهبری و رئیس قوه قضائیه راهی زندان اوین شدند. پس از ۹۳ روز بی خبری مطلق، روز سوم عید ۸۹ اولین تماس تلفنی برقرار شد. بعد از ۱۰۷ روز هم، اولین ملاقات، آن هم به خواست خداوند پس از جلسه ی دادگاه صورت گرفت. ایشان بعد از ۱۸۶ روز، با قرار وثیقه ی سیصد میلیون تومانی، به مرخصی آمدند. در نتیجه ی شرایط نامساعد هفتاد روز انفرادی و بازجویی های آنچنانی و نزدیک به سه ماه روزه داری پیوسته، حدود بیست کیلو کاهش وزن داشتند. در این دو ماه مرخصی، تا حد امکان، بازپروری و معالجات پی گیری شد، ولی فرصتی برای معالجه ی دندان های ایشان باقی نماند؛ چراکه دندانهای ایشان به مداوای شش ماهه نیاز داشت. ایشان مجدداً در تاریخ ۲۷ مرداد ۸۹ تلفنی احضار شدند. بعد از افطار، ایشان را تا اوین بدرقه کردیم. حدود دوهفته بعد متوجه شدیم که با آقای تاجزاده در قرنطینه به سرمی برند. مدتی بعد هم اطلاع دادند که می توانیم با ایشان ملاقات کابینی داشته باشیم؛ روزهای چهارشنبه، که روز ملاقات زندانیان عادی است و فقط ما دو خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات می رویم. اکنون حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرم می گذرد. ایشان در این فاصله دچار اگزمای پوستی، آن هم به دلیل تشخیص اشتباه پزشک اوین شده اند، که خوشبختانه بعد از مدتی تحت درمان قرار گرفتند و بهبود نسبی حاصل شد. اکنون نیز نزدیک به دو ماه است که ایشان دچار عفونت پیشرفته ی لثه و دندان شده اند. بنا به تشخیص دو دندانپزشک اوین باید تحت عمل جراحی قراربگیرند و متاسفانه این امکان در بهداری اوین وجود ندارد. جدیدا هم متوجه شده ایم که آرتروز زانو نیز به مشکلات ایشان اضافه شده است. هم ایشان و هم اقای تاجزاده به شدت نیاز به درمان و مراقبت ویژه دارند؛ ایشان از ناحیه ی دهان و دندان و زانو، و آقای تاجزاده هم از ناحیه ی گردن، کمر و پا؛ بطوریکه به سختی راه می روند و پاهایشان به شدت ورم کرده است.
با ۶۲ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


دانشجويان دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران در اعتراض به دستگيري دو تن از همكلاسي هايشان در روز 16 آذر؛ امروز چهارشنبه 17 آذر كلاسها را تعطيل كردند. مينا رنجبر وسپيده ايل ربيگي دو دانشجوي رشته اقتصاد ديروز هنگامي كه در دانشگاه تهران قصد خروج از دانشگاه را داشتند توسط نيروهاي لباس شخصي دستگير شدند و هنوز در بند هستند. لازم به ذكر است كه اين دو دانشجو در پي تماس با خانواده يشان اعلام كردند كه آنها را به اوين انتقال داده اند.
با ۶۲ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جرس: به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری "پدر معنوی جنبش سبز"، جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، طی دعوتی عمومی، خواستار حضور بر مزار آن مرحــوم در روز پنجشنبه سوم محـرم (۱٨آذرماه) و ادای احترام به آن اسوۀ اخلاق شدند.
با ۶۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


كلمه: محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها "خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است" برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه
با ۶۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


احمد غیاثوند و سید قاسم محمودی دو دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه هستند که در پی اعتراض به صفار هرندی بازداشت شده اند. به گزارش دانشجونیوز، خانواده احمد غياثوند و سيد قاسم محمودي دو دانشجوي دانشکده فني رازي كرمانشاه كه روز 15 آذر و پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند هنوز نتوانسته اند اطلاعي از وضعيت آنان پيدا كنند. اين دو دانشجو پس از اعتراض دانشجويان به حضور صفارهرندي و پس از خروج از دانشگاه توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند. گفتنی است که دانشجويان دانشگاه رازي دوشنبه 15 آذر با فريادهاي مرگ بر ديكتاتور از صفار هرندي استقبال كرده بودند که خشم نیروهای امنیتی را در پی داشته است.
با ۶۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله منتظری بیانیه ای صادر کردند که در آن آمده است: نامه محزونانه بیت محترم مرحوم آیت الله العظمی منتظری را در رسانه های مختلف خواندیم و دردی بر دردهای بی شمار این روزهای دلهایمان افزون گشت. یک سال از زمان رحلت جان گداز آن عالم عامل و آن انسان کامل می گذرد، اما ظاهراً رنج های بیت معزز ایشان را پایانی نیست. نویسندگان این بیانیه همچنین تاکید کرده‌اند: متأسفیم که پس از تمامی هزینه هایی که ملت ایران برای آزادی و حریت پرداخت نموده، این گونه میراث انقلابی که خون بهای هزاران شهید گلگون کفن است، بر باد فنا سپرده می شود تا جایی که برای مردی که تمام عمرش خدمت و مبارزه در راه اخلاق و انسانیت و دینداری و استقلال و آزادی این مرز و بوم بوده است، نمی توان مراسمی در خورد و با امنیت برگزار نمود که منطق فرعونی، مراسمات تعزیت را نیز در انحصار خود می خواهد و می داند. متن این نامه را به نقل از ادوارنیوز در ادامه می‌خوانید:
با ۵۹ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری "پدر معنوی جنبش سبز"، جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، طی دعوتی عمومی، خواستار حضور بر مزار آن مرحــوم در روز پنجشنبه سوم محـرم (۱٨آذرماه) و ادای احترام به آن اسوۀ اخلاق شدند. در بیانیۀ فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی آمده است: "در زمانه‌ای که ظلم و جور باعث شده بود طبل ناامیدی صدایی رسا داشته باشد و حتی شاید برخی در پی توجیهی برای سکوت خود بودند و سرخوردگی و فسردگی گلوها را می فشرد، فریادهای حق خواهانه او بود که خون تازه‌ای در شریان‌های اخلاقی جامعه تزریق و همگان را دعوت به انسان ماندن کرد." خانواده های زندانیان سیاسی همچنین خاطرنشان کرده اند "اکنون در آستانه سالگرد رحلت قدسی آن پدر برای ادای احترام، روز پنجشنبه بر مزارش حاضر خواهیم شد و امیدوارانه به نجوایی برای آزادی تمام زندانیان می‌نشینیم. به امید آن که ملت ما روزی شاهد نتیجه زحمات آن پیر سفرکرده و دیگر تلاشگران عرصه حقوق انسان را باشند و به پایان رنج‌های مردم بینجامد." متن کامل این فراخوان به شرح زیر است: پنج شنبه سوم محرم، سالروز رحلت مردی است که تنها نام زیبنده او" پدر معنوی ملت ایران" است، چرا که آیت الله العظمی منتظری عینیت دست یاری پروردگار برای ملت ما بود و تجسم رحمت للعالمینی پیامبر. او اشتیاق علی به عدالت را با خود داشت و احترام دین به انسان را نمایان کرد؛ اما گویی تقدیر بر این بودکه تنها پس از ده روز از قدردانی کانون مدافعان حقوق بشر، سایه پدری او از سرمان برگرفته شود. امید، اخلاق و احترام، هدایای آیت الله منتظری به خانواده‌های ما بود. او به دربندان ما امید داد و برای فرزندان ما اسوه اخلاق بود و سبب شد اعضای خانواده‌های زندانیان سیاسی در نزد مردم ایران محترم شمرده شوند. در زمانه‌ای که ظلم و جور باعث شده بود طبل ناامیدی صدایی رسا داشته باشد و حتی شاید برخی در پی توجیهی برای سکوت خود بودند و سرخوردگی و فسردگی گلوها را می فشرد، فریادهای حق خواهانه او بود که خون تازه‌ای در شریان‌های اخلاقی جامعه تزریق و همگان را دعوت به انسان ماندن کرد. اکنون در آستانه سالگرد رحلت قدسی آن پدر برای ادای احترام، روز پنجشنبه بر مزارش حاضر خواهیم شد و امیدوارانه به نجوایی برای آزادی تمام زندانیان می‌نشینیم. به امید آن که ملت ما روزی شاهد نتیجه زحمات آن پیر سفرکرده و دیگر تلاشگران عرصه حقوق انسان را باشند و به پایان رنج‌های مردم بینجامد. لازم به ذکر است با وجود آنکه نهادها و مقامات امنیتی، امسال نیز همچون سال گذشته از برگزاری هر گونه مراسمی برای بزرگداشت مرحوم منتظری ممانعت کرده و تا کنون نیز اجازۀ برگزاری مراسم را نداده اند، علاقه مندان و شاگردان معظم له تصمیم گرفته اند مراسم بزرگداشت را با حضوری مردمی و قرائت فاتحه و تلاوت قرآن، در روز پنجشنبه ۱٨ آذر ٨٩ (سوم محرم) در همان محل (حرم حضرت معصومه و مزار آن فقیه مجاهد) برگزار نمایند و این حضور سبز از صبح آغاز و تا اذان مغرب ادامه خواهد داشت. همچنین طبق گزارش ها، مراسمی مردمی نیز در نجف آباد اصفهان برگزار خواهد شد.
با ۵۷ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جرس: خانم فاطمه ملکی همسر این مستند ساز در نامه ای ضمن شرح وضعیت همسرش به «همه آنها که اکنون قدرت در دستشان است» تذکر داد که یادشان نرود بازگشت همه به سوی خداست و باید به او پاسخگو باشند و دست اوست که بالای همه دست هاست. محمد نوری زاد جهادگر و رزمنده دفاع مقدس ماهها انفرادی و بازداشت را به خاطر چند نامه انتقادی تحمل کرده است و هنوز در زندان است. متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:
با ۵۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران، صبح دوشنبه 15 آذرماه 1389 یکی دیگر از هواداران آقای بروجردی، ضمن احضار به دادسراي ويژه روحانيت دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل گرديد. محمد مهمان نواز، 39 ساله، کارشناس مهندسی ساختمان و دانش آموخته دانشکده فنی دانشگاه تهران می باشد. وی از حامیان اندیشه های صلح طلبانه آقای بروجردی است. نامبرده در درگیری های خونین مهرماه 1385 به شدت زخمی شده بود. ایشان پيش از این در بامداد سه شنبه 6 آذر 1386 در پی تعقیب و شناسایی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی را در شکنجه گاه 209 اوین سپری نمود که نهایتا با قرار وثیقه ملکی آزاد گردید. تا این لحظه، هیچ یک از مسئولین امر حاضر به پاسخگویی درباره علت بازداشت و محل نگهداری وی نمی باشند. ضمناً تني چند از طرفداران ايشان نيز از سوی وزارت اطلاعات مورد تهديد تلفني قرار گرفته اند. آغاز مجدد حملات سرکوبگرانه و دستگيري هواداران آقای بروجردي، موج جدیدی از نگرانیها در بین هواداران این زندانی و خانواده های آنها ایجاد نموده است. هواداران آقای بروجردی ضمن استمداد از کلیه نهادهای بین المللی و حقوق بشری، خواستار رسیدگی عاجل نسبت به وضعیت این زندانیان عقیدتی می باشند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
با ۵۵ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


متن نامه همسر محمد نوری زاد که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است: به نام خدای بندگان سپاسگزار و ناسپاس و به نام خدای خودیها و غیر خودیها. "خطاب به همه ی کسانی که اکنون قدرت در دستتشان است" برای همسرم محمد نوری زاد که اکنون به شکنجه ی مضاعف دچار شده است. از روزهای نخستین انقلاب تا کنون شرایط و حوادثی پیش آمد که افراد شایسته به مرور غربال شدند و جامعه روز به روز از آرمان های خود فاصله گرفت. وحدت کلمه که رمز پیروزی ما بود کم کم جای خود را به تکثر کلمه داد. و هنر ما اینگونه نمایان شد که هر روز دوستان انقلاب را به دشمنان و یا به بی تفاوتان بدل کردیم. به جای اینکه مانند اعضای یک خانواده، به درد هم برسیم و مشکلات را از سر راه برداریم، هر روز به انگی اغلب اعضای تازه به هم پیوسته ی این خانواده را از خود تاراندیم. گر چه این خانواده فرزندان ناخلف هم داشت، ولی تا جایی که توانستیم از عناوین مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، مزدور، بیگانه پرست و … بهره بردیم و اغلب فرزندان این مرزوبوم را از تر و خشک با نامهای ناشایست نامگذاری کردیم. خانواده ای که تازه طعم خوش یکی شدن را چشیده بود و آرزو داشت کامش همچنان شیرین بماند، کم کم با همین کج سلیقگی ها ذائقه اش تلخ شد. در مزرعه ای که می شد گل کاشت، تخم زر و زور و تزویر (که هر کدام مظهر تفرقه اند) پاشیده شد. دانسته و ندانسته دام تفرقه گسترده شد، وبا کمال تاسف اغلب ما در این دام گرفتار آمدیم. از این میان، کسانی توانستند فریب صیادان نیرنگ باز فرصت طلب را نخورند که تنها خدا را می دیدند و تنها او را منشا امور می دانستند. دام تفرقه، هر روز گسترده تر می شد و کم کم ندای خداخواهی جایش را به خودخواهی داد. و آن باغ پر گل را که حتی تصورش هم برایمان لذتبخش بود، به منظره ای بدل کرد که نه تنها دیدنش لذتی نداشت، بلکه آرزو می کردیم که ایکاش چشم و گوش نداشتیم تا تصویر باغ خود را اینگونه لگد مال ببینیم. ولی چاره چه بود؛ ما هم چشم داشتیم وهم گوش، باید صحنه هایی را می دیدیم که وارثان انقلاب را شایسته ی آن نمی دانستیم. متاسفانه، کم کم به این جور دیدنها عادت کرده بودیم، تا رسیدیم به صحنه ی انتخابات اخیر که دیگر سنگ تمام ماجراهای گذشته بود. پراکنده کاران و ناآرامان دست به دست هم دادند و دوباره عناوین خودپسند را به گونه ای به فرزندان این سرزمین که حالا، اکثرشان دیگر نه فرزند انقلاب، بلکه فرزندان انقلابیون بودند، نسبت دادند. معترضین، روزی اغتشاشگر و روزی دیگر عامل بیگانه، فتنه گر اغتشاشگر و… نامیده شدند. من، برای اینهمه جدایی و پراکندگی علتی جز خدافراموشی و نبود تدبیر نمی یابم. تدبیری که اگر بود می توانست گره گشای اکثر حوادث بعد از انتخابات باشد. بزرگان قوم هم که باید با پادرمیانی خود جامعه را از این سردرگمی نجات می دادند و اگر لازم بود، از اعتبار خود نیز هزینه می کردند، به جا عمل نکردند و نخواستند و یا نتوانستند جامعه را از این خدادوری نجات دهند. عده ای هم، اگر از این قوم، پا در میان گذاردند و فریاد وااسفا سر دادند، با آنان همان کردند که دیده و شنیده ایم. حال در این میان کسانی هم پیدا شدند که از تبار شهدا بودند و پایبند اصول؛ هر آنچه داشتند در طبق اخلاص نهادند و نتوانستند حقایق را نادیده بگیرند و حقیقت را قربانی مصلحت کنند. برخی هم برحسب وظیفه، مامور و معذور بودند و تصمیم گرفتند که این حقیقت جویان و باخبران را تنبیه کنند تا نتوانند دیگر، روز را فریاد زنند؛ غافل از این که روز، روز است، اگر چه ابری باشد؛ و با فریاد این و آن شب نمی شود. بعد از ماجرای انتخابات، مصائب بسیاری بر ما خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود. همه ی ما می دانیم که گرچه به ظاهر همسران ما در دستان شما اسیر و زندانی اند، ولی خوب است بدانید که اسیر و زندانی هم برای خود آدابی و ترتیبی و قانونی دارد. من کم و بیش از وضعیت زندانیان و خانواده های ایشان با خبر هستم؛ بدون استثناء، همه از بی قانونی و بی عدالتی گله مند و درد مندند. در این مجال، فقط به اختصار درباره ی وضعیت همسرم سخن می گویم. همسرم محمد نوری زاد، جهادگر، نویسنده و کارگردان، در تاریخ ۲۹ آذر ماه سال ۸۸، به اتهام نوشتن چندین نامه به رهبری و رئیس قوه قضائیه راهی زندان اوین شدند. پس از ۹۳ روز بی خبری مطلق، روز سوم عید ۸۹ اولین تماس تلفنی برقرار شد. بعد از ۱۰۷ روز هم، اولین ملاقات، آن هم به خواست خداوند پس از جلسه ی دادگاه صورت گرفت. ایشان بعد از ۱۸۶ روز، با قرار وثیقه ی سیصد میلیون تومانی، به مرخصی آمدند. در نتیجه ی شرایط نامساعد هفتاد روز انفرادی و بازجویی های آنچنانی و نزدیک به سه ماه روزه داری پیوسته، حدود بیست کیلو کاهش وزن داشتند. در این دو ماه مرخصی، تا حد امکان، بازپروری و معالجات پی گیری شد، ولی فرصتی برای معالجه ی دندان های ایشان باقی نماند؛ چراکه دندانهای ایشان به مداوای شش ماهه نیاز داشت. ایشان مجدداً در تاریخ ۲۷ مرداد ۸۹ تلفنی احضار شدند. بعد از افطار، ایشان را تا اوین بدرقه کردیم. حدود دوهفته بعد متوجه شدیم که با آقای تاجزاده در قرنطینه به سرمی برند. مدتی بعد هم اطلاع دادند که می توانیم با ایشان ملاقات کابینی داشته باشیم؛ روزهای چهارشنبه، که روز ملاقات زندانیان عادی است و فقط ما دو خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات می رویم. اکنون حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرم می گذرد. ایشان در این فاصله دچار اگزمای پوستی، آن هم به دلیل تشخیص اشتباه پزشک اوین شده اند، که خوشبختانه بعد از مدتی تحت درمان قرار گرفتند و بهبود نسبی حاصل شد. اکنون نیز نزدیک به دو ماه است که ایشان دچار عفونت پیشرفته ی لثه و دندان شده اند. بنا به تشخیص دو دندانپزشک اوین باید تحت عمل جراحی قراربگیرند و متاسفانه این امکان در بهداری اوین وجود ندارد. جدیدا هم متوجه شده ایم که آرتروز زانو نیز به مشکلات ایشان اضافه شده است. هم ایشان و هم اقای تاجزاده به شدت نیاز به درمان و مراقبت ویژه دارند؛ ایشان از ناحیه ی دهان و دندان و زانو، و آقای تاجزاده هم از ناحیه ی گردن، کمر و پا؛ بطوریکه به سختی راه می روند و پاهایشان به شدت ورم کرده است. در این فاصله، همسرم چهار نامه جهت مرخصی نوشته اند که متاسفانه پاسخ ایشان را با شکایت جدیدی از سوی مامورین وزارت اطلاعات داده اند! من هم در تاریخ ۱۵ آبان نامه ای به دادستان نوشته ام مبنی بر درخواست مرخصی فوری ایشان و ملاقات حضوری که تاکنون نداشته ایم، و هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم. همه ی شما نیک می دانید که همسران و فرزندان و عزیزان ما به قدر کافی در این یک سال و نیم اخیر، هم به لحظ روحی و هم به لحاظ جسمی آسیب دیده و شکنجه شده اند. دیگر بیشتر از این راضی نباشید بیماری آنان، شکنجه و ظلم مضاعفی را بر ایشان تحمیل کند و مرگ تدریجی را برایشان رقم بزند. نمی دانم چرا در برابر این بی عدالتی ها کسی پاسخگو نیست، و نمی دانم که دیگر باید سراغ چه کسی برویم. پس به ناچار مخاطب خود را فقط کسانی قرار می دهم که اکنون قدرت در دستشان است. به آنان می گویم: ای کسانی که اکنون قدرت در دستانتان است، یدالله فوق ایدیهم بدانیم و بدانید که خدایی قدرتمند هست که همه ی ما از اوییم و به سوی او باز می گردیم. انا لله و انا الیه راجعون. بدانیم که تنبیه کننده ی واقعی خداوند است و نجات بخش همه ی ما هم هموست. پس خود را به ننگ ناراستی ها و نادرستی ها آلوده نکنیم و بدانیم کوچکترین ظلم ما به خودمان بازمی گردد. بترسیم از آن روز مبادا و نفرین بندگان خوب خدا… حق یارتان و عدالت پیشه تان فاطمه ملکی
با ۵۴ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته