توجه کنید که مطالب گرداب برای افراد زیر 18 سال مناسب نمی باشد. متن بسیار زیبای زیر توسط یکی از دوستان گرداب نوشته و برای ما ارسال شده و خواندن آن بر همگان واجب است. این متن رینشیست بر سر امثال حسین قدیانی که چون شب ها باتوم زمین می گذارند و قلم بدست می گیرند، گمان می کنند به انسانیت نزدیک شده اند. حاج حسین باید بگویم تو اولین بی مخی نیستی که قلم در دست گرفته است و عقده ها و آشوبهای درونش را و تربیت خانوادگی اش را بر روی کاغذ و درمعرض دید همگان میگذارد. گرچه این هم غنیمتی است و تو را افضلترین عبادت، تا در آن باتوم را زمین بگذاری و یك نفس، خلق را نیازاری(1). باید بی تعارف عرض کنم اینکه کسی مثل شما قلم در دست میگیرد و به آن مینازد، نه به مشت و لگد و جسم ناقصش، معجزه ای است در حد انفجار نور(2) و از اثرات گفتگوی تمدنها و من خوشحالم که میبینم تو هم میتوانی مثل آدم حرف بزنی و گفتگو کنی گر چه آدم داریم تا آدم ولی همین اندک هم غنیمتی است بسیار. داش حسین، شهوت و حرصت برای پاچه گرفتن و دریدن از پشت نوشته هایت کاملا نمایان است و من مطمئنم تا نوشته ای را به پایان برسانی چند بار فشار خونت بالا میرود و پایین می آید و عرق میکنی و دندان تیز میکنی و بیشتر به آنان می مانی که عقده چیزی در دلش مانده، کاری که نتوانسته بکند و یا درد تیری که خورده و تا فیها خالدونش را سوزانده ولی فعلا کاری جز واق زدن نمیتواند انجام دهد. راستی تا حالا فکر کرده ای چه شده است که اینقدر حرص میخوری؟ سبزها که انگشت شمارند، حضرت ماه (3) که در آسمان است و فتنه که ورافتاده است. برای چه اینقدر جوش میزنی؟
 | | حضرت ماه در حال نور تابیدن | البته این واق بیخود زدن جزء تعلیمات ناپلئون است که در اتاق شیردانی بارها و بارها آنرا تمرین کرده ای و خوب آموخته ای(4). ناهید خانم(5)! اینقدر دم از عشق و عاشقی نزن زشته. الان دیگر مردم اینجور چیزها را میدانند که همه از آثار ثابت شده سرکوب جنسی و متعاقب آن انحراف و بیماری جنسی است. اولین چیزی که خداوند بر شما بخشیده و مسئولیت آنرا از شما گرفته عقل و شعور است و انچه فراوان در وجودتان نهاده توهم است. توهم ماه و ستاره و خورشید و هاله نور و وجود ناقص و ... میتوانم با یک مناظره ساده اثبات کنم. هیچ کاری ندارد و مثل جنابعالی هم پیشاپیش مناظره را گزارش نمیکنم (6)نتیجه مناظره انجام شده را گزارش میکنم.
1-به نظر شما کدام خری هم آنرا که فرموده علاوه بر آب و برق، اتوبوس را هم رایگان میکند میپرستد و هم آنرا که هدفمند میکند یارانه ها را به مردم؟ 2-کدام ابلهی سنگ حسین شریعتمداری را به سینه میزند و برای دست بوس خدمت میرسد و شاگردی استاد هرندی میکند و در کیهان قلم میزند و هیچ خبری ازمحمد نوریزاده ندارد؟ آنکه قبل از تو و امثال تو در کیهان قلم میزد و همکار آوینی بود، همان که ناز صدایش مفتونت کرده و فیلم همت را می ساخت و حکایت چهل سرباز را، و دیدی آخرش چگونه آفتابه برداشت بر سر مبارک حضرت ماه (7)؟ البته قیاس مع الفارق است که تو نه آن شعور داری و نه آن مردانگی که بتوانی از زیر خایه های ماه و ستارگان بیرون بیایی که او خوابیده بود و بیدار شد و تو خود را به خواب زده ای(8). ببخشید که من بی پروا به حضرت ماه جسارت میکنم که گمنامی این روزها از مد افتاده و میخواهم خودم خودم را مشهور کنم(9) 3-بسیار سنگ پدر به سینه میزنی و آبرویش را به حراج گذاشته ای. مگر نمیدانی که رئیس جمهور منتخب اوباش فرموده است فرزند صالح بزرگترین سرمایه انسان است؟ اگر گوش شنوا داشته باشی و اندکی بصیرت، میبینی که استخوانهای پدر از داشتن همچین فرزندی شب و رو ز میلرزد. خاطره مجیدی را از پدرت نقل میکنی که با پدرت در بلوار کشاورز با منافقین و چپی ها بحث می کردند و ماجرای آن حمد و سوره را تعریف میکنی(10). ناهید خاله! تو واقعا نمیدانی معنی و پیام این رفتار پدرت را؟ واینکه میبینی طالبی، همان که برای فتنه فیلم میسازد و مجیدی، همان که برای سران فتنه فیلم میسازد و این دو تا به هم میرسند ماچ و بوسه حواله هم میکنند نه ناسزا و چوب و باتوم و عربده نمیکشند و پارس نمیکنند و دندان برای هم تیز نمیکنند، برایت عجیب نیست؟ تعجب نمیکنی از این رفتارهای عجیب انسانها با هم؟ اندکی تلاش کن ناهید جون تو هم میتوانی، شما هم میتوانید(11) فقط باید کمی تمرین کنی همین. 4-در یک کلمه بگو این جمله از کیست و چه کسی این افتخار را نصیب شما کرده است: "بسیج مدرسه عشق است"؟ یک راهنمایی هم میکنم طرف ازسادات است (12). 5-ظرت را راجع به کهریزک گفته بودی و باتومت را که کانه ذوالفقار علی بر فرق آشوبگران میکوبیدی. در دو سطر نظرت را راجع به شیشه نوشابه و ظرف شیر(13) هم بگو. راجع به ندا دختر مسلمان و کیسه ای که در دست داشت گفته بودی، لطفا نظر خود در مورد زن یهودی و خلخال پایش وسیلی حاکم اسلامی در مسجد کوفه بر سر و صورت خودش را هم بیان نمایید(14). 2 نمره فکر میکنی از این امتحان چند گرفتی ناهید خانم؟ یک صفر کله گنده همین. اتفاقا و تصادفا من هم پدرم شهید شده است و منهم یکی از چشم و جراغها هستم، منتها از نوع کم مصرفش. پدرم سرنوشتی شبیه بی بی شما(15) دارد آنقدر گمنام است که روی قبرش جایی توی این خاک و شاید در گوری دسته جمعی در آنسوی مرز، نوشته اند شهید گمنام. چه میدانی شاید هم الان بالای کوه دفنش کرده اند و یا در وزارت نفت و برخلاف پدر شما که اوایل جنگ مرخص شد و نماند تا ببیند و بفهمد آنچه باکری گفته، ماند و اواخرش را هم دید و اتفاقا همرزم همین باکری بود که شما مصادره اش کرده اید و برخلاف شما که آنروز علی اصغر بودی و هنوز هم که هنوز است دنبال تیر سه شعبه میگردی (16)، من علی اکبرشون بودم و همه چیز خوب یادم است. پدرم آن موقع مدیر مدرسه بود و خوب یادم می آید که هروقت تصویر حضرت ماه قبلی و مشتری فعلی (خمینی و هاشمی )(17) را تلویزیون نشان میداد علی اصغر و رقیه را میگفت که بدوند و صفحه تلویزیون را ماچ کنند و یادم میآید که وقتی مشتری را کردند فرمانده جنگ همه خوشحال بودند و او را آدم با کیاستی میدانستند و عجیب است که همانها حضرت ماه را زیاد قبول نداشتند و میگفتند او فقط خوب وضع میکند و آخوند منبری است. غافل از آنکه او حضرت ماه است. زیاد به خودت فشار نیار میدانم که حتی آن شهدا هم بصیرت تورا نداشتند ناهید خانم. و البته میدانم که حکایت من و علی مطهری و علیرضا بهشتی و پسر همت و زن و دختر باکری و زن رجایی همان حکایت پسر نوح است و حکایت شما همان حکایت سگ اصحاب کهف و صد البته میدانم که چرند میگویم که تو اصلا به ما و به سبزها فکر نمیکنی. تو به صهیونیزم (18)فکرمیکنی و دو دستی چسبیده ای به پوستین وارونه(19). و باز هم میدانم در مورد ما ملاک شرایط حالمان است و التزام عملیمان و در مورد شما جهت گیری گوز حضرات هم مهم است که حضرت همیشه رو به ایشان میگوزید و نظری بر ایشان داشت(20). ناهید خاله، ای ربط دهنده گوز با شقیقه و فلافل با بی بی سی(21)، ای "نه ده"(22)، ای مقدمه و ای آنکه از کمر حضرت ماه هستی(23) و او بر مقدمه ات نظر دارد و تو پزخواهی داد! ای مظلوم مقتدر(24) و ای طفل معصوم!(25) پدرت یک چیز را نمیدانست خیلی چیزها را میدانست که میگفت: "ما زخم خوردگان تیره ترین، سرترین و بلندترین شبهای جور بودیم"(26). این شب شما را سحری نیست و یحتمل در بن چاه تاریک جهل خواهی مرد و طلوع خورشید را نخواهی دید که خورشید هر روز طلوع میکند ولی نورش به آنجایی که تو هستی هرگز نخواهد تابید. بیست و پنج خرداد طوفانی در گرفت و ابرهای سیاه را با دست به کناری زد (27) و خورشید عیان شد ولی نه تو دیدی و نه حضرت ماه که سوار بر هلیکوپتر جولان میداد. همان روزی که ستونهای حسینیه خمینی از قدمهای مردم لرزید. آنروز میتوانستی ببینی ما بیشماریم. ولی تو فقط هاله نور میبینی و نسیم گوز در نه دی (28). مرا ببخش که حکایت گوز و مستراح و سیفون آوردم که گمان بردم شما را در این وادی سری است و با چاه توالت الفتی داری و ببخش که خواستم مثل خودت بنویسم تا بدانی که چرا به جز دو همجنس باز معروف (حضرت ماه و استاد پناهیان) (29) کسی از نثرت خوشش نمیآید و فقط ابی ها و هم جنس بازان برایت کامنت میگذارند که تو ما رو هم کشتی ناهید خانم (30) و در پایان حکایتی برایت نقل میکنم تلاش کن شاید بتوانی چیزی بفهمی و پندی از آن بگیری بوقلموني،گاوي بديد و بگفت: در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني. بوقلمون خورد و بر شاخي نشست. تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود نتيجه اخلاقي : با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني زبان بریده به كنجی نشسته صمٌ بكم/ به از كسی كه نباشد زبانش اندر حكم.
پاورقیها:
1. حکایتی از گلستان سعدی " یكی از ملوك بیانصاف، پارسایی را پرسید: از عبادتها كدام فاضلتر است؟ گفت: تو را خواب نیمروز، تا در آن یك نفس، خلق را نیازاری. " 2. این سخن از خمینی است "انفجار ما انقلاب نور بود". بزرگترین اتفاق در فیزیک و تنها کسی که ادعا میکند توانسته نور را منفجر کند. 3. حضرت ماه لقبی است که حسین قدیانی به خامنه ای داده است. 4. نقل از کتاب مزرعه حیوانات نوشته جرج اورول " ناپلئون توله سگ ها را به اتاق شیردانی برد و به دور چشم همه آنها را پرورش داد تا اینکه همه آنها را فراموش کردند. ناپلئون با کمک هفت توله سگی که پرورش داده بود به اسنوبال حمله کرد و او مجبور شد فرار کند.از آن پس ناپلئون شروع به اجرای تمام طرح های اسنوبال کرد که تا آن زمان با آنها مخالفت می کرد. " 5. حاج حسین در وبلاگش خامنه ای را حضرت ماه و مریدانش را ستاره می نامد. و لقب نزدیکترین و پر نورترین ستاره را ویزیتورهایش به ایشان بخشیده اند. نزدیکترین ستاره به ماه ناهید است. 6. ناهید خانم در وبلاگش مناظره های خیالی برگزار مینماید و از کروبی امتحان میگیرد و نمره میدهد. 7. اشاره به نامه های سرگشاده نوریزاده خطاب به خامنه ای که منجر به زندانی شدنش گردیده است 8. اشاره است به این مثل :"کسی را که خوابیده میتوان بیدار کرد ولی کسی را که خود را به خواب زده هرگز نمیتوان" 9. این از افاضات حاج حسین است " در این فضا اتفاقا هنر آن است که خودت خودت را مشهور کنی به دفاع جانانه از ولایت، قبل از اینکه روزگار تو را مشهور کند ". 10. برگرفته از وبلاگ حاج حسین "مجیدی شروع کرد به خاطره گفتن از روزگار اول انقلاب و آن ایام که با پدرم در بلوار کشاورز با منافقین و چپی ها بحث می کردند. مجیدی گفت: پدرت به شدت طناز بود. یک روز که دید دعوای ما با گروه مخالف دارد به این بحثهای قهوه خانه ای تبدیل می شود آمد وسط معرکه و به گروه مقابل گفت: شما مسلمان اید؟ آنها گفتند: بله. بعد پدرت گفت: اگر مسلمان هستید سوره حمد را بخوانید ببینم. یکی شان شروع کرد به خواندن سوره حمد. بعد رو کرد به طرف آن یکی گروه و همین دو سئوال را از آنها هم کرد. جواب آن یکی گروه هم مثل گروه اول بود. بعد پدرت به هر دو گروه گفت: شما که همه تان مسلمان هستید و سوره حمد را هم بلدید. دیگر چرا دارید با هم دعوا می کنید؟! همدیگر را بوس کنید، خلاص!" 11. اشاره به شعار انتخاباتی احمدی نژاد 12. این سخن از میر حسین موسوی است. 13"بعضى نقل نموده اند گفته شد شير براى حضرت على (عليه السلام ) خوب است بينوايان كه همواره مورد لطف آن بزرگوار بودند ظرف ها را پر از شير كرده براى آن حضرت آورده بودند امام حسن (عليه السلام ) ظرف شيرى نزديك آورد و به پدر شير داد آن حضرت مقدارى از آن شير خوردند و فرمود: بقيه آن را براى اسيرتان (ابن ملجم ) ببريد و به امام حسن (عليه السلام ) فرمود به آن حقى كه بر گردن تو دارم در لباس و غذا آنچه مى پوشيد و مى خوريد به ابن ملجم نيز بپوشانيد و بخورانيد. بحار الانوار، ج 42، ص 289، چاپ جديد" و حکایت شیشه نوشابه را هم که همه میدانید. 14.خطبه ۲۷ نهج البلاغه " شنيده ام كه يكى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و ديگرى ، بر زنى از اهل ذمّه و، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربوده است . و آن زن جز آنكه از او ترحم جويد چاره اى نداشته است . آنها پيروزمندانه ، با غنايم ، بى آنكه زخمى بردارند، يا قطره اى از خونشان ريخته شود، بازگشته اند. اگر مرد مسلمانى پس از اين رسوايى از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است . " 15.اشاره به نامعلوم بودن قبر فاطمه 16. نقل از وبلاگ حاجی "ما روزی عاقبت، با همان تیر سه شعبه حرمله، انتقام حلقوم "علی اصغر" را خواهیم گرفت." 17. مشتری دور ترین سیاره درمنظومه شمسی است. 18. همان منبع: " ما به این بچهبازیها فقط میخندیم! وقت ما به «ساعت گرینویچ» تنظیم نشده، مقدس است. این چند ساعتی که تا «ظهور» مانده، حیف که به بطالت بگذرد. «زمین ابتذال» جای مبارزه ما نیست. ما بزرگتر از آنیم که شما را دشمن خود بدانیم. دشمن من در «تلآویو» است و میخواهد عرصه را بر «سید خراسانی» تنگ کند تا جلوی ظهور را بگیرد. دشمن من مسلح به کلاهک هستهای است نه مجهز به SMS. " 19. خطبه 107 نهج البلاغه (اندکی طولانی است ولی به خواندنش می ارزد حتما بخوانید) "مردمى به ظاهر اهل عبادت ولى ، ناپرهيزگار. بازرگانى سود نابرده ، بيدارانى خواب گرفته ، به تن حاضر و به دل غايب . توان ديدنتان هست و چون كوران نمى بينيد. توان شنيدنتان هست و چون كران نمى شنويد. توان سخن گفتنتان هست و چون لالان ، هيچ ، نمى گوييد. ضلالت را مى نگرم كه چون درختى استوار، قامت برافراشته و شاخه هاى خود را به اطراف پراكنده است . براى شما به پيمانه خود مى پيمايد و شما را در زير مشتها فرو مى كوبد. پيشواى آن از ملت اسلام بيرون است و در گمراهى خويش پاى مى فشرد. آن روز كسانى كه از شما باقى بمانند، مردمى حقيرند، چون ته مانده هاى ديگ يا خرد و ريزهايى كه از بارها بر زمين ريزد. آنسان ، كه چرم را در دباغى فرو مالند و گندم درو شده را فرو كوبند، شما را نيز فرو مالد و فرو كوبد. و مؤ منان را از ميان شما جدا كند، آنسان ، كه پرنده اى دانه هاى فربه را از دانه هاى لاغر جدا مى كند.در اين راهها كارتان به كجا كشد و در اين تاريكيها تا چند حيران و سرگردان خواهيد بود و اين دروغها تا چند فريبتان دهد. شما را از كجا مى آورند و به كجا باز مى گردانند. هر زمانى را سرانجامى است و هر رفتنى را آمدنى. در اين هنگام (هنگام سلطه ضلالت ) است كه باطل در جاى خود استقرار يابد و جهل بر اسبش سوار گردد و طغيانها و فتنه ها همه جا را فراگيرند و داعيان حق اندك شوند و روزگار، همانند درنده اى ديوانه حمله كند و باطل ، همانند اشترى پس از خاموشى نعره برآورد و مردم براى بزهكارى همدست گردند و در كار دين از يكديگر دورى جويند و در دروغ با هم دوستى ورزند و در راست دشمنى كنند. چون چنين روزگارى فراز آيد، فرزند، خشم پدر را برانگيزد و از باران ، سوزش و گرمى زايد و فرومايگان سر بردارند و بزرگواران سر در لاك خود فرو برند. مردم اين روزگار، چون گرگان اند و پادشاهانشان چون درندگان و ناتوانان طعمه آنان و بينوايان ، مردگان . راستگويى سرفرو كرده و دروغ شايع شده . دوستيها به زبان باشد و دشمنيها به دل . جمعى به گناهكاران نسبت جويند و پاكدامنى سبب شگفتى گردد و پوستين اسلام به گونه اى وارونه پوشيده شود." 20. اشاره به نظر خمینی به خامنه ای برای رهبری 21. نقل از وبلاگ حاجی:"من حتی اگر برای خوردن فلافل به حاج منصور بروم بهتر از آن است که به عشق BBC سر از لندن در بیاورم" 22. "نه ده" نام کتاب حاجی است. 23. نقل از وبلاگ حاجی: " "بابای ماست خامنه ای" " 24. همان منبع: " در مظلومیت مقتدرانه کتابم "نه ده" همین بس که "آقا" اولین روحانی بود که دست مریزاد گفت و حجت الاسلام پناهیان دومین نفر و این جمع به عدد ۳ نرسیده! 25. همان منبع :"زودتر بیا آقا. ما طفل معصوم بشریتیم. گناه داریم. دستمان به جایی بند نیست. صدایمان به جایی نمیرسد. زودتر بیا آقا." 26. همان منبع 27. همان منبع :" خورشید ما جای دوری نرفته. همین جاست. کمی طوفان بیاید، ابرها به کناری خواهند رفت. ما در «۹ دی» نسیم بودیم و نوازش دادیم تن گلبرگ را. باد بودیم و بر انداختیم شبپرستی را. فتنه دیگر، طوفان خواهیم کرد و با دست خدا، ابرها را جا به جا میکنیم و همراه با مقتدایمان حضرت ماه به خورشید، سلام میکنیم" 28. مراجعه کنید به 27 29. مراجعه کنید به 24 30. اشاره به کامنتهایی نظیر این: " عالی؛ بسیار عالی. مثل همیشه زیبا و تاثیر گذار و روان. قسمت آخرش که بی نظیر بود داداش. ممنون داداش حسین بسیجیها. ممنون ممنون ممنون…. "
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر