-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

Latest News from Iran Free for 08/06/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



 در بخش اول سعی شد تا در مسیر آسیب شناسی هویت جنبش به چند آسیب اصلی اشاره شود. الف، عدم درک رهبران سیاسی جنبش در ارزیابی قدرت نیرورهای مخالف خود قبل از ورودشان به کارزار.  ب،  ضعف شدید باورمندی در نیروهای مذهبی جنبش برای ریشه کن کردن منشا اقتدارگرایی اسلامی چ، بی اعتمادی در صفوف اتحاد  نیروهای مخالف اقتدارگرایان اسلامی. نهایتاً مهم ترین ابهام در تشخیص هویت جنبش به مذهبی بودن آن معطوف شد که در مسیر توضیح و تشریح دلایل چنین باوری باید به ساختار تفکری مذهبیون و آموخته های دینی آنها اشاره کنیم تا در یابیم چرا هویت مبهم جنبش بین رفتاری مذهبی و خواستی کاملاً خارج از باورهای مذهبی گرفتار آمده است. از این رو در بخش دوم  سعی خواهد شد تا منشا آسیبهای برشمرده شده در بالا بیشتر توصیح داده شود.

 

روح خشونت در باورمندان افراطی و سنتی اسلامی سالهاست که در معاشقه با قدرت توهم دهشتناک سلطه به سرنوشت انسان را فراهم آورده و به همین دلیل مبارزه برای برقراری ساختار دموکراتیک قدرت بیشتر ازهر چیزی نیازمند درک تئوریک از باورههای نیروههایست که مناقشات میان خود را به درستی دعواههای خانگی و خانوادگی می نامند و مناقشات با غیر مذهبیون را هیچ گاه مشروع و محق نمی دانند.

آنچه در این کنکاش بسیار نگران کننده می باشد باور مذهبیونی است که آموخته های چند وجهی و ابهام برانگیز دینی خود را مقدم بر اصالت آزاد انسانی می دانند و بر همین اساس انسان را بدون باورمندی به خدا و دین اسلام لایق زندگی اجتماعی برابر در جامعه ای چون ایران اسلامی نمی دانند. آنها متصورند که اسلام برای اداره جامعه انسانی برنامه دارد و هیچگاه اسیر مرزبندیهای قومی و جغرافیایی و فرهنگی نمانده است. این امپراطوری بزرگ عقیدتی شروع کارش از باور یک انسان شروع شد و تا به امروز بر مبنای حکومت خلیفه و سلطان و مفتی ولایت فقیه  پابرجا مانده است و هرگز رای جمعی مردم نتوانسته جایی در تغییر سرنوشت این جریان باورمند داشته باشد.

حاکمیت اسلامی در مبانی خود حقوق مردم را تسلیم والی شرع می داند و صلاح دنیا و آخرت آنها را به آنها وانمی گذارد و انسان را برای هر انتخابی مختار و مقدر نمی داند. اسلام انسان را موجودی ضعیف و قابل غفلت می داند که نیازمند به راهنمایی دائمی است.

براساس همین واقعیت است که نمی توان به سادگی پذیرفت  که انسانهای دیندار و باورمند به اصول و ساختار فکری اسلام  که باورهایشان محصول شکل گرفتگی در مسیر طولانی تاریخ است در اندک زمانی دچار تغییر شوند و انسان ضعیف و پر اشتباه مورد ادعای خود را به یکباره  مختار در انتخاب و عقیده و روش زندگی پیش روی خود پندارند.

چنین باوری وقتی در جامعه اسلامی در برابر نیروی پنهان و نا مرئی غیر مذهبی قرار می گیرد به دلیل حضورش در قدرت مسئول تمام عرصه های فساد برانگیز و ظلم پرور می شود و بدون مدیریت خاصی ذهن بیدار جامعه را به دستیابی به راه حلی دیگری فعال می کند و نا خود آگاه امکان فهم سکولاریزم (جدای نهاد دین از قدرت سیاسی ) در اذهان بیشتر محیا می گردد.  

به همین دلیل می توان مشاهده نمود که بسیاری از مردان قدرت طلب اسلام گرای دهه اول انقلاب که با تمام اندیشه های مدرن بشری آن روز جهان مخالف بودند حالا به راحتی به کیش بزرگان اطلاح طلبان دینی وارد می شوند و برای پایین نگهداشتن نیروی سیاسی اقتدارگرایان اسلامی اندیشه می کنند و راه می جویند اما همین عده به دلیل نداشتن باورمندی لازم به منشا اقتدارگرایی یعنی همان مبانی تفکری دین اسلام نمی توانند امر تفکیک سازی دین از نهاد قدرت سیاسی را در مطالبات سیاسی خود جدی تلقی کنند.

بنابراین بر اساس عدم انگیزه لازم در تشخیص منشا استبداد رهبری هر جنبش اعتراضی با هدایت اسلام گرایان اصلاج طلب نتیجه ای جز حفظ و تداوم حیات حاکمیت اسلامی در بر نخواهد داشت. مطالعه نمودار قدرت در ساختار جمهوری اسلامی بیانگر واقعیاتی است که درک آن نیازمند هوشمندی خاصی نیست. از همان ابتدا هم قابل درک بود که اندام بزرگ حاکمیت اسلامی در قبای نوی جمهوریت به تن نمی رود و این آمیختگی از سر اجبار آیت الله خمینی نمی تواند تا ابد ادامه یابد.

جنبش اعتراضی مردم ایران ماهیتاً نمی تواند جنبشی مذهبی و دست آموخته مبانی اسلامی باشد چراکه این جنبش علی رغم تمام علائم و شاخصه های مذهبیون علاقمند اش محصول ظلم ای است که بنیان تفکری اسلامی موجب آن شده است و برعلیه ساختار مذهبی حاکم بر جامعه شکل گرفته است و اساس  پیدایش اعتراض مردم در خصوص برگزاری انتخابات آزاد است  که اساساً چنین امری را دین اسلام در جامعه مورد رهبری خود بر نمی تابد و هیچ گاه هم توصیه نکرده است.

 اندیشه مدرن و مترقی بشر روشی را برای تقسیم عادلانه قدرت در جامعه طراحی کرده که آن را انتخابات می نامند و به همین دلیل منشا ذاتی اعتراضی که موجب تولد جنبش سبز شد در مبانی عملی و تفکری دین اسلام وجود خارجی ندارد پس نمی توان منشا هویتی این جنبش را مذهبی و اسلامی دانست. 

 همانطور که پیش تر اشاره کردیم تغییرات سیاسی در ساختار حاکمیت اسلامی قرار نیست  به اراده مردم باشد که اگر چنین بود حاکمیت اسلامی در تمام تاریخ حیاتش  اسیر فرد رهبری نمی شد. همانظور که می دانیم ساختار رهبری در اسلام بر پایه نقش شخص پیامبر و بعد خلیفه، والی، مفتی و سلطان و نهایتاً ولایت فقیه به زعم دیدگاه شیعیان بوده و هرگز در هیچ جای تاریخ اسلام و حاکمیتهای اسلامی انتخابات ملاک برگزیده شدن رهبر یا نهاد حاکمیت نبوده است.

( پایان بخش دوم )

 آسیب شناسی هویت جنبش سبز(۱)

© 2010, آزادی بیان. All rights reserved.

مطالب مرتبط


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به iranfree-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به iranfree@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته