-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

Latest News from Kaleme for 08/09/2010

Latest News from Kaleme for 08/09/2010
Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



به مناسبت روز خبرنگار یکی از روزنامه نگاران مطلبی را به پاسداشت تلاش های خبرنگاران نوشته است که مرور آن خالی از لطف نیست.

به گزارش کلمه، متن این نوشتار به شرح ذیل است:

انگار این سالها مد شده که مناسبت های رنگارنگ را بدون شناخت و باور گرامی بدارند .

ما هم که این روزها برای همه چیز می نویسیم و گرامی می داریم، اما کمتر کسی است که حرمت شغل خبرنگاری را به واقع گرامی بدارد.یکی با هدیه ای کم ارزش ، مقامی شامخ را زیر سئوال می برد و دیگری با تعریفی پر از ریا و نیاز می ستایدت .بسیاری به نام تعامل، دم از نزدیکی می زند و فراموش می کنند خبرنگار برای حقگویی و راستی ایستاده و نقد سالم شالوده اش است.

در عجبم چرا در حالی که هنوز هم بسیاری از همکاران خبرنگار پشت میله های زندان هستند کمتر کسانی به یاد آنها می افتند و برخی تنها شعار گونه دربندان به ظاهر آزاد این عرصه را در کلامشان می ستایند،نه در عمل!

هزاران وعده در گرامی داشت های بیهوده داده می شود که چنان می شود و چنان!اما هیچ نمی شود و ۱۸ مرداد همه چیز مانند قبل است.

نمی دانم چرا کسی نمی گوید خبرنگار همان کسی است که هنوز هم بیمه اش کارگری است و در آمدش هم چون ثمنی بخث ،برای کاری زیان رسان به روح ،جسم و آتیه…خون بهایی است ابدی!

فراموش نمی کنم که من و تو که مانده ایم ،هنوز هم شغلمان را عاشقانه دوست داریم و با وجود این مشکلات ادامه می دهیم .اعتراف می کنم بیشتر از شغلم، اعتبار این شغل را دوست دارم که تنها و تنها به واسطه رفاقت های صمیمانه ،با دوستان و همکارانم کسب شده است. دوست وهمکار عزیزم ، کسی که همیشه هزاران فشار را تحمل میکنی اما بازهم می نویسی و به حرمت افکارت که کلمه می شود ،خود را نگاه می داری و تنها برای کشورت کار می کنی…. بدان که دوستت دارم و صمیمانه می ستایمت.

شاید این خطوط ،درد دل های من و تو و از یک جنس باشد اما فکر می کنم دست کم ،مرهمی است برای سختی هایی که می کشی اما نمی گویی. می دانم قدرشناس واقعی این ایثار آنی است که به قلم قسم می خورد…..پس تنها می گویم :

روزت مبارک، راهت سبز ….


 


جمعی از اعضای تحریریه ماهنامه توقیف شده نامه با انتشار بیانیه ای خطاب به مجامع بین اللملی حقوق بشری، آزادی خواهان و مردم آزاده کشور نسبت به وضعیت زندانیان در اعتصاب غذا به ویژه سه زندانی که اقدام به اعتصاب غذای خشک کرده اند، اظهار نگرانی کرده و خواستار رسیدگی به شرایط آنان شدند.

بنا به گزارش های رسیده به جرس، این جمع در بیانیه خود با اشاره به وضعیت کیوان صمیمی، مجید توکلی و بهمن احمدی امویی که در اعتصاب خشک به سر می برند، می نویسند: اینک این هر سه انسان آزاده، تنها برای حفظ حقوق و حرمت انسانی زندانیان عقیدتی سیاسی و ضرورت تمکین مسولان و مدیران زندان به همان قوانین ناقص و محدودی که بر حسب وظیفه باید ملزم به اجرای آن باشند، به استقبال مرگی ناخواسته می روند. معمولاً اعتصای غذای خشک پس از چند روز اول به خونریزی معده می انجامد و سپس فعالیت مغز به شدت آسیب دیده و با تحلیل قوای جسمی و روانی فرد می تواند به کما بیانجامد و زندانی را با مرگ هم آغوش نماید.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

هم میهنان شریف و آزاده،

آزادی خواهان و کوشندگان را ه عدالت و دموکراسی،

مجامع بین المللی حقوق بشری و تلاشگران عرصه ی مطالبه واستیفای حقوق شهروندی، درنگ جایز نیست، تهدید به مرگ جدی است،وخامت حال اعتصاب غذا کنندگان بند ۳۵۰ اوین به ویژه کیوان صمیمی ، بهمن احمدی اموئی و مجید توکلی ” را در یابید

اکنون ۲ هفته است که هفده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در اعتصاب غذا به سر می برند و سه تن از ایشان بیش از یک هفته است که اعتصاب خود را به اعتصاب غذای خشک تبدیل کرده اند.

فرزندان آزاده این مرز و بوم تنها برای دستیابی به ابتدایی ترین حقوق انسانی که حتی توسط ارکان خود نظام برای زندانیان شناخته شده و در آیین نامه زندان ها منعکس است، به ملاقات مرگی چنین جان گداز می روند.

این سه تن به نمایندگی از سه نسل مبارزان عدالت و آزادی و حاکمیت قانون در این سرزمین، اینک در سلول های انفرادی با تسلیم ناپذیری، عدالت جویی، آزادی خواهی و در مصاف با بی رحمی و قانون گریزی زندان بان ها و متولیان و زمام به دستان دستگاه های امنیتی – قضایی جمهوری اسلامی مرگ را فریاد می کنند.

مجید توکلی دانشجوی جوان، پرشور و آرمان خواهی که به نمایندگی از نسل سوم میهنمان که علیرغم چند بار دستگیری و زندانی شدنش، سر تسلیم به درگاه قدرت بی محابای خشونت طلبان آزادی کش فرود نیاورد و علیرغم تمامی شکنجه ها، فشار ها و انفرادی رفتن های پیایی با درج مقالاتی از درون زندان، به جمع بندی تجارب دهه ها دستاورد جنبش دانشجوئی این کشور پرداخت و با مقاومت بی نظیرش ظهور نسل جدیدی از گلسرخی ها،پاک نژاد ها و مهدی رضائی ها را بشارت داد. او با دفاع جانانه اش در پستو های ظلم و بی عدالتی بی دریغی که “دادگاه انقلابی” می خوانند، هیمنه ی آستان قدسی قدرت بی حد و مرز را به چالش کشید.

بهمن احمدی امویی روزنامه نگاری برآمده از خیل جوانان سر برآورده از نسل دوم انقلاب سال ۵۷ ،انسانی متواضع، محجوب و آرمان گرا که برای ترسیم شرایط مصیبت بار اقتصادی کشور و بی توجه بودن صاحبان قدرت مسلط بر گنجینه های این سرزمین، به توسعه اقتصادی کشور، سوء مدیریت و بی تدبیری و بی کفایتی آنان را در مصاف با عقب ماندگی و گسترش فقر و بی عدالتی و اتلاف منابع ملی، قلم خود را به چرخش در می آورد.
انسان فروتنی که به هنگامه افزایش فشار ها بر زندانیان جوان و تلاش زندانبانان برای تحقیر و خرد کردن شخصیت انسانی آزادگان سر افراز دربند، پیشاپیش زندانیان، سینه به سینه ماموران امنیتی زندان،حقوق قانونی و انسانی زندانیان را مطالبه می کرد و با مقاومتش جوان تر ها را به حفظ روحیه و پا فشاری بر حقوق قانونی خود دعوت می کرد.

کیوان صمیمی دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف که اینک پا بر جا و سر فراز بر تارک پیشتازان نسل اول انقلاب بهمن ۵۷ می درخشد، ششمین دهه زندگی پر بار و سراسر مبارزه خویش را می گذراند. او از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی تا کنون بارها در هر دو رژیم طعم شکنجه و زندان را چشیده است، اعدام دو برادر مبارز و سر افراز خود پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده است و اینک سر سختانه ایستاده بر ایمان خود و تا پای جان بر مطالبه آرمان های دیرین عدالت و آزادی پای می فشارد و خواهان ستاندن حقوق قانونی شهروندی خویش از دست غاصبان آن است.

کیوان صمیمی که در دوران جوانی شکنجه های دژخیمان ساواک در کمیته مشترک ضد خرابکاری را به دفعات از سر گذرانده و به دست مردم و با اوج گیری انقلاب از زندان شاه به در آمده ،هرگز از آرمان های بلند و انسانی اش کوتاه نیامد و با وجود برخورداری از هر گونه امکان بهره جویی وکام ورزی شخصی از مواهب و رانت خواری های ناشی از حضور در نظام مدیریتی و تصمیم گیری کشور، به عافیت طلبی و آستان بوسی بارگاه قدرت ،تن در نداد.

او از موسسین حزب آزادی مردم ایران، از فعالان ملی مذهبی، از بنیان گزاران نهاد حمایت از دانشجویان محروم از تحصیل، از کوشندگان کانون صلح، کمیته دفاع از آزادی مطبوعات، حلقه پیش برنده جریان مطالبه محور در انتخابات گذشته بوده است. وی همچنین همکار ماهنامه دریچه گفتگو ، ایران فردا و در اواخر دهه شصت بانی و مدیر مسئول نشریه نامه در سالهای اصلاحات و بنیانگذار سایت سیاسی و اجتماعی “خرابات” بود و با هر تشکل مدنی و جریان قانونی و کوشنده ی راه آزادی و حقوق مدنی مردم این سرزمین، فعالانه همکاری می کرد.

هم وطنان بیدار و آگاه،

کیوان صبور و پاک باخته ما ، طی سال های گذشته بارها توسط ماموران امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی احضار شده و بار ها صاحبان قدرت به او هشدار داده اند که کوچکترین پی آمد فعالیت های قانونی و مدنی او ، زندان و بازداشگاه است. اما پاسخ کیوان تنها یک کلام بود: ” از حقوق شهروندی خود ذره ای کوتاه نخواهم آمد”. چنین بود که در نیمه شب همان روز اعلام نتایج انتخابات بازداشتش کردند و چون هرگز از خواسته های قانونی خود کوتاه نیامد بار ها و بارها وی را به انفرادی برده و حتی از زندانی کردنش در مستراح زندان نیز خودداری نکردند.

اما کیوان، آشتی ناپذیر بر سر معامله با به یغما برندگان حقوق و عرض و آبروی مردم، بر حقوق قانونی و انسانی و شهروندی خود پای فشرد و سر تسلیم بر درگاه قدرت بی محابای قانون گریز، فرود نیاورد. او ضمن سر سختی و پایداری بر ایمان خلل ناپذیرش به بر حقی مطالبات قانونی و یقین ورزی بر درستی مسیر مبارزه مدنی اش، در عین حال صحنه ی بازجویی پس دادن به ماموران اطلاعاتی را به صحنه ی طرح مجدد مطالبات بر حق خویش و بیهودگی و عبث بودن تلاش های آنان برای بازداشتن وی از مسیر مردم و منافع ملی کشور بهره جست.

همه آنان که کیوان شکیبا و بیداردل و عارف مسلک ما را می شناسند نیک می دانند که او ضمن بی همتایی و یگانه بودنش در ستبری دل و مرزشکنی در دلیری و بی باکی و داشتن سری نترس در هزینه پردازی و آمادگی بی شائبه و تمام عیارش برای از خود گذشتگی و پاکبازی در راه آرمان های آزادی خواهانه، عدالت جویانه و میهن پرستانه اش، درعین حال به گفتگو و به تعبیر خودش” معجزه گفتگو” فارغ از مرز بندی های ایدئولوژیک و سیاسی باوری عمیق داشت.

کیوان بر پایه ی همین باور حتی در فرصت کوتاهی که برای شرکت در مراسم جشن عروسی یگانه دخترش به مرخصی چند روزه آمده بود با هدف دستیابی احتمالی به روزنه های امیدوار کننده ای برای خروج از وضعیت امنیتی سیاسی میهن بر باد ده کنونی، اوقات و ساعات زیادی را به دیدار و گفتگو با زعما و سر کرده گان و چهره های شاخص موسوم به اصول گرا ،صرف کرد. چهره های شاخصی که بازجویان و صحنه گردانان دستگاه های امنیتی- اطلاعاتی کشور افتخار شاگردی در محضر ایشان را برای خود به ثبت رسانده اندو همین بازجویان اینک باید در کسوت بازجو در برابر منطق روشن و مستحکم کسی باز جویی پس دهند که در موضع یک میهن پرست راستین، با استادانشان به بحث و گفتگو و تحلیل ورزی نقادانه می نشینند.

عزیزان هم وطن

اینک این هر سه انسان آزاده، تنها برای حفظ حقوق و حرمت انسانی زندانیان عقیدتی سیاسی و ضرورت تمکین مسولان و مدیران زندان به همان قوانین ناقص و محدودی که بر حسب وظیفه باید ملزم به اجرای آن باشند، به استقبال مرگی ناخواسته می روند.

معمولاً اعتصاب غذای خشک پس از چند روز اول به خونریزی معده می انجامد و سپس فعالیت مغز به شدت آسیب دیده و با تحلیل قوای جسمی و روانی فرد می تواند به کما بیانجامد و زندانی را با مرگ هم آغوش نماید.
از این رو اعتصاب خشک در زندان انفرادی که اعتصاب کننده حتی از مراقبت سایر زندانیان بی بهره است می تواند مرگ را بسیار سریع تر به ارمغان آورد. شاید بردن این سه تن به انفرادی و نگه داشتن این سه مبارز نستوه تحت شرایط اعتصاب خشک در انفرادی نیز عمداً برای راحت شدن زندانبانان از جسارت و مقاومت مدنی این سه آزاده در بند صورت گرفته باشد. چه بسا که حتی پیام آزادگان سر افراز زندان رجائی شهر، برخی چهره های روحانی و رهبران جنبش سبز و فعالان مدنی و اجتماعی برای خاتمه ی اعتصاب از این سه تن دریغ کنند تا با مرگ این سه آذرخش ،بی پروائی زندانبانان و متولیان امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعمال قدرت لجام گسیخته و به دور از هر گونه ضابطه برای سایر زندانیان به نمایش بگذارند .مقامات نظام با بی اعتنایی به خواسته های حداقلی و قانونی اعتصاب کنندگان و درگیر شدگان در بازی رو کم کنی نامسولانه با این نمایندگان جنبش مدنی ایران، می خواهند به صراحت بیان کنند که قانون تنها ابزاری برای سرکوب وانقیاد است و آن بخش از قوانین جمهوری اسلامی که اعمال قدرت را ضابطه مند میسازد و یا در هر سطحی به حقوق شهروندان اشاره دارد، تنها نقش تزئینی داشته و برای مشروعیت بخشی صوری و ظاهری به اعمال قدرت بی پروا و انقیادطلبی بی چون و چرای شهروندان است. شهروندانی که صاحبان قدرت آن ها را رعیتی بیش نمی بینند، آن هم رعیتی که تنها موظف به اطاعت کورکورانه از این نایبان خدا در زمینیند.

از این روست که رساندن صدای مظلومیت این آزادگان در بند، امروز وظیفه ای همگانی است. غفلت، تعلل و بازی با زمان به هر شکل و هر بهانه تنها ارمغان آورنده ی مرگ بی صدای این آزادگان سر افراز خواهد بود. همتی گستره لازم است تا از وقوع تلخ این رویداد پیش گیری شود.

آری، ای همه انسانهای با وجدان و دردمندی که قلب تان برای انسان و حقوق بدیهی اش می تپد، درنگ جایز نیست.

یک نفر در آب دارد می سپارد جان، یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.

جمعی از اعضای تحریریه ماهنامه توقیف شده نامه


 


کلمه :جمعی از فعالان مدنی ،سیاسی و فرهنگی با صدور بیانیه ای از اعتصاب کنندگان و خانواده هایشان که برخی از انها نیز به اعتصاب کنندگان پیوسته اند، خواسته اند تا جانشان را برای خود، خانواده هایشان و سرزمینی که به آنها نیازمند است، حفظ کنند.

بیش از چهارده روز است که هفده زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی اوین، در اعتصاب غذا به سر می برند. اعتراض آنها به شرایط نامناسب زندان، برخورد نامناسب ماموران این بند و رعایت نشدن حقوقشان به عنوان یک زندانی است. ۳۷۰ تن از فعالان اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، روزنامه نگاران و هموطنانی که نگران سلامتی این زندانیان هستند و در میان آنها نام چهره های شناخته شده اجتماعی و حقوق بشری و زنان به چشم می خورند، با انتشار بیانیه ای خطاب به مسوولان کشور گفته شده که مسوولیت حفظ جان زندانیان سیاسی با آنهاست و لازم است تا با حفظ حقوق آنها، خطری که جانشان را تهدید می کند رفع کنند.

متن کامل بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است :

بیش از دوازده روز است که هفده رادمرد پرشکیب ایران، در بند ۳۵۰ زندان اوین، بدنهای نحیفشان را در اعتراض به شرایط نامناسب و ستم مضاعفی که به زندانیان این بند شده است، بر پرچم اعتصاب برافراشته اند. آنها زبانشان را بر غذا بسته اند تا مگر زبانهای دیگرانی که بیش از آنها آزادی سخن گفتن دارند، به سخن در آیند و فریاد خاموش آنها را به گوش جهان برسانند.

هموطنان، جان فرزندان ما در خطر است. هفده تن از زندانیانی که به جرم فعالیتهای اجتماعی، سیاسی یا مدنی، در زندان بوده اند به شرایط نامناسبشان، اعتراض و برای نشان دادن این اعتراض اعتصاب غذا کرده اند. در میان آنها روزنامه نگاران و وبنگارانی هستند، که ما بسیاری از خبرها و تحلیلهای سالهای اخیر کشورمان را از قلم آنها شنیده ایم. در بین آنها دانشجویانی هستند که مثل همه فرزندان این خاک، به عشق خدمت به مهین، راهی دانشگاه شدند. در میان آنها فعالان مدنی و حقوق بشری هستند که همه تلاششان در سالهای اخیر ، حفظ کرامت و شان آدمیت در کشور ما بوده است. در میان آنها فعالان سیاسی بوده اند که درد وطن داشته اند و راهی پیشه کرده اند که برای آنها وعده عدالت و انصاف داشت. اما اینک این هفده تن یار تنها مانده ما در اوین، در پی بیدادی که برآنها رفته است و در گزیر از هرگونه چاره جویی و پاسخ دهی عادلانه مسوولان قضایی و امنیتی کشور، مرگ را به سفره بدنشان فراخوانده اند! تا مگر به این شرح، این فریاد و این داد بیداد شنیده شود! و در این راه، خانواده ها و برخی از مادران و همسرانشان نیز به آنها پیوسته اند.

خبرها حکایت از وضعیت وخیم چندین تن از اعتصاب غذا کنندگان و همچنین برخی از مادرانی که در اعتصاب به سر می برند، دارد.

ما جمعی از فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و همچنین عده ای از هموطنانی که نگران سلامتی فرزندان رنج کشیده مان در زندان اوین هستیم، از ایشان و خانواده های نگرانشان که تا کنون پاسخی برای قانون شکنی های پی در پی در حفظ حقوق زندانیانشان دریافت نکرده اند، با حفظ حق رسیدگی درخواستهای بحق آنها، می خواهیم که اعتصاب غذایشان را بشکنند و همانگونه که روح بلندشان در برابر بیداد تا کنون پایدار مانده است، اجازه دهند تا جسمشان نیز در این راه، پایدار بماند. از ایشان می خواهیم تا وجود گرانقدرشان را برای ایران عزیز، سالم نگه دارند. از آنها می خواهیم که امید را به تن رنجورشان درهم نشکنند و از آنها می خواهیم که زنده بمانند.

درخواست ما از ایشان به معنای این نیست که در این راه با آنها همراه نبوده ایم. بلکه به این دلیل است که جان عزیز آنها باید برای خودشان، خانواده هایشان و برای سرزمین ما ایران، سالم و در امان بماند.

همچنین روی دیگر این سخن با همه مقامهای مسوول در ایران، بویژه در سیستم قضایی است. با همه ستمی که در یک سال گذشته بر بسیاری از مردم رفته است، آنچه از جانب شما شنیده شد، تنها سکوت تحقیر آمیز یا ادامه تهدیدها بوده است. آنچنانکه چندی پیش ، ماموران زندان نیز در پاسخ به خواسته های زندانیان بند ۳۵۰ به آنها گفتند اوین را کهریزکی دیگر خواهند کرد!

پس به چه باید امید بست؟ با بی پاسخ نگه داشتن کسانی که فرزندانشان را، همسران، یا خویشانشان را در خیابان یا زندان از دست داده اند، با منتظر نگه داشتن زندانیان و خانواده هایشان و احکام غیر منصفانه ای که در هیچ ترازوی عدالتی ، هم وزنش یافت نمی شود و با برخوردهای پر خشونت و حق کشی های مدام، با اعدام، با زنجیر و زندان، با تهدید و بازداشت، به درگاه کدام محکمه ای، دادخواهی باید کرد؟

اگر چه رعایت انصاف و عدالت، به نظر آرزوی دور و درازی است، اما تنها به این دلیل که جان فرزندان ما همچنان در دست شماست، از شما می خواهیم که در حفظ این جانهای عزیز بکوشید. آنها را همانگونه که بسلامت تحویل گرفته اید، سالم و ایمن به خانواده هایشان بازدهید. از شما می خواهیم و هشدار می دهیم که آینده کشورمان را با به خطر انداختن جان بهترین فرزندانش، اینگونه همچون پلی بی بازگشت، پشت سر خود و دیگران خراب نکنید!


 


کلمه: بهشتی شیرازی در دوران نخست وزیری موسوی دبیر هیات دولت بودو پس از کناره گیری موسوی او نیز به کار های فرهنگی مشغول شد و همواره به عنوان یک شخصیت فرهنگی به فعالیت ادامه می داد. وی با حضور موسوی در عرصه  انتخابات به عنوان سردبیر کلمه سبز و مشاور موسوی به عرصه ی سیاست بازگشت. بهشتی شیرازی از جمله نزدیکترین شاگردان عارف بزرگوار مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی بود. وی همچنین تالیفات عرفانی و مذهبی دارد . او  ماههاست  به اتهام همکاری با موسوی زندانی است. هر چند که مدت بازداشت موقت بر طبق قوانین دوماه بیشتر نیست اما با گذشت ماهها از بازداشت بهشتی به مانند بسیاری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، در اوین  و همراه با بلاتکلیفی به سرمی برد. طبق اعلام قرار بود دادگاه  بهشتی شیرازی ۱۱ مرداد ماه  برگزارشود. اما برای چندمین بار دادگاه وی به تاخیر افتاد تا عزم دستگاه عدالت را برای ماندن بهشتی شیرازی در بازداشت موقت! و آن هم پس از چند ماه  مشخص شود. زمان بعدی که برای بهشتی مشخص شده است مهرماه است و این یعنی حداقل نه ماه بازداشت موقت. خبرنگار کلمه برای جویا شدن از نتیجه دادگاه و پرس و جو درباره روند بررسی پرونده علیرضا بهشتی از ابتداتا کنون با سید صدرالدین، فرزند این آزاده دربند تماس گرفت . در این تماس پسر علیرضا بهشتی گفت که دادگاه پدرش به تعویق افتاده و همچنان بعد از هفت ماه وی باید در زندان اوین بماند.

آقای بهشتی  شیرازی چه زمانی و کجا بازداشت شدند؟

ماموران امنیتی بعد از روز عاشورا به دفتر پدر آمدند. او را بازداشت کردند.دفتر را هم پلمپ کردند. پلمپ دفتر یک کار احساسی بود. این کار ماموران امنیتی باعث شد یک ماه و نیم  بدویم تا بتوانیم دفتر را بازکنیم .البته ماموران به منزل ما هم آمدند. خانه را بازرسی کردند و اطمینان دادند که پدر در محلی راحت به سر می برد.

وقتی به منزلتان برای بازرسی آمدند، ماموران حکم قانونی نشان دادند؟

حکم بازرسی منزل را نداشتند یا حداقل نشان ندادند اما حکم بازداشت پدرم را داشتند.از ما خواستند بنویسیم که رفتارشان خوب بوده، ما هم نوشتیم که چیز خاصی ندیدیم . .

اولین تماس آقای بهشتی با منزل  چه زمانی بود؟

دو روز بعد از اینکه بازداشت شدند، تماس گرفتند وگفتند در سلول انفرادی اوین هستند.

اولین ملاقات شما با آقای بهشتی کی بود؟

بعد از ۲گذشت  ماه و نیم  ما او را دیدیم. آن روز به  خانواده های دیگر مشاوران آقای موسوی چون عرب مازار و بهزادیان نژاد هم ملاقات داده بودند. واقعا در اولین ملاقات پدرم را نشناختم. من تا به حال اشک پدرم را ندیده بودم، در این ملاقات او گریه کرد. پدرم هفتاد روز در انفرادی بود .من همین جا یک سوال دارم، آیا این مصداق بارز ظلم کردن و شکنجه نیست؟ اگر هست این تناقض چیست. اینکه آقایان می گویند زندان های ما بهترین زندان های جهان هستند، انگار مسولان سرشان را داخل برف کرده اند و ظلم هایی که به زندانیان می شود را نمی بینند.

شما در این مورد به مسئولان اعتراض نکردید؟

من درباره هفتاد روز انفرادی پدرم به مسولان دادگاه انقلاب اعتراض کردم که آنها گفتند که این کار درست نبوده و ما موافق این انفرادی ها نبودیم..

بعد از اینکه آقای بهشتی از انفرادی بیرون آمدند، اوضاع بهتر شد و با شما بیشتر در ارتباط بودند؟

پدرم بعد از این انفرادی ها با فردی هم سلول شد. این فرد در اوین دچار اختلال روانی شده بود و قرص اعصاب مصرف می کرد. وضعیت این زندانی طوری بود که پدرم در خواست کرد که به انفرادی برگردد.

آقای بهشتی در مدت بازداشت دسترسی به وکیل داشتند؟

۵ ماه اولی که پدرم در بازداشت بودند، حق داشتن وکیل را نداشتند. تازه دو ماه است که ایشان توانسته از وکیل برخوردار شود و وکالتنامه امضا کند..

پرونده در کدام شعبه دادگاه انقلاب است و در چه وضعیتی است؟

پرونده پدرم در دادگاه انقلاب پیش آقای مقیسه فرستاده شده بود که بعد از چند ماه خودشان تغییر شعبه دادند و پرونده رو به نزد قاضی پیر عباسی فرستادند و وضعیتش بلاتکلیف است چون از پدرم هیچ مدرکی دال بر جرم ندارند.

تاکنون دادگاهی برای پدرتان برگزار شده؟

یک بار تعیین وقت کردند و بدون اعلام خودشان زمان دادگاه را تغییر دادند. مقرر بود که در تاریخ ۱۱ مرداد ماه دادگاه تشکیل شود که جلسه دادگاه تشکیل نشد. روز دادگاه پدرم را با دستبد آوردند که من اعتراض کردم نه تنها به اعتراضمان رسیدگی نکردند بلکه دو مامور انتظامات خبر کردند که ما با پدر حرف نزنیم . این در حالی بود که ما می توانستیم در روز دادگاه با پدرمان ملاقات کنیم و حرف بزنیم.

زمان بعدی دادگاه را به شما اعلام کردند؟

۷ مهرزمان دادگاه بعدی است.

ممکن است پیش از دادگاه به قرار تامین آزاد شوند؟

در کوتاه مدت بعید است که بتوانند با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه آزاد شوند.

به نظر شما چرا به پرونده آقای بهشتی رسیدگی نمی کنند؟

برای اینکه به پرونده سر و سامان بدهند هیچ مدرکی وجود ندارد به همین دلیل پرونده و زمان بازداشت را کش می دهند. اصلا به وقتی که مردم برای رسیدگی به پرونده عزیزانشان می گذارند اهمیتی نمی دهند.

برای پیگیری پرونده آقای بهشتی پیش چه کسانی رفتید؟

وقتی از مسئولان ناامید شدیم و مسئولان دادگاه انقلاب و زندان اوین به حرف های ما ترتیب اثری ندادند، پیش مراجع عظام رفتیم البته مسئولان دولتی که برای آنها حرمتی قایل نیستند. پس از آن دیدار ماموران امنیتی ما را تهدید کردند. سوال اینست که اگر حکومت کاری نکرده چرا از رفتن ما پیش مراجع باک دارد؟ چراپس از دیدارما را تهدید می کنند؟

چه انتظاری از مسئولان دارید؟

من یک خواهر شش ساله دارم. مسئولان تا به حال شده هشت ماه فرزند خردسالشان را نبینند . تصور کنید به آن فرزند و آن پدر در این مدت چه گذشته ..یک لحظه خودشان را به جای این پدر و دختر بگذراند. آخر چه گناهی کرده خواهر کوچکم . او در اتاق را می بندد و گریه می کند. دایم سوال می کند که کی پدرم از مسافرت می آید .ما حتی نتوانستیم به او بگوییم پدرم کجاست .

اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید؟

در آخر این را بگویم که به نظرم روند بازداشت پدرم روند قضایی نیست بیشتر شبیه یک گروگانگیری است. کسی باورش نمی شود که بهشتی تبانی کرده و اقدام کرده علیه امنیت.  این عملکرد مسئولان در حافظه تاریخی ملت می ماند. مردم حافظه تاریخی قوی دارند. فقط به مسئولان می گویم این قدرتی که از آن استفاده می کنید، یک روز از میان می رود و خیلی ما صبوریم و پادزهر این قدرت همین صبر است.

ممنون از وقتی که در اختیار کلمه قرار دادید.


 


در مراسم افطاری که در هبستگی زندانیان سیاسی اعتصاب کننده غذا از سوی خانواده نورانی نژاد برگزار شد،  جمعی از میهمانان و همچنین خانواده حسین نورانی نژاد سخنانی را ایراد کردند.

به گزارش خبرنگار کلمه، در ابتدای مراسم افطار سیاسی،  مادر حسین نورایی نژاد که اخیرا در منزلش با تهدید به بازداشت  و متهم به رهبری اغتشاشگران شده بود، از حضور جمعی که برای اعلام حمایت از این خانواده گردهم آمده اند تشکر کرد.

مادر نورانی نژاد درباره حسین گفت:” تنها چیزی که مرا به یاد حسین می اندازد این است که هر سال نزدیک ماه رمضان می گفت من می خواهم افطاری دهم”.

مادر این زندانی سیاسی که صبحتهایش با بغض همراه است، افزود:”همیشه به حسین می گفتم هرکاری می خواهی انجام بده.قبلا کانون توحید بود ، من هم همراهش بودم بیشتر مواقع مجری بود؛ بعضی اوقات موقع اذان می رسید.همه دعای کمیل ها و کارها بدرقه راهش بود که یک ماه دیگر محکومیتش به پایان می رسد.خادم حضرت علی بود.خادم حضرت علی را به زندان بردند.امیدوارم دراین ماه خادمش برگردد.”

پرستو سرمدی درباره اعتصاب غذای نورانی نژاد گفت: ” حسین اهل این نبود که چنین تصمیمی بگیرد؛ حتما شرایط زندان به گونه ای شده که دست به اعتصاب زده است.”

پرستو سرمدی افزود: “تاکنون این حرکت برای اعتصاب کنندگان چیزی جز خیر به همراه نداشته است؛ بی شک برای عاملان آن هم غیر از شر نخواهد داشت. امیدوارم پیام موسوی و کروبی به آن ها رسیده باشد و اعتصاب را شکسته باشند؛ این امید ماست.”

دبر اساس این گزارش، پس از پرستو سرمدی، محمد  نوری زاد  که  چند ماهی است از اوین آزاد شده، صحبت می کند.او در چنین شبی از خاطره روزهای آخرش در بند ۳۵۰ گفت .

محمد نوری زاد با اشاره به اینکه “روزهای آخر زندان یک هفته با حسین همبند بودم و از اندرزگاه به بند ۳۵۰ منتقل شدم، گفت:” عمادالدین باقی که دید من تخت ندارم گفت بیایید کنار من.عماد با رییس زندان صحبت کرده بود تا کف اتاق را سرامیک کنند، روزی که من وارد شدم بنایی را شروع کردند کاری که انجام آن با حذف کتابخانه همراه شد.”

نوری زاد با اشاره به  تلاش های عماد الدین باقی در زندان گفت:”عماد تلاش می کرد تا کتابخانه بند ۳۵۰ را احیاء کند و پتوهایی که ۲ سالی بود شسته نشده بود را تعویض کنند و به ازای آن نامه نوشته بود؛ حسین مخالف نامه بود.این موضوع گذشت تا وقتی باقی در حال آزادی بود یک بحث سرپایی شد .حسین که مخالف نامه بود می گفت وقتی تشکر کنیم که اجازه دادند کتابخانه و پتو باشد ، این تشکر بابت کاری می کنیم که جزء وظیفه آن ها است و امضاء ما در بین تشکرکنندگان از آن ها باقی می ماند.نورانی نژاد و بهمن احمدی مخالف بودند.”

نوری زاد ادامه داد: “حسین جزء کسانی بود که به فراوانی سخن می گفت و خوب صحبت میکرد؛ اطمینان دارم این ها جزء پایداران و خوبان سرزمین ما هستند.جز پاکی در این ها چیز دیگری ندیدم .اگر در پیشگاه خدا، بخواهم کسی را نزدش برم همین ها را می برم که با هر گرایش و عقیده جزء پاکترین های سرزمین ما هستند؛ بی هیچ خطایی و گناهی از خانواده خود محروم ماندند.حسین آقا و همه حسین آقاها.”

سپس “محسن صفایی فراهانی ” به تشکر از خانواده حسین نورایی نژاد به خاطر استقامت شان اکتفا می کند.

پس از آن محمدرضا خاتمی درباره این مراسم گفت :” نسبت به این جمع یک احساس دوگانه دارم ؛ از یک طرف نگران دوستانی هستند به خاطر رنجی که متحمل شدند؛ نگران سلامت آن ها و بالاتر از آن و سوی دیگر افتخار است که دوستی مثل این آقایان و فرزندی مثل این ها است که همین چند نفر سند پیروزی برای ما ست. دوران سختی است ؛ سختی های آن در این مدت طی شده و از این پس باید شاهد روزهای گشایش و فرج باشیم و بدانیم که ظلم پایدار نمی ماند؛ آنچه سبب تسریع ظلم می شود، این است که بر حق خود ایستادگی کنیم که البته برای آن باید هزینه پرداخت و پرداختن این هزینه راحت است.شب های عزیزی در پیش است؛ دعا می کنیم آزادی دوستان را.هم کسانی را که می شناسیم و هم زندانیانی را که نمی شناسیم و ممکن است وضعیت آن ها بهتر از عزیزان ما نباشد. برای من و امثال من که در انقلاب نقش داشتند از آرمان های انقلاب باید دفاع کرد آن هم در دوره ای که به نام اسلام و دین جفا صورت می گیرد.”

همچنین  در این مراسم، شکوری راد حضور در کنار خانواده نورایی نژاد را فرصت مغتنمی  برای ادای دین به خوبی های حسین خواند.

وی گفت:”در جوانان حزب کسی که خوب مسایل را درک می کرد و می فهمید حسین بود.اولین بار که با وی از نزدیک در ارتباط قرار گرفتم نزدیک انتخابات مجلس هفتم بود ؛ درآن فضای سرخوردگی و یاس باکمک جوانانی چون حسین فضا درحال تغییر بود که آن رد صلاحیت های گسترده شکل گرفت. یک مایه های درونی غنی در حسین بود که باعث می شد بدرخشد و متشعشع شود؛ کاریزمایی که مبتنی بر تفکر و اندیشه بودوعمیق فکر و سوال می کرد؛ این طور نبود که در یک فضای ماجراجویی و هیجانی حرف بزند و یا راجع به افراد بی گدار قضاوت کند؛ بعد از انتخابات ایشان پیش قدم شد برای فعالیت در دارالزهرا که بسیار اثرگذار بود و با آن که می دانست این فعالیت می تواند خطرناک باشد اما با اخلاص کار می کرد.اعتقادی فعالیت می کرد.”

شکوری راد از مهدی اقبال هم یاد کرد که با معرفی حسین آقا آمد و گفت: بعد دیدیم چقدر با شهامت و اعتقاد است.

نوبت به “نعیمی پور” می رسد که جمله “شکوری راد” را تکرار کند و از اعتقاد نورایی نژاد سخن بگوید.

نعیمی پور درباره نورانی نژاد گفت:”حسین آقا با اعتقاد کامل کار انجام می داد؛ مطالعه کرده بود ، انتخاب کرده بود و پای انتخابش ایستاد.به همین خاطر فرد ارزشمندی است.به خاطر همین حسین آقا بیرون زندان و داخل زندان مشابه هم است، چون با بصیرت و دانش دست به انتخاب شده بود.امثال حسین که کم نیستند ما که سنی را پشت سرگذاشتیم همین جوانان و امثال حسین هستند که امیدوار می کنند که راه برای عدالت خواهی ، دموکراسی و سربلندی کشور با قوت زیادی دنبال شود.با این جوانان راه کوتاه تر می شود.”

“فخری محتشمی پور” نیز در این مراسم گفت: “حضور در این منزل که پرورش دهنده حسین نورایی نژاد است برای من افتخار بزرگی است. پدر وی که سختی های زیادی را متحمل شده است؛ مادر وی که هاجر وار مسیر خانه تا زندان را طی می کند؛ پرستو که سنبل جوانان و نهال های سبز است.پرستو سنبل زن آزاده و مقاوم ایرانی است، زنی که زینب گونه صدای اعتراضش را بلند کرده و هر گز در پستو پنهان نکرده است.”

محتشمی پور درباره نورانی نژاد گفت:”دریافت من از وی متفاوت است ؛نجابت ،متانت، فروتنی ، عزت نفس و ویژگی های مثبت دیگری که در او دیدم نتیجه تربیت اصیل وی است که در بند بودنش مثبت بوده است.به خانواده اش تبریک می گویم.” وی ادامه می دهد :”حسین به تمام معنا مدافع حقوق زنان است؛ انتخاب پرستو هم از این رو بود و در جلسه کمیسیون زنان بحث های زیادی در این مورد داشتیم.” محتشمی پور تاکید می کند که وظیفه ماست که تا آزادی آخرین زندانی سیاسی از زندان همبستگی مان را حفظ کنیم که این همبستگی خود دشمن شکن است  می افزاید: ” این روزها بر همه ما می گذرد؛ مهم عبرت از شرایط است؛ فقط در دایره حزب نباشیم؛ جنبش سبز متکثر است.به قول یکی از دوستان ترکیبی از رنگ ها است که غیبت هر کدام لطمه به آن وارد می کند.” محتشمی پور یادآور می شود:” آن ها که در زندان اند؛ به خاطر حرکت سبز اصیل ارزنده است؛ برای آزادی همه آن ها دعا می کنیم؛ حقوق انسانی دریغ شده که هر یک از ما باید صدای این عزیزان باشیم.”


 


محمدرضا خباز، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: ما در گذشته شاهد بودیم که رئیس‌جمهور گفت نفت را بر سر سفره مردم می‌آوریم اما دیدیم که نان را هم از سر سفره مردم بردند. یا این‌که گفته شد اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام می‌کنیم اما رئیس‌جمهور گفت که این حرف را نزده است.

به گزارش آفتاب، نماینده کاشمر در مجلس، درخصوص هدفمند کردن یارانه‌ها و چگونگی اجرای آن اظهار داشت: هدفمند کردن یارانه‌ها به منزله جراحی در اقتصاد کشور است بنابراین وقتی بیمار وارد اتاق عمل می‌شود و جراحی روی آن انجام می‌شود طبیعتا مقداری درد و سختی خواهد داشت.

وی ادامه داد: بیمار باید دوره نقاهت را هم پشت سر بگذارد پس از آن‌که درد را تحمل کرد تا به بهبودی ‌برسد. هدفمند کردن یارانه‌ها نیز چنین است، ابتدا با تورم ۳۰ درصدی مواجه خواهیم شد پس از آن‌که مردم ریاضت را پذیرفتند و تبعات آن را قبول کردند و دولت به عنوان دکتر تمام تلاش خود را به‌کار برد که درد کمتری نصیب مردم شود و دوران نقاهت را هم با همراهی هم به پایان برسانند آن‌گاه می‌توان گفت کار خوب انجام شده است.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به اظهارات محمود احمدی‌نژاد مبنی‌بر این‌که با اجرای این طرح یک فقیر هم نخواهیم داشت، تصریح کرد: اما این‌که از همین اول گفته شود ما یک فقیر هم نخواهیم داشت از آن حرف‌هایی که است که باید گفته شود آرزو بر جوانان عیب نیست، اما واقعیت ندارد.

خباز گفت: ما تنها کشوری نیستیم که این طرح را اجرا می‌کنیم، هرجا که این طرح اجرا شد مردم ریاضت کشیدند و این تحمل کردن‌ها و قبول گرفتاری‌ها به منزله روشن بودن پایان کار نیست، معتقدم این حرف‌ها که پیشاپیش زده می‌شود، برای مردم توقعاتی ایجاد می‌کند و بعدا مجبور خواهیم شد بگوییم نمی‌توانیم و از عهده آن برنمی‌آییم مثل همان شعار ” آوردن نفت بر سر سفره مردم” است.

نماینده کاشمر تصریح کرد: ما در گذشته شاهد بودیم که رئیس‌جمهور گفت نفت را بر سر سفره مردم می‌آوریم اما دیدیم که نان را هم از سر سفره مردم بردند. یا این‌که گفته شد اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام می‌کنیم اما رئیس‌جمهور گفت که این حرف را نزده است، به نظر من خبرنگاران رسالت بزرگی در تذکر به مسئولان دارند و باید این سخنان را مستند کنند و به مسئولان یادآوری شود که شما این سخنان را گفته‌اید و نمی‌توانید به راحتی از آن بگذرید.

خباز گفت: مسئولان نباید از ابتدای کار صحبت‌هایی بکنند که در مردم منجر به توقعات فزاینده شود به نحوی که در اجرا با مشکل مواجه شوند و سپس وعده‌ها را پس گرفته و خود را کنار بکشند. از اول و قبل از فراهم شدن مقدمات اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها صحبت از دادن ۷۵ هزار تومان پول نقد بود سپس به ۵۰، ۴۰ و ۳۰ هزار تومان کاهش یافت و امروز مبلغی مطرح است که خودشان هم روی‌شان نمی‌شود بگویند چقدر است.

وی ادامه داد: رئیس جمهوری هنوز کار را شروع نکرده صحبت از تشکیل ستاد می‌کند در حالی که ما در مجلس خبری از این ستاد نداریم، از این‌رو می‌بینم مجلس با مماشاتی که به خرج داد سعی کرد بهانه را از دولت برای عدم اجرا بگیرد.

خباز یادآور شد: مجلس از قانون خود عقب‌نشینی کرد تا دولت برای اجرا پشیمان نشود. دولت شعار هدفمند کردن یارانه‌ها را داده، از آن طرف هم گفته پول می‌دهیم و بهره سیاسی‌اش را هم برده، حال می‌گوید سخت‌و سنگین است و احساس می‌کند از عهده کار بر نمی‌آید و می‌خواهد عقب‌نشینی کند.

نماینده کاشمر گفت: اما مجلس می‌گوید چاره‌ای جز اجرای صحیح قانون ندارد. در کشور کسی مخالف اجرای هدفمند کردن نیست که برای آن ستادی هم تشکیل شود بلکه نگرانی از شیوه اجرا است که از همان ابتدا کارشناسان معتقد بودند که دولت از عهده کار بر نمی‌آید زیرا اگر قرار باشد کار درست انجام شود دولت ابتدا باید به کار کارشناسی تن دهد و نه این‌که فقط نظرات خود را قبول داشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: اگر در اجرای هدفمند کردن پزشک و پرستار و بیمار مثلث تشکیل دهند این قانون با موفقیت اجرا می‌شود اما اگر پرستار و پزشک بیمار را وسط کار جراحی رها کنند نمی‌توان انتظاری برای موفقیت آن داشت.

احمدی نژاد در سفر به همدان، خبر از تشکیل ستاد داده و ادعا کرده بود: اینان حتی با طرح هدفمند کردن یارانه‌ها که بیست سال شعار آن را می‌دادند به مخالفت برخاسته و هر روز یک دروغ منتشر می‌کنند تا بلکه این طرح اجرا نشود و حتی در این زمینه ستادی ایجاد کردند تا وقتی اجرای طرح شروع شد آن را خنثی کنند.

پس از این سخنان نمایندگان مجلس در اظهار نظرهای جداگانه ای از وجود چنین ستادی ابراز بی اطلاعی کرده اند.

دولت بر خلاف مصوبه مجلس هنوز قانون هدفمند کردن یارانه ها را اجرا نکرده و گفته می شود با توجه به اختلاف نظر مجلس و دولت در این خصوص، احمدی نژاد از اجرای این قانون نیز سربار خواهد زد.


 


یک عضو فراکسیون خط امام مجلس معتقد است که رفع کینه‌ها و کدروت‌های سیاسی در شرایط فعلی از کسی انتظار می‌رود که قدرت در دست اوست.

به گزارش ایلنا، مسعود پزشکیان نماینده تبریز، در ارتباط با لزوم رفع کینه‌های سیاسی اظهار داشت: به طورکلی کینه‌ورزی، پرونده‌سازی و تهمت و افترا به افراد به علت سلایق و نظریات آنها به نفع کشور، انقلاب و جامعه نیست.

به گفته این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، هدف از فرستادن قرآن و پیامبران به میان انسان‌ها توسط خداوند، ایجاد وحدت و انسجام در میان آنان بوده است نه اینکه شاهد اختلاف و درگیری در میان آنان باشند.

وی در ادامه یادآور شد: در شرایط فعلی انتظار می‌رود فردی که قدرت در دست اوست با گذشت و عطوفت رفتار کند و کسی که در مقام قدرت قرار دارد در مسائل امروز گذشت کند. رفع کینه‌ها و کدورت‌ها از او انتظار می‌رود.


 


جلسه محاکمه محمدجواد مظفر نایب رئیس انجمن دفاع ازحقوق زندانیان روز گذشته شانزدهم مرداد ماه، برگزار شد.

به گزارش جرس،  دادگاه این عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و رئیس هیات مدیره انتشارات کویر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با حضور وکلای وی فریده غیرت و سید محمود علیزاده طباطبایی برگزار شد.

مظفر، هشتم دی ماه سال گذشته در دفتر انتشارات کویر و پس از تفتیش دفتر و منزل بازداشت شد.


 



 


در حالی که بیش از ۱۰ روز است که خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ از عزیزان خود بی خبر هستند و این اسیران سبز استوار در اعتراض به شرایط پیش آمده در اعتصاب غدا به سر می برند جمعی از فعالان سیاسی، اسرای آزاد شده، جوانان حزب مشارکت و روزنامه نگاران در منزل حسین نورانی نژاد گرد آمدند تا ضمن اعلام همبستگی با زندانیان اعتصاب کننده با خانواده حسین نورانی نژاد که اسیرشان جزو اعتصاب کنندگان است اعلام همدردی کنند.

به گزارش خبرنگار کلمه، در این مراسم معنوی که تعداد زیادی از دوستان و یاران حسین نورانی نژاد نیز حضور داشتد ، پرستو سرمدی همسر مقاوم نورانی نژاد از دلایل اعتصاب زندانیان بند ۳۵۰ گفت و در عین حال تاکید کرد که هیچ خبری از همسرش و دیگر اسرا ندارند و اگر که مسوولان اجازه دهند که آنان با خانواده های خود تماس داشته باشند تا آنان بتوانند پیام رهبران جنبش، احزاب، دیگر زندانیان و مردم را به آنان در خصوص شکستن اعتصابشان برسانند مطمئنا این مساله خیلی زود حل خواهد شد و عزیزان دربند نیز سلامتی خود را بیشتر از این به خطر نخواهند انداخت.

گفتنی است که حسین نورانی نژاد ۱۱ ماه پیش و همزمان با ایام مبارک ماه رمضان از سوی نیروهای اطلاعاتی دستگیر شد، نخست جرم او برپایی مراسم دعا برای آزادی اسرای سبز بود اما پس از آنکه متوجه شدند نمی توان در سرزمینی اسلامی کسی را به جرم برپایی مراسم دعا آنهم در دارالزهرا محکوم کرد اتهام حسین نورانی نژاد را فعالیت در سایت نوروز عنوان کردند که خود نیز به خوبی می دانند این اتهام چقدر بی اساس است و به همین دلیل نیز او را به یک سال زندان محکوم کردند و تا کنون نیز حتی یک هفته به او مرخصی نداده اند.

به دنبال اتفاق های رخ داده در زندان اوین در روز عید نیمه شعبان و برخورد نامناسب با زندانیان و درنتیجه آن اعتراض زندانیان در هنگام ملاقات به برخوردهای صورت گرفته رییس زندان از گارد ویژه اوین می خواهد که اعتراض های زندانیان را خاموش کنند اما گویا هنگامی که گار می رسد خبری از اعتراض نبوده و این موضوع رییس زندان را بیشتر عصبانی می کند. پس از آن هنگام شب هنگامی که یکی از زندانیان در حال آزاد شدن بوده اسرا طبق معمول همیشه سرودی را دسته جمعی می خوانند که خشم زندان بانان را سبب می شود و با فراخواندن مجدد گاردویژه اقدام به جدا کردن تعدادی از زندانی ها که حسین نورانی نژاد نیز در بین آنها بوده می کنند که منجر به درگیری هایی می شود و در پی آن تعداد دیگری نیز از زندانیان راهی سلول های انفرادی می شوند و در نتیجه محبوسین در انفرادی در اعتراض به شرایط پیش آمده دست به اعتصاب غذا می زنند که تاکنون نیز ادامه داشته است.

پیش از این جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه ای از اعتصاب کنندگان خواسته بود تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند و همچنین از مردم نیز در خواست کرده بود روز ۱۶ مرداد را همراه با این عزیزان دربند روزه بگیرند تا اعتصاب کنندگان این نیز پیام را بشنوند و همراه ملت در افطار روزه سیاسی آنها همراه شوند و اعتصاب غذای خود را بشکنند چراکه با اعتصاب غذایشان تا کنون ظلم و جفایی که بر زندانیان بخصوص سیاسی می رود را افشا کرده اند و بگوش همگان رسانیده اند.

از این رو بسیاری از جوانان سبز ایران و فعالان سیاسی همراه با یاران سبز دربندشان در زندان اوین و دیگر یاران سبز دربند در زندان رجایی شهر که از دیروز اعلام کردند که همراه دیگر یارانشان در زندان اوین روزه خواهند گرفت روزه گرفتند و افطار را در خانه حسین نورانی نژاد باز کردند. در هنگام افطار میهمانان خانه حسین نورانی نژاد برای آزادی او تمام اسرای دربند دعا کردند و با خواندن دعای جوشن صغیر افطار خود را باز کردند. قابل ذکر است که تا پیش از این خانواده های زندانیان سیاسی در کنار اسرایشان اقدام به اعتصاب غدا کرده بودند که با خواهش بانوی سبز زهرا رهنورد و مادر شهید سهراب اعرابی اعتصاب غدای خود را تبدیل به روزه کردند تا بتوانند با بدنهایی سالم پیگیر کار عزیزان دربندشان باشند و آنها را در ادامه این مسیر یاری رسانند.

در همین حال بابک بردبار عکاس خبری و یکی از زندانیان اعتصاب کننده غذا در هنگامی دیگران مشغول باز کردن روزه های خود بودند از زندان آزاد شد. این عکاس ۲۵ ساله شیرازی که برای آژانس خبری عکس ایران مشغول به فعالیت بود، در روز عاشورای سال گذشته در تهران فقط به جرم عکاسی، بازداشت شد. وی در آن روز تنها مشغول عکاسی با مجوز رسمی بوده و هیچ جرمی به وی منتسب نشده‌است. وی از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا بود. گفتنی است از سایر اعتصاب کنندگان خبری در دست نیست.


 


کلمه ـ داریوش محمدی : ظریفی می گفت : مرز اقتدار گرایان با جریان مدعی اصول گرایی ، ‌« دروغ » است . یعنی چشم اسفندیار این اتحادِ استراتژیک ، همین واژه است و غم انگیر آن که ، کمتر روزی است که این واژه ی نامیمون و میهمان ناخوانده ، در ادبیات دولتمردان و بر سفره های سیاسی ما غایب باشد .

در باب نمونه ، به تکرار تلخ واژه ی « دروغ » در این چند جمله بنگرید :

… دعوتنامه‌ای که روزنامه… چاپ کرده بود جعل این روزنامه بوده و یک دروغ بزرگ روزنامه… است

…ایشان (…)‌ قبلا هم به من دروغ بسته و دروغ بستن ایشان به بنده دیگر همه می‌دانند و مجموعا ایشان تا به حال ۳۰ دروغ به بنده به صورت آشکار و روشن به من نسبت داده است. … ادامه داد : البته اهمیت ندارد و بنده به حرف‌های ایشان هیچ توجهی نمی‌کنم اما همه مردم ایران می‌دانند بنده به اندازه کافی شجاع هستم که ….(

جالب این که ، به شهادت همین متن ، گوینده ی این سخن ، خود در مظان دروغ زنی است و طرفه آن که همین فرد مردم ایران را شاهدی بر شجاعت خود می گیرد ، غافل از آن که، شجاع را با دروغ نسبتی نیست و کیست که نداند صداقت ، کفِ شجاعت است و شجاع بودن غیر از لاف زنی است ؟

این مرد ، گویی نمی داند – و نمی دانست – دروغ پناه گاه ترسو است و دروغ گویی آئین ناگزیر بزدلانی است که راه گریز ندارند ، اما صداقت ، خود آینه ی تمام نمای شجاعت است و براستی آن را که نمی ترسد ، به دروغ چه حاجت است ؛ که شجاع ترینِ مردمان روی زمین – به شهادت دوست و دشمن – گفته است :

لَو تَمَیَّزَتِ الشیاءُلَکانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَکانَ الجُبنُ مَعَ الکَذِبِ 
اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ.

غررالحکم، ج۵، ص۱۱۸، ح۷۵۹۷


 


نماینده تهران گفت: در مورد اتهاماتی از قبیل دریافت یک میلیارد دلار از سوی برخی افراد در کشور برای منقرض کردن نظام، باید ابتدا دید این اتهامات قابل اثبات هستند یا نه؟

سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز، درباره اتهام پرداخت یک میلیارد دلار به برخی افراد در کشور برای منقرض کردن نظام که به گفته آیت‌الله جنتی از آمریکا دریافت کرده‌اند، گفت: مثلی است معروف که می‌گوید:اول ببینید اثبات می‌شود بعد بگویید!

وی بر این اساس ادامه داد: ابتدا باید از خود آیت‌الله جنتی پرسید این اتهامی که شما در روز میلاد مبارک امام‌زمان‌(عج) مطرح کردید چه اسنادی برای اثبات آن در دست دارید که یکباره در جمع مردم آن را مطرح کردید؟ چرا آن را به دستگاه قضا نسپردید؟

نماینده تهران درباره اینکه این اتهام در چه صورت در دادگاه مورد بررسی قرار خواهد گرفت، نیز گفت: متاسفانه امروز در کشور حرف‌های مستند و دارای مبنای مشخص هم مورد عمل قرار نمی‌گیرد چه رسد به ادعاهایی که ظاهرا برای اثبات آن دلایل موجهی هم ارائه نمی‌شود.


 


مادر علی پرویز یکی از زندانیان در اعتصاب غذای زندان اوین، امروز برای ساعاتی بازداشت و سپس با قرار کفالت آزاد شد.

به گزارش جرس، وی که برای ارائه نامه قوه قضاییه به دادستانی مراجعه کرده بود، توسط کلانتری نزدیک دادستانی بازداشت و بعد از چند ساعت با قرار کفالت آزاد شد.

گفته شده جرم وی، تجمع روز چهارشنبه مقابل دادستان است که مادر حسین نورانی نژاد نیز، پیش از این با جرمی مشابه، تهدید به بازداشت شده بود.

علی پرویز در تاریخ ۱۲ آبان ۸۸ توسط مامورین امنیتی به منزل مسکونی اش بازداشت شده و مدت ها در سلول انفرادی و مورد بازجویی های مکرر قرار گرفت. وی در دادگاه بدوی شعبه ۲۸ به ریاست قاضی مقیسه به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. علی پرویز، داشنجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه خواجه نصیر بود و یک بار به علت وخامت حال، در دوران مرخصی کوتاه مدت، در بیمارستان بسیتری شد؛ اما با پایان دوران مرخصی او را از تخت بیمارستان به زندان منتقل کردند.

وی هم اکنون همراه با ۱۶ زندانی دیگر بیش از دو هفته است که در اعتصاب غذا به سر می برد.

خاطرنشان می شود، به اشتباه در خبر کلمه آمده بود که پدر این زندانی سیاسی بازداشت شده است که از خوانندگان محترم پوزش می خواهیم.


 


کلمه: هفت فعال  سیاسی نامدار کشور  که خود را تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ازجمله عده ای از نظامیان قانون شکن، درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن نامیده اند، در شکایتنامه ای که درواقع سندی است درباره  ظلم ها  و کارشکنی های عده ای  متوهم که متاسفانه لباس نظامی  و امنیتی بر تن کرده اند، به اظهارات  فردی موسوم  به “سردار مشفق ” اشاره  کرده و  آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون  گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن دانستند؛ اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است.

آنان در بخشی از این شکایت و سند آورده اند: (طبق اظهارات این فرد) آقای احمدی نژاد نه فقط از همان ابتدا نامزد قطعی این گروه تمامیت خواه بوده، بلکه گروه مذکور از مدت ها قبل از انتخابات ریاست جمهوری و حتی پیش از  قطعی شدن کاندیدای رقیب ( آقای خاتمی و یا آقای موسوی)، تصمیم قطعی خود را برای حذف یا شکست رقبای او اتخاذ کرده بود . این گروه از مراحل آغاز فعالیت های انتخاباتی، نامزدهای رقیب را نه با هویت کاندیدای رسمی انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به عنوان “دشمن” تلقی و با بهره گیری از همه ابزارهای اطلاعاتی و نظامی پنهان، به تضعیف، ارعاب، اخلال در فعالیت های قانونی و نهایتا مختل ساختن ابزارهای نظارتی رقبای انتخاباتی اقدام کرده است.

در این شکایت نامه که نام هایی همچون محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی آن را امضا کرده اند به  اهانت ها، اکاذیب و تهمت های گوناگون از جمله توطئه و براندازی به امضا کنندگان این شکایت  اشاره و اعلام شده حتی یک مورد از اتهامات مشروح مطرح شده علیه امضا کنندگان این شکایت صحت ندارد و همه موارد مصداق اکاذیب و افترا است.

متن این  نامه که نسخه ای از ‍ان در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:

بسمه تعالی

تاریخ: ۳/۵/۱۳۸۹

ریاست محترم قوه قضائیه

ریاست محترم سازمان قضایی  نیروهای مسلح

با سلام. ما امضاء کنندگان این شکایت، تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ازجمله عده ای از نظامیان قانون شکن، درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن هستیم که از سوی همان گروه دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده ایم و بر اساس آن با احکام ظالمانه، به زندان های طویل المدت و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده ایم.

اخیرا سخنرانی سردار مشفق یکی از مسئولین ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله که ماه ها قبل در جمع عده ای از روحانیون در مشهد ایراد شده ، منتشر گردیده است . محتوای این سخنرانی که تاکنون از سوی هیچ نهاد حکومتی تکذیب نشده ، سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن است. این سند نشان دهنده اقدامات خلاف قانون  گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن است. اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است.

ما با ارائه نسخه ای از این سند ( لوح فشرده صوتی و متن سخنرانی سردار مشفق) و تشریح ابعاد مطرح شده در این سند درباره عملکرد سخنران و همفکران و همراهانش در این دوره و تفکرات خطرناک آنان، نسبت به اقدامات خلاف قانون این گروه مداخله گر در انتخابات اعلام جرم می کنیم. همچنین شکایت خود را نسبت به اکاذیب و اتهامات بی اساس مطرح شده در این سخنرانی، علیه منتقدان و معترضان روند انتخابات ریاست جمهوری دهم از جمله امضاء کنندگان این متن، ارائه می نمائیم.

این سند که برای توجیه عملیات غیر قانونی برنامه ریزی شده این گروه در دو سال گذشته و تخریب یاران صدیق امام و خدمتگزاران این مرز و بوم ایراد شده،  صریحا پرده از روی مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر برمی دارد و مقاصد و تدابیر آنان درجهت زمینه سازی برای هرگونه اقدام خلاف قانون از جمله مختل کردن فعالیت نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رای در سرارسر کشور را روشن کرده و به عبارت مشهور برنامه کودتای انتخاباتی این اقلیت تمامیت خواه، به مدد استفاده از اسلحه ، سایر ابزار های پلیسی و اطلاعاتی و زندان را برملا می کند. سخنران تصویر ذهنی برنامه ریزان کودتا درمورد منتقدان سیاسی وضع موجود و معترضان به انتخابات ریاست جمهوری دهم، ، خطرات ناشی از شکست آقای احمدی نژاد و ضرورت کمک به پیروزی وی را ترسیم و با زبان نقد مخالفان، ابعاد فعالیت عملیاتی – اطلاعاتی دو ساله این جریان را تشریح می کند. در این سخنرانی گوینده ، تقریبا تمام اقدامات مهم پس از انقلاب اسلامی را به جز دوره آقای احمدی نژاد زیر سوال برده، یاران امام خمینی را ، جز رهبری نظام، به “بی دینی”، “جاسوسی”، “فساداخلاق”، “قدرت طلبی” و “براندازی” متهم می کند. این سند نشان دهنده واقعیت های زیر است:

  • سند نشان می دهد که این گروه پیروزی آقای احمدی نژاد را پیروزی مقام رهبری و شکست وی را شکست ایشان تلقی و با نسبت دادن چنین نظری به مخالفان آقای احمدی نژاد، فعالیت سیاسی مخالفان وی را توطئه علیه رهبری و نظام توصیف می کند و با این توجیه، دخالت های غیر قانونی همه جانبه برای خنثی کردن فعالیت های قانونی رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد و شکست آنان را وظیفه خود می داند. طبق این  سند آقای احمدی نژاد نه فقط از همان ابتدا نامزد قطعی این گروه تمامیت خواه بوده، بلکه گروه مذکور از مدت ها قبل از انتخابات ریاست جمهوری و حتی پیش از  قطعی شدن کاندیدای رقیب ( آقای خاتمی و یا آقای موسوی)، تصمیم قطعی خود را برای حذف یا شکست رقبای او اتخاذ کرده بود . این گروه از مراحل آغاز فعالیت های انتخاباتی، نامزدهای رقیب را نه با هویت کاندیدای رسمی انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به عنوان “دشمن” تلقی و با بهره گیری از همه ابزارهای اطلاعاتی و نظامی پنهان، به تضعیف، ارعاب، اخلال در فعالیت های قانونی و نهایتا مختل ساختن ابزارهای نظارتی رقبای انتخاباتی اقدام کرده است.
  • سند نشان می دهد که این گروه قانون ستیز، صحنه رقابت های انتخاباتی را صحنه نبرد با “دشمن” تلقی و براساس تخیلات و توهمات خودساخته، خود را برای عملیاتی تمام عیار آماده کرده و در چنین چارچوبی وارد عمل شده است. سخنرانی سردار مشفق سرشار از ادبیات و استعاره های جنگی، اطلاعاتی و امنیتی است. او از تعابیری چون : لشکر کشی، براندازی، لشکر انسانی، سربازان گمنام، رخنه، اقدام عملیاتی، عملیات سنگین روانی، ضربه نهایی، سلاح و تجهیزات، خاکریز، شناسایی، زمین گیر کردن، اتاق جنگ و……برای توصیف رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد به عنوان “دشمن” و شیوه مقابله با آنها استفاده می کند. از نظر گوینده پیروزی آقای احمدی نژاد نه یک پیروزی انتخاباتی، بلکه یک پیروزی تمام عیار در مبارزه با “دشمن” است. گوینده که این گروه و همفکران و همراهانش را تنها جریان سیاسی صالح نظام و با قدری فراخ نگری کل نظام تلقی می کند این پیروزی را پیروزی “نظام” می خواند. در این طرز تلقی، ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد جنگی و “اتاق جنگ دشمن” ترسیم شده است. گوینده اقدامات غیر قانونی گروه مذکور را برای تخریب ستاد انتخاباتی و امکانات نظارتی رقبا در انتخابات، به عنوان تخریب “اتاق جنگ دشمن” تشریح و به آن افتخار می کند. دراین تعریف هر فعالیت سیاسی رقیب، توطئه “دشمن” و هر کوشش غیر قانونی و خلاف کاری این گروه برای حذف نامزد رقیب و ناکارآمد کردن ستاد انتخاباتی وی وظیفه مقابله با “دشمن” تلقی می شود.


  • این سند به صراحت نشان می دهد که طراحان این عملیات نظامی- اطلاعاتی، از ماه ها پیش از انتخابات، فعالیت های اطلاعاتی و امکانات خود را برای کنترل جریان های رقیب آقای احمدی نژاد بکار گرفته اند. سردار مشفق به صراحت درباره چگونگی منصرف کردن رقیبان آقای احمدی نژاد، از نامزد شدن در انتخابات و ارائه “اسناد اطلاعاتی” برای این منظور و همچنین تلاش برای ایجاد اختلاف میان رقبا و مخالفان آقای احمدی نژاد با استفاده از اقدامات اطلاعاتی سخن می گوید.


  • این سند نشان می دهد که گروهی از صاحب منصبان نظامی- اطلاعاتی، به رغم ممنوعیت های قانونی، به عنوان بخشی از یک جناح سیاسی درانتخابات وارد عمل شده اند و نه تنها اکنون از ابراز آن واهمه ای ندارند، بلکه به آن افتخار می کند. سردار مشفق رسما خود و همکارانش را اعضای یک جناح سیاسی معرفی می کند. او نقد جناح “اصول گرا” را نقد درون گروهی جناح خود تلقی و از موضع همفکران سیاسی به آنان نصیحت می کند.
  • این مقام نظامی- اطلاعاتی، صراحتا اعتراف می کند که گروه متبوعش به وضوح از ماموریت قانونی و سالم کمیته صیانت از آرای ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی  اطلاع داشته و درمورد وظایف این کمیته برای سازماندهی نمایندگان قانونی نامزد در شعب اخذ رای، ابهامی نداشته است. صرفنظر از جوسازی گوینده توضیحات او به خوبی نشان می دهد که این گروه می دانست که ستاد مهندس موسوی قصد داشت با امکانات پیام کوتاه تلفن همراه قابل استفاده برای عموم، نسبت به وضعیت انتخابات اطلاع پیدا کند و از سلامت کار مطمئن شود. این گروه برای جلوگیری از فعالیت قانونی کمیته  مزبور و کسب اطلاع از وضعیت انتخابات از طریق نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رای ، شبکه پیام کوتاه و همچنین مراکز دریافت پیام های کوتاه مورد نیاز این کمیته را از شب قبل از انتخابات با سوء استفاده از امکانات حکومتی، بکلی مختل نموده و با این اقدام زمینه هرنوع تخلف و تقلب را فراهم کرده است.
  • این سند نشان می دهد که انگیزه ها و مقاصد این گروه نظامی- سیاسی برای اقدام علیه احزاب سیاسی بویژه مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، و همچنین شخصیت های اسلامی و سیاسی برجسته ای مانند آقایان: صانعی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، مهندس موسوی، کروبی، موسوی خوئینی ها،سید حسن خمینی و بسیاری که نامشان در این سند آمده؛ لزوما با انتخابات ریاست جمهوری و تحولات پس از آن ارتباط نداشته است. براساس اظهارات صریح این مقام نظامی- اطلاعاتی، همه منتقدان وضع موجود، برانداز و یا فریب خورده فرض شده ، دائما تحت کنترل و تعقیب و مراقبت بوده اند و پرونده سازی علیه آنان ماموریت دائمی نهادهای اطلاعاتی- امنیتی مرتبط با این گروه  بوده است.
  • سند نشان می دهد که این اقلیت افراطی، در مجموع جمهوریت نظام را وجهی نمایشی از ساختار نظام تلقی می کند و به طور کلی میزان را رای ملت نمی داند. این گروه  برخلاف نص صریح قانون اساسی که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را حق همه شهروندان دارای شرایط قانونی می داند، حق رای، حق نامزدی و رقابت انتخاباتی درجمهوری اسلامی را حقی اعطایی از سوی گروه خود که آنرا معادل نظام تلقی کرده است می داند؛ قائل به انتخابات مهندسی شده است و به مدیریت پنهان و پشت صحنه نتیجه انتخابات از جمله انتخابات مجلس شورای اسلامی واقف و معتقد است. این گروه انتخابات را رقابت آزاد میان نامزدهای دارای گرایش ها و برنامه های مختلف که طی آن پیروز انتخابات نظرات و باورها و برنامه های خود را به تایید مردم می رساند و پس از بدست گرفتن مسئولیت آنها را دنبال می کند، نمی داند. گوینده به روشنی گروه متبوع خود را بخش اصلی و ثابت قدرت پشت صحنه نظام تعریف می کند که وظیفه مهندسی انتخابات را به عهده دارد و مخالفان این روش را “دشمنان” و “براندازان نظام” می داند.
  • طبق این سند سردار مشفق با تحریف واقعیت های مسلم، روایت جدیدی از انقلاب اسلامی، دهه اول انقلاب، امام خمینی و یاران ایشان ارائه می دهد. در این روایت همه یاران امام به جز رهبری نظام، عناصری  وابسته و منحرف هستند و امام راحل نیز شخصیتی بازی خورده تصویر می شود که اطرافیان خود را نمی شناخته و تحولات مهمی مثل اشغال سفارت آمریکا ( لانه جاسوسی) و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد و پایان دادن به جنگ، آلت دست دیگران شده است. به عنوان مثال سخنران اشغال سفارت آمریکا را که امام راحل آنرا انقلاب دوم نامید، اقدامی طراحی شده از سوی افسران اطلاعاتی آمریکا معرفی می کند که از طریق آقای موسوی خوئینی هدایت شده و امام پس از اطلاع از موضوع آنرا مدیریت کرده اند. وی می گوید: “……ما که مسائل پشت پرده را می دانیم و می دانیم این( اشغال سفارت آمریکا ) جزو طراحی های دشمن است. واسطه ها را من امروز وقت ندارم به شما بگویم که با چه واسطه ای اینکار انجام شد…..”. در همین چارچوب سخنران برای تخریب منتقدان تک صدایی در کشور ، ملت ایران و امام راحل را در جنگ تحمیلی شکست خورده معرفی می کند تا مسئولیت این شکست را به مسئولان اجرای کشور و جنگ، آقایان هاشمی، موسوی و رضایی نسبت دهد.
  • سند نشان می  دهد که این گروه سلطه طلب گرفتار مصداق روشن گرایش به خشونت و نظامی گری است. این مقام نظامی- اطلاعاتی، ضمن ابراز تاسف از اینکه جنگی در کار نیست، از یک سو  جنگ را نعمت می داند و از سوی دیگر از قصه های تخیلی تحت عنوان جنگ نرم نیز ماموریت های کاملا نظامی، عملیاتی برای گروه خود تعریف و حوزه های دخالت بیشتری را برای آنان طلب می کند.
  • طبق این سند سخنران به روشنی تصریح می کند که این گروه به نام رهبری دست به این اعمال خلاف قانون و خلاف باورهای امام راحل نسبت به ضرورت عدم دخالت قطعی نیروهای مسلح در فعالیت های سیاسی زده است. گوینده به صورت مکرر ادعاهای خود را به هماهنگی با مقام رهبری نسبت داده و به شکلی ادعاهای خود را به مستندات مورد تایید ایشان ارجاع می دهد.
  • در این سند یک مقام نظامی- اطلاعاتی با صراحت جنایات ارتکابی توسط عناصر منحرف اطلاعاتی و نظامی را به منقدان وضع موجود و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم نسبت می دهد، با وجود اعتقاد به چنین روش های مخوفی در میان این گروه، همواره باید نگران بود که اینگونه جنایات و مخدوش کردن حقایق و پنهان کردن هویت واقعی جنایتکاران ادامه یابد. شیوه ای که عناصر منحرف اطلاعاتی و نظامی در جریان قتل های زنجیره ای، رسیدگی به جنایات سعید امامی، ترور آقای سعید حجاریان، وقایع ۱۸ تیر، قتل زهرا کاظمی و شهدای حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری از جمله ندا آقا سلطان، سید علی موسوی و سهراب اعرابی دنبال کردند.
  • این سند به روشنی نشان می دهد که اصلاح طلبان مورد اهانت در این سخنرانی، از آلودگی های متداول حکومت در وضعیت کنونی منزه هستند. زیرا صرف نظر از نادرست بودن روش های اعمالی این گروه مداخله گر در انتخابات و برغم همه تهمت ها و یاوه هایی که در این سخنرانی علیه یاران امام راحل، خدمتگزاران کشور و اصلاح طلبان ابراز شده، است، در گزارش این مقام نظامی- اطلاعاتی هیچ ادعای مستندی علیه نامبردگان وجود ندارد و تلاش این گروه خلافکار و همه جریان های همراهش در عملیات ضد انتخاباتی سال ۱۳۸۸ ، سال ها تعقیب و مراقبت و شنود غیر قانونی شخصیت ها و احزاب سیاسی، بیش از یک سال دستگیری و شکنجه افراد بی گناه از جمله چهره های سیاسی و مطبوعاتی، اعمال روش های امنیتی و نظامی و تحمیل هزینه های سنگین به مردم، کشور و نظام، نهایتا حاصلی جز مجموعه ای هتاکی و بیان ادعاهای بی اساس و دروغ و تهمت علیه افراد بیگناه نداشته است.

با عنایت به توضیحات فوق، با توجه به ناشناخته بودن و یا معرفی نشدن تمام عناصر وابسته به این اقلیت  تمامیت خواه ، با استناد به اعترافات صریح سردار مشفق در سند پیوست، نسبت به وی و مسئولان و فرماندهان دخیل دراین اقدامات غیرقانونی درقرارگاه ثار الله، و هر نهاد مرتبط دیگر، با تاکید برموارد ذیل شکایت و اعلام جرم می کنیم و تقاضای رسیدگی داریم:

  • ایجاد اختلال در فعالیت نمایندگان قانونی نامزد رقیب آقای احمدی نژاد در شعب اخذ رای در انتخابات ریاست جمهوری

سردار مشفق به تفصیل درباره عملیات گسترده خود و همکارانش در مختل کردن فعالیت قانونی نمایندگان نامزد رقیب در شعب اخذ رای توضیح می دهد. وی در بخشی سخنان خود به صراحت اعتراف کند که: “….به لطف امام زمان…. شب قبل از انتخابات هرسه جا ( منظور شبکه پیام کوتاه و تلفن های محل های دریافت گزارش های ( پیام های کوتاه) نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رای درباره وضعیت سلامت انتخابات است.) را مختل کردیم….” و تکرار می کند: “……در سیستم انتخابات که خوب به لطف امام زمان قبل از انتخابات یعنی شب قبل از انتخابات بین ۸ تا ۱۲ شب هر سه جا شناسایی شد و هر سه جا را مختل کردیم و نگذاشتیم ادامه بدهند…….”

این در حالی است که در توضیحات وی روشن است که آنها می دانسته اند هدف از این فعالیت جمع آوری اطلاعات با استفاده از امکانات ساده پیام کوتاه تلفن همراه  از برگزاری صحیح انتخابات از طریق نمایندگان نامزدها در شب اخذ رای بوده است. اقدامی کاملا قانونی و شفاف که ابعاد آن برای همه از جمله بیش از ۴۰هزار نفر نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رای از روزها قبل روشن بوده است. او می گوید: “…… برای هرکدام از ناظران سر صندوق یک موبایل و یک خط ایرانسل گذاشته بودند در اختیارشان . اینها سر صندوق های رای ساعت به ساعت از طریق برقراری شماره تلفنی با این اس ام اس سنتر اطلاعات صندوق را ساعت به ساعت  منتقل می کردند……. من به عنوان نماینده کاندیدا سرصندوق شماره اس ام اس سنتر را می گرفتم، شماره ۱ را می زدم حجم جمعیت سرصندوق را نشان می داد که زیاد است یا کم است. ۲ را که می زدم معنی اش این بود که اصول گرا ها در این صندوق رای دارند یا اصلاح طلبان. هرکدام از این عددها تعریفی داشت در این اس ام اس سنتر، اینها می توانستند با اس ام اس سنتر رصد بکنند ساعت به ساعت انتخابات سرتاسر کشور را ……..”

در واقع این گروه از شب قبل از برگزاری  انتخابات با سوء استفاده از امکانات دولتی، علاوه برقطع سراسری شبکه پیام کوتاه تلفن همراه برای مختل کردن ارتباطات ساده نمایندگان نامزد در شعب اخذ رای ،۴۰۰ خط تلفن مراکز کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی را یکطرفه کرد (امکان دریافت خبر تلفنی از نمایندگان کاندیدا در شعب اخذ رای را نیز مختل کرد) و حتی سیم کارت تلفن های همراه بسیاری از مسئولان ستاد مهندس موسوی را سوزاند. با این اقدامات عملا امکان استفاده نامزد رقیب حزب پادگانی از حق قانونی خود برای داشتن نمایندگان در شعب اخذ رای و کسب خبر از سلامت انتخابات از طریق آنان از بین رفت و نگرانی نسبت به قصد تقلب در انتخابات را به شدت قوت بخشید.

واقعا چرا  این گروه نظامی- اطلاعاتی، رقبای آقای احمدی نژاد را از امکان نظارت قانونی بر شعب اخذ رای محروم کرد؟ با ارسال اطلاعات مورد اشاره سردار مشفق چه مشکلی در روند انتخابات به وجود می آمد؟ اطلاعاتی که دراثر این فعالیت قانونی بدست می آمد چه چیز پنهانی را فاش می کرد؟ به اعتقاد ما ممانعت از فعالیت قانونی نمایندگان کاندیداهای رقیب در شعب اخذ رای، اولین اقدام عملیاتی در جهت اجرای مقاصد سوء این گروه نظامی- اطلاعاتی مداخله گر در انتخابات درجهت جلوگیری از پیروزی رقبای آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بوده است.

  • ورود  غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد(آقای میرحسین موسوی)

سردار مشفق در سخنرانی خود توضیح می دهد که با امکانات اطلاعاتی به طور دائم فعالیت های قانونی و طبیعی مهندس موسوی در روند انتخابات از جمله ملاقات های وی با متقاضیان ملاقات و هوادارانش را کنترل می کرده و مواردی را که برای عملیات روانی علیه  ایشان مناسب تشخیص می داد منتشر می کرد. وی در مورد دیدار گروهی از افراد ملی-مذهبی، با مهندس موسوی می گوید که گروه متبوع وی به منظور افشاگری علیه آقای موسوی در ایام فعالیت های انتخاباتی خبر ملاقات را منتشر کرد. وی صریحا اعتراف می کند که: “…..به لطف امام زمان و به برکت تلاش سربازان گمنام، خبر این جلسه منتشر شد. ما ظرف ۲۴ ساعت خبر را برای مردم منتشر کردیم تا بگوییم که مردم این( مهندس موسوی) دارد دروغ می گوید و دستش پشت صحنه با جریان رادیکالی است که علیه نظام شمشیر کشیده اند….”

هرچند در فعالیت های انتخاباتی و ستادهای  انتخاباتی معمولا چیز پنهانی وجود ندارد اما بکارگیری عبارت:” به برکت تلاش سربازان گمنام” حکایت  از آن دارد که ماموران نظامی – اطلاعاتی برای کسب خبر از ملاقات های مهندس موسوی از ابزار اطلاعاتی استفاده می کردند و از نتیجه کار اطلاعاتی خود برای تبلیغات علیه نامزد رقیب آقای احمدی نژاد بهره می گرفتند.

واقعا با کدام مجوز چنین فعالیت هایی برای تخریب رقیبان آقای احمدی نژاد تدارک دیده شده است. کدام قانون و مقررات اجازه می دهدکه یک گروه سیاسی و حزبی با استفاده از امکانات نظامی و اطلاعاتی تحت پوشش سازمانی اطلاعاتی به چنین فعالیت غیرقانونی علیه یک کاندیدای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دست بزند؟  سلسله مراتب تصمیم گیری برای انجام این اقدامات چه کسانی بوده اند؟

  • ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد در  فعالیت های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد:

سردار مشفق به صراحت اعتراف می کند که تشکیلات متبوعش هر فعالیت قانونی و سیاسی در جهت جلوگیری از پیروزی احمدی نژاد را توطئه تلقی و برای خنثی کردن آن تلاش می کرد. وی به عنوان مثال توصیه آقای هاشمی رفسنجانی به افراد مختلف برای نامزد شدن در انتخابات را در چارچوب این توطئه تعریف کرده و اعتراف می کند که یکی از فعالیت وی و نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش تلاش برای جلوگیری از نامزد شدن رقیبان اصول گرای بالقوه آقای احمدی نژاد بوده است. او می گوید:”:… ما به او ( آقای علی لاریجانی) گفتیم که تو مهره اصولگرایی و رئیس مجلسی. در آینده اصولگرایان می خواهند روی تو حساب کنند. با نامزد شدن تو این آقای هاشمی با یک تیر دو نشان می زند. هم رای احمدی نژاد را خرد می کند و هم تو را به عنوان یک مهره اصولگرایی پیش از موعد می سوزاند.”

سردار مشفق اعتراف می کند که به دلیل مقاومت نامزد بالقوه رقیب آقای احمدی نژاد مجبور شده اند از  امکانات اطلاعاتی استفاده کرده و از این طریق وی را منصرف نمایند. وی می گوید: “…..(آقای لاریجانی) فکر کرد ما داریم تحریکش می کنیم، مستندات را به او دادیم…. آقای لاریجانی پذیرفت و رفت کنار……”

این فعالیت با کدام ملاک با وظایف یک نهاد نظامی و اطلاعاتی سازگار است؟ اگر این اقدامات درچارچوب یک دخالت سازمان یافته در انتخابات ریاست جمهوری تعریف نشود؛ با چه قانون و محملی می توان اینگونه دخالت های مستقیم این گروه نظامی – اطلاعاتی مداخله گر در فعالیت های قانونی گروه های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری را توجیه کرد؟

  • دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد اختلاف میان نامزدهاو حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور

سردار مشفق مدعی است که نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش نسبت به جمع آوری اطلاعات از جلسات اصلاح طلبان اقدام نموده، مطالبی که توسط آقای بهزاد نبوی علیه آقای موسوی و آقای کروبی ابراز شده بدست آورده و در اختیار آنان قرار داده است.    وی می گوید: “…. آقای بهزاد نبوی می گوید که اگر کروبی نرفت کنار، می رویم مدیریتش را در دوران بنیاد شهید بررسی می کنیم و از دوران بنیاد شهید او فساد اقتصادی پیدا می کنیم و بزرگش می کنیم و مطرح می کنیم تا خودش برود کنار. اگر هم پیدا نکردیم یک فساد برایش می سازیم…… در ارتباط با میرحسین هم …گفت که اگر میرحسین کنار نرفت عکس خانمش را که قبل از انقلاب بی حجاب است منتشر می کنیم و به گوشش می رسانیم که اگر نروی کنار ما منتشر می کنیم. بعدا این به نام اصولگرایان مطرح شد اما مستنداتش را داریم که اولین کسی که مطرح کرد ایشان بود….”

هرچند این اظهارات کذب محض است و عبارات خود  دروغ بودن ادعاها را نشان می دهد، اما نکته مهم آن است که سخنران اعتراف می کند که از این قصه به اصطلاح مستند به اقدامات اطلاعاتی، برای ایجاد اختلاف میان اصلاح طلبان استفاده شده است. وی می گوید: “………جالب است که ما هم قبل از انتخابات خدمت آقای کروبی و میرحسین، خدمت هردوشان رسیدیم و آنها را از این برنامه ها آگاه کردیم. آقای میرحسین هم علیه بهزاد مصاحبه ای کرد و دعوایی هم بینشان شد  اما بعدا بالاخره مشکلشان حل شد…..”

واقعا اگر  این اقدامات در چارچوب یک برنامه از پیش طراحی شده برای شکست رقبای آقای احمدی نژاد توسط این نهاد نظامی- اطلاعاتی تعریف نشود چگونه می توان آنرا توجیه نمود؟ یک گروه نظامی – اطلاعاتی چه اختیاراتی دارد که با استفاده از موقعیت و امکانات خود دست به چنین بازی های سیاسی غیرقانونی و غیراخلاقی، براساس مطالب کذب، علیه رقیبان یک نامزد انتخاباتی بزند؟

  • اعلام رسمی،علنی و صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری


سردار مشفق در سخنرانی خود علاوه برموارد پیش گفته که همه نشانه های بارز فعالیت های سیاسی غیر قانونی این گروه است، با تاکید و افتخار، برخلاف قوانین کشور از جمله اساسنامه سپاه پاسداران و برخلاف تاکید صریح حضرت امام خمینی در وصیت نامه ایشان، به تعلق خود و گروه متبوعش به یک جناح سیاسی اعتراف می کند. از “اصول گرایان” سخن می گوید. آنان را در مورد مسائل درون گروهی شان توجیه کرده و می گوید:”….. من در حوزه اصولگرایان هم به اندازه حوزه اصلاح طلبان کار می کنم و به شما می گویم خیلی از اینها محصول کم کاری های ماها اصول گراهاست. ماها کجا کم آورده ایم. آقایان. احزاب “اصول گرا” و نخبه های “اصولگرا “کجاها کم آوردند. ما کجاها دچار شبهه و ابهام شده ایم. عدم بصیرت برخی مسئولان “اصولگرا” سبب شد که “دشمن” احساس کند که ما ضعیف شده ایم. این غبار فتنه چه مقدارش روی سروصورت ما نشست؟ باید آنجا که باید در مقابل رهبری و ولایت سینه سپر می کردیم……ما کشیدم کنار و خورد به آقا. دولت اصولگرا با سرعت رفت و آقا هم حمایت کرد. کجا کنار کشید که آقا مورد حمله دشمن قرار گیرد؟ تعلل های ما کم کاری های ما، عدم بصیرت و آگاهی درحوزه اصولگرایی که خیلی از مسئولین اصول گرا را متاسفانه گرفته است …… یک جاهایی هم ماها کم آوردیم. یک جاهایی کشیدیم کنار که آقا هدف قرار گرفت. یادمان باشد که در رابطه با اصولگراها هم حرف داریم که بزنیم بین خودمان که حالا بماند……ما اصول گراها باید خودمان را هم نقد بکنیم. ایراد باید برطرف شود …….”.

تعلق خاطر پیدا کردن گروهی نظامی- اطلاعاتی به یک جناح خاص در طی انتخابات ریاست جمهوری در هر کشوری، با هر بهانه و توجیهی که صورت بگیرد، متاسفانه سرنوشتی جز کودتا و یا دخالت های در حد کودتا در نتیجه انتخابات نداشته و ندارد. به همین دلیل این دیدگاه و موضعگیری به روشنی ریشه های اقدامات خلاف قانون این گروه نظامی – اطلاعاتی در انتخابات ریاست جمهوری را نیز نشان می دهد.

امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود تصریح می کنند که:

“……….وصیت  اکید من به قوای مسلح آن  است که همان طور که از  مقررات نظام ،عدم دخول نظامی  ها در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند -که بی اشکال به تباهی کشیده می شوند – و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.”

مواد ۴۷و۴۸ قانون اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مصوب ۱۳۶۱ نیز دراین مورد کاملا صریح است:

‌ماده ۴۷ – سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از نظر سیاسی و عقیدتی تابع ولایت فقیه بوده و از کلیه احزاب و گروههای سیاسی مستقل می‌باشد ‌و خود نیز هرگز نباید در جامعه شخصیت حزبی پیدا کرده به صورت یک حزب یا سازمان سیاسی عمل نماید.
‌ماده ۴۸ – اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حق عضویت در هیچ حزب و گروه یا سازمان سیاسی را ندارند. و ادامه عضویت آنها موجب اخراج‌از سپاه خواهد شد.

قانون مقررات استخدامی سپاه پاسدارن مصوب مهرماه ۱۳۷۰ نیز در این مورد صراحت دارد. طبق ماده ۱۶ این قانون از”شرایط عمومی استخدام کادر ثابت، پیمانی و پرسنل بسیجی ویژه (‌پاسداران افتخاری) ، عدم عضویت و هواداری از احزاب و گروهها و سازمانهای سیاسی” است.

واقعا این  گروه نظامی- اطلاعاتی با چه ملاکی این  قوانین روشن و وصیت صریح امام خمینی را نقض کرده است؟ در سلسله مراتب تصمیم گیری چه کسانی مجوز این قانون شکنی را داده اند ؟

  • اقدام به پرونده سازی قبل  از وقوع هرگونه جرم  ادعایی و درخواست حکم دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی:

واحد اطلاعات قرارگاه ثار الله در تاریخ ۱۹/۳/۸۸ یعنی ۴ روز پیش از برگزاری انتخابات درخواستی مبنی بردستگیری ده ها نفر از فعالان سیاسی، فرهنگی، مطبوعاتی از جمله امضاء کنندگان این شکایت را به آقای سعید مرتضوی دادستان وقت تهران بدون مستندات ارائه و همان روز حکم غیر قانونی و غیر مستند دستگیری را دریافت کرده است. این افراد بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات براساس این حکم تحت تعقیب قرار گرفته اند و اکثر آنان در روز ۲۳ خرداد ماه دستگیر شده اند. متن این حکم در پرونده امضا کنندگان این شکایت موجود است.

هرچند پیش  از این هم درخواست و صدور حکم  دستگیری چند روز پیش از وقوع جرم ادعایی، به عنوان بخشی از یک عملیات برنامه ریزی شده از سوی قرارگاه ثارالله تلقی می شد اما توجه به این مسئله در چارچوبی که سردار مشفق از ابعاد عملیات این گروه توصیف می کند، به صورت روشن تری تصمیم از پیش برنامه ریزی شده این گروه را نمایان می کند.

بر چه مبنایی این گروه تمامی مقدمات را برای دستگیری انبوهی از چهره های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی با جعل اتهاماتی تدارک دیده بود که به زعم آنان قرار بوده چهار روز بعد اتفاق بیفتد؟ آیا واقعا این اقدامات را می توان جز در چارچوب یک عملیات سازمان یافته برای دخالت در انتخابات ریاست جمهوری توجیه کرد؟

  • دخالت در امور قضایی از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات:

در طول  بازداشت ها، بازجویی ها و محاکمات به کرات ماموران این گروه  نظامی- اطلاعاتی اظهار داشته اند که قوه قضائیه نقشی در رسیدگی به اتهامات و تعیین وضعیت متهمان ندارد و در این موارد و حتی احکام صادره نیز آنها تصمیم گیرنده هستند.  قرائن و شواهد موجود نیز نشان می دهد که متاسفانه ادعای آنان درست بوده و بسیاری از مراحل کارهای قضایی در اختیار این گروه نظامی – اطلاعاتی است. قرائن و شواهد حاکی است که بسیاری از کیفرخواست ها، احکام دادگاه ها و حتی میزان و نوع مجازات ها بجای نهاد قضایی توسط این گروه تهیه می شده است.  سردار مشفق در این سخنرانی به صراحت اعتراف نموده است که کیفر خواست علیه متهمین توسط این گروه نظامی- اطلاعاتی تهیه می شده است. وی می گوید: “……. برای سران فتنه کیفر خواستی تهیه کردیم……”.

متاسفانه  نتیجه این عملکرد تنها تحمیل هزینه های سنگین به کشور و انبوه خسارات دیدگان حوادث پس از انتخابات و خیل دستگیر شدگان پس از انتخابات نبود؛ بلکه این اقدامات لطمه سنگینی به چهره کشور بطور کلی و قوه قضائیه بطور خاص وارد نمود و این باور را ایجاد کرد که عملا برای اولین بار قوه قضائیه تحت کنترل و اختیار نیروهای نظامی – اطلاعاتی در آمده است.

  • دروغ پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری:

سخنرانی مملو از سخنان، ادعاها و اتهامات کذب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری از جمله امضا کنندگان این نامه است که طبعا تک تک موارد می تواند به صورت شکایت مستقل ارائه شود. بررسی اجمالی ما حاکی از وجود بیش از ۲۵ مورد تهمت صریح غیر مستند و بیش از ۴۰ مورد کذب و دروغ  در این سخنرانی است که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

  • اهانت و بیان اکاذیب بسیار گسترده و متنوع و ایراد تهمت های فساد ، جاسوسی، بی دینی، توطئه گری و زانو زدن در برابر بیگانه به آقای خاتمی
  • اهانت و بیان اکاذیب مختلف و ایراد تهمت های جاسوسی و توطئه گری به آقای هاشمی رفسنجانی
  • اهانت و بیان اکاذیب گسترده و ایراد تهمت های جاسوسی، ارتباط با ضد انقلاب و توطئه گری به آقای موسوی خوئینی ها
  • اهانت وبیان اکاذیب و ایراد تهمت های جاسوسی و بی دینی و تفکرات مارکسیستی و توطئه گری به آقای میرحسین موسوی
  • اهانت و بیان اکاذیب و تهمت تشکیل مسجد ضرار به آیت الله صانعی
  • اهانت نسبت به آقای کروبی و ارجاع توضیحات بیشتر در این مورد به آینده
  • اهانت و بیان اکاذیب و ایراد تهمت تشکیل مسجد ضرار، دروغ گویی و توطئه گری در بحث تقلب در انتخابات و ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات به آقای محتشمی پور
  • اهانت و بیان اکاذیب و تهمت فرصت طلبی و مقاصد سوء به آقای سید حسن خمینی
  • اهانت و بیان اکاذیب و تهمت نقش داشتن در قتل های خیابانی به آقای یونسی و مرتبطین با ایشان
  • اهانت و بیان اکاذیب و تهمت توطئه گری و براندازی علیه احزاب اصلاح طلب بخصوص مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
  • نسبت دادن جنایات منحرفین نظامی و اطلاعاتی در قتل های زنجیره ای و بعد از آن به اصلاح طلبان نسبت دادن اعتراضات مسالمت آمیز و قانونمند معترضین به نتایج انتخابات به توطئه ضد انقلاب و “دشمن”

در کنار این موارد، مکررا اهانت ها ، اکاذیب و تهمت های گوناگون از جمله توطئه و براندازی به امضا کنندگان این شکایت متوجه شده است که صراحتا اعلام می کنیم حتی یک مورد از اتهامات مشروح مطرح شده علیه امضا کنندگان این شکایت صحت ندارد و همه موارد مصداق اکاذیب و افترا است. در عین حال برای روشن شدن ابعاد بی پایه بودن مطالب این مقام اطلاعاتی درباره یکی از موارد که از نظر گوینده اهمیت زیادی در تحلیل ها و نتیجه گیری های وی دارد توضیح داده می شود:

بخش مفصلی  از سخنرانی سردارمشفق گزارش های  به ظاهر اطلاعاتی از جلساتی با حضور  فعالان سیاسی اصلاح طلب از جمله امضا کنندگان این نامه است . هرچند از افتخارات جناب آقای خاتمی مشورت دائمی با صاحب نظران، متخصصان و مشاوران است و این خصوصیت برجسته پس از دوره ریاست جمهوری نیز موجب تشکیل جلسات مشورتی مداوم درباره موضوعات مختلف در دفتر ایشان شده است و هرچند گفتگو و بحث و تبادل نظر مداوم درباره مسائل مختلف، دراحزاب و گروه های سیاسی، به منظور نیل به شناخت و درک و راه کارهای مشترک، در زمره مهمترین و بهترین کارکردهای احزاب و گروه های سیاسی در ایران و جهان تلقی می شود؛ آنچه سردار مشفق بیشتر از این بدیهیات درباره جلسات بیان کرده، عاری از حقیقت است. نه تنها محتوای ادعایی جلسات کذب است، بلکه ادعاها درباره زمان و مکان و اعضای جلسات نیز واقعیت ندارد. به عنوان مثال یکی از جلساتی که از نظر گوینده بسیار مهم است و او به تفصیل درباره محتوا، اهداف و تصمیمات آن جلسات سخنرانی می کند، جلساتی به تعبیر او معروف به “جلسات صبحانه” است. او مدعی می شود که هفت نفر معین (آقایان مهدی هاشمی، بهزاد نبوی، امین زاده، تاج زاده، موسوی لاری، عطریان فر و مرعشی ) به مدت دو سال هر پنج شنبه به صرف صبحانه به نوبت در منزل یکدیگر جمع شده و تا ظهر درباره مسائل مورد ادعای سخنران گفتگو و تصمیم گیری می کرده اند. وی درباره این جلسات می گوید که: “…. فقط این مقدار خدمت شما عرض بکنم که این جلسات آقای مهدی هاشمی ( جلسات صبحانه) در این فتنه از موثرترین جلساتی  بوده که در رابطه با جریان انتخابات برگزار می شد و آن چیزی که کف خیابان و کشور را دچار یک مشکلات امنیتی پیچیده و شدید کرد تحت هدایت این جلسات زیر نظر آقای مهدی هاشمی بود……” صرف نظر از طبیعی بودن تشکیل جلسات تبادل نظر و هماهنگی از جمله برسر مسائل مربوط به انتخابات، و پنهان نبودن چنین جلساتی، ادعاهای مطرح شده درباره این جلسه و محتوا و ماهیت و شکل آن بکلی بی اساس است. برای روشن تر شدن بی اساس بودن سخنان این مقام نظامی – اطلاعاتی تصریح می گردد که: افرادی که به عنوان اعضای این جلسه از آنها نام برده شده هرگز در طول عمرشان با هم صبحانه نخورده اند. هرگز در منزل یکی از اعضا یا در منزل شخص دیگری تشکیل جلسه نداده اند. به مدت دو سال هیچ جلسه مکرری درهیچ مکانی با یکدیگر نداشته اند. در ایام تبلیغات انتخاباتی غالبا یکدیگر و به خصوص آقای مهدی هاشمی را ندیده اند. ۴ نفر از ۷ نفر هم بلافاصله بعد از انتخابات دستگیر شده اند و طبعا نمی توانسته اند تاثیری در حوادث بعد از انتخابات داشته باشند.  متاسفانه سایر ادعاهای مطرح شده هم از این بی اساس تر است و فاجعه بار این است که این گروه نظامی- اطلاعاتی این مطالب بی اساس را به عنوان مطالب دقیق مستند به کار اطلاعاتی، به مسئولان نظام و مخاطبان خود ارائه کرده و با استفاده از آنها اعمال خطرناک و خلاف قانون خود را توجیه کرده است.

سردار مشفق به اقرار خود این اکاذیب را علاوه برجلسه مورد استناد، درجلسات متعدد دیگری از جمله به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مراجع و نمایندگان مجلس خبرگان ارائه کرده که این اقدام از مصادیق بارز نشر تخلف قانونی اکاذیب است.

  • مداخله غیر قانونی در انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی و محروم کردن اکثر حوزه های انتخابیه کشور از داشتن نامزدهای رقابتی:

هرچند زمان زیادی از این انتخابات سپری شده است اعترافات سردار مشفق رمزگشای بسیاری از پرسش های مربوط به عوامل شکل دهی عدم سلامت انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی نیزهست. با توجه به اینکه غالبا براین اعتقادند که اقدامات این گروه اقلیت انحصار طلب نظامی- اطلاعاتی در جهت دخالت در فرآیند انتخابات در کشور سابقه ای طولانی تر از دو یا سه سال داشته و در واقع اقدامات این جریان در انتخابات ریاست جمهوری ادامه دخالت های گذشته است، شکایت خود را در این مورد نیز تقدیم می داریم. آقای مشفق به نقش این نهاد نظامی-اطلاعاتی در مدیریت پشت صحنه انتخابات مجلس شورای اسلامی اشاره می کند و تصمیم اتخاذ شده برای تعیین محدوده رقابت نامزدهای اصلاح طلب در این انتخابات را تشریح می کند. این مداخله غیرقانونی در سخنرانی سردار مشفق به نظام نسبت داده شده است. سردار مشفق می گوید: .”…..خوب نظام هم ۱۸۰ فرصت برای اینها به وجود آورده بود. ۱۸۰ نفر از اینها در سراسر کشور از فیلتر های نظارتی و سیستم های اجرایی عبور کرده بودند و اینها می توانستند دریک رقابت منطقی به ۱۸۰ کرسی درمجلس دست پیدا کنند …..”.  هرچند همانگونه که اشاره شد واقعیت بدتر از این است. هزاران نفر داوطلب، از جمله صدها  داوطلب اصلاح طلب و بسیاری با ظن داشتن گرایش منتقدانه نسبت به وضع موجود، در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شدند و عملا تنها در محدوده ای کمتر از نصف حوزه های انتخاباتی برخی نامزدهای اصلاح طلب اجازه رقابت پیدا کردند؛ ولی دراین حوزه ها نیز غالبا افرادی تایید صلاحیت شدندکه از نظر گروه اطلاعاتی مزبور شانس رای آوری آنان زیاد نبود.

مسئله مهم  این است که حتی با فرض پذیرش تعداد ادعایی سخنران، او به روشنی اعتراف می کند که به همت این گروه و سایر جریان های دخیل در این اقدامات، عملا در حداقل۱۱۰ حوزه انتخابیه، انتخابات کاملا فرمایشی برگزارشده و با رد صلاحیت نامزدهای جناح مخالف، اصولا رقیبی برای کاندیداهای جریان حاکم وجود نداشته است. آیا این دخالت مستقیم در تعیین سرنوشت رای مردم نیست؟ با چه توجیه و محملی این گروه نظامی – اطلاعاتی انتخابات در۱۱۰ حوزه انتخابیه را تبدیل به انتخاباتی کاملا تشریفاتی و فرمایشی کرده است؟ اگر این اقدامات دخالت در تغییر نتیجه انتخابات نیست پس چه نامی می توان روی آن گذاشت؟

درپایان تاکید می کنیم که هزینه های تحمیل شده به ما امضاء کنندگان این شکایت کمترین خسارات فعالیت این جریان مداخله گر در انتخابات و نفوذ آنان در نهادهای رسانه ای ، قضایی و انتخاباتی کشور است لذا ما قبل از هرچیز نسبت به استقلال ملی، تمامیت ارضی کشور، آزادی ها و حقوق شهروندی، بنیان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران احساس نگرانی می کنیم و در مورد خطرات فعالیت و نفوذ چنین جریان خطرناکی در نهادی های مختلف به ویژه نهادهای نظامی و اطلاعاتی کشور هشدار می دهیم . با توجه به مراتب فوق و اعتراف سخنران به جرایم و مداخلات غیر قانونی این گروه نظامی- اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها، ما امضاء کنندگان زیر به شرح پیش گفته، شکایت خود را از سردار مشفق، این گروه نظامی – اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها به آن مقام محترم تسلیم می کنیم.

این شکایت  با توجه به اظهارات مکرر مقامات عالی نظام مبنی برضرورت پیگیری شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی از طریق مراجع قانونی ذیربط، تقدیم شده است. امیدواریم این اعلام جرم به سرنوشت شکایت جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت در سال ۱۳۸۴ در مورد تخلفات برخی فرماندهان نظامی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دچار نشود؛ شکایتی که اگر مورد رسیدگی قرار می گرفت دیگر شاهد دخالت های مکرر غیر قانونی این گروه از مسئولان نظامی و اطلاعاتی در انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری دهم، حوادث خیابانی ناشی از آن و هزینه های گزاف و غیرقابل جبران آن برای کشور و ملت ایران نبودیم. به باور ما امروز نیز در صورت عدم توجه به این جرایم و عدم رسیدگی به مداخلات غیرقانونی این گروه و آمرین و مباشران آنها درانتخابات ریاست جمهوری دهم، علاوه بر اینکه ابعاد عدم سلامت این انتخابات و علل و عوامل واقعی آن و همچنین علل و عوامل واقعی ایجاد کننده بحران پس از انتخابات روشن نمی شود، درآینده نیز انتخابات قانونی، سالم، آزاد و رقابتی در کشور ما بطور کلی بلاموضوع خواهد شد .و ما ارید الّا الاصلاح ما استطعت

محسن  امین زاده

مصطفی تاج زاده

عبداله  رمضان زاده

فیض الله عرب سرخی

محسن  صفایی فراهانی

محسن  میردامادی

بهـزاد نبـوی



 


درحالیکه ماموران امنیتی تهران و کرمانشاه، مانع برگزاری مراسم ختم مرحوم ططری در تهران و کرمانشاه شده و از سخنرانی اصلاح طلبان در جریان مراسم ختم نماینده متوفی و سابق مجلس، جلوگیری بعمل آورده بودند و لباس شخصی ها نیز با تجمع و هتاکی در مقابل مسجد، سبب لغو مراسم ختم وی شده بودند، خانواده و دوستان آن مرحوم، مجلس یادبودی در روز سه شنبه نوزدهم امرداد ماه، از ساعت پنج تا شش و نیم بعد ازظهر در تهران منعقد خواهند کرد.

به گزارش سحام نیوز، مراسم بزرگداشت این عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری، در مسجد امیرالمؤمنین تهران، واقع درشهرک ژاندارمری، بلوار مرزداران، نبش ایثار برگزار خواهد شد.

پیش از این بنا بود مراسم ختمی برای آن مرحوم، در مسجد آیت الله بروجردی و مسجد فاطمی تهران برگزار گردد که علی رغم پرداخت هزینه کامل از طرف خانواده آن مرحوم، با ممانعت نیروهای امنیتی این مراسم برگزار نشد.

ماموران امنیتی استان کرمانشاه نیز، از سخنرانی دو روحانی اصلاح طلب، رسول منتجب نیا و اشرفی اصفهانی در جریان مراسم ختم اسماعیل ططری، جلوگیری بعمل آوردند و همزمان تجمع لباس شخصی ها در مقابل مسجد محل ختم، سبب لغو مراسم در مسجد شد.

اسماعیل ططری نماینده پیشین کرمانشاه در دوره‌های چهارم و ششم مجلس شورای اسلامی، روز جمعه هشتم امرداد ماه، به دلیل ایست قلبی، در سن ۵۷ سالگی در تهران درگذشت.


 


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشت:از صدا و سیما و چند روزنامه و نشریه متصل به بودجه‌های دولتی که بگذریم، سایر رسانه‌ها در شرایط سخت رکود اقتصادی و تورم، با مشکلات مالی آزار دهنده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند. برخلاف دستگاه‌های دولتی که اول هر سال بودجه‌ای در اختیارشان قرار می‌گیرد و به اواخر سال که می‌رسند بعضی از آنها تلاش می‌کنند با خرج تراشی‌هائی که می‌کنند چیزی از آن نماند تا بتوانند وانمود کنند که سال آینده باید بودجه بیشتری به آنها اختصاص یابد، روزنامه‌ها در طول سال باید خودشان درآمدزائی کنند تا بتوانند هزینه‌های سنگین این روزگار سخت را که هر روز قیمت‌ها افزایش می‌یابند تأمین نمایند.

در چنین وضعیتی، مشکلات سرسام آور تقسیم تبعیض آمیز آگهی‌های دولتی، گیر و گورهای تقسیم غیرمنصفانه یارانه ها، رشد بی حساب و کتاب هزینه‌ها و شرایط سخت زندگی نیز مزید بر علت می‌شوند و کار را بر اصحاب مطبوعات آنچنان دشوار می‌کنند که گاهی تا آستانه تعطیلی به پیش می‌روند و البته بسیاری از آنها نیز ناچار می‌شوند تن به تعطیلی بدهند.

راهی هم البته برای انتشار بدون تحمل فشارهای مالی وجود دارد ولی پیمودن آن راه موجب می‌شود روزنامه دیگر روزنامه نباشد و به “روزی نامه” تبدیل شود؛ کرنش در برابر صاحبان زر و زور، رشوه دادن به واسطه‌های آگهی ها، بند و بست با مراکز قدرت و ثناگوئی و مداحی آنها. این راه را آسان می‌توان پیمود و به راحتی می‌توان به نان و نوائی هم رسید ولی به قیمت از دست دادن استقلال و عزت نفس. شرافت قلم، اجازه چنین کاری را به اصحاب مطبوعات نمی‌دهد. اهالی مطبوعات، صورت خود را با سیلی سرخ نگهداشتن را بر نان را به قیمت از دست دا دن استقلال و عزت نفس به روغن انداختن ترجیح می‌دهند.

… متأسفانه در طول ۳۱ سال گذشته اکثر قریب به اتفاق متولیان امور مطبوعاتی با مقوله مطبوعات بیگانه بودند و قبل از آنکه فرصتی برای آشنا شدن با ظرایف کار پیدا کنند جابجا شدند. بخش مهمی از مشکلات اصحاب مطبوعات به همین موضوع مربوط میشود.

از اخطارها، انذارها، تذکرها،توقیف ها، تقسیم ها، تبعیض‌ها، تحویل گرفتن ها،‌ اخم کردن ها، برخوردار نمودن‌ها و محروم کردن‌ها که در پرونده عملکرد متولیان امور مطبوعاتی در همه دولت‌های این ۳۱ سال ثبت است می‌توان به این واقعیت تلخ پی برد و بر دشواری‌هائی که اصحاب مطبوعات با آن مواجه بودند و هستند و تا این روال وجود دارد مواجه خواهند بود آگاه شد. بخشی از این عملکردها سلیقه ای است و بخشی نیز سیاسی و خدا به داد برسد هنگامی که این دو یکجا جمع شوند و دست به دست هم بدهند و به سراغ اصحاب مطبوعات بیایند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته