امروز:در حالی که بیش از ۱۰ روز است که خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ از عزیزان خود بی خبر هستند و این اسیران سبز استوار در اعتراض به شرایط پیش آمده در اعتصاب غدا به سر می برند جمعی از فعالان سیاسی، اسرای آزاد شده، جوانان حزب مشارکت و روزنامه نگاران در منزل حسین نورانی نژاد گرد آمدند تا ضمن اعلام همبستگی با زندانیان اعتصاب کننده با خانواده حسین نورانی نژاد که اسیرشان جزو اعتصاب کنندگان است اعلام همدردی کنند.
به گزارش خبرنگار کلمه، در این مراسم معنوی که تعداد زیادی از دوستان و یاران حسین نورانی نژاد نیز حضور داشتد ، پرستو سرمدی همسر مقاوم نورانی نژاد از دلایل اعتصاب زندانیان بند ۳۵۰ گفت و در عین حال تاکید کرد که هیچ خبری از همسرش و دیگر اسرا ندارند و اگر که مسوولان اجازه دهند که آنان با خانواده های خود تماس داشته باشند تا آنان بتوانند پیام رهبران جنبش، احزاب، دیگر زندانیان و مردم را به آنان در خصوص شکستن اعتصابشان برسانند مطمئنا این مساله خیلی زود حل خواهد شد و عزیزان دربند نیز سلامتی خود را بیشتر از این به خطر نخواهند انداخت.
گفتنی است که حسین نورانی نژاد ۱۱ ماه پیش و همزمان با ایام مبارک ماه رمضان از سوی نیروهای اطلاعاتی دستگیر شد، نخست جرم او برپایی مراسم دعا برای آزادی اسرای سبز بود اما پس از آنکه متوجه شدند نمی توان در سرزمینی اسلامی کسی را به جرم برپایی مراسم دعا آنهم در دارالزهرا محکوم کرد اتهام حسین نورانی نژاد را فعالیت در سایت نوروز عنوان کردند که خود نیز به خوبی می دانند این اتهام چقدر بی اساس است و به همین دلیل نیز او را به یک سال زندان محکوم کردند و تا کنون نیز حتی یک هفته به او مرخصی نداده اند.
به دنبال اتفاق های رخ داده در زندان اوین در روز عید نیمه شعبان و برخورد نامناسب با زندانیان و درنتیجه آن اعتراض زندانیان در هنگام ملاقات به برخوردهای صورت گرفته رییس زندان از گارد ویژه اوین می خواهد که اعتراض های زندانیان را خاموش کنند اما گویا هنگامی که گار می رسد خبری از اعتراض نبوده و این موضوع رییس زندان را بیشتر عصبانی می کند. پس از آن هنگام شب هنگامی که یکی از زندانیان در حال آزاد شدن بوده اسرا طبق معمول همیشه سرودی را دسته جمعی می خوانند که خشم زندان بانان را سبب می شود و با فراخواندن مجدد گاردویژه اقدام به جدا کردن تعدادی از زندانی ها که حسین نورانی نژاد نیز در بین آنها بوده می کنند که منجر به درگیری هایی می شود و در پی آن تعداد دیگری نیز از زندانیان راهی سلول های انفرادی می شوند و در نتیجه محبوسین در انفرادی در اعتراض به شرایط پیش آمده دست به اعتصاب غذا می زنند که تاکنون نیز ادامه داشته است.
پیش از این جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه ای از اعتصاب کنندگان خواسته بود تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند و همچنین از مردم نیز در خواست کرده بود روز ۱۶ مرداد را همراه با این عزیزان دربند روزه بگیرند تا اعتصاب کنندگان این نیز پیام را بشنوند و همراه ملت در افطار روزه سیاسی آنها همراه شوند و اعتصاب غذای خود را بشکنند چراکه با اعتصاب غذایشان تا کنون ظلم و جفایی که بر زندانیان بخصوص سیاسی می رود را افشا کرده اند و بگوش همگان رسانیده اند.
از این رو بسیاری از جوانان سبز ایران و فعالان سیاسی همراه با یاران سبز دربندشان در زندان اوین و دیگر یاران سبز دربند در زندان رجایی شهر که از دیروز اعلام کردند که همراه دیگر یارانشان در زندان اوین روزه خواهند گرفت روزه گرفتند و افطار را در خانه حسین نورانی نژاد باز کردند. در هنگام افطار میهمانان خانه حسین نورانی نژاد برای آزادی او تمام اسرای دربند دعا کردند و با خواندن دعای جوشن صغیر افطار خود را باز کردند. قابل ذکر است که تا پیش از این خانواده های زندانیان سیاسی در کنار اسرایشان اقدام به اعتصاب غدا کرده بودند که با خواهش بانوی سبز زهرا رهنورد و مادر شهید سهراب اعرابی اعتصاب غدای خود را تبدیل به روزه کردند تا بتوانند با بدنهایی سالم پیگیر کار عزیزان دربندشان باشند و آنها را در ادامه این مسیر یاری رسانند.
در همین حال بابک بردبار عکاس خبری و یکی از زندانیان اعتصاب کننده غذا در هنگامی دیگران مشغول باز کردن روزه های خود بودند از زندان آزاد شد. این عکاس ۲۵ ساله شیرازی که برای آژانس خبری عکس ایران مشغول به فعالیت بود، در روز عاشورای سال گذشته در تهران فقط به جرم عکاسی، بازداشت شد. وی در آن روز تنها مشغول عکاسی با مجوز رسمی بوده و هیچ جرمی به وی منتسب نشدهاست. وی از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا بود. گفتنی است از سایر اعتصاب کنندگان خبری در دست نیست.
امروز:نماینده تهران گفت: در مورد اتهاماتی از قبیل دریافت یک میلیارد دلار از سوی برخی افراد در کشور برای منقرض کردن نظام، باید ابتدا دید این اتهامات قابل اثبات هستند یا نه؟
سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز، درباره اتهام پرداخت یک میلیارد دلار به برخی افراد در کشور برای منقرض کردن نظام که به گفته آیتالله جنتی از آمریکا دریافت کردهاند، گفت: مثلی است معروف که میگوید:اول ببینید اثبات میشود بعد بگویید!
وی بر این اساس ادامه داد: ابتدا باید از خود آیتالله جنتی پرسید این اتهامی که شما در روز میلاد مبارک امامزمان(عج) مطرح کردید چه اسنادی برای اثبات آن در دست دارید که یکباره در جمع مردم آن را مطرح کردید؟ چرا آن را به دستگاه قضا نسپردید؟
نماینده تهران درباره اینکه این اتهام در چه صورت در دادگاه مورد بررسی قرار خواهد گرفت، نیز گفت: متاسفانه امروز در کشور حرفهای مستند و دارای مبنای مشخص هم مورد عمل قرار نمیگیرد چه رسد به ادعاهایی که ظاهرا برای اثبات آن دلایل موجهی هم ارائه نمیشود.
امروز: مادر علی پرویز یکی از زندانیان در اعتصاب غذای زندان اوین، امروز برای ساعاتی بازداشت و سپس با قرار کفالت آزاد شد.
به گزارش جرس، وی که برای ارائه نامه قوه قضاییه به دادستانی مراجعه کرده بود، توسط کلانتری نزدیک دادستانی بازداشت و بعد از چند ساعت با قرار کفالت آزاد شد.
گفته شده جرم وی، تجمع روز چهارشنبه مقابل دادستان است که مادر حسین نورانی نژاد نیز، پیش از این با جرمی مشابه، تهدید به بازداشت شده بود.
علی پرویز در تاریخ ۱۲ آبان ۸۸ توسط مامورین امنیتی به منزل مسکونی اش بازداشت شده و مدت ها در سلول انفرادی و مورد بازجویی های مکرر قرار گرفت. وی در دادگاه بدوی شعبه ۲۸ به ریاست قاضی مقیسه به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. علی پرویز، داشنجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه خواجه نصیر بود و یک بار به علت وخامت حال، در دوران مرخصی کوتاه مدت، در بیمارستان بسیتری شد؛ اما با پایان دوران مرخصی او را از تخت بیمارستان به زندان منتقل کردند.
وی هم اکنون همراه با ۱۶ زندانی دیگر بیش از دو هفته است که در اعتصاب غذا به سر می برد.
خاطرنشان می شود، به اشتباه در خبر کلمه آمده بود که پدر این زندانی سیاسی بازداشت شده است که از خوانندگان محترم پوزش می خواهیم.
امروز: یك عضو فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی با اشاره به برخی اختلافات موجود بین دولت و مجلس، دلیل آن را غفلت مجلس از ایفای نقش نظارتی اش عنوان كرد و گفت كه مجلس میتواند با استفاده از ابزارهای نظارتی،اختلافات را فیصله دهد.
داریوش قنبری در گفتگو با ایسنا اظهار كرد: اینكه عدهای میگویند اختلافات موجود ریشه در مسائل سیاسی دارد، به نظر میرسد قدری سادهاندیشی است كه بخواهیم این اختلافات را در حد اختلافات سیاسی كمرنگ كنیم؛ چرا كه اگر اینطور بود این مشكلات میبایست تنها به مجلس هشتم مربوط میشد؛ در حالی كه در زمان مجلس هفتم هم چنین مسائلی وجود داشته است.
وی ادامه داد: قانون اساسی كه میثاق ملی ماست وظایف قوای مختلف را مشخص كرده و در همین قانون رییسجمهور مكلف به اجرای قانون شده است، اما میبینیم كه متاسفانه به این مساله بیتوجهی میشود تا جایی كه موافقان و حامیان دولت هم به این موضوع اذعان دارند.
نمایندهی مردم ایلام در خانه ملت، انحراف در شناخت جایگاه دولت و مجلس را منشأ اخلال در روابط دولت و مجلس خواند و افزود: راه تعامل دولت و مجلس هم باید بر اساس قانون باشد. قانون مشخص كرده كه مجلس تصمیمگیر و قانونگذار و دولت هم مجری قانون است. لذا دولت كارآمد و توانا دولتی است كه قوانین موجود كشور را به نحو احسن اجرا كند و به تصمیمات مجلس گردن نهد. ممكن است قوانین خوبی در مجلس تصویب شود، اما وقتی اجرا نشوند منشأ تاثیر در كشور هم نخواهند بود.
این عضو كمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با تاكید بر لزوم تقویت نقش نظارتی مجلس، خاطرنشان كرد: وظیفهی مجلس قانونگذاری است، اما قانون یك وظیفهی نظارتی را هم به مجلس محول كرده، یعنی مجلس توان این را دارد كه در راستای اجرای قوانین، از ابزارهای نظارتی از جمله تذكر، سوال و استیضاح كه به صورت پله پله تعریف شده استفاده كند.
قنبری ادامه داد: متاسفانه مجلس قدری از نقش نظارتی خود غافل شده و همین غفلت باعث افزایش بیتوجهی به قوانین و مصوبات مجلس شده است؛ در حالی كه اگر مجلس به خوبی به وظایفش عمل میكرد و از ابزارهای نظارتی به شكل دقیق استفاده میكرد به نظر من قوانین مجلس اینطور نادیده گرفته نمیشد. در حقیقت مجلس نقش نظارتی خود را به نقش نظارهگر بودن امور تبدیل كرده؛ یعنی قانونشكنیها و بیتوجهیها به قانون را مشاهده كرده، اما اقدام خاصی در این رابطه انجام نداده است و این باعث ادامهی بیتوجهیها به قانون شده است.
سخنگوی فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی همچنین خاطرنشان كرد: اكنون هم من فكر میكنم كلید حل این اختلافات به دست مجلس است و مجلس با استفادهی بهموقع از ابزارهای نظارتی میتواند دولت را وادار به اجرای قانون كند و جلوی بیتوجهیها به اجرای قوانین را بگیرد؛ چرا كه نظام ما نظامی پارلمانی است كه مجلس بیشترین قدرت را نسبت به قوهی مجریه دارد و میتواند آن را وادار كند كه در راستای اجرای قوانین قدم بردارد.
قنبری در پایان گفت: متاسفانه گاهی اوقات برخی نمایندگان به بهانهی اینكه به لحاظ فكری همسو با دولت هستند، در این مسائل تسامح میكنند، اما اگر مجلس به خوبی به وظایف خود عمل كند و نمایندگان از اختیاراتشان به نحو احسن استفاده كنند، دولت هم وادار به اجرای قانون میشود و روابط منطقی مبتنی بر قانون بین دولت و مجلس شكل میگیرد. بنابراین تا حد زیادی این مجلس است كه باید وارد عمل شود و براساس راهكار قانونی اختلافات را فیصله دهد.
امروز: مناقشه رئیس دفتر احمدینژاد و روزنامه کیهان وارد مرحله جدیدی شد.
روزنامه کیهان در شماره امروز خود با درج تکذیبیهای مبنی بر جعلی بودن ایمیل ارسالی به هوشنگ امیراحمدی نوشت: این ایمیل جعلی نیست و ایمیلهای ارسالی به سایر مهمانان نیز با همین متن و از یک IP و یک دستگاه خاص کامپیوتر ارسال شده است.
کیهان توضیح داده است تعداد دیگری از این ایمیلها را در اختیار دارد.
این روزنامه همچنین نوشته است: ایشان برای اثبات ادعای خود مبنی بر جعلی بودن سند کیهان میتواند- البته اگر جرأت داشته باشد- متن چند ایمیل دیگر که برای سایر دعوت شدگان ارسال کرده است را منتشر کند تا مردم با مقایسه آن ایمیلها و ایمیل منتشر شده در کیهان دروغگو را بشناسند.
کیهان افزوده است: اگر آقای مشایی هنوز هم اصرار دارد که از هوشنگ امیراحمدی دعوت نکرده است می تواند به «ایمیل» زیر که امیراحمدی در همان روز دعوت از وی برای مسئولان همایش ارسال نموده و در آن ثبت نام خود را تایید کرده است توجه کند؛
«ضمن سلام و تشکر از پذیرش درخواست بنده برای شرکت در همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور، اطلاعات داده شده در فرم ثبت نام صحیح میباشد. اینجانب بلیط خود را شخصا خریداری نمودهام و اطلاعات آن را هم به پیوست این ایمیل دوباره میفرستم. برابر مقررات شما هزینه بلیط را در ایران دریافت خواهم کرد.
ارادتمند
هوشنگ امیراحمدی»
کیهان در بخش دیگری از جوابیه خود آورده است:
در این همایش از برخی چهره های ایرانی و خارجی كه مرتكب جرایم قابل پیگیری قضایی شده و به محض ورود بایستی بازداشت و تحت پیگرد قرار می گرفتند نیز دعوت شده است كه معلوم نیست مراكز اطلاعاتی و امنیتی كشور چگونه و با كدام توصیه احتمالی از انجام وظیفه قانونی خود درباره آنها سر باز زده اند؟!
در این باره اگرچه گفتنی هایی هست ولی فقط به عنوان مثال باید پرسید، چرا از آقای «وحید-گ» كه در سال 88 تظاهرات عوامل ضد انقلاب در مقابل سفارت ایران در استرالیا را به حمایت از سران فتنه سازماندهی كرده بود برای شركت در همایش دعوت شده و یا «محمد-پ»، «عباس-ع» و... با چه انگیزه ای دعوت شده اند؟! و...
سوال اساسی تر آن که چرا باید در شرایط کنونی با هزینه نجومی و هنگفتی بالغ بر 80 میلیارد ایرانیان خارج از کشور را برای شنیدن سخنان شرک آلود آقای مشایی گردهم آورد؟! و این اظهارات شرم آور و ضد انقلابی را در پوشش دیدگاه جمهوری اسلامی ایران به خورد آنان داد؟! چه کسی به آقای مشایی اجازه داده است که 80 و چند میلیارد پول بی زبان بیت المال را از حلقوم محرومان و مستضعفان بیرون بکشد و برای سخنان آمریکا و اسرائیل پسند خود مستمع جمع کند؟! راستی! وزارت اطلاعات، وزارت امور خارجه، دستگاه قضایی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مخصوصا شخص ریاست محترم جمهوری چه پاسخی برای این پلشتی آشکار دارند؟!
روزگار غریبی است. دیروز به رسم معهود به فون بوک موبایلم مراجعه کردم تا با ارسال پیامی به دوستان همکار فرا رسیدن روز خبرنگار را تبریک بگویم. هنگامی که لیست دوستان را مرور میکردم به یاد بسیاری از رفقای مطبوعاتی افتادم که بنا به هر دلیلی قلم را بوسیدهاند وعطای این شغل را به لقایش بخشیدهاند. بعضی دیگر نیز که در این دو سال جلای وطن کردهاند و آن ور آب درگیر مشکلاتی از نوع دیگر هستند.در نتیجه هر سال لیست تبریکهای این روز برایم کوتاهتر میشود. گویی دنیای این روزهای ما از تنپوشمان! هم کوچکتر شده است.
تقدیریگانه روزنامهنگاری در این دیار از بدو تولد تاکنون به صور مختلف در حال تکرار بوده است.اگر چه نخستین جریده این ملک با تایید اعلیحضرت همایونی به زیور تبع آراسته شد وحتی سلطان صاحب قران نیز از وسوسه نوشتن در امان نماند ومقالاتی با نام مستعار به زبان فرانسه برای روزنامههای فرنگ نوشت،اما این شرایط نیز سبب در امان ماندن این مصنوع اندیشه از دست تطاول زمانه نشد. وبنا بر قاعدهای کلی در اکثر قریب به اتفاق جابجاییهای قدرت در این مرزوبوم روزنامهها در محاق رقتند و خبرنگاران هم در صورت اقبال مناسب به محبس.
بسیاری از صاحبان قدرت در ادوار مختلف برای آسودگی از نقد عریان در ملاءعام، تلاش وافری را برای محدود ساختن خبرنگاران منتقد وسپردن جراید به حلقه خبرنگاران خودی به انجام رساندهاند.نکته جالب اینکه پس از مدتی خبرنگاران حرفهای یکدست خودی، نیز آرام آرام از جایگاه مدافع تام وتمام قدرت خارج شده ودر جایگاه منتقد قرار گرفتهاند.دلیل این روند را باید در ذات این حرفه جست وجو کرد وشاید بتوان این امر را مهمترین وجه تمایز ژورنالیسم و روابط عمومی دانست.
با نگاهی به سیر حوادث در عرصه مطبوعات، به نظر میرسد در یکی دو سال گذشته در بخشهایی از نهادهای امنیتی وفرهنگی وابسته به دولت، استراتژی جدیدی با عنوان «دو قطبی جوان-فردا» تهیه و در حال اجرا باشد. طبق این طرح با تبدیل فضای رسانهای کشور به دو قطبی روزنامه«جوان» ورادیو«فردا» وحذف همه آلترناتیوها، روزنامهنگاران در برابر انتخاب یکی از این دو رسانه قرارمیگیرند و راه سومی را برای آنها باقی نخواهد ماند.
این طرح چند هدف عمده را پیگیری میکند. نخست اینکه فضای رسانهای داخلی را از انتقادات پاکسازی میکند و در مرحله بعد برای تبلیغات گردانندگان این طرح که منتقدین را وابسته به اجنبی معرفی میکردند سند تهیه میشود. از همه مهمتر به دست آوردن حلقه دولت یازدهم است که بنا بر اخبار رسانهها حلقه یاران احمدینژاد از هم اکنون برای آن برنامهها چیدهاند وحتی سکونت اصولگرایانی چون قالیباف و لاریجانی در پاستور را بر نمیتابند.
این طرح اگر چه فضا را برای بسیاری از خبرنگاران چنان تنگ کرده است که یا از این حرفه دست کشیدهاند و یا برای نیفتادن در چاه «جوان»، دست به هجرت زدهاند وبرخی نیز سقوط در چاهی دیگر را تجربه میکنند، با این همه واجد یک اشکال بزرگ است وآن چیزی نیست جزبه فراموشی سپردن روح ژورنالیسم. به فرض که از فردا تنها «جوان» با کادر حرفهای در این کشور منتشر شود فکر میکنید این روزنامه حتی با نظم آهنین نیز می تواند به مسیر کنونی خود ادامه دهد؟ شک نکنید که در مدتی کوتاه روح ژورنالیسم ان روزنامه را هم به افسون خود مبتلا میکند. مگر نه اینکه بسیاری از روزنامه نگاران با سابقه ما همگی در دهه ابتدایی انقلاب در«ایرنا» فعالیت میکردند؟ سحرخیز وجوانفکر در حال حاضر هر کدام در کجای جغرافیای سیاست ایران سیر میکنند؟
بگذریم.روز خبرنگار دیگری رسید اما این بار بییاورتر از سال گذشته، انجمنمان که با الطاف عزیزان دولت دهم پلمب شده است، «اعتماد» ،«اعتمادملی»،«بهار»،«ایراندخت» و...که در توقیف موقتند! درجه به درجه آزادی 360 درجهای رئیس دولت دهم را هم که با پوست و گوشت در حال تجربه کردنیم و...
وقتی که به فعالیت حرفهای دوستانم درسالهای اخیر که هر کدام مشعلی شدهاند برای آگاهی ملت میاندیشم نا خودآگاه یاد این ترانه می افتم که:«هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه...ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه»
: نمیدانم رویم میشود بگویم خبرنگارم یا نه، آیا خبر نویسی، تنظیم اخبار و خود سانسوری را می توان خبرنگاری دانست که نیازی به تجلیل داشته باشد؟
هر چند شهادت شهید صارمی باز هم سبب خیر شد و روز خبرنگار فرارسید و تازه جماعت به یاد آورند که خبرنگاری وجود دارد که بخواهند از وی تجلیل کنند وگرنه در سراسر سال که دلیلی ندارد ازجماعت بیتعهد! قدردانی شود.
نمونه این ادعا سال پر فراز و نشیب گذشته بود. هنوزسال 88 به پایان نرسیده بود که در حکمی باور نکردنی «اعتماد» توقیف شد... « بهار» هم که در آستانه اردیبهشت جوانمرگ شد.دیگر ذهنم یارای آن را ندارد که کارنامه برخی مدیران ارشاد در حوزه رسانه را مرور کنم تا ببینم با مطبوعات چه کردهاند .... دردناک تر از این موارد زمانی بود که بعضی از همکارانمان روانه زندان میشدند و تو نه قلمی در دست داشتی تا بنویسی که چه بر سر یارانت آمده ونه یاوری در میان متولیان امورمطبوعاتی کشور، تمعاون مطبوعاتی تازه کار ارشاد، بعضی از مطبوعاتیهای دربند را زمره دزدان! به شمار میآورد .... و چه بسیار بودند یارانت که جلای وطن کرده بودند و تو متاسف که باید با خاطراتت دلخوش باشی...خاطراتی که در حد مثنوی است و تو میدانی که چه میگویم که در سال 88 چه بر سر مرغان عروسی و عزا آمد و تنها کاری که از تو ساخته بود دیدن قافلهای بود که آرام آرام تعداد یارانش رو به نقصان میگذاشت....تمام فراز و نشیبهای سال گذشته به این ختم نشد و سال گذشته سال آوارگی بسیاری از خبرنگاران بود که همچنان ادامه دارد.
دوستی را به یاد آوردم که گفت در سال گذشته چندین بار روزنامهاش تعطیل شده در مواردی که روزنامه توقیف نشده بودصاحبان سرمایه، خود صلاح دیده بودند که علاج واقعه پیش از وقوع کرده، خود روزنامه را تعطیل کنند....اس ام اس تبریک برای هم که میفرستیم همه بیکارند چون جواب می فرستند که مگر ما هنوز خبرنگاریم ؟و تو متاسف میشوی که جایی برای تبریک باقی نمانده آیا بازهم میتوان به هم تبریک گفت چون کسی به ما تبریک نمیگوید با این حال به هم تبریک می گوییم که ثابت کنیم هنوز هستیم ...
همین دیروز بود که رئیس دولت دهم از صفر کردن شکایت دولت از خبرنگاران خبر داد و یکبار دیگر از باز بودن فضای نقد سخن گفت و وعده داد که دولت، تمام شکایاتش را به مناسبت روز خبرنگار پس میگیرد و باز هم همین دیروز بود که صدای همکاری را از آن سوی آب شنیدم و با خود گفتم، عجب! او هم رفت و عطای خبرنگاری در ایران را به لقایش بخشید.
امروز روز خبرنگار است و من مرور میکنم تمامی سالهایی گذشته را، سالیهایی که بهار مطبوعات نام گرفت و روزهایی که خزان خبرنگاران شد و به یاد میآورم آنهایی که تنها ظرف یکسال گذشته جلای وطن کردند و آنهایی که خانهنشین شدند و به جبر روزگار پیشه دیگری برگزیدند و آنهایی که پشت دیوارهای دنیای بیخبری تنها در انتظار یک دیدارند.
امروز روز خبرنگار است، روزی که چند سالی است عادت کردیم در انتظار یک خبر خوب باشیم و آرزویمان طور دیگری تعبیر شود؛ مثل همان روزی که روزنامهای را بستند و سال دیگرش دوستی دربند شد.
این حکایت سالهای نه چندان دور ماست، اما ما باز آرزو میکنیم تا به مناسبت روزمان دیگر روزنامهای توقیف نشود، همکار دیگری روانه زندان نشود، همه دوستان دربندمان آزاد شوند، هیچ خبرنگاری به امید نقد آزادانه جلای وطن نکند و خزانمان یکبار دیگر بهار شود.
و باز آرزو میکنیم فضای نقد به راستی باز باشد تا هیچ رئیس دولتی آنرا به مناسبت روزمان به ما هدیه ندهد و ما را برای آن نبخشد.
*دبیر سیاسی روزنامه توقیف شده اعتماد
: اگر بعد از خرداد،ماهی را بخواهیم كه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد انتخاب كنیم بیشك مرداد را انتخاب خواهیم كرد چه آنكه سالگرد مشروطه و روز خبرنگار در فاصله سه روز از هم در مرداد ماه خودنمایی می كند كه البته ارتباط وثیقی هم با هم دارند خبرنگاری در عصر مشوطه بسان خبرنگاری در جامعه امروز است البته با تغییر ذائقه حاكمان در برابر خبرنگاران. در عصر مشروطه هم خبرنگاران مستقل از حاشیه امنی برخوردار نبودند امری كه امروز هم جامعه خبرنگاران مستقل از آن بی بهرهاند.
بی شك امروز كمتر كسی است كه در مقطع فعلی بخواهد خبرنگار شود و مصائب آن را نداند دنیای خبرنگاری اگرچه دنیای جذاب و فریبندهای است اما اگر بخواهی مستقل بمانی و وامدار گروهها وحاكمان نباشی میبایست پوستین زخمی بر تن كنی تا از هجمه نا اهلان آسیبی به تو نرسد.
آری، دنیای این روزهای من دنیای غریبی است. آن هنگام كه میدانی و میگویند نمیدانی و پس نباید بنویسی ،دنیایی كه ماهها صندلی همكارت خالی است چه آنكه باید 6 سال حبس را تحمل كند به جرم..... دنیایی كه مدیران غیر رسانهای بر رسانهها حكم فرما میشوند و به خبرنگار به دیده غلام حلقه به گوشی نگاه میكنند كه باید مطامع او را تامین كنی، دنیایی كه به خاطر نبود رسانههای مستقل باید در رسانههای زنجیرهای سردارانی كار كنی كه به خاطر اینكه سالها سودای ریاست جمهوری را در سر میپروانند به راحتی ریخت و پاشهای آنچنانی می كنند و خبرنگارانی را جذب خود میكنند كه به خاطر درد معیشت مجبور به همكاری با آنها میشوند، دنیایی كه حتی در روزی كه متعلق به خودت هم هست باید سانسور شوی.
اما مصیبت بارتر آنكه مسئولان به ظاهر فرهنگی در روز خبرنگار بخواهند تو را با پول تشویقت كنند در حالیه كه آقایان باید بدانند خبرنگار نه سهام عدالت میخواهد و نه وامهای آنچنانی. خبرنگار عدالت می خواهد.عدالت میخواهد تا بتواند به راحتی بپرسد وبنویسد عدالت می خواهد كه به جرم استفاده نكردن از لفظ "دكتر" برای فلان شخصیت مملكتی در خبر،در لیست سیاه قرار نگیرد.
آری دنیای این روزهای من دنیای افسوس دورانی است كه در خلق آن بی تاثیر نبودی و امروز باید با یاد آن روزها صبح را شب كنی تا باشد ایامی كه دوباره كرامت و شانیت تو حفظ شود.
به امید آن روز
: نه سیاستمداران ، نه هنرمندان و نه گردانندگان اقتصاد و... دل خوشی از خبرنگاران ندارند. آنها فقط خبرنگاران را تحمل میكنند تا شاید روزی بتوان از وجودشان استفاده كرد ولی تا كجا وچه وقت؟! وقتی از یك كارگردان معروف كه كارش در اوج است ، درخواست مصاحبه میكنید، مدام قرار مصاحبه را به وقت دیگری موكول میكند؛ احتمالاً زمان اكران فیلم بعدی اش؟!
مدیران ارشد پولی ومالی را هیچگاه نمیتوانید ببینید، مگر وقتی بورس در بهترین حالت خود باشد!
از مقامات ارشد اجرایی هم مطمئناً وقت مصاحبه نمیتوانید بگیرید، مگر وقتی كه به انتخابات نزدیك شده باشید!
به عكس همه اینها با مردم كوچه و بازار همیشه میشود حرف زد، گوش داد، سؤالی كرد و جوابی شنید. اما در جامعهای كه مردمش وقتی به هم میرسند، اولین سؤالشان این است كه : « چه خبر؟!» خبرنگار بودن كار سختی است . بویژه آن كه منابع خبری برای خبرنگاران و بقیه مردم با شغلهای دیگر تقریباً یكسانند و خبرنگاری سخت تر هم میشود زمانی كه همین مردم به خبرنگاران كه میرسند، میپرسند: «تازه چه خبر؟!»
قرار است خبرنگاران رابط بین لایههای حاكمیت ومردم باشند و اطلاع رسانی كنند. هرچند كار مطبوعات در یك تعریف دیگر ارائه تحلیل ها ، اخبار واطلاعاتی است كه معمولاً مورد تأیید همه نیست. اما خبرنگاران به هزار و یك دلیل از مصلحت ها گرفته تا سلیقه ها از ارائه كار اصلی خود منع میشوند و آن وقت در كوچه و بازار و در صف اتوبوس و تاكسی با مردمیروبرو میشوند كه خیلی بهتر از آنها از خبرها مطلعاند، تحلیل میكنند، نظر میدهند و اوضاع را بررسی میكنند وخبرنگارها فقط حسرت میخورند وقتی میبینند مردم چقدر از آنها و حاكمان جلوترند.و بی راه نیست نتیجه نظرسنجی، مركز افكارسنجی دانشجویان ایران مبنی براین كه ۵۸درصد روزنامه نگاران اعلام كردهاند حرفه روزنامه نگاری نتوانسته خواستهها ونیازهای آنان را برطرف كند. اما با این همه چه رازی است دراین كار كه ماشاءالله شمس الواعظین میگوید: «اگرچه روزنامه نگاری عرصه پرخطری دركشور محسوب میشود، اما شواهد زیادی نشان میدهد كه اقبال به روزنامه نگاری دركشور روبه افزایش است ».
امروز سیاسی نیستیم!
سوژه را به دبیر سرویس پیشنهاد میكنم. این كه برای روز خبرنگار مطلبی بنویسیم. او هم موافقت میكند. لابد از نظر مثبت سردبیر هم مطمئن است . مثل همیشه در نوشتن گزارش آزادی عمل دارم ومثل همیشه دبیرسرویس یادش نمیرود روی یك جمله تأكید كند: «اصلاً نمیخواهیم سیاسی به موضوع نگاه كنیم». خودم هم قصد این كار را ندارم. دست كم در طول چندسال كار در روزنامه ها با حساسیتهایی كه وجود دارد، آشنا هستم. هرچند میدانم این كار بدان معناست كه نباید از بیكاری صدها نفر از خبرنگار گرفته تاحروفچین وكارمند اداری ونگهبان جلوی در بنویسم .
همكارم از جلسه سخنرانی در دانشگاه برگشته، چهره اش كاملاً برافروخته است. اول گمان میكنم تأثیر گرمای تابستان است. خودش گرمای تابستان را بی تأثیرنمیداند، اما برافروختگی اش را بیشتر ناشی از نظرات سخنران كه اتفاقاً از قشر روشنفكر و تأثیرگذار جامعه هم هست میداند كه درطول سخنرانیاش آنجا كه میخواسته اهمیت كاری مهم، جدی و عمیق را با كاری سطحی، مبتذل و كم اهمیت نشان دهد، روزنامه نگاری را مصداق كار جنجال آفرینی سطحی و كم عمق دانسته است. وقتی میگویم از مشكلات كار خبرنگاری بگو، میگوید: «از اینجا تا ته قضیه را هم میشود خواند.»
خبرنگاران با سوژههایی كه قرار است درباره مشكلات آنها باشد، چندان احساس راحتی نمیكنند و موافق هم نیستند. آنها همیشه عادت دارند بلندگویی برای طرح مشكلات،
دغدغهها و نگرانیهای دیگران باشند و وقتی پای مطرح كردن مشكلات، به میان میآید، خود را جدا از بقیه مردم نمیدانند، اما دیگر نمیتوانند منكر نتایج نظرسنجیای شوند كه نشان میدهد ۹۰درصد روزنامه نگاران احساس امنیت شغلی نمیكنند و ۵۲درصد سختی كار خود را زیادمیدانند و تعداد قابل توجهی از آنها نیز منزلت شغلی خود را درنظر مردم پایین ارزیابی میكنند. صرفنظر از مشكلات بیرونی ناشی از محیط و شرایط كار، بخش مهمیاز مشكلات خبرنگاران صنفی و درون گروهی است.یک کارشناس میگوید: «این
بی تفاوتی كه میگویید دركارخبرنگاران نسبت به طرح مشكلات خودشان وجوددارد درواقع بی تفاوتی نیست. ناگزیربودن است كه آن هم از بی ثباتی ناشی شده است. خبرنگار مجبوراست بسوزد و بسازد و اعتراضی نكند، چون امنیت شغلی ندارد. دم برنمیآورد. اصولاً خبرنگاری شغل ناپایدار و بی ثباتی است. كمیاگر با جرأتتر بخواهیم بگوییم دیگر اصلاً نمیشود به آن شغل گفت. چون شغل تعریف دارد. باید تأمینكننده نیازهای فردباشد. مخارج خانوادهاش را جواب بدهد. من فكرمیكنم در شرایط امروز كسی نتواند فقط با كاركردن در یك روزنامه خانواده اش را تأمین كند. این مسأله بخصوص شامل خبرنگارانی میشود كه به صورت حق التحریری در روزنامهها مشغولند. تنها راه حل این مشكل هم این است كه تشكیلاتی عمل كنیم. ما تشكیلاتی برای خبرنگاران داریم، ولی بدنه نداریم. منسجم عمل نمیكنیم. درحالی كه باید به تعریف واحدی از حق و حقوقمان برسیم و درهمان چارچوب شروع به حركت كنیم. یك روزی لازم شد برای یك حقی بایستیم، همه با هم بایستیم. ما نیاز به انسجام داریم و تا وقتی آن را نداشته باشیم، موفق نمیشویم.»
خبرنگاران هرروز درمحل كار خود حاضر میشوند. با همه تلخكامیها، رانده شدنها و بی اعتنایی ها خبرها را به دست میآورند. گزارشها را مینویسند و عكس ها را میگیرند و درروزنامه چاپ میكنند. «مردم هم روزنامهها را میخرند چون میتوانند روزنامهها را قدم زنان بخوانند. درهنگام خواب و چرت و بیداری آنها را به چشمانشان نزدیك كنند و خوشحال باشند از این كه لازم نیست مثل صفحه كامپیوتر چشمانشان را به سختی به صفحه روزنامه ها بدوزند». با این همه كسی خبردار نمیشود در پشت سطرسطر آنچه در روزنامه نوشته و چاپ میشود، چه التهاب و اضطرابی نهفته است. اضطرابی كه از لحظه گرفتن خبر شروع میشود و بعد از چاپ آن هم ادامه پیدامیكند.
ـ میخواستم از گزارشی كه نوشتید تشكركنم.
ـ اصل این خبر چیزدیگری بوده چرا به آن شاخ و برگ دادهاید.
ـ شخصی را كه با او مصاحبه كرده اید، اصلاً موردتأییدنیست.
ـ اگرجوابیه ما را چاپ نكنید، دفتر روزنامهتان را به... میكشیم.
ـ من اصلاً در مصاحبه این حرف را نزدم. خبرنگارشما نظر شخصی خودش را نوشته...
ـ من از زندان زنگ میزنم. چرا قبل از اعلام حكم، درروزنامه نوشتیدكه به جرم كلاهبرداری محكوم شده ام با این كارتان آبروی من را بردید. ازشما شكایت میكنم و میاندازمتان زندان...
و صدای زنگ اضطراب آور تلفن و گاهی پیكی برای احضار!.
همیشه میتوان حرف زد. گوش داد. سؤال كرد و جواب شنید. به همین خاطر حرفه خبرنگاری همیشه وجود دارد. حیات دارد.
امروز: دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری گفت: طی هفت سال انتقادات خود به دولت خاتمی را در جلسات خصوصی با وی مطرح کردیم.
به گزارش خبرآنلاین حبیبالله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در مراسم روز خبرنگار که از سوی حزب موتلفه اسلامی با عنوان «خبرنگار و اخلاق» برگزار شد، در واکنش به اظهارات خبرنگاری که گفته بود چرا زمان اصلاحات موتلفه به راحتی انتقاد می کرد ولی هم اکنون از این کار ابا دارد خاطرنشان کرد: در مورد نگاهمان به اصلاحطلبان نیز باید بگویم آن زمانی که آقای خاتمی رای آوردند ما در موتلفه وقتی پیام تبریک مقام معظم رهبری را شنیدیم، همانجا پیام تبریکی را برای آقای خاتمی تهیه کردیم.
وی ادامه داد: روز بعد از دفتر آقای خاتمی به من زنگ زدند و گفتند که شما درخواست دیدار دادید و الان آقای خاتمی پشت تلفن است و من با ایشان تلفنی صحبت کردم و تبریک گفتم آقای خاتمی نیز گفتند به یاد آن صفاها و وفاهایی که در مجلس و دولت داشتیم شما بیایید با هم بنشنیم و صحبت کنیم. ما از آن به بعد طی هفت سال انتقادات خود را نسبت به دولت ایشان رسانهای نکردیم و هرچه که مطرح میشد خصوصی بود، چراکه ما با ایشان قرار گذاشته بودیم هروقت که شما این رابطه را قطع کردید، ما انتقادات خود را علنی میکنیم. بنابراین در سال آخر دولت ایشان وقتی این ارتباط قطع شد ما ناگزیر بودیم که انتقادات خود را علنی کنیم.
وی همچنین با دیدار خود با احمدینژاد اشاره کرد و گفت: ما هفته گذشته با آقای رییسجمهور دو جلسه داشتیم ولی چون دفتر ایشان مطالب را منعکس نکردند ما هم چیزی نگفتیم در آنجا آقای حبیبی در مورد مسائل سیاسی بسیار صریح صحبت کردند و آقای احمدینژاد نیز موضع صمیمانهای درباره این اظهارات داشتند. همچنین ما در دیدار اعضای شورای مرکزی کمیته امداد با آقای احمدینژاد مسائل اقتصادی را مطرح کردیم.
عسگراولادی خاطرنشان کرد: ما به آقای احمدینژاد گفتیم اگر رابطه ما برای نقل خصوصی صحبتهایمان با دولت قطع شود، من به عنوان اولین نفر در رسانهها انتقادات خود را نسبت به دولت مطرح میکنم و در واقع انتقاداتمان را علنی خواهم کرد. ما تا به حال نقد درونگفتمانی را ضرورت میدانیم یعنی هر کجا ضرورت داشته باشد کتبا یا خصوصی مواضعمان را مطرح میکنیم و یا به مقام معظم رهبری برخی مسائل را گزارش میدهیم.
امروز: پلیس گمرک آلمان، جلوی ارسال یک محموله شرکت زیمنس به ایران را در فرودگاه فرانکفورت گرفته و بنا به گزارش برخی منابع خبری، ظاهرا قرار بوده تجهیزات ضبط شده از طریق روسیه به نیروگاه هستهای بوشهر منتقل شود.
این درحالیست که شرکت زیمنس، ژانویه سال جاری میلادی اعلام کرده بود هیچ معامله جدیدی با جمهوری اسلامی انجام نخواهد داد و مسئولان زیمنس پس از انتشار خبر توقیف تجهیزاتی که مقصد نهایی آنها بوشهر اعلام شده تاکید میکند همچنان بر سر تصمیم خود هستند.
به نوشته هفته نامه اشپیگل آلمان، زیگفرید روسوورم، یکی از اعضای هیات مدیره زیمنس که مسئولیت تجارت با ایران را بر عهده دارد به اشپیگل گفته است هیچ نشانهای دال بر سرپیچی از قوانین و ارسال مستقیم تجهیزات از زیمنس به ایران وجود ندارد.
بنابر این گزارش، قرار بود تجهیزات ساخت زینمس در قالب معامله با یکی از شرکتهای زیر مجموعه «اتم استروی اکسپورت»، در اختیار این کمپانی روسی قرار گیرد و این کمپانی قصد داشته این وسایل را برای راهاندازی نیروگاه بوشهر به این شهر منتقل کند.
شرکت روسی، طرف قرارداد جمهوری اسلامی برای تکمیل و راهاندازی نیروگاه بوشهر است. ساخت نیروگاه اتمی بوشهر در سال ۱۹۷۵ میلادی توسط یک شرکت آلمانی آغاز شد اما ۴ سال بعد، پس از انقلاب اسلامی متوقف ماند. ادامهی ساخت این نیروگاه از سال ۱۹۹۵ به روسیه واگذار شد و قرار بود تا آغاز سال ۲۰۰۰ به پایان برسد. این موعد از ده سال پیش مدام به تاخیر میافتد. آخرین وعدهای که برای راهاندازی این نیروگاه اعلام شده تابستان امسال است.
خبرگزاری آلمان در این زمینه نوشت "در ارتباط با تجارتهای غیرقانونی با ایران هم اکنون در چند دادگاه فرانکفورت و نوردراین وستفالن پروندهایی در دست بررسی است. دستکم سه شرکت آلمانی در این ماجرا درگیر هستند."
سال گذشته، شرکت نوکیا- زیمنس، بدلیل ارسال وسائل شنود شهروندان، و تجهیز نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی برای کنترل مخالفان و شهروندان، مورد انتقاد شدید مردم و فعالان قرار گرفته بود.
امروز: نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با تاكید بر اینكه همه بابد زیر چتر ولی فقیه قرار گرفته و ملاك ریزشها ورویشها را ایشان بدانیم، تصریح كرد: تاریخ نشان داده هر گاه مردم حول محور رهبری حركت كنند، معجزات بزرگی را خواهند آفرید.
به گزارش فارس، علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، عصر امروز در اختتامیه پانزدهمین دوره آموزش مبانی اندیشه اسلامی (طرح ولایت) كه در دانشگاه شهید بهشتی تهران برگزار شد، با اشاره به موضوع رویشها و ریزشها در طول تاریخ، تاریخ را آئینهای پیش روی انسانها دانست و گفت: باید ببینیم این رویشها و ریزشهای افراد و امتها تصادفی است یا قانومند.
وی تصریح كرد: در این خصوص سه نظریه وجود دارد كه عدهای حوادث تاریخ را تصادفی میدانند و عدهای دیگر آن را جبری اعلام میكنند و میگویند این رویشها و ریزشها در اختیار انسانها نیست.
سعیدی افزود: اما نگاه قرآن یك نگاه قانونمند است و اگر ما بتوانیم قوانین حاكم بر تاریخ را كشف كنیم این امر بقای ما را تضمین خواهد كرد.
وی با بیان اینكه قرآن انسان را در حوادث مثبت و منفی تاریخ مؤثر میداند، در خصوص ملاك ریزشها و رویشها گفت: احزاب،امتها و نخبگان ارزش ذاتی ندارند بلكه ارزش آنها با محوریت حق بستگی كامل دارد.
نماینده ولی فقیه در سپاه ادامه داد: در این خصوص نیز سه نظریه متصور است. عدهای قدرت را ملاك حق میدانند كه اینها زورمندان تاریخند اما عدهای دیگر قدرت ناشی از رای مردم را محور حقانیت اعلام میكنند كه كسانی مانند ژان ژاك روسو از این دست افرادند اما قرآن میگوید حق باید از منشاء ذیحق نشات گرفته باشد و ما میدانیم كه در هیچ دورهای زمین خالی از نماد حق نبوده است.
سعیدی پیشوا و حجت خدا و شریعت و آئین را دو نماد حق معرفی كرد و گفت: پیامبر اسلام نماد حق و ملاك روشنی برای انسانها بود كه حقانیت حركت بستگی به نزدیكی او با پیامبر داشت و بعد از او نیز ائمه معصومین و زیرمجموعههای آنها نماد حقاند و امروز كه امام زمان در پرده غیبت قرار دارند رهبری باید محور حق باشد.
وی با بیان اینكه ما باید زیر چتر ولی فقیه بوده و میزان حقانیت افراد را در پیوستگی آنها با ولی فقیه بسنجیم شرایط امروز را یك شرایط حساس دانست و گفت: یكی از اشتباهات بزرگ خواص در گذشته این بود كه نتوانستند بین عصر علوی و عصر نبوی تفاوت قائل شوند ودیدیم پس از رحلت پیامبر یاران او به 4 دسته تقسیم شدند كه دسته اول سلمانها،مقدادها و ابوذرها بودند كه حول محوریت حضرت علی و به پرچمداری حضرت زهرا كه پرچمدار جهاد سیاسی در آن دوره بود در برابر فتنهگران ایستادند و در این مسیر تردیدی به خود راه ندادند.
وی ادامه داد: دسته دوم طلحهها و زبیرها بودند كه در برابر نماد حق موضع گرفتند و دسته سوم متوقفین بودند كه فهم سیاسی نداشتند كه از نمونههای آن میتوان به عبدالرحمن بن عوف و عبدالله عمر اشاره كرد.
نماینده ولی فقیه در سپاه ادامه داد: دسته دیگر كسانی بودند كه دو پهلو صحبت كردند و به اصطلاح مغازه دونبش داشتند كه شاید مشكلترین قشر در خواص همینها بودند.
سعیدی با اشاره به حوادث اخیر در كشور گفت: امروز هم شاهد همان دسته افراد به علاوه دسته دیگری هستیم كه این دسته جدید میگویند ما به رهبری ارادت داریم و طرف مقابل را قبول نداریم اما برای جذب آنها اینگونه حركت میكنیم.
اما دسته دیگر كسانی بودند كه در برابر ولایت ایستادند و اگر تا دیروز زیر سایه خط امام حركت میكردند امروز در مقابل آن ایستادند و دسته دیگر متوقفین بودند كه سكوت كردند و دعوا را تنها بین دو كاندیدا دانستند در حالی كه عرصه، عرصه دعوای حق و باطل بود اما دسته چهارم كسانی هستند كه در این معركه بازی دوگانه كردند و عدهای نیز در كنار ولایت ایستادند و عمارگونه از محور حق دفاع كردند.
وی خاطرنشان كرد: ما باید در تمامی صحنهها تابع رهبری باشیم چرا كه وی ملاك حق است و تاریخ نشان داده هر گاه مردم حول محور رهبری حركت كردند بزرگترین معجزات را آفریدند.
عبید زاکانی را همه می شناسیم . طنزپرداز دوره های دور سرزمین مان . خالق " موش و گربه " ی معروف . و پردازشگر طنزها و مطایبه های بدیع و نیش دار و موشکاف اجتماع دوران خویش . من می خواهم در این نوشته به شما نشان بدهم که عبید زاکانی ، این شوخ نویس ایرانی ، گاه به گاه در روان دوستان صاحب منصب ما حلول می کند و از زبان و قلم آنان لطایفی جاری می کند تا باب طنازی در این ملک بسته و بی مشتری نماند . مثلا همین عبید زاکانی ، در ادبیات جناب رییس جمهورما ، آنجا که غلیظ و برگشت ناپذیر بر قدرت های برتر جهان فرو می بارد ، ناگهان سربرمی آورد و در لابلای کلمات و جملات آتشناک وی ، به طنازی روی می برد . مثل : آی آمریکا، اون ممه رو لولو برد ! یا آنجا که وزیر خود را "مثل هلو" توصیف می کند. یا : دخترکی را در زیر زمین خانه اشان مشغول غنی سازی اورانیوم گزارش می کند . شاید بیشترین حضور عبید زاکانی را در دستگاه قضایی رصد کنید .
مثلا در نوشته ها و رای های قاضیان این دستگاه. من از باب نمونه یکی از رای های نهایی صادر شده توسط قاضی " پیرعباسی "را به شما نشان می دهم تا بدانید روح جناب عبید چگونه و با چه گرسنگی سیری ناپذیری به قلم این قاضی محترم ورود کرده و کار را به شوخی و طنز برکشیده است .بویژه تماشا کنید شگفتی ادبیات این قاضی را که سعدی و فردوسی و رودکی را زمین گیر آرایه های ادبی خود کرده است .
ماجرا از این قرار بوده است که سرکارخانم دکتر سارا توسلی ، که استاد دانشگاه است و عضو هیات علمی دانشگاه ، روز عاشورا باتفاق همسرو خواهرش از خانه بیرون می روند تا به تماشای شور و حال عزاداران سیدالشهدا بپردازند و در شمار عزاداران حسینی بشمار آیند . آن روز به سرمی رسد . درهمین روز ، تیرغیبی به خواهرزاده ی جناب میرحسین موسوی می خورد و او را در دم از پای در می آورد . این خانم دکتر توسلی ، به همراه خواهرش ، ده دقیقه ، و نه بیشتر ، برای عرض تسلیت ، به خانه ی مادر عزادار ، می روند . این عزاداری و این تسلیت گفتن ، از چشم سربازان گمنام دور نمی ماند . هم خانم دکتر و هم همسرش آقای مهندس فرید طاهری را دستگیر می کنند و به انفرادی می برند . زمان می گذرد و می گذرد و بازجویی ها از خانم دکتر و همسرش به سرانجام می رسد و پرونده ی آنان در اختیار قاضیان پرآوازه ی ما قرار می گیرد .
من خود در بند ۳۵۰ زندان اوین با مهندس فرید طاهری همنشین شدم . وی ، فردی است بسیار مودب و متخصص و دوست داشتنی که مضحکه ای به اسم دوران محکومیت را سپری می کند و صدایش البته به هیچ کجا نیز نمی رسد . درست مثل سایر زندانیان ما ، که همگی بدون ارتکاب به عمل خلافی در آنجا زندانی اند و روزهای ناب عمرشان را به سیخ می کشند .
من اینجا رای نهایی صادر شده برای خانم سارا توسلی (همسرمهندس فرید طاهری ) را مو به مو می آورم و پا به پای شما از بزرگان و بویژه از رییس قوه ی قضاییه می پرسیم : این همه پول وهزینه و انرژی ای که برای تحصیل و باسواد شدن قاضیان از جیب و زندگی مردم ربوده می شود ، نتیجه اش آیا شوخ طبعی و طنزپردازی و بی سوادی قاضیان است ؟ که اگر بله ، رحمت به شیری که در کام همه ی طنزپردازان این روزها فرو شده است . کسانی که در هیبت بازپرس و بازچو و قاضی ، عرض وطول مناسبات قضایی کشوررا به تاراج شوخ طبعی و بی سوادی خویش می برند .
شما، رای قاضی مثلا با تجربه ما را مطالعه فرمایید و همزمان، از فوران این همه ادبیات و هوش وذکاوت و تیزبینی و استقلال و بند و تبصره و استناد قانونی او در پوست نگنجید تا بدانید و آگاه شوید امورات قضایی فرزندان بی پناه و زندانی ما توسط چه عبید زاکانی های برمسند قضا نشسته ای دست به دست می شود . این رای را بخوانید و در انتها برسرپا بایستید و روبه همه ی تاریخ و رو به همه ی آنانی که گفته اند و نوشته اند : قاضی باید فهیم و باسواد و مستقل باشد ، فریاد برآورید : خاموش ! که دراین ملک همه ی قواعد بشری از نو باز تعریف می شود .
پیشنهاد می کنم هیچ کلمه ای از این رای را نا دیده نگیرید :
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ رسیدگی : ۲۹/۲/۱۳۸۹
شماره ی دادنامه : ........
مرجع رسیدگی : شعبه ۲۶دادگاه انقلاب اسلامی تهران
شاکی : گزارش ضابطین قضایی
متهم : خانم سارا توسلی فرزند محمد
وکیل : ۱ - خانم فریده غیرت ۲ - اقای سید محمد علی دادخواه
اتهام :
۱ - اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عموم
۲ - اخلال درنظم عمومی
پس از جری تشریفات قانونی ، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح آتی انشای رای می نماید :
رای دادگاه
حسب کیفرخواست صادره در پرونده کلاسه ۸۸/۱۶۵۵۲/ط د شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران شهید مقدس ، خانم سارا توسلی حجتی فرزند محمد متولد ۱۳۴۹ صادره ازتهران ساکن : تهران .....تلفن : .... باسواد (دکترای تخصصی دندانپزشکی - تخصصی کودکان) متاهل دارای دو فرزند ، فاقد سابقه کیفری ، شیعه ، تبعه ایران با وکالت خانم فریده غیرت و آقای سید محمد علی دادخواه متهم است :
۱ - اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور
۲ - اخلال در نظم عمومی ، با این توضیح (حسب توضیحات پرونده) نامبرده در تاریخ ۱۳۸۸/۱۰/۶ مصادف با عاشورای حسینی در تجمع غیر قانونی منجر به اغتشاش و تخریب اموال مردم و دولت و شرکت کرده و خواهرش زهرا توسلی که همراه وی بوده است اذعان داشته که ما در این تجمع شعار الله اکبر هم سرداده ایم اما متهم موضوع پرونده منکر هرگونه سردادن شعار شده و پس از سپری شدن روز در شب به دیدار خانواده خواهر آقای میرحسین موسوی که ظاهرا فرزندشان در آن روز دچار حادثه شده و کشته شده جهت تسلیت رفته اند.
متهم می گوید من خانواده خواهر میرحسین موسوی را نمی شناسم خواهرم زهرا آن ها را می شناسد آنهم نه مستقیم بلکه با رابطه آن ها را می شناسد . ما شب حدود ۹ رفتیم حدود ده دقیقه حضورداشتیم و پس از تسلیت برگشتیم . مامورین درپرونده گزارش کرده اند که متهم در آن جا از طرف خود و به نمایندگی از نهضت آزادی تسلیت گفته است ولی متهم منکر این موضوع شد . دادگاه با ملاحظه پرونده خانم زهرا توسلی در حضور متهم و وکیل مدافع وی ملاحظه نمود که مامورین چنین گزارشی در مورد خانم زهرا توسلی نکرده اند و فقط در مورد خانم سارا توسلی چنین گزارش نموده اند و خانم سارا توسلی در دادگاه در دفاع از این عمل اظهار داشته است که صادقانه بگویم که نهضت آزادی خبرنداشت و در جریان نبود که من رفته ام آن جا .
دادگاه با ملاحظه این که اولا خانم سارا توسلی حسب الاقرار خانواده خواهر آقای موسوی را نمی شناسد . ثانیا خواهرش خانم زهرا توسلی هم مستقیم این خانواده را نمی شناسد بلکه با واسطه می شناسد. ثالثا ساعت حضور آن ها در منزل خواهر آقای موسوی ۹ شب زمستان بوده که حدود ۴ ساعت از شب سپری شده . رابعا ادعای همسایگی و رودربایستی ننموده . خامسا دو زن در چنین ساعت شب برای تسلیت از کشته ای که صرفا ارتباط موضوعات سیاسی و جریان فتنه داشته با توصیف فوق در شهر تهران که عموما اعضای یک مجتمع مسکونی یکدیگررا نمی شناسند و ارتباطی باهم ندارند حضورپیدا کنند . سادسا مامورین موضوع تسلیت گفتن از طرف نهضت آزادی را فقط به خانم سارا توسلی نسبت دهند . سابعا خانم سارا توسلی مدعی شده چنان سرگرم کاروزندگی است که اصلا فعالیت سیاسی ندارد . ثامنا قاضی دادگاه به وی اطلاع داد خواهرش که همراه وی در تجمعات بوده اذعان داشته شعار الله اکبرداده ایشان در جواب می گوید : مگرشعار الله اکبر چه اشکالی دارد؟ این ها همه حکایت از مخفی کاری متهم و انجام فعالیت موثر در راستای اهداف فتنه سبز لیکن با پوشش و هوشیاری کامل دارد . و استشهادیه اساتید محترم دانشگاه و دانشجویان خانم سارا توسلی داستان دیگری دارد که پرداختن به آن در دادنامه که متنی حقوقی و قضایی است موضوعیت ندارد . دادگاه با توجه به مطالب مطروحه فوق و غیرموجه دانستن دفاعیات متهم و وکیل مدافع وی هر دو اتهام را وارد دانسته و با استناد به ماده ۶۱۰و۶۱۸ قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت متهم به تحمل پنج سال حبس به جهت اجتماع و تبانی با احتساب ایام بازداشت قبلی و یکسال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ضربه شلاق تعزیری به جهت اخلال در نظم عمومی صادر و اعلام می نماید.این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر ر محاکم تجدید نظر استان تهران می باشد .
رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی
ودادرس علی البدل محاکم عمومی تهران
پیرعباسی
امروز:درحالیکه ماموران امنیتی تهران و کرمانشاه، مانع برگزاری مراسم ختم مرحوم ططری در تهران و کرمانشاه شده و از سخنرانی اصلاح طلبان در جریان مراسم ختم نماینده متوفی و سابق مجلس، جلوگیری بعمل آورده بودند و لباس شخصی ها نیز با تجمع و هتاکی در مقابل مسجد، سبب لغو مراسم ختم وی شده بودند، خانواده و دوستان آن مرحوم، مجلس یادبودی در روز سه شنبه نوزدهم امرداد ماه، از ساعت پنج تا شش و نیم بعد ازظهر در تهران منعقد خواهند کرد.
به گزارش سحام نیوز، مراسم بزرگداشت این عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری، در مسجد امیرالمؤمنین تهران، واقع درشهرک ژاندارمری، بلوار مرزداران، نبش ایثار برگزار خواهد شد.
پیش از این بنا بود مراسم ختمی برای آن مرحوم، در مسجد آیت الله بروجردی و مسجد فاطمی تهران برگزار گردد که علی رغم پرداخت هزینه کامل از طرف خانواده آن مرحوم، با ممانعت نیروهای امنیتی این مراسم برگزار نشد.
ماموران امنیتی استان کرمانشاه نیز، از سخنرانی دو روحانی اصلاح طلب، رسول منتجب نیا و اشرفی اصفهانی در جریان مراسم ختم اسماعیل ططری، جلوگیری بعمل آوردند و همزمان تجمع لباس شخصی ها در مقابل مسجد محل ختم، سبب لغو مراسم در مسجد شد.
اسماعیل ططری نماینده پیشین کرمانشاه در دورههای چهارم و ششم مجلس شورای اسلامی، روز جمعه هشتم امرداد ماه، به دلیل ایست قلبی، در سن ۵۷ سالگی در تهران درگذشت.
امروز :شانزده زندانی سیاسی زندان اوین که از سیزده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتراض زده بودند،پس از آزادی بابک بردبار،همچنان به اعتصاب خود ادامه می دهند.
به گزارش خبرنگار کلمه، آزادی بردبار ،عکاس خبری ، یکی از خواسته های این زندانیان بود. چرا که با وجود صدور حکم آزادی اش ،مقامات زندان از آزادکردن او خودداری و به سلول انفرادی منتقلش کرده بودنند .آزادی وی نخستین مورد از اجابت خواسته ی زندانیان اعتصاب کننده پس از سیزده روز اعتصاب محسوب می شود.
آنها پنج خواسته خود رابرای پایان اعتصاب غذایشان از این گونه اعلام کرده بودند :" رعایت کامل حقوق زندانیان مندرج در آیین نامه سازمان زندانها از جمله توهین نکردن و خفیف نشمردن زندانیها و رعایت حق استفاده از نشریه و کتاب "
آنها همچنین در بند دوم خواستههایشان تاکید کرده اند: مسولان قضایی با زندانبانانی که به حقوق زندانیها تجاوز کرده اند برخورد قانونی کرده و حقوق زندانیهای فرستاده شده به انفرادی و خسارات وارده به آنها راجبران کنند و همگی آنها را هر چه زودتر به بند عمومی برگردانند .
بند سوم به آزادی سریع و بدون قید شرط بابک بردبار،عکاس خبری دربند اختصاص یافته بود .خواسته ای که تحقق یافت.
بند چهارم شامل افزایش فضای سرانه، زمان تلفن، امکانات بهداشتی و درمانی برای هر زندانی است. در حال حاضر فضای سرانه برای زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ کمتر از یک متر برای هر زندانی است. تلفن و امکانات بهداشتی و درمانی نیز در این بند ناچیز است.
این زندانیان دربند همچنین، پنجمین و آخرین خواسته خود را نیز این طور اعلام کرده اند: اجرای فوری و کامل قوانین و موارد مصوب مرتبط با زندانیان به مثابه حق آنها و نه امتیازی که در مواقع خاص سلب شود.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.
امروز:: جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی ،دیروز(شنبه)مقارن اذان مغرب مقابل زندان اوین حاضر شدند و روزه سیاسی شان را در همبستگی با خانواده زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اوین ،در کنار یکدیگر افطار کردند .
به گزارش خبرنگار کلمه از مقابل اوین ، آنهادر این تجمع به خانواده های هفده زندانی اعتصاب کننده اوین اعلام کردند که آنها را فراموش نکرده اند . مادران عزادار و جمعی دیگر از فعالان جنبش زنان و همچنین تعدادی از فعالان دانشجویی نیز در این مراسم شرکت داشتند . آنها ضمن افطار برای سلامت زندانیان اعتصاب کننده و آزادی هرچه سریعتر آنان دعا کردند .
هفده زندانی سیاسی اوین که چهارده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده بودند، دست به اعتصاب غذا زدند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی هم چند روز قبل در بیانیه ای از همه کسانی که روز ۲۵ خرداد سال گذشته در تظاهرات میلیونی تهران حضور داشتند خواست روز شنبه ۱۶ مرداد در حمایت از زندانیانی که اعتصاب غذا کردهاند روزه سیاسی بگیرند.
جبهه مشارکت اسلامی، که دبیرکل و برخی از اعضای ارشد آن همچنان در زندان به سر میبرند، در بیانیه خود به استناد اظهارات و نامههای عبدالرضا تاجیک، حمزه کرمی و محمدعلی ابطحی اعلام کرد که فجایع پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ به کهریزک محدود نبوده و در زندان اوین نیز تکرار شده است.
جبهه مشارکت، با اشاره به اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سیاسی، قطع ملاقات و نگرانی شدید خانوادههای آنان، خطاب به مردم ایران نوشته است:«اگر چه نمیتوانیم رنج و نگرانی آنها را برطرف کنیم و کاری برایشان انجام دهیم، حداقل با ابراز همدردی از آلام آنها بکاهیم و دل آنها را با همراهی خویش قدری آرام کنیم.
امروز:روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشت:از صدا و سیما و چند روزنامه و نشریه متصل به بودجههای دولتی که بگذریم، سایر رسانهها در شرایط سخت رکود اقتصادی و تورم، با مشکلات مالی آزار دهندهای دست و پنجه نرم میکنند. برخلاف دستگاههای دولتی که اول هر سال بودجهای در اختیارشان قرار میگیرد و به اواخر سال که میرسند بعضی از آنها تلاش میکنند با خرج تراشیهائی که میکنند چیزی از آن نماند تا بتوانند وانمود کنند که سال آینده باید بودجه بیشتری به آنها اختصاص یابد، روزنامهها در طول سال باید خودشان درآمدزائی کنند تا بتوانند هزینههای سنگین این روزگار سخت را که هر روز قیمتها افزایش مییابند تأمین نمایند.
در چنین وضعیتی، مشکلات سرسام آور تقسیم تبعیض آمیز آگهیهای دولتی، گیر و گورهای تقسیم غیرمنصفانه یارانه ها، رشد بی حساب و کتاب هزینهها و شرایط سخت زندگی نیز مزید بر علت میشوند و کار را بر اصحاب مطبوعات آنچنان دشوار میکنند که گاهی تا آستانه تعطیلی به پیش میروند و البته بسیاری از آنها نیز ناچار میشوند تن به تعطیلی بدهند.
راهی هم البته برای انتشار بدون تحمل فشارهای مالی وجود دارد ولی پیمودن آن راه موجب میشود روزنامه دیگر روزنامه نباشد و به "روزی نامه" تبدیل شود؛ کرنش در برابر صاحبان زر و زور، رشوه دادن به واسطههای آگهی ها، بند و بست با مراکز قدرت و ثناگوئی و مداحی آنها. این راه را آسان میتوان پیمود و به راحتی میتوان به نان و نوائی هم رسید ولی به قیمت از دست دادن استقلال و عزت نفس. شرافت قلم، اجازه چنین کاری را به اصحاب مطبوعات نمیدهد. اهالی مطبوعات، صورت خود را با سیلی سرخ نگهداشتن را بر نان را به قیمت از دست دا دن استقلال و عزت نفس به روغن انداختن ترجیح میدهند.
... متأسفانه در طول ۳۱ سال گذشته اکثر قریب به اتفاق متولیان امور مطبوعاتی با مقوله مطبوعات بیگانه بودند و قبل از آنکه فرصتی برای آشنا شدن با ظرایف کار پیدا کنند جابجا شدند. بخش مهمی از مشکلات اصحاب مطبوعات به همین موضوع مربوط میشود.
از اخطارها، انذارها، تذکرها،توقیف ها، تقسیم ها، تبعیضها، تحویل گرفتن ها، اخم کردن ها، برخوردار نمودنها و محروم کردنها که در پرونده عملکرد متولیان امور مطبوعاتی در همه دولتهای این ۳۱ سال ثبت است میتوان به این واقعیت تلخ پی برد و بر دشواریهائی که اصحاب مطبوعات با آن مواجه بودند و هستند و تا این روال وجود دارد مواجه خواهند بود آگاه شد. بخشی از این عملکردها سلیقه ای است و بخشی نیز سیاسی و خدا به داد برسد هنگامی که این دو یکجا جمع شوند و دست به دست هم بدهند و به سراغ اصحاب مطبوعات بیایند.
تو را چه خوب می شناسم زهرا جان، اگرچه از تو گفتن آسان نیست. از سالها پیش می شناختمت اما در این یک سال پر ماجرای گذشته، تو را یافتم و در لحظه لحظه های تنگدلی و مظلومیت در کنار خود و تمام سیلی خوردگان بیعدالتی، حس کردم.
خواهر خوبم!
تو را زهرا باشی یا الهه ویا حتی "مادر ترزا" که جوانترها به خاطر وجود پر مهر و دلسوزی های مادرانه ات لقب داده اند، همه می شناسند و در فراق " دکتر میردامادی" قهرمان، غمت را می فهمند و روح بلند و مقاوم تو را می ستایند.
زهرای عزیز!
همه می دانند تحمل درد زانوها برای تو سنگین است، اما بار اندوه دردهای همسرت را نیز باید بر دوش کشی که اندک اندک گسترش یافته و اینک علاوه بر مهره ها، دست ها را نیز گرفتار ساخته است ، لکن تو صبورانه می نگری، بغضت را فرو می خوری و اشک های خالصانه و گرانبهایت را بر دردهای دیگران روان می سازی.
خواهر مهربانم !
چه زیبا چون دریایی آرام با دلی آسمانی، دیگران را به آرامش می خوانی و در خلوت خود به همراه همیشگی زندگیت نیز می اندیشی که پس از انتقال به بند جدید عمومی، دیگر حتی نمی توانی انتظار تماس تلفنی از سوی او داشته باشی مانند سایر قهرمانان بند ۳۵۰ ، و تو باز هم با همان ارادۀ محکم و پولادین که برخاسته از اندیشۀ سبز و ایمان راسخت به "الله" است، مانند کوهی استوار ایستاده ای.
خواهر جان!
اگر خدا حاکم مطلق است، که یقین دارم هست، اینگونه نمی ماند همانطور که پیش از این نیز آنگونه نماند.
به حرمت ایام عزیز رمضان که پیش رو داریم سوگند که بد اندیشان، حلقۀ فشار را هر قدر تنگ تر کنند، آتش دوزخ را بر خود شعله ور تر خواهند ساخت و هرچه بیشتر نیکان و اندیشمندان پاک ما را به بند کشند، پای خود از ریسمان محکم الهی گسسته اند.
ای کاش آنان که هنوز اندک اعتقاد و ایمانی به خدا و روز حساب دارند، دریابند که این راه نه تنها آنان را به رستگاری نمی رساند بلکه سرانجامی جز تباهی نخواهد داشت.
و تو زهرای عزیز !
باز هم به همراه مادران شهید و همسران مصیبت دیده و فرزندان چشم انتظار که در این یک سال و اندی به اندازۀ سالیان سال، سختی کشیده اند ، استقامت و صبوری کن که پشتوانۀ ما خداست و خود ، ضامن این راه است که دومین امام معصوم (ع) نیز فرموده است:
"پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است و دشمنش ترسان و بی یاور"
امروز:همسر، برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفایی، وکیل دادگستری که در پی صدور حکم جلب او بازداشت شده بودند، همگی از زندان آزاد شده اند.
به گزارش ندای سبز آزادی، فرشته و فرهاد حلیمی از روز دوم مرداد در بازداشت بودند و پدر آنها نیز چند روز بعد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
فرشته حلیمی روز شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ (۷ اوت ۲۰۱۰) با قرار کفالت از زندان آزاد شد. برادر و پدر او نیز در روزهای پیش از آن از زندان اوین آزاد شده بودند.
محمد مصطفایی، وکیل چند پرونده حقوق بشری که از ایران خارج شده و در ترکیه تقاضای پناهندگی کرده است، پیش از این درباره وضعیت نزدیکانش ابراز نگرانی کرده بود.
آقای مصطفایی، که روز دوم مرداد (۲۴ ژوئیه) برای ارائه توضیحاتی به دادستانی تهران احضار شده بود، صدور حکم جلب و ممنوع الخروج شدن خود را به عنوان دلایل خروجش از ایران و درخواست پناهندگی در ترکیه اعلام کرد.
به گفته آقای مصطفایی، او پس از دریافت احضاریه و پاسخ به سوال های بازجو، مرخص شد ولی وقتی به دفترش مراجعه کرد متوجه حضور پلیس و بازرسی از این محل شد.
نیروهای امنیتی شامگاه همان روز فرشته و فرهاد حلیمی، همسر و برادر همسر آقای مصطفایی را نزدیک محل کار او بازداشت کردند.
آقای مصطفایی پیش تر نیز در نامه ای خطاب به دادستان عمومی و انقلاب تهران، خواستار آزادی همسر و برادر همسرش شده بود.
آقای مصطفایی که به کمیساریای عالی حقوق بشر در ترکیه پناهنده شده است، وکالت سکینه محمدی آشتیانی را به عهده داشت؛ زنی که به اتهام زنای محصنه به سنگسار محکوم شد و با جهانی شدن پرونده اش، فعلا از سنگسار نجات پیدا کرده است.
آقای مصطفایی به بی بی سی گفت: "من تصمیم نداشتم از ایران خارج شوم. در حقیقت مرا مجبور کردند... به دلیل این که احتمال می دادم من را بازداشت کنند و از کسانی که در دستگاه قضایی بودند، شنیدم که ممنوع الخروج شده ام، مجبور شدم به طور غیرقانونی وارد ترکیه شوم."
او گفت که حاضر است در صورت دریافت تضمین قضایی به ایران برگردد.
امروز:بابک بردبار عکاس خبری و یکی از زندانیان اعتصاب کننده غذا ساعاتی پیش از زندان آزاد شد.
به گزارش "تا آزادی روزنامه نگاران زندانی" بابک بردبار عکاس، بعد از گذشت ۷ ماه از زندان اوین آزاد شد.
این عکاس ۲۵ ساله شیرازی که برای آژانس خبری عکس ایران مشغول به فعالیت بود، در روز عاشورای سال گذشته در تهران فقط به جرم عکاسی، بازداشت شد. وی در آن روز تنها مشغول عکاسی با مجوز رسمی بوده و هیچ جرمی به وی منتسب نشدهاست.
وی از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا بود. گفتنی است از سایر اعتصاب کنندگان خبری در دست نیست.
امروز:جهانگیر عبدالهی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و دبیر کانون فرهنگی دانشجویان کرد این دانشگاه که در شانزدهم تیرماه سال جاری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود، پس از تمکین به حکم و عدم اعتراض و تجدیدنظر خواهی نسبت به حکم صادره دادگاه بدوی، با شکایت نماینده دادستان مواجه شد.
به گزارش دانشجونیوز، جهانگیر عبدالهی پس از صدور حکم دادگاه بدوی به پیشنهاد وکیل خود آقای زرافشان، به حکم ناعادلانه ۵ سال حبس تعلیقی صادر شده از سوی دادگاه بدوی شکایت نکرد، اما پس از پایان مهلت تجدیدنظر خواهی دادگاه اعلام می نماید که به جای ایشان نماینده دادستان به حکم صادره اعتراض نموده و از دادگاه بدوی مجازات سنگین تری برای وی درخواست کرده است.
جهانگیر عبداللهی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای دانشکده حقوق دانشگاه تهران است. وی یازدهم بهمن سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در جلوی در دانشگاه بازداشت شده و پس از تحمل ۴ ماه زندان در اردیبهشت ماه امسال با صدور قرار وثیقه از اوین آزادشد.
امروز:جمعی از دانشجویان دانشگاه های تبریز، با انتشار اعلامیه ای حمایت خود را از ۱۷ زندانی در اعتصاب غذای اوین اعلام کرده اند و خواستار رسیدگی به وضعیت آنان شده اند.
به گزارش جرس، در بخشی از این بیانیه آمده است: حاکمیتی که نام اسلامی یدک می کشد و تا تریبون در دست می بیند، خود را با مولا علی (ع) و حکومتش مقایسه می کند و خود را ادامه حکومت محمد می داند و گاه پا فراتر می گذارد و بی شرمانه بر طبل کفر می کوبد و می گوید پیامبران آرزوی زندگی در چنین دولتی را داشتند، در ورای پرده تزویر با خشن ترین و غیرانسانی ترین روش ها منتقدینش را می نوازد.
متن کامل بیانیه دانشجویان دانشگاه های تبریز در پی می آید:
تابستان دیگری رسیده است! سال ها است که تابستان های ما با تعطیلی دانشگاه ها فرصتی شده است برای سرکوب و تسویه حساب حکومت با آزادیخواهان و منتقدانش... تابستانی که سالها است جز بازداشت، انحلال تشکل های دانشجویی و اخراج و تعلیق چیز دیگری برای ما به همراه نمی آورد!
تابستان دیگری رسیده است! سوزانترین تابستان این سالهای سرد! تابستانی که با بازداشت گسترده فعالان مدنی آذربایجانی و احکام سنگین بیدادگاه های حکومت برای آزادیخواهان، فعالان سیاسی و دانشجویان آغاز گشت.
ولی اینها تنها سوغاتی تابستان امسال ما نبود! مهرورزی کینه ورزان ۱۳ روز است که دوستان ما را مجبور به پیش گرفتن راهی کرده است که اگر نجنبیم، بازگشتی برایشان نخواهد بود...
حاکمیتی که نام اسلامی یدک می کشد و تا تریبون در دست می بیند، خود را با مولا علی (ع) و حکومتش مقایسه می کند و خود را ادامه حکومت محمد می داند و گاه پا فراتر می گذارد و بی شرمانه بر طبل کفر می کوبد و می گوید پیامبران آرزوی زندگی در چنین دولتی را داشتند، در ورای پرده تزویر با خشن ترین و غیرانسانی ترین روش ها منتقدینش را می نوازد.
برای گرفتن اعتراف، تجاوز، شکنجه و گروگان گیری را مجاز می داند؛ حکومت تجزیه طلبی که از تمام امکانات و توانش برای تفرقه اندازی و قرار دادن گروه های مردم در مقابل هم بهره می برد. حاکمیتی که رسانه ملی را به اسبابی برای از بین بردن وحدت ملی و توهین به شهروندان ایرانی بدل می کند.
حاکمیتی که خود "تجزیه طلبی" می کند و آنگاه دسته دسته جوانان این مرز و بوم را که در جهت برچیده شدن تبعیض ها و رسیدن به حقوق انسانیشان تلاش می کنند را به اتهام واهی "تجزیه طلبی" به بند می کشد؛
حکومتی که رئیس دولتش در مجامع رسمی و در مقابل دوربین های رسانه های جمعی سخیف ترین و بی ادابانه ترین ادبیات را برای تاختن بر مخالفین اش بکار می برد، آشکار است که در پشت دیوارهای سنگین "اوین" و "رجایی شهر" و بازداشتگاه های دیگر شهرستانها با مخالفین و منتقدین با چه الفاظ و شیوه هایی گفتگوی مردانه! می کند.
حکومتی که خود را جانشین برحق! امام زمان (عج) می نامد، در روز میلاد این بزرگوار انسانهای آزادیخواه و شریفی چون عبدالله مومنی، علی ملیحی، کیوان صمیمی، مجید توکلی، احمد امویی، حسین نورانی نژاد و .. را که جز برای عدالت و آزادی و انسانیت تلاش نکرده اند را با رکیک ترین الفاظ و خشن ترین اعمال به زندانهای انفرادی می سپارد.
خانواده های آنان را مورد توهین و ناسزا قرار می دهد و تنهای رنجور آنها را تهدید به ....
آری، دوستان سبز دربندمان در اعتراض به این رفتارهای غیرقانونی و غیرشرعی حاکمیت نامشروع، برای رسیدن به حقوق قانونی و برخورداری از حداقل حقوق یک بازداشتی طبق قوانین جمهوری اسلامی، ۱۳ روز است که لب بر غذا دوخته اند.
بارها در اثر ضعف مفرط به بهداری زندان منتقل شده اند و باز با اندک توان باقیمانده برایشان ندا سر داده اند که ما برای رسیدن به آزادی، قانون و انسانیت جانمان را نیز به خطر می اندازیم.
بزرگ مردمانی که تنها سلاحشان برای دست یابی به اعتقادات شان قلم بوده و بس! آزادیخواهانی که سالها است نامشان لرزه بر تن اقتدارگرایان انداخته تا آنجا که تحمل دیدن تصاویر این بزرگ مردان نیز برایشان دشوار می نماید.
دلاورانی که با صبر و استقامتشان حاکمیت جور را به زانو در می آورد تا آنجا که حاکمیت شکست خورده مامورانش را چون حیوانانی زخم خورده بر روی خانواده های آنان می فرستد تا بلکه با پاره کردن تصاویر فرزندان رشیدشان، انتقام بگیرند.
عبدالله مومنی، مجید توکلی، علی ملیحی، حسین نورانی نژاد، کیوان صمیمی، مجید دری، بهمن احمدی امویی، ضیا نبوی، علی پرویز، حمیدرضا محمدی، جعفر اقدامی، بابک بردبار، کوهیار گودرزی، غلامحسین عرشی، محمدحسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد شما سرمایه های جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران هستید.
شما سمبل هزاران بازداشت شده جنبش سبز هستید. شما معلمان و پیشتازان ما بودید و هستید. حکومت ظلم از دیدن تصاویر شما هم لرزه بر جانش می افتد. اعتصاب غذای خود را بشکنید و بگذارید تا وجود پر برکتتان خواب اقتدارگرایان را تا طلوع آزادی آشفته سازد. بگذارید که در فردای سبز این دیار دستانمان را در دستان شما ببینیم و همراه با هم ندای پیروزی یاران دبستانی مان را سر دهیم.
در انتها ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های تبریز (دانشگاه تبریز، دانشگاه آزاد تبریز، آذربایجان، سهند، پیام نور، نبی اکرم) به نمایندگی از دانشجویان سراسر کشور ضمن اعلام حمایت از خواسته های قانونی این زندانیان، خطاب به حاکمیت زور و زر و تزویر اعلام می کنیم، به اعمال خلاف قانون، غیر انسانی و غیر شرعی خود پایان دهید و راه رضایت مردم پیش بگیرید که حال دوران ثابت نخواهد ماند و زودتر از آنچه تصور می کنید خواهد رسید روزی که در دادگاه های مردمی و مستقل مجبور به پاسخگویی در برابر مردم شوید.
مقامات امنیتی و قضایی را نیز هشدار می دهیم که مردم ایران شما را مسئول سلامتی و حیات این زندانیان می دانند! مبادا با عدم رسیدگی و تمیکن در برابر خواسته های به حق و قانونی زندانیان لحظات را از دست دهید و آنچه نباید اتفاق افتد، اتفاق بیفتد که ...
ما همچنین اعتراض شدید خود را نسبت به بازداشت گسترده فعالان مدنی آذربایجانی و دانشجویان هویت طلب تبریز اعلام و حاکمیت تجزیه طلب را به ترک سیاست های تفرقه انداز دعوت می کنیم. عموم مردم ایران را نیز به هوشیاری در مقابل این سیاست کثیف حکومت فرا می خوانیم.
یاشاسین آزادلیقی یاشاتماق اوچون یاشایان میللت
فعالان دانشجویی دانشگاه های تبریز
دانشگاه تبریز - دانشگاه آزاد تبریز - دانشگاه آذربایجان - پیام نور
تبریز- سهند - نبی اکرم
امروز:انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور، با انتشار نامه ای خطاب به رئیس قوه قضاییه خواسته است تا هر چه زودتر به شرایط زندانیان بند ۳۵۰ که در اعتصاب غذا به سر می برند رسیدگی شود.
به گزارش جرس، انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور، ضمن هشدار نسبت به خطراتی که تاکنون متوجه این زندانیان شده و همچنان وجود دارد، مسئولیت آن را به عهده کسانی دانسته که این شرایط را به زندانیان تحمیل کرده است.
متن کامل نامه انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور به این شرح است:
حضور آیت الله آقای صادق لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام؛
همانطور که مستحضرید هفده نفر از زندانیان سیاسی زندان اوین که از جوانان فرهیخته و عزیز این مرز و بوم هستند و جرم و گناهشان همراهی با ملت در اعتراض به تقلب در انتخابات بوده است، بیش از ۱۳ روز است که به دلیل بدرفتاری متولیان زندان و عدم رعایت حقوق قانونی زندانیان در اعتصاب غذا به سر می برند.
اعتصاب غذای خشک سه نفر از این عزیزان در مرحله بحرانی قرار دارد. ادامه این شرایط و عدم تأمین خواسته های به حق این عزیزان تهدید جدی جانی این جوانان برومند را از یک سو و نمایش شرایط نابسامان قضا و بد رفتاری با زندانیان سیاسی را از سوی دیگر به دنبال خواهد داشت.
حتی در صورتی که اعتصاب غذا پس از این مدت طولانی با توصیه و درخواست رهبران و بزرگان قطع شود نیز صدمات جبران ناپذیر پزشکی در سیستم های گوارشی، کلیوی و کبدی این جوانان عزیز تا سالیان دراز باقی خواهد ماند و یقیناً مسئولیت آن به عهده کسانی است که این شرایط را به آنان تحمیل کرده و موجب اعتصاب غذای اعتراضی آنان و نیز تداوم آن شده اند.
هشدار جامعه پزشکی کشور رسیدگی سریع و کامل درمانی قبل از بروز عوارض جبران ناپذیر است.
قبل از آنکه دیر شود و تأسف بجا ماند اقدامی کنید.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران
امروز: در پی تشدید فشارها بر زندانیان سیاسی و مقاومت مظلومانه شماری از این فرزندان سرفراز ملت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن درخواست آزادی هرچه زودتر زندانیان سیاسی، ئتا آن زمان خواستار رعایت حقوق انسانی و قانونی آنان از سوی حاکمیت شد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون بیش از یک سال است که بهترین فرزندان ایران به جرم دفاع ازحقوق پایمال شده ملت درکودتای انتخاباتی 22 خرداد 88 به زندان افتاده و خود و خانواده هایشان ازحداقل حقوق قانونی مربوط به زندانیان ازابتد ای دستگیری و حبس درسلول های انفرادی و بازجویی و فشارهای روحی و بعضا جسمی تا تشکیل دادگاه های دربسته یا فرمایشی و دسترسی آزادانه به وکیل و ملاقات عاری از فشار و محدویت باخانواده های خود محروم اند. اینک آنان ناچارشده اند تا با اعتصاب غذا و به خطرانداختن سلامتی و جان خود فریاد مظلومانه خویش را به اطلاع افکارعمومی برسانند و دست استمداد بسوی ملت دراز کنند.
ما ضمن حمایت از زندانیان اعتصابی همگان را به حمایت از زندانیان سیاسی مظلوم اما مقاوم دعوت می کنیم. ما ضمن اینکه اصل دستگیری و حبس آنان را عملی غیر قانونی و مجرمانه دانسته، آن را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط همه آنان هستیم اعلام می داریم که حاکمیت بر اساس وظیفه قانونی خود باید :
-1بند نگهداری زندانیان سیاسی را از زندانیان عادی تفکیک کند.
-2به تمام تضییقات و فشارها و موانع غیر قانونی نسبت به ملاقات آنان و خانواده هایشان پایان دهد.
-3 زندانیان باید فارغ از فشارها و محدودیت های امنیتی، حق انتخاب وکیل و ملاقات با آنان را داشته باشند.
-4 تا صدور حکم نهایی و قطعی، قرار بازداشت زندانیان سیاسی فک یا تبدیل شود .
-5دادگاه های علنی با حضور هیئت منصفه و خبرنگارانی مستقل در مورد آنان تشکیل و احکام صادره از سوی دادگاه هایی که تاکنون برخلاف قانون برگزار شده است ملغی گردد .
-6 امکانات مربوط به محل نگهداری، خوراک، بهداشت، دسترسی به نیازهای درمانی و استفاده از حقوق قانونی مربوط به مطالعه، تحصیل و برخورداری از مرخصی های استحقاقی و استعلاجی بر اساس آیین نامه سازمان زندان ها در مورد همه آن ها رعایت و اجرا شود.
اکنون همه طبقات و قشر های مردم ایران اعم از کارگران، زنان، روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان، استادان دانشگاه، وکلا و حقوق دانان، فعالان مدنی و حقوق بشری، فعالان و کادر های سیاسی و حزبی در میان زندانیان سیاسی ایران نماینده دارند. زندانی سیاسی کلید واژه ایست که به تنهایی استبداد و مشروعیت آن را به چالش می کشد. حاکمیت تا زمانی که حتی یک زندانی سیاسی در زندان باشد خود عملاً عدم اعتماد به نفس، ضعف اقتدار و مشروعیت و خطر بزرگ جنبش سبز مردمی ایران برای خویش را گواهی و توشیح می کند. زندانیان سیاسی ایران یکی دیگر از اسناد زندگی و تداوم جنبش سبز در کشورند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
89/5/17
داریوش محمدی : ظریفی می گفت : مرز اقتدار گرایان با جریان مدعی اصول گرایی ، « دروغ » است . یعنی چشم اسفندیار این اتحادِ استراتژیک ، همین واژه است و غم انگیر آن که ، کمتر روزی است که این واژه ی نامیمون و میهمان ناخوانده ، در ادبیات دولتمردان و بر سفره های سیاسی ما غایب باشد .
در باب نمونه ، به تکرار تلخ واژه ی « دروغ » در این چند جمله بنگرید :
... دعوتنامهای که روزنامه... چاپ کرده بود جعل این روزنامه بوده و یک دروغ بزرگ روزنامه... است
...ایشان (...) قبلا هم به من دروغ بسته و دروغ بستن ایشان به بنده دیگر همه میدانند و مجموعا ایشان تا به حال ۳۰ دروغ به بنده به صورت آشکار و روشن به من نسبت داده است. ... ادامه داد : البته اهمیت ندارد و بنده به حرفهای ایشان هیچ توجهی نمیکنم اما همه مردم ایران میدانند بنده به اندازه کافی شجاع هستم که ....(
جالب این که ، به شهادت همین متن ، گوینده ی این سخن ، خود در مظان دروغ زنی است و طرفه آن که همین فرد مردم ایران را شاهدی بر شجاعت خود می گیرد ، غافل از آن که، شجاع را با دروغ نسبتی نیست و کیست که نداند صداقت ، کفِ شجاعت است و شجاع بودن غیر از لاف زنی است ؟
این مرد ، گویی نمی داند - و نمی دانست - دروغ پناه گاه ترسو است و دروغ گویی آئین ناگزیر بزدلانی است که راه گریز ندارند ، اما صداقت ، خود آینه ی تمام نمای شجاعت است و براستی آن را که نمی ترسد ، به دروغ چه حاجت است ؛ که شجاع ترینِ مردمان روی زمین - به شهادت دوست و دشمن - گفته است :
لَو تَمَیَّزَتِ الشیاءُلَکانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَکانَ الجُبنُ مَعَ الکَذِبِ
اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ.
غررالحکم، ج۵، ص۱۱۸، ح۷۵۹۷
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر