-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
محمد نوری زاد، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان “گل ها و سیم خاردارها” در رابطه با سید علیرضا بهشتی شیرازی نوشته است: وقتی که به مرخصی می آمدم ، دوازده پله را با من بالا آمد و به من گفت : به همه بگو کسی برای آزادی من سیدعلیرضا بهشتی تلاش نکند. یا همه بیرون می آییم یا من بدون همه بیرون نخواهم آمد . متن کامل این یادداشت که در سایت نوری زاده آمده، به شرح زیر است:
من تلاش می کنم هراز گاه ، از گلهایی که این روزها محبوس در اوین هستند برای شما بنویسم . گلهایی که برای تعریف آنها از همه ی صداقت خود بهره می برم . چرا که دلیلی نمی بینم خاطره ای از زنبق و گل سرخ را بر کفتاری بار کنم که خود پایمال کننده ی گلهاست .
اولین گل سرخ معطری که در اوین اراده تعریف آن را دارم “سید علیرضا بهشتی” است . این گل ، آنقدر معطر و زیبا و پاک نهاد است که هر آدم گل نفهم و گل گریزی را شیدای خود می کند. معتقدم با پاکی، با صداقت، با درستی، با شرافت و شرم، جاذبه ای است که بر ناخودآگاه مخاطب اثر می گذارد ، و طرف مقابل را دربرابر بزرگی اش به تمکین و احترام وا می دارد.
سید علیرضا بهشتی ، هیچ نسبتی با شهید بزرگوار، “بهشتی” معروف ندارد . گرچه وی ، هم نام سید علیرضا بهشتی ، فرزند گل “شهید بهشتی” است ، اما گل آن سوی سیم خاردارها ، با گل این سوی سیم خاردار ، نسبتی ندارد.
خود زندانیان برای فهم ساده تر، یک پسوند ” شیرازی” به انتهای شهرت گل مورد نظر من افزوده اند.
سید علیرضا بهشتی شیرازی، ۵۰ ساله، اکنون در سالن ۴ اندرزگاه ۷ زندان اوین، زندانی است. (درزمان نگارش این مطلب وی در آنجا بود) بیش از ۲۰ جلسه بازجویی را در شرایط سخت پشت سر گذارده و هیچ خطایی جز ویرایش چند بیانیه ی ستاد میرحسین موسوی بر او بار نکرده اند.
افسوس من، خدایا تو خوب می دانی نه از حضور این گل در زندان اوین است ، بلکه من از این می گدازم که جامعه ی آنسوی سیم خاردار ما ، به شدت در مضیقه گل هایی چون “سید علیرضا بهشتی شیرازی” است ، و بدیهی است که زندانی بودن او ، فضا را برای رشد خارهای گوشت خوار آنسوی سیم خاردار فراخ می کند.
سیدعلیرضا بهشتی ، تنها جرمش ، بی جرمی است . من در او ، در رفتار و سخنان او ، کاستی ای که نشان از درون نازیبای او باشد ، نیافتم . به همین دلیل است که او را گلی در آنسوی سیم خاردارها لقب داده ام . او ، دوست دیرین آقای میرحسین موسوی است . و به همین دلیل : گروگانی است تا مگر دیگران حساب کارخود بکنند . تا کنون دادگاهی برای وی تشکیل نشده است . او را دوبار به دادگاه برده اند و بی دلیل – که البته دلیلش را می شود فهمید- دادگاه او را به تعویق انداخته اند .
سید ما ، با چهره ای عطوف و مهربان ، و چشمانی به سبزی جنگلهای شمال ، و لبانی که همیشه آنها را متبسم دیده ام ، تمثیل موکدی از : دربند بودن یک بی گناه است . سیدما ، سه فرزند دارد . یک پسر و دو دختر . ومن که خود را جای زندانی کنندگان امثال سیدعلیرضا بهشتی می گذارم ، برای زندانی کردن پدر این یک پسر و دو دختر ، هیچ توجیهی جز حفظ قدرت نمی بینم . وگرنه ، از فرد پاک نهادی چون سیدعلیرضا بهشتی ، مگر چه فتنه ای قرار است دامنگیر کشور شود ؟
او سالهاست که یک انتشارات را اداره می کند . یک شخصیت فرهنگی است . یک خوب خوب خوب در بند است . او از هفتم دی ماه سال گذشته ، بی آنکه دادگاهی برایش برگذارشود که : بداند خطای او چیست ، در زندان اوین به سر می برد .
من با او سابقا در اندرزگاه هفت ، هم بند بودم . اما بعدها هردوی ما را به بند ۳۵۰ منتقل کردند. یادم هست ، وقتی که به مرخصی می آمدم ، دوازده پله را با من بالا آمد و به من گفت : به همه بگو : کسی برای آزادی من سیدعلیرضا بهشتی تلاش نکند. یا همه بیرون می آییم یا من بدون همه بیرون نخواهم آمد .
دکتر محمد شریف به تازگی در مصاحبه ای نسبت به اتهامات سنگینی که دادگاه انقلاب متوجه شیوا نظرآهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کرده ،اظهار نگرانی شدید کرده است .یکی از این اتهامات محاربه است که مجازات سنگینی در قوانین ایران دارد.دکتر زهرا رهنورد ،هم زمان با اظهار نگرانی وکیل مدافع شیوا نظر آهاری و فعالان حقوق بشر با نوشتن یادداشتی در باره اتهامات وی ، نوشته است که همه ما زنان مثل شیوا هستیم هستیم ،پس ما را نیز متهم کنید. متن کامل این یاداشت به این شرح است : برای شیوا نظرآهاری و دادگاه او ،و نتیجه دادگاهش نگرانیم. زیرا همه ما ،شیوا نظرآهاری هستیم .ما، نیمی از جمعیت ایران، ما زنان همه شیوا نظرآهاری هستیم.به گفته وکیل شیوا ،به او سه اتهام تفهیم شده است . یکی محاربه است و موضوع ماده ۱۸۶ و دیگری اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم است موضوع ماده ۶۱۰ و در نهایت تبلیغ علیه جمهوری اسلامی . اما ،ما ،شیوا نظرآهاری ها ،هیچ یک از این اتهامات را قبول نداریم. ما، نه براندازیم، نه محارب ،نه تبانی کننده برای ارتکاب هیچ گونه جرمی و نه مبلغ علیه نظم جمهوری اسلامی . اما ما دانشجوی ستاره داریم ،زیرا از حقوق بشر دفاع می کنیم ،ما به معنای خاصی همه محاربیم ،در ادبیات قرآنی با تعبیری سرشار از اخلاق و ایمان و اخلاص ،محارب از حرب می آید و محراب نیز از همین ریشه حرب است. ما شیوانظرآهاری ها، همانطور که در محراب نماز می گذاریم ،در محراب باور اندیشمندان با کلکسیونی از شیطانها مبارزه می کنیم .این کلکسیون در ویترینی به طول تاریخ و عرض جغرافیا در چهار گوشه ایران و جهان چیره شده .به شیطانهای بزرگ ،شیطانهای کوچک. شیطان فقر،شیطان نابرابری و ظلم و بی عدالتی ،شیطان دروغ و اهانت به کرامت انسانی ،شیطان قدرت و خودکامگی و تزویر ،شیطان تبعیض و خشونت . شیوا نظرآهاری ،هیچ یک از این اتهامات را نمی پذیرد ،زیرا هیچ یک از این موارد ،مصداق محاربه به معنای قضایی و سیاسی نیست ،بیش از این به زنان ایران اهانت نکنید. شیوای عزیز را از آن زمان که حقوق بشر را بر هر حقی ترجیح داد و در حالی که می توانست شاگرد اول کلاس مهندسی عمران باشد ،شاگرد اول دانشگاه عدالت و آزادی شد ،می شناسم. ستاره ای که حاکمیت متکبر و دیکتاتور بر کار نامه دانشگاهی اش وارد کرد و نمی دانست که او را چون ستاره ای بر پیشانی جنبش سبز قرار می دهد و او را به قصه دختران ماه پیشانی و رویاهای مان پیوند می دهد .همان دختر قصه ها که مهمترین ویژگی اش رحم و دلسوزی برای بینوایان و ناتوانان بود . همانها که من هم به عشق آنها و برای دفاع از حق از دست رفته شان دل به دریا زده ام. شیوا اولین کسی بود که فضاحت زندان کهریزک را برملا کرد ،آن هم در زمانی که هنوز فضاحت کودتای انتخاباتی اتفاق نیفتاده بود و در درجه اول برای او که مدافع حقوق بشر بود و برایش فرقی نمی کرد که زندانی یک قدیس باشد یا یک مبارز ،یا جانی …چرا که حقوق زندانی قاعده ای جهانی است و این مراحل بعدی است که شرافت زندانی سیاسی آبروی ملت است و همه در پی احقاق حق آنها هستیم. امروز کینه های عمیقی که از بر ملا شدن فجایع زندان کهریزک بر پیشانی حاکمان پینه بسته گریبانگیر شیوا و همه مدافعان حقوق بشر شده است .اما شیوا تنها نیست ، آن اندیشه ای که همه حق طلبان را به هم نزدیک می کند ، همه ی ما را ، من وشیوا ،بهاره هدایت و مهدیه گلرو ، عاطفه نبوی و .. را به هم پیوسته تا تحقق حقوق انسانی ،آزادی و دمکراسی پافشاری کنیم. پس ما زنان همه شیوا نظرآهاری هستیم ،همه ما را مجازات کنید!
ندای سبز آزادی: طبق گزارش منابع خبری ،عبدالله نوری دوشنبه شب در منزل خود میزبان بزرگترین گردهمائی رهبران و فعالان سیاسی جنبش سبز و جبهه ی اصلاحات بود پس از ماه ها محدویت و فشار سنگین توسط حکومت بر جنبش سبز و رهبران آن ، افطار سبزدرآستانه ی روز قدس باردیگر همه ی علاقمندان جنبش سبز را کنار هم متحد وهمدل قرار داد حضورآزادگان سرفراز جنبش پس از ماه ها حبس و انفرادی وتحمل شرایط بسیار سخت زندان درمیان دوستان و علاقمندان باعث تسکین قلوب و جای خالی عزیزان دربند در این همایش بزرگ ،باعث ناراحتی دوستان بود در کنار رهبران جنبش ، نوادگان آیت الله خمینی وفرزندان آیت الله منتظری ،جمع کثیری از اعضای : مجمع روحانیون مبارز ، جبهه مشارکت ایران اسلامی ، کارگزاران سازندگی ، حزب اعتماد ملی ، نهضت آزادی ایران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) ، دفتر تحکیم وحدت ،مجمع محققین ومدرسین حوزه علمیه ، فعالان ملی مذهبی ، روشنفکران دینی، جمع کثیری ازروزنامه نگاران ودانشگاهیان مهمان عبدالله نوری بودند
از مدتی پیش محافل و رسانه های وابسطه به جریان حاکمیت در حرکتی هماهنگ با دنبال کردن خط ایجاد تفرقه در میان رهبران و فعالان جنبش سبز ، نشست و گردهمائی احزاب، گروه ها و فعالان حنبش رادر کنار هم غیر ممکن بیان میکردند که عبدالله نوری با برگزاری افطار سبز در منزل خود خط بطلانی بر تحلیل و استراتژی تفرقه افکنانه ی جناح اقتدارگرا کشید
همه بودند ،دستان گرم و مهربان سید محمد خاتمی به نشانه ی اتحاد و پافشاری در دفاع از حقوق مردم در دستان مصمم و با اراده ی شیخ مهدی کروبی ، سید حسن خمینی ، سید یاسر خمینی،سیدعلی خمینی وشیخ احمد منتظری ،احمد صدرحاج سید جوادی کهنسال ترین فعال سیاسی معاصر ،،سعید حجاریان جانباز اصلاحات ،محمد نوری زاد ،محمد موسوی خوئینی ها ،هاشم صباغیان،محمد مجتهد شبستری ،محمدجواد مظفر،سید محمد موسوی بجنوردی ،عبدالله رمضان زاده،ابوالقاسم سرحدی زاده ،صفدرحسینی ،محسن آرمیدن ،علیرضا رجائی ،علی حکمت ،موسوی لاری ، محمود حجتی ،فیض الله عرب سرخی ،محمد عطریانفر،احمد خرم ، هاشم آغاجری ،محمدرضا خاتمی ،عباس عبدی ،فریبرزرئیس دانا ،سازگارنژاد ،احمد قابل ،حسن اسدی زیدآبادی ،رضا تهرانی ،بیژن زنگنه ، سید سراج الدین موسوی ،جواد اطاعت ،بهزاد نبوی ،حبیب الله پیمان ،حمیدرضاجلائی پور ،غلامحسین کرباسچی،علی خاتمی،قدرت الله علیخانی ،محمدعلی ابطحی،محمد نعیمی پور،مرتضی کاظمیان ،علی شکوری راد،علیرضا علوی تبار،هادی قابل ،اسحاق جهانگیری،مصطفی ملکیان،غلامعباس توسلی،مجیدانصاری ،محمد ملکی،حسین انصاری راد،هرمیداس باوند و......، همه درافطارسبزکنارهم بودند
دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه مورخ ۲۵ مرداد ماه سال جاری روزنامه آسیا را توقیف و دو نشریه “سپیدار” و “پرستو” را لغو مجوز کرد. به گزارش آفتاب، در این جلسه نشریات “سپیدار” و “پرستو” به دلیل انتشار عکسها، تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی و عدم پایبندی به رسالت مطبوعاتی، مشمول بندهای ۲ و ۱۰ ماده ۶ قانون مطبوعات شناخته شدند و به دلیل اصرار بر تخلفات یاد شده به استناد تبصره ۲ ماده ۶ و تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات، لغو مجوز شدند. همچنین روزنامه “آسیا” به دلیل انتشار عکسها و تصاویر خلاف عفت عمومی و استفاده ابزاری از تصاویر و تبلیغ و ترویج اسراف ، مشمول بندهای ۲، ۳ و ۱۰ ماده ۶ قانون مطبوعات شناخته شده و به دلیل اصرار بر تخلفات یاد شده به استناد تبصره ۲ ماده ۶ و تبصره ماده ۱۲ آن قانون توقیف شد و مراتب جهت پیگرد قانونی به مرجع قضایی ارسال شد.
روز گذشته مصاحبه تلویزیونی محمود احمدی نژاد با “جرج گالاوی” عضو پیشین پارلمان بریتانیا از شبکه خبری انگلیسی زبان دولت ایران، “پرس تی وی” پخش شد. احمدی نژاد با اشاره به رهبران جنبش سبز ، آنها را “آدم های غیر موثر در جامعه” معرفی کرد و با اشاره به سرکوب معترضین در خیابانها گفت که :” جمهوری اسلامی نمی خواست با شیوه ای خشن با معترضین برخورد کند و با کمترین هزینه موفق شدیم وضع را آرام کنیم.”
گزارش از: فرهمند علیپور – جــرس
جرج گالوی در بخشی از این مصاحبه که به مسائل داخلی ایران مربوط می شود اعتراض های صورت گرفته پس از اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری را “زلزله ای خفیف” توصیف می کند و با بیان اینکه در این اعتراض ها بخش هایی از جامعه علیه کلیت حاکمیت اسلام به مبارزه برخاستند از احمدی نژاد می پرسد : جنبش سبز از نظر شما چه معنی می دهد؟
مردم اجرا کنندگان و ناظرین انتخابات هستند
رئیس دولت دهم نیز در پاسخ می گوید : ایران یک کشور آزاد و دمکراتیک است. عده ای در ایران هستند که علیه من صحبت می کنند و مطمئن هستند که مشکلی برای آنها پیش نخواهد آمد و برای همین در کمال خونسردی مرا نقد می کنند. ما در ایران به معنای واقعی انتخابات آزاد و منصفانه داریم و مردم عناصر، اجرا کنندگان و ناظرین انتخابات هستند و نهادهای دولتی تنها از برگزاری انتخابات پشتیبانی می کنند.
محمود احمدی نژاد در حالی مردم را “ناظرین” و “مجریان” انتخابات معرفی می کند که نه تنها گزارش هایی مبنی بر ممانعت از حضور نمایندگان کاندیداها در صندوق آرا منتشر شده است که حتی سخنان اخیر سردار مشفق از اعضای ارشد سپاه پاسداران حکایت از برنامه ریزی گسترده برای ممانعت از آگاهی کاندیداها از میزان رای خود در هر حوزه را داشته اند.
احمدی نژاد همچنین با فرافکنی مخالفت هایی که با او صورت می گیرد را به دولتهای غربی نسبت می دهد و می گوید: هدف آمریکا این بود که قبل از انتخابات هر کاری می توانند انجام دهد تا جلوی دولت احمدی نژاد را بگیرد. اوباما قرار نبود که در اوضاع ایران دخالت کند اما در تور خاورمیانه ایش گفت که امیدوار به تغییراتی در ایران است. شبکه هایی مثل بی بی سی و صدای آمریکا نیز تمام تلاش شان را انجام دادند تا در کنار رادیوها و وبسایتهایی که راه اندازی شده بود در کشور آشوب به پا کنند و دولت را ساقط کنند.
باید ۱۴ میلیون نفر علیه من تظاهرات می کردند !
رئیس دولت کودتا در ادامه می افزاید: باید بدانیم که در ایران ۱۴ میلیون نفر به من رای ندادند پس باید طبیعتا ۱۴ میلیون نفر علیه من تظاهرات میکردند در حالی که تعداد تظاهر کنندگان ناچیز بودند. انتخابات در ایران باعث اختلاف بین ایرانی ها نخواهد شد ما بیش از سی انتخابات داشتیم و با وجودی که انتخابات آزاد و رقابتی بود مردم دوستی خود را حفظ کردند.
البته یک بخشی از جامعه تظاهرات کردند که همه آنها هم آزاد هستد و می توانند به فعالیت های خود ادامه دهند و این نشان دهنده این هست که بخش عمده وجامعه کاری با آنها نداشتند.
احمدی نژاد در بخش دیگری از مصاحبه خود به رهبران سبز اشاره می کند و می گوید: یکی از آنها دو دور رئیس مجلس و دو دور نماینده مجلس بود (کروبی) ، دیگری دو بار رئیس جمهور ایران بود (خاتمی) و دیگری نیز دو دوره نخست وزیر و رئیس دولت بود (موسوی) و البته این همان سیستم است.
دستگیرشدگان در انتخابات شرکت نکرده بودند!
رئیس دولت دهم در پاسخ به این سئوال گالاوی که ” آیا این افراد همچنان در داخل نظام محسوب می شوند” نیز گفت :” تقریبا همه هستند اما مردم دیگر آنها را قبول ندارند. مردم به آنها رای ندادند، آنها دوبار پی در پی شکست خوردند. هم در مجلس هم در شورای شهر ، بعضی از آنها فکر می کنند صاحب این کشور هستند. برای آنها مشکل است که مردم آنها را نمی خواهند. و اینها آمدند کمپین راه بیندازند و بگویند که در شهرهای بزرگ نا آرامی و اعتراض هست حال آنکه در هر شهر بزرگی ممکن است که یک نا آرامی صورت گیرد. ولی من به آن ۱۴ میلیونی که به من رای ندادند احترام می گذاریم و همیشه هم از احترام برخوردار خواهند بود.
کسانی نیز بودند که دستگیر شدند، آنها کسانی بودند که در انتخابات شرکت نکرده بودند. البته هر کسی ممکن است مرتکب اشتباه شود آنها نیز وقتی متوجه اشتباه خود شدند پشیمان شدند و متوجه حقیقت شدند. اکنون نیز در ایران هیچ شکافی وجود ندارد.
همین نشستی که اخیرا در ایران برگزار شد ( ایرانیان مقیم خارج از کشور) از همه جای دنیا در این نشست شرکت کرده بودند اینها عضو هیچ حزبی نبودند آنها تنها یک چیز را دنبال می کنند و آن ” عدالت، توسعه و عزت ایران” . و این آن چیزی است که اکثریت مردم ایران می خواهند.
رهبران سبز در جامعه موثر نیستند
وی همچنین در ادامه گفتگوی خود با شبکه “پرس تی وی” به رهبران سبز اشاره می کند و آنها را “ضعیف” معرفی می کند و می گوید: من نمی گویم هیچ کس مخالف من نیست، باید مخالف هم وجود داشته باشد اما اینها در اقلیت هستند، کسانی نیستند که اهل “درگیری و برخورد” باشند و البته آدم های موثری هم در جامعه نیستند. اتفاقات پس از انتخابات بنا بر یک پروژه ای بود که در خارج کشور انجام شد و به دست افرادی و تعداد معدودی نیز در داخل تعقیب شد.
جمهوری اسلامی نمی خواست شیوه ای خشن با آنها اتخاذ کند و شما هم دیدید که ما اوضاع را با هزینه حداقلی آرام کردیم در حالی که برخی از دولتهای غربی فکر کردند اوضاع در ایران تغییر خواهد کرد و یک انقلاب مخملی در ایران رخ خواهد داد و یکی از مسئولین انگلیسی گفت که ایران به دوران بحران رسیده است ولی مردم ما به اندازه کافی باهوش بودند که جواب آنها را بدهند. در ۲۲ بهمن سالگرد انقلاب هم مردم نشان دادند و تعداد تظاهر کنندگانی که برای حمایت از دولت آمده بودند بیش از همیشه بود و این جمعیت هم شامل کسانی بود که به من رای داده بودند هم کسانی که رای نداده بودند.
به برزیل تکنولوژی صادر می کنیم نه سکینه آشتیانی
احمدی نژاد در پاسخ به سوالی در مورد درخواست برزیل برای پذیرش سکینه محمدی می گوید: تعداد این افراد در ایران خیلی کم است و همه چیز در اختیار قاضی است اما ما با رئیس قوه قضائیه صحبت کردیم و ایشان هم مخالفت کردند در اجرای این حکم و فکر کنم این موضوع جمع می شود، ما نمی خواهیم برای ریس جمهور برزیل دردسر ایجاد کنیم ما دوست داریم که به برزیل تکنولوزی صادر کنیم نه چنین افرادی را. فکر می کنم این مشکل حل شود.
جرج گالاوی، دوست دار دیکتاتورها کیست؟
جرج گالاوی نماینده پیشین مجلس بریتانیا اخیرا نیز در مراسمی که اسفندیار رحیم مشایی در تهران با عنوان “همایش ایرانیان مقیم خارج” برگزار کرده بود شرکت داشت و طی سخنانی از محمود احمدی نژاد حمایت کامل کرد. سخنان گالاوی با بازتاب گسترده از سوی رسانه های حامی دولت روبه رو شد و با اینکه گالاوی اکنون عضو پارلمان نیست تلویزیون ایران چندین بار در زیر نویس یا اعلام خبر او را “عضو پارلمان بریتانیا” معرفی کرد.
او سیاستمدار انگلیسی است که سابقا در حزب کارگر فعالیت می کرد اما به خاطر اقدامات و سخنان جنجالیش از این حزب اخراج شد. گالاوی در چند سال اخیر مواضعی در حمایت از کشورهای اسلامی اتخاذ کرده است و حتی منزل شخصی خود را به محله ای مسلمان نشین در لندن منتقل کرد تا از طریق بتواند به پارلمان راه یابد که موفق نشد.
گالاوی همچنین در کانال انگلیسی زبان جمهوری اسلامی “پرس تی وی” دوشنبه ها، برنامه منظم هفتگی “real deal” را دارد.
گالاوی همچنین در زمان اعمال تحریم های سازمان ملل علیه عراق با تاسیس بنیادی در ظاهر خیریه به کمک دولت صدام شتافت و حتی دیدارهایی نیز با عدی حسین فرزند صدام و خود وی انجام داد که تصاویر این دیدارها پس از اشغال عراق از سوی سربازان آمریکایی و بریتانیایی کشف شد.
او در دیدار با عدی حسین می گوید که “عالیجناب ما تا آخر خط با شما هستیم” و در دیدار با صدام حسین نیز “من درود میفرسم به شهامت و نیروی صدام حسین و خستگی ناپذیریش” و می گوید زمانی که من به اینجا می آمدم همه مردم کشور من میگفتند که به شما سلام برسانم.
در پی اعلام آمادگی سید مصطفی تاجزاده برای پاسخگویی به پرسشهای حامیان جنبش سبز از وی، صدها پرسش از طریق ایمیل و شبکههای ارتباطی مجازی مطرح شدند.بنای ایشان بر پاسخگویی به تمامی سوالات مطرح شده بود که متاسفانه با وخامت وضعیت جسمی و نیاز مبرم به انجام عمل جراحی این مهم به تاخیر افتاد.
تاج زاده پس از عمل جراحی شروع به پاسخگویی به پرسشها نمود و از آنجا که همزمان به نگارش مجموعه ای از مقالات و تحلیلها پیرامون انتخابات و وقایع پس از آن هم همت گمارده بود(که این مقالات به تدریج منتشر خواهد شد) طبعا پروسه پاسخگویی به درازا انجامید.
بر آن بودیم که با تکمیل این پروژه شروع به انتشار پاسخهای وی به سوالات مطرح شده نماییم که با فراخوانده شدن مجدد ایشان به زندان امکان پاسخگویی به سوالاتی که در این اواخر مطرح شده بود فراهم نشد.
بدیهی است پاسخگویی به تمامی پرسشهای مطرح شده فرصت و مجال فراختری را میطلبید و از آنجا که بسیاری از سوالات تکرار شدهاند و پاسخ بسیاری از آنها هم در مقالات تحلیلی ایشان آمده است ، لذا اکثر پرسشهای مهم مطرح شده ذیل ۲۴ پرسش اصلی دستهبندی شده و طبق وعده قبلی از امروز به تدریج منتشر خواهند شد.
جالب اینجاست اولین سوالی که تاج زاده به عنوان مهمترین پرسش برای پاسخگویی انتخاب کرده بود سوالی در خصوص احتمال وقوع تقلب گسترده در انتخابات می باشد که نشان از شناخت عمیق این فعال سیاسی از روشهای تخریبی کودتاگران دارد. همانگونه که شاهد بودیم رسانه های خبری کودتا به محض بازگشت ایشان به زندان و در حالی که امکان پاسخگویی را از وی سلب کرده اند اقدام به انتشار فیلم ویدیویی بیست ثانیه ای که در دوران زندان و شرایط خاصی ضبط شده نموده اند تا اینگونه القا نمایند که سید مصطفی تاجزاده هم معتقد است در انتخابات تقلبی رخ نداده است.
البته نگاهی گذرا به دو مقاله منتشر شده از این فعال سیاسی در چند ماه گذشته و همچنین شکایت وی و شش دلاور آزادیخواه دیگر از سردار مشفق و سپاه به دلیل کودتای انتخاباتی به روشنی بیانگر نظر ایشان در خصوص نحوه برگزاری انتخابات سال گذشته میباشد.
با این حال این صفحه با انتشار پاسخ ایشان به اولین پرسش از مجموعه “پرسش و پاسخ با تاج زاده” اینبار هم قضاوت در خصوص ادعاهای واهی کودتاگران را به عهده خوانندگان می گذارد.
پرسش اول: بالاخره به نظر شما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ چه اتفاقی افتاد؟ آیا این سخن منسوب به شما درست است که در ایران تقلب گسترده در انتخابات ممکن نیست؟ آیا در انتخابات سال ۸۸ تقلب گسترده شد؟ اگر شد چقدر؟
پاسخ مصطفی تاجزاده: به نظرم اختلاف اصلی ما با حزب پادگانی در تحلیل انتخابات سال ۸۸ در این باره است که اتفاقی که افتاد «کودتای مخملی» بود یا «انقلاب مخملی». بنده همین جا اعلام آمادگی میکنم که به عنوان سرپرست وزارت کشور در دورة اصلاحات با آقای محصولی وزیر کشور برگزارکننده انتخابات سال ۸۸ در یک مناظره شرکت کنم و از این ادعا دفاع کنم که ۲۲ خرداد نه یک «انقلاب مخملی» توسط اصلاحطلبان که «کودتایی مخملی» توسط آقای احمدینژاد و حامیانش و در واقع توسط حزب پادگانی بود که علاوه بر اصلاحطلبان حذف بخشی از اصولگرایان را هم دنبال می کرد. درباره چند سوال کلی که پرسیدید چند نکته را به اجمال عرض میکنم:
اولا آنچه گفتید به من منسوب است ظاهراً برداشتی ناقص و در نتیجه نادرست از یک مصاحبة من در دو سال پیش است. در هر حال آن را قویاً تکذیب میکنم و در پاسخ به این سوال که «آیا امکان تقلب هست»، باید بگویم بله. ممکن است، اگرچه پنهان نمیماند. در ایران امکان تقلب همیشه وجود دارد. البته اینکه در هر انتخابات تقلب شده یا نه بحث دیگری است. در جریان انتخابات مجلس ششم جلوی چشم خودم آقای جنتی و همکارانش یک چهارم آرای شهروندان تهرانی را با دلایل غیرقانونی باطل کردند و نتیجه انتخابات را تغییر دادند؛ آنهم در شرایطی که مجریان و ناظران از دو جناج مختلف بودند و بر عملکرد هم نظارت داشتند. وقتی آن موقع در حضور ما تقلب ممکن بود. حتماً در غیاب ما و در یک حاکمیت یکدست امکان تقلب بیشتر هم هست. به اعتقاد من علت اصرار حزب پادگانی برای یکدست کردن مجریان و ناظران و اینکه غریبه و نامحرمی در دستگاههای اجرایی و نظارت بر انتخابات نباشد همین است که هر کاری خواستند بدون مانع بکنند.
صرف نظر از اینکه در این انتخابات میزان تخلف و تقلب چقدر بود، به باور من آرایش حزب پادگانی در انتخابات سال ۸۸ برای تخلف و تقلب گسترده بود. ما پیش از انتخابات گفتیم نسبت به آرای مردم نگرانیم. اما به جای گوش کردن به سخن ما و اندیشیدن تمهیداتی برای کاستن نگرانیهای موجه مردم فقط بر عمق نگرانیها و شبهات افزودند. ما حداقل به دو دلیل مهم از ماهها پیش از برگزاری انتخابات نسبت به صیانت کامل مجریان و ناظران از آراء شک و شبهه داشتیم. دلیل اول عملکرد بسیار مشکوک و غیرشفاف و اعتمادزدای مجریان و ناظران در انتخاباتهای شوراهای سوم و مجلس هشتم بود که توسط دولت آقای احمدینژاد برگزار شد و هنوز بعد از سه سال جزئیات از انتخابات آراء را اعلام نکردهاند. دومین دلیل هم اصرار عجیب حامیان آقای احمدینژاد بودکه جز خودشان کسی در هیاتهای نظارت و اجرایی حضور نداشته باشند. این دو دلیل برای نشان دادن آمادگی حزب حاکم برای تقلب کافی بود. اما متاسفانه نهتنها نگرانیهای ناشی از این دو علت را کاهش ندادند بلکه با انجام یک رشته اقدامات به شائبه تقلب دامن زدند.
یعنی اگر قرار باشد برای محاکمه عاملان ایجاد شائبه و شبهه دربارة صحت انتخابات دادگاهی تشکیل شود، در وهلة نخست باید نحوة اجرا و نظارت سراسر شائبهآمیز و مشکوک انتخابات در سالهای اخیر و از جمله انتخابات ریاست جمهوری دهم محاکمه شود. چنانچه بخواهیم فهرست کاملی از رفتارها و گفتارهای مجریان و ناظران انتخابات و نیز مقامات کشوری و لشکری را که پیام تقلب و شبهه را به جامعه مخابره میکردند به دست دهیم یک کتاب مستقل میشود. طبیعی بود که جامعة هوشیار ایران در برابر علائمی که از مجریان و ناظران انتخابات و نیز مقامات دولتی و نظامی دریافت میکرد نمیتوانست بیتفاوت بماند.
برای نمونه به چند مورد که به شبهه تقلب دامن زد و حاکی از وقوع «کودتای مخملی» بود به طور گذرا اشاره میکنم:
۱- حکم دستگیری ما را روز نوزدهم خرداد یعنی سه روز پیش از انتخابات صادر کردند. این اقدام به منظور پیشگیری از این بود که کسی پس از اعلام نتایج صدایش در نیاید. اینکه اجرای حکم دستگیری ما به بعد از انتخابات موکول شد به نظر میرسد به دلیل برگزاری برنامه زنجیره انسانی سبز در روز سهشنبه ۱۹ خرداد در خیابان ولیعصر تهران و گردهمایی سبزها در خیابان آزادی در روز چهارشنبه ۲۰ خردادماه باشد که حزب پادگانی را ترساند و بازداشت ما بیش از انتخابات را منتفی کرد. به هر حال نفس صدور حکم بازداشت ما پیش از برگزاری انتخابات به این معنا بود که نتیجه انتخابات را از قبل می دانستند و پیروزی آقای احمدی نژاد برایشان مسلم بود.
۲- سیستم پیامکها را در روز انتخابات قطع کردند و مانع تماس ستاد مهندس موسوی با حوزههای انتخابی و ناظرانشان شدند. باید معلوم شود چه کسی و با چه انگیزهای چنین دستوری داد؟ به نظر من جز آقای احمدینژاد که خود نامزد بود کسی در مقامی نبود که چنین دستوری صادر کند.
۳- سایتهای ما را روز جمعه فیلتر کردند و مانع اطلاعرسانی اصلاحطلبان شدند.
۴- با حکم آقای مرتضوی عدهای وحشیانه به ستاد ما در قیطریه حمله کردند، درست مثل انتخابات دوم خرداد که یک روز پیش از انتخابات به ستاد سیدمحمد خاتمی حملهور شدند. کجای دنیا حامیان نامزد پیروز در روز انتخابات به ستاد نامزد شکستخورده حمله میکنند؟ در هر حال عامل شکلگیری اولین تجمع اعتراضآمیز مردمی در انتخابات اخیر شخص سعید مرتضوی بود که دستور پلمب ستاد قیطریه را صادر کرد و اولین حضور خیابانی و اعتراضی مردم را در عصر روز انتخابات در میدان قیطریه موجب شد که البته با درایت و درخواست مسئولان ستاد قیطریه مردم پراکنده شدند. باید معلوم شود انگیزة آقای مرتضوی از این اقدام نابخردانه چه بود؟
۵- خبرگزاری دولتی ایرنا در ساعت ۱۸ روز انتخابات خبر کذب بازداشت من و محسن امینزاده را منتشر کرد.
۶- بلافاصله پس از برگزاری انتخابات به ستاد مرکزی مهندس موسوی در خیابان ولیعصر حمله شد.
۷- روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت آقای احمدینژاد، صبح شنبه ۲۳ خرداد در صفحه اول خود تیتر زده بود که تاجزاده و رمضانزاده بازداشت شدند (خبر جمعه شب کار شده بود و تاکنون کسی به ما توضیح نداده است که چرا خبرگزاری و روزنامة ارگان دولت با دو خبر کذب اصرار بر التهابآفرینی داشتهاند).
۸- خطوط تلفن شهری مرکز صیانت از آراء ستاد موسوی به محض پایان انتخابات قطع شد تا پس از قطعی سیستم پیامک، ناظران و نمایندگان وی در صندوقها از این طریق هم نتوانند آراء هر صندوق و تخلفات احتمالی را به ستاد گزارش کنند.
۹- نحوه اعلام نتایج هم کودتاگونه، تحریککننده و غیرمدبرانه بود. درحالی که در نتیجه نهایی اعلام شده آراء احمدینژاد کمتر از دو برابر آراء موسوی است، در آغاز اعلام نتایج، ۳ به ۱ اعلام میشد، بدون اینکه حتی یک رأی باطله شمارش شود. این وضع در خوشبینانهترین حالت نشانة بیکفایتی وزارت کشور بود و در بدبیانهترین حالت نشانة برنامهای از پیش طراحی شده.
علاوه بر نگرانیهای پیش از انتخابات و اقدامات شبههافزای حین برگزاری انتخابات که به شماری از آنها اشاره کردم، نحوه برخورد حزب پادگانی پس از انتخابات هم بر تردیدها و شبهات افزود و نشانگر آرایش برای سرکوب و نه رسیدگی به شکایات بود. بعد از انتخابات، مردم به هر دلیلی به آرای اعلام شده اعتراض داشتند و اجتماعات اعتراضی خودجوشی را تشکیل دادند. این اعتراضات در تهران پررنگتر بود، چراکه برای اولین بار در انتخابات پس از انقلاب نتیجه اعلام شدة آراء در تهران با کل کشور متفاوت بود. در انتخابات قبلی همیشه نسبت آراء در سراسر کشور با تهران هماهنگ بود چون تهران جامع گرایشهای موجود در کشور است. با این وجود به جای تشکیل یک کمیته بی طرف برای رسیدگی به شکایات و کاهش تردیدها و اعتراضات و اقناع جامعه، خط مشیی در پیش گرفته شد که تنها بر ابعاد بحران و شدت اعتراضات افزود.
تخلفات گستردهای نیز پیش از انتخابات رخ داد که دیگر احتیاجی به ذکرشان نیست؛ از دخالت نیروهای مسلح گرفته تا توزیع میلیاردها پول تا شب انتخابات (همان کاری که خودشان میگویند آمریکاییها برای تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات در لبنان و شکست حزبالله انجام دادند) و سوء عملکرد صدا و سیما و دخالت دستگاههای دولتی و جانبداری مجریان و ناظران به سود آقای احمدینژاد. افزون بر آن باید بررسی شود که در مناظرههای تلویزیونی پیش انتخابات چه اتفاقی افتاد و چه برنامههایی برای بعد از مناظرة آقایان موسوی و احمدینژاد ریخته شده بود. این مورد را در مناظره با آقای محصولی کاملاً باز خواهم کرد و نشان خواهم داد که چگونه در این انتخابات کودتای مخملی شد.
نکته پایانی آنکه آزمون بزرگ حزب پادگانی انتخابات آینده است که ثابت خواهد کرد آیا اقتدارگرایان حداقلی از اعتماد به نفس دارند و خود را از پشتیبانی اکثریت مردم بهرهمند میدانند و به این ترتیب به طرف برپایی انتخاباتی آزاد و قانونی پیش خواهد رفت یا اینکه به نام و بهانه انقلاب یا کودتای مخملی آخرین بازماندههای آزادی انتخابات را از بین خواهد برد.
بابک هاتفی – کودتای 28 مرداد؛ شعبان بی مخ و دارو دسته اش به خیابان ها ریختند... علیه دولت ملی مصدق شعار دادند...دفتر روزنامه ی "نامه ی مردم" و رادیو دولتی را تخریب و تصرف کردند...شعار سر دادند : مرگ بر مصدق ، جاوید شاه ، زنده باد سلطنت... گارد ویژه ی سلطنتی شهر را به سلطه ی خویش درآورد...خسرو روزبه از اساتید دانشکده ی نظامی به بیابان گریخت و سرانجام در سال 37 دستگیر و تیرباران شد...مرتضی کیوان همان سال دستگیر و تیرباران شد ، احمد شاملو یار و رفیق این مبارز در سوگش چنین سرود : سال پست / سال درد /سال عزا / سال اشک پوری / سال خون مرتضی... . مردم سکوت را ترجیح دادند و در خانه هایشان نشستد و کسی را یارای اعتراض نبود...مصدق به احمد آباد تبعید شد...دسته ای از توده ای ها و روشنفکران تیرباران شدند یا به زندان افتادند...آن دسته ی دیگر هم که ماندند سر به لاک خویش فرو بردند و افسرده شدند...شاه دوباره به ایران بازگشت...با قدرت بیشتری به سرکوب پرداخت...تا سال 57 که منجر به انقلاب شد...و این بود خلاصه ای از وقایع آن کودتا و نتیجه اش...
کودتای 22 خرداد حال بیایید به 56 سال بعد ، یعنی خرداد ماه 1388 ، سی سال میشود که شاه رفته و رژیم سلطنت سرنگون شده...حالا دیگر نظام، نظام جمهوری اسلامی است و باید به رای مردم باشد نه یک شخص خاص!...حالا ماه خرداد است...ماهی که در این سی ساله معروف شده است به ماه پر از حادثه...شور و شعف میان مردم و به خصوص جوانان در روزهای منتهی به خرداد موج می زند...روح تازه ای در شهر دمیده است...و گویی مردم بعد از 4 سال دولت خودکامه ی احمدی نژاد و تجربه ی فقر و خفقان و سانسور در بالاترین حدش حالا بانگ طبلی سبز را شنیده اند...روشنفکر و استاد دانشگاه و شاعر و کارگردان و کارگر فرقی نمی کند همه و همه دل به تغییر بسته اند با باوری سبز...و به جهان نوید ایرانی بهتر را می دهند...مناظره های انتخاباتی چهره ی فاسد و دروغ گوی رییس دولت نهم را بیش از قبل رو کرده است...مردم روز به روز به چهره ی صادق و آرام اما حق گوی مهندس موسوی بیشتر از قبل ایمان می آورند و شیخ مهدی کروبی همچنان افشاگری می کند...رفسنجانی به رهبری انقلاب خبر از آتش زیر حاکستر می دهد به عنوان یک یار و همسنگر دیروز و امروز و فردا...اما گوش رهبر به ندای هیچ کس جز باند کودتا بدهکار نیست...حتی اگر آن فرد رفسنجانی باشد که امام خمینی گفت : "هامشی زنده است تا انقلاب زنده است"...و حالا روز رای گیری فرا می رسد 22 خرداد...همه چیز برای پیروزی مهندس موسوی آماده است...همگان می روند تا در 23 خرداد جشن پیروزی را بگیرند...اما در پشت صحنه ورق بر می گردد...کودتا می شود...درست مثل 56 سال پیش ...باقی ماجرا را دیگر همه می دانند که تا به امروز چه گذشته است...
نکته ی اصلی این دو کودتا را مثال زدیم تا به این نکته برسیم که تفاوت کودتای 28 مرداد با کودتای 22 خرداد تنها و تنها در ایستادگی مردم و در پی آنها رهبران جنبش اعتراضی بود...به سادگی اگر مردم از کنار این کودتا هم می گذشتند تفاوت چندانی با 28 مرداد نمی کرد ، اگرچه با این ایستادگی مردم، حکومت هم تا به امروز کوتاه نیامده و دست به خشونت بیشتری زده و بی شک خواهد زد...بیش از هزاران زندانی ، صد ها کشته تاوان مقاومت مردم تا به امروز بوده و بی شک برای رسیدن به هدف هزینه ی بیشتری هم جنبش متحمل خواهد شد اما مهم این است که ، نه این برف را سر باز ایستادن نیست دیگر... بگذارید کلامم را با شرح یک عکس ساده که شاید در تظاهرات میلیونی 25 خرداد دیده باشید تمام کنم، در این تظاهرات تصویری از مهندس موسوی و مرحوم دکتر مصدق در دست بعضی سبز ها بود و زیر آن نوشته شده بود : "نمی گذاریم تاریخ دوباره تکرار شود..." حدیث مقاومت امروز جنبش سبز همین است.
پایگاه خبری تحلیلی تحول سبز، با پیامی خطاب به همراهان جنبش سبز فعالیت خود را از سر گرفت.
متن کامل این پیام بدین شرح است:
همراهان ارجمند و سروران گرانمایه؛
در طی سه هفته گذشته پایگاه خبری – تحلیلی تحول سبز که با همکاری و همیاری گروهی از کنشگران و فعالان سیاسی و خانواده های اسرای سرافراز و دانشجویان فهیم در داخل و خارج کشور به فعالیت می پرداخت؛ بدلیل مشکلات شدید مالی به حال تعلیق در آمده بود؛ که این مشکلات همچنان پابرجاست. لکن با توجه به حساسیت مقطع زمانی کنونی از یک سو و خبرسازی ها و بحران آفرینی های اقتدارگرایان از سوی دیگر بر آن شدیم تا با درخواست فرصت از بستانکاران سایت و تلاش مضاعف برای رفع این موانع به عرصه اطلاع رسانی باز گردیم.
جا دارد در آغاز این شروع دوباره ضمن قبولی طاعات و عبادات هموطنان عزیز در ماه مبارک رمضان، نهایت تشکر و قدردانی خود را در درجه اول از همراهان و خوانندگان عزیز این تارنما که در طول این مدت با ارسال ایمیل و تماس های متعدد با مدیران سایت و حتی دیگر سایتهای سبز، نگرانی های خود را مطرح کردند و سپس از همکاران فهیممان در داخل و خارج کشور که ضمن ابراز همدردی، از هیچ تلاش خالصانه ای برای رفع موانع موجود دریغ نکردند اعلام داریم. بی شک پیگیری ها و درک بالای تک تک شما عزیزان تنها امید و انگیزه ما برای آغاز فعالیت مجدد، با وجود کوهی از مشکلات لاینحل بوده است.
امید که در پرتو عنایات حضرت حق و استمرار حمایت های معنوی شما بزرگواران گرانمایه، همچون گذشته ، این خادمان عرصه اطلاع رسانی توفیق همراهی و همسنگری با ملت ایران در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر و حق گویی را داشته باشند.
با توجه به فرارسیدن ماه مبارک رمضان و تداوم اعتصاب غذای تر مهندس کیوان صمیمی، نگرانی ها در باره وضعیت جسمانی وی افزایش یافته است. این در حالی است که کیوان صمیمی در پاسخ به درخواست شکستن اعتصاب خود می گوید: " به خاطر فرزندان دربندش این کار را نخواهد کرد و تا رهایی آنها از سلول انفرادی به این اعتصاب ادامه خواهد داد."
گفتنی است، مهندس کیوان صمیمی و شانزده زندانی سیاسی دیگر سه هفته قبل به خاطر اعتراض به برخوردهای نامناسب زندانبانان و ماموران زندان به سلول انفرادی منتقل شدند که بعد از این اقدام غیرقانونی زندانیان دست به اعتصاب غذا زدند. بعد از پیام رهبران جنبش سبز و دیگر شخصیتهای سیاسی، شانزده زندانی سیاسی به اعتصاب غذای خود پایان دادند اما مهندس کیوان صمیمی به احترام رهبران جنبش سبز و دیگر فعالین سیاسی به اعتصاب غذای خشک پایان داد اما اعلام کرد که تا زمان انتقال شانزده زندانی به بند عمومی در اعتصاب تر خواهد ماند.
خانواده کیوان صمیمی به شدت نگران سلامت وی هستند و از همه مسوولان قضایی درخواست توجه فوری به وضعیت وی را دارند. به همین مناسبت "جرس" با یکی از نزدیکان آقای صمیمی به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:
آخرین ملاقاتی که خانواده آقای صمیمی با ایشان داشتند چه زمانی بوده و آیا اطلاعی از آخرین وضعیت جسمانی آقای صمیمی دارید؟
آخرین ملاقاتی که با ایشان داشتند روز چهارم مرداد بوده است و از آن زمان تاکنون هیچ تماس و ملاقاتی نداشتند علی رغم اینکه خانواده ایشان بسیار تلاش کردند تا یک ملاقاتی با ایشان بگیرند اما متاسفانه تاکنون موفق نشده اند. ایشان در زندان مبتلا به یکسری بیماری ها از جمله آرتوروز گردن و دیسک کمر شدند البته با توجه به روحیه آقای صمیمی که هیچگاه از مشکلات شکوه نمی کنند سعی می کردند از این دردها به خانواده اشان چیزی نگویند و به آنها روحیه بدهند اما از شواهد مشخص بود که از یکسری بیماری ها رنج می برند. در زمان اعتصاب غذا هم اگرچه ایشان درویش مسلک هستند و کم خوراک و از روحیه محکم و قوی برخوردار هستند اما با توجه به شرایط سنی اشان این اعتصاب تر برای وضعیت جسمانی اشان خطرناک خواهد بود.
آیا آقای صمیمی هنوز در اعتصاب غذا هستند؟
ایشان به همراه شانزده زندانی دیگر اعتصاب غذای خشک داشتند اما بعد از پیام رهبران جنبش سبز و دیگر شخصیت های سیاسی و به احترام آنها به اعتصاب غذای خشک پایان دادند اما گفتند تا زندانیان دیگر از انفرادی به بند عمومی منتقل نشوند اعتصاب غذای تر خواهند داشت. در ایام ماه رمضان هم فقط در افطار و سحر به ایشان چای و آب داده می شود بنابراین همان مایعات هم که به سوخت و ساز بدن کمک می کند ایشان به اندازه کافی دریافت نمی کنند که در واقع می توان گفت به نوعی اعتصاب نیمه خشک است که برای وضعیت جسمانی ایشان خطرناک می باشد. خانواده آقای صمیمی برای پیگیری وضعیت ایشان به چه نهادی مراجعه کردند و پاسخ آنها چه بوده است؟
خانواده ایشان به دادستانی مراجعه کردند که متاسفانه دادستان حتی حاضر به دیدن و شنیدن مشکلات آنها نشد. چند بار هم به مراجع مختلف نامه دادند اما هیچ جوابی دریافت نکردند.
دادستان علت اینکه چرا حاضر به شنیدن مشکلات خانواده ها نیستند را بیان نکردند؟
اصولا دادستان وارد هیچ گفتگویی با خانواده ها نمی شوند حتی زحمت اینکه بخواهند اقدامات خودشان را توجیه کنند را به خودشان نمی دهند که مبادا مجبور به بحث و گفتگو شوند. حتی دیروز برای ملاقات به اوین مراجعه کردیم اما هیچ جوابی ندادند.
یکی از مشکلاتی که خانواده ها همیشه با آن مواجه هستند این است که مامورانی که جلوی زندان اوین هستند تعدادشان بسیار کم است و به همین علت خانواده ها بسیار معطل می شوند. از سوی دیگر هم مسئولی که پاسخگوی خانواده ها باشد وجود ندارد. حتی دو ماه پیش ما یکسری لباس برای آقای صمیمی می خواستیم بدهیم که اصلا کسی نبود که این لوازم ضروری را به زندانیان تحویل بدهد و حتی کتاب هم ما نمی توانیم به ایشان بدهیم. و تمام اینها مربوط به قبل از اعتصاب زندانیان بوده است بعد از اعتصاب که مشکلا ت مضاعف شده است.
آیا می توانید در خصوص تهدیدات دو روز پیش مبنی بر اینکه آقای صمیمی و چهار تن دیگر را تا شش ماه در انفرادی نگه می دارند بدهید؟ شما چه نهادی را مسئول این اقدامات فراقانونی می دانید؟
اطلاع دقیقی نداریم اما از این افراد بعید نیست که این تهدیدات را انجام دهند. آقای صمیمی در این مدت که در زندان بودند دو بار توسط ماموران زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و طبق قوانین مسئولیت رفتار ماموران با رئیس زندان است بارها شاهد بودیم که دادستان و رئیس زندان دستور برخورد با ماموران خاطی را داده اند اما هیچ بر خوردی با این افراد صورت نگرفت. این عملکرد از موارد نگرانی خانواده های زندانیان است، وقتی در آن موقع با امثال آقای صمیمی اینگونه برخورد می کردند الان که آقای صمیمی در اعتصاب هستند حتما ناراحتی و کینه مسئولین زندان مصاعف شده و این برخوردها تکرار می شود.
در ظاهر مسئول همه این برخوردها رئیس زندان است و در درجه اول مسئولین زندان باید پاسخگو باشند اما وقتی دادستانی و اطلاعات صحبتهایی می کنند که گویا مسئولیتهای آنها فراتر از اختیاراتشان است به همین علت باید مسئولیت عواقب وخیم این اقدامات را بر عهده بگیرند. در این گونه موارد هم رئیس قوه قضاییه باید موضع گیری کنند و باید به سوالات خبرنگاران پاسخ بدهند اما نه کسی از ایشان سوالی می کند نه ایشان به خودشان زحمت پاسخ دادن به سوالات خانواده ها را می دهند، اما مسئولیت کل این اتفاقات طبق سلسه مراتب بالاتر به ایشان هم می رسد. اما ما نمی دانیم اطلاعات را درست به ایشان می رسانند یا نه؟
شما برای بهبود این وضعیت بحرانی چه توصیه ای به مسئولین دارید؟
من توصیه ای که به مسئولین دارم این است که به گفته های برخی افراد از جمله "کارشناس" و "بازجوها" اعتماد نکنند. همانطور که بر خانواده زندانیان مسجل شده است کارشناس و بازجوها بخصوص بند 350 اوین افراد "ناصادقی" هستند و هر جور که بخواهند اخبار را وارونه به مقامات بالا منتقل می کنند. به همین علت توصیه می کنم نماینده ویژه و معتمدی به زندان ها بفرستند و از شرایط داخل زندان و آنچه بر زندانیان می گذرد با خبر شوند و بر اساس گفته های این نمایندگان تصمیم گیری کنند. دادستان که بعضی اوقات مستقیم به زندان مراجعه می کند اما نمی دانیم آیا تاکنون با این زندانیان ملاقات داشته یا نه؟ اما رئیس قوه قضاییه چنین دیدارهایی نداشته است و باید یا خودشان یا نماینده ای به زندان ها بفرستند.
در پایان در این ماه مبارک رمضان هم دعا می کنم که تلاش های این زندانیان و خانواده هایشان محفوظ باشد و اگر در این دنیا برایشان منفعتی دنیوی ندارد حداقل فایده معنوی و اجر اخروی برایشان بهمراه داشته باشد. انشالله که هر چه زودتر صدای "گرم" و"امیدبخش" آقای صمیمی را بشنویم.
ندای سبز آزادی: رسانه های وابسته به کودتاچیان امروز به انتشار فیلمی تقطیع شده و ۲۰ ثانیه ای از صحبت های سیدمصطفی تاج زاده دست زدند که نه مقدمه آن مشخص بود و نه پایان آن و تنها نکته اش در این بود که این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اظهار میداشت که در انتخابات تقلب نشده است.
فیلم زیر ساعتی پیش از بازگشت تاج زاده به زندان اوین گرفته شده است و در آن تاج زاده با تاکید بر اینکه در انتخابات کودتا و تقلب در انتخابات صورت گرفته است اظهار می دارد که اگر واقعا هیچکدام از اینها روی نداده بود٬ حکومت باید با رویی گشاده اقدام به رسیدگی به شکایت هفت زندانی شاکی از سردار مشفق می کرد.
ندای سبز آزادی: داخل اتاق چهار نفر نشسته اند: مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی، نفر چهارم اما معلوم نیست که چه کسی است. اما احتمالاً می تواند یک مامور امنیتی باشد که این سه نفر را در زندان نزد خود فراخوانده است. ترکیب و چیدمان اتاق هم می تواند بیانگر این امر باشد. ضمن اینکه منتشرکننده این فیلم هم که احتمالاً نفر چهارم را می شناسد نامی از وی به میان نمی آورد و فقط از تاج زاده، رمضان زاده و صفایی فراهانی می گوید. از زاویه بالای اتاق، به نظر می رسید که دوربینی از صحبت های این چهار نفر فیلم برداری می کند. کسی نمی داند که مخفیانه است یا خیر اما در هر صورت به همین دلیلی که قبلاً گفته شد حتماً نفر چهارم را می شناخته است. اینکه چگونه یک فیلم از درون زندان اوین و صحبت های میان یک مامور امنیتی و سه بازداشت شده سر از سایت یوتیوب در می آورد و روزنامه جوان متعلق به سپاه پاسداران آن را با آب و تاب نقل می کند خودش جای سئوال فراوان دارد که البته دوستان روزنامه نگار در روزنامه جوان دیگر چندان نیازی به جواب دادن آن ندارند. چون امروز همه می دانند که گزارش های خبری ویژه این روزنامه و چند روزنامه و سایت و خبرگزاری همسوی دیگر نظیر کیهان، فارس، ایرنا و رجا از شنودهای تلفنی تامین می شوند و تازه آن هم با راست و دروغ آمیخته می گردند. اما ابهام قضیه اینجاست که مصطفی تاج زاده صحبت های زیادی حتماً در همین جمع انجام داده است و قبل و بعد از صحبت های او هم افراد دیگری ممکن است حرفی زده باشند. از همان مامور امنیتی گرفته تا هر که از دو آزاده دیگر. در عین حال معلوم نیست که این صحبت های تاج زاده نقل قول است از قول یک مقام امنیتی یا سیاسی و یا تصورات قبلی مصطفی تاج زاده و حتی دیدگاه هایی که او به آنها اعتقاد دارد یا ندارد. از خاطرمان نرود این دقیقاً مشابه همان صحبت های رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 88 است که قرار بود فصل الخطاب باشد و نشد. دوستانی که به راحتی حتی درون زندان جمهوری اسلامی دستگاه شنود و دوربین ضبط و ربط دارند و به این راحتی به انتشار اخبار به نفع خود اقدام می کنند آیا حاضر هستند صحبت های دیگر این عزیزان را هم نمایش دهند. به عنوان مثال بعد از دادگاه های نمایشی روزهای اول بقیه دادگاه با حکم قضات امنیتی به صورت غیرعلنی برگزار شد. شماها که به درون زندان می روید، خب به درون دادگاه ها هم بروید و گوشه ای از صحبت های این آزادگاه دربند را نمایش دهید. از خاطرمان نرود وقتی که قرار شد آسیب شناسی اصلاحات در رسانه ملی مطرح شود و سه نفر از برجستگان اصلاح طلب به تلویزیون رفتند و توضیحاتی دادند، حیدری مجری شبکه ذوم سیمای جمهوری اسلامی قول برگزاری جلسات دیگری را هم داد که البته بعد از گذشت یک سال هیچ گاه میسر نشد. چون عملاً انتظار آقایان را برآورده نکرد. آنها از اصلاح طلبان انتظار تایید صحبت های خودشان را داشتند و وقتی این تایید را نگرفتند نه به قولی که دادند وفادار بودند و نه جرات مباحثه و مناظره را داشتند. چون بنیان های سست و دلایلشان برای پاسخ به ابهامات انتخابات و تلاش کودتا از تار عنکبوت هم باریک تر بود. راستی سردار مشفق که از زمین و زمان اصلاح طلبان خبر می داد و همه را افشا می کرد در این صحبت های دو ساعته خود چرا از این خودافشایی تاج زاده صحبتی به میان نیاورد. سردار مشفق چه زمانی صحبت کرد و این فیلم در چه تاریخی گرفته شد که به دوره زمانی صحبت های سردار روحانی مشفق نرسید. سه نفر از 7 دلاور اصلاح طلب که صحبت های مشفق را دلیلی بر کودتای مخملین انتخابات 88 نامیدند و نامه شکوائیه تنظیم کردند در این فیلم حضور دارند. به اذعان خانواده هایشان، صفایی فراهانی و تاج زاده بعد از انتشار نامه شکایت با تهدید ماموران امنیتی مواجه شدند که اگر به انکار آن نپردازند دوباره به زندان بازخواهند گشت. هر دو بر شکایت اصرار داشتند و انکار نکنند و زندان را به تزویر رندان ترجیح دادند. صفایی فراهانی یکی از این 7 نفر همان کسی است که احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی با موسوی نامی از وی به میان آورد تا به قول خودش سواستفاده های اقتصادی اش را بر ملا سازد. البته که احمدی نژاد از صفایی فراهانی کینه داشت. چون او بود که پته رسوایی مسئولان سازمان تربیت بدنی احمدی نژاد را بر ملا ساخت. حالا یک سالی بیشتر از آن ادعاها می گذرد و احمدی نژادیون که در ریزترین امور زندگی اصلاح طلبان دخالت کرده اند کوچکترین ابهامی در فعالیت های اقتصادی صفایی فراهانی پیدا نکردند که حدااقل او را به دلایل مالی روانه زندان کنند. همین شرایط برای دیگران هم برقرار است. تاج زاده اسم رمز تمام رنج های احمدین نژادیون است و امروز روانه زندان می شود اما از صحبت هایی که در مورد کودتا و تلاش دولت و سپاه بر دخالت غیرقانونی در انتخابات پیش از این گفته بود تبری نمی جوید. تمام زندگی تاج زاده را گشته اند و از او 20 ثانیه به نفع خودشان مطلب در آورده اند. با ساعت های دیگر زندگی او که خواب بر اعوان و انصارشان حرام کرده است چه خواهند کرد؟
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، با اعلام تصمیم ایران بر تداوم "غنی سازی اورانیوم تا حد نیاز" و "ساخت بیست نیروگاه هسته ای دیگر در کشور"، در واکنش به برخی اظهارات پیرامون حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات اتمی بوشهر، این تهدیدات را "تکراری و بی خاصیت" خواند و گفت "بر اساس مقررات بینالمللی، نمیتوان به تاسیساتی که دارای سوخت هستهیی باشد صدمهای وارد کرد و از طرفی هماکنون که سوخت اتمی در مجاورت نیروگاه قرار گرفته، هر نوع تعرض به این نیروگاه میتواند عکسالعملهای شدیدی را داشته باشد."
وی همچنین از "بلااثر" بودن تحریم های جهانی و همچنین "درخواست غرامت پیرامون اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم از کشورهای متخاصم" خبر داد.
تعرض به نیروگاه بوشهر عکسالعملهای شدیدی دارد به گزارش خبرآنلاین، رامین مهمانپرست در نشست خبری روز سه شنبه ٢۶ امرداد ماه تاکید کرد "سوخت واقعی نیروگاه بوشهر هفته آینده شروع به تزریق میشود و عملا ظرف مدت سه، چهار هفته ای تمامی سوخت لازم وارد قلب نیروگاه بوشهر خواهد شد و از هماکنون که سوخت در مجاورت نیروگاه قرار گرفته هر نوع تعرض به این نیروگاه میتواند عکسالعملهای شدیدی را داشته باشد." وی تهدیدات مطرح شده پیرامون حمله نظامی به آن نیروگاه را، "در حد حرف و شعار و فرار رو به جلوی اسراییلی ها" دانست.
بیست هزار مگاوات برق و ساخت نیروگاه های هسته ای حتی توسط آمریکا سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران، در بخش دیگر این نشست، در خصوص اظهارات علاء الدین بروجردی (رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس) مبنی بر "آمادگی ایران برای همکاری با آمریکا در ساخت نیروگاه هسته ای"، مورد سوال قرار گرفت که پاسخ داد "ما آمادگی داریم که هر شرکتی از هر کشوری چه دولتی و چه خصوصی اگر توانایی احداث نیروگاه هسته ای با استاندارد بالا را داشته باشد با آنان همکاری کنیم."
این مقام آمریکایی متوجه نیست مهمانپرست در خصوص اظهارات همتای آمریکایی خود، مبنی بر "عدم نیاز ایران به غنی سازی بعد از راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر"، گفت "حتما وی متوجه نیست که اگر تاسیسات هستهیی در یک کشور فعالیت خود را آغاز کند به معنی این است که به سوخت نیاز دارد. تا زمانی که تاسیساتی وجود نداشته باشد ممکن است سوختی لازم نباشد و همین که تاسیسات هستهیی از جمله نیروگاه بوشهر فعالیت خود را شروع میکند به معنی این است که باید حتما تدارک بلندمدت برای سوخت این نیروگاه و نیروگاههای بعدی در آینده در نظر گرفته شود."
رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید گفته بود "راهاندازی نیروگاه بوشهر گواه آن است که ایران ضرورتی برای پیشبرد برنامه غنیسازی در درون کشور ندارد. تامین سوخت نیروگاه و سپس تحویل سوخت مصرفی از سوی روسیه، تضمینی برای برنامه اتمی صلحآمیز است." به گفته کاخ سفید، پیشرفت در راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر گواه آن است که اگر ایران آنچنان که تاکنون مقامات جمهوری اسلامی مدعی شدهاند، در پی "استفاده صلحآمیز و صادقانه" از انرژی هستهای است، پس ضرورتی برای غنیسازی اورانیوم در ایران وجود ندارد.
حداقل باید بیست نیروگاه جدید در حد بوشهر بسازیم؛ دلیلی برای توقف نداریم سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، پیرامون تدوام غنی سازی اورانیوم در کشور و ادامه آن تا غلظت بالا گفت: "برای اجرای مصوبات مجلس، حداقل بیست نیروگاه در حد نیروگاه بوشهر باید در کشور فعالیت کند و باید خودمان بدون نگرانی نسبت به تامین سوخت طراحی و برنامهریزی کنیم و غنی سازی تا بیست درصد نیز، جزو فعالیتهای صلحآمیز شناخته میشود و دلیلی ندارد خود را متعهد به متوقف کردن آن کنیم. "
غرامت جنگ جهانی دوم و مسکوت ماندن غرامت از عراق رامین مهمانپرست، در پاسخ به سوالی راجع به پیگیری "غرامت های جنگ دوم جهانی" از سوی ایران خاطرنشان کرد: خسارت به ملت ها هیچ گاه مشمول مرور زمان نشده و همیشه در دست پیگیری خواهد بود. در حالی که روز گذشته حمید بقایی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با تاکید مجدد بر این داستان خبر از جمع آوری چهار هزار و ۷۰۰ سند از خساراتی که طرفین جنگ جهانی دوم به ایران زدند، داد سخنگوی وزارت امور خارجه این مسئله را قدیمی دانست و گفت: "مقدمات پیگری ها شروع شده است." گفتنی است حمید بقایی (معاون رئیس دولت)، در اول تیرماه، با بیان اینکه درخواست اعاده خسارات وارده به ایران در جریان جنگ جهانی دوم موضوعی حقوقی است و موضوعات حقوقی را در هر زمان می توان پیگیری کرد گفته بود: از غرامت پنج میلیون تومانی مورد درخواست ایران خبر داده بود، که کارشناسان، از آنجا که موضوع غرامت سنگین عراق مسکوت مانده، موضوع جنگ جهانی دوم را موضوعی سیاسی قلمداد کردند.
لازم به ذکر است صحبت از غرامت جنگ جهانی دوم در حالی مطرح می شود که هنوز هیچ اقدام موثری برای گرفتن غرامت جنگ هشت ساله صورت نگرفته و بهار امسال، دبیر کمیته حقوقی انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی، با انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه در رابطه با "پیگیری نکردن حقوق قربانیان جنگ تحمیلی در دادگاه ویژه عراق" گفته بود: با وجود اینکه وزارت خارجه بر اساس قانون الزام دولت به پیگیری شکایت قربانیان شیمیایی، متولی پیگیری حقوق جانبازان شیمیایی در دادگاههای خارجی است، اما از ارائه شکایت مصدومان شیمیایی به این دادگاه خودداری کرده و وقتی انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی در نامهای از وزارت خارجه در خواست کرد که نسبت به این موضوع بیتفاوت نباشد و دلایل لزوم طرح شکایت دراین دادگاه را برای مسئولان وزارت امور خارجه تشریح کرد، این وزارتخانه از ارائه پاسخ خودداری کرده و هیچ گونه اقدامی در این زمینه انجام نداده است.
مهدی شادکار: بیست سال از بازگشت آزادگان به میهن اسلامی گذشت. آزادگان آمدند. احمد نیامد… می دانی مفقود الاثر یعنی چه ؟ این واژه ای نیست که بتوانی در یک جمله معنی اش کنی و برود پی کارش. اصولا معنایش را همگان نمی دانند. جای آن همسری نبودی که دختر شیرخواره اش را تا هفت سالگی بزرگ کند و هر روز چشمهایش به در خانه باشد. جای آن مادر نبودی که با چشمان قرمزش، همیشه یک بشقاب اضافه برای سفره ی شام بیاورد. و آن پدر، که هر روز در مسجد محل، با عکس جگرگوشه اش در جیب، دنبال بچه های جبهه و همرزمان فرزند می گردد تا سراغی بگیرد. و جای آن فرزند، که حتی امروز، رویاهایش را چنین می سازد، که روزی پدر نادیده اش، خواهد آمد. اگر جای اینان بوده ای، که دیگر نخوان این نوشته را. که خود حدیث مفصل می دانی. می گفتند احمد شهید شده است. در همان عملیات والفجر ۸ در فاو. یکی از همرزمان می گفت : “من خودم دیدم بچه ها جلو رفتند و ما ۵۰۰ متر عقبتر بودیم. آن جلو در مرداب، خمپاره باران شد. همه شهید شدند. امکان ندارد اسیر شده باشند. ” اما به حاج قاسم نمی گفتند. حاج قاسم قبول نمی کرد. می گفت : ” پس جنازه اش کجاست؟ من جواب مادرش را چه دهم؟” حاج قاسم معتمد محل بود. کاسب بود. از ستون های مسجد محل به شمار می رفت. کمک های پشت جبهه را ساماندهی می کرد. پسرش احمد، تازه دانشگاه قبول شده بود و ازدواج کرده بود. به همراه دوستانش در بسیج محل، داوطلب اعزام شد. حاج قاسم، مانند دیگر بسیجیان داوطلب، او را بدرقه کرد. مانند حسین که علی اکبر را راهی میدان می کند. اما مادرش می گریست. و همسرش نیز. حتما اسیر شده است. می آید” . جنگ تمام شد. احمد نیامد. نه خودش نه پیکرش.” … روز ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ از رادیو اعلام شد که اسیران جنگی مبادله می شوند. مادر احمد که این خبر را شنید، زبانش بند آمده بود. حاج قاسم دختر نوه ی ۵ ساله اش را در آغوش گرفته بود و آرام می گریست. … برای رفتن به قصر شیرین درنگ نکرد. … رفتن به قصر شیرین بی نتیجه بود. بازگشت. اما شنید که کاوه، دوست و همرزم احمد جزو آزادگان است که بازگشته. “دیروز آمده حاج آقا. کاوه برگشت خونه” . حاج قاسم تمام کوچه را دوید. چراغانی کرده بودند. کوچه شلوغ بود. “می خوام کاوه رو ببینم”. رفت داخل. کاوه آمد به حیاط. عصا دستش بود. یک پا نداشت. حاج قاسم او را در آغوش کشید. گریه می کرد. - از احمد من خبر داری ؟ احمد من کجاست. کاوه بغضش ترکید : “ازش یک عالمه خاطره دارم حاج أقا. یک عالمه” . و پلاک لب پریده ی احمد را به حاج قاسم داد. …. در قطعه شهدا، روی سنگ قبر احمد نوشتند : شهید مفقود الاثر … که زیر آن یک عالمه خاطره آرمیده بود. یک عالمه… در بیستمین سالروز بازگشت آزادگان به وطن، یاد کنیم از شهیدان گمنام و مفقود الاثر جنگ تحمیلی. با ذکر صلوات و فاتحه
به گفته طراح اصلی استیضاح وزیر جهاد کشاورزی ، همه ۲۲ نماینده امضاء کننده استیضاح وزیر کشاورزی با جدیت پیگیر استیضاح هستند و به رغم تلاشهای زیاد برای پس گرفتن امضاها هیچ نماینده ای امضای خود را پس نگرفته است. براساس اظهارات کرمی راد ، این استیضاح روز یکشنبه تحویل هیئت رئیسه مجلس شد و در همان روز طراحان نشستی داشته و ایراد آن را رفع کردند. نماینده کرمانشاه در مجلس با اشاره ایراد هیئت رئیسه مجلس به طرح استیضاح صادق خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی گفت: این استیضاح ۳۰ محور داشت که در نشست طراحان در روز یکشنبه یک محور آن حذف و چهار محور دیگر به آن اضافه شد که در مجموع این استیضاح به ۳۳ محور رسید و آنچه در حال حاضر در دست هیئت رئیسه مجلس است طرح استیضاح قبل از اصلاح شدن است. وی افزود: مساله بودجه خشکسالی، یکپارچه سازی اراضی و زمینهای کشاورزی و خروج بی رویه دام ازجنگلها و ضرر دامداران جنگل نشین از جمله محورهایی است که به استیضاح اضافه شد. طراح اصلی استیضاح وزیر جهاد کشاورزی تصریح کرد: طراحان برای همه موارد استیضاح سند دارند و برای همه بند بند استیضاح دلایل قانع کننده ارائه خواهد شد و تاکید داریم که استیضاح وزیر باید هرچه سریعتر در مجلس اعلام وصول شود و در دستور کار مجلس قرار گیرد. کریمی راد افزود:استیضاح صادق خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی در اواخر تیر ماه در مجلس مطرح شد. هیئت رئیسه مجلس در جلسه امروز خود ایراد شکلی بر این طرح گرفت که تا زمانی این طرح رفع نشود قابل مطرح شدن نیست. مطابق قانون پس از اعلام وصول استیضاح در مجلس وزیر باید ظرف ۱۰ روز در مجلس حاضر و به سوالات استیضاح کنندگان پاسخ دهد و اگر وزیر نتواند از مجلس رای اعتماد بگیرد، از سمت خود عزل خواهد شد.
شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی سال ۲۰۱۰ میلادی در حالی منتشر شده است که ایران در میان ۱۶۳ کشور جهان با ۱۱ پله سقوط نسبت به سال ۲۰۰۸ میلادی در رتبه ۷۸ قرار گرفته است. ایسنا نوشت: بر اساس گزارش شاخص عملکردی محیط زیست (EPI (2010 Environmental Performance Index ایران از میان ۱۶۳ کشور جهان با کسب نمره ۶۰ در مقام ۷۸ جهان قرار گرفته است این در حالیست که در سال ۲۰۰۸ میلادی با نمره ۹/۷۶ در رتبه ۶۷ جهان قرار داشته است. EPI 2010 در ۲۵ شاخص اجرایی و ۱۰ خط مشی دسته و طبقه بر دو موضوع سلامت محیط زیست و احیای اکوسیستم تقسیمبندی شده است. این شاخصها یک معیاری برای رسیدن کشورها به شاخصهای جهانی و سیاستگذاری در این خصوص است. ایران در EPI 2010 از میان ۱۶۳ کشور جهان با نمره ۶۰ در رده ۷۸ قرار گرفته است که در این تقسیمبندی ایسلند با امتیاز ۵/۹۳ و پس از آن به ترتیب سوئیس با امتیاز ۱/۸۹، کاستاریکا ۴/۸۶ و سوئد ۸۶ به ترتیب در مقامهای اول تا چهارم قرار دارند. در این ردهبندی کشور ترکیه بالاتر از ایران و قرقیزستان پس از ایران قرار گرفتهاند. همچنین کمترین امتیاز در این شاخص به ترتیب متعلق به سیرآلئون با ۱/۳۲، جمهوری افریقای مرکزی با ۳/۳۳، موریتانی ۷/۳۳ و آنگولا ۳/۳۶ بوده است. براساس این شاخص رتبه ایران در میان کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا پس از الجزایر، مراکش، سوریه، فلسطین، مصر و تونس در مقام هفتم قرار گرفته است که پس از آن نام لبنان، اردن، عربستان و کویت در این منطقه به چشم میخورد. در حالی ایران در شاخص EPI امتیاز ۶۰ را دریافت کرده است که میانگین این امتیاز در میان کشورهایی که از نظر درآمد با ایران همگروه هستند ۲/۶۳ و در میان کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی با ایران همگروهند، ۱/۵۴ گزارش شده است. بر اساس این گزارش ایران در بخش بار بیماریهای محیط زیستی از امتیاز ۱۰۰ نمره ۳۲/۶۱، تاثیر آلودگی هوا بر انسانها ۹/۷۲، وضعیت آب بر اساس تاثیر بر انسان ۳/۸۵، تاثیر آلودگی هوا بر اکوسیستم ۳/۴۷، وضعیت آب بر اساس تاثیر بر اکوسیستم ۹/۴۵، تنوع زیستی ۳/۴۲، جنگلها ۱۰۰، صید ماهی ۳/۵۷، کشاورزی ۴/۸۲ و تغییرات جوی نمره ۶/۵۲ گرفته است. همچنین ایران در ۲ شاخص سلامت محیط زیست از ۱۰۰ امتیاز، نمره ۲۱/۷۰ و احیای اکوسیستم نمره ۷۲/۴۹ دریافت کرده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعتماد را عنصر اساسی حفظ جوامع انسانی دانست و بر لزوم افزایش اعتماد میان دولت و جامعه، دولت و نخبگان و همچنین میان خود مردم تاكید كرد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، آیت الله اكبر هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از اساتید و اعضای هیأتهای علمی دانشگاههای شهر تهران، جایگاه علم و دانش را در جوامع انسانی و دنیای كنونی بسیار والا و ارزشمند خواند و با اشاره به تأكید اسلام و قرآن به فراگیری و نشر علم گفت: از مهمترین نقاط قوت اسلام از نظر مدیریت كشور تأكید بر دانشمحوری در این مكتب رهاییبخش است.
رئیس مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنانش، توسعه سریع علمی و دانشگاهی كشور پس از انقلاب را از افتخارات نظام اسلامی خواند و با توجه به جایگاه دانش و پژوهش در چشمانداز 20 ساله كشور، سیاستهای كلی و برنامههای پنج ساله توسعه تأكید كرد: حفظ و گسترش زمینههای علمی و پژوهشی كشور از نكات مورد تأكید همه برنامهها و دولتها بوده و در حال حاضر نیز انتظار جامعه علمی كشور، ایجاد تسهیلات لازم برای ادامه و توسعه این روند است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دغدغههای مطرح شده توسط اساتید و دانشجویان را در زمینههای علمی و پژوهشی به حق خواند و گفت: بازگشت تمركزگرایی و گزینشهای خارج از قاعده به محیط دانشگاه، رشد علمی كشور را با وقفه مواجه و نگاهها را از محیطهای علمی داخل به خارج از كشور متوجه خواهد كرد.
آیتالله هاشمی رفسنجانی، اعتماد را عنصر اساسی حفظ جوامع انسانی خواند و با تأكید بر لزوم افزایش اعتماد میان دولت و جامعه، دولت و نخبگان و همچنین میان خود مردم افزود: انقلاب و نظام اسلامی با سرمایه اعتماد متقابل مردم و انقلابیون و مسئولان نظام تاكنون به راه خود ادامه داده است و حفظ همین اعتماد، ضامن آینده كشور و نظام خواهد بود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری، یأس و ناامیدی را آفت هر جامعه و كشور روبه توسعه خواند و گفت: مردم، گروهها و مسئولان نظام باید با تدبیر و عقلانیت و نیز با حفظ وحدت و یكپارچگی در برابر شیطنتهای داخلی و خارجی، دشمنان این مرز و بوم را از رسیدن به اهداف پلیدشان دور سازند.
در ابتدای این دیدار تعدادی از اساتید و اعضای هیأت علمی حاضر در جلسه به طرح دغدغهها و مشكلات دانشگاهی، اساتید و دانشجویان و نیز مشكلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی كشور پرداختند و خواستار كمك آیتالله هاشمی رفسنجانی برای برونرفت از این مشكلات شدند.
فیلم منتشر شده از اظهارات آقا مصطفی تاج زاده غیر قابل رد شدن است و از دوستان می خواهم کسی در اصالت آن شک نکند، چون فیلم از سوی روزنامه ی جوان (جوان آنلاین) و دوستانشان منتشر شده است؛ البته این اولین بار نبود که آقا مصطفی چنین چیزی گفته بود و خود بنده شش ماه پیش در یادداشت "تاج زاده شب انتخابات چه گفت" چنین مضمونی را نقل کرده بودم.
اما درباره ی فیلم. زمان فیلمبرداری مشخص نیست ولی این فیلم همانطور که جوان نوشته و بر روی خود فیلم هم نوشته شده است در سلولی در زندان اوین فیلم برداری شده، که در آن سه نفر در اتاقی در کنار تاج زاده نشسته اند. روی فیلم نوشته که آقایان رمضان زاده و صفایی فراهانی دو نفر از آن سه نفر هستند اما از نفر سوم نامی برده نشده است. معلوم است که دوربین در کنج اتاق نصب شده بوده، اما این که به صورت رسمی فیلمبرداری می کردند یا یواشکی این را نمی دانم فقط این واضح است که خود زندانی ها این فیلم را نگرفته اند و لذا منتشر کنندگان آن بر روی سایت فیلتر شده ی یوتیوب هم از جنس بازداشت شدگان نبوده اند، قطعا از درون سیستم بوده است. اما از کجا؟
اولین کسانی که از وجود فیلم مطلع شده اند چه کسانی هستند؟ خود کسانی که فیلم را آپلود می کنند! سایت روزنامه ی جوان، یعنی جوان آنلاین و خبرگزاری فارس صبح همان روزی که فیلم روی یوتیوب رفته(امروز 26 مرداد 1389) آن فیلم را گزارش کرده اند و لذا بیشترین شک ها به آنها می رود. از نوع تدوین این فیلم 35 ثانیه ای هم اینطور بر می آید که تدوین کنندگان همفکر جوان آنلاین هستند.
به سایت یوتیوب مراجعه کردم، اولین بار این فیلم ساعت حدود 9 صبح 26 مرداد 1389 آپلود شده (لیک به فیلم در یوتیوب) و ساعت 10 سایت جوان آنلاین و خبرگزاری فارس گزارش آن را بر روی سایت خودشان فرستاده اند. بالاخره آماده کردن آن خبرها هم زمانبر است بنابر این تقریبا همزمان با ارسال فیلم روی یوتیوب، گزارش آن در حال تهیه از سوی این دو رسانه بوده است.
جالب تر، کسی است که ارسال کننده ی فیلم بر روی یوتیوب است، آی.دی آن فرد "hoseinbaradari" است. طبق مشخصات درج شده در سایت یوتیوب، تاریخ عضویت این فرد در سایت یوتیوب به کمتر از 24 ساعت برمی گردد و غیر از وارد کردن این فیلم هیچ کار دیگری در یوتیوب نداشته است. بنابر این فرد موسوم به "حسین برادری" احتمالا تنها برای آپلود کردن این فیلم وارد آن شده است. به هر حال، هر چند ارسال کننده بر روی یوتیوب نمی خواسته کسی بداند کار او بوده اما من بیش تر از همه به جوان آنلاین شک دارم.
درباره ی روزنامه ی جوان و جوان آنلاین
در شناسنامه ی روزنامه ی جوان نوشته شده که صاحب امتیاز آن "پیام آوران نشر روز" و آقای "سید نظام الدین موسوی"، مدیرمسوول روزنامه و مدیرعامل شرکت پیام آوران است.
تا امروز فقط شنیده بودم که روزنامه ی جوان ارتباطاتی عجیب و اخباری از پشت پرده دارد، مثلا سایت تابناک که به مال آقا محسن رضایی است پارسال (۰۸ تير ۱۳۸۸) در ابتدای یک خبری نوشته بود : "روزنامه جوان که به دلیل برخی ارتباطات پیش از این آنچه اعترافات زندانیان میخواند را منتشر کرده بود، باز هم برخی از اظهاراتی که این روزنامه منحصرا از آن مطلع است منتشر کرد". (لینک به خبر مربوطه در سایت تابناک)
اما بد نیست بدانیم که گردانندگان و صاحبان این روزنامه چه کسانی هستند؟ تا به حال اطلاعاتی که در پایین آورده ام را در جایی ندیده ام، اما اینقدر ناراحت بودم که با چند سرچ در اینترنت، در سایت های دولتی خودمان تا حدی ردی از آنها پیدا کردم که قابل توجه و تامل است و وقتی انتشار فیلم تاج زاده از داخل زندان را روی یوتیوب می بینیم به منتشر کنندگان آن می شود پی برد:
نام کامل صاحب امتیاز روزنامه ی جوان، "شرکت توزيع مجتمع پيامآوران نشر روز" است. صاحبان شرکت پیام آوران نشر روز، از جمله "بنياد تعاون بسيج"، "موسسه ی تامين اقلام مصرفي بسيجيان" و "موسسه ی قرضالحسنه ی بسيجيان" هستند.
سردار عليمحمد نائيني، رئيس هيئتمديره : معاون فرهنگي اجتماعي سازمان بسيج مستضعفين است. سردار سرتیپ سيد مسعود جزايري، عضو هیات مدیره : معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستادكل نيروهاي مسلح است. حمیدرضا مقدمفر، عضو هیات مدیره : مدیرعامل خبرگزاری فارس است. پرويز اسماعيلي، عضو هیات مدیره : مدیرعامل خبرگزاری مهر است. سهراب گيلاني، عضو هیات مدیره، از اعضای بسیج است و جواد جباري، عضو هیات مدیره : مدير بنياد فرهنگي روايت فتح است.
و اما ...
ما از انتشار این فیلم استقبال می کنیم هر چند منتشر کنندگانش تصور می کنند که ناراحت کننده است، اتفاقا از دوستان روزنامه ی جوان و خبرگزاری فارس می خواهم که لطفا متن کامل سخنان آقای تاج زاده را منتشر کنید. باکی نیست، آقا مصطفی اتفاقا خوشحال هم می شود. سوال اینجاست، شما که می دانید امثال آقا مصطفی چگونه فکر می کنند را یک سال است زندانی کرده اید؟ خود می دانید که مبنای شکایت هفت نفره، انتشار حرف های سردار مشفق است و شما به جای بازگردن آنها به زندان باید فرد متخلف را بازخواست کنید و اجازه ی محاکمه ی او و دیگر کسانی را بدهید که سال گذشته مانند او فکر می کردند و دست به آن اعمال زده اند ... البته اگر سخنان منسوب به سردار مشفق را کذب می دانید و مدعی هستید که او این سخنان را نگفته پس چرا هیچ کس اعلام نمی کند؟ اصلا چگونه آن سخنان به بیرون درز پیدا کرده است؟ اگر از سخنانش دفاع می کنید پس چرا سخنانش را به طور کامل خودتان در کیهان و فارس و جوان منتشر نمی کنید؟
مرخصی آقا مصطفی
در مدت مرخصی آقا مصطفی چندین بار ایشان را ملاقات کرده ام، چند بار در منزل خودش، یک بار در بیمارستان، چند بار در منزل دوستان دیگر، در دو عروسی. آخرین بار هفته ی گذشته به همراه همسرم به پیشش رفته بودیم، کمی گپ زدیم اما قرار شد یکشنبه ی این هفته هم برویم، که متاسفانه متقارن شد با بازگشت آقا مصطفی به زندان اوین. هفته ی گذشته که رفتیم پیش آقا مصطفی، او دراز کشیده بود، گردنش درد می کرد و در طول یک ساعتی که آنجا بودیم فقط یک بار به احترام ما نیم خیز شد.
آقا مصطفی برای من از مطمئن ترین کسانی است که وقتی قبل از انتخابات پارسال از زندان چهل روزه بیرون آمدم به پیشش رفتم و از آنچه در آن مدت گذشته بود برایش گفتم و گفتم که بازجوها درباره ی دوستان ما چه توهماتی دارند. خاطرات او هم از زندان همانطور بود. آنها از امثال تاج زاده هیچ چیزی ندارند، نه خلاف قانون کرده، نه از لحاظ اقتصادی یا اخلاقی گافی دارد، نه موضع خارج از چارچوبی گرفته، اتفاقا بر خلاف اتهام سیاسیونی که همیشه دوستان ما را به تندروی متهم می کردند، امثال تاج زاده نماد اعتدال هستند.
یک بار در اوج دوران اصلاحات که روزنامه ی مشارکت درمی آمد، تیتری درباره ی حسین آقای شریعتمداری زده بود که شیطنت آمیز بود و تاج زاده فردایش یادداشتی در مذمت آن تیتر در همان روزنامه چاپ کرد و گفت که اگر منتقد روش کیهان هستیم نباید مانند آنها عمل کنیم. حال آنکه شریعتمداری هم آن وقت و هم حالا نه تنها به دوستان ما، بلکه حالا دیگر با بی شرمی تمام حتی آقای خاتمی را به هر چه بتواند متهم می کند.
تاج زاده درباره ی بداخلاقی ها و بی اخلاقی ها بسیار حساس است، وقتی گفتم که مثلا در سایت بالاترین از چه واژه های توهین آمیزی برای برخی مسوولین استفاده می شود دادش درآمد، هرچند به شدت از بداخلاقی های آن طرفی ها شاکی بود و آن را بی تاثیر نمی دانست اما به هیچ وجه موافق بی اخلاقی در پاسخ به بی اخلاقی نیست. راه او تنها گفتگوست، هرچند افراطی های اصولگرا را موافق گفتگو نمی داند و به پیشنهادهایی اشاره می کند که در این مدت برای بررسی انتخابات پارسال و حل مسائل بعد از آن داده و آنها نپذیرفته اند. درباره ی عقلای جناح راست هم که بندگان خدا وضعشان با ما فرقی ندارد!
از تاج زاده پرسیدم که آیا آماده ی مناظره هستید؟ گفت هر وقت و هر جا. پرسیدم با هر کسی؟ گفت با هر کدامشان. پرسیدم حتی اگر آنها آدم های رده چندمشان را بفرستند، گفت آنها نمی آیند، ما که آماده ایم. راست می گفت، انگار کسی جرات ندارد با تاج زاده مناظره کند. کسانی که با طرف می شوند یا آیت الله جنتی است که شکایت 10 ساله ی تاج زاده از او اصلا پیگیری نشد و یا سردار مشفق است که در پی اعلام شکایت هفت نفره، تک تک شان به زندان فراخوانده می شوند.
تاج زاده با آنکه نه ماه در بازداشت بود و بازجوها از او هیچ بهانه ای نیافته بودند دوباره به زندان بازگردانده شد. سید مصطفی بازگشت، همچنانکه میردامادی بازگشته، همچون امین زاده و به دنبالشان صفایی فراهانی. آنها بازگشتند در حالی که این شکایت هفت نفره می تواند فرصتی فراهم کند که مجلس و قوه ی قضاییه با رسیدگی به آن تا آسمان اوج بگیرند و اتفاقات یک سال گذشته را سرپوشی باشند.
پی نوشت 1 : تاج زاده در این فیلم می گوید:
برای بنده که تجربه انتخابات رو دارم می دونم که در انتخابات تقلب نشده. ممکنه که یکی دومیلیون عقب جلو شده باشه ولی ما نتیجه انتخابات رو باختیم.حالا به جای 25 میلیون و 14 میلیون شده باشه 24 میلیون و 15 میلیون مثلا. ما انتخابات رو باختیم.
پینوشت 2 : مطهره خانم شفیعی(همسرم) یادداشتی کوتاه در روز بازگشت سیدمصطفی نوشته است به این شرح:
طاقت بيار رفيق..........
اي خدا.... سه روز پيش خدمت آقا مصطفي تاج زاده بودم. از هر دري صحبت كرديم و آقا مصطفي عليرغم گردن درد شديدي كه داشتند و نميتونستند از زمين بلند شن، به حرفاي من و علي اصغر گوش دادن و به سوالاتمون جواب . آخراي اين گفتگوي سه نفره بود كه گفتيم خدا كنه برنگرديد زندان. آقا مصطفي حرفي زد كه اگر نميزد امروز رفتنشو راحت تر قبول ميكردم. ربنا.............. حدود يك هفته پيش قرار بود آقا مصطفي رو تا خونش برسونيم. تو راه از اوضاع خودمان پرسید و از وضعیت به وجود آمده ی موجود و نحوه ی تعامل با اطرافیان گفتم. بهم گفت كه اين طوريه كه ميتوني دموكراسي رو ياد بگيري. دلم گرفته بود و نميخواستم بيشتر از اين درباره دموكراسي باهام حرف بزنه . اما ظاهرا خودش فهميد و بهم گفت طاقت بيار.
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس از بررسی بخشنامه وزارت علوم به دانشگاه ها برای بازنشستگی زودتر از موعد برخی از اساتید در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خبر داد و اعلام کرد این کمیسیون در این باره از وزیر علوم توضیح می خواهد. به گزارش مهر، اسدالله عباسی اظهار داشت: وزارت علوم طبق بخشنامه ای که به دانشگاه ها ابلاغ کرده است خواستار بازنشستگی پیش از موعد برخی اساتید دانشگاه شده است. وی ادامه داد: وزارت علوم معتقد است برخی اساتید مقررات و ارزش های نظام را پایبند نبوده و در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری باعث تشویش اذهان دانشجویان شده است یا برخی اساتید از نظر آموزشی از کارآیی لازم برخوردار نیستند و باید نیروهای کاردان تری به استخدام درآیند. عباسی گفت: کمیسیون آموزش و تحقیقات از آنجا که در خصوص نحوه اجرای این بخشنامه ابهاماتی دارد از وزیر علوم و معاونان وی خواسته است تا با حضور در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این باره توضیح دهد. وی گفت: مورد دیگری که نیاز به بررسی دارد گزینش اساتید در دانشگاه هاست زیرا قبلا واحدهای دانشگاهی امکان گزینش اساتید را داشتند اما هم اکنون نحوه گزینش هیئت علمی در وزارت علوم متمرکز شده است. عباسی افزود: این بخشنامه ها در طرح اصلاح کردن دانشگاه ها به دانشگاه ها ابلاغ شده که البته کمیسیون با برخی موارد آن موافق است اما چون در مواردی دیگر برای کمیسیون ابهام وجود دارد وزیر و معاونان وی با حضور در کمیسیون باید در این باره توضیحات بیشتری ارائه دهند. وی حضور وزیر علوم و معاونان وی در جلسه کمیسیون آموزش و تحقیقات را هفته آینده اعلام کرد.
به یاد دارم سال ۸۴ بود که با بهاره هدایت به عنوان اولین دبیر کمیسیون زنان تحکیم وحدت، آشنا شدم. کمیسیون زنان تحکیم وحدت، نهادی بود که درون انجمن های اسلامی شکل گرفته بود و سعی داشت تا به طور ویژه به مسائل دختران دانشجو بپردازد، به همین دلیل برای فعالان زنان که سال ها سعی داشتند تا از طریق دانشگاه و با نیروی دانشجویان پیام های خود را به جامعه منتقل کنند، نهادی بسیار ارزشمند بود. به یاد دارم تلاش های بهاره را در آن مقطع زمانی، که چگونه با بسیاری از فعالان جنبش زنان تماس می گرفت و خود را به آنان معرفی می کرد و از نهاد تازه تاسیس دانشگاه سخن می گفت و برای ارتقاء عملکرد این نهاد، راهنمایی می جست. به یاد دارم بهاره، دختری هم سن و سال خودم را که بسیار مصمم بود و تلاش داشت تا با فعالان جنبش زنان به بهانه دبیری کمیسیون زنان تحکیم وحدت، آشنا شود و به این وسیله پیوند میان جنبش دانشجویی و زنان را محکم کند. از آن زمان بود که در اغلب جلسات ائتلاف های مختلف زنان از «هم اندیشی زنان» گرفته تا «هواداران حرکت جهانی زنان» حضور می یافت، از حرکت های اعتراضی زنان که با اهداف او هم خوانی داشت حمایت می کرد. به خاطر دارم که این دختر مصمم چگونه به تدریج وارد حرکت های زنان شد و در همه این حرکت ها سعی داشت تا از نیروی دانشجویان برای پیشبرد اهداف زنان کمک بگیرد و حرکت های این دو جبهه را در مواقعی که امکان داشت به هم نزدیک سازد. شاید هیچ کدام نمی دانستیم که او و نهادی که در آن فعالیت می کند چقدر می تواند در سرنوشت جنبش زنان و دانشجویی نقش ایفا کند. شاید هیچ کدام باور نداشتیم که در سال های آتی تا چه حد شاهد نام او و همرزمانش خواهیم بود در کنار هر فعالیتی که در میان فعالان جنبش زنان به صورت جدی اغاز می شد. او از همان حضور اولیه در حرکت های زنان، هزینه تلاش بی وقفه خود را در برقراری پیوند میان دانشجویان و زنان، پرداخت. بهاره هدایت از اولین دستگیر شدگان جنبش زنان پس از سال ها بود. او که همراه ۷۰ تن دیگر که بسیاری هم چون خود او دانشجو بودند، در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ دستگیر شد، هیچ گاه به موجب این دستگیری دست از فعالیت نکشید و هم چنان در دو حوزه دانشجویی و زنان فعال ماند و در پیوندمیان این دو جنبش به ادامه ایفای نقش خود پرداخت. او از جمله کسانی بود که به دلیل شرکت در این تجمع به حبس تعلیقی محکوم شد، حبسی که هم اکنون باید در کنار حکم دیگر خود آن را بگذراند. با این وجود زمانی که ۵ شهریور ماه ۱۳۸۵ حرکت کمپین یک میلیون امضاء در مقابل درب بسته رعد آغاز شد، به این حرکت با تمام وجود پیوست و از همان ابتدا کوشش بسیاری کرد تا فعالان دانشجویی را جذب این حرکت کند. او به همراه دیگر اعضای کمیسیون، سفرهای بسیاری به شهرهای مختلف ایران کردند و در همه این سفرها از اهداف کمپین برای دانشجویان این شهرها سخن گفتند. بسیاری از فعالان کمپین از همین طریق جذب این حرکت اجتماعی شدند و بسیاری از فعالان کمپین از بهاره هدایت و سخنرانی های مختلف او در کمپین الهام گرفتند و شجاعت و صبوری آموختند. همان سال ها که بسیاری از فعالان اجتماعی خطر و هزینه چندبرابرِ جذب شدن دو جنبش به یکدیگر را در می یافتند و آگاهانه از این خطر تبری می جستند و سعی داشتند تا نیروهای دو جنبش را به استقلال از هم البته با دوری جستن از یکدیگر و عدم حمایت از هم، فرابخوانند بی آنکه بدانند استقلال نه در نفی حمایت از یکدیگر بلکه در پیگیری اهداف مستقلانه است؛ بهاره هدایت به همراه بسیاری از هم فکرانش کوشید تا نشان دهد که می توان از هم دیگر حمایت کرد، به رشد همدیگر کمک کرد و هم چنان مستقل باقی ماند. او کوشید نشان دهد که گرچه پیوند دو جنبش هزینه دارد اما دستاوردهای به مراتب گسترده تری می تواند داشته باشد. او نشان داد که ما در خلاء زندگی نمی کنیم بلکه در بافت پیچیده ای از مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به سر می بریم و نمی توانیم هرگز گوشه ای را از باقی مسائل جدا کنیم و بدون نگاهی به دیگر جنبه های آن سعی در حل آن مسئله داشته باشیم و در نهایت افتخار کنیم که صرفا «فعال اجتماعی» هستیم. بهاره و امثال او با بازنمایی و بازاندیشی فعالیت سیاسی زنان در کنار مردان نه پشت به پشت آنان، سعی در شکستن فضای مردانه سیاسی داشتند و به حق می دانستند راه آزادی و دموکراسی ایران بدون احقاق حقوق زنان میسر نخواهد شد، اما انتخاب شان حضور مستقیم در فعالیت های سیاسی بود. چرا که همان قدر که وجود انجمن های خاص زنان در ایران لازم است به حضور و رویکرد زنانه در احزاب سیاسی نیز نیاز داریم. بهاره توانست با حضور و عملکرد زنانه خود به همراه دیگر عدالت خواهان و برابری خواهان جنبش دانشجویی، نوع تفکر برابری طلبانه خود را ترویج کند. تا جایی که اکنون شاهد آن هستیم که نه تنها فضای مردانه سابق جنبش دانشجویی با حضور زنانی از جنس بهاره، در حال ترک برداشتن است، بلکه برابری سرلوحه خواسته های این جنبش در کنار دیگر خواسته های آن قرار گرفته و از سوی دیگر جنبش دانشجویی در سرتاسر حرکت های اخیر جنبش زنان به یکی از همیاران و همراهان این جنبش تبدیل شده است. اکنون بار دیگر شاهد به زندان افتادن بهاره هستیم و این بار چه زمان طولانی برای انتظار دیدن دوباره او و فعالیت های اش در انتظار ماست. هر بار که این دختر جسور به زندان افتاد، روزها و هفته ها به انتظار آزادی او نشستیم و هربار او را دیدیم که مصمم تر و صبورتر از گذشته به راه خود ادامه می دهد. شاید این سماجت در ادامه راه بود که این چنین زورمداران را مقهور خود کرده بود تا هر بارِ دیگر که به دستگیری او دست می یازند، انتظار آزادی اش را کش دار تر از گذشته کنند؟ آیا همین جسارت او بود که حکمی برابر ۹ سال و نیم را برای او رقم زد، حکمی که حتی از طول سال های فعالیت بهاره نیز فراتر رفته است؟ اما این حکم و دیگر حکم های فرودآمده بر بدن جنبش دانشجویی، تنها بوسه بر قدم هایی است که با جسارت و صبوری در تمام این سال ها به راه خود ادامه دادند. بوسه بر دستان تک تک دانشجویانی که هم چون بهاره در این سال ها به فعالیت های آرمان خواهانه خود ادامه دادند و هرگز به راهی که می روند شک نکردند که اگر شک هم داشتند نه به دلیل پرداخت هزینه که به دلیل بازاندیشی در حرکت های پیشروانه بود. بهاره عزیز، اکنون شاید کام من و امثال من سخت تلخ باشد. چرا که قرعه به نام شما افتاد، برای راهی که با هم پیمودیم و سهم هزینه های شما «همه» شد و ما «هیچ»! این روزهای پر از آزادی برای ما گران تر از همیشه است چرا که روزهای دربند شما عزیزان مان را می بینیم که سرتاسر به شکنجه، بازجویی، انفرادی، اعتصاب و حکم های دراز گذشت و از دست ما هیچ برنیامد. بهاره عزیز می دانم که تو و هم بندانت هم چون گذشته در روزهای زندانی تان، از روزهای آزادی مان، با مقاومت و سرسختی بیشتری ادامه می دهید و هم چنان بر ایمان شما افزوده می شود و سخت است که بگویم این روزها نیز می گذرد اما خاطره روزهای مقاومت تو در تاریخ مبارزات جنبش دانشجویی و زنان برای همیشه خواهد ماند. منبع : ادوارنیوز
یک نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، فعالیت احزاب مختلف، عدالت اجتماعی، توجه به فرآیند تفکیک در کنار فرآیند انسجام و به ویژه وجود اعتماد عمومی را از لوازم نشاط سیاسی در یک جامعه دانست و آرامش سیاسی بدون وجود نشاط سیاسی را به آرامشی گورستانی تشبیه کرد. به گزارش ایسنا، عماد افروغ با اشاره به تعریف نشاط سیاسی اظهار کرد: نشاط سیاسی با اعتماد، ارزشها و هنجارهای تعریف شده و مشترک بین مردم، گروههای سیاسی و اصحاب قدرت و سیاستگذاری مرتبط است. وی خاطرنشان کرد: نشاط سیاسی در صورتی اتفاق میافتد که ما با رفتارهای قاعدهمند، منضبط، قابل پیشبینی و مشترک روبرو باشیم. یعنی اگر این قاعدهها مشترک نباشند و از سوی دیگر، متغیر و متلون باشند و هر روز از سوی صاحبان قدرت و سیاستگذاری رفتارهایی غیرمترقبه، غیرقابل پیشبینی و فاقد انضباط کافی مشاهده کنیم، مسلم است که اعتماد به دست نمیآید و اعتماد هم مقدمه نشاط سیاسی است. این پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی با بیان اینکه « بین اعتماد سیاسی و نشاط سیاسی ارتباط وجود دارد» تصریح کرد: اعتماد در صورتی به دست میآید که هنجارها و ارزشهای مشترکی به صورت قاعده و انضباط بین مردم و صاحبان قدرت تجلی پیدا کند و به ویژه رفتار صاحبان قدرت باید از روی این ارزشها و هنجارهای مشترک و قواعد و اصول تعریف شده باشد. وی افزود: البته یکسری ظرایف و پیچیدگیهایی در اینجا ممکن است رخ دهد؛ مثلا ممکن است در شرایط امروز ایران نگاهی صوری و ظاهری به این ارزشهای مشترک را شاهد باشیم یا باور کاذبی را نسبت به این قواعد منضبط ببینیم که مسلما این نوع نگاه اثر سویی روی اعتماد میگذارد. وی با بیان اینکه « ریا، تملق و عوام فریبی بر روی اعتماد بلندمدت افراد یک جامعه اثر میگذارد» افزود: این اعتماد نداشتن، هم موجب سست شدن باورهای گروههای خاص و مربوط به مولفه تفکیک در جامعه میشود و هم در درازمدت میتواند اثری روی سست شدن باورهای مردم داشته باشد و بدین ترتیب باید دقت کرد که در عمل شاهد تجلی این قواعد تعریف شده باشیم نه در صورت. این استاد دانشگاه تاکید کرد: در صورتی که تبلور این قواعد و تعاریف تنها در صورت و ظاهر باشد، بالاخره دیر یا زود روشن میشود که این یک صورتگرایی و شکلگرایی بیش نیست و نیتهای دیگری در پس این رفتارهای صوری و ظاهری وجود دارد. مردم کمکم خود آگاه میشوند و بینش لازم را پیدا میکنند و این نوع نگاه کمکم اثر سویی بر روی اعتقاد آنها میگذارد. وی همچنین به ضرورت فعالیت احزاب و گروهها از سلایق مختلف برای ایجاد نشاط سیاسی اشاره کرد و گفت: بیاعتمادی میتواند هم سراغ گروههای اجتماعی و هم سراغ عامه مردم بیاید و سخن من درباره مخدوش شدن فرآیند تفکیک در صورت بیاعتمادی، مربوط به گروههای اجتماعی تفکیک شده در جامعه است. ما در فرآیند تفکیک میگوییم که یک جامعه بیش از آنکه از آحاد بیشکل، شکل گرفته باشد، از تجمعها و گروهبندیهای مختلف شکل گرفته است. وی ادامه داد: در این فرآیند، دو گروهبندی را در نظر میگیریم، یکی گروهبندیهای افقی و دیگری، گروهبندیهای عمودی. گروهبندیهای افقی مانند گروهبندیهای جنسی، نژادی و مذهبی است که فراوان هستند و گروهبندیهای عمودی ناظر به گروههای منزلت، طبقات اجتماعی و گروههای سیاسی یا احزاب است. فرآیند تفکیک و تخصصی شدن یک شبه شکل نمیگیرد یا یک شبه نابود نمیشود و مسلم است که کشوری که بخواهد حیات مستمری داشته باشد و توجه دیرینهای به ارزشها و حقوق مشترک شود، باید به این روند مستمر شکلگیری گروهها توجه داشته باشد. افروغ با اشاره به اینکه « در عرصه سیاست، از گروههای سیاسی به عنوان عرصه عقلانیت سیاسی و از احزاب به عنوان تجارب متراکم سیاسی یاد میکنیم» تاکید کرد: کشوری که فاقد حزب است، فاقد عقلانیت سیاسی است و کشوری که فاقد عقلانیت سیاسی باشد، فاقد تجربه متراکم سیاسی است و هر لحظه گروههای سیاسی برای رسیدن به قدرت، موضع خود را عوض و هر روز یک ایدئولوژی را اختیار خواهند کرد و بدین ترتیب دیگران نمیدانند که با چه گروهی روبرو هستند. این استاد دانشگاه ادامه داد: مسلم است که اگر زمینه شکلگیری گروهبندیهای اجتماعی اعم از افقی و عمودی و به ویژه احزاب سیاسی تعریف شده و قاعدهمند کور شود، خواهناخواه رفتارها غیرقابل پیشبینی میشود و وقتی رفتارها غیرقابل پیشبینی شود، روی اعتماد اثر میگذارد و اعتماد هم مهمترین مولفه نشاط سیاسی است. وی با بیان اینکه « در جامعه کنونی ما آنچنان که باید و شاید، تفکر حزبی یا شکلگیری احزاب جا نیفتاده است» افزود: از یک سو، برخی باورها نسبت به احزاب وجود دارد که آنها را صرفا منادیان قدرت و قدرتطلبی تعریف میکنند و نسبت به جایگاه آنها در اداره سالم جامعه بیمناک هستند و حتی از قدرتطلبیهایی که به نام حزب صورت نمیگیرد، غفلت میکنند. بسیاری از گروهها هستند که با تفکر حزبی مخالفت میکنند، ولی خودشان کارکرد حزبی دارند، فهرست انتخاباتی میدهند و کاندیدا معرفی و سعی میکنند با نامی غیر از حزب بر نتایج انتخابات اثر بگذارند و این نقض غرض است و باید جلوی این تفکر ایستاد. وی تصریح کرد: خود گروهها هم باید از تبدیل خود به احزاب تعریف شده بیشتر استقبال کنند. وقتی مردم با حزب روبرو هستند یعنی با یک ایدئولوژی تعریف شده، مسلک مشخص و عضوگیری، منبع مالی و رهبری تعریف شده روبرو خواهند بود و باید از هر گروهی که اقدام به تشکیل حزب میکند استقبال کرد؛ چراکه معلوم است که با چه مرام و مسلکی روبرو خواهیم بود و عملا هرکس که حزب تشکیل میدهد خود را به گوشهای هدایت میکند به طوریکه همه میتوانند آنها را پیدا و مواضع آنها را معلوم کنند. این نماینده پیشین مجلس با بیان اینکه « وقتی شاهد گروههای تعریف شده نباشیم، گروههای دیگر به راحتی میتوانند موضع عوض کنند» گفت: اگر نگاهی به شرایط گروههای کشور بیندازیم، میبینیم که بسیاری از گروهها هستند که زمانی طرفدار عدالت اقتصادی بودند ولی آن را کنار گذاشتند و طرفدار آزادی شدند و خیلیها هم طرفدار آزادی اقتصادی و قاعده بازار بودند ولی آن را کنار گذاشتند و طرفدار محرومین و مستضعفین شدند. این تغییرات نشان میدهد که موضعگیری آنها عطف به مرامنامه و مسلک تعریف شده آنها نیست، بلکه به حسب شرایط، تغییر جهت میدهند. وی افزود: بدین ترتیب بسیاری از افرادی که زمانی سبقه راست داشتند، عدالتخواه میشوند و بسیاری از افرادی که سبقه عدالتخواهی داشتند بعضا طرفدار توسعه سیاسی و دوم خرداد میشوند. چنین مسالهای حکایت از این دارد که ما واقعا باید روی منش و رفتار سیاسی خود تجدید نظر کنیم و یک منش تعریف شدهتر، مشخصتر و قاعدهمندتر پیش بگیریم. این گروهها ممکن است در کوتاه مدت منافع خود را پیش ببرند، ولی نسبت به پیشبرد سالم و عقلانی و درازمدت جامعه آسیب وارد میکنند. وی با تاکید بر اینکه « واقعا باید به سمت حزب رفت» تصریح کرد: البته باید به این مساله هم توجه داشت که همانطور که به اهمیت فرآیند تفکیک اشاره میکنیم، نباید از ضرورت فرآیند انسجام غافل شویم. هیچ کشوری با تفکیک صرف نمیتواند اداره شود و در کنار این تفکیکها باید شاهد پیوستگی، وحدت و انسجام بین گروههای مختلف، مردم و صاحبان قدرت باشیم. یکی دیگر از مسایلی که میتواند نشاط سیاسی جامعه ما را دستخوش آسیب کند، این است که فرآیند انسجام جای خود را با فرآیند تفکیک خلط کند و نهادهایی که کارکرد وحدتبخش دارند، کارکرد خاص پیدا کنند. افروغ با بیان اینکه « نهادهایی مانند رهبری، قضات، نظامیان اعم از بسیج، سپاه و ارتش و نیز متولیان اصلی حقوق شهروندی بویژه حقوق طبیعی و اجتماعی در جامعه نهادهایی با کارکردهای وحدتبخش هستند» گفت: یکی از بخشهایی که کارکرد عام و انسجام بخش دارند، مراجع تقلید هستند. مراجع تقلید نقش حزبی و گروهی ندارند و ما هیچگاه توقع نداریم که یک مرجع تقلید فتوای جناحی صادر کند؛ چراکه در این صورت، کارکرد انسجامبخش او مخدوش خواهد شد. به همین ترتیب اگر جایگاهها و مقامهایی که کارکرد انسجامبخش دارند تقلیل پیدا کنند و مثلا با یک جناح همسو شوند، این امر روی فضای سیاسی اثر منفی میگذارد. این پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی خاطرنشان کرد: من همواره گفتهام که وای به روزی که بسیجی ما که باید کارکرد وحدتبخش و انسجامبخش داشته باشد، با یک گروه یا جناح همسو شود؛ چراکه این مساله موجب میشود که مردم اعتمادشان را از دست بدهند. اگر آن بخشهایی که کارکرد انسجامبخش دارند، مثل گروههای سیاسی وارد مبارزات سیاسی شوند، مسلما اثر انسجامبخشی خود را از دست میدهند و اعتماد مردم نسبت به آنها کم میشود. شاید در چنین شرایطی منافع کوتاه مدتی به دست بیاید، ولی در درازمدت آسیب جدی به کشور وارد میشود و در شرایط بحرانی، آن جایگاه فاخر و متعالی که باید داشته باشند را از دست میدهند و این میتواند نسبت به مسایل ملی ما آسیبرسان باشد. بحث امام (ره) هم همین بود؛ چراکه نهادهایی که درگیر مسایل نظامی هستند بیشتر با کارکرد انسجامبخشی تعریف میشوند و اهداف و وظایف آنها بیش از آنکه گروهی باشد، ملی است. وی با اشاره به اینکه « اهداف گروههای سیاسی هم باید ملی باشد، ولی آنها برای رسیدن به قدرت میتوانند در یکسری درگیریهای سیاسی وارد شوند» تاکید کرد: وقتی عدهای وارد درگیری سیاسی میشوند عده دیگری با منش متفاوتی نگاه منفی به آنها خواهند کرد و این طبیعی است ولی کسانی که کارکرد عام دارند، همه گروههای سیاسی به آنها نگاه مثبت دارند و احساس میکنند که اینها برای منافع سیاسی زودگذر نقشآفرینی نمیکنند. افروغ ادامه داد: دو حزب ممکن است یکدیگر را تحمل کنند ولی مسلما رقیب یکدیگر خواهند بود و نشاطی که افراد همحزبی با هم دارند با رقیب نخواهند داشت. ولی وقتی مثلا سپاه و بسیج نقش وحدت بخش خود را ایفا کنند موجب میشود که اعتماد همه گروهها و پیروان آنها را به دست بیاورند و این ضرورت اداره سالم جامعه است. این نماینده سابق مجلس تاکید کرد: جامعه در کنار فرآیند تفکیک، نیاز به وحدت دارد که یا وحدت نمادین است که به ارزشهای مشترک فرهنگی، امنیت ملی و ثبات سیاسی برمیگردد یا به هماهنگی ساختاری بین دستگاههای مختلف مربوط میشود. وی با بیان اینکه « مقوله عدالت اجتماعی میتواند یکی از عناصر وحدتبخش باشد» افزود: وقتی بحث عدالت را مطرح میکنیم باید نگاههای تبعیضآمیز را کنار بگذاریم. به هر حال از جمله کارکردهای مربوط به انسجام میتوان از وحدت نمادین، ثبات سیاسی و هماهنگی ساختاری بین نهادها اسم برد و عدهای هم متولی این کارکردهای وحدتبخش هستند. البته جامعه نمیتواند صرفا از کارکردهای این نهادها تشکیل شود؛ چراکه نیازی به تخصصی شدن و فرآیند تفکیک هم دارد که شکلگیری گروههای مختلف از جمله این مولفههاست. افروغ در ادامه گفتوگوی خود با ایسنا، درباره نسبت میان نشاط سیاسی و آرامش سیاسی اظهارکرد: این دو مقوله به هم مرتبط هستند، یعنی آرامش بدون نشاط و نشاط بدون آرامش سیاسی معنا ندارد و اگر این دو مقوله یکی نباشند، لااقل مرتبط با هم و به شدت در هم تنیده هستند. این استاد دانشگاه با بیان اینکه « نسبت کاملا دیالکتیکی بین نشاط و آرامش برقرار است» گفت: اینطور نیست که اینها دو عنصر در هم مجزا باشند؛ بلکه یک در هم تنیدگی بین آرامش سیاسی و نشاط سیاسی وجود دارد. به عبارت دیگر میتوان گفت همانطور که ضروری است یک جامعه دو فرآیند تفکیک و انسجام را داشته باشد، نشاط سیاسی، هم در گرو فعالیتهای تعریف شده گروههای سیاسی است و هم در گرو فرآیندی که انسجام جامعه را تعریف میکند و آرامش سیاسی نیز چنین حالتی دارد. وی با بیان اینکه « آرامش سیاسی بدون نشاط سیاسی امکانپذیر نیست و خود آرامش سیاسی هم در گرو دو مولفه تفکیک و انسجام است» تصریح کرد: آرامش منهای نشاط شبیه به گورستانی است که در آن هیچ حرکت، حیات، رقابت و پرسش و پاسخی مشاهده نمیشود و آرامشی که مثل گورستان میماند مقبول نیست. وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، ما به یک فضای آرام برای فعالیتهای رقابتآمیز سیاسی نیاز داریم که آن آرامش رقابت سیاسی به قواعد رقابت برمیگردد که بیشتر در ذیل فرآیند انسجام قابل تعریف است؛ بنابراین اگر بگوییم آرامش با قواعد مشترک به دست میآید و نشاط با رقابت بین گروهها در ذیل این قواعد مشترک حاصل میشود، مسلما آرامشی مطلوب خواهد بود که در کنار آن رقابت باشد و رقابتی مطلوب خواهد بود که با توجه به قواعد مشترک صورت بگیرد. این پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی در پایان اظهار کرد: اینکه آرامشی منهای نشاط یا انسجامی منهای رقابت و تفکیک یا نشاطی منهای آرامش و به عبارتی تفکیکی منهای انسجام را بتوانیم تصور و مجسم کنیم، این مساله مخل یک حیات سیاسی مستمر و بادوام است؛ چراکه اگر آرامشی منهای نشاط یا انسجامی منهای رقابت بخواهیم، این یا شبیه به یک گورستان آرام است و یا به نظامهای توتالیتر فاشیستی و بعضا سوسیالیستی شبیه خواهد بود.
محمد دادکان که مدتها سکوت کرده بود،از علی کریمی حمایت کرد. به گزارش ایسنا، محمد دادکان پس از مدتها سکوت گفت: «امروز آدمهای ناتوان که به دنبال آمال و آرزوهایشان هستند، به افراد برچسب منشوری بودن میزنند.» دادکان با اشاره به اتفاقی که برای علی کریمی افتاده و با بیان اینکه حرفهایم کلی است، گفت: «میگویند “عیسی به دین خود و موسی به دین خود”. برو خودت را بساز که الگو شوی. نمیخواهد در رسانهها و بین دولتیها از خودت الگو بسازی. این مردم هستند که باید الگو را انتخاب کنند. اگر کسی اشتباهی میکند، باید بدانیم که ما را به جای فرد متخلف داخل قبر نمیگذارند. نمیتوان با چوب و تکفیر آداب و فرهنگ ایجاد کنیم. آقایان در خفا هزاران مشکل دارند و وقتی کسی در ظاهر اشتباهی میکند میخواهند آبروی او را ببرند. این عین بیدینی است. دین ما میگوید که نباید آبروی آدمها را برد.» وی با بیان اینکه کسانی که حرف از اخلاق و فرهنگ میزنند، خودشان از همه بدترند گفت: «بروید در زندگی این افراد و ببینید که چقدر خودشان ناپاکترند. از ادب و فرهنگ حرف میزنند ولی خودشان سمبل بیادبی و بیفرهنگی هستند.» دادکان با بیان اینکه نباید با آبروی هیچ کس بازی کرد، گفت: «متاسفانه در جامعه ما در تمامی زمینهها سمبلها و الگوها را میزنیم، برای چه؟ میخواهم بپرسم همه معترضان به کریمی پاکند و منزه؟! چرا ما در بخش فرهنگ، اجتماع و سیاست الگوها و سمبلها را میزنیم؟ آیا همه معترضان به این الگوها پاکند؟ همه ما مثل هم هستیم. حالا جوی به وجود آمده که مد کردهایم که یکی را روزهخوار بدانیم و دیگری را منشوری.» وی افزود: «این یک موج است. موجی که میخواهیم رویش سوار شویم و سال بعد پول بیشتری بگیریم. خروجی این فوتبال که سالانه ۴۰۰ میلیارد تومان در آن هزینه میشود چیست؟ مسوولان کشوری، من یک سوال از شما دارم. آیا میدانید که خروجی این فوتبال صفر است؟ اگر میدانید که گناهتان ۱۰ برابر است و اگر نمیدانید چرا میخواهید با طبل بیصدا مردم را سرگرم کنید.» دادکان افزود: «چطور در زمان ما بازرسان در فدراسیون فوتبال بودند و الان خبری از این بازرسان نیست. مسوولان کمیته تربیت بدنی مجلس که دنبال تحقیق و تفحص بودند تنها به دنبال این هستند که عکس سه در چهارشان در روزنامهها چاپ شود. نتیجه و خروجی کمیته ویژه رییس جمهور برای بررسی شکست ورزش ایران در المپیک چه شد؟ از حالا به شما میگویم که جواب شکست در گوانگجو را چه کسی میدهد؟ من به شما میگویم همانهایی که جواب مردم را پس از شکست در پکن و جام جهانی دادهاند به شکستهای گوانگجو هم پاسخ خواهند داد. فقط با دروغگویی به مردم میگویند که کمیته تشکیل دادهایم. کدام کمیته؟ آنهایی که میآیند شخصیت آدمها را زیر سوال میبرند خودشان از همه بدترند.» رییس سابق فدراسیون فوتبال در پایان گفت: «من سوالی دارم و امیدوارم که شما آن را پیگیری کنید. سوالم این است که آیا بازیکنی که ۷۰۰ میلیون تومان میگیرد مربی که حداقل ۵۰۰ میلیون تومان میگیرد و مدیری که ۳۰۰ میلیون تومان میگیرد آیا این دعواها را به خاطر اخلاق به راه میاندازد. این سوالی است که من از شما دارم. بروید ببینید مدیران در این فوتبال چقدر میگیرند. ما الگوها را میزنیم که این مدیران غیرورزشی به فوتبال بیایند و خروجی فوتبال همینی میشود که میبینید. امروزه شرایطی ایجاد شده که آدمها میآیند و دم از مسائل فرهنگی میزنند و میگویند کارهایشان به خاطر حفظ شئونات و نظام است اما در واقع آنها به دنبال مقاصد خود هستند.»
رییس سازمان زندانها بدون اشاره به تعدد مراکز بازداشت کننده و بازداشتگاههای مخفی در کشور، ادعا کرد “از نظر ما، بازداشتگاه امنیتی و غیرامنیتی که تحت پوشش سازمان نباشد، وجود ندارد. این بازداشتگاهها تعداد مشخصی دارد که ممکن است ظاهرا متهمان امنیتی وجود داشته باشند، اما ما متولی بازداشتگاهها هستیم و ناظرمجموعه قضایی است.” به گزارش ایسنا، غلامحسین اسماعیلی، با بیان اینکه “با وجود تراکم درون زندانها، هیچ دغدغه امنیتی نداریم”، اظهار عقیده کرد “زندانها کنترل شده و برنامههای متعدد از جمله برنامههای کاهش آسیب برای زندانیان در نظرگرفته شده است که باعث میشود در زمینه مسایل امنیتی دغدغهای وجود نداشته باشد. وی همچنین ضمن انتقاد از بودجه های تخصیص داده شده به زندان ها و “نداشتن فضای مورد نیاز در زندانها”، خاطرنشان کرد همه دولتها در جریان سرمایه گذاری و تخصیص بودجه، در بخشهای دیگر راغبتر از حوزه زندانها هستند و ما را آخر خط میبینند؛ در نتیجه همین باعث شده است که یک عقبماندگی چندین ساله و چندده ساله داشته باشیم.” فهرست تمامی بازداشتگاههای امنیتی و غیر امنیتی را به مراجع قضایی اعلام کردیم رییس سازمان زندانها درباره عملکرد کمیته نظارت بر بازداشتگاههای امنیتی گفت: امروز سازمان زندانها دارای زندانها، بازداشتگاهها و کانونهای اصلاح و تربیت متعدد است. برای اینکه با مشکل بازداشتگاههای امنیتی و غیرامنیتی روبه رو نباشیم، فهرست تمامی بازداشتگاههای امنیتی و غیر امنیتی تحت پوشش خود را به مراجع قضایی اعلام کرده و گفتهایم زندانیان را به بازداشتگاههای این فهرست که نام مراکز مجاز در آن درج شده است، معرفی کنند. اظهارات این مقام قضایی صرفا در مورد بازداشتگاههای زیر مجموعه آن نهاد است، و این در حالیست که ارگانهایی چون وزارت اطلاعات، سپاه و حفاظت اطلاعات سپاه، بسیج، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی و حراست ها، بازداشتگاههای مختص و مجزا را داشته و بدون اطلاع رسانی در مورد وضعیت، محل و تعداد، مبادرت به ربایش و بازداشت و نگهداری افراد می کنند؛ و هیچ ارگان و نهادی نیز، امکان تحقیق و تفحص یا بازخواست از آنها را ندارد. گفتنی است به دنبال تعطیلشدن بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک در سال گذشته، اسامی زندانهای مخفی دیگری به رسانههای کشور راه یافت؛ تا جاییکه چندی پیش، کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنش به پرسش پارلمان نیوز که آیا کمیته ویژه مجلس از زندانهای غیرقانونی مثل “زندان طبقه منفی ۴ وزارت کشور” هم دیدن خواهد کرد، گفته بود “بله من هم این موضوع را شنیدهام که بهتر است اسم نبریم، از این مکانهای غیرقانونی چندین مورد شنیدهایم که حتماَ به وضعیت آنها رسیدگی میکنیم.” جلالی در مورد این که بازداشتگاه زیر زمین وزارت کشور زیر نظر کدام نهاد است، اظهار بیاطلاعی کرد. بازداشتگاه امنیتی نداریم رییس سازمان زندانها در این زمینه ادعا کرد “از نظر ما، بازداشتگاه امنیتی و غیرامنیتی که تحت پوشش سازمان نباشد، وجود ندارد. این بازداشتگاهها تعداد مشخصی دارد. ممکن است در بخشی حسب ظاهر متهمان امنیتی وجود داشته باشد اما ما متولی بازداشتگاهها هستیم و ناظر، مجموعه قضایی است.” لازم به ذکر است برخی منابع خبری و شاهدان عینی، از وجود بازداشتگاههایی مشهوری در تهران، از جمله بازداشتگاه ۵۹ سپاه (در زیر زمین های پادگان عشرت آباد)، بازداشتگاه نبوت (در خیابان سهروردی و در اختیار وزارت اطلاعات و سپاه)، بازداشتگاه سئول معروف به ابوغریب (تحت اختیار حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی)، بازداشتگاه ۶۶ سپاه پاسداران (در اتوبان افسریه محدوده بلوار هجرت)، بازداشتگاه قمر (در محدوده بین رسالت و سید خندان و بیمارستان قمر بنی هاشم، تحت مدیریت وزارت اطلاعات)، بازداشتگاه منفی چهار وزارت کشور، سوله پاسارگاد (در نزدیکی پاسگاه نعمت آباد جاده ساوه، تحت امر اطلاعات موازی) و … خبر داده بودند، که هیچ کدام تحت امر سازمان زندان ها نبوده و نیستند. دلایل کمبود فضای زندان ها غلامحسین اسماعیلی در اظهارات خود پیرامون “حجم زیاد زندانیان و کمبود فضا” اظهار عقیده کرد: “کمبود فضا در درون زندانها، از چند عامل نشأت گرفته است؛ بعنوان مثال بعد از انقلاب برنامه ما این بود که زندانسازی نداشته باشیم.” در هیچ جای دنیا این تعداد محکوم مواد مخدر وجود ندارد این مقام قضایی همچنین دلیل دیگر را گسترش پدیدهی مواد مخدر دانست و گفت: ۴۴ درصد زندانیان را گروه مواد مخدر تشکیل میدهند. اگر این پدیدهی شوم نبود، حجم زندانیان حداقل ۵۰ درصد میزان فعلی بود و با کمبود فضا مواجه نبودیم. ضمن اینکه برخی جرایم مانند سرقتهای جزیی برای تامین هزینه مواد مخدر تا جرایم عمده و خشن مانند آدمربایی نیز نشأت گرفته از مواد مخدر است. رییس سازمان زندانها با بیان اینکه در هیچ جای دنیا این تعداد محکوم مواد مخدر وجود ندارد، افزود: با انبوه متهمان مربوط به این حوزه روبهرو هستیم؛ البته تلاشهایی با قوهی قضاییه، دولت و مجلس داشتهایم تا مشکل فضا را بهبود بخشیم. ما را آخر خط میبینند اسماعیلی با بیان اینکه الان کمتر از ۵۰ درصد این فضاها را در اختیار داریم، افزود: در اختیار نداشتن این فضاها به دلیل عدم تامین اعتبار از ناحیههای مختلف است. البته مشکلات دولت را هم میدانیم. دولت میخواهد یک مملکت را اداره کند. همهی دولتها در سرمایهگذاری در بخشهای دیگر راغبتر از سرمایهگذاری در حوزهی زندانها هستند. ما را آخر خط میبینند و همین باعث شده است که یک عقبماندگی چندین ساله و چندده ساله داشته باشیم. ما نیز از این حیث راضی نیستیم. ۹۹ درصد زندانیان از رفتار زندانبانان گله ندارند رییس سازمان زندانها بدون اشاره به رفتار زندانبانان گوهردشت و اوین و وکیل آباد شیراز با متهمان و زندانیان و همچنین برخوردهای خشنی که با زندانیان عادی می شود، مدعی شد: “من در طول این مدت بالغ بر ۱۰۰ زندان را دیدهام و با زندانیان متعددی هم گفتوگو کردهام. میتوانم ادعا کنم اکثریت قریب به اتفاق زندانیان، اگر نگویم ۱۰۰ درصد اما ۹۹ درصد زندانیان، امروز از رفتار زندانبانان گله ندارند.” تنها مرجع تصویب نهایی مرخصی شخص دادستان است اسماعیلی در مورد اعطای مرخصی به زندانیان، بدون اشاره به تضییغات صورت گرفته در مورد اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی گفت “گروهی از جرایم وجود دارد که مرتکبان آنها از مرخصی مستثنی هستند و اصل بر این است که به این افراد مرخصی داده نشود. عموما جرایم خشن، سرقتهای مسلحانه، آدم ربایی، تجاوز به عنف، دایر کردن مراکز فساد و فحشا، اسید پاشی، جرایم عمده مواد مخدر، قاچاق اسلحه و مهمات و سرقتهای مقرون به آزار در این دسته قرار دارند. اصل بر این است که این افراد مطلقا مرخصی نگیرند و اگر بخواهند مرخصی بگیرند باید حداقل نیمی از محکومیتشان سپری شده باشد. شورای طبقه بندی زندان اخلاق و رفتارشان را تایید کند. در عین حال تنها مرجع تصویب نهایی مرخصی این افراد شخص دادستان است. ۷۰ تا ۸۰ درصد از مجرمان در بدو ورود به زندان معتاد هستند اسماعیلی با بیان اینکه آمار زندانیان معتاد در زندانهای کشور بسیار بالا است، اظهار کرد: آمار زندانیانی که به جز جرم خود به مواد مخدر اعتیاد دارند در زندانها بالاست، اما رقم دقیقی نداریم. وی ادامه داد: طی سال گذشته ورودیهای هفت زندان با هر جرمی، از نظر اعتیاد به مواد مخدر مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که ۷۰ تا ۸۰ درصد از مجرمان در بدو ورود به زندان معتاد هستند. اسماعیلی همچنین درباره انعقاد تفاهم نامه با سازمان دارالقرآن کریم و سطح فعالیتهای قرآنی در زندانها اظهار کرد: یکی از برنامههای ما درون زندانها برنامههای فرهنگی به ویژه برنامههای دینی در جهت اصلاح و تربیت زندانیان و قرآن به عنوان نسخه شفابخش همه انسانها سرلوحه کار ماست. این ادعا در حالیست که مسئولان تحت امر این مقام ارشد زندانهای کشور، در آستانه ماه رمضان، با تعطیلی مسجد بند ۳۵۰ زندان اوین، از دسترسی زندانیان به کتب مقدس و محیط، جلوگیری بعمل آورده اند.
آیتالله مکارم شیرازی در پاسخ سوال یکی از مقلدین، نظر خود را در خصوص روزه گرفتن در مناطق گرمسیر اعلام کرد. به گزارش مرکز خبر حوزه، متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است: س: بنده در شهر مهران که دارای آبو هوای خیلی گرمی است زندگی میکنم؛ از آنجایی که روزه در تابستان در اینجا خیلی سخت و طاقتفرساست و انسان را از فعالیتهای روزمره باز میدارد بهطوری که واقعا باید همیشه در منزل ماند و آن هم در حالت درازکش و خوابیده بود؛ آیا میشود روزه را در یکی از ماههای دیگر بهجا آورد یا اینکه یک روز درمیان روزه گرفت؟ اگر راهحل دیگری هم دارد لطفا مرا راهنمایی نمایید. ج: مردم معمولاً در فصل تابستان نیز روزه میگیرند و به کارهای زندگی (البته بهصورت سبکتر) ادامه میدهند، ولی چنانچه بعضی افراد ضعیف باشند و طاقت روزه پی در پی نداشته باشند میتوانند یک در میان روزه بگیرند و در زمستان بقیه را قضا کنند.
آقای حسین زمان در یادداشتی در وبسایت خود نوشته است که افطار در خانه ما بی صدای شجریان معنا ندارد .او در این نوشتار همچنین از نبود تریبونی برای سخن گفتن هنرمندان گلایه کرده است. متن این نوشته به شرح ذیل است: این دهان بستی دهانی باز شد تا خورندهی لقمه های راز شد لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان کن چند روزی در صیام چند شبها خواب را گشتی اسیر یک شبی بیدار شو دولت بگیر این اشعار مثنوی در قالب آواز افشاری با صدای استاد شجریان چه غوغایی در دل انسان ایجاد میکند . سی سال است که در ماه مبارک رمضان خانه های ما با صوت زیبای استاد حال و هوایی بس روحانی به خود گرفته و سفره افطارمان با شنیدن این نوای دلنشین بر فرش خانه مان گسترده شده . سی سال است که با گوش دل سپردن به ربنای استاد در انتظار اذان مغرب نشسته ایم و چه بسا به هنگام شنیدن این صدای روحانی اشک عشق و عاشقی از چشمانمان سرازیر شده است. برخی از ما افطار بی ربنای استاد را به رسمیت نمیشناسیم گویا بر این باوریم که ذکر این دعا به همراه شجریان به اجابت نزدیک تر است . ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا . این که من میگویم نه صرفا یک بیان احساسی است که اکثر ما این حالات را تجربه کرده ایم . چه شد که دستور صادر شد صدای شجریان و دعا و نیایش شجریان از رسانه ملی پخش نشود ؟ قطعا کلام مثنوی و دعای ربنا از خطوط قرمز رد نشده اند . هیچکس نمیتواند ادعا کند فردی زیباتر و دلنشین تر از استاد شجریان این کارها را اجرا کرده و یا میتواند اجرا کند . با وجود اینکه استاد شجریان علاقه ای به پخش آثارش از صدا و سیما نداشته و ندارد ولی به احترام مردم و به خواسته مردم اجازه داد این ادعیه و کارهای مذهبی بخصوص برای ایام ماه مبارک رمضان پخش شود پس ایشان هم ممانعتی بعمل نیاورده اند . تنها دلیلی که وجود دارد این است که شجریان به مردمش فکر میکرد و به دفاع از حقوق مردمش لب به سخن گشود . گناه بزرگ شجریان این بود که انتقاد کرد و خوب به نظر می رسد انتقاد از مسئولین نظام و یا از خط مشی نظام گناهی نابخشودنی است . تعدادی رسانه و نشریه دولتی وجود دارند که تریبون افراد و تفکرات خاص می باشند . تعدادی هم نشریه که حق انتشار هر حرفی را ندارند و بایستی کانالیزه و در چارچوب حرف بزنند و امکان نقد در آنها وجود ندارد . بقیه رسانه ها و نشریات عالم به غیر از اینها هم وابسته به دشمنند چون از ما نیستند و هم فکر ما نیستند . اگر هم پناه به فضای مجازی ببرند و حرفشان را تازه بتوانند از فیلترهای گوناگون عبور دهند توسط ارتش سایبری گرفتار می آیند . پس یک هنرمند ، یک سیاست مدار و یک اندیشمند منتقد کجا و چگونه باید حرفش را بزند ؟ استاد شجریان از فضاهایی که در اختیارش قرار گرفته به وظیفه خود عمل کرده و در پاره ای زمینه ها عملکرد مسئولان را در کمال متانت و ادب نقد نموده آیا این حق از آن یک هنرمند ارزشمند و یک استاد بی نظیر و یک اسطوره بی بدیل موسیقی کشور نیست ؟ بعد از مواضع روشن و دلسوزانه شجریان ، کیهانی اندیشان فرومایه افسار گسیخته و بی نزاکت حملات ناجوانمردانه خود را متوجه این استاد ارزشمند کشور نمودند و آنچه شایسته خودشان بود به ایشان نسبت دادند و تلاش کردند تا فضا را برای یورش بیشتر به ایشان آماده کنند اما عشق و علاقه مردم به شجریان فرصت بیشتر در اختیارشان قرار نداد تا اینکه با عجز و ناتوانی و زبونی مانند یک کودک لجباز به فکر تلافی افتادند و کودکانه ترین روش را اتخاذ کردند و آن هم ممنوع الپخش کردن صدای ایشان . شما میتوانید صدای شجریان را پخش نکنید ولی با عشق و علاقه چند نسل به این صدا چه میکنید ؟ افطار در خانه من در خانه ما بی صدای شجریان رسمیت ندارد . هنگام افطار تلویزیون خانه ما مثل سایر مواقع خاموش و دعا و نیایش استاد شجریان پخش میشود . این اتفاقی است که در اکثر خانه ها میافتد . شما از اندیشه شجریان در هراسید و از همه مهم تر از محبوبیت او بیم دارید و بدانید با این کار محبوبیت استاد صد چندان شده است . ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین
یکی از کاربران پارلماننیوز با ارسال مطلبی با محاسباتی که انجام داده نتیجه گرفته است که «برای حمل یك میلیارد دلار مورد نظر تقریبا 740 تا كیف سامسونت مورد احتیاج است.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، علیرضا نوشته است: این روزهای اخیر ماجرای یك میلیارد دلاری كه ادعا شده جناب ملك فهد، به صورت نقد به آقای خاتمی داده اند یك كمی دردسر ساز شده است.
ماشین حساب آقای ب یك خاصیتی كه دارد این است كه سریع به ویكی پدیا وصل می شود. در نتیجه به سرعت متوجه شده است كه بزرگترین اسكناس دلار موجود، صد دلاری است. ابعادش هم هست 156 میلیمتر در 66 میلیمتر.
ماشین حساب اقای ب فرض كرده است كه یك دسته صد تایی صد دلاری نو یك سانتی متر ضخامت داشته باشد. در نتیجه حجم یك دسته صدتایی اسكناس صددلاری نو یك چیزی می شود از رده 100 سانتی متر مكعب.
آقای ب یك عدد كیف سامسونت سایز استاندارد دارد كه ابعادش هست 45 در 30 در 10 سانتی متر و در نتیجه حجمش می شود 13500 سانتی متر مكعب و در نتیجه یك سامسونت پر اسكناس صددلاری یك چیزی می شود در حدود 1350000 دلار.
(و از همینجا نتیجه می گیریم وقتی كه در فیلمها می بینیم كه یك سامسونت پر دلار رد و بدل شده است، یعنی یك معامله یك میلیون دلاری در كار است.)
برای حمل یك میلیارد دلار مورد نظر تقریبا 740 تا كیف سامسونت مورد احتیاج است. با فرض اینكه هر نفر در هر دست یك كیف سامسونت پر پول نقد را حمل كند، 370 نفر برای این كار لازم است. یعنی اینكه یك ایرباس A300 پر آدم كه دست هر كدامشان دو تا سامسونت پول نقد باشد، تازه 50 نفرشان هم در هواپیما جا نمی شوند و باید صبر كنند تا پرواز بعدی. خدا نكند كه قاطی اسكناس ها 50 دلاری و 20 دلاری داده باشند كه آنوقت بوئینگ 747 و ایرباس A380 هم برای حمل حاملان پول فتنه كفایت نمی كند.
حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب، بیان نمودند: ” در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد .. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟! .. حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است” اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد! حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان، افزودند: “با وجود آغاز ماه عزیز و پر رحمت رمضان، متاسفانه روز به روز شاهد افزایش فشارها بر مردم می باشیم. مشکلات معیشتی مردم کم نبود که در امور کفن و دفن و برگزاری مراسم های عزاداری مردم نیز دخالت می کنند که بنده بارها این موضوع را بیان نموده ام ولی گویی گوشی شنوا برای جلوگیری از برخوردهای عده ای مواجب بگیر وجود ندارد. در آخرین نمونه از این دست متاسفانه شاهدیم که اجازه برگزاری مراسم ختم آقای ططری را نیز ندادند در حالی که می دانیم ایشان یک بیسجی واقعی، جبهه رفته و مسوول بسیج عشایر و مورد قبول آنان بود ولی آقایان حتی برای چنین فردی نیز احترام قائل نیستند و از برگزاری مراسمش جلو گیری میکنند. “ دبیر کل حزب اعتماد ملی با اشاره به اینکه کار به جایی رسیده که حتی در بعضی از مراسم ها از قبل به صاحبخانه تماس می گیرند که مبادا ما را دعوت کرده باشد تا از حضور ما در آن مکان جلو گیری کنند تاکید کرد: ” در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد اما اکنون در تعجبم که آقایون تازه به دوران رسیده چه می کنند و به کجا می خواهند بروند؟ در واقع با این اعمال آبروی حاکمیت را می برند. متوجه نیستند که هرکاری چارچوب خودش را دارد و اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد.”
مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟! رئیس مجالس ششم و سوم در ادامه با تاکید بر اینکه آینده پیش روی جوانان، روشن و درخشان است خاطر نشان کرد: “انقلاب اسلامی با هزینه هنگفتی که خون جوانان این سرزمین بود به پیروزی رسید. در آن زمان شاه به عنوان نخستین قدرت منطقه و ژاندرام خلیج فارس شناخته می شد اما به دلیل گرفتاری در فساد و عدم برخورداری از پایگاه مردمی، با آن همه توانایی زمین خورد و حکومتش از هم پاشید، این باید درس عبرتی برای همه باشد. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!”
قرار بر این شد که همه چیز بر مبنای آراء ملت باشد! کروبی سپس با اشاره ویژگی های جمهوری اسلامی یعنی اسلامی بودن و تکیه بر آرای مردمی افزود: ” این نظام دو وِیژگی مهم دارد. نخست اسلامی بودن آن، که قوانین باید با شرع و اسلام هماهنگی و همخوانی داشته باشد و دیگری نیز جمهوریت آن است، یعنی مسوولان نظام با تکیه بر آرای مردم انتخاب می شوند و عملکرد آنان تحت نظارت مستقیم و غیر مستقیم مردم است. در دوره های قبل از انقلاب، کشور مجلسی که بر آمده از رای مردم باشد به معنی واقعی کلمه نداشته است و به هر نحوی، پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ تمامی مجالس فرمایشی و انتصابی بوده است. ” وی تاکید کرد: ” با پیروزی شکوهمند انقلاب و رایی که مردم در سال ۵۸ به جمهوری اسلامی دادند کشور به سمت نظام مردم سالار پیش رفت و قرار بر این شد که همه چیز بر مبنای آراء ملت باشد اما نمی دانم که چرا اکنون وضعیت به این شکل در آمده است؟ متاسفانه می بینیم که امروز عده ای به صراحت می گویند که رای مردم ارزشی ندارد و این انتخاب ها همه دست و پاگیر است و نباید برگزار شود!!! این حرفها خلاف انقلاب و خواست امام و مردم است. مردم اتفاقا نه تنها به برگزاری انتخابات دهم اعتراض داشتند بلکه حرفشان این است که چرا اصول قانون اساسی اجرا نمی شود. چرا انتخابات دموکراتیک و آزاد برگزار نمی شود؟ ..” ایشان در ادامه با تاکید بر اینکه قرار نبود از اسلام استفاده ابزاری شود گفت: ” نمی دانم چرا اسلام را به اینگونه در آورده اند؟ وقتی شعارهای اسلامی اینها را می بینم تعجب می کنم! چرا که قرار ما این نبود که از اسلام استفاده ابزاری شود و به وسیله ای برای حفظ قدرت تبدیل گردد. حفظ قدرت به توانایی های فرد و همچنین خواست و اراده مردم بستگی دارد و نمی توان با زور و استفاده از دین حفظش کرد. “ کروبی خاطر نشان کرد: ” متاسفانه با انتخابات اخیر عده ای سر کار آمدند که به هیچ عنوان نظام و انقلاب و امام را قبول ندارند و مردم هم در راه پیمایی خود به اینها نه گفتند. جمعیت ۳ میلیونی مردم در ۲۵ خرداد یک شوخی نبود، البته وجود تکثر و خواستگاه ها ی متفاوت طبیعی است اما همگی معترض به عدم اجرای درست قانون اساسی و خیانت در امانت ملت (آرای مردم) بوده اند.”
جنبش مردمی ایران منحصر به یک فرد و یک رسانه و یک گروه نیست دبیر کل حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه حرکت بزرگ و اصلاحی ملت، متکثر از گروه ها و افراد مختلفی است تاکید کرد: ” جنبش مردمی ایران منحصر به یک فرد و یک رسانه و یک گروه نیست. باید توجه داشته باشید که همه مردم با گرایش ها و سلایق مختلف در این حرکت سهیم اند. لذا باید هوشیار بود و از ایجاد تفرقه جلوگیری کرد. باید با تحمل یکدیگر و احترام به سلیقه ها و گرایش های مختلف در جهت به تحقق رسیدن آرمان های این حرکت اصلاحی آغاز شده در کشور، کمک کرد.”
خواستگاه اکثریت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسیر قانون اساسی است کروبی در بخش دیگری از سخنانش در خصوص مانیفست و برنامه ادامه راه برای جنبش مردمی ایران خاطر نشان کرد: ” من نیز موافق هستم که باید برای رفتن به جلو دارای برنامه بود و این را برای جنبش لازم و ضروری می دانم اما متاسفانه در شرایط کنونی حتی نمی توانیم یکجا با خیال راحت جمع شویم و گفت و گو کنیم چرا که آنها گستاخانه مترصدند تا جلسات را بهم بزنند. این امر خود موجب شده که نتوانیم آن طور که باید به برنامه ریزی برای آینده مشغول شویم. از طرفی دیگر اکثر احزاب ما تحت فشار هستند و ما نمی خواهیم فعالین بیش از این متحمل فشار شوند. “ وی با اشاره به تعطیلی حزب اعتماد ملی گفت: ” همین حزب خودمان نیز به صورت غیر قانونی دفترش پلمپ شده و به هیج عنوان حاضر نیستند در ساختمان آن را باز کنند تا حداقل صاحبخانه که هیچ گناهی ندارد به ملکش برسد. این وضعیت برخورد با احزاب است که از مهمترین اصول قانون اساسی هستند. می بینید که چگونه به قانون بی توجهی شده است. در چنین شرایطی ارائه مانیفست بسیار مشکل است ولی چون خواستگاه اکثریت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسیر قانون اساسی است، می بایست حول این محور همه گرد هم آئیم و حرکت کنیم “
اقایان حرمت هیچ چیز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بیت امام! رییس مجالس سوم و ششم در خصوص نقش روحانیون و علما در جنبش مردمی ایران، نیز گفت: ” در طول این مدت برخی از علما صراحتا از حرکت ملت ایران بر علیه دروغ گویی و قانون شکنی اعلام حمایت کردند که متاسفانه خساراتی نیز متوجه آنها شد. مانند بیوت حضرات آیات عظام صانعی و منتظری که مورد حمله و هجوم قرار گرفت. برخی دیگر از علما نیز بی تفاوت نبوده و سکوت نکرده اند. آنها نیز حمایت های خود را در قالب نصیحت و صحبت با ارکان حکومتی دارند و اتفاقا در این جریان هیچ گله ای از علمای برجسته نیست و همگی به نحوی به یاری خواستگاه شرعی و قانونی مردم شتافتند.” ایشان افزودند: ” در همین وقایع اخیر قم مشاهده کردید که چه اتفاقی افتاد، نه تنها به خانه مراجع حمله شد که وقاحت را به آنجا رساندند که در شهر مقدس قم به نوه امام حاج حسن آقا نیز با بدترین الفاظ توهین کردند. اقایان حرمت هیچ چیز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بیت امام! تمامی این اتفاق ها نشان می دهد که نظام دچار انحراف شده است و تنها خواسته ما نیز بازگشت به مسیر اصلی نظام که همان خواستگاه قاطبه ی مردم ایران است.”
حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است مهدی کروبی همچنین در بخش دیگری از سخنانش در خصوص بعضی از اخباری که سایت های معلوم الحال مبنی بر وجود اختلاف بین سران جنبش، گفت: ” اختلافی وجود ندارد حتی برعکس، در این دوران سخت و دشوار تلاش می کنیم تا با همدلی و همراهی امور را پیش ببریم و در کنار مردم باشیم. متاسفانه این سایت ها هر روز یک خبر را به دروغ جعل و منتشر می کنند گویی حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است. “ وی در ادمه در خصوص اختلافات خود اصول گرایان افزود: ” همین کسانی که دروغ آفرینی می کنند، اکنون در میان خود دچار اختلافات شدیدی شده اند و انقدر تنگ نظری دارند که نمی توانند حتی صدای مخالفی را در میان خودشان تحمل کنند. به همین دلیل و برای سرپوش گذاشتن بر این اختلافات است که می ایند و به دیگران تهمت و افترا می زنند. ماجرای کذب و زشت یک میلیارد دلار! آقای جنتی را دیدیم که چگونه دچار اختلافات داخلی شدند و در همان طیف به دلیل این تهمت و افترا ، جنتی را سرزنش کردند. و آیا همین مسایل اخیر که از سوی مشایی و احمدی نژاد مطرح شده و صف بندی جدیدی را میان آنان ایجاد نموده است، گواه همین اختلافات و عدم انسجام نیست؟!”
قطعا” با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پایداری باشد، پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود مهدی کروبی در پایان با اشاره به نقش آفرینی جوانان در کشور، افزود: ” به شما جوانان توصیه می کنم که از شیوه این کذابان درس بگیرید و بدانید که تحت هیچ شرایطی نباید اصول و اعتقادات خود را از دست بدهید و یا فدای منافع گروهی و حزبی بکنید. اعتقادات، اصول، شخصیت و هویت شما اساس زندگیتان را تشکیل می دهد و از آنها دست برندارید.” ایشان افزودند: “حرکتهای شما باید با حفظ اعتقادات و هویتتان همراه باشد. از افراط و تفریط بپرهیزید و بدانید قطعا” با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پایداری باشد، پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود.” گفتنی است، در ابتدای این دیدار جوانان اصلاح طلب نیز نقطه نظرات خود را در خصوص جنبش مردمی ایران و برنامه ریزی بهتر برای ادامه راه و تحقق پیروزی جنبش با حجت الاسلام والمسلمین کروبی در میان گذاشتند و در پایان با ایشان عکس یادگاری گرفتند.
جمعی از زندانیان عقیدتی سیاسی زندان رجایی شهر با نگارش نامه ای به دادستانی تهران با اشاره به درخواستهای وی از زندانیان برای ابراز ندامت آورده اند: شما ما را نصیحت کردید، اجازه دهید ما نیز به شما و روسایتان انذار دهیم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ایرانی که در اسارت شما هستیم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداریم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصیحت می کنیم بیش از آنکه دیر شود به درگاه خدا توبه کنید، پست های فرمایشی و نمایشی را ترک کنید و به آغوش ملت بازگردید.
در حال حاضر تعدادی از زندانیان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال پیش در زندان رجایی شهر بسر می برند. عیسی سحرخیز، مسعود باستانی، داوودسلیمانی، رسول بداغی، مهدی محمودیان، حشمت الله طبرزدی، رضا رفیعی فروشانی و منصور اسانلو از جمله این افراد است. امکانات رفاهی این زندان در حد بسیار پایینی است و از این زندان بعنوان تبعید گاه زندانیان سیاسی استفاده می شود. اخیرا مجید توکلی نیز به این زندان منتقل شده است.
متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفت به شرح زیر است:
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً جناب آقای دادستان چندمین بار است که اعلام می کنید زندانیان سیاسی – مطبوعاتی برای آزادی یا مرخصی باید اظهار ندامت کنند! چنین عباراتی را در اکثر دیدارهای خود با زندانیان و نیز بصورت سر بسته و آشکار بیان داشته اید. اظهاراتی که غالبا جز سکوت و لبخند پاسخ دیگری نداشته است.
جناب آقای جعفری دولت آبادی هر چه اندیشیدیم کمتر فهمیدیم که چرا باید اظهار ندامت کنیم و بابت چه چیزی؟ لطفا بفرمایید از چه اظهار ندامت کنیم؟ از به خاک و خون کشیده شدن مردان و زنان بی دفاع و بی پناه حق طلب در خیابانها توسط ماموران تا بن دندان مسلح؟،از عزادارکردن مادران و پدران سالخورده یا همسران و فرزندان سهرابها، کامرانها، نداها، روح الامینی ها و صدها جوان رعنای دیگر کشور عزیزمان؟ ویا از دفن شبانه شهدای ملت ایران در گورهای بی نام و نشان در قطعه 302 بهشت زهرا؟
جناب آقای دادستان به راستی باید از چه چیز، کدام جنایت اظهار ندامت کنیم؟ از ضرب و جرح ها، هتاکی ها، فحاشی ها و تهدیدهای ناموسی ماموران نظامی و انتظامی و امنیتی نسبت به متهمان چشم و دست بسته؟، از جوانان آویخته از پا در شکنجه ها؟ و یا آنان که سرشان را در سینک توالت ها فرو می کردند تا اعتراف دروغین کنند؟ جناب آقای دولت آبادی از چه اظهار ندامت کنیم؟!!!
از دخالت ماموران اطلاعاتی و امنیتی و دادستانی در خصوصی ترین لایه های زندگی بازداشت شدگان بی پناه؟و یا از پیشنهادهای بی شرمانه ماموران نسبت به همسران و خواهرانمان؟
جناب آقای دادستان می دانید از چه ندامتی صحبت می کنید؟ از چه چیزی اظهار ندامت کنیم؟ از شکنجه های جسمی، جنسی و روانی جوانان این مرز و بوم در بازداشت گاه های قانونی و غیر قانونی و پیدا و پنهان؟،از شکنجه گاه های کهریزک و بندهای 209، 2 الف و 240 تحت امر آمران و یا عاملان شما؟و یا شاید از جنازه های منجمد سردخانه امین زاده حرف می زنید و ندامت بابت هفته ها نگهداری جنازه های شهیدان هموطن در آنجا؟
جناب مدعی العموم، از چه اظهار ندامت کنیم؟ از برگزاری سناریوهای اعتراف گیری های اجباری؟ از نوشتن متن خیمه شب بازیهای دادگاه های نمایشی و فرمایشی؟ نکند باید از تمریناتی که متهمین پیش از تشکیل دادگاه ها در حضور مقامات دادستانی و قضات و بازجوها انجام می شد تا نمایشنامه ها واقعی تر جلوه کند اظهار ندامت کنیم؟
جناب آقای دادستان به راستی می توانید پاسخ این پرسشها را دست کم به خانواده و فرزندان خود بگویید؟ اگر توانستید آنها را در برابر این جنایات و فجایع قانع کنید آنگاه از دیگران بخواهید اظهار ندامت کنند؟
جناب مدعی العموم! این میزها که پشت آن نشسته اید و این صندلیها که شما و روسایتان بر آن تکیه زده اید، به قول حضرت امیر(ع) به هیچکس وفا نکرده است، که اگر کرده بود نوبت شما نمی رسید. به تاریخ نگاه کنید، از سرنوشت "تهرانی ها"، "ازغندی ها" ، "آرش ها" و ... درس بگیرید.دقت کنید که جلادان رژیم پهلوی به چه راهی رفتند، چه عاقبتی داشتند و الان کجا هستند. جناب اقای جعفری دولت آبادی شما ما را نصیحت کردید، اجازه دهید ما نیز به شما و روسایتان انذار دهیم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ایرانی که در اسارت شما هستیم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداریم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصیحت می کنیم بیش از آنکه دیر شود به درگاه خدا توبه کنید، پست های فرمایشی و نمایشی را ترک کنید و به آغوش ملت بازگردید. بدانید که هنوز دیر نشده است و فرصت باقی است. اطمینان داشته باشید ملت ایران چون گذشته فرزندان نادم خود را با آغوش باز خواهند پذیرفت.
و السلام علی من اتبع الهدی جمعی از اسرای عقیدتی و سیاسی در بند زندان رجایی شهر
ندای سبز آزادی: تاج زاده هم رفت. با کلی سلام و صلوات. درست مثل امین زاده و صفایی فراهانی. لابد نوبت به بقیه هم می رسد. آنها هم می روند. آنها که بند و زنجیر را به ذلت و تحقیر ترجیح می دهند و حقیقت را پیش پای مصلحت سلاخی نمی کنند. آنها هم می روند. به زندانی که دیگر این روزها زندان نیست. اسارتخانه زندانبانانی است که اسیر مکافات جنایات خود شده اند و اسارتشان به وسعت همه تاریخ است. زندانبانانی که از زندانی خویش می ترسند. ترسی که تمام تاریخشان را به بند سیاه کوردلی و ناشنوایی کشانده است.
کودتاگران کلافه
زندان این روزها در سرزمین من کلاف سردرگم کودتاگران کلافه ای است که نه بارشان بار می شود و نه بختشان یار. سرزمین من این روزها زندان بی دیوار کودتاچیان وامانده ایست که تا خرخره در نابخردی چماقداران قداره بندی فرو رفته اند که منطقشان داغ و درفش است و عدالتشان غل و زنجیر.
و حالا بیشتر از یکسال است که سرکوب و بازداشت و زندانی کردن فعالین سیاسی و روزنامه نگاران که ظاهراً با هدف اعمال محدودیت و به قصد کنترل اوضاع بحرانی کشورصورت گرفته است نه تنها کودتاگران را به نتیجه دلخواهشان نرسانده بلکه حالا زندانیان سیاسی و خانواده های آنان خود مولد مبارزه و مقاومتی شده اند که کودتاچیان را عملاً اسیر زندانیان کرده است. این روزها زندانها عملاً به کارزاری تحسین برانگیز برای مبارزه و مقاومت علیه سرکوب دهشتناک باند امنیتی - نظامی تبدیل شده است.
نمونه آخر این حکایت؛ آخرین نامه سرگشاده محمد نوری زاد است که خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته شده است و بار دیگر بر بی درایتی خامنه ای در ماجرای کودتای انتخاباتی خرداد ماه سال گذشته صحه گذاشته است. پیش از این نامه نیز نامه ای دیگر از سوی هفت چهره سیاسی به زندان رفته ای منشر شد که نه تنها دولت دهم را دولتی بر آمده از کودتای نظامیان می خواند بلکه نویسندگان آن با استناد به سخنان سردار مشفق نامی از رئیس قوه قضائیه اجرای عدالت و رسیدگی به ظلم نظامیان کودتاچی را خواستار شده اند.
و این همه ماجرا نیست. پیش از این نامه هم 17 زندانی با اعتصاب غذای خود عملاً زندان بانان را به چالشی جدی کشاندند. چالشی که سرانجامش به تامین خواسته های زندانیان انجامید.
احمد زید آبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که تنها ساعاتی پس از اعلام نتایج انتخابات دستگیر شده بود هم از جمله کسانی بود که با اعتصاب غذای خود زندان بانانش را به وحشت واداشته بود. مجید توکلی هم از جمله کسانی است که با اعتصاب غذای خود در خرداد ماه امسال عملاً زندان بانانش را در مقابل عمل انجام شده قرار داد و زندانبانانش را وادار به عقب نشینی کرد.
جعفر پناهی کارگردان معروف ایرانی که مدتی در زندان اوین در بازداشت به سر می برد از دیگر زندانیانی است که در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده بود. پناهی در نامه ای که از پشت تلفن برای خانواده اش خواند بود گفته بود که تا مرگ به " نخوردن ونیاشامیدن " ادامه خواهد داد.
شلاق را به خاطر بسپار
مرور موارد فوق نشان می دهد که در حال حاضر حقیقت حاکمیت در زندانهایش متجلی می شود. اگر جز این بود، بازجوها در خارج از زندان برای زندانیان مجلس وعظ می گذاشتند و زندانی را همانجا هدایت می کردند. امری که اتفاق نمی افتد. چون برادران بازجو که در میانشان سردبیر و نویسنده و خطیب نیز هست می دانند که سخن آنان هرگز در خارج از زندان بر دل هیچ کس نمینشیند.
به قول محمدرضا نیکفر محقق و فیلسوف در زندان " شلاق واقعیترین پدیده در جهان است و هیچ حرفی به شفافیت و صراحت تهدیدهای بازجوها نیست. .. " با این همه وقتی شلاق و داغ و درفش دیگر زندانی را به رعب و وحشت نیاندازد، عملاً کار بازجو و زندانبان تمام است و زندان با تمام وحشتی که تا پیش از آن برای زندانی ترسیم می کرد دیگر کارکرد خودش را از دست داده است. امری که این روزها زیاد اتفاق می افتد و عملاً زندانبانان را به زندانیان شجاعت و شهامت زندانیانشان تبدیل کرده است.
ماجرا وقتی برای کودتاگران دشوارتر می شود که علاوه بر فرو ریختن هیمنه زندانبانان در داخل زندان، در خارج از محیط زندان هم قداره بندان را به واکنشی منفعلانه و مغلوب واداشته است. در بیرون از زندان زندانیان نه تنها مقهور و منفور جامعه نیستند بلکه اینک به قهرمانانی تبدیل شده اند که جوانان و نخبگان از آنها الگو و سرمشق می گیرند. ضمن آنکه کودتاگران با معضلی به نام شجاعت و شهامت بستگان و خویشان زندانیان روبرو می شوند. نمونه اش نامه همسران زندانی است که پرده از ماهیت حقیقی سرکوبگران بر می دارد. مثلاً همسر تاج زاده در نامه اش به رئیس قوه قضائیه نه تنها لابه و گلایه از زندانی شدن همسرش نمی کند بلکه همسرش را " یکی از قهرمانان ملی دوره معاصر ایران، ... فرزند امام و انقلاب و وارسته و منزه از همه زخارف دنیا و هواهایی که موجب لغزش بندگان، حتی بندگان مخلص خدا شده و می شود " معرفی می نماید. واقعیت این است که هر چه روحیه مقاومت و مبارزه در زندانها بالاتر رود و هر چه مناسبات داخل زندان رنگ و بوی سیاسی به خود گیرد، موازنه به نفع زندانیان سیاسی و به ضرر زندانبانان تغییر می کند. امری که مدتهاست در زندانهای ایران در حال رخ دادن است.
مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران از ایجاد شبکه موبایل اضطراری در کشور برای استفاده در مواقع بحران و حوادث غیرمترقبه خبر داد و گفت: شبکه ارتباطی کشور در مواقع بحران از جمله بروز بلایای طبیعی آماده خدمت رسانی به گروههای امداد و نجات خواهد بود. به گزارش مهر، داوود زارعیان با اشاره به آمادگی شبکه مخابراتی و ارتباطی کشور در مواقع بحرانی اظهار داشت: معمولا در هر کشوری پدافند غیرعامل و ستاد مدیریت بحران حوادث غیرمترقبه پیش بینی های لازم را در بخش های مختلف برای امداد و نجات در زمان بحران دارند که یکی از این بخش ها را بخش ارتباطاتی هر کشوری تشکیل می دهد. وی با بیان اینکه شرکت مخابرات ایران موظف است که برای گروههای امدادرسان امکانات ارتباطی را در مواقع بحران فراهم کند اضافه کرد: در گذشته سیستم های بی سیم و تلفن ثابت اضطراری برای این منظور کاربرد داشت اما هم اکنون با توجه به توسعه تلفن همراه، ضمن روش های قبلی از موبایل نیز برای این ارتباط رسانی کمک گرفته شده است. زارعیان خاطرنشان کرد: شبکه مخابرات اضطراری در تمام استانهای کشور به طور جداگانه طراحی شده و در مواقع بحرانی مورد بهره برداری قرارمی گیرد. تاکنون نیز در چند مورد بلایای طبیعی همچون سیل و زلزله در استانهای مختلف کشور، این شبکه پشتیبان به کار گرفته شده است. وی امنیت شبکه های ارتباطی اضطراری را بسیار بالا توصیف کرد و افزود: پشتیبانی از شبکه اینترنت نیز جزء شبکه های اضطراری مخابراتی محسوب می شود و ظرفیت این شبکه ها با توجه به شرایط متغیر خواهد بود.
چه کسی گمان میکرد مجید نامجو، که با رای قاطع نمایندگان راهی وزارتخانه نیرو شد، پس از گذشت کمتر از یک سال آماج تندترین انتقادات نمایندگان قرار بگیرد و از سوی آنان به بیکفایتی و بیاطلاعی متهم شود؟ به گزارش فرارو؛ نامجو، مدیر عامل شرکت مهندسی آب و فاصلاب کشور در دوران وزارت فتاح بود. با معرفی کابینه دهم، محمد علیآبادی که در دولت نهم به عنوان «پدر ورزش ایران» ملقب شده بود، برای وزارت نیرو کاندیدا شد که عدم کسب رای اعتماد از مجلس منجر شد که وی نتواند پدری نیروی ایران را هم از آن خود کند. پس از این اتفاق؛ نامجو به عنوان سرپرست وزارتخانه منصوب میشود، تا دو ماه بعد، پس از گمانهزنی پیرامون گزینههای مختلف؛ هم او به عنوان وزیر پیشنهادی نیرو معرفی گردد. مجید نامجو در روز رای اعتماد مشکل چندانی نداشت چرا که از ۲۶۵ نماینده حاضر، ۲۱۰ تن موافق و تنها ۳۶ نفر مخالف او بودند. نامجو موفقیت خود را مرهون کارنامه عملکردش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور بود. به نوشته یکی از سایتهای خبری، مجید نامجو در زمانی مدیرعاملی آب و فاضلاب کشور را عهده دار شد که کشور بخاطر رویارویی با خشکسالی کم نظیر در چهار دهه اخیر، در آستانه روزهای پرتنش به دلیل کمبود آب و ارایه خدمات آن بود. با این وجود عبور کشور از این بحران با کمترین مساله نگاهها را به سوی مدیریت کلان صنعت آب و فاضلاب کشور جلب نمود. وی با ساماندهی کمیته های متعدد استانی و ستادهای کشوری و پیگیری و برنامه ریزی دقیق برای مواجهه با شرایط دشوار آبی، موفق شد صنعت آب و فاضلاب را به سلامت از بحرانی ترین روزهای خود عبور دهد. صنعت برق و معضلاتش یکی از مهمترین معضلات وزارت نیرو، بدهیهای فراوان صنعت برق است. بدهیهایی که میراث گذشتگان برای نامجوست و رسیدن مبلغ آن بدهیها از هزار میلیارد تومان به ۶ هزار میلیارد تومان، در شرایطی که توانیر توان بازپرداخت آنها را ندارد؛ برای نامجو تبدیل به یک دردسر شده است. به اینها باید افزود فرسودگی شبکه برقرسانی کشور را و اضافه کرد که بنا به پیشبینی کارشناسان سالهای ۸۹ تا ۹۳ سالهای اوج مصرف برق خواهد بود. نامجو برای مدیریت مشکلات برق سر در گم است. پس از آن که وی طی مصاحبهای تقصیر خاموشیها را به گردن مصوبات مجلس انداخت با واکنش تند سیدعماد حسینی، سخنگوی کمیسیون انرژی روبرو شد: «وزارت نیرو بحرانی ترین شرایط خود در بعد از انقلاب را سپری میکند». حسینی که علاوه بر یادآوری مشکلات صنعت برق، مشکل کمبود آب آشامیدنی را نیز به رخ آقای وزیر کشیده بود، در پاسخ به وزیر نیرو گفت: «اینگونه اظهارنظرها نشان میدهد که وزیر تسلطی به قوانین ندارد چرا که اگر ایشان دقت میکرد متوجه میشد که بدهی پیمانکاران صنعت برق مربوط به قبل از سال ۸۷ است و هیچ ارتباطی با قانون بودجه سال ۸۹ ندارد». زیر تیغ خصوصیسازی همه این انتقادات در حالی است که وزیر نیرو مثل تمامی بخشهای دیگر دولت تحت فشار برای خصوصیسازی است. به ویژه صنعت آب و برق زیر این فشارها قرار دارند. عماد حسینی سال گذشته در این خصوص گفته بود: «متاسفانه تاکنون صنعت برق در حوزه اصل ۴۴ توفیق چندانی نداشته است». چندی پیش نیز یحیی آل اسحاق، رئیس اتاق بازرگانی تهران در صبحانه کاری اتاق با وزیر نیرو از کندی اجرای اصل ۴۴ در حوزه صنعت آب و برق انتقاد کرده و گفته بود: «اساسا پایه گذاری برنامه ریزی در این دو صنعت بر مبنای نظام دولتی است. به بیان ساده تر، سیاستگذاری ها، نوع برنامه ریزی ها و نوع برخورد با این دو مقوله دولتی محور است». مسئله آب آبرسانی از استانهای پرآب به استانهای خشک یکی دیگر از مسائلی است که همواره وزرای نیرو را به چالش میکشیده است. اگرچه مدتهاست چهارمحالیها از خیر زایندهرود گذشته اند و آن را یکجا تقدیم اصفهانیها و یزدیها کرده اند؛ امّا برنامههایی که دولت برای انتقال آب کارون از خوزستان و چهارمحال به فلات مرکزی دارد، صدای نمایندگان خوزستانی مجلس را بلند کرده است. شاید دلیل نارضایتی مضاعف نمایندگان خوزستان این باشد که مردم این استان هنوز برای آب آشامیدنی خود با مشکل مواجه هستند. عبدالله کعبی در ابتدای مردادماه طی تذکری شدیداللحن به وزیر نیرو گفت: «دولتی که مدعی مهرورزی وحمایت از حقوق مردم است چگونه به خود اجازه میدهد تشنگی مردم خوزستان را فراموش کند ودر ظلمی آشکار به مردم خوزستان به دنبال انتقال آب از رود خانه کارون به فلات مرکزی باشد؟» وی اظهار داشته بود که هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که برای سبز کردن نقطه ای خشک از کشور با صرف میلیاردها تومان پول از بیت المال جایی دیگر را خشک کرد. نارضایتی عمومی در مجلس مجید نامجو در حالی به یک سالگی وزارت خود نزدیک میشود که در کمیسیون انرژی مخالفانی جدی دارد. عماد حسینی در همان مصاحبه جنجالی خود خاطرنشان ساخته بود وزیر نیرو برای حل مشکلات این وزارتخانه هیچ تعامل مثبتی را با کمیسیون انرژی مجلس ندارد. وی به وزیر نیرو هشدار داده بود که در صورت تداوم این روند، مجلس مجبور به استفاده از «ابزارهای نظارتی» خود خواهد بود. موید حسینی صدر درباره دلیل نارضایتی خود به خبر میگوید: «اکثر پروژه های نیروگاهی و طرح های آبی کشور با تاخیرهای گسترده ای مواجهند و هر بار وزیر نیرو توجیه این تاخیرهارا در کمبود منابع مالی میداند در حالیکه مجلس حاضر شد در قالب یک متمم بودجه این مشکلات را مرتفع کند». همچنین عبدالله کعبی نیز معترض عدم اجرای طرح آبرسانی غدیر در خوزستان بوده و نامجو را وزیری ضعیف خواند که بیتدبیریهای او موجب اعتراض شدید مردم خوزستان شده است. نامجو، روزهای خوبی را پشت سر نمیگذارد. دست کم این که نمایندگان کمیسیون تخصصی او در مجلس از عملکردش رضایت ندارند. آیا کار او به استیضاح میانجامد؟
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، طی تذکری آئین نامهای، از نحوه قرائت گزارش آن کمیسیون در خصوص اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در صحن مجلس انتقاد کرد. گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در مورد عملکرد سازمان مالیاتی کشور، درخصوص اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، درجلسه علنی امروز سه شنبه ٢۶ امرداد ماه مجلس قرائت شد و طی آن آمده بود :بین تمامی صاحب نظران و ارگانهای نظارتی ـ اجرایی اتفاق نظر وجود دارد که قانون مالیات بر ارزش افزوده ظرفیتهای مناسب تری را نسبت به قانون موسوم به تجمیع عوارض دارد و افزایش درآمدهای مالیاتی بعد از اجرای این قانون قرینه تاییدی مهم بر این ادعا می باشد. اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، از جنجال برانگیز ترین عملکردهای دولت بوده، بطوریکه در پاییز دو سال پیش، سبب اعتصاب بازارهای تهران و شهرهای مختلف کشور شد و امسال نیز تصمیم سازمان امور مالیاتی کشور در مورد اجرای این قانون، اعتصابات گسترده ای را در تهران، مشهد، تبریز و اصفهان در برداشت. به گزارش فارس، الیاس نادران پس از ارائه گزارش کمیسیون اقتصادی درباره بررسی عملکرد سازمان امور مالیاتی کشور در مورد اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در صحن علنی مجلس در تذکری آئین نامهای از نحوه قرائت این گزارش انتقاد کرد. این نماینده با بیان اینکه در ارائه گزارش مذکور به تبصره ۳ آئین نامه داخلی مجلس استناد نشده، اظهار داشت: چنانچه این گزارش ناظر بر تبصره ۳ آئین نامه باشد، باید در موارد حساس یا سوء مدیریت ارائه و ترتیبی اتخاذ شود که ۶ نفر از نمایندگان هم در مورد آن اظهار نظر کنند. نادران خاطر نشان کرد: آنچه که در گزارش کمیسیون اقتصادی قرائت شد، عمدتا از منظر اجرایی و از منظر مجلس به آن پرداخته نشده بود و لذا این گزارش در چارچوب آئین نامه نیست. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز، در پاسخ به تذکر نماینده اقتصاددان تهران گفت: گزارش کمیسیون اقتصادی با استناد به بند ۶ آئین نامه داخلی مجلس ارائه شد. وی خاطرنشان کرد :”کمیسیون از ۳ طریق میتواند گزارش خود را ارائه دهد؛ یکی از این راهها استناد به بند ۶ است که گزارش کمیسیون اقتصادی با استناد به همین بند بود.” لاریجانی همچنین متذکر گردید: راههای دیگر عبارت است از استفاده از تبصره ۳ آئین نامه داخلی مجلس که مورد تذکر شما بود که بر اساس آن آمده است “در زمان ارائه گزارش ۶ نفر از نمایندگان میتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند “. رئیس مجلس در خاتمه یادآور شد: ماده ۳۲ نیز روش دیگری است که میگوید “اگر گزارش در کمیسیون تنظیم شود، مسیر قانونی را طی میکند و اگر نقصی وجود داشته باشد، میتواند از ماده ۲۳۳ استفاده کند “. چندی پیش، معاون سازمان امور مالیاتی کشور تعداد اظهارنامههای مالیاتی تسلیم شده در سال جاری را ۴ میلیون و ۲۵۴ هزار و ۶۸۴ فقره با رشد ۳۰ درصدی نسبت به سال گذشته اعلام کرده و گفته بود: جریمه ۴۰ درصدی در انتظار مودیانی است که اظهارنامه مالیاتی ارائه نکردهاند.
صبح امروز عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز، حجتالاسلام و المسلمین حاج سید تقی موسوی درچهای دارفانی را وداع گفت. به گزارش «پارلماننیوز»، به همین مناسبت بیت شریف آن مرحوم اطلاعیهای بدین شرح است صادر کرد: انا لله و انا الیه راجعون به اطلاع دوستداران حضرت امام (س) و رهبری می رساند روحانی مبارز و مجاهد خستگی ناپذیر، یار دیرین حضرت امام خمینی (س) و رهبری حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید تقی موسوی درچه ای به ملکوت اعلی پیوست. زمان تشییع: صبح روز پنج شنبه ۱۳۸۹/۵/۲۸ ساعت ۱۰ صبح مکان: شهر ری – میدان حضرت عبدالعظیم
تقدیم به”جوادی فر،قهرمانی،کامرانی”شهدای ۱۸ تیر ۸۸ و به”روح الامینی” که آسیب دیدگی یک گربه را تاب نیاورد و آن را برای مداوا به دانشکده دامپزشکی رساند،اما خود بر اثر شکنجه و شرایط طاقت فرسای کهریزک و عدم رسیدگی به شهادت رسید. کشتی «حِلفالفُضول»(۱) اول.محاصره شکنی مثل خیابان های “جنبش سبز” بود عرشه کشتی «مرمره آبی»! روزنامه نگار یونانی چپ گرا،رمان نویس سوئدی، برنده ایرلندی جایزه صلح نوبل، کشیش واتیکان، هفت نماینده پارلمان اتحادیه اروپا، مومنان نماز شب خوان، مسیحی ها،یهودی ها، آتهایست ها، کمونیست ها و خلاصه نمایندگانی از جامعه مدنی ۳۲ کشور چگونه توانستند کنار هم قرار بگیرند و بر اساس نقشه راه واحدی راهی غزه شوند؟ آن کشتی الگویی از یک جامعه باز جهانی را به نمایش گذاشت که جز در آب های آزاد جهان و در دریای بی کران حق جویی انسانی نمی توانست بادبان های معنوی و آزادیخواهانه اش را بگستراند. “مرمره آبی” که در مسیر کمک رسانی انسانی به مردم غزه توسط ارتش اسرائیل مورد تهاجم قرار گرفت، نشان می دهد که در دنیای امروز هم نشینی همه نمایندگان مدافع حقوق بشر تنها یک رویا یا بحث تئوریک نیست. بلکه ایدهای کاملاً اجرایی و تحقق یافتنی است. به علاوه همین کشتی حقوق بشری است که می تواند دیوار نژاد پرستی و تبعیض صهیونیستی را فرو ریزد و محبوسین بزرگترین زندان هوای باز یعنی مردم غزه را آزاد کند. اگر می بینیم کشتی کمک های انسانی به غزه در همان زمان اسارت در چنگال راهزنان دریایی اسرائیل توانست حفره ای هر چند کوچک ،اما عمق یابنده بر دیوار آن محاصره غیر انسانی ایجاد و در امتداد جلب همبستگی جامعه مدنی جهانی برای اولین بار دولت آمریکا را نیز به صدور بیانیه علیه محاصره غزه وادار کند، علت را باید در گفتمان انسانی، متحد کننده و بسیج گر ساکنان آن جست که وجدان جامعه جهانی را به حرکت درآورد. این کشتی پیش از آنکه به تسخیر راهزنان صهیونیست درآید، بر لنگر حق جویی و آزادیخواهی جهانیان تکیه زده و نقشه راه انسانی جدیدی برای مقابله با ظلم و ستم ترسیم کرده بود. کشتی حاملِ دموکرات – مسلمانان ترک، مسیحیان، یهودیان، کمونیست ها، سکولارها و… کشتی همبستگی بشریت امروز است علیه هرگونه سرکوب ونقض حقوق انسانها و همه ما می توانیم و باید به ساکنان آن کشتی بپیوندیم. این همان کشتی نجات عصر ماست که می تواند همزیستی مسالمت آمیز مردمان را ممکن و نامتجانس ترین و متفاوت ترین گروه های انسانی را علیه خشونت، ستم ، جنگ و تروریسم بسیج کند. کشتی انسانیت و رهایی «مرمره آبی» کشتی انکار هولوکاست وتبرئه نازی ها از جنایت یهودی سوزی نبود. بر عکس، هدی اپشتین (Hedy Epstein) پیرزن ۸۵ ساله یهودی از نسل بازماندگان و نجاتیافتگان فاجعه «هولوکاست» آن قدر زنده ماند که سوار “کشتی آزادی “شود و بر این حقیقت گواهی دهد که دموکرات- مسلمان های ترک خالق کشتی، اثبات مظلومیت فلسطینی ها را به انکار یهودی کشی هیتلر گره نمی زنند و از موضع بعثی -صدامی با اسرائیل به ستیز نمی پردازند. (۲) مسافران «مرمره آبی» با حرکت انسانی خود مفهوم «کشتی» را چنان بسط دادند که به هیچ وجه تداعیگر مفهوم بسته و سابق آن نیست. این کشتی گسترهای چنان باز و بیکران به نمایش گذاشت که از افریقا تا اروپا و از مالزی تا آمریکا ،کران تا کران انسانیت را فرا گرفت؛ عرشه ای چنان زیبا که به قول نویسنده مسلمانی از کشور همسایه،«در آن کشتی هم قرآن و نهج البلاغه قرائت شد و هم انجیل خوانده شد.» ترویج ادبیات «حسینی» از سوی مصیبتزدگان و تشبیه «شهدا» و بازماندگان شهدا به یاران اباعبدالله(ع) و به زینب کبری (س)نیز جلوه ای زیبا به صحنه مقاومت مدنی کشتی نشینان بخشید(۳). کشتی کلمه سواء یک نویسنده ضد امپریالیست ترکیه(البته از نوع کیهانی آن) در مقاله ای با اشاره به پیشینه “ادوارد پک” ( Peck Edward) در معاونت TTF( Terrorism Task Force) در زمان «رونالد ریگان» می پرسد: «یک آمریکایی هدایت گر عملیات ویژه در خاورمیانه، در کشتی چه کار داشت؟ اگر کاری داشت آیا نمی توان گفت که سیاحت کشتی در واقع عملیات CIA بوده است؟»نویسنده توطئه بین نتیجه میگیرد که «امنیت کشتی مرمره آبی اصلا هم معصومانه نبوده است… عملیات ضد ترکیه به نحو پی در پی انجام می شود».(۴) چنین تحلیلهای بدبینانه و توطئه محور که معمولا در شرایط استقرار دیکتاتوری با اقبال عمومی مواجه میشود، در یک کشور نسبتاً دموکراتیک که حقوق بشر در آن رعایت و تحلیل های متفاوت و بلکه متضاد درباره یک واقعه ارائه می شود، معمولاً به عنوان تحلیل های غیرمستند در حاشیه قرار می گیرند، درهر حال مناظر انسانی و الهی آن کشتی چنان زیبا ونتایج ضد صهیونیستی آن چنان آشکار بود که جایی برای تیرگی ها وتوطئهبینی ها باقی نمی گذاشت. «رمضان کایان» از دانشگاهیان و فعالان جامعه مدنی ترک تابلویی زیبا از وحدت ادیان در کشتی جامعه مدنی به نمایش می گذارد: «در طول سفر نمازها را به جماعت برگزار می کردیم. در یک لحظه چشممان به نماینده واتیکان افتاد که به همراه ما به نماز برخاسته بود! تعجب کردیم. اما او بی آنکه به روی خود بیاورد تا انتها در صف جماعت همراه ما بود و بر اساس اعتقاد خود دعا می کرد. وقتی در پایان نماز انگیزه اش را سوال کردم، آیه ۸۲ از سوره مائده (لتجدن اشد الناس عدواً للذین آمنوا…)(۵)را یادآور شد. با خود گفتم این کشیش درس خود را چه خوب تمرین کرده است! » اگر من جای آن استاد مسلمان و آن کشیش واتیکان بودم پیشنهاد می کردم به جای آیه مذکور، آیه ۶۴ از سوره آل عمران به شعار کشتی تبدیل شود که طبق تفسیر استاد مطهری رافع تبعیضهای حقوقی است و مستلزم انواع گوناگون آزادی های دموکراتیک و حقوق بشری؛ «شک ندارد آن چیزی که دل ها را به هم پیوند می دهد، عقیده و ایمان است. رسول خدا بزرگ ترین عامل وحدت را که وحدت در عقیده بود ایجاد کرد و مردم را در زیر پرچم لااله الا الله آورد. اما تنها به ایمان و عقیده اکتفا نکرد. به موانع و اضداد وحدت هم توجه کرد. آن موانع و مشکلات را از میان برداشت ، موجبات دوری دلها و موجبات کینه ها و حسادت ها و انتقام جویی ها یعنی تبعیضات حقوقی را از بین برد… اگر گفت: تعالوا الی کلمه سواءِ بیننا و بینکم الا نعبد ُ الا الله و لا نشرک به شیئا، بیایید به سوی یک عقیده و ایمان که برای همه به یک نسبت خوب است، برای همه حقیقت است، برای همه خیر است، اگر این را گفت وتوحید را پیشنهاد کرد، پشت سرش هم گفت: و لا یتخذ بعضنا بعضاً اربابا من دون الله، مساوات و برابری را هم پیشنهاد کرد».(۶)این همان آیه ای است که آن شهید عزیز تعابیر نغزی همچون «سوسیالیسم عرفانی» و «سوسیالیسم واقعی» را از دل آن بیرون می کشید و «واقعی» بودن سوسیالیسم را در عصر حاکمیت گفتمان مارکسیسم ضد آزادی روسی و چینی ، در عدم امحای آزادی های دموکراتیک به بهانه عدالت می دانست؛«و لا یتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله. این قسمت دوم رابطه اجتماعی افراد نسبت به یکدیگر است که کسی دیگری را برده و بنده خودش قرار ندهد و خودش را رب او حساب نکند… بنابراین آن «ما» بودن واقعی نه تنها با عرضه داشتن یک ایده معنوی محقق می شود و نه بدون عرضه داشتن یک ایده معنوی واقعی برای انسان ها با سلب کردن مالکیت پیدا می شود… به همین دلیل در جاهایی که خواسته اند با سلب مالکیت این مائیت را به وجود بیاورند … ارزش های دیگر انسان که برای او از مال و ثروت اگر بالاتر نباشد ،پایین تر نیست به کلی پایمال شد، مانند آزادی. برای انسانی که ذرهای از حد حیوانیت بالاتر آمده باشد آزادی، آزادی فکر، آزادی قلم، آزادی بیان، آزادی اجتماعی،حق اینکه سرنوشتش دست خودش باشد… ارزش فوقالعاده ای دارد».(۷) کشتی جامعه مدنی کشتی «مرمره آبی» را که به اعتبار حضور نمایندگان جامعه مدنی ۳۲ کشور در آن می توان «کشتی جامعه مدنی جهانی» خواند، مجاهد- دموکرات های ترکیه آن را کشتی «پیمان حلف الفضول معاصر» نامیدند.«عمر گل اوغلو» روحانی اهل سنت ترک که در مراسم خاکسپاری شهدای کشتی شرکت کرده بود، می گفت: «اگر پیامبر (ص) در این عصر می زیست باور دارم که او نیز سوار بر عرشه همین کشتی می شد.» پیمان «حلف الفضول» نزدیک به دو دهه است که به مرجع اسلامی برخی از سازمان های مدنی ترکیه تبدیل شده است. مهم ترین سازمان های حقوق بشری آن دیار که مبتکر اعزام کمک های انسانی به کشورهای مسلمان و غیر مسلمان جهان بوده اند، جلوه ای دموکراتیک و مدنی به آن “پیمان پیشا اسلامی و فطری” بخشیدهاند. حقوق بشری های دموکرات – مسلمان ترکیه که پیشتاز اعتصاب و فراخوان های ضد شکنجه دردفاع از زندانیان سیاسی کمونیست وکرد و ترک بودند، اکنون بر مبنای همان معیار و استاندارد واحد انسانی به کمک محاصره شدگان مظلوم غزه می روند.(۸) بر عکس کشور ما، که در آن مقامات نظامی که روزگاری نه چندان دور به حمایت از مظلومان بوسنی افتخار می کردند، ناگهان در لحظه دادگاهی کردن “متهمان فعالیت های انتخاباتی منتقد یکه سالاری” چهره دیگری از خود به نمایش گذاشتند و در سوگ سقوط” میلوسویچ” قصاب مسلمانان بالکان نشستند و سرنگون کنندگان او را «خیلی شبیه» سبزهای ایران خواندند. سازمان حقوق بشری «.I.H.H» در ترکیه در آغاز دهه ۹۰ در گرماگرم نبرد بوسنی و به منظور کمک به مسلمانان آن دیار تأسیس شد. چنین سازمانی به دلیل رویش در بستر یک رقابت و مسابقه دموکراتیک با سایر سازمان های مدنی ترکیه، در مسیر بالندگی خود مبتکر اعزام کشتی کمک های انسانی به غزه شد و خدا باوران و خداناباوران را از ۳۲ کشور حول ایده واحد انسانی متحد کرد.(۹) کشتی نافرمانی مدنی گلوبال کشتی«مرمره آبی» به لحاظ روش ویژه کمک رسانی به مردم غزه «کشتی نافرمانی مدنی گلوبال» نیز نامگذاری شد که حکایتی است از راهگشایی آن حرکت انسانی برای یک «انتفاضه جهانی» علیه اشغالگری و جنایت و دیوارکشی ضد انسانی به دور انسانها. بادبان های معنوی این کشتی، نسیم تازه ای از امید به دموکراسی و آزادی در جهان عرب و خاورمیانه را به ارمغان آورده است. «خالد الدخیل» سعودی در این باره می نویسد: «در افزایش محبوبیت حکومت ترک در خیابان های عرب تردیدی نیست. این امر با در نظر گرفتن ناتوانی حکومت های عرب طبیعی است.» ناتوانی کشورهای عربی اما از «غیر دموکراتیک» بودن ساختار سیاسی آن کشورها سرچشمه می گیرد. تضعیف همین عنصر انسانی در توان ملی، ضعف موقعیت منطقه ای کشورما را نه تنها در عرصه مناسبات بین الملل،بلکه در مقایسه با محبوبیت روزافزون ترکیه آشکار میکند. اگر نتایج نظرسنجی اخیر موسسه “پیو” (Pew) درباره تنزل نگران کننده تصویر کنونی جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان با نتایج نظرسنجی موسسه TESEV(10)درباره محبوبیت ۷۵ درصدی “اردوغان” در جهان عرب (که هر دو پیش از واقعه کشتی «مرمره آبی» صورت گرفت) مقایسه شود ، به میزان تضعیف رو به افزایش قدرت نرم ایران در سالهای عبور از اصلاحات از یک سو وجایگاه برتر ترکیه در منطقه در کنارمحبوبیت روز افزون رهبران مسلمان آن کشور از سوی دیگر پی خواهیم برد(۱۱). کشتی ظلم ستیز دموکراتیک حرکت انسانی، مدنی و مؤثر «کشتی مرمره آبی» فقط عدم توازن میان موقعیت دولت های ایران و ترکیه را بیشتر نکرده است بلکه به تعبیر روزنامه فرانسوی «لیبراسیون» مبدا یک چرخش گفتمانی از «اسرائیل ستیزی غیر دموکراتیک» به «مقاومت دموکراتیک» و در عین حال “موفق” در مقابل زورگویی و تجاوزگری دولت اسرائیل شده است؛«این تهاجم [تهاجم سیاسی و تبلیغاتی ترکیه و اردوغان] کل منظره خاورمیانه را تغییر داد. از این به بعد قلب اعراب برای ترکیهای می تپد که عضو ناتو است، شکوفایی اقتصادی بزرگی را تجربه می کند و نامزد عضویت در اتحادیه اروپا است». «برنارد گتا» نویسنده این مقاله میافزاید: «ورود ترکیه به خاورمیانه در عین حال ورود دموکراسی نیز هست. به جای صدای دیکتاتوری ایران که امحای اسرائیل را تعقیب می کند، صدای حقوق و صدای سیاست عدم خشونت طنین افکنده است»(۱۲). کشتی آزادی نشان داد حقوق بشر و دموکراسی همان پرچمی است که افراطیون حاکم بر اسرائیل از افتادن آن به دست مسلمانان منطقه به شدت وحشت دارند . زیرا هیچ چیز به اندازه توسل به دموکراسی و حقوق بشر نمی تواند مانع جنایات آنان شود . ستون نگار «لیبراسیون» نیز با در نظر گرفتن همین نقطه ضعف بنیادی در حکومت اسرائیل می نویسد، محافل روشنفکری جهان عرب “نیروی عدم خشونت” را احساس و سودآوری “مهارت سیاسی” را در عمل مشاهده کردند؛«آن جا که تروریسم اسلامی دنیای مسلمانان راتجزیه کرده، چهره ای دافعهآور به اسلام داده و به اتحاد آمریکا و روسیه و اروپا بر علیه ترسی مشترک راه برده است، ترکیه چهره دیگری از اسلام عرضه کرده است؛ چهره قدرتی مصمم اما صلحطلب. در حالی که کشورهای عربی هرگز قادر به دفاع از حقوق فلسطینی ها نبودند، ترکیه این کار را انجام داد. هم «نتان یاهو» را به موضع دفاعی راند و هم دنیا را به حمایت از پایان دادن به محاصره غزه رهنمون گردید.»(۱۳) “برنارد گتا” نقش صهیونیزم ستیزی ناشیانه در به قدرت رساندن جناح بنیادگرای اسرائیل و بهره برداری «نتان یاهو» از رانت ماجراجویان افراطی کشورمان را با مهارت سیاسی اردوغانی مقایسه می کند و می نویسد: «آنجا که جاه طلبی اتمی ایران و گفتمان”محو اسرائیل از نقشه جهان “صرفا به سود ائتلاف راست اسرائیل عمل کرده است و به برنده شدن آن جناح در انتخابات اسرائیل منجر و زمینه ساز اتحاد منافع اروپا و امریکا شده است، ترکیه موفق شد اسرائیل را در عرصه بین الملل منزوی کند و در داخل اسرائیل نیز موجب فرسایش حزب حاکم شود»(۱۴). دوم. تحریم جهانی دیوار محاصره غیر انسانی به دور بزرگترین زندان هوای باز جهانی به نام غزه در حالی تحت فشار افکار عمومی جهان ترک برمی دارد و سوراخ می شود که دیوار محاصره اقتصادی علیه کشورمان هر لحظه قطورتر و از حمایت افکار عمومی بخش عظیمی از جهان برخوردار می شود.(۱۵) این دو اتفاق که در عصر دموکراسی خواهی، انفجار اطلاعات و جهانی شدن رخ می دهد ما را به تفکر درباره پیوند پیچیده میان باز و دموکراتیک بودن و بسته و انسدادی بودن جوامع با انزوای جهانی وتحریم های بین المللی دعوت میکند.(۱۶) بر این اساس می پرسم که آیا می توان از تجربه کشتی “مرمره آبی”برای گسستن محاصره مضاعف جامعه مدنی توسط اقتدارگراهای داخلی و حصرها و محدودیت های بین المللی جنگ طلبان جهانی علیه میهن استفاده کرد؟این سوال البته سوالی باز و گشوده به روی همه هموطنان آزادیخواه و طرفدار استقلال ، یکپارچگی سرزمینی ، امنیت و منافع ملی است. درعین حال دعوت و پیشنهادی است به اندیشیدن درباره راهکارهای شکستن دیوار انسداد سیاسی و خروج از تنگنای محاصره همه جانبه ای که ایران به علت تمامیت خواهی ، بی کفایتی و ماجراجویی استبدادطلبان دچار آن شده است. تأسف آور آن که در هنگامه نفس گیر این بحران بعضی هموطنان ما می کوشند محاصره ها و تحریم های ضدکشورمان را به عنوان “پیروزی بزرگ لابی ایرانی”در محافل بین المللی جلوه دهند. از آن نادرستتر این که می کوشند چنین عملی را به عنوان کارکرد شاخه بیرونی جنبش سبز جلوه دهند. به نظر من به سود ملت ایران و استقرار دموکراسی در جامعه ما نیست که بعضی هموطنان ما در خارج از کشور به جای بهره وری از موقعیتی طلایی که جنبش سبز در جهت” برچیدن مرزهای داخلی و خارجی تبعیض “،”غیر خودی سازی” ،”نفی خشونت” ، “ترویج گفتوگو” و “اتّحاد حول محور انتخابات آزاد” ایجاد کرده است ، کارکرد لابیهای صهیونیستی و محافل جنگ طلب در امریکا و اروپا را به حساب کارنامه سیاسی خود واریز و به آن افتخار کنند. سرکوب غیر انسانی،دفاع انسانی جنبش سبز”رأی من کو؟”از ابتدای ظهور خود همواره با رویکردی مبتکرانه محرومیت ها وممنوعیت ها را یکی پس از دیگری افشا و بعضاً برطرف کرده و در این مسیر توانسته است “سرکوب یکسان” را به” دفاع یکسان و انسانی” از همه قربانیان خشونت فارغ از عقیده ،دین ،نژاد،قومیت،زبان، طبقه ، جنسیت وگرایش سیاسی آنان تبدیل کند. این جنبش که از تهدید ها، فرصت های جدید خلق کرده و به تبارشناسی خشونت به طور عام و استبداد به طور خاص پرداخته است ، اکنون نیز لازم است به تبارشناسی تحریم بپردازد. بنابراین نباید در پشت بن بست محاصره ها و تحریم های بین المللی متوقف شود و عرصه بازیگری را به اقتدارگراهای داخلی و تحریم گران بین الملل واگذار کند. بر عکس، باید پشت پرده کودتاها و تحریم ها را افشا کند تا افزایش آگاهیهای عمومی به نجات عمومی منجر شود. فراموش نکنیم که جنبش بازپس گیری رأِی ملت،درعین حال جنبش بازپس گیری مکان ها و عرصه های استراتژیک از غاصبان حق ملت نیز هست، پس می تواند و باید ضمن حفظ اصالت خود و بیان مطالبات ملی اش، به عنوان یک بازیگر در عرصه بین المللی نیز عمل و نقشی راهگشا و مستقل از بازیگران دولتی ایفا کند. به سخن دیگر جنبشی که با عزمی مشارکت جویانه، مدنی و مسالمتآمیز ضمن افشای کودتای انتخاباتی۸۸ اقدام به پس گرفتن مکان های غصب یا انحصاری شده در عرصه های گوناگون خیابانی و غیر خیابانی کرده و در این مسیر به موفقیت های درخشانی نائل آمده است، از این پس نیز می تواند جایگاه بازیگری روشنگر و تأثیرگذار در عرصه بین المللی در جهت شکستن توأمان محاصره خارجی و دیوار کشی کهریزکی به دور جامعه مدنی را به خود اختصاص داد و عرصه های جدیدی از افکار عمومی ملی، منطقه ای و جهانی و نیز محافل تصمیم ساز ملی و بین المللی را تحت تاثیر خود در قرار دهد. زبان بسته کودتاچیان،زبان باز جنبش سرکوب های یکسال اخیر، زبان استبدادطلبان را به “لکنت”انداخته و در جانب مقابل زبان رهبران جنبش سبز را “بازتر” از همیشه کرده است.به همین نسبت گوش جامعه ایرانی و افکار عمومی جهانی نیز برای شنیدن پیام های رهایی بخش جنبش حساس و باز شده است. سبزها اکنون راحت تر و مستندتر از همیشه می توانند پرده از اسرائیل ستیزی آزادی کش حزب پادگانی نیز شعارهای ضد امریکایی اما حقوق بشر ستیز آن بردارند و نشان دهندکه استبدادطلبان ایرانی این شعارها رابرای اسرائیلی نمایی منتقدان و مخالفان یکه سالاری و در نتیجه نفی و نقض حقوق فردی وجمعی آزادیخواهان ایرانی سرمی دهند. سبزها امروز صریحتر و مستندتر از همیشه می توانند نتایج ناکارامدی مدیریتی و ماجراجویی دیپلماتیک تندروان انحصارطلب رانشان دهند و ثابت کنند که آنان حاضرند ایران تحریم شود وبیشترین فشار به ایرانیان، به خصوص به قشرهای محروم جامعه وارد آید و حتی شبح جنگ برفراز میهن به پرواز درآید، اما کودتاگران به حکومت انحصاری خود ادامه دهند. سبزها اکنون شفاف تر و تأثیر گذارتر ازهمیشه می توانند دین گریزی و در برخی موارد دین ستیزی قشرهایی از مردم، به ویژه جوانان را که عمدتاٌ در اثر استفاده ابزاری اقتدارگراها از اسلام و تحمیل یک سبک زندگی به مردم ایجاد شده است ،نه تنها به ایرانیان بلکه به مسلمانان و جهانیان نشان دهند. تحریم موجه؟ به نظر من معیار جنبش سبز در مورد هرتحریمی نسبت آن با”استقلال،یک پارچگی سرزمینی،امنیت ومنافع ملی”است و”تحریم حکومت ” در صورتی باید با اقبال ما مواجه شود که اصول فوق آسیب نبیند و فشار اصلی آن متوجه مردم نشود. براین اساس محاصره اقتصادی علیه هر کشوری هنگامی موجه است که موضوع آن نقض حقوق اساسی شهروندان یا صلح منطقه ای باشد تا استبدادطلبان و جنگ جویان در هر کشور به بهانه”مبارزه با دشمن”،”حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور”و”تأمین امنیت” عمومی و ملی، فضای سیاسی میهن خود را نظامی و بسته نکنند. در یک”انقلاب” هر آنچه شکاف حکومت وملت را افزایش دهد، از حمایت انقلابیون برخودار میشود. زیرا زمان انفجار را نزدیک وقدرت آن را بیشتر می کند اما دریک جنبش مدنی که هدفش تأمین حقوق شهروندان با روش های مسالمت آمیز و غیرخشن است نباید درجهت عمیق ترکردن فاصله حکومت وملت آن هم بر اساس کینه و نفرت کوشید ،زیرا هر آنچه فضا را دوقطبی تر و نظامیتر ودرنتیجه خشن تر و بستهتر کند، زندگی مدنی ومسالمت آمیزرا تضعیف و رقابت قانونی و آزادرا ناممکن یا دشوارتر می کند وبه راهبرد “دموکراسی در خانه وصلح در جهان” که سبزها آن را آرمان خود می دانند،آسیب می رساند. اگر خواهان تقویت فرهنگ سیاسی و عمومی دموکراتیک،بالا رفتن ظرفیت شهروندان برای پذیرش وتحمل دیگران ورعایت حقوق آن ها،ترویج گفت وگو،رشد نهاد های مدنی،کاهش هزینه فعالیت های سیاسی وکاستن از نقش”اجبار” و “خشونت” در مناسبات سیاسی و اجتماعی هستیم، چاره ای نداریم جز اینکه بکوشیم راه ها و روش هایی را ابداع یا پیشنهاد کنیم که اندیشه ومدنیت جای کینه و جنگ را بگیرد و خود “مردم” با روش های مدنی و مسالمت آمیز و انتخاباتی رفتار حاکمان را تغییر دهند . براین اساس لازم است سبزها در محل اصلی نزاع یعنی”کرامت،حقوق و آزادی شهروندان” با انسدادطلبان به چالش بپردازند نه اینکه از تحریم هایی دفاع کنند که جنگ طلبان ایرانی وآمریکایی به بهانه “انرژی هسته ای” آن را علم کردهاند تا “نظامی وجنگی کردن فضا”، “کاربرد زور” و “سرکوب حقوق ایرانیان” را از هر دو سو نه تنها موجه ، بلکه ضروری جلوه دهند. تبیین ابعاد، زمینهها، دلایل و نتایج تحریم ها در داخل وخارج از کشور و افشای مقاصد و منافع جنگ طلب های طرفین می تواند از ماجراجویی دوطرف و مخاطراتی که میهن را تهدید می کند ،بکاهد.اگر راهبرد حزب پادگانی”کسب و حفظ قدرت به هرقیمت” است، استراتژی سبزها”مقابله با حکومت به هر قیمت”نیست. افشای مقاصد غیر انسانی و قدرت پرستانه آنان از یک سو و مقاومت مشروع و مدنی در مخالفت با استبداد دینی ازسوی دیگر است. بیانیه سبز بیانیه هوشمندانه مهندس میرحسین موسوی درباره قطعنامه اخیر تحریم شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی ایران را می توان در چنین چارچوبی تحلیل و از آن حمایت کرد. به اعتقاد من اگر بیانیه مذکور مبنای عمل (اکت) سیاسی دلسوزان ایران زمین در قالب ها و اشکال متناسب با شرایط داخلی وبین المللی قرار گیرد میتواند کشور را از محاصره مضاعف دو طرف بی اعتنا به مصالح و منافع ملی و منطقه ای نجات دهد یعنی از دست اقتدارگراهای داخلی که حق انرژی هسته ای را به سرپوشی برای انکار و نقض آشکار حقوق اساسی ایرانیان تبدیل کرده اند و نیز از دست جنگ طلبان صهیونیستی- آمریکایی نجات دهد که می کوشند با برجسته کردن موضوع هستهای بهانه و زمینه لازم را برای تحریم بیشتر اقتصادی و عنداللزوم تحمیل جنگ به ایران و نقض استقلال (و تمامیت ارضی؟)آن ودرحقیقت تسلط انحصاری برخاورمیانه و منابع غنی زیرزمینی و به ویژه نفتی آن و تأمین امنیت اسرائیل فراهم کنند. حال آنکه تحریم و محاصره اقتصادی کنونی می تواند فشارهای سنگینی بر توده محروم وارد آورد، تسهیل گر محاصره بیشتر جامعه مدنی توسط حزب پادگانی شود و به صنعت و تولید و رشد و توسعه طبقه متوسط به عنوان یکی از دستاوردهای دوران پس از جنگ تحمیلی ضربه زند و زمینه لازم را برای شورش های کور یا ماجراجویی نظامی جنگ طلبان اسرائیلی،امریکایی و ایرانی فراهم کند که بحرانزی هستند و “جنگ” را “دوران طلایی” زندگی خود میخوانند. حق مسلم یا حقوق مسلم ؟ راهبرد استبدادطلبان ایرانی “مطلق کردن”حق مسلم دستیابی ایران به دانش وانرژی هسته ای است تا در پرتو این اطلاق،نقض دیگر حقوق مسلم ایرانیان را تحت الشعاع قرار دهند.اخیراً هم با دفاع از تک حزبی و نفی جناح بندی قصد دارند تیر خلاص را بر مغز دموکراسی و “حق تعیین سرنوشت هر نسل به دست آن نسل” در ایران شلیک کنند.اما جنبش سبز به همان شیوه که توانست در یکسال گذشته اولویت “حق رای” و دیگر “حقوق اساسی ایرانیان” را بر مساله سازی از” پرونده هسته ای” در ایران و جهان برتری بخشد، اکنون نیز می تواند و باید بکوشد در یک اقدام هماهنگ وملی گزینه” جنگ” را از میز”اوباما” و گزینه” سرکوب “را از میز حزب پادگانی حذف کند و خواست واقعی ملت ایران یعنی برپایی”انتخابات آزاد”را که تنها راه برون رفت از بحرانهای کنونی است بر هر دو سوی این ماجراسازی خطرناک که بازی “برد- باخت” و در واقع بازی “باخت- باخت” را دنبال میکنند، تحمیل کند.(۱۷) براین اساس مساله مهم سبزها باید چگونگی تبدیل این رسالت تاریخی یعنی تأمین ” حقوق اساسی ایرانیان” و “بر پایی انتخابات آزاد” به یک پروژه سیاسی در ابعاد داخلی و بین المللی باشد.به عبارت دیگر اکنون که نه آمریکا و نه دیگر دولتهای قدرتمند هماهنگ با آن نمی خواهند یا نمی توانند حقوق بشر و در رأس همه حق تعیین سرنوشت ملت ها را در انتخابات آزاد یا همه پرسی موضوع اصلی تحریم های بین المللی علیه رژیم های استبدادی کنند چرا که چنین راهبردی به ضرر متحدان دیکتاتور آنها به ویژه در منطقه حساس و ثروتمند و غنی خاورمیانه است و ائتلاف بین رژیمهای مستبد منطقه و دولت اسرائیل را به بهانه خطر مشترک ایران موشکی وهسته ای فرو خواهد پاشید ، تنها در صورتی که جنبش سبز بتواند با دفاع قاطع از “حق تعیین سرنوشت”و”انتخابات آزاد” حضور سنگین وانکار ناپذیر خود را به معادلات داخلی، منطقه ای و جهانی تحمیل کند می توان امیدوار بود که مساله سازی از انرژی هسته ای، تحریمهای بینالمللی و مخاطرات جهانی خنثی شود و کشور در سمت و سویی متناسب با منافع ملی هدایت شود(۱۸). به این ترتیب در جهان جهانی شده امروز که سرنوشت انتخابات آزاد در بغداد و غزه و قاهره و کابل و تهران از یکدیگر جدا نیست و حتی از نتایج انتخابات در واشنگتن و لندن و پاریس و مسکو نیز منفک نیست، دمکرات ها،استقلال خواهان وصلح طلبان ایرانی می توانند همراه و همسو با جنبش های خواهر و برادر در سطح اروپا و امریکا و نیز در جهان اسلام برای خروج از حصر مضاعف دموکراسی و صلح توسط تحریم گران و جنگ طلبان بین المللی و ماجراجویان و کهریزک سازان داخلی راه جدیدی بیابند، که محور و مدار آن “انتخابات آزاد” است(۱۹). سوم.گذار گفتمانی سبز در گذار از «گفتمان انقلابی» در دهه ۵۰ به “کشتی مرمره آبی” در دهه ۸۰ دگرگونی عمیقی در گفتمان مقاومت ملی و جهانی مشاهده می شود. اکنون ساختار شبکه ای هر جنبش مدنی در مقیاس جهانی به چند مرکزی و چند صدایی آن منتهی می شود. برای مثال همچنان که در آن سوی جهان یک آزادیخواه سکولار تبیینی حقوق بشری از “کشتی آزادی” به دست میدهد، در این سو نیز «حاکان آلبایراک» روزنامه نگار و فعال مدنی ترک جامه ای عاشورایی بر تن همان رخداد میپوشاند؛ «به صادق بطال گفتم آنچه در کشتی گذشت مثل حادثه کربلا بود. گفت: بله، اما این بار اهل کوفه خیانت نکرد». واژه «اهل کوفه» یا به عبارت بهتر «اهل کوفه نبودن» در گفت وشنود آن کشتی نشینان مفهومی کاملا متفاوت با آن تعبیر نخ نما شده و ابزاری دارد که نظریه پردازان اندیشه “طالبانی- پادگانی” تروج می کنند و ایرانیان در سال های اخیر با آن روبرو شده اند. «کوفه ای نبودن» در این مفهوم جدید و مدنی چنان انسانی و گسترده و جذاب است که طیف وسیعی از افکار عمومی جهان و یهودیان و مسیحیان و مسلمانان و دینداران و بی دینان را حول محور”دفاع از حقوق بشر” و”مقابل با ظلم” در برمیگیرد و معیاری انسانی و متفاوت از دوگانة «با من بودن» و «با من نبودن» و”هرکس با من نیست،دشمن است”دارد. طبق این نگاه معیار “کوفه ای نبودن ” دفاع از حقوق انسان ها به طور مطلق و حمایت از هر مظلومی است که در این دنیا ستم می بیند و رنج می کشد. این گفتمان چنان مقتدر است که در روزهای اخیر مقامات لشکری و کشوری دولت اسرائیل را به پای میز محاکمه کشانده است که چرا با کشتی کمک رسانی به مردم غزه چنین خشن و غیر انسانی برخورد کردند.کمیته حقیقت یاب بینالمللی نیز در صدد است درباره این فاجعه تحقیقات لازم را احضار مقامات اسرائیلی انجام دهد و نتیجه آن را به اطلاع افکار عمومی جهانی برساند. حق آن است که در چنین جهان و فضایی مسلمانان به طور عام و جنبش سبز به طور خاص پرچمدار نظری و عملی چنین نگرش و راهبرد رهایی بخشی شوند و همه جهانیان را به پیمان “حلف الفضول” جدیدی فرا خوانند.به این ترتیب خواهند توانست به یاری خداوند و با همکاری آزادی خواهان جهان با همه اشکال ظلم وستم درایران ،منطقه و جهان به نبرد برخیزند و دیوارهای محاصره و زندان های باز و بسته علیه مردم ستم دیده را در اقصا نقاط دنیا فرو ریزند. پانوشت ها ۱٫ قبل از اسلام میان اعراب و سران برخی از قبایل پیمانهایی بسته شده بود که به «احلاف» مشهور است. از جمله این پیمان ها که اسلام نیز آن را تایید کرد و از آن به عنوان «پیمان مقدسی» یاد شد، «حلفالفضول» است. «حلف» به معنای پیمان و «فضول» جمع فضل است. پس معنای آن به اصطلاح«پیمان جوانمردان» یا “پیمان آزادگان” می شودکه پیامبر اکرم (ص) آن را به همراه عدهای از جوانان مکه برای جلوگیری از ظلم و تعدی زورگویان و به منظور دفاع از ستمدیدگان منعقد کردند. کسانی که پیمان «حلف الفضول» را منعقد کردند، دست های خود را به نشانه تعهد در برابر پیمان، در آب زمزم فرو بردند و به مضمون زیر پیمان بستند: «لا یظلم غریب و لا غیره ولکن یاخذ من الظالم» یعنی نباید به هیچ شخص غریب یا غیر غریبی ستم شود و باید حق مظلوم از ظالم گرفته شود. این پیمان در بیست سالگی رسول خدا و در خانه «عبدالله بن جدعان» بسته شد. پس از بعثت و به رغم لغو بسیاری از پیمان های عهد جاهلیت، پیامبر اکرم (ص) این پیمان را به رسمیت شناخت. (برگرفته از فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، جلد ۱، ص ۱۸۴ و درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام، رسولی محلاتی، جلد ۱، ص ۳۰۹). ۲٫ گفتمان مبتنی بر انکار هولوکاست و نفی جنایات نازی ها علیه یهودیان مظلوم نه تنها در وجدان بشریت معاصر حرکتی پدید نیاورد ،بلکه طنین این شعار در تریبون های رسمی جز سوءِ استفاده صهیونیست ها ومظلوم نمایی آنان ارمغانی نداشت. درست برعکس کشتی جامعه مدنی که همبستگی جهانی را معطوف فلسطینی ها کرد. ۳٫ براساس چنین نگاه و واقعیتی می توان گفت «فرقان» کشتی سوار نوزده ساله ترک- آمریکایی که پیشانی اش از فاصله بسیار نزدیک مورد اصابت سه گلوله سرباز اسرائیلی قرار گرفت و”سهراب” همیشه سبز ایران، شهروندان یک کشتی هستند و در جبهه ای واحد قرار دارند که دموکرات – مسلمان های ترک آنرا “جبهه انسانیت” نامیده اند و دایره شمول آنرا فراتر از «اسلامیت» می دانند. همچنان که باید گفت در جانب مقابل گوانتانامو و ابوغریب و کهریزک و اوین و دیوار کشی در اطراف غزه به معماری سیاسی واحدی تعلق دارند. ۴٫ http://WWW.baberiniz.com. ، ۳/ ۶/۲۰۱۰٫ ۵٫ به طور مسلم دشمن ترین مردم به مومنان را یهود و مشرکان خواهی یافت و نزدیک ترین دوستان به مومنان را کسانی می یابی که می گویند «ما نصاری هستیم». این به دلیل آن است که در میان آنان افرادی عالم و تارک دنیا هستند و در برابر حق تکبر نمیورزند. (مائده /۸۲) ۶٫ مرتضی مطهری، بیست گفتار، انتشارات صدرا، ص ۸۰٫ ۷٫ مرتضی مطهری، فلسفه تاریخ، انتشارات صدرا، جلد سوم، صص ۳۲۴-۳۲۳٫ ۸٫تفاوت اساسی حمایت های دولتی و ابزاری از فلسطینی ها را با حمایت سازمان های مدنی وحقوق بشری از مردم غزه که بر پشتیبانی وسیع جامه مدنی متکی است،می توان در اینجا مشاهده کرد.این دو نمونه متضاد نشان می دهد که از یک سو دولتی کردن و استفاده ابزاری از زیباترین شعائر الهی و انسانی چه بلایی بر سر خود این شعائر می آورد. از دیگر سو در یک جبهه مدنی و انسانی، هنگامی که کارها به ابتکار و اراده خودانگیخته شهروندان و نهادهای مدنی واگذار میشود و سازمان های مدنی با برچسب های «سوروس» و «آمریکایی» و «صهیونیستی» طرد نمیشوند، چه برکات جهان گستری از دل فضاهای آزاد و دموکراتیک جامعه سر بر خواهند آورد. ۹٫ کشتی مرمره آبی جغرافیای کوچک اما نمادین “شناسایی متقابل ملت ها” است که همزیستی مسالمت آمیز و همکاری آزادی خواهان ملل گوناگون را در عین به رسمیت شناختن تفاوت ها نشان می دهد واین که “هم بودگی” نه تنها زیبا که موثر است و “دیگر بودگی” لزوما به معنای تعارض و نزاع و جنگ “با هم نوع” خود نیست. “کشتی مرمره” با تأکید بر حق طلبی انسانها و تکیه برحس و همدردی انسانی آن ها نماد “گفت وگوی تمدن ها” و “ائتلاف برای صلح ” شد و نشان داد که با اعتقادات و سلایق گوناگون می توان در راه “مبارزه با ظلم”، “تأمین حقوق انسان ها” و “صلح”همکاری صمیمانه ای به عمل آورد. ۱۰٫ Foreign Policy Analysis Series, Turkey: Arab Perspectives, Tesev Publications, Mai, 2010. 11. افکار عمومی جهان اسلام و به ویژه جهان عرب البته از گردنکشی صدام و بنلادن علیه اسرائیل و آمریکا به وجد میآمد. نظرسنجی اخیر موسسه “پیو” نشان میدهد که میزان حمایت جهان اسلام از بن لادن و به طور کلی از روش های افراطی و انتحاری اسلامی پایین و درحد ۲۰ درصد است. اما محبوبیت ترکیه یک محبوبیت سازمان یافته و رو به رشد با هدف دفاع از یک الگوی دموکراتیک، توسعه محور، با انتخابات واقعاً شفاف و به دور از قلمرو دخالت استصوابی نظامیان به حساب می آید. جالب آنکه بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهانی، بر اساس نظرسنجی پیشگفته، نقش ایران را «بیثبات کننده» و نقش ترکیه را «سازنده» محسوب میکند. ۱۲٫ Bernard Guetta ، لیبراسیون، ۹ ژوئن ۲۰۱۰ . ۱۳٫ به نظرمن لازم است گفتمان حمایت از فلسطین در ایران متناسب با تغییرات ژرف اجتماعی وسیاسی ملی و جهانی دگرگون شود و با گفتمان های دموکراتیک و حقوق بشری سازگاری بیشتری یابد . در هر حال برقراری اتصال بین آزادی خود و آزادی دیگری (فلسطین) کمابیش هسته اصلی موضوع باقی بماند.همچنان که همان اتصالی که نسل انقلابی دیروز بین مبارزه ضد دیکتاتوری بومی با حمایت از فلسطین برقرار میکرد، اکنون توسط یک فعال آمریکایی حقوق بشر خصوصیتی کاملا متفاوت وجهانی(گلوبال) به خود میگیرد. خانم” فیلیس بنیس”( Phyllis Bennis) عضو یک مؤسسه مطالعاتی در آمریکا، در ادامه زنجیره انسانی جنبش های نوین اجتماعی به کشتی” مرمره آبی” میرسد و دگرگونی ساختاری افکار عمومی جهانی در نقاط عطف جنبش را مورد بررسی قرار میدهد. به گفته وی همچنان که درجریان انتفاضه نخست تصویر کودکان سنگ انداز و تانکهای اسرائیلی افکار عمومی جهان را تکان داد، کشتی مرمره آبی نیز به انتفاضهای دیگر، و این بار به «انتفاضه گلوبال» منتهی شد؛ «دیگر از منظر افکار عمومی امریکا، اسرائیل «قهرمان داوودی» علیه «اعراب جالوتی» به شمار نمیآید.» این لحظه ای است که به تحلیل ژرف این خانم آزادیخواه آمریکایی «بحران کشتی نشان داد که جامعه مدنی بازیگر کلیدی جهانی در مبارزه بین المللی علیه اشغال اسرائیل و آپارتاید(نژاد پرستی) است»(http://www.ips-dc.org) . 14. ازهمان لحظه تاریخی “داووس” تا حماسه “کشتی جامعه مدنی جهانی” گفتمانی که ترکیه در دفاع از غزه به کار می برد به دقت بر مبانی دموکراسی وحقوق بشر خواهی و پرهیز وسواس گونه از غلطیدن به موضع یهودی ستیزی استوار شده است. در همین جهت دفاع ترکیه از “حماس” نیز به عنوان دفاع از “شفاف ترین انتخابات منطقه” توجیه و تئوریزه می شود. این همان چیزی است که به تحلیل گویای یکی از فعالان مدنی و اسلام گرای ترکیه، علاوه بر اسرائیل، رژیم مصر را نیز به طرز ویژه آزار می دهد؛ کشوری که به قول یکی از نخبگان معروف عرب، «پیروزی رئیس جمهور آن در انتخابات وامدار بازیگری وزارت کشور است» و به گفته یکی از سازمان دهندگان ابتکار”مرمره آبی” نمونه دمکراتیک انتخابات آزاد و شفاف مسلمانان را در مجاورت مرزهای خود برنمی تابد و به همین دلیل همدستی با اسرائیل را در محاصره غزه ترجیح می دهد. ۱۵٫ طبق آخرین نظرسنجی موسسه “پیو” اکثریت پرسش شوندگان در ۱۶ کشور (از ۲۲ کشور جهان) بین دو گزینه اتمی شدن یا حمله نظامی به ایران با دومی موافق بودند و در مورد گزینه تحریم نیز در اسپانیا ۷۹ درصد، انگلیس ۷۸ درصد، آلمان ۷۷ درصد، فرانسه ۷۶ درصد، روسیه ۶۷ درصد و چین ۵۸ درصد آرای مثبت پرسش شوندگان را به خود اختصاص داده است. ۱۶٫ تصورکنید اگر آن کشتی در سفری نمادین دل اقیانوس هند را بشکافد و نهایتاً در آبهای خلیج فارس و در یکی از بندرهای کشور ما پهلو بگیرد، چه رخ خواهد داد ؟ در کشور ما کدام گستره مکانی به جز خیابانهای جنبش سبز یا بیمارستان های مورد رجوع مجروحان یا بازداشتگاههای زندانیان سیاسی سبز می تواند آن همه تکثر و تنوع عقیدتی و سیاسی و مذهبی و قومی و جنسیتی را در کنار هم گرد آورد؟ اگر مرزبندی های رایج کشور ما در مورد آن ۷۰۰ مسافر ۳۲ کشور اعمال شود، کل کشتی را باید به کمک چند تیغه و غرفه به سلول های جداگانه تقسیم کرد؟ از بی حجاب ها که بگذریم، پیرزن ۸۵ ساله یهودی از نسل بازماندگان هولوکاست و دیپلمات ۸۱ ساله آمریکایی آن کشتی به راحتی می توانستند به جرم ناهنجاری رفتاری، نکار هولوکاست و جاسوسی بازداشت شوند. با وجود این من رویای آن را دارم که سرانجام روزی کشتی مشابهی در بندر سبز چشمان ملت ایران پهلو بگیرد و در آن اصلاح طلب و اصول گرا،سنتی و مدرن،سکولار و مسلمان، زن و مرد،شهری و روستایی ، پیر و جوان وفارس وترک وکرد و ترکمن و عرب ایرانی حصار کهریزکی- اوینی تنیده به دور جامعه مدنی ما را فرو ریزند. راستی! آیا «جنبش سبز» خود کشتی همبستگی و نجات جامعه ما نیست؟ ۱۷٫ به باور من فقط با منطق دموکراسی و حقوق بشر میتوان به مقابله با تحریم رفت و تنها تحریمی را درجهان “عادلانه” و به معنای واقعی “هوشمند” خواند که نقض حقوق اساسی بشر را درهرکشوری نشانه رود و به یاری ستمدیدگان آن دیار بشتابد. حال آن که “مسأله سازی” از موضوع هسته ای و تبدیل آن به یک موضوع امنیتی به سود جنگ طلب ترین جناحهای صهیونیستی – آمریکایی و ایرانی و به ضرر مردم این کشورهاست. جنگ طلبان جهانی موضوع “خطر اتمی ایران” را ابزارگرانبهایی در جهت توجیه اقدامهای توسعه طلبانه وخود می دانند و انسدادطلبان نیز حق انرژی هستهای را چنان مطلق کرده اندکه دیگر حقوق و تظلمات ملت ایران فراموش شود. در این میان تنها تأکید بر حقوق بشر و دموکراسی است که می تواند” مساله سازی” دو سر افراطی ماجرای هسته ای را به خود مساله سازان برگرداند و اولویت حق تعیین سرنوشت و انتخابات آزاد را بر آنان تحمیل کند. جنبش سبز این ظرفیت را دارد که تأمین همه حقوق ملت ایران را به هر دو طرف افراطی تحمیل کند. تبیین این موضوع که در حال حاضر حق تعیین سرنوشت و دیگر حقوق مسلم شهروندی مانند آزادی عقیده و بیان وقلم و تحزب و تجمع بر حق امنیت عمومی و ملی و نیز صلح منطقه ای و جهانی منطبق می شود و هم پوشی آن حقوق دستیابی ملت ایران را به دانش هستهای ممکن می کند،بسیار موثر است. ۱۸٫ امیدوارم جنبش سبز بتواند به کمک حقانیت و اقتدار گفتمانی و مهارت های سازمانی خود و براساس معیارهای واحد انسانی و حقوق بشری دیوار محاصره مضاعف اقتدارگراهای داخلی و تحریم گران خارجی را بشکند، تا تحریم های اخیر نتواند خندق سیاسی حکومت را با جامعه عمیق ترکند، راه گفت وگو ورقابت قانونی وآزاد سیاسی را ببندد و “گسست” بیشتر به ضرر ایران و ایرانیان تمام شود. ۱۹٫ یکی از ویژگی ها و یا به عبارت بهتر فرصت هایی که جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات در مرحله کنونی فراهم آورده،آن است که برنقش و تأثیر بازیگران غیردولتی در عرصه های بین المللی افزوده و برای پشت سرگذاشتن بازیگران دولتی توسط جنبش های اجتماعی نوظهور فرصت ایجاد کرده است.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی آلودهکردن آبهای موضوع قانون حفاظت از دریاها به مواد نفتی را ممنوع اعلام و مجازاتهای این کار را تعیین کردند. به گزارش فارس، نمایندگان در جلسه علنی امروز سهشنبه در ادامه بررسی جزئیات لایحه حفاظت از دریاها و رودخانههای قابل کشتیرانی در مقابل آلودگی به مواد نفتی، مواد دیگری از آنرا بررسی و تصویب نهایی کردند. بر اساس مصوبه مجلسیها، همه کشتیها، نفتکشها و شناورها موظف شدند هنگام ورود به آبهای موضوع این قانون در مقابل خسارات احتمالی ناشی از آلودهکردن آبها به مواد نفتی بیمه شده باشند؛ در غیر این صورت لازم است تعهدنامه مالی جهت جبران خسارات احتمالی به همراه داشته باشند. همچنین مجلس مقرر کرد: آئیننامه اجرایی این قانون با پیشنهاد مشترک وزارتخانههای راه و ترابری، نفت و جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست به تصویب هیئت وزیران برسد. نمایندگان همچنین در ماده دیگری از این لایحه، سازمان بنادر و دریانوردی را مکلف کردند به منظور پیشگیری از آلودگی، نسبت به بازرسی نفتکشها، کشتیها، شناورها و تأسیسات نفتی مشمول این قانون اقدام کرده و در صورت وجود عیب یا نقص تا رفع آن از فعالیت آنها ممانعت به عمل آورد. بر اساس مصوبه نمایندگان ، سازمان بنادر و دریانوردی موظف شده از وجود نفتکشهای تک جداره به آبهای موضوع این قانون جلوگیری کند. مجلس نشینان در ماده دیگری آلودهکردن آبهای موضوع این قانون به مواد نفتی را ممنوع اعلام و مقرر کردند مرتکب یا مرتکبان در صورت آلودهکردن عمدی آبها به مواد نفتی به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال یا جزای نقدی از ۲۰ میلیون ریال تا ۵ میلیارد ریال یا هر دو مجازات و در صورت انجام غیرعمدی این کار به جزای نقدی از ۱۰ میلیون ریال یا یک میلیارد ریال محکوم شوند. مسئولان نفتکش، کشتی، شناور و تاسیسات نفتی بر اساس مصوبه مجلس مکلف شدند در صورت بروز آلودگی به هر دلیل، مراتب را در اسرع وقت به مقامات نزدیکترین بندر ایران و مقامات محلی سازمانهای حفاظت محیط زیست و شیلات اطلاع دهند و متخلفان از این امر حسب مورد علاوه بر مجازاتهای اداری و سایر مجازاتهای مقرر در این قانون به جزای نقدی از ۲۰ میلیون ریال تا ۵ میلیارد ریال محکوم میشوند.
محسن رنانی، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان از آثار اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها سخن می گوید. به گزارش خبرآنلاین، محسن رنانی، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان وقتی قرار شد از آثار اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها سخن بگوید با صراحت با بیان همین یک جمله «از بعد از نوروز امسال تقریبا مطمئن شده ام که طرح هدفمندکردن یارانه ها اجرا نخواهد شد» نشان داد که دیگر باید به جای سخن گفتن در مورد آثار اجرای این طرح، به دنبال شواهدی برای اجرا نشدن آن بود. نویسنده کتار «بازار یا نابازار؟» این روزها دیگر برخلاف موضعی که چندی پیش در مناظره با رییس شورای رقابت داشت و گفته بود اگر طرح هدفمند کردن یارانه ها اجرا شود حداکثر ظرف شش ماه متوقف خواهد شد، خیلی با اطمینان می گوید که اصلا این طرح اجرا نخواهد شد. وی فراتر از این، اعتقادش در این مورد را این گونه بیان می کند : «دولت و سایر قوا دنبال این هستند که مفری بیابند و این طرح را آبرومندانه کنار بگذارند.» و بهترین شاهد برای اجرا نشدن طرح هدفمندکردن یارانه ها را نیز تجربه خوشه بندی عنوان می کند. رنانی که کتاب «چرخه های افول اخلاق و اقتصاد در ایران» را هم زیر چاپ دارد، اجرای طرح هدفمندکردن یارانه ها در شرایط کنونی را نوعی خودکشی برای دولت می داند و با وجود این و هرچند که اطمینان کامل از اجرا نشدن این طرح دارد اما به سوالاتی در مورد تاثیرات اجرای این طرح بر اقتصاد کشور و به خصوص اشتغال کشور پاسخ می دهد. سخن نهایی نویسنده مقاله «توسعه ملی در کمند سیاست» که تحلیلی است درباره ساختار نظام اقتصادی و سیاسی ایران از نگاه سیستمی، خطاب به سیاستمداران است که می گوید:«در اقتصاد لوبیای سحرآمیز وجود ندارد. باید طرح بلندمدت داشت ولی آن را خیلی آرام و گام به گام اجرا کرد.» متن کامل این گفت و گو را در ادامه خواهید خواند: *شما پیش از این ـ در مناظره با رییس شورای رقابت ـ عنوان کرده بودید که طرح تحول اقتصادی دنباله و مکمل طرح تعدیل اقتصادی است. از سوی دیگر بررسیها نشان میدهد در سالهای دهه ۷۰ شمسی نرخهای بیکاری کشور بالاتر از دو دهه دیگر و حتی درآستانه ۱۵ درصد بوده است. حال در سال جاری که نرخ بیکاری فعلا حدود ۱۵ درصد اعلام شده است فکر میکنید اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها در سال جاری چه میزان میتواند بر این نرخ تاثیر بگذارد؟ مگر شما هنوز گمان می کنید طرح هدفمندسازی اجرا خواهد شد؟ * به نظر می رسد که دولت دارد مقدمات اجرایش را آماده می سازد. شما نظری غیر از این دارید؟ من تا اواخر سال گذشته گمان می کردم اجرا می شود و می گفتم اگر اجرا شود حداکثر ظرف شش ماه متوقف خواهد شد. این را به صراحت نیز در مناظره با رییس شورای رقابت و سایر مصاحبه ها گفته ام. اما از بعد از نوروز امسال تقریبا مطمئن شده ام که اجرا نخواهد شد. *این اطمینان از کجا حاصل شده است؟ ببینید از اول هم اصل کار مشکوک بود. شنیده اید که می گویند سنگ بزرگ علامت نزدن است؟ یعنی من از اول هم عقل معنایی ام می گفت این کار در شرایط موجود نشدنی است اما از آن جا که این دولت نشان داده است که خیلی وقت ها بی گدار به آب می زند می گفتم شاید هم واقعا دست به این کار زد. به همین دلیل در نقدهایم می گفتم اگر هم این کار شروع شود به علت مهیا نبودن مقدمات ضروری آن، ظرف چند ماه شکست خواهد خورد. ولی حالا مساله فقط دولت نیست. مساله نظام است. یعنی این طرح آن قدر پیامدهای سنگین دارد که فقط سرنوشت دولت را رقم نمی زند بلکه برای نظام هم پیامدهای سنگین خواهد داشت. احساس می کنم ارکان نظام هم کم کم متوجه شده اند که این کار کوچکی نیست که بشود به سرعت و با هیاهو انجام داد و ممکن است نظام را در گردابی از حوادث پی در پی و غیرقابل کنترل درگیر کند. به همین دلیل اکنون معتقدم که هم دولت و هم سایر قوا دنبال این هستند که مفری بیابند و این طرح را آبرومندانه کنار بگذارند. *فکر می کنید بعد از این همه تبلیغات و سرمایه گذاری روانی روی این طرح حالا حتی اگر بخواهند می توانند متوقفش کنند؟ فراموش نکنیم که دولت حتی به مردم اعلام کرده که بروند حساب باز کنند. کار مشکلی نیست. اگر یادتان باشد چندماه پیش رییس دولت در سخنرانی ای که در ایلام داشت چیزی به این مضمون گفت که «دست های ناپاک نگذاشتند تا طرح بنگاه های زودبازده به نتیجه برسد». این حرف دو پیام بزرگ داشت. یکی این که به نوعی اعلام رسمی شکست طرح بنگاه های زودبازده و پایان این طرح از سوی عالی ترین مقام رسمی دولت بود. پیام دیگر هم این بود که در این کشور خیلی ساده می شود یک ایده خامی را مطرح کرد و به هشدارها و نامه های ده ها اقتصاددان در مورد بی نتیجه بودن و تورم زا بودن آن توجهی نکرد و چند ده هزار میلیارد تومان صرف اجرای آن کرد و وقتی هم شکست خورد خیلی ساده بگوییم دشمنان موجب شکست آن شدند و یکی نباشد که از شما یک گزارش عملکرد بخواهد و کسی نباشد که گزارش عملکردی تهیه کند و نشان دهد که تزریق این همه پول به اقتصادی که فضای کسب و کارش به واسطه رفتارهای خود دولت، بی ثبات و آشفته شده است، چه تبعات وحشتناکی برای اقتصاد امروز و نسل فردا داشته و خواهد داشت. مگر یادتان رفت که چه سروصدایی برای جمع آوری اطلاعات خانوار شد و بعد گفتند بیایید خوشه بندی کنید و خوشه های خود را مشخص کنید؟ و چند ده میلیارد تومان فقط خود دولت صرف جمع آوری این اطلاعات کرد و چند ماه وقت و اعصاب مردم را درگیر این مساله کردند؟ نتیجه چه شد؟ خیلی ساده گفتند مشکلاتی هست که نمی شود آن را اجرا کرد و کنار گذاشتند. آیا وقتی طرح خوشه بندی را کنار گذاشتند مشکلی پیش آمد؟ خوب حالا هم با این که گفته اند بیایید حساب باز کنید و از این کارها، بعد از مدتی می گویند متاسفانه به فلان علت این کار انجام شدنی نیست. نه مردم اعتراض می کنند که آقا پس چرا چند ماه است روح و روان و وقت ما را درگیر این کار کرده اید و نه مجلس عزم یا توان آن را دارد که حساب بخواهد. *اما این ها هنوز دلایل قانع کننده ای نیست که بپذیریم این طرح اجرا نخواهد شد. ببینید بهترین شاهد بر این که این طرح قابل اجرا نیست و اجرا نخواهد شد همان تجربه خوشه بندی است. خوشه بندی یک مرحله بسیار ساده و ابتدایی از اجرای همین طرح هدفمندسازی بود. این مرحله ساده به هر علتی، مثلا دادن اطلاعات غلط از سوی مردم یا ناتوانی نظام اداری و آماری ما یا وحشت دولت از یکی دو اعتراضی که در یکی دو شهر انجام شد، متوقف شد. خوب اگر دولت به هر علتی در انجام نخستین و ساده ترین مرحله این طرح شکست می خورد، قطعا در مراحل سخت تر یعنی مراحلی که سروکار او با هزاران کارخانه ریز و درشت است که در معرض ورشکستگی هستند و در مقابل او صدها هزار کارگر صف می کشند که در معرض اخراج یا ازدست دادن کار خود هستند و با موجی از تورم خرد کننده روبه رو می شود که صدای همه حامیان دولت را هم در می آورد، نیز شکست خواهد خورد وعقب نشینی خواهد کرد. منتهی حالا دولت با تجربه تر و محتاط تر شده است و دیگر مثل سابق بی گدار به آب نمی زند. روی همین حساب برآورد من این است که اکنون بیش از آن که عزم اجرای طرح را داشته باشند دنبال مفری می گردند تا آن را به طور کلی متوقف کنند. *مثلا به چه بهانه ای؟ شما هنوز مشکل بهانه را دارید؟ این چیز ساده ای است. مثلا قرار بود این طرح از اول سال جاری اجرا شود. بعد دولت بهانه کرد که چون مجلس اعتبار آن را ۲۰ هزار میلیارد تومان تصویب کرده، اجرای این طرح شدنی نیست. خوب چند ماه سر این قضیه طی شد. بعد از مجلس مصوبه گرفتند که طرح را در نیمه دوم سال اجرا کنند. بعد گفتند چون اول مهر به طور طبیعی و به علت شروع مدارس برخی قیمت ها بالا می رود بهتر است اجرای این طرح همزمان با شروع مدارس نباشد. مطمئن باشید بعد از مهر ماه هم اعلام می کنند چون در ماه های قبل از عید به طور طبیعی تورم داریم بهتر است این طرح در ماه های پایانی سال اجرا نشود تا برای شب عید آثار تورمی نیاورد. فکر می کنم تا آن موقع هم کم کم پیامدهای تحریم ها برای اقتصاد ما جدی تر شده و احتمالا در هنگام تقدیم لایحه بودجه سال آینده یا لایحه برنامه پنجم توسعه توجیه می کنند که اجرای این طرح در شرایط تحریم به صلاح نیست و کل کار را متوقف کنند. تازه کار ساده تر هم این است که چند نماینده حامی دولت در هنگام بررسی بودجه سال بعد یک پیشنهاد برای مسکوت گذاشتن طرح هدفمندسازی بدهند و مجلس هم آن را تصویب کند. * تمام این صحبت های شما بر مبنای گمانه بود. بر اساس شواهد واقعی چه می توان گفت؟ این ها که گفتم گمانه نبود، شواهد واقعی بود از رفتار گذشته دولت در این طرح و سایر طرح هایش. اما مهم ترین استدلال من این است که چون این طرح در شرایط کنونی قابل اجرا نیست کم کم ارکان نظام در مورد توقفش به جمع بندی می رسند. یعنی اجرای این طرح در شرایط کنونی کشور، سنگ بزرگ محسوب می شود. یادتان باشد سه سال پیش که دولت این طرح را مطرح کرد ما بالاترین درآمدهای نفتی را داشتیم و ذخایری نیز در صندوق ذخیره ارزی مانده بود و امید می داد که به پشتوانه آن بتوان برخی تحولات را در اقتصاد ایجاد کرد. اما حالا که نه آن درآمدهای خیره کننده نفت هست نه در صندوق ذخیره پولی مانده است و دولت نیز بدهی های وحشتناکی به بخش خصوصی دارد، هیچ ابزاری برای دولت وجود ندارد که در صورتی که با اجرای این طرح، اقتصاد به هم ریخت و ما با موجی از ورشکستگی بنگاه ها و کارخانه ها و امواجی از بیکاری و جهش تورم روبه رو شدیم، بتواند درهم ریختگی اقتصاد را کنترل کند و اعتراض های اجتماعی را مهار کند. بنابراین دست زدن به اجرای این طرح در شرایط کنونی نوعی خودکشی برای دولت است و عواقب وخیمی نیز برای کل نظام سیاسی دارد. فکر نمی کنم اکنون کسی باشد که چنین ریسکی را بپذیرد. خیلی ساده نگاه کنید به علت یک افزایش ساده نرخ مالیات که بازاریان شهرهای بزرگ اعتراض کردند و در برابر آن مقاومت کردند و نهایتا دولت عقب نشینی کرد. همین واقعه هم پایین بودن آستانه تحمل جامعه و هم پایین بودن آستانه مقاومت دولت را نشان می دهد. تازه دولت با این عقب نشینی ها به مردم آموخته است که هرگاه در موضوعات اجتماعی و اقتصادی مقاومت کنند، پیروز می شوند. یعنی در کشور ما دولت در برابر اعتراضات سیاسی به سادگی می تواند مقاومت کند و در صورت لزوم از نیروی های نظامی و انتظامی و حتی خشونت استفاده کند. اما در برابر اعتراضات اقتصادی و اجتماعی به سرعت عقب نشینی می کند. پس عقل حکم می کند دست به کاری نزند که آشکار است که به سرعت به بحران می رسد و مجبور به عقب نشینی می شود. *علی رغم همه این پیش بینی ها، فرض کنیم طرح هدفمندسازی یارانهها اجرا شود، آیا تاثیرات اجرای آن بر وضعیت اشتغال کشور به صورت موقت خواهد بود؟ اگر پاسخ آری است، برآورد میکنید حداقل چند سال طول بکشد که این آثار جبران شود؟ گرچه معتقدم ورود به بحث درباره طرحی که مطمئن هستیم اجرا نمی شود کاری عبث است اما چون برای پرسش شما احترام قائلم، در هر صورت پاسخ شما را اجمالا عرض می کنم. ببینید، اگر شرایط ما چیزی غیر از شرایط کنونی بود، یعنی هم در مناسبات خارجی مان ثبات داشتیم و فضای جهانی با ما همراه بود و هم در داخل اعتماد عمومی بالا بود و فضای کسب و کار مطمئن بود و اقتصاد ما در دوره رکود قرار نداشت، آن گاه اجرای این طرح یک شوک تورم رکودی ایجاد می کرد که این شوک در میان مدت مهار می شد و در بلند مدت اقتصاد ما وارد یک مرحله رشد تازه ای می شد. اما اکنون که شرایط ما نه در داخل و نه در خارج مطلوب نیست، اجرای این طرح موجب می شود اقتصاد برای دوره بلندی وارد رکود تورمی شود و بنابراین اشتغال کشور شدیدا آسیب می بیند. *اصلا فکر میکنید بازار کار فعلی کشور توان تحمل این آثار را دارد و مجدد میتواند حداقل به وضعیت حال حاضر برسد؟ ببینید، اگر این طرح اجرا شود رکود تورمی که اکنون وجود دارد تعمیق و جدی تر می شود و اقتصاد کاملا زمین گیر می شود. دراین شرایط نرخ بیکاری یک باره جهش می کند و وضعیت رفاهی نیروی کار شدیدا پایین می آید. اگر بخواهم تشبیه کنم باید بگویم وضعیتی شبیه قبل و بعد از انقلاب پدید می آید. ببینید هنوز بعد از ۳۰ سال که از انقلاب می گذرد وضعیت رفاهی یعنی قدرت خرید واقعی نیروی کار ما ـ به طور نسبی در مقایسه با سایر عوامل تولید ـ به وضعیت قبل از انقلاب نرسیده است. اجرای هدفمندسازی می تواند یک چنین شرایطی را بازتولید کند. *با توجه به این آثار منفیای که جنابعالی مطرح کردید و همچنین با توجه به تجربهای که ما در طرح تعدیل اقتصادی داشتهایم، آیا عقلانی است که شروع اجرای طرح هدفمندسازی در سال جاری باشد؟ گفتم، من معتقدم که اجرای این طرح نه تنها در سال جاری بلکه کلا در شرایط جاری که مناسبات داخلی و خارجی ما تنش آلود است و اقتصاد ما در رکود تورمی است صلاح نیست. از این گذشته معتقدم که این طرح حداقل به صورتی که قبلا گفته شده بود اجرا نخواهد شد و دولت دنبال آن است که به گونه ای آبرومندانه آن را کنار بگذارد. البته ممکن است به گونه ای دیگر و در برخی استان ها به صورت محدود اجرا شود اما این که یک باره برای کل اقتصاد و کل استان ها شروع شود و از یک تاریخی به بعد به همه خانوارها پولی داده شود و قیمت همه حامل های انرژی بالا برود و نظایر این ها، نه، چنین نخواهد شد. اما البته دولت خواهد کوشید که به روش های دیگری قیمت حامل های انرژی را به تدریج بالا ببرد، بدون این که به خانوارها پولی بپردازد. بالاخره دولت خیلی برای خودش هزینه تراشیده است و نیاز به بودجه سنگینی دارد که دیگر درآمد نفت هم کفایت آن را نمی کند. بنابراین باید از یک جایی منابع مالی لازم برای این دولت پرهزینه تامین شود. به همین علت خواهند کوشید که به روش های دیگری و به تدریج قیمت حامل های انرژی را بالا ببرند و یارانه ها را کاهش دهند. احتمالا شنیده اید که قرار است در مورد مصرف گاز، قبض خانوارهای پر مصرف از خانوارهای کم مصرف متفاوت باشد. خوب این می تواند آغازی باشد برای افزایش قیمت گاز برای خانوارهای پر مصرف و بعد برای بقیه و البته معتقدم این کار بهتر از اجرای یک باره هدفمندسازی است. *یعنی این مساله که مردم را فریب دهند و از راه های دیگری قیمت را بالا ببرند و پولی به مردم پرداخت نشود، بهتر است؟ ببینید مساله من و نگرانی من فقط این است که یک شوک غیرقابل تحمل به اقتصاد ایران وارد شود و اقتصاد ایران به هم بریزد و بعد یکی دو نسل ما با رکود و تورم های پی درپی و در نتیجه با یک درهم ریختگی اجتماعی دیگر روبه شود. چنین اتفاقی می تواند برای چند دهه اقتصاد ما را از هر گونه جهشی ناتوان کند و همین باقی مانده طبقه متوسط موجود را نیز از بین ببرد و کشور ما تقسیم بشود بین دو طبقه فقیر و غنی. من از این نگرانم. چرا که اگر طبقه متوسط از بین رفت و متوسط های امروز ما نیز به فقرا پیوستند آن گاه دیگر فاتحه توسعه برای چند دهه در این کشور خوانده می شود. چون توسعه محصول گسترش طبقه متوسط است. طبقه متوسط موتور اصلی توسعه است. وقتی طبقه متوسط از بین برود، در واقع امید به توسعه از بین رفته است. بنابراین آری من موافقم که دولت طرح هدفمندسازی را به صورت کنونی که حالت شوک دارد اجرا نکند و از راهه ای دیگری ـ مثل پلکانی کردن قیمت های انرژی برای خانوارها، یا تبیعض قیمت برای اتومبیل ها، یا تفاوت قیمت برق و گاز در مناطق مختلف شهر و نظایر این ها ـ هزینه هایش را تامین کند. *فرض کنید که ما چاره ای نداشته باشیم که قیمت های انرژی را واقعی کنیم و باید در این زمینه کاری کرد. اگر از شما مشورتی خواسته شود چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟ اقتصاد عرصه معجزه نیست. در اقتصاد نمی توان یک شبه معجزه کرد. بیشترین خسارت ها را هم به اقتصاد یک ملت سیاستمدارانی می زنند که عطش معجزه دارند. پس اول از همه باید این را بپذیریم که در اقتصاد لوبیای سحرآمیز وجود ندارد. باید طرح بلندمدت داشت ولی آن را خیلی آرام و گام به گام اجرا کرد. و البته طرح بلندمدت و اجرای آرام و گام به گام فقط در کشورهایی امکان پذیر است که ثبات سیاسی و اجتماعی دارند. پس اول باید شرایط داخلی و خارجی کشور را به سوی ثبات ببریم. بعد باید بیاییم و طرح های بلندمان را بشکنیم و مرحله بندی کنیم. همین مورد اصلاح قیمت حامل های انرژی یادتان هست؟ مساله از دولت پنجم و ششم شروع شد و داشت آرام آرام هر سال ده تا بیست درصد بر قیمت حامل های انرژی افزوده می شد. البته پیامدهای تورمی هم داشت اما قابل تحمل بود. اگر آن سیاست ادامه یافته بود در سال ۱۳۹۰ یعنی همین سال آینده قیمت بنزین به ۹۰ درصد قیمت فوب خلیج فارس می رسید و هدفی که الان طرح هدفمندسازی می خواهد به آن برسد محقق می شد. اما دولت نهم وقتی آمد افزایش تدریجی قیمت حامل های انرژی را متوقف کرد و این کار، خطای بزرگی بود. من معتقدم به جای یک سیاست شوک مانند بهتر است دوباره یک سیاست تدریجی دیگر آغاز شود. مثلا اکنون که امکانات دیجیتال و شبکه اینترنت در سراسر کشور وجود دارد خیلی راحت می توان همین کاری که برای کارتی کردن بنزین شد را به صورت مرحله ای گسترش دهیم و برای همه انواع حامل های انرژی اجرا کنیم. مثلا الان می توان به سادگی قیمت بنزین را برای اتومبیل های مختلف، پلکانی تعریف کرد. یعنی سهمیه باشد و حتی سهمیه را به جای کاهش بالا هم ببریم اما هر اتومبیل بسته به طبقه قیمتی اش، یک قیمت متفاوت را برای بنزین بپردازد. این کار ساده ای است و با نصب یک گیت دیجیتال روی تمام اتومبیل ها امکان پذیر است. در این صورت مساله خرید و فروش کارت بنزین هم دیگر از بین می رود و هر اتومبیل فقط می تواند با کارت خودش بنزین بزند. این کار را برای خانه ها در مناطق مختلف شهری هم می توان انجام داد. می توان قیمت انواع خدمات شهری مثل برق و گاز و آب و حتی تلفن را بر اساس قیمت منطقه بندی شهرداری پلکانی تعیین کرد. حتی می توان داخل یک منطقه شهری نیز بین محلات مختلف نیز تفاوت قیمت قائل شد. از این گذشته می توان میان مشترکان کم مصرف و پر مصرف تبعیض قیمت قائل شد. یعنی نه تنها بین مناطق شهری قیمت ها را متفاوت تعیین کرد بلکه بین مشترکان هر بخش نیز تفاوت قیمت قائل شد و یک ضریب نیز برای افزایش مصرف نسبت به مصرف میانگین تعریف کرد. با این کار هم مصرف کنندگان ثروتمند، قیمت بالاتر می پردازند و هم مصرف کنندگان پر مصرف مجبور می شوند یا قیمت بالا تر را بپذیرند یا مصرفشان را کم کنند. از سوی دیگر فقرا نیز افزایشی در هزینه های خود نخواهند داشت، چون آنان همچنان قیمت های پایین را می پردازند. البته این مشکل باقی می ماند که فقرا الگوی مصرف انرژی خود را اصلاح نخواهند کرد. این هم البته در بلند مدت حل می شود. چون اگر معیار قیمت گذاری ما میانگین مصرف مشترکان هر منطقه باشد در این صورت آرام آرام همه می کوشند مصرف خود را کاهش دهند تا فاصله خود را با میانگین مصرف کم کنند تا از قیمت های پایین تر برخوردار شوند. بنابراین هم فقرا و هم اغنیا در بلندمدت مجبور می شوند الگوی مصرف خود را اصلاح کنند. در عین حال این همه هزینه ای که باید بدهیم برای کنترل پیامدهای تورمی هدفمندسازی را می توانیم صرف کمک و وام دادن به مصرف کنندگانی کنیم که می خواهند در بهینه سازی مصرف انرژی سرمایی گذاری کنند و لوازم پرمصرف خود را تعویض کنند. *در مورد بخش تولید چه باید کرد؟ بخش تولید هم به همین ترتیب قابل مدیریت است. در مورد برخی از فعالیت ها از هم اکنون می توان تبعیض قیمت را اعمال کرد. در مورد بخش هایی نیز که اکنون توان تحمل افزایش هزینه ها را ندارند نیز می توان فرصت داد. میزان فرصتی که می دهیم نیز باید بسته به وضعیت صنایع و فعالیت های مختلف تفاوت کند. اما این گونه نباشد که مثلا به صنایع نساجی بگوییم ۱۰ سال فرصت بازسازی خود را دارید ولی آن ها را به حال خود رها کنیم. بلکه باید از همین سال اول شروع کنیم و قمیت حامل های انرژی را برای آن ها به مقدار اندکی بالا ببریم و این مقدار سالانه افزایش یابد به گونه ای که مثلا در سال دهم قیمت انرژی برای آن ها کاملا آزاد شود. نمی توان یک نسخه واحد برای کل فعالیت های اقتصادی پیچید بلکه باید صنعت به صنعت و حتی فعالیت به فعالیت نرخ گذاری و زمان بندی کرد. حتی این تبعیض قیمت را می توان بر اساس شدت انرژی در صنایع مختلف تعدیل کرد. شدت انرژی یعنی مقدار انرژی ای که برای تولید یک واحد کالا صرف می شود. می توان به صنایع مهلت داد که مثلا طی پنج یا ۱۰ سال باید شدت مصرف انرژی شان به میانگین همان صنعت یا به متوسط جهانی نزدیک شود. در غیر این صورت سال به سال، بسته به میزان رکود در تحول ساختارها و فناوری شان و بسته به کاهش نیافتن شدت انرژی شان، قیمت انرژی برای آن ها افزایش یابد. این ها نمونه هایی از کارهایی است که طی یک برنامه بلندمدت می توان انجام داد. ده ها، واقعا می گویم ده ها روش و راه حل دیگر می توان پیشنهاد داد. اما همه این ها مشروط به این است که دولت دست از معجزه بازی بردارد و بپذیرد که اقتصاد یک سیستم زنده و پویا است و تن به هر سیاستی که ما بخواهیم نمی دهد و دولت بپذیرد که اول باید شرایط داخلی را به سوی وفاق و افزایش اعتماد عمومی و بهبود سرمایه اجتماعی ببرد و مناسبات جهانی ما را نیز از این حالت بی ثبات خارج کند و بعد از آن دست به جراحی اقتصاد بزند.
مدیرکل حوادث غیرمترقبه استانداری بوشهر اضافه کرد: در حال حاضر نیروهای امداد و نجات در حال آماده باش هستند. به گزارش فارس، مدیر کل حوادث غیرمترقبه استانداری بوشهر از سقوط یک فروند هواپیمای جنگی F4 در بوشهر خبر داد. غلامرضا کشتکار اظهار داشت: دقایقی پیش یک فروند هواپیمای جنگی F4 دچار حادثه شد و سقوط کرد. وی ادامه داد: این هواپیما نزدیکی جزیره شیف (بوشهر) دچار حادثه شد و سقوط کرد ولی خوشبختانه وضعیت جانی خدمه این هواپیمای جنگی تا این لحظه سالم گزارش شده و خلبانان قبل سقوط از هواپیما خارج شدهاند و هم اکنون نیز به بیمارستان بوشهر انتقال داده شدهاند. مدیرکل حوادث غیرمترقبه استانداری بوشهر اضافه کرد: در حال حاضر نیروهای امداد و نجات در حال آماده باش هستند. کشتکار افزود: دو نفر از سرنشینان این هواپیما به دلیل مصدومیت به بیمارستان منتقل شدهاند و طبق آخرین خبرها وضعیت جسمانی آنها مطلوب بوده است. شایان ذکر است هنوز از علل سقوط این هواپیمای جنگی خبری منتشر نشده است
دوازده نفر از زندانی های اعتصاب کننده پس از بیست و دو روز به بندعمومی ۳۵۰ زندان اوین بازگردانده شدند اما عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی همچنان در انفرادی نگه داری می شوند و کیوان صمیمی نیز همچنان در اعتصاب غذا و انفرادی به سر می برد. براساس گزارش های رسیده از اوین به کلمه ،این یازده نفر از روحیه بالایی برخوردارند اما از نظر جسمی بسیار ضعیف و لاغر شده اند و همچنان اجازه تماس با خانواده های خود را ندارند. زندانی های منتقل شده به بند عمومی روحیه عبدالله مومنی،بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی را نیز خوب و مقاوم توصیف کرده اند اما در باره وخامت حال کیوان صمیمی و بی توجهی پزشکان به وضعیت وی اظهار نگرانی شدید کرده اند. منابع موثق به نقل از زندانیانی که تازه از انفرادی بازگشته می گویند کیوان صمیمی گفته بعد از انتقال عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی به بند عمومی اعتصاب غذای خود را خواهد شکست . مجید توکلی ،فعال دانشجویی و یکی از زندانیان اعتصاب کننده دیروز به زندان رجایی شهر منتقل شده است. گفته می شود رضا ملک یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز همچنان در انفرادی به سر می برد. علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، کیوان صمیمی ،جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی بودند که دو هفته اعتصاب غذا کردند. آنها پس از اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و توهین ماموران زندان به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند.
رئیس مجلس شورای اسلامی در سالروز ورود آزادگان به کشورمان تاکید کرد که آزادگان با استقامت خود به دشمن نشان دادند که نباید برای هیچگاه برای مردم ایران دندان تیز کنند. به گزارش ایلنا، در جلسه علنی امروز علی لاریجانی با بزرگداشت مقاومت و مجاهدت آزادگان در سالهای اسارت، اظهار داشت: آزادگان با مظلومیت و استقامت بینظیر خود علاوه بر خرد کردن روحیه دشمن به استکبار و هم پیمانان آن نشان دادند که نباید هیچگاه برای مردم ایران دندان خود را تیز کنند. لاریجانی در ادامه یادآور شد: بازدارندگی موجود در مقابل دشمن در پناه مجاهدت آزادگان به ملت ایران هدیه شده است و ملت ایران زحمات آنان را پاس خواهد داشت. رئیس قوه مقننه تاکید کرد: دشمن با استقامت آزادگان متوجه شد در صورت مواجه با ملت ایران با حریفی سخت و مقاوم مواجه خواهد شد. لازم به ذکر است که در آغاز جلسه علنی امروز از تعدادی از آزادگان تقدیر به عمل آمد.
در حالی وزیر کار و امور اجتماعی نرخ بیکاری ۱۴٫۶ درصدی بهار ۸۹ مرکز آمار ایران را زیرسئوال برد و به آن شبهاتی وارد کرد که این مرکز قرار دادن آمارها در سایت رسمی را به معنی دفاع از محاسبات خود اعلام کرد. به گزارش مهر، مرکز آمار ایران اخیرا نرخ بیکاری بهار سالجاری ۱۴٫۶ درصد را اعلام کرده که در این رابطه تعداد کارجویان (بدون شغل – در جستجوی شغل بهتر) نیز بیش از ۳٫۵ میلیون نفر برآورد شده است. اهمیت این موضوع در این است که این نرخ در بهار سال گذشته ۱۱٫۱ درصد بود. جهش ۳٫۵ درصدی نرخ بیکاری در بهار سالجاری در کنار نیاز مبرم بازار کار به فرصتهای جدید شغلی، از موضوعاتی است که به دلیل نیازهای روزافزون جوانان کارجو، همیشه مورد توجه افکار عمومی بوده و هست. طی سالهای گذشته به ویژه در زمان فعالیت سیدمحمد جهرمی (وزیر سابق کار ) درباره مرجع اعلام نرخ بیکاری بعضا نقدهایی مطرح میشد، به نحوی که اعلام دو نرخ متفاوت از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار دوگانگیهایی را به همراه داشت. نهایتا به دلیل استناد قانون به نرخ اعلامی مرکز آمار و همچنین عدم محاسبه نرخ بیکاری روستاها توسط بانک مرکزی، این نرخ مرکز آمار بود که مورد استناد قرار میگرفت. این جریان ادامه داشت تا زمان اعلام رسمی نرخ بیکاری بهار ۸۹ که توسط شیخالاسلامی وزیر کار به نقد کشیده شد و وی ضمن نپذیرفتن تلویحی نرخ ۱۴٫۶ درصدی، گفت: به نظر میرسد نرخ بیکاری بهار ۸۹ دارای اشتباه است و یا اینکه نرخهای اعلام شده در سالهای گذشته اشکال داشته است. همچنین وزیر کار گفت که اگر نرخ بیکاری بهار ۸۹ را بپذیرد به معنی افزایش ۱ میلیون نفر بیکار جدید است، البته وی تاکید دارد که با ابهام و بیمیلی ناچار است نرخ بیکاری محاسبه شده توسط مرکز آمار ایران را بپذیرد. این نوع برخورد و غیرقابل استناد بودن نرخ بیکاری مرکز آمار از سوی وزیر کار در حالی مطرح میشود که هم اکنون از نظر قانونی هیچ مرجعی بالاتر از مرکز آمار ایران نیست که بتواند نرخهای بیکاری قابل استناد ارائه دهد. این در حالی است که تا پیش از این نرخ بیکاری اعلام شده از سوی مرکز آمار برای وزارت کار و امور اجتماعی بدون حرف و حدیث قابل استناد بوده، اما با اعلام نرخ بیکاری بهار امسال به یکباره این نرخ که زیر سئوال برده شد و شبهاتی از سوی این وزارتخانه در مورد آمار نرخ بیکاری مطرح شده است. در عین حال، نرخ بیکاری که در هر فصل توسط مرکز آمار اعلام می شود مهمترین نرخی است که از سوی این مرکز به صورت رسمی اعلام می شود (همانند اهمیت نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی) و توسط دستگاههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد، ضمن اینکه تغییری در نحوه محاسبه این نرخ در فصل بهار نسبت به فصول قبل صورت نگرفته است. مسئولان مرکز آمار ایران در این خصوص معتقدند که قراردادن آمارهای نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار بر روی سایت رسمی به معنای دفاع این مرکز از آمارهای تولیدی خود است. و اگر این آمارها اشتباه بود، روی سایت مرکز آمار قرار نمیگرفت. مرکز آمار ایران در مورد نرخهای اعلام شده در خصوص نیروی کار معتقد است که اطلاعات رسمی، دقیق و صحیح خود را از طریق سایت اطلاع رسانی میکند. اگر صحبتهای وزیر کار مورد تائید ما بود، اطلاعات خود را بر روی سایت قرار نمیدادیم، قرار دادن این اطلاعات بر روی سایت به معنای این است که مرکز آمار بر صحت آمارهای خود پافشاری میکند. در همین حال، این مرکز با اعلام اینکه نرخ بیکاری افزایش یافته و اگر صلاح باشد به این مطلب پاسخ خواهد داد، عنوان میکند که وزیر کار اعلام کرده با وجود اینکه مایل نیستم اما نرخ بیکاری مرکز آمار را میپذیرم. شیخالاسلامی همچنین گفته است: اگر از من بپرسند که نرخ بیکاری در بهار ۸۹ چقدر است به آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار استناد خواهم کرد، ولی با این وجود به نظر میرسد که این آمار با واقعیات جامعه همخوانی ندارد و درصدی از خطا در آن دیده میشود. وزیر کار افزوده است: افزایش ۳٫۵ درصدی بیکاری یعنی اینکه از سال قبل تا به حال باید حداقل یک میلیون نفر به افراد بیکار کشور اضافه شده باشد و آثار آن هم در مقرری بگیران بیکاری تامین اجتماعی دیده شود؛ در حالی است که تنها ۲۰ هزار نفر به مقرری بگیران بیکاری اضافه شده و به همین دلیل بین آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار با واقعیات موجود تفاوت وجود دارد. نرخ بیکاری طی سال گذشته از سوی مرکز آمار ایران ۱۱٫۹ درصد اعلام شد که این نرخ در فصل بهار سال گذشته ۱۱٫۱ درصد و در فصل زمستان همان سال نیز ۱۴٫۱ درصد محاسبه شده بود. افزایش ۳٫۵ درصدی نرخ بیکاری بهار سالجاری به نسبت مدت مشابه سال قبل و رسیدن تعداد بیکاران به ۳٫۵ میلیون نفر طی سالهای اخیر بیسابقه بوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر