-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

Latest News from Iran Green Voice for 08/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



عیسی سحرخیز طی دادخواستی از شرکت نوکیا زیمنس و دیگر شرکت های مرتبط بابت فروش و ارايه فن آوری و تجهیزات لازم برای شنود ومونیتورینگ هوشمند شبکه های بی سیم، اطلاعاتی و اینترنت ایران که موجب دستگیری و سپس شکنجه او و دیگر شهروندان ایرانی شده است، در دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرده است.

مهدی سحرخیر در وبسایت شخصی اش به نقل از علی هریسچی، یکی از وکلای عیسی سحرخیز آورده است دادخواست این شکایت را وکلای آقای سحرخیز در تاریخ دوشنبه 25 مرداد در دادگاه فدرال آمریکا تسلیم کرده اند.

آقای عیسی سحرخیز مدعی است که شرکت نوکیا زیمنس با توجه به آگاهی عمومی نسبت به تخطی های ایران از قوانین بین الملل و کارنامه حقوق بشر ایران، که همگی دال بر تجاوز به حقوق مدنی و حقوق بشر ایرانیان است، نباید تجهیزات و فن آوری لازم برای فیلترینگ، استراق سمع، و مونیتورینگ را به ایران می فروخت. این تجهیزات باید تنها در اختیار کشوری قرار گیرد که ساختار قضایی لازم برای حفاظت از حقوق مدنی شهروندانش بر اساس حداقل استانداردهای جهانی را دارا باشد.

آقای سحرخیز مدعی است که شرکت نوکیا زیمنس عامدانه و آگاهانه این تجهیزات را در اختیار ایران قرارداده است. بنابراین آنها شریک تخطی های ایران در تجاوز به حقوق مدنی و اساسی مردم ایران هستند و بنابراین شرکت نوکیازیمنس مسئول صدمات ناشی این تجاوزات بر شهروندان ایران و آقای سحرخیز است.

عیسی سحرخیز که در اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در روستایی در توابع استان مازندران دستگیر شده است مدعی است که فن آوری های فروخته شده توسط شرکت نوکیا زیمنس موجب دستگیری او شده است که بدون آن فن آوری ها امکان دستگیری او توسط نیروهای امنیتی ایران وجود نداشته است. او پس از دستگیری مورد ضرب و شتم، شکستگی استخوان، سلول انفرادی ، حبس بی دلیل و دیگر نمود شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته است که طبق قوانین بین المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی ، منشور سازمان ملل، و میثاق جهانی منع شکنجه خلاف قانون شمرده می شوند.

سحرخیز در این دادخواست خواهان قطع فروش دستگاههای متشابه و قطع پشتیبانی و پایان دادن به سرویس های موجود در تجهیزات فروخته شده توسط نوکیا زیمنس به ایران است.

بنا بر این گزارش، یکی از اهداف این دادخواست پایان دادن به اعمال شرکت های خارجی است که هم چون استعمارگران قرون گذشته با یک دست منافع ایران را تصاحب و با دستی دیگر موجب تجاوز به حقوق مدنی و اساسی ملت ایران می شوند. شرکت های غربی که دایه دار حقوق بشر هستند باید این استانداردها را در روابط تجاری خود با دولت هایی که خاطی این حقوق هستند رعایت کنند.

شاکیان این پرونده عیسی سحرخیز و مهدی سحرخیز و ایرانیانی هستند که به طور مشابه حقوقشان پایمال شده است.

وکلای این پرونده علی هریسچی و ادوراد معوض در ایالت مریلند آمریکا هستند.

منبع: جرس


 


هشت روز تمام است که تیم پزشکان زندان اوین به کیوان صمیمی روزنامه نگار دربندی که وارد بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود شده ،سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند .
براساس گزارش ها رسیده از داخل اوین به کلمه ، بی توجهی پزشکان ناشی از دستور مقامات زندان اوین بویژه صداقت رییس زندان اوین و بزرگ نیا رییس بند۳۵۰ این زندان است.
خانواده صمیمی به شدت نگران سلامت وی هستند و از همه مسوولان قضایی بویژه دادستان تهران درخواست توجه فوری به وضعیت وی را دارند.
کیوان صمیمی ،روزنامه نگار دربند که در بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد وضعیت جسمانی بسیار نگران کننده ای دارد .
در حالی هشت روز تمام پزشکان زندان اوین به این روزنامه نگار دربند سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند که طبق روال معمول زندان ها وقتی یک زندانی اعتصاب غذا می کند هر روز پزشکان زندان باید وضعیت عمومی او را کنترل کنند و در صورت نیاز کمکهای اولیه به پزشکی به او بدهند.
کیوان صمیمی ۶۲ ساله است و با توجه به سنش این بی توجهی مسولان زندان اوین برای سلامتش بسیار خطرناک محسوب می شود.
صمیمی و ۱۶ زندانی سیاسی دیگر زندان اوین سه هفته قبل به خاطر اعتراض به برخوردهای نامناسب زندانبانان و ماموران زندان به خصوص وعده های دروغین و رفتارهای نامناسب رییس زندان اوین، صداقت به سلول انفرادی منتقل شدند. آنها بعد از آن دست به اعتصاب غذا زدند.
بقیه این زندانی ها بعد از دو هفته به خاطر پیام های اقشار مختلف مردم بویژه شخصیت های جنبش سبز از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اعتصاب غذای شان پایان دادند اما صمیمی همان موقع اعلام کرد که تا زمان انتقال همه زندانیان اعتصاب کننده به بند عمومی اعتصاب غذایش را پایان نخواهد داد.
اکنون زندانیان اعتصاب کننده بارها از وی خواسته اند که به اعتصاب غذایش پایان دهد اما او اعلام کرده که به خاطر فرزندان دربندش این کار را نخواهد کرد و تا رهایی آنها از سلول انفرادی به این اعتصاب ادامه خواهد داد.


 


ندای سبز آزادی: به گفته زندانیان سیاسی، مسئولین زندان اوین و یند 350 با بستن مسجد این بند به استقبال ماه مبارک رمضان رفته اند. این اقدام اعجاب انگیز در حالی صورت می گیرد که از برخی زندانیان سیاسی ازجمله محمدرضا جلایی پور، قاری برجسته قرآن، از دسترسی به کتاب خدا محروم مانده اند. خانواده های زندانیان سیاسی معتقدند که مردم شریف ایران به خصوص علمای گرانقدر باید در جریان این اقدامات غیرشرعی قرار بگیرند تا انحرافاتی که روز به روز بیشتر می شود برایشان روشن تر شود.

آقای محمد نوری زاد و همسرش شب گذشته با حضور در منزل سید مصطفی تاجزاده که بعدازظهر دیروز به زندان بازگردانده شد، با خانواده او ابراز هم بستگی کردند. نوری زاد با تقدیر از اقدام بزرگ تاجزاده و سایر شکایت کنندگان از نظامیان کودتاتر بازگشت مجدد او را به زندان هزینه این اقدام دانست و این شکایت نامه را قابل پیگیری حقوقی دانست. ایشان همچنین با تقدیر استواری خانواده تاجزاده برای صبوری هرچه بیشتر آنان دعا کرد. همسر تاجزاده نیز با تشکر از حضور ایشان اقدام شجاعانه تاجزاده را ستود و گفت اگر قرار بود او و دوستان دلاورش خود را درگیر روزمرگی های زندگی کرده از رسالت مهم خود دور بمانند قطعا سرنوشت دیگری داشتند.
وی همچنین پیگیری این شکایت را یک وظیفه ملی قلمداد کرد و در غیاب آقای تاجزاده خود را موظف به پیگیری آن دانست.
 


 


ريحانه جباری دختری است که چون در مقابل خواسته مردی که پيش تر مامور وزارت اطلاعات بود مبنی بر برقراری ارتباط جنسی تن نداد. در مقابل عدم تمکين خود و دفاع از شرافت و ناموس خود با يک ضربه چاقو از پشت مرد را به قتل می رساند. اين قتل کاملا ناخواسته بوده و ضربه ای که وارد گرديد بر قسمت حساس بدن مقتول نبوده است. سپس از اينکه شعبه ۷۴ کيفری استان به رياست قاضی تردست حکم به قصاص ريحانه را صادر کرد با اعتراض به دادنامه صادره شعبه ۲۷ ديوانعالی کشور که بسياری از پرونده های کيفری را تاييد می نمايد، ابرام و تاييد شد. حال اين دختر بی گناه در آستانه اعدام قرار دارد. دلايل اثبات دفاع مشروع و بی گناهی ريحانه و نيز شرح ماجرا را در زير به نظر گراميتان می رسد:

الف - ادله اثبات دفاع مشروع

تمامی تحقيقات انجام شده در پرونده ريحانه با سوء نيت و اينکه مقتول از مامورين وزارت اطلاعات بود که از کار برکنار شده بود از جمله تحقيقات مقدماتی، بازجويی ها و... همه و همه، بر افعال ريحانه تمرکز دارد؛ اينکه ريحانه چه کرده، چه انگيزه ای داشته، با چه کسانی رابطه داشته و.... در نگاه اول اين موضوع برای يک پرونده قتل کاملا بديهی به نظر می رسد. اما وقتی می بينيم چگونه برخی واقعيات غيرقابل انکار کنار گذاشته می شوند، در مورد برخی از مسائل ضروری هيچگونه تحقيقی به عمل نمی آيد و برخی از شواهد به دست آمده که می توانسته به نفع ريحانه باشد ناديده گرفته می شوند، به اين نتيجه می رسيم که اين پرونده يک غايب بزرگ دارد: "مقتول".

در واقع هر آنچه مربوط به مقتول بوده و منتهی به قتل شده، از جمله اعمال شخص مقتول ارتباطات وی، حتی اطلاعاتی که می توانسته از گوشی موبايل دوم مقتول به دست بيايد و در پرونده موثر باشد، همه و همه مسکوت باقی مانده اند.

الف: نحوه آشنايی ريحانه با مقتول

بنا به اظهارات ريحانه، پس از اينکه در يکی از روزهای اواخر فروردين ۸۶، وی از مغازه "بستنی ناصر" بيرون می آمده، مقتول چندين بار با اتومبيل تويوتای کمری مشکی خود جلو پای وی ترمز می زند. تا اينکه ريحانه با اصرار سوار اتومبيل می شود. تا پيش از اين عمل، هيچگونه آشنايی بين ريحانه و مقتول وجود نداشته است و دليل معارضی که اظهارات ريحانه در مورد نحوه آشنايی با مقتول را زير سئوال ببرد نيز وجود ندارد. در واقع اين مقتول بوده که برای آشنايی با دختر جوانی که همسن دختر خود بوده پيشقدم شده است، شماره تلفن خود را به او داده و از او شماره تلفن گرفته است. اگر به قول بازپرس محترم، در کيفرخواست "متهمه با برقراری دوستی با فرد اجنبی خود را در موقعيت خطر قرار داده است"، همين استدلال در مورد مقتول نيز صادق است زير وی نيز با برقراری دوستی با دختری که می توانسته جای دخترش باشد، علاوه بر اينکه کاملا خلاف شئون شخصی و حرفه ای خود عمل کرده، مخاطرات فراوانی را نيز متوجه حيثيت فردی و زندگی خانوادگی خود ساخته است.

اگر ريحانه، دختر جوان و بی تجربه و جاه طلبی بوده که با ديدن ظواهر زندگی مقتول و وعده او نسبت به فراهم آوردن امکاناتی مانند چاپخانه، اتومبيل گرانقيمت، آپارتمان مسکونی و نيز ايجاد اين ذهنيت که مقتول، فرد ذی نفوذی است و با دستگاههای اطلاعاتی و امنيتی ارتباط دارد و در جامعه ای که روابط بر ضوابط حکمفرماست، می تواند بسياری از مشکلات را حل کند، می توانسته به سادگی اغفال شود، انگيزه مقتول از پيشقدم شدن در ارتباط با دختر جوانی که هيچيک از ويژگی های مذکور را نداشته چه بوده است؟ اين سئوالی است که بازپرس محترم هيچگاه نخواسته اند به دنبال پاسخ آن باشند.

ب: شواهدی که قصد مقتول برای تجاوز را آشکار می کند

براساس شواهد و اسناد مضبوط در پرونده، کليه اعمال مقتول در روز وقوع قتل، حاکی از قصد ايشان برای برقراری رابطه جنسی با ريحانه دارد؛ در ادامه اين شواهد را مرور می کنيم:

۱. شهادت آقای شاهرخ ش و ساير کارکنان شرکت تيراژه، و نيز پرينت اس ام اسی که از موبايل مقتول به موبايل ريحانه زده شده که "سلام من کوچه درفش هستم، پلاک ۵۲؟" که نشانی شرکت تيراژه است نشان می دهد مقتول شخصا و با اتومبيل خود به دنبال ريحانه رفته و وی را از درب شرکت محل کار خود سوار، و به محل وقوع قتل برده است. اين در حالی است که فاصله ميان شرکتی که ريحانه در آنجا مشغول به کار بوده، واقع در خيابان مفتح و محل وقوع قتل، واقع در خيابان ميرعماد بسيار کم بوده است. بنابراين، باز هم اين مقتول است که به دنبال ريحانه آمده و او را سوار اتومبيل شخصی خود کرده است؟!..

۲. در حالی که همه شواهد حاکی از آن است که از نظر ريحانه، ارتباط وی با مقتول يک رابطه کاملا کاری بوده است، از سوی ديگر، مقتول ريحانه را با خود به آپارتمان مسکونی عمه خود که در زمان وقوع قتل خالی از سکنه بوده است می برد. در اين جاست که بايد از بازپرس و معاون محترم دادستان پرسيد اگر اقامه نماز از سوی مقتول در محل وقوع قتل، پای بندی وی به واجبات را اثبات می کند، چگونه شخصی چنين مقيد به انجام واجبات، عليرغم همه آموزه های دينی، خود را در موقعيتی تنها با يک دختر نامحرم قرار می دهد؟ اين در حالی است که لحن و ادبيات به کار رفته در اس ام اسی که دو ساعت قبل از قتل، از طرف ريحانه برای مقتول فرستاده می شود با اين مضمون که "منتظر باشم آقای دکتر؟" کاملا نشان می دهد که برای ريحانه، اين رابطه کاملا رسمی و کاری بوده است و نه حتی دوستانه. همچنين يحانه در بازسازی صحنه جرم کاملا بر موقعيت اتاقهای آپارتمان ياد شده و وضعيت آنها اشراف داشته که نشان می دهد قصد ريحانه واقعا کاری و در چارچوب تغيير دکوراسيون آن مکان از مسکونی به مطب بوده است. در همين زمينه، يادآوری می شود برخلاف اظهارات آقای شاهرخ که به نظر می رسد در وضعيت خاص و برای خلاصی از اتهامات وارده عنوان شده است، بروشور شرکت تيراژه که در آن صريحا طراحی دکوراسيون داخلی، به عنوان يکی از خدمات اين شرکت درج شده است، به عنوان مدرک جهت درج در پرونده تقديم شده است.

۳. مقتول در سر راه خود به آپارتمان ياد شده توقف می کند و از داروخانه واقع در خيابان مفتح مقداری وسايل می خرد که در دو کيسه نارنجی بوده است. بعدها در بازرسی صحنه جرم مشخص می شود که در ميان وسايل خريداری شده، يک بسته کاندوم بوده که کاملا مشخص است چه استفاده ای داشته است. بازپرس محترم برخلاف همه اصول منطق، اخلاق و حقوق، چون نمی توانسته وجود يک بسته کاندوم در صحنه جرم را ناديده بگيرد، به فرضيه بافی و حدس و گمان متوسل می شود و می نويسد: "شايد خود متهمه کاندوم های مکشوفه در محل وقوع جرم را جهت انحراف ذهن مقامات رسيدگی کننده در محل قرار داده باشد."! در حالی که به سادگی می توانست از داروخانه محل نسبت به اجناس خريداری شده توسط مقتول تحقيق به عمل بياورد. اگر اقدامات ريحانه تا اين حد برنامه ريزی شده بود، چرا فی المثل به گونه ای برنامه ريزی نکرد که آلت قتاله به سادگی توسط ماموران يافت نشود؟ شماره تلفن و پيامهای خود را از روی موبايل مقتول حذف نکرد؟ و...

۴. براساس گزارش پزشکی قانونی، در يکی از دو ليوان آبميوه ای که روی ميز محل وقوع قتل کشف شده است، داروی ديفنوکسيلات وجود داشته است. اين دارو از ترکيبات مرفين و خواب آور است و بسته به ميزان آن، عوارضی چون سرگيجه، بی حسی و خواب آلودگی دارد. افراد معتاد از آن برای رفع علائم ترک استفاده می کنند. بديهی است که اين دارو توسط مقتول به آبميوه ای که قرار بوده ريحانه بخورد اضافه شده است و فراموش نکنيم که مقتول پزشک بوده و به خوبی عوارض داروها و کاربردهای آنها را می شناخته است. بنابراين بايد پرسيد: قصد مقتول از اينکه ريحانه خواب آلوده، گيج و بی حس شود چه بوده است؟
۵. بنا به اظهارات ريحانه، مقتول پس از ريختن آبميوه، روی کاناپه ای که در آپارتمان بوده، ملافه ای پهن می کند. اين اظهار که کاملا با عکسهای صحنه قتل، مضبوط در پرونده تطابق دارد نيز نشانه ای از قصد قبلی مقتول برای برقراری ارتباط جنسی است. لابد اين ملحفه نيز توسط ريحانه جهت به انحراف کشاندن ذهن مرجع قضايی، پهن شده است؟!


ج: شرايطی که ريحانه در آن قرار داشته است

۱. شواهد حاکی از آن است که در زمان وقوع قتل، و پيش از آن، مقتول و ريحانه در آن آپارتمان تنها بوده اند. وجود تنها دو ليوان شربت اين مساله را تاييد می کند، ضمن اينکه هيچ دليلی بر حضور يک نفر سوم در زمان وقوع قتل در صحنه جرم به دست نيامده است. در چنين شرايطی، ريحانه که از ابتدا با ديدن مسکونی بودن محل، دچار شک و ترديد شده بود، با طرح درخواست برداشتن روسری از سوی مقتول، بيشتر نسبت به انگيزه واقعی وی دچار ترديد می شود. بنابراين، وقتی که مقتول پس از پايان نماز دو رکعتی اش، در آپارتمان را می بندد و دستهايش را به حالت بغل کردن دور بدن ريحانه حلقه می کند، با توجه به جثه درشت و قوی هيکل بودن مقتول و گفتن جمله ای با اين مضمون که هيچ راه فراری نداری و اينکه گويا به يکباره صورت و ظاهر مقتول برای ريحانه طور ديگری شده است، ريحانه به واقع احساس می کند که راه خلاصی برايش وجود ندارد؛ يا بايد به اين رابطه ناخواسته تن در دهد و يا اينکه به هر شکلی شده از ناموس خود دفاع کند. در تبيين عدم تمايل ريحانه به برقراری رابطه با مقتول، تنها به يک نکته اشاره می کنم که در پرونده تاييد شده است و آن اينکه اگر چنين تمايلی وجود داشت، ريحانه به درخواست مقتول مبنی بر درآوردن روسری پاسخ مثبت داده بود و روسری وی در اثر جهيدن خون در زمان وارد کردن ضربه خونی نمی شد. در حالی که گزارش پزشکی قانونی وجود لکه های خون مقتول را روی روسری ريحانه تاييد می کند. شايد لازم باشد در اينجا نسبت به اين اصل بديهی متذکر شويم که حتی اگر زنی با مرد ديگری به طور نامشروع، اما خودخواسته هم ارتباط داشته باشد دليل نمی شود که هر مردی، با سوء استفاده از موقعيت شغلی و طبقاتی و نيز با دادن وعده های خلاف واقع و به بهانه انجام کار، او را به مکانی خلوت کشانده و حق برقراری رابطه جنسی را خلاف تمايل او داشته باشد. اعتقاد ريحانه به اطلاعاتی بودن مقتول نيز دليل ديگری بود که ترس و وحشت در وجود ريحانه را چند برابر می کرد. در آن شرايط، ريحانه از چند ثانيه ای که مقتول به او پشت می کند و به طرف ميز می رود استفاده کرده و تنها يک ضربه به کتف راست وی وارد می آورد به اميد اينکه از وضعيت بحرانی که در آن داشته خلاص شود.
۲. در خصوص وجود چاقو در کيف ريحانه که بازپرس محترم از آن به عنوان اماره ای مبنی بر قصد ارتکاب قتل ياد کرده اند، يک نکته در اين بخش لازم به ذکر است و آن اينکه صرفنظر از اظهارات ريحانه مبنی بر اينکه مقتول و شيخی چندين بار از او خواسته بودند يک وسيله دفاع تهيه کند و حتی در روز وقوع قتل، ريحانه در هنگامی که با مقتول در اتومبيل بودند، به وی گفته که وسيله دفاعی را که گفته بوديد، خريده ام، در حال حاضر شرايط جامعه به گونه ای است که اگر نگوييم همه، اکثريت زنانی که در بيرون از خانه فعاليت می کنند، ناگزيرند برای دفاع از خود در شرايط بحرانی، از پيش تمهيداتی بينديشند. گذاشتن چاقو در کيف برای دفاع از خود در شرايط بحرانی، تمهيد پيشگيرانه ای است که نه تنها ريحانه بلکه بسياری از زنان ديگر نيز به آن دست می يازند و تقصير عواقب ناخوشايند استفاده از آن را نه به پای زنان بلکه بايد به پای قوای انتظامی و امنيتی جامعه نوشت که از فراهم آوردن شرايط امن برای حضور اجتماعی زنان عاجز بوده اند.

د: تطبيق موضوع با قوانين مربوط به دفاع مشروع

۱. ماده ۶۱ قانون مجازات اسلامی، دفاع در برابر "تجاوز فعلی" يا "خطر قريب الوقوع" را در صورت متناسب بودن با تجاوز و خطر، بيش از حد لازم نبودن و عدم امکان توسل به قوای دولتی، مشروع می داند. مرور شرايطی که در بالا مفصلا ذکر شد نشان می دهد که اولا، تجاوز، در حال فعليت بوده است. فراهم آوردن شرايط، از جمله خانه خلوت، کاندوم، ملافه روی کاناپه، درخواست برای درآوردن روسری، بستن در، بغل کردن ريحانه و گفتن اينکه راه خلاصی نداری، همه نشاندهنده اين است که در صورت عدم دفاع، تجاوز فعليت می يافته است. از سوی ديگر وارد آوردن تنها يک ضربه، آن هم به کتف راست، نقطه ای که علی القاعده، و در صورتی که مقتول پس از ورود ضربه تا اين حد فعاليت جسمی که باعث خونريزی شديد شده است نمی نمود، منجر به قتل نمی شد نشان از اين می دهد که عمل انجام شده بيش از حد لازم نبوده و کاملا با تجاوز و خطر تناسب داشته است. از سوی ديگر، شرايط به گونه ای نبوده که موکل بتواند قوای دولتی و انتظامی را فراخواند. همه اين وقايع در مدتی بسيار کوتاه، حدود يک ربع اتفاق افتاده است. به شهادت پرينت اس ام اس ها، در ساعت ۱۷ و ۵۰ دقيقه، موکل هنوز در شرکت حضور داشته است. حدود ساعت ۶، سوار ماشين مقتول می شود و با احتساب زمان خريد از داروخانه، حدود ساعت ۶ و ربع، موکل و مقتول به آپارتمان می رسند. بنا به گزارش بازپرس کشيک، براساس زمان تماس همسايه ها با پليس ۱۱۰، قتل بايد حدود ساعت ۶ و ۳۰ دقيقه اتفاق افتاده باشد. بنابراين در چنين زمان کوتاهی توسل به قوای دولتی اساسا ممکن نبوده است و حتی بر فرض محال هم که ريحانه می توانست به قوای دولتی متوسل شود، با توجه به ذهنيت وی نسبت به اطلاعاتی و ذی نفوذ بودن مقتول، که البته براساس نتيجه استعلام از وزارت اطلاعات، مضبوط در پرونده، چندان هم نادرست نبوده است، ريحانه نمی توانست اميدی به نتيجه بخش بودن درخواست کمک از نيروهای انتظامی نيز داشته باشد. با وجود تاکيد بازپرس پرونده در بازجويی ها و همچنين در کيفرخواست صادره مبنی بر اينکه ريحانه می توانسته فرار کند يا همسايگان را خبردار نمايد، اولا همانطور که گفته شد جريان وقايع به حدی سريع پيش رفته که ريحانه امکان انجام هيچيک از اين کارها را نداشته است و به محض شروع هر يک از آنها مثلا فرياد زدن، يا رفتن به سمت در و باز کردن قفل آن، با ممانعت مقتول مواجه می شده که با توجه به قدرت جسمانی زياد و جثه قوی وی، ممکن بود حتی خطری جانی برای وی فراهم کند. کما اينکه پس از وقوع قتل و خروج مقتول از آپارتمان هم موکله نتوانسته به راحتی درب را باز کند و فرار کند؛ وجود آثار ضربه چاقوی خون آلود در بالای دستگيره درب آپارتمان حاکی از تلاش ريحانه برای بازکردن در است. ثانيا ماده قانونی مذکور هيچ ذکری از اينکه اگر کسی که در خطر وقوع تجاوز قرار گرفته بتواند فرار کند يا به همسايگان متوسل شود، دفاع وی مشروع نخواهد بود به عمل نياورده و بازپرس محترم، برخلاف اصل تفسير مضيق و تفسير به نفع متهم، با استدلالی خلاف قانون کيفرخواست خود را تنظيم کرده اند.

۲. رد اظهارات ريحانه مبنی بر اينکه در مقام دفاع از ناموس خود ضربه را وارد نموده است در حالی صورت می گيرد که ريحانه از همان ابتدا و در تمامی جلسات بازجويی و بازپرسی، بر دفاع از ناموس به عنوان دليل وارد آوردن ضربه تاکيد کرده است. از سوی ديگر، اقرار ريحانه مبنی بر مباشرت در وارد آوردن ضربه ياد شده از طرف بازپرس محترم به عنوان مهمترين دليل وقوع جرم شناخته شده است. اين در حالی است که از نظر حقوقی، "اقرار" غير قابل تجزيه است و نمی توان بخشی از اقرار را معتبر دانست و بخشی ديگر از آن را رد کرد. ريحانه در تمامی مراحل تحقيقات اوليه گفته است : برای دفاع از خود مرتکب قتل شده ام. بنابراين، دفاع، جزيی از اقرار به قتل بوده است که متاسفانه معاون دادستان با تجزيه اقرار موکله، ارتکاب قتل را به عنوان دليل پذيرفته و بخش مربوط به ماهيت آن را که همان دفاع مشروع بوده، ناديده گرفته است.


- دلايل اثبات عمدی نبودن قتل ارتکابی توسط موکله

موضوعی که در کنار ادعای قانونی و به حق موکله مبنی بر دفاع مشروع، محل تامل است نحوه برخورد دادسرا در رابطه با تحقيقات انجام شده و تصميم نهايی معاون دادستان می باشد. ريحانه در تمام مراحل دادرسی، واقعيت را - هر چند به مرور زمان و پراکنده - به افسر و بازپرس پرونده، بيان نموده است و می توان به راحتی از لابه لای اوراق پرونده انگيزه وی را هويدا نمود، ريحانه چه انگيزه ای می تواند در ارتکاب جرم داشته باشد جزء آنکه از خود دفاع کرده باشد؟ در اين پرونده، موضوعی که جای هيچگونه ابهام و شبهه ای وجود ندارد؛ دفاع مشروع است. دفاعی که قانونگذار به هر کسی اعطاء نموده تا در مواجه با خطر از اين ابزار قانونی استفاده کند. بنابراين در اينکه ريحانه از خود دفاع نموده تا مورد تعرض و تجاوز مقتول قرار نگيرد بنا به آنچه که مرقوم گرديد جای هيچگونه شک و ترديدی نيست و اما چرا بازپرس رسيدگی کننده به پرونده در قرار مجرميت صادره و در کيفرخواست تنظيمی، به بند الف ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی متوسل شده است؟ چه دليل محکمه پسندی بر اين ادعا وجود دارد که ريحانه با قصد و نيت قبلی مرتکب قتل به صورت عمد گرديده است؟ آيا به صرف تهيه چاقو می توان به نيت افرادی که مرتکب قتل می شوند پی برد؟
بند الف ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: « مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخصی معين يا فرد يا افرادی غير معين از يک جمع را دارد خواه آن کار نوعآ کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.» قتل در اين مورد عمد است. همانگونه که مستحضريد ماده مذکور مصاديق قتل عمد را ذکر نموده ولی تعريفی از قتل عمد نکرده است. ولی می توان از کلمه قتل عمد اين استنباط را نمود که اگر فردی عمدآ و بدون مجوز قانونی و شرعی روح ديگری را از بدن خارج سازد مرتکب قتل عمد شده است در بندهای ب وج نيز نوع ديگری از مصاديق قتل عمد ذکر شده است. بند ب ماده ۲۰۶ مواردی را که قاتل عمدآ کاری را انجام دهد که نوعآ کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد عمدی تلقی نموده و در بند ج مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعآ کشنده نيست ولی نسبت به طرف بر اثر بيماری و يا پيری يا ناتوانی يا کودکی و امثال آنها نوعآ کشنده باشد و قاتل نيز به آن آگاه باشد را از مصاديق قتل عمد می داند.
ملاحظه می فرماييد که قاتل يا می بايست عمد و سوء نيت قبلی بر قتل داشته باشد يا عملی را عمدآ انجام دهد که نوعآ کشنده باشد حتی قصد قتل نداشته باشد يا نسبت به طرف نوعآ کشنده باشد.

در مانحن فيه هيچکدام از بند های فوق الذکر را نمی توان به عمل ريحانه منتسب نمود ولی بازپرس رسيدگی کننده به پرونده برای آنکه قتل عمد را به هر نحو ممکن به ريحانه منتسبت کند و دفاع مشروع را غير قابل استماع تلقی نمايد چاره را استفاده از بند الف ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی می داند؛ و کيفرخواست را به گونه ای تنظيم می نمايد تا وانمود کند ريحانه قصد قبلی بر قتل عمد دارد چرا؟ چون نمی خواهد ادعای دفاع مشروع را از موکله بپذيرد و نمی تواند بند ب ماده ۲۰۶ را مشمول حال ريحانه نمايد چون عملی که وی انجام داده است هر چند برای دفاع از خود بوده، و عمدی در کار نداشته نوعآ کشنده نيست. مقتول در شرايطی که ضربه چاقو به سمت راست بدنش اصابت کرده، مدتهای طولانی در جنب و جوش بوده و آنچه باعث فوت وی می گردد خونريزی ناشی از ضربه چاقوست، نه عملی که نوعآ کشنده نيست.

بازپرس شاملو به خوبی می دانسته که نمی تواند از اين مقرر قانونی نيز استفاده کند بنابراين بند الف ماده ۲۰۶ را انتخاب می نمايد که در اين زمينه در دفاع از حقوق ريحانه مراتب ذيل را به نظر قضات معظم می رسانم:
۱- لازمه استناد به اين بند قانونی، اثبات قصد قتل از سوی ريحانه است و در اين صورت نوعآ کشنده بودن و نبودن عمل ارتکابی تاثيری در عمدی بودن قتل نخواهد داشت؛ چنانچه ريحانه قصد قتل داشت بديهی و ضروری بود تا با ضربات متعدد چاقو به مقتول، وی را از پای بياندازد! در حاليکه ريحانه صرفآ يک ضربه چاقو به بدن مقتول وارد آورده است و همه می دانيم که در پرونده های مربوط به قتل، اگر شخصی قصد قتل ديگری را داشته باشد، نتيجه مجرمانه که سلب حيات ديگری است را نيز خود در نظر خواهد داشت به همين جهت با ضربات مکرر چاقو شخص مورد نظر خود را از پای می اندازد؛ چنانکه ريحانه قصد قتل مرحوم را داشت ضربه چاقو را به نقطه حساس بدن مرحوم وارد می نمود. ريحانه به هيچ عنوان قصد قتل نداشته و به همين جهت صرفآ خواسته بود تا مرحوم را زخمی کند تا ايشان از افکاری که در سر داشت دست بردارد و از تعرض به وی منصرف شود به همين جهت ضربه چاقو را به سمت راست بدن مقتول وارد می کند که با قلب فاصله دارد؛ مطمئنآ اگر ريحانه قصد قتل داشت به راحتی می توانست همان ضربه را به قلب مقتول وارد کرده و بی آنکه اجازه خروج مرحوم را به بيرون از آپارتمان دهد متواری گردد.

۲- ما نمی توانيم خريد يک عدد چاقو را دليل بر قصد قتل ديگری قلمداد کنيم اگر چنين باشد تمام قتلهايی که با چاقو انجام می پذيرد عمدی بوده و بند الف ماده ۲۰۶ به آن صدق می کند در حالی که اکثر قريب به اتفاق قتلهايی که با چاقو و آنهم با يک ضربه به وقوع می پيوندد اگر در نقطه حساس بدن وارد گردد و متهم منکر عمدی بودن قتل باشد؛ بند ب ماده ۲۰۶ مورد استناد قرار داده می شود. بنابراين ادعای معاون دادستان مبنی بر اينکه چون ريحانه از قبل چاقو تهيه نموده بنابراين قصد قتل را داشته است ادعايی بی اساس و غير قابل توجيه است.

۳- ريحانه هيچگونه سابقه کيفری ندارد او جوانی است بی تجربه و به دنبال بدست آوردن زندگی مرفع با موقعييت شغلی مناسب بوده است تا اينکه دست تقدير ريحانه را با مرحوم آشنا می کند. ريحانه در محل کارخود تنها يکصد پنجاه هزار تومان به عنوان حقوق دريافت می کرده و ازصبح تا بعدازظهر مشغول به کار بوده است برخورد مقتول به عنوان شخصی موجه، پولدار، با تجربه و با شخصيتی جدای از ديگران، برای ريحنه جالب توجه بوده است به همين جهت به راحتی توسط متوفی اغفال می شود و در نهايت ريحانه را به آپارتمانی که خالی از سکنه بوده کشانده و با قصد تعرض به وی، مقدمات دفاع موکله را فراهم می کند حال اگر ريحانه قصد قتل داشت می توانست راهی را انتخاب يا نقشه ای طراحی کند که خود را به راحتی در اختيار قانون نگذارد. او لازم نبود چاقوی خونی و پوشش آن را، با خود به منزل ببرد چرا که می توانست به راحتی در يکی از جوی های خيابان انداخته و آثاری از خود بجای نگذارد. هيچ کس ريحانه را در آپارتمان با مرحوم نديده است بنا براين می توانست از همان ابتدای امر منکر قتل عمد شود؟ ريحانه در همان ابتدای امر زمانيکه با بازپرس شاملو تلفنی صحبت می نمايد شروع به گريه و زاری می کند در حالی که اگر عمدی در عمل ارتکابی خود داشت مقدمات رهايی از مسئوليت کيفری را نيز مهيا می کرد.

۴- علی الاصول کسی که قصد قتل يا عمد در انجام عمل مجرمانه قتل داشته باشد دارای انگيزه ای قوی در توجيه عمل ارتکابی خود است انگيزه ای همچون سرقت، کينه و دشمنی شديدی که قابل تحمل نباشد و يا دفاع مشروع را می توان توجيه کننده عمل ارتکابی قتل به حساب آورد در اين پرونده با آنکه مرحوم از لحاظ مالی در حد بالايی قرارداشت به گونه ای که تنها در کت وی مبلغی بيش از چهار ميليون وجه نقد بوده است و دارای اسناد و مدارک مالکيت يا خودروی گرانقيمت بوده، هيچکدام به سرقت نرفته و از لحاظ دادسرا ی امور جنايی، انگيزه ارتکاب جرم در هاله ای از ابهام باقی مانده است در صورتيکه دفاع مشروع تنها انگيزه ريحانه در وارد آوردن يک ضربه چاقو به قسمت راست بدن مرحوم بوده است ولی چرا و با چه استدلالی اين انگيزه مورد قبول واقع نمی شود خدا می داند و بس!

۵- واقعا چرا معاون محترم دادستان اظهارات ريحانه را پيرامون دفاع مشروع غير قابل استماع تصور می نمايد و کيفرخواست را به گونه ای تنظيم می کند تا ريحانه نتواند آن طور که بايد و شايد از خود دفاع کند. درست است که دادستان در جايگاه مدعی العموم قرار دارد ولی اين اختيار نبايد صرفا يک طرفه و بدون توجه به واقعات مسلم موجود در پرونده باشد. وقتی بازپرس پرونده پرينت اس ام اس تلفن همراه ريحانه را اخذ می کند به يک باره به سراغ اس ام اسی می رود که ريحانه به آقای آخوندی ارسال و در آن ذکری از " امشب می کشمش" به ميان می آورد. و اين تصور برای بازپرس ايجاد می گردد که منظور قتل مرحوم سربندی بوده است و پس از اينکه تحقيقات را در اين خصوص تکميل می کند متوجه بی ربط بودن اس ام اس ياد شده، به قتل می نمايد. ريحانه که مدتهای طولانی در انفرادی بسر می برده، علت فرستادن اس ام اس را درگيری با پدر خود عنوان کرده و منظور پدرش بوده است آقای آخوندی نيز از همين عبارت استفاده می کند. در حالی که هيچ گونه تبانی قبلی به دليل محبوس بودن ريحانه در انفرادی وجود نداشته است. ولی با اين وجود باز هم معاون محترم دادستان بر فرضيه خود باقی مانده و کيفرخواست تنظيمی را بدون دليل محکمه پسندی تنظيم و از قضات دادگاه می خواهد که ريحانه را به قصاص نفس محکوم نمايند.

اينجانبان يقين داريم که در اين بين دستهايی وجود دارد که اجازه پذيرش ادعای ريحانه را مبنی بر دفاع مشروع تا بحال نداده است. به چه دليل ريحانه حدود ۵۶ روز در انفرادی و تحت شکنجه روحی و روانی قرار می گيرد. متاسفانه بازپرس پرونده چون ناتوان از دستگيری دوست و يار مقتول بوده، حساسيت خود را بر روی موکله بار نموده است.

ريحانه خالصانه قتل را به گردن گرفت وانگيزه خود را دفاع مشروع اعلام نمود اگر واقعآ قصد قتل داشت در مدت حبس در انفرادی، که تحمل اين زجر و شکنجه بسيار دشوار و طاقت فرساست لب به سخن می گشود و چنانچه دوست و يار مرحوم به نام شيخی را می شناخت وی را معرفی می نمود. کدام انسان عاقلی خود را در منجلاب مرگ می اندازد تا شخصی که وی را اغفال کرده و هيچ شناختی از او ندارد را نجات دهد. ريحانه آقايان شيخی، زرقينی و مقتول را صرفآ از روی اسم می شناخته و هيچگونه آشنايی با آنها و کارهای احتمالی خلاف قانون آنها نداشته است و واقعآ نمی دانسته که مرحوم در وزارت اطلاعات مشغول به کار بوده و منفک شده است.

حال ريحانه با تصميم قطعی شعبه ۲۷ ديوانعالی کشور در آستانه اعدام قرار دارد.

منبع: وبلاگ محمد مصطفايی / گویا

 


 


بنابر گزارش‌ها، آب این دریاچه در شمال غرب ایران که به خاطر شوری آبش شهرت دارد، از اوایل مرداد ماه به رنگ سرخ متمایل شده است و در روزهای اخیر میزان سرخی آب آن، توجه همگان را به خود جلب کرده است.

فرضیه های متعددی درباره علت سرخی دریاچه ارومیه مطرح شده است و همزمان مسئولان سازمان محیط زیست ماموریت یافته اند تا علت اصلی این پدیده زیست محیطی را بررسی کنند.

فرضیه اول: کشند قرمز

شکور اکبرنژاد، نماینده تبریز در مجلس ایران، امروز (دوشنبه ۲۵ مرداد - ۱۶ اوت) گفت: "دو استان آذربایجان غربی و شرقی در حال حاضر از مشکل به وجود آمده برای دریاچه ارومیه در رنج هستند."

آقای اکبرنژاد گفت که برای بررسی فرضیه سرخ شدن آب دریاچه ارومیه بر اثر پدیده "کشند قرمز،" او از سازمان های جهاد کشاورزی و محیط زیست درخواست خواهد کرد تا آن را پیگیری کنند.

کشند قرمز به پدیده ای اطلاق می شود که بر اثر آن رشد جلبک‌های دریاچه و تالاب‌ها به طرز چشمگیری افزایش می یابد و گسترش معنادار این جلبک‌ها بر بستر آب، رنگ دریاچه را تغییر می دهد.

از علل اصلی شکل‌گیری پدیده کشند قرمز می توان به ورود بی رویه پساب‌های صنعتی و زهاب‌های کشاورزی به آب دریاچه ارومیه اشاره کرد که طی سال‌های اخیر بارها از سوی کارشناسان زیست محیطی مورد توجه قرار گرفته است.

در همین حال، مسعود باقرزاده کریمی، کارشناس تالاب‌های ایران در سازمان محیط زیست، طرح فرضیه کشند قرمز به عنوان علت اصلی سرخ شدن آب دریاچه ارومیه را منتفی دانسته است.

آقای باقرزاده کریمی، امروز (۲۵ مرداد) به خبرگزاری مهر گفت: "میزان شوری آب دریاچه ارومیه آن قدر زیاد است که جلبک‌های عامل کشند قرمز نمی توانند در این محیط زیست کنند."

دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه داخلی ایران و در عین حال دومین دریاچه آب شور جهان محسوب می شود.

فرضیه دوم: تخمگذاری آرتمیا

از دیگر فرضیه‌ها درباره علل سرخی دریاچه ارومیه، تخمگذاری موجودات سخت پوستی به نام آرتمیا است که در اوسط فصل تابستان هرسال حادث می شود.

در همین رابطه، اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، به بی بی سی فارسی گفت که آرتمیا ارومیانا (که نوع ویژه ای از سخت پوستان دریاچه ارومیه است) هر سال میلیارد های تخم صورتی رنگ را در آبهای این دریاچه رها می‌کنند و تجمع این تخم‌ها در سواحل، آب دریاچه ارومیه را به رنگ صورتی متمایل می کند.

بنابر نظر آقای کهرم، روی دادن چنین پدیده ای با توجه به فصل تخم گذاری آرتمیا، طبیعی به نظر می رسد و تنها نکته قابل توجه این است که با وجود کم شدن آب دریاچه و افزایش بی رویه سطح نمک آب دریاچه، کارشناسان انتظار نداشتند که این موجودات سخت پوست در این آبهای بسیار شور تولید مثل می کنند.

این کارشناس زیست محیطی، میزان فعلی نمک در آب دریاچه ارومیه را ۳۳۰ میلی گرم در لیتر عنوان کرد و گفت: "با وجود اینکه آرتمیاها موجودات آب شور هستند اما محیط ایده آل برای تولید مثل آنها آبهایی با شوری ۸۰ تا ۱۲۰ میلی گرم در لیتر است و کسی تصور نمی کرد که این آبزیان بتوانند در آب به غایت نمکی شده دریاچه ارومیه تخم گذاری کنند."

دریاچه ارومیه ایران از غنی‌ترین منابع آرتمیا در جهان محسوب می شود و این موجودات سخت پوست از منابع اصلی پروتئین در صنایع غذایی دریایی نظیر پرورش میگو و ماهی به شمار می روند.

فرضیه سوم: نمک‌های منیزیم‌دار

تغییر ترکیبات نمک منیزیم‌دار در آبهای دریاچه ارومیه، از دیگر فرضیاتی است که کارشناسان مطرح کرده اند.

آقای باقرزاده کریمی، مسئول تالاب‌های سازمان محیط زیست ایران، می‌گوید که یکی از عوامل تغییر رنگ دریاچه ارومیه می تواند تغییر در ترکیبات نمک های موجود در این تالاب بین المللی باشد.

آقای باقرزاده کریمی با تشریح تفاوت میان انواع نمک‌های تولید شده در دریاچه ارومیه گفت که نمک‌های سدیم دار با بلورهای سفید خود معمولا ته نشین می شوند و بر بستر دریاچه می نشینند اما نمک های منیزیم دار که نارنجی یا نارنجی متمایل به قرمزند به علت مقاومت بالا می توانند همچنان به شکل مایع باقی بمانند.

اما آقای کهرم ضمن پذیرش احتمال شکل گیری بخش از سرخی دریاچه ارومیه به علت پدیده کشند قرمز یا نمک‌های منیزیم‌دار، معتقد است که میزان سرخی آب براثر چنین پدیده هایی نمی تواند تا به آن حد در سرخی دریاچه تاثیر گذار باشد و بیشتر احتمال می رود تخمگذاری گسترده آرتمیا علت قرمز شدن رنگ آب دریاچه باشد.

اگر دریا بمیرد

طی سالهای اخیر، دریاچه ارومیه همواره در صدر اخبار زیست محیطی ایران قرار داشته و کارشناسان از احتمال خشک شدن این دریاچه به عنوان "فاجعه زیست محیطی" یاد کرده اند.

حسن عباس‌نژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان غربی، با اعلام کاهش سطح آب دریاچه نسبت به خرداد ماه گذشته اعلام کرد که میزان ورودی آب دریاچه ارومیه به صفر رسیده است.

آقای عباس‌نژاد در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد که علت قرمز شدن آب این دریاچه می تواند به ترشح رنگدانه‌های قرمزی از سوی جلبکی با نام دونالی لاسالینا باشد که برای تنفس بهتر و سازگاری با محیط زیست چنین رنگدانه‌هایی را از خود ترشح می کند.

کارشناسان محیط زیستی عبور بزرگراه شهید کلانتری از دریاچه ارومیه را یکی از عوامل تخریب آن می دانند. هدف از احداث این بزرگراه نزدیک کردن شهر ارومیه به شهر تبریز بوده است. حدود چهارده کیلومتر خاک ریزی در داخل دریاچه صورت گرفته است.

مختل شدن چرخه آب از شمال به جنوب دریاچه باعث شده است که شوری بخش جنوبی دریاچه ارومیه به بیش از ۳۰۰ گرم در هر لیتر برسد و مهمترین کانون زیستی این دریاچه با بحران مواجه شود.

طی سالهای اخیر بیش از یک چهارم از وسعت دریاچه ارومیه کاسته شده است. کارشناسان می گویند که تصاویر ماهواره ای این پسروی را در شرق و جنوب دریاچه به وضوح نشان می دهد.

به نظر آقای کهرم خشک شدن آب دریاچه ارومیه "فاجعه‌ای" است که اثرات بی نهایت مخربی بر اکوسیستم شمال غرب ایران و شرق ترکیه و شمال شرقی عراق خواهد داشت.

از نظر این کارشناس مسایل محیط زیست ایران، گسترده شدن نمک این دریاچه می تواند تمامی انگورستان‌های معروف ارومیه و باغ های سیب آن منطقه را با خطر نابودی روبرو کند و به مانند ضایعات عظیمی که خشک شدن دریاچه هامون بر اقلیم سیستان و بلوچستان (درشرق ایران) گذاشت، خشک شدن دریاچه ارومیه می تواند اکوسیستم مناطق اطراف را تحت تاثیر قرار دهد.

منبع: بی بی سی فارسی


 


معصومه ابتکار در یادداشتی که با عنوان ” بی ادب محروم ماند از لطف رب ” منتشر کرده، نوشته است:
مولانا چه زیبا می گوید:
از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد
حقیقتی روشن در شعر مولاناست که کلام سخیف و به دور از ادب، ابتدا کرامت نفس گوینده را پایمال می کند و در مرحله بعد با توهین به شنونده سبب آسیب به روح و فکر او می شود و در نهایت خود را از لطف و رحمت خداوند که شاهد و ناظر امور است محروم می سازد.
ادب در کلام یا به قولی عفت کلام به خصوص برای ایرانیان که در شعر و ادب و خوش سخنی صاحب نام هستند، صفت شاخصی در افراد به حساب می آید. ما ملتی هستیم با سطحی از فرهنگ و تمدن بشری که همواره به آن افتخار کرده ایم و نعمت اسلام آوردن نیز مزید بر آن شده است.
البته حفظ حریم ادب مختص به اسلام نیست و در مکاتب پیامبران اولی العزم چنین سیره ای مشهود است. چنانچه خداوند در آیه ۸۳ سوره بقره خطاب به بنی اسراییل می فرماید:
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ …
و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان[ خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید …
خوش سخن گفتن، میثاقی است که خداوند از بنی اسراییل گرفته و البته این تنها آیه ای نیست که بر سخن درست و کلام خوب تاکید می کند. در واقع رعایت کلام خوب و ملایم از حدود الهی است.
از امام علی (ع) هم در مورد ادب، سخنان فراوانی هست که بنظرم این یکی در شرایط فعلی، بسیار قابل تامل است. در غررالحکم به نقل از ایشان آمده است: «مردم به ادب شایسته، بیش از طلا و نقره نیازمندند».
اما متاسفانه برخی سیاستمداران، تصورشان از مردم تنها نیازمندی آنهاست و دست نیازی که در قالب نامه و عریضه و درخواست دراز باشد تا متولیان امور در قالب این طرح، آن پروژه، آن وام و یا هدیه (لابد از ارث پدرشان) به آنها پاسخ دهند. در چنین عرصه ای البته ادبیات متولیان نیز متفاوت می شود و با مردم، چه دوست و چه دشمن به تحلیل غلط خود، عوام پسند سخن می گویند. در حالی که ایرانی در هر سطحی از سواد و اقتصاد، نوعا مبادی آداب و بلند تبع است.
فکر مقدمه کلام است و عمل نتیجه کلام. در واقع عمل و رفتار، شخصیت و سرنوشت فرد بلکه یک ملت را رقم می زند. به همین دلیل در علم اخلاق توصیه شده است که مراقب کلام خود باشید. چون وقتی کلام جاری شد مثل تیری است که رها شده و دیگر قابل بازگشت نیست و اثر خود را به جا می گذارد.
مردم ما چه در شهرها و چه در روستاها در شعر و ادب سر رشته داشته، بلکه خود ارباب هنرند. روزگار را چه شده که باید شاهد ادبیات سخیف و ناموزون مسئول رده بالای کشور در موارد متعدد باشیم؟
شاید فراموش کرده ایم که: ادب مرد به ز دولت اوست.


 


جمعی از خانواده های شهدا در نامه ای به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه خواستار آزادی محمدرضا جلایی پور شدند.
به گزارش کلمه، متن نامه به این شرح است:
محضر ریاست محترم قوة قضائیه آیت ا… شیخ صادق آملی لاریجانی
با سلام و احترام، از آنجا که این انقلاب حاصل تلاش مجاهدان و ثمرة خون شهیدانی است که جان خود را برای به بار نشستن آن تقدیم کردند، شایسته نیست که امروز شاهد آن باشیم که آن تلاشها نادیده گرفته شود و خانوادة آن شهیدان عزیز مورد بی مهری واقع شده و متحمل درد و رنج باشند.
لذا بدینوسیله ما جمع کثیری از خانوادة شهدا خواستار آن هستیم که هر چه سریعتر نسبت به‌ آزادی یکی از متدین‌ترین و بهترین و فهیم‌ترین فرزندان این مملکت یعنی محمد‌رضا‌جلائی‌پور (حافظ قرآن و پیروز المپیاد) که از خانوادة ‌شهیدان بزرگوار (محمدرضا ،‌علیرضا و حسین جلائی‌پور) نیز می‌باشد، اقدام عاجل به عمل آید و آرمانها و اهداف نظام جمهوری اسلامی بیش از این مورد تعرض قرار نگیرد.
جمع کثیری از خانواده شهدا


 


معاونین سران سه قوه نیز اجازه حضور در جلسه مذکور را نیافتند

در حالیکه اختلافات بین دولت و مجلس به شدت افزایش یافته و دولت کماکان از قبول برخی مصوبات مجلس سر باز می زند، ششمین نشست سران سه قوۀ کشور بین برادران لاریجانی و محمود احمدی نژاد، بعد از پنج ماه در سکوت خبری و بدون اعلام نتایج و مفاد آن، برگزار شد و خاتمه یافت.

از زمان آغاز اختلافات بین دولت و مجلس بر قانون بودجه و بویژه طرح هدفمند کردن یارانه ها، که متعاقب آن حملات گسترده ای از جانب رئیس دولت به سوی مجلس و مصوبات آن صورت گرفت، و همچنین عدم تمکین دولت از قوانین و مصوبات مجلس، نشست بین سران قوا برگزار نشده بود و نشست بهاره امسال نیز صورت نگرفت.

نخستین زمان اعلامی برای برگزاری نشست سران قوا در سال جاری، چند روز بعد از نامه جنجالی خرداد ماهِ محمود احمدی‏نژاد به احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و انتقاد به مصوبات مجلس بود؛ که لاریجانی پاسخ احمدی‎نژاد را صراحتا مطرح ساخت و چالش بین دولت و مجلس را، که از زمان حملات دولت به مجلس بر سر طرح هدفمند کردن یارانه ها آغاز شده بود، وارد مرحله ای جدید کرد. تاخیر در برگزاری آن نشست، طرح موضوعات قابل بحث در نشست سران سه قوه را، به موضع‎گیری‎های آنان در مصاحبه‎ها و سخنرانی‏هایشان تبدیل کرد.

به گزارش خبرآنلاین، این دیدار که روز یکشنبه ٢۴ امردادماه در مجلس و به میزبانی علی لاریجانی و حضور صادق لاریجانی و محمود احمدی نژاد برگزار شد، نخستین نشست این سه تن در سال ۸۹، و ششمین نشست مشترک سران قوا پس از روی کار آمدن دولت دهم و حضور لاریجانی در راس قوه قضاییه بود.

این گزارش خاطرنشان کرد در نشست مذکور که دو ساعت و نیم به طول انجامید، روسای قوا تنها به مذاکره پرداختند و هیچ یک از مشاوران و معاونانشان را به جلسه راه ندادند. جلسه‎ای که اگر چه مجلس میزبان آن بود اما انتشار خبر محتوایش به دولت واگذار شد، که تا کنون مفاد آن منتشر نشده است.

حسن زمانی، مشاور رئیس مجلس با اعلام خبر فوق به «خبرآنلاین» گفت: چنانچه دولت صلاح بداند محتوای این نشست را خبری خواهد کرد. در غیراینصورت، از سوی مجلس در مورد محتوای آن خبری مخابره نخواهد شد.

این سامانه خبریِ نزدیک به رئیس مجلس، بدون اشاره صریح به اختلافات صورت گرفته بین برادران لاریجانی و احمدی نژاد، نوشته است "نشست اخیر سران قوا که به میزبانی رئیس مجلس و با تاخیری دوماهه برگزار شد، قرار بود در پایان خردادماه برگزار شود اما سفرهای خارجی روسای دولت و مجلس از یکسو، و سفرهای استانی رئیس جمهور و تعطیلی مجلس از سوی دیگر، مانع از برگزاری آن شد."

گمانه‎زنی در مورد محتوای نشست پشت درهای بسته
پنج نشست پیشین سران قوا، در سال گذشته برگزار شد که آخرین آن در دوم اسفندماه بود. اگرچه فاصله این جلسات پس از انتصاب صادق لاریجانی در کسوت ریاست قوه قضاییه، کاهش یافته و ماهانه و حتی دو هفته یکبار برگزار می‎شد اما تداوم آنها در سال جاری با وقفه‎ای پنج ماهه روبرو شد که شاید بی‎ارتباط با اختلاف نظرها میان دولت و مجلس که گاه قوه قضاییه نیز به آن وارد شده است، نباشد. اختلافاتی در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‎ها، عدم ارسال مصوباتش به مجلس و اعلام صریح عدم اجرای برخی قوانین مصوب مجلس که به تایید مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده است. علی لاریجانی بارها در مورد عملکرد و حملات دولت – به ویژه زمان اهانت و هتاکی حامیان دولت در جریان ماجرای دانشگاه آزاد- گفته بود "کسانی که برخی قوانین را نمی پسندند، برای مجلس خط و نشان می کشند."
وی طی چند روز اخیر، در واکنش به عدم تمکین دولت از مصوبات مجلس- بعنوان مثال تخصیص بودجه به مترو- گفته بود "آنچه مجلس مصوب کند قانون است و مجالی در این زمینه برای برداشت‌های شاذ وجود ندارد، مجلس مسلما با اینگونه موارد برخورد خواهد کرد."

صادق لاریجانی نیز علیرغم اینکه وعده های زمستان سال گذشته اش در مورد پیگیری فساد معاون اول و سخنگوی رئیس دولت - بدلیل دخالت رهبری- عملی نشد و دولت نیز توانست در سایه همین دخالت، اتهامات زیادی را – در جریان سفرهای استانی- متوجه قوه قضاییه کند، طی هفته های اخیر تنها به موضوعاتی حاشیه ای پرداخته و گفته است "دولت به نظرات قوه قضاییه در برنامه پنجم اهمیتی نداده است."

خبرآنلاین به نقل از منابع خود آورده است "قطعا رئیس قوه قضاییه هم در این نشست ساکت نشسته بود، با اینکه انتقاداتی هم به اتهامات رئیس دولت به دستگاه قضا داشت که شاید در این جلسه مطرح کرده باشد. انتقاداتی که مثلا یادآور می‏شد که دادستان در مقام مدعی‎العموم، شکایات رئیس‏ دولت از اهانت کنندگان به وی را رسیدگی کرده و اگر به نتیجه مطلوب و مورد نظر دولت نرسیده، او نمی‏تواند حتی در جایگاه ریاست قوه در کار قضات مستقل آن دخالت کند."

این درحالی بود که محمود احمدی نژاد، بعد از سخنان اسفندماهِ صادق لاریجانی و تاکید مجدد او و نمایندگان مجلس در مورد پیگیری فساد و جعل و ارتشاء محمدرضا رحیمی، از فساد یکی از برادران لاریجانی (محمدجواد) در جریان زمین خواری و ثروت های خاص سخن گفته و رئیس قوه قضاییه و مقننه را دعوت به سکوت کرده بود.

چند روز پیش، امیدوار رضایی، عضو هیات رئیسه مجلس اعلام کرده بود که لاریجانی در جلسات با سران قوا، انتقاد مجلس به رئیس دولت مبنی بر عدم ارائه مصوبات دولت به مجلس رامطرح خواهد کرد .

سکوت خبری مطلق از نشست سران
بر اساس همین گزارش، این اولین باری نیست که نشست سران قوا در سکوت خبری مطلق برگزار می‏شود. از آنجا که نشست سران سه قوه همواره به دور از حضور خبرنگاران و تنها در مقابل لنزهای دوربین برگزار شده‌اند، جزئیات چندانی از موارد مطرح شده در آنها در دست نیست.

گفتنی است در مجلس هفتم و دولت هشتم، معمولا محمدخاتمی رئیس دولت وقت، محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه وقت و غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس وقت؛ پس از خروج از جلسه مشترکشان، دوشادوش یکدیگر در مقابل خبرنگاران قرار می‌گرفتند و به سوالات آنها درباره جزئیات این جلسه که بیشتر مربوط به مبارزه با مفاسد اقتصادی بود، پاسخ می‌گفتند.

منبع: جرس


 


ندای سبز آزادی: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی که در مقالاتی به مرور خاطرات رئیس مجمع تشخیص مصلحت میپردازد ، متنی را امروز منتشر کرد که خواندن قسمت هایی ازآن خالی از لطف نیست.

گفتنیست این صحبتها مربوط به سال شصت و چهار می باشد.

هیچ تبلیغی بر ضد رئیس جمهور منحرف بهتر از دروغهای خودش نیست!

بگذارید مصاحبه مطبوعاتی بکند! بگذارید سخنرانی بکند! بگذارید برودبالای برج ایفل برای همه مردم داد بزند! ما اصلاً بنی‏ صدر را با حرفهای خودش‏ شکست داده‏ایم. بنی‏ صدر با همین کارنامه ‏ای که در روزنامه انقلاب اسلامی‏ نوشت، با همین زبانش، با همین سخنرانیهایش، با همین حرفهایی که دردانشگاه زد و با همان سخنرانیهای میدان آزادی و میدان ۱۷ شهریور، خودش‏راشکست داد. والاّ ۱۱ میلیون رأی را با زور نمی‏شد از دست او گرفت. اوخیلی بد حرف می‏زند. علی‏رغم این که مدعی تبلیغات است، ضدتبلیغ عمل می‏کند

 

 


 


به گزارش رسانه ها و شاهدان عینی، شب اول ماه رمضان، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت و از منتقدین دولت، در حالیکه قصد داشت در مجلس مناجات یکی از مداحان مشهور کشور شركت كند، از سوی چند نفر مورد تعرض قرار گرفت.

به گزارش آفتاب نیوز، رضایی وقتی وارد حیاط مسجد ارک تهران برای حضور در مداحی حاج منصور ارضی شد، به همراه محافظانش در دو قدمی درب حیاط، توسط حسین ‌الله كرم (از رهبران انصار حزب الله و لباس شخصی ها) متوقف گردید و مجبور شد بر روی زمین بنشیند.

سایت جهان نیوز نیز، در خبری به نقل از یكی از نزدیكان محسن رضایی نوشت كه شب اول رمضان، محسن رضایی كه قصد داشت در مجلس مناجات حاج منصور ارضی شركت كند، از سوی چند نفر مورد تعرض قرار گرفت.

این گزارش خاطرنشان می کند "حسین الله كرم چند دقیقه‌ای در كنار محسن رضایی به صورت نیم‌خیز نشست و با او گفت‌وگو كرد."
این سایت همچنین گزارش داد كه عملكرد انتخاباتی محسن رضایی، مورد انتقاد تند برخی از حضار در آن محل قرار می‌گیرد و عده‌ای نیز، به خودروی وی آسیب نیز رساندند.

به گزارش جهان نیوز، ماجرا به اینجا ختم نشد و فردای آن شب، منصور ارضی پیش از خواندن دعای كمیل، ضمن اعتراض به حمله و برخورد با محسن رضایی گفت: "اگر كسی حرفی دارد می‌تواند بیرون از مجلس، جای دیگری حرف‌هایش را بزند.
دیشب كسانی كه با اون بنده خدا (محسن رضایی) اون كار رو كردند و فحش دادند و اهانت كردند، كار بسیار اشتباهی كردند."

حاج منصور با بیان اینکه "او مهمان خدا بوده است"، اضافه کرد: اینجا دستگاه خداست هر کسی بیاید مهمان است. کسانی که آلوده شدن، در ماه رمضان هم به گناهشان ادامه می دهند. کسانی که این کار را کردند از ما نیستند .

به گزارش تابناک، اما همین دفاع حاج منصور از محسن رضائی، مورد انتقاد و اعتراض تعدادی از شرکت کنندگان در مجلس قرار گرفت، چرا که برخی از پامنبری های حاج منصور پس از برخورد حمایت آمیز وی با محسن رضائی و پیشتر هم انتقاد تند وی از مشائی و رئیس دولت، وی را در وبلاگ های خود مورد انتقاد شدید قرار دادند.

برخی از وبلاگ نویسان، از رابطه نزدیك داماد منصور ارضی با محسن رضایی خبر می دهند.
 


 


علیرضا افتخاری در یادداشتی که در خبرآنلاین منتشر شده به دفاع از استاد محمدرضا شجریان پرداخت و نوشت:هنگامه تحویل سال دعای «یا مقلب القلوب و الابصار…» را خواندم، حال آنکه خواندن قرآن و ادعیه دینی، مهارت خاصی را می‌طلبد و تخصص منحصر به خود را می‌خواهد. در آن قطعه، همچنین غزلی از حافظ با مطلع «ساقیا آمدن عید مبارک بادت وآن مواعید که کردی مرود از یادت » را با زبان شیرین فارسی خواندم.
در رهگذر همین تحویل سال مطمئن شدم که خواندن «ربنا» نیازمند تسلط بر آیات الهی است، به عبارتی باید قاری قرآن بود تا «ربنا» را آنچنان که شایسته است، خواند. از همین رو است که بارها گفته‌ام اگر اشعار فارسی با معنا و مضمون «ربنا» گفته شود با جان و دل برای هموطنان و همه مردم جهان می خوانم. اما چرا در کاری که نمی دانم و بلد نیستم باید دخالتی داشته باشم؟
بسیاری می‌گویند چرا «ربنا» را نمی‌خوانی که در پاسخ آنها می گویم که من زبان فارسی را می خوانم که اگر آوای خوشی دارد از لطف حضرت پروردگار است با این همه اگر می‌توانستم که «ربنا» را بخوانم باز هم این کار را نمی‌کردم! آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بوده‌اند، «ربنا» را آنچنان خوب خوانده‌اند و حق مطلب را ادا کرده‌اند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست،با این حال چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشته هایمان بهره نمی‌بریم؟
اگر آقای شجریان راضی به پخش این قطعه از صداوسیما نیست ـ که هست ـ می توانیم به شکلی دیگر روزهای رمضانی خود را با این نوای ماندگار افطار کنیم؛ امروز دیگر لوح فشرده «ربنا» در خانه همه مردم پیدا می‌شود و گوشی‌های تلفن همراه نیز این قطعه شنیدنی را میزبانی می‌کند…
اگرچه باید گفت آیاتی که آقای شجریان خوانده‌اند سالهاست در تاروپود زندگی مردم ریشه دوانده و صداوسیما نیز بهتر است به جای جایگزینی، «اولین نسخه و نسخه اول» را پخش کند.
فکر و اندیشه هنرمند در اثر او جاری است و این نوای «ربنا» از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان می‌نشیند فارغ از رای و نظر سیاسی امروز او…
به قطعیت می‌توان گفت «ربنا» دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانه ها نیست اما چه بهتر که شائبه‌ها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم…


 


ندای سبز آزادی: امیر محمدی بعد از تحمل شش ماه حبس تعزیری در تاریخ 18 مرداد آزاد شد .

امیر محمدی فرزند علی که در تاریخ نیمه شب 21 بهمن 88 به همراه برادرش در منزلش در قیام دشت دستگیر و به زندان اوین منتقل شد، رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در منطقه قیام دشت بود.
لازم به ذکر است که نامبرده در دادگاه بدوی به تحمل یک سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی به اتهام اجماع و تبانی و فعالیت تبلیغی علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمعات شده بود که در دادگاه تجدیدنظر در شعبه 54 به یک و نیم سال حبس تعلیقی و پنج سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
 


 


به مناسبت فرارسیدن سالروز آزادی اسرای ۸ سال جنگ تحمیلی و بازگشت سرافرازانه آنان به وطن، این آزادگان سرافراز با مهندس میرحسن موسوی و دکتر زهرا رهنورد دیدار و گفتگو داشته اند.
به گزارش خبرنگار کلمه، در ابتدای این دیدار آزادگان دفاع مقدس به بیان نقطه نظرات و دیدگاه های خود در رابطه با امور کشور و رخدادهای پیش آمده خصوصا در یک سال اخیر پرداختند و سپس موسوی و رهنورد نظرات خود را با این آزادگان در میان گذاشتند.
دکتر زهرا رهنورد با تبریک حلول ماه مبارک رمضان و فرارسیدن روز آزادی اسیران هشت سال جنگ تحمیلی و با اشاره به اینکه جای خانم های آزاده ای که مدت ها در اسارت صدامیان بوده اند در تشکل آزادگان خالی است خاطر نشان کرد: ” با کمال تاسف باید بگویم که آیا در روزگار اسارت فکر می کردید وقتی از چنگ اسارت صدام آزاد می شوید؛ در کشور خودتان با اسارت وزندانی شدن صدها بلکه هزاران آزادی خواه روبرو خواهید شد؟”
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره شکایت نامه هفت نفر از قربانیان انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ خطاب به آزادگان جنگ تحمیلی تاکید کرد:” آیا فکر می کردید هفت آزادیخواه که من نام آن ها را هفت دلاور آزادیخواهی نام نهاده ام به خاطر شکایت از اقدامات کودتاچیان به زندان افکنده شوند در حالی که می توانستند در یک دادگاه عادل شکایت را مطرح و پاسخ آن را نیز با دلایل موجه دریافت کنند. ”
او همچنین گفت: ” اما حاکمیت آن ها را به زندان می اندازد و نمی دانند که این که این ندای حق طلبی و سوال ملت است که از حلقوم این هفت دلاور به شکوائیه تبدیل شده است. در هر حال بخشی از حاکمیت مستقر در حالی به صدام فحش می دهد که خودش بدتر از صدام با انسان ها رفتار می کند؟”
رهنورد در پایان تاکید کرد: “در این ماه مبارک رمضان از درگاه الهی مسئلت می کنم که دعاهای ما مورد استجابت قرار گیرد و حاکمیت سرکوب گر فعلی نیز توبه کند و از سرکوب ملت دست بردارد. “


 


عاطفه ایرانی

از روزی که خبر بازداشت یا برکناری احمد یزدانفر مسئول تیم حفاظت از میر حسین موسوی، روی وب سایت های سبز قرار گرفت و به سرعت، دهها رسانه داخلی و خارجی به بازنشر آن پرداختند، سه ماه گذشته است. یزدانفر اکنون کجاست و چه می کند؟ تیم حفاظت میرحسین موسوی در این سه ماه چه سرنوشتی یافته و اوضاعش چگونه می گذرد؟

تیم بی سرپرست

خبر دقیقی در باره یزدانفر وجود ندارد ،جز اینکه گفته می شود هر روز از صبح تا شب باید در پادگان سپاه المهدی حاضر باشد .آنجا تحت نظر شدید قرار دارد و از هرگونه تماس او با میرحسین موسوی جلوگیری می شود.

تیم حفاظت میر حسین موسوی از همان روز که خبر برکناری یزدانفر منتشر شد، همچنان بدون مسئول رها شده و نبودن سرپرست، موجب نابسامانی و آشفتگی تیم حفاظت موسوی شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی دوستداران و طرفداران اوست.

چرا بعد از سه ماه از برکناری احمد یزدانفر مسئول تیم حفاظت موسوی هنوز جایگزینی برای وی تعییین نشده و همچنان این تیم از بی برنامگی رنج می برد؟

به گفته منابع جرس، ستاد حفاظت انصار المهدی از زیرمجموعه های سپاه پاسداران که تیمهای حفاظت شخصیتها را تعیین و تجهیز می کند ،در چند ماه گذشته سعی کرده که برخی از محافظان میر حسین موسوی را با افراد ناشناس جایگزین کند . افرادی که در این سه ماه به تیم محافظان موسوی پیوسته اند سابقه کاری مشخصی ندارند و کسی نمی داند آنها کیستند و از کجا پیدایشان شده است. ناظران سیاسی می پرسند آیا این افرادمحافظانی مطمئن برای موسوی هستند که خطرات زیادی در کمین اوست؟

 محافظان جدید

به گفته منابع نزدیک به میر حسین موسوی پس از برکناری ناگهانی احمد یزدانفر از گروه محافظان موسوی تعدادی از افراد تیم، تحت فشارهای شدید، حفاظت از او را بر عهده دارند.

اما محافظان جدید که هر بار برای تکمیل تیم حفاظت معرفی می شوند افرادی بدون تجربه و با سابقه کاری نا مشخص هستند ،تا آنجا که اطرافیان موسوی هر لحظه بیم آن را دارند که برای این کاندیدای معترض به نتایج انتخابات اتفاقی ناگوار رخ دهد . هنوز هم بسیاری از نزدیکان میرحسین موسوی تنها راه حل امنیت بخشی به این گروه را بازگشت احمد یزدانفر به این گروه می دانند.

برخی ناظران سیاسی معتقدند هدف از حذف ناگهانی یزدانفر از تیم حفاظت موسوی اخلال در برنامه ها و زیر ذره بین قرار دادن همه فعاليتها و نفوذ افراد جدید به این تیم برای در نظر گرفتن رفت و آمدهای بیشتر وی بوده است. یزدانفر که یار دیرینه موسوی نامیده می شود چندی پیش به دلایلی نامعلوم، توسط سپاه پاسداران از گروه محافظان موسوی کنار گذاشته شد؛ وی هم اکنون در حالت تعلیق در یک پادگان نظامی سرگردان است. پیش از این، برخی تحلیل های رسانه ای حذف یزدانفر را مقدمه برخوردهای تندتر با موسوی دانسته اند.

 پرسش های بی پاسخ

یکی از نزدیکان موسوی در گفتگو با جرس می گوید: "وضعیت نامطمئن تیم حفاظت از میر حسین موسوی هر روز بیش از پیش دوستداران وی را نگران می کند . آنها می پرسند چرا با وجود خبر رسانی دائم درباره وضع ناامن تیم حفاظت وی مسئولان عکس العملی نشان نمی دهند؟ آنها چرا یار دیرین موسوی را که معتمد او هم محسوب می شود به کار باز نمی گردانند؟ آیا زندانی کردن مشاوران وی کافی نبود که حالا نزدیکان مورد اعتمادش را این گونه از وی دور می کنند و وضعیت تیم محافظان را نامطمئن می گذارند ؟رها کردن تیم حفاظت از وی بدون مسوول در این روزهای حساس چه معنایی می تواند داشته باشد ؟..."

این سوال ها تا به حال از سوی مسئولان پاسخی داده نشده است؛ تنها پس از برکناری یزدانفر گفته شد که دوران خدمت وی تمام شده است. اما کسی که ماموریتش تمام شده در خیابان، انتقالش به او اطلاع داده نمی شود و آن گونه که خود میر حسین در این باره گفته است: "وقتی ماموریت کسی تمام می شود به او ابلاغ می کنند نه اینکه او را در وسط خیابان درحالی که به نمازمی رود بگیرند و با خود به پادگان ببرند. آقای یزدانفر از سال ۶۰ درتیم حفاظت بوده اند ایشان از برادرهای بسیار خوب سپاه بودند و به وظایف خودشان عمل می کردند. برادر دو شهید هم هستند و بسیار مومن و معتقد و فداکار در وظایف خود عمل می کردند".

به گفته موسوی "در طول این سی سال موقعیت هایی پیش آمد که یزدانفر می توانست به موقعیت های بالای مالی و پستی دست پیدا کنند اما نرفتند و قبول نکردند. ایشان بر سر چیزی که به آن اعتقاد داشت می ایستاد". موسوی بارها تاکید کرده است: "این ها با برکناری آقای یزدانفر خودشان را در معرض آسیب پذیری بزرگی قرار داده اند و من نمی دانم این پروژه به کجا ختم خواهد شد".

 احمد، اهل سیاسی کاری نیست

به عقیده یکی از نزدیکان یزدانفر: "خانواده موسوی، سید احمد را همچون برادر می دانند و موسوی و رهنورد او راچون فرزند شان تلقي مي كنند. گناهش همین است و بس. نه اهل سیاسی کاری است و نه به دنبال هیاهو؛ و اصلا کاری به کار کسی و چیزی ندارد."

صالح نقره کار ،خواهر زاده زهرا رهنورد هم در روزهای قبل از انتخابات درباره او نوشته بود: "چند وقت پیش خیلی خودمانی از یزدانفر پرسیدم این وفاداری به مهندس از کجا نشأت می گیرد؟ با صلابت و اراده ای پولادین که از چهره اش نمایان بود پاسخ داد مهندس از معدود کسانی است که حرفش با عملش یکی است و به خاطر صداقتی که در مهندس دیدم ۳۰ سال درکنار او مانده ام".

منابع این گزارش می گویند هنوز هم نزدیکان و دوستداران موسوی توقع دارند که وضعیت تیم محافظان موسوی با بازگشت احمد یزدانفر به حالت قبلی بازگردد و یا گروه محافظان وی از نظر ایمنی تجهیز شوند؛ چرا که هر گونه آسیب به رهبران جنبش سبز هزینه های مادی و معنوی سنگینی برای حکومت در پی خواهد داشت.

منبع: جرس


 


مژگان مدرس علوم

خانواده های شانزده زندانی اعتصاب کننده که هفته گذشته در پی درخواست رهبران جنبش سبز و شخصیت های برجسته دیگر به اعتصاب غذای خود پایان دادند، همچنان از وضعیت عزیزان خود بی خبر بوده و با ارسال نامه هایی به مسئولان مختلف قضایی از جمله دادستان تهران از آنها خواسته اند که امکان ملاقات با این زندانیان را که هم اکنون در سلول انفرادی به سر می برند فراهم کنند.

بنا به گزارش های موثق، مسئولان زندان پنج زندانی، کوهیارگورزی، بهمن احمدی امویی، کیوان صمیمی ،غلامحسین عرشی و علی ملیحی را تهدید کردند که شش ماه در انفرادی خواهند ماند و سایر زندانی های اعتصاب کننده نیز به ادامه حبس در انفرادی تا بیست روز دیگر تهدید شده و اینکه در شش ماه آینده از هرگونه تماس تلفنی و ملاقات با خانواده شان محروم خواهند بود.

گفتنی است، علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که دو هفته در اعتصاب غذا بوده اند.از سوی دیگر کیوان صمیمی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و وضعیت جسمانی وی وخیم گزارش شده است.

به همین مناسبت "جرس" با خانم فاطمه آدینه وند همسر عبدالله مومنی، فعال سیاسی و سخنگوی ادوار تحکیم وحدت در خصوص این شرایط دشوار به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:

خانم مومنی آیا بعد از پایان اعتصاب غذای همسرتان اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟

ما هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان، چه در زمان اعتصاب غذا و چه بعد از پایان اعتصاب غذا نداریم. ایشان همچنان ممنوع الملاقات و ممنوع از تماس تلفنی هستند و خانواده ها در بی خبری مطلق هستند و نمی دانند عزیزانشان در چه شرایطی بسر می برند. من هر بار که می روم و تقاضای ملاقات می کنم می گویند ایشان ممنوع الملاقات هستند.

نگفتند علت اینکه ایشان ممنوع الملاقات هستند چیست؟

علتش همین اعتراض آقای مومنی به شرایط زندان و اعتصاب غذای ایشان بوده است این در حالی است که ایشان بعد از اعتصاب غذا هم، "ممنوع الملاقات" هستند و ما هیچ خبری از وضعیت ایشان بعد از پایان دادن به اعتصاب غذا نداریم. به زندان اوین مراجعه می کنیم می گویند که ممنوع الملاقات است، به دادستانی می رویم که اصلا دادستان ما را نمی پذیرد و هیچ مرجع دیگری هم جوابمان را نمی دهد. هر جای دیگر که به ذهنمان می رسد مراجعه می کنیم اما هیچ نهادی حاضر به پاسخگویی نیست. الان بیست روز است که ما از وضعیت آقای مومنی بی اطلاع هستیم و اصلا نمی دانیم وضعیت جسمانی ایشان چگونه است و در زندان انفرادی هستند یا نه؟

آیا می توانید در خصوص خبر تهدید زندانیان اعتصاب کننده به شش ماه انفرادی توضیحی بدهید؟

ما نه تنها هیچ اطلاعی از این خبر بلکه از وضعیت سلامت این زندانیان هم خبری نداریم. این بی خبری مطلق از وضعیت عزیزان دربندمان "بی انصافی" است. چرا ما باید بیست و یک روز از عزیزان خود بی خبر باشیم؟ هم آنها در زندان و هم خانواده هایشان در بی خبری "مطلق" باشند؟ اگر ذره ای وجدان باقی مانده باشد، اینگونه برخورد ها انصاف نیست.

آخرین ملاقات شما با آقای مومنی چه زمانی بوده است و وضعیت روحی و جسمی ایشان چطور بود؟

چهارم مرداد ما یک ملاقاتی با ایشان داشتیم. آقای مومنی از اینکه به بیماری اشان رسیدگی نمی شد، ناراحت بودند و حتی پزشک اوین هم تاکید داشتند که برای معالجه بیماری پوستی اشان باید بیرون از زندان تحت رسیدگی پزشکی قرار بگیرند اما متاسفانه مسئولین علی رغم تاکید پزشک اوین اجازه ندادند ایشان برای درمان به مرخصی بیایند. آقای شریف وکیل ایشان هم هر بار در خواست مرخصی برای ایشان کردند جوابی نگرفتند. این در حالی است که چون ایشان محکوم شده اند باید طبق قوانین کشور از مرخصی استفاده کنند. جای تعجب است که زندانیان سیاسی از همه چیز قانون منع شده اند اما زندانیان مالی و غیر سیاسی از همه حقوق خود برخوردارند؟!

آقای مومنی از اینکه تماس تلفنی با خانواده چهار دقیقه و کوتاه بود و نمی توانستند با بچه ها صحبت کنند، ناراحت بودند و از شرایط زندان و رفتار و برخورد زندانبانان هم شکایت داشتند. از سوی دیگرهمسرم همیشه نگران فرزندان و دغدغه آنها را داشته و می خواهد از حال آنها باخبر شده و با آنها صحبت کند این در حالی است که بیش از بیست روز است که همسرم نتوانسته با فرزندانش صحبت کند.

وضعیت روحی فرزندان آقای مومنی در این شرایط سخت چطور است؟

بچه ها از اینکه از پدرشان هیچ خبری ندارند بسیار ناراحت هستند از کلاس که به خانه می آیند اولین سوالشان این است که خبری از پدرمان نشد و تماس نگرفته اند و وقتی می گویم نه، خیلی ناراحت و نگران می شوند. مخصوصا الان که ماه مبارک رمضان است روزه خود را به یاد پدرشان افطار می کنند و هر سال که پدرشان سر سفره افطار کنارشان بود سعی می کنند چیزهایی که پدرشان دوست داشت را سر سفره بگذارند و خلاصه سعی می کنند یاد پدرشان را زنده نگه دارند و مدام از پدرشان حرف می زنند و نارحت هستند که در این ماه مبارک پدرشان در کنارشان نیست و دیگر سحرها پدرشان آنها را بیدار نمی کند و حتی صدایش را نمی شنوند و کاملا جای خالی پدرشان را بخصوص در این ماه "مبارک" احساس می کنند.

با توجه به اینکه دادستان و هیچ مسئول دیگری حاضر به پذیرش شما نیستند قطعا از طریق این مصاحبه احتمالا برخی مسئولان صدای شما را می شنوند آیا سخن خاصی با آنها دارید؟

آقای مومنی که محکوم به زندان شده و الان هم این برخوردها با او و خانواده اش صورت می گیرد، بی گناه و غیرعادلانه در زندان است. بیست و چهارم مرداد، سالگرد شهادت برادرآقای مومنی و همسر اول من است که در عملیات عاشورای دو مفقود الاثر شدند و بعد از سیزده سال پیکر مطهرش را آوردند، هر سال در سالگردش بهمراه آقای مومنی بر سر مزارش در شهر خودمان می رفتیم اما امسال دومین سالی است که برادر این شهید در زندان است و نمی توانم بر سر مزارش بروم و باید پیگیر وضعیت آقای مومنی باشم. دلم می خواست مثل هر سال با آقای مومنی بر سر مزار ایشان می رفتیم اما مسئولین برادر این شهید را بی گناه در زندان در بدترین شرایط نگه داشته اند.

من از مسئولین می خواهم که به من بگویند همسر من در چه وضعیتی است؟ همسر من نزدیک به دوسال بدون هیچ گناه و جرمی در زندان است. فرزندان ما در این مدت از همه چیز محروم بودند و اینها هم گرفتار بی گناهی پدرشان شده اند. من از مسئولین می خواهم حداقل در این ایام ماه مبارک رمضان به خاطر این بچه ها یک ملاقات حضوری یا یک تماس تلفنی بدهند تا فرزندانم حداقل یک دیداری با پدرشان داشته باشند. امیدوارم دوشنبه یک ملاقاتی به ما با آقای مومنی بدهند تا از سلامتی ایشان با خبر شویم.

منبع: جرس


 


مهدی کروبی روز گذشته به دیدار خانواده حشمت الله طبرزدی از اعضای دفتر تحکیم وحدت رفت.
به گزارش سحام نیوز، در این دیدار همسر آقای طبرزدی با ابرازناراحتی از شرایط بد زندان رجائی شهر گفت: متاسفانه جدا از وضعیت بد این زندان و شرایط جسمی آقای طبرزدی، دوری این زندان از تهران شرایط را برای من و فرزندانم جهت ملاقات با ایشان بسیار سخت نموده است.
همسر آقای طبرزدی در ادامه از نحوه برخورد ماموران امنیتی هنگام بازداشت ایشان گفت و افزود: متاسفانه ماموران امنیتی هیچ حرمتی برای برادر ۲شهید و خانواده اش قائل نشدند و ایشان را با شرایط بدی بازداشت نمودند و در شرایطی که ۸سال را در به دلیل فعالیت های سیاسی و مدنی در زندان و دور خانواده بوده، مجدداً روانه زندان کردند.
مهدی کروبی نیز در این دیدار با ابراز ناراحتی از وضعیت وخیم زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر و سخت بودن شرایط ملاقات و دوری راه برای خانواده های این زندانیان، آرزوی آزادی هرچه سریعتر این زندانیان و بازگشت آنان به آغوش خانواده شان را از خداوند خواستار شد و افزود: متاسفانه برخوردها علاوه بر زندانی دامن خانواده وی را نیز می گیرد و این بدور از اخلاق اسلامی و ایرانیست.
در این دیدار که همسر و فرزندان این فعال سیاسی حضور داشتند، مادرآقای طبرزدی که به دلیل بیماری نتوانست در این ملاقات حضور یابد به صورت تلفنی از گلپایگان با آقای کروبی گفتگو کردند. آقای کروبی به مادر این دو شهید گفت: شما با نثار دو فرزند دینتان را به انقلاب و مردم ادا کرده اید و امیدوارم شاهد آزادی فرزندتان در این ماه مبارک باشید.
لازم به توضیح است که حشمت الله طبرزدی از اعضای موسس اتحادیه انجمن‌های اسلامی‎ ‎دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و ‏مراکز آموزش عالی و مدیر مسئول نشریات «پیام دانشجو» ، «ندای دانشجو»،«هویت خویش» و «گزارش روز» بود ، در ظهر روز ۷ دیماه ۱۳۸۸، بلافاصله پس از تظاهرات هواداران جنبش سبز ایران در تاسوعا و عاشورا (۵ و ۶ دی ۱۳۸۸) توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. آن‌ها همچنین با ارائه حکم، ضمن بازرسی منزل، وسایل شخصی،کامپیوتر و یادداشت‌های وی را نیز با خود بردند.


 


مسجد بند 350 اوین به دستور مقامات زندان در ماه مبارک رمضان تعطیل شد.

منابع آگاه از زندان اوین به خبرنگار «میزان خبر» گفتند در پی محدود سازی و بدرفتاری مامورین و مسئولین زندان اوین با زندانیان سیاسی، امروز و در ماه مبارک رمضان، مسجد بند 350 اوین تعطیل شد.

این سلسه اقدامات پیش از این با اعتراض زندانیان و اعتصاب 17 زندانی مواجه شد که برای 15 روز به طول انجامید.

پیش از این کتابخانه ی این بند نیز تعطیل شده بود و تلفنها از دسترس خارج شده بودند.

همچنین بنا به این گزارش اگر چه تلفن های بند 350 اوین تعمیر شدند اما ماموران با زدن قفل به محل قرارگيری تلفن همچنان بعد از حدود یک ماه است زندانیان این بند را از تماس با خانواده هایشان محروم می کنند


 


اعضای شورای مرکزی و عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان با حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه‌ای دبیر کل مجمع نیروهای خط امام دیدار و گفت وگو کردند.
به گزارش کلمه، در این دیدار سید هادی خامنه‌ای با اشاه به سابقه فعالیت سیاسی و اجتماعی دانشجویان در انجمن اسلامی دانشگاه‌ها گفت: :انجمن‌های اسلامی دانشجویان از موثرترین تشکیلات موجود در سطح کشور بوده که مبدا تحولات مهم و بزرگی بوده است از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های موثر این تشکل دانشجویی آغاز شده و تا به امروز با کش و قوس‌های فراوان ادامه دارد و این تشکیلات می‌تواند همچنان مهمترین تحولات را در سطح دانشگاه‌ها و حتی در جامعه رقم بزند.”
خامنه ای افزود: “هر چند عده‌ای تمام تلاش خود را مسدود داشته و همچنان می‌کوشند که کوچک‌ترین روزنه در دانشگاه‌ها را مسدودکنند امااز آنجا که بخش عمده‌ای از حرکت اصلاحات از دانشگاه و توسط انجمن‌های اسلامی آغاز شده این نشانگر بالندگی و حیات طبیه تشکیلات و دانشجویان عضو آن است و همین خود سبب بروز بسیاری از عناد‌ها و کینه‌ها علیه این جریان اصیل و اسلامی دانشجویی گردیده است.”
سید هادی خامنه‌ای با اشاره به سابقه برخی تخریب و تهدیدهاایی که جریان اصلاحی اسلامی تحمل کرده گفت: یکی از راه‌های به حاشیه بردن فعالیت انجمن اسلامی ایجاد تشکیلات ساختگی و موازی و همنام در دانشگاه‌ها و تقویت مالی تشکیلاتی آنها در بیرون از دانشگاه هاست اما دانشجویان روشن بین و آگاه و دلسوز که دغدغه دین مردم مطالبات بر حق آنها را دارد لازم است با صبر و استقامت ایمان و امید وآگاهی بخشی و با تکیه بر انسجام درونی به راه ماندگار خویش ادامه دهند.
وی تاکید کرد: بی تردید راه بسته نیست و دلسوزان دین و انقلاب و همراهان حقیقی مردم و خادمان واقعی ملت در مقابل تندبادها از پای نخواهند نشست.
دبیر کل مجمع نیروهای خط امام ضمن تایید سخنان تعدادی از دانشجویان حاضر در این دیدار پیرامون فزایند تهدیدها و محدودیت‌ها و محرومیت‌ها برای فعالیت‌های مذهبی و سیاسی جوانان و دانشجویان گفت: فشارها و محدودیت‌ها مانند قفل هم می‌باشند قفل یعنی کلیدی هم وجود دارد که بتوان آن را قفل را باز کرد.
وی با اشاره به شعری که در دوران مبارزات علیه طاغوت مطرح بود گفت: قفل یعنی کلیدی هم هست. قفل یعنی کلید
سید هادی خامنه‌ای افزود: محدودیت‌ها باعث مسدود شدن یک راه می‌شود اما در کنار آن بی‌تردید راه‌های دیگر باز خواهد شد.
همانطور که فشارها و ارعاب‌ها بر عرصه رسانه ماندگار نخواهد بود و توقیف و بستن مطبوعات موجب بروز و ظهور راه‌های جدیدی در حوزه مجازی و شکل گیری رسانه‌های دیجیتالی می‌شود و امروز بر تعداد این نوع رسانه‌ها و روز به روز افزوده می‌شود و گردهمایی مطبوعاتی در دفتر روزنامه به گردهمایی‌ها در رسانه‌های دیجیتالی تبدیل می‌شود.
مدیر مسوول روزنامه‌های توقیف شده جهان اسلام و حیات نو بر لزوم ایجاد فضای باز رسانه‌ای جهت شکل گیری جامعه سالم و اخلاقی تاکید کرد: روزنامه نگار، دانشجو، اندیشمند و مخبر از صحنه جامعه حذف نمی‌شود هرچند تا مدت بسیار کوتاهی حوزه مانور و فعالیت آنها با محدودیت‌هایی مواجه گردد.
در ابتدا این دیدار دبیر و تعدادی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان سوابقی از فعالیت‌های انجمن اسلامی دانشجویان فشارها و محدودیت‌ها و مسائل پیش رو و وضعیت امروز دانشگاه و تشکل‌های دانشجویی ارائه کردند.


 


باز هم دادگاه قربان بهزادیان نژاد، رییس ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی به تعویق افتاد.زمان جلسه بعدی دادگاه وی مشخص نیست.
به گزارش کلمه، دادگاه قربان بهزادیان نژاد که مقرر بود امروز برگزار شود، به تعویق افتاد.تاخیر افتادن این دادگاه در حالیست که او بیش از هشت ماه در بلاتکلیفی و بازداشت به سرمی برد.
پیش از این دادگاه علیرضا بهشتی شیرازی، مشاور ارشد میر حسین موسوی نیز به تعویق افتاده بود.
دکتر قربان بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین موسوی نیز از جمله اساتیدی است که همچنان در بازداشت به سر می‌برد.دکتر بهزادیان رئیس موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی و نیز رئیس موسسه مطالعات فرهنگ و تمدن ایران زمین است که در ابتدای فعالیت های انتخاباتی، از سوی موسوی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی وی برگزیده شد.


 


فرزانه بذرپور

یکسال پس از جنبش سبز، زهرا رهنورد هنوز مثل روزهای اول، حرفهای تازه دارد؛ مسیر زندگی را از شاگردی دکتر شریعتی تا استادی دانشگاه، در جستجوی آزادی و آگاهی سپری کرده است. او می گوید اعتراض به انتخابات آغاز یک داستان بود که از اجرای کامل قانون اساسی آغاز می شود و به بررسی تغییر قانون می انجامد. در عین حال، نگران "جنگ طلبی" دولتی است که البته احتمال زیادی می دهد به علت بی کفایتی، سقوط کند. این دومین باری است که او به دعوت جرس برای گفتگو پاسخ می دهد.

شما ومهندس موسوی از شاگردان دکتر شریعتي بوده اید. آیا آن اندیشه ها را هنوز در صحنه جامعه ایران ساری وجاری میدانید؟

من بسیار مدیونم به دکتر شریعتی و البته مدیونم به سایر متفکران جهان اسلام و متفکران برجسته در سطح بین المللی که بخشی از تحصیلاتم بوده است .

مطالعات اسلامی من با ایشان جهت پیدا کرد. الان بعد از سی وچند سال من به شما میگویم که اندیشه های دکتر شریعتی فراتر از زمان است. اندیشه های ایشان بیشتر انسانی و اخلاقی است .

یک تاثیر ایدلوژیکی در آستانه انقلاب داشت که برای همان زمان خودش بود وتمام شد ولی ابعاد دیگر اندیشه های ایشان هنوز ساری وجاری است وبیشتر از همه در عین هویت خواهی، مدرن و آزادیخواهانه است.

تفکر شریعتی یک تفکر عمیقا زیر و رو کننده نسبت به اسلام است. دکتر شریعتی گفت که شما باید ببینید وظیفه ما نسبت به آینده چیست؟ به ما گفت برگردید ببینید مشکل هویتی ما چیست؟ شریعتي در واقع نفی کننده سنت های ایستا بود؛ سنت هایی که باعث جمود یک ملت می شد. این یک نوع رهیافت مدرن بود. در این رهیافت شریعتی مارکسیسم را نگاه میکرد ،اگزیستانسیالیسم را نگاه و نقد می کرد. دمکراتها را می دید الجزایری ها را می دید. بعد با این نگاه وارد نگاه به اسلام می شد؛ او نمی گفت باید چه کنیم در واقع می گفت فقط نگاه کن! همین...

پس چون دکتر شریعتی یک قرائت مجدد از اسلام را به جامعه عرضه داشت، این نگاه در هر شرایطی می تواند دنبال شود. نواندیشی دینی فرایندیست که بخش مهمی از آن مدیون شریعتی است.

دکتر شریعتی بذر پاشید. این بذر در واقع امروز بین جوانان ومتفکران وجود دارد حتی روحانیون وحوزوی ها. تفکر دکتر شریعتی یک اندیشه فرایندی است و در هر شرایط نوعی دیده می شود.

شما را به عنوان مشاوری تاثیر گذار برای مهندس موسوی می شناسند شما خودتان هم این تعریف وجایگاه را قبول دارید؟

بیشتر خودم را یک تئوری پرداز و فعال سیاسی مستقل می دانم . مشاور سیاسی آقای خاتمی هم در زمان ریاست جمهوری شان بوده ام. از 30جلد کتابی که تا به حال نوشتم هفت تا هشت جلد آنها به 4زبان دنیا ترجمه شده است و بیشتر اینها بعد تئوریک دارند.

شما بیشترین نقشتان را در زندگی سیاسی ،اجتماعی همسرتان چه تعریف می کنید؟

در زندگی سیاسی، من و موسوی هر دو سعی می کنیم از رفتار خوب یکدیگر حمایت کنیم و رفتار غلط را نقد کنیم و من شخصا در نقد رفتار به خصوص رفتار سیاسی سخت گیر هستم. بویژه مواظبم که گرفتار محافظه کاری یا تفرعن نشویم. ما باور داریم که از قلب آرمان های مردم برخاسته ایم و به آن آرمان ها وفاداریم. البته برخی رابطه زن و شوهر را در نقش هدایت کننده و هدایت شونده می بینید؛ این نگاه، خانواده را به جای اینکه کانون عشق و محبت و همدلی تعریف کند،کانون فرماندهی و فرمانبرداری می بیند .

شرایط بعد از انتخابات چه تاثیری بر زندگی خانوادگی شما گذاشته است؟

خانواده ام هم اکنون در معرض تهاجم شدید حاکمیت فعلی قرار گرفته است. خانواده که می گویم منظورم خانواده وسیع ماست. خانواده من و پدرم، خواهرزاده هایم، برادرها و برادرزاده هایم، دوستان نزدیکم، فرزندانم و خانواده موسوی. برادر من، مهندس شاپور کاظمی را ماهها در سلول انفرادی انداختند که یک مهندس مخابرات بود و در کار سیاسی هیچ دخالتی نداشت.

خواهر زاده ام در زندان و گاه برادر زاده هایم ذر زندان مدام تحت بازجویی قرار گرفتند وخواهر زاده موسوی که در روز عاشورا به شهادت رسید و همه ما دائم در معرض انواع و اقسام تهدیدها و جاسوسی ها قرار داریم .من همین جا می گويم اگر برای فرزندانم وخانواده ما هر مشکلی پیش بیايد مسئولیت آن متوجه حاکمیت فعلی است.

یکی از انتقاد هایی که به مهندس موسوی در زمان انتخابات می شد، سکوت بیست ساله ایشان بود . این سکوت به نوعی هم به خود شما هم سرایت کرده بود . چرا؟

اولا اینکه موسوی از صحنه دور نبود؛ در نبض جریانات حضور داشت ولی مسئولیتی نداشت. به نوعی کنار گذاشته شده بود، ضمن اینکه خودش هم به دلیل نقدهایی که داشت ترجیح می داد قاطی اشتباهات نشود. از سویی دیگر فکر می کرد افراد برجسته ای مثل آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی بر مسند امور هستند؛ از این رو دلیلی نمی دید پا وسط بگذارد.

من اما همیشه منتقد بوده ام... کتاب من 30 سال پیش مورد نقد یا بهتر بگویم مورد سرکوب فکری واقع شد روشن است که چقدر مورد فشار جریانهای واپس گرا بودم. قبل از دوره اصلاحات کامل کنار گذاشته شده بودم و در دوره اصلاحات که مشاور سیاسی آقای خاتمی و رییس دانشگاه الزهرا شدم یک کار پایه ایی را طراحی کردم به عنوان مشاور سیاسی توصیه کننده آزادی های سیاسی و در زمینه اجرا و در صحنه دانشگاه سعی کردم شرایط باز فرهنگی-سیاسی را در دانشگاه زنانه پایه گذاری کنم تا زنها آزاد باشند که فعالیت علمی خودشان و کنفرانس هایشان را داشته باشندو هر کسی را که می خواهند بدون هماهنگی با ریاست دانشگاه و مسئولین دعوت کنند.

در مورد پوشش شان هم فشاری روی دختران دانشجو نمی گذاشتم انجام شود .اولین کاری که کردم این بود که محافظان جلوی درب دانشگاه را که به پوشش خانم ها ایراد می گرفتند حذف کردم. گفتم در خصوص پوشش بحث فرهنگی باید صورت گیرد. اگر خواستند دنبال کنند اما این مسئولیت من نیست که پوشش سر آنها کنم. در قرآن هم این نوع پوشش برای مومنین توصیه می شود یعنی اینکه دین را درک و انتخاب کرده باشند .

این اقدامات سبب شد دانشگاهی که فقط در یک رشته دارای فارغ التحصیل دکترا بود امروز در 8رشته دارای دکترا است. خانم شیرین عبادی را دعوت کردم به عنوان زن مسلمان برنده نوبل که اولین بار این افتخار را برای کشورش به دست آورده است. بماند که این افتخار مبارک به شدت از سوی نیروهای واپس گرا سرکوب شد و من هم یک سال و نیم مورد مواخذه بودم که چرا ایشان را به دانشگاه دعوت کردم. درنهایت با من و شیرین عبادی به خشونت برخورد کردند .

من به اینها گفتم هرجا که خانم عبادی است یک تربیون عمومی است و باید شما هم بیاید حرفتان را بزنید ولی آنها به جای حرف زدن فقط سرکوب می کردند. در واقع من در حوزه سیاسی وفرهنگی دنبال پایه ها و پایلوت های آزادی و دموکراسی و ژرف فرهنگی بوده ام.

شما در کلامتان اصرار خاصی بر موضوع قومیت ها دارید. اصرار بر اینکه دختر لر هستید وعروس آذربایجان. در پوشش تان نیز ترکیبی از قومیت های مختلف دیده می شود. کیفتان صنايع دستي عشاير است. روسری تان مال ترکمن هاست. دلیل خاصی پشت این رفتار شما است؟

این هم دلیل فطری دارد هم هنری وهم تئوریک.

در کتیبه های تاریخی تخت جمشید شما ببینید کسانی که به داریوش هدیه می دهند از تمام اقوام هستند، چرا؟ این در حالی است که امپراتوری ایران از قدرت بالایی برخوردار بوده است ولی پایه وحدتش دقیقا به خاطر حفظ واحترام به همین تنوع قومی وفرهنگی بوده است.در قران هم آمده است جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا .یعنی شما را در قبایل و شعبه های مختلف قرار دادیم تا در تعامل زندگی کنید و نسبت یه هم شناخت پیدا کنید.

آن اطلاعات هنری از داریوش وکوروش و ایران باستان ،این هم اطلاعات قرآنی. یک اطلاعات و منبع شناخت دیگر من از تنوع به خاطر نوع زندگی مان بود که در 4گوشه ایران زندگی کردم. هم در فلات مرکزی هم در 4گوشه ایران .تا 18سالگی من اکثر زبانهای محلی را تجربه کردم و این شانس برای کمتر کسی فراهم میشود که 4گوشه ایران را زندگی کند. وقتی اینها را تجربه کردم دیدم در عین تفاوت اینها همه یکی هستند.

وارد هر سرزمین که می شدیم این اقوام مختلف چه پذیرایی جانانه ای از ما می کردند. یکی زبانش را یاد می داد یکی لباس های محل اش را عرضه می کرد یکي غذاهای محلی را می آموخت یکی شیرینی های محلی یکي هم اداب ورسوم و روزهای خاص شان.ما را از غربت نجات می دادند.من این را با پوست وگوشتم درک کردم که ما متنوعیم ولی یکی هستیم .

باید به این رسید و باور کرد.من هم کُردم هم لرم هم ترکم هم بلوچم هم ترکمنم. و در عین حال ایرانی ام. وقتی ما به خاطر شغل پدرم مجبور میشدیم مهاجرت کنیم من با ترک آن سرزمین تا چند وقت مریض میشدم .مثلا از قصر شیرین می رفیتیم آذربایجان. من تا مدتها دل تنگ قصر شیرین ومردم آنجا بودم. هر گوشه را که ترک میکردم با اشک چشم من عجین میشد. من مدتی مریض میشدم. وقتی این تنوع را شناختید می شوید طرافدار وحدت در عین کثرت .وگرنه من نه قوم گرا هستم نه نژاد گرا من یک ایرانی هستم که به انواع تنوع های موجود در ان عشق میورزم وهمه را دوست دارم.

این تبلور تابش نور ایرانیت است که به منشوری تابیده است وحاصل ان شده قومیت های مختلف.منتهی یک سری آدم عقده ای حسود کم فکر در یک جریان هستند که این مطلب را نمی فهمند .خب من چه کارشان کنم؟ هر روز هم در سایتشان اینها را می نویسند. من فقط به اینها مي گويم که حسودها کمی ذکر بگو ييد وکمی هم مطالعه کنید که نه حسود باشید و نه این قدر بی فکر.تا منشور نور سفید ایران را که تابیده بر اقوام های مختلف درک کنید.تا این وحدت را درک کنید.ولی این کثرت را نمی توانند درک کنند چون توتالیتر هستند وهیچ کثرت را برنمی تابند.

یک سری شایعه در خصوص شرکت اصلاح طلبان در انتخابات سال آینده شنیده می شود شما به عنوان یک فعال سیاسی فکر می کنید با توجه به تجربه انتخابات سال گذشته امکان شرکت واقبال مردم هست؟و شما در این انتخابات کاندیدا می شوید؟

نه من نمی توانم جوابي بدهم ونه همه اصلاح طلبان .پس باید دید در استراتژی جنبش سبز این انتخابات کجایش قرار می گیرد.ولی من در هیچ شرایطی کاندیدای ورود به قدرت نمی شوم.چرا که اریکه ای که بر آن هستم، هنر و فرهنگ است وهمه حضورم در جنبش سبز از همین جنس است که من به عرصه عمومی علاقه دارم نه حکومت.

با وضعیتي که بر كشور حكمفرماست، آيا اين احتمال را مي دهيد كه مردم ومعترضان به خيابانها بيايند؟

ببینید جنبش سبز انعطاف پذیر است و به تناسب موقعیت روش خود را بر می گزیند البته حاکمیت به شدت از حضور مردم در صحنه هراسناک است.چون می داند که اگر اجازه حضور دهد، تمام ایران در خیابان خواهد بود و خودشان می مانند ودار و دسته شان دسته ای که آگاهی لازم را ندارند و حاکمیت تمام تلاشش را می کند که مردم را از حضور در خیابانها باز دارد. ولی جنبش شیوه های مختلفی برای ادامه راهش دارد.ضمن اینکه حضور در خیابانها به موقع مورد استفاده قرار می گيرد ونفی نمی شود. فعالیت های مدنی و فرهنگی و حضور خیابانی تلفیق اعتراضات جنبش سبز است تا به خواسته های خود برسد.

یک بحثی که وجود دارد اینکه این دولت 4سال دوام نمی آورد. نظر شما در این خصوص چیست؟

تمام مدتی که این دولت بر سر کار بوده جز انحطاط وسقوط برای ایران چیزی به همراه نداشته.چه در سطح ملی وچه در سطح بین المللی.در سطح بین المللی سیاست های خارجی شعاری وساده لوحانه در سطح ملی هم سرکوب مردم وفقدان مشروعیت. البته حاکمیت فعلی چون مشروعیت ندارد سعی می کند با جنگ طلبی،خرابکاری ها و انحطاطی که برای مردم ایران رقم زده است در پوششی دیگر دیده نشود و آن را به گردن جنگ بیاندازد.

یعنی جنگ طلبها ی جمهوری خواه وجنگ طلب های داخلی دستشان در دست یکدیگر است.هم اینکه جنبش سبز را سرکوب می کنند هم اینکه سیاست های غلط داخلی خودش را این دولت توجیه می کند.واین کاملا برای ملت ما وجنبش سبز شناخته شده است که بخشی از حاکمیت فعلی خواهان جنگ است.اما اینکه سقوط خواهد کرد یا نه؟باید به این نکته ها توجه کرد.

جنبش سبز بارها اعلام کرده است که برانداز نیست اگر حاکمیت فعلی می تواند خواسته های سبزها را میسر کند بسم الله. زندانها را باز کند.مطبوعات را آزاد کند .انتخابات آزاد انجام دهد.تمام بخش های قانون اساسی را بدون تنازل به انجام رساند .ودر مرحله بعد قانون اساسی را دوباره به رای گیری ملت بگذارد که آن بخش هایی را که نمی خواهند حذف کنند.چون ما بارها گفتیم قانون اساسی ابدی نیست وهمه ملت ها قانون اساسی خودشان را دوباره بررسی می کنند وحذف واضافاتی در این خصوص دارند.وبررسی قانون اساسی را در دستور کار خودش قرار دهد.

تمام زندان ها را درش راببندند. تنوع رسانه ای را سامان دهد برای ما فرقی نمی کند چه اینها باشند چه کس دیگری. ولی چون این دولت توانایی اجرای این اصول را ندارد ودر ذاتش نیست و در این یک سال هرچه ما گفتیم بیایید این اقدامات را انجام دهید. جنبش سبز برانداز نیست ولی گوشی بدهکار نبود. احتمال سقوطش خیلی زیاد است.

تحریم ها به شدت حلقه حضور ایران را تنگ می کند؛ این تحریمها بالاخره به کجا ختم می شود و آیا باعث عقب نشینی دولت خواهد شد؟

همیشه از تحریم ها سرمایه داران وتجار سود ونفع برده اند واین مردم عادی بوده اند که متضرر شده اند. تحریم کار درستی نبود که به ملت ایران تحمیل شد بارها گفتیم که ملت ایران نباید در عرصه بین المللی سرکوب شود. من فکر می کنم که حاکمیت می توانست دیالوگ های بهتری در سطح دنیا قرار بگیرد و از ظرفیت های مختلفی بهره ببرد که نه تنها تحریم نشود بلکه باعث گسترش روابط ایران شود ولی این اتفاق رخ نداد و منجر به بسیاری از خسران ها شده است.

دلیل پافشاری حاکمیت بر مواضع سیاست خارجی اش، در واقع یک نوع تسلط گروهی بنیاد گرا بر سیاست خارجی ایران نيست؟

ببینید استعمار یک واقعیت است .از قرن شانزدهم خود را در سطح جهان نشان داد.از زمان قاجاریه در ایران وهمینطور پهلوی ها وجود داشته است .این یک خاطره سویی را در افکار عمومی ملت قرار داده است. ولی من شخصا اعتقادم این است که وقتی انقلاب پیروز شد و توانستیم یک دولت مستقل و مقتدر و ملی را بنا کنیم باید روابطمان را با تمام دنیا عادی میکردیم(البته به غیر از اسراییل) چون ما یک ملت قوی بودیم، می توانستيم با همه وارد روابط شویم . در عین حال من امپریالیسم وتئوری های وابستگی را نفی نمی کنم .ولی باید ما بعد از انقلاب اعلام میکردیم با حفظ منافع ملی با هم دنیا دوستیم .

این بازنگری قانون اساسی که در صحبت های قبلی تان مطرح کردید به نوعی فراتر رفتن مطالبات جنبش سبز از اعتراض صرف به انتخابات نیست؟

اعتراض به نتیجه انتخابات یک کلید بود که زده شد .بسیاری از مطالبات ملت که آزادی های زندانیان و انتخابات آزاد ومطبوعات و آزادی بیان بود قبلا وجود داشته است و این انتخابات و کودتای انتخاباتی، نقطه شروعی شد برای زدن کلید این داستان که اجرای بدون تنازل قانون اساسی، یعنی همه ابعاد آن تا تحقق مطالبات جنبش سبز و بررسی مجدد قانون اساسی.

این روزها نسبت به تجربه سالهای دهه شصت نگاههای منتقدانه ای مطرح میشود.نظر شما در خصوص این نوع مطالب که این روزها مطرح می شود چیست؟

کلا معتقدم از اول انقلاب تا به امروز برخی از رفتارهای ما غلط بوده است. نه اینکه این را الان بگويم .من همیشه در نشست ها وجلسات مختلف این را بیان میکردم.امروز است که برای نقد مردم سرکوب میشوند .یکی اس ام اس میزند می افتد زندان.ما همیشه این حرفها را می زدیم بعضی ها خوششان مي آمد برخی نه.نقد مارا ضعیف نمی کند بلکه قوی تر میسازد.نسبت به رفتار 30 ساله بعد از انقلاب نقدهای زیادی وجود دارد هم در زمینه آزادی ،دمکراسی ،سرکوب احزاب،قومیت ها،دخالت در حوزه خصوصی مردم به خصوص زنان.

در کنار آن کارهای خوب هم وجود داشته است. مثلا در زمینه آموزش، امروز شصت و خرده ای درصد از ورودی دانشجویان ما به دانشگاه ها زنان هستند .در کلاس من در دانشگاه تهران تعداد زنان بیشتر است .در زمینه آموزشی برای زنان ما موفق بودیم و اتفاقا همین آگاهی یافتن خانم هاست که برای بخشی از حاکمیت امروز تهدید شده است. امیدوارم که بخش مغفول مانده آرمانهای انقلاب در جنبش سبز تحقق بیابد .

دخالت در زندگی خصوصی مردم هم نقد دیگریست و شدت شکل گیری فضای پلیسی از ره آوردهای دولت نهم و دهم است اما در طی سی سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی متاسفانه آن طور که باید به حقوق و منزلت زن توجه نشده و امروز جنبش سبز خواهان رفع تبعیض هستیم. اصولا ورود من به صحنه انتخابات بایک مقاله شروع شد. مقاله ای با عنوان "رفع تبعیض زنان و انتخابات دهم ریاست جمهوری" آنگاه در کنار موسوی به تبلیغ پرداختم تا آن آرمان همیشگی ام را که آزادی-برابری انسان ها و دموکراسی است پیگیری کنم. برای من کاندیداتوری موسوی فرصت تکرار دوباره شعارهای فوق بود که منرصد بودم در جمع های ملی و ملیونی مطرح کنم،رفع تبعیض به معنای اعم،طبقاتی-فرهنگی، قومی،سیاسی و رفع تبعیض برای زنان.

شما گفتید که حاکمیت فعلی زنان را یک تهدید تلقی می کند.مقصودتان چه بود؟

حاکمیت فعلی زنان و جوانان را برای خود تهدیدی تلقی می کند چون جدی ترین و عظیم ترین قشرهای معترض در میان زنان و جوانان دیده شده اند. این دو قشر به صورت های مختلف و در خواستگاه های اجتماعی متفاوت به رفتارهای حاکمیت فعلی معترضند.گاه در قالب جنبش زنان و گاه در قالب جنبش دانشجویان،یا جنبش معلمان و کارگران و گاه به صورت خالص در قالب جنبش زنان که خواهان رفع تبعیض و قوانین قیم مابانه هستند.حاکمیت فعلی زنان را سرکوب می کند به خصوص در طی یک سال پس از کودتای انتخاباتی این سرکوب را شدت بخشیده است.

چون زنان و جوانان از توتالیتاریسم رنجها کشیده اند و بالاترین اعتراض را هم زنان و جوانان دارند اما مطمئن باشید جنبش آزادی خواهی و دموکراسی طلبی مردم ایران پیروز میشود.

و پرسش آخر؛ شما قائل به حجاب اجباری نیستید؟

من قائل به حجاب باعشق وشناخت هستم.همانطور که خودم برگزیدم.من قائل به این هستم که به طور فرهنگی حچاب شناخته شود وبا عشق قبول شود.

یعنی از سوی حاکمیت هیچ اجباری نباید به شهروندان بر سر حجاب تحمیل شود؟

حاکمیت می تواند یک نظام و چارچوبی را برای این در نظر بگیرد. مثلا بگوید این قوانین من است مثل قوانین راهنمایی رانندگی. کسی اگر قوانین راهنمایی رانندگی را رعایت نکند شلاق نمی خورد زندان نمی رود و شیشه اتومبیلش را نمی شکنند. من معتقد به شناخت دین و دستورهایش هستم و با اجبار و سرکوب در هیچ حوزه ای موافقت وهمراهی ندارم.

کما اینکه خودم این کار را کردم و از یک دختر بدون اعتقاد دینی وبی حجاب به حجاب رسیدم. حالا هم به همه می گویم باید با عشق قبول شود نه با زور واجبار.

ضمنا با گشت ارشاد به هر شکلی از آن به شدت مخالفم.

اسلام از منظر نو اندیشی دینی در اوج زیبایی وکمال است به شرطی که با مثلث عناصر زمان و مکان و نگاه نوآورانه آن را ببینیم. اگر با این مثلث وارد دین اسلام شویم دستاوردهای مبارکی به دست خواهیم آورد. ولی در عرض این سی سال با این سه فاکتور روبرو نشدیم. زنان ما آزادی نداشتند ومدام با گشت های به اصطلاح ارشاد مواجه بودند وسرکوب شدند و راهی زندان شدند.

 

منبع: جرس


 


ندای سبز آزادی: طبق اخبار رسیده به ندای سبز آزادی مجید توکلی که پیش از این در زندان اوین و در سلول انفرادی به سر میبرد امروز به زندان رجایی شهر منتقل شد. گفتنیست امروز بدون اطلاع خود مجید توکلی او را از زندان خارج کرده و طبق گفته منابع آگاه وی را به زندان رجایی شهر برده اند.

گفتنیست توکلی پیش از این به همراه شانزده تن دیگر از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا به سر میبرد.


 


یک منبع آگاه که خواست نامش فاش نشود به سایت امروز گفت که سیامک قادری ، روزنامه نگاری که نیمه شب چهاردهم مرداد ماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، هم اکنون در زندان اوین بسر می برد.

این منبع افزود:قادری دو روز پیش با خانواده اش تماس تلفنی داشت و به آنان اعلام کرد که جایش خوب است.

این منبع گفت: قادری همچنین به خانواده اش توصیه کرد که به زندگی عادی خود ادامه دهند و نگران وضعیت او نباشند.

این منبع همچنین در باره پرونده تشکیل شده برای این روزنامه نگار که درآستانه روز خبرنگار بازداشت شد، گفت: ظاهرا تمامی نوشته های این خبرنگار شجاع در وبلاگش را پرینت گرفته و برای او پرونده 400 صفحه ای تشکیل داده اند.

سیامک قادری که از حدود دو دهه پیش به عنوان خبرنگار رسمی برای خبرگزاری جمهوری اسلامی موسوم به ایرنا کار می کرد در سال های اخیر و با روی کار آمدن دولت نهم و دهم مورد غضب مدیران نو رسیده این رسانه قرار گرفت.

وی که از منتقدان سرسخت اداره ایرنا به شیوه هیاتی و بر پایه آزمون و خطا بود، از حدود پنج سال پیش اقدام به راه اندازی وبلاگی کرد که در ابتدای فعالیت صرفا به انعکاس مسایل صنفی این رسانه می پرداخت.

این خبرنگار با تجربه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در خط مقدم آگاه سازی جامعه از وضعیت پیش رو قرار گرفت و وبلاگش را هم در این جهت فعال ساخت.

وبلاگ قادری که نام ایرنای ما را به انگلیسی بر خود دارد، تا پیش از دستگیرش 11بار فیلتر شده بود و آخرین بار او وبلاگش را که تا 12 شماره بالا آمده و به ایرنای ما 12 رسیده بود روز سبزدهم مرداد ماه به روز رسانی کرده بود.


 


 

فرهمند علیپور

دهه 60 در تاریخ سی و یکساله جمهوری اسلامی ، روزها و سالهای غمباری است؛ نه تنها جنگ خارجی، آواره شدن میلیون ها ایرانی و ویرانی شهرها و زیر بنای کشور، که جنگ داخلی، ترورها، برخوردهای حذفی، ترسیم و تحمیل سبکی خاص از زندگی، گزینش ها، مصادره ها ، به زندان انداختن، اعدام های بی محاکمه و انقلابی و اعدام های فله ای و گسترده در سال 67 در کنار دهها مورد دیگر موجب شده است تا حافظه تاریخی ایرانیان در این سالها سرشار از اندوه ، درد و فسردگی باشد.

گرچه در دوران حاکمیت میانه رو ها و اصلاح طلبان در تهران ، به یمن دمیدن اندک نسیم آزادی در کشور ، ایرانیان به نقد برخی از رفتارهای تندروانه حاکمان در دهه پیشین نشستند و سعی کردند تا غبارهایی که حاکمیت بر روی برخی چهره های ملی همچون بازرگان، سحابی ، منتظری و .. نشانده را بزدایند و لب به انتقاد از برخی حوادث آن سالها بگشایند و دستی برای ساختن زندگی دیگرگونه برآرند، اما این تلاش ها هم با فشارهای حاکمیت ناکام ماند و هم آنکه هرگز حتی مجالی فراهم نشد تا برخی سخن های دیگر نیز، همچون موضوع اعدام های فله ای اسیران در سال 67 بیان شود. تراژدی و زخمی که بر خلاف سیر تاریخ، هر چه زمان بیشتری از آن می گذرد زنده تر می شود و بیشتر دهان می گشاید.

این نوشتار با تاکید بر اینکه روشنگری در باب زوایای تاریک جنایت های انجام گرفته در آن سالها لازم و ضروری است و باید تلاش شود تا رسم اعدام فعالان سیاسی برای همیشه در میهنمان برافتد، قصد آن ندارد به داستان غمبار آنچه در زندان های نظام جمهوری اسلامی بر اسیران و دربندان دهه 60 و به ویژه در سال 67 گذشت بپردازد و تنها سعی دارد تا نگاهی باشد بر مواضعی که در این روزها و ماهها از ناحیه اعدام های 67 متوجه میرحسین موسوی رهبر جنبش سبز ایران شده است.

جنبشی که می خواهد تفسیری دمکراتیک تر از قوانین و نگاهی رحمانی تر نسبت به دین و احکامش داشته باشد، نه در سودای راه اندازی انقلابی دیگر در کشور است و نه تلاشی دارد تا به اسم مخالفت با کج اندیشی ها، انحرافها، ظلم و ستم هایی که از سوی حاکمان بر مردم رفته است، همه بنیان ها و دست آوردهای کشور را نیز نادیده بگیرد و یکسره بر طبل مخالفت و مقابله بکوبد. آنهایی هم که با وضعیت ایران و روحیه حاکمان آن اندک آشنایی دارند بر این نکته واقفند که دست یابی به ایرانی دمکراتیک با شیوه اصلاح طلبانه راهی بسیار دشوارتر از کار انقلابی خواهد بود.

 

تشنه کامان غنیمت

ظرف قریب به چهارده ماهی که از آغاز حرکت آزادی طلبانه و دمکراسی خواه مردم ایران تحت عنوان جنبش سبز می گذرد، میرحسین موسوی به عنوان سمبل این حرکت همواره از سوی دو گروه تحت فشار شدید قرار گرفته است. از یکسو نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی هستند که بسیاری از اقدامات آنها بر همگان روشن است؛ نخست وزیر جمهوری اسلامی در دوران جنگ، نه تنها اکنون از کوچکترین تریبونی در کشور محروم است که هر روز از تریبون های رسمی و رسانه های فراگیر حکومت نیز آماج حملات قرار دارد، یارانش دربند و هوادارانش عزادار شهدای سبز و در تلاش برای یافتن راهی برای نشان دادن "اعتراض" به عنوان ابتدایی ترین حق خود هستند.

گفتن از دشواری هایی که حاکمیت بر میرحسین موسوی و دیگر رهبران جنبش سبز همچون مهدی کروبی روا می دارد قصه ای طولانی و آشناست است که موضوع این نوشتار هم نیست.

گروه دوم اقلیتی کوچک اما پر هیاهوست که با دیدن خیل هواداران جنبش اعتراضی سبز دست به کار شدند تا به هر روی میرحسین موسوی را فاقد مشروعیت برای رهبری معترضین معرفی کنند و خود را به عنوان جانشینان صالح معرفی کنند. آنها با مطرح کردن موضوع اعدام های 67 همواره این سئوال را از میرحسین موسوی مطرح می کنند که چرا در قبال این جنایت ها سکوت کرده و یا حتی بعضا او را به دست داشتن در این اعدام ها متهم می کنند.

آنها به خوبی بر این نکته اشراف دارند که میرحسین موسوی نه در صدور فرمان این اعدام ها نقشی داشت و نه دولتش مجری این احکام بود؛دولتی که به گفته خود میرحسین موسوی حتی وزارت دفاعش اخبار جنگ را از او پنهان می داشته و کار به گونه ای بوده است که محسن رفیق دوست به عنوان وزیر سپاهش می گوید به زور کارخانه های دولت را میگرفتیم. قطعا بحث کارآمدی یا ناکارآمدی دولت موسوی در آن روزگار نیز موضوع سخن ما نیست.

از خاطرات مرحوم آیت الله العظمی منتظری نیز مشخص است که فرد دوم کشور و قائم مقام رهبری در جریان این حکم و اقدام قرار نگرفته بود و همچنین از لحن نوشته منتظری نیز مشخص است که در دیداری که او با خامنه ای داشته به این احساس و نتیجه رسیده است که رئیس جمهور وقت نیز از این موضوع بی خبر بوده است.

اما چرا با وجود اینکه این گروهها می دانند که موسوی هیچ ارتباطی با فجایع صورت گرفته در زندانها نداشته است روی این موضع اصرار فراوان دارند؟ آیا به راستی دغدغه این افراد روشن شدن حقایق این اعدام هاست و تنها میخواهند رسالت حقوق بشری انجام دهند یا آنکه می خواهند همانند مسئولان جمهوری اسلامی با نام آوردن از کشته ها و شهدا دهان هر منتقدی را ببیند و راه را برای اهداف دیگر خود هموار کنند؟

 

خروج از فراموشی

اغلب این گروهها به خاطر ارتکاب اشتباهات استراتژی و تاکتیکی خونبارخود مشروعیت مردمی خود را از دست دادند و بسیاری از مردم ایران پس از این رخدادها و بالاخص عملیات چلچراغ و فروغ جاویدان (مرصاد) آنها را به چشم خائنین می نگریستند. بمب گذاری ها، درگیری های مسلحانه و شهری و روستایی ، اقدام به ترور مسئولان و بلندپایگان جمهوری اسلامی چون رجایی و باهنر به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر در یک اقدام، ترور رئیس قوه قضائیه ، ترور دبیرکل حزب جمهوری اسلامی- بهشتی - به همراه هفتاد تن از نمایندگان مجلس، پناه بردن به کشور عراق در زمانی که این کشور تهاجمی گسترده و خونباری را علیه ایران آغاز کرده بود و انجام عملیاتی از خاک این کشور علیه ایران و مجموعه عواملی که موجب شد تا این گروه نه تنها از سوی حکومت ایران به عنوان گروهی تروریستی شناخته شود که حتی دولتهای مخالف حکومت جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکا نیز رسما این نوع گروهها را به عنوان گروههای تروریستی معرفی کردند و هنوز آنها را در لیست تروریستی خود نگه داشته اند.

فقدان مشروعیت مردمی و سرکوب شدید این گروه ها در کنار گذشت ایام موجب شد تا آنها برای سالها از یاد و خاطره مردم ایران بروند و فراموش شوند. این موضوع هنگامی جدیت بیشتری یافت که اصلاح طلبان در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی موفق شدند تا محبوبیت و مشروعیت فوق العاده ای میان مردم خصوصا مردم ناراضی کسب کنند.

پس از آغاز حرکت جنبش سبز آنها تلاش کردند تا سوار بر این موج بتوانند به میان مردم برگردند. اما سوابق و ذهنیتی که این گروهها از خود در خاطره ایرانیان به جای گذاشته بودند و محبوبیت بی سابقه میرحسین موسوی و رهبران سبز مانع این هدف بود. برای همین آنها با پناه بردن به موضوع اعدام های 67 و مطرح کردن نام میرحسین موسوی تلاش کردند تا از این طریق به اذهان عمومی بازگردند و به فراموش شدگی خود پایان دهند. زیرا آنها به خوبی حساسیت افکار عمومی را نسبت به نام میرحسین موسوی و میزان مخاطب و شنوده ای را که با خود به همراه می آورد، میدانند حال این سخن چه در مدح او باشد و چه ذم.

 

کسب مشروعیت

آنها می خواهند با مطرح کردن این موضوع میرحسین موسوی را به گوشه رینگ بکشند. می دانند اگر موسوی مخالفتش را با این فجایع به طور عمومی اعلام کند او بخش هایی از هواداران پر نفوذ و پر قدرتش را در ایران از دست خواهد داد؛ کسانی که همچنان معتقد به برخوردهای قاطع با گروههایی هستند که تروریست شان میخوانند. اینها افرادی هستند که به خاطر نفوذ عمیق در درون هسته های اصلی توانسته اند حکومت احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای را هم اینک با چالش جدی رو به رو کنند و از دست دادن این گروهها تنها موجب تقویت جبهه و موضع دولت کودتا خواهد شد.

و اگر میرحسین موسوی سکوت کند سکوتش را به رضایت از اعدام ها و حتی نقش داشتن او در اعدام ها تفسیر کنند و از این طریق موجب ریزش هواداران او در جنبش سبز شوند به این امید که چون پیشتازان مبارزه علیه جمهوری اسلامی بوده ایم، متحمل بیشترین هزینه ها و اعدام ها بودیم و البته چون موسوی در ماجرای اعدام ها دست داشته است، نیروهای ریخته شده سبز به کیسه هوادار آنها منظور خواهد شد و آنها این بار با بهره گیری از انزجار مردم از کشتارهای سال 67 و اتخاذ ژست مظلومیت، دمکراسی خواهی و مطالبه حقوق بشر، جای پایی در میان مردم و خصوصا معترضین سبز دست و پا خواهند کرد.

این احتمال هم بسیارست که اگر میرحسین موسوی تحت این فشارها اعلام رسمی کند که با اعدام های 67 مخالف بوده ، موضوعات دیگری را مطرح کنند و مثلا بگویند که سخن میرحسین موسوی از سر مصلحت اندیشی و نه از سر اعتقاد است و یا بگویند اگر موسوی به راستی مخالف این اعدام ها بود چرا سال 67 این موضع را اتخاذ و به طور علنی اعلام نکرد؟

همچون برخی از همین گروهها که چنین نقدی را به "نهضت آزادی" روا داشتند. آنها محکومیت اعدام های صورت گرفته شده از سوی نهضت آزادی ایران در همان سال را ناکافی می دانند و می گویند چرا نهضتی ها با حجاب اجباری مخالفت نکردند؟! این مثال به روشنی نشان از خط مشی رفتاری برخی از این گروههادارد.

به راستی تاکنون فکر کرده اید که اگر این دوستان در پی کشف حقیقت هستند چرا به اندازه یک دهم هیاهوی رسانه ای که درباره میرحسین موسوی به راه می اندازند، در رابطه با خامنه ای سخنی نمی گویند؟ که اگر موسوی نخست وزیر بود خامنه ای هم رئیس جمهور بود. روشن است که آنها می دانند معترضین سبز اعتراضشان نسبت به سیاست و رویکردهای خامنه ای است از همین رو آنها رئیس جمهور وقت را رها کرده اند تا فشار خود را روی فردی بیاورند که رهبر جنبش سبز محسوب می شود.

آنها تشنه کامان غنیمتی هستند که هنوز به دست نیامده و برای آن به مبارزه بر خاسته اند و مکمل تیغ سپاه و عناصر کودتاگر در ایران شده اند تا رهبران جبش سبز را قیچی کنند. گرچه آنها این موضوع را نیز چندان پنهان نکرده و گاه آنرا رسما اعلام کرده اند. هم از سویی خود را "سبز" معرفی می کنند و هم معتقدند که "جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته نابود باید گردد" و البته این خواست را نیز "خواست قلبی توده ها " می دانند.

 

درس تجربه

به نظر می رسد عمده مشکل این افراد بیش از همه از آنجا ناشی می شود که تصوری درست از آنچه این روزها در تهران می گذرد ندارند. آنها نمی توانند باور کنند که رهبری جنبش اعتراضی نه در میان آنها که بر عهده چهره های اصلاح طلب و میانه رویی است که سالها در بالاترین رده های همین نظام بوده اند. پر واضح است که "عدم باور پذیری" واقعیت ها حاصلی جز اتخاذ استراتژی های غلط و ناکامی نخواهد داشت. مشکلی که در سال 57 هم دامنگیر برخی از این گروهها و اعضایش شده بود. چنانچه "ویدا حاجبی تبریزی" از اعضای سازمان چریک های فدایی خلق که کتاب ارزشمند "داد بی داد" او در ایران نیز به چاپ رسید در صحفه 331 این کتاب از زبان دوست خود "زری طباطبایی" درباره آزادی زندانیان سیاسی از جمله خود او، بر اثر فشارهای انقلابیون می نویسد: امروز در شگفتم، چه طرز تفکری باعث می شد که واقعیت های جلوی چشممان را نبینیم؟ یا باور نکنیم؟ این ندیدن ها شاید ناشی از آن بود که ما قادر نبودیم باور کنیم که در مواردی و در وضعیت و شرایطی خاص، زندانی سیاسی بدون نوشتن عفو و بدون شرط و شروط می تواند عفو شود.شاید به این خاطر که نزدیک شدن انقلاب را بدون رهبری چپ باور نداشتیم. ما در تئوری ها و باورهای خود چنان غرق بودیم که آنها را واقعیت مطلق می دانستیم . باور نمی کردیم که "توده های خلق" بدون "حزب طراز نوین کارگر"، به زعم ما پیروان اندیشه مائوتسه دونگ ، بدون "رهبری گروه پیشرو مسلح" به زعم جریان های چریکی ، بتوانند دست به انقلاب بزنند و ما به اصطلاح رهبران را آزاد کنند. چنان در تار و پود اندیشه های از پیش ساخته ذهن خود گرفتار بودیم که قادر نبودیم علایم و شواهد را ببینیم. پس نمی خواستیم آزاد شویم.

منبع: روز


 


رییس پلیس مرکز فرماندهی ترافیک راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از رانندگان خواست تا با رعایت قانون اقدام به هنجارشکنی نکنند.

به گزارش ایلنا، رییس پلیس مرکز فرماندهی ترافیک راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ اعلام کرد: خودروی رانندگان روزه‌خوار به مدت سه روز توقیف و به پارکینگ منتقل می‌شود.

سرهنگ سعید اسماعیلی افزود: با شهروندانی که در حضور عام و به صورت علنی اقدام به روزه خواری کنند، طبق ابلاغ پلیس راهور ناجا، برخورد قانونی می‌شود.

رییس پلیس مرکز فرماندهی ترافیک راهور ناجا تاکید کرد: ‌رانندگان حق ندارند با هنجار شکنی شرایط دیگر روزه داران را زیر پا بگذارند و پلیس با این موضوع برخورد قاطع می‌کند.

او از رانندگان خواست تا با رعایت قانون اقدام به هنجارشکنی نکنند و مقررات راهنمایی و رانندگی را جدی بگیرند.

منبع: جرس


 


عراق اعلام کرد همچنان منتظر است تا پس از ترسیم مرزهای آبی با ایران، رودخانه اروند را لایروبی کند.
به گزارش عصر ایران، شرکت بنادر عراق اعلام کرد تا پیش از ترسیم مرزهای آبی با ایران، نمی تواند رودخانه های شط العرب و اروند را لایروبی کند.( منظور وی از شط العرب بالادست تقاطع کارون و اروند است.)
لایروبی رودخانه های شط العرب و اروند با هدف فراهم شدن امکان عبور کشتی های پهن پیکر از این رودخانه و رسیدن آنها به بنادر “المعقل “و “ابوفلوس” عراق صورت می گیرد.
کاپیتان “صلاح خضیر عبود” مدیر کل شرکت بنادر عراق در گفت وگو با شبکه” السومریه نیوز ” اظهار داشت: لایروبی شط العرب و اروند برای آسان شدن دسترسی به بنادر ابوفلوس و المعقل امکان پذیر نیست زیرا این اقدام منوط به ترسیم مرزهای آبی با ایران است.
وی اضافه کرد: هم اکنون کمیته ای برای ترسیم مرزهای آبی با ایران در تهران مستقر است که ریاست هیئت عراقی را معاون وزیر خارجه عراق برعهده دارد و مدیر بخش امور دریایی شرکت بنادر نیز در این هیئت حضور دارد تا موضوع ترسیم مرزهای آبی حل شود.
مدیر کل شرکت بنادر عراق اضافه کرد: پس از عبور از مرحله ترسیم مرزها، طرح توسعه بنادر “المعقل “و “ابوفلوس “عراق اجرایی می شود.
وی افزود: شرکت بنادر عراق یک سال پیش از این با شرکت های داخلی برای خارج کردن شناورهای غرق شده از عمق رودخانه مذاکره کرد اما این شرکت ها نتوانستند این کار را انجام دهند و تاکنون حتی یک فروند شناور را هم از عمق رودخانه خارج نکردند.
رودخانه شط العرب از به هم رسیدن دجله و فرات در منطقه قرنه عراق ایجاد می شود. این رودخانه پس از ریختن رود کارون به آن تا رسیدن به خلیج فارس ، به رودخانه مرزی میان ایران و عراق تبدیل می شود. این رودخانه مرزی در ایران ، اروند و در عراق شط العرب خوانده می شود.
استان بصره واقع در ۵۹۰ کیلومتری جنوب بغداد دارای چند بندر تجاری است . بندر المعقل در نزدیکی شهر بصره که در سال ۱۹۱۶ راه اندازی شد و تا سال ۱۹۳۷ در اختیار نظامیان انگلیسی قرار داشت ولی پس از این تاریخ به مقامات عراقی واگذار شد. بندر فاو که مخصوص شناورهای صیادی است و در نزدیکی ورودی دهانه اروند است. در سال ۱۹۶۵ نیز بندر ام قصر که هم اکنون بزرگترین و مهمترین بندر تجاری عراق است ایجاد شد.
همچنین در سال ۱۹۸۹ بندر خور الزبیر که حاوی مخازن مواد خام آهن و فسفات و دیگر مواد است راه اندازی شد و در سال ۱۹۷۶ نیز بندر ابوفلوس در ساحل رودخانه اروند و در منطقه ابی خصیب نیز ساخته شد که با وجود کوچکی آن ولی یکی از بنادر فعال به شمار می رود.
ایران و عراق براساس قرارداد الجزایر رود اروند را به عنوان مرز بین دو کشور و عمیق ترین نقطه این رودخانه یعنی خط تالوگ را خط مرزی میان دو کشور تعیین کردند ولی در دوره ریاست جمهوری صدام در عراق، وی به این موضوع اعتراض کرد و آن را نادیده گرفت.
همچنین پس از سقوط صدام تاکنون مقامات عراقی بارها خواستار تجدیدنظر ایران در مرزهای آبی خود با این کشور شدند که با مخالفت جدی تهران روبه رو شد.
توجه به این نکته مهم است که ایران ، هرگز زیر بار تجدید قرارداد تعیین مرز نخواهد رفت و این نکته ای است که وزارت خارجه کشورمان بر آن تاکید ویژه کرده است. تنها کاری که می تواند انجام شود ، ترسیم مرزها بر اساس قرارداد الجزایر است که در واقع ، پیاده سازی عملی همان قرارداد بر روی زمین و رودخانه است مانند میله گذاری مرزی .


 


در پی انتشار سخنان هفته پیش معاون اول احمدی نزاد در اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور و اعتراض تند سفارت انگلستان به “خرفت خواندن” مردم انگلیس دفتر رحیمی توضیحی در توجیه آن سخنان منتشر کرد.
محمدرضا رحیمی، دوشنبه ١۸ امردادماه، در سومین روز از اجلاس رؤسای آموزش پرورش مناطق سراسر کشور که در سالن اجلاس سران در تهران برگزار شد، در توصیف کشور انگلیس – که اتفاقا مدرک جعلی مورد ادعایش را نیز به دانشگاهی معتبر از آن کشور منتسب کرده- اظهار عقیده کرده بود “این کشور هیچ ندارد؛ نه آدم‌هایش آدم و نه مسئولانش مسئول هستند و حتی منابع زیر زمینی ندارد و یک مشت خرفت هستند که مافیا بر آنها حاکم است. آنها پانصد سال دنیا را غارت کردند و جوانی که الان آمده است (آمریکا)، احمق‌تر از قبلی است و گویا خداوند آنها را نوکر آمریکا و صهیونیست‌ها آفریده است.” (خبرگزاری فارس- ١۸ امردادماه)
به گزارش ایرنا، دفتر امور رسانه های احمدی نژاد، روز دوشنبه ٢۵ امرداد ماه، در توجیه سخنان رحیمی آورده است:
“اظهارات معاون اول رییس‌جمهوری در اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور، از سوی برخی رسانه‌های خارجی متوجه ملت انگلیس دانسته شد که این برداشت ناشی از ترجمه نادرست یا انتقال نامناسب سخنان ایشان است؛ بدیهی است احترام متقابل به ملت‌های جهان، سیاست راهبردی جمهوری اسلامی است و خطاب معاون اول رییس‌جمهور در سخنرانی مذکور به برخی از دولتمردانی بوده است که با پشتیبانی از تروریسم، تحریم و مداخلات خصومت‌آمیز سیاسی، بارها عمق کینه‌توزی خود را به ملت ایران نشان داده‌اند.”
گفتنی است سفارت انگلستان در تهران، روز چهارشنبه گذشته و دو روز بعد از سخنان رحیمی، طی بیانیه‌ای به “ادبیات” معاون اول محمود احمدی‌نژاد درباره مردم بریتانیا شدیدا اعتراض کرد.
سفارت انگلستان در تهران، اظهارات رحیمی را “پوچ و نامعقول” خوانده و به او تذکر داده بود که “این گونه اظهارات برای یک مقام عالی‌رتبه سیاسی نامناسب” است و در بیانیه اش ‌آمده است:‌ “اظهاراتی مشابه درباره مردم ایران… می‌توانست واکنش خشمگینانه مردم ایران را در داخل و خارج برانگیزد که البته بی‌تردید حق با مردم ایران بود.”


 


نماینده تهران رفع اختلاف میان قوا را گامی به پیش در روابط سه قوه دانست وهمچنین از پرونده برخی مقامات دولتی در دستگاه قضایی خبر داد که دولت مانع از رسیدگی به آنهاست.
به گزار ش ایلنا، علی مطهری نماینده تهران، در پاسخ به اینکه به نظر شما در جلسات سران قوا چه مطالبی باید مطرح شود، گفت: در جلساتی از این دست، می‌توان موانعی را که قوه‌ای برای یک قوه دیگر ایجاد می‌کند مورد بحث و بررسی قرار داد تا درباره آنها تفاهم ایجاد شود.
وی با اشاره به عدم اجرای برخی قوانین مصوب مجلس از سوی دولت، پیشنهاد کرد که اینگونه موارد در جلسات سران قوا بررسی شود تا دو قوه در مورد آنها به تفاهم برسند. همچنین ممکن است دولت از کثرت سوال از وزرا گله‌مند باشد که می‌تواند در این جلسات مورد بحث واقع شود.
نماینده تهران همچنین از پرونده برخی مقامات دولتی در دستگاه قضایی خبر داد که دولت مانع از رسیدگی به آنها ست.
وی گفت: در جلسات مشترک سران قوا این موارد را نیز می‌توان بررسی کرد کما اینکه تسریع در رسیدگی به شکایات دولت یکی از درخواست های قوه مجریه از قوه قضاییه است و می‌تواند مورد تفاهم قرار گیرد.
مطهری رفع اختلاف میان قوا را گامی به پیش در روابط سه قوه دانست و افزود: در جلسات سران قوا، پرونده‌های مفاسد بزرگ اقتصادی را هم می‌توان پیگیری کرد.
وی تاکید کرد که برگزاری جلساتی از این دست به هماهنگی میان قوای سه گانه منجر خواهد شد و باعث می‌شود که نیازی به ورود رهبری برای اصلاح روابط قوا نباشد.
مطهری در پاسخ به سوالی که به انتقادات اخیر نمایندگان حامی دولت به وی و احمد توکلی از طریق خبرگزاری دولت اشاره داشت، گفت: آنها ما را متهم کردند که به رئیس‌جمهور توهین کرده‌ایم. توهین به رئیس‌جمهور، تعریف دارد و به معنای بکار بردن یک لفظ رکیک درباره یک شخص است. آیا اینکه من گفتم ”این سخن رئیس جمهور که من قانون تسهیلات ارزی برای مترو را قانون نمی‌دانم و اجرا نمی‌کنم، به معنی هموار شدن راه استبداد است” توهین است؟
وی افزود: اگر می‌گویند این سخن توهین است پس فرقی بین انتقاد و توهین نیست و اساسا باب انتقاد بسته می‌شود. من نمی‌دانم این نمایندگان که تعداد آنها از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند و به طور ثابت در پروژه‌های تحقیر مجلس شرکت می‌کنند و فراموش کرده‌اند که در درجه اول، وکیل مردمند و باید از حقوق ملت دفاع کنند، چه پاسخی برای موکلین خود دارند؟ چرا خود آنها به قانون‌گریزی دولت انتقاد نمی‌کنند و فقط امثال من و توکلی باید صحبت کنیم.
نمیاند ه تهران در پایان توصیه کرد: به هر حال من اینها را که همه از دوستانمان هستند به تقوا و بصیرت و رعایت انصاف دعوت می‌کنم.


 


مجید پاشایی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی به دو سال حبس محکوم شد.
به گزارش جرس، پاشایی که ششم دی ماه سال گذشته دستگیر و مدت دو ماه در بازداشت به سر برده بود، با حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد.
بنا بر این گزارش اتهامات وی تبلیغ علیه نظام واجتماع و تبانی به قصد اخلال در امنیت کشور عنوان شده است.


 


یکی از مسئولان گفت که ما تقریباً ۴ الی ۵ مدل برآورد تورم با علم اقتصاد رایج در دنیا بررسی کردیم. مدل‌هایی هم کارشناسان صندوق بین‌المللی پول دارند که همه مدل‌ها را ما مطالعه کردیم و در هیچ‌یک از این مدل‌ها به یک عدد واحد نرسیده‌ایم.
به گزارش تابناک، درحالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند که اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها بدون توجه به اصلاحات مقدماتی، تورم قابل توجهی را به اقتصاد تحمیل می‌کند، مسئولان اقتصادی دولت معتقدند که عدد این تورم نگران کننده نیست و البته بر سر این عدد هنوز هیچ اجماع علمی وجود ندارد.
اخیراً جلسه ای در یکی از وزارتخانه‌ها برگزار شد و طی آن مدل‌های برآورد تورم ناشی از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها بررسی شده است.
در این جلسه یکی از مسئولان گفت که ما تقریباً ۴ الی ۵ مدل برآورد تورم با علم اقتصاد رایج در دنیا بررسی کردیم؛ مدل‌هایی هم کارشناسان صندوق بین‌المللی پول دارند که همه مدل‌ها را ما مطالعه کردیم و در هیچ‌یک از این مدل‌ها به یک عدد واحد نرسیده‌ایم.
مطابق این گزارش کارشناسی در جلسه مذکور، برآورد تورم ناشی از هدفمندسازی یارانه‌ها، بر اساس این چند مدل مختلف بوده است و از ۱۱ تا ۳۰ درصد را نشان می‌دهد.
این اعداد تورم، غیر از تورم موجود است. یعنی تورم ناشی از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، به تورم کشور اضافه خواهد شد.


 


مشاورامور روحانیت در دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: درجریان اصلاحات آسیب شناسی مقوله‌ای جدید نیست . اما درمورد جریان اصولگرایی لازم است که این جریان، بررسی عملکرد خود را همانند جریان اصلاحات باب کنند، چرا که درغیراینصورت صدمه سختی می‌بیند.
به گزارش ایلنا، مصطفی درایتی درپاسخ به سوالی درخصوص لزوم بازتعریف مبانی جریان اصلاح طلب خاطرنشان کرد: این کارضرورتی ندارد، چرا که آقای خاتمی قبلا مبانی اصلاحات را بطورجدی وروشن مطرح کرده اند.
وی تصریح کرد: درجریان اصلاحات نکته مبهمی وجود ندارد. همه نکات درشکل وقاعده تعریف شده ، قراردارد. با توجه به اینکه هم مبانی روشن است و هم جهت، خیلی نیازی به بازنگری نیست.
این فعال سیاسی درخصوص بحث آسیب شناسی عملکرد گذشته اصلاح طلبان به عنوان چراغ راه آینده خاطرنشان کرد: آسیب شناسی یک ضرورت برای همه فعالان سیاسی است که قصد حضورو تداوم درعرصه فعالیت‌های سیاسی را دارند.
وی درادامه گفت: درجریان اصلاحات آسیب شناسی مقوله‌ای جدیدی نیست. جریان اصلاحات بعد ازهراتفاق مهم سیاسی ، با استفاده ازصاحب نظران به نقد جدی عملکرد خود پرداخته است.
درایتی خاطرنشان شد: مسئله‌ای که نیازمند بازنگری است جریان اصولگرایی است.لازم است که این جریان، بررسی عملکرد خود را همانند جریان اصلاحات باب کنند ، چرا که درغیراینصورت صدمه سختی می بینند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب درخصوص استراتژی اصلاح طلبان درخصوص فعالیت‌های سیاسی آینده این جریان گفت: درحال حاضرشرایط کنونی برای فعالیت گروه‌های سیاسی شرایط عادی نیست وبنابراین تا وقتی شرایط عادی نشود ، پاسخ روشنی به این سوال یافت نمی‌شود.
وی ادامه داد: درحال حاضراصلاحات ضمن تعمق درحوادثی که اتفاق می‌افتد درحالت انتظاربه سرمی برد تا جایی که به مرور زمان امکان اظهارنظر و تحلیل فراهم شود.
مشاورامورروحانیت دردولت خاتمی تصریح کرد: در واقع اصلاحات منتظراست نظام به این نتیجه برسد که ایجاد شرایط مبهم درفعالیت سیاسی به نفع هیچ کس نیست.


 


مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب همزمان با فرارسیدن ماه مبارک رمضان در سخنرانی هایی که به مناسبت این ماه در شبهای اول، سوم وچهارم ایراد نمودند، حاکمان و مردم را به رعایت تقوا و اخلاق دعوت نمودند. ایشان با اشاره به احادیث معصومین اظهار داشتند اگر کسانی که در راس هستند واقعا مهذب باشند و درونشان متمایل به خدایتعالی باشد کسانی هم که اطراف آنها هستند، متخلق به اخلاق آنها می شوند و به تبع جامعه هم به چنین سمتی سوق پیدا می کند.اما اگر خدای ناکرده کسانی که از بزرگان جامعه هستند بر طبق قرآن وسنت عمل نکنند مردم هم متمایل می شوند به مشی وروش آنها که الناس علی دین ملوکهم. مردم بر دین حاکمانشان هستند.
به گزارش کلمه، اهم سخنان آیت الله دستغیب به شرح ذیل است:
پیامبر اکرم (ص )و ائمه اطهار (ع )مظهر صفات و اسماء خدایتعالی هستند و ذره ای آلوده به حبّ دنیا و منیّت نمی باشند؛ و بقول مرحوم آیت الله نجابت ” هیچ جهل ونادانی در این حضرات وجود ندارد و سراسر وجودشان علم است.”
اگر مشی و روش هر فقیهی بر طبق قرآن و سنت و تبعیت از احکام اسلام باشد و هر فقیهی خود را یکی از افراد این اجتماع بداند ؛ همانطور که پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار (ع) این طور بودند؛ آن وقت اجتماع می شود یک اجتماع صالح؛ و مردم هم به تبع بزرگان و علماء در این جهت حرکت می کنند و قهرا اگر جامعه به یک همچین سمتی سوق پیدا کند، بعید است که اولا به کسی ظلم گردد حتی نسبت به اهل کتاب و حتی کافرها و ثانیا اگر یک همچین پیشرفتی برای مردم حاصل شود و همه مردم در کارها مشارکت داده شوند، کم اتفاق می افتد که عده ای با این امر مخالفت کنند.
جامعه ای که راه قرآن وسنت را در پیش نگرفت دچار فسادهایی می گردد که می توان به رواج دروغ، خیانت، دزدی به نحوه های مختلف، فحشا ومنکرات از جمله بی حجابی وزنا وترک واجبات من جمله نماز وروزه اشاره کرد.
اگر کسانی که در راس هستند واقعا مهذب باشند و درونشان متمایل به خدایتعالی باشد خوب قهرا کسانی هم که اطراف آنها هستند، متخلق به اخلاق آنها می شوند و به تبع جامعه هم به یک همچین سمتی سوق پیدا می کند.اما اگر خدای ناکرده کسانی که از بزرگان جامعه هستند بر طبق قرآن وسنت عمل نکنند ، خوب قهرا مردم هم متمایل می شوند به مشی وروش آنها که الناس علی دین ملوکهم. مردم بر دین حاکمانشان هستند.
شخص فقیه و ولی امر باید خداترس باشد
شجره طیبه درختی را گویند که منفعت و فیوضاتش برای همه مردم باشد همان طور که در عصر غیبت همه مردم چه مومن و چه کافر از فیوضات وبرکات حضرت صاحب الزمان(ع) استفاده کرده و رزق و روزی ظاهری می گیرند و مومنین هم به اندازه ایمانشان از حضرت استفاده می کنند.
اگر یک جامعه ای بخواهد مانند شجره طیّبه باشد و تشبیه کنیم ریشه این جامعه را به حاکمیّت و ولی امر و ولی فقیه و ساقه ها را به رئیس جمهور وهیئت وزیران، وشاخه را به اداره ها و سازمانها وبرگها را تمام مردم فرض کنیم، حال این شجره طیبه ای را که این گونه تصور کردیم چگونه باید باشد تا میوه ای طیّب و پاکیزه و هدفی عالی عاید مردم کند؟
تنها راه رسیدن به هدف قران
تنها راهی که می توان به این هدف دست پیدا کرد فقط تبعیت از قرآن وسنت می باشد؛ بدین معنی که ریشه این درخت که شخص فقیه و ولی امر است باید با تقوا و خداترس باشد وبه دنبال هوای نفس وریاست بر مردم نباشد و قصد و غرضی جز خدایتعالی نداشته باشد، همانطور که ائمه اطهار ع این طور بودند و اگر پناه بر خدا این شخص گناهی از او سر زد و بدنبال آن استغفار نکرد عدالتش ساقط است و دیگر نمی توان دنباله رو یک همچین شخصی بود.
مردم باید از حاکمان مهربانی ببینند تا با یکدیگر مهربان باشند
بنده و جنابعالی از کجا متوجه شویم که آیا جامعه ای که در آن زندگی می کنیم شجره طیبه است یا نه؟ از جمله علامات حکومت اسلامی این است که مردم در آن حکومت با یکدیگر مهربان هستند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد وهمه در یک خط هستند و کسی بدنبال انباشته کردن ثروت نیست، همانطور که در زمان پیامبر اکرم(ص ) وضع بر این منوال بود. مردم آن زمان غم خوار یکدیگر بودند و تمام خصوصیات اسلام را دنبال می کردند. خوب مردم باید از حاکمان مهربانی ببینند تا با یکدیگر مهربان باشند. مردم از بزرگان اینطور توقع دارند که دروغ نگویند، خیانت در امانت نکنند، بی جهت کسی را متهم نکنند.
شخصی که خود را همه کاره مردم میداند مصداق شجره خبیثه است
آن شخصی که مدام دم از مَن می زند و خود را همه کاره مردم می داند و می گوید باید همه از من پیروی کنند؛ یک همچین شخصی مصداق شجره (درخت) خبیثه ( ناپاک ) می باشد. فقیه عادل و با تقوا کسی است که مطیع امر خدایتعالی باشد و از خصوصیات چنین شخصی این است که هم دین خودش را حفظ می کند وهم دین مردم را و از دائره قرآن و سنت بدون توجیه خارج نمی شود. یک چنین شخصی را می گویند بصیر در دین. قهرا یک همچین شخصی که بصیر در دین است گول پول وریاست را نمی خورد.
آیا به پول وریاست وابسته هستیم یا نه؟
اگر هزاران هزار نفر هم مقابلش تعظیم و دست بوسی کنند بر غیر رضای خدایتعالی عمل نمی کند. در همین قضایای اخیر شیراز عده ای که صحبت ها ونصایح اینجانب را نپسندیده بودند شروع کردند به امضاء جمع کردن بر علیه اینجانب؛ به عنوان اینکه می خواستند از حکومت طرفداری کنند. وقتی برای امضاء جمع کردند نزد بعضی افراد که غالبا در لباس اهل علم بودند می رفتند به آنها می گفتند شما فقط امضاء کنید این برای طرفداری از حکومت است. وقتی که می فهمیدند(آن افرادی که امضاء کرده بودند) چه اتفاقی افتاده می گفتند خوب ما نمی دانستیم و قرار بود حمایت از حکومت باشد نه چیز دیگر؟! خوب بنده از برکت امام زمان (ع) کاری به این گونه مطالب ندارم و خدا عاقبت همه آنها را بخیر کند وهدف بنده از بازگو کردن این مطالب این بود که آیا به پول وریاست وابسته هستیم یا نه؟ و آیا حرفی که می زنیم واقعا در آن راستگو هستیم یا نه؟
ولی فقیه جزیی از قانون اساسی است نه مسلط بر آن
برای این قانون زحمات زیادی کشیده شده است و فقهای خوبی مانند شهید دستغیب، شهید صدوقی، شهید بهشتی و آقای منتظری آن را بر طبق قرآن وسنت و نهج البلاغه تنظیم کردند و مردم هم قبول کردند و واقعا بهترین قانونی است که در دنیا وضع شده است بشرط اینکه ولی فقیه هم به حساب قانون اساسی عمل کند نه اینکه ولی فقیه مسلّط بر قانون اساسی باشد .
منتقدان در اثر بی مبالاتی در زندانند
مجلس خبرگان رهبری هم وظیفه دارد که به همان نحوی که قانون برای آنها مقرر کرده است نظارت داشته باشند نه اینکه اگر کسی انتقادی کرد او را تخطئه کنند . اگر بر خلاف قانون اساسی عمل شود وضع همین است که الان در جامعه مشاهده می کنید که یک عده افرادی که واقعا آدمهای خوبی هستند و قابل استفاده هستند در اثر بی مبالاتی و عمل نکردن به قانون یا کنار گذاشته اند ویا در زندانها هستند.
بنایی به لشگرکشی نداریم
ما بر طبق سیره ائمه اطهار(ع) واجدادمان باید نصیحت کنیم و هیچ وقت نه بنده و نه دوستانمان بنایی بر لشکر کشی و تهییج مردم نداشته ونداریم. خوب ما خود افراد لباس شخصی و بسیجی را مورد عتاب قرار داده که شما به جان مردم می افتید و آنها را مورد ضرب وشتم قرار می دهید آنوقت خودمان همین رویه غلط آنها را در پیش بگیریم؟!

منبع: کلمه


 


ندای سبز آزادی: در پی بحران بوجود آمده پس از اخراج علی کریمی، تمامی روزنامه های کشور به نوعی به آن واکنش دادند. دولت، مجلس و سپاه نیز هرکدام به صورت جداگانه و حتی جمعی یک سری حرکات ایذایی انجام داده و خودی نشان دادند تا مشت محکمی بر دهان مردم بزنند

در همین حال اعلام شد که مهدوی کنی مدیریت فنی باشگاه بحران زدۀ استیل آذین را به عهده خواهد گرفت. همچنین روزنامه ها اعلام کردند که پس از اخراج علی کریمی، سهام باشگاه استیل آذین هم به شدت سقوط کرد و آستان قدس رضوی هم از این فرصت استفاده نموده و کل باشگاه رو یک جا با آبدارچی و منشی هاش خریده است. حتی خونه های بقلی باشگاه رو هم خریده.
از برنامۀ بیست و سی هم خبر رسیده است که علی کریمی قرار است فردا امشب در این برنامه داوطلبانه حاضر شود و اعلام کند که کروبی و موسوی به زور او را مجبور به روزخواری و فتنه کرده اند و در حلقش ساندیس ریخته اند تا روزه اش شکسته شود و به نظام ضربه وارد شود. آنها در حالی که این حرکتها را انجا می داده اند، دقیقا حدود چند میلیارد دلار به چند زندانی داده اند تا چند مدت غذا نخورند و بمیرند و همۀ اینها در حضور علی کریمی انجام شده و او هم مقداری پول گرفته است که او هم به مهدوی کیا داده است و او هم بین بچه ها تخس کرده است تا آنها در هیاتهای عزاداری به جای صلوات بر علی و مجتبی و مصباح، بگویند یا حسین میرحسین
ببیش از این توضیح واضحات نمی دهم و شما را به تیتر روزنامه ها جلب میکنیم


 


 


شکایت علیرضا بهشتی و قربان بهزادیان نژاد که پس از ممنوعیت از تدریس در دانشگاه تربیت مدرس، به دیوان عدالت اداری ارائه شد، پذیرفته نشد.
به گزارش روزنامه رسالت، خواست این دو مشاور میرحسین موسوی بازگشت به دانشگاه و ادامه تدریس بود.
در پی اقدامات دانشگاه تربیت مدرس در لغو عضویت هیأت علمی و ممنوعیت تدریس علیرضا بهشتی و قربان بهزادیان‌نژاد، شکایتی از سوی این دو نفر به دیوان عدالت اداری ارائه شد که گفته می شود پس از “بررسی و رسیدگی در دیوان” رد شد.
بهزادیان نژاد عضو هیات علمی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تربیت مدرس و علیرضا بهشتی عضو هیأت علمی دانشکده علوم انسانی این دانشگاه بودند.
بهشتی سخنگوی کمیته پیگیری وضعیت زندانیان و آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات بود که در شهریور ماه سال گذشته بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه آزاد شد.
در یک سال اخیر، اساتید منتقد به بهانه های گوناگون از دانشگاه اخراج و یا بازنشسته اجباری شده اند و در پی آن فضای دانشگاه ها از حضور شخصیت های علمی تا حد زیادی خالی شده است.


 


نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی از احزاب و گروه های مختلف در یک مراسم افطار که امشب و به میزبانی رئیس مجلس هشتم برگزار می شود حضور می یابند.
به گزارش مهر، حسین سبحانی نیا دبیر کل کانون نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی با اعلام این خبر اظهارداشت: نشست ماهانه کانون به طور مرتب برگزار می شود و امشب مجلس شورای اسلامی به رسم سالهای گذشته که سالانه یک مراسم افطار درخدمت نمایندگان ادوار بوده است، از همه نمایندگان ادوار گذشته مجلس دعوت کرده تا در این مراسم که به میزبانی رئیس مجلس برگزار می شود شرکت کنند.
وی ادامه داد: در این جلسه به نمایندگان فرصت داده می شود تا نقطه نظرات خود در مسائل مختلف کشور را بیان کنند. سپس دکتر لاریجانی نیز در این نشست سخنرانی خواهد داشت.
عضو هئیت رئیسه مجلس شورای اسلامی یادآور شد: در این جلسه علاوه بر دعوت از اعضای کانون نمایندگان ادوار مجلس از اعضای دو تشکل جامعه اسلامی نمایندگان و مجمع نمایدنگان ادوار نیز دعوت به عمل آمده است.
دبیر کل کانون نمایندگان ادوار مجلس گفت: بحث محوری در این جلسه برنامه پنجم توسعه است که یکی از اعضای کمیسیون تلفیق درخصوص چگونگی رسیدگی به این لایحه به نمایندگان ادوار مجلس گزارشی ارائه خواهد کرد.
سبحانی نیا با اعلام اینکه نشست مذکور در محل کمیسیون تلفیق مجلس برگزار خواهد شد، پیش بینی کرد بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نماینده در این نشست شرکت کنند.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا چهره های شاخص مجالس گذشته در این مراسم شرکت خواهند کرد، گفت: طریقه دعوت برای حضور در این نشست از سوی دبیرخانه کانون و فرستادن پیامک تلفنی بوده است اما معمولا در این گونه مراسم افرادی شرکت می کنند که همواره عزم جدی برای شرکت در نشست های ماهانه کانون و تشکل های این چنینی داشته اند.
سبحانی نیا گفت: چهره های برجسته مجالس گذشته معمولا انگیزه ای برای شرکت در این نشست ها ندارند مگر اینکه به صورت ویژه و یا برای سخنرانی از آنان دعوت شده باشد.


 


آرش بهمنی

وقتی ورزشی‌نویسان روزنامه‌هایی هم‌چون شرق، زنده کردن ادبیات "چاله میدانی" توسط چهره‌ های فوتبال ایران را به چالش می‌طلبیدند، تصور نمی‌کردند چندی بعد مردی در مقام ریاست جمهوری ایران قرار گیرد که با ادبیات خود نه فقط ایرانیان، بلکه خارجیان را هم شگفت‌زده ‌كند. ادبیاتی که از سوی دفتر پژوهش و بررسي‌هاي خبري خبرگزاري رسمی دولت (ايرنا) به گفتاري "به دور از تکلف، قدم در مسير احياي عزت و اقتدار ملي و افزايش ضريب امنيت" تعبیر شود.

اما، این ادبیات چیست که واکنش‌های داخلی و خارجی به دنبال دارد؟

 

ادبیات سفرهای استانی

احمدی‌نژاد در سفرهای استانی، تکیه کلام های ثابتی دارد. آن طور که داریوش قنبری، نماينده ايلام در مجلس گفته او "به جاي صحبت درباره مشکلات، تصور مي‌کند فرمانده گردان است و از پشت تريبون مي‌گويد: کي خسته است؟"

جمله‌ای که این مرد پرحاشیه در بیشتر سفرهای استانی از پشت تریبون چند بار تکرار می‌کند و حاضران باید در جواب وی بگویند: "دشمن"!

ادبیات احمدی‌نژاد اما ویژگی های دیگری هم دارد. او در اسفند 1385 در رشت سخنانی گفت که واکنش شدید نمایندگان این شهر در مجلس را در پی داشت؛ آنجا که گفت: "برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصه‌های مختلف کشاورزی حضور داشته‌اند".

احمدی‌نژاد در سفر به زنجان گفت: "اگر بدخواهان به حقوق ملت ايران تجاوز کنند، اين ملت با چاقوي زنجان دست و پاي آنها را قطع مي کند".

اردیبهشت ۱۳۸۹ سخنرانی رییس دولت دهم در کاشان نیز با حاشیه همراه بود. پس از درخواست مردم برای استان شدن این شهر، او گفت: "سه راه وجود دارد، یک راه آن فقط دست شماست و راه دیگر آن دست مجلس است و راه دیگر آن نیز تلفیقی است. چه چیزی بهتر از اینکه به جای ۳۰۰ هزار کاشانی انقلابی و مومن، یک میلیون کاشانی نجیب داشته باشیم؟ چرا برخی حسادت می‌کنند؟ این سرمایه کشور است".

رییس هیات دولت در خوزستان، درباره اعضای شورای امنیت و قطعنامه‌های این نهاد چنین گفت: "آن قدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه دان شما پاره شود".

این کلام در سفر استاني به خراسان جنوبي و در اجتماع مردم بيرجند به گونه‌ای دیگر تکرار شد: "اين دفعه اگر بخواهيد غلطي بکنيد، نيازي به همه ملت نيست، بلکه فقط همين جوانان بيرجندي چنان تودهني به شما خواهند زد که راه خانه خود را گم کنيد".

وی در همین جمع منتقدان دولت را افرادی معرفی کرد که "از بزغاله هم کم فهم‌ترند".

 

تحلیل های خارجی

احمدی‌نژاد مورد فشار غرب به ایران گفته است: "یکی می‌گفت ابر قدرت، قدر قدرت، آی زکی".

وی در مورد وضعیت آمریکادرعراق و افغانستان گفته: "فعلا این گاوی که زائیدن رو بزرگ کنن". نظر رئیس دولت مستقر در مورد همراهی دیگر کشورها با آمریکا برای اعمال فشار بر حکومت ایران این است: "اینا که خودشون سگ بقیه هستن، قلادشون دست دیگرانه".

احمدی‌نژاد اوباما، رئیس جمهور آمریکا را چنین مورد خطاب قرار داده: "گنده‌تر و گردن کلفت‌تر از تو هم نتونستن از اين غلطا بکنن، تو که جای خود داری.... "

و یا: "آب رو بریز آنجایی که می‌سوزد".

وقتی هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در مورد برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی حرف زد، پاسخ رئیس دولت این بود: "یک کلمه هم از مادر عروس."

وی در واکنش به سخنان وزیر امور خارجه فرانسه در مورد شرایط نامناسب حقوق بشر در ایران گفت: "کوشنر؟ کوشنر؟ ههه! همین وزیر خارجه فرانسه؟ اینکه خود فرانسوی‌ها هم میگن عقل درست حسابی نداره همینجوری حرف می‌زنه".

در ارتباط با اسراییل هم که جملات بحث برانگیز مثل محو اسراییل کم ندارد: "صهيونيست‌ها 60 سال عادت کرده‌اند که زبان‌شان 12 متر و گوش‌هايشان اندازه يک نخود باشد. اما وقت آن است که زبان‌شان قيچي و گوششان هم دراز شود".

 

دردسرهای مترجمان خارجی

به جز تعجب و حتی تاسف از ادبیات احمدی‌نژاد در میان سیاسیون داخلی، مترجمان خارجی نیز با دردسرهای زیادی برای ترجمه گفتارهای عامیانه مردی که خود را ریس جمهور 75 میلیون ایرانی با تمدن می‌داند ایجادکرده است. روزنامه آمریکایی "نیویورک‌تایمز" بعد از جمله‌ی عجیب احمدی‌نژاد در همایش پرحاشیه ایرانیان خارج از کشور یعنی "آن ممه را لولو برد" نوشت: "این جمله‌ی رییس جمهور ایران بی‌شباهت به استندآپ کمدی و آکنده از جوک‌ها و مثل‌های عامیانه و هرزه نبود!"

هومن مجد، مترجم احمدي‌نژاد در سفرش به مقر سازمان ملل در آمریکا هم اخیرا کتابی منتشر کرده تحت عنوان "من و محمود". وی در این کتاب نوشته ترجمه جملات محاوره‌اي و عاميانه احمدي‌نژاد بزرگترين دغدغه‌اش بوده است.

به همین دلیل است که گاه بعد از سخنرانی‌های احمدی‌نژاد ترجمه‌ها و تحلیل‌های عجیب و غریبی بر خروجی رسانه‌های خارجی قرار می‌گیرد.

 

اعتراض نمایندگان به لحن احمدی‌نژاد

تاکنون تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و منتقدان دولت بر ادبیات احمدی‌نژاد خرده گرفته و خواهان برگزیدن اصطلاحات فاخری از سوی وی شده‌اند. در همین راستا یکی از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به مرتضی آقاتهرانی که معلم اخلاق دولت نامیده می‌شود، خواست به رییس جمهور به خاطر چنین ادبیاتی تذکر دهد.

اسماعيل گرامي‌مقدم، عضو فراکسيون اقليت مجلس هفتم با انتقاد از محتوا و ادبيات سخنراني احمدي نژاد گفته است: "اين نوع ادبيات در شان ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي نيست وقتی رییس جمهور می‌گوید ايران ترمز و دنده عقب قطار هسته‌اي خود را دور انداخته است، نشان دهنده آن است که تصميم‌هاي گرفته شده توسط احمدي‌نژاد کاملا انحصاري است و ايشان هيچ مشورتي را نمي پذيرد".

يکي دیگر از نمايندگان مجلس درخصوص پاسخ احمدی نژاد به اعتراض نمايندگان به گراني ميوه و تره بار گفت: "ايشان بدترين توهين‌ها را در قالب شوخي در صحن مجلس به نمايندگان کرده و مجلس با توجه به شرايط بزرگواري کرده و در برابر توهين‌ها سکوت کرده است. اين چه حرفي است که وقتي ما به قيمت گوجه فرنگي اعتراض داريم، مي‌گويند بياييد از ميدان محله ما گوجه بخريد".

 

همزبانان با احمدی نژاد

جالب این است که بعد از گذشت 5 سال از حضور احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری علاوه بر مدیران ارشد و میانی و نمایندگان مجلس، رهبر جمهوری اسلامی هم گاه در سخنرانی‌های خود تعابیری به کار می‌برد که تا پیش از این کسی از وی سراغ نداشت.

سید علی خامنه‌ای 14 خرداد ماه و در حضور دهها خبرنگار خارجی و داخلی و در حالی که سخنرانی‌اش از 6 شبکه‌ی رادیو و تلویزیونی به صورت مستقیم پخش می‌شد خطاب به کشورهایی که "دشمنان ایران"خواند گفت: "اینها مثل سگ دروغ می‌گویند".

محمد جواد لاريجاني، نماینده پیشین مجلس و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه هم چندی قبل با انتقاد از سياست هاي باراک اوباما عليه ايران گفته بود: "زماني که اوباما بر سر کار آمد از تعامل و گفتگو با ايران سخن گفت چه شده که امروز اين «کاکا سياه» حرف از تغيير نظام ايران مي زند؟!"

البته وی تاکید کرده بود که: "من نژاد پرست نيستم اما بايد يک طوري جواب اين مرد را بدهم!"

اسفندیار رحیم مشایی، که تقریبا هر روز با انتقادات تند و تیز اصولگرایان و حتا طیف حامی احمدی‌نژاد رو به روست به تبعیت از احمدی‌نژاد چندی قبل در یک سخنرانی، کشورهایی که ایران را تهدید می‌کنند "زپرتی" خواند.

محمد رضا رحیمی، معاون اول رییس دولت هم هفته‌ی گذشته در جمع مدیران آموزش و پرورش، با "خرفت" خواندن سیاستمداران انگلیسی اظهار داشت: "اين كشور هيچ ندارد و نه آدم‌هايش آدم و نه مسوولانش مسوول هستند و حتي منابع زير زميني ندارد و يك مشت خرفت هستند كه مافيا بر آنها حاكم است."

سفارت بریتانیا بعد از انتشار این سخنان با نا معقول خواندن این جملات آن را مصداق نادیده انگاشتن کرامت انسان‌ها دانست.

 

منبع: روز


 


نیما بهادر بهبهانی از دستگیر شد‌گان روز عاشورا با تامین وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از کانون اصلاح و تربیت آزاد شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، وی روز عاشورا در محلی دور از تجمعات معترضین توسط نیروی انتظامی دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شده بود اما پس از اولین جلسه بازجویی با توجه به اینکه او در آن زمان تنها ۱۷ سال سن داشته با موافقت دادیار زندان به کانون اصلاح و تربیت منتقل شد.

بدون توجه به سن پایین بهبهانی و اتهام انتسابی او و تنها با تلاش‌های وکیل متهم و رییس کانون اصلاح و تربیت و دیدار حضوری آنان با جعفری دولت آبادی، با تبدیل قرار وی از بازداشت به وثیقه موافقت شد.

با اینکه او در زمان وقوع جرم تنها ۱۷ سال داشته و طبق قانون باید در دادگاه اطفال محاکمه بشود به وی احضاریه‌ای به منظور تشکیل جلسه محاکمه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقيسه در تاریخ ۹ شهریور ابلاغ شده است. وکیل وی امیدوار است که قاضی پرونده از دادگاه انقلاب سلب مسئولیت کرده و پرونده وی را به دادگاه ویژه اطفال بفرستند.


 


روز گذشته، رسانه های گوناگون از جمله رسانه ملی به نقل از مسئولان باشگاه استیل آذین خبر دادند: علی کریمی، بازیکن این تیم به دلیل روزه خواری و توهین به مسئولان فدراسیون از این تیم اخراج شده است که البته علی کریمی نیز در مصاحبه ای با ایسنا این ادعا را رد کرد.
به گزارش «تابناک»، آنچه اما در این میان مایه تأسف عمیق و موجب انزجار است، بازی کردن با آبروی یک انسان و نه حتی یک مسلمان و ریختن آبروی او در ملأ عام است.
اینکه این رفتارها از کریمی سر زده است یا نه و در صورت احراز و اثبات آن بنا بر قوانین و مقررات چه برخوردی باید با او شود، یک مسأله است و رسانه ای کردن این موضوع و ریختن آبروی وی، موضوعی دیگر است، چرا که بر پایه تعالیم اسلامی به همان اندازه که روزه خواری در ملأ عام نکوهیده است، به همان میزان و بلکه بسیار بیشتر از آن، ریختن آبروی مسلمان است که حرمت دارد.
چنانکه پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی(ص) در آخرین خطبه خویش خطاب به مسلمانان می فرمایند:
«کل مسلم على مسلم حرام دمه و ماله و عرضه»
ریختن خون، مال و آبروی یک مسلمان برای مسلمان دیگر حرام است.
البته بدون شک، ما به دنبال پاک کردن رفتار و عمل خلاف شرع از سوی هیچ کس نیستیم؛ اما حتی بر فرض اینکه این ادعا که وی روزه خواری علنی کرده اثبات شود، آبروی مسلمان و نگهداشت آن از جانب دیگران، بالاترین درجه اهمیت را در دین مبین دارد.
حال چگونه است، بازیکنی که تا همین چند روز پیش، بازیکن تیم ملی جمهوری اسلامی ایران بوده است، این گونه بی آبرو می شود و جالب اینکه رسانه ملی نیز با هیجانی باور نکردنی در این عمل حرام شرکت می جوید و می کوشد اعتراض کریمی به سوء مدیریت تیم ملی را نیز به گناهان وی بیفزاید تا به به گمان خویش، محکومیت وی را دوچندان کند؛ فارغ از اینکه عمل ناشایست کریمی، تحت الشعاع رفتار زشت تر و حرام مسئولان و تلویزیون و البته برخی از خبرگزاری ها و سایت های خبری قرار گرفت و همه مومنین و مومنات را در این ماه مبارک به این فکر فرو برد که یک رسانه تا کجا می تواند به حراج آبروی دیگران همت گمارد؛ تا جایی که فرد مورد نظر را مجبور به مصاحبه می کند و اقرار کند که مسلمان است؟
بنا بر آنچه گفته شد و برای چندمین بار باید گفت، چه بر سر این جامعه آمده است که به مصاف آبروی هم رفته ایم؟ اکنون که این گزارش آماده می شود، یقینا تنها خواجه شیراز از روزه خواری کریمی آگاه نشده، وگرنه حتی خبرگزاری های خارجی هم از دیشب تاکنون بارها و بارها و با مهارتی خاص، زشتی ریختن آبروی یک مسلمان را به رخمان کشیده اند؛ آن هم نه به پای آستیل آذین که به پای جمهوری اسلامی ایران.
حال با توجه به این که اظهارات و ادعاهای مسئولان استیل آذین درباره کریمی درست باشد که خود وی مدعی است، این اظهارات تنها بهانه است ، در این صورت مشمول این حدیث نورانی امام موسی کاظم(ع) خواهیم شد که:
«نزدیکترین حالت انسان به کفر، آن است که لغزش و خطای برادر دینی خود را به یاد بسپارد، تا روزی او را بدین وسیله سرزنش و محکوم کند.»
و اما چند تذکر مهم:
ـــ رعایت مقررات و شرعیات در جامعه بر همگان واجب است و در صورت رعایت نکردن، باید منتظر پیامدهای آن نیز بود و کسی نباید آن را توجیه و یا از آن دفاع کند.
ـــ از آنجا که این اتهام، تنها یک ادعا بوده و اثبات نشده، همان گونه که پرونده صدها نفر و بلکه بیشتر را ـ در موارد گوناگون و به ویژه مفاسد اقتصادی ـ با توجیه حفظ شأن و آبرو، محرمانه و به دور از دیدگان عموم، رسیدگی کرده و به آنها فرصت دفاع از خود می دهیم، آیا نباید همین رویه درباره کریمی هم تکرار می شد؟
ـــ تاکنون کدام اختلاف یک بازیکن فوتبال با مدیریت باشگاهش از سوی رسانه ملی، آن هم با این حجم گسترده پوشش خبری داده شده بود که این بار رخ داد و حال که اتفاق افتاده، چرا باید همه چیز را ـ بی ربط و با ربط ـ به هم گره زد تا مخاطب را قانع کند که کریمی خیلی بد است و حقش بوده که با او این گونه برخورد شود. (مثلا ماجرای تیم ملی چه ربطی به این ماجرا داشت؟)
ـــ در صورت رجوع به قرآن و روایات، درخواهیم یافت که ریختن آبروی مسلمان، حرام سهمگینی است؛ اما به نظر می رسد هزینه کردن از دین برای قدرت، از دنیای سیاست به دنیای ورزش نیز سرایت کرده است که خدا رحم کند!
ـــ آقایانی که دستی بر آتش ورزش و به ویژه فوتبال دارند، از فضای آن بهتر آگاهند، چرا که در این صورت، بسیاری از مسائل دیگر هم هست که باید گفته شود، ولی اینکه چرا به یکباره فردی که سرمایه این مردم و کشور پای او هزینه شده، باید به راحتی آب خوردن سوخته شود، واقعا جای پرسش دارد!

منبع: کلمه


 


در ادامه اعتراضات و واکنش ها نسبت به مواضع و اظهارات اخیر مشاور و رئیس دفتر محمود احمدی نژاد، جمعی از رزمندگان استان کردستان، حضور غیر مترقبه و سخنرانی وی را نیمه تمام گذاشتند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، شامگاه جمعه ٢٢ امرداد ماه، جمعی از رزمندگان استان کردستان که منتظر سخرانی احمدی نژاد بودند، زمانی که با حضور ناگهانی و سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی روبرو شدند، دست به اعتراض زده و با برخاستن از جای خود خواستار قطع سخنرانی وی و ترک تریبون شدند؛ که در واکنش به این اعتراضات، مشایی مجبور شد تریبون را ترک کرده و آن را در اختیار رئیس دولت قرار دهد.

این گزارش می افزاید "احمدی نژاد نیز وقتی در پشت تریبون قرار گرفت، سخنان خود را با مباحثی پیرامون مشایی و اعتراضات شروع کرد که این موضوع "شگفتی و تعجب" بسیاری از افراد حاضر را به دنبال داشت."

گفتنی است احمدی نژاد در سخنان شامگاه جمعه خود، مجددا تاکید کرد "مشایی فردی با خدا و با تقواست" و در اظهار نظری، وی را با شهید بهشتی و شهید رجایی مقایسه کرد.

گفتنی است رحیم مشایی بعد از انتقاداتی که به اظهارات در جریان همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، که ادعای صدور "مکتب ایران" به جای اسلام را داشت، صورت گرفت، طی واکنشی، از شکایت خود به مراجع قضایی خبر داد.

طی هفته های اخیر، واکنش های بسیاری از سوی مقامات و شخصیت های سیاسی ، مذهبی و نظامی کشور نسبت به اظهارات رحیم مشایی صورت گرفته، که برخی از آنان، وی را "مجرم علیه امنیت ملی" نامیده و خواستار برخورد با وی شده اند.

این درحالیست که محمود احمدی نژاد، کماکان در موضع حمایت قاطع از اسفندیار رحیم مشایی بوده و طی سخنانی کوتاه که شامگاه جمعه آنرا ایراد کرد، او را همردیف و مشابه مرحوم بهشتی و رجایی دانست.

منبع: جرس


 


ندای سبز آزادی: فخر السادات محتشمی پور با انتشار نامه ای در وبلاگ شخصی خود خطاب به دادستان تهران خواستار رسیدگی به شکایت از کودتاگران نظامی ، رعایت عدالت و رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی شد .

وی در نامه خود آورده است: اینک که رمضانی دیگر فرارسیده و یک سال از انجام وظیفه شما در مسئولیت جدید می گذرد، فرصت مناسب است تا به عقب برگردید و کارنامه عمل خویش را قبل از این که در میزان عدل الهی سنجش شود، خود ارزیابی کنید. در مقام «دادستان» قرار گرفتن و در مسند «قضا» نشستن همیشه جرأت می خواسته و این روزها که مردم یاد گرفته اند همه چیز را به روز جزا موکول نکنند، در همین سرای فانی هم طعم عدالت را بچشند، شهامت مضاعف می طلبد. بی تردید نمره ای که مظلومان دادخواه به یک قاضی می دهند محک خوبی برای داوری و ارزیابی عدالت اوست.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمان الرحیم

اللهم اجعلنی فیه من المستغفرین.واجعلنی فیه من عبادک الصالحین القنتین. واجعلنی فیه من اولیائک المقربین. برأفتک یا ارحم الراحمین.

عریضه یک در روز پنجم رمضان المبارک

 

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به: دادستان تهران

سلام آقای دادستان. دوست دارم با همین عنوان مورد خطابتان قرار دهم. واژه « داد » ما را به یاد شهید این ماه و درمحراب، مولایمان علی (ع) می اندازد و به آدم به خصوص اگر در موضع مظلومیت باشد یک قسم آرامش بی حصر می دهد. و ما در ماه مبارک رمضان که ماه رزق و وسعت و نعمت و برکت است و در کشور اسلامیمان که مردم آگاهش سی و دوسال پیش دقیقا بر ضد بی داد انقلاب کردند و نظام جمهوری اسلامی را به رهبری مردی بزرگ و وارسته از هوای نفس که میزان را رأی مردم می دانست، بنیاد نهادند و با اکثریت نزدیک به مطلق به قانون اساسی رأی دادند که در زمان خود و در نوع خود در احقاق حقوق شهروندی بی نظیر بود، هنوز سخت بی زار از بی دادیم و سخت تر از آن مشتاق و طالب « داد »

 

آقای دادستان

من همسر یکی از قهرمانان ملی دوره معاصر ایران، آزاده باز دربند سید مصطفی تاجزاده هستم که فرزند امام و انقلاب است و وارسته و منزه از همه زخارف دنیا و هواهایی که موجب لغزش بندگان، حتی بندگان مخلص خدا شده و می شود. این نعمتی بزرگ است که پاسش می دارم. علاوه بر تنزه، زکاوت، دوراندیشی، صراحت لهجه، صداقت و استقامت از ویژگی های همسر آزاده من است این را هم خوب می دانید و آنان که جسم عزیزش را بند کشیدند تا روح بزرگش را بشکنند نیز خوب می دانند. من و همه خانواده های زندانیان سیاسی بیش از یک سال تجربه از نحوه برخورد غیر مهربانانه و بعضا غیراخلاقی و غیرانسانی ضابطین قانون و همکاران شما در مسند قضا و نیز مأموران امنیتی و دیگر مأمورین مداخله گر در امر قضا داریم اما این همه مانع از آن نیست که هنوز هم شما را برای دادخواهی مخاطب قرار دهیم. لذا اولین عریضه این جانب که رسم و آیین مادران ما و یادگار حقوقی آنان در این دیار برای ما لااقل از دوره قاجار به این سوست، نگارش می شود. با این تفاوت که آنان تنها می نوشتند برای گرفتن حقشان و ما می نویسیم برای احقاق حقوق عزیزانمان و خودمان که خانواده هایشان هستیم و می نویسیم برای قضاوت مردم که داوری هایشان منصفانه تر است و می نویسیم برای تاریخ که آیندگان، مانند ما اینچنین دست تنگ نباشند برای داوری هایشان در مورد گذشتگان و آن چه بر آنان گذشته است.

اما آن چه در اولین عریضه قصد اعلامش را دارم:

سید مصطفی تاجزاده کمتر از یک ماه پس از امضای شکایت نامه هفت قهرمان ملی از فردی موسوم به «سردار مشفق» (که گفته هایش سراسر موجب تشویش اذهان عمومی است و حاوی مطالب کذب و افترا آمیز که جای پیگرد قانونی را در جای جای آن بازگذاشته، از طریق سی دی و نوار در تیراژ وسیع توزیع شده و خوراک تبلیغاتی ارزشمندی برای سرپوش گذارندگان بر فجایع بعد از انتخابات بود) و نیز همکاران کودتاگرش، به اوین احضار شد. روز گذشته پس از نماز ظهر و عصر ایشان به زندان بازگشت در حالی که هیچ مقام مسئولی به ما توضیح نداد که به کجا می رود و تا لحظه نگارش این نامه هیچ گونه اطلاعی از محل و شرایط نگهداری ایشان نداریم و ایشان هم هیچ تماسی نداشته اند و طبیعی است که این بی خبری نگرانی های خانواده را از اتخاذ شیوه های مشابه آن چه در دوره اول بازداشت غیرقانونی بر ایشان رفت، افزایش دهد.

دستگاه قضا، برغم رسانه های دروغپردازدین فروش، مستحضر است که ایشان طی دوران بازداشت از بیماری هایی رنج می برده که نیاز به مراقبت ها و تجویزهای ویژه داشته و نوع رفتار و نحوه نگهداری در تشدید آن نقش به سزا داشته و عمل جراحی توسط پزشکان متعهد و متخصص کشورمان و استراحت مطلق بعد از آن هنوز اطمینان خاطر مطلق را برای تحمل شرایط سخت زندان برای خانواده و دوستانشان فراهم نیاورده است. شنیده ایم عزیزانی که به زندان بازمی گردند باید مدت کوتاهی را در قرنطینه بگذرانند هم از این رو ضروری می نماید با استفاده از همان امکانات ابتدایی و حقیرانه پزشکی موجود در زندان، صحت و سلامت ایشان که نه تنها به خانواده بلکه به مردمی بزرگ و قدرشناس تعلق دارند که طی دوران حضور عزتمندانه همسر قهرمانم در منزل، ما را شرمنده الطاف بیکران و محبت بی غشّ و بی شائبه خویش قرار داده اند، کنترل، مراقبت و گزارش شود.

 

آقای دادستان

اینک که رمضانی دیگر فرارسیده و یک سال از انجام وظیفه شما در مسئولیت جدید می گذرد، فرصت مناسب است تا به عقب برگردید و کارنامه عمل خویش را قبل از این که در میزان عدل الهی سنجش شود، خود ارزیابی کنید. در مقام «دادستان» قرار گرفتن و در مسند «قضا» نشستن همیشه جرأت می خواسته و این روزها که مردم یاد گرفته اند همه چیز را به روز جزا موکول نکنند، در همین سرای فانی هم طعم عدالت را بچشند، شهامت مضاعف می طلبد. بی تردید نمره ای که مظلومان دادخواه به یک قاضی می دهند محک خوبی برای داوری و ارزیابی عدالت اوست. امید که نمره هایمان در این ماه مبروک خدا قابل قبول باشد.

و الله المستعان

 


 


عضو کمیسیون امنیت‌ملی مجلس معتقد است اختلافات به‌وجود آمده میان مجمع تشیخص مصلحت نظام و دولت برخلاف ادعای برخی که می‌گویند این اختلافات به دلیل ابهام در قوانین است، اختلافی اساسا سیاسی است.
به گزارش ایلنا، قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین، در پاسخ به این سوال که چرا دولت مصوبات مجمع تشخیص مصلحت را قابل طرح نمی‌داند و آیا این اختلاف ریشه سیاسی دارد و یا همانطور که عده‌ای عنوان می‌کنند به دلیل ابهام در قوانین موجود است؟، گفت: هیچ ابهامی در قوانین وجود ندارد و به اعتقاد من مسأله صرفا جنبه سیاسی دارد.
عضو فراکسیون خط امام(ره) افزود: بسیاری از ارجاعات مجلس به مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن مجمع تصویب شده، حجت قانونی دارد. حتی برای شورای نگهبان که خلاف نظرش، قانونی در مجمع تشخیص مصلحت نظام تامین شده است.
علیخانی با اشاره به ترکیب موجود در مجمع تشخیص مصلحت نظام، ادامه داد: ترکیب مجمع به گونه‌ای است که هم از شورای نگهبان در آن حضور دارند، هم دولت و هم مجلس؛ بنابراین آنچه از تصویب این مجمع می‌گذرد، عین قانون است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته