-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 08/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نامه نوری‌زاد
 


برد تیم فوتبال دختران ایران

 

علیرغم مشکلاتی که ظاهراً برای پوشش سر بازیکنان ایران پیش آمده بود و بحث هایی که انجام شد، تیم ایران توانست دومین بازی خود را با گل دقیقه ۴۳ فاطمه اردستانی از تیم گینه نو ببرد. با این نتیجه تیم ایران امیدوار به صعود به مرحله بعدی است ولی باید منتظر نتیجه بازی ترکیه و گینه نو باشد. اگر ترکیه این بازی را برنده شود و یا حتی مساوی به اتمام برسد، تیم ایران به مرحله بعدی خواهد رفت. این بازی ها در دو گروه سه تیمی برگزار می‌شود و تیم اول و دوم هر گروه به مرحله بعدی مسابقات خواهد رفت.


اگر ایران به مرحله دوم مسابقات راه پیدا کند، باید با یکی از دو تیم گینه استوایی و یا شیلی بازی کند. 

 


 


تحفه و دستاورد .....

همه آنچه ملت فهیم ایران در این سی و اندی سال به‌دست آورده است، مخصوص همین سی  و اندی سال است و لاغیر! تاریخ ملت ایران دو بخش دارد: قبل از سی سال و بعد از سی سال. با اینکه مقایسه کردن این سی سال با آنچه قبل از این سی سال بوده، موجب وهن و سرشکستگی است، با این حال ما تا در این دوران نورانی دولت مهروز هستیم این کار کم اهمیت را برای تنویر افکار عمومی می‌کنیم.

 

وبلاگ‌نویسی

در طول ۲۵۰۰ سال حکومت ننگین سلطنتی، حتی یک وبلاگ هم به زبان فارسی راه‌اندازی نگردید. و امروز، بویژه در دولت خدمتگزار نهم و دهم، تعداد وبلاگهای فارسی زبان به ۴۰۰ ـ ۵۰۰ هزار وبلاگ رسیده که حاکی از رشد ۴۰۰ ـ ۵۰۰ هزار صدی است. و البته، نیم بیشتر این رشد خیره کننده در دولت‌های نهم و دهم به دست آمده است که نشان دهنده حقانیت دولت‌مردان فعلی است.


مترو

 

همه شاهان منحوس گذشته نه فقط چیزی از مترو نمی‌دانستند بلکه اسم آن نیز به گوششان نخورده بود. حتی مشهور است که شاه عباس کبیر با اسب سفر می‌نمود و از برکت سوار شدن بر مرکوبی بنام مترو به‌کلّی بی‌بهره بود. بحمدالله و المنة، بعد از پیروزی انقلاب باشکوه اسلامی چشم ملت ایران به جمال نورانی مترو منور گردید و این خودش یکی از بزرگ‌ترین خدمات این نظام به ملت بدبخت ایران است. درست است که ساخت مترو در زمان هاشمی رفسنجانی پایه‌گذاری شد و در دولت خاتمی راه افتاد، اما این دولت های نهم و دهم  بود که بر این افتخار عظما صحه گذاشت.

 

درآمدهای نفتی

شاه همه درآمدهای نفتی را صرف مسایل کم‌اهمیت و تجملاتی و بی‌فایده به حال ملت ایران می‌کرد و از توفیق کمک به ملت مظلوم سوریه و لبنان و فلسطین بی بهره بود. شکر خدا در این سی سال، نفت فقط صرف مسائل با اهمیت شده است. تا آنجا که در دولت نهم نه فقط سفره ملت ایران بوی نفت گرفته، بلکه سفره همه ملل مظلوم جهان از بوی نفت ایران ممتلی گردیده است (عمداً این لغت سخت را بکار بردیم که هم شاهدی باشد بر فضل و دانش ما و هم ضد حالی باشد برای شما خواننده‌ای که در کتابخانه خود فرهنگ لغت ندارید!). از جمله افتخارات دولت نهم در این زمینه، رساندن قیمت هر بشکه نفت به ۱۴۰ دلار بود که رکورد بی‌نظیری درین زمینه محسوب می‌شود و حاصل تدبیر سیاست‌مداران فعلی است. البته، افت قیمت نفت در برهه کنونی، از جمله توطئه‌های استکبار جهانی به سردمداری آمریکای جهان‌خوار است.

 

سرانه مطالعه

تا از حوزه کتاب خارج نشده‌ام به اطلاع‌تان برسانم که سرانه مطالعه در رژیم منحوس پهلوی اگر فی المثل ۱۵ میلیون نفر ساعت در سال بود، هم اکنون این رقم در ماه به ۴۵ میلیون نفر ساعت رسیده است. که عمده آن به برکت خواندن قرآن و دعای کمیل و دعای توسل و مناجات و دور تسبیح و اذکار و اوراد حاصل شده است. فی الواقع، ملت ایران به افزایش سرانه مطالعه توجه جدی داشته و از برنامه‌های دولت های نهم و دهم درین زمینه قدردانی می‌نماید.

 

حسین رضا زاده

در زمینه ورزش، در این سی سال ما موفق به معرفی حسین رضازاده به همه جهانیان شدیم. اما شاهان گذشته، حتی یک حسین رضازاده نیز به ورزش جهان معرفی نکردند. در مورد رستم دستان هم تحقیقات ایران‌شناسان راستین مشخص نموده‌ است که این شخصیت واقعیت تاریخی نداشته و زاده ذهن فردوسی حکیم است. و حتی ممکن است که نظر فردوسی حکیم، در این قضیه، به همین حسین رضازاده خودمان بوده و وی نیز در آیینه جهان‌نما، صحنه‌های وزنه‌برداری او را در المپیک می‌دیده است. علاوه براین، دولت نهم موفق شد که رکورد حسین رضازاده را نسبت به رکورد او در دولت خاتمی، به نحو محسوسی ترقی بدهد. و نیز از وجود پر برکت ایشان در این فدراسیون وزنه برداری بهره‌ها ببرد.

 

 

جشنواره بین‌المللی شعر فجر

همگان ملت ایران را ملتی شعر دوست می‌شناسند و مشهور است که ملت ما خواب‌هایشان را به شعر و بصورت منظوم می‌بینند. با همه این پیشینه غنی، هیچ کدام از شاهان قدیم در طول این ۲۵۰۰ سال موفق به برگزاری حتی یک دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر نشدند. اما در طی سه سال گذشته، و به برکت برنامه‌ریزی‌های شایسته دولت نهم، ما سومین دوره این جشنواره بین‌المللی را نیز برگزار کردیم. به برکت این جشنواره، جهانیان با چهره‌های برجسته شعر امروز ما از قبیل حافظ و مولانا آشنا شدند.!


پیامک

تعداد دو میلیون و پانصد هزار پیامکی که تنها در مدت دو ساعت پخش برنامه ۹۰ توسط ملت غیور و رنج‌ کشیده ایران به صدا و سیما ارسال گردید، با کل پیامکهای ارسالی در ۲۵۰۰ سال گذشته برابری می‌کند. خدمات دولت نهم درین عرصه موجب تولید ده‌ها پیامک با مضامین طنز شده است که در ایجاد نشاط بین اقشار مختلف جامعه نقش مهمی ایفا نموده است. به‌طوری که میزان ایجاد نشاط از طریق پیامک‌هایی که به نحوی به خدمات دولت نهم اشاره دارد، به همه شادی‌های ملت ایران در طول ادوار مختلف تاریخ و حتی اساطیر الاولین می‌چربد.


 


وقتی سحرخیز از نوکیا-زیمنس شکایت می‌کند

عیسی سحرخیز طی دادخواستی از شرکت نوکیا زیمنس و دیگر شرکت‌های مرتبط بابت فروش و ارايه فن آوری و تجهیزات لازم برای شنود ومونیتورینگ هوشمند شبکه های بی‌سیم، اطلاعاتی، و اینترنت ایران که موجب دستگیری و سپس شکنجه او و دیگر شهروندان ایرانی شده است، در دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرده است.

بنا به گزارش‌های رسیده، عیسی سحرخیز که هم اکنون در زندان است و پسرش مهدی که ساکن ایالات متحده آمریکا است از وکلای خود،علی هریسچی و ادوراد معوض از شرکت نوکیا-زیمنس شکایت کرده‌اند.

امروز علی هریسچی، وکیل سحرخیز در آمریکا اطلاعیه‌ای خبری در همین مورد را به رسانه‌های مختلف ارسال کرد. بر پایه این اطلاعیه، در دادخواست این شکایت که وکلای آقای سحرخیز در تاریخ دوشنبه ۲۵ مرداد در دادگاه فدرال آمریکا تسلیم کرده‌اند، «عیسی سحرخیز مدعی است که شرکت نوکیا زیمنس با توجه به آگاهی عمومی نسبت به تخطی‌های ایران از قوانین بین‌الملل و کارنامه حقوق بشر ایران، که همگی دال بر تجاوز به حقوق مدنی و حقوق بشر ایرانیان است، نمی‌بایست تجهیزات و فن آوری لازم برای فیلترینگ، استراق سمع، و مونیتورینگ را به ایران می‌فروخت. این تجهیزات می بایست تنها در اختیار کشوری قرار گیرد که ساختار قضایی لازم برای حفاظت از حقوق مدنی شهروندانش بر اساس حداقل استانداردهای جهانی  را دارا باشد.»

عیسی سحرخیز مدعی است که شرکت نوکیا-زیمنس «عامدانه» و «آگاهانه» این تجهیزات را در اختیار ایران قرارداده است وشرکت نوکیا-زیمنس بر همین اساس شریک جرم جمهوری اسلامی ایران در «تجاوز به حقوق مدنی و اساسی مردم ایران» است و همینطور مسئول صدمات ناشی این تجاوزات بر شهروندان ایران و آقای سحرخیز می‌باشد. 

 

سحرخیز که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال پیش در روستایی در توابع استان مازندران دستگیر شد، مدعی است که فن‌آوری‌های فروخته شده توسط شرکت نوکیا زیمنس موجب دستگیری او شده است که بدون آن فن آوری‌ها امکان دستگیری او توسط نیروهای امنیتی ایران وجود نداشته است. این روزنامه‌نگار  پس از دستگیری مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته است.

 

 بنا بر این اطلاعیه، سحرخیز دراین دادخواست خواهان قطع فروش دستگاه‌های مشابه و قطع پشتیبانی  و پایان دادن به سرویس‌های موجود در تجهیزات فروخته شده توسط نوکیا زیمنس به ایران شده است. 

 


 


نجواگر مرگ خامنه‌ای

در کشوری که به گفته‌ی رئیس جمهورش در آزادی مطلق به سر می‌‌برد، خبر زجر و شکنجه ی کسی‌ به جرم "آزادی خواهی‌" دیگر خبری داغ محسوب نمی‌‌شود، و این جای شگفتی نیست...

و اصلا جای شگفتی نیست اگر می‌‌بینیم قاتل آزادی به نام آزادی شمشیر می‌‌کشد. کلمات کشته شدند و نعش شان بر زبان لاشخورها جاری است و این جای تعجب نیست.

دیگر از زبان و کلمات کاری ساخته نیست.

در زمانه‌ای زندگی‌ می‌‌کنیم که کلمات مرده‌اند.

دیگر کسی‌ به کسی‌ «پند» و «اندرز» نمی‌دهد، دیگر مظلومی از ظالم حقی‌ طلب نمی‌کند.. آخر به چه زبان و به یاری کدام کلمه؟! و این هم اصلا جای شگفتی نیست...

در این زمانه‌ی مرگ کلمات، محمد نوری‌زاد آخرین نامه‌ی سراسر پند و اندرز خود به رهبر را منتشر می‌‌کند و نظر‌ها را به سوی خود می‌‌کشد، و این خیلی‌ عجیب است!

و در حیرتم که مگر نوری‌زاد به چه زبان و با کدامین «کلمه» و از چه چیزی سخن گفت که پندش این چنین گوش ها را لرزاند؟!


«مرگ» کلام نوریزاد است.

«مرگ» این این تنها کلمه‌ای که نمی‌‌میرد!

نوری زاد «سفیر مرگ» است در پندنامه. نوری‌زاد، آرام و با وقار، با چوبه‌ی دار خویش بر دوش، بر گور خامنه‌ای دامن می‌‌کشد و هیچ نمی‌گوید مگر روایتی از زندگی‌ بر نعش خامنه‌ای.


 


خطر بالای سر شیوا نظر آهاری



به گفته شهرزادکریمان، مادراین فعال حقوق بشر، حکم محاربه خرداد پارسال تفهیم شده،  بسیار پیش‌تر از احکام محاربه کسانی که بعد از انتخابات دستگیر و متهم به محاربه شده‌اند.


مادر شیوا نظر آهاری به کمپین گفته است که شیوا هنوز بلا تکلیف است و نوبت دادگاهش خیلی دیر اعلام شده؛ « قرار بود نوبت دادگاه راجلو بیندازند،ولی هنوز خبری نیست. وضعیت بند نسوان هم که مشخص است اکثر روزها آب قطع است، وضعیت بهداشتی خراب است، وضعیت غذا فوق العاده بد است» .وی به استناد گفته وکیل پرونده حضور فعلی شیوا در زندان را غیر قانونی دانست و گفت:« ۹ ماه است که بلاتکلیف است، به قول خود دکتر شریف، سه ماه است که شیوا غیر قانونی بازداشت است؛چون تا ۶ ماه می شود قرار بازداشت را تمدید کرد، ولی از ۶ ماه به بعد باید حتما متهم حکم داشته باشد که شیوا حکم ندارد.»


 


چرا شاکیان، نام واقعی «سردار مشفق» را افشا نکردند؟

بخش تحلیلی خودنویس: بسیاری از فرماندهان و یا افسران امنیتی، اسامی مستعار دارند. اسامی مستعاری چون «عباد» و «اسلامی» را بسیاری از مخاطبان مطبوعات در سال‌های بعد از دوم خرداد شنیده‌اند. علی ربیعی، مشاور امنیتی سید محمد خاتمی در سال‌های خدمتش در وزارت اطلاعات با نام «عباد» شناخته می‌شد و سعید امامی، معاون فلاحیان را بسیاری با نام «اسلامی» می‌شناختند. حتی گفته می‌شود نام سازمانی محسن امین‌زاده «محمدزاده» بوده است.

اما آیا کسانی چون امین‌زاده، تاج‌زاده، میردامادی  و عرب‌سرخی که دسترسی بیشتری به منابع اطلاعاتی و امنیتی در طول سال‌های خدمت‌شان داشته‌اند از  هویت واقعی «مشفق» بی‌خبرند؟

یک فرد آگاه به مسائل امنیتی به «خودنویس» گفت که «مشفق» همان حجت‌الاسلام دکتر احمد جهان‌بزرگی است. جهان‌بزرگی متولد شیراز است و گفته می‌شود همان استاد دانشگاهی است که در بسیاری از بازجویی‌ها با متهمین بحث سیاسی می‌کرده.

با این حال این سوال مطرح می‌شود که با توجه به رده امنیتی بعضی از  اصلاح‌طلبان زندانی که سخنان «مشفق» را در شکایت‌شان طرح کرده‌اند، چرا نام او را ذکر نکرده‌اند و تنها به نام سازمانی او اشاره کرده‌اند؟ به نظر می‌رسد به خاطر همین  محدودیت، یاران شکایت کنندگان در فضاهای مجازی، خواسته‌اند نام واقعی این مقام امنیتی را لو بدهند.

بر اساس گفته همین منبع به «خودنویس»، تعهد امنیتی اصلاح‌طلبان مانع انتشار رسمی اسم واقعی «مشفق» شده است. به گفته این کارشناس، «مشفق» احتمالا عضو وزارت اطلاعات بوده است، اما مامور به خدمت در سپاه شده و زیر نظر طائب، رئیس سازمان امنیت سپاه پاسداران شده.

گفته می‌شود احضار مجدد صفایی فراهانی و تاج‌زاده به زندان پس از عدم پس گرفتن شکایت‌شان بوده است. با این حال باید دید که بسیاری از نزدیکان امنیتی  اصلاح‌طلب که در دوره‌های مختلف کارمندان و مدیران وزارت اطالاعات بوده‌اند، هویت «مشفق» را عیان خواهند کرد یا نه؟ آیا مشفق همان دکتر جهان‌بزرگی است؟

 

بخشی از سخنان «مشفق» که مورد اشاره شکایت هفت تن از اصلاح‌طلبان بوده است:

 


 


محمد نوری‌زاد هم جام شوکران سعیدی سیرجانی را سرکشید...

 

 

نامه تند و در عین حال دلسوزانه ی محمد نوری‌زاد به خامنه‌ای بدون تردید در تاریخ ایران زمین ثبت خواهد شد و سال‌های سال بعد از آن همگی از شجاعت قلم وی در زمانی که همه چیز در خفقان بسر می‌برد یاد خواهیم کرد. این نامه و شجاعت نوشتن آن عواقب سنگینی برای نوری‌زاد در پی خواهد داشت تا جایی‌که خود او در اواخر نامه خطاب به خامنه‌ای می‌نویسد:


«کامتان شیرین. اگر که، از مطالعه‌ی این نوشته کامتان تلخ شده است. ما به همگان، و حتی به کودکانمان آموخته‌ایم: دوستی در صداقت است، گر چه تلخ. اگر مرا بنا بر چاپلوسی و فریب بود، شما را با الفاظی نرم و سراسر مداحانه می‌ستودم. اما چه کنم که هنوز شما را دوست دارم و به نام نیک شما در پهنه‌ی تاریخ این سرزمین، سخت مشتاقم. پس، این آخرین نوشته‌ای است که مستقیم، رو به شما می‌نویسم. و خود، به عاقبت تلخ آن واقفم. چرا که ماموران و قاضیان گوش بفرمان ما، در کار خود استادند. آنان نیک می‌دانند چگونه یک معترض و منتقد را با شکنجه و فحش‌های ناموسی به تنگنای روحی و روانی در اندازند. من همه‌ی این ابتلائات آتی را بجان می‌پذیرم تا صدای سخن خود را به گوش حضرت شما برسانم.«


و اما در اینجا توجه شما را به قسمت آخر نامه سعیدی سیرجانی (نویسنده بزرگ معاصر) به خامنه‌ای قبل از کشته شدنش در جریان قتل‌‌ روشنفکران به دست نیروهای [امنیتی] خامنه‌ای جلب می‌کنم:


«آدمیزاده‏‌ام، آزاده ‌ام و دلیلش همین نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشیدن جام شوکران. بگذارید آیندگان بدانند که ‏در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند.‏»


برای محمد نوری‌زاد آزاده سرافراز و حر جنبش سبز نگرانم...دوست ندارم محمد نوری‌زاد هم به سرنوشت تلخ یکی از بهترین نویسندگان تاریخ ایرانم یعنی سعیدی سیرجانی دچار شود و جانش را به خاطر نوشتن این نامه خدای ناکرده از دست بدهد که بدون شک عذاب وجدان که چرا هیچکاری برای حمایت از این حر جنبش سبز نکردم من یکی را دیوانه خواهد کرد. بدون تردید نوری‌زاد می‌داند که چه سرنوشتی خصوصا بعد از نوشتن نامه ششم در انتظار اوست و این شجاعت بی‌نهایت او را در نوشتن این نامه می‌رساند ولی آیا ما مردم ایران می‌توانیم از محمد نوری زاد حمایت کنیم؟

 


 


تاج‌زاده به اوین بازگشت

منبع: فیس‌بوک


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته