-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

Latest News from Iran Green Voice for 08/13/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مژگان مدرس علوم

در پی شکایت نامه هفت چهره برجسته اصلاح طلب کشور از سپاه پاسداران، محسن صفایی فراهانی یکی از امضاء کنندگان این شکایت نامه به زندان اوین برگردانده شد.

طی روزهای گذشته محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی در شکایتنامه ای به اظهارات فردی موسوم به “سردار مشفق ” اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.

پس از انتشار مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد شکایت این هفت تن از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواستند تا خود را به زندان اوین معرفی کند و صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.

به همین مناسبت "جرس" گفتگویی با پریسا دختر آقای صفایی فراهانی انجام داده است که در پی می آید:

خانم فراهانی می توانید درباره بازگشت ناگهانی آقای فراهانی به زندان اوین توضیح بدهید؟

علت آن در خصوص نامه ای بود که ایشان به همراه شش تن دیگر از اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد سردار مشفق داده بودند. این نامه یک شکواییه بر علیه سردار مشفق و سپاه بود که در این شکایت نامه خواسته بودند به سخنان کذبی که سردار مشفق در مورد این هفت تن زده بودند رسیدگی شود. بعد از این شکایت نامه بود که با آقای فراهانی تماس گرفتند و گفته بودند این شکایت را پس بگیرید که پدر قبول نکردند، به همین علت هم از آقای صفایی خواستند به زندان برگردد. بخاطر اینکه تهمتهایی به آنها زده شده بود که باید مورد رسیدگی قرار می گرفت.

آقای فراهانی در خصوص علت پس نگرفتن شکایت خود توضیحی ندادند؟

این سردار سپاه "تهمت" براندازی به پدر و شش تن دیگر زده بودند و وقتی این شکایت منتشر شد انتظار داشتند به این شکایت رسیدگی بشود به علت اینکه این تهمت کاملا "کذب" و سنگینی بود، و اگر این گفته های کذب را می خواستند ثابت کنند در همان زمانی که اینها در زندان بودند ثابت می کردند. و همه می دانند که این افراد هیچ اقدامی برای براندازی نکرده بودند و چنین تهمت سنگینی را نمی توان به این افراد چسباند. با کمال تعجب به جای اینکه به این شکایت رسیدگی شود، از آقای صفایی خواستند که شکایت را پس بگیرند و در حقیقت بگویند ما شکایتی نداشتیم و این نامه را نخوانده امضاء کردیم.

آیا اطلاع دارید از چه نهادی با ایشان تماس گرفته شد تا این شکایت را پس بگیرند؟

اینکه چه نهادی بود ما دقیقا اطلاعی نداریم اما ازایشان خواسته شد که اگر این شکواییه را پس نگیرند به زندان اوین برگردند یا اینکه یک نامه ای بنویسند که ما شکایتمان را پس گرفته ایم و یا اینکه این نامه را نخوانده امضاء کردیم و از این قبیل حرفها که اصلا قابل پذیرش نیست.

آیا آقای فراهانی پیش بینی اینگونه برخوردها را زمانی که این شکواییه منتشر شد، داشتند؟ و واکنش ایشان به اینگونه درخواستها و تهدیدات چه بود؟

پدرم این مسئله را قبول نکردند و خیلی راحت گفتند من حاضر به پس گرفتن شکایت خود نیستم و ترجیح می دهم به زندان برگردم، به جای اینکه حقم ضایع شود. من فکر می کنم ایشان آمادگی این برخوردها را به جای بررسی شکایتشان را داشتند و با توجه به شم سیاسی که دارند در ته ذهنشان این پیش بینی را می کردند که این برخوردها صورت بگیرد.
در واقع حق ایشان ضایع شده است فرض کنید یکی به شما تهمتی بزند و شما شکایتی تنظیم کنید اما به جای رسیدگی از شما بخواهند شکایتتان را پس بگیرید و تهدید هم بشوید که باید به زندان برگردید و چیزهای دیگر. به هر حال پدرم ترجیح داد تا شرافتش حفظ شود و به زندان بازگردد به جای اینکه زیر بار حرفهایی برود که اصلا درست نیست.

واکنش آقای پوربابایی وکیل ایشان به این مسئله چه بود و آیا این مسئله قابل پیگیری است؟

چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود و اگر قرار بود حتی این شکایت مورد بررسی قرار بگیرد اینگونه برخورد نمی شد. با وکیل ایشان هم صحبت شد که اقداماتی صورت بگیرد اما کاری نمی شود انجام داد چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود. آقای صفایی با مرخصی بیرون از زندان بودند و به هر بهانه ای می توانستند بگویند مرخصی ایشان تمدید نمی شود و باید به زندان بگردند و محکومیت پنج سال زندان خود را که برای ایشان داده بودند بگذراند.

آیا از زمانی که ایشان را به زندان بازگردانند شما اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟

از دیروز که ساعت دو به زندان برگشتند تا الان ما هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم و متاسفانه نمی دانیم در چه وضعیتی هستند. امیدواریم هر چه زودتر بگذارند یک تماس تلفنی با خانواده بگیرد تا از سلامت ایشان مطلع شویم و از نگرانی درآییم علی رغم اینکه به دلیل وضعیت بند 350 تلفن ها قطع می باشد ما امیدواریم ایشان یک تماس تلفنی داشته باشند.

پس ایشان به بند 350 منتقل شده اند؟

طبق گفته های مسئولین قرار این بود که ایشان به بند عمومی 350 برگردند اما اینکه در این میان اتفاق دیگری بیافتد نمی دانیم.

می توانید در خصوص وضعیت روحی آقای فراهانی در زمان بازگشت به زندان اوین توضیح دهید؟

ایشان از روحیه بسیارخوب و "عالی" برخوردار بودند و از ما هم می خواستند تا روحیه امان را حفظ کنیم. هیچ نگرانی و ترسی نداشتند و واقعا برای همه ما نمونه یک انسان "شجاع" است، انسانی که حرفی را می زند، می داند که حرفش "حق" است و تا آخر پای حرفش می ایستد. این برای ما بسیار ارزشمند است و ما هم سعی می کنیم به همان نسبت روحیه محکم و قوی ایشان، روحیه خود را حفظ کنیم اگرچه نبود ایشان برای همه ما سخت است. حتی در آن هفت ماه قبل که تحت بازجویی سختی قرار داشتند و چهار ماه را تحت بدترین شرایط در انفرادی بودند سر حرف و عملکرد خود "محکم" ایستادند. در آن مدت به خاطر روحیه قویی که داشتند توانستند این شرایط سخت را تحمل کنند. پرونده ایشان اینقدر "پاک" است که هیچکس نمی تواند از آن سوء استفاده ای بر علیه ایشان انجام دهد.

واکنش شما و دیگر اعضای خانواده به بازگشت ناگهانی آقای فراهانی چه بود؟

وقتی یک عزیزی که به جز یک عمر "خدمت" به این کشور کاری نکرده را به پشت میله های زندان برگردانند برای همه ما سنگین است. وقتی می بینیم که سالیان زیادی آقای فراهانی خالصانه برای مردم کشورش کار کرد و با یک پرونده سفید و پاکی که دارد به جای قدردانی ازایشان، بی گناه و به خاطر یکسری تهمتهایی که همیشه بوده باید به زندان برگردد، برای ما بسیار سخت است. اما به خاطر اینکه پدرم روحیه بسیار خوبی دارد و از ما هم خواست که روحیه امان را حفظ کنیم ما تلاش می کنیم این روزهای سخت و دشوار را تحمل و طی کنیم. پدرمان برای ما یک "اسطوره" است.

آیا تصور می کردید روز اول ماه مبارک رمضان ایشان به زندان برگردند؟

نخیر، این خبر برای حداقل من یک شوک بود و ما اصلا فکر نمی کردیم یک حکومتی که نام اسلامی بدنبالش است اول ماهی که "مبارک" و حرمتش "واجب" است ایشان را به پشت میله های زندان برگردانند.

در پایان آیا به عنوان خانواده آقای صفایی فراهانی، صحبتی با مسئولین نظام دارید؟

نخیر وقتی به جای رسیدگی به شکایت، اینگونه برخورد می شود دیگر چیزی برای گفتن باقی نمی ماند. ما فقط انتظار داشتیم به شکایت رسیدگی بشود نه اینکه از ایشان بخواهند به زندان برگردند و ما فکر می کنیم این یک حرکت درستی برای یک حکومت نیست.
 


 


عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسائل سیاسی همچنان از درد شدیدی که در پای راست وی رخ نموده، در رنج است.

این عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران که از نیمه‌ تیرماه سال گذشته در بازداشت بسر می‌برد، حدود دو هفته است که درد شدیدی را از کمر تا انگشتان پای راست خود تحمل می‌کند. سحرخیز هرچند در ملاقات با بستگان خود، از رسیدگی‌های پزشکی و پیراپزشکی در زندان رجایی‌شهر کرج، قدردانی کرده، اما تاکید نموده است که با وجود استفاده از قرص‌های متعدد و گوناگون (آرام‌بخش‌ها و تسکین‌دهنده‌های متنوع) از درد پیوسته و آزاردهنده در پای راست خود، که علل ایجاد آن مشخص نشده، در رنج است.

خانواده‌ این فعال سیاسی، در پی هماهنگی‌های صورت گرفته با مسئولان زندان، برخی ملزومات مورد نیاز وی (ازجمله ویلچر و توالت فرنگی) را دیروز، پنج‌شنبه، تحویل زندان رجایی‌شهر داده‌اند. همسر سحرخیز همچنین در نامه‌ای به دادستان تهران، خواستار رسیدگی فوری به بیماری و وضع ویژه و پر درد این روزنامه‌نگار، و امکان ادامه درمان وی در مراکز تخصصی پزشکی شده است. گفته می‌شود پزشکان برای تشخیص قطعی علل بیماری سحرخیز و درمان کامل وی، عکس‌برداری‌های تخصصی چون MRI را توصیه کرده‌اند.

سحرخیز، مدیرکل اسبق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت اول سیدمحمد خاتمی، حدود 14 ماه است که در بازداشت بسر می‌برد و ازجمله زندانیانی است که در این مدت، هیچ مرخصی نداشته است. وی هم‌اینک با جمعی دیگر از زندانیان سیاسی و مطبوعاتی حوادث پس از انتخابات 22خرداد (ازجمله: احمد زیدآبادی، داوود سلیمانی، مهدی محمودیان، مسعود باستانی، و منصور اسانلو) در زندان رجایی‌شهر کرج، در حبس است.


 


نامه سرگشاده دانشجویان تبریز به صادق لاریجانی

جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز، با ارسال نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضائیه، از "عدم استقلال و عدالت دستگاه قضایی" و "سکوت آن نهاد در برابر خون هایی که به ناحق ریخته شده" انتقاد کرده و او را فرا خواندند تا "به تفکری عمیق و صادقانه جهت خود محوریها و قانون گریزیها و مفاسد کلان اقتصادی موجود در بدنه حاکمیت" بپردازد .

دانشجویان و فعالان دانشجویی دانشگاههای سراسری، آزاد تبریزو صنعتی سهند تبریز، در نامه خود به صادق لاریجانی، همچنین "سکوت سنگین" قاضی القضات کشور در مقابل "پرده دریها، دروغ ها، تهمت ها و تخریب ها"، را مورد انتقاد قرار داده و خواستار تعمق در این زمینه و شکستن سکوت وی شدند.

متن نامه دانشجویان به رئیس دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، به شرح زیر می باشد:

ریاست قوه قضائیه
جناب آقای شیخ صادق لاریجانی آملی
آن هنگام که دادستان مظلومان خود غلام حلقه به گوش ظالمان گردد دیگر چه امیدیست به سحرگاه این تیره شب بی پایان.
چگونه می توان این چنین ظلم و ستم را آن هم از سوی دستگاه قضائی سرزمینی که میعاد گاه مهدی موعود نام گرفته است پذیرفت.

جناب آقای لاریجانی:
چگونه می توان پذیرفت استقلال و عدالت دستگاه قضا را وقتی عامل اصلی جنایت های تیر ماه 78 کوی دانشگاه تهران بعد از تور تشویقی 11 ساله اوروپایی خود و با دعوت شخص رئیس جمهور وارد کشور می شود و بجای پاسخگویی و محاکمه در اوج امنیت و آرامش, شمشیر از رو بر روی همگان می بندد و در کمال شگفتی با مدرک دکتری ساختگی در برنامه زنده به اصطلاح روشنفکرانه رسانه ملی حاضر می شود.

چگونه می توان پذیرفت استقلال و عدالت دستگاه قضا را وقتی با یک پیغام و توصیه پرونده های سنگین مفاسد اقتصادی و بویژه پروند های نزدیکان آقای رئیس جمهور باز نشده مختومه اعلام می شود.

چگونه می توان پذیرفت استقلال و عدالت دستگاه قضا را آن هنگام که سهم ریاضیدان و نخبه 19 ساله کشورمان ازعدالت گوشه زندان و شکنجه باشد و سهم قاتل پدرش یعنی آقای جلال الدین فارسی از عدالت پرده دری و قانون گریزی باشد.
چگونه می توان پذیرفت استقلال و عدالت دستگاه قضا را وقتی چشم بر جرم و گناه عاملان اصلی جنایت های وحشیانه بازداشتگاه های کشور بویژه کهریزک می بندد و عده ای سرباز و درجه دار ساختگی و خیالی را محاکمه می کند.

چگونه می توان پذیرفت استقلال و عدالت دستگاه قضا را آن هنگام که لباس و رخت قاتلان و تبهکاران بر تن یاران و نزدیکان امام خمینی می کند و آن نمایش نامه های از پیش نوشته شده مضحک را براه می اندازد.

دیر صباحیست جمعی از پاکترین فرزندان این آب و خاک به جرم اندیشیدن...به جرم ایمان....به جرم اختیار نکردن سکوت.....به جرم فریاد ....به جرم دلسوزی...به جرم , جرم نکرده فتنه....به جرم شیعه علی بودن مهمان سیاه چاله های هارون الرشیدیتان هستند.

آنانی که بیدار به خواب خفتگانند و هوشیار به ظلم ظالمان. آنانی که استوار استاده اند بر عهد و پیمانی که سی سال پیش در کنار و دست در دست این مردم بسته اند.آنانی که لحظه لحظه های استقامتشان امید بخش همه ایرانیان است.

جناب آقای لاریجانی:
شما را فرا می خوانیم به تفکری عمیق و صادقانه در این یکساله ای که لحظه لحظه هایش را با غم و وحشت و نا امیدی بر این مردم گذراندید.

شما را فرا می خوانیم به تفکری عمیق و صادقانه که چگونه مفهوم پاک عدالت و انصاف را بازیچه مسائل سیاسی و سلیقه ای نموده اید؟

شما را فرا می خوانیم به تفکری عمیق و صادقانه پیرامون خون هایی که به ناحق ریخته شد و سکوت اختیار کردید.
شما را فرا می خوانیم به تفکری عمیق و صادقانه از برای همه شب های که مادران عزیزان در بندمان در بی خبری و دلواپسی سپری نموده اند.
شما را فرا می خوانیم به تفکری عمیق و صادقانه پیرامون سکوت سنگینتان در مقابل پرده دریها و دوروغ ها و تهمت ها و تخریب ها.
شما را فرا می خوانیم به تفکری عمیق و صادقانه از برای همه خود محوریها و قانون گریزیها و مفاسد کلان اقتصادی موجود در بدنه حاکمیت .

جناب آقای لاریجانی
در پایان ضمن ابراز نگرانی شدید از حاکم گشتن فضای بی اعتمادی و ناامیدی گسترده در جامعه پیرامون عملکرد و عدالت دستگاه قضائی کشور و بویژه شخص جنابعالی, حمایت همه جانبه خود را از مواضع و تحصن اخیر زندانیان سیاسی زندان اوین اعلام می داریم.

جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های
سراسری تبریز/ آزاد تبریز/ صنعتی سهند تبریز


 


خانواده های زندانیان اعتصاب کننده اوین با ارسال نامه ای برای ایت الله صادق لاریجانی ضمن اظهار نگرانی نسبت به سلامت عزیزان دربندشان که سه روز پیش اعتصاب غذای خود را شکسته اند ، توضیح داده اند که مسوولان زندان اوین به آنها گفته اند به دلیل انجام مصاحبه در باره وضعیت زندانی هایشان از هرگونه تماس تلفنی و ملاقات با زندانی هایشان تا اطلاع ثانوی محروم اند و هروقت دست از مصاحبه و اطلاع رسانی بردارند ،در باره قطع تماس و ملاقات های این زندانیان تجدید نظرخواهد شد.
متن کامل نامه سرگشاده خانواده های شانزده زندانی سیاسی اعتصاب کننده اوین که در اختیار کلمه قرار گرفته ، به این شرح است
آیت الله آملی لاریجانی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام
چنانچه مطلع هستید نزدیک به ۲۰ روز از آخرین تماس ما با عزیزانمان می گذرد. در این مدت این زندانیان سیاسی که همگی از نخبگان کشور، دانشجویان و روزنامه نگاران هستند، در اعتراض به شرایط نامطلوب بند ۳۵۰ زندان اوین و برخورد توهین آمیز زندانبان ها که منجر به انتقال ناعادلانه آنها به سلول های انفرادی شد، دست به اعتصاب غذا زدند.
از نخستین روزهای اعتصاب با آنکه چنین اعتراضی را حق اسیران بی گناهمان می دانستیم ، در صدد بر آمدیم با برقراری تماس با آنها از ادامه اعتصاب منصرفشان کنیم .ما نیز همچون اقشار مختلف مردم آنچنان که در پیامهایشان بیان کردند، حفظ سلامتی آنها را برای آینده کشور عزیزمان لازم می دانستیم و می دانیم.
به همین منظور به دادستانی تهران مراجعه کردیم تا راهی برای حل موضوع بیابیم اما برخلاف انتظار ما ، دادستان حاضر به شنیدن حرف های ما نشد و بدتر از آن با برخورد غیر معقول و توهین آمیز ماموران نیروی انتظامی مواجه شدیم. در این مدت که از عزیزانمان بی خبر مانده ایم، به هر مرجع قضایی که به ذهنمان می رسید مراجعه کردیم تا شاید بتوانیم از بروز فاجعه جلوگیری کنیم اما نه تنها هیچ مسوولی حاضر به شنیدن حرفهایمان نشد که برخورد های خشن و غیر معقول با مادران رنجیده نگران تا جایی پیش رفت که اکنون برخی با قرار وثیقه و برخی دیگر با تعهد آزاد هستند.
ما در حیرتیم که کدامین آموزه اسلامی مجوز چنین بر خورد هایی را با مادرانی نگران و رنجیده خاطر که فقط در پی کسب خبری از فرزندانشان بوده اند، صادر می کند.
بی تدبیری های مداوم مسوولان قضایی می رفت که فاجعه به بار آورد، مسولانی که از همان روز اول می توانستند به کمک خانواده ها در صدد حل مشکلات به وجود آمده بر آیند، اما واکنش بی نظیر هم وطنان عزیزمان از جمله رهبران جنبش سبز ،کنشگران مدنی و اجتماعی و سیاسی که هیچ گاه فرزندان در بندشان را فراموش نکرده اند از فاجعه جلوگیری کرد و بر اساس اخبار غیر رسمی اما نسبتا موثق منجر به پایان اعتصاب غذا شد.
اما نگرانی های ما همچنان باقی است :ما از ۲۰ روز پیش هیچ گونه تماسی با آنها نداشته ایم و اصرار مسوولان زندان در تداوم قطع تماسها و عدم بازگرداندن آنها به بند عمومی ۳۵۰ این سوال را در ذهنمان به وجود می آورد که آیا وضعیت نامناسب جسمی آنها قطع تماسها را ضروری کرده است؟ آیا واقعا عزیزان ما سالم هستند و از شرایط سخت اعتصاب غذای دو هفته ای جان سالم به در برده اند؟
ما خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اعلام می کنیم تا زمانی که با عزیزانمان دیدار نکنیم این سوالها در ذهنمان بی پاسخ می ماند و نگرانی هایمان در مورد وضعیت سلامت آنها رفع نخواهد شد.
مسوولان زندان اوین به برخی از خانواده هایی که در این چند روز برای پیگیری وضع زندانی های اعتصاب کننده به آنها مراجعه کرده اند ،گفته اند که چون با رسانه ها در باره اعتصاب غذای هفده زندانی مصاحبه کرده اید ،فعلا از هرگونه تماسی با زندانی هایتان مجروم خواهید ماند و هر وقت تصمیم گرفتید که دیگر مصاحبه نکنید حق ملاقات با زندانیان تان را به دست خواهید آورد.
ریاست محترم قوه قضاییه
در آستانه ماه مبارک رمضان از شما می خواهیم با بازگرداندن عزیزانمان به بند عمومی ۳۵۰ اوین و ایجاد امکان ملاقات با آنها از تداوم رنجش مادران، پدران ، همسران و فرزندان نگران شان جلوگیری کنید و به تضیع حقوق زندانیان سیاسی در عدم بر خورداری از مرخصی در ماه رمضان پایان دهید.
خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده بند ۳۵۰ اوین
۲۱ مرداد۸۹
 


 


ندای سبز آزادی : جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای خطاب به صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه از وی درخواست کرده است دیوان عالی کشور را را مامور رسیدگی به کودتای انتخاباتی سال گذشته که سردار مشفق نیز بر آن صحه گذاشته است بنماید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی

رئیس محترم قوّه قضائّیه

با سلام و احترام

انتشار گسترده نوار سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله، پرده از کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برداشت و صحّت ادّعای رهبران جنبش سبز را در مورد مهندسی این انتخابات به اثبات رساند.

این فرد که بی پروا ، مست از قدرت و جاهلانه از سازماندهی کودتا صحبت می کند صریحا به ارتکاب اعمالی اعتراف می کند که در همه مکاتب سیاسی جهان نامی جز کودتا نمی توان بر آن نهاد.

وی ضمن اعتراف به برنامه ریزی گسترده در ستاد کودتا که جا به جا با اصطلاح "ما " از آن یاد می کند چگونگی اقدامات این ستاد را برای پیروزی بدون قید و شرط و به هر قیمت آقای احمدی نژاد به عنوان نامزد رهبری تشریح می کند و با توضیح اقدامات فرقه خود برای از میدان به در کردن همه، حتی نامزدهای جناح راست، به خوبی نشان می دهد که این ستاد از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده بوده است ، و جالب تر آنکه رسما به فعّالیّت ضدّ قانونی خود و دوستانش در انتخابات مجلس هشتم نیز اعتراف می کند.همه این اظهارات مشخص می کند که جریانی انحرافی از سالها قبل در درون حساس ترین نهادهای کشور شکل گرفته است که هدفی جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد. عمق فاجعه و اوج انحراف این فرقه نظامی-امنیتی آنجا روشن می شود که جز مقام رهبری هیچکس و هیچ جریانی در جمهوری اسلامی از هر جناحی و حتی شخص امام راحل از هتاکی،دروغ زنی و افترائات این فرقه در امان نمانده است.

این سردار سپاه به صراحت و با افتخار چگونگی سوء استفاده از همه مقدّسات و لگد مال کردن قانون را توضیح می دهد و انجام همه این جرائم را برای تحقق خواست بزرگان و با رضایت و اطلاع آنها اعلام می کند.

اینک قوه قضائیه در آزمونی بزرگ و فیصله بخش قرار گرفته است. یا شجاعانه با این انحراف بزرگ برخورد می کند و جمهوری اسلامی را نجات می دهد و یا خدای ناکرده با اهمال و تحت فشار قدرت حاکم در سقوط همه آرمانهایی که ملت برای آن خون دادند شریک جرم کودتاگران می شود.

آقای لاریجانی!

در برخورد با این انحراف، یک قوه قضاییه مستقل و عدل گستر و خداترس چه باید بکند؟

جبهه مشارکت ایران اسلامی از شما در خواست اقدامات زیر را دارد:

1- اینک که معلوم شده است فردی که به نام رئیس جمهور معرفی شده است در یک فرایند کودتا (و نه فقط تقلب) به این جایگاه رسیده است و هیچ مشروعیّت قانونی و شرعی ندارد. بر شما است تا با احاله موضوع به دیوان عالی کشور، خواستار رسیدگی به این امر شوید.جا دارد همین جا از برادر محترم شما ، رئیس قوه مقننه هم بخواهیم به وظیفه قانونی خود در بررسی صلاحیت این فرد اهتمام کنند.هرچند با این اعتراف بی نقص و شرح دقیق کودتا از زبان کودتا گران خود به خود عزل است.

2- اینک که یکی از افراد کودتا رسما و علنا خود را معرفی کرده است، بر قوّه قضائیّه است تا با شناسایی همه اعضای ستاد کودتا دست اندر کاران این افتضاح تاریخی را به دست قانون بسپارد.

3- در سخنان این فرد، چگونگی همکاری بخشی از دست اندرکاران قوه قضائیه روشن است. لازم است مشارکت در جرم همه این افرادِ شناخته شده بررسی شود و آنان برای این منظور از سمتهای قضایی تعلیق و به دادسرای انتظامی قضات معرّفی شوند.

4- از آنجا که صریحا اعتراف می شود که همه اقدامات قضایی پس از انتخابات مانند دستگیری ها، بازجوئی ها ، محاکمات و احتمالا صدور احکام در یک سناریوی از قبل طراحی شده به اجرا در آمده است، طبعا هیچیک از این احکام حجیّت نداشته و از درجه اعتبار ساقط است. بر شما است تا با توقف اجرای این احکام سریعا دستور ازادی همه اسیران در بند را صادر کنید.

5- با این اعترافات روشن است تمام الزامات و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در طول یک سال گذشته به اجرا در آمده است، اقدامات مجرمانه این فرقه بوده است و باید لغو شوند. از جمله آن اقدامات، منع غیر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها، توقیف وتعطیلی مطبوعات و تحدید بی سابقه آنها، تعلیق تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها،تعطیلی اجتماعات (حتی مراسم عروسی و عزا) و در یک کلمه محو همه آزادیهای مدنی مصرح در قانون اساسی و قوانین موضوعه هستند که باید متوقف و بلا اثر شوند.

6- با نهایت تعجب، شاکیان سردار مشفق تحت فشار عجیب نیروهای ستاد فوق الذکر قرار گرفته اند و تهدید به انواع برخوردها می شوند. این نشان می دهد که قوه قضائیه در برابر این کودتاگران، مرعوب و دست بسته است و این امر با آن همه ادعای استقلال تنافی دارد. مردم ایران در انتظار هستند تا یکبار دیگر این ادعا را در بوته آزمایش قرار دهند.

آقای لاریجانی،

باور کنید اگر این ریشه خشک نشود هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد ، و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد.تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید.

اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه

جبهه مشارکت ایران اسلامی

22/5/89

 

رونوشت:

آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس محترم مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام

جناب آقای دکتر علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی


 


رهبر خطاب به رئیس دانشگاه تهران : دانشگاه شش روز در اختیار عناصر ضد انقلاب است و یک روز در اختیار امت حزب الله!

ندای سبز آزادی : اولین نماز عید فطر، پس از کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری سال گذشته، به دستور رهبری در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد.

امسال هم بنا به دستور رهبر در جلسه ای که سه شنبه 19مرداد در جمع سرداران سپاه،بسیج و ستاد ائمه جمعه تشکلیل شد، مقرر شد نماز عیدفطر در دانشگاه تهران برگزار شود.

در این جلسه مقرر شد اقدامات لازم برای مهندسی جمعیت و انتقال نیروهای وابسته از شهرستان ها به تهران صورت بگیرد و افراد مسوول بر اساس سهمیه خود نیروها را سازماندهی کنند.
مقامات جمهوری اسلامی پس از کودتای انتخابات ریاست جمهوری، نگران از این هستند که مردم در نماز حکومتی عیدفطر شرکت نکنند، لذا نماز را به دانشگاه تهران منتقل کرد. مصلی تهران مکانی بزرگ و وسیع و دارای شبستان و حیاط بزرگی است که چنانچه عده قلیلی در آن شرکت کنند، به وضوح آشکار و روشن خواهد شد،اما در دانشگاه تهران با توجه به مساحت کم و کوچه و خیابانهای باریک و بافت مسکونی اطراف دانشگاه با تعداد اندکی حدود 30تا40 هزار نفر قابل تبلیغ و بزرگنمایی خواهد بود و لذا رهبری با توجه به بُعد تبلیغاتی،رسانه ای و مطبوعاتی،نماز عیدفطر را در دانشگاه تهران برگزار می کند تا بتواند به دروغ از آن به عنوان حضور میلیونی بهره برداری کند.

چندی قبل رئیس دانشگاه تهران در جلسه ای اظهار داشته که سعی کرده است نماز جمعه را از دانشگاه تهران به مصلی انتقال دهد و زمین چمن دانشگاه را به دانشجویان برگرداند، اما رهبری مانع این کار شده و گفته است "شش روز در هفته دانشگاه در اختیار دانشجویان و اساتید غرب زده ، ضد انقلاب و فاسد هست و فقط یک روز در اختیار امت مسلمان و حزب الله قرار می گیرد. مراقب باشید حفظ آن روز خیلی مهم است،چون در داخل دانشگاه که مرکز ضدانقلاب و عوامل آنها شده و اساتید و دانشجویان فریب خورده تردد دارند حداقل یک روز در هفته حاکمیت نظام و متدینین حفظ شود."

رئیس دانشگاه تهران پس از این سخنان اظهار داشت که من متوجه این موضوع نبودم اما رهبری با درایت و دقت شان بنده را متوجه کردند که به هیچ وجه به دنبال راه اندازی مصلی نباشم. ضمن اینکه علاوه برروزهای جمعه،نیروهای سپاه،بسیج و ستاد نماز جمعه در طول هفته در دفاتر و ساختمانهای خود در دانشگاه تهران مستقر هستند و در درگیریهای داخل دانشگاه از آنها خوب می توانیم استفاده و بهره برداری نمائیم.

 


 


ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن( شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستاران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه سهمی هرچند کوچک برداشته باشد .

یادگار امام راحل درمقدمه این نوشتار نوشته است : نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم..

بخش نخست این سلسله نوشتار که با عنوان" دلیل راه" به شرح زیر است :

***
دلیل راه
سید حسن خمینی

بسمه تعالی

ایام ماه مبارک رمضان، بهانه ای است تا بیشتر از خرمن اندیشه اسلامی خوشه چین شویم. بزرگان و علمای دین، و به پیروی از ایشان همه دلبستگان معارف اسلامی، هر یک به اندازه توان خویش، این ایام و لیالی را زمینه ای ساخته اند تا با استمداد از فضای ملکوتی آن، هم دل خویش را از غبار سالانه بشویند و هم آبی زلال از سرچشمه معارف الهی بر دل های جامعه خویش روان سازند.

چنانکه از رسول مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است: «إنّ لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها» در روزگار زندگانی شما، از جانب خداوند گاه نسیمی می وزد، بیدار باشید و خود را در آن داخل کنید. (الامالی، شیخ مفید، ص206)

و چنین است که وقتی ماه مبارک رمضان، بیش از هر زمان دیگر، نسیم خُلد در جامعه می وزد و بیش از هر وقت دیگر احتمال آن می رود که عطری از جانب عرش برین در جان خسته ما بوزد، باید هشیار بود و تن را از آسایش فارغ کرده و روی به نور معرفت کردگار گرداند.

نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم. هدف از این تقریر ـ إن شاء الله ـ آن باشد که سهمی از دعای دوستان و مؤمنان حاصل آید و دعای گوشه گیران، این روز ها مرا نیز دریابد که بتوانم دُرّ توفیق را دریابم و لطف خداوندی را مگر از انفاس ایشان به ارمغان گیرم.

طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
دعای گوشه نشینان، بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری

***

«کشف الاسرار و عدة الابرار» نام تفسیری است که در ده جلد با تحقیقات علی اصغر حکمت در سال 1331 هجری شمسی منتشر شده است. این کتاب که برخی به اشتباه آن را به سعدالدین تفتازانی نسبت داده اند(1) ، از زمره اولین تفسیرهای عرفانی موجود از قرآن است که توسط رشید الدین ابی الفضل بن ابی سعید احمد بن محمد بن محمود میبدی در سال 520 هجری قمری به رشته تحریر درآمده است .(2) این کتاب گویا بر اساس «تفسیر الهروی» نوشته پیر هرات خواجه عبدالله انصاری (که متأسفانه در دسترس نیست) نگاشته شده و ارشادات بسیاری به نکات پیر هرات دارد، تا آن جا که برخی آن را شرح و تفصیل تفسیر خواجه عبدالله انصاری دانسته اند. (المفسرون، ایازی، ص589)
میبدی که از مؤلفان نیمه اول قرن ششم هجری قمری است، به جهت رواج فضل در خانواده اش، مقدمات علوم را نزد خاندان خویش فرا گرفت و به سبب ذوق آموختنِ بیشتر، رهسپار هرات گردید که در آن روزگار از رونق علمی و دینی وسیعی بهره مند بود و همان جا بود که در محضر عارف بزرگ و پیر طریقت خواجه عبدالله انصاری حاضر شده و تألیف کتاب خویش را در شرح تفسیر استاد خود در اوایل سال 520 هجری قمری آغاز نمود.

مشی میبدی در این کتاب چنان است که ابتدا آیه را ترجمه می کند و این مرحله را نوبت اول می نامد. سپس به ذکر قرائت های مختلف، شأن نزول ها و احکام شرعی آن آیه می پردازد. وی این مرحله را نوبت دوم نام می نهد و در نوبت سوم به اشارات و رموز عرفانی اشاره می کند. در این نوبت میبدی بسیار از سخنان پیر طریقت که همان خواجه عبدالله انصاری است یاد می کند. نکته مهم در نگاه عارفانه وی، دوری جستن از تأویلات صوفیانه ای است که از ظاهر قرآن فاصله دارد.

این نوشتار، ضمن آن که به ظرائف سخن میبدی می پردازد، به حکم آن که «اهل البیت أدری بما فی البیت» از دریای بی کران معارف اهل بیت عصمت(ع) بهره می برد و با تمسک به حبل المتین سعادت، مطلب را به شمیم پرفیض کلمات ائمه اطهار علیهم السلام دل نشین تر می سازد. و برای آن که خوانندگان با نوشته های مفسرین دیگر نیز آشنا شوند، از آن چه در تفسیرهای دیگر نیز بیان گردیده است، یاد می کند. چنانکه به پاس زحمات مترجمین قرآن، از ترجمه های گوناگون کتاب خداوند سخن به میان آورده و از خرمن اندیشه اسلامی به مناسبت هر بحث استفاده می برد.

خداوند سبحان در سوره بقره آیات 183 تا 187، درباره روزه ماه مبارک رمضان می فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾ أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۸۴﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۱۸۵﴾ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ ﴿۱۸۶﴾ أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾

آیت الله العظمی مکارم شیرازی این آیات را چنین معنی کرده اند: «ای افرادی که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید. چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آن ها طاقت فرساست، (همچون بیماران مزمن و پیران) لازم است کفّاره بدهند، مسکینی را اطعام کنند. و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است. و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!. (روزه در چند روز معدود) ماه رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر این که شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید. و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو) من نزدیکم! دعای دعاکننده گان را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! . پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!.

پی نوشت :
1- کشف الظنون، حاجی خلیفه، ص317 به نقل از علی اصغر حکمت بر کشف الاسرار
2- پیش از آن، تفسیر لطائف الاشارات معروف به تفسیر قشیری، در سال 425 هجری قمری سامان یافته است و آن نیز تفسیری عرفانی به حساب می آید.

* بخش دوم روز شنبه منتشر می‌شود.

منبع: پارلمان نیوز
 


 


مهسا امرآبادی، روزنامه نگار و همسر مسعود باستانی روزنامه نگار دربند، در دلنوشته ای به مناسبت فرا رسیدن ماه مباک رمضان، نوشته است: مسعودم، بار دیگر ماه رمضان آمد و تو به همراه انسان بزرگ دیگر در زندانید، دعایمان کنید که دعای مظلوم زود مستجاب می شود، عزیزم امسال هم کاسه صبر را به سفره افطارت اضافه کن، باشد که خدا هم در این لحظات فراق، ما را در آغوش خود گیرد و کاسه صبرمان را لبریز نکند.
به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی متن این نوشته به شرح زیر است:
ما را شکستگی به نهایت رسیده است
چندان شکسته ایم که نتوان دگر شکست
ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست
شیشه چو بشکند تیزتر شود
این روزها را می‌گذرانم بی آن‌که بدانم چگونه می‌گذرد این تلخی‌های هر روزه‌ام. تلخم مسعودم؛ از تلخی‌ای که در جان همه دوستانم و در رگ و تن پیر این سرزمین رفته است.
اصلا می دانی؟ خوب شد که نیستی. چه خوب است که در زندان نشسته‌ای و هنوز به آینده امیدواری. چندی پیش بود که می‌گفتی نمی‌خواهی به هر قیمت آزاد شوی و چقدر این حس بد است که نخواهی در در سرزمینی که همه عمر به آن عشق می ورزیدی، آزاد باشی. چقدر مایه‌ شرمساری است که دوستان دربندمان خواهان آزادی در کشوری که بهای مرگ از بهای آزادی افزون‌تر است، نیستند و این را فریاد می زنند.
اما حق بده که دلم بگیرد از این سرزمین پیر. هزار سال هم که اینطور در خیابان‌های این شهر، بی قرار راه بروم و به خاطره‌هایمان فکر کنم و عکس‌هایت را نگاه کنم، این بی قراری‌های بی پیر علاج ندارد که این شهر واقعا مرا حبس شده است بی تو.
که هر روز خبری تلخ می‌نشنید بر جانم و چه بد است که این تلخی‌ها را پذیرا شده‌ایم. اکنون دیگر پذیرای اعتصاب غذای دوستانمان شده‌ایم، پذیرای انتقال شبنم مددزاده به زندان رجایی شهر شده‌ایم و دیگر همه چیز انگار عادی شده است که اینک قصابانند بر گذرگاه‌ها مستقر…
الان دیگر حتی از تبعیض‌ها تعجب نمی‌کنم. دیگر از این که نیستی تعجب نمی‌کنم، انگار نبودنت در تک تک سلول‌های بدنم رفته و عادت کرده‌ام که دیگر نباشی و در عین حال باشی و در خانه پرسه بزنی؛ در خیال زیبای من، ببینمت که هی راه می‌روی و هی سوژه می‌دهی برای نوشتن و با آن آشفتگی همیشگی‌ات از همه جا و هر موضوعی حرف می‌زنی و من هم به کار خودم مشغول باشم.
باید نوشت باید بنویسم از آنچه بر من و تو و همه‌گان می‌رود. زندگی ما،عجیب، قرین سرنوشت مردم و سرزمین مان شده است، پس چه باک که همه بفهمند بر ما چه می‌رود که باید بفهمند “من و تو انسان را رعایت کردیم”.
عجب دنیای بر عکسی‌ست. تو یک سال و اندی است که در زندانی اما به جای آنکه دوری را تجربه کنیم، هر روز به هم نزدیک‌تر می‌شویم، هستی و نیستی در خانه و می‌چرخی و راه می‌روی و حرف می‌زنی با من در این خانه تنهای بی تو. بدون تو، اما مالامال از تو. مالامال از صدا و بوی تو و بی‌قراری‌های همیشگی‌ات که دنیا را به گونه‌ای دیگر می‌خواستی و الان می فهمیم که دنیای بر عکسی‌ست.
عزیزکم، سرت سلامت و سبز باشد که آزادی را می‌ستایی اما نه به هر قیمت و شکلی. این است قول و قرار ما، این همان زندگی شرافتمندانه‌ای است که وعده آن را به من داده بودی، و الان می‌بینم که چه خوب وعده به جا می‌آوری و روی قولت می‌مانی.
عجب دنیای برعکسی‌ست، در زندان هستی و در حبس آزاده‌ای. بگذار تمام این سال‌های جوانی را در زندان سپری کنی، اما این صبر هم اجری دارد که خدای من و تو آن را نوید داده است.
من منتظر آن روز خدا هستم، آن روز دیگر دستانم خالی نیست از نبودنت و در عین حال بودنت، در آن روز دیگر برایت آزادی را از پشت تلفن تصویر نمی‌کنم، خودت هستی و می‌بینی. آن روز تو باید تصویر کنی زندان را برای نسل فردا که نیاز دارند به دانستن بهای آزادی.
عجب دنیای برعکسی‌ست، از پشت خطوط تلفن آرامم می‌کنی و می‌گویی ناجی‌ات هستم.
می بینی؟ ناجی و غریق هر دو یکی شده‌اند و در این دریای طوفانی هر کدام آن دیگری را به سوی ساحلی سبز و آرام راهنمایی می‌کنند. عجب دنیای برعکسی‌ست که تو از زندان به من روحیه می‌دهی و من را به صبر دعوت می‌کنی.
نجات ناجی توسط غریق چقدر سخت است؟! غریق به عشق کشف ساحلی دیگر دل به دریای پر آشوب زده است و اکنون ناجی‌اش نیز به آن ساحل رویایی دل بسته است، انگار غریق و ناجی هر دو تشنه آن ساحل دوردست و سبز، دل به دریا زده‌اند و هیچ یک را انگیزه‌ای برای بازگشت نیست. غرق و ناجی هر دو طالبند و این طلب سهم بسیاری در پیوندشان دارد، پیوندی که در این طلب شکل گرفته است و از آنها طالبانی ساخته که هیچ کدام حاضر به بازگشت نیستند، پس چگونه می‌توان به داستان عجیب غریق و ناجی پایان داد؟ آیا راهی جز تلاش برای دستیابی به آن سوی ساحل رویایی در پیش رویشان باقی مانده است؟؟
چه می‌توان کرد وقتی گرفتار زیبایی‌های آن ساحل سبز هستیم و زخم‌های وجودمان از کشف آن ساحل هنوز جراحت دارد؟
ما آرمان‌هایمان را باور کرده‌ایم، باوری که از پس آن “ایمان”، که بخش دیگری از این زندگی است، رشد یافته و مزه این ایمان در لحظات فراق چقدر شیرین است و خدا هم صابرین را دوست دارد.
مسعودم، بار دیگر ماه رمضان آمد و تو به همراه انسان بزرگ دیگر در زندانید، دعایمان کنید که دعای مظلوم زود مستجاب می شود، عزیزم امسال هم کاسه صبر را به سفره افطارت اضافه کن، باشد که خدا هم در این لحظات فراق، ما را در آغوش خود گیرد و کاسه صبرمان را لبریز نکند.
صبر پیشه کن عزیز دلم
صبر پیشه کن
در بطن کوسه‌ای که تو را خورده است
گله معنا ندارد.‏
گیر کرده‌ای عزیز دلم
گیر کرده‌ای
و تو هم که یونس و عمران نیستی.‏
ـ شمس لنگرودی


 


روزنامه رسالت در ستون شنیده‌ها و نکته‌های امروز خود با انتقاد شدید از فرزند عیسی سحرخیر، یک گاف بزرگ درباره مصطفی تاج‌زاده داد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، این روزنامه نوشت:« فرزند یکی از محکومان حوادث پس از انتخابات از نبودن توالت فرنگی در زندان پدرش انتقاد کرد!یکی از شگردهای بستگان نزدیک متهمان و محکومان حوادث پس از انتخابات سال گذشته این است که مرتب به دروغ ادعا می کنند که وضعیت زندانی مورد نظر آنها در زندان نامطلوب است و به آنها خیلی سخت می گذرد!مهدی سحرخیز پسر عیسی سحرخیز که از محرکان اصلی حوادث سال گذشته بود و با اهانت ها و طرح ادعاهای دروغین به ملتهب شدن فضای سیاسی کمک می کرد با طرح ادعاهای دروغ برای نجات پدرش از چنگ قانون دست به کار شده است. وی در مصاحبه ای با جرس سایت حامی موسوی ادعا کرده شرایطی که در زندان هست اصلا مناسب نیست نه رختخواب مناسب و نه توالت فرنگی و سایر مسائل. مهدی سحر خیز به پیروی از مرادش میرحسین و بدون در نظر گرفتن این مطلب که دروغگو کم حافظه است در این مصاحبه از یک طرف ادعا کرده که هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت پدرش در زندان ندارد اما در جملات بعدی ادعا کرده پدر من مریض است و چند روزی است قادر به حرکت نیست و نیاز به پزشک دارد. آقازاده عیسی سحرخیز که معلوم نیست در خارج از کشور چگونه آخرین وضعیت پدرش در زندان را چک می کند ادعا کرده پدرم20 کیلو وزن کم کرده و چون58 سال از سن او می گذرد باید به سرعت در خارج از زندان مداوا شود.»

این روزنامه سپس تاکید کرد:«شیوه ای که پسر فراری عیسی سحرخیز پیشه کرده درست مانند مدل همسر مصطفی تاج زاده است که مرتب ادعا می کرد همسرم در زندان دچار دیسک کمر شده است و باید معالجه شود اما وقتی به تاج زاده مرخصی دادند فراموش کرد حتی از باب مصلحت به پزشک مراجعه کند و این روزها تعزیه گردان محافل افراطیون اصلاح طلب شده و مرتب در حال طراحی نقشه است.»

به گزارش پارلمان‌نیوز، این در حالی است که به دنبال وخیم شدن وضعیت جسمانی تاج‌زاده وی ششم اردیبهشت ماه تحت عمل جراحی سنگینی قرار گرفت و تا مدت‌ها در بیمارستان و بعد از آن در منزل خود بستری بود، جالب آنکه عکس‌ها و خبرهای مربوط به بستری بودن و بعد از عمل تاج‌زاده در برخی رسانه‌های اصولگرا نیز در آن زمان منعکس شده بود.


 


دو روز پیش دوستی مطلبی را برایم ارسال نمود که منبع آن سایت تابناک ذکر شده بود. محتوای مطلبی که با توجه به انتساب این سایت به آقای محسن رضایی که معمولا در عرصه سیاست سعی می کند مشی میانه روی اتخاذ کند و برای ماندن در طریق میانه و اعتدال به طور طبیعی در انتشار مطالب هم باید دقت و ریزبینی بیشتری به کار رود، بسیار تعجب برانگیز بود. با مراجعه به سایت مذکور متوجه شدم که مطلب به نقل از یکی از رسانه های دروغ پرداز دولتی که از بیت المال ارتزاق می کند و تخم کینه و تشتت و افتراق می پراکند، رجانیوز، بوده است. اما این آگاهی چندان تغییری در داوری خواننده نسبت به عدم بی طرفی منبع نقل کننده ایجاد نمی کند.
از آن جا که شواهد و قرائن حاکی از آن است که کمبود سند و مدرک و استدلال برای اثبات داستان تخیلی انقلاب مخملین و در نتیجه ضرورت توجیه سرکوب و بگیروببندهای پس از آن رسانه های دولتی را مکلف به دروغ سازی و حاشیه پردازی های جهت دارکرده است، در این مقال بنای پاسخ به مطالب کذب آن ها را ندارم جز مواردی که به لحاظ حقوقی جای شکایت برای اعاده حقوق شهروندی خود، خانواده و همسرم داشته باشد که با مشاوره حقوقی در زمان لازم اقدام خواهد شد. اما در ارتباط با سایت تابناک که به زعم ما هنوز در جرگه رسانه های مقید به اصول غیراخلاقی و ارزش های غیرشرعی و غیرانسانی قرار نگرفته است، می توان رویه متفاوتی داشت. با توجه به ادعاهای اغواگرانه مطرح شده در گزارش مزبور لازم می دانم نکاتی را جهت تنویر افکار عمومی در قالب سؤال از مسئول محترم سایت، جناب آقای محسن رضایی مطرح کنم:
آقای رضایی حضرتعالی معنای زندان را آن هم در سلول انفرادی که به تعبیر رهبری خود فی نفسه مصداق شکنجه است برای مدیران و خدمتگزاران پاک و صادق نظام و انقلاب و بهترین فرزندان این ملک و ملت توسط مدعیان حفظ نظام و ارزش های آن می دانید؟ و آیا هیچ گونه اطلاعی از شرایط سخت و غیرقابل تحمل فیزیکی، بهداشتی و روانی آن طی ماه ها اسارت دارید؟ آیا به هیچ یک از اسرای آزاده در زمان مرخصی و بیرون بودن از زندان سر زده اید و از نزدیک در جریان شرایط ظالمانه به وجود آمده برای آنان و خانواده هایشان قرار گرفته اید؟ و یا اگر قصد حفظ موقعیت خود را داشته اید لااقل با وکلای آن ها گفتگویی داشته اید تا در جریان محاکمه های غیرعادلانه آنان قرار بگیرید؟ از وضعیت پزشکی اینان تا چد باخبرید؟ آیا گزارش های پزشکان متخصص و حتی سازمان پزشکی قانونی را مطالعه کرده اید یا شما هم برای زندانیان سیاسی هیچ حقوق انسانی متصور نیستید و معتقید هرکس با ما نیست برماست و سرنوشت محتومش نابودی آن هم در نهایت ذلت و خواری است؟؟؟
بنا ندارم به تک تک ادعاهای غیرمنصفانه گزارشکر مطلب رجانیوز بپردازم و هریک از عزیزان نامبرده در آن و خانواده هایشان می توانند در صورت صلاحدید پاسخگو باشند اما به واقع شرایط سخت زندان که حتی برای مجرمین واقعی منطقی و قابل قبول نیست به زعم شما ایجاد کننده مشکلات بهداشتی و یا تشدید کننده مشکلات پزشکی و بیماری های زندانیان نیست؟ در این نوشتار و نوشتارهای این چنینی قرار است چه چیز اثبات شود؟ شرایط بهداشتی عالی؟ تغذیه مناسب؟ شرایط روحی و روانی ممتاز؟ دسترسی آسان به پزشک و امکانات بهداشتی لازم؟
کاش حداقل ازادی و امکان بازدید هیأت های بی طرف از زندان های رسمی و غیررسمی جمهوری اسلامی ممکن بود تا جامعه پزشکی کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شورای شهر، کانون ها و انجمن های مدافع حقوق شهروندی و حقوق زندانیان سیاسی و نمایندگان وکلا و خانواده های زندانیان سیاسی، نمایندگان مطبوعات و رسانه های مستقل و آزاد و معدود احزاب و رسانه های اصلاح طلب بتوانند شرایط نگهداری انسان های آزاده و مؤمن به آزادی و استقلال کشورشان را که صرفا به دلیل منتقد و معترض بودن دربند ستم به سر می برند از نزدیک مشاهده کنند و به جهانیان با افتخار بگویند که اگر نظام قضائی ما عادلانه نیست و علیرغم ادعاها، برخی شخصیت ها مصونیت قضائی دارند و به شکایت ها علیه ایشان رسیدگی نمی شود و در آن نظام بعضی برابرتر هستند و نورچشمی هستند و قرار نیست هیچ گونه اعترافی در شرایط غیرانسانی از کسی در موردشان گرفته شود بلکه مخالفین و شکاتشان تنبیه می شوند تا برای همیشه تصور برابری در محکمه اسلامی به فراموشی سپرده شود و سیره نبوی و علوی در این حوزه داستانی تخیلی فرض شود، اما لااقل حقوق اولیه زندانی به رسمیت شناخته می شود و رفتارها با آنان محترمانه است و جان و روان آنان طبق احکام اسلامی عزیز و محترم داشته می شود. تحقیر و توهین نمی شوند و با امکانات حداقلی سلامتشان به مخاطره نمی افتد. نه این که برای نمونه بهداشت دهانشان و بهداشت پوستشان و دیگر اندام و اعضائشان به ورطه خطر بیفتد و در صورت کمبود کادر بهداشتی درمانگاه از پزشکان داوطلب زندانی هم استفاده نکنند.
و اما در مورد همسرآزاده قهرمانم سید مصطفی تاجزاده:
ایشان فعلا بنا ندارد درباره اقدامات غیرقانونی سردار مشفق و همکارانش در طول بازداشت غیرقانونی خود در 118 روز انفرادی، نحوه بازجویی ها به ویژه در یک ماه اول و قبل از علنی شدن فاجعه کهریزک، محتوای بازجویی ها، علت گردن دردهای شدید در دوران بازجویی ها، وضعیت تغذیه در 72 روز اول بازداشت، وسایل غیراستاندارد خواب به رغم دیسک کمر 25 ساله و نقش مقامات نظامی و امنیتی در تشکیل دادگاه ها و احکام صادره منتج آن سخنی بگوید. آن چه برای او مهم است رسیدگی به شکایت از آقای جنتی است که در صورت محقق شدن آن، مسئله تخلف و تقلب در انتخابات برای همیشه حل خواهد شد. همانگونه که مستحضرید ایشان اخیرا به همراه دیگر بازداشت شدگان غیرقانونی توسط سپاه پاسداران، از سردار مشفق و همکاران کودتاگرش شکایت کرده است که قصد پیگیری آن را تا حصول نتیجه دارند. اما تنها برای این که کذب بودن مطالب رجانیوز روشن شود، اعلام می کنم آقای تاجزاده پس از عارضه کمردرد شدیدی که تاب و توان و خواب از ایشان گرفته و زندگی عادی شان را مختل کرده بود، با مراجعه به پزشکان متخصص و متعهد(آقایان اساتید و اطباء ارجمند و افتخار جامعه پزشکی کشور نوربخش، شیرانی، صادقی، طباطبایی، قدسی و صادقی) در فاصله 20 فروردین ماه تا 5 اردیبهشت، به تشخیص آنان گردن نهاده نهایتا در روز پنجم اردیبهشت به رغم احضارش به زندان در بیمارستان بستری و بیش از سه ساعت زیرتیغ جراحی قرار گرفت. تجویز حداقل دو ماه استراحت مطلق را رعایت نمود و کلیه گزارش پزشکی و مدارک و اسناد مربوطه را در اختیار قاضی پرونده قرار داد که قطعا بازجوها نیز در جریان آن هستند و حتی به درخواست قاضی به پزشکی قانونی نیز مراجعه نموده و پرونده در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفت و پزشکانشان برای اطمینان خاطر مجددا رادیوگرافی از ناحیه جراحی شده کرده ضمیمه پرونده نمودند. همه عزیزانی که طی این دوران بویژه در روزهای اولیه پس از عمل جراحی ، طبق سنت اسلامی بزرگوارانه وقت خود را به عیادت ایشان اختصاص دادند، از جمله عزیزانی که اقتدارگرایان خشونت طلب از شدت حقد و کینه چشم دیدنشان را و تحمل افزایش محبوبیتشان را نزد مردم ندارند، ونیز کادر پزشکی بیمارستان، شاهد ضعف مفرط و کندی روند بهبود و طولانی بودن دوره نقاهت ایشان بوده اند. لازم می دانم یادآوری کنم آقای تاجزاده علیرغم مشکلات جسمی و درد و بیماری درخواست مرخصی نداده اند و پس از 270 روز حبس در سلول های انفرادی و چند نفره به تشخیص آقایان به مرخصی آمدند.
در خاتمه بار دیگر آقای محسن رضایی را متوجه اهمیت مشکلات بهداشتی عزیزان دربند می کنم و حالا که خواسته یا ناخواسته در معرض اطلاعات نادرست قرار گرفته اند به ایشان توصیه می کنم از جانب خودشان و یا برادر ارجمندشان که پزشک و نماینده مجلس هستند ( و در آغازین روزهای سخت و هول انگیز بی خبری دست به دامان ایشان هم شدیم تا از پشت دیوارهای بلند ستمکده اوین و دو الف خبری برای ما بیاورند و نمی دانم چه اقدامی کردند) و یا هرشخص یا نهادی که مورد توافق آقایان مسئولین دولتی قرار گیرد، موضوع بهداشت زندانیان را که لزوما در کوتاه مدت مخاطراتش بروز نمی کند مورد توجه و رسیدگی قرار دهند و گزارش آن را منتشر کنند. هرچند بازدیدهای کوتاه و عدم امکان گفتگو با زندانیان در محیطی آزاد و بدون کنترل نمی تواند معرفت لازم را از شرایط واقعی زندان بدهد.
باشد که این گونه اقدامات حسن سابقه ای باشد برای آقایان در روزی که انشاء الله به مدد خواست عمومی مردم و جنبش سبز، اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد محقق شود.

 


 


آیت الله دستغیب در پاسخ به نامه خانواده های زندانیان با عذر خواهی از آنان، خطاب به هیات حاکمه اظهار داشت: ساعت، نزدیک است! راهی که می روید خطاست‬.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب، در پی ارسال نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اخیر برای آیت الله سیدعلی محمد دستغیب، ایشان جوابیه ای دادند که در زیر می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اندازه خود از شما عذر خواهی می کنم که نمی توانم به دادخواهی و تظلّم شما رسیدگی کنم؛ امّا با امید به خدای بزرگ و کمک چهارده معصوم(علیهم السلام) و اولیاء گرامش بشارت می دهم که روشنایی نزدیک است؛ که خداوند می فرماید: «ساعت نزدیک است». و هیئت حاکمه را به این معنی گوشزد می کنم که احتمال بدهید این راهی که می روید اشتباه است؛ شما ادّعا می کنید که به قرآن و سنّت و قیامت اعتقاد دارید و خود را بهترین می دانید؛ در عین حال احتمال اشتباه هست؛ و برای یک دفعه هم که شده با چند نفر از علماء و مراجع در یک نشست دوستانه و بدون خوف و بدون قوای نظامی و انتظامی و اطلاعات آنچه را که واقع است بگویید؛ از وضع فتنه گران - به قول شما - و علت پیش آمدها و دستگیریها و زندانها و قضاوتها با توجیهات که لابد برای حفظ نظام است بگویید؛ و جواب صریح آنها را با اطمینان آنها که مورد حمله بسیجیها و یا به قولی لباس شخصی ها قرار نمی گیرند؛ آن گاه ببینید که نظر واقعی اسلام یعنی قرآن و سنّت چیست.

بالاخره این وضع می گذرد و شما هم همیشه نیستید امّا اعمال شما در نزد خداوند و تاریخ ثبت می شود. حیف است که با این همه شهدا و جانبازان از پیش از انقلاب و پس از آن و استقبال مردم خوب این وضع بوجود آید. اگر می گویید مقصّر تو و امثال تو هستید؛ من و امثال من که نه نیرویی در پشت سر داریم و نه زندانی و تشکیلاتی؛ و اگر می گویید که مردم را تهییج می کنید که آن هم واقعیت ندارد که جز نصیحت و خیرخواهی نبوده و نیست.


 


فهیمه جمشیدی، همسر هدی صابر که به مدت دو هفته در سلول انفرادی و با چشم بند نگه داشته شده بود، خبر داد که برخی از اعضای خانواده موفق به ملاقات کابینی با وی شدند؛ همسر صابر همچنین از درخواست ملاقات با دادستان خبر داد که هنوز پاسخی دریافت نکرده است.

به گزارش کمپین بین اللملی حقوق بشر، هدی صابر در این ملاقات از دستگیری خود ابراز حیرت کرده و گفته است که در بازجویی ها از وی درخصوص طرح "پروژه زاهدان" سوال و جواب کرده اند.

جمشیدی گفت: روز دوشنبه یکی از کسانی که به ملاقات زندانی اش رفته بود، به ما هم خبر داد که زمان ملاقات است. دو پسر آقای صابر و خواهرشان هم به زندان اوین رفتند و موفق شدند ملاقات کابینی داشته باشند.

وی در خصوص این پروژه گفت: پروژه زاهدان طرحی است که آقای صابر به عنوان پژوهشگر، که شغل اصلیشان است، برای وزارت مسکن انجام می دهند و طی آن طرح های اشتغال زایی و خودآفرینی را برای مردم محروم زاهدان اجرا می کنند.

همسر این فعال سیاسی درباره حال عمومی آقای صابر گفت: او ناراحتی قلبی دارد و کلسترولش بالا رفته است. به شدت لاغر شده و من نگرانم که آیا در زندان اصول پزشکی رعایت می شوند یا نه. آقای صابر در حیرت بودند که چرا مجددا بازداشت شده اند. گویا به او گفته اند که دلیل بازداشت مجددش، طرح سوالاتی درباره پروژه زاهدان است.

وی افزود: این هم که یک طرح دولتی است و مشکلی وجود ندارد. ضمن آنکه آقای صابر در این گرما به زاهدان می رفتند و بدون دریافت هزینه ای، کلاس های سوادآموزی برای مردم فقیر برگزار می کردند. حالا به جای دستت درد نکند بازداشت و بازجویی می شوند که چرا اینکار را کردی. حتی آقای صابر بهشان پیشنهاد داده که با هزینه خودش آنها را به زاهدان می برد تا از نزدیک ببینند که چه کارهایی دارد انجام می شود.

همسر هدی صابر ادامه داد: از زمان ربوده شدنش، او را به مدت ۱۴ روز در سلول انفرادی و با چشم بند نگه داشتند. در بند ۲ الف در زندان اوین بوده است و از روز شنبه، او را به بند عمومی ۳۵۰ اوین منتقل کرده اند. من به شدت از دادن ملاقات کابینی ناراحتم و اگر بار دیگر ملاقات کابینی بدهند اصلا به ملاقات نمی روم چرا که این در شان آقای صابر که یک اندیشمند این مملکت است، نیست که ایشان را با قاچاقچی ها و آدمکشان در یک جا قرار دهند. خصوصا که ایشان هیچ جرمی مرتکب نشده است.

فهیمه جمشیدی تاکید کرد: حتی آقای شریف (موکل آقای صابر) هم که به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودند، با این پاسخ روبرو شدند که حکمی صادر نشده است. یعنی هیچکس حتی نمی داند جرم ایشان نیست. خصوصا که حکمی هم برای بازداشت وی وجود نداشته و ندارد. به هنگام بازداشت به او گفته بودند که ما زنگ زدیم. باید خودت را تحویل می دادی. در صورتیکه این ادعا صحت ندارد. آنها پای تلفن گفتند که احضاریه برایت خواهد آمد.

همسر این فعال سیاسی در پایان گفت: من از دادستانی تقاضای ملاقات کرده ام که هنوز جوابی دریافت نکرده ام.

گفتنی است پیش از این هدی صابر در سال ۱۳۷۹ به همراه چند تن دیگر از فعالان سیاسی به ملی- مذهبی بازداشت شد. دادگاه بدوی وی را به ده سال زندان و ده سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی محکوم کرد اما این حکم در دادگاه تجدید نظر به پنج سال و نیم زندان تقلیل یافت و در همین مرحله دادگاه تجدید نظر متوقف ماند.


 


جاوید کیان، وکیل 4 زنی که در تبریز با خطر سنگسارو اعدام مواجه اند در مصاحبه با "روز" از مجامع بین المللی خواست برای نجات جان سکینه محمدی، مریم قربان زاده، کبری بابایی و آذر باقری، اقدام کنند. همزمان شب گذشته برنامه بیست و سی صدا و سیمای جمهوری اسلامی مصاحبه ای از سکینه محمدی آشتیانی پخش کرد که براساس آن، این زن که در خطر سنگسار و اعدام قرار دارد به ارتکاب زنا و قتل همسرش اعتراف کرد و به بیان اعترافاتی علیه خود و وکیلش، محمد مصطفایی پرداخت و او را متهم به سوء استفاده کرد.

جاوید کیان که به همراه محمد مصطفایی، وکالت سکینه محمدی آشتیانی را برعهده دارد در مصاحبه با "روز" از تحت فشار بودن فرزندان سکینه محمدی و اخذ این فیلم از این زن زندانی تحت فشار و ضرب و شتم خبر میدهد و مصطفایی نیز در واکنش به این فیلم به "روز" می گوید دستگاه قضایی باید بداند نمی توان با خشونت و زور و اجبار و ساختن صحنه های دروغین و تخریب، کارها و رفتارش را توجیه کند.

 

ضرب و شتم سکینه محمدی

سکینه محمدی شب گذشته در حالی بر صفحه تلویزیون حاضر شد و علیه خود و وکیلش سخن گفت که بعد از توقف اجرای حکم سنگسار، پرونده اش همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

جاوید کیان، وکیل خانم محمدی آشتیانی روز گذشته و بعد از پخش اعترافات موکلش در برنامه 20:30 به "روز" گفت: "خانم محمدی را به اتاق 37 زندان تبریز برده وعلیه خودش از او اعترافات گرفته اند اما این اعترافات در شرایط عادی نبوده بلکه براساس اخباری که دارم به شدت خانم محمدی را مورد ضرب و شتم قرار داده و کتک زده و وادار از انجام چنین مصاحبه ای کرده اند. کار خطرناک دیگری هم که انجام داده اند این است که از چند نفر از اعضای خانواده و بستگان خانم محمدی هم علیه او فیلم گرفته اند."

آقای کیان توضیح می دهد: "رفته اند سراغ خانواده خانم محمدی که افرادی به شدت مذهبی هستند و از چند نفر از آنها علیه سکینه فیلمی گرفته اند مبنی بر اینکه سکینه مرتکب زنا شده و باید مجازات شود و.... متاسفانه خانواده خانم محمدی هم به شدت فرزندان او را تحت فشار قرار داده اند که مادر شما آبروی خانواده ما را برده و باید اعدام یا سنگسار شود و فشار روانی شدیدی علیه بچه های خانم محمدی ایجاد کرده اند."

وکیل سکینه محمدی سپس خبر میدهد که از طریق سایر موکلینش در بند نسوان زندان تبریز اطلاع یافته که سکینه تحت فشار و زیر کتک شدید مجبور از مصاحبه تلویزیونی شده است.

اودر خصوص آخرین وضعیت پرونده سکینه محمدی هم می گوید: "آخرین اقدام ما درخواست اعاده دادرسی بود و قرار بود ظرف 20 روز به ما پاسخ دهند که متاسفانه قضیه همکار عزیزم، آقای مصطفایی پیش آمد. بعد از این قضیه پرونده خانم محمدی از طرف حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، معلق شد و پس از نامه ای که آقای حسینی نوبخت، معاون اجرایی شعبه اجرای احکام دادگستری تبریز برای آقای محسنی اژه ای، دادستان کل کشور نوشت، آقای اژه ای هم پرونده را به معاون اول خود یعنی سعید مرتضوی محول کرده ؛ آقای مرتضوی هم پرونده را به حفاظت اطلاعات قوه قضائیه فرستاده و زیر نامه پاراف کرده که ابتدا پرونده مریم قربان زاده حل شود و بعد پرونده سکینه محمدی. در حالیکه این دو پرونده هیچ ارتباطی با هم ندارند. به این ترتیب جان مریم قربان زاده در خطر است و میخواهند حالا که سر و صداهای جهانی متوجه پرونده سکینه است خانم قربان زاده را سریع تر اعدام کنند."

سکینه محمدی آشتیانی، زنی 45 ساله است که از سال 85 در زندان تبریز به سر می برد. او به اتهام رابطه نامشروع ابتدا در شعبه 101 دادگاه جزایی اسکو به 90 ضربه شلاق محکوم شد اما پس از اجرای حکم، شعبه 6 دادگاه کیفری آذربایجان شرقی با باز شدن پرونده قتل همسر خانم محمدی، مجددا به اتهام رابطه نامشروع (زنا) او را محاکمه کرد و حکم به سنگسار داد.

پس از واکنش های بین المللی نسبت به سنگسار خانم محمدی، حکم سنگسار او متوقف شد اما رئیس دادگستری تبریز اعلام کرد سکینه محمدی در پرونده قتل همسرش حکم اعدام دارد؛امری که از سوی وکلای او تکذیب شد.

سجاد محمدی آشتیانی، فرزند سکینه پیش از این به "روز" گفته بود: "به ما گفته اند پرونده مادرم در حال بررسی است و احتمال دارد دوباره مورد رسیدگی قرار گیرد اما هنوز هیچ چیز قطعی نیست و ما نمیدانیم به جای سنگسار چه حکمی خواهند داد."

 

واکنش محمد مصطفایی به برنامه 20:30

روز گذشته و پس از پخش برنامه 20:30، محمد مصطفایی که در حال حاضر در کشور نروژ به سر می برد به گفتگو با "روز" نشست و در خصوص اعترافات خانم محمدی توضیحاتی ارائه داد.

این حقوقدان می گوید: "همه میدانند وقتی یک نفر جانش به هر نحوی در خطر باشد یا حکم به اعدام یا سنگسار او داده باشند، پشت هر تریبون و دوربینی که او را بنشانند ناچار است خواسته های کسی که جان او رادر اختیار دارد بپذیرد و هر آنچه آن فرد می خواهد انجام دهد. در مورد سکینه هم یقین دارم به همین منوال بوده است اما باید بگویم که قضیه قتل در پرونده سکینه کاملا منتفی است چون قتل پرونده دیگری بوده و سنگسار هم پرونده دیگری و آنچه که مهم است اینکه وقتی اولیای دم گذشت می کنند و رضایت میدهند بحث اعدام یا قصاص کاملا منتفی می شود و این ربطی به نوع قتل ندارد. در اصل موضوع قتل با توجه به گذشت اولیای دم منتفی شده اماآقایان در صدا و سیما موضوع قتل را پررنگ کرده اند تا خود را توجیه کنند. سئوال من این است که چرا بحثی از سنگسار نکردند و چرا اعلام نکردند که سکینه سه بار درخواست عفو کرده و رد شده است؟ چرا نگفتند دو نفر از 5 قاضی حکم به تبرئه سکینه به دلیل عدم وجود دلیل مبنی بر زنا داده اند؟"

آقای مصطفایی می افزاید: "بحث ما این بود که یک انسان در معرض خطر سنگسار قرار دارد و اعدامی وجود نداشت. رئیس دادگستری تبریز بعد از واکنش های جهانی مصاحبه کرد و گفت که در پرونده سکینه اعدام وجود دارد اما من همه جا گفته ام که اصلا چنین چیزی نیست."

وی با طرح این سئوال که چرا باید زنی را که در معرض سنگسار قرار دارد به تلویزیون بیاورند تا علیه خود و وکیلش حرف بزند می گوید: "چرا با وکیل او در تلویزیون صحبت نمی کنند؟ ادعا میکنند که من اصلا سکینه را ندیده ام در حالیکه من وکیل او هستم، بارها با او تلفنی صحبت کرده ام و او را بارها دیده ام؛ وکالت رسمی دارم که در پرونده هم موجود است. نمی دانم این همه جو سازی برای چیست و چه چیزی را میخواهند ثابت کنند."

آقای مصطفایی می افزاید:" اگر دستگاه قضایی درخواست عفو را پذیرفته بود این همه جنجال و اعتراض هم نمی شد.اما مسئولان دولتی و قضایی باید بدانند که با خشونت، زور، اغفال و دروغگویی نمی توانند کاری پیش ببرند؛ من هم به هیچ عنوان کاری ندارم که اسرائیل یا امریکا چه می گویند و چه میکنند. من به این کار دارم که یک انسان از مرگ نجات پیدا کند. در این میان عده ای هم در خارج از کشور سوءاستفاده سیاسی می کنند و عده ای هم به صورت کاملا انسانی و بدون ادعا کار میکنند. من کاری به کسانی که سوءاستفاده میکنند ندارم. دلم برای کشورم می سوزد. کاش آقایان به جای ساختن فیلم های مستند دروغین، با آینده نگری راهکار درستی در پیش بگیرند که به نفع کشور، نظام و اسلام باشد."

 

جان مریم قربان زاده در خطر است

اما مریم قربان زاده کیست که به گفته جاوید کیان، مسئولان قضایی تصمیم گرفته اند اول تکلیف او را روشن کنند و بعد به پرونده سکینه محمدی بپردازند.

جاوید کیان، وکیل مریم قربان زاده به "روز" میگوید: "همه توجه ها به پرونده سکینه محمدی جلب شده و در این میان جان خانم قربان زاده در خطر است. با اعتراضاتی که به سنگسار خانم محمدی شد، حکم سنگسار خانم قربان زاده را یک ماه و نیم پیش تبدیل به اعدام کرده و به اجرای احکام فرستاده اند و هر لحظه امکان دارد این زن اعدام شود."

او درباره پرونده مریم قربان زاده توضیح می دهد: "پرونده خانم قربان زاده مشابه پرونده سکینه محمدی است. او در زندان به سر می برد و محکوم به سنگسار شده بود اما بعد از سر و صداهایی که درباره پرونده سکینه محمدی شد، آقای نوبخت، معاون دادستان تبریز، پرونده خانم قربان زاده را با این بهانه که ممکن است این پرونده هم سر و صدا ایجاد کند و چهره اسلام را زیر سئوال ببرد، به شعبه 12 کیفری استان فرستاد و این شعبه حکم سنگسار خانم قربان زاده را به «دار آویختن» یعنی اعدام تبدیل کرد. یعنی در اصل بعد از افشاگری هایی که درباره خانم محمدی صورت گرفت مجازات سنگسار خانم قربان زاده با درخواست معاون دادستان تبریز به اعدام تبدیل شد و حکم هم خیلی سریع به شعبه اجرای احکام فرستاده شد و هر لحظه امکان دارد که این حکم به مرحله اجرا درآید."

وکیل مریم قربان زاده می افزاید:" تنها کاری که از دست من ساخته است این است که تقاضای اعاده دادرسی کنم و در این زمینه اقدام میکنم اما مشخص نیست تقاضای ما را بپذیرند یا نه. متاسفانه اکنون پرونده در شعبه 7 اجرای احکام که شعبه مخصوص اجرای احکام اعدام است، می باشد."

وی درباره اتهام و چگونگی بازداشت موکلش می گوید: "همسر خانم قربان زاده یک فرد پارانوئیدی یعنی مبتلا به بیماری سوظن شدید از نوع خطرناک بوده به طوریکه هر روز که میخواسته از خانه بیرون برود به خانم قربان زاده قرص خواب می خورانده و درها را قفل میکرده است. او قبلا دو بار سابقه طلاق داشته که هر دو همسرش به دلیل همین بیماری او طلاق گرفته اند و همه اینها در پرونده موجود است. با خانم قربان زاده هم همین کار را میکرد و این خانم ماهها نمی توانست از منزل بیرون برود تا اینکه خانم قربان زاده با فردی خارج از ازدواج رابطه برقرار میکند و آن فرد همسر خانم قربان زاده را به قتل می رساند که در این زمینه باید بگویم خانم قربان زاده هیچ دستی در قتل نداشته و قتل ربطی به او نداشته و قاتل هم بعد با قرار وثیقه آزاد است."

آقای جاوید می افزاید: "بعد از این قضیه خانم قربان زاده با این فرد ازدواج موقت می کند و صیغه نامه هم داشته است اما خانواده مقتول که دنبال ارثیه او بودند برای اینکه سهم خانم قربان زاده را ندهند وقتی شوهر صیغه ای خانم قربان زاده به منزل او رفته بود ترتیب بازداشت آنها را می دهند. در تفتیش منزل فیلمی پیدا شد که در مورد رابطه جنسی خانم قربان زاده با همین فرد بود و همین فیلم مورد استناد قاضی شعبه 12 کیفری تبریزبرای صدور حکم سنگسار قرار گرفت و دفاعیات ما هم مبنی بر اینکه این دو نفر صیغه رسمی دارند مورد توجه واقع نشد. استدلال قاضی هم این است که این فیلم مربوط به زمانی است که خانم قربان زاده شوهر داشته و روی فیلم هم تاریخ مربوط به قبل است."

 

سقط جنین 6 ماهه مریم قربان زاده

آقای کیان سپس با اشاره به باردار بودن خانم قربان زاده درهنگام بازداشت می گوید: "سه ماه قبل یعنی زمانی که جنین 6 ماهه بود مریم را ناچار کردند جنین را سقط کند چون میخواهند سریع او را اعدام کنند و زن باردار را نمی توانند اعدام کنند. ما به این قضیه به شدت اعتراض کردیم که جنین از سه ماهگی، انسان کامل است و از بین بردن او، قتل محسوب می شود اما توجهی به این مساله نشد و سر و صدا سر قضیه سکینه محمدی باعث شد آقایان شتاب بیشتری به خرج دهند و تاوان آن را خانم قربان زاده بپردازد."

آقای کیان وضعیت روحی موکلش را بسیار بد توصیف می کند و می گوید: "متاسفانه وضعیت روحی مریم اصلا مناسب نیست و بعد از سقط جنین بدتر هم شده و الان هم که در خطر مرگ قرار دارد می توانید حدس بزنید که در چه شرایطی است."

 

آذر باقری دیگر قربانی

آذر باقری دیگر موکل آقای کیان است که از 14 سالگی و با شکایت همسرش و با حکم سنگسار در زندان به سر می برد.

آقای کیان درباره پرونده آذر باقری می گوید: "خانم باقری از 14 سالگی یعنی از ده سال قبل در زندان است. تمام مراحل قضایی را پی گیری کردیم 6 بار حکم سنگسار دادند اما به تازگی سنگسار ایشان تبدیل به شلاق حد شده و پرونده باز به دیوان عالی کشور رفته و اگر دیوان این حکم را نقض نکند از سنگسار نجات پیدا میکند و اگر نقض کند حکم سنگسار اجرا خواهد شد؛ اما خطر این است که شلاق ایشان به گونه ای است که باید به صورت لخت، صد ضربه به پشت او بزنند که در اکثر موارد این گونه شلاق به ضایعه نخاعی منجر می شود."

وی درباره اتهام و چگونگی بازداشت آذر باقری توضیح میدهد: "شوهر خانم باقری به فردی بدهکار بوده و آن فرد را به خانه دعوت میکند و سپس آذر و آن مرد را مضروب می کند و به پلیس زنگ میزند و ادعا میکند که این دو رابطه نامشروع داشتند و دیده ام و.... در اصل توطئه کثیفی می چیند که از شر طلبکار خود خلاص شود و اینکه اکنون حکم به شلاق تبدیل شده به این دلیل است که توانستیم این مساله را بالاخره ثابت کنیم که این فرد طلبکار بوده و قضیه توطئه است و هیچ رابطه ای وجود نداشته است."

 

حکم سنگسارکبری بابایی در اجرای احکام

کبری بابایی، دیگر موکل جاوید کیان است که همسرش در تبریز به اتهام لواط اعدام شده و او در خطر سنگسار قرار دارد و به گفته وکیلش، حکم سنگسار او به شعبه اجرای احکام فرستاده شده است.

آقای کیان توضیح می دهد: "رحیم محمدی، همسر خانم بابایی هم به هیچ عنوان لواط نکرده بود بلکه نمایشی ترتیب داده بود که بتواند اخاذی کند که در اخاذی هم موفق نشد و بازداشت شد اما او را به اتهام لواط اعدام کردند و ظلم مضاعف در این میان به خانم بابایی شد که وضعیت روحی بسیار وحشتناکی دارد. دچار افسسردگی حاد است و داروهای خطرناکی مصرف میکند. اکنون پرونده او در شعبه 7 اجرای احکام است و متاسفانه اعاده دادرسی درباره ایشان مورد قبول واقع نشده و هر لحظه امکان دارد او را سنگسار کنند."

جاوید کیان سپس از مجامع بین المللی میخواهد برای نجات جان این 4 زن اقدام کنند و می گوید از نظر قضایی دست او بسته است و بخصوص درباره پرونده هایی که در اجرای احکام است هیچ کاری از او ساخته نیست.


 


ندای سبز آزادی: روزگار ما روزگار نامها و نامه هاست. نامها به پیچ تاریخی خود می رسند و نامه ها فردای تاریخ را نشانه می روند. حالا هفت نام، نامه ای را نوشته اند که قداره بندان را به بند سردرگمی کشانده است. نامه ای که مظلومیت نویسندگانش را گواهی می دهد. نامه ای که نیامده سندی شد ماندنی از ظلم و دروغی که در این ایام بر ما رفته است. هفت زندانی سندی رو کرده اند که شاهد و گواهش مستی قدرت سردار مشفق نامی است که چنان سرکنگبینش صفرا فزوده که پرده های لا ابالی می زند و فتنه ای را بر ملا می کند که یکسال و اندی است بر جان و ناموس مردم ایران شتک زده است.
شاید اگر سردار مشفق می دانست که حقیقت سنبه اش پر زورتر از هر داغ و درفشی است اینطور بد مستی نمی کرد و با افتخار از کودتا حرف نمی زد و نمی گفت: " به لطف امام زمان (عج) شب انتخابات ، بين ساعت ۸ تا ۱۲ شب هر ۳ جا شناسايی شد و هر ۳ جا را مختل کرديم و نگذاشتيم در انتخابات به شکل دلخواهشان اختلال ايجاد بکنند !"
همه جاسوسند الا ما
البته حرفها و تحلیلهای سردار به قدری کودکانه و باسمه ای است که هیچ عقل سلیمی نمی تواند اول و آخرش را درک کند. درباره حرفهای سردار مشفق، مسعود بهنود نویسنده و روزنامه نگار می گوید: " از نظر سردار مشفق، هر کس که با وی مخالف است یا موافق نیست، جاسوس و مامور اجنبی است. از جمله اهدافی که این کار می تواند داشته باشد عادی سازی و از قبح انداختن ارتباط با دستگاه های اطلاعاتی است. وقتی ریاست جمهور محبوبی که هنوز محبوب تر از وی در ایران کس نیست، منظورم محمد خاتمی است، که تمام لجن پراکنی ده سال گذشته کوچک ترین خدشه ای به محبوبیت وی وارد نکرده، مامور اجنبی – به قول استاندآپ کمدی سردار مشفق زیر دست ابطحی – است، چطور باید این عمل را قبیح دانست. وقتی آقای یونسی هشت سال وزیر اطلاعات مرتبط است دیگر چه نظامی و چه اطلاعاتی و چه مصلحتی. کسی مقیم حرم حریم نخواهد ماند. "
این روزنامه نگار قدیمی ادامه می دهد: " دیگر کشفی که از این همه جاسوس سازی می توان داشت این است که به طور طبیعی شنونده در گوینده تامل می کند و از خود می پرسد آیا گوینده این سخنان به راستی چنان هست که می نماید، آیا قصد پنهان کردن چیزی را ندارد. "
با این همه حرفهای نامشقفانه سردار مشفق این بهانه را به دست مردان مردی می دهد که دست از جان شسته این واقعیت را بر ملا سازند که سخنان سردار " صریحا پرده از روی مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر بر می دارد."
این هفت نفر
امضا کنندگان این نامه تاریخی بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده و فیض الله عرب سرخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت، محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی دیگر اعضای جبهه مشارکت هستند. هفت نفری که بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری دستگیر و قربانی پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبدادطلب شده اند که رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد را دشمن کیان مملکت می دانند.
این گروه از فعالان اصلاح طلب که از طرف گروهی از نیروهای سپاه پاسداران دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند، از رئیس قوه قضائیه خواسته اند که با استناد به اعترافات صریح سردار مشفق، به شکایت آنها از آقای مشفق و دیگر مسئولان و فرماندهان قرارگاه ثارالله وابسته به سپاه پاسداران رسیدگی کند.
این هفت نفر با استناد به بخش هایی از سخنان سردار مشفق، می گویند که "محتوای این سخنرانی که تاکنون از سوی هیچ نهاد حکومتی تکذیب نشده ، سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن است. این سند نشان دهنده اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن است؛ اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است."
این اظهارات در حالی در آبان ماه سال گذشته توسط سردار مشفق انجام شد که فرماندهان لشگر ثارالله که یک گروه نظامی وابسته به سپاه است، چهار روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری درخواست دستگیری ده ها نفر از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی را به سعید مرتضوی دادستان وقت تهران داده بودند که امضاکنندگان این نامه نیز جزو آنها بودند.
جالب اینجاست که قوه قضائیه ایران به جای رسیدگی به شکایت این هفت نفر دوباره برخی از آنها از جمله صفایی فراهانی را به زندان فراخوانده است و حتی این موضوع هم نتوانسته خللی در اراده آهنین این هفت نقر ایجاد کند. چنانچه محسن صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت روز گذشته به زندان بازگشت.
و این چنین است که در ایام نامها و نامه ها، نامها به پیچ تاریخی خود می رسند و نامه ها فردای تاریخ را نشانه می روند. به خیال سردار مشفق تاریخ خیال پشت به زین شدن آدمها را ندارد. که به همه قداره بندان باید گفت زهی خیال باطل. که این از اسب افتادگان از خوب حادثه از اصل نیافتاده اند و به روزگار ما این زندان بان است که اسیر زندانی است. نمونه اش همین نامه که خواب و خوراک را بدجوری به سرداران حرام کرده است. آنقدر که دستگاه قضا دربند کردن شاکی را به پاسخ گویی متشاکی ترجیح می دهد.
 


 


ندای سبز آزادی: پایگاه اطلاع رسانی نوروز به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان با انتشار متنی در خصوص فعالیت ها ، سوابق سیاسی و اجرایی و نحوه بازداشت محسن میردامادی از این اسیر سبز در رزو اول ماه مبارک رمضان یاد کرده است.

متن این یاداشت بدین شرح است:

میردامادی دبیرکل سرافراز جبهه مشارکت ایران اسلامی در پی پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران و دستگیری فعالان سیاسی در روز ۲۳ خرداد بعد از جلسه حزب مشارکت بدون هیچ گونه حکم قضایی به همراه سایر اعضا بازداشت گردید. وی پس از ۲۴ ساعت به همراه دیگر باز داشت شدگان جبهه مشارکت آزاد شد ولی چند روز بعد دوباره به صورت غیر قانونی بازداشت گردید و به زندان اوین منتقل گشت. محسن میردامادی پس از 110 روز انفرادی و مجموع 271 روز بازداشت غیرقانونی سال گذشته برای 69 روز آزادی موقت داشت، اما دادگاههای نمایشی و فرمایشی سرانجام وی را به 6 سال زندان و 10 سال محرومیت از فعالین های سیاسی و مطبوعاتی محکوم کرد ، و از 4 خرداد 89 به زندان برگردانده شد و تاکنون برای اجرای این حکم در زندان اوین به سر می برد. محسن میردامادی در آخرین اقدام به همراه شش نفر دیگر از اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به شکایت و ارائه دادخواست علیه یکی از مقامات ارشد سپاه پاسداران بنام سردار مشفق که در یک سخنرانی پرده از نقش این نهاد در کودتای انتخاباتی سال گذشته برداشته ، پرداخته است .

سوابق سیاسی و اجرایی

حضور فعال در انجمن اسلامی دانشگاه و پایه گذاری دفتر تحکیم وحدت(۱۳۵۴تا ۱۳۵۷)
حضور در شورای هماهنگی تسخیر لانه جاسوسیبه همراه سایر دانشجویان خط امام (۱۳۵۸)
حضور در پایه گذاری و تأسیس جهاد سازندگیو فعالیت در ستاد سفرهای جهادی به استانهای مرزی
حضور در تأسیس سپاه پاسدارانو اولین معاون روابط بین الملل سپاه (۱۳۵۹)
آغاز فعالیت در سازمان حج و زیارت، بعثه امام خمینی (۱۳۶۰)
معاون سیاسی دادستانی کل (۱۳۶۳)
معاون پشتیبانی جنگ وزارت فرهنگ و آموزش عالی
قائم مقام رئیس بعثه امام خمینی (۱۳۶۴)
استاندار خوزستان(۱۳۶۶تا ۱۳۶۸)
معاون اجرائی و سردبیر روزنامه سلام
حضور در هسته مرکزی و هیأت مؤسس جبهه مشارکت (۱۳۷۷)
نماینده مردم تهران و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در ششمین دوره مجلس
چند دوره ریاست هیأت اجرائی جبهه مشارکت
مدیرمسئول روزنامه نوروز
استاد دانشگاه تهران
دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی ( ۱۳۸۵به این سو)

 


 


استالین برای استیلای یک نظام توتالیتر تمام عیار بر اتحاد جماهیر شوروی نیازمند شکستن و محو هر گونه اعتراض و مخالفت سازمان یافته یا فردی, بالفعل یا بالقوه بود. انجام این امر به نهادهای امنیتی ویژه با قدرت نامحدود به مثابه یک دولت سپرده شده بود. آنها برای تحقق ماموریت خود مجاز به استفاده از هر وسیله و روشی بودند و سازمان قضایی کشور تیز تحت امر آنها عمل میکرد. حوزه عمومی غیر دولتی و حریم خصوصی معنا و مفهوم نداشت. دولت حق مداخله در کلیه امور را داشت و همه امور هم جنبه امنیتی داشت. حتی مسائل ساده زندگی مثل لباس پوشیدن, رفتن به تئاتر و سینما یا گوش دادن به موسیقی. همه کس و همه جیز دشمن تلقی میشد. نه تنها حزب, بلکه سازمان غیردولتی و حتی هویت مستقل فردی دشمنان بالفعل یا بالقوه بودند. حتی موافقان و دوستان امروز هم دشمنان احتمالی تلقی میشدند و می باید تحت مراقبت امنیتی قرار میگرفتند. اراده استالین تجلی ارزشهای انقلاب و خواست طبقه کارگر بود و به همین دلیل دروغ, شکنجه, گرفتن اقرار دروغین, مغز شویی, پرونده سازی, ترور فیزیکی و شخصیتی برای نابود کردن مخالفان و معترضان نه تنها مشروع و مجاز که به لحاظ ایدئولوژیکی واجب بود. برای افراد، مخصوصا شخصیتهای سیاسی به فراخور حالشان پرونده امنیتی تشکیل میشد و مرتبا پر و به روز میشد. واقعیت مهم نبود. پر بودن پرونده مهم بود تا در صورت لزوم معترضان یا حتی دوستانِ یک ساعت پیش به انواع فساد و جنایت متهم شوند و معلوم گردد که از اول افرادی مشکوک, نفوذی, وابسته به قدرتهای خارجی و ضد انقلاب بوده اند و حالا به همت نیروهای امنیتی افشا شده اند. در عین حال با انحصار کامل رسانه های جمعی, خلط حق و باطل در افسانه سرایی های امنیتی و ترتیب جلسات و کلاسهای توجیهی برای مقامات دولتی و مردم در کلیه رده ها مغز شویی به صورت مدام و با استفاده از آخرین تکنولوژیها اجرا میشد تا فرایند حذف و تصفیه از جمله در داخل سرویسهای امنیتی به راحتی صورت گیرد و جنایت با وجدان آسوده یا به ظاهر آسوده صورت پذیرد. بدین ترتیب مقامات امنیتی که باید مانع خیانت میشدند، تبدیل به خائنین اصلی به کشور و منافع عالی آن میگردیدند.
شنیدن افسانه سرایی های امنیتی عوامفریبانه, پر از دروغ و جعلیات و مملو از تناقض فردی تحت نام مستعار مشفق که خود را از مقامت عالی امنیتی کشور معرفی میکند و مدعی است برای همه مقامات و نهادهای عالی کشور جلسه توجیهی تشکیل داده است به طور طبیعی ذهن را به سوی خاطره دستگاه امنیتی استالین سوق میدهد. در اینجا در صدد ازیابی, تفکیک واقعیت از جعلیات و یا تحلیل این افسانه امنیتی نیستیم, افسانه ای که هدف از آن توجیه جنایتهای انجام شده و آماده سازی یاران به ویژه آنهایی که دچار تردید شده اند برای ادامه راه است.
“کلمه” با عذرخواهی از تمام کسانی که نام آنها در این سخنرانی آورده شده است, ارزیابی و تحلیل را به مخاطبان آگاه و مردم شریف و فهیم کشور واگذار میکند و به طرح این سوال ساده بسنده میکند که کدام اصل اخلاقی مانع این افراد با این طرز تفکر برای تقلب سازمان یافته در انتخابات می شود؟ افرادی که برای آنها هدف وسیله را توجیه می نماید و پیروزی رقیب در انتخابات را شکست هدف خود تلقی میکنند و در این راه از هیچ گونه مداخله ای در عرصه سیاست و انتخابات و حتی عرصه های قضایی باکی ندارند. نکته ای که پیش از این نیز در شکایت‌نامه هفت نفر از قربانیان دخالت نظامیان در عرصه سیاست و انتخابات به آن اشاره شد، و در اعلام جرم های هشت گانه این زندانیان فهرستی از این دست دخالت ها و دست کاری های سیاسی و انتخاباتی و قضایی برشمرده شد.
مواردی نظیر: ورود غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد (آقای میرحسین موسوی)؛ ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد فعالیت های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد؛ دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد اختلاف میان نامزدها و حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور؛ اعلام رسمی، علنی و صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری؛ اقدام به پرونده سازی قبل از وقوع هرگونه جرم ادعایی و درخواست حکم دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی؛ دخالت در امور قضایی از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات؛ دروغ پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری؛ و …
فایل صوتی ای که می شنوید سند تاریخی ارزشمندی است از ادبیات و لحن و نوع نگاه تفکر نظامی-امنیتی ای که برای پیروزی هدف حق ! خود و افراد بر حق از منظر خود، از هیچ گفتار و رفتاری ابایی ندارد: از دروغ زنی و پرونده سازی و خیال پردازی گرفته تا دخالت مسلحانه در انتخابات و فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، تا گرفتن و زدن و بستن و حبس و شکنجه و قتل و آزار، تا هیچ صدایی غیر از صدای حزب پادگانی در فضای کشور شنیده نشود. البته این سودا و رویایی است که با وجود فرزندان انقلابی خمینی هیچ گاه تحقق پیدا نخواهد کرد چرا که آنها انقلاب کردند تا در جامعه تک صدایی نباشد و هنوز بر سر ‍آن آرمان در برابر این دسته متحجر و نا اهل ایستاده اند.
فایل صوتی اظهارات این فرد پیش روی شماست:

برای شنیدن فایل صوتی اینجا کلیک کنید.
 

منبع: کلمه


 


سایت اصولگرای البرز در خبری نوشت: سازمان صداوسیما پخش دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان را به طور کامل در تمام شبکه ها ممنوع کرد.
این تصمیم از چند روز قبل به اطلاع برنامه سازان ویژه برنامه های افطار کلیه شبکه های رادیو و تلویزیون رسیده و مورد تاکید قرار گرفته است.
این سازمان حتی از پخش آگهی های بازرگانی که معمولا در ماه رمضان با نوای اذان یا دعا همراه است در صورتی که صدای ربنا زیر صدای آگهی قرار گرفته باشد ممانعت می کند.
سال گذشته و بعد از حوادث و ناآرامی های بعد از انتخابات محمدرضا شجریان به مواضع و اظهارات محمود احمدی نژاد تاخت و آشکارا از او انتقاد کرد. او همچنین از صداوسیما خواست هیچیک از اثارش را پخش نکند. استاد آواز ایران تنها اجازه پخش دعای ربنا در ماه مبارک رمضان را به رسانه ملی داد که این سازمان هم با احتیاط و تنها در یک یا دو برنامه تلویزیونی از این یادگار دلنشین ماههای صیام استفاده کرد.


 


آیا می دانید در انتخابات ریاست جمهوری دهم مهرهاي انتخاباتی به میزان نزدیک به دو و نیم برابر تعداد شعب اخذ رای تهیه شد و همچنین در یک اقدام عجیب دیگر به هر شعبه اخذ رای دو مهر داده شد .

به گزارش مستند و کتبی کمیته صیانت از آرای میر حسین موسوی این کار کاملا غیر قانونی در انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد .تخلفی که در هیچ دوره ای سابقه نداشته اما با این همه هیچ یک از نهادهای نظارتی و قانونی نسبت به آن واکنش نشان ندادند . این در حالی است که همه برگزار کنندگان هر انتخاباتی به خوبی می دانند که وجود مهرهای اضافی در هر شعبه رای گیری تنها می تواند زمینه تقلب را در سطح وسیع فراهم کند.

بسته شدن نابهنگام صندوق ها اخذ مردم

در انتخابات سال گذشته نوبت رای گیری چهار بار تمدید شد . تا اینکه در ساعت ده شب به پایان رسید .این در حالی است که در سال هاي گذشته زمان هر انتخاباتی بارها و بارها تمدید می شد .

حتی در انتخابات هایی با مشارکت خیلی کمتر تا ساعت یازده شب حداقل تمدید می شد . اما در این دوره آخرین ساعت تمدید انتخابات ساعت نه تا ده شب بود . که این زمان محدود نیز ساعت نه و نیم شب توسط وزیر کشور وقت اعلام شد خبری که آن قدر دیر اعلام شد که در بسیاري از نقاط صندوق ها در ساعت 9 شب تعطیل شده بودند و دیگر زمان اعلام خبر کار از کار گذشته بود .

خبرگزاري مهر نیز در همان زمان در گزارشی اعلام کرد که در شهرهاي مشهد، اردبیل، اصفهان، قزوین، خرم آباد، یزد، همدان، سمنان،گرگان، ارومیه، کرمانشاه، شهرکرد، کرج، تهران، شیراز، کرمان، یاسوج ، تبریز، اهواز، بوشهر، بندرعباس درها ي حوزه هاي راگیري بر مردمی که قصد رأي دادن داشته اند بسته شده است .

تانخورده بودن برگه هاي راي و یکسانی دست خطها

وقتی اعتراض ها درباره نتایج انتخابات دهم افزایش یافت و 10 درصد صندوق ها بازشماری شد . برخی از معترضان با دیدن این برگه ها که تصاویرشان توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمایش داده شد.اعتقاد پیدا کردند در تصاویري که توسط خبرگزاري دولتی ایرنا گرفته شده و تلویزیون نشان داده دلیلی بر وقوع تخلف در انتخابات نیز نمایش داده شده است .

آنها شباهت دستنوشته هاي آر ای مختلف و تا نخوردن برگه ها را دلیلی بر ادعایشان دانستند .

1-کدخدایی سخنگوي شوراي نگهبان هر چنداستدلال مبنی بر تانخورده بودن برگه ها را ردکرد و گفت :« صرف تا خوردن یا نخوردن تعرفه ها و نو بودن آنها نمی تواند دلیل انجام تخلف باشد »

2-اما چندی قبل از او محسنی اژه اي وزیر اطلاعات، وقت در گفتگویی تلویزیونی اعلام کرده بود در صورت وقوع تخلف تانخورده بودن برگه ها دلیلی بر عدم امکان تخلف در انتخابات است.

1- http://www.fararu.com/vdcaeanu.49n0...

2-http://www.jamejamonline.ir/newstex

وزیر اطلاعات در گفت و گو یی با جام جم آن لاین که با این تیتر منتشر شد "به نام كروبي مي‌خواستند در مراسم موسوي بمب گذاري كننند ،گفته است : « مردم به طور معمول برگه هاي آرا را تا مي زنند و به اين علت آراء انباشته مي شود و اينکه گفته شد برگه هاي آراء در بخش مخفي صندوق قرار داده شده بايد کاملاً صاف و تا نخورده باشد تا مقدار زيادي برگه رأي در آنجا قرار گيرد.»

منبع : رای ما کجاست


 


ندای سبز آزادی: دفاعیات عیسی سحر خیز اسیر سبز ایران یکی از مهمترین خبرهای چند ماه گذشته در خصوص جنبش سبز بود ، بر آن شدیم تا با تهیه فایلی صوتی از متن دفاعیات آزاده سبزمان پیش از بیش ملت ایران را در جریان آزاد مردی های زندانیان سبزمان قرار دهیم . امیدواریم شما هم با تکثیر این فایل های صوتی در رساندن اسن صدا ما را همراهی کنید.

فایل صوتی - دفاعیات عیسی سحرخیز - بخش نخست

فایل را از 4shared دانلود کنید

از اینجا فایل را در فیسبوک به اشتراک بگذارید

 

 


 


پارسا پیلتن

مهدی کروبی می گوید گزارشهای مربوط به تجاوز به زندانیان حتی در زمان شاه شنیده نشده بود
با وجود گذشت یک سال، انتشار درخواست مهدی کروبی از اکبر هاشمی رفسنجانی برای تحقیق در مورد گزارشهای تجاوز به زندانیان سیاسی، هنوز چالشی بزرگ برای مشروعیت اخلاقی حکومت ایران محسوب می شود.
هرچند مقامهای قضایی و سیاسی ایران این گزارشها را بی اساس می دانند، اما در این یک سال بعضی از قربانیان، سرگذشت هولناک خود را برای رسانه ها و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر بازگو کرده اند.
همچنین خودداری حکومت از همکاری با یک تیم مستقل حقیقت یاب، دستگیری اعضای کمیته پیگیری امور جان باختگان و زندانیان و نقض مکرر حقوق ابتدایی سایر زندانیان سیاسی دستاویزی برای مخالفان شده تا اصرارهایی مانند “در کهریزک تخلف شده، ولی تجاوز نه” را فرسنگها دور از حقیقت بدانند.
حقیقت جو: نامه کروبی نور به تاریکخانه تاباند
معینی: جمهوری اسلامی متهم به جنایت علیه بشریت است
ولی زاده: برخورد حکومت با نامه کروبی امنیتی – پلیسی بود

آگاهی افکار عمومی
بی بی سی اطلاع یافته که اولین مورد دادخواهی به دفتر آقای کروبی در تیرماه ١٣٨٨، یعنی اندکی پس از خیزش بزرگترین چالش برای مشروعیت سیاسی حکومت ایران، صورت گرفت.
مراجعه موارد مشابه، “خواب را از سر” آقای کروبی ربود.
او در هفتم مرداد در نامه ای خصوصی برای آقای هاشمی رفسنجانی نوشت: “برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.”
آقای کروبی پس از نگارش نامه، از پسرش حسین خواست چنانچه رییس مجلس خبرگان رهبری تا ده روز ترتیب اثری نداد، مردم را از محتوای آن آگاه کند. پنج روز بعد آقای کروبی به سفر رفت و حسین کروبی به سفارش پدر در هجدهم مرداد این بمب خبری را منتشر کرد.
رضا معینی، از سازمان گزارشگران بدون مرز، می گوید: “شکنجه و تجاوز در زندانهای ایران وجود داشته و وجود دارد، اما اهمیت نامه آقای کروبی، هم به عنوان نامزد ریاست جمهوری و هم به عنوان یکی از مسئولان ۳۱ سال اخیر حکومت ایران، در این است که با تایید شکنجه و تجاوز در زندانها، عملا این مساله را طرح کرد. اهمیت این نامه رسمیت بخشیدن به چیزی بود که همه به صورت زمزمه طرح می کردند، اما ادله خاصی برای آن نبود.”
پاسخ تلویزیونی
یکی از این زمزمه های پس از انتخابات، سرگذشت دختری جوان به نام ترانه موسوی بود.
 

آقای کروبی با چنین کاری پیشاپیش اعلام می کند که مرجع رسیدگی به این نوع وقایع را رهبر ایران نمی داند …

رضا ولی زاده، خبرنگار
چند وبلاگ نویس معترض نوشته بودند که خانم موسوی در هفتم تیر ۱۳۸۸ در حوالی مسجد قبای تهران، محل برگزاری تجمع حامیان آقای کروبی و میرحسین موسوی، ربوده می شود. به گفته این منابع، ماموران در همان خودروی ون مخصوص بازداشت به او تجاوز می کنند، به دلیل پارگی دستگاه تناسلی و مقعد، او را به یک بیمارستان می برند، سپس از بیمارستان بیرون برده و جنازه اش را آتش می زنند.
اما فردای انتشار نامه آقای کروبی، تلویزیون حکومتی ایران گزارشی در رد این ادعا، با استناد به سخنان مسئولان انتظامی و ثبت احوال پخش کرد. در این گزارش اعلام شد که تنها سه ترانه موسوی وجود دارد که همگی سالم هستند، اما بعدا برخی منابع مخالف دولت اثبات کردند چند دختر دیگر با همین نام وجود دارند.
بدین ترتیب موضوع تجاوز به زندانیان به بحثی عمومی در کوچه و بازار و شبکه های اجتماعی اینترنتی بدل شد.
رضا ولی زاده، خبرنگار که زمستان گذشته تحت فشارهای زیاد ناگزیر به ترک ایران شده، می گوید: “بسیاری از مردم نسبت به این مساله واکنش نشان دادند و عواطف خیلی ها را جریحه دار کرد که چنین چیزهایی در زندانهای جمهوری اسلامی رخ داده است. اما از طرفی هم مطمئن بودند که پیگیری نخواهد شد و می دانستند آقای کروبی تنها راه را در جریان گذاشتن افکار عمومی دیده است. در واقع نوشتن این نامه یک تاکتیک برای آگاه کردن افکار عمومی بوده است.”
آبروی نظام
آقای کروبی هر چند منابع خبری خود را افراد “نام و نشان دار” و متعهد به حکومت معرفی کرد، اما همچنان ابراز امیدواری می کرد که این گزارشها صحت نداشته باشد، تا عده ای “اراذل و اوباش آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند.”
با این حال، رهبران و حامیان حکومت تا به امروز عقیده دارند این آقای کروبی بوده که آبروی نظام را برده، زیرا ادعایش صحت نداشته و نتوانسته مدرکی محکمه پسند ارائه کند.
آنچه آنها را عصبانی تر می کرد، انتشار این نامه پس از افشای حوادثی در بازداشتگاه کهریزک بود که بعدا رهبر ایران این موارد را جنایات خواند.
کشته شدن محسن روح الامینی، پسر مشاور محسن رضایی، نامزد پیشین و فرمانده اسبق سپاه، و متعاقبش فرمان آیت الله خامنه ای برای بستن بازداشتگاه کهریزک در پنجم مرداد ۱۳۸۸، شماری از علمای بیطرف و اصولگرایان میانه رو را در مورد راستی ادعاهای برخورد انسانی و اسلامی با بازداشت شدگان دچار تردید کرده بود.
بعلاوه نامه آقای کروبی، یک هفته پس از آغاز دادگاه های “فله ای” معترضان منتشر شده بود. تصویر تکیده و رنجور متهمان و کیفیت بعضی “اعترافها” پرسشهایی درباره نحوه برخورد با بازداشت شدگان مطرح کرده بود.
عملکرد خانه ملت
در چنین وضعیتی، حمله برق آسای علی لاریجانی، رییس مجلس، به سلفش چندان غیرمنتظره نبود.
 

متاسفانه مجلس خیلی بد عمل کرد. رییس مجلس خیلی بد عمل کرد. مجلس خانه ملت و پناهگاه مردم است
فاطمه حقیقت جو، نماینده پیشین مجلس

او تنها سه روز پس از انتشار نامه، با استناد به گزارش کمیته ویژه مجلس، سخنان آقای کروبی را رد کرد و گفت: “این امر هشدارباش به سیاستمداران است که مراقبت کنند در شرایط غبار آلود افکار عمومی هر ادعایی را پیش از تحقیق کافی به سطح رسانه ها نکشانند تا دستاویز بیگانگان شود.”
یک روز بعد آقای کروبی، آقای لاریجانی را به شتابزدگی متهم کرد و گفت: “آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند. چطور می شود که بدون آن که تحقیقی صورت گیرد و جلسه ای تشکیل شود، می گویید این ماجرا کذب محض بوده است؟”
فاطمه حقیقت جو، نماینده پیشین مجلس، می گوید: “آقای لاریجانی می توانست این (نامه آقای کروبی) را در فرایند درست رسیدگی قرار بدهد و خواستار برخورد با خاطیان بشود. اما متاسفانه این برخوردها نشان داد که این نوع کارها سیستماتیک بوده، مسئولان در جریان بودند و در گذشته احتمالا چنین مواردی تکرار شده بود و اینها بعضی از روشهای پنهان برای اعترافگیری در زندانها بوده و به نظر من رفتار رییس مجلس در این خصوص اصلا قابل پذیرش نیست.”
آقای لاریجانی دو روز بعد اتهام شتابزدگی را رد کرد و گفت که مواضعش را با “چند موضع تند و نیشدار” آقای کروبی عوض نمی کند.
آقای کروبی که از محکم بودن ادله اش مطمئن به نظر می رسید، در نامه ای به علی لاریجانی خواهان برگزاری جلسه ای مشترک با سران سه قوه، رئیس مجلس خبرگان و دادستان کل کشور شد تا مستنداتش را ارائه دهد. رییس مجلس این پیشنهاد را پذیرفت.
در دوم شهریور شش عضو کمیته ویژه مجلس با مهدی کروبی دیدار کردند و قرار شد آقای کروبی چهار نفر از کسانی را که می گویند به آنها تجاوز شده، برای تحقیقات به قوه قضاییه معرفی کند.
در نهایت مجلس مستندات آقای کروبی را بررسی نکرد. گروهی از ناظران کیفیت برخورد کمیته ویژه با این مساله را جای بحث می دانند.
فاطمه حقیقت جو که با برخی از قربانیان تجاوز پس از خروجشان از ایران دیدار کرده، می گوید: “متاسفانه مجلس خیلی بد عمل کرد. رییس مجلس خیلی بد عمل کرد. مجلس خانه ملت و پناهگاه مردم است و اصلا به همین دلیل کمیسیون اصل ۹۰ که رسیدگی به شکایات مردم از دستگاه های دولتی را بر عهده دارد، طبق قانون اساسی در خانه ملت نهاده شده تا ملجا و پناه مردم باشد.”
عملکرد هاشمی رفسنجانی
آقای کروبی چندین بار مورد حمله فیزیکی حامیان حکومت قرار گرفته است
رسما اعلام نشده که آیا آقای هاشمی رفسنجانی مطابق درخواست آقای کروبی مساله را با رهبر ایران در میان گذاشته است یا خیر، اما پرهیز او از موضعگیری علنی بر سر این نامه با توجه به شرایط آن روز قدری طبیعی به نظر می رسد.
درخواستش در خطبه های نماز جمعه ۲۶ تیر برای آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از آنها، فوران خشم تندروهایی را به همراه داشت که او و خانواده اش را بخشی از “فتنه” پس از انتخابات می دانستند. در اولین جلسه دادگاه های دسته جمعی، محمد علی ابطحی نیز اعتراف کرده بود که آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی علیه محمود احمدی نژاد هم قسم شده بودند، اتهامی که تکذیب شد.
فشارها بقدری بود که دفترش اعلام کرد که او به علت “جلوگیری از درگیری احتمالی” در نماز جمعه ۲۳ مرداد شرکت نخواهد کرد.
اما با توجه به این فشارها، چرا آقای کروبی نامه را برای اکبر هاشمی رفسنجانی نوشت؟
رضا ولی زاده، خبرنگار، می گوید: “در واقع آقای کروبی با چنین کاری پیشاپیش اعلام می کند که مرجع رسیدگی به این نوع وقایع را رهبر ایران نمی داند و … بنابراین به شخص دیگری در بدنه نظام متوسل می شود و ماجرا را برای او گزارش می دهد.”
عملکرد قوه قضاییه
بهرحال گفته می شود که آقای هاشمی رفسنجانی پس از دریافت، نامه را برای محمود هاشمی شاهرودی می فرستد که واپسین روزهای ریاستش بر قوه قضاییه را سپری می کرد.
از قول آقای کروبی نقل شده که آیت الله شاهرودی، قربانعلی دری نجف آبادی، دادستان وقت کل کشور، را مامور رسیدگی می کند. از جانب آقای دری نجف آبادی، سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران و از جانب آقای مرتضوی، قاضی مقدمی، رئیس بازپرسی شعبه سیزدهم دادسرای دولت، مامور رسیدگی به آزار جنسی بازداشت شدگان می شود.
با آمدن صادق لاریجانی در مقام رییس جدید قوه قضاییه، آقای کروبی نسبت به رسیدگی منصفانه و غیرسیاسی به درخواستش ابراز خوش بینی می کند و حتی در هفتم شهریور می نویسد: “امیدوارم که در طلیعه حضور شما بر مسند ریاست قوه قضائیه، شاهد اجرای عدالت باشیم.”
آقای لاریجانی نیز در یکی از اولین اقداماتش هیاتی ویژه برای رسیدگی به پرونده های پس از انتخابات تشکیل داد. ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور و علی خلفی از مشاوران رییس قوه قضاییه، عضو این هیات معرفی شدند.
اما سه روز بعد قاضی مقدمی در گفتگو با تلویزیون ایران حرفهای آقای کروبی را غیرمستند دانست. دفتر آقای کروبی در یازدهم شهریور توضیح داد که چند روز پیشتر این مقام قضایی با یکی از قربانیان دیدار کرده و ضمن پرسیدن سوالهای نامرتبط، او را تحت فشار گذاشته بود.
اواسط شهریور ماه دیداری میان هیات ویژه قوه قضاییه و آقای کروبی جهت ارائه مستندات صورت گرفت و اعلام شد که نتیجه تحقیقات یک هفته دیگر اعلام می شود. اما یک روز بعد ماموران امنیتی به دفتر کمیته پیگیری زندانیان و آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات حمله کردند و اسناد و مدارک موجود و یک دستگاه لپ تاپ را با خود بردند.
فردای آن روز هم در هفدهم شهریور ماموران دادستانی تهران دفتر مهدی کروبی و نیز دفتر حزب اعتماد ملی را پلمپ کردند و اسناد و مدارک را با خود بردند.
همچنین مرتضی الویری و علیرضا بهشتی از اعضای کمیته پیگیری و محمد داوری، سردبیر سایت سحام نیوز که مسئول مستندنگاری شواهد تجاوزها معرفی شد، بازداشت شدند.
رضا ولی زاده، خبرنگار، این شیوه برخورد را امنیتی – پلیسی می خواند و می گوید: “حاکمیت بجای رسیدگی به این پرونده، با آن یک برخورد امنیتی کرد و حتی کسانی را که می خواستند این حقوق پایمال شده را احقاق کنند، مورد تعقیب قرار داد. مرتضی الویری و علیرضا بهشتی و بعدا محمدرضا مقیسه از اعضای این کمیته را بازداشت کردند و تحت فشار گذاشتند که بگویند چه کسانی با کمیته در ارتباط بودند تا سرنخهایی را که ممکن است جنایتهای داخل زندان را افشا کند، از بین ببرند و روی آن سرپوش بگذارند.”

اگر اینها را در کنار آنچه درباره تعرضات جنسی و سوال و جوابهای خاصی که بویژه از زندانیان زن صورت می گیرد، بگذاریم، عملا یک نوع حرکت سیستماتیک دستگاه های امنیتی برای خرد کردن، برای شکستن، برای وادار به اعتراف کردن شکل می گیرد

رضا معینی، از سازمان گزارشگران بدون مرز
آقای کروبی نیز در نامه ای که پس از این بازداشتها برای صادق لاریجانی نوشت، اذعان کرد که نیروهای سپاه و وزارت اطلاعات به هیات ویژه قوه قضاییه اجازه نمی دهند درباره سرنوشت قربانیان خشونتهای بعد از انتخابات تحقیق کند. با این حال، او افزود که نمی گذارد “عده ای تازه به دوران رسیده چوب حراج” به ایران بزنند.
سرانجام در بیست و یکم شهریور ساعاتی پس از آن که روزنامه کیهان ادعای تجاوز جنسی به بازداشت شدگان را دروغین توصیف کرد، هیات ویژه قوه قضاییه مدارک مهدی کروبی را جعلی خواند.
اندکی بعد هم ابراهیم امینی از اعضای مرکزی حزب اعتماد ملی که نامش در گزارش هیات ویژه آمده بود، بازداشت شد.
آقای کروبی نیز در بیست و سوم شهریور در آنچه آخرین نامه اش درباره ماجرای تجاوز خواند، نوشت که حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری “نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی شده بلکه مایه ننگ ایران شده است.”
فاطمه حقیقت جو، فعال سیاسی اصلاح طلب، درباره تاثیر نامه آقای کروبی بر مشروعیت اخلاقی حکومت ایران می گوید: “طبیعی است که همه بیایند و آن را انکار بکنند چون بر خلاف معیارهای بین المللی هم هست. علاوه بر این که آبروی نظام اسلامی پیش مردم کشور و سایر مسلمانهایی می رود که ممکن است امیدی به جمهوری اسلامی بسته باشند، پیش جامعه جهانی هم می رود. به همین دلیل هم هست که بلافاصله آقای خامنه ای عصبانی می شود و می گوید بردن آبروی نظام بدتر از جنایاتی است که در کهریزک شده است. از این حیث، به نظر من، کار آقای کروبی بسیار بسیار مهم بوده که نوری بر این تاریکخانه افکنده است.”
حملات به کروبی
در یک سال اخیر، مهدی کروبی آماج دهها مورد تهدید و حمله شفاهی و فیزیکی، از جمله شلیک به اتومبیلش، قرار گرفته که تا حدودی از انزجار حکومت و حامیانش از آن نامه نشات می گیرد.
در اولین جمعه پس از انتشار نامه، امامان جمعه شهرهای مختلف سخنان تندی علیه آقای کروبی بیان کردند که همگی نشان از یک حمله سازمان یافته داشت.
احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد، آقای کروبی را “پیاده نظام دشمن و عامل استکبار” خواند و گفت که او با طرح این “اتهام های ناروا” می خواهد “آبروی نظام را در سطح ملی و بین المللی” ببرد.
آقای کروبی در پاسخ به این دسته از منتقدان، آنها را دین فروش خواند و گفت با این “فحاشی کردنها” از میدان بیرون نمی رود. میرحسین موسوی هم به یاری آقای کروبی آمد و ضمن تقدیر از تلاش او گفت:”آیا حکومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چکار می کند؟”
با وجود این حملات، آقای کروبی همچنان پای حرفش ایستاده است.
خودسر یا سازمان یافته؟
کسانی که خود را قربانی تجاوز معرفی می کنند، بعد از مایوس شدن از قوه قضاییه، درصدد طرح شکایت خود در مراجع بین المللی هستند.
رضا معینی از سازمان گزارشگران بدون مرز می گوید که در یک سال اخیر، این سازمان چهار مورد تجاوز به زندانیان ایرانی را مستند کرده و به این نتیجه رسیده است که این اعمال توسط نیروهای خودسر صورت نگرفته است.
او به بی بی سی فارسی گفت: “این چهار مورد و سایر موارد دیگر نشانگر سیستماتیک و منظم بودن تجاوز در زندانهای ایران است. اگر اینها را در کنار آنچه درباره تعرضات جنسی و سوال و جوابهای خاصی که بویژه از زندانیان زن صورت می گیرد، بگذاریم، عملا یک نوع حرکت سیستماتیک دستگاه های امنیتی برای خرد کردن، برای شکستن، برای وادار به اعتراف کردن شکل می گیرد و این نوع شکنجه از سال ۱۹۹۴ به عنوان جنایت علیه بشریت شناخته می شود.”
آقای معینی می گوید که جمهوری اسلامی در رابطه با تجاوز به زندانیان، مظنون به جنایت علیه بشریت است و این پرونده باید در دادگاه های بین المللی مورد رسیدگی قرار بگیرد.

 

منبع: بی بی سی فارسی


 


دکتر مهدی خزعلی در وبسایت خود نوشت :هنوز من زنده ام، پدردر قید حیات است، کروبی هم زنده است، خبر هم در صفحه اول سایت موجود است، دهها سایت و خبرگزاری هم عین مطلب را منعکس کرده اند، هنوز مرکب قلم من خشک نشده است که مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آن ‌را تحریف می‌کند و خبری کذب منتشر می‌سازد، نمی‌دانم دیگر چه اعتمادی به تاریخ انقلاب تدوین شده توسط مرکز اسناد می توان داشت؟! با این خبر کذب من دیگراعتمادی به اخبار مربوط به مطهری، بهشتی، منتظری، قدوسی، طالقانی، شریعتی، مفتح و امام – که توسط این مرکز منتشر می شود- ندارم، شما که اینقدر راحت و بی‌پروا درحیات ما دروغ‌ پردازی می کنید، بعد از ما چه خواهید کرد؟
خبر در سایت من با عنوان” ناهاری به قیمت جان کروبی!” منتشر شد، من ازپدر و آقای کروبی برای ناهار دعوت کردم، آقای کروبی دعوت مرا(به منزل من، نه منزل پدر!) پذیرفت و پدر آمدن خود را مشروط به توبه و اعدام آقای کروبی فرمودند!
اولاً: دعوت از سوی من بوده است و عبارت” درخواست آقای کروبی” کذب محض است!
ثانیاً: آیت الله خزعلی پذیرفتند و فقط یک شرط کوچک گذاشتند! آن هم اعدام کروبی بود! حال بایداز معظم له استفسار کنم که مهمانی بعد از تحقق شرط باشد (اعدام) یا قبل از آن!
بدینوسیله از سایت ‌هایی که خبر کذب منتشر کرده‌اند می‌خواهمٰ این اصلاحیه را منتشر نمایند. با تشکر از این که قانون مطبوعات را ارج می نهید.
۲۰/۵/۱۳۸۹ دکتر مهدی خزعلی
سایتهایی که خبر دروغ منتشر کردند: ” مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تابناک، جهان نیوز، عصر ایران، رجانیوز، نقدنیوز، نورپورتال، ۵۹۸، سحرنیوز،پرشین‌وی، استقامت، کاج‌نیوز، لیمون پرس و …..”
خبر صحیح:” ناهاری به قیمت جان کروبی”
“چندی پیش ناهار مهمان کروبی بودم، از همه جا سخن گفتیم، به او گفتم: باید به این فضای امنیتی پایان داد، باید دوباره نهادهای دموکراسی را فعال کرد، روزنامه ها و احزاب باید جان بگیرند و فضای گفتمان جای مخاصمه را بگیرد، این بحران و فضای امنیتی خواست انحصار طلبان است، او نیز استقبال کرد، قرار شد از او و پدر برای مهمانی ناهاری دعوت کنم تا گفتگویی داشته باشند، از آزادگی ، سادگی و حریت لرها بهره گرفتم و او آماده این مهمانی شد.
شب منزل پدر بودم، از ایشان نیز برای مهمانی و گفتگو دعوت کردم، برآشفته شدند و گفتند: ” من اگر بیایم، سیلی به او می زنم !” عرض کردم این که گفتگو نمی شود، بیایید و آنچه نصح و خیرخواهی می دانید به ایشان بگویید و باز یادآوری کردم که شما لرها زبان هم را بهتر می فهمید” معظم له پذیرفتند، اما گفتند: ” یک شرط دارد، آقای کروبی باید توبه کند و حاضر شود اعدامش کنند! ” دیگر رویم نشد به آقای کروبی چیزی بگویم، نمی دانم حاضر است یک ناهار به قیمت جانش در منزل ما صرف کند؟!
می بینید که جناح اصولگراحاضر به گفتگو است! این آقای کروبی است که تن به گفتگونمی دهد و سرباز می زند!
۸۹/۵/۱۳ دکتر مهدی خزعلی
خبر مجعول مرکز اسناد انقلاب اسلامی:
پاسخ جانانه آیت‌الله خزعلی به کروبی
آیت الله خزعلی با رد درخواست کروبی برای دیدار با وی که به بهانه رفع کدورت ها مطرح شده بود گفت: من اگر بیایم، به کروبی سیلی می زنم.
مهدی خزعلی، فرزند آیت الله خزعلی که مدتی پیش به دلیل همراهی با جریان فتنه از سوی بیت آیت الله خزعلی طرد شده است، از پاسخ قاطع پدر برای دیدار با مهدی کروبی خبر داده است.
چندی پیش قرار بود با نقشه مهدی خزعلی ، مهدی کروبی با آیت الله خزعلی دیداری داشته باشند و درخصوص وقایع پس از انتخابات صحبت کنند تا رفع کدورت! شود که آیت الله خزعلی پس از اطلاع از نقشه فرزندش، ضمن رد درخواست کروبی و مهدی خزعلی گفت من اگر در این مجلس حاضر شوم به کروبی سیلی خواهم زد.


 


در ادامه موج جدید حملات و اتهام زنی ها به جنبش اصلاحات و بعد از ادعاهای احمد جنتی، این بار یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با ادعای اینکه "قطعا مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت ارتباط مالی و سیاسی با برخی سفارتخانه های غربی در تهران داشتند"، اظهار عقیده کرد "باید با افراد و احزابی که از بیگانگان برای براندازی کمک مالی گرفته اند، برخورد قانونی صورت گیرد."

به گزارش خبرآنلاین، حسین سبحانی نیا، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با اشاره به نامه اخیر مجاهدین و مشارکت علیه مسئولان امنیتی و اطلاعاتی کشور (شکایت هفت فعال اصلاح طلب از برخی نهادهای امنیتی) گفت: این نامه در واکنش به اظهارت اخیر احمد جنتی در مورد کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به سران فتنه بوده است.

احمد جنتی چندی پیش در قم ادعا کرده بود "سندی را به دست آورده ام که آمریکایی ها یک میلیارد دلار از طریق سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در منطقه است، به سران فتنه داده اند و همین ها به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را ساقط کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می دهیم..."

سبحانی نیا با ادعای اینکه "قطعا دو حزب سازمان مجاهدین و مشارکت ارتباط مالی و سیاسی با برخی سفارتخانه های غربی در تهران داشتند"، گفت: تکلیف این ارتباط ها باید روشن شود.

به گفته این عضو کمیسیون امنیت ملی، "باید دادگاهی به منظور رسیدگی به دریافت کمک مالی توسط سران فتنه و ارتباط مالی و سیاسی دو حزب مجاهدین و مشارکت با سفارت های بیگانه برگزار شود."

نماینده نیشابور در مجلس همچنین ادعا کرد: "هر چه زودتر باید تکلیف احزاب و گروههایی که در داخل کشور با پشتیبانی بیگانگان در جهت براندازی حرکت می کنند، روشن و وضعیت تداوم فعالیت آنها مشخص شود.وی اظهار داشت باید با افراد و احزابی که از بیگانگان برای براندازی کمک مالی گرفته اند، برخورد قانونی صورت گیرد."

چندی پیش و بعد از اتهام زنی های دبیر شورای نگهبان، محمد تقی رهبر، رئیس مجمع نمایندگان روحانی مجلس هشتم نیز، با ادعای اینکه "فتنه سال گذشته با فتنه‌های دوران اصلاحات ارتباط ارگانیک داشت"، نهضت آزادی، جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب را، از عمده ترین ستون های "فتنه بعد از انتخابات" ذکر کرد.

همزمان با وی، عبدالحسین ناصری عضو کمیسیون مشترک مجلس، گفته بود "احزاب در جلوگیری از فتنه نقش چندانی نداشتند، اما بسیاری از آنها در بروز فتنه نقش زیادی ایفا کردند که از جمله آنها می توان حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و سایر احزاب را نام برد که سعی در تحریک مردم برای آشوب و درگیری های خیابانی و القای تقلب در انتخابات داشتند."

دو حزب بزرگ اصلاح طلبِ مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، اوایل سال جاری، با تصمیم فراقانونیِ کمیسیون ماده ده احزاب، دچار توقف فعالیت رسمی شدند.


 


ندای سبز آزادی : آتش سوزی های گستردۀ روسیه خطر پراکنده شدن مواد رادیو اکتیو بر جای مانده از انفجار فاجعه آفرین در تاسیسات هسته یی «چرنوبیل» در اوکرائین را در غرب آن کشور افزایش داده است.
اين منطقه قسمتى از روسيه است كه سال ۱۹۸۶ (۲۴ سال پيش) هنگام انفجار رآكتور شماره ۴ تاسيسات هسته اى چرنوبيل بيشترين آسيب را متحمل شد و ابرهاى راديو اكتيو از اين منطقه در غرب اتحاد جماهیر شوروی سابق و شمال اروپا پراکنده شد.
اگرچه انفجار چرنوبیل در آن زمان یک فاجعه انسانی به بار آورد اما روسیه از آن زمان تا کنون نیز همواره در خطر نشت مواد رادیو اکتیو بوده است.
این اتفاق به خوبی نشان داد که تکنولوژی هسته ای روسیه قابل اطمینان نبوده و در هر زمان و هر مکان می تواند فجایع تازه ای به بار آورد. موضوعی که بیش از هر چیز می بایست مورد توجه حکومت ایران قرار بگیرد که میکوشد با کمک روسیه پروژه های هسته ای خود را گسترش دهد.
طی هفته گذشته، آتش سوزی های گستردۀ روسیه خطر پراکنده شدن مواد رادیو اکتیو بر جای مانده از انفجار فاجعه آفرین در تاسیسات هسته یی «چرنوبیل» در اوکرائین را در غرب آن کشور افزایش داده است.
وزير امور اضطرارى روسيه گفت: در طول هفته جاری، دست كم ۶ آتش سوزى گسترده در منطقۀ «بريانسك» Bryansk ، یکی از آلوده ترین مناطق جهان به مواد رادیواکتیو، خاموش شده است.

«بریانسک»، در همسایگی اوکرائین، یکی از منطق روسيه است كه در سال ۱۹۸۶ (۲۴ سال پيش)، در پی انفجار نیروگاه شماره ۴ تاسيسات هسته یى «چرنوبيل» بيشترين آسيب را دید و بشدت آلوده به مواد رادیواکتیو شد.

 


 


مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا می‌گوید که ایالات متحده برای جلوگیری از ساخت سلاح اتمی در ایران به اندازه کافی "جای مانور" دارد و به این خاطر می‌تواند وقت بدهد تا تحریم‌ها تأثیرات خود را بگذارند.

جیمز جونز، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا، روز چهارشنبه به شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان گفت که پیش از روی آوردن به راه‌های دیگر جهت جلوگیری از دستیابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای، هنوز فرصت آن هست تا بگذاریم تحریم‌ها کار خود را بکنند.

به گزارش فردا، این مقام کاخ سفید تصریح کرد که واشینگتن در خصوص برنامه هسته‌ای، پیش از آنکه بخواهد به عملیات نظامی علیه ایران فکر کند به اعمال فشار بر ایران ادامه خواهد داد.

اشاره آقای جونز به تحریم‌های سازمان ملل و تحریم‌های مضاعفی است که ایالات متحده و اتحادیه اروپا به‌طور یک‌جانبه علیه ایران وضع کرده‌اند تا مقام‌های جمهوری اسلامی را از ادامه برنامه هسته‌ای خود منصرف کنند.

جیمز جونز در ادامه افزود: همان‌طور که رئیس جمهور نیز هفته پیش گفتند، شاخص‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد تحریم‌ها به‌واقع دشواری زیادی برای آنها ایجاد کرده‌است و برنامه هسته‌ای هم به آن اندازه‌ای که برخی سال گذشته فکر می‌کردند پیشرفت نداشته‌است.

این گفته‌ها در حالی است مقام‌های پنتاگون در ماه آوریل به کنگره آمریکا گفته بودند که ایران احتمالاً تا یک سال دیگر قادر به تولید اورانیوم غنی‌شده به مقداری که برای یک بمب اتم کافی باشد خواهد بود اما برای ساخت، آزمایش و آماده کردن بمب به سه تا پنج سال وقت نیاز دارد.

مشاور امنیت ملی باراک اوباما در ادامه صحبت‌های خود افزود: "ما برای تشخصیص چارچوب زمانی و مقدار جای مانوری که جامعه بین‌المللی دارد، زحمت بسیار زیادی کشیده‌ایم." اما آقای جونز از بازگویی این‌که برای تأثیرگذاری تحریم‌ها چه مدت‌زمانی در نظر گرفته شده خودداری کرد.

وی در پاسخ به پرسشی در این باره گفت: توافقی عمومی در مورد این مدت‌زمان در میان جامعه بین‌الملل وجود دارد و افراد، در حال حاضر از نقطه‌ای که در این مسیر مستقیم بر روی آن قرار داریم راضی هستند.

مشاور ارشد کاخ سفید در پاسخ به پرسشی در مورد اینکه آیا باراک اوباما حاضر است دعوت محمود احمدی‌نژاد برای ملاقات در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر را بپذیرد اظهار داشت: زمان، مشخص می‌کند که آیا چنین اتفاقی خواهد افتاد اما آنها (ایرانیان) باید آن قدم‌های اولیه را بردارند تا صداقت خود را نشان بدهند.

وی افزود: انجام یک ملاقات نمایشی بدون ایجاد زیربناهای لازم کاری بی‌معنی خواهد بود.

محمود احمدی‌نژاد که قرار است ماه آینده برای شرکت در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کند، می‌گوید حاضر است در این سفر در برابر دوربین‌های تلویزیونی با رئیس‌جمهور آمریکا مناظره کند.

کاخ سفید پیش از این به طور تلویحی پیشنهاد محمود احمدی‌نژاد را رد کرده ‌است.

اوباما با احمدی نژاد دیدار می کند به شرطی که ....


مشاور امنیت ملی کاخ سفید شروطی را برای ملاقات رئیس جمهور آمریکا با احمدی نژاد مطرح کرد.

این سخنان پس از آن ایراد می شود که رئیس دولت کودتا در همایش ایرانیان خارج از کشور برای چندمین بار پیشنهاد مذاکره رو در رو با باراک اوباما در حضور خبرنگاران را داده بود.

به گزارش روزنامه دیلی تلگراف، ژنرال "جیمز جونز" همچینین اعلام کرد : آغاز مذاکرات هسته ای و بازگشت سه کوهنورد بازداشت شده در ایران به آمریکا "یک اقدام مهم" در این زمینه می تواند باشد.

مشاور امنیت ملی کاخ سفید  در ادامه گفت : فرصت مذاکره با ایران وجود دارد و اگر ایران با از سرگیری مذاکرات درباره موضوع هسته ای خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی موافقت کند درها برای این کار باز هستند.

جیمز جونز درباره احتمال دیدار "باراک اوباما" با "محمود احمدی نژاد" نیز گفت : اگر ما به همگرایی های مناسبی برسیم همه چیز امکان پذیر است. یک مورد مهم دیگر آنکه اگر سه کوهنورد آمریکایی به کشورشان بازگردند، مطمئنا ما رابطه بهتری با ایران خواهیم داشت.

 


 


ژیلا بنی یعقوب، همسر بهمن احمدی امویی در مطلبی با عنوان اینکه”بعضی از شکستن اعتصاب غذا زندانی ها ناراحت هستند” درباره دلنگرانی هایی که خانواده ها در زمان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی نوشت.
این مطلب که در وبلاگ ژِیلا بنی یعقوب منتشر شده، به شرح ذیل است:
شنیدم که برخی از شکستن اعتصاب غذای زندانی ها ناراضی هستند .من نمی خواهم خیلی در این باره توضیح بدهم .فقط می خواهم بگویم که گاهی به طاقت انسان ها توجه کنیم .گاهی به طاقت خانواده ها هم نگاه کنیم.نه فقط مادر مجید دری ، مادرعلی پرویز، مادر حمیدرضا محمدی و مادر حسین نورانی نژاد و بقیه مادرها و همسرها نزدیک دو هفته بود چیزی نمی خوردند که مادر من هم که دامادش اعتصاب کرده بود نمی توانست غذا بخورد.
امیرمهدی کوچولو که هرچه مخفی کاری کردیم فایده ای نداشت و چون باهوش است از حرفهای درگوشی بزرگترها فهمید که دایی بهمن اش غذا نمی خورد ،دچار اضطراب شدید شده بود و شب ها خوابش نمی برد و می گفت نمی توانم نفس بکشم و وقتی مادرش می پرسید چرا؟می گغت می ترسم دایی بهمن از گرسنگی بیفته زمین وبعدش دیگه نتونه هیچ وقت از جاش بلند بشه و راه بره ! و من دلم می خواست بهمن زنگ بزند بگویم اگر درخواست شخصیت ها برایت مهم نیست ،لااقل به خاطر امیر کوچولو که نه فقط شب ها توی رختخواب دچار تنگی نفس می شود که در روز چند بار نفسش بندمی آید ،اعتصابت را بشکن .همین!
ضمنا فکر می کنم همین که پیام اعتصاب کنندگان به مردم رسید ،آنها به خواسته شان رسیده اند و ما طاقت نداشتیم که بیشتر از این سلامت شان به خطر بیفتد.
باور کنید !ما طاقت اشکهای مادران را ،طاقت غذا نخوردن آنها را ،طاقت ذره ذره اب شدن شان را بیشتر از این نداریم.آنها به اندازه کافی به خاطر زندانی بودن فرزندان شان رنج می کشند ، دیگر بیشتر از این ،از آنها نخواهیم.
برخی از اعتصاب کنندگان بیماری های حاد داشتند و این خیلی ما را می ترساند.بازهم بگویم؟


 


بازار طلافروشان مشهد در اعتراض به حمله مسلحانه به بازار طلافروشان و قتل ۳ نفر ازبازاریان دست به اعتصاب زدند.
به گزارش تابناک، اسامى کشته شدگان عبارتند از رضا خجسته طوسى، حسام برنیایى و مجتبى ناصرآرا.
به نظر می‌رسد ۳ حمله همزمان در بیست و چهار ساعت گذشته ـ حمله به بانک در کرج، حمله به طلافروشی در خیابان کرمان تهران و حمله به بازار طلافروشان مشهد ـ جملگی نشان از یک حرکت سازمان‌دهی شده باشد که شایسته توجه و برخورد سریع دستگاه‌های موظف می‌باشد.


 


رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر آنکه جمهوری اسلامی ایران سلاح هسته‌ای را برای آرامش، امنیت و ثبات جهان مضر می‌داند، گفت: نحوه برخورد کشورهای غربی با توافق‌نامه تهران باعث افزایش بی‌اعتمادی خواهد شد.
هور نامهونگ معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه کامبوج با علی لاریجانی دیدار و گفت‌و گو کرد.
لاریجانی در ابتدای این دیدار ضمن ابراز خرسندی از روند روبه توسعه مناسبات دوستانه بین دو کشور گفت: ایران و کامبوج از ظرفیت‌های گسترده‌ای برای تقویت و گسترش همکاری‌های دوستانه خود برخوردار هستند که باید با برنامه‌ریزی مناسب از آنها بهره جست.
وی در همین راستا نقش مجالس و مراودات پارلمانی بین دو کشور را بسیار مهم خواند.
رئیس مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به مسائل منطقه از جمله عراق، افغانستان و فلسطین اشاره کرد و با بیان اینکه مشکلات کنونی در منطقه راه‌حل نظامی ندارد، تاکید کرد: خروج از شرایط دشوار کنونی منطقه تنها با همکاری کشورهای منطقه امکان‌پذیر است.
رئیس مجلس شورای اسلامی، همچنین با تاکید بر آنکه جمهوری اسلامی ایران سلاح هسته‌ای را برای آرامش، امنیت و ثبات جهان مضر می‌داند، تاکید کرد: برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در چارچوب مقررات بین‌المللی است.
وی با اشاره به نحوه برخورد کشورهای غربی با توافق‌نامه تهران تصریح کرد: این‌گونه رفتارها باعث افزایش بی‌اعتمادی خواهد شد.
هور نامهونگ وزیر خارجه کامبوج نیز در این دیدار، ایران را کشوری با فرهنگ و تمدن کهن و غنی دانست و افزود: گسترش مناسبات با جمهوری اسلامی ایران برای کامبوج از اهمیت فراوان برخوردار است و همچنین با اشاره به مذاکرات و توافقات خود در سفر جاری به تهران اظهار امیدواری کرد با اجرای این توافقات مناسبات دو کشور وارد صحنه نوینی از همکاری های دوستانه دو کشور شود.
وزیر امور خارجه کامبوج در ادامه با بیان اینکه کامبوج نیز با سیاست های مداخله جویانه آمریکا در منطقه مخالف است به موضوع فلسطین اشاره و تاکید کرد: کامبوج همواره از مردم فلسطین حمایت کرده است و معتقد است فلسطینیان باید از کشور مستقلی در سرزمین خود برخوردار باشند.
وی همچنین با بیان اینکه ایران حق برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای را دارد از سیاست های دوگانه قدرت های بین المللی در این زمینه انتقاد کرد.


 


مهدی کروبی در سخنانی که امروز صبح در سایت اینترنتی تلویزین رسا – رسانه سبر ایرانیان قرار گرفت از تاسیس این تلویزیون استقبال کرده و ابراز امیدواری نمود این رسانه بتواند بستر مناسبی برای نشر قرائت رحمانی از اسلام باشد.

 

اگر چه پس از درج لوگوی تلویزیون رسا در سایتهای اصلی جنبش سبز و علی الخصوص سایتهای کلمه وابسته به مهندس میرحسین موسوی و سحام نیوز سایت رسمی حجه السلام مهدی کروبی حمایت تلویحی آنها از این رسانه مشهود بود اما روز گذشته این تلویزیون تصاویر ویدئویی از سخنان شیخ اصلاحات را پخش نمود که در آن وی صراحتاً تاسیس این تلویزیون حمایت می کرد.

 

کروبی در این ویدئو با پاسخگویی به برخی انتقادات منتشره در مورد منشور و سیاستهای اعلام شده برای تلویزیون رسا و زمان آغاز به کار ان اظهار امیدواری نمود این رسانه بتواند همچنان که در منشور خود اعلام نموده بستر مناسبی برای ترویج قرائت رحمانی از اسلام باشد.

متن کامل سخنان شیخ اصلاحات در این ویدئو به شرح زیر است:

 

کساني كه اين كار راه انداخته اند، از همين جمهوري اسلامي هستند كه رفته اند بيرون و برخي از آنها از هواداران من بودند كه در انتخابات اينجا حضور داشتند و فعاليت مي كردند. لذا من موافقم و هم به آنها تبريك مي گويم و هم توصيه مي كنم مراقب باشند و در همان چارچوبي كه مي گويند و همان اسلام رحماني فعاليت كنند. خصو صا كه شروع كارشان در ماه رمضان است كه ماه خداست و گرچه همه ماههاي شعبان و رجب ماههاي پر فضيلتي است ،اما ماه رمضان ماه خداست و من بازهم تبريك مي گويم و موافقم با كاري كه انجام مي شود

پیام تصویری حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی در زیر آمده است:

 

 


 


ندای سبز آزادی : تو ولایت مادری مون (بیرجند) مردم با لحجۀ محلی به فاطمه میگن فَطنه. نمی دونم چرا. ولی اینجوری میگن خوب. مگه شما به به پژو اس.دی نمی گین پژو جنیفری!؟ (به خاطر صندوق عقبش) اونا هم دوست دارن اینجوری بگن دیگه.
خلاصه از وقتی که این قضیۀ فتنه تو ادبیات مسئولین محترم باب شده، کلی اسباب خندۀ ملت بیرجندی فراهم شده. هی مسئولین از فتنه صحبت می کنن و مردم بازی زبانی راه می ندازن. مثلا وقتی مقامات عظمی میگن فتنه توطئۀ خارجی بود، ملت میگن: «فَطنه تو چی بود؟» یا می گن: «نه بابا باور کنین این فَطنه از بچگی تو همین محل بزرگ شده. البته ما هم دوست داشتیم یکم شبیه خارجیا بود، اما خوب چیکار کنیم دیگه، فطنه کاملا از خودمونه.» یا وقتی یکی از مسئولان گفت: «فتنه قبلا هم وجود داشت، اما پس از انتخابات خودش را عریان کرد، ملت بیرجندی گفتن: «ای شیطون! اینجا که بود خودشو خوب می پوشوند. حالا که رفته تهرون عریان شده. مگه ما چمون بود که رفتی با تهرانیا...
حالا هم دو تا قضیه پیش اومده که اسباب خندۀ ملت بیرجند حسابی به راهه. اولیش این جریان حرفای مشائی است که مشهور شده به فتنۀ دوم هست. مردم میگن: « اون فَطنه اولیه که مردمی بود از آخر تو تلویزیون نشونش دادن که همش با خواص بی بصیرت چرخیده و خودش رو به اونا فروخته. بعضی ها هم میگن به بخش خصوصی واگذار شده. ولی این فَطنه دوّمیه چون دولتیه قراره سهمیه بندی بشه که با همه یک جورایی مهرورزی کنه. میگن با کارت سوخت هم کار میکنه.»
دومین قضیه هم حرفای این فاطی رجبی هست. هرچند که آقای موسوی پیارسال گفت بهش کاری نداشته باشین و همۀ مردم بندۀ خدا هستن و اونم طبیعتش اینجوریه و دست خودش نیست...، اما بازم مردم بیرجند حسابی طرف رو سوژۀ خنده کردن. مخصوصا الان که گفته «ما دنبال حکومت اسلامی بودیم، نمی دونیم این جمهوری اسلامی از کجا در اومد.» مردم میگن: «ما هم دنبال آنجلینا جولی بودیم، نمی دونیم این فَطنه ها از کجاش در اومد.» حالا یکی فَطنه رجبی رو بگیره فتنۀ بیرجندیها نشه باز که قضیه ناموسی میشه.

--


 


بهمن دارالشفایی ،روزنامه نگار و وبلاگ نویس در تازه ترین یادداشت وبلاگی خود در باره کیوان صمیمی یکی از ۱۷ زندانی اعتصاب کننده اوین نوشته است که او به خاطر همه پسرانش که اعتصاب کرده بودند و همچنان د رانفرادی نگه داری می شوند ،حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نیست.
متن یادداشت این وبلاگ نویس به این شرح است :
کیوان صمیمی را تا حالا ندیده‌ام. اگر هم دیده‌ام، در جمع بوده و یادم نمانده. منظورم این است که، بر خلاف خیلی از زندانی‌های دیگر، خاطره شخصی ازش ندارم. اما احساس آشنایی عجیبی با او می‌کنم. شاید چون همسن پدرم (شصت و یکی دو ساله) است و کمی هم شبیه او.
این چند روز که بیانیه‌های مربوط به اعتصاب غذا را می‌خواندم، یک چیزی توجهم را جلب کرده بود و آن هم این‌که در بیش‌تر این بیانیه‌ها از «جوانان» رعنایی یاد کرده بودند که با جانشان با ظلم مبارزه می‌کنند. من هی توی دلم می‌گفتم بابا این آقای صمیمی با هیچ معیاری جوان نیست، جایش (از قلم ) نیندازید.
انگار این تصویر پدری که من از آقای صمیمی داشتم اصلاً بی‌راه نبود. حتماً خواندید که اعتصابش را نشکسته تا همه «پسر»هایش را از انفرادی به عمومی ببرند و عملاً او آن‌جا منتظر ایستاده تا دست‌کم یکی از خواسته‌ها برآورده شود.
خلاصه که اگر راهی پیدا کردید، بهش بگویید خیلی ارادت دارم.


 


بی خبری مطلق از زندانیان اعتصاب کننده اوین که فقط دو روز است به اعتصاب غذای شان پایان داه اند موجب نگرانی خانواده این زندانیان شده است .
براساس گزارش های رسیده از اوین به کلمه ،شانزده زندانی که به مدت پانزده روز به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذار زده بودندهمچنان در سلول انفرادی به سر می برند.
کیوان صمیمی، روزنامه نگار دربند همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و اعلام کرده است که تا بازگرداندن دیگر یارانش به بند عمومی دست از اعتصاب غذا نخواهد کشید .
این زندانیان سیاسی دو هفته متوالی هم هست که از ملاقات با خانواده هایشان محروم شده اند . خانواده این زندانیان از مسوولان زندان و مقامات قضایی می پرسند که چرا پس از هفده روز از انتقال این زندانیان به سلول انفرادی آنها همچنان در سلول انفرادی رها شده و اجازه هیچگونه تماسی با خانواده هایشان ندارند .
خانواده های زندانیان از دادستان تهران می پرسند که از کجا مطمئن باشیم که حال عزیزانمان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای اکنون مساعد است . تنها شنیدن صدای آنها و انتقال شان به بند عمومی و اجازه ملاقات می تواند خیال مان را تا حدودی درباره سلامت این عزیزان راحت کند .
پانزده زندانی سیاسی درشانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، پس از دریافت پیام های همراهان جنبش سبز، فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و دیگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.
آنها در این پیام همچنین خطاب به مردم ایران گفتند : ما همچنان برخواسته های بر حق خود که حقوق انسانی و اولیه یک زندانی است پافشاری می کنیم و با شما عهد می بندیم به مبارزه خود برای تحقق کامل حقوق قانونی همه زندانیان که بخشی از حقوق ملت است ،ادامه بدهیم
در اینجا مروری کوتاه بر آخرین وضعیت این شانزده زندانی خواهیم داشت .
کیوان صمیمی ۶۲ ساله که هم اکنون نیز در اعتصاب غذا به سر می برد یکی از زندانیانی است که به گفته خانواده اش همیشه “مدافع” و “نگران” وضعیت زندانیان بوده است .اکنون خانواده این روزنامه نگار دربند به شدت نگران سلامت او هستند .
معترض همیشگی بند ۳۵۰ لقبی است که صمیمی به آن مشهور شده است . او روحیه ای بسیار محکم و قوی دارد و تجربه های زندان های رژیم شاه از او انسانی مقاوم ساخته است اما با این همه خانواده او به شدت نگران سلامتش هستند .این روزنامه نگار به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است .
«بهمن قوی است ، اما باور کنید سالهاست که به این باور رسیده ام که انسان فولاد نیست که با ضرباتی که بر سرش فرود می آید آبدیده تر شود .انسان مشتی گوشت و خون و استخوان است که ضربه هایی که بر او فرود می اید می تواند آنقدر ضعیف و ضعیف ترش کند که تا مرز نابودی پیش برود.»
این نوشته ای از ژیلا بنی یعقوب است که در مدت اعتصاب غذای همسرش بهمن احمدی امویی نوشته و نگرانی اش را نسبت به سلامت او یادآور ی کرده است . او از بهمن و صبوری اش گفته است .صفتی که به آن معروف است و زندانیان بند ۳۵۰ نیز با همین صفت او را می شناسند و همیشه ازآن یاد می کنند .
یک سال از زندانی بودن حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت می گذرد.به قول همسرش پرستو سرمدی یک سال است که حسین تمامی مسیرها را پیموده است و آخرین حربه اش گرسنگی بوده است برای رسیدن به هدف. حسین را یک سال است که دوستانش ندیده اند . روزها می گذرند و زمان آزادی اش نزدیک تر می شود هرچند که روزهای پایانی زندانی بودن اش هم همچون زمان دستگیری مهمان سلول انفرادی است .
عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم وحدت است . مهربان و صمیمی . وقتی برای مرخصی آمد بارها و بارها تهدید به بازگشت به زندان شد. به قول همسرش برای این بود که به خواسته ‌های بازجویانش تن نمی داد بازجوهایی که می خواستند عبدالله مطابق میل آنها رفتار کند .برای همین دوباره دیوارهای بلند پذیرایش شدند و اکنون در گوشه سلول انفرادی است.بدون اینکه کسی کوچکترین خبری از او داشته باشد .
مجید دری و ضیانبوی ستاره دارهای اوین هستند. ستاره دارهایی که هر کدام به تبعید و زندان های طولانی مدت تهدید شده اند . اما باز هم سر بلند کردند و از تنها حربه ای که یک زندانی سیاسی در زندان در اختیار دارد استفاده کردند . آنها هیچ چیز نخوردند و اکنون در سلول انفرادی نگهداری می شوند .ضیا نبوی که حتی بازجوهایش را نیز دوست دارد و دلیلی برای رفتارهای عجیب شان می آورد .به قول هم بندانش همه چیز را در دستگاه خاموش ناشدنی معرفت شناسی اش به نحوی توجیه می کند، گویی هیچ خطا کاری در این عالم وجود ندارد.
علی ملیحی دیگر زندانی است که این روزها مهمان سلول های انفرادی است او هم فعال دانشجویی است . دوستانش می گویند اعتصاب غذای او اعتصاب خنده های آنها بوده است . آنها عهد بسته اند تا او بازنگردد دوباره نمی خندند .
علی پرویز فعال دانشجویی،فقط ۱۹ سال دارد و جوانترین اعتصاب کننده اوین به حساب می آید . مادرش هنوز نگران اوست و چشم به راهش .
حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق است .کمتر کسی درباره آنها گفته و نوشته است .اما آنها هم دو هفته تمام برای احقاق خق شان لب بر غذا بستند و اکنون تنها در گوشه سلول هایشان نشسته اند .اما مادر حمید رضا محمدی به شدت دلتنگش است او روزهاست که بدون فرزندش لقمه ای آسان از گلویش پایین نرفته است .
کوهیار گودرزی ، فعال حقوق بشر و وب نگار،تنها فرزند پروین مخترع است او این روزها بارها راه کرمان -تهران را پیموده است تا شاید بتواند یک لحظه فرزندش را ببیند . اما حتی تاکنون موفق نشده صدای او را از پشت سیم ها بشنود.
مادر مجید توکلی،فعال دانشجویی هم کمتر از مادر کوهیار نگران فرزندش نیست .روزها است که فرزندش را ندیده است . او در شیراز زندگی می کند و تنها چشم به راه دوباره شنیدن صدای فرزندش است . صدایی که می داند بعد از اعتصاب غذاهای متعدد هچنان پر صلابت است .
غلامحسین عرشی ، محمد حسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا هستند . هنوز کسی نمی داند بر پیمان کریمی آزاد که مبتلا به بیماری دیابت است چه گذشته است .او همچنان همراه بقیه یاران دربند در سلول انفرادی نگهداری می شود .


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته