امروز: خانواده های زندانیان اعتصاب کننده اوین با ارسال نامه ای برای ایت الله صادق لاریجانی ضمن اظهار نگرانی نسبت به سلامت عزیزان دربندشان که سه روز پیش اعتصاب غذای خود را شکسته اند ، توضیح داده اند که مسوولان زندان اوین به آنها گفته اند به دلیل انجام مصاحبه در باره وضعیت زندانی هایشان از هرگونه تماس تلفنی و ملاقات با زندانی هایشان تا اطلاع ثانوی محروم اند و هروقت دست از مصاحبه و اطلاع رسانی بردارند ،در باره قطع تماس و ملاقات های این زندانیان تجدید نظرخواهد شد.
متن کامل نامه سرگشاده خانواده های شانزده زندانی سیاسی اعتصاب کننده اوین که در اختیار کلمه قرار گرفته ، به این شرح است
آیت الله آملی لاریجانی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام
چنانچه مطلع هستید نزدیک به ۲۰ روز از آخرین تماس ما با عزیزانمان می گذرد. در این مدت این زندانیان سیاسی که همگی از نخبگان کشور، دانشجویان و روزنامه نگاران هستند، در اعتراض به شرایط نامطلوب بند ۳۵۰ زندان اوین و برخورد توهین آمیز زندانبان ها که منجر به انتقال ناعادلانه آنها به سلول های انفرادی شد، دست به اعتصاب غذا زدند.
از نخستین روزهای اعتصاب با آنکه چنین اعتراضی را حق اسیران بی گناهمان می دانستیم ، در صدد بر آمدیم با برقراری تماس با آنها از ادامه اعتصاب منصرفشان کنیم .ما نیز همچون اقشار مختلف مردم آنچنان که در پیامهایشان بیان کردند، حفظ سلامتی آنها را برای آینده کشور عزیزمان لازم می دانستیم و می دانیم.
به همین منظور به دادستانی تهران مراجعه کردیم تا راهی برای حل موضوع بیابیم اما برخلاف انتظار ما ، دادستان حاضر به شنیدن حرف های ما نشد و بدتر از آن با برخورد غیر معقول و توهین آمیز ماموران نیروی انتظامی مواجه شدیم. در این مدت که از عزیزانمان بی خبر مانده ایم، به هر مرجع قضایی که به ذهنمان می رسید مراجعه کردیم تا شاید بتوانیم از بروز فاجعه جلوگیری کنیم اما نه تنها هیچ مسوولی حاضر به شنیدن حرفهایمان نشد که برخورد های خشن و غیر معقول با مادران رنجیده نگران تا جایی پیش رفت که اکنون برخی با قرار وثیقه و برخی دیگر با تعهد آزاد هستند.
ما در حیرتیم که کدامین آموزه اسلامی مجوز چنین بر خورد هایی را با مادرانی نگران و رنجیده خاطر که فقط در پی کسب خبری از فرزندانشان بوده اند، صادر می کند.
بی تدبیری های مداوم مسوولان قضایی می رفت که فاجعه به بار آورد، مسولانی که از همان روز اول می توانستند به کمک خانواده ها در صدد حل مشکلات به وجود آمده بر آیند، اما واکنش بی نظیر هم وطنان عزیزمان از جمله رهبران جنبش سبز ،کنشگران مدنی و اجتماعی و سیاسی که هیچ گاه فرزندان در بندشان را فراموش نکرده اند از فاجعه جلوگیری کرد و بر اساس اخبار غیر رسمی اما نسبتا موثق منجر به پایان اعتصاب غذا شد.
اما نگرانی های ما همچنان باقی است :ما از ۲۰ روز پیش هیچ گونه تماسی با آنها نداشته ایم و اصرار مسوولان زندان در تداوم قطع تماسها و عدم بازگرداندن آنها به بند عمومی ۳۵۰ این سوال را در ذهنمان به وجود می آورد که آیا وضعیت نامناسب جسمی آنها قطع تماسها را ضروری کرده است؟ آیا واقعا عزیزان ما سالم هستند و از شرایط سخت اعتصاب غذای دو هفته ای جان سالم به در برده اند؟
ما خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اعلام می کنیم تا زمانی که با عزیزانمان دیدار نکنیم این سوالها در ذهنمان بی پاسخ می ماند و نگرانی هایمان در مورد وضعیت سلامت آنها رفع نخواهد شد.
مسوولان زندان اوین به برخی از خانواده هایی که در این چند روز برای پیگیری وضع زندانی های اعتصاب کننده به آنها مراجعه کرده اند ،گفته اند که چون با رسانه ها در باره اعتصاب غذای هفده زندانی مصاحبه کرده اید ،فعلا از هرگونه تماسی با زندانی هایتان مجروم خواهید ماند و هر وقت تصمیم گرفتید که دیگر مصاحبه نکنید حق ملاقات با زندانیان تان را به دست خواهید آورد.
ریاست محترم قوه قضاییه
در آستانه ماه مبارک رمضان از شما می خواهیم با بازگرداندن عزیزانمان به بند عمومی ۳۵۰ اوین و ایجاد امکان ملاقات با آنها از تداوم رنجش مادران، پدران ، همسران و فرزندان نگران شان جلوگیری کنید و به تضیع حقوق زندانیان سیاسی در عدم بر خورداری از مرخصی در ماه رمضان پایان دهید.
خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده بند ۳۵۰ اوین
۲۱ مرداد۸۹
امروز: آیت الله دستغیب در پاسخ به نامه خانواده های زندانیان با عذر خواهی از آنان، خطاب به هیات حاکمه اظهار داشت: ساعت، نزدیک است! راهی که می روید خطاست.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب، در پی ارسال نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اخیر برای آیت الله سیدعلی محمد دستغیب، ایشان جوابیه ای دادند که در زیر می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اندازه خود از شما عذر خواهی می کنم که نمی توانم به دادخواهی و تظلّم شما رسیدگی کنم؛ امّا با امید به خدای بزرگ و کمک چهارده معصوم(علیهم السلام) و اولیاء گرامش بشارت می دهم که روشنایی نزدیک است؛ که خداوند می فرماید: «ساعت نزدیک است». و هیئت حاکمه را به این معنی گوشزد می کنم که احتمال بدهید این راهی که می روید اشتباه است؛ شما ادّعا می کنید که به قرآن و سنّت و قیامت اعتقاد دارید و خود را بهترین می دانید؛ در عین حال احتمال اشتباه هست؛ و برای یک دفعه هم که شده با چند نفر از علماء و مراجع در یک نشست دوستانه و بدون خوف و بدون قوای نظامی و انتظامی و اطلاعات آنچه را که واقع است بگویید؛ از وضع فتنه گران - به قول شما - و علت پیش آمدها و دستگیری ها و زندان ها و قضاوت ها با توجیهات که لابد برای حفظ نظام است بگویید؛ و جواب صریح آنها را با اطمینان آنها که مورد حمله بسیجیها و یا به قولی لباس شخصی ها قرار نمی گیرند؛ آن گاه ببینید که نظر واقعی اسلام یعنی قرآن و سنّت چیست.
بالاخره این وضع می گذرد و شما هم همیشه نیستید امّا اعمال شما در نزد خداوند و تاریخ ثبت می شود. حیف است که با این همه شهدا و جانبازان از پیش از انقلاب و پس از آن و استقبال مردم خوب این وضع بوجود آید. اگر می گویید مقصّر تو و امثال تو هستید؛ من و امثال من که نه نیرویی در پشت سر داریم و نه زندانی و تشکیلاتی؛ و اگر می گویید که مردم را تهییج می کنید که آن هم واقعیت ندارد که جز نصیحت و خیرخواهی نبوده و نیست.
امروز: عیسی سحرخیز، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی همچنان از درد شدیدی که در پای راست وی رخ نموده، در رنج است.
به گزارش جرس، این عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران که از نیمه تیرماه سال گذشته در بازداشت بسر میبرد، حدود دو هفته است که درد شدیدی را از کمر تا انگشتان پای راست خود تحمل میکند. سحرخیز هرچند در ملاقات با بستگان خود، از رسیدگیهای پزشکی و پیراپزشکی در زندان رجاییشهر کرج، قدردانی کرده، اما تاکید نموده است که با وجود استفاده از قرصهای متعدد و گوناگون (آرامبخشها و تسکیندهندههای متنوع) از درد پیوسته و آزاردهنده در پای راست خود، که علل ایجاد آن مشخص نشده، در رنج است.
خانواده این فعال سیاسی، در پی هماهنگیهای صورت گرفته با مسئولان زندان، برخی ملزومات مورد نیاز وی (ازجمله ویلچر و توالت فرنگی) را دیروز، پنجشنبه، تحویل زندان رجاییشهر دادهاند. همسر سحرخیز همچنین در نامهای به دادستان تهران، خواستار رسیدگی فوری به بیماری و وضع ویژه و پر درد این روزنامهنگار، و امکان ادامه درمان وی در مراکز تخصصی پزشکی شده است. گفته میشود پزشکان برای تشخیص قطعی علل بیماری سحرخیز و درمان کامل وی، عکسبرداریهای تخصصی چون MRI را توصیه کردهاند.
سحرخیز، مدیرکل اسبق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت اول سیدمحمد خاتمی، حدود 14 ماه است که در بازداشت بسر میبرد و ازجمله زندانیانی است که در این مدت، هیچ مرخصی نداشته است. وی هماینک با جمعی دیگر از زندانیان سیاسی و مطبوعاتی حوادث پس از انتخابات 22خرداد (ازجمله: احمد زیدآبادی، داوود سلیمانی، مهدی محمودیان، مسعود باستانی، و منصور اسانلو) در زندان رجاییشهر کرج، در حبس است.
مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی در مصاحبه ای با روزنامه گاردین گفت:" اگر فرد خاصی به عنوان رهبر این جنبش مطرح بود تاکنون یا حذف شده بود و یا در زندان بود. این امتیاز بارز جنبش است که در میان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همین دلیل تداوم این راه است. اختلافی در میان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام می گیرد."
به گزارش سحام نیوز، در این مصاحبه مهدی کروبی بار دیگر خود را عضوی از جنبش سبز دانست. در این مصاحبه او راهکار اعتراض خیابانی را برای روزهای نخستین جنبش اعلام کرد که از آن هم اکنون عبور شده است.
با گذشت بیش از یکسال از آغاز جنبش سبز، شما به عنوان یکی از اصلیترین رهبران این جنبش، وضعیت هماکنون جنبش سبز را چگونه ارزیابی میکنید؟ بعضی از منتقدان و تحلیلگران خارج از کشور به این خاطر که شاهد تظاهرات خیابانی نیستند، گمان میکنند که جنش سبز شکست خورده است. پاسخ شما به این گمان چیست؟
من یک عضوی از این مردم هستم. از دو زاویه به این مسئله باید پرداخته شود. اول آنچه مسلم است این جنبش مردمی مانند روزهای نخستین نیست که بیایند در خیابان ها و اعتراض کنند و درگیر شوند. چون رژیم و دولت سخت ترین شرایط را برای مردم بوجود آورده است و مقدور مردم نیست که به خیابان ها بیایند و توصیه هم به مردم شده است که در خیابان ها حضور نیابند چون متاسفانه حکومت با بدترین شیوه به مردم حمله می کند و این باعث ایجاد تلفات می شود. از طرف دیگر به نظر بنده جنبش دیگر ضروریتی به حضور در خیابان ها ندارد زیرا خواست و نظر این جنبش هم برای حکومت و هم برای تمام مردم دنیا واضح و روشن شده است. اما جنبش کاملا وجود دارد و تحرک دارد و از هر فرصتی برای حضور استفاده می کند. مدام و مستمر با امکانات و فضای مجازی که در اختیار این جنبش هست با جلساتی که تشکیل می دهند. بدلیل برخورد های تند جریان حاکم این جنبش حتی عمیق تر هم شده است.هم اکنون شاهد هستیم که مدام جراید حکومتی بر علیه این جنبش می نویسند و هنوز دستگیری ها ادامه دارد و دادگاه ها هم همچنان رفتارهای خود را با این متهمان ادامه میدهند. حکومت حتی از یک مراسم ترحیم که برای یک نماینده سابق مجلس برگزار گردد می ترسد و این نشان دهنده زنده بودن این جنبش است.
آیا مشروعیت نظام را زیر سئوال میدانید؟ آیا به نظر شما جنبش سبز همچنان بهدنبال رای خود است یا تمنیات جنبش سبز تغییر کرده است؟ چه اهداف و خواستههایی را برای جنبش سبز مشخص میکنید؟ آیا در یکسال گذشته هیچ دچار یاس و ناامیدی شدهاید؟
نظام به معنای جمهوری اسلامی را زیر سوال نمی بریم. جنبش نشانه خواست رای مردم است و ثمره تقلب در انتخابات همین جنبش است. تقلبی که در دوره های گذشته هم وجود داشته است. جنبش متشکل از افراد با سلایق و افکار و دیدگاه های گوناگون است ولی آنچه که ما مدنظر داریم و بدنبال آن هستیم، انتخابات آزاد،اجرای کامل قانون اساسی، آزادی مطبوعات و مسائلی از این دست هستیم. شاید برخی به دنبال تغییر نظام باشند ولی بنده بدنبال اصلاحات هستم و نه انقلاب و دگرگونی نظام. در این یکسال حرکت ما رو به جلو و مثبت بوده است و به پیروزی مردم هم اطمینان دارم و هیچ گاه دچار یاس و تردید برای احقاق حقوق مردم نشده ام.
برای تحقق پیروزی جنبش سبز حاضرید که چه هزینهای پرداخت کنید؟ آیا از دستگیر شدن نمیترسید؟ آیا هماکنون نگران سلامتی جسمی خود و خانواده خود هستید؟
هیچ گاه ناراحتی،یاس و تردید در من بوجود نیامده است. مردم کاملا پشتیبانند و خواسته ای دارند. من و خانواده ام، خود را برای هر حادثه ای آماده کرده ایم و از هیچ چیز ترس و ابایی نداریم. همان طور که تاکنون طی این یک سال مسائل بسیاری را برای من و خانواده ام بوجود آوردند. حتی در ۲۲بهمن سال قبل خودم موردحمله قرار گرفتم و فرزندم علی را دستگیر و به بدترین شکل ممکن مورد شکنجه و آزار قرار دادند. در قزوین به سمت خودروی من تیراندازی کردند و بعد از آن نیز به منزل من حمله کردند و خساراتی را به ساختمان وارد کردند.روزنامه راتوقیف ودفترم راپلمپ کردندو این فشارها هنوز هم ادامه دارد ولی همه این مسائل نمیتواند جلوی حرکت و خواست برحق ما را بگیرد.
بعضی از منتقدان بر این باورند که رهبری واحدی در جنبش سبز وجود ندارد. نظر شما در پاسخ به این انتقاد چیست؟ رابطهی خودتان را با آقایان موسوی و خاتمی چطور میبینید؟
درست است که رهبری واحدی در این جنبش مردمی وجود ندارد ، اما خواست واحدی میان اکثریت مردم وجود دارد و آن حقوق مدنی و انتخابات آزاد است. اگر فرد خاصی به عنوان رهبر این جنبش مطرح بود تاکنون یا حذف شده بود و یا در زندان بود. این امتیاز بارز جنبش است که در میان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همین دلیل تداوم این راه است. اختلافی در میان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام می گیرد و جلسات منظمی را باهم برگزار میکنیم وبیانیه های مشترک صادرمی کنیم.
بسیاری از فعالان شجاعت شما را در مطرح ساختن مسئلهی تجاوز در زندانها ستایش میکنند. آیا همچنان ماجرای زندانیان و شکنجهدیدگان و کشتهشدگان را دنبال میکنید؟ نظر شما دربارهی دادگاهی که اخیرا دربارهی متهمان پرونده کهریزک برگزار شد، چیست؟
درمورد کهریزک بنده تحقیقات کردیم و افرادی آمدند و مدعی بودند و من پیگیری خودم رو انجام دادم که خوشبختانه تا حدودی در وضع زندان ها بهبودی بوجود آمد و کهریزک بسته شد. فضای هم اکنون زندان ها با فضای وحشتناک و خشن روزهای نخستین تا حدودی متفاوت شده است. با همه این احوال هنوز شرایط زندان ها مطلوب نیست. اما در مورد متهمان کهریزک، یک عده را محکوم کردند ولی متاسفانه عده ای ناشناس هستند و کسانی که در آن روزها نامشان مطرح بود و در گزارش تحقیق و تفحص مجلس نامشان به عنوان متهم برده شده بود در این لیست نبودند. هنوز برای من مشخص نیست که نتیجه دادگاه به کجا رسیده است.
آیا موافقید که بزرگترین مشکل جنبش سبز نداشتن رسانهای موفق و متمرکز است؟
بله مشکل جدی است. هیچگونه فرصتی داده نمی شود. روزنامه ها همه تعطیل شده اند و معدود روزنامه مستقل هم که هست مدام زیر فشارند و اجازه انتشار هیچ گونه مطلبی را در خصوص جنبش ندارند و تهدید به تعطیلی می شوند. حتی برای چاپ آگهی تسلیت هم مورد عتاب قرار میگ یرند.
شما اصولا نسبت به آقایان موسوی و خاتمی و خانم رهنورد، فعالتر هستید و عکسالعملهای بیشتری نسبت به وقایع نشان میدهید. خیلیها صراحت لهجه شما را بسیار ستایش میکنند. به نظر شما چرا مثلا آقای خاتمی به اندازه شما نسبت به وقایع عکسالعمل نشان نمیدهد؟
این نظر لطف مردم است ولی بنده مدعی نیستم که بیشتر از دیگران فعال هستم.آقای موسوی و خانم رهنورد هم در حد توان شان فعالیت می کنند و آنها هم از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. من احساس می کنم وظیفه ای دارم و در قبال همین وظیفه فعالیت می کنم و از حقوق مردم تا جایی که در توانم باشد دفاع می کنم. این کاری که من انجام می دهم ناچیز است و بیش از این دین به مردم دارم.
آیا میتوانم نظر شما را دربارهی حکم سنگسار در ایران و خصوصا حکم سنگسار خانم سکینه محمدی آشتیانی بپرسم؟. امام در مورد سنگسار فرموده بودند که اجراء نشود و بارها هم این مطلب توسط برخی اعضای شورای عالی قضایی گفته شده است و نمیدانم این سلیقه های که برخی قضات انجام میدهند منشاش کجاست. بنده با این گونه احکام بشدت مخالفم.
سران جنبش سبز چندین مرتبه نشان دادند که در تلاشند تا اهداف و چهارچوبهای جنبش را تبیین کنند، برای مثال منشور جنبش سبز که آقای موسوی مطرح کردند خیلی نقطه شروع خوبی بود اما این حرکت به ظاهر جلو نرفته و ادامه پیدا نکرده است. چرا شرایط دشوار است و فشارها زیاد. اما اهداف جنبش کاملا واضح و روشن است. مردم خواست و هدفشان را می دانند و از منشورخودشان پیروی می کنند. این حاکمیت است که باید به خواست مردم تن دهد.
در روزهای اخیر شاهد این بودهایم که شما بارها گفتهاید که این کارهایی که این نظام دارد با فرزندان خود میکند، نظام شاهنشاهی هم با ایرانیان نکرد. آیا این بدان معنیست که ظلم در نظام فعلی ایران را بیشتر از دوران شاهنشاهی میدانید؟
نخیر،نظام شاهنشاهی یک نظام فاسد بود و وابسته به بیگانه ولی جمهوری اسلامی برآمده ازرای وپشتیبانی مردم میباشد ولی اکنون منحرف شده است.
وتوسط یک جریانی که رای مردم رابه اندازه کافی نداردقوانین زیرپاگذاشته شده است ورفتارهای بامردم وزندانیان صورت میگیردکه دررژیم گذشته به خاطرفشارهای خارجی وافکارعمومی صورت نمی گرفت ماننداین اخباری که اخیراتوسط زندانیان مبنی برفروکردن سرهاشون درتوالت به جهت اعتراف گیری منتشرشده است که به خودمن هم نامه های ارسال شده است. منظور من این بود که اگرچه آنان منحرف بودند اما یکسری ملاحظات را نیز در نظر می گرفتند. چهارچوب هایی رعایت می شد که متاسفانه اینهارعایت نمی کنندوماهم صرفا بدنبال اصلاح جمهوری اسلامی هستیم.
با توجه به تحریمهای شدیدی که وضع شده آیا مردم یا دولت متحمل آسیب میشوند؟
ببینیدازیک طرف عملکرد دولت بزرگترین مشکلات اقتصادی را برای مردم همراه داشته و باعث تورم و رکود اقتصاد کشور شده و در نتیجه خیلی از کارخانجات و طرح های بزرگ اقتصادی مثل عسلویه به خاطر همین مشکلات اقتصادی تعطیل شده اند و دلیل عمده آن رشد بیکاری در کشور است.
از طرف دیگر هم که کشورهای غربی تحریم های اقتصادی را بر ایران اعمال کرده اند که متاسفانه به اعتقاد من تنها نتیجه این تحریم های اقتصادی قدرتمندتر شدن دولت نامشروع کنونی ایران است و مردم ضربه اصلی آن را خواهند خوردو در نهایت این تحریم ها مردم را متضرر خواهد کرد.
و دولتی که از رای مردم برنخاسته را قوی تر می کند و باعث می شود این دولت اهرم دیگری به نام اهرم اقتصادی پیدا کند و به بهانه مقابله با تحریم های اقتصادی مخالفان دولت را سرکوب کند.
فخرالسادات محتشمی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با ارسال جوابیه به سایت تابناک از عملکرد این سایت در انتشار دروغ پردازی های رسانه های دولتی انتقاد کرد.
متن کامل جوابیه ایشان به سایت تابناک به شرح زیر است:
دو روز پیش دوستی مطلبی را برایم ارسال نمود که منبع آن سایت تابناک ذکر شده بود. محتوای مطلبی که با توجه به انتساب این سایت به آقای محسن رضایی که معمولا در عرصه سیاست سعی می کند مشی میانه روی اتخاذ کند و برای ماندن در طریق میانه و اعتدال به طور طبیعی در انتشار مطالب هم باید دقت و ریزبینی بیشتری به کار رود، بسیار تعجب برانگیز بود. با مراجعه به سایت مذکور متوجه شدم که مطلب به نقل از یکی از رسانه های دروغ پرداز دولتی که از بیت المال ارتزاق می کند و تخم کینه و تشتت و افتراق می پراکند، رجانیوز، بوده است. اما این آگاهی چندان تغییری در داوری خواننده نسبت به عدم بی طرفی منبع نقل کننده ایجاد نمی کند.
از آن جا که شواهد و قرائن حاکی از آن است که کمبود سند و مدرک و استدلال برای اثبات داستان تخیلی انقلاب مخملین و در نتیجه ضرورت توجیه سرکوب و بگیروببندهای پس از آن رسانه های دولتی را مکلف به دروغ سازی و حاشیه پردازی های جهت دارکرده است، در این مقال بنای پاسخ به مطالب کذب آن ها را ندارم جز مواردی که به لحاظ حقوقی جای شکایت برای اعاده حقوق شهروندی خود، خانواده و همسرم داشته باشد که با مشاوره حقوقی در زمان لازم اقدام خواهد شد. اما در ارتباط با سایت تابناک که به زعم ما هنوز در جرگه رسانه های مقید به اصول غیراخلاقی و ارزش های غیرشرعی و غیرانسانی قرار نگرفته است، می توان رویه متفاوتی داشت. با توجه به ادعاهای اغواگرانه مطرح شده در گزارش مزبور لازم می دانم نکاتی را جهت تنویر افکار عمومی در قالب سؤال از مسئول محترم سایت، جناب آقای محسن رضایی مطرح کنم:
آقای رضایی حضرتعالی معنای زندان را آن هم در سلول انفرادی که به تعبیر رهبری خود فی نفسه مصداق شکنجه است برای مدیران و خدمتگزاران پاک و صادق نظام و انقلاب و بهترین فرزندان این ملک و ملت توسط مدعیان حفظ نظام و ارزش های آن می دانید؟ و آیا هیچ گونه اطلاعی از شرایط سخت و غیرقابل تحمل فیزیکی، بهداشتی و روانی آن طی ماه ها اسارت دارید؟ آیا به هیچ یک از اسرای آزاده در زمان مرخصی و بیرون بودن از زندان سر زده اید و از نزدیک در جریان شرایط ظالمانه به وجود آمده برای آنان و خانواده هایشان قرار گرفته اید؟ و یا اگر قصد حفظ موقعیت خود را داشته اید لااقل با وکلای آن ها گفتگویی داشته اید تا در جریان محاکمه های غیرعادلانه آنان قرار بگیرید؟ از وضعیت پزشکی اینان تا چد باخبرید؟ آیا گزارش های پزشکان متخصص و حتی سازمان پزشکی قانونی را مطالعه کرده اید یا شما هم برای زندانیان سیاسی هیچ حقوق انسانی متصور نیستید و معتقید هرکس با ما نیست برماست و سرنوشت محتومش نابودی آن هم در نهایت ذلت و خواری است؟؟؟
بنا ندارم به تک تک ادعاهای غیرمنصفانه گزارشکر مطلب رجانیوز بپردازم و هریک از عزیزان نامبرده در آن و خانواده هایشان می توانند در صورت صلاحدید پاسخگو باشند اما به واقع شرایط سخت زندان که حتی برای مجرمین واقعی منطقی و قابل قبول نیست به زعم شما ایجاد کننده مشکلات بهداشتی و یا تشدید کننده مشکلات پزشکی و بیماری های زندانیان نیست؟ در این نوشتار و نوشتارهای این چنینی قرار است چه چیز اثبات شود؟ شرایط بهداشتی عالی؟ تغذیه مناسب؟ شرایط روحی و روانی ممتاز؟ دسترسی آسان به پزشک و امکانات بهداشتی لازم؟
کاش حداقل ازادی و امکان بازدید هیأت های بی طرف از زندان های رسمی و غیررسمی جمهوری اسلامی ممکن بود تا جامعه پزشکی کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شورای شهر، کانون ها و انجمن های مدافع حقوق شهروندی و حقوق زندانیان سیاسی و نمایندگان وکلا و خانواده های زندانیان سیاسی، نمایندگان مطبوعات و رسانه های مستقل و آزاد و معدود احزاب و رسانه های اصلاح طلب بتوانند شرایط نگهداری انسان های آزاده و مؤمن به آزادی و استقلال کشورشان را که صرفا به دلیل منتقد و معترض بودن دربند ستم به سر می برند از نزدیک مشاهده کنند و به جهانیان با افتخار بگویند که اگر نظام قضائی ما عادلانه نیست و علیرغم ادعاها، برخی شخصیت ها مصونیت قضائی دارند و به شکایت ها علیه ایشان رسیدگی نمی شود و در آن نظام بعضی برابرتر هستند و نورچشمی هستند و قرار نیست هیچ گونه اعترافی در شرایط غیرانسانی از کسی در موردشان گرفته شود بلکه مخالفین و شکاتشان تنبیه می شوند تا برای همیشه تصور برابری در محکمه اسلامی به فراموشی سپرده شود و سیره نبوی و علوی در این حوزه داستانی تخیلی فرض شود، اما لااقل حقوق اولیه زندانی به رسمیت شناخته می شود و رفتارها با آنان محترمانه است و جان و روان آنان طبق احکام اسلامی عزیز و محترم داشته می شود. تحقیر و توهین نمی شوند و با امکانات حداقلی سلامتشان به مخاطره نمی افتد. نه این که برای نمونه بهداشت دهانشان و بهداشت پوستشان و دیگر اندام و اعضائشان به ورطه خطر بیفتد و در صورت کمبود کادر بهداشتی درمانگاه از پزشکان داوطلب زندانی هم استفاده نکنند.
و اما در مورد همسرآزاده قهرمانم سید مصطفی تاجزاده:
ایشان فعلا بنا ندارد درباره اقدامات غیرقانونی سردار مشفق و همکارانش در طول بازداشت غیرقانونی خود در 118 روز انفرادی، نحوه بازجویی ها به ویژه در یک ماه اول و قبل از علنی شدن فاجعه کهریزک، محتوای بازجویی ها، علت گردن دردهای شدید در دوران بازجویی ها، وضعیت تغذیه در 72 روز اول بازداشت، وسایل غیراستاندارد خواب به رغم دیسک کمر 25 ساله و نقش مقامات نظامی و امنیتی در تشکیل دادگاه ها و احکام صادره منتج آن سخنی بگوید. آن چه برای او مهم است رسیدگی به شکایت از آقای جنتی است که در صورت محقق شدن آن، مسئله تخلف و تقلب در انتخابات برای همیشه حل خواهد شد. همانگونه که مستحضرید ایشان اخیرا به همراه دیگر بازداشت شدگان غیرقانونی توسط سپاه پاسداران، از سردار مشفق و همکاران کودتاگرش شکایت کرده است که قصد پیگیری آن را تا حصول نتیجه دارند. اما تنها برای این که کذب بودن مطالب رجانیوز روشن شود، اعلام می کنم آقای تاجزاده پس از عارضه کمردرد شدیدی که تاب و توان و خواب از ایشان گرفته و زندگی عادی شان را مختل کرده بود، با مراجعه به پزشکان متخصص و متعهد(آقایان اساتید و اطباء ارجمند و افتخار جامعه پزشکی کشور نوربخش، شیرانی، صادقی، طباطبایی، قدسی و صادقی) در فاصله 20 فروردین ماه تا 5 اردیبهشت، به تشخیص آنان گردن نهاده نهایتا در روز پنجم اردیبهشت به رغم احضارش به زندان در بیمارستان بستری و بیش از سه ساعت زیرتیغ جراحی قرار گرفت. تجویز حداقل دو ماه استراحت مطلق را رعایت نمود و کلیه گزارش پزشکی و مدارک و اسناد مربوطه را در اختیار قاضی پرونده قرار داد که قطعا بازجوها نیز در جریان آن هستند و حتی به درخواست قاضی به پزشکی قانونی نیز مراجعه نموده و پرونده در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفت و پزشکانشان برای اطمینان خاطر مجددا رادیوگرافی از ناحیه جراحی شده کرده ضمیمه پرونده نمودند. همه عزیزانی که طی این دوران بویژه در روزهای اولیه پس از عمل جراحی ، طبق سنت اسلامی بزرگوارانه وقت خود را به عیادت ایشان اختصاص دادند، از جمله عزیزانی که اقتدارگرایان خشونت طلب از شدت حقد و کینه چشم دیدنشان را و تحمل افزایش محبوبیتشان را نزد مردم ندارند، ونیز کادر پزشکی بیمارستان، شاهد ضعف مفرط و کندی روند بهبود و طولانی بودن دوره نقاهت ایشان بوده اند. لازم می دانم یادآوری کنم آقای تاجزاده علیرغم مشکلات جسمی و درد و بیماری درخواست مرخصی نداده اند و پس از 270 روز حبس در سلول های انفرادی و چند نفره به تشخیص آقایان به مرخصی آمدند.
در خاتمه بار دیگر آقای محسن رضایی را متوجه اهمیت مشکلات بهداشتی عزیزان دربند می کنم و حالا که خواسته یا ناخواسته در معرض اطلاعات نادرست قرار گرفته اند به ایشان توصیه می کنم از جانب خودشان و یا برادر ارجمندشان که پزشک و نماینده مجلس هستند ( و در آغازین روزهای سخت و هول انگیز بی خبری دست به دامان ایشان هم شدیم تا از پشت دیوارهای بلند ستمکده اوین و دو الف خبری برای ما بیاورند و نمی دانم چه اقدامی کردند) و یا هرشخص یا نهادی که مورد توافق آقایان مسئولین دولتی قرار گیرد، موضوع بهداشت زندانیان را که لزوما در کوتاه مدت مخاطراتش بروز نمی کند مورد توجه و رسیدگی قرار دهند و گزارش آن را منتشر کنند. هرچند بازدیدهای کوتاه و عدم امکان گفتگو با زندانیان در محیطی آزاد و بدون کنترل نمی تواند معرفت لازم را از شرایط واقعی زندان بدهد.
باشد که این گونه اقدامات حسن سابقه ای باشد برای آقایان در روزی که انشاء الله به مدد خواست عمومی مردم و جنبش سبز، اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد محقق شود.
منبع: نوروز
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن( شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستاران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه سهمی هرچند کوچک برداشته باشد .
یادگار امام راحل درمقدمه این نوشتار نوشته است : نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم..
بخش نخست این سلسله نوشتار که با عنوان" دلیل راه" به شرح زیر است :
***
بسمه تعالی
ایام ماه مبارک رمضان، بهانه ای است تا بیشتر از خرمن اندیشه اسلامی خوشه چین شویم. بزرگان و علمای دین، و به پیروی از ایشان همه دلبستگان معارف اسلامی، هر یک به اندازه توان خویش، این ایام و لیالی را زمینه ای ساخته اند تا با استمداد از فضای ملکوتی آن، هم دل خویش را از غبار سالانه بشویند و هم آبی زلال از سرچشمه معارف الهی بر دل های جامعه خویش روان سازند.
چنانکه از رسول مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است: «إنّ لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها» در روزگار زندگانی شما، از جانب خداوند گاه نسیمی می وزد، بیدار باشید و خود را در آن داخل کنید. (الامالی، شیخ مفید، ص206)
و چنین است که وقتی ماه مبارک رمضان، بیش از هر زمان دیگر، نسیم خُلد در جامعه می وزد و بیش از هر وقت دیگر احتمال آن می رود که عطری از جانب عرش برین در جان خسته ما بوزد، باید هشیار بود و تن را از آسایش فارغ کرده و روی به نور معرفت کردگار گرداند.
نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم. هدف از این تقریر ـ إن شاء الله ـ آن باشد که سهمی از دعای دوستان و مؤمنان حاصل آید و دعای گوشه گیران، این روز ها مرا نیز دریابد که بتوانم دُرّ توفیق را دریابم و لطف خداوندی را مگر از انفاس ایشان به ارمغان گیرم.
طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری
دعای گوشه نشینان، بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری
***
«کشف الاسرار و عدة الابرار» نام تفسیری است که در ده جلد با تحقیقات علی اصغر حکمت در سال 1331 هجری شمسی منتشر شده است. این کتاب که برخی به اشتباه آن را به سعدالدین تفتازانی نسبت داده اند(1) ، از زمره اولین تفسیرهای عرفانی موجود از قرآن است که توسط رشید الدین ابی الفضل بن ابی سعید احمد بن محمد بن محمود میبدی در سال 520 هجری قمری به رشته تحریر درآمده است .(2) این کتاب گویا بر اساس «تفسیر الهروی» نوشته پیر هرات خواجه عبدالله انصاری (که متأسفانه در دسترس نیست) نگاشته شده و ارشادات بسیاری به نکات پیر هرات دارد، تا آن جا که برخی آن را شرح و تفصیل تفسیر خواجه عبدالله انصاری دانسته اند. (المفسرون، ایازی، ص589)
میبدی که از مؤلفان نیمه اول قرن ششم هجری قمری است، به جهت رواج فضل در خانواده اش، مقدمات علوم را نزد خاندان خویش فرا گرفت و به سبب ذوق آموختنِ بیشتر، رهسپار هرات گردید که در آن روزگار از رونق علمی و دینی وسیعی بهره مند بود و همان جا بود که در محضر عارف بزرگ و پیر طریقت خواجه عبدالله انصاری حاضر شده و تألیف کتاب خویش را در شرح تفسیر استاد خود در اوایل سال 520 هجری قمری آغاز نمود.
مشی میبدی در این کتاب چنان است که ابتدا آیه را ترجمه می کند و این مرحله را نوبت اول می نامد. سپس به ذکر قرائت های مختلف، شأن نزول ها و احکام شرعی آن آیه می پردازد. وی این مرحله را نوبت دوم نام می نهد و در نوبت سوم به اشارات و رموز عرفانی اشاره می کند. در این نوبت میبدی بسیار از سخنان پیر طریقت که همان خواجه عبدالله انصاری است یاد می کند. نکته مهم در نگاه عارفانه وی، دوری جستن از تأویلات صوفیانه ای است که از ظاهر قرآن فاصله دارد.
این نوشتار، ضمن آن که به ظرائف سخن میبدی می پردازد، به حکم آن که «اهل البیت أدری بما فی البیت» از دریای بی کران معارف اهل بیت عصمت(ع) بهره می برد و با تمسک به حبل المتین سعادت، مطلب را به شمیم پرفیض کلمات ائمه اطهار علیهم السلام دل نشین تر می سازد. و برای آن که خوانندگان با نوشته های مفسرین دیگر نیز آشنا شوند، از آن چه در تفسیرهای دیگر نیز بیان گردیده است، یاد می کند. چنانکه به پاس زحمات مترجمین قرآن، از ترجمه های گوناگون کتاب خداوند سخن به میان آورده و از خرمن اندیشه اسلامی به مناسبت هر بحث استفاده می برد.
خداوند سبحان در سوره بقره آیات 183 تا 187، درباره روزه ماه مبارک رمضان می فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾ أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۸۴﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۱۸۵﴾ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ ﴿۱۸۶﴾ أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾
آیت الله العظمی مکارم شیرازی این آیات را چنین معنی کرده اند: «ای افرادی که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید. چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آن ها طاقت فرساست، (همچون بیماران مزمن و پیران) لازم است کفّاره بدهند، مسکینی را اطعام کنند. و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است. و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!. (روزه در چند روز معدود) ماه رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر این که شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید. و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو) من نزدیکم! دعای دعاکننده گان را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! . پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!.
پی نوشت :
1- کشف الظنون، حاجی خلیفه، ص317 به نقل از علی اصغر حکمت بر کشف الاسرار
2- پیش از آن، تفسیر لطائف الاشارات معروف به تفسیر قشیری، در سال 425 هجری قمری سامان یافته است و آن نیز تفسیری عرفانی به حساب می آید.
* بخش دوم روز شنبه منتشر میشود.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای خطاب به صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه از وی درخواست کرده است دیوان عالی کشور را را مامور رسیدگی به کودتای انتخاباتی سال گذشته که سردار مشفق نیز بر آن صحه گذاشته است بنماید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی
رئیس محترم قوّه قضائّیه
با سلام و احترام
انتشار گسترده نوار سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله، پرده از کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برداشت و صحّت ادّعای رهبران جنبش سبز را در مورد مهندسی این انتخابات به اثبات رساند.
این فرد که بی پروا ، مست از قدرت و جاهلانه از سازماندهی کودتا صحبت می کند صریحا به ارتکاب اعمالی اعتراف می کند که در همه مکاتب سیاسی جهان نامی جز کودتا نمی توان بر آن نهاد.
وی ضمن اعتراف به برنامه ریزی گسترده در ستاد کودتا که جا به جا با اصطلاح "ما " از آن یاد می کند چگونگی اقدامات این ستاد را برای پیروزی بدون قید و شرط و به هر قیمت آقای احمدی نژاد به عنوان نامزد رهبری تشریح می کند و با توضیح اقدامات فرقه خود برای از میدان به در کردن همه، حتی نامزدهای جناح راست، به خوبی نشان می دهد که این ستاد از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده بوده است ، و جالب تر آنکه رسما به فعّالیّت ضدّ قانونی خود و دوستانش در انتخابات مجلس هشتم نیز اعتراف می کند.همه این اظهارات مشخص می کند که جریانی انحرافی از سالها قبل در درون حساس ترین نهادهای کشور شکل گرفته است که هدفی جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد. عمق فاجعه و اوج انحراف این فرقه نظامی-امنیتی آنجا روشن می شود که جز مقام رهبری هیچکس و هیچ جریانی در جمهوری اسلامی از هر جناحی و حتی شخص امام راحل از هتاکی،دروغ زنی و افترائات این فرقه در امان نمانده است.
این سردار سپاه به صراحت و با افتخار چگونگی سوء استفاده از همه مقدّسات و لگد مال کردن قانون را توضیح می دهد و انجام همه این جرائم را برای تحقق خواست بزرگان و با رضایت و اطلاع آنها اعلام می کند.
اینک قوه قضائیه در آزمونی بزرگ و فیصله بخش قرار گرفته است. یا شجاعانه با این انحراف بزرگ برخورد می کند و جمهوری اسلامی را نجات می دهد و یا خدای ناکرده با اهمال و تحت فشار قدرت حاکم در سقوط همه آرمانهایی که ملت برای آن خون دادند شریک جرم کودتاگران می شود.
آقای لاریجانی!
در برخورد با این انحراف، یک قوه قضاییه مستقل و عدل گستر و خداترس چه باید بکند؟
جبهه مشارکت ایران اسلامی از شما در خواست اقدامات زیر را دارد:
1- اینک که معلوم شده است فردی که به نام رئیس جمهور معرفی شده است در یک فرایند کودتا (و نه فقط تقلب) به این جایگاه رسیده است و هیچ مشروعیّت قانونی و شرعی ندارد. بر شما است تا با احاله موضوع به دیوان عالی کشور، خواستار رسیدگی به این امر شوید.جا دارد همین جا از برادر محترم شما ، رئیس قوه مقننه هم بخواهیم به وظیفه قانونی خود در بررسی صلاحیت این فرد اهتمام کنند.هرچند با این اعتراف بی نقص و شرح دقیق کودتا از زبان کودتا گران خود به خود عزل است.
2- اینک که یکی از افراد کودتا رسما و علنا خود را معرفی کرده است، بر قوّه قضائیّه است تا با شناسایی همه اعضای ستاد کودتا دست اندر کاران این افتضاح تاریخی را به دست قانون بسپارد.
3- در سخنان این فرد، چگونگی همکاری بخشی از دست اندرکاران قوه قضائیه روشن است. لازم است مشارکت در جرم همه این افرادِ شناخته شده بررسی شود و آنان برای این منظور از سمتهای قضایی تعلیق و به دادسرای انتظامی قضات معرّفی شوند.
4- از آنجا که صریحا اعتراف می شود که همه اقدامات قضایی پس از انتخابات مانند دستگیری ها، بازجوئی ها ، محاکمات و احتمالا صدور احکام در یک سناریوی از قبل طراحی شده به اجرا در آمده است، طبعا هیچیک از این احکام حجیّت نداشته و از درجه اعتبار ساقط است. بر شما است تا با توقف اجرای این احکام سریعا دستور ازادی همه اسیران در بند را صادر کنید.
5- با این اعترافات روشن است تمام الزامات و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در طول یک سال گذشته به اجرا در آمده است، اقدامات مجرمانه این فرقه بوده است و باید لغو شوند. از جمله آن اقدامات، منع غیر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها، توقیف وتعطیلی مطبوعات و تحدید بی سابقه آنها، تعلیق تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها،تعطیلی اجتماعات (حتی مراسم عروسی و عزا) و در یک کلمه محو همه آزادیهای مدنی مصرح در قانون اساسی و قوانین موضوعه هستند که باید متوقف و بلا اثر شوند.
6- با نهایت تعجب، شاکیان سردار مشفق تحت فشار عجیب نیروهای ستاد فوق الذکر قرار گرفته اند و تهدید به انواع برخوردها می شوند. این نشان می دهد که قوه قضائیه در برابر این کودتاگران، مرعوب و دست بسته است و این امر با آن همه ادعای استقلال تنافی دارد. مردم ایران در انتظار هستند تا یکبار دیگر این ادعا را در بوته آزمایش قرار دهند.
آقای لاریجانی،
باور کنید اگر این ریشه خشک نشود هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد ، و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد.تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید.
اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه
جبهه مشارکت ایران اسلامی
22/5/89
رونوشت:
آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس محترم مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام
جناب آقای دکتر علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
در پی ارسال نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اخیر برای معظم له، حضرت آیت الله سیدعلی محمد دستغیب جوابیه ای مرقوم فرمودند که در زیر می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اندازه خود از شما عذر خواهی می کنم که نمی توانم به دادخواهی و تظلّم شما رسیدگی کنم؛ امّا با امید به خدای بزرگ و کمک چهارده معصوم(علیهم السلام) و اولیاء گرامش بشارت می دهم که روشنایی نزدیک است؛ که خداوند می فرماید: «ساعت نزدیک است». و هیئت حاکمه را به این معنی گوشزد می کنم که احتمال بدهید این راهی که می روید اشتباه است؛ شما ادّعا می کنید که به قرآن و سنّت و قیامت اعتقاد دارید و خود را بهترین می دانید؛ در عین حال احتمال اشتباه هست؛ و برای یک دفعه هم که شده با چند نفر از علماء و مراجع در یک نشست دوستانه و بدون خوف و بدون قوای نظامی و انتظامی و اطلاعات آنچه را که واقع است بگویید؛ از وضع فتنه گران - به قول شما - و علت پیش آمدها و دستگیریها و زندانها و قضاوتها با توجیهات که لابد برای حفظ نظام است بگویید؛ و جواب صریح آنها را با اطمینان آنها که مورد حمله بسیجیها و یا به قولی لباس شخصی ها قرار نمی گیرند؛ آن گاه ببینید که نظر واقعی اسلام یعنی قرآن و سنّت چیست.
بالاخره این وضع می گذرد و شما هم همیشه نیستید امّا اعمال شما در نزد خداوند و تاریخ ثبت می شود. حیف است که با این همه شهدا و جانبازان از پیش از انقلاب و پس از آن و استقبال مردم خوب این وضع بوجود آید. اگر می گویید مقصّر تو و امثال تو هستید؛ من و امثال من که نه نیرویی در پشت سر داریم و نه زندانی و تشکیلاتی؛ و اگر می گویید که مردم را تهییج می کنید که آن هم واقعیت ندارد که جز نصیحت و خیرخواهی نبوده و نیست.
سیدعلی محمد دستغیب
18 / 5 / 89
امروز: بعداز ظهر دیروز و در آستانه حلول ماه مبارک رمضان، محسن صفایی فراهانی که از شش ماه قبل در مرخصی به سر می برد، به دنبال احضار صورت گرفته راهی زندان شد.
بدنبال مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد پیگیری شکایت هفت تن از فعالان سیاسی از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواسته بودند تا خود را به زندان اوین معرفی کند.
وی در میان بدرقه دوستان و خانواده راهی اوین شد.
امروز: مهدی کروبی در گفتگوی با گاردین که امروز صبح منتشرشد، ابراز داشت اگر فرد خاصی به عنوان رهبر این جنبش مطرح بود تاکنون یا حذف شده بود و یا در زندان بود. این امتیاز بارز جنبش است که در میان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همین دلیل تداوم این راه است. اختلافی در میان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام میگیرد
متن این گفت وگو به نقل از سحام نیوز در پی می آید:
۱- با گذشت بیش از یکسال از آغاز جنبش سبز، شما به عنوان یکی از اصلیترین رهبران این جنبش، وضعیت هماکنون جنبش سبز را چگونه ارزیابی میکنید؟ بعضی از منتقدان و تحلیلگران خارج از کشور به این خاطر که شاهد تظاهرات خیابانی نیستند، گمان میکنند که جنش سبز شکست خورده است. پاسخ شما به این گمان چیست؟
من یک عضوی از این مردم هستم. از دو زاویه به این مسئله باید پرداخته شود. اول آنچه مسلم است این جنبش مردمی مانند روزهای نخستین نیست که بیایند در خیابان ها و اعتراض کنند و درگیر شوند. چون رژیم و دولت سخت ترین شرایط را برای مردم بوجود آورده است و مقدور مردم نیست که به خیابان ها بیایند و توصیه هم به مردم شده است که در خیابان ها حضور نیابند چون متاسفانه حکومت با بدترین شیوه به مردم حمله میکند و این باعث ایجاد تلفات میشود. از طرف دیگر به نظر بنده جنبش دیگر ضروریتی به حضور در خیابان ها ندارد زیرا خواست و نظر این جنبش هم برای حکومت و هم برای تمام مردم دنیا واضح و روشن شده است. اما جنبش کاملا وجود دارد و تحرک دارد و از هر فرصتی برای حضور استفاده میکند. مدام و مستمر با امکانات و فضای مجازی که در اختیار این جنبش هست با جلساتی که تشکیل میدهند. بدلیل برخورد های تند جریان حاکم این جنبش حتی عمیقتر هم شده است.همکنون شاهد هستیم که مدام جراید حکومتی بر علیه این جنبش می نویسند و هنوز دستگیری ها ادامه دارد و دادگاه ها هم همچنان رفتارهای خود را با این متهمان ادامه میدهند. حکومت حتی از یک مراسم ترحیم که برای یک نماینده سابق مجلس برگزار گردد میترسد و این نشان دهنده زنده بودن این جنبش است.
۲- آیا مشروعیت نظام را زیر سئوال میدانید؟ آیا به نظر شما جنبش سبز همچنان بهدنبال رای خود است یا تمنیات جنبش سبز تغییر کرده است؟ چه اهداف و خواستههایی را برای جنبش سبز مشخص میکنید؟ آیا در یکسال گذشته هیچ دچار یاس و ناامیدی شدهاید؟
نظام به معنای جمهوری اسلامی را زیر سوال نمیبریم. جنبش نشانه خواست رای مردم است و ثمره تقلب در انتخابات همین جنبش است. تقلبی که در دوره های گذشته هم وجود داشته است. جنبش متشکل از افراد با سلایق و افکار و دیدگاه های گوناگون است ولی آنچه که ما مدنظر داریم و بدنبال آن هستیم، انتخابات آزاد،اجرای کامل قانون اساسی، آزادی مطبوعات و مسائلی از این دست هستیم. شاید برخی به دنبال تغییر نظام باشند ولی بنده بدنبال اصلاحات هستم و نه انقلاب و دگرگونی نظام. در این یکسال حرکت ما رو به جلو و مثبت بوده است و به پیروزی مردم هم اطمینان دارم و هیچگاه دچار یاس و تردید برای احقاق حقوق مردم نشده ام.
۳- برای تحقق پیروزی جنبش سبز حاضرید که چه هزینهای پرداخت کنید؟ آیا از دستگیر شدن نمیترسید؟ آیا هماکنون نگران سلامتی جسمی خود و خانواده خود هستید؟
هیچگاه ناراحتی،یاس و تردید در من بوجود نیامده است. مردم کاملا پشتیبانند و خواسته ای دارند. من و خانواده ام، خود را برای هر حادثه ای آماده کرده ایم و از هیچ چیز ترس و ابایی نداریم. همانطور که تاکنون طی این یکسال مسائل بسیاری را برای من و خانواده ام بوجود آوردند. حتی در ۲۲بهمن سال قبل خودم موردحمله قرار گرفتم و فرزندم علی را دستگیر و به بدترین شکل ممکن مورد شکنجه و آزار قرار دادند. در قزوین به سمت خودروی من تیراندازی کردند و بعد از آن نیز به منزل من حمله کردند و خساراتی را به ساختمان وارد کردند.روزنامه راتوقیف ودفترم راپلمپ کردندو این فشارها هنوز هم ادامه دارد ولی همه ی این مسائل نمیتواند جلوی حرکت و خواست برحق ما را بگیرد.
۴- بعضی از منتقدان بر این باورند که رهبری واحدی در جنبش سبز وجود ندارد. نظر شما در پاسخ به این انتقاد چیست؟ رابطهی خودتان را با آقایان موسوی و خاتمی چطور میبینید؟
درست است که رهبری واحدی در این جنبش مردمی وجود ندارد ، اما خواست واحدی میان اکثریت مردم وجود دارد و آن حقوق مدنی و انتخابات آزاد است. اگر فرد خاصی به عنوان رهبر این جنبش مطرح بود تاکنون یا حذف شده بود و یا در زندان بود. این امتیاز بارز جنبش است که در میان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همین دلیل تداوم این راه است. اختلافی در میان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام میگیرد و جلسات منظمی را باهم برگزار میکنیم وبیانیه های مشترک صادرمی کنیم
۵- بسیاری از فعالان شجاعت شما را در مطرح ساختن مسئلهی تجاوز در زندانها ستایش میکنند. آیا همچنان ماجرای زندانیان و شکنجهدیدگان و کشتهشدگان را دنبال میکنید؟ نظر شما دربارهی دادگاهی که اخیرا دربارهی متهمان پرونده کهریزک برگزار شد، چیست؟
درمورد کهریزک بنده تحقیقات کردیم و افرادی آمدند و مدعی بودند و من پیگیری خودم رو انجام دادم که خوشبختانه تا حدودی در وضع زندان ها بهبودی بوجود آمد و کهریزک بسته شد. فضای همکنون زندان ها با فضای وحشتناک و خشن روزهای نخستین تا حدودی متفاوت شده است. با همه این احوال هنوز شرایط زندان ها مطلوب نیست. اما در مورد متهمان کهریزک، یک عده را محکوم کردند ولی متاسفانه عده ای ناشناس هستند و کسانی که در آن روزها نامشان مطرح بود و در گزارش تحقیق و تفحص مجلس نامشان به عنوان متهم برده شده بود در این لیست نبودند. هنوز برای من مشخص نیست که نتیجه دادگاه به کجا رسیده است.
۶- آیا موافقید که بزرگترین مشکل جنبش سبز نداشتن رسانهای موفق و متمرکز است؟
بله مشکل جدی است. هیچگونه فرصتی داده نمی شود. روزنامه ها همه تعطیل شده اند و معدود روزنامه مستقل هم که هست مدام زیر فشارند و اجازه انتشار هیچ گونه مطلبی را در خصوص جنبش ندارند و تهدید به تعطیلی می شوند. حتی برای چاپ آگهی تسلیت هم مورد عتاب قرار میگیرند.
۷- شما اصولا نسبت به آقایان موسوی و خاتمی و خانم رهنورد، فعالتر هستید و عکسالعملهای بیشتری نسبت به وقایع نشان میدهید. خیلیها صراحت لهجه شما را بسیار ستایش میکنند. به نظر شما چرا مثلا آقای خاتمی به اندازه شما نسبت به وقایع عکسالعمل نشان نمیدهد؟
این نظر لطف مردم است ولی بنده مدعی نیستم که بیشتر از دیگران فعال هستم.آقای موسوی و خانم رهنورد هم در حد توان شان فعالیت می کنند و آنها هم از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. من احساس میکنم وظیفه ای دارم و در قبال همین وظیفه فعالیت میکنم و از حقوق مردم تا جایی که در توانم باشد دفاع میکنم. این کاری که من انجام میدهم ناچیز است و بیش از این دین به مردم دارم.
۸- آیا میتوانم نظر شما را دربارهی حکم سنگسار در ایران و خصوصا حکم سنگسار خانم سکینه محمدی آشتیانی بپرسم؟
امام در مورد سنگسار فرموده بودند که اجراء نشود و بارها هم این مطلب توسط برخی اعضای شورای عالی قضایی گفته شده است و نمیدانم این سلیقه های که برخی قضات انجام میدهند منشاش کجاست. بنده با این گونه احکام بشدت مخالفم.
۹- سران جنبش سبز چندین مرتبه نشان دادند که در تلاشند تا اهداف و چهارچوبهای جنبش را تبیین کنند، برای مثال منشور جنبش سبز که آقای موسوی مطرح کردند خیلی نقطه شروع خوبی بود اما این حرکت به ظاهر جلو نرفته و ادامه پیدا نکرده است. چرا؟
شرایط دشوار است و فشارها زیاد. اما اهداف جنبش کاملا واضح و روشن است. مردم خواست و هدفشان را میدانند و از منشورخودشان پیروی می کنند. این حاکمیت است که باید به خواست مردم تن دهد.
۱۰- در روزهای اخیر شاهد این بودهایم که شما بارها گفتهاید که این کارهایی که این نظام دارد با فرزندان خود میکند، نظام شاهنشاهی هم با ایرانیان نکرد. آیا این بدان معنیست که ظلم در نظام فعلی ایران را بیشتر از دوران شاهنشاهی میدانید؟
نخیر. نظام شاهنشاهی یک نظام فاسد بود و وابسته به بیگانه ولی جمهوری اسلامی برامده از رأی و پشتیبانی مردم میباشد ولی اکنون منحرف شده است و توسط یک جریانی که رای مردم را به اندازه کافی ندارد قوانین زیر پا گذاشته شده است و رفتارهایی با مردم و زندانیان صورت میگیرد که در رژیم گذشته به خاطرفشارهای خارجی و افکارعمومی صورت نمی گرفت. مانند این اخباری که اخیرا توسط زندانیان مبنی بر فروکردن سرهاشون در توالت به جهت اعتراف گیری منتشرشده است که به خود من هم نامه هایی ارسال شده است. منظور من این بود که اگر چه آنان منحرف بودند اما یکسری ملاحظات را نیز در نظر می گرفتند. چهارچوب هایی رعایت می شد که متاسفانه اینها رعایت نمیکنند و ما هم صرفا بدنبال اصلاح جمهوری اسلامی هستیم.
۱۱-با توجه به تحریمهای شدیدی که وضع شده آیا مردم یا دولت متحمل آسیب میشوند؟
ببینید از یک طرف عملکرد دولت بزرگترین مشکلات اقتصادی را برای مردم همراه داشته و باعث تورم و رکود اقتصاد کشور شده و در نتیجه خیلی از کارخانجات و طرح های بزرگ اقتصادی مثل عسلویه به خاطر همین مشکلات اقتصادی تعطیل شده اند و دلیل عمده آن رشد بیکاری در کشور است.
از طرف دیگر هم که کشورهای غربی تحریم های اقتصادی را بر ایران اعمال کرده اند که متاسفانه به اعتقاد من تنها نتیجه این تحریم های اقتصادی قدرتمندتر شدن دولت نامشروع کنونی ایران است و مردم ضربه اصلی آن را خواهند خورد و در نهایت این تحریم ها مردم را متضرر خواهد کرد.
و دولتی که از رای مردم برنخاسته را قوی تر می کند و باعث می شود این دولت اهرم دیگری به نام اهرم اقتصادی پیدا کند و به بهانه مقابله با تحریم های اقتصادی مخالفان دولت را سرکوب کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر