-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

Posts from Khodnevis for 08/13/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



فواید ماه رمضان برای احمدی‌نژاد و بقیه
 


مشايي چه در سر دارد؟

پس از اینکه مشایی مکتب ایرانی را در برابر مکتب اسلامی قرار داد دو دسته موضع گیری رخ داد. دسته اول کلام مشایی را شرک دانستند در این دسته کسانی مانند مصباح یزدی، احمد خاتمی و فیروزآبادی جای می‌گیرند که مشایی را مشرک و فتنه‌گر و افسارگسیخته نامیده‌اند البته پیشتر کسانی مانند داوود احمدی نژاد مشایی را جاسوس نیز خوانده بودند. اما دسته دوم کسانی هستند که تمام سخنان مشایی را عوام فریبانه می‌دانند اغلب این دسته را سبزها و اصلاح طلبان تشکیل می‌دهند اینان متفق‌القولند که مشایی یک پوپولیست تمام عیار است.

اما آنچه قابل اندیشیدن است اعلام استقلال محمود احمدی‌نژاد است اگر چندی پیش شاهد اعلام استقلال احمدی نژاد با اما و اگر بودیم اینبار محمود می‌خواهد فریاد زند که از راست سنتی عبور کرده است چرخش اینبار از اسلامیت به ایرانیت است، نشان راست‌ها پایبندی به اصول است اما محمود در گریبان دستی کرده و نشان ایرانی ارمغان آورده تا یک‌سر راستی خود را منکر شود. اگر این روند ادامه یابد در آینده نزدیک شاهد موضع گیری صریح‌تری از اصولگرایان خواهیم بود که ارمغان مهمی برای مشایی خواهد داشت: «او را مابین طبقه متوسط زنده خواهد کرد» و از آن گذشته دور نیست که مشایی درهای ایران را باز کند و آمریکا را نه چون دشمن که چون یار گرمابه در آغوش گیرد. مگر نه اینکه دولت احمدی می‌خواهد اعلام استقلال کند پس نیاز به تعاریف جدیدی در روابط بین‌الملل دارد که در این تعاریف باید نشان دهد اختلاف اصول گرایان دخلی به این نوباوگان ندارد....

اصولگرایان چون اصلاح‌طلبان شاهد ماجرا باقی نخواهند ماند آنان بخش بزرگی از قدرت هستند و کلام اخیر مشایی را برچیدن بنیادگرایی قلمداد خواهند کرد نقد آنان به مشایی نقد عوام فریبی صرف نیست آنان اعتقاد خود را نیز خدشه‌دار می‌بینند. کلام مشایی آغاز یک راه است راهی پرفراز و نشیب که در آن یک گروه تازه متولد شده قصد دارد استقلال خود را اعلام کند و چون این گروه پشتوانه اصول‌گرایی دارد از صبر اصولگرایان چنین دم فروبستنی خارج است آینده نشان خواهد داد که چنین استقلالی بدون قربانی و هزینه امکان پذیر نیست....


 


ایران، محل نقض حقوق بهائی‌ها؛ پیش و پس از مرگ

بعد از انتشار حکم ۱۴۰ سال زندان برای هفت نفر از مدیران سابق جامعه بهائیان ایران، این سوال نزد بسیاری از فعالان اجتماعی و فعالان سیاسی مستقل که دغدغه دفاع از حقوق برابر همه ایرانیان را دارند ایجاد شده که چگونه می‌توان به این محکومان و نیز افراد جامعه بهایی کمک کرد.

 

اعتقادات این جامعه در جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و روند برخورد و سرکوب بهائیان در طول ۳۲ سال گذشته کم و بیش جریان داشته است. در سال‌های اول انقلاب تعدادی از بهائیان شناخته شده با حکم دادگاه‌های انقلاب اعدام شدند. در شیراز نیز تعدادی از مدرسین بهایی در سال‌های اول دهه ۶۰ به دار آویخته شدند. از جمله مونا محمودنژاد، که از خادمان پرورشگاه بود و از کودکان یتیم‌خانه مراقبت می‌کرد.


بهائیان از حق ادامه تحصیل  در دانشگاه یا محروم بوده‌اند، و یا بعد از شناسایی اخراج شده‌اند..

 

همچنین در ماه‌های اخیر منازل تعدادی از بهائیان در روستای ایول مازندران تخریب شد. در سال‌های اخیر تعدادی از گورستان‌های بهائیان را با خاک یکسان کرده‌اند.

 

فرهاد ثابتان سخنگوی جامعه بین المللی بهائیان در گفتگو با خودنویس گفت که بهائیان حتی بعد از مرگ با مشکلات زیادی روبرو هستند و امکان دفن درگذشتگان بهایی  به راحتی میسر نیست، چرا که کمتر جایی حتی مکان‌های نامناسب بدون آب و علف را برای تدفین به مردگان این جامعه اختصاص می‌یابد. به گفته ثابتان، خانواده‌های بهایی گاه مجبورند درگذشتگان خود را تا زمان پیدا شدن محل مناسبی برای دفن، در پشت کامیون منجمد نگاه دارند.

 

ثابتان در ارتباط با حکم صادر شده علیه مدیران سابق جامعه بهاییان ایران می‌گوید که امیدوار است دادگاه تجدید نظر عنایت بیشتری به این افراد کند و رای صادر شده را با دقت بیشتری مد نظر قرار دهد. او معتقد است که روند برخورد با این افراد غیر قانونی بوده است.

سخنگوی جامعه بین المللی بهائیان معتقد است که جامعه جهانی بهایی در مورد نقض حقوق بهائیان ایران و همچنین نقض حقوق همه ایرانیان به سازمان‌های جهانی گزارش می‌دهد. ثابتان معتقد است  ایرانیانی که‌ می‌خواهند از بهائیان حمایت کنند می‌توانند با سازمان‌های مدافع حقوق بشر تماس بگیرند، و هم‌صدا شوند و نقض حقوق بهاییان را به گوش همه برسانند. ثابتان گفت: «همه ما هم‌صدا باید نقض حقوق بشر را فریاد بزنیم که چرا حقوق اساسی انسانی و مدنی دراویش، اهل سنت، بهایی‌ها و همه نژادها در ایران نقض می‌شود.»

 

گفتگوی کامل با سخنگوی جامعه بین المللی بهائیان را می‌توانید در بخش پادکست خودنویس بشنوید.


 


خنده می‌‌آید مرا  از صدای ناله‌ی جان سوز تو

اگر هنگامی که «امام خمینی» تندترین و خشن‌ترین فرمان‌های سیاسی خود را صادر می‌‌کرد، به زحمت می‌‌توانستی عمق ایمانی را که در سخنش جاری بود نادیده بگیری، امروز بسیار سخت است جلوگیری از خنده زمانی‌ که رهبر فرزانه روحانی‌ترین کلامشان را بر زبان می‌‌رانند.

نکته‌ی جالب ماجرا آن جاست که آقا به طعم فکاهی کلام معنوی‌شان عمیقا آگاهند، و درست به همین دلیل روحانی‌ترین کلمات این بزرگ مرد هم با منطق مادی و این جهانی‌ کثیف سازگار در می‌‌آید.

و این چنین است که آمریکا در نظر امام خمینی ابر قدرتی‌ بود بزرگ و جنایت کار که هیچ غلطی نمی‌توانست بکند، اما در کلام رهبر فرزانه دشمنی است که هر روز به فکر خدعه و نیرنگی جدید بر علیه نظام مقدس است، اما باید مواظب بود و دید زیر دستکش مخملش آیا دستی‌ چدنی است یا نه‌؟!

و چقدر سخت باید باشد برای آن ارزشی با ایمان- اگر باشد هنوز- جانشینی ایمان به امام خمینی با ایمان به امام خامنه‌ای.


 


مشکل فنی؛ دلیل فیلترینگ دهخدا



فیلتر شدن این سایت لغتنامه‌ی دهخدا، که در رتبه ۳۸۹ سایت‌های پر بازدید ایرانی قرار دارد سو تفاهم فراوانی در میان اهل ادب و فرهنگ ایجاد کرده است.


سایت خبری مشرق، در این گزارش کوتاه، با نگاهی به عمق فعالیت این سایت، فیلتر شدن آن را از زاویه ی دیگری مورد بررسی قرار داده است. در این گزارش آمده است: «سایت لغتنامه دهخدا با سوء استفاده از برند علمی و فرهنگی خود، در طول یک سال گذشته به فعالیت علیه منافع ملی و همکاری با جریان های ضدانقلاب می پرداخت به گونه‌ای که حتی حیثیت علمی این لغتنامه نیز زیر سوال رفته و فعالیت‌های مشکوک سیاسی و ضداخلاقی را در دستور کار خود قرار داده بود.»


این گزارش، با اشاره به ستون «چکامه»-ستون کناری صفحه اول سایت- انتشار اشعار غیر اخلاقی، ضد دینی و با محتوای همسو با خواسته دشمنان نظام اسلامی در این ستون را، از دیگر دلایل فیلتر شدن این سایت عنوان کرده است. هم چنین در این گزارش، نمایش «کلمات غیر اخلاقی با عناوین و توضیحات رقت انگیز و جملاتی علیه نطام اسلامی و مسوولان کشور» در بخش جستجوی سایت لغت نامه ی دهخدا، که تنها می‌توان آن ها را در «چارچوب مطالبات گروه های برانداز تجزیه و تحلیل کرد» از دیگر علل فیلترینگ این سایت قلمداد شده است. در انتهای این گزارش، با اشاره به «سوءاستفاده» حامیان «فتنه» ۸۸، از اعتبار این لغتنامه آمده است: «اینکه رسانه‌های ضدانقلاب خارج نشین از فیلتر شدن سایتی که تحت عنوان یک برند فرهنگی معتبر، در جهت منافع آنان فعالیت می کرد ناخشنود و معترض باشند، مساله‌ای عادی به نظر می‌رسد اما علل ناراحتی برخی سایت‌های داخلی از فیلتر شدن یک سایت ضدانقلاب هنوز مشخص نیست.»


گفتنی است، علی افخمی-رییس موسسه لغت نامه دهخدا- در گفت و گویی کوتاه با خبرگزاری مهر، با اظهار بی‌اطلاعی از فیلتر شدن این سایت، مشکل را مربوط به بخش فنی سایت دانسته است!


 


وقتی «تابناک»، «کیهان» می‌شود

 



۱- در بررسی‌های ساده مشخص می‌شود که جنسیت نویسندگان بعضی از آن‌ها مذکر است، اما جنسیت حقیقی خود را در وبلاگ پنهان کرده و در نقش یک زن به نوشتن می‌پردازند.


۲- وجه مشترک غالب این افراد چه زن و چه مرد، ماهیت پنهان سیاسی این‌هاست و از آنجایی که هدف اصلی آنان مبارزه نرم سیاسی و تخریب با استفاده از روش جلب مخاطب و تبلیغات روانی است، عموما برای در امان ماندن از فیلتر شدن سبک اجتماعی و دفترچه خاطرات شخصی را در ظاهر وبلاگ حفظ می‌کنند تا نشان دهند که این وبلاگ اصلا سیاسی نیست.


۳- روش مشترک وبلاگ‌های این‌چنینی که شمار لینک‌هاشان در بخش پیوندهای وبلاگ‌های معروف نیز زیاد شده است، سیاسی‌نویسی با ادبیات تند سایت‌های آن‌ور آبی و ضدیت کامل با اساس نظام و خصوصا ولایت فقیه و در مواردی حتی توهین به مقدسات اسلامی البته در لفافه و در پیام های میان سطری است.


۴- نویسندگان چه زن و چه مرد در این گونه وبلاگ‌ها، به روشی هنرمندانه به نقش بازی در وبلاگ و داستان‌نویسی بجای خاطره‌نویسی روی می‌آورند تا به راحتی پیام مورد نظر را به خواننده منتقل کنند.


۵- فاش گویی احساسات زنانه و بهره‌گیری از قلم روایی و جذاب برای معطل نگه داشتن مخاطب، موجب شده است تا این افراد در کنترهایی که مرتبا کنترل می‌شوند، آمار بالایی از بازدید را مشاهده کنند.


اما متاسفانه آنچه نویسنده محترم فراموش کرده مسائل بوقوع پیوسته و شرایط اجتماعی ایران در سی‌ساله‌ی اخیر و بخصوص در یک سال گذشته است.


جناب آقای آجرلو اگر کمی بیشتر وقت گذاشته بود و اگر از هوش بیشتری بهره می‌برد می‌توانست به سادگی درک کند که؛ به ویژه پس از تقلب آشکار در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته موضوع بحث معمول در میان مردم مسائل مذهبی و اتفاقات سیاسی است.


اگر ایشان به جای آنکه در پشت درهای بسته‌ی اتاقشان بنشینند و قطع‌نامه صادر کنند به میان مردم کوچه و بازار می‌رفتند به آسانی قابل درک بود که دین گریزی – که از بیش از ۱۵-۱۶ سال قبل – درمیان نسل جوان ایران آغاز به رشد کرده بود، امروز مبدل به دین ستیزی آشکار شده و این هیچ ربطی به میرحسین موسوی یا مهدی کروبی و یا دولتمردان آمریکا و بر اندازان نرم و سخت ندارد.


در عین حال گیرم که حرف نویسنده درست باشد. وقتی که وبلاگ‌نویسی ناچار شود خود را در پوششی دیگر پنهان کند تا در مورد مسائل سیاسی و دینی کشورش بنویسد؛ این امر، نشان‌دهنده میزان بالای خفقان، فشار و عدم آزادی بیان است. در کشوری که حتی ایمیل‌ها و نامه‌های خصوصی افراد کنترل می‌شوند و به مکالمات تلفنی شان گوش داده می‌شود.


البته مقاله ایشان چندان هم عجیب بنظر نمی‌رسد، چرا که روش نگارش و نوع نگاه جناب آجرلو، منطبق با سیاست‌های جدید سایت تابناک است. سیاست‌هایی که تابناک را مبدل به رسانه‌ای مشابه کیهان و رجا نیوز کرده است.


این سیاست، روش عمومی جمهوری اسلامی در تبلیغات رسانه‌ای و ایجاد توهم دست‌های  پشت پرده است. روشی که در بیش از سی‌سال حکومت به زعم حاکمان نتیجه بخش بوده و امروز هم همچنان قابل استفاده به نظر می‌رسد.


رسانه‌هایی چون تابناک فراموش کرده‌اند که امروز مخاطب فارسی زبان، دیگر فریب توهمات و دروغ‌های آن ها را نمی‌خورد و در نتیجه چنینی تحلیل‌هایی در نهایت مبدل به سوژه ی طنز میان کاربران دنیای مجازی می‌شود.


آنچه که این قبیل رسانه‌ها - و در پی شان نویسندگان آنها- فاقد آن هستند، توان درک درست از شرایط موجود و تحولات بوقوع پیوسته است. این افراد که نمی‌خواهند و  یا نمی‌توانند واقعیت جاری را بپذیرند به جای بازگشت به خود و دیدن اشتباهات و فجایعی که خود ایجاد کننده شان بوده‌اند، دست به دامن دست های پنهان می‌شوند و در پس هر پرده توطئه‌ای را می‌بینند که قصد فریب مردم ایران را دارد.


حتا برای یک لحظه به مخیله ایشان خطور نمی‌کند که این روند ماحصل سوء استفاده از حریم دین برای تمایلات شخصی است.


سوء استفاده ای که در بیش از سی سال گذشته ذره ذره قشر عظیمی از مردم ایران را نسبت به اساس دیانت مشکوک کرده و در نهایت موجب شرایطی شده که امروز می‌بینیم.


اتفاقاً بر خلاف تصورات این قبیل افراد دست های پشت پرده- که امروز چندان هم پشت پرده بنظر نمی‌رسند- آن دست‌هایی هستند که پیشتر در خفا فرمان کشتار  صادر می‌کردند و امروز علناً در جاهایی همچون نماز جمعه مردم ایران را تهدید به قتل می‌کنند.


دست‌هایی که با بی رحمی بسیار، فرمان تجاوز به فرزندان ایران را تنها به جرم اعتراض به نتیجه انتخاباتی صادر کردند که بر همه جهانیان دروغ بودن نتیجه آن کاملاً آشکار بود، و امروز چه چیز روزمره‌تر و عادی‌تر از صحبت در باره چنین موضوعاتی است.


 


طرح سه قلوی اصلاح قانون انتخابات

در حالی که بسیاری از مردم ایران اعتماد خود را به اصل «انتخابات» از دست داده‌اند یک عضو کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراهای مجلس از بررسی سه طرح استانی شدن انتخابات مجلس، اعطای اختیارات بیشتر به شوراها و تقویت احزاب خبر داد.


حسن نوروزی، نماینده «رباط کریم» در گفت‌وگو با ایلنا گفته است که این طرح‌های سه گانه، به‌طور همزمان در حال بررسی در کمیسیون شوراها است.این نماینده مجلس گفته‌های خود را با این جملات ادامه داده که معاونان وزیر کشور، استادان دانشگاه، اعضای شورای نگهبان و کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس در نشست کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراها شرکت کرده و نظر خود را درباره این سه طرح بیان کرده‌اند.

اما محمود احمدی‌نژاد که هنوز اما و اگرهای زیادی در مورد چگونگی حضورش بر مسند ریاست جمهوری برای دومین بار پیاپی وجود دارد، با این سه طرح مخالف است. نماینده رباط کریم در این زمینه می‌گوید: «دولت این توجیه را برای مخالفت خود دارد که چنانچه مردم نمایندگان خود را به شکل شهرستانی انتخاب کنند، دارای انتخاب واقع‌بینانه‌تری خواهند بود.»


اما در میان برخی نمایندگان این باور وجود دارد که با استانی شدن انتخابات مجلس، نمایندگان باز هم وظایف روزمره‌ی خود را در مورد موکلانشان انجام خواهند داد. از اردیبهشت تا مرداداین در حالی است که اوایل اردیبهشت ماه گذشته مجلس افزایش طول دوره سوم شوراها و برگزاری انتخابات دوره چهارم آن را با یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوی تصویب کرده بود. هر چند که همواره اصل برگزاری انتخابات سالم در ایران با تردیدهای زیادی مواجه بود و این موضوع در انتخابات اخیر ریاست جمهوری به اوج خود رسید، اما در طول ۳۰ سال گذشته در ایران به طور میانگین هر سال یک انتخابات برگزار شده است.این انتخابات شامل ریاست جمهوری،شوراهای شهر و روستا، مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی است. دولت احمدی‌نژاد در حالی مدعی انتخاب واقع بینانه مردم در صورت باقیماندن شرایط به صورت فعلی است که در مجالس هفتم و هشتم میزان حضور مردم در بعضی حوزه‌های انتخابیه به کمتر از ۳۰ درصد رسید.


نظارت استصوابی شورای نگهبان و تغییر ساختاراین همه نه به واسطه‌ی شهرستانی بودن انتخابات که به دلیل ساختار و اعمال نفوذ دولت و شورای نگهبان است. منتقدان شکل برگزاری انتخابات در ایران را یکی از مشکلات ارزیابی می‌کنند. اما معضل بزرگ‌تر را در اعمال نفوذ حداکثری و نظارت استصوابی شورای نگهبان در رد صلاحیت نامزدها می‌بینند. بنا به اعلام ستاد انتخابات ایران در انتخابات مجلس هشتم بیش از ۳۰ درصد از نامزدها رد صلاحیت شدند. از جمله دلائل رد صلاحیت این دسته از داوطلبان، عبارت بوده است از: «اعتیاد یا قاچاق موادمخدر»،  «محکومیت به حدود شرعی»، «وابستگی به رژیم سلطنتی»، «اقدام علیه جمهوری اسلامی»، «عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی»، «عضویت یا هواداری از گروه‌های تجزیه طلب و تروریستی»،  «وابستگی و ارتباط با سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه»، «اهانت به مقدسات دینی»، «محکومیت به اغتشاش در کشور» و «هواداری از فرق منحرف مذهبی».


 نکته‌ی جالب در مورد رد صلاحیت‌شدگان این دوره و دوره‌های پیش، عدم احراز صلاحیت  نامزدهایی بود که تا پیش از این در مجلس به عنوان نماینده حضور داشته‌ند. این اتفاق در مجلس ششم به اوج خود رسید و بیش از یکصد تن از نمایندگان مردم از سوی شورای نگهبان  رد صلاحیت شدند که با واکنش این نمایندگان و تحصن چند روزه‌ی آنها در مجلس همراه بود که البته تاثیری در رای شورای نگهبان نداشت. طرح استانی کردن انتخابات هم به مجلس ششم بازمی‌گردد. زمانی که نمایندگان اصلاح طلب این مجلس که داری اکثریت بودند تلاش داشتند تا با تصویب قوانین مترقی اصلاحات گام به گام را در ایران به سرانجام برسانند. اما در آن مقطع شواری نگهبان مانند بسیاری دیگر از طرح‌های این مجلس به مخالفت با آن برخواست. با وجود آنکه استانی شدن انتخابات به دفعات در مجالس هفتم هم طرح شد اما عملا مصوبه‌ای در این ارتباط تصویب نشد.


 تا این که در خرداد ماه امسال  بار دیگر در مجلس شورای اسلامی این طرح مطرح شد. هر استان یک حوزه براساس این طرح، حوزه انتخابیه در انتخابات مجلس شورای اسلامی، محدوده جغرافیایی هر استان خواهد بود و هر یک از استان‌ها به عنوان یک حوزه انتخابیه اصلی محسوب می‌شوند. بر این اساس، داوطلبان نمایندگی باید فقط برای یکی از حوزه‌های انتخابیه فرعی استان خود نامزد نمایندگی مجلس شوند. ثبت نام در بیش از یک حوزه انتخابیه فرعی، نامزدی او را باطل می‌کند و دیگر نمی‌تواند در آن دوره انتخابات مجلس نامزد شود. در این طرح آمده است که انتخابات در این قانون فقط یک مرحله دارد و نامزدهایی که اکثریت آرای استان را به دست آورند به مجلس راه خواهند یافت. بر این اساس اگر در یک یا چند حوزه انتخابیه فرعی آرای لازم برای داوطلبان نمایندگی به حد نصاب نرسد یا انتخابات به هر دلیلی متوقف یا ابطال شود و در صورت فوت، استعفا و عدم تایید اعتبارنامه منتخبان در مجلس و دلایل دیگر، انتخاب نمایندگان این حوزه‌ها به انتخابات میان‌دوره‌ای موکول خواهد شد. درنتیجه این طرح، اگر شخصی نامزد انتخابات در شهرستانی باشد و در میان نامزدهای دیگر بیشترین آرا را کسب کند اما نتواند در فهرست استانی، آرای لازم را کسب کند، درمقابل نامزد دیگر در همان شهرستان که ممکن است کمترین آرا را به دست آورده باشد اما مجموع آرای او در استان بیشتر از مجموع آرای نامزد اول شده باشد، بازنده خواهد بود و فرد دوم، نماینده مجلس خواهد شد. در نتیجه اگر این طرح تصویب شود، انتخابات و رای‌گیری کل استان، ملاک و مبنای انتخاب نمایندگان مجلس خواهد بود.


مخالفان این طرح با انتقاد از شیوه برگزاری این نوع انتخابات، آن را برخلاف قانون اساسی ارزیابی می‌کنند، چون به نظر آنها، اجرای این طرح به تغيير حوزه انتخابيه می‌انجامد. موافقان این طرح معتقدند که نمایندگان مجلس به دلیل زیاد بودن ارتباطات و دیدارهای مردمی، به وظیفه اصلی قانون‌گذاری و نظارت بر انجام آن كمتر می‌پردازند. در نتیجه آنها می‌خواهند با تصویب این طرح برای تقویت شوراها و گسترش اختیارات آن، نمایندگان فرصت بیشتری داشته باشند. موافقان این طرح همچنین بر این باورند که با استانی برگزار شدن انتخابات، زمینه رشد و تقویت احزاب فراهم می‌شود.


البته مشخص نیست وقتی رییس دولت به دفعات به عدم نیاز کشور به احزاب سخن رانده است این قبیل نمایندگان انتظار دارند با کدامین ساز و کار دولت احمدی‌نژاد را مجاب به پذیرش رای مجلس کنند. فردی که حتا خود را ملزم نمی‌داند مصوبات هیات دولت را به مجلس ارسال کند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۶۴، بدون این که تعریفی از حوزه انتخابیه آورده شود، تعیین محدوده حوزه انتخابی و تعداد نمایندگان برعهده قانون گذاشته شده است. به نظر می‌رسد به جز دولت احمدی‌نژاد، در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی تشکیک افکار عمومی نسبت به سلامت و اصلاً اصلا انتخابات به رسمیت شناخته شده است که هراز گاهی درصدد تغییراتی در روش برگزاری انتخابات بر می‌آیند. باید منتظر ماند که آیا با این تمهیدات آب رفته اعتماد به جوی باز می‌گردد؟ و آیا بدون اصلاح و تغییر نظارت  استصوابی شورای نگهبان، امکان برگزاری انتخابات آزاد به وجود خواهد آمد؟


 


سکولارها به دنبال هویت مستقل؟

بدون شک یکی از شاخصه‌های اصلی جنبش سبز، حضور و فعالیت ایرانیان سرتاسر جهان با اندیشه های سیاسی، عقیدتی و اجتماعی مختلف در قالب شعار واحد و آرمان مشترک یعنی رسیدن به آزادی و دموکراسی در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران بوده است. در این بین شاید بتوان دو جریان عمده سیاسی، اجتماعی را دارای بیشترین تاثیر در حرکت این جنبش بزرگ انسانی برشمرد.

 

با بررسی نظرات فعالین جنبش و همراهی کنندگان اصلی آن یعنی مردم که اینک چیزی جز رسانه های محدود اینترنتی همچون سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی در اختیار ندارند و با بررسی نظرات این کاربران در پایگاه‌هایی مانند بالاترین، سبز لینک و غیره می‌توان این دو جریان عمده را به سادگی تشخیص داد.

 

یک جریان عمده از خیل همراهی‌کنندگان جنبش سبز، شامل اصلاح‌طلبان بوده که با توجه به شناخته شده بودن این جریان فکری و خط و مشی آنان نیازی به پرداختن به جزییات امر مشاهده نمی‌شود اما در بخشی دیگر از جنبش، شاهد شکل‌گیری جریانی پر طرفدار اما ناتوان نیز بوده‌ایم. ناتوان از این جهت که این جریان فکری با تمام تلاشی که تا امروز برای راهبرد اهداف جنبش سبز از خود نشان داده، فاقد مرام‌نامه، رهبری منسجم و در نهایت هویت مستقل است. بی‌تردید این جریان فکری و اجتماعی چیزی نیست جز جریان طرفداران سکولاریسم.

 

تجربه گذشت بیش از یک سال از شکل‌گیری جنبش سبز نشان داده که هرگاه این دو جریان فکری در کنار هم و برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش نموده‌اند نتایج مثبت و پرباری برای جنبش سبز به ارمغان آورده‌اند. نگاه سطحی به اهداف و آرمان‌های این دو جریان نشان می‌دهد که هر دو دارای اشتراکات اساسی با توسل به روش‌های مسالمت جویانه و مدنی برای رسیدن به نقطه شروع آزادی هستند اما آنچه که این دو جریان فکری را از هم متمایز می‌کند تفاوتشان در استراتژی مدیریتی برای حفظ موقعیت مطلوب و شیوه حکومت مداری پس از آن است. شاید در ابتدا این تفاوت از دید مردم و رهبران جنبش قابل اغماض به نظر می‌رسید اما گذشت زمان نشان داد که تفاوت‌هایی به ظاهر کوچک می‌تواند آسیب‌های بزرگ بر بدنه جنبش وارد نماید که بازخورد بیرونی آن را در حال حاضر می‌توان به شکل افسردگی، خمودگی و انفعال جنبش سبز مشاهده نمود.

 

آنچه مشخص است این است که اگر هر یک از دو جریان نامبرده احساس کنند که به هر نحو از سوی دیگری مورد بی‌مهری قرارگرفته به تدریج صحنه را خالی کرده و نتیجه آن شکست جنبش در راه رسیدن به اهداف اولیه خود است. در این بین شاید تقصیر اساسی با طرفداران سکولاریسم باشد که تا این زمان اقدام به شفاف‌سازی مواضع خود، مدیریت و هماهنگی همفکران و ارایه منشوری جامع و مستقل برای پیشبرد اهداف خود در راستای اهداف جنبش و تعیین نماینده و یا شورای نمایندگان برای انتشار دیدگاه‌های خود و یا حتی پیگیری حقوق خود نکرده‌اند. قابل پیش‌بینی است که با توجه به این نیاز محسوس، در روزهای آتی شاهد شکل گیری گفتمان و فعالیت های عملی برای رسیدن به این هویت مستقل از سوی طرفداران سکولاریسم در سطح جامعه و شبکه‌های اجتماعی باشیم.

 

در صورت به وقوع پیوستن این امر می‌توان گفت، همکاری و همراهی این دو جریان بزرگ مردمی در کنار سایر گروه‌ها و یا جریان‌های فکری تنها را رسیدن به اهداف اولیه جنبش سبز خواهد بود چراکه پس از آن می‌توان در فضایی آزادتر و مبتنی بر دموکراسی این اتحاد استراتژیک را رها کرده و هر جریان فکری و یا سیاسی برای پیشبرد اهداف خود به صورت جداگانه تلاش نماید.

 

 


 


نبرد با گلابی کوتوله

آبنبات مکتب ایران اسفندیار این قدر آبدار بود که عسگر اولادی بازار و مصباح و خاتمی حوزه و فیروز آبادی سپاه و توکلی و مطهری مجلس را به طمع انداخت که وقت چیدن گلابی احمدی‌نژاد رسیده.

اوج این نگاه زشت و تحقیر آمیز گلابی وار، توهین و تمسخری بود که در برنامه ی چهارشنبه شب ۲۰:۳۰ نثار رئیس جمهور ۲۵ میلیونی، یاور محرومان و پا برهنگان، دشمن فقر و فساد دکتر محمود احمدی‌نژاد شد.

شاید هم آن برنامه پیام رهبر فرزانه بود که: کوتوله! آروم بگیر! می‌‌خورمت‌ها!

محمود کوتوله اما، این بار هم با معجزه‌ای از راه رسید و با تهدید دشمنانش به تحریم و حمله ی نظامی به یاری اسفندیارش شتافت:

«البته برخی دنبال این هستند که موضوع دشمنان کشور، توطئه آمریکا، تحریم های غیرقانونی و همراهی برخی با آنان را به موضوع دست دوم و سوم کشور تبدیل کنند.»


 


بن بست جمهوری اسلامی رحمانی

صدای دشنام و نفرین مادربزرگ مرا به اتاق نشیمن کشاند تا ببینم موضوع چیست. او را در حالی که به صفحه روزنامه‌ای خیره شده بود دیدم. روی به من کرد و با لحنی بسیار متاثر و خشمگین گفت: «آخه این دو پسر جوان رعنا چه کرده بودند که باید اعدام می‌شدند؟ نگاه کن، قیافه شون نه به دزد می‌خوره نه به قاچاقچی. این قوم نه خدا می‌شناسند و نه پیغمبر. از روز قیامت هم که نمی‌ترسند. خدا اینها را داغدار عزیزانشون کنه که مادرهای این دو جوان را داغ‌دار کردند. نگاه کن، بمیرم الهی، حتی بیست سالشون هم نیست.»


عینک مادربزرگ را به او دادم  و از او خواستم که خبر را خودش بخواند تا بداند چرا آن دو نوجوان را اعدام کردند. گفت: «حوصله ندارم. خودت بخوان و برای من تعریف کن»، بعد هم به نفرین کردن کسانی که آن دو نوجوان را اعدام کردند ادامه داد.


من خبر را قبلا خوانده بودم اما نمی‌دانستم چطور آن را برای مادر بزرگ توضیح بدهم. آسان‌ترین راه را برگزیدم: «این دو را اعدام کردند به خاطر اینکه همجنس‌گرا بودند.» عکس العمل مادر بزرگ دقیقا آن بود که انتظارش را داشتم. گفت: «چی چی بودند؟» گفتم: «به جای اینکه از دخترها خوششان بیاید از پسرها خوششان می‌آمد.»، گفت: «خوب، خوششون بیاد. کسی را مگه به این دلیل اعدام می‌ کنند؟ دست از شیطونی بردار رهام، حوصله ندارم. اصلا مطلب را چطور اینقدر سریع خواندی؟»

 

کمی فکر کردم و بالاخره راهی برای توضیح موضوع پیدا کردم: «مادر بزرگ، من این خبر را قبلا خوانده‌ام. شوخی هم نمی‌کنم. این دو را اعدام کردند به خاطر اینکه به جای ازدواج با دخترها می‌خواستند با پسرها ازدواج کنند.» این را که گفتم مادر بزرگ شوکه شد، تو گویی جن دیده بود. نمی‌دانست چه بگوید. مسئله خیلی پیچیده‌تر از آن بود که در ذهنش بگنجد. لحظه ای بعد اتاق نشیمن را ترک کرد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته