-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

Latest News from Iran Free for 08/08/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ساعت یازده شب پنج شنبه شانزده مرداد ۱۳۷۱، جسد غرق به خون فریدون فرخزاد در منزلش در شهر بن کشف شد. هنرمندی که جانش را در راه آزادی بیان گذاشت.

وی یکی از صدها هنرمند و روشنفکر ایرانی بود که پس از به روی کار آمدن حکومت اسلامی در اروپا، آمریکا و سایر نقاط جهان ترور شدند. در صدور احکام ترور هیچ فرقی بین دولتهای اصلاح طلب یا محافظه کار نبود و گفته می شود این ترورها در زمان موسوی- خامنه ای، رفسنجانی و خاتمی با فرمان یا موافقت رئیس جمهور یا نخست وزیر صورت می گرفته است.

فریدون فرخزاد که بود؟

فرخزاد در پانزدهم مهر ۱۳۱۷ در چهار راه گمرک تهران متولد شد و دیپلم ش را از دارالفنون گرفت، سپس به آلمان رفت و در آنجا تحت تاثیر دانشجویان آلمانی و ایرانی به جریان های چپ گرایش یافت و تز فوق لیسانس خود در رشته حقوق سیاسی را در باره مارکس و کلیساها نوشت.

با انتشار اولین اشعارش جایزه ناشرین آلمانی برای بهترین اشعار آلمانی را در سال ۱۹۶۳ از آن خود کرد و سال بعد نیز اولین کتاب شعرش با عنوان زمانی دیگر را به آلمانی منتشر کرد. در این زمان بطور مرتب با فروغ فرخزاد خواهرش در حال مکاتبه بود.

با موفقیت مجموعه اشعارش وی در آلمان ماندگار شد وبه عضویت آکادمی ادیبان جوان مونیخ درآمد و از همین زمان به کار برنامه سازی تلویزیونی در مونیخ علاقمند شد.

پس از مرگ فروغ فرخزاد به ایران بازگشت و به اصرار مدیران وقت تلویزیون کار در تلویزیون ملی ایران را با برنامه هفتگی میخک نقره ای شروع کرد، برنامه ای انتقادی و سرگرم کننده که به سرعت به محبوبیت رسید و پس از آن تهیه کنندگی و اجرای سایر شوهای تلویزیونی را برعهده گرفت که همگی محبوب شدند.

می گویند در همان زمان به دلایل گرایشات چپ گرایانه ش ساواک مکالمات تلفنی ش را کنترل می کرد.

بعد از انقلاب وی به کارگاه هنر در ستاد مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران رفت و تقاضای همکاری کرد ولی گویا با برخورد بد مسئولان ستاد از همکاری با آنها مایوس می شود. این امر اگرچه سبب شد تا وی به شدت دلگیر شود اما مانع از فعالیت های سیاسی وی نشد.

یانوش توکلی در این باره نوشته است: «روز بعد از آگهی تبلیغی (برای دعوت از هنرمندان) من و هادی در اتاق تدارکات نشسته بودیم که فریدون فرخزاد وارد ستاد شد و سراغ کارگاه هنر را گرفت و مطرح کرد که حاضر است که با کارگاه هنر همکاری نماید …. رضا علامه زاده پس از چند دقیقه نزد هادی آمد و در خواست همکاری فریدون را با او در میان گذاشت که ناگهان هادی بر افر وخته شد و چهره اش از عصبانیت سرخ شد ه بود و خطاب به علامه زاده گفت :« فورا این بچه قرتی، ک…نی را از ستاد بیرون می اندازی …وگرنه با همین مسلسل (که دستش بود) اونو می کشم…..»

سال بعد وی از بیم دستگیری مخفی شد و خود را به آلمان رساند و چند بار در جریان جنگ به عراق سفر کرد و نوجوانان اسیر ایرانی را به اروپا منتقل کرد تا در خانواده های ایرانی یا اروپایی از اسارت رهایی پیدا کنند.

وی در این زمان فعالیت های سیاسی و افشاگرانه خود را به شدت دنبال می کرد و از جمله به افشای آقازاده پرداخت و گفته می شود به همین دلیل دستور ترور وی از سوی رفسنجانی صادر شد زیرا بارها به خانواده هاشمی و فرزندانش که در بلژیک و کانادا مستقر شده بودند اشاره کرده و فعالیتهای تجاری شان را زیرسوال برده بود.

از جمله اکبر گنجی نوشته است: «ده روز بعد از قتل فرخزاد ضارب وی که به ایران برگشته بوده در جلسه ای در حالیکه می گریسته اظهار میدارد که هاشمی خود فرمان قتل فرخزاد را به وی داده بوده و حالا به وی گفته است که یک گزارش درباره علل قتل او تهیه کن !»

زمان دقیق قتل وی مشخص نیست ولی احتمالا سه نفر وارد خانه وی شده و او را مانند بسیاری دیگر از مخالفان با استفاده از چاقو با هفده ضربه به قتل رساندند. حوالی ساعت یازده شب شانزدهم مرداد ماه جسد وی کشف می شود و پلیس برای یافتن قاتلان جستجو را آغاز می کند اما با وجود آنکه مشخص می شود سفارت جمهوری اسلامی در بن پذیرای قاتلان بوده است هیچ دادخواستی علیه مسئولان این سفارت تنظیم نمی شود و قاتلان به راحتی به ایران باز می گردند تا برای ماموریت های بعدی به خارج از کشور اعزام شوند.

و از مرگ

فریدون فرخزداد با سازمان های سیاسی بسیاری در تماس بود، بسیار فعال بود و همواره در حال سفر و سخنرانی بود، اگرچه جز با برخی  از سلطنت طلب ها و مجاهدین خلق رابطه خوبی نداشت با اغلب سازمان های ملی گرا و چپ در ارتباط بود و همواره در مرکز توجه همگان قرار داشت. برخی از دوستانش می گویند که او چند روز پیش از قتل فجیع ش به نوعی نزدیکی مرگ را حس کرده بود اما شاید آن را جدی نگرفت که در را به روی قاتلانش گشود.

خبر مرگ فریدون فرخزداد با آنکه در آنزمان نه از اینترنت و نه از شبکه های ماهواره ای خبری نبود و تنها منبع خبری مردم چند رادیوی فارسی زبان بود بطرزی گسترده در ایران پیچید و نوارهای سخنرانی های او و افشاگریهایش دست به دست میان مردم می چرخید. کسی که دستور ترور او را داده بود تا صدایش را ساکت کند حالا صدای فرخزاد خانه به خانه می گشت

فریدون فرخزاد در راه آزادی بیان جان داد، یادش گرامی

با تشکر ازالف. ح برای ویرایش این متن

برای سنگ مزارم
 
با من از عارفان سخن گویید
از ضمیر زبان سخن گویید
من نه از راه خود خطا رفتم
که فقط راه آشنا رفتم
عشق بود آن چه بود بنیادم
زان چه بر هستی شما دادم
تا برین خاک دیده بگشودم
جفت آیینه و صدا بودم
از درون و برون کلام شدم
رّستم از نام و اصل نام شدم
در درون ام به عشق پیوستم
سبز گشت از اشارت اش دست ام
چون کتاب ام به نام او شد باز
باز شد این دریچه را آغاز
اینک از عشق، پاک پاک ام من
گرچه خاکی، درون خاک ام من
تا مزارم مسیر پرواز است
بال بگشا، که هر دری باز است
دشت ذهن ام ، بهار و بیدار است
این گذر گه نه آخر کار است
بر من از عشق گر دمی باری
در نهایت ز عشق بیداری
بی فریدون فرخ ام زنهار!
دل بنه بر دل ام در این دیدار
٢۴ تیر ماه ١٣۵٩ – تهران
 

ویدئو: من یک چپ بودم
ویدئو : ترانه شاهین نجفی برای فریدون فرخزاد
 

© 2010, آزادی بیان. All rights reserved.

مطالب مرتبط


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به iranfree-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به iranfree@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته