-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 08/09/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



خانواده زندانیان: اعتصاب شکسته نشده و ادامه دارد*

عبدالله مومنی سخنگو و رییس شورای مرکزی سازمان ادوار، علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، حسین نورانی نژاد روزنامه‌نگار و عضو جبهه مشارکت،، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب‌نگار، مجید دری فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی رادو پیمان کریمی آزاد که حدود دو هفته پیش در اعتراض به برخورد ماموران و محدودیت‌هایی که در زندان برای‌شان ایجاد شده بود، به سلول انفرادی منتقل شده بودند، دست به اعتصاب غذا زدند. زندانیان اعتصاب کننده، پس از چندی با انتشار بیانیه‌ای، درخواست‌های خود را برای شکستن اعتصاب غذا اعلام کردند.


پنج خواسته زندانیان رعایت کامل حقوق زندانیان در آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، برخورد با زندان‌بانان قانون شکن، آزادی سریع و بدون قید شرط بابک بردبار، عکاس خبری، افزایش فضای سرانه، زمان تلفن، امکانات بهداشتی و درمانی برای هر زندانی و اجرای فوری و کامل قوانین و موارد مصوب مرتبط با زندانیان بود.


روز جمعه، با آزادی بابک بردبار، یکی از خواست‌های زندانیان، اجرا شد و به همین دلیل این افراد برای مدت کوتاهی اعتصاب خود را شکستند، اما مجددا به دلیل برخورد نامناسب زندان‌بانان، بار دیگر اعتصاب غذای خود را آغاز کردند.


همچنین اعلام شد که بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی روزنامه‌نگاران دربند و مجید توکلی ، فعال دانشجویی، دست به  اعتصاب غذای خشک زده‌اند و حال جسمی آن‌ها وخیم گزارش شد.


سایت خبری «جرس» اعلام کرد که زندانیان در اعتصاب غذای بند ۳۵۰ خبر داده‌اند که جنبش در زندان زنده است و از مردم و رهبران جنبش سبز نیز به خاطر پیگیری‌ها تشکر کردند اما حاضر به شکستن اعتصاب خود تا رسیدن به خواسته‌های‌شان نیستند.


جرس همچنین نوشته است که بابک بردبار، عکاسی که به تازگی از زندان اوین آزاد شد، مجددا به دادسرای اوین احضار شد.

 

آخرین خبرها حاکی از این است بر خلاف برخی ادعای برخی منابع که گفته بودند زندانیان سیاسی، اعتصاب غذای خودر ا شکسته‌اند، خانواده زندانیان سیاسی اعتصاب کننده در گفت و گو با «خودنویس» این قضیه را تکذیب کردند و اعلام کردند که ۱۶ تن از زندانیان هم چنان در اعتصاب به سر می‌برند.

 

این منابع گفته بودند که  به  جز بهمن احمدی‌ امویی، کیوان صمیمی‌بهبهانی و مجید توکلی که دست به اعتصاب غذای خشک زده بودند، بقیه اعتصاب‌کنندگان اعتصاب غذای خود را شکسته‌اند.

این در حالی است که هنوز هیچ خبری مبنی بر پذیرفتن درخواست‌های زندانیان از سوی مقامات زندان اوین و یا قوه‌قضاییه منتشر نشده است.


از سوی دیگر در روزهای اخیر بسیاری از چهره‌های سیاسی و احزاب و گروه‌ها، با انتشار بیانیه‌هایی خواستار آن شده‌اند که این زندانیان، اعتصاب غذای خود را بشکنند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو رهبر مخالفان دولت و سران جنبش سبز، سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، جنبش همگرایی زندانیان و ... از این جمله هستند.


در آخرین نامه از این دست، حبیب الله پیمان، عزت الله سحابی،  احمد صدرحاج سید جوادی و ابراهیم یزدی با صدور بیانیه‌ای ضمن پشتیبانی از خواسته‌های اعتصاب کنندگان از آنان خواسته‌اند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند.


این افراد در بیانیه خود نوشته‌اند:«ما ضمن حمایت از مطالبات بر حق شما دوستان آزادی‌خواه و دربند و ابراز و همدردی با رنج‌ها و مصائبی که به ناحق بر شما روا شده و می‌شود، نظرتان را به این نکته که قطعا بر شما پوشیده نیست جلب می‌نماییم که بار سنگین رسالتی که بر دوش ملت ایران سنگینی می‌کند جز با همت و پایمردی و همبستگی میان همه مردم سالم به سر منزل مقصود نمی‌رسد.»


این افراد در بیانیه خود همچنین آورده‌اند:«شما با اقدام شجاعانه خود ندای مظلومیت خود را به گوش همگان در داخل و خارج کشور رساندید و وجدان‌های خفته را بیش از پیش بیدار و متوجه مسئولیت دشواری که همگی برعهده دارند نمودید. این راه طولانی هم چنانکه شما هم باور دارید باید با صبر و مقاومت و پیش گیری مشی عدم خشونت و همراه با توسعه آگاهی‌ها و همبستگی میان همه اقشار مردم به تدریج پیموده شود. و ما تردید داریم آسیبی که از ادامه اعتصاب غذا بر سلامت و زندگی شما وارد می‌شود نوعی اعمال خشونت علیه خویش تلقی نگردد. »


این بیانیه ضمن اعلام همبستگی با زندانیان، در پایان می‌افزاید: «درخواست ما این است که با توجه به موقعیتی که در سایه فداکاری و تحمل رنج در زمینه جلب افکار و بیداری وجدان عمومی و تقویت روحیه همدردی و همبستگی میان ملت نصیب شما و جنبش سبز ملت ایران گشته، به اعتصاب غذای خود پایان داده، اجازه ندهید سلامت جسمانی و روحی شما که سرمایه ای با ارزش در راه طولانی به سوی اهداف بزرگ ملی و انسانی محسوب می‌شود، بیش از این آسیب ببیند.

*این خبر بعد از تماس با خانواده‌های زندانیان اصلاح شد.


 


ای کاش رهبران جنبش اعتصاب غذا‌ می‌کردند

راستش دو روز است با خودم کلنجار می‌روم که این را بنویسم یا ننوسیم.

وقتی میرحسین بیانیه داد و از دوستان خواست که به اعتصاب غذا‌ی معترضانه خود پایان دهند، به نحوی دردم گرفت.

شاید من یک رادیکال باشم که هیچ حرکتی راضی‌ام نمی‌کند، اما می‌دانم بدون شکستن قواعد نمی‌توان به حاکم فشار آورد.

اما می‌دانم اعتصاب غذا‌ی میرحسین و کروبی و خاتمی و بقیه چه اثری می‌توانست داشته باشد. می‌دانم چه تاثیری می‌توانست روی جنبش داشته باشد. می‌دانم چه ترسی در دل حاکمیت می‌توانست ایجاد کند. می‌دانم که میلیون‌ها ایرانی نخوردن را پیش از آغاز ماه رمضان آغاز می‌کردند...

اعتصاب غذا‌ی سمبولیک رهبران جنبش سبز می‌توانست دوستان و همکاران ما را در زندان قوت قلبی باشد. کنار آمدن و التماس و کوتاه آمدن که کاری ندارد، مهم به دست گرفتن ابتکار عمل و انداختن توپ به زمین حاکمیت است! رهبری هنر است...



 


لغو جشن سال نوی گیلانی‌ها

تاریخچه ی نوروز بل

نوروز بل ( آتش نوروزی )  نام جشنی است که در نخستین روز از "نوروز ما" برگزار شده و این روز آغاز سال دیلمی بوده و به  مناسبت بزرگداشت آن شعله نوروزی افروخته می‌شود. جشن نوروزبل از قبل از اسلام در استان گیلان بوده است. این آیین از دیلمان آغاز شده و تا پای کوه دماوند امتداد دارد و به آن در استان گیلان سال دیلمی می گویند و با اختلاف ۱۲ روز در استان مازندران نیز برگزار می‌شود و در آن ناحیه به تحویل سال طبری معروف است. گیلکان از زمان های قدیم معتقد بودند که برافروختن آتش در نوروزبل موجب کاهش برف و سرما در زمستان می شود و مردم گیلان در اجرای این مراسم زیباترین لباس‌های خود را می‌‌پوشیدند و پس از برافروختن آتش، سال نو را به یکدیگر تبریک می‌ گفتند.

مبداء تاریخی این جشن نه یک رخداد سیاسی یا مذهبی، که یک رخداد کاملا علمی و البته مردمی است و دلیل اصلی‌ این امر راحتی  مردم کشاورز و دامدار و صنعتگر در دادن خراج و مالیات سالانه بوده است، بنابراین این مبدا متعلق به اندیشه یا مذهب یا تفکر  خاصی نبوده و تنها بر پایه مناسبات تولید به‌ وجود آمده و می‌تواند مورد وفاق تمام گیلکان از هر اندیشه و مذهبی قرار گیرد.

قدیم در این فصل کشاورزان توان پرداخت باج و خراج را داشته و می‌توانستند با فروش محصول خود زندگی‌ شان را سامان دهند  و از همین ‌رو سال نوی خود را در این زمان برگزار می‌‌کردند.

اهمال یا کارشکنی سازمان میراث فرهنگی؟

به دنبال اطلاع رسانی های صورت گرفته در چند هفته ی اخیر، مقرر شده بود جشن باستانی نوروز بل، امسال در ازتفاعات روستای خصیب دشت شهرستان املش برگزار شود.

نصب بیلبوردها در سطح شهر رشت و چند شهر دیگر گیلان، اطلاع رسانی های صورت گرفته از طریق شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و همچنین سایت‌ها، وبلاگ‌ها وخبرگزاری‌ها و حتی مصاحبه معاون صنایع دستی استان گیلان مبنی بر برپایی نمایشگاه صنایع دستی در کنار محل برگزاری این مراسم، همه و همه نشان از قطعی بودم برگزاری این آیین سنتی و زیبا داشت. مراسمی که طبق گفته‌ی مسوولین قرار بود امسال با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی و تحت حمایت این نهاد برگزار شود. با وجود همه‌ی این تاکیدات بر برگزاری این مراسم، علاقه مندانی که مسافت زیاد و پرپیچ و خم ارتفاعات خصیب دشت را طی کرده بودند تا خود را به محل برگزاری این مراسم برسانند، با مراسم‌های آییینی بی ارتباط با نوروزبل و شمار زیادی از مامورین انتظامی و سپاهی مواجه شدند که نه برای حفظ امنیت در برپایی این مراسم که برای جلوگیری از برگزاری آن در ارتفاعات حضور داشتند.

محمدتقي پور احمد جكتاجي محقق و مدیر مسوول مجله گیله‌وا و هوشنگ عباسی پژوهشگر فرهنگ فلکلور گیلان و سردبیر ماهنامه‌ی گیله وا، از بانیان این مراسم سنتی در دوسال گذشته که در محل حضور داشتند، در گفت و گویی کوتاه با خبرنگار خودنویس، عدم برگزاری این مراسم را، مخالفت شورای تامین استان گیلان اعلام کردند: «در چند روز گذشته، تماس هایی از طرف مسوولین و برخی اشخاص و نهادهای امنیتی گرفته می‌شد که مراسم را لغو می‌کردند و بعد با اصرارها و پیگیری‌ها ما دوباره قول مساعد برای همکاری می‌دادند. اما متاسفانه یک روز قبل از برگزاری این مراسم، با خبر شدیم که نوروز بل، امسال برگزار نخواهد شد. ولی به دلیل آنکه مصر برای برگزاری این مراسم بودیم، اطلاع رسانی نکردیم به این امید که حضور علاقه مندان در محل برگزاری مراسمی که نه ریشه در باورهای سیاسی دارد و نه خرافه گرایی است به برپایی آن کمک کند. امری که متاسفانه محقق نشد.»

 

وی هم چنین دلیل اصلی برگزار نشدن این مراسم را اهمال یا شاید هم کارشکنی سازمان میراث فرهنگی دانست. سازمانی که قرار بود امسال در نقش حمایت کننده این مراسم ظاهر شود ولی به نظر می‌رسد نقش اصلی اش به عدم همکاری در برپایی این آیین سنتی تحویل شده است.

 

 


 


نامه خانواده زندانیان سیاسی به صادق لاریجانی

این خانواده‌ها در نامه خود خطاب به رییس قوه قضاییه آورده‌اند:« جنابعالی در مقام ریاست قوه قضاییه بیش از همگان و به نحو تام مسئول اعمال عدالت برای همه اعضای جامعه هستید ... فرزندان ما که در عارضه مستحدثه ناشی از انتخابات متهم و محکوم شده‌اند و تقدیر شومی برای آنان به ناحق رقم خورده است، اینک درون زندان با نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی خود در مقام یک زندانی مواجه شده‌اند. هنگامی که اجرای حق ملاقات را بدون تحقیر و توهین از سوی زندانبانان در خواست کرده‌اند، متاسفانه مسئولین زندان با برخورد خارج از شئونات و خشونت آمیز به تهدید و تحقیر آنان پرداخته‌اند و به جای پاسخگویی به نیازهای اولیه بهداشتی، پزشکی، غذایی و حق ملاقات، مرخصی، آزادی های مشروط و . . . زندانیان که عدم توجه به آنها از سوی مسئولین شرایط نامطلوب انسانی را در بند ۳۵۰ اوین پدید آورده است، مسئولین زندان تعدادی از زندانیان را در شب نیمه شعبان به سلول‌های انفرادی انتقال داده‌اند و تمامی تلفن‌ها را تا به امروز قطع کرده و آنان را از ملاقات با خانواده های‌شان محروم نموده‌اند.»

 

خانواده زندانیان که خود چندروز قبل با تجمع مقابل دفتر دادستانی اعلام کرده بودند در همبستگی با عزیزان خود در زندان، دست به اعتصاب غذا می‌زنند، همچنین نوشته‌اند: «در چنین شرایطی که حقوق اولیه زندانیان و شئونات انسانی آنان، آگاهانه توسط مسئولین  زندان اوین نقض شده است، آنها متوسل به قاعده “اکل میته” در شرایط اضطرار شده و به ناچار برای دستیابی به حقوق انسانی خود به اعتصاب غذا متوسل شده‌اند.»

 

این نامه با اشاره به برخورد مسوولان زندان با مساله اعتصاب غذای زندانیان، آورده است: «متاسفانه مسئولین زندان و مقامات بالاتر قضایی از جمله دادستان محترم تهران، با وجود آگاهی از شرایط حاد جسمانی و خطری که سلامتی و جان این زندانیان را تهدید می‌کند، هیچ گونه توجهی به خواست‌های ابتدایی آنان که عمده‌ترین آنها بازگشت از سلول انفرادی به بند عمومی است نشان نداده‌اند و تلاشی برای بازگرداندن حقوق آنان و تنبیه مامورین و مسئولین خودسر که عملکرد خشونت آمیز  برخی از آنان مورد تایید نماینده دادستان در زندان بوده، انجام نداده اند. این زندانیان از نیمه شعبان تاکنون بیش از دوازده روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برند و سلامتی آنان در معرض خطر جدی قرار گرفته و در این وضعیت آچمز دوازده روزه، هیچ مسئولی حاضر به پاسخ گویی به آنان و خانواده‌های دردمند و نگران آنان نیست و گوش شنوایی برای اعمال عدالت وجود ندارد.»

 

خانواده‌های زندانیان، در پایان نامه خود خطاب به رییس قوه قضاییه، آورده‌اند: «اینک از جنابعالی تقاضا داریم با اشرافی که به مقوله عدالت دارید، در این امر دخالت فرموده و ترازوی عدالت را بین قوه غضبیه- شهویه- عقلیه مسئولین امور زندانیان، در حد اجرای دستورالعمل‌های ناقص زندان اعمال فرمایید و جهت رفع نیازهای اولیه این این محبوسان و اسیران اقدام نموده و با دستور انتقال زندانیان از سلول‌های انفرادی به بند عمومی به اعتصاب غذای آنان پایان دهید و نگذارید از قبل جهالت و بی تدبیری برخی از مامورین، خطر فاجعه انسانی در رخداد مرگ ناشی از اعتصاب غذا گریبانگیر زندانیان و مسئولان شود و ارزشهای اسلامی و ملی بیش از این مخدوش گردد.»

 


 


نگرانی کافیست خودی نشان دهید


چندیست خبر اعتصاب غذای چندی از زندانیان سیاسی زندان اوین توجه مردم را به خود جلب کرده و همچنین موجب اعتراض بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و تشکل های حامی حقوق بشر به مقامات جمهوری اسلامی شده است تا جایی که از مقامات ایران خواسته‌اند در برخورد با زندانیان سیاسی رفتاری انسانی داشته باشند. در میان این اعتراضات، واکنش‌ها و بیانیه‌های سران جنبش سبز هم حاوی مطالب جالبی بود که ناخودآگاه خاطراه ی مناظرات انتخاباتی را زنده می‌کرد مخصوصا شعار آقای موسوی می‌گفت: «نگرانی شدید از وضعیت کشور و سرنوشت انقلاب مرا به صحنه باز گردانده است». و امروز هم در پیامی متفاوت بجای آنکه مانند همه به تقبیح عملکرد حکومت بپردازد و مقامات بخواهد رفتار وحشیانه‌ی خود را پایان دهند، از زندانیان می‌خواهد تا اعتصاب خود را بشکنند و بیش از این موجب نگرانی سران جنبش نشوند و البته مردم نشوند.


حال من هم همانند احمدی‌نژاد می‌خواهم از آقای موسوی بپرسم که شما در این سال‌ها کجا بوده اید که پس از بیست سال اینگونه نگران و آشفته آمده‌اید؟ آیا از آن روزی که با امتنان خاطر کشور را دیگر یاران امام سپردید تا امروز هیچ موضوع نگران کننده‌ای در کشور وجود نداشته است؟ و آیا در ایام صدارت خود شما که بی شرمانه‌ترین جنایات رژیم در آن دوره رخ داد هم، شما نگران مردم بودید؟ و از همه مهم‌تر اینکه شما طی یک سال اخیر هم کماکان نگران بوده‌اید و در تمامی بیانیه‌های خود به این نگرانی اشاره کردن اید از نگرانی در باره ی تجاوز به زندانیان گرفته تا نگرانی در حمله به کوی دانشگاه و ... حال سئوال ایجاست که آیا نگرانی شما با نگرانی بقیه ی مردم تفاوتی دارد؟ و آیا این انتظاری‌است که مردم از سران یک جنبش مردمی که متحمل هزینه‌های سنگینی هم شده است دارند؟ و به نظر شما برای نگران بودن کمی دیر نیست؟


منطق اینگونه حکم می‌کند که عموم مردم برای اوضاع نگران باشند و رهبران سیاسی با اتخاذ تصمیمات هوشمندانه به این نگرانی‌ها پایان دهند نه اینکه خود نماد نگرانی باشند و در برابر هر بحرانی فقط ابراز نگرانی کنند.


از سویی در این بیانیه آقای موسوی چنان از وضعیت سلامت زندانیان ابراز نگرانی کرده و از آنها خواسته اعتصاب را بشکنند گویی هیچ موضوع دیگری سلامت زندانیان را تهدید نمی‌کند و انگار نه انگار که زندانیان برای اعتراض به اوضاع اسفبار زندان دست به اعتراض زده‌اند و حضراتی که مدعی سر دمداری این جنبش را دارند، نه تنها زحمت آنرا به خود نداند که حتی برای یک روز در حمایت از زندانیان به اعتصاب غذا دست بزنند بلکه با دعوت به شکستن اعتصاب به نوعی از زندانیان میخواهتد در برابر جنایات رژیم در زندانها سکوت کنند و با این اقدامات آبروریزی جدیدی برای رژیم رقم نزنند.


آقای کروبی نیز در دیدار با خانواده‌های روزنامه نگاران زندانی از ادامه‌ی این حرکت ابراز نگرانی کرد و از زندانیان خواست به اعتصاب غذای خود پایان دهند و در حرکتی از عموم مردم خواست تا روز شنبه شانزدهم مرداد‌ماه در حمایت از این عزیزان روزه‌ی سیاسی بگیرند که جا دارد از ایشان بپرسیم این حرکت چه کمکی به زندانیان دربند می‌کند. ایشان در بیانیه‌ی روز اخیرشان همچنین نسبت به هتک حرمت به رضا تاجیک هم فقط ابراز نگرانی کرد اما هیچ اشاره‌ای نکرد که با وجود این همه بحران و فجایع انسانی دیگر نگران چه چیزی است. چرا که معمولا وقتی مشکلی پیش می‌آید ابراز نگرانی می‌کنند تا به فاجعه‌ای بزرگ تبدیل نشود اما در شرایطی که هر روز شاهد فجایع انسانی هستیم دیگر نگرانی دور از منطق است.


 


نکته گفته نشده درباره سخنان یک مقام امنیتی

 

امروز هفت عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با ارسال نامه‌ای به آیت‌الله صادق لاریجانی با استناد به یک فایل صوتی از فردی به نام سردار مشفق و افراد دیگری که «گروه نظامی و اطلاعاتی» نامیده شده‌اند، شکایت کرده‌اند.

 

نکته مهمی درباره این فایل صوتی وجود دارد که تا کنون به آن پرداخته نشده است.

 

به گفته وب‌سایت‌های نزدیک به مخالفان دولت، سخنرانی این مقام امنیتی در مشهد آبان ۱۳۸۸ انجام شده است.

 

فایل صوتی این سخنرانی نیز بین تاریخ های ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ تا اوایل تیرماه ۱۳۸۹ به طور گسترده منتشر شد.

 

میرحسین موسوی هم ۲۲ تیرماه ۸۹  گفته که «اخیرا متن سخنرانی یکی از مقامات امنیتی به طور گسترده در سطح جامعه توزیع شده است»

 

سایت تحول سبز نیز ۱۴ تیرماه متن کامل این سخنرانی را منتشر کرد.

 

 

اما نکته دیده نشده:

پیش از انتشار فایل صوتی این سخنرانی، متن آن ۲۲ خرداد۸۹ در ویژه‌نامه «پتک جمهوریت» روزنامه جوان منتشر شده است. یعنی ابتدا روزنامه جوان بخش زیادی از متن این سخنرانی را منتشر کرده و پس از یک هفته فایل صوتی توزیع شده است.

 

آیا برای انتشار متن این سخنرانی در روزنامه جوان و سپس توزیع فایل صوتی، عمدی در کار بوده است؟


 


۱۴۰ سال بازداشت برای رهبران جامعه بهایی



آن‌گونه که «کمیته گزارشگران حقوق‌بشر» اعلام کرده است، دادگاه انقلاب هر یک از رهبران سابق جامعه بهاییت ایران را به بیست سال زندان محکوم کرده است. هنوز از اتهامات این افراد به طور مشخص، صحبتی نشده است، اما پیش از این برخی منابع غیررسمی، اعلام کرده بودند که اتهامات این افراد «مفسد فی‌الارض» اعلام شده است. اتهامی که براساس قانون مجازات اسلامی، جزای آن اعدام است. گرچه بعدها برخی منابع، اتهام این افراد را «جاسوسی» و «اقدام علیه امنیت ملی» اعلام کردند.


شش تن از این افراد از بیست و پنجم اردیبهشت ماه سال ۸۷، و با حمله هم‌زمان نیروهای امنیتی به منزل این افراد بازداشت شدند. پیش از این شش نفر، مهوش ثابت، یکی دیگر از رهبران جامعه بهایی، ۱۵ اسفندماه سال ۸۶ و در شهر مشهد بازداشت شد. این افراد وظیفه‌ی رسیدگی به امور بهاییان در ایران را بر عهده داشتند.


این افراد، دو سال گذشته را در بازداشت موقت به سر می‌بردند و احکام بازداشت آن‌ها به طور مداوم تمدید شده بود. همچنین دادگاه آن‌ها تاکنون چندین بار به تعویق افتاده بود یا آن که بی نتیجه به اتمام رسیده بود.


گفته می‌شود اکنون و پس از گذشت بیش از دو سال از بازداشت این افراد، احکام ۲۰ سال حبس آن ها به وکلای این افراد ابلاغ شده است.


فریبا کمال‌آبادی، جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم و مهوش ثابت افرادی هستند که دو سال گذشته را در بازداشت به سر بدها ند و اکنون براساس رای دادگاه به ۲۰ سال زندان محکوم شده اند.


جامعه بهائیان در ایران با ۳۰۰ هزار عضو بزرگترین اقلیت مذهبی غیر مسلمان در ایران هستند. در سال های اخیر آزار و اذیت بهائیان با تخریب گورستان، بازداشت، یورش و تخریب منازل، مصادره اموال، اخراج از کار و محرومیت از ابتدای‌ترین حقوق شهروندی  شدت گرفته است. جوانان بهایی در ایران از حق ادامه تحصیل در سطوح عالی محروم هستند، و اگر در دانشگاهی دانشجوی بهایی مشغول به تحصیل باشد، او را اخراج می‌کنند. در حال حاضر حداقل ۴۰ نفر از بهائیان در سراسر کشور در بازداشت بسر می‌برند.

 

 

 


 


شکایت اصلاح‌طلبان از قرارگاه ثارالله سپاه


این نامه که خطاب به رییس قوه‌قضاییه و همچنین رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح نوشته شده است، با اشاره به صدور احکام مختلف زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی برای امضاکنندگان آمده: «اخيرا سخنرانی سردار مشفق يکی از مسئولين ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله که ماه‌ها قبل در جمع عده‌ای از روحانيون در مشهد ايراد شده، منتشر گرديده است. محتوای اين سخنرانی که تاکنون از سوی هيچ نهاد حکومتی تکذيب نشده، سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات رياست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن است.»


سخنرانی مورد اشاره امضاکنندگان این نامه، سخنانی است که «سردار مشفق» از مسوولان امنیتی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، در جمع عده‌ای از روحانیون و مقام‌های امنیتی در پاییز سال گذشته در مشهد ایراد کرده بود. وی در این سخنرانی درباره اعتراضات پس از انتخابات، و نقش اصلاح‌طلبان در این اعتراض‌ها سخن گفته بود. وی در این سخنرانی، همچنین برخی از اصلاح‌طلبان را به جاسوسی و ارتباط با بیگانگان متهم کرده بود.


اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین که این نامه را امضا کرده‌اند، با ارایه نقل قول‌هایی از این سخنرانی، آورده‌اند:«اين سند که برای توجيه عمليات غير قانونی برنامه ريزی شده اين گروه در دو سال گذشته و تخريب ياران صديق امام و خدمتگزاران اين مرز و بوم ايراد شده، صريحا پرده از روی مداخلات غيرقانونی اين گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پيروز کردن آقای احمدی‌نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگيری از پيروزی نامزدهای ديگر برمی‌دارد و مقاصد و تدابير آنان درجهت زمينه سازی برای هرگونه اقدام خلاف قانون از جمله مختل کردن فعاليت نمايندگان نامزدهای رقيب در شعب اخذ رای در سرارسر کشور را روشن کرده و به عبارت مشهور برنامه کودتای انتخاباتی اين اقليت تماميت خواه، به مدد استفاده از اسلحه ، ساير ابزارهای پليسی و اطلاعاتی و زندان را برملا می‌کند. سخنران تصوير ذهنی برنامه ريزان کودتا درمورد منتقدان سياسی وضع موجود و معترضان به انتخابات رياست جمهوری دهم، ، خطرات ناشی از شکست آقای احمدی‌نژاد و ضرورت کمک به پيروزی وی را ترسيم و با زبان نقد مخالفان، ابعاد فعاليت عملياتی - اطلاعاتی دو ساله اين جريان را تشريح می‌کند.»


امضاکنندگان معتقدند که این سخنرانی، نشان‌دهنده عزم جریانی در نیروهای مسلح برای پیروزگرداندن محمود احمدی‌نژاد در انتخابات به هر قیمت ممکن است. شکایت‌کنندگان با نقل برخی از این قسمت‌ها هم‌چون تهدید علی لاریجانی برای عدم کاندیداتوری در انتخابات از طریق ارائه اسناد، شنود جلسات مختلف ستاد انتخاباتی موسوی و افشاگری از این طریق علیه وی، قطع شبکه تلفن همراه و اینترنت و... بر این عقیده‌اند که تمامی این مسایل، نشان‌دهنده دخالت گسترده و عزم نیروهای مسلح برای به کرسی نشاندن محمود احمدی‌نژآد و اثبات تخلفات گسترده در انتخابات است.


امضاکنندگان با ذکر جزییات این موارد از سخنرانی سردار شفق، آورده‌اند:« با توجه به ناشناخته بودن و يا معرفی نشدن تمام عناصر وابسته به اين اقليت تماميت خواه ، با استناد به اعترافات صريح سردار مشفق در سند پيوست، نسبت به وی و مسئولان و فرماندهان دخيل دراين اقدامات غيرقانونی درقرارگاه ثار اله، و هر نهاد مرتبط ديگر، با تاکيد برموارد ذيل شکايت و اعلام جرم می‌کنيم و تقاضای رسيدگی داريم:


۱. ايجاد اختلال در فعاليت نمايندگان قانونی نامزد رقيب آقای احمدی‌نژاد در شعب اخذ رای در انتخابات رياست جمهوری


۲. ورود غيرقانونی اين مجموعه به صحنه رقابت‌های انتخاباتی و استفاده از اختيارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخريب چهره نامزد رقيب آقای احمدی‌نژاد(آقای ميرحسين موسوی)


۳. ورود غيرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت‌های انتخاباتی، در حد در فعاليت‌های جاری انتخاباتی گروه‌های رقيب و تعيين تکليف برای نامزدهای رقيب آقای احمدی‌نژاد:


۴. دخالت‌های غيرقانونی در رقابت‌های انتخاباتی، تلاش برای ايجاد اختلاف ميان نامزدهاو حاميان نامزدهای رقيب آقای احمدی‌نژاد و استفاده از موقعيت و ابزار اطلاعاتی و عمليات روانی بدين منظور


۵. اعلام رسمی، علنی و صريح وابستگی نظاميان به يک جناح سياسی خصوصا در جريان انتخابات رياست جمهوری


۶. اقدام به پرونده سازی قبل از وقوع هرگونه جرم ادعايی و درخواست حکم دستگيری تعدادی از فعالان سياسی، فرهنگی و مطبوعاتی


۷. دخالت در امور قضايی از جمله تهيه کيفر خواست برای افراد در جريان حوادث پس از انتخابات


۸. دروغ پردازی و نشر اکاذيب عليه شخصيت‌ها، احزاب و فعالان سياسی به منظور توجيه مداخلات غير قانونی درانتخابات رياست جمهوری


۹. مداخله غير قانونی در انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی و محروم کردن اکثر حوزه‌های انتخابيه کشور از داشتن نامزدهای رقابتی


اين شکايت با توجه به اظهارات مکرر مقامات عالی نظام مبنی برضرورت پيگيری شکايات مربوط به تخلفات انتخاباتی از طريق مراجع قانونی ذيربط، تقديم شده است. اميدواريم اين اعلام جرم به سرنوشت شکايت جناب آقای خاتمی رئيس جمهور وقت در سال ۱۳۸۴ در مورد تخلفات برخی فرماندهان نظامی در انتخابات دوره نهم رياست جمهوری دچار نشود؛ شکايتی که اگر مورد رسيدگی قرار می‌گرفت ديگر شاهد دخالت‌های مکرر غير قانونی اين گروه از مسئولان نظامی و اطلاعاتی در انتخابات، بويژه انتخابات رياست جمهوری دهم، حوادث خيابانی ناشی از آن و هزينه‌های گزاف و غيرقابل جبران آن برای کشور و ملت ايران نبوديم. به باور ما امروز نيز در صورت عدم توجه به اين جرايم و عدم رسيدگی به مداخلات غيرقانونی اين گروه و آمرين و مباشران آنها درانتخابات رياست جمهوری دهم، علاوه بر اينکه ابعاد عدم سلامت اين انتخابات و علل و عوامل واقعی آن و همچنين علل و عوامل واقعی ايجاد کننده بحران پس از انتخابات روشن نمی‌شود، درآينده نيز انتخابات قانونی، سالم، آزاد و رقابتی در کشور ما بطور کلی بلاموضوع خواهد شد.»


متن سخنرانی سردار مشفق را می‌توانید در این جا مطالعه کنید.



 


هفته سوم لیگ برتر خلیج فارس


اما بازی پرسپولیس و سایپا از این لحاظ که علی دایی با محمد مایلی کهن روبرو می‌شد، جالب توجه بود. پیش از بازی، علی دایی با دسته گلی به سمت مایلی کهن رفت (مایلی کهن پیشکسوت تر از علی دایی است) و او هم به استقبال دایی آمد. اما جالب این است که بعد از بازی، مایلی کهن ضمن قبول اشتباه در گزینش بازیکنان خود، گفته است که «آقایان طلبکار باید از مردم عذرخواهی کنند» که البته منظورش علی دایی و عذرخواهی به دلیل باخت مقابل عربستان در تهران بود. از آن طرف هم علی دایی اظهار کرده است که اگر مایلی کهن مجبورش کند، بار دیگر او را به دادگاه می‌کشد.


در تیم سایپا البته کشمکش دیگری هم بوجود امده است. در زمان مربیگری دایی در سایپا، او در اردوی اردبیل بازیکن زیر ۲۰ سالی به نام کریم انصاری فرد را می‌بیند و او را جذب می‌کند. اگر به فیزیک او نگاهی بیاندازید، خود دایی را خواهید دید. نتیجه این کشف دایی، البته جالب است و او در فصل پیش یکی از دو گلزن برتر ایرانی شد و نشان داد که دایی به هدف زده است. پس از فصل، علی دایی در مصاحبه های گوناگون از تمایل خود به در اختیار گرفتن این بازیکن سخن گفت و بعد با روش‌های عجیب و غریب سایپا و علیرغم میل باطنی این بازیکن خوش اخلاق و مستعد، او در سایپا ماند. در بازی سایپا و پرسپولیس، وقتی در دقیقه ۱۰ پرسپولیس به گل دست یافت، به گفته خود انصاری فرد، مایلی کهن به او گفته است که او را تعویض می‌کند. البته خود او گفته است که طی ۱۰ دقیقه اول حتی توپی به او نرسیده بود. ضمن این که خیابانی در مصاحبه بعد از بازی تلویحاً سئوالی را از مایلی کهن پرسید، مبنی بر این که آیا انصاری فرد در زمین راه نمی‌رفت و مایلی کهن نیز گفت که باید او را دقیقه ۳۰ عوض می‌کرد. به هر حال این موضوع به مذاق این بازیکن جوان تیم ملی خوش نیامده است و حتی ظاهراً باشگاه سایپا به دنبال بحث جدی با صدا و سیما برای سئوال خیابانی است، اما جالب این است که به مایلی کهن ایرادی نگرفته‌اند.


نکته مهم دیگر در این هفته، آمار تماشاچی بوده است. به نقل از سایت football3 میانگین تماشاچی در این هفته حدود ۴۰۰۰ نفر بوده است. البته باید به این نکته اشاره کرد که دو بازی پرسپولیس – سایپا و تراکتورسازی – شهرداری تبریز به دلیل حکم کمیته انضباطی بدون تماشاچی برگزار شده است. نکته مهم تر در این موضوع افزایش قیمت بلیط ورزشگاه هاست که تقریباً دو برابر شده است.


سایر نتایج در این هفته به شرح زیر می باشد:

 

تراکتور‌سازي



1



-



1



شهرداري تبريز


 
 

استقلال



1



-



1



ذوب‌آهن


 
 

نفت تهران



1



-



1



استيل‌آذين


 
 

مس



1



-



2



ملوان


 
 

پيكان



0



-



1



پاس


 
 

نفت آبادان



2



-



0



راه‌آهن


 
 

سايپا



1



-



2



پرسپوليس


 
 

سپاهان



1



-



1



فولاد


 
 

صباي‌قم



0



-



0



شاهين


 


 

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته