یکم: افشین قطبی،آفریقای جنوبی و تیم ملی
به سلامتی، این افشین قطبی خودش به اندازه ی کل فوتبال ایران سوژه شده است و برای نوشتن نیازی نیست به دنبال سوژه بگردیم.
قطبی که در ایام جام جهانی به مسافرت خارجی(ظاهرا آفریقای جنوبی برای دیدن بازیها) رفته بود، با بازگشت به ایران درحالی که خوشگذرانیهایش را کرده است گرفتار جماعت خبرنگار و روزنامه نگار شده و این روزها گوشه رینگ گیر کرده و هر چه تلاش می کند کمتر راهی برای رهایی می یابد.
ماجرا از این قرار است که کلا به حضور او در آفریقا تشکیک شده و مدعیان از عدم حضور او و صورتحساب ادعایی می گویند، درحالی که کفاشیان طبق عادت همیشگی همه چیز را با خنده و گاهی تمسخر به شوخی می گیرد و از دادن پاسخ صحیح طفره می رود، قرار بر این گذاشته شده است تا افشین خان با حضور در برنامه ی زنده تلویزیونی بلیت استفاده شده ی بازیها را ارائه کند؛ اما روزنامه نگاران پا را از این فراتر نهاده و می گویند او برای اثبات ادعایش می باید پاسپورت ممهور به ویزای آفریقای جنوبی را نیز ارائه کند.
حال در چند روز اینده چه اتفاقی خواهد افتاد مهم نیست؛ اما از سوی دیگر تعدادی از باشگاهها و مشخصا استقلال اعلام کرده برای بازی تیم ملی بازیکنانش را به اردو نخواهد فرستاد و به برنامه ریزی قطبی اعتراض دارد. اگر چه هیچ باشگاهی نباید از حضور بازیکنانش در اردوی بزرگترین تیم کشور جلو گیری کند؛ اما با نگاهی منصفانه در می یابیم استقلالی ها و کلا تمام باشگاهها حق دارند از سرمایه صرف شده برای جذب بازیکنانشان استفاده ی لازم راببرند. منطقی نیست بازیکنان استقلال روز پنج شنبه به این تیم ملحق شده و روز جمعه مقابل استیل آذین به میدان بروند.
دوم:
عباس ترابیان،بازیکنان تیم ملی، چوب بری و این حرفها
این اردوی خارجی تیم ملی فوتبال ایران هنوز که هنوز است دارد سوژه به دست نویسندگان ورزشی می دهد. پس از اینکه تیم ملی از اردو برگشت حرف های ضد ونقیضی مطرح شد که عموما بازیکنان در پس چهره ی راضی ناراضی بودند؛ اما برای جلوگیری از عواقب احتمالی حذف از تیم لام تا کام بر زبان نیاوردند تا اینکه عباس ترابیان(از مسئولان کمیته ی بین الملل) در برنامه ی تلویزیونی حرف از عدم مسافرت خارجی خانواده ی بازیکنان تیم زد که اینجا دیگر بازیکنان طاقت از کف داده و به ترابیان اعتراض کردند و در این رهگذر پرونده ی کولر هتل و گاوداری و چوب بری دوباره به جریان افتاد.
بحث بر سر خوب یا بد بودن اردوی اتریش نیست، می خواهیم بدانیم کسی که سالهاست همواره در فدراسیون حضور دارد آیا نمی باید هنگام روبرو شدن با سئوالات کمی کلمات را مزمره کرده و بر زبان بیاورد؟
تفاوت ترابیان با فلان ادم معمولی جامعه که احتمالا سفر خارج هم نمی رود درچیست؟ آیا تنها در درآمد کلان آقای ترابیان است؟
سوم:
یک سئوال کوتاه از آقای کفاشیان:
علی کفاشیان در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگارن در خصوص رئیس جدید فدراسیون فرموده اند:
یکی که از من بهتر است بیاید.
نگارنده سئوالی از آقای کفاشیان دارد:
جناب کفاشیان، مرجع تعیین صلاحیت (بهتر یا بدتر بودن)رئیس بعدی فدراسیون کیست؟شما؟
در پی انتشار نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی وقایع اخیر، حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله العالی) پاسخی مرقوم فرمودند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بیات زنجانی، متن بیانیه این مراجع عالی قدر بدین شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهم ما عرّفتنا من الحقّ فحمّلنا و ما قصرنا عنه فبلّغناه
نامه دلسوزانه و دردمندانه جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی وقایع اخیر را با دقت و تأثر فراوان خواندم و در ابتدای امر، با خود این سئوال را طرح کردم که چگونه و با چه دلیلی، با فرزندان انقلاب، امام و ایران عزیز که عمدتاً جزء نیروهای دلسوز، فداکار و متعهد هستند اینگونه عمل میشود؟ چرا بخشی از حاکمیت این احتمال را نمیدهد که منشأ همه این گرفتاریها، رفتار و کردار و اقدامات غیر اصولی و غیرقانونی خودش است. چرا امروز حاکمیت بدین گونه از توصیه ها و دستورات رسول گرامی اسلام و ائمه هدی علیهم السلام و سخنان و افکار امام(ره) فاصله گرفته است؟ آیا از عواقب اینگونه تحقیر نمودن مردم، نمیهراسد؟
اینکه با صِرف اتهامات واهی و با تکیه بر اعترافاتی که در محیط زندان و پس از بازداشت اخذ شده و این گونه اعترافات را هیچ فقیهی با توجه به روایات متعدد، مستند و قابل تکیه نمی داند، تعداد قابل توجهی از زنان و مردان را مورد هتک قرار دهیم، باید منتظر خشم و غضب الهی باشیم. مگر نه این است که طبق روایات متعدد صحیحه، هتک حرمت مومن بالاتر از هتک حرمت خانه خداست. آیا اگر امروز گرفتار عذاب الهی شویم، نتیجه همین اعمال ما نبوده است؟
بارها تأکید کردهام که این گونه اعمال، غیر حقوقی، غیر قانونی و غیرشرعی است و هیچ شخصی حق ندارد فردی را به صِرف اتهام برای یک مدت طولانی بازداشت کند و سپس او را تحت فشار قرار دهد تا اتهاماتش را بپذیرد. این گونه اعترافات والله و بالله خلاف شرع، اخلاق و عقل است و پرهیز از آن، در تمامی روایات مستند از ائمه معصومین(ع) مورد تاکید قرار گرفته است.
در پایان با توجه به اخبار رسیده مبنی بر اعتصاب غذای برخی از زندانیان سیاسی، تأکید میدارم که پروردگار عالم و وجود نازنین حضرت ولی عصر(عج) بر این امر آگاه و گواهند و مقصود غایی این عزیزان که رساندن صدای تظلم خواهی است در بیرون هم تا حدود زیادی تحقق یافته است و حاجتی به ادامه این کار نیست؛ بلکه ادامه دادن این اعتصاب غذا، به جز زیان رساندن به انسانهائی که خود برای این کشور سرمایهاند، نخواهد بود و تکلیف آنان شکستن این اعتصاب غذاست.
خداوندا! از این مظالم بر تو پناه می بریم؛ تو گواهی که بنا بر تکلیف شرعی خود، از نهی از منکری که بر ما وظیفه قرار داده ای غفلت ننمودهایم و به برادران و خواهران دینی نیز این مسئله را یادآور شدهایم.
اللّهم انّا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة ولیّنا
والسلام علیکم و رحمة الله
اسدالله بیات زنجانی
قم، ۲۴شعبان المعظم ۱۴۳۱
۱۴مرداد۱۳۸۹
میرحسین موسوی در پیامی خطاب به زندانیان سیاسی که در اعتراض به رفتار خلاف قانون و ضد دینی ماموران امنیتی دست به اعتصاب غذا زده بودند، ضمن ستایش استواری و ایستادگی این زندانیان از آنان خواست تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند.
به گزارش کلمه، متن این پیام به شرح زیر است:
باسمه تعالی
آزاد مردان زندانی! همه آزادی خواهان و حق طلبان پیام شمارا شنیدند و استواری شما را بر سر مطالبات انسانی و مشروع مشاهده کردند.
درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد.
عزیزان ملت و پیشتازان جنبش سبز! اکنون که پیام شما و خانواده های مبارزتان در سطح جهان و داخل کشور منتشر شده است، مردم نگران سلامتی شما به عنوان سرمایه های سبز کشورند. ما ازهمه شما درخواست می کنیم اعتصاب غذای خود را پایان دهید از مسوولان زندانها نیز می خواهیم که حقوق همه زندانیان را بر اساس همان قوانین و آئین نامه های ناقصی که وجود دارد، محترم شمارند و بیش از این آبرو و حیثیت کشوررا در پیش ملت های جهان در معرض حراج نگذارند.
میرحسین موسوی
جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیه از مردم دعوت نمود برای همراهی وهمبستگی با زندانیان سیاسی که در اعتصاب غذا بسر می برند و خانواده های دست به روزه سیاسی بزنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز، متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
بنام خدا
ملت شریف و آزاده ایران
بدنبال غصب آراء شما در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و وارونه اعلام کردن نتیجه انتخابات و اعتراض شما ملت که با راهپیمایی بزرگ در ۲۵ خرداد سال گذشته و نمایش جمعیت چند میلیونی خود در تهران نادرستی نتیجه اعلام شده را به نحوی غیر قابل انکار گواهی کرده و با مسالمت آمیز ترین شکل افشا کردید، کودتاگران به خشم آمده و علاوه بر سرکوب تجمعات خیابانی عده ای از بهترین فرزندان شما را به زندان انداخته و بدترین رفتارها را با آنها انجام داده اند. جدای از فاجعه کهریزک که کوس رسوایی آن به برکت خون شهدای گرانقدر آن فاجعه، علی رغم فضای بسته رسانه ای به گوش همگان رسید، اخبار متواتر دیگری از بد رفتاری در زندانها به بیرون رسیده و زندانیانی که به هر روی پس از تحمل دوره های انفرادی طولانی مدت اکنون فرصت آن را یافته اند تا از آنچه به آنها رفته است حدیثی باز گویند حکایت از آن دارد که فاجعه فقط منحصر به کهریزک نبوده است و در زندان اوین و در جایی که دادستان، قاضی و قضاوت ریشخند بازجویان کج اندیش و بی معیار گردیده اند نیز رفتارهای فاجعه آمیز بسیاری با زندانیان شده و می شود که نمونه های اخیر آن حکایت آقایان عبدالرضا تاجیک و حمزه کرمی و خبر آقای ابطحی از برگزاری جلسات تمرین برای اعترافات پخش شده در جریان دادگاههای نمایشی و تلویزیونی در سال گذشته است.
اینک پس از گذشت یک سال عده ای از فرزندان ملت همچنان در زندانها اسیرند و با آنان بد رفتاری شده و حقوق اولیه شان نادیده گرفته می شود. اعتصاب غذای عده ای از این زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین که به علت بد رفتاری زندانبانان و انتقال مجدد آنان به سلولهای انفرادی صورت گرفته و قطع ملاقاتها و حتی ارتباط تلفنی آنان با خانواده هایشان موجب نگرانی شدید خانواده ها در مورد سلامتی و سرنوشت عزیزانشان گردیده است، ما را بر آن می دارد که اگر چه نمی توانیم رنج و نگرانی آنها را برطرف کنیم و کاری برایشان انجام دهیم حداقل با ابراز همدردی از آلام آنها بکاهیم و دل آنها را با همراهی خویش قدری آرام کنیم .
به همین منظور از همه آنان که با حضور در راهپیمایی ۲۵ خرداد سال گذشته همبستگی خود را در اعتراض به کودتای انتخاباتی اعلام کرده و پایه گذار این حرکت شدند و نیز آنان که دلشان با این حرکت همراه بوده و یا همراه شده است دعوت می کنیم روز شنبه ۱۶/۵/۸۹ را به نشانه همراهی و همبستگی با اعتصاب غذای زندانیان بند ۳۵۰ اوین و خانواده های نگران آنها که به همراه عزیزانشان در اعتصاب غذا بسر می برند، روزه سیاسی بگیرند. باشد تا این اقدام بر همبستگی عمومی ملت افزوده و پیوند دلهای آنها را به یکدیگر بیش از پیش کند .
روزه سیاسی هر یک از شما حتی اگر توسط دیگران دانسته نشود گواهی است درونی بر پیوندتان با خواست های ملت بزرگ ایران و کسانی که به نمایندگی از شما رنج زندان را متحمل می شوند و نیز خانواده هایی که شب و روزشان با نگرانی برای حال و روز فرزندانشان سپری می شود .
خداوند به همه نیک اندیشان و خیر خواهان کشور و ملت جزای خیر دهد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۱۴/۵/۸۹
امروز: شش نفر از نیروهای امنیتی با حضور در منزل مادر حسین نورانی نژاد ضمن گرفتن تعهد، او را تهدید بازداشت کردند.
به گزارش کلمه، پرستو سرمدی همسر حسین نورانی نژاد با ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت حسین نورانی نژاد این خبر را تایید کرد و گفت: حضور نیروهای امنیتی در خانه مادر پنجاه ساله حسین نورانی نژاد همه ما را نگران کرد. مادری که جز با خبر شدن از وضعیت فرزند خود هیچ درخواست دیگری هم ندارد.
وی با بیان اینکه با تعهد و وساطت، فعلا از بازداشت مادر حسین نورانی نژاد دست نگه داشته اند، تاکید کرد اگر پیام ما به گوش زندانیانی که اعتصاب کرده اند برسد، شاید آنها اعتصاب خود را بشکنند اما متاسفانه هیچ گونه امکان ملاقات و تماس تلفنی هم برگزار نمی کنند تا حداقل ما از عزیزان خود بخواهیم تا اعتصاب غذای خود را بشکنند.
امروز: به دنبال اعتصاب ۱۷ تن از زندانیان سیاسی در اوین و پیوستن خانواده های این زندانیان به آنها در مقابل اداره کل زندان ها، نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت مادران و برخی از اعضای خانواده این زندانیان کردند که با مقاومت سایر خانواده ها روبه رو شد.
به گزارش جرس، نیروهای امنیتی طی تماس های تلفنی با خانواده های اعتصاب کنندگان، آنها را از مصاحبه با رسانه ها منع کرده و تهدید کرده اند در صورتی که کلمه ای در مورد وضعیت زندانیان به رسانه ها بگویند در اولین فرصت نسبت به بازداشت آنها اقدام خواهد شد.
پیش از این نیز نیروهای امنیتی با هجوم به تجمع این خانواده ها، عکس ها و پلاکاردهای مربوط وضعیت زندانیان را پاره کرده و خانواده ها را تهدید کردند که در صورت تداوم این اعتراض ها آنها را نیز بازداشت خواهند کرد. از سوی دیگر ماموران امنیتی اعتصاب کنندگان در اوین نیز تهدید کرده اند که اوین را به کهریزک تبدیل خواهند کرد.
اطلاع رسانی در مورد وضعیت اعتصاب کنندگان که تاکنون دهمین روز اعتصاب خود را پشت سر می گذارند، خشم نهادهای امنیتی را برانگیخته و منجر به برقراری تماس های تلفنی تهدید آمیز با برخی از این خانواده ها و همچنین حضور در منزل برخی از آنان به منشور دستگیری مادران اعتصاب کنندگان شده اند.
خانواده مجید توکلی و حسین نورانی نژاد از جمله کسانی بودند که تا پیش از تنظیم این گزارش، نسبت به تماس و حضور نیروهای امنیتی در منزل آنها اطمینان حاصل شده است.
امروز: زهرا رهنورد، استاد دانشگاه روز چهار شنبه در دیدار با تعدادی از خانواده های هفده زندانی سیاسی اوین که همراه با عزیزان خود در اعتصاب غذا به سر می برند از آنها خواست که برای حفظ سلامت خود ، به اعتصاب غذای شان پایان دهند و به عنوان تقویت روحیه و همبستگی با عزیزان دربند روزه بگیرند. در این دیدار، مادر سهراب اعرابی نیز حضور داشت و از خانواده زندانیان درخواست نمود که به اعتصاب غذای خود پایان داده و با استفاده از روش های دیگر با زندانیان اعتصاب کننده همراهی کنند.
خانواده های زندانیان سیاسی از روز گذشته و به دنبال لغو ملاقات با عزیزان شان دست به اعتصاب غذا زدند.
به گزارش جرس، زهرا رهنورد در عین حال از مسوولان قضایی خواست که به مطالبات زندانی ها پاسخ مثبت بدهند و در نخستین گام آنها را از انفرادی خارج کنند.
به گفته وی این زندانیان در اعتراض به شرایط نامناسب زندان و اهانت های زندانبانان دست به اعتصاب غذا زده اند و باید هر چه زودتر با دلجویی از آنها و بازگردان شان به بند عمومی این اعتصاب پایان یابد .
هفده زندانی سیاسی زندان اوین از ده روز قبل به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتصاب غذا زده اند .
خانواده زندانیان نیز گزارشی از آخرین پی گیری های خود و مراجعه های متعددشان به مراجع قضایی ارایه دادند. اینکه با گذشت ده روز از اعتصاب غذای عزیزان شان هنوز هیچ خبری از سلامت آنان ندارند و بر خلاف وعده
معاون دادستان تهران آنها حتی تماس تلفنی هم با خانواده شان نداشته اند .
پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز نیز که در این دیدار حضور داشت از خانواده زندانیان خواست که به اعتصاب غذای شان پایان دهند و با استفاده از روش های دیگر با زندانیان اعتصاب کننده همراهی کنند.
او همچنین اظهار امیدواری کرد که " زندانیان نیز هر چه زودتر با بازگشت به بند عمومی و دست یافتن به خواسته های شان بتوانند به اعتصاب خود پایان دهند ."
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که از ده روز گذشته در اعتصاب غذا به سر می برند. همچنین پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا که به بیماری دیابت مبتلا است.
تعدادی از این زندانیان بدلیل وخامت حالشان، به درمانگاه منتقل شده اند.
امروز: محمد داوری، سردبیر سایت سحام نیوز به پنج سال زندان محکوم شد.
به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی»، حکم اولیه داوری در خصوص ۵ سال حبس وی از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر تایید شد.
اتهام این روزنامه نگار زندانی اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی عنوان شده است.
تایید این حکم در حالی صورت گرفته است که آقای کروبی ، در نامه ای به دادستان تهران، تمام مسوولیت مربوط به مدعیان تجاوز در کهریزک را بر عهده گرفته بود.
محمد داوری ،سردبیر سحام نیوز( سایت رسمی حزب اعتماد ملی ) است که به خواسته مهدی کروبی و پس ازهماهنگی با افرادی که مدعی بودند مورد تجاوز جنسی در زندان قرار گرفته اند، از آنها اقدام به فیلمبرداری جهت ارایه آن به مسوولان می نمود.
برای این فعال صنفی - مدنی وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی صادر شد که او قادر به پرداخت این مبلغ نبود.
امروز: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بهمناسبت ۱۶ مرداد؛ روز جهاد دانشگاهی، دیدگاههای خود را در اینخصوص منتشر کرده است.
به گزارش آفتاب، آیتالله هاشمی رفسنجانی نوشت: در آن شرایط، تعطیلی دانشگاهها علیرغم میل باطنی ما اتفاق افتاد، اما در قبل و بعد از آن و حتی پس از بازگشایی مجدد دانشگاهها که از آن تعبیر به انقلاب فرهنگی میشد، گروهی از مسئولان مبارزه و بعدها مسئولان انقلاب، اندیشهای را در جلسات خویش پیگیری میکردیم که در نهایت منجر به تأسیس جهاد دانشگاهی شد.
متن کامل دیدگاه ایشان بهشرح زیر است:
در کوران انواع و اقسام توطئهها علیه انقلاب اسلامی در سالهای ۵۷ تا ۶۰ یکی از دغدغههای اصلی مسئولان در جلسات، نفوذ اختاپوسگونه دشمنان در میان دانشجویان بود که با سوءاستفاده از روح جستجوگر دانشجویی تا حدودی نیز موفق شده بودند.
دانشگاه تهران که نماد هر حرکت دانشجویی در کشور بود، در آن روزها به جای تحصیل و تدریس، میدان نزاع گروهکها بود، بهگونهای که هر یک از آنان اتاق جنگی مملو از سلاحهای مختلف برای خود داشتند.
در آن شرایط، تعطیلی دانشگاهها علیرغم میل باطنی ما اتفاق افتاد، اما در قبل و بعد از آن و حتی پس از بازگشایی مجدد دانشگاهها که از آن تعبیر به انقلاب فرهنگی میشد، گروهی از مسئولان مبارزه و بعدها مسئولان انقلاب، اندیشهای را در جلسات خویش پیگیری میکردیم که در نهایت منجر به تأسیس جهاد دانشگاهی شد.
شاید نقطه آغاز این حرکت، سفر من به آذربایجان شرقی و حضور در جمع دانشجویان تبریز بود، سفری که مخالفان همراهی دانشگاهها با انقلاب در کنار همه برنامههای شوم خویش، طرح یکپارچه دامن زدن به شایعات اقتصادی علیه مرا عملیاتی کرده بودند، وقتی وارد فضای دانشگاه شدم، در و دیوار دانشگاه را سرشار از انواع و اقسام پارچه نوشتهها و اعلامیهها دیدیم که هاشمی با فلان مقدار پول، فلان مقدار هکتار زمین، فلان تعداد حلقه چاه عمیق و... آمده است.
همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی نیز یکی از بحثهای اصلی شورای مرکزی در چندین جلسه، چگونگی حضور دانشجویان در مناطق محروم بود که شاید اعزام جوانان دانشجو عضو حزب جمهوری برای کمک به کشاورزان در جهت برداشت محصولات نقطه شروع آن باشد.
آن حرکت انقلابی در گذر زمان و رشد تدریجی برنامهها، منجر به تشکیل جهاد سازندگی و سپس جهاد دانشگاهی شد که به اعتراف دوست و دشمن یکی از نهادهای بسیار تأثیرگذار در همراهی جوانان با انقلاب و همچنین یکی از عوامل اصلی جذب ساکنان مناطق محروم به محتوای انقلاب بود. حرکتی که مدعیان جذب طبقات کارگر و محروم را با اندیشههای مارکسیستی مأیوس کرد.
از زاویه دیگر تشکیل این نهاد در دانشگاه، تا حدود بسیار زیادی فاصله دانشگاهو صنعت را پر کرد و نگذاشت خلأ همکاری صفو ستاد با مباحث نظری و عملی بیشتر شود، هرچند هنوز هم متأسفانه شاهد فاصله عمیق دانشگاهها و مراکز صنعتی و مسکوت ماندن و بایگانی شدن بسیاری از طرحها در مرحله پایلوت هستیم که در یکی از بازدیدهای دوران سازندگی در یکی از نمایشگاههای دانشگاهی با تمام وجودم این درد اجتماعی را در بدنه دانشگاه و صنعت احساس کردم.
البته جهاد دانشگاهی در طول این سالها و بدون توجه به چوبهایی که خواسته و ناخواسته لای چرخ آن گذاشته میشد، به حرکت خویش ادامه داد که اقدامات مؤسسه رویان و خبرگزاری قرآنی دو نمونه از موفقیتهای مراکز زیرمجموعه این نهاد مقدس است.
شاید موازیکاریها و تداخل برنامههای جهاد دانشگاهی با انجمنهای اسلامی و بعدها بسیج دانشجویی باعث کند شدن حرکت توسعهای آن شده است که متأسفانه این روزها در خبرهای نگرانکننده، میشنویم بیش از نه ماه است که مسئولان مربوطه با تمام ادعاهایی که میکنند، نمیتوانند در انتخاب فرد موردنظر خود در رأس هرم، این سازمان دانشجویی را در جهت اهداف جناحی خود قرار دهند، بدیهیترین نتیجه این اقدامات تأملبرانگیز توقف پیشرفتهاست.
در صورتی که با اصلاح سیاستهای صدر و ذیل اصل ۴۴ که به تعبیر رهبری نظام انتظار یک انقلاب اقتصادی از آن میرفت و تأسیس پارکهای علمی و فناوری و از طرف دیگر روحیه استقلال اقتصادی در میان قشر جوان و دانشجو و همچنین وجود سرمایههای سرگردان فراوان، میتوانستیم با برنامهریزیهای دقیق و پرهیز از دامن زدن به اختلافات سلیقهای و تبدیل منتقدان به دشمنان، راه را برای شروع یک برنامه میدانی برای نزدیک کردن دانشگاهها با طرحهای اقتصادی، فرهنگی، کشاورزی و صنعتی هموار نماییم.
اینجانب با علم کامل به تواناییهای جهاد دانشگاهی که نمونههایی از دستاورهای آنان را در یکی از نمایشگاههای وسایل ارتباطی و مخابراتی در کرج دیدهام، با اطمینان کامل اعلام مینمایم که اگر به جای مانع تراشی، فقط راهکارهای قانونی را مشخص نماییم، عرضه و تقاضا به عنوان دو عامل مهم در هر رونق اقتصادی و اجتماعی خیلی زود دانشگاه و صنعت را به هم پیوند میدهد که ماحصل آن چیزی جز حرکت به سوی اهداف چشمانداز ۲۰ ساله نظام نخواهد بود که دانایی، محوریترین پایه و اساس آن میباشد.
امروز: تحصن خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده غذا در مقابل در اصلی زندان اوین ادامه دارد.
به گزارش کلمه، تحصن خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده غذا تا این لحظه همچنان ادامه دارد و آنها همچنان خواستار ملاقات با عزیزان در بندشان هستند.
امروز: اسماعیل صحابه ، در دادگاهی که به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد ، به جرم نقش داشتن در برگزاری کمیل سبز، به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، در جلسه دادگاه صحابه ، در اقدامی نادر قاضی صلواتی در دادگاه حضور نداشته و بدون شنیدن دفاعیات اسماعیل صحابه اقدام به صدور حکم کرده است.
اسماعیل صحابه عضو جبهه مشارکت قبلا در مراسم دعای کمیل دستگیر و دو ماه زندانی شد که با قید وثیقه تا برگزاری دادگاه به طور موقت آزاد بود .
در سالروز پیروزی مشروطیت هستیم و طنین نام مشروطیت بیش از یکصد سال است که باخود پیام لزوم مشروط بودن قدرت را حمل میکند. در کنار خواست برای عدالت، آزادی و قانون، تلاش برای مشروط کردن قدرت یکی از دستاوردهای مجاهدت گذشتگان ما و فداکاری آنهاست. گرچه نهادهای برآمده از مشروطیت با استبداد شبهتجددگرای رضاخانی با مانع روبرو شدند وبا دادن قربانیهای بسیار روند مردمسالاری متوقف گشت و دوره ظلمانی پهلوی اول و دوم دستاوردهای اصلی و ارزشهای بنیادی مشروطیت را زیر سایه قرار داد ولی این ارزشها که با دادن قربانیهای بسیار بدست آمده بود با ادامه مبارزات مردم برای رهایی از خودکامگی و اقتدارطلبی و نیل به آزادی و عدالت و حاکمیت بر سرنوشت خود ادامه یافت.
قربانیهای صدر مشروطیت تا سرنوشت سردارملی ستارخان و شهادت نماینده شجاع ملت مدرس و قتل و حبس بسیاری از آزادیخواهان دیگر، شاهدی برای دشواری راهی بوده است که مردم آن را هرگز رها نکردند. نهضت ملی کردن نفت و خیزش مردمی ۱۵ خرداد و مبارزات نفسگیر در سالهای دهه چهل و پنجاه همه وهمه نشان میدهد که آنچه با مشروطیت بدست آمد هرگز از سوی مردم خوار شمرده نشد بلکه همواره آن دستاوردها به عنوان هادی مردم در مبارزاتشان بکار گرفته شد.
پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی در بهمن ۵۷ نتیجه یکصد سال مبارزه با فراز و نشیب ملت ما در طول تاریخ است. امروز مشاهده علایم بازتولید استبداد و خودرایی و گریز آشکار از قانون و حاکمیت روزافزون دروغ نشان میدهد که راه طی شده هنوز به اهداف خود نرسیده است. ظلم و جور و خفقان چه در زمان ناصرالدین شاه باشد چه پهلویها و چه جمهوری اسلامی مردود است و در جمهوری اسلامی ظلم و ستم بدتر و سیاه تر است چرا که زیر پوشش نام اسلام چنین تبهکاریهایی صورت میگیرد و همه میدانیم در همان اوان مشروطیت به شکلهای مختلف بعضی از علما از جمله علامه نائینی استبداد دینی را بدترین دانستند. تجربه یکصد سال اخیر و آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد نشان میدهد در میان مفاهیم کلیدی مربوط به انقلاب مشروطیت از عدالت و آزادی و حکومت قانون، مشروط کردن و مسئول کردن قدرت اهمیت سرنوشتسازتری دارد.
امروز مدام از ملت ما به نام دین تبعیت بی چون و چرا از کانونهای قدرت خواسته میشود بی آنکه به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود اشارهای شود و یا از کرامت ذاتی انسانها ویا حقوق شهروندی نامی به میان آید و یا به استدلال حق تعیین سرنوشت توسط ملت که حضرت امام در بدو ورود در بهشت زهرا آن را با صراحت اعلام و برهان قوی برای آن اقامه کردند توجهی شود. طرفه آنکه اقتدارگرایان از اینکه در مورد جنایات بر کف خیابانها در روزهای ۲۵ و ۳۰ خرداد و روز عاشورا و کوی دانشگاه و زندانها مورد سوال قرار بگیرند و یا از آنها در مورد قانونگریزیهای گسترده بازخواست شود عصبانی میشوند و به تهمتافکنی و دروغ و خشونت بیشتر روی میآورند. پس از بستن روزنامهها و تبدیل صداوسیما به یک رسانه هتاک و غیرملی و لشگرکشی علیه فضای مجازی که با خلاقیت فرهیختگان اغلب جوان تبدیل به معبری برای تعامل و اطلاعرسانی بدون سانسور و شفاف شده است حتی تاب یک خبرگزاری ملی نیمهجان را نمیآورند واین منفذ گردگرفته را نیز بر خلاف قانون و بدون توجه به عواقب آن کور میکنند. اگر درست نگاه کنیم امروز هیچ مانعی برای پیشروی و گسترش استبداد دیده نمیشود. ازاین روست که دقت در تاریخ مشروطیت به ما میآموزد که مبارزه برای یافتن سازوکارهایی که قدرت را مشروط سازد با اهمیتترین چهره مبارزات مسالمتجویانه است که ملت ما در دور تازه، آن را آغاز کرده است. بخشی از مطالبات جنبش سبز بصورت روشنی این وجه از مبارزه کنونی ملت را آشکار میسازد.
حق تجمعات و آزادی رسانهها و قبول تکثر در سطح ملی بدین دلیل با مخالفتهای جدی از سوی اقتدارطلبان روبروست که به صورت روشن دایره نفوذ قانونگریزانه اقتدارطلبان را محدود میکند. همچنین تمکین نکردن اقتدارگرایان در مقابل مطالبه اجرای بی کم و کاست قانون اساسی نشان میدهد که تاچه حد دل کندن از سریر قدرت و پاسخگو بودن در مقابل ملت برای یال و کوپال دارها و صاحبمنصبان دشوار است. و همه میدانیم اولین قدم در قبول اجرای قانون اساسی اعلام قبول حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود از سوی حاکمان است. غمض عین در مقابل این حق روشن در حقیقت پشت کردن به همه دستاوردهایی است که ملت ایران در طول یکصد سال و بویژه در جریان انقلاب اسلامی آ ن را بامجاهدت فراوان به دست آورده است.
درمیان همه مطالبات و راهکارهایی که برای نیل به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و پاسخگو کردن قدرت و مشروط کردن آن وجود دارد تمهید برای انتخابات آزاد و رقابتی بااهمیتترین آنهاست. انتخاباتی که با گزینشهای شورای نگهبان و نحوه نظارت آن تبدیل به مراسم عزای ملت برای مرگ میثاق ملی نگردد. به همین دلیل همگانی کردن خواست برای انتخابات آزاد و رقابتی یک وظیفه سرنوشتساز برای همه کسانی است که ایران را خانه همه ایرانیان با همه تنوع و تکثر میدانند.
بزودی انتظار به سر می رسد.

به گزارش سامانه خبری ســـحام نیوز، در پی اظهارات سخیف و اتهام زنی های احمد جنتی نسبت به اصلاح طلبان و جنبش آزادیخواهی مردم ایران، مهدی کروبی و میرحسین موسوی، روز چهارشنبه ١٣ امردادماه ۸۹، با ارسال نامه ای به مراجع و آیات عظام، خواستار برخورد آنان با دبیر شورای نگهبان شدند.
متن این نامه به شرح زیر است:
محضر مبارک آیات عظام و مراجع تقلید
باعرض سلام و احترام
سنت حسنه مردم این دیار بر آن بوده است که هرگاه عِرض، آبرو، ناموس، جان و مال خود را در خطر والیان جور پیشه و ستمگر می دیدند و از اعاظم و متولیان اصلی قدرت امید می بریدند به آستانه و درگاه مراجع تقلید و صاحبان دیانت و حکمت رو کرده و عرض تظلم و دادخواهی به پیشگاه آنها می بردند، چه نیکو سنتی و چه پر ثمر سیرتی بوده است. چه پاسخ های مناسب که شنیدند و چه دردهایی که به درمان رسیدند.
نیازی به ارائه مستند تاریخی نیست چه اینکه تاریخ ما، بخصوص در چند سده های اخیر با ظهور استعمار صنعتی، شاهد و ناظر بروز و ظهور عالمان روشن ضمیر در کنار مردم خوب و شریف بوده ایم که با قامت راست و استوار در برابر استعمار و استثمار با تحمل عذاب و شکنجه و تهمت و افترا، ایستادند و جان باختند و سر انداختند و شرف و حیثیت این ملت را مردانه پاس داشتند.
آیات عظام میرزای شیرازی در نهضت تنباکو، آخوند خراسانی و نائینی، مازندارنی، بهبهانی و طباطبائی در نهضت مشروطه، و مدرس و مبارز نستوه میرزای جنگلی در مبارزه با استبداد، کاشانی و نیروهای مذهبی و ملی در نهضت ملی شدن صنعت نفت و نهایتاً رهبری بی بدیل و تاریخی امام خمینی در انقلاب اسلامی همراه با سایر علما و اقشار مختلف ایران عزیز با گرایشات متفاوت.
اکنون با عملکرد ناشیانه ساده دلان به ظاهر با ایمان و احتمالاً هدایت شده توسط آگاهان بی ایمان، بیم آن می رود که این سابقه درخشان و امید آفرین، این ثروت عظیم معنوی ملت به محاق کشیده شود و چهره نورانی روحانیت در جامعه جهانی و در میان نسل جوان کنونی و آینده، کدر وناخوشایند جلوه نماید.
همانطور که مسبوق هستید، ما به علت همراهی و هم نوائی با مردم ایران در نهایت آرامش و سازش پس از انتخابات مهندسی شده 1388 که در جستجوی رأی گم شده و مخدوش گشته خود بودند، مورد چه هجمه ها، یورش ها، افتراها، تهمت ها و ناسزا ها که قرار نگرفتیم. آنچه خواستند و توانستند از منابر تریبون های عمومی بدون امکان اجازه هرگونه دفاعی به ما نسبت دادند و همزمان بر مسند مدعی العموم، قاضی و مجری احکام نشستند و آن کردند که امروز نه تنها چهره نظام بلکه اصل اسلام درکشور و بخصوص در نزد جوانان مظلوم ایران خدشه دار شده است.
از فجایع غم انگیز و آبروریز زندان کهریزک گرفته تا برخوردهای خشن و انسان ستیز در زندان های اوین و سایر زندان های پنهان و پیدا، و برخوردهای غیر انسانی با زنان زندانی، کشتار بی رحمانه مردم در خیابان ها و راندن خودروها بر بدن جوانان معترض، تخریب دانشگاه ها و ضرب و شتم دانشجویان، حمله به بیوت مراجع و هتک حرمت به بیت امام، بستن روزنامه ها، شکستن قلم ها، خفه کردن صداها، محبوس و منکوب کردن بهترین فرزندان ملت و انقلاب و مطرود و منزوی کردن لایق ترین مدیران مملکت، آزار و اذیت کردن اقلیت های قومی و مذهبی از برادران اهل تسنن گرفته تا دراویش نعمت الهی و محروم کردن از حقوق اولیه شهروندی و اهانت کردن به بزرگان آنان و تبعید و زندانی کردن عده ای از آنها. در نتیجه به خطر انداختن انسجام ملی و تیز کردن دندان طمع خارجی، حیف و میل کردن اموال عمومی و درآمدهای نفتی و زیرپا گذاشتن قوانین مصوب مجلس. این رفتارهای غیر قانونی کار را به آنجا رسانده است که ملک و ملت در بحران بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است.
خدا عاقبت این همه بی بصیرتی که عام و خاص به آن مبتلا هستند و یقیناً دود آن به چشم همه ملت؛ حتی خود آنها بزودی خواهد رفت ختم به خیر بگرداند.
بارزترین نمونه این هتک حرمت های بی پروا و عاری از تقوا؛ اظهارات اخیر امام جمعه موقت تهران آیت الله جنتی در مسجد جمکران در مورد اخذ یک میلیارد دلار از منابع خارجی توسط ما معترضین؛ ایشان مدعی شدند که " من سندی را بدست آوردم که آمریکائی ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد". این مرد کهن سال که از آغاز تأسیس مجلس و شورای نگهبان لاینقطع مسئول بوده و قریب به بیست سال است که دبیر شورای نگهبان است و گویا کهولت سن نه تنها قوای روحی و جسمیش را به تحلیل برده بلکه قوه ادراک و ذهنی اش را هم مختل کرده و مصداق کامل این شعر مولانا قرار گرفته است:
چون شدی پیر و ضعیف و منحنی پرده های لاابالی می زنی
ایشان که در حاشیه امن سلاح و صلاح قرار دارد، نه از بالا دست خوفی و نه از پائین دست ابایی! ارباب غزاء حامی اویند و اصحاب قضاء تابع او. تریبون نمازجمعه را در اختیار دارد و مراکز قدرت را در تصاحب ! چه بی رحمانه ترک تازی می کند و با آبروی بندگان خدا بازی، پناه بر خدا از این همه طنازی ! در مقابل؛ دست دادخواهی ما کوتاه است و خرمای عدالت نظام فعلاً بر بلندای نخلی ناپیدا، لذا بر سبیل گذشتگان برای دفاع از حریم روحانیت و اسلام با شما سخن می گوییم.
آخر این چه ادعا است، کدام دلیل و سند، مستند این بیان است ؟! بر این گمانیم که خط دهندگان پنهان و سیاست گزاران نازک اندیش و بی رحم به سایر خطیبان هم چنین دستورهائی داده باشند اما آنها از ابراز چنین اباطیلی ابا نموده اند. جسارت و کندی ذهن، خاص ایشان است که چنین بی گدار به آب می زند.
مگر همین آقا نبود که به یکی از مراجع بزرگ تقلید شیعیان جهان نسبت ناروا داد و او را عامل بیگانه خواند که از خوف طرد و استیضاح عام مجبور به استغفار و توبه گردید؟ مگر ایشان موضع امام در مورد نسبت های ناروا و نسنجیده بعضی از اعضای شورای نگهبان در قبال برخی از نیروهای متدین و انقلابی را ورقی زیر خروارها خاک ننامید ؟! و در مقابل هجمه نمایندگان ملت در مجلس سوم مجدداً استغفار نکرد؟ و هم ایشان نامه بی محتوا و حساب نشده آقای احمدی نژاد به رئیس جمهور وقت آمریکا را هم طراز نامه امام (ره) به آخرین رهبر اتحادیه جماهیر شوروی تلقی کرد و پیشنهاد تدریس آن را در مدارس داد !!! که با برخورد جدی روبرو شد. همین فرد مدعی شد که در زمان دولت سازندگی هفت میلیارد دلار شکلات از جزیره کیش وارد کشور شد و چون او را به کمیّت عدد هفت میلیارد آگاه کردند، ادعای خود را به پانصد میلیون دلار تقلیل داد و کوتاه نیامد !
در هر صورت اکنون اسوه های انقلاب و یاران صدیق مردم وخمینی و زخم خوردگان مبارزات بی امان با استعمارگران، در نهایت مظلومیت و بی پناهی، هدف تیر جان گداز و زهرآگین شیفتگان قدرت و مکنت و زراندوزان بی مروّت و عاری از همت قرار گرفته اند که پرچم دار این خیل بی مروّت، این مرد کهنسال می باشد. دیگران به تبعیت و حمایت از او گاه و بیگاه از این قماش حرف هائی ابراز می دارند و حریم ها و حرمت ها در هم می شکنند و حد و مرزی برای کسی قائل نمی شوند !
ما را پروای آن نیست که چنین آماج ضربات بی امان بی بصیرتان قرار گیریم؛ تاریخ این دیار ستم کشیده مملو است از این نامردمی ها، از قائم مقام تا امیرکبیر که طغیان گرشان گفتند ! از سید جمال الدین اسدآبادی که وابسته اش خواندند،تا ثقه الاسلام تبریزی كه بر چوبه دار تزاری اش بوسه میزدند، مدرس و نیروهای مذهبی که انگلیسی اش دانستند و خمینی که ارتجاع سیاه قلمدادش کردند و صدها عزیزان دیگر از این نوع هجمه ها و افتراها در امان نبودند. آنان هدف و آماج خشم بیگانگان و دین ستیزان قرار می گرفتند، اما ما را عذاب و درد بیشتر از آن است که آماج کلوخ اندازان نظام و کسی که بیش از سه دهه بر مسند شورای نگهبان تکیه زده است، هستیم!
حکایت حلاج است در واقعه چوبه دار؛ که با اصابت هر سنگی بر بدنش تبسم کنان لاحول می گفت اما از پرتاب گِلی از جانب شیخ شبلی به آه و ناله درآمد؛ گفتند از آن همه سنگ نیازردی و از این کلوخ چنین غمگینی ؟ گفت آنها نمی دانند و جنایت می کنند و او می داند و خیانت می کند.
علی ایحال ما از شما مراجع عالیقدر و علمای بزرگ و مدرسین گرانقدر حوزه های علمیه می خواهیم برای حفظ آبروی روحانیت و اسلام از ایشان بخواهید سند و مدرک خود را ارائه کند و یا منبعش را برملا نماید تا مردم این محرمان اصلی انقلاب و کشور در جریان واقعیت و یا افترا و دروغ که برای متاع دو روز دنیا بیان شده است، قرار گیرند.
و من الله التوفیق الامر الیکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاتة
مهدی کروبی میرحسین موسوی
13/مرداد/1389
امروز: در پی اظهارات عجیب احمد جنتی و وارد ساختن اتهامات سنگین و مضحک به رهبران جنبش سبز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بیانیه ای صادر کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن اارحیم
آقای احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران که حکم تمدید انتصاب خود در شورای نگهبان را اخیراً در آستانه 85 سالگی دریافت کرده اند در مسجد جمکران و به مناسبت نیمه شعبان ادعا کرده اند "سران فتنه " بواسطه دولت عربستان مبلغ یک میلیارد دلار پول از دولت آمریکا دریافت کرده اند و قرار بوده در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی 50 میلیارد دلار دیگر هم دریافت کنند .ایشان ضمناً ادعا کرده اند برای این گفته سند هم دارند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اعلام می دارد که:
1- ما نه تنها انتظار بلکه اصرار داریم آقای جنتی سند ادعایی خود را منتشر و برای پیگیری و اثبات ادعای خود رسماً به دادگاه شکایت کند. همچنین وظیفه قانونی دادستان کل کشور است که به نام مدعی العموم و برای دفاع از حقوق ملت ادعای آقای جنتی را پیگیری قضایی کند. روشن است مقصود از "سران فتنه" در واژگان آقای جنتی رهبران جنبش سبز است و ایشان چنانچه نتواند در دادگاه مستقل و علنی ادعای بزرگ خود را اثبات کند باید به جرم مفتری تحت تعقیب قرار گرفته و علاوه بر عواقب دینی و سیاسی و اجتماعی، متحمل عواقب قضایی و کیفری جرم خود نیز بشوند.
2- با توجه به سوابق و تجربیات مکرر در این زمینه از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که دستگاه و مقام قضایی اصولاً کوچکترین اقدام قانونی در این مورد نخواهد کرد تا چه رسد به آنکه دادگاهی مستقل و علنی تشکیل دهد تا به اتهام بزرگ مطرح شده رسیدگی کند. نه این اولین بار است که آقای جنتی چنین نسبت های سخیفی را به مخالفان سیاسی حزب بدون تابلو متبوع خویش می دهد و نه تنها کسی است که رهبران و فعالان جنبش اصلاح طلبی و سبز ایران را متهم به ارتباط با بیگانگان و دریافت پول از آنها می کند. اگر یکبار یک دادگاه واقعی تشکیل و به اتهامات وارده از سوی امثال آقایان جنتی، مصباح یزدی و ... علیه مخالفان رسیدگی می کرد و آنان را پاسخ گوی تهمت و افترا هایشان می کرد شاید امروز دوباره شاهد تکرار چنین دروغ ها و تهمت ها نبودیم.
واقعیت این است که آقای جنتی با این ادعا علیه جنبش سبز و رهبران آن نشان می دهد که جنبش سبز مردم ایران برغم تمام فشارها و سرکوب ها، زندان ها و سانسورها وصرف بودجه های هنگفت تبلیغاتی، سیاسی، امنیتی و نظامی یک ساله گذشته علیه آن همچنان زنده است و این ادعا همه بافته های کودتاگران مبنی بر پایان جنبش سبز را پنبه کرد. کابوس همین جنبش مداوم است که آقای جنتی را به چنین پریشان گویی هایی واداشته است. آقای جنتی و حزب پادگانی متبوع او باید بدانند که شیوه فرسوده و بی نتیجه ای را علیه یک جنبش مردمی برگزیده اند. اینگونه اتهامات شاید برای مدت کوتاهی بتواند در میان عده ای بی اطلاع موثر واقع شود و آنها را بفریبد اما قطعاً علیه یک جنبش گسترده ی مردمی محکوم به شکست است این را تجربه تاریخی جنبش های ضد استبدادی ملت ایران می گوید. این را تجربه رژیم محمدرضا شاهی و اتهام آن به امام خمینی (س) و قیام کنندگان 15 خرداد مبنی بر گرفتن پول از مصر یا تهمت وابستگی خیزش دلاورانه مردم قهرمان تبریز در قیام 29 بهمن 1356 به شوروی می گوید.
4- آقای جنتی و حزب پادگانی متبوع او در استفاده از شیوه گوبلزی تبلیغات زیاده روی می کنند هر چند گوبلز گفته است در شستوشوی مغزی و تبلیغات مردم فریبانه، دروغ، هر چه بزرگتر باشد، باور پذیر تر خواهد بود اما باید بدانند که این بزرگی هم حد و اندازه ای دارد. دروغ وقتی از حد لازم بزرگ تر شد به ضد خود تبدیل می شود، به همین سبب تقلب ها و دروغ های انتخاباتی و سیاسی و ... وقتی از حد و اندازه لازم بزرگتر شد به ضد خود مبدل می گردد و پیش از آنکه دیگران را فریب دهد خود دروغ گوی فرا فکن را در چاه ویل کور بینی می اندازد و او را از اتخاذ روش های منطقی و واقع بینانه برای خروج از بحران باز می دارد.
5- شورای نگهبانی که دبیری آن را آقای جنتی بر عهده داشته باشد آن هم با جعل و بدعت به نام نظارت استصوابی، آیا می تواند نگهبان شرع و قانون اساسی و حافظ حقوق ملت در برگزاری انتخاباتی سالم و منصفانه باشد؟ آقای جنتی در طول دوره انتصاب خود در شورای نگهبان که به نظر می رسد منصبی مادام العمر برای او در نظر گرفته شده، نه به عنوان داوری بی طرف بلکه در نقش یک عنصر سیاسی و مادون جناحی فعال علیه جناح های فکری و سیاسی رقیب ظاهر شده است.
ادعای عجیب او که برخی از هم مسلکان وی را نیز به خاطر نا آشنایی وی با منطق عدد و رقم میلیاردی آن هم با واحد دلار عصبانی کرده است چیزی جز ادامه همان نقش غیر قانونی و غیر اخلاقی نیست به خصوص که هیچ مرجع داوری مستقل و منصفی برای پیگیری و رسیدگی به افترائات و اتهامات وجود ندارد اما آقای جنتی بدانند که در آینده علاوه بر محکمه عدل الهی، در برابر دادگاه مستقل و عادلانه ای باید پاسخ گوی گفته ها و کرده های خود باشد.
الیس الصبح بقریب؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
1389/5/14
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر