
Iran’s president Mahmoud Ahmadinejad has run into trouble with a conservative cleric over whether men are allowed to wear ties in the Islamic republic, the news agency ISNA reported on Tuesday. “I say to him that many religious dignitaries believe ties should not be worn,” said Ayatollah Ahmad Khatami, who is normally a close ally of the president, a fellow hardliner. “The supreme guide (Ayatollah Ali Khamenei) himself has said in a fatwa (religious edict) that the wearing of ties or bowties is not permitted,” Khatami said.
In the latest such controversy, Ahmadinejad has gone on record as saying that no religious leader has banned the tie, which since the 1979 Islamic Revolution has been regarded as a symbol of Western culture.
But the tie has in past years been making a comeback in Iran, especially at events such as weddings and funerals.
Khatami also criticised the president for saying it was not a problem for a man to shave his beard. “I call on Mr Ahmadinejad not to take up complicated religious questions because this weakens the government,” he said.
Copyright: AFP
Oil major BP has ceased supplying jet fuel to Iran Air at Germany’s Hamburg airport, both parties confirmed on Tuesday. Two Iran Air aircraft were unable to refuel at the airport earlier this month and had to be diverted.
“We can confirm the contract finished at the end of June,” said a BP spokesman, without giving a reason. She declined to comment on whether BP has ended all contracts with the Iranian flagship carrier. The confirmation follows reports that Iranian aircraft have been denied fuel in Germany, Britain and a Gulf Arab state as a result of the latest set of US sanctions designed to increase pressure on the Islamic Republic over its controversial nuclear program. This was later denied by an Iranian official.
Iran Air’s Germany manager Mohammad Reza Rajabi told Reuters he expected a new fuel agreement to be signed with a supplier in Hamburg “within a few days.” He declined to name the new supplier, adding that negotiations were underway. Planes at other European airports are being fueled normally, he said. “We do not have problems in other European airports, only there (Hamburg)…I think it will be a normal situation by next week.” Some aircraft which had not refueled at Hamburg have been diverted to Frankfurt and Vienna, he said.
Rival supplier Royal Dutch Shell plans to let its contracts to supply Iran Air with jet fuel lapse in response to the latest US sanctions, an industry source said last week.
source: Reuters
Omidvar Rezai, member of the Iranian Parliament's executive committee, announced that speaker of the Parliament Ali Larijani has issued a warning to Mahmoud Ahmadinejad regarding the government's failure to deliver its new laws to the House.
Khabar Online reports that since the beginning of the Iranian New Year in March, the government has not informed the Parliament of its new laws. The committee of Government Acts Review gave an official warning to the administration to heed Article 138 of the constitution, which demands that all government acts must be reviewed by the Parliament to assure correspondence with the law. The committee is comprised of representatives from the parliament as well as the government and the judiciary.
Rezai maintains that the government is "making excuses" to delay the process. He adds that the executive committee of the Parliament” prefers to work in mutual understanding with the government but if the government refuses to carry out Article 138, the Parliament will have to make use of its legal powers."
"Warning, questioning, impeaching and putting the adequacy of the president to a vote" are amongst the powers of the Parliament. Mahmoud Ahmadinejad’s administration has been in constant dispute with the Parliament in the past year. His refusal to carry out a number of approved parliamentary acts has made Larijani and other members accuse him of violating the law.
source: Radio Zamaneh
Iran’s Guardian Council (GC) has approved a bill by the Iranian Parliament to hold presidential and city council elections simultaneously. According to GC spokesman Abbas Ali Kadkhodaei, the bill was approved on Monday since it was not found in contradiction to the Islamic law or the Constitution, IRIB reported.
Kadkhodaei further pointed out that another bill was also being studied by the Guardian Council over holding the country’s parliamentary elections and the election of the Assembly of Experts at the same time. The new law means that the current term of city and village councils will be extended so that the next term will be held simultaneously with the 11th presidential election.
Farhad Tajari, an Iranian lawmaker, told Press TV that the decision could save both time and money, adding that with the new law “costs will be cut in half.” Iran’s Interior Ministry has so far opposed the move, arguing that the presidential election has its own conditions and is a national event, while the council election is a local one. Solat Mortazavi, a deputy interior minister for political affairs, said earlier it was not compatible to hold the country’s presidential election at the same time with council, parliamentary or Assembly of Experts elections.
According to Article 7 of the Iranian Constitution, consultative bodies, including the city and village councils, are the decision-making and administrative organs of the country. Iran’s Guardian Council is tasked with ensuring the compatibility of the legislation passed by the Parliament with the criteria of Islam and the the Constitution.
source: PressTV
زمانی که سخن از تبعیض و خشونت علیه زنان به میان میآید و ذهن به دنبال یافتن مقصر اصلی میگردد، دلایل قصهی تلخ آنچه بر زنان در جامعهی جهانی میگذرد را در سه بستر جستجو میکند: نخست جامعه، سپس مردان و قوانین مردسالارانه و سرانجام خود زنان.
هر یک از بسترها را در ترازوی آمارها و گزارشهای موجود در رسانهها می گذاریم؛ شاید بتوان نگاه عادلانهتری نسبت به هر سهی این عوامل پیدا کنیم. ابتدا از بستر نخستین آغاز میکنیم و در بخشهای آینده این مقاله، به دو بخش دیگر خواهیم پرداخت.

اسناد خشونت علیه زنان
“در ایالات متحده در هر ۶ دقیقه، یک زن مورد تجاوز جنسی و هر ۱۵ ثانیه یک زن مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. در شمال آفریقا در هر روز 6000 زن از ناحیه تناسلی مثله میشوند. در سال جاری، بیش از 15000 زن بعنوان برده جنسی در چین فروخته شدند، ۲۰۰ نفر از زنان در بنگلادش به طرز وحشتناکی چهره خود را ازدست دادهاند چرا که توسط شوهران یا خواستگاران خود با اسید سوزانده شدهاند. بیش از ۷۰۰۰ زن در هند توسط خانواده خود یا خانواده شوهرشان در حین نزاع بر سر جهیزیه به قتل رسیدهاند. (در مورد ایران به دلیل خودداری مسئولین از انتشار اخبار مربوط به خشونت علیه زنان، آمار دقیقی در این خصوص در دست نیست)”.
آمار بالا، خلاصهای از آخرین اطلاعاتی است که توسط سازمان عفو بینالملل منتشر شده است.
اسناد و آمارهای خشونت علیه زنان، قویترین نشانههای موجود، برای نابرابری جنسیّتی در جامعهی جهانی است. اما تعریف استاندارد از خشونت چیست؟
در مادهی (1) اعلامیه رفع تبعیض علیه زنان سازمان عفو بینالملل آمده است: «خشونت علیه زنان به معنی هر عمل خشنی مبتنی بر جنسیت است که منجر به هر گونه آسیب فیزیکی، جنسی یا آسیب روانی یا رنج به زنان میشود. (حتی اگر احتمال بروز این آسیبها باشد) از جمله تهدید به اجرای چنین اعمالی و اجبار یا محرومیت خودسرانه از آزادی، چه به طور عمومی صورت پذیرد و چه در زندگی خصوصی نیز، شامل این تعریف میشود».
این بدان معناست که تنها ضرب و شتم یا رفتارهای خشن فیزیکی، از جانب شخص، دولت یا جامعه خشونت محسوب نمیشود؛ بلکه محرومیت از آزادی یا تهدید به محرومیت و آسیبهای فیزیکی نیز از آن جهت که بر روح و روان ما تاثیر خواهد گذاشت، زیر مجموعهی خشونت قرار میگیرند.
به طور مثال اگر مردی اقدام به قفل کردن در منزل بر همسرش کند، مرتکب خشونت شده است؛ حتی اگر این عمل، ناشی از عشق باشد و یا با رضایت همسر وی رخ دهد.
خشونت جامعه؛ حمایت دولت
آمار سرسامآور ختنهی روزانه 6000 زن در شمال آفریقا نشاندهندهی خشونت یا در برخی موارد جنایت علیه بشریت است.
اندامی که در ختنه زنان، مثله میشود، اندام تناسلی و جنسی اوست به طوریکه بعد از وقوع این عمل، زن قادر به لذت بردن از رابطهی جنسی خود نیست. جدا از کشتن یکی از احساسهای طبیعی و غریزی یک انسان، آلودگی و خونریزی شدیدی که این عمل به همراه دارد (با توجه به این نکته که به طور شایع این عمل بدون امکانات بهداشتی کامل و توسط “پیر” منطقه اتفاق میافتد) در بسیاری از موارد باعث مرگ شخص میشود.
در جامعهی مذهبی ـ سنتی، فمینیستها عدهای از زنان نافرماناند که آخرت را به دنیای امروز فروخته و در تلاشند تا جامعه را از راه درست و معنوی خارج کنند. در جامعهی غیرمذهبی ـ مدرن اما، اگرچه آشکارا چنین باوری رایج نیست ولی از تابو بودن خود در نهانخانهها رها نشده است
طبق تعریف استاندارد جهانی، زندان جایی برای تنبیه و مجازات عادلانه است اما این که چقدر پایبندی بر این اصول وجود دارد، جای سوال دارد. به طور مثال اکثر دولتها از ابراز آمار دقیق زندانیان زن خودداری میکنند و آنچه بر زنان در زندان میگذرد عموما از دید جامعه، پنهان میماند. زنانی که برای کمتر شدن شکنجه و فشار، یا برای دسترسی به امکانات پزشکی و بهداشتی تن به خواستهی زندانبانان خود میدهند یا زنانی که برای افشای اطلاعات خود مورد تجاوز قرار میگیرند، نمونههایی از قربانیان خشونت هستند؛ خشونتی که از طرف دولت حکمفرما بر جامعه نسبت به زن اعمال میشود.
با آنکه در بسیاری از کشورها قوانین نوشته شده با هر خشونتی حتی ختنهی زنان مخالفت میکند و مدعی است که سعی در به اجرا درآوردن این قوانین در سطح جامعه دارد، آنچه آمار و ارقام قربانیان گواه بر آن است واقعیت تلخ دیگری را بر صورتها سیلی میزند.
در حقیقت جامعه نیز تلاش چشمگیری برای رفع خشونت علیه زنان نمیکند و حتی در بسیاری از موارد و در جوامع و کشورهای مختلف دیده شده است که با فعالین و معترضین نسبت به خشونت علیه زنان از طرف خود جامعه برخورد میشود.
به عنوان مثالی دیگر میتوان از خشونتهای خیابانی نام برد؛ هنگامی که آمار خشونتهای خیابانی بالا میرود، حس ناامنی کمترین نتیجهی این ناتوانی مجریان قانون خواهد بود. ترس از حضور در ساعاتی مشخص از شب در خیابانها، ترس از تنها ماندن در مکانهای عمومی مانند پارک، ترس از رانندگان خودروهای شخصی و این ترس باز هم نوعی از خشونت محسوب میشود.
خانواده نماد کوچکی از جامعه است؛ به طوریکه فرهنگ یک جامعه آینهایست در برابر فرهنگ اکثریت خانوادهها. آمار و ارقام منتشر شده توسط فعالین حقوق بشر و حقوق زنان، حاکی از خشونتی فراگیر میان خانوادههاست؛ از خشونتهای لفظی تا فیزیکی که مقابل دید فرزندان خانواده صورت میگیرد و تاثیری دوگانه بر آنها خواهد گذاشت. در گروهی ممکن است ریشهای کردن خشونت در نهاد کودک باشد و در عدهی دیگری میل به فرار و خودکشی. اما آیا تدبیری برای کاهش این خشونتها از جانب حکومتها صورت میگیرد؟
در کشور فرانسه تا ماههای گذشته، وقتی زنی که مورد ضرب و شتم در منزل قرار میگرفت به پلیس مراجعه میکرد، در مرحلهی اول باید تشکیل پرونده میداد و بعد از سه بار تکرار این موقعیت، پلیس اقدام به دستگیری عامل خشونت میکرد؛ اما نکتهی تاسف برانگیز زمانی بود که قربانی خشونت به مرحلهی سوم شکایت نمیرسید و زیر بار آسیبهای فیزیکی جان خود را از دست میداد. پس از فشار نهادهای حقوق بشری، این قانون لغو شد و طی ماههای اخیر پس از اولین شکایت، شخص خاطی دستگیر میشود.
این اتفاق پیامدهای مثبت و منفی را همزمان به همراه دارد؛ نکتهی مثبت زمانیست که عاملان خشونت از ترس برخورد پلیس با آنها خود اقدام به کنترل خویشتن میکنند، اما پرسش ـ پیامدِ مهم و منفی آنجاست که آیا زنی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است با علم به بازداشت سریع همسر، همخانه یا دوست خود حاضر به این شکایت میشود؟ بررسی این نکته را به بخش سوم این نوشتار واگذار میکنیم.
اما خشونت از درون یک خانواده تا رسیدن به جامعه، چه مسیری را طی میکند؟ سر آغاز این زنجیره که به خشونت میانجامد، شهوت قدرت و برتری است که موجب تمامیتخواهی میشود؛ در این مرحله، شخص تمامیتخواه با عدم تحمل دیگران ستیزهجو میشود و خشونت، همزاد ستیزه جویی است.
تبعیض در جوامع مذهبی ـ سنتی
فرض را بر این می گیریم که جوامع را میتوان به دو دستهی “مذهبی ـ سنتی” و “غیر مذهبی ـ مدرن” تقسیمبندی کرد. جوامع “مذهبی ـ سنتی” که به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تأثیر بنیادگرایان قرار دارد منحصر به یک مذهب یا یک منطقه نیست. در این محیط ها اکثریت مردم گرایش به مذهب و سنت دارند و حاکمیت تحت لوای عدالت و بازگشت به ارزشها شکاف عمیقی بین فقر و ثروت بوجود میآورد که حاصل آن از بین رفتن اعتماد مردم به آنهاست.
اجبار یا محرومیت خودسرانه از آزادی، چه به طور عمومی صورت پذیرد و چه در زندگی خصوصی مصداق خشونت است
در این جوامع، تبعیض وارده بر زن زیر پرچمی از دین و سنت توجیه میشود؛ به طوریکه فضا برای اعمال فشار بیشتر توسط حکام و همچنین عدم اعتراض توسط قربانیان مهیا میشود. زنان و مردانی که زندگی زیر این پرچم را انتخاب کرده اند یا بر آنها تحمیل شده است، برای تغییر فضای پیرامون و افزودن بر اطلاعات خود مقاومت میکنند و حکمرانان نیز با تکیه بر وعدههای آسمانی و آنچه در انتظار دینداران در جهانی دیگر است آنان را به این توقف یا روند نزولی بیشتر سوق میدهند.
در حقیقت چه کسانیکه از لذات زندگی محروم ماندهاند و چه آنهایی که فقر را تجربه میکنند، بهترین سکان هدایتشان به روندی که به آن دچار شدهاند، «امید» است. این امید به آخرت به آنها انرژی بیشتری برای تحمل ظلم میدهد و همین امید، عطش قدرت حاکمیت را سیراب میکند.
در گواتمالا زنان روستایی در صورت به همراه داشتن دختران خود برای شرکت در مراسم مذهبی کلیسا، اجازهی وارد شدن به محل دعا و نیایش را ندارند. در هندوستان رهبران معنوی مردم، زنان را به مراسم مرسوم به «جشن تییژ» دعوت میکنند تا در روزهی 24 ساعته برای بقای عمر شوهرشان بگیرند و این روزه تفاوتی میان زنان باردار و شیرده با زنان عادی قائل نمیشود. در لیبریا زنان باردار را از دریافت کمکهای پزشکی با شعار «هنگام زایمان خداوند از شما حمایت میکند» بر حذر میکنند و همین امر باعث بالا رفتن آمار مرگ هنگام زایمان در کلیسا میشود. یک گروه مذهبی ـ سنتی با شعار «به وجود آوردن بچه، نیازی به آموزش جنسی ندارد» در گرجستان کارزاری در مدارس به راه انداخته بودند.
کاساندرا بالچین محقق حوزهی زنان، در مقالهی پژوهشی خود به نقل از آلخاندرا ساردا آرژانتینی آورده است: «یکی از فعالان زن در کنیا شاهد برنامهی مشترک بین گروههای مذهبی بوده که به ظاهر مخالفت اساسی با هم داشتهاند: «چند سال قبل، کلیسای کاتولیک در کنیا در بسیج نیرو، از همکاری سازمانهای اسلامی برای به آتش کشیدن هزاران کاندوم در یک پارک عمومی در نایروبی بهره برد. این نخستین بار بود که دو گروه مذهبی مخالف به کار مشترکی دست زدند. در حقیقت، تنها حوزه مورد توافق دربین سه گروهِ مسلط در مباحث جهانی، یعنی کاتولیکهای وابسته به کلیسای کاتولیک رُم، اسلامگراها و مسیحیان اِونجلیست، موضوعاتِ مربوط به ایجاد محدودیت در اختیارات جنسی زنان است، حتی برای سایر زنان غیر از پیروانشان»
جنیفر باتلر فعال حقوق زنان در آمریکا معتقد است: «در سال 2000، انجمنهای مذهبی آمریکا برای جلوگیری از رشد حمایت سازمان ملل از حقوق زنان دست به ائتلافات بینالادیانی زدند تا از دریافت حقوق بیشتر زنان از سازمان ممانعت کنند تا منجر به تضعیف دستاوردهای گذشته شوند. این ائتلاف میان واتیکان، حکومتهای اسلامی بنیادگرا مانند سودان، لیبی، ایران و پاکستان صورت گرفت.
بالچین در این خصوص معتقد است: «واتیکان طی کنفرانس جهانی جمعیت و توسعه در قاهره (1994)، تلاشهایی را سامان داد تا سد راه اقداماتی شود که به بحث پیرامون یک بند در ارائه راهکار برای سقط جنین بودند. در نتیجه توانست در کنار این اقدامات زمینهی پیشبرد حق تولید مثل از جمله آموزش جنسی به نوجوانان و دسترسی به روشهای جلوگیری از بارداری را به تعویق اندازد».
کنار هم گرفتن این مختصر اطلاعات از سراسر جهان نشاندهندهی آن است که فشار و سرکوب زنان منحصر به یک دین یا یک منطقهی خاص نیست، در جوامعی که مذهب و سنت حکمفرما هستند، تبعیض جنیسیتی توجیه های قابل قبولی هم برای حکمرانان و هم برای زنان و مردان پیدا میکند. اصرار به بنیادگرایی در یک جامعه ناگزیر از اجبار است. به طوریکه برای نهادینه کردن مذهب و سنت قدرتمندان، عقاید و ایدهئولوژیهای خود را با اعمال جبر در جامعه همراه میکنند.
به طور مثال زمانیکه مراسم دعا یا نماز در مدارس به صورت اجباری برگزار شود، دستهبندی میان دانشآموزان علنی شده و باعث شکلگیری اختلافات و اعمال تبعیض از جانب مسئولان مدرسه نیز شود.
دوروتی آکینوا فعال حقوق زنان در نیجریه معتقد است: «یک نوع تهدید روانی وجود دارد که باعث میشود افراد حس کنند در صورت عدم اطمینان به جهنم میروند. و این کار، هر گونه میل به پرسشگری را در انسان خاموش میکند». خاموشی میل به پرسشگری، به معنای خاموشی انگیزه برای تغییر وضع موجود است.
تبعیض در جوامع غیر مذهبی ـ مدرن
در بسیاری از مردم این تصور به اشتباه وجود دارد که هرچه از مذهب و سنت فاصله گرفته شود، از میزان تبعیض و فشار جنسیتی کاسته میشود؛ در حالیکه آمار و ارقام حاکی از آن است که در کشورهایی که حاکمیتی مذهبی ـ سنتی ندارند باز هم خشونت و تبعیض به شکل گستردهای وجود دارد.
بنا به آماری که در ابتدای این تحقیق عنوان شد؛ در ایالات متحده هر 6 دقیقه، یک زن مورد تجاوز جنسی و هر 15 ثانیه زنی مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. میتوان ایالات متحده را جامعهی دانست که سنت و مذهب بر آن حاکم نیست؛ اما بازهم آمار خشونت میان مردم بسیار بالاست. یا به طور مثال در فرانسه حقوق دریافتی زن در یک شغل برابر با مرد، کمتر از اوست.
در واقع کشورهایی که توسعهگرا هستند و به سوی پیشرفت بیشتر قدم برمیدارند، به دلایلی مانند برتری قدرت بدنی مرد با زن یا عواملی که ممکن است منجر به تعطیلی موقت کار او شود مانند حاملگی یا مرخصیهای بعد از زایمان برای استخدام یا صرف هزینه ترجیح را بر کارمند مرد قرار دهند.
در مثالی دیگر بسیای از جوامع رو به توسعه یا غیر مذهبی ـ مدرن، قاچاق دختران و زنان را در آمار بسیار بالایی شاهد هستند. در آخرین آمار 15000 زن به عنوان برده در کشور چین معامله شدهاند. جدا از تحقیر و توهینی که به یک زن روا داشته شده است آثار روحی و روانی بسیاری بر وی خواهد گذاشت. در حقیقت در این جوامع با تکیه بر آزادی، نوعی از بیبند و باری حاکم شده است. روی آوردن به رابطهی جنسی متعدد در این محیطها کمترین تاثیرش از بین رفتن حس لذت توام با احساس است و خالی شدن تن از روح.
«مصطفی السان» دانشجوی دکترای حقوق خصوصی معتقد است: «زنانه شدن فقر یکی از مهمترین عوامل است که زن را با اراده به سوی باندهای قاچاق میکشاند. این زنان به این امید که خانوادهی خود را از حیث مالی تامین کنند و آیندهی اقتصادی زندگی خویش را تضمین کنند به سوی این باندها جذب میشوند».
در کنار درد فقر و امید به بهبود اقتصاد خانواده، هستند زنانی که باز هم به همین دلیل به عنوان پرستار و خدمتکار استخدام میشوند اما بعد از ضبط گذرنامهی خود توسط صاحبکار، با استفاده از روش تهدید خانوادگی، شکنجه یا فشار مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند.
در واقع در این مدل از جامعه نیز با توجه به آنکه محدودیتها و توجیحهای مذهبی و سنتی وجود ندارد بازهم شاهد خشونت و تبعیض علیه زنان هستیم.
***
در جامعهی مذهبی ـ سنتی، فمینیستها عدهای از زنان نافرماناند که آخرت را به دنیای امروز فروخته و در تلاشند تا جامعه را از راه درست و معنوی خارج کنند.
در جامعهی غیرمذهبی ـ مدرن اما، اگرچه آشکارا چنین باوری رایج نیست ولی از تابو بودن خود در نهانخانهها رها نشده است. آنچه مشترک میان هر دو جامعه است، نگرانی “قدرت” از برابری جنسیتی میان زن و مرد است به طوریکه در برخی موارد حتی بدون علم به خواستهها و اعتراضات فعالان حقوق زنان، رای به ابطال آرائشان داده میشود.
در هر دو جامعه، سنتی یا مدرن، قدرت سیاسی و قدرت جنسیتی از یک گوهرند و به یک اندازه میتوانند ویرانگر و عدالتستیز باشند.
ادامه دارد
Iran says it has reached a final agreement with merchants on raising taxes following protests that flared in Tehran’s main bazaar earlier this week.
Ghasem Nodeh Farahani of the Commerce Ministry said the tax department and the merchants agreed Monday on a compromise increase of the tax rate by 15 percent. The new rate would set a top tax bracket of around 17 percent.
Merchants went on a one-day major strike last week over rumors that taxes would be increased by up to 70 percent. Minor strikes were reported over subsequent days. The government has been trying to improve Iran’s ailing economy, but must tread lightly around the powerful merchant sector, which helped launch the 1979 Islamic Revolution and backs the current clerical establishment.
source: AFP, The Washington Post
معاون پرورشی و تربیت بدنی سازمان آموزش و پرورش تهران روز دوشنبه همزمان با روز ملی حجاب و عفاف در ایران از اعزام «یک هزار روحانی» تحت عنوان «افسر جنگ نرم» به مدارس سراسر کشور خبر داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، محمد بنیادی، معاون پرورشی آموزش و پرورش ایران، هدف از تربیت این «افسران جنگ نرم» و اعزام آنها به «مدارس، پایگاهها و دارالقرآنها» را پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، از جمله «آسیبهای پرخطری همچون جنگ نرم»، اعلام کرده است.
وی در ادامه با اشاره به این که سازمان آموزش و پرورش در گذشته در «بازسازی و نوسازی اندیشهها دچار غفلت شده» است تصریح کرد که از این پس «رویکرد اصلی برنامههای تربیتی و پرورشی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران» بر آشنا کردن هر چه بیشتر دانشآموزان با مباحثی نظیر «فتنه و استکبار» استوار خواهد بود.
علاوه بر اعزام قریبالوقوع یک هزار «افسر جنگ نرم» به مدارس و به دنبال توجه به مسئله «حجاب و عفاف»، کتاب جدیدی نیز تحت عنوان «حجاب و عفاف» به عنوان دستورالعمل و شیوهنامه سال تحصیلی ۸۹ در دست چاپ است که از مهرماه امسال در مدارس توزیع خواهد شد.
به گزارش ایسنا، محمد بنیادی در این زمینه اظهار کرد که در تدوین این کتاب، قوانین کشورهای دنیا پیرامون موضوع «حجاب و عفاف» مورد توجه قرار گرفته و «مستنداتی» از بحث «حجاب و عفاف» از کل کشورها، از گذشته تاکنون، جمعآوری شده است.
وی کتاب «حجاب و عفاف» را یک کتاب علمی و تحقیقاتی خواند که «نگاهی عاری از افراط و تفریط» به مسئله حجاب دارد.
همچنین محمد بنیادی در ادامه سخنان خود از فعالیت «سه هزار پایگاه و سه هزار دارالقرآن» و برگزاری ۳۰ همایش قرآنی به عنوان برخی دیگر از برنامههای حوزه پرورشی شهر تهران سخن به میان آورد.
دمیتری مدودیف، رئیس جمهور روسیه، روز دوشنبه اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران به توانایی تولید تسلیحات اتمی نزدیکتر میشود.
این نخستین بار است که کرملین علنا به امکان تولید تسلیحات هستهای از سوی جمهوری اسلامی اشاره میکند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، آقای مدودیف که با سفرای کشور متبوع خود در دیگر کشورها گفتوگو میکرد گفت: «ایران به راههایی که میتواند به ساخت بمب اتمی منتهی شود نزدیکتر میشود.»
اظهارات رئیس جمهور روسیه پس از آن ایراد شده است که ماه گذشته مسکو از دور چهارم تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران حمایت کرد، اقدامی که به شکایت و گلایه مقامات جمهوری اسلامی از این کشور انجامید.
پیشتر رئیس جمهور روسیه درحاشیه کنفرانس گروه بیست در کانادا با «نگرانکننده» خواندن هشدار سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیآیای، در مورد کافی بودن دارایی اورانیوم کمترغنی شده ایران برای تولید دو بمب اتمی، این اطلاعات را «در صورت تأیید» موجب وخیمتر شدن مسئله هستهای ایران ارزیابی کرده بود.
این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی ضمن رد ادعاهای رئیس سازمان سیا از آن به عنوان جنگ روانی علیه ایران یاد کردند.
تازهترین اظهار نظر رئیس جمهور روسیه درباره فعالیتهای هستهای ایران تاییدی است بر این که مواضع روسیه و آمریکا در قبال برنامه اتمی ایران بهویژه پس از امضای معاهده استارت دو، در پراگ بر سر کاهش کلاهکهای هستهای دو کشور به یکدیگر نزدیکتر شده است.
همزمان با اظهارات منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه “تامین سوخت مورد نیاز رآکتور تهران از راه تبادل سوخت و یا تولید آن در داخل ایران امکان دارد”، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که حدود بیست کیلوگرم اورانیوم بیست درصد غنی شده توسط جمهوری اسلامی تولید شده و تولید صفحات سوختی در چشم انداز قرار دارد.
به گزارش ایرنا، وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز یکشنبه ٢۰ تیرماه ۸۹، در مورد راههای تامین سوخت رآکتور تهران به خبرنگاران خاطرنشان کرد “این موضوع دو راه بیشتر ندارد یا تبادل سوخت یا تولید آن در داخل ایران.”
متکی گفته بود “ایران در حال بررسی در خواستهای گروه وین (آمریکا، فرانسه، روسیه) برای مذاکره بر سر پرونده اتمی ایران بوده و معتقد است که “در دور جدید گفتگوها؛ کشور های برزیل و ترکیه نیز باید حضور داشته باشند و گروه وین نیز با این موضوع موافقت کرده است.”
علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، روز یکشنبه در مورد تامین نیاز رآکتور تهران به مواد سوخت، به خبرگزاری ایسنا گفت: “ما حدود بیست کیلو اورانیم بیست در صد غنی شده را تولید کرده ایم و اکنون نیز مشغول ساخت صفحات سوخت هستیم و انشاءالله در شهریور سال آینده سوخت را تحویل رآکتور تهران مىدهیم.”
از سویی دیگر، خبرگزاری ریانووستی گزارش داد که دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، در جمع سفرای روسیه در کشورهای خارجی گفته است: “ایران دارد به سمتی حرکت می کند که به داشتن توانایی لازم برای ساختن سلاح هسته ای نزدیک می شود.”
در گذشت نصر حامد ابوزید (1943-2010) و محمدحسین فضلالله (1935-2010) به فاصلهی سه روز از یکدیگر را میتوان به معنی از دست دادن دو چهرهی علمی کم وبیش عقلگرا در میان مسلمانان دانست. اولی قرآنشناسی با گرایش عقلی در اسلام سنی و دومی فقیهی مفسر با فتاوای متفاوت و نواندیشانه در اسلام شیعی بود. اینکه هر دوی این چهرهها مخالفانی از میان سنتیها و بنیادگرایان اسلامی داشتند، امر عجیبی نیست؛ عجیب اما اینجاست که هر دو چهره، دستکم در مقاطعی از عمر خود، به گروههایی وابستگی داشتند که بنیادگرا خوانده شدهاند: ابوزید در نوجوانی و اوان جوانی، عضوی از اخوان المسلمین بود و حتی در سن یازده یا دوازده سالگی (1954) یکبار به این خاطر به زندان افتاد، گرچه بعدها راه خود را از آنها جدا کرد و از سوی دیگر، فضلالله نیز پدر معنوی حزبالله لبنان خوانده شده، گرچه او هیچگاه رابطهی رسمی و تشکیلاتی با این حزب نداشت.

روایت یک زندگی (1)
ابوزید در قحافه یکی از روستاهای منطقهی طنطا در مصر سفلی در صد و بیست کیلومتری قاهره به دنیا آمد. از هشت سالگی قاری قرآن بود و در 15 سالگی نیمی از قرآن را از حفظ داشت. در جوانی از نوشتههای سید قطب متأثر شد گرچه خیلی زود مسیر متفاوتی را برگزید. در سال 1972 لیسانس زبان و ادبیات عرب از دانشکده ادبیات دانشگاه قاهره گرفت. چهار سال بعد کارشناسی ارشد خود را از همان دانشکده دریافت کرد. عنوان پایاننامهی او «قضیة المجاز فى القرآن عند المعتزلة» (مسألهی مَجاز در قران از دیدگاه معتزله) بود که بعدها در کتاب «الاتجاه العقلی فى التفسیر: قضیة المجاز فى القرآن عند المعتزلة» (رویکرد عقلی در تفسیر قرآن: مسألهی مَجاز در قران از دیدگاه معتزله) به چاپ رسید.
وی دکترای خود را با درجهی عالی در سال 1981 در رشتهی ادبیات عرب از دانشگاه قاهره گرفت. رسالهی دکتراى او دربارهی «تأویل قرآن از دیدگاه ابن عربى» بود که بعدها در قالب کتاب «فلسفة التأویل: دراسة فى تأویل القرآن عند محیى الدین ابن عربی» (فلسفهی تاویل: پژوهشی در باب تاویل در قران از دیدگاه ابن عربی) به چاپ رسید. در سال 1982 با درجهی استادیاری، به عضویت هیأت علمی گروه زبان و ادبیات عرب دانشکدهی ادبیات دانشگاه قاهره درآمد. از سال 1985 تا 1989 ابوزید استاد میهمان دانشگاه اوزاکا (Osaka) در ژاپن بود و پس از بازگشت به دانشگاه قاهره، درجهی دانشیاری گرفت. وی در سال 1992 در سن 49 سالگی با ابتهال یونس استاد زبان و ادبیات فرانسه در دانشکدهی ادبیات دانشگاه قاهره ازدواج کرد.
در نظر ابوزید، قرآن؛ درست شبیه هر متن دیگری، به خودی خود حرف نمیزند و خود، خویشتن را توضیح نمیدهد بلکه برای فهم هر متنی میبایست از آن متن بازجویی و استنطاق کرد و به تعبیر دیگر آنرا به حرف در آورد و از آن رمزگشایی کرد
در سال 1993 عبدالصبور شاهین، استاد دارالعلم قاهره، ابوزید را مرتد اعلام کرد و مانع از آن شد که وی درجهی استادی کامل از دانشگاه دریافت کند. پس از آن مقالات متعددی علیه وی منتشر شد که در آنها وی به دلیل آرای قرآنشناسانهاش، مرتد شناخته شده بود. در همان سال گروهی از اساتید الازهر و دانشگاه قاهره با تسلیم دادخواستی به دادگاه خانوادهی قاهره خواستار جدایی ابوزید از همسرش شدند با این استدلال که شریعت اسلامی ازدواج زن مسلمان با مرد مرتد را ملغی میداند. گرچه در دادگاه اولیه، حکم به نفع ابوزید صادر گردید و او از اتهام ارتداد تبرئه شد و درجهی استادی کامل در دانشگاه نیز به او اعطا گردید، اما نهایتا دادگاه استیناف در سال 1995 ابوزید را مرتد اعلام کرد و ازدواج او را ملغی اعلام کرد. اندکی بعد گروهی از استادان الازهر طی بیانیهای خواستار اعدام ابوزید به سبب ارتداد شدند. سازمان «الجهاد الإسلامی» به رهبری ایمن الظواهری، دستیار اول بنلادن، دستور ترور ابوزید را صادر کرد. در چنین وضعیتی، وی به همراه همسرش مجبور به جلای وطن و زیستن در تبعید تقریبا تا اواخر عمرش شد. وی از زمستان 1995 تا آخر عمر استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه لایدن هلند بود.
قرآن همچون متن
در نظر ابوزید، قرآن موجب شد که فرهنگ مسلمانان تبدیل به فرهنگی متنمحور (حضارة النص) شود. اما به مجردی که فرهنگی متنمحور شد، تأویلمحور هم میشود، زیرا در نظر او قرآن، درست شبیه هر متن دیگری، به خودی خود حرف نمیزند و خود، خویشتن را توضیح نمیدهد بلکه برای فهم هر متنی میبایست از آن متن بازجویی و استنطاق کرد و به تعبیر دیگر آنرا به حرف در آورد و از آن رمزگشایی (decode) کرد. ابوزید تعمدا واژهی تأویل را به جای واژهی رایج تفسیر به کار میبرد تا نقش عقل در فرایند فهم قرآن را برجسته کند. به نظر او کنار گذشتن فهم شخصیای که مخاطب از قرآن دارد، این متن را تبدیل به شیئی یک طرفه و بی خاصیت خواهد کرد که به قول او صرفا به کار زیوری برای دست و گردن زنان و تعویظی برای بچهها بیاید. در حالی که قرآن به منزلهی متن صرفا در یک ارتباط دوسویه است که میتواند اثری زنده و معنادار باشد. پذیرفتن چنین نظری به معنی پذیرفتن گسترهای بیپایان و آشتیناپذیر از تأویلهای قرآن است. ابو زید به استقبال چنین نظری میرود. در نظرگاه سنتی بر این نکته در نظر و عمل تأکید میرود که بر تفسیر گذشتگان از قرآن میبایست اتکا کرد زیرا آنها به عصر نزول قرآن نزدیکترند، پس تفسیرشان بهتر است، در حالی که ابو زید نظر دیگری دارد. او معتقد است ما در عصر دیگری میزیایم و افق زیست ما با افق زیست پیشینیان متفاوت است پس فهم متفاوتی از قرآن به کار ما میآید. ابو زید قویا با این نظر که تفسیر یکه، دقیق و درست قرآن همان است که محمد به ما گفته است، مخالف است. زیرا در این صورت مطلق (یعنی قرآن) در قالب مقید (فهم یک انسان حتی اگر نبی باشد) ریخته شده است. بر این اساس هر فهمی از قرآن، که شامل خود فهم محمد هم میشود، نسبی است و هر خوانندهی قرآن مانند کسی است که قرآن را دریافت میکند و قرآن از فردی به فرد دیگر متفاوت دریافت میشود. به نظر ابوزید اگر قرآن محدود به زمان و مکان خاصی نیست، لازمهی آن این است که برای فهم قرآن نمیبایست خود را مقید به فهم گذشتگان کنیم زیرا افق زمانی گذشتگان با ما متفاوت بوده است.
تطبیق هرمنوتیک گادامری بر تفسیر قرآن به این منتهی خواهد شد که تفسیر عینی قرآن ممکن نیست و اگر به فرض ممکن هم باشد، در انحصار طبقهی خاصی مثل روحانیان نیست. بر اساس این قرآنشناسی هرمنوتیکی است که ابوزید به نقد گفتمان دینی رایج در میان مسلمانان میپردازد و انحصار تفسیر قرآن در دست روحانیان را نقد میکند
یکی از تلاشهای عمدهی ابوزید نشان دادن تنوع وسیعی است که در تاریخ تفسیر قرآن وجود دارد و برداشت سنتی از اسلام از این تنوع غفلت کرده و یا تغافل ورزیده است. بر این اساس او به طور خاص به سراغ قرآنشناسی معتزله و یا ابن عربی میرود تا این تنوع را برجسته کند. در بررسی رویکرد تفسیری ابن عربی، ابوزید بر این نکته تأکید میکند که در نظام قرآنشناختی ابن عربی به قرآن به منزلهی دریچهای گشوده و دائمی میان خداوند و انسان نگریسته میشود. به تعبیر ویلیام چیتیک “ابن عربی به ما میگوید اگر کسی آیهای از قرآن را بازخواند و در آن همان معنایی را یافت که بار پیش یافته بود، آن آیه را به نحوی شایسته نخوانده است، یعنی حق کلام الهی را به جا نیاورده است زیرا معنایی که از کلام الهی آشکار میشود هیچگاه تکرار نمیگردد” (2) .
ابوزید نیز به تفکیک سرنوشتسازی که تمام مصلحان مسلمان به آن پایبندند، اشاره میکند. در ایران این تفکیک با عنوان ذاتی و عرضی در دین مشهور است و در جهان اسلام با عنوانهای مختلف رواج یافته است. ابوزید به آن، “معنا” (بستر تاریخی شکلگیری متن قرآن) در مقابل “مغز” (گوهر فراتاریخی متن) میگوید. به نظر او قرآن در یک بستر تاریخی و فرهنگی خاص شکل گرفته است و فهم قرآن بدون فهم آن بستر تاریخی و فرهنگی خاص ممکن نیست. به نظر او واژهی “تنزیل” در قرآن به همین نکته اشاره دارد که معانی قرآن به قدر فهم یک جامعهی خاص در تاریخی خاص کوچک شده و نزول یافته است.
ابوزید در نگاه زبانشناختی خود به قرآن، از عالم نحوی ایرانی قرن نه میلادی سیبویه و نیز از اسلامشناس ژاپنی توشیهیکو ایزوتسو (1914-1993) و البته علاوه بر اینها از فیلسوف هرمنوتیسین آلمانی، هانس گئورگ گادامر (1900-2002) متأثر است. پارهای از تأملات زبانشناسانه و معناشناسانهی ابوزید را میتوان در کتاب او با عنوان “اشکالیات القرائة و آلیات التأویل” دید. موضع هرمنوتیکی امثال گادامر بر فاعلیت (subjectivity) و نقش داشتن خوانندهی متن در شکلبخشی به معنای متن، تأکید تام دارد. هرمنوتیک گادامری در مقابل رویکردهای پوزیتویستی در تفسیرشناسی قرار میگیرد که مطابق آنها تفسیر عینی متن ممکن است.
تطبیق هرمنوتیک گادامری بر تفسیر قرآن به این منتهی خواهد شد که تفسیر عینی قرآن ممکن نیست و اگر به فرض ممکن هم باشد، در انحصار طبقهی خاصی مثل الهیدانان، روحانیان و مفتیان دینی نیست. بر اساس این قرآنشناسی هرمنوتیکی است که ابوزید به نقد گفتمان دینی رایج در میان مسلمانان میپردازد و انحصار تفسیر قرآن در دست روحانیان و مفتیان و الهیدانان را نقد میکند. او منتقد رویکرد اسلامیسازی حقوق، ادبیات، علم و هنر است و چنین رویکردی را نتیجهی ادعای انحصاری تملک حقیقت از سوی روحانیان و مفتیان میداند. او این نگاه رایج میان اسلامگرایان را که مطابق آن قرآن حاوی تمام حقایق انگاشته میشود و وظیفهی مسلمانان استخراج این حقایق برای همهی ابعاد زندگی، نقد میکند و آنرا پیشفرض اصلی رویکرد اسلامیسازی میخواند.
——————
پانویسها:
(1) برای روایتی از احوای و آرای نصر حامد ابوزید مقالهی نوید کرمانی شایستهی مطالعه است:
Kermani. N (2004), From revelation to interpretation: Nasr Hamid Abu Zayd and the literary study of the Qur’ an, in Suha Taji-Farouki (ed.) Modern Muslim Intellectuals and the Qur'an, Oxford University Press: Oxford and New York. اتکای اصلی ما در یادداشتی که در پیش رو دارید، بر این مقاله بوده است. اصل انگلیسی این مقاله را از اینجا و ترجمهی فارسی آنرا به قلم داریوش محمدپور از اینجا میتوانید دریافت کنید.
(2) Chittick, William, “Ibn Arabi”, The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Fall 2008 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <http://plato.stanford.edu/archives/fall2008/entries/ibn-arabi/>
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر