-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

Latest news from Jaras for 07/14/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جرس: عضو مجلس خبرگان رهبري  با اشاره به حوادث و فتنه بعد از انتخابات،‌ این اتفاقات را نمونه بارزی برای امتحان و آزمون افراد دانست و تاکید کرد: وقتی فتنه بوجود آمد و در روز عاشورا عده‌ای از هتاکان و حرمت شکنان به مقدسات اسلامی و ارزش‌های والای انقلاب اسلامی توهین و جسارت کردند،‌ آن روز باید توجه کرد که فلان آقا و یا فلان خانم در آن اجتماعات کذایی چکار می‌کردند.


رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بحران‌ها و فتنه‌ها را میزان و معیاری مناسب برای تشخیص عیار واقعی افراد دانست و حوادث بعد از انتخابات را نمونه‌ای بارز برای شناخت ماهیت برخی از افراد ارزیابی کرد. 


به گزارش ايلنا،‌ محمد یزدی در جمع مردم گلپایگان، به تحلیل و بررسی ایمان در قرآن کریم پرداخت. 


يزدي با اشاره به اينكه کلمه مسلمان مفهوم وسیع‌تری از ایمان دارد و همه فرق اسلامی را در بر می‌گیرد،‌ متذكر شد: اما مؤمن بیشتر به شیعیان دوازده امامی اطلاق می‌شود. بر اساس آموزه‌های سوره مبارکه عصر ، همه انسان‌ها در خسران و زیان هستند، مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند. 


این استاد حوزه علمیه قم، با تشریح دیگر شاخص‌های افراد مؤمن تاکید کرد: مؤمنان واقعی کسانی هستند که وقتی پای امتحان و آزمون‌های سخت به میان می‌آید،‌ مشخص می‌شود چکاره هستند و چه می‌کنند. 


وی با اشاره به روایتی از امام علی(ع) ابراز داشت: باطن و کنه درونی انسان‌ها در بحران‌ها مشخص می‌شود. در تغییر احوال و فراز و نشیب‌ها، گوهر وجودی انسان که از ایمان قلبی نشات می‌گیرد، روشن و معین می‌شود. 


آیت‌الله یزدی، با ذکر نمونه‌هایی از حوادث روی داده در انقلاب اسلامی،‌ سنجش عیار واقعی افراد را به هنگام رخ دادن فتنه‌ها و بحران‌های مختلف دانست و تاکید کرد: موقعی که شرایط آرام است و همه از راهنمایی‌ها و بیانات  رهبری حمایت می‌کنند،‌ مساله دشوار نیست. 








 


 


جرس: حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نوزدهمین همایش فرماندهان و مسئولین سپاه گفت:درطول 30 ساله انقلاب کسانی بودند که خدمات شایانی نیز برای انقلاب و کشور داشته اند ولی از اتوبوس انقلاب جا مانده و خود را به بیرون پرت کرده اند. 
 

 

به گزارش سپاه نیوز،  رحیم پور ازغدی با طرح این سؤال که چگونه می توان انقلابی و حسینی ماند؟ با استناد به احادیث منقول از حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) تاکید کرد:درطول تاریخ انقلاب های زیادی رخ داده اند و افراد زیادی در آن نقش داشته اند ولی آن چیزی که باعث ماندگاری انقلاب امام حسین (ع) و انقلاب ما شده است حاکم بودن روح الهی و ارزشی برآن بوده است. 


وی افزود:افراد و انقلابیون زیادی بودند که بدلیل ویژه خواری به دام دشمن افتاده و از مسیر انقلاب منحرف شده اند اما بخاطر اینکه سکاندار و رهبری انقلاب و روح حاکم بر آن الهی و دینی بوده باعث ماندگاری آن شده است. 

رحیم پور ازغدی خاطرنشان کرد:پاسداری از انقلاب بدون شناخت گونه های زبان انقلاب امکان ندارد و شناخت آسیب های انقلاب شرط اصلی پاسداری از آن است. 


عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی برای انقلابی و حسینی ماندن ایمان از روی تفکر و تدبر، غیرت دینی و انقلابی، خستگی ناپذیر و نستوه بودن را ازجمله عوامل برشمرد و ادامه داد:مردمی بودن و خدمت به خلق ،پاکیزگی مالی و اقتصادی از دیگر عواملی است که در انقلابی بودن تاثیر دارند. 


هفته گذشته  حسن رحیم پور ازغدی ، در اظهاراتی که  از سیما پخش شد با اشاره به موضوع ازدیاد جمعیت در جامعه گفته بود: " هم اکنون برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه هیکلمون به هم می خوره. ای مرده شور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی."


 


 


جـــرس: شنیده ها حاکی از آن است که حجازی مسئول دفتر ویژه رهبری، در جمعی خصوصی خطاب به حضار گفته است "انتظار داشتیم ادبیات رهبری بر محمود احمدی نژاد اثرگذار باشد" و رئیس دولت دیگر "از کلمات رکیک و جلف در سخنرانی های خود استفاده نکند و شأن ریاست جمهوری را حفظ کند؛ اما متاسفانه برعکس شده و ادبیات بی ادبانه و هتاکانه احمدی نژاد روی رهبری هم اثر گذاشته است.


وی در ادامه خاطرنشان کرد "ایشان(رهبری) طی بیست سال گذشته، حرفی رکیک از دهان خود خارج نکرده بودند تا اینکه در سخنرانی عمومی خود، از لفظ "دروغ گویی اسرائیل مثل سگ" استفاده نمود و باعث تعجب بسیاری از افراد در بیت و بیرون از بیت شد.


گفتنی است محمود احمدی نژاد، دارای لحن و ادبیاتی است که هیچکدام از روسای جمهور پیشین ایران از آن استفاده نمی کردند. ادبیاتی  که خارج از نزاکت و عرف سیاسی است، معمولا در شآن یک مدیر نمی باشد.

وی در مورد فرانسه گفته بود "همه اش کشک است، طرف راه می رفت می گفت ابرقدرت، قدر قدرت... آی زکی".

احمدی نژاد همچنین در مورد باراک اوباما رئیس جمهور امریکا نیز از ادبیاتی این چنینی استفاده کرد و گفت "شما تازه از راه رسیدید، یک مقدار صبر کن تا عرقت خشک شود، یک مقدار سرد و گرم را بچش، یک مقدار مراقبت کن، هر کاغذی که جلویت گذاشتنن دلیلی ندارد که آن کاغذ را بخوانی هر حرفی که بهت توصیه کردند، دلیلی ندارد که آن حرف را تکرار بکنی، بدان گنده تر از تو، بزرگتر از تو آن گردن کلفت تر از تو نتوانستند از این غلطها بکنند. تو که جای خود داری."

استفاده از اینگونه ادبیات و الفاظ، چندی پیش سبب انتقاد مهدی کروبی از وی شد که در اوایل بهار امسال، طی  دیدار با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب گفته بود "دشمن تراشی هنر نیست. هنر آن است که به تهدیدات، پاسخی مستدل و منطقی داده تا اذهان عمومی ملتها و دولتها بسوی حقیقت نیل یابد، به نحوی که تهدیدات مرتفع و به فرصتها بدل گردند."


 



جرس: علت اختلال در مراسم تشییع علامه فضل الله مرجع تقلید لبنانی شیعیان، حضور احمد جنتی و تلاش وی برای اقامه نماز میت بوده است که با ممانعت مریدان علامه مواجه شد.
علامه فضل الله هیچ گاه رهبر فعلی ایران را برای فقاهت و مرجعیت به رسمیت نشناخت.
در روز مراسم تشییع پیکر علامه فضل الله در منطقه ضاحیه جنوبی بیروت، اقامه نماز میت در مسجد الحسنین، با وقفه مواجه شد، شبکه المنار وابسته به حزب الله، این مراسم را قطع کرد و گوینده شبکه از متوقف شدن مراسم نماز خبر داد و گفت که بینندگان را در جریان رخدادها، خواهد گذاشت. پس از آن پیکر علامه به جایی دیگر منتقل شد و از سر گیری مراسم نماز میت اعلام شد. گوینده دلیل ایجاد وقفه در مراسم نماز را ازدحام جمعیت اعلام کرد.
به گزارش ندای سبز آزادی، اما در حقیقت ازدحام جمعیت دلیل وقفه در مراسم نماز نبود، بلکه هنگامی که مریدان و مقلدان علامه مشاهده کردند، هیأت جمهوری اسلامی، پیشاپیش عزادارن ایستاده است و احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و نماینده علی خامنه ای در این مراسم، پیش قدم شد تا امامت نماز میت را برعهده گیرد، شروع به شعار دادن کردند و فریاد می زدند "بگذارید آسوده بخوابد، او مظلوم است" "به او ظلم کرده اید، بگذارید آسوده باشد."
پس از آن مریدان علامه پیکر او را به جایی دیگر منتقل کردند تا به وصیت او که خواسته بود برادرش بر پیکرش نماز بخواند، عمل کنند و مانع از هر گونه دخالت سیاسی در ماجرا شدند.
پایگاه اطلاع رسانی لبنانی "خاورمیانه" در این زمینه نوشت: پیروان علامه فضل الله از تلاش هایی که برای به دست گرفتن مدیریت موسسه ها و مراکزی که علامه آن ها را تأسیس کرده ، ابراز ناراختی می کنند. آن ها می گویند این روند با تلاش برای مصادره مراسم تشییع جنازه آغاز شد و با زور و فشار، هدایت مراسم را در دست گرفتند. آن ها تاکید می کنند که اجازه نخواهند داد موسسه ها و مراکز علامه به دست حزب الله بیفتد.
 


 


جـــرس: همزمان با تداوم اعتصاب در بازار بزرگ تهران، بازار شهر تبریز نیز، روز سه شنبه ٢٢ تیرماه، علیرغم عقب نشینی دولت در اخذ مالیات هفتاد درصدی، در اعتصاب کامل به سر برد. اعتصابات تبریز از شش روز گذشته آغاز شده و روز سه شنبه شاهد گسترده ترین تعطیلی خود از هفته گذشته بود.


بنا به گزارش منابع خبری جرس، این اعتصابات که در روزهای ابتدایی از بازارچه های فرش فروشان، کفاشان و زرگران بازار سرپوشیده تبریز آغاز شده بود،روز گذشته تمامی بازارچه های راستابازار، امیر، بلورفروشان چینی فروشان، پارچه فروشان، لوازم التحریر و ... را نیز به تعطیلی کشاند، بطوریکه «بازار سرپوشیده تبریز» که بزرگترین بازار مسقف خاورمیانه بحساب می آید، امروز کمتر مغازه و حجره ای را با کرکره بالارفته به خود دید.


همچنین به گزارش رسیده از تبریز، این تعطیلی تنها به بازار سرپوشیده خلاصه نشد و در عرض چند ساعت تمامی مغازه های خیابان جمهوری اسلامی، تربیت، خیابان فردوسی، میدان نماز را نیز به تعطیلی کشاند.


گفتنی است روز گذشته رسانه های خبری از "توافق احتمالی دولت با اصناف برای تعیین مالیات اصناف" و امکان بازگشایی مجدد بازار و پایان اعتصاب ها خبر داده بودند، اما گزارش ها حاکی از آن بود که سه شنبه ٢٢ تیرماه، اعتصاب های بازار تهران کماکان ادامه داشته و "حتی گسترده تر از هفته پیش شكل گرفته بود."


گزارش های موثق حاکی از آن است که بازاریان به توافق دولت با شورای اصناف، وَقعی نگذاشته اند.


 


نامه خانواده تاجیک به رییس قوه قضاییه

جرس: خانواده عبدالرضا تاجیک در نامه ای به رییس قوه قضاییه خواستار رفتار عادلانه با این زندانی سیاسی شدند.

 

به گزارش کلمه، در این نامه خانواده عبدالرضا تاجیک، فعال حقوق بشر تاکید کرده اند که پیگیری هایشان برای گرفتن خبری از عبدالرضا تاجیک بی ثمر بوده و نسبت به وضعیت سلامتی وی نگرانند.

 

در ابتدای این نامه که خطاب به ریاست قوه قضاییه نوشته شده است آمده است: با احترام به اطلاع می رساند، آقای عبدالرضا تاجیک فرزند محمد صالح در یکسال گذشته سه مرتبه بازداشت شده است که در مرحله دوم با تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه یک میلیارد ریالی از حبس رهایی یافت. برای بار سوم در تاریخ ۲۲/۳/۱۳۸۹ توسط تلفن به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مجددا بازداشت شد. در حال حاضر ۳۰ روز از بازداشت مجدد وی سپری شده است. در این مدت کوچکترین اطلاعی از وی نداریم. نمی‌دانیم در چه محبس و در چه وضعیتی نگهداری می‌شود. تلاش‌های مکرر و مراجعات متعدد به دوایر مختلف امنیتی، قضایی، تقنینی و غیره جهت آگاهی از محل نگهداری و وضعیت وی تا به حال کوچکترین نتیجه‌ای در پی نداشته است. فقط یکبار دادستان تهران مجوزی برای ملاقات با عبدالرضا صادر کرد که در تاریخ پنج شنبه ۱۷ تیر ماه ۱۳۸۹ مسئولان امنیتی و یا شاید مسئولان زندان اوین بدون توجه به مجوز آقای دادستان بازهم اجازه ندادند تا خانواده با عبدالرضا ملاقات کنند.

 

در ادامه نامه نوشته شده است: اگر یک روز حوالی نیمروز فقط نیم ساعت در جلوی درب دادسرای تهران بایستید خواهید فهمید که از ساعت ۹ صبح تا پنج بعدازظهر ایستادن در این مکان آن هم برای چند دقیقه که بتوانی تنها مقام مسوولی را ببینی چقدر دشوار است که اگر شانس داشته باشی امکان دسترسی به وی میسر است و آن وقت می توانی با تفرع از وی استدعای یک تماس تلفنی چند لحظه‌ای از سوی عزیز محبوس را داشته باشی. آیا می‌دانید ساعت ۲ بعدازظهر میدان ارک تهران چه گرمایی دارد؟اینجانبان از خانواده‌ای با پیشینه شناخته شده مذهبی هستیم. برادرمان عبدالرضا تاجیک انسان آزاده‌ای است که آزادیخواهی را از سرور و سالار شهیدان آموخته است. نیک واقفید که با محبوس نمودن آزادیخواهان نه‌تنها آزادی‌خواهی محبوس نمی‌شود، بلکه بر رهروان این راه افزوده و افزوده‌تر خواهد شد.

 

در بخشی دیگری از نامه خطاب ریاست قوه قضاییه آمده است: وکیل برادرمان نیز از علت بازداشت مجدد وی آگاه نیست. وی تا به حال نتوانسته مقام قضایی مسوول پرونده موکل خود را زیارت کند. محل استقرار بازپرس در زندان اوین است و وکیل برای ورود به زندان اوین باید از بازپرس پرونده مجوز اخذ کند. می‌توانید این معادله را حل کنید؟ وکیل برادرمان می‌گوید مادام که تحقیقات مقدماتی خاتمه نیابد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارجاع نشود، پرونده جهت مطالعه در اختیار او قرار نمی‌گیرد و او نخواهد فهمید که برادرمان مرتکب چه جرمی شده است. تا به حال در مورد برادرمان این امر اتفاق نیفتاده، یعنی پرونده به دادگاه ارجاع نشده و وکیل موفق به زیارت بازپرس و یا مطالعه پرونده نشده است. آیا این وضعیت قانونی است؟ آیا اساسا قانونی در این مورد وجود دارد؟ و یا آیا این پرونده مشمول قانون است؟ و یا آیا اعتقاد به قانون محتمل است؟

 

خواهر تاجیک در بخشی از نامه نوشته است: اینجانب خواهر عبدالرضا تاجیک چند روز پیش موفق شدم آقای جعفری دولت‌آبادی دادستان محترم تهران را ببینم و ایشان دستور دادند که جهت ملاقات روز بعد مراجعه کنم. روز بعد حوالی ساعت ۶٫۳۰ بعدازظهر موفق به زیارت ایشان شدم. پس از طرح قضیه و صدور دستور از سوی ایشان جهت اعلام وضعیت پرونده برادرم، روشن شد که مساله بازداشت مجدد وی در پرونده منعکس نشده است. ایشان سپس مرا به بیرون فرستادند و پس از مدتی مجددا فراخواندند و اظهار داشتند که قرار وثیقه قبلی او تبدیل به بازداشت شده است. نهایتا پس از این اطلاعات متناقض ایشان نامه‌ای تنظیم نموده و پس از امضا به اینجانب تحویل دادند تا روز بعد بتوانیم در زندان اوین برادرم را ملاقات نمایم. روز بعد به زندان اوین رفتیم ولی اجازه ملاقات داده نشد و به ما گفتند که روز پنجشنبه ۱۷ تیرماه مسوولین پرونده‌های امنیتی (سیاسی) می‌آیند و شما هم بروید و روز پنجشنبه مراجعه کنید. اینجانب به ناچار مجددا از اوین به دادسرای تهران در میدان ۱۵ خرداد برگشتیم و گفتند که منتظر دادستان بمانم. ما تا ساعت ۳ بعدازظهر ماندیم که ایشان نیامدند.و همانطور که پیش از این گفتیم در روز ۱۷ تیرماه نیز اجازه ملاقات داده نشد.

 

در ادامه این نامه آمده است: به این ترتیب ملاحظه می‌فرمایید که،اولا: مساله بازداشت برادرم انعکاسی در پرونده نیافته است و به عبارت دیگر هیچ تصمیم قضایی جهت بازداشت وی اتخاذ نشده و به همین لحاظ دادستان تهران از خبر بازداشت وی حیرت می‌کند، و پس از اخراج اینجانب از اتاق و احضار مجدد، می‌گوید که قرار وثیقه تبدیل به بازداشت شده است. به این ترتیب آیا بازداشت برادرم آدم‌ربایی محسوب نمی‌شود؟ ثانیا: آیا می‌توان بدون اتخاذ تصمیم از سوی مرجع قضایی شخصی را بازداشت نمود؟ در صورتی که این وقایع بار دیگر مساله قتل‌های زنجیره‌ای را تکرار کند، مسوول کیست؟ چرا حتی دستور دادستان تهران نیز توسط مسوولین پرونده‌های امنیتی نادیده گرفته می‌شود؟ پس آنان از چه کسی دستور می‌گیرند؟

 

در بخش پایانی نامه با اشاره به سی امین روز بازداشت تاجیک نوشته شده است که در این مدت وی فقط در روز بیست و نهم بازداشت یکبار با خانه تماس گرفته است و گفته که به او اجازه نداده اند با هیچ یک از افراد خانواده جز با خاله اش صحبت کند. ما به شدت نگران سلامتی او هستیم. نمی‌دانیم که به لحاظ روحی و جسمی چه شرایطی دارد و نمی دانیم که با سر بلند کردن آفتاب در هر روز او زنده است یا خیر؟ و نمی‌دانیم طبق دستور کدام مقام و کدام فرمانده به او اجازه یک تماس تلفنی نمی‌دهند. علی‌الاصول مسوولیت دستگاه قضایی با ریاست آن است که از سوی رهبری منصوب می‌شود. لذا دستور فرمایید حداقل با برادرم دیدار کنیم و یا او بایک تماس تلفنی صحیح سلامتی خود را اظهار کند.
 


 


اخبار زندانیان سبز

جرس: با وجود گذشت پنج ماه ازبازداشت میلاد اسدی، فعال دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت همچنان با مرخصی وی مخالفت می شود.

 

به گزارش کلمه، میلاد اسدی، فعال دانشجویی،در آذرماه ۸۸ بازداشت و بیش از شصت روز را دریکی از سلول های انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات گذارند و سپس در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به تحمل هفت سال زندان محکوم شد.

 

میلاد اسدی نیز مانند بسیاری از زندانیان که حکم قطعی دارند خواهان استفاده از مرخصی است اما مقامات قضایی همچنان با مرخصی او مخالفت می کنند.

 

او هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به همراه ۲۰۰ نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نگهداری میشود. بندی که به لحاظ شرایط بهداشتی، رفاهی و تغذیه شرایط ناگواری دارد. در این بند به دلیل نبود هر گونه میوه و غذاهای مفید بیشتر زندانیان دچار ضعف مفرط جسمی و سرماخوردگی شده اند.

 

میلاد اسدی و خانوادهاش تقاضا دارند که هر چه زودتر با مرخصی وی موافقت شود و یا شرایط مناسبتری در بند ۳۵۰ به ویژه از نظر بهداشتی و تغذیه برای زندانیان فراهم آید.
 


اتهامات جدید در دومین جلسه دادگاه دکتر اکبر کرمی



اشاعه فساد و فحشا از طریق تبلیغ و درج مقالات، توهین به رئیس جمهور و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از جمله اتهاماتی که دکتر کرمی در دادگاه در مقابل آن‌ها به دفاع از خود پرداخته است.

 

اولین جلسه دادگاه دوم دکتر اکبر کرمی نویسنده، پژوهشگر مسایل دینی و فعال حقوق بشر امروز سه‌شنبه در حالی در محل دادگاه عمومی شهر قم برگزار شد که شیرین فیروزی همسر دکتر کرمی وضعیت جسمی و روحی همسرش را وخیم و به شدت نگران کننده اعلام کرده است.

 

فیروزی نوشته است: در تمام طول زندگی مشترکش هیچ گاه همسرش را این گونه نحیف، افسرده، رنجور و بیمار ندیده است. آثار بیماری و خستگی روحی ناشی از فشار های وارده بر همسرش آنچنان در چهره و ظهر او مشهود بوده است که خانواده دکتر کرمی با مشاهده او در زمان ورود به دادگاه متاثر شده، به گونه‌ای مجبور به انتقال مادر وی از دادگاه شدند.

 

اشاعه فساد و فحشا از طریق تبلیغ و درج مقالات، توهین به رئیس جمهور و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از جمله اتهاماتی که دکتر کرمی در دادگاه در مقابل آن‌ها به دفاع از خود پرداخته است.


این دومین پرونده قضایی است که پس از دستگیری دکتر اکبر کرمی از تاریخ سوم آذر ماه ۸۸ و پس از گذراندن ماه‌ها بازداشت و بودن در سلول انفرادی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.

 

پیش‌تر دادگاه انقلاب قم دکتر کرمی را به دلیل انتشار مقاله‌های در زمینه‌های دموکراسی و حقوق بشر و به دلیل مصابحه با رسانه‌ها به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اهانت به رهبری به سه سال حبس، پرداخت دو میلیون ریال جزای نقدی و امحاء هارد رایانه‌اش محکوم کرده است.

 

اعضای خانواده کرمی که پیش تر برخی از آن‌ها به دلیل پیگیری وضعیت دکتر کرمی بازداشت و به اشکال مختلف تهدید شده‌اند خواستار آزادی بی قید و شرط دکتر کرمی یا موافقت با مرخصی وی شده‌اند.
 


عبدالرضا احمدی، فعال حقوق بشر آزاد شد

 

عبدالرضا احمدی، فعال حقوق بشر که در 11 اسفند ماه بازداشت شده بود، عصر امروز از زندان اوین آزاد شد.

 

به گزارش هرانا، عبدالرضا احمدی از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر که در پی سناریو سازی برای فعالان حقوق بشر در 11 اسفند ماه بازداشت و به بند 2 الف سپاه در زندان اوین منتقل شده عصر امروز سه شنبه 22 تیر ماه پس از تحمل بیش از 4 ماه انفرادی با تودیع قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده است.

 

از بازداشت شدگان 11 اسفند ماه هم اکنون مهدی خدایی، محبوبه کرمی، ابوالفضل عابدینی نصر هم چنان در بازداشت هستند.
 


محکومیت سه دانشجوی کرد به زندان

 

دادگاه انقلاب شهر مریوان سه تن از دانشجویان دانشگاه پیام نور این شهر را به زندان محکوم کرد.

 

به گزارش خبرنگار رهانا، دادگاه انقلاب شهر مریوان سه تن از دانشجویان دانشگاه پیام نور این شهر را به جرم اعتراض به اعدام فعالین کرد در ۱۹ اردیبهشت ماه و برپایی تجمع اعتراضی در این دانشگاه به زندان محکوم کرد.


براساس حکم صادره، آرام ویسی، توفیق پرتوی و دانا لنج آبادی هر کدام به یک سال حبس تعزیری به مدت ۵ سال تعلیق محکوم شده اند.
 


 


جـــرس: با گذشت یک روز پس از آنکه رسانه های خبری و منابع دیپلماتیک ایران از "مراجعۀ شهرام امیری به دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن و تقاضای بازگشت او" خبر دادند، سه شنبه ۲۲ تیر (۱۳ ژوئیه)، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد "شهرام امیری، کارشناس هسته‌ای ایرانی، به اختیار خود در کشور آمریکا بوده و حالا هم آزاد است که این کشور را ترک کند."


روز گذشته صدا و سیما و وزارت خارجه جمهوری اسلامی، طی خبری اعلام کردند که "شهرام امیری کارشناس ربوده شده ایرانی، به دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن (واقع در سفارت پاکستان) پناه برده و خواستار بازگشت سریع به تهران است."


به گزارش خبرگزاری فرانسه، هیلاری کلینتون همچنین متذکر شد که "امیری در واقع قرار بود دیروز (دوشنبه) به سوی ایران حرکت کند، اما نتوانست همه ترتیبات لازم را برای این سفر تدارک ببیند."


کلینتون با اشاره به آزاد بودن امیری برای ترک آمریکا و بازگشت به کشورش گفت: " اما بر عکس، ایران هنوز سه جوان آمریکایی را به رغم میلشان نگاه داشته و ما کماکان درخواست خود را برای آزادی آنها و اجازه یافتنشان برای بازگشت نزد خانواده هایشان به دلایل انساندوستانه تکرار می کنیم".


وزیر خارجه آمریکا همچنین به وضعیت نامعلوم رابرت لوینسون، کارمند سابق اف بی آی و شهروند آمریکایی که در سال ۲۰۰۷ در جزیره کیش ناپدید شده و تاکنون اطلاعی از او در دست نیست، اشاره کرد و خواستار مشخص شدن وضع وی شد.


پیش از کلینتون، یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در مورد شهرام امیری و رفتار متناقض وی گفت "اعمال امیری، ویدیوهایی که منتشر کرد و حالا رفتنش به دفتر حفاظت منافع ایران، به روشنی ثابت می کند که او بر خلاف میلش در آمریکا نگاه داشته نمی شد. او آزادانه به این کشور آمد، آزادانه اینجا زندگی کرد و آزادانه انتخاب کرد که به ایران بازگردد. دولت آمریکا قطعا مانع او نخواهد شد. او خودش دارد ثابت می کند که ادعای شکنجه شدن و زندانی بودنش دروغ است. او می تواند هر داستانی که می خواهد بگوید، اما گفته های او واقعیت را عوض نمی کند."


اشاره وی به چهار ویدئوی جنجال برانگیزی است که امیری طی سه ماه اخیر ضبط کرده و آن را روی شبکه اینترنت گذاشته بود. امیری در بعضی از ویدیوهایی که از او منتشر شد، گفته بود که مأموران امنیتی آمریکایی، به همراه سرویس اطلاعاتی عربستان، وی را در جریان سفر حج ربوده و به آمریکا برده اند.


گفتنی است طی ده روز اخیر، وزارت خارجه جمهوری اسلامی، دو بار کاردار سفارت سوئیس(حافظ منافع آمریکا در ایران) را در ارتباط با وضعیت امیری احضار کرده و در اولین ملاقات، مدارکی حاکی از ربوده شده شهرام امیری را در اختیار مسئول سفارت سوئیس در تهران قرار داد و در ملاقات دوم نیز، خواستار بازگشت بدون قید شرط امیری به ایران شد.


مقامات جمهوری اسلامی معتقد بودند که "امیری توسط نیروهای امریکایی ربوده شده است." اما آمریکا ضمن اعلام اینکه امیری، پژوهشگر دانشگاه مالک اشتر(وابسته به وزارت دفاع) بوده و در سازمان انرژی اتمی ایران نیز فعالیت هایی داشته، از "پناهندگی" به آن کشور خبر داد و شبکه های خبری آمریکایی، ناپدید شدن وی را سه ماه پیش از فاش شدن تأسیسات اتمی قم (فوردو) اعلام کرده و خاطرنشان ساختند "پناهندگی" امیری بنا به اظهارات برخی از آمریکایی، "موفقیتی اطلاعاتی" در عملیات‌های سازمان سیا برای تضعیف برنامه هسته‌ای ایران است.


مقامات ایالات متحده، همچنین اتهام ربودن شهرام امیری را "بی اساس و مغایر روش های متداول دولت آمریکا" توصیف کرده و اظهارات مقامات جمهوری اسلامی در این زمینه را جدی ندانسته و حتی از تحت فشار بودن خانواده شهرام امیری خبر داده بودند.

 



 


مسیح علی نژاد
  جرس: " از خرداد که همسرم گلوله خورد تا خود امروز نه من و نه خانواده همسرم با هیچ رسانه ای مصاحبه نکردیم، یعنی هیچ تلاشی برای شناساندن خودمان به مردم نکردیم. اما مردم خودشان ما را شناختند، پسرهفده ساله ام همیشه می گوید تنها چیزی که دل دردمند او را آرام می کند فرهنگ فرهیخته مردم ایران است که خودشان خانواده های کشته شدگان بعد از انتخابات را به عنوان «شهید» می دانند و برای دلجویی از خانواده های داغ دیده کم نگذاشتند، برای همین همیشه آرزو می کنم کاش کسی پیدا شود و بگوید آیا همسرم را در لحظه آخر که گلوله خورد و به زمین افتاد، دیده است تا حداقل من و پسرم که هیچ نشانی از قاتل او پیدا نکردیم، سوال های بی جواب مان را از مردم بپرسیم."

.
این واگویه های مریم، همسر شهید مسعود خسروی است که پس از گذشت بیش از یک سال هنوز وقتی از لحظه دیدار آخر خود با همسرش، پشت کامپیوتر پزشکی قانونی تهران سخن می گوید، صدایش می لرزد و آرام می گرید و در تمام طول مصاحبه اما سعی می کند هرگز با زبان تند و تلخ ، راوی تلخی های یک سال گذشته خود و خانواده اش نباشد، با همین استدلال چندین بار تاکید می کند که دلش نمی خواهد در معرفی شهیدی که خوش فکر و روشن اندیش بوده است، جز از ادبیات و کلمات پسندیده بهره ببرد.


راهپیمایی سی خرداد که با خون و آتش همراه شد کشته های زیاد بر جای گذاشت که مسعود خسروی یکی از آنها است که همسر او می گوید نمی داند مسعود آن روز دقیقا کجا بود و برای چه او را در این روز مورد اصابت گلوله قرار دادند. شماره تماس همسر این شهید از طریق یکی از شهروندان که این روزها به عنوان شهروند روزنامه نگاران، مهمترین نقش اطلاع رسانی را به عهده گرفته اند در اختیار جرس قرار گرفته است. گفتگوی تلفنی جرس با همسر شهید «مسعود خسروی دوست محمد» را بخوانید:


بیش از یک سال از کشته شدن همسرتان می گذرد و کلامی از شما و خانواده مسعود خسروی در هیچ رسانه ای منتشر نشده است، چرا تا کنون سکوت کرده اید؟


به توصیه وکیل مان سعی کردیم با هیچ رسانه ای گفتگو نکنیم تا شاید ایشان بتواند آنچه که خواست قلبی مان بود را از طریق دستگاه قضایی همین کشور پیگیر باشد اما متاسفانه علی رغم پیگیری های مداوم ایشان تاکنون از دستگاه قضایی هیچ جوابی دریافت نکرده ایم. اگرچه ما هیچ تلاشی برای شناساندن خود به مردم نکرده ایم، اما مردم در حق ما کم نگذاشتند و خودشان ما را شناختند. برای سالگرد همسرم کسانی به خانه ما آمدند که ما اصلا آنها را نمی شناختیم.


می دانم بعد از گذشت یک سال یاد آوری وقایع روز سی خرداد و اتفاقی که برای همسرتان افتاد برای شما سخت است اما ممکن است بفرمایید اولین بار چه کسی به شما خبر کشته شدن همسرتان را داد؟


همسرم چون کارمند بود، طبق معمول باید غروب به خانه بر می گشت، اما غروب سی خرداد هرچه منتظر بودیم خبری از همسرم نبود. هرچه بیشتر می گذشت ما هم بیشتر نگران می شدیم. حتما یادتان هست که آن روزها تلفن ها را هم قطع می کردند، برای همین زنگ زدن های ما به گوشی همراه ایشان هم بی جواب می ماند. به اتفاق خواهر ایشان و دوستان همسرم همه جا را گشتیم. آن شب ما هم مثل خیلی از خانواده های دیگر بی خوابی کشیدیم تا فردا که باز جستجو های ما شروع شد. به تمام بیمارستان های تهران سر زدیم که سر آخر یکی از بیمارستان ها به ما گفت فردی با چنین مشخصات آنجا بود و ما را راهی پزشکی قانونی کردند. پسرم در همه این شرایط همراه ما بود.


پسر شما چند سال دارد؟


هفده سال دارد ولی با همین سن کم اش می خواست تکیه گاه من باشد، می خواست مواظب من باشد و همه جا با من می آمد. پسرم نگذاشت من بروم و عکس ها را در پزشکی قانونی ببینم. به من می گفت تو نیا، خودم می روم. شوهر خواهرهمسرم و دوستان نزدیک مسعود نیز حضور داشتند وعکس ها را هم شناسایی کرده بودند و موضوع را آرام آرام به من گفتند. ولی پسرم می گفت من باید خودم بروم و مطمئن شوم که عکس های پدر من است. هیچ کس نتوانست جلوی او را بگیرد. پسرم خودش رفت و پدرش را شناسایی کرد...


دیدن آن عکس ها چه اثری روی پسر نوجوان شما و روند تحصیلی او در یک سال گذشته به جای گذاشت؟


تاثیر خیلی تلخی گذاشت و تا مدت ها پریشان بود. هر کاری می کردیم نمی توانست روی مدرسه اش متمرکز شود. می گفت: « من نمی خواهم به مدرسه بروم، اصلا چرا باید بروم». هرچه تلاش می کردم او را آرام کنم، می گفت؛ «بگذار توی حال خودم باشم ، می خواهم فقط به پدرم فکر کنم، این حال را از من نگیر من نمی توانم از فکر پدرم بیرون بیایم» و این تنها چیزی بود که آن روزها  تکرار می کرد...سخت بود اما پسرم خیلی بزرگی کرد و بعدها فهم او از مرگ و البته چگونه کشته شدن حتی برای من هم قوت قلب شد. حالا به من می گوید؛ « اگر پدر تصادف می کرد و کشته می شد من بیشتر داغون می شدم اما چگونه کشته شدن پدرباید ما را آرام کند.» .


خود شما چطور؟ آیا بالاخره موفق شدید عکس های آخر همسرتان را ببینید ؟


بله ...چقدرزیبا، چقدرزیبا...آرام بود و انگار یک رضایت عجیبی در صورتش بود، با این همه، حال همه ما آنجا خراب شد ، سخت ترین لحظاتی بود که در زندگی مان می دیدیم. من بعد ها چندین بار نحوه مرگ و کشته شدن همسرم را در خواب هم دیدم، حتی در خواب هایم آرام بود و از مرگش رضایت داشت. شاید به ما و خانواده همسرم خیلی خیلی سخت گذشت اما نمی دانم چرا چهره همسرم را پر از رضایت دیدم.


عکس ها آیا نشان می داد که همسر شما چگونه تیر خورده بود؟


بله. به صورت همسرم گلوله شلیک کردند. سمت راست صورتش...تیر از پشت سرش خارج شده بود.


برای تحویل پیکر و تشیع جنازه با مشکل خاصی مواجه نشدید؟


نه ، بعد از سه روز پیکر همسرم را به ما تحویل دادند و ما هم او را به خاک سپردیم، اما هنوز صحنه هایی که از زاری ها و بی قراری های خانواده های کشته شدگان در پزشکی قانونی دیدیم از یادمان نمی رود. رنج های کسانی که آن روزها دنبال جنازه عزیزترین کسان شان می گشتند و به آن زودی که ما توانستیم پیکر همسرم را تحویل بگیرم آنها موفق نشدند ناراحت کننده بود. غم پدرها و مادرها و خانواده های دیگر را که می دیدیم خیلی متاثر می شدیم. شاید باید بگویم خوشبختانه پدر و مادر مسعود زنده نبودند تا مصیبتی که ما کشیدیم را آنها هم بکشند.


فقدان همسرم یک رنج بود ولی اینکه از پا نیافتم و بتوانم برای پسرم هم مادر باشم و هم پدر درد دیگری بود که در این یک سال خیلی سخت گذشت. همیشه با خدای خودم وقتی خلوت می کردم آرزو می کردم از این همه غم مریض نشوم تا بتوانم در نگهداری پسر نوجوانم کم نیاورم.


پیگیری شما در دستگاه قضایی تا کجا پیش رفت؟

 


ما وکیل گرفتیم و شکایت کردیم. آقای حبیب نژاد به عنوان وکیل خیلی پیگیر شدند اما پیگری های ایشان هم انگار در دستگاه قضایی جوابی نداشت. ما خواستار شناسایی قاتل همسرمان شدیم. فقط می خواستیم بدانیم چه کسی گلوله را شلیک کرد و چرا. اما همین را هم هیچ کس تا به حال پاسخگو نبود. حتی اگر کسی برای اعتراض به خیابان رفته باشد مگر می شود به همین راحتی او را کشت و بعد حتی نگویند قاتل چه کسی بود؟


به جز شناسایی قاتلان کسانی که در کهریزک کشته شدند، به هیچ یک از شکایت های خانواده های کسانی که در خیابان کشته شده اند تا کنونی جوابی داده نشد آیا فکر می کنید هنوز هم باید پیگیر بود؟


ما امیدمان را از دست ندادیم و هنوز منتظریم. به نظرم هیچ خانواده ای امیدش را برای شناسایی قاتل عزیزش از دست نمی دهد.


آیا شده تا به حال که فکر کنید چرا از میان آن همه مردمی که به خیابان آمدند همسر شما کشته شد؟


خیلی وقت ها به این موضوع فکر می کنم با اینکه می دانم هر کس دیگری می توانست همین بلا سرش بیاید اما گاهی اوقات واقعا با خودم فکر می کنم این همه خون هایی که ریخته شد، این همه آدم هایی که کشته شدند، آیا اینها آدم های معمولی بودند؟ لابد خیلی از کسانی که رفتند چه فکرهایی که در سرشان داشتند، همسر خود من آدم خیلی خوش فکری بود...الهی بمیرم، الهی بمیرم برای سری که... به مغرش شلیک کردند، کسی که به صورت همسرم شلیک کرد انگار خوب می دانست کجا را هدف قرار دهد...مسعود به خیلی چیزهای دور و برش فکر می کرد... مغزش را نشانه رفتند به همین راحتی کشتند...همسرم خیلی عدالت طلب بود.


حرف آخر:


شاید دو تا خواسته مشخص الان به ذهنم می رسید. یکی اینکه این کاش مردم و شاهدانی که صحنه تیر خوردن همسرم را دیده اند، خودشان را به ما معرفی کنند ، من و پسرم سوال های زیادی داریم که تاکنون هیچ کس جواب مان را نداده است. و اما خواسته دومم: بارها شنیده ایم که می گویند آقای خامنه ای از این اتفاقات خبر ندارند و بارها پیش خودمان فکر کرده ایم چگونه ممکن است رهبری یک کشور از این همه درد بی خبر باشند. من و پسرم که واقعا یک سال سخت را پشت سر گذاشتیم، شاید یکی از چیزهایی که به آن فکر می کنیم این است که یک روز آقای خامنه ای را ببینیم و خودمان به ایشان خبر بدهیم و بگوییم به صورت همسرم در خیابان گلوله شلیک کردند، فقط می خواهیم بدانیم به چه جرمی؟

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید.
 


 


موسوی و کروبی باید به نتایج انتخابات تن می‌دادند
جـــرس: فرمانده اسبق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است که "آثار منفی حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در ذهن نسل سوم و چهارم رسوب خواهد کرد و ممکن است پنج سال دیگر و یا ده سال دیگر حوادثی را در جامعه مشاهده کنیم که ریشه در حوادث سال ۸۸ ایران خواهند داشت." وی همچنین اظهار عقیده کرد "وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید آقایان موسوی و کروبی به آن نتایج تن می‌دادند؛ حتی اگر نتیجه قانون را باور نداشته باشند، ولی باید به آن قانون تن می دادند."

 

اصول انقلاب زیر سوال رفت
محسن رضایی در گفتگویی با سامانه خبری «خبرآنلاین»، ضمن هشدار نسبت به آنچه "ده سال دیگر در انتظار انقلاب اسلامی و نسل های آن خواهد بود"، پیرامون آثار تربیتی - عقیدتی حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، خاطرنشان می کند " در حوادث بعد از انتخابات، از مسئله ولایت فقیه گرفته تا امام و یاران امام، یاران رهبری، اصول انقلاب همه این‌ها زیر سؤال رفت و چون این زیر سؤال‌رفتن اولا توسط خودی‌ها و کسانی که در جبهه انقلاب بودند صورت می گیرد و ثانیا پاسخ قانع کننده ای نیز به سوالات مردم داده نمی شود و پاسخ ها عمدتا شعاری و احساسی است، لذا اثرات آن روی نسل سوم و چهارم بسیار سنگین است."


هشداری جدی برای سالها بعد
فرماند سپاه در دوران جنگ، همچنین معتقد است "آثار منفی حوادث سال ۸۸، در ذهن نسل سوم و چهارم رسوب می‌کند و ممکن است پنج سال دیگر و یا ده سال دیگر حوادثی را در جامعه مشاهده کنیم که ریشه در حوادث سال ۸۸ ایران خواهند داشت... در حوادث بعد از انتخابات تصویری که از نظام جمهوری اسلامی درست شد، تصویر غیرواقعی بود، تصویری که از آزادی و دموکراسی در ایران درست شد، تصویری که از زندان‌های ایران درست کردند، این تصویرها، تصاویر غیرواقعی و مخرب بود و این می‌تواند در ذهن نسل سوم و چهارم آثار منفی خودش را داشته باشد. گروههای سیاسی و سیاستمداران نباید مردم و نظام را زیر پا بگذارند و از روی آنها عبور کنند. "


حیثیت انقلاب در جهان اسلام زیر سؤال رفت
فرمانده سپاه در دوران جنگ هشت ساله، همچنین تاکید کرد "به نظر من ضدانقلاب و دشمنان ایران و جمهوری اسلامی بیشترین فایده را از حوادث بعد از انتخابات بردند، اولاً حیثیت انقلاب ما را در جهان اسلام زیر سؤال بردند، حیثیت سیاسی ما را در روابط بین‌الملل زیر سؤال بردند، ثانیا جنبه‌های اعتقادی ما هم در داخل کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت زدند. از طرف دیگر انسجام ملی را تضعیف کردند."

 

موسوی و کروبی باید به شورای نگهبان تن می دادند
رضایی در پاسخ به سوال خبرآنلاین مبنی بر اینکه "آیا شما هم دو نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری را به عنوان متهمین اصلی این جریان می شناسید؟" ادعا کرد "به نظر من این دو نفر اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن می‌دادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را قبول کند. در غیر این صورت مثل این است که افرادی که به قاضی رفته‌اند، قاضی حکم بدهد ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او می‌تواند در ذهن خودش یک اعتقاد یگری داشته باشد ولی باید به حکم قاضی تن بدهد حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشدو اگر این کار صورت می‌گرفت، خیلی وضع عوض می‌شد."


کاش زودتر جمع می شد
رضایی در پاسخ به آنچه خبرنگار سایت اصولگرای خبرآنلاین پیرامون اینکه "چه کسانی مقصر حوادث بعد از انتخابات بودند"، گفت "افراط‌گرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عده‌ای از نخبگانی که می‌توانستند نقش‌آفرینی کنند، خیلی مؤثر بود. افراط گرها مرتب هیزم در آتش می‌انداختند و آتش را شعله‌ور می‌کردند. نخبگان مؤثری که می‌توانستند بیایند و این اتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند. بنابراین دو گروه دیگر هم بودند که به طولانی‌شدن این حوادث کمک کردند. این حادثه اگر یک ماهه جمع می‌شد، خساراتش خیلی کمتر بود، اگر دو هفته‌ای جمع می‌شد، خساراتش خیلی کمتر بود. حتی اگر سه ماه بعد این حادثه جمع می‌شد، خیلی خسارات کمتری داشت. اما افراط‌گراها و تفریط کارها کمک کردند که مرتب این آتش طولانی‌تر شود و زمان بیشتری را به خودش اختصاص دهد."


نمی‌شود بگوییم که همه خارج از مرزها بودند
محسن رضایی پیرامون معترضین سال گذشته تصریح کرد "نمی‌شود بگوییم که همه خارج از مرزها بودند رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند،‌ عقلانی نبود. بعضی‌ها به خاطر انتقام‌کشی و لجبازی حادثه را ادامه می‌دادند. انتقام‌کشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد. کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزء عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند."


انتقاد از هاشمی رفسنجانی
دبیر مجمع تشخیص مصلحت، همچنین ادامه داد "به نظر من افرادی مثل آقای هاشمی باید نقش فعال تری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود."


درس هایی از سال گذشته
رضایی معتقد است سال گذشته معلوم شد که "فعالان سیاسی،‌ احزاب گروه‌ها و نهادهای حکومتی ظرفیت بسیار بالایی برای مشارکت‌پذیری مردم دارند؛ ولی ظرفیت کافی برای مدیریت و هدایت اعتراضات مردم را ندارند.
دموکراسی دو روی سکه دارد یکی مشارکت کردن یکی اعتراض کردن.
مشارکت کردن یعنی مردم از دموکراسی و فضاهای آزاد استفاده کنند، حکومت و‌ ملت را تشکیل می‌دهند، مجلس را تشکیل می‌دهند ولی این یک روی دموکراسی است. روی دوم دموکراسی مطالبه‌گری از حکومت است. مطالبه‌کردن از دولت و این که دولت و فعالان سیاسی باید پاسخگوی خواسته‌ها و مطالبات مردم باشند. این حوادث نشان داد فعالان سیاسی و سران احزاب و همچنین دولتمردان تمرین خیلی کمی در این قسمت دارند. اما در مشارکت کردن؛ بیش از سی انتخابات تاکنون برگزار شده که این نشان می دهد هم فعالان سیاسی خیلی خوب شرکت کردند، مردم خیلی خوب شرکت کردند، ارگان‌های حکومتی تجربه بالایی دارند لذا در انتخابات دهم، چهل میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت دموکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم. اما در قسمت دیگر که بخش اعتراضات بود، اولین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند. یعنی نامزدهای انتخاباتی اولین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی - امنیتی به خود نمی گرفت دموکراسی در ایران به اوج خود می رسید.


هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت می‌گرفتند که چه کسی رئیس‌جمهور شده است. خب این خیلی خطای بزگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشت‌سر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابان‌ها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی‌‌ آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجه‌اش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراض‌پذیری و اعتراض گری را بالا ببریم.


اعتراض‌پذیری یک ظرفیت قانونی است
رضایی تاکید دارد ظرفیت اعتراض‌پذیری و اعتراض گری نباید از جنس امنیتی باشد؛ چرا که اعتراض‌پذیری یک ظرفیت قانونی است. وقتی در چارچوب قانون صورت می‌گیرد، ‌دیگر لزومی ندارد امنیتی باشد. ولی اگر این اعتراض‌پذیری از چارچوب‌های قانونی و یا از قواعد بازی خارج شود، ممکن است جنبه امنیتی هم به خودش بگیرد.


وی فضای امنیتی یکسال اخیر ایران را "یکی از پیامدهای رفتار غلط فعالان سیاسی" دانست که "یک اعتراض اجتماعی را تبدیل به اعتراضات سیاسی" کردند و گفت "اعتراض مردم بعد از انتخابات، اعتراض اجتماعی بود، ولی این اعتراضات اجتماعی به اعتراضات سیاسی تبدیل و بعد هم به فضای سیاسی- امنیتی تبدیل شد. ما باید به مرحله اول برگردیم. اعتراضات اجتماعی یعنی اینکه مردم عمدتاً بعد از انتخابات در بحث انتخابات ابهام داشتند. باید ابهامات آنها بر طرف می شد نه آنکه ابهامات و سوالات سیاسی جدیدی در ذهن آنها بوجود می آمد. "

وی اعتراضات سیاسی را قبول ندارد و می گوید: "اگر مردم اعتراض سیاسی داشتند، اصلاً نمی‌آمدند رأی بدهند، قبول نداشتند."
و ی ادامه داد "این چهل میلیونی که آمدند رأی دادند، یعنی این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. بعد از اینکه برای گروه‌هایی از مردم ابهام به‌ وجود آمد‌ که رأی‌شان چه شده، به این ابهام بوجود آمده در اذهان برخی از مردم می شد دو نوع پاسخ داد. یکی پاسخ در چارچوب قانون، و دیگری پاسخ خارج از چارچوب قانون. متأسفانه کسانی که باید اعتراضات مردم را مدیریت و آن را به سمت قانون هدایت می‌کردند، با ایجاد سوءظن ،یأس و ناامیدی از مکانیسم‌های قانونی، اعتراضات مردم را سیاسی کردند.


مروری بر یک ادعا
محسن رضایی در پاسخ به این پرسش که "شما در مقطعی خیلی محکم گفتید اگر براساس شماره‌های کدهای ملی بشماریم، من نهصدهزار رأی دارم. ولی بعد به یکباره کنار کشیدید، که در محافل سیاسی برداشت های متفاوتی از این اقدام شما برداشت شده بود. دلیلش چیست؟" گفت "من دو دلیل داشتم که کنار کشیدم؛ یکی اینکه شورای نگهبان نظر نهایی دادند و نتیجه انتخابات را اعلام کردند. من چون معتقد به قانون بودم و اینکه قانون باید در کشور ما نهادینه و تثبیت شود، لذا به قانون تن دادم و نتیجه انتخابات را قبول کردم، بر اساس اعتقادم عمل کردم. مسئله دوم این بود که می دانستم اگر بعد از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان اعتراضات ادامه پیدا کند. اعتراضات دیگر سیاسی می‌شد و وقتی اعترضات سیاسی می‌شد،‌ حتماً به مسائل امنیتی هم کشیده می‌شد.


بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاح‌طلب دارد
این فعال اصولگرا پیرامون "وضعیت اصلاح‌طلبان و عاقبتی که در انتظار آنها ست"، می گوید "من نمی‌توانم پیش‌بینی کنم؛ بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاح‌طلب دارند که چگونه می‌خواهند از این وضعیت که الان برایشان پیش آمده عبور کنند.
اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که به وجود آمده عبور کنند و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفاف تر سازند می‌توانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران شروع شده است . اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در مقابل تحریم ها، زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام روشن کنند.


رضایی حوادث ١۴ خرداد و هتک حرمت نوه رهبر فقید جمهوری اسلامی، و همچنین وقایعی چون توهین به مراجع را محکوم و قابل تاسف دانست.

 



 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته