-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۶, شنبه

Latest news from Jaras for 07/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جـــرس: سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، طی صدور بیانیه ای، حملات و انفجارهای تروریستی روز پنجشنبه ٢۴ تیرماه در زاهدان را محکوم کرد.


سازمان ادوار تحکیم، "رفع هرگونه تبعیض قومی و مذهبی" از مناطقی مانند سیستان و بلوچستان و "تلاش در جهت توسعه همه جانبه" را، تنها راه برچیدن بساط تروریست ها و بسط امنیت پایدار و رفاه در این مناطق ذکر کرد.


به گزارش روابط عمومی سازمان ادوارتحکیم، این سازمان با انتشار اطلاعیه ای این حادثه خونین و دردناک را به عموم ملت ایران و خصوصا خانواده های داغدیده تسلیت گفت.


متن این اطلاعیه که در سامانه خبری ادوار نیوز منتشر شده، به شرح زیر است:

فاجعه دردناک کشته و زخمی شدن ده ها تن از هموطنان و شهروندان زاهدان در پی حمله تروریستی و ددمنشانه ٢۴تیرماه که در جوار مسجد جامع زاهدان صورت گرفت دیگر بار چهره پلید و زشت خشونت، تعصب و ناامنی را به ملت ما نشان داد. بی شک چنین کشتار بی رحمانه ای از انسان های بی گناه، با هیچ آیین و مسلک راستینی در جهان همخوانی ندارد و عاملان تروریست این حمله به ویژه با انتخاب خانه خدا که محل امن و آسایش و پناهگاه تمامی انسانهاست به عنوان قتلگاه بی گناهان، به روشنی دوری هرچه تمام تر خود از اصول اولیه انسانیت و دیانت را به نمایش گذاشتند.


سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، کشته شدن تعدادی از هموطنان را به ملت شریف ایران و خصوصا بازماندگان و خانواده های داغدار تسلیت گفته و ضمن اعلام انزجار از مسببان و محکومیت این فاجعه به نهادها و دستگاه های امنیتی نیز یادآور می شود که صیانت از جان و مال کلیه شهروندان به ویژه در مناطق بحران خیز مصداق بارز ایجاد و گسترش امنیت و اولین و اساسی ترین وظیفه نهادهای امنیتی کشور است و طبعا ورود در عرصه های رقابت سیاسی و اشتغال به سرکوب مطالبات مردمی خصوصا در یک سال گذشته، این ارگان ها را از وظیفه ذاتی خود باز می دارد.


همچنین بدیهی است که رفع هرگونه تبعیض قومی و مذهبی از مناطقی مانند سیستان و بلوچستان و تلاش در جهت توسعه همه جانبه تنها راه برچیدن بساط تروریست ها و بسط امنیت پایدار و رفاه در این مناطق است.


گفتنی است روز پنجشنبه ٢۴ تیرماه، همزمان با مراسم روز پاسدار و زادروز امام سوم شیعیان، دو انفجار انتحاری مهیب در مسجد جامع شهر زاهدان در استان سیستان و بلوچستان، ده ها کشته و بیش از ۱۰۰ زخمی به جا گذاشت.


بازماندگان گروه تروریستی ریگی (جندالله)، مسئولیت این دو انفجار انتحاری را بر عهده گرفته اند.


 


اخبار زندانیان سبز

جرس: احمدرضا احمدپور که از شرایط جسمی نامناسبی در زندان برخوردار است، برای بار سوم دست به اعتصاب غذا زد.


بنا به گزارش های رسیده به جرس از درون زندان، خبرها حاکی از وضعیت بد جسمانی احمد پور، جانباز دوران جنگ است.


وی که چندی پیش با پایان یافتن مرخصی، مجبور به بازگشت به زندان لنگرود قم شد، به علت کمردرد شدید مجبور به استفاده از کمربند طبی است؛ اما در زمان ورود به زندان توسط نگهبانان ورودی زندان به طور ناشایستی مورد تفتیش قرار گرفته و تمامی وسایل شخصی و کمربند طبی را از وی می گیرند و بعد از گذشت چند روز وسایل او را هنوز تحویل ندادند.


احمدپور به این دلایل و به منظور احقاق حقوق خود، به رغم وضعیت بد جسمانی از روز یک شنبه 19 تیرماه برای بار سوم دست به اعتصاب غذا زده است.

 

طبق اطلاعات بدست آمده وی هم اکنون در بخش حفاظت زندان برای جلوگیری از اعتصاب غذای دیگر زندانیان قرار دارد و هیچ گونه اطلاعی از زمان ورود به بخش حفاظت در دسترس نیست.


احمدپور طبق تجویز پزشک زندان در ماه های گذشته، نیاز به متخصص اورتوپد دارد ولی مامورین زندان برای فشار بیشترمانع از معاینه پزشک متخصص شدند.

 

لغو قرار وثیقه مهدیه گلرو فعال دانشجویی دربند


قرار وثیقه مهدیه گلرو فعال دانشجویی و عضو شورای دفاع از حق تحصیلی لغو شد.

 

چندی پیش مسئولان برای مرخصی مهدیه قرار وثیقه ای 500 میلیونی تعیین کرده بودند که از همان ابتدا خانواده وی اعلام کردند توان تامین چنین وثیقه ی هنگفتی را ندارند و از مسولان درخواست کردند که این مقدار را کاهش دهند تا او نیز بتواند از حق مرخصی بهره مند شود.

 

به گزارش کلمه، مسولان قضایی نه تنها این قرار را که هیچ تناسبی با حکم دو سال و نیم حبس گلرو ندارد، کاهش نداده بلکه قرار وثیقه را از اساس لغو کردند.

 

خانواده مهدیه می گویند: در تمام این مدت امیدوار بودیم که این میزان وثیقه که برای ما بسیار سنگین است کاهش یابد اما نه تنها مسوولان این میزان را کاهش ندادند بلکه از اساس قرار وثیقه دخترمان را لغو کردند.

 

مهدیه گلرو از 12 آبان ماه سال گذشته بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می‌برد. این در حالی است که در این مدت او از بیماری معده و روده نیز در رنج بوده است. گلرو در داگاه به تحمل دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

 

وی هم اکنون به همراه پروین جواد زاده، محبوبه کرمی، عاطفه نبوی، شیوا نظر آهاری، بهاره هدایت، شبنم مددزاده، هنگامه شهیدی و بسیاری دیگر از بازداشت شدگان حوادث اخیر در بند نسوان زندان محبوس است.

 

در پی عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بند 350؛ شرایط نامساعد جسمی سینا گلچین و وحید اصغری


سلامت جسمانی سینا گلچین و وحید اصغری، دو تن از زندانیان محبوس در بند 350 زندان اوین، به دلیل عدم رسیدگی پزشکی، در معرض خطر جدی قرار گرفته است.


به گزارش هرانا، سینا گلچین و وحید اصغری، دو تن از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات که به عفونت شدید گوش مبتلا هستند به دلیل عدم وجود متخصص در بهداری زندان، تاکنون تحت هیچ گونه درمانی قرار نگرفته اند.

 

سینا گلچین، دانشجوی رشته ی عمران دانشگاه آزاد تهران- مرکز است که 17 دی ماه سال گذشته به اتهام شرکت در راهپیمایی 6 دی ماه (عاشورا) توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد. قاضی صلواتی این دانشجوی 20 ساله که فاقد سابقه بوده را به 8 سال حبس تعزیری محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به 4 سال و 6 ماه حبس تقلیل یافت.


وحید اصغری نیز از بازداشت شدگان پس از انتخابات است که مدتی را در سلول های انفرادی بند 240 محبوس بوده و هم اکنون نیز در بند 350 (معروف به بند کارگری) نگهداری می شود.


گفتنی است، محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، روز گذشته پس از بیهوشی کامل به علت بالا رفتن فشار خون، به بهداری منتقل شده بود.

 

پیش تر وضعیت جسمانی چندین تن از زندانیان محبوس در این بند منجمله مجید توکلی، حامد روحی نژاد، محسن جعفری، پیمان کریمی آزاد و حمزه کرمی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی، در معرض خطر جدی قرار گرفته بود.


تایید شش سال حبس تعزیری سلمان سیما

 

شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر حکم شش سال حبس تعزیری سلمان سیما، عضو سازمان دانش آموختگان ایران را تایید کرد.


به گزارش ادوارنیوز، رضا زارعی وکیل سلمان سیما گفت که درخواست تجدیدنظرخواهی نسبت به رای بدوی صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی در خصوص سلمان سیما که منجر به محکومیت وی به ۶ سال حبس تعزیری شده، از سوی شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب اسلامی رد شده است.


زارعی افزود: در لایحه تجدیدنظرخواهی خود، به‌طور مبسوط ایرادات شکلی و ماهوی دادنامه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب را مورد اشاره قرار داده بودیم که متاسفانه دادگاه تجدید نظر به این نقایص توجهی نکرده است.

 

گفتنی است فعالیت های دانشجویی سلمان سیما در دانشگاه آزاد طی سالهای ۸۱ تا ۸۶ اتهامات اصلی وی در این پرونده هستند.

 

سلمان سیما همچنین پس از انتخابات سال گذشته در دو نوبت مجموعا قریب ۱۳۰ روز را در زندان بوده و پرونده مفتوحی نیز در این ارتباط دارد.

 

تایید حکم سه سال حبس آرمان رضاخانی

 

سابقه سیاسی پدر آرمان رضا خانی موجب تائید حکم از سوی دادگاه تجدید نظر برای این نخبه در بند شده است.

 

به گزارش هرانا، آرمان رضاخانی نخبه 19 ساله در بند که در اواخر آذر ماه سال 88 در حالی که برای مصاحبه پیرامون موفقیت های علمی کسبی به یکی از روزنامه های کثیر انتشار دعوت شده بود بازداشت شد.


به رغم قول های جعفری دولت آبادی مبنی بر عدم تائید حکم حبس برای این زندانی از سوی شعبه 28 دادگاه تجدید نظر نامبرده به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.

 

دستگاه قضایی در مرحله تجدید نظرخواهی هیچ گونه توجهی به دفاعیه این زندانی نکرده است و هم چنین در کارشکنی آشکار، از دخالت و حضور وکیل در پرونده این زندانی ممانعت به عمل آورده است.

 

گفتنی است خانواده این زندانی صدور مجدد حکم برای این زندانی را به دلیل سابقه پدر آرمان رضاخانی می دانند و نسبت به حکم صادره برای فرزندشان معترض هستند.

 

محمد رضا رضاخانی پدر آرمان مترجم کتاب معروف "امپریالیسم ژاپن" است که در سال 71 با شلیک گلوله ای جلال الدین پارسی، کاندیدای دوره نخست ریاست جمهوری و از حامیان سرسخت جمهوری اسلامی، به قتل رسیده است.


بلاتکلیفی ابراهیم رشیدی، روزنامه نگار، پس از یک ماه بازداشت موقت

 

ابراهیم رشیدی روزنامه نگار، که از 24 خرداد ماه توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بازداشت شده بود پس از گذشت یک ماه در شرایط بلاتکلیفی در زندان مشگین شهر به سر می برد.

 

به گزارش ساوالان سسی، این روزنامه نگار آذربایجانی روز پنجشنبه 24 تير ناه طی تماسی تلفنی با خانواده از برگزاری جلسه بازپرسی خود در شعبه دوم دادگاه انقلاب مشگین شهر خبر داده است. به گفته رشیدی وی پس از پنج ساعت بازپرسی توسط قاضی کشاورز دوباره به زندان مشگین شهر بازگردانده شده است.

 

این وبلاگ نویس، نهم تیرماه و پس از اتمام مرحله تحقیقات، به زندان مشگین شهر منتقل شده است و از حق ملاقات با خانواده و وکیل محروم است. ماموران زندان به خانواده رشیدی گفته اند که وی به مدت دو ماه ممنوع الملاقات است. به گفته ماموران٬ رشیدی تنها در صورت دادن پاسخ دلخواه بازجویان اجازه ملاقات با خانواده را پیدا خواهد کرد.

 

ابراهیم رشیدی عضو هیات تحریریه ماهنامه "بایرام" و هفته نامه توقیف شده "نوید آذربایجان" و وبلاگ نویس، مدرس زبان ترکی آذربایجانی، عضو مؤسس سازمان غیر دولتی(NGO) "آذرتوپراق"‏،‏ عضو هیأت مؤسس و دبیر کانون فرهنگی"استاد شهریار" دانشگاه اورمیه، مدیر مسؤل نشریه دانشجویی "اولدوز"‏، سردبیر نشریه دانشجویی "بولوت" در دانشگاه اورمیه و شاعر است.

 

این ژورنالیست و فعال مدنی شناخته شده در سال های اخیر چندین بار دستگیر و به زندان محکوم شده است.

 

سازمان گزارشگران بدون مرز طی اطلاعیه ای در 23 ژوئن 2010 خبر از بازداشت این روزنامه نگار آذربایجانی داد. هم چنین سازمان عفو بین الملل نیز در سال های گذشته با صدور اطلاعیه هایی بازداشت و فشار بر رشیدی را محکوم کرده بود.

 

علیرضا حسین زاده و رضا عبدی از زندان تبریز آزاد شدند

 

علیرضا حسین زاده و رضا عبدی از فعالان مدنی آذربایجانی روز چهار‌شنبه 24 تير ماه پس از تحمل 66 روز بازداشت موقت به قید وثیقه 30 میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شدند.

 

به گزارش ساوالان سسی، مامورین امنیتی 21 اردیبهشت ماه سال جاری، با مراجعه به مغازه کامپیوتری حسین زاده در منطقه نصف راه تبریز٬ این فعالین را بازداشت و منازل آنها را مورد تفتیش قرار داده بودند.

 

اتهام این افراد اخلال در نظم عمومی از طریق تشویق تیم فوتبال تراکتورسازی و تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه و توزیع سی دی تجزیه طلبانه در مورد دریاچه ارومیه عنوان شده است.

 

این افراد در مرحله تحقیقات از حق ملاقات با خانواده و وکیل محروم بوده اند و تحت فشار قرار گرفته اند.

 


 


ضمن تقدیر از استعفای نمایندگان زاهدان در مجلس اعلام شد
جرس: جبهه مشارکت ایران اسلامی با صدور اطلاعیه ای حادثه تروریستی زاهدان را محکوم نموده و ضمن تقدیر از استعفای نمایندگان زاهدان در مجلس، دلایل وقوع چنین حوادثی در کشور را عدم توانایی دولت کودتا در اداره کشور دانست.

 

 

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت جمعی از هموطنان عزیز ما در حادثه تروریستی زاهدان قلب همه ایرانیان را به درد اورد.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز انزجار از این جنایت هولناک با ابراز همدردی و عرض تسلیت به بازماندگان داغدار و مردم نجیب ، زحمتکش، مظلوم و سربلند سیستان و بلوچستان خواستار آن است تا با دقت و به دور از احساسات هرچه زودتر دست اندکاران و برنامه ریزان این جنایت شناسایی و به دست عدالت سپرده شوند.

سیستان و بلوچستان که مظهر همزیستی ایرانیان با مذاهب گوناگون و گویشها و زبانهای متفاوت و آداب و رسوم مختلف بوده است چندی است در آتش جهل و خشونت و کینه و انتقام میسوزد و شاهد حوادث تلخی است که چاره آن لزوماً مشت آهنین نیست بلکه پیش از آن با سرپنجه تدبیر و رأفت و حسن نیت با ساکنان آن خطه قابل پیشگیری است.

به نظر ما این بحرانها ریشه در سیاست هایی دارد که ایرانیان را بطور نامساوی درجه بندی می کند و برای آنها حقوق متفاوت قایل است که این سبب رشد تبعیض و احساس نابرابری شده وامکان سوء استفاده از نارضایتی مردم را توسط عوامل تروریستی وابسته فراهم می آورد.

امروز به روشنی روز آشکار شده است که سیاست ارعاب، خشونت و سرکوب که تنها دستاورد دولت کودتا است و متاسفانه بر همه ابعاد زندگی ایرانیان سایه انداخته و به طور مساوی و بدون هیچ تبعیضی در حق همه ایرانیان اعمال میشود ، سیاستی شکست خورده است که روز بروز هزینه زندگی شهروندان عادی را بیشتر می کند و البته بر خلاف تصورشان به بانیان و عاملان این سیاستها نیز سودی نمی رساند.

در این میان هرچند استعفای درد مندانه و مسوولیت پذیرانه نمایندگان زاهدان در مجلس شورای اسلامی، که خود انتقادی است بر اعمال این سیاست ناکارآمد، قابل تقدیر است اما چاره اصلی درد کنار گذاشته شدن کودتا گرانی است که ناکار آمدی آنها در تامین اولیه ترین نیازهای مردم یعنی امنیت، نان و آزادی به اثبات رسیده است.

جبهه مشارکت ایران اسلامی

25/4/89

 


 


آذر اهورائی

 

رهبر نامردمی و دولت کودتائی و نامشروع حاکم بر ایران بدلیل نداشتن محبوبیت و پایگاه در میان مردم و بدنبال ایجاد شکاف عمیق میان ملت و دولت و بین مردم و نظام از یکسو و نیز بدلیل تهدیدات و تحریمهای خارجی و احساس مفرط نا امنی و بی ثباتی از سوی دیگر؛ چاره ائی به جز دست یابی به سلاح اتمی به هر شکل و به هر قیمت را ندارند و این مسئله ائی نیست که دنیا در برابر آن ساکت و بی تفاوت بماند و دولتهای مقتدر جهان به رهبری آمریکا به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی اجازه دست یابی رژیم بنیاد گرای ایران به سلاح اتمی و تهدید امنیت اسرائیل و منابع نفت خاورمیانه و اجازه بروز و ظهور رژیمهای مستبد و خطرناک و جنگ افروز و باجگیر دیگری مثل رژیم صدام حسین یا رژیم دیکتاتوری کره شمالی را نمی دهند.

 

رژیم ایران علیرغم ادعاهای واهی اش پیرامون عدم اعتقاد به سلاح اتمی بر طبق تفکرات دینی اش  و دقیقا به خاطر اعتقاد به نظریه النصر بالرعب و عمل به آیه و اعدوا لهم مااستعطتم من قوه؛ مشغول وقت کشی برای دست یابی به دو بمب اتمی است. یکی برای انجام انفجاری آزمایشی در زیر زمین و اعلام خبر اتمی شدن خود به دنیا و دیگری برای ترساندن دولتهای دنیا از خود و شروع باجگیری از همه دنیا و گروگان گیری مردم خود. از سوی دیگر آمریکا و هم پیمانانش نیز بطور مقابل مشغول وقت کشی و لحظه شماری برای فرا رسیدن زمان مناسب و آغاز شمارش معکوس برای حمله  نظامی و تهاجمی تمام عیار بر علیه تمامی تاسیسات نظامی و مراکز فرماندهی و تاسیسات زیر بنائی ایران اند.

 

از اینرو برخورد و رویاروئی نظامی امری حتمی است ؛ اما زمان آن قطعی نیست ولی قطعا تا قبل از پایان سال جاری مسیحی و به احتمال زیاد تا پایان تابستان جاری خواهد بود. زمانی که دولت ایران طرح حذف یارانه ها را به ناچار و برای خروج از بحران مالی و کسر بودجه شدید اجرا خواهد کرد و متعاقب آن تورم به شکلی سرسام آور و کنترل ناپذیر منفجر شده و اقتصاد ایران را با یک بحران بزرگ و جدی روبرو خواهد کرد و آنگاه نارضایتی عمومی از سیاستهای اقتصادی دولت به حد اعلای خود خواهد رسید و همزمان اعمال تحریمهای خارجی نیز بصورت عاملی مضاعف بر اقتصاد فروپاشیده ایران اثر کرده و زمینه برای یک قیام مردمی و سراسری و پذیرش مداخله خارجی در اذهان عمومی مهیا و اماده خواهد شد.

 

این همان زمان مناسبی است که درآن نیروهای خارجی وارد عمل  شده و ضربه نهائی را از طریق مداخله نظامی بر ایران وارد خواهند کرد. این حمله اگر چه به نابودی و فروپاشی رژیم ایران همانند رژیم صدام حسین منجر خواهد شد ؛ اما باحتمال زیاد بدنبال خود هرج و مرج و آشوب و نا امنی و جنگ داخلی و قحطی و گرسنگی و احتمالا تجزیه قلمرو سرزمینی کشور ایران را نیز به همراه خواهد داشت.

 

برای اجتناب از عواقب زیانبار و مخرب و غیر قابل جبران چنین وضعیتی باید رهبران و نخبگان سیاسی جنبش سبز در داخل و خارج از کشور از همین الان خود را برای اداره کشور پس از فروپاشی دولت کنونی آماده کنند. اولا حتی الامکان نباید اجازه داد چنین وضعیتی به وقوع به پیوندد و ثانیا در صورت وقوع باید خود را برای روبرو شدن با چنین وضعیتی آماده کرد.

 

برای جلوگیری از وقوع چنین حادثه دلخراشی لازم است که رهبران جنبش نمایندگانی در خارج از کشور تعیین کنند تا آنها دییلماسی جنبش سبز را برای جلوگیری از جنگ و به حدااقل رساندن آثار تحریمها بر مردم فعال کنند  و از سوی دیگر کادرها و برنامه و منابع مالی لازم برای اداره کشور پس از فروپاشی دولت کنونی را تهیه و تدارک ببینند.

 

رهبران جنبش باید صراحتا مواضع خود دربرابر مسائل مهم جهانی را بصورت شفاف تبیین و اعلام کنند تا دنیا مطمئن شود که در صورت سقوط دولت کنونی ایران و روی کار آمدن دولت برآمده از جنبش سبز و در دست گرفتن قدرت توسط آن سیاستهای تنش آفرین و جنگ طلبانه و مستبدانه و روشهای غلط گذشته و حال دولت ایران ادامه نخواهد یافت و صفحه ائی جدید در روابط ایران با جهان ازاد و باب تعامل و دوستی با تمامی کشورهای جهان گشوده خواهد شد. به این طریق می توان آثار تحریمها و خطرات تهدید و مداخله خارجی را به حداقل ممکن رساند.

 

رهبران جنبش باید به صراحت موضع خود در برابر دو موضوع مهم شامل امنیت و موجودیت اسرائیل و نیز هدف از دست یابی ایران به تکنولوژی اتمی را برای کشورهای ذینفع روشن کنند. دنیا باید بداند که موضع جنبش سبز در برابر این دو موضوع چه فرقی با موضع دولت کنونی ایران دارد. ایا این یک فرق ظاهری و شکلی است یا یک فرق ماهوی و اساسی؟

 

مردم و کشور ما تا کنون هزینه زیادی را بخاطر دادن شعار غیر ممکن  و غیر انسانی نابودی مردم و کشور اسرائیل و از سوی دیگر بخاطر تلاش مخفیانه و مشکوک و غیر قابل توجیه جهت دست یابی به تکنولوژی هسته ائی پرداخت کرده اند و تداوم چنین وضعیتی دیگر نه برای مردم ایران و نه برای کشورهای قدرتمند دنیا  و نه برای کشورهای همسایه قابل تحمل نیست و این وضعیت با سقوط دولت کنونی باید پایان یابد.

 

رهبران جنبش باید بروشنی اعلام کنند که خواستار حل مسالمت آمیز مشکل فلسطین و عدم نابودی اسرائیل و خواهان دست یابی به تکنولوژی هسته ائی برای مقاصد صلح آمیز و تحت نظارت بین المللی و با رعایت استانداردهای جهانی هستند و تا زمانی که اعتماد دنیا را در این زمینه به خود جلب نکرده باشند تلاش و اصراری بر انجام این پروژه نخواهند داشت.

 

رهبران جنبش باید به روشنی اعلام کنند که رژیم کودتائی و ضد مردمی و نامشروع حاکم بر ایران حق دست یابی به تکنولوژی خطرناک هسته ائی را ندارد و باید از آن محروم شود. در این صورت اعتماد بین المللی به رهبران جنبش و به حسن نیت آنها جلب خواهد شد و توطئه های خطرناک دشمنان برای نابودی و تجزیه ایران خنثی خواهد شد و در غیر اینصورت سیل بنیان کنی که رژیم کنونی ایران را با خود ببرد ؛ رهبران جنبش سبز را نیز با خود به کام نیستی خواهد برد و اثری از ایران کنونی بر روی نقشه جغرافیا بر جای نخواهد گذارد.

 

دولت کنونی ایران بدلیل عدم رضایت عمومی و عدم پذیرش جهانی دیر یا زود رفتنی است اما همراه با آن نظام جمهوری اسلامی نیز ناخواسته از میان خواهد رفت و مردم  ایران لامحاله و بی هیچ شکی دوباره زیر بار یک رژیم اسلامی دیگر با قانون اساسی فعلی و تداوم نظام ولایت فقیه نخواهند رفت و لذا سقوط دولت احمدی نژاد مساوی با فروپاشی نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.

 

رهبران جنبش سبز باید خود را برای روبرو شدن با چنین شرایط سختی آماده کنند. خزانه کشور تهی و اقتصاد کشور فرو پاشیده است. چند سال است که هیچ سرمایه گذاری جدی ائی در بخشهای زیر بنائی صورت نگرفته و تورم و بیکاری بیداد می کند. رهبران جنبش چه برنامه ائی برای اداره کشور در چنین شرایط بحرانی ائی دارند؟ آنها اگر نتوانند کشور را در چنین شرایطی اداره کنند مردم بزودی از انها خواهند گسست و ممکن است وضعیتی شبیه عراق و افغانستان و شاید بسیار بدتر از آن بوجود بیاید.

 

یکی از روشهای کسب آمادگی برای اداره کشور پس از سقوط دولت کنونی ؛ تشکیل یک دولت در تبعید و در سایه است. برای اداره هر وزارتخانه و هر بخش تخصصی باید از هم اکنون یک اتاق فکر و ستاد راهبردی تشکیل شود تا راهبردهای لازم در هر بخش را آماده و به محض سقوط دولت کنونی و در دست گرفتن قدرت به مرحله اجرا درآورد. باید برای اداره اقتصاد کشور برنامه ریزی و برای تامین امنیت جامعه مردم سازماندهی شوند .

 

عدم آمادگی برای برخورد با شرایط پیش بینی نشده سبب می شود تا کنترل اوضاع از دست خارج و جنبش مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه به سمت خشونت و خونریزی کشیده شود و این آسیبی جدی به مردم و به آینده و اقتصاد کشور وارد می کند . همانطور که رهبر جمهوری اسلامی خطاب به سپاهیان گفته تا برای مقابله با هر وضعیتی آماده شوند و همانطور که رهبر جنبش سبز روز پیروزی مردم را نزدیک دانسته ؛ جنبش سبز باید خود را برای در دست گرفتن قدرت و اداره کشور درآینده ائی نزدیک و در شرایط بحرانی پس از سقوط دولت کنونی آماده و مهیا کند.

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 


سعید بیانی

 

آنچه که بعد از گذشت یک سال از کودتای 22 خرداد واضح و روشن است، دستیابی جنبش سبز به راهکارهای نو و شیوهای ابتکاری از نافرمانیهای مدنی است که شاید مهمترین آنها اطلاع رسانی یا مبارزه فعال است که باعث عریان شدن تروریسم و سرکوب دولتی، حاکمیت شده و بی اعتباری و از بین رفتن مشروعیت دولت کودتا را چه در عرصه داخلی و خارجی بدنبال داشته است.

 

بعد از آن شنبه خونین 30 خرداد و قتل و عام ناجوانمردانه جوانان این مرزو بوم بدست عوامل حکومتی شاید اطلاع رسانی یا هرشهروند یک رسانه از اهمیت بخصوصی برخوردار شد که بعنوان نمونه  می توان به فیلم گرفته شده توسط به تلفن دستی در لحظه جان دادن ندا آقا سلطان اشاره کرد که نقاب از روی کودتاچیان برکشید و میلیونها انسان در سراسر دنیا این وحشیگری و درنده خویی آشکار دولت کودتایی را به عینه به نظاره نشستند.و اما این اطلاع رسانی به چه معنی است؟ و چگونه باید انجام شود که علاوه بر پیش برد مبارزات حق طلبانه مردم امنیت جانی و اجتماعی افراد را هم در پی داشته باشد. اطلاع رسانی در مورد یک جنبش، به معنی رساندن پیام، اخبار به مردم و آگاهی اقشار مختلف یک جامعه از وضع موجود (سیاسی-اقتصادی-اجتماعی- حقوق بشر و غیره ) است. که بعنوان یک نمونه میتوان اقشار مختلف جامعه معلم، دانشجویان، کارگران وزنان و مردان، از یک حرکت اعتراضی یا اعتصاب یا تظاهرات آگاه کرد .

شاید بتوان گفت که اطلاع رسانی یا همان عبارت هر شهروند یک رسانه ،نوعی مبارزه فعال است که در جهت شکستن فضای اختناق و سانسور حکومتی انجام می شود و باعث متشکل شدن و انسجام مبارزات و نافرمانی مدنی شهروندان برای یک تغییر دمکراتیک  بدور از خشونت می شود.

 

شیوهای بسیاری دراطلاع رسانی وجود دارد که تنها به تعدادی از آنها به اختصار اشاره میکنم.

 

1. شاید یکی از ساده ترین شیوه های اطلاع رسانی (مبارزه فعال) همان رساندن اخبار و تحولات مربوط به جنبش در زمینه های مختلف بصورت گفتار سینه به سینه است ،که می توان در اتوبوس و تاکسی یادر جمع خانوادگی-دوستان-آشنایان و همکلاسی ها از آن استفاده کرد و خبر مربوط به یک آکسیون و یک حرکت اعتراضی را بدیگران داد. بعنوان مثال :زمانی که در یک تاکسی صحبت و بحثی در مورد گرانی یا آلودگی و گرمای هوا یا مسائل مختلف سیاسی می شود می توان از این بحث چند دقیقه ای تا رسیدن به مقصد استفاه کرد و اخبار و اطلاعات در زمینه های مختلف را در اختیار دیگران گذاشت. این شیوه می تواند مزیتهای داشته باشد که از مهمترین آنها نزدیکتر شدن نظرات و افکار افراد حول یک نقطه مشترک و آشنا شدن افراد با یکدیگر و تشکیل شبکه اجتماعی بین افراد فامیل و دوستان و غیره می باشد.

 

2. استفاده از تلفن و پیام کوتاه و ایمیل برای رساندن خبر یک حرکت اعتراضی و اخبار مهم به افراد نزدیک و دوستان و غیره .

 

3. ایجاد وبلاگ ،شیوه دیگر در زمینه اطلاع رسانی است که علاوه بر ایران در دیگر نقاط جهان نیز با استفاده از فضای مجازی و پتانسیل آن از وبلاگ برای پیش برد مبارزات بدور از خشونت استفاده می شود بعنوان نمونه در مصر وائل عباس به عنوان یک بلاگر از اینترنت برای آگاهی رسانی در مورد نقض حقوق بشر و قساوت پلیس در مصر استفاده می کند. او به خاطر عرضه فیلم‌های مستندِ مربوط به شکنجه در ایستگاه‌های پلیس شهرت یافته است. عرضه یکی از این ویدیو‌ها به محاکمه بی سابقه‌و محکومیت‌ها و احکام زندان‌برای متهمان منجر شد.ما می توانیم وبلاگ خود را در مورد موضوع (سیاسی –اجتماعی – حقوق بشر – اقتصاد) مورد علاقه خود ایجاد کنیم و به اطلاع رسانی در فضای مجازی بپردازیم.

 

4. دیوار نویسی و نوشتن پیام برروی اسکناس ها می تواند شیوه ای دیگری در جهت اطلاع رسانی باشد. که البته پسندیده است که این پیامها مضمونی بدور از خشونت داشته باشد در حتی امکان از بکار بردن پیام های شعار گونه و مرگ بر این و آن اجتناب کنیم و میتوانیم بجای آن خبر یک حرکت اعتراضی یا نام شهدای جنبش و سخن رهبران جنبش و یا حتی آدرس سایتهای اینترنتی مربوط به جنبش را نوشت.

 

5. ثبت و ضبط تصاویر و فیلم ها مربوط به بدرفتاری و خشونت پلیس و نیروهای لباس شخصی با مردم و ارسال آنها به رسانه های تاثیر گزار دنیا و انتشار آن در وبلاگ و فضای مجازی، با این روش کودتا چیان بیش از پیش تحت فشار جوامع جهانی و حقوق بشری قرار میگیرند و ابزار سرکوب از دست آنها خارج شده و باعث ریزش نیروهای آنها میشود.

 

6. پخش اعلامیه و تراکت-هر شهروند  می تواند فراخوان و دعوت به یک حرکت اعتراضی یا خلاصه سخنان رهبران جنبش و اخبار مرتبط با آن را در اینترنت و سایتهای حامی جنبش را بنا به توان خود با چاپگرهای که در خانه است .هر تعداد که می توان چاپ کرد و در اختیار دیگر افراد بخصوص کسانی که دسترسی به اخبار ندارند قرار دهند.

 

در یکسال گذشته که دولت کودتا مدام به دنبال قطع پل های ارتباطی و اطلاع رسانی بین بین فعالان و رهبران جنبش بوده و با استفاده از شیوه های متفاوت مانند فیلتر سایت ها و ایجاد اختلال و فرستادن پارازیت بر روی شبکه های خبری در تلاش است تا بنحوی جنبش را کنترول کند و حالت فرسایشی برای آن بوجود بیاورد این وظیفه تک تک افراد مشتاق به آزادی و تغییر وضع موجود است که با اطلاع رسانی  فضای سرکوب دولتی بشکنند.

 

این روشهای اطلاع رسانی، شیوه های  رایج در بین کنشگران جنبش سبز در یک سال گذشته بوده که تنها برای اطلاع رسانی مورد اشاره قرار گرفت که می توان شیوه های دیگر را بنا به خلاقیت فعالان جنبش به آن اضافه نمود. 

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 


یحیی ابراهیمی

 

استاد محمد تقی مصباح یزدی در جمع تعدادی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته بود که "بسیاری از کسانی که در فتنه‌ها نقش کلیدی داشتند، از تربیت‌شدگان همین اساتید فاسد دانشکده های حقوق و علوم سیاسی بودند. در بحث اسلامی شدن دانشگاه‌ها نیز کسانی روی کارآمدند که خودشان منشأ اشکال بودند و دانشکده‌های حقوق و علوم سیاسی در اختیار کسانی قرار گرفت که بعدها فسادشان معلوم شد".  این حامی دولت نهم و دهم خاطرنشان کرد: گاهی سخنی که به ظاهر یک تشکیک فلسفی است، در حقیقت ریشه همه باورها و ارزش‌ها را قطع می‌کند و منشأ کفر میلیون‌ها انسان می‌شود."

 

موضعگیری‌ها و رویکردهای آقای مصباح یزدی که این چنین فارغ التحصیلان رشته ی علوم سیاسی را مورد مرحمت قرار داده است، شباهت فوق العاده ای با کشیش کاتولیک معروف اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 دارد. (1) ژوزف دومستر کشیشی با هوش و با استعداد است که سعی دارد از آخرین سنگرهای حکومت خودکامه‌ی سلاطین اروپایی و همچنین حاکمیت ارتجاعی کلیسای کاتولیک دفاع کند.

 

آیزایا برلین در کتاب "سرشت تلخ بشریت" در توصیف دومستر می‌گوید: "او مرتجعی است کاتولیک، عالم و از طبقه‌ی اشراف فرانسوی. از آموزه‌ها و اعمال انقلاب فرانسه خشمگین است و به اندازه‌ای یکسان با خردگرایی و تجربه‌گرایی، آزادی‌خواهی و دموکراسی‌خواهی و برابری‌طلبی مخالفت می‌کند. با جدایی دین و دولت و هرگونه مذهب "غیر فرقه‌ای و نهادینه نشده" سر عناد دارد. شخصیتی قدرتمند و واپسگراست که هوادار پر شور حکومت مطلقه، مدافع شدید حکومت دینی، طرفدار سرسخت تثلیث هولناک "پاپ، شاه و دژخیم" است و همیشه و همه‌جا مدافع دشوارترین، تنگ‌نظرانه‌ترین و انعطاف‌ناپذیرترین نوع جزم‌گرایی است. مسیحیت مورد نظر وی مبتنی بر رعب و وحشت و اطاعت بی چون و چرا از دین دولتی است. او به دنبال بازسازی مجدد ولایت مطلقه‌ی کلیسا و پاپ در قاره‌ی اروپا بود."

 

دومستر برخی از ارتجاعی‌ترین و تندترین نوشته های خود را به روسیه‌ی تزاری اختصاص داده است و بیش از 15 سال از عمر خود را در این راه صرف کرده است. تزار روسیه الکساندر اول مدتی او را در سمت مشاور و محرم خویش قرار داد و دومستر مشاهدات و پندهایی به وی عرضه کرد که می‌خواست ورای مرزهای خود روسیه در مورد تمام اروپای آن عصر به کار گرفته شود. دومستر از این دوره گفته‌های مشهوری دارد که بسیار هم مورد استقبال حکومت خودکامه‌ی تزار قرار می‌گرفت. گفته هایی مانند: "بشر اگر به طور کلی به حال خودش رها شود، بسیار ضعیف تر است از آنکه بخواهد آزاد باشد." یا این جمله که "همه جا عده‌ای معدود باید بر عوام مردم حکومت کنند. بدون طبقه‌ای از حکام مقتدر، اقتدار عمومی مردم کافی نیست."

 

دومستر به صورت مداوم به مسوولین دولت تزاری روسیه هشدار می‌دهد که 2 مطلب است که حکومت خودکامه‌ی مبتنی بر تفسیر بسته‌ی آنها از مسیحیت را تهدیدی جدی می‌کند:

 

1.     تشویق آزادی خواهی و تحقیق شکاکانه (که توسط برخی شاهزاده‌های تحصیل کرده‌ی روس صورت می‌گرفت) و توسعه ی علوم جدید و به خصوص علوم انسانی.

 

2.     تفاسیر و برداشت‌های متجددانه و روشن بینانه از مذهب مسیحیت.

 

دومستر به شدت به تزار و اطرافیانش توصیه میکرد تا جلوی علوم مدرن را بگیرند. او حتی "علوم طبیعی" را هم بی‌نصیب نمی‌گذاشت و می‌گفت چنین علومی به جوانان روس "پرس و جو" کردن را یاد می‌دهد و اندک اندک اخلاق آنها را فاسد می‌کنند و آنها را در مقابل حکومت یاغی می‌کند.

 

اتفاقا در بساری موارد نصایح مرتجعانه‌ی دومستر کارگر افتاد و در سال 1811 حکومت تزاری دروس فلسفه، علم سیاست، زیبایی شناسی، مطالعات بازرگانی و اقتصاد را از دروس خود حذف کرد. وزیر آموزش وقت، کنت اوواروف نیز فرمول‌های سه گانه ی معروف خود در این راستا را اعلام کرد: "احترام به قرائت یگانه‌ی حکومتی از مسیحیت ارتودوکس، تبعیت از حکومت مطلقه و همچنین مفهوم ملیت روس، و این اصول را در دانشگاه‌ها و تمام نظام آموزشی اعمال می‌کرد."

 

در واقع دومستر تقریبا نخستین نویسنده‌ی غربی بود که آشکارا از سیاست به تاخیر انداختن و محدودسازی عمدی رواج علوم انسانی و حتی سایر علوم هواداری می‌کرد.

 

بعدها دانشگاهای روسیه مرکز اصلی در مخالفت با استبداد تزار شدند و سیاست‌های سرکوب نه تنها مفاهیم علوم انسانی مدرن را محدود نکرد، بلکه آن مفاهیم را که دچار فشار دستگاه‌های "مهندسی فرهنگی" تزار شده بودند، روز به روز بهینه‌تر و مقاوم‌تر نمود.

 

امثال مصباح یزدی از یک نظر درست فهمیده‌اند: آنها مانند اسلاف قرون وسطایی اروپایی خود فهمیده‌اند که علوم انسانی و به خصوص علوم سیاسی و حقوق، حاکمیت مطلقه را به چالش می‌گیرند و "پاسخگویی" حکومت‌گران را مطالبه می‌کنند. بر عکس منبرهای جناب مصباح که مبتنی بر تبعیت بی چون و چرا است، علوم انسانی از پرسشگری که وجه ممیز انسان از حیوانات است شروع می‌کند و این همان چیزی است که نهاد های "متراکم" قدرت و جناب استاد از آن می‌ترسند.

 

آقای مصباح و مریدانش به حقیقت به دنبال اسلامی کردن دانشگاه‌ها نیستند و مشکلاشان نیز اسلامی نبودن دروس علوم انسانی نیست. (که اگر چنین بود ایان و شاگردانشان هر روز و هر ساعت سر از بی‌دین‌ترین دانشگاه‌های دنیا در نمی‌آوردند.) آنها خود به خوبی می‌دانند که "اسلامی" کردن دانشگاه ها اولین پرسشی را که به ذهن می‌آورد آن است که کدام قرائت و رویکرد به اسلام؟ آنها خود می‌دانند که اختلاف آراء علما در موضوعی واحد گاهی بین حرام و حلال در نوسان و اختلاف است. همچنین وقتی امثال آقای مصباح و شاگردان کانادا درس خوانده‌اش دم از "پاکسازی افکار غربی" در دانشگاه می‌زنند، می‌دانند که غرب بسته‌ای یکسان با عقایدی مشخص نیست.

 

اتفاقا نظرات استاد مصباح شباهت در حوزه‌ی اندیشه ی شباهت خارق العاده‌ای به متفکری غربی چون ژوزف دومستر دارد تا به نظرات بزرگانی همانند علامه طباطبایی و یا آیت الله سیستانی و ... و نظرات ایشان بخش بسیار مهمی از اندیشه‌ی غربی را شامل می‌شود.

 

پس ادعای مخالفت آقای مصباح و شاگردانش با علوم سیاسی یا رشته ی حقوق و دیگر رشته های علوم انسانی نه بخاطر اسلامی نبودن این رشته‌ها و یا غرب‌زده بودن آنهاست، بلکه به خاطر روحیه پرسش‌گری موجود در این علوم است. به خاطر آزادگی بسیاری از اساتید آن است که ذیل آموزه‌های خود، خودکامگی و یک دستی سامان سیاسی ایران را به چالش می‌گیرند.

 

"استاد" در هفته‌ای که گذشت به سربازان و فرماندهان جبهه آزادی و مبارزه با خودکامگی، درجه‌هایشان را اعطا کردند. آقای مصباح نشان دادند که دانشکده های حقوق و علوم سیاسی کار خود را دست انجام داده اند: آنها قدرت بدون مسوولیت و پاسخگویی را به پرسش گرفته اند.

 

..........................................................................................................................................................

 

1-     آیزایا برلین در کتاب "سرشت تلخ بشریت", و فصل مربوط به "ژوزف دومستر و جایگاه فاشیسم" اندیشه ی سیاسی ژوزف دومستر (1753-1821) و جایگاه او در سنت فکری اروپا را بررسی می‌کند. 

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 


رضا رئیسی

 

هر کنشگر سیاسی بنابر میزان مقبولیت و دایره تاثیر گذاریش مورد نقد و تحلیل قرار می گیرد و له یا علیه او افرادی به سخنوری می پردازند،بدیهی است که این فعال سیاسی موافقان یا مخالفانی داشته باشد که از منظر خود سخنان او را به نقد بنشینند و خواسته های شخصی یا گروهی خود را از سخنان او مصادره به مطلوب نمایند و آنچه در ذهنیت خود دارند بر قامت سخنان او بپوشانند ،اینگونه نت برداری منفعت طلبانه و مطلوب خوانی مغرضانه در کشور ما از سخنان سیاسیون مسبوق به سابقه بوده و نمود بیشتری دارد که می توان آن را زائیده فضای بسته و بدور از ضوابط و قواعد آزادی بیان و اندیشه دانست.

در فضای بسته و انقباضی امروز جامعه ما کوچکترین سخن و اظهار نظر یک فعال شناخته شده سیاسی تبعاتی چند را به همراه خواهد داشت، از یکسو مخالفین تمامیت خواه و مغرض با سوء استفاده از موقعیت صعبی که خود زمینه ساز آنند اجازه بروز و ظهور رسانه ای و دفاع متقن و منطقی را نمی دهند و در تریبونهای بی شمار خود سخنان معترضین را وارونه و به سیاق مطلوب خود تعبیر و تفسیر می کنند ،از سوی دیگر دوست نماهای نا منصف که امیال خود را مد نظر دارند و همراهی ظاهری آنان فقط و فقط برای موج سواری بر افکار عمومی و قبولاندن ایده آل های خود در لفافه همراهی با فضای بوجود آمده و سوء استفاده از مقبولیت فرد مورد نظر است به نقش آفرینی در فضای بدور از شفافیت که اقتدارگرایان مسبب اصلی آن هستند می پردازند.

در این فضای غبار آلود و مشوش تشخیص سره از ناسره چه سخت و مشکل می نمایاند. در چنین فضائی خط سیر درست هوشیاری زائد الوصفی را میطلبد که بدور از موهومات و القائات ایراد شده از سوی این دو طیف گفته شده که علی الظاهر مخالفند اما در منتها به یک هدف و مقصود میرسند راه را از بیراه تشخیص داد و مطلوب نظر و آنچه را که مصداق درست و اصیل سخنان است به درستی دریافت میر حسین موسوی به علت تاثیر گذاری شگرفش در سیر تحولات قبل و بعد از انتخابات و بواسطه جنبشی که چه بخواهیم و چه نخواهیم حول محور او و ایستادگیش در جامعه شکل گرفت کانون توجهات بوده و سخنان او بر همان منوالی که گفته شده تعبیر و تفاسیری متفاوتی را از ظن گروه های مختلف به همراه داشته است؛ که برایند این تفاسیر را می توان در چهار دیدگاه نسبت به او خلاصه کرد:

 

 1-طیف تندرو تمامیت خواه که بدون حداقلی از عقلانیت و انصاف و برای توجیه اقدامات ناموجه و غیر قابل دفاع خود دست به فرافکنی محض میزند و موسوی نخست وزیر امام و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را عامل موساد و آمریکا می خواند!! و حتی او را فراماسون می نامد!این تفکر را رسانه مطلق العنان کیهان و حامیان تندرو دولت نمایندگی می کنند اینان با تکیه بر موهوماتی که فقط خود باور دارند بدنبال کشف رمز و رموز انقلاب مخملی و محافل پشت پرده هستند و فرازی از سخنان موسوی را برداشته و با درهم آمیزی ملغمه ای از دروغ قلب واقعیت می کنند از نظر اینان هدف وسیله را توجیه می کند و هر عملی ولو مغایر با حداقل هائی از انسانیت و اسلامیت در راه نیل به هدف شان امری مذموم نیست و قابل اتکا است!

 

 2- طیف تندرو مخالف نظام که از اساس و در طول این سی سال مخالف صد در صدی جمهوری اسلامی بوده اند و همواره با هر گفتمانی ولو اصلاحی در نظام دچار خط کشی و مغایرت بوده اند و آنان را مورد هجمه و حمله قرار داده اند، اینان که فضای بعد از انتخابات و موج گسترده بروز و ظهور خیابانی مردم در پیگیری مطالبات به حق شان را دیدند فرصت را برای ابراز مطالباتشان غنیمت شمرده و خود را سبز نامیدند،اینان جنبش سبز را بستری برای ابراز مخالفت و براندازی و ضربه به نظام می بینند،آنان دوست دارند که موسوی را در قامت اپوزیسیون ببینند و بر همین منوال از سخنان او تعابیر مندرآوردی و نا فهمی ارائه میدهند که با عملکرد و سوابق موسوی قابل جمع آوری نیست.

 

 3-گروه های معتدل تر از طیف اصولگرایان که معتقدند موسوی چون کاندیدای مورد تایید نظام بود و انتخابات از ساز و کار قانونی موجود در نظام مورد تایید قرار گرفته است پس علیرغم اعتراضات که شاید هم بحق باشد باید موسوی و کروبی به آن گردن بنهند و در برابر نتیجه اعلام شده تمکین نمایند خصوصا که از نظر آنان حفظ نظام از اوجب واجبات است و بخاطر خطر دشمنان داخلی و خارجی باید چشم بر واقعیات بست و سکوت اختیار کرد از این طیف می توان به علی مطهری، توکلی و علی لاریجانی و تنی چند دیگر نام برد.

 

 4- اصلاح طلبان و اکثریت کنشگران جنبش سبز در این طیف قرار می گیرند آنان معتقدند که نظام جمهوری اسلامی که از اصول آن رعایت حقوق شهروندی، آزادی بیان و اندیشه،انتخابات آزاد و در یک کلام جمهوریت متکی به اصول تصریح شده در قانون اساسی است توسط گروهی تمامیت خواه و سوء استفاده گر به ورطه فراموشی سپرده شده است و آنچیزی که اکنون به منصه ظهور رسیده منطبق بر جمهوریت و حتی اسلامیت نیست،آنان معتقدند که براندازی نه به نفع مردم و نه تامین کننده منافع آنان است و برغم اعتراضات فراوانی که به عملکردها دارند میخواهند و مطلوب نظرشان در این است که بشود در چارچوب های اصلاحی و با کمترین هزینه هر چند که زمانبر و سخت می نمایاند حاکمیت را مجبور به پذیرش خواسته های بحق خود نمایند،اینان با رجوع به گذشته و اکنون موسوی او را و سخنانش را در همین قالب ارزیابی می کنند.

 

 البته در تعریفی که از تمامی گروه های فوق الذکر رفت می توان تعابیری چند را هم اضافه نمود که بصورت اختصار آمد و بدیهی است که هر کسی می تواند در چارچوبهای آزادی بیان و اندیشه نظرات خود را ارائه بدهد و به محک مقبولیت در مقابل افکار عمومی بگذارد،اما اگر ما ما مدعای سبز بودن را داریم  و موسوی را به عنوان شخصیتی محوری و مورد اقبال عموم در بدنه کنشگران جنبش سبز می شناسیم باید با رجوع به سخنان  و کلیت رفتاری او و نه نت برداری مقطعی و مصادره به مطلوب  خط سیر حقیقی و تصویری درست از او را دریابیم و آنرا مصداق عملکردهای خود قرار دهیم.

 

 موسوی به صراحت اعلام داشت که علارغم انتقاداتی که می توان به عملکرد هر شخصی وارد دانست خود را وامدار و علاقمند به تفکر امام راحل میداند در روزیکه برای ثبت نام برای ریاست جمهوری وارد عرصه شد خود را اصولگرای اصلاح طلب نامید(نه به تعبیر مصطلح سیاسی روز)که در معنا و مرام آن،خود را ملتزم و مقید به قانون و قانون ورزی دانست،و آرمان جنبش سبز را اجرای بدون تنازل قانون اساسی دانست قانونیکه نه وحی منزل که منشوری است همگانی فهم و موجود که می توان حول محور آن به یک هم اندیشی و همراهی که تامین کنندگی حداقلی منافع عمومی را داشته باشد رسید،بر مشی مسالمت آمیز و دوری جوئی از خشونت تاکید همیشگی داشته است،حقوق تمامی اقلیتها و اصناف را محترم شمرده و سیر در ایفای این حقوق را وظیفه خطیر جنبش سبز دانسته،و در آخرین اظهار نظر خود در تعریفی جامع و مانع حق جوئی و حرکت در راستای اجرای قانون اساسی را رکن رکین کنشگری؛ کنشگران جنبش سبز دانسته است.

 با این اوصاف نه همچون مالیخولیا پردازان نا منصف او را می توان عامل اجنبی و محفلی و مخملی دانست!نه می توان از اعتراضات اصیل و بحق او را مصداقی بر براندازی یافت ونه می توان او را بنابر مصلحت به سکوت و انزوا وا داشت او آنچه را که آرمانهای یکصد سال اخیر ملت ایران بوده است همصدا و همگام با قاطبه ملت می خواند و می خواهد،نقش بی بدیل او راهبری فکری جنبش در کنار و همراه دیگر متفکران جنبش سبز است تا جامعه ما به بلوغی متکثر و همگانی که شایسته و لازمه آن برای نیل به اهداف بلند و متعالی است برسد.

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 


سامان خ

 

شاید  "کودتا" بهترین واژه ای ست که درتوصیف عملکرد حکومت درجریان انتخابات و حوادث پس از ان,بتوان بکار برد . بکار بردن واژه کودتا در کنار رنگ سبز و شعارکلیدی رای من کجاست؟ مثلثی را تشکیل داده که سبب یکپارچگی بیمانند ایرانیان با هر عقیده و مسلک رادر طول   یکسال گذشته بوده است.

 

  اما چگونه است که حاکمانی تصمیم میگیرند در حالی که قدرت را در قبضه دارند و بظاهردر اوج اقتدار نظام ,امور داخل و خارج را بر سر انگشتان خود میچرخانند, دست به کودتا بزنند؟کدام گره را میخواستند با دندان باز کنند؟بدون شک این گره چیزی نیست جزچالش میان چهارمولفه استبداد ,آزادی خواهی ,مدرنیته وسنت( پسماند تاریخ) که نه تنها در طول بیش از سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی بلکه بیش از صد سال است که نمی گذارند جامعه ایران از بن بست بیرون آید.

 

  کودتای 22 خرداد تلاشی بود برای حل بن بست جامعه بنفع استبداد و سنت که نام فعلی ان ولایت مطلقه فقیه است – انقلاب 57 هم چیزی نبود جزانفجارو اتحاد مولفه های سنت ودمکراسی خواهی بر علیه حاکمیت استبداد و مدرنیته-دوم خرداد هم تلاشی اصلاح طلبانه برای اشتی همه این مولفه ها بنفع مولفه ازادی و مردم سالاری بود – بی شک محور و هدف اصلی جنبش سبزدربالا بردن دست مولفه های ازادیخواهی و مدرنیته و حل بحران و بن بست جامعه ایران از این بستر است.

 

  تقریبا می توان بجرئت گفت که دلیل توقف جامعه ایران طی صد سال گذشته دست به دست شدن قدرت و چرخش بازی میان مولفه های فوق بوده است و هیچ وقت هیچکدام به پیروزی کامل و دراز مدت دست نیافته اند و هر چهار مولفه با قدرت کافی در هر مقطع تاریخی دولت موقت را پدید آورده  اند -اگر در ترکیه مسئله با پیروزی کامل استبداد ومدرنیته و در پاکستان با پیروزی استبداد و در کشورهائی همچون عربستان شاهد پیروزی استبداد و سنت هستیم – در ایران فقط یک عبارت می تواند وضعیت صد سال گذشته را توصیف کند –" تداوم بحران و حیات همه مولفه ها در وضعیت نه برد نه باخت"

 

  اگر به امروز برگردیم کودتای 22 خرداد با هدف حاکمیت مطلق استبداد و سنت در مقابله با جنبش قدرتمند سبز نیمه تمام ماند و به هدف نهائی که سرکوب کامل مولفه آزادیخواهی و مدرنیته بود نرسید – ما امروز هنوز در وضعیت نه برد نه باخت هستیم و بدون هیچ شکی طراحان کودتای نیمه تمام در صدد اتمام پروژه کودتای خود هستند – اینکه باز تصمیم خواهند گرفت با یک کودتای تکمیلی دیگر کار را یکسره کنند یا نه؟و اینکه وظیفه و برنامه جنبش سبز و رهبرانش و همه ایرانیان آزادیخواه در مقابله با کودتا چیان در فاز اول و نهایتا پیروزی کامل جنیش دمکراسی خواهی و مدرنیته در فاز نهائی چیست؟سوالاتی کلیدی و حیاتی در مقابل همه ما ایرانیان است

 

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 


فرزانه بذرپور
جرس: بازار تهران دو هفته اعتصاب را پشت سر گذاشت و اين اعتصاب كه گسترده ترين اعتصاب بازار پس از انقلاب به شمار مي رفت از سوي دولت احمدي نژاد با واكنش هاي شناخته شده اي كه همواره از شخص احمدي نژاد انتظار مي رود مواجه نشد. اما چرا محمود احمدي نژاد كه هميشه در قبال اعتراضات سخنیي مي گويد و حمله اي مي كند، بازار تهران را كه پس از عقب نشيني دولت از ماليات 70 درصدي همچنان كركره ها را بالا ندادند مورد حمله قرار نداد.


نيروي انتظامي هم در روزهاي اعتصاب بازار، هنوز خويشتنداري كرده است و لباس شخصي ها هم فقط يك روز در بازار حاضر شدند و گويا پيامد حاصل از ضرب و شتم كسبه و تداوم اعتصاب، فرماندهي لباس شخصي ها را واداشت تا فرمان عقب نشيني را صادر كند. به نظر مي رسد علي رغم زير و رو شدن اقتصاد ايران و تحولات بزرگ جهاني در زمينه داد و ستد ، اين بازار 150 ساله با حجره هاي كوچك و راسته هاي قديمي همچنان قدرتمند است.


نهضت تنباكو و مشروطه و جرقه بازار


اگر نخواهيم كه نقش بازار تهران را كه رونقش از عهد فتحعلي شاه بوده را در تحولات سياسي ايران همپايه روحانيت و روشنفكران بدانيم ، حداقل بايد بپذيريم كه جرقه بازار بر خرمن انقلاب و جنبش هاي اجتماعي آنچنان نقش موثري داشته كه بتوان گفت همت بازاريان هم وزن علم علما و دانش روشنفكران بوده است. نهضت مشروطه ايران با سخت گيري علا الدوله حاكم تهران شكل گرفت كه بازاريها را به گناه بالا رفتن قيمت قند و شكر فلك كرد و در پي آن بازار اعتصاب كرد و پشتيبان معنوي بازار يعني روحانيت، به هجرت و تحصن رفت و كار از عزل علاالدوله و عين الدوله صدر اعظم به ايجاد عدالتخانه و مجلس و مشروطيت كشيد.


نقش بازار در تمام دوران پهلوي دوم هم مهم و اثر گذار بود، جداي از بازاريان سياسي كه بعدها در حزب موتلفه زمام اقتصادي دولتهاي پس از انقلاب را به دست داشتند .بازار تهران با سرمايه ی خود جنبش هاي مسلحانه ی مانند ، فدائيان خلق و گروه نواب صفوي و حتي مجاهدين خلق را تا زمان تغيير ايدئولوژيك در سال 54 ياري مي رساندند. بازار تهران از مجموعه هاي قابل اعتماد نظام در سالهاي بعد از انقلاب باقي ماند و حزب موتلفه اسلامي و جامعه اسلامي اصناف بازار در تمامي دوران جنگ نقش موثري در گسترش مديريت بازاري به مدلي كشوري داشتند.

 

قدرت بازار تهران يكبار در دوران سازندگي هاشمي به خطر افتاده بود و فروشگاههاي زنجيره اي شهرداري و طرحهاي كرباسچي براي متعدد کردن مراکز خرید و طرحهاي تكنوكراتهاي سازندگي كه كمتر رنگ و بوي حجره ها را داشت تهديد شده بود اما در آن دوران باز هم سهم بازار در سياست ديده مي شد و در نظام مالياتي، بخشودگي هاي بزرگ و انحصارهاي وارداتي براي بازاريان منظور مي گشت. اما هر چه بود گذشت و دولت احمدي نژاد در همان چهار سال ابتدايي نشان داد كه حاضر نيست حتي يك سهم از كابينه را به حزب موتلفه اسلامي كه بازار را نمايندگي مي كند بسپارد. مالياتها به دليل كوتاه شدن دست دولت از درآمدهاي نجومي نفت و از طرفي قدرت گرفتن بخشهاي اقتصادي سپاه ، عملا بازار را در نقطه خطر و پرتگاه قرار داد.

 

دولت مي داند رسانه ها نمي دانند


اعتصاب بازار تهران 15 تير ماه و در آستانه 18 تير كه همواره در سالهاي بعد از 78نيروهاي سركوب را در آماده باش قرار مي دهد شروع شد. اعتصابي كه از مركز بازار و راسته طلا فروشان و سراي پارچه فروشان آغاز شد. صداو سيماي دولتي پوشش مختصر خبري به اين رويداد پرداخت و از آنجا كه دوسال پيش هم بازار تهران بر سر ماليات بر ارزش افزوده اعتصاب كرده بود اين اعتصاب را صرفا صنفي و بر سر مالياتهاي سال جديد عنوان كرد. دو روز تعطيلي مشكوك تهران و شهرستانها هم كه در روزهاي كاهش دماي تهران و به بهانه افزايش دماي هوا از سوي دولت اعلام شده بود، فرصتي براي رسيدن به توافق دولت و بازار قبل از روزكاري سه شنبه بود.


دولت در عقب نشيني واضح ماليات 70 درصدي را به 15 درصد كاهش داد.اما باز هم سه شنبه بازار در اعتصاب ماند و راسته هاي بزازان و مسگرها هم به اعتصاب پيوستند. حتي خود بازاريان و كسبه هم نمي دانستند چرا به آنها گفته شده تا كركره ها را پايين بكشند. وب سايت جامعه اسلامي اصناف بازار هم هر خبري را پوشش داده بود جز همين خبر اعتصاب بازار را، با توجه به اينكه جامعه اسلامي اصناف بازار يك تشكل صنفي سياسي است و در هفته هاي گذشته حتي بيانيه اي براي برخورد با بدحجابي هم صادر كرده است ، نمي توان اين سكوت را در قبال اعتصاب بازاريان آن هم پس از توافقات با دولت، به حساب هم صنف بودن گذاشت و اين سكوت شائبه سياسي بودن اعتراضات بازار را قوت مي بخشد.


نگاه احمدي نژاد به دستهاي پنهان موتلفه


حزب موتلفه اسلامي كه در حال حاضر هنوز درون حاكميت قرار دارد را مي توان تنها حزب سالهاي پس از جمهوري اسلامي دانست كه در تمام سي سال گذشته توانسته است تشكيلات منسجم خود را فراگير كند. اين حزب عضوگيري فعالانه اي داشته و يك طبقه سنتي و اقتصادي را نمايندگي مي كند، اعضای شاخص اين حزب مانند برادران عسگراولادي، بادامچيان،محمد نبي حبيبي و علينقي خاموشي، در تمام سي سال گذشته مسووليت هاي بزرگ  اقتصادي را برعهده داشتند. با اين حال در پي به قدرت رسيدن احمدي نژاد در سال 84 و در حالي كه موتلفه از احمدي نژاد حمايت مي كرد، اين حزب به هيچ سهمي در كابينه نرسيد. در انتخابات دوره دهم هم اين ناكامي ادامه يافت با اينكه موتلفه اسلامي در تمام سركوبهاي بعد از انتخابات به طور قاطع از احمدي نژاد حمايت كرد. حتي شنيده شد كه احمدي نژاد در جلسه اي با اعضاي حزب به صراحت گفته بود كه موتلفه وزن سياسي خاصي نداشته تا بتواند در انتخاب او تاثير گذار باشد.


به دور ماندن موتلفه از كرسي هاي سياست و منافع اقتصادي كه به دست دولت به شركتهاي اقماري سپاه واگذار مي شود، حيات سياسي موتلفه را در آينده نظام به مخاطره انداخته است. اعلام خطر موتلفه نسبت به از دست دادن موقعيت حزبي خود البته در پرده نيست، محمد نبي حبیبي دبير كل حزب موتلفه و شهردار دهه شصت تهران در بيان مواضع هفتگي اين حزب در 22تيرماه بي هيچ اشاره اي به اعتصاب بازار تهران ،شخص احمدي نژاد را مورد انتقاد قرار مي دهد و مي گويد:"ريس جمهور گفته اند كه يك حزب داريم و آن هم حزب ولايت؛ اين در تعارض با قانون اساسي است كه تكثر احزاب را به عنوان يك فرصت پذيرفته است ... در هيچ كدام از فرمايشات آقا هم از حزب ولايت حرفي به ميان نيامده و رهبر معظم انقلاب حتي يكبار هم به آن تفوق نكرده اند...حزب ولايت وجود خارجي ندارد."


اعتصاب بازار تهران در روزهاي پس از توافق ادامه يافت. و رسانه هاي حامي دولت يا در اينباره سكوت كردند و يا مانند رجا نيوز در گزارشي از زبان ديگر كسبه شهر، اقدام بازاريان را سياسي و در پي امتياز گيري ارزيابي كردند. رجا نيوز حتي بيانيه اي را با عنوان اصناف استان فارس منتشر كرد كه در آن از وزارت بازرگاني براي كم كردن ماليات تشكر و قدرداني شده بود. مطبوعات داخل كشور با احتياط خبر اعتصاب بازار را پوشش مي دهند و دولت و صدا و سيما هم همه چيز را به سكوت برگزار كرده و با اين حساب كه هيچ خواسته رسمي از سوي بازاريان عنوان نشده مي توان فرض را گرفت كه اين خواسته به گو نه اي نامرئي به گوش احمدي نژاد رسيده است.


 


 


آریا خسروی

 

شکل گیری جنبش سبز را باید در دل قشر زیاده خواهی‌ جست که همواره مظلومیت جامعه را می‌دیدند و یا آنرا از نزدیک لمس میکردند. جامعه‌ای که با گذر زمان با دولتها و دورانهای گوناگون تکامل یافت و وقتی‌ سر باز کرد که اختلاف آرمانهای خود با حکومت را بسیار میدید. همچنین روابط بین صاحبان قدرت با ملت که گاه این صاحبان از حکومت بودند و گاه از خود ملت، این قشر را بیشتر براشفت.

 

سپس این قشر در دوران رقابت‌های انتخاباتی ۸۸ که همچون چند دوره قبل کمی‌ فضای ابراز وجود را بیشتر میدید و وارد صحنه شد. از نظر نگارنده این مطلب، تثبیت این مجموعه را باید هنگامی دانست که در شمارش آرا، تقلبی چشمگیر به عمل آمد و پشتبند آن ظلمی بی‌ پروا بر ملت معترض روا داشته شد. هر چه مردم اعتراض میکردند، ظلم تداوم عینی میافت، همبستگی‌ مخالفین با یکدیگر چه در داخل و چه در خارج از کشور بیشتر میشد و جنبش پر رنگ تر رخنمایی میکرد.

 

در این میان بر حسب رفتار حکومتیان با معترضین و تداوم اعتراضات، نقدها و خلا‌های تئوریک بیشتر از همیشه احساس میشد و همواره تلاشی برای برطرفی آنها به چشم میخورد. اینچنین است که این جنبش باشکوه مدنی تا به امروز تکامل یافته و همواره تا دستیابی حقوق حقه ملت نیاز به دفاع از خواست مردم را طلب می‌کند.

 

آنچه این روزها شاهد آن هستیم، اعتصابات و اعتراضات بازاریان می‌باشد. گویا مستبدین پاشنه‌ی آشیل دیگری هم به غیر از دانشگاه داشته اند و ظاهراً زیاد به فکر آن نبوده اند و یا بوی تحریمها قبل از لمس آنها به مشام بازاری‌های تیز‌هوشمان رسیده.

 

آنچه این روزها جسته و گریخته بگوش می‌رسد، جدایی حرکت اعتراضی بازار از حرکت اعتراضی جنبش سبز می‌باشد و آنچه که برای همگان روشن است عدم حمایت علنی بازاریان از جنبش سبز تا به امروز بوده. ولی‌ مگر غیر از اینست که جنبش سبز از حق و قانون باید دفاع کند، چه محق بازاری باشد چه غیر بازاری. این جنبش را ما همگی‌ تشکیل میدهیم و با کمی‌ تامل در این باب عقلمان بهترین راهنمای ماست و احساسمان نیز مکملی شایسته؛

 

ناکرده گنه در این جهان کیست، بگو *** آن کس که گنه نکرد، چون زیست بگو

 

من بد کنم و تو بد مکافات دهی *** پس فرق میان من و تو چیست، بگو
  'خیام'

 

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته