-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۶, شنبه

Latest News from Iran Green Voice for 07/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نائب رئیس‌مجلس گفت : گزارش جامع و دقیقی در خصوص كوی دانشگاه توسط شورای عالی امنیت ملی و مجلس با همكاری دانشگاه تهران تهیه و به دستگاه قضایی ارسال شده است.

به گزارش ایلنا ، حجت‌الاسلام محمدحسن ابوترابی‌فرد در مراسم سالگرد درگذشت محسن روح‌الامینی طی سخنانی در خصوص پرونده كهریزك و كوی دانشگاه اظهار داشت : با تاكیدات رییس قوه قضاییه امیدواریم بررسی ابعاد آشكار و پنهان این حادثه به خوبی صورت گیرد و همان‌گونه كه در مورد كهریزك گام‌های خوبی برداشته شد، در مورد كوی دانشگاه نیز شاهد اقدامات تحسین‌برانگیز قوه قضاییه باشیم.

وی محسن روح‌الامینی را فرزند برومند و تربیت‌یافته در آغوش قرآن دانست.

ابوترابی‌فرد با اشاره به آیاتی از قرآن كه اشاره به دو مقطع دارد، تصریح كرد: مقطع اول بشر، رشد عقلانی و مطلوب نیافته است و به واسطه عدم دستیابی به علم و دانش به تولید انبوه دست نیافته است. در این مقطع هدف‌های اجتماعی شكل نگرفته و اختلافات بعد از آن جدی نیست. از نگاه قرآن كریم بشر در این دوران با استفاده از عقل و بهره از هدایت و رهبری پیامبران حیات فردی و اجتماعی خود را سپری می‌كنند.

نماینده قزوین در مجلس افزود: در این دوران نیازی به كتب آسمانی برای پاسخگوی به نیازها و اختلافات پیچیده بشر نبود.

عضو هیات رئیسه مجلس ادامه داد: گویا جامعه بشری یك امت واحد بوده‌اند كه با رهبری پیامبران الهی حیات ساده اجتماعی خود را سپری می‌كردند.

ابوترابی‌فرد در مورد دومین مقطع زندگی بشر،گفت: در دوران دوم بشر تدریجا با دانش و علم به تولید دست یافت و گام به‌گام به سمت اجتماعی پیچیده و لایه‌های گوناگون پیش رفت.

وی ادامه داد: در این دوران اراده خداوند بر آن بود كه پیامبران الهی با كتب آسمانی، رهبری و هدایت جوامع بشری را عهده‌دار شوند.

نائب‌رئیس مجلس در ادامه با اشاره به آیاتی دیگر از قرآن اذعان داشت: پیامبران همواره مردم را بیم می‌دادند كه با فاصله گرفتن از حقایق و آموزه‌های دینی با چه سرنوشتی در دنیا و آخرت روبرو می‌شوند و انبیاء نیز از نظر رفتار و كردار نمونه بارز این بیم و ترس از این سرنوشت بودند.

ابوترابی‌فرد با اشاره به سخنان امام علی در دعای كمیل گفت: این سخنان اوج و قله و تجسم دین و امید هستند.

وی با اشاره به آیاتی دیگر از قرآن، گفت: این آیات اشاره روشن و شفافی كه نظام سیاسی كه انبیاء‌ الهی در سایه آموزه‌‌های دینی و قرآن عریان نهادند، اشاره دارد. عملا رسالت انبیاء‌ رفع اختلاف از جامعه بشری بود.

نائب رئیس‌مجلس افزود: اینكه بگوئیم هدف والا و مقدس انبیاء رساندن جامعه به وحدتی است كه در آن جامعه آثاری از اختلاف دیده نشود، كلمه حقی است و قطعا این حقیقت تحقق نخواهد یافت مگر در سایه تمسك به حق.

ابوترابی‌فرد افزود: با تمسك به باطل نمی‌توان به وحدت رسید، چرا كه باطل منشاء و ریشه اختلاف است. آنچه وحدت آفریند حیات علمی و معرفتی و عقلانی است.

نماینده قزوین در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: با توجه به آیات قرآن جهل، اختلاف می‌آفریند و علم منشاء وحدت است.

وی ادامه داد: هرگز نمی‌توان در مسیر رفع اختلاف گام برداشت و جامعه به سوی حیات علمی و عقلانی و تمسك به كتب و حق رهنمون كرد، مگر در سایه یك قدرت سیاسی برآمده از یك نظام سیاسی مقتدر.

نائب رئیس‌مجلس افزود: آموزه‌های دینی با نظام سیاسی گره خورده‌اند و پیوندشان ناگسستنی است.

ابوترابی‌فرد با اشاره به اینكه نفی نظام سیاسی و قدرت سیاسی از مقام الهی محو حقیقت و هویت آنان است، گفت: اختلافات عقلانی مورد تائید قرآن هستند ،چرا كه این اختلافات ریشه در رشد دانش در اعتلای حیات عقلانی هستند.

وی با بیان اینكه نوع دیگر اختلاف، اختلاف غیرعقلانی است، افزود: آن اختلافی كه جان انبیاء را به درد آورده است، اختلاف بعد از یافتن حق است و منشاء این اختلاف دنیا و فساد است نه علم.

نائب‌رئیس مجلس در ادامه با اشاره به كلمه «بینات» در قرآن در مورد نمونه این كلمه در زمان ما تصریح كرد: همه دلسوزان نظام و انقلاب بر این باورند كه امام راحل یكی از بینات نظام اسلامی است.

ابوترابی‌فرد ادامه داد: با عمل كردن به این بینه و اقتدا به امام راحل و كنار گذاشتن هوا و هوس‌ها قطعا به وحدت می‌رسیم.

وی افزود: یكی از اصولی كه امام از بن دندان بر آن وفادار بودند و اعتقاد داشتند، نظام سیاسی برآمده از اندیشه دینی و اسلامی بود.

عضو هیات رئیسه مجلس اضافه كرد: امام اعتقاد داشت كه اسلام منهای نظام سیاسی برآمده مبانی اصولی و دینی یك بدن بی‌روح است.

وی با اشاره به یكی دیگر از اعتقادات امام،تصریح كرد: یكی دیگر از مسائلی كه امام به آن اعتقاد داشت این بود كه هویت و شخصیت نظام اسلامی و سیاسی برآمده از دین در رهبری او معنا پیدا می‌كند.

وی با اشاره به نقش رهبران صالح دینی و سیاسی گفت : رهبران نباید فقط در صحنه‌های بدون فراز و نشیب جامعه نقش ایفا كنند و از آنان باید در زمینه‌های سخت‌تر بهره‌ گرفت.

نماینده مردم قزوین ادامه داد: اینان باید در مسیرهای سخت و در جایی كه اختلافات رخ داد و دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات از آن فاصله گرفت، راه‌گشا باشند نه در مسائل عادی.

عضو هیات رئیسه مجلس با اشاره به اینكه نظر فقیه را باید در معابر سخت و دشوار ملاك قرار داد، گفت: باید بر سر اصول و مبانی با ولی‌فقیه هم مباحثه كرد، گفت‌وگو كرد، استدلال نمود، استدلال وی را استماع كرد. ولی ما در اینجا به رسالت خداوند عمل نكردیم و در سخت‌ترین لحظه‌ها این شاخص را ملاك قرار نداده‌ایم و صحنه‌های سختی را برای نظام انقلاب خلق كردیم كه در سایه آن بهترین فرصت‌ها به سخت‌ترین تهدیدها تبدیل شد.

ابوترابی‌فرد گفت: جامعه و روح‌الامینی‌ها از این منظر خطا و آسیب دیدند.

وی با اشاره به اینكه با نزدیك‌كردن دل‌ها به‌هم و مد نظر قرار دادن مسائل دینی اسلام و با شاخص روشن و شفاف امام اظهار امیدواری كرد : زمینه‌های وحدت و انسجام ملی در جامعه مستحكم شود و زمینه افزایش اقتدار نظام در دستور كار قرار گیرد تا یك نظام سیاسی مقتدر بالاترین محبوبیت اجتماعی داشته باشد.

نایب رییس اول مجلس در پاسخ به سخن یكی از حضار مبنی بر آن‌چه كه آن را مدال دادن به فردی می‌خواند كه نامش در گزارش مجلس به عنوان متهم كهریزك ذكر شده بود، گفت: چنین چیزی نیست و پرونده‌شان در دست بررسی است.


 


عیسی‌خان حاتمی، روزنامه نگار و فعال سیاسی، به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش آفتاب، حاتمی، که مدیر مسئول نشریه «ایرانمهر» است، به اقدام علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و عضویت در جبهه ملی ایران محکوم شده بود.
در رای صادر شده از سوی دادگاه، به عضویت عیسی‌خان حاتمی در جبهه ملی ایران نیز اشاره شده است.
همچنین جلسه دادگاه محمد صادقی، عضو سازمان دانش آموختگان ایران، روز ۱۳ مرداد در تهران برگزار خواهد.
صادقی به اجتماع و تبانی علیه نظام، توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس‌جمهوری متهم شده است.


 


جبهه مشارکت ایران اسلامی با صدور اطلاعیه ای حادثه تروریستی زاهدان را محکوم نموده و دلایل وقوع چنین حوادثی در کشور را عدم توانایی دولت کودتا در اداره کشور دانست.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت جمعی از هموطنان عزیز ما در حادثه تروریستی زاهدان قلب همه ایرانیان را به درد اورد.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز انزجار از این جنایت هولناک با ابراز همدردی و عرض تسلیت به بازماندگان داغدار و مردم نجیب ، زحمتکش، مظلوم و سربلند سیستان و بلوچستان خواستار آن است تا با دقت و به دور از احساسات هرچه زودتر دست اندکاران و برنامه ریزان این جنایت شناسایی و به دست عدالت سپرده شوند.

سیستان و بلوچستان که مظهر همزیستی ایرانیان با مذاهب گوناگون و گویشها و زبانهای متفاوت و آداب و رسوم مختلف بوده است چندی است در آتش جهل و خشونت و کینه و انتقام میسوزد و شاهد حوادث تلخی است که چاره آن لزوماً مشت آهنین نیست بلکه پیش از آن با سرپنجه تدبیر و رأفت و حسن نیت با ساکنان آن خطه قابل پیشگیری است.

به نظر ما این بحرانها ریشه در سیاستهایی دارد که ایرانیان را بطور نامساوی درجه بندی می کند و برای آنها حقوق متفاوت قایل است که این سبب رشد تبعیض و احساس نابرابری شده وامکان سوء استفاده از نارضایتی مردم را توسط عوامل تروریستی وابسته فراهم می آورد.

امروز به روشنی روز آشکار شده است که سیاست ارعاب، خشونت و سرکوب که تنها دستاورد دولت کودتا است و متاسفانه بر همه ابعاد زندگی ایرانیان سایه انداخته و به طور مساوی و بدون هیچ تبعیضی در حق همه ایرانیان اعمال میشود ، سیاستی شکست خورده است که روز بروز هزینه زندگی شهروندان عادی را بیشتر می کند و البته بر خلاف تصورشان به بانیان و عاملان این سیاستها نیز سودی نمی رساند.

در این میان هرچند استعفای درد مندانه و مسوولیت پذیرانه نمایندگان زاهدان در مجلس شورای اسلامی، که خود انتقادی است بر اعمال این سیاست ناکارآمد، قابل تقدیر است اما چاره اصلی درد کنار گذاشته شدن کودتا گرانی است که ناکار آمدی آنها در تامین اولیه ترین نیازهای مردم یعنی امنیت، نان و آزادی به اثبات رسیده است.

جبهه مشارکت ایران اسلامی

25/4/89


 


27 كشته و 306 مجروح. اين تلفات جديدترين حادثه تروريستي است كه غروب پنج‌شنبه در مقابل مسجد جامع زاهدان روي داد. دو انفجار انتحاري بار ديگر جان عده‌اي از هموطنانمان را گرفت و باز هم نگاه‌ها را معطوف بخش پرحادثه جنوب شرقي كشور كرد. جايي كه سالهاست تامين امنيت در آن تبديل به معضلي مهم براي حاكميت كنوني ايران شده است.

چند ماه پيش با اعلام خبر دستگيري عبدالمالك ريگي سركرده گروه «جندالله» كه به تفضيل به عنوان موفقيتي چشمگير از سوي نيروهاي امنيتي ايران منتشر شد، مقامات و مسولان وعده دادند كه سير اتفاقات و حوادث تروريستي منطقه سيستان و بلوچستان با دستگيري ريگي به پايان رسيده است. انتشار اعترافات ريگي كه در آن از همكاري سرويس‌هاي اطلاعاتي غرب با او خبر داده بود و متعاقب آن اعدامش، قرار بود پاياني باشد بر جرياني به نام «جندالله»، اما حادثه پنج شنبه شب نشان داد كه به سادگي نمي‌توان از برقراري امنيت در اين ناحيه صحبت كرد.

خشونت دوباره زبانه كشيده است.

از زمان شكل گيري جنبش اعتراضي مردم ايران معروف به «جنبش سبز» همواره بر موضع خشونت گريزي اين حركت اجتماعي و دوري آن از روش‌هاي خشونت بار هم از سوي رهبرانش و هم از سوي كارشناسان تاكيد شده است.

جنبش سبز جنبشي به دور از خشونت است و همواره روش‌هاي خشن را در رسيدن به اهداف و برنامه‌ها محكوم مي‌كند. وقوع انفجارهاي مهيب زاهدان زنگ هشداري است بر زبانه كشيدن دوباره آتش خشونت كه بي‌شك سبب‌ساز دور تازه اي از خشونت‌ها خواهد بود. روندي كه بي شك حاكمان فعلي از آن سود خواهند برد و بهانه‌اي خواهد بود براي سركوب‌هاي گسترده و تازه‌تر. جنبش سبز همين موضع را در زمينه تهديدهاي خارجي و دخالت نيروهاي بيگانه دارد. افزايش اين تهديدها در اشكال مختلف، محدود كننده هرچه بيشتر فضاي تنفس در داخل خواهد بود. حاكمان فعلي نيز با درك اين موضع در موضع‌گيري‌هاي اخيرشان از تصويب قطعنامه‌هاي تازه ابراز خوشحالي كرده‌اند.

اينكه نيروهاي امنيتي ايران كه بنا بر ادعاها مي توانند پيچيده‌ترين اقدامات و عملكردهاي نيروهاي امنيتي سرويس‌هاي خارجي را شناسايي و حتي فريب دهند و يا اينكه سركرده گروهگ ترورويستي جندالله را درون هواپيما دستگير كنند، چگونه قادر به برقرار امنيت در شهري چون زاهدان و نواحي اطراف نيستند، خود مي‌تواند زمينه ساز بحثي درباره روند تداوم خشونت گرايي در ايران امروز باشد.

جنبش سبز جنبش نفي خشونت است و هر حركت خشونت باري را كه به نفع خشونت طلبان تمام شود، محوم مي‌كند.
 


 


سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) حملات و انفجارهای تروریستی در زاهدان را محکوم کرد.

به گزارش روابط عمومی سازمان ادوارتحکیم، این سازمان با انتشار اطلاعیه ای این حادثه خونین و دردناک را به عموم ملت ایران و خصوصا خانواده های داغدیده تسلیت گفت.

متن اطلاعیه به شرح زیر است:

به نام خدا

فاجعه دردناک کشته و زخمی شدن ده ها تن از هموطنان و شهروندان زاهدان در پی حمله تروریستی و ددمنشانه 24 تیرماه که در جوار مسجد جامع زاهدان صورت گرفت دیگر بار چهره پلید و زشت خشونت، تعصب و ناامنی را به ملت ما نشان داد. بی شک چنین کشتار بی رحمانه ای از انسان های بی گناه، با هیچ آیین و مسلک راستینی در جهان همخوانی ندارد و عاملان تروریست این حمله به ویژه با انتخاب خانه خدا که محل امن و آسایش و پناهگاه تمامی انسانهاست به عنوان قتلگاه بی گناهان، به روشنی دوری هرچه تمام تر خود از اصول اولیه انسانیت و دیانت را به نمایش گذاشتند.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) کشته شدن تعدادی از هموطنان را به ملت شریف ایران و خصوصا بازماندگان و خانواده های داغدار تسلیت گفته و ضمن اعلام انزجار از مسببان و محکومیت این فاجعه به نهادها و دستگاه های امنیتی نیز یادآور می شود که صیانت از جان و مال کلیه شهروندان به ویژه در مناطق بحران خیز مصداق بارز ایجاد و گسترش امنیت و اولین و اساسی ترین وظیفه نهادهای امنیتی کشور است و طبعا ورود در عرصه های رقابت سیاسی و اشتغال به سرکوب مطالبات مردمی خصوصا در یک سال گذشته، این ارگان ها را از وظیفه ذاتی خود باز می دارد.

همچنین بدیهی است که رفع هرگونه تبعیض قومی و مذهبی از مناطقی مانند سیستان و بلوچستان و تلاش در جهت توسعه همه جانبه تنها راه برچیدن بساط تروریست ها و بسط امنیت پایدار و رفاه در این مناطق است.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوارتحکیم وحدت)
25 تیرماه1389


 


تعرفه هایی که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری چاپ شد؛ چگونه در سطح کشور توزیع شد؟ چرا بعضی از صندوق ها به ویژه در شهرهای بزرگ با کمبود تعرفه مواجه شدند؟ چرا در همان روز انتخابات دو میلیون تعرفه اضافه چاپ شد و این دو میلیون تعرفه در کدام صندوق ها و کدام شهرها منتقل شد؟ آیا چاپ تعرفه اضافی در روز برگزاری انتخابات نشان از آشفتگی عمدی در مدیریت توزیع تعرفه ها دارد؟

از یک سو روزهای قبل از انتخابات، تعرفه به اندازه کافی با شماره سریال و کد استانی چاپ می شود و از سوی دیگر ظهر روز انتخابات و همان زمانی که تنها پنج میلیون تعرفه مصرف شده؛ اعلام می کنند با کمبود تعرفه مواجه هستند و تعرفه هایی چاپ می شود که هیچ کدی ندارند. اینها چه معنایی می تواند داشته باشد؟

شورای نگهبان در گزارش تفصیلی اش می گوید: "در تمامي انتخابات قبلي به دليل سيال بودن جمعيت رأي دهنده در سطح كشور، وزارت ‌كشور اقدام به چاپ تعرفه به ميزان قابل توجهي بيش از شمار واجدين شرايط مي کرد. در اين دوره نيز علاوه بر اتخاذ همين تدبير، تعرفه هاي هر استان با كد خاص چاپ شد تا امكان جابجايي تعرفه ها بين استان ها وجود نداشته باشد. اين امر هرچند كه به سلامت و دقت انتخابات كمك کرد اما با عنايت به حضور گسترده مردم و نياز بسياري از حوزه هاي اخذ رأي به ارسال دوباره تعرفه، تبادل تعرفه بين استان‌ها را غيرممكن ساخت. به همين دليل تعرفه هاي چاپ شده در روز اخذ رأي بدون كد استان به چاپ رسيد. "

این بخش از گزارش شورای نگهبان عدم رعایت نظم مقرر در چاپ این تعرفه ها را نشان می دهد، چرا که ارسال این تعرفه ها به هر استاني، امکان استفاده عوامل ناراست از تعرفه های قلابی در آن استان را ممکن می سازد.

شورای نگهبان می گوید: «اين امر هرچند كه به سلامت و دقت انتخابات كمك کرد اما با عنايت به حضور گسترده مردم و نياز بسياري از حوزه هاي اخذ رأي به ارسال دوباره تعرفه، تبادل تعرفه بين استان‌ها را غيرممكن ساخت.»

اما شورای نگهبان توضیح نمی دهد که با همه تعرفه اضافی چاپ شده برای هر استان ، چرا به جای اينكه مسؤلان استان فارس یا آذربایجان شرقی یا تهران تعرفه اضافی از شهرهای مجاور در خود همان استان را به مرکز استان خود منتقل كنند، وزارت كشور اقدام به چاپ تعرفه کرده است؟

همچنین آنها تعرفه اضافی را صبح زود چاپ کرده اند. از یک طرف می گویند نزدیک به بیست و یک میلیون تعرفه در استانها اضافه آمده و از سوی دیگر می گویند تعرفه در استان هايی کم آمده بود و به درخواست آنها روز انتخابات تعرفه چاپ کردیم، در حالی که خود اعتراف کرده اند که چاپ تعرفه اضافی صبح روز انتخابات بوده است. بعلاوه تا ظهر آن روز فقط پنج میلیون تعرفه مصرف شده بود. بر همین اساس این سوال پیش می آید آیا کسی می تواند از روی مصرف پنج میلیون تعرفه در ظهر انتخابات، یعنی حدود پنج ساعت پس از آغاز آن حدس بزند که تعرفه کم خواهدآمد؟ چرا با استفاده از تعرفه شهرهای همجوار همان استان به سرعت این کمبود برطرف نشد به گونه اي که در همان استان تعداد زیادی تعرفه در آخر کار اضافه ماند؟

دست اندركاران انتخابات گفته بودند که نظام توزیع تعرفه مبتنی بر آمار جمعیت استان و در استان هم مبتنی بر آمار جمعیت شهرستان، به اضافه درصدی «معقول» بوده است. اما چرا سهمیه شهرهای دیگر یک استان را بیش از آن درصد معقول داده اند تا در حوزه های دیگر این همه کمبود پیش بیاید و به جای تأمین آن از شهرستان همجوار، برای رفع کمبود از تهران اقدام کرده اند؟

چرا در شهری که کمبود تعرفه بوده، اين كمبود از شهر همجوار در همان استان تأمین نشده و از تهران، از محل چاپ تعرفه اضافی تأمین شده است؟ تعرفه هايی که کسانی از شورای نگهبان و وزارت کشور از صبح زود و پیش از تقاضا اقدام به چاپ آنها کرده اند.

این تناقض در کنار بگیر و ببندی که از 21/3/88 شروع شد و همچنین قطع و اختلال خطوط ارتباطی و اینترنت ، گره معمای تقلب را می گشاید.

عبارت «شناور بودن جمعیت» نيز در گزارش شورا و سایر گفته اشاره به مهاجرت های فصلی، زیارتی و توریستی است. بنا بر تجربه، برای مدیریت بهینه توزیع تعرفه، اصل بر این است که:

الف) برآوردی از کل جمعیت رأی دهندگان کشور بدست آید که امروزه با وجود سازمان های آمار و همچنین سازمان ثبت احوال کشور و امکانات فنی رایانه ای، رسیدن به چنین برآوردی ساده تر از گذشته است.

ب) با در نظر گرفتن احتمالاتی نظیر «شناور شدن جمعیت» در روز رأی گیری؛ درصد معقولی هم به این رقم کل اضافه شود.

ج) در توزیع تعرفه چاپ شده، بر اساس دو بند بالا، جمعیت استانی لحاظ شود و برای هر استان به تناسب و بر مبنای همین برآورد تعرفه چاپ و ارسال شود.

د) اگر قرار باشد که برای جلوگیری از جابجايی استانی تعرفه، به هر استان شماره رمز (کد) مخصوصی داده شود، باید تعرفه های هر استان به هنگام چاپ با این کد، مشخص گردد و شماره سریال استان هم تعداد مقرر برای آن استان را در نهایت نشان دهد.

به هم ریختن و آشفته کردن این نظم توسط طراح آن که مدعی است از همه جهت مراقب صیانت از آراي مردم خواهد بود، چه معنایی دارد؟ چنین رفتاری نشان از عزم پیشین برای تقلب دارد.

و) در جریان توزیع تعرفة مربوط به هر شهرستان نیز استانداران باید همین روش را اعمال مي کرده و بر اساس برآورد مأخوذ از سازمانهای آماری، سهم شهرستان را تخصیص و به موقع ارسال نمایند.

در جریان رأی گیری بویژه در این دوره که به ادعای خودشان و بدون تصویب شورای نگهبان از سیستم آنلاین رایانه اای برای کنترل تعرفه و رأی گیری بطور آزمایشی استفاده می کرده اند، چنانچه یکی از شهرستانها به هر دلیلی با کمبود تعرفه مواجه مي شد، همواره امکان محاسبه و برآورد این وجود داشت که کسری مربوط را از شهرستانی همجوار تأمین کنند، زیرا تعرفه در استان قابل جابجايی است. با امکانات ترابری فعلی، رساندن تعرفه از شهرهای همجوار بهترین راه جابجايی است. رساندن تعرفه از شهرهای همجوار به تبریز به مراتب آسانتر از ارسال آن با هواپیما یا بالگرد از تهران به تبریز است.

در بررسی ها و قرائت بخشی از گزارش شورای نگهبان دیدیم که نزدیک به 21.000.000 برگ تعرفه دست نخورده در استانداری ها و فرمانداری ها مانده است، بدون احتساب آن دو میلیون برگ تعرفه که گویا روز 22/3/88 چاپ شده، مانده فعلی در شهرستانها 19.000.000 برگ بوده است. بنا بر این، در روز رأی گیری، اگر توزیع تعرفه به استانها بر اساس همان روش معقول مورد ادعا صورت مي گرفت، نمی بایست در تبریز یا شیراز یا تهران کمبود تعرفه پیش آید و سبب ازدحام و معطلی چند ساعته راي دهندگان شود و یا در مواردی در شعبه را ببندند و مردم را برگردانند.

به استناد نظرسنجی های دولت و سازمان صدا و سیما، آقاي احمدی نژ اد در شهرهای بزرگ شانس کمتری نسبت به شهرهای کوچک داشته است. بنا بر این، توزیع سهمیه استان به طوری که به شهرهای کوچک تعرفه زیاد فرستاده شده و در مرکز بر اساس ادعای خودشان تعرفه کمتری نسبت به حد نصاب جمعیت نگه داشته اند، سبب کمبود تعرفه در شهرهای بزرگی مانند تبریز و شیراز و تهران و ... شده است و اینکار عمدی بوده است چنانکه از وضعیت صندوق های دستچین شده شهرهای کوچک کاملاً پیداست .

تعرفه هایی که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری چاپ شد؛ چگونه در سطح کشور توزیع شد؟ چرا بعضی از صندوق ها به ویژه در شهرهای بزرگ با کمبود تعرفه مواجه شدند؟ چرا در همان روز انتخابات دو میلیون تعرفه اضافه چاپ شد و این دو میلیون تعرفه در کدام صندوق ها و کدام شهرها منتقل شد؟ آیا چاپ تعرفه اضافی در روز برگزاری انتخابات نشان از آشفتگی عمدی در مدیریت توزیع تعرفه ها دارد؟

از یک سو روزهای قبل از انتخابات، تعرفه به اندازه کافی با شماره سریال و کد استانی چاپ می شود و از سوی دیگر ظهر روز انتخابات و همان زمانی که تنها پنج میلیون تعرفه مصرف شده؛ اعلام می کنند با کمبود تعرفه مواجه هستند و تعرفه هایی چاپ می شود که هیچ کدی ندارند. اینها چه معنایی می تواند داشته باشد؟

شورای نگهبان در گزارش تفصیلی اش می گوید: "در تمامي انتخابات قبلي به دليل سيال بودن جمعيت رأي دهنده در سطح كشور، وزارت‌كشور اقدام به چاپ تعرفه به ميزان قابل توجهي بيش از شمار واجدين شرايط مي کرد. در اين دوره نيز علاوه بر اتخاذ همين تدبير، تعرفه هاي هر استان با كد خاص چاپ شد تا امكان جابجايي تعرفه ها بين استان ها وجود نداشته باشد. اين امر هرچند كه به سلامت و دقت انتخابات كمك کرد اما با عنايت به حضور گسترده مردم و نياز بسياري از حوزه هاي اخذ رأي به ارسال دوباره تعرفه، تبادل تعرفه بين استان‌ها را غيرممكن ساخت. به همين دليل تعرفه هاي چاپ شده در روز اخذ رأي بدون كد استان به چاپ رسيد. "

این بخش از گزارش شورای نگهبان عدم رعایت نظم مقرر در چاپ این تعرفه ها را نشان می دهد، چرا که ارسال این تعرفه ها به هر استاني، امکان استفاده عوامل ناراست از تعرفه های قلابی در آن استان را ممکن می سازد.

شورای نگهبان می گوید: «اين امر هرچند كه به سلامت و دقت انتخابات كمك کرد اما با عنايت به حضور گسترده مردم و نياز بسياري از حوزه هاي اخذ رأي به ارسال دوباره تعرفه، تبادل تعرفه بين استان‌ها را غيرممكن ساخت.»

اما شورای نگهبان توضیح نمی دهد که با همه تعرفه اضافی چاپ شده برای هر استان ، چرا به جای اينكه مسؤلان استان فارس یا آذربایجان شرقی یا تهران تعرفه اضافی از شهرهای مجاور در خود همان استان را به مرکز استان خود منتقل كنند، وزارت كشور اقدام به چاپ تعرفه کرده است؟

همچنین آنها تعرفه اضافی را صبح زود چاپ کرده اند. از یک طرف می گویند نزدیک به بیست و یک میلیون تعرفه در استانها اضافه آمده و از سوی دیگر می گویند تعرفه در استان هايی کم آمده بود و به درخواست آنها روز انتخابات تعرفه چاپ کردیم، در حالی که خود اعتراف کرده اند که چاپ تعرفه اضافی صبح روز انتخابات بوده است. بعلاوه تا ظهر آن روز فقط پنج میلیون تعرفه مصرف شده بود. بر همین اساس این سوال پیش می آید آیا کسی می تواند از روی مصرف پنج میلیون تعرفه در ظهر انتخابات، یعنی حدود پنج ساعت پس از آغاز آن حدس بزند که تعرفه کم خواهدآمد؟ چرا از تعرفه شهرهای همجوار همان استان به سرعت این کمبود برطرف نشد به گونه اي که در همان استان تعداد زیادی تعرفه در آخر کار اضافه ماند؟

دست اندركاران انتخابات گفته بودند که نظام توزیع تعرفه مبتنی بر آمار جمعیت استان و در استان هم مبتنی بر آمار جمعیت شهرستان، به اضافه درصدی «معقول» بوده است. اما چرا سهمیه شهرهای دیگر یک استان را بیش از آن درصد معقول داده اند تا در حوزه های دیگر این همه کمبود پیش بیاید و به جای تأمین آن از شهرستان همجوار، برای رفع کمبود از تهران اقدام کرده اند؟

چرا در شهری که کمبود تعرفه بوده، اين كمبود از شهر همجوار در همان استان تأمین نشده و از تهران، از محل چاپ تعرفه اضافی تأمین شده است؟ تعرفه هايی که کسانی از شورای نگهبان و وزارت کشور از صبح زود و پیش از تقاضا اقدام به چاپ آنها کرده اند.

این تناقض در کنار بگیر و ببندی که از 21/3/88 شروع شد و همچنین قطع و اختلال خطوط ارتباطی و اینترنت ، گره معمای تقلب را می گشاید.

عبارت «شناور بودن جمعیت» نيز در گزارش شورا و سایر گفته اشاره به مهاجرت های فصلی، زیارتی و توریستی است. بنا بر تجربه، برای مدیریت بهینه توزیع تعرفه، اصل بر این است که:

الف) برآوردی از کل جمعیت رأی دهندگان کشور بدست آید که امروزه با وجود سازمان های آمار و همچنین سازمان ثبت احوال کشور و امکانات فنی رایانه ای، رسیدن به چنین برآوردی ساده تر از گذشته است.

ب) با در نظر گرفتن احتمالاتی نظیر «شناور شدن جمعیت» در روز رأی گیری؛ درصد معقولی هم به این رقم کل اضافه شود.

ج) در توزیع تعرفه چاپ شده، بر اساس دو بند بالا، جمعیت استانی لحاظ شود و برای هر استان به تناسب و بر مبنای همین برآورد تعرفه چاپ و ارسال شود.

د) اگر قرار باشد که برای جلوگیری از جابجايی استانی تعرفه، به هر استان شماره رمز (کد) مخصوصی داده شود، باید تعرفه های هر استان به هنگام چاپ با این کد، مشخص گردد و شماره سریال استان هم تعداد مقرر برای آن استان را در نهایت نشان دهد.

به هم ریختن و آشفته کردن این نظم توسط طراح آن که مدعی است از همه جهت مراقب صیانت از آراي مردم خواهد بود، چه معنایی دارد؟ چنین رفتاری عزم پیشین برای تقلب است.

و) در جریان توزیع تعرفة مربوط به هر شهرستان نیز استانداران ¬باید همین روش را اعمال مي کرده و بر اساس برآورد مأخوذ از سازمان¬های آماری، سهم شهرستان را تخصیص و به موقع ارسال کنند.

در جریان رأی گیری به ویژه در این دوره که از سیستم آنلاین رایانه ای برای کنترل تعرفه و رأی گیری بطور آزمایشی استفاده می کرده اند، چنانچه یکی از شهرستانها به هر دلیلی با کمبود تعرفه مواجه مي شد، همواره امکان محاسبه و برآورد این وجود داشت که کسری مربوط را از شهرستانی همجوار تأمین کنند، زیرا تعرفه در استان قابل جابجايی است. با امکانات ترابری فعلی، رساندن تعرفه از شهرهای همجوار بهترین راه جابجايی است. رساندن تعرفه از شهرهای همجوار به تبریز به مراتب آسانتر از ارسال آن با هواپیما یا بالگرد از تهران به تبریز است.

در بررسی ها و قرائت بخشی از گزارش شورای نگهبان دیدیم که نزدیک به 21.000.000 برگ تعرفه دست نخورده در استانداری ها و فرمانداری ها مانده است، بدون احتساب آن دو میلیون برگ تعرفه که گویا روز 22/3/88 چاپ شده، مانده فعلی در شهرستانها 19.000.000 برگ بوده است. بنا بر این، در روز رأی گیری، اگر توزیع تعرفه به استانها بر اساس همان روش معقول مورد ادعا صورت مي گرفت، نمی بایست در تبریز یا شیراز یا تهران کمبود تعرفه پیش آید و سبب ازدحام و معطلی چند ساعته راي دهندگان شود و یا در مواردی در شعبه را ببندند و مردم را برگردانند.

به استناد نظرسنجی های دولت و سازمان صدا و سیما، آقاي احمدی نژ اد در شهرهای بزرگ شانس کمتری نسبت به شهرهای کوچک داشته است. بنا بر این، توزیع سهمیه استان به طوری که به شهرهای کوچک تعرفه زیاد فرستاده شده و در مرکز بر اساس ادعای خودشان تعرفه کمتری نسبت به حد نصاب جمعیت نگه داشته اند، سبب کمبود تعرفه در شهرهای بزرگی مانند تبریز و شیراز و تهران و ... شده است و اینکار عمدی بوده است چنانکه از وضعیت صندوق های دستچین شده شهرهای کوچک کاملاً پیداست .

* این گزارش بر اساس مستندات کتاب آنلاین رای من کجاست، دیده بانان سبز انتخابات، پاییز 88 تنظیم شده است

http://www.rayemakojast.com/IMG/pdf...


 


پنجشنبه ۲۴ تيرماه بزرگداشت اولين سالگرد شهادت امير جوادی فر در منزلشان با شکوه هرچه تمامتر و استقبال وسيع خانواده ساير شهدا، وکلا، شاعران، دوستان امير، مادران عزادار، مادران صلح، دانشجويان و ... برگزار گرديد.

در ابتدای مراسم دکلمه ی « بی بی ناز» با صدای شهيد امير جوادی فر پخش شد.

سپس پدر امير ضمن خوشامدگويی به حضار از خلائی که در قلب او و برادر امير (بابک) با رفتن امير بوجود آمده و زحمت و طاقتی که بايد بخرج دهند تا اين حفره را پر کنند گفت و در ادامه گفت: " من فقط ديروز در سالگرد شهادتش ناخودآگاه دو خطی نوشتم که گفته قلب من هست و شايسته دونستم که کليه سروران و همکاران و دوستان عزيز اين دو خط را گوش کنند:

آنچنان زيباست اين بی بازگشت کز برايش می توان از جان گذشت

اميرم، اميرم نقشه کردم رخ زيبای تو بر خانه دل / خانه ويران شد و افسوس آن نقشه به ديوار ماند"

سپس ترانه ای از بابک به نام ظهر تابستون تهرون پخش گرديد.

پس از آن خاطره ای از زبان يکی از دوستان امير از روز ۱۸ تير ۸۸ و صحنه انتقال امير به بيمارستان و سپس به کلانتری گفته شد، از امير که می گفت برای بيان يک اعتراض مدنی می رويم و نه اسلحه ای داريم و نه خلافی می کنيم، و بعد از لحظه رفتن از بيمارستان به کلانتری می گويد که هنگام خروج از بيمارستان از امير می خواهند که با ويلچير او را ببرند ولی امير قبول نمی کند و می گويد:" عاشقان ايستاده می ميرند "، و پس از آن از تحويل گرفتن جنازه امير.

در ادامه مراسم پدر امير گفت: "امير و اميرها زنده اند،‌خانواده هايی که در فاجعه کهريزک مورد ظلم قرار گرفتند، امروز من در مراسم سوگواری پسر آقای روح الامينی بودم، ‌باورمان بر اين است که اميرها، محسن ها و کامرانی ها زنده اند. از خون آنها ريشه های اين مملکت مقاوم خواهد شد، روزی خواهد رسيد که داد ما را به ما خواهند داد و تا آن روز من هستم، بايد باشم و اين مسئله را به چشمم ببينم، فشارهای زيادی روی ما هست ولی تحمل خواهيم کرد تا انشااله در آينده نزديک اين روز را ببينيم.

سپس پيام مادران عزادار خوانده شد:

من به نبرد می روم ولی شمشير نمی کشم بلکه روشنايی می بخشم تا لشکر تاريکی بگريزد (پيامبر ايرانی-زرتشت)

با عرض تسليت و تبريک به خانواده محترم شهيد امير جوادی فر . خانواده همه شهدای حماسه جنبش سبز.

ما مادران عزادار (پارک لاله) همچنان پيگير و مقاوم در کنار ساير هموطنان ايستاده ايم و خواسته های خود را دنبال می کنيم:

۱) اعدام را بس کنيد
۲) آمران و عاملان جنايات، عادلانه و علنی محاکمه شوند
۳) تمامی زندانيان عقيدتی و سياسی هرچه سريعتر و بدون قيد و شرط آزاد شوند.

مادران عزادار (پارک لاله)

و در ادامه استاد شمس لنگرودی اشعاری از سروده های خود را خواند:

"تو ديگر نيستی /
انار شکسته ای که خاطره های خونينش تنها بر دست و دهان می ماند /
تو ديگر نيستی /
مگر به صورت شعری در دهان /
و لمس سر انگشهايت تمام شده است /
در دست های من /
شگفت لعلگونه پرداخت شده ابگون /
انار دهان گشوده /
از اين بيش /
نمی ماند بر درخت"

***

"پس اين فرشتگان به چه کاری مشغولند
که مثل پرندگان راست راست می چرخند در هوا
سر ماه حقوقشان را می گيرند.
پس اين فرشتگان به چه کاری مشغولند
که مرگ تو را نديدند
کاش پَر و بالشان در آتش آفتاب تير بسوزد
ما با زغالشان شعار خيابانی بنويسيم.
پس اين فرشتگان پيرشده
جز جاسوسی ما
به چه کار بد ِ ديگری مشغولند
که فرياد ما به گوش کسی نمی رسد. "

***

"حتماً سراسر شب صدايمان می کردی
اما عزيز دلم
زندگان که قادر نيستند صدای تو را بشنوند
حتماً سراسر شب
بر دريچه ی سنگينت کوفتی
و ما صدای بم باران را می شنيديم
که بر گل نامرئی می باريد
و بويی غريب
از گل هايی ناشناخته در شب می پيچيد
با دست بسته نمی شود کاری کرد
شب چسبنده، دست و دهانمان را فرو می بندد
و آنچه که می بينی
روياهای ماست
که مثل مِهی بر می خيزد
بر سنگت فرو می ريزد
با دست بسته نمی شود کاری کرد
اما هيچ کس را توان بستن روياهای ما نيست
روياهايی که نيمه شبان به خيابان قدم می گذارند
در تلألو پنهان خويش يکديگر را می شناسند
از راهپيمايی فردا سخن می گويند. "

همچنين نامزد امير و ساير وابستگان درد دل های خود را با او در مراسمش بازگو کردند.

سپس سخنانی از طرف مادران صلح گفته شد:

"بابک عزيز با چه زيبايی با اعتقادش به مانيفست جنبش سبز که جنبش بدون خشونت و پايبند به قانون است اينجا قصه زندگی امير را بيان کردند و چه زيبا خانواده شما براساس همان مانيفست که پای بندی به قانون بود، عزيزترين کستان را به قانون تحويل داديد. به اميد روزی که بی قانون ترين فرد اين مملکت را وادار کنيم به قانون احترام بگذارد، به اميد رسيدن به آزادی و دموکراسی که خواست همه جوانان و همه ملت ايران است. به اميد آن روز"

و دو شعر از يکی از مادران صلح خوانده شد.

و سپس ترانه ای از بابک جوادی فر خوانده شد:

آسمون گريه می کرد برای تو /
واسه اون صدای خنده های تو /
رفتی و قصه ما به سر رسيد /
گل خنده از لبامون پر کشيد /
باز همون قصه دريا شدن /
فصل آخر فصل هم صدا شدن /
زير تيغ و ضربه ها کوبوندنت /
ريشه تو خشکوندنو سوزوندنت /
ای گل پرپر شده در دست باد /
يادمان لحظه های سبز و شاد /
نوگل غلطيده در آغوش خاک /
خاک ميهن، خاک خونين، خاک پاک ...

سپس شعر «شرمتان باد ای خداوندان قدرت» از طرف مجموعه فعالين دانشگاه آزاد خوانده شد و اظهار اميدواری شد که تمام آمرين و مسببان اصلی اين فجايع محاکمه شوند و هرچه زودتر ما آن روز را ببينيم.

در ادامه مراسم از طرف آقای صالح نيکبخت، وکيل محترم شاکيان پرونده کهريزک شعر «گفتگو» از استاد شفيعی کدکنی توسط بابک جوادی فر خوانده شد.

همچنين در اين مراسم هم بنديهای امير در کهريزک، مادر شهيد سهراب اعرابی (پروين فهيمی)، مادر سعيد زينالی (مادری که ۱۱ سال در جستجوی فرزند دانشجوی خود می باشد) و مادر و همسر شهيد حسن پور شرکت داشتند که از حضورشان تشکر و قدردانی شد.

سپس سرود سراومد زمستون پخش و همخوانی شد.

در ادامه ترانه ای از امير خوانده شد:

به جز تو کی به ياد شاليزاره /
به جز تو کی سزاوار بهاره /
به جز تو کی مثل ساحل عزيزه /
کی جز تو صاحب درياکناره /
فقط اسم تو مونده روی لبهام /
فقط ياد تو همراه نفسهام ...

همچنين سرود وطنم وطنم پخش و همخوانی شد.

در اواخر مراسم پدر و مادر و خواهر شهيد محمد کامرانی و مادر و پدر شهيد محسن روح الامينی از مراسم بزرگداشت اولين سالگرد شهيد محسن روح الامينی برای عرض تسليت به مجلس بزرگداشت امير آمدند.

خانم پروين فهيمی،‌ مادر سهراب اعرابی، در پايان مراسم سخنرانی کوتاهی کرد:

"به نام امير، به نام سهراب، به نام ندا،‌ به نام محسن، به نام محمد، به نام علی، به نام حسن پور، به نام تمام جوانانی که در سال گذشته و طی يکسال اخير در راه وطن کشته شدند به دست مزدوران و به دست خشونت طلبان.

من به اينجا آمدم فقط بخاطر امير، بخاطر پدر مهربانش و برادرش آقا بابک.

فقط بدانيم اين بچه ها زنده اند، من خوشحالم از اينکه هنوز مردم ما و هموطنان ما با ما همدردی می کنند و اين برای ما بسيار ارزش دارد، درسته برای ما خيلی سخته، شب و روز به ياد بچه هامون می گذرونيم ولی ماشااله اين همه جوان داريم. اينها نمی توانند هيچ وقت حق را ناحق کنند، مطمئن باشيم که خون بچه های ما پای ظالمين را خواهد گرفت.

خيلی از خانواده ها بچه هايشان را از دست دادند و باز هم صدايشان در نيامد و من متاسفم،‌ واقعا متاسفم چون با اين سکوت اول خود خون و حق بچه هايشان را پايمال می کنند و بعد ديگران.

من از همه شان می خواهم، در اينجا می گويم و همه جا هم گفتم اول خانواده ها و مادران نبايد از خون اين بچه ها بگذرند. کسی که خون بچه اش را پايمال می کند مطمئن باشد که ديگران هم همان می کنند و می خواهم بگويم که بچه های ما زنده اند و زنده خواهند ماند. "

در پايان مراسم سرود ندای سهراب پخش و همخوانی شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو

مادران عزدار
۲۵ تير ۱۳۸۹


 


بازار کالاهای مصرفی و سرمايه‌ای ايران طی ۴ماه گذشته يکی از بی‌سابقه‌ترين دوران رکود همراه با تورم را سپری می‌کند به گونه‌ای کارشناسان اقتصادی می‌گويند در اين مدت شاخص‌های اقتصادی آفت نه چندا کوچکی را تجربه کرده‌اند.
به گزارش ايلنا‏، شايد بتوان گفت که مسئولين اقتصادی در زمينه مهار تورم ومديريت شاخص‌های اقتصادی عملکرد غير قابل دفاعی داشته‌اند.

در حالی‌که همگان گمان می‌کردند که با آغاز سال جديد و پشت سر گذاشتن بحران اقتصاد جهانی، بازار کالاهای مصرفی و سرمايه‌ای ايران نيز متأثر از اين رخداد از رکود و تورم رهايی خواهد يافت اما با گذشت ۴ماه از سال ۸۹ بازار ايران نه تنها در اين مدت از سايه سنگين رکود تورمی خود را نجات نداده بلکه اين روزها فعالان اقتصادی می‌گويند که رکود با رنگ تورم همچنان به يکه تازی خود در بازار بسياری از کالاها ادامه می‌دهد.

در همين راستا با نگاهی به فضای بازار مصرفی ايران در يک ماه گذشته، شاهد افزايش هزينه‌های سبد خانوار بوده و هستيم. هزينه‌هايی که از آغازين روز سال ۸۹ شروع شد و در حال حاضر به جايی رسيده که ديگر نمی‌توان آن را فقط به وجود دلالان و عدم توزيع نامناسب عرضه منتسب کرد.

کارشناسان اقتصادی می‌گويند: وقتی بحران در يک اقتصاد کلان حاکم باشد و هيچ چيز تضمين کننده ثبات در محيط بده بستان‌های اقتصادی را به همراه نداشته باشد، اولين جايی که در اقتصاد کلان مورد تهاجم قرار می‌گيرد شاخص قيمت‌ها در بازار مصرفی است.

اين کارشناسان برای نمونه به بازار گوشت قرمز، نوسان‌های متوالی و سيونسی گوشت مرغ و بازار افسار گسيخته برنج اشاره می‌کنند.

قيمت گوشت قرمز ۴سال است که مسئولين اقتصادی را درگير خود کرده است و هيچگاه نيز تاکنون برنامه‌ريزان اقتصادی نتوانسته‌اند ثبات را به اين بازار برگردانند.

در حال حاضر قيمت گوشت مدت کوتاهی است بين ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان به ازاء هر کيلو در جريان است. البته اين قيمت رسمی است که از سوی اتحاديه اعلام می‌شود اما در بازار غير رسمی، شهروندان حتی از خريد گوشت تا قيمت بيش از ۱۸ هزار تومان نيز خبر می‌دهند.

به گفته فعالان بازار بايد هر لحظه منتظر التهاب در اين بازار و جهش قيمتی آن بود.

بازار مرغ با آن‌که بيش از نياز موجود در کشور مرغ توليد می‌شود اما آنچنان آشفته و ملتهب است که سرمايه‌گذاران رغبتی برای سرمايه‌گذاری در آن ندارند.

بر اساس گفته‌های کارشناسان قيمت مرغ طی روزهای گذشته بار ديگر با جهش قيمتی مواجه شده و به مرز سه هزار و ۵۰۰ تا سه هزار و ۸۰۰ رسيده است.

کارشناسان کشاورزی نيز از بازار برنج به عنوان يک بازار افسار گسيخته نام می‌برند چرا که واردات گسترده برنج بی‌کيفيت از يک سو و عدم حمايت از برنج‌کاران از سويی ديگر اين بازار را هرجند با نزول قيمت مواجه کرده اما التهاب پی‌درپی قيمت برنح و عرضه نامناسب برنج در اين بازار آينده بازار برنج را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

قيمت برنج ايرانی در حال حاضر با توجه به آغاز برداشت هر جند اندکی بالاتر از قيمت واقعی است اما در يک ثبات نسبی به سر می‌برد. قيمت برنج‌های وارداتی با نوسان همراه است.

افزايش ۱۰درصدی قيمت کلی برنج در بازار و قيمت‌های گوشت قرمز و مرغ همه و همه حکايت از آن دارد که بر ای تحليل وضعيت بازار نبايد فقط به عدم توزيع و وجود دلالان اشاره کرد.

اين همان حرفی است که کارشناسان اقتصادی اعلام می‌کنند و می‌گويند: سرنخ بازار را بايد در جايی ديگر و در برنامه‌ريزی‌ها و واکنش دولت در برابر بحران‌ها و آينده جستجو کرد.

به گفته کارشناسان، با شرايط فعلی سياستگذاری‌های اقتصادی، نمی‌توان سرنخ موجود بازار را يافت.

به اعتقاد تحليل‌گران عدم تمايل به سياست موازنه مثبت با بازار جهانی و همچنين عدم استراتژی مناسب برای خروج از راهبردهای غير اصولی سياست‌های اقتصادی و نبود تمايل همکاری با بخش خصوصی از مهمترين عواملی است که بازار را تحت الشعاع خود قرار داده است.

علی پيرولی گزارشگر خبرگزاری ایلنا
 


 


صبح گاه روز گذشته پنج شنبه ۲۴ تيرماه، پنج شهروند در محوطه ی زندان مرکزی اروميه اعدام شدند.

به گزارش خبرگزاری موکريان، اتهام اين افراد توسط مراجع قضايی قاچاق مواد مخدر اعلام شده است.

 


 


عفو بين‌الملل و گزارش‌گران بدون مرز دو سازمان مدافع حقوق بشر اعتراض خود را به وضعيت نگاه‌داری زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران اعلام کردند.

به گزارش گویا، متن این اطلاعیه بدین شرح است:

يک سال پس از آغاز کارزار گسترده سرکوب تظاهرات‌های اعتراضی به انتخاب مورد مناقشه محمود احمدی نژاد، همچنان صدها زندانی در شرايط غير انسانی و تحقير آميز، در زندان‌های ايران نگاه‌داری می‌شوند. و ابتدايی ترين حقوق آنها از جمله بهره‌مند شدن از درمان پزشکی مناسب پايمال می‌شود.

عفو بين‌الملل و گزارش‌گران بدون مرز دو سازمان مدافع حقوق بشر اعتراض خود را به وضعيت نگاه‌داری اين زندانيان که اغلب از نظر جسمی و روحی به شدت بيمار هستند،اعلام می‌کنند. هر دو سازمان بر اين باورند که محروميت از درمان پزشکی تحميل شده بر زندانيان با هدف اعمال فشار بيشتر بر زندانيان و خانواده‌های آنها انجام می‌گيرد.

" ما بار ديگر زندان کردن خودسرانه زندانيان عقيدتی و همچنين بدرفتاری با آنها را محکوم می کنيم. مقامات مسئول ايران بايد به فوريت و بدون قيد و شرط همه‌ی کسانی را که تنها به علت فعاليت مطبوعاتی‌ و يا استفاده مسالمت آميز از حقوق خود در عرصه آزادی بيان، تشکيل انجمن و يا شرکت در تجمعات، بازداشت شده‌اند، آزاد کنند."

 

از يک سال پيش اطلاعات جمع آوری شده از خانواده‌ها و اغلب انتشار يافته در رسانه‌های رسمی مويد اين امر است که تعداد بسياری از زندانيان عقيدتی در زندان‌های سراسر کشور از جمله دو زندان اوين و رجايی شهر قربانی عارضه های مختلف و يا حتا حمله قلبی شده‌اند. وضعيت سلامت بسياری از اين زندانيان رو به وخامت گذاشته است. عليرغم فوريت درمانی که تنها در خارج از زندان امکان پذير است، اما مسئولان اجرايی بر خلاف نظر پزشکان زندان، با انتقال آنها به بيمارستان مخالفت می‌کنند.

 

عفو بين‌الملل و گزارش‌گران بدون مرز در اين باره اعلام می‌کنند " مقامات رسمی ايران مسئول سلامت و امنيت همه کسانی هستند که در زندان نگاه‌داری می‌شوند. آنها بايد دسترسی به درمان پزشکی مناسب و در صورت نياز در خارج از زندان‌ها را برای زندانيان فراهم آورند. مقامات ايران نمی‌توانند سلامت زندانيان را به بازی گرفته و سپس اعلام کنند نسبت به وخامت وضعيت سلامت آنها مسئوليتی ندارند."

آيين نامه اجرايی سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور که "برای نگهداری متهمان تحت قرار و محکومان به حبس" در "کليه امور زندانها" قابل اجراست، مسئولان زندان را مکلف به تامين احتياج‌های درمانی و بهداشتی محکومان کرده است. از جمله مواد ١٠٢ و ١٠٣ اين آيين نامه تاکيد دارد که " بهداری موسسه يا زندان مکلف است دست‌کم ماهی يکبار نسبت به تست پزشکی کليه محکومان اقدام نمايد." و بر " موارد ضروری خروج محکوم از زندان برای معالجه" تاکيد کرده است. همين آئين نامه قاضی ناظر را از جمله مسئول " وضع محکومان بيمار صعب‌العلاج يا غيرقابل علاج " می‌داند.

 

بنا بر ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی که ايران يکی از امضا کنندگان آن است، محروم کردن از درمان پزشکی می‌تواند نقض ممنوعيت شکنجه و رفتار ظالمانه ، ضد انسانی و يا تحقير آميز محسوب شود. ميثاق بين‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حق همگان را برای بهره‌مند شدن از امکانات بهينه پزشکی تضمين می‌کند. علاوه بر آنکه مجموعه موازين در باره رفتار با بازداشت شدگان و زندانيان تصويب شده از سوی نهادهای سازمان ملل برای بيمارانی که نياز به درمان ويژه دارند انتقال به اماکن نگاهداری ويژه و يا به بيمارستان‌ها را پيش بينی کرده اند.

 

عفو بين‌الملل و گزارش‌گران بدون مرز خواهان آزادی همه زندانيان سياسی در ايران هستند و مقامات قضايی ايران را فرا می‌خوانند که دادگاه‌های زندانيان عقيدتی بلاتکليف را بنا بر مهلت تعيين شده در قوانين و بدون صدور حکم اعدام و در تطابق با موازين منصفانه بين‌المللی برگزار کنند.

 

عفو بين‌الملل و گزارش‌گران بدون مرز از مقامات جمهوری اسلامی ايران می‌خواهد با درمان پزشکی برای همه زندانيان عقيدتی از جمله زندانيان نامبرده در ليست ذيل موافقت کند.

 

شيوا نظرآهاری ، مسعود باستانی، آيت‌الله سيدحسين کاظمينی بروجردی، امير خسرو دليرستانی، رحيم غلامی،کوهيار گودرزی،نادرکريمی جونی، منصور اسانلو،محمد صديق کبودوند، مسعود لواسانی، مجتبی لطفی،مهدی محموديان، سعيد متين پور، ابوالفضل عابدينی نصر، حامد روحی نژاد، عيسی سحرخيز، علی صارمی،هنگامه شهيدی،بهروز توکلی، مجيد توکلیٰ بهروز جاويد تهرانی، احمد زيدآبادی و....

 


 


شعبه ۵۴ دادگاه تجديدنظر حکم شش سال حبس تعزيری سلمان سيما عضو سازمان دانش آموختگان ايران را تاييد کرد.

به گزارش ادوارنيوز، رضا زارعی وکيل سلمان سيما با اعلام اين خبر گفت که درخواست تجديدنظرخواهی نسبت به رای بدوی صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی در خصوص آقای سيما که منجر به محکوميت وی به ۶ سال حبس تعزيری شده است از سوی شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب اسلامی رد شده است.
 

 

زارعی افزود: در لايحه تجديدنظرخواهی خود به طور مبسوط ايرادات شکلی و ماهوی دادنامه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب را مورد اشاره قرار داده بوديم که متاسفانه دادگاه تجديد نظر به اين نقايص توجهی نکرده است.

گفتنی است فعاليتهای دانشجويی سلمان سيما در دانشگاه آزاد طی سالهای ۸۱تا ۸۶ اتهامات اصلی وی در اين پرونده هستند.

سلمان سيما همچنين پس از انتخابات سال گذشته در دو نوبت مجموعا قريب ۱۳۰ روز را در زندان بوده و پرونده مفتوحی نيز در اين ارتباط دارد.
 


 


اولین سالگرد شهادت مصطفی کیارستمی با حضور جمعی از همکاران مادر او و مدیران شهرداری تهران در تالار آبی برگزار شد.

بنا به گزارش های رسیده به جرس، شهید مهندس مصطفی کیارستمی، متاهل و 24 ساله، در نمازجمعه 26 تیر ماه گذشته که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شد، در مقابل دانشگاه تهران توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی مضروب می شود.

نیروهای سرکوبگر با باتوم به شدت بر سر این جوان می کوبند، به نحوی که وی دیگر قادر به برگشت به منزل نبوده است. در نتیجه به ناچار با مادرش تماس می گیرد و تلفنی از وی درخواست کمک می کند.

پس از آنکه مادر مصطفی او را به خانه باز می گرداند، متوجه وخامت حال وی می شود و پسرش را به بیمارستان کسری تهران منتقل می کند. اما او به علت خونریزی مغزی ناشی از اصابت باتوم، همان شب فوت می کند اما علت مرگ او، سکته مغزی اعلام می شود.

 


 


سرویس دهنده بلاگفا، با دستور نهادهای امنیتی، وبلاگ پژواک زندانیان (متعلق به فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران) را که در انتشار گزارشهای نقض حقوق بشر فعالیت داشت، از بامداد پنجشنبه ٢۴ تیرماه مسدود کرد.

به گزارش "جرس" از صبح پنجشنبه کاربران مراجعه کننده به وبلاگ پژواک زندانیان، با پیامی با مضمون "انسداد به دستور مراجع قانونی" مواجه شده و امکان دسترسی به آن میسر نمی باشد.

طی چند سال اخیر، وبلاگ «پژواک زندانیان»، گزارشهای مستندی در مورد موارد نقض حقوق بشر و حقوق زندانیان را انتشار می داد و گزارشهای فوق الذکر همزمان در اختیار سازمانهای حقوق بشری، رسانه ها و افکار عمومی قرار می گرفت و معمولا از منابع قابل اعتماد و قابل استناد رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری بود.

طی ماههای اخیر، وبلاگها و سایتهای متعدد حقوق بشری و اطلاع رسانی، مورد فیلترینگ، انسداد و حمله نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در حوزه اینترنت قرار گرفته اند.
 


 


مولوی عبدالحميد اسماعيل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان در پی بمب‌گذاری مسجد جامع زاهدان و کشته شدن بیش از 22 نفر، ابراز همدری جامعه اهل سنت زاهدان و استان را طی بيانيه‌ای بيان كرد.

 

به گزارش فارس، در اين بيانيه آمده است بار ديگر فتنه‌گران و ايادی استكبار جهانی با حمله به خانه خدا مسجد جامع شهر زاهدان تعدادی از برادران شيعه و مسلمان ما را به شهادت رسانده و تعدادی را مجروح كردند.

 

اين بيانيه می‌افزايد: اين جنايت هولناک را محكوم كرده و از مسؤلان می‌خواهيم هر چه زودتر اين ‌جنایت‌کاران را دستگير و به‌سزای اعمال ننگين‌شان برسانند.

 

در اين بيانيه آمده است: از تمام برادران و خواهران هم‌استانی به‌ويژه برادران اهل سنت می‌خواهم با برادران و خواهران دينی خود ابراز همدردی کرده و آرامش و صبر اختيار كرده و هوشياری خود را حفظ كنند.

 

اين بيانيه می‌افزايد: ما جامعه اهل سنت زاهدان و استان، خود را در غم شهدا شريک دانسته و ضمن اينكه خود را عزادار می‌دانيم از خداوند متعال دستگيری و مجازات آنان را خواستاريم.

 


 


سایت ای تی اس که مسئول برگزاری آزمون تافل در سراسر جهان است منتشر کرده که متقاضیان آزمون تافل در ایران در حال حاضر نمی توانند در داخل ایران برای شرکت در این آزمون اقدام کنند.

برگزاری آزمون تافل در ایران به دلیل عدم پرداخت حق وجه ثبت نام با مشکلاتی روبرو شده است که متقاضیان این آزمون در حال حاضر نمی توانند در داخل برای شرکت در آزمون اقدام کنند.

در همین حال ابراهیم خدایی قائم مقام سازمان سنجش آموزش کشور در این باره به "مهر" گفت: پیش از این هزینه ثبت نام برای موسسه فرستاده می شد اما الان برای ارسال آن مشکلاتی وجود دارد که ما در حال بررسی راههایی برای ارسال هزینه هستیم.

خدایی در پاسخ به این سئوال که آیا برخی اظهارات مبنی بر لغو آزمون تافل در ایران به دلیل تحریمهای اخیر صحت دارد گفت: با توجه به قطع همکاری بانکی ایران با کشورهای خارجی و عدم ارسال هزینه ثبت نام، این موسسه در تشریح دلایل به وجود آمدن مشکل به تحریمها استناد می کند.

 

آزمون تافل، آزمون زبان انگلیسی برای غیرانگلیسی زبانان است و توانایی آنان در تسلط به این زبان را می‌سنجد شرکت در این آزمون از جمله پیش‌شرط‌های تحصیل در عمده دانشگاه‌های جهان است که حد نصاب نمره آن بسته به دانشگاه‌های مختلف، تفاوت دارد.

بر اساس سایت رسمی موسسه ای تی اس، بیش از هفت هزار موسسه در بیش از 130 کشور جهان برای پذیرش دانشجویان خارجی، اعطای بورس تحصیلی و فارغ التحصیلی، نمره تافل را ملاک قرار می‏دهند.
 


 


دادستانی تهران طی چند روز گذشته بار دیگر به خانواده حسین نورانی نژاد اعلام کرد که پاسخ استعلام از وزارت اطلاعات در مورد موافقت با مرخصی وی منفی بوده است.

به گزارش خبرنگار «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» نورانی نژاد روزنامه نگار و رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت، که شهریور سال گذشته بازداشت شد تا کنون به مرخصی نیامده است و حتی در تعطیلات نوروز نیز وزارت اطلاعات مانع مرخصی وی شد.

این در حالی است که طبق قانون برخورداری از مرخصی های ماهانه و همچنین مرخصی متصل به آزادی در ماه های آخر حبس از حقوق اولیه زندانیان است.

نورانی نژاد که در حال حاضر در بند ۳۵۰ اوین به سر می برد، پنج ماه را در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ این زندان حضور داشت که از این زمان نزدیک به سه ماه را در انفرادی به سر برد.
 


 


گزارش عفو بین الملل درباره کره شمالی نشان می دهد که مردم این کشور به شدت از کمبود امکانات بهداشتی و درمانی رنج می برند به طوری که حتی قطع عضو و جراحی های عمده نیز بدون استفاده از داروی بیهوشی و بی حسی صورت می گیرد .

بحران اقتصادی در کره شمالی که از زمان قحطی بزرگ در این کشور در اواسط دهه 1990 اغاز شد و شمار زیادی قربانی به همراه داشت تا کنون همچنان ادامه داشته است. با این حال مقامات کره شمالی با ادعای اینکه حق و عدالت نزد آنان است، حاضر به کوچکترین گشایشی در این دیکتاتوری بزرگ نیستند. مردم کره شمالی در فقر مطلق به سر می برند اما رهبر این کشور موفق شده به بمب هسته ای دست پیدا کند.

کره شمالی با کشورهای بسیار محدودی ارتباط دارد که از آن جمله می توان به چین و ایران اشاره کرد.

کمبود امکانات بهداشتی و درمانی در کره شمالی به اندازه ای است که برخی از جراحی ها بدون استفاده از داروی بیهوشی و بی حسی صورت می گیرد و آمپول ها بدون انکه ضد عفونی شوند مورد استفاده قرار می گیرند.

گزارش عفو بین الملل نشان می دهد که نظام بهداشت و درمان در کره شمالی کاملا کارائی خود را از دست داده است و مردم این کشور ناگزیرند تا خود امکانات لازم بهداشتی و درمانی را فراهم آورند.

عفو بین الملل با مصاحبه با 40 نفر از کسانی که در خلال سال گذشته از کره شمالی به کره جنوبی گریخته اند در گزارش خود می افزاید بیماران برای درمان باید به پزشکان رشوه پرداخت کنند و رشوه ای که پرداخت می کنند از سیگار برای موارد جزئی و پرداخت پول نقد برای درمان های پیچیده و جراحی ها را شامل می شود.

 


 


معاون سازمان خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه در میان متکدیان و مافیای تکدی گری افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می شود گفت: به جرات می توان گفت بسیاری از متکدیان تهرانی با قوانین و مقررات حقوقی آشنا هستند و می دانند چگونه از دست قانون فرار کنند.

نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.

معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه متکدیان از خلاء های قانونی آگاهی دارند افزود: آنها می دانند با در دست داشتن پاکتهای فال، جوراب و سایر اجناس قابل فروش از جرم تکدی گری مبرا و به عنوان دستفروش محاکمه می شوند که نتیجه آن آزادی است.

صادق اوالی در گفتگو با مهر با بیان اینکه در جوامع پیشرفته دنیای امروز آسیبها و مشکلات اجتماعی به طور گروهی مورد بررسی و درمان قرار می گیرد گفت: در ایران دهها سازمان به طور موازی با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی فعالیت می کنند درحالی که مدیریت واحدی برعملکرد آنها نظارت ندارد.

وی گفت: در بسیاری از کشورها مدیر شهر"شهردار" به عنوان هسته مرکزی در ساماندهی آسیبهای اجتماعی انتخاب می شود و تمام سازمانهای دولتی وغیر دولتی با محوریت شهردار آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و مشکلات شهر را بررسی، مطالعه و با تقسیم وظایف نسبت به رفع چالشها اقدام می کنند در حالی که شهرداری تهران تنها برای جمع آوری متکدیان و معتادان با چالشهای بزرگی روبرو است.

اوالی تصریح کرد: شهرداری بر حسب وظیفه متکدیان را از سطح شهر جمع آوری کرده و در مرکز خاوران نگهداری می کند تا پس از تکمیل پرونده و دستور ضابطان قضائی به سازمانهای ذیصلاح تحویل داده شوند در حالی که نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.

معاون سازمان خدمات اجتماعی شهر تهران افزود: میلیاردها تومان هزینه شهرداری برای جمع آوری، استحمام، نگهداری واشتغال متکدیان با یک حکم ضابط قضائی و به دلیل وجود مبالغ زیادی پول در جیب متکدی و اظهارات وی مبنی بر دستفروش بودن بی نتیجه مانده و متکدی دوباره به آغوش خیابانها و پارکها بازمی گردد.

وی با بیان اینکه در میان متکدیان و مافیای تکدی گری افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می شود گفت: به جرات می توان گفت بسیاری از متکدیان تهرانی با قوانین و مقررات حقوقی آشنا هستند و می دانند چگونه از دست قانون فرار کنند.
 


 


خانواده عبدالرضا تاجیک پس از یک ماه بی خبری از او روز پنج شنبه موفق به دیدار کابینی با این روزنامه نگار زندانی شدند.

به گزارش تاآزادی روزنامه نگاران زندانی، یکی از بستگان عبدالرضا تاجیک وضعیت جسمانی و حال روحی این روزنامه نگار زندانی در زندان اوین را خوب توصیف کرد و گفت: تبلیغ علیه نظام و عضویت او در کانون مدافعان حقوق بشر از اتهامات عبدالرضا تاجیک برشمرده شده است.

عبدالرضا تاجیک برای سومین بار در یک سال گذشته در روز ۲۲ خردادماه ۱۳۸۹، پس از احضار به دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات بازداشت شد و تا پیش از این ملاقات هیچ خبری از وضعیت او منتشر نشده بود.

حتی دادستان تهران در پاسخ به پیگیری های خانواده این روزنامه نگار از دلیل بازداشت سه باره و محل نگهداری او اظهار بی اطلاعی کرده بود.
 


 


دکتر زهرا رهنورد به همراه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با حضور در منزل نرگس محمدی از وی دلجویی و برای وی آرزوی سلامت کرد.

به گزارش کلمه، زهرا رهنورد ساعتی پس از ترخیص نرگس محمدی از بیمارستان به دیدار او در منزلش رفت.

محمدی در این دیدار شرح کاملی از انواع فشارهایی که در زندان از سوی بازجویان به او وارد آمده بود ،به رهنورد ارائه داد .توضیحاتی که باعث اندوه و تاسف شدید رهنورد و دیگر دیدار کنندگان شد .

رهنورد پس از شنیدن توضیحات نرگس محمدی از آنچه بر او رفته بود اظهار تاسف شدید کرد و گفت :”وقوع چنین حوادثی در زندان های کشوری که مقاماتش ادعای عدالت دارند ،شرم آور است.”

گفتنی است، نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر که روز دهم تیرماه پس از ۲۲ روز بازداشت آزاد شده بود، به دلیل اختلالات عصبی ناشی از دوران بازجویی در بیمارستان بستری شد.

محمدی اولین بار در روز ۲۷ خرداد یعنی یک هفته پس از بازداشتش دچار بیهوشی ناگهانی می‌شود اما مسئولان زندان از آزادی او خودداری کرده و بازجویی از او در شرایط سخت و ناگوار را ادامه میدهند.
 


 


حجت الاسلام مهدی کروبی عصر روز گذشته با خانواده میردامادی، دبیرکل پرافتخار جبهه مشارکت دیدار کرد.

به گزارش کلمه، حجت الاسلام کروبی در این دیدار با ابراز تأسف از وضعیت جاری کشور، درخصوص ایجاد تردید جدی در نسل جوان نسبت به ارزشهایی که انقلاب اسلامی بر اساس آنها شکل گرفت ابراز نگرانی کرد.

مهدی کروبی در این خصوص گفت: فضای آزادی ایجاد شده بعد از انقلاب در نوع خود منحصر به فرد بود و علیرغم تهدیدات فراوان بر علیه حکومت جدید، آزادیهای سیاسی بسیار زیادی وجود داشت اما امروز وضعیت به گونه ای است که فضا بسیار بسته است.

حجت الاسلام کروبی ضمن تعریف خاطراتی از زمان زندان شاهنشاهی گفت:برخی ندانم کاری ها باعث شده نسل امروز نسبت به مسائل زمان انقلاب با دیده تردید بنگرد و این در حالی است که متأسفانه عملیات تخریبی علیه سرمایه های کشور و انقلاب توسط افراد بی ریشه در روزهای اخیر شدت گرفته است.

آقای کروبی ضمن اشاره به مجلس ششم، از دستاوردهای ارزنده کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به ریاست محسن میردامادی یاد کرد و آن دوران را یکی از طلایی ترین دوران در روابط مجلس با مجالس سایر کشورها برشمرد.

در ادامه این دیدار خانواده میردامادی ضمن ارائه گزارشی از وضعیت محسن میردامادی در زندان و ابراز نگرانی از بی توجهی مسئولان دادستانی نسبت به پرونده پزشکی وی، به تشریح تلاشهای قانونی خود برای مرخصی استعلاجی این زندانی سیاسی که با مخالفتهای فراقانونی مواجه شده پرداختند.

گفتنی است، محسن میردامادی از ۴ خرداد و بعد از مخالفت مسئولین پرونده اش با تمدید مرخصی، به زندان بازگشته و از آن زمان، تنها امکان ملاقات با یکی از اعضای خانواده در هر هفته را داشته که خانواده وی در اعتراض به این محدودیت، از این امکان ملاقات استفاده نکرده اند.
 


 


سید عماد حسینی، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس اعلام عدم التزام دولت به آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها از مهر‌ماه را مصداق قانون‌شکنی خواند و گفت که دولت قصد دارد به سمتی برود که این قانون اجرا نشود.

به گزارش مهر، نماینده قروه با اشاره به اعلام عدم التزام دولت به آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در مهر‌ماه از سوی سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی، گفت: با مشاهده این وضعیت می‌توان گفت که دولت قصد اجرای این قانون را ندارد و دولت مسیر به سمتی می‌برد که این قانون اجرا نشود.

 

حسینی تاکید کرد: با توجه به قانون مجلس در این خصوص و مشخص کردن میزان اعتبار برای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، این اقدام دولت در به تاخیر انداختن اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها نمونه بارز و مشخصی از قانون‌شکنی است.

 

سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس همچنین درباره تاکید رئیس مجلس بر پیگیری موضوع عدم ارسال قراردادهای نفت و گاز از سوی دولت به مجلس از جمله قرارداد گازی ایران و پاکستان و سرنوشت این پیگیری‌ها گفت: گفت: مجلس همچنان منتظر ارائه این قراردادها از سوی دولت است اما همچنان این قراردادها به مجلس نمی‌آید.

 

وی با اشاره به اینکه طبق اصل ۷۷ قانون اساسی هرگونه قرارداد و توافقنامه بین‌المللی باید به تصویب مجلس برسد، افزود: توجیه دولت در عدم ارسال قراردادها به مجلس این است که دولت‌های گذشته استفساریه‌ای در این خصوص در اختیار دارند، اما دولت باید توجه داشته باشد که منابع نفتی و ذخایر انرژی از اعماق زمین استخراج می‌شوند تعلق خاص به شرکت‌هایی چون شرکت ملی نفت و گاز ندارند و جزء سرمایه‌های ملی و مردم محسوب می‌شوند، بنابراین باید تمامی قراردادها در این خصوص از کانال مجلس عبور کند و پس از تایید مجلس اقدام شود.

 

سخنگوی کمیسیون انرژی تاکید کرد: در قراردادهای نفتی و انرژی بین‌المللی چون مبالغ هنگفتی در این قراردادها گنجانده می‌شود بنابراین باید در مسیرقانونی قرار گیرد و شکل قانونی به خود بگیرد.
 


 


"پسر من بسیجی نبود خانم، تو را به خدا دروغ ننویسید، روزنامه های داخل ایران یک بار زنگ زدند و هرچه که خودشان دوست داشتند را نوشتند. ما به کی اعتماد کنیم؟ مزد سی سال خدمت صادقانه من به مملکتم این بود که پسر جوان مرا کشتند بعد در بنیاد شهید به من گفتند باید افتخار هم بکنید که بچه شما بسیجی باشد، گفتم وقتی پسر من بسیجی نبود، چرا باید دروغ بگویم، پسرم یک کارمند معمولی بود که کشتند و حالا هم به مصلحت خود کشور است که قاتلش را معرفی کنند."

این واگویه های پدر شهید داود صدری جوان ۲۶ ساله ای است که در روز ۲۵ خرداد سال گذشته و پس از راهپیمایی های اعتراضی مردم ایران به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در خیابان مورد هدف گلوله قرار گرفت و سپس در بیمارستان جان سپرد. یک سال بعد، خبرگزاری های هوادار دولت عکس این شهید و خانواده او را در مراسم سالگرد «شهداي فتنه» که به مناسبت گرامیداشت یاد و نام شهدای بسیجی برگزار شده بود، منتشر کرده اند.

طاهره صدری خواهر داوود صدری در مراسم یادبود شهدای بسیجی که در مهدیه تهران برگزار شده بود حضور داشت . وی در مورد عکسی که رسانه های هوادار دولت از خانواده این شهید منتشر کرده اند، به مسیح علی نژاد، خبرنگار جرس چنین توضیح می دهد: آن عکس متعلق به دختر من است که قاب عکسی از دایی شهیدش را در مراسم مهدیه تهران بالا برده بود اما نه برادرم بسیجی است و نه هیچ یک دیگر از اعضای خانواده ام بسیجی هستند، تنها به این دلیل که به خانه ما زنگ زده بودند و گفته بودند در آن مراسم شرکت کنید ما هم رفتیم .

پدر داود صدری نیز در تایید حرف دخترش شرحی از آنچه بر آنها در این یک سال رفته است را بازگو می کند و در عین حال یادآور می شود اگرچه تاکنون به شکایت های آنان رسیدگی نشده است و هیچ نهاد رسمی قاتل فرزندشان را معرفی نکرده است اما خود او به عنوان پدر، چندین بار به محلی که پسرش مورد هدف گلوله قرار گرفته بود، مراجعه کرد و از نزدیک با شاهدان گفتگوهایی را انجام داد که نشان می دهد کسانی از بالای بام پایگاه بسیج مقداد به قلب فرزند او شلیک کرده اند.

پیش از این مادر شهید حمید حسین بیگ عراقی نیز ادعای کودتاگران مبنی بر بسیجی بودن پسر شهیدش را تکذیب کرده بود و گفته بود: پسرم مظلوم شهید شد.

شرح این واقعه را در گفتگویی که جرس با پدر داوود صدری انجام داده است پی بگیرید:

آقای صدری وقتی از دستگاه قضایی پیگیر پرونده شکایت تان و شناسایی قاتل فرزندتان بوده اید، در این یک سال مشخصا چه جوابی به شما دادند؟
جواب مشخص شان این است که لباس شخصی ها بچه ما را کشته اند، بازپرس پرونده آدم خوبی است و اوایل به ما می گفت متولی و بانی این قتل هرکسی که باشد به پای میز محاکمه خواهیم کشاند ولی یک مدت که گذشت دیگر صریحا به ما می گویند: لباس شخصی ها به بچه شما شلیک کرده اند.

آیا همان لباس شخصی ها را هم شناسایی کرده اند؟

اتفاقا سوال ما هم همین است که وقتی این همه آدم را دستگیر کرده اند پس چطور تا به حال حتی یک لباس شخصی که می گویند به بچه های ما شلیک کردند، شناسایی نشده اند؟ لباس شخصی کجا بود؟ همه می دانند که بالای پشت بام پایگاه بسیج مقداد به سمت پسرم شلیک شده است.

یعنی بازپرس پرونده این را تایید می کند که از بالای پشت بام به مردم شلیک شد ولی توسط لباس شخصی ها این کار صورت گرفت؟
آنها که قاتل را معرفی نمی کنند الان دست ما از همه جا کوتاه است. ما هیچ قدرتی نداریم و هیچ کاری از دست مان بر نمی آید. کسانی که قدرت دارند هم که برای شناسایی قاتل بچه ما کاری نکرده اند، من خودم به عنوان یک پدر دوبار راه افتادم به سمت جایی که بچه ام گلوله خورد و از نزدیک در مورد وقایع روز ۲۵ خرداد پرس و جو کردم. شاهدان می گویند از بالای پشت بام پایگاه بسیج مقداد به سمت بچه ها شلیک شده است.

به جز پسر شما دیگر چه کسانی دقیقا در همان منطقه و از سوی بام پایگاه بسیج هدف گلوله قرار گرفتند؟


بله. کسی که خودش شاهد بود چگونه یک مادر و دختر را در مهد کودک به رگبار بستند برایم همه چیز را تعریف کرد مردم و اهالی منطقه می گویند یکی از دلایلی که ناگهان مردم به کوچه و خیابان آمدند شنیدن صدای شلیک تیر هوایی بود. یعنی با صدای تیر مردم به کوچه ها ریختند بعد کشته شدند.

جریان مادر و دختری که در مهدکودک کشته شدند خیلی غم انگیز است. این مادر و دختر از ترس شان به مهدکودک پناه می آورند، در را می بندند و به در تکیه می دهند. اما از بالا آنها را به رگبار می بندند و گلوله از درها هم عبور می کند و به آنها می رسد. فردی که من نمی توانم اسمش را بیاورم در همان منطقه ساکن است می گفت؛ وقتی تیراندازی ها قطع شد یک صدای ضعیفی از داخل مهدکودک می آمد. مردم با نردبان وارد شدند و قفل در را هم شکستند اما خون ریزی مادر و دختر خیلی زیاد بود و تا بیمارستان جان دادند. مردم از ترس شان آنجا را ترک کردند شاید اگر کسی زودتر به دادشان می رسید آنها الان نجات پیدا کرده بودند.

شما خودتان رفتید از نزدیک صحنه های شلیک به درهای مهدکودک را دیده اید؟

بله، اول دیوارها را رنگ کردند تا جای گلوله ها مشخص نباشد و حالا هم که در مهدکودک را عوض کرده اند

در مورد پسرتان و نحوه تیر خوردن او شاهدان به شما چه می گفتند؟

می گفتند از بالای پایگاه بسیج تیری به بازوی سمت چپ پسرم شلیک شد. دستش را سوزاند و از پهلو به قلبش رسید. یک نفر این حرف را نزده که بگوییم دروغ می گوید. همه کسانی که آنجه هستند آن روز دیدند که در بالای پشت بام پایگاه بسیج چه کسانی ایستاده بودند.

پسر شما در راهپیمایی شرکت کرده بود؟

پسرم دنبال کارش رفته بود، ولی حتی اگر در تظاهرات هم شرکت کرده بود، آیا جواب یک شعار «رای من کو» گلوله بود؟ یعنی نمی توانستند صبوری کنند تا این همه مردم شب به خانه هایشان برگردند و باید تظاهرات را با گلوله تمام می کردند؟ من خودم نظامی بودم زمان شاه و اگر قانون تغییر نکرده باشد تا جایی که می دانم شلیک گلوله در دو صورت ممکن است. برای حفظ جان و اسلحه. یعنی برای مراقبت از این دو. تازه باید به سمت کمر به پایین را هدف قرار داد نه قلب و سینه یک بچه را. اینکه می گویند لباس شخصی ها به بچه من شلیک کرده اند، خب چرا باید دست این لباس شخصی ها اسلحه داد؟ اگر واقعا راست می گویند آیا به نفع خود کشور نیست که همین لباس شخصی ها را شناسایی و معرفی کنند؟

شما الان به عنوان خانواده شهید محسوب می شوید و در مراسم شهدایی هم که برای بسیجیان تشکیل شده بود شرکت کرده اید، آیا همه اینها موجب نشد حداقل به شما در روند پیگری پرونده شکایت تان کمک کنند؟

ما وقتی بیناد شهید به ما گفت شما باید خیلی افتخار هم بکنید که بچه شما بسیجی باشد، گفتیم وقتی پسرم کارمند ساده یک شرکت خصوصی بود چرا دروغ بگوییم. قبل از سالگرد هم که از طرف بسیج آمدند خانه ما و گفتند می خواهند برای شهدا سالگرد بگیرند و بعد هم پسرم را جزء شهدایی اعلام کردند که کارت هم به ما دادند، من گفتم مگر این کارت برای ما بچه می شود. من روی تخت افتاده بودم، مریض بودم، این پسر عصای دستم بود، کمک حال خانواده بود، همه زندگی ما بود...(گریه آقای صدری این بخش از مصاحبه را ناتمام باقی می گذارد)

آقای صدری از مقامات مسوول چه کسانی به خانه شما آمده اند و وعده پیگیری پرونده را داده اند؟

از استانداری آمدند خانه ما که من نحوه کشته شدن پسرم را برایشان گفتم، خود آقای سردار جعفری یک بار قراربود بیاید که نتوانست و از طرف ایشان آمدند که ما گفتیم هیچ خواسته ای جز معرفی قاتل نداریم

هیچ گاه مشکلی برای سایر اعضای خانواده پیش نیامد که به عنوان مثال تذکر یا اخطاری به شما بدهند؟

اینها ریز و درشت زندگی ما را می دانند، الان هم این تلفن کنترل می شود و همه حرف های ما را دارند می شنوند، تلفن تمام فامیل های ما کنترل است. یک بار خواهرزاده مرا که در شهرستان زندگی می کند بردند و بازجویی کردند. مگر گناهش چه بود. روزهای اول بود که داوود را از دست داده بودیم. یکی از هم کلاسی های خواهرزاده ام از انگلیس زنگ زد و طبیعی است که او هم در حال عصبانیت به آنها گفت این بسیجی های... پسردایی مرا کشتند، همین را .حرفی را زد که مردم در کوچه و خیابان هم می گویند ولی او را بردند و از او تعهد گرفتند که دیگر به انگلیس زنگ نزند. به من هم از تمام دنیا زنگ می زنند. از آلمان، از اتریش، از انگلیس. در خانه من هم به روی همه باز است مگر می شود ما به‌ آقای کروبی و موسوی بگوییم به دیدار ما نیاید، مگر می شود من به مردم بگویم به خانه ما نیایید. هیچی نگوییم و هیچ کس را هم نبینیم وقتی بچه ما را کشتند؟ اگر می خواهند همین قدر را هم نگوییم، بیایند مرا هم اعدام کنند.

مگر برای رفت و آمدهای افراد به خانه شما تذکری هم دادند؟

وزارت اطلاعات شهریار مرا خواستند، رفتم، تمام زیر و بم زندگی ما را می دانند۲۳ سال ارتش بودم و هیچ مشکلی نداشتم، دلیلی نمی شود چون آقای کروبی آمد خانه ما مرا ببرند ...خودشان آمدند خانه ما مگر در خانه ما به روی آنها باز نبود الان هم در خانه ما به روی موسوی باز است، آقای خاتمی هم بیاید در خانه ما به روی ایشان هم باز است مگر وقتی از سپاه و بسیج و استانداری آمدند من در خانه ام را به روی کسی بستم؟

آیا خواسته ای از مسوولان به جز شناسایی قاتل داشته اید که رسیدگی نکرده باشند؟

پسرم زمانی که گلوله خورد کیفی همراه او بود که کلیه مدارک اعم از گواهینامه، کارت ملی ، کارت پایان خدمت، دفترچه بانک به همراه سه میلیون تومان پول نقد که همان روز از بانک گرفته بود در همان کیف بود. همه مدارک را به ما برگرداندند به جز مبلغ نقدی را. وقتی مراجعه کردیم، گفتند حتما همانجا که تیر خورد، کیفش را دزدیدند. سوال من این است اگر کیف پسرم را مردم دزدیده بودند، کلیه مدارکی که در کیف بود را پس چطور به ما برگرداندند؟ من به اطلاعاتی ها می گویم کیف دست شماست، اما آنها می گویند دزد برده است . همان شب هم که رفتم بیمارستان وقتی ما را راه نمی دادند، تا اسم بچه ام را گفتند اجازه ورود دادند، یعنی اسم بچه مرا از روی مدارکی که در کیف همراهش بود شناسایی کرده بودند ، برای من مسئله فقط این است که چرا راست نمی گویند.

اخیرا کسانی که در کهریزک آدم کشته اند را معرفی و محاکمه کردند، چه حالی دارید وقتی می گویند کسانی که در خیابان به آدم ها شلیک کرده اند را نمی توانند شناسایی کنند؟

من شنیده ام خانواده های کسانی که در کهریزک کشته شده اند، خواستار محاکمه مرتضوی هستند ولی هنوز او را محاکمه نکرده اند. من خودم بارها شاهد بی احترامی ها وتوهین هایی که در دادگاه انقلاب به ما شده است بوده ام . کارهای غیر انسانی که ایشان کرده اند، هیچ کس دیگری انجام نداده است. من نمی گویم دادسرای جنایی با من بد رفتاری کرد اما در مورد دادگاه انقلاب فقط می شود گفت بیدادگاه است. درست است که در دادسرای جنایی جوابی به ما ندادند ولی توهین هم نکردند اما چقدر ما در همین دادگاه انقلاب توهین شدیم.

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته