-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

Latest News from Emrooz for 07/15/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



امروز: اگر چه دولت احمدی نژاد تمامی راهکارهای مقابله با اعتصاب بازار تهران را آزموده است، اما روز چهارشنبه ۲۳ تیرماه اعتصاب بازار تهران همچنان ادامه داشت و گسترده تر از روز پیش بود. این در حالی است که صدا و سیما در بخش خبر سه شنبه شب خود اعلام کرد مغازه های بازار باز هستند و کسب و کار ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار کلمه، راسته بزازان به اعتصابی پیوست که سه شنبه گذشته از بازار زرگرها و لباس فروشها آغاز شده بود و روز چهارشنبه بازار خرازها و مسگر ها هم با تعطیل کردن مغزه ها به اعتصاب پیوستند. شاهدان عینی می گویند بازاریان در مغازه هایشان حضور دارند اما چراغها را روشن نمی کنند و هیچ خرید و فروشی انجام نمی دهند. اصناف بازار در روزهای تعطیلی که دولت بهانه آن را گرمای هوای تهران عنوان کرده بود، با سازمان مالیات و وزارت بازرگانی به توافق رسیدند و دولت در یک عقب نشینی واضح، مالیات ۷۰ درصدی را به ۱۵ درصد کاهش داد به این امید که روز سه شنبه دیگر شاهد اعتصاب بازاریان نباشد.

اتحادیه اصناف بازار هم از بازاریان خواست تا نسبت به پرداخت مالیات خود اقدام کنند و به اعتصاب پایان دهند. اما سه شنیه اعتصاب گسترده تر ادامه یافت. به گفته یکی از بازاریان، کسبه به هیچ عنوان به توافق دولت اعتماد ندارند. این بازاری می گوید ، سال گذشته در حالی که اصناف مالیات خود را پرداختند و برگه تصفیه گرفتند، اما اردیبهشت امسال از سوی اداره مالیات اعلام شد که برگه های تصفیه سال گذشته مورد قبول نیست و باید نسبت به پرداخت ۵ درصد مالیات بیشتر، اقدام کنند. در حالی که اعتصابات بازار تهران در دو روز گذشته گسترش یافته است اما دلیل اصلی این اعتراضات هنوز مشخص نیست. به نظر می رسد اصناف بازار هم در این اعتصاب نقشی ندارند و بازاریان خود و بدون توجه به توافق اتحادیه اصناف ،کرکره مغازها را پایین کشیده اند.

سایت هوادار دولت، رجانیوز، هم در گزارشی مفصلی با اعتراف به ادامه اعتصابات بازار، در تحلیلی مدعی شده است که این اعتراضات بهانه مالیاتی و ریشه سیاسی داشته است. البته رجا نیوز به صراحت عنوان نکرده است که چه گروهی توانسته اند گسترده ترین اعتصاب بازار پس از انقلاب را کلید بزند. اعتصابات بازار تهران هنوز در سطح شهر تهران نمود پیدا نکرده و دلیلش این میتواند باشد که بخشهایی از بازار تهران در اعتصاب به سر می برد که چندان زندگی روزمره مردم را تحت تاثیرقرار نمی دهد اما اعتصابی طولانی تر می تواند بر تمام خرده فروشیهای تهران اثر گذار باشد.

بنابر گزارشهای رسیده جو بازار تهران امنیتی است و نیروی انتظامی با حضوری بی سابقه در بازار اجازه تجمع به افراد و حتی ایستادن مغازه داران در راسته های بازار را نمی دهد. بنا بر شنیده ها بازاریان معتقدند رکود اقتصادی ایران و وضعیت کساد کسب و کار در سال گذشته جایی برای افزایش مالیات نمی گذارد و دولت باید از همین افزایش ۱۵ درصدی مالیات نیز صرف نظر کند . عقب نشینی ۵۵ درصدی دولت این امید را به بازاریان داده است که می توانند با ادامه اعتصاب، دولت احمدی نژاد را تحت فشار قرار بدهند. برخی گمانه زنی ها نیز اعتصاب بازار را کاملا سیاسی می دانند. محمود احمدی نژاد که معمولا درباره هر مساله ای به سرعت اظهار نظر می کند در هشت روز گذشته هیچ گونه اشاره ای در سخنرانی های متعددش به اعتصاب بازار تهران نداشته است و این را می توان به ضعف حاد دولت در مسائل اقتصادی و ترس از عصبانی کردن بازاریان نسبت داد.


 


امروز: مهدی کروبی با حضور در منزل مسعود باستانی با خانواده این روزنامه نگار دربند، دیدار و از آنها دلجویی کرد.

به گزارش کلمه، در این دیدار کروبی ضمن آرزوی آزادی مسعود باستانی و همه زندانیان سیاسی اظهار امیدواری کرد که مشکلات کشور به زودی تمام شود و همه زندانیان سیاسی آزاد شوند.

مهسا امرآبادی روحیه باستانی را بسیار خوب توصیف کرد و گفت:" نگران دندان درد همسرم در زندان رجایی شهر هستم."

گفتنی است، در این دیدار مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی گزارشی از وضعیت همسرش به کروبی ارائه داد و ضمن تشکر از حضور دلگرم کننده کروبی، خواستار توجه بیشتری به وضعیت روزنامه نگاران دربند شد.ی ضمن همدردی با مهسا امرآبادی، صبر او و استقامت باستانی را ستود.


 


امروز: مراسم ترحیم اولین سالگرد شهادت یکی از جوان ترین شهدای سبز، شهیدمحمد کامرانی در مسجد نور تهران برگزار می شود.

به گزارش کلمه، این مراسم فردا از ساعت ۱۹:۰۰ الی۲۰:۳۰ در مسجد نور واقع در میدان فاطمی در روز جمعه مورخه ۱۳۸۹/۴/۲۵توسط خانواده آن مرحوم منعقد گردیده است.

شهید محمد کامرانی جوان ۱۸ ساله و متدین تهرانی در روز ۱۸ تیر سال گذشته حوالی خیابان ولیعصردستگیر و به بازداشتگاه کهریزک منتقل گردید. به دنبال ضرب وشتم وحشیانه بازداشت شدگان این روز که به دستور سعید مرتضوی به این بازداشتگاه غیر استاندارد منتقل شده بودند و نیز به دلیل نگهداری ایشان در شرایط غیر بهداشتی و وحشتناک، نامبرده به دلیل وخامت وضعیت جسمی پس از چند روز به بیمارستان لقمان منتقل گردید.

گفتنی است، بنا برگفته پدر ایشان درحالی که محمد از سطح پایین هوشیاری برخوردار بود اما بنا به فرموده، مامور همراه پای شهید را به تخت زنجیر کرده بود. درحالی که آثار ضرب وشتم بر پیکر این شهید مشهود بود متأسفانه معالجات کارگر نیفتاد و محمد کامرانی نبز به خیل شهدای پس از انتخابات از جمله هم بندانش محسن روح الامینی وامیر جوادی فر پیوست. هر چند علت مرگ بنابه دستور سعید مرتضوی ناشی از مننژیت اعلام گردیده بود که در بررسی های بعدی تکذیب شد.


 


امروز: آیت الله العظمی صانعی در دیدار اعضای تحریریه هفته نامه "اترک" در مشهد مقدس با معظم له، با بیان اینکه «مبارزه با ظلم و ظالم باید به عنوان یک هدف و انگیزه اصلی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی باشد و ملیت ها و مذاهب و نوع ادراک ها نباید باعث شود که ظالمی را تبرئه و مظلومی را محکوم نماییم.»
در بخشی از سخنان خویش خطاب به اعضای تحریریه "اترک" در مشهد مقدس به رسالت مطبوعات در بیان واقعیات جامعه و تکیه بر عنصر آگاهی بخشیدن به مردم اشاره کرده و گفت: «یکی از مواردی که باید به مردم آگاهی بدهید، این است که درد مردم باید با سخن جامعه و سخن مسئولین یکی باشد، چرا که اگر درد مردم با سخن سخنگویان و مسئولان متفاوت باشد، این مسئله برای ملت بدبختی می آورد.»

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله صانعی، ایشان افزودند: «از دیگر مسائلی که مطبوعات باید به آن توجه داشته باشند، بحث دروغ گویی و تبدیل آن به یک فرهنگ است که متأسفانه در جامعه ما ریشه دوانده و نسبت به برخی افراد حتی از فرهنگ هم گذشته و فطری آنان شده است و دیگر راست گفتن برای برخی افراد معنا ندارد.»

آیت الله العظمی صانعی در پایان و با اشاره به مشکلات اقتصادی جامعه و سختی امرار معاش مردم، رسالت رسانه ها و مطبوعات در بیان دردهای جامعه را گوشزد نموده و فرمودند: «آنهایی که باید مسائل را بدانند، می دانند و برخی را هم نمی توان نصیحت کرد، اما در عین حال مطبوعات می توانند در جهت آگاه کردن جامعه و مردم قدمهای مثبت و موثرتری بردارند، البته بایستی به گونه ای حرکت کنید که اگر هزینه ای می پردازید، برای کارهای ارزشمند و بزرگ باشد.»


 


امروز: سید محمد خاتمی امروز درسالروز تولد امام حسین (ع) با خانواده دکتر عرب مازار دیدار کرد و از خانواده این زندانی سیاسی دلجویی کرد.

به گزارش کلمه، در این دیدار رییس جمهور دولت اصلاحات از صبر و ساتقامت دکتر عرب مازار، مشاور میرحسین موسوی در زندان تجلیل و قدردانی کرد.

خاتمی ابراز امیدواری کرد تا هر چه سریعتر دکتر عرب مازار از زندان آزادشود.همچنین او متن دلنوشته ای با دست خط خود برای دختر این زندانی سیاسی بدین شرح نوشته است:

بسم الله الرحمن الرحیم

زهرای عزیز؛

جانت چون زلال اشک پاک و دلت چون آفتاب گرم و درخشان باد.

لبخندت مداوم و تلاشت برای خوب بودن روزافزون باد.میدانم که دل پاکت راستی و صداقت و عدالت را دوست دارد.آنچه که امروز کمتر شاهد آن هستیم و دریغ که ناراستی و صداقتی و بی عدالتی به نام دین انجام می شود.

می دانم که دلت برای پدرت که متهم به راستی و درستی و پاکی است تنگ شده ولی باید شکیبا باشی همه باید شکیبایی پیشه کنیم البته در راه راست استقامت.

پیروز و سرفراز باش

دوستدار توسید محمد خاتمی

۱۳۸۹/۴/۲۴

مصادف با سالروز تولد حضرت پاکی ابا عبدالله ابن حسین(ع)


 


khatami_arabmazar01.jpg

khatami_arabmazar02.jpg

khatami-farzande-arabmazar.jpg


 



رئیس کمیسیون اصل ۴۴ مجلس شورای اسلامی گفته است توافق کارگزاران با دستگاه های دولتی برای کسب بلوک ۱۸ درصدی سهام سایپا با اصل ۴۴ قانون اساسی همخوانی ندارد.

به گزارش موج، حمید رضا فولادگر، با بیان این مطلب گفت: واگذاری سایپا منطبق بر قانون بودجه انجام می شود اما اینگونه توافقات منجر می شود که اهداف اصل ۴۴ در این واگذاری پیاده نگردد.

وی در ادامه با اشاره به واگذاری سهام شرکت خودروسازی سایپا به یکی از دو ارگان دولتی وزارت رفاه و تامین اجتماعی، یا سازمان بنیاد شهید انقلاب اسلامی به عنوان رد دیون، اظهار داشت: به نظر می رسد ماجرای واگذاری سهام مخابرات و شرکت خودروسازی ایران خودرو دوباره در حال شکل گیری است.

فولادگر تصریح کرد: در زمان واگذاری بلوک سهام ایران خودرو بارها گفتم که واگذاری شرکت های دولتی به غیر دولتی یک گام به جلو است اما اهداف و سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی با این نوع واگذاری ها محقق نمی شود.

به گفته رئیس کمیسیون اصل ۴۴ مجلس شورای اسلامی، هم اکنون و براساس وضع فعلی متاسفانه تصدی گری دولت و اختیارات دولت کاهش نیافته است.

فولادگر با تاکید بر اینکه با این شرایط بخش خصوصی حقیقی به واگذاری ها وارد نخواهد شد، از برگزاری یک جلسه فوری با رئیس شورای رقابت برای بررسی این مساله خبر داد.

وی پیش بینی کرد که واگذاری سهام سایپا نیز مانند مخابرات کاملا صوری است و برای آنکه بتوانیم جلوی واگذاری های این چنینی را بگیریم هر چه سریعتر باید قانون اصل ۴۴، بازبینی و اصلاح شود.

رئیس کمیسیون اصل ۴۴ مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در حال حاضر کارگروهی تشکیل شده است تا مشکلات این قانون را بررسی کند و به محض آماده شدن آن، برای رهبر انقلاب ارسال خواهد شد.


 



عبدالله رمضان زاده ، سخنگوی دولت سید محمد خاتمی، به دلیل شکایت رحیمی، معاون دولت احمدی نژاد به دادگاه احضار شد.

به گزارش کلمه ، شعبه ی ۱۰۱ دادگاه عمومی شهرستان قم رمضان زاده را به خاطر شکایت رحیمی احضار کرده است.

بنا بر این گزارش ، علت شکایت رحیمی، اظهارات دو سال پیش رمضان زاده در سخنرانی اش در مجمع مدرسین حوزه علمیه قم است. رمضان زاده در آن سخنرانی گفته بود " عده ای می خواهند کشور را با دروغ اداره کنند".

رمضان زاده که پس از بازداشت در بیست و سوم خردادماه ۱۳۸۸ اکنون دوران حبس خود را در زندان اوین می گذراند، پیش از تصدی پست سخنگویی دولت اصلاحات، استاندار کردستان بود. پیش از وی ، محمد رضا رحیمی استانداری کردستان را بر عهده داشت.

رمضان زاده پرونده ای از تخلفات رحیمی در زمان استانداری کردستان را جهت بررسی به حجت الاسلام رییسی، رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور، تحویل داده بوده است.

رحیمی از آن پس بارها به مناسبت های مختلف از رمضان زاده شکایت کرده است.


 



رئیس اتحادیه گوشت گوسفندی از ورود اولین محموله گوشت گوسفندی به کشور از کشور قرقیزستان خبر داد و اعلام کرد نخستین محموله گوشت گرم گوسفندی وارداتی شامل ۱۳ تن در قالب ۷۵۰ لاشه از امروز پنجشنبه برای تنظیم بازار گوشت در سطح شهر تهران توزیع شده است.

به گزارش مهر، فرهاد باقری معین با تاکید بر اینکه هیچ محدودیتی برای ورود گوشت گرم به کشور وجود ندارد، گفت: مباشرین خرید می توانند بدون هیچ گونه محدودیتی نسبت به خرید و واردات گوشت گرم از کشورهایی که مورد تایید سازمان دامپزشکی ایران است، اقدام کنند.

رئیس اتحادیه گوشت گوسفندی افزود: ۱۶ تن گوشت گرم نیز از استان سیستان و بلوچستان وارد تهران شده و توزیع آن نیز از امروز در بین واحدهایی متقاضی، در حال انجام است. باقری معین با اشاره به قیمت گوشتهای قرقیزستانی تصریح کرد: گوشتهای وارد شده به صورت شقه ای و بسته بندی با ۳ هزار و ۲۰۰ تومان اختلاف نسبت به گوشتهای موجود در بازار و با قیمت ۱۲ هزار و ۳۰۰ تومان در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد.

وی نرخ گوشتهای وارد شده از استان سیستان و بلوچستان را ۱۱ هزار و ۳۰۰ تومان اعلام کرد و گفت : با توجه صرف هزینه کمتر برای حمل گوشتهای این استان به تهران، قیمت آن از گوشتهای وارداتی ارزان تر بوده و نرخ آن ۴ هزار تومان از گوشت های موجود در بازار کمتر است. رئیس اتحادیه گوشت گوسفندی اظهار داشت : واردات و توزیع گوشت گرم گوسفندی تا زمان بازگشت تعادل و ایجاد ثبات در قیمت آن ادامه خواهد داشت.


 


اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام سال گذشته در ۲۶ تیرماه خطبه های نمازجمعه ای تاریخی را قرائت کردند.

امروز پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی متن کامل این خطبه ها را در سایت خود قرار داده است .مشروح این خطبه ها به شرح ذیل است:

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین والصلواه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین . اعوذباله من الشیطان الرجیم ـ لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیهما عنتم حریص علیهم بالمومنین رئوف الرحیم .

اوصیکم عبادی الله بتقوی الله فانه من یتق الله یفکر عنه سیئاته یعظم له اجرا

امیدواریم که خداوند هیچیک از مسلمانان را از لطف و مرحمتش و روحیه تقوا و وظیفه شناسی محروم نفرماید و ملکه تقوا همیشه در وجودمان تقویت شود.

قبل از اینکه بحثهای خطبه نماز جمعه را آغاز کنم لازم می دانم که به نمازگزارانی که امروز در دانشگاه تهران و اطراف دانشگاه در خیابانها حضور دارند یک تذکر اساسی بدهم و آن اینکه مواظب باشید که جایگاه نمازجمعه و قداست نمازجمعه با اظهارات و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد آلوده نشود. این جایگاه تقدس سرمایه عظیم همه دوران تاریخ اسلام بوده و امروز در کشور ما جزو مهم ترین میدانهای حضور فضایل اسلامی و انسانی است و ما در آستانه سالگرد نمازجمعه هم هستیم و نمازجمعه امروز بی شباهت به نمازهای جمعه ای که در هفته های اول انقلاب شروع شد و آیت الله طالقانی اقامه نماز می کردند و جمع زیادی از همه سلیقه ها در آن نمازها شرکت می کردند چنین است و ان شاالله ما بتوانیم از این اجتماع امروز برای آینده بهتر کشورمان و حل مشکلاتمان و ایجاد وحدت و همدلی و همراهی و حرکت در جهت اهداف انقلاب اسلامی است که همان حرکت در جهت راهی است که پیغمبر اکرم (ص ) از طریق آسمان برای ما آورده اند حرکت بکنیم . ان شاالله با صبر و تحمل و هوشیاری این نتیجه به دست می آید.

من سه بخش اساسی در صحبتم دارم بخش اول در توضیحی اساسی بر معیارهای اسلامی و اصول اسلامی است که این روزها احساس می شود دشمنان اسلام درصددند حقانیت اسلام را و صلاحیت مدیریت اسلام را در زمان ما زیر سئوال ببرند که البته موفق نمی شوند اما ما وظیفه توضیح و تبیین داریم که این قسمت را در قالب مسئله بعثت عرض می کنم . چون ما در آستانه حلول سالگرد بعثت پیغمبر اکرم (ص ) هستیم و معمولا خطبه را در این شرایط ما درباره آن موضوعات اساسی عرض می کنیم ضمن اینکه ادامه بحثهای قرآنی هفته های گذشته مان هم هست . یادتان هست که من در خطبه های اول یکی دو سال اخیر درباره شکل گیری نظام بر اساس قرآن صحبت می کردم و رسیدیم در آن بحثها از عبادت شروع کردیم و از عبادت به نماز رسیدیم و از نماز عبور کردیم به مسجد رسیدیم دو خطبه هم درباره مسجد خواندم که ارتباطی با این خطبه امروز من هم دارد یعنی هم ادامه بحثهای دو سال اخیر است و هم متناسب با بعثت پیغمبر اکرم (ص ). سعی می کنم مختصر عرض کنم .

بحث دوم صحبتم انقلاب است که مردم برای آن جهاد کردند و امام راحل ما بنیانگذار و موسس بودند و این همه خونهای مقدس پای این شجره مبارک ریخته شده . من بخشی از اهداف و اصول انقلاب رابرای نسل امروز عرض می کنم که بدانند ما از اول با چه نیتی شروع کردیم و به کجا می رویم و بحث سوم را می پردازم به مسائل روزمان و شرایطی که الان در آن هستیم کمی این راتوضیح می دهم و ان شاالله راه کاری راه علاجی برای شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم عرض می کنم . البته اینها نظر خودم خواهد بود امیدوارم که بقیه مسئولین هم روی همین مسئله فکر بکنند و راهی پیدا بشود که ما با همان ابهت وحدت و همدلی که آغاز کریم و پیروز شدیم و تا اینجا رسیدیم آینده راهم بتوانیم برای نسل های بعدی هم ترسیم بکنیم و بپیمائیم . این اسکلت بحثهای دو خطبه من است . از بعثت شروع می کنم . آیه ای که اول صحبتم خواندم آخر سوره توبه است پیغمبر(ص ) را معرفی می کند و می فرماید : لقد جائکم رسول من انفسکم . یک فرستاده ای از سوی خدا آمد که از خودتان است یعنی از جنس بشر است و توده خود مردم است . دو سه صفت پیغمبر(ص ) را رویش تکیه می کند. عزیز علیهما انتم از خودتان است . دوم این است که اینقدر به شما مهربان است که هر چه که بر شما مشکل است او هم برایش مشکل است و سخت است . یعنی مثل خود ما و خود شما در جریان زندگی شما در غم و شادی شما شریک است . عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحیم . و قلبی دارد مملو از رافت و رحمت برای نیروهای اسلامی که در خطه تاریخ اسلام قرار می گیرند. این پیامبر است . من می خواهم عرض کنم شما یادتان است که من بحثم در آن خطبه ها این بود که نظام چگونه شکل گرفت . یکی از معجزات بزرگ پیغمبر(ص ) در آن زمان این بود که موفق شد در آن دوران عجیب در یک منطقه کاملا جاهلی که یک مکتب خانه هم نبود و تعداد باسوادهایی که بنویسند و بخوانند به اندازه تعداد انگشتان دست و پا بود تاسیس یک مکتبی را در آن جامعه داشته باشد که این مکتب بعد از ۱۴۰۰ سال هم امروز قوی ترین مکتب انسانی دنیا است و برای آینده تا قیامت هم باید همه دنیا را اداره کند و این کار از یک انسان معمولی ظاهری درس نخوانده تحصیل نکرده و بدون سابقه حکومتداری و بدون حرفه ای که دیگران در این راه داشتند با راهنمایی خدا که از طریق جبرئیل امین انجام می شد و با امانتی که در شخص خود پیغمبر(ص ) بود که آن روز قبل از آمدن اسلام به نام امین در مکه شناخته می شد این شرایط را حضرت رسول اکرم (ص ) داشتند و با این شرایط توانستند این کار عظیم راشکل بدهند . جریان هم خیلی معلوم است در خطبه های قبل گفتم در ۱۳ سالگی که در مکه بودند بیشتر به سازندگی کادر خودشان و نیروهای اصلی شان و دست اولشان پرداختند چون آن جا اصلا زمینه کار حکومتی و اجتماعی وسیع نبود و اصول دینشان را و افکار الهی را و آنچه که لازم بود به این مردم تحویل دادند و بعد از آن در دو سال آخر راهشان به خارج از مکه باز شد و شهرت افکار پیغمبر(ص ) به مدینه رسید. مدینه هم شهر کوچکی بود ولی گرفتار اختلاف و تفرقه در جنگ داخلی بود. قبایل با هم می جنگیدند آنجا یهود نیرومند بودند اقتصاد و فرهنگ مدینه دست آنها بود. نصاری جریان بی زحمتی بود. مشرکین هم بودند. مردم بومی هم امیون به آنها می گفتند. اینها هم در جنگ داخلی اوس و خزرج و چندین قبایل دیگر زندگی بسیار تلخی داشتند اینها از دور با افکار پیامبر آشنا شدند. در ایام حج در منا نمایندگانشان با پیامبر(ص ) آشنا شدند با ایشان مباحثه کردند روشن شدند مسلمان شدند با پیغمبر(ص ) بیعت کردند و نماینده ای از پیغمبر(ص ) گرفتند دین را معرفی کند بردند و سال سیزدهم ۷۰ نفر از همه قبائل آمدند برای بیعت با پیغمبر(ص ) . آن بیعت افکار حکومتی پیغمبر(ص ) را مطالبات پیغمبر با مردم را مطالبات مردم از پیغمبر(ص ) را در آن انسان می بیند. به هر حال نتیجه این شد که در مدینه زمینه ای مهیا شد و پیغمبر(ص ) با آن شکلی که مطلع هستید بعد از لیله المبیت فرار کردند و به مدینه رفتند و در قبا متوقف شدند و در انتظار آمدن علی ابن ابیطالب بودند و آنها خودشان را به پیامبر(ص ) رساندند. مردم مدینه معمولا منتظر بودند هر روز در دروازه جنوبی مدینه می ایستادند منتظر بودند پیامبر(ص ) به آنها برسد پیامبر هم چشمشان به راه بود تا علی ابن ابیطالب (ع ) برسد. در همین چند روزی که در قبا بودند اینجا مربوط می شود به بحث گذشته من اولین کارشان این بود که پایگاه اساسی خودشان را مسجد قبا را ساختند و با آمدن علی (ع ) و دوستان نزدیک دیگر حرکت به مدینه کردند. به محض ورود به مدینه اولین کارشان این بود که باز پایگاهی بسازند که با مردم سر و کار داشته باشد و مسجد را در مدت کوتاهی اولا زمین حلالی پیدا کردند و با مشارکت مردم که مصالح می آوردند در مدت کوتاهی ساختند. خود پیغمبر(ص ) مثل مردم دیگر در آوردن مصالح کار می کرد خانمها شب مصالح می آوردند آقایان روز مسجد می ساختند البته مسجد به شکلی که ما حالا در ذهنمان هست نبود دیواری نسبتا کوتاه و سقفی با چوب و حصیر و زمینی با سنگ ریزه ها مفروش و در کنار آن هم چند حجره ساختند که پیغمبر و یاران نزدیکشان آنجا زندگی می کردند. آنجا پایگاه حکومتی پیغمبر(ص ) بود و از این به بعد گروه گروه مردم مدینه می آمدند با پیغمبر(ص ) بیت می کردند شرط خودشان را می گفتند پیغمبر(ص ) هم مطالبات خودشان را می گفتند و در چنین شرایطی توانستند آن افکار اصیل اسلام را برای مردم توضیح بدهند نتیجه این شد زمینه حرکت حکومتی پیغمبر(ص ) همان سال اول در مدینه شکل گرفت آنچه که رویش می شود تکیه کنیم از افکار اسلامی دو چیز است یکی خدا و دیگری مردم و واسطه مردم و خدا هم یک انسانی از جنس مردم که با مردم پیام را بیاورد.

شما قرآن را که نگاه بکنید کلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد می بینید به کار رفته و کلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ ۵۰۰ مورد و مشتقاتش به کار رفته اساس این است . یعنی پیامبر(ص ) سروکارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود.

با مردم وفادار کشورشان را اداره کردند دشمنانشان را سر جای خودشان نشاندند و کار مهم ترشان ایجاد الفت و وحدت بود. پیغمبر(ص ) اولین مسئله شان این شد که مدینه را متحد کند. با قبائل مدینه پیمان بست که آن پیمان خواندنی است . ان شاالله آنها که اهل تحقیق هستند این پیمانها را بخوانند. ببینید چی گنجانده شده . بعد به ادیان دیگر پرداخت . یهود آمدند. نصرانی ها آمدند مشرکین آمدند و اگر ادیان دیگری مثل صائبین و مجوس هم بودند با آنها هم پیمان بستند یک وحدت مثال زدنی در مدینه به وجود آمد. کار عمیق تری که کردند این بود که مسئله اخوت اسلامی رامطرح کردند پیمان برادری بین مسلمانها بین مهاجر و انصار بین افراد قبائل احکام سختی هم این پیمان دارد. پیمان برادری پیمان با احزاب پیمان با فرق و ادیان دیگر تبدیل کرد مدینه را به یک شهر متحد و نیرومند که در ظرف چند سال ۷ ۸ سال طول کشید که این مردم توانستند از یک شهرک کوچک تنه بزنند به امپراطوری های بزرگ دنیا. آن طرفشان امپراطوری روم بود و این طرفشان ایران بود و آن طرف تر حبشه بود دورتر هم چین و هند و جاهایی بود. اروپا در آن زمان در قرون وسطی و وحشی گری زندگی می کرد. سابقه نوع حکومتی که پیغمبر(ص ) آورد اصلا وجود نداشت . قدرتها بودند اما براساس زور و با تبعیض و فساد و تحمیل خواسته های خودشان مردم را مطیع خودشان کرده بودند. اما پیغمبر و اسلام این راه را بست مبنای سازمانی انسانی جامعه پیغمبر جامعه مدینه این بود که تربیت مومن عالم متخلق به اخلاق الهی است و این سرمایه اصلی بود . از لحظه ای که در آسمان باز شد بعد از ۵۰۰ سال که بسته بود برروی بشر جبرئیل آمد در حرا و اولین کلمات خدا را بر قلب پیامبر نشاند معیارها برای پیامبر و کسانی که بعد از او بودند روشن بود. سوره علق را بخوانید اقرا باسم ربک الذی خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک الاکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم ـ کلا ان انسان لیطغی ـ ان راه استغنی ـ در همین ۲ ۳ سطر افق حکومت آینده پیغمبر(ص ) روشن شد. انسانی که به اینها توجه کند و خدای خالق که اینقدر خالق و عالم است که از یک لخته خون بسته انسانی را تولید می کند که این انسان عالم کبیر است و عالم صغیر در زمین شبیه همه جهان . این آفرینش خداست . رب کریمی که به انسان قدرت فهم و نوشتن را داد.

الذی علم بالقلم ـ در جزیره العرب ارزش قلم چیزی نبود که کسی توجه کند. شروع کار این است که من دنبال انسانهای باسواد و تحصیل کرده و دانشمند هستم . بعد قدرت بزرگی که به دانش از همین کلمات بر می آید. دنبالش هم یک اخطاری می کند که همین انسانها اگر احساس بی نیازی بکنند و غرور آنها را بگیرد اینها اهل طغیان هستند.

اخطار می کند که شما در مقابل خودتان داوری دارید مثل خدا. ان الی ربک الرجعی .

هم در زمین وهم در آخرت . این داور با سنتی که دارد در بین شما به داوری عادلانه می پردازد و در قیامت هیچ چیز را از قلم نمی اندازد. مبادا متکبر بشوید مبادا غرور شما را بگیرد. مبادا بندگان خدا را ضعیف حساب بکنید. چون خدا داور است . خدا عمل می کند. هم به صورت سنتی و هم به صورت داوری خاص این از اولش . آیات دیگر آنچنان مسئله سواد و تحصیل و پیشرفت و توسعه را به رخ انسانها می کشد برمی گردد به داستان خلقت آدم آن روزی که خداوند خواست آدم را بیافریند و به ملائکه اطلاع داد مخلوق جدیدی می سازم ملائکه وقتی نگاه کردند به افقی که در اختیارشان بود دیدند در این آدم جنگ است خونریزی است . تعجب کردند و گفتند : شما که مخلوقی مثل ما دارید تقدیس می کنیم فساد نداریم چرا چنین مخلوقی را می سازید جوابی که خداوند به اینها می دهد می گوید : به خاطر علمشان و اثبات می کند که آدم از شماها عالم تر است و ملائکه قانع می شوند. ببینید. ابتدای خلقت ابتدای وحی پیغمبر(ص ) صحبت دانش و علم است . انسانی که با این روحیه باید جلو برود. جامعه اسلامی این را نشان می دهد. وقتی می خواهد قسم بخورد گاهی به آسمان گاهی به ماه گاهی به دریاها و منجمله به قلم سوگند می خورد. در جزیره العرب قلم چه ارزشی داشت که در مقابل این مقدسات عظیم خداوند به قلم قسم بخورد نون والقلم و مایسطرون ... به نوشته های و سطرهای نوشته انسانها سوگند. وقتی به صراحت می گوید لایستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون . انسانهای عالم و جاهل را نمی شود دریک ردیف دید. فضیلت علم بالاتر است . از این چیزها خیلی فراوان است که پیغمبر(ص ) دنبال چه جامعه ای بود. پیغمبر(ص ) مواظب بود هیچ حقی از هیچ انسانی در قلمرو حکومتش و بین خود افراد ضایع نشود این قدر مطلب داریم در اینجا که چند کتاب است و الحمدلله فراوان است و شما می توانید بخوانید. و آخرین حرکتی که خود پیغمبر(ص ) در روزهای آخر عمرشان کردند برای ما مثل خیلی خوبی است . شاید چند ساعت از عمر پیامبر(ص ) مانده بود که به کمک دیگران به زحمت از حجره به مسجد آمدند و ایستادند یا نشستند روی پله منبر و به مردم فرمودند من آمدم از شما خداحافظی بکنم و به شما می گویم اگر وعده ای به شما دادم و عمل نکردم الان بگویید. این خلف وعده من را نگذارید به آخرت بیفتد. اگر به کسی ستم کردم کسی از من طلبی دارد مطرح کنید که من طلب را بپردازم قیامت سخت است . من نمی خواهم مطالباتم به آخرت بیفتد.

این شخصیت این چنین بنیانی گذاشت ما امروز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون انسان را عاشق این دین می بینیم و هر روز هم رو به توسعه است .

در دو آیه و در دو سوره خداوند بر وحدت تکیه کرده است . در سوره آل عمران : واعتصموا به حبل الله جمیعا ولاتفرقوالله و ذکر وانعمت الله علیکم ... به ریسمان الهی که همین دین است متوسل شوید بر محور قرآن متحد شوید و متفرق نشوید و یادتان باشد که چقدر با هم متفرق بودید می جگیدید همدیگر را طرد می کردید می کشتید اسیر می گرفتید خداوند به نعمت خودش دلهای شما را به هم نزدیک کرد. اگر این نعمت را مراعات نکنید شما لب پرتگاه جهنم بودید. خداوند شما را نجات داد. مبادا کفران کنید. در سوره انفال که باز فضای جنگی حاکم است می فرماید از نعمت های خدا این است که الف بین قلوبهم . خداوند بین مسلمانها الفت ایجاد کرد. بعد به پیامبر می فرماید : لوانفظت فی الارض جمیعا ما الفت به ... اگر سرمایه زمین را جمع می کردی و می خواستی مردم را متحد کنی نمی توانستی این کار خدا بود که دل اینها را به هم نزدیک کرد. با معیارهای دینی شما را متحد کرد.

پیامبر(ص ) جامعه متحدی ساخت در سایه اتحاد. آن پیروزیهای عظیم را کشف کرد ولی روزهای آخر عمرشان پیامبر(ص ) احساس کردند که دارد این سرمایه ها از دست می رود. احساس کردند که امتشان دارند دچار تفرقه می شوند و دارند به هم به صورت رقیب و دشمن نگاه می کنند. حتما می دانید بعد از اینکه حادثه غدیر بود و وصی خودشان را معرفی کردند. آنقدر پیغمبر ناراحت بودند که نزدیکی آخر عمرشان یک بار رفتند بقیع به اسم اینکه برای مردگان بقیع مغفرت از خدا بخواهند. آنجا که رفتند اول سلام کردند و خطاب کردند به اصحابی که آنجا خوابیده بودند فرمودند گوارا باشد بر شما که آرامش دارید شما نیستید که ابرهای فتنه را ببینید برادرانتان و خواهرانتان را از هم جدا می کنند. اشک از چشمانشان جاری شد و بعد به بازوی علی ابن ابیطالب (ع ) که همراهشان بود تکیه دادند بر گشتند و در راه گفتند که من احساس می کنم عمرم تمام شده و نگران این امت هستم . این الگوی همه بشریت است . این عملش بهترین نمونه امت سازی و حکومت سازی و اداره ملت است . توانست از یک شهر کوچک دور افتاده یثرب این قدرت را بسازد در ظرف مدت کوتاهی . همین پیغمبری که در جنگ احزاب گرفتار بود و همه احزاب علیه او بودند و خنذق می کند با مشورت حضرت سلمان وقتی خودشان با تبر به سنگها می زدند که خندق بسازند و برقی جهید فرمودند من در این برق کاخ کسری را دیدم کاخ روم را دیدم . پیامبر با آن استحکام صحبت می کرد ولی وقتی که بوی تفرقه را دید و دید که آنها افتاده اند به جان هم آمد به مرده ها بشارت داد که آنها وضعشان خوب است و گوارا باشد برای شما وضع ما دارد بد می شود و می دانید که اتفاقاتی افتاد و چه شد. این پیغمبر(ص ) با این عظمت در مدت کمتر از ۱۰ سال این بنیان عظیم را ساخت و ما براساس این بنیان انقلابمان را شروع کردیم ما متناسب با روز همان کاری که پیغمبر(ص ) می کردند و توجهی که داشتند آوردیم در اصولمان و قانون اساسی مان و راهی که انتخاب کرده بودیم . من امروز در خطبه دوم خواهم گفت که ما وظیفه داریم سرمایه عظیمی که در کنار این درخت تنومند خون صدها هزار انسان بزرگوار ریخته آبیاری کرده و صدها هزار جانباز دارند رنج می برند و دهها هزار انسان عمرشان را در زندانها می گذراندند این یک سرمایه ارزان و آسانی نبوده که دست ما رسیده و ما حقیقتا باید فکر کنیم . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ـ ان الانسان لفی خسر ـ الالذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

خطبه دوم

آیت الله هاشمی رفسنجانی خطیب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام طی سخنانی اظهار داشت : کاظم یعنی کسی که غم و اندوه خودش رامی خورد و کظم غیض می کند و صابر کسی است که دائما در مقابل مصیبت صبر می کند و استقامت نشان می دهد و اینها از القاب مشخص امام هفتم است که داشته اند. چند خلیفه به ایشان ستم کردند اما بالاخره هارون الرشید ایشان را تبعید کردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها یعنی زیر زمین های تاریک و نمور و گرم در بغداد ایشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجیر حضرت را و تنهایی به پای ایشان زنجیر می بستند ولی حضرت موسی بن جعفر اظهار خوشحالی می کردند و می گفتند که همه عمرم از خداخواسته بودم که فراغت عبادت بمن بدهد و این وعده ای که خدا بما داده بود دعای ما مستجاب شد و امروز می توانیم همه وقتمان را صرف عبادت کنیم و بالاخره در همین شرایط این بزرگوار به شهادت رسیدند که خداوند انشاالله به همه ظالمین و جنایاتی که می کنند در دنیا و آخرت عقابش را نازل کند و به همه مظلومین و آنهائی که در راه حق به ظلم مبتلا می شوند خداوند صبر و اجر عنایت نماید.

اما تسلیت عرض می کنیم به همه انسانهای شیفته حق و به شما عزیزان پیروان این بزرگواران معصوم و مظلوم .

مساله دیگر ما بطور مختصر مساله کشتار مسلمانان در چین است که روزهای تلخی می گذرد بر مسلمانان چین و من در اینجا به دولت چین عرض می کنم دولت چین انتظار از او می رود که بتواند در مقابل مظالمی که به این مردم وارد می شود صبر کند. (شعار مرگ بر چین نمازگزاران ) در این لحظه آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به نمازگزاران گفت که آقایان من خواهش کردم به عنوان خطیب شما و جمعه شما شعار ندهید و من در خطبه های خود بخاطر شرایطی که می دانید در اینجا و اطراف خیابانها و کل این منطقه است خواهش می کنم شعار ندهید و بگذارید من که دارم می گویم مساله چین را. ما از دولت چین که آنرا یک دولت عاقلی می دانیم و در جهت توسعه کشورش دارد کار می کند ما نصیحت می کنیم و برادرانه نصیحت می کنیم و این به نفع آنها نیست . اینها می دانند یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان در دنیا هست و نزدیک ۶۰ کشور مستقل وجود دارد که در همه دنیا مسلمانان حالا هویت و شخصیت دارند و همه اینها دلشان مرتبط با مسلمانانی که امروز در چین مورد ستم قرار می گیرند چین ملاحظه کند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنیای اسلام با دولتهای مسلمان در نظر بگیرد و انشاالله ما از این به بعد شاهد چنین ظلمی در چین و جاهای دیگر نسبت به مسلمانان نباشیم . مسائل عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههای گذشته است که آنجا خونریزی و فساد و درگیری است که انشاالله روزی اصلاح شود.

اما مساله خود ما و بحثهایی که درباره خودمان بخواهیم بکنیم که گفتم این قسمت دوم یا سوم حرفهای من است . خب الحمدلله در انتخاباتی که انجام شد و تمام شد ما خیلی خوب شروع کردیم رقابت خوبی شکل گرفت مقدمات خوب انجام شد. یک رقابتی بود که چهار نفری که از نظر شورای نگهبان صالح تشخیص داده شده بودند آمدند رقابت کردند رقابت راهم خوب انجام می دادند و مردم امیدوار شدند و آزادی کامل در انتخابات و حضور بی سابقه ای واقعا از خودشان نشان دادند و در این شرایط که همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ما بود که این افتخار را ما باید بمردم بدهیم یعنی این حق مردم است و مردم بودند که خوب آمدند و رکورد حضوری پای صندوقها را مردم شکستند و باید همه ما از این مردم متشکر باشیم که در این زمانی که هیچ کشوری به این اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند و این بسیار ارزشمند بود. ایکاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت و امروز ما سربلندترین شرایط را و نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد. و در دنیا می توانستیم داشته باشیم ولی آنطوریکه می خواستیم نشد که حالا من عرض می کنم اساس مساله اینست که من گفتم ما چه می خواستیم گفتم که قسمت دوم اینست که بگویم انقلاب چه می خواهد شما این حرف هایی که از من می شنوید از کسی دارید می شنوید که از پیش و لحظه شروع مبارزات که امام راحلمان آغاز کردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پیش است و تا امروز. ما می دانیم که امام چه می خواستند و می دانیم که اساس تفکر امام چه بود. امام حتی در مبارزاتشان وقتی پیشنهادی می آمد که مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و یا با فلان حزب همکاری کنیم امام می فرمودند آنچه که من می خواهم مردمند. شما هر چه می توانید کار کنید تا دل مردم را با مبارزات آشنا کنید و به ما طلبه ها می فرمودند که شماها رسالتتان اینستکه بروید منبر و مسجد و حسینیه ها و روستاها بروید و توضیح بدهید که ماها چه می خواهیم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چیز داریم . مخالفتی نمی کردند که گروهها احزاب هم مبارزه کنند ولی آنی که انقلاب اسلامی بود همان راه پیغمبر بود که اول مردم را با میل خودشان و اختیار خودشان و اعتقاد خودشان پای کار بیاورند . این هنر بزرگ امام بود که موفق هم شدند . کمتر از ۲۰ سال طول کشید که مردم آنچنان آگاه شدند خب هزینه ای هم پرداختیم شهید دادیم زندانی دادیم تبعید امام را داشتیم و خیلی چیز داشتیم ولی سودمان خیلی بیشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند که شما و آنهائی که سنشان اقتضا می کند می دانند که یکی دو سال آخر مردم چطور به خیابانها آمدند و همین خیابانهای پر از نیروهای حامی امام و معتقد و همراه امام کمر دولت بسیار مغرور و متکبر رژیم پهلوی را که آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب کمک می گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر کاری که می خواست می توانست بکند ولی این مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت که ول کردند و رفتند و اینطور پیروز شدیم .

بعد از انقلاب هم ما با امام تقریبا روزانه کار می کردیم . امام مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود. اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود و یک روایتی من از زمان امام شنیدم . آنموقع نپرسیدم که سندش کجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پیداکردم . روایت جالبی است که مبنای استدلال امام بود البته خیلی بیش از اینهاست ایشان هم منابع فقهی و قرآنی فراوان دارند و این روایت هم خیلی صریح است و نقشی که امام بمردم می دادند و من آن روایت را یادداشت کردم و از کتاب کشف المحجم سید ابن طاووس که یکی از علمای بسیار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصیت بسیار عظیمی است خواهش می کنم به این روایت توجه کنید. این مبنای تفکر نه اینکه این فقط ... این صریح ترین روایت است که خود حضرت علی بن ابیطالب می فرماید یک روز پیغمبر در همان روزهایی که عرض کردم پیغمبر مهموم و نگران آینده بود در سال آخر عمرش آنرا به علی بن ابیطالب گفته . یا بن ابیطالب لک ولا امتی . این بعد از غدیر است یعنی تو ولی این امت هستی و ولایت مال توست چیزیکه خدا به تو داده است . بعد می فرماید : فان ولوک فی عافیه و اجمعواعلیک بالرضا فقم بامرهم . اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند به تو این سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبی است تام نمی شود. یعنی به اندازه کافی و لااقل اکثریت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذیر و متولی امر شو و کارشان را اصلاح کن و ادامه بدهید و قسمت بعدی می گوید و ان اختلفواعلیک اگر دیدی اختلاف کردند و نیامدند آن مقداری که باید بیایند با تو وان اختلفواعلیک فدعهم ولشان کن بما فیه بگذارند کاری که می خواهند بکنند بکنند خودشان می دانند. وان الله سیجعل لک مخرجا. و خداوند برای تو راهی پیدا می کند که به اهدافت برسی . این روایت از روایات معتبر است .

ناقل آنهم و سند معتبری راهم ارائه می کند سید بن طاووس نه اینکه ما فقط این روایت را داریم بلکه خیلی داریم . کتاب داریم کتابها داریم و من فقط یک روایت صریحی را خواندم . مبنا این بوده مبنای حکومت پیغمبر این بوده که ما در جمهوری اسلامی بناشد اینکار را بکنیم . بنا شد با این مردم باشیم و این مردم هم خیلی خوب آمدند و بر اساس همین تفکر امام روزی که امام مهندس بازرگان را به عنوان رئیس دولت موقت معرفی کردند ما هنوز دولت را تحویل نگرفته بودیم و هنوز بختیار اینجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند که کارها را بمردم بدهیم و در حکمی که به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببینید همان روز ایشان می گوید اولویت شما اینستکه اولا دوره شورای انقلاب راکوتاه کنید یعنی زودتر مجلس را تشکیل دهید و قانون اساسی را بنویسید.

که از آن به بعد مردم با قانون اساسی جدید زندگی کنند و وقتی که قانون اساسی را تهیه می کردیم قبل از اینکه به مجلس خبرگان بدهیم امام روی آن نظر دادند و آن اصولی که مربوط به مردم می شد ایشان تقویت کردند. شوراها را دیگران مطرح کرده بودند اما امام آنها را تقویت کردند و کار را به مردم دادند . بعدا ما وقتی کشورهای دیگر را می دیدیم آنها می گفتند ما تعجب می کنیم الجزایر می گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسی را نوشتیم و شما چطور به این زودی و نسنجیده می روید اینکارها را انجام می دهید و ما می گفتیم چون با قدرت مردم پیروز شدیم و می دانیم این مردم از انقلابشان و از دینشان حمایت می کنند نگرانی نداریم و درست هم بود. شماها می دانید که از لحاظ قانون اساسی همه چیز کشور ما به رای مردم است . از رهبری بگیرید که باید مردم خبرگان را انتخاب کنند یعنی مخلوق رای مردم . رئیس جمهور را مردم باید مستقیم انتخاب کنند مجلس را باید مردم مستقیم انتخاب کنند و مردم باید اعضای شوراها را مستقیم انتخاب کنند و افرادی که بعد از اینها سمت می گیرند به اتکا رای مردم است . یعنی این مردم هستند و این حکومت دینی است این جمهوری اسلامی یک لفظ تشریفاتی نیست . هم « جمهوری » است و هم « اسلامی » است . (تکبیر نمازگزاران )

جمهوری اسلامی یک لفظ نیست بلکه یک واقعیتی است که از عقاید ما از قرآن ما از روایات ما و از ائمه ما و از پیغمبر ما بما رسیده و ما به آن اعتقاد داریم و این دو تا باید با هم باشد. مطمئن باشید که اگر یکی از این دو تا آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم اگر « اسلامی » نباشد اصلا داریم به بیابان و بیراهه می رویم و اگر « جمهوری » نباشد اصلا قابل تحقق نیست . آنجائیکه مردم نباشند رای مردم نباشد آن حکومت اسلامی نیست و به همان دلیل که عرض کردم و به همان دلیل که علی بن ابیطالب ۱۹ سال خانه نشین بود و وقتی که دوباره مردم آمدند و به قول علی بن ابیطالب مثل یال اسب و موهای یال اسب در خانه اش تراکم جمعیت بود آنموقع علی بن ابیطالب پذیرفت و می پذیرد با آن مشکلاتش و راه ما این بوده و ما باید به اینجا برسیم و روز به روز هم باید آنرا تقویت کنیم و این انتخاباتی که انجام دادیم اگر مشکلاتی در آن پیش نمی آمد ما در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامی بر می داشتیم . من الان نمی خواهم بگویم برنداشتیم می خواهم بگویم چرا اینطور شد آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم اینستکه اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید. (تکبیر نمازگزاران ) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم . (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تائیدتان کافی است )

این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم . امروز الان تلخ است یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری ) پیش آمد دوران تلخی است و من فکر نمی کنم هیچکس از همه جریانات همه دلشان نمی خواست اینطوری شود و الان همه ضرر کردیم که چرا اینطور باید بشود. ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم کشورمان باید متحد در مقابل اینهمه خطری که ما را تهدید می کند و امروز باج خواهی آنها بیشتر شده و دارند جلو می آیند که این زحمت طولانی ما را در بدست آوردن هایتک ها و بخصوص هسته ای و امثالهم را از دست ما بگیرند که البته خداوند به اینها مهلت نمی دهد ولی آنها به هوس افتاده اند و من فکر می کنم برادران من خواهران من و همه جریانها بنده را شما اولا می شناسید من هیچوقت از این تریبون . نخواسته ام جناحی استفاده کنم و همیشه فراجناحی حرف زده ام و من نظر به هیچ طرف الان ندارم ولی نظرم اینست که همه ماها باید فکر کنیم و راهی پیداکنیم که متحد هم کشورمان را به پیش ببریم و هم از این آثار بد و خطرناکی که در کینه هایی که دارد بروز می کند از این نجات پیداکنیم و هم دشمنانمان را مایوس کنیم که چشم طمع بما نبندند. چکار باید بکنیم تا این اتفاق بیافتد.

چند تا پیشنهاد به ذهن من می رسد که البته این پیشنهادها را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فکرشان من اعتماد دارم مطرح کردم و به این جا رسیدیم و من اینها را عرض می کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مساله مهم ما اینستکه آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم .

یک : ما باید همه چه نظام حکومت دولت مجلس نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم یعنی معترضان همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم . ما اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی ندارد. و باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و همه قانع باشیم . حالا هرچه شد با این قانون حالا اگر کسانی از بعضی قوانین دل خوشی ندارند باید بعدا سعی کنند که قوانین اصلاح شود و هر وقت که لازم است این اشکالاتی که دیده شده یکروزی حل می شود ولی بیائیم چارچوب را قانون قرار دهیم و همه آنرا بپذیرند.

دوم : اینکه بگونه ای عمل کنیم که آن اعتماد را البته یک روز و یک شب نمی شود و یک جریان نسبتا طولانی است و باید انجام بدهیم باید یک فضایی بوجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقی و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاکم باشد البته عمده اینکار مال صدا و سیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه ها هم باید اینکار را بکنند و بحثها باید منطقی باشد برادرانه خواهرانه بنشینند با هم حرف بزنند و دلیلش را بگوید و آنهم دلیلش را بگوید و بالاخره مردم در این بین خودشان می فهمند و آخرش هم می توان از مردم پرسید و طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم متاسفانه از این فرصتی که رهبری انقلاب دادند به شورای نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند که بروید عقلا را و موجهین را بیاورید بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنیم استفاده خوبی نشد و من هم الان نمی خواهم بگویم تقصیر کی بود که نشد ولی نشد (تکبیر نمازگزاران )

ما حالا از آن مرحله گذشته ایم و الان مرحله دیگری است و من فکر می کنم برای آینده و برای اتحاد ما و برای جلوگیری از خطر نظام و برای حفظ این ارزشهایی که انقلاب خلق کرد برای این بنای باشکوهی که امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمی که در این راه تلاش کردند و رزمندگان ما برای ما مانده برای نسل سوم و چهارم و بعد بماند در این مقطع ما می توانیم این حرکات را انجام دهیم و اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره و مذاکره و مباحثه و استدلال باز باشد شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم . در این فاصله باید یک کارهای دیگری بکنیم . لازم نیست در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان هست در زندان داشته باشیم . اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده هایشان بازگردند. (تکبیر نمازگزاران )

نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما ما را سرزنش کنند شماتت کنند به ما بخندند برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم و مساله بعدی ما اینست که آسیب دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد باید همدردی و دلجوئی بشود آنهائی که عزا دارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و اینکار شدنی است . کسانیکه وفادار به انقلاب باشند و ببینند که نظام به سراغشان می رود آنها زود می توانند با دل و جانشان با ما همراهی کنند و اینکار را باید انجام دهیم و از آنان دلجوئی کنیم و با سعه صدر اینجا دیگر لازم نیست که ما عجله داشته باشیم لازم نیست در اینجا خودمان را گرفتار کنیم . بگذاریم رسانه هایمان بالاخره این رسانه ها با معیارهای قانونی اجازه گرفته اند محدودشان نکنیم و در حد قانون زیرا ملاک و چارچوب قانون است که نه رسانه ها انتظار داشته باشند بیشتر از اجازه قانونی عمل کنند و نه نظام از آنها توقع کند که حق قانونی آنها را ندیده بگیرند و همه با هم بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تائیدی هر دوی آن بوجود بیاید و من فکر می کنم اگر این فضا را مسئولان ما و نیروهای انتظامی ما و نظامی ما و امنیتی ما انجام بدهند ما همه عضو یک خانواده هستیم و همه آسیب دیده در راه انقلاب هستیم و همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس سرمایه گذاری کردیم و همه ما شهید در گلزارهای شهدا داریم همه ما جانباز در منزل خودمان داریم چرا باید یکجوری باشد که دیگران از راههای دور بیایند و برای ما نسخه بپیچند ما خودمان هستیم . یعنی ما اینقدر عاقل نیستیم ما این مبانی را نداریم ما تجربه سی سال اداره کشور را نداریم ما علما را نداریم مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع حوزه های علمیه در خدمت بوده اند چرا باید بعضی از آنها برنجند باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم باید آنها را پشتیبان بدانیم باید به آنها متکی باشیم همه ما و این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم فراهم کنیم من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت متاسفانه بخوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همرزمی و همراهی و رقابت سالم و هر کسی را که مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو نمازگزاران )

خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفیق بدهد که محفوظ باشید و همیشه با همین روحیه در صحنه باشید از شما خیلی ممنون هستم .
بازخوانی خطبه های نماز جمعه ۲۶ تیر ماه به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی
اشتراک
Donbaleh بالاترین Facebook Google Buzz Twitter Delicious پنجشنبه, ۲۴ تیر, ۱۳۸۹چکیده : اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام سال گذشته در 26 تیرماه خطبه های نمازجمعه ای تاریخی را قرائت کردند.پس از گذشت یک سال خطبه های این نمازجمعه را بازخوانی می کنیم.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام سال گذشته در ۲۶ تیرماه خطبه های نمازجمعه ای تاریخی را قرائت کردند.

امروز پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی متن کامل این خطبه ها را در سایت خود قرار داده است .مشروح این خطبه ها به شرح ذیل است:

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین والصلواه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین . اعوذباله من الشیطان الرجیم ـ لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیهما عنتم حریص علیهم بالمومنین رئوف الرحیم .

اوصیکم عبادی الله بتقوی الله فانه من یتق الله یفکر عنه سیئاته یعظم له اجرا

امیدواریم که خداوند هیچیک از مسلمانان را از لطف و مرحمتش و روحیه تقوا و وظیفه شناسی محروم نفرماید و ملکه تقوا همیشه در وجودمان تقویت شود.

قبل از اینکه بحثهای خطبه نماز جمعه را آغاز کنم لازم می دانم که به نمازگزارانی که امروز در دانشگاه تهران و اطراف دانشگاه در خیابانها حضور دارند یک تذکر اساسی بدهم و آن اینکه مواظب باشید که جایگاه نمازجمعه و قداست نمازجمعه با اظهارات و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد آلوده نشود. این جایگاه تقدس سرمایه عظیم همه دوران تاریخ اسلام بوده و امروز در کشور ما جزو مهم ترین میدانهای حضور فضایل اسلامی و انسانی است و ما در آستانه سالگرد نمازجمعه هم هستیم و نمازجمعه امروز بی شباهت به نمازهای جمعه ای که در هفته های اول انقلاب شروع شد و آیت الله طالقانی اقامه نماز می کردند و جمع زیادی از همه سلیقه ها در آن نمازها شرکت می کردند چنین است و ان شاالله ما بتوانیم از این اجتماع امروز برای آینده بهتر کشورمان و حل مشکلاتمان و ایجاد وحدت و همدلی و همراهی و حرکت در جهت اهداف انقلاب اسلامی است که همان حرکت در جهت راهی است که پیغمبر اکرم (ص ) از طریق آسمان برای ما آورده اند حرکت بکنیم . ان شاالله با صبر و تحمل و هوشیاری این نتیجه به دست می آید.

من سه بخش اساسی در صحبتم دارم بخش اول در توضیحی اساسی بر معیارهای اسلامی و اصول اسلامی است که این روزها احساس می شود دشمنان اسلام درصددند حقانیت اسلام را و صلاحیت مدیریت اسلام را در زمان ما زیر سئوال ببرند که البته موفق نمی شوند اما ما وظیفه توضیح و تبیین داریم که این قسمت را در قالب مسئله بعثت عرض می کنم . چون ما در آستانه حلول سالگرد بعثت پیغمبر اکرم (ص ) هستیم و معمولا خطبه را در این شرایط ما درباره آن موضوعات اساسی عرض می کنیم ضمن اینکه ادامه بحثهای قرآنی هفته های گذشته مان هم هست . یادتان هست که من در خطبه های اول یکی دو سال اخیر درباره شکل گیری نظام بر اساس قرآن صحبت می کردم و رسیدیم در آن بحثها از عبادت شروع کردیم و از عبادت به نماز رسیدیم و از نماز عبور کردیم به مسجد رسیدیم دو خطبه هم درباره مسجد خواندم که ارتباطی با این خطبه امروز من هم دارد یعنی هم ادامه بحثهای دو سال اخیر است و هم متناسب با بعثت پیغمبر اکرم (ص ). سعی می کنم مختصر عرض کنم .

بحث دوم صحبتم انقلاب است که مردم برای آن جهاد کردند و امام راحل ما بنیانگذار و موسس بودند و این همه خونهای مقدس پای این شجره مبارک ریخته شده . من بخشی از اهداف و اصول انقلاب رابرای نسل امروز عرض می کنم که بدانند ما از اول با چه نیتی شروع کردیم و به کجا می رویم و بحث سوم را می پردازم به مسائل روزمان و شرایطی که الان در آن هستیم کمی این راتوضیح می دهم و ان شاالله راه کاری راه علاجی برای شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم عرض می کنم . البته اینها نظر خودم خواهد بود امیدوارم که بقیه مسئولین هم روی همین مسئله فکر بکنند و راهی پیدا بشود که ما با همان ابهت وحدت و همدلی که آغاز کریم و پیروز شدیم و تا اینجا رسیدیم آینده راهم بتوانیم برای نسل های بعدی هم ترسیم بکنیم و بپیمائیم . این اسکلت بحثهای دو خطبه من است . از بعثت شروع می کنم . آیه ای که اول صحبتم خواندم آخر سوره توبه است پیغمبر(ص ) را معرفی می کند و می فرماید : لقد جائکم رسول من انفسکم . یک فرستاده ای از سوی خدا آمد که از خودتان است یعنی از جنس بشر است و توده خود مردم است . دو سه صفت پیغمبر(ص ) را رویش تکیه می کند. عزیز علیهما انتم از خودتان است . دوم این است که اینقدر به شما مهربان است که هر چه که بر شما مشکل است او هم برایش مشکل است و سخت است . یعنی مثل خود ما و خود شما در جریان زندگی شما در غم و شادی شما شریک است . عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحیم . و قلبی دارد مملو از رافت و رحمت برای نیروهای اسلامی که در خطه تاریخ اسلام قرار می گیرند. این پیامبر است . من می خواهم عرض کنم شما یادتان است که من بحثم در آن خطبه ها این بود که نظام چگونه شکل گرفت . یکی از معجزات بزرگ پیغمبر(ص ) در آن زمان این بود که موفق شد در آن دوران عجیب در یک منطقه کاملا جاهلی که یک مکتب خانه هم نبود و تعداد باسوادهایی که بنویسند و بخوانند به اندازه تعداد انگشتان دست و پا بود تاسیس یک مکتبی را در آن جامعه داشته باشد که این مکتب بعد از ۱۴۰۰ سال هم امروز قوی ترین مکتب انسانی دنیا است و برای آینده تا قیامت هم باید همه دنیا را اداره کند و این کار از یک انسان معمولی ظاهری درس نخوانده تحصیل نکرده و بدون سابقه حکومتداری و بدون حرفه ای که دیگران در این راه داشتند با راهنمایی خدا که از طریق جبرئیل امین انجام می شد و با امانتی که در شخص خود پیغمبر(ص ) بود که آن روز قبل از آمدن اسلام به نام امین در مکه شناخته می شد این شرایط را حضرت رسول اکرم (ص ) داشتند و با این شرایط توانستند این کار عظیم راشکل بدهند . جریان هم خیلی معلوم است در خطبه های قبل گفتم در ۱۳ سالگی که در مکه بودند بیشتر به سازندگی کادر خودشان و نیروهای اصلی شان و دست اولشان پرداختند چون آن جا اصلا زمینه کار حکومتی و اجتماعی وسیع نبود و اصول دینشان را و افکار الهی را و آنچه که لازم بود به این مردم تحویل دادند و بعد از آن در دو سال آخر راهشان به خارج از مکه باز شد و شهرت افکار پیغمبر(ص ) به مدینه رسید. مدینه هم شهر کوچکی بود ولی گرفتار اختلاف و تفرقه در جنگ داخلی بود. قبایل با هم می جنگیدند آنجا یهود نیرومند بودند اقتصاد و فرهنگ مدینه دست آنها بود. نصاری جریان بی زحمتی بود. مشرکین هم بودند. مردم بومی هم امیون به آنها می گفتند. اینها هم در جنگ داخلی اوس و خزرج و چندین قبایل دیگر زندگی بسیار تلخی داشتند اینها از دور با افکار پیامبر آشنا شدند. در ایام حج در منا نمایندگانشان با پیامبر(ص ) آشنا شدند با ایشان مباحثه کردند روشن شدند مسلمان شدند با پیغمبر(ص ) بیعت کردند و نماینده ای از پیغمبر(ص ) گرفتند دین را معرفی کند بردند و سال سیزدهم ۷۰ نفر از همه قبائل آمدند برای بیعت با پیغمبر(ص ) . آن بیعت افکار حکومتی پیغمبر(ص ) را مطالبات پیغمبر با مردم را مطالبات مردم از پیغمبر(ص ) را در آن انسان می بیند. به هر حال نتیجه این شد که در مدینه زمینه ای مهیا شد و پیغمبر(ص ) با آن شکلی که مطلع هستید بعد از لیله المبیت فرار کردند و به مدینه رفتند و در قبا متوقف شدند و در انتظار آمدن علی ابن ابیطالب بودند و آنها خودشان را به پیامبر(ص ) رساندند. مردم مدینه معمولا منتظر بودند هر روز در دروازه جنوبی مدینه می ایستادند منتظر بودند پیامبر(ص ) به آنها برسد پیامبر هم چشمشان به راه بود تا علی ابن ابیطالب (ع ) برسد. در همین چند روزی که در قبا بودند اینجا مربوط می شود به بحث گذشته من اولین کارشان این بود که پایگاه اساسی خودشان را مسجد قبا را ساختند و با آمدن علی (ع ) و دوستان نزدیک دیگر حرکت به مدینه کردند. به محض ورود به مدینه اولین کارشان این بود که باز پایگاهی بسازند که با مردم سر و کار داشته باشد و مسجد را در مدت کوتاهی اولا زمین حلالی پیدا کردند و با مشارکت مردم که مصالح می آوردند در مدت کوتاهی ساختند. خود پیغمبر(ص ) مثل مردم دیگر در آوردن مصالح کار می کرد خانمها شب مصالح می آوردند آقایان روز مسجد می ساختند البته مسجد به شکلی که ما حالا در ذهنمان هست نبود دیواری نسبتا کوتاه و سقفی با چوب و حصیر و زمینی با سنگ ریزه ها مفروش و در کنار آن هم چند حجره ساختند که پیغمبر و یاران نزدیکشان آنجا زندگی می کردند. آنجا پایگاه حکومتی پیغمبر(ص ) بود و از این به بعد گروه گروه مردم مدینه می آمدند با پیغمبر(ص ) بیت می کردند شرط خودشان را می گفتند پیغمبر(ص ) هم مطالبات خودشان را می گفتند و در چنین شرایطی توانستند آن افکار اصیل اسلام را برای مردم توضیح بدهند نتیجه این شد زمینه حرکت حکومتی پیغمبر(ص ) همان سال اول در مدینه شکل گرفت آنچه که رویش می شود تکیه کنیم از افکار اسلامی دو چیز است یکی خدا و دیگری مردم و واسطه مردم و خدا هم یک انسانی از جنس مردم که با مردم پیام را بیاورد.

شما قرآن را که نگاه بکنید کلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد می بینید به کار رفته و کلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ ۵۰۰ مورد و مشتقاتش به کار رفته اساس این است . یعنی پیامبر(ص ) سروکارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود.

با مردم وفادار کشورشان را اداره کردند دشمنانشان را سر جای خودشان نشاندند و کار مهم ترشان ایجاد الفت و وحدت بود. پیغمبر(ص ) اولین مسئله شان این شد که مدینه را متحد کند. با قبائل مدینه پیمان بست که آن پیمان خواندنی است . ان شاالله آنها که اهل تحقیق هستند این پیمانها را بخوانند. ببینید چی گنجانده شده . بعد به ادیان دیگر پرداخت . یهود آمدند. نصرانی ها آمدند مشرکین آمدند و اگر ادیان دیگری مثل صائبین و مجوس هم بودند با آنها هم پیمان بستند یک وحدت مثال زدنی در مدینه به وجود آمد. کار عمیق تری که کردند این بود که مسئله اخوت اسلامی رامطرح کردند پیمان برادری بین مسلمانها بین مهاجر و انصار بین افراد قبائل احکام سختی هم این پیمان دارد. پیمان برادری پیمان با احزاب پیمان با فرق و ادیان دیگر تبدیل کرد مدینه را به یک شهر متحد و نیرومند که در ظرف چند سال ۷ ۸ سال طول کشید که این مردم توانستند از یک شهرک کوچک تنه بزنند به امپراطوری های بزرگ دنیا. آن طرفشان امپراطوری روم بود و این طرفشان ایران بود و آن طرف تر حبشه بود دورتر هم چین و هند و جاهایی بود. اروپا در آن زمان در قرون وسطی و وحشی گری زندگی می کرد. سابقه نوع حکومتی که پیغمبر(ص ) آورد اصلا وجود نداشت . قدرتها بودند اما براساس زور و با تبعیض و فساد و تحمیل خواسته های خودشان مردم را مطیع خودشان کرده بودند. اما پیغمبر و اسلام این راه را بست مبنای سازمانی انسانی جامعه پیغمبر جامعه مدینه این بود که تربیت مومن عالم متخلق به اخلاق الهی است و این سرمایه اصلی بود . از لحظه ای که در آسمان باز شد بعد از ۵۰۰ سال که بسته بود برروی بشر جبرئیل آمد در حرا و اولین کلمات خدا را بر قلب پیامبر نشاند معیارها برای پیامبر و کسانی که بعد از او بودند روشن بود. سوره علق را بخوانید اقرا باسم ربک الذی خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک الاکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم ـ کلا ان انسان لیطغی ـ ان راه استغنی ـ در همین ۲ ۳ سطر افق حکومت آینده پیغمبر(ص ) روشن شد. انسانی که به اینها توجه کند و خدای خالق که اینقدر خالق و عالم است که از یک لخته خون بسته انسانی را تولید می کند که این انسان عالم کبیر است و عالم صغیر در زمین شبیه همه جهان . این آفرینش خداست . رب کریمی که به انسان قدرت فهم و نوشتن را داد.

الذی علم بالقلم ـ در جزیره العرب ارزش قلم چیزی نبود که کسی توجه کند. شروع کار این است که من دنبال انسانهای باسواد و تحصیل کرده و دانشمند هستم . بعد قدرت بزرگی که به دانش از همین کلمات بر می آید. دنبالش هم یک اخطاری می کند که همین انسانها اگر احساس بی نیازی بکنند و غرور آنها را بگیرد اینها اهل طغیان هستند.

اخطار می کند که شما در مقابل خودتان داوری دارید مثل خدا. ان الی ربک الرجعی .

هم در زمین وهم در آخرت . این داور با سنتی که دارد در بین شما به داوری عادلانه می پردازد و در قیامت هیچ چیز را از قلم نمی اندازد. مبادا متکبر بشوید مبادا غرور شما را بگیرد. مبادا بندگان خدا را ضعیف حساب بکنید. چون خدا داور است . خدا عمل می کند. هم به صورت سنتی و هم به صورت داوری خاص این از اولش . آیات دیگر آنچنان مسئله سواد و تحصیل و پیشرفت و توسعه را به رخ انسانها می کشد برمی گردد به داستان خلقت آدم آن روزی که خداوند خواست آدم را بیافریند و به ملائکه اطلاع داد مخلوق جدیدی می سازم ملائکه وقتی نگاه کردند به افقی که در اختیارشان بود دیدند در این آدم جنگ است خونریزی است . تعجب کردند و گفتند : شما که مخلوقی مثل ما دارید تقدیس می کنیم فساد نداریم چرا چنین مخلوقی را می سازید جوابی که خداوند به اینها می دهد می گوید : به خاطر علمشان و اثبات می کند که آدم از شماها عالم تر است و ملائکه قانع می شوند. ببینید. ابتدای خلقت ابتدای وحی پیغمبر(ص ) صحبت دانش و علم است . انسانی که با این روحیه باید جلو برود. جامعه اسلامی این را نشان می دهد. وقتی می خواهد قسم بخورد گاهی به آسمان گاهی به ماه گاهی به دریاها و منجمله به قلم سوگند می خورد. در جزیره العرب قلم چه ارزشی داشت که در مقابل این مقدسات عظیم خداوند به قلم قسم بخورد نون والقلم و مایسطرون ... به نوشته های و سطرهای نوشته انسانها سوگند. وقتی به صراحت می گوید لایستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون . انسانهای عالم و جاهل را نمی شود دریک ردیف دید. فضیلت علم بالاتر است . از این چیزها خیلی فراوان است که پیغمبر(ص ) دنبال چه جامعه ای بود. پیغمبر(ص ) مواظب بود هیچ حقی از هیچ انسانی در قلمرو حکومتش و بین خود افراد ضایع نشود این قدر مطلب داریم در اینجا که چند کتاب است و الحمدلله فراوان است و شما می توانید بخوانید. و آخرین حرکتی که خود پیغمبر(ص ) در روزهای آخر عمرشان کردند برای ما مثل خیلی خوبی است . شاید چند ساعت از عمر پیامبر(ص ) مانده بود که به کمک دیگران به زحمت از حجره به مسجد آمدند و ایستادند یا نشستند روی پله منبر و به مردم فرمودند من آمدم از شما خداحافظی بکنم و به شما می گویم اگر وعده ای به شما دادم و عمل نکردم الان بگویید. این خلف وعده من را نگذارید به آخرت بیفتد. اگر به کسی ستم کردم کسی از من طلبی دارد مطرح کنید که من طلب را بپردازم قیامت سخت است . من نمی خواهم مطالباتم به آخرت بیفتد.

این شخصیت این چنین بنیانی گذاشت ما امروز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون انسان را عاشق این دین می بینیم و هر روز هم رو به توسعه است .

در دو آیه و در دو سوره خداوند بر وحدت تکیه کرده است . در سوره آل عمران : واعتصموا به حبل الله جمیعا ولاتفرقوالله و ذکر وانعمت الله علیکم ... به ریسمان الهی که همین دین است متوسل شوید بر محور قرآن متحد شوید و متفرق نشوید و یادتان باشد که چقدر با هم متفرق بودید می جگیدید همدیگر را طرد می کردید می کشتید اسیر می گرفتید خداوند به نعمت خودش دلهای شما را به هم نزدیک کرد. اگر این نعمت را مراعات نکنید شما لب پرتگاه جهنم بودید. خداوند شما را نجات داد. مبادا کفران کنید. در سوره انفال که باز فضای جنگی حاکم است می فرماید از نعمت های خدا این است که الف بین قلوبهم . خداوند بین مسلمانها الفت ایجاد کرد. بعد به پیامبر می فرماید : لوانفظت فی الارض جمیعا ما الفت به ... اگر سرمایه زمین را جمع می کردی و می خواستی مردم را متحد کنی نمی توانستی این کار خدا بود که دل اینها را به هم نزدیک کرد. با معیارهای دینی شما را متحد کرد.

پیامبر(ص ) جامعه متحدی ساخت در سایه اتحاد. آن پیروزیهای عظیم را کشف کرد ولی روزهای آخر عمرشان پیامبر(ص ) احساس کردند که دارد این سرمایه ها از دست می رود. احساس کردند که امتشان دارند دچار تفرقه می شوند و دارند به هم به صورت رقیب و دشمن نگاه می کنند. حتما می دانید بعد از اینکه حادثه غدیر بود و وصی خودشان را معرفی کردند. آنقدر پیغمبر ناراحت بودند که نزدیکی آخر عمرشان یک بار رفتند بقیع به اسم اینکه برای مردگان بقیع مغفرت از خدا بخواهند. آنجا که رفتند اول سلام کردند و خطاب کردند به اصحابی که آنجا خوابیده بودند فرمودند گوارا باشد بر شما که آرامش دارید شما نیستید که ابرهای فتنه را ببینید برادرانتان و خواهرانتان را از هم جدا می کنند. اشک از چشمانشان جاری شد و بعد به بازوی علی ابن ابیطالب (ع ) که همراهشان بود تکیه دادند بر گشتند و در راه گفتند که من احساس می کنم عمرم تمام شده و نگران این امت هستم . این الگوی همه بشریت است . این عملش بهترین نمونه امت سازی و حکومت سازی و اداره ملت است . توانست از یک شهر کوچک دور افتاده یثرب این قدرت را بسازد در ظرف مدت کوتاهی . همین پیغمبری که در جنگ احزاب گرفتار بود و همه احزاب علیه او بودند و خنذق می کند با مشورت حضرت سلمان وقتی خودشان با تبر به سنگها می زدند که خندق بسازند و برقی جهید فرمودند من در این برق کاخ کسری را دیدم کاخ روم را دیدم . پیامبر با آن استحکام صحبت می کرد ولی وقتی که بوی تفرقه را دید و دید که آنها افتاده اند به جان هم آمد به مرده ها بشارت داد که آنها وضعشان خوب است و گوارا باشد برای شما وضع ما دارد بد می شود و می دانید که اتفاقاتی افتاد و چه شد. این پیغمبر(ص ) با این عظمت در مدت کمتر از ۱۰ سال این بنیان عظیم را ساخت و ما براساس این بنیان انقلابمان را شروع کردیم ما متناسب با روز همان کاری که پیغمبر(ص ) می کردند و توجهی که داشتند آوردیم در اصولمان و قانون اساسی مان و راهی که انتخاب کرده بودیم . من امروز در خطبه دوم خواهم گفت که ما وظیفه داریم سرمایه عظیمی که در کنار این درخت تنومند خون صدها هزار انسان بزرگوار ریخته آبیاری کرده و صدها هزار جانباز دارند رنج می برند و دهها هزار انسان عمرشان را در زندانها می گذراندند این یک سرمایه ارزان و آسانی نبوده که دست ما رسیده و ما حقیقتا باید فکر کنیم . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ـ ان الانسان لفی خسر ـ الالذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

خطبه دوم

آیت الله هاشمی رفسنجانی خطیب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام طی سخنانی اظهار داشت : کاظم یعنی کسی که غم و اندوه خودش رامی خورد و کظم غیض می کند و صابر کسی است که دائما در مقابل مصیبت صبر می کند و استقامت نشان می دهد و اینها از القاب مشخص امام هفتم است که داشته اند. چند خلیفه به ایشان ستم کردند اما بالاخره هارون الرشید ایشان را تبعید کردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها یعنی زیر زمین های تاریک و نمور و گرم در بغداد ایشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجیر حضرت را و تنهایی به پای ایشان زنجیر می بستند ولی حضرت موسی بن جعفر اظهار خوشحالی می کردند و می گفتند که همه عمرم از خداخواسته بودم که فراغت عبادت بمن بدهد و این وعده ای که خدا بما داده بود دعای ما مستجاب شد و امروز می توانیم همه وقتمان را صرف عبادت کنیم و بالاخره در همین شرایط این بزرگوار به شهادت رسیدند که خداوند انشاالله به همه ظالمین و جنایاتی که می کنند در دنیا و آخرت عقابش را نازل کند و به همه مظلومین و آنهائی که در راه حق به ظلم مبتلا می شوند خداوند صبر و اجر عنایت نماید.

اما تسلیت عرض می کنیم به همه انسانهای شیفته حق و به شما عزیزان پیروان این بزرگواران معصوم و مظلوم .

مساله دیگر ما بطور مختصر مساله کشتار مسلمانان در چین است که روزهای تلخی می گذرد بر مسلمانان چین و من در اینجا به دولت چین عرض می کنم دولت چین انتظار از او می رود که بتواند در مقابل مظالمی که به این مردم وارد می شود صبر کند. (شعار مرگ بر چین نمازگزاران ) در این لحظه آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به نمازگزاران گفت که آقایان من خواهش کردم به عنوان خطیب شما و جمعه شما شعار ندهید و من در خطبه های خود بخاطر شرایطی که می دانید در اینجا و اطراف خیابانها و کل این منطقه است خواهش می کنم شعار ندهید و بگذارید من که دارم می گویم مساله چین را. ما از دولت چین که آنرا یک دولت عاقلی می دانیم و در جهت توسعه کشورش دارد کار می کند ما نصیحت می کنیم و برادرانه نصیحت می کنیم و این به نفع آنها نیست . اینها می دانند یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان در دنیا هست و نزدیک ۶۰ کشور مستقل وجود دارد که در همه دنیا مسلمانان حالا هویت و شخصیت دارند و همه اینها دلشان مرتبط با مسلمانانی که امروز در چین مورد ستم قرار می گیرند چین ملاحظه کند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنیای اسلام با دولتهای مسلمان در نظر بگیرد و انشاالله ما از این به بعد شاهد چنین ظلمی در چین و جاهای دیگر نسبت به مسلمانان نباشیم . مسائل عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههای گذشته است که آنجا خونریزی و فساد و درگیری است که انشاالله روزی اصلاح شود.

اما مساله خود ما و بحثهایی که درباره خودمان بخواهیم بکنیم که گفتم این قسمت دوم یا سوم حرفهای من است . خب الحمدلله در انتخاباتی که انجام شد و تمام شد ما خیلی خوب شروع کردیم رقابت خوبی شکل گرفت مقدمات خوب انجام شد. یک رقابتی بود که چهار نفری که از نظر شورای نگهبان صالح تشخیص داده شده بودند آمدند رقابت کردند رقابت راهم خوب انجام می دادند و مردم امیدوار شدند و آزادی کامل در انتخابات و حضور بی سابقه ای واقعا از خودشان نشان دادند و در این شرایط که همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ما بود که این افتخار را ما باید بمردم بدهیم یعنی این حق مردم است و مردم بودند که خوب آمدند و رکورد حضوری پای صندوقها را مردم شکستند و باید همه ما از این مردم متشکر باشیم که در این زمانی که هیچ کشوری به این اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند و این بسیار ارزشمند بود. ایکاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت و امروز ما سربلندترین شرایط را و نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد. و در دنیا می توانستیم داشته باشیم ولی آنطوریکه می خواستیم نشد که حالا من عرض می کنم اساس مساله اینست که من گفتم ما چه می خواستیم گفتم که قسمت دوم اینست که بگویم انقلاب چه می خواهد شما این حرف هایی که از من می شنوید از کسی دارید می شنوید که از پیش و لحظه شروع مبارزات که امام راحلمان آغاز کردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پیش است و تا امروز. ما می دانیم که امام چه می خواستند و می دانیم که اساس تفکر امام چه بود. امام حتی در مبارزاتشان وقتی پیشنهادی می آمد که مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و یا با فلان حزب همکاری کنیم امام می فرمودند آنچه که من می خواهم مردمند. شما هر چه می توانید کار کنید تا دل مردم را با مبارزات آشنا کنید و به ما طلبه ها می فرمودند که شماها رسالتتان اینستکه بروید منبر و مسجد و حسینیه ها و روستاها بروید و توضیح بدهید که ماها چه می خواهیم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چیز داریم . مخالفتی نمی کردند که گروهها احزاب هم مبارزه کنند ولی آنی که انقلاب اسلامی بود همان راه پیغمبر بود که اول مردم را با میل خودشان و اختیار خودشان و اعتقاد خودشان پای کار بیاورند . این هنر بزرگ امام بود که موفق هم شدند . کمتر از ۲۰ سال طول کشید که مردم آنچنان آگاه شدند خب هزینه ای هم پرداختیم شهید دادیم زندانی دادیم تبعید امام را داشتیم و خیلی چیز داشتیم ولی سودمان خیلی بیشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند که شما و آنهائی که سنشان اقتضا می کند می دانند که یکی دو سال آخر مردم چطور به خیابانها آمدند و همین خیابانهای پر از نیروهای حامی امام و معتقد و همراه امام کمر دولت بسیار مغرور و متکبر رژیم پهلوی را که آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب کمک می گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر کاری که می خواست می توانست بکند ولی این مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت که ول کردند و رفتند و اینطور پیروز شدیم .

بعد از انقلاب هم ما با امام تقریبا روزانه کار می کردیم . امام مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود. اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود و یک روایتی من از زمان امام شنیدم . آنموقع نپرسیدم که سندش کجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پیداکردم . روایت جالبی است که مبنای استدلال امام بود البته خیلی بیش از اینهاست ایشان هم منابع فقهی و قرآنی فراوان دارند و این روایت هم خیلی صریح است و نقشی که امام بمردم می دادند و من آن روایت را یادداشت کردم و از کتاب کشف المحجم سید ابن طاووس که یکی از علمای بسیار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصیت بسیار عظیمی است خواهش می کنم به این روایت توجه کنید. این مبنای تفکر نه اینکه این فقط ... این صریح ترین روایت است که خود حضرت علی بن ابیطالب می فرماید یک روز پیغمبر در همان روزهایی که عرض کردم پیغمبر مهموم و نگران آینده بود در سال آخر عمرش آنرا به علی بن ابیطالب گفته . یا بن ابیطالب لک ولا امتی . این بعد از غدیر است یعنی تو ولی این امت هستی و ولایت مال توست چیزیکه خدا به تو داده است . بعد می فرماید : فان ولوک فی عافیه و اجمعواعلیک بالرضا فقم بامرهم . اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند به تو این سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبی است تام نمی شود. یعنی به اندازه کافی و لااقل اکثریت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذیر و متولی امر شو و کارشان را اصلاح کن و ادامه بدهید و قسمت بعدی می گوید و ان اختلفواعلیک اگر دیدی اختلاف کردند و نیامدند آن مقداری که باید بیایند با تو وان اختلفواعلیک فدعهم ولشان کن بما فیه بگذارند کاری که می خواهند بکنند بکنند خودشان می دانند. وان الله سیجعل لک مخرجا. و خداوند برای تو راهی پیدا می کند که به اهدافت برسی . این روایت از روایات معتبر است .

ناقل آنهم و سند معتبری راهم ارائه می کند سید بن طاووس نه اینکه ما فقط این روایت را داریم بلکه خیلی داریم . کتاب داریم کتابها داریم و من فقط یک روایت صریحی را خواندم . مبنا این بوده مبنای حکومت پیغمبر این بوده که ما در جمهوری اسلامی بناشد اینکار را بکنیم . بنا شد با این مردم باشیم و این مردم هم خیلی خوب آمدند و بر اساس همین تفکر امام روزی که امام مهندس بازرگان را به عنوان رئیس دولت موقت معرفی کردند ما هنوز دولت را تحویل نگرفته بودیم و هنوز بختیار اینجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند که کارها را بمردم بدهیم و در حکمی که به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببینید همان روز ایشان می گوید اولویت شما اینستکه اولا دوره شورای انقلاب راکوتاه کنید یعنی زودتر مجلس را تشکیل دهید و قانون اساسی را بنویسید.

که از آن به بعد مردم با قانون اساسی جدید زندگی کنند و وقتی که قانون اساسی را تهیه می کردیم قبل از اینکه به مجلس خبرگان بدهیم امام روی آن نظر دادند و آن اصولی که مربوط به مردم می شد ایشان تقویت کردند. شوراها را دیگران مطرح کرده بودند اما امام آنها را تقویت کردند و کار را به مردم دادند . بعدا ما وقتی کشورهای دیگر را می دیدیم آنها می گفتند ما تعجب می کنیم الجزایر می گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسی را نوشتیم و شما چطور به این زودی و نسنجیده می روید اینکارها را انجام می دهید و ما می گفتیم چون با قدرت مردم پیروز شدیم و می دانیم این مردم از انقلابشان و از دینشان حمایت می کنند نگرانی نداریم و درست هم بود. شماها می دانید که از لحاظ قانون اساسی همه چیز کشور ما به رای مردم است . از رهبری بگیرید که باید مردم خبرگان را انتخاب کنند یعنی مخلوق رای مردم . رئیس جمهور را مردم باید مستقیم انتخاب کنند مجلس را باید مردم مستقیم انتخاب کنند و مردم باید اعضای شوراها را مستقیم انتخاب کنند و افرادی که بعد از اینها سمت می گیرند به اتکا رای مردم است . یعنی این مردم هستند و این حکومت دینی است این جمهوری اسلامی یک لفظ تشریفاتی نیست . هم « جمهوری » است و هم « اسلامی » است . (تکبیر نمازگزاران )

جمهوری اسلامی یک لفظ نیست بلکه یک واقعیتی است که از عقاید ما از قرآن ما از روایات ما و از ائمه ما و از پیغمبر ما بما رسیده و ما به آن اعتقاد داریم و این دو تا باید با هم باشد. مطمئن باشید که اگر یکی از این دو تا آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم اگر « اسلامی » نباشد اصلا داریم به بیابان و بیراهه می رویم و اگر « جمهوری » نباشد اصلا قابل تحقق نیست . آنجائیکه مردم نباشند رای مردم نباشد آن حکومت اسلامی نیست و به همان دلیل که عرض کردم و به همان دلیل که علی بن ابیطالب ۱۹ سال خانه نشین بود و وقتی که دوباره مردم آمدند و به قول علی بن ابیطالب مثل یال اسب و موهای یال اسب در خانه اش تراکم جمعیت بود آنموقع علی بن ابیطالب پذیرفت و می پذیرد با آن مشکلاتش و راه ما این بوده و ما باید به اینجا برسیم و روز به روز هم باید آنرا تقویت کنیم و این انتخاباتی که انجام دادیم اگر مشکلاتی در آن پیش نمی آمد ما در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامی بر می داشتیم . من الان نمی خواهم بگویم برنداشتیم می خواهم بگویم چرا اینطور شد آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم اینستکه اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید. (تکبیر نمازگزاران ) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم . (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تائیدتان کافی است )

این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم . امروز الان تلخ است یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری ) پیش آمد دوران تلخی است و من فکر نمی کنم هیچکس از همه جریانات همه دلشان نمی خواست اینطوری شود و الان همه ضرر کردیم که چرا اینطور باید بشود. ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم کشورمان باید متحد در مقابل اینهمه خطری که ما را تهدید می کند و امروز باج خواهی آنها بیشتر شده و دارند جلو می آیند که این زحمت طولانی ما را در بدست آوردن هایتک ها و بخصوص هسته ای و امثالهم را از دست ما بگیرند که البته خداوند به اینها مهلت نمی دهد ولی آنها به هوس افتاده اند و من فکر می کنم برادران من خواهران من و همه جریانها بنده را شما اولا می شناسید من هیچوقت از این تریبون . نخواسته ام جناحی استفاده کنم و همیشه فراجناحی حرف زده ام و من نظر به هیچ طرف الان ندارم ولی نظرم اینست که همه ماها باید فکر کنیم و راهی پیداکنیم که متحد هم کشورمان را به پیش ببریم و هم از این آثار بد و خطرناکی که در کینه هایی که دارد بروز می کند از این نجات پیداکنیم و هم دشمنانمان را مایوس کنیم که چشم طمع بما نبندند. چکار باید بکنیم تا این اتفاق بیافتد.

چند تا پیشنهاد به ذهن من می رسد که البته این پیشنهادها را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فکرشان من اعتماد دارم مطرح کردم و به این جا رسیدیم و من اینها را عرض می کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مساله مهم ما اینستکه آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم .

یک : ما باید همه چه نظام حکومت دولت مجلس نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم یعنی معترضان همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم . ما اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی ندارد. و باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و همه قانع باشیم . حالا هرچه شد با این قانون حالا اگر کسانی از بعضی قوانین دل خوشی ندارند باید بعدا سعی کنند که قوانین اصلاح شود و هر وقت که لازم است این اشکالاتی که دیده شده یکروزی حل می شود ولی بیائیم چارچوب را قانون قرار دهیم و همه آنرا بپذیرند.

دوم : اینکه بگونه ای عمل کنیم که آن اعتماد را البته یک روز و یک شب نمی شود و یک جریان نسبتا طولانی است و باید انجام بدهیم باید یک فضایی بوجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقی و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاکم باشد البته عمده اینکار مال صدا و سیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه ها هم باید اینکار را بکنند و بحثها باید منطقی باشد برادرانه خواهرانه بنشینند با هم حرف بزنند و دلیلش را بگوید و آنهم دلیلش را بگوید و بالاخره مردم در این بین خودشان می فهمند و آخرش هم می توان از مردم پرسید و طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم متاسفانه از این فرصتی که رهبری انقلاب دادند به شورای نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند که بروید عقلا را و موجهین را بیاورید بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنیم استفاده خوبی نشد و من هم الان نمی خواهم بگویم تقصیر کی بود که نشد ولی نشد (تکبیر نمازگزاران )

ما حالا از آن مرحله گذشته ایم و الان مرحله دیگری است و من فکر می کنم برای آینده و برای اتحاد ما و برای جلوگیری از خطر نظام و برای حفظ این ارزشهایی که انقلاب خلق کرد برای این بنای باشکوهی که امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمی که در این راه تلاش کردند و رزمندگان ما برای ما مانده برای نسل سوم و چهارم و بعد بماند در این مقطع ما می توانیم این حرکات را انجام دهیم و اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره و مذاکره و مباحثه و استدلال باز باشد شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم . در این فاصله باید یک کارهای دیگری بکنیم . لازم نیست در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان هست در زندان داشته باشیم . اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده هایشان بازگردند. (تکبیر نمازگزاران )

نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما ما را سرزنش کنند شماتت کنند به ما بخندند برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم و مساله بعدی ما اینست که آسیب دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد باید همدردی و دلجوئی بشود آنهائی که عزا دارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و اینکار شدنی است . کسانیکه وفادار به انقلاب باشند و ببینند که نظام به سراغشان می رود آنها زود می توانند با دل و جانشان با ما همراهی کنند و اینکار را باید انجام دهیم و از آنان دلجوئی کنیم و با سعه صدر اینجا دیگر لازم نیست که ما عجله داشته باشیم لازم نیست در اینجا خودمان را گرفتار کنیم . بگذاریم رسانه هایمان بالاخره این رسانه ها با معیارهای قانونی اجازه گرفته اند محدودشان نکنیم و در حد قانون زیرا ملاک و چارچوب قانون است که نه رسانه ها انتظار داشته باشند بیشتر از اجازه قانونی عمل کنند و نه نظام از آنها توقع کند که حق قانونی آنها را ندیده بگیرند و همه با هم بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تائیدی هر دوی آن بوجود بیاید و من فکر می کنم اگر این فضا را مسئولان ما و نیروهای انتظامی ما و نظامی ما و امنیتی ما انجام بدهند ما همه عضو یک خانواده هستیم و همه آسیب دیده در راه انقلاب هستیم و همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس سرمایه گذاری کردیم و همه ما شهید در گلزارهای شهدا داریم همه ما جانباز در منزل خودمان داریم چرا باید یکجوری باشد که دیگران از راههای دور بیایند و برای ما نسخه بپیچند ما خودمان هستیم . یعنی ما اینقدر عاقل نیستیم ما این مبانی را نداریم ما تجربه سی سال اداره کشور را نداریم ما علما را نداریم مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع حوزه های علمیه در خدمت بوده اند چرا باید بعضی از آنها برنجند باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم باید آنها را پشتیبان بدانیم باید به آنها متکی باشیم همه ما و این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم فراهم کنیم من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت متاسفانه بخوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همرزمی و همراهی و رقابت سالم و هر کسی را که مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو نمازگزاران )

خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفیق بدهد که محفوظ باشید و همیشه با همین روحیه در صحنه باشید از شما خیلی ممنون هستم .


 


امروز: محمدرضا خاتمی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در گفت و گویی با روزنامه شرق، دیدگاههای خود را در خصوص تعامل با جناح مقابل و آخرین وضعیت سیاسی کشور بیان کرده است.

مشروح این گفت وگو را می خوانید:

چه خبر؟ این روزها چه می‌کنید؟ زندگی‌تان چطور می‌گذرد؟

زندگی کردن در جامعه‌ای که تحول را تجربه می‌کند هم شیرین و هم سخت است؛ شیرین از این منظر که افق‌های پیش رو با توجه به سرمایه‌ها و ظرفیت‌های بسیار بالای کشور روشن است و سخت به این دلیل که مقاومت در برابر تغییر و تحول‌خواهی بسیار زیاد است. برای من که در دو عرصه پزشکی و سیاسی فعال هستم کار سخت‌تر نیز می‌شود. از سویی تعهد کاری در حوزه آموزش و پژوهش و رسیدگی به بیماران وجود دارد و از سوی دیگر از نظر سیاسی تعهدات و انتظارات بسیاری وجود دارد. با توجه به سوابق قبلی ما در مسیری قرار گرفته‌ایم که مردم و خصوصاً نسل جوان نسبت به آن توقعاتی دارند و در نتیجه نباید کاری کرد که امید جوانان از بین برود و در حال حاضر نیز در شرایطی هستیم که تجربیات خود را باید به جوانان منتقل کنیم تا این روحیه پرنشاطی که در جامعه به وجود آمده باقی بماند، اما با وجود تنگناها و محدودیت‌های به وجود آمده و عدم فضای باز سیاسی گرفتاری‌های ما نیز بیشتر شده و مجبور شده‌ایم با رعایت بسیاری از نکات و محدودیت‌ها، فعالیت‌های خود را پیش ببریم. البته با وجود تمامی تنگناها و فشارهای موجود خوشبختانه در مسیر اصلاحات مانده‌ایم، به راه‌مان ادامه می‌دهیم و در مجموع از پیشرفت امور نیز راضی هستیم، البته نمی‌گویم در وضعیت مطلوبی قرار گرفته‌ایم اما فکر می‌کنم در برابر تمامی بحران‌هایی که کشور را فرا گرفته ما به عنوان یک نحله فکری و سیاسی تا آنجا که در توان‌مان بوده و امکانات داشته‌ایم، توانسته‌ایم رو به جلو حرکت کنیم و به همین دلیل آینده را روشن‌تر از گذشته می‌بینیم. به طور کلی به نظر من جامعه در همه سطوح در حال تجربه تحول‌خواهی و تغییر است و اینکه چگونه می‌تواند بر این بحران‌ها و مشکلاتی که در آن قرارگرفته غلبه کند. ما یاد گرفتیم در برابر سختی‌ها زانو نزنیم و از آن طرف هم یاد گرفتیم که بی‌محابا و بدون تعقل به استقبال مشکلات نرویم. در این مدت یاد گرفتیم راهی را تجربه کنیم که کمترین هزینه و بیشترین فایده را داشته باشد. ما این درس را از گذشته گرفته‌ایم که به گونه‌ای عمل کنیم تا تبدیل به تجربیات ماندگار شود نه اینکه موجی باشد که بلند شود و پس از فروکش کردن فراموش شود و در نتیجه نسل بعدی هم مجبور به تکرار آن شود.
*از تجربیات کسب کرده و انتقال آن به نسل‌های بعدی صحبت کردید، به نظر می‌رسد این تجربیات چندان هم منتقل نشده و به نوعی همیشه تکرار شده است و این یکی از ایرادات اصلاح‌طلبان نیز هست که به جای توجه به تجربیات گذشته آنها را دوباره تکرار کردند، نظر شما در این مورد چیست؟
من با نظر شما موافق نیستم. اتفاقاً کاری که ما کردیم این بود که این تجربیات را در بطن جامعه و افکار عمومی نهادینه کردیم و همین نیز سبب شد یاد بگیریم برای ساختن محیطی که در آن کار می‌کنیم چگونه باید عمل کرد و دچار احساسات نشد. به همین دلیل نیز می‌بینید در مقابل توفان‌هایی که در مقابل اصلاحات به پا شد برای نخستین بار در تاریخ صد سال اخیر این فکر یعنی اصلاح‌طلبی ماندگار شد. می‌توان به اصلاحات و اصلاح‌طلبان انتقاد کرد و ضعف‌های آنها را برشمرد اما باید باور کرد که امروز نجات ایران نه در انقلاب، نه در ماندن در گذشته، نه در حرکت‌های احساسی، نه در دل بستن به خارجی و نه در یأس و نا‌امیدی است بلکه تنها راه نجات کشور اصلاح‌طلبی است. باور مردم امروزه این شده که آن چیزی که می‌تواند به آنان عظمت ببخشد، بحران‌ها را حل کند، یک زندگی قابل قبول و مطلوب به وجود آورد، امکان ارتقا برای همه فراهم کند و به نسل بعدی آنها و فرزندان‌شان امید به زندگی دهد فقط و فقط اصلاحات است. ما می‌بینیم که اصلاحات نه‌تنها ماندگار شده که موتور اصلی تمامی حرکت‌های اجتماعی در داخل کشور نیز است. یکی از ویژگی مهم اصلاحات با تمامی فعالیت‌های سیاسی و انتخاباتی اصلاح‌طلبان نفوذ در تمامی لایه‌های اجتماعی است و به همین دلیل نمی‌توان آن را فقط یک حرکت سیاسی دانست. به دلیل ایده‌های بلندی که در اصلاحات وجود داشته تمامی وجوه زندگی یعنی نحوه زندگی، معاشرت، فعالیت‌های صنفی و... مردم را در بر گرفته است و امروز می‌بینیم که نهادهای اجتماعی در کشور نهادینه شده و همه به دنبال این هستند که نهادی را تاسیس کنند تا از حقوق صنفی و اجتماعی‌شان دفاع کنند و این نشان می‌دهد که اصلاحات ماندگار شده است. نکته‌ای که همه باید به آن توجه کنند این است که تحول ماندگار از درون اجتماع می‌جوشد نه اینکه ما تمام خواسته‌هایمان را در قدرت اجرایی رئیس‌جمهور خلاصه کنیم که در آن صورت دیگر اصلاحات معنی ندارد. به طور مثال در انتخابات گذشته خواسته انتخاباتی اصلاح‌طلبان محقق نشد اما خواسته‌های اصلاح‌طلبانه پس از انتخابات نه‌تنها از بین نرفت که عمیق‌تر نیز شد. به همین دلیل است که می‌گویم تجربه اصلاحات در درون جامعه رسوب کرده و اذهان و باورها را در اختیار گرفته است و اگر به دنبال این هستیم که جامعه‌ای آزاد، دارای رفاه و رو به جلو داشته باشیم، اصلاحات تنها راه رسیدن به آن آرمان‌ها است. از طرف دیگر همین که در مقابل این توفان‌ها و اتفاق‌های اخیر اصلاحات ماندگار و تنومند‌تر شده نشان می‌دهد از تجربیات یکصد سال گذشته درس گرفته‌ایم، به دنبال تغییرات ناگهانی و انقلاب نبوده‌ایم و اکنون اصلاح‌طلبان می‌توانند حوادث اجتماعی و سیاسی را مدیریت و کنترل کنند و این را در اتفاق‌های اخیر نیز به خوبی می‌توان مشاهده کرد. به طور مثال بسیاری از رسانه‌های خارجی تلاش می‌کنند بر جامعه ایرانی تاثیر بگذارند، در برنامه‌هایشان راهکار ارائه دهند و آنان را تشویق به انجام فعالیت‌هایی کنند اما نتوانسته‌اند مردم را تحت تاثیر خود قرار دهند اما اصلاح‌طلبان با وجود آنکه رسانه‌ای فراگیر در اختیار ندارند، به دلیل حضور و تاثیر در لایه‌های اجتماعی توانسته‌اند بر آنان تاثیر بگذارند و حرکات اجتماعی و سیاسی مردم را کنترل کنند. من به شخص، حزب و گروه کار ندارم اما مجموعه اصلاح‌طلبان به انسجامی رسیده‌اند که سبب شده قدرت رهبری اجتماع را پیدا کنند و این سرمایه‌ای است که کشور را نجات می‌دهد.
*یکی دیگر از انتقاد‌های مطرح شده نسبت به اصلاح‌طلبان اختلاف‌ها و تفرقه‌هایی است که در بین این جریان رواج داشت مانند لیست‌های چندگانه در شوراهای دوم، ریاست‌جمهوری نهم و...، اتفاقاً این یکی از همان درس‌های تاریخی است که به نظر می‌آید اصلاح‌طلبان آن را یاد نگرفتند و تکرار کردند. این‌گونه فکر نمی‌کنید؟
در مجموع جریان‌های اجتماعی، پویا و زنده هستند نه استاتیک و ایستا و شرایط زمانی و مکانی نیز بر تصمیم‌های یک فعال اجتماعی اثر می‌گذارد. البته ما نمی‌گوییم تمام کارهایی که انجام دادیم، درست بوده و مطمئناً اشتباهاتی نیز وجود داشته اما باید تمامی آنها را در ظرف زمانی و مکانی خود در نظر گرفت، تحلیل کرد و مولفه‌هایی را که در آن زمان باعث آن تصمیمات شده است، در کنار هم قرار داد تا بتوان از بعضی رفتارهای سیاسی و مدنی دفاع کرد. اما من می‌خواهم بگویم اتفاقاً رمز پیروزی اصلاح‌طلبان این است که هیچ‌گاه دگم نبوده‌اند و نخواسته‌اند بگویند که ما اشتباه نمی‌کنیم و همه کارهایمان درست است. فرق اساسی جریان اصلاح‌طلب و محافظه‌کار نیز در همین است. محافظه‌کاران در گذشته مانده‌اند و نگاهی به آینده ندارند. اما جریان اصلاح‌طلب از گذشته درس می‌گیرد، به آینده نگاه می‌کند و اشتباهاتش را جبران می‌کند. من فکر می‌کنم انتخابات گذشته بهترین معیار برای این موضوع است. اصلاح‌طلبان از تاکتیک‌های گذشته خود که بعضی نیز اشتباه بود، درس گرفتند و می‌بینیم که چگونه متحد و منسجم عمل می‌کنند که در نوع خود نیز کم‌نظیر است و برخوردی نیز که با آنان صورت می‌گیرد به همین دلیل است. در دولت اصلاحات بسیار سعی می‌شد بین اصلاح‌طلبان اختلاف بیندازند، از کسی تعریف می‌کردند، از دیگری بد می‌گفتند، به یکی تریبون می‌دادند، از یکی می‌گرفتند، به یکی بهتان می‌زدند و از دیگری تمجید می‌کردند. اما امروز هیچ نحله‌ای از نحله‌های فکری اصلاح‌طلبان نیست که از هجوم در امان باشد. زندان رفتن، تعطیلی روزنامه، محرومیت‌های اجتماعی و... این روزها برای تمامی نیروهای اصلاح‌طلب است و اتفاقاً از دایره فعالان سیاسی شناخته شده نیز خارج شده، عمق پیدا کرده و تمامی لایه‌های اصلاح‌طلبی را در برگرفته است. این برخوردها نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان به وحدت رویه و انسجام رسیده‌اند که جناح مقابل مجبور شده همه را از دم تیغ بگذراند. دیگر استراتژی تفرقه‌بینداز و حکومت کن جواب نمی‌دهد و در مجموع اصلاح‌طلبان در بهترین حالت از نظر انسجام و وحدت به سر می‌برند.
*شما گفتید در مقطعی از زمان اصولگرایان و جناح مقابل باعث تفرقه در بین اصلاح‌طلبان شده بودند و بر اختلافات دامن می‌زدند. امروز نیز این مساله از سوی اصولگرایان مطرح می‌شود و آنها طیف اصلاح‌طلب را متهم به ایجاد تفرقه در بین خودشان می‌کنند. آیا این مساله را قبول دارید؟
در عالم سیاست برای خارج کردن رقیب استفاده از روش‌های مدنی و سیاسی ایرادی ندارد. البته تاکید می‌کنم روش مدنی و با دروغ و فریب مخالف هستم. به طور مثال اگر در جریان سیاسی اختلاف و دودستگی وجود داشته باشد این حق جناح رقیب است که آن را به مردم نشان دهد. اما این نکته را باید مورد توجه قرار داد که اصلاح‌طلبان امروز امکان و توانایی این را ندارند که در بین اصولگرایان تفرقه بیندازند. در حال حاضر رسانه، تریبون و هیچ امکانات دیگری در اختیار ما نیست و رهبران اصلاحات حتی امکان این را ندارند که بتوانند در یک جا جمع شوند پس اگر ما این توانایی را داریم که این کار را بکنیم با توجه به تمامی محدودیت‌ها ما و تمامی امکاناتی که دست طرف مقابل است مانند قدرت، تبلیغات، رسانه، اقتصاد و امنیتی باید هرچه زودتر محافظه‌کاران در مقابل اصلاح‌طلبان سر تعظیم فرود آورند که به رغم تمامی فشارها می‌توانند بر جناح رقیب اینچنین اثر بگذارند. اما ما این را هم بدانیم آن چیزی که محافظه‌کاران را رنج می‌دهد تناقضی است که در افکار و رفتار آنها با واقعیت‌های اجتماعی پدیدار شده است. نمی‌توان تمامی اتفاق‌های رخ داده در جامعه را دید، وجدان داشت و ساکت نشست. از طرفی دیگر اکنون اصلاح‌طلبان چون گذشته رسانه‌ای ندارند که بتوانند اخبار را پوشش بدهند در حالی که صحبت‌ها و عملکردهای محافظه‌کاران در سایت‌های خودشان منعکس می‌شود. به طور مثال نماینده‌ای که از دولت انتقاد می‌کند سخنانش در کدام رسانه پخش و منتشر می‌شود؟ مشخص است در رسانه‌های محافظه‌کار! یا زمانی که ارکان دولت در مصاحبه زنده تلویزیونی خود به بخش‌های دیگر حکومت هر چه می‌خواهند می‌گویند و نقد می‌کنند، دیگر اختلافات را به گردن اصلاح‌طلبان انداختن، فرافکنی است. امروز ما بحران‌های اجتماعی زیاد داریم اما بحران اصولگرایی بحران دیگری است چراکه بخشی از آنها بحران‌ها را می‌بینند‌ اما نمی‌خواهند آن را بپذیرند و سعی می‌کنند با روش‌های سخت‌افزاری با این بحران‌ها روبه‌رو شوند و همین نیز آینده‌ای تاریک برای آنان رقم زده است. من با قاطعیت می‌گویم نسل ما افول و خاموشی آن چیزی را که به دروغ جریان اصولگرایی معرفی شده است خواهد دید و این به دلیل مشکلات درونی خودشان است و تنها راه برای نجات آنان نیز کنار آمدن با واقعیت‌های جامعه است نه اینکه چشم و گوش‌شان را ببندند و واقعیت‌ها را در یک قالب از پیش ساخته شده بریزند. همچنین آنان باید به اصلاح رفتار خود روی آورند و اشتباهات‌شان را قبول کنند. البته منظور ما بحث انتقاد از خود که در گذشته در احزاب مطرح می‌شد نیست و بنا نداریم محافظه‌کار فریاد بزنند که ما اشتباه کرده‌ایم؛ همان قدر که رفتارشان را اصلاح کنند بسیار خوب است و اتفاقاً تنها راه نجات برای آنان نیز همین است.
*در حال حاضر محافظه‌کاران یا همان اصولگرایان از حضور افراطیون در بین خود خبر می‌دهند و حتی حضور آنان را تهدید نیز می‌دانند. این مساله در بین اصلاح‌طلبان نیز وجود داشت، یعنی از سوی بعضی از نیروهای اصلاح‌طلب هشدارهایی در رابطه با بعضی تندروی‌ها داده می‌شد. نظر شما درباره این نقطه مشترک بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان چیست؟
شاید بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان نقاط مشترکی باشد اما اصل این دو جریان با یکدیگر متفاوت است. به طور واضح آیا اصولگرایان معتقد به حاکمیت مردم هستند؟ مطمئناً این‌گونه نیست و آنان این اعتقاد را ندارند، اما اصلاح‌طلبان معتقد به حکومت مردم هستند و اعتقاد دارند هر آنچه را که مردم انتخاب می‌کنند باید حاکم شود و حتی اگر ما بر حق هستیم اما مردم ما را انتخاب نکردند باید به این انتخاب احترام گذاشت و آن را‌پذیرفت. اما اصولگرایان این گونه اعتقاد ندارند. آنان می‌گویند ما اصولی داریم که حق است و هر چه بر خلاف آن باشد باطل است و باطل را باید به هر شیوه‌ای از میدان به در کرد و به همین جهت بعضی از آنها به شیوه‌های ماکیاولیستی روی می‌آورند چرا که برایشان هدف مهم است نه وسیله؛ و می‌بینید در انتخابات، در برخورد با فعالان سیاسی و... از همه چیز به عنوان وسیله و ابزار استفاده می‌کنند تا در قدرت بمانند. از این رو فکر می‌کنم بعضی از اشتراکاتی که صحبت از آن می‌شود بیشتر لفظی است مانند اعتقاد به قانون، اما قانون اساسی که ما می‌گوییم حاکمیت مردم در آن اصل مهم است ولی برای آنان فقط یک اصل مهم است و اگر آن اصل باشد حفظ مابقی اصول مهم نیست. ما می‌گوییم همه اصول قانون اساسی با هم برابر است بنابراین این را که در بعضی از روش‌ها ما تندرو و غیرتندرو داریم نمی‌توانم بپذیرم. مطمئناً در هر جریان سیاسی عده‌ای رادیکال و عده‌ای آرام‌تر حرکت می‌کنند اما تفاوت ما در این است که بخش افراطی بر طیف محافظه‌کار حاکم است و بخش عقلانی، با تدبیر و دلسوز محکوم است در حالی که در جریان اصلاحات کاملاً بر عکس است. یعنی جریان عاقل، دلسوز، باتدبیر، متفکر و معتدل حاکم است و در حواشی آن می‌تواند بعضی افراطی‌گری‌ها نیز وجود داشته باشد. یک تفاوت دیگر نیز وجود دارد، اگر در جریان اصلاح‌طلبی افراطی‌گری‌هایی دیده می‌شود به این دلیل نیست که این جریان به ذات تندروست بلکه به دلیل شرایط به وجود آمده است.
*بخشی از جریان اصولگرایی امروزه در حال هشدار دادن در خصوص افراطی‌گری و تندروی در این جریان هستند و حضور چنین افرادی را مضر برای طیف خود می‌دانند. آیا چنین صحبت‌ها و هشدارهایی را در راستای تغییر بعضی از چهره‌های اصولگرایی می‌دانند و آیا این تغییر می‌تواند فضای جامعه را به سوی گفت‌وگو، خصوصاً با جناح اصلاح‌طلب سوق دهد؟
جواب این سوال برمی‌گردد به این بحث که در جریان محافظه‌کاری چه کسی محکوم و چه کسی حاکم است؟ می‌گویند در زمان خلیفه دوم وقتی به ایران حمله شد، فرماندهی که به ایران حمله کرده بود معاهده‌ای را با پادشاه ایران نوشت. خلیفه نیز آن زمان در مدینه بود. پادشاه ایران و افراد دیگر پرسیدند ما به تو چگونه اطمینان کنیم و تو اصلاً کی هستی؟ او جواب داد در اسلام به ما یاد دادند که اگر یک مسلمان قولی داد، اگر مابقی هم مخالف بودند تمام مسلمانان ملزم هستند که به آن قول عمل کنند. این آموزش اسلامی است. من گمان می‌کنم در جریان اصلاح‌طلبی نیز این‌گونه است و کسانی که به عنوان اصلاح‌طلب در تمامی عرصه‌ها شناخته شده‌اند، اگر هرکدام از آنها با طرف مقابل به توافق برسند بقیه نیز به آن عمل می‌کنند، اما برای طرف مقابل این الزامی و عملی نیست. حرف زدن آسان است اما عمل مهم است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، کسانی که اکنون به اسم اصولگرایی در تمام عرصه‌ها حاکمیت پیدا کرده‌اند در حال نابودی کشور هستند. خب این منتقدان درونی جریانی اصولگرایی نیز جزء این جریان هستند. ما به اینان احترام می‌گذاریم. در صحبت‌ها هم گفته‌اند دل پرخونی دارند اما فقط انتقاد کردن آن هم سربسته کافی نیست. با وجود تمامی این بحران‌ها به شجاعت برای اصلاح امور احتیاج است. با رودربایستی و اینکه هیچ حرفی نزنند و کاری نکنند کاری پیش نمی‌رود. به جرات می‌توان گفت ۹۵ درصد جریان محافظه‌کار ناراضی است و پنج درصد هستند که گرفتاری‌ها را برای مملکت ایجاد می‌کنند اما آن ۹۵ درصد قدرت و شهامت آنکه آن پنج درصد را مهار کنند ندارند و همه امور مملکت در دست آن پنج درصد افتاده است. در حال حاضر قوه قضائیه در درست محافظه‌کاران است، آیا اصلاح آن آنقدر مشکل است؟ آیا نمی‌توان یک قاضی عادل گذاشت؟ در مجلس نیز به همین شکل. خود نمایندگان اصولگرا از فشاری که بر مجلس است سخن می‌گویند، حتی نمی‌توانند از قانون مصوب خود دفاع کنند و ظرف ۲۴ ساعت قانونی را که خود تصویب کرده‌اند تحت فشار مجبور می‌شوند عوض کنند. تمام اینها نشان می‌دهد نیروی قاطعی برای اصلاح امور وجود ندارد. از این رو است که من می‌گویم آن چیز که می‌تواند کشور را نجات دهد اصلاح‌طلبی است، چرا که هم افکار و ایده‌های روشنی دارد و هم اینکه اصلاح‌طلبان از شجاعت و اراده کافی برای اصلاح امور برخوردار هستند.
*چندی پیش سیدمحمد خاتمی از تعامل صحبت کردند. به نظر شما با تمام تعاریف و تضاد‌هایی که در بین دو جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی هست این تعامل امکان‌پذیراست؟
من غیر از این را امکان‌پذیر نمی‌دانم. اگر می‌خواهیم تجربه ما ماندگار شود این تجربه باید شکل مدنی به خود گیرد. ما در بحران به سر می‌بریم؛ گاه رقابت‌های خصومت‌آمیز در کشور داریم، یعنی به همدیگر به چشم دشمن نگاه می‌کنیم و وقتی که به این چشم به هم نگاه می‌کنیم منظور نه فقط در افکار عمومی که حذف فیزیکی، حیثیتی و... برایمان مطرح است. این روشی نیست که کشور را به سرمنزل مقصود برساند، به همین دلیل ما اصلاح‌طلبان یاد گرفته‌ایم که اگر شما دشمن من نیز باشید باید بنشینیم و صحبت کنیم. نمی‌توانیم از طریق حذف و خشونت؛ نزاع، توهین کردن و تیر پرتاب کردن مشکل را حل کرد. ایراد صد سال گذشته نیز این بوده که همه به دنبال حذف دیگری بودند. هیچ‌گاه یاد نگرفتیم گفت‌وگو کنیم، اما اصلاح‌طلبان این را یاد گرفتند و به جرات می‌گویم اگر توان حذف طرف مقابل را نیز داشته باشند این کار نخواهند کرد. یعنی اگر تمام اتفاق‌های امروز تغییر کند و به جای آقای رامین، فرد دیگری از اصلاح‌طلبان مسوولیت را بر عهده بگیرد، یا هر پست دیگری، اینها به طرف مقابل نه‌تنها روزنامه خواهند داد که کمک مالی نیز به آنها خواهند کرد. مگر زمانی که آقای خاتمی وزیر ارشاد بود همین کار را نکرد، مگر ارز دولتی زمان جنگ را به رسالت نداد که چاپخانه بیاورد. روزنامه‌ای که آن زمان امام دستور دادند به جبهه‌ها نرود چون مخالف دولت بود و روحیه‌ها را تضعیف می‌کرد، اما آقای خاتمی پول چاپخانه آن را دادند. یا آقای توکلی برای «فردا» از کجا آوردند، در حالی که مخالف دولت وقت هم بودند؟ اینجا است که دموکراسی در مفهوم آزادی مخالف و نه آزادی موافق معنی پیدا می‌کند. از این رو اصلاح‌طلبان یاد گرفتند که اگر قرار است کشور ساخته شود فقط در گفت‌وگو و تعامل می‌شود جلو رفت. البته تعامل به این معنی نیست که من به تو امتیاز می‌دهم و تو هم به من امتیاز بده، نه باید حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و به همین دلیل نیز ما به دنبال تعامل و گفت‌وگو هستیم. البته در زندان نمی‌شود به تعامل رسید، یا نمی‌شود در تریبون رسمی که آنها دارند هرچه دروغ و فریب و کلک هست را به طرف مقابل نسبت داد و بعد بخواهند پشت پرده گفت‌وگو کنند. البته ما مخالف پشت پرده صحبت کردن نیستیم و یکی از روش‌های سیاست‌ورزی است و لزومی ندارد که سیر تا پیاز گفت‌وگوها منتشر شود اما نتیجه باید در اختیار مردم قرار گیرد و در راستای منافع ملی باشد. بنابراین ما به این تجربه بزرگ رسیده‌ایم که قدرت افکار عمومی در تغییر و تحول خیلی مهم است و در فضای باز که این امکان وجود داشته باشد صورت می‌گیرد، به همین دلیل اقتدارگرایان چون می‌دانند چیزی در چنته ندارند اگر فضا باز شود و در معرض قضاوت قرار گیرند، موفق نمی‌شوند، دیگران را حذف می‌کنند و فضا را بسته نگه می‌دارند. البته اگر آنان نگران این هستند که با باز شدن فضا حذف خواهند شد ما اصلاح‌طلبان این تضمین را می‌دهیم که هیچ کس در جریان یک حکومت دموکراتیک و مدنی از عرصه سیاست حذف نمی‌شود. در چنین جامعه‌ای قانون حاکم است و هیچ فکر، اندیشه و حرکت مدنی حتی اگر در مخالفت کامل با نظام باشد در صورت حرکت در چارچوب قانون حذف نمی‌شود. مگر امام نگفتند مارکسیست‌ها نیز می‌توانند حرف بزنند و در دانشگاه کرسی داشته باشند، مگر در اوایل انقلاب تا پیش از جنگ و جریان‌های ترور خیلی از افراد با روش‌های فکری متفاوت کاندیدای پست مختلف نبودند. پس اگر می‌گوییم گفت‌وگو و تعامل و اگر بر اصلاح‌طلبی پای می‌فشاریم به همین دلیل است؛ البته نمی‌خواهم بگویم اصلاح‌طلبی تنها راه نجات کشور است و اصلاح‌طلبان باید تمامی پست‌ها را بر عهده بگیرند، خیر، منظور روش و منش اصلاح‌طلبی است. محافظه‌کاران می‌توانند اصلاحات را اجرا کنند، انجام دهند، ما دست‌شان را نیز می‌بوسیم. در جریان هسته‌ای ما می‌گفتیم اگر این مساله منافع کشور را اجرا می‌کند، بفرمایید انجام دهید اما اگر روش شما نتیجه نداد راه‌های دیگر را که ما می‌گوییم نیز امتحان کنید. در این راه ما مصر هستیم و با وجود فشارهایی که سعی دارد ما را از این مسیر مسالمت‌آمیز جدا کند و به خشونت بکشاند، ما باز هم مصر بر گفت‌وگو هستیم و تمامی طیف‌های اصلاح‌طلبی نیز به این راه اعتقاد دارند.
* در سال‌های گذشته نامه‌نگاری‌هایی بین شما و بعضی از سران احزاب محافظه‌کار صورت گرفت، در یک سال اخیر نیز برای فراهم کردن این فضای گفت‌وگو و تعامل آیا صحبت‌ها یا نامه‌نگاری‌هایی صورت گرفته است؟
خیر، در یک سال اخیر نه‌‌تنها نامه‌نگاری، که ما دیدار رودررو نیز با یکدیگر نداشته‌ایم. البته ممکن است در مراسمی یا در خانه احزاب و این‌گونه مکان‌ها یکدیگر را دیده باشیم اما دیدار رسمی‌ای صورت نگرفته است. به گمان من فضایی که در یک سال گذشته حاکم بر کشور بود سیاست‌ورزی را از بین برده است و فقط ما نیستیم که ضرر می‌کنیم و در یک فضای امنیتی احزاب محافظه‌کار نیز توانایی ابراز نظر ندارند. اتفاقاً بزرگ‌ترین ضربه زده‌شده در یک سال اخیر به اصلاح‌طلبان نبود؛ ضربه به سیاست‌ورزی و فعالیت‌های مدنی در عرصه اجتماعی بود که به همان اندازه که دودش به چشم ما رفت به چشم جامعه اسلامی مهندسین و حزب موتلفه نیز رفت و آنها نیز در یک سال گذشته در محاق تعطیل بودند و در این مدت به غیر از حمایت‌هایی که مشخص است اجباری است هیچ موضع مشخص و اصولی نه مثبت و نه منفی نگرفته‌اند. شاید در برخی موارد با حمایت از نمایندگان مجلس اقدامی را صورت داده باشند اما شأن یک حزب در این است که در مقابل اتفافات گوناگون موضع مشخصی داشته باشد. این نشان می‌دهد آنها نیز متوجه شده‌اند که در شرایط جدید نمی‌توان کار کرد.
*برای شروع این گفت‌وگو‌ها گمان نمی‌کنید که باید تعریف جدیدی از استراتژی اصلاح‌طلبی ارائه داد تا حول آن بتواند اصلاح‌طلبان را جمع کرد؟
گمان می‌کنم تعاریف اصلاح‌طلبی کاملاً روشن است، البته نه به این منظور که احتیاج به پیشرفت و تغییر نداریم ولی به بازتعریف احتیاج نداریم. جریان اصلاحات تاکنون موفق بوده، نقش خود را به خوبی در جامعه ایفا کرده، اثرگذار بوده و جریان فکری غالب جامعه است. سخن ما روشن است که شامل مفاهیمی چون قانون اساسی، انتخابات آزاد، حاکمیت قانون و حکمران خوب می‌شود و در این باره نیز بارها توضیح داده‌ایم. از طرف دیگر گمان نمی‌کنم برای گفت‌وگو احتیاج به پیش‌شرط داشته باشیم و به الزامات گفت‌وگو باید پایبند باشیم که مهم‌ترین آن تعهد به نتایج گفت‌وگو است که در طرف مقابل چنین چیزی وجود ندارد.
*به غیر از جناح مقابل الزامات دیگری نیز برای آغاز این گفت‌وگو‌ها وجود دارد که یکی از آنها بحث تقویت جامعه مدنی است. برای تقویت آن خصوصاً در شرایط امروزی چه می‌شود کرد؟
اصولاً انسان وقتی دنبال چیزی است که احساس نیاز کند، جامعه ما نیز به دلیل وضعیت خاص اجتماعی و اقتصادی‌ای که داشت ارتباطات جهانی‌اش محدود بود و تعریف‌های خاص و سنتی از دولت- ملت داشت. احساس نیاز نمی‌کرد که جمعی کار کند و هر کس کار خود را می‌کرد و پیش می‌رفت. اما طی این ۳۰ سال وقتی تحولات جهانی اعمال شد، رسانه‌ها گسترش پیدا کرد، ناکارآمدی دولت‌ها در بسیاری از عرصه‌های اقتصاد مشخص شد و سطح سواد عمومی بالا رفت و مردم به این نتیجه رسیدند که باید تعریف جدید را از دولت- ملت ارائه دهند. بنابراین مطالعات شکل گرفت و بر اساس پژوهش‌ها متوجه شدند باید جامعه مدنی را شکل دهند. به طور مثال اگر با کارگر بیمارستان ما صحبت کنید، نمی‌داند جامعه مدنی چیست اما نیاز‌هایش او را به سوی جامعه مدنی و کارهای گروهی سوق می‌دهد. به طور مثال حدود دو ماه پیش کارگرهای شرکتی را از بیمارستان اخراج کردند، مابقی کارگرها که ربطی هم به شرکت‌ها نداشتند برای دفاع از حقوق همکاران‌شان دست به تحصن زدند و شب نشده کارگران اخراجی بازگشتند. این کارگرها بر اساس یک ترس یا نیاز مشترک متحد شدند اما این همان جامعه مدنی است. نیاز‌های موجود در جامعه و پیشرفت آگاهی‌ها و سواد عمومی باعث شده نهادهای مدنی و اجتماعی رشد کنند و اگر دولت هم بیاید به گمان خودش یک نهاد صنفی مانند انجمن روزنامه‌نگاران را تعطیل کند مطمئناً جامعه ضرر چندانی نمی‌کند چراکه صدها نهاد صنفی و مدنی طی این سال‌ها شکل گرفته است. در حال حاضر صدها نهاد مدنی است که از دل خانواده‌ها بیرون آمده، مانند انجمن‌هایی که برای اداره آپارتمان‌ها شکل می‌گیرد که دارای ساز و کار انتخاباتی نیز هست. یعنی این‌گونه نیست که ما بخواهیم کلاس بگذاریم و جامعه مدنی را آموزش دهیم، نیاز مردم به همراهی ارتقای آگاهی‌های عمومی سبب شده جامعه مدنی به خودی خود رشد کند و شبکه‌های اجتماعی‌ای که پایگاه اصلاحات است خود به خود و متاثر از یکدیگر شکل گرفته است. مهم‌ترین عامل تاثیرگذار در این بین نیز ارتباطات است و تاثیری را که رسانه‌های می‌توانند داشته باشند هیچ نهاد دیگری نمی‌تواند داشته باشد. به طور مثال مردم در پای تلویزیون همبستگی محافظان در جام جهانی را می‌بینند که برای بالا بردن دستمزدشان تحصن کردند و با حمایت تماشاچی‌ها موفق نیز شدند و به حق خود رسیدند، در حالی که هیچ برخورد خشونت‌آمیزی با آنان صورت نگرفت. نمی‌شود که جلوی این آگاهی‌بخشی را نیز گرفت و به مردم گفت کور و کر شوید. جامعه ایرانی تمامی اینها را می‌بیند و پیشرفت می‌کند. البته ما اگر دولتی داشتیم که قبول می‌کرد جامعه مدنی خوب است و به درد کشور می‌خورد، خیلی سریع‌تر پیشرفت می‌کردیم، مانند دولت اصلاحات، اما اکنون که نیست نیز نمی‌توان گفت جامعه مدنی متوقف شده است. در کل باید فرمولی برای اینکه چگونه می‌توان جامعه مدنی را ساخت و رو به جلو برد، ارائه کرد، همان‌طور که برای مقابله با آن نیز نمی‌توان از رفتارهای امنیتی و قهر‌آمیز بهره برد و اتفاقاً در این وضعیت جامعه مدنی بیشتر احساس خطر می‌کند و برای حفظ منافع خود متشکل‌تر و منسجم‌تر می‌شود. اشتباهی که دولت می‌کند این است که فکر می‌کند تمامی اینها سیاسی است، در حالی که بسیاری از نهادهای اجتماعی می‌توانند باری از دوش دولت بردارند. به طور مثال تشکل‌های غیردولتی مبارزه با اعتیاد موفق‌تر از نهادهای دولتی هستند اما متاسفانه دولت به اینها به چشم رقیب نگاه می‌کند، در حالی که این نهادها ادعای قدرت ندارند و فقط می‌خواهند مشکلی را حل کنند.
*در صحبت‌هایتان گفتید دولت جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی را رقیب خود می‌داند، آیا این اشتباه اصلاح‌طلبان نبود که با سیاسی کردن بسیاری از این نهاد‌ها و عدم ارائه تعریف درست از جامعه مدنی چنین ذهنیتی را شکل داد و همه چیز را به سوی سیاست برد و جامعه مدنی را از مسیر اصلی منحرف کرد؟
شما در همه جای دنیا نیز اگر بنگرید صدای بلند، صدای سیاست است. به طور مثال وقتی به جامعه امریکا نگاه می‌کنید چند درصد سازمان‌های حمایت از محیط زیست به ذهن شما خطور می‌کند؟ در حالی که وقتی انتخابات ریاست‌جمهوری در این کشور شروع می‌شود این نهاد صدای بلندی است چراکه مساله انتخابات و دولت در زندگی تک‌تک افراد جامعه تاثیر می‌گذارد، خصوصاً در جوامعی مانند ما که دولت نقش اساسی‌ای دارد. خصوصاً که این اشتباه را نیز نکنید در طی سال‌های گذشته شاید سه یا چهار حزب تشکیل شد اما نهادهای مدنی به مراتب بیشتر از احزاب تاسیس شدند و اکنون نیز این نهاد‌ها هستند که به رغم تمامی این فشارها در حال گسترش هستند و شبکه‌های اجتماعی را شکل می‌دهند. شاید کسی مانند من که نه کار ورزشی بلد است و نه حرفه‌ای خاص بر اساس توانایی‌هایش، حزب تاسیس کند یا روزنامه سیاسی راه بیندازد اما بیشتر از روزنامه‌های سیاسی طی این سال‌ها نشریات و مجلات خانوادگی تاسیس شد که برخلاف بسیاری که آنان را زرد می‌نامند، من موافق انتشار آنان بودم، چراکه روزنامه‌خوانی درصد مطالعه را در کشور افزایش داد و در کنار آن شغل ایجاد و عده‌ای را کنار هم جمع کرد. این به این معنی است که وقتی فضا باز شد استعدادها نیز نمایان شد که به ایجاد اشتغال، اقتصاد، فرهنگ و نشاط جامعه کمک کرد، هرچند در این بین عده‌ای شیشه خرده‌هایی نیز داشتند. من قبول ندارم که جامعه مدنی در سیاست محو شد، هرچند سیاست صدای بلندی داشت اما فعالیت‌های اجتماعی پررنگ‌تر بود.
* از شبکه‌های اجتماعی صحبت کردید. در حال حاضر خیلی از این شبکه‌ها صحبت می‌شود. در مجموع این شبکه‌های اجتماعی چه معنی دارد و چگونه می‌توان گفت‌وگو را بین این شبکه‌ها تقویت کرد؟
این شبکه‌های اجتماعی اصولی بدیهی است و تعریف خاصی ندارد. اما اصولاً من می‌خواهم این انتقاد را باور کنم که جامعه ایرانی جامعه‌ای نبوده است که به این وضعیت رسیده باشد که برای حل بحران‌هایی که با آن رو به رو است، بنشیند و از خرد جمعی استفاده کند. همه ما این عادت را داریم که برای اتفاق‌های زندگی‌مان نسخه‌های شخصی می‌پیچیم. به طور مثال اگر در فوتبال مشکلی پیش می‌آید سریعاً می‌خواهیم با نخستین فکری که به ذهن‌مان می‌رسد مشکل را حل کنیم یا حتی در اقتصاد و سیاست خارجی نیز به همین گونه هستیم. البته این مختص جامعه ما نیست و همه جا همین طور است اما در جامعه ما شدید‌تر است. واقعیت را بپذیریم که ما گفت‌وگو را یاد نگرفته‌ایم، از کودکی در خانه یاد گرفته‌ایم که پدر حرف اول و آخر را می‌زند، در مدرسه مدیر، در حزب دبیرکل و در جامعه رهبر حرف اول و آخر را می‌زند و در مجموع فردیت در جامعه ما رواج داشته است. به نظر من وقتی شبکه‌های اجتماعی در بخش‌های مختلف تشکیل شود یاد می‌گیریم که در همه امور متخصص نیستیم و می‌توان با استفاده از خرد جمعی و مشورت نیز مشکلات را حل کرد. بزرگ‌ترین خدمت شبکه‌های اجتماعی تغییر فرهنگ جامعه از فردگرایی به جمع‌گرایی است. گروه‌هایی که توانسته‌اند در درون خود گفت‌وگو ایجاد کنند موفق نیز شده‌اند و بالطبع بر حکومت نیز تاثیر گذاشته‌اند و البته این تاثیر به معنی دشمنی و براندازی نیست بلکه به معنی اصلاح است.
*در چه حالتی این نگاه حمایتی گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و مردم نسبت به دولت تغییر می‌کند و شکل اعتراضی به خود می‌گیرد؟
در ایران نیز مانند تمامی نقاط دیگر دنیا مردم طبقه متوسط می‌خواهند زندگی عادی و شرافتمند خود را داشته باشند و برای آن خیلی نیز هزینه نپردازند و در مقابل نیز برخی مسائل را تحمل می‌کنند اما این تحمل حد دارد. به طور مثال وقتی شما به بانک می‌روید و می‌بینید کسی مرتب خارج از صف کارهایش را انجام می‌دهد ممکن است تا چند بار اعتراض نکنید اما در نهایت اعتراض کرده، البته گلاویز نمی‌شوید ولی ممکن است از بانک خارج شوید یا شکایت کنید. در کل به نظر من در چند حالت ممکن است آستانه این تحمل به پایان برسد؛ نخست زندگی فرد تهدید شود، می‌تواند این زندگی اقتصادی باشد، یعنی یک کارگر تا مدتی می‌تواند فشارهای اقتصادی را تحمل کند اما بالاخره اعتراض می‌کند. مهم‌ترین مورد نیز همین است. اما مساله دیگر تحقیر است که در جامعه ما صدق می‌کند. اگر جامعه ایرانی را تحقیر کنید مطمئناً واکنش نشان خواهد داد و اتفاقی که سال گذشته نیز رخ داد همین بود. باور مردم این بود که تحقیر شده‌اند. کاری به درست یا غلط بودن آن ندارم اما این باور برای آنان به وجود آمد. حال اگر به این اعتراض مردم به شیوه مدنی پاسخ دهیم مردم به آن آستانه تحمل برمی‌گردند اما اگر پاسخ داده نشود اعتراض آنان گسترده‌تر نیز می‌شود. بنابراین شاید این بحث خیلی خوب و علمی باشد که چه وقت مردم از صبوری و بردباری بیرون می‌آیند و حتی به خشونت کشیده می‌شوند و اگر حاکمان آن را درست تحلیل نکنند مطمئناً ضرر زیادی به بار خواهد آمد و ممکن است روزی برسد که چاره‌ای برای آن نباشد.
*آیا ادامه این روند و عدم گفت‌وگو و تعامل سبب نمی‌شود کینه و نفرت در جامعه رشد پیدا کند؟
من قبول ندارم کینه و نفرت در جامعه رشد پیدا کرده است. به طور مثال در حال حاضر من در جامعه پزشکی با همکارانی در ارتباط هستم که از نظر سیاسی کاملاً متفاوت از من هستند اما بین ما کینه و نفرت نیست. در سطح جامعه نیز به همین شکل است اما شکاف بین دولت و ملت عمیق‌تر شده است. باید باور کنیم این شکاف وجود دارد و عمیق‌تر نیز شده است و رفتارهایی که ما طی یک سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم این شکاف را عمیق‌تر کرده و باور دارم در بخش‌هایی می‌تواند تبدیل به کینه و نفرت شود اما غیرقابل بازگشت نیست و با اصلاح رفتار می‌شود دل‌ها را آرام کرد و سبب این شد که به رغم اختلافات می‌توان گفت‌وگو را تسری بخشید. البته گفت‌وگو بین سیاستمداران تا حدودی هست اما اگر مردم از آن حمایت نکنند بی‌فایده است. به طور مثال زمان انقلاب بخش‌هایی از مخالفان شاه با حکومت گفت‌وگو می‌کردند اما مردم از این گفت‌وگو‌ها حمایت نکردند و انقلاب رخ داد. نگرانی ما امروز این است که این شکاف آنقدر عمیق شود که گفت‌وگو و تعامل به خیانت تعبیر شود. یعنی من اگر با مخالف خود صحبت کنم مردم بگویند تو با قاتل بچه‌های ما صحبت می‌کنی و طرف مقابل نیز محکوم به گفت‌وگو با عامل بیگانه، ضدانقلاب و جاسوس شود و نگذارند ما با یکدیگر صحبت کنیم. این خطر وجود دارد اما من هنوز آن را خیلی جدی نمی‌دانم و هنوز راه‌های گفت‌وگو باز است.
*در همین راستا نظرتان درباره وحدت بین تمامی نیروهای سیاسی چیست؟
وحدت به چه معنی؟ اگر منظور این است که همه حول یک فرد وحدت کنیم و بگوییم یک شیوه درست است که این وحدت نمی‌شود و آن را قبول نداریم. ما فقط روی یک امر می‌توانیم وحدت کنیم و آن این است که بگوییم جامعه ایرانی متکثر و دارای سلایق، ایده‌ها، شیوه‌ها و رفتارهای گوناگون است و افراد مختلف دارای استراتژی و تاکتیکی متفاوت هستند و بعد بر اساس آن روی این وحدت کنیم، یعنی هر ایرانی که می‌خواهد در چارچوب قانون فعالیت کند باید به او اجازه هرگونه فعالیتی را بدهیم که ما این وحدت را قبول داریم و به آن پایبند نیز هستیم. فصل‌الخطاب ما قانون است، روی همین نیز وحدت می‌کنیم، حتی اگر همدیگر را نیز قبول نداریم بر اساس همین قانون می‌توانیم وحدت کنیم. وحدت اگر یعنی همه با هم ما قبول داریم و اگر به معنی همه با من باشد ما قبول نداریم.


 



بسم الله الرحمن الرحیم

ای که پیچیده شبی در دل این کوچه صدایت

یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت

روز سوم شعبان ، روز میلاد امام حسین (ع) ، وارث عظیم ترین حادثه تاریخ است . روز تولد بزرگ پاسداری که شراب عشق را نوشید و با خون خود و فرزندانش مکتب اسلام را زنده نگاه داشت تا هیچ گاه رنگ نابودی بر خود نبیند.

صبر و استقامتِ همچون کوه او بود که به ما درس شهامت و ایستادگی در برابر تمامی کژی ها را داد و چه زیبا صفات حقیقی یک پاسدار را برای شیعیانش به یادگار گذاشت. پاسداری به دور از تمامی تعلقات دنیا، بریّ از همه اغراض شخصی و جاه طلبی، نهایت شرافت ، ایثار، رحمت و فداکاری.

و اما ای حسین (ع)! ای فرزند خلف فاطمه(س)! ما از شما یگانه اسوه آزادگی و مصداق حقیقی نفس مطمئنه استعانت می جوییم

که پاسداری از خون پاک شهدا را به ما عطا کنی

و یاریمان نمایی تا حکومت خاکی، ما را اسیر و زمینگیرخود نکند

و هرچند که طاقت از خود گذشتن و به خدا رسیدن سخت است ، ما را شجاعتی عطا فرمایی تا نامردمی را برنتابیم و گردن نهادن به اصول را دریابیم . و اما تو ای پاسدار سپاه حسین گوش بدار که فرزندش خمینی کبیر چگونه سپاه الله را برای تو ترسیم می کند:

«ما که می خواهیم سپاه و ارتش جندالله باشندو دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند برای این است که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت ،باید فاتحه این سپاه و این ارتش را بخوانیم. این جهت را باید آقایان متوجه باشند ... .»

. صحیفه نور ، ج۱۹، ص۲۹ ، سخنرانی در سال۶۳ [۱]


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته