-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

Latest News from Iran Green Voice for 07/16/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



در بند ۳۵۰ زندان اوین به راحتی مواد مخدر وارد و توزیع می شود . موضوعی که موجب نگرانی و اعتراض خانواده های زندانیان سیاسی این بند شده است به ویژه خانواده جوانان سیاسی این بند نسبت به این موضوع اظهار نگرانی می کنند و احتمال می دهند سو نیتی در این کار دخیل باشد .

به گزارش کلمه براساس گزارش های رسیده از داخل اوین ، این اتفاق در حالی رخ داده که مدتهاست از خانواده های زندانیان سیاسی هیچ کتابی برای عزیزانشان پذیرفته نمی شود و کتابخانه بند ۳۵۰ و سالن بسیار کوچک ورزشی آن نیز به دستور صداقت رییس زندان اوین و با همکاری مصطفی بزرگ نیا رییس بند ۳۵۰ تعطیل شده و در همین حال که ورود هر نوع کتابی به بند ممنوع شده است مواد مخدر توسط زندانیان عادی به این بند راه پیدا می کند .

خانواده ها از مسولان قضایی می پرسند این کارها چه معنایی دارد ؟ آیا آنها قصد پرونده سازی برای زندانیان سیاسی دارند یا تلاش دارند آنها را درزندان به دور از هر گونه وسیله تفریحی به مواد مخدر آلوده کنند ؟

هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین بیش از ۲۰۰ نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نگهداری می شوند .این بند با دارا بودن بیشترین زندانیان حوادث پس از انتخابات اکنون به عنوان اصلی ترین بند نگهداری زندانیان جنبش سبز شناخته می شود.

گزارش ها حاکی از آن است که یکی از زندانیان مالی این بند که روابط نزدیکی با رییس بند۳۵۰ دارد پس از اینکه چند بار قصد توزیع شیشه و حشیش را بین زندانیان سیاسی داشت ،با اعتراض آنان به این وضعیت روبرو و پس از آن به بند دیگری منتقل شده است .اما این اعتراض آنها منجر به قطع این کار نشده است و همچنان از کانالهای مختلف مواد مخدر به ویژه شیشه و حشیش وارد این بند می شود .

با اینکه هم اکنون مواد مخدر در بیرون از زندان با قیمت بسیار گزافی خریداری می شود.این مواد داخل زندان بسیار ارزان رد و بدل می شود .

همه این اتفاق ها در حالی رخ می دهد که صداقت رییس زندان اوین در برابر درخواست های مکرر کتبی زندانیان سیاسی و خانواده هایشان به صراحت ورود کتاب را به این زندان ممنوع کرده است .خانواده زندانیان سیاسی می پرسند چطور ورود کتاب به زندان ممنوع است ؟اما ورود مواد مخدر ان هم این گونه علنی هیچ مشکلی ندارد .آنها توجه همه مسولان قضایی بویژه دادستان تهران را نسبت به این فاجعه که در زندان اوین در جریان است جلب می کنند .

طبق گزارش منابع آگاه شخصی به نام ” میم .ن “وکیل بند مالی عامل توزیع و ترویج مواد مخدر در زندان است. آنچه باعث تعجب زندانیان سیاسی شده ، این است که این زندانی مالی از همه مفاد اغلب پرونده های زندانیان سیاسی آگاه است و با وجود زندانی بودن از امکانات ویژه و نامحدودی در زندان برخوردار است .

تعدادی از خانواده زندانیان سیاسی از مسوولان اوین می پرسند مدتها ست که کتابخانه بند را تعطیل کرده اید و سالن ورزش را نیز به بهانه کمبود جا بسته اید و از ما هم کتاب نمی پذیرید . آنها از دادستان تهران درخواست کرده اند که این هشدارها را جدی بگیرید و تا دیر نشده به این وضعیت ناگوار بند ۳۵۰ زندان اوین رسیدگی کنید .

اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین روزنامه نگاران ، دانشجویان و فعالان مدنی و سیاسی نگهداری می شوند .

براساس همین گزارش ،سلیمانی رییس سازمان زندان های استان تهران به همراه صداقت نژاد رییس زندان اوین دیروز ار بند ۳۵۰ اوین دیدار کرده اند و در جریاین این بازدید به زندانیان سیاسی این بند گفته اند که محدودیت های جدیدی برای آنها از جمله در مدت زمان تماس تلفنی ایجاد خواهد شد.

سلیمانی دلیل این محدودیت های جدید را آیین نامه ای در سازمان زندان ها عنوان کرد که از سال ۱۳۶۵ تا به حال در حال اجرا است. بر این اساس او خبر از این داد که هر زندانی سیاسی در هفته می تواند ۲ دقیقه با خانواده اش تماس بگیرد.زندانیان سیاسی این بند در حال حاضر روزانه چهار دقیقه امکان تماس تلفنی دارند.

عبدالله مومنی فعال دانشجویی . کیوان صمیمی فعال سیاسی ،حسین نورانی نژاد ،مجید دری دانشجوی ستاره دار ،محمدرضا رجبی از اعضای سابق دفتر هاشمی رفسنجانی ،حمزه کرمی از مدیران دانشگاه آزاد ،بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ، بهشتی شیرازی ، عرب مازار ، بهزادیان نژاد سه مشاور میر حسین موسوی و تعداد زیاد دیگری از فعالان سیاسی اکنون در این بند به سر می برند .
 


 


قرار وثیقه مهدیه گلرو فعال دانشجویی دوباره به قرار بازداشت تبدیل شد . از چند ماه قبل برای مرخصی مهدیه قرار وثیقه ای ۵۰۰ میلیونی تعیین شده بود که از همان ابتدا خانواده وی اعلام کردند که توان پرداختش را ندارند و از مسولان در خواست کردند که این مقدار را کاهش دهند تا او نیز بتواند از مرخصی استفاده کند

به گزارش کلمه ، مسولان قضایی نه تنها این قرار را که هیچ تناسبی با حکم دو سال و نیم حبس مهدیه ندارد کاهش نداده بلکه قرار وثیقه را از اساس لغو و دوباره تبدیل به قرار بازداشت کردند .

خانواده مهدیه می گویند : « در تمام این مدت امیدوار بودیم که این میزان وثیقه که برای ما بسیار سنگین است کاهش یابد اما نه تنها مسولان این میزان را کاهش ندادند بلکه از اساس قرار وثیقه دخترمان رالغو کردند . »

مهدیه گلرو از ۱۲ آبان ماه سال گذشته بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می‌برد .این در حالی است که در این مدت او از بیماری معده و روده نیز در عذاب بوده است . گلرو در داگاه به تحمل دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده است.وی هم اکنون به همراه هنگامه شهیدی ، شیوا نظر آهاری ،بهاره هدایت ، شبنم مددزاده و عاطفه نبوی در بند نسوان زندان اوین به سر می برد.
 


 


حجت الاسلام احمد رضا احمد پور عضو جبهه ی مشارکت مرکزی قم و وبلاگ نویس (پژواک خاموش ) و محقق حوزه برای سومین بار دست به اعتصاب غذا زد .

از درون زندان خبرها حاکی از وضعیت بد جسمانی آقا احمد پور می دهد ایشان که جانباز جنگ می باشد بعد از اتمام مرخصی خود و بازگشت به زندان لنگرود قم به علت کمردرد شدید که مجبور به استفاده از کمربند طبی می باشد در زمان ورود به زندان توسط نگهبانان در ورودی زندان به طور ناشایستی مورد تفتیش قرار گرفته و تمامی وسایل شخصی و کمربند طبی را از ایشان گرفته و بعد از گذشت چند روز وسایل را به آقای احمد پور تحویل ندادند و ایشان برای احقاق حقوق خود علی رغم اینکه در وضعیت بد جسمانی قرار دارد از روز یک شنبه تاریخ 19 تیرماه برای بار سوم دست به اعتصاب غذا زده است .

طبق اطلاعات بدست آمده ایشان هم اکنون در بخش حفاظت زندان برای جلوگیری از اعتصاب غذای دیگر زندانیان قرار دارد و هیچ گونه اطلاعی از زمان ورود به بخش حفاظت در دسترس نیست . ایشان در طی تجویز پزشک زندان در ماههای گذشته نیاز به متخصص اورتوپد دارد ولی مامورین زندان برای فشار بیشتر مانع از معاینه ی پزشک متخصص برای ایشان شدند .


 


ستایش نورانی نژاد خواهر حسین نورانی نژاد رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت که در بند کودتاگران اسیر است، با نگارش یادداشتی خطاب به کودتاگران نوشت: فاصله زیاد نیست بین دیوارهای اوین و خانه ی کوچک و رنگین حسین و هیچ فاصله ای نیست میان قلبهای ما و تپشهای قلب حسین. شما نیز کم فاصله گانید میان گناه و دوزخ!

متن این نامه بدین شرح است:

حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
چه باک، که دربند بودنی چنین عین آزاد گی است
حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
که با اسارتش، پاکی روح و طلب عدالتش را فریاد زده اید.
سپاس از شمایان که گوهر وجود او را همچون حسین (ع) به تماشا نهاده اید
حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
چه باک، که دربند بودنی چنین عین آزاد گی است
حسین نورا نی نژاد را آزاد نکنید
که با اسارتش، پاکی روح و طلب عدالتش را فریاد زده اید.
سپاس از شمایان که گوهر وجود او را همچون حسین (ع) به تماشا نهاده اید
اگر نبودند یزیدیان چه کسی بود رسواکننده ی آنهمه زیبایی؟
حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
که هر روز که می گذرد بیشتر می فهمیم که او چه صفای درونی دارد و چه والا دغدغه هایی
سپاس از شمایان که او را به جمع دیگر آزادگان به اسارت خوبیها و ایثارها و سبزینه ها برده اید؛
و چه می دانید که چه زندانیست این «بیرون». آری انگار رانده شدگانیم. و چه پر صلابتند در آن
«درون» که گویی از گذرگاه پل صراط گذشته اند و به خلوتِ پر از خدای انفرادی رسیده اند.
حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
بگذارید بماند که شنیده ام دیوارهای سرد اوین گرما بخش روحند و تزکیه دهنده ی درون.
شنیده ام بسیار خوبان آنجایند که حتی به نام هم شناسانده نشدند.
شنیده ام در ایثار و بخششهای اندک هم در سبقتند، پس چه باک حسین نورانی نژاد را آزاد
نکنید
فاصله زیاد نیست بین دیوارهای اوین و خانه ی کوچک و رنگین حسین و هیچ فاصله ای نیست میان قلبهای ما و تپشهای قلب حسین. شما نیز کم فاصله گانید میان گناه و دوزخ!
حسین نورانی نژاد را آزاد نکنید
که اسارتش عین زند گی است.
ما سر خواب نداریم و یأس که تمام قد ایستاده ایم
شرم هم بر شما مباد که «گر بدین سان زیست باید پست» شرم را فایدتی نیست یا اسفل السافلین
آری کنون از نو کنکاش کنید و خانه هامان را تفتیش که زندان رازی است، انفرادی رازی است، چشم بند رازی است، کابین رازی است، حسین رازی است...
گوشهاتان نمی شنود صدای آواز را در اوین؟ کجایند شنودهاتان؟ آوازهایی برای زنده گان، آدمیان، آری «آدمیان»
راست می پندارید چه بیهوده آوازی! ارزشی نیست برای شما: آدمیان
چه باک گر حقیقت را میان آوارها دروغ ربوده ایم و شما در پی گریختگان ِ از دروغ به راستی
من فکر می کنم هرگز نبوده است حسین اینگونه سبز

 


 


پایگاه اطلاع رسانی دویچه وله – بخش فارسی – گزارش داد شبکه‌های اول و دوم تلویزیون آلمان، به خاطر دعوت از عزت‌الله ضرغامی، افکار عمومی را علیه خود برانگیخته‌اند. پس از زوددویچه تسایتونگ، اشپیگل نیز، در دو مقاله جداگانه روسای دو شبکه را مورد انتقاد قرار داده‌است.

پس از دیدار عزت‌الله ضرغامی از شبکه‌های اول و دوم تلویزیون آلمان، انتقاد از مدیران این دو شبکه، به رسانه‌های آلمانی محدود نمانده‌اند. ایرانیان مقیم آلمان نیز، با امضای نامه‌های متعدد، از" پتر بودگاست" و "مارکوس ششتر" مدیران این دو شبکه توضیح خواسته‌اند.

روز سه‌شنبه (۱۳ ژوئیه) روزنامه پرتیراژ زوددویچه تسایتونگ، در گزارشی بازدید عزت‌الله ضرغامی را، حیرت آور خواند و روسای شبکه‌های اول و دوم تلویزیون آلمان را به خاطر این دعوت مورد انتقاد قرار داد.

موضع انتقادی شبکه دوم

یک‌روز بعد، "تانیا هایمباخ" از اداره مطبوعات شبکه دوم تلویزیون آلمان در پاسخ به یکی از نامه‌های اعتراضی ایرانیان، توضیح داد که دعوت از ضرغامی به خواهش هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی در اتحادیه رادیوتلویزیون‌های اروپا و آسیا صورت گرفته و شبکه دوم تلویزیون آلمان، ضمن آن که مایل به ایجاد دفتری در تهران است، هیچ همکاری‌یی با جمهوری اسلامی ندارد.

تانیا هایمباخ همچنین نوشت:«شبکه دوم تلویزیون آلمان، همواره نسبت به جمهوری اسلامی موضعی انتقادی داشته و در آینده نیز چنین خواهد بود.»

دعوت از یک تندرو

روزهای ۱۳ و ۱۴ ژوئیه، در کنار زوددویچه تسایتونگ، اشپیگل‌آنلاین نیز در یک مقاله طنز و یک مقاله جدی، روسای شبکه‌های رسمی تلویزیونی آلمان را متهم کرد که به خاطر ایجاد دفتر در تهران، ضرغامی، یکی از تندروهای سپاه پاسداران را به گفت‌وگو دعوت کرد‌ه‌اند.

اشپیگل آنلاین در یکی از مقاله‌های خود با عنوان «ورود یواشکی خبرنگاران» نوشته است:«تلویزیون دولتی ایران در سرکوب‌ها سهم دارد. در آن از گزارش‌های انتقادی خبری نیست، اما تظاهرکنندگانی را در برابر دوربین نشان‌می‌دهد که مجبور شده‌اند به کارهای نکرده اعتراف کنند.»

دیداری که قرار بود پنهان بماند؟

اشپیگل‌آنلاین سپس به نقل از "ولفگانگ اوتس" سخنگوی شبکه جنوب غربی آلمان نوشته است:«شبکه اول قصد دارد یک استودیوی رادیوئی در تهران ایجاد کند. شبکه دوم نیز در اندیشه ایجاد یک استودیوی تلویزیونی در این شهر است. فقط در این‌صورت است که می‌شود ازایران گزارش‌های مستقل تهیه کرد. اما قرار و مداری نیز با وی گذاشته نشده است.»

توضیحات ولفگانگ اوتس، به این معنا درست است که حتی خود شبکه‌های اول و دوم تلویزیون آلمان حاضر نشدند گزارشی از بازدید ضرغامی پخش کنند. گزارش تصویری این دیدار، تنها از سوی تلویزیون دولتی ایران به شبکه‌جهانی اینترنت راه یافت و خشم منتقدین حکومت ایران را برانگیخت.

گذرگاه تنگ مجلس فدرال

مشکلی که شبکه‌های تلویزیونی رسمی آلمان به خاطر راه دادن رئیس تندروی تلویزیون دولتی ایران پیدا کرده‌اند، به انتقاد رسانه‌ها و اعتراض گسترده ایرانیان محدود نمی‌شود.

برخی از ناظران معتقدند که روسای شبکه اول و دوم، هنگام بررسی بودجه، احتمالا باید پاسخگوی اعتراض برخی از فراکسیون‌های پارلمانی نیز باشند.

فراکسیون‌های برخی از احزاب آلمان همواره به سرکوب مردم ایران اعتراض کرده‌اند.

 


 


ساعتي پيش در مسجد جامع زاهدان عملياتي انتحاري انجام شده است كه عدادي از هموطنان مجروح و تعدادي نيز کشته شده‌اند.

گروه جندالله با انتشار بیانیه ای در وبلاگ خود مسوولیت انفجار انتحاری زاهدان را برعهده گرفت.

در اطلاعیه این گروه آمده عملیات به مناسبت روزپاسدار و در جمع سپاهیان انجام شده.

علي عبدالهي معاون امنيتي وزارت كشور در گفت‌وگو با فارس با اشاره به بمب‌گذاري صورت گرفته در زاهدان گفت: ساعتي پيش در مسجد جامع زاهدان عملياتي انتحاري انجام شده است كه جزئيات بيشتر آن را پس از بررسي‌ها اعلام خواهيم كرد.

عبدالهي گفت: تا اين لحظه انفجار در زاهدان حدود 15 نفر شهيد و 22 نفر مجروح برجاي گذاشته است كه احتمالا اين تعداد افزايش خواهد يافت.

وی افزود: انفجارهاي عصر امروز شهرستان زاهدان بعد از نماز مغرب و عشاء كه اين روزها به دليل مراسم ميلاد سوم شعبان كمي نيز طولاني است اتفاق افتاده است.

معاون امنيتي وزارت كشور با اعلام اينكه دو انفجار در مسجد جامع شهرستان زاهدان اتفاق افتاده است اظهار داشت: انفجار اول كه انتحاري بوده پشت محل بازرسي صورت گرفته و موجب شهادت و مجروح شدن تعدادي از پاسداران شده است.

عبدالهي ادامه داد: انفجار دوم زماني رخ داده كه مردم پس از انفجار اول در اين محل تجمع كرده بودند و اين انفجار تلفات بيشتري داشته است.

وي با بيان اينكه اطلاعات دقيق‌تر نيازمند بررسي دقيق و بيشتري است كه متعاقبا اعلام خواهد شد خاطرنشان كرد: هدف از انجام اينگونه عمليات‌هاي تروريستي ايجاد اختلاف ميان اهل تسنن و شيعيان است.

عبدالهي همچنين گفت: اخيرا و بخصوص بعد از دستگيري ريگي شاهد شرايط خوبي در اين منطقه بوديم كه مردم نيز از آن رضايت داشتند و حتي تعداد بالاي سفرهاي نوروزي نيز نشان از امنيت بالاي اين مناطق داشت كه اين موضوع براي برخي‌ها قابل تحمل نبود از همين رو گروه‌ها و افراد شرور را به انجام عمليات‌هاي تروريستي تحريك مي‌كنند.

حسينعلي شهرياري گفت: ابتدا فردي با پوشش زنانه قصد ورود به مسجد جامع را داشته كه از ورود وي جلوگيري مي‌شود. در انفجار اول سه يا چهار نفر شهيد مي‌شوند چون انفجار اول جلوي درب ورودي مسجد رخ مي‌دهد اما چند دقيقه بعد كه مردم براي كمك‌رساني مي‌آيند در آن شلوغي فرد دومي عمليات انتحاري ديگري انجام مي دهد.

حسينعلي شهرياري نماينده زاهدان در مجلس نیز گفت: به نظر مي‌رسد متأسفانه تلفات اين دو انفجار به اندازه تلفات مسجد علي بن ابيطالب باشد.

شهرياري با تأكيد بر اينكه تاكنون اطلاعات دقيقي از انفجارها و تعداد شهدا در دسترس نيست، عنوان كرد: واقعا اين انفجارها قابل پيش‌بيني بود بنده بارها در مصاحبه‌ها گفته‌ام كه عوامل بازمانده از جريانات وهابيت و ريگي وجود دارند و مي‌خواهند اقدامي انجام دهند تا بگويند كه هنوز حضور دارند.

رئيس كميسيون بهداشت مجلس در بخش ديگري از اين گفت‌وگو متذكر شد بارها اين تذكر را به مسؤلان امنيتي استان زاهدان داده‌ام و حتي قبل از تعطيلات عيد نوروز كتبا طي نامه‌اي به مسؤلان يادآوري كردم كه بايد مراقبت‌هاي امنيتي را در استان سيستان و بلوچستان گسترش دهند.

وي با يادآوري اينكه زمانيكه عمليات انتحاري باشد وضعيت متفاوت است، توضيح داد: اين جريانات تلاش بسيار زيادي داشته‌اند اما اكنون نيز موفق نشده‌اند كه وارد مسجد جامع شهر زاهدان شوند.

نماينده زاهدان در مجلس يادآور شد: اين انفجار به عهده عوامل وابسته به گروهك ترويستي ريگي است.

گفتنی است، مسجد جامع زاهدان در خيابان آزادي شهر واقع است كه خود به مثابه مركزخريد و يكي از نقاط فعال شهر به لحاظ فعاليت اقتصادي به شمار مي رود.

 

گفته مي شود با انفجار اين مسجد، جندالله ادامه فعاليت هاي مالك ريگي را از سر گرفته است.

احتمال دارد بخشي از مسئولين استان و شهر زاهدان نيز در اين مسجد بوده باشند. سليماني امام جمعه زاهدان در مسافرت نبوده است و در بين مهمانان جشن نبوده است.

 

فعلا فضاي شهر امنيتي است، موبايل ها در سطح استان قطع است و اخباردقيقي وجود ندارد.

 


 


شبکه خبری آتی نیوز در این زمینه گزارش داد "پس از پناهندگی چند تن از نیروهای تحریریه خبرگزاری فارس، به تازگی یکی دیگر از خبرنگاران این رسانه با عزیمت به کشور تونس، تقاضای پناهندگی خود به کشور فرانسه را اعطا کرده است.

در همین راستا یک منبع آگاه ضمن اعلام این خبر به آتی نیوز گفت: «م. خ» خبرنگار حوزه فرهنگی خبرگزاری فارس بوده است و هم اکنون در فرانسه به سر می‌برد."

همچنین آمده است "اطلاعاتی در خصوص فعالیت نامبرده در آن کشور منتشر نشده است."

پیش از این نیز حسین سلمان زاده، جانشین گروه عکس فارس و جواد مقیمی عکاس خبرگزاری فارس ضمن پناهندگی به آمریکا، همکاری‌هایی را با صدای آمریکا آغاز کردند که این فعالیت تاکنون نیز ادامه داشته است.
 


 


مراسم سالگرد شهادت محسن روح الامینی که سال گذشته در ماجرای جنایات زندان کهریزک به شهادت رسید، امروز بعد از ظهر در مسجد حضرت ولی عصر(عج) ـ خوزستانی ها ـ تهران واقع در خیابان خالد اسلامبولی برگزار شد.

به گزارش "تابناک" در این مراسم که از سوی خانواده داغدار روح الامینی برگزار شده بود، و خانواده های داغدار سه شهید دیگر این حادثه ـ جوادی فر، کامرانی و قهرمانی ـ نیز حضور داشتند، حسن ابوترابی فرد، نایب رییس محترم مجلس شورای اسلامی به ایراد سخنرانی پرداخت.

این گزارش می افزاید: در میان سخنان ابوترابی فرد یکی از حاضران، صحبت وی را قطع کرد و گفت: جناب ابوترابی چگونه است که شخصی که به واسطه مسئولیتش در آن زمان متهم اصلی این پرونده است بلافاصله از جانب احمدی نژاد مسئولیت می گیرد و هنوز خبری از بررسی اتهامات او نیست، که در این لحظه ابوترابی فرد گفت: شما بدانید که مبارزه با چنین مفاسدی به مراتب از مبارزه با مفاسد اقتصادی و امثالهم سخت تر است که انشاءالله به ثمر خواهد نشست.

گفتنی است سعید مرتضوی دادستان سابق تهران از متهمان اصلی جنایات کهریزک است. وی پس از جدا شدن از قوه قضاییه، توسط رییس دولت کودتا مسوولیت اجرایی گرفت
پدر شهید روح الامینی مشاور محسن رضایی در انتخابات بود و با چهره هایی از جناح موسوم به اصولگرا ارتباط دارد. در این مراسم هم از میان اصلاح طلبان و هم از میان اصولگرایان چهره هایی حضور داشتند. محمد نوری زاد، علی شکوری راد، معصومه ابتکار، احمد توکلی، علیرضا مرندی، محسن رضایی، حسین علایی، رضا طلایی نیک، محمدرضا مخبر دزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، حسین محمدی، کبکانیان معاون سابق وزیر علوم، شهریاری نماینده مجلس، حمیدرضا کلانتری استاندار اسبق یزد، و... در این مراسم حضور یافتند.

لازم به ذکر است که مراسم سالگرد مرحوم جوادی فر امشب در منزل پدر وی و مراسم مرحوم کامرانی فردا شب در مسجد نور تهران واقع در میدان فاطمی برگزار خواهد شد.
 


 


سید محمد خاتمی امروز درسالروز تولد امام حسین (ع) با خانواده دکتر عرب مازار دیدار کرد و از خانواده این زندانی سیاسی دلجویی کرد.

 

به گزارش کلمه، در این دیدار رییس جمهور دولت اصلاحات از صبر و ساتقامت دکتر عرب مازار، مشاور میرحسین موسوی در زندان تجلیل و قدردانی کرد.

 

خاتمی ابراز امیدواری کرد تا هر چه سریعتر دکتر عرب مازار از زندان آزادشود.همچنین او متن دلنوشته ای با دست خط خود برای دختر این زندانی سیاسی بدین شرح نوشته است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

زهرای عزیز؛

جانت چون زلال اشک پاک و دلت چون آفتاب گرم و درخشان باد.

لبخندت مداوم و تلاشت برای خوب بودن روزافزون باد.میدانم که دل پاکت راستی و صداقت و عدالت را دوست دارد.آنچه که امروز کمتر شاهد آن هستیم و دریغ که ناراستی و صداقتی و بی عدالتی به نام دین انجام می شود.

می دانم که دلت برای پدرت که متهم به راستی و درستی و پاکی است تنگ شده ولی باید شکیبا باشی همه باید شکیبایی پیشه کنیم البته در راه راست استقامت.

پیروز و سرفراز باش

دوستدار تو سید محمد خاتمی

۱۳۸۹/۴/۲۴

مصادف با سالروز تولد حضرت پاکی ابا عبدالله ابن حسین(ع)
 


 


دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه گفت که ایران باید شجاعت مواجهه با مسائل و پرسش هایی را که در مورد برنامه اتمی اش مطرح است پیدا کند.

به گزارش بی بی سی، مدودف روز پنجشنبه در یک کنفرانس خبری در شهر یکاترینبورگ گفت: "بارها گفته ام که ایران از شرکای تجاری فعال ماست، اما معنای این حرف این نیست که ما نسبت به چگونگی توسعه برنامه اتمی این کشور بی تفاوت باشیم".

او که اخیرا گفته بود ایران به دست یافتن به توانایی تولید بمب اتمی نزدیک شده است، افزود: "برای ما اهمیت دارد که اجزای نظامی برنامه اتمی ایران چگونه به نظر می رسد و از ایران انتظار داریم که در این مورد توضیح روشنی بدهد، چون اطلاعاتی که به ما می رسد و گزارش های سازمان های اطلاعاتی نشان می دهد که این برنامه در حال پیشرفت است".

آقای مدودف در پاسخ به این پرسش که آیا اطلاعات تازه ای در مورد برنامه اتمی ایران به دست او رسیده است، گفت: "نهادهای کارشناسی، ایران را در فهرست کشورهایی قرار داده اند که در آستانه دستیابی به تکنولوژی سلاح اتمی هستند".

رئیس جمهوری روسیه در ادامه از ایران خواست که شجاعت همکاری کامل با جامعه جهانی را پیدا کند، حتی اگر ناچار باشد با سئوالات و مسائل ناخوشایند روبرو شود و به آنها پاسخ گوید.

دولت روسیه در سال ها اخیر روابط نزدیکی با ایران داشته و با استفاده از کرسی دائمی اش در شورای امنیت، به همراه چین از افزایش سختگیری های غرب علیه ایران جلوگیری می کرده است.

اما لحن و مواضع مقامات روسیه در ماه های اخیر علیه ایران شدیدتر شد و نماینده این کشور به همراه نماینده چین و ده عضو دیگر شورای امنیت، به قطعنامه اخیر این شورا در مورد تشدید تحریم های بین المللی علیه ایران رأی مثبت داد.

با این حال پس از تصویب این قطعنامه، مقامات روسیه از اعمال تحریم های یک جانبه شدیدتر توسط اتحادیه اروپا و دولت آمریکا علیه ایران انتقاد کردند.


اظهارات لاوروف در مورد شرکت ترکیه و برزیل در مذاکرات هسته‌ای با ایران

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در واکنش به اظهارات اخیر همتای ایرانی خود گفته است که اعضای شورای امنیت از تلاش های ترکیه و برزیل برای کمک به حل بحران هسته ای ایران استقبال می کنند، اما مذاکره با ایران به عهده گروه ۱+۵ است.

لاوروف روز چهارشنبه در یک کنفرانس خبری در مسکو گفت که توافق یا صحبتی در مورد شرکت برزیل و ترکیه در مذاکره هسته ای ایران در میان نبوده است.

این در حالی است که منوچهر متکی اخیرا گفته بود که گروه وین (آمریکا، روسیه، فرانسه و آژانس بین المللی انرژی اتمی) حضور برزیل و ترکیه در مذاکرات هسته ای با ایران را پذیرفته است.

لاوروف در مورد مذاکرات هسته ای با ایران گفت: تنها چیزی که می توانم بگویم این است که شورای امنیت در تصمیمات خود گروه ۱+۵ را به عنوان مسئول غیر رسمی همه توافق های مربوط به برنامه اتمی ایران به رسمیت شناخته است و این بخشی از تصمیمات شوراست.

 


 


شرکت اتومبیل سازی ایران خودرو و شرکت اتومبیل سازی سایپا به دلیل ناتوانی دولت در تامین برق صنایع تصمیم به تعطیلی واحدهای خود در برخی از روزهای هفته گرفته اند.

به گزارش جرس، کارخانه ایران خودرو روز پنجشنبه، را تعطیل اعلام کرده است و کارخانه سایپا نیز قصد دارد که در هفته آینده دو روز را تعطیل کند.

بنابراین گزارش تعطیلی کارخانجات به دلیل کمبود برق ممکن است تا هفته های پایانی تابستان به طول بیانجامد. در این حال گزارش ها حاکی از آن است که بسیاری از کارخانجات بزرگ دیگر نیز ناچار به تعطیلی متناوب واحدهای تولیدی خود شده اند.

تعطیلی کارخانجات به دلیل بحران انرژی در شرایطی است که مدير عامل سازمان بهره وري انرژي ايران به تازگی به صاحبان صنايع توصيه كرده "سعي خود را براي كاهش مصرف انرژي و كاهش شدت انرژي به كار بندند."

برخی ناظران تعطیلی دو روزه هفته گذشته در 19 استان کشور را که هفته گذشته با بهانه گرمای هوا انجام گرفت نیز مرتبط با بحران انرژی می دانند و معتقدند که دولت به دلیل ناتوانی از تامین برق واحدهای صنعتی بزرگ و ادارات تصمیم به این تعطیلی گرفته بود.

 


 


شیوع هپاتیت در بند یک زنان زندان اوین، وجود حشرات موذی به خصوص شپش و نبود وسایل بهداشتی و سرمایشی از یک سو و درگیری هر روزه زندانیان عادی با زندانیان سیاسی شرایط زندانیان زن سیاسی را روز به روز در اوین سخت تر می کند.

به گزارش جرس، وضعیت این بند درشرایط بحرانی قرار دارد ولی هیچ اقدامی برای کنترل این وضعیت از سوی مسئولان صورت نمی گیرد.

وجود حشرات موذی از جمله شپش موجب شده تعداد از زنان مجبور به تراشیدن موهای خود را از ته شوند.

علاوه بر این نبود کولر و آب خنک در گرمای بسیار بالای هوا، زندانیان را با سختی بسیار مواجه کرده است.

پیش از این نیز اخبار بسیاری راجع به شرایط بد زندانیان زن سیاسی و رواج بیماری در اوین منتشر شد اما همچنان وضیعت به روال قدیم ادامه دارد.

 


 


عزت الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی-مذهبی، در گفتگو با لوموند با اشاره به حمایت رهبر جمهوری اسلامی از محمود احمدی نژاد متذکر می شود اگر این حمایت قطع شود احمدی نژاد از مجلس رای عدم اعتماد دریافت خواهد کرد.

به گزارش سحام نیوز، لوموند روزنامه عصر چاپ پاریس گفتگویی با عزت الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی مذهبی انجام داده است. عزت الله سحابی در این گفتگو متذکر شده است اغلب ایرانیان معتقدند که حکومت مذهبی به شکست رسیده است و خواستار جدایی دین از سیاست هستند.

وی تصریح می کند جمهوری اسلامی روزبه روز به سمت انزوا و تنهائی بیشتر می رود. این فعال ملی مذهبی در گفتگو با لوموند با اشاره به عملکرد محمود احمدی نژاد در حوزه های اقتصادی تاکید می کند احمدی نژاد انرژی بسیاری را صرف نابودی توانایی های اقتصادی ایران می کند.

 

عزت الله سحابی با اشاره به حمایت رهبر جمهوری اسلامی از محمود احمدی نژاد معتقد است اگر این حمایت قطع شود احمدی نژاد از مجلس رای عدم اعتماد دریافت خواهد کرد.

 


 


منصور ارضی مداح حامی دولت و از چهره های حاضر در برنامه های نیروهای موسوم به لباس شخصی، برای ارائه پاره‌ای از توضیحات در خصوص آتش‌سوزی مسجد ارک به دادگاه فراخوانده شد تا به بازگویی حادثه صورت گرفته در شامگاه ٢۵ بهمن سال ۸٣ بپردازد.

به گزارش آفتاب نیوز، در حادثه آتش‌سوزی مسجد ارگ تهران بیش از ۷۰ نفر کشته و بیش از ٣۰۰ نفر زخمی شدند .

گزارش مذکور خاطرنشان می کند "علی‌رغم گذشت شش سال از حادثه دلخراش آتش‌سوزی مسجد ارگ تهران، پرونده این حادثه همچنان مفتوح بوده و دادسرای جنایی تهران مشغول شناسایی عامل و یا عاملان این اقدام غیرانسانی است. "

در همین راستا صبح روز چهارشنبه ٢٣ تیرماه، منصور ارضی ـ که فعالیت گسترده‌ای را در آن مسجد داشت، به دادگاه فراخوانده شده است ـ تا به بازگویی حادثه صورت گرفته بپردازد؛ "شاید ابعاد پنهان این واقعه دلخراش شفاف شود."

گفتنی است این مداح معروف، که از حامیان دولت و حاضر در بسیاری از مراسم لباس شخصی ها می باشد، چندی پیش نسبت به احضار خود به دادگاه معترض بوده است.

بنا بر اظهار بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه ٢٧پایتخت، شماری از بستگان قربانیان اعلام کرده اند که دیه تعلق گرفته به آنان، کم‌تر از میزان قانونی می باشد

 


 


محمدرضا خاتمی نایب رییس مجلس ششم و دبیرکل سابق جبهه مشارکت می گوید: امروزمی‌بینید در مقابل توفان‌هایی که در مقابل اصلاحات به پا شد برای نخستین بار در تاریخ صد سال اخیر این فکر یعنی اصلاح‌طلبی ماندگار شد.
وی معتقد است که در انتخابات گذشته خواسته انتخاباتی اصلاح‌طلبان محقق نشد اما خواسته‌های اصلاح‌طلبانه پس از انتخابات نه‌تنها از بین نرفت که عمیق‌تر نیز شد. به همین دلیل است که می‌گویم تجربه اصلاحات در درون جامعه رسوب کرده و اذهان و باورها را در اختیار گرفته است و اگر به دنبال این هستیم که جامعه‌ای آزاد، دارای رفاه و رو به جلو داشته باشیم، اصلاحات تنها راه رسیدن به آن آرمان‌ها است.
این فعال سیاسی می افزاید:زمان انقلاب بخش‌هایی از مخالفان شاه با حکومت گفت‌وگو می‌کردند اما مردم از این گفت‌وگو‌ها حمایت نکردند و انقلاب رخ داد. نگرانی ما امروز این است که این شکاف آنقدر عمیق شود که گفت‌وگو و تعامل به خیانت تعبیر شود. یعنی من اگر با مخالف خود صحبت کنم مردم بگویند تو با قاتل بچه‌های ما صحبت می‌کنی و طرف مقابل نیز محکوم به گفت‌وگو با عامل بیگانه، ضدانقلاب و جاسوس شود و نگذارند ما با یکدیگر صحبت کنیم.

وی گفت و گویی با روزنامه شرق انجام داده که مشروح آن را می خوانید:


چه خبر؟ این روزها چه می‌کنید؟ زندگی‌تان چطور می‌گذرد؟

زندگی کردن در جامعه‌ای که تحول را تجربه می‌کند هم شیرین و هم سخت است؛ شیرین از این منظر که افق‌های پیش رو با توجه به سرمایه‌ها و ظرفیت‌های بسیار بالای کشور روشن است و سخت به این دلیل که مقاومت در برابر تغییر و تحول‌خواهی بسیار زیاد است. برای من که در دو عرصه پزشکی و سیاسی فعال هستم کار سخت‌تر نیز می‌شود. از سویی تعهد کاری در حوزه آموزش و پژوهش و رسیدگی به بیماران وجود دارد و از سوی دیگر از نظر سیاسی تعهدات و انتظارات بسیاری وجود دارد. با توجه به سوابق قبلی ما در مسیری قرار گرفته‌ایم که مردم و خصوصاً نسل جوان نسبت به آن توقعاتی دارند و در نتیجه نباید کاری کرد که امید جوانان از بین برود و در حال حاضر نیز در شرایطی هستیم که تجربیات خود را باید به جوانان منتقل کنیم تا این روحیه پرنشاطی که در جامعه به وجود آمده باقی بماند، اما با وجود تنگناها و محدودیت‌های به وجود آمده و عدم فضای باز سیاسی گرفتاری‌های ما نیز بیشتر شده و مجبور شده‌ایم با رعایت بسیاری از نکات و محدودیت‌ها، فعالیت‌های خود را پیش ببریم. البته با وجود تمامی تنگناها و فشارهای موجود خوشبختانه در مسیر اصلاحات مانده‌ایم، به راه‌مان ادامه می‌دهیم و در مجموع از پیشرفت امور نیز راضی هستیم، البته نمی‌گویم در وضعیت مطلوبی قرار گرفته‌ایم اما فکر می‌کنم در برابر تمامی بحران‌هایی که کشور را فرا گرفته ما به عنوان یک نحله فکری و سیاسی تا آنجا که در توان‌مان بوده و امکانات داشته‌ایم، توانسته‌ایم رو به جلو حرکت کنیم و به همین دلیل آینده را روشن‌تر از گذشته می‌بینیم. به طور کلی به نظر من جامعه در همه سطوح در حال تجربه تحول‌خواهی و تغییر است و اینکه چگونه می‌تواند بر این بحران‌ها و مشکلاتی که در آن قرارگرفته غلبه کند. ما یاد گرفتیم در برابر سختی‌ها زانو نزنیم و از آن طرف هم یاد گرفتیم که بی‌محابا و بدون تعقل به استقبال مشکلات نرویم. در این مدت یاد گرفتیم راهی را تجربه کنیم که کمترین هزینه و بیشترین فایده را داشته باشد. ما این درس را از گذشته گرفته‌ایم که به گونه‌ای عمل کنیم تا تبدیل به تجربیات ماندگار شود نه اینکه موجی باشد که بلند شود و پس از فروکش کردن فراموش شود و در نتیجه نسل بعدی هم مجبور به تکرار آن شود.

*از تجربیات کسب کرده و انتقال آن به نسل‌های بعدی صحبت کردید، به نظر می‌رسد این تجربیات چندان هم منتقل نشده و به نوعی همیشه تکرار شده است و این یکی از ایرادات اصلاح‌طلبان نیز هست که به جای توجه به تجربیات گذشته آنها را دوباره تکرار کردند، نظر شما در این مورد چیست؟

من با نظر شما موافق نیستم. اتفاقاً کاری که ما کردیم این بود که این تجربیات را در بطن جامعه و افکار عمومی نهادینه کردیم و همین نیز سبب شد یاد بگیریم برای ساختن محیطی که در آن کار می‌کنیم چگونه باید عمل کرد و دچار احساسات نشد. به همین دلیل نیز می‌بینید در مقابل توفان‌هایی که در مقابل اصلاحات به پا شد برای نخستین بار در تاریخ صد سال اخیر این فکر یعنی اصلاح‌طلبی ماندگار شد. می‌توان به اصلاحات و اصلاح‌طلبان انتقاد کرد و ضعف‌های آنها را برشمرد اما باید باور کرد که امروز نجات ایران نه در انقلاب، نه در ماندن در گذشته، نه در حرکت‌های احساسی، نه در دل بستن به خارجی و نه در یأس و نا‌امیدی است بلکه تنها راه نجات کشور اصلاح‌طلبی است. باور مردم امروزه این شده که آن چیزی که می‌تواند به آنان عظمت ببخشد، بحران‌ها را حل کند، یک زندگی قابل قبول و مطلوب به وجود آورد، امکان ارتقا برای همه فراهم کند و به نسل بعدی آنها و فرزندان‌شان امید به زندگی دهد فقط و فقط اصلاحات است. ما می‌بینیم که اصلاحات نه‌تنها ماندگار شده که موتور اصلی تمامی حرکت‌های اجتماعی در داخل کشور نیز است. یکی از ویژگی مهم اصلاحات با تمامی فعالیت‌های سیاسی و انتخاباتی اصلاح‌طلبان نفوذ در تمامی لایه‌های اجتماعی است و به همین دلیل نمی‌توان آن را فقط یک حرکت سیاسی دانست. به دلیل ایده‌های بلندی که در اصلاحات وجود داشته تمامی وجوه زندگی یعنی نحوه زندگی، معاشرت، فعالیت‌های صنفی و… مردم را در بر گرفته است و امروز می‌بینیم که نهادهای اجتماعی در کشور نهادینه شده و همه به دنبال این هستند که نهادی را تاسیس کنند تا از حقوق صنفی و اجتماعی‌شان دفاع کنند و این نشان می‌دهد که اصلاحات ماندگار شده است.

نکته‌ای که همه باید به آن توجه کنند این است که تحول ماندگار از درون اجتماع می‌جوشد نه اینکه ما تمام خواسته‌هایمان را در قدرت اجرایی رئیس‌جمهور خلاصه کنیم که در آن صورت دیگر اصلاحات معنی ندارد. به طور مثال در انتخابات گذشته خواسته انتخاباتی اصلاح‌طلبان محقق نشد اما خواسته‌های اصلاح‌طلبانه پس از انتخابات نه‌تنها از بین نرفت که عمیق‌تر نیز شد. به همین دلیل است که می‌گویم تجربه اصلاحات در درون جامعه رسوب کرده و اذهان و باورها را در اختیار گرفته است و اگر به دنبال این هستیم که جامعه‌ای آزاد، دارای رفاه و رو به جلو داشته باشیم، اصلاحات تنها راه رسیدن به آن آرمان‌ها است. از طرف دیگر همین که در مقابل این توفان‌ها و اتفاق‌های اخیر اصلاحات ماندگار و تنومند‌تر شده نشان می‌دهد از تجربیات یکصد سال گذشته درس گرفته‌ایم، به دنبال تغییرات ناگهانی و انقلاب نبوده‌ایم و اکنون اصلاح‌طلبان می‌توانند حوادث اجتماعی و سیاسی را مدیریت و کنترل کنند و این را در اتفاق‌های اخیر نیز به خوبی می‌توان مشاهده کرد. به طور مثال بسیاری از رسانه‌های خارجی تلاش می‌کنند بر جامعه ایرانی تاثیر بگذارند، در برنامه‌هایشان راهکار ارائه دهند و آنان را تشویق به انجام فعالیت‌هایی کنند اما نتوانسته‌اند مردم را تحت تاثیر خود قرار دهند اما اصلاح‌طلبان با وجود آنکه رسانه‌ای فراگیر در اختیار ندارند، به دلیل حضور و تاثیر در لایه‌های اجتماعی توانسته‌اند بر آنان تاثیر بگذارند و حرکات اجتماعی و سیاسی مردم را کنترل کنند.

من به شخص، حزب و گروه کار ندارم اما مجموعه اصلاح‌طلبان به انسجامی رسیده‌اند که سبب شده قدرت رهبری اجتماع را پیدا کنند و این سرمایه‌ای است که کشور را نجات می‌دهد.

 

*یکی دیگر از انتقاد‌های مطرح شده نسبت به اصلاح‌طلبان اختلاف‌ها و تفرقه‌هایی است که در بین این جریان رواج داشت مانند لیست‌های چندگانه در شوراهای دوم، ریاست‌جمهوری نهم و…، اتفاقاً این یکی از همان درس‌های تاریخی است که به نظر می‌آید اصلاح‌طلبان آن را یاد نگرفتند و تکرار کردند. این‌گونه فکر نمی‌کنید؟

 

در مجموع جریان‌های اجتماعی، پویا و زنده هستند نه استاتیک و ایستا و شرایط زمانی و مکانی نیز بر تصمیم‌های یک فعال اجتماعی اثر می‌گذارد. البته ما نمی‌گوییم تمام کارهایی که انجام دادیم، درست بوده و مطمئناً اشتباهاتی نیز وجود داشته اما باید تمامی آنها را در ظرف زمانی و مکانی خود در نظر گرفت، تحلیل کرد و مولفه‌هایی را که در آن زمان باعث آن تصمیمات شده است، در کنار هم قرار داد تا بتوان از بعضی رفتارهای سیاسی و مدنی دفاع کرد. اما من می‌خواهم بگویم اتفاقاً رمز پیروزی اصلاح‌طلبان این است که هیچ‌گاه دگم نبوده‌اند و نخواسته‌اند بگویند که ما اشتباه نمی‌کنیم و همه کارهایمان درست است. فرق اساسی جریان اصلاح‌طلب و محافظه‌کار نیز در همین است.

محافظه‌کاران در گذشته مانده‌اند و نگاهی به آینده ندارند. اما جریان اصلاح‌طلب از گذشته درس می‌گیرد، به آینده نگاه می‌کند و اشتباهاتش را جبران می‌کند. من فکر می‌کنم انتخابات گذشته بهترین معیار برای این موضوع است.

اصلاح‌طلبان از تاکتیک‌های گذشته خود که بعضی نیز اشتباه بود، درس گرفتند و می‌بینیم که چگونه متحد و منسجم عمل می‌کنند که در نوع خود نیز کم‌نظیر است و برخوردی نیز که با آنان صورت می‌گیرد به همین دلیل است. در دولت اصلاحات بسیار سعی می‌شد بین اصلاح‌طلبان اختلاف بیندازند، از کسی تعریف می‌کردند، از دیگری بد می‌گفتند، به یکی تریبون می‌دادند، از یکی می‌گرفتند، به یکی بهتان می‌زدند و از دیگری تمجید می‌کردند. اما امروز هیچ نحله‌ای از نحله‌های فکری اصلاح‌طلبان نیست که از هجوم در امان باشد. زندان رفتن، تعطیلی روزنامه، محرومیت‌های اجتماعی و… این روزها برای تمامی نیروهای اصلاح‌طلب است و اتفاقاً از دایره فعالان سیاسی شناخته شده نیز خارج شده، عمق پیدا کرده و تمامی لایه‌های اصلاح‌طلبی را در برگرفته است. این برخوردها نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان به وحدت رویه و انسجام رسیده‌اند که جناح مقابل مجبور شده همه را از دم تیغ بگذراند. دیگر استراتژی تفرقه‌بینداز و حکومت کن جواب نمی‌دهد و در مجموع اصلاح‌طلبان در بهترین حالت از نظر انسجام و وحدت به سر می‌برند.

*شما گفتید در مقطعی از زمان اصولگرایان و جناح مقابل باعث تفرقه در بین اصلاح‌طلبان شده بودند و بر اختلافات دامن می‌زدند. امروز نیز این مساله از سوی اصولگرایان مطرح می‌شود و آنها طیف اصلاح‌طلب را متهم به ایجاد تفرقه در بین خودشان می‌کنند. آیا این مساله را قبول دارید؟

در عالم سیاست برای خارج کردن رقیب استفاده از روش‌های مدنی و سیاسی ایرادی ندارد. البته تاکید می‌کنم روش مدنی و با دروغ و فریب مخالف هستم. به طور مثال اگر در جریان سیاسی اختلاف و دودستگی وجود داشته باشد این حق جناح رقیب است که آن را به مردم نشان دهد. اما این نکته را باید مورد توجه قرار داد که اصلاح‌طلبان امروز امکان و توانایی این را ندارند که در بین اصولگرایان تفرقه بیندازند. در حال حاضر رسانه، تریبون و هیچ امکانات دیگری در اختیار ما نیست و رهبران اصلاحات حتی امکان این را ندارند که بتوانند در یک جا جمع شوند پس اگر ما این توانایی را داریم که این کار را بکنیم با توجه به تمامی محدودیت‌ها ما و تمامی امکاناتی که دست طرف مقابل است مانند قدرت، تبلیغات، رسانه، اقتصاد و امنیتی باید هرچه زودتر محافظه‌کاران در مقابل اصلاح‌طلبان سر تعظیم فرود آورند که به رغم تمامی فشارها می‌توانند بر جناح رقیب اینچنین اثر بگذارند. اما ما این را هم بدانیم آن چیزی که محافظه‌کاران را رنج می‌دهد تناقضی است که در افکار و رفتار آنها با واقعیت‌های اجتماعی پدیدار شده است. نمی‌توان تمامی اتفاق‌های رخ داده در جامعه را دید، وجدان داشت و ساکت نشست. از طرفی دیگر اکنون اصلاح‌طلبان چون گذشته رسانه‌ای ندارند که بتوانند اخبار را پوشش بدهند در حالی که صحبت‌ها و عملکردهای محافظه‌کاران در سایت‌های خودشان منعکس می‌شود. به طور مثال نماینده‌ای که از دولت انتقاد می‌کند سخنانش در کدام رسانه پخش و منتشر می‌شود؟

مشخص است در رسانه‌های محافظه‌کار! یا زمانی که ارکان دولت در مصاحبه زنده تلویزیونی خود به بخش‌های دیگر حکومت هر چه می‌خواهند می‌گویند و نقد می‌کنند، دیگر اختلافات را به گردن اصلاح‌طلبان انداختن، فرافکنی است.

امروز ما بحران‌های اجتماعی زیاد داریم اما بحران اصولگرایی بحران دیگری است چراکه بخشی از آنها بحران‌ها را می‌بینند‌ اما نمی‌خواهند آن را بپذیرند و سعی می‌کنند با روش‌های سخت‌افزاری با این بحران‌ها روبه‌رو شوند و همین نیز آینده‌ای تاریک برای آنان رقم زده است. من با قاطعیت می‌گویم نسل ما افول و خاموشی آن چیزی را که به دروغ جریان اصولگرایی معرفی شده است خواهد دید و این به دلیل مشکلات درونی خودشان است و تنها راه برای نجات آنان نیز کنار آمدن با واقعیت‌های جامعه است نه اینکه چشم و گوش‌شان را ببندند و واقعیت‌ها را در یک قالب از پیش ساخته شده بریزند. همچنین آنان باید به اصلاح رفتار خود روی آورند و اشتباهات‌شان را قبول کنند. البته منظور ما بحث انتقاد از خود که در گذشته در احزاب مطرح می‌شد نیست و بنا نداریم محافظه‌کار فریاد بزنند که ما اشتباه کرده‌ایم؛ همان قدر که رفتارشان را اصلاح کنند بسیار خوب است و اتفاقاً تنها راه نجات برای آنان نیز همین است.

*در حال حاضر محافظه‌کاران یا همان اصولگرایان از حضور افراطیون در بین خود خبر می‌دهند و حتی حضور آنان را تهدید نیز می‌دانند. این مساله در بین اصلاح‌طلبان نیز وجود داشت، یعنی از سوی بعضی از نیروهای اصلاح‌طلب هشدارهایی در رابطه با بعضی تندروی‌ها داده می‌شد. نظر شما درباره این نقطه مشترک بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان چیست؟

شاید بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان نقاط مشترکی باشد اما اصل این دو جریان با یکدیگر متفاوت است. به طور واضح آیا اصولگرایان معتقد به حاکمیت مردم هستند؟ مطمئناً این‌گونه نیست و آنان این اعتقاد را ندارند، اما اصلاح‌طلبان معتقد به حکومت مردم هستند و اعتقاد دارند هر آنچه را که مردم انتخاب می‌کنند باید حاکم شود و حتی اگر ما بر حق هستیم اما مردم ما را انتخاب نکردند باید به این انتخاب احترام گذاشت و آن را‌پذیرفت. اما اصولگرایان این گونه اعتقاد ندارند. آنان می‌گویند ما اصولی داریم که حق است و هر چه بر خلاف آن باشد باطل است و باطل را باید به هر شیوه‌ای از میدان به در کرد و به همین جهت بعضی از آنها به شیوه‌های ماکیاولیستی روی می‌آورند چرا که برایشان هدف مهم است نه وسیله؛ و می‌بینید در انتخابات، در برخورد با فعالان سیاسی و… از همه چیز به عنوان وسیله و ابزار استفاده می‌کنند تا در قدرت بمانند. از این رو فکر می‌کنم بعضی از اشتراکاتی که صحبت از آن می‌شود بیشتر لفظی است مانند اعتقاد به قانون، اما قانون اساسی که ما می‌گوییم حاکمیت مردم در آن اصل مهم است ولی برای آنان فقط یک اصل مهم است و اگر آن اصل باشد حفظ مابقی اصول مهم نیست. ما می‌گوییم همه اصول قانون اساسی با هم برابر است بنابراین این را که در بعضی از روش‌ها ما تندرو و غیرتندرو داریم نمی‌توانم بپذیرم. مطمئناً در هر جریان سیاسی عده‌ای رادیکال و عده‌ای آرام‌تر حرکت می‌کنند اما تفاوت ما در این است که بخش افراطی بر طیف محافظه‌کار حاکم است و بخش عقلانی، با تدبیر و دلسوز محکوم است در حالی که در جریان اصلاحات کاملاً بر عکس است. یعنی جریان عاقل، دلسوز، باتدبیر، متفکر و معتدل حاکم است و در حواشی آن می‌تواند بعضی افراطی‌گری‌ها نیز وجود داشته باشد. یک تفاوت دیگر نیز وجود دارد، اگر در جریان اصلاح‌طلبی افراطی‌گری‌هایی دیده می‌شود به این دلیل نیست که این جریان به ذات تندروست بلکه به دلیل شرایط به وجود آمده است.

*بخشی از جریان اصولگرایی امروزه در حال هشدار دادن در خصوص افراطی‌گری و تندروی در این جریان هستند و حضور چنین افرادی را مضر برای طیف خود می‌دانند. آیا چنین صحبت‌ها و هشدارهایی را در راستای تغییر بعضی از چهره‌های اصولگرایی می‌دانند و آیا این تغییر می‌تواند فضای جامعه را به سوی گفت‌وگو، خصوصاً با جناح اصلاح‌طلب سوق دهد؟

جواب این سوال برمی‌گردد به این بحث که در جریان محافظه‌کاری چه کسی محکوم و چه کسی حاکم است؟

می‌گویند در زمان خلیفه دوم وقتی به ایران حمله شد، فرماندهی که به ایران حمله کرده بود معاهده‌ای را با پادشاه ایران نوشت. خلیفه نیز آن زمان در مدینه بود. پادشاه ایران و افراد دیگر پرسیدند ما به تو چگونه اطمینان کنیم و تو اصلاً کی هستی؟ او جواب داد در اسلام به ما یاد دادند که اگر یک مسلمان قولی داد، اگر مابقی هم مخالف بودند تمام مسلمانان ملزم هستند که به آن قول عمل کنند. این آموزش اسلامی است. من گمان می‌کنم در جریان اصلاح‌طلبی نیز این‌گونه است و کسانی که به عنوان اصلاح‌طلب در تمامی عرصه‌ها شناخته شده‌اند، اگر هرکدام از آنها با طرف مقابل به توافق برسند بقیه نیز به آن عمل می‌کنند، اما برای طرف مقابل این الزامی و عملی نیست. حرف زدن آسان است اما عمل مهم است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، کسانی که اکنون به اسم اصولگرایی در تمام عرصه‌ها حاکمیت پیدا کرده‌اند در حال نابودی کشور هستند. خب این منتقدان درونی جریانی اصولگرایی نیز جزء این جریان هستند. ما به اینان احترام می‌گذاریم. در صحبت‌ها هم گفته‌اند دل پرخونی دارند اما فقط انتقاد کردن آن هم سربسته کافی نیست. با وجود تمامی این بحران‌ها به شجاعت برای اصلاح امور احتیاج است. با رودربایستی و اینکه هیچ حرفی نزنند و کاری نکنند کاری پیش نمی‌رود. به جرات می‌توان گفت ۹۵ درصد جریان محافظه‌کار ناراضی است و پنج درصد هستند که گرفتاری‌ها را برای مملکت ایجاد می‌کنند اما آن ۹۵ درصد قدرت و شهامت آنکه آن پنج درصد را مهار کنند ندارند و همه امور مملکت در دست آن پنج درصد افتاده است. در حال حاضر قوه قضائیه در درست محافظه‌کاران است، آیا اصلاح آن آنقدر مشکل است؟ آیا نمی‌توان یک قاضی عادل گذاشت؟ در مجلس نیز به همین شکل. خود نمایندگان اصولگرا از فشاری که بر مجلس است سخن می‌گویند، حتی نمی‌توانند از قانون مصوب خود دفاع کنند و ظرف ۲۴ ساعت قانونی را که خود تصویب کرده‌اند تحت فشار مجبور می‌شوند عوض کنند. تمام اینها نشان می‌دهد نیروی قاطعی برای اصلاح امور وجود ندارد. از این رو است که من می‌گویم آن چیز که می‌تواند کشور را نجات دهد اصلاح‌طلبی است، چرا که هم افکار و ایده‌های روشنی دارد و هم اینکه اصلاح‌طلبان از شجاعت و اراده کافی برای اصلاح امور برخوردار هستند.

*چندی پیش سیدمحمد خاتمی از تعامل صحبت کردند. به نظر شما با تمام تعاریف و تضاد‌هایی که در بین دو جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی هست این تعامل امکان‌پذیراست؟

من غیر از این را امکان‌پذیر نمی‌دانم. اگر می‌خواهیم تجربه ما ماندگار شود این تجربه باید شکل مدنی به خود گیرد. ما در بحران به سر می‌بریم؛ گاه رقابت‌های خصومت‌آمیز در کشور داریم، یعنی به همدیگر به چشم دشمن نگاه می‌کنیم و وقتی که به این چشم به هم نگاه می‌کنیم منظور نه فقط در افکار عمومی که حذف فیزیکی، حیثیتی و… برایمان مطرح است. این روشی نیست که کشور را به سرمنزل مقصود برساند، به همین دلیل ما اصلاح‌طلبان یاد گرفته‌ایم که اگر شما دشمن من نیز باشید باید بنشینیم و صحبت کنیم. نمی‌توانیم از طریق حذف و خشونت؛ نزاع، توهین کردن و تیر پرتاب کردن مشکل را حل کرد. ایراد صد سال گذشته نیز این بوده که همه به دنبال حذف دیگری بودند. هیچ‌گاه یاد نگرفتیم گفت‌وگو کنیم، اما اصلاح‌طلبان این را یاد گرفتند و به جرات می‌گویم اگر توان حذف طرف مقابل را نیز داشته باشند این کار نخواهند کرد. یعنی اگر تمام اتفاق‌های امروز تغییر کند و به جای آقای رامین، فرد دیگری از اصلاح‌طلبان مسوولیت را بر عهده بگیرد، یا هر پست دیگری، اینها به طرف مقابل نه‌تنها روزنامه خواهند داد که کمک مالی نیز به آنها خواهند کرد. مگر زمانی که آقای خاتمی وزیر ارشاد بود همین کار را نکرد، مگر ارز دولتی زمان جنگ را به رسالت نداد که چاپخانه بیاورد. روزنامه‌ای که آن زمان امام دستور دادند به جبهه‌ها نرود چون مخالف دولت بود و روحیه‌ها را تضعیف می‌کرد، اما آقای خاتمی پول چاپخانه آن را دادند. یا آقای توکلی برای «فردا» از کجا آوردند، در حالی که مخالف دولت وقت هم بودند؟ اینجا است که دموکراسی در مفهوم آزادی مخالف و نه آزادی موافق معنی پیدا می‌کند. از این رو اصلاح‌طلبان یاد گرفتند که اگر قرار است کشور ساخته شود فقط در گفت‌وگو و تعامل می‌شود جلو رفت. البته تعامل به این معنی نیست که من به تو امتیاز می‌دهم و تو هم به من امتیاز بده، نه باید حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و به همین دلیل نیز ما به دنبال تعامل و گفت‌وگو هستیم. البته در زندان نمی‌شود به تعامل رسید، یا نمی‌شود در تریبون رسمی که آنها دارند هرچه دروغ و فریب و کلک هست را به طرف مقابل نسبت داد و بعد بخواهند پشت پرده گفت‌وگو کنند. البته ما مخالف پشت پرده صحبت کردن نیستیم و یکی از روش‌های سیاست‌ورزی است و لزومی ندارد که سیر تا پیاز گفت‌وگوها منتشر شود اما نتیجه باید در اختیار مردم قرار گیرد و در راستای منافع ملی باشد. بنابراین ما به این تجربه بزرگ رسیده‌ایم که قدرت افکار عمومی در تغییر و تحول خیلی مهم است و در فضای باز که این امکان وجود داشته باشد صورت می‌گیرد، به همین دلیل اقتدارگرایان چون می‌دانند چیزی در چنته ندارند اگر فضا باز شود و در معرض قضاوت قرار گیرند، موفق نمی‌شوند، دیگران را حذف می‌کنند و فضا را بسته نگه می‌دارند. البته اگر آنان نگران این هستند که با باز شدن فضا حذف خواهند شد ما اصلاح‌طلبان این تضمین را می‌دهیم که هیچ کس در جریان یک حکومت دموکراتیک و مدنی از عرصه سیاست حذف نمی‌شود. در چنین جامعه‌ای قانون حاکم است و هیچ فکر، اندیشه و حرکت مدنی حتی اگر در مخالفت کامل با نظام باشد در صورت حرکت در چارچوب قانون حذف نمی‌شود. مگر امام نگفتند مارکسیست‌ها نیز می‌توانند حرف بزنند و در دانشگاه کرسی داشته باشند، مگر در اوایل انقلاب تا پیش از جنگ و جریان‌های ترور خیلی از افراد با روش‌های فکری متفاوت کاندیدای پست مختلف نبودند. پس اگر می‌گوییم گفت‌وگو و تعامل و اگر بر اصلاح‌طلبی پای می‌فشاریم به همین دلیل است؛ البته نمی‌خواهم بگویم اصلاح‌طلبی تنها راه نجات کشور است و اصلاح‌طلبان باید تمامی پست‌ها را بر عهده بگیرند، خیر، منظور روش و منش اصلاح‌طلبی است. محافظه‌کاران می‌توانند اصلاحات را اجرا کنند، انجام دهند، ما دست‌شان را نیز می‌بوسیم. در جریان هسته‌ای ما می‌گفتیم اگر این مساله منافع کشور را اجرا می‌کند، بفرمایید انجام دهید اما اگر روش شما نتیجه نداد راه‌های دیگر را که ما می‌گوییم نیز امتحان کنید. در این راه ما مصر هستیم و با وجود فشارهایی که سعی دارد ما را از این مسیر مسالمت‌آمیز جدا کند و به خشونت بکشاند، ما باز هم مصر بر گفت‌وگو هستیم و تمامی طیف‌های اصلاح‌طلبی نیز به این راه اعتقاد دارند.

* در سال‌های گذشته نامه‌نگاری‌هایی بین شما و بعضی از سران احزاب محافظه‌کار صورت گرفت، در یک سال اخیر نیز برای فراهم کردن این فضای گفت‌وگو و تعامل آیا صحبت‌ها یا نامه‌نگاری‌هایی صورت گرفته است؟

خیر، در یک سال اخیر نه‌‌تنها نامه‌نگاری، که ما دیدار رودررو نیز با یکدیگر نداشته‌ایم. البته ممکن است در مراسمی یا در خانه احزاب و این‌گونه مکان‌ها یکدیگر را دیده باشیم اما دیدار رسمی‌ای صورت نگرفته است. به گمان من فضایی که در یک سال گذشته حاکم بر کشور بود سیاست‌ورزی را از بین برده است و فقط ما نیستیم که ضرر می‌کنیم و در یک فضای امنیتی احزاب محافظه‌کار نیز توانایی ابراز نظر ندارند. اتفاقاً بزرگ‌ترین ضربه زده‌شده در یک سال اخیر به اصلاح‌طلبان نبود؛ ضربه به سیاست‌ورزی و فعالیت‌های مدنی در عرصه اجتماعی بود که به همان اندازه که دودش به چشم ما رفت به چشم جامعه اسلامی مهندسین و حزب موتلفه نیز رفت و آنها نیز در یک سال گذشته در محاق تعطیل بودند و در این مدت به غیر از حمایت‌هایی که مشخص است اجباری است هیچ موضع مشخص و اصولی نه مثبت و نه منفی نگرفته‌اند. شاید در برخی موارد با حمایت از نمایندگان مجلس اقدامی را صورت داده باشند اما شأن یک حزب در این است که در مقابل اتفافات گوناگون موضع مشخصی داشته باشد. این نشان می‌دهد آنها نیز متوجه شده‌اند که در شرایط جدید نمی‌توان کار کرد.

*برای شروع این گفت‌وگو‌ها گمان نمی‌کنید که باید تعریف جدیدی از استراتژی اصلاح‌طلبی ارائه داد تا حول آن بتواند اصلاح‌طلبان را جمع کرد؟

گمان می‌کنم تعاریف اصلاح‌طلبی کاملاً روشن است، البته نه به این منظور که احتیاج به پیشرفت و تغییر نداریم ولی به بازتعریف احتیاج نداریم. جریان اصلاحات تاکنون موفق بوده، نقش خود را به خوبی در جامعه ایفا کرده، اثرگذار بوده و جریان فکری غالب جامعه است. سخن ما روشن است که شامل مفاهیمی چون قانون اساسی، انتخابات آزاد، حاکمیت قانون و حکمران خوب می‌شود و در این باره نیز بارها توضیح داده‌ایم. از طرف دیگر گمان نمی‌کنم برای گفت‌وگو احتیاج به پیش‌شرط داشته باشیم و به الزامات گفت‌وگو باید پایبند باشیم که مهم‌ترین آن تعهد به نتایج گفت‌وگو است که در طرف مقابل چنین چیزی وجود ندارد.

*به غیر از جناح مقابل الزامات دیگری نیز برای آغاز این گفت‌وگو‌ها وجود دارد که یکی از آنها بحث تقویت جامعه مدنی است. برای تقویت آن خصوصاً در شرایط امروزی چه می‌شود کرد؟

اصولاً انسان وقتی دنبال چیزی است که احساس نیاز کند، جامعه ما نیز به دلیل وضعیت خاص اجتماعی و اقتصادی‌ای که داشت ارتباطات جهانی‌اش محدود بود و تعریف‌های خاص و سنتی از دولت- ملت داشت. احساس نیاز نمی‌کرد که جمعی کار کند و هر کس کار خود را می‌کرد و پیش می‌رفت. اما طی این ۳۰ سال وقتی تحولات جهانی اعمال شد، رسانه‌ها گسترش پیدا کرد، ناکارآمدی دولت‌ها در بسیاری از عرصه‌های اقتصاد مشخص شد و سطح سواد عمومی بالا رفت و مردم به این نتیجه رسیدند که باید تعریف جدید را از دولت- ملت ارائه دهند. بنابراین مطالعات شکل گرفت و بر اساس پژوهش‌ها متوجه شدند باید جامعه مدنی را شکل دهند. به طور مثال اگر با کارگر بیمارستان ما صحبت کنید، نمی‌داند جامعه مدنی چیست اما نیاز‌هایش او را به سوی جامعه مدنی و کارهای گروهی سوق می‌دهد. به طور مثال حدود دو ماه پیش کارگرهای شرکتی را از بیمارستان اخراج کردند، مابقی کارگرها که ربطی هم به شرکت‌ها نداشتند برای دفاع از حقوق همکاران‌شان دست به تحصن زدند و شب نشده کارگران اخراجی بازگشتند. این کارگرها بر اساس یک ترس یا نیاز مشترک متحد شدند اما این همان جامعه مدنی است. نیاز‌های موجود در جامعه و پیشرفت آگاهی‌ها و سواد عمومی باعث شده نهادهای مدنی و اجتماعی رشد کنند و اگر دولت هم بیاید به گمان خودش یک نهاد صنفی مانند انجمن روزنامه‌نگاران را تعطیل کند مطمئناً جامعه ضرر چندانی نمی‌کند چراکه صدها نهاد صنفی و مدنی طی این سال‌ها شکل گرفته است. در حال حاضر صدها نهاد مدنی است که از دل خانواده‌ها بیرون آمده، مانند انجمن‌هایی که برای اداره آپارتمان‌ها شکل می‌گیرد که دارای ساز و کار انتخاباتی نیز هست. یعنی این‌گونه نیست که ما بخواهیم کلاس بگذاریم و جامعه مدنی را آموزش دهیم، نیاز مردم به همراهی ارتقای آگاهی‌های عمومی سبب شده جامعه مدنی به خودی خود رشد کند و شبکه‌های اجتماعی‌ای که پایگاه اصلاحات است خود به خود و متاثر از یکدیگر شکل گرفته است. مهم‌ترین عامل تاثیرگذار در این بین نیز ارتباطات است و تاثیری را که رسانه‌های می‌توانند داشته باشند هیچ نهاد دیگری نمی‌تواند داشته باشد. به طور مثال مردم در پای تلویزیون همبستگی محافظان در جام جهانی را می‌بینند که برای بالا بردن دستمزدشان تحصن کردند و با حمایت تماشاچی‌ها موفق نیز شدند و به حق خود رسیدند، در حالی که هیچ برخورد خشونت‌آمیزی با آنان صورت نگرفت. نمی‌شود که جلوی این آگاهی‌بخشی را نیز گرفت و به مردم گفت کور و کر شوید. جامعه ایرانی تمامی اینها را می‌بیند و پیشرفت می‌کند. البته ما اگر دولتی داشتیم که قبول می‌کرد جامعه مدنی خوب است و به درد کشور می‌خورد، خیلی سریع‌تر پیشرفت می‌کردیم، مانند دولت اصلاحات، اما اکنون که نیست نیز نمی‌توان گفت جامعه مدنی متوقف شده است. در کل باید فرمولی برای اینکه چگونه می‌توان جامعه مدنی را ساخت و رو به جلو برد، ارائه کرد، همان‌طور که برای مقابله با آن نیز نمی‌توان از رفتارهای امنیتی و قهر‌آمیز بهره برد و اتفاقاً در این وضعیت جامعه مدنی بیشتر احساس خطر می‌کند و برای حفظ منافع خود متشکل‌تر و منسجم‌تر می‌شود. اشتباهی که دولت می‌کند این است که فکر می‌کند تمامی اینها سیاسی است، در حالی که بسیاری از نهادهای اجتماعی می‌توانند باری از دوش دولت بردارند. به طور مثال تشکل‌های غیردولتی مبارزه با اعتیاد موفق‌تر از نهادهای دولتی هستند اما متاسفانه دولت به اینها به چشم رقیب نگاه می‌کند، در حالی که این نهادها ادعای قدرت ندارند و فقط می‌خواهند مشکلی را حل کنند.

*در صحبت‌هایتان گفتید دولت جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی را رقیب خود می‌داند، آیا این اشتباه اصلاح‌طلبان نبود که با سیاسی کردن بسیاری از این نهاد‌ها و عدم ارائه تعریف درست از جامعه مدنی چنین ذهنیتی را شکل داد و همه چیز را به سوی سیاست برد و جامعه مدنی را از مسیر اصلی منحرف کرد؟

شما در همه جای دنیا نیز اگر بنگرید صدای بلند، صدای سیاست است. به طور مثال وقتی به جامعه امریکا نگاه می‌کنید چند درصد سازمان‌های حمایت از محیط زیست به ذهن شما خطور می‌کند؟ در حالی که وقتی انتخابات ریاست‌جمهوری در این کشور شروع می‌شود این نهاد صدای بلندی است چراکه مساله انتخابات و دولت در زندگی تک‌تک افراد جامعه تاثیر می‌گذارد، خصوصاً در جوامعی مانند ما که دولت نقش اساسی‌ای دارد. خصوصاً که این اشتباه را نیز نکنید در طی سال‌های گذشته شاید سه یا چهار حزب تشکیل شد اما نهادهای مدنی به مراتب بیشتر از احزاب تاسیس شدند و اکنون نیز این نهاد‌ها هستند که به رغم تمامی این فشارها در حال گسترش هستند و شبکه‌های اجتماعی را شکل می‌دهند. شاید کسی مانند من که نه کار ورزشی بلد است و نه حرفه‌ای خاص بر اساس توانایی‌هایش، حزب تاسیس کند یا روزنامه سیاسی راه بیندازد اما بیشتر از روزنامه‌های سیاسی طی این سال‌ها نشریات و مجلات خانوادگی تاسیس شد که برخلاف بسیاری که آنان را زرد می‌نامند، من موافق انتشار آنان بودم، چراکه روزنامه‌خوانی درصد مطالعه را در کشور افزایش داد و در کنار آن شغل ایجاد و عده‌ای را کنار هم جمع کرد. این به این معنی است که وقتی فضا باز شد استعدادها نیز نمایان شد که به ایجاد اشتغال، اقتصاد، فرهنگ و نشاط جامعه کمک کرد، هرچند در این بین عده‌ای شیشه خرده‌هایی نیز داشتند. من قبول ندارم که جامعه مدنی در سیاست محو شد، هرچند سیاست صدای بلندی داشت اما فعالیت‌های اجتماعی پررنگ‌تر بود.

* از شبکه‌های اجتماعی صحبت کردید. در حال حاضر خیلی از این شبکه‌ها صحبت می‌شود. در مجموع این شبکه‌های اجتماعی چه معنی دارد و چگونه می‌توان گفت‌وگو را بین این شبکه‌ها تقویت کرد؟

این شبکه‌های اجتماعی اصولی بدیهی است و تعریف خاصی ندارد. اما اصولاً من می‌خواهم این انتقاد را باور کنم که جامعه ایرانی جامعه‌ای نبوده است که به این وضعیت رسیده باشد که برای حل بحران‌هایی که با آن رو به رو است، بنشیند و از خرد جمعی استفاده کند. همه ما این عادت را داریم که برای اتفاق‌های زندگی‌مان نسخه‌های شخصی می‌پیچیم. به طور مثال اگر در فوتبال مشکلی پیش می‌آید سریعاً می‌خواهیم با نخستین فکری که به ذهن‌مان می‌رسد مشکل را حل کنیم یا حتی در اقتصاد و سیاست خارجی نیز به همین گونه هستیم. البته این مختص جامعه ما نیست و همه جا همین طور است اما در جامعه ما شدید‌تر است. واقعیت را بپذیریم که ما گفت‌وگو را یاد نگرفته‌ایم، از کودکی در خانه یاد گرفته‌ایم که پدر حرف اول و آخر را می‌زند، در مدرسه مدیر، در حزب دبیرکل و در جامعه رهبر حرف اول و آخر را می‌زند و در مجموع فردیت در جامعه ما رواج داشته است. به نظر من وقتی شبکه‌های اجتماعی در بخش‌های مختلف تشکیل شود یاد می‌گیریم که در همه امور متخصص نیستیم و می‌توان با استفاده از خرد جمعی و مشورت نیز مشکلات را حل کرد. بزرگ‌ترین خدمت شبکه‌های اجتماعی تغییر فرهنگ جامعه از فردگرایی به جمع‌گرایی است. گروه‌هایی که توانسته‌اند در درون خود گفت‌وگو ایجاد کنند موفق نیز شده‌اند و بالطبع بر حکومت نیز تاثیر گذاشته‌اند و البته این تاثیر به معنی دشمنی و براندازی نیست بلکه به معنی اصلاح است.

*در چه حالتی این نگاه حمایتی گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و مردم نسبت به دولت تغییر می‌کند و شکل اعتراضی به خود می‌گیرد؟

در ایران نیز مانند تمامی نقاط دیگر دنیا مردم طبقه متوسط می‌خواهند زندگی عادی و شرافتمند خود را داشته باشند و برای آن خیلی نیز هزینه نپردازند و در مقابل نیز برخی مسائل را تحمل می‌کنند اما این تحمل حد دارد. به طور مثال وقتی شما به بانک می‌روید و می‌بینید کسی مرتب خارج از صف کارهایش را انجام می‌دهد ممکن است تا چند بار اعتراض نکنید اما در نهایت اعتراض کرده، البته گلاویز نمی‌شوید ولی ممکن است از بانک خارج شوید یا شکایت کنید. در کل به نظر من در چند حالت ممکن است آستانه این تحمل به پایان برسد؛ نخست زندگی فرد تهدید شود، می‌تواند این زندگی اقتصادی باشد، یعنی یک کارگر تا مدتی می‌تواند فشارهای اقتصادی را تحمل کند اما بالاخره اعتراض می‌کند. مهم‌ترین مورد نیز همین است. اما مساله دیگر تحقیر است که در جامعه ما صدق می‌کند. اگر جامعه ایرانی را تحقیر کنید مطمئناً واکنش نشان خواهد داد و اتفاقی که سال گذشته نیز رخ داد همین بود. باور مردم این بود که تحقیر شده‌اند. کاری به درست یا غلط بودن آن ندارم اما این باور برای آنان به وجود آمد. حال اگر به این اعتراض مردم به شیوه مدنی پاسخ دهیم مردم به آن آستانه تحمل برمی‌گردند اما اگر پاسخ داده نشود اعتراض آنان گسترده‌تر نیز می‌شود. بنابراین شاید این بحث خیلی خوب و علمی باشد که چه وقت مردم از صبوری و بردباری بیرون می‌آیند و حتی به خشونت کشیده می‌شوند و اگر حاکمان آن را درست تحلیل نکنند مطمئناً ضرر زیادی به بار خواهد آمد و ممکن است روزی برسد که چاره‌ای برای آن نباشد.

*آیا ادامه این روند و عدم گفت‌وگو و تعامل سبب نمی‌شود کینه و نفرت در جامعه رشد پیدا کند؟

من قبول ندارم کینه و نفرت در جامعه رشد پیدا کرده است. به طور مثال در حال حاضر من در جامعه پزشکی با همکارانی در ارتباط هستم که از نظر سیاسی کاملاً متفاوت از من هستند اما بین ما کینه و نفرت نیست. در سطح جامعه نیز به همین شکل است اما شکاف بین دولت و ملت عمیق‌تر شده است. باید باور کنیم این شکاف وجود دارد و عمیق‌تر نیز شده است و رفتارهایی که ما طی یک سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم این شکاف را عمیق‌تر کرده و باور دارم در بخش‌هایی می‌تواند تبدیل به کینه و نفرت شود اما غیرقابل بازگشت نیست و با اصلاح رفتار می‌شود دل‌ها را آرام کرد و سبب این شد که به رغم اختلافات می‌توان گفت‌وگو را تسری بخشید. البته گفت‌وگو بین سیاستمداران تا حدودی هست اما اگر مردم از آن حمایت نکنند بی‌فایده است. به طور مثال زمان انقلاب بخش‌هایی از مخالفان شاه با حکومت گفت‌وگو می‌کردند اما مردم از این گفت‌وگو‌ها حمایت نکردند و انقلاب رخ داد. نگرانی ما امروز این است که این شکاف آنقدر عمیق شود که گفت‌وگو و تعامل به خیانت تعبیر شود. یعنی من اگر با مخالف خود صحبت کنم مردم بگویند تو با قاتل بچه‌های ما صحبت می‌کنی و طرف مقابل نیز محکوم به گفت‌وگو با عامل بیگانه، ضدانقلاب و جاسوس شود و نگذارند ما با یکدیگر صحبت کنیم. این خطر وجود دارد اما من هنوز آن را خیلی جدی نمی‌دانم و هنوز راه‌های گفت‌وگو باز است.

*در همین راستا نظرتان درباره وحدت بین تمامی نیروهای سیاسی چیست؟

وحدت به چه معنی؟ اگر منظور این است که همه حول یک فرد وحدت کنیم و بگوییم یک شیوه درست است که این وحدت نمی‌شود و آن را قبول نداریم. ما فقط روی یک امر می‌توانیم وحدت کنیم و آن این است که بگوییم جامعه ایرانی متکثر و دارای سلایق، ایده‌ها، شیوه‌ها و رفتارهای گوناگون است و افراد مختلف دارای استراتژی و تاکتیکی متفاوت هستند و بعد بر اساس آن روی این وحدت کنیم، یعنی هر ایرانی که می‌خواهد در چارچوب قانون فعالیت کند باید به او اجازه هرگونه فعالیتی را بدهیم که ما این وحدت را قبول داریم و به آن پایبند نیز هستیم. فصل‌الخطاب ما قانون است، روی همین نیز وحدت می‌کنیم، حتی اگر همدیگر را نیز قبول نداریم بر اساس همین قانون می‌توانیم وحدت کنیم. وحدت اگر یعنی همه با هم ما قبول داریم و اگر به معنی همه با من باشد ما قبول نداریم.

 


 


علی خامنه‌ای، سه نفر از فقهای شورای نگهبان را برای دوره‌ جدید منصوب کرد.

براساس حکم خامنه ای، جنتی، غلامرضا رضوانی و حجت‌الاسلام سید محمد رضا مدرسی یزدی برای دوره جدید به عضویت شورای نگهبان انتخاب شدند.

لازم به ذکر است که پیش از این اخباری مبنی بر کناره‌گیری جنتی دبیر هشتاد و چهار ساله شورای نگهبان از این شورای مطرح شده بود که بدین ترتیب با حکم خامنه ای وی برای یک دوره دیگر در این شورا حضور خواهد داشت.

 


 


پس از امضای «نقشه راه» همکاری‌های تهران و مسکو در بخش انرژی، وزیر انرژی روسیه از آمادگی کشورش برای صادرات بنزین به ایران خبر داد و گفت: تحریم‌ها مانع همکاری‌های ایران و روسیه نمی‌شود.

به گزارش کلمه به نقل از روزنامه تهران امروز، اعلام این خبر از سوی وزیر انرژی روسیه در حالی است که پیش از این، مدودف رئیس‌جمهور روسیه با لحن تندی گفته بود که ایران به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک می‌شود و این کشور به خواسته‌های جهانی توجهی نمی‌کند. روسیه همچنین به قطعنامه تحریم چهارم علیه ایران رای داده اما اکنون درباره فروش بنزین به ایران به گونه‌ای دیگر سخن می‌گویند.

به گفته شماتکو اگر منعفت تجاری و شرایط جذابی وجود داشته باشد، امکان عرضه فرآورده‌های نفتی مثل بنزین به ایران توسط شرکت های روسی وجود دارد.شماتکو افزود: ما بحثی در مورد مبادله سوخت انجام نداده ایم اما اگر منفعت تجاری و شرایط جذابی وجود داشته باشد بدون شک شرکت های روسی آماده خواهند بود اقدام به صادرات بنزین به ایران کنند. وزیر انرژی روسیه در ادامه گفت: ما همسایه هستیم و اگر پروژه بزرگ کریدور شمال- جنوب اجرا شود من معتقدم فرصت‌های درازمدتی در زمینه عرضه از جمله عرضه فرآورده‌های نفتی ایجاد خواهد شد.

وزرای نفت و انرژی ایران و روسیه همچنین از توافق دو طرف برای تهیه یک نقشه راه مشترک در زمینه فعالیت های مشترک در بخش‌های برق، انرژی هسته ای و انرژی های تجدید پذیر خبر دادند. نشست بعدی دو وزیر برای نهایی کردن این توافقات در سه ماهه چهارم ۲۰۱۰ برگزار خواهد شد. بر اساس جزئیات اعلام شده از توافقات جدید ایران و روسیه در بخش انرژی، همکاری‌های دوکشور در بخش‌های اکتشاف، استخراج، تولید و پالایش صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به مدت ۳۰ سال توسعه می یابد. به دنبال این توافق جدید مقامات تهران – مسکو قرار است همکاری‌های وزارت نفت ایران و فدراسیون انرژی روسیه در ۹ بند در بخش بالادستی و پایین‌دستی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به مدت سه دهه توسعه یابد. بر این اساس همکاری و سرمایه گذاری‌های مشترک دو‌کشور به مدت ۳۰‌سال در زمینه تبادل دانش فنی، انتقال فن آوری و تبادل تجربه‌ در بخش‌های نفت، گاز و پتروشیمی به ویژه در حوزه‌های استخراج و پالایش نفت و گاز، اکتشافات دریایی و پژوهش در چاه‌های نفت و گاز با توجه به سوابق دو کشور توسعه یابد. از سوی دیگر پیگیری برای تاسیس بانک مشترک ایران – روسیه، توسعه همکاری‌ها در حوزه‌های برق، انرژی هسته‌ای، انرژی‌های نو و تجدید پذیر، همکاری در زمینه ترانزیت، سوآپ نفت و گاز و افزایش تولید نفت خام از دیگر توافق‌های جدید در این نقشه راه است.

این توافق جدید به دنبال تشکیل کارگروه مشترک ایران و روسیه حاصل شده است که پیش‌بینی می شود امکان همکاری‌های بلند مدت را بین صنایع نفت و گاز ایران و روسیه به عنوان دو قطب بزرگ دارنده ذخایر هیدروکربوری ایجاد کند. در همین حال دوکشور تاکنون پنج کمیته کاری در حوزه انرژی تشکیل داده اند و با توجه به وجود در مجموع ۱۸‌درصد از ذخایر جهانی نفت خام و ۴۰ درصد از ذخایر گاز طبیعی جهان در ایران و روسیه چشم‌انداز روشنی از ادامه همکاری‌های این دو کشور ترسیم می شود.

از سوی دیگر تشکیل بورس مشترک نفت ایران و روسیه از دیگر محورهای سفر میرکاظمی به مسکو بوده که بر اساس اعلام کارشناسان دو کشور با در اختیار داشتن ۱۵ میلیون بشکه در روز تولید نفت از پشتوانه قوی برای ایجاد بورس برخوردارند و هیچ بورسی در هیچ کجای دنیا از چنین پشتوانه قوی برخوردار نیست.

 


 


آیت‌الله صانعی از مراجع عظام تقلید در قم گفت: مبارزه با ظلم و ظالم باید به عنوان یک هدف و انگیزه اصلی در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی باشد و ملیت‌ها و مذاهب و نوع ادراک‌ها نباید باعث شود که ظالمی را تبرئه و مظلومی را محکوم کنیم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله صانعی، وی در دیدار اعضای تحریریه هفته‌نامه “اترک” در مشهد، در بخشی از سخنان خویش به رسالت مطبوعات در بیان واقعیات جامعه و تکیه بر عنصر آگاهی بخشیدن به مردم اشاره کرد و گفت: یکی از مواردی که باید به مردم آگاهی بدهید، این است که درد مردم باید با سخن جامعه و سخن مسئولان یکی باشد، چرا که اگر درد مردم با سخن سخنگویان و مسئولان متفاوت باشد، این مسئله برای ملت بدبختی می‌آورد.

وی افزود: از دیگر مسائلی که مطبوعات باید به آن توجه داشته باشند، بحث دروغ‌گویی و تبدیل آن به یک فرهنگ است که متأسفانه در جامعه ما ریشه دوانده و نسبت به برخی افراد حتی از فرهنگ هم گذشته و فطری آنان شده است و دیگر راست گفتن برای برخی افراد معنا ندارد.

آیت‌الله صانعی در پایان و با اشاره به مشکلات اقتصادی جامعه و سختی امرار معاش مردم، رسالت رسانه‌ها و مطبوعات در بیان دردهای جامعه را گوشزد کرد و گفت: آنهایی که باید مسائل را بدانند، می‌دانند و برخی را هم نمی‌توان نصیحت کرد، اما در عین حال مطبوعات می‌توانند در جهت آگاه کردن جامعه و مردم قدم‌های مثبت و موثرتری بردارند، البته بایستی به‌گونه‌ای حرکت کنید که اگر هزینه‌ای می‌پردازید، برای کارهای ارزشمند و بزرگ باشد.

 


 


مهدی کروبی با حضور در منزل مسعود باستانی با خانواده این روزنامه نگار دربند، دیدار و از آنها دلجویی کرد.

به گزارش کلمه، در این دیدار کروبی ضمن آرزوی آزادی مسعود باستانی و همه زندانیان سیاسی اظهار امیدواری کرد که مشکلات کشور به زودی تمام شود و همه زندانیان سیاسی آزاد شوند.

مهسا امرآبادی روحیه باستانی را بسیار خوب توصیف کرد و گفت:” نگران دندان درد همسرم در زندان رجایی شهر هستم.”

گفتنی است، در این دیدار مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی گزارشی از وضعیت همسرش به کروبی ارائه داد و ضمن تشکر از حضور دلگرم کننده کروبی، خواستار توجه بیشتری به وضعیت روزنامه نگاران دربند شد.ی ضمن همدردی با مهسا امرآبادی، صبر او و استقامت باستانی را ستود.
 


 


مراسم ترحیم اولین سالگرد شهادت یکی از جوان ترین شهدای سبز، شهیدمحمد کامرانی در مسجد نور تهران برگزار می شود.

 

به گزارش کلمه، این مراسم فردا از ساعت ۱۹:۰۰ الی۲۰:۳۰ در مسجد نور واقع در میدان فاطمی در روز جمعه مورخه ۱۳۸۹/۴/۲۵توسط خانواده آن مرحوم منعقد گردیده است.

 

شهید محمد کامرانی جوان ۱۸ ساله ومتدین تهرانی در روز ۱۸ تیر سال گذشته حوالی خیابان ازادی دستگیر وبه بازداشتگاه کهریزک منتقل گردید.به دنبال ضرب وشتم وحشیانه بازداشت شدگان این روز که به دستور سعید مرتضوی به این بازداشتگاه غیر استاندارد منتقل شده بودند ونیز به دلیل نگهداری ایشان در شرایط غیر بهداشتی ووحشتناک نامبرده به دلیل وخامت وضعیت جسمی پس از چند روز به بیمارستان لقمان منتقل گردید.

 

گفتنی است، بنا برگفته پدر ایشان درحالی که محمد از سطح پایین هوشیاری برخوردار بود اما بنا به فرموده، مامور همراه پای شهید را به تخت زنجیر کرده بود. درحالی که آثار ضرب وشتم بر پیکر این شهید مشهود بود متأسفانه معالجات کارگر نیفتاد ومحمد کامرانی نبز به خیل شهدای پس از انتخابات از جمله هم بندانش محسن روح الامینی وامیر جوادی فر پیوست. هر چند علت مرگ بنابه دستور سعید مرتضوی ناشی از مننژیت اعلام گردیده بود که در بررسی های بعدی تکذیب شد.
 


 


عبدالله رمضان زاده ، سخنگوی دولت سید محمد خاتمی، به دلیل شکایت رحیمی، معاون دولت احمدی نژاد به دادگاه احضار شد.

 

به گزارش کلمه ، شعبه ی ۱۰۱ دادگاه عمومی شهرستان قم رمضان زاده را به خاطر شکایت رحیمی احضار کرده است.

 

بنا بر این گزارش ، علت شکایت رحیمی، اظهارات دو سال پیش رمضان زاده در سخنرانی اش در مجمع مدرسین حوزه علمیه قم است. رمضان زاده در آن سخنرانی گفته بود ” عده ای می خواهند کشور را با دروغ اداره کنند”.

 

رمضان زاده که پس از بازداشت در بیست و سوم خردادماه ۱۳۸۸ اکنون دوران حبس خود را در زندان اوین می گذراند، پیش از تصدی پست سخنگویی دولت اصلاحات، استاندار کردستان بود. پیش از وی ، محمد رضا رحیمی استانداری کردستان را بر عهده داشت.

 

رمضان زاده پرونده ای از تخلفات رحیمی در زمان استانداری کردستان را جهت بررسی به حجت الاسلام رییسی، رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور، تحویل داده بوده است.

 

رحیمی از آن پس بارها به مناسبت های مختلف از رمضان زاده شکایت کرده است.
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته