-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

Latest News from 30Mail for 07/16/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



گروه جندالله با انتشار بیانیه ای در وبلاگ خود مسوولیت حمله مرگبار در زاهدان را برعهده گرفت.

آخرین خبرها حاکی است که حدود 20 نفر در اتفجارهای مسجد جامع زاهدان کشته شده اند و و شمار مجروحان تا 100 نفر نیز گزارش شده است.

علی عبداللهی، معاون وزیر کشور اعلام کرده که انفجارهای مسجد جامع حاصل دو «عمليات انتحاري» بوده است.

 به گفته نماینده زاهدان: «در انفجار اول سه يا چهار نفر کشته شدند چرا كه انفجار اول در جلوي درب ورودي مسجد رخ مي‌دهد اما چند دقيقه بعد كه مردم براي كمك‌رساني مي‌آيند و در آن شلوغي فرد دومي مي‌آيد و با عمليات انتحاري انفجار دوم رخ مي‌دهد.»

همچنین معاون امنيتي وزارت كشور اعلام کرد: « انفجار اول كه انتحاري بوده پشت محل بازرسي صورت گرفته و موجب کشته و مجروح شدن تعدادي از پاسداران شده است.»

خبرگزاری ایرنا نیز با تایید این خبر به نقل از استاندار سیستان و بلوچستان نوشته است که «عوامل امدادرسان و اورژانس در محل حادثه حضور دارند.»

به گزارش ایرنا انفجار نخست حدود ساعت 21و 20 دقيقه در محل در ورودي مسجد جامع و انفجار دوم به فاصله چند دقيقه مقابل مسجد رخ داد.

ایران عبدالمالک ریگی، رهبر سابق گروه جندالله را به "محاربه و افساد فی الارض" محکوم  و او را در ۳۰ خرداد اعدام کرد.

زاهدان پیش از این نیز صحنه حمله به مساجد بوده است. حمله ماه می 2009 به مسحد امیرالمومنین 25 کشته بر جای گذاشت.

 

منبع:  فارس و ایرنا و بی بی سی


 


خبرگزاری فارس به نقل از علی عبداللهی، معاون وزیر کشور اعلام کرده که ساعتي پيش در مسجد جامع زاهدان «عملياتي انتحاري» انجام شده كه در طی آن تعدادي از شهروندان این استان کشته و مجروح شده‌اند.

بر اساس این گزارش، علی عبداللهی افزوده است «هنوز تلفات قطعي اين عمليات انتحاري مشخص نشده است ولي مطمئنا تعدادي از هموطنان مجروح و تعدادي نيز کشته شده‌اند.»

خبرگزاری ایرنا نیز با تایید این خبر به نقل از استاندار سیستان و بلوچستان نوشته است که «عوامل امدادرسان و اورژانس در محل حادثه حضور دارند.»

به گزارش ایرنا انفجار نخست حدود ساعت 21و 20 دقيقه در محل در ورودي مسجد جامع و انفجار دوم به فاصله چند دقيقه مقابل مسجد رخ داد.

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.

منبع: فارس و ایرنا


 


در دومین هفته از اعتصاب بازاریان تهران، کسبۀ بازار طلا فروشان، امروز پنجشنبه ٢۴ تیرماه را نیز با اعتراض به سیاست‌های مالیاتی دولت، در تعطیلی به سر بردند.

تداوم این اعتصاب در حالیست که قاسم نوده فراهانی، رئیس شورای اصناف از حل و فصل نهایی مناقشات باقی مانده بر سر مالیات اصناف و به نتیجه رسیدن بحث نمونه‌گیری مالیاتی و باز بودن بازار در روز جاری خبر داده بود.

وی در خصوص مذاکرات صورت گرفته اصناف با وزرای اقتصاد و بازرگانی برای حل مشکل بازار گفت: «مذاکرات خاصی صورت نگرفته است و تنها موردی که مورد اعتراض بازاریان قرار گرفته بود را پیگیری کردیم و به نتیجه رسیدیم و شب گذشته نمایندگان بازار قول دادند تا از امروز بازار باز باشد.»

اعتصاب بازاریان از حدود دو هفته گذشته با افزایش ۷۰ درصدی مالیات‌ها آغاز شد. به گفته‌ی برخی کارشناسان، دولت با تصمیم خود مبنی بر توافق با بازاریان قصد داشت تا با کسری بودجه مقابله کند اما کارشناسان می‌گویند که با امضای توافق‌نامه بازاریان و وزارت بازرگانی، دولت در نهایت مجبور به عقب نشینی در برابر اصناف و بازاریان شد.

پیش‌بینی می‌شد که با این توافق‌نامه،‌ بازاریان به اعتصاب خود پایان دهند اما گزارش‌ها حاکی از ادامه اعتصاب و تعطیلی بازار در دو روز گذشته در تهران، تبریز و بخشی از بازار اصفهان حکایت دارد.

منبع: تابناک و جرس

پیشینه
توافق دولت و اصناف برای پایان اعتصاب در بازار


 


ترمه ماندگار
آزاد سایبر

گفت: «فلانی (از اهالی قلم که از قضا خوش هم می‌نوشت و سری داشت در میان سردارها و بی سرها) اوضاع را چنان دیده که به مسافرکشی روی آورده است.» با خنده گفت. تلخ می‌خندید و زهرش، تلخ تر از تلخم کرد.

همان روزهای اول دانشگاه که اسم پشت اسم می‌آمد از روزنامه‌ها و آرزویی شده بود برای خیلی‌هایمان که به فلان جا روزی گذرمان بیافتد؛ همان موقع بود که یکی از اساتید گفت: «هر کس فضول و جستجوگر است، خبرنگاری پیشه کند و باقی روابط عمومی‌ بخوانند تا با این جماعت بجنگند برای ندادن خبر و پنهان کردن اخبار سازمانی.» همان موقع خیلی‌ها به روزنامه‌ها راه باز کردند. یا موفق شدند و نامی به هم زدند یا فقط حقوق بگیر شدند و درجا زدند.

کمتر کسانی بودند که سراغ روابط عمومی رفتند؛ اما خیلی طول نکشید که نام‌هایی از روابط عمومی‌ها بیرون آمد که پیش از آن اسم‌شان در روزنامه چاپ می‌شد. این روند، روزی کند بود. آن موقع با افسوس همگانی، اسم‌ها دهان به دهان می‌چرخید و هزاران افسوس خورده می‌شد که مطبوعات ایران چه کسانی را از دست داد؛ اما امروز دیگر این روند با سرعت به پیش می‌رود، آفرین‌ها است که نثارشان می‌شود که خوب عقل را به کار انداختید در این اوضاع و سوراخ دعا را خوب پیدا کرده‌اید. جای را حفظ کنید و اگر جای خالی پیدا شد، ما هم هستیم. تازه این اوضاع خوب‌ها است. بدترها همان‌ها هستند که باید تلخ خندید و اگر فرصتی دست داد برای آنها و فردایشان و فردای خودت، اشکی ریخت.

مطبوعات آزاد، آرزویی برباد رفته

اوج روزنامه‌نگاری در ایران در دوران اصلاحات بود. دورانی که به «بهار مطبوعات» معروف شد. همان زمان که از رئیس‌جمهور و مشاور سیاسی‌اش، تا وزیر فرهنگ و ارشاد و معاون مطبوعاتی‌اش دست بر قلم داشتند و به واقع دورانی روزنامه‌نگار بودند.

افشاگری‌ها و انتقادات تند هم حاصل همان دوران بود. اگر چه در آن روزگار، یک شبه مطبوعات زیادی قلع و قمع شدند و بسیاری یک شبه بیکار؛ اما جای امید بود برای جای‌گزینی. یکی بسته می‌شد و دیگری جایش را می‌گرفت. کم پیش می‌آمد که از صدقه سری حضور در حوزه‌های خبری، خبرنگاران اتاق‌نشین و دست‌اندرکار روابط عمومی شوند و راهی را پیش بگیرند که تا پیش از آن با آن مبارزه می‌کردند؛ در مقابلش بودند: مانع‌تراشی سر راه خبرنگاران و ممانعت از دستیابی به اخبار حقیقی یا ارتباط رو در رو با مسوولان.

اما خیلی طول نکشید. این رویه شکل گرفت و رشدی اکیدا صعودی داشت. دور بعدی کار روزنامه‌نگاری در ایران همراه با محدودیت‌های بیشتری بود. اگرچه این دو با هم در تضاد هستند و برای حفظ اصالت‌شان باید به دور از ترس و نگرانی بنویسند. انتشار هر خبر و انتقادی، تهدید خوانده می‌شد. تا آنجا که استقلال و امنیت‌شان به خطر می‌افتاد. راه برخی، از همین جا به اتاق‌ها کشیده شد. کم کم هویت دیروزی خبرنگاران تا آن جا تغییر کرد که رفاقت‌ها پیش کشیده می‌شد برای سانسور اخبار: «الو … آقا دستت درد نکنه. از شما انتظار نداشتیم دیگه این تیتر را بزنید. آقا دم شما گرم. بردارید این خبر را … اصلا این بخش را حذف کنید به جاش … را تیتر کنید. حتماً از شرمندگی در می‌آییم.»

به همین راحتی با رفتن مطبوعاتی‌ها به روابط عمومی‌ها، اولین راه‌های سانسور و اعمال سلیقه هم باز شدند. خطوط کوتاه شده پیشین که پیش از این توسط نویسندگان به دلیل فشارهای قبلی دچار خودسانسوری شده بودند، این بار در میان رفاقت‌ها کوتاه تر شدند و بریده‌تر از پیش و گاه خاکستری بیرون می‌آیند.

در دیگر سوی، روابط عمومی‌ها که تا پیش از این تنها بولتن‌های داخلی را برای همکاران منتشر می‌کردند، در راستای تحقق دولت الکترونیک، اقدام به راه اندازی سایت‌های اطلاع رسانی کرده‌اند. این سایت‌ها تا آنجا پیش رفتند که دیگر به جای مسئولان، پاسخ‌گو هستند. بن‌بستی دیگر. جواب همه سوالات به این سایت‌ها ارجاع داده می‌شود. حلقه ارتباطات بیش از پیش تنگ‌تر و بسته‌تر می‌شود و ارتباط دوسویه دیگر بی‌معناتر از همیشه. دیگر این روابط عمومی‌های تازه هستند که می‌گویند خبرنگاران چه بنویسند و مخاطبان چه بخوانند و چگونه ببینند. بسیاری از این سایت‌ها را خبرنگاران دیروزی اداره می‌کنند و نفس به جان‌شان می‌دمند. نام‌شان دیگر یا کارشناس رسانه ای است یا کارمند. چاره ای جز این ندارند؛ که نان نیاز آدمی است.

خبرنگاران دیروز، امروز خوب سر زیر برف فرو کرده‌اند به ناچار، و راه‌های فرار از پاسخ‌گویی را بیش از بیش فرا می‌گیرند و باز می‌کنند. دیگر مطیعِ اوامر هستند. سنبه‌ها چنان پر زور است که تاب نمی‌آورند. نه خود که سازمان‌هایشان که چشم به دست دیگری دارند برای بقا. خبر و نقد بی معنا شده؛ تنها تمجید است که می‌ماند هر چند شاق نباشد و تنها انجام وظیفه. اما از وقتی نفس‌ها بسته شد به جیب‌های سازمان‌ها، مجیزگویی جای واقعیت را گرفت. یکی از دوستان که سابقه ای در حد دو دهه داشت می‌گفت «ما دروغ نمی‌گوییم؛ اما همه حقیقت را هم نمی‌گوییم. این از در کنار دولت بودن بهتر است.»

تنوری که داغ نمی‌شود

نان مطبوعاتی‌ها، روغنی نیست؛ اما تنورشان چنان رمق ندارد تا همان نان معمولی را از آن بیرون بکشند. از همین بی‌رونقی است که کوچ می‌کنند. نه آن سوی مرز، همین کنار. همان که نامش می‌شود کارمند، تا در گوشه اتاقی، کنار دستگاه فکس و کامپیوتری، چهار چشمی مراقب باشد برای آن که خبری به قول مطبوعاتی‌ها «منفی» درباره سازمان متبوع‌شان به چاپ نرسد. چند صباحی پیش، نقش‌شان نقادی بود و کاوشگری؛ اما اینجا اگر جست‌وجویی هست برای خفه کردن و پوشاندن است. این گونه است که روزنامه‌ها خاکستری می‌شوند و شفافیت رنگ می‌بازد. دیگر خبر نیست که چاپ می‌شود، تنها تکریم و تعظیم است و تمجید و تقدیر است. خدمت است؛ اگر چه به چشم هیچ کس نیاید و گرهی باز نکند.

نانی که آتش به جان خبر زد

اوضاع چنان خوب نیست که بتوان به فردا امیدوار بود. برخی می‌گویند از همین روزنه‌ها و کورسوها باید بهره برد. نهایتش چشم می‌بندی بر گوشه‌ای و چشم باز می‌کنی در گوشه‌ای دیگر که دشمن و رقیب در همان حوالی آسوده است. گیرم کمی غلوآمیز؛ اما نان که دارد. اما این نان‌ها چنان بی طمع نیستند. باید بگذری از خودت. هویت‌ات و قسمی که نخورده‌ای، اما به حکم وجدان به تو می‌گوید چشم و گوش باش آنجا که تو تنها شاهدی. زبان به کام نگیر؛ آنجا که تنها تو گفته‌ها را شنیده‌ای؛ اما آن‌گونه پیش نمی‌رود که بتوان نوشت و گفت‌ها و دیده‌ها را به تصویر کشید.

هر کس به فکر تنور خود است. می‌گویند طوری انتقاد کنید که در نهایت همان تبلیغ باشد. این بیش از سانسور است. این مرگ خبر و مطبوعه و خبرنگار و تبادل اطلاعات است. یکی آن گوشه نشسته و می‌گوید «به جهنم!» اطلاعات را دور بریز و هیزم تنورت را انبوه کن. آنان که هنوز اعتقادی دارند و حرمتی برای شان‌شان قائل‌اند، تن نداده‌اند به این‌گونه رویه‌ها و رویکردها. اما جایی برای نوشتن ندارند، که هر چه بوده یا به تعطیلی کشیده شده یا هر روز تهدید می‌شود برای حذف؛ از نقد و خبر گرفته تا عکس.

روزگار همین است و همین. تا کورسویی باز شود و نوید دهد که خط می‌کشیم میان فریاد و دعوت به سکوت. دیر یا زود می‌رسد آن روز. می‌رسد شاید.


 


روزنامه آمریکایی واشنگتن پست روز پنج‌شنبه به نقل از مقامات آمریکایی نوشت شهرام اميری، «دانشمند هسته‌ای» ایران، با دريافت بيش از  پنج ميليون دلار «اطلاعات مفيدی» در اختيار سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، سیا، قرار داده است.

به نوشته‌ی این روزنامه مقامات آمریکایی گفته‌اند که آقای امیری با قطع همکاری با سیا و سپس ترک ایالات متحده مجبور نیست این پول را پس بدهد، اما امکان دارد نتواند به پولی که دریافت کرده دسترس داشته باشد.

روزنامه واشنگتن پست افزوده است: «به دلیل تحریم‌های مالی علیه جمهوری اسلامی ایران، ممکن است که آقای امیری به این مبلغ دسترس نداشته باشد.»

این روزنامه آمریکایی به نقل از مقامات آمريکایی در مورد بازگشت شهرام اميری به ايران نوشته است که «وی نگران خانواده‌اش بود و می‌ترسید دولت تهران به آنها آسیب برساند».

واشنگتن پست به نقل از مقامات آمریکایی افزوده است که «هم‌اکنون ما اطلاعات امیری را در اختیار داریم و ایرانی‌ها خود او را».

شهرام امیری پس از بیش از یک سال دوری از ایران، پنجشنبه از طریق قطر وارد فرودگاه امام خمینی تهران شد. آقای امیری در بدو ورود به تهران با تکذیب همكاري اطلاعاتي خود با آمريكا از پيشنهاد ۵۰ ميليون دلاري دولت آمريكا براي انصراف وي از بازگشت وي به تهران خبر داد.

منبع: دویچه ووله و رادیو فردا

پیشینه
شهرام امیری: پیشنهاد ۵۰ میلیون دلاری آمریکا را رد کردم

«دانشمند هسته‌ای ایران به آمریکا پناهنده شد»
دو فیلم با یک بلیط؛ یا: داستان باورنکردنی شهرام امیری
شهرام امیری هنرپیشه سریال «48» می شود
شهرام امیری به خانواده: نگرانم نباشید دارم بر می گردم!
آمریکا فیلم منسوب به شهرام امیری را رد کرد

شهرام امیری به سفارت پاکستان در آمریکا «پناهنده شد»


 


عزت‌الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی-مذهبی، احمدی‌نژاد را نابود کننده توانایی‌های اقتصادی ایران دانست و گفت: «اگر  حمایت رهبر جمهوری اسلامی قطع شود، محمود احمدی‌نژاد از مجلس رای عدم اعتماد دریافت می‌کند.»

سحابی که این سخنان را در گفتگو با روزنامه لوموند پاریس مطرح کرده است، افزود: «اغلب ایرانیان معتقدند که حکومت مذهبی به شکست رسیده است و خواستار جدائی دین از سیاست هستند.»

به گفته‌ی آقای سحابی «جمهوری اسلامی روزبه روز به سمت انزوا و تنهائی بیشتر می رود.»

او همچنین درباره عملکرد دولت احمدی‌نژاد در حوزه اقتصاد گفت: «احمدی نژاد انرژی بسیاری را صرف نابودی توانایی های اقتصادی ایران می‌کند.»

وی پیشتر نیز گفته بود که ‌رفتار احمدی‌نژاد از ابتدای کسب کرسی ریاست جمهوری در 5 سال پیش تا کنون در جهت تضعیف ایران بوده و «برای حفظ ایران برکناری احمدی‌نژاد حیاتیست.»

منبع: سحام نیوز


پیشینه
سحابی: برای حفظ ایران برکناری احمدی‌نژاد حیاتیست


 


وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، کاردار کانادا در تهران را در خصوص «نقض حقوق بشر در برخورد با تظاهرکنندگان علیه اجلاس G20» و «آزادی تجمعات و اعتراضات» احضار و نسبت به «وضعیت بازداشت شدگان» در این کشور ابراز نگرانی کرد.

بر اساس این گزارش، عصر روز چهارشنبه ۲۳ تیرماه نماینده جمهوری اسلامی در وزارت خارجه ضمن تسلیم یادداشت رسمی اعتراض ایران به کاردار موقت کانادا از «برخورد خشن و غیرانسانی پلیس تورنتو با تظاهرکنندگان و نیز بازداشت گسترده آنان» انتقاد کرد.

این نماینده «تعهدات بین‌المللی» کانادا، در خصوص «رعایت حقوق افراد در برگزاری اجتماعات مسالمت‌آمیز و نیز سایر حقوق شهروندی» را یادآور شد و تاکید کرد «جمهوری اسلامی ضمن ابراز نگرانی نسبت به سرنوشت نامعلوم دستگیرشدگان در تجمعات یاد شده خواستار اطلاع‌رسانی دولت کانادا در این خصوص در اسرع وقت شده است.»

این گزارش افزوده است که کاردار موقت کانادا در تهران گفت که نگرانی‌های جمهوری اسلامی و مطالب مطروحه در این دیدار را به اطلاع مقامات اتاوا خواهد رساند.

منبع: جرس


 


مهدی جامی
سیبستان

دروغهای شهرام امیری آنقدر زیاد است که نمی توان به قصه ای که با هزارجور وصله پینه سر هم می کند باور کرد. شهرام امیری چیزی را پنهان می کند. مثل یک تقلب.

اما سطح عمومی و آشکار و نسبتا معقول ماجرا را می توان دنبال کرد. نکته اساسی این است که آیا او را ربودند یا او خود تسلیم شد؟ شهرام امیری در خرداد 88 در عربستان بوده و به هر حال باید از راهی وارد امریکا می شده است. ربایش یا پناهندگی یک وجه مساله است. وجه دیگرش هم البته بلیت خریدن و رفتن است. این وجه را فعلا کنار می گذاریم.

به نظرم بسیار بعید می رسد که شهرام امیری ربوده شده باشد. اما بیشتر پذیرفتنی است که او به آمریکایی ها نزدیک شده یا آمریکایی ها به او نزدیک شده باشند و نتیجه این شده باشد که او به امریکا منتقل شود. پس او یا تسلیم شده یا اغوا شده است.

چرا امیری تا ماهها ساکت بود؟ به نظر معقول است که فکر کنیم در این مدت او در حال همکاری با ماموران اطلاعاتی بوده یا آنها در حال تخلیه اطلاعاتی او بوده اند.

چرا امیری به ایران بازگشت؟ به نظر می رسد که امیری اطلاعات مهمی در اختیار نداشته است. به عبارت دیگر، او به امریکایی ها نزدیک شده و خود را صاحب اطلاع نشان داده و به آمریکا رفته اما نهایتا معلوم شده که او هیچکاره است و رها شده تا بماند یا برگردد. یا امریکایی ها به او نزدیک شده اند با این محاسبه که او شخصیتی کلیدی در برنامه هسته ای است. او را به امریکا برده اند و بعد معلوم شده که خبری نبوده است. من احتمال اول را واقعی تر می دانم که امیری از موقعیت سفر به عربستان برای تماس با امریکایی ها استفاده کرده باشد. اگر امیری اطلاعات مهمی داشت بر نمی گشت. به نظرم تنها جمله واقعی در این داستان گفته معاون وزارتخارجه ایران است که شهرام امیری دانشمند هسته ای نبوده است(+). حقیقت این است که او از این برنامه اطلاع درستی هم نداشته.

چرا امیری با اینهمه خبرسازی متناقض به ایران بازگشت؟ به نظرم او در مسیر بازگشت با اطلاعات ایران تماس گرفته و آنها از او خواسته اند که این بازیها را درآورد. تمام سناریوهایی که در ویدئوها دیدیم بشدت ایرانی است.

همکاری او با اطلاعات ایران چه در دوره قبل از سفر به عربستان و چه در دوره بازگشت به ایران به نظرم معقول می اید. از اینجا یک احتمال دیگر پیدا می شود که رویهمرفته قوی ترین احتمال است:

امیری با هماهنگی اطلاعات ایران با امریکایی ها در عربستان تماس می گیرد. امریکایی ها را قانع می کند که دارای اطلاعات مهمی است. ماموران امریکایی ترتیب سفر او را به امریکا می دهند. پس از مدتی می فهمند که طرف اطلاعات مهمی ندارد و رودست خورده اند. چون ایران بحث ربایش را همزمان مطرح کرده است ناچار باید امیری به نحوی روی صحنه ظاهر شود. او را رها می کنند تا اطلاعات بازی خود را با سناریوهایش پیش ببرد و امیری به ایران برگردد. ایران از این بازی چه به دست آورده است: شیوه بازجویی و سوالات اساسی آمریکایی ها در باره برنامه های هسته ای ایران. امیری یک دور اموزش رایگان اطلاعاتی دیده و حالا آن اطلاعات را در اختیار ایرانی ها می گذارد. ضمن اینکه رقیب منطقه ای ایران یعنی عربستان را برای مدتی در افکار عمومی منفعل می کند.

از میان همه شقوق بالا من شق اخر را محتمل تر از همه می دانم. اگر امیری ربوده شده بود نمی توانست این ویدئوهای احمقانه را پر کند و اگر پناهنده شده بود و اطلاعاتی به امریکایی ها داده بود هرگز به ایران بر نمی گشت.   

بروجردی با رد احتمال مبادله امیری با آمریکایی هایی زندانی در ایران گفته است ایران ده دوازده نفر دیگر مثل این در آمریکا دارد که در هر گونه مبادله ای وضعیت آنها باید مورد مذاکره قرار گیرد (+). این خود تاییدی است بر اینکه کیس آن ده دوازده نفر جدی تر از امیری است. و گرنه همراه امیری آنها هم باز می گشتند.


 


دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه با اشاره به این که ایران باید «شهامت همکاری کامل با جامعه بین‌الملل» را پیدا کند از مقامات جمهوری اسلامی خواست که درباره «اجزای نظامی» برنامه هسته‌ای ایران توضیح دهند.

آقای مدودف چند روز قبل نیز در یک موضع‌گیری بی‌سابقه، گفته بود که ایران به توانمندی لازم برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای نزدیک شده است. اظهاراتی که با استقبال باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا نیز روبرو شد.

وی در ادامه با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی «شریک تجاری بسیار فعال» روسیه است، افزود که رابطه تجاری و اقتصادی دو کشور به معنای آن نیست که روسیه در برابر روند پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران بی‌تفاوت بماند.

مدودف گفت: «ما نه در برابر روند پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران بی‌تفاوتیم و نه در برابر اجزای نظامی این برنامه به همین جهت ما در انتظار توضیحات مناسب از سوی ایران هستیم.»

پیش‌تر محمود احمدی نژاد پیش از تصویب قطعنامه اخیر شورای امنیت در تحریم ایران وقتی پیش‌نویس آن قطعنامه با موافقت روسیه رویرو شد، با انتقاد از مواضع این کشور در قبال ایران، به مسکو هشدار داد که «مراقب باشد تا به دشمن تاریخی ایران تبدیل نشود.»

اما بعد از موضع‌گیری احمدی‌نژاد، دستیار رئیس جمهور روسیه سخنان وی را «عوام‌فریبی سیاسی» خواند و گفت که این کشور نمی‌تواند عدم شفافیت و تضاد مواضع ایران را بپذیرد.

روسیه از جمله متحدان ایران است که در یک چرخش معنادار سیاسی مواضع سخت‌تری نسبت به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است.

منبع: رادیو فردا

پیشینه
روسیه: ایران به ساخت سلاح‌ هسته‌ای نزدیک شده‌ است
احمدی‌نژاد: روسیه مراقب باشد دشمن ایران نشود
روسیه سخنان احمدی‌نژاد را «عوام‌فریبی سیاسی» خواند


 


صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه با انتقاد از «گسترش علوم انسانی» در کشور گفت: «چه معنی دارد در کشور خود تئوری‌هايی درباب روانشناسی و جامعه شناسی ترويج کنيم که بر پيش فرض‌هايی استوار است که به با پيش فرض‌های دينی ما هماهنگی و همخوانی ندارد؟»

وی که شب گذشته در مراسم اختتاميه مسابقات قرآن در تهران سخن می‌گفت، افزود: «افرادی مثل مارکس و فرويد دين را افيون بشر می‌داند. اما در ديدگاه دينمداران، دين تنها راه نجات بشر و راه رسيدن به کمال است.»

آقای لاریجانی در ادامه به نگاه روانشناسی به نام فرويد درباره موضوع رويا اشاره کرد و گفت: «کيفيت تفسير رويا و اصل توجه اين روانشناس به اين مساله خوب است. اما بايد توجه کرد وقتی وی مساله رويا را مطرح می‌کند آن را براساس ماديات تفسير می‌کند.»

این چندمین بار است که مقامات جمهوری اسلامی درباره ترویج علوم انسانی در جامعه و دانشگاهها موضع می‌گیرند. آقای لاریجانی پیش‌تر خواستار «مهار» ترجمه کتاب‌های غربی در ایران شده بود.

سال گذشته نیز آیت‌الله خامنه‌ای از تعداد دانشجویان علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران انتقاد کرده بود.

پس از ابراز نگرانی آقای خامنه‌ای از تدریس علوم انسانی غربی در دانشگاه‌ها، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، مسئول بازنگری در رشته‌های علوم انسانی شدند.

منبع: ایلنا


 


علاءالدین بروجردی  رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس در باره امکان مبادله شهرام امیری با زندانیان آمریکایی در ایران گفت حدود ١٠ تا ١٢ نفر از افرادی مانند شهرام امیری در آمریکا وجود دارند که اگر قرار باشد مبادله‌ای ضورت گیرد طبیعتاً باید تکلیف این افراد مشخص شود:

«بحث آقای امیری نیست، اگر قرار باشد روزی هم مبادله صورت گیرد طبیعتاً باید تکلیف افرادی که آمریکایی ها آن ها را ربوده اند و با وضعیت مشابهی به خاک آمریکا برده اند، مشخص شود.»

آقای بروجردی که در حاشیه جلسه علنی مجلس در جمع خبرنگاران سخن می‌گفت، افزود «مسلم است که رفتن شهرام امیری به آمریکا طبیعی نبوده و سازمان‌های اطلاعاتی عربستان و آمریکا در آن دخیل بودند و این ربودن توسط آمریکا صورت گرفته است.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود در واکنش به موضع اخیر روسیه در قبال پرونده‌ی هسته‌ای ایران گفت «به نظر می‌رسد که اطلاعات غلطی را به آقای مدودف داده‌اند و انتظار هم از روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ این است که تکرار کننده حرف آمریکایی‌ها نباشند.»

دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور روسیه اخیرا گفته بود که ایران به توانمندی لازم برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای نزدیک شده است.

علاءالدین بروجردی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه «آیا این اظهارات مدودف تأثیری در راه اندازی نیروگاه بوشهر خواهد داشت» گفت: «نیروگاه بوشهر تعهدی است که روس‌ها دارند و بیش از اینکه وضعیت نیروگاه هسته ای بوشهر به نیازهای جمهوری اسلامی ایران گره خورده باشد به حیثیت منطقه ای و بین المللی روسیه گره خورده است.»

به گفته‌ی وی «اگر روس ها نتوانند این تعهدات کوچک را به هر دلیلی انجام دهند، به حیثیتشان در منطقه ضربه خواهد خورد.»

منبع: برنا


 


تاریخ خبر: 7/6/1388
به نقل از ایرنا

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعي ايرنا رجب زاده در گفت و گو با خبرنگاران گفت: همه متهماني که به بازداشتگاه کهريزک منتقل شده اند، با حکم قضايي بوده است و در اين بازداشتگاه هيچ متهمي بدون حکم قضايي نگهداري نمي شد. 

فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ همچنين با قاطعيت اعلام کرد که "در بازداشتگاه کهريزک هيچ متهمي کشته نشده است". سرتيپ رجب زاده گفت: روز دوم پس از بازداشت هاي حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، مسوول بازداشتگاه کهريزک را خواستم و تذکرات لازم را به وي ابلاغ کردم. 

وي توضيحي در خصوص اين تذکرات نداد، اما گفت:‌ سلولهاي نگهداري اراذل و اوباش در بازداشتگاه کهريزک از سلول هاي افراد دستگير شده پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري جدا بوده است. 

سرتيپ رجب زاده البته گفت که "افراد دستگير شده در حوادث پس از انتخابات، بيشتر از سه روز در بازداشتگاه کهريزک نگهداري نمي شدند". فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ در پاسخ به طرح شايعاتي در خصوص حضور فرماندهان عاليرتبه نيروي انتظامي در بازداشتگاه کهريزک گفت: اين موضوعات در حال بررسي است. 

سرتيپ رجب زاده با بيان اينکه "نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در حوادث کوي دانشگاه نقش منفي نداشته است"، گفت: پرسنل نيروي انتظامي در قبل و پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري عملکرد بسيار خوبي داشته است و پرسنل ناجا هيچ تخلف غيرقانوني مرتکب نشده اند.
 

وي با تشريح عملکرد نيروي انتظامي در حوادث پس از انتخابات گفت: نيروي انتظامي در مرحله نخست حوادث پس از انتخابات، با لباس فرم ناجا وارد عمل شد و اجازه درگيري به افراد را نداد. فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: پس از اين مرحله و زماني که اوضاع از اختيار يگان هاي انتظامي خارج شد، يگان امداد وارد عمل شد و کنترل اوضاع را به عهده گرفت. 

سرتيپ رجب زاده گفت: فقط پس از اين مرحله بود که يگان هاي ويژه نيروي انتظامي وارد عمل شدند و عمليات زماني آغاز شد که اجتماعات غيرقانوني به آشوب تبديل شد. 

وي عملکرد نيروي انتظامي عمل کننده در حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را "حرفه اي و رضايت بخش" اعلام کرد و گفت: شايد چند مامور نيروي انتظامي خسارت هايي وارد کرده باشند، اما با قاطعيت اعلام مي شود که رفتار اين ماموران خارج از دستور و به صورت خودسرانه بوده است. 

فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ با بيان اينکه "نيروي انتظامي مشکل خاصي براي کنترل و برخورد با آشوبگران نداشته است"، گفت: در محله هايي که احتمالا نيازي به پرتاب گاز اشک آور نبود، اما گاز اشک آور پرتاب شد، تذکراتي به ماموران متخلف داده شد. سرتيپ رجب زاده در اين گفت و گوي مطبوعاتي اعلام کرد: ماموران نيروي انتظامي در سطح کلان، تخلفي صورت نداده اند. 
فرمانده فاتب افزود: وقتي يگان ويژه وارد عمل مي شود، هدف آن استقرار نظم و جمع کردن متخلفين است، دراين شرايط توقع دقت در دستگيري و برخورد بي مورد است.
 

وي هدف اصلي واحدهاي ضداغتشاش را "پراکنده کردن جمعيت" اعلام کرد و گفت: گاها در مواردي مشاهده مي شود که راه هاي فرار به مردم عادي نشان داده مي شد. هدف دستگيري عوامل اصلي اغتشاشات و تخريب گران بوده است. 

سرتيپ رجب زاده با بيان اينکه "پرسنل واحدهاي ويژه نيروي انتظامي به کساني که به اموال عمومي تعرض مي کنند و اموال مردم و اموال عمومي را تخريب مي کنند، رحم نمي کنند"، گفت: يگان هاي ويژه نيروي انتظامي آموزش و سازماندهي شده است تا با هرگونه تجمع غيرقانوني برخورد کند. 

وي در پاسخ به سوالي در مورد عوامل آتش زننده مسجد "لولاگر" گفت: اين مورد در حوزه نيروي انتظامي نبوده است. مسجد لولاگر در بزرگراه نواب پايين تر از ميدان جمهوري واقع است.
 
فرمانده انتظامي تهران بزرگ از تشکيل پرونده براي متخلفين در بازرسي نيروي انتظامي خبر داد و گفت: هيچ پليسي در دنيا نمي تواند، فتنه اي به اين بزرگي را با چنين بضاعتي جمع کند. 

سرتيپ رجب زاده با اشاره به اينکه پليس لازم است طبق قانون عمل کند و حق عمل فراقانوني ندارد، تاکيد کرد: اگر ماموري تخلفي انجام داده باشد، لازم است با او برخورد شود. 

وي افزود: در مورد قضاياي پس از انتخابات، کميته اي از طرف شوراي امنيت ملي کشور تشکيل شد و بررسي هاي اين کميته ادامه دارد، اما هنوز گزارشي به دست نيروي انتظامي تهران بزرگ نرسيده است. 

فرمانده انتظامي تهران بزرگ با تاکيد به اينکه "حساسيتي در اين موارد نداريم"، گفت: تاکيد ما اقدام براساس قانون است.


 


کیوان ساکت، با اشاره به تعطیلی یک ساله ارکستر ملی موسیقی ایران گفت: جاي اركستر ملي مدت‌ها است كه خالي است و بايد اركستر دوباره كار خود را شروع كند. ترجيح همه نوازندگان اين اركستر نیز بر رهبري استاد فرهاد فخرالديني است.

تابستان گذشته، محمدعلی خبری، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفته بود ارکستر ملی با توجه به اصل 44 واگذار شده و در صورت موفق بودن واگذاری ارکستر ملی به بنیاد رودکی سایر ارکسترهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد نیز واگذار خواهد شد.

اما این ارکستر از خردادماه سال گذشته که به بنیاد رودکی واگذار شد تا هم اکنون در تعطیلی به سر می برد. این مجموعه پیش از آن مستقیما زیر نظر دفتر موسیقی وزارت ارشاد اداره می شد.

كيوان ساكت ـ آهنگساز و نوازنده تار و سه‌تار ـ می گوید: اركستري با 80 نوازنده، هزينه‌ زيادي را مي‌طلبد و امكان اينكه با بودجه‌هاي خصوصي كار كند، خيلي محدود است.

او پیشتر نیز گفته بود رابطه عاطفی که بین رهبر ارکستر ملی و نوازندگان آن در طول این سالها به وجود آمده باعث شده تا ادامه کار این ارکستر با هدایت هر کس دیگری به جز فرهاد فخرالدینی با مشکلاتی مواجه شود. به گفته ساکت، فرهاد فخرالدینی برای شکل گیری و فعالیت ارکستر ملی از سال 77 تا کنون زحمات زیادی کشیده است به گونه ای که در برخی مقاطع اگر وی حضور نداشت ادامه کار ارکستر به هیچ وجه ممکن نبود.

آخرین کنسرت ارکستر ملی که قرار بود پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 در روزهای 28 تا 30 خرداد در تالار وحدت برگزار شود به خواسته فرهاد فخرالدینی و به دلیل مناسب نبودن فضای ملتهب جامعه به تعویق افتاد. همزمان با اعلام این تصمیم فخرالدینی بود که مباحثی بر سر ادامه رهبری او بر ارکستر ملی پیش آمد که در نهایت منجر به تصمیم او به کناره گیری از رهبری این ارکستر شد. تصمیمی که البته تا کنون توسط هیچ نهادی پذیرفته نشده و بنیاد رودکی نیز دلیل این درخواست فخرالدینی را کهولت سن فخرالدینی خوانده است.
 


مدیرعامل بنیاد رودکی به لزوم تغییر شاکله ارکستر ملی به لحاظ ترکیب نوازندگان معتقد است چرا که به باور او طوری طراحی شده که باب میل مخاطبان و اصحاب موسیقی نبوده و نیست و اعتراض هایی نیز در این زمینه وجود داشته است .

اما نوازندگان و اعضای ارکستر معتقدند بنیاد رودکی باید بگوید این اصحاب دقیقاً چه اشخاصی هستند و تعدادشان چند نفر است؟ و آیا تعداد آنها از تعداد بینندگان کنسرتهای ارکستر در تهران و شهرستانهای مختلف که دهها هزارنفرهستند بیشتر است یا نه. آنها معتقدند ارکستر موسیقی ملی ایران تنها به رهبری فرهاد فخرالدینی و با شاکله قبلی خود زنده خواهد ماند.

پیمان سلطانی رهبر ارکستر ملل نیز گفته بود: صدای ارکستر ملی صدای فخرالدینی و تمامی نوازندگان آن است و فعالیت این ارکستر بدون حضور آقای فخرالدینی نوعی سهل انگاری هنری و فرهنگی است و واگذاری آن بدون توجه به نیازهای ارکستر وایجاد بسترهای مناسب اجحافی است که به نوازندگان و رهبر ارکستر روا داشته می شود.

ارکستر ملی ایران از سال 1377 با مدیریت و رهبری استاد فرهاد فخرالدینی تاسیس شد. اولین اجراهای ارکستر در سالهای 77 و 78 با آواز استاد محمدرضا شجریان و استقبال گسترده مخاطبان همراه بود. ولی از سال 79 ارکستر اجرای متفاوتی را با همخوانی و آواز پنج خواننده اجرا کرد که به گفته اعضای گروه باعث تنوع واستقبال وصف ناپذیری در سالنهای اجرای کنسرت شد . پس از آن ارکستر طی چندین اجرا اقدام به معرفی خوانندگان توانایی مثل علیرضا قربانی و سالار عقیلی کرد.

اعضای ارکستر ملی ایران، تبحر فخرالدینی در آهنگسازی، انتخاب و تنظیم قطعات قدیمی، تربیت شاگردان آهنگسازی، انتخاب نوازندگان و نوع برخورد با آنها، شناخت موسیقی ایرانی و تلفیق آن با علم موسیقی غربی، ایجاد نظم و مد یریت بر اداره ارکستر و همچنین محبوبیت او بین نوازندگان و حتی بینندگان را از دلایل موفقیت ارکستر ملی می دانند. ایجاد رفاقت و صمیمیت بین نوازندگان ارکستر موسیقی ملی ایران علیرغم وجود دو دیدگاه متضاد موسیقی سنتی ایرانی و کلاسیک غربی در این ارکستر و همچنین تنوع اجرایی آن از دیگر دستاوردهای رهبری فخرالدینی دانسته می شود.

منبع: ایسنا، مهر، و مردمک


 


آیت‌الله صانعی خواستار توجه مطبوعات به «دروغ‌گویی» شده چرا که به گفته او «فرهنگ دروغ به گونه‌ای در جامعه ریشه دوانده که راست گفتن برای برخی از افراد معنا ندارد.»

وی که در دیدار با اعضای تحریریه نشریه «اترک» در مشهد سخن می‌گفت،‌ مطبوعات را به «بیان واقعیات جامعه» و «تکیه بر عنصر آگاهی بخشیدن به مردم» دعوت کرد.

آیت‌الله صانعی خطاب به این روزنامه‌نگاران گفت: «یکی از مواردی که باید به مردم آگاهی بدهید، این است که درد مردم باید با سخن جامعه و سخن مسئولین یکی باشد، چرا که اگر درد مردم با سخن سخنگویان و مسئولان متفاوت باشد، این مسئله برای ملت بدبختی می آورد.»

وی افزود: «آنهایی که باید مسائل را بدانند، می دانند و برخی را هم نمی توان نصیحت کرد، اما در عین حال مطبوعات می توانند در جهت آگاه کردن جامعه و مردم قدمهای مثبت و موثرتری بردارند، البته بایستی به گونه ای حرکت کنید که اگر هزینه ای می پردازید، برای کارهای ارزشمند و بزرگ باشد.»

صانعی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که «مبارزه با ظلم و ظالم باید به عنوان یک هدف و انگیزه اصلی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی باشد و ملیت ها و مذاهب و نوع ادراک ها نباید باعث شود که ظالمی را تبرئه و مظلومی را محکوم نماییم.»

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله صانعی


 


سازمان ثبت احوال ایران اعلام کرده است که تهران، در ۱۰ سال گذشته میزبان ۲میلیون و ۹۸۳ هزار و ۸۸۹ ایرانی بوده که بیشترین آنها برای جست‌وجوی کار بهتر و ۱۲۰هزار و ۷۹۳ نفر دیگر نیز برای تحصیل وارد پایتخت شده‌اند.

همچنین استان خراسان رضوی با ۹۲۴ هزار و ۶۷۴ نفر پس از استان تهران بیشترین جمعیت مهاجر را طی ۱۰سال گذشته داشته که ۱۳۴هزار و ۶۷۱ نفر در جست‌وجوی کار بهتر وارد این استان شده‌اند.

نگاهی به آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ که تقریبا هر ۱۰ سال یک بار صورت گرفته، حکایت از آن دارد که شمار مهاجران در ایران سیر صعودی داشته و از ۲ میلیون نفر در سرشماری سال ۱۳۳۵ به ۱۲ میلیون نفر در سرشماری سال ۱۳۸۵ رسیده است.

این تعداد مهاجر به تهران در طی این دو دوره سرشماری به ترتیب ۴۴ درصد و ۵۸ درصد از کل جمعیت مهاجران ایران را طی سال های ذکر شده نشان می دهد.

بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال، استان‌های یزد، قم و بوشهر، بیشترین میزان خالص مهاجرت سالانه و استان‌های کرمانشاه، همدان، اردبیل، کردستان و لرستان کمترین میزان خالص مهاجرت را دارند.طی دهه ۱۳۸۵-۱۳۷۵حدود۱۶٫۷درصد جمعیت کشور در داخل کشور جا‌به‌جا شده‌اند که نسبت به دهه قبل ۲٫۷درصد افزایش یافته است.

سرشماری سال‌های گذشته نشان می‌دهد که میزان مهاجرت به شهرهای بزرگی همچون تهران رو به افزایش است که تاثیرات بلندمدتی را در حوزه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی می‌شود.

منبع: آفتاب و بی‌بی‌سی


 


شهرام امیری، «دانشمند هسته‌ای» که به گفته‌ی جمهوری اسلامی ربوده شده بود، در بدو ورود به تهران با تکذیب همكاري اطلاعاتي خود با آمريكا از پيشنهاد ۵۰ ميليون دلاري دولت آمريكا براي انصراف وي از بازگشت وي به تهران خبر داد.

آقای امیری که در هنگام ورود مورد استقبال حسن قشقاوی، معاون کنسولی وزارت امور خارجه نیز قرار گرفت در جمع خبرنگاران گفت «بحث ربايش من موضوعي تبليغاتي و رواني بود. من يک پژوهشگر ساده هستم و در يك مجتمع دانشگاهي كه در آن به روي همه باز است فعاليت مي‌كنم و در اين مركز دانشگاهي كار محرمانه‌اي انجام نمي‌دهيم كه من صاحب اطلاعات محرمانه باشم و دولت آمريكا بخواهد از آن استفاده كند.»

وی افزود: «از روز اول امتيازات و تطميعاتي را برايم مطرح كردند، به گونه‌اي كه براي مصاحبه‌اي 10 دقيقه‌اي با سي ان ان 10 ميليون دلار پيشنهاد دادند كه در اين مصاحبه اعلام كنم من به آمريكا پناهنده شده و به خواست خود آمدم.»

امیری با بیان اینکه «آنها با اين سناريو مي‌خواستند فشارهاي سياسي و خواسته‌هاي سياسي خصمانه خود را عليه كشورمان بكار گرفته و عملي كنند» افزود: «به خواست خداوند من در برابر آنها مقاومت كردم و معتقدم هر ايراني ديگري هم جاي من بود حاضر نمي‌شد شرافت خود را فداي خواسته‌هاي مالي كند و كشور خود را بفروشد.»

به گفته اميري خواست ماموران اطلاعاتي آمريكا بر اين مساله استوار بود كه وي ادعاهاي آنها را تاييد كند چرا كه در غير اين صورت وي به زندان‌هاي اسرائیل منتقل خواهد شد و آنها هر ادعايي داشته باشند مي‌توانند از قول وي مطرح نمايند.

جمهوری اسلامی مدعی است که آقای امیری در خرداد ماه سال گذشته در عربستان سعودی توسط مأموران سیا ربوده شده است.

مقام‌های ایرانی در یک سال گذشته همواره بر موضع خود مبنی بر ربوده شدن شهرام امیری توسط ایالات متحده آمریکا پافشاری کرده‌اند و این در حالی است که آمریکا می‌‌گوید شهرام امیری خود خواستار پناهندگی در این کشور بوده است.

منبع: ایسنا، ایرنا

پیشینه

«دانشمند هسته‌ای ایران به آمریکا پناهنده شد»
دو فیلم با یک بلیط؛ یا: داستان باورنکردنی شهرام امیری
شهرام امیری هنرپیشه سریال «48» می شود
شهرام امیری به خانواده: نگرانم نباشید دارم بر می گردم!
آمریکا فیلم منسوب به شهرام امیری را رد کرد

شهرام امیری به سفارت پاکستان در آمریکا «پناهنده شد»


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته