امروز: تولیت آیت الله منتظری، حجةالاسلام احمد منتظری، پیامی را به مناسبت درگذشت مرجع سیعیان لبنان، علامه سید محمد حسین فضل الله، منتشر کرده است که متن کامل این پیام به نقل از سایت رسمی آیت الله منتظری در پی می آید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انا لله و انا الیه راجعون
حضرت حجة الاسلام والمسلمین آقای سید علی فضل الله دامت توفیقاته
پس از سلام و آرزوی سلامتی جنابعالی
خبر درگذشت حضرت علامه سید محمد حسین فضل الله رضوان الله تعالی علیه که از نوادر روزگار خود بود موجب تأثر و تأسف فراوان شد.
آن مرحوم علاوه بر تبحّر در فقه و اصول و کلام وداشتن منصب عالیه مرجعیت شیعه، روشنفکری آگاه به زمان بود و با سعه صدری که از اجداد طاهرینش به ارث برده بود باعث وحدت و همدلی بین مسلمانان بلکه همه مردم لبنان شده بود.
امیدوارم خداوند کریم آن مرحوم را با ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین محشور نماید و به جنابعالی صبر جمیل و اجر جزیل و توفیق بیشتر در راه خدمت به اسلام و مسلمین عطا بفرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
دفتر مرحوم آیة الله العظمی منتظری(ره)
احمد منتظری
21 رجب 1431 - 13/4/1389
امروز: در چند هفته اخیر هر روز خبرهای ناگواری از زندان اوین درباره زندانیان سیاسی به گوش می رسد .از جمعیت بیش از حد زندانیان در اتاق های کوچک تا نبودن غذا، دارو، بهداشت مناسب، گرمای هوا و نبودن امکانات مناسب تهویه و خنک کننده بر رنج زندانیان افزوده است و تحمل بیش از یکسال زندان، زندانیان را دچار ضعف مفرط و انواع و اقسام بیماری ها کرده است.
دکتر زهرا رهنورد درباره شرایط بحرانی زندانیان سیاسی در اوین بیانیه ای صادر کرده است.
به گزارش کلمه ،متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
زندانها باید افتخار کنند که همنشین نیکان و پاکانی شده اند که فقط خواهان آزادی ، دمکراسی ، عدالت و سر افرازی انسان بوده اند و دغدغه ای ندارند جز سعادت ملت . امروز زندانها میزبان نخبگان علمی ، دانشجویان ، استادان ،روزنامه نگاران ،المپیادی ها ،طرفداران حقوق بشر هستند . شخصیتهای والایی که دولت و نهادهای دست اندرکار باید خودشان به آنها جایزه حقوق بشر بدهند به جای اینکه آنان را دربند کنند .
اینک به فهرستی از مظالمی که بر زندانیان روا می رود اشاره می کنم و به حاکمیت هشدار می دهم شما هم خودتان خانواده، خواهر، مادر، پدر، فرزند و برادر دارید. آنچه را که بر خود نمی پسندید بر این فرزندان غیور ملت نپسندید زندانیان را آزاد و تا تحقق روند آزادی مضیقه هایی را که بر آنان می رود ، برطرف کنید. به تعدادی از این ظلم ها که اکنون بر این زندانیان می رود اشاره می کنم نکاتی که خانواده های زندانیان سیاسی نگران آن هستند .
۱-بعد از بازداشت هر فردی طبق قانون اساسی باید علت دستگیری به او و خانواده اش گفته شود و جایگاه و موقعیت زندانی هم برای خانواده اش مشخص شود .
۲- طبق قانون باید متهم ظرف ۴۸ ساعت بعد از بازداشت تفهیم اتهام شود اما گزارش ها نشان می دهد این شیوه درباره بسیاری از زندانی ها رعایت نمی شود.
۳-مشخص نبودن مکان نگهداری متهم و بی اطلاعی خانواده از وضعیت زندانی شان خود مصداق شکنجه ، فشار روحی و روانی زندانی است که در باره برخی از بازداشت شده ها اعمال می شود.
۴-طی مراحل بازداشت ارتباط خانواده و متهم به طور کامل قطع است که فشار روحی و روانی زیادی برای متهم و خانواده ایجاد می کند و موجب نگرانی نسبت به سلامتی متهم و به ویژه شیوه های بازجویی می شود .
۵-وضعیت بد رفاهی زندان را به بیمارستانی بدون پزشک و پرستار تبدیل کرده است .این روزها از زندان اوین به ویژه بند ۳۵۰ خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.بسیاری از عزیزان زندانی دچار بیماری و یا ضعف مفرط جسمی شده اند .چرا که کیفیت غذای زندان بسیار بد و میوه و سبزی در اختیارشان قرار نمی گیرد. طبیعی است که این عزیزان که بیش از یک سال است از غذای خوب، میوه و سبزی محرومند، دچار ضعف مفرط جسمانی و به تبع آن بیمار شوند..
۶-ایجاد محدودیت برای زندانیان در ارتباط با دیدار با خانواده هایشان مثل ممنوعیت ملاقات های حضوری و حتی ملاقات کابینی و از پشت تلفن و کم کردن زمان تماس تلفنی زندانیان موجب افزایش فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی و خانواده هایشان شده است.خانواده های زندانیان مجبورند که برای بیست دقیقه ملاقات حضوری با عزیزانشان رنج رفت وآمد به دادستانی تهران را تحمل کنند و بارها به آنجا مراجعه و درگیر و دار بوراکراسی اداری برای گرفتن اجازه از دادستان تهران برای ملاقات گرفتار شوند. چرا دادستان تهران اجازه نمی دهد زندانیان طبق آیین نامه داخلی زندان ها به طور مرتب با عزیزان خود ملاقات حضوری داشته باشند؟
۷-رجایی شهر به عنوان یکی از زندانی های مخوف و دور از دسترس خانواده ها با شرایط بسیار بد است که فشار مضاعف بر زندانیان وارد می کند که در این دوره تعدادی از زندانیان سیاسی بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرایم به آنجا فرستاده شده اند .علت تبعید این عزیزان به زندان رجایی شه شهر چیست و تا کی این ظلم مضاعف قرار است بر زندانی ها و خانواده هایشان وارد شود.
۸-جابه جایی های مکرر و بی منطق در درون زندانها که با هدف فشار بیشتر بر زندانی ها اعمال می شود.
۹- لغو مرخصی ها که بدون هیچ توجیه قانونی اعمال می شود، از دیگر مواردی است که فشار زیادی را بر خانواده ها و زندانیان سیاسی وارد می کند .
۱۰-روند آزادی های مشروط نیز طبق قانون دنبال نمی شود در حالی که زندانیان سیاسی هم مانند دیگر زندانیان اگر محکومیت قبلی نداشته باشند باید پس از گذاراندن نیمی از حکم شان آزاد و به نزد خانواده هایشان بازگردند که این مورد هم در مورد بسیاری از زندانیان رعایت نمی شود.
بیش از شصت تن از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد قم از فروردین ماه سال جاری تاکنون به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.
به گزارش هرانا، پس از انتقال دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد قم به ساختمان جدید این واحد واقع در پردیسان، عموما و از زمان اجرای طرح حجاب و عفاف خصوصا فشارهای جنسیتی فزایندهای بر دانشجویان این دانشکده وارد شده تا جایی که به بیش از هزار دانشجوی دختر از سوی حراست این دانشگاه تذکر گرفته اند.
ماموران حراست دانشگاه با جداسازی در ورودی دانشجویان دختر و پسر در این دانشگاه هنگام ورود دانشجویان دختر با سد راه اکثر آنان، با توهین و تحقیر آنها را مجبور به پاک کردن هرگونه آرایش صورت میکنند و بر اساس آنچه "عدم رعایت شئونات اسلامی" نامیده میشد به آن ها تذکر داده و در صورت تکرار از آنها تعهد اخذ میکنند.
این روند تاجایی است که در برخی موارد از ورود افرادی که "بدحجاب" خوانده میشوند، به دانشگاه ممانعت به عمل می آید و در برخی موارد آنان را به کمیته انظباطی احضار میکنند.
بنا بر این گزارش، گفته می شود بسیاری از این شصت دانشجوی احضار شده از فعالان دانشگاه بودند که به اتهام "ترویج بدحجابی" در بین دانشجویان، موظفاند "هدف خود از نوع پوشش انتخابی" را شرح دهند و کمیته انظباطی نیز در غیاب آنان، احکامی نظیر درج در پرونده و بعضا تعلیق برایشان صادر میکند.
تمام اینها در حالی است که حجاب چادر در این دانشگاه برای دانشجویان دختر اجباری است، اما با این حال با مواردی نظیر رنگ مانتو و مقنعه زیر چادر، نوع کفش، لاک ناخن و حتی آرایش ساده صورت نیز برخورد می شود.
دانشجویان دانشگاه آزاد قم، پیش تر و در روز جهانی زن(هشتم مارس) در اعتراض به رفتارهای نامناسب حراست این دانشگاه و تبعیض های جنسیتی تجمعی اعتراضی برپا کرده بودند.
آیت الله بیات بدنبال در گذشت علامه فضل الله با انتشار پیامی، فقدان وی را ضایعه ای جبران ناپذیر برای حوزه های علمیه دانست.
متن کامل این پیام که در وبسایت رسمی آیت الله بیات منتشر شده، به این شرح است:
انّا لله و انّا الیه راجعون
با کمال تاسف، خبر ارتحال فقیه بزرگوار و مجتهد زمان شناس حضرت آیت الله علامه فضل الله رضوان الله تعالی علیه دریافت، و موجب تاثر فراوان گردید.
بدون تردید فقدان این عالم بزرگ برای حوزه های علمیه و جهان تشیع، بالخصوص برای ملت مقاوم لبنان، ضایعه ای غیر قابل جبران است.
اینجانب رحلت ایشان را به حوزه های مقدسه علمیه و همه مقلدان آن فقیه فقید و مردم بزرگوار و رنجدیده لبنان و مخصوصاً به فرزندان فاضل و عزیز و خانواده معظم ایشان تسلیت عرض نموده و برای روح بلند آن بزرگوار، از خداوند منان علو درجات خواهانم.
اسدالله بیات زنجانی
سیزدهم تیرماه 1389
بیست و یکم رجب 1431
نرگس محمدی، نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، روز 12 تیرماه به دلیل وخامت اوضاع جسمانیاش در بیمارستان بستری شد.
به گزارش مدرسه فمنیستی، نرگس محمدی شب 10 تیرماه با تودیع وثیقه و در حالی که از وضعیت بد جسمانی رنج میبرد از زندان آزاد شد، اما وخامت حال این مدافع حقوق زنان، وی را سرانجام راهی بیمارستان کرد. محمدی از زمانی که آزاد شده است هر چند ساعت یک بار، دچار فلج عضلانی شده و قادر به انجام کارهای روزانه و حتی حرف زدن نیست.
به گفته تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فلج عضلانی محمدی در زندان شروع شده و تاکنون ادامه داشته است. به رغم آزمایشات متعدد اما هنوز پزشکان موفق به کشف علت فلج موضعی دست و پا و عضلات بدن نرگس محمدی نشده اند.
همچنین به گزارش کمپین بینالمللی حقوق بشر اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام پس از چهار روز گذشت از دستگیری وی به او تفهیم شده است.
علی بنايی درخصوص این که توزيع اطلاعيه عليه علی لاريجانی رئيس مجلس شورای اسلامی در قم، توسط طلاب و علما صورت گرفته است یا خیر، اظهار داشت: چنين مطلبی نمیتواند صحت داشته باشد زيرا علما و فضلا و مردم قم همه از دوستداران آقای لاريجانی هستند.
به گزارش آفتاب، وی ادامه داد: همه آنها كه اين اطلاعيه را مطالعه كرده باشند پی خواهند برد كه تنظيمكننده آن چه كسی است؛ قلم اين نوشته، نويسنده آن را آشكار میسازد.
بنايی با اشاره به جایگاه خانوادگی لاریجانی و رای بالای او در قم، تصريح كرد: اين جريانات افراطی هستند كه میخواهند چنين شايعاتی را منتشر كنند و دروغهای خودرا به مردم و دوستداران لاريجانی نسبت دهند.
بنايی گفت: مجموع اين اقدامات در تهران و قم نشان میدهد جريانی در كشور وجود دارد كه نمیخواهد كشور روی آرامش را ببيند و درصدد شايعهپراكنی در جامعه هستند.
بنايی گفت: توزيع كننده اطلاعيه عليه رئيس مجلس در قم شناسايی شده است و بهدنبال آن نيز گروه و جريانی كه چنين حركتی را رقم زده است شناسايی خواهد شد.
گفتنی است از حمله به بیوت آیات منتظری و صانعی هفته ها گذشته ولی تاکنون هیچ اقدامی در جهت شناسایی عوامل آن بعمل نیامده است.
با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ و این سوال در ذهنم پررنگ می شود. در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟
آمار دقیقی از تعداد مجروحان حوادث بعد از انتخابات وجود ندارد. بیشتر خانواده های مجروحان سکوت کرده اند چرا که آنها را حتی به مرگ تهدید کرده اند اما کافی است سراغ یکی از مجروحان بروی؛ آن وقت با یک گفتگوی ساده خواهی فهمید که تعداد مجروحان بسیار بیشتر از آنی است که تصور می کنیم..
این گزارش روایت زندگی یک ساله چند مجروح جنبش سبز و خانواده های آنهاست . زندگی یک ساله ای که همراه با درد و رنج و عذاب بوده است .بوی خون، بوی عفونت، گریه ها و ضجه های مداوم ماههای اول حادثه، این خانواده ها را درگیر خود کرده است و حالا بعد از گذشت یک سال ، شاید از بوی خون و عفونت خبری نباشد اما از سلامتی نیز خبری نیست . اما امید همچنان در آنها زنده است .
کلمه برای حفظ امنیت مجروحان جنبش سبز برخی از اسامی به ویژه نام های خانوادگی و اسامی بیمارستان ها را در گزارش حذف کرده است و در مورد برخی از مجروحان به درخواست خودشان نام کوچک آنها را نیز به ناچار تغییر داده است.
مجروحی از ۲۶ خرداد ، روزی که به ظاهر خبری نبود
"تیری که به پسرم اصابت کرد مانند تیری است که به قلب های تک تک اعضای خانواده خورده است. آنها با این کار خانواده ی ما را گلوله باران کردند." اینها را مادر ناصر ۲۳ ساله می گوید. مادری که درست یک سال پیش فرزند جوانش با گلوله از پای در می آید و زمین گیر شدنش مساوی شده با نابودی خانواده ی ناصر .
۲۶ خرداد ماه سال گذشته و در حوادث بعد از انتخابات ، ناصر در خیابان گاندی تهران مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. تیر از پشت ، وارد بدن این پسر جوان می شود . نخاعش قطع و از سینه به پایین بی حس می شود . ناصر بعد از تیر خوردن در خیابان گاندی به بیمارستان..... منتقل می شود و تا ۴۸ ساعت پزشکان آن بیمارستان تشخیص نداده اند که این پسر بدنش بی حس شده است .
اما این روزها فلج شدن ناصر جوان برای خود و خانواده اش رنگ باخته است چرا که او حالا از زخم بستر های عمیق و شدید رنج می کشد . زخم هایی که هر روز بدن او را بیشتر فرا می گیرد. اوایل، زخم بستر فقط پشت ناصر را در گیر کرده بود اما حالا کشاله های ران او ، بخشی از پاها و پشتش زخم هایی عمیق برداشته که پزشکان می گویند تنها با مراقبت دائمی و گذشت زمان ، شاید این مشکل برطرف شود.
مادر ناصر زنی میان سال با چهره ای آرام و صبور نشان می دهد ، کنارش که می نشینم گریه می کند . گریه های مدام و پی در پی:" درست یک سال از تیر خوردن پسرم می گذرد. از اول خرداد ماه امسال مدام دلشوره و اضطراب دارم و یادآوری می کنم که سال گذشته در چینین روزی هنوز حسن سالم بود. آن روزها پسرم پر از امید بود چون تازه در شرکت تعمیرات .... کار پیدا کرده بود ."
ناصر که فارغ اتحصیل رشته برق است جزو معترضانی بوده که در خیابان های تهران و در تجمعات مسالمت آمیز شرکت می کرده است. روز ۲۶ خرداد ماه ، همان روزی که معترضین به نتیجه انتخابات از میدان ونک به سمت صدا وسیما حرکت کردند او هم در آنجا حضور داشت . اما مادر هنوز جواب سوالش را نگرفته :" چرا بچه های مان را به خاطر آمدن به خیابان و شعار رای ما کجاست ، تیرباران کردند؟"
پدر ناصر نیز سال ها در زمان جنگ در جبهه ها جنگیده است اما او هم یک سوال را مطرح می کند:" در سال های جنگ به ما گفته بودند که از پشت هر گز به عراقی ها که دشمن ما بودند حمله نکنیم و به آنها تیر نزنیم . اما در سرزمین خودمان بچه هایمان را از پشت مورد اصابت گلوله قرار می دهند . آیا این انسانیت است؟ "
پدر بعد از تیر خوردن پسرش شکایت می کند و می خواهد ضارب فرزندش را پیدا کند:" همان روزهای اول رادان رییس نیروی انتظامی تهران برای شناسایی مجروحان به بیمارستان ... آمده بود و همان جا همسرم از او پرسید که چرا چنین کاری کرده اند. رادان شماره تلفن داد تا ما شکایتمان را پی گیری کنیم اما او هیچ وقت به تلفن های ما پاسخی نداد.یک بار هم شکایتمان را در دادگاه ثبت کرده ایم و قصد دارم شکایتم را پی گیری کنم."
پدر ناصر در جستجوهای روزهای پس از تیر خوردن پسرش نام چندین زخمی که در روز ۲۶ خرداد ماه مجروح شده بودند شنیده بود :" فقط در روز ۲۶ خرداد ۱۰ نفر را از کمر به بالا تیر زده اند. یکی از مجروحان آن روز پسر ۱۳ ساله ای بود که داشت به سمت خانه مادربزرگش می رفت که تیر می خورد ."
اما بیشتر زخمی های حوادث پس از انتخابات ناشناخته مانده اند چرا که ترس از بیان دردهای تیر خوردن و مجروح شدن شان جرمی است که ممکن است دوباره خانواده را در خطر قرار دهد. اما این خانواده های آسیب دیده با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند. چرا که مداوای بدنی که تیر خورده است در این فضای امنیتی بسیار دشوار است.
ناصر تا کنون بارها مورد عمل جراحی قرار گرفته است. پدر می گوید:" چهارمین روز عید امسال ناگهان پسرم دردی در پاهایش حس کرد . ما همگی از اینکه به پاهای او احساس برگشته و درد را می فهمد بسیار خوشحال بودیم. خودش تا چند شبانه روز خواب نداشت و منتظر بود تا دکترش بیاید اما دکتر روز دهم عید بعد از معاینه ، با حالت بسیار بدی گفت که ناصر دچار توهم شده است. آن لحظه بسیار برایمان تلخ بود و باز نا امیدی به پسرم بازگشت."
این روزها ناصر کمتر حرف می زند. او اجازه نمی دهد کسی به او دست بزند حتی به پدرش . او حتی پرستاری ندارد که از او مراقبت دائمی کند چرا که تامین هزینه های پرستار برای خانواده بسیار سنگین است.
حالا برادر ۳۱ ساله اش به همدم و پرستار برادر جوانش تبدیل شده است. ناصر تنها با برادرش احساس راحتی می کند و به او اجازه می دهد زخم هایش را پانسمان و شست وشو کند.
مجروحی از ۲۵ خرداد روز تظاهرات سکوت
" ضارب پسرم را قصاص نخواهم کرد بلکه تنها پنج روز از او می خواهم که از پسر بیمار و رنجورم مراقبت کند تا ببیند خانواده ما در این یک ساله چه رنج هایی کشیده اند. می خواهم وجدان ضارب بیدار شود. "
اینها گفته های پدر یکی از مجروحان روز ۲۵ خرداد است . یک سال از برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز و سکوت ۲۵ خرداد می گذرد؛ اما همچنان نام های جدیدی از مجروحان و شهدای آن روز فاش می شود. نام هایی که در این یک سال خانواده هایشان درد کشیده اند و سکوت کرده اند.
این مجروح که او را در این گزارش بهروز می نامیم؛ ۲۲سال دارد و در رشته گرافیک فارغ اتحصیل شده است . او به همراه دوستانش، روز دوشنبه ۲۵ خرداد ماه به میدان آزادی می آیند . در تظاهرات سکوت شرکت می کنند . آنها حتی زمانی که در خیابان محدعلی جناح تیراندازی می شود؛ در حمل مجروحان و کمک رسانی به آنها تلاش می کنند.
بعد از ظهر و بعد از تمام شدن تظاهرات او به سمت منزل خود در خیابان .... حرکت می کند. با تاریک شدن هوا، صدای الله اکبر ها هم بلند شده است . ناگهان بالاتر از میدان کاج ، ضارب با جلیقه ای خاکستری دو گلوله شلیک می کند. یکی به شانه بهروز بر خورد می کند و دیگری به سر پسر جوان دانشجویی که او را در جا می کشد. این دانشجوی جوان اهل مشهد بود و برای درس خواندن به تهران آمده بود و. بعد از شهادت، خانواده اش شکایت می کنند اما به آنها جواب می دهند که پسرشان از روی بام گلدان پرت می کرده است و آنها را تهدید می کنند که اگر سکوت نکنند در خطر خواهند بود.
پدر بهروز تا کنون سه مرتبه شکایت کرده است. شکایتش را به قوه قضاییه و نیروی انتظامی برده اما هیچ پاسخی نگرفته است. بارها در دادسرا به او گفته شده اگر می خواهید شکایتی داشته باشید باید از کروبی و موسوی شکایت کنید:" من در پرونده پسرم از شخص ضارب شکایت کردم. در کل ستاد ناجا در ونک، اولین شکایتم را ثبت کردم. از همان جا به ارگان های مختلف پاسم دادند تا اینکه شکایتم الان، در پلیس امنیت است. "
به گفته پدر قرارگاه ثارالله تایید می کند که آن روز در آن محله یکی از فرماندهانشان دو گلوله شلیک کرده زده که یکی از آنها موجب مرگ دانشجوی جوان می شود و دیگری به بهروز اصابت می کند و او را قطع نخاع می کند.
بهروز خودش قیافه ضارب را به یاد دارد:" ضارب مرد جوانی بود که لباسی ساده و بدون مارکی که بتوان تشخیص داد از کدام ارگان است؛ بر تنش بود. یک جلیقه ی خاکستری رنگ نیز که بیشتر لباس شخصی ها و بسیجی ها هم می پوشند؛ پوشیده بود."
گلوله ای که به شانه بهروز فرو رفته است ریه های او را سوراخ می کند و از کتف راست به ریه های سمت چپ بدن می رود و حالا بعد از یک سال هنوز تیر در بدن این سر جوان است و پزشکان ایرانی از عمل جراخی و درآوردن این تیر نا توان هستند . این گلوله پسر جوان را قطع نخاع کرده است و تا ماهها بهروز روی تخت بستری بود و قدرت هیچ حرکتی نداشت اما حالا با فیزیو تراپی و چند عمل جراحی توان حرکتی اش تا حدی بازگشته و روی ولیچر می تواند بنشیند.
با این حال یک سال سختی و عذاب برای این خانواده چیزی نیست که از یادشان برود. پدر می گوید:" من قصاص نمی خواهم . فقط می خواهم وجدان ضارب بیدار شود . شاید هم وجدان نداشته باشد اما بعد از یک هفته نگهداری از بچه ام ، مطمئن باشید وجدانش بیدار خواهد شد."
آهی می کشد و حرف هایش را ادامه می دهد:" تا زمانی که در خانه های مجروحان نباشید نمی توانید در ک کنید که این خانواده ها چه کشیده اند؟"
این روزها روزهای بدی برای بهروز نسیت. روحیه ی خود را به دست آورده و از فکر کردن مدام و از نا امیدی ها دست برداشته است. روی ولیچرش نشسته و کمی آن طرف تر، تخت بیمارستانی اش بیشتر فضای خانه را گرفته است اما پدر با روحیه دادن های مداوم به پسرش سعی می کند روحیه پسر و خانواده را بالا نگه دارد. فیزیوتراپی و آب درمانی از ضرورت های زندگی این روزهای او شده است اما خانواده توان تامین این دو را برای پسر ندارند. چرا که تنها مراکز خاصی که دستگاههای پیشرفته ای برای فیزیوتراپی دارند؛ امکان تامین نیازهای این مجروح را دارد در حالی که به خاطر هزینه های بالا خانواده توان بردن اش به این مراکز را ندارند."
وقتی از بهروز می پرسم تلخ ترین خاطرات یک سال گذشته ات چه بود؟ اشک در چشمانش حلقه می زند :" روزی که در آی سی یو بستری بودم و همان جا متوجه شدم که پاهایم هیچ حسی ندارد ."
آیا پشیمانی از حضورت در راهپیمایی؟ بهروز که این سوال را می شنود خیلی فوری و بدون مکث جوابش را می دهد:" البته که پشیمان نیستم. مگر بچه دو ساله بودم . حضورم در خیابان های تهران در روزهای بعد از انتخابات کاملا آگاهانه بوده است."
در ادامه می گوید:" قبل از تیر خوردن من در طول روز تنها سه ساعت در خانه بودم و مدام کار و با دوستان بودم . الان چند ماهی است که بیرون نرفته ام . با این حال از کارم اصلا پشیمان نیستم."
مجروحی دیگر از روز تظاهرات سکوت
بوی عفونت شدید ساختمان سه طبقه را فرا گرفته ، علی ۲۶ ساله از درد به خود می پیچد اما با صدایی آرام گریه می کند :" روزهای اول فریاد می زدم . طاقت و تحمل این درد را نداشتم . این بوی عفونت به اندازه کافی خانواده را اذیت می کند و من تمام سعی ام را می کنم که با صدای فریاد بیشتر از اینها ،خانواده ام را اذیت نکنم."
علی ۲۶ ساله که ساعت های پایانی روز ۲۵ خرداد در خیابان محمدعلی جناح تیر می خورد ، بارها امیدش را از دست داده است. بارها این سوال را پرسیده که ایا می تواند دوباره فوتبال بازی کند؟ آیا اصلا پایی برای او خواهد ماند؟
او بعد از تیر خوردن در روز ۲۵ خرداد به بیمارستان.... منتقل می شود . او در بیمارستان های مختلف تهران، چندین بار مورد عمل جراحی قرار می گیرد. هرچند این روزهای علی و خانواده اش کمی آرام شده است اما روزهای سخت هنوز از یادشان نرفته است.
مادر با صبوری از روزهای سخت پر از بوی عفونت می گوید:" پانسمان زخم های علی دردناک ترین کاری بود که در طول زندگی ام انجام داده بودم . بوی عفونت از یک سو و دیدن دردی که سرم می کشد از سوی دیگر توان را از من گرفته بود. بارها پیش خودم آرزوی مرگ کردم اما باز هم به این فکر کردم که شاید حکمتی در کار بوده است. "
علی تا ساعت هفت بعدازظهر روز ۲۵ خرداد در خانه بوده . خودش می گوید:" تا ساعت هفت صبر کردم اما دلم طاقت نیاورد و به همراه برادرم به میدان آزادی رفتیم. چند نفر جلوی چشممان روبروی پایگاه بسیج مجروح و حتی کشته شدند . من هرگز تصور نمی کردم که این اتفا ق برای من هم بیفتد. به کمک دیگر مجروح ها رفته بودم که از بالای ساختمان به طرف من شلیک شد و من دیگر چیزی نفهمیدم ."
علی هم از کاری که کرده پشیمان نیست:" راستش را بخواهید پشیمان نیستم که چرا این بلا سر من آمده است چرا که این حادثه ای است که سر خیلی ها آمده است اما زمان هایی که پزشکان از بهبودی من قطع امید کردند بارها پیش خودم آرزوی مرگ کردم . نه از این بابت که احتمال دارد پای راست مرا قطع کنند بلکه به این خاطر که می بینم که پدر،مادر و برادرانم این قدر عذاب می کشند و با دیدن ناراحتی آنها چنان غمی در دلم می نشیند که نمی توانم بیان کنم."
او نشانی یکی دیگر از مجروحانی را می دهد که شرایطش بدتر از همه است . او در روز ۲۵ خرداد ماه سه گلوله خورده است. قطع نخاع کامل شده است و توان حرکتی در هیچ یک از اندامش وجود ندارد و تنها دهانش کار می کند آن هم برای خوردن یک غذای آبکی و مایعات و به قول علی تنها چیزی که برایش مانده قدرت اندیشیدن و فکر کردن است .
این ها تنها روایت نمونه هایی از زندگی کسانی است که جان شان در وقایع بعد از انتخابات به خطر افتاده است. هرچند آماری از تعداد مجروحان وجود ندارد اما هر یک از این خانواده ها از مشاهداتشان در دادگاهها و بیمارستان ها گفتند که ظاهرا حاکی از وجود بسیار زیاد مجروحانی است که از ترس نیروهای امنیتی، خانواده هایشان ترجیح داده اند سکوت کنند. اما به راستی در این یک ساله چه بر آنها و خانواده هایشان آمده است و چه کسی پاسخگوی این همه ظلم بر آنهاست؟
منبع:سایت کلمه
به گزارش کلمه، در این دیدار که در فضایی صمیمی انجام شد میر حسین موسوی با ابراز تاسف از بازداشت های غیر قانونی فعالان مدنی از خانواده عماد الدین باقی که در طول دوران بازداشت عماد صبر و استقامت به خرج دادند دلجویی و قدردانی کردند.
رهنورد و موسوی همچنین در جریان روند بازداشت و چگونگی برخورد با عماد الدین باقی در طول دوره بازداشت قرار گرفته و برای این زندانی سیاسی و خانواده اش آرزوی سلامت و پیروزی کردند.
احمد زیدآبادی روز ۲۳ خرداد سال ۸۸ و در نخستین روز پس از اعلام نتایج انتخابات دوره دهم در برابر منزل خود دستگیرشد. همسر و فرزندان وی، شاهد چگونگی بازداشت او از آیفون تصویری داخل خانه بودند و این صحنه تا مدتها، موجب آزار روانی آنان بود
به گزارش کلمه به نقل از سایت های خبری، حکم احمد زیدآبادی در میان احکام صادره برای متهمان انتخاباتی یگانه است. وی به ۵ سال حبس، شش سال تبعید در گناباد، محرومیت دایم از فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی و همچنین محرومیت از تحلیلهای شفاهی محکوم شده است. این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد.
زیدآبادی در دادگاه گروهی این تحلیلگر سیاسی پس از چند ماه نگاهداری در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین، همراه با چند تن دیگر از زندانیان سیاسی، به زندان گوهردشت کرج منتقل شده است. وی همراه با کسانی چون عیسی سحرخیز، حشمت طبرزدی، مسعود باستانی و داود سلیمانی در بند ۳ زندان گوهر دشت به سر میبرد. زندان گوهردشت پس از دهه شصت، دیگر زندانی سیاسی ندارد و تنها مکان نگاهداری مجرمان و متهمان عادی است. مهدیه محمدی، همسر این روزنامهنگار با ارائه این اطلاعات به دویچهوله، از اختصاص بخشی از حسینیه زندان گوهردشت به این زندانیان خبر میدهد و از بیپاسخ ماندن تقاضاهای مکرر مرخصی توسط وکیل و خانواده آقای زیدآبادی میگوید.
خانم محمدی میگوید که ملاقاتهای زندان گوهردشت، مردانه و زنانه هستند و وی ناچار است هر دو هفته یکبار، زمانی را برای ملاقات خود با همسرو روزی دیگر را برای دیدار پسرانش با پدر اختصاص دهد. فرسایش رفت و آمد در مسیری ۴۰ کیلومتری و امتحانات بچهها، موجب شده که دو فرزند بزرگتر آقای زیدآبادی از عید به اینسو، پدر خود را ندیده باشند.
مهدیه محمدی از مقاومت بالای همسرش یاد میکند و تحمل جسمی و روحی وی را میستاید. احمد زیدآبادی و سایر زندانیان سیاسی گوهردشت، ناچارند از ظرفیت محدود کتابخانه زندان استفاده کنند و حق دریافت کتاب یا روزنامه از خارج را ندارند.
عضو فراکسیون خط امام(ره) با انتقاد از فضای بسته مطبوعات گفت:" در معاونت مطبوعاتی شما اتفاقاتی دارد میافتد که سم مهلکی برای آزادی اندیشه است."
به گزارش کلمه به نقل از سایت های خبری، امروز محمد حسینی، وزیر ارشاد به صحن علنی مجلس آمده بود تا پاسخگوی سوال محمدرضا خباز، نماینده درباره نحوه برخورد دوگانه معاونت مطبوعاتی با نشریات اصلاحطلب و اصولگرا باشد.
خباز در سوال خود پرسیده بود که چرا برخلاف اصل ۹ قانون اساسی آزادیهای مشروع و قانونی برخی نشریات نادیده گرفته میشود و در عوض به برخی نشریات هتاک اصولگرا تذکر داده نمیشود اما برخی رسانههای اصلاحطلب توقیف میشوند. البته به گفته ستار هدایتخواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، وزیر ارشاد در جلسه این کمیسیون در پاسخ به این سوال گفته بود که به کیهان و همشهری هم تذکراتی دادهاند و برخوردهای این وزارتخانه تبعیضآمیز نبوده است.
حسینی در جلسه امروز علنی مجلس نیز از روابط صمیمانه معاونت مطبوعاتی خود با تحریریههای نشریات سخن گفت که در دولتهای گذشته بیسابقه بوده و اذعان داشت که وزارت ارشاد توصیههای مشفقانه به مطبوعات داشته و نه تهدید، تا در بحث جنگ نرم و مسایل پس از انتخابات طبیعی بود تا از دامن زدن به فتنه جلوگیری کند.
به گفته وی روزانه ۷۰ روزنامه سراسری منتشر میشوند ولی به تعداد اندکی از آنها تذکر داده شده. چون با دیده اغماض نگریستهایم اما اگر اشتباهاتشان تکرار شد تذکر دادهایم که کار جدیدی نبوده و در دولتهای قبل هم بوده است. شاید در گذشته مخفیانه تذکراتی داده میشد اما چون تخلف آشکار بوده، ما هم آشکارا تذکر دادهایم.
وی افزود: هدفمند کردن یارانهها یک اصل ملی است که نباید از سوی نشریات زیر سوال برود و گرنه ما نقد درون گفتمانی مطبوعات را میپذیریم اما نباید نسبت به نظام بدبینی ایجاد شود.
خباز در تشریح سوالش از وزیر ارشاد، خطاب به حسینی گفت: ما مدافع تخلفات مطبوعاتی نیستیم اما اگر روزنامهای خلاف کرد آن را جریمه مالی کنید یا مدیر مسئولش را عزل کنید ولی آن را توقیف نکنید و مسیر انتقاد را مسدود ننمایید. چرا از راهکارهای دیگر در برخورد با مطبوعات استفاده نمیشود که استکبار جهانی علیه ما سخن پراکنی کند.
نماینده اصلاح طلب کاشمر در واکنش به دفاعیات حسینی از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، گفت: وزیر در جلسه کمیسیون فرهنگی پذیرفت که یکسری تندرویها توسط معاونت مطبوعاتیش بوده و بعدا اصلاح شده و جلوی آن را میگیرند.
اما الان اصلا چنین موضعی ندارند و اگر این روند را مناسب میدانند من از پاسخهای ایشان قانع نمیشوم.
اما وزیر ارشاد در پایان این سوال شفاها به نایب رئیس مجلس اعلام کرد که میکوشد نگرانیهای خباز را رفع کند و نماینده کاشمر هم گفت که اگر روزنامهها احساس آرامش کنند از پاسخهای وزیر قانع میشود.
سخنگوی کمیسیون عمران مجلس از کلید خوردن استیضاح صادق خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی در مجلس شورای اسلامی خبر داد.
به گزارش کلمه به نقل از سایت آفتاب، مهرداد لاهوتی، اظهار داشت: موضوع استیضاح وزیر جهاد کشاورزی هماکنون در حال تایپ برای جمعآوری امضا در صحن علنی مجلس است و پیشبینی میشود استقبال خوبی از این استیضاح از سوی نمایندگان صورت گیرد.
وی دلایل استیضاح وزیر جهاد کشاورزی را عدم حمایت این وزارتخانه از تولید کنندگان محصولات کشاورزی و دامی خواند.
لاهوتی عدم اشراف وزارت جهاد کشاورزی به واردات محصولات کشاورزی، عدم اشراف این وزارتخانه به صندوق بیمه کشاورزان و استفاده نکردن از نیروهای متخصص را از دیگر دلایل استیضاح وزیر جهاد کشاورزی برشمرد.
بازداشت مو قت! عیسی سحر خیز یکسال طول کشیده است و این در حالی است که بنا بر قوانین جمهوری اسلامی نمی توان بیش از دو ماه برای تحقیق و بازجویی متهم را در زندان نگاه داشت. این را مهدی سحرخیز فرزند عیسی سحر خیز در گفت و گو با خبرنگار کلمه می گوید.
عیسی سحرخیز معاونت مطبو عات داخلی وزارت ارشاد دوران خاتمی است که پیش از آن هم خبرنگار خبرگزاری ایرنا در آمریکا بود ، این فعال مطبو عاتی پس از استعفا از معاونت مطبوعاتی، مستقیما وارد روزنامه نگاری شد و روزنامه اخبار اقتصاد را منتشر کرد که در سال ۷۹ تو قیف شد. عیسی سحر خیز در تیر ماه سال گذشته و پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شد و بیش از هفتاد روز زندان انفرادی را تحمل کرد. مهدی سحر خیز می گو ید:" پدرم را تعقیب کرده بودند و در شمال با حمله و ضرب و شتم بازداشت کردند، ضرب و شتم ایشان به حدی بود که دچار خونریزی ریه شد و بدون توجه به حالش او را به زندان انفرادی منتقل کردند."
این روزنامه نگار قدیمی که در بیان نظرات انتقادیش درباره دولت احمدی نژاد بی پرواست، یکسال قبل از انتخابات دوره دهم ممنوع الخروج شد و در مصاحبه ای گفته بود که تمام ایران به یک زندان بزرگ تبدیل شده است. این ابراز نظر به دادگاهی شدن او ختم شد و دست آخر دادگاه اتهامات علیه او را که توهین به رهبری عمده آن بود نپذیرفت و حکم تبرئه داد. اما در بازداشت سال پیش و پس از یکسال هنوز کار به هیچ دادگاهی نرسیده است.
مهدی سحرخیز می گوید:" ما هیچ اطلاعی از روند پرونده پدرم نداریم، هنوز مشخص نیست که به جرمی در زندان هستند و آنچه تا حالا عنوان شده اتهام براندازی و توهین به رهبری است که هیچ گونه استناد و مدرکی درباره آن وجود ندارد. با این حال هیچ کس پاسخگو نیست و پدرم را از این زندان به زندانی دیگر منتقل می کنند. پس از یک دوره هفتاد روزه انفردادی ایشان را به بندهای عمومی ۲۰۹ بردند و بدون توجه به بیماری فشار خون، به زندان رجایی شهر که از نظر بهداشتی اصلا مناسب حال او نیست منقل کردند."
عیسی سحر خیز در تمام یکسالی که در بازداشت موقت به سر برده است به مرخصی نیامده و حتی اعتصاب غذای او در نوروز امسال با بی توجهی مسوولان روبرو شده است. سحر خیز در زندان رجایی شهر با افت فشار مواجه شد و با اینکه درمانگاه زندان حال او را وخیم تشخیص داد اما مسولان زندان حاضر به دادن مرخصی درمانی هم نشدند. در حال حاضر سحر خیز در زندان رجایی شهر و بدون هیچ امکان مرخصی و ملاقات منظمی به سر می برد.
مهدی سحر خیز می گو ید:" خانواده باید در برخی مناسبتها و اعیاد صبح زود از تهران راه بیفتند تا به ملاقاتی یک ربعه با پدر برسند، با این حال در همین ملاقاتهای کوتاه مدت هم همه اعضای خانواده نمی توانند شرکت کنند و تنها سه نفر حق حضور دارند. وضعیت پدر من از وضع مجرمین و قاتلانی که در رجایی شهر هستند بدتر است و او حتی نمی تواند با خانواده تماس تلفنی داشته باشد. و این تماسها به صورت نامنظم و چند دقیقه ای است."
در چند ماه گذشته بارها نسبت به وضعیت سلامت عیسی سحر خیز ابراز نگرانی شده است اما مسوولان زندان هیچ گاه حا ضر نشدند تا این معاون وزیر سابق را به مرخصی استعلاجی بفرستند. عیسی سحر خیز اما در همین ماههای زندان هم با اظهار نظرهایی از داخل زندان نسبت به دولت احمدی نژاد و وضعیت خود و دیگر زندانیان اعتراض کرده است که همین باعث شده تا بازجوها فشار بیشتری به این روزنامه نگار قدیمی وارد کنند. تا به حال هیچ اقدام حقوقی درباره وضعیت این زندانی سیاسی به نتیجه نرسیده است و نسرین ستوده وکیل مدافع سحر خیز چندان اطلاعی از پرونده موکل خود ندارد گو اینکه خود او نیز مورد تعقیب قرار گرفته و بنابر اظهاراتش در دفاع از موکلان سیاسی به دادگاه فراخوانده شده است. زندانی بودن عیسی سحر خیز در حالی است که شکایت چند ساله این روزنامه نگار از محسنی اژه ای که او را در مقام معاونت وزیری مورد ضرب و شتم قرار داد هیچ گاه بررسی نشد و به جایی نرسید.
گزارشها حکایت از دستور رهبری به طرفین ماجرای دانشگاه آزاد اسلامی مبنیبر توقف اقدامات و بازگشت وضعیت به روال عادی دارد.
روزنامه اصولگرای جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع خود نوشت: وقف دانشگاه آزاد اسلامی و تعیین رئیس این دانشگاه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، با نظر رهبر معظم انقلاب متوقف شد.
گزارشها حکایت از دستور رهبری به طرفین ماجرای دانشگاه آزاد اسلامی مبنیبر توقف اقدامات و بازگشت وضعیت به روال عادی دارد.
آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز دیروز در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، تدبیر رهبر معظم انقلاب در این زمینه را ستود.
روایت میکنند که در بحبوحه درگیریهای سال ۱۳۴۲ و دستگیری امام و پیچیدن شایعه احتمال محاکمه نظامی ایشان، در پی تلاش جامعه مدرسین قم و چندین مرجع مستقل در اعلام مرجعیت امام و ایجاد حرمت، حکومت شاهنشاهی مجبور به اعلام آزادی و اعزام مجدد ایشان به قم شد، حکومتی که به عنوان نمادی از تقابل ساختاری یک حکومت با اسلام سنتی شناخته میشود و چه طنز تلخی که بعد از ۴۰ سال، در حکومتی که داعیه دار دفاع از اسلام سنتی و مدعی پرچمداری مسلمانان جهان است، حرمت بیوت آیات عظام هتک میشود و در روشنایی روز از هیچ توهینی به ایشان اجتناب نمیشود.
اینجا ایران است و شهر، شهر قم. شهری است که قرن هاست پرچم تشیع را به همراه نجف و مشهد حمل کرده است و همیشه مامنی بوده برای روحانیت منتقد، برای مرجعیتی که حیات خود را در صف بندی در کنار مردم تعریف کرده، آن هنگام که تقابل مردم و حاکمیت حادث میشود! اینجا قم است، شهری که اسلام و مسلمان در آن احساس امنیت میکرد و کوچه به کوچه به میزبانی روحانی از روحانیون شهر میبالید و صد افسوس که روایت کنونی غیر از آنچه است که در کتابهای تاریخی نه چندان غبار گرفته نگاشته شده که حدیث کنونی، حدیث هتک حرمت بیوت مراجع است و تخریب دفاتر و مساجد آنها. داستان، داستان گروهی چماق بدست است که با ظاهری مذهبی از هیچ بی حرمتی ابا ندارند، فحش میدهند و ناسزا میگویند و مطمئن از عقیم بودن قانون در برابرشان، رستم وار گرز بر سر میچرخانند به جنگ انسانیت میروند و قرآن به خاک میافکنند و اخلاق به باد میدهند. این حدیثی است که امروز از این بلاد به گوش میرسد.
چند روز قبل به بیت شیخ یوسف صانعی حمله کردند، فردی که به فرمایش امام "... آدم برجستهای است در بین روحانیون، مرد عالمی است"، روحانی است که سالهاست جزو آیت عظام دسته بندی میشود و کسی در انتصاب فکری ایشان به امام خمینی شک ندارد! به بیت ایشان حمله کردند و در جلوی چشمان مأمورین انتظامی هر چه شکستنی بود را شکستند، از حرمت انسانیت و مرجعیت بگیرید تا قفسههای بیت! روز بعد از آن هم دفتر شیخ فقید، آیت الله منتظری میزبان بی حرمتی این آقایان بود که گاهی به نام گروه فشار، گاهی مردم حزب الله و گاهی جمعی از مردم ایثارگر خوانده میشوند، گروهی که فارغ از نامهای گوناگون، کسی به ارتباط آنها به بعضی مرکز امنیتی و نظامی شاکی ندارد و علناً هم از اعتراف به آن ابایی ندارند. گروهی که هشدار میدهند، تهدید میکنند و فریاد میزنند و بی هراس هر آنچه میخواهند میکنند. دستهای که ارتباط و انتصاب و ماهیت آنها موضوع این نوشتار نیست که خود موضوع صدها نوشته بوده و هست و حتی جزئیات آن اظهر من الشمس است. به هر حال در یورش به بیت آیت الله منتظری اینبار اینها تنها نبودند که ماموران امنیتی نیز اینها را همراهی کردند. شیخ آزاده، مهدی کروبی هم از التفات عملی آقایان بی نصیب نماند و سید حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی هم دیگر هدف آقایان مدافع روحانیت و ولایت بود!
اتفاقات بالا تنها گوشهای از حوادثی است که در حاکمیت جمهوری اسلامی، در برهه فعلی اجازه وقوع دارد، حاکمانی که رسما و علناً دست از تظاهر کشیده اند و گروهی که در خوش بینانهترین حالت گمراه و خام اندیش اند را روانه کرده اند تا با شنیعترین ابزارهایی که حتی رژم سابق از بکارگیری آنها شرم داشت، دست به سرکوب روحانیت منتقد و مرجعیت بیدار بزنند، عملی که بارها در طول تاریخ حاکمان مختلف به آن دست یازیده اند که برگ برگ تاریخ گواهی بیهوده گی آن را میدهد. گروههایی که نحوه عمل و دایره حرکت آن نوید رشد و زایش یک سرطان بد خیم را میدهد که دیر یا زود از دست صاحبان آن خارج خواهند شد و قلاده پاره خواهند کرد و غدههای چرکین خود را تا اعماق جامعه گسترش خواهند داد ، بر طبق یک پیش فرض ساده که اگر میتوانند به دستهای قدرت ببخشند چرا خود صاحب قدرت نشوند و اگر میتوانند بازی را در سمتی پیش ببرند چرا خود برنده بازی نباشند؟ و چه باطل آنها که بنای خود را بر شانههای چنین موجوداتی استوار میسازند!
اینجا ایران است و مکان وقوع فاجعه همه گستره ایران و آنچه که آقایان تبر برداشته اند ریشه آن را بزنند همه میراث سالیان دراز مبارزه ایران زمین است علیه استبداد. نه فقط میراث که هر آنچه که داریم، از مذهب بگیرید تا آنچه که به نام هوّیت از آن نام برده میشود. میخواهند مذهبی جدید بیافرینند که تا ابد برده وار جیره خوار و مرثیه خوان حکومت باشد، میخواهند تاریخی بیافرینند که آن را ملک المتکلمینها نیافریده باشند و جایی برای بازرگانها و مصدقها در آن نباشد. اینجا ایران است و هدف نابودی اینها من و توییم، همه کسانی که سر خم کردن در برابر استبداد را بر نمیتابند که فرقی نمیکند که به چه آیینی باشند! حرکتی است که آغاز کرده اند که پایانی برای آن متصور نیست که دور نیست آن زمانی که کار از دستشان بدر رود و نابودی خودشان و هوّیت ما حادث شود. سرنوشت محتومی که اگر ما ساکت بمانیم به ظالمانهترین حالت ممکن به حقیقت بدل خواهد شد و آنگاه قطرههای شرم پاسخی برای نسلهای تباه شده آینده این خاک نخواهد بود.
امیرحسین کاظمی عضو شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و نویسنده وبلاگ «با مردم» از سوی رییس شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
در پی برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات امیرحسین کاظمی در تاریخ 31 خردادماه امسال، قاضی محمد مقیسه، این فعال سیاسی را به اتهاماتی چون تشویش اذهان عمومی از طریق تأسیس وبلاگ «با مردم» ، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی از طریق عضویت در نهضت آزادی ایران و شرکت در راهپیمایی روز عاشورا، در مجموع و بر اساس دو ماه 500 و 610 قانون مجازات اسلامی، به 3 سال حبس تعزیری محکوم کرد.
این در حالی است که کاظمی در تمام طول دوران بازجویی و در دادگاه و در حضور قاضی بارها اتهام شرکت در راهپمایی روز عاشورا را رد کرده بود.
امیرحسین کاظمی 15 اسفندماه سال گذشته به دنبال احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان اوین به سر میبرد.
عماد عزیزم!
امروز هشتم تیر ماه روز تولدت است ، امسال دومین سال است که روز تولدت را در بند می گذرانی ، امشب در تنهایی بی اختیار سی و یک سال زندگیت را مرور می کردم ...
تولد تو سال انقلاب بود سال 57 ، از قبل از تولدت همراه من در شکل گیری انقلاب حضور داشتی ، آن موقع نمی دانستم که چرا اسم تو را عماد گذاشتم ولی حالا می فهمم، احساس کرده بودم که آدمی استوار و قوی خواهی شد.
هنوز خوب صحبت کردن را یاد نگرفته بودی که شعار انقلابی را بیان می کردی ، به جای خمینی ای امام، خمینی ای عماد می گفتی و همه می خندیدند!
هنوز خیلی کوچک بودی که جنگ شروع شد و من بعنوان یک پرستار مجبور بودم وقتم را صرف مجروهین جنگی و آموزش پرستاران کنم ، تو نیز روزت را خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ بودی که بیشتر از من خاطره دوران کودکیت را بیاد دارند و حالا قران به دست برایت دعا می کنند.
وقتی به مدرسه رفتی احساس کردم بچه خود ساخته ای هستی ، خودت تکالیفت را انجام می دادی، زمان به سرعت می گذشت و تو بزرگ و بزرگتر شدی ، بسیار بچه آرام، باهوش و سربه زیری بودی .
تو راهنمایی بودی و من کارشناسی ارشد می خواندم ، مدرسه ات در کنار دانشکده محل کار وتحصیلم بود ، از مدرسه راه طولانی را پیاده بدون اینکه هیچگونه تغییر مسیری در طول راه بدهی به منزل می آمدی ، پس از راهنمایی چون در گروه بچه زرنگها بودی و آن موقع همه بچه زرنگها رشته ریاضی را انتخاب می کردند تو هم به رشته ریاضی رفتی ، در دوره دبیرستان علاقه به ریاضی نشان نمی دادی ، کم کم متوجه شدم تمایل به نوشتن داری تا ریاضی حل کردن، علاقه به مقاله های سیاسی و اجتماعی و نوشتن از همان زمان شروع شد و هر چقدر می گذشت علاقه ات بیشتر می شد ولی چاره ای نبود در رشته ریاضی بودی و مهندسی صنایع دانشگاه یزد قبول شدی و به یزد رفتی و من وقتی به خود آمدم که غرق سیاست شده بودی ، چه علاقه ای و چه عشقی به پیشرفت و مطالعه داشتی ، دیگر نوشته هایت را نمی فهمیدم و حالا دیگر تو می دانستی که چه می خواهی!
غرق شور و اشتیاق به یادگیری و نوشتن بودی همزمان عشق به مریم زندگی ات را تکمیل کرد و حالا فرصت داشتی رشته مورد علاقه ات علوم سیاسی را انتخاب کنی و چقدر خوشحال شدی وقتی در این رشته برای کارشناسی ارشد قبول شدی ، استادان دانشگاه مازندران واقعا" به تو افتخار می کردند و تو را یک استاد می دانستند ولی چه شد زمانی که تمام وقت زندگی ات را صرف نوشتن پایان نامه کردی و پایان نامه ات را تحویل اساتید دانشگاه دادی بجای جلسه دفاع از پایان نامه در دانشگاه ، باید نزد بازجویان از نوشته هایت دفاع می کردی که نوشته هایت فقط در جهت پیشرفت و شکوفایی مملکت بود ونه بر خلاف نظام.
امروز وقتی پرینت اتهاماتت را که در زندان به دستت داده بودند برایم می خواندی خیلی تعجب کردم
خدای من! یکی از اتهاماتت اختلال در نظم و آسایش عمومی بود!؟؟
کاش مرا به دادگاهت راه می دادند و اجازه سخن گفتن داشتم تا فریاد بزنم و بگویم پسرمن در طول عمرش هرگز آزارش به یک مورچه هم نرسیده !
واقعاً به شهادت چه کسانی این اتهام به او وارد شده است؟
هرکس حتی اگر چند دقیقه با او صحبت کند می فهمد که او چه صاحب شخصیت آرام و با ادبی است ، آنگاه نوشته هایش چطور در نظم و آسایش عمومی اختلال ایجاد کرده...؟!
ساعت از نیمه شب هم گذشته ، اشکهایم چندین بار کاغذها را خیس کرده...
طاقت دوری ات برایم خیلی سخت شده...
- از خدا می خواهم خودش تورا حفظ کند!
- از خدا می خواهم به من صبر و تحمل دهد تا این زمان را سپری کنم!
- از خدا می خواهم به من قدرت دهد تا به جای نفرین، دعا کنم که زمان قضاوت در مورد تو خداوند را شاهد قرار دهند!
دوست گرامی و دانشمند فرهیخته
جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر کدیور
با سلام وتحیت
یادداشت "تکثر مطالبات جنبش سبز در ارتباط با خاورمیانه" شما را در سایت تاثیر گذار جرس خواندم و علاوه بر استفاده از متن که بنظرم توضیح غیر ضرور برای گفته ای بود که حکمت آمیز بودن آن را براحتی می توان در گرماگرم جنبش سبز در داخل کشور دریافت و تحسین کرد، پی به رنجی بردم که در لابلای خطوط آن نوشته موج می زد. ظاهرا فشار غیر مسئولانه کسانی که از پیچیدگی و ظرافت شرایط کنونی جنبش در داخل مطلع نیستند و سیاست را نه از باب دستاورد آن برای کشور و ملت ،بلکه برای ارضای نفس و یا کسب وجهه وموقعیت، دنبال می کنند شما را وادار به دفاع از خود کرده است. شما به چنین دفاعی نیاز ندارید. عقلانیت و ادب شما و بخصوص احساس مسئولیت عمیقتان به سرنوشت جنبش سبز و نقشی که در این راستا اکنون برعهده گرفته اید ستودنیست.
در دوران وانفسایی که عملکرد بسیار غلط برخی متولیان امور دینی، عرصه را بر مدافعان راستین اندیشه دینی سخت کرده است نقش شما در موقعیتی که دارید، به عنوان یک روحانی آزاد اندیش، بی بدیل است. این موقعیت شما از نظر ها دور نیست و بدون تردید شما در آینده حملات سخت تری را از ناحیه کسانی که نتوانسته اند ملت ایران و تعلقات دینی آنها را بدرستی بشناسند و می خواهند یافته های ذهنی خود را بر آنها تحمیل کنند تجربه خواهید کرد. حرف شما و ما این است که اگر کسی به گمان خود نسخه شفابخشی برای دردهای ملت دارد، ایرادی ندارد، آن را در اولین فرصتی که فراهم شود به رأی مردم می گذاریم. اگر مردم پذیرفتند همه از رأی مردم تبعیت خواهند کرد ولی تا آن زمان کسی نمی تواند خواسته و نظر خود را خواسته و نظر مردم بنامد. فعلاً آنچه به عنوان میثاق ملی در دست ماست همین قانون اساسی است که اگر بدون تنازل اجرا شود بخش مهمی از خواسته های ملت محقق خواهد شد. پس از آن، و در شرایط استقرار آزادی بیان تضمین شده در قانون اساسی، تفکرات مختلف فرصت خواهند داشت خود را عرضه کرده و با مراجعه به رأی مردم هر اصلاحی، در هر جایی، لازم باشد صورت بگیرد. بنابراین دعوای زودرس بر سر موضوعاتی که بدون مراجعه به آرای عمومی فیصله نمی یابد بی حاصل و فرصت سوز است.
در مورد امام خمینی و اندیشه و راه او نیز چه جای بحث و مناقشه است. امام خمینی در تمام طول زمامداری اش مستظهر به حمایت قاطبه ملت بود و تشییع جنازه با شکوهش سند متقنی بر حمایت مردم از او در هنگام مرگش بود. موضوع و حوزه بحث های سیاسی، حق و باطل بودن اندیشه ها نیست، عملکردهاست. عملکردها نیز نهایتا با داوری مردم ارزشگذاری می شود. امام از دنیا رفته است و نام او در تاریخ این ملت به بزرگی ثبت شده است. نام، اندیشه و شخصیت او سرمایه ای ملی است و وزن او در موازنه جناح های سیاسی در هر سو قرار بگیرد تعیین کننده است. حقیر نمی فهمم و نمی توانم ضرورت ورود به این بحث ها را در شرایطی که جنبش سبز سیر امیدوار کننده ای دارد و اختلافات حقیقی در طرف مقابل و وضعیت شکننده ای که دولت به علت عملکرد غلط خود با آن مواجه شده، افق پیروزی را در برابر جنبش قرار داده است، درک کنم. جنبش سبز از این بحث ها حتی اگر با ادعای آگاهی بخشی انجام بشود رنج می برد. نگاهی به سایت جرس بیاندازید. برخی مقالات اخیر آن چه چیزی به هواداران جنبش سبز داده است. مشغول شدن به خود و نقادی در موضوعاتی که محل اختلاف است حاصلی جز فارغ گذاشتن کسانی که در برابر مردم قرار گرفته اند، نخواهد داشت.
استراتژی جنبش سبز شمول حداکثری ملت است و در این راستا ظرف ماههای اخیر توفیقات شگرفی بخصوص در بین اقشار متدین جامعه از جمله روحانیت و حوزه ها داشته است. رفع دغدغه های این بخش مهم از جامعه و مردم وظیفه ای مبرم است و نباید نسبت به آن کوتاهی صورت بگیرد. خوب است علاوه بر شما همه کسانی که حقیقتا خواستار فراگیری جنبش سبز، که لازمه پیروزی آن است، هستند به این مهم توجه داشته باشند. البته رشد آگاهی ها و استفاده از تجربیات گذشته رمز رسیدن تا به اینجا بوده است و همه بخوبی می دانند که اگر اختلاف نظرها را به رسمیت نشناسند و همدیگر را تحمل نکنند و در دام نفی یکدیگر بیافتند بهترین هدیه را به طرف مقابل داده اند.
امیدوارم جسارت وتصدیع مرا ببخشید.
در این سال "صبر و استقامت" ، شما را به صبر و استقامت در برابر نا ملایمات دعوت می کنم.
پیروز و سربلند باشید.
امیرخسرو دلیرثانی از فعالان ملی- مذهبی، عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز و همچنین عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه که از دی ماه سالگذشته در زندان اوین به سر می برد، در مقاله ای که از بند 350 اوین در اختیار "ادوارنیوز" قرار داده است به تشریح دیدگاه های خود پیرامون منشور جنبش سبز پرداخته است.
گفتنی است آقای دلیرثانی بنا ببه حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب، به 4 سال حبس تعزیری به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور " محکوم شده است و در حال حاضر
پرونده وی در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر مطرح است.
متن مقاله امیرخسرو دلیرثانی به شرح زیر است:
گذشت بیش از یک سال از وقایع آغازین جنبش مردمی ایران در جهت آزادیخواهی و استیفای حقوق مدنی و سیاسی که به جنبش سبز شهرت یافت و گذر حدود شش ماه از این دوران در پشت میله های زندان به عنوان زندانی سیاسی ، اگر چه با مسائل و مشکلات خاص زندانیان سیاسی همراه بود اما فرصت مناسبی را برای من ایجاد کرد تا ضمن بررسی و اندیشه بیشتر در مورد آنچه اتفاق افتاده و آنچه در جریان است ، مجالی برای برخورد و تعامل با نیروهای سیاسی حاضر در زندان از گرایش ها و نحله های فکری و سیاسی مختلف بدست آورم که سبب شد آنچه را به عنوان دستاورد اندیشه و مطالعه خود در مورد جنبش سبز در ذهن داشتم ، به تضارب آرا و اندیشه ها و قضاوت سایر فعالین سیاسی گذاشته و نسبت به آنچه صرفاً حاصل تفکر و اندیشه خودم بود ، بازنگری کرده و به نتایج دقیق تر و کامل تری برسم و به جمع بندی درست تری از آنچه اتفاق افتاده ، دست یابم که این مسٲله یکی از مهمترین دستاوردهای دوران شش ماهه زندان برای اینجانب می باشد ؛ حاصل گفتگوهای انجام شده و تلاش برای یافتن پرسش هایی که در این راستا مطرح بود و استفاده از نقطه نظرات مبارزین داخل زندان با گرایش های مختلف و بعضاً متضاد سیاسی، مرا به این نتیجه رساند که بهتر است برای تداوم و سازمان دهی نیروهای حاضر در صحنه و رسیدن به دستاوردهای عینی و روشن و ارزشمند ، هر چه زودتر گفتگوهای مستمری در عرصه عمومی و مابین جریانات و محافل سیاسی مختلف در راستای تدوین و تنظیم منشوری چندجانبه که به روشنی دربرگیرنده خواسته ها و مطالبات مردم و فعالین جنبش بوده و مورد توافق و تایید نیروهای حاضر در صحنه این حرکت اجتماعی فراگیر ، قرار گرفته باشد ، شکل گیرد .
به نظر می رسد که صرفنظر از بعد سیاسی جنبش سبز که در راستای اعتراض عمومی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته صورت گرفته و در مدت یک سال در مناسبت های مختلف و به اشکال گوناگون بروز پیدا کرد و همچنین مواردی که از سوی بزرگان این جنبش در بیانیه ها و اطلاعیه های گوناگون مطرح شد ، نوعی خلاٴ نسبی در زمینه تدوین و همگرایی خواسته ها و مطالبات جنبش در انظار جریانات سیاسی مختلف حاضر در صحنه وجود دارد که متٲثر از نوع برداشت و تحلیل حوادث پیش آمده و تا حدودی برخاسته از نگرش های فکری آن جریانات و شیوه تحلیل سیاسی خاص هر جریان بوده و حال آنکه هر کدام از این تحلیل ها و در نتیجه آن انتظارات مدنظر از جنبش سبز تا حدودی با نظر سایر جریانات تفاوت داشته و با نقطه نظرات بدنه مردمی جنبش نیز که عموماً در شبکه های اجتماعی ، مطرح و قابل بازیابی است ، هر کدام تا حدی متفاوت است که این مسأله ، علاوه بر ایجاد ناهمگونی در مدنظر قرار دادن یک استراتژی مشخص برای پیگیری و نتیجه بخشی جنبش ، منجر به اتخاذ تصمیمات و تاکتیک های قطعی ناهماهنگ و بعضاً متفاوت و حتی متضاد خواهد شد که علاوه بر اثربخشی کمتر ، ممکن است منجر به طولانی شدن زمان دستیابی به اهداف و برنامه ها و یا حتی در مقاطعی به سردرگمی در شناسایی اهداف و انتخاب تاکتیک ها و مرحله بندی های مناسب منجر شود ؛ بنابراین به عنوان یک پیشنهاد و طرح موضوع برای بررسی و گفتگو و تحقیق در این زمینه به منظور تدوین یک منشور جامع که دربرگیرنده اهداف و برنامه های این جنبش مدنی فراگیر بوده و بتواند کف مطالبات و انتظارات مردم از جریانات سیاسی را صرفنظر از گرایش های فکری فراهم آورد و خلاٴ نسبی موجود را که قبلاً به آن پرداخته شده ، تا حدودی جبران نماید، طبقه بندی زیر که حاصل جمع بندی گفتگوها و نقطه نظرات انجام شده است ، اراﺋه می شود :
1- لزوم تدوین منشور مطالبات سیاسی: برای مطالعه و تحقیق دقیق در این زمینه و گردآوری رﺋوس اهدافی که در این راستا می تواند مدنظر قرار گرفته و نهایتاً به بحث و گفتگو در عرصه عمومی گذاشته شود ، منابع گوناگونی مطرح است که از جمله می توان به بیانیه ها و مطالب منتشر شده توسط گروه ها و جریانات سیاسی مختلف داخل و خارج از کشور ، از ابتدای جنبش در قبل از انتخابات تا زمان فعلی اشاره کرد . بررسی و دسته بندی این مطالب و همچنین مقالاتی که توسط فعالین سیاسی مستقل در این راستا تدوین و منتشر شده ، نهایتاً می تواند رﺋوس اهداف و برنامه هایی را که از ابتدا مطرح بوده و در قبل از برگزاری انتخابات به عنوان برنامه های کاندیداهای اصلاح طلب مطرح شده و در بعد از انتخابات و وقایع پیش آمده بعد از آن به عنوان نقطه نظرات و اعتراضات به آن وقایع و مطرح ساختن مطالبات و اصلاحاتی که از سوی اشخاص و جریانات سیاسی مستقل ، قرار گرفته است ، مشخص نموده و راهنمای تدوین سند منشور سیاسی قرار گیرد ولی آنچه در این راستا از اهمیت ویژه ای برخوردار است این است که باید دقت داشت که اگر در تهیه این سند صرفاً به نقطه نظرات جریانات و فعالین سیاسی و بزرگان جنبش اکتفا شود ، با توجه به تجربیات گذشته ، نتیجه صرفاً یک سند برخاسته از تفکرات و اندیشه های سیاسی روشنفکری خواهد بود که ممکن است با مطالبات و نقطه نظرات مطرح در بدنه مردمی جنبش ، تفاوتهایی داشته باشد و این مسأله به تدریج و در مراحل بعدی ، منجر به ایجاد تعمیق شکاف سیاسی مابین نقطه نظرات و مطالبات جریانات سیاسی و خواسته های مردمی گردد که تجربه نشان داده نتیجه مطلوبی از این وضعیت حاصل نخواهد شد.
برای بهره مندی از بخش مردمی نقطه نظرات و مطالبات مدنظر ، خوشبختانه امکان استفاده از شبکه های اجتماعی و اینترنت ، جهت نظرسنجی و مطالعه نقطه نظراتی که تا کنون مطرح شده فراهم است و از سویی مطالعه میدانی در عرصه اجتماع هم می تواند کمک شایانی به جمع آوری این نقطه نظرات داشته باشد . موضوع مهم دیگری که برای تدوین و تکمیل این سند باید مدنظر قرار گیرد ، توجه به نقطه نظرات مخالفین و به ویژه افرادی است که جنبش سبز را به رسمیت نشناخته و در تقابل با آن قرار گرفته اند ؛ بررسی آرا و مطالب منتشر شده از سوی مخالفین و یافتن محورهای مورد تاکید آنها در مخالفت با جنبش ، می تواند روشنگر بخشی از اهداف باشد که مخالفین با جنبش از حرکت و دستیابی این جنبش اجتماعی به سمت آن ، هراس دارد که قطعاً نشان دهنده نقاط حساسی است که هدف قرار داده اند و ایجاد تغییر یا اصلاح آنها ، منافع تمامیت خواهان را به خطر انداخته و در اندیشه و عملکرد انحصارگرایی آنها بحران ایجاد خواهد کرد ؛ در هر حال تدوین این سند سیاسی با بهره گیری از این دو نقطه مهم یعنی نقطه نظرات بدنه جنبش و دیگری محورهای مخالفت نیروهای تقابل کننده و مطرح ساختن آن در عرصه عمومی و در محافل سیاسی و استخراج و تاکید بر نقطه نظرات مشترک و مورد تایید یا به عبارتی کف مطالبات ، می تواند ما را به دستیابی بخش سیاسی منشور یاری رساند.
2- لزوم تدوین منشور مطالبات اجتماعی : آنچه که به عنوان مطالبات اجتماعی در این بخش مطرح است، آن بخشی از مطالبات و نیازهای جامعه است که معمولاً در پشت پرده مطالبات سیاسی قرار گرفته و زمینه بروز نارضایتی از سیاست های دولت و وضع موجود را در بطن جامعه فراهم آورده است ؛ توجه به این خواسته ها که دست نیافتن به آنها ، نارضایتی عمومی از حکومت را دربرداشته و معمولاً چندان در محافل سیاسی و از سوی جریانات سیاسی در مرحله تدوین مطالبات و تلاش برای ایجاد تغییر در عرصه سیاسی، مدنظر قرار نگرفته ، یکی از عوامل اصلی شکاف بین مردم و روشنفکران و نیروهای سیاسی در مراحل بعدی رشد و توسعه جنبش های اجتماعی خواهد بود و دقیقاً بی توجهی به همین نیازها و مطالبات فروخفته است که در بسیاری از موارد به سوء استفاده جریانات تمامیت خواه برای بهره گیری از فرصت های مختلف جهت مطرح ساختن خود در پشت یک چهره مردمی و عامه پسند منجر می شود ؛ باید در نظر داشت که در چنین مواردی که معمولاً سرزنش و شماتت روشنفکران و فعالین سیاسی را به واکنش های مردمی به اینگونه مساﺋل دربر دارد ، مقصر اصلی نه مردم بلکه نیروهایی هستند که به عنوان مدعیان تحول سیاسی ، از شناخت خواسته ها و نیازهای اساسی مردم عاجز مانده اند ؛ بی توجهی به وضع اقتصاد و معیشت مردم و نیازهای اساسی آنان نظیر بهداشت ، آموزش ، مسکن ، کار و تامین اجتماعی ، همواره فرصت را برای سودجویانی فراهم می آورد که با نیت های نه چندان شفاف و با مطرح ساختن شعارهای ساختگی در این مورد ، توجه افکار عمومی به ویژه اقشار محروم جامعه را به سوی خود جلب نماید که این مسأله به وضوح در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری که به کنار رفتن اصلاح طلبان از عرصه اجرایی کشور انجامید ، خود را نشان داد ؛ بنابراین برای پیشگیری از بروز چنین مسأله ای در آینده و در ادامه راه جنبش سبز ، بهتر است از همان ابتدا توجهی ویژه به این مسأله داشت و با بررسی و انجام مطالعات لازم به گردآوری و تدوین سندی تحت عنوان مطالبات اجتماعی پرداخت که به وضوح اهداف جنبش را در جهت تغییر و یا اصلاح آن دسته از سیاست هایی که موانع اساسی را در رسیدن مردم به مطالبات گوناگون آنها ایجاد نموده ، روشن ساخته و به افکار عمومی اراﺋه دهد ، به عنوان مثال ، هدف گذاری در زمینه تامین و فراگیری امکانات آموزشی و بهداشتی برای عموم مردم جامعه به ویژه اقشار محروم که دربرگیرنده همه شهروندان ایرانی حتی در دورافتاده ترین نقاط کشور باشد ، می تواند پیوندی بین نیازهای فروخفته و جنبش اجتماعی و اعتراضی مردم ایجاد نماید که علاوه بر تثبیت بدنه جنبش ، قطعاً جذب و همراهی بخش زیادی از مردم را که تا کنون به این جنبش نپیوسته اند ، به همراه خواهد داشت .
به نظر می رسد وظیفه امروز فعالین سیاسیِ همراه با جنبش سبز ، برقراری زمینه های پیوند هرچه بیشتر این جنبش با بستر جامعه و تبدیل آن به یک حرکت اجتماعی همه جانبه در عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی برای استیفای حقوق از دست رفته مردم در این زمینه ها بوده و فراخ تر کردن حوزه اختیارات مردم نسبت به حکومت و کوچکتر کردن هرچه بیشتر عرصه تمامیت خواهی و ایجاد مسوولیت پذیری هر چه بیشتر حاکمیت در قبال پاسخگویی به خواسته های بر حق مردم را به دنبال داشته باشد که قطعاً موجبات تداوم و استمرار و تعمیق این جنبش اجتماعی را فراهم خواهد ساخت .
امیدوارم همه همراهان آزادیخواه فعال در جنبش اجتماعی نوین مردم ایران چه در بیرون و چه در داخل زندان در این برهه حساس از تاریخ ایران ، فرصت و توفیق ایفای وظیفه و رسالت تاریخی خود را بیش از پیش بیابند.
امیرخسرو دلیرثانی
زندان اوین - بند 350
منبع: ادوار نیوز
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: اينكه رييسجمهوري آمريكا بهطور رسمي اعلام ميكند كه قلب برنامه هستهاي ايران را هدف گرفتهايم و اروپاييها نيز از آن حمايت ميكنند، اقدامي زورگويانه آشكار عليه ايران است.
به گزارش ایسنا، آيتالله هاشمي رفسنجاني، در جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخناني با محكوميت تحركات بيسابقه اخير غرب عليه ايران و تصويب قانوني به اسم تحريم فراگير در دو مجلس آمريكا و ابلاغ رسمي آن توسط اوباما در حضور خبرنگاران گفت: استكبار جهاني تلاش ميكند تا كشورهاي منطقه را نيز مرعوب كرده تا با سياستهاي زورگويانه آنها عليه ايران همراه شوند كه در اين اقدام نيز موفق نخواهند شد.
هاشميرفسنجاني در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به تأكيدات رهبري بر حفظ وحدت، همدلي و همراهي در كشور و اقدامات اخير ايشان در مساله دانشگاه آزاد اسلامي براي تحقق قانونمندي و وحدت اظهار كرد: آنچه كه تاكنون موجب شكست و عدم موفقيت دشمنان شده و ميشود حفظ وحدت و يكپارچگي در كشور ميان مردم و مسئولان بوده است.
وي افزود: مسوولان در دولت، قواي مقننه و قضائيه و ساير دستگاهها، مراكز و نهادها بايد تلاش كنند از حركات افراطي، تندرويها و دعواهاي بينتيجه و بياثر سياسي و جناحي و باندي جلوگيري كنند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، همچنين با محكوم كردن اهانت به ساحت مجلس شوراي اسلامي و رييس آن گفت: انتظار ميرود مراقبت شود حركات نسنجيده و افراطي گروه خاصي موجب تضعيف قواي سهگانه، نهادهاي رسمي و مسئولان در كشور نشود و همه به وظايفمان به خوبي عمل كنيم.
مسئول اطلاع رسانی علامه فضل الله از درگذشت وی خبر داد.
محمد عمرو، مسئول اطلاع رسانی علامه فضلالله مرجع تقلید شیعیان، دقایقی پیش در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار داشت که علامه فضل الله فوت کرده است.
وی از چند روز پیش به دلیل خونریزی شدید معده در بیمارستان بستری بود.
1- خبر شروع کارم برای تدوین کتابی درباره سرویسهای اطلاعاتی، کانونهای توطئهگر و انقلاب اسلامی ایران را در یادداشت پیشین درج کردم. گزیدهای از برخی مطالب این کتاب نیز در وبگاه «خبرانلاین»، به صورت پاورقی، در دست انتشار است. [+] پاورقی فوق دو بازتاب خصمانه، و مشهود، داشت: یکی، یادداشتی است سخیف و مضحک در وبگاه «ایران گلوبال» که مرا در جایگاه «جیمز باند» قرار داده، [+] و دیگری مطلبی سخیفتر که بیشتر به پیشنویس کیفرخواست دادستان و «پرونده سازی» میماند تا مقاله مندرج در وبگاه منسوب به رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی. نویسنده وبگاه «الف» به قوه قضائیه معترض است که چرا شهبازی را چون نوریزاد دستگیر نمیکنید. نوشتهاند:
«در مقایسه با نوریزاد، جرمهای آشکار شهبازی آن قدر گسترده است که جای سئوال دارد چرا آن یکی به مجازات قانونیاش رسیده و این یکی... هنوز در سایت فیلتر شدهاش شبههپراکنی میکند و به بسط محتوای مجرمانه در آن میپردازد.» [+]
این سخنان بیمارگونه همه به خاطر نگارش کتابی است درباره ساواک و موساد و نقش آن در تحولات سی ساله پس از انقلاب. علت این واکنش شتابزده و پیشرس چیست؟ «دوستان» نگران چیزی هستند؟!
2- در این یکی دو ماه با دلواپسی تحولات کشور و منطقه را دنبال میکنم؛ «غبار فتنه» را بسیار سنگین میبینم و حیرت میکنم از فقدان «بصیرت» در آن کسان که باید ژرفای حوادث را ببیند و نمیبینند. گویی در گردونهای مهارناشدنی گرفتار شدهاند که جامعه را به سمت و سویی فاجعهبار پیش میبرد؛ سمت و سویی که مطلوب کانونهای جنگافروز «نئوکان» است، آنها که به چیزی کمتر از نابودی تمامی آرمانهای انقلاب بزرگ ملت ایران، و شاید تمامیت ارضی ایران، رضایت نمیدهند.
3- با نگرانی تحولات دهه پایانی خرداد 1389 را ناظر بودم. روشن بود که «کانون معلومالحال» برنامهای گسترده برای به خاک و خون کشیدن جامعه و کشتار و اعدامهای «فلهای» طراحی کرده و با تمامی قدرت میخواهد کار انقلاب و نظام را در این «ده روز» یکسره کند. سخنگویان لگام گسیخته این کانون به صراحت آرزوهای قلبی خود را دال بر خونین شدن تحولات جاری بیان میکردند و دوستانشان برای آن «تدارک مفصل» میدیدند. این «آشوب سازمانیافته»، و تدارک سنگین و پرخرج آن، در مواجهه با درایت شگرف مردم و خردمندی میرحسین موسوی به باد رفت.
4- در شگفتم از نجابت خاتمی. سید محمد خاتمی، در دوران هشت ساله ریاستجمهوریاش، زمانی که در سریر قدرت بود و در اوج محبوبیت مردمی بهویژه در دو سه ساله اوّل پس از پیروزی در انتخابات تاریخی 2 خرداد 1376، حتی یک بار، تأکید میکنم حتی یک بار، تجمعی از حامیان خود برگزار نکرد. این تجمع میتوانست میلیونها نفر را در پیرامون خواستهای خاتمی به خیابانها کشاند و به اهرم فشار کارساز بدل شود. خاتمی چنین نکرد و هماره کوشید تا هواداران افراطیاش را مهار کند. هیچ یک از سخنرانیهای خاتمی را به یاد نمیآورم که در آن از رهبر انقلاب تجلیل نکرده باشد. ابرام خاتمی بر این رویه تندروان حامیاش را علیه او شورانید و انتقاداتی تند را بر او سبب شد.
اینک زمام کار به دست کسانی است که به عکس آنچه خاتمی کرد رفتار میکنند. شعر معروف حافظ را از یاد بردهاند که «دور گردون» یکسان نمیچرخد و هر دو روزی بر مراد یکی است. اینان در بخش عمده تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی در اقلیت بودند و بارها مورد عتاب شدید امام خمینی قرار گرفتند ولی هیچگاه امام به حذفشان از ساختار قدرت اقدام نکرد زیرا به «نظم تک صدایی» اعتقاد نداشت. میبینیم که اینک چگونه سبکسرانه و بیمحابا میتازند تا آن «نظم تک صدایی» را حاکم کنند؛ آنگونه که در دهه 1340 ش. بر ایران حاکم شد و فرجامش را دیدیم.
5- این روزها زمان مناسبی است برای کسانی که میخواهند از خمینی و آرمانهای بلند و دستاوردهای بزرگ او انتقام بگیرند. البته تاریخ سی ساله پس از انقلاب قابل نقادی است ولی نخست باید تاریخش را شناخت و بعد نقدش کرد. در کنار کاستیها، دستاوردهایش را هم باید دید. هنوز چند
و چون بسیاری حوادث برای مورخین مبهم است. مثلاً، هنوز نمیدانیم واقعیت ماجرای آن کشتار زندانیان چه بود. هنوز پاسخی روشن از آیتالله موسوی اردبیلی در این زمینه منتشر نشده.
این فضای مناسب برای «نقد سیاه» تاریخ سی ساله انقلاب را، و چشم فروبستن بر افقهای روشنی که فراروی جامعه ایرانی گشود، کسانی فراهم آوردهاند که در دو سال اخیر انقلاب را، هم در نام و هم در مضمون، به ابتذال کشانیدند. هم این «مدافعان» سینهچاک انقلاب و هم آن هتاکان به امام خمینی و تحریفگران تاریخ انقلاب هر دو به یک کار مشغولاند: انتقام از امام خمینی و جایگاه تاریخی او.
6- در تاریخ معاصر ایران هتک حرمت از محترمترین نهادهای دینی و انقلابی هیچگاه بدین حد بیپروا نبوده است. هجمه و تخریب بیوت علمای بلندپایه و مراجع عظام تقلید، آنگونه که در فیلمها مشاهده میشود، و اهانتهای بینظیر به ساحت بیت امام راحل و هتک حرمت از نوه امام و رئیس خاندان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تنها با سه حادثه در تاریخ دو سده اخیر ایران قابل مقایسه است: لشکرکشی محمد شاه قاجار و حاج میرزا آقاسی صدراعظم به اصفهان و هتک حرمت از مجتهد شفتی، ورود رضا شاه به حرم مطهر حضرت معصومه (س) و ضرب و شتم مرحوم بافقی، و حمله به مدرسه فیضیه قم و ضرب و شتم طلاب. آن سه بار، مهاجمان یا مدعی صوفیگری بودند (حاج میرزا آقاسی) یا منادی تجدّد غربگرایانه (حکومت پهلوی). این بار هجمه به ارکان نهادهای دینی با نام دفاع از دین و انقلاب اسلامی توجیه و تبیین میشود!
7- وضع ایران در منطقه نگران کننده است. در ایالات متحده آمریکا اقتدار کانونهای جنگافروز «نئوکان» (نومحافظهکار) با ساقط شدن دولت جرج بوش پایان نیافته. آنان حضور دارند و قدرتمندند و از تمامی اهرمهای فشار بهره میبرند تا ماجراجویی نظامی جدیدی را در منطقه رقم زنند. در آن سوی خط، کسانی ایستادهاند و «هل من مبارز» میطلبند. گویی هماهنگی یا عمدی در کار است که زرادخانه تبلیغاتی «نئوکانها» از توش و توان نیفتد. نگران آنم که این ماجراجویی به فرجامی بینجامد که تمامی عقلای جهان نگران آناند. فرجامی که ایران و منطقه بهایی سنگین بابت آن خواهد پرداخت. فرجامی که کم از ماجراجویی صدام نخواهد بود.
8- در عرصه اقتصادی رکود مزمن به همراه تورّم فزاینده وضعی خطرناک پدید آورده. جمع این دو ضد، تورّم و رکود، در اقتصاد ایران از عجایب روزگار است و نشانگر بنیانهای بهکلی ناسالم و دستکاری شده این اقتصاد؛ اقتصادی که تنها بر درآمدهای نفت و گاز متکی است و با اندک خلل در این درآمدها به سان حباب متلاشی خواهد شد.
9- در عرصه امنیت ملّی وقایعی رخ میدهد که ظاهراً تنها مدیران عالیرتبه مربوطه نابهنجاری آن را نمیبینند. مثلاً، حتی برای من، میزان اقتدار برخی از گروهکهای تروریستی، که به بهانه اقدامات آنها مجازاتهای سنگین اعمال شده، و حتی اصل موجودیت اینگونه گروهکها، مورد تردید است. اگر من، که سالها در این حوزه قلم زدهام، اینگونه در شک و تردیدم، قطعاً برای سایر مردم این شبهات جدّیتر است و اطلاع رسانی مستند و عقلپسند را ضرور میکند.
نمونه دیگر، ماجرای دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی است. با انتشار چند خبر در رسانههای خارجی، گزارش سراسر «اکشن» داخلی درباره دستگیری او به مضحکه بدل شد و اعلام خبر اعدام ریگی، بدون انتشار فیلمی از آن، ابهامها را مضاعف کرد. طبق عرف، و برای توجیه افکار عمومی و ممانعت از حرف و حدیثهای دشمنان، باید صحنه اعدام جنایتکاری چون ریگی، حداقل در حد فیلمی که از صحنه اعدام صدام پخش شد، به اطلاع عموم میرسید.
10- در چنین فضایی، بیانیه آیتالله هاشمی رفسنجانی به مناسبت سالگرد فاجعه هفتم تیر تکاندهنده است. تغییر در عناوین اصلی صفحه اوّل وبگاه رسمی وی نیز، پس از صدور آن بیانیه، حائز اهمیت فراوان است. اینک، هاشمی رفسنجانی به «سیاست صبر» در قبال تهاجمهای سنگین بر ارکان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران پایان داده. این نقطه عطفی است در تحولات جاری. به گمانم، این بار نیز، چون گذشته، ورود هاشمی به صحنه تعیینکننده و سرنوشتساز خواهد بود.
11- اینک، یک سال پس از فتنه خرداد 1388، حضور پنهان ولی اقتدارآمیز فرقهای معین، که دارای پیوندهای جهانی و پشتوانه مالی نیرومند است، در فضای سیاسی ایران مشهود شده تا بدانجا که مورد تأکید بسیاری از عقلای قوم قرار گرفته. [+]
12- امید که این روزهای تیره، با ناکامی کانونی که تباهی این ملّت را میخواهد، به پایان رسد. آرزومند روزهای خوب برای مردم بزرگ ایرانم و نیز برای دستاورهای انقلاب فرخندهای که این ملّت در سی سال پیش رقم زد و مرحلهای نو را در حیات جامعه ایرانی آغاز کرد
منبع:وب سایت شخصی
احمد توكلی گفت: به نظر میرسد جریانی سعی دارد همه نیروهای داخل نظام را لكهدار كرده و از اعتبار آنها بكاهد.
به گزارش ایسنا، نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس، اظهارداشت: هركسی كه در جمهوری اسلامی مشغول خدمت است ممكن است دیدگاهها، مواضع یا عملكرد قابل انتقادی داشته باشد اعم از آنكه رییسجمهور باشد، رییس مجلس و یا رییس قوه قضاییه و یا ما نمایندگان. نكته مهم آن است كه نقد باید منصفانه و واقعبینانه صورت گیرد كه این موضوع درحال حاضر درمورد آقای لاریجانی به صورت منصفانه و واقعبینانه نیست.
توكلی با بیان اینكه به نظر میرسد جریانی سعی دارد كه همه نیروهای داخل نظام را لكهدار كرده و از اعتبار آنها بكاهد، افزود: این شبیه همان اتفاقی است كه در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت افتاد و یكی یكی نیروهای وفادار به نهضت را بیآبرو كردند و روزی شد كه عرصه خالی شده و راه برای كودتاچیان باز شد.
وی با تاكید بر اینكه البته شرایط عینا مثل آن موقع نیست، یادآور شد: اینطور احساس میشود كه جریانی تندرو در تلاش برای این كار است. لذا همه باید هوشیار باشیم و همانطور كه رهبر معظم انقلاب فرمودند، حرف بیاساس، غیرمستدل و غیرمستند را راجع به مسئولان نپذیریم تا یأس و ناامیدی به خدمتگزاران مردم دست ندهد و كسانی كه میتوانند در شرایط عادی و بحرانها درخدمت مردم باشند از حیز انتفاع نیفتند و میدان برای رجالهها باز نشود.
رابط پارلماني مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: طيف افراطي اصولگرا همچون كاتوليكتر از پاپ هستند.
علي عسگري در گفتوگو با خبرنگار ايلنا ، در خصوص انتقاد برخي از چهرههاي اصولگرا نسبت به عملكرد طيفي افراطي در اين جريان گفت: افراطگرايي يك جريان مرموز در كشور است ، كه از اوايل انقلاب تحت عناوين مختلف ادامه داشته و فقط شكل، قالب، كار و تاكتيكهاي آن به ظاهر تغيير كرده است.
وي با اشاره به گروههاي افراطي اوايل انقلاب و نيز گروهي كه آنان را افراطگرايان جريان اصلاحطلب ميناميد؛ ادامه داد: در كنار اينها عوامل افراطي ديگري از اصولگرايي وجود دارند كه دقيقا راه همان عوامل افراطي اصلاحطلب را ادامه ميدهند و براي منافع سياسي خود به تخريب برخي از چهرههاي ارزشمند پرداخته و دست نويسندگان عاليجانب سرخپوش را از پشت بستهاند.
نماينده سابق مشهد در مجلس شوراي اسلامي افزود: خصيصه بارز هر دو جريان افراطي اصلاحطلب و اصولگرا، شعارگرايي مردممدارانه، انحصارطلبي، دوگانگي در رفتار و عملشان است.
وي قانونشكني و عدم التزام به قانون، غرور، تكبر را از ديگر ويژگيهاي آن دو طيف دانست و گفت: به نظر ميرسد نوعي لجاجت نيز در رفتار هر دو جريان به حدي مشهود است.
رابط پارلماني مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: اين دو جريان رهنمودهاي مقام معظم رهبري در گذشته و حال بر نتابيدند و ميتوان گفت همانطور كه رفتار افراطي از روي عدم التزام به قانون و رهبري در طيف اصلاحطلبان وجود داشت، افراطيان اصولگرايي نيز همان راه را ادامه ميدهند.
وي ادامه داد: افراطگرايان اصولگرا در مسير خود از تخريب چهرههاي ارزشمندي همچون هاشميرفسنجاني، تخريب مراجع عظام تقليد و بيت امام كه در چهاردهم خرداد در حضور ملت شيفته امام(ره)، ميهمانان و خبرنگاران خارجي، رهبر معظم انقلاب كه حرمت نماز جمعه ايشان را پاس نداشتند، ابايي ندارند.
عسگري خاطرنشان كرد: به نظر ميرسد افراط يك رويه مرموز در انقلاب بوده كه اگر به پيشينه و گذشته سه دهه انقلاب رجوع كنيم، نمونههاي رفتارهاي زشت و ناپسند عوامل و جريانات فتنه را به اشكال مختلف مشاهده خواهيم كرد.
وي افراطگرايي در شرايط فعلي را قدري پيچيدهتر از گذشته دانست و گفت: جريان افراطي فعلي با سوء استفاده از فرهنگ عوامي و تودهگرايي و استفاده از پوشش شعارهاي مربوط به نظام، بيشتر از عوامل افراطي گذشته عمل ميكند.
رابط پارلماني مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه كرد: عوامل افراطي اصلاحطلب مسائلي همچون آزادي، گرايشات غربي و اومانيستي را در ذهن داشتند كه حركت آنها را به ولنگاري ميبرد. اما اصولگرايان افراطي كه همچون كاتوليكتر از پاپ هستند گاهي براي مراجع تقليد هم خط و نشان ميكشند.
وي ادامه داد: به عنوان نمونه در دلجوئيهاي مراجع از اهانت به بيت امام در 14 خرداد موضعگيريهاي افراطي را داشتند و ميخواستند بگويند كه مراجع تقليد داراي بصيرت نبودند و خود اينها بصيرتي از نوع امداد غيبي امامزماني دارند كه به آن دليل براي مراجع نيز تعيين و تكليف ميكنند.
عسگري با تاكيد بر موضعگيري شفاف دلسوزان و معتدلين در اصولگرايي گفت: همچنين لازم است مراجع عظام در برخورد با اين جريان روشنگري داشته باشند.
وي گفت: اين جريان افراطي علاوه بر اينكه حريم و حرمت چهره مرجعيت را نگه نداشته تلاش ميكند تا نهادهاي ديگري مثل مجلس شوراي اسلامي را از مقام در راس امور بودن كه امام (ره) فرمودند؛ كاهش دهد.
نماينده سابق مشهد در مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: همچنين فرمايشات اخير مقام معظم رهبري كه هر نوع افراطگرايي را محكوم كردند بايد مد نظر قرار گرفته و انسجامبخش كارهاي سياسي باشد.
وي افزود: عوامل افراطي عمدتا از خلاءهاي سياسي و نبود احزاب كارآمد سوءاستفاده ميكنند.
عسگري تصريح كرد: گسترش فضاي تهمت و رفتارهاي ناگوار كه از سوي برخي شاهد آن هستيم، نوعي ظلم و ستمگري است و روشي ديكتاتورمآبانه را از سوي اقليت و جمع معدودي در كشور را تصوير ميكند.
وي گفت: چنانچه بخواهيم به اين افراطگرايي پايان داده شود، همه مسئولين و چهرهها از صدر تا ذيل بايد به عنوان يك استراتژي نسبت به آن موضعگيري كنند.
رابط پارلماني مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: اين جريان افراطي چند نفري بيشتر نيستند به نحوي كه شناخته شدهاند و حتي ميتوان آنها را با يك مينيبوس جابجا كرد.
وي خاطرنشان كرد: اين جريان افراطي از ولايتخواهي و ذوب در ولايت بودن دانشجويان و بسيجيان در موارد متعدد سوءاستفاده ميكنند.
نماينده سابق مشهد در مجلس شوراي اسلامي گفت: عقلاي اصولگرا بايد خود را در برابر اين جريان از حالت انفعال خارج كرده و ميدان را همچون ماههاي اخير براي آنها باز نگذارند.
وي اضافه كرد: زيرا در برخي از موارد حتي نظام هيچگونه توجيهي نميتواند نسبت به كارهاي آنها داشته باشد و اقدامات آنها به ضرر اصل نظام است. هر چند كه اصولگرايان نيز از ناحيه عملكرد ايشان ضربه و زيانهاي زيادي را تحمل كردهاند.
وي معتقد است : آقاي حداد عادل در رياستش در مجلس از تبديل ايران به ژاپن اسلامي در روند اصولگرايي صحبت كرد كه امروز برخي از شعارها و رفتارهاي اين جريان افراطي در اصولگرايي ، حتي از طرف حدادعادل نيز قابل توجيه نيست.
عسگري تاكيد كرد: اصولگرايان بايد روش اصلاحطلبانه را با توجه به تدبير مقام معظم رهبري دنبال كنند.
نائب رئيس كميسيون اقتصادي مجلس در خصوص تجمع كننندگان در مقابل مجلس در روزهاي گذشته معتقد است : هنگامي كه اسناد جعلي، بيانيه و پيامك به نام ما زده ميشود نشان ميدهد كه شركتكنندگان در اين تجمع طي يك برنامه ساماندهي شده مقابل مجلس آمده بودند كه ارتباط آنان با برخي گروهكها نيز مشهود است.
به گزارش خبرنگار ايلنا، سيد كاظم دلخوش نماينده صومعه سرا در حاشيه جلسه امروز مجلس شوراي اسلامي درگفت وگو با خبرنگاران ، اظهار داشت: تجمع 150 تا 200 نفر مقابل مجلس در اعتراض به مصوبه مجلس در مورد موسسات غير دولتي هيچ ارتباطي به بسيج نداشته است، چرا كه بسيج جايگاه حقيقي و حقوقي دارد و هرجا كه دفاع از نظام لازم باشد وارد عمل ميشود.
به گفته وي افرادي كه مقابل مجلس تجمع كرده بودند بسيجي نبودهاند و كساني كه بخواهند آنها را به بسيج مرتبط كند به بيراهه رفتهاند.
اين نماينده مجلس يادآور شد: اين افراد عوامل برخي از آقايان بودند كه قصد داشتند در مجلس حرف خود را به كرسي بنشانند و از آنجايي كه رهبري بر وحدت تكيه دارد بايد به وحدت توجه شود.
دلخوش خاطرنشان كرد: برخي از مدارك و مستندات حاكي از آن است كه اين نمايندگان تخلف كردهاند كه تخلف آنان آشكار است.
دلخوش در ارتباط با شكايت از اين افراد گفت: هنگامي كه اسناد جعلي، بيانيه و پيامك به نام ما زده ميشود نشان ميدهد كه شركتكنندگان در اين تجمع طي يك برنامه ساماندهي شده مقابل مجلس آمده بودند كه ارتباط آنان با برخي گروهكها نيز مشهود است.
وي در ارتباط با اينكه در يكي از سايتها گفته شده وي تا امامزاده هاشم اصلاحطلب و پس از آن اصولگرا است،گفت: تبعيت از فرمايشات رهبري از محورهاي اصولگرايي است و در كشوري كه همگان مسلمان هستند بايد حرمت مردم را حفظ كنيم.
دلخوش سابقه خود را مشهود دانست و گفت: همگان ميدانند كه من بسيجي بودهام و هنگامي كه بسياري از اين افراد هنوز متولد نشده بودند من در جبهه حضور داشتم و نميتوانند اين حرفها را خوراك تبليغاتي كنند.
دلخوش از شكايت خود به مراجع قضايي خبر داد و گفت: در برخي سايتها به من توهين شده است و من از اين افرادي كه قصد فرافكني تشويش اذهان عمومي و تعرض داشتهاند شكايت كردهام.
فاطمه راکعی در خصوص اظهارات اخیر یادگار امام خمینی(ره) مبنی بر به حاشیهراندن یاران امام اظهار داشت: بدیهی است امروز جامعه ما با حیرت و ناباوری شاهد زیرسوال بردن ۳۰ سال خدمات و تلاشهای نظام جمهوری اسلامی از سوی یک گروه خاص است.
به گزارش کلمه به نقل از ایلنا، وی افزود: شخصیتهایی که در زمان حیات امام(ره) در راس مناصب سیاسی و عهدهدار خدمات بزرگ بودند و هستند امروز به راحتی زیر سوال میروند و بسیار علنی از طرف گروهی مورد اهانت قرار میگیرند.
نماینده سابق مجلس با بیان اینکه اهانت به این افراد اهانت به همه انقلاب، آرمانهای شهدا و امام و مردمی که با بیش از ۹۸ درصد به افکار امام و جمهوری اسلامی رای مثبت دادهاند محسوب میشود، افزود: همانطوری که یادگار بنیانگذار انقلاب نیز اشاره کرده است دقیقا کسانی که ۳۰ سال سوابق خدمت و پیش از آن نیز سابقه مبارزه در رژیم طاغوت به همراه امام را داشتند و در همان رژیم نیز زندانها کشیده و کتکها خوردهاند هدف قرار گرفتهاند.
وی معتقد است: امروز بسیاری از افکار و آرمانهای امام از جمله مساله اجتهاد نوین و فقه پویا که امام به آن اعتقاد داشت تعطیل شده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: عدهای که جز سالهای اخیر نقشی و مسولیتی در جمهوری اسلامی نداشتند به خود اجازه میدهند تمام دستاوردهای ۳۰ ساله انقلاب و کارکردهای خدمتگزاران آن را با اتهامات علنی در صداوسیما و مطبوعات زیر سوال ببرند.
راکعی تاکید کرد: عملکرد این افراد و آنچه که پیاده میکنند طرز فکر امام نبوده و نیست؛ امام به مشارکت مردم، حضور زنان در عرصههای اجتماعی، پاسخگویی به مسائل روز کشور، احترام به مردم، عدم تجسس امور مردم و جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن معتقد بودند.
وی افزود: سخنان و بیانات امام در رسانههای مکتوب و تصویری باقی است و مردم خود مقایسه میکنند و میبینند که عملکرد عدهای امروز عدهای با نام ، خط و افکار امام چقدر متضاد و مغایر با واقعیت آن است.
دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش پیشنهاد کرد که بزرگان نظام، مراجع عظام تقلید، فقها، چهرههای سیاسی و بیت بنیانگذار انقلاب باید صریحا و سریعا در برابر جریانی که به اسم خط امام(ره) بر خلاف اندیشههای امام حرکت میکند موضعگیری کنند.
راکعی در پایان خاطرنشانکرد: در واقع امروز عدهای اخلاق اسلامی و قانون اساسی را دور میزنند و این کار را به اسم خط امام انجام میدهند باید در برابر اقدامات آنها سریعا اعلام برائت و موضعگیری شود.
در چند هفته اخیر هر روز خبرهای ناگواری از زندان اوین درباره زندانیان سیاسی به گوش می رسد .از جمعیت بیش از حد زندانیان در اتاق های کوچک تا نبودن غذا، دارو، بهداشت مناسب، گرمای هوا و نبودن امکانات مناسب تهویه و خنک کننده بر رنج زندانیان افزوده است و تحمل بیش از یکسال زندان، زندانیان را دچار ضعف مفرط و انواع و اقسام بیماری ها کرده است. دکتر زهرا رهنورد درباره شرایط بحرانی زندانیان سیاسی در اوین بیانیه ای صادر کرده است.
به گزارش کلمه ،متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
زندانها باید افتخار کنند که همنشین نیکان و پاکانی شده اند که فقط خواهان آزادی ، دمکراسی ، عدالت و سر افرازی انسان بوده اند و دغدغه ای ندارند جز سعادت ملت . امروز زندانها میزبان نخبگان علمی ، دانشجویان ، استادان ،روزنامه نگاران ،المپیادی ها ،طرفداران حقوق بشر هستند . شخصیتهای والایی که دولت و نهادهای دست اندرکار باید خودشان به آنها جایزه حقوق بشر بدهند به جای اینکه آنان را دربند کنند .
اینک به فهرستی از مظالمی که بر زندانیان روا می رود اشاره می کنم و به حاکمیت هشدار می دهم شما هم خودتان خانواده، خواهر، مادر، پدر، فرزند و برادر دارید. آنچه را که بر خود نمی پسندید بر این فرزندان غیور ملت نپسندید زندانیان را آزاد و تا تحقق روند آزادی مضیقه هایی را که بر آنان می رود ، برطرف کنید. به تعدادی از این ظلم ها که اکنون بر این زندانیان می رود اشاره می کنم نکاتی که خانواده های زندانیان سیاسی نگران آن هستند .
۱-بعد از بازداشت هر فردی طبق قانون اساسی باید علت دستگیری به او و خانواده اش گفته شود و جایگاه و موقعیت زندانی هم برای خانواده اش مشخص شود .
۲- طبق قانون باید متهم ظرف ۴۸ ساعت بعد از بازداشت تفهیم اتهام شود اما گزارش ها نشان می دهد این شیوه درباره بسیاری از زندانی ها رعایت نمی شود.
۳-مشخص نبودن مکان نگهداری متهم و بی اطلاعی خانواده از وضعیت زندانی شان خود مصداق شکنجه ، فشار روحی و روانی زندانی است که در باره برخی از بازداشت شده ها اعمال می شود.
۴-طی مراحل بازداشت ارتباط خانواده و متهم به طور کامل قطع است که فشار روحی و روانی زیادی برای متهم و خانواده ایجاد می کند و موجب نگرانی نسبت به سلامتی متهم و به ویژه شیوه های بازجویی می شود .
۵-وضعیت بد رفاهی زندان را به بیمارستانی بدون پزشک و پرستار تبدیل کرده است .این روزها از زندان اوین به ویژه بند ۳۵۰ خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.بسیاری از عزیزان زندانی دچار بیماری و یا ضعف مفرط جسمی شده اند .چرا که کیفیت غذای زندان بسیار بد و میوه و سبزی در اختیارشان قرار نمی گیرد. طبیعی است که این عزیزان که بیش از یک سال است از غذای خوب، میوه و سبزی محرومند، دچار ضعف مفرط جسمانی و به تبع آن بیمار شوند..
۶-ایجاد محدودیت برای زندانیان در ارتباط با دیدار با خانواده هایشان مثل ممنوعیت ملاقات های حضوری و حتی ملاقات کابینی و از پشت تلفن و کم کردن زمان تماس تلفنی زندانیان موجب افزایش فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی و خانواده هایشان شده است.خانواده های زندانیان مجبورند که برای بیست دقیقه ملاقات حضوری با عزیزانشان رنج رفت وآمد به دادستانی تهران را تحمل کنند و بارها به آنجا مراجعه و درگیر و دار بوراکراسی اداری برای گرفتن اجازه از دادستان تهران برای ملاقات گرفتار شوند. چرا دادستان تهران اجازه نمی دهد زندانیان طبق آیین نامه داخلی زندان ها به طور مرتب با عزیزان خود ملاقات حضوری داشته باشند؟
۷-رجایی شهر به عنوان یکی از زندانی های مخوف و دور از دسترس خانواده ها با شرایط بسیار بد است که فشار مضاعف بر زندانیان وارد می کند که در این دوره تعدادی از زندانیان سیاسی بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرایم به آنجا فرستاده شده اند .علت تبعید این عزیزان به زندان رجایی شه شهر چیست و تا کی این ظلم مضاعف قرار است بر زندانی ها و خانواده هایشان وارد شود.
۸-جابه جایی های مکرر و بی منطق در درون زندانها که با هدف فشار بیشتر بر زندانی ها اعمال می شود.
۹- لغو مرخصی ها که بدون هیچ توجیه قانونی اعمال می شود، از دیگر مواردی است که فشار زیادی را بر خانواده ها و زندانیان سیاسی وارد می کند .
۱۰-روند آزادی های مشروط نیز طبق قانون دنبال نمی شود در حالی که زندانیان سیاسی هم مانند دیگر زندانیان اگر محکومیت قبلی نداشته باشند باید پس از گذاراندن نیمی از حکم شان آزاد و به نزد خانواده هایشان بازگردند که این مورد هم در مورد بسیاری از زندانیان رعایت نمی شود.
داریوش قنبری، نماینده ایلام درمیان جمعی از دانشجویان دانشگاههای ایلام، فاصله وضعیت موجود در کشور را تا وضع ایده آل، زیاد دانست و تصریح کرد: جریانی مشکوک در کشور تلاش دارد به وسیله یک سری نمایشهای مضحک، حمله به دگر اندیشان و اهانت به بزرگان و سابقون نظام را حرکتهای اصیل مردمی جلوه دهد و این کارهای ناشایست را به نام مردم ثبت کند. در حالی که دوران این گونه حرکتها به سر آمده و با تغییراتی که در روشهای ارتباطات و اطلاع رسانی به وجود آمده است، مردم به سرعت ازهمه چیز آگاه میشوند. طبیعتا مردم به راحتی تشخیص میدهند که کدام حرکت مردمی است و کدام حرکت نمایشی است.
به گزارش کلمه به نقل از خبرگزاری ایلنا، این نماینده اصلاح طلب، جو موجود در مجلس را مورد انتقاد قرار داد و خاطرنشان کرد: مشکل بتوان مجلس را نه در عمل که حتی در فکر و عقیده نیز مستقل نامید.
وی در تشریح جزئیات این مساله یادآور شد: در حالیکه حتی یک دیدار ساده میان اعضای فراکسیون اقلیت با خانواده زندانیان حوادث پس از انتخابات را برنمیتابیدند، تنها برای فشار به مجلس و خدشه وارد کردن به استقلال آن اجازه دادند عده قلیلی به نام دانشجو و با ظاهر کاملاً متفاوت با دانشجو، جلوی مجلس تجمع کنند.
قنبری در ادامه با انتقاد از کسانی که وی آنان را صحنه گردانان اصلی این تجمع قلمداد میکرد، اهمال نیروهای حراست مجلس در هنگام برگزاری این تجمع غیر قانونی را غیر قابل قبول دانست و تصریح کرد: با هر گونه حرکت این چنینی بدون مجوز از جانب هر کس که مقابل مجلس شکل بگیرد، قطعا برخورد میشد. ما به این نیروها گفتیم که برخورد و بازداشت پیشکش، تنها از چند نفر از این به اصطلاح دانشجویان، خیلی محترمانه خواهش کنید که کارت دانشجویی خود را نشان دهند و چهره اینها را با کارت هاشان مطابقت دهید تا سیهروی شود هر که در او غش باشد. اما متاسفانه این کار را هم انجام ندادند.
قنبری تنها راه برون رفت از وضعیت اجتماعی نامطلوب فعلی را به دست آوردن دلهای مردم دانست و ادامه داد: اما متاسفانه عدهای خاص، با توسل به شیوههایی گامهای کوچکی هم که در این رابطه برداشته میشود را بیاثر میکنند. آنها بدین وسیله هزینههای سنگینی را به نظام مقدس جمهوری اسلامی تحمیل میکنند.
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس مجلس شورای اسلامی با انتقاد از کسانیکه به تعبیر وی هرگونه حرکت اصلاحی را پروژه میپندارند و با تنگ نظری آن را تخطئه میکنند، افزود: متاسفانه این افراد نه تاریخ ایران را میشناسند و نه جامعه شناسی مردم ایران را میدانند. به همین دلیل است که با بستن همه راههای اصلاح، وضعیت کشور را به طرف حرکتهای رادیکال سوق میدهند.
قنبری افزود: این افراد نمیدانند که با جلوگیری نسیم، زمینهساز آمدن طوفان میشوند. از دل چنین طوفانی نیز قطعا چیزی که به نفع ملت و نظام باشد، بیرون نخواهد آمد.
آیتالله هاشمزاده هریسی افزود: چرا در این جامعه اسلامی به این زیبایی و این انقلاب با این عظمت و این اسلام که ما را به محبت و وحدت دعوت میکند دعوا، دستگیری، جناحبازی، سیاستبازی و تهمت و افترا است.
به گزارش کلمه به نقل از خبرگزاری ایسنا، وی با بیان اینکه گاهی اوقات بسیاری از روزنامهها را نمیتوان خواند یا اخبار را گوش کرد، برای اینکه دروغ و تهمت برای برخی مانند آب خوردن شده است، تصریح کرد: در برابر اینها باید موضعگیری شفاف شود که چرا دروغ گفتید و تهمت زدید؟ اگر در همه موارد شفاف نظر بدهیم کسی جرات نمیکند از اسلام تخلف کند.
هاشمزاده هریسی عنوان کرد: به نام ارزش، ارزشها زیر پا گذاشته میشود به نام اصول، اصول زیر پا گذاشته میشود و این برای نظام و انقلاب و جامعه اسلامی ما ننگ است.
وی ادامه داد: چرا برای کسانی که تهمت میزنند و حمله میکنند، جایی برای رسیدگی و جلوگیری وجود ندارد چرا شفاف گفته نمیشود که اینها چه کسانی هستند.
این عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: وقتی برخی افراد در یک کمربند امنی قرار دارند این کارها را انجام میدهند و کارهای خلاف شرع، اخلاق و اصول انسانی آشکار انجام میشود، در یک جامعه اسلامی، حتی یهودی، نصاری، خداشناس و هر کس دیگر که در این کشور زندگی میکنند باید بتوانند راحت زندگی کنند، بیرون بروند و آبرویشان حفظ شود، اما وقتی که مسلمانها هم نتوانند راحت باشند دیگر چگونه این مساله را حل کنیم.
وی افزود: دادگاه، یک قوه قضائیه مستقل، انسانهای واقعا مستقل، حوزهها و مراجع هر کجا خلاف شرع، تهمت، افترا و سوء ظن و بدگمانی دیدند باید موضعگیری و برخورد کنند، این دستور قرآن است. اگر چنین شود کسی جرات تخلف ندارد.
هاشمزادههریسی ادامه داد: باید این چنین باشد و الا فقط با حرف زدن درست نمیشود. اگر با حرف زدن درست میشد کشور ما باید بهترین کشور میبود و گناهی در آن صورت نمیگرفت، برای اینکه بهترین سخنان و حرفها و شعارها را داریم که باید با آب طلا نوشته شود ولی به آنها عمل نمیشود.
این عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان با بیان اینکه آبروی اسلام در میان است، افزود: باید از این کارها جلوگیری شود، میخواهد انجام دهنده این کارها برادر من یا هر کس دیگری باشد، مخصوصا برای دفاع از نظام اسلامی و ولایت و برای دفاع از انقلاب و اصول و ارزشهای واقعی باید تلاش کرد.
فرزند شهید مطهری با انتقاد از سیاست دولت در اجرای قوانین مصوب مجلس گفت: اینکه دولت بگوید این قانون را قبول ندارم و اجرای آن را به صلاح کشور نمیدانم، کیان نظام جمهوری اسلامی را تهدید میکند. چنین اظهاراتی از سوی دولت و رئیس آن میتواند فتح بابی برای روسای جمهور آینده باشد تا هر قانونی را که مطابق میلشان نبود، اجرا نکنند. لذا مجلس و شخصیتهای سیاسی باید نسبت به آن عکس العمل نشان دهند.
به گزارش کلمه به نقل از پارلمان نیوز، این نماینده تهران با بیان این مطالب افزود: رئیسجمهور اعلام کرده که قانون تسهیلات ارزی برای قطار شهری تهران و شهرستانها را اجرا نمیکند، یا در مورد قانون عفاف و حجاب علیرغم نظر مراجع تقلید، علما، ائمه جمعه، نمایندگان روحانی و غیر روحانی مجلس و حتی حمایت رهبر انقلاب از این قانون، همچنان بر نظر خود اصرار می ورزد. ایشان حتی در مورد پرونده یکی از مقامات دولتی در دستگاه قضایی مانع حضور او در دادگاه و اجرای عدالت شده است. این موارد علاوه بر آنکه تخلف است، بسترسازی برای فرار از قانون نیز هست.
نماینده مردم تهران در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینکه دلیل رفتارهای مذکور چیست؟، گفت: فکر میکنم دلیل عمده این رفتارها، روحیات فردی رئیسجمهور است. زیرا وی مایل است هیچ مانع و مخالفی در مقابل او نباشد. البته هر دولتی چنین تمایلی را دارد، اما در این دولت این تمایل از حد عادی بیشتر است؛ تا جایی که عدهای را تحریک و تجهیز میکنند تا در مقابل مجلس تجمع کنند و نمایندگان را به خاطر تصویب قانونی که خوشایند آنها نیست تحت فشار قرار دهند. اگر این روش باب شود که نمایندگان باید مطابق نظر دولت نظر بدهند و الا تحت فشار قرار می گیرند، فلسفه وجود مجلس زیر سئوال میبرد.
وی در مورد انتقادات اخیر به سیاستهای فرهنگی دولت که از زبان وزیر سابق ارشاد مطرح شده است، با بیان اینکه نگاه فرهنگی دولت متمایل به لیبرالیسم فرهنگی و پلورالیسم دینی و وحدت ادیان به معنی غلط آن است، ادامه داد: این نگاه مشکل دارد که نشانههای آن اکنون آشکار شده است.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس اظهار داشت: منظور مسوولان دولت فعلی از "فرهنگ" متفاوت از دیگران است؛ مانند کلمه "شیر" که یک نفر به معنای شیر خوردنی و دیگری به معنای حیوان درنده به کار میبرد. این دولت از فرهنگ بیشتر به دنبال برگزاری کنسرت و سریال فردوسی و فیلم سینمایی کوروش کبیر است و کمتر سراغ مسائل اسلامی میرود.
وی افزود: متاسفانه رحیم مشایی سیاستهای فرهنگی کشور را هدایت میکند
رئیس فراکسیون اصوالگرایان مستقل مجلس هفتم معتقد است: بسیاری از مدعیان اصولگرایی صرفا این عنوان را با خود به یدک کشیده و ویژگیها و الزامات این عنوان را نداشتند.
به گزارش کلمه به نقل از ایلنا، محمد خوشچهره ضمن انتقاد از عملکرد برخی از اصولگرایان گفت: امروز به نظر میرسد جریان اصولگرایی بیشتر یک تابلو برای حرکت سیاسی بوده تا اینکه یک جریان اصیل محتوایی باشد.
وی گفت: به عنوان مثال بسیاری از مدعیان اصولگرایی صرفا این عنوان را با خود به یدک کشیده و ویژگیها و الزامات این عنوان را نداشتند.
رئیس فراکسیون اصوالگرایان مستقل مجلس هفتم با تاکید بر ضرورت ارائه تعریف مشخص، شفاف، با مشخصههای قابل فهم برای جریان اصولگرایی، گفت: تا زمانی که این اقدام صورت نگیرد جریان اصول گرایی مدعیان زیادی خواهد داشت، کما اینکه تاکنون نیز اینگونه بوده است.
وی انحرافات در این جریان را نیز ناشی از عملکرد همین مدعیان دانست و گفت: این موضوع به نحوی است که سوابق و عملکرد این افراد تطبیق کامل آنها را با اصولگرایی نشان نمیدهد، متعاقبا منش و رفتار آنها نیز با آموزههای دینی، اخلاق اسلامی، تعهدات ملی و قواعد شناخته شده رفتار سیاسی انطباق نداشته است.
این استاد دانشگاه افزود: صرف اینکه اصولگرایی را با عدد و ارقام بهعنوان اکثریتی در مقابل اقلیت نشان دهیم، کافی نیست.
وی تاکید کرد: بنابراین لزوم بازتعریف، احراز صلاحیت و شایستگی، درک صحیح از مفاهیم اصولگرایی که در حقیقت همان مفاهیم ارزشی به لحاظ پایبندی به تعهدات اخلاقی، رفتاری، حقوقی و قانونی نسبت به جایگاه افراد در جریان اصولگرایی احساس میشود.
این چهره اصولگرا در پایان گفت: رفتار ضعیف برخی هر چند معدود را که در این پوشش شاهد هستیم مبین و تاییدکننده چنین نقیصهای است.
براساس گزارش سالنامه آماری ۱۳۸۷ که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافته است ۹۶٫۸ درصد از بیکاران کشور باسواد هستند در حالیکه این میزان برای شاغلان ۸۷٫۳ درصد است.
به گزارش کلمه به نقل از خبرگزاری ایرنا، براساس آمارهای اعلام شده در سال یاد شده ۳۷۳ هزار و ۵۱۳ نفر از بیکاران کشور دارای تحصیلات عالی بودند که ۴۵٫۲ درصد آن را مردان و ۵۴٫۸ درصد را زنان به خود اختصاص داده بودند.
بررسی سالهای گذشته نشان می دهد در سال ۸۰ نسبت شاغلان تحصیلکرده به بیکاران ۱۰٫۷ به ۱۰٫۳ درصد بود. این میزان در سال ۸۳ روند معکوس یافت و درصد بیکاران با تحصیلات عالی در مقابل شاغلان به همین میزان تحصیلات به ۲۱٫۸ در مقابل ۱۲٫۱ درصد رسید.
روند افزایش درصد تعداد بیکاران با تحصیلات عالی در سالهای ۸۵ و ۸۶ ادامه داشت و به ۲۰٫۹ و ۲۳٫۴ درصد درمقابل ۱۴٫۱ و ۱۴٫۴ درصد رسید. افزایش تحصیلات عالی در کشور بیش از آنکه خود را در میان شاغلان نشان دهد انعکاس بیشتری در میان بیکاران کشور داشته بطوری که به همراه افزایش میزان تحصیلات همواره بر تعداد آنها در میان جویندگان کار افزوده شده است.
کارشناسان معتقدند شکی نیست آموزش های عالی باید پاسخگوی نیازهای بازار کار کشور باشد و در صورتی که فقط افراد تحصیلکرده به جمعیت بیکار کشور افزوده شوند نه تنها باری از مشکلات برنخواهند داشت بلکه زمینه بروز مشکلات دیگری را ایجاد خواهند کرد. برخی نارسایی های بازار کار حتی منجر به این می شود که بسیاری از شاغلان برای دستیابی به شغل و درآمد حاضر هستند بدون درنظر گرفتن مدارک دانشگاهی به استخدام درآیند.
"محمد استادحسن" مدیر کارخانه زمردیان گفت: بسیاری از کارجویان با دارا بودن مدارک دانشگاهی برای استخدام بعنوان کارگر در کارخانه مراجعه می کنند که این نشان از بیکاری دارندگان مدارک تحصیلی دانشگاهی دارد.
وی افزود: این کارشناسان می گویند در بسیاری از کشورهای توسعه یافته که زمینه کار و فعالیت در آنها گسترده است، افراد پس از گذران دوره های کوتاه مدت می توانند جذب بازار کار شوند، ضمن آنکه ادامه تحصیل فقط برای افرادی است که بطور واقعی علاقمند به آموزش عالی هستند. در این کشورها بخش های مختلف اقتصادی با دانشگاه پیوندی عمیق دارند و هرکدام برطرف کننده نیاز دیگری است.
افراد براساس نیازهای تعیین شده در دانشگاههای آن کشورها حذب می شوند. فعالان بازار کار اعتقاد دارند موضوع یادشده در ایران مصداق ندارد و دانش آموزان پس از پایان دوره متوسطه به دلیل آنکه چهار سال دیرتر وارد بازار کار شوند و شاید با تحصیلات بهتر شانس بیشتری در استخدام داشته باشند و مهمتر از همه هنوز تحصیلات دانشگاهی در ایران دارای ارج و قرب خاص است به تحصیل در دانشگاههای کشور روی می آورند.
بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند بازار کار خود دانشگاهی دیگر است و افراد در این بازار است که چگونگی مهارت کار را می آموزند. برخی از کارشناسان معتقدند، در صورتی که زمینه اشتغال بطور وسیع در بازار کار مهیا بود افراد ترجیح می دادند سریعتر جذب بازار کار و تولید درآمد برای خود شوند. براساس برآوردهای مرکز آمار ایران هم اکنون حدود سه میلیون نفر در کشور بیکار هستند و درصورتی که جمعیت دانشگاهی که برای فرار از بیکاری به دانشگاهها روی آورده اند را به آن اضافه کنیم بطور یقین تعداد بیکاران بیش از این میزان خواهد بود.
آمارهای اعلام شده در خصوص زنان چشمگیرتر از مردان است به طوری که از میان تعداد بیکاران با تحصیلات عالی ۵۴٫۸ درصد متعلق به زنان و ۴۸٫۲ درصد را مردان به خود اختصاص داده بودند. در حالیکه ورودی های دانشگاههای کشور بیش از ۶۰ درصد را زنان به خود اختصاص داده اند اما شرایط بازار کار به گونه ای تنظیم شده که برای مردان مهیاتر از زنان است.
با توجه به اینکه در سالهای آتی با ورود زنان در مقیاس بیشتر از مردان به بازار کار کشور مواجه خواهیم شد بنابراین بازار کار کشور باید خود را به گونه ای تنظیم کند که بتواند پاسخگوی نیازهای شغلی زنان هم باشد. دست اندرکاران بازار کار می گویند معضلات و مشکلات بازار کار کشور اندک نیست و از نارسایی های متعددی رنج می برد لذا یکی از این مشکلات عدم جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی است که در صورت ادامه این روند در آینده با خیل عظیم جمعیت بیکار دارای تحصیلات عالی مواجه خواهیم شد.
عبدالله نوری با حضور در منزل حسین مرعشی، معاون رییس جمهور در دوران اصلاحات و بدرالسادات مفیدی و عمادالدین باقی از جمله روزنامه نگاران اصلاح طلب از آنها دلجویی کرد.
به گزارش کلمه به نقل از جرس، دیدار وزیر کشور دوران اصلاحات با حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزارن و معاون رییس جمهور اصلاحات یک روز قبل از اتمام مرخصی و بازگشت مجدد وی به زندان اوین برگزار شد. در این دیدار مرعشی به بیان نحوی شکل گیری پرونده و نیز ذکرخاطراتی از دوران زندان خودپرداخت .
در دیداربا بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ، خانم مفیدی گزارشی از وقایعی که در ۱۶۱ روز زندان بر وی رفته بود بیان کرد.
در دیدار با عمادالدین باقی، روزنامه نگار برجسته و فعال حقوق بشر، باقی با بیان آخرین وضغیت پرونده اش، گزارشی از آنچه بر او درایام زندان گذشته بود، باز گفت.
عبدالله نوری در این دیدارها با یاد خاطراتی از جریان محاکمات سال ۷۸ ودوران سه ساله زندان خود ، با ابراز خرسندی ازحضور این بزرگواران درکنار خانواده ، برای آزادی سایر زندانیان وقایع پس از انتخابات دعا کرد.


متن زیر، چکیده سخنرانی دکتر محمد جواد غلامرضاکاشی استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی است که در میزگردی با عنوان "روششناسی مطالعات فرهنگی"، روز هیجدهم اسفند ماه سال 88 در گروه روششناسی و روشهای تحقیق در علوم اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران و با همکاری گروه روششناسی انجمن مطالعات فرهنگی برگزار شد.
مقدمه و طرح مسأله
تحلیل فضا یا space study شاخهای نوظهور از تحلیل گفتمان است که به جای تحلیل ساختارها و گوهرهای معنایی یک متن، یک موقعیت عینی تجلی یافته در یک فضای کالبدی را موضوع مطالعه قرار میدهد.
پیش از هر چیز، ضروری است مفهوم فضا و تفاوت آن با مکان را تشریح کنیم. هنگامی که از مکان سخن میگوییم، عموماً یک فضای کالبدی صرف را مد نظر داریم؛ مثلاً یک دانشگاه، یا مسجد از حیث نوع معماری و ساختارهای کالبدی. اما هنگامی که از فضا سخن میگوییم، تعاملات پیچیده میان آن کالبد و ارتباطات اجتماعی و قواعد و ارزشهای و نگرشهای منتشر در مکان یاد شده را نیز مد نظر قرار میدهیم. یک تفاوت مهم دیگر میان فضا و مکان، موقعیت و جایگاه سوژه کنشگر است. در مقوله مکان، همه چیز مستقل از سوژههای بازیگر در موقعیت مد نظر قرار میگیرند. مثلاً هنگامی که مکان یک مسجد سخن به میان میآید، نمازگزاران چندان مد نظر نیستند، مگر به منزله اشغال کنندگان موقعیتهای خاص در مکان. اما در مقوله فضا، همه چیز از منظر و ترجیحات حسی سوژههای بازیگر مورد توجه قرار میگیرد. مثلاً در یک مسجد، چند و چون فضا، از چشم بازیگران مد نظر است. حتی ابعاد یک مسجد در تحلیل فضایی، از چشم بازیگران و مشارکت کنندگان در فضا مد نظر است.
تحلیل فضا که به تازگی در مطالعات فرهنگی و به منزله شاخهای از تحلیل گفتمان مد نظر قرار گرفته است، رویکرد مکملی است که میتواند جایگاه موقعیتهای انسانی را در چند و چون مناسبات انسانی و از آن جمله مناسبات قدرت، بازنمایی کند.
چرا این همه دیر به نقش فضا توجه نشان داده شده است؟
واقع این است که فضا و نقش مکان در تعاملات انسانی، در رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان به تازگی و عمدتاً از سوی خانم مارگارت کوهن، انجام پذیرفته است. از جمله دلایلی که برای این تأخیر ذکر میشود، عبارت از آن است که فلسفه مدرن به خلاف فلسفه کلاسیک رویکردی زمان محور است.
فلسفه کلاسیک یک فلسفه مکان محور است. به این معنا که هستیها بر حسب وزن وجودی خود، موقعیتی در یک درک مکانمند از عالم کسب میکنند. هویات دارای ارزش وجودی بالا در طبقات فوقانی هستی و هستیهای دارای ارزش وجودی پایین در طبقات تحتانی جای میگیرند. به این ترتیب، هستی یک مکان است و زمان به معنای گذر زمان، نقشی حاشیه در این درک مکان مند دارد. اما فلسفه مدرن اصولاً بر نفی و نقض این درک مکانمند از جهان استوار شد و بیشتر به مفهوم گذر و روند و تطور نظر انداخت.
واقع این است که به لحاظ فلسفی، زمان و مکان دو معنای مغایر یکدیگرند و توجه به یکی به بهای به حاشیه بردن دیگری رخ مینماید.
این بنیاد فلسفی در نسبت میان مکان و زمان، در روایتهای جامعهشناختی و انسانشناختی جدید نیز ایفای نقش میکند. از نظر متفکران انتقادی اصولاً مکان بازنمای نحوی رویکرد محافظهکارانه است؛ در حالی که روایت متکی بر زمان، بسترساز رویکردی انتقادی و انقلابی است. به همین جهت، علوم انسانی نیز که اصولاً بر مبانی فلسفی مدرن و ناظر به آرمانهای دوران مدرن شکل گرفتهاند، مقوله مکان را در حاشیه قرار داده و مقوله زمان را عاری از نسبتهای مکانی مد نظر قرار دادند.
فضا عنوانی است که مقوله مکان را از آن روایت سنتی بیرون میبرد و از دوگانگی میان زمان و مکان، به روایت فلسفه سنتی، فاصله میگیرد و ناظر به نحوی در هم تنیدگی زمان و مکان است. به همین سیاق، مقوله فضا، نشانگر آن است که نه تنها فضا یک روایت محافظهکارانه از امور نیست؛ بلکه اتفاقاً ناظر به پویشهای عمیق انسانی و گسیختگیها و فراروندگیهای از جبر موقعیت است.
به عنوان نمونه، کوهن که خود از یک پیشینه چپ بهرهمند است، با تکیه بر برخی نقل قولها از خود مارکس نشان میدهد که کارخانه تنها یک موقعیت مکانی دربردارنده توده کارگر نیست؛ بلکه به اعتبار مکان کارخانه است که اصولاً هویت پرولتری شکل میگیرد و تصویری از یک جامعه آیدهآل متکی بر محوریت کارگران به عنوان یک جامعه سوسیالیستی صورتبندی میشود. بنابراین محیط کارخانه، عالمی است که نوعی برداشت خاص از امور و رهیافتهایی برای فراروی از مناسبات جامعه سرمایهداری را فراهم میآورد. چنانکه در روایت مارکس از جامعه سرمایهداری و الگوی ایدهآل مارکسیستی میتوان کارخانه محوری را به عینه مشاهده کرد.
توجه به نقش خلاق مکان در حیات فرهنگی و اجتماعی سبب توجه تحلیلگران انتقادی و از آن جمله تحلیل گفتمان به مقوله مکان شده است.
نکات چندی پیرامون تحلیل فضا از حیث روششناختی
تحلیل فضا از جهات گوناگون شبیه تحلیل یک متن است. به این جهت کارکردهای کلی زیر در تحلیل فضا باید مد نظر قرار گیرد:
1. سبک مکان. گاه مکان یک مکان پیوسته است و گاه گسیخته. گاه مکان یک پیوستار است، پیوستاری از سویههای متنوع. گاه مکان حول و حوش یک نقطه کانونی سامان یافته است و به این اعتبار تک کانونی است و گاه سویههای متعارض و متفاوت دارد و به این اعتبار چند کانونی. هر یک از الگوهای مذکور نشانگر سبک مکان است.
2. مفصلبندی فضا. ضروری است مکان پیرامون کارکردهای گوناگون و کاربریهای متنوع مفصلبندی شود. بدیهی است که این مفصلبندی یک قاعده عینی و برون ذهنی ندارد، بلکه در تعامل با بازیگران و سوژههای مشارکت کننده و نوع مواجهه آنها با مکان شکل میگیرد. بنابراین پژوهشگر در رفت و برگشت میان نظارت عینی مکان و کالبد شکافی احساس و روحیات بازیگران، باید دست به مفصلبندی مکان بزند.
3. روح فضا. درست مثل هر مطالعه کیفی، ضروری است که پژوهشگر در کنار مفصلبندی مکان، در صدد جستجوی روح مکان نیز باشد. مقصود از روح مکان، همان معنای کانونی است که جوانب و ساختارهای متنوع مکان را حول و حوش آن میتوان موضوع مطالعه و بررسی قرار داد. گاه مکان حاوی یک روح کانونی است اما گاه پژوهشگر چندان با این روح کانونی مواجه نمیشود بلکه در کانون فضا شاهد یک چالش و تنازع عمیق است. در این صورت، به جای روح مکان، پژوهشگر در جستجوی تنازعات و پویشهای جاری در فضاست. به عبارتی دیگر، به جای روح مکان، ارواح را در مکان موضوع پژوهش قرار داده و مناسبات میان این ارواح را موضوع بحث خود قرار خواهد داد.
4. خاطرات مندرج در فضا. خاطرات نوعی زمان تجسد یافته در فضاست. مکانها از این حیث قابل طبقهبندیاند. بعضی مکانها فاقد هیچ خاطرهاند. به این معنا، سبکبالاند و هر ساختار تازه معنایی را میپذیرند. اما گاه فضا سنگین بار از خاطراتی است که به مکان وجهی کاریزماتیک میبخشد. به نحوی خواسته یا ناخواسته رفتار و مناسبات بازیگران در فضا را سامان میبخشد و به نحوی زورآور اموری را از محیط میزداید. خاطرات وجه مهم مکان در جستجوی روح یا ارواح جاری در فضا هستند.
5. آرزوها. وجهی دیگر از زمان تجسد یافته در مکان، آرزوهاست. آرزو به بعدی از مکان راجع است که به آینده نظر دارد. مثلاً سیر در یک خانه قدیمی، بیشتر سنگین بار از خاطرههاست اما قدم زدن در یک بوتیک یا در یک فرودگاه بیشتر ناظر به آینده است تا گذشته.
6. توازن زمانی در یک فضا. با توجه به دو محور فوق، مطالعه توازن زمانی در یک فضا در مطالعه روح یا ارواح مکان حائز اهمیت است. فضا تا چه توازنی میان خاطرهها و آرزوها قرار گرفته است.
7. تداعیهای فضا. فضا اصولاًچند منبعی است؛ به این معنا که حاوی تداخل فضاهای گوناگون در یکدیگر است. همواره در یک فضا، علائم و نشانگانی از دخول فضاهای دیگر در آن و یا به عکس نشانگان خروج فضا از خود به فضاهای دیگر است. این تداخلها را با مطالعهنشانگانی که تداعی کننده آن هستند میتوان دریافت. مثلاً حضور علائم قدسی در فضای دانشگاه از جمله تداعیهای این تداخلات مکانی است.
8. مرزهای فضا. هر فضا در یک محیط گسترده قرار گرفته است. اینکه بر حسب چه مرزهایی از دیگر فضاها جدا میشود حائز اهمیت بسیار است. بدیهی است که این مرزها نیز باید با گفتگو و بررسی باورها و گرایشها و احساسات بازیگران مورد بررسی قرار گیرند. مثلاً فضای دانشگاه تهران، با کدام مرزها از محیط جدا میشود؟ آیا سینما و کتاب فروشیهای اطراف دانشگاه هم در این فضا جای دارند؟ یا به عکس، فضای اختصاص پیدا کرده به نماز جمعه از نظر بازیگران فعال محیط دانشگاهی داخل یا خارج از فضا مورد توجه قرار میگیرند.
9. سازمان قدرت در فضا. یکی از محوریترین نکات مورد توجه در مطالعات فضا، سازمان قدرت است. فضا تا چه حد اصولاً یک فضای اقتدارگراست و تا چه حد فضایی گشوده بر سوژههای متنوع است؟ تا چه حد در این زمینه تک کانونی و تا چه حد چند کانونی است؟ فضا تا چه حد قادر به اعمال کاریزمایی برای به تبعیت آوردن سوژههاست و تا چه حد یک فضای معنا گسیخته است؟ بسیاری از متفکران دست کم سه قلمرو را در مناسبات قدرتی یک فضا پیشبینی میکنند: فضای اعمال کننده قدرت، فضای اعمال کننده مقاوت و فضای میانه که به نحوی فایدهگرایانه میان دو فضای یاد شده عمل میکند.
منبع: انجمن جامعه شناسی ایران
: معاونت اجتماعی نیروی انتظامی با بیان اینکه "طرح حجاب و عفاف در سال ۸۴ توسط محمود احمدی نژاد ابلاغ شد و نیروی انتظامی سال ۸۶ طرح مذکور را پس از درخواست رهبری شروع کرد"، خاطرنشان نمود "علل وقفه در اجرای این طرح ورود به انتخابات و درگیری های خیابانی و فتنه ای بود که تمام نیرو و وقت نیروهای انتظامی را درگیر کرد."
به گزارش جهان نیوز، سردار کارگر، معاونت اجتماعی ناجا، در نشستی پیرامون نقد و بررسی طرح حجاب و عفاف، که توسط كانون بانوان جمعیت رهپویان انقلاب برگزار شد، با اشاره به تاریخچه طرح مذکور و همچنین طرح امنیت اخلاقی در کشور(به ویژه تهران) گفت: بنا بر ابلاغ رئیس جمهور در سال 84 ، نیروی انتظامی بنابر راهکارهایی که حجاب و عفاف برای این نیرو معین کرد، موظف به انجام این طرح شد که این نیرو در سال86 اقدامات خود را بعد از خواست رهبری در این موضوع، شروع کرد .
وی همچنین گفت "با روی کار آمدن دولت اصلاحات، روند بدحجابی تا سال 84 به شدت زیاد شد به طوری که رئیس جمهور وقت، دستور به تنظیم راهکار 16 گانه حجاب و عفاف داد و در این طرح حداقل ها مد نظر بوده است.
معاونت اجتماعی ناجا علل وقفه در اجرای این طرح را چنین بیان داشت که در اواخر سال 88 به دلیل ورود به انتخابات و درگیری های خیابانی و فتنه در این طرح وقفه ایجاد شد و در این مدت تمام نیرو و وقت نیرو های ما درگیر ایجاد امنیت در شهر بود.
وی با تأکید بر اینکه وظیفه نیروی انتظامی مبارزه با جرم مشهود است گفت: در کشور، بی حجابی از جرم های مشهود در قانون مجازات اسلامی است و به همین منظور نیروی انتظامی برای انجام این طرح هماهنگی های لازم را با وزارت کشور و دستگاه های دیگر از قبیل قوه قضاییه انجام داد و وارد کار اجرایی طرح حجاب و عفاف شد.
کارگر با تأکید بر موفق بودن گشت های ارشاد اظهار داشت: برخی می گویند گشت ارشاد موجب این بدحجابی شده این در حالیست که اگر گشت ارشاد نبود وضعیت بدتر از این می شد.
وی در ادامه افزود: مأموران متعهد و آموزش دیده در گشت های ارشاد انجام وظیفه می کنند و آنها محترمانه با مانکن نماها و مصادیق کشف حجاب در خیابان برخورد می کنند و در تمام مراحل افرادی که دستگیرمی شوند با فیلم و عکس مستند سازی شده است.
در این پایگاه های معین خواهران نیروی انتظامی با این افراد صحبت می کنند و سپس از خانواده هایشان می خواهند به پایگاه بیایند که 99 درصد آنها با گرفتن تعهد آزاد شده وفقط یک درصد به قوه قضاییه ارجاع داده شده است.
کارگر با اشاره به معضل زنان خیابانی گفت: نیروی انتظامی 24 ساعته می تواند تمام این افراد را دستگیر کند اما ارگان خاصی برای تحویل دادن آنها وجود ندارد و هیچ ارگانی تا کنون مسئولیت پذیرفتن زنان خیابانی را نپذیرفته است و فقط سازمان بهزیستی در تهران به ما گفته که 25 تا 30 نفر دختران فراری می تواند تحویل بگیرد.
معاونت فرماندهی نیروی انتظامی همچنین گفت "در قوانین ایالات متحده آمریکا فساد ممنوع است البته بجز چند شهر، در نیویورک اگر مردی و یا زنی برای عرضه خود در کنار خیابان بایستد «اف بی آی» دستگیرش می کند. اگر خانه ای محل فحشا باشد اف بی ای می ریزد و همه را دستگیر می کند تازه اف بی آی برای این افراد تله گذاری می کند آن وقت از کشور اسلامی چه انتظاری می رود. "
وی در پایان افزود: احمدی نژاد مخالف حجاب نیست حتماً اطلاعات غلطی به ایشان رسیده و ما هم حاضریم پاسخگو باشیم حتی اگر مأموری تخلف کرده باشد بگویند پیگیری می شود ولی مأمور ما وظیفه تحلیل ندارد. وظیفه ما فقط در مرحله اجرا و برخورد با مجرم است و در مورد جرم نمی توان تحلیل کرد و بهتر بود نیروی انتظامی در مورد کاری که انجام نمی داد محاکمه می شد نه وقتی انجام وظیفه می کند محاکمه شود.
دراین نشست همچنین فیلم کوتاه مستندی از وضعیت بد حجابی زنان تهرانی در اردیبهشت 89 و مستنداتی از وضعیت کسانی که توسط نیروی انتظامی از اول خرداد ماه 89 دستگیر شده اند نمایش داده شد.
گفتنی است برخوردهای خشنِ نیروهای انتظامی، گشت های ارشاد، نیروهای بسیج و ارگانهای مشابه، با مردم و جوانان طی سالهای اخیر، تشنج و مسائل زیادی را پدید آورده است.
محمود احمدی نژاد علیرغم اظهارات و تایید مقامات قبلی دولت وی و همچنین مقامات ناجا که وی را از ابلاغ کنندگان طرح حجاب و عفاف بوده و مقامات دولتی نیز خواستار برخورد در این زمینه شده اند، کماکان در مصاحبه های تلویزیونی خود تاکید دارد که "دولت دخالتی در این امر نداشته و حتی مخالف می باشد."
در پی شنیدن خبر حمله عصبی ضیا نبوی در زندان، حال پدر و مادر وی به شدت وخیم شده است و به بیمارستان منتقل شدند.
به گزارش جرس، وضعیت وخیم ضیا در زندان، باعث حمله قلبی پدرش، که سن بالایی دارد، شده و به واسطه این عارضه پدر نبوی در بیمارستان بستری شد و حال مادرش هم بسیار نامساعد است.
گفتنی است، روز گذشته، خبری مبنی بر تشنج، حمله عصبی و افت فشار نبوی در زندان منتشر شد.
ضیا نبوی دانشجوی ستارهدار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل بیش از یک سال است که در زندان به سر میبرد. نبوی مدت 98 روز از مدت بازداشت یک ساله اش را در سلول انفرادی بند 209 گذرانده است. گفتنی است نبوی در دوره بازجویی از سوی بازجویان وزارت اطلاعات تحت فشار برای اعتراف به اینکه با هماهنگی سازمان مجاهدین خلق به همکاری با ستاد یک از کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات اخیر پرداخته، قرار گرفته است.
برای این فعال دانشجویی، حکم ده سال حبس در تبعید در ایذه به جرم همکاری با سازمان مجاهدین خلق، در دادگاه تجدید نظر تایید شده است.
سید ضیا نبوی دانش آموخته دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بوده که در کنکور کارشناسی ارشد موفق به کسب رتبه تک رقمی در کنکور شده که با سیاست های حذفی دولت نهم 3 ستاره شده و از تحصیل در دانشگاه محروم شد.
منصور اسانلو به دادگاه انقلاب کرج رفت
منصور اسانلو، رئيس زندانی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، به شعبه شش دادگاه کرج احضار شده است.
به گزارش رادیو فردا، دليل احضار اسانلو به دادگاه که چهارشنبه گذشته صورت گرفته است، هنوز به طور کامل روشن نيست، اما در هفته های اخير، اتهام جديدی تحت عنوان "ارتباط با معاندين نظام" عليه اين فعال کارگر زندانی وارد شده بود که موجب شد او مدتی به بند انفرادی زندان رجايی شهر کرج منتقل شود.
پس از آن که ماموران امنيتی منصور اسانلو را در تير سال 1386 در تهران بازداشت کردند، دادگاه او را به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پنج سال زندان محکوم کرد.
گزارش ها همچنين حاکي است که رضا شهابی، يکی از اعضای "سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه"، که روز 22 خرداد بازداشت شد، با خانواده خود تماس تلفنی کوتاهی داشته است.
با اين همه، هنوز از وضعيت سعيد ترابيان، عضو ديگر هيات مديره اين تشکل کارگری، که روز 19 خرداد بازداشت شد، خبری در دست نيست.
بازداشت حسن رحیمی بیات
حسن رحیمی بیات، فعال مدنی و حقوق بشر، امروز توسط نیروهای امنیتی در محل کارش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش رهانا، مهندس حسن رحیمی بیات، مهندس عمران و از فعالان مدنی آذربایجان و از فعالان حقوق بشر در ساعت یک و نیم بعد از ظهر شنبه ۱۲ تیرماه ۸۹ در محل کار خود دستگیر شد.
بنا به گزارش شاهدان عینی چهار نفر از نیروهای اطلاعات با مراجعه به محل کار وی، او را بازداشت کرده به زندان اوین منتقل کردهاند.
رحیمی بیات از جمله شخصیتهای آذربایجانی است که همواره بر فعالیتهای مدنی تاکید داشته است. او دو سال پیش از این نیز در شهریور ماه ۱۳۸۷ همراه با یک گروه ۲۰ نفره در یک مراسم افطاری بازداشت شده و در بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ اوین به مدت قریب به ۴۰ روز در انفرادی به سر برده است.
یک سال حبس تعلیقی برای مهرداد بزرگ، عضو دانشجویان لیبرال
دادگاه تجدیدنظر، مهرداد بزرگ عضو دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای ایران را به یک سال حبس محکوم کرد.
به گزارش بامدادخبر، حکم این دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران، به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.
پیشتر شعبه بیستوششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی مهرداد بزرگ را به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی محکوم کرده بود.
مهرداد بزرگ در آخرین روزهای آبانماه سال گذشته به همراه شش عضو دیگر دانشجویان و دانشاموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، بازداشت شده و مدت هشتاد روز را در زندان اوین سپری کرده بود. وی بیشتر دوران بازداشت خود را در سلولهای انفرادی و چندنفرهی بند 209 این زندان به سر برده بود.
بیماری شدید خلیل مصطفی رجب در زندان
خلیل مصطفی رجب مدت ۴ ماه است که در زندان دچار عفونت سینه و سرفه شدید شده است.
به گزارش سازمان حقوق بشر کرد- اروپا، خلیل مصطفی رجب به دلیل عفونت سینه و سرفه شدید که منجر به خونریزی در موقع سرفه کردن شده، در وضعیت جسمانی بدی بسر میبرد.
وی بارها درخواست مداوا در خارج از زندان داشته و این درخواست از سوی قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب رد شده است.
مصطفی در سال ۸۴ از سوی همین شعبه به اتهام ارتباط با یکی از گروههای کرد، محکوم به ۱۶ سال حبس شده است.
عضو مجلس خبرگان، با بیان اینکه "یکی از ویژگیهای دولت قوه قاهره است"، اظهار عقیده کرد "دولت قدرت اجرای قانون است و فقط کارش فرهنگی نیست، بلکه شان و وظیفه وجودی دولت این است که مقررات را در مقابل متخلفین اجرا کند، چه امنیتی، و چه غیر امنیتی."
به گزارش ایسنا، محمدتقی مصباح یزدی، رییس موسسه امام خمینی در قم، طی دیدارجمعی از دانشجویان بسیجی شرکت کننده در «طرح ولایت و اردوهای جهادی»، با اشاره به طرح عفاف و حجاب مدعی شد:
"هنگامی که این مساله مطرح میشود عدهای میگویند مگر میشود با مردم مبارزه کرد و با استناد به آیه لااکراه فی الدین، میگویند دین برای فشار نیست، بلکه حضرت علی با تازیانه وارد بازار میشد و اگر از کسی خلافی سر میزد وی را تازیانه زده و تعزیر میکرد."
مصباح ادامه داد "اسلام برای همه امور برنامه دارد و برنامهای را برای کیفر نیز در نظر گرفته است. مگر جامعه تنها معطوف به کار امنیتی با سلاح و کار فرهنگی با نرمی است؟ پس در این میان با تخلفات قانونی چگونه باید برخورد کرد؟ کسی که در مقابل قانون ایستادگی میکند باید با وی مقابله کرد مساله چه امنیتی باشد و غیر امنیتی."
رییس موسسه امام خمینی در قم با بیان اینکه "دولت قدرت اجرای قانون است" تاكید كرد: دولت که فقط کارش فرهنگی نیست، کار فرهنگی جای خود اما شان و وظیفه وجودی دولت این است که مقررات را در مقابل متخلفین اجرا کند و یکی از ویژگیهای دولت قوه قاهره است.
عضو مجلس خبرگان گفت "این صحیح است که اگر کسی در زیرزمین خانه خود مشروب خورد نباید وارد حریم این شخص شد، اما اگر کسی در خیابان عربده کشی کرد نیز برخی میگویند دولت فقط باید نصیحت کند. اینگونه نیست؛ چراكه باید این شخص را دستگیر و زندانی کرد. "
مصباح با بیان این قرائت دینی که "اگر پسر و دختری عمل منافی عفت انجام دادند باید در حضور مردم به آنها صدتازیانه زد"، گفت "سپس سفارش شده است که مبادا تحت تاثیر عاطفه قرار بگیرید و این نشان میدهد که اجرای احکام جای اعمال عاطفه نیست، بلکه باید قاطعانه برخورد کرد. "
مصباحیزدی با بیان اینکه انقلاب اسلامی برای اجرای احکام ا لهی در جامعه بوده است" گفت: اگر هدف ما اجرای دینی بود که در کلیساها و معابد برقرار است، پس برای چه انقلاب کردیم.
وی گفت: متاسفانه بسیاری از متدینین، نخبگان و انقلابیون ما باورشان نیست که قلمرو دین کجاست، زیرا تحت تاثیر فرهنگ غربی هستند و اگر ما بخواهیم اصلاحاتی را به وجود بیاوریم، اول باید مشخص کنیم که جایگاه دین کجاست.
امروز: تراب ذاكری فرزند شهيد غلامشاه ذاكري فرمانده سپاه قشم در جنگ ايران و عراق، دانشجوي فوق ليسانس مديريت دانشگاه تهران و از اعضاي سازمان مجاهدرين انقلاب اسلامي شاخه هرمزگان توسط ماموران اداره اطلاعات در شهرستان بندرعباس بازدداشت شد.
به گزارش خبرنگار امروز، وي ۴ روز پيش پس از تماس از ستاد خبري اداره اطلاعات و مراجعه به آنجا بازدداشت شده است و تاكنون هيچ تماسي با خانواده خود نداشته و از محل نگهداريش هيچ اطلاعي در دست نيست.
کاهش محبوبیت و مقبولیت بینالمللی حاکمیت فعلی، چنان که در سخنان اخیر رئیس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی [۱] و همچنین در بولتنهای داخلی سپاه [۲] انعکاس پییدا کرده است، فاکتوری تعیین کننده در مناقشه هستهای مابین ایران و غرب میباشد و میتواند در آینده بستر ساز تحریمهای شدیدتر و حتی برخوردهای نظامی باشد. در عین حل نحوه نگرش و واکنش هر یک از منابع فوق الذکر نیز نسبت به این مقوله در خور توجه میباشد. اولی با اشاره به وقایع بعد از انتخابات، "سران فتنه" را مقصر اصلی این کاهش محبوبیت ایران در میان کشورهای اسلامی میداند و دومی با اشاره به نتیجه نظر سنجی اخیر موسسه تحقیقاتی پیو، با جعلی خواندن این نظر سنجی، آنرا "توجیه کنندهٔ اقدامات غیر قانونی" و "زمینه ساز برخوردهای احتمالی در آینده میداند".
قدر مسلم منازعات بین المللی همچون بازی شطرنجیست که هریک از طرفین نهایت استفاده را از اشتباه طرف مقابل میبرد. با این حال جبران این اشتباهت با فرافکنی و انکار آن میسر نخواد شد. جالب است که مدعیان "بصیرت" که زمان و زمین را به جرم دیگرگونه دیدن، به دم نزدن و سکوت فرا میخوانند از درک و دریافت اشتباهات فاحشی که مخصوصا طی یک ساله گذشته مرتکب شده اند غافلند. اشتباهاتی که عواقب آن بیش از هرچزی فراهم کنند و بستر ساز "اقدامات آینده" علیه کشورمان می باشد.
آیا صاحبان "بصیرت" شلیک مستقیم به مشروعیت و مقبولیت خود را که همانا با سرکوب خونین اعترضات مسالمت آمیز مردم به وقوع پیوست را نمیبینند؟ شاید با نسبت قتلها و کشتار بعد از انتخابات به این و آن و داستان بافی در قالب "روشنگری" خواب خرگوشی طرفدارانتان بر هم نخورد ولی اینها واقیعتها ایست که جهان آن را دیده است و فراموش نخواهد کرد و در صورت ادامه غفلتها و اشتباهات، رقیبان و بد خواهان از آن نهایت استفاده را خواهند کرد.
آیا "بصیرت حاکم" از دیدن این واقعیت ساده که مقبولیت حاکمیت در بین ایرانیان خارج نشین نیز بشدت کاهش یافته است ناتوان است؟ این ایرانیان که غالباً جزو نخبگان و برگزیدگان جامعه محل سکونت خود می باشند همچون ریشهٔ درختان به هنگام سیلاب وقایع و "اقدامات احتمالی در آینده" می توانند محافظ خاک وطن باشند. اجماع شکل گرفته در بین جامعه ایرانی ساکن خارج کشور، آیا بیش از هرچیز نتیجهٔ برخورد ظالمانه با اعترضات نجیب مردم داخل کشور نیست؟
در بعد داخلی هم "صاحبان بصیرت" آیا نمیبینند که با عملکردشان بیش از هر عاملی زمینه ساز دخالت بیگانگان و "فراهم کننده بستر مناسب" برای برخورد نظامی با ایران می باشند. متهم کردن تمامی رقیبان سیاسی به همراهی با بیگانگان و القا باژگونهٔ این مطلب که تمامی کسانی که خواهان تغییر در کشور هستند، وابسته به بیگانگان و خواهان اقدام نظامی بر علیه ایران میباشند [۳] از یک طرف و از طرف دیگر حاکم کردن منطق زور از طریق سرکوب تمامی اعتراضات مردمی، آیا نتیجهای جز ایجاد دید مثبت نسبت به حملهٔ نظامی به کشور دارد، حداقل در آن بخشی از جامعه که خواهان تغییر می باشند. همچنین در دراز مدت حاکم شدن منطق زور، چیزی جز ظلم پذیر و سلطه پذیر بار آوردن جامعه میباشد و آیا از روزی نمی ترسید که این فرهنگ چنان در جامعه جا بیافتد و آنرا منفعل کند که حتی نسبت به هجمهٔ خارجی هم بیتفاوت باشد؟ اگر به کمک "بصیرت" خاص تان تاریخ را هم جور دیگر میبینید، حداقل امید است همسایه سالهای نه چندان دورتان، صدام حسین، را فراموش نکرده باشید.
تمامی اقدامات حاکمیت در طی یک ساله گذشته با هر نام و توجیهی هم که صورت گرفته باشند ریشهای جز نحوه نگرش حاکمیت به "قدرت" و "مردم " ندارد. نگرش و "بصیرتی" که قدرت را در زور بازو میبیند و هیچ سهمی از قدرت برای مردم قائل نیست. نگرشی که در آن عوام نمیفهمند و خواص فریب خورده اند. هنوز هم برای شستشوی "بصیرت" و جور دیگر "دیدن" دیر نشده است.
1- http://new.parlemannews.net/print.aspx?n=12171
2- http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/june/29//-b9a8119800.html
۳ - در تمامی برنامههای تلویزیونی که جدیداً بر علیه دگر اندیشان پخش میشود بر روی این نکته تاکید میشود که اینان خواهان حمله نظامی به ایران هستند در صورتی که واقعیت چیز دیگری است و موضع گیریهای این افراد در قبال تحریم و جنگ که نقض این مطلب را نشان میدهد، موجود می باشند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر