-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 09/06/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



محسنی اژه‌ای: زندانیان سیاسی که آزاد شدند، عهدنامه امضا کردند؛ حصر سران سبز به نفع خودشان است

محسنی اژه‌ای امروز در یک نشست خبری به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه  در مورد حصر خانگی میرحسین موسوی  مهدی کروبی که بیش از ۲۰۰ روز است در بازاداشت خانگی بسر می‌برند گفت: «حصر خانگی برخی افراد به منزله بازداشت موقت نیست و برای آنها بهتر است که محدود شوند.»

وی با اشاره به اینکه در آئین دادرسی تعبیری برای حصر وجود ندارد افزود:‌ «گاهی صلاح است که برخی از دستگاه‌ها و اشخاص برای حفظ نظام و یا حفظ خود محدود شوند.»

میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان از شش ماه پیش تاکنون بدون هیچ گونه اتهامی در حبس خانگی به سر می‌برند.

دادگاه فائزه هاشمی

آقای محسنی اژه‌ای در بخش دیگری از سخنانش گفت که دادگاه فائزه هاشمی که «در پی در خواست استمهال وکیل پرونده که یک ماه به تعویق افتاده بود»، پس از پایان این مدت برگزار می‌شود.

وی گفت «زمانی که مدت خواسته بودند یک‌ ماه بود که دادگاه هم با آن موافقت کرد ولی من نشنیدم که این مهلت تمدید شده و یا تغییر کرده باشد.»

پرونده فائزه هاشمی رفسنجانی با اعلام جرم دادستانی تهران و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به دلیل مصاحبه او با وبسایت «روز آنلاین» به جریان افتاد. در این مصاحبه خانم هاشمی گفته بود که «مملکت را اراذل و اوباش اداره می‌کنند.»

اختلاس میلیاردی استانداری تهران

سخنگوی قوه قضاییه در ادامه به پرونده اختلاس استانداری تهران اشاره کرد و گفت این پرونده هنوز به دادگاه نرفته است.

محسنی اژه‌‌ای با بیان اینکه این اختلاس هم در دوره گذشته و هم در دوره کنونی رخ داده اضافه کرد که این پرونده برای رسیدگی و صدور حکم به دادگاه ارسال شده است.

وی در ادامه افزود که «یک پرونده در این زمینه به دادگاه ارسال شد، اما به دلیل برخی ایرادات نقض شد. همچنین برخی افراد نیز در این رابطه دستگیر شده و برخی نیز با قید ضمانت آزاد هستند.»

پرونده اختلاس استانداری تهران پس از آن فاش شد که سازمان بازرسی کل کشور در جریان بررسی وضعیت مالی استانداری تهران و برخی فرمانداری‌های تابعه، سوء جریان مالی به میزان بیش از یک میلیارد و صد میلیون تومان را از ارتشاء، اختلاس و تضییع حقوق دولت گزارش کرد.

گفتنی است این اختلاس در زمان کامران دانشجو، مسئول برگزاری انتخابات خونین ریاست جمهوری سال ۸۸ اتفاق افتاده است.

زندانیان سیاسی آزاد شده عهدنامه امضا کردند

سخنگوی قوه قضائیه در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به زندانیان سیاسی آزاد شده در عید فطر گفت که این افراد «عهدنامه امضا کرده‌اند.»

وی گفت: «پس از فتنه ۸۸ عده‌ای که امنیت جامعه را به خطر انداختند دستگیر شدند و محکومیت‌هایی را پیدا کردند. البته کسانی که نسبت به گذشته احساس پشیمانی کرده و درخواست و پیشنهاد عفو دادند درخواست‌شان مورد ارزیابی قرار گرفت و پس از این که مشخص شد وجودشان در بیرون از زندان مضر نیست و نادم هستند با مرخصی، آزادی مشروط و عفو‌آنها موافقت شد.»

آقای اژه‌ای گفت که خود زندانیان سیاسی نیز تقاضای عفو داشته‌اند.


 


خبر افتتاح موزه مراجع قم جوک نبود‌!

مدیر کل میراث فرهنگی قم جدی جدی از ایجاد موزه مراجع در قم خبر داد. وی ضمن ابراز خوشحالی غیر قابل کنترل از این موضوع افزود: بدلیل هجوم وحشتناک توریست به قم که همه‌شان بطرز حیرت‌آوری علاقمند به آشنائی با مراجع در تمام طول تاریخ می‌باشند، ما جهت رفاه حال این عزیزان و سرگرم کردن هرچه بیشترشان در فصل اوج صنعت توریسم، این موزه را تأسیس نمودیم تا علاوه بر ایجاد تحول اساسی در صنعت توریسم همگان را با مراحل کاشت داشت برداشت و کلاً تولید روایت آشنا کنیم. وی همچنین پیشاپیش آمادگی این موزه را جهت همکاری با سایر موزه‌های جهان اعلام و ابراز امیدواری کرد که با قراردادن مراجع عتیقه‌ی قم در موزه، علاقمندان بتوانند فقط با یک بلیط از تمام عتیقه‌های موجود در قم یکجا دیدار کنند.

وی ادامه داد: در ابتدا ما قصد افتتاح باغ وحش مراجع در قم را داشتیم که متأسفانه بدلیل کمبود فضا به ازاء تعداد زیاد جانور موجود در قم این امر محقق نشد، لیکن حسب قول‌های بعمل آمده، به جهت پر کردن بهینه‌ی اوقات فراغت توریست‌های قم انشالله بزودی یک واحد باغ وحش نیز در کنار موزه افتتاح گردیده، باشد تا با این عمل خداپسندانه بتوانیم از این به بعد از حیث تولید رازبقاء در قم به خودکفائی انبوه و قطع واردات از حوزه‌های علمیه‌ی دیگر برسیم. وی همچنین پیش‌بینی کرد با افتتاح موزه و باغ وحش مراجع در قم شاهد آغاز حمله‌ی توریست‌های جهان به قم و ورشکستگی سایر جاهای دیدنی دنیا و خلق حماسه‌ای دیگر از طرف مراجع قم باشیم.

لازم به ذکر است که این موزه بعنوان تنها موزه‌ی جهان که هیچ دزدی حاضر به سرقت از آن نیست در گینس ثبت شده که خود حائز اهمیت بسیار است. موزه مراجع همچنین تنها موزه جهان است که در آن قدمت عتیقه‌های موجود از اولین عتیقه‌ی مکشوفه کره زمین میلیون‌ها سال بیشتر است. سازمان میراث فرهنگی قم همچنین از افتتاح تندیس احمد جنتی بعنوان عتیقه‌ترین عتیقه‌ی جهان در مراسم افتتاحیه‌ی این موزه خبر داد!

 


 


هم راز

من آن شمعم بيــا پروانــه‌ام ده
من آن مستم بيـــا پيمانـه‌ام ده
تُرا گَــر آن سبو پُر مٍــى نباشــد
كَــرم كُن، راه در ميخانـــه‌ام ده
اگر ساقـــى حضور مـــا نخواهد
تو زيبــــا حالتی، مستانـه‌ام ده
چو عاشق بلبلی بر شاخساران
چـــو گُل بَهر دريدن جامـه‌ام ده
چه سودی آشنا را هم نشينى
حبيبـــا، همدمی فرزانـــه‌ام ده
من از اين عاقلان تا كی بنـــالم
به خود ديوانه در كاشانــه‌ام ده
ز درد هجـــر تـــو آوارگـــی بس.
به كوی خود، محقر خانــه‌ام ده
به عزم كـــوی تو هم راز خواهم
مــرا هم صحبتی دُردانـــه‌ام ده
چه خوش نالی زهجر او، تو شانى
بيـــا چاكی تو بر اين سينه‌ام ده

م.ش (شانی)


 


سپاه آتش بس را نپذیرفت؛ یک شهروند غیر نظامی دیگر در کردستان عراق کشته شد

خبرگزاری نیمه رسمی پیامنیر گفته است بار دیگر روستاها و مناطق مسکونی در اعماق اقلیم کردستان مورد هدف آتش توپخانه‌ی سپاه‌ پاسداران جمهوری اسلامی قرار گرفت.

فرماندار منطقه سوران به پیامنیر گفته است که بر اثر این حملات یک زن به نام «هیمن صدیق پیرو» ساعت ۹ یکشنبه شب کشته و دو نفر دیگر به نام‌های «طاهر قادر» و «فرهنگ مجید» زخمی شدند.

بر پایه همین گزارش کرمانج عزت تاکید کرده این اولین بار است که‌ روستاهایی در اعماق خاک اقلیم کردستان به‌ شدت مورد حملات توپخانه‌ای جمهوری اسلامی قرار می‌گیرند.

پیش از این  همزمان با انتقاد سازمان دیده بان حقوق بشر از کشته شدن غیرنظامیان در کردستان عراق بر اثر حملات نظامی ایران و ترکیه یک نوجوان ۱۵ ساله بر اثر شلیک مستقیم گلوله نیروهای نظامی ایران در منطقه حاج عمران کشته شده بود.

در دو ماه گذشته این پنجمین شهروند غیرنظامی است که بر اثر حملات نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در کردستان عراق کشته می‌شود.

چند روز پیش همزمان با آغاز دور جدید حملات توپخانه‌ای جمهوری اسلامی  سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که حملات مرزی ایران و ترکیه در کردستان عراق منجر به کشته شدن دست کم ۱۰ غیرنظامی و آوارگی صدها تن از اواسط ژوئیه امسال تاکنون شده است.

جو استورک، رئیس بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر گفته بود: «شواهد نشان می‌‏دهد که ترکیه و ایران هرآنچه را که برای کاهش خسارت بر غیرنظامیان لازم است انجام نمی‌‏دهند. حداقل در مورد ایران می‌توان گفت که آن کشور احتمالا به طور عمدی غیر نظامیان را مورد حمله قرار می‏‌دهد. صرف نظر از دلایل این کشورها برای حملات نظامی، آنان باید به قوانین بین المللی بشردوستانه احترام بگذارند.»

رسانه‌های رسمی ایران و پژاک حزب حیات آزاد کردستان چند روز پیش از آغاز دور جدید درگیری‌های نظامی در مناطق مرزی خبر داده‌اند. آمار دقیقی از تلفات این درگیری که از عصر روز جمعه آغاز شده در دست نیست، اما آنطور که از آمارهای ارائه شده از دو طرف این درگیری مشخص است، نزیک به ۱۵۰ شهروند نظامی بر اثر این درگیری‌های کشته شده‌اند.

افزایش شمار تلفات نظامی و غیر نظامی بر اثر این حملات در حالیست که پژاک، حزب حیات آزاد کردستان دیروز در بیانیه‌ای پشنهاد آتش بس در صورت پذیرفتن این تصمیم از سوی جمهوری اسلامی کرده بود.

در واکنش به این خبر صبح امروز سرهنگ حميد احمدی سخنگوی سپاه در عمليات شمالغرب كشور، گفت: «خواسته ما اين است كه آنها ابتدا مرزهای ما را ترک كنند و در حال حاضر اعلام آتش بس مفهومی ندارد.»

پژاک هشدار داده بود که در صورت نپذیرفتن این آتش بس مسولیت هرگونه «هر گونه رخداد آتیه» جمهوری اسلامی است.


 


شورای هماهنگی راه سبزامید قرار است کدام راه سبز امید را هماهنگ کند؟

از همان روز نخست که پس از حصر خانگی موسوی و کروبی شورای هماهنگی راه سبز امید درخارج از کشور اعلان موجودیت نمود حرف‌ها و حدیث‌ها درباره این شورا شروع شد و هرگز هم خاتمه نیافت.

هرچقدر هم با مواضع موسوی و کروبی مخالف باشیم و اصلاح طلبی را محکوم نماییم این دو با هویت‌های واقعی خودشان بدون هیچگونه پرده پوشی بیانیه صادرمی‌کردند و مواضعشان را اعلام می‌کردند. شورای هماهنگی به گفته خودش به دلایل امنیتی از اعلام نام اعضا خودداری می‌کند. چنین تشکیلاتی اگر حتی وجود خارجی نیز داشته باشد با پنهان کردن نام خود چگونه می‌تواند ازمردم بخواهد خارج از فضای مجازی و اسامی مستعار اعتراض خود را اعلام کنند؟

این شورا با تکیه برسخنگوی خود اردشیر امیر ارجمند می‌خواهد راه سبز امیدی را هماهنگ کند که اصلا معلوم نیست سرش کجاست و تهش به کجا می‌رود. نهایت فعالتیش ایجاد موضع داغ در بالاترین و سایر شبکه‌های اجتماعی و چمباتمه زدن مقابل کامپیوترها و هورا کشیدن برای موافقین و فحاشی به مخالفین است. اگر این راه سبز امید است که باید فاتحه راه سبز امید را ازهمین حالا بخوانیم.

اعتراض‌های آذربایجان درهمان آذربایجان باقی ماند چون معترضان دردیگر نقاط نمی‌خواهند گوش به فرمان شورایی باشند که معلوم نیست اصلا وجود خارجی دارد یا خیر. شاید به همین دلیل بود که فراخوان‌های شورا برای راهپیمایی سکوت یا گفتن الله اکبر بر فرازبام‌ها عملا با شکست مواجه شد. در داخل کشور می‌توانیم بگوییم حکومت سرکوب می‌کند ولی درخارج ازکشور که سرکوب‌های جمهوری اسلامی بی‌ معنی است. چرا هیچ کس از شورای هماهنگی و فراخوان‌هایش استقبال نمی‌کند‌؟ چون همه می‌فهمند غایت این شورا بازگشت به آرمان‌های طلایی امام راحل و اجرای بدون تناول قانون اساسی است. همان‌ها که بسیاری از آن گریزانند.

شورای هماهنگی راه سبز امید باید از بیانیه نویسی و شعار زدگی دست بردارد. یکبار برای همیشه بیاید و اعلام کند جزیی از خود نظام است که برای ازمیان بردن اپوزوسیون برانداز و حفظ لابی اصلاح طلبان خط امامی تشکیل شده است. تکیه بر «تکثر گرایی » هم برای تشکیلاتی که از اعلام نام اعضا خود هراس دارد نیز مضحک و بدون معنی است. اگر این شورا واقعا تکثر گرا بود جایی هم برای اپوزوسیون برانداز باقی می‌گذاشت.

درغیر این صورت مشخص نخواهد بود این شورا قرار است کدام راه سبز امید را هماهنگ نماید و درچرخه‌ای از بی‌نظمی و بی‌ هویتی حل خواهد شد و عملا با گذشت زمان ازمیان خواهد رفت.


 


راننده گرامی! به کجا چنین شتـــابان؟!

پس از این تعطیلات چند روزه عید فطر در ایران آماری از طرف پلیس راه منتشر شده که واقعن مایه تاسف است. البته برای همگان اینگونه آمارها و تاسف‌های یک موضوع تقریبن عادی است. صدها کشته و زخمی در جاده‌های کشور مجددن ارمغان چند روز تعطیلی در ایران بوده است.

همه ما این را می‌دانیم که جاده‌های کشورمان یکی از خطرناک‌ترین جاده‌های جهان است که اصول مهندسی و راهسازی در آن به هیچ عنوان رعایت نمی‌شود و همواره هم در محافلی که گپ و گفت و گویی پیش می‌آید به بیان انتقاد از این وضع می‌پردازیم و به حق هم انتقادات درستی است. شاید فقط در ایران شما در لاین سرعت در حال حرکت هستید و ناگهان خندقی در مقابل دیدگانتان ظاهر می‌شود یا ابتدای اتوبان را با ۶ لاین آغاز می‌کنید در وسط به ۳ لاین می‌رسید و بعد مجددا ۶ لاین؛ دوباره دولاین؛ و....

مطلب بعد کیفیت پایین خودرو‌های داخلی است که اکثریت جامعه از آنها استفاده می‌کنند. همواره این موضوع هم یکی از مسائل طنز و سوژه‌ی لبخند و شادی در محافل ما ایرانی هاست که به تمسخر محصولات ایران خودرو و سایپا می‌پردازیم و همگان در این  ممکلت می‌دانیم که به عنوان مثال خودرو پرایــد محصول شرکت سایپا که این روزها تعدادش از هر خودرویی بیشتر است توان سفر بین شهری را ندارد و مرکبی است که از سرعت ۹۰ کیلومتر بر ساعت تغییر کاربری می‌دهد و تبدیل به کابین مرگ می‌شود. همه هم بر این مساله واقف هستند. در این باره هم حق با منتقدین است؛ چون کیفیت محصولات ارائه شده توسط شرکت‌های خودرو سازی به نسبت پولی که دریافت می‌کنند به شدت پایین است.

خب! تا همین الآن همه حق‌ها با ما بود؛ با مایی که می‌نشینیم و انتقاد می‌کنیم و به معضلات می‌خندیم و گاه حرص می‌خوریم! ولی خواهش می‌کنم یک فاکتور دیگر را در تحلیل‌هایمان فراموش نکنیم و آن طریقه رانندگی است. شاید اولین چیزی که در سفر به تهران یا هر نقطه از ایران توجه هر تازه واردی را به خودش جلب کند طریقه‌ی رانندگی ما ایرانی‌هاست. واقعن طریقه رانندگی در ایران به هیچ عنوان قابل توصیف نیست؛ فقط تنها پیشنهاد نگارنده این است که یکبار در پرایدی بنشینید و مثلا مصافت ۲۰ کیلومتری ای را طی کنید تا عمق فاجعه را با گوشت و پوست خودتان احساس کنید. نیاز به طی مسافت بیشتر هم نیست.

حال مطلب جایی جالب‌تر می‌شود که همه این رانندگان به وضع بد جاده‌ها و کیفیت پایین ماشین‌ها کاملا واقف هستند و همگی هم جزء منتقدین. بگذارید این را هم در آخر این نوشته اضافه کنم که دیگر مطلبم فوق العاده جالب شود. همه رانندگان مذکور به وضعیت رانندگی یکدیگر هم نقد دارند. ولی انگار در این کشور همه مجبوریم اینگونه رانندگی کنیم! انگار اینگونه یاد گرفته‌ایم و عادت کرده‌ایم به این طرز وحشتناک که نامش را واقعا نمی‌شود رانندگی گذاشت.

البته هدف از این نوشته تبرئه خودرو سازان و راهسازان این مملکت نیست که نوشته‌ای هزار صفحه‌ای هم نمی‌تواند تبرئه شان کند؛ هدفش همان سوزن است به خویشتن در مقابل این همه جوال دوزی که میزنیم به راه و خودرو‌ها و اوضاع مملکت!


 


گزارشی از اعتصاب پارچه‌فروشان؛ چرا بازاریان حاضر به پرداخت مالیات نیستند؟

بیش از یک‌ماه از اعتصاب پارچه فروشان تهرانی می‌گذرد. اعتراضی که نسبت به اجرای قانون پرداخت مالیات بر ارزش افزوده صورت گرفته و تالی اعتصابات و اعتراضات صنف طلافروشان در سال گذشته است.

با اینکه قانون مالیات بر ارزش افزوده از سال ۱۳۸۷ در ایران برای برخی از اصناف به اجرا درآمده است اما تاکنون با مخالفت‌هایی جدی از سوی اصناف مختلف روبه‌رو شده است. سال گذشته طلافروشان تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران دو بار در اعتراض به اجرای این قانون دست به اعتصاب زدند و در نهایت با اینکه با دولت به توافق رسیدند اما اعلام کردند سه درصد مالیاتی که باید از مشتری بگیرند و به دولت تحویل بدهند قابل اجرا نبوده و نشدنی‌ست.

بعد از طلافروشان امسال نوبت به پارچه فروشان رسیده است که هنوز در اعتصاب به سر می‌برند. آنها هم نسبت به اجرای این قانون و پرداخت چهاردرصد مالیات بر ارزش افزوده خود اعتراض دارند و مذاکرات مختلف اتحادیه این صنف با نمایندگان مجلس و دولت هنوز به جایی نرسیده است و پارچه‌فروشان همچنان کرکره‌های خود را پایین نگه‌داشته‌اند.

در واکنش به اعتراض و اعتصابات پارچه‌فروشان همان حرف‌هایی گفته شد که در مورد اعتصاب پارچه‌فروش‌ها گفته شد. «وجود دست‌های پنهان در پشت پرده برای ضربه زدن به دولت» و «فرار این اصناف از شفاف‌سازی» و بسیاری حرف‌ها که هیچ‌کدام تاکنون سبب کوتاه آمدن بازاری‌ها از اعتصاب نشده است.

اما واقعا جریان چیست؟ آیا قضیه همان فرار تاجران از دادن مالیات است و اینکه حاضر نیستند با اینکه قرار است این مالیات را از مشتری بگیرند پولی بابت مالیات بپردازند، در حالی که حتی کارمندان جزء هم قبل از دریافت حقوق ماهانه‌شان مالیات می‌دهند؟ آیا فساد اقتصادی که در برخی صنوف بازار وجود دارد و نتیجه اقتصاد فاسد و فشل ایران است موجب فرار آنها از مالیات شده است؟ آیا دولت دارد زورگویی می‌کند و می‌خواهد به زور از بازار مالیات‌های کلان بگیرد؟ اگر اینطور است پس چرا دولت سال گذشته آمار پرداخت مالیات از سوی طلافروشان را منتشر کرد که نشان می‌داد این صنف اغلب مالیات چندانی نمی‌پردازد؟ 

واقعیت اینست که همه اینها هست.

دولتی که قادر به شفاف‌سازی سیاست‌های اقتصادی خود نیست، نمی‌تواند انتظار شفاف شدن وضعیت اقتصادی بازاریان داشته باشد. دولتی که یکی از مخالفان اصلی‌اش در انتخابات سال ۱۳۸۸ همین اصناف مختلف بازار بودند حالا نمی‌تواند انتظار حمایت از آنها را داشته باشد. وقتی دولت خود متهم به فساد اقتصادی‌ست و اعضای هیئت دولت از جمله محمدرضا رحیمی، معاون اول کابینه با اتهام فساد اقتصادی تحت تعقیب قرار می‌گیرد در حالی که خود در جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی از لزوم مبارزه با فساد حرف می‌زند و تاکید می‌کند که ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی گام‌های بلندی در جهت پیشگیری و مقابله با سوءاستفاده‌ها و تخلفات کلان اقتصادی برداشته است. چنین دولتی نمی‌تواند خواهان روشن شدن حساب و کتاب‌های دیگران شود.

از سویی ناتوانی دولت در مدیریت اقتصادی، مقبول نبودن سیاست‌های دولت در نزد مردم، و این که مردم این دولت را منتخب خود نمی‌دانند همه جزو دلایلی‌ست که این عدم اعتماد بازاریان را سبب شده است. مجلس هم با همه تلاشی که برای حل و فصل این مساله کرد چون خود نیز مقبولیتی نزد مردم ندارد تاکنون نتوانسته است این موضوع را حل کند. 

از سویی فساد اقتصادی ایران چیزی نیست که یک شبه پدید آمده باشد و ویژه یک گروه و صنف خاص نیست.

پدیده شهرام جزایری را همه ما هنوز به یاد داریم. کسی که مدت‌ها بخشی از امواج و فضاهای رسانه‌ها، به نام او اختصاص یافته و همگان را حساس و سؤالات بسیاری را در اذهان مطرح ساخته بود.

مهره اصلی، جوانی ۲۹ ساله بود که در مدت کوتاهی، به جایی رسید که براساس اطلاعات به دست آمده می‌تواند تا ۵۰۰ میلیارد تومان پول یا سرمایه را جابه‌جا کند. او افراد بسیاری را در بدنه نظام وام‌دار خویش ساخته و منویات خود را به راحتی به دست آن ها اجرا کرده است. در این میان مبالغی هم به کسانی که متولی کارهای خیر بوده‌اند پرداخته است.

اغلب اقتصاددانان معتقدند که فساد اقتصادی ناشی از تصدی‌های دولت در اقتصاد است، چیزی که در ایران همواره یکی از مشکلات اساسی بوده است و در دولت نهم و دهم بیش از پیش افزایش یافته است.

به گفته کارشناسان علم اقتصاد فساد اقتصادی سبب كاهش سرمایه‌گذاری و كندی رشد اقتصادی و در نهایت باعث عدم تحقق اهداف توسعه اقتصادی در كشورها می‌شود درآمدهای مالیاتی كاهش می‌یابد و كیفیت زیر ساخت‌های اقتصادی و خدمات عمومی تنزل پیدا می‌كند.

چیزی که اکنون در ایران شاهدیم علاوه بر پایین بودن سطح خدمات عمومی و زیرساخت‌های اقتصادی شامل کاهش درآمدهای مالیاتی نیز هست که نمونه واضح آن اعتصابات اصناف مختلف در واکنش با پرداخت مالیات بر ارزش افزوده است. از سویی دولت نیز هرگز در روشن ساختن آنها در مورد منافع پرداخت اینگونه مالیات تلاشی نکرده است و پرداخت مالیات هم چیزی نیست که در ایران نهادینه شده یا به فرهنگ عمومی تبدیل شده باشد.

 

فساد اقتصادی موجود در ایران شامل همه اصناف و گروه‌های اقتصادی می‌شود. نه اینکه همه گرفتار آن باشند اما شاید بخشی از تلاش بازاریان برای عدم پرداخت اینگونه مالیات‌ها جز فرار از مالیات، عدم تمکین به شفاف‌سازی حساب‌ها هم باشد. هرچه باشد در بازار ایران هم مشکلاتی چون اجناس قاچاق همچنان وجود دارد و گریبان خیلی از بنگاه‌های اقتصادی را هم گرفته است.

مجموعه این عوامل شاید سبب شده است که دولت نتواند بازاریان را موظف به پرداخت مالیات کند. دولتی که خود مشکلات اقتصادی فراوان دارد، مدیریت اقتصادی‌اش ضعیف است و برگزیده هم نیست، نمی‌تواند انتظار رفتاری بهتر را از سوی دیگر گروه‌ها داشته باشد یا از آنها همکاری طلب کند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته