گریپاژ مجری و نظر شخصی کارشناس
بی چون و چرا مرد اول هفته گذشته نه علی کریمی و فرهاد مجیدی و نه بازیگران سریالهای بیمزه ماه رمضان بلکه یه افغانی دلاور به نام فضل الرحمن اوریا بود که یک تنه تومار سالها پروپاگاندای صدا و سیمای جمهوری اسلامی در خصوص منطقه و کشورهای همسایه را در هم پیچید و با انتقادات بیسابقه در برنامه زنده تلویزیونی حسابی گل از گل همه شکوفاند.
فضل الرحمن اوریا، روزنامه نگار افغانی که در برنامه زنده شبکه خبر با عنوان «مخالفت با توافقنامه امنیتی آمریكا و افغانستان»، به عنوان کارشناس حضور پیدا کرده بود در پاسخ به سوال مجری برنامه، عامل اصلی این وضعیت را مداخله كشورهای همسایه از جمله ایران و پاكستان ذکر کرد.
علی محمد حسامفر مجری این برنامه که حسابی از پاسخ دندان شکن فضل الرحمن اوریا «گریپاژ» کرده بود و از آن جا که به دلیل عدم تسلط کافی در بحث و صد البته عادت رایج مجریان شبكه های مختلف تلویزیونی به «در چارچوب حرف زدن كلیه كارشناسان مدعو»، توان جمع كردن این ماجرا را نداشت، شوكه شده بود با هزار زور و زحمت توانست بگوید: «البته این نظر شخصی شماست».
کسی هم نبود که از این برادر مجری بپرسد که مگر باقی کارشناسان دعوت شده به صدا و سیما نظراتشان برای خودشان نیست و برای شخص دیگری است!؟
اما فضل الرحمن اوریا که ول کن ماجرا نبود، در بخش دیگر سخنانش در کمال ناباوری بر شدت انتقاداتش از دیپلماسی جمهوری اسلامی در منطقه افزود و این بار «ایران را یگانه کشوری در دنیا دانست که در انزوای کامل به سر میبرد و با هیچ یک از همسایگان خود رابطه دوستانه ای ندارد»
در اینجا بود که تهیهكننده یا ناظران پخش هم با قطع برنامه هم خودشان را خلاص کردند هم به فریاد بی نوا بندگکی به نام علی محمد حسامفر مجری برنامه رسیدند.
دوستی می گفت این علی محمد خان حسامفر حتی در بهره برداری از این اتفاق به نفع صدا و سیما نیز عاجز بود و گرنه به راحتی میتوانست مانند مدیران دغلکار این سازمان عریض و طویل، این اتفاق را عادی جلوه دهد و آن را به حساب فضای باز رسانهی به اصطلاح ملی قلمداد کند.
عزای عمومی برای بیکینی اسلامی
هفته گذشته یکی از مسئولان امور قرآنی کشور کشف کرد که: «قرآنهای وارداتی از چین پرازغلط های املایی است» و از آن بدتر تهیه کنندگان از خدا بی خبر این تابلوها و قرآن های چینی «وضو» هم ندارند از سوی دیگر مدیر عامل اتحادیه زنبورداران ایران هم از واردات عسلهای بیکیفیت با عنوان عسل چینی انتقاد کرده و گفته است: «متاسفانه در بررسیهای صورت گرفته در آزمایشگاههای دامی مشخص گردیده که آب استفاده شده برای تولید این عسل از پسماند کارخانجات صنایع نساجی کشور چین است که باعث عفونتهای روده ای و کبدی میگردد.»
حالا شاید از این دو مصیبتی که کمونیستهای چینی بر سر اسلام و مسلمین آورده اند بتوان چشم پوشی کرد اما نمی توانیم ابراز نگرانی خود را نسبت به کیفیت «جدیدترین مدل بیکینی اسلامی« ساخت همین چشم بادامی های چینی اعلام نکنیم.
شوخی بردار نیست که برادر من!
اگر عسل چینی مصرف کنیم احتمال دارد دو سه روزی اسهال و استفراغ بگیریم و بعد هم با یک بسته «او آر اس» کمی «ماست و خیار» ماجرا ختم به خیر میشود اما این مایوهای چینی اگر زبانم لال... زبانم لال... از هر جایی که جر بخورد تقریباً یک فاجعه ملی رخ داده و بعید می دانم با اعلام سه روز عزای عمومی و تعطیلی حوزه علمیه قم هم بتوان جبرانش کرد، تازه اگر سه روز عزای عمومی هم اعلام بشود باز ملت می خواهند راه بیافتند و بروند شمال و از این بیکینیها بپوشند و مفسده ایجاد کنند.
مدال جهانی با پیراهن فتنهای رنگ!
اما در عالم ورزش هم هفته گذشته اتفاقات عجیب و غریبی رخ داد.
مهمترین خبر این هفته چیزی نبود جز کسب نخستین مدال جهانی تاریخ دوومیدانی ایران توسط قهرمان ملی کشورمان «احسان حدادی».
این موفقیت «حدادی» البته با حاشیههایی همراه بود.
او با پیراهنی فتنهای رنگ (سبز سابق) در مسابقات فینال ظاهر شد و پس از کسب مدال برنز بارها در برابر دوربینهای تلویزیونی با انگشتانش علامت فتنه (v سابق) یعنی نشان پیروزی را به نمایش گذارد.
همین دو کار کافی است تا قاضی صلواتی ۸ سال زندان به جرم اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی و تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را نصیب وی نماید اما حدادی پا را از اینها هم فراتر گذاشت و در وبسایت شخصیاش تاکید کرد که «کسب چنین مدالهایی از سوی او و دیگر ورزشکاران این رشته هیچ ربطی به مدیران فدراسیون دومیدانی و کمیتهیملی المپیک نداشته و تنها نتیجهی تلاش شخصی این ورزشکاران است.»
بفرما... این هم ۱۰۰ هزار تومان جریمه به اتهام توهین به رئیس جمهور!
حدادی در ادامه گفته است که بدون مربی و حتا کوچکترین کمک از سوی فدراسیون به اینجا رسیده است.
این قهرمان، مسوولان را افرادی دانسته که فقط متخصص تخریب چهرههای جوان هستند و در ادامه گفته است: «خوشحال میشویم که چند ورزشکار صغر سنی به مسابقات قهرمانی جوانان آسیا میفرستیم و مدال میگیریم. آمار میدهیم که در مسابقات جایزه بزرگ آسیا فلان و بهمان کردیم، یا در مسابقات ارتشها فلان رکورد را جابهجا کردیم. واقعن که جای تاسف دارد»
این هم ۲ سال برای توهین به رهبری!
او در پایان میگوید: «من همیشه ایران را دوست داشته و دارم اما این مسایل، آدم را دلزده میکند. با این شرایط شاید از ایران بروم و در یکی از کشورها تمرین کنم و فقط در مسابقات برای ایران پرتاب کنم.»
این یکی هم ۵ سال حبس و تبعید به رجایی شهر به اتهام اقدام جهت خروج غیر قانونی از کشور و اعلام پناهندگی سیاسی که سر جمع می کند 15 سال و 100 هزارتومان جریمه نقدی، خیرش را ببینی!
«چادر چارچوق» اولین حریف زنان ورزشکار
خبر دیگر حضور «مریم طوسی» دیگر دوندهی کشورمان در مسابقات قهرمانی جهان در «کرهجنوبی» بود. اگر از تمرین مریم طوسی با «چادر چارچوق» که حریف همیشگی زنان ورزشکار کشور است بگذریم این ورزشکار که پس از موفقیت در مسابقات جهانی داغ دلش تازه شده گفته است:
«وقتی در مسابقات قهرمانی آسیا من از گروه خودم به عنوان نفر اول صعود کردم آنقدر خوشحال بودم که وقتی به طرف مسوولان بازگشتم انتظار دادن انگیزه یا اعتماد به نفس داشتم، اما یکی از آقایان دستاندرکار آمد جلو و به من گفت که چه دارویی خورده بودی؟ چیزی زده بودی؟ جالب اینجاست که همین آقا وقتی من در «ژاپن» به دلیل اینکه استارت خوبی نداشتم ناراحت بودم به جای اینکه به من روحیه بدهند تا با انگیزه بیشتری در فینال شرکت کنم، به طرف من آمد و گفت: «گند زدی با این استارتت، خانم.»
هفتهی گذشته همچنین مسئولان فدراسیون وزنهبرداری با شور و شعف خاصی اعلام کردند که با تلاش ها و پیگیری مثال زدنی توانستهاند محرومیت مادامالعمر «سعیدعلی حسینی» وزنهبردار ایرانی را به ۱۲ سال کاهش دهند.
نتیجه ساده این تلاش ها این است که با توجه به شرایط سنی این قهرمان جهان احتمالا علی حسینی در سال ۱۴۰۲ در سن ۳۸ سالگی در قالب تیم پیشکسوتان ایران در مسابقات دهه فجر شرکت خواهد کرد!
«حسین رضازاده» رییس فدراسیون وزنهبرداری سال پیش این محرومیت علی حسینی را «دسیسهی دشمنان انقلاب اسلامی» دانسته بود، اما سعید علی حسینی، خودِ شخصِ شخیص رضازاده را مسوول این اتفاق دانسته و گفته بود «رضازاده دوست ندارد کسی به رکوردهای خودش نزدیک شود.»
حاج بخشی وارد می شود
سعید حدادیان روضه خوان صاحب سبک! که بسیاری از او به عنوان کاشف «عورت احمدی نژاد» یاد می کنند در آخرین اظهارات خود ضمن آن که چادر و ولایت فقیه را جزو «ناموس» مداحان دانسته و اعلام کرده است که نیروهای جوان حزباللهی باید راه «حاج بخشیها» در برخورد با مقامهای متخلف دولتی را ادامه دهند.
حدادیان گفته که «ما هرگز اجازه نمیدهیم حریمها و نوامیس ما همچون چادر و ولایت فقیه، در این جامعه مورد بیاحترامی واقع شود و در برابر این بیحرمتیها هرگز سکوت نخواهیم کرد.»
شایان ذکر است که این حاج بخشی از پیشکسوتان عرصه چماق است که در دهه هفتاد با تعدادی از قدیمی های این صنف، تقریباً در هر نقطهای از ایران که ۱۵ نفر به بالا دور هم مشغول صحبت کردن بودند، فارغ از این که چه میگویند و از چه حرف میزنند مانند لاکپشتهای نینجا می ریختند و ملت را لت و پار میکردند و کسی هم جرأت نداشت بگوید حاجی بخشی! خرت به چند؟
حاج بخشی در آن سالها با گذشت ده دوازده سال از پایان جنگ ایران و عراق، هنوز با یک لندکروز گِل مالیده شده و پرچم نصر من الله و فتح غریب یا فکر کنم قریب یا فریب (دقیقا خاطرم نیست) در خیابانهای کرج میچرخید و سر ظهر که ملت میخواستند یه چرتی بزنند از بلندگوی ماشینش این آوای آرامش بخش گوشها را نوازش میکرد: «شنوندگان عزیز توجه فرمایید! شنوندگان عزیز توجه فرمایید! هم اکنون جنگنده تیزپروازهای ارتش جمهوری اسلامی ایران بیست و یک مرتبه علی شرقی و علی غربی در بصره را بمباران کردند!»
خلاصه که این برادر حدادیان فرمودند «در حال حاضر که امثال حاج بخشیها پیر شدند این وظیفه به گردن ما افتاده است.»
خدا به خیر کناد!
حدادیان البته در واکنش به انتقادها از منصور ارضی که برای بریدن سر عورت احمدی نژاد جایزه تعیین کرده است گفته «من خود را فدایی حاج منصور میدانم.»
رابین هود در ناتینگهام
رابین هود در تازه ترین اظهارات خود... ببخشید محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام در تازه ترین اظهارات خود گفته است «با تغییر قیافه و بهصورت ناشناس... چند بار سوار تاکسی شدم و از سخنان و اظهارات مردم در مورد حکومت و دولت، کسب اطلاع کردم. و تقریباً سه کورس با تاکسی، به نقاط مختلف تهران رفتیم. مردم در مورد دولت و حکومت تا میتوانستند حرف میزدند»
رابین هود... ای بابا... رضایی جزئیات حرف هایی که ملت در تاکسی می زنند را هنوز منتشر نکرده است اما تا آن جا که در تاکسی، اتوبوس، نانوایی و صف شیر ، همواره تف و لعنت به مسئولان نظام جزو ملزومات بحث در این محافل غیر روشنفکری است بعید می دانم از محتوای فحشهای مردم ببخشید صحبت های مردم چیزی منتشر شود و باید منتظر افشاگری ویکی لیکس در این زمینه باشیم.
دبیر تشخیص مصلحت ناتینگهام... الله اکبر... مصلحت نظام به مسئولان هم توصیه کرده است که گاهی از این شامورتی بازیها در بیاوردند و «با چهره ناشناس به میان مردم بروند تا از مشکلات مردم از نزدیک، اطلاع کسب کنند.»
نه اینکه مشکلات مردم «از دور» اصلا قابل تشخیص نیست و حتما نیاز هست تا مسوولان بالماسکه خودشان را بچپانند لای مسافران در تاکسی تا از طریق ارتباط شانه به شانه بتوانند با مشکلاتشان «از نزدیک» آشنا شوند!
بحث بر سر اعلام بدبختی
هفته گذشته محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ایران در واکنش به واگذاری مسئولیت انتشار نرخ تورم به مرکز آمار ایران گفته که «بعد از ۸۰ سال به یکباره اعلام کردند که نرخ تورم را بانک مرکزی اعلام نکند و فلان سازمان اعلام کند.»
این طوری شد که بانک مرکزی در سه ماه گذشته آمار رسمی از نرخ تورم ارائه نداده در حالی که مرکز آمار نیز در این زمینه سکوت اختیار کرده و از سیاست «وایسادم که وایسادم....» استفاده میکند.
یکی نیست به این بندگان خدا بگوید حالا اعلام کردن یا اعلام نکردن بدبختی و مصیبت برای مردم نان و آب می شود!؟ یا اصلا مردم منتظر اعلام میزان تورم هستند و بدون اعلام نرخ تورم از میزان آن اطلاعی ندارند!؟
خدا خیرتان بدهد...
جبهه پایداری موی دماغ مهدوی کنی
معلوم نیست این جبهه پایداری انقلاب اسلامی یک دفعه از کجا پیدایش شد که حسابی موی دماغ اصولگرایان شده است و هر چه که مهدوی کنی و یزدی برای اتحاد و انسجام اصولگرایان، رشته بودند به کل پنبه کرده است.
بخشی از اصولگرایان که چند هفته ای بود بر سر ترکیب اعضای کمیته ۸+۷ مشغول یقهگیری بودند این روزهای دست از یقه هم بر داشتهاند و ماندهاند که بدبختی این جبهه کوفتی را کجای سرشان بگذارند.
از یک طرف محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به احتمال نزدیک بودن جبهه پایداری با جریان انحرافی گفته است: «این جبهه از عماریون قم و اخراجی های دولت تشکیل شده که باید رابطه چهار رأس مشائیون، دولت، جبهه پایداری و جریان فتنه مشخص شود تا ببینیم رابطه جبهه پایداری با جریان انحرافی چیست؟ آیا آنها را محکوم میکنند؟»
از طرف دیگر اعضای این جبهه قسم و آیه میخورند که «با توجه به روشن بودن مواضع جبهه پایداری علیه جریان انحرافی پاسخ گفتن به افرادی که جریان انحرافی را به جبهه پایداری مرتبط میکنند، موضوعیت ندارد چرا که این افراد بیش از دیگران میدانند که جبهه پایداری، آتش فتنه جریان انحرافی را خاموش کرد».
از یک طرف دیگر که با دو تا طرف قبلی فرق دارد، علی اکبر ولایتی عضو کمیته داوری و نظارت جبهه متحد اصولگرایان معتقد است پیوستن جبهه پایداری به جبهه اصولگرایان دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و گفته است: «ممکن است جبهه پایداری با تأخیر به اصولگرایان بپیوندد اما اصل تشکیل جبهه اصولگرایان را قبول دارد و به تصمیمات آن احترام می گذارد».
این در شرایطی است که باز از یک طرف دیگر که معلوم نیست از کدوم طرف هست، محمدرضا مهدوی کنی و آیت الله محمد یزدی از سران ۸+۷ اعلام موجودیت تشکل های نوپای اصولگرا را «انشعاب و اختلاف» درمیان اصولگرایان میدانند و از سوی دیگر که دیگر واضح است کدام طرف است، استاد مصباح می گوید: «برخی گفتهاند که اعلام موجودیت جبهه پایداری به معنای انشقاق و اختلاف است اما حضور در این جبهه به این معنا نیست بلکه ما تشخیص دادیم تعلقات این گروه به ارزش های اسلام و پایبندی اش به ارزش های انقلاب بیش از دیگران است».
خلاصه بدگرفتاری است که این جماعت به آن دچار شده اند و تلاش تمامی ریش و سبیل سفیدان این قوم که برخی از آن ها عنقریب است که ریق رحمت را سر بکشند هم به تیر دروازه خورده است و اوضاع هر روز قمر در عقربتر میشود و بدبختانه موسم انتخابات هم نزدیک تر!
دو نوگل عروس و داماد
دل و قوه دادن ایران و روسیه و استقبال ایران از کفش گام به گام روسیه ببخشید طرح گام به گام روسیه، مانند عشقولانههای زن و شوهرها، چند روزی بیشتر دوام نداشت و این دو نوگل عروس و داماد به یک باره پاچه هم را گرفتند و بیا و ببین!
اول خبر شکایت ایران از روسیه برسر عدم تحویل سیستمهای موشکی اس -۳۰۰ و بعد نیز کنار گذاشته شدن «شرکت گازپروم نفت روسیه» از طرح توسعه میدان نفتی آذر و جایگزین شده پیمانکاران داخلی (برادران قاچاقچی خودمان) حسابی از گیس و گیس کشی جدید میان این این زوج سابقاً خوشبخت خبر میدهد.
مجری طرح توسعه میدان نفتی آذر هم خیال همه را راحت کرد و گفت: «به زودی قرارداد توسعه میدان آذر به ارزش تقریبی دو میلیارد دلار بین شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیومی متشکل از پیمانکاران داخلی امضا خواهد شد».
برای یافتن نام این کنسرو! متشکل از پیمانکاران داخلی هم زیاد به خودتان زحمت ندهید طبق معمول، برادران قاچاقچی شاغل در قرارگاه خاتم الانبیا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از «انگیزه مضاعف» این مجموعه برای «جبران تأخیرها» در پروژه های نفتی خبرداده اند می باشد و خلاص!
چون هنوز کلام این مجری طرح توسعه میدان نفتی منعقد نشده بود که رستم قاسمی وزیر نفت، از انعقاد قراردادی به ارزش تقریبی 500 میلیون دلار با قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا خبر داد.
نخودینژاد!
آقا به شما چه مربوط است؟
بیل زنی برو جریان خودت را بیل بزن تا هر روز منحرف تر نشود!
حالا خوب شد؟
حتما باید جلوی عالم و آدم این طوری بزنند برجکت را بیاوردند پایین؟
به قول کروبی: «نکن این کارها رو برادر من!»
این محمود احمدینژاد را می گویم.
طرف جمعه قبل به ملت فلسطین توصیه کرده که «نباید به یک دولت کوچک و کم اختیار در قسمت کوچکی از فلسطین قانع شوند و دولت مستقل فلسطینی اولین گام است نه آخرین گام».
سخنگوی تشکیلات خودگردان فلسطین هم نه گذاشته و نه برداشته، یک بیانیه منتشر کرده این هوا! و لُپ کلامش هم این است که «آقا جان ما را به خیر شما امیدی نیست، شر مرسانید!»
سخنگوی تشکیلات خودگردان فلسطین در بیانیه منتشر شده گفته است: «ما در تشکیلات خودگردان فلسطین این اظهارات را رد میکنیم. ما به این اظهارات با سوء ظن نگاه میکنیم چرا که این حرفها به اهداف راستگرایان اسرائیلی کمک میکند»
دفعه پیش هم باز این احمدینژاد در نقش نخود هر آش «از روند گفت وگوهای صلح در میان اسرائیل و فلسطین انتقاد کرده بود» و باز همین نبیل ابو ردینه سخنگوی تشکیلات خودگردان فلسطین، جواب داده بود: «کسی که نماینده مردم خود نیست، انتخابات را جعل کرده و قدرت را با دروغ کسب کرده است، حق ندارد درباره فلسطین، رئیس تشکیلات خودگردان آن و یا نمایندگانش سخن بگوید.»
چی بگه آدم والله!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر