-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه

Latest News from 30Mail for 09/08/2011

این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

محمد خاتمی
1390/6/16

محمد خاتمی در دیدار با شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با انتقاد از افرادی که حقی برای مردم نمی شناسند گفت: دعوای ما با یک تلقی از اسلام است که هیچ شیوه‌ای جز استبداد و خودکامگی را به رسمیت نمی‌شناسد.

آقای خاتمی همچنین با انتقاد بر فضای حاکم بر دانشگاهها تاکید کرد: «دانشگاه نه پادگان است که در آن چون و چرا معنی ندارد و سلسله مراتب سخت برآن حاکم است و رابطه در آن فرماندهی وفرمانبری است نه توجیه کننده سیاست ها و روش ها. بلکه جایگاه نقد ونظر آزاد است، امری که حیات و تحول جامعه به آن وابسته است و شمادانشجویان مسلمان باید پیشتاز نقد باشید.»

مهم‌ترین گزاره‌های سخنان محمد خاتمی را در ادامه می‌خوانید:

* اگر به دنبال امنیت جامعه هستیم نخست فضای نظر و اندیشه باید باز شود.

* امروز که بشر به حق و حقوق خود آگاهی بیشتر یافته است وخواستار حاکمیت بر سرنوشت خویش است وجود تشکل ها و گروه های اختیاری نظیر همین انجمن شما یا حزب و تشکل ها ی مدنی لازم و گریز ناپذیر است.

* باید در گذشته جامعه و کامروائی ها و ناکامی هایی که ایران داشته به ویژه عواملی که سبب انحطاط درجوامعی مثل جامعه ما شده است تامل کنیم. باید در جایگاه ایران در منطقه و جهان وامکانات معنوی و مادی که دارد و مشکلات درونی و بیرونی آن و نیز توطئه هائی که به هر حال علیه آن است تامل کرد. تا به اینها نیاندیشیم و آنها را نشناسیم چگونه می توانیم به تحول بیاندیشیم و هدف تحول را مشخص و به سوی آن حرکت کنیم.

* (یک فرد) دانشگاهی باید در فرآینده تحول نه تنها مشارکت داشته باشد بلکه پیشتاز باشد.

* جنبش دانشجویی در متن جنبش اجتماعی معنی دار و مؤثر است ودردرجه اول درک جنبش یا دست کم زمینه های آن و تحلیل درست از تحولات و وقایع منتهی به روزگار ما لازم است.

* دعوای ما با یک تلقی از اسلام است که هیچ شیوه‌ای جز استبداد و خودکامگی را به رسمیت نمی‌شناسد.

* عده ای انتخاب و رای مردم را امری تزئینی تلقی می کنند.

* انجمن اسلامی بر روی انتخابات آزاد و سالم تاکید و پافشاری کند.

* دانشجویان سعی کنند تا دانشگاه پایگاه آزاد اندیشی باشد. آزاد بلکه ارزش تلقی شدن پرسش روح دانشگاه است.

* دانشجویان بکوشند تا مردم سالاری را درمحیط دانشگاه و در جمع و اجتماعاتی که دارید تمرین و از آنجا به کل جامعه منتقل کنند.

منبع: کلمه و جرس

 


 
 

1390/6/16

دادستان زاهدان اعلام کرده است که محمد اسماعیل ملازائی به جرم «جاسوسی» به قصد «اقدام علیه امنیت ملی» به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.

محمد مرزیه، دادستان عمومی و انقلاب زاهدان در عین حال گفته است که او با یکی از سفارتخانه‌ها ارتباط داشته و با استفاده از کلمات رمز اطلاعات مختلفی را در اختیار عناصر اطلاعاتی این سفارتخانه در دوبی می‌گذاشته است.

آقای مرزیه همچنین بدون بردن نام کشور خاصی گفت: این فرد پرونده افراد مجرم این کشور را که در ایران دستگیر شده بودن، پیگیری می‌کرد و به دنبال آزادی آنها بود.

حافظ محمد اسماعیل ملازائی، داماد مولوی عبدالحمید، امام جماعت مسجد مکی اهل سنت زاهدان است که آبان ماه سال گذشته به اتهام جاسوسی در زاهدان دستگیر شده بود.

همان زمان، برخی رسانه‌ها و از جمله پایگاه اطلاع‌رسانی اهل سنت ایران «سنی آنلاین» دستگیری او را در ارتباط با موج حملات و اعمال فشار بر جامعه اهل سنت ایران دانسته بودند.

مولوی عبدالحمید از جمله کسانی است که در سال‌های گذشته از نحوه برخورد حکومت با اعتراض‌ها و انتقادها، افزایش اعدام‌ها و اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه انتقاد کرده بود.

او همچنین در مورد برخورد حکومت با معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران گفته بود که «اعتراضات و مسائلی که در کشور به وجود آمده حکایت از مطالباتی دارد که بی‌پاسخ مانده است. این اعتراض‌ها باید شنیده شود و سیاست‌های نادرستی که موجب آن شده‌اند تغییر کند».

منبع: ایسنا و مردمک


 
 

1390/6/16

روزنامه شرق از جداسازی جنسیتی در دانشگاه‌های امیرکبیر تهران و یزد هم‌زمان با آغاز مهلت انتخاب واحد دانشجویان در دانشگاه‌ها، خبر داده است.

شرق در شماره روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت نوشت: دانشجويان با مراجعه به سايت‌های داخلی اين دو دانشگاه برای انتخاب واحد با ارائه دروسی مخصوص خواهران و برادران مواجه شده‌اند.

تفکیک جنسیتی در شرایطی در دانشگاه امیرکبیر طبق گزارش شرق تهران اتفاق افتاده که عليرضا رهايی، رئيس این دانشگاه، اجرای طرح تفكيك جنسيتی در شرايط فعلی دانشگاه‌ها را «امكانپذير» ندانسته و گفته بود که در اجرای این طرح  «تعجیلی» نیست.

براساس گزارش شرق تفكيك جنسيتی دروس در دانشگاه اميركبير مشكلاتی برای دانشجويان به‌وجود آورده به طوری كه تعداد كلاس‌های اختصاص يافته به دانشجويان دختر از كلاس‌های تفكيك شده برای دانشجويان پسر كمتر بوده و انتخاب استاد و ساعت دلخواه برای دانشجويان دختر به معضلی در روزهای انتخاب واحد تبديل شده است.

به نوشته این روزنامه اساتيد مخالف تفكيك جنسيتی دانشكده رياضی دانشگاه یزد نیز تحت فشار مسئولان دانشگاه مجبور به جداسازی دانشجويان دختر و پسر در برخی از کلاس‌ها شده‌اند.

دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی نیز روز دوشنبه ۱۴ شهریور از جداسازی جنسیتی تمامی کلاس‌های درسی عمومی و تخصصی خود  خبر دادند.

همچنین براساس نامه‌ای که ماه گذشته برخی از استادان معترض دانشگاه علم و صنعت تهران نسبت به طرح تفکیک جنسیتی خطاب به رئیس مجلس نوشتند، گفتند که در ظرفیت پذیرش دختران در برخی رشته‌های مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد این دانشگاه  «حذف و یا محدودیت» اعمال شده است.

طرح تغییر ترکیب و تفکیک جنسیتی در مراکز آموزش و پرورش و به‌ویژه دانشگاه‌ها ازجمله موضوعاتی است که در دولت‌های نهم و دهم به ریاست محمود احمدی‌نژاد مطرح شده است. قرار است این جداسازی جنسیتی در مراکز پیش دبستانی نیز اجرا شود.

منبع: روزنامه شرق و مردمک


 
 

1390/6/16

ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد موفق شدند پس از هفت ماه حبس خانگی، برای نخستين بار  با سه فرزند خود ديدار کنند.

آقای موسوی در این دیدار با اشاره به انتخابات پيش روی مجلس شورای اسلامی در اسفندماه گفت: «با توجه به تداوم وضعيت فعلی نمی‌توان اميدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.»

ميرحسين موسوی در عین حال در اين ديدار با اشاره به تحولات جاری کشور گفته است: «آينده روشن است.»

آقای موسوی همچنين با شرح برخی از محدوديت‌ها به فرزندان خود گفته است که «از آنجايی که فشارها و محدوديت‌ها به دليل آرمان و سخن حقی است که هر دو به آن اعتقاد دارند، شکرگزارند و راضی به رضای خدا.»

دراين ديدار ميرحسين موسوی و خانم زهرا رهنورد تاکيد کردند که کليه ارتباطات آنها و نيز دسترسی به روزنامه، راديو و حتی بعضا لوازم نوشتاری قطع شده و  تعداد زيادی از آثار هنري‌شان و نقاشی‌های ايشان و خانم رهنورد در روزهای ابتدايی حصر و در بازرسی‌ها از خانه توسط ماموران خارج شده و در جای نامعلومی نگهداری می‌شود.

آقای موسوی و خانم رهنورد تاکيد داشتند که اين اقدامات تنها برای پاک کردن ذهن آنهاست، در حالی که محال است با اين گونه کارها ذهن ايشان نسبت به حقايق پاک شود.

وب سایت کلمه می نویسد: «حضور يک مسئول بلندپايه قضايی در اين ديدار خانوادگی که تنها ديدار موسوی و رهنورد با دختران در خارج از محدوده خیابان پاستور بود از نکات قابل تامل بود که البته اين مسئله با اعتراض شديد ميرحسين موسوی روبه‌رو شد که اين شخص چرا و با دستور چه کسی در خانه فرزندش حضور يافته است.»

هفته گذشته نیز مهدی کروبی، از رهبران معترضان در ایران، در دیدار با خانواده خود پس از نزدیک به هفت ماه با رد اخبار منتشره در رسانه‌های حکومتی ایران تاکید کرد که «بر عقاید خود استوار ایستاده‌ام و ذره‌ای از مواضع خود کوتاه نخواهم آمد.»

منبع: کلمه و رادیو فردا
 


 
 

1390/6/16

وزیر دفاع آمریکا گفته «بهار عربی» حتما به ایران هم خواهد رسید و «به نظر می‌رسد انقلاب در ایران دیر یا زود به وقوع می‌پیوندد.» 

لئون پانتا روز سه‌شنبه در برنامه تلویزیونی چارلی رز تاکید کرده: «جنبشی که خواهان اصلاح و تغییر در ایران است از قیام در کشورهای تونس، مصر، لیبی و سوریه می‌آموزد.»

به اعتقاد وی جنبشی که در ایران، پس از انتخابات ریاست جمهوری، آغاز شده «ه‌مان دغدغه‌های کشورهای دیگر را دارد.»

وزیر دفاع آمریکا که سال‌ها رئیس سازمان سیا نیز بوده درباره حمایت از معترضان در ایران گفته: «ما باید هر قدم لازم برای حمایت از آن‌ها را برداریم، ولی در‌‌ همان حال کاری نکنیم که به ضرر آن‌ها تمام شود.»

وی در این گفت‌وگوی تلویزیونی تصریح کرده که زمانی که مردم تصمیم بگیرند «آن زمان سرنوشت‌ساز» فرا رسیده است، تغییرات زیادی به وقوع خواهد پیوست. 

منبع: رادیو فردا


 
 

1390/6/16

مهدی جامی
صفحه رودررو - دویچه وله

۱- وبلاگ زندگی ما را تغییر داده است. اگر این ادعای بزرگی به نظر برسد می‌توان در سطح کوچک و محدود درستی آن را آزمون کرد. در طول دو تا سه سال اخیر وبلاگ‌نویسان بسیاری وارد عرصه رسانه‌های بزرگ شده‌اند. مثلا مهدی محسنی که وبلاگ جمهور را می‌نوشت امروز در دویچه‌وله کار می‌کند و صنم دولتشاهی که یکی از معروف‌ترین وبلاگ‌های فارسی را می‌نوشت حالا در تلویزیون بی‌بی‌سی مشغول است. آرش سیگارچی هم برنامه خودش را در تلویزیون صدای آمریکا دارد.

 این سه نفر نمونه هایی از زندگی بسیاری وبلاگ‌نویسان را نمایندگی می‌کنند که از رسانه خرد به رسانه‌های جریان اصلی وارد شده‌اند. زندگی آنها تغییر کرده است. محل زندگی‌شان عوض شده است. موقعیت سیاسی‌شان متفاوت شده و ابزارهای رسانه‌ای فراگیرتری در اختیارشان قرار گرفته است. بدون وبلاگ و وبلاگ‌نویسی تصور این تغییرات در زندگی آنها غیرممکن بود.

به همین ترتیب می‌توان زندگی کسانی مثل حسین درخشان را در نظر گرفت که وبلاگ راه آنها را به زندان هموار کرده است. این نمونه‌ها نشانگر آن است که وبلاگ، بازیگر مهمی در زندگی فردی و اجتماعی ما شده است.

۲- وبلاگ‌نویسان در چندین حوزه اسباب تغییر شده‌اند. تغییر دادن رسانه‌های بزرگ تازه شروع شده است و پیامدهای وبلاگی شدن آنها هنوز ادامه دارد و به نهایت‌های خود نرسیده است. صنم دولتشاهی برای نمونه آن جوش و خروش وبلاگ نویسی اش را در بی‌بی‌سی ندارد. دلیل ساده‌ای برای این تفاوت وجود دارد: وبلاگ نویسی یک کار فردی است. وقتی فرد در جمع قرار می‌گیرد مشخصه‌های تاثیرگذاری او متفاوت می‌شود چون دیگر خصلت کار فردی بر آن صدق نمی‌کند.

تغییرات زیرپوستی دیگری در رسانه‌های بزرگ آغاز شده است. زمان می‌برد تا تمام این تغییرات آشکار شود. این زمان بردن به برآمدن نگره‌های مدیریت تغییر هم مربوط است. وبلاگ چیزهایی را به رسانه‌های بزرگ داده است که این رسانه‌ها مشتاق اش بوده‌اند: درگیر کردن مخاطب با رسانه. اما این عرصه‌ای بی‌مرز است. مرزهایی که تاکنون در رسانه‌های بزرگ از پیوند با وبلاگ کشف و تجربه شده تنها مقدمات پیوند مخاطب و رسانه است.

پیوند خواننده یک وبلاگ با نوشته‌ها و نویسنده آن یک پیوند ساده است و پیوند هزاران مخاطب با یک مجموعه رسانه‌ای، شبکه‌ای از پیوندهای تو در تو. نوع تاثیر و تاثر این دو، رابطه و دامنه آن طبعا متفاوت است و زمانی که بتوان به مدیریت این رابطه دوسویه رسید زمانی درازتر.
 
۳- وبلاگ‌های ایرانی پیش از آنکه به رسانه‌های بزرگ فارسی زبان پیوند بخورند یا توجه این رسانه‌ها را به خود جلب کنند مدتی را در میدان‌های گفتمانی دست و پنجه نرم کرده‌اند و نهایتا توانسته‌اند تغییرات گفتمانی مهمی را به وجود آورند.

یک تغییر گفتمانی بنیادین شکسته شدن حلقه‌های نفوذ روشنفکران ادبی و سیاسی نسل‌های گذشته بوده است. این روشنفکران درک معینی از رسانه داشته‌اند که می‌توان آن را با مرور مجلات‌شان پیدا کرد. مشخصه‌های تکرارشونده این مجلات فارغ از تفاوت‌های فکری و جناحی و سلیقه‌ای نویسندگان آنها همان درک گفتمانی نسبتا واحدی است که وبلاگ آن را شکسته و دور ریخته است.

عبرت آموز است که در میان وبلاگ نویسان کسی -بجز یک دو تن استثنا- از این نسل حضور ندارد. این خود نشان می‌دهد که وبلاگ، رسانه روشنفکران مجله‌نویس نبوده است. رسانه جوانان و نویسندگان نوجو و روزنامه نگاران بی‌روزنامه بوده و هست.

من گاهی تعجب می‌کنم که دایره مطالعات روشنفکران نسل پیش همچنان در ادبیات این یا آن کشور یا حتی آدم‌های معین از این کشورها و حتی بازخوانی و ترجمه مجدد کتاب‌های خاصی از آنها چرخ می‌خورد و اصولا از دهه‌های معینی از قرن بیستم بیرون نمی‌رود.

شاید این گرایش را بتوان از نظر سنی چنین توجیه کرد که بیشتر این نسل در جوانی خود با ادبیات دهه ۶۰ و ۷۰ (میلادی) غرب آشنا شده‌اند و همان را هم محور و مرکز فهم خود از جهان مدرن قرار می‌دهند.

وبلاگ‌نویسان این دایره بسته را شکسته‌اند. حوزه کنجکاوی وبلاگ‌نویسان ایرانی به طور آشکاری از نسل مجله‌نویس قبلی فراتر و بزرگتر است و البته به ابزارهای وب‌پژوهی تازه‌ای هم مجهز است که در دسترس نسل قبل نبوده است.

رهبری ادبی و سیاسی متمرکز یا حلقه‌ای نسل پیش، بنابراین، در نسل وبلاگ‌نویس تغییر یافته و خرد و هسته‌ای شده است. به زبان دیگر، وبلاگ‌ها (به طور نسبی و در قیاس با نسل پیش از وب) فاقد مدیریت مرکزی و فکری و حزبی بوده‌اند.

رسانه‌های پیش به نوعی "مدیریت" می‌شدند. رسانه وبلاگ رسانه‌ای بی‌رهبر و مدیر است. این زمینه ابتکار فردی را در وبلاگ‌ها بسیار فعال کرده است. من زمانی وبلاگ را نهادی برای بی‌نظمی توصیف کرده بودم.* این یکی از آن جنبه‌های بی‌نظمی در این رسانه است: خروج از نظم‌های تعریف شده روشنفکران فرانسوی ماب یا چپ‌گرا یا صاحب محفل نسل پیش و نسل‌های پیش؛ جنبه‌ای که کمتر دیده می‌شود.

آنچه دیده می‌شود عمدتا بی‌نظمی وبلاگ نسبت به نظم حاکم در ایران است که نظم اقلیت است. نظمی که می‌خواهد این "بی‌نظمی" را با فیلترینگ مجازات کند و به خیال خود به "نظم" مطلوب درآورد. نظم اقلیت خواهان به قید آوردن اکثریت است. پس دامنه فیلترینگ را به حداکثر ممکن گسترش می‌دهد تا دامنه دسترسی را به اقلیت تحت نظم آمده خود محدود سازد.

۴- با این توصیف، وبلاگ ایرانی رسانه‌ای شورشی است. زیرا هم بر اتوریته نظام اقلیت می‌شورد و هم به اتوریته روشنفکران برج عاج‌نشین خاتمه می‌دهد. وبلاگ‌نویس ایرانی بنابرین می‌تواند انتظار داشته باشد که نه این اتوریته از او استقبال کند و نه آن اتوریته.

معنای این عدم استقبال آن است که وبلاگ راه همواری ندارد. حتی در رسانه‌های بزرگ اگر گفتمان نظام اقلیت ولایی وجود نداشته باشد گفتمان‌های متخذ از روشنفکران نسل پیش همچنان حاکم است. به نظرم بتوان هر دو گفتمان را در یک نقطه مشترک دید: رسمی بودن و تمایل به یکدست سازی.

رسانه‌های بزرگ هنوز آمادگی نشان نمی‌دهند که به فرهنگ غیررسمی و متکثر رو کنند. به نظر من میزان دموکراتیک بودن رسانه را از میزان توجه‌اش به فرهنگ غیررسمی می‌توان دریافت. و البته میزان بهره‌ور بودن اندیشه دموکراتیک در گفتمان روشنفکری هم همین است. روشنفکری غیردموکراتیک روشنفکری یکدست کننده است. چه در رسانه چه در بیرون از آن.

۵- درگیر شدن هزاران مخاطب وب-زی در تولید محتوا در صورت‌های مختلف پست وبلاگی و جملات توئیتری و چت فرندفیدی و کامنت و هم‌خوان گودری و فیسبوکی و ویدئوی موبایلی و اصولا تولید و توزیع رایگان اطلاعات نوشتاری و دیداری و شنیداری صحنه رسانه را بی هیچ تردیدی مردمی‌تر کرده است. و چون مردمی‌تر کرده غیررسمی‌تر هم کرده است. بنابراین، غیررسمی بودن و تنوع کم‌نظیر همزاد آن را به معیاری برای مردمی بودن و پس دموکراتیک بودن تبدیل کرده است.

تا اینجا رسانه‌های بزرگ چه تصویری یا کاغذی کمی از زبان خود را تغییر داده‌اند. کمی نمک زبان مردم را از طریق خرده رسانه‌ها وارد سیستم کرده‌اند و اندکی رسمیت سابق را شکسته‌اند اما هنوز در بسیاری از جنبه های رسانه‌ای از انتخاب موضوع و خبرگزینی تا مشارکت مخاطب در تولید در پله اول ایستاده‌اند. این خود سنگ محک میزان استنباط ما جماعت ایرانی از گفتمان های دموکراتیک است.

به نظرم تغییرات تا اینجا هم به زور وبلاگ‌نویسان و مخاطبان انبوه و فعال خرده رسانه‌ها بوده است. هنوز تغییرات صورت تئوریک نگرفته و همچنان به ابتکار فردی این یا آن تهیه کننده (سابقا) وبلاگ‌نویس یا مدیر علاقه‌مند در این یا آن رسانه وابسته است.

وبلاگ‌نویسانی که اکنون در رسانه‌های بزرگ کار می‌کنند، می‌توانند شیوه پل زدن رسانه‌های خرد را با رسانه‌های بزرگ به بحث و سپس آزمون بگذارند و دایره تغییر را کامل کنند. تغییر به سمت رسانه باز، دموکراتیک و مشارکت پذیر.

* نگاه کنید به وبلاگ ایرانی: نهادی برای بی نظمی


 
 

1390/6/16

سرپرست دفتر ارتباط و هم‌اندیشی با نخبگان بنیاد ملی نخبگان اعلام کرد بیشترین مهاجرت نخبگان حوزه علوم انسانی به آمریکا است. 

دکتر امید نقشینه ارجمند در گفتگو با مهر، کشورهای کانادا، انگلیس و فرانسه را اولویت‌های بعدی نخبگان علوم انسانی برای مهاجرت اعلام کرد.

وی با تاکید بر اینکه تاکنون از طریق آیین نامه‌های بنیادموفق به شناسایی نخبگان علوم انسانی نشده‌ایم، گفت: «در این زمینه دچار نقص‌های جدی هستیم و دلیل این امر آن است که آیین نامه‌ها، شرایط حمایتی و فیلترهایی که انجام می‌شود بیشتر توسط افرادی صورت می‌گیرد که نگاه مهندسی دارند.»

نقشینه ضمن تایید اینکه بنیاد ملی نخبگان در این زمینه برنامه‌های خاصی ندارد، افزود: «این مشکل علاوه بر بنیاد ملی نخبگان در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و وزارت علوم نیز مشاهده می‌شود چراکه همواره درصدد هستیم تا با مترهای حوزه‌های مهندسی، رشته‌های علوم انسانی را بسنجیم که گاهی به نتایج غلط می‌رسیم و فیلترهایی را ایجاد کنیم که نادرست است.» 

منبع: مهر


 
 

رییس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح مدعی شد:
1390/6/16

رییس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح از افزایش ۲۲۶ هزار کیلومتر مربعی مساحت ایران در پی احتساب دقیق مساحت جزایر خبر داد. 

تا پیش از این مساحت ایران یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع محسوب می‌شد اما امیر سرتیپ محمد حسن نامی در گفتگو با مهر اعلام کرده بررسی‌های صورت گرفته و محاسبه مساحت جزایر کشورمان این مساحت را به میزان ۲۲۵۹۵۹ هزار کیلومتر مربع افزایش می‌دهد.

بر این اساس و در صورت صحت ادعای نامی، مساحت جمهوری اسلامی ایران یک میلیون و ۸۷۳ هزار و ۹۵۹ کیلومتر مربع است.

نامی در حالی دلیل این اختلاف محاسباتی ۲۲۶ هزار کیلومتر مربعی را محاسبه مساحت جزایر دانسته که مساحت کل خلیج فارس در منابع رسمی ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع اعلام شده است و عدد اعلام شده به عنوان «اختلاف محاسباتی» از مساحت ۱۵۰ کشور جهان بزرگ‌تر است.

اگرچه این سخنان می‌تواند تبعاتی در حوزه بین‌الملل داشته باشد اما هنوز نهادهای بین‌المللی واکنشی به این سخنان نشان نداده‌اند. 

منبع: مهر


 
 

1390/6/16

گزارش شده «محمد مهدی» کودکی ۱۲ ساله،‌ به دلیل تقلید از یکی از سریال‌های ماه رمضان هفته گذشته خود را حلق آویز کرد و بعد از یک هفته ماندن در کما، جانش را از دست داد.

«می خواهم روح شوم و ببینم بابا و مامان راجع به من چه می‌گویند».

این آخرین جمله‌ای بود که محمد مهدی قبل از شروع بازی مرگبارش به زبان آورد. او سه‌شنبه هفته گذشته وقتی خودش و برادر 6 ساله‌اش را در خانه تنها دید، تصمیم گرفت همانند سریال مورد علاقه‌اش تبدیل به یک روح شود و به مکان‌های مورد علاقه‌اش سر بزند، غافل از اینکه بازی او سرنوشت شومی به‌دنبال خواهد داشت.

بعد از ظهر سه‌شنبه گذشته، هیچگاه از یاد پدر محمدمهدی نخواهد رفت. زمانی که او سر کار بود و وقتی همسرش برای خرید خانه را ترک کرد، بچه‌ها در خانه تنها ماندند. او توضیح می‌دهد: «محمدمهدی» و برادر 6ساله‌اش مشغول بازی بودند که پسر بزرگم ناگهان تصمیم گرفت، به تقلید یکی از سریال‌های ماه رمضان تبدیل به روح شود. او به برادر کوچکش گفت که می‌خواهد وقتی روح شد، به محل کار من و نزد مادرش و همسایه‌ها برود و ببیند ما راجع به او و کارهایش چه می‌گوییم. برای همین به میله بارفیکسی که برای ورزش کردن بچه‌ها در خانه نصب کرده بودیم، یک روسری را قلاب کرد و سرش را داخل آن قرار داد و ناگهان حلق آویز شد. چند ثانیه بعد هم روی زمین افتاد و از هوش رفت.»

«محمدمهدی علاقه زیادی به یکی از سریال‌های ماه رمضان داشت و جانش را هم سر تقلید از این سریال گذاشت.» این را پدر محمدمهدی می‌گوید. وی می‌افزاید: «پسرم بیش‌فعال بود و فیلم‌ها و سریال‌هایی را که می‌دید، تاثیر زیادی در او می‌گذاشت. دست آخر هم تقلید از یکی از همین سریال‌ها کار دستش داد و ما را داغدار کرد.»

پدر داغدار می‌گوید: «ساعت حدود 4:30 بعد‌از‌ظهر سه‌شنبه بود که پسرم را به بیمارستان رساندم و او تا یکشنبه شب هفته جاری در آنجا بستری بود. در این مدت خیلی‌ها امیدوارمان کردند که او به زندگی بر می‌گردد اما دوشنبه، دکترش گفت که داروهایی که به او تزریق کرده‌اند جواب نداده و او دچار مرگ مغزی شده است. وقتی این خبر را به ما اعلام کردند، دنیا روی سرمان خراب شد. باورم نمی‌شد پسرم را به خاطر تقلید از یک سریال از دست داده باشم. پسری که هنوز هم صدای خنده‌ها و شیطنت‌هایش در گوشم می‌پیچد.

با این حال او مرده بود و بهترین کار در آن لحظه اهدای اعضای بدنش بود. به همین دلیل با اهدای اعضای او موافقت کردیم و پسرم برای انجام آزمایش‌های نهایی درخصوص مرگ مغزی‌شدن و عمل پیوند اعضا به بیمارستان مسیح دانشوری انتقال یافت. او ادامه می‌دهد: «در همه جای دنیا وقتی سریالی تخیلی و آمیخته با خرافات از تلویزیون پخش می‌شود قبل از آن هشدار داده می‌شود که این سریال را مثلا بچه‌های 12ساله و کمتر از آن تماشا نکنند اما متأسفانه در شب‌های ماه رمضان وقتی چنین سریالی از تلویزیون پخش می‌شد، هیچ هشداری به خانواده‌ها داده نمی‌شد و به همین دلیل قصد دارم از صدا و سیما و سازندگان این سریال شکایت کنم.»

منبع: همشهری آنلاین


 
 

1390/6/16

گزارش ها حاکی است وحيد بنايی، يکی از دراويشی که در شهر کوار، در استان فارس، «مورد اصابت گلوله» قرار گرفته بود، شامگاه سه شنبه پس از سه روز بر اثر شدت جراحت در بيمارستانی در شیراز جان سپرده است.

فرشيد يداللهی، از وکلای مدافع دراويش، درگفت وگو با راديو فردا می گويد در درگيری های در شهر کوار چهار نفر مجروح شدند که يکی از انها به نام وحيد بنايی در بيمارستان درگذشته است.

سايت مجذوبان نور نيز نوشته است که «وحيد بنايی که توسط مامورين امنيتی و انتظامی مورد اصابت گلوله قرار گرفت ؛ پس از سه روز  در ساعت ۱۸:۳۰ سه شنبه ۱۵ شهريورماه درگذشته است.»

طبق اين گزارش، سه تن از دراويش گنابادی به نامهای ابراهيم فضلی، اصغر کريمی، محمد علی سعدی که به اثر« اصابت گلوله نيروهای انتظامی و امنيتی» مجروح شده اند، در وضعيت وخيمی در بيمارستان به سر می برند.

مصطفی آزمایش سخنگو دراویش نعمت اللهی در اروپا نیز با تایید خبر درگذشت وحید بنایی گفت: «آقای بنایی که ۲۲ سال سن داشت و اهل شهرستان کوار بود، در ایست بازرسی مورد اصابت گلوله قرار گرفت.»

فرشيد يداللهی می گويد که خانواده وحید بنایی تقاضا دارند که  مراجع قضايی به شکايت آنها رسيدگی کنند و مساله به کارشناس دادگستری واگذار شود تا مشخص بشود که از چه فاصله ای به وی تيراندازی شده است.

فرشيد عبداللهی همچنين اضافه کرده است:«از فاصله نزديک به اين دراويش شليک شده و خانواده های آنها شاکی هستند و متاسفانه به انها اجازه نمی دهند تا شکايتشان به مراجعه قضايی منتقل شود.»

فرشيد يداللهی در ادامه می گويد: به سه درويش مجروح ديگر در بيمارستان دستبند زده اند.

سايت مجذوبان نور نيز نوشته است به خانواده های اين مجروحان اجازه ملاقات داده نمی شود، « ضمن آنکه مجروحين از عدم رسيدگی به شکايتشان از مأمورين مبنی بر ايراد جرح عمدی و عدم رعايت موازين قانونی معترض اند .»

در ادامه اين گزارش آمده است خانواده های اين مجروحان از احتمال انتقال آنها با اين وضعيت وخيم جسمانی به زندان ابراز نگرانی کرده اند.

چند روز پیش درگیری میان دراویش گنابادی و افراد لباس شخصی، رخ داد که موجب زخمی شدن تعدادی از هر دو طرف در شهر کوار در جنوب استان فارس شده است.

منبع: مجذوبیان نور، بی‌بی‌سی و رادیو فردا


 
 

1390/6/16
؟!
روز ۲۳ تیر سال جاری نیروهای انتظامی ضمن مراجعه به خانه‌ای در دُرود استان لرستان که گروهی جوان غیر سیاسی در آن جمع شده‌بودند آن‌ها را دست‌گیر می‌کنند. یکی از جوانان به نام محمّد یعقوبی که توانایی تأمین وثیقه را نداشته در بازداشت‌گاه مانده و سایرین آزاد می‌شوند. صبح روز بعد نیروهای یگان ویژه که قصد انتقال آقای یعقوبی را به دادسرا داشتند وی را به‌قدری مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند که پس از بازگشت به بازداشت‌گاه نیاز به انتقال به بیمارستان پیدا کرده و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می‌دهد [جرس].
 
شهادت یک درویش
در پی درگیری خونین جمعه‌شب نیروهای لباس‌شخصی با درویشان سلسله‌ی نعمت‌اللّهی شهرستان کوار از توابع استان فارس یکی از این درویشان به نام وحید بنانی که مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌بود به شهادت رسید. گزارش شده ۳ تن دیگر از این درویشان به نام‌های ابراهیم فضلی، اصغر کریمی و محمّدعلی سعدی نیز هدف اصابت گلوله قرار گرفته و در بیمارستان وضعیت وخیمی دارند [رهانا].
 
اختصاصی «یک خط» / بازداشت یک افسر وظیفه
بنا به اطّلاع «یک خط» نیروهای امنیتی روز جمعه‌ی گذشته میثم آزادی -افسر وظیفه‌ی قرارگاه مرکزی نیروی انتظامی تهران، اهل مغان- را در محلّ خدمتش بازداشت کرده‌اند. دلیل بازداشت آقای آزادی که پیش از دوران خدمت وظیفه‌ی عمومی فعّال دانش‌جویی و مدیر نشریّه‌ی اورمو بوده‌است مشخّص نیست، ولی احتمالن بازداشت وی مربوط به اعتراضات آذربایجان است.
 
۲۲ شهریور؛ اعتراضی دیگر
گروه فیس‌بوکی ۲۵ بهمن در بیانیه‌ای ضمن دعوت از بازاریان به بستن مغازه‌ها در روز ۲۲ شهریور از مردم دعوت کرد از ساعت ۱۷ این روز در حمایت از مردم آذربایجان که در روز ۱۲ شهریور به بی‌توجّهی دولت به وضعیت دریاچه‌ی معترض شده و به‌سختی سرکوب شده‌بودند به خیابان بیایند. این گروه هم‌چنین از فراخوان به حضور در بازی تیم‌های استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز در روز ۱۸ شهریور و در ورزش‌گاه آزادی حمایت کرد [ندای سبز آزادی].
 
دادگاه‌های انقلاب را منحل کنید!
احمد صدر حاج‌سیّدجوادی -وزیر دادگستری دولت مهدی بازرگان- در نامه‌ای به سیّدعلی خامنه‌ای از وی خواست دادگاه‌های انقلاب را تعطیل کرده و با ارسال پرونده‌ی محکومان سیاسی به دیوان عالی کشور آشکار کند اتّهامات آنان دروغ است و باید آزاد شوند [ندای سبز آزادی].
 
به حصرشان خاتمه دهید!
محمّدصدیق کبودوند -رییس سازمان حقوق بشر کردستان- که روز ۱۰ تیر ۸۶ بازداشت شد و به ۱۱ سال حبس محکوم و اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی‌ست در بیانیه‌ای از مردم ایران، احزاب و سازمان‌های سیاسی، سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری، فعّالان سیاسی و مدنی و وجدان‌های بیدار خواست نسبت به حصر میرحسین موسوی و مهدی کرّوبی به هر نحو ممکن اعتراض کرده و خود نیز خواهان پایان این حصر شد. هم‌چنین ۳۳ تن از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین در بیانیه‌ای به مناسبت ۲۰۰مین روز حصر آقایان موسوی و کرّوبی این حصر را مشابه گروگان‌گیری و آدم‌ربایی خواندند و ضمن غیر قانونی دانستن آن، خواستار شکستن حصر شدند. این زندانیان راه خروج کشور از «بحران فزاینده‌ی فعلی» را پایان حصر راه‌بران جنبش سبز و اجرای شروط ۳گانه‌ی سیّدمحمّد خاتمی -آزادی زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد، آزادی احزاب- اعلام کرده و افزودند «در غیر این صورت و با تدوام سیاست‌ها و رویّه‌های ۲ سال اخیر، این بنیان‌های نظام است که هر روز سست و سست‌تر می‌شود و نظام را به نظامی خودویران‌گر تبدیل می‌کند» [کلمه؛ این‌جا و این‌جا].
 
«کروم»+تعویض گذرواژه؛ همین حالا!
یک شرکت فن‌آوری اطّلاعات به سفارش دولت هلند گزارشی را تهیه کرده که بر طبق آن جزئیات بیش‌تری از خبری که پیش‌تر مبنی بر جعل گواهی‌نامه‌ی جی‌میل منتشر شده‌بود اعلام شد. مطابق گزارش این شرکت اطّلاعات نزدیک به ۳۰۰هزار کاربر ایرانی از سوی گروهی که با امضای «جانم فدای ره‌بر» گواهی‌نامه‌ی امنیتی شرکت دیجی‌نوتار را هک کرده و با آن صدها گواهی‌نامه‌ی امنیتی جعلی تولید کرده‌اند دزدیده شده‌است. این شرکت هم‌چنین هدف قرارگرفتن دامنه‌های سازمان‌های اطّلاعاتی آمریکا و اسرائیل را از سوی این هکرها ممکن دانسته‌است [بی‌بی‌سی]. گزارش شده این شرکت قرار است فهرستی از آی‌پی‌های هک‌شده را در اختیار گوگل قرار داده تا کاربران هک‌شده از این طریق آگاه شوند [رادیو فردا].
 
بیانیه‌ی بیت علی قدّوسی
خانواده‌ی علی قدّوسی -دادستان کلّ انقلاب که در سال ۶۰ ترور شد- در بیانیه‌ای از جلوگیری از برگزاری مراسم گرامی‌داشت یاد وی خبر دادند و با بیان شرحی از شخصیت وی ابراز داشتند: «[آیت‌الله قدّوسی] به جای آن‌که به قلع‌وقمع مخالفین و صدور احکام شدید بپردازد، تمام نیروی خود را به‌کار گرفت تا به مردم و جوانان انقلاب بیاموزد که بیش از هر مصلحتی باید حقوق انسانی حفظ شود و نمی‌توان به نام دین، جان و آب‌روی کسی را به بازی گرفت و نباید به عنوان مصلحت حکومت و انقلاب حتّا به یک زندانی ظلمی روا داشت» [کلمه].
 
بی‌شرمی
احمد ملکی -خواهرزاده‌ی مهدی کرّوبی، دیپلمات مستعفی جمهوری اسلامی در ایتالیا- اعلام کرد ماه گذشته خواهر مهدی کرّوبی که بیش از ۸۰ سال سن داشته و در ماه‌های پس از حصر آقای کرّوبی بارها درخواست ملاقات با وی را داشته، درگذشته و نیروهای امنیتی مانع از حضور آقای کرّوبی در مراسم وی شده‌اند. مهدی کرّوبی که از ۷ ماه پیش در حصر است، از ۲ ماه پیش تاکنون با خروج هم‌سرش از حصر در منزلی در نزدیکی میدان هفت تیر تهران به صورت انفرادی نگه‌داری می‌شود [بامداد خبر].
 
ضایعه‌ای در مغز
احمد قابل -نواندیش دینی- که شام‌گاه یک‌شنبه بر اثر تهوّع، سرگیجه و زمین‌خوردن به به‌داری زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شده‌بود، به بیمارستان ولی‌عصر این شهر منتقل و در آن‌جا با اجرای آزمایش‌هایی معلوم شد مشکل جسمی آقای قابل وجود ضایعه‌ای در مغز اوست [جرس؛ این‌جا و این‌جا].
 
بازگشت به زندان
بهاره هدایت -عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت- که برای عمل جرّاحی کیسه‌ی صفرا به مرخصی آمده‌بود، به زندان بازگشت. خانم هدایت محکوم به ۱۰ سال حبس است [دانش‌جو نیوز].
 
برگزاری دعای کمیل جرم است
اسماعیل صحابه -دبیر کمیته‌ی مالی ستاد جوانان حامی‌ خاتمی و موسوی و عضو شاخه‌ی جوانان جبهه‌ی مشارکت- به دلیل نقش‌داشتن در برگزاری مراسم دعای کمیل فعّالان سیاسی در سال ۸۸ به ۴ سال زندان محکوم شده و از بهمن سال گذشته بدون مرخصی در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی‌ست [جرس].
 
«فتنه»ی انحرافی
حیدر مصلحی -وزیر اطّلاعات- با حضور در اجلاس مجلس خبرگان از ائتلاف جریان‌های «فتنه» و «انحرافی» که به ترتیب عناوین نظام برای جنبش سبز و نزدیکان مشایی‌ست، خبر داد و اعلام کرد این ۲ جریان برای تغییر نظام و فصل‌الخطاب‌نبودن ولایت فقیه با تقسیم فرمان‌های ره‌بر به حکومتی و غیر حکومتی از طریق دراختیارگرفتن کرسی‌های ریاست‌جمهوری و نمایندگی مجلس مدّتی‌ست مشغول جذب مردم هستند. آقای مصلحی این ائتلاف را از پیچیده‌ترین مسائلی دانست که نظام با آن روبه‌روست و برنامه‌های آن را مقابله با سیاست های ره‌بر جمهوری اسلامی، تأکید بر ملّی‌گرایی افراطی، شبه مدرنیسم و ناکارآمدی اسلام و روحانیت است دانست [بی‌بی‌سی]. در همین راستا رضوی -معاون امنیتی وزارت اطّلاعات- تمرکز سرکوب «فتنه» در پای‌تخت را اشتباه دانست و تأکید کرد نیروهای امنیتی باید مراقب تمام نقاط کشور به‌ویژه مناطقی که از لحاظ قومیت و فرهنگ و مذهب تعدّد وجود دارد باشند [شبستان].
 
پاسخ به رادار ناتو؟
علوی -معاون عملیات نیروی هوایی ارتش- از برگزاری رزم‌آیش آفندی «فداییان حریم ولایت» از نیمه‌ی دوّم شهریور در تبریز خبر داد [جوان آن‌لاین]. در روزهای گذشته اعلام شده‌بود ترکیه با استقرار رادار سپر دفاع موشکی ناتو در خاک خود موافقت کرده‌است.
 
القاعده در ایران
حسین چناریان -فرمان‌ده انتظامی استان کرمان- از دست‌گیری ۵ تن از عوامل القاعده در کرمان خبر داد و اعلام کرد این افراد قصد اجرای عملیات خراب‌کارانه را در کشور داشتند [فارس].
 
عدم ارتباط با ولایت فقیه = زندگی نامشروع
محمّدرضا مهدوی کنی، رییس مجلس خبرگان: «مشروعیت زندگی همه‌ی مسلمانان جهان در گروی ارتباط با ولایت فقیه است» [فارس].
 
انفجار طلا
روز ۱۵ شهریور برای نخستین بار در تاریخ معاملات طلای کشور، بهای سکّه‌ی بهار آزادی (طرح قدیم) به ۶۱۰هزار تومان رسید و سکّه‌ی طرح جدید نیز ۵۹۶هزار تومان معامله شد [بی‌بی‌سی].
تهیه و تنظیم: بامداد راد

 


شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته