شماری از حامیان محمود احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی خواستار برخورد قضایی با علی مطهری و احمد توکلی، دو نماینده منتقد دولت، شدند. فاطمه آلیا، محسن کوهکن و جواد ابطحی از جمله نمایندگانی هستند که در گفت و گو با خبرگزاری ایرنا سخنان آقای مطهری و توکلی را توهین به احمدی نژاد خوانده و خواستار برخورد قوه قضاییه با این دو شده اند. علی مطهری و احمد توکلی که هر دو از نمایندگان اصولگرای مجلس به شمار می آیند، اخیرا از محمود احمدی نژاد به خاطر عدم اجرای مصوبات مجلس به شدت انتقاد کرده اند. آقای مطهری همچنین رییس جمهوری ایران و همفکرانش را به تلاش برای حذف روحانیون متهم کرده است.
به دنبال بالا گرفتن نگرانىها نسبت به بیمارى عیسى سحرخیز، همسر این روزنامهنگار زندانی طی نامهای از دادستان تهران خواسته است، به وى مرخصى استعلاجى «فورى» بدهد.به دنبال بالا گرفتن نگرانىها نسبت به بیمارى عیسى سحرخیز، همسر این روزنامهنگار زندانی طی نامهای از دادستان تهران خواسته است، با توجه به «وضعیت حاد جسمانى همسرش»، به وى مرخصى استعلاجى «فورى» بدهد. بیشتر بخوانید: عيسی سحرخيز: شکايت از رهبری را به مجامع بينالمللی میکشانم دفاعیه سحرخیز: آیت الله خامنه ای از راه عدالت و انصاف منحرف شده است در این نامه با اشاره به بازداشت عیسى سحرخیز در حدود ۱۴ ماه پیش و وضعیت جسمى وى آمده است: «متاسفانه افزون بر کسالتهاى پیشین و آسیبهاى جسمى و بیمارىهاى عارض شده پس از دستگیرى، اکنون حدود ۱۰ روز است که وى با مشکلى بسیار جدى در پاى راست خود دست به گریبان شده است.» همسر سحرخیز در تشریح بیمارى همسرش، که در روزهاى گذشته گزارشهایى در باره وخامت آن در برخى سایتهاى اینترنتى منتشر شده بود، افزوده است: «پاى راست آقاى سحرخیز از کمر تا نوک انگشتان، به شکلى حاد دچار نوعى فلج و بىحسى شده است؛ بهشکلى که وى درد شدیدى را در شبانهروز تحمل مىکند، و حتى با مسکنهاى تجویز شده در زندان، آلام و رنج وى تسکین و کاهش جدى، نمىیابد.» همسر عیسى سحرخیز با اشاره به این که پزشکان زندان رجایىشهر کرج تشخیص قطعى و درمان بیمارى این روزنامهنگار را منوط به انجام عکسبردارى تخصصى کردهاند، خطاب به دادستان تهران نوشته است: «از آن مقام ارشد قضایى، خواهشمندم دستورات لازم را براى امکان تعقیب درمان همسرم، آقاى سحرخیز در بیرون از زندان و در مراکز تخصصى پزشکى، صادر فرمایند؛ و ترتیباتى اتخاذ نمایند براى معالجه، از پیشرفت بیمارى و تشدید ناراحتى و کسالت و درد و رنج یک انسان، مستقل از عقاید سیاسىاش، پیشگیرى شود.» عیسى سحرخیز، که در دولت اول محمد خاتمى مدیرکل مطبوعات داخلى وزارت ارشاد بود، از جمله بازداشتشدگان رویدادهاى پس از انتخابات ریاست جمهورى در ایران است که در طول حدود چهارده ماهى که از بازداشتش مىگذرد، هیچ گونه مرخصى نداشته است. وى در حال حاضر به همراه گروه دیگرى از زندانیان سیاسى و مطبوعاتى مانند، احمد زیدآبادى، داوود سلیمانى، مهدى محمودیان، مسعود باستانى، و منصور اسانلو در زندان رجائىشهر کرج به سر مىبرد. آقاى سحرخیز در اواخر تیر ماه در دفاعیات خود در جلسه دادگاه رسیدگى کننده به اتهامهایش، با تشریح نحوه رفتار ماموران وزارت اطلاعات با وى هنگام بازداشت و نیز در طول بازداشت و ضرب و شتم و شکنجه وی، اعلام کرده بود، از آیت الله على خامنهاى، محمود احمدى نژاد و غلامحسین اژهاى به خاطر سکوتشان در قبال حوادث یک سال گذشته شکایت مىکند. وى چند روز بعد نیز در نامهاى خطاب به رئیس قوه قضائیه تهدید کرده بود، چنانچه ظرف یک ماه به شکایت وى علیه رهبران جمهورى اسلامى، از جمله على خامنهاى رسیدگى نشود، به مراجع بینالمللى متوسل خواهد شد. آقاى سحرخیز پیشتر نیز به نیابت از جمعى از زندانیان سیاسى، نامهاى خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد نوشته و از وى خواسته بود در جریان سفر خود به ایران به موضوع شکنجه در زندانهاى جمهورى اسلامى رسیدگى کرده و به طور خصوصى با زندانیان دیدار کند.
به گفته یک مقام پاکستانی در حمله یک فروند هواپیمای بی سرنشین آمریکایی به شمال غرب پاکستان دستکم ۱۲ شورشی کشته شدند. این حمله روز شنبه به روستایی در وزیرستان شمالی روی داد که پناهگاهس امن برای شورشیان به شمار می آید. خبرگزاری فرانسه نوشت، سال گذشته میلادی در بیش از ۱۰۰ حمله هواپیماهای بدون سرنشین به پاکستان، ۱۰۰۰ نفر کشته شدند.
ناتو می گوید سه کودک در یک حمله شورشیان طالبان در شرق افغانستان کشته شدند. در بیانیه ناتو در این باره آمده است، در این حمله موشکی که روز شنبه اتفاق افتاد مادر این سه کودک نیز زخمی شده است. ناتو با خانواده کودکان کشته شده ابراز همدردی کرده است. افزایش شمار قربانیان غیرنظامی در هفته های اخیر در افغانستان به یک موضوع بسیار حساس تبدیل شده است. حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان، روز جمعه در یک کنفرانس ویدئویی با باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، درباره راه های پرهیز از کشته شدن غیرنظامیان در جنگ گفت و گو کرد.
در پی انتقاد شماری از امامان جمعه از طرح اکران شبانه فیلم در سینماهای ایران، یک مقام معاونت سینمایی ایران از این طرح دفاع کرد و گفت که تماشای شبانه فیلم در سینما «منافاتی با دینداری ندارد».در پی انتقاد شماری از امامان جمعه از طرح اکران شبانه فیلم در سینماهای ایران، یک مقام معاونت سینمایی ایران از این طرح دفاع کرد و گفت که تماشای شبانه فیلم در سینما «منافاتی با دینداری ندارد». به نوشته روزنامه بانی فیلم، علیرضا سجادپور، مديركل ادارهی ارزشيابی و نظارت معاونت سینمایی وزارت ارشاد، گفته است: «تفريح دستهجمعی منافاتی با دینداری ندارد؛ آيا تلويزيون كه در تمام ساعات شبانهروز برنامه دارد، مخالف رفتن مردم به مسجد است؟» پیش از این برخی از امامان جمعه با طرح نمایش شبانه فیلم بشدت مخالفت کرده و آن را «غیراسلامی» خوانده بودند. امام جمعه خرمآباد طرح «اذان تا اذان» را «ضدمسجد» دانسته و امام جمعه مشهد هم گفته بود چرا مردم به جای دعا و مناجات تا اذان صبح فيلم نگاه كنند؟ طرح «از اذان تا اذان»، که از روز پنجشنبه آغاز به کار کرد، امسال برای دومین سال پیاپی است که اجرا میشود. قرار است در این طرح تا ساعت سه بامداد فیلمهای مختلفی، از جمله فیلمهایی که در دهههای شصت و هفتاد ساخته شدهاند شماری از سینماهای کشور به نمایش گذاشته شوند. حجتالاسلام احمد میرعمادی، امام جمعهی خرمآباد، در خطبههای روز جمعه گفته بود: «این طرح ضددينى موجب عدم حضور مردم در مساجد مىشود. بايد تلاش شود با اجراى برنامههاى كارشناسى، زمينهی حضور پرشور مردم در مساجد فراهم شود. حال يک دستگاهى آمده و همه تلاش خود را مىكند كه مردم را به سينما بكشاند». امام جمعه مشهد هم دیگر مقام مذهبی بود که از این اقدام سینمایی انتقاد کرد. حجتالاسلام احمد علمالهدی روز جمعه گفت «بنده از مسئولان میخواهم كه در اين شهر، رسما جلو اين كار را بگيرند؛ مگر انجمن سينمایی قيم مردم است؟ مردم در اين ماه بايد دعا و مناجات كنند، آن وقت سرگرمی درست كردهاند كه مردم به خدا و قرآن توجه نكنند». حجتالاسلام علمالهدی شخصیت پرنفوذی در مشهد به شمار میرود که خطبههای جمعهاش گاه به لغو تصمیمهای اداری آن شهر منجر شده است. از جمله حدود دو هفته پیش در یک سخنرانی شدیداللحن، به دوچرخهسواری دختران تاخته و خواستار برچیدن چنین مسابقاتی در مشهد شده بود. بلافاصله پس از آن بود که جبار قوچاننژاد، مدیر روابط عمومی ادارهکل تربیت بدنی خراسان رضوی، به خبرنگاران گفت البته چنین مسابقهای در مشهد برگزار نشده است اما بعد از خطبههای آقای علمالهدی، در جلسهای فوری بنا شد ازین پس هیچگونه مسابقه دوچرخهسواری دختران در شهر مشهد برگزار نشود. اما این بار انتقادهای حجتالاسلام علمالهدی و دیگر امامان جمعه، دستکم تا اینجا، کارگر نیفتاده و مسئولان سینمایی ایران از طرح اکران شبانهی فیلم دفاع کردهاند. در پاسخ به انتقادهای روحانیان اصولگرا، علیرضا سجادپور، مديركل ادارهی ارزشيابی و نظارت معاونت سینمایی وزارت ارشاد، به روزنامهی سینمایی «بانیفیلم» گفته است که سينما رفتن منافاتی با دينداری ندارد. آقای سجادپور گفت: «تفريح دستهجمعی منافاتی با دینداری ندارد؛ آيا تلويزيون كه در تمام ساعات شبانهروز برنامه دارد، مخالف رفتن مردم به مسجد است؟» به هر روی روز شنبه سومین روز از این طرح نیز اجرا شد. قرار است در کنار فیلمهای جدید، شماری از فیلمهای قدیمیتر هم به صورت تکسانس به اکران دربیایند. فيلمهای «ناخدا خورشيد»، «بانو»، «دلشدگان»، «مادر»، «هامون»، «يک بار برای هميشه» و «اجارهنشينها» از جمله فیلمهای دهههای شصت و هفتاد خورشیدی هستند که اکران آنها از هفتهی آینده آغاز میشود. با این حال حوزه هنری، نهادی که به سازمان تبلیغات اسلامی وابسته است، اعلام کرده است سینماهای زیرمجموعهاش در طرح اکران شبانه شرکت نمیکنند. علاوه بر دو سینمای معروف آزادی واستقلال، سینماهای بهمن، سپیده و شاهد هم در تهران به حوزه هنری تعلق دارند. سال گذشته که طرح اکران شبانه فیلمها برای اولین بار اجرا شد به گفتهی مسئولان سینمایی و نیز شماری از سینماداران این طرح با استقبال بسیار خوب تماشاگران روبهرو شده بود.
باراك اوباما، رييس جمهورى آمريكا مى گويد از ساخت یک مسجد و مركز اسلامى در نزديكى برج های تجارت جهانی در نیویورک که در حمله تروريستى ۱۱ سپتامبر نابود شدند، حمايت مى كند. آقای اوباما که روز جمعه در یک مراسم افطاری با حضور دیپلمات های کشورهای اسلامی و اعضای جامعۀ مسلمانان آمریکا در کاخ سفید شرکت جسته بود، گفت: "مسلمانان همچون هر شخص دیگری در این کشور حق دارند، به اجرای مناسک مذهبی خود بپردازند." پروژه ساخت یک مسجد و مرکزی اسلامی در نیویورک با مخالفت افرادی روبرو شده است كه معتقدند چنين كارى مخالف ارج نهادن به خاطرۀ بيش از ۲۷۰۰ انسانى ست كه در حملات ۱۱ سپتامبر كشته شدند.
نیروى انتظامى جمهورى اسلامى از روز شنبه طرحى را با عنوان «طرح برخورد با حاملان سلاح سرد» در تهران آغاز کرده است که در جریان آن بیش از ۲۰۰ نفر بازداشت شدهاند.نیروى انتظامى جمهورى اسلامى از روز شنبه طرحى را با عنوان «طرح برخورد با حاملان سلاح سرد» در تهران آغاز کرده است که در جریان آن بیش از ۲۰۰ نفر بازداشت شدهاند. به گزارش خبرگزارى دانشجویان ایران، ایسنا، حسین ساجدىنیا، فرمانده نیروى انتظامى تهران روز شنبه اعلام کرده است، در چارچوب «طرح برخورد با حاملان سلاح سرد»، بیش از ۲۰۰ نفر در تهران بازداشت شدهاند. بیشتر بخوانید: فرمانده نیروی انتظامی: «مبارزه با بدحجابی» از سوی دولت ابلاغ شد «نظارت و کنترل شدیدتر بر جوانان به بروز شکلهای جدید طغيان میانجامد» به گفته وى این طرح از ساعت هشت صبح شنبه در پایتخت ایران آغاز شده و در کمتر از پنج ساعت این عده بازداشت شدهاند. فرمانده نیروى انتظامى تهران با بیان این که «اکثر بازداشتشدگان سابقهدار» هستند، گفته است از بازداشتشدگان «چاقوهاى غیرمتعارف مانند قمه و شمشیر» کشف و ضبط شده است. مقامهاى نیروى انتظامى جرائم افراد بازداشت شده را «عربده کشى، زورگیرى، سرقت، مزاحمت براى نوامیس مردم، شرارت و سلب آسایش شهروندان» اعلام کرده بودند. با این حال در جریان سرکوب خونین اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهورى در سال گذشته، برخى از سایتهاى نزدیک به فعالان جنبش سبز از «ساماندهى اراذل و اوباش» توسط نیروى انتظامى براى استفاده از آنها در سرکوب مردم و شکنجه بازداشتشدگان رویدادهای پس از انتخابات خبر داده بودند. در این میان فرمانده نیروى انتظامى تهران بزرگ در توجیه طرح «برخورد با حاملان سلاح سرد» گفته است: «در پى درخواست مردم و تحقیقات صورت گرفته توسط دو دانشگاه معتبر تهران مشخص شد ، ۹۳ درصد مردم خواستار برخورد با حاملان چاقوهاى نامتعارف هستند و ۸۷ درصد از مردم نیز مىخواهند که پلیس با این افراد برخورد کنند.» از سوى دیگر به گزارش خبرگزارى کار ایران، ایلنا، محسن عقیلى، فرمانده نیروى انتظامى اصفهان، نیز روز شنبه گفته است: «ماموران انتظامى این فرماندهى طى ۴۸ ساعت گذشته تعداد ۲۴ نفر از افراد مزاحم را که با حمل سلاح سرد براى مردم ایجاد مزاحمت مى کردند دستگیر کردند.» وى همچنین با بیان این که «طرح پاکسازى پارکها و تفرجگاهها» از اول تابستان سال جارى در اصفهان در حال اجرا است، از توقیف ۵۴ وسیله نقلیه «مزاحم» در دو روز گذشته در این شهر خبر داده است. نیروى انتظامى جمهورى اسلامى از اوایل خرداد ماه طرح دیگرى با عنوان «طرح برخورد با مزاحمان نوامیس» را اجرا کرده بود که در روزهاى اول اجراى این طرح در تهران هر روز به طور متوسط ۱۵۰ خودرو توقیف شده بود.
دولت پاکستان تقریبا تمامی جشن های استقلال این کشور را به خاطر سیل لغو کرد. شصت و سومین سالگرد استقلال پاکستان از هند قرار بود امروز (شنبه) برگزار شود. جاری شدن سیل در پاکستان به بیش از ۱۴ میلیون نفر آسیب زده است. کارشناسان همچنین نسبت به احتمال گسترش بیماری در مناطق سیل زده هشدار داده اند.
سه فروند هواپیمای آمریکایی حاوی تجهیزات برای مقابله با آتش سوزی روز شنبه وارد روسیه شدند. اریک رابین، کاردار سفارت آمریکا در مسکو در این باره گفت: "پس از رایزنی با دولت روسیه، ایالات متحده کار ارسال تجهیزات مقابله با آتش به ارزش حدودا ۲ و نیم میلیون دلار را آغاز کرد تا از تلاش های روسیه برای مقابله با آتش سوزی پشتیبانی کند." به گفته این دیپلمات آمریکایی تجهیزات ارسالی شامل تانک آب، پمپ، لباس آتش نشانی و لوازم پزشکی است. آتش سوزی های گسترده در روسیه در هفته های اخیر باعث کشته شدن بیش از ۵۰ نفر و آواره شدن صدها تن دیگر شده است.
در پی انتقادهای تند علی مطهری، و احمد تولکی، از محمود احمدینژاد، نمایندگان طرفدار دولت محمود احمدینژاد در مجلس، خواهان برخورد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با این دو نماینده منتقد شدند. در پی انتقادهای تند علی مطهری، و احمد تولکی، از محمود احمدینژاد، نمایندگان طرفدار دولت محمود احمدینژاد در مجلس، خواهان برخورد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با این دو نماینده منتقد شدند. بیشتر بخوانید: علی مطهری: احمدینژاد و نزدیکانش به گروه فرقان شبیه هستند علی مطهری خواستار لغو مصونیت قضایی سعید مرتضوی و محاکمه وی شد مطهری: آقای شاهرودی بازجویان جانی را مجازات کنید توکلی: مجلس در برابر رفتار سرکشانه دولت احمدینژاد بیتفاوت نمیماند توکلی: اعطای پول به نوزادان، يک هزار و ۴۰۰ ميليارد تومان هزينه میبرد علی مطهری به تازگی، در مصاحبهای که با مجلس سروش انجام داده است، محمود احمدینژاد و همفکرانش را به گروه فرقان تشبیه کرده و تصریح کرده است بسیاری از روحانیون تنها به دلیل ملاحظه رهبری از وی حمایت میکنند. علی مطهری، همچنین مجلس هفتم و هشتم را، مجلسی «تاحدودی تحقیر» شده خوانده است که به گفته وی قاطعانه در برابر دولت موضع نمیگیرد؛ وی همچنین خواستار «سئوال» از رئیس دولت در مجلس است تا به گفته وی «قانونگریزی»های محمود احمدینژاد کنترل شود؛ مطهری افزون بر این شخص محمود احمدینژاد را متهم به «تکروی» کرده است. در همین حال، احمد توکلی، دیگر نماینده اصولگرا، محمود احمدینژاد را به دلیل اجرا نکردن مصوبات مجلس به «استبداد رای»، « نقض قانون» و «گردنکشی در برابر قانون اساسی» متهم کرده است. در واکنش به این انتقادات، روز شنبه سایتها و رسانههای طرفدار محمود احمدینژاد و در راس آنها خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، به طور گسترده سخنان نمایندگان طرفدار محمود احمدینژاد را پوشش داده که خواستار برخورد قضایی با این دو نماینده مجلس شدهاند. از میان این نمایندگان فاطمه آلیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، خواهان برخورد دستگاه قضایی با این دو نماینده شده و گفت: «امروز اتهامات نادرستی علیه رئیس جمهور مبنی بر فاصله گرفتن از روحانیت و تشبیه کردن نزدیکان وی به گروهکهای منحرف تروریستی توسط برخیها انجام شده است.» اشاره فاطمه آلیا به تشبیه علی مطهری است که محمود احمدینژاد و همفکرانش را همانند گروه فرقان دانسته بود؛ گروهی که مسئولیت ترور مرتضی مطهری را برعهده گرفت. این نماینده مجلس با بیان اینکه علی مطهری در زمان «اغتشاشات» و در جریان «فتنه» نیز به میدان نیامد گفت: «در شرایطی که پس از باج دادن فتنهگران به بیگانگان، دشمنان ملت جسور شده و هجمههای ناجوانمردانهای را از خارج و داخل علیه دولت مردمی و مقتدر با پشتوانه رای بینظیر وارد میکنند این نوع اظهار نظر ها و وارد آوردن اتهامات غیر منطقی و غیر اصولی آب به آسیاب دشمن ریختن است.» فاطمه آلیا همچنین در واکنش به اظهارات احمد توکلی گفته است که رئیس جمهوری شخص دوم کشور است و برداشت وی از قانون جرم تلقی نمیشود. فاطمه آلیا گفت: «ملت انتظار دارد رییس قوه قضاییه طبق قانون به اتهامات مطرح شده علیه رئیس جمهور رسیدگی کند و این موضوع را هم مانند رسیدگی به پرونده سران فتنه به بایگانی تاریخ ارجاع ندهد.» محسن کوهکن، سخنگوی هیات رئیسه مجلس، نیز در واکنش به اظهارات این دو نماینده گفت: «باید مرز بین توهین و انتقاد را تشخیص دهیم و کاری نکنیم رییس جمهور به عنوان شخص اول اجرایی کشور تضعیف شود.» جواد ابطحی، دیگر نماینده طرفدار محمود احمدینژاد، با درخواستی مشابه از قوه قضاییه گفت: «دستگاه قضایی نباید توهین به رئیس جمهوری که با ۲۴ میلیون رای مسئولیت اجرایی کشور را بر دوش گرفته است را نادیده بگیرد.» سید حسین نقوی حسینی، نماینده ورامین و ارسلان فتحیپور نماینده کلیبر، نیز دو نماینده دیگری هستند که از قوه قضاییه خواستند با دو همکار منتقد خود برخورد کند. در همین حال، محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، سخنان احمد توکلی را ناشی از «عقدههای درونی» و اظهارات علی مطهری را ناشی از «توهم» دانست. محمود احمدی بیغش همچنین تشبیه «گروه احمدینژاد» به گروه فرقان از سوی علی مطهری را «توهین آمیز و بدون ارزش» خوانده و گفت: «من بارها گفتهام که علی مطهری متاسفانه دچار توهم شده و تعادلی ندارد و نباید برای حرفهایش زیاد ارزش قایل شد که شاید حرفهایش بیشتر طنزگونه است.» محمد کرمیراد، دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز اظهارات علی مطهری را «جرم» دانسته است. مهدی کوچکزاده، نماینده هوادار احمدینژاد در واکنش به اظهارات این دو نماینده منتقد دولت گفت: «نسبت دادن عباراتی همچون بیدین، گردنکش و نظایر آن به رییس جمهور اثبات کننده این است که اظهارات آنها از سر بغض و کینه است.» حمید رسایی، نیز گفته است «اتهاماتی مانند اینکه آقای احمدینژاد تفکرش تفکر گروه فرقان است از جمله مواردی است که رئیس قوه قضاییه باید تذکر دهد که متاسفانه تاکنون اقدامی صورت نگرفته است.» وی در واکنش به اظهارات احمد توکلی و علی مطهری گفت: «متاسفانه کسانی که ... دولت را به قانونشکنی و مقاومت در برابر دستورات ولایت فقیه متهم میکنند، خودشان در درجه اول باید به دلیل تصویب قوانینی که اجرای آن برای دولت غیرممکن است این اتهامات را پاسخ دهند.» این نمایندگان در حالی خواستار برخورد با علی مطهری و احمد توکلی شدهاند که محمود احمدینژاد، خود، پیش از اظهارات اخیر علی مطهری، از وی شکایت کرده و این پرونده هماکنون در دادسرای کارکنان دولت در حال رسیدگی است.
باراک اوبام و حامد کرزی در یک کنفرانس ویدئویی یک بار دیگر بر ادامه همکاریهای دو کشور در مبارزه با تروریسم، تحت فشار قرار دادن طالبان و کمک به مردم افغانستان تاکید کردهاند.باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا و حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان در یک کنفرانس ویدئویی یک بار دیگر بر ادامه همکاریهای دو کشور در مبارزه با تروریسم، تحت فشار قرار دادن طالبان و کمک به مردم افغانستان تاکید کردهاند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، کاخ سفید روز شنبه با انتشار بیانیهای اعلام کرد، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا و حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان روز جمعه با شرکت در یک کنفرانس ویدئویی با یکدیگر به مدت یک ساعت گفت و گو کردهاند. بیشتر بخوانید: تأکید کرزای بر تسلط نیروهای افغان بر امور امنیتی کشور از سال ۲۰۱۴ پنتاگون: ویکیلیکس از انتشار بقیه اسناد خودداری کند در جریان این گفت و گوها که کارل آیکنبری، سفیر ایالات متحده آمریکا در کابل و ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو مستقر در افغانستان، نیز در آن شرکت داشتند، دو طرف در باره مسائل و موضوعات متعددی رایزنی کردهاند. رهبران ایالات متحده آمریکا و افغانستان از جمله توافق کردهاند، که به همکاریهای خود برای ادامه فشارها بر طالبان، مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی و حمایت از مردم افغانستان همچنان ادامه دهند. تلاش برای اصلاح و بهبود ساختار اداری افغانستان، انتخابات پارلمانی در پیشرو در این کشور و مبارزه با فساد از جمله دیگر مباحث مطرح شده در گفت و گوی میان باراک اوباما و همتای افغانیاش بوده است. گفت و گوی میان رئیس جمهور آمریکا و حامد کرزی پس از آن صورت گرفته است که به ویژه در هفتههای اخیر و به دنبال انتشار اسناد محرمانهای در باره جنگ در افغانستان توسط وبسایت ویکیلیکس، موضوع جنگ در افغانستان یک بار دیگر در کانون توجه رسانههای خبری جهان قرار گرفته است. حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان انتشار اسناد یاد شده را محکوم کرده است و مقامهای وزارت دفاع آمریکا نیز این اقدام را موجب به خطر افتادن امنیت نیروهای بینالمللی مستقر در افغانستان دانستهاند. در این میان وزارت دفاع آمریکا که پیشتر اعلام کرده بود، در حال بررسی در باره نحوه دستیابی وبسایت ویکیلیکس به این اسناد است، از این وبسایت خواسته است، از انتشار ۱۵ هزار سند باقیمانده در مورد جنگ افغانستان خودداری کند. ویکیلیکس تا کنون ۹۱ هزار سند محرمانه طبقهبندی شده مربوط به سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ را تحت عنوان «گزارشهای روزانه جنگ افغانستان» منتشر کرده و مدیر این سایت نیز گفته است، تصمیم وی بر انتشار بقیه این اسناد است. این در حالی است که جف مورل، سخنگوی پنتاگون، تصمیم ویکیلیکس برای انتشار بقیه اسناد را «نهایت بیمسئولیتی» خوانده و گفته است: «این کار یک اشتباه خواهد بود و تاکنون جان بسیاری به خاطر این تصمیمها به خطر افتادهاست.»
حملات مردان مسلح در ایالت بلوچستان پاکستان، روز شنبه دست کم ۱۶ کشته و هشت زخمی بر جای گذاشت. بر اساس گزارشها کشتهشدگان هیچیک هویت بلوچ نداشته و همگی از شهروندان ایالت پنجاب بودهاند.حملات مردان مسلح در ایالت بلوچستان پاکستان، روز شنبه دست کم ۱۶ کشته و هشت زخمی بر جای گذاشت. بر اساس گزارشها هیچیک از کشتهشدگان هویت بلوچ نداشتهاند. گزارش مقامهای پلیس پاکستان حاکی است که در نخستین حمله، مردان مسلح با متوقف کردن یک اتوبوس در منطقه آبگم در جنوب شرقی کویته، ۱۰ سرنشین این اتوبوس را به قتل رساندند. سرنشینان این اتوبوس را شهروندان بلوچ و غیربلوچ تشکیل میدادند، اما تنها سرنشینان غیربلوچ بودند که هدف گلوله مردان مسلح قرار گرفتند. این اتوبوس از لاهور، مرکز ایالت پنجاب، راهی کویته بود و مردان مسلح تنها اقدام به پیاده کردن و قتل سرنشینانی کردند که اهل پنجاب بودند. در اقدامی دیگر، آن طور که پلیس پاکستان میگوید دو مرد مسلح موتورسوار با حمله به خانهای در کویته شش کارگر را مشغول نقاشی این خانه بودند به قتل رساندند که این افراد نیز همگی اهل پنجاب بودند. حامد شکیل، یک مقام ارشد پلیس پاکستان به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که علاوه بر شش کارگری که در این حمله جان باختند، سه کارگر دیگر نیز در این جمله زخمی شدهاند. مقامهای پلیس حاضر به گمانهزنی در مورد اینکه چه افراد یا گروههایی احتمالاً اقدام به این حملات کردهاند، نشدند و تا کنون هیچ گروهی نیز مسئولیت این دو حمله را بر عهده نگرفته است. با این حال هویت پنجابی کشتهشدگان میتواند حاکی از آن باشد که حملات امروز در پاکستان ریشه قومی داشته است. بلوچستان، در جنوب غربی پاکستان و در همسایگی ایران و افغانستان قرار دارد، پهناورترین ایالت پاکستان است که به تنهایی ۴۴ درصد از مساحت این کشور را شامل میشود. در گزارش خبرگزاری فرانسه آمده است که شبه نظامیان مسلمان در ایالت بلوچستان دیده میشوند و درگیریهای قومی نیز بین اکثریت سنی، اقلیت شیعه و گروههای شورشی در جریان است.
گزارش ها از ايران حاکيست که دادگاه تجديد نظر، حکم سه سال حبس تعزيری برای امير حسين کاظمی، يکی از اعضای نهضت آزادی ايران، را تاييد کرد. به گزارش وبسايت «ميزان خبر»، نزديک به نهضت آزادی ايران، قاضی دادگاه تجديدنظر به وکلای آقای کاظمی اجازه حضور و ارائه دفاعيه در اين دادگاه را نداده است. اميرحسين کاظمی پس از تظاهرات روز عاشورا توسط ماموران امنيتی بازداشت و در دادگاهی ۱۰ دقيقه ای، به سه سال زندان محکوم شد. او از آن زمان در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر می برد و قاضی با درخواست مرخصی وی نيز برای انجام معالجات پزشکی موافقت نکرده است.
يک مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از بررسی مقررات و جرايم برای کسانی که به گفته او « با شبکههای ماهواره ای معاند همکاری میکنند»، خبر داد. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، مدير کل دفتر تبليغات و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت که برای شبکههای ماهواره ای مقرراتی وجود دارد و جرايمی نيز برای کسانی که با شبکههای ماهواره ای ِ – به گفته او – معاند همکاری کنند، در نظر گرفته شده، که اکنون در دست بررسی است و مراحل نهايی خود را سپری میکند. وی توضيح بيشتری درباره اين مقررات و جرايم نداد.
عليرضا افشار، معاون اجتماعی و فرهنگی وزير کشور، روز شنبه از اجرای ۲۷ طرح به گفته او «ملی» برای ترويج حجاب در ايران خبر داد. به گزارش خبرگزاری راديو و تلويزيون دولتی ايران، معاون وزير کشور در اين ارتباط گفت: اين طرح « در مدارس، با حضور طلاب جوان و در دانشگاه ها از طريق برپايی گفتمان حجاب و عفاف»، پيگيری می شود. عليرضا افشار همچنين گفت که موضوع ترويج عفاف و حجاب در ۳۰ دانشگاه ايران پيگيری شده است و افزود:« در ادارات و دستگاه های دولتی نيز اجرای طرح ترويج فرهنگ عفاف از اسفند سال گذشته آغاز شده است.» به گزارش خبرگزاری « مهر»، وی گفت: نتايج طرح عفاف و حجاب در کوتاه مدت به نتيجه نمیرسد و بايد حداقل برای يک نسل بعد اميدوار بود که دخترانی - به گفته او - عفيف و پاک در نسل های بعدی پديدار شوند.
سازمان ديدهبان حقوق بشر، پس از پخش اعترافهای منسوب به سکينه محمدی آشتيانی از تلويزيون دولتی ايران، نگرانی عميق خود را از احتمال اعدام قريبالوقوع اين زن محکوم به سنگسار اعلام کرد. شبکه دوم تلويزيون دولتی ايران، چهارشنبه شب گذشته اظهارات زنی چادری با چهره پوشيده را پخش کرد که گفته میشد، سکينه محمدی آشتيانی است. اين زن در پاسخ به سؤالات گزارشگر اين برنامه به دست داشتن در قتل همسرش اذعان کرد. سازمان ديدهبان حقوق بشر، مستقر در نيويورک، گفت «افرادی که ايران را اداره میکنند، ظاهراً شرم نمیکنند که ابتدا حکمی بربرمنشانه همچون سنگسار را صادر میکنند و پس از آن متوسل به اعترافات تلويزيونی میشوند». ناديا خليفه، پژوهشگر امور زنان خاورميانه در اين سازمان، گفت: دلايل زيادی وجود دارد که نشان میدهد آنچه اعترافات خوانده شوده به زور اخذ شده است.
حسين ساجدی نيا، فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ، اعلام کرد که با اجرای طرح برخورد با حاملان سلاح سرد، از صبح روز شنبه، بيش از ۲۰۰ نفر از اين افراد در پايتخت دستگير شدند. به گزارش خبرگزاری « مهر»، وی ابراز اميدواری کرد که قانون برخورد با حاملان سلاح سرد هر چه سريعتر تصويب و ابلاغ شود. فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ، دستگير شدگان را افرادی دانست که اکثرا سابقه دار بودند. در ساليان اخير، طرح های زيادی از سوی دستگاه های انتظامی و نظامی برای آنچه که تامين امنيت تهران ناميده شده، به اجرا در آمده است.
آيت الله ناصر مکارم شيرازی، از مراجع تقليد اصولگرا در قم، از محمود احمدی نژاد خواست اسفنديار رحيم مشايی، مشاور خود، را « سفارش به سکوت کند.» به گزارش خبرگزاری « مهر» در قم، وی گفت: اينکه رئيس دفتر دولت هر روز بلند شود و سخنی ناموزون بگويد و تنشی را ايجاد کند، به نفع جبهه داخلی نيست. همچنين آيت الله مرتضی مقتدايی، مدير حوزههای علميه سراسر ايران، خواستار برخورد لازم با رئيس دفتر رئيس جمهوری به دليل آنچه « طرح نظريههای انحرافی» ناميد، شد. اسفنديار رحيم مشايی در مراسم اختتاميه همايش ايرانيان خارج از کشور گفته بود: «از مکتب اسلام دريافتهای متنوعی وجود دارد، اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مکتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مکتب ايران را به دنيا معرفی کنيم.» اين سخنان واکنش بسيار تند اصولگرايان را به دنبال داشته است. با اين همه، محمود احمدی نژاد از مشاور خود حمايت کرده است.
جوليان آسانگ، بنيانگذار « ويکی ليکس» روز شنبه اعلام کرد که اين سازمان ۱۵ هزار سند ديگر در مورد جنگ افغانستان را به زودی و به رغم هشدار آمريکا منتشر خواهد کرد. وزارت دفاع آمريکا، پنتاگون، می گويد اين اطلاعات صدمات بيشتری را به امنيت ملی اين کشور وارد می کند و جان شمار بيشتری از افراد را به خطر می اندازد. پيشتر نيز وبسايت ويکی ليکس حدود ۷۶ هزار سند طبقه بندی شده وزارت دفاع آمريکا را منتشر کرده بود، که با انتقاد گسترده مقامات آمريکايی مواجه شده بود. بنيانگذار ويکی ليکس گفت که ۱۵ هزار سند جديد منتشر خواهد شد، ولی اسامی افراد و گروه های بيگناهی که ممکن است با انتشار اين اسناد در معرض خطر قرار گيرند، ذکر نخواهد شد.
سازمان های امدادرسانی وابسته به سازمان ملل متحد، از کمک رسانی به صدها هزار نفر از سيل زدگان پاکستان خبر دادند. اين در حاليست که به گزارش خبرگزاری « رويترز»، حدود شش ميليون نفر ديگر در پاکستان همچنان به کمک احتياج دارند. بر اساس اين گزارش، شمار آسيب ديدگان از سيل در پاکستان حدود ۱۴ ميليون نفر، يعنی حدود هشت درصد از جمعيت اين کشور است که بيش از شش ميليون نفر از آنها به غذا، سرپناه و آب آشاميدنی احتياج دارند. اين سيل، بدترين فاجعه طبيعی در تاريخ معاصر پاکستان به شمار می رود و تاکنون حدود ۱۵۰۰ کشته برجای گذاشته است. در اين ميان، خبرگزاری « آسوشيتدپرس» به نقل از سازمان ملل متحد اعلام کرد که مواردی از ابتلا به بيماری وبا در نواحی سيل زده مشاهده شده است.
سازمان دیدهبان حقوق بشر، پس از پخش اعترافهای منسوب به سکینه محمدی از تلویزیون دولتی ایران، در بیانیهای نگرانی عمیق خود را از احتمال اعدام قریبالوقوع این زن محکوم به سنگسار اعلام کرد.سازمان دیدهبان حقوق بشر، پس از پخش اعترافهای منسوب به سکینه محمدی از تلویزیون دولتی ایران، در بیانیهای نگرانی عمیق خود را از احتمال اعدام قریبالوقوع این زن محکوم به سنگسار اعلام کرد. در بیانیه این سازمان بینالمللی مستقر در نیویورک، آمده است که «پخش اعترافات تلویزیونی سکینه محمدی آشتیانی، نگرانی عمیق از اینکه ایران در آیندهای نزدیک این زن ۴۳ ساله را اعدام خواهد کرد، تشدید کرده است». شبکه دوم تلویزیون دولتی ایران، چهارشنبه شب گذشته در قالب برنامه خبری ۲۰:۳۰ به پخش اظهارات زنی چادری با چهره پوشیده پرداخت که گفته میشد، سکینه محمدی است. زنی که در پاسخ به سؤالات گزارشگر این برنامه به دست داشتن در قتل همسرش اذعان کرد. اکنون سه روز پس از پخش این اعترافات از تلویزیون ایران، دیدهبان حقوق بشر میگوید که «مردانی که ایران را اداره میکند ظاهراً شرم نمیکنند که ابتدا حکمی بربری را در مورد اجرای مرگ از طریق سنگسار صادر میکنند و پس از آن متوسل به اعترافات تلویزیونی میشوند». بیانیه دیدهبان حقوق بشر به امضای نادیا خلیفه، پژوهشگر امور زنان خاورمیانه در این سازمان بینالمللی رسیده است. خانم خلیفه در این بیانیه آورده است که دلایل زیادی هست که نشان میدهد آنچه اعترافات خوانده شوده به زور اخذ شده است. دیدهبان حقوق بشر این موضوع را از جمله با اسناد به سخنان جاوید کیان، یکی از وکلای خانم محمدی، عنوان کرده است. آقای کیان که اعترافات پخش شده را به پانتومیم تشبیه کرده، به دیدهبان حقوق بشر گفته است که آشکار است که موکلش تحت فشار بوده است و اضافه کرده است که «چنانچه پرونده به این شکل دنبال نمیشد باید متعجب بودیم». وکیل خانم محمدی که میگوید مقامهای ایرانی از ملاقات وی با موکلش ممانعت میکنند، گفته است که در شرایطی که احتمال اعدام خانم محمدی مطرح است، وی در روزهای آینده در انتظار صدور حکم نهایی دادگاه در مورد خانم محمدی است. این در حالی که خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، در ماه گذشته و پس از اعتراضهای بینالمللی به احتمال اجرای حکم خانم محمدی، اعلام کرده بود که صادق لاریجانی، رئیس دستگاه قضایی ایران، دستور توقف اجرای حکم خانم محمدی را صادر کرده است. تا کنون برخی از کشورها و مجامع بینالمللی از ایران خواستهاند تا در اجرای حکم خانم محمدی تجدید نظر کند. از جمله ایالات متحده، کانادا و آلمان در واکنشهایی به پخش اعترافات تلویزیونی منسوب به خانم محمدی، با ابراز نگرانی از سرنوشت وی، خواستار لغو سریع این حکم شدهاند. سازمان عفو بینالملل با بیان این که تغییر در روش اعدام خانم آشتیانی مشکلی را نمیکند، از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است، از اعدام این مادر ۴۳ ساله، که دو فرزندش چشم به راه او هستند، خودداری کنند.
مقام های پاکستانی روز شنبه اعلام کردند که مردان مسلح روز شنبه در استان بلوچستان اين کشور به يک اتوبوس مسافربری حمله کردند و حداقل ۱۰ نفر را کشتند. يک مقام پاکستانی گفت که شمار مهاجمان مسلح که اين اتوبوس را متوقف و مسافران را پياده کردند، ۳۵ نفر بوده است. به گزارش خبرگزاری ها، کشته شدگان، بلوچ نبوده اند. اين اتوبوس از شهر کويته، مرکز استان نفت خيز بلوچستان، راهی شهر لاهور بوده است. در حادثه ديگری، دو مرد مسلح سوار بر موتورسيکلت، شش نفر را در شهر کويته به قتل رساندند. تاکنون هيچ گروهی مسئوليت اين دو حمله را بر عهده نگرفته است.
فرامرز فرازمند، تهيه کننده سينمای ايران، روز جمعه در ۶۵ سالگی، به دليل سکته قلبی در خواب درگذشت. به گزارش خبرگزاری « فارس»، فرامرز فرازمند در تهيه فيلم هايی مانند ليلا، ميکس، درخت گلابی و سنتوری با داريوش مهرجويی همکاری داشت. در همين حال، و از سوی ديگر، مراسم تشييع محمدعلی ترقیجاه، نقاش، که او نيز جمعه شب به دليل سکته قلبی درگذشت، روز شنبه در تهران برگزار شد. محمدعلی ترقیجاه در رشته مهندسی تحصيل کرد، ولی با گرايشی که به نقاشی داشت، درسال ۱۳۴۶ برنده مدال طلای مسابقات هنری دانشگاههای ايران شد. موزه بين المللی هنر قرن بيست و يکم آمريکا، نقاشیهای محمدعلی ترقی جاه را بهعنوان نماينده هنر ايران انتخاب کرد. آثار او جزء مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران، موزه هنرهای مدرن شارجه و موزه نوتردام هلند است.
سايت « الف»، متعلق به احمد توکلی؛ رئيس مرکز پژوهش های مجلس، گزارش داد که ائمه جمعه شماری از نقاط ايران از محمود احمدی نژاد خواستند که در استفاده از برخی افراد، مانند اسفنديار رحيم مشايی، در دولت خود تجديد نظر کند. اسفنديار رحيم مشايی در مراسم اختتاميه همايش ايرانيان خارج از کشور گفته بود: «از مکتب اسلام دريافتهای متنوعی وجود دارد، اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مکتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مکتب ايران را به دنيا معرفی کنيم.» اين سخنان واکنش بسيار تند اصولگرايان را به دنبال داشت و بسياری از چهرههای اين جريان، مانند آيت الله محمد تقی مصباح يزدی، آيت الله محمد يزدی، حبيبالله عسگراولادی و رئيس ستاد مشترک نيروهای مسلح ايران از وی انتقاد کردند. با اين همه، محمود احمدی نژاد هفته گذشته از اين مشاور خود حمايت کرد.
رئيس جامعه پزشکان متخصص داخلی ايران اعلام کرد که حدود چهار ميليون نفر از جمعيت ايران به بيماری ديابت مبتلا شده اند. به گزارش خبرگزاری « مهر»، ايرج خسرونيا افزود که در حدود چهارميليون نفر نيز در معرض ابتلا به بيماری ديابت هستند. بر اساس اين گزارش، نزديک به ۹ درصد از جمعيت ۲۵ تا ۶۵ ساله ايران درگير بيماری ديابت هستند.
مسعود جزايری، معاون فرهنگی ستاد کل نيروهای مسلح، روز شنبه خواستار تشکيل وزارتخانه ای مستقل در دولت، برای سياستگذاری درباره آنچه مقامات جمهوری اسلامی «جنگ نرم » می خوانند، شد. اين مقام نظامی به خبرگزاری دولتی « ايرنا» گفت که يکی از راههای مقابله با جنگ رسانهای و جنگ نرم ِ – به گفته او - «دشمن»، تشکيل يک وزارتخانه مستقل برای سياستگذاری، هدايت، هماهنگی و مديريت عمليات اجرايی در اين حوزه و نظام دهی به ديپلماسی عمومی است. مقامات جمهوری اسلامی در سال های اخير و به ويژه پس از انتخابات رياست جمهوری، بارها اعتراضات اجتماعی و فعاليت های مدنی را مرتبط با آنچه جنگ نرم می خوانند، توصيف کرده اند.
يکی از مقام های وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که کتاب موسوم به «عفاف و حجاب» در سال تحصيلی جديد بين دانشآموزان توزيع میشود. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، محمد بنيادی، معاون پرورشی و تربيت بدنی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران همچنين گفت که سه هزار مدرسه قرآنی که از ابتدای تابستان کار خود را آغاز کردهاند، در طول سال تحصيلی نيز همچنان به فعاليت خود ادامه میدهند. وی پيشتر، از اعزام «يک هزار روحانی» تحت عنوان «افسر جنگ نرم» به مدارس سراسر ايران خبر داده بود. اقدامات جديد وزارت آموزش و پرورش با هدف آنچه « پيشگيری از آسيبهای اجتماعی» ناميده شده است، صورت می گيرد.
اعلام تاریخ و نحوه راه اندازی راکتور اتمی بوشهر دو مسئله فوق العاده با اهمیت دیگر را نیز در مقام داوری قرار می دهد: وضعیت سرد مناسبات جاری تهران و مسکو و همچنین آینده سایر فعالیت های اتمی ایران به خصوص در زمینه غنی سازی اورانیوم.اعلام تاریخ و نحوه راه اندازی راکتور اتمی بوشهر، در کنار برآوردن یک انتظار چهل ساله و تحقق پیوستن ایران به جمع دارندگان برق اتمی، دو مسئله فوق العاده با اهمیت دیگر را نیز در مقام داوری قرار می دهد: وضعیت سرد مناسبات جاری تهران و مسکو و همچنین آینده سایر فعالیت های اتمی ایران به خصوص در زمینه غنی سازی اورانیوم. در اخبار منتشره از سوی منابع خبری روسیه پیرامون تاریخ راه اندازی راکتور یاد شده، ضمن مسکوت ماندن موضوع عدم حضور مدودیف و یا پوتین در مراسم افتتاح کارخانه برق اتمی بوشهر و قرار گرفتن یکی از آن دو در کنار آقای محمود احمدی نژاد، اعلام شده که به این مناسبت سرگئیی کریهنکو مسئول دولتی «روس اتم» در راس هیئت روسی عازم ایران خواهد شد. اظهارات مبهم علی اکبر صالحی پیرامون تفاوت «راه اندازی فیزیکی» با «آغاز به کار واقعی» راکتور اتمی بوشهر در روز ۲۱ ماه اوت جاری نیز حاکی از تلاش ( ناموفق ) مسئولان ایران برای پوشاندن وضعیت سرد مناسبات کنونی تهران با مسکو از یک سو و از سوی دیگر نگرانی عمیق آنها پیرامون نتایج مذاکرات آینده ایران با گروه وین در مورد مبادله اورانیوم غنی شده با سوخت اتمی است. غیبت مدودیف بی تردید تاخیر ده ساله در تکمیل راکتور بوشهر و راه اندازی نهایی آن یکی از دلائل عمده نارضایتی ایران از رهبران روسیه بوده است. در هر شرایط دیگری پشت سر نهادن این مانع می توانست بعنوان عاملی برای رفع کدورت بین دو کشور تلقی شود. تصمیم رهبران روسیه به عدم حضور در تهران نشانه ادامه سردی کامل در مناسبات دو کشور است. طی هفته های اخیر آقای احمدی نژاد در فرصت های مختلف رهبران روسیه را به نداشتن شناخت و اطلاع کافی از واقعیت های جهانی و همچنین بازیچه قرار گرفتن در راه تحقق هدف های سیاست های آمریکا متهم ساخته بود. تصمیم مدودیف به عدم حضور در مراسم گشایش راکتور بوشهر نشانه بی میلی او در شرایط جاری برای قرار گرفتن در کنار رئیس دولت ایران است. بی تردید اهمیت تکمیل و راه اندازی کارخانه برق اتمی بوشهر توسط روسیه با سایر اقدامات کشور همسایه شمالی در ایران، منجمله ساختن اولین کارخانه ذوب آهن در اصفهان و همچنین کشیدن خط لوله سراسری انتقال گاز از جنوب ایران به منطقه قفقاز ( ایگات-۱ ) قابل مقایسه است. بمنظور افتتاح خط لوله گاز سراسری ایران نیکلای پودگورنی رئیس هیئت عامله شورای عالی اتحاد شوروی به ایران سفر کرد و در کنار شاه در مراسم مربوط حضور یافت. در اسفند ماه سال ۵۱ الکسی کوسیگین، نخست وزیر وقت اتحاد شوروی، همراه شاه ایران در مراسم افتتاح کارخانه ذوب آهن اصفهان که توسط روسیه ساخته شده بود شرکت جست. بعد از این دو لئونید برژنیف رهبر اتحاد شوروی نیز به ایران سفر کرد و در جریان دیدار او موافقتنامه بزرگ همکاری های دو کشور به امضاء رسید. کوسیگین پیشتر در مراسم جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران حضور یافته بود. اولین دیدار رهبران روسیه از ایران در سال ۱۹۴۳ میلادی و هنگام سفر استالین به تهران به مناسبت شرکت در کنفرانس تهران انجام شد. ژوزف استالین طی سفر یاد شده به کاخ مرمر و دیدار شاه جوان ایران رفت در حالی که دیگر همسفران او یعنی چرچیل و روزولت که به همین مناسبت عازم تهران شده بودند به دیدار با شاه ایران در سفارت انگلیس بسنده کردند. دیدار ولادیمیر پوتین رئیس جمهور وقت و نخست وزیر قدرتمند کنونی روسیه از تهران مهمترین سفر یک رئیس دولت معتبر خارجی به ایران بعد از انقلاب محسوب می شد. پوتین به بهانه شرکت در کنفرانس سران خزر ( دومین اجلاس از نوع خود ) در ۱۶ اکتبر سال ۲۰۰۷ ( ۲۴ مهرماه ) به تهران رفت و با آقای علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نیز ملاقات کرد. به این ترتیب غیبت مدودیف از مراسم افتتاح کارخانه برق اتمی بوشهر و تنزل سطح هیات نمایندگی روسیه در این مراسم را می توان به ادامه دشواری های جدی در مناسبات دو کشور نسبت داد. توضیحات صالحی ظاهرا بمنظور پوشاندن این موضوع و مسکوت نهادن زمان آغاز بکار کارخانه برق اتمی بوشهر، گذشتن از کنار این رویداد تاریخی با اهمیت و توجیه علت غیبت رئیس جمهور روسیه، علی اکبر صالحی معاون آقای احمدی نژاد و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران طی توضیحاتی ابتدایی، ضمن تائید خبر مراسم سوخت گذاری به کوره اصلی راکتور، راه اندازی فیزیکی آنرا با آغاز بکار راکتور متفاوت دانست- شاید بمنظور القاء این شبه که افتتاح کارخانه در زمان دیگری ( مثلا در پایان ماه رمضان ) صورت خواهد گرفت. بر خلاف توضیحات آقای صالحی که بی تردید خود واقف وجود ابهام در آن است، مرحله سوخت گذار ی در کوره اصلی به معنی آغاز سوختن و گرم شدن کوره و در نتیجه تولید برق اتمی است. در این مرحله کارخانه برق آغاز بکار خواهد کرد. البته هر کارخانه برق اتمی برای دست یافتن به ظرفیت اسمی خود نیازمند زمان است. در مورد کارخانه هزار مگاواتی بوشهر این زمان مابین شش ماه تا یک سال خواهد بود. در شروع کار، برق تولید شده در داخل کارخانه مصرف خواهد شد و در پایان شش ماه با ظرفیت ۲۵۰ تا ۴۵۰ مگاوات می تواند به شبکه برق کشور وصل شود و در پایان سال به حد اکثر ظرفیت خود دست یابد. چنانچه در مراسم سوخت گذاری که در عمل افتتاح کارخانه برق اتمی بوشهر خواهد بود، آقای صالحی به جای رئیس جمهور شرکت کند، این تغییر نیز وسیله ای برای پوشاندن نحوه افتتاح و توجیه غیبت رهبران روسیه در مراسم مربوط تلقی شد. آقای احمدی نژاد که علاقمند به یاد آوری موفقیت های دوران دولت جاری است هفته قبل حتی از حضور در مراسم گشایش یک واحد کوچک و ناتمام پالایش در عسلویه نیز پرهیز نکرد. مذاکرات با گروه وین تاثیر دیگری که افتتاح و راه اندازی کارخانه برق اتمی بوشهر خواهد داشت دشوار ساختن مواضع ایران در انجام گفتوگوهای آینده با گروه وین است. این گفتوگو ها قرار است بین یک تا دو هفته پس از گشایش راکتور بوشهر در وین انجام شود. مسئولان ایران تا کنون اصرار داشته اند که کشور های بزرگ مخالف دست یافتن ایران به فن آوری پیشرفته، و بخصوص غیر قابل اعتماد برای همکاری در این زمینه ها هستند. افتتاح کارخانه اتمی بوشهر و تحویل سوخت اتمی این بهانه را از ایران خواهد گرفت، ضمن آنکه در قبال توقف غنی سازی اورانیوم در ایران، کشور های طرف گفتوگو و گروه ۵+۱ پیشنهاد ساختن راکتور های دیگری را نیز به ایران خواهند داد. اظهارات کریستین فاژ، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، و رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید، در زمینه عدم نیاز ایران به ادامه غنی سازی اورانیوم، بلافاصله پس از اعلام تاریخ گشایش و راه اندازی کارخانه برق اتمی بوشهر حاکی از سخت تر شدن مواضع کشور های طرف گفتوگو با ایران است. به این ترتیب و با توجه به اهمیت بیشتری که دولت کنونی ایران برای ادامه غنی سازی اورانیوم نسبت به تولید برق اتمی در کارخانه بوشهر قائل است، عملا افتتاح کارخانه بوشهر مانعی تازه برای دست یافتن دولت به حق ادامه غنی سازی در داخل تلقی خواهد شد. راه اندازی کارخانه برق اتمی بوشهر نتیجه توافق هایی است که بین قدرتهای بزرگ و بخصوص آمریکا و روسیه از سه سال پیش تاکنون صورت گرفته است. این توافق ها، علی رغم مخالفتهای جدی پاره ای از کشورهای منطقه از جمله اسرائیل، عربستان سعودی، مصر و کویت با مفاد آن، با این هدف صورت گرفته که بتواند بدون توسل به برخورد نظامی به کنترل آنچه خطر اتمی ایران معرفی می شود بیانجامد. در صورتی که رهبران ایران یا از درک اهمیت این توافق ها در جامعه جهانی غافل و یا نسبت به آن بی تفاوت بمانند و راه اندازی کارخانه بوشهر را نیز بدون توجه به ضرورت پرداختن هزینه های سیاسی و یا امنیتی آن در ردیف پیروزی های طبیعی و یا غیبی قرار دهند، عملا هزینه های این اشتباه را با جریمه دیر کرد آن بالا خواهند برد.
کاخ سفید روز جمعه در واکنش به اخبار منتشر شده در مورد راهاندازی قریبالوقوع نیروگاه اتمی بوشهر اعلام کرد که بهرهبرداری از این نیروگاه با همکاری روسیه نشان میدهد که ایران نیازی به تعقیب برنامه بحثبرانگیز غنیسازیاش ندارد.کاخ سفید روز جمعه در واکنش به اخبار منتشر شده در مورد راهاندازی قریبالوقوع نیروگاه اتمی بوشهر اعلام کرد که بهرهبرداری از این نیروگاه با همکاری روسیه نشان میدهد که ایران نیازی به تعقیب برنامه بحثبرانگیز غنیسازیاش ندارد. بیشتر بخوانید: صالحى: نیروگاه بوشهر در نیمه دوم شهریور راهاندازی میشود روسیه از بارگذاری سوخت نیروگاه بوشهر، در ۳۰ مرداد خبر داد رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید، با اشاره به اعلام زمانبندی از سوی مقامهای ایرانی و روسی برای سوختگذاری و راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر، در توضیح دلیل عدم نیاز ایران به پیگیری برنامه غنیسازی اشاره کرد که سوخت این نیروگاه هستهای توسط روسیه تأمین میشود و پسماندهای اتمی نیز به روسیه باز میگردد. روسیه روز گذشته اعلام کرده بود که کار بارگذاری سوخت نیروگاه بوشهر روز سیام مرداد ماه انجام خواهد شد و در شرایطی که مقامهای ایران از نیمه دوم شهریور ماه به عنوان تاریخ راهانداری این نیروگاه یاد میکنند، روسها میگویند که بارگذاری سوخت در بوشهر عملاً به معنای راهاندازی فیزیکی این نیروگاه است. مقامهای ایرانی که انتظار داشتند در تابستان سال ۸۸ نیمی از ظرفیت تولید نیروگاه بوشهر را وارد مدار کند، در ماههای اخیر اعلام کردهاند که چشم به راه بهرهبرداری از این نیروگاه در شهریور ماه است. ایران در سالهای اخیر در مقابل خواست جهانی برای توقف برنامه غنیسازیاش مقاومت کرده است و دستاورد این مقاومت، چهار قطعنامه تحریمی شورای امنیت و محدودیتهای به نسبت گستردهای است که از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها بر علیه جمهوری اسلامی وضع شده است. آمریکا و متحدانش، ایران را متهم میکنند که در پوشش برنامه غنیسازی، برنامهای که کاربردی دوگانه در مضارف نظامی و غیرنظامی دارد، در اندیشه دستیابی به سلاح اتمی است. ایران اما غنیسازی را خط قرمز خود عنوان کرده است و همواره با رد ادعای غرب، برنامه اتمی خود را صلحآمیز و برای دستیابی به انرژی برق و مصارف پزشکی توصیف میکند و در عین حال با استقبال از تحریمها، محدودیتهایی اینچنین را در گسترش فنآوری بومی هستهای مؤثر میداند. این در حالی است که رابرت گیبس میگوید که همکاری روسیه در راهاندازی نیرگاه بوشهر نشان میدهد که تهران نیازی به دستیابی به قابلیت غنیسازی در داخل کشور ندارد و ایران برای اینکه به دنیا ثابت کند به دنبال برنامه صلحآمیز هستهای است، باید از برنامه سؤالبرانگیز غنیسازی خود دست بردارد. ایالات متحده پیشتر هم همکاری تهران و مسکو درباره تأمین سوخت نیروگاه بوشهر را ساز و کاری مناسب برای بهرهگیری ایران از انرژی هستهای صلحآمیز توصیف کرده بود . در اسفندماه ۸۷ رابرت وود، معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درباره «پیش راهاندازی» نیروگاه بوشهر گفته بود که «ما از گزارشهای نیروگاه بوشهر مطلع هستیم. اما من باید شما را برای جزئیات بیشتر به دولت روسیه ارجاع دهم. با این حال همچنانکه میدانید ترتیباتی که برای عرضه سوخت و بازپس فرستادن سوخت مصرف شده میان ایران و روسیه اتخاذ شده، ساز و کار مناسبی برای استفاده صلحآمیز ایران از مزایای انرژی هستهای است». آقای وود همچنین با اشاره به تحویل سوخت نیروگاه بوشهر گفته بود که «گمان میکنم این امر نشان میدهد که ایران به توسعه هیچگونه ظرفیت بومی غنیسازی اورانیوم نیازی ندارد». از سال ۱۹۹۵، زمانى که روسیه پذیرفت در تکمیل نیروگاه هزار مگاواتى بوشهر با ایران همکارى کند، بارها بهرهبردارى از این نیروگاه به تعویق افتاده است و دیپلماتهاى غربى مدعى بودند که روسیه از این نیروگاه به عنوان اهرم فشار در روابط ایران و غرب بهره مىگیرد. با این حال چندى پیش رئیس سازمان انرژى اتمى ایران، در واکنش به انتقادها از تأخیر در راهاندازى نیروگاه اتمى بوشهر گفته بود که «توقفهاى انجام شده» در راهاندازى این نیروگاه به خاطر دنبال کردن «برخى منافع» بوده است. روسیه براى تکمیل نیروگاه اتمى بوشهر که قرار بود در سال ۲۰۰۶ میلادى راهاندازى شود، حدود یک میلیارد دلار از ایران دریافت کرده است. پیش از روسها، شرکت آلمانی زیمنس در سال ۱۹۷۵ با ایران برای ساخت دو رآکتور اتمی قرارداد بسته بود که با تغییر رژیم در ایران، این شرکت در سال ۱۹۷۹ در نهایت از ایران خارج شد.
اقلیتهای خاورمیانه که تا چندی پیش صدها هزار شهروند از مسیحی، یهودی، آشوری (آسوری)، کلدانی و بهایی داشت، اکنون هرچه بیشتر زادگاه شان را بخاطر خشونت های بنیادگرایان اسلامی و فشارهای سیاسی و اجتماعی دیگر، ترک کرده اند.فراخوانی که در روزهای گذشته دولت سعد حریری نخست وزیر لبنان درمورد مسئول بودن مسلمانان به ویژه شیعیان، جهت حفظ جامعه مسیحی آن کشور و اصولا مسیحیان درخاورمیانه داد، بیانگر واقعیت تلخی است که کمتر در رسانه های جهان بازتاب می یابد؛ گریزمسیحیان و سایر اقلیت ها از خاورمیانه در پی خشونت های مسلمانان افراطی سنی و شیعه. اقلیتهای خاورمیانه که تا چندی پیش صدها هزار شهروند از مسیحی، یهودی، آشوری (آسوری)، کلدانی و بهایی داشت، اکنون هرچه بیشتر زادگاه شان را بخاطر خشونت های بنیادگرایان اسلامی و فشارهای دیگری که آن نیز با سیاست های اسلامی در ارتباط است، ترک کرده اند. این فشارها چه از ناحیه دولت ها و چه از ناحیه گروه های اسلامی و خود جامعه همگی یک نتیجه داشته است: خاورمیانه از اقلیت ها خالی شده است. احمد حریری، دبیر جنبش «آینده لبنان» به رسانه ها می گوید، گریز مسیحیان لبنانی و سایر کشورهای خاورمیانه از این منطقه «بسیارنگران کننده» است. او تاکید کرده که برای حفظ مسیحیان در زادگاهشان، مسئولیت اصلی بر دوش مسلمانان است تا مسیحیان را به باقی ماندن تشویق کنند. بدین مفهوم که جوامع اسلامی باید شیوه و رویکردهای مسالمت جویانه زندگی را در پیش گیرد که مسیحیان احساس آرامش کرده و باقی بمانند. احمد حریری تاکید دارد که در لبنان که شمار شیعیان آن رو به افزایش است، شیعیان بویژه نقش مهمی در دفاع از مسیحیان باید ایفا کنند. امور جمعیتی در لبنان همواره با امور سیاسی آمیخته است و جدای از آن نیست. پروفسور اوژن سن سنیگ دبوس، رئیس بخش علوم سیاسی دانشگاه نوتردام لبنان، به رادیو فردا می گوید که در لبنان چه سنی ها، چه طایفه دروزی و چه مسیحیان همگی نگران روند افزایش شیعیان لبنانی هستند و مسلما دیگر هیچگاه لبنان صاحب اکثریت مسیحی نخواهد شد. از یک سو رفتن مسیحیان و کاهش زاد و ولدشان از شمار آنها کاسته و از دیگر سو افزایش فرزندانی که در خانواده های شیعیان لبنانی زاده می شوند، شیعیان را در لبنان به اکثریت مبدل کرده و این روند با آهنگی شتابان رو به رشد است. این استاد دانشگاه تاکید دارد که جنگ های داخلی لبنان و خشونت های طوایف موجب گریز بسیاری از مردم دیگر لبنان نیز شده هرچند که پیشینه گریز مسیحیان از لبنان به قرن نوزدهم باز می گردد. درهفتاد سال اخیر آمارگیری جمعیتی مشخصی درلبنان صورت نگرفته تا داده های رسمی را ارائه کند اما حتی نگاهی گذرا به مغازه های راسته خیابان ها و خانه هایی که متعلق به مسیحیان بودند و اکنون شیعیان جای شان را گرفته اند، نشان می دهد که موج جلای زادگاه مسیحیان تا چه حد جدی است. مسیحیان باقی مانده لبنان، اکثرا مارونی، هنوز اگر قدرتی دارند، بخاطر قانون و عرف کشور است که فرمانده ارتش (درحال حاضر ژان قهوهجی) و رئیس جمهوری (در حال حاضر میشل سلیمان) هنوز ازمیان مسیحیان مارونی انتخاب می شوند درحالی که طبق همین عرف، رئیس پارلمان همیشه باید یک شیعه باشد (درحال حاضر نبیه بری، و نخست وزیر نیز هموار باید از میان سنی ها (درحال حاضر سعد حریری) انتخاب شود. اقلیت ها ازایران و ترکیه گرفته تا لبنان، سوریه، عراق و برخی امیرنشین های خلیج فارس، دل کنده و رفته اند. اما هیچگاه دولت های شان اقدامی برای ادامه حضور این اقلیت ها انجام نداده و یا سخنی از این واقعیت بیان نکرده اند. درایران بخش بزرگی از مسیحیان، یهودیان، آشوری ها (آسوری ها)، کلدانی ها ، زرتشتی ها و بهایی ها جلای وطن کرده اند هرچند که درمورد مسیحیان، ایران با یک پدیده کاملا جدید روبهروست: افزایش شمار نو مسیحیان. نه تنها درون ایران، که در میان گروه های ایرانیان جلای وطن کرده نیز ده ها هزارنفر مسیحی شده اند. یک اسقف ایرانی الاصل در آلمان این ادعا را در گفتوگو با رادیو فردا مطرح می کند که «آمارکلیساها» نشان می دهد که درسال های اخیر حدود دو میلیون نفر از ایرانیان به مسیحیت گرویده اند. حتی اگر این داده اغراق آمیز باشد، شمار کلیساهای ایرانی و فارسی زبان درترکیه و اروپا و سراسر آمریکا رو به افزایش است. بهایی ها پس از یک دوره آرامش نسبی در دهه نود میلادی، دوباره با موج تعقیب و اذیت و آزارهای گسترده ای که نهادهای حکومت ایران درسال های اخیر متوجه آنها می کنند روبهرو شده و همین ممکن است سبب شود آنانی که کمتر در اندیشه رفتن از ایران بوده اند، به فکر جلای زادگاه شان بیافتند. تعقیب و سرکوب بهاییان ایران درسال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بشدت افزایش یافته است. از میان ۱۲۰ هزار یهودی ایرانی در آستانه انقلاب، آمار رسمی اکنون از وجود بیست هزار یهودی باقی مانده سخن می گوید اما در درستی این آمار شک و تردید کاملا جدی وجود دارد و به نظر می رسد که شمار واقعی یهودیان باقی مانده درایران، در حالی که پیشینه ۲۷۰۰ ساله درایران داشته اند، اکنون چند هزار نفر بیشتر نباشد. در قریب به اتفاق امیرنشین های خلیج فارس شمار بسیار معدودی از یهودیان باقی مانده اند. شمار یهودیان در بحرین طبق آمار رسمی تنها ۳۸ نفر است. درافغانستان، آخرین یهودی که خادم یک کنیسه بود، درگذشت و بدین ترتیب، افغانستان سرزمینی کاملا بدون یهودی شده است. شمار یهودیان باقی مانده درعراق تا چند سال پیش، شش تا هشت نفر از میان کهنسالان، ساکن بغداد تخمین زده می شد. درسال ۲۰۱۰ به نظر می رسد که آن افراد نیز دیگر در عراق نمانده باشند، یا درگذشته باشند. ترورهای دهشتناک سال های اخیر عراق دامنه اش به کلیساها و سایر اماکن مسیحیان و آشوری ها (آسوری ها) و کلدانی ها نیز رسید و پیروان آنها شاهد خونین ترین کشتارهای همکیشان شان بودند. کم شدن شمار مسیحیان خاورمیانه، حتی شامل کرانه باختری زادگاه و خاستگاه و آرامگاه حضرت عیسای مسیح نیز می شود؛ سرزمینی پر رنج که به هزار و یک دلیل از مسیحیان خود خالی می شود و اسلامیون فلسطینی هرچه بیشتر درشهر بیت لحم که مریم باکره عیسی را درآن به دنیا آورد، جای مسیحیان را می گیرند. بیت لحم (زادگاه مسیح)، ناصره (محل زندگی و نجاری عیسی در جوانی) و شرق اورشلیم (صعود مسیح به آسمان) که مسیحیان این مناطق روزگاری پرشمار بودند، کمترین شمار مسیحیان را دارد؛ از یک سو اذیت و آزارهای بنیادگرایان حماس و از دیگر سو، تنگناهای ناشی از نزاع فلسطینی- اسرائیلی مسیحیان را به تصمیم گیری به راهی شدن به سوی غرب می کشاند. وخیم تر از کرانه باختری و شرق اورشلیم، وضعیت مسیحیان فلسطینی غزه است که شمارشان به کمترین تعداد خود رسیده است. درتابستان ۲۰۰۷ در اوج نبردهای مسلحانه حماس و فتح، نیروهای حماس، با حمله به کلیساهای مسیحیان و آتش زدن اموال شان، آخرین قطره های اشتیاق به ماندن را در دل مسیحیان غزه خشکاند. ماه ژوئیه امسال همآیشی در کرانه باختری برگزارشد که در آن، مسیحیان فلسطینی مقیم آمریکا حضور داشتند. آنها همگی در گذشته از اهالی منطقه مسیحی نشین «طیبه» درکرانه باختری بودند. اما این منطقه دیگر اکنون نه تنها اسلامی است، بلکه پایگاهی برای رشد اسلامگرایان فلسطینی بوده است. تمامی مسیحیان «طیبه» از آن رفتند و اکثرا ساکن آمریکا شدند. امسال جوانان شان بازگشته بودند تا شاید راهکاری برای تقویت مسیحیان دراین سرزمین زادگاه مسیج بیابند. آنها درحالی که عربی فلسطینی را با لهجه غلیظ آمریکائی سخن می گویند، تاکید داشتند که حتی اگر نمی خواهند دوباره در اینجا زندگی کنند باید ارتباط عاطفی خود و فرزندان شان را با این سرزمین تقویت کنند. اما اگر مسیحیان فلسطینی و برخی لبنانی ها دست کم حق مسافرت به زادگاه خود یا سرزمین والدین شان را دارند، برای بسیاری از اقلیت های دیگری که از کشورهایی مانند ایران و عراق رفته اند، بازگشت و حتی مسافرت و دیداری کوتاه یک رویای تحقق نیافتنی است. خاورمیانه و شمال آفریقا بر خلاف نظرات رایج، با وجود آنکه همه مکان های مقدس اسلامی را در این خطه دارد، اما تنها بیست درصد از مسلمانان جهان را در خود جای داده است (بیش از شصت درصد مسلمانان اصولا ساکن کشورهای آسیایی هستند). اما درمجموع تا ۹۵ درصد از جمعیت کشورهای واقع در خاورمیانه و آفریقای شمالی را مسلمانان تشکیل می دهند و تنها پنج درصد باقی مانده، اقلیت های همه ادیان و آئین های دیگر هستند. کارل مولر، از سازمان مسیحی «درهای باز» Open Door سال گذشته گفته بود که «بیش از هرزمان دیگری به نام خدایان، مسیحیان را در خاورمیانه آزار می دهند و هرچند که پیامبر نیستیم تا بتوانیم آینده را پیشگویی کنیم، اما حس می کنیم که جفا و خشونت بر مسیحیان خاورمیانه درحال افزایش است». چه مسیحیان و چه دیگر اقلیت ها، به هر دلیلی که از زادگاه خود رفته باشند، در این نظر شریکند که دولت های اسلامی و کشورهای مسلمان نشین خاورمیانه چه خواسته باشند چه نه، اراده ای درهمه این سرزمین ها، این بخش از جهان را کاملا اسلامی و عاری از هرگونه اقلیت دینی و مذهبی دیگر می خواهد. خاورمیانه خاستگاه مسیحیت بوده است. یهودیان در سرزمین های خاورمیانه هزاران سال زندگی کرده بودند. آشوری ها (آسوری ها) نوادگاه امپراتوری پهناور آشور (آسور) بوده اند. خاستگاه کلدانی ها که ریشه در تمدن بابل دارند، احتمالا عربستان بوده و ازهزاره نخست پیش از میلاد درمنطقه زیسته اند. پیشینه حضور بهاییان درایران به ۱۴۷ سال پیش بازمی گردد. اما شواهد نشان می دهد که خاورمیانه اسلامی امروز کمترین شکیبایی را برای تحمل هر انسان دیگر ازمیان اقلیت های غیراسلامی دارد.
براى شناخت آنچه در زندانهاى ایران بر سر زندانیان سیاسى رفته بهترین مسیر رجوع به خاطرات زندانیان است. این خاطرات بهترین متون براى آشنایى با نگرش و رفتار حاکمیت به شکل آشکار و بدون تعارف آن است. یک حکومت را بیش از همه چیز با رفتار کارگزاران آن با زندانیان و شرایط زندان آن مى توان شناخت...براى شناخت آنچه در زندانهاى ایران بر سر زندانیان سیاسى رفته بهترین مسیر رجوع به خاطرات زندانیان است. این خاطرات بهترین متون براى آشنایى با نگرش و رفتار حاکمیت به شکل آشکار و بدون تعارف آن است. یک حکومت را بیش از همه چیز با رفتار کارگزاران آن با زندانیان و شرایط زندان آن مى توان شناخت. روش شناخت یک حکومت گردهمایىهاى پر خرج و پر از زرق و برق آن یا دروس اخلاق آن در رسانه هاى دولتى نیست، سر زدن به زندانىها، شنیدن وصف حال آنان و نگاه کردن به رفتار حکومت با مخالفان خود است. ذیلا چهار قطعه از صدها خاطرهى زندانیان سیاسى در سالهاى اخیر را برگزیده و آوردهام. این چهار قطعه تنها چند برش از روایتى بزرگ تر یعنى داستان جمهورى اسلامى را عرضه مى کنند. وثاقت این داستانها نه صرفا از روایت کنندگان بلکه از مجموعهى رفتارهاى حکومت در سه دههى اخیر و تک تک رفتارهاى آن با مخالفان خود حتى در عرصهى عمومى حاصل مى شود. این حکومت نشان داده که ظرفیت هر گونه اقدامى را دارد و آستانهى ابتذال یا خط قرمزى ندارد. نوع افرادى نیز که رژیم به خدمت گرفته این نوع اتفاقات را کاملا ممکن و قابل تصور مى سازد. براى این گزینش پنج معیار در ذهن داشتم: ۱) تقدم گزارشگرى با ذکر جزئیات و تقریبا خالى از تحلیل تا روایت سادهاى از رخداد مربوطه باشند؛ ۲) تنوع از حیث جنسیت (زن و مرد)، دیندارى (بهایى و مسلمان) و غیر دیندارى، و نوع فعالیت گزارشگر (فعال دانشجویى که براى مقابله با محرومیت از تحصیل مبارزه مى کند، متخصص کامپیوتر، و غیر دانشجو)؛ ۳) زمان متفاوت بازداشتها؛ ۴) تفاوت از حیث نوع شکنجهها از ضرب و شتم تا تجاوز و تهدید به تجاوز؛ و ۵) تنوع از حیث بازداشتگاه. علىرغم همهى تفاوتهاى فوق، گزارشهاى زیر از یک مجموعه دستورالعمل یا سنت بازجویى و روال برخورد مشخص با زندانیان سیاسى در جمهورى اسلامى حکایت مى کنند. فضاى این روایات که شبیه داستان هاى کافکایى هستند گویى عالمى دیگر را که هم عرض زندگى جارى در ایران و بخش قابل توجه و نسبتا مغفول آن است بازگو مى کنند. نوید خانجانى، فروردین ۸۹ «حدودا اواخر فروردین آمدند و ریش و موى بنده و دو نفر از هم سلولى هایم (سماء نورانى و ایقان شهیدى) را که بلند شده بود اصلاح کردند . بعد از این حادثه ما که آمادگى جریان مصاحبه تلویزیونى را داشتیم به این اصلاح صورت و مو شک کردیم . پس فرداى آن روز از صبح آمدند و هر سه نفر ما را از سلول خارج کردند و پس از آن من را در ساختمان بازجویى به اتاقى بردند که به آن «اتاق شیشه اى» مى گفتند . در این اتاق من بازجو را نمى دیدم و تنها مقابلم آینه اى قرار داشت ولى بازجو من را مى دید. در آنجا شخصى خودش را بازرس از طرف دادستان معرفى کرد و گفت آمده است پرونده مرا بررسى کند و گفت به سوال هایش جواب بدهم تا پرونده مرا راه بیندازد که من به این جریان شک کردم و برعکس همیشه که موقع بازجویى چشم بند را برمى داشتم آن روز چشمبند را بیشتر روى صورتم کشیدم که با عکس العمل آنطرف شیشه روبرو شدم که آن ها گفتند: «چشمبندت را بردار مى خواهیم صورتت را ببینیم.» که در همین جا شکى که داشتم به اطمینان تبدیل شد و گفتم که آن طرف شیشه، دوربین کار گذاشته اید و من صحبتى نمى کنم و اگر سوالى دارید لطف کنید بیاید مقابلم بنشینید تا صحبت کنم و به سوالاتتان پاسخ بدهم. آنها مدتى تلاش کردند که من صحبت کنم ولى زمانى که دیدند دیگر موفق نمى شوند گفتند که پرونده شما از طرف ما ناتمام و ناقص اعلام خواهد شد و برایت مشکل به وجود خواهد آمد و گفتم مسئله اى نیست ، که در ادامه دیگر کارشان را علنى کردند. مرا به طبقه بالاى اتاق بازجویى ها بردند و چیزى که حدس می زدم را به چشم دیدم . در یک اتاق تمیز و فرش شده دوربین ها آماده بود و یک صندلى قرمز براى من آماده شده بود و پشت صندلى با پرده و پارچه تزئین و نماسازى شده بود. برایم یک تى شرت آوردند که بپوشم و لباس زندانم را گرفتند و گفتند: حالا به سوالات ما جواب بده! بنده حتى یک کلمه هم به سوالاتشان جواب ندادم و بعد از اینکه دیدند تلاششان بى فایده است و نتیجه اى نمى گیرند، مرا از آنجا بیرون بردند . سپس شخصى آمد و مرا به سمت حیاط برد. در حیاط ، فردى صدا زد: خانجانى برو کنار نورانى رو به دیوار وایسا. چشمبند داشتم و هیچ چیز را نمى دیدم و کنار سماء نورانى ایستاده بودم که یک دفعه حس خفگى به من دست داد. یک نفر شروع کرده بود به فشار دادن گلویم! وقتى که کمى بى حال شدم، سرم را گرفت و در مقابل سماء به دیوار کوبید و سماء از زیر چشم بند برخورد سرم به دیوار را شاهد بود و زمانى که من را در حالت گیجى از روى زمین بلند مى کردند دستان سماء را دیدم که از شدت ناراحتى مشت شده و بهم مى فشارد و پس از بلند کردن من شروع کردند به فحش دادن و سیلى زدن طورى که صداى آن سماء را بیشتر اذیت مى کرد و گفتند: شما ۴ تا بچه آمده اید اینجا مقاومت مى کنید؟! ما بزرگتر از شما، اون ۷ نفر ( هفت مدیر جامعه بهایى فریبا کمال آبادى ، مهوش ثابت ، جمال الدین خانجانى ، عفیف نعیمى ، بهروز توکلى ، وحید تیزفهم ، سعید رضایى که بیش از ۲ سال است بازداشت مى باشند) را شکستیم ؛ شماها هیچى نیستید.» به من و سماء گفتند : «هر دوى شما ۶ ماه به انفرادى خواهید رفت تا آدم شوید.» سعید ملک پور، مهر تا بهمن ۸۷ «در اطراف میدان ونک دستگیر شدم... توسط چند مامور لباس شخصى در یک خودروى سوارى بدون آرم، با چشم بند و دستبند، در قسمت عقب ... قرار گرفتم. یک مامور با جثه بسیار بزرگ با آرنج وزن خود را روى گردن من انداخت و به زور سر مرا پایین نگه داشته بود و مرا به نقطه نامعلومى که به آن دفتر فنى مىگفتند، منتقل کردند. در آنجا چندین مامور در حالى که چشم بند و دستبند داشتم مرا مورد ضرب و شتم و فحاشى شدید قرار دادند و به زور مجبورم کردند یک برگه قرار بازداشت و چند برگه که روى آن را پوشانیده بودند را امضا نمایم. با توجه به نحوه انتقال من به دفتر فنى و ضرب و شتم وارده، گردن من تا چندین روز درد مىکرد و در اثر ضربات مشت و لگد و سیلى، تمام صورتم ورم کرده بود. پس از آن همان شب به بازداشتگاه دو - الف اوین منتقل شدم و در یک سلول انفرادى به ابعاد ۱.۷ در ۲ مترى قرار گرفتم. خروج از سلول تنها به قصد دو بار هواخورى و چند بار در زمانهاى مشخص شده، آن هم با چشم بند امکانپذیر بود و تنها در سلول اجازه داشتم چشم بند از چشم بردارم. ... اکثر اوقات شکنجهها به صورت گروهى انجام مىگرفت و در حالى که چشمبند و دستبند داشتم چند نفر با کابل، چماق، مشت و لگد و گاهى شلاق ضرباتى به سر و گردن و سایر اعضاى بدنم مىزدند. این کارها به منظور وادار ساختن من به نوشتن آنچه توسط بازجویان دیکته مىشد و اجبار به بازى کردن نقش در مقابل دوربین طبق سناریو دلخواه و نوشته شده توسط آنان مىبود. گاهى شکنجهها توام با شوک الکتریکى بود که بسیار دردناک بوده و تا چند لحظه پس از آن امکان حرکت نداشتم. یک بار در اواخر مهرماه ۱۳۸۷ هم مرا در حالى که چشمبند به چشم داشتم برهنه کرده و تهدید به استعمال بطرى آب کردند. در همان روزها و در یکى از بازجویىها شدت ضربات مشت و لگد و کابل که به سر و صورتم زده مىشد به قدرى زیاد بود که تمامى صورتم ورم کرده و چندین بار زیر کتک بىهوش شدم که هر بار با پاشیدن آب به صورتم مرا به هوش مىآوردند. آن شب مرا به سلولم برگرداندند. بعد لباس مرا درآورد. هر چه التماس کردم، گریه کردم، ضجه زدم، توجه نکرد. ... هر چقدر جیغ کشیدم انگار نمىشنید. به من و به خانوادهام. به آقاى موسوى و کروبى و خاتمى فحش مىداد. مىگفت دارم رایت را پس مىدهم . رایت را بگیر. این هم جواب داد و بیدادهایى که توى خیابان مىکردى. ... هر بار هم صداها عوض مىشد. صداى کسى که نخستین بار به من تجاوز کرد با صداى فرد دومى فرق داشت... اواخر شب در زمان خاموشى احساس کردم که گوش من دچار خونریزى شده است. در سلول را کوبیدم کسى به سراغم نیامد. فرداى آن روز مرا در حالیکه نیمه چپ بدنم بىحس بود و قادر به حرکت نبودم به درمانگاه اوین منتقل کردند. در درمانگاه اوین، دکتر پس از دیدن وضعیت من بر ضرورت انتقال من به بیمارستان تاکید کرد ولى مرا به سلولم برگرداندند و تا ساعت ۹ شب به حال خود رها شدم. ساعت ۹ شب به همراه سه نگهبان با دستبند و چشمبند به بیمارستان بقیه الله انتقال یافتم. در راه آن سه نفر به من گفتند که حق ندارم در بیمارستان نام خود را به زبان بیاورم و دستور دادند که خود را محمد سعیدى معرفى کنم و تهدید کردند در صورت سرپیچى از دستور به بازداشتگاه برگردانده شده و شکنجه سختى انتظارم را مىکشد. یکى از نگهبانان قبل از من به دیدن پزشک کشیک بخش اورژانس رفت و با او صحبت کرد و پس از چند دقیقه به دنبال او به اتاق پزشک وارد شدم. پزشک کشیک بدون هیچگونه معاینه، آزمایش و عکس رادیوگرافى تنها عنوان کرد که ناراحتى من، ناراحتى اعصاب است و این را در برگه گزارش پزشکى وارد کرد و چند قرص اعصاب تجویز کرد. حتى وقتى من خواهش کردم حداقل گوشم را شست و شو کند دکتر گفت لازم نیست و من با همان حال و گوشى که لخته خون در آن خشک شده بود به بازداشتگاه برگردانده شدم. به مدت ۲۰ روز نیمه چپ بدنم بىحس بود و کنترل کمى روى ماهیچههاى دست و پاى چپم داشتم. بنابراین به سختى راه مىرفتم. علاوه بر این شکنجهها یک بار هم در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۷ در دفتر فنى پس از ضرب و شتم جدید یکى از بازجوها با انبردست تهدید به کشیدن دندانم کرد که منجر به شکستن یکى از دندانهایم و در رفتن فکم در اثر لگد به صورتم شد.» مریم صبرى، مرداد ۱۳۸۸ «وقتى ما را سوار ون سپاه کردند دیگر متوجه نشدیم که کجا ما را مىبرند. هم دستبند و هم چشمبند داشتیم. یک یا دو ساعتى را در ماشین بودیم تا پیادهمان کردند. اما کجا بود، نمىدانم. اگر سرمان را از بین پاىمان بالا مىآوردیم با لگد به سرمان مىکوبیدند. ... بار اول من روى صندلى نشسته بودم و یکى از آن دو آقا پشت سرم و دیگرى روبهرویم نشسته بودند و سوال مىکردند. از جزئیات که لیدرت کیست؟ از چه کسى خط مىگیرى؟ اسم بچهها را بگو. چه کسانى را مىشناسى؟ اگر بگویى آزادت مىکنیم . و مدام هم سیلى به صورتم مىزدند یا موهایم را مىگرفتند و به عقب مىکشیدند. ... دو روز اول تهدید مىکردند که اگر با ما همکارى نکنى زنده نمىمانى. روز دوم یا سوم بود که مرا آوردند و گفتند مىخواهیم رایت را پس بدهیم. چشمانم را بستند. مرا مسافتى بردند و من صداى باز و بسته شدن درى را شنیدم. مرا به اتاقى بردند که فرد دیگرى در آنجا بود. اول شروع به بازجویى از من کرد. چندین بار به صورتم کوبید. که چرا حرف نمىزنى؟ اگر حرف بزنى ولت مىکنیم بروى. دهانت را باز کن. که البته همه این جملهها با فحش بود. بعد لباس مرا درآورد. هر چه التماس کردم، گریه کردم، ضجه زدم، توجه نکرد. ... هر چقدر جیغ کشیدم انگار نمىشنید. به من و به خانوادهام. به آقاى موسوى و کروبى و خاتمى فحش مىداد. مىگفت دارم رایت را پس مىدهم . رایت را بگیر. این هم جواب داد و بیدادهایى که توى خیابان مىکردى. ... هر بار هم صداها عوض مىشد. صداى کسى که نخستین بار به من تجاوز کرد با صداى فرد دومى فرق داشت. ... مرا به اتاقى بردند که در آنجا دو نفر حضور داشتند. به من گفتند بنشین. من نشستم. یکى از آنها از دیگرى خواست که اتاق را ترک کند. اما شخص روبهرو مىگفت که نمىتوانم بروم. با هم بحث کردند. بالاخره نفر دوم بیرون رفت. کسى که مانده بود چشمهاى مرا باز کرد. هیچ نقابى هم نداشت. از من بازجویى کرد و کتکم مىزد. بعد هم گفت که خودت مىدانى که باید چى کار کنى؟ من این اواخر دیگر چیزى نمىگفتم. ... وقتى ساکت بودم مىگفتند چرا گریه نمىکنى؟ چرا زارى نمىکنى؟ چرا التماس نمىکنى؟ گریه کن شاید ولت کنیم. ببین دارم با تو چه مىکنم؟ و به طور مداوم توى صورتم مىکوبید. من فقط آرام اشک مىریختم. هنوز هم صورتش را مثل کابوس جلوى چشمهایم دارم. بعد از این که به من تجاوز کرد از من پرسید که مىخواهى بیرون بروى؟ یا این که مىخواهى مثل بقیه که اینجا مردند و کسى هم نفهمید بمیرى؟ کدام یکى را دوست دارى؟» ناشناس، مرداد ۸۸ «ماشین جلوم پیچید و دو نفر پریدند بیرون و مرا بلند کردند و چپاندند توى ماشین. سرم خورد به در ماشین . گفتم آخ . گفت خفه بچه ک...! پشت بندش هم پشت گردنم را گرفت و کوبوند پایین پشت صندلى و همین جور نگه داشت. از فحشى که دادند خوشحال شدم و خیال کردم قصد اخاذى دارند و پول هایم را که در جاى خلوتى بگیرند ولم مى کنند، اما یک چشمبند سیاه دادن دستم تا ببندم به چشم هایم و آرزوى این که گیر زورگیر افتاده باشم بر باد رفت . این چشم بند رفیق شفیق من شد به مدت دو هفته و جز در سلول تنگ و تاریکم نگذاشتند که از چشم بازش کنم. زیر فشار دست سنگین برادرى که زحمت مىکشید و گردنم را نگاه مىداشت، کمرم داشت مىشکست، اما از ترس فحش و ناسزا آخ نمىگفتم. فقط یک بار دیگر پرسیدم: منو کجا مىبرید ؟ گفت: مىبریم تو ...ت بذاریم ! تو حرف اون نقطه چین نداشت. جیک نزدم. گفت: چیه، نکنه خوشت اومد؟ جیک نزدم. گفت: بیخود خوشت نیاد، این دفعه با همه دفعههایى که تو ...ت گذاشتن فرق مىکنه. با .....کلفتها طرف شدى.... گفت: پس بذار من بگم. من همین چند روز پیش بود. من عاشق فنچ ها هستم، هرچه کم سن و سالتر، بهتر. بعد با جزییات ماجرایى رو تعریف کرد که آشکارا مىدانستم دروغ مىگوید. از رابطه اش با دخترى ۱۰ ساله مىگفت. بعد یک دفعه پرسید: راستى دختر تو چند سالش بود؟ ۱۱ سال؟ تنم داغ شد. نفرت تمام وجودم را گرفت...
ماشین یک کم که راه رفت، مسیرها رو که با حسهایم دنبال مىکردم، گم کردم. دیگه نمىفهمیدم چه سمتى مىرویم. ... ماشین وایستاد. هلم دادند بیرون، خوردم به چیزى و ولو شدم روى زمین. یارو گفت بچه ..نى، کورى مگه؟ درخت رو نمىبینى؟ جیک نزدم، بلند شدم. دستم را گرفت و داد زد: راه بیافت. راه افتادم و دوباره خوردم به چیزى و افتادم، اما این بار آروم تر، چون محافظهکارانهتر قدم بر مىداشتم.
توى راه چند بارى به این طرف و اون طرف کوبونده شدم و یک بارش به یک بشکه خالى بود. از صدایش فهمیدم و هر بار فحش و ناسزا به خودم و خانوادهام [مى دادم]... درى باز شد و هلم دادند توى آن و بعد داد زد: نیم ساعتى پذیرایى بکنین ازش تا من بیام. هنوز جملهاش تمام نشده بود که احساس کردم کمرم شکست و هنوز از درد کمر خلاص نشده بودم که پشتم تیر کشید و بعد دستى لاى موهایم رفت و سرم به دیوار کوبانده شد و بعد ضربه چپ و راست و عقب و جلو آنقدر زیاد بود که چیزى نمىفهمیدم. تا اینجا ترس عجیبى داشتم و وسط کتک خوردن دیدم یواش یواش ترس جایش را به نفرت و یک جور شجاعت مىدهد. دیگر دردم نمىآمد. شاید بىحس شده بودم، شاید قوى شده بودم. اون لحظه نمىدونستم.
نمىدانم چقدر طول کشید، چون آدم زمان هم از دستش مىرود. یک جورهایى زمان و مکان همدیگر را تکمیل مىکنند. مکان را که گم کنى، زمان هم از دستت مىرود، و من نمىدانستم چقدر اونجا موندم . بعد انداختندم توى یک اتاق. وقتى مىگم انداختندم، واقعا انداختندم . یعنى بلندم کردند و انداختند توى یک اتاق. در حال زدن هم مرتب تهدیدم مىکردند که: تازه بعدش که چند نفرى میآیم ترتیبت رو بدیم، مىفهمى که انقلاب مخملى کردن یعنى چى.
وقتى انداختندم توى اون اتاق، دیگه باور کرده بودم که براى اون کار زشت انداختنم اونجا و داشتم نقشهاى توى ذهنم مىکشیدم که خودم رو بکشم و نذارم این کار رو با من بکنند. چند دقیقهاى هیچ خبرى نشد. صدایى نمىآمد. احساس مىکردم که کسى دارد لباس در مىآورد. شاید هم خیالات بود. زیاد نگذشت که یک نفر اومد. نقشه ام را کشیده بودم، اما او کارى نداشت. بلندم کرد و روى یک صندلى نشاند و با چشم بسته شروع کرد به سوال کردن: اسم، نام پدر ... فحش نمىداد. کارش زود تمام شد و دوباره چند نفرى اومدن سراغم. گرفتند پرتم کردند یک اتاق دیگه و گفتند: این اتاق تجاوزه، بمون تا برگردیم. موندم اما برنگشتند. هر لحظه سالى بود. یادم رفت بگویم دستهایم از پشت بسته بود.
یکى آمد تو. از صداى در فهمیدم. دستم را گرفت و گفت بدو. دویدم و ناگهان خوردم به دیوار و ولو شدم روى زمین. درد توى بدنم پیچید. تازه فهمیدم که آش و لاش شدم و همه جایم درد مىکند. گفت: بچه ..نى، مگه دیوار رو نمىبینى، کورى؟ دوباره گفت: بدو. با احتیاط دویدم. هلم داد و باز خوردم به دیوار. بلندم کرد و برد.... بردندم بیرون. درى باز شد و گفت: خوش آمدى بچه ..نى، این اتاق توئه! مبارکت باشه. میام جنازهات رو مىبرم، و رفت . اتاق من فضا براى خوابیدن و نشستن نداشت، فقط مىتوانستم بایستم. به خودم دلدارى دادم که این براى چند ساعته. هنوز نمىدانستم از من چه مىخواهند. از همه بدتر در لحظه ورود بوى بدى بود که مىآمد. سر در نیاوردم چه بوییه، ولى کم کم عادت کردم و مدتى گذشت و کسى نیامد. به صورت ایستاده ولو شده بودم .نمىدانم چقدر گذشت. فکرهاى عجیب و غریب. دلهره و اضطراب که براى چه اینجایم و چه مىخواهند از من. شک نداشتم که مىخواهند به چیزى اعتراف کنم، اما نمىدونستم چیه. درد هم اضافه شده بود. آرزو مىکردم تو همون اتاقى بودم که کتکم مىزدند. کم کم فشار مىآمد و انتظار آمدن کسى و تغییر دادن وضعیتم آزارم مىداد. رفته رفته گرسنگى و تشنگى هم اضافه مىشد. نمىدانم چقدر طول کشید، اما کم کم چشمهایم سنگین شد و خوابم برد، اما چه خوابى. درد و گرسنگى و تشنگى و زخمهایى که تازه پیدایشان مىکردم، به اضافه فکرهاى آزار دهنده. تقریبا خیالم راحت شد که قصد تجاوز ندارند. چون با خودم فکر کردم که اگر چنین قصدى داشتند که اول به این روزم نمىانداختند. نمىدانم چقدر اون تو بودم که در باز شد و بیرون بردندم. ...
... یکى دیگر را صدا زد. یک دفعه بوى بنزین شنیدم و سرتاپایم خیس شد. گفت: ببرید آتشش بزنید. مىدانستم بلوف است، اما مىترسیدم. بردند زیر نور داغ آفتاب. از زمان ورودم به اینجا آفتاب را حس نکرده بودم. گرما کشنده بود. احساس مىکردم آب جوش روى بدنم مىریزند. یکى دو ساعت زیر آفتاب بودم. بنزین ها بخار مىشد و مىترسیدم که زیر نور آفتاب آتش بگیرم از بس که مىسوختم. از حال رفتم. افتادم. نمىدانم چقدر بعد دوباره در اتاق بازجویى بودم. گفت: حالت سر جا آمد؟ دوباره مهربان شده بود. گرسنه و تشنه بودم. حال نداشتم حرف بزنم. صدایش را نمىشنیدم. دیگر نفهمیدم چى شده. وقتى به هوش آمدم که دوباره توى همان سلول تنگ بودم و تمام بدنم درد مىکرد.
دفعه بعد که بازجویى رفتم، باز هم حال نداشتم. گفت: خیلى خوش شانسى که گیر من افتادى. با من کنار بیا که نیفتى دست این ...کلفتها، اینجا تو ...ت بذارند. حرفهایش را بریده بریده مىشنیدم و دیگر نفهمیدم چى شد. آب را روى صورتم حس کردم و بعد آب دادند و بعد یک چیزى شیرین که نفهمیدم چى بود. بازجو گفت: الان سه روزه اینجایى. یعنى من سه روز بود چیزى نخورده بودم؟ اولین چیزى بود که خوردم و نفهمیدم چى بود، کم کم رمق به تنم برگشت. گفت: حالا مىخوام یک سوال خصوصى بپرسم، آخرین بارى که ترتیب یک دختر رو دادى، کى بود؟ چیزى نگفتم. گفت: خجالت نکش، اینجا تویى و منم. من مثل این آشغالا دنبال تو ... گذاشتن نیستم. جیک نزدم. خندید و گفت: بابا تو دیگه چه مردى هستى! بعد گفت: پس بذار من بگم. من همین چند روز پیش بود. من عاشق فنچ ها هستم، هرچه کم سن و سالتر، بهتر. بعد با جزییات ماجرایى رو تعریف کرد که آشکارا مىدانستم دروغ مىگوید. از رابطه اش با دخترى ۱۰ ساله مىگفت. بعد یک دفعه پرسید: راستى دختر تو چند سالش بود؟ ۱۱ سال؟ تنم داغ شد. نفرت تمام وجودم را گرفت.
این ماجرا تمام شدنى نبود . در هر جلسه بازجویى اگر این بود، درباره دختر ۱۱ ساله حرف مىزد و اگر آن یکى، درباره تجاوز به خودم. یک بار زیر فشار بازجویىها گفتم: اى خدا! جوابش مشتى بود توى دهنم که یکى از دندانهایم شکست. گفت: تو نجسى، حق ندارى نام خدا رو بر زبان بیاورى. دوباره گفتم و دوباره مشتش آمد و آنقدر تکرار کردم که از حال رفتم. به هوش که آمدم، یکى دیگر سوال را شروع کرد. این بار سوالها درباره این بود که با خارجىها چه ارتباطى دارى؟ چرا از خارج به تو تلفن مىزنند؟ فلانى که با تو دوست بود و توى رادیو فرداست، الان چه اطلاعاتى بهش مىدى؟ من روحم از این ماجرا خبردار نبود. گفتم خالهام خارجه و تماس داریم، اما از دوستم خبر ندارم. گفت: خر خودتى، تو بىبىسى هم از رفیقات خبر داریم. اسم نمىداد. آنقدر زدند که قبول کردم که به این دوستهایى که اسمشان را هم بلد نبودم، اطلاعات مىدهم.
یک جا که خیلى سوال پیچ کرد و گفتم: یا زهرا، بازجو دهانش را باز کرد و هر چه توهین که شایسته خودش بود، به حضرت زهرا کرد. اون جا بود که تسلیم شدم بنویسم و اعتراف کنم و هرچه خواستند، نوشتم . با این همه راضى نمىشدند. بردندم توى اتاق، لختم کردند و گفتند: الان براى تجاوز بر مىگردیم. او مىگفت: هر کارى براى تنبیه شما عبادته. مىگفت: تجاوز به شما ثواب داره. من حدیث و آیه خواندم و او گفت: مجوز شرعىاش را هم از آقا و هم از دیگر مراجع گرفتهایم. ما براى تنبیه شما این کار را مىکنیم . صداى در مىآمد .صداى لباس عوض کردن. صداى آخ و اوخ جنسى. داشتم دیوانه مىشدم که بوى بنزین پیچید و دوباره خیس بنزین شدم و این بار لخت و عور فرستادندم زیر آفتاب.»
دکتر اکبر کرمی پزشک و استاد دانشگاه که از سوم آذر ماه سال گذشته بازداشت همچنان در بازداشت و در بلاتکلیفی به سر می برد. محمد سیف زاده، وکیل آقای کرمی می گوید: پرونده در دو قسمت، به شعبه دوم دادگاه انقلاب و بخش دیگر به شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی- کيفری قم رفته است. دکتر اکبر کرمی پزشک و استاد دانشگاه که از سوم آذر ماه سال گذشته بازداشت همچنان در بازداشت و در بلاتکلیفی به سر می برد. اتهام های وارده به دکتر کرمی از توهین به رهبر تا اشاعه فحشا را در بر می گیرد. به گزارش برخی رسانه های بازتاب دهنده مسائل حقوق بشر در ایران، خانواده او نامهای به دبیرکل سازمان ملل نوشتهاند که بر اساس آن «دکتر کرمی در فشار است تا به تعبیر پروندهسازان، با آنان راه بیاید و با مصاحبهاى کذایى، بر کارهاى ناکرده اعتراف و طلب بخشش کند.» دکتر کرمی علاوه بر حرفه پزشکی از جمله فعالان حقوق بشر در قم نیز بود و مقالات و گفتوگوهای مختلفی در رسانه ها از او منتشر شده است. محمد سیف زاده، وکیل آقای کرمی در مورد او به رادیو فردا می گوید: اتهاماتی که در دادسرا و در کيفرخواست عليه او آمده توهين به رهبری، توهين به رياست جمهوری، نشر اکاذيب به منظور تشويش اذهان عمومی، اشاعه فحشا و اقدام عليه امنيت بود که پرونده دو قسمت شد، يک قسمت به شعبه دوم دادگاه انقلاب رفت و قسمت ديگر به شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی- کيفری قم. نتيجه اين که در دو دادگاه آقای دکتر کرمی به شش سال حبس، پنج سال تبعيد به شهرستان خورمج، ۷۴ ضربه شلاق و لغو پروانه طبابت به مدت پنج سال محکوم شد که ما برای هر دو حکم تجديد نظر خواستيم. در ضمن با اين که مدت قرار بازداشت او منقضی شده بود، دادگاه انقلاب از لغو قرار بازداشت به رغم تکليف قانونی خودداری می کرد و بلاخره پرونده به شعبه ششم دادگاه تجديد نظر قم ارسال شد و در آنجا قرار بازداشت لغو و او آزاد شد. حال دايره تجديد نظر خواهی به دادگاه داده شده و اميدواريم به اين موضوع رسيدگی کنند. شما اشاره کرديد يکی از موارد اتهامی دکتر کرمی اشاعه و تشويق به فساد و فحشا بوده است. لطفاً توضيح دهيد که اتهام فساد و فحشا چه بوده است؟ تمام اتهاماتی که به دکتر وارد کرده اند فقط به خاطر نوشتن مقاله است. اشاعه فساد وفحشا هم در ارتباط با سلسله مقالاتی است که او در مورد يک بحران جنسی می نوشته و صحبت می کرده است. دکتر کرمی می گويد ما ايرانی ها دارای اضطراب و استرس جنسی هستيم و اگر اين مسئله مديريت نشده و با آن مقابله نشود، تبديل به بحران های جنسی و اجتماعی خواهد شد. حکمی که منجر به محکوميت او شده در ارتباط با اين تئوری است. دکتر کرمی می گويد ما جهان سومی ها و ايرانی ها دارای اضطراب و استرس جنسی هستيم و اگر اين مسئله مديريت نشده و با آن مقابله نشود، تبديل به بحران های جنسی و اجتماعی خواهد شد. اساس تفکری که دکتر کرمی بيان کرده اين است و حکمی که منجر به محکوميت او شده در ارتباط با اين تئوری است. اين تئوری را می توان بررسی کرد و پاسخ گفت، اگر صحيح است قبول کرد و اگر صحيح نيست آن را رد کرد. اين گونه اتهامات هيچ گونه توجيه قانونی ندارد و به صراحت در قانون حفظ احترام و حقوق شهروندی آمده که هم قضات و هم ماموران اطلاعات و ضابطين دادگستری از ورود به اين مقوله ممنوع هستند، ولی متاسفانه در موارد بسيار زيادی چنين پرونده هايی برای افراد می سازند. البته اکنون در زمان دادستانی جديد من کمتر اين موارد را ديده ام. آقای احمدی نژاد بارها درصحبت های خود گفته است کسی برای انتقاد و اعتراض به رئيس جمهور در زندان و محکوميت به سر نمی برد، در حالی که شما اشاره کرديد يکی از موارد اتهامی دکتر کرمی توهين به رئيس جمهور است. آيا بر اساس قانون چنين چيزی جرم محسوب می شود و آقای کرمی چه اهانتی به رئيس جمهور کرده است؟ البته آقای دکتر مقالاتی انتقادی داشته و در بعضی موارد اين انتقادها تند است، اما با توجه به قانون استفساری کلمات موهن و توهين که درمجلس ششم به تصويب رسيد و می گويد کلماتی که بر زبان جاری شده و يا نوشته می شود بايد صراحتا دلالت بر توهين کند وگرنه توهين محسوب نمی شود، بنابراين به رغم تند بودن بعضی از مقالات دکتر من معتقدم که اينها از مصاديق توهين نيست. ولی متأسفانه هم درمورد توهين به رهبری او را محکوم کرده اند و هم توهين به رياست جمهوری. جالب است که به رغم اين که درکيفرخواست نيامده بود، دادگاه شعبه ۱۰۱ عمومی- کيفری قم پا را فراتر گذاشت و گفت دکتر کرمی به شورای نگهبان، رياست جمهوری و تمام مقامات کشور توهين کرده است. آن چه تا به حال در مورد دکتر کرمی اتفاق افتاده از اساس غيرقانونی بوده است.
روزنامه هاى تهران امروز ، خراسان ، جمهورى اسلامى و آرمان از واكنش گسترده نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و نيز شمارى از ائمه جمعه نسبت به اظهارات اخير محمود احمدى نژاد درباره قبول نداشتن برخى از قوانين خبر داده اند. روزنامه هاى تهران امروز ، خراسان ، جمهورى اسلامى و آرمان از واكنش گسترده نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و نيز شمارى از ائمه جمعه نسبت به اظهارات اخير محمود احمدى نژاد درباره قبول نداشتن برخى از قوانين خبر داده اند. روزنامه تهران امروز در تيتر نخست شماره شنبه خود با عنوان « تذكرات اصولگرايانه » به احمدى نژاد نوشته كه اظهارات اخير وى كه تضاد صريحى با جايگاه قانونى مجلس شوراى اسلامى و مجمع تشخيص مصلحت نظام داشت، از جمله مسائلى است كه مورد اعتراض چهرههايى چون احمد توكلى ، درىنجفآبادى، پرويز سرورى، محمدرضا خباز، على عباسپور، محمد هاشمى و حجت الاسلام سعيدى قرار گرفته است. به نوشته اين روزنامه احمد توكلى ، رئيس مركز پژوهشهاى مجلس با انتقاد از عدم اجراى قانون توسط محمود احمدى نژاد، اظهارات وى را « گردنكشى در برابر قانون اساسى » و « نشانه استبداد راى » خوانده و تاكيد كرده كه « طبق قانون اساسى رئيس جمهور موظف به ابلاغ و اجراى مصوبات مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام است. » آقاى توكلى همچنين گفته كه « رئيس جمهور به هيچ وجه حق ندارد بعد از طى اين مراحل ، قانونى را كه به وى جهت امضا و ابلاغ رسيده است بگويد كه من آن را قانون نمى دانم و ابلاغ نمىكنم. » پرويز سرورى ، ديگر عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم نيز تاكيد كرده كه احمدى نژاد « مرجع تشخيص قانون نيست. » آيتالله قربانعلى درى نجف آبادى نماينده ولى فقيه و امام جمعه اراك نيز در پاسخ به احمدى نژاد كه گفته است « برخى از قوانين مصوب مجلس و مجمع تشخيص مصلحت را قانون نمى داند » اعلام كرده كه « مصوبات مجمع تشخيص مصلحت، مصوبات نظام جمهورى اسلامى ايران است و نمى توان ايرادى به آن وارد كرد. » روزنامه خراسان نيز از قول حجت الاسلام سعيدى امام جمعه اين هفته قم نوشته « عمل به قوانين مجلس براى همه الزام آور است و التزام عملى به ولايت فقيه با سرپيچى از قوانين مجلس شوراى اسلامى سازگارى ندارد. » روزنامه جمهورى اسلامى نيز گزارش مفصلى از خطبه هاى جمعه شهرهاى مختلف منتشر كرده و نوشته « ائمه جمعه از برخى گفتارها در جامعه كه متأسفانه از زبان برخى مسئولين شنيده مىشود » اظهار نگرانى كرده اند. روزنامه آرمان نيز خبر داده كه شمارى از نزديكان آيت الله مصباح يزدى روحانى تندرو و از حاميان اصلى احمدى نژاد در قم به انتقاد شديد از احمدى نژاد و رييس دفترش رو آورده اند. به نوشته اين روزنامه در تازه ترين شماره هفته نامه موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى متعلق به آيت الله مصباح يزدى ، پرتو سخن ، نيز در يادداشتى ضمن ابراز نگرانى شديد « از مواضع اخير مشائى و حمايت هاى احمدى نژاد » به رئيس دولت هشدار داده كه « مواضع پرچالش آنان فضاى سياسى و فرهنگى كشور را دچار تنش مى كند و احمد نژاد بايد حساب خود را از مشائى جدا كند. » « ۹۱ درصد اعضای ۵ كميسيون اقتصادى مجلس شوراى اسلامى اقتصاد نخواندهاند » روزنامه جهان صنعت نتايج يك پژوهش درباره رشته تحصيلى اعضاى ۵ كميسيون اقتصادى مجلس شوراى اسلامى منتشر كرده و نوشته « پنج كميسيون اصلى مسئول قانونگذارى اقتصاد كشور مجموعا ۱۰۸ عضو دارد و جالب است كه از اين ميان تنها ۱۰ نفر اقتصاد خواندهاند و مابقى دانشآموخته ساير رشتهها هستند. » اين روزنامه نوشته « شايد در كمتر كشورى سخنگوى كميسيون تخصصى اقتصادى مجلس دانشآموخته بيمارىهاى گياهشناسى و دبير اول همان كميسيون دبير معارف باشد » اما « از ميان ۲۳ نفر عضو كميسيون انرژى دوره هشتم مجلس شوراى اسلامى تنها يك نفر مهندس نفت است و رييس كميسيون انرژى از قرار دانشآموخته بيومكانيك است و دو نايب رييس كميسيون يكى كارشناس آموزش و ديگرى كارشناس علوم قرآن و حديث است. » به نوشته جهان صنعت « در كميسيون صنايع و معادن كارشناس آب شناسى حضور دارد و جراح مغز و اعصاب به اجراى اصل ۴۴ در روزگار واگذارى غولهاى اقتصادى نظارت مىكند » و « رييس كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات جناب آقاى عبداللهى ، دانشآموخته رشته مخابرات است. » اين روزنامه البته تاكيد كرده كه در اين بررسى « به رشته تحصيلى اعضاى كميسيون هاى اقتصادى مجلس پرداخته شده و در مورد توانايىها و تجربه افراد و سوابق ايشان سند و مدركى ارايه نشده » اما تا همين جا معلوم شده كه « ۹۱ درصد اعضا ۵ كميسيون اقتصادى مجلس شوراى اسلامى ، اقتصاد نخواندهاند. » « سوء مديريت دولت ، عامل گرانى است » روزنامه جمهورى اسلامى خبر داده كه دبيركل جامعه انجمن هاى اسلامى اصناف و بازار با رد اظهارات مقام هاى دولتى كه اصناف را عامل گرانى معرفى كرده اند گفته است « به هيچ وجه اجازه نمى دهيم با اين گونه حركت هاى سياسى چهره اصناف را در جامعه مخدوش كنند ؛ زيرا اصناف عامل گرانى نيستند.» احمد كريمى اصفهانى در عين حال گفته « امروز دولت خود با اعلام مكرر در مورد تامين كالاهاى اساسى ارزان مسبب تورم است ، زيرا توقع در مردم ايجاد مىكند اما به هنگام عرضه كالاهاى وعده داده شده چون مرغ و گوشت و غيره مردم، اولا با مقدار كم و ثانيا با كيفيت بسيار پايين مواجه مىشوند و اين عدم پاسخ به تقاضاى ايجاد شده خود عامل اصلى تورمهاى مقطعى مىشود. » وى با اشاره به اينكه « اين سوء مديريتها را دولت نمى بيند و نمى پذيرد » گفته مقام هاى دولتى « تقصير را گردن اقشار مردمى چون اصناف مىاندازند تا ماهيت دولتى سوء مديريت ها را برطرف كنند.» دبير كل جامعه انجمن هاى اسلامى اصناف و بازار با طرح اين پرسش ها كه « امروز ما در كالاهاى اساسى تورم چند رقمى داريم آيا مسبب اين توزيعكننده است؟ » تاكيد كرده كه اين مسائل ربطى به توزيعكننده ندارد و بايد بپذيريم كه قيمت تمام شده بالاست و « دولت نتوانسته مساله توليد را مديريت كند پس اين گرانى است نه گرانفروشى و اين دو مورد با هم تفاوت اساسى دارند. » آقاى كريمى اصفهانى ضمن رد اتهام دولت به اصناف و بازاريان مشكل فعلى مردم را « گرانى » دانسته و افزوده « مشكل گرانى ناشى از مديريت غلط است و با مديريت غلط اين خود دولت است كه به گرانى دامن مى زند. » روزنامه جمهورى اسلامى در خبرى ديگر از قول محمد طحان پور ، رييس اتحاديه كشورى لوازم خانگى گزارش داده كه « نرخ لوازم خانگى ريز پس از عيد بين ۷ تا ۱۰ درصد گرانتر شده است. » « كرسى علوم اسلامى تنگه احد دانشگاه هاست » روزنامه كيهان اظهارات آيت الله حائرى شيرازى عليه رشته هاى « علوم اسلامى » در دانشگاه ها را منتشر كرده و به نقل از وى نوشته « كرسى علوم اسلامى دانشگاه ها تنگه احد دانشگاه هاست. » به نوشته اين روزنامه حائرى شيرازى همچنين گفته « بايد مواظب باشيم كه به اسم دين دروسى را كه از خارجى ها گرفته اند را به ما قالب نكنند بلكه بايد تمام متون ها برگرفته از قرآن باشد. » آيت الله على خامنه اى يك سال پيش گفته بود« آموزش بسيارى از علوم انسانى در دانشگاه ها باعث بى اعتقادى به تعاليم الهى و اسلامى مى شود » اما اكنون آيت الله حائرى يزدى امام جمعه سابق شيراز كه از سوى احمدى نژاد به عنوان « معلم اخلاق دولت » منصوب شده براى نخستين بار « علوم اسلامى » در دانشگاه ها را عامل انحراف برشمرده است. روزنامه كيهان همزمان در گزارش ديگرى از اخراج ، بازنستگى اجبارى استادان دانشگاه يا تنزل رتبه برخى از استادان دانشگاه به سطح « كارمند » كه به بهانه « ركود علمى » صورت مى گيرد ، دفاع كرده و نوشته « مبناى اخراج استادان دانشگاه » قانونى است. اين روزنامه نوشته كه كامران دانشجو وزير علوم در دولت احمدى نژاد نيز از موج تازه اخراج استادان دانشگاه حمايت كرده و گفته « اگر يك نفر به هر دليلى دچار "ركود علمى" مى شود ، مى تواند در جاى ديگرى به فعاليت خود ادامه دهد كه شايد در آنجا مفيد تر باشد و اين مسئله را نبايد سياسى كرد. » از قريب به يك ماه پيش روزنامه ها از اخراج يا بازنستگى اجبارى ده ها استاد دانشگاه خبر داده اند و از جمله ۳۰ استاد دانشگاه تهران ، ۴ استاد دانشگاه بهشتى ، ۱۰ استاد دانشگاه علم و صنعت ، و شمارى از استادان در دانشگاه هاى شهرهاى مختلف احكام اخراج ، بازنشستگى اجبارى دريافت كرده اند. روز پنج شنبه نيز روزنامه جمهورى اسلامى از بركنارى ناگهانى رييس دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسى در تهران خبر داده و نوشته كه براساس « تصميم از بالا » بركنارى روساى ساير دانشگاه نيز به زودى آغاز مى شود. « پخش ربناى شجريان از صداوسيما ممنوع شد » روزنامه آرمان از ممنوع شدن پخش « دعاى ربنا » با صداى محمدرضا شجريان از شبكه هاى مختلف صدا و سيماى جمهورى اسلامى خبر داده است. به نوشته اين روزنامه « سازمان صداوسيما پخش دعاى ربنا با صداى محمدرضا شجريان را به طور كامل در تمام شبكه ها ممنوع كرده و اين تصميم از چند روز قبل به اطلاع برنامه سازان ويژه برنامه هاى افطار كليه شبكه هاى راديو و تلويزيون رسيده و مورد تاكيد قرار گرفته است. » اين روزنامه نوشته كه محمدرضا شجريان استاد آواز ايران سال گذشته از صداوسيما خواست هيچ يك از آثارش را پخش نكند و تنها اجازه پخش « دعاى ربنا » در ماه رمضان را به صدا و سيما داد اما اين سازمان در روزهاى اخير « پخش دعاى ربناى شجريان » را به هر شكل ممكن از همه شبكه هاى راديو و تلويزيون رسمى جمهورى اسلامى ممنوع كرده است. محمدرضا شجريان استاد بلندآوازه آواز ايران در ماه هاى اخير بر شدت انتقادات خود از شرايط موجود در كشور و سركوب گسترده پس از انتخابات افزوده است.
سفیر پاكستان در تهران طی دیداری با علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی خواستار ارسال هر چه سریعتر كمكهای انساندوستانۀ جمهوری اسلامی ایران به سیل زدگان کشورش شد. به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران،رئیس مجلس شورای اسلامی وقوع سیل در پاكستان را كه منجر به كشته و آواره شدن جمع زیادی از مردم آن كشور شد به بازماندگان و مصیبتدیدگان این حادثه و به ملت و دولت پاكستان تسلیت گفت. علی لاریجانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به گسترش اعمال تروریستی در منطقه، آن را تهدیدی برای صلح و آرامش منطقه برشمرد. سفیر پاكستان در تهران نیز ضمن ابراز نگرانی از گسترش پدیده تروریسم در منطقه ، دیدگاههای دو كشور را در این زمینه بسیار نزدیك خواند و بر تعهد پاكستان نسبت به تحكیم امنیت مرزهای دو كشور تاكید كرد. جمهوری اسلامی همواره از دولت پاکستان خواسته است که مانع عملیات گروه جندالله در خاک ایران شود.
آنچه که «سند گالانت» نامیده شده، برای برداشتن همه ژنرال های دیگر از مسیر رسیدن به ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل و هموار کردن راه برای گزینش ژنرال یوآو گالانت به این مقام راهکارهایی ارائه کرده است. از چندی پیش گزارش هایی در رسانه های اسرائیل می گفت که ستاد فرماندهی ارتش اسرائیل این سال را «سال گرفتن تصمیم نهایی» در قبال پرونده هسته ای ایران (تصمیم به حمله احتمالی به تاسیسات اتمی ایران) تعیین کرده است اما چهار ماه مانده به پایان این سال، نبرد داخلی میان ژنرال های برجسته خود ارتش اسرائیل به اوج رسیده به گونه ای که تعیین ریاست بعدی ستاد کل ارتش اسرائیل را با بحرانی جدی روبهرو کرده است. انتشار سندی در شامگاه جمعه، ششم اوت، از سوی شبکه دوم تلویزیون اسرائیل با نام «سند گالانت»، ماجرای بزرگی بوجود آورده که پای بلند پایه ترین ژنرال های ارتش، وزیر دفاع و دیپلمات های ارشد دفتر نخست وزیری را به ماجرا کشانده و مشاور ارشد حقوقی دولت نیز ناچار به دخالت شده است. یهودا واینشتاین، مشاور ارشد حقوقی دولت، دوشنبه به اهود باراک وزیر دفاع فرمان داد که نشست های خود را با ژنرال های برجسته ارشد به منظور انتخاب یکی از آنها به عنوان رئیس بعدی ستاد کل ارتش متوقف کند، زیرا در وضعیت به وجود آمده، ابتدا باید منتظر روشن شدن نتایج تحقیقات پلیس در باره عوامل «سند گالانت» شد. آنچه که «سند گالانت» نامیده شده، برای برداشتن همه ژنرال های دیگر از مسیر رسیدن به ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل و هموار کردن راه برای گزینش ژنرال یوآو گالانت به این مقام راهکارهایی ارائه کرده است. این «سند» که با هدف «شایسته دانستن ژنرال گالانت و برتری او بر همه رقبای احتمالی اش» تهیه شده است، در راهکارهای خود، نحوه برداشتن ارتشبد گابی اشکنازی رئیس کنونی ستاد کل ارتش اسرائیل را نیز از این مقام ارائه کرده و برای «عاصی کردن وی» توصیه هایی می کند. تنظیمکنندگان «سند گالانت» احتمال داده بودند که ژنرال برجسته دیگر ارتش، گابی گانتس، نامزد جدی احراز پست ریاست کل ارتش باشد و لذا توصیه کرده اند که با وعده دادن ریاست شباک -سازمان امنیت داخلی اسرائیل- می توان وی را نیز از سر راه ریاست ستاد کل ارتش برداشت. پلیس اسرائیل احتمال داده است که «سند گالانت» آنگونه که از سوی شبکه دوم اعلام شد، «سند اصلی» نباشد و اعلام کرده که در پی یافتن «سند اصلی» تحقیق گسترده را آغاز می کند. پلیس اعلام کرده که به شبکه دوم تلویزیون اسرائیل کاری ندارد و تنها از امنون آبراموویچ، مفسر ارشد این شبکه خواسته است که «سند» داده شده به او را به پلیس بدهد تا پلیس بررسی کند که آیا «اصلی» است یا «جعلی». پلیس پیشاپیش تاکید کرده که هیچ خبرنگاری تحت تقیب نخواهد بود اما کسانی که با اغراض خاص این «سند» را به خبرنگاران داده اند، ممکن است که سرنخ های مهم ماجرا باشند. ارتشبد اشکنازی نیروهای پلیس اسرائیل دوشنبه نیز ناگهان به محل کار ایال آراد، دیپلمات برجسته دفتر نخست وزیری، رفتند تا همه اسناد و کامپیوترها را ضبط کرده و به بررسی آن بپردازند زیرا طبق گفته شبکه دوم اسرائیل، آقای آراد در تلاش ها برای رساندن ژنرال گالانت به ریاست ستاد کل ارتش احتمالا نقش داشته است. افشاگری شبکه دوم تلویزیون اسرائیل در همان روزی انجام شد که اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، نخستین ملاقات های خود را با نامزدهای احتمالی ریاست ستاد کل ارتش آغاز کرده بود، و به نظر می رسد که کسانی قصد داشته اند که با افشای این «سند»، موجب لطمه زدن به احتمال رسیدن ژنرال یوآو گالانت به مقام ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل شوند. درهمین حال، اقدام اهود باراک در آغاز ملاقات با نامزدهای احتمالی ریاست ستاد کل ارتش نیز مورد انتقاد شدید درمحافل سیاسی اسرائیل است و منتقدان می گویند که اهود باراک تنها به خاطر رفتار غیر دوستانه دیرینه خود علیه رئیس کنونی ستاد، درحالی که هنوز شش ماه به پایان دوران ریاست او باقی مانده، می خواهد هر چه بیشتر ارتشبد اشکنازی را آزار دهد. مناسبات غیر دوستانه اهود باراک با ارتشبد اشکنازی، امری آشنا برای محافل سیاسی و رسانه ای اسرائیل است. طبق قانون اسرائیل، تنها وزیردفاع می تواند ریاست ستاد کل ارتش را تعیین کند و نخست وزیر حق خالت ندارد. ارتشبد اشکنازی تاکید کرده که طبق قانون به تصمیم بالاتر خود احترام می گذارد. در همین حال، ارتشبد اشکنازی این هفته تاکید کرد که «سند گالانت» حتی اگر دروغ باشد نه تنها جایگاه خود او را در افکار عمومی خدشه دار کرده ، بلکه به ارتش آسیب جدی زده است. درسالی که «سال تصمیم گیری سرنوشت ساز» (درقبال ایران) نامیده شده است، نه تنها رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، بلکه تمامی مسوولان نهادهای مهم اطلاعاتی و نظامی اسرائیل عوض می شوند. نخست وزیر تنها می توانست ریاست موساد را تمدید کند اما پیشتر نیز اعلام شده بود که احتمالا به دلیل ناخرسندی نتانیاهو از نحوه درگیری اسرائیل در ماجرای دوبی (ترور محمود المبحوح، از پایه گذاران شاخه نظامی حماس که در ژانویه ۲۰۱۰ در هتلی در دوبی کشته شد)، دوران ریاست مئیر داگان برموساد تمدید نخواهد شد و او پس از هشت سال، موساد را ترک می کند. رسانه های اسرائیلی مانند هاآرتص پیشتر پرسیده بودند که چرا در چنین سالی باید همه روسای نهادهای نظامی و اطلاعاتی را عوض کرد زیرا این امرممکن است که اثرات عمیقی درعملکرد و تصیم گیری های اسرائیل در قبال ایران داشته باشد.
یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: طرح تحریم واردات کالاهای مصرفی از کشورهای تحریم کننده ایران پیشنهاد و بررسی می شود. به گزارش ایرنا ،خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، سید ناصر موسوی لارگانی نماینده فلاورجان همچنین از مردم خواست با تمایل به سمت خرید کالاهای ایرانی به مجلس در موفقیت این طرح کمک کنند. وی با مثال زدن مردم ژاپن، چنین تلقی کرد که آنان با حمایت از تولید کنندگان داخلی ، از جنگ جهانی دوم تا کنون توانستند به یکی از قدرت های برتر اقتصادی دنیا تبدیل شوند.
شورشیان کُرد وابسته به حزب کارگران کردستان ترکیه موسوم به پ.ک.ک روز جمعه اعلام کردند تا پایان ماه رمضان هرگونه عملیات نظامی خود را در خاک ترکیه متوقف می سازند ولی در صورت مورد حمله واقع شدن از خود دفاع می کنند. بوزان تکین Bozan Tekin یک مقام رسمی پ.ک.ک گفت این آتش بس می تواند تداوم یابد اگر ترکیه عملیات نظامی خود را متوقف سازد، زندانیان سیاسی را آزاد کرده و روند صلح را آغاز کند. این آتش بس در حالی اعلام می شود که چند روز پیش انفجاری در خط لوله ای که نفت عراق را به ترکیه می رساند رخ داد. ترکیه مشکوک است که پ.ک.ک مسئول این انفجار بوده باشد.
باراک اوباما و حامد کرزای روسای جمهوری آمریکا و افغانستان توافق کردند به همکاری ها برای تداوم فشار بر طالبان و مبارزه علیه افراط گرایی ادامه دهند. کاخ سفید اعلام کرد رهبران دو کشور در مکالمه ای یک ساعته با استفاده از ویدیو کنفرانس بین واشینگتن و کابل به تبادل نظر با یکدیگر پرداختند. در بیانیۀ کاخ سفید آمده است که دو رهبر توافق کردند به تلاش های مشترک برای حفاظت از مردم افغانستان، اصلاحات و ارائۀ خدمات اساسی و زیربنایی به مردم این کشور ادامه دهند. آقایان اوباما و کرزای همچنین دربارۀ تلاش های ضد فساد اداری ، تلفات انسانی و انتخابات پارلمانی افغانستان که قرار است به زودی برگزار شود، با یکدیگر گفت و گو کردند. در این گفت و گو همچنین سفیر آمریکا در افغانستان، کارل ایکنبری Karl Eikenberry و فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان ژنرال دیوید پترایوس David Petraeus نیز شرکت داشتند.
رييس جمهورى آمريكا باراك اوباما مى گويد از ساخت مسجد و مركز اسلامى در نزديكى محل وقوع عمليات تروريستى ۱۱ سپتامبر در شهر نيويورك حمايت مى كند. اين پروژه مورد مخالفت بسيارى از اهالى نيويورك و ساير آمريكايى هايى قرار گرفته كه معتقدند چنين كارى مخالف ارج نهادن به خاطرۀ بيش از ۲۷۰۰ انسانى ست كه در حملات ۱۱ سپتامبر كشته شدند. حملاتى كه توسط هواپيماربايان عضو گروه شبه نظامى و اسلامگراى القاعده صورت گرفت. آقای اوباما که در مراسم افطاری با حضور دیپلمات های کشورهای اسلامی و اعضای جامعۀ مسلمانان آمریکا در کاخ سفید شرکت جسته بود گفت مسلمانان به اندازۀ هر آمریکایی دیگری حق دارند به اجرای مراسم و عبادات خود بپردازند. رییس جمهوری آمریکا افزود این حق شامل ساخت محلی برای عبادت و مرکز جمعیت براساس قوانین آمریکا می شود. باراک اوباما گفت تعهد به آزادی ادیان در آمریکا باید بدون استثنا قائل شدن برای سایر ادیان "تزلزل ناپذیر" باقی بماند.
يك ايرانى مشكوك به دست داشتن در ۱۱ قتل طى چند سال گذشته در برزيل دستگير شد. بر اساس گزارش ها این فرد ایرانی روز پنجشنبه در شهر فورتاله زا Fortaleza واقع در شمال شرق برزيل دستگير شد. مسئولان قضايى برزيل اين ايرانى را متهم به رهبرى يك باند كرده اند كه درگير عمليات غير قانونى قاچاق وسايل الكترونيكى است. پليس مى گويد وى متهم است كه دستور قتل ۱۱ نفر را داده است زيرا احتمال داشته كه اين افراد فعاليت هاى تبهكارانۀ باند مزبور را فاش كنند. دو مامور پلیس نیز که متهم به کمک به او در انجام قتل ها بوده اند دستگیر شده اند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر