-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

Latest Posts from Tehran Review for 14/08/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



تحلیل یک انقلاب با پرسه ‌پرسه زدن در دالان تو در توی رویدادهای کوچک و بزرگ تفاوت می‌کند. تردیدی نیست که تحلیل انقلاب اسلامی، مستقل از تحلیل جامعه‌ای که چنین انقلابی را ممکن ساخت و تحلیل دولتی نامتعارف که در پوشش مدرن خود به الگوی سنتی قدرت وفادار ماند، ممکن نیست. اما برای فهم آن‌چه که بر دولت و جامعه در ایران گذشت، می‌بایست از سطح رویدادها فراتر رفت و با جهش از سایه این رویدادها، علت‌ها را کاوید و بر آن بستر پاسخی در خور برای این چیستان‌های تاریخی یافت.

در گفتار پیشین به فقدان یک دستگاه مفهومی در توضیح انقلاب اسلامی و پی‌آمدهای نظری آن اشاره شد. حال نگاهی خواهیم داشت به تلاش‌ گاه‌شمارانه (۱) رویدادهای کشور در آستانه انقلاب. گاه‌شماری یا آن‌چه به وقایع‌نگاری شهرت دارد، یکی از بخش‌های تاریخ است، ولی جایگزین تاریخ نیست.

پژوهش‌های مبتنی بر بازآفرینی گاه‌شمارانه تاریخ یک تحول، تنها زمانی می‌توانند مفید واقع شوند که بر اساس یک الگوی نظری منسجم، ره به فهم و توضیح آن تحول ببرند. این چنین است که همراهی بازآفرینی گاه‌شمارانه تاریخ با یک الگوی نظری، صرف‌نظر از درست یا خطا بودن، عملا امر تحلیل یک تحول را ممکن می‌سازد.

اگر فقدان یک دستگاه مفهومی دقیق منجر به الگوبرداری صرف از تجربه تاریخی یا نظری کشورهای دیگر می‌شود، توضیح یک تحول اجتماعی، صرفا با اتکا بر گاه‌شمار رویدادهایی که از حیث زمانی مقدم بر آن تحولند، ره به آنجا می‌برد که پژوهشگر در لایه سطحی حوادث و رویدادها بماند. چنین تحلیلی از مسائل در برابر نخستین چالش نظری از پای در می‌آید و قادر به دفاع از پایه‌های استدلالی خود نیست. این چنین است که می‌توان گفت پرداختن به رویدادها و حوداثی که باعث پدید آمدن تحولی شده‌اند، گرچه برای فهم و شناخت آن تحول لازمند، اما برای تحلیل آن کافی نیستند.

به سخن دیگر، تحلیل یک پدیده پیچیده چند علتی هم‌چون یک انقلاب یعنی پرتوافکنی بر رویدادها از منظر یک سامانه نظری تعریف شده به منظور دست‌یابی به پاسخ‌هایی روشن و شفاف به پرسش‌های “چرایی” و “چه بودگی” آن تحول.

در گفتار پیشین به عدم کارگرفت صحیح مفهوم‌ها در تحلیل انقلاب اسلامی اشاره شد و کارگرفت ناصحیح مفهوم “مشروعیت” و همچنین تخیل‌ورزی در بازنویسی تاریخ انقلاب اسلامی مورد نقد قرار گرفت. اما نارسایی‌های مربوط به پژوهش انقلاب اسلامی تنها به استفاده نادقیق از مفهوم‌ها محدود نمی‌شود. بهره ‌گرفتن از الگوهای نظری ناهمخوان با تحولات سیاسی ایران و تلاش برای توضیح این “چرایی” و “چه بودگی” از این منظر نیز، از دیگر کاستی‌های جدی این پژوهش‌ها به شمار می‌آید.

انقلاب اسلامی نه تنها در پی تحقق بسیاری از آرمان‌های مشروطیت نبوده است، بلکه در عمل ناقض این آرمان‌ها بوده و آن‌ها را با روح اسلام و هویت اسلامی سازگار نمی‌یافته است

این کاستی‌ها در مورد پژوهشگران وابسته به طیف چپ، که برای تحلیل خود از رویدادهای سیاسی ایران از الگوهای مارکسیستی، لنینیستی و فراتر از این دو، از الگوهای مائوئیستی بهره گرفته‌اند، آشکارتر به چشم می‌خورد. از “کاست حکومتی” سخن رفته است و از خیزش “خرده‌بورژوازی سنتی” علیه “بورژوازی کمپرادور”؛ از “راه رشد غیر سرمایه‌داری” و از جهانی‌شدن مبارزه ضدامپریالیستی.

در این راستا، پژوهشگران را پروای آن نبوده است که رخت روحانی بر تن آیت‌الله خمینی و دیگر مسئولان جمهوری اسلامی بدرند، چشم بر گفته‌ها و مواضع ناهمساز آنان ببندند و از آنان کسانی بسازند، پرچم مبارزه ضد امپریالیستی به دست، که با عزمی جزم گویی برای تحقق آن آرمان‌هایی به میدان آمده‌اند که اعضای حزب برادر ظرف دهه‌ها تلاش، عاجز از تحقق‌شان بوده‌اند.

در گفتار نخست “بازخوانی انقلاب اسلامی” این نکته مورد تاکید قرار گرفت که انقلاب اسلامی هم‌چون پدیده‌ای مرکب و چند علتی، چند تاریخ موازی دارد که لزوما بر هم منطبق نیستند. سخن گفتن از یک تاریخ واحد برای این انقلاب عملا به معنای فروکاستن علت‌ها و ریشه‌های انقلاب بوده و سرانجام ره به عرضه تصویری ساده‌انگارانه از این انقلاب می‌برد. این موضوع در عین حال به این معنی است که رویدادهای متفاوتی در شکل‌دهی انقلاب اسلامی و دولت نامتعارف برآمده از آن موثر بوده‌اند. پرسش این است که گاه‌شماری انقلاب اسلامی کدام رویدادها را می‌بایست دربر گیرد؟

برخی از پژوهشگران از پروژه مشروطیت سخن می‌گویند. از این منظر، مشروطیت پرونده‌ای باز است که در حاشیه یا متن رویدادهای یک‌صد و چند ساله‌ی گذشته بر مناسبات جامعه و دولت، بی‌وقفه نقش زده است. پذیرش این نظر ره به آن‌جا می‌برد که انقلاب مشروطه از ظرفیت یک لحظه تاریخی فراتر رفته و بدل به روندی می‌شود که بر سرنوشت کل تاریخ مدرن ایران سایه می‌افکند.

تصور تداوم جنبش مشروطیت عملا منجر به آن می‌شود که انقلاب مشروطه به‌مثابه مقدمه انقلاب اسلامی تعبیر و تفسیر شود. شماری از تحلیل‌گران مسلمان ضمن اشاره به تداوم انقلاب مشروطیت مدعی شده‌اند که زمینه‌های نظری حکومت اسلامی آیت‌الله خمینی ریشه در رویکرد سیاسی و نظری روحانیون مشروطه‌خواهی هم‌چون آیت‌الله نائینی داشته است.(۲) تصور چنین خط زمان ممتدی بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، به انقلاب اسلامی هویتی می‌بخشد که با مختصات این انقلاب هم‌خوانی ندارد. انقلاب اسلامی نه تنها در پی تحقق بسیاری از آرمان‌های مشروطیت نبوده است، بلکه در عمل ناقض این آرمان‌ها بوده و آن‌ها را با روح اسلام و هویت اسلامی سازگار نمی‌یافته است.

گرچه بسیاری از آرمان‌ها و شعارهای جنبش مشروطه هنوز به واقعیت بدل نشده‌اند و کماکان در دستور کار جنبش مدنی قرار دارند و گرچه بسیاری از رویدادهای اخیر به گونه‌ای با رویدادهای آن هنگام در پیوندند، من بر این باورم که عقب کشیدن عقربه پژوهش به عهد مظفرالدین‌شاهی و پرداختن به رویدادهای آن دوره کمک چندانی به گشایش گره‌های نظری موجود و معاصر نمی‌کند. تردیدی نیست که بررسی ساختار دولت در ایران و پرداختن به رابطه بین دولت و جامعه تنها از طریق مقایسه دولت‌ پهلوی و هم‌‌چنین دولت اسلامی با دولت قاجار ممکن است و از این رو پرتوافکنی به برخی از لحظه‌های تاریخی آن دوران، اجتناب‌ناپذیر است.

تاریخ ایران در دهه‌های پیش از وقوع انقلاب اسلامی، تاریخی طوفانی و پر رویداد بوده است. بسیاری از این رویداد‌ها بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در آستانه انقلاب اسلامی و پس از آن نقش زده‌اند. فراهم آوردن سیاهه‌ای که دربرگیرنده همه این رویدادها باشد، گرچه ممکن است، چندان کارساز نیست. چه موضوع بر سر گردآوردن همه آن رویدادها نیست، بل بر سر گزینش آن دسته از رویدادهایی است که چنین انقلابی را در بافت چنان جامعه‌ای ممکن ساختند.

رد پای انقلاب اسلامی را می‌توان در همه شئون اجتماعی ایران عصر پهلوی مشاهده کرد. در فرهنگ جامعه متحول شده‌ای که هم شیفته تجدد خواهی است و هم وفادار به سنتی دیرینه. جامعه‌ای که خودرو را به درشکه ترجیح داده است اما نیاموخته است که هم‌زمان نمی‌توان هم گاز داد و هم ترمز کرد.

رد پای انقلاب اسلامی را می‌توان در فرهنگ جامعه‌ای یافت که پیش از بهره گرفتن از تعالی، نزول و سقوط خود را تجربه می‌کند. از رویکرد مبتذل به موسیقی کوچه و بازار تا غیرت‌پرستی مردسالارانه قیصری، و فراتر از آن تا سفر سنگ که هیچ نبوده است مگر باززایی سنت مذهبی به شیوه‌ای خطا، در زمانه‌ای که مدعی عبور از سنت بوده است.

مشروعیت و کارآیی دو وجه ارزشی و ابزاری موثر و مکمل هم در تداوم ثبات سیاسی یک دولت به شمار می‌آیند. دولت کارآمد نامشروع و دولت مشروع ناکارآمد در کوتاهمدت، هر دو امکان حیات دارند، اما هرگاه کارآیی این دولت با مشروعیت توام نگردد، حیات آن چندان دوامی نخواهد داشت

دولتی بر این جامعه حکم می‌راند که ظاهری مدرن و امروزین دارد و در پس نهادهای مدرنش، الگوی سنتی قدرتی را پنهان کرده که عملا مانع از عملکرد همه آن نهادهای مدرن می‌شود. و شاهی بر آن حکم می‌راند که تخت سلطنتش در سرزمین محنت و رنج بی‌ریشه است و تاجش در آسمان در پی تحقق فراروئیدن به قدرتی جهانی در کرانه‌ی وهم‌زده رویاها پر پر می‌زند.

برخی از مهم‌ترین رویدادهای دو دهه پیش از وقوع انقلاب اسلامی از این قرارند: درگذشت آیت‌الله بروجردی به‌مثابه واپسین مرجع اعظم تشیع در ایران در فروردین سال ۱۳۴۰ و تاثیر آن در مناسبات بین روحانیون و دولت، انقلاب سفید و بروز تنش‌های جدی در مناسبات شاه با روحانیون، رویداد پانزده خرداد سال ۴۲ و تبعید آیت‌الله خمینی، محاکمه بازرگان و شماری از فعالین نهضت آزادی در سال‌های ۴۲ و ۴۳ و در پی آن قطع امید نیروهای ملی نسبت به ظرفیت تحول از درون حکومت پهلوی، قدرت‌گیری جنبش مسلحانه پس از واقعه سیاهکل و تاثیر آن در تغییر چهره مبارزه علیه حکومت، تاسیس حزب رستاخیز، بالارفتن بهای نفت خام و نقش افزایش یکباره درآمد ارزی دولت و تاثیر آن بر نرخ تورم، تثبیت موقعیت ایران به‌مثابه قدرت منطقه‌ای و تاثیر آن در خود بزرگ بینی محمدرضا شاه و جلوه آن در پروژه‌هایی هم‌چون پروژه تمدن بزرگ، افزایش فزاینده اختلاف با دولت‌های غربی که از زمان نخست‌ وزیری امینی آغاز شده بود و تا واپسین‌ سال‌های حکومت محمدرضا شاه ادامه یافت.

فارغ بال می‌توان بر این سیاهه افزود. اما دانش سیاسی و تاریخی ناشی از بررسی این رویدادها برای توضیح بی‌ثباتی حکومت پهلوی و همچنین شناخت علت‌ها و ریشه‌های انقلاب کفایت نمی‌کند. به سخن دیگر، ثبات یا بی‌ثباتی سیاسی حکومت پهلوی را نمی‌توان تنها با گشت و گذار در لایه‌های سطحی رویدادهای یاد شده توضیح داد.

ثبات یا بی‌ثباتی سیاسی

تردیدی نیست که زوال و فروپاشی یک سامانه سیاسی فرآیند بروز بی‌ثباتی سیاسی است، در آن هنگام که صاحبان قدرت ناتوان از مدیریت بحران باشند. بی‌ثباتی سیاسی معمولا خود نتیجه یک روند بوده و محصول بازی همزمان علت‌ها و عوامل متعدد و متفاوتی است. بحران سیاسی به خودی خود به معنی بی‌ثباتی سیاسی نیست، بلکه حکایت از تضعیف پایه‌های دوام و قوام قدرت دارد. بی‌ثباتی سیاسی نیز هنوز به معنی فروپاشی یک سامانه سیاسی نیست، بلکه حکایت از لرزه‌هایی دارد که می‌تواند استمرار نظمی سیاسی را به مخاطره افکند.

پرسشی که در این بین مطرح می‌شود این است که چه هنگامی یک بحران سیاسی به بی‌ثباتی سیاسی فرا می‌روید؟ پاسخ این پرسش در گروی داشتن تعریفی برای مفهوم ثبات و بی‌ثباتی سیاسی است.

ثبات و بی‌ثباتی سیاسی بر دو رکن استوار هستند. این دو رکن یکی خصلتی ابزاری دارد و دیگری خصوصیتی ارزشی. وجه ابزاری ثبات سیاسی یک دولت ناظر بر کارآیی آن دولت در پیشبرد امور خود است. کارآیی دولت مفهومی فراگیر است و مدیریت جامعه و هم‌چنین توان دفاع از کشور در برابر یورش‌های کشورهای دیگر و توان دفاع از خود در برابر شورش‌های اپوزیسیون و نیروهای مخالف داخلی را شامل می‌شود.

اما توان سرکوب اعتراض‌ها به تنهایی برای بقای ثبات سیاسی دولت کفایت نمی‌کند. این چنین است که وجه ارزشی ثبات سیاسی به میان می‌آید و این وجه ارزشی همان مشروعیت است. در گفتار پیشین به این نکته اشاره شد که برخی از پژوهشگران بین مشروعیت و کارآیی دولت تفاوتی قائل نشده و عملا قدرت دستگاه‌های انتظامی و امنیتی را نشانه وجود مشروعیت حکومت تعبیر کرده‌اند. چنین برداشتی از مفهوم مشروعیت حکایت از خطایی جدی دارد.

مشروعیت بار ارزشی دارد و نه ابزاری. از این منظر باید گفت که مشروعیت هیچ نیست مگر یک “باور”. باور به حقانیت یک نظام. به سخن دیگر، مشروعیت داشتن یک دولت بیش و پیش از هر چیز، ناشی از باور جامعه است به برحق بودن حکومت.

این‌که علت مشروعیت، یعنی علت باور جامعه یا بخشی از آن به حقانیت حکومت چه باشد، تاثیری در جنس مشروعیت، یعنی باور بودن آن ندارد. از این منظر، قائل شدن مشروعیت الهی برای حکومت ولایی نیز نمی‌تواند جایگزینی برای باور جامعه نسبت به دولت باشد، چون مشروعیت الهی نیز هیچ نیست مگر باور جامعه به حقانیت یک حکومت بر بستر باورهای دینی آن جامعه.

باور به حقانیت یک حکومت می‌تواند ریشه در علت‌های متفاوتی داشته باشد. ریشه در ساختار سنتی جامعه داشته باشد، یا ریشه در رهبری کاریسماتیک و یا ریشه در بنیان‌های مدرن و عقلایی باور به حقانیت حکومت.(۳)

همان‌گونه که پیش‌تر آمد مشروعیت یکی از پایه‌های بنیادین ثبات سیاسی یک دولت است. اما یک دولت مشروع به خودی خود دولتی با ثبات نیست. رابطه بین مشروعیت و ثبات سیاسی را به بهترین شکلی می‌توان در مقایسه بین دولت مصدق و دولت فضل‌الله زاهدی مشاهده کرد.

فضل‌الله زاهدی که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از سوی شاه به نخست‌وزیری منصوب شده بود، عملا از محبوبیت چندانی در بین مردم برخوردار نبود و می‌توان گفت که دولت برآمده از کودتا مشروعیت چندانی نداشت.

در مقابل دولت مصدق از مشروعیت گسترده‌تری نسبت به نخستین دولت پس از کودتا برخوردار بود. اما دولت مصدق به علت محدود بودن قدرت سیاسی‌اش و همچنین به علت فقدان حمایت فراگیر ارتش و عدم پشتیبانی قدرت‌های خارجی، عملا دولتی کم ثبات از کار درآمد. حال آن‌که دولت فضل‌الله زاهدی که پس از مهندسی کودتا به مقام سپهبدی هم ارتقا یافته بود، گرچه از مشروعیتی فراگیر محروم بود، با اتکا بر قدرت نیروهای نظامی و همچنین حمایت و پشتیبانی قدرت‌های خارجی موفق به تمرکز اتوریته و اقتدار سیاسی شد و توانست به حکومت سلطنتی در ایران ثبات بخشد.

این چنین است که مشروعیت و کارآیی دو وجه ارزشی و ابزاری موثر و مکمل هم در تداوم ثبات سیاسی یک دولت به شمار می‌آیند. دولت کارآمد نامشروع و دولت مشروع ناکارآمد در کوتاهمدت، هر دو امکان حیات دارند، اما هرگاه کارآیی این دولت با مشروعیت توام نگردد، حیات آن چندان دوامی نخواهد داشت. همچنین یک دولت مشروع نیز هرگاه نتواند از خود در برابر دشمنان دفاع کند، قادر به تضمین استمرار حکومت خود نخواهد بود.

فقدان هر یک از این دو، به معنی آن است که ما با بحران سیاسی روبه‌رو هستیم. بحرانی که می‌تواند در ادامه خود به بی‌ثباتی سیاسی و در فرجامین نگاه به فروپاشی سیاسی منجر شود.

________

پانویس‌ها:

(۱)- Chronological

(۲)-به عنوان نمونه بنگرید به: غلامحسین نادی نجف آبادی، “بررسی تطبیقی سه نظریه حکومت اسلامی”، کیان، شماره ۶، ص. ۲.

سید محمد ثقفی در “اندیشه سیاسی میرزای نائینی” تا بدانجا پیش می‌رود که کتاب نائینی “تنبیه الامه و تنزیه المله” را نخستین کتاب علمی پیرامون حکومت اسلامی معرفی می کند.

(۳)- جامعه‌شناسان بر بستر تقسیم بندی ماکس وبر از پایه‌های مشروعیت نظریه‌های متفاوتی عرضه کرده‌اند که در گفتارهای آتی پی خواهیم گرفت.

________

مرتبط:

ـ بازخوانی انقلاب اسلامی ـ بخش نخست: «یک فسیل زنده»

ـ بازخوانی انقلاب اسلامی ـ بخش دوم: «مفهوم‌های نامفهوم»


 


«تهران ریویو» با افتخار، راه‌اندازی بخشی را تحت عنوان «از خیابان‌های تهران» اعلام می‌کند. بسیاری این روزها از آنچه در پایتخت ایران می‌گذرد، سخن گفته‌اند؛ ولی ما تمایل داریم از درون مردمی که در تهران زندگی می‌کنند، بدانیم؛ مردمی که نبض زندگی را در دست دارند. نوشته‌های آنها باعث می‌شود تا ما صدای طپش‌های قلب این شهر چالش‌برانگیز را بهتر بشنویم. اینکه مردم در خیابان‌ها چه می‌گویند، زندگی روزمره آنها چگونه پیش می‌رود، جوانان چه می‌خوانند، به چه چیزی امید دارند و پاسخ بسیاری سوالات دیگر را می‌توان در لابلای دست‌نوشته‌های جوانان پیدا کرد.

نخستین بخش از این مجموعه که به نوعی «صدای تهران»‌را به گوش می‌رساند،‌ توسط دو نویسنده جوان در بخش انگلیسی و فارسی ارائه می‌شود: ن.سایه (25 ساله) در بخش انگلیسی و شفق آشنا (23 ساله) در بخش فارسی. به دلایلی که شرح آن حدیث مکرر است، مطالب هر دو نویسنده با نام مستعار منتشر می‌شود. شفق آشنا در معرفی خود برای تهران ریویو نوشته است: «بچه که بودم می‌خواستم درخت‌ها را نجات بدهم. بعد تصمیم گرفتم که فضانورد بشوم. دور از همه چیز و تنها با خودم. یک سالی است که روی زمین آمده‌ام. روی سنگفرش خیابان‌های شهر و حالا درخت‌ها آدم شده‌اند و درخت شده‌ام و انگار دوباره بچه شده‌ام».


چند وقت پیش مصاحبه‌ای از علی مطهری نماینده‌ مجلس شورای اسلامی در یکی از سایت‌های خبری می‌خواندم که در آن نسبت به ترویج کتب ضاله و رمان‌های خانمان‌برانداز در دولت محمود احمدی‌نژاد هشدار داده بود. صرف نظر از اینکه بازار کتاب در پنج سال اخیر به چه وضعیت وحشتناکی دچار شده و تقریبا کتابی وجود ندارد که چاپ شود و از دم تیغ سانسور نگذرد، مصاحبه را دنبال کردم تا دقیقا منظور مطهری را متوجه شوم. او به کتاب‌هایی اشاره کرده بود که در آن صحنه‌های اروتیک و روابط عاشقانه یا احیانا جنسی بی‌پروا مکتوب می‌شوند. مطهری گفته بود که این کتاب‌ها باعث تضعیف بنیان خانواده و گسترش فساد می‌شود.

واقعیت این است که دستگاه تبلیغات جمهوری اسلامی سال‌هاست که با در دست گرفتن تمامی امکانات و بسیج منابع مالی، سعی در ترویج اخلاق اسلامی و طرد اخلاقی دارد که آن را غربی و مبتذل می‌نامد. از آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها گرفته تا رسانه‌های جمعی، پیوسته یک سبک زندگی به جوانان و مردم توصیه و در واقع تحمیل می‌شود. محدودیت‌های قانونی هم به عنوان ابزاری برای کنترل و اجرای این خط‌مشی در نظر گرفته شده است. از عدم پخش آلات موسیقی در رادیو و تلویزیون گرفته تا گماشتن یک نظامی در راس وزارت فرهنگ، همه ناشی از این مساله است. اما نتیجه چه بوده؟ مردم راه خودشان را می‌روند چرا که می‌بینند دولت‌مردان حتی در ظاهر هم سعی ندارند همان رفتار اسلامی که خودشان تبلیغ می‌کنند را رعایت کنند.

کاش آنها کتاب‌ها را قبل از اینکه به خاطر کلماتی که از نظرشان مناسب نیست، ممنوع‌الانتشار کنند، حداقل یک بار می‌خواندند تا می‌فهمیدند که ادبیات چیزی جز زندگی نیست و زندگی همان چیزی است که 30 سال برایش چهارچوب درست کرده‌ و در آن موفق نشده‌اند

به خاطر دارم در دوران مدرسه که پوشیدن لباس آستین کوتاه و شلوار لی و ژل زدن به موی سر ممنوع بود و در صورت عدم رعایت کارمان به توبیخ و تنبیه در دفتر مدیر مدرسه می‌شید، روزی پسر مدیر همراه با پدرش به مدرسه آمد. ¬همه ما با دیدن او یکه خوردیم. شلوار لی پوشیده و موهایش را ژل زده بود. این زمزمه بین بچه‌ها پیچید که چرا وقتی ما این کار را انجام می‌دهیم از نمره انضباطمان کم می‌شود، اما پسر مدیر مختار است که باب میلش رفتار کند. این زمزمه سال‌هاست که در سطح کلان در جامعه ایرانی شنیده می‌شود. اینکه دولت‌مردان گذشته از خطابه‌های بی‌معنی و بی‌محتوا حتی خودشان هم به حرفی که می‌زنند اعتقاد ندارند.

مصاحبه مطهری را که خواندم یاد داستانی از جومپا لاهیری (1) نویسنده هندی‌الاصلی افتادم که اکنون به عنوان یک مهاجر در آمریکا زندگی می‌کند و به انگلیسی می‌نویسد. لاهیری در ایران به خاطر کتاب‌هایش خیلی مشهور شده است. شاید به خاطر شباهت‌های زندگی شرقی، ریزبینی و سبک روانی که در روایت داستان دارد، ایرانی‌ها به کتاب‌های او روی خوش نشان داده‌اند.

اسم کتاب مترجم دردها (2) بود. کتابی مشتمل بر 10 داستان کوتاه. داستانی که من آن را پسندیدم، سکسی (Sexy) نام داشت که البته برای گذر از سد سانسور، به جذاب (Attractive) تغییر نام یافته بود. داستان راجع به یک دختر 22 ساله به نام میراندا است که در شهر بوستون با یک مرد متاهل به نام دِو (که زنش چند هفته‌ای برای تعطیلات به هند سفر کرده است)، آشنا می‌شود و در آن مدت زندگی جنسی پر حرارتی را با هم آغاز می‌کنند. مرد هر روز به خانه دختر می‌آید و با او می‌خوابد.

بخش اعظم این داستان 30 صفحه‌ای به شرح رابطه میراندا با آن مرد می‌گذرد. در واقع همان روابط عاشقانه‌ای که آقای مطهری آن را باعث بی‌بند و باری و فساد خوانده است. اما تمام داستان این نیست. در کنار پرداختن به رابطه میراندا و دو، لاهیری با ظرافت هر چه تمام‌تر از شوهر دختر دایی همکار میراندا حرف می‌زند که در یک پرواز با زنی آشنا شده و به خاطر آن زن، خانواده‌اش را رها کرده و در لندن مشغول خوش‌گذرانی شده است. همکار میراندا هر روز سر کار برای او اتفاقاتی را که برای دختر دایی و بچه کوچکش می‌افتد را تعریف می‌کند و اینکه چطور آن زن باعث شده که مرد، زندگی‌اش را پاک فراموش کند.

یک روز میراندا و دو با هم به موزه ماپاریوم در بوستون می‌روند. معماری موزه به نحوی است که به دلیل آکوستیک بودن سالن، حتی زمزمه‌ای هم به وضوح شنیده می‌شود. دو از آن سر سالن زمزمه‌کنان به میراندا می‌گوید که چقدر سکسی است. این قضیه می‌گذرد تا اینکه یک روز دختر دایی همکار میراندا که دیگر کاملا شوهرش را از دست داده است و مرد می‌خواهد او را طلاق بدهد، تصمیم می‌گیرد که برای آرامش روان، سری به فامیلش بزند. همکار میراندا از او می‌خواهد که اگر وقت دارد روزی که دختر دایی‌ش به بوستون می‌آید از پسر او مواظبت کند تا بتواند سر فرصت با دختر دایی بیرون برود و با هم صحبت کنند و میراندا می‌پذیرد.

پسرک که به خانه میراندا می‌آید، مشغول بازیگوشی می‌شود و از کمدِ لباس‌های میراندا، لباس شبی را بیرون می‌آورد که او با هیجان زیاد برای دیدن دو خریده بود تا با پوشیدن آن بتواند برای او دلبری کند و دو با دیدن آن چنان سر شوق بیاید تا در جا با او بخوابد. پسرک اصرار می‌کند که میراندا لباس را بپوشد و وقتی میراندا این کار را می‌کند، پسرک زمزمه می‌کند که تو چقدر سکسی هستی.

میراندا که می‌داند پسرک هفت ساله منظوری ندارد، اصرار می‌کند که معنی حرفی را که زده است برای میراندا توضیح بدهد. پسرک که خجالت زده شده اول جواب نمی‌دهد؛ اما با اصرار میراندا معنی کلمه سکسی را این طور بیان می‌کند «یعنی کسی که نمی‌شناسیش اما خاطرخواهش می‌شوی، بابا هم همین کار را کرده. رفته نشسته پیش یک زنی که نمی‌شناخته. پیش یک زن سکسی. حالا هم عوض مامانم عاشق آن یکی زنه شده».

این کلمات چنان تاثیری روی میراندا می‌گذارد که ناخودآگاه رابطه‌اش را با دو کم می‌کند تا اینکه به دلیل اینکه زن دو از سفر برگشته و قرارهای پنهانی آنها به داستان‌های کارآگاهی شبیه شده و لطف سابق را هم از دست داده است، به تدریج رابطه آنها قطع می‌شود.

در واقع میراندا نه به خاطر اخلاقیات و دستورات دینی؛ بلکه صرفا به همین دلیل ساده انسانی که پسرک کوچک دیگری توی دلش احساس نکند که دختری سکسی پدرش را از او گرفته، رابطه‌اش را با دو پایان می‌دهد.

خواندن این داستان آن اندازه مرا متاثر کرد که احساس کردم به اندازه یک عالم روحانی انباشته از اخلاقیات و پندارهای مثبت شده‌ام. در واقع کاری که جمهوری اسلامی با 30 سال تبلیغاتش نتوانسته بود انجام دهد، خواندن یک داستان 30 صفحه‌ای با من کرد. تصمیم گرفتم برای آقای مطهری نامه‌ای بنویسم و بگویم کاش حرف‌های شما به گوش مسئولان نرسد. کاش آنها کتاب‌ها را قبل از اینکه به خاطر کلماتی که از نظر شما مناسب نیست، ممنوع‌الانتشار کنند، حداقل یک بار می‌خواندند تا می‌فهمیدند که ادبیات چیزی جز زندگی نیست و زندگی همان چیزی است که شما 30 سال برایش چهارچوب درست کرده‌اید و در آن موفق نشده‌اید. تصمیم گرفتم برای آقای مطهری نامه بنویسم و کتاب را برایش پست کنم تا بخواند، بلکه نظرش تغییر کند.

————————–

پانویس‌ها:
(1) Jhumpa Lahiri
(2) Interpreter of Maladies


 


پخش آنچه ‘اعترافات’ تلویزیونی سکینه محمدی آشتیانی نامیده شده است از صدا و سیمای ایران، واکنش هایی را به دنبال داشت.

به گزارش بی‌بی‌سی، مقامات وزارت امور خارجه بریتانیا روز پنجشنبه ۱۲ اوت (۲۱ مرداد) از پخش اعترافات تلویزیونی خانم آشتیانی ابراز نگرانی کردند.

سخنگوی وزارت امور خارجه بریتانیا در این باره گفت: “دیدن اعترافات سکینه محمدی آشتیانی که ۱۱ اوت از تلویزیون ایران پخش شد، بسیار ناخوشایند است و ما از ادعای وکیل او مبنی بر اینکه این اعترافات بر اثر شکنجه بوده است، عمیقا نگران هستیم.”

وزارت امور خارجه بریتانیا در این بیانیه از مقامات ایران خواسته است تا پرونده خانم آشتیانی را به طور کامل بررسی کنند و به تعهدات بین المللی حقوق بشر که آن را امضا کرده اند، پایبند باشند.

شامگاه چهارشنبه ۲۰ مرداد (۱۱ اوت) شبکه ۲ تلویزیون ایران مصاحبه ای را با سکینه محمدی آشتیانی، که توسط دادگاهی در این کشور به مجازات سنگسار محکوم شده، پخش کرد که در آن، وی به ارتکاب زنای محصنه و قتل همسرش اعتراف کرده و در عین حال، وکیل مدافع خود را نیز به سوء استفاده از وضعیت او متهم کرد.

از سوی دیگر عفو بین الملل، یک سازمان جهانی مدافع حقوق بشر با انتشار بیانیه ای از پخش این “اعترافات تلویزیونی” به شدت انتقاد کرد.

در این بیانیه اشاره شده به اینکه در ایران بارها از شیوه پخش اعترافات تلویزیونی استفاده شده است و اغلب این اعترافات تحت فشار و شکنجه بوده است.

حسیبه حاج صحراوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل، گفت که این به اصطلاح اعترافات بخشی از اعترافات اجباری است که در طول یک سال گذشته از بازداشت شدگان به اجبار گرفته شده است.

خانم حاج صحراوی با اشاره به اینکه شیوه پخش اظهارات خانم محمدی آشتیانی از تلویزیون ایران استقلال دستگاه قضایی ایران را زیر سوال می برد افزوده است: ” اگر قرار باشد دستگاه قضایی در ایران جدی گرفته شود، این اظهارات نباید در نظر گرفته شود و باید اطمینان حاصل شود که بر مرور پرونده او تاثیری نخواهد گذاشت.”

حسیبه حاج صحراوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل می گوید که به نظر می رسد مقامات ایران این “اعترافات” را در پی درخواست برای بررسی قضایی مجدد پرونده خانم محمدی طراحی کرده اند و اکنون قصد دارند او را با مجازات تازه ای به اتهام قتل شوهرش رو به رو کنند.

در بیانیه سازمان عفو بین الملل همچنین آمده است که جواد هوتن کیان، یکی از وکلای خانم آشتیانی، درخواست ۳۵ صفحه ای را برای بررسی مجدد پرونده او به دادگاه ارائه داده است و قرار است نتیجه آن تا حدود ۱۵ اوت مشخص شود.

خانم حاج صحراوی می گوید که به نظر می رسد مقامات ایران این “اعترافات” را در پی درخواست برای بررسی قضایی مجدد پرونده خانم محمدی طراحی کرده اند و اکنون قصد دارند او را با مجازات تازه ای به اتهام قتل شوهرش رو به رو کنند.

همچنین محمد مصطفایی، وکیل مدافع خانم محمدی آشتیانی در گفت و گو با بی بی سی فارسی گفت که موکلش تحت فشار به این اعترافات دست زده است.

او با اشاره به اینکه سال گذشته خانم محمدی آشتیانی را دیده است، گفت: “جان او در دست کسانی است که قدرت را در دست دارند و طبیعی است که با توجه به انعکاس خبری گسترده ای که درباره این پرونده به وجود آمده، از او خواسته باشند تا این مسائل را بگوید تا مورد عفو قرار گیرد.”

وکالت خانم محمدی آشتیانی را محمد مصطفایی برعهده داشته، که پیش از این وکیل مدافع تعدادی از نوجوانان محکوم به اعدام در جمهوری اسلامی بوده و به تازگی مجبور به ترک ایران شده است.

مجری برنامه تلویزیونی گفته بود که بخش دیگری از ماجرا به محمد مصطفایی، “وکیل مدافع” سکینه محمدی ارتباط دارد که به رسانه های غربی کمک کرد تا “آتش تبلیغاتی” علیه حکم سنگسار را بر افروزند تا وی بتواند از غرب پناهندگی بگیرد.

به گفته مجری این برنامه تلویزیونی، خانم محمدی گفته است که وکیل مدافع خود را حتی یک بار هم ندیده است.

اعترافات خانم محمدی در حالی پخش شده است که اخیرا، روزنامه گاردین، چاپ لندن، به نقل از او گزارش کرده بود که مقامات قضایی جمهوری اسلامی در صدد هستند او را به طور مخفیانه و بدون اطلاع رسانی سنگسار کنند.


 


در حالی که مقام‌های آمریکایی و از جمله وزیر خارجه این کشور، از موفقیت تحریم‌ها علیه ایران سخن گفته‌اند، منوچهر متکی با بی‌اثر خواندن این تحریم‌ها اظهار داشت که ایران غرب را به خاطر تحریم‌ها پشیمان خواهد کرد.

به گزارش رادیو فردا، وزیر امور خارجه ایران پس از بازگشت از سوریه در تهران در باره اثر تحریم‌ها به خبرنگاران گفت: «با توجه به مطالعات دقیق و بررسی‌های جامعی که از سوی ایران برای گسترش تجارت با دیگر کشورها صورت گرفته، مطمئناً دنیای غرب را به خاطر این گونه اعمال غیرقانونی همانند سال‌های گذشته پشیمان خواهیم کرد.»

وزیر خارجه ایران همچنین موضع هماهنگ اروپا با ایالات متحده را مورد انتقاد قرار داد و گفت: «اروپا در دوران هشت ساله بوش همه ابتکارات سیاست خارجی خودش را در اختیار کاخ سفید قرار داد و فاقد سیاست خارجی بود و امروز هیچ نامی از آن در هیچ یک از بحران‌های عمده منطقه‌ای و جهانی برده نمی‌شود و این به معنای غلبه هژمونی و سلطه آمریکا بر سیاست‌های اتحادیه اروپاست.»

اتحادیه اروپا افزون بر حمایت از تحریم ‌های ایران در شورای امنیت سازمان ملل، خود رشته تحریم‌های یکجانبه‌ای علیه ایران وضع کرده، که از جمله صنعت نفت و گاز ایران را هدف قرار داده است.

کشورهای دیگری چون کانادا، استرالیاو ژاپن نیز، هرکدام تحریم‌های یکجانبه دیگری علیه ایران وضع کرده‌اند.

منوچهر متکی تلاش آمریکا برای تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ در شورا ی امنیت را، به سیاست داخلی این کشور در ارتباط دانست و گفت: «حزب دموکرات کارنامه‌ای ناموفق در یک سال و نیم دولت‌ آقای اوباما از خود برجا گذاشته است، لذا با توجه به انتخابات میان دوره‌ای نوامبر سال جاری میلادی و برای به دست آوردن پیروزی در این انتخابات، نیازمند حرکت‌هایی برای تصحیح وجهه ناموفق کاخ سفید در تعاملات داخلی و خارجی است.»

وزیر امور خارجه ایران، همچنین در پاسخ به پرسشی درباره اجرای تحریم‌های شورای امنیت از سوی برزیل، گفت: «از کشورها انتظار نمی‌رود که نسبت به قطعنامه‌های سازمان ملل موضعی مخالف اتخاذ کنند، لذا کشورها اعلام می‌کنند که مصوبات سازمان ملل را رعایت می‌کنند.»

برزیل گرچه به قطعنامه ۱۹۲۹ به همراه ترکیه رای منفی داد، اما وزیر خارجه این کشور به تازگی اعلام کرده است که کشورش به این قطعنامه احترام خواهد گذاشت.

منوچهر متکی در حالی تحریم‌ها را بی‌اثر خوانده که هیلاری کلینتون، این هفته در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز ، ضمن ابراز خرسندی از تشکیل ائتلاف در صحنه جهانی علیه برنامه هسته‌ای ایران، اظهار داشت که اثر تحریم‌ها، مقام‌های ایرانی را «شگفت‌زده» کرده است.

هیلاری کلینتون در این مصاحبه تاکید کرده است که «ما از بسیاری از منابع مختلف در سراسر جهان می‌شنویم که این تحریم‌ها روی فکر ایرانی‌ها تاثیر گذاشته» و آنها با اتخاذ مانورهای تجاری و سیاسی گسترده‌ درصدد جلوگیری از اثرات این تحریم‌ها هستند.

وزیر امور خارجه ایران روز پنجشنبه همچنین در پاسخ به پرسشی درباره حمله احتمالی اسرائیل به ایران گفت: «اساساً شرایط سیاسی منطقه با حمله رژیم صهیونیستی به ایران دگرگون خواهد شد. رژیم صهیونیستی و آمریکایی‌ها می‌دانند که ورودشان به درگیری با ایران یک نزاع محدود نخواهد بود و این درگیری یک درگیری بسیار گسترده خواهد بود.»


 


با گذشت سه روز از اعلام پایان اعتصاب غذاى زندانیان سیاسى اوین، بى خبرى مطلق از وضعیت و سرنوشت آنان، سبب ایجاد نگرانی شدید برای خانواده‌ها و بستگانشان شده و به همین دلیل، طى نامه‌اى به رییس قوه قضاییه، خواستار تعیین تکلیف و ارائه گزارشى در این خصوص شده‌اند.

آنها توضیح داده‌اند که مسوولان زندان اوین به آنها گفته اند به دلیل انجام مصاحبه در باره وضعیت زندانی هایشان از هرگونه تماس تلفنی و ملاقات با زندانی هایشان تا اطلاع ثانوی محروم اند و هروقت دست از مصاحبه و اطلاع رسانی بردارند، در باره قطع تماس و ملاقات های این زندانیان تجدید نظرخواهد شد.

منابع خبری پیش از این گزارش داده بودند که “شانزده زندانی سیاسی که بیش از دوهفته به دلیل اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰، دست به اعتصاب غذا زده بودند، همچنان در سلول انفرادی به سر می برند.

خانواده های آنان، روز گذشته نیز، خطاب به دادستان تهران خاطرنشان کرده بودند “از کجا مطمئن باشیم که حال عزیزانمان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای اکنون مساعد است . تنها شنیدن صدای آنها و انتقال شان به بند عمومی و اجازه ملاقات می تواند خیال مان را تا حدودی درباره سلامت این عزیزان راحت کند.”

به گزارش کلمه، متن کامل نامه سرگشاده خانواده های شانزده زندانی سیاسی اعتصاب کننده اوین، که روز پنجشنبه ۲۱ مرداد ۸۹ منتشر شده، به شرح زیر است:

آیت الله آملی لاریجانی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام

چنانچه مطلع هستید نزدیک به ۲۰ روز از آخرین تماس ما با عزیزانمان می گذرد. در این مدت این زندانیان سیاسی که همگی از نخبگان کشور، دانشجویان و روزنامه نگاران هستند، در اعتراض به شرایط نامطلوب بند ۳۵۰ زندان اوین و برخورد توهین آمیز زندانبان ها که منجر به انتقال ناعادلانه آنها به سلول های انفرادی شد، دست به اعتصاب غذا زدند.

از نخستین روزهای اعتصاب با آنکه چنین اعتراضی را حق اسیران بی گناهمان می دانستیم ، در صدد بر آمدیم با برقراری تماس با آنها از ادامه اعتصاب منصرفشان کنیم .ما نیز همچون اقشار مختلف مردم آنچنان که در پیامهایشان بیان کردند، حفظ سلامتی آنها را برای آینده کشور عزیزمان لازم می دانستیم و می دانیم.

به همین منظور به دادستانی تهران مراجعه کردیم تا راهی برای حل موضوع بیابیم اما برخلاف انتظار ما ، دادستان حاضر به شنیدن حرف های ما نشد و بدتر از آن با برخورد غیر معقول و توهین آمیز ماموران نیروی انتظامی مواجه شدیم. در این مدت که از عزیزانمان بی خبر مانده ایم، به هر مرجع قضایی که به ذهنمان می رسید مراجعه کردیم تا شاید بتوانیم از بروز فاجعه جلوگیری کنیم اما نه تنها هیچ مسوولی حاضر به شنیدن حرفهایمان نشد که برخورد های خشن و غیر معقول با مادران رنجیده نگران تا جایی پیش رفت که اکنون برخی با قرار وثیقه و برخی دیگر با تعهد آزاد هستند.

ما در حیرتیم که کدامین آموزه اسلامی مجوز چنین بر خورد هایی را با مادرانی نگران و رنجیده خاطر که فقط در پی کسب خبری از فرزندانشان بوده اند، صادر می کند.

بی تدبیری های مداوم مسوولان قضایی می رفت که فاجعه به بار آورد، مسولانی که از همان روز اول می توانستند به کمک خانواده ها در صدد حل مشکلات به وجود آمده بر آیند، اما واکنش بی نظیر هم وطنان عزیزمان از جمله رهبران جنبش سبز ،کنشگران مدنی و اجتماعی و سیاسی که هیچ گاه فرزندان در بندشان را فراموش نکرده اند از فاجعه جلوگیری کرد و بر اساس اخبار غیر رسمی اما نسبتا موثق منجر به پایان اعتصاب غذا شد.

اما نگرانی های ما همچنان باقی است :ما از ۲۰ روز پیش هیچ گونه تماسی با آنها نداشته ایم و اصرار مسوولان زندان در تداوم قطع تماسها و عدم بازگرداندن آنها به بند عمومی ۳۵۰ این سوال را در ذهنمان به وجود می آورد که آیا وضعیت نامناسب جسمی آنها قطع تماسها را ضروری کرده است؟ آیا واقعا عزیزان ما سالم هستند و از شرایط سخت اعتصاب غذای دو هفته ای جان سالم به در برده اند؟

ما خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اعلام می کنیم تا زمانی که با عزیزانمان دیدار نکنیم این سوالها در ذهنمان بی پاسخ می ماند و نگرانی هایمان در مورد وضعیت سلامت آنها رفع نخواهد شد.

مسوولان زندان اوین به برخی از خانواده هایی که در این چند روز برای پیگیری وضع زندانی های اعتصاب کننده به آنها مراجعه کرده اند ،گفته اند که چون با رسانه ها در باره اعتصاب غذای هفده زندانی مصاحبه کرده اید ،فعلا از هرگونه تماسی با زندانی هایتان مجروم خواهید ماند و هر وقت تصمیم گرفتید که دیگر مصاحبه نکنید حق ملاقات با زندانیان تان را به دست خواهید آورد.

ریاست محترم قوه قضاییه

در آستانه ماه مبارک رمضان از شما می خواهیم با بازگرداندن عزیزانمان به بند عمومی ۳۵۰ اوین و ایجاد امکان ملاقات با آنها از تداوم رنجش مادران، پدران ، همسران و فرزندان نگران شان جلوگیری کنید و به تضیع حقوق زندانیان سیاسی در عدم بر خورداری از مرخصی در ماه رمضان پایان دهید.

(خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده بند ۳۵۰ اوین)


 


Iran’s President Mahmoud Ahmadinejad has backed his chief of staff, Esfandiar Rahim Mashaie, who has come under fire from conservative clerics for remarks about Islam, media reported on Thursday.

“Mashaie is my chief of staff and I have every confidence in him. He is a believer, who is faithful to the principles of the Islamic Republic,” Ahmadinejad said.

A close relative of the president, Mashaie caused a stir earlier this month when he told a conference for Iranians living abroad that there was an “Iranian school” of Islam, distinct from other schools, which Iranians should “present to the world” to show the “real nature” of Islam.

His comments provoked a backlash from conservative politicians and clerics, who accused him of making “pagan” remarks about religion.

On Monday, Mashaie caused further unease when he told journalists that “if we want to present the reality of Islam to the world we should fly the Iranian flag,” because “the Islam of the Iranians is different and enlightening, and will shape the future.”

Hardline cleric Ayatollah Mohammad Yazdi condemned Mashaie’s remarks the next day, saying that “those who have shamefully presented the school of Iran in place of Islam do not belong to our camp.” And Iran’s top general, Hassan Firouzabadi, said Mashaie’s comments were “a crime against national security.”

The president’s chief of staff has provoked similar controversy in the past. He was forced to step down as first vice president in July last year after a row over his remark that Iran was a friend of the Israeli people.

source: AFP


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به tehranreview-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به tehranreview@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته