-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

Latest News from Norooz for 08/18/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده‌ی لقمه های راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
این اشعار مثنوی در قالب آواز افشاری با صدای استاد شجریان چه غوغایی در دل انسان ایجاد میکند . سی سال است که در ماه مبارک رمضان خانه های ما با صوت زیبای استاد حال و هوایی بس روحانی به خود گرفته و سفره افطارمان با شنیدن این نوای دلنشین بر فرش خانه مان گسترده شده . سی سال است که با گوش دل سپردن به ربنای استاد در انتظار اذان مغرب نشسته ایم و چه بسا به هنگام شنیدن این صدای روحانی اشک عشق و عاشقی از چشمانمان سرازیر شده است. برخی از ما افطار بی ربنای استاد را به رسمیت نمیشناسیم گویا بر این باوریم که ذکر این دعا به همراه شجریان به اجابت نزدیک تر است . ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا .
این که من میگویم نه صرفا یک بیان احساسی است که اکثر ما این حالات را تجربه کرده ایم .
چه شد که دستور صادر شد صدای شجریان و دعا و نیایش شجریان از رسانه ملی پخش نشود ؟ قطعا کلام مثنوی و دعای ربنا از خطوط قرمز رد نشده اند . هیچکس نمیتواند ادعا کند فردی زیباتر و دلنشین تر از استاد شجریان این کارها را اجرا کرده و یا میتواند اجرا کند . با وجود اینکه استاد شجریان علاقه ای به پخش آثارش از صدا و سیما نداشته و ندارد ولی به احترام مردم و به خواسته مردم اجازه داد این ادعیه و کارهای مذهبی بخصوص برای ایام ماه مبارک رمضان پخش شود پس ایشان هم ممانعتی بعمل نیاورده اند . تنها دلیلی که وجود دارد این است که شجریان به مردمش فکر میکرد و به دفاع از حقوق مردمش لب به سخن گشود . گناه بزرگ شجریان این بود که انتقاد کرد و خوب به نظر می رسد انتقاد از مسئولین نظام و یا از خط مشی نظام گناهی نابخشودنی است .
تعدادی رسانه و نشریه دولتی وجود دارند که تریبون افراد و تفکرات خاص می باشند . تعدادی هم نشریه که حق انتشار هر حرفی را ندارند و بایستی کانالیزه و در چارچوب حرف بزنند و امکان نقد در آنها وجود ندارد . بقیه رسانه ها و نشریات عالم به غیر از اینها هم وابسته به دشمنند چون از ما نیستند و هم فکر ما نیستند . اگر هم پناه به فضای مجازی ببرند و حرفشان را تازه بتوانند از فیلترهای گوناگون عبور دهند توسط ارتش سایبری گرفتار می آیند . پس یک هنرمند ، یک سیاست مدار و یک اندیشمند منتقد کجا و چگونه باید حرفش را بزند ؟ استاد شجریان از فضاهایی که در اختیارش قرار گرفته به وظیفه خود عمل کرده و در پاره ای زمینه ها عملکرد مسئولان را در کمال متانت و ادب نقد نموده آیا این حق از آن یک هنرمند ارزشمند و یک استاد بی نظیر و یک اسطوره بی بدیل موسیقی کشور نیست ؟
بعد از مواضع روشن و دلسوزانه شجریان ، کیهانی اندیشان فرومایه افسار گسیخته و بی نزاکت حملات ناجوانمردانه خود را متوجه این استاد ارزشمند کشور نمودند و آنچه شایسته خودشان بود به ایشان نسبت دادند و تلاش کردند تا فضا را برای یورش بیشتر به ایشان آماده کنند اما عشق و علاقه مردم به شجریان فرصت بیشتر در اختیارشان قرار نداد تا اینکه با عجز و ناتوانی و زبونی مانند یک کودک لجباز به فکر تلافی افتادند و کودکانه ترین روش را اتخاذ کردند و آن هم ممنوع الپخش کردن صدای ایشان . شما میتوانید صدای شجریان را پخش نکنید ولی با عشق و علاقه چند نسل به این صدا چه میکنید ؟ افطار در خانه من در خانه ما بی صدای شجریان رسمیت ندارد . هنگام افطار تلویزیون خانه ما مثل سایر مواقع خاموش و دعا و نیایش استاد شجریان پخش میشود . این اتفاقی است که در اکثر خانه ها میافتد . شما از اندیشه شجریان در هراسید و از همه مهم تر از محبوبیت او بیم دارید و بدانید با این کار محبوبیت استاد صد چندان شده است .
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین


 


دوازده نفر از زندانی های اعتصاب کننده پس از بیست و دو روز به بندعمومی ۳۵۰ زندان اوین بازگردانده شدند اما عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی همچنان در انفرادی نگه داری می شوند و کیوان صمیمی نیز همچنان در اعتصاب غذا و انفرادی به سر می برد.
براساس گزارش های رسیده از اوین به کلمه ،این یازده نفر از روحیه بالایی برخوردارند اما از نظر جسمی بسیار ضعیف و لاغر شده اند و همچنان اجازه تماس با خانواده های خود را ندارند.
زندانی های منتقل شده به بند عمومی روحیه عبدالله مومنی،بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی را نیز خوب و مقاوم توصیف کرده اند اما در باره وخامت حال کیوان صمیمی و بی توجهی پزشکان به وضعیت وی اظهار نگرانی شدید کرده اند.
منابع موثق به نقل از زندانیانی که تازه از انفرادی بازگشته می گویند کیوان صمیمی گفته بعد از انتقال عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی به بند عمومی اعتصاب غذای خود را خواهد شکست .
مجید توکلی ،فعال دانشجویی و یکی از زندانیان اعتصاب کننده دیروز به زندان رجایی شهر منتقل شده است. گفته می شود رضا ملک یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز همچنان در انفرادی به سر می برد.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، کیوان صمیمی ،جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی بودند که دو هفته اعتصاب غذا کردند. آنها پس از اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و توهین ماموران زندان به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند.

منبع: کلمه


 


حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب، بیان نمودند: ” در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد .. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟! .. حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است”
اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد!
حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان، افزودند: “با وجود آغاز ماه عزیز و پر رحمت رمضان، متاسفانه روز به روز شاهد افزایش فشارها بر مردم می باشیم. مشکلات معیشتی مردم کم نبود که در امور کفن و دفن و برگزاری مراسم های عزاداری مردم نیز دخالت می کنند که بنده بارها این موضوع را بیان نموده ام ولی گویی گوشی شنوا برای جلوگیری از برخوردهای عده ای مواجب بگیر وجود ندارد. در آخرین نمونه از این دست متاسفانه شاهدیم که اجازه برگزاری مراسم ختم آقای ططری را نیز ندادند در حالی که می دانیم ایشان یک بیسجی واقعی، جبهه رفته و مسوول بسیج عشایر و مورد قبول آنان بود ولی آقایان حتی برای چنین فردی نیز احترام قائل نیستند و از برگزاری مراسمش جلو گیری میکنند. “
دبیر کل حزب اعتماد ملی با اشاره به اینکه کار به جایی رسیده که حتی در بعضی از مراسم ها از قبل به صاحبخانه تماس می گیرند که مبادا ما را دعوت کرده باشد تا از حضور ما در آن مکان جلو گیری کنند تاکید کرد: ” در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد اما اکنون در تعجبم که آقایون تازه به دوران رسیده چه می کنند و به کجا می خواهند بروند؟ در واقع با این اعمال آبروی حاکمیت را می برند. متوجه نیستند که هرکاری چارچوب خودش را دارد و اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد.”

مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!
رئیس مجالس ششم و سوم در ادامه با تاکید بر اینکه آینده پیش روی جوانان، روشن و درخشان است خاطر نشان کرد: “انقلاب اسلامی با هزینه هنگفتی که خون جوانان این سرزمین بود به پیروزی رسید. در آن زمان شاه به عنوان نخستین قدرت منطقه و ژاندرام خلیج فارس شناخته می شد اما به دلیل گرفتاری در فساد و عدم برخورداری از پایگاه مردمی، با آن همه توانایی زمین خورد و حکومتش از هم پاشید، این باید درس عبرتی برای همه باشد. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!”

قرار بر این شد که همه چیز بر مبنای آراء ملت باشد!
کروبی سپس با اشاره ویژگی های جمهوری اسلامی یعنی اسلامی بودن و تکیه بر آرای مردمی افزود: ” این نظام دو وِیژگی مهم دارد. نخست اسلامی بودن آن، که قوانین باید با شرع و اسلام هماهنگی و همخوانی داشته باشد و دیگری نیز جمهوریت آن است، یعنی مسوولان نظام با تکیه بر آرای مردم انتخاب می شوند و عملکرد آنان تحت نظارت مستقیم و غیر مستقیم مردم است. در دوره های قبل از انقلاب، کشور مجلسی که بر آمده از رای مردم باشد به معنی واقعی کلمه نداشته است و به هر نحوی، پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ تمامی مجالس فرمایشی و انتصابی بوده است. ” وی تاکید کرد: ” با پیروزی شکوهمند انقلاب و رایی که مردم در سال ۵۸ به جمهوری اسلامی دادند کشور به سمت نظام مردم سالار پیش رفت و قرار بر این شد که همه چیز بر مبنای آراء ملت باشد اما نمی دانم که چرا اکنون وضعیت به این شکل در آمده است؟ متاسفانه می بینیم که امروز عده ای به صراحت می گویند که رای مردم ارزشی ندارد و این انتخاب ها همه دست و پاگیر است و نباید برگزار شود!!! این حرفها خلاف انقلاب و خواست امام و مردم است. مردم اتفاقا نه تنها به برگزاری انتخابات دهم اعتراض داشتند بلکه حرفشان این است که چرا اصول قانون اساسی اجرا نمی شود. چرا انتخابات دموکراتیک و آزاد برگزار نمی شود؟ ..” ایشان در ادامه با تاکید بر اینکه قرار نبود از اسلام استفاده ابزاری شود گفت: ” نمی دانم چرا اسلام را به اینگونه در آورده اند؟ وقتی شعارهای اسلامی اینها را می بینم تعجب می کنم! چرا که قرار ما این نبود که از اسلام استفاده ابزاری شود و به وسیله ای برای حفظ قدرت تبدیل گردد. حفظ قدرت به توانایی های فرد و همچنین خواست و اراده مردم بستگی دارد و نمی توان با زور و استفاده از دین حفظش کرد. “
کروبی خاطر نشان کرد: ” متاسفانه با انتخابات اخیر عده ای سر کار آمدند که به هیچ عنوان نظام و انقلاب و امام را قبول ندارند و مردم هم در راه پیمایی خود به اینها نه گفتند. جمعیت ۳ میلیونی مردم در ۲۵ خرداد یک شوخی نبود، البته وجود تکثر و خواستگاه ها ی متفاوت طبیعی است اما همگی معترض به عدم اجرای درست قانون اساسی و خیانت در امانت ملت (آرای مردم) بوده اند.”

جنبش مردمی ایران منحصر به یک فرد و یک رسانه و یک گروه نیست
دبیر کل حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه حرکت بزرگ و اصلاحی ملت، متکثر از گروه ها و افراد مختلفی است تاکید کرد: ” جنبش مردمی ایران منحصر به یک فرد و یک رسانه و یک گروه نیست. باید توجه داشته باشید که همه مردم با گرایش ها و سلایق مختلف در این حرکت سهیم اند. لذا باید هوشیار بود و از ایجاد تفرقه جلوگیری کرد. باید با تحمل یکدیگر و احترام به سلیقه ها و گرایش های مختلف در جهت به تحقق رسیدن آرمان های این حرکت اصلاحی آغاز شده در کشور، کمک کرد.”

خواستگاه اکثریت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسیر قانون اساسی است
کروبی در بخش دیگری از سخنانش در خصوص مانیفست و برنامه ادامه راه برای جنبش مردمی ایران خاطر نشان کرد: ” من نیز موافق هستم که باید برای رفتن به جلو دارای برنامه بود و این را برای جنبش لازم و ضروری می دانم اما متاسفانه در شرایط کنونی حتی نمی توانیم یکجا با خیال راحت جمع شویم و گفت و گو کنیم چرا که آنها گستاخانه مترصدند تا جلسات را بهم بزنند. این امر خود موجب شده که نتوانیم آن طور که باید به برنامه ریزی برای آینده مشغول شویم. از طرفی دیگر اکثر احزاب ما تحت فشار هستند و ما نمی خواهیم فعالین بیش از این متحمل فشار شوند. “
وی با اشاره به تعطیلی حزب اعتماد ملی گفت: ” همین حزب خودمان نیز به صورت غیر قانونی دفترش پلمپ شده و به هیج عنوان حاضر نیستند در ساختمان آن را باز کنند تا حداقل صاحبخانه که هیچ گناهی ندارد به ملکش برسد. این وضعیت برخورد با احزاب است که از مهمترین اصول قانون اساسی هستند. می بینید که چگونه به قانون بی توجهی شده است. در چنین شرایطی ارائه مانیفست بسیار مشکل است ولی چون خواستگاه اکثریت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسیر قانون اساسی است، می بایست حول این محور همه گرد هم آئیم و حرکت کنیم “

اقایان حرمت هیچ چیز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بیت امام!
رییس مجالس سوم و ششم در خصوص نقش روحانیون و علما در جنبش مردمی ایران، نیز گفت: ” در طول این مدت برخی از علما صراحتا از حرکت ملت ایران بر علیه دروغ گویی و قانون شکنی اعلام حمایت کردند که متاسفانه خساراتی نیز متوجه آنها شد. مانند بیوت حضرات آیات عظام صانعی و منتظری که مورد حمله و هجوم قرار گرفت. برخی دیگر از علما نیز بی تفاوت نبوده و سکوت نکرده اند. آنها نیز حمایت های خود را در قالب نصیحت و صحبت با ارکان حکومتی دارند و اتفاقا در این جریان هیچ گله ای از علمای برجسته نیست و همگی به نحوی به یاری خواستگاه شرعی و قانونی مردم شتافتند.”
ایشان افزودند: ” در همین وقایع اخیر قم مشاهده کردید که چه اتفاقی افتاد، نه تنها به خانه مراجع حمله شد که وقاحت را به آنجا رساندند که در شهر مقدس قم به نوه امام حاج حسن آقا نیز با بدترین الفاظ توهین کردند. اقایان حرمت هیچ چیز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بیت امام! تمامی این اتفاق ها نشان می دهد که نظام دچار انحراف شده است و تنها خواسته ما نیز بازگشت به مسیر اصلی نظام که همان خواستگاه قاطبه ی مردم ایران است.”

حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است
مهدی کروبی همچنین در بخش دیگری از سخنانش در خصوص بعضی از اخباری که سایت های معلوم الحال مبنی بر وجود اختلاف بین سران جنبش، گفت: ” اختلافی وجود ندارد حتی برعکس، در این دوران سخت و دشوار تلاش می کنیم تا با همدلی و همراهی امور را پیش ببریم و در کنار مردم باشیم. متاسفانه این سایت ها هر روز یک خبر را به دروغ جعل و منتشر می کنند گویی حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است. “
وی در ادمه در خصوص اختلافات خود اصول گرایان افزود: ” همین کسانی که دروغ آفرینی می کنند، اکنون در میان خود دچار اختلافات شدیدی شده اند و انقدر تنگ نظری دارند که نمی توانند حتی صدای مخالفی را در میان خودشان تحمل کنند. به همین دلیل و برای سرپوش گذاشتن بر این اختلافات است که می ایند و به دیگران تهمت و افترا می زنند. ماجرای کذب و زشت یک میلیارد دلار! آقای جنتی را دیدیم که چگونه دچار اختلافات داخلی شدند و در همان طیف به دلیل این تهمت و افترا ، جنتی را سرزنش کردند. و آیا همین مسایل اخیر که از سوی مشایی و احمدی نژاد مطرح شده و صف بندی جدیدی را میان آنان ایجاد نموده است، گواه همین اختلافات و عدم انسجام نیست؟!”

قطعا” با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پایداری باشد، پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود
مهدی کروبی در پایان با اشاره به نقش آفرینی جوانان در کشور، افزود: ” به شما جوانان توصیه می کنم که از شیوه این کذابان درس بگیرید و بدانید که تحت هیچ شرایطی نباید اصول و اعتقادات خود را از دست بدهید و یا فدای منافع گروهی و حزبی بکنید. اعتقادات، اصول، شخصیت و هویت شما اساس زندگیتان را تشکیل می دهد و از آنها دست برندارید.”
ایشان افزودند: “حرکتهای شما باید با حفظ اعتقادات و هویتتان همراه باشد. از افراط و تفریط بپرهیزید و بدانید قطعا” با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پایداری باشد، پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود.”
گفتنی است، در ابتدای این دیدار جوانان اصلاح طلب نیز نقطه نظرات خود را در خصوص جنبش مردمی ایران و برنامه ریزی بهتر برای ادامه راه و تحقق پیروزی جنبش با حجت الاسلام والمسلمین کروبی در میان گذاشتند و در پایان با ایشان عکس یادگاری گرفتند.

سحام نیوز


 


هشت روز تمام است که تیم پزشکان زندان اوین به کیوان صمیمی روزنامه نگار دربندی که وارد بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود شده ،سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند .
براساس گزارش ها رسیده از داخل اوین به کلمه ، بی توجهی پزشکان ناشی از دستور مقامات زندان اوین بویژه صداقت رییس زندان اوین و بزرگ نیا رییس بند۳۵۰ این زندان است.
خانواده صمیمی به شدت نگران سلامت وی هستند و از همه مسوولان قضایی بویژه دادستان تهران درخواست توجه فوری به وضعیت وی را دارند.
کیوان صمیمی ،روزنامه نگار دربند که در بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد وضعیت جسمانی بسیار نگران کننده ای دارد .
در حالی هشت روز تمام پزشکان زندان اوین به این روزنامه نگار دربند سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند که طبق روال معمول زندان ها وقتی یک زندانی اعتصاب غذا می کند هر روز پزشکان زندان باید وضعیت عمومی او را کنترل کنند و در صورت نیاز کمکهای اولیه به پزشکی به او بدهند.
کیوان صمیمی ۶۲ ساله است و با توجه به سنش این بی توجهی مسولان زندان اوین برای سلامتش بسیار خطرناک محسوب می شود.
صمیمی و ۱۶ زندانی سیاسی دیگر زندان اوین سه هفته قبل به خاطر اعتراض به برخوردهای نامناسب زندانبانان و ماموران زندان به خصوص وعده های دروغین و رفتارهای نامناسب رییس زندان اوین، صداقت به سلول انفرادی منتقل شدند. آنها بعد از آن دست به اعتصاب غذا زدند.
بقیه این زندانی ها بعد از دو هفته به خاطر پیام های اقشار مختلف مردم بویژه شخصیت های جنبش سبز از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اعتصاب غذای شان پایان دادند اما صمیمی همان موقع اعلام کرد که تا زمان انتقال همه زندانیان اعتصاب کننده به بند عمومی اعتصاب غذایش را پایان نخواهد داد.
اکنون زندانیان اعتصاب کننده بارها از وی خواسته اند که به اعتصاب غذایش پایان دهد اما او اعلام کرده که به خاطر فرزندان دربندش این کار را نخواهد کرد و تا رهایی آنها از سلول انفرادی به این اعتصاب ادامه خواهد داد.


 


یکی از کاربران پارلمان‌نیوز با ارسال مطلبی با محاسباتی که انجام داده نتیجه گرفته است که «برای حمل یك میلیارد دلار مورد نظر تقریبا 740 تا كیف سامسونت مورد احتیاج است.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، علیرضا نوشته است: این روزهای اخیر ماجرای یك میلیارد دلاری كه ادعا شده جناب ملك فهد، به صورت نقد به آقای خاتمی داده اند یك كمی دردسر ساز شده است.

ماشین حساب آقای ب یك خاصیتی كه دارد این است كه سریع به ویكی پدیا وصل می شود. در نتیجه به سرعت متوجه شده است كه بزرگترین اسكناس دلار موجود، صد دلاری است. ابعادش هم هست 156 میلیمتر در 66 میلیمتر.

ماشین حساب اقای ب فرض كرده است كه یك دسته صد تایی صد دلاری نو یك سانتی متر ضخامت داشته باشد. در نتیجه حجم یك دسته صدتایی اسكناس صددلاری نو یك چیزی می شود از رده 100 سانتی متر مكعب.

آقای ب یك عدد كیف سامسونت سایز استاندارد دارد كه ابعادش هست 45 در 30 در 10 سانتی متر و در نتیجه حجمش می شود 13500 سانتی متر مكعب
و در نتیجه یك سامسونت پر اسكناس صددلاری یك چیزی می شود در حدود 1350000 دلار.

(و از همینجا نتیجه می گیریم وقتی كه در فیلمها می بینیم كه یك سامسونت پر دلار رد و بدل شده است، یعنی یك معامله یك میلیون دلاری در كار است.)

برای حمل یك میلیارد دلار مورد نظر تقریبا 740 تا كیف سامسونت مورد احتیاج است. با فرض اینكه هر نفر در هر دست یك كیف سامسونت پر پول نقد را حمل كند، 370 نفر برای این كار لازم است. یعنی اینكه یك ایرباس A300 پر آدم كه دست هر كدامشان دو تا سامسونت پول نقد باشد، تازه 50 نفرشان هم در هواپیما جا نمی شوند و باید صبر كنند تا پرواز بعدی. خدا نكند كه قاطی اسكناس ها 50 دلاری و 20 دلاری داده باشند كه آنوقت بوئینگ 747 و ایرباس A380 هم برای حمل حاملان پول فتنه كفایت نمی كند.


 


نوروز: فخرالسادات محتشمی پور همسر سیدمصطفی تاج زاده  دومین عریضه خود خطاب به دادستان تهران نگاشته است و به شرح آنچه بر خانواده وی رفته است پرداخته است.

متن این دادنامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم لاتخذلنی فیه لتعرض معصیتک. و لا تضربنی بسیاط نقمتک. و زحزحنی فیه من موجبات سخطک.بمنک و ایادیک یا منتهی رغبة الراغبین.

عریضه دو در ششم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان. دومین عریضه را در دوره جدید بازداشت همسرم در ششمین روز ماه مبارک رمضان در حالی می نویسم که دستگاه عدل جمهوری اسلامی دومین رمضانی است که با جداکردن ظالمانه او از خانه و خانواده اش تلخکامی را برایمان به ارمغان آورده است. در ماه خدا و در حالی که ضیافت پرشکوه او برپاست که عارف و عامی می توانند از آن بهره ببرند، هرچند ما مظلومان بریده از تمنای غیردوست، حضور قلب بیشتری داریم و بیش از پیش مستعد دعا و استغاثه ایم، اما تشنگی یافتن خبری از یار بر عطش و گرسنگی غلبه کرده است. پدر و مادر همسرم آن به آن از من که همسرش هستم و مانند آنان بی قرار طلب خبر می کنند و من متأسفانه باید بگویم : هیچ. هیچ! این در حالی است که بی خبری از زندانیان سیاسی مانند سم مهلکی در روح و روان خانواده می نشیند و چه بسا او را به کارهای غیرعادی وادار کند. مادر بی تاب مصطفای ما در شب بیداری های خود ناگهان نقشه هایی به ذهنش خطور می کند که صبحگاه اجرایش را به من محول می کند و من که با درد و آه دل مادر آشنایم می ترسم که نکند ناگهان او خود ناامید از اقدام عروسش، ابتکار عمل را به دست بگیرد و بشود آن چه نباید بشود!

آقای دادستان

سال گذشته در چنین روزهایی من بی تاب از طولانی شدن حبس زنان و بدرفتاری ها و عسروحرجی که برآنان می رفت، روزهایی را پشت در اتاق شما که تازه بر مسند جدید نشسته و به قول مسئول دفتر و معاونینتان مشغول تهیه گزارش شناخت از اوضاع جاری در دوره دادستان معزول، که باید به زودی در پیشگاه مردم شریف ایران به دلیل اعمال غیرقانونی و البته نه چندان خودسرانه اش محاکمه شود، بودید. من آن روزها با خوش بینی تمام براساس همه اخبار و شواهد و قرائن دال بر خوش نامی و خوش کرداری شما در موقعیت های پیشین و با یک سابقه ذهنی مثبت آمده بودم تا از باب حقوق زنان با شما که در دادگاه خانواده ادعای احقاقش را داشتید صحبت کنم. می خواستم از زندانیان آزاده سرافراز بگویم که کارنامه عملشان پاک پاک بوده و هست. از آنان که آن زمان، یعنی پیش از اعترافات مشفق نامی که به حق باید نام افشاگر ناخواسته کودتا بر او نهاد، تصورم این بود که تنها براثر سوء تفاهم به بند کشیده شده اند و اگر سوء تفاهم ها برطرف شود، خیلی زود به آغوش گرم خانواده ای که اینقدر در حرمت و اهمیتش سخن سرایی و اتلاف هزینه می شود، بازمی گردند. من زبان روزه می آمدم پشت در اتاق شما ساعت ها می نشستم تا شاید روزنی برای گفتگو گشوده شود و کتاب خدا که از بعضی همکاران شما برای قرائت جزء روزانه به امانت می گرفتم شاهد من است که چه دل آزردگی ها از دیدن مظلومان بی پناه در آن راهروی دراز تنگ که به اتاق شما و مسئول دفتر و اتاق انتظار منتهی می شد، می دیدم.

باری در ماه مبارک رمضان پارسال که شما هنوز پایان نامه دکتری را دفاع نکرده و هنوز تلمذ و شاگردی می کردید و در جستجوی استاد برای تأیید مطالب بخش ها و فصول پایان نامه خود بودید که نمی دانم عنوانش چیست و قرار است کدام بخش از خلأها را در نظام نیازمند بازنگری و بازآرایی قضا را در کشور اسلامیمان پر کند. من دوست داشتم در جلسه دفاعیه شما شرکت کنم همانطور که دوست داشتم در جلسه دفاعیه دادستان معزول شرکت کنم همو که به اندازه موهای سرش شاکی خصوصی و عمومی دارد و در نظام عدلمان آرزو به دلمان ماند که یک بار مدعی العموم او را به جرم جزئی از کرده هایش به محکمه بکشاند و چه سلطنتی می کرد در ایام مسئولیتش و انسان وقتی در مقابلش قرار می گرفت در همان آغازین لحظات می توانست تفسیر آیات قرآنی را در مورد انسانی که خدا را فراموش کرده مرگ و آخرت را انکار کرده و جز به استیلا بر بندگان خدابه چیز دیگری اندیشه نمی کند در او ببیند و چه بدعاقبتی دارد انسان حقیرناچیزی که از نطفه گندیده آفریده شده آن گاه که به ناحق در جای بزرگان بنشیند و ادعای بزرگی کند. من دوست داشتم در جلسه دفاعیه شما که نمی دانم انجام شد و شما عاقبت مدرک دکتری گرفتید یانه، شرکت کنم تا ببینم. تنها از سر کنجکاوی. فقط برای این که نحوه پاسخگویی شما را به سؤالات احتمالی اساتید داور ببینم و خدا را چه دیدی شاید در پس این همه بی قانونی و در میان همه بی درو پیکری این عدالت خانه، گذرنامه ما را هم که در یورشی غیرقانونی از خانه مان ربوده اند، دادند و توانستیم به کشور دوست سفر کرده و پایان نامه ای را که آماده دفاع است به سرانجام برسنیم و بیش از این شرمنده اساتید برجسته دانشگاه هایی که روی ایران و سه قوه اش حساب می کنند نشویم و در آن جا و در حین « مناقشة » این تجربه هم به کارمان آید. من همچنین دوست داشتم چهره شما را پس از گرفتن نمره عالی مشاهده کنم. کسب رضایت استاد راهنما کار سختی است و از آن مهم تر اقناع اساتید داور بویژه اگر سخت گیر باشند و خدا نکند که با دانشجو خرده حسابی هم داشته باشند حالا به هر نحو ممکن! من از کودکی با وجود هراس از امتحان که از تبعات نظام غلط آموزشی ما برای دانش آموز است، هراس داشتم اما در عین حال آن را دوست داشتم چون بیانگر نتیجه تلاش هایم بود. تلاش برای موفقیت و هرچه بزرگتر می شدم این حس دوگانه در من بیشتر می شد و همیشه این امتحان های کوچک مرا از امتحان بزرگ الهی و کارنامه ای که به دستم خواهند داد بیشتر می هراساند و من این هراس را برای تقوا و خویشتنداری بیشتر موهبتی می دانم و خدای را شکرمی گویم.

آقای دادستان

می دانم گرفتاری شما این روزها زیاد است و هر روز هم زیادتر می شود.قصد پرگویی نداشتم فقط یک یادآوری بود از پارسال این روزها که شما از کار دفاعیه خود بازمانده، پرونده ها زندانیان سیاسی را که نمی دانم چرا اصرار دارید نام دیگری برآنان بگذارید، تورق می کردید و خانم دکتری که می گفتند دفاعیه موفقی داشته و سابقه خوبی در دانشگاه و از بدحادثه کارش در دورانی بحرانی به حوزه اجرایی افتاده بود به شما در تهیه گزارش از پرونده ها و نیز ارتباط اولیه با خانواده ها کمک می کرد و یک دفتر دار هم داشت این خانم وقت ها را تنظیم می کرد و سوالات را جواب می داد و امور را رتق و فتق می کرد و ما خوش باورانه چقدر شاد بودیم که این زنانه شدن پیگیری امور می تواند به نفع خانواده ها و لااقل زندانیان سیاسی زن، باشد.

من روزها، ساعات و دقایق زیادی را پشت آن اتاق می نشستم در انتظار گشوده شدن روزنی برای گفتگو می ماندم و در همان اثنا شاهد این تغییرات بودم و در دل می گفتم از این ستون به آن ستون فرج است انشاء الله به خواست خدا و با دعای بندگان خدا گشایشی می شود در کارها. و درب اتاق شما خیلی دیر به روی ما گشوده شد آقای دادستان خیلی دیر، اما باز هم جای شکر داشت و ...

پرگویی نکنم می ترسم بخشی از گفته هایم را تاب نیاورید و ... این خاطرات باید جای دیگری ثبت شود برای آیندگان که در امتحان ها و هنگام دفاع از پایان نامه هایشان از این تجارب ارجمند بهره ببرند جهت اصلاح عیوب و خلأهای نظام قضایی اسلامیمان. حالا یک سال از آغاز به کار شما گذشته و هنوز زندان ها پر است از زندانیان سیاسی بی گناه که برایشان پرونده های قطوری ساخته اند. و کاش برای حفظ آبرو هم که شده هرگز کیفرخواست ها منتشر نشود. به گمانم اساسا این ها بر همان مبنای غیرقابل انتشار بودن این گونه تنظیم شده. این نیز بماند. من با این اطلاعات حقوقی ناچیز نمی توانم مدعی باشم اما از تاریخ تاحدی سر در می آورم و عاقبت محتوم بی داد و بی عدالتی و مصلحت اندیشی هایی که درپای قدرت می شود، خوب می دانم. داوری تاریخ و داوری آدم ها نسبت به تاریخ و حکم الهی را نیز با اندک سواد دینی خود خوب می شناسم که سیطره حق بر باطل است.

آقای دادستان

همسر من، که گفتنی های زیادی از او دارم و در عریضه های بعدی تقریر خواهم کرد، و دوستانش به جرم ناکرده و چه می گویم؟! به جرم شکایت از کودتاگران نظامی که خودشان افشاگر آن بوده اند، مجددا به زندان افتاده است و البته آن ها با علم به این عاقبت وظیفه شرعی و ملی خود را انجام داده اند اما سوال من این است که چرا ما باید دو شبانه روز در بی خبری کامل از ایشان به سر ببریم؟ چرا نباید حق یک تماس تلفنی داشته باشد؟ گیریم این عدالتخانه او را مجرم تشخیص داده و عقابی درخور جرم برایش درنظر گرفته، خانواده اش چرا باید مجازات شوند؟ پدر و مادر پیر و فرزندان کم طاقتش چرا باید به جرم ناکرده عقاب شوند؟ با وجود این که خواسته اساسی اینجانب به عنوان همسر قهرمان بی گناه دربند تاجزاده سرافراز آزادی فوری و بلاشرط اوست، عجالتا بر خواست پیش پا افتاده و اولیه خود مبنی بر تماس تلفنی فوری ایشان اصرار می ورزم.

ولله عاقبة الامور
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته