-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

Latest News from Norooz for 08/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



محمدصابر عباسیان، رئیس ستاد ۸۸و عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت منطقه ی فارس،در تاریخ ۱۷اسفند ماه ۱۳۸۸بازداشت شد.

در تاریخ ۲۴خرداد ماه گزارش شد پس از گذشت حدود ۱۰۰روز از بازداشت محمدصابر عباسیان،قرار بازداشت وی به دلایلی نامعلوم تمدیدشده است. وی پس از دستگیری تا بیست روز ممنوع الملاقات بود. قرار بازداشت محمد صابرعباسیان برای دو ماه دیگر(مردادهاه) تمدید شد. با گذشت ۱۰۵روزاز بازداشت وی و تلاش خانواده اش برای تامین قراروثیقه و یاآزادی وی، دادستانی انقلاب شیراز همچنان بر بازداشت موقت وی اصرار دارد.

در تاریخ ۱۲تیرماه محمود طراوت روی، وکیل عباسیان از کارشکنی های قوه قضاییه در بررسی پرونده موکلش می گوید.

در تاریخ ده مرداد ماه ۱۳۸۹گزارش شد، پس از گذشت حدود پنج ماه از بازداشت محمدصابر عباسیان، سرانجام پرونده وی بهشعبه دو دادگاه انقلاب  ارسال شد.

جرم این جوان همانندبسیاری دیگراز جوانان ایرانزمین فقط فعالیت سیاسی وحساسیت نسبت به تعیین سرنوشت کشورش بوده است و این از نظر اقتدارگرایان حاکم و کودتاگران ظالم کم جرمی نیست واینها در عنفوان جوانی باید به جرم اسلام خواهی رحمانی و وطن دوستی در زندان بسر برند و این از طنزهای تلخ روزگار است که در حکومتی دینی با جوانانی که درد دین و کشور دارند اینگونه رفتار می شود . در این روزهای مبارک و پربرکت رمضان از خداوند می خواهیم که باران رحمتش را براین جوان و همه جوانان و افرادی که برای دفاع از ارزش های انسانی و حقوق خلق خدا به دام بلا گرفتار شده اند، فرود آرد و به آنها صبر و بردباری دهد .دعا می کنیم که دراین ماه که تقدیرانسانها و ملت ها رقم می خورد تقدیرملت ما را برآزادی رقم زند و بزودی شاهد آزادی همه آزادگان در بند باشیم .


 


تقدیم به"جوادی فر،قهرمانی،کامرانی"شهدای 18 تیر 88 و به"روح الامینی" که آسیب دیدگی یک گربه را تاب نیاورد و آن را براي مداوا به دانشکده دامپزشکی رساند،اما خود بر اثر شکنجه و شرايط طاقت فرساي كهريزك و عدم رسيدگي به شهادت رسید.

كشتي «حِلف‌الفُضول»(1)

اول.محاصره شکنی

مثل خيابان هاي "جنبش سبز" بود عرشه كشتي «مرمره آبي»! روزنامه نگار يوناني چپ گرا،رمان نويس سوئدي، برنده ايرلندي جايزه صلح نوبل، كشيش واتيكان، هفت نماينده پارلمان اتحاديه اروپا، مومنان نماز شب خوان، مسيحي ها،يهودي ها، آته‌ايست ها، كمونيست ها و خلاصه نمايندگاني از جامعه مدني 32 كشور چگونه توانستند كنار هم قرار بگيرند و بر اساس نقشه راه واحدي راهي غزه شوند؟ آن كشتي الگويي از يك جامعه باز جهاني را به نمايش گذاشت كه جز در آب هاي آزاد جهان و در درياي بي كران حق جویی انساني نمي توانست بادبان هاي معنوي‌ و آزادیخواهانه اش را بگستراند. "مرمره آبي" كه در مسير كمك رساني انسانی به مردم غزه توسط ارتش اسرائيل مورد تهاجم قرار گرفت، نشان مي دهد كه در دنياي امروز هم نشيني همه نمايندگان مدافع حقوق بشر تنها يك رويا يا بحث تئوريك نيست. بلكه ايده‌ای كاملاً اجرايي و تحقق يافتني است. به علاوه همين كشتي حقوق بشري است كه مي تواند ديوار نژاد پرستي و تبعيض صهيونيستي را فرو ريزد و محبوسين بزرگترين زندان هواي باز یعنی مردم غزه را آزاد كند.اگر مي بينيم كشتي كمك هاي انساني به غزه در همان زمان اسارت در چنگال راهزنان دريايي اسرائيل توانست حفره اي هر چند كوچك ،اما عمق يابنده بر ديوار آن محاصره غير انساني ايجاد و در امتداد جلب همبستگي جامعه مدني جهاني براي اولين بار دولت آمريكا را نيز به صدور بيانيه عليه محاصره غزه وادار كند، علت را بايد در گفتمان انساني، متحد كننده و بسيج گر ساكنان آن جست كه وجدان جامعه جهاني را به حرکت درآورد. اين كشتي پیش از آنكه به تسخير راهزنان صهيونيست درآید، بر لنگر حق جويي و آزاديخواهي جهانيان تكيه زده و نقشه راه انساني جديدي براي مقابله با ظلم و ستم ترسيم كرده بود. كشتي حاملِ دموكرات - مسلمانان ترك، مسيحيان، يهوديان، كمونيست ها، سكولارها و... كشتي همبستگي بشريت امروز است عليه هرگونه سرکوب ونقض حقوق انسان‌ها و همه ما مي توانيم و بايد به ساكنان آن كشتي بپيونديم. اين همان كشتي نجات عصر ماست كه مي تواند همزيستي مسالمت آميز مردمان را ممكن و نامتجانس ترين و متفاوت ترين گروه هاي انساني را عليه خشونت، ستم ، جنگ و تروريسم بسيج كند.

کشتی انسانیت و رهایی

«مرمره آبي» كشتي انكار هولوكاست وتبرئه نازي ها از جنايت يهودي سوزي نبود. بر عكس، هدي اپشتين (Hedy Epstein) پيرزن 85 ساله يهودي از نسل بازماندگان و نجات‌يافتگان فاجعه «هولوكاست» آن قدر زنده ماند كه سوار "كشتي آزادي "شود و بر اين حقيقت گواهی دهد كه دموكرات- مسلمان هاي ترك خالق كشتي، اثبات مظلوميت فلسطيني ها را به انكار يهودي كشي هيتلر گره نمي زنند و از موضع بعثی -صدامی با اسرائیل به ستیز نمی پردازند. (2) مسافران «مرمره آبي» با حركت انسانی خود مفهوم «كشتي» را چنان بسط دادند كه به هيچ وجه تداعي‌گر مفهوم بسته و سابق آن نيست. اين كشتي گستره‌اي چنان باز و بي‌كران به نمايش گذاشت كه از افريقا تا اروپا و از مالزي تا آمريكا ،کران تا كران انسانيت را فرا گرفت؛ عرشه اي چنان زیبا كه به قول نويسنده مسلماني از كشور همسايه،«در آن كشتي هم قرآن و نهج البلاغه قرائت شد و هم انجيل خوانده شد.» ترويج ادبيات «حسيني» از سوی مصيبت‌زدگان و تشبيه «شهدا» و بازماندگان شهدا به ياران اباعبدالله(ع) و به زينب كبري (س)نيز جلوه اي زيبا به صحنه مقاومت مدني كشتي نشينان بخشيد(3).

کشتی كلمه سواء

يك نويسنده ضد امپرياليست تركيه(البته از نوع كيهاني آن) در مقاله اي با اشاره به پيشينه "ادوارد پك" ( Peck Edward) در معاونت TTF( Terrorism Task Force) در زمان «رونالد ريگان» مي پرسد: «يك آمريكايي هدايت گر عمليات ويژه در خاورميانه، در كشتي چه كار داشت؟ اگر كاري داشت آيا نمي توان گفت كه سياحت كشتي در واقع عمليات CIA بوده است؟»نويسنده توطئه بين نتيجه مي‌گيرد كه «امنيت كشتي مرمره آبي اصلا هم معصومانه نبوده است... عمليات ضد تركيه به نحو پي در پي انجام مي شود».(4) چنين تحليلهاي بدبينانه و توطئه محور كه معمولا در شرايط استقرار ديكتاتوري با اقبال عمومي مواجه مي‌شود، در يك كشور نسبتاً دموكراتيك كه حقوق بشر در آن رعايت و تحلیل های متفاوت و بلكه متضاد درباره یک واقعه ارائه مي شود، معمولاً به عنوان تحليل هاي غيرمستند در حاشيه قرار مي گيرند، درهر حال مناظر انساني و الهي آن كشتي چنان زيبا ونتایج ضد صهیونیستی آن چنان آشکار بود كه جايي براي تيرگي ها وتوطئه‌بيني ها باقي نمي گذاشت. «رمضان كايان» از دانشگاهيان و فعالان جامعه مدني ترك تابلويي زيبا از وحدت اديان در كشتي جامعه مدني به نمايش مي گذارد: «در طول سفر نمازها را به جماعت برگزار مي كرديم. در يك لحظه چشممان به نماينده واتيكان افتاد كه به همراه ما به نماز برخاسته بود! تعجب كرديم. اما او بي آنكه به روي خود بياورد تا انتها در صف جماعت همراه ما بود و بر اساس اعتقاد خود دعا مي كرد. وقتي در پايان نماز انگيزه اش را سوال كردم، آيه 82 از سوره مائده (لتجدن اشد الناس عدواً للذين آمنوا...)(5) را يادآور شد. با خود گفتم اين كشيش درس خود را چه خوب تمرين كرده است! »

اگر من جاي آن استاد مسلمان و آن كشيش واتيكان بودم پيشنهاد مي كردم به جاي آيه مذكور، آيه 64 از سوره آل عمران به شعار كشتي تبديل شود كه طبق تفسير استاد مطهري رافع تبعيض‌هاي حقوقي است و مستلزم انواع گوناگون آزادي هاي دموكراتيك و حقوق بشري؛ «شك ندارد آن چيزي كه دل ها را به هم پيوند مي دهد، عقيده و ايمان است. رسول خدا بزرگ ترين عامل وحدت را كه وحدت در عقيده بود ايجاد كرد و مردم را در زير پرچم لااله الا الله آورد. اما تنها به ايمان و عقيده اكتفا نكرد. به موانع و اضداد وحدت هم توجه كرد. آن موانع و مشكلات را از ميان برداشت ، موجبات دوري دل‌ها و موجبات كينه ها و حسادت ها و انتقام جويي ها يعني تبعيضات حقوقي را از بين برد... اگر گفت: تعالوا الي كلمه سواءِ بيننا و بينكم الا نعبد ُ الا الله و لا نشرك به شيئا، بياييد به سوي يك عقيده و ايمان كه براي همه به يك نسبت خوب است، براي همه حقيقت است، براي همه خير است، اگر اين را گفت وتوحيد را پيشنهاد كرد، پشت سرش هم گفت: و لا يتخذ بعضنا بعضاً اربابا من دون الله، مساوات و برابري را هم پيشنهاد كرد».(6)اين همان آيه اي است كه آن شهيد عزيز تعابير نغزي همچون «سوسياليسم عرفاني» و «سوسياليسم واقعي» را از دل آن بيرون مي كشيد و «واقعي» بودن سوسیالیسم را در عصر حاكميت گفتمان ماركسيسم ضد آزادي روسي و چینی ، در عدم امحاي آزادي هاي دموكراتيك به بهانه عدالت می دانست؛«و لا يتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله. اين قسمت دوم رابطه اجتماعي افراد نسبت به يكديگر است كه كسي ديگري را برده و بنده خودش قرار ندهد و خودش را رب او حساب نكند... بنابراين آن «ما» بودن واقعي نه تنها با عرضه داشتن يك ايده معنوي محقق مي شود و نه بدون عرضه داشتن يك ايده معنوي واقعي براي انسان ها با سلب كردن مالكيت پيدا مي شود... به همين دليل در جاهايي كه خواسته اند با سلب مالكیت اين مائيت را به وجود بياورند ... ارزش هاي ديگر انسان كه براي او از مال و ثروت اگر بالاتر نباشد ،پايين تر نيست به كلي پايمال شد، مانند آزادي. براي انساني كه ذره‌اي از حد حيوانيت بالاتر آمده باشد آزادي، آزادي فكر، آزادي قلم، آزادي بيان، آزادي اجتماعي،‌حق اينكه سرنوشتش دست خودش باشد... ارزش فوق‌العاده اي دارد».(7)

كشتي جامعه مدني

كشتي «مرمره آبي» را كه به اعتبار حضور نمايندگان جامعه مدني 32 كشور در آن مي توان «كشتي جامعه مدني جهاني» خواند، مجاهد- دموكرات هاي تركيه آن را كشتي «پيمان حلف الفضول معاصر» ناميدند.«عمر گل اوغلو» روحاني اهل سنت ترك كه در مراسم خاكسپاري شهداي كشتي شركت كرده بود، مي گفت: «اگر پيامبر (ص) در اين عصر مي زيست باور دارم كه او نيز سوار بر عرشه همين كشتي مي شد.»

پيمان «حلف الفضول» نزديك به دو دهه است كه به مرجع اسلامي برخي از سازمان هاي مدني تركيه تبديل شده است. مهم ترين سازمان هاي حقوق بشري آن ديار كه مبتكر اعزام كمك هاي انساني به كشورهاي مسلمان و غير مسلمان جهان بوده اند، جلوه اي دموكراتيك و مدني به آن "پيمان پيشا اسلامي و فطری" بخشيده‌اند. حقوق بشري هاي دموكرات - مسلمان تركيه كه پيشتاز اعتصاب و فراخوان هاي ضد شكنجه دردفاع از زندانيان سياسي كمونيست وكرد و ترك بودند، اكنون بر مبناي همان معيار و استاندارد واحد انساني به كمك محاصره شدگان مظلوم غزه مي روند.(8) بر عكس كشور ما، كه در آن مقامات نظامي كه روزگاري نه چندان دور به حمايت از مظلومان بوسني افتخار مي كردند، ناگهان در لحظه دادگاهي كردن "متهمان فعاليت هاي انتخاباتي منتقد يكه سالاري" چهره ديگري از خود به نمايش گذاشتند و در سوگ سقوط" ميلوسويچ" قصاب مسلمانان بالكان نشستند و سرنگون كنندگان او را «خيلي شبيه» سبزهاي ايران خواندند. سازمان حقوق بشري «.I.H.H» در ترکیه در آغاز دهه 90 در گرماگرم نبرد بوسني و به منظور كمك به مسلمانان آن ديار تأسيس شد. چنين سازماني به دليل رويش در بستر يك رقابت و مسابقه دموكراتيك با ساير سازمان هاي مدني تركيه، در مسير بالندگي خود مبتكر اعزام كشتي كمك هاي انساني به غزه شد و خدا باوران و خداناباوران را از 32 كشور حول ايده واحد انساني متحد كرد.(9)

كشتي نافرماني مدنی گلوبال

کشتی«مرمره آبي» به لحاظ روش ويژه كمك رساني به مردم غزه «كشتي نافرماني مدني گلوبال» نيز نامگذاري شد كه حكايتي است از راهگشايي آن حركت انساني براي يك «انتفاضه جهانی» عليه اشغالگري و جنايت و ديواركشي ضد انساني به دور انسان‌ها. بادبان هاي معنوي اين كشتي، نسيم تازه اي از اميد به دموكراسي و آزادي در جهان عرب و خاورميانه را به ارمغان آورده است. «خالد الدخيل» سعودي در اين باره مي نويسد: «در افزايش محبوبيت حكومت ترك در خيابان هاي عرب ترديدي نيست. اين امر با در نظر گرفتن ناتواني حكومت هاي عرب طبيعي است.» ناتواني كشورهاي عربي اما از «غير دموكراتيك» بودن ساختار سياسي آن كشورها سرچشمه مي گيرد. تضعيف همين عنصر انساني در توان ملي، ضعف موقعيت منطقه اي كشورما را نه تنها در عرصه مناسبات بین الملل،بلکه در مقایسه با محبوبيت روزافزون تركيه آشكار مي‌كند. اگر نتايج نظرسنجي اخير موسسه "پيو" (Pew) درباره تنزل نگران كننده تصوير كنوني جمهوري اسلامي ايران در افكار عمومي جهان با نتايج نظرسنجي موسسه TESEV(10)درباره محبوبيت 75 درصدي "اردوغان" در جهان عرب (كه هر دو پيش از واقعه كشتي «مرمره آبي» صورت گرفت) مقايسه شود ، به ميزان تضعیف رو به افزایش قدرت نرم ايران در سال‌هاي عبور از اصلاحات از يك سو وجایگاه برتر ترکیه در منطقه در کنارمحبوبيت روز افزون رهبران مسلمان آن کشور از سوي ديگر پي خواهيم برد(11).

کشتی ظلم ستيز دموكراتيك

حركت انسانی، مدني و مؤثر «كشتي مرمره آبي» فقط عدم توازن ميان موقعیت دولت های ايران و تركيه را بيشتر نكرده است بلكه به تعبير روزنامه فرانسوي «ليبراسيون» مبدا يك چرخش گفتماني از «اسرائيل ستيزي غير دموكراتيك» به «مقاومت دموكراتيك» و در عين حال "موفق" در مقابل زورگويي و تجاوزگري دولت اسرائيل شده است؛«اين تهاجم [تهاجم سياسي و تبلیغاتی تركيه و اردوغان] كل منظره خاورميانه را تغيير داد. از اين به بعد قلب اعراب براي تركيه‌اي مي تپد كه عضو ناتو است، شكوفايي اقتصادي بزرگي را تجربه مي كند و نامزد عضويت در اتحاديه اروپا است». «برنارد گتا» نويسنده اين مقاله مي‌افزايد: «ورود تركيه به خاورميانه در عين حال ورود دموكراسي نيز هست. به جاي صداي ديكتاتوري ايران كه امحاي اسرائيل را تعقيب مي كند، صداي حقوق و صداي سياست عدم خشونت طنين افكنده است»(12).

كشتي آزادي نشان داد حقوق بشر و دموكراسي همان پرچمی است كه افراطيون حاكم بر اسرائيل از افتادن آن به دست مسلمانان منطقه به شدت وحشت دارند . زیرا هیچ چیز به اندازه توسل به دموکراسی و حقوق بشر نمی تواند مانع جنایات آنان شود . ستون نگار «ليبراسيون» نیز با در نظر گرفتن همين نقطه ضعف بنيادي در حكومت اسرائيل مي نويسد، محافل روشنفكري جهان عرب "نيروي عدم خشونت" را احساس و سودآوري "مهارت سياسي" را در عمل مشاهده كردند؛«آن جا كه تروريسم اسلامي دنياي مسلمانان راتجزيه كرده، چهره اي دافعه‌آور به اسلام داده و به اتحاد آمريكا و روسيه و اروپا بر عليه ترسي مشترك راه برده است، تركيه چهره ديگري از اسلام عرضه كرده است؛ چهره قدرتي مصمم اما صلح‌طلب. در حالي كه كشورهاي عربي هرگز قادر به دفاع از حقوق فلسطيني ها نبودند، تركيه اين كار را انجام داد. هم «نتان ياهو» را به موضع دفاعي راند و هم دنيا را به حمايت از پايان دادن به محاصره غزه رهنمون گرديد.»(13)

"برنارد گتا" نقش صهيونيزم ستيزي ناشيانه در به قدرت رساندن جناح بنیادگرای اسرائیل و بهره برداری «نتان یاهو» از رانت ماجراجويان افراطی کشورمان را با مهارت سیاسی اردوغانی مقایسه مي کند و می نویسد: «آنجا که جاه طلبی اتمی ایران و گفتمان"محو اسرائیل از نقشه جهان "صرفا به سود ائتلاف راست اسرائیل عمل کرده است و به برنده شدن آن جناح در انتخابات اسرائیل منجر و زمینه ساز اتحاد منافع اروپا و امریکا شده است، ترکیه موفق شد اسرائیل را در عرصه بین الملل منزوی کند و در داخل اسرائیل نیز موجب فرسایش حزب حاکم شود»(14).

دوم. تحریم جهانی

دیوار محاصره غیر انسانی به دور بزرگترین زندان هوای باز جهانی به نام غزه در حالی تحت فشار افكار عمومي جهان ترك برمي دارد و سوراخ می شود که دیوار محاصره اقتصادی علیه کشورمان هر لحظه قطورتر و از حمايت افكار عمومي بخش عظيمي از جهان برخوردار می شود.(15) این دو اتفاق كه در عصر دموكراسي خواهی، انفجار اطلاعات و جهاني شدن رخ می دهد ما را به تفکر درباره پیوند پیچیده میان باز و دموكراتيك بودن و بسته و انسدادي بودن جوامع با انزوای جهانی وتحریم های بین المللی دعوت مي‌كند.(16) بر این اساس می پرسم که آیا می توان از تجربه کشتی "مرمره آبی"برای گسستن محاصره مضاعف جامعه مدني توسط اقتدارگراهاي داخلي و حصرها و محدودیت های بین المللی جنگ طلبان جهاني عليه ميهن استفاده کرد؟این سوال البته سوالی باز و گشوده به روی همه هموطنان آزاديخواه و طرفدار استقلال ، يكپارچگي سرزميني ، امنيت و منافع ملي است. درعین حال دعوت و پیشنهادی است به اندیشیدن درباره راهکارهای شکستن دیوار انسداد سیاسی و خروج از تنگنای محاصره همه جانبه ای که ايران به علت تماميت خواهي ، بي كفايتي و ماجراجويي استبدادطلبان دچار آن شده است.

تأسف آور آن که در هنگامه نفس گیر این بحران بعضی هموطنان ما می کوشند محاصره ها و تحریم های ضدکشورمان را به عنوان "پیروزی بزرگ لابی ایرانی"در محافل بین المللی جلوه دهند. از آن نادرست‌تر اين که می کوشند چنین عملی را به عنوان کارکرد شاخه بیرونی جنبش سبز جلوه دهند. به نظر من به سود ملت ايران و استقرار دموکراسی در جامعه ما نیست که بعضی هموطنان ما در خارج از کشور به جای بهره وری از موقعیتی طلایی که جنبش سبز در جهت" برچیدن مرزهای داخلي و خارجی تبعيض "،"غير خودي سازي" ،"نفي خشونت" ، "ترويج گفت‌وگو" و "اتّحاد حول محور انتخابات آزاد" ایجاد کرده است ، کارکرد لابیهای صهیونیستی و محافل جنگ طلب در امریکا و اروپا را به حساب کارنامه سیاسی خود واریز و به آن افتخار كنند.

سرکوب غير انساني،دفاع انساني

جنبش سبز"رأی من کو؟"از ابتدای ظهور خود همواره با رویکردی مبتکرانه محروميت ها وممنوعيت ها را یکی پس از دیگری افشا و بعضاً برطرف كرده و در اين مسير توانسته است "سركوب يكسان" را به" دفاع يكسان و انساني" از همه قربانيان خشونت فارغ از عقيده ،دین ،نژاد،قومیت،زبان، طبقه ، جنسيت وگرایش سیاسی آنان تبديل کند. این جنبش كه از تهديد ها، فرصت های جدید خلق كرده و به تبارشناسی خشونت به طور عام و استبداد به طور خاص پرداخته است ، اكنون نيز لازم است به تبارشناسي تحريم بپردازد. بنابراين نبايد در پشت بن بست محاصره ها و تحریم های بین المللی متوقف شود و عرصه بازیگری را به اقتدارگراهاي داخلی و تحریم گران بین الملل واگذار کند. بر عكس، بايد پشت پرده كودتاها و تحريم ها را افشا كند تا افزايش آگاهي‌هاي عمومي به نجات عمومي منجر شود. فراموش نکنیم که جنبش بازپس گیری رأِی ملت،درعین حال جنبش بازپس گیری مکان ها و عرصه های استراتژیک از غاصبان حق ملت نیز هست، پس می تواند و باید ضمن حفظ اصالت خود و بيان مطالبات ملی اش، به عنوان یک بازیگر در عرصه بین المللی نیز عمل و نقشی راهگشا و مستقل از بازیگران دولتی ایفا کند.به سخن دیگر جنبشی که با عزمی مشارکت جویانه، مدنی و مسالمت‌آمیز ضمن افشاي كودتاي انتخاباتي88 اقدام به پس گرفتن مکان های غصب یا انحصاری شده در عرصه هاي گوناگون خیابانی و غير خياباني كرده و در این مسیر به موفقیت های درخشانی نائل آمده است، از این پس نیز می تواند جایگاه بازیگری روشنگر و تأثیرگذار در عرصه بین المللی در جهت شکستن توأمان محاصره خارجی و دیوار کشی کهریزکی به دور جامعه مدنی را به خود اختصاص داد و عرصه های جدیدی از افکار عمومی ملی، منطقه ای و جهاني و نیز محافل تصمیم ساز ملي و بین المللی را تحت تاثير خود در قرار دهد.

زبان بسته کودتاچیان،زبان باز جنبش

سركوب هاي يكسال اخير، زبان استبدادطلبان را به "لكنت"انداخته و در جانب مقابل زبان رهبران جنبش سبز را "بازتر" از هميشه كرده است.به همين نسبت گوش جامعه ایرانی و افکار عمومی جهانی نيز برای شنیدن پيام هاي رهايي بخش جنبش حساس و باز شده است. سبزها اكنون راحت تر و مستندتر از هميشه مي توانند پرده از اسرائيل ستيزي آزادي كش حزب پادگاني نيز شعارهای ضد امریکایی اما حقوق بشر ستيز آن بردارند و نشان دهندکه استبدادطلبان ايراني اين شعارها رابرای اسرائیلی نمایی منتقدان و مخالفان یکه سالاری و در نتيجه نفي و نقض حقوق فردي وجمعی آزادیخواهان ایرانی سرمی دهند. سبزها امروز صريح‌تر و مستندتر از هميشه مي توانند نتایج ناکارامدی مدیریتی و ماجراجويي دیپلماتیک تندروان انحصارطلب رانشان دهند و ثابت كنند كه آنان حاضرند ايران تحريم شود وبيشترين فشار به ايرانيان، به خصوص به قشرهاي محروم جامعه وارد آيد و حتي شبح جنگ برفراز ميهن به پرواز درآيد، اما كودتاگران به حكومت انحصاري خود ادامه دهند. سبزها اکنون شفاف تر و تأثیر گذارتر ازهمیشه می توانند دین گریزی و در برخی موارد دین ستیزی قشرهایی از مردم، به ویژه جوانان را که عمدتاٌ در اثر استفاده ابزاری اقتدارگراها از اسلام و تحمیل یک سبک زندگی به مردم ایجاد شده است ،نه تنها به ایرانیان بلکه به مسلمانان و جهانیان نشان دهند.

تحریم موجه؟

به نظر من معيار جنبش سبز در مورد هرتحریمی نسبت آن با"استقلال،یک پارچگی سرزمینی،امنیت ومنافع ملي"است و"تحریم حكومت " در صورتي بايد با اقبال ما مواجه شود كه اصول فوق آسیب نبیند و فشار اصلي آن متوجه مردم نشود. براین اساس محاصره اقتصادی علیه هر کشوری هنگامی موجه است که موضوع آن نقض حقوق اساسی شهروندان يا صلح منطقه ای باشد تا استبدادطلبان و جنگ جویان در هر کشور به بهانه"مبارزه با دشمن"،"حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور"و"تأمين امنيت" عمومی و ملی، فضای سیاسی میهن خود را نظامی و بسته نکنند.

در یک"انقلاب" هر آنچه شكاف حكومت وملت را افزايش دهد، از حمايت انقلابيون برخودار مي‌شود. زیرا زمان انفجار را نزدیک وقدرت آن را بیشتر می کند اما دریک جنبش مدني که هدفش تأمین حقوق شهروندان با روش های مسالمت آمیز و غیرخشن است نباید درجهت عمیق ترکردن فاصله حكومت وملت آن هم بر اساس كينه و نفرت کوشید ،زیرا هر آنچه فضا را دوقطبی تر و نظامي‌تر ودرنتیجه خشن تر و بسته‌تر كند، زندگي مدنی ومسالمت آميزرا تضعیف و رقابت قانونی و آزادرا ناممکن یا دشوارتر می کند وبه راهبرد "دموكراسي در خانه وصلح در جهان" كه سبزها آن را آرمان خود مي دانند،آسیب می رساند. اگر خواهان تقویت فرهنگ سیاسی و عمومی دموکراتیک،بالا رفتن ظرفیت شهروندان برای پذیرش وتحمل دیگران ورعایت حقوق آن ها،ترویج گفت وگو،رشد نهاد های مدنی،کاهش هزینه فعالیت های سیاسی وکاستن از نقش"اجبار" و "خشونت" در مناسبات سياسي و اجتماعي هستيم، چاره اي نداريم جز اينكه بكوشيم راه ها و روش هایی را ابداع یا پیشنهاد کنیم که اندیشه ومدنیت جای کینه و جنگ را بگيرد و خود "مردم" با روش های مدنی و مسالمت آمیز و انتخاباتی رفتار حاکمان را تغییر دهند .براین اساس لازم است سبزها در محل اصلي نزاع يعني"کرامت،حقوق و آزادی شهروندان" با انسدادطلبان به چالش بپردازند نه اينكه از تحريم هايي دفاع كنند كه جنگ طلبان ايراني وآمريكايي به بهانه "انرژي هسته اي" آن را علم كرده‌اند تا "نظامی وجنگی کردن فضا"، "كاربرد زور" و "سركوب حقوق ايرانيان" را از هر دو سو نه تنها موجه ، بلكه ضروري جلوه دهند. تبيين ابعاد، زمينه‌ها، دلايل و نتايج تحريم ها در داخل وخارج از كشور و افشاي مقاصد و منافع جنگ طلب هاي طرفین می تواند از ماجراجويي دوطرف و مخاطراتی که میهن را تهدید می کند ،بکاهد.اگر راهبرد حزب پادگانی"کسب و حفظ قدرت به هرقیمت" است، استراتژی سبزها"مقابله با حکومت به هر قیمت"نیست. افشاي مقاصد غير انساني و قدرت پرستانه آنان از يك سو و مقاومت مشروع و مدني در مخالفت با استبداد ديني ازسوي ديگر است.

بیانیه سبز

بيانيه هوشمندانه مهندس ميرحسين موسوي درباره قطعنامه اخير تحريم شوراي امنيت عليه جمهوري اسلامي ايران را می توان در چنين چارچوبي تحليل و از آن حمايت کرد. به اعتقاد من اگر بيانيه مذکور مبناي عمل (اكت) سياسي دلسوزان ايران زمين در قالب ها و اشكال متناسب با شرايط داخلی وبین المللی قرار گیرد مي‌تواند كشور را از محاصره مضاعف دو طرف بی اعتنا به مصالح و منافع ملی و منطقه ای نجات دهد يعني از دست اقتدارگراهاي داخلي كه حق انرژي هسته اي را به سرپوشي براي انكار و نقض آشکار حقوق اساسي ايرانيان تبديل كرده اند و نيز از دست جنگ طلبان صهيونيستي- آمريكايي نجات دهد كه مي كوشند با برجسته كردن موضوع هسته‌اي بهانه و زمينه لازم را براي تحریم بیشتر اقتصادی و عنداللزوم تحمیل جنگ به ایران و نقض استقلال (و تمامیت ارضی؟)آن ودرحقیقت تسلط انحصاری برخاورمیانه و منابع غنی زیرزمینی و به ویژه نفتی آن و تأمین امنیت اسرائیل فراهم كنند. حال آنكه تحريم و محاصره اقتصادي کنونی می تواند فشارهاي سنگيني بر توده محروم وارد آورد، تسهيل‌ گر محاصره بيشتر جامعه مدني توسط حزب پادگاني شود و به صنعت و توليد و رشد و توسعه طبقه متوسط به عنوان يكي از دستاوردهاي دوران پس از جنگ تحمیلی ضربه ‌زند و زمینه لازم را برای شورش هاي كور يا ماجراجویی نظامی جنگ طلبان اسرائیلی،امریکایی و ایرانی فراهم کند که بحران‌زي هستند و "جنگ" را "دوران طلایی" زندگي خود می‌خوانند.

حق مسلم یا حقوق مسلم ؟

راهبرد استبدادطلبان ایرانی "مطلق کردن"حق مسلم دستیابی ایران به دانش وانرژی هسته ای است تا در پرتو این اطلاق،نقض دیگر حقوق مسلم ایرانیان را تحت الشعاع قرار دهند.اخیراً هم با دفاع از تک حزبی و نفی جناح بندی قصد دارند تیر خلاص را بر مغز دموکراسی و "حق تعيين سرنوشت هر نسل به دست آن نسل" در ایران شلیک کنند.اما جنبش سبز به همان شيوه كه توانست در يكسال گذشته اولويت "حق راي" و ديگر "حقوق اساسي ايرانيان" را بر مساله سازی از" پرونده هسته اي" در ايران و جهان برتري بخشد، اكنون نيز مي تواند و بايد بکوشد در يك اقدام هماهنگ وملی گزينه" جنگ" را از میز"اوباما" و گزينه" سركوب "را از ميز حزب پادگانی حذف کند و خواست واقعي ملت ايران يعني برپايي"انتخابات آزاد"را كه تنها راه برون رفت از بحران‌هاي كنوني است بر هر دو سوي اين ماجراسازي خطرناك كه بازي "برد- باخت" و در واقع بازي "باخت- باخت" را دنبال مي‌كنند، تحميل كند.(17)

براین اساس مساله مهم سبزها باید چگونگي تبديل اين رسالت تاریخی يعني تأمين " حقوق اساسي ايرانيان" و "بر پايي انتخابات آزاد" به يك پروژه سياسي در ابعاد داخلي و بين المللي باشد.به عبارت دیگر اكنون كه نه آمريكا و نه ديگر دولت‌هاي قدرتمند هماهنگ با آن نمي خواهند يا نمي توانند حقوق بشر و در رأس همه حق تعيين سرنوشت ملت ها را در انتخابات آزاد یا همه پرسی موضوع اصلي تحريم هاي بين المللي عليه رژيم هاي استبدادي كنند چرا که چنين راهبردی به ضرر متحدان ديكتاتور آن‌ها به ویژه در منطقه حساس و ثروتمند و غني خاورمیانه است و ائتلاف بين رژيم‌هاي مستبد منطقه و دولت اسرائيل را به بهانه خطر مشترك ايران موشکی وهسته اي فرو خواهد پاشيد ، تنها در صورتي كه جنبش سبز بتواند با دفاع قاطع از "حق تعیین سرنوشت"و"انتخابات آزاد" حضور سنگين وانكار ناپذير خود را به معادلات داخلي، منطقه اي و جهاني تحميل كند مي توان اميدوار بود كه مساله سازي از انرژي هسته اي، تحريم‌هاي بين‌المللي و مخاطرات جهاني خنثي شود و كشور در سمت و سويي متناسب با منافع ملي هدايت شود(18). به اين ترتيب در جهان جهانی شده امروز كه سرنوشت انتخابات آزاد در بغداد و غزه و قاهره و كابل و تهران از یکدیگر جدا نیست و حتي از نتايج انتخابات در واشنگتن و لندن و پاريس و مسكو نيز منفك نيست، دمکرات ها،استقلال خواهان وصلح طلبان ايراني می توانند همراه و همسو با جنبش های خواهر و برادر در سطح اروپا و امریکا و نيز در جهان اسلام برای خروج از حصر مضاعف دموکراسی و صلح توسط تحریم گران و جنگ طلبان بین المللی و ماجراجويان و کهریزک سازان داخلی راه جديدي بیابند، كه محور و مدار آن "انتخابات آزاد" است(19).

سوم.گذار گفتماني سبز

در گذار از «گفتمان انقلابی» در دهه 50 به "كشتي مرمره آبي" در دهه 80 دگرگوني عمیقی در گفتمان مقاومت ملي و جهاني مشاهده می شود. اكنون ساختار شبكه اي هر جنبش مدني در مقياس جهاني به چند مركزي و چند صدايي آن منتهي مي شود. براي مثال همچنان كه در آن سوي جهان يك‌ آزاديخواه سكولار تبييني حقوق بشري از "كشتي آزادي" به دست مي‌دهد، در اين سو نيز «حاكان آلبايراك» روزنامه نگار و فعال مدني ترک جامه اي عاشورايي بر تن همان رخداد مي‌پوشاند؛ «به صادق بطال گفتم آنچه در کشتی گذشت مثل حادثه كربلا بود. گفت: بله، اما اين بار اهل كوفه خيانت نكرد». واژه «اهل كوفه» يا به عبارت بهتر «اهل كوفه نبودن» در گفت وشنود آن كشتي نشينان مفهومي كاملا متفاوت با آن تعبير نخ نما شده و ابزاري دارد كه نظريه پردازان انديشه "طالباني- پادگاني" تروج مي كنند و ايرانيان در سال هاي اخير با آن روبرو شده اند. «كوفه اي نبودن» در اين مفهوم جديد و مدني چنان انساني و گسترده و جذاب است كه طيف وسيعي از افكار عمومي جهان و يهوديان و مسيحيان و مسلمانان و دينداران و بي دينان را حول محور"دفاع از حقوق بشر" و"مقابل با ظلم" در برمي‌گيرد و معياري انسانی و متفاوت از دوگانة «با من بودن» و «با من نبودن» و"هرکس با من نیست،دشمن است"دارد. طبق اين نگاه معیار "کوفه ای نبودن " دفاع از حقوق انسان ها به طور مطلق و حمایت از هر مظلومی است که در این دنیا ستم می بیند و رنج می کشد. اين گفتمان چنان مقتدر است كه در روزهاي اخير مقامات لشكري و كشوري دولت اسرائيل را به پاي ميز محاكمه كشانده است كه چرا با كشتي كمك رساني به مردم غزه چنين خشن و غير انساني برخورد كردند.كميته حقيقت ياب بين‌المللي نيز در صدد است درباره اين فاجعه تحقيقات لازم را احضار مقامات اسرائيلي انجام دهد و نتيجه آن را به اطلاع افكار عمومي جهاني برساند. حق آن است که در چنين جهان و فضايي مسلمانان به طور عام و جنبش سبز به طور خاص پرچم‌دار نظري و عملي چنین نگرش و راهبرد رهايي بخشي شوند و همه جهانيان را به پيمان "حلف الفضول" جديدي فرا خوانند.به این ترتیب خواهند توانست به یاری خداوند و با همکاری آزادی خواهان جهان با همه اشکال ظلم وستم درایران ،منطقه و جهان به نبرد برخیزند و دیوارهای محاصره و زندان های باز و بسته علیه مردم ستم دیده را در اقصا نقاط دنیا فرو ریزند.

پانوشت ها

1. قبل از اسلام ميان اعراب و سران برخي از قبايل پيمان‌هايي بسته شده بود كه به «احلاف» مشهور است. از جمله اين پيمان ها كه اسلام نيز آن را تاييد كرد و از آن به عنوان «پيمان مقدسي» ياد شد، «حلف‌الفضول» است. «حلف» به معناي پيمان و «فضول» جمع فضل است. پس معناي آن به اصطلاح«پيمان جوانمردان» یا "پیمان آزادگان" می شودكه پيامبر اكرم (ص) آن را به همراه عده‌اي از جوانان مكه براي جلوگيري از ظلم و تعدي زورگويان و به منظور دفاع از ستمديدگان منعقد کردند. كساني كه پيمان «حلف الفضول» را منعقد كردند، دست هاي خود را به نشانه تعهد در برابر پيمان، در آب زمزم فرو بردند و به مضمون زير پيمان بستند: «لا يظلم غريب و لا غيره ولكن ياخذ من الظالم» يعني نبايد به هيچ شخص غريب يا غير غريبي ستم شود و بايد حق مظلوم از ظالم گرفته شود. اين پيمان در بيست سالگي رسول خدا و در خانه «عبدالله بن جدعان» بسته شد. پس از بعثت و به رغم لغو بسياري از پيمان هاي عهد جاهليت، پيامبر اكرم (ص) اين پيمان را به رسميت شناخت. (برگرفته از فروغ ابديت، جعفر سبحاني، جلد 1، ص 184 و درس‌هايي از تاريخ تحليلي اسلام، رسولي محلاتي، جلد 1، ص 309). بازگشت

2. گفتمان مبتنی بر انكار هولوکاست و نفي جنايات نازي ها عليه يهوديان مظلوم نه تنها در وجدان بشريت معاصر حركتي پديد نياورد ،بلكه طنين اين شعار در تريبون هاي رسمي جز سوءِ استفاده صهيونيست ها ومظلوم نمایی آنان ارمغاني نداشت. درست برعكس كشتي جامعه مدني كه همبستگي جهاني را معطوف فلسطيني ها كرد. بازگشت

3. براساس چنین نگاه و واقعیتی می توان گفت «فرقان» كشتي سوار نوزده ساله ترك- آمريكايي كه پيشاني اش از فاصله بسيار نزديك مورد اصابت سه گلوله سرباز اسرائيلي قرار گرفت و"سهراب" هميشه سبز ايران، شهروندان یک كشتي هستند و در جبهه اي واحد قرار دارند كه دموكرات - مسلمان هاي ترك آنرا "جبهه انسانيت" ناميده اند و دايره شمول آنرا فراتر از «اسلاميت» می دانند. همچنان كه باید گفت در جانب مقابل گوانتانامو و ابوغريب و كهريزك و اوين و ديوار كشي در اطراف غزه به معماري سياسي واحدي تعلق دارند. بازگشت

4. WWW.baberiniz.com. ، 3/ 6/2010. بازگشت

5. به طور مسلم دشمن ترين مردم به مومنان را يهود و مشركان خواهي يافت و نزديك ترين دوستان به مومنان را كساني مي يابي كه مي گويند «ما نصاري هستيم». اين به دلیل آن است كه در ميان آنان افرادي عالم و تارك دنيا هستند و در برابر حق تكبر نمي‌ورزند. (مائده /82) بازگشت

6. مرتضي مطهري، بيست گفتار، انتشارات صدرا، ص 80. بازگشت

7. مرتضي مطهري، فلسفه تاريخ، انتشارات صدرا، جلد سوم، صص 324-323.بازگشت

8.تفاوت اساسي حمايت های دولتي و ابزاري از فلسطيني ها را با حمايت سازمان هاي مدني وحقوق بشري از مردم غزه كه بر پشتيباني وسيع جامه مدني متكي است،می توان در اینجا مشاهده کرد.اين دو نمونه متضاد نشان مي دهد كه از يك سو دولتي كردن و استفاده ابزاري از زيباترين شعائر الهي و انساني چه بلايي بر سر خود اين شعائر مي آورد. از ديگر سو در يك جبهه مدني و انساني، هنگامي كه كارها به ابتكار و اراده خودانگيخته شهروندان و نهادهاي مدني واگذار مي‌شود و سازمان هاي مدني با برچسب های «سوروس» و «آمريكايي» و «صهيونيستي» طرد نمي‌شوند،‌ چه بركات جهان گستري از دل فضاهاي آزاد و دموكراتيك جامعه سر بر خواهند آورد. بازگشت

9. كشتي مرمره آبي جغرافياي كوچك اما نمادين "شناسايي متقابل ملت ها" است كه همزيستي مسالمت آميز و همكاري آزادی خواهان ملل گوناگون را در عين به رسميت شناختن تفاوت ها نشان مي دهد واين كه "هم بودگي" نه تنها زيبا كه موثر است و "ديگر بودگي" لزوما به معناي تعارض و نزاع و جنگ "با هم نوع" خود نيست. "كشتي مرمره" با تأكيد بر حق طلبي انسانها و تکیه برحس و همدردي انسانی آن ها نماد "گفت وگوي تمدن ها" و "ائتلاف برای صلح " شد و نشان داد كه با اعتقادات و سلايق گوناگون مي توان در راه "مبارزه با ظلم"، "تأمين حقوق انسان ها" و "صلح"همکاری صمیمانه ای به عمل آورد. بازگشت

10. Foreign Policy Analysis Series, Turkey: Arab Perspectives, Tesev Publications, Mai, 2010. بازگشت

11. افكار عمومي جهان اسلام و به ويژه جهان عرب البته از گردن‌كشي صدام و بن‌لادن عليه اسرائيل و آمريكا به وجد مي‌آمد. نظرسنجي اخير موسسه "پيو" نشان مي‌دهد كه ميزان حمايت جهان اسلام از بن لادن و به طور كلي از روش هاي افراطي و انتحاري اسلامي پايين و درحد 20 درصد است. اما محبوبيت تركيه يك محبوبيت سازمان يافته و رو به رشد با هدف دفاع از يك الگوي دموكراتيك، توسعه محور، با انتخابات واقعاً شفاف و به دور از قلمرو دخالت استصوابي نظاميان به حساب می آید. جالب آنكه بخش قابل توجهی از افكار عمومي جهانی، بر اساس نظرسنجی پيشگفته، نقش ايران را «بي‌ثبات كننده» و نقش تركيه را «سازنده» محسوب مي‌كند. بازگشت

12. Bernard Guetta ، ليبراسيون، 9 ژوئن 2010 . بازگشت

13. به نظرمن لازم است گفتمان حمايت از فلسطين در ایران متناسب با تغييرات ژرف اجتماعي وسیاسی ملی و جهانی دگرگون شود و با گفتمان هاي دموكراتيك و حقوق بشري سازگاري بيشتري یابد . در هر حال برقراري اتصال بين آزادي خود و آزادي ديگري (فلسطين) كمابيش هسته اصلي موضوع باقي بماند.همچنان که همان اتصالي كه نسل انقلابي ديروز بين مبارزه ضد ديكتاتوري بومي با حمايت از فلسطين برقرار مي‌كرد، اكنون توسط يك فعال آمريكايي حقوق بشر خصوصيتي كاملا متفاوت وجهانی(گلوبال) به خود مي‌گيرد. خانم" فيليس بنیس"( Phyllis Bennis) عضو يك مؤسسه مطالعاتی در آمریکا، در ادامه زنجيره انساني جنبش هاي نوين اجتماعي به كشتي" مرمره آبي" مي‌رسد و دگرگوني ساختاري افكار عمومي جهاني در نقاط عطف جنبش را مورد بررسي قرار مي‌دهد. به گفته وی همچنان كه درجریان انتفاضه نخست تصوير كودكان سنگ انداز و تانك‌هاي اسرائيلي افكار عمومي جهان را تكان داد، كشتي مرمره آبي نيز به انتفاضه‌اي ديگر، و اين بار به «انتفاضه گلوبال» منتهي شد؛ «ديگر از منظر افكار عمومي امریکا، اسرائيل «قهرمان داوودي» علیه «اعراب جالوتي» به شمار نمي‌آيد.» اين لحظه اي است كه به تحليل ژرف اين خانم آزاديخواه آمريكايي «بحران كشتي نشان داد كه جامعه مدني بازيگر كليدي جهاني در مبارزه بين المللي عليه اشغال اسرائيل و آپارتايد(نژاد پرستي) است»(www.ips-dc.org) . بازگشت

14. ازهمان لحظه تاريخي "داووس" تا حماسه "کشتی جامعه مدنی جهانی" گفتمانی که ترکیه در دفاع از غزه به کار می برد به دقت بر مباني دموکراسی وحقوق بشر خواهي و پرهیز وسواس گونه از غلطیدن به موضع یهودی ستیزی استوار شده است. در همين جهت دفاع تركيه از "حماس" نیز به عنوان دفاع از "شفاف ترین انتخابات منطقه" توجیه و تئوریزه می شود. این همان چیزی است که به تحلیل گویای یکی از فعالان مدنی و اسلام گرای ترکیه، علاوه بر اسرائیل، رژیم مصر را نیز به طرز ویژه آزار می دهد؛ کشوری که به قول یکی از نخبگان معروف عرب، «پیروزی رئیس جمهور آن در انتخابات وامدار بازیگری وزارت کشور است» و به گفته یکی از سازمان دهندگان ابتکار"مرمره آبی" نمونه دمکراتیک انتخابات آزاد و شفاف مسلمانان را در مجاورت مرزهای خود برنمی تابد و به همین دلیل همدستی با اسرائیل را در محاصره غزه ترجیح می دهد. بازگشت

15. طبق آخرین نظرسنجي موسسه "پيو" اكثريت پرسش شوندگان در 16 كشور (از 22 كشور جهان) بين دو گزينه اتمي شدن يا حمله نظامي به ايران با دومي موافق بودند و در مورد گزینه تحریم نیز در اسپانیا 79 درصد، انگلیس 78 درصد، آلمان 77 درصد، فرانسه 76 درصد، روسیه 67 درصد و چین 58 درصد آرای مثبت پرسش شوندگان را به خود اختصاص داده است. بازگشت

16. تصوركنيد اگر آن كشتي در سفري نمادين دل اقيانوس هند را بشكافد و نهايتاً در آب‌هاي خليج فارس و در يكي از بندرهاي كشور ما پهلو بگيرد، چه رخ خواهد داد ؟ در كشور ما كدام گستره مكاني به جز خيابان‌هاي جنبش سبز يا بيمارستان هاي مورد رجوع مجروحان يا بازداشتگاههاي زندانيان سياسي سبز مي تواند آن همه تكثر و تنوع عقيدتي و سياسي و مذهبي و قومي و جنسيتي را در کنار هم گرد آورد؟ اگر مرزبندي هاي رايج كشور ما در مورد آن 700 مسافر 32 كشور اعمال شود، كل كشتي را بايد به كمك چند تيغه و غرفه به سلول هاي جداگانه تقسيم کرد؟ از بي حجاب ها كه بگذريم، پيرزن 85 ساله يهودي از نسل بازماندگان هولوكاست و ديپلمات 81 ساله آمريكايي آن كشتي به راحتي مي توانستند به جرم ناهنجاری رفتاری، نكار هولوكاست و جاسوسی بازداشت شوند. با وجود این من رویای آن را دارم که سرانجام روزي كشتي مشابهي در بندر سبز چشمان ملت ایران پهلو بگيرد و در آن اصلاح طلب و اصول گرا،سنتي و مدرن،سكولار و مسلمان، زن و مرد،شهري و روستايي ، پير و جوان وفارس وترک وکرد و ترکمن و عرب ايراني حصار كهريزكي- اويني تنیده به دور جامعه مدني ما را فرو ريزند. راستی! آيا «جنبش سبز» خود كشتي همبستگي و نجات جامعه ما نيست؟ بازگشت

17. به باور من فقط با منطق دموكراسي و حقوق بشر مي‌توان به مقابله با تحريم رفت و تنها تحريمي را درجهان "عادلانه" و به معناي واقعي "هوشمند" خواند كه نقض حقوق اساسی بشر را درهرکشوری نشانه رود و به یاری ستمدیدگان آن دیار بشتابد. حال آن که "مسأله سازي" از موضوع هسته اي و تبديل آن به يك موضوع امنيتي به سود جنگ طلب ترين جناح‌هاي صهيونيستي - آمريكايي و ایرانی و به ضرر مردم این کشورهاست. جنگ طلبان جهاني موضوع "خطر اتمي ايران" را ابزارگرانبهایی در جهت توجيه اقدام‌هاي توسعه طلبانه وخود می دانند و انسدادطلبان نيز حق انرژي هسته‌اي را چنان مطلق كرده اندكه دیگر حقوق و تظلمات ملت ايران فراموش شود. در اين ميان تنها تأكيد بر حقوق بشر و دموكراسي است كه مي تواند" مساله سازي" دو سر افراطي ماجراي هسته اي را به خود مساله سازان برگرداند و اولويت حق تعيين سرنوشت و انتخابات آزاد را بر آنان تحميل كند. جنبش سبز اين ظرفيت را دارد كه تأمين همه حقوق ملت ايران را به هر دو طرف افراطي تحميل كند. تبیین این موضوع که در حال حاضر حق تعيين سرنوشت و ديگر حقوق مسلم شهروندي مانند آزادی عقیده و بیان وقلم و تحزب و تجمع بر حق امنيت عمومي و ملي و نيز صلح منطقه اي و جهاني منطبق مي شود و هم پوشي آن حقوق دستيابي ملت ایران را به دانش هسته‌اي ممکن می کند،بسیار موثر است. بازگشت

18. امیدوارم جنبش سبز بتواند به کمک حقانیت و اقتدار گفتمانی و مهارت های سازمانی خود و براساس معیارهای واحد انسانی و حقوق بشری دیوار محاصره مضاعف اقتدارگراهای داخلی و تحریم گران خارجی را بشکند، تا تحریم های اخیر نتواند خندق سیاسی حکومت را با جامعه عمیق ترکند، راه گفت وگو ورقابت قانونی وآزاد سیاسی را ببندد و "گسست" بیشتر به ضرر ایران و ايرانيان تمام شود. بازگشت

19. یکی از ویژگی ها و یا به عبارت بهتر فرصت هایی که جهاني شدن ارتباطات و اطلاعات در مرحله کنونی فراهم آورده،آن است که برنقش و تأثیر بازیگران غیردولتی در عرصه های بین المللی افزوده و برای پشت سرگذاشتن بازیگران دولتی توسط جنبش های اجتماعی نوظهور فرصت ایجاد کرده است. بازگشت


 


نوروز: محمد نوری زاد و همسرش شب گذشته با حضور در منزل سید مصطفی تاجزاده که بعدازظهر دیروز به زندان بازگردانده شده بود حضور یافته و با خانواده او ابراز هم بستگی کردند.

نوری زاد با تقدیر از اقدام بزرگ تاجزاده و سایر شکایت کنندگان از نظامیان کودتاتر بازگشت مجدد او را به زندان هزینه این اقدام دانست و این شکایت نامه را قابل پیگیری حقوقی دانست.

ایشان همچنین با تقدیر استواری خانواده تاجزاده برای صبوری هرچه بیشتر آنان دعا کرد.

همسر تاجزاده نیز با تشکر از حضور ایشان اقدام شجاعانه تاجزاده را ستود و گفت اگر قرار بود او و دوستان دلاورش خود را درگیر روزمرگی های زندگی کرده از رسالت مهم خود دور بمانند قطعا سرنوشت دیگری داشتند.

وی همچنین پیگیری این شکایت را یک وظیفه ملی قلمداد کرد و در غیاب آقای تاجزاده خود را موظف به پیگیری آن دانست.


 


به مناسبت فرارسیدن سالروز آزادی اسرای ۸ سال جنگ تحمیلی و بازگشت آنان به وطن، این آزادگان با میرحسن موسوی و زهرا رهنورد دیدار و گفتگو داشته اند.

به گزارش کلمه، در ابتدای این دیدار آزادگان دفاع مقدس به بیان نقطه نظرات و دیدگاه های خود در رابطه با امور کشور و رخدادهای پیش آمده خصوصا در یک سال اخیر پرداختند و سپس موسوی و رهنورد نظرات خود را با این آزادگان در میان گذاشتند.


زهرا رهنورد با تبریک حلول ماه مبارک رمضان و فرارسیدن روز آزادی اسیران هشت سال جنگ تحمیلی و با اشاره به اینکه جای خانم های آزاده ای که مدت ها در اسارت صدامیان بوده اند در تشکل آزادگان خالی است خاطر نشان کرد: با کمال تاسف باید بگویم که آیا در روزگار اسارت فکر می کردید وقتی از چنگ اسارت صدام آزاد می شوید؛ در کشور خودتان با اسارت و زندانی شدن صدها بلکه هزاران آزادی خواه روبرو خواهید شد؟


این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره شکایت نامه هفت نفر از قربانیان انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ خطاب به آزادگان جنگ تحمیلی تاکید کرد: آیا فکر می کردید هفت آزادیخواه که من نام آن ها را هفت دلاور آزادیخواهی نام نهاده ام به خاطر شکایت از اقدامات کودتاچیان به زندان افکنده شوند در حالی که می توانستند در یک دادگاه عادل شکایت را مطرح و پاسخ آن را نیز با دلایل موجه دریافت کنند.


او همچنین گفت: اما حاکمیت آن ها را به زندان می اندازد و نمی دانند که این که این ندای حق طلبی و سوال ملت است که از حلقوم این هفت دلاور به شکوائیه تبدیل شده است. در هر حال بخشی از حاکمیت مستقر در حالی به صدام فحش می دهد که خودش بدتر از صدام با انسان ها رفتار می کند.


رهنورد در پایان تاکید کرد: در این ماه مبارک رمضان از درگاه الهی مسئلت می کنم که دعاهای ما مورد استجابت قرار گیرد و حاکمیت سرکوب گر فعلی نیز توبه کند و از سرکوب ملت دست بردارد.


 


 

تقدیم به آقا مصطفی تاجزاده سمبل مقاومت و بانو فخرالسادات محتشمی پور نماد صبر و فریاد

چه دشوار است دیدن بازگشت مردی به زندان که سرشار از عشق و راستی و پایداریست ، مصطفی تاجزاده را هم به زندان بردند ، همان طور که چند روز گذشته مهندس صفایی فراهانی را نیز به ندامتگاه ( بخوانید شکنجه گاه ! ) اوین بردند.

عکسی دیدم از لحظات پایانی مصطفی تاجزاده ی عزیز در کنار خانواده ، در میان چشمانش عشق و بغض موج می زد. عشق به خانواده ، پایداری در راه سبز ،و... از آنان که این چنین می کنند با ایران و ایرانیان... .

به ظاهر به دلیل پایان زمان مرخصی آقای تاجزاده به زندان بازگشت ، اما کیست که نداند دلیل همان نامه ی شکایت ازسردار سپاه و کودتای انتخاباتی است و بس. همان طور که به مهندس صفایی فراهانی گفته بودند : "یا شکایتت را پس بگیر یا برگرد زندان!"

آقای تاجزاده که آزاد شد ، نگارنده به علت علاقه ی که به وی داشتم و دارم بسیار شادمان شدم مثل دیگرانی که این مرد را دوست می دارند. اما شادمانی من زمانی بیشتر و علاقه ا م فزون تر شد که یادداشت " پدر ، مادر ما باز هم متهمیم" را خواندم.

همان وقت خواستم قلمی بردارم و در سپاس از آقای تاجزاده متنی هر چند ناچیز برای این شجاعتشان بنویسم اما صلاح را بر آن دیدم که خاموش بمانم و تنها در دل تاجزاده را تحسین کنم. خاموشی ام دو دلیل داشت :

 یک ام)ننوشتم تا نگویند که می خواهی با تعریف و تمجید رسم اسطوره و بت سازی را در جنبش باب کنی.

دوم )نخواستم در حضور تاجزاده و با احتساب این که احیانا این یادداشت به دستش می رسد ، حمل بر مجیز گویی و خود شیرینی شود.

باری سکوت کردم تا به امروز که غمگنانه خبر بازگشت این مرد را به زندان شنیدم ، گفتم دیگر باید گفتنی ها را گفت و قفل سکوت را شکست  حال مغرضان هر چه می خواهند بپندارند و بگویند!

تاجزاده در آن یادداشت تفصیلی به درستی نقاط ضعف دهه ی 60 را مطرح کرد و آنها را زیر سوال برد. از جمله مسائل مطروحه در این یادداشت اشاره به دادگاه های ناعادلانه و بی اساس سالهای ابتدای انقلاب بود.

این عمل نیکوی تاجزاده درجه ی احترام وی را در برابر دوستداران و دشمنان بالا برد و حتی بعضی از مخالفانش را وادار به تحسین کرد. این حرکت شایسته از فردی حق جو و حق بین چون مصطفی تاجزاده بعید نبود و البته ما از دیگر سران اصلاحات هم چنین رشادتی و شهامتی را انتظار داریم تا بیایند و پرده از اشتباهات گذشته بردارند تا آینده را روشن تر ترسیم کنیم.

باید دل را به حال آن بازجویی سوزاند که بعد از پخش این یادداشت به دروغ پردازی و توهم زایی مشغول شد و خواست که با محملاتی باور نکردی  تاجزاده را از یک چهره ی استوار و مقاوم به یک چهره ی اعتراف کننده و شرمنده تبدیل کند.

شاید آن بازجو نداند اما ما به خوبی می دانیم که تاجزاده با زندان و شکنجه و انفرادی بیگانه نیست و به قول معروف بیدی نیست که با این بادها بلزرد. تاجزاده همان مرد پیش از انقلاب است. همان همراه و دوستدار اصلاحات است. جمله ای را بعد از دوم خرداد از تاجزاده شنیدم که همیشه در خاطرم خواهد ماند : " ما باید دیگر رخت انقلابی گری را از تن بیرون بیاوریم و لباس اصلاخات را به تن کنیم" ( نقل به مضمون ).

این جمله نشانگر مردی ست که از آرمان هایش فاصله نگرفته است بلکه پا به پای عصر خویش به جلو آمده و واقعیات جامعه را درک کرده است. مگر کسی میتواند نقش تاجزاده را در وقایع بعد از هیجده تیر و در آرام کردن دانشجویان کتمان کند. او پس از آن واقعه ی هولناک پا به پای دانشجویان پدرانه ایستاد و پیگیر حقوق از دست رفته ی جنبش دانشجویی شد. همان تاجزاده ای که  در مقابل نظارت استصوابی شورای نگهبان و باند آیت الله جنتی کوتاه نیامد و شکایت از جنتی را به آزمونی از استقلال قوه قضائیه و عدالت نظام تبدیل کرد هر چند که هنوز هم دارد تاوان آن ایستادگی را پس می دهد و چه شجاعانه می گوید : در دادگاه از خودم دفاع نمی کنم تا به شکایتم از جنتی رسیدگی نشود." ( نقل به مضمون )

اما همه ی حدیث از تاجزاده گفتم ، ناپسند است که از بانو فخرالسادات محتشمی پور همسر فداکار و پیگیرش یادی نکنم. خانم محتشمی پور در این یک ساله که دیده ایم با یادداشت ها و دلگرمی هایشان نه تنها نیرویی مضاعف به همسرش بلکه به جنبش سبزبرای ادامه ی مسیر وارد کرده اند.

بدون اغراق این بانو با دلنوشته هایش راهی نو در ادبیات جنبش سبز گشود که دنباله رویش دیگر همسران زندانیان سبز بودند. پرده ی چند صد سال خانواده ی سنتی دریده شد و همگان دانستند که می توان مذهبی بود اما عاشق و شیدا هم.

خانم محتشمی پور مادرانه در این یک ساله ی جنبش به همراه همسر و چه در غیاب او غمخوار و همدرد خانواده ها بوده و با حضورش دلگرمی بخشیده است. بدون یادی از این بانوی بزرگوار صلاح ندیدم که این یادداشت را به پایان ببرم. پس باشند و باشیم تا روز رهایی... .

نویسنده : سید فرزام فریاد


 


خانواده شانزده زندانی اعتصاب کننده اوین امروز نیز با درهای بسته روبرو شدند و این پاسخ را شنیدند :این هفده زندانی همچنان درانفرادی های بند ۲۴۰ هستند و ممنوع الملاقات .

به گزارش خبرنگار کلمه ،ماموران اوین در برابر اصرارهای فراوان خانواده های نگران که می خواستند از سلامتی عزیزانشان باخبر شوند ،گفتند :«فعلا قراراست در انفرادی بمانند و نگرانی شما هم ربطی به ما ندارد.می خواستند آن روز که اعتراض می کردند به فکر این روزها باشند .مگر نمی دانید اعتراض واعتصاب غذا در زندان جرم است؟حالا درس عبرتی می گیرند تا دیگر از این اغتشاش ها در زندان نکنند.»

این خانواده ها پس از این ،به مقابل در اصلی اوین رفتند و در اعتراض به ممنوع الملافات شدن این زندانیان دست به تحصن زدند.

این درحالی است که خانواده های شانزده زندانی اعتصاب کننده اوین که پس از چندهفته ، هیچ تماس و ملاقاتی با عزیزان شان نداشتند با ارسال نامه هایی به مسوولان مختلف قضایی از جمله دادستان تهران از آنها خواسته بودند که امکان ملاقات با این زندانیان را که هم اکنون در سلول انفرادی به سر می برند فراهم کنند.

به گفته تعدادی از خانواده های زندانیان به نظر می رسد که مسوولان زندان اوین در حال لجبازی و انتقام گرفتن از این زندانیان هستند که پیام اعتراض شان را به بیرون از دیوارهای بلند اوین رسانده اند .

مقامات زندان اوین از جمله صداقت رییس زندان اوین در روزهای گذشته با حضور در بند ۳۵۰ اوین به زندانیان سیاسی این بند گفته است که سرنوشت بد اعتصاب کنندگان درس عبرتی برای بقیه خواهد شد.

وی پیش از این زندانیان بند ۳۵۰ اوین را به کهریزکی شدن تهدیدکرده و گفته بود که برای ما که آمریکا را سر جایش نشانده ایم ،برخورد با شما کاری ندارد.

مادر یکی از زندانیان سیاسی می گوید :«فرزندان ما زندانی هایی هستند که بدون هیچ دفاعی در زندان هستند . نگه داری طولانی مدت آنها در سلول های انفرادی بخصوص در ماه رمضان ظلم مضاعف است.حتی در تعالیم مذهبی توصیه به مدارا با اسیر و زندانیان شده است و ما نمی دانیم چرا مسوولان زندان با فرزندان ما در ماه مبارک رمضان چنین می کنند و مقامات قضایی نیز در برابر تظلم خواهی ما هیچ کاری نمی کنند.»

شانزده زندانی اعتصاب کننده زندان اوین از بیست روز پیش از هر گونه تماس تلفنی و ملاقات با خانواده هایشان محروم شده اند . خانواده ها می پرسند چه کسی تضمین می کند که بعد ازیک اعتصاب غذای پانزده روزه حال جسمی این عزیزان خوب باشد.

اغلب این زندانیان اعتصاب کننده برای سومین هفته متوالی و برخی از آنها برای چهار مین هفته متوالی از حق ملاقات محروم شده اند.

به گفته منابع مطلع ،حوادث روی داده در زندان اوین طی سه هفته گذشته بیش از هرچیز ناشی ازعدم مدیریت صحیح صداقت ،رییس زندان اوین بوده است که به جای رسیدگی به شکایت زندانیان در خصوص اعتراض به شرایط نامناسب زندان و رفتار نامناسب زندانبان ها ، با انتقال ۱۷ زندانی به انفرادی، بحران را در بند ۳۵۰ دامن زده است. به دلیل همین سو مدیریت و وعده های دروغین زندانیان پس از انتقال به انفرادی دست به اعتصاب غذا زدند.مسوولان قوه قضاییه از جمله دادستان تهران در سه هفته گذشته موضع مستقیمی در برابر بحران اوین نگرفته اند .

این منابع همچنین خبر از خشم شدید مسوولان زندان اوین و مسوولان قضایی از بازتاب گسترده اعتصاب غذای ۱۶ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ خبر داده اند و همین موضوع را یکی ازعوامل ادامه حبس انفرادی و قطع هرگونه تماس تلفنی و ملاقات آنها دانسته اند.

علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که دو هفته در اعتصاب غذا بوده اند.

کیوان صمیمی روزنامه نگار،همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و اعلام کرده تا انتقال همه زندانیان به بند عمومی ۳۵۰ به اعتصابش پایان نخواهد داد.


 


آقای صفایی فراهانی موقع خداحافظی افطاری منزل حسین نورانی نژاد می گوید جمعه می رویم دیدن خانواده مهدی محمودیان اگر خواستید ساعت ده صبح آن جا باشید. مهدی محمودیان همان افشاگرکهریزک. پدر زینب کوچولو که دیگر دوست ندارد پدرش را شب ها در ماه ببیند و خورشید هم که چشم های قشنگش را می زند و ...

صبح اولین روز ماه مبارک و آغازین روز از ضیافت باشکوه الهی همسرجان شتابزده دارد لباس می پوشد! کجا آقا؟ صفایی را دارند برمی گردانند زندان بروم ببینمش. از جا می پرم در حالی که ... استغفرالله اگر گذاشتند این روزه های ما افاقه کند به حال زارمان.

یاران جمعند در خانه صفایی و او انگار نه سختی و نه نرمی روزگار هیچ تأثیری در چهره مصمم و مردانه اش ندارد. همان لبخند تلخ روز آزادی بر لبانش نقش بسته و هزار راز مگو درخود دارد و همسرش آرام و مغموم؟ نه آرام و متین نشسته کنارش. ما می خندیم و شوخی می کنیم و نوبت نفر بعدی را تعیین می کنیم و او لابد دارد به فردا و فرداهای پریسایش فکر می کند و ما می رویم کنار هم می نشینیم تا لحظات نابی را ماندگار کنیم با معجزه یکی از سلاح های نرم یعنی همین دوربین طفلکی که مخترعش هرگز نمی دانست چه کاربردهای زیانباری خواهد داشت روزی برای این برادرهای کودتاچی!!!

حالا رئیس هیأت اجرایی ما معذور شده از شرکت در این دیدار دوستانه و ما قرارمان جلوی بازارچه است با بچه های همیشه همراه نازنین که خدا حفظشان کند از همه بلیات ریز و درشت روزگار.

به همسرجان می گویم در راه باید یک اسباب بازی بگییریم برای زینب برای شاد کردن یک گوشه کوچک از دل غصه دارش. می گوید برای تولدش یک عروسک گرفتم وفرستادم. با این همه چشم های من دو طرف خیابان را در مسیر کاوش می کند برای دیدن یک مغازه اسباب بازی فروشی. خبری نیست . باید قبلا فکرش را می کردم. حالا رسیدیم جلوی بازارچه و من به یک خیز از ماشین می پرم پایین و قاطی آدم هایی می شوم که صبح جمعه روز اول رمضان المبارک آمده اند خرید رمضانی کنند و سفره های افطار و سحر را بیارایند و وقت ندارم که پاهایی که پس می کشند با دیدن و شنیدن قیمت ها زیرنظر بگیرم. یک لباس سبز برای زینب و مادربزرگش و دیراست دیگر باید به قرار برسیم.

کوچه پس کوچه های محله قدیمی شاهپور که خانه پدری مهدی محمودیان در آن واقع است ما را پذیرا می شوند و درب که بر روی پاشنه می چرخد فوری چهره مهربان مادر مهدی ظاهر می شود و بعد هم پدر پیرش. مادر قصه ها دارد از مهدی و از ملاقات های یک هفته درمیان و سماجت های کودکانه زینب کوچولو برای گرفتن وقت بیشتری از نگهبان ها برای سیراب شدن از دیدار پدر. بچه ها در همان یک ساعت آن چنان خانه را پر از شور و شادی می کنند که انگار باد خبرش را به گوش مهمان عزیز رجایی شهر می رساند و صدای زنگ تلفنش انگار آشناست برای اهالی خانه: این مهدی است. بله مهدی است که با مهمانانش سخن می گوید، شرح حال می دهد و تشکر می کند از حضورشان. نوبت من که می رسد بعد از سلام می گویم این هم سهم سی درصد ما که هنوز باید به زور بگیریم و او زود پاسخ می دهد ولی شما خیلی بیش از سی درصد سهم دارید و نقش ایفا کرده اید کیست که نداند. می گوید ممنون که به خانه مان آمدید و شرمنده که نیستم تا میزبانی کنم. می گوید شماها مایه امید مایید و تحمل سختی ها آسان تر می شود برایمان وقتی محبت هایتان را می بینیم بعد می گوید مسعود هم می خواهد صحبت کند با آقای تاجزاده و من گوشی را می دهم به همسرجان تا صدای گرم و پرحرارتش یک دنیا انرژی مثبت بدهد به این جوان دور افتاده از همسر همراه و همزبان و هم عقیده اش و جدا شده از خانه اش آشیانه کوچک خوشبختی. داریم برمی گردیم خانه. آفتاب درخشش عجیبی دارد و ما دومین شب این ماه عزیز را در کنار دوستان عزیزی خواهیم گذراند پس سری به بازارچه محل زندگی آقا مهدی می زنیم. آخرین خرید مشترک ما، من و همسرجان، قبل از بازگشت مجددش به زندان و من در پایان شب که او خود را به نرمی به دست خواب می سپارد دارم برنامه میهمانی فرداشب را در ذهن خودم مرور می کنم. فرداشب که آقایان برنامه احمقانه و عجیبی برایمان تدارک کرده اند و من بی خبر از همه جا سعی می کنم همه گونه اسباب آرامش و راحت را برای دوستان عزیزم فراهم کنم. قرار نیست او به این زودی ها به خانه بیاید ولی بعد از افطار از راه می رسد و خبر نامیمون بازگشتش را می دهد. خبری که از بعدازظهر از من مخفی نگاه داشته تا برنامه مهمانی دوستانه ما به هم نخورد و به هم می خورد در همان دم با تلخی بسیار.

امروز در میان تماس های متعددی که برای خداحافظی گرفته شد صداهای محزون و بغض آلودی هم وجود داشت که متعلق به کبوتران عاشقی بود که زوج های قهرمانشان دربند ظلم اسیرند. من اما باید صدایم محکم باشد بدون لرزش بدون حزن و اندوه. من باید دوباره بشوم همان مامان فخری روزهای اول. من باید بشوم ...

صدای آرام شیوا ناگهان می پیچد در گوشم: خدا کند آقای تاجزاده را برنگردانند وگرنه ما این جا روحیه هایمان ... دعوایش می کنم درست مثل مادری که می خواهد به بچه هایش یاد بدهد پرواز تنها در صورتی ممکن است که حس بی تکیه گاهی وجود داشته باشد.

به مهسا و پرستو هم تشر می زنم: آهای بچه ها خدا، خدا یادتان نرود. او خودش خوب بلد است چه کار کند فقط کافی است خودمان و همه امورمان را به دست خودش بسپاریم. پرستو می گوید: پس بگویید سلام به حسین برسانند و به مهدی اقبال و بهمن امویی و بقیه بچه ها به همه شان. همسرجان فقط وقتی پای شرایط سخت بچه ها در میان باشد اشک به چشم می آورد و من امروز با پررویی تمام پرده اشک را در چشمانش دیدم که با سرسختی مانع چکیدنش شد بعد از چند تماس جوانانه و باز هم همه ما را به روزهای سبز پیروزی نوید داد و قدم هایش را تند کرد به سمت قرارگاهش و آن پشت در آهنی اوین فرصت کافی بود تا من یواشکی به او بگویم عزیزم حالا که خدا خواسته باز هم حضور در این ضیافت بزرگ در مکانی که با وجود امثال تو عزت یافته است، نصیبت شده در آن لحظات ناب دعا ما را فراموش نکن و او شِکوه آمیز پاسخ دهد مگر می شود فراموشتان کنم. مگر می شود؟


 


مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشرکت پس از تماس تلفنی و احضار مجدد به زندان اوین در میان بدرقه خانواده، دوستان، فعالان سیاسی از زیر قرآن رد شد و به این زندان بازگشت. پس از شکایت ۷ ستم دیده ی وقایع انتخابات از سرداران سپاه به دلیل دخالت نظامی در انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ این فعالان سیاسی که تا پیش از این نیز زندان بودند و مدت زمانی برای مرخصی بیرون بودند به زندان فراخوانده شدند.

نخستین فردی که پس از ارسال نامه به قوه قضاییه به زندان بازگشت محسن امین زاده از افراد موسس جبهه مشارکت بود. پس از انتشار نامه و بازگرداندن صفایی فرهانی عضو شورای مرکزی و رئیس هیات اجرایی جبهه مشارکت به اوین مشخص شد که دلیل بازگرداندن این چهره های سرشناس به اوین شکایت نامه علیه فردی است که از سوی سپاه حمایت نیز شده است و اظهارات او در واقع سندی برای وقوع کودتا در انتخابات بوده است. اکنون نیز مصطفی تاج زاده دیگر عضو این جبهه به اوین برگشته بی آنکه به شکایت او و یارانش رسیدگی شود. معاون وزارت ارشاد در دوران دفاع مقدس و وزارت کشور در دوران اصلاحات پیش از بازگشت به اوین گفتگویی با کلمه انجام داد و از دلایل نوشتن این شکایت نامه گفت.

تاجزاده در گفت و گو  اظهار داشته: ” مقامات نظام بارها اعلام کرده اند که شکایت خود را از راه قانونی پیگیری کنید. اکنون ۷ نفر از قربانیان انتخابات سال ۸۸ که در سه دهه گذشته سمت های دولتی داشته اند و به لحاظ زندگی شخصی و اخلاقی از پاک ترین مدیران کشور بوده اند علیه یک گروه مداخله گر در انتخابات که نهادهای نظامی و امنیتی را به خدمت گرفته است شکایتی تسلیم قوه قضاییه کردند. معاون سیاسی وزارت کشور دوره خاتمی در خصوص این شکایت تاکید کرد: ” سخنرانی مقام نظامی – امنیتی که مستند شکایت ما است بیانگر یک کودتای انتخاباتی است. در آمریکا شنود گذاری رییس جمهور در ستاد رقیب در نهایت منجر به استعفای نیسکون شد اما در ایران یک گروه کودتا گر رسما اعتراف می کنند که ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد دشمن است و نحوه از کار انداختن نظارت آن بر انتخابات را با افتخارشرح می دهند. ”

این عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ادامه سخنانش با تاکید بر ضرورت رسیدگی به این شکایت از سوی دستگاه قضایی گفت: ” اکنون به جای آنکه هرچه سریعتر به شکایات رسیدگی شود تا تخلف و تقلب در انتخابات ریشه کن شود فرماندهان نظامی که به نظر می آید که در این پروژه شرکت داشته اند برای ما خط و نشان می کشند ، غافل از آنکه ورود هریک از فرماندهان نظامی به این وادی و توجیه اقدام سردار مشفق و تیم کودتاچی و محکوم کردن شاکیان خود بهترین دلیل بر مداخله گسترده نظامیان در امر انتخابات است. یعنی اقدامی که طبق قانون و طبق توصیه های رهبر فقید انقلاب و عرف، عقل و تجربیات بشری؛ ناپسند و مکروه است. زیرا هرکجا اسلحه وارد سیاست شود گفت و گو و رقابت آزاد به محاق می رود.” این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: ” البته اقایان میردامادی، امین زاده، صفایی فرهانی و بنده (مصطفی تاج زاده) به عنوان ۴ امضا کننده این شکایت نامه پذیرفته بودیم که طرح این شکایت و تلاش برای رسیدگی به آن شرط لازم برگزاری هر انتخابات آزاد و قانونی در کشور است. همچنان که آقایان نبوی، عرب سرخی و رمضان زاده نیز به عنوان سه امضا کننده دیگر بر این باورند و همگی بازگشت به زندان را کمترین هزینه برای اثبات دخالت یک هسته مافیایی، کودتایی در انتخابات به شمار می رود و در صورتی که به این شکایت رسیدگی نشود تلقی افکار عمومی این خواهد بود که تخلف و تقلب بزرگ و تعیین کننده در انتخابات رخ داد ه است.”

مصطفی تاج زاده در ادامه در خصوص نامه ای که این چند نفر پیشتر به مجلس شورای اسلامی ارسال کرده بودند نیز گفت: ” هفت قربانی کودتای انتخاباتی بیشتر از این نامه ای برای مجلس ارسال کردند تا تحقیق و تفحص درباره ی بگیر و ببندهای خرداد ۸۸ و همچنین وضعیت خود آنها صورت گیرد که متاسفانه تا کنون در این زمینه اقدامی صورت نگرفته است.”

او سپس با هشدار در خصوص مافیای جدید شکل گرفته خاطر نشان کرد: ” در اینجا از فرصت استفاده می کنم تا توجه جامعه را به مافیای قدرت و ثروت جدید و خطرناکی که محور و مدار آن نظامیان هستند جمع کنم و از همین جا آقای حسین شریعتمداری را به یک مناظره ولو در کیهان دعوت می کنم تا معلوم شود آنچه در ۲۲ خرداد ۸۸ اتفاق افتاد انقلاب مخملی بود و یا کودتای یک اقلیت استبداد طلب در درون حکومت و با استفاده غیر قانونی از همه ابزارهای اطلاعاتی و امنیتی و قضایی علیه رقبای قانون گرای خود بود.”

سید مصطفی تاجزاده در توصیه ای به نظامیان گفت: ” به فرماندهان نظامی نیز توصیه می کنم به جای دفاع از اقای مشفق و حمله به شاکیان، خواهان رسیدگی هرچه زودتر به این شکایت شوند تا روشن شود حق با کیست. امیدوارم رسانه ها نیز اجازه پیدا کنند تا متن این شکایت را به طور کامل منتشر کنند و امیدوارم که این شکایت مقدمه ای باشد که نظامیان از تلاش برای نظامی کردن همه عرصه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی دست بکشند و به وظیفه اصلی خود که پاسداری از میهن اسلامی است بپردارند زیرا دخالت نظامیان در امر انتخابات همچنان که امام فرمودند سم مهلکی بوده و همچون هرویین است.”

این اسیر آزاده افزود: ” نتیجه این رفتارها نیز آسیب دیدن کشو و تباهی نظامیان است که با کمال تاسف این روزها هردو وجه مساله را به عینه شاهد هستیم .”مصطفی تاج زاده در پایان تاکید کرد: ” از همه کسانیکه به من لطف دارند نیز می خواهم که محبت خود را به خادمان خویش از طریق تلاش برای پیگیری ای شکایت دنبال کنند. این شکایت نباید به فراموشی سپرده شود و ان شاءالله نیز نخواهد شد.“


 


سید احمدرضا احمدپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت منطقه قم، در تاریخ ۱۷ فروردین ماه ۱۳۸۹ به اتهام تبلیغ علیه نظام (به دلیل مصاحبه با رسانه های خارجی)، نشراکاذیب و هتک حیثیت روحانیت، به یک سال حبس و خلع لباس دائمی محکوم شد. سیداحمد رضا احمدپوردر تاریخ ۲۹ فروردین ماه خود را برای اجرای حکم به دادگاه ویژه روحانیت معرفی کرد.

در تاریخ دوم اردیبهشت ماه حجت الاسلام احمد پورکماکان در انتظار تایید مرخصی برای معالجه بسر می برد. این در حالیست که او به علت وضع نامناسب جسمی، توان انجام کارهای شخصی و بهداشتی خود را نداشت. در تاریخ ۳۰ خرداد ماه در طی حکمی از سوی معاونت امور طلاب حوزه علمیه قم برای حجت الاسلام احمد پور، خواستار تخلیه خانه محل سکونت خانواده‌ وی شدند. وی برای احقاق حقوق خود علی رغم اینکه در وضعیت بد جسمانی قرار دارد در تاریخ ۱۹ تیرماه برای بار سوم دست به اعتصاب غذا زد.

در حالی که وضعیت جسمی احمدرضا احمدپور در دهمین روز اعتصاب غذا بسیار وخیم است وی در ۲۸ تیرماه در ملاقاتی با همسرش از اعتصاب غذای نامحدود خود خبر داده است. احمدپور بعد از پانزده روز اعتصاب غذا، در سوم مرداد ماه دست به اعتصاب غذای خشک زد. وی به درخواست حجت الاسلام احمد منتظری در اینروز به اعتصاب غذای خود پایان داد .

۲۲درا مرداد گزارش شد، وزارت اطلاعات با عفو مشروط احمدرضا احمدپور مخالفت کرده و وی همچنان در زندان بسر می برد.

احمد پور نمونه یک روحانی اصلاح طلب و آزادیخواه است که هزینه این آرمانخواهی و حق طلبی خود را اینگونه می پردازد . دراین روزهای ماه مبارک رمضان با دعا برای سلامتی و پایداری همه عزیزانی که در جهت دفاع از حقوق ملت و برقراری عدالت دراین ملک مبارزه و تلاش می کنند ، از درگاه احدیت مسئلت داریم اسباب رهایی همه زندانیان سیاسی را از زندان جور و ستم فراهم آورد .


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته