-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

Latest News from Kaleme for 08/19/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



کلمه: زمان ملاقات زندانیان با خانواده هایشان در ماه مبارک رمضان کاهش یافت .این یکی دیگر از محدودیتهایی است که باز هم برای ملاقات زندانیان سیاسی در ماه های اخیر ایجاد شده است.

به گزارش کلمه، مدتهاست زندانیان سیاسی بدون دستور دادستان تهران و نامه کتبی او نمی توانند با خانواده هایشان به صورت حضوری ملاقات کنند . همچنین فقط یکی از اعضای خانواده حق ملاقات حضوری با زندانی را دارد .در کنار همه این محدودیتها کاهش زمان ملاقات در ماه رمضان نیزمانع دیگری را در راه ملاقات زندانیان سیاسی به وجود آورده است .

در مواقع دیگر سال خانواده زندانیان سیاسی می توانند از ساعت ۹صبح تا ۳بعد از ظهر برای ملاقات ۲۰ دقیقه ای با عزیزان شان به زندان مراجعه کنند. این در حالی است که در ماه رمضان این مدت کاهش یافته است و ساعت دوازده و سی دقیقه سالن ملاقات اوین تعطیل می شود. این موضوع موجب می شد که خانواده های زیادی اصلا به ملاقات نرسند و به دلیل محدود شدن زمان کلی ملاقات از دقایق ملاقات هر زندانی هم کاسته می شود .برخی از خانواده های زندانیانی سیاسی از شهرهای اطراف تهران برای ملاقات با عزیزان شان به تهران می آیند

در هفته جاری وقتی خانواده های زندانیان بند ۳۵۰ که اغلب زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات هستند برای ملاقات با عزیزان شان به زندان مراجعه کردند با این تغییر ساعت مواجه شدند و خیلی ها از ملاقات محروم ماندند. چرا که تلفن های این بند نیز قطع است و زندانیان نتوانسته بودند به خانواده هایشان اعلام کنند که زودتر برای ملاقات به زندان مراجعه کنند .

محدودیتهای این چنینی هر روز برای زندانیان سیاسی این بند و همچنین زندانیان سیاسی بند نسوان بیشتر می شود .

زندانیان بند ۳۵۰ اکنون بدون تلفن و کوچکترین امکانات رفاهی در زندان به سر می برند . فروشگاه کوچک این بند از آوردن مواد غذایی مغذی جلوگیری می کند و ماهها زندانیان نمی توانند میوه یا سبزیجات بخورند .بند نسوان زندان اوین نیز شرایط مشابهی دارد و زندانیان حتی از داشتن آب گرم محرومند و مجبورند در همه سال با آب سرد حمام کنند.

همچنین کتابخانه ، مسجد و ورزشگاه بند ۳۵۰ زندان اوین هم مدتهاست تعطیل شده و زندانیان فقط به یک هواخوری کوچک دسترسی دارند .

اکنون مصطفی تاجزاده ، محسن امین زاده ، صفایی فراهانی ،محسن میردامادی ،علیرضا بهشتی شیرازی ،قربان بهزادیان نژاد ،عبدالله مومنی ، کیوان صمیمی ،حسین مرعشی ،بهمن احمدی امویی ، مجید دری ،ضیا نبوی ، علی ملیحی ،حسین نورانی نژاد ، علی تاجرنیا و بسیاری دیگر از زندانیان حوادث پس از انتخابات در بند ۳۵۰ نگهداری می شوند .


 


صبح دیروز بار دیگر از ملاقات خانواده های زندانیان اعتصاب کننده با آنها ممانعت شد.

به گزارش کلمه ،در حالی که سلیمانی، رییس کل سازمان زندان های استان تهران روز سه شنبه گذ شته به خانواده یازده زندانی اعتصاب کننده که به بند عمومی ۳۵۰ برگردانده شده اند، قول داده بود روز چهارشنبه امکان ملاقات با آنها را فراهم کند، اما پس از مراجعه خانواده ها به زندان به آنها اعلام شد که از ملاقات جلوگیری شده است.

این درحالی است که برخی از این خانواده ها از شهرستان و مسیرهای طولانی خود را به اوین رسانده بودند.

مسئولان زندان به طور جدا گانه خانواده ها را صدا می کردند و از آنها می خواستند بدون آنکه مشکلی ایجاد شود سالن ملاقات را ترک کنند.خانواده این زندانیان سه تا چهار هفته است که از وضعیت آنها بی خبر هستند و از زمان آغاز اعتصاب تا کنون هیچ تماسی با عزیزانشان نداشته اند، آنها ابراز نگرانی می کردند که مبادا شرایط وخیم جسمانی زندانیان سیاسی اعتصاب کننده منجر به قطع طولانی مدت تماسها شده باشد.


 


محمدرضا جلایی‌پور، رئیس و سخنگوی پویش موج سوم که برای سومین بار در طول یک سال گذشته بازداشت شده بود بعد از تحمل ۶۶ روز انفرادی بعد ازظهر روز چهارشنبه با قید وثیقه از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش خبرنگار کلمه،محمدرضا جلایی‌پور، دارنده مدال طلای المپیاد ادبی و رتبه یک کنکور سراسری سال ۸۰ که تابستان پیش ۸۸ روز را در سلول‌های انفرادی و دو نفره زندان اوین گذرانده بود و بعد از آن یک بار دیگر نیز در مراسم دعای کمیل معروف بازداشت شده بود، پس از تحمل ۶۶ روز زندان انفرادی با قید وثیقه از زندان آزاد شد.

نامبرده ۶۶ روز پیش با وعده پس گرفتن پاسپورت خود بعد از اینکه حکم منع تعقیب خود را از دادستانی تهران دریافت کرده بود به مسجد ضرابخانه مراجعه کرده بود اما با ۵ نیروی امنیتی مواجه شد و بعد از تفتیش سه ساعته محل سکونتش به سلول انفرادی منتقل شده بود.

جلایی‌پور بعد از ظهر چهارشنبه بار دیگر با قرار وثیقه آزاد شد. گفتنی است که پاسپورت وی همچنان در اختیار نهادهای امنیتی است و او از دیدن همسر خود که ساکن آکسفورد است فعلا محروم می‌باشد.


 


مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی  در پیامی، رحلت حجت الاسلام و المسلمین درچه ای، از اعضای برجسته  روحانیون مبارز  را تسلیت گفت.

به گزارش سحام نیوز، در بخشی از این پیام آمده است: ایشان پس از پیروزی انقلاب نیز با اخلاص به مردم و کشور خدمت نمود و هرگز از راه راستین خود که همان راه پیر فرزانه اش بود، عدول ننمود و تا آخرین روزهای عمر در راه حقیقت و حق گام برداشت.

متن کامل این پیام به شرح زیر است:

انالله و اناالیه راجعون

خبر فقدان مجاهد نستوه جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید تقی موسوی درچه ای از بزرگان علم و تقوا برای بنده ناگوار بود.

این عالم بزرگوار از روزهای نخستین نهضت امام در صحنه مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی حضور داشت و از جان و دل برای این انقلاب،مردم و کشوراسلامی مایه گذاشت و با تحمل فشارهای زیاد و زندان هیچ گاه از پای ننشست و بر عقیده خالص خود استوار ماند.ایشان پس از پیروزی انقلاب نیز با اخلاص به مردم و کشور خدمت نمود و هرگز از راه راستین خود که همان راه پیر فرزانه اش بود، عدول ننمود و تا آخرین روزهای عمر در راه حقیقت و حق گام برداشت.

با تسلیت این مصیبت به مردم شریف، آیات عظام و برادران محترمشان آقایان حجج الاسلام حاج آقا باقر و حاج سید محمد علی و حاج سید مجتبی و به خانواده محترمشان بویژه فرزندان آن فقیه عالیقدر تسلیت عرض می کنم و علو درجات آن فقید سعید را از درگاه احدیت خواستارم.

مهدی کروبی

۲۷/۰۵/۱۳۸۹


 


محبوبه کرمی فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضاء، شامگاه چهارشنبه ۲۷ مردادماه با تودیع وثیقه ۵۰۰میلیون تومانی آزاد شد.

به گزارش تغییر برای برابری، کرمی که ۱۷۰ روز در بازداشت بود، روز شنبه، ۲۳ مرداد ماه به دادگاه احضار و در همان روز برای وی قرار وثیقه صادر شد.

محبوبه کرمی در تاریخ ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸، پس از تفتیش منزل و ضبط برخی از وسایل شخصی برای پنجمین بار دستگیر و روانه بند ۲ الف سپاه شد. وی بیش از ۸۰ روز در این بند نگهداری و سپس به سلول زندانیان سیاسی در بند نسوان اوین، اتاق ۵، بند ۲ بالا منتقل شد.

بار اول و دوم بازداشت وی در رابطه با حوادث ۱۸ تیر بود. بار سوم، ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و پس از ۷۰ روز آزاد شد. باردیگر، ۶ فروردین ۱۳۸۸ به همراه ۱۱ تن از اعضای کمپین و فعالان جنبش زنان که قصد دیدار نوروزی با خانواده زهرا بنی یعقوب را داشتند به اتهام اخلال در نظم عمومی دستگیر و پس از ۱۳ روز آزاد شد. در همه پروندههای فوق، حکم تبرئه برای وی صادر شده است


 


سید حسن خمینی(جماران): بخش پنجم – باب دوم. مطلب دومی که در عبارت میبدی به آن اشاره شده است، توجه به خصلت محبّت و تأثیر آن در زندگی بشر است در این باره امام خمینی در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می‌نویسند: «بدان که رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن، که از جلوه های اسماء جمالیه الهیه است، خدای ـ تبارک و تعالی ـ به حیوان مطلقاً و به انسان بالخصوص، مرحمت فرموده؛ برای حفظ انواع حیوانیّه و حفظ نوع و نظام عائله انسانی. و این جلوه[ای] از رحمت رحمانیه است که نظام عالم وجود، مطلقاً بر پایه آن نهاده شده [است].

و اگر این رحمت و عطوفت در حیوان و انسان نبود، رشته حیات فردی و اجتماعی گسیخته می‌شد. و با این رحمت و عطوفت، حیوان حفظ و حضانت اولاد خود، و انسان حراست از عائله خود، و سلطان عادل حفظ مملکت خود می کند. اگر این رحمت و شفقت و رأفت نبود، هیچ مادری تحمّل مشقّت‌ها و زحمت‌های فوق‌العاده اولاد خود را نمی‌کرد. و این جذبه رحمت و رأفت الهی است که قلوب را به خود مجذوب نموده، و بالفطره حفظ نظام عالم را می‌فرماید.

این رحمت و رأفت است که معلّمین روحانی و انبیاء عظام و اولیاء کرام و علماء بالله را به آن مشقّت‌ها و زحمت‌ها اندازد؛ برای سعادت نوع خود و خوشبختی دائمی عائله انسانی. بلکه نزول وحی الهی و کتاب شریف آسمانی، صورت رحمت و رأفت الهیه است در عالم ملک، بلکه تمام حدود و تعزیرات و قصاص و امثال آن، حقیقت و لکم فی القصاص حیاة یارحمت و رأفت است که در صورت غضب و انتقام جلوه نموده: [۱] ، بلکه جهنم رحمتی است در صورت غضب برای کسانی که لیاقت رسیدن بهأولی الألباب سعادت دارند. اگر تخلیصاتی و تطهیراتی که در جهنم می شود نبود، هرگز روی سعادت را آن اشخاص نمی دیدند.

بالجمله: کسی که قلب او از رأفت و رحمت به بندگان خدا خالی باشد، او را باید از مسلک این جمعیت خارج کرد و از حق دخول در عائله بشری محروم نمود.

اهل معرفت فرمایند: «بسط بساط وجود و کمال وجود به اسم رحمان و رحیم است.» [۲]

و این دو اسم شریف از و رحمتیامّهات اسماء و اسماء محیطه واسعه است، چنانچه در کریمه الهیه است: [۴]ربّنا وَسِعت کلَّ شئٍ رحمةً و عِلماً[۳] و فرماید: وَسِعَت کُلَّ شئٍ

و از این جهت است که در مفتاح کتاب الهی [۵] [بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لله رب العالمی]، این دو اسم بزرگ تابع اسم اعظم قرار داده شده است، اشاره به آن که مفتاح وجود حقیقت رحمت رحمانیه و رحیمیه است، و رحمت، سابق بر غضب. و از این باب، اهل معرفت گویند: «ببسم الله الرحمن الرحیم ظَهَرَ الوجود» [۶]

این اسم رحمت که شعب آن رأفت و عطوفت و امثال آن از اسماء صفاتیه و افعالیه است ـ اسمی است که حق تعالی بیشتر خود را به آن معرفی فرموده، و در هر یک از سور قرآنیه آن را تکرار فرموده تا دلبستگی بندگان به رحمت واسعه آن ذات مقدس روزافزون شود، و دلبستگی به رحمت حق، منشأ تربیت نفوس و نرم شدن قلوب قاسیه شود.

با هیچ چیز مثل بسط رحمت و رأفت و طرح دوستی و مودّت نمی توان دل مردم را به دست آورد، و آن ها را از سرکشی و طغیان باز داشت. و لهذا [بنابراین]، انبیاء عظام مظاهر رحمت حق ـ جلّ و علا ـ هستند، چنانچه خدای تعالی معرفی رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را فرموده در آخر سوره توبه ـ که خود سوره غضب است ـ لقد جاءکم رسولٌ مِن أنفسکم عزیزٌ علیه ما عَنِتُّم حریصٌ علیکمبه این نحو: [۷]بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم

و در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشری بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که [۸]لَعَلَّکَ باخِعٌ نفسک ألّا یکونوا مؤمنینَفرماید:

فَلعلّک باخِعٌ نفسک علی آثارهمو در اوائل سوره کهف که فرماید: [۹]إن لم یُؤمنوا بهذا الحدیث أسَفا

سبحان الله! تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقمندی به سعادت بندگان خدا کار را چقدر به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ تنگ نموده که خدای تعالی او را تسلیت دهد، و دل لطیف او را نگهداری کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهی کند. و نیز خدای تعالی، مؤمنین را به این صفت شریف، توصیف فرماید در سوره مبارکه فتح، آن جا که فرماید: [۱۰]محمدٌ رسول الله و الذین معه أشِدّاءُ علی الکفار رُحَماء بینهم

و روایات شریفه راجع به این اوصاف شریفه، بسیار وارد است، و ما به ذکر بعض آن ها قناعت می کنیم:

در کتاب شریف وسایل، در کتاب حج از کتاب شریف کافی، سند به حضرت صادق (ع) رساند: «إنّه یقول لِأصحابه: إتّقوا الله و کونوا إخوةً بَرَرَةً، مُتَحابّین فی الله، مُتَواصلین مُتَراحمین، تَزاوَروا و تَلاقُوا و تَذاکَروا أمرنا و أحیُوهُ» [۱۱]

و بأسناده عن ابی عبدالله(ص) قال: «یَحِقُّ علی المسلمین الإجتهاد فی التَواصُل، و التعاون علی التَّعاطُف، و المواساة لِأهل الحاجة، و تعاطُفُ بعضِهم علی بَعضٍ حتی تکونوا کما ، متراحمین مُغتَمِّین لما غاب عنکمرُحَماء بینهمأمَرَکم الله ـ عَزَّ و جلَّ ـ من أمرهم علی ما مضی علیه مَعشَرُ الأنصار علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله.» [۱۲]

و از مجالس شیخ عظیم الشأن الحسن بن محمد الطوسی بِسَنَده عن علیٍّ قال: «قال رسول الله: إن الله ـ عزوجل ـ رحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رحیمٍ» [۱۳]

و در مستدرک وسایل است: العلامة الحِلیُّ فی الرسالة السعدیة عن رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ أنّه قال: «و الذی نفسی بیده لا یَضَعُ الله الرحمة إلا علی رحیم. قالوا یا رسول الله کُلُّنا رحیمٌ؟ قال: لیس الذی یرحمُ نفسه و أهله خاصة، و لکن الذی یرحم المسلمین. و قال ـ صلی الله علیه و آله ـ : قال ـ تعالی ـ إن کنتم تریدون رحمتی فَارحَموا» [۱۴]

و از جعفریات از رسول خدا حدیث کرده، أنّه قال: «مَن لا یرحم الناس لا یرحَمُهُ الله»[۱۵] و عن عوالی اللآلی عن رسول الله [صلی الله علیه و آله] قال: «الراحمون یَرحَمُهم الرَّحمان؛ إرحَموا مَن فی الأرض یَرحَمکُم مَن فی السَّماء»[۱۶] (شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی، ص۲۳۲ تا ۲۳۷)

پی نوشت : ۱-ای خردمندان، شما را در قصاص زندگی است. (سوره بقره، آیه۱۷۹)

۲- الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج۱، ص۱۰۲

۳-و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است. (سوره اعراف، آیه۱۵۶)

۴-پروردگارا رحمت و دانش تو بر همه چیز احاطه دارد. (سوره غافر، آیه۷)

۵-مراد سوره فاتحة الکتاب (حمد) است.

۶- الفتوحات المکیة، ج۱، ص۱۰۲ (طبع چهارجلدی)؛ و با تحقیق عثمان یحیی، ج۲، ص۱۳۳

۷- هر آینه پیامبری از خودِ شما بر شما مبعوث شده است، هر آن چه شما را رنج می دهد بر او گران می‌آید، سخت به شما دل بسته و با مؤمنان رؤوف و مهربان است. (سوره توبه، آیه۱۲۸)

۸- شاید از اینکه ایمان نمی‌آورند خود را هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره شعراء، آیه۳)

۹- شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، خویشتن را به خاطرِ ایشان از اندوه هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره کهف، آیه۶)

۱۰-محمد پیامبر خداست، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند. (سوره فتح، آیه۲۹)

۱۱- حضرت امام صادق (علیه السلام) به اصحاب خود می فرمود: «تقوا داشته باشید، و برادرانی نیکوکار بوده، و برای خدا دوستدار هم باشید، با هم ارتباط داشته و بر یکدیگر رحم آورید، همدیگر را زیارت و ملاقات نموده، و متذکّر امر ما باشید و آن را زنده بدارید.» (وسائل الشیعة، ج۸، ص۵۵۲، ح۱ (اسلامیه) و ج۲، باب۱۲۴، ص۲۱۵، ح۱ (طبع آل البیت) / اصول کافی، ج۲، ص۱۴۰، باب التراحم و التعاطف، ح۱)

۱۲-امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بر مسلمانان لازم است که در پیوند با همدیگر تلاش کنند، و در مهربانی نمودن و رسیدگی کردن به حاجتمندان همکاری کرده، و با یکدیگر مهربانی و عطوفت داشته باشند، تا به همانگونه باشند که خداوند (عزوجل) امر کرده است: «با یکدیگر مهربان هستند.»، غمخوار یکدیگرند در آن چه که از ایشان فوت و پنهان شده است بر همان روشی که گروه انصار در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) راه سپر بودند.» (وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۲۱۵، باب۱۲۴، ح۲ / اصول کافی، ج۲، ص۱۴۰، باب التراحم و التعاطف، ح۴)

۱۳-پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند (عزوجل) رحیم است و هر رحیمی را دوست دارد.» (أمالی، شیخ طوسی، مجلس۱۸، ص۵۱۶، ح۱۱۲۹ / وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۲۱۶، باب۱۲۴، ح۶)

۱۴-علامه حلی در رساله سعدیه از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست؛ خداوند رحمتش را جز بر کسی که رحیم است نمی نَهد». گفتند: ای رسول خدا، آیا همه ما رحیم و مهربان هستیم؟ پیامبر فرمود: «رحیم آن کسی نیست که تنها به خود و خانواده اش مهربانی کند، بلکه رحیم آن است که بر مسلمانان رحم و به ایشان مهربانی کند.» و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدای تعالی گفته: اگر خواهانِ رحمتِ من هستید، پس به دیگران مهربانی و رحم کنید.» (مستدرک الوسائل، ج۹، ص۵۴، باب۱۰۷، ح۳ / الرسالة السعدیة، علامه حلی، ص۱۶۵)

۱۵-پیامبر فرمود: «کسی که به مردم رحم نکند، خدا به او رحم نمی کند.» (مستدرک الوسائل، ج۹، ص۵۵، باب۱۰۷، ح۴ / الجعفریات، ص۱۶۷، باب صفة المتقین)

۱۶-از عوالی اللآلی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که ایشان فرمودند: «خداوند رحمان به رحم کنندگان رحم می کند، رحم کنید به آنان که در زمین هستند تا رحم کند به شما، آن که در آسمان است.» (مستدرک الوسائل، ج۹، ص۵۶، باب۱۰۷، ح۸ / عوالی اللآلی، ج۱، ص۳۶۱، ح۴۲)


 


دادگاه عماد بهاور رییس شاخه جوانان نهضت آزادی برگزار نشد.

به گزارش میزان خبر، دادگاه بهاور، رییس شاخه جوانان نهضت آزادی که قرار بود امروز ۲۷ مرداد ماه برگزار شود، به رغم حضور قاضی صلواتی، به علت غیبت نماینده دادستان برگزار نشد.

گفتنی است عماد بهاور در یک سال گذشته تا کنون چهار بار بازداشت شده که از زمان بازداشت آخر در اسفند ماه تا کنون در زندان اوین به سر برده است.


 


همسر یکی از ستمدیدگان انتخابات ۸۸ در عریضه ی سوم خود به دادستان تهران از بسته شدن مسجد بند ۳۵۰ اوین خبر داد و پرسش های جدیدی با دادستان تهران مطرح کرد.

به گزارش ندای سبز آزادی، متن نامه سوم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.

عریضه سه در هفتم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

سومین عریضه ام را در هفتمین روز از ماه مبارک رمضان می نویسم.

روز هفتم روز مقدسی است چون عدد هفت در آئین ما مقدس است به نشانه خلقت هفت آسمان و زمین و چه داستان شگفتی است داستان آفرینش. داستان خلائق که جملگی تسبیح گوی ذات اقدس خداوندی هستند و آفرینش انسان که ترکیبی است از نبات و حیوان و دمیدن روح الهی در او قابلیت عروج را برایش به ارمغان آورده است. انسان موجود انتخاب¬گر، موجود پرسش¬گر، موجود کنترل کننده نفس اماره و پذیرنده نفس لواّمه و آرزومند رسیدن به نفس مطمئنة و چه مقام والایی است این اطمینان. مقامی که خدا از انسان راضی و او نیز رضایش به رضایت دوست بسته است. خداوندا ما را در این روز مقدس و در همه روزهای عزیزت طالب این مقام بپسند و لحظه ای ما را به خود وا مگذار که هوای نفس مان ما را به رضایت غیر تو حریص گردانت. آمین

آری هفتمین روز از ماه رمضان را می گذرانیم و خود را عادت می دهیم به دوری از گناه و معصیت خدایمان. با امساک از خوردن و آشامیدن، روح خود را صفا می دهیم نه در انزوا و خلوت محض بلکه در جمع و جماعت و “مسجد” در این ماه عزیز می شود محل اجتماع بندگان عابد خدا تا دسته جمعی شیطان را نفی کنند و تکبیر بگویند و رکوع و سجود کنند و قنوت بگویند و تشهد و سلامشان هم دسته جمعی باشد. جماعت در جمعه و مسجد و حج تجلی می کند و شکوه مسلمانی در جماعت نمایان می شود. و وای بر کسی که “جماعت” را برنتابد و “جمع” و “اجماع” را نفی کند.

آقای دادستان شما هم شنیده اید که مسجد بند ۳۵۰ را در ماه رمضان بسته اند؟!!! کاش دلیلش را برای امت مسلمان که پذیرفته اند زندان محل تنبه است، بیان کنند. تا همه بدانند بعد از برچیدن “کتابخانه” و قفل زدن بر “تلفن خانه” نوبت تعطیلی “مسجد” است. اگر دلیل روشنی برای این اقدام بیان نشود، فکر آدم هزار راه می رود تا ربطی بین کتاب و تلفن و مسجد خدا پیدا کند بعد خدای نکرده شائبه “توطئه” و “فتنه” و قس علی ذلک پیدا می شود که به صلاح نیست. خوب نیست در این ماه مبارک دامنه “ظن” گسترده شود که “انّ بعض الظنّ اثم” و گرنه به راحتی می شود دریافت که قرار است امکانات حداقلی داخل زندان برای سلامت روح زندانی سیاسی حتی پس از خروج از انفرادی و خلاء اطلاعاتی محض هم از او دریغ شود تا اگز جسمش در برابر نا ملایمت جان سختی می کند روحش به تدریج افسرده شود و بمیرد و خدا نکند که در نظام اسلامی و حکومت عدل علوی مسئولین مؤمن و متقی و منزه ما قصد جان و روان آدمیان را آن هم دست و پا بستگان در بند را، و عجبا که دراین ماه عزیز، داشته باشند.

آقای دادستان

می دانم که شما هیچ رقم دوست ندارید که کسی خود را نماینده خانواده های زندانیان سیاسی بداند و معرفی کند. چون نماینده تعریف کردن به معنای وجود یک “مجمع” و “جماعت” است و گاه مصلحت ایجاب می کند که مسئولان “تفرق” را بر “تجمع” تشخیص دهند و از آنجا که در دوره ای که ما زندگی می کنیم اهل تشخیص محدودند و چه بسا به تعداد انگشتان دو دست نرسند، رعایا باید چشم و گوش بسته تابع مطلحت باشند که بزرگان و خسروان اندیشیده اند. اما این حقیر نه در مقام نماینده خانواده زندانیان سیاسی بلکه به عنوان یک مسلمان مسئول و شهروند شاهد و ناظر آنچه که بر این عزیزان می رود و سامع آنچه گزارش می شود، پرسش هایی دارم که شما در مقام دادستان می توانید پاسخگویش باشید.

پرسش خیلی ساده اند: چرا زندانیان سیاسی و نه حتی زندانیان عادی، در زندان های جمهوری اسلامی از حقوق اولیه خود محرومند؟ چرا به وضعیت بهداشتشان رسیدگی نمی شود و اگر سازمان زندان ها از نظر استخدام پزشک متخصص در محذور و مضیقه است چرا از پزشکان متخصصی که متأسفانه به جای خدمت رسانی به هم نوعان¬شان بر اساس سوگند پزشکی به دلیل منتقد بودن و یا حتی صرفاً به دلیل فعالیت در سنادهای انتخاباتی رقیب دربند ظلم اسیرند، استفاده نمی کند؟ چرا امکان استحمام مناسب وجود ندارد و عزیزان ما باید با آب سرد استحمام کنند؟ چرا وضعیت تغذیه زندانیان نا مناسب است و امکانات موجود در زندان که برای جبزان کمبودها پیش بینی شده بدین سان محدود؟ به نحوی که برای مثال استفاده از میوه ماهی یک بار بر اساس قرعه کشی ممکن است و بالاخره این که چرا مأموران زندان به خودشان اجازه می دهند با خانواده های زندانیان سیاسی که خود و عزیزانشان از شریف ترین و کریم ترین شهروندان کشورمان هستند، برخوردهای زشت و ناپسند و بی ادبانه داشته باشند؟ نکند یا این سبک و سیاق قرار است کشور ما ام القرای مسلمین باشد و نظام حکومتیمان مثل اعلی در جهان؟

دیروز مادر همسرم بی تاب از دوری جگر گوشه، دردمندانه از من پرسید شنیده ام بازداشت مجدد مصطفی و دوستانش به دلیل یک شکایت است. از کی تا حالا به جای رسیدگی به شکایت، شکایت کنننده را به زندان می اندازند؟

حالا دارم فکر می کنم وقتی یک شکایت حقوقی تاوانی چنین سخت دارد نکند چند پرسش ساده یک شهروند یک لاقبا در میان انبوه پرسش¬گران سبز هم هزینه های گزاف داشته باشد؟

پاسخ این سؤال را خودم می دهم: انسان فقط با مرگ به پایان پرسش هایش می رسد.

“یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی فادخلی جنتی”

صدق الله العلی العظیم


 


حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار امام راحل در پیامی در گذشت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید تقی موسوی درچه ای را تسلیت گفت .

به گزارش جماران ، متن این پیام بدین شرح است :

«انالله و انا الیه راجعون»

در گذشت برادر عزیز و گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید تقی موسوی درچه ای که عمری را در عشق به انقلاب اسلامی و امام راحل عظیم الشان(س)سپری نمود،موجب تاثر و تاسف گردید.

تلاش های آن مرحوم پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و پس از آن و در روزهایی که با صبری مثال زدنی سختی های بیماری را تحمل می کرد و با توکل کم نظیر مشکلات را از سر می گذراند،همه توشه ای ارزشمند در پیشگاه خداوند سبحان خواهد بود. ساده زیستی و پایمردی آن مرحوم،بی شک مزید بر ثواب جزیل و اجر جمیل الهی خواهد بود. از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و برای همه بازماندگان ایشان،صبرو اجر مسئلت دارم و امید است خداوند ایشان را با اولیاء صالحان علیهم السلام محشور گرداند.

سید حسن خمینی

۲۶/۵/۱۳۸۹


 


محمدجواد مظفر، نایب رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و رئیس هیأت مدیره انتشارات کویر، در شعبۀ ١۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی صلواتی به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش جرس، این نویسنده و فعال فرهنگی، در هشتم دی‌ماه ۸۸ و بعد از وقایع عاشورا، دستگیر و به مدت دو ماه در سلول انفرادی بند ٢۴۰ زندان اوین در بازداشت به سر برد.

محمدجواد مظفر نویسندۀ کتاب‌های اولین رئیس جمهور، لبخندستیزان (تأملی در جامعۀ مدنی و دشمنانش) و ماجراهای محلۀ ما (مجموعۀ ٢۴طنز اجتماعی) است. وی در سومین جشنواره طنز تهران در آذرماه ۸۸ برای داستان‌های مندرج در کتاب ماجراهای محلة ما عنوان نفر اول داستان‌نویسی طنز را به خود اختصاص داده بود.


 


محمد نوری زاد مستند ساز و جهاد گر امروز  مجددا به زندان اوین فراخوانده شد.  به گزارش  کلمه ماموران امنیتی امروز در تماس با منزل نوری زاد به او گفتند  سریعا خود را به زندان معرفی نماید.

در همین حال محمد نوری زاد لحظاتی قبل از افطار ۴ شنبه شب در مطلب کوتاهی  که در سایت خود قرار داده است نوشت:

نمی دانم مرا بکجا خواهندبرد . انتظار پذیرایی ندارم . انتظار رفتار و برخورد خوب ندارم . ممکن است مرا بزنند . بدجوری .ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند . بدجوری . وممکن است حتی مرا بقول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند . هرچه را که پیش آیدبه آغوش می کشم . برای آینده ی مردمان سرزمینم . بدرود .

با احترام وادب و امتنان : محمد نوری زاد ۸۹/۵/۲۹ ساعتی مانده به افطار

بازجوها  اتهام او را نقد ها و نامه های نوری زاد می دانند و از او خواسته بودند تا در زمان  آزادی  مطلبی ننویسد که این درخواست غیر قانونی با مخالفت نوری زاد مواجه شده بود. در همین حال  نوری زاد  در روز های گذشته  نامه ای به رهبری  نوشت و در آن دغدغه های خود را برای کشور و آینده انقلاب مطرح کرد. وی در این نامه خطاب به رهبر انقلاب نوشته بود:

همه‌ی ما دوست داریم شما را بر بلندای سربلندی ببینیم و نام نیک شما را بر تارک هماره‌ی تاریخ سرزمین خویش تماشا کنیم. شما اکنون، در دو قدمی یک چنین افق مبارکی ایستاده‌اید. در این یک سال گذشته، مردمان ما توسط همان قدرت‌های در سایه، به آسیب و تفرقه و انشقاقی بزرگ دچار شده‌اند. به امید روزی در همین نزدیکی‌ها، که با درایت شما، همه‌ی دورنگی‌ها به یک‌رنگی، و همه‌ی جدایی‌ها به یکتایی منجر شود. و این، ممکن نخواهد شد الا با به بازی گرفتن فهم مردمان. حکومتی که بر جهل مردمان خویش خانه بسازد، شایسته‌ی حتمی‌فروپاشی است. و شما نیک‌تر از ما می‌دانید که: ما را جز به فرا بردن فهم‌ها، و اعتنا بخشودن به خواست مردمان‌مان چاره‌ای نیست.

وی همچنین برای آغاز راه آشتی با مردم پیشنهاد داده بود تا زندانیان سیاسی آزاد شوند. به نظر می رسد برگرداندن نوری زاد به اوین پاسخی به این پیشنهاد باشد.

متن کامل نامه ی  نوری زاد به رهبری را  اینجا ببینید.


 


یهمسر یکی از ستمدیدگان انتخابات ۸۸  در عریضه ی سوم خود به دادستان تهران از بسته شدن مسجد بند ۳۵۰ اوین خبر داد و پرسش های جدیدی  با  دادستان تهران مطرح کرد.

به گزارش کلمه متن نامه سوم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.

عریضه سه در هفتم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

سومین عریضه ام را در هفتمین روز از ماه مبارک رمضان می نویسم.

روز هفتم روز مقدسی است چون عدد هفت در آئین ما مقدس است به نشانه خلقت هفت آسمان و زمین و چه داستان شگفتی است داستان آفرینش. داستان خلائق که جملگی تسبیح گوی ذات اقدس خداوندی هستند و آفرینش انسان که ترکیبی است از نبات و حیوان و دمیدن روح الهی در او قابلیت عروج را برایش به ارمغان آورده است. انسان موجود انتخاب گر، موجود پرسش گر، موجود کنترل کننده نفس اماره و پذیرنده نفس لواّمه و آرزومند رسیدن به نفس مطمئنة و چه مقام والایی است این اطمینان. مقامی که خدا از انسان راضی و او نیز رضایش به رضایت دوست بسته است. خداوندا ما را در این روز مقدس و در همه روزهای عزیزت طالب این مقام بپسند و لحظه ای ما را به خود وا مگذار که هوای نفس مان ما را به رضایت غیر تو حریص گردانت. آمین

آری هفتمین روز از ماه رمضان را می گذرانیم و خود را عادت می دهیم به دوری از گناه و معصیت خدایمان. با امساک از خوردن و آشامیدن، روح خود را صفا می دهیم نه در انزوا و خلوت محض بلکه در جمع و جماعت و “مسجد” در این ماه عزیز می شود محل اجتماع بندگان عابد خدا تا دسته جمعی شیطان را نفی کنند و تکبیر بگویند و رکوع و سجود کنند و قنوت بگویند و تشهد و سلامشان هم دسته جمعی باشد. جماعت در جمعه و مسجد و حج تجلی می کند و شکوه مسلمانی در جماعت نمایان می شود. و وای بر کسی که “جماعت” را برنتابد و “جمع” و “اجماع” را نفی کند.

آقای دادستان شما هم شنیده اید که مسجد بند ۳۵۰ را در ماه رمضان بسته اند؟!!! کاش دلیلش را برای امت مسلمان که پذیرفته اند زندان محل تنبه است، بیان کنند. تا همه بدانند بعد از برچیدن “کتابخانه” و قفل زدن بر “تلفن خانه” نوبت تعطیلی “مسجد” است. اگر دلیل روشنی برای این اقدام بیان نشود، فکر آدم هزار راه می رود تا ربطی بین کتاب و تلفن و مسجد خدا پیدا کند بعد خدای نکرده شائبه “توطئه” و “فتنه” و قس علی ذلک پیدا می شود که به صلاح نیست. خوب نیست در این ماه مبارک دامنه “ظن” گسترده شود که “انّ بعض الظنّ اثم” و گرنه به راحتی می شود دریافت که قرار است امکانات حداقلی داخل زندان برای سلامت روح زندانی سیاسی حتی پس از خروج از انفرادی و خلاء اطلاعاتی محض هم از او دریغ شود تا اگر جسمش در برابر نا ملایمت جان سختی می کند روحش به تدریج افسرده شود و بمیرد و خدا نکند که در نظام اسلامی و حکومت عدل علوی مسئولین مؤمن و متقی و منزه ما قصد جان و روان آدمیان را آن هم دست و پا بستگان در بند را، و عجبا که دراین ماه عزیز، داشته باشند.

آقای دادستان

می دانم که شما هیچ رقم دوست ندارید که کسی خود را نماینده خانواده های زندانیان سیاسی بداند و معرفی کند. چون نماینده تعریف کردن به معنای وجود یک “مجمع” و “جماعت” است و گاه مصلحت ایجاب می کند که مسئولان “تفرق” را بر “تجمع” تشخیص دهند و از آنجا که در دوره ای که ما زندگی می کنیم اهل تشخیص محدودند و چه بسا به تعداد انگشتان دو دست نرسند، رعایا باید چشم و گوش بسته تابع مطلحت باشند که بزرگان و خسروان اندیشیده اند. اما این حقیر نه در مقام نماینده خانواده زندانیان سیاسی بلکه به عنوان یک مسلمان مسئول و شهروند شاهد و ناظر آنچه که بر این عزیزان می رود و سامع آنچه گزارش می شود، پرسش هایی دارم که شما در مقام دادستان می توانید پاسخگویش باشید.

پرسش خیلی ساده اند: چرا زندانیان سیاسی و نه حتی زندانیان عادی، در زندان های جمهوری اسلامی از حقوق اولیه خود محرومند؟ چرا به وضعیت بهداشتشان رسیدگی نمی شود و اگر سازمان زندان ها از نظر استخدام پزشک متخصص در محذور و مضیقه است چرا از پزشکان متخصصی که متأسفانه به جای خدمت رسانی به هم نوعان شان بر اساس سوگند پزشکی به دلیل منتقد بودن و یا حتی صرفاً به دلیل فعالیت در سنادهای انتخاباتی رقیب دربند ظلم اسیرند، استفاده نمی کند؟ چرا امکان استحمام مناسب وجود ندارد و عزیزان ما باید با آب سرد استحمام کنند؟ چرا وضعیت تغذیه زندانیان نا مناسب است و امکانات موجود در زندان که برای جبزان کمبودها پیش بینی شده بدین سان محدود؟ به نحوی که برای مثال استفاده از میوه ماهی یک بار بر اساس قرعه کشی ممکن است و بالاخره این که چرا مأموران زندان به خودشان اجازه می دهند با خانواده های زندانیان سیاسی که خود و عزیزانشان از شریف ترین و کریم ترین شهروندان کشورمان هستند، برخوردهای زشت و ناپسند و بی ادبانه داشته باشند؟ نکند یا این سبک و سیاق قرار است کشور ما ام القرای مسلمین باشد و نظام حکومتیمان مثل اعلی در جهان؟

دیروز مادر همسرم بی تاب از دوری جگر گوشه، دردمندانه از من پرسید شنیده ام بازداشت مجدد مصطفی و دوستانش به دلیل یک شکایت است. از کی تا حالا به جای رسیدگی به شکایت، شکایت کنننده را به زندان می اندازند؟

حالا دارم فکر می کنم وقتی یک شکایت حقوقی تاوانی چنین سخت دارد نکند چند پرسش ساده یک شهروند یک لاقبا در میان انبوه پرسش گران سبز هم هزینه های گزاف داشته باشد؟

پاسخ این سؤال را خودم می دهم: انسان فقط با مرگ به پایان پرسش هایش می رسد.

“یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی فادخلی جنتی”

صدق الله العلی العظیم


 


سه زندانی اعتصاب کننده اوین، بهمن احمدی امویی ، کیوان صمیمی و عبدالله مومنی شب گذشته از سلول انفرادی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شدند .

براساس گزارش های رسیده از اوین به کلمه،  پیش از این دوازده زندانی دیگر که دو هفته دست به اعتصاب غذا زده بودند به بند عمومی منتفل شده بودند. اما این سه نفر همچنان در سلول انفرادی بودند .این سه زندانی سیاسی نیز دیشب (سه شنبه )پس از تحمل ۲۵ روز انفرادی به بند عمومی انتقال داده شدند.

هفده زندانی سیاسی اوین بیست و پنج روز قبل به دلیل اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و رفتار نامناسب زندانبانان به سلول انفرادی برده شدند اقدامی که اعتصاب غذای دو هفته ای آنان رابه دنبال داشت.

این سه زندانی سیاسی همچنین دیروز به دادسرای اوین برده شدند و چند ساعت با نوروزی ،معاون دادستان تهران درباره در باره دلایل اعتراض و خواسته هایشان صحبت کردند .

معاون دادستان تهران در برخوردی مناسب به آنها وعده رسیدگی به درخواست هایشان را را در آینده ای نزدیک داده است. وی همچنین در این دیدار اظهار امیدواری کرده که شرایط بند ۳۵۰ بهتر خواهد شد .

همچنین کیوان صمیمی ،روزنامه نگار دربند دیشب پس از انتقال به بند عمومی به اعتصاب غذایش پایان داد . صمیمی گفته بود که تا بازگشت همه زندانیان از سلول انفرادی به بند عمومی به اعتصاب غذایش ادامه می دهد . این در حالی است که چند روز قبل از وی سایر زندانیان اعتصاب کننده به خاطر درخواستهای مردم و رهبران جنبش سبزاز جمله میر حسین موسوی و کروبی که نگران سلامت شان بودند به اعتصاب غذای شان پایان داده بودند . وی نیز پس از رسیدن به این در خواست به اعتصاب غذای خود پایان داد .

با وجود بازگشت همه زندانیان اعتصاب کننده به بند عمومی همچنان تلفن های بند ۳۵۰ زندان اوین قطع است .موضوعی که حانواده ها را نگران کرده است .آنها می پرسند چرا با وجود بازگشت عزیزانمان به بند عمومی اجازه تماس تلفنی به آنها داده نشده است.آنها همچنین در این سه هفته از ملاقات با عزیزان شان محروم بوده اند .خانواده ها امیدوارند که مسولان زندان هر چه زودتر امکان ملاقات با عزیزان شان را فراهم کنند تا از سلامت آنها اطمینان پیدا کنند .

پس ازآزادی بابک بردبار یکی از زندانیان اعتصاب کننده بقیه زندانیان به جز مجید توکلی که به زندان رجایی شهر منتقل شد همه به بند ۳۵۰ بازگشته اند.

علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، کیوان صمیمی ،جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله این زندانیان بودند .


 


کلمه: میرحسن موسوی هیاهوهای اخیر در باره نسبت میان اسلام وایران را که بین برخی از جناح های کشور درگرفته است را یک  جنگ زرگری می داند که با اهداف خاص سیاسی آغاز شده است :”جنگی که در آن گفته نمی شود کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از آن دفاع شود؟ ایرانی با بالاترین آلودگی به اعتیادو دهان های دوخته و رسانه های خفه شده … و یا اسلامی که به بهانه آن توسط سران بالای امنیتی افسانه سرایی پر از تهمت و دروغ در جامعه پخش می شود و در آن به خاطر حفظ خانه تار عنکبوتی اقتدارگرایان سی سال گذشته انقلاب به زیر سوال می رود؟

به گزارش خبرنگار کلمه ،این بخشی از سخنان میرحسین موسوی ،نخست وزیر هشت سال  دفاع مقدس  است که دیروز هم زمان با سالگرد بازگشت آزادگان سرفراز به کشور در دیدار با جمعی از آزادگان استانهای کشور بیان کرد.

در این دیدار که زهرا رهنورد نیز حضور داشت، ابتدا تعدادی از آزادگان ضمن تشریح مسائل و مشکلات خود پس از رهایی از زندانهای رژیم بعثی دیدگاه های خود را پیرامون مسائل سیاسی،اقتصادی و اجتماعی کشور بویژه مسائل بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸بیان کردند.

مهمترین نکات قابل توجه در گزارش آزادگان به میرحسین موسوی وضعیت معیشتی و تنگناهای اقتصادی بسیاری از آنها بعد از رهایی و بوجود آمدن مسائل و مشکلات اجتماعی برای خود و خانواده هایشان بود. این آزادگان ضمن بیان این مسائل گفتند که تاسف برانگیزتر این است که بعضی از ازادگان بعد از تحمل سال ها اسارت در زندان های مخوف صدام هم اکنون نیز به علت گرایش های سیاسی شان در دوران انتخابات مدت ها نیز در زندان های  دولت کنونی به سر برده اند.

پس از سخنان آزاده های سر افراز میرحسین موسوی  نیز  ضمن  تبریک سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی گفت : در دوران دفاع مقدس مردم و مسئولین هیچ گاه از رزمندگان و اسرای جنگ تحمیلی غافل نبودند و هر روز و هر ساعت اخبار مربوط به اسرا مورد توجه قرار می گرفت.

تجلیل  از آزاده سرافراز مرحوم ابوترابی

نخست وزیردوران دفاع مقدس در ادامه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مجاهد آزاده حجت الاسلام ابوترابی که نقش بسیار تعیین کننده ای در بالا نگه داشتن روحیه اسرا داشت، گفت : توجه به کرامت انسانی، عشق به اسلام، امام و دفاع از میهن مهمترین عوامل پایداری و وحدت اسرا در زندان های مخوف صدام بود.

چوب حراج به سرمایه های هویتی ایران

میرحسن موسوی در ادامه گفت:این روزها در کنار این همه مشکلاتی که گریبانگیر کشور است سر و صداهایی در مورد نسبت اسلام و ایران بلند شده است. البته کاملا مشهود است که سر و صدا برای اهداف خاص سیاسی است. عده ای همانطور که صدها میلیارد دلار درآمد نفتی کشور را در سال های گذشته به چاه ویل سرازیر کرده اند امروز دنبال آن هستند که سرمایه های هویتی ملت را برای به دست آوردن منافع جناحی کوتاه مدت چوب حراج بزنند و گرنه همه ما می دانیم که برای رزمندگان ما در دفاع مقدس که از سرزمینمان دفاع می کردند بحثی به عنوان تقابل ایران و اسلام وجود نداشت.

در جنگ تحمیلی، لحظه های عشق به میهن در مقابل عقاید مذهبی قرار نگرفت

نخست وزیر دوران دفاع مقدس هچنین گفت: در این جنگ نابرابر طولانی یک سانتی متر از خاک میهن عزیزمان واگذار نشد، در عین حال جبهه ها بالاترین جایگاه تجربیات عرفانی بود. در این جنگ، لحظه های عشق به میهن در مقابل عقاید مذهبی قرار نگرفت بلکه آنچه ما شاهد آن بودیم آمیختگی اسلام و ایران در یک هویت واحد فراگیر بود. اصولا هویت ملی اول انقلاب به نوعی تعریف شده بود که در راهپیمائی های منجر به پیروزی انقلاب، زرتشتیان و مسیحیان و کلیمیان در میان صفوف مسلمانان اعم از شیعه و سنی بودند و در جبهه ها هم کنار هم در کنار رزمندگان تکبیرگو رزمنده های اقلیت های دیگر نیز حضور داشتند و همیشه هم دارند.

کسانی مدعی مکتب ایران شده اند که سازمان میراث فرهنگی را متلاشی کردند

میرحسین موسوی  افزود : آن زمان هیچ کس دنبال دوختن قبایی برای خود یا استفاده از سرمایه های ملی نبود. به همین دلیل اصلا نگرش دوگانه ورفتار متناقضی به نام ملت ایران و اسلام تعریف نمی شد. در بحث های اخیر متاسفانه طرح یک جنگ زرگری تازه برای خط کشی های تازه دیده می شود و جالب است که امروز کسانی مدعی مکتب ایران شده اند که در کوتاه ترین زمان سازمان میراث فرهنگی کشور را متلاشی کردند. سازمانی که حافظ و نگهدارنده مظاهر هویت ملی ما باید باشد امروز شاهد آن هستیم که همان بلاهایی که بر سر سازمان برنامه آمد بر سر این سازمان نیز در حال فرود امدن است. در این جنگ زرگری گفته نمیشود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید ازآن دفاع شود.

کدام ایران؟ کدام اسلام؟ مساله این است…

به خاطر حفظ خانه  تار عنکبوتی اقتدار گرایان سی سال انقلاب را زیر سوال می برند

موسوی در بخش دیگری از سخنان خود گفت:در این جنگ زرگری از نگاه معاصر به اسلام و ایران طفره  می روند. گفته نمی شود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از ان دفاع شود. ایرانی با بالاترین آلودگی به اعتیاد،ایرانی با ۱۴٫۵درصد نرخ بیکاری و ۲۹درصد بیکاری در میان جوانان،ایرانی با زندان های پر از زندانیان سیاسی و دهان های دوخته و رسانه های خفه شده و حقوق بشر پایمال شده،ایرانی که به دلیل سیاست های خانمان برانداز فاصله اش با کشورهای همسایه رقیب بیشتر می شود.کسی در این جنگ زرگری نمی پرسد که کجا رفت سند چشم انداز بیست ساله برای ایران پیشرفته. وقتی در این دعوا اسلام هم مطرح می شود گفته نمی شود که با گسترش سلطه دروغ و ریا چه بر سر اسلام آمده است. آیا این اسلام،اسلام آن مرجع عالیقدری است که به دلیل حقگویی خانه اش ویران می شود یا اسلام امام جمعه ای است که بدون خم به ابرو اوردن تهمت یک میلیارد دلار پول از بیگانه گرفتن و منتظر ۵۰میلیارد دلار دیگر ماندن را به رقبای سیاسی می زند. یا اسلامی که به بهانه آن توسط سران بالای امنیتی افسانه سرایی پر از تهمت و دروغ در جامعه پخش می شود و در آن به خاطر حفظ خانه تار عنکبوتی اقتدارگرایان سی سال گذشته انقلاب به زیر سوال می رود. وقتی ۷چهره شاخص و با سابقه روشن ادعانامه ای بر علیه این افسانه سازی به قوه قضائیه تحویل می دهند خودشان به زندان اوین برگردانده می شوند. آیا در اسلامی که حضرت علی(ع) ان را معرفی می کنند امکان دارد به جای متهمان،شاکیان را زندانی کنند؟

موسوی تاکید کرد: نه ایرانی که اینها به دنبال آن هستند مورد شناسایی و قبول ماست و نه اسلامی که معرفی می کنند و آن را ابزاری برای رسیدن به مطامع و منافع خود قرار می دهند.

ملت ما پیرو اسلامی است که مقتدایش علی است

ملت ما پیرو اسلامی است که مقتدایش علی (ع) است که وقتی یک عنصر غیر مسلمان جامعه، او را متهم می کند با او در یک ردیف در مقابل قاضی می نشیند و مختصر تبعیضی را که قاضی در حق او روا نمی دارد، بر نمی تابد. با تکرار این جمله که جامعه ما و حکومت ما اسلامی است چیزی ثابت نمی شود.اصل جواب به این سوال است که چرا در حکومتی با ادعای مسلمانی رئیس شورای نگهبان قانون اساسی در کنار یک مدیر شناخته شده سابق کشور در مقابل قاضی نمی نشیند تا به شکایتی که علیه او شده رسیدگی شود و در عوض آن مدیر را به زندان می برند.

به جای طرح جنگ کاذب اسلامی ـ ایرانی با ملت صادق باشید

موسوی گفت : امروز که کشور با مسائل و بحران های مختلفی در سطح خارجی و داخلی روبروست. یکی از راه های برون رفت از این بحران ها برچیدن دروغ از جامعه و متوقف کردن این موج سازی های کاذب است. به جای این جریان سازی ها و افسانه سرایی های بیهوده امنیتی باید با ملت صادق بود. و به جای طرح جنگ اسلامی-ایرانی باید به مردم گفته شود ایا حکومت حق ملت را در قانون اساسی قبول دارد یا نه و اگر قبول دارد چرا نه تنها ان اصول رعایت نمی شود بلکه خلاف آن در جامعه عمل می شود؛ به گونه ای که قانون گریزی، نقض حقوق بنیادین و اصول اولیه عدالت نهادینه می شود. گفتن اینکه ایران آزادترین در جهان است در حالی که زندان های ما پر از زندانیان سیاسی است مشکل را حل نمیکند .انکار مشکلات اقتصادی نیز در حالی که مردم آثار ‍ان را هر روز با پوست و گوشت خود حس میکنند چیزی را حل نمی کند

به داوری ملت اعتماد  کنید ‍انگاه بحران ها پشت سر گذاشته می شود

میرحسین خطاب به اقتدارگرایان گفت: از انحصار گری سرکوب وتخریب دست بردارید به مردم و داوری ملت اعتماد کنید صلح اجتماعی ایجاد کنید مشکلات به پشتوانه همت این ملت سر فراز به تدریج حل می شود و بحران ها پشت سر گذاشته می شود. مشکل موقعی حل می شود که زمینه انتخابات های ازاد غیرگزینشی را فراهم آوریم و قوه قضائیه نشان دهد که از بازجوهای امنیتی فرمان نمیگیرد و مستقل است.بنده یقین دارم تشکیل یک دادگاه منصف و مستقل و علنی برای رسیدگی به همین شکایتی که هفت نفر از چهره های شناخته شده کشور تسلیم قوه قضائیه کرده اند بیش از توپ و تفنگ و موشک هایمان در برگرداندن امنیت به کشور می تواند موثر باشد.

راهی برای رفع خطر های برون مرزی

برای حل بحران به مردم بازگردید نه به معاملات غیر شفاف

همه باید بدانیم رفع خطرهای امنیتی برون مرزی، جلب قلب های مردم از طریق احقاق حقوق آنهاست. شما به مردم بازگردید انگاه خواهید دید به سرعت دانه های این بحران جمع خواهد شد و نیاز به معاملات و مراودات غیر شفاف که لاجرم تامین کننده ی منافع ملی نیست و یا تحمیل درد و رنج بیهوده قابل اجتناب به مردم نخواهید داشت.

سختی های بازگشت به مردم…

موسوی در پایان گفت: البته برگشت به مردم مشکلاتی هم دارد که شاید سخت ترین انها تن دادن به آرای مردم به جای آرای دولتیان باشد.

در خاتمه جلسه از شخصیت آزادگان برجسته ای چون مرحوم لشکری و شهید تندگویان نیز تقدیر به عمل آمد.


 


رمضان ماه مهمانی خدا به بندگان خود است.همه ، هر که باشند در این ماه ، مهمان خدا شده اند. بدون هیچ گزینشی! در این ماه خدا بار عام به همه داده است .به همه خوبها و تمام بدها!

خدا رمضانش را آفریده است تا خوبها را خوبتر کند و بدها را بیامرزد و وارد جرگه خوبان نماید.

رمضان در لغت عرب بمعنای گرمایی است که از شدت حرارت ذوب می کند!

هیچ ازخود سؤال کرده ایم که چرا خدا این نام را برای بهترین ماه هایی که آفریده انتخاب کرده است؟ ماه ذوب کننده ! ذوب کننده چه چیز ؟ گناهان ،گناهانی که در جسم و جان ما بندگان بدکار و ستمکار ،به خویش و خدا ،عجین شده اند.

و عجب از این بشر ناسپاس که با معصیت و نافرمانی خالق مهربان خویش به او هم ستم می کند!

او که می فرماید همه چیز را برای شما و در تسخیر شما آفریده ام.

او که بهترین بنده اش رسول گرامی اسلام- که تاج سر آفرینش است- را برای هدایت ما به نبوت فرستاده و این گوهر متعالی را برای ما و بخاطر ما خاک نشین کرده است.

او که حبیب خود را فرستاده تا زنجیر گناهان را از دست و پای جان ما بگسلد و ما را همچون خویش و اهل بیتش خدایی کند.

کدام زنجیر و کدام گناه ها؟

همان گناهانی که چنان با وجود بعضی از ما آمیخته و در هم تنیده شده اند که انگار جزء لا ینفک وجود ما گشته اند!

همان گناهانی که چنان با سرشت بعضی از ما عجین شده اند که حتی در ماهی که خدا شیطان و لشکریان او را بخاطر مصونیت ما ضعیفان در بند کرده است – که به تعبیر بزرگی شیطان سگ درگاه اوست و غیرخودی ها را از حریم خانه اربابش می راند و با اهل خانه او کاری ندارد- میل به انجام آنها داریم!

در این آیه بیشتر دقت کنیم : فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین! (به عزتت سوگند که تمامی بندگانت جز مخلصینشان را گمراه خواهم کرد)

شیطان وقتی در آستانه رانده شدن از درگاه الهی قرار می گیرد در محضر حضرت حق قسم می خورد که همه بندگان او بجز بندگان مخلص اش را گمراه کند.

آیا اگر کسی غیرت بندگی داشته باشد نباید از این جمله شیطان از فرط شرم و خجلت بمیرد که چون گاه و بیگاه به دعوت او لبیک می گوید در زمره بندگان خالص خدا نیست؟

امام عارفان خمینی، در تعبیر زیبایی می فرمود به نظر من شیطان خدا را با این قسم و گفته خود تهدید کرد!

امام ،دریکی از سخنان نورانی اش که از لحن او غم و اندوه از ضلالت بشر می بارید می فرمود :شیطان یک تنه در برابر همه انبیای الهی ایستادگی کرد و متأسفانه پیروز هم شد!

شیطان و پیروزی؟ آری ! شیطان بر انبیای الهی پیروز شده است و چه دلیلی بهتر و بالاتر از اینکه اکنون جهان و جهانیان تحت سلطه ستمکارانند و حجت خدا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) که مظهر لطف خدا در عالم خلقت است از دیده های بندگان خدا پنهان؟

ابلیس در روز قیامت در برابر ملامت کسانی که به او می گویند تو ما را از راه حق باز داشتی به حقیقت تلخی اشاره می کند وخطاب به آنان می گوید: فلا تلومونی و لوموا انفسکم. نه من ، که خود را ملامت کنید ، من جز دعوت کننده ای بیش نبوده ام!

و به راستی شیطان جز از طریق دعوت، کاری می تواند از پیش ببرد و برده است؟

ایها الناس ،‌ قد اقبل الیکم شهر الله …

رمضان آمده است تا مهر باطل بر این دعوتها که از ابتدای خلقت انسان، و در همان بدایت امر که در میان اولاد آدم پیامبر یعنی هابیل و قابیل اختلاف انداخت و عالم و آدم را به خاک و خون کشید بزند .

آیا او نبود که حضرت حوا را به نزدیکی به درخت طبیعت – که امام در تفسیری زیبا از آن به شجره طبیعت تعبیر می کند که همه چیز در آن است – دعوت نمود و حوا و به تبع او آدم علیه السلام هم این وعده فریب خلود و جاودانگی! را اجابت کرد؟

آیا او نبود که دست بشر نادان را به خون بیشتر انبیاء که برای هدایت او مبعوث شده بودند آلوده کرد و فرستادگان الهی را کشت؟

آیا او نبود که بساط بت و بت گرایی را در زمین براه انداخت تا بدان حد که بشری که بنا بود خلیفه و جانشین خدا در روی زمین باشد تا بدین درجه پست و منحط شد که حیوانات و اسافل اعضای خود را بعنوان معبود خود تکریم نمود؟

رمضان آمده است تا به این همه پستی ها و حقارت های بشر که در نبرد با شیطان به او تحمیل شده و می شود ،بشری که بنا بود جانشین خدا در زمین شود پایان دهد.

آمده است تا به این همه شکست های بشر در برابر دشمن خدا و خود- ابلیس– پایان دهد.

آمده است تا برای یک ماه هم که شده شیطان همیشه پیروز را در برابر بشر مدعی تسلیم در برابر خالق به زانو در آورد و شکست دهد.

آمده است با سلاح گرسنگی و تشنگی بشر را به جنگ نفسی که دائم بازیچه ابلیس و یاران اوست بفرستد.

آمده است تا ما را با سلاح گرسنگی و تشنگی – در روزه عام مردم، چه روزه خواص و مخلصین که آنها را با گناه کاری نیست ،ترک ما سوی الله است- به سوی خوب ها و خوبی ها براند!

آمده است تا بشر را از شر و آفت شکم و دهان پرهیز دهد.همان که بسیاری از گناهان یا به آنها ختم می شود یا از آنها آغاز.

آمده است تا راه را بر نفوذ شیطان و لشکر دربند شده اش در مملکت وجود انسان ببندد.

آمده است تا برای یک ماه هم که شده، بشری که با اظهار مسلمانی خود ادعای تسلیم در برابر خدا را کرده است زمین خدا را کمتر به نجاست گناه آلوده کند.

آمده است تا آنگونه که رسول خدا فرموده است : عطروا بالاستغفار – خود را به عطر استغفار معطر کنید- با عطر خوش استغفار بوی گند گناهان را از وجود انسان زایل نماید.

آمده است تا برای یک ماه هم که شده ،خدا و بنده اش ، بی حضور شیطانی که این قربت و نزدیکی خالق و مخلوق را دشمن دارد با هم معاشقه کنند.

آمده است تا برای یک ماه هم که شده ، به بشر تسلیم شده در برابر خدای خود بدون واهمه از شیطانی که او را به معصیت او دعوت می کند طعم شیرین عبودیت خالص را بچشاند.

آمده است تا خدا را در صفت توابیتش متجلی کند!

خدای تواب – صفت تواب صیغه مبالغه است – خدایی است که بجای اینکه بنده به سمت او برگردد او به سمت بنده گریز پایش می رود آن هم بسیار و بسیار ، تا او را در دریای رحمت و مغفرت خود غرق کند.

رمضان آنگونه که امام سجاد – دعای ۴۴ صحیفه- فرموده شهر الطهور است و شهرالتمحیص. ماه پاکیزگی است و ماه آزمایش و تصفیه شدن.

ماهی که در شرافت آن همین بس که قرآن شریف در آن بر قلب بزرگ پیامبر خدا نازل شده است.

ماهی که یکی از شبهایش – شب قدر – بر هزار ماه برتری دارد.

ماهی که علی در آن در محراب خونین مسجد کوفه فزت و رب الکعبه گفت و جبرئیل در فضای عالم فریاد سر داد : والله تهدمت ارکان الهدی، بخدا سوگند ارکان هدایت منهدم گردید.

ماه افتخار شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از آن جهت که در شب قدر آن فرشتگان الهی به اذن پروردگارشان فوج فوج و دسته دسته بر ولی خدا امام زمان شان مهدی فاطمه در زمین نازل می شوند.

رمضان ماه آن تنها روزه دار حقیقی است که جان عالم فدای خاک قدم های مبارک او باد.

خوشا بحال کسانی که در این رمضان و در رمضان های قبل توفیق حضور در نماز و افطار مولای عالم وجود مهدی موعود را داشته و دارند.

و من هر غروب که با زبان روزه به نماز می ایستم در خود می شکنم وقتی می بینم این افطار هم رسید و من ..

سلام بر رمضان و اهل رمضان و صاحب رمضان!

منبع: وبلاگ غلامعلی رجایی


 


رئیس جمهور سابق کشورمان و رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، درگذشت عالم متقی و خدمتگزار صدیق دین و کشور، حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا تقی درچه‌ای را تسلیت گفت.

به گزارش«پارلمان‌نیوز»، متن کامل این پیام در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای سید روح الله درچه ای

رحلت تأثر انگیز عالم متقی و خدمتگزار صدیق دین و کشور و مردم و پیرو راستین حضرت امام، جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا تقی درچه‌ای رضوان الله علیه خسارتی است سنگین برای جامعه، بخصوص روحانیون صدیق و آزاده و بزرگوار.

این عزیز که عمر شریف خود را وقف اعتلاء سطح دانش و بینش دینی و خدمتگزاری صدیقانه و فداکارانه برای انقلاب و ترویج خط روشن امام کرد و پیش و پس از انقلاب گامی از این جهت واپس ننهاد و هزینه‌های فراوان آن را هم با جان و دل پرداخت اینک و پس از رنج فراوان از بیماریهای سختی که داشت و صبورانه آن را تحمل می‌کرد به دیدار معبود شتافت و ان شاء الله پاداش این همه پاکی و نیکی را از محضر حضرت حق دریافت خواهد کرد.

من این مصیبت را به همه دوستدادران انقلاب اسلامی و دلبستگان به سربلندی ایران عزیز و پیروان راه امام و بخصوص خاندان معزز درچه‌ای و شخص جناب عالی از صمیم قلب تسلیت عرض می‌کنم و برای آن فقید سعید از درگاه حضرت حق علو درجات و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می‌کنم.

سید محمد خاتمی

۲۶ مرداد ۱۳۸۹


 


موسی‌الرضا ثروتی  در پاسخ به این سئوال که چرا مجلس در برابر قانون شکنی‌های دولت تدبیری نمی‌اندیشد، گفت: نمایندگان می‌توانند از ابزارهای نظارتی خود چون سئوال از وزیران و تذکر استفاده کنند که چنین هم کرده‌اند اما گوش شنوایی در دولتی‌ها وجود ندارد.

به گزارش آفتاب، این نماینده مجلس  افزود: تاکنون تصور می‌شد دولت باید قانون را اجرا کند و اگر از سر ناآگاهی در بخشی قانون‌شکنی می‌شد یا انحرافی از قانون بود با تذکر راه رفته اصلاح می‌شود اما این تصور گویا اشتباه بوده است. امروز هم هرچه مجلسی‌ها فریاد می‌زنند راه به‌جایی نمی‌بریم.

ثروتی در پاسخ به این سئوال که درنهایت امر در برابر تخلف از قانون و بی‌توجهی به جایگاه مجلس چه باید کرد گفت: باید از رئیس مجلس بپرسید چه برنامه‌ای برای جلوگیری از ادامه این روند در نظر دارد.

عضو اصول‌گرای مجلس تصریح کرد: ما که دیگر پس از این همه سروصدا در قبال بی‌قانونی‌ها و قانون‌شکنی‌های دولت چون استخوان در گلو مانده سکوت کرده‌ایم و این سکوت از سر ناچاری است زیرا فریادها هم نتیجه نمی‌دهد.

وی با بیان اینکه این همه چالش میان مجلس و دولت به نفع کشور نیست ابراز امیدواری کرد مشکلات میان دو قوه هرچه زودتر رفع شود.


 


یک نماینده  مجلس خبر داد که خود به همراه عده ای از نمایندگان پیگیر فراخواندن رئیس جمهور به صحن علنی مجلس و طرح سئوال از وی هستند.

به گزارش مهر، علی مطهری  در پاسخ به این سئوال که مجلس چگونه می خواهد از بعد نظارتی خود در برابر عدم اجرای قانون مصوب مجلس استفاده کند، گفت: بخشی از نمایندگان روند سئوال از رئیس جمهور را پیگیری می کنند و امیدواریم که به نتیجه برسد و رئیس جمهور با حضور در صحن مجلس به ابهامات و سئوالات نمایندگان در خصوص عدم اجرای قانون و مسائل دیگر که مد نظر نمایندگان است پاسخ دهد.

وی در پاسخ به این سئوال که به غیر از عدم اجرای قوانین در چه موارد دیگری از رئیس جمهور سئوال دارید؟ گفت: اجازه دهید مباحث رسانه ای نشود زیرا وقتی موضوعات رسانه ای می شود امکان اینکه محقق نشود ، بوجود می آید و ما به دنبال این هستیم که حتما از رئیس جمهور سئوال کنیم.

نماینده تهران گفت: عده ای از نمایندگان درحال انجام مراحل مقدماتی طرح سئوال از رئیس جمهور هستند تا کار به نتیجه برسد.

مطهری از ارائه اطلاعات بیشتر از اقدام نمایندگان در مراحل مقدماتی خودداری کرد و مجددا تاکید کرد مجلس در برابر قانون شکنی و بی حرمتی به مجلس واکنش نشان می دهد.

طبق اصل ۸۸ قانون اساسی ” در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یکی از وظایف آنان سؤال کنند، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سؤال جواب دهد.” بر این اساس برای طرح سئوال از رئیس جمهور در دوره هشتم مجلس با ۲۹۰ نماینده ، امضای حد اقل ۷۳ نماینده لازم است.


 


کلمه – ناصر نعیمی: آنچه با صحنه ‌آرایی انتخاباتی سال گذشته اتفاق افتاد بسی فرا‌تر از دستکاری مکانیکی انتخابات در مراحل رأی گیری و شمارش آرا بود. دستکاری مکانیکی شمارش آرا یکی و تنها یکی از نشانه‌ های بی‌ اعتباری یک انتخابات است. اما آن چه روی داد دو گام نوری فراتر از این بود و وسعت واکنشی که میان مردم و نخبگان سیاسی و مدنی کشور در قبال آن صحنه آرایی انتخاباتی شکل گرفت هم نشأت گرفته از تشخیص عمق آن رویداد بود. آنچه اتفاق افتاد، گذشته از دستکاری مکانیکی انتخابات در مرحله ی شمارش آرا، هم مهندسی سیستماتیک روند انتخابات بود، و هم از آن خطرناکتر و ریشه ای تر، تعلیق نهاد انتخابات و کودتا علیه جمهوریت نظام بود.

دستکاری مکانیکی انتخابات

شواهد بسیار بر دستکاری مکانیکی انتخابات در مرحله ی رأی گیری و شمارش آرا اقامه شد. در هر کشوری که انتخابات صرفاً مراسمی تشریفاتی نباشد، برای ابطال کل یک انتخابات هر یک از این شواهد به تنهایی می توانست کافی باشد. مثلاً، شمارش دوربینی برگه های رأی که در صدا و سیما به نمایش در آمد؛ یکسانی دستخط برگه های رأی و تا نخورده بودن بسته های رأی به تنهایی می توانست برای اثبات عدم سلامت انتخابات کافی باشد. دقت کنید که برای ابطال یک انتخابات لازم نیست که دخالت مکانیکی در مرحله ی شمارش آرا به تغییر نتیجه ی انتخابات انجامیده باشد. همین که گزینش تصادفی صندوق ها ما را با انبوهی برگه های رأی فاقد اعتبار رو به رو می کند، کافی است که وسعت تقلب به اثبات برسد و این برای بی اعتباری اصل انتخابات کافی است.

مهندسی سیستماتیک روند انتخابات

اما ماجرا عمیق تر از این بود. مداخله ی سیستماتیک بخشی از نهادهای امنیتی و نظامی و قضائی در روند برگزاری انتخابات ماه ها پیش از روز رأی گیری آغاز شد. تنها به عنوان یادآوری شاهد و نمونه ای که اخیرآً مطرح شده، فایل صوتی سخنرانی شخصی موسوم به سردار مشفق را در نظر بگیرید. سخنانی که معاون سیاسی سپاه هم صحت انتساب آن را تأیید و بر محتوای آن هم تأکید کرد. این سخنان و ارجاعاتی که در آن به مقامات عالی نظام داده می شود نشان از آن دارد که برنامه ای سیستماتیک و وسیع و با هماهنگی میان ارکان سیاسی،امنیتی، قضائی و رسانه ای برای مهندسی روند انتخابات و رقم زدن نتایج آن وجود داشته است. شکایت اخیر هفت تن از فعالان سیاسی کشور در واقع بر همین مهندسی سیستماتیک روند انتخابات ناظر است، و راه را برای رسیدگی به کودتا علیه جمهوریت نظام هم باز می کند.

کودتای انتخاباتی و تغییر نظام سیاسی کشور

اما بُعد دیگری در این ماجرا هست که هنوز به قدر کافی مورد توجه قرار نگرفته است. آن چه با آن صحنه آرائی انتخاباتی روی داد در واقع ریشه کنی نهال نو‌پای انتخابات و نهاد های انتخابی در کشور بود، یعنی تعلیق رکن جمهوری نظام، یعنی تغییر ماهیت نظام. این همان وجه به غایت کریه و وحشتناک آن رویداد بود، همان که مردم و نخبگان سیاسی کشور از آن به عنوان کودتای انتخاباتی تعبیر کردند. کودتای انتخاباتی یعنی بخشی از نظام سیاسی کشور متکی به امکانات نظامی و اطلاعاتی و با اقدامات تأمینی و امنیتی به نحوی برنامه ریزی شده نظام جمهوری اسلامی را به نظامی دیگر تبدیل کرده اند و در این راه نهادها و روندهای قانونی را معلق کردند. این نظام جایگزین را برخی از همراهان و رهبران امروزی این جریان کودتایی از سالها پیش «حکومت اسلامی» خوانده بودند و بر لزوم دگردیسی نظام سیاسی کشور که مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی است به حکومت اسلامی آشکارا سخن گفته بودند.

این صحنه گردانی انتخاباتی اگر فقط در حد دستکاری انتخابات در مرحله ی رأی گیری یا شمارش آرا یا حتی دستکاری سیستماتیک روند انتخابات بود به سختی می شد از آن به کودتای انتخاباتی تعبیر کرد. اما این وجه سوم یعنی تعلیق جمهوریت نظام بود که این ماجرا را شایسته ی نام کودتای انتخاباتی کرد.

تعلیق جمهوریت نظام سیاسی

تعلیق جمهوریت نظام سیاسی لزوماً به معنای برچیدن نهادهای انتخاباتی نیست؛ به معنای تعطیل انتخابات هم نیست. بلکه به این معنا ست که

۱. انتخابات صرفاً مجرایی شود برای دادن مشروعیت ظاهری و مقبولیت مردمی به تصمیماتی که از پیش بر اساس صلاحدید و نظر نهادهای امنیتی-نظامی و با هماهنگی و نظر مبادی عالی نظام اتخاذ شده است. نظامهای اقتدارگرای انتخاباتی در مطالعات اخیر دموکراسی به عنوان گونه ای جدید و جهش یافته از نظامهای سیاسی اقتدارگرا معرفی و مطالعه می شوند.

۲. تعلیق جمهوریت نظام یعنی این که نهادهای انتخابی بی اثر می شوند و اثر گذاری آنها تابعی می شود از اراده ی نهادهای انتصابی نظام.

۳. تعلیق جمهوریت یعنی این که بی اعتمادی عمومی کودتاگران به مردم و نخبگان سیاسی رقیب معنایی امنیتی-اطلاعاتی و حتی عملیاتی-نظامی پیدا می کند. و به همین خاطر بازی سیاست در کشور با ادبیات جنگی صورت بندی می شود و از دوست و دشمن سخن می رود و همه ی مکالمات و مراودات تحت شنود و تعقیب و مراقبت قرار می گیرد.

۴. تعلیق جمهوریت یعنی دیگر قوه ی قضائی مستقلی که همه در برابرش مساوی باشند و با اشراف قضائی بتواند تخلفات حاکمان از قوانین را پیگیری و عقوبت کند و به دادخواهی شهروندان علیه حاکمان رسیدگی کند وجود ندارد. یعنی رئیس قوه صریحا نهاد های انتصابی را فوق دادرسی اعلام میکند. یعنی بازجویان اطلاعاتی-امنیتی و نظامی احکام دادگاههای متهمان سیاسی را تعیین میکنند. یعنی آیین دادرسی به کناری گذاشته می شود. یعنی شکنجه و اعتراف علیه خویشتن و تهمتهای رسانه ای جای آیین دادرسی و هیأت منصفه و قوانین را میگیرند.

۵. تعلیق جمهوریت یعنی مجلس نه میتواند بر دولت نظارت کند،‌ نه از رقم و محتوای برخی قراردادهای خارجی برای حراج منابع ملی اجازه می یابد مطلع شود و نه از پیگیری برخی موارد که از آنها مطلع میشود به نتیجه ای می رسد (مثلا، اینکه دولت گاز را از کشور ترکمنستان ۳۵۰ دلار در هر هزار متر مکعب میخرد و به ترکیه ۲۰۰ دلار میفروشد – روزنامه سرمایه ۱۴/۱۰/۸۷) و نه از پیگیری تخلف دولت از برنامه ها و مصوبات و قوانین طرفی می بندد و نه اجازه ی طرح و سؤال از رئیس جمهور را می یابد و بالاخره علاوه بر اینکه نه قوانین مصوب آن از سوی رئیس جمهور ابلاغ می شود و نه وقتی ابلاغ شد اجرا می شود، تازه از سوی گروهی که دولتیان در برابر مجلس جمعشان کرده اند تهدید میشود که به توپ هم بسته میشود.

آغاز و استمرار جنبش سبز: از اعتراضی علیه تقلب تا ایستادگی دربرابر کودتا علیه جمهوریت نظام

کودتای انتخاباتی سالهای نوری فراتر از دستکاری مکانیکی در مراحل اخذ رأی و شمارش آرا یا مهندسی سیستماتیک روند انتخابات است. جنش سبز دربرابر تقلب انتخاباتی شکل گرفت ولی با هوشیاری دربرابر کودتای انتخاباتی استمرار یافت. این جنبش امروز از روح سبز جمهوریت نظام جان و مایه میگیرد. وقتی مسأله ای به این عظمت و در حد تغییر کودتایی ماهیت نظام سیاسی کشور روی داده است، سخن از کم و کیف تقلب سخنی جانبی است و تا مسأله ی کودتای انتخاباتی و دستکاری سیستماتیک انتخابات رسیدگی نشود نوبت به آن نمی رسد، اگر اساساً رسیدگی به آن در چنین شرایطی ممکن باشد. مسأله چنان که بارها رهبران جنبش سبز تأکید کرده اند این نبود و نیست که چه کسی رئیس جمهور شد. مسأله این بود که برای این که آن فرد را بر آن منصب بگمارند، دو کار دیگر هم کردند.

۱. از یک سو مهندسی سیستماتیک انتخابات را پایه گذاردند که با آن دیگر هیچ انتخاباتی امن نخواهد بود و با اعمال آن دیگر حتی دلیلی برای دستکاری مکانیکی آرا هم وجود نخواهد داشت، و وقتی دستکاری هم بکنند، هیچ کس نخواهد توانست به اسناد و شواهد آن دست یابد (نابودی اسناد و پاک کردن سوابق قابل استناد، لازمه و بخشی از سیستماتیک بودن تقلب است).

۲. از سوی دیگر جمهوریت نظام را به شرحی که گذشت ملغی کردند و این روزها هر روز خبر جدیدی از تعلیق و ریزش و ملغی شدن بخشی دیگر از بنای جمهوریت نظام می رسد.

برملا شدن مغالطه ی برائت نظام سیاسی و رفع سوء تفاهم خوش بینی به نظام سیاسی

مردم ونخبگان سیاسی ما با رویداد کودتایی سال پیش دست کم نسبت به سوءتفاهم خوش بینی به سیاست و سیاسیون هشیار شدند. فهمیدند که چرا دموکراسی بر اساس بدبینی به تجمع قدرت شکل میگیرد. بدبینی یعنی این که نمیشود به صرف رأی دادن و گزینش حاکمان و تأسیس نهادههای سیاسی احساس امنیت کرد که باقی امور خود به خود و به دست مسؤولان حل و فصل خواهد شد. معلوم شد که چرا نظارت مطبوعاتی و رسانه‌ای – به معنای عام – رکن چهارم دموکراسی است و فقط یک سرگرمی برای طبقه ی متوسط یا امری تزئینی نیست. نظارت و کنترل دائمی روندهای سیاسی، مراکز تجمع قدرت و ثروت و کانونهای تصمیم گیری جزء مقوم و حیاتی دموکراسی است.

برای همین است که این مغالطه‌ی ساده‌لوحانه را باید بر ملا کرد و با صدای بلند افشا کرد که دائماً دولتیان تکرار میکنند که مدعیان عدم سلامت انتخابات باید دلیل بیاورند. مدعی می‌شوند که بر اساس اصل برائت از اتهامات مبرا هستند مگر خلافش را مخالفان و معترضان اثبات کنند و اعلام می‌کنند نیازی به اثبات درستی انتخابات نیست چون خلافش را هم کسی اثبات نکرده. این مغالطه است. در یک نظام دموکراتیک، دستگاههای برگزار کننده ی انتخابات علی الأصول در موضع برائت نیستند. مورد سوء ظن هستند. بدبینی به کانونهای قدرت یک اصل جدایی ناپذیر است که در این زمینه به این شکل اعمال می شود که آن ها موظف اند سلامت انتخابات را هم تضمین کنند و هم اثبات کنند. راهش هم این است که باید به انواع نظارت‌های مدنی و سیاسی تن در دهند و به هر شبهه‌ای پاسخ گویند و در این مسیر آزادی چرخه‌ ی اطلاعات اولین نشانه ی سلامت گردش امور است. اگر هم روزی فاش شد – چنان که با اعترافات این آقای معروف به مشفق الآن دیگر اثبات هم شده – که مداخله ی سیستماتیکی در انتخابات بوده، باید متخلفان در برابر دادگاه حاضر شوند و به محکومیت در برابر قانون تن در دهند. چه رسد به این کودتای انتخاباتی که خود به تنهایی یک جنایت بود، و با صدها مورد جنایت قساوت آمیز دیگر هم همراه شد.

اکنون کودتاییان انتخاباتی می خواهند با تمسک به ابزار جنگ روانی افکار عمومی را از مسأله ی کودتا به تقلب عددی و مکانیکی منحرف کنند. همراهان جنبش سبز باید هوشیارانه این گریزگاه را بر آنها ببندند.


 


آخرین جلسه محاکمه عمادالدین باقی روز گذشته سه شنبه ۲۶مرداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شد.

به گزارش جرس، این دادگاه برای رسیدگی به اتهامات تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت کشور از طریق انجام مصاحبه با مرحوم آیت الله منتظری و پخش آن از تلویزیون بی بی سی تشکیل شد.

در این جلسه، باقی نسبت به عدم رعایت اصل ۱۶۸ قانون اساسی که متضمن حضور هیات منصفه و علنی بودن محاکمات سیاسی و مطبوعاتی است و همچنین عدم رسیدگی به شکایات قبلی او از دستگاه های دیگرمعترض شد.

باقی و وکلای او مصاحبه با مرحوم آیت الله منتظری را مصداق هیچ یک از اتهامات ندانستند و اعتقاد داشتند در دنیای امروز کسی را برای چنین گفتگوهایی محاکمه نمی کنند و طبق قانون اساسی ایران مصداق آزادی بیان است.

رئیس دادگاه پس از اخذ لایحه مکتوب آخرین دفاع متهم و وکلا مبادرت به تصمیم و صدور رای خوادهد کرد.

جلسه نخست دادگاه، سه شنبه اول تیرماه سال جاری برگزار شد که منجر به تبدیل قرار بازداشت به وثیقه و آزادی وی شد.

جلسه دوم دادگاه در ۱۳ تیر به اختصار برگزار و به دلیل عارضه دیسک کمر باقی ادامه آن به جلسه دیگری موکول شد و سومین و آخرین جلسه دیروز برگزار شد.

در ماه گذشته نیز شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی حکم یک سال حبس و پنج سال محرومیت از فعالیت های رسانه ای و مدنی را در ارتباط با پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانیان که محاکمه آن دو سال پیش برگزار شده بود صادر کرد.

باقی از سال ۱۳۷۹ تاکنون در ارتباط با مقالات و نوشته های خویش سه بار زندانی شده و مجموعا چهار سال و نیم را در زندان گذرانده است وهیچ یک از کتاب های وی در دوره دولت احمدی نژاد از وزارت ارشاد اجازه چاپ یا تجدید چاپ نگرفته اند.

گفتنی است در مصاحبه باقی با آیت الله منتظری، پیرامون دوره تحصیل و مبارزات آیت الله منتظری در سال های پیش از انقلاب و همچنین درباره موضوعاتی از قبیل موضوع زندانیان و اعدام گفتگو شده بود.

باقی برای این اتهام در تاریخ ۷ دی ۱۳۸۸ بازداشت شد و مدت شش ماه در زندان به سر برد که پنج ماه از آن را در بازداشتگاه ۲۴۰ در سلول های انفرادی یا سلول های بسته بود.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته