-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

Latest News from Kaleme for 08/13/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



کلمه :خانواده های زندانیان اعتصاب کننده اوین با ارسال نامه ای برای ایت الله صادق لاریجانی ضمن اظهار نگرانی نسبت به سلامت عزیزان دربندشان که سه روز پیش اعتصاب غذای خود را شکسته اند ، توضیح داده اند که مسوولان زندان اوین به آنها گفته اند به دلیل انجام مصاحبه در باره وضعیت زندانی هایشان از هرگونه تماس تلفنی و ملاقات با زندانی هایشان تا اطلاع ثانوی محروم اند و هروقت دست از مصاحبه و اطلاع رسانی بردارند ،در باره قطع تماس و ملاقات های این زندانیان تجدید نظرخواهد شد.

متن کامل نامه سرگشاده خانواده های شانزده زندانی سیاسی اعتصاب کننده اوین که در اختیار کلمه قرار گرفته ، به این شرح است

آیت الله آملی لاریجانی

ریاست محترم قوه قضاییه

با سلام

چنانچه مطلع هستید نزدیک به ۲۰ روز از آخرین تماس ما با عزیزانمان می گذرد. در این مدت این زندانیان سیاسی که همگی از نخبگان کشور، دانشجویان و روزنامه نگاران هستند، در اعتراض به شرایط نامطلوب بند ۳۵۰ زندان اوین و برخورد توهین آمیز زندانبان ها که منجر به انتقال ناعادلانه آنها به سلول های انفرادی شد، دست به اعتصاب غذا زدند.

از نخستین روزهای اعتصاب با آنکه چنین اعتراضی را حق اسیران بی گناهمان می دانستیم ، در صدد بر آمدیم با برقراری تماس با آنها از ادامه اعتصاب منصرفشان کنیم .ما نیز همچون اقشار مختلف مردم آنچنان که در پیامهایشان بیان کردند، حفظ سلامتی آنها را برای آینده کشور عزیزمان لازم می دانستیم و می دانیم.

به همین منظور به دادستانی تهران مراجعه کردیم تا راهی برای حل موضوع بیابیم اما برخلاف انتظار ما ، دادستان حاضر به شنیدن حرف های ما نشد و بدتر از آن با برخورد غیر معقول و توهین آمیز ماموران نیروی انتظامی مواجه شدیم. در این مدت که از عزیزانمان بی خبر مانده ایم، به هر مرجع قضایی که به ذهنمان می رسید مراجعه کردیم تا شاید بتوانیم از بروز فاجعه جلوگیری کنیم اما نه تنها هیچ مسوولی حاضر به شنیدن حرفهایمان نشد که برخورد های خشن و غیر معقول با مادران رنجیده نگران تا جایی پیش رفت که اکنون برخی با قرار وثیقه و برخی دیگر با تعهد آزاد هستند.

ما در حیرتیم که کدامین آموزه اسلامی مجوز چنین بر خورد هایی را با مادرانی نگران و رنجیده خاطر که فقط در پی کسب خبری از فرزندانشان بوده اند، صادر می کند.

بی تدبیری های مداوم مسوولان قضایی می رفت که فاجعه به بار آورد، مسولانی که از همان روز اول می توانستند به کمک خانواده ها در صدد حل مشکلات به وجود آمده بر آیند، اما واکنش بی نظیر هم وطنان عزیزمان از جمله رهبران جنبش سبز ،کنشگران مدنی و اجتماعی و سیاسی که هیچ گاه فرزندان در بندشان را فراموش نکرده اند از فاجعه جلوگیری کرد و بر اساس اخبار غیر رسمی اما نسبتا موثق منجر به پایان اعتصاب غذا شد.

اما نگرانی های ما همچنان باقی است :ما از ۲۰ روز پیش هیچ گونه تماسی با آنها نداشته ایم و اصرار مسوولان زندان در تداوم قطع تماسها و عدم بازگرداندن آنها به بند عمومی ۳۵۰ این سوال را در ذهنمان به وجود می آورد که آیا وضعیت نامناسب جسمی آنها قطع تماسها را ضروری کرده است؟ آیا واقعا عزیزان ما سالم هستند و از شرایط سخت اعتصاب غذای دو هفته ای جان سالم به در برده اند؟

ما خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اعلام می کنیم تا زمانی که با عزیزانمان دیدار نکنیم این سوالها در ذهنمان بی پاسخ می ماند و نگرانی هایمان در مورد وضعیت سلامت آنها رفع نخواهد شد.

مسوولان زندان اوین به برخی از خانواده هایی که در این چند روز برای پیگیری وضع زندانی های اعتصاب کننده به آنها مراجعه کرده اند ،گفته اند که چون با رسانه ها در باره اعتصاب غذای هفده زندانی مصاحبه کرده اید ،فعلا از هرگونه تماسی با زندانی هایتان مجروم خواهید ماند و هر وقت تصمیم گرفتید که دیگر مصاحبه نکنید حق ملاقات با زندانیان تان را به دست خواهید آورد.

ریاست محترم قوه قضاییه

در آستانه ماه مبارک رمضان از شما می خواهیم با بازگرداندن عزیزانمان به بند عمومی ۳۵۰ اوین و ایجاد امکان ملاقات با آنها از تداوم رنجش مادران، پدران ، همسران و فرزندان نگران شان جلوگیری کنید و به تضیع حقوق زندانیان سیاسی در عدم بر خورداری از مرخصی در ماه رمضان پایان دهید.

خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده بند ۳۵۰ اوین

۲۱ مرداد۸۹


 


نخست وزیر لبنان اعلام کرد: دادگاه بین المللی محاکمه عوامل ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق این کشور باید قرائن و اسنادی را که دبیر کل حزب الله در خصوص دست داشتن رژیم صهیونسیتی در ترور رفیق حریری مطرح کرد ، با جدیت بررسی کند .

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه اینترنتی خبری فلسطین الیوم ، سعد الحریری تصریح کرده است اگر مشخص شود قرائن و اطلاعاتی که سید حسن نصر الله داده به احضار اسرائیلی ها نیاز دارد و اسرائیلی ها نیز طفره بروند در آن صورت اسرائیل نیز از نظر وی از متهم به محکوم تبدیل خواهد شد .

سعد الحریری پس از کنفرانس خبری سید حسن نصر الله ، تماسهای خارجی فوری برای همگامی با آنچه دبیر کل حزب الله مطرح کرد برقرار کرده است تا در راستای انسجام داخلی و خدمت به عدالت باشد .

برخی خبرها حاکی از آن است که حریری دیروز با عبد الله بن عبد العزیز پادشاه عربستان و روز سه شنبه در پاریس با نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه دیدار کرده است .

نزدیکان حریری به نقل از وی گفتند سخنان نصر الله بسیار مهم و حساس است و او با قدرت از دادن وقت لازم و تلاش برای تحقیق بیشتر حمایت می کند.

حریری گفته است دادگاه بین المللی باید با جدیت آنچه را که نصر الله مطرح کرده است بررسی کند .

نخست وزیر لبنان گفته است سخنان نصر الله دیدگاه بسیاری از لبنانی هاست و حاوی اطلاعات و اسنادی است که نمی توان به آن اعتنایی نکرد.

حریری افزوده است ” من شخصا از بررسی این قرائن حمایت می کنم زیرا برایم به عنوان نخست وزیر و ولی دم دانستن حقیقت ، مهم است “.


 


آیت الله دستغیب در پاسخ به نامه خانواده های زندانیان با عذر خواهی از آنان، خطاب به هیات حاکمه اظهار داشت: ساعت، نزدیک است! راهی که می روید خطاست‬.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب، در پی ارسال نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی اخیر برای آیت الله سیدعلی محمد دستغیب، ایشان جوابیه ای دادند که در زیر می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب به اندازه خود از شما عذر خواهی می کنم که نمی توانم به دادخواهی و تظلّم شما رسیدگی کنم؛ امّا با امید به خدای بزرگ و کمک چهارده معصوم(علیهم السلام) و اولیاء گرامش بشارت می دهم که روشنایی نزدیک است؛ که خداوند می فرماید: «ساعت نزدیک است». و هیئت حاکمه را به این معنی گوشزد می کنم که احتمال بدهید این راهی که می روید اشتباه است؛ شما ادّعا می کنید که به قرآن و سنّت و قیامت اعتقاد دارید و خود را بهترین می دانید؛ در عین حال احتمال اشتباه هست؛ و برای یک دفعه هم که شده با چند نفر از علماء و مراجع در یک نشست دوستانه و بدون خوف و بدون قوای نظامی و انتظامی و اطلاعات آنچه را که واقع است بگویید؛ از وضع فتنه گران – به قول شما – و علت پیش آمدها و دستگیری ها و زندان ها و قضاوت ها با توجیهات که لابد برای حفظ نظام است بگویید؛ و جواب صریح آنها را با اطمینان آنها که مورد حمله بسیجیها و یا به قولی لباس شخصی ها قرار نمی گیرند؛ آن گاه ببینید که نظر واقعی اسلام یعنی قرآن و سنّت چیست.

بالاخره این وضع می گذرد و شما هم همیشه نیستید امّا اعمال شما در نزد خداوند و تاریخ ثبت می شود. حیف است که با این همه شهدا و جانبازان از پیش از انقلاب و پس از آن و استقبال مردم خوب این وضع بوجود آید. اگر می گویید مقصّر تو و امثال تو هستید؛ من و امثال من که نه نیرویی در پشت سر داریم و نه زندانی و تشکیلاتی؛ و اگر می گویید که مردم را تهییج می کنید که آن هم واقعیت ندارد که جز نصیحت و خیرخواهی نبوده و نیست.


 


فخرالسادات محتشمی پور در یادداشتی  خطاب به محسن رضایی گفته است که “اگر قصد حفظ موقعیت خود را داشته اید لااقل با وکلای زندانیان سیاسی گفتگویی داشته اید تا در جریان محاکمه های غیرعادلانه آنان قرار بگیرید؟ ”

محتشمی پوربا اشاره به شکواییه ای که هفت فعال سیاسی از یک مقام سپاه تهیه کرده اند، گفت:” همسرم فعلا بنا ندارددرباره  اقدامات غیرقانونی سردار مشفق و همکارانش در طول بازداشت غیرقانونی خود در ۱۱۸ روز انفرادی، نحوه بازجویی ها به ویژه در یک ماه اول و قبل از علنی شدن فاجعه کهریزک، محتوای بازجویی ها، علت گردن دردهای شدید در دوران بازجویی ها، وضعیت تغذیه در ۷۲ روز اول بازداشت، وسایل غیراستاندارد خواب به رغم دیسک کمر ۲۵ ساله و نقش مقامات نظامی و امنیتی در تشکیل دادگاه ها و احکام صادره منتج آن سخنی بگوید.  صحبتی کند.”

به گزارش سایت کلمه، متن این نوشته به شرح ذیل است:

دو روز پیش دوستی مطلبی را برایم ارسال نمود که منبع آن سایت تابناک ذکر شده بود. محتوای مطلبی که با توجه به انتساب این سایت به آقای محسن رضایی که معمولا در عرصه سیاست سعی می کند مشی میانه روی اتخاذ کند و برای ماندن در طریق میانه و اعتدال به طور طبیعی در انتشار مطالب هم باید دقت و ریزبینی بیشتری به کار رود، بسیار تعجب برانگیز بود. با مراجعه به سایت مذکور متوجه شدم که مطلب به نقل از یکی از رسانه های دروغ پرداز دولتی که از بیت المال ارتزاق می کند و تخم کینه و تشتت و افتراق می پراکند، رجانیوز، بوده است. اما این آگاهی چندان تغییری در داوری خواننده نسبت به عدم بی طرفی منبع نقل کننده ایجاد نمی کند.

از آن جا که شواهد و قرائن حاکی از آن است که کمبود سند و مدرک و استدلال برای اثبات داستان تخیلی انقلاب مخملین و در نتیجه ضرورت توجیه سرکوب و بگیروببندهای پس از آن رسانه های دولتی را مکلف به دروغ سازی و حاشیه پردازی های جهت دارکرده است، در این مقال بنای پاسخ به مطالب کذب آن ها را ندارم جز مواردی که به لحاظ حقوقی جای شکایت برای اعاده حقوق شهروندی خود، خانواده و همسرم داشته باشد که با مشاوره حقوقی در زمان لازم اقدام خواهد شد. اما در ارتباط با سایت تابناک که به زعم ما هنوز در جرگه رسانه های مقید به اصول غیراخلاقی و ارزش های غیرشرعی و غیرانسانی قرار نگرفته است، می توان رویه متفاوتی داشت. با توجه به ادعاهای اغواگرانه مطرح شده در گزارش مزبور لازم می دانم نکاتی را جهت تنویر افکار عمومی در قالب سؤال از مسئول محترم سایت، جناب آقای محسن رضایی مطرح کنم:

آقای رضایی حضرتعالی معنای زندان را آن هم در سلول انفرادی که به تعبیر رهبری خود فی نفسه مصداق شکنجه است برای مدیران و خدمتگزاران پاک و صادق نظام و انقلاب و بهترین فرزندان این ملک و ملت توسط مدعیان حفظ نظام و ارزش های آن می دانید؟ و آیا هیچ گونه اطلاعی از شرایط سخت و غیرقابل تحمل فیزیکی، بهداشتی و روانی آن طی ماه ها اسارت دارید؟ آیا به هیچ یک از اسرای آزاده در زمان مرخصی و بیرون بودن از زندان سر زده اید و از نزدیک در جریان شرایط ظالمانه به وجود آمده برای آنان و خانواده هایشان قرار گرفته اید؟ و یا اگر قصد حفظ موقعیت خود را داشته اید لااقل با وکلای آن ها گفتگویی داشته اید تا در جریان محاکمه های غیرعادلانه آنان قرار بگیرید؟ از وضعیت پزشکی اینان تا چد باخبرید؟ آیا گزارش های پزشکان متخصص و حتی سازمان پزشکی قانونی را مطالعه کرده اید یا شما هم برای زندانیان سیاسی هیچ حقوق انسانی متصور نیستید و معتقید هرکس با ما نیست برماست و سرنوشت محتومش نابودی آن هم در نهایت ذلت و خواری است؟؟؟

بنا ندارم به تک تک ادعاهای غیرمنصفانه گزارشکر مطلب رجانیوز بپردازم و هریک از عزیزان نامبرده در آن و خانواده هایشان می توانند در صورت صلاحدید پاسخگو باشند اما به واقع شرایط سخت زندان که حتی برای مجرمین واقعی منطقی و قابل قبول نیست به زعم شما ایجاد کننده مشکلات بهداشتی و یا تشدید کننده مشکلات پزشکی و بیماری های زندانیان نیست؟ در این نوشتار و نوشتارهای این چنینی قرار است چه چیز اثبات شود؟ شرایط بهداشتی عالی؟ تغذیه مناسب؟ شرایط روحی و روانی ممتاز؟ دسترسی آسان به پزشک و امکانات بهداشتی لازم؟

کاش حداقل ازادی و امکان بازدید هیأت های بی طرف از زندان های رسمی و غیررسمی جمهوری اسلامی ممکن بود تا جامعه پزشکی کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شورای شهر، کانون ها و انجمن های مدافع حقوق شهروندی و حقوق زندانیان سیاسی و نمایندگان وکلا و خانواده های زندانیان سیاسی، نمایندگان مطبوعات و رسانه های مستقل و آزاد و معدود احزاب و رسانه های اصلاح طلب بتوانند شرایط نگهداری انسان های آزاده و مؤمن به آزادی و استقلال کشورشان را که صرفا به دلیل منتقد و معترض بودن دربند ستم به سر می برند از نزدیک مشاهده کنند و به جهانیان با افتخار بگویند که اگر نظام قضائی ما عادلانه نیست و علیرغم ادعاها، برخی شخصیت ها مصونیت قضائی دارند و به شکایت ها علیه ایشان رسیدگی نمی شود و در آن نظام بعضی برابرتر هستند و نورچشمی هستند و قرار نیست هیچ گونه اعترافی در شرایط غیرانسانی از کسی در موردشان گرفته شود بلکه مخالفین و شکاتشان تنبیه می شوند تا برای همیشه تصور برابری در محکمه اسلامی به فراموشی سپرده شود و سیره نبوی و علوی در این حوزه داستانی تخیلی فرض شود، اما لااقل حقوق اولیه زندانی به رسمیت شناخته می شود و رفتارها با آنان محترمانه است و جان و روان آنان طبق احکام اسلامی عزیز و محترم داشته می شود. تحقیر و توهین نمی شوند و با امکانات حداقلی سلامتشان به مخاطره نمی افتد. نه این که برای نمونه بهداشت دهانشان و بهداشت پوستشان و دیگر اندام و اعضائشان به ورطه خطر بیفتد و در صورت کمبود کادر بهداشتی درمانگاه از پزشکان داوطلب زندانی هم استفاده نکنند.

و اما در مورد همسرآزاده قهرمانم سید مصطفی تاجزاده:

ایشان فعلا بنا ندارد درباره اقدامات غیرقانونی سردار مشفق و همکارانش در طول بازداشت غیرقانونی خود در ۱۱۸ روز انفرادی، نحوه بازجویی ها به ویژه در یک ماه اول و قبل از علنی شدن فاجعه کهریزک، محتوای بازجویی ها، علت گردن دردهای شدید در دوران بازجویی ها، وضعیت تغذیه در ۷۲ روز اول بازداشت، وسایل غیراستاندارد خواب به رغم دیسک کمر ۲۵ ساله و نقش مقامات نظامی و امنیتی در تشکیل دادگاه ها و احکام صادره منتج آن سخنی بگوید. آن چه برای او مهم است رسیدگی به شکایت از آقای جنتی است که در صورت محقق شدن آن، مسئله تخلف و تقلب در انتخابات برای همیشه حل خواهد شد. همانگونه که مستحضرید ایشان اخیرا به همراه دیگر بازداشت شدگان غیرقانونی توسط سپاه پاسداران، از سردار مشفق و همکاران کودتاگرش شکایت کرده است که قصد پیگیری آن را تا حصول نتیجه دارند. اما تنها برای این که کذب بودن مطالب رجانیوز روشن شود، اعلام می کنم آقای تاجزاده پس از عارضه کمردرد شدیدی که تاب و توان و خواب از ایشان گرفته و زندگی عادی شان را مختل کرده بود، با مراجعه به پزشکان متخصص و متعهد(آقایان اساتید و اطباء ارجمند و افتخار جامعه پزشکی کشور نوربخش، شیرانی، صادقی، طباطبایی، قدسی و صادقی) در فاصله ۲۰ فروردین ماه تا ۵ اردیبهشت، به تشخیص آنان گردن نهاده نهایتا در روز پنجم اردیبهشت به رغم احضارش به زندان در بیمارستان بستری و بیش از سه ساعت زیرتیغ جراحی قرار گرفت. تجویز حداقل دو ماه استراحت مطلق را رعایت نمود و کلیه گزارش پزشکی و مدارک و اسناد مربوطه را در اختیار قاضی پرونده قرار داد که قطعا بازجوها نیز در جریان آن هستند و حتی به درخواست قاضی به پزشکی قانونی نیز مراجعه نموده و پرونده در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفت و پزشکانشان برای اطمینان خاطر مجددا رادیوگرافی از ناحیه جراحی شده کرده ضمیمه پرونده نمودند. همه عزیزانی که طی این دوران بویژه در روزهای اولیه پس از عمل جراحی ، طبق سنت اسلامی بزرگوارانه وقت خود را به عیادت ایشان اختصاص دادند، از جمله عزیزانی که اقتدارگرایان خشونت طلب از شدت حقد و کینه چشم دیدنشان را و تحمل افزایش محبوبیتشان را نزد مردم ندارند، ونیز کادر پزشکی بیمارستان، شاهد ضعف مفرط و کندی روند بهبود و طولانی بودن دوره نقاهت ایشان بوده اند. لازم می دانم یادآوری کنم آقای تاجزاده علیرغم مشکلات جسمی و درد و بیماری درخواست مرخصی نداده اند و پس از ۲۷۰ روز حبس در سلول های انفرادی و چند نفره به تشخیص آقایان به مرخصی آمدند.

در خاتمه بار دیگر آقای محسن رضایی را متوجه اهمیت مشکلات بهداشتی عزیزان دربند می کنم و حالا که خواسته یا ناخواسته در معرض اطلاعات نادرست قرار گرفته اند به ایشان توصیه می کنم از جانب خودشان و یا برادر ارجمندشان که پزشک و نماینده مجلس هستند ( و در آغازین روزهای سخت و هول انگیز بی خبری دست به دامان ایشان هم شدیم تا از پشت دیوارهای بلند ستمکده اوین و دو الف خبری برای ما بیاورند و نمی دانم چه اقدامی کردند) و یا هرشخص یا نهادی که مورد توافق آقایان مسئولین دولتی قرار گیرد، موضوع بهداشت زندانیان را که لزوما در کوتاه مدت مخاطراتش بروز نمی کند مورد توجه و رسیدگی قرار دهند و گزارش آن را منتشر کنند. هرچند بازدیدهای کوتاه و عدم امکان گفتگو با زندانیان در محیطی آزاد و بدون کنترل نمی تواند معرفت لازم را از شرایط واقعی زندان بدهد.

باشد که این گونه اقدامات حسن سابقه ای باشد برای آقایان در روزی که انشاء الله به مدد خواست عمومی مردم و جنبش سبز، اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد محقق شود.


 


مهسا امرآبادی، روزنامه نگار و همسر مسعود باستانی روزنامه نگار دربند، در دلنوشته ای به مناسبت فرا رسیدن ماه مباک رمضان، نوشته است: مسعودم، بار دیگر ماه رمضان آمد و تو به همراه انسان بزرگ دیگر در زندانید، دعایمان کنید که دعای مظلوم زود مستجاب می شود، عزیزم امسال هم کاسه صبر را به سفره افطارت اضافه کن، باشد که خدا هم در این لحظات فراق، ما را در آغوش خود گیرد و کاسه صبرمان را لبریز نکند.

به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی متن  این نوشته به شرح زیر است:

ما را شکستگی به نهایت رسیده است

چندان شکسته ایم که نتوان دگر شکست

ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست

شیشه چو بشکند تیزتر شود

این روزها را می‌گذرانم بی آن‌که بدانم چگونه می‌گذرد این تلخی‌های هر روزه‌ام. تلخم مسعودم؛ از تلخی‌ای که در جان همه دوستانم و در رگ و تن پیر این سرزمین رفته است.

اصلا می دانی؟ خوب شد که نیستی. چه خوب است که در زندان نشسته‌ای و هنوز به آینده امیدواری. چندی پیش بود که می‌گفتی نمی‌خواهی به هر قیمت آزاد شوی و چقدر این حس بد است که نخواهی در در سرزمینی که همه عمر به آن عشق می ورزیدی، آزاد باشی. چقدر مایه‌ شرمساری است که دوستان دربندمان خواهان آزادی در کشوری که بهای مرگ از بهای آزادی افزون‌تر است، نیستند و این را فریاد می زنند.

اما حق بده که دلم بگیرد از این سرزمین پیر. هزار سال هم که اینطور در خیابان‌های این شهر، بی قرار راه بروم و به خاطره‌هایمان فکر کنم و عکس‌هایت را نگاه کنم، این بی قراری‌های بی پیر علاج ندارد که این شهر واقعا مرا حبس شده است بی تو.

که هر روز خبری تلخ می‌نشنید بر جانم و چه بد است که این تلخی‌ها را پذیرا شده‌ایم. اکنون دیگر پذیرای اعتصاب غذای دوستانمان شده‌ایم، پذیرای انتقال شبنم مددزاده به زندان رجایی شهر شده‌ایم و دیگر همه چیز انگار عادی شده است که اینک قصابانند بر گذرگاه‌ها مستقر…

الان دیگر حتی از تبعیض‌ها تعجب نمی‌کنم. دیگر از این که نیستی تعجب نمی‌کنم، انگار نبودنت در تک تک سلول‌های بدنم رفته و عادت کرده‌ام که دیگر نباشی و در عین حال باشی و در خانه پرسه بزنی؛ در خیال زیبای من، ببینمت که هی راه می‌روی و هی سوژه می‌دهی برای نوشتن و با آن آشفتگی همیشگی‌ات از همه جا و هر موضوعی حرف می‌زنی و من هم به کار خودم مشغول باشم.

باید نوشت باید بنویسم از آنچه بر من و تو و همه‌گان می‌رود. زندگی ما،عجیب، قرین سرنوشت مردم و سرزمین مان شده است، پس چه باک که همه بفهمند بر ما چه می‌رود که باید بفهمند “من و تو انسان را رعایت کردیم”.

عجب دنیای بر عکسی‌ست. تو یک سال و اندی است که در زندانی اما به جای آنکه دوری را تجربه کنیم، هر روز به هم نزدیک‌تر می‌شویم، هستی و نیستی در خانه و می‌چرخی و راه می‌روی و حرف می‌زنی با من در این خانه تنهای بی تو. بدون تو، اما مالامال از تو. مالامال از صدا و بوی تو و بی‌قراری‌های همیشگی‌ات که دنیا را به گونه‌ای دیگر می‌خواستی و الان می فهمیم که دنیای بر عکسی‌ست.

عزیزکم، سرت سلامت و سبز باشد که آزادی را می‌ستایی اما نه به هر قیمت و شکلی. این است قول و قرار ما، این همان زندگی شرافتمندانه‌ای است که وعده آن را به من داده بودی، و الان می‌بینم که چه خوب وعده به جا می‌آوری و روی قولت می‌مانی.

عجب دنیای برعکسی‌ست، در زندان هستی و در حبس آزاده‌ای. بگذار تمام این سال‌های جوانی را در زندان سپری کنی، اما این صبر هم اجری دارد که خدای من و تو آن را نوید داده است.

من منتظر آن روز خدا هستم، آن روز دیگر دستانم خالی نیست از نبودنت و در عین حال بودنت، در آن روز دیگر برایت آزادی را از پشت تلفن تصویر نمی‌کنم، خودت هستی و می‌بینی. آن روز تو باید تصویر کنی زندان را برای نسل فردا که نیاز دارند به دانستن بهای آزادی.

عجب دنیای برعکسی‌ست، از پشت خطوط تلفن آرامم می‌کنی و می‌گویی ناجی‌ات هستم.

می بینی؟ ناجی و غریق هر دو یکی شده‌اند و در این دریای طوفانی هر کدام آن دیگری را به سوی ساحلی سبز و آرام راهنمایی می‌کنند. عجب دنیای برعکسی‌ست که تو از زندان به من روحیه می‌دهی و من را به صبر دعوت می‌کنی.

نجات ناجی توسط غریق چقدر سخت است؟! غریق به عشق کشف ساحلی دیگر دل به دریای پر آشوب زده است و اکنون ناجی‌اش نیز به آن ساحل رویایی دل بسته است، انگار غریق و ناجی هر دو تشنه آن ساحل دوردست و سبز، دل به دریا زده‌اند و هیچ یک را انگیزه‌ای برای بازگشت نیست. غرق و ناجی هر دو طالبند و این طلب سهم بسیاری در پیوندشان دارد، پیوندی که در این طلب شکل گرفته است و از آنها طالبانی ساخته که هیچ کدام حاضر به بازگشت نیستند، پس چگونه می‌توان به داستان عجیب غریق و ناجی پایان داد؟ آیا راهی جز تلاش برای دستیابی به آن سوی ساحل رویایی در پیش رویشان باقی مانده است؟؟

چه می‌توان کرد وقتی گرفتار زیبایی‌های آن ساحل سبز هستیم و زخم‌های وجودمان از کشف آن ساحل هنوز جراحت دارد؟

ما آرمان‌هایمان را باور کرده‌ایم، باوری که از پس آن “ایمان”، که بخش دیگری از این زندگی است، رشد یافته و مزه این ایمان در لحظات فراق چقدر شیرین است و خدا هم صابرین را دوست دارد.

مسعودم، بار دیگر ماه رمضان آمد و تو به همراه انسان بزرگ دیگر در زندانید، دعایمان کنید که دعای مظلوم زود مستجاب می شود، عزیزم امسال هم کاسه صبر را به سفره افطارت اضافه کن، باشد که خدا هم در این لحظات فراق، ما را در آغوش خود گیرد و کاسه صبرمان را لبریز نکند.

صبر پیشه کن عزیز دلم

صبر پیشه کن

در بطن کوسه‌ای که تو را خورده است

گله معنا ندارد.‏

گیر کرده‌ای عزیز دلم

گیر کرده‌ای

و تو هم که یونس و عمران نیستی.‏

ـ شمس لنگرودی


 


فاطمه رجبی با تاکید بر اینکه یکی از معضلات نظام جمهوری، همین رای گرفتن ها می باشد”، خواستار حذف پست ریاست جمهوری از کشور شد و اظهار عقیده کرد “کشوری که رهبر و به خصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، رئیس‌جمهور همیشه یک معضل است، چرا که وقتی رهبری سیاست‌ها و چهارچوب حرکت نظام را مشخص می‌کند، یک قدرت اجرایی به نام نخست‌وزیری باید این سیاست‌ها را دنبال کند.”

این فعال اصولگرا تصریح کرد “ما دنبال حکومت اسلامی بودیم، جمهوری اسلامی نمی دانم چطور در وسط کارزار حکومت اسلامی مطرح شد.”

همسر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت نهم و عضو سابق شورای نگهبان، ضمن رویکردی به دهه شصت، پیرامون اعتراضات میرحسین موسوی به برخی مقامات ارشد نظام گفت “آخرکار یادم می‌آید مهندس موسوی، استعفایی نوشتند که امام خیلی تند و صریح به وی گفت تو لازم نیست از این مصدق‌بازی‌ها برای ملت دربیاوری.”

نویسنده کتاب “احمدی‌نژاد، معجزه هزاره سوم”، طی مصاحبه ای با نشریه «همشهری ماه»، با بیان اینکه “من با حزب مخالف هستم”، خاطرنشان کرد “حزب تأسیسات فاسدی است، دگماتیسم به وجود می‌آورد.”

هاشمی رفسنجانی منشا بسیاری از انحرافات در انقلاب است

فاطمه رجبی طی حمله به تمام مخالفین دولت، در نهایت هم همه فلش‌ها را به سمت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌برد و اظهار عقیده می کند “همه آنها به نوعی، چه در عمل و چه در منشور فکری خود متاثر از هاشمی هستند و او هم منشأ بسیاری از انحرافات در انقلاب اسلامی است. ”

جمهوری اسلامی از کجا پیدایش شد

اینن فعال اصولگرا بدون نیم نگاهی به اظهار نظر رهبر فقید جمهوری اسلامی مبنی بر “جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر”، ادعا کرد “من قائل به حکومت اسلامی هستم. برای اینکه در شعارهای انقلاب هم حکومت اسلامی مطرح بود. در صحبت‌های امام در پاریس هم که دقت کنید، چه قبل از سفر پاریس و چه در سخنان ایشان در پاریس، ایشان مدام از حکومت اسلامی نام می‌برند. من همیشه با خود می‌گویم که مثل عدالتخانه‌ای که در مشروطه، خواسته همه مردم بود و یکدفعه مشروطه از آسمان افتاد و معلوم نشد از کجا وسط کارزار عدالتخانه افتاد و همه دنبال مشروطه رفتند، جمهوری اسلامی هم نمی‌دانم چطور در وسط کارزار حکومت اسلامی مطرح شد.”

یکی از معضلات جمهوری همین رأی گرفتن‌هاست

رجبی در توجیه سخن خود ادامه داد “یکی از معضلات جمهوری همین رأی گرفتن‌هاست که در عمر ۳۰ ساله جمهوری اسلامی دو بار مردم فریب خوردند. یکی همین مساله بنی‌صدر است که توانست رأ‌ی بگیرد. البته بنی‌صدر قدرت و نفوذ کلام زیادی داشت. زبان محاوره‌ای را به بهترین شکل انجام می‌داد و مخاطب را جذب می‌کرد. ظاهر ساده‌ای داشت. آن زمان که همه با کراوات و پاپیون و تیپ‌های آن‌چنانی و در تضاد ‌با مردم و فرهنگ انقلاب می‌گشتند، از بدو ورود بنی‌صدر مردم چنین چیزی را درباره او ندیدند. بالاخره توانست رأی مردم را جذب بکند…”

وی معتقد است “در صورت جمهوری و رای گیری، مردم قربت الی الله رای می‌دهند و بنی‌صدر از درون صندوق‌های رای درمی‌آید و او هم شمشیر را از رو علیه اسلام و انقلاب می‌بندد. بار دیگر هم مردم به خاتمی رای می‌دهند…این جمهور است که با آن مشکل‌ دارم.”

در حکومت اسلامی تفکیک قوا نداریم

رجبی معتقد است “تفکیک قوا و پارلمان و امثالهم در حکومت اسلامی قطعا نیست. اگر ما حکومت اسلامی را حکومت امیرالمؤمنین بدانیم، این شکل حکومت به شکل امروزی وجود نداشت. شما ممکن است بگویید در دنیای جدید این پذیرفته نیست. البته به لحاظ شکلی پذیرفته نیست ولی در حکومت اسلامی یک نفر است ولی و رهبر که کارها را به عهده دارد.

فاطمه رجبی همچنین ادعا کرد اگر رئیس جمهوری برداشته شود، “دیگر اینکه یک نفر رئیس‌جمهور می‌شود مثل بنی‌صدر و در برابر رهبری قد علم می‌کند، هرگز وجود ندارد. رهبری مبسوط الید است. اینها را بنویسید، هرچند تخریب هم خواهد شد. من قانون اساسی را که برای رهبری چند اختیار و حق گذاشته، محدودالید کردن رهبری می‌دانم. شما هم اگر بررسی کنید می‌بینید امام هم فراتر از اینها عمل می‌کردند.”

قانون نباید برای رهبری وظیفه مشخص کند

رجبی با فعال مایشاء دانستن رهبری و اشاره ای تلویحی به فتوای اخیر رهبر جمهوری اسلامی در تام الاختیار دانستن خود، اظهار عقیده کرد “اینکه قانون اساسی وظایف رهبری را مشخص می‌کند صحیح نیست، زیرا ولی فقیه و به خصوص ولایت مطلقه فقیهی که امام مطرح کردند و بدان عمل نمودند، جانشین رسول‌الله است و همان اختیاراتی را دارد که رسول خدا دارد و در چند بند قانون اساسی خلاصه نمی‌شود. ”

حزب فاسد است

رجبی بدون رویکرد به ماهیت و کارکرد حزب سیاسی، مدعی شد “من با حزب مخالف هستم. حزب تأسیس فاسدی است. دگماتیسم به وجود می‌آورد و به همین خاطر هم با همه ارادت و علاقه‌ای که به شهید بهشتی و به خصوص مقام معظم رهبری داشتم، هیچ‌گاه عضو حزب نشدم.

تحکیمی های آن موقع شلاق می زدند

فاطمه رجبی همچنین رویکردی به رفتار اعضای دفتر تحکیم در دهه شصت داشته و پیرامون رفتار آنها با همسر خود (غلامحسین الهام) اظهار می دارد “دکتر از طرف افراد تحکیم خیلی در دانشگاه اذیت شد. حتی این را برای شما بگویم که افراد تحکیمی خود رئیس شده، گفته بودند که هر کس تاخیر داشته باشد او را تنبیه بدنی می‌کنیم. حالا ببینید اینها الان چقدر ضد خشونت شده‌اند. آن مقطع تحکیمی‌ها شلاق می‌زدند. خیلی وقت‌ها خودشان تاخیر داشتند اما هر وقت دکتر الهام تاخیر داشت به‌خاطر مواضع فکری‌اش او را تنبیه شدیدی می‌کردند. برای مثال به بهانه تاخیر کف دستش شلاق‌های فراوان زدند. ”

نظر بنی صدر در مورد حجاب خوب بود

رجبی با اشاره به دوران اول انقلاب که هنوز مسئلۀ حجاب اجباری مطرح و فراگیر نشده بود، خاطرنشان کرد “بنی صدر در خصوص حجاب زنان مسائلی را مطرح می‌کرد که بسیار خوب بود. در خصوص حجاب زنان یک سخنرانی‌ای داشت که ما رفتیم پای سخنرانیش دردانشگاه شهید بهشتی. با اینکه من موافقش نبودم اما واقعا آدم افتخار می‌کرد که کسی که تحصیل‌کرده فرانسه است و ۱۷ سال در آنجا بوده است و در آن شرایطی که هنوز حجاب در کشور وجود نداشت، این‌طور با منطق و استدلال در میان توده‌های عامی مردم از حجاب اسلامی دفاع می‌کند. ”

شباهت مخالفان احمدی نژاد و بنی صدر

نویسنده کتاب “احمدی‌نژاد معجزه هزاره سوم”، ادامه داد “من همین جا بگویم که کارهایی که الان می‌بینیم علیه احمدی‌نژاد و توطئه‌هایی که علیه احمدی‌نژاد از طرف قدرت طلبان است، شاید آن روز هم علیه بنی‌صدر صورت می‌گرفت. اینجا هم هیچ اشکالی ندارد اگر هر نوع تخریی علیه من صورت بگیرد.”

رئیس‌جمهور همیشه یک معضل هست

فاطمه رجبی می گوید “در حوزه مسائل حکومتی، رهبر این اختیارات را تفویض و تنفیذ می‌کند به یک فرد. اصلا معنی تنفیذ ریاست جمهوری همین است.الان پس از گذشت چند دوره معتقد هستم و فکر می‌کنم خیلی‌ها هم معتقد باشند، ولی از ترس تخریب نخواهند بگویند. ولی در ترمیم قانون اساسی باید ریاست جمهوری برداشته می‌شد و نخست‌وزیری باقی می‌ماند. کشوری که رهبر دارد و به خصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، رئیس‌جمهور همیشه یک معضل هست، یعنی می‌تواند معضل‌ساز باشد. چون او هم دارای اختیاراتی است که نمی‌توان مطابق قانون آن را نادیده گرفت. وقتی رهبری سیاست‌ها و چهارچوب اصلی حرکت نظام را مشخص می‌کند، بنابراین یک قدرت اجرایی به نام نخست‌وزیری باید باشد که بتواند این سیاست‌ها را دنبال کند. من معتقدم با این اقدام خیلی از این معضلات ممکن بود کمتر باشد. اصلا اینکه افراد بیایند خودشان را مطرح کنند؛ این بلواهایی که بر سر انتخابات ریاست جمهوری می‌آید دیگر در کشور وجود نداشت نخست‌وزیر به وسیله مجلس یا شکلی که قانون مشخص می‌کرد انتخاب می‌شد و دنبال کارهای اجرایی می‌رفت. ”

از اول انقلاب با آقای هاشمی مخالف بودم

فاطمه رجبی ادعا می کند “از اول انقلاب با آقای هاشمی مخالف بودم…نمی‌دانم چقدر از عمر انقلاب گذشته بود، مخالفتم از آنجایی شروع شد که گوشه یکی از روزنامه‌های آن زمان دیدم از قول یکی از خبرنگاران خارجی نوشته بود اکبر هاشمی رفسنجانی، می‌رود به قدرتمندترین مرد ایران تبدیل شود. کیهان یا اطلاعات. همین‌جا یک جرقه در ذهنم شکل گرفت. برای من خیلی نکته منفی‌ای بود. این جرقه، ذهنیت منفی را ساخت ولی در مجلس ایشان خوب عمل می‌کرد اما نقطه ضعف‌های بزرگی هم داشت.همین که افراد را مسخره می‌کرد.

کار هاشمی خیلی تخریب‌گر بود

این فعال اصولگرا اظهار عقیده کرد “کار هاشمی خیلی تخریب‌گر بود…لاریجانی که مدیریتش اصلا قابل بحث نیست. موارد دیگری که می‌شود گفت مثلا وقتی بنی‌صدر اعلام کرد که من مناظره تلویزیونی می‌کنم به شرطی که اول فرودگاه‌ها را ببندید که یعنی بهشتی فرار نکند. بعد بهشتی گفت که بنی‌صدر خودش متهم است. شکایاتی شده است، اول باید بیاید در دادگاه به اتهاماتش رسیدگی شود بعد مناظره داشته باشد، رجایی هم پذیرفت. گفت این کار مشکل دارد. هاشمی فکر کنم در خرم‌آباد بود. در آنجا اعلام کرد من حاضرم مناظره کنم. من دیدم ایشان مدام خط‌شکنی و صف‌شکنی می‌کند. در ذهنم این مسائل باقی ماند.حالا این مطالب تو ذهن من نقش بست بعد کم کم آمد اضافه شد به یک سری مسائل که نمی‌توانم بگویم.”

موسوی و مصدق بازی

فاطمه رجبی در اشاره ای به سالهای انتهایی جنگ و اعتراضات موسوی به عملکرد مقامات کشور گفت “آخرکار یادم می‌آید سرمساله‌ای مهندس موسوی، استعفایی نوشتند که امام خیلی تند و صریح به مهندس موسوی گفتند تو می‌خواهی مصدق‌بازی دربیاوری. با اینکه ما فکر می‌کردیم چقدر امام(ره) روی مهندس موسوی نظر مثبت داشتند و اما هیچ ملاحظه‌ای نکردند و چنین صریح به مهندس موسوی عتاب کردند و گفتند تو لازم نیست از این مصدق‌بازی‌ها برای ملت دربیاوری.”

امام با رهبری متفاوت بود

رجبی می گوید “مشی رهبری با امام متفاوت است. شاید برای ما خیلی عجیب بود که امام به مجلس نهیب می‌زدند به رئیس قوه قضائیه نهیب می‌زدند، ولی ایشان این روش را ندارند، بسیار با صبر و حوصله رفتار می‌کنند. بعد‌ها متوجه می‌شویم که تمامی این تذکرات را رهبری به مسوولان داده‌اند ولی اینها عمل نکردند. شرایط فرق کرده بود وهاشمی با یک جو تهاجمی علیه گذشته آمدند.”

فائزه هاشمی، پیشگام فرهنگ‌ستیزی

همسر غلامحسین الهام در ادامه سخنان خود، فائزه هاشمی رفسنجانی را مورد حمله قرار داد و گفت “پیشگام فرهنگ‌ستیزی در عرصه زنان، دختر هاشمی رفسنجانی بود. روزنامه‌ای که منتشر می‌کرد، عقایدی که در خصوص زنان منتشر می‌ساخت. چند بار همراه با مردم تهران تظاهرات علیه فعالیت‌ها و اقدامات وی داشتیم. منتها ما را فریب دادند. در طول راه شعارهای مردم را سانسور و تغییر دادند و عده‌ای جلوی مجلس با باتوم جلویمان ایستادند و ما را تهدید کردند که اگر نزدیک شوید برخورد می‌کنیم.”

من به عنوان دختر یک روحانی می‌گویم که این کارها حریم‌شکنی و سنت‌شکنی در رفتار روحانیون است که آقای هاشمی خیلی راحت به این ساختارشکنی تن داد. ما به عنوان خانواده‌های روحانی از هاشمی رفسنجانی نمی‌گذریم. ”

حساب هاشمی را با خاتمی یکسان نمی‌دانم

این فعال اصولگرا همچنین می گوید “از نظر شخصی حساب هاشمی را با خاتمی یکسان نمی‌دانم، هاشمی را دارای مزایای بیشتری از لحاظ مسائل شخصی نسبت به خاتمی می‌دانم.برای مثال گاهی مواقع به روحانی بودن خود تکیه می‌کرد.من هم به عنوان دختر یک روحانی خیلی از این کار آقای هاشمی استقبال می‌کردم…هاشمی الان مدافع سرسخت حزب گرایی شده است.

آقای هاشمی! شما زمان خودتان کی حزب گرایی را مطرح می‌کردید. شما زمان خودتان کی مردم گرایی را مطرح می‌کردید. کی به آرای مردم اهمیت می‌دادید.”

فاطمه رجبی ضمن حمله به دولت اصلاحات، پیرامون یکی از دستاوردهای آن می گوید “بیرون آمدن دولت اصلاحات از دولت توسعه نشان می‌داد که برنامه‌های توسعه نتیجه خود را داده است همان نتایجی که پیش از این اشاره شد. البته یک نکته مثبت در دولت اصلاحات بود از یک سو ۹۹ درصد به اسلام حمله می‌کردند و بعد به نظام اسلامی حمله کردند، اما ازاین طرف هم برای یک درصد هم راه باز شد تا امثال من بتوانند حرف‌های خود را بزنند. ”

مشایی از جنس احمدی نژاد نیست

فاطمه رجبی با اشاره به جنجال های اخیری که پیرامون اظهارات رحیم مشایی، پیرامون “مکتب ایرانی”، صورت گرفته، گفت ” مشایی از جنس احمدی‌نژاد نیست. مشایی که یک حرکات‌های مغایر با اسلام و مبانی انقلاب اسلامی دارد. امیدوارم پاسخشان دل دوستداران را شاد کند و موجب رضایت خداوند و امام زمان باشد.”

سیاست‌های آمریکا قابل تغییر نیست

وی معتقد است “اگر من رئیس‌جمهور بودم نامه به اوباما را نمی‌نوشتم.من دفاع بی‌منطق از هیچ‌کس نخواهم داشت. چرا که سیاست‌های آمریکا قابل تغییر نیست. آمدو رفت رئیس‌جمهور‌ها هیچ تغییرکلی‌ای در مشی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا ندارد.”

وی همچنین درباره ضرغامی، خاتمی، مشایی، هاشمی رفسنجانی، قالیباف و احمدی‌نژاد نیز مطالبی را اظهارداشته است، که در ویژه نامه «همشهری ماه»، شماره ۵۰ قابل دسترسی است.


 


کلمه – گروه سیاسی: استالین برای استیلای یک نظام توتالیتر تمام عیار بر اتحاد جماهیر شوروی نیازمند شکستن و محو هر گونه اعتراض و مخالفت سازمان یافته یا فردی٫ بالفعل یا بالقوه بود. انجام این امر به نهادهای امنیتی ویژه با قدرت نامحدود به مثابه یک دولت سپرده شده بود. آنها برای تحقق ماموریت خود مجاز به استفاده از هر وسیله و روشی بودند و سازمان قضایی کشور تیز تحت امر آنها عمل میکرد. حوزه عمومی غیر دولتی و حریم خصوصی معنا و مفهوم نداشت. دولت حق مداخله در کلیه امور را داشت و همه امور هم جنبه امنیتی داشت. حتی مسائل ساده زندگی مثل لباس پوشیدن, رفتن به تئاتر و سینما یا گوش دادن به موسیقی. همه کس و همه جیز دشمن تلقی میشد. نه تنها حزب, بلکه سازمان غیردولتی و حتی هویت مستقل فردی دشمنان بالفعل یا بالقوه بودند. حتی موافقان و دوستان امروز هم دشمنان احتمالی تلقی میشدند و می باید تحت مراقبت امنیتی قرار میگرفتند. اراده استالین تجلی ارزشهای انقلاب و خواست طبقه کارگر بود و به همین دلیل دروغ, شکنجه, گرفتن اقرار دروغین, مغز شویی, پرونده سازی, ترور فیزیکی و شخصیتی برای نابود کردن مخالفان و معترضان نه تنها مشروع و مجاز که به لحاظ ایدئولوژیکی واجب بود. برای افراد، مخصوصا شخصیتهای سیاسی به فراخور حالشان پرونده امنیتی تشکیل میشد و مرتبا پر و به روز میشد. واقعیت مهم نبود. پر بودن پرونده مهم بود تا در صورت لزوم معترضان یا حتی دوستانِ یک ساعت پیش به انواع فساد و جنایت متهم شوند و معلوم گردد که از اول افرادی مشکوک, نفوذی, وابسته به قدرتهای خارجی و ضد انقلاب بوده اند و حالا به همت نیروهای امنیتی افشا شده اند. در عین حال با انحصار کامل رسانه های جمعی, خلط حق و باطل در افسانه سرایی های امنیتی و ترتیب جلسات و کلاسهای توجیهی برای مقامات دولتی و مردم در کلیه رده ها مغز شویی به صورت مدام و با استفاده از آخرین تکنولوژیها اجرا میشد تا فرایند حذف و تصفیه از جمله در داخل سرویسهای امنیتی به راحتی صورت گیرد و جنایت با وجدان آسوده یا به ظاهر آسوده صورت پذیرد. بدین ترتیب مقامات امنیتی که باید مانع خیانت میشدند، تبدیل به خائنین اصلی به کشور و منافع عالی آن میگردیدند.

شنیدن افسانه سرایی های امنیتی عوامفریبانه, پر از دروغ و جعلیات و مملو از تناقض فردی تحت نام مستعار مشفق که خود را از مقامات عالی امنیتی کشور معرفی می کند و مدعی است برای همه مقامات و نهادهای عالی کشور جلسه توجیهی تشکیل داده است به طور طبیعی ذهن را به سوی خاطره دستگاه امنیتی استالین سوق میدهد. در اینجا در صدد ازیابی, تفکیک واقعیت از جعلیات و یا تحلیل این افسانه امنیتی نیستیم, افسانه ای که هدف از آن توجیه جنایتهای انجام شده و آماده سازی یاران به ویژه آنهایی که دچار تردید شده اند برای ادامه راه است.

“کلمه” با عذرخواهی از تمام کسانی که نام آنها در این سخنرانی آورده شده است, ارزیابی و تحلیل را به مخاطبان آگاه و مردم شریف و فهیم کشور واگذار میکند و به طرح این سوال ساده بسنده میکند که کدام اصل اخلاقی مانع این افراد با این طرز تفکر برای تقلب سازمان یافته در انتخابات می شود؟ افرادی که برای آنها هدف وسیله را توجیه می نماید و پیروزی رقیب در انتخابات را شکست هدف خود تلقی میکنند و در این راه از هیچ گونه مداخله ای در عرصه سیاست و انتخابات و حتی عرصه های قضایی باکی ندارند. نکته ای که پیش از این نیز در شکایت‌نامه هفت نفر از قربانیان دخالت نظامیان در عرصه سیاست و انتخابات به آن اشاره شد، و در اعلام جرم های هشت گانه این زندانیان فهرستی از این دست دخالت ها و دست کاری های سیاسی و انتخاباتی و قضایی برشمرده شد.

مواردی نظیر: ورود غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد (آقای میرحسین موسوی)؛ ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد فعالیت های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد؛ دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد اختلاف میان نامزدها و حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور؛ اعلام رسمی، علنی و صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری؛ اقدام به پرونده سازی قبل از وقوع هرگونه جرم ادعایی و درخواست حکم دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی؛ دخالت در امور قضایی از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات؛ دروغ پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری؛ و …

فایل صوتی ای که می شنوید سند تاریخی ارزشمندی است از ادبیات و لحن و نوع نگاه تفکر نظامی-امنیتی ای که برای پیروزی هدف حق ! خود و افراد بر حق از منظر خود، از هیچ گفتار و رفتاری ابایی ندارد: از دروغ زنی و پرونده سازی و خیال پردازی گرفته تا دخالت مسلحانه در انتخابات و فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، تا گرفتن و زدن و بستن و حبس و شکنجه و قتل و آزار، تا هیچ صدایی غیر از صدای حزب پادگانی در فضای کشور شنیده نشود. البته این سودا و رویایی است که با وجود فرزندان انقلابی خمینی هیچ گاه تحقق پیدا نخواهد کرد چرا که آنها انقلاب کردند تا در جامعه تک صدایی نباشد و هنوز بر سر ‍آن آرمان در برابر این دسته متحجر و نا اهل ایستاده اند.

فایل صوتی اظهارات این فرد پیش روی شماست

جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیلک نمایید.

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.


 



 


سایت اصولگرای البرز در خبری نوشت: سازمان صداوسیما پخش دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان را به طور کامل در تمام شبکه ها ممنوع کرد.

این تصمیم از چند روز قبل به اطلاع برنامه سازان ویژه برنامه های افطار کلیه شبکه های رادیو و تلویزیون رسیده و مورد تاکید قرار گرفته است.

این سازمان حتی از پخش آگهی های بازرگانی که معمولا در ماه رمضان با نوای اذان یا دعا همراه است در صورتی که صدای ربنا زیر صدای آگهی قرار گرفته باشد ممانعت می کند.

سال گذشته و بعد از حوادث و ناآرامی های بعد از انتخابات محمدرضا شجریان به مواضع و اظهارات محمود احمدی نژاد تاخت و آشکارا از او انتقاد کرد. او همچنین از صداوسیما خواست هیچیک از اثارش را پخش نکند. استاد آواز ایران تنها اجازه پخش دعای ربنا در ماه مبارک رمضان را به رسانه ملی داد که این سازمان هم با احتیاط و تنها در یک یا دو برنامه تلویزیونی از این یادگار دلنشین ماههای صیام استفاده کرد.


 


دکتر مهدی خزعلی در وبسایت خود نوشت :هنوز من زنده ام، پدردر قید حیات است، کروبی هم زنده است، خبر هم در صفحه اول سایت موجود است، دهها سایت و خبرگزاری هم عین مطلب را منعکس کرده اند، هنوز مرکب قلم من خشک نشده است که مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آن ‌را تحریف می‌کند و خبری کذب منتشر می‌سازد، نمی‌دانم دیگر چه اعتمادی به تاریخ انقلاب تدوین شده توسط مرکز اسناد می توان داشت؟! با این خبر کذب من دیگراعتمادی به اخبار مربوط به مطهری، بهشتی، منتظری، قدوسی، طالقانی، شریعتی، مفتح و امام – که توسط این مرکز منتشر می شود- ندارم، شما که اینقدر راحت و بی‌پروا درحیات ما دروغ‌ پردازی می کنید، بعد از ما چه خواهید کرد؟

خبر در سایت من با عنوان” ناهاری به قیمت جان کروبی!” منتشر شد، من ازپدر و آقای کروبی برای ناهار دعوت کردم، آقای کروبی دعوت مرا(به منزل من، نه منزل پدر!) پذیرفت و پدر آمدن خود را مشروط به توبه و اعدام آقای کروبی فرمودند!

اولاً: دعوت از سوی من بوده است و عبارت” درخواست آقای کروبی” کذب محض است!

ثانیاً: آیت الله خزعلی پذیرفتند و فقط یک شرط کوچک گذاشتند! آن هم اعدام کروبی بود! حال بایداز معظم له استفسار کنم که مهمانی بعد از تحقق شرط باشد (اعدام) یا قبل از آن!

بدینوسیله از سایت ‌هایی که خبر کذب منتشر کرده‌اند می‌خواهمٰ این اصلاحیه را منتشر نمایند. با تشکر از این که قانون مطبوعات را ارج می نهید.

۲۰/۵/۱۳۸۹ دکتر مهدی خزعلی

سایتهایی که خبر دروغ منتشر کردند: ” مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تابناک، جهان نیوز، عصر ایران، رجانیوز، نقدنیوز، نورپورتال، ۵۹۸، سحرنیوز،پرشین‌وی، استقامت، کاج‌نیوز، لیمون پرس و …..”

خبر صحیح:” ناهاری به قیمت جان کروبی”

“چندی پیش ناهار مهمان کروبی بودم، از همه جا سخن گفتیم، به او گفتم: باید به این فضای امنیتی پایان داد، باید دوباره نهادهای دموکراسی را فعال کرد، روزنامه ها و احزاب باید جان بگیرند و فضای گفتمان جای مخاصمه را بگیرد، این بحران و فضای امنیتی خواست انحصار طلبان است، او نیز استقبال کرد، قرار شد از او و پدر برای مهمانی ناهاری دعوت کنم تا گفتگویی داشته باشند، از آزادگی ، سادگی و حریت لرها بهره گرفتم و او آماده این مهمانی شد.

شب منزل پدر بودم، از ایشان نیز برای مهمانی و گفتگو دعوت کردم، برآشفته شدند و گفتند: ” من اگر بیایم، سیلی به او می زنم !” عرض کردم این که گفتگو نمی شود، بیایید و آنچه نصح و خیرخواهی می دانید به ایشان بگویید و باز یادآوری کردم که شما لرها زبان هم را بهتر می فهمید” معظم له پذیرفتند، اما گفتند: ” یک شرط دارد، آقای کروبی باید توبه کند و حاضر شود اعدامش کنند! ” دیگر رویم نشد به آقای کروبی چیزی بگویم، نمی دانم حاضر است یک ناهار به قیمت جانش در منزل ما صرف کند؟!

می بینید که جناح اصولگراحاضر به گفتگو است! این آقای کروبی است که تن به گفتگونمی دهد و سرباز می زند!

۸۹/۵/۱۳ دکتر مهدی خزعلی

خبر مجعول مرکز اسناد انقلاب اسلامی:

پاسخ جانانه آیت‌الله خزعلی به کروبی

آیت الله خزعلی با رد درخواست کروبی برای دیدار با وی که به بهانه رفع کدورت ها مطرح شده بود گفت: من اگر بیایم، به کروبی سیلی می زنم.

مهدی خزعلی، فرزند آیت الله خزعلی که مدتی پیش به دلیل همراهی با جریان فتنه از سوی بیت آیت الله خزعلی طرد شده است، از پاسخ قاطع پدر برای دیدار با مهدی کروبی خبر داده است.

چندی پیش قرار بود با نقشه مهدی خزعلی ، مهدی کروبی با آیت الله خزعلی دیداری داشته باشند و درخصوص وقایع پس از انتخابات صحبت کنند تا رفع کدورت! شود که آیت الله خزعلی پس از اطلاع از نقشه فرزندش، ضمن رد درخواست کروبی و مهدی خزعلی گفت من اگر در این مجلس حاضر شوم به کروبی سیلی خواهم زد.


 


رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر آنکه جمهوری اسلامی ایران سلاح هسته‌ای را برای آرامش، امنیت و ثبات جهان مضر می‌داند، گفت: نحوه برخورد کشورهای غربی با توافق‌نامه تهران باعث افزایش بی‌اعتمادی خواهد شد.

هور نامهونگ معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه کامبوج با علی لاریجانی دیدار و گفت‌و گو کرد.

لاریجانی در ابتدای این دیدار ضمن ابراز خرسندی از روند روبه توسعه مناسبات دوستانه بین دو کشور گفت: ایران و کامبوج از ظرفیت‌های گسترده‌ای برای تقویت و گسترش همکاری‌های دوستانه خود برخوردار هستند که باید با برنامه‌ریزی مناسب از آنها بهره جست.

وی در همین راستا نقش مجالس و مراودات پارلمانی بین دو کشور را بسیار مهم خواند.

رئیس مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به مسائل منطقه از جمله عراق، افغانستان و فلسطین اشاره کرد و با بیان اینکه مشکلات کنونی در منطقه راه‌حل نظامی ندارد، تاکید کرد: خروج از شرایط دشوار کنونی منطقه تنها با همکاری کشورهای منطقه امکان‌پذیر است.

رئیس مجلس شورای اسلامی، همچنین با تاکید بر آنکه جمهوری اسلامی ایران سلاح هسته‌ای را برای آرامش، امنیت و ثبات جهان مضر می‌داند، تاکید کرد: برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در چارچوب مقررات بین‌المللی است.

وی با اشاره به نحوه برخورد کشورهای غربی با توافق‌نامه تهران تصریح کرد: این‌گونه رفتارها باعث افزایش بی‌اعتمادی خواهد شد.

هور نامهونگ وزیر خارجه کامبوج نیز در این دیدار، ایران را کشوری با فرهنگ و تمدن کهن و غنی دانست و افزود: گسترش مناسبات با جمهوری اسلامی ایران برای کامبوج از اهمیت فراوان برخوردار است و همچنین با اشاره به مذاکرات و توافقات خود در سفر جاری به تهران اظهار امیدواری کرد با اجرای این توافقات مناسبات دو کشور وارد صحنه نوینی از همکاری های دوستانه دو کشور شود.

وزیر امور خارجه کامبوج در ادامه با بیان اینکه کامبوج نیز با سیاست های مداخله جویانه آمریکا در منطقه مخالف است به موضوع فلسطین اشاره و تاکید کرد: کامبوج همواره از مردم فلسطین حمایت کرده است و معتقد است فلسطینیان باید از کشور مستقلی در سرزمین خود برخوردار باشند.

وی همچنین با بیان اینکه ایران حق برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای را دارد از سیاست های دوگانه قدرت های بین المللی در این زمینه انتقاد کرد.


 


ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و همسر بهمن احمدی امویی یکی از هفده زندانی اعتصاب کننده ، در مطلبی با عنوان اینکه”بعضی از شکستن اعتصاب غذا ی زندانی ها ناراحت هستند” درباره دل نگرانی هایی که خانواده ها در زمان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی داشتند ،نوشته است.

این مطلب که در وبلاگ ژِیلا بنی یعقوب منتشر شده، به شرح ذیل است:

شنیدم که برخی از شکستن اعتصاب غذای زندانی ها ناراضی هستند .من نمی خواهم خیلی در این باره توضیح بدهم .فقط می خواهم بگویم که گاهی به طاقت انسان ها توجه کنیم .گاهی به طاقت خانواده ها هم نگاه کنیم.نه فقط مادر مجید دری ، مادرعلی پرویز، مادر حمیدرضا محمدی و مادر حسین نورانی نژاد و بقیه مادرها و همسرها نزدیک دو هفته بود چیزی نمی خوردند که مادر من هم که دامادش اعتصاب کرده بود نمی توانست غذا بخورد.

امیرمهدی کوچولو که هرچه مخفی کاری کردیم فایده ای نداشت و چون باهوش است از حرفهای درگوشی بزرگترها فهمید که دایی بهمن اش غذا نمی خورد ،دچار اضطراب شدید شده بود و شب ها خوابش نمی برد و می گفت نمی توانم نفس بکشم و وقتی مادرش می پرسید چرا؟می گفت می ترسم دایی بهمن از گرسنگی بیفته زمین وبعدش دیگه نتونه هیچ وقت از جاش بلند بشه و راه بره ! و من دلم می خواست بهمن زنگ بزند بگویم اگر درخواست شخصیت ها برایت مهم نیست ،لااقل به خاطر امیر کوچولو که نه فقط شب ها توی رختخواب دچار تنگی نفس می شود که در روز چند بار نفسش بندمی آید ،اعتصابت را بشکن .همین!

ضمنا فکر می کنم همین که پیام اعتصاب کنندگان به مردم رسید، آنها به خواسته شان رسیده اند و ما طاقت نداشتیم که بیشتر از این سلامت شان به خطر بیفتد. اعتصاب دو هفته ای و جمعی زندانیان به اندازه کافی بزرگ و تاثیر گذار بود.

چرا باید از تمام شدن آن ناراحت باشیم؟ چند روز دیگر قرار بود مادران و همسران شان نگران سلامت و به خطر افتادن زندگی عزیزان شان باشند؟ ممکن بود فاجعه ای برای زندانی ها و یا حتی خانواده هایشان رخ دهد. اگر شما هم مثل من حال آشفته و نزار مادرها را مقابل دادستانی و زندان اوین زیر آفتاب گرم تابستان می دیدید ، با تمام وجود احساس می کردید که زندگی این مادران به خاطر فشارهای روحی وارده ،کمتر از سلامت فرزندان شان درخطر نیست.

باور کنید! ما طاقت اشکهای مادران را ،طاقت غذا نخوردن آنها را، طاقت ذره ذره آب شدن شان را بیشتر از این نداریم. آنها به اندازه کافی به خاطر زندانی بودن فرزندان شان رنج می کشند، دیگر بیشتر از این، از آنها نخواهیم.

برخی از اعتصاب کنندگان بیماری های حاد داشتند و این خیلی ما را می ترساند.بازهم بگویم؟


 


بازار طلافروشان مشهد در اعتراض به حمله مسلحانه به بازار طلافروشان و قتل ۳ نفر ازبازاریان دست به اعتصاب زدند.

به گزارش تابناک، اسامى کشته شدگان عبارتند از رضا خجسته طوسى، حسام برنیایى و مجتبى ناصرآرا.

به نظر می‌رسد ۳ حمله همزمان در بیست و چهار ساعت گذشته ـ حمله به بانک در کرج، حمله به طلافروشی در خیابان کرمان تهران و حمله به بازار طلافروشان مشهد ـ جملگی نشان از یک حرکت سازمان‌دهی شده باشد که شایسته توجه و برخورد سریع دستگاه‌های موظف می‌باشد.


 


اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ و قیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ و نَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته