-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

Latest news from Jaras for 08/21/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جـــرس: فرزند عیسی سحرخیز، با اعلام شرایط نگران کنندۀ جسمانیِ این روزنامه نگار زندانی، وضعیت گزارش شدۀ وی را با فشار خون ٢٢ روی ١٣ اعلام کرد و با بیان اینکه "فشار خونِ نرمال ١٢ روی ۸ می باشد"، از بحرانی شدن وضعیت وی و ممانعت ماموران از انتقال او به بیمارستان خبر داد.


به گزارش سایت مهدی سحرخیز، وی با تاکید بر شرایط جسمی خطیر و فشار خون بسیار بالای پدرش در زندان رجایی شهر، نگرانی مجدد و عمیق خود از سلامتی وی ابراز کـرد.


گفتنی است این عضو زندانیِ شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات که بالغ بر یکسال است که در زندانهای اوین و گوهردشت و در شرایط بسیار سخن نگهداری می شود، طی روزهای اخیر از درد شدید و ازکارافتادگی نسبی پای راست در رنج بوده، و بنا به گزارش منابع خبری حقوق بشری، همچنان بدون هیچ مرخصی در زندان رجایی‌شهر کرج در حبس است.


سحرخیز پس از اعلام دادستانی مبنی بر معرفی خود، در دوزادهم تیرماه دستگیر شد و به زندان اوین انتقال یافت. پس از مدتی او را به زندان رجایی شهر کرج، تبعید کردند. سلامت وی مدتی است که به دلیل شرایط جسمی نامناسب و بیماری در خطر است.



 


جـــرس: وزیر نیروی دولت نهم و رئیس فعلی بنیاد تعاون سپاه، ضمن انتقاد نسبت به شیوه انجام خصوصی سازی در کشور و بیان اینکه "در روند خصوصی سازی، منتسبین به دولت خریداران اصلی بوده اند"، خاطرنشان کرد "دولت دلش خوش است که مثلا سایپا را فروخته اما چه کسی آن را خریده است؟ خود دولت، ضمن اینکه باید ملاحظه کرد که به چه قیمت سایپا را خریده و آیا این خرید اقتصادی است؟


رئیس بنیاد تعاون سپاه معتقد است "دولت هم اکنون شرکتها را نقد و نسیه می فروشد و امروز که یک فرد شرکتی را خریداری می کند، آن را تحویل می گیرد، ولی پول آن را نقد نمی دهد."


به گزارش مهر، پرویز فتاح با اشاره به واگذاریهای اخیر در مورد شرکتهای بزرگ خودروسازی، خاطرنشان کرد: بنده هم اکنون در بنیاد تعاون سپاه مشغول به کار هستم و ما هم بعضا از دولت، شرکتهای واگذار شده را خریداری می کنیم. دولت همین اواخر سایپا و ایران خودرو را در قالب بلوک 18 درصدی در بورس واگذار کرد، اما این سئوال مطرح است که چرا دولت معامله ایران خودرو را ملغی اعلام کرد؟


وی ادامه داد: باید از دولت پرسید که چرا معامله ایران خودرو را بهم زد یا چرا سایپا را به سه برابر قیمت فروخت. چطور می شود که هم دولت فروشنده و هم شرکت وابسته به سایپا خریدار باشد. این روش با کدام عقل اقتصادی جور در می آید، ضمن اینکه بنیاد تعاون سپاه را هم محترمانه از معامله بیرون کردند.

 

گفتنی است بنیاد تعاون سپاه در جریان معامله شرکت خودرو سازی سایپا، توسط دولت به نفع یکی از شرکت های نزدیک به دولت کنار گذاشته شد.


وزیر نیرو در کابینه دولت نهم گفت: قیمت پایه سهام سایپا 300 تومان بود ولی هر سهم را 840 تومان فروختند. ما که در کار اقتصادی هستیم، می گوییم بر این عقل باید شک کرد، همانطور که مولانا می گوید " آن عقل بخندید که عشقش نپسندید". به عبارت دیگر، دولت دلش خوش است که سایپا را فروخته اما چه کسی آن را خریده است؟ خود دولت، ضمن اینکه باید ملاحظه کرد که به چه قیمت سایپا را خریده و آیا این خرید اقتصادی است؟


وی ادامه داد: در روزهای قبل هم اگر روزنامه ها را مرور کنیم باز هم گلایه از واگذاریها وجود دارد. سهام بیمه دانا را ملاحظه کنید، چند فروخته اند و آیا این منطقی است؟


فتاح گفت: اگر خریداری پیدا شود که یک شرکت را به قیمت غیرمنطقی بخرد، باید در عقل اقتصادی فروشنده شک کرد که منطقی و منصفانه آن را نفروخته است. اما اینجا دولت واگذاریها را انجام می دهد و این، مهم است. به عنوان مثال، دولت می خواهد یک شرکت را ده میلیارد بفروشد، قیمتش این است. اما یک نفر می آید و می گوید که من بابت این شرکت، 30 میلیارد پول می دهم. دولت هم می گوید خیلی هم خوب است تو که پول بیشتری هم می دهی، پس من به تو می فروشم، اما آیا نباید این سئوال را بپرسد که چرا به سه برابر قیمت می خرید؟ این چه فردی است که چوب حراج به مال خود می زند و به سه برابر قیمت یک شرکت را می خرد. عقل اقتصادی این کار را نمی کند؛ همین جا یک نکته نهفته است.


مدیرعامل بنیاد تعاون سپاه گفت: دولت هم اکنون شرکتها را نقد و نسیه می فروشد، می گوید 15 درصد را نقد بدهید و بقیه را در طول 8 سال بپردازید یا اینکه 30 درصد نقد بدهید بقیه را 4 ساله بپردازید. امروز که یک فرد شرکتی را خریداری می کند، آن را تحویل می گیرد، ولی پول آن را نقد نمی دهد. نکته این جا است، اشکالی هم ندارد چراکه دولت این کار را برای روان سازی صورت می دهد تا خریدار هم راغب باشد؛ اما من آن چوب حراج را قبول ندارم.


وی افزود: اموالی که واگذار می شود، بیت المال است و باید مراقبت شود. دولت باید خوش معامله و درست معامله باشد و خود دولتی ها هم دخالت نکنند. بعضا مشاهده می شود که برخی نقاط دولت، دخالت می کند، این درحالی است که  حرفه ای باید عمل شود. هدف من این نیست که اصل واگذاریها را زیرسئوال ببرم بلکه تذکر می دهم که دولت " بامتانت و بهتر" عمل کند.


فتاح با اشاره به کلید خوردن واگذاری نیروگاهها از چهارشنبه هفته گذشته، گفت: این نیروگاه، جز فهرست اول واگذاریهای وزارت نیرو است و سایر نیروگاهها نیز در فهرست است که فروخته شود.


فتاح ادامه داد: دولت به تامین اجتماعی، بنیاد شهید و سپاه بدهکار است. هم اکنون که من با شما صحبت می کنم دولت به ما بدهکار است و در نامه ای به دولت نوشته ایم که 450 میلیارد تومان بدهی ما را بابت دیون بپردازد. البته ما گفته ایم که اگر دولت نمی تواند بدهی مذکور را به صورت نقدی بپردازد، به ما جنس بدهد؛ مثلا نیروگاه.


وی گفت: طلبکار مایل است حتی طلب خود را غیرنفتی دریافت کند؛ چراکه دولت بابت اینکه در این چند سال، بدهی ما را پرداخت نکرده است، به ما سود نمی دهد.


فتاح از ارایه پیشنهاد بنیاد تعاون سپاه برای دریافت نیروگاه بابت رد دیون خبرداد و گفت: البته دولت باید ما را هم ارزیابی کند. اینکه ما دریافت نیروگاه را بابت رد دیون پیشنهاد داده ایم، به دلیل این است که بنده خود در وزارت نیرو مشغول به کار بوده ام، جنس کار را می شناسم و آشنا به مباحث فنی هستم. گفتم اگر نیروگاه بگیریم، بهتر اداره می کنیم تا بگوییم که به ما پالایشگاه بدهند. من خودم آشنا به پالایشگاه نیستم؛ ولی نیروگاه، به صلاحیت فنی ما مربوط است.




 


ابراهیم یزدی

 

 

کودتای نظامی علیه دولت دکتر مصدق روز پنج شنبه 28 مرداد 1332 انجام شد. آن روز من به اتفاق سه تن از دانشجویان مسلمان شمال آفریقا ، محمد عبدالرحمن در مراکش، عبدالقادر قراصیات در الجزایر، احمد مکرالهلالی از تونس در ساختمان اداره مخابرات تهران در میدان سپه سابق رفته بودیم تا تلگرافی را در طرف شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران به آقای داگ هامرشولد دبیرکل سازمان ملل متحد در حمایت از مبارزات استقلال طلبانه شمال آفریقا مخابره کنیم. 

ملی شدن صنعت نفت در ایران و خلع ید از شرکت نفت انگلیس ، شکایت انگلیس در ایران به دیوان داوری لاهه و سپس به شورای امنیت، حضور دکتر مصدق در این نهادهای بین المللی، صدور رای به نفع ایران و سفر دکتر مصدق به قاهره در راه بازگشت به کشور، همه موجب آن شده بود که ایران به مرکز توجهات جهانی، به خصوص در کشورهای جهان سوم تبدیل شود. بسیاری در کشورهای جهان سوم ، در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین هنوز زیر یوغ اسارت استعماری کشورهای اروپایی ، انگلیس، فرانسه، هلند و ایتالیا به سر میبردند. این شد که دانشجویان مسلمان به ایران سفر کرده بودند تا از فضای سیاسی ایران به نفع مبارزات مردم کشورهایشان استفاده کنند . این سه دانشجو به معرفی شادروان مرحوم حاج سید غلامرضا سعیدی مهمان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بودند و من هم که عضو شورای انجمن درآن زمان بودم، میزبان آنان شدم.

بعد از مخابره تلگراف به دبير كل سازمان ملل متحد ، حدود ساعت 1و سي دقيه از ساختمان مخابرات بيرون آمدم . ميدان امام -سپه سابق-پرشده بود از ماشين هايي كه سر نشينان آن كه ظاهرشان به اوباش جنوب شهر شباهت داشت و چند زن هم در ميان آنان ديده مي شدند، و كاميونهاي سربازاني كه از اين ماشين ها حراست مي كردند. سر نشينان اين ماشين ها به نفع شاه و ضد مصدق شعار مي دادند. مردم در حالي كه مبهوت بودنددر خيابان ايستاده و با كنجكاوي نظاره مي كردند. ما هم در ميان آنان تماشا چي شديم. مردم بعضا از هم مي پرسيدند چه خبر است؟ چه شده است؟ اما هيچ كس نمي دانست و جوابي نداشت. چند جوان كه از شنيدن شعارهاي ضد مصدق ناراحت شده بودند و احساساتي ، براي تحريك جمعيت و به مقابله با مخالفين ، شعار زنده باد مصدق سر دادند. اما امتداد هواداران شاه و سپس نظاميان بر سر آنها ريختند و به طرز بسيار بد و خشني آنها را كتك زدند.

دوستان و مهمانان ما هم سخت شگفت زده و ناراحت شده بودند. به اتفاق از خيابان سپه به طرف چهارراه اميريه و خيابان پاستور به راه افتاديم .اما هر قدر جلو تر مي رفتيم به خصوص بعد از چهار راه حسن آباد، شرايط بدتر و ضرب و شتم مردم شديدتر مي شد. صداي تير اندازي در خيابان وليعصر و خيابان پاستور به گوش مي رسيد. مهمانان ما با يك دنيا غم و اندوه از من خداحافظي كردند و چند روز بعد ايران را به مقصد بغداد ترك كردند. همان روز بعد از ظهر، راديو كه به تصرف كودتاچيان در آمده بود نخست وزيري زاهدي و تصرف منزل دكتر مصدق و بازداشت او را اعلام كرد. در بعد از ظهر همان روز پنج شنبه اراذل و اوباش به دفتر روزنامه باختر امروز در ميدان بهارستان ، كوچه نظاميه حمله كردند و آن را غارت كردند. دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران هم كه در طبقه سوم همان ساختمان واقع بود از حمله مهاجمان بي نصيب نماند، هر چه بود غارت كردند.

چند روز بعد بر حسب تصادف به ديدن دوستي كه در ميدان بهارستان كتابفروشي داشت رفتم. او كتابي را كه از منزل دكتر مصدق به غارت رفته بود و مرد ناشناسي آن را به او فروخته بود به من داد و از من خواست تا آن را به دكتر مصدق برگردانم . من با مرحوم دكتر غلامحسين مصدق که مديريت بيمارستان نجميه را بر عهده داشت ديدن كردم و كتاب را به او دادم تا به پدرش برساند .

دكتر مصدق در آن زمان هنوز در لشگر دوم زرهي در سلطنت آباد زنداني بود. اما خانواده به خصوص دكتر غلامحسين مصدق كه در عين حال وضعيت پزشكي پدرش را زير نظر داشت با ايشان ديدار مي كردند. شادروان دكتر مصدق با خط خود كتاب را به آن دوست كتابفروش كه نامش را فراموش كردم هديه كرده بود. دكتر غلامحسين مصدق آن را به من برگرداند و من آن را به دوستم دادم و او چه قدر خو شحال شد.


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست

 


 


نیلوفر زارع
جرس: رسانه های جنبش سبز پس از فراز و نشیب های فراوان آرام آرام به مرحله تثبیت رسیده اند و اکنون کارنامه ای دارند که می توان درباره آن به قضاوت نشست. رسانه های سبز محصول بلافصل یک جنبش اجتماعی دموکراسی خواهانه هستند و هدف از تاسیس آنها بازتاب دادن آگاهی های درون جنبش به کنشگران جنبش بوده است.  

  اصلی ترین عناصر سازنده این رسانه ها، دموکراسی، حقوق بشر، مبارزه مسالمت آمیز و احترام به تکثر عقاید  است یعنی همان مولفه هایی که در جنبش سبز نیز پایه ای و بنیادی محسوب می شود. رسانه های جنبش در فرآیند تکوین خود به این نکته آگاهی یافته اند که اگر از اصول و چارچوب های کلی جنبش  پیروی نکنند با ریزش مخاطب  روبرو خواهند شد. رسالت این رسانه ها در نمایندگی ارزشهای دموکراتیک راه یکه تازی و انحصار گرایی را سد کرده است.

 

رقابت تنها عنصر تعیین کننده در  میان این رسانه هاست. آنها استراتژی واحدی دارند، بر سر شیوه های مبارزه نیز اختلاف نظرهای بنیادی دیده نمی شود. اما باز پیروزی از آن رسانه هایی است که با وسواسی بیشتر از سایرین به چارچوب های مورد پذیرش رهبران و هواداران جنبش در داخل پایبند بمانند. این رقابت رسانه ای که به دلیل سرکوب های داخلی به فضای مجازی کشیده شده است نوعی تمرین ناب دموکراسی است. در این رقابت مانند هر رقابت دموکراتیک دیگری مخاطبان در جایگاه داوری و انتخاب کردن می نشینند. آنها هستند که به رسانه ای اعتبار می بخشند و رسانه ای را با بی اعتنایی به حاشیه می رانند.

 

معجزه شبکه های اجتماعی

 

از همان آغازین روز شکل گیری جنبش سبز،رهبران آن شعار " هر شهروند یک رسانه " را به مثابه یک استراتژی طرح کردند. سرکوب بی سابقه رسانه ها از فردای انتخابات ریاست جمهوری مانعی اساسی بر سر راه ارتباط گیری میان شهروندان معترض بود و تنها راه غلبه بر این مانع از دید رهبران جنبش این بود که هر یک از شهروندان در حد توان خود برای انتقال آگاهی های جنبش تلاش کند. تاکید بر گسترش شبکه های اجتماعی چه در فضای مجازی و چه در مناسبات فامیلی و خانوادگی با همین رویکرد مطرح شد. این شبکه ها به گفته برخی از صاحب نظران موفقیتی دور از انتظار داشتند و در انتقال آگاهی ها از سرعتی اعجاب آور برخوردار بودند. به رغم همه اینها، جنبش دموکراسی خواهانه  ایران مانند هر جنبش مشابه دیگری در جهان خود را نیازمند رسانه هایی دیده که دامنه دربرگیری بالایی داشته باشند و بتوانند پیام را از طریق منابعی مطمئن به مخاطبان منتقل کنند. رسانه های مجازی مکتوب و رسانه های دیداری و شنیداری هوادار جنبش سبز برای برطرف کردن همین کاستی ها تاسیس شدند. در واقع پیش از شکل گیری جنبش سبز نیز نیاز به رسانه های فراگیر بارها از سوی نیروهای هوادار تغییر طرح شده بود اما هیچگاه به مرحله اجرا درنیامده بود.

 

اتحاد رسانه های سبز

 

زمانی که فریاد اعتراض صدها هزار شهروند ایرانی در واکنش به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری طنین انداز شد نیروهای هوادار دموکراسی بیش از گذشته به این باور رسیدند که پیروزی نهایی جنبش نیازمند رسانه هایی فراگیر و قدرتمندتر است. انتظار از رهبران جنبش برای راه اندازی چنین رسانه هایی از همه بیشتر بود. آنها این انتظار را اجابت کردند. پایگاه اینترنتی " کلمه" تبدیل به ارگان رسمی میرحسین موسوی شد و پایگاه اینترنتی "سحام نیوز" رسالت انتشار خبرهای مربوط به مهدی کروبی را بر عهده گرفت. این رسانه ها اما هیچگاه از جانب نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در امان نبوده اند. برخی چهره های مطبوعاتی که با پایگاه کلمه همکاری داشتند طی ماه های پس از انتخابات توسط نیروهای امنیتی مورد تعیقب قضایی قرار گرفته اند و سردبیر پایگاه اینترنتی سحام نیوز یعنی "محمد داوری" نیز مدتهاست که در بازداشت به سر می برد. 

 

سیطره فضای امنیتی بر رسانه هایی که از داخل ایران تحولات مربوط به جنبش سبز را انتشار می دهند برخی نیروهای هوادار جنبش را مجاب کرد که خارج از ایران رسانه های سبز را اداره کنند. شبکه جنبش راه سبز(جرس) که تیرماه سال گذشته فعالیت خود را آغاز کرد محصول چنین بینشی بوده است. علاوه بر این رسانه، برخی رسانه های مجازی دیگر مانند پایگاه خبری "امروز"،پایگاه خبری "تحول سبز"، پایگاه خبری "ندای سبز آزادی"،پایگاه خبری "رای من کجاست" ،پایگاه خبری "میزان"، نیز رسالت خود را به طور کامل در انتشار آگاهی های جنبش سبز دیده اند. برخی از این پایگاه ها نظیر " امروز" و " میزان "پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تاسیس شده بودند اما پس از انتخابات تقریبا به طور کامل در خدمت اهداف جنبش درآمده اند. این رسانه ها به همراه پایگاه اینترنتی  سحام نیوز خرداد ماه گذشته به مناسبت یک سالگی جنبش سبز در بیانیه ای مشترک اعلام کردند که "تا لحظه پیروزی با ایستادگی و استقامت، رسالت اطلاع رسانی خود را ادامه خواهند داد  و  تا روزی که استبداد از این مرز و بوم رخت برنبندد از پای نخواهند نشست." در این بیانیه همچنین بر تقویت تعامل و اتحاد میان رسانه های جنبش سبز تاکید شده بود و از مردم نیز خواسته شده بود که "با هشیاری و استقامت توامان بنیان فکری امپراطوری دروغ را در هم شکنند و با پیگیری اعتراضات مسالمت آمیز و دور از خشونت خود، استبداد را به زانو در آورند. "

 

رسانه های حامی

 

علاوه بر رسانه هایی که به صورت انحصاری اخبار جنبش سبز را پوشش می دهند رسانه های هم هستند که می توان نام " رسانه های حامی" را بر آنها گذاشت. این رسانه ها رسالت خود را صرفا وابسته به جنبش سبز تعریف نکرده اند اما جهت گیری هایشان در بسیاری از موارد حاکی از تعلق خاطر به جنبش سبز است. سوای سایتهای اینترنتی حقوق بشری،پایگاه اینترتی "گویا نیوز" و پایگاه اینترنتی "روزآنلاین"  رسانه هایی از این نوع هستند.

 

اغلب نویسندگان و تحلیل گران این رسانه ها  با آموزه های سکولار وضعیت کنونی ایران را تحلیل می کنند  و نسبت به برخی دیدگاه های  رهبران جنبش و تاکید آنها نسبت به اجرای بدون تنازل قانونی اساسی نقد دارند با این حال بر سر استراتژی اصلی جنبش سبز یعنی مبارزه تا برگزاری انتخابات آزاد توافق کرده اند.

 

تمرینی برای فردا

 

تمرین دموکراسی در فضای بی مرز اینترنت برای رسانه های هوادار جنبش سبز دستاوردهای بزرگی به همراه داشته است. آنها در این میدان آبدیده شده اند و اکنون خود را آماده  فعالیت های رسانه ای فراگیرتری می بینند. تصمیم به تاسیس شبکه تلویزیونی ایران ندا و تاسیس شبکه تلویزیونی رسا ثمره موفقیت این رسانه ها در فضای اینترنت است.

 

بنیاد ایران ندا در منشور اعلام موجودیت خود دقیقا بر مواردی انگشت گذاشته که نشانه پایبندی به چارچوب های بنیادی جنبش سبز است. امضاکنندگان این منشور ضمن رد هر گونه انحصار گرایی رسانه ای گفته اند که  تماس خود را  با دیگر گروه های رسانه‌ای حفظ خواهند کرد و از هرگونه تلاش مشترک استقبال می کنند. در بخش دیگری از این بیانیه آمده است که "این دنیا دیگر تک صد‌ایی نیست و در اختیار هیچ رسانه ی یکتایی هم نیست... رسانه‌ای که بر آنیم بنیاد نهیم، با آگاهی از این تحول و به عنوان صدایی از صداهای جنبش مردمی ایران، نه ادعای جامعیت دارد و نه ادعای نمایندگی از سوی تمامی ملت. "

 

منشور ده گاه دست اندرکاران تلویزیون ماهواره ای رسا نیز مبتنی بر گزاره هایی مشابه است. در بند نهم منشور این رسانه که عنوان "پذیرش تنوع و تکثر آراء و مخالفت با انحصارطلبی" را بر خود دارد آمده است که "... رسا در حالی که سعی‌ می‌کند اخبار و دیدگاه‌های جنبش سبز مردم ایران را پوشش دهد، تلاش می‌کند که از دیدگاه‌ها و جریانهای فکری مختلف که معتقد به استفاده از روش‌های اخلاقی، مسالمت آمیز، مدنی و دمکراتیک برای ایجاد تغییرات در کشور هستند استفاده کند." در این منشور  تنوع فرهنگی و قومیتی، احترام به حقوق رقبا و مخالفان و حق پاسخگویی برای افراد از اصول اخلاقی و حرفه ای رسا خوانده شده و تنها تبصره بر این قاعده پرهیز از انتشار دیدگاه های مبتنی بر ادبیات خشن و توهین آمیز و "دیدگاه افراد و گروه‌هایی است ‌که "معتقد به مشی مسلحانه یا جدایی طلبانه هستند یا  خواستار تغییرات از راهی جز استقلال ایران هستند."

 

تاکید صریح بر پذیرش تنوع و نفی هرگونه انحصارگری در فعالیت های تازه رسانه های هوادار جنبش سبز اهمیت و حساسیت این مساله را نشان می دهد. ذات دموکراسی خواهانه این جنبش علاوه بر این که محرک طیف وسیعی از کنشگران برای فعالیت رسانه ای دموکراتیک بوده تمرینی برای فردا نیز به شمار می رود. فردایی که اهداف جنبش به ثمر بنشیند و رقابت آزاد رسانه ای در ایران تعیین کننده اعتبار هر رسانه ای باشد.

 


 


بیانیه گزارشگران بدون مرز

جـــرس: سازمان گزارشگران بدون مرز در آخرين بيانيه خود ادامه سياست توقيف مطبوعات و صدور احکام قضايی برای روزنامه‌نگاران در ايران را محکوم کرد.


به گزارش پایگاه رسمی گزارشگران بدون مرز، بيانيه اين سازمان در رابطه با احکام توقيف روزنامه آسيا و لغو مجوز نشريه‌های سپيدار و پرستو و همچنين محکوميت بدرالسادات مفيدی، روزنامه‌نگار در ايران، منتشر شده است.


محمدعلی رامين، دبير هيات نظارت بر مطبوعات ايران، سه روز پیش، از توقيف روزنامه آسيا به دليل "انتشار عکس‌های خلاف عفت عمومی و تبليغ اسراف" خبر داده، همچنين دليل لغو مجوز دو نشريه سپيدار و پرستو را "انتشار عکس‌ها و مطالب خلاف عفت عمومی و پای‌بندنبودن به رسالت مطبوعاتی" عنوان کرد.

محمدعلی رامين همچنین که پرونده روزنامه آسيا به مرجع قضايی نيز ارسال شده است.


حکم بدرالسادات مفيدی عليه همه روزنامه‌نگاران و آزادی مطبوعات در ايران است


سازمان گزارشگران بدون مرز، در بیانیه خود آورده است "بدرالسادت مفيدی، دبير انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران نيز از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان قطعی و پنج سال محروميت از فعاليت مطبوعاتی محکوم شده است. "


مفيدی در تاريخ ٨ دی ماه ١٣٨٨ بازداشت و ١٧ خرداد ماه ١٣٨٩ با سپردن صد ميليون وثيقه به‌طور موقت آزاد شد.


سازمان گزارشگران بدون مرز در بيانيه خود علت توقيف روزنامه آسيا را "انتشار مقالاتی در انتقاد از سياست اقتصادی دولت احمدی‌نژاد و دخالت قدرتمند سپاه پاسداران در اقتصاد ايران" ذکر کرده است.


اين سازمان تاکيد کرده است که از بدو تاسيس، اين سومين بار است که اين نشريه توقيف می‌شود و در طی اين مدت نيز چندين روزنامه‌نگار و همکار اين نشريه اقتصادی نيز بازداشت شده‌اند؛ از جمله ساقی باقری‌نيا و ايرج جمشيدی، مديرمسئول و سردبير اين روزنامه.

گزارشگران بدون مرز، علت لغو امتياز سپيدار، نشريه بسيج دانشجوی دانشگاه تهران و علوم پزشکی را "مقالاتی در انتقاد به اسفنديار رحيم‌مشايی، معاون جنجالی احمدی‌نژاد" و انتشار "مقالات و کاريکاتوری از يکی از نزديکان اکبر هاشمی رفسنجانی، در ارتباط با پرونده‌ پر سر و صدای دريافت رشوه از شرکت نروژی استات اويل" عنوان کرده و گفته است "به نظر می‌رسد لغو امتياز اين نشريه بيش‌تر به دليل تصفيه حساب‌های جناحی است."


سازمان گزارشگران بدون مرز ضمن ابراز تاسف از محکوميت بدرالسادات مفيدی، حکم وی را "عليه همه روزنامه‌نگاران و آزادی مطبوعات در ايران" ارزيابی کرد.


اين سازمان ضمن بيان اين‌که "از ٢٢ خرداد ١٣٨٨ تا امروز بيش از بيست نشريه در ايران توقيف و يا مجبور به توقف انتشار خود شده‌اند"، نوشته است که "سرکوب مطبوعات در ايران با شدت ادامه دارد و توقيف مطبوعات عملا به اقدامی روزمره برای دولت محمود احمدی‌نژاد تبدل شده است."


اين سازمان مدافع آزادی مطبوعات پيش از اين در گزارش رده‌بندی آزادی مطبوعات خود نوشته بود: "ايران به دروازه سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات ترکمنستان (رده ١٧٣)، کره شمالی (رده ١٧٤) و اريتره (رده ١٧٤) که سال‌هاست آخرين رده جدول را به خود اختصاص داده‌اند، رسيده است."



 


استفن ام. والت – فارین پالیسی

 

 

من یک لحظه هم فکر نمی کنم که آنچه می نویسم برای رییس جمهور اوباما اهمیت داشته باشد. البته او آگاه است که من در سیاست خارجی دولت اوباما، عدم پیشرفت در موضوعات اساسی را مورد انتقاد قرار داده ام. به همین دلیل نشست ناگهانی او با گروهی از روزنامه نگاران که در آن از رویکرد دولتش در مورد ایران به دفاع پرداخت صرفاً یک تصادف بوده است.

 

اساس سخنان رییس جمهور بدین شرح است:

تلاش های ما برای انزوای ایران درحال نتیجه دادن است و این حکومت زیر فشارهای روزافزون قرار دارد. ما همچنان آماده ایم تا روابط با ایران را بهبود بخشیم و از هرگونه فرصت برای همکاری در زمینه منافع مشترک مانند افغانستان استقبال می کنیم. آنچه از ایران می خواهیم این است که خواسته منطقی ما را بپذیرد: توقف روند غنی سازی هسته ای. پیشرفت ایران در زمینه ساخت بمب اتمی بسیار کند است، به همین دلیل نیازی به انجام اقدامات شتابزده نیست (به عنوان مثال نظامی). کلیه گزینه ها هنوز "روی میز است".

 

من نمی خواهم در اینجا مسایل را تکرار کنم، ولی سیاست دولت به خوبی کاریکاتور ساید هریس را در ذهن تداعی می کند که در آن دو دانشمند به تخته سیاهی پر از معادلات پیچیده خیره شده اند و در نقطه ای نوشته شده "سپس معجزه ای روی می دهد". یکی از دانشمندان به دیگری می گوید: "فکر می کنم باید این قسمت دوم را قدری روشن تر بیان کنید."

 

دقیقاً. من می خواهم که کسی در دولت پیدا شود تا در مورد برخی مسایل که مورد نظرمان است قدری روشن تر صحبت کند. مسایلی مانند:

ارائه تضمینی مبنی بر اینکه ایران به جنگ افزارهای هسته ای دست نخواهد یافت. بهبود روابط با دولت تهران. پایان دادن به حمایت حزب الله توسط جمهوری اسلامی و غیره.

 

همیشه این امکان وجود دارد که سیاست فعلی ما در نهایت ایران را به تن دادن به خواسته های ما مجاب کند، ولی ازسوی دیگر بعید به نظر می رسد که با این ادبیات به کار گرفته شده درخصوص کارآیی تحریم ها، چنین مسأله ای به این زودی ها اتفاق بیفتد. همچنین ممکن است که حکومت دین سالار از هم فرو پاشد و با گروهی از مخالفان جایگزین شود، ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم چنین رویدادهایی قریب الوقوع خواهند بود. درحقیقت، تحریم های شدیدتر ممکن است منجر به تقویت مواضع سپاه پاسداران و دیگر ستون های حامی حکومت فعلی شود، صرفاً به این دلیل که آنها کنترل کلیه بخش های غیرقانونی اقتصاد کشور را دراختیار دارند. و حتی اگر ما در نهایت شاهد تغییر حکومت باشیم، ولی نباید فراموش کرد که حمایت مردمی از برنامه صلح آمیز هسته ای بسیار قابل توجه است. رهبران کلیدی مخالفان، ازجمله میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق، از طرفداران این برنامه هستند. پس چرا فکر می کنیم که سیاست فعلی ما برای رسیدن به خواسته هایمان سیاست درستی است؟

 

مشکل اصلی این است که رویکرد ما در مورد ایران پر است از تناقضات. ما می گوییم به دنبال روابط بهتر هستیم، ولی درعین حال تقریباً در اقدامات مخفیانه در داخل ایران نقش داریم و به ندرت این فرصت را از دست می دهیم که به جهانیان خاطرنشان سازیم "تمامی گزینه ها هنوز روی میز است". ما به همه گفتیم که فکر می کنیم حکومت کنونی ایران نامشروع است و باید عوض شود و سپس تعجب کردیم که آنها چرا زمانی که اوباما می گوید قصد همکاری دارد، بلافاصله پاسخ نمی دهند. همان طور که قبلاً نیز اشاره کرده ام، این نوع ناهماهنگی تنها موجب افزایش تردید می شود؛ اینکه ایالات متحده صادق نیست و دروغ می گوید. و این مسأله تنها به پارانویای بیشتر رهبران جمهوری اسلامی خواهد انجامید. ما همچنین روشن کردیم که به شدت مخالف دستیابی ایران به تسلیحات اتمی هستیم، ولی ازسوی دیگر کاری می کنیم که خواست آنها را برای رسیدن به ظرفیت های جدید بازدارنده افزایش می دهد، حتی اگر بلافاصله به کار نیاید.

 

درست است، ما توانستیم حمایت های بین المللی را برای اعمال تحریم های شدیدتر جلب کنیم، ولی از سوی دیگر نسبت به اعمال تحریم های "فلج کننده" به هدف تغییر در رفتار خجل زده ایم. دلیل اصلی به دست آوردن حمایت های بین المللی این بود که متحدان اروپایی ما استفاده از زور و خشونت را بیشتر ترجیح می دهند. و دولت هایی مانند چین احتمالاً خوشحال تر می شوند اگر ببینند کشمکش ما با ایران بالا گرفته و تمامی ندارد. بدین ترتیب آنها می توانند سرمایه گذاری و مبادلات نفتی پرسود انجام دهند بدون اینکه مجبور باشند با شرکت های آمریکایی به رقابت بپردازند.

 

تمامی اینها مرا به پیشگویی اولیه ام می رساند. ایالات متحده در دوره اول ریاست جمهوری اوباما هیچ پیشرفت قابل توجهی در روابط با ایران نخواهد کرد. من فکر نمی کنم اوباما مجوز حمله نظامی به ایران را صادر کند، زیرا این اقدام باعث حل معضل برای مدت طولانی نخواهد شد و حتی ممکن است مشکلات بدتر دیگری را رقم زند (عراق، افغانستان، خلیج فارس،...). فکر نمی کنم حکومت دین سالار سرنگون شود، که البته اگر بشود چندان هم ناراحت نخواهم شد، و شک دارم که در مورد توقف برنامه غنی سازی توافقی صورت گیرد.

 

دو نکته دیگر نیز قابل بررسی است. ممکن است نشست اوباما با روزنامه نگاران به هدف کاهش حرف و سخن ها پیرامون ها اقدام نظامی قریب الوقوع علیه ایران بوده باشد. درکل بخشی از پیام او این بود که برنامه اتمی ایران چندان به سرعت پیش نمی رود، به همین دلیل هنوز زمان زیادی برای تأثیرات دیپلماتیک وجود دارد. من امیدوارم که این سخنان بازتاب دیدگاه های خودش باشد، ولی دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم این نوع دیپلماسی دولت اوباما موانع را از پیش پا برخواهد داشت. او همچنان در برابر فشارهای جناح راست برای پاسخ  شدیدتر قرار دارد.

 

امکان دیگر این است که تمامی اینها یک تئاتر سیاسی است. در این حالت، مهندسین سیاست ایران فکر نمی کنند که دیپلماسی به نتیجه برسد، ولی می دانند که باید همه راه ها را امتحان کرد تا بتوان مردم امریکا و جامعه بین الملل را به پرواز بمب افکن ها متقاعد کرد. برخی از مشاوران کلیدی اوباما به موازات این رویکردها دلایلی می آورند، ولی راهی وجود ندارد که بتوان فهمید این دیدگاه ها تا چه حد در کاخ سفید یا در نزد دولت اثرگذار خواهند بود.

 

ولی من تعجب می کنم: چه می شود اگر ایالات متحده بپذیرد که نمی تواند ایران را از داشتن چرخه کامل سوخت اتمی بازدارد و اینکه درهرحالت ایران به توانایی های مشابه به ژاپن دست خواهد یافت؟ آیا ما تاکنون با توجه به اینکه ایران پیمان منع گسترش اتمی و پروتکل الحاقی را به امضاء رسانده، چنین پیشنهادی روی میز گذاشته ایم که حق آنها را در برنامه غنی سازی به رسمیت بشناسد؟ شاید آنها تدابیر دیگری در نظر گرفته باشند که اطمینان لازم را در مورد صلح آمیز بودن ماهیت برنامه اتمی شان به ما بدهد؟

 

چنین اقدامی نیازمند یک صبر واقعی است و البته به دیپلماسی واقعی که عکس دیپلماسی کنونی ماست نیز نیاز داریم. اکنون فرض واشنگتن براین است که ایران مذاکره نخواهد کرد مگر اینکه از خارج تحت فشار قرار گیرد. درعین حال، تهران بارها اظهار داشته که آماده مذاکره است ولی نه تحت فشار. نتیجه قابل پیش بینی در این ماجرا همین بن بست فعلی است. ممکن است فکر کنید که دولت امریکا به جای امیدواری برای وقوع یک معجزه به راحتی می تواند با یک ابتکار جدید بر این بن بست فائق آید.

 

مترجم: شاهین بشردوست

منبع: فارین پالیسی، ۶ اوت

 


 


جرس: عده ای ازطرفداران دولت پس از نماز جمعه شیراز با تجمع روبه روی مسجد قبا محل سخنرانی حضرت آیت الله دستغیب و با سر دادن شعارهایی، با مواضع اخیر این مرجع اعلام مخالفت کردند.

 

به گزارش کلمه، دیروز پنج شنبه نیز عده ای موتور سوار که با کاسکت خود را پوشانده بودند با پاشیدن رنگ بر روی تابلوی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب آنجا را برای چندمین بار پس از انتخابات مورد بی احترامی و هتک قرار دادند.

 

بنا بر این گزارش، با توجه به جلسات برخی مسئولان نهادهای خاص احتمال حمله مجدد به مسجد نیز وجود دارد و این گونه تحرکات از قبیل بی احترامی به دفتر و راه انداختن تجمع در راستای زمینه سازی و افزایش فشار انجام می گیرد.
 


 


جرس: وکیل حسن لاهوتی، نوه آیت الله هاشمی رفسنجانی آخرین وضعیت پرونده موکل خود را تشریح کرد.

 

به گزارش ایلنا، سید محمود علیزاده طباطبایی درتشریح آخرین وضعیت پرونده حسن لاهوتی گفت: حسن لاهوتی فرزند ۲۰ ساله فائزه هاشمی که در خارج از کشور به تحصیل مشغول است، برای تعطیلات نوروز به ایران آمد که به خاطر گزارشی که وی را از رهبران جنبش سبز معرفی کرده بود در فرودگاه بازداشت و پس از چند روز با قرار وثیقه آزاد شد.

 

وکیل لاهوتی اتهامات موکل خود را در کیفرخواست صادره از سوی دادستان تهران، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقام معظم رهبری، اخلال در نظم عمومی و فعالیت تبلیغی علیه نظم عنوان کرد و گفت: با صدور کیفرخواست پرونده به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ارسال شد و رییس دادگاه تنها به دلیل مصاحبه لاهوتی با شبکه بی بی سی که در رابطه با بازداشت مادر خود انجام داده بود به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.

 

وی تاکید کرد: علیرغم اینکه در دادگاه اعلام شد این مصاحبه در زمانی بوده که بی‌بی‌سی در تهران دفتر داشته و همچنین هیچ ممنوعیتی از سوی مقامات امنیتی برای مصاحبه با این رسانه وجود نداشته است، این حکم صادر شد.

 

علیزاده طباطبایی خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه موکلم در خارج از کشور دانشجو بوده و برای ادامه تحصیل باید از کشور خارج شود، علیرغم اینکه حکم صادره را ناعادلانه می دانستیم به آن اعتراض نکردیم. اما دادستان تهران به طور کاملا استثنایی که به هیچ یک از آرای صادره اعتراض نمی‌کند و ظاهرا به خاطر دفاع از کیفرخواست خود، به حکم صادره اعتراض می کند و پرونده به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان ارسال می‌شود.

 

وی با بیان اینکه دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی را عینا تایید کرد، ادامه داد: چون ما به حکم دادگاه بدوی اعتراضی نکردیم حکم عینا تایید شد و چه بسا اگر ما به حکم اعتراض می‌کردیم رای مسلم برائت موکلم صادر می‌شد. اما متاسفانه برخی سایت‌ها مطالب خلاف واقعی در رابطه با این پرونده منتشرکردند.

 

وکیل لاهوتی اظهارداشت: به عنوان وکیل پرونده آمادگی خود را برای مناظره با هر مقامی دررابطه با این پرونده اعلام می‌کنم.

 

علیزاده طباطبایی با بیان اینکه هنوز لاهوتی از کشور خارج نشده است، گفت: با وجود اینکه پرونده مختومه شده منتظر ارجاع پرونده به اجرای احکام هستیم تا هرچه سریع‌تر جزای نقدی را پرداخت کرده و بتوانیم نامه رفع ممنوع الخروجی موکلم را بگیریم.
 


 


دورخیز رسانه های کودتا برای توطئه مجدد

جـــرس: یکی از رسانه های حامی دولت، با انتشار خبری مدعی شد که "فیلم دوم سخنان مصطفی تاج زاده در رد تقلب انتخاباتی منتشر خواهد شد."


چند روز پیش و همزمان با انتشار ویدئویی از مصطفی تاج زاده که در آستانه بازگشت مجدد به زندان، "بر وجود تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" تاکید کرده بود، رسانه های حامی دولت و مرتبط با نهادهای امنیتی، فیلمی چند ثانیه ای از کلام تاج زاده را منتشر کردند، که از "باخت" انتخاباتی اصلاح طلبان سخن می گفت.


به گزارش تحول سبـــز، سامانه خبری «آتی نیوز»، به نقل از یک منبع آگاه مدعی شده است که بخش دیگری از سخنان مصطفی تاج زاده بزودی در فضای رسانه ای قرار می گیرد.


این منبع آگاه وابسته به دولت ادعا کرد که تاج زاده در این بخش نیز "گفته های فیلم اول را تایید ‌کرده و بار دیگر ادعای تقلب در انتخابات را واهی می خواند."


تحلیلگران سیاسی این اقدام را تهدیدی در برابر حمایت های گسترده از مصطفی تاج زاده تلقی می نمایند و معتقدند که این تهدید ها نشان می دهد کودتاچیان در موضع ضعف قرار گرفته اند و چوبی که در حرکت اول، با انتشار آن فیلم بی محتوا و بدون مقدمه و موخره، بالا برده اند کارا نبوده و کسانی را که باید می ترسانده، نترسانده است.


به گزارش سایت امروز، امثال مصطفی تاج زاده برای شخصی نشدن خواسته های مدنی و قانونی جنبش، تا کنون از بازگو کردن آنچه در دوران بازداشت به ویژه یک ماهه ابتدایی آن بر ایشان گذشته خودداری کرده اند ولی در صورت ادامه چنین روشهای سخیفی از جانب کودتاچیان، زندانیان سیاسی در این مورد تجدید نظر خواهند کرد و شرح این دوران را به اطلاع افکار عمومی ایران و جهان خواهند رساند.


این عضو برجسته جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب، که بدلیل عدم تمکین از درخواست نهادهای امنیتی، در عدم بازپس گیری شکایتش از نهادهای نظامی، روز یکشنبه هفته اخیر مجبور به بازگشت به زندان اوین شده بود، قبل از عزیمت به زندان و معرفی خود، بر "وقوع تقلب" در روند و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری تاکید فراوان داشت.



 


ابوالفضل فاتح

  

بر اساس شواهد و قرائن، تهدیدات خارجی نسبت به کشور روندی رو به تزاید یافته است. بیگانه ی مدعی دیر زمانی است که با “ایران به ما هو ایران” سر ناسازگاری داشته و انقلاب اسلامی دلیل مضاعفی بر عداوت پیشین است؛ چنان که در ۲۸ مرداد شاهد بودیم و طی سی سال اخیر نیز صرف نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، تجربه کرده ایم. انکار نمی کنم که اینک بی کفایتی ها به ویژه در سیاست خارجی و شکاف و نابسامانی های داخلی، ماجراجویان خارجی را به طمع بیشتر انداخته و سودای عقب نگاه داشتن کشور را چه با تحریم و چه تهدید دامن زده است.

 

عبور از گذرگاه خطیر این روزها و صیانت از سرمایه های ملی از جمله نیروگاه بوشهر و صنعت هسته ای که ریشه در دهه های گذشته دارد، نیازمند همت، الفت و دقت همگانی است. بیگانه باید بداند و دریابد که ایرانی با هر آیین و زبان و از هر جناح و خط سیاسی به رغم همه ی تفاوت ها و اختلاف نظرها در برابر تهدید او ید واحده است. ایستادگی سبز و غیر سبز نمی شناسد. باید با صدای رسا و با همه ی امکانات بر سر بیگانه فریاد کشید و او را بر حذر داشت. بیگانه، هر که می خواهد باشد، حق ندارد و به یاری خدا نمی تواند مناقشات و مجادلات داخلی را بهانه ی خشونت و ماجراجویی جدیدی در منطقه کند.

 

در این موقعیت، بهره گیری از حداکثر ذخیره ی عقلانی و مدیریتی کشور بدور از هرگونه حب و بغض برای تدبیر متمایز و راسخ و در اتخاذ مواضع، وظیفه ی دست اندرکاران امور است تا آنچه ملت هزینه ی آن را می پردازد دارای بیشترین سنجیدگی و پشتوانه ی ملی باشد.

 

همینطور، اقتضای عقل و شرع دوری گزینی حداکثری از حساسیت های داخلی است. این به مفهوم امتناع از نقد بی کفایتی های  جریان دروغ یا عبور و عدول از حقوق و مظالمی نیست که آن جریان خطرناک، متحجر، ماجراجو و مرموز در حق بخش بزرگی از ملت روا داشته است، این به مفهوم پاسداشت شرایط و منافع ملی است.

 

گرچه بیانیه ی هفدهم آقای مهندس میرحسین موسوی که بیانیه ی حسن نیت و نقشه ی راه بود پاسخ درخوری حتی در موضوع آزادی زندانیان نیافت و به جای خود باقی است، اما به رغم همه ی این تلخی ها، در ایفای وظیفه ی ملی و ایمانی ما در شرایط حساس تهدید خارجی تردیدی ایجاد نمی کند. بر این اساس انتظار می رود هر کس و در هر جا به نوبه ی خود تلاش کند تا در این وضعیت هشدار، از سطح منازعات داخلی کاسته و در برابر تهدید احتمالی اما جدی بیگانه، عمق و گستره ی وفاق ملی را افزونی دهد.

 

در این شرایط همین طور بازگشت به قانون ولو گام به گام، آزادی رسانه های منتقد و آزادی هر زندانی پاسخ مثبتی است که تداوم آن مرهمی کاری بر زخم های عمیق خواهد بود.

 

اقدامات فراوان دیگری است که می تواند نتایجی مثبت و موثر بر وفاق ملی داشته باشد. به عنوان نمونه، معتقدم خوشبختانه با همه ی شدت و حدت مواجهات و به رغم برخی فشارها هم رهبری انقلاب و هم رهبران جنبش سبز در کنترل سطح منازعه ی داخلی موثر بوده اند. همین که تاکنون این عزیزان آگاهانه در خطاب ها از تلویح عبور نکرده و یکدیگر را خطاب مستقیم نداده اند، “تخفیف سطح مناقشه” و باز نگهداشتن یک “امکان مهم” است، که ضروری است مغتنم شمرده شده و عمق و وسعت یابد و نویسندگان و رسانه ها نیز از هر سو این شیوه و حفظ حریم ها را پاس دارند. همچنان که از امام (ره) آموخته ایم تمرکز بر آسیب ها در نقد، اولی بر فاش گویی و تمرکز بر اشخاص است. نه همه چیز را به پرده بردن و نه همه چیز را پرده برداشتن روا نیست. نه آن پنهانکاری است و نه این شفافیت. همین طور شایسته است امکان گفت و گو در مسائل مهم ملی باز شود. گفت و گو نه به خودی خود حرام است نه واجب. نه کسی را به خودی خود عزیز می کند نه ذلیل، اما در میان ملت های بزرگ سنتی است جا افتاده و معقول ترین و ابتدایی ترین راه اصلاح. در حیرتم چرا کسانی گفت و گوی داخلی را ننگ می دانند؟ چند ماه پیش عرض کردم “تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی همنشینی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رهبری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کروبی و هاشمی هستند باید فکری کرد. در غیر این صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از امروز بر جای خواهد ماند”. تاریخ هرگز از حاکمان و نخبگانی که برای سعادت ملتشان باب گفت و گو را گشوده اند به بدی یاد نخواهد کرد. اتفاقا در تاریخ مبارزات بزرگان این ملت تا دلمان بخواهد غیرت و فاصله هست، اما کمتر اثری از گفت و گو یافت می شود. اساسا گفت و گو به معنی نفی حق طلبی نیست بلکه مکمل آن است. نقد آیندگان متوجه کسانی خواهد بود که گفت و گو و اصلاح را رد کرده و بر طبل فاصله کوبیده اند.

 

چه بساکه شدت ناروایی ها و شکست بسیاری از نرمش ها این سخنان را به نقد و سخره کشد. اما اگر فرجی باشد از همین مراعات ها و باب های گفت و گو آغاز می شود و اگر چنین نباشد رویه ای اخلاقی و قابل دفاع به ویژه در شرایط تهدید خارجی است. می دانم که در برابر یک سال دروغ مداوم و پرده دری رسانه های دروغ در حق عزیزترین یاران و دولتمردان امام و اهل بیت ایشان و آنچه در زندان ها گذشته این رویکرد برای دوستان بسیاری مسموع نیست.

 

و می دانم که جریان نفوذی منحرف به ظاهر انقلابی که در داخل بر طبل خشونت می کوبد و جز سیطره و منافع باندشان، ایران و آینده ی انقلاب پشیزی برایشان اهمیت ندارد این نوشته را حمل بر ضعف خواهند کرد، البته از آنها باکی نیست. هر چه گویی آنها بر نمط خود خواهند راند. مخاطب این نوشته آنها نیستند.

 

منبع: کلمه

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته