-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

Latest news from Jaras for 08/20/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نامه بهمن امویی به همسرش

جرس: بهمن احمدی امویی در نامه ای از زندان با تبریک تولد همسرش ژیلا بنی یعقوب که همزمان با سالگرد کودتای 28 مرداد است، به ذکر خاطراتش از این روز پرداخته و آورده است: شب چهارشنبه 28 مرداد 1388 ،بازهم صدای کودتا توی گوشم پیچید :مرگ بر مصدق ، جاوید شاه.

 

 

متن کامل این نامه که در وبلاگ ژیلا بنی یعقوب منتشر شده به شرح زیراست:
 

۲۸ مرداد تا ۱۳ سال پیش برای من تنها در این چند جمله خلاصه می شد :آمریکایی ها آرزوهای ما را بر باد دادند و دمکرات ترین دولت تاریخ ایران را سرنگون کردند.شعبان بی مخ خیلی ها را از کوچه پس کوچه های تهران دورخود جمع کرد و با فریادهای جاویدشاه و با کمک نیروهای خارجی و نظامی داخلی کودتا پیروز و مصدق سرنگون شد.

اما از هفدهم بهمن ماه ۱۳۷۶ که تو را در پاگردپله های روزنامه همشهری دیدم چیزهای دیگری هم به خاطرات من از ۲۸ مرداد اضافه شد.

تو از اینکه در چنین روزی متولد شده ای که یاد آور طعم تلخ ناکامی و شکست یک ملت است ،احساس خوبی نداری شاید دلت می خواست در روز دیگری متولد می شدی .
 

اما عزیزم!شاید ژیلای هر روز دیگر با ژیلای ۲۸ مرداد فرق می کرد.

در لحظه لحظه های زندگی رازهایی نهفته است که حتی نابغه ترین آدم ها از آن سر در نمی آورند.

چهارشنبه روزی در ۲۸ مردادماه سال پیش در سلول انفرادی ام باز شد.دو بازجوی وزارت اطلاعات بودند که بستنی سنتی و فالوده شیرازی را با قاشق های پلاستیکی یکبار مصرف می خوردند،بوی آبلیموی تازه اضافه شده به فالوده را به خوبی حس می کردم.با خنده به من گفتند:

با خانواده تماس بگیر که برای ژیلا وثیقه بیاورند.ژیلا را با تاکید خاصی گفتند.
 

عزیزم!همه تو را ژیلا صدا می کنند.غریبه ،آشنا ،دوست و همکار و حتی بازجوهای وزارت اطلاعات.

قرار بود همان شب با وثیقه ۲۰۰ میلون تومانی آزاد شوی .

شب چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ،بازهم صدای کودتا توی گوشم پیچید :مرگ بر مصدق ، جاوید شاه.
 

دو ماهی بود که توی زندان بودم و آن شب خاطراتم را در گوشه سلول انفرادی مرور می کردم :تو دلت نمی خواست چنین روزی را به عنوان روز تولدت جشن بگیریم.می گفتی مگر می شود در چنین روزی که آرزوهای ملتی بر باد رفته و سیاه بخت شد ،جشن گرفت؟

در همه سالهای گذشته برخی از شب های ۲۸ مرداد را با اصرار من به رستورانی می رفیتم ،گاهی همان جا غذایی می خوردیم و گاهی غذا را می خریدیم و به خانه می بردیم و تو در راه اولین بچه خیابانی را که می دیدی غذایت را به او می دادی.
 

شنیده ام این روزها تعداد بچه ها و جوانانی که سرچهارراه ها فال حافظ ،گل یا دستمال کاغذی می فروشند ،خیلی بیشتر شده است.یادم هست بچه های کار که می خواستند چیزی به ما بفروشند ،به من می گفتی بی تفاوت از کنارشان رد نشویم ،هرکدام از اینها می توانستند امیرمهدی ما باشند.

مهم نبود که نیاز داشتی یا نداشتی اما از آنها خریدمی کردی :گل ،دستمال کاغذی و پاکت های فال.

صندلی عقب ماشین پر از دستمال و شاخه های گل و برگه های فال می شد.

برگه های فال را در حالی که رانندگی می کردم ، برایم می خواندی:

- ای صاحب فال !کاری را شروع کرده ای که در آن برایت خیر است

- چیزی را که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.

- بدان و آگاه باش !در این دنیا هیچ چیز پایدار نیست و هیچ کس را پیدا نمی کنی که از همه چیز راضی باشد.
 

یکبار از من پرسیدی بهمن !اگر بخواهی چیزی در باره من بنویسی ،چه خواهی نوشت؟

و من در بند ۳۵۰ اوین به این سوالت فکر می کنم که اگر قرار باشد چیزی در باره ات بنویسم ،چه می نویسم.

در کار خیلی جدی هستی و برایت فرق نمی کند که خواهر ،همسر ،دوست یا غریبه همکارت باشد.همه باید در کار جدی و سخت کوش و منظم باشند.کار با نقص پذیرفته نیست .آدم بی توجه و غیردقیق اعصابت را خرد می کند.اینکه روزنامه نگار حضور ذهن و ذهن پرسشگر نداشته باشد تو را به هم می ریزد.

به یاد می آورم که در عراق و افغانستان تشویقم می کردی که از زمانی که در اختیار داریم حداکثر استفاده را بکنیم و حداکثر گزارش ها را تهیه کنیم.هر روز ازساعت هفت صبح تا ۱۲ شب یکسره از این طرف به آن طرف می رفتی ،قرار پشت قرار ،مصاحبه پشت مصاحبه و بازدید پشت بازدید .

من از خودم می پرسیدم مگر ژیلای ۴۸ کیلویی چقدر توان و انرژی دارد ؟
 

تو تنها اینها که گفتم نیستی .زندگی مجموعه ای از اتفاقات غیرقابل پیش بینی است و در سر هر پیچ و خمی می تواند سرنوشت را تغییر دهد.تو بزرگترین اتفاق زندگی من هستی .
 

تولدت مبارک ژیلای عزیز

مردادماه ۱۳۸۹

زندان اوین -بند ۳۵۰

 


 


در نامه چهارم به دادستان تهران

جـــرس: در پی اعزام مجدد مصطفی تاج زاده به زندان، فخرالسادات محتشمی پور همسر این فعال جنبش سبز، چهارمین نامه خود را به دادستان تهران منتشر نمود، تا شرح حالی از شرایط دشوار خانواده و لزوم باز پس گیری حقوق اولیه زندانیان سیاسی را گوشزد نماید.


مصطفی تاج زاده، بعد از محسن صفایی فراهانی، دومین نفر از هفت امضا کنندۀ شکایت علیه گروه نظامی– اطلاعاتی و آمران و مباشران تقلب در انتخابات به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح بود، که بدلیل عدم تمکین از خواست وزارت اطلاعات "جهت پس گیری شکایت خود"، روز یکشنبه ٢۴ امرداد ماه، روانه زندان اوین شد. محسن امین زاده پیش از این به زندان بازگردانده شده بود.


به گزارش ندای سبز آزادی، متن کامل نامه (عریضه چهارم) فخرالسادات محتشمی پور، به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم ارزقنی فیه رحمةالایتام. و اطعام الطعام. و افشاء السلام. و صحبة الکرام. بطولک یا ملجأ الآملین.
عریضه چهارم در هشتم رمضان المبارک
از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی
به : دادستان تهران
سه پنج روزه که بوی گل نیومه
صدای چه چه بلبل نیومه


سلام آقای دادستان
شما حالتان خوب است؟ حال ما خوب نیست از چند جهت : ۱- بی خبری از عزیز دربندظلممان ۲- غصۀ این که او در نظامی به بند کشیده شده که برای تأسیسش زحمت کشیده و برای پایداری اش خون دل ها خورده ۳- آلوده شدن بندگان خدا که ادعای مسلمانی دارند در این ماه امساک و خویشتنداری و تنزهّ طلبی به گناه ۴ و ۵ و ۶ و …


حال ما ولی خوش است از چند جهت: ۱- قرار گرفتن در صف آزادی خواهان حق طلب بدون هرگونه عافیت طلبی و ملاحظه جویی ۲- تن ندادن به ظلم و شریک نشدن در گناه ظالم ۳- اطمینان وآرامشی که به لطف صاحب کریم این ماه عزیز ارزانیمان داشته شده ۴- ایمان به این که دست خدا بالای همه دست هاست و ایمان به این که حقیربندگانِ مستِ قدرت جز به خواست و اراده خالق یکتا، قدرت هیچ گونه عرض اندامی ندارند و آن چه موفقیت تلقی می کنند تنها فرصت هایی است که به آنان داده می شود برای امتحان و ایمان به این که آن چه رب اعلی برایمان مقدر نموده بی شک به خیر و صلاح ما بوده و هست و ایمان به این که …


حال ما خوب است چون می دانیم همسرجان هم اینک در حصار دیوارهای بلند اوین، یوسف گونه حال خوشی دارد. نه فقط هنگام نماز و عبادت و دعا بلکه در همه لحظات حضور چرا که این حضورآگاهانه است و کاملا ارادی. به خلاف دوره قبلی که در یورشی شبانه ربوده شد و چشم بسته این مسیر را پیمود و ماه ها کینه توزانه در انفرادی کودتاگران ماندو… این بار او آن چنان با آرامش و طمأنینه این راه را پیمود که برای من هم که همسرش و همراهش و هم مرامش بوده و هستم، عجیب بود. آن چنان با شتاب گام بر می داشت که همه ما بدرقه کنندگان را جاگذاشت و آن چنان مشتاقانه ساک به دست وارد زندان شد که تحیر دوست و آشنا را برانگیخت. حالا همه آجرها و سیمان ها و آهن ها، آن محوطه سبز با درختان بلند کهنسال، آن حیاط، آن سلول ها و بندها و سالن ها و هرجایی که عزیز ما و دیگر میهمانان عزتمند اوین گذارشان به آن افتاده، حتی برای گرفتن فیلم های چند ثانیه ای دزدکی و ساختن و پرداختن آن برای تحمیق توده ها؟؟؟!!!، به وجود شریف آنان عزت و شرف یافته اند و ارج و قرب و منزلت پیدا کرده اند.


آقای دادستان
در هشتمین روز این ضیافت بزرگ حال شما خوب است؟
حال ما خوب است و خوب نیست. خوب است چون برکت این ماه در همین آغازین روزها نصیبمان شده است با «رحمةالایتام و اطعام الطعام و افشاء السلام و صحبة الکرام». چه میزبانان خوبی بودیم آن گاه که بهترین بندگان خدا با حضور در کلبه کوچک خوشبختی مان و با تلاوت آیات نورانی قرآن و ادعیه پرنغز و متعالی، گوشه گوشه این خانه را متبرک کردند و ما عاجزانه همۀ تلاشمان را کردیم تا خانواده شهداء و ایثارگران و آسیب دیدگان اخیر را که به واقع میهمان خدا بودند، خدمتگزاری کنیم. و نیز توفیق آن یافته ایم که در همین ماه منورمیهمان خانه هایی باشیم که هنوز عطر شهیدانشان پس از گذشت سالیان همه جا را خوش بو کرده و یاد آن یاران بی ادعایی که احیانا باید برای شما آشنا باشند، هم آنان که اجساد تکه تکه شده و بی سرشان نردبان ترقی ناجوانمردانی دین فروش شد، لحظه ای از خاطرها دور نمی شود. آری حالمان خوب است و خوب نیست.


حالمان خوب نیست چون هنوز گرد نسیان بر خاطرات نه چندان دورمان ننشسته و چون بار دیگر ازنزدیک شاهد ناله های سوزناک مادران و همسرانی بودیم که خون خواه مظلومان پرپر شده شان هستند و هنوز جوابی نگرفته اند. حالمان خوب نیست چون تحمل دیدن چهره تکیده پدران و مادران زندانیان سیاسی و حزن و اندوه نوعروسان جدا شده از همسر و بی تابی کودکان محروم از آغوش گرم پدر،برایمان سخت است. حالمان خوب است که رمضانی دیگر رسیده و ما از آسفالت های خیابان مقابل اوین خوشبخت سفره های سبزمان را به داخل خانه هایمان کشانده ایم تا مبادا به خانواده های اسراء عزیز کوچکترین بی حرمتی شود توسط مدعیانی که با اخلاق بیگانه شده و خدای مظلومان را فراموش کرده اند.

ما خوشیم چون رمضانی دیگر رسید و ما پرخروش تر از قبل ندای حق طلبی مان را سرمی دهیم و به گوش خدای رمضان و میهمانان رمضان می رسانیم.


آقای دادستان امیدوارم در هشتمین روز ماه رمضان شما هم حال خوشی داشته باشید با اقداماتی که برای رهایی عزیزانمان از بند هرچند دیرهنگام انجام شده و با تدبیری که برای رفع مشکلات عموم زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی باید اتخاذشود و با لختی تأمل و اندیشیدن به حال خانواده های چشم انتظارو با …


آقای دادستان
راستی حالا که سعه صدرتان در این ماه گشایش و رحمة زیاد است و عرایض مرا که یک شهروند درجه چندم هستم، می خوانید و آشفته نمی شوید و به عکس، طبق وظیفه قانونی، انسانی و شرعی در آن ها تأمل و تفکر می کنید و لابد به موقع آن را پاسخ خواهید داد، به این سؤال هم پاسخ دهید: اگر روزی به این نتیجه برسید که ستاندن «داد» مردم از بی دادگران در هر رتبه و مقام و وابسته به هر نهاد و ارگان که باشند، کار سختی است و از عهده چون شمایی بر نمی آید، باز هم مایلید که ما مظلومان شما را دادستان خطاب کنیم؟ بی شک همسر سید مصطفی تاجزاده از طرح این سؤال مقصودی دارد که در عریضه های بعدی به شما و مقامات عالی تر قضایی اعلام خواهد کرد. اما در پایان این نوشتار یادتان می آورم که داد ما را از خودتان یا هر مقام مسئولی که بیش ازپنج شبانه روز است مانع تماس همسرم با خانواده اش شده، بستانید . ما بی صبرانه منتظر دادن حقوق حداقلی زندانی سیاسی خود که لابد برای اجرای حکم ناعادلانه اش و در پی یک شکایت حقوقی ساده، به زندان رجعت داده شده، هستیم .


والسلام علی من اتبع الهدی



 



آیدا قجر
جرس: وقتی هفت فعال سیاسی اصلاح طلب، پای نامه شکایت از سرداران سپاه را امضا کردند نخستین کسی که از سوی حکومت، اجبار به تکذیب شد و چون نپذیرفت به زندان بازگشت محسن صفایی فراهانی بود؛ اما چرا اجبار را از او شروع کردند؟ سید علی اکبر موسوی خوئینی نماینده جنبش دانشجویی و همکار صفایی فراهانی در مجلس ششم به این پرسش در گفتگوی جرس با وی پاسخ می دهد.

 

به نظر شما نوشتن شکایت نامه ای که توسط 7 تن از اصلاح طلبان امضا شده با چه هدفی بوده است؟

 

من فکر می کنم خود نویسندگان نامه متوجه بوده و هستند که با نوشتن آن نامه در حالیکه همگی تحت فشار هستند و به قید وثیقه های سنگین به مرخصی آمده اند, مخاطراتی برای خود آنها خواهد داشت؛ علاوه بر این می دانستند که عوامل تاثیرگذار دستگاه قضایی، معلوم نیست توجه زیادی به اینجور شکایات داشته باشند.

 

 ولی این که با وجود این آگاهی، چرا این کار را کردند؟

 

 اول اینکه میتوانم به شکل تحلیلی حدس بزنم مخاطب شکایت شان افرادی باشند که همواره نسبتا مستقل تر فکر می کنند و خیلی تحت اوامر و خواسته ها و تمایلات کسانیکه صاحب قدرت هستند نیستند؛ با توجه به این که متن سخنرانی و نواری که پخش شده از سردار سپاه پاسداران کاملا سند روشن و گویایی است و می تواند تاثیرگذار باشد بر کسانی که در دستگاه حکومت داعیه ی مستقل فکر کردن را دارند؛ به هر حال دست اندر کاران حکومت و دستگاه قضایی هم از طیفهای متنوع و متکثری تشکیل شده اند.

 

  دوم اینکه خیلی ها شاید در حالت عادی بگویند این نوار شنیده شده و باید تاثیر خود را داشته باشد اما تا قبل از انتشار این شکایت نامه، آن سخنرانی به صورت کاملا کارشناسی شده و موشکافانه مورد توجه قرار نگرفته بود. این نامه وقتی به صورت شکایت تنظیم شد خیلی از نظرها و نگاه ها را به خود معطوف کرد تا موشکافانه تر و با دقت بیشتری به متن سخنرانی بنگرند.

 

 نیروهایی هستند که همچنان شاید در اثر کانالیزه شدن اطلاعاتشان امکان دسترسی و یا تشخیص موضوعات مورد اختلاف را ندارند و این نامه می تواند و توانسته بر آنها تاثیرگذار باشد و به خاطر این تاثیرگذاری است که حاکمیت به تکاپو افتادند و از آقای صفایی فراهانی خواستند که تکذیب کنند و اگر این تاثیرگذاری نبود هیچگاه اقدام به چنین کاری نمی کردند؛ چون می دانند که بردن و در زندان نگهداشتن چنین شخصیتهایی که انظار عموم و چهره های داخل و بیرون حاکمیت آنها را می شناسند  هزینه ی بسیار زیادی برایشان خواهد داشت و اگر حاضر به پذیرش پرداخت چنین هزینه ای می شوند یعنی تحت فشار قرار گرفتند و به شکل نامعقولی واکنش نشان داده اند.

 

در حالت کلی هم دیده شده که هر وقت تصمیمهای نامعقولی گرفته می شود مثل بازداشت چهره های سرشناس و موثر، مفهومش این است که در اثر اقدام آنها یا تاثیر کارشان، حاکمیت دچار دگرگونی ها یا گیجی هایی می شوند که دست به اقدامات نامعقولی می زنند.

 

2.                            اما چرا مشخصا از آقای صفایی فراهانی خواستند تا شکایت خود را پس بگیرند و از ایشان شروع کردند؟

 

شاید دلیل اصلیش این باشد که چهره و شخصیت آقای صفائی فراهانی بیشتر به عنوان یک شخصیت سیاسی در انظار عموم شناخته نشده باشد و به عنوان یک چهره ی مدیر در عرصه های اقتصادی و ورزشی مشهور هستند؛ شاید فکر کردند ایشان راحت تر بپذیرند، یعنی از نظر آنها در بین این 7 نفر اگر امیدی بود برای پذیرش خواسته حکومت، ایشان بودند که خوب این نشان می دهد که آقای صفائی فراهانی را نمی شناختند؛ عدم شناختی که اینها نسبت به اکثریت مردم و خیلی از جریانات و موقعیت ها داشته و دارند و بدون مطالعه دقیق، خیلی کارها را انجام می دهند . اینجا هم در خصوص آقای صفائی فراهانی دچار اشتباه محاسباتی شدند.

 

3.                             همان طور که اول اشاره کردید واکنش حاکمیت نسبت به این شکایت، احضار شاکی به زندان است، به نظر شما چه عاملی باعث می شود تا به جای رسیدگی به شکایت، شاکی زندانی شود؟

 

این اولین بار نیست که به جای رسیدگی به شکایت، شاکیان را مورد محاکمه و عتاب و خطاب قرار می دهند؛ نمونه ی بسیار بزرگ و فاجعه آمیزش واقعه ی 18 تیر بود که در آنجا هم دانشجوها به جای اینکه به شکایتشان رسیدگی بشود مورد اتهام قرار گرفته و با آنها برخورد شد و در عوض با کسانی که متهم اصلی بودند در دادگاهی که به ظاهر تشکیل شده بود، به سر و صورتشان گل ریخته شد.

 

در نمونه های اخیر هم در مواجهه با همین اطلاع رسانی هایی که هر از چندگاه از یکسری مجراهای محدود در اختیار مردم قرار می گیرد، چون پاسخ مناسبی در اختیار ندارند یک واکنش جنون آمیزی انجام می دهند تا قضیه را وارونه کنند که به قول خودشان در مرحله ی اول بالانسی صورت بگیرد.

 

4.                            شما گفتید که شاید حاکمیت برداشت درستی از شخصیت آقای صفائی فراهانی نداشتند؛ با توجه به سابقه ی همکاری شما با ایشان در مجلس ششم و با توجه به این که آقای صفائی زندان را بر تکذیب شکایت نامه ترجیح داده اند آیا واقعا چنین روحیه ای در آقای فراهانی شناخته شده بود یا تحت تاثیر جنبش سبز و تحولات یکسال اخیر نسبت به دوران مدیریت ورزشی و اقتصادی شان متفاوت شدند؟

 

شخصا هیچوقت معتقد به قهرمان سازی نیستم و طبیعی است که هرکدام از ماها دارای نقاط ضعف و قوت خودمان هستیم و آقای صفائی هم از این قاعده مستثنی نیست؛ ولی به قدری ویژگیهای شخصیت ایشان قوی است که می خواهم با اشاره به مجلس ششم نمونه هایی از رفتار و برخوردهای ایشان را عنوان کنم زیرا به نظر می رسد افکار عمومی بیشتر ایشان را در زمینه ی فعالیت های اقتصادی یا مدیریت در حوزه ی ورزش می شناسند در حالیکه آقای صفائی چهره ای هستند که دارای دید و برنامه های روشن در عرصه های اجتماعی و سیاسی هستند اما سوابق و توانمندی های مدیریتی ایشان عمدتا  در سایه رفته است.

 

به عنوان مثال در دوره ی مجلس ششم، ما پیگیر وضعیت زندانیان و بازداشتی ها و بازداشتگاه ها بودیم و در مرحله ای بازداشتگاه سپاه پاسداران که قبلا که بازداشتگاه اطلاعات سپاه بود در میدان عشرت آباد تعطیل شد و در درون اوین بازداشتگاهی به اسم بند دو _ الف ساخته شد که فکر می کنم آقای صفائی و خیلی دیگر از دوستان بعد از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری به شکل غیرقانونی و خارج از کنترل دستگاه های نظارتی در همانجا تحت فشار و بازجویی قرار گرفتند.

 

این بند دو _ الف جائی بود که خیلی از دانشجوها را بازداشت کرده بودند اما برای آنکه ما نتوانیم آن بازداشتگاه را ببینیم از ما شکایت کردند و بهانه آوردند (چون ما نسبت به اخبار نگران کننده ای که از وارد کردن فشارهای جسمی و روحی بر آقایان عباس عبدی، گرانپایه و قاضیان داشتیم اطلاع رسانی کرده بودیم) این را بهانه کردند که ما نتوانیم آن بازداشتگاه را ببنیم و نهایتا بیش از 100 دانشجو را در آن ایام بازداشت کردند.

 

ما امکان ملاقات با آنها را نداشتیم و نهایتا در مجلس ششم به همراه اعضای فراکسیون دانشجویی دست به تحصنی 48 ساعته زدیم که طی 24 ساعت مقامات را به واکنش برانگیخت و منجر به تعطیلی تحصن شد و قرار شد هیاتی به نمایندگی از ما که مورد اعتماد همه باشد تشکیل شود تا بین افرادی که مطرح بودند ما آقای صفائی فراهانی را که هم منش آرامی داشتند و هم کاملا مورد اعتماد ما بودند انتخاب کردیم و به آقای کروبی پیشنهاد کردیم که ایشان هم موافقت کردند.

 

 ایشان به همراه آقایان دیگر از جناح اصولگرا مثل آقای ابوترابی رفتند و برخی نگران بودند که با توجه به فشارهای موجود، آقای صفایی چون خیلی در عرصه های سیاسی و قضائی آشنایی ندارد عقب نشینی کند و کار را خوب پیش نبرد. ولی به قدری مدیریت و ایستادگی ایشان زیاد بود که تا لحظه ای که آخرین فرد از زندان آزاد نشده بود ایشان پیگیری ها را تا نفر آخر متوقف نکرد و در واقع زمان بندی هم به شکلی بود که قبل از مهر ماه و آغاز سال تحصیلی همه ی دانشجوهای بازداشتی آزاد شوند. این یکی از مواردی بود که آقای صفائی نشان دادند با منش و وقار و ایستادگی خود در این عرصه هم چقدر قوی هستند.

 

نمونه ی دوم اینکه در مجلس ششم برخی از اصلاح طلبان قائل به مرزبندی با ملی مذهبی ها بودند آقای صفایی فراهانی با اینکه در جبهه مشارکت بود و اختلاف نظر هم داشتند معتقد بودند که مرزبندی ها را باید شکست.

 

گاهی چهره هایی مثل عزت الله سحابی و امثال آنها در این سن و سال به مجلس مراجعه می کردند تا داخل شوند؛ باید ورود آنها امضا می شد و یکی از چهره هایی که حق امضا برای ورود افراد به مجلس را داشت آقای صفائی فراهانی بود؛ وقتی این موضوع مطرح شد ایشان بسیار با دید بازی برخورد کردند و قائل به این نوع تماسها و ارتباطات بودند، با جسارت تمام این گره را باز کردند؛

 

ایشان با امضای خود افراد را دعوت کرد و به آنها احترام گذاشت و خوشبختانه بعد از مجلس ششم و دوره ی اصلاحات زمان زیادی طی نشد تا این مرزبندی هایی که در اثر تبلیغات جناج مخالف یا هر دلیل دیگری به آن قائل بودند برداشته شد و البته آقای موسوی و کروبی هم در این زمینه نقش بسیاری داشتند.

 

نگاه روشن آقای صفائی فراهانی در آن روزها را برخی نداشتند ولی امروز کاملا عیان شده که این نوع مرزبندی ها مساله ی مضحکی است.

 

فقط خواستم با این دو مثال تاکید کنم که برداشتی که از ایشان شده کاملا اشتباه بوده است.

 

5.                            حالا اگر در حوزه ی ورزشی آقای صفائی فراهانی شناخته شده تر باشد آیا این رفتار حکومت ممکن است تاثیری در نسل جوان و فوتبال دوستی که او را مدیری توانمند شناخته اند داشته باشد؟

 

فکر می کنم دو تاثیر را بتوان برآورده کرد که الزاما با هم همسو نیستند؛ یک تاثیر منفی مستقیمی دارد بر قشر جوان که مدیریت آقای صفائی فراهانی را در امر ورزش دیده اند.

 

  حتی در زمانی که دولت کنونی دوری می کرد از اینکه از توانمندی های افرادی مثل ایشان استفاده بشود، وقتی جامعه ی بین المللی و تخصصی ورزشی در تعامل با دولت کنونی به بن بست رسیده بود آقای صفائی به خاطر شناخت و توانمندی اش حلاّل این مشکل شد؛

 

جوانانی که این را دیده اند حالا می بینند که با چنین شخصیتی این برخورد کودکانه و غیرمعقول صورت می گیرد و این برداشت را دارند که مدیریت در این کشور فعلا در دست کسانی است که کاملا مطیع و تحت فرمان باشند و معلوم نیست که چقدر توان برای درک جامعه ی امروز ما را داشته باشند.

 

 انگار کشور در خیلی از حوزه ها نیاز به مدیر دانا و فهمیده و کارآمد ندارد؛ اگر چنین نبود بایستی در شرایط طبیعی، افرادی مثل ایشان قدرشان شناخته می شد و از وجود آنها و حتی در حد و اندازه ی دریافت مشورت و تجربه ی آنها بهره می گرفتند.

 

اما تاثیر متفاوت دیگری نیز در عین حال بر قشر جوان دارد که ناشی از تصمیم افرادی مثل آقای صفائی است؛ مثل آقای میردامادی، امین زاده و اخیرا آقای تاج زاده که متاسفانه به زندان بازگردانده شدند.

 

آنها حتما آگاه به نتیجه کارشان بودند اما من فکر می کنم توانستند پیامی را به جوانها منتقل کنند که با اینکه می توانستند سکوت کنند و مقاومت نکنند اما در برابر خواست دولتی که منابع و سرمایه های کشور را رو به فنا می برد ایستادند و طبیعی است که این اقدام شجاعانه ی اینها می تواند روحیه ی چندین برابری به جوانها بدهد و به آنها نشان دهد که اگر می خواهیم آینده ی روشن تری برای کشورمان ببینیم راهی نیست جز این که در حد امکانات و توانمندی هایمان از طرق مسالمت آمیز مقاومت کنیم.

 

 وجه مشترک این جمع از صفایی فراهانی تا تاج زاده و دیگران این است که نظام از آنها خواسته تکذیب کنند یا تقاضای عفو... آنها هم نپذیرفتند؛ بر فرض هم بپذیرند این توبه نامه ها یا تکذیب ها را، وقتی نظام می داند اینها از سر اجبار است و واقعیت ندارد چه کمکی به بقای نظام می کند؟

 

سعی شان بر این بوده که در درجه اول  برای خنثی کردن اثر نامه  حداقل یکی از امضا کننده ها را قانع به پس گرفتن آن بکنند وبعد آن را لوث کنند اما موفق نشدند ... طبعا آنها می دانند که توبه نامه هیچ تاثیری درقشر آگاه جامعه ندارد ولی آنها مخاطبشان کسانی هستند که دسترسی به اطلاعات جز از کانالهای غیر رسمی مانند صداوسیما ندارند و در برخی از آنها سعی در تلقین وتاثیر گذاری می کنند تا پایه های مشروعیت شان را که در بین نخبگان وحتی بخش مهمی از اصولگرایان از بین رفته، حداقل در طبقه ضعیف جامعه و کسانی که اخبارشان از کانالهای رسمی دریافت می شود را بازسازی کنند.

 

و در آخر شما تاثیرات این مقاومت بر جنبش سبز را چگونه تحلیل و ارزیابی می کنید؟

 

شخصا معتقدم جنبش سبز در ادامه و فصل جدیدی از جنبشی است که تحت عنوان "جنبش اصلاحات" از آن یاد می شد.

 

  آقای صفائی فراهانی در مقطع اصلاحات رد پایی از خودشان به یادگار گذاشتند که جز برای شکوفایی و آبادانی و سرافرازی مردم ایران نمی توان از آن برداشت دیگری داشت؛ جنبش سبز نیز که ادامه ی همان جنبش اصلاحاتی است آقای صفائی و همکارانشان در جبهه ی مشارکت و سایر فعالان سیاسی دنبال می کردند و فکر نمی کنم کسی بتواند منکرش شود و به خاطر همین تاثیرگذاری تلاشهای ایشان بوده که خیلی ها به اشتباه به این نقطه رسیدند که برای خنثی کردن آن باید ایشان را بازداشت کرده و به زندان بیاندازند در حالیکه این کار ایشان روحیه ی صد چندانی به همه چه در داخل و چه در خارج می دهد.

 

حرکت ایشان در عین اینکه به همه روحیه می دهد مسئولیت ها را نیز بالا می برد و با توجه به این که این عزیزان این هزینه ها را به جان می خرند همه  کسانی که در شرایط بهتر باشند باید در حد توان خود در این حرکت شبکه واری که به راه افتاده به سهم خود فعالیت کنند و کمک کنند و با همدلی و همسویی اجازه ندهند که این سرمایه و این بخش از حد نیروی انسانی بسیار کارآمد و لایق و بزرگی که هنوز وجود دارد در کشور به سمت نابودی برود.

 

  اگر این مرزبندی های خودی و غیر خودی که به شکل حاشیه ای مطرح می شود کنار برود و اصل، محتوایی باشد که ضرورت دارد و می شود در آن همفکری کرد جنبش سبز، آینده ی خوبی را برای کشور رقم خواهد زد و کاملا امیدوار کننده است و این بدون تردید ناشی از صبر و مقاومت و پرداخت هزینه از کسانی مانند آقای صفائی فراهانی و خیلی از افرادی که در این ماه ها جان خود را از دست دادند یا در زندانند و مجبور به اعتصاب غذا شدند...

 

من به آینده ی این جنبش امیدوارم؛ مقاومت وایستادگی ۷ چهره سرشناس اصلاح طلب قطعا نشانه شکست کودتاچیان است، چرا که کودتاگران مدعی جمع شدن بساط اصلاح طلبی و فائق آمدن جو رعب و امنیتی بوده وهستند و قاعدتا نشانه آن بایستی در انفعال فعالان از روی ترس باشد اما امضای این شکایت نامه خط بطلانی بر این تحلیل هست و روحیه مقاومت ونترسیدن از سرکوب گران را به سایرین میدهد و امید رادر میان حامیان جنبش سبز زنده نگه می دارد.

 

 با سپاس از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید.

 


 


جـــرس: رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، با تاکید بر پاسخ قاطع ایران به هرگونه حمله احتمالی، تهدیدات نظامی موجود علیه جمهوری اسلامی را "شوخی" دانست.


به گزارش ایلنا، سرلشکر سید حسن فیروزآبادی در حاشیه مراسم انس با قرآن که توسط بسیج حامعه پزشکی در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، در گفت و گو با خبرنگاران، تهدیدات اخیر اسراییل مبنی بر حمله به نیروگاه اتمی بوشهر را مورد اشاره قرار داده و اظهار عقیده کرد:
"بارها آمریکایی ها گفته اند که جمهوری اسلامی از قدرتی برخوردار است که اسرائیل اگر قصد براندازی یا نابودی خود را دارد، می تواند جرات چنین حرکت نابخردانه ای را به خود بدهد. زیرا اسرائیل چه چیزی دارد که در مقابل جمهوری اسلامی با 70 میلیون نفر جمعیت جان بر کف و تجهیزات مدرن و فناوری روز، بایستد؟ "


وی با بیان اینکه "حمله به ایران یک شوخی است"، افزود: اسرائیل فقط برای ارضای نیروهای داخلی و حفظ حکومت زهوار در رفته ای که آنجا هست، این تهدیدات را می کند، در حالی که به سمت نابودی در حال حرکت است.


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به سخنان دیروز رهبری مبنی بر اینکه پاسخ ایران به حمله احتمالی اسرائیل فرامنطقه ای خواهد بود، تصریح کرد: آقا ولی امر مسلمین هستند و موضع خود را بیان کرده اند، نیروهای مسلح نیز آماده بوده تا هرجا ایشان امر کنند، اجرای امر کنند.


فیروزآبادی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه فکر می کنید اسرائیل چنین اقدامی را مرتکب می شود یا صرفا جنگ روانی به راه انداخته است؟ گفت: به عنوان یک نظامی باید تهدیدها را جدی بگیریم. ما نظامی ها همواره آماده هستیم و باید تهدیدات را جدی بگیریم، اما قاعدتا نه آمریکا و نه اسرائیل شرایط اقدام نظامی را ندارند.


طی هفته های اخیر، تهدیدات نظامی علیه جمهوری اسلامی شدت خاصی به خود گرفته و همزمان با تهدیدات اسراییل علیه ایران، گروهی از نمایندگان مجلس آمریکا، از هرگونه اقدام نظامی اسراییل حمایت کرده اند.

 



 


جـــرس: یک منبع نزدیک به دفتر سید محمد خاتمی، اخبار منتشر شده از سوی برخی رسانه‌های خاص، مبنی بر دیدار سفیر انگلیس در تهران با رئیس جمهور سابق را تکذیب کرد.


به گزارش پارلمان نیوز، این منبع خبری ادامه داد "هرگونه دیدار و تقاضای دیدار سفیر انگلیس با محمد خاتمی تکذیب می‌شود و این خبر دروغ است."


بر اساس این گزارش، از هفته گذشته برخی محافل بحران‌ساز و خودسر که حیات خود را در بحران‌سازی و ایجاد فضای بدبینی و التهاب می‌بینند، تصمیم گرفتند دور جدید پروژه تخریب سیدمحمدخاتمی را با انتشار اخبار دروغ در برخی رسانه‌های خاص کلید بزنند.

 

 



 


جرس: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با فصل الخطاب خواندن گفته های رهبر جمهوری اسلامی، "توجه به ارتقای وحدت و همدلی بین مسوولان نظام و هوشمندی و هوشیاری آحاد ملت ایران برابر نقشه‌ها و توطئه‌های شیطانی دشمنان انقلاب و آمادگی همه جانبه پاسداران انقلاب اسلامی برای رویارویی سخت با حماقت‌های احتمالی آمریکا و رژيم صهیونیستی" را ضروری دانست.


به گزارش ایلنا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای با اشاره به گفته های آقای خامنه ای، در دیدار اخیر مسوولان نظام و تاکید وی بر "روند رو به ضعف و تزلزل دشمنان ایران به ويژه آمریکا و رژيم صهیونیستی"، با تشریح ابعاد قدرت بازدارندگی کشور و آمادگی‌های همه جانبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف دفاع از انقلاب و میهن اسلامی و پاسداری از ارزشها و آرمان های نظام آورده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تمسک به منویات و فرامین مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا و اطاعت محض از ولی فقیه و تکیه بر توانمندیهای قدرتمند دفاعی خود و اشراف اطلاعاتی کامل بر وضعیت پیرامونی کشور به درجه ای از آمادگی رسیده است که می تواند هر گونه تهدید عملی و حماقت احتمالی دشمنان بزرگ و کوچک را با پاسخ قاطع و جدی مواجه ساخته و با بهره گیری از ظرفیت بسیج جهان اسلام منافع آنان را در هر نقطه دلخواه مورد هدف قرار دهد و در نبردی سرنوشت ساز شکست قطعی را به دشمنان تحمیل کند.

 


 


جرس: سایت پارسینه صحت و سقم برخی مطالب منتشر شده درباره حمایت مرحوم آیت الله بهجت از احمدی‌نژاد را از دفتر آن مرحوم جویا شد که در پاسخ عنوان شد مطالب نقل شده از این مرجع تقلید در حمایت از احمدی‌نژاد کذب است.


در سوال این سایت آمده: آیا استناد متن‌های زیر به حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمت‌الله، بیت، دفتر و نزدیكان ایشان صحیح است یا خیر؟

 

1- آیت‌الله العظمی بهجت رحمت‌الله در دیدار دولت با علما در سال 1386 فرموده‌اند: باید دید بعضی‌ها چه گناهی كرده‌اند كه نمی‌توانند خدمات دولت آقای احمدی‌نژاد را ببینند.

 

2- فرزند آیت الله بهجت در یك گزارش رادیویی: پدرم در آخرین روزهای عمرش برای مردم ایران دعا می‌كرد كه آقای احمدی‌نژاد را از دست ندهند.

 

3- بیت آیت الله بهجت: از رفتار آقای احمدی‌نژاد به خدا پناه می‌بریم.

 


4- آیا اینكه حامیان احمدی‌نژاد می‌گویند هاله نور، حرزی بوده كه آیت الله بهجت برای حفظ وی از خطرات ایجاد كرده‌اند درست است؟

 

پاسخ: بسمه‌تعالی، مطالب فوق كذب محض می‌باشد.
 


 


جرس: مجید توکلی، فعال دانشجویی که به تازگی و براساس حکم دادستان تهران به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده است از قرنطینه زندان به بند عمومی منتقل شد.

 

به گزارش هرانا، مجید توکلی در تماس تلفنی که با خانواده خود داشته است به مادرش اطلاع داده که اکنون در بند 3 (بند کارگری) و سالن 8 زندان رجایی شهر که برای زندانیان سیاسی است، نگهداری می شود.

 

مجید توکلی که بر اساس حکم دادگاه بدوی محکوم به تحمل هشت سال و نیم حبس تعزیری است پس از بازگردانده شدن زندانیان به بندهای عمومی اوین و شکاندن اعتصاب غذا، به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

 

همچنین دانشجونیوز گزارش می دهد که تبعید مجید توکلی به زندان رجایی شهر به اصرار مقامات بلند پایه امنیتی صورت گرفته است.

 

بر اساس این گزارش، مجید توکلی دو روز پیش به حکم دادستانی تهران و به اصرار مقامات امنیتی به زندان رجایی شهر تبعید شد و بنا برگزارشات ارسالی مقامات بلند پایه وزارت اطلاعات و نیز شخصی به نام "رشته احمدی" رئیس دادسرای مستقر در زندان اوین بیشترین نقش را در این امر داشته اند.

 

همچنین گفتنی است آنگونه که خود توکلی عنوان کرده، وی در شکل گیری اعتراضات اولیه در بند ۳۵۰ هیچ نقشی نداشته و تنها پس از آنکه وی به انتقال سایر زندانیان به انفرادی معترض می شود، توسط مسئولین زندان خود نیز به انفرادی منتقل می شود.

 

پس از آنکه اعتصاب غذای توکلی و سایر زندانیان خاتمه می یابد، "رشته احمدی" به همراه نماینده دادستانی تهران وی را به مدت ۷ ساعت با الفاظ رکیک و تهدید آمیز مورد بازجویی قرار می دهند و نارضایتی شدید مقامات بلند پایه امنیتی را به وی ابلاغ می کنند. درپی آن مقامات دادستانی در اثر فشار مسئولین وزارت اطلاعات و به اتهام "شورش در زندان" مجید را به زندان رجایی شهر منتقل می کنند.

این درحالی است که "اتهام شورش در زندان" در میان زندانیان معترض تنها به مجید توکلی وارد شده است و وی در این زمینه شدیدا مورد تهدید قرار گرفته است.
 


 


  Get the Flash Player to see this rotator. var s1 = new SWFObject("http://www.rahesabz.net/picstories/image/88/tir/Base/simpleviewer.swf","flashContent", "600", "600", "9.0.124"); s1.addParam("allowfullscreen","true"); s1.addVariable("galleryURL" , "http://www.rahesabz.net/picstories/image/88/mordad/didar karoubi armin/gallery.xml"); s1.addVariable("width","600"); s1.addVariable("height","600"); s1.write("container");

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته