
وضعیت جسمانی کیوان صمیمی، روزنامه نگار دربندی که هنوز در اعتصاب غذا به سر می برد وخیم گزارش می شود.
طبق خبرهای رسیده به کلمه ، این روزنامه نگار که بیست روز است در اعتصاب غذا به سر می برد وضعیت جسمانی مناسبی ندارد اما روحیه اش همچنان قوی و خوب است . با توجه به فرارسیدن ماه رمضان نگرانی ها در باره وی افزایش پیدا کرده است ،چرا که اکنون فقط به هنگام افطار و سحر آب و چای می نوشد.
صمیمی و ۱۶ زندانی سیاسی دیگر زندان اوین سه هفته قبل به خاطر اعتراض به برخوردهای نامناسب زندانبانان و ماموران زندان به خصوص وعده های دروغین و رفتارهای نامناسب رییس زندان اوین، صداقت به سلول انفرادی منتقل شدند . آنها بعد از آن دست به اعتصاب غذا زدند
بقیه این زندانی ها بعد از دو هفته به خاطر پیام های اقشار مختلف مردم بویژه شخصیت های جنبش سبز از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اعتصاب غذای شان پایان دادند اما صمیمی همان موقع اعلام کرد که تا زمان انتقال همه زندانیان اعتصاب کننده به بند عمومی اعتصاب غذایش را پایان نخواهد داد .
اکنون زندانیان اعتصاب کننده بارها از وی خواسته اند که به اعتصاب غذایش پایان دهد اما او اعلام کرده که به خاطر فرزندان دربندش این کار را نخواهد کرد و تا رهایی آنها از سلول انفرادی به این اعتصاب ادامه خواهد داد.
خانواده صمیمی به شدت نگران سلامت وی هستند و از همه مسوولان قضایی بویژه دادستان تهران درخواست توجه فوری به وضعیت وی را دارند.
کیوان صمیمی ۶۲ ساله به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است .
منبع: کلمه
در پی انتقادهای تند علی مطهری، و احمد تولکی، از محمود احمدینژاد، نمایندگان طرفدار دولت محمود احمدینژاد در مجلس، خواهان برخورد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با این دو نماینده منتقد شدند.
علی مطهری به تازگی، در مصاحبهای که با مجلس سروش انجام داده است، محمود احمدینژاد و همفکرانش را به گروه فرقان تشبیه کرده و تصریح کرده است بسیاری از روحانیون تنها به دلیل ملاحظه رهبری از وی حمایت میکنند.
علی مطهری، همچنین مجلس هفتم و هشتم را، مجلسی «تاحدودی تحقیر» شده خوانده است که به گفته وی قاطعانه در برابر دولت موضع نمیگیرد؛ وی همچنین خواستار «سئوال» از رئیس دولت در مجلس است تا به گفته وی «قانونگریزی»های محمود احمدینژاد کنترل شود؛ مطهری افزون بر این شخص محمود احمدینژاد را متهم به «تکروی» کرده است.
در همین حال، احمد توکلی، دیگر نماینده اصولگرا، محمود احمدینژاد را به دلیل اجرا نکردن مصوبات مجلس به «استبداد رای»، « نقض قانون» و «گردنکشی در برابر قانون اساسی» متهم کرده است.
در واکنش به این انتقادات، روز شنبه سایتها و رسانههای طرفدار محمود احمدینژاد و در راس آنها خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، به طور گسترده سخنان نمایندگان طرفدار محمود احمدینژاد را پوشش داده که خواستار برخورد قضایی با این دو نماینده مجلس شدهاند.
از میان این نمایندگان فاطمه آلیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، خواهان برخورد دستگاه قضایی با این دو نماینده شده و گفت: «امروز اتهامات نادرستی علیه رئیس جمهور مبنی بر فاصله گرفتن از روحانیت و تشبیه کردن نزدیکان وی به گروهکهای منحرف تروریستی توسط برخیها انجام شده است.»
اشاره فاطمه آلیا به تشبیه علی مطهری است که محمود احمدینژاد و همفکرانش را همانند گروه فرقان دانسته بود؛ گروهی که مسئولیت ترور مرتضی مطهری را برعهده گرفت.
این نماینده مجلس با بیان اینکه علی مطهری در زمان «اغتشاشات» و در جریان «فتنه» نیز به میدان نیامد گفت: «در شرایطی که پس از باج دادن فتنهگران به بیگانگان، دشمنان ملت جسور شده و هجمههای ناجوانمردانهای را از خارج و داخل علیه دولت مردمی و مقتدر با پشتوانه رای بینظیر وارد میکنند این نوع اظهار نظر ها و وارد آوردن اتهامات غیر منطقی و غیر اصولی آب به آسیاب دشمن ریختن است.»
فاطمه آلیا همچنین در واکنش به اظهارات احمد توکلی گفته است که رئیس جمهوری شخص دوم کشور است و برداشت وی از قانون جرم تلقی نمیشود.
فاطمه آلیا گفت: «ملت انتظار دارد رییس قوه قضاییه طبق قانون به اتهامات مطرح شده علیه رئیس جمهور رسیدگی کند و این موضوع را هم مانند رسیدگی به پرونده سران فتنه به بایگانی تاریخ ارجاع ندهد.»
محسن کوهکن، سخنگوی هیات رئیسه مجلس، نیز در واکنش به اظهارات این دو نماینده گفت: «باید مرز بین توهین و انتقاد را تشخیص دهیم و کاری نکنیم رییس جمهور به عنوان شخص اول اجرایی کشور تضعیف شود.»
جواد ابطحی، دیگر نماینده طرفدار محمود احمدینژاد، با درخواستی مشابه از قوه قضاییه گفت: «دستگاه قضایی نباید توهین به رئیس جمهوری که با ۲۴ میلیون رای مسئولیت اجرایی کشور را بر دوش گرفته است را نادیده بگیرد.»
سید حسین نقوی حسینی، نماینده ورامین و ارسلان فتحیپور نماینده کلیبر، نیز دو نماینده دیگری هستند که از قوه قضاییه خواستند با دو همکار منتقد خود برخورد کند.
در همین حال، محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، سخنان احمد توکلی را ناشی از «عقدههای درونی» و اظهارات علی مطهری را ناشی از «توهم» دانست.
محمود احمدی بیغش همچنین تشبیه «گروه احمدینژاد» به گروه فرقان از سوی علی مطهری را «توهین آمیز و بدون ارزش» خوانده و گفت: «من بارها گفتهام که علی مطهری متاسفانه دچار توهم شده و تعادلی ندارد و نباید برای حرفهایش زیاد ارزش قایل شد که شاید حرفهایش بیشتر طنزگونه است.»
محمد کرمیراد، دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز اظهارات علی مطهری را «جرم» دانسته است.
مهدی کوچکزاده، نماینده هوادار احمدینژاد در واکنش به اظهارات این دو نماینده منتقد دولت گفت: «نسبت دادن عباراتی همچون بیدین، گردنکش و نظایر آن به رییس جمهور اثبات کننده این است که اظهارات آنها از سر بغض و کینه است.»
حمید رسایی، نیز گفته است «اتهاماتی مانند اینکه آقای احمدینژاد تفکرش تفکر گروه فرقان است از جمله مواردی است که رئیس قوه قضاییه باید تذکر دهد که متاسفانه تاکنون اقدامی صورت نگرفته است.»
وی در واکنش به اظهارات احمد توکلی و علی مطهری گفت: «متاسفانه کسانی که … دولت را به قانونشکنی و مقاومت در برابر دستورات ولایت فقیه متهم میکنند، خودشان در درجه اول باید به دلیل تصویب قوانینی که اجرای آن برای دولت غیرممکن است این اتهامات را پاسخ دهند.»
این نمایندگان در حالی خواستار برخورد با علی مطهری و احمد توکلی شدهاند که محمود احمدینژاد، خود، پیش از اظهارات اخیر علی مطهری، از وی شکایت کرده و این پرونده هماکنون در دادسرای کارکنان دولت در حال رسیدگی است.
منبع: سحام نیوز
سرتیپ یدالله جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، اصالت اظهارات منسوب به “سردار مشفق” را تلویحا تأیید و از آن دفاع کرد.
او روز جمعه ۲۲ مرداد (۱۳ اوت) در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری برنا، وابسته به سازمان ملی جوانان، گفت که اگر شکایت هفت چهره اصلاح طلب از سردار مشفق و سایر همفکران نظامی و اطلاعاتی او به تشکیل دادگاه منجر شود، “آن افراد حضور پیدا خواهند کرد و نتیجه نهایی افشای بسیاری از مسائل دیگر خواهد بود و مشخص خواهد شد که چه کسانی در این فتنه ضربه هایی را به نظام اسلامی و وحدت و امنیت ملی وارد کردند”.
آقای جوانی در مورد هدف اصلاح طلبان از طرح شکایت قضایی گفت: “آنها می خواهند فضایی ایجاد کنند که افرادی که در عرصه فعال بودند و روشنگری می کردند، وقتی ببینند که باید پاسخگو باشند، دست به احتیاط بزنند و این روند را دنبال نکنند”.
به این ترتیب به نظر می رسد که رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران “سردار مشفق” را تلویحا به عنوان کسی که در عرصه فعال بوده و “روشنگری” می کرده معرفی و اصالت فایل صوتی منتشر شده از سخنرانی او را تأیید کرده است.
در این فایل صوتی اتهامات تندی به بعضی از سرشناس ترین چهره های سیاسی ایران وارد شده و نحوه مقابله نهادهای نظامی و اطلاعاتی متمایل به جناح اصولگرا با این افراد و چگونگی دخالت این نهادها در انتخابات تشریح شده است.
فایل صوتی این سخنرانی که گفته می شود در پائیز سال ۱۳۸۸ توسط یکی از فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه در جمع گروهی از روحانیان در شهر مشهد ایراد شده، از چند ماه پیش به طور گسترده در اینترنت منتشر شده بود.
کسانی که دل در گرو انقلاب دارند و دلداده حضرت امام و آرمان های ایشان هستند و با شهدا عهد و پیمان بسته اند، برای دفاع از انقلاب وارد صحنه شدند و به هیچ عنوان تحت تأثیر چنین فضاسازی هایی قرار نخواهند گرفت و این روشنگری ها را به عنوان یک وظیفه انقلابی ادامه خواهند داد.
سرتیپ جوانی در واکنش به شکایت اطلاحطلبان
هفته گذشته هفت چهره سرشناس جناح اصلاح طلب ایران که در جریان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت و به تحمل حبس و مجازات های دیگر محکوم شده بودند، با اشاره به اینکه محتوای این سخنرانی در این مدت از سوی هیچ نهاد حکومتی تکذیب نشده است، از “سردار مشفق” و همفکران و همکاران او به رئیس قوه قضائیه شکایت کردند.
شاکیان، سخنرانی سردار مشفق را “سندی مهم در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات و حوادث پس از آن” توصیف کرده و از او و همفکرانش به دلیل دخالت غیرقانونی در انتخابات به نفع محمود احمدی نژاد، جلوگیری از نظارت ناظران رقبای او بر روند رأی گیری، سوء استفاده از ابزارهای اطلاعاتی علیه اصلاح طلبان و ایراد اتهام علیه آنها شکایت کردند.
اما اکنون سرتیپ جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران ایران می گوید: “کسانی که دل در گرو انقلاب دارند و دلداده حضرت امام و آرمان های ایشان هستند و با شهدا عهد و پیمان بسته اند، برای دفاع از انقلاب وارد صحنه شدند و به هیچ عنوان تحت تأثیر چنین فضاسازی هایی قرار نخواهند گرفت و به عنوان یک وظیفه انقلابی این روشنگری ها را ادامه خواهند داد”.
او شاکیان اصلاح طلب را متهم کرده است که قصد دارند جای شاکی و مهم را عوض کنند و “به جای اینکه خودشان در جایگاه متهم پاسخگو باشند، در جایگاه شاکی قرار بگیرند و افرادی را که به وظیفه دینی و انقلابی خود عمل کرده اند را متهم کنند”.
هفت چهره اصلاح طلبی که با استناد به سخنرانی “سردار مشفق” از او و همفکرانش شکایت کرده بودند، عبارتند از بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، محسن میردامادی، محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی و محسن صفایی فراهانی.
این هفت نفر همگی در جریان محاکمه های مربوط به حوادث پس از انتخابات سال گذشته ایران به تحمل حبس های طولانی و مجازات های دیگر محکوم شده اند.
منبع: سحام نیوز
به دنبال اعلام تاریخ دقیق راه اندازی “نیروگاه اتمی بوشهر” از سوی شرکت روسی سازنده آن، دولت آمریکا اعلام داشت که پذیرش تامین سوخت این نیروگاه اتمی از سوی دولت مسکو نشان می دهد که ایران نیازی به پیشبرد برنامه های غنی سازی خود در داخل کشورندارد.
سخنگوی کاخ سفید واشنگتن روز گذشته، در واکنش به خبر آغاز کار رسمی مرکز بوشهر با اعلام این نظر دولت متبوع خود افزود: تامین سوخت اتمی از سوی روسیه برای نیروگاه بوشهر و سپس بازپس گیری سوخت مصرفی این موضوع را ثابت می کند که جمهوری اسلامی نیازی به ادامه غنی سازی در ایران ندارد.
“رابرت گیبس” تاکید کرد که پافشاری ایران برروند غنی سازی “موجبات ایجاد پرسش هائی در زمینه هدف های ایران شده است.
“هیلاری کلینتون” وزیر امور خارجه آمریکا، پیش از این گفته بود که نسبت به برنامه اتمی ایران سیاستی آشکار، بازو خالی از غرض را دنبال می کند. خانم کلینتون در عین حال در مصاحبه اخیر خود با نیویورک تایمز تصریح کرده بود که جمهوری اسلامی باید “درحرف و درعمل” جامعه بین المللی را نسبت به صلح آمیز بودن برنامه های اتمی خود متقاعد نماید.
منبع: سحام نیوز
ندای سبز آزادی: به نقل از خانواده مصطفی تاج زاده ، وی به دلیل عدم تمکین به خواست بازجویان مبنی بر باز پس گیری شکایت خود فردا صبح به زندان اوین باز میگردد.
گفتنیست پیش از این هفت فعال سیاسی، شکایت خود را از گروه نظامی– اطلاعاتی و آمران و مباشران تقلب در انتخابات به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح تسلیم کرده بودند. این نامه به امضای محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی رسیده بود. شایان ذکر است پیش از این محسن صفایی فراهانی به دلیل پافشاری بر شکایت خود و عدم باز پس گیری آن به زندان اوین بازگشته بود و مصطفی تاج زاده دومین امضا کننده این شکواییه است که فردا به زندان اوین باز میگردد.
همزمان با وخامت حال عیسی سحرخیز، روزنامه نگار دربند، همسر این فعال مطبوعاتی طی نامه ای به دادستان تهران، ضمن تشریح وضعیت حاد جسمانی همسرش، و با استناد به تشخیص پزشکان زندان خواهان مرخصی استعلاجی فوری برای همسرش شد.
این عضو زندانیِ شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات که بالغ بر یکسال است که در زندانهای اوین و گوهردشت و در شرایط بسیار سخن نگهداری می شود، طی روزهای اخیر از درد شدید و ازکارافتادگی نسبی پای راست در رنج بوده، و بنا به گزارش منابع خبری حقوق بشری، همچنان بدون هیچ مرخصی در زندان رجاییشهر کرج در حبس است.
همسر این روزنامه نگار، طی نامه ای خطاب به عباس جعفری دولت آبادی، خاطرنشان کرده است:
دادستان محترم استان تهران
با درود و احترام
همچنانکه محتمل مستحضرید، همسر اینجانب، عیسی سحرخیز، روزنامهنگار، قریب به 14 ماه است که درپی حوادث پس از انتخابات، بازداشت و هماینک در زندان رجاییشهر کرج در حبس بسر میبرد. متاسفانه افزون بر کسالتهای پیشین و آسیبهای جسمی و بیماریهای عارض شده پس از دستگیری، اکنون حدود 10 روز است که وی با مشکلی بسیار جدی در پای راست خود دست به گریبان شده است. پای راست آقای سحرخیز از کمر تا نوک انگشتان، به شکلی حاد دچار نوعی فلج و بی حسی شده است؛ بهشکلی که وی درد شدیدی را در شبانهروز تحمل میکند، و حتی با مسکنهای تجویز شده در زندان، آلام و رنج وی تسکین و کاهش جدی، نمییابد. پزشکان زندان رجاییشهر توصیه کرده و اجازه دادهاند که ایشان از توالت فرنگی و ویلچر استفاده کند؛ اما تشخیص قطعی و پیگیری درمان را منوط بر عکسبرداریهای تخصصی چون MRI دانستهاند.
از آن مقام ارشد قضایی، خواهشمندم دستورات لازم را برای امکان تعقیب درمان همسرم، آقای سحرخیز در بیرون از زندان و در مراکز تخصصی پزشکی، صادر فرمایند؛ و ترتیباتی اتخاذ نمایند برای معالجه، از پیشرفت بیماری و تشدید ناراحتی و کسالت و درد و رنج یک انسان، مستقل از عقاید سیاسیاش، پیشگیری شود.
به امید پاسداشت و رعایت حقوق تمامی «انسان»ها (ازجمله عیسی سحرخیز) در هرکجای ایران
با تجدید احترام
همسر زندانی دربند، عیسی سحرخیز
بیستم امردادماه ۸۹
گفتنی است سحرخیز، مدیرکل اسبق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت اول سیدمحمد خاتمی، ازجمله زندانیانی است که طی چهارده ماه اخیر هیچ مرخصی نداشته و هماینک با جمعی دیگر از زندانیان سیاسی و مطبوعاتی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، (ازجمله: احمد زیدآبادی، داوود سلیمانی، مهدی محمودیان، مسعود باستانی، و منصور اسانلو) در زندان گوهردشت کرج، در حبس است.
منبع: جرس
محمد شریف، وکیل شیوا نظرآهاری نسبت به رای احتمالی دادگاه موکلش در ماه آینده با توجه به اتهام سنگین محاربه برای وی که در پرونده اش آمده ابراز نگرانی کرد.
به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی به گفته دکتر شریف پرونده شیوا نظرآهاری در همان شعبه ای است که پرونده بدرالسادات مفیدی در جریان است . رای صادره در رابطه با پرونده خانم مفیدی غیرقانونی است. لذا از آنجا که محاربه در وهله نخست اتهامات مطرح شده به شیوا نظرآهاری است، من به شدت درباره رای احتمالی دادگاه نگران هستم.
به گفته شریف یکی از دلایل نگرانی وی این است که رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی شخص معینی است اما در پرونده خانم مفیدی دادرس دیگری حاضر شده بود. محمد شریف در خصوص اتهامات موکلش گفت: «به ایشان سه اتهام تفهیم شده است. یکی محاربه است، موضوع ماده ۱۸۶. دیگری اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم است، موضوع ماده ۶۱۰ و در نهایت تبلیغ علیه نظام است، موضوع ماده ۵۰۰.» وی افزود: «من پرونده شیوا نظرآهاری را خوانده و لایحه را نوشته و ثبت کرده ام.»
مادر این زندانی سیاسی در خصوص تفهیم اتهام محاربه به شیوا گفت:” شاید به دکتر شریف ابلاغ کرده باشند، ولی من اطلاعی ندارم، حکم محاربه خرداد پارسال تفهیم شد، ولی ما فکر نمی کردیم در پرونده موجود باشد تا این که به خاطر ۲ خرداد که وقت دادگاه بود دکتر شریف پرونده را خواند، متوجه شدیم وقتی شیوا سال ۸۸ بازداشت شده بود جزو ۴ موارد اتهامی که بازپرس در پرونده گذاشته بود محاربه بوده است ولی وقتی مجددا در تاریخ ۲۹ / ۹ بازداشت شد جزو موارد اتهامی محاربه نبود.»
خانم کریمان درخصوص وضعیت دخترشیوا نظر آهاری به کمپین حقوق بشر در ایران گفت: « شیوا هنوز بلا تکلیف است، نوبت دادگاهش خیلی دیر اعلام شد قرار بود نوبت دادگاه راجلو بیندازند،ولی هنوز خبری نیست. وضعیت بند نسوان هم که مشخص است اکثر روزها آب قطع است، وضعیت بهداشتی خراب است، وضعیت غذا فوق العاده بد است» .وی به استناد گفته وکیل پرونده حضور فعلی شیوا در زندان را غیر قانونی دانست و گفت:« ۹ ماه است که بلاتکلیف است، به قول خود دکتر شریف، سه ماه است که شیوا غیر قانونی بازداشت است؛چون تا ۶ ماه می شود قرار بازداشت را تمدید کرد، ولی از ۶ ماه به بعد باید حتما متهم حکم داشته باشد که شیوا حکم ندارد.»
شیوا نظرآهاری نیز فعال حقوق بشر و سردبیر وبسایت کمیته گزارشگران حقوق بشر است که در تاریخ ۲۴ خرداد ماه سال ۸۹ در محل کارش بازداشت شد. او پس از سپری کردن ۱۰۲ روز بازداشت، در اول مهرماه با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. خانم نظرآهاری مدت ۳۳ روز از این مدت را در سلول انفرادی سپری کرد. او برای دومین بار در سال گذشته در تاریخ ۲۹ آذرماه بازداشت شد و از آن زمان تا کنون بدون داشتن مرخصی و بدون توضیح مسوولین در خصوص دلیل نگهداری وی همچنان بلاتکلیف در زندان به سر می برد. گفته می شود دومین جلسه دادگاه وی سیزدهم شهریور ماه برگزار خواهد شد. گفتنی است بدر السادات مفیدی، دبیر انجمن روزنامه نگاران ایران است که به تازگی از سوی شعبه ۲۶دادگاه انقلاب اسلامی به شش سال حبس قطعی و پنج سال محرومیت از فعالیت مطبوعاتی محکوم شد.
حسین زمان در وب سایت خود نوشت: به اعتقاد شریعتی موسیقی وقتی وارد دربار خلفا شد و رسالت اصلی خویش را که ایجاد روحیه جهادی و حماسی بود به فراموشی سپرد، از جانب ائمه (ع) تحریم گردید. بنابراین اگر موسیقی بتواند در خدمت مبارزه محرومین علیه زور مندان و طبقات بورژوا در آید، چنین موسیقی نه تنها مذمت نشده که از جانب بزرگان دین مورد تشویق واقع شده است.





منبع: وب سایت شخصی حسین زمان
پنج نفر از زندانیان اعتصاب کننده اوین چهارشنبه گذشته از سلول های انفرادی بند ۲۴۰ به دادسرای اوین منتقل شدند .مسوولان زندان در این دادسرا این پنج زندانی یعنی کوهیارگورزی ،بهمن احمدی امویی ،کیوان صمیمی ،غلامحسین عرشی و علی ملیحی را تهدید کردند که شش ماه در انفرادی خواهند ماند.سایر زندانی های اعتصاب کننده نیز به ادامه حبس در انفرادی تا ۲۰ روز دیگر تهدیدشده اند.
براساس گزارش های رسیده از داخل اوین به کلمه ، در حالی که حداکثر زمان انفرادی در بندهای تحت پوشش سازمان زندان ها و در دوران محکومیت زندانی ۲۰ روز است این زندانیان به تحمل شش ماه حبس از سوی صداقت رییس زندان اوین تهدید شده اند.
به گفته منابع مطلع ،حوادث روی داده در زندان اوین طی سه هفته گذشته بیش از هرچیز ناشی ازعدم مدیریت صحیح صداقت ،رییس زندان اوین بوده است که به جای رسیدگی به شکایت زندانیان در خصوص اعتراض به شرایط نامناسب زندان و رفتار نامناسب زندانبان ها ، با انتقال ۱۷ زندانی به انفرادی، بحران را در بند ۳۵۰ دامن زده است.
این پنج نفر همچنین تهدید شدند که در شش ماه اینده از هرگونه تماس تلفنی و ملاقات با خانواده شان محروم خواهند بود.
چهار نفر از تهدیدشدگان بهمن احمدی امویی ،کوهیار گودرزی ،علی ملیحی و کیوان صمیمی روزنامه نگارند ،علی ملیحی عضو ادوار تحکیم وحدت نیز هست .غلامحسین عرشی نیز که به تحمل شش ماه انفرادی تهدید شده از شهروندان معترض به نتیحه انتخابات است که به خاطر شرکت در تظاهرات عاشورای تهران بازداشت شد و در دوران بازجویی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته تا جایی که پس از ماهها همچنان آثار ضرب و شتم بر نقاط مختلف بدنش مشاهده می شود.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که دو هفته در اعتصاب غذا بوده اند .
کیوان صمیمی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و با توجه به فرارسیدن ماه رمضان نگرانی ها در باره وی افزایش پیدا کرده است ،چرا که اکنون فقط به هنگام افطار و سحر آب و چای می نوشد.
منبع: کلمه
ندای سبز آزادی: جمعیت سبز اندیشان پارس با نگارش متنی حمایت خود را شکواییه هفت عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام کردند در این متن آمده است « بدینوسیله ضمن حمایت قاطع از این عزيزان، از قوه قضاییه مصرانه خواستار پیگیری شکایت مزبور تا رسیدن به نتیجه قطعي و روشن شدن همه ابعاد تاریک آن هستیم »
متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است بدین شرح است:
به نام خدا
و مکرو و مکرواالله و الله خیر الماکرین
یکسال پر از تلخی و رنج بر مردم سرافراز و سبز ایران گذشت، سالی که مردم سبز ایران نشان دادند که برای رسیدن به حقوق قانونی خود از هیچ تلاشی فرو گذار نیستند و در این راه حاضر به قبول همه شرایط سخت و دلهره آور هستند. شهادت تعدادی از بهترین جوانان این مرز و بوم که تنها به دنبال رای سبز خود می گشتند، مجروحیت تعداد کثیری از مردمی که به دور از هرگونه خشونت و تنها با شعار سکوت اهداف خود را دنبال میکردند و اسارت فعالین سیاسی، روزنامه نگاران، مردم بی دفاع سال تلخی را برای همه ایرانیان سبز رقم زد.
با گذشت 14 ماه از انتخابات پرشکوه و سبز خرداد 88، هر روز شاهد افشای ابعاد تازه ای از چگونگی برگزاری این انتخابات هستیم. امروز که 7 نفر از اعضای احزاب قانونی جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی با اعلام شکوائیه ای، سند مهمی در زمینه چگونگی دخالت گروههای نظامی در انتخابات سال گذشته را افشا کرده اند، بدینوسیله ضمن حمایت قاطع از این عزيزان، از قوه قضاییه مصرانه خواستار پیگیری شکایت مزبور تا رسیدن به نتیجه قطعي و روشن شدن همه ابعاد تاریک آن هستیم.
جمعیت سبز اندیشان پارس – مرداد 89
خطيب اين هفته نماز جمعه تهران (15/5/89) آقاي سيد احمد خاتمي در نقد سخنان اخیر آقاي اسفندیار رحیم مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور كه آنرا « شرك آلود» خواند بدون ذكر نام، اين سخنان را با ديدگاههاي مرحوم مهندس بازرگان در سالهاي اول انقلاب شبيه سازي كرد و گفت:
« در ابتداي انقلاب يكي از سیاسيون گفته بود فرق ما با امام اين است كه امام ايران را براي اسلام ميخواهد و ما اسلام را براي ايران ميخواهيم كه اين همان مليگرايي شرك آلود است و امام آن را خلاف اسلام و قرآن دانست».
براي رفع ابهام از اين شبيه سازي ضرورتا در غیاب شادروان مهندس مهدی بازرگان ، به عنوان شاگرد و همراه آنمرحوم درطول چند دهه، توضيحاتي را اگر چه به طور اجمال و اختصار یادآور می شوم.
1- در مقاله "ايران و اسلام" تفاوت نگاه مهندس بازرگان با رهبر فقيد انقلاب درباره اسلام و ايران ارائه شده است كه در جلد دوم "بازیابی ارزشها" و مجموعه آثار آن مرحوم نیز منتشر شده است.
در اين مقاله به استناد آيات قرآن، كه اسلام را دين فطری و هدف آنرا هدايت و هموار كردن راه رشد و كمال انسان معرفي ميكند طبيعي است كه در کشور ما اسلام براي ايران و ايرانيان تلقي شود. به لحاظ تاريخي نيز اسلام چنين نقشي را در گذشته در عرصههاي فرهنگي و اجتماعي ایران ايفا كرده است.
2- شهيد استاد مطهري در كتاب ارزشمند خود با عنوان « خدمات متقابل اسلام و ايران» كه در سالهاي دهه سي در انجمن اسلامي مهندسين ارائه و سپس تدوين و منتشر شد به خوبي نقش اسلام و ايرانيان را در اين خدمات متقابل تشريح كردهاند. نقش اسلام در شكوفايي استعدادها و كمال ايرانيان و نقش ايرانيان را در فهم و گسترش فرهنگ اسلامي در اين اثر به خوبي تصوير شده است. در اين اثر به طور تاريخي و مستند نقش اسلام براي ايران و ایرانیان تبيين شده است.
3- مهندس بازرگان در ارديبهشت سال 1340 طي سخنراني افتتاحیه تأسیس نهضت آزادی ایران در اجتماع دوستان و همفكرانش گفت : كه ما "مسلمان ، ايراني و مصدقی" هستيم. در آن سخنراني مفهوم مسلماني ، ايراني ومصدقی بودن به طور مشخص تعريف شده است. اين مفاهيم ديدگاههاي اجتماعي وسياسي مهندس بازرگان و همفكران او را در دهههاي چهل و پنجاه يعني سالهاي قبل از انقلاب براي همگان روشن ساخته بود و براي دفاع از اين ديدگاهها در دادگاه نظامي سال 1342 محاكمه و به زندان طولاني محكوم شدند. بر پايه همان نگاه اسلامي و ايراني مدافعات خود را با عنوان « چرا با استبداد مخالفیم؟» ارائه دادند كه به دفعات منتشر شده است. رهبر فقيد انقلاب و اعضاي شوراي انقلاب با آگاهي كامل از مواضع اعتقادي و ديدگاههاي اسلامي و ايراني او به عنوان عضو شوراي انقلاب و سپس نخست وزير دولت موقت انتخاب شدند. اين مفاهيم در حكم انتصاب مهندس بازرگان به سمت نخست وزيري دولت موقت انقلاب که در آن از اعتماد خودشان به" ایمان راسخ آنمرحوم به اسلام " واطلاعشان از سوابق " مبارزات اسلامی و ملی " ایشان ذکر کرده بودند، كاملاً برجسته است.
اگر رهبر فقيد انقلاب در سالهاي بعد تعريضي به دولت موقت داشتند از اين بابت بود كه چرا دولت موقت هماهنگ با جوانان، انقلابي عمل نميكرد! اما هرگز به ديدگاههاي اعتقادي مهندس بازرگان نسبت « شرك» و «خلاف اسلام» ندادند.
معلوم نيست امام جمعه موقت تهران با چه مبنايي ، سخنان آقاي مشايي را كه از مباني و انسجامي برخوردار نيست با ديدگاههاي مهندس بازرگان، كه در طول 60 سال خدمات آن مرحوم ارائه شده و از انسجام و مبانی روشنی برخوردار است، مقايسه و شبيه سازي كردهاند. البته نيازي به توضيح نيست كه ديدگاههاي اعتقادي، مواضع و عملكرد آقاي مشايي و همكاران ايشان در دولت دهم در موارد عديدهاي با دولت موقت و شخص مهندس بازرگان تضاد آشكاري دارند و لذا
نمی توان محمل و یا توجیهی براي اين شبيه سازي و مقایسه تصور کرد، اما می توان آنرا مصداق "قیاس مع الفارق" دانست.
منبع: روزنامه شرق 21/5/89
در حالیکه عملکرد تخریبی خبرگزاری جمهوری اسلامی در قبال منتقدان دولت در سالهای اخیر و بخصوص چندماهه اخیر با واکنشهای گسترده همراه بوده است که این خبرگزاری بار دیگر در واکنش به انتقادات علی مطهری و احمد توکلی، دو نماینده اصولگرای مجلس از احمدینژاد تمام هم و غم خویش را بر انتقام رسانهای از این دو نماینده گذاشته است.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، خبرگزاری ایرنا در واکنش به انتقادات اخیر توکلی و مطهری با هفت نماینده حامی دولت گفتگو کرده که برخی از این نمایندگان که از چهرههای کمتر شناخته شده هستند به شدت به این دو نماینده منتقد دولت حمله کردند.
نکته جالب در اینجاست که در گزارش جمعبندی ایرنا از اظهارات این هفت نفر، این خبرگزاری تیتر قابل تامل «مجلس در مقابل توکلی و مطهری ایستاد» را انتخاب کرد که این انتخاب بدین معناست که خبرگزاری دولت، کل مجلس را در هفت نفر خلاصه کرده است و مطهری و توکلی هم با توجه به اظهارات این هفت نفر باید محاکمه شوند و صلاحیت نمایندگی را ندارند!
همچنین سایت الف، در مطلبی در واکنش به این اقدام ایرنا نوشت:« الف هیچگاه بنا نداشته به فعالیتهای همكاران رسانهای واكنش نشان دهد اما خبرگزاری جمهوری اسلامی، اعتبار رسانهای كشورماست. احمدی نژادها میآیند و میروند. حیف است اعتبار ایرنا بخاطر این ندانمكارها اینطور مخدوش شود. حیف از اعتبار ایرنا...»
سایت احمد توکلی همچنین خاطر نشان کرده است:«این كه رسانه اصلی دولت، همه خروجی خود را برای كوبیدن منتقد آقای رئیس جمهور بسیج میكند، هم با ادعای انتقاد پذیری و آزادی بیان آقای احمدی نژاد سازگار نیست و هم ظرفیت نقد و آزادی بیان را در جامعه محدود و انتقاد از حاكمان را پرهزینه نشان میدهد. آیا ایرنا با این كار خود می خواهد بعد از مطهری و توكلی* دیگر كسی جرات نكند به قانون شكنی ها و رفتارهای ناهنجار رئیس جمهور و اطرافیانش اعتراض كند؟!، این روش رسانهای كه همه توان یك رسانه صرف كوبیدن یك نفر یا یك جریان شود، در عصر ارتباطات روشی منسوخ است و بیشتر از آنكه به شخص مورد نظر ضربه بزند، به اعتبار رسانه اقدام كننده ضربه میزند.»
حکم سه سال حبس تعزیری عضو امیر حسین کاظمی تایید شد.
دادگاه تجدید نظر شعبه 54 به ریاست قاضی موحد، حکم سه سال حبس تعزیری برای امیر حسین کاظمی را تایید کرد.
به گزارش «میزان خبر» این حکم تنها یک هفته از ارجاع پرونده به دادگاه تجدید نظر تائید شده و قاضی پرونده به وکلای کاظمی اجازه حضور و ارائه دفاعیه در دادگاه تجدید نظر را نداده است.
دادگاه بدوی کاظمی نیز تنها 10 دقیقه به طول انجامیده بود و علیرغم صدور حکم بدوی و قطعی وی همچنان در بند 209 اوین بدون امکان تماس با خانواده در بازداشت بسر می برد.
به گفته ی منابع آگاه در پرونده وی هیچ گونه مدارک مستدل و مستندی پیرامون اتهامات وجود نداشته است و حکم وی توسط مامورین امنیتی نوشته و تایید شده است.
گفتنی است امیرحسین کاظمی همچنان در بند امنیتی 209 وزارت اطلاعات دوران محکومیت خود را می گذراند و به بند عمومی منتقل نشده است و قاضی با درخواست مرخصی وی نیز موافقت نکرده است
در ادامه اعتراضات به اظهارات اسفندیار رحیم مشایی، مشاور و رئیس دفتر محمود احمدی نژاد، این بار مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور و عضو مجلس خبرگان، با بیان اینکه "شعار مکتب ایرانی تداوم شعار جمهوری ایرانی فتنه گران است"، از اینکه "هنوز مشخص نیست، چرا پس از اظهارنظر بزرگان حوزه و عکس العمل اقشار مختلف، چرا برخوردی با مشایی صورت نمی گیرد" ابراز تعجب کرد و خواستار برخورد با وی، به خاطر "طرح نظریههای انحرافی" شد.
در همین رابطه، امام جمعه شمیرانات نیز اظهارعقیده کرد "جریانی كه امروز از مكتب ایران در مقابل اسلام سخن میگوید در سازماندهی فتنههای انتخاباتی نقش اساسی داشته است."
به گزارش ایلنا به نقل از مركز خبر حوزه، مرتضی مقتدایی در مورد اظهارات اخیر رییسدفتر محمود احمدی نژاد، مبنی بر "ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی"، اظهار داشت: متأسفانه این قبیل اظهارات غیرتخصصی و انحرافی از زبان افرادی که منسوب به ریاست جمهوری هستند، شنیده میشود و جای بس تعجب است که پس از اظهارنظر بزرگان حوزه و عکس العمل اقشار مختلف، با ایشان برخوردی نمیشود.
وی افزود: متأسفانه عدم برخورد لازم با این شخص، موجب شده است، تا وی به خود جرأت داده و پس از طرح "مکتب ایرانی"، که نام دیگر "جمهوری ایرانی" است، نظریه انحرافی "انسان ظرفیت خداشدن را دارد" را مطرح کند و با نهایت جسارت بر این مسأله و گفته خویش، پافشاری میکند.
مقتدایی، خاطرنشان ساخت: ما دلداده اسلام و ایران اسلامی هستیم و همه چیزمان اسلام است و هرکه در جریان انقلاب اسلامی ایران بوده، عزت کنونی ایران را از اسلام میداند و اصولا این اعتقادات اسلامی مردم مسلمان ایران بود که هرگاه احساس خطر کردند، با حضور میلیونی خود از نظام اسلامی دفاع نمودهاند.
در راستای حملات صورت گرفته به رحیم مشایی، امام جمعه شمیرانات، در خطبه های نماز جمعه روز گذشته، با "مرتبط دانستن اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته با اظهارات و تفکر مشایی، اظهار عقیده کرد "جریانی كه امروز از مكتب ایران در مقابل اسلام سخن میگوید در سازماندهی فتنههای انتخاباتی نقش اساسی داشته است."
محسن دعاگو تقابلسازان بین ملیت و دیانت را مرتجعان منافق و مزدوران نالایق دانست و گفت: خط ارتجاع و نفاق، ملیت را كه در هیچ كشوری مبنای ایدئولوژی موردنیاز نیست در برابر اسلام تعریف میكنند و مكتب ایران در برابر مكتب اسلام را میتراشند.
وی افزود: در شرایطی كه غربیها ملیت را مبنای ایدئولوژی نمیدانند برای آزادیخواهیهای بیحد و مرزشان "لیبرالیسم"، برای تكثرگرایی فرهنگیشان "پلورالیسم"، برای مدیریت سیاسی اجتماعیشان "دموكراسی" و برای اقتصاد مطلوبشان سرمایهداری "كاپیتالیسم" را برگزیدند.
عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز، تعریف مكتب ایران در مقابل مكتب اسلام را "توطئه جداسازی ایران از جهان اسلام و آسیبرسانی به وحدت و امنیت ملی توسط مرتجعان و منافقان ملینما و بیگانهگرا" تحلیل كرد و گفت: برای جداسازی ایران از جهان اسلام و همراهسازی مسلمانان با توطئههای ضداسلامی و ایرانیشان مهرههای داخلی را به طرح مكتب ایران در مقابل مكتب اسلام و القای قابل تفكیك بودن ملت ایران از مسلمانان جهان سازماندهی كردند.
گفتنی است رحیم مشایی بعد از انتقاداتی که به اظهاراتش در جریان همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، که ادعای صدور "مکتب ایران" به جای اسلام داشت، شد، پیرامون منتقدین از خود واکنش نشان داده و از شکایت خود به مراجع قضایی خبر داد.
طی هفته های اخیر، واکنش های بسیاری از سوی مقامات و شخصیت های سیاسی ، مذهبی و نظامی کشور نسبت به اظهارات رحیم مشایی صورت گرفته، که برخی از آنان، وی را "مجرم علیه امنیت ملی" نامیده و خواستار برخورد با وی شده اند.
وزیر سابق کار معتقد است که در مقطع فعلی که هنوز هدفمندسازی یارانه ها گسترش پیدا نکرده و به آن شکل اجرا نشده، وضع به گونه ای است که "هزینه ها سواره و کارگران پیاده" هستند. یعنی هزینه های زندگی به مراتب بیشتر از دریافت کارگران است، "وای به حال اینکه هدفمندکردن یارانه ها اجرا و پیاده شود."
به گزارش خبر آنلاین، نماینده مجلس ششم هدفمند کردن یارانه ها را تنها در کنار واقعی کردن دستمزدها موثر می داند و اعتقاد دارد که در غیر این صورت قشر کارگر و کارمند یارای تحمل هزینه های زندگی را نخواهند داشت.
در اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها ممکن است اقشار مستضعف جامعه زیر دست و پا خرد شوند
سرحدی زاده درباره پپامدهای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها گفت: در مقطع فعلی که هنوز هدفمندسازی یارانه ها گسترش پیدا نکرده و به آن شکل اجرا نشده، وضع به گونه ای است که هزینه ها سواره و کارگران پیاده هستند. یعنی هزینه های زندگی به مراتب بیشتر از دریافت کارگران است، وای به حال اینکه هدفمندکردن یارانه ها اجرا و پیاده شود. البته هدفمند کردن یارانه ها امرمثبتی است و هیچ کس نمی تواند با آن مخالفت کند، اما این که به چه شکل اجرا شود، مهم است.
وی افزود: در اجرای آن ممکن است اقشار مستضعف جامعه زیر دست و پا خرد شوند. این قشر یارای تحمل همین هزنیه های زندگی حال حاضر را ندارند، چه برسد به این که سوبسید ها هم به کل برداشته و قیمت ها واقعی شوند. می توانند این کار را کنند و قیمت واقعی شود اما آن وقت دستمزدها را هم واقعی کنند. اصلا ما با دستمزدهای واقعی خیلی فاصله داریم. حداقل برآوردهایی که می کنند این است که هزینه های زندگی دو برابر دستمزدها است. اصلا چگونه کارگران زندگی خود را می چرخانند، من واقعا نمی دانم. کارمندان هم همین طور هستند.
تولیداتمان آن قدر ارزش ندارد که بتوانیم به همان میزان به کارگر دستمزد بدهیم
این نماینده سابق مجلس در ادامه توضیح داد: در کشورهای دیگر یک نظمی وجود دارد که همیشه اگر کارگری بخواهد برای کارفرمایی کاری انجام دهد، باید زندگی آن کارگر تامین شده باشد تا بتواند کاری کند. در کشور ما آن قدر حواس کارگر به فشارهای معیشتی معطوف است که اصلا ایمنی و آرامشی ندارند و هیچ روحیه ای هم که بتوانند به کار بپردازند و انگیزه برای کار آن ها وجود داشته باشد، وجود ندارد. البته قانون کار در یکی از موادش اشاره کرده که باید دستمزد کارگران براساس آن نرخ تورمی که بانک مرکزی اعلام می کند، پرداخت شود اما ما هیچ وقت نتوانستیم این موضوع را اجرا کنیم.
وزیر اسبق کار، با بیان این که این مشکل در دوران وزارت وی هم وجود داشت گفت: مشکل کار در این است که آن چیزی که ما تولید می کنیم آن قدر ارزش ندارد که بتوانیم به همان میزان به کارگر دستمزد بدهیم. فرض کنید مثلا در تولید و فروش زغال سنگ. در این بخش مشاهده می کنید که اگر بخواهند دستمزد واقعی را پرداخت کنند دیگر سودی برای خود تولیدکننده نمی ماند. امروز اگر تولیدکننده های ما بخواهند دستمزد را به همان تورم اعلام شده بانک مرکزی بپردازند آن واحد ورشکسته می شود.
بعد از انقلاب مثل پیش از آن سرمایه گذار باید در سایه یک کانون قدرت سیاسی باشد
وی درباره تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی اظهار داشت: تازه بانک مرکزی دست پایین را می گیرد و حداقل ها را محاسبه می کند و با وجود این، اگر بر این اساس هم بخواهند دستمزد کارگر را پرداخت کنند، باز هم تحمل ندارند.
نماینده سابق مجلس درباره تعیین مزد کارگران، برای افزایش قدرت خرید آنان گفت: این موضوع پیوند تنگانگی با مسائل سیاسی دارد. تا جو جامعه به گونه ای نباشد که تولیدکننده احساس آزادی و آرامش کند نمی شود کار کرد. در گذشته قبل از انقلاب، کسانی که می خواستند کاری کنند و سرمایه گذاری انجام دهند حتما باید یک پیوندی با کانون های قدرت می داشتند. باید یک پیوندی با شاپور یا شاه پهلوی داشتند که کاری بتوانند انجام دهند، متاسفانه بعد از انقلاب هم ما گرفتار همچنین چیزی هستیم. کسی که می خواهد سرمایه گذاری کند باید در سایه یک کانون قدرت سیاسی این کار را انجام دهد. باید روحانی ای یا نماینده مجلسی باشد که از آن سرمایه گذار حمایت کند. اصلا امنیتی وجود ندارد.
بخش دولتی متورم است، چون می خواهد فقط خودش کار کند
سرحدی زاده افزود: این در حالی است که در کشورهای پیشرفته همه تلاش ها بر این است که با آرامش سرمایه گذاری صورت بگیرد اما در اینجا انگار همه دست به دست هم داده ایم که کسی نتواند کار کند. سرمایه گذاری در مملکت نمی شود کرد. اکنون چرا بخش دولتی ما متورم است؟ به دلیل اینکه همه کار را خودش می کند و بخش خصوصی در این شرایط نمی تواند کار کند. بخش خصوصی امکان تلاش ندارد ولو هرچه جیغ و داد کند، تنها خود دولت است که دارد کار می کند.
در خصوصی سازی دولت از این جیب به آن جیب می کند
وی دربار تاثیر خصوصی سازی در واقعی کردن دستمزدها گفت: به نظر من همه این خصوصی سازی ها کاذب است و خودشان هم می گویند و خود نماینده های مجلس هم این را به صراحت بیان کردند. کدام خصوصی سازی؟ خصوصی سازی که دولت از این جیب به آن جیب می کند. این دستگاه های گوناگونی که شکل گرفته اند مانند سازمان تامین اجتماعی و بازنشستگی که خصوصی نیستند و به گونه ای دولتی هستند. ما بخش خصوصی به آن شکل نداریم. کسانی که توان مالی دارند جایی دیگر سرمایه گذاری می کنند، مگر دبی چه دارد که این همه شرکت در آنجا ثبت شده است؟ می دانید دبی چه دارد؟ دبی نظم و عدالت دارد و سرمایه گذار در آنجا آرامش دارد. طبق اطلاعاتی که من دارم بیش از سه هزار شرکت ایرانی در آنجا ثبت شده است. بخش خصوصی هم هستند. بخش خصوصی که در اینجا امنیت و آرامش ندارد، به جایی که نظم وعدالت وجود دارد می رود سرمایه گذاری کند. آن وقت می گویند اشتغال چرا زیاد نمی شود؟
یک وزارت خانه به تنهایی نمی تواند از عهده اشتغال برآید
وی در پاسخ به این سوال که "آیا از دید شما وزارت کار متولی اشتغال است یا خیر" گفت: وزارت کار نمی تواند متولی اشتغال باشد. جهرمی اشتباه کرد. اصولا یک دستگاه نمی تواند مسئول اشتغال کشور شود و اگر وزارت کار می خواهد اشتغال را هم برعهده بگیرد قطعا سازمان بودجه و برنامه ریزی هم باید در اختیار وزارت کار باشد. سازمان برنامه ریزی است که نوع کارها و برنامه ها و سرمایه گذاری ها را مشخص می کند. وزارت کار چه قدرتی برای حل مشکل دارد؟ فقط می تواند بیکاران را ثبت کند. مگر این وزارت خانه پولی و سرمایه ای و تشکیلاتی دارد که این کار را کند؟ این کار اشتباهی است که وزیر فعلی دیگر این کار اشتباه را تکرار نکرد و وزارت تعاون این را پذیرفته است و وزارت تعاون هم وقتی می توانست این کار را کند که قدرت سرمایه گذاری و تعیین پروژه ها را داشته باشد و وقتی قدرت این کار نداشته باشد نمی تواند این کار را انجام دهد. باید حتما حتما برای موضوع اشتغال دولت چند وزارت خانه را در هم ادغام کند و از جمله سازمان برنامه ریزی را هم با آن ها در نظر بگیرد. اصلا کار این نهاد این است که برنامه ریزی برای سرمایه گذاری کند وگرنه یک وزارت خانه به تنهایی نمی تواند از عهده اشتغال برآید.
نرخ های بیکاری اعلام شده خنده دار است
وزیر سابق کار، درباره نرخ بیکاری اعلام شده توسط مرکز آمار گفت: این هم از آن آمارهایی است که آدم خنده اش می گیرد. ببینید بله، ممکن است ما 15 درصد بیکاری مطلق داشته باشیم ولی شما می دانید که مثلا بخش خدمات ما میزان اشتغالش از آمریکا و ژاپن هم بیشتر است. آمریکا با آن تلاش های فرهنگی و سیاسی ای که در سطح دنیا دارد 50 درصد بخش اشتغالش خدمات است، آن وقت ما که در هیچ جای دنیا آن چنان نقشی نداریم 60 ـ 70 درصد اشتغالمان برای بخش خدمات است.
تا مسائل سیاسی حل نشوند موضوع اقتصاد حل نمی شود
وی درباره حل معضل بیکاری عنوان کرد: از نظر من تا مسائل سیاسی حل نشوند موضوع اقتصاد حل نمی شود. تا نظم عدالت وجود نداشته باشد امکان ندارد موضوع اشتغال و اقتصاد را سروسامان بدهیم. کمااینکه ما می بینیم سروسامان نداریم. هرچه تلاش می کنیم که نقش بخش خصوصی را زیاد کنیم هم باز استقبال نمی شود. به دلیل اینکه امنیتی برای سرمایه گذاری وجود ندارد. آخر یکی باید این سوال را از خودش بپرسد که چرا دبی که به اندازه ورامین ما وسعت ندارد باید محل سرمایه گذاری ها شود. مگر ممکن است اقتصاد چیز جدایی باشد و با عوامل مختلفی حتی بخش فرهنگی و ایدئولوژی ها نقش تنگاتنگ دارد.
ابوالقاسم سرحدی زاده 65 ساله از فعالان سیاسی، دبیرکل حزب اسلامی کار، سه دوره نماینده مجلس شورای اسلامی و وزیر کار و امور اجتماعی در دولت دوم میرحسین موسوی بوده است. وی در دوران نمایندگی در مجلس ششم بر اثر سکته مغزی از ادامه فعالیت در مجلس بازماند.
منبع: جرس
روز پنجشنبه بخش اول سلسه نوشتار حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی درباره ماه مبارک رمضان منتشر شد.
امروز بخش دوم آن به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جماران منتشر میشود.
یادگار امام راحل در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم.
فصل اول
«الصوم لی»
میبدی می نویسد:
قوله تعالی: «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام»، به زبان اشارت و بیان حکمت می گوید: ای شما که مؤمنان اید! روزه که بر شما نبشته شد از آن [جهت] نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود. [خدا] فردا در بهشت خواهد تا مهمانان، گرسنه به مهمانی برد [چرا] که کریمان چون کسی را به مهمانی برند، دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت به دل مهمانان شیرین تر بود. رب العالمین، بهشت و هر چه در آن است مؤمنان را آفرید [چرا] که هیچ چیز از آن، وی را به کار نیست و به آن محتاج نیست.
پیر صوفیان دعوتی ساخت پس هیچ کس نرفت. آن پیر دست برداشت [و] گفت: بار خدایا اگر بندگان خود را فردا به آتش فرستی، آن بهشت و آن نعیم، بر کمال، چون سفره من باشد! نوای [و صفای] سفره در آن است که خورنده بر سر آن است.
آری! هر چه خزائن نعمت است، رب العالمین همه برای مؤمنان و خورندگان آفرید که خود نخورد، از این جا گفت عز جلاله: «الصوم لی». قال بعضهم [برخی بزرگان گویند] ـ یعنی الصمدیة لی لا آکل و لا اشرب ـ صمدیت مراست که نه خورم و نه آشامم. و أنا أجزی به ـ روزه داران را خود پاداش دهم بی حساب، [چرا] که ایشان موافقت ما طلب کرده اند از روی ناخوردن، و دوستی ما خواسته اند. که اول مقام در دوستی، موافقت است. پس [به سبب] موافقت تو، الله را به ناخوردن، (هرچند که ناخوردن تو تکلّفی است و وقتی، ناخوردن الله صفتی است و ازلی [نخوردن تو موقت است و باعث زحمت ولی نخوردن حق تعالی ویژگی اوست و همیشگی است]) میدان [و مطمئن باش] که از آن، چه شرف و کرامت به تو باز گردد در دل و دین.
و گفته اند ـ «الصوم لی» ـ اضافت روزه با خود کرد [یعنی گفت روزه برای من است] تا دست خصمان از آن کوتاه کند، فردا در قیامت چون خصمان [دشمنان] گرد تو برآیند، و عبادت های تو به آن مظالم که در گردن داری بردارند، رب العالمین آن روزه تو در خزینه فضل خود می دارد، و خصمان تو را می گوید ـ این [روزه] از آنِ من است. شما را ور آن دستی نه [و در آن حقی ندارید] ـ پس به عاقبت [در آخر کار] به تو باز دهد، گوید ـ این اضافت [این که گفتم روزه برای من است] از بهر آن با خود کردم تا از بهر تو نگه دارم.» (کشف الاسرار، میبدی، ص493)
اشاره میبدی در این متن به حدیثی است که در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده است؛ این حدیث در منابع روایی ما چنین آمده است: علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن سلمة صاحب السامری عن ابی الصباح عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الله تبارک و تعالی یقول الصوم لی و انا أجزی علیه» (الکافی، کلینی، ج4، ص63)
ممکن است «اجزی به» را به صیغه معلوم بخوانیم و چنین معنی کنیم که من به آن جزا و پاداش می دهم و ممکن است ـ چنانکه ابن اثیر احتمال داده است (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270) آن را به صیغه مجهول خوانده و چنین معنی نماییم «من خود برای آن جزا هستم»
شیخ طبرسی در مکارم الاخلاق صفحه 138 این روایت را به صورت مفصل تری مورد اشاره قرار داده است: «وقال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) لأصحابه : ألا أخبرکم بشئ إن أنتم فعلتموه تباعد الشیطان منکم کما تباعد المشرق من المغرب؟ قالوا: بلى یا رسول الله، قال: الصوم یسود وجهه و الصدقة تکسر ظهره و الحب فی الله و المؤازرة على العمل الصالح تقطع دابره و الاستغفار یقطع وتینه. ثم قال (صلى الله علیه وآله و سلم): لکل شئ زکاة وزکاة الأبدان الصیام. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): الصائم فی عبادة و إن کان نائما على فراشه ما لم یغتب مسلما. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): قال الله تبارک و تعالى: الصوم لی و أنا أجزی به. و للصائم فرحتان: حین یفطر و حین یلقى ربه عز و جل. و الذی نفس محمد بیده لخلوف فم الصائم عند الله أطیب من ریح المسک.»
ترجمه: پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خویش می فرمودند: آیا خبر بدهم به شما از چیزی که اگر انجام دهید، شیطان از شما به اندازه ای که مشرق از مغرب دور است، دور می شود، عرض کردند بله یا رسول الله، حضرت فرمودند: روزه صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه کمر او را می شکند و دوستی خدا و زیادت عمل صالح، دنباله او را قطع می کند، و استغفار کردن رگ قلب او را قطع می کند. سپس پیامبر فرمود: برای هر چیزی زکات است و زکات بدن، روزه است. و فرمودند: روزه دار مادامی که غیبت مسلمانی را نمی کند (1) در عبادت است اگرچه در بستر خویش در خواب باشد. و فرمودند: خدای سبحان می فرماید: روزه برای من است و به آن جزا می دهم، روزه دار دو خوشحالی دارد یکی وقتی که افطار می کند و دیگر آن لحظه ای که پروردگارش را ملاقات می کند. و به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزه دار، در نزد خدا از عطر مشک خوشآیندتر است.»
این روایت را در میان اهل سنت، نسایی (السنن الکبری، ج2، ص90)، سیوطی (الجامع الصغیر، ج1، ص293) و متقی هندی (کنز العمّال، ج8، ص445) و بسیاری دیگر نقل کرده اند.
مرحوم عبدالرزاق گیلانی در ترجمه مصباح الشریعة درباره این روایت می نویسد: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: قال الله تعالی: الصوم لی و انا اجزی به. حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله، از جناب احدیت نقل می فرمایند که: آن حضرت عز شأنه فرموده که: روزه از برای من است و مختصّ به من است، و من ثواب او را چنانکه لایق به من است، به روزه دار خواهم داد. وجه تخصیص حضرت باری تعالی، خصوص روزه را، در میان سایر عمل ها به جناب خودش، عدم اطلاع غیر است به این عمل، چراکه هر عملی که ستر و خفا، در او بیشتر است، به خلوص اقرب است، و قدر و اعتبارش نزد خدای تعالی بیشتر است. از این جهت، قدر ذکر «لا اله الا الله» در میان اذکار بیشتر است .(2) (ترجمه مصباح الشریعة، گیلانی، ص155 / ایضا ن ک: مشارق الشموس، خوانساری، ج2، ص448)
نکته حائز اهمیت که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، آن است که چرا از بین همه عبادات خداوند سبحان تنها «روزه» را به صفت «برای من» مزیّن ساخته است. علاوه بر این دو توجیه که ـ از میبدی و گیلانی ـ برای «الصوم لی» مورد اشاره قرار گرفت، از قرطبی نقل شده است که می نویسد: «چون همه عبادات با یکی از احوالات آدمی مناسبت دارد، (مثلاً نماز همراه با حرکت است و حرکت از ویژگی های انسان است)، غیر از روزه که با صفت حق تعالی یعنی بی نیازی، نخوردن و نیاشامیدن مناسب است، آن را به خدای سبحان نسبت داده اند. در حالی که همه عبادات از آنِ خداست.» (شرح سنن النسائی، سیوطی، ج4، ص159) همین معنی مورد اشاره ابن عربی و شعرانی نیز واقع گردیده است. (العهود المحمدیه، شعرانی، ص169 / الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258و623)
ابن اثیر به نکته دیگری اشاره کرده و می نویسد: «در هیچ ملتی از ملل مشرک و بت پرست برای بت ها روزه نمی گرفتند، اگرچه برای بت ها نماز می خواندند و قربانی می کردند. و به همین جهت روزه تنها برای خداست و چون یک فرمان ویژه از جانب خداوند سبحان است و قبل از آن برای غیر خدا انجام گرفته است، خداوند می فرماید: «الصوم لی». (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270)
این گفته ابن اثیر به سبب آن چه استاد معظم آیت الله العظمی جوادی آملی نوشته اند مردود است. ایشان در تفسیر خویش (تسنیم، ج9، ص300) تصریح دارند که بت پرستان گاه برای بت های خویش روزه می گرفتند.
برخی دیگر نیز نوشته اند علت آن که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به» آن است که ثواب روزه دار قابل اندازه گیری نیست و جز خداوند کسی نمی تواند آن را معین کند و از همین رو آن را شخصاً بر عهده گرفت و موکول به ملائکه نفرمود. (فیض القدیر، مناوی، ج2، ص390)
شهید ثانی نیز بر همین علل تأکید دارد. (مسالک الافهام، ج2، ص75) و همچنین مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به این احتمالات توجه کرده و می نویسد: «روزه تنها عبادتی است که از «نفی» پدید آمده است و بقیه عبادات همانند نماز و حج از امور وجودی شکل گرفته اند و یا افعال وجودی در آن ها دخیل است. و این در حالی است که افعال وجودی برای اظهار عبودیت عبد و ربوبیت پروردگار کامل نیستند، چراکه همه آن ها نقص مادی را همراه دارند و به نوعی نیز انیت عبد را در بر دارند و ممکن است برای غیر خداوند نیز در آن ها نصیبی باشد چنانکه ریا در آن ها راه دارد در حالی که «نفی» تنها بین عبد و رب است و به حسب طبع اولی کسی را از آن اطلاعی نیست. (المیزان، ج2، ص25)
روشن است که عبارت ایشان ناظر به آن روزه¬ای است که از «سُمعه» خالص باشد. چراکه روزه نیز اگر همراه با سمعه باشد، می تواند آغشته به ریا گردد. البته سمعه (رساندن به گوش مردم و مطلع کردن آن ها) از امور وجودی است و طبیعی است که ضرری به استدلال مرحوم طباطبایی نمی زند.
در این جا نکته ای است که لازم است به آن اشاره نماییم:
چنانکه امام خمینی در چهل حدیث (ص45) اشاره می نمایند، ریا گاه برای نفس خود آدمی است و انسان گاه خویشتن را می فریبد، بسیار اتفاق می افتد که عملی را ما در خلوت خویش انجام می دهیم ولی ذره ای بوی الهی در آن نیست، و بسیار ریاضت ها می کشیم که به گمان خویش در مسیر خداست ولی در حقیقت تنها برای شادمان ساختن نفس خویش است. و به این حساب ریا در روزه نیز راه دارد حتی اگر آمیخته به سمعه نشود.
امام خمینی می نویسند: «اگر شما دارای ملکات فاضله انسانیه باشید، در وقتی [و در صورتی] آن ملکات صورت شما را انسانی می کند که با آن ملکات بدون این که از طریق اعتدال خارج شده باشند محشور گردید. بلکه ملکات در صورتی فاضله است که نفس اماره در آن تصرف نکند و در تشکیل آن قدم نفس دخیل نباشد. بلکه شیخ استاد ما (3) دام ظله می فرمودند میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح قَدَم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت، باطل و سلوک آن منجر به سوء عاقبت می باشد. و دعوی های باطله نوعاً از همین اشخاص بروز می کند. و اگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خدا جو شد، ریاضت او حق و شرعی است؛ و حق تعالی از او دستگیری می کند به نص آیه شریفه که می فرماید: و الذین جاهدوا فینا لَنَهدیَنَّهم سبلنا(سوره عنکبوت، آیه69) «کسی که مجاهده کند در راه ما، هر آینه هدایت می کنیم او را [به] راه های خود.» مادامی که مملکت وجود شما از حب نفس و حب جاه و جلال و شهرت و ریاست به بندگان خدا پر است، نمی توان ملکات شما را ملکات فاضله دانست.» (چهل حدیث، امام خمینی، ص45)
پس چنان که به نظر می رسد نمی توان گفت «در بین عبادات فقط روزه به صفت «الصوم لی» مزیّن گشته چراکه ریا در آن راه ندارد.» همینطور به نظر می رسد نمی توان به آن چه از ابن عربی نقل شده، تکیه کرد. چراکه اگرچه روزه امری عدمی است و سایر عبادات دارای اعمال وجودی هستند، ولی تکیه بر این که «صوم صفت صمدانیت است که عبارت است از تنزّه بی نیازی نسبت به اکل» (الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258)، برای آن که بگوییم تنها صوم است که شأنیت صفت «الصوم لی» را دارد، تمام نیست چرا که این نگاه اگرچه به تنزیه حق توجه دارد، ولی از حقیقت وجود که ظلّ خدای سبحان است چشم می پوشد. چگونه است که «صمدانیت» باعث صفت «الصوم لی» می شود ولی قیّومیت و رحمانیت که در صلاة و صدقه است نمی تواند چنین صفتی را پدید آورد.
مرحوم سید حیدر آملی درباره این انحصار، نظری دیگر دارد. این عارف شیعی می نویسد: «عارف باید از مشاهده افعال غیر خدا امساک کند، تا به مقام توحید افعالی برسد. [هرچیز را فعل خدا بداند و بپذیرد که هیچ چیز در عالم جز خدای سبحان مؤثر نیست]، سپس از مشاهده صفات غیر خدا چشم بپوشد تا به مقام توحید صفاتی برسد [هر جمال و صفتی را متعلق به حق تعالی بداند] و سپس از مشاهده هر وجودی غیر از خدا امساک کند تا به مقام توحید ذاتی برسد که هدف از هر سلوکی است بلکه هدف هر وجودی همان است و چنین روزه داری روزه حقیقی گرفته است و از غیر خدا به طور کلی امساک کرده است. این، آن روزه ای است که درباره آن وارد شده است: «إنّ کل حسنة بعشر امثالها الی سبعمائة ضعف الا الصیام فانه لی و انا أجزی به» (مستدرک الوسائل، نوری، ج7، ص503) به هر حسنه ای، از ده برابر تا هفت صد برابر پاداش می دهیم جز روزه، چراکه روزه از آنِ من است، و من به آن جزا می دهم.
و سبب این امر آن است که جز این گونه روزه هیچ چیز استحقاق آن را ندارد که خدای سبحان خود جزاء آن واقع شود، بلکه می توان گفت چنین روزه ای جز خداوند متعال جزائی نخواهد داشت. چراکه روز{ از خوردن و آشامیدن، پاداشش بهشت است، و پاداش روزه اهل طریقت، قرب و کشف و شهود است ولی جزای اهل حقیقت، خود خداوند و نه غیر اوست. و به همین سبب روزه اهل حقیقت از صوم اهل شریعت و اهل طریقت بالاتر است و بالاترین عمل، بالاترین جزا را به همراه دارد و جزایی بالاتر از ذات مقدس ربوبی نیست و به همین موضوع اشاره کرده است که: إن هذا لهو الفوز العظیم، لمثل هذا فلیعمل العاملون (سوره صافات، آیات60 و 61) و به همین اشاره دارد: و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجراً عظیما (سوره نساء، آیه114) و در حدیث قدسی نیز چنین آمده است: «من طلبنی فقد وجدنی و من وجدنی فقد عرفنی و من عرفنی فقد احبّنی و من احبّنی فانا قتلته و من أنا قتلته فعلیّ دیته، و من علیّ دیته فأنا دیته» (المنهج القوی، ج4، ص398 / مسکّن الفؤاد، شهید ثانی، ص27 به نقل از مصحّح المحیط الاعظم). هر که مرا طلب کند می یابد، و هر که مرا بیابد می شناسد، و هر که مرا بشناسد دوست می دارد، و هر که مرا دوست بدارد او را می کشم، و هر که را من بکشم دیه او بر من است، و هر که دیه او بر من است من خود دیه او هستم.
و تمام این آیات و روایات، اشاره به فنای عبد و بقای در مقام وحدت صرفه دارد. همان مقامی که از آن به «احدیت تفرّق بعد از جمعیت» یاد می شود. چنانکه می فرماید: و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی (سوره انفال، آیه17)
و پیامبر می فرماید: «من رءآنی فقد رأی الحق» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص235) پس فرق است بین روزه اهل طریقت و روزه اهل حقیقت، چراکه اولی سبب تهذیب اخلاق و اتصاف به صفات حق می شود چنان که فرمود: «تخلّقوا باخلاق الله» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص129) و دومی سبب فناء عبد و بقاء به حق می شود. (تفسیر المحیط الاعظم و بحر الخضم، سید حیدر آملی، ج4، ص219)
پس می توان گفت غایت روزه (چنانکه قرآن می فرماید: لعلَّکم تتقون (سوره بقره، آیه183) «تا پرهیزگار شوید»)، تقوای الهی است و از آن جا که برای متقیان درجات متعددی است که به فراخور حال و درجه هر یک تعیین می شود، جزای روزه نیز متفاوت است. برای برخی همان بهشتی است که در آن جوی ها جاری است چنانکه می فرماید: إن المتقین فی جناتٍ و نهر (سوره قمر، آیه54) «یقیناً پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند» و پاداش برخی نیز «مقام عند الله» است چنانکه می فرماید فی مقعد صدقٍ عند ملیک مقتدر (سوره قمر، آیه55) «در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر» و این همان مرحله ای است که ذات خدا خود پاداشت متقیان قرار می گیرد.
حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیث در شرح حدیث بیست و هشتم به روایتی از کافی (4) اشاره می کنند که در آن از امام صادق علیه السلام سؤال شده است: «آیا کسی که دیدار خداوند را دوست داشته باشد، خداوند هم دیدار او را دوست دارد؟» و حضرت پاسخ مثبت می دهند و می فرمایند: «مرگ در لحظه دیدار حق است. وقتی کسی دید آن چه را دارد، چیزی برایش محبوب تر از آن نیست که بر خداوند وارد شود و خداوند دیدار او را دوست دارد و او دیدار خداوند را.» امام خمینی سپس به شرح رؤیت خدا و مقا فناء می پردازند و با اشاره به روایت «ما رأیتُ شیئاً الا و رأیتُ الله معه و قبله و فیه» (5) چیزی را ندیدم مگر این که همراه با آن و قبل از آن و بعد از آن خدا را دیدم. و روایت «لم أعبدُ ربّاً لم أره» (6)نمی پرستم پروردگاری را که ندیده ام، به تشریح کیفیت رؤیت حق تعالی اشاره می کنند. (7) بحث در این باره را به فرصتی دیگر وا می گذاریم. (8)
پی نوشت :
1-این مضمون که غیبت، روزه را آسیب می زند در روایات متعدد و با زبان های مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله: الدر المنثور، ج1، ص438 از نبی مکرم اسلام(صلى الله علیه وآله و سلم): نقل می کند که: «الصیام جنة ما لم یخرقها قیل: بم یخرقها قال بکذب او غیبة» روزه سپر است مادامی که آن را پاره نکنید، عرض شد به چه پاره می شود، فرمود: به دروغ و غیبت. این روایت اشاره دارد به روایت معروف نبوی که الصوم جنة من النار روزه سپر از آتش است. (الکافی، ج4، ص62)
2-چراکه کلمه شریف «لا اله اله الله» را می توان به گونه ای تلفظ کرد که لب ها حرکت نکند و کسی از ذکر آن مطلع نشود.
3-مراد مرحوم آیت الله شاه آبادی رحمة الله علیه است.
4-فروع کافی، کلینی، ج3، ص134
5-علم الیقین، ج1، ص49
6-کشف الیقین، ج1، ص49
7-چهل حدیث، امام خمینی، ص455
8- ایضاً ن ک: رساله لقاء الله، میرزا جواد تبریزی
جلسه رسيدگي به اتهامات مرتضي مهابادي (رضا خندان) در شعبه 31 دادگاه انقلاب شهرري برگزار شد.
به گزارش ایلنا، محمد شريف وکیل مهابادی، ضمن اعلام اين خبر اظهار داشت: اتهام موكل بنده تبليغ عليه نظام عنوان شد، موضوع فعاليت وي در ابتدا همكاري با سازمانهاي غيردولتي فعال در امر حقوق كودكان و سپس مسئله عضويت در هيئت مديره كانون نويسندگان ايران و بيانيههاي صادره از سوي آن كانون بوده است.
وي ادامه داد: آخرين دفاع از موكلم اخذ شد و هماكنون پرونده در مرحله صدور حكم در دادگاه نخستين است كه دادگاه بايد حداكثر ظرف يك هفته به انشا و اعلام آن مبادرت کند.
گفتنی است مرتضی مهابادی هفدهم بهمن ماه سال گذشته بازداشت و 27 اردیبهشت سال جاری آزاد شد.
عفت خطیبی، همسرمحسن صفاییفراهانی: ماه مبارک رمضان آغاز شده ولی همسر من پای سفره افطارخانواده نیست و «روزه» خود را در زندان و تنهایی میگشاید. او اکنون پس از ۵ دهه خدمت به کشور باید ماه مبارک رمضان را نه در کنار خانواده که در زندان بگذراند و اینگونه به روزهایی فکر کند که شبانه روز خود را در راه خدمت به کشور صرف میکرد. او در تمام ایام زندگی روزهای سخت را پشتسرگذاشت و حتی لحظهای اعتراض و شکوائیه نکرده چراکه ایمان داشت برای کشور و مردم خدمت میکند و در چنین آرمانی جایی برای اعتراض نیست.
در ماه مبارک رمضان نه تنها زندانی سیاسی آزاد نشد که محسن هم روانه زندان شد تا سفره افطار زندانیان سیاسی میزبان او هم باشد.
عجیب است. برخی مواقع فکر میکنم که با او دشمنی و عداوتی دارند که چنین میکنند. مگر او طی سالهای حضورش در وزارت صنایع سنگین در ایام سخت جنگ، سالهای سازندگی در وزارت نیرو، مجلس ششم،فدراسیون فوتبال و وزارت اموراقتصادی و داریی، کاری به غیر از خدمت کردهبود که امروز دیوارهای سرد زندان پاداشش شدهاست. امروز به نظرم میرسد که دشمنی با او به انتخابات دهم ریاست جمهوری هم مربوط نمیشود.
از قبل هم خیلی تلاش کردهبودند که محسن را بشکنند ولی او ایستادهبود. خیلی تلاش کردند تا هنگامی که از شرکت«مپنا» رفت برای او مدرکی بسازند و آبروی سالهای مدیریتش را بریزند ولی به لطف خدمت صادقانه او چنین نشد و تحقیقات یک ساله سازمان بازرسی کشور نشان داد که او تا چه اندازه در کارش سلامت داشتهاست. این پایان داستان نبود. او به فدراسیون فوتبال که رفت تنها دفتری متروک را تحویل گرفت ولی برای فدارسیون درآمدسازی کرد و باشگاههای فوتبال را به مرحلهای رساند تا قدری از زیربار بوجه دولتی بیرون بیاییند. این اقدام او هم ولی بیجواب نماند. بازهم تلاش کردند تا شاید مدرکی و دلیلی برای متهم ساختن او پیدا کنند ولی بازهم نشد. سازمان بازرسی مامور شدهبود تا حسابهای فدارسیون را بررسی کند بلکه دلیلی برای اتهامزنی به او پیدا کنند ولی تیر آنان به سنگ خورد. استفلال فدارسیون فوتبال مدیون تلاش ایشان بود ولی پاداش این همه خدمت…
شاید برای آنها غیرقابل باوراست که مدیرانی با اتکاء به توان خود و با سلامت اقتصادی هم وجود دارند. داستان روزهای مدیرت او را همه میدانند و خودش نیز راضی به بازگویی نیست چراکه خدمت را وظیفه خود میدانست و منتی هم برکسی نداشت. این راه و آرمان او بود و هست.
در این چند ماه هم که از زندان به مرخصی آمد بازهم او را رها نکردند. یک نهاد دستور کتبی و صریح داده بود که تمامی دستگاههای اجرایی کشور قرار دادهای خود را با شرکتی که او تنها سهامداری کوچک در آن بود، فسخ کنند. این اتفاق در حالی رخ میداد که او تنها یک سهامدار جزء در آن شرکت بود و چنین اتفاقی محسن را آزار میداد چراکه او میدید دیگرانی تنها به اتهام همراهی با او تاوان میدهند.
حتی دستور دادند آنها را در لیست سیاه قرار دهید درحالی که در آن مجموعه بیش از ۸۰۰ نفر کارگر و کارمند مشغول فعالیت بودند. برای آنها مهم نبود که کارگران سیاسی نیستند، مهم نبود که خیل بیکاران کشور اضافه میشود. مهم این بود که ایشان را در تنگنا قرار دهند. در این ماههای اخیر روزانه ۱۶ قرص اعصاب مصرف میکرد ولی بازهم ایستاده بود و مقاومت میکرد تا اینکه به بهانه شکایت از سردار مشفق به او گفتند یا شکایت را پس بگیر یا برو زندان و ایشان زندان را پذیرفت. او بازهم خواهد ایستاد.
منبع :پارلمان نیوز
ندای سبز آزادی: شنیده ها حاکی است، طی چند روز گذشته بیش از هفتاد نفر از زندانیان زندان مشهد به صورت ناگهانی اعدام شده اند.
به گزارش خبرنگار ندای سبزآزادی از مشهد، بعضی از این افراد که گویا در رابطه با مواد مخدر دستگیر شده بودند، حکمهای قضایی خود را پیش تر از این دریافت کرده بودند که بر طبق آنها مجازات اعدام شامل حال آنها نمی شده است و حتی به پرداخت جریمه های نقدی نیز کفایت شده است. اما به یکباره و به صورت ناگهانی دستور قضایی مبنی بر اعدام این افراد صادر گردیده است.
هنوز دلیل صدور این حکم از سوی مرجع قضایی مشخص نیست. اما گمانه زنی ها حاکی از آن است که این احکام به دستور نهادهای اطلاعات و امنیتی اجرا شده است. بنا بر اطلاعات خبرنگار ندای سبزآزادی، پیش از نیز در پرونده ای مشابه در همین شهر، در اوایل روی کار آمدن دولت نهم هنگامی که رابطۀ یکی از مامورین رده بالای انتظامی-امنیتی با گروههای مواد مخدر روشن می شود، ناگهان بیش از شصت نفر از افراد مربوط به آن پرونده (که اغلب از اهالی تربت جام و تایباد بوده اند) اعدام می شوند که در بین آنها چند نفر از بستگان مامورین نیروی انتظامی نیز وجود داشته اند.
گفتنی است طبق اطلاعات بدست آمده، در بین افراد اعدام شدۀ اخیر، نام افراد زیر هجده سال نیز مشاهده شده است.
ياسر ميردامادی: دارم نیایش محمد نوریزاد را گوش میدهم در شب اول ماه رمضان (به افق شهر بیگبن). افطار را در خانقاه کردم میان صوفیان باصفا که از اهل سنت و جماعتاند و با شیعیان میانهای نیک دارند و میان آنان احساس غریبی نمیکنی حتی اگر مهر گذاشته باشی (به کسر میم هم خواندید درست است) و دست باز میانشان قامت بسته باشی. همانها که صلوات بعد صلاتشان "صلی الله علیه و علی آله و سلم" است و نه "صلی الله علیه وسلم".
نوریزاد میگوید که خدایاش بیرون زندان با درون آن یکی نبوده است. در بیرون این خدا بوده است که به او نیاز داشته است اما در زندان او به خدا نیاز داشته است. خدایاش اما در سلول انفرادی به خدای واقعی نزدیکتر بوده است، به نزدیک خودش. زبان حال او انگاری این است: یک عدد خدا که گمشده بود در سلول انفرادی پیدا شده است. بندگان این خدا با در دست داشتن یک عدد دل صافی میتوانند برای اتصال با او مراجعه کنند.
هوای چشمهایام بارانی است. دلام باز رفت پیش محمدرضای عزیز. همو که در شیشهی نازک تنهاییاش شاید حالا نشسته ذکری میگوید، شاید حالا باز از پوست پرتقال دوباره تسبیحی ساخته باشد. چرا فقط از او اسم میبرم؟ خاکام به دهن. دهها محمد رضا و محمدرضاوش گوشه و کنار در زندان. خدایا کنار آنان باش اگر هستی. خدای همهشان باش اگر... ای آنکه هستی... ای هست... هست... هست! هست؟ هیس...
نوریزاد هنوز نیایش میکند و من مینویسم، صدایاش مرا یاد آوینی میاندازد. حالا مینیوشم که گفت: "خدایا بیا و سر به شانهی من بگذار و با های-های گریههای من همراهی کن و پا به پای من اشک بریز... خدا بیا سر به شانههای من بگذار و گریه کن ... برای انسانیتی که به تاراج رفته است. خدایا میخواهم صدای نفسهای تو را حس کنم می خواهم ضربان قلبام را با ضربان هستیای که گسترانیدهای تنظیم کنم. خدایا... دست دل مرا بگیر و مرا با بیرنگیات رنگ بزن. خدایا اینجا زمستان است و هوا سرد، بیا و داغام کن. بگذار من در گرمای تو آب شوم و با بهار نفسهای تو بشکفم. هر روز مرا بکش و هر روز دوباره حیاتام بده."
نوریزاد هنوز مینیوشم که از تخیل میگوید و از اینکه نمیتوان راه آنرا بست حتی در سلول انفرادی. او خدا را در سلول تنگاش تخیل میکند. خدای سلول انفرادی او آدم نمیکشد. به قدر آدمی پایین میآید. خدای او سوالها را جواب میدهد خدای او به سلولهای انفرادی ابر میفرستد تا از چشمهای زندانیان باران بباراند. خدای او ....
چرا مرا آفریدی؟ نوریزاد از خدایاش میپرسد. تقاضا میکند از او که به سلول تنگاش قدم بگذارد. "خدایا من دنیای شیرین ِ با تو بودن را در این سلول تنگ به دنیای بزرگی که تو با من نباشی ترجیح میدهم. دستات را روی سینهام بگذار و هراس و شتاب تپشهای قلبرا آرام کن".
و حالا از جوانی میگوید که در سلول کناری سخت ناله میکند. برایاش نوریزاد آیه میخواند: ... ان ربنا لغفور شکور. الله. الله. "شگفتا که جوان آرام میگیرد".
حالا آیهای میخواند که برایاش اکسیر است: ای پیامبر به بندگانام خبر بده که من بخشنده و مهربانام. یعنی آهای، به تعبیر مشهدی، یره بیخیال مو گذشتُم. کاش جانشینان این خدا هم میشنیدند. تعبیر لطیف نوریزاد از این آیه این است: "آهای آدمها در این نزدیکیها خدایی است که اشکها را میسترد، به زلف بندگاناش شانه میزند، دلهای شکسته را خودش با دقت و وسواس ترمیم میکند و به دل های خالی از مهر، بارانی از نیکبختی میبارد، غبار پریشانی از چهرهها میروبد و به لبهای ترکخورده از اندوه لبخند مینشاند...".
و باز دعا میکند، دعایی که گاندیوار و مسیحوار و ماندلاوار میگوید: "خدایا امروز همهی آنانی را که در بیرون از سلول با من نامهرباناند و با من نامهربانی کردهاند یک به یک پیش چشم آوردم و برای آنان از پیشگاه تو بخشایش و سلامت و رحمت آرزو کردم. خدایا آنچنان گشایشی در دلهای ما پدید آور که ما کینههای کهنه و تازه را تا سالیان دور با خود حمل نکنیم. دلهای ما مستعد کشت شکوفهاند چرا در آنها خس و خار بکاریم؟".
حالا دوباره نیایش میکند: "خدایا اینبار که خواستی به سراغ دلی بروی که از فرط شکستگی جای سالم در او نمانده، مرا نیز با خود ببر اجازه بده من در گوشهای بنشینم و نحوهی ترمیم آن دل شکسته را تماشا کنم. دوست دارم بدانم از کجا شروع میکنی و با چه لحنی و با چه ادبیاتی. به فرض که آن فرد دلشکسته خود منم که بعد از عمری تلاش و کار و هر چه که بود و هر چه که هست حالا در گوشهای از این سلول کوچک گرفتارم با در و دیواری ستبر و سرد و سکوتی به فراخنای درد و بی کسی وسیع و تلخ. می خواهم بدانم از کجا شروع می کنی با این آدم شکسته در خود اما ایستاده بر قلهی غرور که اجازه نمی دهد او را مچاله کنند و بر مچالهگیاش پا گذارند".
و حالا برای تسکین خود در لحظهی گسست و پریشانی، خود را جای خدا میگذارد و محمد نوریزاد را تسکین میدهد. از زبان خدا از رزاقیت او میگوید و از آبرویی که به بندگاناش میدهد به نیرویی که به آنانی میدهد که تنها، بندهی خدایاند و نه هیچ چیز دیگر. و حالا میگوید: "به صورت من ِ خدا بخند، بخند، ببین من هم به تو لبخند میزنم".
الله.
همین.
ندای سبز آزادی:سخنی منسوب به علی خامنه ای، رهبر مذهبی ایران وجود دارد که چند سالی پیش ضمن مقایسه هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، چهارمین و پنجمین روسای جمهوری اسلامی ایران گفته بود: "هاشمی همواره در مقابل نصایح من سری به تایید تکان می دهد اما کار خودش را می کند. خاتمی اما در ابتدا مخالفت می کند اما در نهایت خواسته من انجام می پذیرد". از این سخن سال ها می گذرد و پر بیراه نیست که آقای خامنه ای، امروز محمود احمدی نژاد را هم به آن دو تا رئیس جمهوری قبلی اضافه کند. احتمالاً در این صورت خواهد گفت که احمدی نژاد نه سری به تایید تکان می دهد و نه نصایح من را می پذیرد. "او کار خودش را می کند". این گزاره اگر در دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد درست نباشد در دوره دوم ریاست جمهوری او حتماً صحیح است. ماجرای انتخاب اسفندیار رحیم مشائی به معاونت اولی احمدی نژاد و تقاضای رهبر و استنکاف اولیه احمدی نژاد مهمترین دلیل برای اثبات این ادعا ست و در تایید دوباره آن می توان به تمام مناصبی اشاره کرد که احمدی نژاد پس از کودتای انتخاباتی سال 88 به مشائی پیشکش کرده است تا مسئولیت رئیس دفتر رئیس جمهور را از تمام وزرا و حتی شخص معاون اول نیز بیشتر نماید. درخواست مذاکره با آمریکا و شخص "اوباما" که آیت الله خامنه ای حتماً با آن موافق نیست از دیگر دلایل خودسری احمدی نژاد در روزگار پس از انتخابات است. خودسری که دیگر تنها دامان اصلاح طلبان را نمی گیرد. امروز حسین شریعتمداری با احمدی نژاد سر مشائی مشکل دارد و به قول مشایی قرار است تا سال آینده مشائی و احمدی نژاد را تکفیر کند. احمد توکلی در ادعای مذاکره احمدی نژاد با آمریکایی ها دادش به هوا بلند است. صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، به انتقاد از ادبیات کلامی و رفتاری رئیس جمهور می پردازد تا تلویحاً به او توصیه کند که عفت کلام داشته باشد و علی لاریجانی، رئیس پارلمان هم دیگر منتظر ابلاغیه های قوانین تصویب شده در مجلس توسط احمدی نژاد نمی ماند، رئیس جمهور وقتش پر است و قوانین هم بی شمار. از این رو لاریجانی خودش قوانین را برای اجرا ابلاغ می کند. احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام هم شرکت نمی کند و در عین حال قوانینی را که از طریق مجلس به مجمع تشخیص ارسال می شود غیرقانونی می داند و صریحاً بر عدم اجرای آن تاکید دارد. سردار فیروزآبادی ارتش با تصمیم های رئیس دولت در انتخاب افراد به مشکل برخورده است و رئیس سپاه، سردار جعفری هم در جلسه شورای عالی امنیت ملی به بگو مگو با احمدی نژاد می پردازد. در نهایت هم معلوم نیست این چه اش شوری است که میراث 20 ساله رهبری آیت الله خامنه ای نصیب کشور کرده است تا همه را به جان هم بیندازد.
آیت الله خامنه ای از فردای انتخاب به عنوان رهبری جمهوری اسلامی هرچند ژست تعامل و همدلی می گرفت اما دیکتاتورمآبانه برخورد می کرد. او که هشت سال توسط دولت امام تحقیر شده بود و در عین حال در مناسبات رسمی نظام هم اعتمادی را که امام نسبت به هاشمی رفسنجانی داشت متوجه خود نمی دید، فرصتی به دست آورد در پیوند با نظامیان بنای یک حکومت دیکتاتوری را پی ریزی کند. بنایی که هرچند با توجه به شرایط پس از انقلاب، وجود دو جناج قدرتمند چپ و راست و برگزاری انتخابات مختلف در سطح مجلس و ریاست جمهوری همانند سایر نظام های دیکتاتوری به شکل صدام حسین و حسنی مبارک به راحتی امکان پذیر نبود، اما در سنت نامالوف آیت الله خامنه ای در ترکیب دفتر رهبری، سپاه و بسیج و شورای نگهبان متبلور شد تا بازی قدرت چپ و راست را توسط شورای نگهبان کنترل کند، از سپاه و بسیج در شکل و شمایل انصار حزب الله به طرد فیزیکی نامحرمان و غیر خودی ها بپردازد و دفتر رهبری هم به عنوان نقش ناظر و هماهنگ کننده در ارتباط مستقیم با دو ضلع دیگر مثلث قرار گیرد. آیت الله خامنه ای با شکل بندی این آرایش سیاسی به خیال خود قصد داشت جمهوری اسلامی را در شکل حکومت خلفای راشدین بازسازی نماید و البته برای خودش نقش علی و قداست امام اول شیعیان را قائل شود که توجیه گر آن هم بخشی از روحانیت قم و متعلقان به فرقه مصباحیه بودند. رهبری جمهوری اسلامی هشت سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را تحمل کرد تا با مدیریت انتخابات هفتم ریاست جمهوری برای همیشه از دست هاشمی و اطرافیان تکنوکراتش همزمان با جریان چپ راحت شود؛ اما با محاسبه اشتباه و ریاست جمهوری اصلاح طلبان عملاً متوجه شد که استراتژی را درست دیده اما در تاکتیک های خود اشتباه کرده است. هشت سال ریاست جمهوری خاتمی مملو از تضاد منافعی بود که هرچند میان اصلاح طلبان و محافظه کاران طرفدار رهبری وجود داشت اما نجابت اصلاح طلبان و دغدغه ای که به سبب حس مسئولیت پذیری انقلابی برای منافع ملی داشتند آنها را هیچ گاه در رقابت مستقیم با نظام قرار نداد و هرچند بسیاری دوست داشتند که اصلاح طلبان را به صورت مستقیم در مقابل نظام قرار دهند اما حضور منتقدانه اصلاح طلبان در 4 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد نشان داد که فارغ از جنجال های تبلیغاتی هیچ دلیل محکمه پسندی برای اثبات این نکته که اصلاح طلبان در مقابل نظام قرار دارند موجود نیست و راه برخورد با آنها نیز آسان نمی باشد. در دوران حاکمیت اصلاح طلبان اما، رهبری ایران بیشترین نقش مقابله با اندیشه اصلاح طلبی را در وجه عملی اش به نیروهای نظامی سپرد و در توجیه تئوریکش هم از فرقه مصباحیه قم کمک گرفت. در این دوران هرچند شورای نگهبان و بخشی از دفتر رهبری فعالیت داشتند اما بدون حضور سپاه و تهدید برگزاری انتخابات مجلس هفتم یا در اختیار گرفتن اکثر کرسی های تقنینی و اجرایی و حضور مستقیم در سیاست، حکومت یکدست آقای خامنه ای محقق نمی شد. از این رو سپاه وارد میدان گردید تا اصلاح طلبان از قدرت حذف شوند، فردی مانند محمود احمدی نژاد در نقش رئیس دفتر و دستبوس رهبر به ریاست جمهوری برسد و وفادارانی چون قالیباف و لاریجانی و حتی محسن رضایی در آب نمک پست های دیگر همچون شهرداری تهران و ریاست شورای عالی امنیت ملی و مجلس خوابانده شوند تا در فرصت مناسب نقش بدیل خود را ایفا نمایند. نقشه های آیت الله خامنه ای از لحاظ تاکتیکی بدون ایراد بود اما این بار در استراتزی به مشکل برخورد. احمدی نژاد آن رئیس جمهور رام و آرام رهبر نبود و اگر در دور اول خم شد تا دست رهبر را ببوسد، در دور دوم راست ایستاد تا شانه رهبر را نوازش کند؛ شاید قصد داشت که بگوید دوران خم شدن به پایان رسیده است و این بار هم عرض رهبر می ایستد و ایستاد تا در تمام مدت یک سال اخیر اثبات کند که آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت.
معلوم نیست آیت الله خامنه ای چه در ذهن دارد، اما هرچه باشد او تجربه دوره های سخت هشمی و خاتمی را از سر گذرانده است، با این تفاوت که قبلی ها همه نقشی در انقلاب داشتند و کم و بیش از چپ و راست در میان خود حمایتی می دیدند. احمدی نژاد امروز اما نه چپ را دارد و نه راست را. چپ ها به کنار، در میان راست ها و حواریون مورد اعتماد رهبری هم احمدی نژاد مخالف سفت و سخت فراوان دارد. نه ناطق نوری برای احمدی نژاد تره خورد می کند و نه حاج حبیب عسگراولادی از او دل خوشی دارد. همانگونه که قالیباف و لاریجانی هم از او رنجور هستند. تصمیم گیری ها فرهنگی احمدی نژاد حتی داد روحانیون تندروی قم را هم درآوده است تا مصباح یزدی و احمد خاتمی هم به انتقاد از او سخن بگویند. ممکن است این اتفاقات جنگ زرگری هم باشد و شاید هم آقای خامنه ای ترجیح دهد دولت کودتایی را که خود بانی آن بوده و برای ادامه حومت تک نفره اش از آن حمایت می کرده است تا انتخابات دور بعد ریاست جمهوری تحمل کند؛ اما بعید است احمدی نژاد راضی شود قدرت را و حکومت را به راحتی واگذار کند. او تلویحاً در جلسات خصوصی از الگوی پوتین-مدودوف به عنوان بدیل انتخابات سال 92 صحبت کرده است. حتی در میان اطرافیان رئیس جمهور فعلی برای ایفای نقش مدودوف جنگ و دعوا و اختلاف بالاست. احمدی نژاد در عین حال هنوز جوان است و به حکومت کردن بر ایران هم راضی نیست و می خواد جهان را مدیریت کند. برای کسی که داعیه مدیریت جهان دارد، سه سال فرصت کوتاهی است که از سیاست و سودای ریاست جمهوری خلاص شوذ. احمدی نژاد بنا ندارد که قدرت را واگذار کند، حتی اگر آیت الله خامنه ای بخواهد و گمان این را داشته باشد که او را هم می تواند تحمل نماید تا ریاست جمهوری را به یکی دیگر از وفاداران خود بسپارد. احمدی نژاد اثبات کرده است که نه تنها با روسای جمهوری قبلی که حتی با تمام مدعیان طرفداری ولایت هم تفاوت دارد و شاید به همین دلیل هم هست که با همه آنها از عسگراولادی و قالیباف و لاریجانی گرفته تا محسن رضایی و باهنر و ناطق نوری زاویه پیدا می کند. اگر بازی ریاست جمهوری در پایان دوران هاشمی و خاتمی با دو تا نامه و گلایه به اتمام می رسید و نظام وارد دوران دیگری می شد، پایان دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد با خون همراه بود، خدا نکند که در دور دوم خون های جمع شده به حمام خون تبدیل شوند. اگر آیت الله خامنه ای به سبب رهبری نظام آن را نخواهد، محمود احمدی نژاد وقتی همه چیز را از دست رفته ببیند ابایی از آن نخواهد داشت. احمدی نژاد تمام پل های پشت سر خودش را خراب کرده است و به قول حسین شریعتمداری در جاده یک طرفه با گاز و بی ترمز می راند. این نتیجه خواست های دیکتاتوری آیت الله خامنه ای است. هرچند که هنوز هم دیر نیست و همیشه راه جبران وجود دارد، البته اگر آن بصیرتی که دیگران متهم به نداشتن آن می شوند را آیت الله خامنه ای داشته باشد.
در این میان می ماند جز حلقه ای معدود
رسول مبشر: اخیراً شکایت هفت تن از فعالان سیاسی اصلاح طلب در مورد سخنان منتسب به فردی موسوم به سردار مشفق مطرح شد. واکنشها و پاسخهایی که تا کنون از درون بخشی از حلقۀ حاکمان رسیده جالب است. از جمله، اولاً، برخی مقامات قضائی کشور این شکایت حقوقی را بیانیه میخوانند و صدور آن را نتیجه سوء استفاده از مرخصی میدانند (حقی که اخیراً البته تبدیل به امتیاز شده است!) ۱. ثانیاً، روزنامهی دولتی کیهان، با وجود انتساب جایگاه انتصابی اش به مقام عالی نظام، پروا نمی کند و به خود جرأت میدهد انواع دشنامها و اتهامها را به همین بهانه از زبان این و آن نثار شاکیان کند۲. ثالثاً، و از همه جالبتر اما، سخنان معاون سیاسی سپاه، آقای جوانی است۳. این مصاحبه در وب سایتی نزدیک به محافل امنیتی-اطلاعاتی سپاه منتشر شده است و ایشان هم با عنوان جایگاه حقوقی شان در این مصاحبه شرکت کرده اند. بنا بر این، سخنان ایشان را باید در مقام بیان و نه صرفاً حاصل فلتات زبان بدانیم.
۱. ایشان در این مصاحبه صریحاً به دست داشتن «جمعی از نیروهای برجسته و سرداران و فرماندهان بسیج و سپاه» در «نور افشانی» هایی شبیه آنچه در فایل صوتی موضوع شکایت آمده است اعتراف میکند. روشن است که آن فایل صوتی هم مشتمل بر ایراد اتهاماتی به اشخاص حقوقی و حقیقی است و هم دربرگیرندۀ اعترافاتی با ذکر جزئیات در مورد اجرای یک عملیات غیر قانونی پیش از و در حین اجرای انتخابات گذشته به دست حلقه های نظامی-امنیتی. این همدستی که مورد اشارۀ معاون سیاسی سپاه است بنا بر این تنها در سطح «نورافشانی» لفظی نمیتوانسته باشد و محتوای این قبیل نور افشانیها مستلزم همدستی پیشین آن «نیروهای برجسته» در اقدامات غیر قانونی ای هم هست که در فایل صوتی به آنها اعتراف شده است.
۲. ایشان در اشاره به یک شکایت حقوقی از اصطلاح «انتقام گیری» برای توصیف آن استفاده میکند. آیا به نظر ایشان اگر کسی مدعی است که حقی از او تضییع شده است و به جای آنکه خودش گریبان متهمان فرضی را بگیرد، از آنها به دادگاه شکایت کند، دارد از ایشان انتقام میگیرد؟ این اشارۀ معاون سیاسی سپاه در واقع حاکی از احساس ترسی است که ناشی از ضعف پایگاه و پشتوانۀ حقوقی و قانونی است. ایشان خوب می داند و از همین هم هراس دارد که در هر دادرسی منصفانه ای ایشان و دوستان «نور افشانشان» نخواهند توانست از عهدۀ پاسخگویی در قبال تخلفاتشان از حدود قانونی برآیند.
۳. ایشان تسلیم یک شکایت حقوقی را یک «سناریو» دانسته اند که با آن شاکیان می خواهند جای متهم و مدعی را عوض کنند. اما این سخن مغالطه ای آشکار است. فرض کنیم این هفت نفر در پیشگاه دادگاه عادلانه ای به خاطر تخلفاتی ولو در مورد انتخابات متهم باشند یا حتی محکوم، آشکار است که می توانند در دادگاه دیگری شاکی باشند که چرا سخنران آن فایل صوتی که به قول معاون سیاسی سپاه «از نیروهای برجسته و سرداران و فرماندهان» است بر اساس اعترافات صریحش به دادگاه خوانده نمیشود و چرا به خاطر توهینهایش مجازات نمیگردد. ثانیاً، شکایت ایشان اگر پیگیری شود به نظر ایشان معلوم خواهد شد که ایشان و اتهامی که متوجه شان شده است بخشی از همان طرحی است که سخنران در آن فایل صوتی برخی جزئیاتش را فاش کرده است.
۴. این معاون محترم در این مصاحبه گفته است که اگر کل اعتراضات یک سال گذشته مبنایی داشت میبایست از طریق رجوع به مجاری قانونی و در این جا، شورای نگهبان، پی گیری میشد، و از این سخن میخواهد نتیجه بگیرد که پس اعتراضات حاصل یک سناریو بوده است، یعنی ساختگی بوده است. اولاً، گویی از خاطر برده اند که شکایت معترضان اساساً متوجه خود شورای نگهبان بود، شورایی که بنا بر تصریح تأییدآمیز رئیس دستگاه قضا۴، مطابق ماده ۱۹ قانون اخیر مصوب دیوان عدالت اداری۵ مافوق دادرسی است.
ثانیاً، فرض کنیم چنین باشد، این نه تنها ناراحتی معاون سیاسی سپاه و همکاران ایشان را از شکایت این فعالان سیاسی توجیه نمی کند، بلکه آن را عجیبتر هم میکند. باید از جناب معاون سیاسی و همه کسانی که از این شکایت برافروخته شده اند پرسید حالا برخی از آن معترضان دارند یک شکایت مشخص با یک سند معین طرح میکنند، چرا از رسیدگی قضائی این شکایت استقبال نمیکنید. مگر همۀ ادعای شما همین نبود که چرا معترضان از راههای موجود قانونی شکایتشان را پیگیری نمیکنند. اصلاً، این یک فرصت تاریخی برای «نورافشانی» بیشتر است. بگذارید و بخواهید که بر اساس این شکایت دادگاهی علنی تشکیل شود و شاکیان و متهمان و وکلای ایشان با هم وارد بحث حقوقی شوند تا بر اثر «نورافشانی»های بیشتری که میشود، این شاکیان از کرده پشیمان شوند و نزد مردم سیه روی. نگران چه هستید؟
۵. معاون سیاسی سپاه این شکایت را اقتباسی از «الگوهای از رده خارج جین شارپ» دانسته است، یعنی احتمالاً به نظر آقای معاون این هم مصداق براندازی نرم است. خوب، این بر عهدهی ایشان و دوستانشان میماند که هر وقت از «نورافشانی» فارغ شدند، لحظه ای با خود و وجدانی که به همت حق هنوز چیزی از آن مانده است بیندیشند که اگر کسی با ایشان مخالف بود و شکایتی داشت چه کند که مشمول و مشغول اتهام عام براندازی نباشد و دستگیر و متهم و محکوم نشود. تکلیف براندازی سخت هم اگر با ملاکهایی مانند حمل سلاح و تشکیل گروه مسلح غیرقانونی و از این قبیل روشن باشد، انصافاً این براندازی نرم عنوانی است که قانوناً نمیتوان به آن استناد کرد، چون در قانون چیزی به نام براندازی نرم نه تعریف شده و نه در میان عناوین مجرمانه میتوان اثری از آن یافت. و لابد این دوستان میدانند یکی از اصول اولیه حقوقی اصل ضرورت قانونی بودن جرم و مجازات است. یعنی عناوین مجرمانه و نیز مجازات ها باید در قانون تعریف شده باشند.
۶. اما حالا دیگر دارند کار را به جایی میرسانند که شکایت بردن به مراجع حقوقی در همین نظام سیاسی مستقر را هم به براندازی تعبیر میکنند. یعنی واقعاً اگر جین شارپ نگفته بود (به فرض که اصلاً گفته باشد) که نباید از حق برخورداری از دادرسی عادلانه در برخی رژیمهای خاص صرف نظر کرد، مراجعه به دستگاه قضائی به عنوان اولین و بدیهی ترین راه دادخواهی به ذهن این فعالان سیاسی نمی رسید و حالا که رسیده است، پس لابد از جین شارپ یاد گرفته اند. این چه نوع مغالطه ی مضحکی است و چرا باید یک مقام عالی رتبه ی نظامی در کشوری اسلامی به این سادگی ذهن و روح خود را با این قبیل استدلال های غیر منصفانه و سقیم بیالاید؟
۷. از سوی دیگر، چرا متوجه نیستند که وقتی از براندازی نرم در ایران سخن میگویند و مفهوم آن را تا مراجعه به دادگاه هم توسعه می دهند در واقع دارند پیش از هر چیز به یک پیشفرض خطرناک گردن مینهند و آن این است که حکومت ایران یک حکومت توتالیتر، فاسد و ضعیف است. براندازی نرم فقط در این قبیل حکومت ها شکل میگیرد واین همه نیروی سیاسی و اجتماعی را در بر میگیرد. یعنی به ادعای بسیاری از همفکران ایشان، همه ی منتقدان و مخالفان و اکثر مردم ایران را که منتقد همه یا بخشی از اوضاع سیاسی اند باید عامل جین شارپ بدانیم. این واقعاً تخیل بچگانه ای است که فقط برای گریز از واقعیت شاید مناسب باشد، ولی با تخیل اگر هم بشود از دردناکی مواجه شدن با واقعیت کاست، بی شک نمی شود از عدالت و امنیت و منافع ملی پاسداری کرد.
۸. معاون سیاسی سپاه مطمئن باشند جای نگرانی نیست و لازم نیست با این سخنان نسنجیده و شتابزده بر فهرست اعترافات علیه دستگاه نظامی-امنیتی متبوعشان بیفزایند. نه دادگاهی تشکیل خواهد شد و نه دستگاه قضا عزم و توان آن را دارد که با برپایی دادگاهی عادلانه بر مبنای شکایت چند فعال سیاسی مظلوم و دربند نوری بر تاریکخانه ی استبداد به رأی حاکمان و نظامیان بتاباند. اما این معاون محترم سپاه اندکی بیندیشند مبادا اینکه کردند و می کنند معاونت در جرم و گناهی باشد مایه ی تضییع ایمان و سبب وبال و خسران؛ شاید نوبت رسیدگی آن به فرصتهای شتابان این جهان وصال ندهد، اما
روزی که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ایشان به اعتبار جایگاه حقوقی شان و هم به عنوان یکی از میراثبران شهیدان و پاکانی که خون و آبروشان را نثار پاسداری از امنیت و آسایش این ملت و منافع ملی ایران و آرمان عدالت و آزادی و استقلال کردند، جا دارد نگران وجدان های بر باد رفته، عهدهای شکسته شده، میثاق ملی نقض شده، دروغ های رواج یافته، ناموس های هتک شده، منافع ملی به تاراج رفته، امنیت ملی به خطر افتاده، و نام های مقدس ملکوک شده باشند که این همه تباهی حاصلی بود از هوای نفس و حب جاه گروهی که سودای خدایی در سر دارند و تفرعن و لجاجت در برابر حق را بر سرکوبی خلق و دروغ گویی از ته حلق افزوده اند. آیا با نهادن نام پاسداری از انقلاب و امنیت نظام می شود حقایق را قلب ماهیت کرد و از خود سلب مسؤولیت؟
حقیقت این است که شما و دوستانتان کار را در این کشور به جایی رسانده اید که دیگر حتی شکایت بردن به دستگاه قضا در امور سیاسی امروز از ترس شما و همکارانتان مستلزم شجاعت بسیار است. شکایت پیشکش، امروز حتی دفاع کردن از خویش در برابر اتهامات وارده هم تاوان دارد. آن وقت همین شما، کارتان به جایی رسیده است که به نام پاسداری از این نظام و امنیت آن، دادخواهی از دستگاه قضائی همین نظام را در چارچوبی ساختگی به نام براندازی نرم معرفی میکنید.
۹. اما مردم مایل اند بدانند که در این کشور این کدام دولت یا نظام است که طرح و پیگیری دادخواهی چند زندانی مظلوم آن هم از طریق دستگاه قضائی جمهوری اسلامی ایران، امنیت و ثبات آن را به خطر می اندازد و سران سپاه را به واکنش وامیدارد؟ گیرم که سپاه خود را یک حزب مسلح سیاسی (!) میداند، اساساً کار قضا به سپاه چه ارتباطی دارد؟ آیا آنجا را هم میخواهند با قوانین جنگی و با تکیه بر سلاح اداره کنند؟ کاش نوری هم بر این دولت پنهان افشانده می شد!
۱۰. اکنون مردم از خود میپرسند آنها که مخالفان درون نظام و در چارچوب قانون را نمی خواهند و به بیرون نظام میرانند در حال براندازی نظام اند یا آنها که علی رغم همۀ ستمهایی که دیده اند باز شکایت به دستگاه قضای همین نظام برده اند؟ قضاوت با وجدانهای بیدار و عقلهای سلیم است.
ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید. صدق الله العلی العظیم
۱٫ http://www.khabaronline.ir/news-82941.aspx
2. http://www.kayhannews.ir/890521/2.htm#other201
3. http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=12966
4. http://www.khabaronline.ir/news-70664.aspx
5. http://www.divan-edalat.ir/tabid/77/Default.aspx
منبع:کلمه
غلامرضا مصباحیمقدم عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، درباره سخنان محمود بهمنی که گفته بود دو میلیارد دلار اعتبار قانون مصوب مجلس برای مترو را تا زمانی که شخص احمدی نژاد این قانون را ابلاغ نکند، تخصیص نخواهند داد، گفت: حرفهای رئیس بانک مرکزی غیر قانونی است.
به گزارش ایلنا، مصباحیمقدم ادامه داد: منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار رئیسجمهور نیست. بلکه به صورت امانت در اختیار بانک مرکزی است و بانک مرکزی موظف است اعتبار مشخص شده را در اختیار دستگاههای ذیربط قرار دهد.
عضو کمیسیون اقتصادی در پاسخ به اظهارات مطرح شده از سوی دولت، مبنیبر اینکه بانک مرکزی اعتبارات کافی برای مترو تهران را ندارد نیز تصریح کرد: اینکه اعتبارنداریم حرف درستی نیست. به این دلیل که ما خبر داریم اعتبار مورد نظر برای مترو موجود است و بلکه بیشتر از آنهم در این حساب موجود است.
مصباحیمقدم در پاسخ به این سوال که در صورت به درازا کشیدن مسأله اعطای اعتبارات از سوی بانک مرکزی، چه ابزارهایی برای اخذ اعتبار مورد نظر وجود دارد گفت: اگر دولت و بانک مرکزی همچنان بر موضع خویش اصرار کنند، برای برون رفت ازاین حالت دو راه وجود دارد. یکی راه پارلمانی است که بر مبنای این راه مجلس موضوع را به صورت سوال از رئیسجمهور مطرح میکند. البته وزیر اقتصاد را هم میتوان به مجلس فراخواند. چون وزیر اقتصاد هم عضو هیات مدیره بانک مرکزی است.
وی با بیان اینکه راه دوم راه قضایی است، ادامه داد: در این صورت با رای دادگاه، بانک مرکزی بودجه را در اختیار دستگاه ذیربط قرار میدهد.
مصباحیمقدم درباره وعده پرداخت وام ۳۰۰ میلیون ریالی مسکن خبرنگاران که آن هم با مخالفت رئیس بانک مرکزی مواجه شده بود نیز پاسخ داد: اعتبارات وام خبرنگاران، ریالی است و به صورت وام است. بانکها هم مشکل پولی ندارند. بنابراین این مساله ارتباطی به داشتن یا نداشتن اعتبار از سوی دولت ندارد. این در حالی است که در مورد مترو، موضوع اعتبار ارزی است و قرار است بودجه آن از محل اعتبارات ارزی تامین شود.
گفتنی است محمود بهمنی رییس کل بانک مرکزی در نشست خبری هفته گذشته خود با خبرنگاران در خصوص پرداخت تسهیلات مترو، با تاکید بر اینکه مصوبه مجلس باید به دولت و از دولت به بانک مرکزی ابلاغ شود، گفت: بانک مرکزی هم اکنون منتظر اعلام دولت است
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: در ماههای اخیر شاهد حرکتهای جدیدی از سوی دولت درقبال قانون هستیم که در ۳۰ سال گذشته سابقه نداشته است. با توجه به این شرایط مجلس باید ابزارهای لازم را براساس پتانسیل هایی که درقانون اساسی درنظر گرفته شده است استفاده کند .
وی افزود: مجلس در برابر رویه ای که نسبت به تضعیف ارکان نظام باب شده است از ابزارهای قانونی خود استفاده می کند.
به گزارش مهر، علی عباسپور با اشاره به اظهارات احمدی نژاد که یک قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام را قانون نمی داند، گفت: رئیس قوه مجریه در جایگاهی نیست که درباره قانونی که مراحل خود را گذرانده بگوید اجرا نمی کند. اگر دولت در اجرای قانونی توان ندارد می تواند لایحه داده ودلایلش را عنوان کند و به نوعی آن قانون را لغوکند نه اینکه با بی اعتنایی به قانون به جایگاه مجلس لطمه وارد کند.
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با طرح این سئوال که “مگر رئیس جمهور می تواند بگوید مجمع تشخیص مصلحت نظام را قبول ندارد”، گفت: ما در مجلس در برابر رویه ای که نسبت به تضعیف ارکان نظام باب شده است از ابزارهای قانونی خود استفاده می کنیم و با آن مقابله خواهیم کرد.
نماینده تهران گفت: این سخنان نباید ادامه یابد زیرا ادامه این وضع موجب تضعیف مجلس و نظام است.
وی گفت: متاسفانه در شرایط کنونی تضعیف سایر ارکان نظام چه مجلس و چه قوه قضائیه و چه مجمع تشخیص مصلحت نظام یک عادت برای دولت به خصوص شخص رئیس جمهور شده است و این به مصلحت نظام نیست.
این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد: رئیس جمهور نباید در یک مرحله به مجلس حمله کند، نمایندگان آن را واجد شرایط لازم برای کار کارشناسی نداند و در مرحله ای هم بی توجهی خود را به جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام نشان دهد. حال آنکه متاسفانه دولت به قوه قضائیه هم که پاسدار عدالت در اجتماع است برای بهره وری سیاسی خود، حمله کرده است.
عباسپورگفت: زیر سئوال بردن ارکان اصلی نظام توسط هیچ مقامی و از جمله رئیس جمهور قابل قبول نیست. این جبهه گیری ها در مقابل ارکان نظام آن هم به اسم اصولگرایی به خصوص در مقطع کنونی که حساسیت زیادی در صحنه بین المللی نسبت به ایران وجود دارد، نمی تواند به مصلحت کشور و مردم ما باشد.
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه احمدی نژاد در جایگاهی نیست که خود را به عنوان هیئت ممیزه خوب و بد تشخیص دادن قانون قرار دهد، گفت: دولت نباید در برابر اجرای قانون سلیقه ای عمل کند یا از طریق شورای عالی اداری چیزی را مصوب کند که به لحاظ قانونی درست نیست. مثل کارهایی که پیشتر درباره انحلال شوراها انجام داده بود.
وی ابراز امیدواری کرد رئیس جمهور طبق سوگندی که یاد کرده است پاسدار قانون باشد.
وی یادآور شد: در ماههای اخیر شاهد حرکتهای جدیدی از سوی دولت درقبال قانون هستیم که در ۳۰ سال گذشته سابقه نداشته است. با توجه به این شرایط مجلس باید ابزارهای لازم را براساس پتانسیل هایی که درقانون اساسی درنظر گرفته شده است استفاده کند .
عباسپور با اشاره به این سخن که قانون هدفمند کردن یارانه با ۱۸۰ درجه تغییر درمجلس مصوب شد ، گفت: این اظهارات فرافکنی است زیرا زمانی که در مجلس این قانون مصوب شد نمایندگان دولت حضورداشتند و مصوبه مجلس را تایید کردند اما رئیس جمهور مخالفت کرد ودر نهایت با اصلاحاتی که در قانون صورت گرفت همان نظر دولت تامین شد اما متاسفانه گویا با دولتی طرف هستیم که به هیچ چیز رضایت نمی دهد.
وی ادامه داد: این که هرچه را که دولت اراده می کند مصوب شود با نظامی که براساس دموکراسی و پارلمانی شکل گرفته است مطابقت ندارد.
ابوالفضل سجادپور:در این که ماه رمضان، ماه نزول برکات الهی است تردیدی نمی توان داشت. این را هم احادیث و روایات منقول از معصومین (ع) اثبات می کند، و هم تجربة یکایک روزه داران در طی قرون پس از نزول قرآن. اما پدیدار شدن هربارة واقعیت، چنان نیروبخش و دل افزاست که هیچ روزه داری، آرزوی تجدید آن را از دل بیرون نمی کند. در عرصة حیات اجتماعی هم از این گونه برکات می توان سراغ گرفت و آنچه دیروز در خطبة دوم نماز جمعة تهران اتفاق افتاد را باید از این دست بشمار آورد:
به گزارش خبرگزاری فارس آیتالله جنتی در خطبه دوم نمازجمعه گفت:کسانی که خادم مردمند، رای آنها از پیش آماده است. اما هرکس دنبال مسائل دیگر است و به مردم خدمت نمیکند، مردم هم رای خود را پس میگیرند.
باید بیش از یکسال از انتخابات مهندسی شدة دهمین دورة ریاست جمهوری می گذشت؛ باید سخنان سرداران دست اندرکار کودتای انتخاباتی در سایت های حامی دولت منتشر می شد؛ باید پرده های تزویر و ریا در مواجهة سیعانه با خیل میلیونی مردم معترض دریده می شد، و باید آه مظلومان از درون بیرون زندان ها به آسمان می رفت، تا دبیر شورای نگهبان لب به سخن بگشاید و سخنی راست، نا خواسته، بیرون افکنده شود. جانا سخن دل مردم ما گفتی. مردم ما نیز چیزی جز این نگفتند که رأی ها از پیش آماده بودند و اگر این ماه عزیز هیچ برکت دیگری هم در پی نداشته باشد، که چنین مباد، تحفة آسمانی بزرگی به مردم رنجدیدة این سرزمین نازل شده است.
اگر وبلاگی به صورت رسمی ثبت نشده باشد، شامل آئیننامههای مربوطه نمیشود بنابراین اجباری به نظارت بر آنها وجود نخواهد داشت.
مدیرکل فرهنگی وزارت علوم با بیان اینکه وبلاگهای دانشجویی از بهمن ماه سال گذشته توسط وزارت علوم رصد میشود، از افزایش گرایش دانشجویان به استفاده از فضای مجازی خبر داد.
جلیل دارا مدیرکل فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به افزایش علاقه دانشجویان به استفاده از فضای مجازی برای پیگیری فعالیتهای فرهنگی اظهار داشت: دانشجویان در این چند سال نشان دادهاند که علاقه بیشتری برای استفاده از امکانات رایگان موجود در فضای مجازی دارند.
وی در خصوص نظارت بر فعالیتهای مجازی دانشجویان نیز گفت: وبلاگهای دانشجویی تنها در صورتی که مشمول آئیننامههای مربوطه شوند، تحت نظارت جدی قرار میگیرند.
مدیرکل فرهنگی وزارت علوم در همین زمینه اضافه کرد: اگر وبلاگی به صورت رسمی ثبت نشده باشد، شامل آئیننامههای مربوطه نمیشود بنابراین اجباری به نظارت بر آنها وجود نخواهد داشت.
دارا با تأکید بر اینکه وبلاگهای دانشجویی در صورت دریافت مجوز باید براساس آئیننامههای مربوطه عمل کنند، خاطرنشان کرد: اگر وبلاگی بعد از کسب مجوز رسمی برخلاف آئیننامه عمل کند، کمیته ناظر میتواند برای انجام تخلف با آن برخورد کند.
وی در پایان یادآور شد: وبلاگهای دانشجویی از بهمنماه سال گذشته توسط وزارت علوم رصد میشود و این طور نیست که آنها را رها کرده باشیم، اما امکان برخورد جدی با تخلفات احتمالی آنها وجود ندارد.
«شما را به خدا از مزخرفگویی نهراسید!
ولی به مزخرفاتی که میگویید توجه کنید»
ویتگنشتاین
داریوش محمدی: دروغ ، به زبان ِ ساده ، گزاره ای نادرست است. دروغ گزاره ای است، که نادرستی آن به هر حال ، برای کسی یا گروهی مشخص است ، ولو گروهی دیگر آن را درست بخوانند. دروغگو از سرِ «باور و یا ایمان و یا مصلحت » ممکن است ، حقیقت را انکار کند و یا وارونه سازد؛ اما از اصل ِ آن گریزان نمی شود.
اما، هنگامی که گزاره یا گزاره هایی به چیزهای فریبنده «آراسته» می شوند، موضوعِ درستی و نادرستی تحت ِ تاثیر قرار می گیرد. یعنی، آن گاه که گزاره ای «زر اندود» می شود، محتوای آن ناپدید می شود و دیگر تعهدی به حقیقت نخواهد داشت . گزاره ای را که این گونه آراسته شود، « سخن ِ مزخرف» می گویند و گوینده را «مزخرف گو» و این گونه سخن گفتن را «مزخرف گویی» می نامند. در فرهنگ ِمعین، مزخرف به معنا ِ زر اندود و آراسته شده با چیز های فریبنده آمده است . در زبان محاوره و عمومی تعابیری هم چون «دری وری » و « شِـر و ود » برای مزخرف گویی بکار می رود . هری فرانکفورت ، یکی از فیلسوفان ِِ معاصر نیز در کتابی با همین نام ، تاملات ِ جالبی در خصوص ماهیت ِ مزخرف گویی دارد .
اتفاق ِ مهم در مزخرف گویی، گم شدن ِ حقیقت است. مزخرف گو، نه تنها هیچ گونه توجهی به حقیقت ندارد، بلکه صرفا ً در صدد منکوب کردن ِ مخاطب است. فرد مزخرف گو، آگاهانه یا نا آگاهانه، گزاره های درست یا نادرست را، آن چنان در هم می آمیزد، که قاعده و زمان و مکان ِ حاکم بر « متن »، هر لحظه تغییر می کند. تمام ِ هم و غم ِ مزخرف گو، لا پوشانی واقعیت و یا حقیقتی است، که از آن گریزان است. تا حدی که در مزخرف گویی، حقیقتی ولو نسبی، برای هیچ کس روشن نمی شود حتی برای فرد مزخرف گو .
مزخرف گو، بر خلاف ِ آنچه نشان می دهد، به شدت تحت تاثیر مخاطب است و تنها هدفش « گمراه کردنِ ذهن» اوست . مزخرف گو ، نمی خواهد مخاطب به « ترسِ» او از واقعیت و حقیقت ِ نامطلوب ، پی ببرد و به همین خاطر از « واقعیات ِ کوچک » به دامن ِ « ایده آل هایِ ذهنیِ » مخاطب و بدیهیاتِ کلی پناه می برد و به هر بهانه ای گزاره های خود را با آنها می آلاید .
مخاطب ِ فرد مزخرف گو، اغلب از سر ناچاری به مزخرفات ِ او گوش دهد و یا برای اثبات ِ مزخرف گویی او و یا نشان دادن ِ یک نمایش ِ مزخرف گویی، به این کار اقدام می کند. البته مخاطب ِفرد مزخرف گو، برای آن که بفهمد، « او » چیزی برای گفتن ندارد، باید به مزخرفات او گوش فرا دهد. و گاهی هم مخاطب از سر صداقت و یا سادگی، مدهوش ِ فرد مزخرف گو می شود و ذهن و زندگی ِ خود را با مزخرفات ِ او درگیر می کند و حتی سهوا ً به « تحلیلِ» مزخرفات او می پردازد.
با این مقدمه ی کوتاه، معلوم می شود که در اصطلاح فنی، «مزخرف گویی» یک واژه ی توهین آمیز و غیر اخلاقی نیست، اگرچه در نیت مزخرف گو ممکن است اهداف غیر اخلاقی داشته باشد. اکنون پیشنهاد می کنم، یکبار دیگر «سخنرانی مشهور سردار مشفق» را بخوانید تا به اوج مظلومیت کسانی که قربانی این مانیفیست اقتدارطلبانه شده اند، پی ببرید و میزان حقانیت « شکوائیه ی هفت اصلاح طلب مشهور» بر شما آشکار شود . در باب نمونه ، پاراگراف اول آن را از همین زوایه ، بازخوانی می کنیم :
مشفق :… مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام، مشارکت، مجاهدین انقلاب، کارگزاران، همبستگی و مردمسالاری، اینها احزابی هستند که هفت حزب برترند بین ۲۶ یا ۲۷ حزب جریان اصلاح طلب که اینها جدا شدند؛ پنهانی بدون آنکه احزاب دیگر خبردار بشوند هفتگی جلساتی داشتند و در آن هشت سال دولت آقای خاتمی را اینها اداره می کردند. «خیلی مفصل است» که « ما اینجا بنا نداریم به آن بپردازیم » اما آن چیزی که شما در حوزه مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، در حوزه دین و مذهب و در حوزه سیاست های دیپلماتیک در کشور در دوران آقای خاتمی مشاهده می کردید و آنجاهایی که هجمه به دین و مبانی دین و انقلاب و امام می شد محصول آن طراحی هایی بود که در این جلسات جی هفت (G7) شکل می گرفت. « همین مقدار من بسنده می کنم و عبور می کنم» که تمام آن چیزهایی که جناب خاتمی می گفت هر ۹ روز یک اتفاق امنیتی برای من درست کردند، « بنده به عنوان یک مسئول امنیتی کشور دارم خدمت شما عرض می کنم » که در درون همین جلسات خودشان یکی پس از دیگری هی طراحی میشد و به اجرا در می آمد. « من امروز فرصت ندارم » که خدمت دوستان اینرا توضیح بدهم که موضوع سعید اسلامی ، ترورآقای حجاریان و یکی پس از دیگری اتفاقاتی که درکشور افتاد از کجا نشات گرفت، « همین مقدار بدانید » که محصول تفکری بود که در این جلسات در واقع سیطره خودش را داشت…
در این میان این چند خط به این عبارت ها دقت کنید: «خیلی مفصل است»، «ما اینجا بنا نداریم به آن بپردازیم»، «همین مقدار من بسنده می کنم و عبور می کنم »، « من امروز فرصت ندارم توضیح بدهم»، «همین مقدار بدانید»، «بنده به عنوان یک مسئول امنیتی کشور دارم عرض می کنم».
اگر این عبارت ها را از این چند خط برداریم ، هیچ تغییری در«مدعیات » آن رخ نمی دهد و هیچ موضوعی کم و زیاد نمی شود؛ یعنی سخنران از این عبارت ها فقط برای «آرایش و بزک کردن مدعیات» خود استفاده کرده است تا شنونده، مرعوب گوینده و « رازدانی » او شود. یعنی سخنران «مزخرف» گفته است، تا حقیقت سخنان او آن چنان در این میان این عبارت های «امنیتی » گم شود که «کسی نیاندیشد» و حتی با خودش هم نگوید : مدرکت کو ؟ مگر محمد رضا خاتمی دبیر کل مشارکت برادر محمد خاتمی نبود ؟ مگر حجاریان بنیان گذار و اعضای اصلی جبهه ی مشارکت نبود که خودش را ترور کند؟ مگر اعضای این احزاب خودشان در قدرت نبودند که برای خودشان بحران ایجاد کنند و خودشان را ترور کنند؟ و مهم تر از همه اسم سعید حجاریان در کنار سعید امامی به نحوی بیاید که « همه فراموش کنند » حجاریان در گزینش سعید امامی تاکید کرده بود که نباید به او پست های حساس واگذار شود .
دقت کنید! درکل این متن چند بار از این گونه عبارات «بگذریم ، نمی توانم بگویم، وقت ندارم بگویم، لازم نیست بگویم، اگر وقت بود می گفتم، چند ساعت طول می کشد، قضیه طولانی است، اینها مسائل پشت پرده است، اینها کد است، اینها تحلیل نیست، اینها فقط مستندات است، شما نخبه اید، من اینها را گفته ام و… می بینید ؟ می دانم شمردن آنها دشوار است !! و بدانید که آمدن آنها بی سبب نیست.
هم چنین ، برای آن که به حجم مزخرف گویی در این سخنرانی پی ببرید، پیشنهاد می کنم، سعی کنید نسبت میان سایت نوسازی، سید حسن خمینی، سید مصطفی تاج زاده و رهبری را به کمک این سخنرانی بفهمید. محض اطلاع سخنران در دو پاراگراف به این قضیه پرداخته است، اما آن چنان شما را دچار «مزخرفات»خود می کند، که خاطره های خود را از فوت آیت الله توسلی و نسبت سید حسن و اصلاح طلبان «فراموش کنید».
جایی خوانده ام که برگسن گفته است : «آگاهی یعنی خاطره. آنها که خاطراتشان در عمل از خارج برنامه ریزی و کنترل و دگرگون می شود، در مفهوم شناخته شده شخصیت ندارند و انسان نیستند.»
جلسه رسیدگی به اتهامات مرتضی مهابادی در شعبه ۳۱ دادگاه انقلاب شهرری برگزار شد.
به گزارش ایلنا، محمد شریف ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: اتهام موکل بنده تبلیغ علیه نظام عنوان شد، موضوع فعالیت وی در ابتدا همکاری با سازمانهای غیردولتی فعال در امر حقوق کودکان و سپس مسأله عضویت در هیأت مدیره کانون نویسندگان ایران و بیانیههای صادره از سوی آن کانون بوده است.
وی ادامه داد:آخرین دفاع از موکلم اخذ شد و هماکنون پرونده در مرحله صدور حکم در دادگاه نخستین میباشد که دادگاه باید حداکثر ظرف یک هفته به انشا و اعلام آن مبادرت نماید.
در حالی نرخ بیکاری بهار سالجاری نسبت به بهار ۸۸ معادل ۳٫۵ درصد و نسبت به زمستان گذشته ۰٫۵ درصد افزایش یافت که در این مدت نرخ بیکاری در ۲۶ استان کشور تشدید شده است.
به گزارش مهر، بررسی روند افزایشی نرخ بیکاری در کشور نشان میدهد که این نرخ از ۱۱٫۱ درصد بهار ۸۸ به ۱۴٫۶ درصد در بهار ۸۹ معادل ۳٫۵ درصد و نسبت به زمستان سال گذشته نیز معادل ۰٫۵ درصد افزایش یافته است که این موضوع نشان دهنده ورود بیکاران جدید به بازار کار و همچنین بیکار شدن بخشی از شاغلان حکایت دارد.
بر اساس این گزارش، وضعیت نرخ بیکاری بهار سالجاری نسبت به مدت مشابه آن در سال قبل نشانگر رشد بیکاری در ۲۶ استان و کاهش آن در ۴ استان است که این موضوع بر لزوم پیگیری رفع نیازهای بازار کار و رفع عطش بازار اشتغال کشور از سوی دولت تاکید دارد.
نرخ بیکاری بهار ۸۹ تنها در ۴ استان چهارمحال و بختیاری از ۱۶٫۸ به ۱۴٫۹ درصد، سیستان و بلوچستان از ۱۳٫۸ به ۱۱٫۵ درصد، کهکیلویه و بویر احمد از ۱۲٫۶ به ۱۲ درصد و در لرستان از ۱۹٫۵ به ۱۶٫۱ درصد کاهش یافته است، همچنین نرخ بیکاری این استانها همچنین نسبت به زمستان سال گذشته نیز کاهش داشته است که این روند رو به کاهش در بهار ۸۹ هم به ثبت رسید.
بخش مهم و قابل توجه در زمینه نرخ بیکاری استانها در بهار ۸۹ به ۲۶ استانی بر میگردد که نرخ بیکاری در آنها طی بهار ۸۹ به نسبت مدت مشابه بهار ۸۸، افزایش یافت به نحوی که این میزان علاوه بر نرخ ۱۴٫۶ درصدی کل استانها به نسبت ۱۱٫۱ درصد سال گذشته، در برخی استانها قابل تامل است.
هرچند وزیر کار در روزهای گذشته نسبت به افزایش ۳٫۵ درصدی نرخ بیکاری در بهار ۸۹ با دیده تردید نگریسته است و برای اولین بار طی سالهای گذشته نرخهای مرکز آمار را زیر سوال برده است و گفت که یا نرخهای اعلام شده در سال گذشته درست محاسبه نشد و یا در سالجاری؛ ولی روند رو به رشد بیکاری در کشور خود به تنهایی موضوع نگران کنندهای است که نشان از نیاز مبرم بازار کار به ایجاد فرصتهای شغلی جدید دارد.
مرکز آمار ایران در محاسبات خود نرخ بیکاری بهار ۸۹ را در استانهای آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل، اصفهان و ایلام به ترتیب ۱۰٫۴، ۱۱٫۵، ۱۵، ۱۴٫۶ و ۱۳٫۹ درصد اعلام کرده است که این نرخ در مدت مشابه سال قبل به ترتیب ۶٫۵، ۹٫۲، ۱۰٫۷، ۸٫۶ و ۱۲٫۲ درصد بوده است.
همچنین نرخ بیکاری استانهای بوشهر، تهران، خراسانهای جنوبی، رضوی و شمالی نیز به ترتیب ۱۴٫۶، ۱۴٫۶، ۱۰٫۶، ۱۱٫۸ و ۵٫۴ درصد اعلام شده است که این نرخ در مدت مشابه سال قبل به ترتیب معادل ۹٫۲، ۱۳٫۴، ۶٫۱، ۱۱٫۶ و ۴٫۲ درصد به ثبت رسیده بود.
نرخ بیکاری در خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، قزوین و قم نیز در بهار سالجاری به ترتیب معادل ۱۴٫۲، ۱۰٫۹، ۱۱٫۳، ۲۱٫۳، ۱۳٫۸ و ۱۲٫۴ درصد به ثبت رسید که این نرخ در بهار سال گذشته به ترتیب ۱۲٫۲، ۷٫۸، ۷، ۱۵٫۳، ۱۱٫۱ و ۱۰٫۸ درصد بوده است.
گفتنی است، نرخ بیکاری فصل بهار سالجاری در استانهای کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان و گیلان نیز افزایش یافت که این نرخ معادل ۱۱٫۲، ۱۴٫۶، ۱۳٫۴، ۱۱٫۴ و ۱۳٫۸ درصد بود در حالی که این نرخ در بهار سال گذشته به ترتیب معادل ۷٫۵، ۹٫۱، ۱۰٫۲، ۷٫۶ و ۱۲٫۶ درصد اعلام شده بود.
مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان و یزد نیز در گروه افزایش یافته های نرخ بیکاری در بهار سالجاری قرار می گیرند به نحوی که این نرخ به ترتیب ۱۰٫۵، ۱۰٫۳، ۱۰٫۸، ۱۴٫۳ و ۱۱٫۹ درصد اعلام شده است؛ در حالی که نرخ بیکاری این استانها در مدت مشابه سال قبل به ترتیب معادل ۹٫۹، ۹٫۳، ۵٫۸، ۱۰٫۴ و ۸٫۹ درصد بوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر