-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 08/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



آقای کروبی در گفتگوی با گاردین که امروزصبح منتشرشد ابراز داشت اگر فرد خاصی به عنوان رهبر این جنبش مطرح بود تاکنون یا حذف شده بود و یا در زندان بود. این امتیاز بارز جنبش است که در میان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همین دلیل تداوم این راه است. اختلافی در میان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام میگیرد

۱- با گذشت بیش از یک‌سال از آغاز جنبش سبز، شما به عنوان یکی از اصلی‌ترین رهبران این جنبش، وضعیت هم‌اکنون جنبش سبز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بعضی از منتقدان و تحلیل‌گران خارج از کشور به این خاطر که شاهد تظاهرات خیابانی نیستند، گمان می‌کنند که جنش سبز شکست خورده است. پاسخ شما به این گمان چیست؟
من یک عضوی از این مردم هستم. از دو زاویه به این مسئله باید پرداخته شود. اول آنچه مسلم است این جنبش مردمی مانند روزهای نخستین نیست که بیایند در خیابان ها و اعتراض کنند و درگیر شوند. چون رژیم و دولت سخت ترین شرایط را برای مردم بوجود آورده است و مقدور مردم نیست که به خیابان ها بیایند و توصیه هم به مردم شده است که در خیابان ها حضور نیابند چون متاسفانه حکومت با بدترین شیوه به مردم حمله میکند و این باعث ایجاد تلفات میشود. از طرف دیگر به نظر بنده جنبش دیگر ضروریتی به حضور در خیابان ها ندارد زیرا خواست و نظر این جنبش هم برای حکومت و هم برای تمام مردم دنیا واضح و روشن شده است. اما جنبش کاملا وجود دارد و تحرک دارد و از هر فرصتی برای حضور استفاده میکند. مدام و مستمر با امکانات و فضای مجازی که در اختیار این جنبش هست با جلساتی که تشکیل میدهند. بدلیل برخورد های تند جریان حاکم این جنبش حتی عمیقتر هم شده است.همکنون شاهد هستیم که مدام جراید حکومتی بر علیه این جنبش می نویسند و هنوز دستگیری ها ادامه دارد و دادگاه ها هم همچنان رفتارهای خود را با این متهمان ادامه میدهند. حکومت حتی از یک مراسم ترحیم که برای یک نماینده سابق مجلس برگزار گردد میترسد و این نشان دهنده زنده بودن این جنبش است.

۲- آیا مشروعیت نظام را زیر سئوال می‌دانید؟ آیا به نظر شما جنبش سبز همچنان به‌دنبال رای خود است یا تمنیات جنبش سبز تغییر کرده است؟ چه اهداف و خواسته‌هایی را برای جنبش سبز مشخص می‌کنید؟ آیا در یک‌سال گذشته هیچ دچار یاس و ناامیدی شده‌اید؟
نظام به معنای جمهوری اسلامی را زیر سوال نمیبریم. جنبش نشانه خواست رای مردم است و ثمره تقلب در انتخابات همین جنبش است. تقلبی که در دوره های گذشته هم وجود داشته است. جنبش متشکل از افراد با سلایق و افکار و دیدگاه های گوناگون است ولی آنچه که ما مدنظر داریم و بدنبال آن هستیم، انتخابات آزاد،اجرای کامل قانون اساسی، آزادی مطبوعات و مسائلی از این دست هستیم. شاید برخی به دنبال تغییر نظام باشند ولی بنده بدنبال اصلاحات هستم و نه انقلاب و دگرگونی نظام. در این یکسال حرکت ما رو به جلو و مثبت بوده است و به پیروزی مردم هم اطمینان دارم و هیچگاه دچار یاس و تردید برای احقاق حقوق مردم نشده ام.

۳- برای تحقق پیروزی جنبش سبز حاضرید که چه هزینه‌ای پرداخت کنید؟ آیا از دستگیر شدن نمی‌ترسید؟ آیا هم‌اکنون نگران سلامتی جسمی خود و خانواده خود هستید؟
هیچگاه ناراحتی،یاس و تردید در من بوجود نیامده است. مردم کاملا پشتیبانند و خواسته ای دارند. من و خانواده ام، خود را برای هر حادثه ای آماده کرده ایم و از هیچ چیز ترس و ابایی نداریم. همانطور که تاکنون طی این یکسال مسائل بسیاری را برای من و خانواده ام بوجود آوردند. حتی در ۲۲بهمن سال قبل خودم موردحمله قرار گرفتم و فرزندم علی را دستگیر و به بدترین شکل ممکن مورد شکنجه و آزار قرار دادند. در قزوین به سمت خودروی من تیراندازی کردند و بعد از آن نیز به منزل من حمله کردند و خساراتی را به ساختمان وارد کردند.روزنامه راتوقیف ودفترم راپلمپ کردندو این فشارها هنوز هم ادامه دارد ولی همه ی این مسائل نمیتواند جلوی حرکت و خواست برحق ما را بگیرد.

۴- بعضی از منتقدان بر این باورند که رهبری واحدی در جنبش سبز وجود ندارد. نظر شما در پاسخ به این انتقاد چیست؟ رابطه‌ی خودتان را با آقایان موسوی و خاتمی چطور می‌بینید؟
درست است که رهبری واحدی در این جنبش مردمی وجود ندارد ، اما خواست واحدی میان اکثریت مردم وجود دارد و آن حقوق مدنی و انتخابات آزاد است. اگر فرد خاصی به عنوان رهبر این جنبش مطرح بود تاکنون یا حذف شده بود و یا در زندان بود. این امتیاز بارز جنبش است که در میان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همین دلیل تداوم این راه است. اختلافی در میان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام میگیرد و جلسات منظمی را باهم برگزار میکنیم وبیانیه های مشترک صادرمی کنیم

۵- بسیاری از فعالان شجاعت شما را در مطرح ساختن مسئله‌ی تجاوز در زندان‌ها ستایش می‌کنند. آیا همچنان ماجرای زندانیان و شکنجه‌دیدگان و کشته‌شدگان را دنبال می‌کنید؟ نظر شما درباره‌ی دادگاهی که اخیرا درباره‌ی متهمان پرونده کهریزک برگزار شد، چیست؟
درمورد کهریزک بنده تحقیقات کردیم و افرادی آمدند و مدعی بودند و من پیگیری خودم رو انجام دادم که خوشبختانه تا حدودی در وضع زندان ها بهبودی بوجود آمد و کهریزک بسته شد. فضای همکنون زندان ها با فضای وحشتناک و خشن روزهای نخستین تا حدودی متفاوت شده است. با همه این احوال هنوز شرایط زندان ها مطلوب نیست. اما در مورد متهمان کهریزک، یک عده را محکوم کردند ولی متاسفانه عده ای ناشناس هستند و کسانی که در آن روزها نامشان مطرح بود و در گزارش تحقیق و تفحص مجلس نامشان به عنوان متهم برده شده بود در این لیست نبودند. هنوز برای من مشخص نیست که نتیجه دادگاه به کجا رسیده است.

۶- آیا موافقید که بزرگترین مشکل جنبش سبز نداشتن رسانه‌ای موفق و متمرکز است؟
بله مشکل جدی است. هیچگونه فرصتی داده نمی شود. روزنامه ها همه تعطیل شده اند و معدود روزنامه مستقل هم که هست مدام زیر فشارند و اجازه انتشار هیچ گونه مطلبی را در خصوص جنبش ندارند و تهدید به تعطیلی می شوند. حتی برای چاپ آگهی تسلیت هم مورد عتاب قرار میگیرند.

۷- شما اصولا نسبت به آقایان موسوی و خاتمی و خانم رهنورد، فعال‌تر هستید و عکس‌العمل‌های بیشتری نسبت به وقایع نشان می‌دهید. خیلی‌ها صراحت لهجه شما را بسیار ستایش می‌کنند. به نظر شما چرا مثلا آقای خاتمی به اندازه شما نسبت به وقایع عکس‌العمل نشان نمی‌دهد؟
این نظر لطف مردم است ولی بنده مدعی نیستم که بیشتر از دیگران فعال هستم.آقای موسوی و خانم رهنورد هم در حد توان شان فعالیت می کنند و آنها هم از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. من احساس میکنم وظیفه ای دارم و در قبال همین وظیفه فعالیت میکنم و از حقوق مردم تا جایی که در توانم باشد دفاع میکنم. این کاری که من انجام میدهم ناچیز است و بیش از این دین به مردم دارم.

۸- آیا می‌توانم نظر شما را درباره‌ی حکم سنگسار در ایران و خصوصا حکم سنگسار خانم سکینه محمدی آشتیانی بپرسم؟. امام در مورد سنگسار فرموده بودند که اجراء نشود و بارها هم این مطلب توسط برخی اعضای شورای عالی قضایی گفته شده است و نمیدانم این سلیقه های که برخی قضات انجام میدهند منشاش کجاست. بنده با این گونه احکام بشدت مخالفم.

۹- سران جنبش سبز چندین مرتبه نشان دادند که در تلاشند تا اهداف و چهارچوب‌های جنبش را تبیین کنند، برای مثال منشور جنبش سبز که آقای موسوی مطرح کردند خیلی نقطه شروع خوبی بود اما این حرکت به ظاهر جلو نرفته و ادامه پیدا نکرده است. چراa. شرایط دشوار است و فشارها زیاد. اما اهداف جنبش کاملا واضح و روشن است. مردم خواست و هدفشان را میدانند و از منشورخودشان پیروی می کنند. این حاکمیت است که باید به خواست مردم تن دهد.

۱۰- در روزهای اخیر شاهد این بوده‌ایم که شما بارها گفته‌اید که این کارهایی که این نظام دارد با فرزندان خود می‌کند، نظام شاهنشاهی هم با ایرانیان نکرد. آیا این بدان معنی‌ست که ظلم در نظام فعلی ایران را بیشتر از دوران شاهنشاهی می‌دانید؟
نخیرنظام شاهنشاهی یک نظام فاسد بود و وابسته به بیگانه ولی جمهوری اسلامی برامده ازرای وپشتیبانی مردم میباشد ولی اکنون منحرف شده است
وتوسط یک جریانی که رای مردم رابه اندازه کافی نداردقوانین زیرپاگذاشته شده است ورفتارهای بامردم وزندانیان صورت میگیردکه دررژیم گذشته به خاطرفشارهای خارجی وافکارعمومی صورت نمی گرفت ماننداین اخباری که اخیراتوسط زندانیان مبنی برفروکردن سرهاشون درتوالت به جهت اعتراف گیری منتشرشده است که به خودمن هم نامه های ارسال شده است منظور من این بود که اگرچه آنان منحرف بودند اما یکسری ملاحظات را نیز در نظر می گرفتند. چهارچوب هایی رعایت می شد که متاسفانه اینهارعایت نمیکنندوماهم صرفابدنبال اصلاح جمهوری اسلامی هستیم
۱۱-با توجه به تحریمهای شدیدی که وضع شده آیا مردم یا دولت متحمل آسیب میشوند؟
ببینیدازیک طرف عملکرد دولت بزرگترین مشکلات اقتصادی را برای مردم همراه داشته و باعث تورم و رکود اقتصاد کشور شده و در نتیجه خیلی از کارخانجات و طرح های بزرگ اقتصادی مثل عسلویه به خاطر همین مشکلات اقتصادی تعطیل شده اند و دلیل عمده آن رشد بیکاری در کشور است.

از طرف دیگر هم که کشورهای غربی تحریم های اقتصادی را بر ایران اعمال کرده اند که متاسفانه به اعتقاد من تنها نتیجه این تحریم های اقتصادی قدرتمندتر شدن دولت نامشروع کنونی ایران است و مردم ضربه اصلی آن را خواهند خوردو در نهایت این تحریم ها مردم را متضرر خواهد کرد.

و دولتی که از رای مردم برنخاسته را قوی تر می کند و باعث می شود این دولت اهرم دیگری به نام اهرم اقتصادی پیدا کند و به بهانه مقابله با تحریم های اقتصادی مخالفان دولت را سرکوب کند


 


گزارش وزارت امور خارجه آمریکا درباره تمایل سران فرقه رجوی به انجام عملیاتهای تروریستی و آمادگی این فرقه برای انجام عملیاتهای تروریستی – برای رسیدن به اهداف – تکمیل کننده این فرضیه است که منافقین به صورت غیر مستقیم در عملیاتهای تروریستی زیادی – از زمان خلع سلاح اجباریشان – شرکت کرده اند.
به گزارش مهر، دادگاه استیناف آمریکا از آموزش دختران برای عملیات انتحاری در کربلا توسط گروهک تروریستی منافقین پرده برداشته است.
مروری بر تمام تصمیمات به اصطلاح بزرگ و سرنوشت ساز در فرقه منافقین نشان می دهد که اجرای هر تصمیم در این فرقه – به فرمان مسعود رجوی – همیشه با بزرگ‌ نمایی و آسمان و ریسمان بافتن‌ های بسیار زیادی همراه بوده است. به دلیل گنگ و مبهم بودن چرایی تصمیمات جدید رجوی برای اعضای فرقه،‌ اصل مهم، قبل از اجرای این تصمیمات ایجاد کمیته توجیه و رفع ابهام بوده تا به زعم رجوی همه نیروها نسبت به فلسفه اجرای یک عمل، کاملاً توجیه باشند.
اما مسئله اینجاست که اکثریت قریب به اتفاق تصمیمات آنقدر دور از عقل و منطق بود که در مدت زمان کوتاهی با بازخورد منفی از جانب اعضا روبرو می شد. طلاق‌های اجباری یکی از نمونه‌های بارز این تصمیمات بود. رجوی اعتقاد داشت، طلاق‌های اجباری و ایدئولوژیک سبب رهایی زنان و مردان می شود. به عنوان یک تئوری، این را در سازمان مجاهدین به عنوان جامعه کوچک تر مطرح کرد تا شاید آن را در آینده در جامعه بزرگتر و در ایران اعمال کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کانون هابیلیان(خانواده شهدای ترور ایران)این فرقه در سال ۱۳۶۸ به طور محرمانه و گسترده، اعضای خود را مجبور به طلاق های ایدئولوژیک کرد، بدین معنا که همه اعضا باید برای همیشه حق ازدواج را از خود سلب کرده و در صورت داشتن همسر، با نهایت تنفر از هم جدا شوند. طلاق اجباری مشکلات متعددی برای کودکان، زنان و مردان وفادار به این فرقه ایجاد کرد. از دیگر موارد قابل ذکر در این فرقه می توان به عملیات مرصاد اشاره کرد که قبل از آغاز آن مسعود رجوی با منطق و معیار دور از عقل خود تعداد زیادی از نیروهای فرقه را برای یک ماجراجویی کودکانه به قتلگاه فرستاد و آنها را ذبح کرد. این عملیات بعد‌ها سبب ایجاد تشکیکات زیادی در عقیده و مرام اعضای این سازمان نسبت به عملکرد سران شد.
آنچه در دوره‌های مختلف و در مرام مسعود رجوی به عنوان سرکرده منافقین وجود داشت، دستاویزی از آرمانهای مشمئز کننده‌ای است که قبل از هر کس، مهره‌های اجرای این آرمان را از مسعود رجوی بیزار می کند. آنها که قربانی نادانی، زیاده خواهی بی حد و اندازه، جهالت و خودنمایی مسعود رجوی شده و می شوند.
زنان و دختران؛ قربانیان همیشگی فرقه رجوی
با وجود آنکه مسعود رجوی با تصاحب مریم قجر عضدانلو و با طرح کذایی انقلاب ایدئولوژیک، تلاش کرد از آن به عنوان جایگاه و اعتبار بخشیدن و به زنان یاد کند، اما تصاحب یک به یک این زنان توسط مسعود رجوی، چنانکه بتول سلطانی به عنوان یکی از زنان شورای رهبری همین فرقه از آن یاد کرد، جای هیچ تردیدی باقی نگذاشته که زنان در این فرقه بیش از هر موجود دیگری قربانی هوا و هوس رجوی شده‌اند و تاکنون ابزار خوشگذرانی و بازیچه بسیاری از سران این فرقه، فرماندهان حزب بعث و مواردی از این دست شده‌اند.
اما سوء استفاده‌های این فرقه اززنان همچنان ادامه دارد و زنان و دخترکان این فرقه همواره و در برنامه‌های بهره کشی، مهره‌های اول این بهره‌کشی بوده و هستند.
واقعیت تلخی که محمد جواد هاشمی نژاد چند روز قبل و در یک گفتگوی رسانه ای صریح و شفاف به آن اشاره کرد، نشان دهنده عمق استثمار زنان و دختران در این فرقه است. اشاراتی که وی با مرور یک سند طبقه بندی شده وزارت امور خارجه آمریکا از آن یاد کرد نشان می دهد سران این فرقه دختران دانش ‌آموز را برای انجام عملیات انتحاری به کربلا آموزش می دهند.
در طول سالهای اخیر و از زمان حضور آمریکاییها در عراق، بارها عملیاتهای انتحاری توسط دختران کم و سن و سالی انجام شده که با استفاده از کمربند انتحاری، به میان جمعیت رفته و خود را منفجر کرده اند.
دو سال قبل نیز هابیلیان با انتشار خبری مشابه، پرده از اقدامات مشابه منافقین در این خصوص برداشت. افشاگری کانون خانواده شهدای ترور کشور، در آن زمان خشم و عصبانیت جنون آمیزی را در رسانه‌های منافقین رقم زده و هابیلیان آماج حملات سایتهای آنها قرار گرفت. آن زمان اعلام شد که منافقین از دختران و پسران کم سن و سال استفاده کرده، با مبالغ اندکی پول و استفاده از آبمیوه‌های آلوده به مواد مخدر، با خارج کردن دختران و پسران کم سن و سال از حالت طبیعی، از آنها می خواهد در عملیاتهای انتحاری بر ضد مردم عراق، در اماکن شلوغ و اماکن مذهبی شرکت کنند. “آمارها نشان میدهد که از سال ۲۰۰۳ تاکنون ۵۵ مورد عملیات انتحاری در عراق توسط زنان و به ویژه دختران کم سن و سال صورت گرفته است و زنان انتحاری برای انجام عملیاتهای انتحاری خود، در استان‌های دیالی، بغداد، الانبار، بابل، نینوا، کربلا و کرکوک پراکنده هستند.”
در این خصوص البته گفته‌های نماینده پارلمان عراق نیز قابل تامل است : ” سمیره موسوی، رئیس کمیته‌ زنان و خانواده در پارلمان عراق می گوید: گروه‌های تروریستی با شستشوی مغزی، از زنان ناتوان و ناامید که دچار مشکلات اقتصادی هستند برای انجام عملیات تروریستی استفاده می کنند”
پیش از انتشار این خبر توسط هابیلیان و بعد از آن، تا زمان حاضر عملیاتهای انتحاری زیادی علیه مردم عراق با همین شیوه و روش صورت گرفته است که نتایج آن شهادت تعداد زیادی از مردم عراق بوده است؛ عملیاتهایی که هنوز هم ادامه دارد و هنوز هم قربانی می گیرد.
رد پای منافقین در عملیاتهای تروریستی در عراق
آموزش دختران کم سن و سال برای انجام عملیاتهای نظامی در کربلا، تنها گوشه‌ای از روند ناآرام سازی عراق است که توسط منافقین دنبال می شود. منافقین در برنامه‌ ریزی و اجرای عملیاتهای خود تلاش گسترده‌ای به کار می برند تا ردّی از خود بر جای گذارند .
آموزش دختران دانش‌آموز، سازماندهی و آموزش نیروهای القاعده در پادگان اشرف و به کار گرفتن جوانان بیکار – به بهای اندک – برای انجام عملیاتهای تروریستی، استراتژی مهم سرکردگان منافقین است برای انجام عملیاتهای تروریستی و ایجاد فضای ناآرام در عراق و از این رو است که می توان رد پای منافقین را به نوعی غیرمستقیم، در تعداد زیادی از عملیاتهای تروریستی انجام شده و در حال انجام در عراق جستجو کرد.
عملیاتهایی که از سال ۲۰۰۳ و با حضور آمریکا درعراق و از زمان خلع سلاح اجباری منافقین توسط آمریکا، با سرمایه ‌گذاری منافقین بر روی تروریستهای کم سن و سال، بیشتر از گذشته رشد پیدا کرده است.
امروزه شنیدن اخبار کشتارهای ضد بشری در عراق هر چند هم که خسارات و تلفات بسیار سنگینی برجای می گذارد تقریبا عادی شده است شاید نتوان رقم دقیقی از تعداد عملیات انتحاری عراق که وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین شیوه تروریسم است را مشخص کرد.
گزارش وزارت امور خارجه آمریکا درباره تمایل سران این فرقه به انجام عملیاتهای تروریستی و آمادگی این فرقه برای انجام عملیاتهای تروریستی – برای رسیدن به اهداف – تکمیل کننده این فرضیه است که منافقین به صورت غیر مستقیم در عملیاتهای تروریستی زیادی – از زمان خلع سلاح اجباریشان – شرکت کرده اند.
عملیاتهایی که برای سران این فرقه بسیار مهم است که ردّی از سازمان تروریستی مجاهدین خلق در آن نباشد. آنچه مسلم است اینکه شمار عملیاتهای تروریستی که منافقین در عراق و از زمان حضور آمریکاییها انجام داده‌اند،‌ مشخص نیست، اما شیوه‌های آنها در به کارگیری دختران کم سن و سال عرب برای این عملیاتها کاملاً آشکار شده و نکته دیگر اینکه این عملیاتهای مشخصاً با هدایت منافقین، همچنان ادامه خواهد یافت.
به گزارش مهر، دولت عراق پرونده امنیتی اردوگاه عراق جدید(اشرف) را اوایل سال گذشته میلادی از نظامیان آمریکایی تحویل گرفت و نیروی امنیتی ویژه ای برای حمایت از این اردوگاه تشکیل داد؛ حدود ۳۴۶۶ عضو گروهک منافقین در این اردوگاه به سر می برند.
از سوی دیگر، دادگاه عالی جنایی عراق چندی پیش حکم بازداشت دو سرکرده اصلی گروهک تروریستی منافقین را صادر کرد و از پلیس بین الملل خواست آنها را دستگیر و به بغداد تحویل دهد.
گفتنی است اخیرا طی مراسمی که مقامات ارتش عراق و آمریکا در آن حضور داشتند پرونده امنیتی اردوگاه اشرف (محل اقامت گروهک منافقین) در استان دیاله به نیروهای عراقی واگذار شد. امنیت این محل از سال ۲۰۰۳ تاکنون یعنی از زمان اشغال عراق توسط نیروهای چندملیتی در اختیار نظامیان آمریکایی بود.
اردوگاه اشرف دراستان دیاله عراق حدود ۳۵۰۰ نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین را در خود جای داده است. گروهک تروریستی منافقین از دهه هشتاد پادگان نظامی اشرف دراستان دیاله (۵۷ کیلومتری شمال شرق بغداد) را به عنوان مقر خود برگزید. گروهک تروریستی منافقین علاوه بر اقدامات تروریستی علیه ملت ایران در همکاری با رژیم دیکتاتوری بعث و القاعده جنایتهای فراوانی نیز علیه ملت عراق مرتکب شده است.


 


حمزه کرمی ،از زندانیان حوادث پس از انتخابات که به دلیل عارضه قلبی و عوارض ناشی از آن در بخش CCU بستری و به تازگی مرخص شده بود ،عصر امروز چهارشنبه به دستور دادستان تهران و علیرغم نظر پزشکان متخصص و پزشکی قانونی مبنی بر ضرورت ادامه معالجات در محیطی به دور از فشار و استرس ، به اوین بازگردانده شد . این در حالی است که پزشکان عمل آنژیوگرافی را برای وی در اسرع وقت تجویز کرده بودند .
به گزارش خبرنگار کلمه، خانواده وی باتوجه به وضعیت نامطلوب جسمی اش ، به شدت نگران سلامت او هستند .
حمزه کرمی، مدیر سایت جمهوریت و از مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی است که در دادگاه بدوی به ۱۶سال زندان محکوم شده بود.
شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.
کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بود.
وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعات هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وب‌سایت جمهوریت را بر عهده داشت.
به تازگی برخی از سایت ها بخش هایی از نامه منتسب به او را منتشر کردند که خبر از شکنجه شدید ش در دوران تحت بازجویی می داد .وی در این نامه نوشته بود اعترافات او زیر شکنجه از او اخذ شده است


 


زمین لرزه ای به بزرگی پنـج ریشتر حوالی شهر راز در استان خراسان شمالی را لرزاند.
به گزارش خبرآنلاین، شبکه لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران،‌ زمان دقیق وقوع این زلزله را ساعت ۲۱ و ۵۶ دقیقه و ۱۹ثانیه اعلام کرد.
تاکنون جزئیات بیشتری دراین باره منتشر نشده است .


 


ندای سبز آزادی

باز مثله همیشه بوی رمضان سراسر شهرها را پر کرده.باز مثله همیشه خیابانها با بوی رمضان چراغانی شده.مردمان کوچه ی ما مثله همیشه برای رفتن به میهمانی خدا آماده میشوند.چشمهایشان را با دوری از گناه سرمه می زنند.دلهایشان را با ذکر خدا خوشبو می کنند.اما مگر می شود سفره افطار آسودگي ام راگسترداند در حالي كه زن و فرزندان اسیران استبداد  در پس ديوار بلند دلتنگي هايشان بر كف تف زده معبر زندان به افطار مي نشينند.چگونه مي توان به ضيافت افطار رفت در حالي كه مدتهاست در ضيافت اسارتند.چگونه مي توان به استقبال اذان گوش نواز موذن زاده رفت در حالي كه اسیران استبداد  بي خبر از هويت دقايقند.چگونه مي توانیم روزه بگشايمم در حالي كه همراهان ما در این راه با شكنجه و توهين افطار مي کنند.چگونه مي توانیم كام به شهد طعام شيرين نمايیم در حالي كه خانواده زندانیان سیاسی مدتهاست در تلخكامي دوري روزگار مي گذرانند.چگونه مي توانیم گوش به كلام روشنگر حق بسپاریم در حالي كه در گوش آنها مي خوانند كه بگويند تلاشگر برپايي فتنه اند.چگونه مي توانیم آسوده به نماز بايستیم در حالي كه تن دردمندشان را ياراي ايستادن نيست.چگونه مي توانیم سيراب خنكاي آب شویم در حالي كهدوستانمان به فراموشي سپرده اند طعم خوشگوار آب را.چگونه مي توانیم دعاي ماه رحمت و بركت را زمزمه كنیم در حالي كه مادران زمزمه گر دعاي فرج يافتنشان هستند.چگونه مي توانیم چشم بر نمايش تزوير بسايیم در حالي كه چشمان همسرهای اسیران استبداد بي تاب ديدارشان است.چگونه مي توانیم در رخوت ساعات پس از افطار فرو رویم در حالي كه تن هایشان دردمند بالين سنگي اسارتگاهست .چگونه مي توانیم در آرامش سر بر بالين نهیم در حالي كه صدها سبز بي نام و نشان و مظلومانه همين نزديكي ها به خاك قساوت سپرده مي شوند.چگونه مي توانیم سحرگاه بي ياد زخم خوردگان ظلم بر سكرات خواب فائق آيیم در حالي كه گرفتار خواب زدگان زمانه اند.چگونه مي توانیم به ننگ اين زندگي تن دهیم در حالي كه آنها در انديشه رهايي از قيد حياتند.

چگونه مي توانیم شبهاي قدر و نزول قرآن را احياء داریم در حالي كه روح آزاده شان از حق حيات و احياء محروم گشته است.

اما تنها کاری که از دستان خالیمان بر می آید نوشتن و گفتن از آنهاست .گفتن از قصه غصه چشمان مادران.نوشتن از اندوه خانه کرده در چهره همسرها.کشیدن آرزوی کودکانی که شبها خواب آزادی پدرانشان را می بینند.. ماه مبارک امسال را می خواهیم وقف آزادی زندانیان سیاسی  کنیم.می خواهیم با نوشته هایمان و عکسهایمان دنیا را پر کنیم از اسمهایشان.می خواهیم لبهای روزه دار را پر کنیم از دعای آزادی آنها.

 

جویندگان همیشگی آزادی شما هم ما را با قلم ها با پوستر و عکسهایتان یاری کنید تا در این ماه ذره ای از غم اسیرانمان  و خانواده هایشان بکاهیم.

ما پس از جستجو و تحقیق توانستیم نام 125 نفر از اسیران استبداد  را بیابیم.و تصمیم گرفتیم که هر روز از ماه رمضان را به چند نفر از این عزیزان اختصاص دهیم.در این روز ها از آنها بگوییم.همراه با خانواده هایشان اشک بریزیم و از خدا بخواهیم هر چه زودتر آنها را آزاد کند.

نام این اسیران و روزهای مختص آنها به شرح زیر است:

در ضمن ایده هایی نیز برای شبهای قدر داریم که با نزدیک شدن به شبهای قدر با شما در میان خواهیم گذاشت

شما میتوانید متن های خود در این خصوص را برای انتشار به ندای سبز آزادی ارسال کنید 


 


بهزاد عرب گل، از فعالان ستاد میرحسین موسوی و جانباز جنگ تحمیلی به دادگاه انقلاب احضار شد.
همچنین این جانباز جنگ تحمیلی از دریافت دو احضار نامه توسط دادگاه انقلاب و بازپرسی اوین خبر داد.
وی گفت: احضاریه اول توسط دادگاه انقلاب فرستاده شده و مرا در تاریخ ۱۷/۶/۸۹ به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار کرده اند. و احضاریه دوم توسط بازپرسی بازداشتگاه اوین همزمان فرستاده شده و در تاریخ ۵/۶/۸۹ احضار شده ام.
عرب گل افزود: ضمن مشورتی که با وکیل خود کردم متوجه شدم که شماره پرونده احضارنامه ها یکی نیست. ظاهرا دو پرونده متفاوت در دو محل مختلف در مورد من تشکیل شده است.
به گزارش هم میهن، بهزاد عرب گل جانباز جنگ تحمیلی است، او از فعالین ستاد میرحسین موسوی در شرق تهران بود. او تاکنون از هیچیک از حقوق و مزایای جانبازی استفاده نکرده است.
او تنها ۱۷ سال داشت که برای دفاع از وطنش به جبهه رفت و مجروح شد، او اکنون دو فرزند دارد و تا قبل از بازداشت برای تامین زندگی به کار ساختمانی مشغول بود.
پس از وقایع روز عاشورا به بهانه اینکه او شبیه کسی بوده که در تظاهرات روز عاشورا حضور داشته شبانه به منزل او یورش بردند اما عرب گل آنروز برای انجام کاری در شهرستان به سر می برد.
حمله های چندین و چند باره به منزل او و تحت فشار قرار دادن خانواده او باعث می شود او در اسفند ماه خود را به اداره اطلاعات معرفی کند. او مدت دوماه در سلول انفرادی تحت فشار های شدید بازجو ها بود، بازجو ها اصرار داشته اند او اتهام حمله به گارد و ضرب و شتم را بپذیرد. اما علی رغم تمامی فشار ها او هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفت.
او روز چهارشنبه ۱۶ تیر ماه با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. و اکنون مجددا به بازپرسی زندان اوین و دادگاه انقلاب احضار شده است.


 


ندای سبز آزادی: خانواده زندانیان سیاسی با صدور بیانیهای حمایت خود را از شکایت هفت تن از اعضا جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انفلاب اعلام کردند ، گفتنیست پیش از این محسن صفائی فراهانی ، محسن نبوی ،محسن امین زاده ، مصطفی تاج زاده ، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی و محسن میردامادی با انتشار نامه ای شکایت خود را از گروه نظامی– اطلاعاتی و آمران ومباشران تقلب در انتخابات به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح تسلیم کرده بودند. در بخشی از بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی اینگونه آمده است : « اینک، ما خانواده های زندانیان سیاسی با اذعان به آن چه ذکر شد، ضمن حمایت از امضاء کنندگان این شکایت نامه حقوقی که سندی ارجمند از دادخواهی شهروندان پاک و صادق و خدوم این دیار و دل سوختگان کشور و متأثرین از انحراف از مسیر انقلاب و آرمان های والای آن است، از مقامات قضایی می خواهیم به جای اقدامات شتابزده چون تحت فشار قرار دادن امضاکنندگان شکایت نامه برای بازپس گرفتن شکایتشان و بازگرداندن آن ها به زندان که از زمان ارسال نامه با احضار مجدد محسن امین زاده آغاز و به محض انتشار آن در رسانه های عمومی با بازگرداندن محسن صفایی فراهانی ادامه یافته است، هرچه سریع تر تمهیدات لازم برای رسیدگی به این شکایت حائز اهمیت را فراهم نموده ادعای استقلال کامل قوه قضائیه و عدم تأثیرپذیری از عوامل و شرایط خارجی و پیرامونی را در عمل ثابت کنند.»

متن کامل این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن»
یک سال و اندی از انتخابات دهم می گذرد. یک سال و ماه هایی پر از حادثه، پر از التهاب، پر از دغدغه. دغدغه آسیب دیدگان و رنج کشیدگانی که صبورانه ایستادند و فریب و دروغ و سالوس را برنتافتند و به سپاه مهاجم ظلم «نه» گفتند. آسیب دیدگانی که به بازی از پیش تعیین شده برای پذیرش اتهامات واهی تن در ندادند و برخی از آنان هم که در زیر فشارهای غیرقابل تحمل از سوی از خدا بی خبران در سلول های انفرادی، دروغ نبشته های علیه خود و دیگران را امضا کردند، به فضل و رحمت الهی که خود والاترین هدیه و ارمغان یعنی «کرامت انسانی» را به اشرف مخلوقاتش عطا نموده است، در فضای بیرون از زندان به انکارآن ها پرداختند.
یک سال و اندی از انتخابات دهم می گذرد و طی این مدت به فضل پروردگار و سعی و جدیت مردم، شجره طیبه معرفت و دانایی، تناورتر و پرثمرتر شده است.
و این روزها هم زمان با بی حرمتی ها و تحقیرها و بدرفتاری هایی که در زندان های کشور اسلامیمان با زندانیان سیاسی می شود که تعدادی از آنان را به تنگ آورده و برای رساندن صدای اعتراضشان مجبور به اعتصاب غذا کرده است، به دنبال انتشار گسترده سخنان سراسر دروغ و افترای سردار مشفق نامی که ظاهرا مسئولتی امنیتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد، ساکنان چندماهه سلول های انفرادی و چندنفره 2 الف متعلق به سپاه، متن حقوقی ای را علیه اظهارات کذب و مفتریانه وی تهیه و با ارسال نامه ای به رئیس قوه قضائیه و سازمان قضایی نیروهای مسلح و کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، از وی شکایت کرده اند.
براساس شکایت این عزیزان طرح داستان واهی انقلاب مخملین تنها دستاویزی برای پوشاندن کودتای نظامی است که آقایان به آن مبادرت نموده اند و دخالت در آراء مردم و نتیجه انتخابات عوارض دردناک و جگرسوزی را به وجود آورد که همه ایران بلکه جهان شاهد و ناظر بر آن بوده اند و ما خانواده های زندانیان سیاسی و عزیزان دربندمان از قربانیان و آسیب دیدگان آن هستیم.
اینک، ما خانواده های زندانیان سیاسی با اذعان به آن چه ذکر شد، ضمن حمایت از امضاء کنندگان این شکایت نامه حقوقی که سندی ارجمند از دادخواهی شهروندان پاک و صادق و خدوم این دیار و دل سوختگان کشور و متأثرین از انحراف از مسیر انقلاب و آرمان های والای آن است، از مقامات قضایی می خواهیم به جای اقدامات شتابزده چون تحت فشار قرار دادن امضاکنندگان شکایت نامه برای بازپس گرفتن شکایتشان و بازگرداندن آن ها به زندان که از زمان ارسال نامه با احضار مجدد محسن امین زاده آغاز و به محض انتشار آن در رسانه های عمومی با بازگرداندن محسن صفایی فراهانی ادامه یافته است، هرچه سریع تر تمهیدات لازم برای رسیدگی به این شکایت حائز اهمیت را فراهم نموده ادعای استقلال کامل قوه قضائیه و عدم تأثیرپذیری از عوامل و شرایط خارجی و پیرامونی را در عمل ثابت کنند.
بدیهی است رسیدگی به این شکایت می تواند تکلیف انتخابات و حوادث دردناک پس از آن را روشن نماید و صف خادم و خائن را یک بار دیگر در پیشگاه مردم فهیم و آگاه ایران جدا سازد.
هم چنین بی اعتنایی و مغفول و مسکوت گذاشتن این شکایت بسیار مهم و یا بدتر از آن تهدید و تنبیه شاکیان به جای رسیدگی به شکایت و دادخواهی شان، شائبه وابستگی قوه قضائیه و تأثیرات ارعاب کودتاگران بر آن را تشدید و اثبات خواهد کرد.
خطاب ما ستم دیدگان پس از انتخابات به آمرین به معروف و ناهیان از منکر بزرگ حمایت از ستمگران به مقامات قضائی این است: بیایید عالم را نه فقط در شعار و وهم و خیال، بلکه به واقع محضر خدا بدانید و در محضر خدا آن هم در ماه خدا، ماه ضیافت پرشکوه الهی، بیش از این به بندگانش ستم نکنید و بیش از این قهر خالق مطلق را برنیانگیزید.
والله خیرالمنتقمین

 


 


 

در واکنش به انتقادات صورت گرفته به دولت، پیرامون "عدم اجرای مصوبات مجلس"، محمود احمدی نژاد از مداخلۀ رهبر جمهوری اسلامی در حل اختلافات مجلس و دولت خبر داد و متذکر گردید موارد اختلاف میان مجلس و دولت را به رهبری گزارش داده و او نیز این موارد را به شورای نگهبان ارجاع نموده است.

طی چند ماه ‌اخیر، اختلافات متعددی میان دولت دهم و مجلس هشتم شورای اسلامی بر سر ابلاغ مصوبات مجلس توسط رئیس جمهوری به وجود آمده و در چندین مورد که رئیس دولت تعلل و تاخیراتی داشته، رئیس مجلس برخی مصوبه ها از جمله تخصیص ۲ میلیارد دلار به مترو را برای اجرا ابلاغ کرده است.

به گزارش ایرنا، محمود احمدی نژاد چهارشنبه ۲۰ امرداد ماه، علت عدم اجرای مصوبه اخیر مجلس پیرامون اختصاص دو میلیارد دلار بودجه به مترو را "غیر قانونی" بودن آن مصوبه دانست و اظهار عقیده کرد "دولت لزومی به اجرای آن نمی بیند."

او با ادعای اینکه "شورای نگهبان هم این مصوبه را غیر قانونی دانسته است"، مدعی شد "این موضوع که مجلس محل تامین این بودجه را از صندوق ارزی تعیین کرده، اشتباه است زیرا برای همه موجودی حساب ذخیره ارزی برنامه ریزی شده و نمی توان خارج از آن عمل کرد."

احمدی نژاد همچنین اعلام کرد برخی از مواردی که موجب اختلاف میان مجلس و دولت بوده است را به آیت الله خامنه ای، گزارش داده و او این موارد را به شورای نگهبان ارجاع داده و در شورای نگهبان کارگروهی برای بررسی این اختلافات تشکیل شده است.

رئیس دولت با اشاره به آنچه وی "رهنمودهای" رهبری می داند، متذکر شد "پس از مشخص شدن نتایج این کارگروه، همه موظف به اجرای نتایج ابلاغی خواهیم بود."

احمدی نژاد در حالیکه بارها مصوبات مجلس را "غیر قانونی" و "غیر قابل" اجرا ذکر کرده، متذکر شد "ما با ابلاغ قوانین به وسیله رئیس مجلس، هیچ مشکلی نداریم و اگر ما به دلیل مشغله کاری، از جمله سفرهای استانی، نتوانستیم به موقع این کار را انجام دهیم و رئیس مجلس این قوانین را ابلاغ نماید، بر سر این موضوع اختلافی نداریم."

لازم به ذکر است اواخر ماه گذشته، در پی بروز اختلاف بین دولت و شهرداری تهران بر سر بودجه توسعه مترو، مجلس طرحی تصویب کرده بود که بر اساس آن دولت باید دو میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی برای توسعه مترو در تهران و دیگر شهرها اختصاص دهد، اما شورای نگهبان این مصوبه مجلس را مغایر قانون اساسی تشخیص داده بود چون بار مالی برای دولت ایجاد می کرد و به همین دلیل این طرح را به مجلس بازگرداند، اما نمایندگان مجلس با تاکید بر نظر قبلی خود آن را برای تعیین تکلیف به مجمع تشخیص مصلحت فرستادند.

مجمع تشخیص مصلحت قانون پرداخت دو میلیارد دلار را از محل حساب ذخیره ارزی یا صندوق های دیگر تصویب کرد، اما دولت تا کنون این بودجه را در اختیار شرکت متروی تهران قرار نداده است.

علی لاریجانی روز پنج شنبه ۱۷ تیر با اشاره به اصرار مجلس در اجرای قانون گفته بود: "اگر کسی بخواهد به حقوق ملت تجاوز یا تساهل کند،‏ چه در اقتصاد و چه در فرهنگ، حتما در مقابل او می ایستیم."

هنوز از نتیجه نهایی دخالت آقای خامنه ای به این کشمکش، خبری منتشر نشده است، اما وی طی ماههای اخیر، در چالش میان مجلس و دولت - بویژه بر سر ماجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها- تلویحا طرف دولت را گرفت.
 


 


۶۰ روز از انفرادی محمدرضا می گذرد؛ از سرگردانی و رنج خانواده ها ابایی ندارند

پدر محمد رضا جلایی پور می گوید او دارد رکورد حضور در انفردی را می زند چرا که دفعه پیش ۴۰ روز و این بار ۶۰ روز است که در زندان انفردای بسر می برد و خانواده اش نیز در بلا تکلیفی به سر می برند. این دومین بار است که از سال ۸۸ تا کنون محمد رضا جلایی پور دستگیر شده است و از خرداد ماه سال گذشته در فرودگاه دستگیر شد نتوانسته همسرش فاطمه شمس را که در خارج از کشور مشغول تحصیل است ببیند. البته گفته می شود یکی از دلایل دستگیری اخیر او می تواند گروکشی برای بازگشت فاطمه شمس به ایران باشد. کلمه برای آگاهی بیشتر از وضعیت این اسیر آزاده سبز با پدر او دکتر حمید رضا جلایی پور گفتگو کرده است.
از آخرین وضعیت محمدرضا چه خبر دارید؟
نزدیک به دو ماه است که در انفرادی است. ظاهراً الان زندان اوین است. دارد رکورد انفرادی می زند دفعه قبل چهل روز انفرادی بود این دفعه نزدیک شصت روز شده است.
تاکنون ملاقات داشته اید؟
متأسفانه دو ماه است که من را سرگردان کرده اند و ملاقات نمی دهند. فقط یک بار آن هم برای چند دقیقۀ کوتاه با من یک تماس تلفنی داشت.
سایر اعضای خانواده ملاقات نداشته اند؟
یک بار مادرش در تهران و پدرخانم و مادرخانمش در زندان مشهد برای بیست دقیقه با او ملاقات داشته اند و می گفتند خیلی لاغر شده است. از قول او هم می گفتند رژیم گرفته است.
تا حالا کارتان را پیگیری نکرده اید؟
پیگیری زیادی کرده ایم ولی دست ما به جایی نمی رسد. فقط سرگردانی و انتظار بوده است. ظاهراً مسئولین مربوطه از اینکه خانوادۀ زندانی سرگردان باشد و در انتظار و رنج به سر ببرد، ابایی ندارند. قبلاً به دادگاه انقلاب خیابان معلم می رفتیم، اقلاً بعد از چند ساعت یکی بود که به خانوادۀ زندانی جواب بدهد، الان شعبۀ امنیت دادگاه انقلاب را هم به زندان اوین منتقل کرده اند و دیگر دست خانواده ها به دادسرای انقلاب هم نمی رسد. این یعنی اینکه خانواده ها بی پناه تر شده اند، و ادارۀ دستگاه قضایی به جای آنکه بیاید نزدیک مردم، رفته است در زندان و دور از دسترس ارباب رجوع. من چند روز بین خیابان معلم و زندان اوین سرگردان بودم تا این جا به جایی را فهمیدم. بعد به من گفتند باید برای پیگیری به دادستانی، دفتر آقای جعفری دولت آبادی مراجعه کنید تا جواب شما را بدهند. به آنجا مراجعه کردیم، در آنجا هم دو تا سرباز گذاشته اند که به خانواده ها می گویند تقاضای خود را به صورت نامه بنویسید و شماره تلفن بگذارید تا آقای دادستان جواب بدهد. من هم نامه نوشتم، الان پانزده روز است که هیچ جوابی نداده اند. بازپرس پروندۀ محمدرضا هم در مشهد هست (به نام آقای حیدری) که اخیراً به جای جواب دادن به تلفن، تلفن ما را قطع می کند.
چرا این کارها را می کنند؟
من هم دوماه است که دنبال یک مسئول رسمی می گردم که پاسخ همین سؤال را هم به من بدهد ولی تاکنون جز سرگردانی و انتظار چیزی نصیب ما نشده است. اما در پاسخ به سؤال شما، تحلیلی می توان جواب داد. من فکر می کنم یکی از علل این سرگردانی ها این است که الان دربارۀ پروندۀ فرهیخته ترین و نخبه ترین جوانان و شخصیت های این کشور ما با “قاضی سالاری” روبرو نیستیم. قاضی ها در برابر کارشناسان امنیتی پرونده کاره ای نیستند. “کارشناسان امنیتی ” هم دستشان باز است. فعلاً خود را قدرقدرت می بینند و به ارباب رجوع سرگردان هم پاسخ گو نیستند.
آقای جلائی پور، این کسانی که این کارها را می کنند اتفاقاً خود را نیروهای متعهد و ارزشی می دانند. شما هم خانوادۀ سه شهید هستید، سالها در مناطق جنگی خدمت کرده اید، سالها هست که در کار آموزش زحمت می کشید و گچ می خورید، فرزند شما غیر از اینکه یک نخبۀ المپیادی است ، یک فرد کاملاً قانونی و مذهبی هم است. آیا از این لحاظ به شما ارفاقی نمی کنند، عنایتی ندارند؟
اتفاقاً برعکس، بیشتر به ما فشار می آورند. ببینید در یکسال سه بار است محمدرضا را گرفته اند این آخری دوماه است که او را در انفرادی نگه داشته اند و به ما پاسخ نمی دهند و سرگردان هم کرده اند. حرف من این است که این آقایان محترم همان حقوقی را که برای قاچاقچیان بالای صدکیلو هروئین و برای قاتلان قائل هستند برای ما بندگان خدا و خانوادۀ شهدا هم قائل باشند. یعنی بگذارند بعد از دوماه زندان انفرادی فرزندم را ملاقات کنم؛ بگذارند به او کتاب های درسی اش را بدهیم؛ اصلاً بعداً از دو ماه تکلیف او را معلوم کنند، ولی ما را بی دریغ در سرگردانی و انتظار گذاشته اند. شما بروید دم در زندان اوین خانواده های قاچاقچیان بزرگ راحت می آیند و با زندانی خود ملاقات می کنند. اتفاقاً این کار خوبی است و خودش یک پیشرفت شهروندی است. چون یک قاچاقچی هم حقوق شهروندی دارد، انسان است. خانواده های آنها هم شهروندان صاحب حق این کشورند و آدم های شریفی هستند. با کمال تأسف باید بگویم این آقایان مدعی ارزش‌مداری کینۀ خاصی به خانواده های شهیدی دارند که منقاد آنها نیستند. فعلاً دور، دور تازه مکتبی شده های پر مدعا است.
شما خودتان چه ارزیابی از رفتار محمدرضا دارید؟
ببینید محمدرضا مثل هزاران دانشجوی دیگر این کشور، درس‌خوان، اخلاقی، مذهبی و متعهد است. ویژگی اصلی شخصیتش این است که در درجۀ اول فردی مذهبی ـ فرهنگی است. در جریان انتخابات گذشته احساس مسئولیت کرد و صادقانه فعالیت انتخاباتی کرده، و از این کارش هم شرمنده نیست. اصلاً اهل انجام کار غیرقانونی نیست. این حرفی که من می زنم حرف من نیست، حرف تمام دوستانش و استادانش است. او مثل هزاران جوان دیگر، یک جوان مدنی، مسلمان و سرافراز است، پاچه‌خوار، فرصت طلب و دورو نیست، تا حالا دروغ نگفته، غیبت کسی را نکرده، همان روزی هم که دستگیرش کردند روز دوشنبه با زبان روزه بود.
پس فکر می کنید چرا محمدرضا را دو ماه است که در انفرادی نگه داشته اند؟
ببنید در دورۀ اول که محمدرضا را گرفتند، پس از سه ماه زندانی و انفرادی نهایتاً قاضی پرونده او را مجرم نشناخت و قرار منع تعقیب صادر کرد و وثیقۀ دویست میلیونی او آزاد شد، حتی برگ بازگرداندن پاسپورت او را هم صادر کردند.
ظاهراً این دفعه محمدرضا گرفتار همان کسانی است که مخالف “قاضی سالاری” در روند قضایی هستند. اینکه او را دوماه است در انفرادی نگه داشته اند، اینکه به من ملاقات نمی دهند، حدس می زنم (و شواهد و قرائنی را هم دارم) که هدف از این انفرادی ها این است که او را بشکنند تا راضی به مصاحبه و اعتراف بشود. وگرنه چه دلیلی دارد یک جوان نخبۀ این کشور دوماه در یک اتاق حبس کنند و به پدر او هم ملاقات ندهند و دایم ما را سرگردان و منتظر بگذارند.
شما در مصاحبه های خود روی سرگردانی و دروغ هی تکیه می کنید، چرا؟
ببینید الان دو ماه است که ما به هرجا مراجعه می کنیم به ما جواب نمی دهند و وقتی هم که جواب می دهند حرف خلاف واقع می زنند. بگذارید حرفم را برای شما مستند بکنم. من تاکنون سه بار روزهای پنجشنبه از صبح تا ظهر رفتم به زندان اوین برای ملاقات. ولی ملاقات ندادند و ما را در انتظار مستمر نگه داشتند و هر دفعه یک چیز گفته اند. یک بار گفتند شما بروید در وسط هفته ملاقات می دهیم. یک بار گفتند همانجا بایستید همین امروز ملاقات می دهیم بعد فهمیدیم محمدرضا در زندان مشهد است! بعداً مادرش برای ملاقات به مشهد رفت، به او گفتند که محمدرضا در زندان تهران است! ببینید سرگردانی و خلاف واقع گویی یعنی همین. ظاهراً بخشی از اهداف کارشناسان امنیتی آزار خانوادۀ محمدرضا است. وگرنه چه دلیلی دارد دوماه خانواده را سرگردان کنند. ما هم در ماه رمضان به خاطر این لطفشان دعای خیر می کنیم.
اصلاً چرا محمدرضا را به زندان مشهد برده اند؟
به خاطر اینکه حکم دستگیری محمدرضا را آقای حیدری بازپرس دادگاه انقلاب مشهد داده است. شما می دانید همسر محمدرضا پدر و مادرش در مشهد زندگی می کنند. یکی از دلایلی که به محمدرضا فشار می آورند همین است که می گویند چرا همسرت به تهران نمی آید تا او را هم دستگیر کنیم.
حرف محمدرضا هم این است که اولا: همسر من کاره ای نیست. ثانیا اصلا حرف من را گوش نمی کند که بیاید. شما می دانید همسر محمدرضا،فاطمه شمس، خودش یک دانشجوی نخبه المپیادی است و خیلی مستقل و عاطفی است و حرف زور را هم گوش نمی کند.
در همین مدت برای آنکه خانواده فاطمه شمس را هم زیر فشار بگذارند، خواهر بی گناه او را و دانشجویان بی گناه دیگری را در همین ارتباط دستگیر کردند. همه آنها هم غیرسیاسی بودند. لذا برای آنکه این بار فشار را تکمیل کنند،حکم بازداشت محمدرضا را از مشهد پیگیری کردند و به سلاح انفرادی دو ماهه متوسل شدند. ببینید این برخوردی که با صدها دانشجو مثل محمدرضا می شود در هیچ کشوری در کره زمین نمی توان پیدا کرد. البته درگذشته پیدا می شد و الان در زیمباوه هم اینجوری نیست!
شما سخن ناگفته ی دیگری هم دارید؟
ما چه حرفی داریم، حرف ما این است که حقوق همه زندانیان از جمله زندانیان فرهیخته این کشور را مثل قاچاقچیان و قاتلان رعایت کنند. اینقدر زندانی را در انفرادی نگه ندارند، خانواده های آنها را ماه ها سرگردان نکنند و به آنها جواب بدهند نه حرف خلاف واقع بزنند.
ببنید بگذارید یک نکته را در اینجا به عنوان یک محقق اموراجتماعی خدمتتان بیان کنم، شاید برای این آقایان که از نعمت برخوردار بودن از کارشناس مستقل و حقیقت گو محرومند، مفید باشد. ببینید این کارشناسان امنیتی در شرایطی که قاضی در مسیر پرونده ها نقش اصلی را ندارد، تا می توانند زندانی را در انفرادی نگه می دارند، خانوادۀ او را سرگردان می کنند. خوب همین کار اینها باعث این می شود که خانوادۀ زندانی و زندانی را عاصی می کنند. بعد این آقایان از خانواده های عاصی انتظار دارند آرام باشند و مصالح کشور را رعایت کنند.
ببینید در همین دو هفته گذشته ده ها خانوادۀ زندانی در جریان اعتصاب غذا بال بال می زدند، چرا؟ برای اینکه عاصی شده اند. بعداً آقایان اینها را نصیحت می کنند که این کار را نکنید چون دشمن سوء استفاده می کند. در صورتی که برای اینکه دشمن خارجی سوء استفاده نکند مسئولین نباید خانواده ها را عاصی کنند. آخر این چه نوع تدبیر امور است؟!
اجازه بدهید سخنم را در آغاز ماه رمضان با یک دعا تمام کنم: خدایا زندانیان بی گناه ما را از این بی تدبیری ها نجات بده.

منبع: کلمه

 


 


 

منبع: جرس


 


یکی از معضلات جمهوری همین رای گرفتن‌هاست

فاطمه رجبی هر چند پیش از دولت نهم هم با قلم خود به دولت‌های آقایان هاشمی و خاتمی می‌تاخت، از زمانی چهره رسانه‌ای به خود گرفت که کتاب «احمدی‌نژاد، معجزه هزاره سوم» او از زیر چاپ بیرون آمد. پس از آن بود که وی در مقاطع مختلف تیغ تیز انتقادهای خود را متوجه افرادی چون لاریجانی، حداد عادل، علی مطهری، قالیباف و... می‌کرد و در نهایت هم همه فلش‌ها را به سمت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌برد، چرا که وی معتقد است افراد نام برده همه به نوعی، چه در عمل و چه در منشور فکری خود متاثر از هاشمی هستند و او هم به زعم خانم رجبی منشأ بسیاری از انحرافات در انقلاب اسلامی است.

به گزارش سایت گروه مجلات همشهری، نشریه همشهری ماه در شماره 50 خود به گفتگو با فاطمه رجبی پرداخته است، که تنها بخش‌هایی از این مصاحبه خواندنی در ادامه می‌آید:

• دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، من دانشجوی علوم سیاسی بودم. دکتر الهام هم حقوق می‌خواند. هر دو ورودی سال 58 هستیم. البته تا قبل از اینکه من به شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان بروم، دکتر الهام را نمی‌شناختم. اما اگر از بقیه دوستان همدوره‌ای بپرسید، گویا سه روز بود که من وارد دانشکده شده بودم که بیشتر دانشجویان مرا شناخته بودند، چرا که همان روز سوم بود که با گروهک‌ها درگیر شدم. یک روز یادم می‌آید یکی از افراد گروهک‌های کمونیست گفت که این خانم همه جا می‌آید و بحث ما را به هم می‌ریزد. معلوم شد که مرا شناخته بودند. من که آنها را نمی‌شناختم. بحثشان را که به هم می‌ریختم، یعنی با سؤال چالشی‌ای که مطرح می‌کردم در پاسخ دادن کم می‌آوردند و مفتضح می‌شدند و بعد مردمی که آنجا جمع شده بودند متفرق می‌شدند. بعد وقت انقلاب فرهنگی که دانشگاه تعطیل شد، من به عنوان نماینده دانشکده حقوق در شورای مرکزی دانشگاه تهران انتخاب شدم. آنجا از هر دانشکده‌ای دو نفر که یک دختر و یک نفر پسر می‌آمدند، من و دکتر در آن شورا حضور داشتیم.

• جالب است بدانید من یک روزی کتابخانه‌ام را جمع وجور می‌کردم، گفتم این کاغذهای 30 سال پیش را بریزیم بیرون که دکتر یک دفترچه سیمی را نشان داد و گفت که این دفتر توست که مباحث انجمن را جمع کرده بودی که مباحثش همانند همین مسائل و مباحث امروزی است. اصلا اگر یک روزی این دفترچه را بیاورم و شما نگاه کنید، مشاهده می‌کنید مباحث همانند درگیری‌های تئوریک امروز است. متاسفانه دفاع‌هایم آن زمان از حزب جمهوری را هم مشاهده می‌کنید.

• من با حزب مخالف هستم. حزب تأسیس فاسدی است. دگماتیسم به وجود می‌آورد و به همین خاطر هم با همه ارادت و علاقه‌ای که به شهید بهشتی و به خصوص مقام معظم رهبری داشتم، هیچ‌گاه عضو حزب نشدم. در انجمن اسلامی 3-2 نفر هم بیشتر نبودیم که مواضع فکریمان شبیه هم بود، چرا که در آن مقطع همه تفکر تحکیمی داشتند. یکی دکتر الهام بود و دو نفر دیگر هم که بیشتر مواقع ساکت بودند ولی من و دکتر حرف‌بزن‌ها و درگیر‌شونده‌های تئوریک با تفکرات و عقاید تحکیم بودیم.

• دکتر از طرف افراد تحکیم خیلی در دانشگاه اذیت شد. حتی این را برای شما بگویم که افراد تحکیمی خود رئیس شده، گفته بودند که هر کس تاخیر داشته باشد او را تنبیه بدنی می‌کنیم. حالا ببینید اینها الان چقدر ضد خشونت شده‌اند. آن مقطع تحکیمی‌ها شلاق می‌زدند. خیلی وقت‌ها خودشان تاخیر داشتند اما هر وقت دکتر الهام تاخیر داشت به‌خاطر مواضع فکری‌اش او را تنبیه شدیدی می‌کردند. برای مثال به بهانه تاخیر کف دستش شلاق‌های فراوان زدند.

• من قائل به حکومت اسلامی هستم. برای اینکه در شعارهای انقلاب هم حکومت اسلامی مطرح بود. در صحبت‌های امام (ره) در پاریس هم که دقت کنید، چه قبل از سفر پاریس و چه در سخنان ایشان در پاریس، ایشان مدام از حکومت اسلامی نام می‌برند. من همیشه با خود می‌گویم که مثل عدالتخانه‌ای که در مشروطه، خواسته همه مردم بود و یکدفعه مشروطه از آسمان افتاد و معلوم نشد از کجا وسط کارزار عدالتخانه افتاد و همه دنبال مشروطه رفتند، جمهوری اسلامی هم نمی‌دانم چطور در وسط کارزار حکومت اسلامی مطرح شد. البته امام (ره) آن را طرح و حمایت کردند و بر اساس آن رفراندوم گرفتند. خودشان هم تاکید فرمودند و وقتی امام (ره) این بنیان را تاسیس کردند، ما هم آن را تایید و حمایت می‌کنیم.

• تفکیک قوا و پارلمان و امثالهم در حکومت اسلامی قطعا نیست. اگر ما حکومت اسلامی را حکومت امیرالمؤمنین (ع) بدانیم این شکل حکومت به شکل امروزی وجود نداشت. شما ممکن است بگویید در دنیای جدید این پذیرفته نیست. البته به لحاظ شکلی پذیرفته نیست ولی در حکومت اسلامی یک نفر است ولی و رهبر که کارها را به عهده دارد. دیگر اینکه یک نفر رئیس‌جمهور می‌شود مثل بنی‌صدر و در برابر رهبری قد علم می‌کند، هرگز وجود ندارد. رهبری مبسوط الید است. اینها را بنویسید، هرچند تخریب هم خواهد شد. من قانون اساسی را که برای رهبری چند اختیار و حق گذاشته، محدودالید کردن رهبری می‌دانم. شما هم اگر بررسی کنید می‌بینید امام هم فراتر از اینها عمل می‌کردند. اینکه قانون اساسی وظایف رهبری را مشخص می‌کند صحیح نیست، زیرا ولی فقیه و به خصوص ولایت مطلقه فقیهی که امام (ره) مطرح کردند و بدان عمل نمودند، جانشین رسول‌الله (ص) است و همان اختیاراتی را دارد که رسول خدا دارد و در چند بند قانون اساسی خلاصه نمی‌شود.

• در عین اینکه امام(ره) قانون‌‌گرا‌ترین فرد این مملکت بودند؛ همان‌گونه که رهبرمعظم انقلاب قانون‌گرایی را نه شعاری که عملا انجام می‌دهند. ولی ما امام (ره) را می‌بینیم که در مسائل مختلف شخصا وارد می‌شدند.

• یکی از معضلات جمهوری همین رأی گرفتن‌هاست که در عمر 30 ساله جمهوری اسلامی دو بار مردم فریب خوردند. یکی همین مساله بنی‌صدر است که توانست رأ‌ی بگیرد. البته بنی‌صدر قدرت و نفوذ کلام زیادی داشت. زبان محاوره‌ای را به بهترین شکل انجام می‌داد و مخاطب را جذب می‌کرد. ظاهر ساده‌ای داشت. آن زمان که همه با کراوات و پاپیون و تیپ‌های آن‌چنانی و در تضاد ‌با مردم و فرهنگ انقلاب می‌گشتند، از بدو ورود بنی‌صدر مردم چنین چیزی را درباره او ندیدند. بالاخره توانست رأی مردم را جذب بکند اما خیلی‌ها هم به او رای ندادند. حتی من که دانشجوی سال اولی بودم به او رای ندادم، چرا که ما فهمیده بودیم که او گرایشی به تفکر روحانی انقلابی ندارد.

• بنی صدر در خصوص حجاب زنان مسائلی را مطرح می‌کرد که بسیار خوب بود. در خصوص حجاب زنان یک سخنرانی‌ای داشت که ما رفتیم پای سخنرانیش دردانشگاه شهید بهشتی. با اینکه من موافقش نبودم اما واقعا آدم افتخار می‌کرد که کسی که تحصیل‌کرده فرانسه است و 17 سال در آنجا بوده است و در آن شرایطی که هنوز حجاب در کشور وجود نداشت، این‌طور با منطق و استدلال در میان توده‌های عامی مردم از حجاب اسلامی دفاع می‌کند. بنی‌صدر سیاسی‌کاری را دنبال کرد و باند تشکیل داد، دفتر هماهنگی به وجود آورد و یک نوع مبارزه با ارکان انقلاب یعنی اسلامیت انقلاب و فرامین امام(ره) را دنبال کرد. البته من همین جا بگویم که کارهایی که الان می‌بینیم علیه احمدی‌نژاد و توطئه‌هایی که علیه احمدی‌نژاد از طرف قدرت طلبان است شاید آن روز هم علیه بنی‌صدر صورت می‌گرفت. اینجا هم هیچ اشکالی ندارد اگر هر نوع تخریی علیه من صورت بگیرد.

• امام (ره) خیلی بنی‌صدر را تحمل کردند. افرادی مثل ما که جوان‌های انقلابی آن زمان بودیم از تحمل و صبر امام (ره) تعجب می‌کردیم. در این مدت تنها اقداماتی که ملت از سوی بنی‌صدر شاهد هستند، سخنرانی و میتینگ سیاسی است. همانند میتینگ سیاسی 14 اسفند که من شاید تنها زنی بودم که تا پایان آنجا حضور داشت. مصدق‌بازی درآوردند و اصلا تمام وقت مملکت روی این کارها گرفته شد. امام (ره) آزادی سیاسی کامل و به نحو بی‌سابقه‌ای به همگان دادند. ولی تقریبا همه گروه‌ها و افراد سیاسی، منهای آنهایی که با امام (ره) بودند از این آزادی علیه انقلاب استفاده کردند، از جمله بنی‌صدر. واقعا در میان کاندیداهای مطرح آن زمان هیچ کدام برجستگی نداشتند که مردم را بخواهم گناهکار بدانم که چرا به بنی‌صدر رأی دادند.

• بله، قربت الی الله رای می‌دهند و بنی‌صدر از درون صندوق‌های رای درمی‌آید و او هم شمشیر را از رو علیه اسلام و انقلاب می‌بندد. بار دیگر هم مردم به خاتمی رای می‌دهند. حالا من هاشمی را نمی‌گویم چون بالاخره هاشمی سوابقی دارد. یا درنمایندگی مجلس، مردم یک شهری در عین متدین و انقلابی بودن، نماینده‌شان به مجلس می‌رود و نطق‌های پیش از دستوری می‌کند که مبنای نظام را درهم می‌کوبد. این جمهور است که با آن مشکل‌ دارم.

• من در تمام ریاست جمهوری‌ها به شهید رجایی رای دادم. مقام معظم رهبری را دو دوره رای دادم و بعد هم به احمدی‌نژاد رای دادم.هیچ کدام از رؤسای جمهور دیگر را رای ندادم.حالا مثلا ممکن است یک رقیب را رای داده باشم. زمان هاشمی را فکر می‌کنم به دکتر توکلی رای دادم. آن وقتی که توکلی رقیب هاشمی بود به او رای دادم، دور اول آقای خاتمی هم به آقای ری‌شهری رای دادم.

• این جمله‌ای که شهید رجایی آمد فکر کنم پس از ریاست جمهوری‌اش یا نخست‌وزیری گفت که من مقلد امام (ره) هستم؛ این برای خیلی‌ها خنده‌دار بود که ما قبلا بازرگان را داشتیم که با همه احترامی که نسبت به امام (ره) داشت ولی خودش را کسی می‌دانست. بنی‌صدر را داشتیم که اصلا همه چیز را به هم زد. ولی حالا کسی آمده بود که می‌گوید من مقلد امام(ره) هستم. یعنی پست و جایگاه برایش فرقی نمی‌کند. همان مقلدی که بوده، روی همان تاکید می‌کند. این را من دستاورد بزرگ رجایی می‌دانم که ماندگار می‌شود.در حوزه مسائل حکومتی، رهبر این اختیارات را تفویض و تنفیذ می‌کند به یک فرد. اصلا معنی تنفیذ ریاست جمهوری همین است.الان پس از گذشت چند دوره معتقد هستم و فکر می‌کنم خیلی‌ها هم معتقد باشند، ولی از ترس تخریب نخواهند بگویند. ولی در ترمیم قانون اساسی باید ریاست جمهوری برداشته می‌شد و نخست‌وزیری باقی می‌ماند. کشوری که رهبر دارد و به خصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، رئیس‌جمهور همیشه یک معضل هست، یعنی می‌تواند معضل‌ساز باشد. چون او هم دارای اختیاراتی است که نمی‌توان مطابق قانون آن را نادیده گرفت. وقتی رهبری سیاست‌ها و چهارچوب اصلی حرکت نظام را مشخص می‌کند، بنابراین یک قدرت اجرایی به نام نخست‌وزیری باید باشد که بتواند این سیاست‌ها را دنبال کند. من معتقدم با این اقدام خیلی از این معضلات ممکن بود کمتر باشد. اصلا اینکه افراد بیایند خودشان را مطرح کنند؛ این بلواهایی که بر سر انتخابات ریاست جمهوری می‌آید دیگر در کشور وجود نداشت نخست‌وزیر به وسیله مجلس یا شکلی که قانون مشخص می‌کرد انتخاب می‌شد و دنبال کارهای اجرایی می‌رفت.

• هرچند در دولت مقام معظم رهبری اصلا رئیس‌جمهور یک مقام تشریفاتی است. اختیاراتی که امروز در ترمیم قانون اساسی داده شده است، آنجا ندارد. نخست‌وزیر بود که کارها را انجام می‌دهد. بنابراین کارها را با دولت باید بسنجیم. دولتی که تقریبا مورد قبول مقام معظم رهبری هم از هر لحاظ نبود، یعنی نخست‌وزیر هم انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای نبود.

• رویه اقتصادی‌ای که میرحسین موسوی در دهه 60 برای اداره کشور در نظر گرفته بود را هنوز هم قبول دارم. آن رویه بنا به دیدگاه حضرت امام(ره) بود.

• از اول انقلاب با آقای هاشمی مخالف بودم.نمی‌دانم چقدر از عمر انقلاب گذشته بود، مخالفتم از آنجایی شروع شد که گوشه یکی از روزنامه‌های آن زمان دیدم از قول یکی از خبرنگاران خارجی نوشته بود اکبر هاشمی رفسنجانی، می‌رود به قدرتمندترین مرد ایران تبدیل شود. کیهان یا اطلاعات. همین‌جا یک جرقه در ذهنم شکل گرفت. برای من خیلی نکته منفی‌ای بود. امام(ره) را داشتیم که قدرتمندترین مرد جهان بود و شخصیت‌های بسیار بالاتر و توانمندتر از آقای هاشمی. بهشتی را داشتیم. شهدای محراب بودند. مقام معظم رهبری بود. هاشمی رفسنجانی چه نکته‌ای از خودش نشان داده که این خارجی این برداشت را کرده است، سؤال من است.این جرقه، ذهنیت منفی را ساخت ولی در مجلس ایشان خوب عمل می‌کرد اما نقطه ضعف‌های بزرگی هم داشت.همین که افراد را مسخره می‌کرد.

• کار آقای هاشمی خیلی تخریب‌گر بود. لاریجانی که مدیریتش اصلا قابل بحث نیست. موارد دیگری که می‌شود گفت مثلا وقتی بنی‌صدر اعلام کرد که من مناظره تلویزیونی می‌کنم به شرطی که اول فرودگاه‌ها را ببندید که یعنی بهشتی فرار نکند. بعد آقای بهشتی گفتند که بنی‌صدر متهم است. شکایاتی شده است، اول باید بیاید در دادگاه به اتهاماتش رسیدگی شود بعد مناظره داشته باشد، رجایی هم پذیرفت. گفت این کار مشکل دارد. آقای هاشمی فکر کنم در خرم‌آباد بود. در آنجا اعلام کرد من حاضرم مناظره کنم. من دیدم ایشان مدام خط‌شکنی و صف‌شکنی می‌کند. در ذهنم این مسائل باقی ماند.حالا این مطالب تو ذهن من نقش بست بعد کم کم آمد اضافه شد به یک سری مسائل که نمی‌توانم بگویم.

• آخرکار یادم می‌آید سرمساله‌ای مهندس موسوی، استعفایی نوشتند که امام (ره) خیلی تند و صریح به مهندس موسوی گفتند تو می‌خواهی مصدق‌بازی دربیاوری. با اینکه ما فکر می‌کردیم چقدر امام(ره) روی مهندس موسوی نظر مثبت داشتند و اما هیچ ملاحظه‌ای نکردند و چنین صریح به مهندس موسوی عتاب کردند و گفتند تو لازم نیست از این مصدق‌بازی‌ها برای ملت دربیاوری.

• مشی رهبری با حضرت امام(ره) متفاوت است. شاید برای ما خیلی عجیب بود که امام(ره) به مجلس نهیب می‌زدند به رئیس قوه قضائیه نهیب می‌زدند، ولی ایشان این روش را ندارند، بسیار با صبر و حوصله رفتار می‌کنند. بعد‌ها متوجه می‌شویم که تمامی این تذکرات را رهبری به مسوولان داده‌اند ولی اینها عمل نکردند. شرایط فرق کرده بود وآقای هاشمی با یک جو تهاجمی علیه گذشته آمدند.

• علاوه بر مباحث اقتصادی نقد دیگری به آقای هاشمی دارم، وارد شدن اعضای خانواده ایشان به میدان کارزار سیاست. دختر ایشان به‌خصوص در فرهنگ‌ستیزی کم نگذاشت. من می‌گویم پیشگام فرهنگ‌ستیزی در عرصه زنان، دختر آقای هاشمی رفسنجانی بود. روزنامه‌ای که منتشر می‌کرد، عقایدی که در خصوص زنان منتشر می‌ساخت. چند بار همراه با مردم تهران تظاهرات علیه فعالیت‌ها و اقدامات وی داشتیم. منتها ما را فریب دادند. در طول راه شعارهای مردم را سانسور و تغییر دادند و عده‌ای جلوی مجلس با باتوم جلویمان ایستادند و ما را تهدید کردند که اگر نزدیک شوید برخورد می‌کنیم. از سوی دیگر واقعا دختران ایشان چه امتیازاتی داشتند که وارد بسیاری از عرصه‌ها شدند. دختر ایشان با یک دیپلم وارد عرصه ورزش می‌شود چه تخصص ورزشی‌ای ایشان داشت؟!

• من به عنوان دختر یک روحانی می‌گویم که این کارها حریم‌شکنی و سنت‌شکنی در رفتار روحانیون است که آقای هاشمی خیلی راحت به این ساختارشکنی تن داد. ما به عنوان خانواده‌های روحانی از هاشمی رفسنجانی نمی‌گذریم. حداقل این حق را برای خود محفوظ داریم. سنت‌شکنی دخترش در عرصه ورزش تا جایی پیش رفت که سندش الان هم هست که نشریه صبح گزارش داد که در مسابقات ورزش زنانه در پاکستان چنان فاجعه بی‌حجابی و حرکات موزون پیش می‌آید که بی‌نظیر بوتو آنجا را ترک می‌کند اما فائزه هاشمی در آنجا می‌نشیند و به تماشای ادامه مراسم می‌پردازد. هنوز هم این سؤال پابرجاست که فرزندان ایشان چه شخصیت علمی و سیاسی دارند که یکی‌شان بشود مسوول بیماری‌های خاص، یکی در ورزش، یکی در مترو و...

• آقای هاشمی با پدرم دوستی داشتند. البته ارتباطات خانوادگی نداشتیم مثل اینکه یک روز خانم ایشان در قم به منزل ما آمد و یک بار هم در تهران آمدند. ما منزل ایشان نرفتیم که بدانم ثروتمند هستند یا نه. ولی شنیده بودیم که ارث پدری خانمشان بوده است که کم نبوده است البته الان هم یک ارث پدری به ما رسیده که الحمدالله نمی‌توانم مافیا بشوم. برای من خیلی زیاد بود، اما این‌قدر نبود که بتوانم کاری انجام دهم. اینکه ایشان از قبل ثروت داشتند یک واقعیت است. یعنی دروغ است که بگویم با انقلاب ایشان ثروتمند شد، اما وقتی ملت می‌گویند فرزندان شما در نفت و گاز و دیگر مسائل شبهه و سؤال وارد می‌کنند، ایشان باید پاسخ بدهد که استعداد و نبوغ ذاتی‌شان است. بعد آقای هاشمی می‌گوید اینها فقط در کشاورزی هستند پس چرا مهدی هاشمی را مدیر نفتی معرفی می‌کنند اگر تخصص‌اش کشاورزی است. پس مدیریت در نفت به چه معنی است پس چرا محسن هاشمی مدیر مترو می‌شود.هاشمی حدود سی سال است که روی ذهن و فکر مردم کار می‌کند.

• از نظر شخصی حساب هاشمی را با خاتمی یکسان نمی‌دانم، هاشمی را دارای مزایای بیشتری از لحاظ مسائل شخصی نسبت به خاتمی می‌دانم.برای مثال گاهی مواقع به روحانی بودن خود تکیه می‌کرد.من هم به عنوان دختر یک روحانی خیلی از این کار آقای هاشمی استقبال می‌کردم.در زمان ریاست جمهوری خودشان یا آقای خاتمی بود که بازدیدی از تلویزیون داشتند، آنجا از ایشان درباره هنرپیشه‌ها و بازیگران سؤال کردند که نظر خود را بگویید. یک جمله ماندگار که هیچ وقت از ذهن من بیرون نمی‌رود پاسخ دادند، ایشان با لبخند گفتند که من یک طلبه هستم و راجع به هنر از من سؤال نپرسید. من مدافع هاشمی هستم حرف‌های من دفاع از هاشمی است ایشان بیاید حساب خودش را، لباسش، سابقه‌اش را از این رفتار، اعمال و اطرافیان جدا کند. ایشان الان مدافع سرسخت حزب گرایی شده است. آقای هاشمی شما زمان خودتان کی حزب گرایی را مطرح می‌کردید. شما زمان خودتان کی مردم گرایی را مطرح می‌کردید. کی به آرای مردم اهمیت می‌دادید.

• ساخت و سازهایی که نیاز جامعه بود واقعا نقطه مثبت دولت هاشمی بود واقعا هم انجام شد هیچ چشم بینایی هم نمی‌تواند منکر این خدمات بشود. ولی ضربه‌هایی که برنامه توسعه به فرهنگ بومی – اسلامی این سرزمین زد غیر قابل جبران است چرا از دل دولت هاشمی، دولت خاتمی بیرون می‌آید؟ کسی که با شعار آزادی و تسامح و تساهل آمد به راحتی در جامعه خون داده رای می‌آورد. یادم می‌آید همان روزهای انتخابات داخل تاکسی نشسته بودم دو جوان داشتند صحبت می‌کردند که به چه کسی رای بدهند و رسیدند به خاتمی. نگاهشان که کردم دیدم اینها بااین وضعیت و تیپ لباسی‌ای که دارند چه ربطی به خاتمی با لباس روحانی دارند. بعد شروع به نقد فحاشانه علیه ناطق نوری کردند که من گفتم شخص سومی هم برای رای دادن به اسم ری شهری هست. گفتند، نه او که وزیر اطلاعات بوده و ما هرگز به او رای نمی‌دهیم من فهمیدم خاتمی چه شخصیتی از خود معرفی کرده است. مگر وزیر اطلاعات نظام جمهوری اسلامی بودن اشکال دارد که این‌طور علیه آقای ری شهری موضع می‌گرفتند. بیرون آمدن دولت اصلاحات از دولت توسعه نشان می‌داد که برنامه‌های توسعه نتیجه خود را داده است همان نتایجی که پیش از این اشاره شد. البته یک نکته مثبت در دولت اصلاحات بود از یک سو 99 درصد به اسلام حمله می‌کردند و بعد به نظام اسلامی حمله کردند، اما ازاین طرف هم برای یک درصد هم راه باز شد تا امثال من بتوانند حرف‌های خود را بزنند.

• مشایی از جنس احمدی‌نژاد نیست. آقای مشایی که یک حرکات‌های مغایر با اسلام و مبانی انقلاب اسلامی دارد. امیدوارم پاسخشان دل دوستداران را شاد کند و موجب رضایت خداوند و امام زمان(عج) باشد.

• اگر من رئیس‌جمهور بودم نامه به اوباما را نمی‌نوشتم.من دفاع بی‌منطق از هیچ‌کس نخواهم داشت. چرا که سیاست‌های آمریکا قابل تغییر نیست. آمدو رفت رئیس‌جمهور‌ها هیچ تغییرکلی‌ای در مشی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا ندارد. اما یادمان باشد که در دولت خاتمی نامه محرمانه به بوش نوشته شد.

متن کامل این گفتگو که حاوی نظرات رجبی درباره ضرغامی، خاتمی، مشایی، هاشمی رفسنجانی، قالیباف و احمدی‌نژاد است را در همشهری ماه شماره 50 بخوانید.

منبع: پارلمان نیوز


 


خودروهای لوکس یکی یکی از بازار ایران خارج می شوند.این خبر را می توان خبری ناخوشایند برای متقاضیان خودروهای لوکس و خبری خوشایند برای خودروسازان داخلی دانست.

به گزار خبرآنلاین، توقف و کاهش مراودات تجاری ابتدا از سوی شرکت بنز یکی از بزرگترین شرکتهای خودروساز جهان در فرودین ماه سال جاری اعلام شد ، اما با نزدیک شدن به نیمه دوم سال، دو شرکت BMW و تویوتاموتورز نیز از توقف صادرات محصولات خود به ایران خبر دادند. براساس خبر منتشر شده از سوی شرکت تویوتاموتورز این شرکت صادرات خود به ایران را از دو ماه پیش ( ژوئن) متوقف کرده و این روند تا اطلاع ثانویی ادامه خواهد داشت.

از سوی دیگر شنیده ها حکایت از آن دارد که شرکت BMW نیز همانند تویوتا و بنز توقف صادرات به ایران را در دستور کار خود قرار داده و زمان از سری گیری مراودات تجاری خود با ایران را نامشخص خوانده است.

ظاهرا تغییر مناسبات تجاری میان ایران و کشورهای مذکور توقف صادرات خودرو به کشور را به همراه داشته است که با این شرایط می توان گفت احتمال قطع صادرات و یا کاهش مراودات تجاری از سوی سایر خودروسازان نیز دور از ذهن نخواهد بود.

اقدام صورت گرفته از سوی شرکتهای مذکور در حالی است که چندی پیش ایرج ندیمی، معاون حقوقی امور مجلس و استان‌های وزارت صنایع و معادن، خبر از تغییر موازنه تجاری با برخی از کشورها داده و حتی توقف ثبت سفارش خودرو را نیز به این تغییرات نسبت داده بود.

با توجه به اظهارات مطرح شده از سوی معاون حقوقی امور مجلس و استان‌های وزارت صنایع و معادن می توان گفت شرکتهای تویوتا و BMW پیش از تعیین موازنه های جدید از سوی وزارت صنایع و معادن اقدام به توقف صادرات خودرو به ایران کردند تا به این طریق یک قدم از این وزارتخانه جلو باشند.

به گفته شیوری هاشیموتو سخنگوی تویوتا توقف صورت گرفته با توجه به جو بین المللی فعلی صورت گرفته و شرکت تویوتا برای تصمیم گیری در آینده به پیگیری تحرکات در سازمان ملل متحد ادامه می دهد.

تایید خبر توقف صادرات از سوی سخنگوی شرکت تویوتا موتورز در حالی است که سرپرست بازاریابی نمایندگی شرکت خودروسازی تویوتا ژاپن در ایران خبر از عدم ابلاغ رسمی توقف صادرات تویوتا به ایران داده و عنوان می کند که از طریق خبرگزاری های ژاپنی از خبر مذکور را مطلع شده است.

شهبازی مدیر بازاریابی شرکت ایرتویا در ادامه در خصوص چگونگی خدمات رسانی به خودروهای که تااکنون وارد بازار شده اند می گوید:با وجود انتشار بیانیه امروز تویوتا همچنان فروش محصولات این شرکت در ایران ادامه خواهد یافت و مشتریان نگران بحث خدمات پس از فروش و قطعات یدکی نیز نباشند.


 


منصور اسانلو که هفته گذشته در غیاب وکیل با اتهامی تازه محاکمه شد مجددا به یک سال حبس محکوم شد که اجرای آن از پایان محکومیت فعلیش آغاز می شود.

بنا به گزاش های رسیده به جرس، منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه هفته گذشته در شعبه یک دادگاه انقلاب کرج مورد محاکمه قرار گرفت.

اسانلو در هنگام محاکمه، از داشتن وکیل محروم بود و وکلای او از انتقال موکل‌شان به دادگاه انقلاب بی اطلاع بودند.

رئیس سندیکاری اتوبوسرانی تهران و حومه، در زندان دچار ناراحتی‌های حاد مختلفی مانند ناراحتی قلبی، کمر درد و ناراحتی چشم شده است و تا به حال سه بار پزشک قانونی رای به عدم تحمل حبس او را داده که طبق قوانین موجود او باید آزاد می شد.

بعد از آن کمسیون پزشکی که از پنج پزشک تشکیل شده بود او را برای چندین ساعت تحت معاینه های پزشکی قرار دادند و نهایتا در گزارش خود به صورت ضمنی رای به آزادی وی دادند.

پیش از این همسر منصور اسانلو، فعال کارگری که در ده سال گذشته، بارها بازداشت شده است، درباره پرونده جدید همسرش در شعبه 6 کرج گفته بود: می خواهند تلاش کنند برایش مدارک غیرواقعی توسط زندانی های دیگر درست کنند، مثلا بگویند ما شاهد داشته ایم که آقای اسانلو در زندان شلوغ کاری کرده است. در صورتی که آقای اسانلو آدم قانون گرایی است. با شناختی که از همسرم دارم می دانم او دنبال هرج و مرج نیست. در زندان هم طبیعتا همین طور هست ولی متاسفانه باز هم قصد دارند برایش پرونده سازی کنند تا باز هم زندانی اش کنند.


 


سعیده منتظری در وبلاگ شخصی خود که “قلم نوشته ها نام دارد” درباره ماه رمضان نوشته است :”دل ما از سنگ است و گذر زمان این سنگدلی را به اثبات می رساند. روزهایی که یک لحظه از آن را در مخیله مان تصور نمی کردیم پشت سر می گذاریم. روزهای هجرت و فرقت پدر را می گویم، و نیز مادر را. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان غم هجرانشان را دو چندان می نماید.”
متن این نوشتار به شرح ذیل است:دل ما از سنگ است و گذر زمان این سنگدلی را به اثبات می رساند. روزهایی که یک لحظه از آن را در مخیله مان تصور نمی کردیم پشت سر می گذاریم. روزهای هجرت و فرقت پدر را می گویم، و نیز مادر را. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان غم هجرانشان را دو چندان می نماید.”
مگر می شود ماه رمضان بیاید و درب آن سرای که همواره مأمن همگان بود باز نباشد؟!
مگر می شود ماه رمضان بیاید و آن شور و غوغا برای اثبات هلال ماه از آن سرای برنخیزد؟!
مگر می شود ماه رمضان بیاید و آن صوت دلنشین قرائت قرآن از آن سرای برنیاید؟!
مگر می شود ماه رمضان بیاید و پای درس “اخلاق” و گذشت و ایثار و مبارزه و شجاعت و آزادگی و ظلم ستیزی او ننشینیم؟!
مگر می شود ماه رمضان بیاید و فقیه عالیقدر برایمان : از محمد و رسالتش، از علی و عدالتش، از زهرا و نجابتش، از حسن و کرامتش، از حسین و شجاعتش، از سجاد و عبادتش، از محمدباقر و وجاهتش، از جعفر صادق و فقاهتش، و از دیگر ائمه معصومین (ع) نگوید؟!
مگر می شود ماه رمضان بیاید و در فراق پدر و مادر سفر کرده فقط خون دل خوریم؟! و مگر خون دل خوردن مبطل روزه ماه مبارک نیست؟!
مگر می شود ماه رمضان بیاید و …؟!
مگر می شود…؟!
اولین ماه رمضان را بدون حضور سبزشان تجربه می نماییم و چه بسا رمضانهای دیگر را. آری دل ما از سنگ است و گذر زمان این سنگدلی را به اثبات می رساند.
اما ای پدر آسمانی! هر روز هجرانت را بیشتر و بیشتر حس می نماییم و خلأ وجودت و حضورت نمایانتر می گردد.
در ظاهر دلسنگ شده ایم اما عجیب دلتنگ توایم. دلتنگ صدایت، دلتنگ سیمایت، دلتنگ رهنمودهایت، و دلتنگ خون دل خوردنت برای اسلام و برای مردم و برای زندانیان بی گناه و بی پناه.
« گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست »
امید این که خداوند ما را صبر عنایت فرماید و از جمله صابران درگاهش باشیم.
و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.


 


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، ضمن بر شمردن مواردی که نشانگر "عدم استقلال" صدا و سیمای جمهوری اسلامی بوده و به عنوان "بازوی دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در نقض گسترده حقوق بشر" عمل کرده، خواستار برکناری محمد ضرغامی از مقام ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به دلیل نقش وی در پنهان کردن نقض گسترده حقوق بشر و نشر اتهامات کذب، افترا آمیز و بی اساس شد.

این نهاد مستقل حقوق بشری، همچنین خواستار آن شد که قوهء قضاییه و مجلس شورای اسلامی، تحقیقات مستقلی جهت رسیدگی به تخلفات صدا و سیما در زمینه های متعدد را آغاز کنند.

به گزارش تارنمای رسمی کمپین، تحقیقات و بررسی های کمپین در خصوص محتوای برنامه هایی که توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه می شوند، نمایانگر یک رابطه کاری بسیار نزدیک مابین مقامات اطلاعاتی و قضایی ایران که مسئولیت محاکمهء دستگیرشدگان پس از انتخابات را به عهده داشته اند، از جمله مازیار بهاری، گزارشگرنیوزویک که پارسال دستگیر شد، می باشد.

صدا و سیما همچنین برنامه های تخریبی متعددی را علیه شخصیت های شناخته شده سیاسی و فعالان جامعه مدنی، مانند دکتر شیرین عبادی، برندهء جایزه صلح نوبل، و دکتر فاطمه حقیقت جو، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، در قالب برنامه های به اصطلاح مستند پخش کرده است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران همچنین فشار غیر قانونی روی خانواده های کسانی که طی اعتراضات سال گذشته کشته و یا زخمی شدند گذاشته است تا اظهارات خلاف واقعیت بیان کنند.

هادی قائمی، سخنگوی کمپین می گوید: “تلویزیون دولتی ایران با بازجویان سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی در پایمال کردن حقوق دستگیر شدگان و شهروندان تبانی کرده است.”

نقش قابل توجه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان ابزاری در خدمت نقض حقوق بشر در انجام مصاحبه های اجباری متعدد با زندانیان سابق و خانواده های تظاهرکنندگانی که توسط نیروهای امنیتی کشته شده اند، توام با بررسی دقیق برنامه های تلویزیون ایران در این گزارش فاش شده است.

تحقیقات کمپین نشان می دهد که تهیه کنندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با بازجویان، ماموران اطلاعاتی، و ماموران قضایی دست به دست دادند تا اعترافات ساختگی تهیه و ضبط نمایند. در برنامه هایی که به شدت دستکاری شده اند، سناریوهای خاصی که توسط وزارت اطلاعات طراحی شده بودند دنبال شدند تا نقض حقوق بشر را پنهان کرده و اتهامات بی اساس علیه ناراضیان طرح کنند.

تحت قوانین ایران، تهیه کنندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و کارگردانان این برنامه ها مرتکب “نشر اکاذیب”، “توهین و تهمت” ،”افترا” و “تشویش اذهان عمومی” شده اند و باید در یک دادگاه به دلیل برنامه های افتراآمیزشان محاکمه شوند.

شرکت فعال در “دادگاه های نمایشی” و بازجویی ها
مازیار بهاری روزنامه نگار ایرانی-کانادایی که پس از انتخابات بیش از سه ماه را در زندان گذراند وزیرفشارهای روحی وجسمی از اواعترافات اجباری گرفته شد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در خصوص جلسه اعترافات و هماهنگی صداوسیما وبرخی رسانه های نزدیک به دولت از جمله شبکه انگلیسی زبان پرس تی وی با ساختگی بودن این نمایش گفت: “در زندان سه تیم خبرنگاری آمدند. یکی پرس تی وی ، یکی صدا وسیما و خبرگزاری فارس….بازجو گفت یک مقداری از فیلم اعترافات را می دهیم برنامه هشت و نیم استفاده کند. درجریان اعترافات افراد تیم صداوسیما با بازجو ها صحبت می کردند…. کاملا با هم هماهنگ بودند مثلا بازجو به آنها کاغذ می دادو می گفت مثلا این را هم بپرسید.”

پرس تی وی و اتاق بازجویی
بهاری گفت که “من را یک شب به یک اتاق بازجویی جدید آوردند و یک نفر جدید من را توجیه کرد و گفت که ما شما را مظنون به این هستیم که جاسوسی می کنیم و رویه جاسوسی قضایی برخلاف دیگر رویه ها ست وتا موقعی که ثابت شود بی گناهید گناهکار شناخته می شوید مگر اینکه معامله ای کنیم و گفت مگر این من یک سری مطالب را می گویم که جلوی خبرنگاران تعریف کنید.”

شهادت مازیار بهاری به روشنی آشکار می کند که صداوسیما نه فقط گزارش دهنده بلکه بخشی از پروژه اعتراف گیری از زندانیان سیاسی برای مقاصد سیاسی به شمار می رفت. بهاری به کمپین گفت که زمانی او به بازجویش گفت که همه متن سوال وجواب هایی که قراراست در جلوی دوربین بگوید به خاطرش نخواهد ماند. بهاری گفت که بازجویش درپاسخ گفت: “برای اینکه راحت تر باشد متن اعترافات را به صورت سوال وجواب در می اوریم بنابراین خبرنگار این سوالات را می پرسند و شما جواب می دهی.” بهاری افزود: ” بنابراین به هر سه سری یک سوال داده بود و من هم که می دانستم چیست جواب می دادم. یک خبرنگار شبکه صداو سیمای فارسی بود ویکی خبرنگار شبکه انگلیسی زبان پرس تی وی ودیگری هم خبرنگار خبرگزاری فارس. هر سه تا و من از روی یک نوشته می خواندیم. سوالات بازجو بود که مامورین صداو سیما می خوانند. وقتی که من اشتباه می کردم خبرنگار مثل بازجو می گفت اینجوری بگویی بهتر است. کاملا مشخص بود که هماهنگ شده بودند. حتی صداو سیما و پرس تی وی هم همین سوالات را از من کردند.”

بنا به گفته بهاری، بین بازجویانش و تیم صدا و سیما هماهنگی کامل بر قرار بود. وی در این خصوص گفت: “اتاقی که من در آن توسط پرس تی وی مصاحبه شدم همان اتاق بازجویی من بود، فقط در زمان ضبط برنامه، یک پرده قرمز پشت من قرار گرفت و بازجویم پشت آن پرده نشسته بود تا مطمئن شود که من مطابق میل او صحبت می کردم.”
در تاریخ ۱۰ مرداد صداوسیمای جمهوری اسلامی به پخش دادگاه یکصدتن از بازداشت شدگان بعد از انتخابات پرداخت درحالی که تا پیش از آن بسیاری از بازداشت شدگان به وکیل ویا خانواده های خود دسترسی نداشتند. یکی از افرادی که در این دادگاه حضورداشت به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت: ” ماجرای اعتراف گیری که صداوسیما آن را پخش کرد کاملا تمرین شده بود. افرادی که اعترافات انها پخش شد جدا از بقیه زودتر به یکی از سالن های کناری برده شدندو هماهنگی های لازم با آنها به عمل آمد و برخلاف آنچه در دادگاه نمایش داده شد همه صحنه اعترافات از قبل برنامه ریزی شده بود. پیش از جلسه دیدم که آقای …. یکی از افرادی که مجبور به اعتراف شد متنی را به همراه معاون دادستان تمرین می کرد.”

منبع یادشده افزود: “جریان پوشش جلسه دادگاه با دادگاه معمولی کاملا متفاوت بود. گروه فیلمبرداری بخش خبری صداوسیما از ساعت ها قبل با مقامات دادستانی برای نحوه پوشش دادگاه به گفت وگو پرداختند. به نحوی که نام یکی از متهمین در دادگاه با حرف اول نام و نام خانوادگی مطرح شد. اما در صداوسیما نام کامل افراد برده شد. درجریان دادگاه با اینکه دادستان تهران سعید مرتضوی حضور نداشت اما قبل از جلسه دادگاه او با فردی که ظاهرا مسوول هماهنگی بین دادستانی و تلویزیون بود صبحت می کرد. درزمان برگزاری دادگاه سعیدمرتضوی و مدیرخبرگزاری فارس در اتاقی پشت دادگاه از یک تلویزیون مداربسته دادگاه را کنترل می کردند.”

همکاری صدا وسیما فقط منحصر به روز دادگاه نبوده و در طول پروسه بازجویی و اعتراف گیری وجود داشته است.
یکی از زندانیانی که پس از بازداشت تحت فشارهای شدید روانی وجسمی مجبوربه همکار درجریان اعتراف گیری اجباری شده است به کمپین بین المللی حقوق بشردرایران در خصوص نزدیکی شبکه های خبری صداوسیما به مقامات قضایی درجریان اعتراف گیری از زندانیان گفت: “درچندین نوبت سعید مرتضوی دادستان وقت تهران دستگیرشدگان بعد از انتخابات را به دفترکار خود می آورد و همزمان تیمی از شبکه خبر هم در محل حضور می یافت. درحالی که تیم شبکه خبر از دوربین ها و امکانات حرفه ای برخوردار بودند تا اعترافات افراد یاد شده را که قبلا در زندان تهیه و تدوین شده و بارها در زندان تمرین شده بود بخوانند. متن اعترافات قبل از خوانده شدن به تایید کسی که مسوولیت بازجویی را به عهده داشت می رسید. برخی از این اعترافات گرفته شده قبل از دادگاه افراد یادشده بوده است. هدف تصویربرداری از اعترافات یاد شده پخش بخش هایی همزمان آن در شب برگزاری دادگاه بوده است که به دلایلی مجموعه پخش اعترافات به شمار اندکی از جمله آقایان ابطحی، عطریان فر، مازیاربهاری، امیرحسین مهدوی وچندین تن دیگر خاتمه پیدا کرد.”

پنهان کردن قتل معترضان
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فعالانه تلاش در پنهان کردن قتل معترضان توسط نیروهای امنیتی و بسیج بوده است. در ادامه روند مستند سازی های صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران برای رفع ابهام از مرگ مشکوک نداآقا سلطان، تا کنون چندین برنامه تهیه شده است که هر یک با دیگری تناقضات متعددی در خصوص مرگ ندا آقا سلطان دارد.

هاجر رستمی مطلق ،مادر ندا، در گفت وگویی با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران پیرامون “مستند تقاطع” گفت:” من فیلم را ندیدم، فقط شنیدم.نمی خواهم که بینم! نظری هم ندارم. تا به حال سه بار فیلم درست کردند، هر بار حرف قبلی خودشان را نقض کردند، ولی تا آن جایی که من مادر ندا هستم، می دانم،او برای تظاهرات بیرون رفته بود و به دست نیروهای خودشان، کشته شده است، غیر از این چیز دیگری نمی تواند باشد.”

هاجر رستمی در پاسخ به این پرسش کمیپن که آیا مطالب مطرح شده در مستندهای تولید شده را باور دارد یا خیر ، پاسخ داد:” هیچ کس این دروغ ها را باور نکرده، نه مردم ایران نه مردم جهان!”

مادر ندا آقا سلطان در ادامه این گفت و گو تأکید کرد: “من در مقابل ساخت این فیلم ها سکوت کردم و شکایت نکردم؛ چون وقتی روز روشن، ندا را زدند و کشتند، من شکایت کردم به هیچ جا هم تا به حال نرسیده است، راجع به فیلم به کی از کی شکایت کنم؟!” وی تصریح کرد: ” گفتند فیلم خودکشی ندا را ما نساختیم. گفتم بالاخره صدا وسیمای شما آن را پخش کرده است، چه طور شما خبر نداشتید؟ گفتند ما می خواهیم یک فیلم درست کنیم، بگوییم ندا را چه کسی کشته که درآن فیلم، قاتل را هم یک خانم معرفی کردند! وقتی به فیلم خودکشی ندا اعتراض کردم، گفتند اعتراضت را در روزنامه مطرح کن، من پاسخ دادم: “روزنامه ای که دولت ان را درست میکند، من دراین روزنامه چه بگویم؟”
هاجر رستمی در پایان گفت وگویش با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: “من می خواهم به آقای ضرغامی که گفته اند ندا هنرپیشه بوده و به همین دلیل چشم هایش با چشم های باز از دنیا رفته است بگویم: آقای ضرغامی یک لحظه، یک لحظه،خودت را به جای من بگذار، یک لحظه، نمی گویم سال ها! این حرف آقای ضرغامی روی من اثربسیار بدی گذاشت و من گفتم: خدایا خودت می دانی، ندا هنر پیشه نبوده، انسانی بوده؛ مثل همه جوانهای دیگر،آقای ضرغامی چشم های ندا باز ماند و باز می ماند تا لحظه ای که به نتیجه برسد، به هدف¬اش برسد، اگر چشم هایش بسته می ماند، شاید ان قدر تاثیر گذار نبود، چشم های باز ندا دنیا را تکان داد، ملت ایران را تکان داد!”

معصومه چگینی، همسر محرم چگینی از نخستین کشته شده های پس از انتخابات به کمپین گفت: “پس از کشته شدن شوهرم یک عده ای با دوربین آمدند خانه ما پرسیدند چرا شوهرتان رفته بود به خیابان؟ آیا سیاسی بود؟ چه فعالیت هایی می کرد؟ گفتند یک عده سایه کار اغتشاش گر شوهر من را کشتند، آنها نبودند .کی می تواند برود روی پشت بام تیر روی سر مردم بریزد؟ به ان ها گفتم یک عده اغتشاش گر از کجا می دانستند آمده در خیابان باید او را بکشند؟ گفتند یک عده ای آن روز بودند از این فرصت ها سواستفاده کردند.”

پدر یکی از افرادی که مقابل صدا و سیما تیر خورده بود و هم اکنون از ضایعات فیزیکی حاد رنج می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: “بارها احضارم کردند و خواستم به شبکه دو سیما بروم و در مصاحبه ای بگویم که رفتار وحشیانه ارازل و اوباش را محکوم می کنم. بعد از چندین بار مذاکره پیرامون این مساله وقتی حاضر به این کار نشدم. روزی عده ای با دوربین و تجهیزاتشون بی هماهنگی در خانه ام امدند که ما امدیم از طرف تلویزیون مستندی از فرزند شما تهیه کنیم که قربانی خشونت اراذل شده. من گفتم بچه من سالمه اتفاقی برایش نیفتاده که کسی از آن فیلم بسازد.”

تخریب و افترا به شخصیت ها و فعالان سیاسی
علاوه بر همکاری نزدیک صدا و سیمای جمهوری اسلامی با ماموران اطلاعاتی و بازجویان، صداوسیما به صورت سیستماتیک برنامه های تلویزیونی برای تخریب شخصیت ها از طریق مطرح کردن نسبت های ناروا، موارد دروغ و افترا دربارهء آنان از برنامه های سیاسی خود پخش کرده است و درمقابل از اینکه در خصوص ادعاهای مطرح شده در این فیلم ها پاسخگو باشد و جوابیه افرادی که همگی آنها در خارج از کشور به سر می برند را منتشر کند خودداری کرد.

در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۸۹، برای اولین بارخبر پخش چنین برنامه ای را رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی عزت الله ضرغامی منتشر کرد. اودرکنگره تشکل سیاسی جمعیت ایثارگران اعلام کرد: ” برای سالگرد انتخابات مستندی تهیه شده است که قضیه فتنه از قبل تا پس از انتخابات برای بینندگان تشریح می‌کند، زیرا خاصیت فتنه این است که بعد از وقوع آن همگان متوجه واقعیات می‌شوند و لذا وقتی این فتنه تبیین شد، واقعیات در مورد آن باور‌پذیرتر می‌شود.”

این سلسله برنامه های تلویزیونی که ابتدا به نام مستندات فتنه پخش شد و پس از آن عنوان ”روشنگری” بر خود گرفت در وب سایت باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صداوسیما قابل مشاهده است.

ازجمله این برنامه ها می تواند به پخش برنامه یاد شده در مورد افراد زیر اشاره کرد:
۱-دکتر فاطمه حقیقت جو، نماینده مجلس ششم، زمان پخش برنامه : ۵ خرداد ۸۹
۲- فریبا داوودی مهاجر، فعال حوزه زنان و روزنامه نگار، زمان پخش برنامه: ۹ خرداد ۸۹
۳- محسن سازگارا، فعال سیاسی و مطبوعاتی، ۱۶ خرداد ۸۹
۴- عطاالله مهاجرانی، وزیرپیشین فرهنگ وارشاد اسلامی، ۱۸ خرداد ۸۹
۵- علی افشاری، فعال سیاسی وعضوسابق دفترتحکیم وحدت، زمان پخش برنامه: ۲۳ خرداد ۸۹
۶-شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل ، ۲۰ خرداد ۸۹

در فیلمی که از فریبا داوودی مهاجر ازفعالان جامعه مطبوعاتی و مدنی کشور پخش شد از کلاژ تصاویر و استفاده از مطالب غیرواقعی استفاده شده است که مورد تکذیب وی نیز قرارگرفته است. خانم داوودی مهاجر به کمپین گفت:” فیلمی که در ارتباط با من در صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد فیلمی سراسر دروغ و جنجال سازی بود.”

برای مثال در این فیلم گفته می شود که وی درچندین مرحله سمت های دولتی در اختیار داشته است. او به کمپین گفت: “من هیچگاه در طول ۳۰ ساله حکومت جمهوری اسلامی هیچ مسند دولتی نداشته ام. مشاور هیچ وزیری در دوره اصلاحات نبوده ام. در مرکز تحقیقات استراتژیک فعالیتی نداشته ام.” او همچنین گفت در فیلمی که از وی پخش شده است “یکسری عکس های دروغ که هیچ ربطی” به وی نداشته است مورد استفاده قرار گرفته است.

در فیلم مشابهی که در مورد خانم دکترفاطمه حقیقت جو پخش شده است ، گفته می شود که یک موسسه آمریکایی که وابسته به سنای آمریکاست جایزه ای را به وی اهدا می کند. همچنین گفته می شود که وی “قاتلان فرزندان ایران” را از جرگه “خودی” ها محسوب می کند. علاوه بر آن در این فیلم سخنرانی خانم حقیقت جو در سازمان حقوق بشر عفو بین الملل که در این برنامه یک سازمان “صهیونیستی” و “ضدخدا” معرفی می شود، نیز مورد نکوهش قرارگرفته است. مطالب دیگری دراین فیلم مطرح می شود که به گفته وی تماما دروغ است. خانم حقیقت جو به کمپین گفت: ” درفیلم پنج دقیقه ای که در مورد من پخش شد ۱۵ دروغ وجود دارد یعنی هر دقیقه ۳ دروغ.”

خانم شیرین عبادی در مورد فیلمی که از همسرش در طی بازداشت از اوتهیه شده و در تلویزیون پخش شد گفت: “موقعی که اعترافات ساختگی را از همسر من می گرفتند با کمک مامورین تلویزیون که مشغول فیلمبرداری بودند اتاق زندان را قبلا طوری دکور کرده بودند که به نظر بازداشتگاه نیاید. یعنی یک مبل قرمز و یک گدان گل گذاشته بودند که فقط دوربین اینها را می گرفت در حالی که بقیه اتاق بازداشتگاه بود ودرتهیه این فیلم و نمایش دادن آن مسولین سیما کاملا دخالت داشتند.”

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران سخنان رییس سازمان صداو سیما وبرنامه های پخش شده موسوم به فتنه را نشان دهنده نقش بارز این رسانه در ترور شخصیت و نقض حقوق شهروندی از طریق انتشار تهمت وافترا درمورد شهروندان ایرانی و بازی کردن نقش رسانه ای دستگاه های امنیتی برای پرونده سازی علیه افراد می داند.

اصل ۱۷۵ قانون اساسی ایران تصریح می کند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید به آزادی بیان احترام بگذارد.
اصل ۲۲ قانون اساسی اعلام می دارد ” حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند.” همچنین، مطابق اصل ۳۷، ” اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏ شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.”

کلیه این اصول در برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که در آنها به اعضا شناخته شده جامعه مدنی و فعالان سیاسی ایران حمله شده است نقض شده اند.

کمپین خواستار برکناری محمد ضرغامی از مقام ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. همچنین، کمپین باور دارد که در نبود رادیو ها و تلویزیون های مستقل در ایران، دفاع از خود برای اشخاصی که توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تحت افترا قرار می گیرند در دادگاه افکار عمومی غیر ممکن می شود. قوهء قضاییه و مجلس شورای اسلامی باید تحقیقات مستقل خود را برای رسیدگی به تخلفات صدا و سیمای ایران در پخش این برنامه ها آغاز کنند.

منبع: جرس


 


پرونده‌ی علی انجم‌روز، روزنامه‌نگار و عضو سازمان ادوار تحکیم در گیلان، به دلیل نقص پرونده از سوی قاضی دادگاه انقلاب این استان به بازپرسی شعبه‌ی اول این دادگاه، ارجاع داده شد تا اتهام جدید " توهین به مقامات عالی جمهوری اسلامی" از طریق نگهداری کاریکاتور بر روی کامپیوتر شخصی‌اش به وی تفهیم شود.
انجم‌روز با اظهار تعجب از این اتهام جدید که در دو جلسه‌ی بازپرسی در هفته‌ی گذشته به وی تفهیم شده به بامدادخبر می‌گوید: «کاریکاتوری که از سوی قاضی توهین به یکی از مقام‌های عالی‌رتبه‌ی جمهوری اسلامی تلقی گردیده در تارنمای «روزآنلاین» منتشر شده که بی‌شک خود کاریکاتوریست آن باید پاسخگوی اثرش باشد. علی‌الظاهر بازپرس محترم شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب هم با در نظر گرفتن همین امر که من کارتونیست نیستم، کیفرخواستی در این ارتباط برای من صادر نکرد و پرونده بعد از حدود شش ماه که از بازداشت‌ام می‌گذرد به دادگاه بدوی ارجاع داده شد اما قاضی به این مساله ایراد گرفت! نمی‌دانم شاید تصور ایشان این بود که من کاریکاتوریست هم هستم.»
این روزنامه‌نگار گیلانی ادامه می‌دهد: «در رایانه‌ی شخصی یک روزنامه‌نگار هر چه تصور کنید ممکن است پیدا شود. این را در دفاعیه‌ی مجدد نیز نوشتم و تاکید هم کردم شاید روزنامه‌نگاری تصویری مشابه این را ذخیره کند برای آنکه به نقدش بپردازد یا برای مثال یک فیلسوف یا مورخ اگر بخواهد به نقد اثر «سلمان رشدی» بپردازد باید نسخه‌ای از کتاب «آیات شیطانی» را تهیه کرده بارها آن را مطالعه کند تا قادر شود به نقدش بپردازد.»
انجم‌روز که در اسفندماه سال گذشته با هجوم ماموران اداره اطلاعات به منزلش و توقیف برخی مدارک شخصی و کامپیوتر و... دستگیر شده و سه هفته را در سلول انفرادی زندان ویژهِ اطلاعات رشت سپری کرده است، با اشاره به پنج بار احضارش به شعبه‌ی اول بازپرسی در اردیبهشت‌ماه خاطرنشان می‌کند: «هیچ چیز مطابق منشور حقوق بشر، که ایران حدود چهل و پنج سال قبل آن را امضا کرد نیست. وقتی دستگیرتان می‌کنند در همان جلسه‌ی اول می‌گویند که فکر وکیل را از سرت بیرون کن. در هر جلسه‌ای یک حرف شفاهی را که سال‌ها قبل در جمعی خصوصی زده و یا حتا نزده‌اید به رخ‌تان می‌کشند اگر با دوستان‌تان مکاتباتی داشته‌اید، به خصوص الکترونیکی، آن مکاتبات می‌تواند در هر جلسه بارها و بارها مثل پتک بر سرتان فرود آید در حالی که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی گشودن مراسلات فقط در «شرایط خاص» امکان پذیر است.»
وی ادامه می‌دهد: «منی که در پنج سال گذشته به خاطر دگراندیشی و خط سیاسی و سابقه‌ام از سر دولتی و مهرورزی دولت «مهرورزان» هر جا رفتم به طریقی اخراج شدم و حدود سه سال و نیم از پنج سال اخیر را خانه‌نشین بوده و هستم، چه اطلاعات ذی قیمت و محرمانه‌ای دارم که بخواهم به فلان دوستی که داخل یا خارج است انتقال دهم؟! دیدگاه من نسبت به وضع موجود هم نیاز به تفحص‌های پلیسی و اطلاعاتی اینچنینی ندارد. آنچه را که علنی در همه‌ی این سال‌ها گفته و نوشته‌ام نشان‌دهنده‌ی افکار و مکنونات ذهنی و قلبی‌ام است.»
انجم‌روز که در جریان انتخابات جنجال‌برانگیز سال گذشته، مسوولیت ستاد شهروند آزاد مهدی کروبی در گیلان را بر عهده داشت، در پایان خاطرنشان می‌کند که "آنچه در این سال‌ها بر او گذشته از خانه‌نشینی و دوبار دادگاهی شدن و زندان انفرادی در شب عید در حالی که همسرش باردار بوده در برابر رنج امثال زیدآبادی‌ها، مومنی‌ها، توکلی‌ها، هدایت‌ها، اسانلوها و صدها زندانی دیگر سیاسی در گوشه گوشه‌ی ایران، هیچ است."


 


رئیس دولت با تاكید بر « ضرورت وجود فضای گفت‌وگو و نقد در جامعه » گفت: هیچ‌كس نباید دیگران را محكوم و به گونه‌ای صحبت كند كه عده‌ای از بیان نظرات‌شان خودداری كنند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، محورهای سخنان امروز محمود احمدی‌نژاد در حاشیه جلسه دولت در جمع خبرنگاران به نقل از ایسنا در ادامه می‌آید:

- ما همه باید كمك كنیم كه نظرات موافق و مخالف گفته شود و هركس فكر و اندیشه‌ای دارد آن را بیان كند، نظریات مطرح شود و دیگران نیز اگر مخالف هستند، نظرات خود را مطرح كنند. نباید فضا را صفر و صد كنیم و نباید وقتی كسی اظهارنظر كرد عده‌ای بیایند با خط‌كشی به گونه‌ای رفتار كنند كه گویی دعوا وجود دارد. این خوب نیست. در نظام جمهوری اسلامی ایران افراد باید نظرات خود را بگویند. نظرات مخالف گفته شود.

- یك حساسیت روی آقای مشایی ایجاد كردند كه این حساسیت عادی نیست. غیرعادی است. هر مطلبی كه گفته می‌شود قسمتی از این مطلب را می‌زنند و روی آن مطلب شروع به تبلیغات می‌كنند و هرچه آقای مشایی در آن مورد توضیح می‌دهد می‌گویند قبول نداریم.

- این روش‌ها درست نیست. ملت ما جزو آزاده‌ترین ملت‌های دنیاست. آقای مشایی رییس دفتر رییس‌جمهور است و من به ایشان اعتماد كامل دارم. ایشان مومن به اصول جمهوری اسلامی ایران و اندیشه‌های انقلاب هستند. مومن به خط ولایت و انسانی پاك هستند. ایشان نظر می‌دهند، دیگران نیز نظرات‌شان را مطرح كنند. دعوایی نیست. اگر نظرات ایشان را قبول ندارید عالمانه نقد كنید. نباید فضا را صفر و صد كنید یا كفر و ایمان كنید. ممكن است كسی اندیشه‌ای داشته باشد، نظری داشته باشد و عده‌ای آن را قبول نداشته باشند. باید در فضایی عالمانه نقد صورت بگیرد. حقیقت این است كه ایران كانون اسلام ناب است و ایران بالاترین نقش را در ترویج اسلام ناب داشته باشد. نقش ایران یگانه است و این به معنی ملی‌گرایی نیست، بلكه این سخنان به معنی شكر كردن خدا و تذكر به مسوولیت‌هاست. وقتی كه ما از ملت ایران تعریف می‌كنیم این بیانگر این است كه ملت ایران مسوولیت زیادی دارد.

-آقای مشایی نیز همین موضوع را مطرح می‌كند؛ این‌كه اگر ملتی خدمات شایسته‌تری دارد معنای آن این است كه مسوولیت سنگینی دارد. ما باید بین نظرات فكری و اندیشه‌ای با بحث‌های سخیف باندبازی تفكیك قائل شویم و متاسفانه عده‌ای این نظرات را با هم قاطی می‌كنند.

-آقای مشایی می‌گوید ملت ایران یك ملت با فرهنگ بود و چون با فرهنگ بوده است اسلام را پذیرفته است. برخی می‌خواهند با اصرار بگویند كه ملت ایران بی‌فرهنگ بود و چون بی‌فرهنگ بود اسلام را پذیرفت. بی‌فرهنگ جلوه دادن ملت ایران چه حسنی دارد؟ آیا این به نفع اسلام و ایران است. همه دنیا می‌گویند و معتقدند كه ایرانی‌ها با فرهنگ بوده‌اند. حكومت‌هایی كه در ایران حاكم بوده‌اند نماد ملت ایران نبوده‌اند. مثلا حكومت پهلوی آیا نماد ملت ایران بود؟ همه‌ حكومت‌ها نماد ملت ایران نبودند و وقتی كه ملت ایران فرصتی پیدا می‌كرد، آن‌ها را كنار می‌گذاشت.

-حرف دولت یك حرف بیشتر نیست و آقای مشایی نیز این حرف را می‌زند، البته با یك ادبیات متفاوت. ملت ایران یك ملت اثرگذار در عرصه‌ فرهنگ و تمدن بوده است. این چه چیزی است كه بگوییم ایرانیان قبل از اسلام آتش‌پرست بودند؟ این سخن مستند نیست، شاید برخی آتش‌پرست بودند ولی این مشمول كل ملت ایران نبوده است. ملت ایران یگانه‌پرست بوده است و چون در سطح بالایی بوده و تراز بالایی قرار داشته، اسلام را پذیرفته، بالاترین خدمات را به اسلام كرده است. ایران و اسلام یكی شده است. مستكبران تلاش می‌كنند كه بگویند اسلام آن چیزی است كه گروه‌های تندرو ارایه می‌دهند. می‌آیند سر می‌برند و فرهنگ و سوادی نیز ندارند. این‌ها ساخته و پرداخته خود دشمنان است.

- ملی‌گراترین ملی‌گرایان واقعی در ایران خداپرستان هستند و كسانی كه ایران را در خدمت اسلام می‌دانند و در این راه فداكاری می‌كنند.

-می‌بینم یك عده نشستند، آماده هستند و می‌خواهند وصله به دولت بچسبانند و منتظر هستند تا یك كلمه را بگیرند و اقدام كنند. من نیز گفتم كه ایران یك مكتب است، ایران اكنون یك جغرافیا نیست، ایران یك فرهنگ و تمدن است، خیلی از ملت‌ها از پیشرفت‌های ملت ایران خوشحال می‌شوند. ایران جهانی است و این نقش تاریخی ایران است و هر كدام از اعضاء دولت به زبانی این حقیقت را مطرح می‌كنند. این تقدیر از اسلام و مجاهدت ملت ایران و تذكر به مسوولیت‌هاست همه دولت یك حرف بیشتر ندارند و یك سخن را می‌گویند.

-اگر كسانی نقدی دارند و معتقدند كه این سخن اشتباه است از آقای مشایی دعوت كنند با ایشان صحبت كنند، حتی مناظره كنند، بحث كنند چرا دعوا؟ برخی می‌خواهند هر چیزی را تبدیل به دعوا كنند. برخی می‌خواهند دشمنان تحریم‌های غیرقانونی و همراهی برخی در داخل با دشمنان را تبدیل به موضوع دست دوم كنند. توطئه‌های دشمنان تمام نشده است. مساله اول ساختن ایران و ایستادن در برابر دشمنان است. نباید صفوف ملت‌ را به هم ریخت. صفوف ملت به هم پیوسته است.

-من از آقای مشایی نیز می‌خواهم كه در جمع‌هایی كه انتقادی به صحبت‌های ایشان است، حضور پیدا كنند، صحبت كنند تا مسائل و حرف‌ها روشن شود. ملت ایران آگاه است، به صحبت‌ها گوش می‌دهد و انتخاب می‌كند. این مسائل باید در دانشگاه‌ها به بحث گذاشته شود. از سوی دولت افرادی می‌روند، همچنین آقای مشایی می‌رود تا در این مناظره‌ها شركت كند و این مناظره‌ها بر پا شود برای كشف حقیقت نه محكوم كردن دیگران.

- چرا نباید دولت به بحث‌های نظری وارد شود، اجرا بدون تئوری معنا ندارد، این‌كه دولت مبانی فكری دارد و باید این مبانی فكری خود را مطرح كند و دیگران نیز اگر نقدی دارند نقد خود را مطرح كنند، ولی نباید مسائل را به مرز كفر و ایمان كشاند، باید به صحبت‌ها گوش داد، آیا نباید رییس‌جمهور راجع‌ به مسائل نظری عقیده‌اش را مطرح و بحث كند. پس چه كسی بحث كند؟ نمی‌گویم دیگران بحث نكنند، دیگران نیز باید عقاید‌شان را مطرح كنند، ولی دولت نیز بر اساس پایه نظری كشور را اداره می‌كند و باید نظراتش را بگوید. وقتی كه ما بحث مدیریت جهانی و یا عدالت را مطرح می‌كنیم بر اساس یك نظریه مطرح می‌كنیم و نظریه داریم، دیگران نیز نظر بدهند اشكالی ندارد. این‌كه بگوییم مدیران فقط اجرا كنند و نظر ندهند درست نیست. مدیریت اجرایی در عین حال كه مغز برنامه‌ریزی و اداره كشور است، باید همراه با تفكر و اندیشه باشد، دولت باید تئوری داشته باشد و مدیران جامعه نیز باید جزو عالم‌ترین افراد جامعه باشند.

- ما بالاترین سطح تعامل را داریم و برای تعامل بیشترین كار كرده‌ایم. تحمل و سكوت. در رابطه‌ كاری نیز بیشترین همكاری را داشته‌ایم. بیشترین حضور وزرا را در جلسات مجلس داشته‌ایم. در سفرهای استانی در جلسات دولت، نمایندگان مجلس حضور دارند و نظرات‌شان را می‌دهند. ما با نمایندگان رابطه‌ خوبی داریم. خود من جلسات متعددی با نمایندگان مجلس داشته‌ام، چه در قالب كمیسیون و چه در حالت فردی. واقعا درگیری وجود ندارد كه برخی این‌گونه تبلیغ و تلاش می‌كنند كه بگویند درگیری هست. ممكن است كه رییس‌جمهور اظهار نظری بكند و دیگری جواب آن را بدهد و تمام می‌شود. البته من سعی كرده‌ام كه اظهارنظری نكنم جز در ارتباط با دو سه مورد.

- می‌گویند این دولت بی‌قانون است این دولت قانون‌گراترین دولت بعد از انقلاب بوده است. ما دولتی را داشتیم كه وقتی مجلس تعطیل بود، آمد و از بانك مركزی پول برداشت. ما اكنون داریم قسط آن را می‌پردازیم. آن بحث یك میلیارد كه مطرح بود و دولت را متهم می‌كردند، دیدید كه حرف دولت اثبات شد و حق با دولت بود. ما سخت‌ترین قوانین را اجرا كردیم. قانون سهمیه‌بندی بنزین را كه خیلی‌ها می‌گفتند عملی نمی‌شود و دولت‌های قبلی نیز زیر بار اجرای آن نرفته بودند، این دولت آن را اجرا كرد. در مورد بحث هدفمند كردن یارانه‌ها كه جزو سخت‌ترین قانون‌هایی است كه دولت می‌خواهد آن را اجرا كند و لایحه‌اش را به مجلس داد و 180 درجه با آن‌چه كه دولت داده بود تغییر كرد، ولی ما باز هم گفتیم كه اجرا می‌كنیم.

-وقتی قوانین از مجلس می‌آید تا روند خود را طی كند، بر روی میز رییس‌جمهور بیاید حدود 20 روز یا یك ماه طول می‌كشد. در گذشته مشكلی نبود. با آن‌كه در قانون مدنی اعلام شده بود در طی 5 روز، ولی این روند طول می‌كشید و همه حوصله می‌كردند و دولت نیز ابلاغ می‌كرد. اكنون می‌گویند ظرف 5 روز. باید توجه داشت كه كار رییس‌جمهور فقط این نیست. رییس‌جمهور هزار تا كار دارد. مشغله‌های رییس‌جمهور زیاد است و حال زمان ابلاغ قانون كمی طول كشید و بیش از 5 روز شد، 7 روز، دولت بعد از 7 روز اعلام می‌كند. آیا باید بگوییم كه دولت غیرقانونی كار می‌كند.

- پایبندترین دولت به قوانین، دولت نهم و دهم است. تمام تلاش ما این بوده است كه پیچ و خم‌هایی كه در قوانین وجود دارد را در كوتاه‌ترین مدت طی كنیم تا به مردم خدمت و مشكلات مردم را حل كنیم.

- پریروز دو قانون را امضا كردم، گفتند 7 روز شده و در واقع قانون را ابلاغ كرده‌اند. راه را قانون پیش‌بینی كرده است. اگر رییس‌جمهور ابلاغ نكرد، رییس مجلس ابلاغ می‌كند و دعوا نیست. نباید دعوا به وجود آورد و این مسائل را تبدیل به دعوا كنیم. مطمئن هستم كه دلسوزان مجلس نیز نظرشان این نیست. ما باید همه با هم كار كنیم. این درست نیست كه بیاییم ایرادات هم را بگیریم و فهرست كنیم.

-بحث دومی كه در این ارتباط وجود دارد این است كه من دو مورد را ابلاغ نكردم و این را نیز اعلام كردم. در مورد یكی از آن‌ها نامه‌ای به شورای نگهبان نوشتم و شورا نیز گفت چون مراحل قانونی طی شده باید كار خود را بكنید و در واقع آن را ابلاغ كنید. مبحث اول در ارتباط با سنددار كردن زمین‌های داخل روستاها و حریم روستاها بود كه من آن را قبول نداشتم و در واقع معتقد بودم این‌كه بیاییم به عده‌ای كه زمین‌های دولت را تصرف كرده‌اند، مجوز و سند بدهیم درست نیست. البته قانون برنامه این بود كه كسانی كه در بافت مسكونی روستا زمین دارند، دولت به آن‌ها سند بدهد و این كار انجام شد، ولی این‌كه در مورد زمین‌های تصرف شده و این‌كه كسانی كه هزاران هكتار زمین‌های بیت‌المال را تصرف كرده‌اند، بیاییم و سند بدهیم قبول نداشتم. نامه‌ای در این ارتباط به شورای نگهبان نوشتم و شورا نیز گفت چون مراحل قانونی آن طی شده است، باید اجرا كنید.


 


عضو مجلس خبرگان رهبری معتقد است "جریان کنونی حاکم در ایران جریان حق است و در چنین جامعه ای وظیفه ملت تقویت آن جریان و حاکمیت می باشد."

به گزارش ایلنا، احمد خاتمی طی سخنانی در جمع مردم طبس اظهار عقیده کرد "اینكه می‌بینیم پس از 31 سال عده‌ای كه بعضا در راس بودند خط و راه را گم كرده و در مقابل ولایت ایستادند، دلمان نمی‌سوزد یا كمتر می‌سوزد، اما انسان از آن جوان شهرستانی كه جوانی، عمر و نشاطش را فدای یك مشت انسان جاه‌طلب و تشنه قدرت می‌كند، دلش می‌سوزد."

خاتمی همچنین گفت "به لطف خدا بخش اعظمی از یک فتنه را پشت سر گذاشتیم اما همچنان انقلاب اسلامی با دشمنان و فتنه گران مختلفی مواجه است که لازمه مقابله با آن هوشیاری مردم است. "

عضو هیات رئیسه جامعه مدرسین حوزه با اشاره به وجود سه نوع جامعه حق مدار، باطل و فتنه در جهان ادعا کرد: جریان کنونی حاکم در ایران جریان حق است و در چنین جامعه ای وظیفه ملت تقویت حق و حاکمیت است.

خاتمی افزود: در جامعه باطل نیز وظیفه انسان بر هم زدن جریان انحرافی و در فضای فتنه وظیفه انسان تقویت بصیرت است زیرا مهمترین مشکل زندگی در این فضا بی بصیرتی است. او ادامه داد: راه حق فقط و فقط راه ولایت است و زندگی در این راه دین و ایمان می خواهد.

این عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: فتنه سال گذشته جزو فتنه‌های پیچیده بود، زیرا كسانی به جنگ با نظام آمدند كه همه چیزشان از نظام بود و اگر امام خمینی حكم به آنها نداده بودند و تایید و تجلیل‌شان نمی‌كردند، چیزی نبودند.

احمد خاتمی مدعی شد "اینها علیه آرمان‌های امام شمشیر كشیده و آبروی نظام را به ناحق بردند و در طول این 13 ماه چنان خیانتی به مملكت كردند كه منافقان نتوانسته بودند. "

عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین اظهار داشت: "جریان جهنمی سازمان منافقان که از سال1345 شکل گرفت از همان ابتدا پایه سستی داشت که نتوانست کاری از پیش ببرد و همین باعث شد در سال 1354 به صراحت اسلام را کنار بگذارند و مرتد شوند. "

خاتمی در پایان سخنان خود، بدون اشاره به مصداقی خاص، اظهار عقیده کرد "منافقان می خواهند دست جوانان را از ولایت جدا کنند اما به فضل خداوند نخواهند توانست. "


 


با نزدیک شدن به فصل برداشت برنج،باردیگردغدغه کشاورزان برای فروش این محصول استراتژیک افزایش یافته است و نمایندگان مردم درسه استان شمالی کشور نیز در تکاپو هستند تا زمینه‌ای فراهم شود که کشاورزان برنج کار کشور کمترین آسیب را ببینند و با خیال راحت و بدون دغدغه برنج‌های خود را برداشت کنند و با قیمت مناسب به فروش برسانند. بحث واردات بی‌رویه برنج، برنج‌های ارزان قیمت و بی‌کیفیت و همچنین برنج‌های آلوده از جمله موضوعاتی است که هر ساله مطرح می‌شود، اما خیلی راحت از کنار آنها می‌گذریم. در حال حاضر کشور حداکثر به واردات ۴۰۰ هزار تن برنج احتیاج دارد، اما واردات برنج گاه به میلیون‌ها تن می‌رسد. این مساله موجب می‌شود برنج‌های تولید داخل در انبارها بمانند و کشاورزان متحمل ضررهای سنگین مالی شوند. این ضررهای پی در پی کشاورزان را دلسرد می‌کند و زمینه‌ای را فراهم می‌سازد تا بسیاری از آنها کشاورزی را کنار بگذارند و به دنبال تغییر کاربری زمین هایشان بروند؛ موضوعی که کشاورزی و برنج‌کاری ما را با تهدیدی جدی روبه رو می‌کند. محسن نریمان، نماینده مردم بابل و عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در گفتگو با هفته نامه وارش درباره تبدیل زمین‌های کشاورزی به واحدهای مسکونی هشدار داده است.
به اواسط تابستان و فصل برداشت برنج نزدیک می‌شویم. درباره برنج و حمایت از کشاورزان صحبت‌های زیادی شده است. مساله برنج‌های وارداتی آلوده نیز همچنان در مجلس درحال پیگیری است. ادامه روند واردات برنج با این حجم را شما چگونه ارزیابی می‌کنید؟
علی رغم اینکه کلیه نمایندگان گیلان، مازندران و گلستان در زمینه حمایت از کشاورزان و محصول برنج متفق القول هستند و در این زمینه اصلاً مسائل جناحی تأثیر‌گذار نیست و همه با هم از حمایت جدی از کشاورزان سخن می‌گویند، اما همچنان با واردات بی‌شمار برنج روبه رو هستیم و کشاورزان با دغدغه فراوان به آینده خود نگاه می‌کنند. میزان این دغدغه در چند سال اخیر به واسطه ضررهای کشاورزان به حدی است که باید حمایت ویژه‌ای از کشاورزان بشود و اگر در این زمینه بی‌تدبیری صورت بگیرد، شاهد تبدیل و تغییر کاربری زمین‌ها خواهیم بود.
یعنی تبدیل زمین‌های کشاورزی به مسکونی؟
بله، درواقع با ادامه روند فعلی زمین‌هایی که باید زیر کشت بروند، زیر خشت می‌روند و تبدیل به آپارتمان و واحدهای مسکونی و تجاری می‌شوند. ما شاهد این مساله بوده‌ایم، یعنی متأسفانه این تغییر کاربری در برهه‌ای از زمان انجام شده است. در این صورت محصول استراتژیک داخلی که با کمی حمایت دولت به مرز خودکفایی می‌رسد، به کلی نابود می‌شود و زمین‌های زیر کشت آن تغییر کاربری می‌یابد. این مساله به کرات بیان شده است، اما متأسفانه واردات بی‌رویه همچنان ادامه دارد.
راهکار شما برای حمایت از برنج داخلی دربرابر برنج‌های وارداتی چیست؟
به هر حال می‌پذیرم که برنج داخل هنوز به خودکفایی نرسیده و ما نیاز به واردات برنج داریم، اما می‌گویم چطور در زمینه واردات خودرو که کالایی لوکس محسوب می‌شود، برای حمایت از تولید داخلی و ورشکست نشدن آن این قدر حساسیت نشان می‌دهیم و تعرفه‌های سنگین به محصولات وارداتی می‌بندیم، اما این مساله درباره برنج که محصولی مصرفی است، اتفاق نمی‌افتد؟ اتفاقاً در زمینه خودروسازی ما سال هاست می‌گویم زمان آن رسیده تا تعرفه‌ها پایین بیاید تا قدرت رقابت بالا برود، اما طرفداران صنعت داخل نمی‌پذیرند. حالا نمی‌دانم این طرفداران کشاورزی داخلی کجا هستند که نه تنها برنج خارجی بدون تعرفه وارد کشور می‌شود، که بدترین و بی‌کیفیت‌ترین برنج با قیمتی بسیار پایین وارد می‌شود.
اولویت‌های شما برای حمایت از برنج کاران چه مواردی را دربر می‌گیرد؟
واقعیت این است که در این زمینه وعده‌های زیادی داده شده که یکی از آنها سهام دولت برای برنج کاران یا تعلق گرفتن سوبسیدبه برنج بوده تا با قیمت پایین‌تری به دست مردم برسد، اما به عقیده من برنج کاران هیچ کدام از این‌ها را نمی‌خواهند، همین که جلوی ورود بی‌رویه برنج خارجی گرفته شود، کفایت می‌کند. این‌ها قدم‌های بعدی است که قطعاً در صورت اجرایی شدن، برنج کشور در عرض دو سال به خودکفایی خواهد رسید، اما در شرایط فعلی صحبت از خودکفایی چندان جدی و امیدوار‌کننده نیست زیرامتأسفانه با وجود همراهی نمایندگان هر سه استان کشور در زمینه حمایت از کشاورزان، ورود بی‌رویه برنج صادراتی و عدم حمایت از تولید داخل موجب شده کشاورزان با بی‌اعتمادی به آینده نگاه کنند.
با این حساب به نظر می‌رسد برنج کاری به معضلی اساسی در شمال کشور تبدیل شده است.
بله، برنج کاری در استان‌های شمالی با پیچیدگی‌ها و اما و اگرهای بسیاری روبه روشده است. گاهی برای رسیدن به یک هدف پروسه طولانی لازم است اما در زمینه مشکل برنج این مساله وجود ندارد، یعنی به جرأت می‌توان گفت مشکل موکلین ما تنها با یک نشست با دولت حل شدنی است، اما باید به مطالبات آنها که کاملاً معقول و شدنی است، جامه عمل پوشاند.
متأسفانه این معضل در زمینه مرکبات هم وجود دارد و ورود بی‌رویه مرکبات نیز آینده این محصول را با خطر جدی روبه رو کرده و . متأسفانه همه شعارها حکایت از حمایت دارد، اما این شعارها همچنان مسکوت مانده و به منصه ظهور نرسیده است.


 


وكیل مدافع محمد معین از محكومیت موكلش به 6 ماه حبس تعلیقی از سوی دادگاه انقلاب خبر داد.

محمود علیزاده طباطبایی در گفتگو با ایسنا، با بیان این مطلب اظهار كرد: محمد معین به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق شركت در راهپیمایی از سوی شعبه‌ 26 دادگاه انقلاب به شش ماه حبس محكوم شد كه این حبس به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.

وی همچنین یادآور شد: محمد كریمی دانشجوی فوق‌لیسانس دانشكده فنی دانشگاه تهران از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت از طریق شركت در راهپیمایی به یك سال حبس تعزیری محكوم شده است.


 


یکی از اعضای فراکسیون خط امام می‌گوید که با افزایش تعرفه کالاهای کشورهایی که در تحریم علیه ما شرکت می‌کنند موافق است اما نرخ این تعرفه را وزارت بازرگانی باید کارشناسانه تعیین کند.
به گزارش ایلنا، محمدرضا خباز نماینده کاشمر، درباره اظهارات معاون اول رئیس‌جمهور درباره تغییر سبد ارزی ایران از دلار و یورو به ارزهای دیگر گفت: از چند سال پیش دولت به این فکر افتاد تا همانطور که در اقتصاد نباید تک محصولی باشیم، در ارز هم نباید تک ارزی بمانیم. دولت به این نتیجه رسید که ما باید ماجرای ارز را به گونه‌ای مدیریت کنیم تا به جای که ارزی بودن، سبد ارزی داشته باشیم. همان زمان هم قرار شد ترکیب سبد ارزی را هیات وزیران تعیین کند.
وی افزود: این راهکار برای این اندیشیده شد که اگر قرار شد استکبار از این راه به ما ضربه بزند، ما بتوانیم از این طریق پادزهر آن را تولید کنیم. این فکر درستی است و منطق کارشناسی دارد. اما اینکه به کلی دلار و یورو را بخواهیم از سبد ارزی خارج کنیم کار سختی است و به منافع ملی هم کمکی نمی‌کند.
نماینده مردم کاشمر تصریح کرد: می‌شود دلار و یورو را در سبد ارزی به حداقل رساند، اما به کلی نمی‌توان این دو ارز را به کناری نهاد. چون معنای آن این است که ما به کشورهایی که به دلار و یورو خرید می‌کنند نفت نفروشیم.
خباز در مورد افزایش تعرفه واردات از کشورهایی که ما را تحریم می‌کنند نیز گفت: در این مورد من با آقای رحیمی موافقم. زیرا ما نباید تبدیل به بازار مصرف کشورهایی شویم که علیه ما رای می‌دهند. این سیاست را هم می‌توان با مکانسیم افزایش تعرفه به پیش برد. یعنی کشوری که دارد علیه ما رای می‌دهد و ما را تحریم می‌کند آنقدر تعرفه واردات از آن را افزایش دهیم که بازار مصرف آن کشور نباشیم.
نماینده کاشمر در باره درصد تعرفه که رحیمی آن را تا ۲۰۰ برابر اعلام کرده بود، یادآور شد: تعیین تعرفه جزء سیاست‌های وزارت بازرگانی است که درصدد تعرفه‌ها را تعیین کند. این‌کار هم باید کارشناسانه انجام شود.
خباز ادامه داد: خود بنده چند سال پیش هم گفتم که در میان کشورهای اسلامی رایزنی کنیم که یک واحد پولی اسلامی داشته باشیم. حتی می‌توانیم یک بازار خرید و فروش داشته باشیم و نگذاریم کشورهای اسلامی محل مصرف کالاهای بیگانه شوند.


 


معطلی ۳ ماهه برای یک اجبار قانونی! شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری که پس از اردیبهشت و تیر ماه قرار بود پنجشنبه ۲۱ مرداد ماه تشکیل جلسه دهد بار دیگر در انتظار تاریخی جدید ماند تا به یک اجبار قانونی که مقرر بود تا پایان اردیبهشت ماه به آن جامه عمل بپوشاند رسیدگی کند.
به گزارش مهر، بند ۲۶ ماده واحده قانون بودجه که ناظر بر گزارش اعتبارات پژوهشی است مقرر کرده بود که این گزارش پس از تصویب در شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) تقدیم مجلس شورای اسلامی شود. پایان اردیبهشت ماه حداکثر زمان قانونی برای تقدیم این گزارش به مجلس بود. بر همین اساس محمد مهدی‌نژاد نوری دبیر شورای عالی عتف در بهمن ماه سال گذشته اعلام کرده بود که جلسه این شورا باید حداکثر تا نیمه اردیبهشت ماه ۸۹ برگزار شود.
مهدی‌نژاد نوری با اعلام خبر برگزاری جلسه شورای عالی عتف در اردیبهشت ماه ۸۹ به ریاست محمود احمدی‌نژاد گفته بود: به دلیل اجبار قانونی که در زمینه گزارش اعتبارات پژوهشی بند ۲۶ ماده واحده قانون بودجه داریم این جلسه باید اردیبهشت ماه برگزار شود.
با توجه به این اجبار قانونی مصوبات باید قبل از ارائه به مجلس در شورا تصویب شود بنابراین در نظر داریم در نیمه اردیبهشت ماه سال آینده جلسه بعدی شورا را با حضور رئیس‌جمهور تشکیل دهیم.
وقتی جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری در اردیبهشت ماه ۸۹ برگزار نشد دبیر این شورا که معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری نیز است مورد پرسش قرار گرفت.
مهدی‌نژاد نوری در پی عدم برگزاری این جلسه در اردیبهشت ماه که قرار بود با حضور رئیس جمهوری برگزار شود اعلام کرد: درخواست تشکیل جلسه اواخر سال ۸۸ برای هماهنگی به دفتر ریاست جمهوری ارسال شد اما به دلیل تراکم کاری رئیس جمهور تا کنون وقت جلسه مشخص نشده است.
معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در خرداد ماه از درخواست کامران دانشجو وزیر علوم از رئیس جمهوری برای برگزاری جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری خبر داد و گفت: برگزاری جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری توسط وزیر علوم به طور مستقیم از رئیس جمهوری در حال پیگیری است.
حسن قدسی‌پور قائم مقام شورای‌عالی علوم، تحقیقات و فناوری نیز که در تیر ماه در حاشیه چهل‌و یکمین جلسه کمیسیون دائمی شورایعالی علوم، تحقیقات و فناوری از سوی خبرنگاران درباره علل تعویق جلسه این شورای عالی مورد پرسش قرار گرفته بود از برگزاری این جلسه در تیر ماه ۸۹ خبر داد تا بالاخره گزارش عملکرد بودجه های عملیاتی امور پژوهشی دستگاه‌ها به طور رسمی در این جلسه تصویب و سپس به مجلس ارائه شود.
محمد مهدی‌نژاد نوری معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری نیز در حاشیه همان جلسه‌ای که قدسی‌پور صحبت از برگزاری جلسه شورای عالی عتف در تیر ماه کرده بود در جمع خبرنگاران گفت: جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات‌و فناوری به ریاست وزیر علوم و بدون حضور رئیس جمهور در تیر ماه برای ارائه گزارش بند ۲۶ قانون بودجه سال ۸۸ و آیین نامه هزینه کرد بودجه های تحقیقاتی برگزار می‌شود.
جلسه‌ای که قائم مقام شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری و دبیر آن قول داده بودند تا بالاخره در تیر ماه برگزار شود تشکیل نشد و این شورای عالی رفت تا بار دیگر معطل ماندن یک اجبار قانونی که مقرر بود تا پایان اردیبهشت ماه جامه عمل بپوشد را رقم بزند. تعطیلی دستگاه‌های اجرایی در آن مقطع از سوی دولت به عنوان دلیل عدم برگزاری این جلسه عنوان شد.
پس از آنکه تعطیلی دستگاه‌های اجرایی توسط دولت منجر به بی‌نتیجه ماندن وعده برگزاری جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری در تیر ماه شد دبیر شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری که یک‌بار دیگر در مقام اطلاع رسانی درباره زمان تشکیل این جلسه برآمده بود به یک روز در مرداد ماه به عنوان روز برگزاری آن جلسه اشاره کرد.
پنج‌شنبه ۲۱ مرداد ماه به عنوان روز برگزاری شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری اعلام شده بود اما علی عباسپور تهرانی فرد رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که عضو این شورای عالی نیز است سه‌شنبه‌شب‌، از لغو این جلسه به دلایلی نامعلوم خبر داد. به این ترتیب بار دیگر نمایندگان مجلس در انتظار گزارش اعتبارات پژوهشی ماندند.


 


ندای سبز آزادی: در آستانه ماه مبارک رمضان٬ ماه نیایش به درگاه باری تعالی و طلب مغفرت از حضرتش یکی از زندانیان سبز مجموعه ای از ادعیه مورد استفاده اش در دوران زندان را تدوین و ترجمه کرده و جهت انتشار در اختیار ندای سبز آزادی قرار داده است.
امیدوار هستیم که خوانندگان عزیز با مطالعه و بهره بردن از این ادعیه برای سلامتی و آزادی همه زندانیان دربند دعا نمایند

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به‌نام خداوند رحمتگر مهربان
******

إِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ
من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم.
بقره: 186

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.
غافر: 60
*******

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ
ستايش خدايى را كه ما را بدين [راه] هدايت نمود
و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏كرد ما خود هدايت نمى‏يافتيم.
(سخن مومنان و بهشتیان)؛ اعراف: 43

اَللَّهُمَّ لَكَ اَلْحَمْدُ عَلَى مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِي وَ عَلَى مَا تُعَافِي وَ تَبْتَلِي
خداوندا ، سپاس باد تو را ، چه آنگاه كه مى‏ستانى و چه آنگاه كه عطا مى‏فرمايى
يا آنگاه كه عافيت مى‏بخشى يا به بلا مبتلا مى‏سازى.
(نهج‌البلاغه)؛ خطبه: 160

اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لِي مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ
اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لِي مَا وَأَيْتُ مِنْ نَفْسِي وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفَاءً عِنْدِي
اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لِي مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَيْكَ بِلِسَانِي ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِي
اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لِي رَمَزَاتِ اَلْأَلْحَاظِ وَ سَقَطَاتِ اَلْأَلْفَاظِ وَ شَهَوَاتِ اَلْجَنَانِ وَ هَفَوَاتِ اَللِّسَانِ

خداوندا، بيامرز آن گناهان مرا، كه تو از من داناتر به آنها هستى
اگر بار ديگر مرتكب شدم تو نيز بار ديگر از من درگذر.
خداوندا، اگر با خود وعده كرده‏ام كه در طاعت تو قصور نكنم و به وعده خويش وفا ننموده‏ام، مرا ببخش . بارخدايا ، اگر به زبان به تو تقرب جسته‏ام و به دل خلاف آن كرده‏ام، بر من مگير.
اى خدا ، بيامرز براى من هر اشارت كنايه آميز را كه به گوشه چشم كرده‏ام
و هر سخن نابجا را كه از دهانم جسته است و نيز خواهشهاى دل و لغزشهاى زبانم را.
(نهج‌البلاغه)؛ خطبه: 78

اللهم احملنی علی عفوک، ولا تحملنی علی عدلک
خدایا رسیدگی به کار مرا بر گذشت‌ات بار کن و کار مرا بر دادگری‌ات واگذار مکن.
(نهج‌البلاغه)
*******
رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْلَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ أَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
پروردگارا ايمان آورديم بر ما ببخشاى و به ما رحم كن [كه] تو بهترين مهربانى.
(دعای مومنان و رستگاران)؛ مومنون: 109

رَبَّنَا آمَنَّا بمَا أَنزَلَتْ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ
پروردگارا به آنچه نازل كردى گرويديم و فرستاده[ات] را پيروى كرديم پس ما را در زمره‌ی گواهان بنويس.
(دعای حواریون عیسی مسیح)؛ آل‌عمران: 53

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه‌ی روشنى چشمان [ما] باشد
و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.
(دعای مومنان)؛ فرقان: 74

رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ ... وَ تُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
پروردگارا ما را تسليم [فرمان] خود قرار ده و از نسل ما امتى فرمانبردار خود [پديد آر]...
و آداب دينى ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى كه تويى توبه‏پذير مهربان.
(دعای ابراهیم و اسماعیل)؛ بقره: 128

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا
پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان كه عذابش سخت و دايمى است.
(دعای مومنان)؛ فرقان: 65

رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
پروردگارا ما ايمان آورديم پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب آتش نگاه دار.
(دعای تقوا‌پيشه‌گان؛ شكيبايان و راستگويان و انفاق‏كنندگان و آمرزش‏خواهان)؛ آل عمران: 16

[رَبَّنَا] أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا و َأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ
[پروردگارا] پس ما را بيامرز و به ما رحم كن و تو بهترين آمرزندگانى.
(دعای موسی )؛ اعراف: 155

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه‌دار.
(دعای حج‌گزاران)؛ بقره: 201

رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ و َلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ
پروردگارا روزى كه حساب برپا مى‏شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى.
(دعای ابراهیم)؛ ابراهیم: 41

رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا [وَ عَمَلًا] وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
پروردگارا بر دانش و کوشش‌‌ام بيفزاى و مرا به شايستگان ملحق فرما.
(توصیه‌ی الهی و دعایی برای پیامبر اسلام، و دعای یوسف)؛ طه: 114 و یوسف: 101

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ
پروردگارا بر ما شكيبايى فرو ريز و ما را مسلمان بميران.
(دعای ساحران فرعون پس از ایمان آوردن به معجزات الهی موسی)؛ اعراف 126

رَبَّنَا اغْفِرْلَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ
پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر ما پيشى گرفتند ببخشاى
و در دلهايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده‏اند [هيچ‌گونه] كينه‏اى مگذار
پروردگارا راستى كه تو رئوف و مهربانى.
(دعای كسانى كه بعد از مهاجران و انصار همراه مسلمانان شده‌اند)؛ حشر: 10

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي
پروردگارا سينه‏ام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان ساز و از زبانم گره بگشاى
[تا] سخنم را بفهمند.
(دعای موسی)؛ طه: 25

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان
و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى.
(دعای خردمندان)؛ آل‌عمران: 8

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
پروردگارا ما را در زمره گروه ستمكاران قرار مده.
(دعای اهل اعراف)؛ اعراف: 47

[رَبِّ] لاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
[پروردگار] مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده.
(دعای موسی) اعراف: 150

رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
پروردگارا پس مرا در ميان قوم ستمكار قرار مده.
(توصیه‌ی الهی و دعایی برای پیامبر اسلام)؛ مومنون: 94

رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش.
(دعای موسی)؛ قصص: 21
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَ أَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ
پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى.
(دعای شعیب)؛ اعراف: 89

َّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا
وَ تَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ رَبَّنَا وَ آتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَ لاَتُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَتُخْلِفُ الْمِيعَادَ

پروردگارا ما شنيديم كه دعوتگرى به ايمان فرامى‏خواند كه به پروردگار خود ايمان آوريد پس ايمان آورديم پروردگارا گناهان ما را بيامرز و بديهاى ما را بزداى و ما را در زمره نيكان بميران
پروردگارا و آنچه را كه به‌وسيله‌ی فرستادگانت به ما وعده داده‏اى به ما عطا كن
و ما را روز رستاخيز رسوا مگردان زيرا تو وعده‏ات را خلاف نمى‏كنى.
(دعای خردمندان)؛ آل عمران: 193

رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ وَ اجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
و َاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

پروردگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى
و براى من در [ميان] آيندگان آوازه نيكو گذار و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان
و روزى كه [مردم] برانگيخته مى‏شوند رسوايم مكن
روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد مگر كسى كه دلى پاك به‌سوى خدا بياورد.
(دعای ابراهیم)؛ شعراء: 83

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا بر [دلهاى] ما شكيبايى فرو ريز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى.
(دعای طالوت و همراهان مومن‌اش)؛ بقره: 250

رَبَّنَا لاَتَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَ نَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا ما را براى قوم ستمگر [وسيله] آزمايش قرار مده
و ما را به رحمت‏خويش از گروه كافران نجات ده.
(همگامان و مومنان همراه شده با موسی)؛ یونس: 85

[رَبَّنَا] لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا
[پروردگارا] جز بر گمراهى ستمكاران ميفزاى.
(دعای نوح)؛ نوح: 24

[رَبَّنَا] لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا
[پروردگارا] جز بر هلاكت‏ستمگران ميفزاى.
(دعای نوح)؛ نوح: 28


رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ

پروردگارا اموالشان را نابود كن و آنان را دل‏سخت گردان كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند.
(دعای موسی)؛ یونس: 88

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا و َاغْفِرْلَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
پروردگارا ما را وسيله‌ی آزمايش [و آماج آزار] براى كسانى كه كفر ورزيده‏اند مگردان
و بر ما ببخشاى كه تو خود تواناى سنجيده‏كارى.
(دعای ابراهیم)؛ ممتحنه: 5

ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا و انصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا گناهان ما و زياده‏روى ما در كارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار
و ما را بر گروه كافران يارى ده.
(دعای پیامبران)؛ آل‌عمران: 147

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتى بخش و كار ما را براى ما به سامان رسان.
(اصحاب کهف)؛ کهف: 10

رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ
پروردگارا از وسوسه‏هاى شيطانها به تو پناه مى‏برم.
(توصیه‌ی الهی و دعایی برای پیامبر اسلام)؛ مومنون: 97

رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ
و َأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ

پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس بگزارم
و به كار شايسته‏اى كه آن را مى‏پسندى بپردازم
و مرا به رحمت‏خويش در ميان بندگان شايسته‏ات داخل كن.
(دعای سلیمان)؛ نمل: 19

رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ
وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گويم
و كار شايسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى
و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذيرانم.
(دعای انسان‌های مومن در چهل سالگی و به‌هنگام رشد کامل)؛ احقاف: 15

رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا
پروردگارا آن دو [پدر و مادر] را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.
(توصیه‌ی الهی و دعایی برای مومنان)؛ اسراء: 24

رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ و َاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا
پروردگارا مرا [در هر كارى] به طرز درست داخل كن و به طرز درست‏خارج ساز
و از جانب خود براى من تسلطى يارى‏بخش قرار ده.
(توصیه‌ی الهی و دعایی برای پیامبر اسلام)؛ اسراء: 80

رَبِّ ... [یا] فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَ الآخِرَةِ
تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ

پروردگارا ... اى پديدآورنده‌ی آسمانها و زمين تنها تو در دنيا و آخرت مولاى منى
مرا مسلمان بميران و مرا به شايستگان ملحق فرما.
(دعای یوسف)؛ یوسف: 101

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا
رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا
رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا و ارْحَمْنَآ
أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير،
پروردگارا، هيچ بار گرانى بر (دوش‏) ما مگذار؛ همچنان‌كه بر (دوش‏) كسانى كه پيش از ما بودند نهادى‏. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداريم بر ما تحميل مكن‏؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تويى‏؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز كن‏.
(دعای مومنان)؛ بقره: 286

*******

لاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ
از رحمت‏خدا نوميد مباشيد زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت‏خدا نوميد نمى‏شود.
(تذکر یعقوب به فرزندانش)؛ یوسف: 87

وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ
چه كسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نوميد مى‏شود؟
(سخن ابراهیم)؛ حجر: 56

سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً
منزه است پروردگار ما كه وعده پروردگار ما قطعا انجام‏شدنى است.
(مومنان به حقانیت قرآن و سجده‌کنندگان به درگاه الهی)؛ اسراء: 108
حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است؛ چه نيكو سرور و چه نيكو ياورى است.
(سخن مجاهدان جنگ احد، و کلام وحی)؛ آل عمران: 173 و انفال: 40

لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته هرگز به ما نمى‏رسد
او سرپرست ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.
(توصیه و تذکر الهی برای پیامبر اسلام)؛ توبه: 51

*******

(توضیح: ترجمه‌ی آیات قرآن از استاد فولادوند، و ترجمه‌ی خطبه‌های نهج‌البلاغه از استاد آیتی است.)

 


 


ناسزاگویی و اتهام‌زنی از سوی دلسوزان دین و انقلاب پذیرفته نیست
مشاور و رییس دفتر رییس‌جمهور در پاسخ به واکنش‌های اخیر نسبت به برخی سخنان‌اش، گفت: همه آنچه را که مطرح می‌کنم بر اساس فرامین اسلام ناب محمدی و بسیاری از آن‌ها در حال اجراست.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اسفندیار رحیم‌مشایی در دیدار تعدادی از دانشجویان با اعلام این مطلب، افزود: تمامی مباحثی که طی این مدت به آن‌ها اشاره کردم، منطبق با آموزه‌های دین است که یا عملی شده و یا مورد غفلت واقع شده است.
وی تصریح کرد: نمی‌توان به آموزه‌های دینی بر اساس سلیقه‌ شخصی و یا گزینشی برخورد کرد و جامعه را به صورت غیرمنسجم و با راهکارهای متناقض اداره نمود، زیرا برخورد گزینشی با فرامین دینی موجب ناکارآمدی مدیریت دینی می‌شود که متاسفانه بعضی دلسوزان نسبت به این مهم غفلت می‌کنند.
مشایی سپس با بیان این‌که تخریب او از سوی آنچه آن را “بعضی باندهای قدرت – ثروت و عناصر عوام‌فریب” می‌خواند، جای تعجب ندارد، افزود: اما برخورد سطحی، چکشی و غیرعادلانه از سوی برخی اندیشمندان و فعالان حوزه دین با مباحث مطرح شده موجب تاسف است و باعث نهادینه شدن یک رفتار غلط در سطح عموم جامعه می‌شود.
رییس کمیسیون فرهنگی دولت، خاطرنشان کرد: این منطق که یک مسوول اجرایی، حرف نزند و دیدگاه‌هایش را مطرح نکند، از کدام آموزه دینی و فقهی استخراج و استنتاج شده است؟ برخلاف بعضی‌ها، حرف‌های بنده نه فقط تئورپردازی نیست، بلکه بیان بسیاری از رفتارهای جاری است که بنده فقط در مقام تبیین یا تصحیح آنها سخن می‌گویم.
مشایی با اعلام این‌که «به نظرات دلسوزان دین و انقلاب احترام می‌گذارم»، تاکید کرد: بسیاری از واکنش‌ها را دلسوزانه می‌دانم، اما معتقدم برخوردهای دور از استدلال و فاقد مبانی و آداب نقادی، برخلاف هدف‌گذاری برخی دوستان، موجب اقبال جامعه به سوی دیدگاه‌های ارایه شده می‌شود، زیرا قاطبه مردم دلسوزی برای دین را با ناسزاگویی، اتهام‌زنی و بالا بردن صدا به رسمیت نمی‌شناسند و فقط برخورد انسانی، علمی و اخلاقی را می‌پسندند.


 


پاسخ به نامه میرحسین موسوی و مهدی کروبی در خصوص اظهارات جنتی

آیت الله دستغیب در پاسخ به نامه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به مراجع پس از اظهارات احمد جنتی مبنی بر "دریافت یک میلیارد دلار از آمریکا توسط سران فتنه" اظهار امیدواری کرده که مسئولان حاکم در عوض پافشاری بر مطالب غیرصحیح، در صدد آزادی مردم به معنای صحیح آن باشند، از مردم عذرخواهی نموده و زندانیان را آزاد کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب، وی عنوان کرده است: هیئت حاکمه بر مردم مظلوم رحم کند و به قانون اساسی بازگشت نماید و زندانیان را آزاد کرده و از آنها و مردم عذر خواهی کند؛ و انتخابات مردمی بدون دخالت ناصحیح شورای نگهبان و یا دیگری برگزار شود.

گفتنی است چندی پیش مهدی کروبی و میرحسین موسوی در نامه‌ای مشترک به آیات عظام و مراجع تقلید از آنان خواستند تا برای "حفظ آبروی اسلام و روحانیت وارد صحنه شده و با افرادی که در لباس روحانیت به‌صورت آشکار و بی‌پروا قصد خدشه‌دار نمودن چهره اسلام و روحانیت را دارند برخورد کنند".

متن کامل پاسخ وی به نامه آنان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم جناب مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین کروبی

پس از تحیّات به عرض می رسانم که چنانچه سندی هم علیه شما گزارش کرده باشند، شرعا و عقلا جایز نیست آن را در ملأ عام و در بوق و کرنا ارائه دهند؛ که ریختن آبروی نظام در دنیا و اجراء حکم پیش از اثبات آن است. چه رسد به اینکه دامن شما از این مطالب بریء است.

اینجانب امیدوارم هیئت حاکمه بر مردم مظلوم رحم کند و به قانون اساسی بازگشت نماید و زندانیان را آزاد کرده و از آنها و مردم عذر خواهی کند؛ و انتخابات مردمی بدون دخالت ناصحیح شورای نگهبان و یا دیگری برگزار شود؛ و در عوض پافشاری بر مطالب غیر صحیح، در صدد آزادی مردم به معنای صحیح آن باشند؛ و بودجه مملکت را صرف ایجاد کارخانه ها و اشتغال واقعی مردم نمایند و آن قدر پافشاری بر رأی و نظر عدّه قلیلی در پنهان و آشکار ننمایند؛ و با احترام به مردم با صدق و صفا گفتگو کنند و خدا را در نظر بگیرند که جمهوری اسلامی بیش از این به سوی انحطاط نرود؛ و عقیده مردم را با گفتار و عمل خوب، به دین اسلام سوق دهند.

سیدعلی محمد دستغیب
 


 


صدایش نرم و آرام و نجیب می نشیند در گوشم: هشت ماه گذشت از جداشدنمان
هشت ماه؟!!!
بله چهار ماه دیگر که بگذرد می رسیم به یک سالگی حبس مجدد شیوا. و دیروز او از بند نسوان اوین به یاد من آورد که این روزها که ما مشغول زندگی عادی خود هستیم، او روزها و شب ها و ساعت ها و لحظه های اسارتش را شماره می کند با همان تقویم های دست ساز کذایی که بسته به هنرمندی زندانی خلق می شود. نمی دانم شاید هم گذر زمان را برحسب مشغولبت هایش اندازه می گیرد. هر دستبند بافته شده از نخ حوله که به یادگار هدیه می کند به عزیزانش، چند ساعت و هر لوح چوبی که نقش می کند بر آن عبارت های حکیمانه ماندگار را، چند روز. و تعداد قرص هایی هم که مجبور است بخورد تا شر مزاحمت های ناشی از عوارض سرماخوردگی کم شود، سرماخوردگی هایی که براثر استحمام های مکرر با آب سرد سراغش می آید، کمکش می کند برای اندازه گیری زمان. روزها و ماه ها گذشته و رسیده به عدد هشت. و من چرا به صرافت نیفتاده بودم که با استفاده از نعم در دسترس این زمان را حساب کنم و غصه هایم را شماره کنم در پس گذرش؟ آن شب قرار نبود من مسافر باشم. قرار بود صبح زود به اتفاق یکی از دوستان راه بیفتیم ولی پیشنهاد سفر جمعی را خصوصا به دلیل مطرح شدنش توسط خانواده های زندانیان سیاسی، نمی شد رد کرد. آن شب در میدان هفت تیر، میوه فروش و فروشنده سوپرمارکت وقتی فهمیدند ما آذوقه را برای قدم گذاشتن در چه راهی تدارک می بینیم، التماس دعا گفتند و نمی خواستند پولی از ما بگیرند ولی ما تشکر کردیم و تا اتوبوس رسید سوار شدیم. انگار یک تکه از رنگین کمان جنبش سبز را کنده بودند و سوار این اتوبوس کرده بودند. جوان، میانسال، زن و مرد، جانباز جنگ تحمیلی، خانواده شهید، خبرنگار، فرهنگی، فعال جامعه مدنی، مدیرسابق، خانه دار با اعتقادات و گرایش های متفاوت اما ملتزم به الزامات سبزها. اتوبوس حرکت کرد و ما شروع کردیم به جمع کردن کرایه ها تا یک جا پرداخت کنیم و داشتیم فکر می کردیم لازم است یک نفر جمع را نمایندگی کند. اصلا نفهمیدیم چگونه رسیدیم به میدان انقلاب و نفهمیدیم چرا اتوبوس متوقف شد و چگونه مهاجمین از پله ها بالا آمدند و با خشونت مدارک شناسایی را طلب کردند و شیوا را که قبل از این که ما بتوانیم تدبیری کنیم خودش را معرفی کرد و ... چه شبی بود آن شب که اتوبوس دم به دم با ذکر صلوات و فاتحه های مسافرانش برای شادی و علو روح مرجع عالیقدر به لرزه می افتاد و هیچ پاسخی برای سوال ما نبود: تشییع جنازه ممنوع شده یا زیارت حضرت معصومه؟؟؟ و اگر چنین است چرا قبلا اعلام نکرده اید.
قصه عجیبی داشتیم ما آن شب که خبرش فی الفور به همه ایران بلکه جهان رسید. چه خبر زشتی. مثل خیلی خبرهای زشت دیگر یک سال گذشته و این دوماه پسینش. مثل هجوم به مراسم دعای کمیل آن هم در خانه یکی از خانواده های زندانیان سیاسی. مثل هجوم به مراسم یادبود شهدا و ...
بیرون بستگان مسافرین اتوبوس یکی یکی داشتند باخبر می شدند از آن چه گذشته و نگرانی های شدت می گرفت و اینجا ما داشتیم دودوتا چهارتا می کردیم که فایده این برخوردهای زشت و سخیف و غیرعقلانی چگونه می تواند هزینه های گزافش را برای طراحان و اقدام کنندگان توجیه کند؟!!!
باری آن شب غائله با بازداشت چهار مسافر عزیز و رها شدن بقیه ختم شد و چهره آرام و نجیب شیوا که موقع خروج به سوی ما برگشت و با لبخندی دستش را برای خداحافظی تکان داد، برای همیشه در خاطر ما باقی ماند. تصویر یک قهرمان: شیوای عزیز، شیوای صبور، شیوای استوار، شیوای مدافع حقوق بشر، مدافع حقوق مظلوم، شیوای قهرمان.
حالا او باز هم همانگونه متین و آرام از آن سوی دیوارهای اوین مرا که میهمان خانه اش هستم، یادآور می شود به آن لحظه شوم. می گویم شیواجان دوست داشتم این بار که به خانه ات می آیم خودت درب را به رویم باز کنی ولی افسوس. می خندد و می گوید: تمام می شود، تمام می شود و من می گویم: در خانه ات سوره نمل را می خوانیم در خانه تو که مدافع حقوق زنان هم هستی داریم داستان ملکه سبأ را مرور می کنیم و مدیریت قابل تحسینش را که پیامبر خدا را به شگفتی آورد. می گویم به همه بچه سلام برسان، به بهاره و هنگامه بقیه ای که نمی شناسمشان و بگو ماه رمضان نزدیک است ما را از دعا فراموش نکنند.می گویم شما هم آن سوی دیوارها این آیه شریفه از سوره نمل را با ما تکرار کنید: «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» و گوشی را می دهم به مهسا تا صدای مهربانش برای خواهر دربندش امیدبخش باشد. و به فکر فرو می روم. خدایا از ما چه برمی آید؟ چه می توانیم کرد برای جلوگیری از ظلم جز افشای آن؟ خودت تکلیف ما را برما الهام کن به قدرت و عظمتت ای خدای مظلومان.
آیات پایانی را خودم قرائت می کنم با صدایی محزون به نیت سلامت همه عزیزان دربند به ویژه کیوان صمیمی که مردانه بر خواست های حقوقی و شرعی و انسانی اش برای زندانیان اعتصاب کننده در انفرادی ها پای می فشارد، در حالی که چهره مظلوم و موقر فرزندانشان امین و عادله یک آن از ذهنم دور نمی شود.
پروردگارا تو را به حق سوره نملی که دوبار نامت در آن آمده و رحمانیت و رحیمیتت در آن تصدیق شده، فرزند نازنین این خانه و دیگر خانه های امید و ایمان را به نزد خانواده هایشان بازگردان.
آمین یا رب العالمین
 


 


سخنراني سردار مشفق در جمع روحانيان پايگاه ثارالله مستندي شد براي نگاشتن شكواييه اي از نظاميان. هفت چهره سياسي و اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت كه همگي در يكسال اخير به زندان افتاده اند، دادخواست سر گشاده اي را به قوه قضاييه فرستاده اند كه بنا بر گفته هاي سردار مشفق نشان مي دهد كه انگيزه دست بردن در انتخابات رياست جمهوري از سوي نظاميان و بر كشيدن احمدي نژاد به رياست جمهوري با هر شيوه اي هدف نظاميان هوادار دولت بوده است. درباره اين نامه با دكتر عليرضا علوي تبار گفت و گو كرده ايم .علوي تبار از اصلاح طلباني است كه گفته هايش جنبه هاي تئوريك دارد و مي تواند راهبردهاي تازه اي را مطرح كند. علوي تبار سالها پيش نشريه راه نو را منتشر مي كرد كه در ميان خوانندگان به نشريه اي تحليلي و عميق مشهور بود، اين چهره اصلاح طلب در مصاحبه پیش رو با جرس، علاوه بر ارزيابي شكواييه هفت اصلاح طلب عليه نظاميان به وضعيت سياسي كشور و تحليل ريزش حاميان احمدي نژاد نيز پرداخته است .

برخي دوستان شما نامه اي را خطاب به قوه قضاييه نوشته اند و با استناد به گفته هاي سردار مشفق خواهان آن شدند كه قوه قضاييه به اقدام نظاميان در انتخابات رسيدگي كند، بسياري اين سوال را دارند كه خطاب قرار دادن قوه قضاييه اي كه تا به حال نشاني از بي طرفي در آن ديده نشده و حتي در قبال اعتصاب غذاي زندانيان سياسي بي تفاوت بوده است ، آيا مي تواند تاثيري در پي داشته باشد ؟

اگر از زاويه اقدام قانوني قوه قضاييه مي پرسيد به احتمال زياد تاثير قابل توجه اي نخواهد داشت نه اينكه هيچ توجه اي به اين نامه نشود ، همانطور كه ملاحظه كرديد نامه شبيه به يك كيفرخواست است، آنها احتمالا هيچ اقدام موثري نسبت به كسي كه از او شكايت شده نخواهند كرد، اما از زاويه ديگر موثر خواهد بود ، ما بايد بپذيريم كه ممكن است نيروهاي صادق و درستكاري هم در درون قوه قضائیه حضور داشته باشند كه اين نامه مي تواند براي آنها يك حجت تمام كننده باشد و ديگر اينكه قوه قضاييه را در معرض آزمون عمومي هم قرار مي دهد .به هر حال قوه قضاييه جداي از تعهداتي كه به قدرت دارد، نياز دارد به نوعي مشروعيت خودش را هم در جامعه حفظ كند.هر چه هست اثر يك اقدام قضايي زياد نخواهد بود و ممكن است خيلي صوري و شكلي باشد ، اما آثار اجتماعي و توقعات و فشارهاي اجتماعي آن مي تواند اثر گذار و نتيجه بخش باشد .

اين نامه و شكواييه در صورت اثبات، دخالت نظاميان در انتخابات را مسجل مي كند و نتيجه انتخابات نامشروع خواهد كرد ، فكر مي كنيد قوه قضاييه با توجه به اهميت موضوع براي بررسي اين موضوع نياز به اجازه رهبري دارد آن هم درباره شكواييه اي كه نتيجه آن به مشروعيت و عدم مشروعيت دولت منتج مي شود؟

تصميم گيري در مورد وقايعي كه در انتخابات افتاد در واقع در بالاترين مراكز تصميم گيري نظام گرفته شده و هيچ نيرويي خود سرانه اين تصميم را نگرفت و همه مطابق يك برنامه و يك دستور مشخص و آن هم برنامه اي كه از مدتها پيش تهيه شده بود اقدام كردند به همين دليل آنها اگر هم بخواهند رسيدگي كنند كه عرض كردم حداکثر يك كار صوري خواهد بود و نه كاري كه به كشف حقيقت و لايه هاي پنهان تر حقيقت منجر شود.به همين دليل به نظر نمي آيد كه قوه قضاييه اين ظرفيت را در شرايط فعلي داشته باشد كه به اين درخواستي كه خيلي مستدل هم بيان شده، رسيدگي كند اما به هر حال توجه داشته باشيد براي مجموعه اي كه مشروعيتش به شدت زير سوال است، بي توجهي به اين درخواستها عدم مشروعيت فزاينده اي به همراه دارد ، از طرف ديگر ممكن است در درون حاكميت كساني باشند كه احساس كنند بهتر است هزينه کمتري بپردازند تا هزينه بزرگتري را متحمل نشوند ، من تصورم اين است كه در درون حاكميت يك نوع ميل به تغيير دولت فعلي وجود دارد و اين نوع مستندات اين ميل را تقويت مي كند و در واقع به آن توان چانه زني با جريان مقابل خودش را هم مي دهد ، از اين لحاظ اين كارهاي كوچك ممكن است زمينه ساز يك تحولاتي شود كه در درون خود حاكميت شروع خواهد شد .

يعني شما فكر مي كنيد كه مواضعي كه اخيرا اصولگرايان نسبت به دولت گرفته اند با استنادات اين نامه ممكن است بتواند زمينه هاي سقوط دولت را فراهم كند ؟

ببينيد يك نكته اش حتمي است و آن هم اينكه در واقع حاكميتي كه با غلبه راست افراطي شكل گرفته، كم كم در اثر انتخابات چند پارچه و تكه تكه شده و روز به روز تضادهاي بين اجزايش در حال افزايش است . طرفين اين كشمكش قاعدتا از هر ابزاري عليه هم استفاده مي كنند .اين نامه و استناداتش و توجیه اي كه به سخنان يك محفل امنيتي جلب كرده ،در واقع استنادات خيلي قوي در اختيار جناحي قرار مي دهد كه معتقدند اين دولت مشروعيت كافي براي چانه زني با خارجي ها و بسيج مردم براي پشتيباني را ندارد و اين ابزار در اختيار عده اي قرار مي دهد كه بگويند براي حفظ كليت نظام بايد بخشي از نيروهاي داخل حاكميت را هزينه كرد و آن بخشي كه مشروعيت كمتر و پايگاه مردمي محدودتري دارد، بايد هزينه شود .

شما اظهار نظرهاي احمدي نژاد را در انتقاد از مجلس و قوه قضاييه و همچنين گفته هاي مشايي را درباره اسلام ايراني، چگونه ارزيابي مي كنيد و اصولا وضعيت احمدي نژاد را در ميان حاميانش چگونه مي بينيد ؟

جريان راست محافظه كار تا مدتي پيش سركردگي جريان راست افراطي را پذيرفته بود و صرفا دنباله روي و تقليد مي كرد، اما حالا احساس كرده كه اعتماد به نفس بيشتري پيدا كرده و به خصوص شكست خط مشي هاي دولت اينها را ترغيب كرده كه پا پيش بگذارند و جلو بيايد و از سوي ديگر يك جريان كه در حاشيه حا كميت رفته بود، يعني جريان مصلحت عمل گرا ، آنها هم امكان بيشتري پيدا كرده اند براي طرح ديدگاه هايشان و مطرح كردن خودشان . به نظر مي آيد حاميان راست افراطي، به شدت ريزش داشته اند و راست افراطي به خصوص در ميان روحانيان خيلي شديد ريزش حامي داشته است، الان در حوزه كمتر روحاني جدي مطرح است كه خود را هزينه دولت كند و پايگاه سياسي دولت به شدت ضعيف شده است. به همين دليل، اتحاد سنتي بازار و روحانيت كه راست افراطي در يك مواقعي به آن هم تكيه كرده، به تدريج اين تكيه گاه هم خودش را كنار مي كشد و راست افراطي به دليل محدوديت تكيه گاه چهره امنيتي و نظامي پيدا مي كند و اين كاملا قابل مشاهده است، جدا شدن راست محافظه كار و همين طور زمينه پيدا كردن ديدگاههاي راست مصلحت گرا در حاكميت .

وضعيت و پايگاه دولت در سپاه چه طور است آيا مي شود به فشار افرادي در بدنه سپاه كه به اقرار فرمانده سپاه مشكل دار شده اند ، اشاره كرد و پايگاه دولت را در سپاه و بسيج متزلزل دانست ؟

بيشتر حا ميان آقاي احمدي نژاد در رده دوم و سوم نيرو هاي مسلح بودند ، بنا براين كساني كه سابقه فرماندهي طولاني در جنگ داشتند، از همان اول هم چندان با اين جريان همراه نبودند اما به دليل حمايتي كه احمدي نژاد از بالا مي شد ، فرماندهاني كه مسووليت داشتند از اين جريان حمايت مي كردند ، به نظر نمي آيد كه تحول جدي در ديدگاه نيرو هاي مسلح رخ داده باشد. در حال حاضر بخش عمده اي از دولت از نيرو هاي رده دوم و سوم نظامي گرفته شده و در واقع نظاميان به پست هاي مختلف مي رسند و نيروهاي قديمي تر كه سوابق طولاني تر داشتند يا خودشان را كنار كشيدند و يا آنطور اعتماد به نفس ندارند كه ابراز مخالفت كنند و نيرو هاي پایين تر هم به دليل سلسله مراتب نظامي خيلي هزينه دار است اظهار نظر هاشان ، به اين ترتيب بعيد مي دانم فعلا تا افقي كه مي توان ديد در نظاميان اتفاقي را شاهد باشيم.

شما موضع گيريهاي جديد مشايي درباره اسلام ايراني يا حرفهاي كلهر در باره كو تاهي صدا و سيما در بازتاب راهپيمايي ميليوني 25 خراد و همچنين اظهارات مصباح يزدي مبني بر اينكه ممكن است برخي از نيروهاي ارزشي فعلي در آينده به مسير نا حق بيفتند را چگونه تحلیل مي كنيد ؟ آیا تغییر فکری رخ داده است؟

در هر حال با تو جه به سوابق و پيشينه اين بحث ها، اين حرفها چندان با چارچوب هاي فكري و مذهبي دولت سازگار نيست و به همين دليل بايد احتمالات ديگر ي براي آن داد و هيچ شواهدي هم براي تغيير فكري اين افراد وجود ندارد و علت را در جاي ديگري بايد جسجو كرد .ببينيد اساسا طرح مساله امام زمان و ارتباط مستقيم با امام زمان حربه اي بوده است براي دور زدن روحانيت سنتي، يك جرياني وجود دارد در دولت كه مايل است اعلام كند براي گرفتن احكام نيازي به روحانت سنتي ندارد و خودش با منبع مشروعيت و قانون گذاري كه زنده است، ارتباط دارد . دليل اين است كه اينها از حمايت روحانيت سنتي نااميد شده و رو حانيت سنتي حاضر نشده كه با تمام قوا از دولت حمايت كند.يك علت ديگر هم دارد دولت كنوني قرار بوده كه شركاي سابقي را كه در درون قدرت بودند را كنار بزند و قدرت را تك پایه اي كند و روحا نيت سنتي و نماينده آنها جر يان راست سنتي يك جرياني بوده اند كه از قبل هم كاملا وجود داشتند و در درون ساخت قدرت حضور داشتند اينها را هم خواسته اند كنار بزنند و به همين دليل به آنها حمله شده و حالا آنها دارند واكنش نشان مي دهند و اين نشانه نا موفق بودن در جذب آنهاست و جسجو به دنبال منابع جديد مشرو عيت است . اين احتمال را هم بايد داد كه گاهي اوقات طرح مبا حثي اين چنيني و ايجاد موجهاي خبري لا زم است تا توجهات از يك سري مسا ئل منحرف شده و موضوعات ديگري كه قرار بوده طرح شود كمتر مورد تو جه قرار بگيرد. به هر حال براي تحليل اين گفته ها يك احتمالاتي غير از تغيير ديدگاه جديد را براي تفسير بايد آورد .

شما فكر مي كنيد ما در آينده نزديك، شاهد اختلاف احمدي نژاد با رهبري هم خو هيم بود و آيا آقاي احمدي نژاد پروژه خاصي را پيش مي برد ؟

خيلي مشكل بتوان پاسخي داد، تصور من اين است كه تمام اتفاقاتي كه مي افتد ضمن اينكه نيروهايي كه در آن فعال هستند استقلال نسبي دارند اما واقعيت امر اين است كه يك فرماندهي هست و نهايتا رهبري كاملا امور را در اختيار دارد و مسلط بر اوضاع است، بعيد مي دانم كه احمدي نژاد و دوستانشان در موقعيتي باشند كه مخالفتي با رهبري كنند، اين وضع فعلي است تا زماني كه اين تسلط هست و احساس استغنا نكنند .چون افراد و جريانها بر اساس توان واقعيشان تصميم نمي گيرند بر اساس برآوردشان از تصورشان تصميم مي گيرند بعيد مي دانم اين تصور داشته با شند كه بخواهند خط مستقلي را از رهبري پيش ببرند.

بر خي معتقدند تحر يمها به جنگ زود هنگامي ختم خو اهد شد، شما فكر مي كنيد آيا احتمال جنگ عليه ايران در حال حاضر جدي است ؟

اگر يك طيف را بررسي كنيم كه يك سرش جنگ و يك سرش روابط دوستانه باشد، من به نظرم اتفاقاتي كه افتاده ما را به جنگ نزديک كرده است،ما الان در مرحله تهديد به جنگ هستيم يك موقع در مرحله تهديد به تحريم بوديم و بعد وارد مرحله عملي شدن تحريم شديم، اما حالا در مرحله تهديد به جنگ هستيم و هنوز واردش نشديم، خود جنگ هم مي تواند سطوح مختلف داشته باشد.متاسفانه من فكر مي كنم، فضا به سمت جنگ نزديك شده است. يك نگراني هم كه دارم اين است كه احتمال مي دهم كه يك نيرویي در داخل باشد كه از درگيري كو چك و كنترل شده بدش نيايد و فكر كند اين مي تواند برنامه اي باشد براي خروج از بحران و اگر اين تصور من درست باشد ممكن است خطر جنگ افزايش پيدا كند.


 


هيلاری کلينتون، وزير خارجه‌ ايالات متحده خواستار آزادی زندانيان سياسی در ايران شد و نسبت به محروم‌شدن شهروندان ايران از حقوق مدنی‌شان شديداً ابراز نگرانی کرد.

به گزارش رادیو فردا، خانم کلينتون در بيانيه‌ای که روز سه‌شنبه در اين باره صادر کرد، آورده است: دولت آمريکا به اين باور رسيده که شماری از شهروندان ايران به دليل اعتراض به نتايج انتخابات مناقشه‌برانگيز سال گذشته، در خطر اعدام قرار دارند.

وزير خارجه‌ آمريکا می‌گويد: دولت ايالات متحده از تهران می‌خواهد که اين اعدام‌ها را بر طبق تعهدی که در قبال ميثاق بين‌المللی حقوق سياسی و مدنی دارد، متوقف کند. واشنگتن همچنين خواستار آن است که تمام زندانيان سياسی و مدافعانِ حقوق بشر که در زندان به سر می‌برند، هر چه سريع‌تر آزاد شوند.


 


بهزاد باقری، دانشجوی دانشگاه تهران روز گذشته ۱۹ مرداد‌ ماه با وثیقه‌ ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اصفهان آزاد شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، وی که فعال دانشجویی است در تاریخ هشتم خردادماه ۱۳۸۹ در شاهین‌شهر اصفهان بازداشت شده بود.

باقری دانشجوی دانشگاه تهران، در نشریات دانشجویی "خاک" و "طلوع" فعال بود و پیش از این، در جریان بازداشت گسترده دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در سال ۸۶ بازداشت شده بود.

پیش از این و در زمان بازداشت وی، خانواده‌ او بارها از طرف وزارت اطلاعات تحت فشار قرار گرفته بودند.


 


مراسم افطار روزه سیاسی که بنا بود روز 18 مرداد، در منزل عبدالله مومنی برگزار شود، گرچه با اطلاعیه سازمان ادوار تحکیم وحدت و به دلیل فشارهای امنیتی ملغی اعلام شد، اما جمعی از فعالان سیاسی و ملی در منزل این فعال دربند حضور یافتند.

به گزارش روابط عمومی جبهه ملی ایران، ادیب برومند، هرمیداس باوند، کورش زعیم و بانولقا اردلان از به همراه شماری از جوانان سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران، از جمله علی قادری، سلمان سیما، محمد شوراب و دیگران، در مراسم افطار روزه سیاسی که در منزل عبدالله مومنی بر پا شده بود شرکت کردند.

این افراد در این مراسم با ابراز همدردی با خانواده مومنی اعلام پشتیبانی همه جانبه خود را از این زندانیان را مطرح کردند.


 


فروش بنزین ترکیه به ایران در ماه ژوئیه نسبت به ماه قبل آن ۷۳ درصد کاهش یافت.
بنا بر آمار و داده‌های انجمن صادرکنندگان مواد شیمیایی ترکیه که روز سه‌شنبه در استامبول منتشر شد، فروش بنزین به ایران در ماه ژوئن به بیش از ۹۳ میلیون دلار بالغ می‌شد، اما این رقم در ماه ژوئیه به حدود ۲۶ میلیون دلار کاهش یافته است.
کاهش شدید فروش بنزین ترکیه، هم زمان با اِعمال تحریم‌های مضاعفِ آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا اتفاق می‌افتد. این تحریم‌ها با هدف سخت‌گیری بر واردات فرآورده‌های نفتی و افزایش انزوای بین‌المللی ایران، به دلیل نقض قطعنامه‌های شورای امنیت، دنبال می‌شود


 


یک عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس از تهیه و تکمیل‌شدن “طرح نظارت بر نمایندگان ” با بیش از ۳۰ ماده توسط کارشناسان کمیسیون متبوعش خبر داد.
به گزارش فارس، سید فاضل موسوی نماینده مردم خدابنده و عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با اشاره به روند تهیه طرح نظارت بر نمایندگان گفت: طرح نظارت بر نمایندگان با حدود بیش از ۳۰ ماده در کمیسیون اصل ۹۰ توسط کارشناسان این کمیسیون و کارشناسان دیگری که بیرون از کمیسیون هستند، تهیه و جمع‌بندی شد.
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود: این طرح روز یکشنبه به کمیته ویژه ۵ نفره کمیسیون برای بررسی ارائه خواهد شد و در صورت تأیید طرح مذکور توسط کمیته ۵ نفره، این طرح به هیئت رئیسه کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی ارائه خواهد شد.
عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس تصریح کرد: پس از اینکه هیئت رئیسه کمیسیون نیز طرح نظارت بر نمایندگان را تأیید کرد، این طرح برای انجام ادامه مسیر به منظور قانون‌شدن به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ارائه خواهد شد.
همچنین عضو کمیسیون اصل نود مجلس از قرائت گزارش این کمیسیون درخصوص عدم ارائه اساسنامه شرکت نفت و سئوال از وزیر در هفته کاری مجلس پس از تعطیلات خبر داد و گفت: دولت باید تکلیف خود در ارائه اساسنامه نفت را روشن کند در غیر این صورت مجلس وارد می شود.
همچنین سایت مهر نوشت: فاضل موسوی با بیان اینکه ما دیگر در مسئله اساسنامه نفت از دست دولت خسته شده ایم ، گفت: قرار بود این گزارش در دوماه گذشته قرائت شود اما معاون حقوقی پارلمانی رئیس جمهور از رئیس کمیسیون طلب فرصت کرد تا اساسنامه از سوی دولت به مجلس ارائه شود اما با این درخواست نه گزارش قرائت شد نه این کار از سوی دولت انجام نشد.
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس ادامه داد: با این تاخیر دولت دیگر به نظر می رسد در هفته کاری مجلس پس از تعطیلات یا گزارش کمیسیون اصل نود درباره عدم ارائه اساسنامه قرائت می شود و در کنار آن از وزیر نفت سئوال می شود و او باید با حضور در مجلس به نمایندگان توضیح دهد که این تاخیر و بدقولی به چه دلیل است؟
عضو کمیسیون اصل نود مجلس تصریح کرد: وقتی مجلس در بعد نظارتی خود وارد می شود و اعلام می کند که بر یکسری مسائل کنترل دارد و از آن طرف اتفاقی هم نمی افتد که جلوی برخی قانون شکنی ها گرفته شود، این مجلس است که لطمه می بیند، بنابراین ما تاکید داریم این مسئله باید تکلیفش روشن شود.
نماینده خدابنده تاکید کرد: بهتر است قبل از اقدام مجلس این دولت باشد که تکلیف خود را در ارائه اساسنامه روشن کند و به مباحث در این زمینه پایان دهد.
قرائت گزارش عدم تهیه اساسنامه شرکت های ملی نفت، صنایع پتروشیمی و شرکت گاز ۲۶ خردادماه در دستور کار مجلس قرار داشت که در همان جلسه نکونام رئیس کمیسیون اصل نود که در آن زمان در سمت نایب رئیسی کمیسیون قرار داشت با ارائه یادداشتی به هیئت رئیسه مجلس خواستار از دستور کار خارج شدن این گزارش و تعویق در قرائت آن شد.
نکونام در این یادداشت یادآور شده بود که ” معاون امور مجلس ریاست جمهوری در جلسه مورخ ۲۵ خرداد ۸۹ با اعضای ثابت کمیسیون تقاضا داشتند قرائت گزارش مذکور تا زمان تعیین شده در قانون بودجه سال جاری برای ارائه اساسنامه شرکت های فوق الذکر به تعویق بیفتد”
با گذشت زمان تعیین شده در بودجه سال جاری، دولت تا کنون لایحه اساسنامه شرکت های ملی نفت ، صنایع پتروشیمی و شرکت گاز را به مجلس ارائه نکرده است. از سوی دیگر کمیسیون انرژی مجلس نیز از چند ماه قبل کار تهیه طرح اساسنامه شرکت ملی نفت را آغاز کرده است تا درصورت عدم تهیه لایحه مذکور از سوی دولت، این طرح به مجلس ارائه شود


 


دبیر کل شورای عالی ایرانیان خارج از کشور در رابطه متخصصین ایرانی مقیم خارج که ممکن است مشکل سیاسی داشته باشند گفت: من به‌عنوان دبیر کل شورای عالی ایرانیان خارج از کشور می‌گوییم که کسانی که می‌خواهند در کشور در زمینه امور علمی و تخصصی فعالیت کنند مشکلی برای آنها وجود ندارد اما در عین حال نهادها و سازمان‌های دیگری در کشور وجود دارند که آنها هم باید وظایف خود را انجام دهند.
به گزارش ایلنا، محمد شریک ملک زاده در پاسخ به این سوال که آیا تضمینی وجود دارد که اگر ایرانیان مقیم خارج از کشور که در هنگام خروج از ایران مشکل سیاسی داشتند به ایران بیایند مشکلی برای آنها پیش نیاید، گفت: کسی که می‌خواهد به ایران بیاید برای کار و فعالیت علمی و تخصصی به ایران بیاید بررسی‌های اساسی در رابطه با او انجام می‌شود هم در حوزه علمی و تخصص و صلاحیت علمی او و هم بررسی‌های دیگری که لازم است انجام شود، اگر جمیع جهات مثبت باشد مشکلی برای حضور ایرانیان مقیم خارج از کشور در ایران وجود ندارد.
وی گفت: شورای عالی ایرانیان خارج از کشور از حضور ایرانیان مقیم خارج از کشور در ایران استقبال می‌کند و به دنبال آن است که تا از امکانات فکری و علمی آنها استفاده کند. بعد از اولین همایش ایرانیان خارج از کشور حدود ۲۰۰ نفر از این ایرانیان مقیم خارج آمادگی کردند که به صورت تمام وقت در دانشگاه‌های کشور به تدریس مشغول شوند.
دبیر کل شورای عالی ایرانیان خارج از کشور مدعی شد: ما این آمادگی را داریم که شرایطی فراهم کنیم ایرانیان مقیم خارج از کشور برای تعریف پروژه‌های مشترک با ایران و راه اندازی کارگاه‌های آموزشی در ایران اقدام کنند.
گفتنی است چند روز پیش احمدی‌نژاد در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسید آیا روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور هم می‌توانند به کشور باز گردند، گفت: هر ایرانی، هرجا که هست می‌تواند به کشور باز گردد. کسی هم نمی‌تواند مانع ورود و خروج افراد شود. بنده از همین جا از همه ایرانیان خارج از کشور دعوت می‌کنم که به کشور برگردند.
وی همچنین گفت: اگر ایرانیان در سراسر دنیا دچار مشکل مالی، سیاسی و حقوقی از ناحیه برخی دولت‌ها و گروها هستند، می‌توانند به ایران باز گردند و دولت به معنی واقعی آن هیچ مانعی برای بازگشت آنها ندارد.


 


در حالی نرخ بیکاری در بهار ۸۹ نسبت به مدت مشابه سال قبل معادل ۳٫۵ درصد افزایش یافت و از ۱۱٫۱ به ۱۴٫۶ درصد رسید که بیان می‌شود توسط زودبازده‌ها در سال گذشته بیش از ۹۰۰ هزار شغل ایجاد شده است.
به گزارش مهر، بررسی روند رشد نرخ بیکاری در اولین فصل سال‌جاری یعنی بهار ۸۹ نشان دهنده افزایش ۱ دهم درصدی نرخ بیکاری نسبت به زمستان ۸۸ و ۳٫۵ درصدی نسبت به مدت مشابه در بهار سال گذشته است که این موضوع از آهنگ ناموزون رشد نرخ بیکاری در کشور حکایت دارد.
بر اساس این گزارش، کارشناسان بازار کار مقطعی بودن سیاست‌های اشتغال‌زایی، پیگیری کاهش نرخ بیکاری فقط با تزریق نقدینگی، عدم توجه به آموزش، واردات بی رویه، مطابق نبودن آموزشهای دانشگاهی با نیازهای بازار کار، غیرقابل استناد بودن آمارها و موارد دیگر را از دلایل مهم افت و خیز در نرخ بیکاری می‌دانند.
طی سالیان اخیر دولت‌ها به جای توجه به برنامه‌های بلند مدت و ۵ ساله، عمدتا به برنامه‌های کوتاه مدت و تدوین سیاست‌های اشتغالزایی مقطعی مترادف با برنامه‌های کلان مبادرت کردند که این موضوع خود باعث ایجاد نوعی ضعف در پیشبرد برنامه‌های اشتغال‌زایی شده است.
بدهکاران بیکار
همچنین از سویی دیگر، توجه “صرف” به تزریق پول و نقدینگی در بازار کار و اشتغال مانند آنچه که در طرح‌های خوداشتغالی، زودبازده‌ها و در آینده نیز در مشاغل خانگی اتفاق افتاده است؛ بیشتر از اینکه منجر به تولید فرصت‌های جدید شغلی شود به ایجاد “بیکاران بدهکار” دامن زده است.
از موارد دیگری که می‌توان از آن به عنوان یکی از دلایل عقیم ماندن برنامه‌های اشتغال‌زایی نام برد مربوط به همراهی نکردن دولت با برنامه چهارم توسعه به‌ویژه در بخش اشتغال‌زایی بوده است به‌نحوی که طبق برنامه دستگاه‌های زیادی باید دست به‌دست هم می‌دادند تا از این طریق بتوان در ایجاد مشاغل جدید موفق عمل کرد.
متاسفانه زودبازده‌ها با تاکیدات فراوان وزارت کار در سال‌های گذشته به دلیل مشخص نبودن تضمین سرمایه‌گذاری جدی و حامی مالی به بن‌بست رسید و امروز می‌بینیم که پس از چند سال از زمان آغاز به کار زودبازده‌ها نمی‌توان به آمار ایجاد بیش از ۹۰۰ هزار شغل آن استناد کرد چرا که در همین مدت نرخ بیکاری کل کشور افزایش یافت و بیش از ۲۰ استان نیز حداقل در ۸۸ نسبت به ۸۷ بیکارتر شدند، در حالی که شغل جدید به کاهش نرخ بیکاری خواهد انجامید.
هماهنگی وزارت کار با وزارتخانه‌هایی مانند صنایع، تعاون، بازرگانی، علوم و دستگاه‌های دیگر نیز لازمه شکل‌گیری موفق و پایدار ماندن زودبازده‌ها در ایجاد کار بوده است که هرگز این هماهنگی آنچنان که باید ایجاد نشد. این موضوع در ناهماهنگی بین بانک‌ها و وزارت کار بیشتر خود را نشان داد.
می‌توان گفت که سیاست اشتغال‌زایی در قالب زودبازده‌ها نیازمندعزم جدی دولت و حضور دستگاه‌های ذیربط بوده است به نحوی که علی‌رغم درست بودن سیاست‌ها در بخش زودبازده، این طرح جواب نداد و اشتغال مدنظر آن نیز ایجاد نشد و یا دست کم آمار درستی بیرون نیامد.
تشابه اصلی طرح‌های زودبازده با خوداشتغالی در این است که علی‌رغم بزرگتر بودن طرح‌های زودبازده، هر دو طرح اولویت اصلی و اولیه خود را تزریق نقدینگی قرار داده بودند وگرنه به لحاظ عملیاتی مانند هم اجرا شد. باید به این نکته توجه کرد که اصل زودبازده‌ها هیچ وقت زیر سوال نرفت ولی آنچه که به آن نقد وارد شد، کوتاه مدت بودن طرح‌ها و عدم انجام کار کارشناسی بوده است.
هم اکنون با وجود جمعیت بالای جوان و تحصیل کرده دانشگاهی در کشور شاید مهمترین موضوع مورد توجه در زمینه نرخ بیکاری باید تلاش در ثابت نگاه داشتن آن باشد و این مسأله از کاهش آن مهمتر است چرا که ثابت ماندن نرخ بیکاری نیز در شرایط فعلی موفقیت است و این موضوع یک گام از کاهش جلوتر حرکت می‌کند.
واگذاری امورات مربوط به اشتغال‌زایی و برنامه ریزی برای توسعه فرصت‌های شغلی به بخش تعاون بدون آموزش، تجهیز تعاونی‌ها به اعتبارات مناسب، بالا بردن سطح خدمات فنی و مهارتی نمی تواند منجر به تولید کار و در نتیجه کاهش نرخ بیکاری شود.
اگر قرار است سالیانه تا ۱٫۱ میلیون شغل جدید در کشور ایجاد شود نیاز است تا سیاست‌های درستی برای آن تعریف شود ضمن اینکه با وجود ادامه سیاست انقباظی بانک‌ها در پرداخت تسهیلات نیز نمی‌توان خیلی به تحقق مشاغل جدید امیدوار بود. در هرصورت زودبازده یا مشاغل خانگی هرگز نمی‌تواند با نگاه کوتاه مدت
منجر به کاهش نرخ بیکاری شود.
بانک مرکزی: تسهیلات زودبازده تکلیفی نیست/ وزیر کار: هست!
گواه ناموزون بودن سیاست‌ها این است که شورای عالی اشتغال ۱۱هزار میلیارد تومان منابع برای پرداخت به زودبازده ها تصویب می‌کند، سپس رئیس کل بانک مرکزی آن را غیرتکلیفی و به شرط افزایش سرمایه بانک‌ها می‌داند و پس از آن نیز وزیر کار می‌گوید: تسهیلات تکلیفی است.
در شرایط فعلی بر اساس آمارهای موجود سالیانه حداقل ۹۰۰ هزار نفر آماده به کار در کشور وجود دارد که ایجاد اشتغال برای این میزان ورودی به بازار کار نیازمند تدابیر روشن است. البته هم اکنون آمارهای موجود خود محل تردید است چرا که در برخی موارد دستگاه‌ها برآوردهای یکدیگر را نیز زیر سوال می برند.
دست‌یابی به آمارهای درست و قابل استناد می‌تواند ما را در رسیدن به یک برنامه قابل اجرا رهنمون سازد. باید پرسید که جهش نرخ بیکاری و بالا رفتن تعداد بیکاران برای چیست؟ گفته می‌شود نرخ بیکاری فعلی به مراتب بالاتر از ۱۴٫۶درصد اعلام شده است به نحوی که با وجود ۴ میلیون نفر بیکار، نرخ بیکاری برخی استان‌ها از ۱۸ درصد نیز بالاتر است.
برآورد شده است که نرخ بیکاری جمعیت فعال بین سنین ۱۵ تا ۴۰ سال کشور هم‌اکنون بیش از ۲۵ درصد است، همچنین موضوع مربوط به نرخ بیکاری حداقل ۲۵ درصدی ۳ میلیون فارغ‌التحصیل کشور نیز مشکلی است که دولت موظف به برنامه ریزی برای حل آن است، چون نمی‌توان گفت که این گروه از افراد مهارت انجام کار را ندارند.


 


این روزها در مورد سازمان تامین اجتماعی در محافل کارشناسی بحث‌های زیادی وجود دارد. صاحب‌نظران بر این باورند که در این سازمان بیش از هر چیز قانون در محاق قرار گرفته است و این می‌تواند ورشکستگی را بع این سازمان هدیه کند.
به گزارش ایلنا، در این باره با محسن ایزدخواه، معاون پیشین حقوقی امور مجلس سازمان تأمین اجتماعی گفت‌وگو کرده‌ایم که متن آن در ادامه آمده است:
روح کلی قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی درخصوص تغییر در اساسنامه صندوق‌های بیمه‌ای به نحوی که در آنها حاکمیت شرکت برقرار گردد بر چه مبنای تجربی و علمی استوار شده است؟
در سال ۱۳۸۲ به سفارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و به درخواست جمعی از نمایندگان محترم مجلس طرحی پژوهشی تحت عنوان «چگونگی بهبود نظام تصمیم‌گیری در سازمان تأمین اجتماعی انجام شد» که نتایج مهمی را به همراه داشت. از جمله این‌که، در سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگ‌ترین سازمان بیمه‌ای کشور، اداره این سازمان با حجم و تنوع فراوانی از فعالیت‌ها و تعهدات از عهده یک نفر تحت عنوان مدیر عامل خارج است و بایستی ترتیبی اتخاذ شود که: اولاً تعداد اعضاء هیأت مدیره این سازمان افزایش یابد، ثانیاً، شرکای اجتماعی یعنی کارفرمایان، کارگران و دولت در نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری این سازمان دخالت و نظارت بیشتری را داشته باشند و دولت نتواند سیاست‌ها و برنامه‌های خود را در چارچوب مصالح خود به این سازمان تحمیل کند و درواقع هیأت مدیره و مدیر عامل خود را منتخب دولت بدانند و در مقابل مجمع وقت سازمان که در آن موقع شورایعالی تأمین اجتماعی نام داشت، بیشتر پاسخگو باشند.
خوشبختانه پس از آماده شدن این پژوهش لایحه نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی بود که براساس داده‌های این پژوهش موادی از قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی تدوین شد از جمله، ماده ۱۷ قانون ساختار که وزارت رفاه و تأمین اجتماعی را مکلف کرد ظرف یک سال پس از تصویب قانون ساختار، اساسنامه‌های صندوق‌های بیمه‌ای از جمله سازمان تأمین اجتماعی به نحوی اصلاح شود که: اولاً، حاکمیت شرکتی در این سازمان برقرار گردد. ثانیاً، تعداد هیأت مدیره از سه نفر به ۵ نفر افزایش یابد. ثالثاً، برخلاف گذشته که هیأت مدیره و مدیر عامل توسط دولت برگزیده می‌شد، این بار هیأت مدیره توسط شورایعالی (هیأت امناء) برگزیده شود و مدیر عامل نیز با پیشنهاد هیأت مدیره و تصویب شورایعالی انتخاب شود. همچنین براساس توصیه‌های سازمان بین‌المللی کار و اتحادیه بین‌المللی تأمین اجتماعی از آنجائی که دولت‌ها پایدارترین نهاد در نظام‌های تأمین اجتماعی هستند و مسئولیت اداره کلی طرح‌ها و نظامات تأمین اجتماعی بر عهده دولت‌ها است، شورایعالی سازمان‌های بیمه‌ای از جمله تأمین اجتماعی، با ترکیب یک اکثریت ضعیف از دولت و یک اقلیت قوی از شرکای اجتماعی متشکل از نمایندگان کارفرمایان و کارگران برگزیده شوند مضافاً برای اینکه این سازمان تخصصی بتواند به نحو مطلوب اداره شود. در تبصره یک ماده ۱۷ قانون ساختار شرط عضویت در کلیه سطوح ارکان این سازمان داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد با پنج سال سابقه کار تخصصی در رشته‌های مدیریت، حسابداری، بیمه، مالی، اقتصاد، انفورماتیک و گروه پزشکی باشد.
متأسفانه تغییر در اساسنامه صندوق بیمه‌ای از جمله سازمان تأمین اجتماعی در چارچوب ماده ۱۷ پس از سپری شدن مدت یک ساله قانونی با وقفه روبرو شد و با شکل‌گیری دولت نهم مدت‌ها وزارت رفاه فاقد وزیر بود، ‌لذا برکناری و تغییرات پیاپی در این وزارتخانه و همچنین تغییر ۴ مدیر عامل ظرف ۵ سال گذشته در سازمان تأمین اجتماعی خود می‌تواند از عمده‌ترین دلایل بی‌توجهی به اصلاح اساسنامه سازمان تأمین اجتماعی باشد.
از سوی دیگر، به علت جایگاه خاص و اثرگذاری که سازمان تأمین اجتماعی در تمام زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی حوزه امنیت ملی دارد، همواره این سازمان مورد توجه دولت‌ها بوده است، لذا وقتی که در اثر فشار شرکای اجتماعی مجلس شورای اسلامی دولت مجبور به اصلاح اساسنامه سازمان تأمین اجتماعی شد، شورایعالی (هیأت امنای) این سازمان را در اساسنامه مصوب هیأت وزیران به نحوی چیدمان کردند که عملاً وزیر رفاه و تأمین اجتماعی و نظارت این وزارتخانه‌ها بسیار کم‌رنگ و درواقع حالت نمایشی به خود گرفت و رئیس جمهور برخلاف قانون ساختار به عنوان رئیس شورایعالی تأمین اجتماعی برگزیده شد و درواقع این نگرش همچنان حاکمیت و قدرت فردی را برخلاف قانون ساختار بر این سازمان حاکم کرد به طوری‌که هم‌اکنون مدیر عامل سازمان با دو عنوان مشاور رئیس جمهور و مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی نامه‌های رسمی را امضا می‌کند.
بعد از ابلاغ و اجرای اساسنامه اول ریاست مجلس در چارچوب مواد ۸۵ و ۱۳۸قانون اساسی که مسئول تطبیق مصوبات هیأت وزیران با قوانین عادی مصوب مجلس است، در موارد زیادی اساسنامه مذکور را مغایر با قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی دانست و دولت به هیچ عنوان زیر بار اصلاح اساسنامه براساس دستورات رئیس مجلس نمی‌رفت و درواقع یک بن‌بست در اداره سازمان تأمین اجتماعی حاصل شد. مجلسیان که نتوانسته بودند با مکانیسم‌های نظارتی و حتی تذکر در صحن علنی مجلس دولت را به انقیاد درخصوص اصلاح اساسنامه وادارند، برای برون‌رفت از این مسئله در زمستان سال ۱۳۸۸با یک طرح یک فوریتی تحت عنوان الحاق جمله «سازمان مذکور (سازمان تأمین اجتماعی) زیرمجموعه وزارت رفاه و تأمین اجتماعی است و وزیر در برابر جوامع قانونی ذی‌ربط پاسخگو می‌باشد.» به انتهای ماده ۱۱۳قانون مدیریت خدمات کشوری عملاً رئیس‌جمهور را از ریاست شورایعالی تأ‌مین اجتماعی (هیأت امنا) خلع کردند و با تعیین ترکیب هیأت امنا به نحوی که ۶نفر توسط وزیر رفاه و تأمین اجتماعی معرفی شدند، عملاً اساسنامه مصوب هیأت وزیران را ملغی کرد و صندوق بازنشستگی کشوری، خدمات درمانی و بیمه روستائیان را که در اساسنامه مورد اشاره تحت نظر سازمان تأمین اجتماعی قرار داده بود از این سازمان جدا ساخت.
متأسفانه باید اذعان داشت در میان این کشمکش‌ها ثبات مدیریت که یک اصل پذیرفته شده در مدیریت است از بین رفت و روزمرگی و … بر این سازمان بزرگ بیمه‌ای غالب شد و می‌تواند ورشکستگی زودهنگام در این سازمان یکی از مهم‌ترین دلایل چنین تصمیماتی باشد.
طی روزهای اخیر از سوی معاون اول رئیس جمهور اساسنامه جدیدی تحت عنوان اساسنامه صندوق تأمین اجتماعی به وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط ابلاغ شده اگر ممکن است در مورد تغییر نام سازمان به صندوق و فلسفه این کار توضیحاتی بفرمایید. ثانیاً آیا این اساسنامه جدید می‌تواند مطابق خاستگاه قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی تنظیم شده با شد و اگر مغایرتی با قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی دارد توضیح فرمایید.
در مجموعه ادبیاتی که تاکنون در مورد نظام‌های بیمه‌ای از سوی سازمان بین‌المللی کار و اتحادیه بین‌المللی تأمین اجتماعی انتشاریافته هر جا صحبت از طرح‌های مستمری یا بازنشستگی (ension plam) به میان می‌آید بلافاصله صحبت از یک ساختاری به منظور جمع‌آوری وجوه مالیات (حق بیمه) و همچنین پرداخت به بازنشستگان و مقرری‌بگیران تحت عنوان صندوق‌های بازنشستگی (Pension fund) مطرح می‌شود. به عبارت دیگر چنین برداشت می‌شود که منظور از صندوق از یک طرف جمع‌آوری حق بیمه و از طرف دیگر پرداخت به واجدین شرایط است. همچنین در کشورهایی که طرح‌های بیمه‌ای ماهیت صندوق دارند و نهادهای مالی پیشرفته و کارآمد در آنجا وجود دارد سرمایه‌گذاری‌ها توسط این نهادها انجام می‌گیرد.
اما این‌گونه برداشت و تطبیق در ایران خیلی مورد تفاهم نیست و آ‌نچه که در قانون ساختار در تبصره ۲ ماده ۱۲ قانون ساختار تأکید شده که کلیه عناوین تشکیلاتی و سازمانی نهادهای فعال در قلمرو‌های بیمه‌اجتماعی و درمانی به «صندوق» تغییر نام خواهند یافت، صرفاً تغییر نام عناوین تشکیلاتی سازمان‌ها و نهادهای فعال در قلمرو بیمه‌های اجتماعی و درمانی است. بنابراین، ماهیت حقوقی دستگاه‌های تحت امر وزارت رفاه و تأمین اجتماعی از جمله؛ تأمین اجتماعی به همان ترتیبی که در گذشته بوده حفظ خواهد شد و این تغییر فقط یک تغییر نام است نه تغییر ماهیت. لذا دامن زدن به این اشکال ظاهری هیچ تأثیری در کارکردها و فعالیت‌های این سازمان ندارد.
اما درخصوص آخرین اساسنامه سازمان تأمین اجتماعی مصوب هیأت وزیران، به نظر من حداقل تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که اگر دولت بنا نداشته باشد در مدار قانون‌گرایی حرکت کند و تمام تصمیمات منطبق بر قانون نباشد حتی داشتن یک قانون خوب و یا یک تصویب‌نامه درست هیأت وزیران نمی‌تواند حرکتی به سمت تعالی و رشد و کارآمد کردن یک نظام اداری به ارمغان داشته باشد.
همانطور که در بخش پیشین گفته شد در ماده ۱۷ قانون ساختار ترکیب شورایعالی تأمین اجتماعی (هیأت امنا) بدین شکل بود که نصف به علاوه یک نمایندگان دولت و نصف منهای یک نمایندگان کارفرمایان و کارگران بودند. درواقع یک تعادل نسبی در تصمیم‌گیری وجود داشت با اصلاحیه ماده ۱۱۳ که ناشی از عدم اجرای درست ماده ۱۷ قانون ساختار توسط دولت بود. متأسفانه این ترکیب به یک اکثر مطلق دولتی و یک اقلیت ناچیز سایر شرکای اجتماعی تبدیل شد که عملاً بود یا نبود کارگران و کارفرمایان در هیأت امناء خاصیت معنی‌داری ندارد و این عملاً با روح کلی قانون ساختار و مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی سازمان بین‌المللی کار مبنی بر حضور نظارت شرکای اجتماعی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مغایر است.
نکته دیگری که در این اساسنامه براساس اصلاحیه ماده ۱۱۳ قانون خدمات کشوری مورد توجه قرار گرفته است پیشنهاد انتخاب مدیر عامل که بر اساس قانون ساختار از سوی هیأت مدیره به هیأت امناء بوده ملغی و بدین نحو شده است که انتخاب مدیر عامل صندوق تأ‌مین اجتماعی بنا به پیشنهاد هیأت امناء و تأیید وزیر رفاه و تأمین اجتماعی است. بدین معنی که دیگر مدیر عامل منتخب هیأت مدیره نخواهد بود و از همه مهم‌تر حق وتو به وزیر رفاه و تأمین اجتماعی داده شد که این مسئله با چارچوب کلی قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی و حاکمیت شرکتی مغایرت دارد و پاسخگویی مدیر عامل را در مقابل هیأت مدیره به شدت کاهش می‌دهد. نکته ابهام‌آمیزی که در این اساسنامه وجود دارد، بالاخره مشخص نشده است که وزیر رفاه و تأمین اجتماعی خود عضو هیأت امناء صندوق است یا خیر و آیا تبصره ۲ ماده ۱۷مورد لحاظ قرار خواهد گرفت. در این صورت حکم انتصاب رئیس هیأت امناء توسط وزیر برای خود کمی ابهام برانگیز است.
در بند ۷ از وظایف دوازده‌گانه هیأت مدیره صندوق تأمین اجتماعی چنین آمده است: «تعیین اعضای هیأت مدیره شرکت‌ها و مؤسسات تابع بدون واسطه و هلدینگ‌های زیرمجموعه جهت صدور حکم توسط مدیرعامل و پس از تأیید وزیر رفاه و تأمین اجتماعی»
متأسفانه این بند مغایرت صریح با ماده ۱۷ قانون ساختار و همچنین اصلاحیه ماده ۱۱۳ قانون مدیریت خدمات کشوری دارد چرا که در اصلاحیه قانون مذکور در بند ج ماده ۱۱۳ فقط نصب و عزل مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی و کلیه صندوق‌های بیمه‌ای موضوع ذیل بند «ب» این قانون با پیشنهاد هیأت امنای سازمان و تأیید و حکم وزیر رفاه و تأمین اجتماعی گنجانده شده، لذا این سطح دخالت علاوه بر اینکه مغایر با قوانین پیش گفته بوده و به نوعی دخالت مستقیم وزیر رفاه و تأمین اجتماعی در اداره یک صندوق بیمه‌ای مستقل است.
همچنین درخصوص وظایف هشتگانه مدیر عامل در این اساسنامه مجدداً بسیاری از نصب و عزل‌ها را منوط به تأیید وزیر رفاه و تأمین اجتماعی دانسته است که به شرح بالا هم مغایر با قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی می‌باشد و هم به اصلاحیه ماده ۱۱۳ قانون مدیریت خدمات کشوری.
به هر حال، باز تأکید می‌کنم آنچه که حداقل در سازمان تأمین اجتماعی بایستی میزان و محک قرار گیرد، التزام کامل به قانون و مقررات مربوطه است. مطابق ماده ۱۷ قانون ساختار و همچنین اساسنامه اخیر‌التصویب اعضای هیأت مدیره تأمین اجتماعی باید به طور موظف و بدون پذیرش مسئولیت اجرایی به علت حجم فراوان تصمیم‌گیری در این سازمان به صورت تمام وقت حضور داشته باشند.
در حال حاضر، هر ۵ نفر اعضای هیأت مدیره تأمین اجتماعی خود دارای مسئولیت‌ اجرایی در سازمان‌ها و صندوق‌های رقیب و همچنین وزارت رفاه و تأمین اجتماعی هستند که این خود علاوه بر این‌که مغایرت کامل با قانون ساختار و اساسنامه دارد فرصتی برای آنان با این حجم فراوان کار و از همه مهم‌تر وضع بحرانی این سازمان درخصوص پیشی گرفتن مصارف بر منابع باقی نخواهد گذاشت تا بتوانند تصمیمات صحیح و درست در این مقطع خاص در کشور اتخاذ نمایند.


 


محمود دولت‌آبادی(داستان‌نویس سرشناس ایرانی و خالق آثار متعدد در زمینه ادبیات داستانی) در آلمان داستان‌خوانی خواهد کرد.
به گزارش ایلنا، این نویسنده درباره این سفرگفت: این دعوت به داستان‌خوانی به مناسبت چاپ دو اثرم تحت عناوین “ کلنل” و “ طریق بسمل شدن” صورت گرفته است.
وی افزود: این‌ جلسات؛ سلسله نشست‌هایی در شهرهای مختلف آلمان خواهد بود که به همت مراکز فرهنگی متعدد در آلمان برگزار خواهد شد. از سوی دیگر موسسه فرهنگی دیگری نیز در برلن با نام “ ا.د.ا” به طور اختصاصی از من برای حضور در آلمان دعوت کرده است.
دولت‌آبادی درباره کیفیت برگزاری این نشست‌ها گفت: هرکدام از این نشست‌ها به این ترتیب برگزار خواهد شد که در آغاز من پاراگراف‌هایی از داستانم را به فارسی خواهم خواند و سپس مترجم؛ باقی داستان را به آلمانی می‌خواند.
دولت‌آبادی درباره وضعیت چاپ این آثار در ایران نیز گفت: مجوز این آثار صادر شده بود ولی متاسفانه در مرحله پخش؛ متوقف مانده است.
وی ادامه داد: خیلی متاسفم که چنین برخوردی با آثارم می‌شود. گویا کسانی که در وزارت ارشاد مسئول بررسی آثارند، سلایق متفاوت ادبی دارند. ازسویی این سلایق خاص جز زیان برای ادبیات ما ثمر دیگری ندارد.
این نویسنده افزود: من هرگز در مواجهه با سانسور دچار خودسانسوری نشده‌ام.همواره نوشته‌ام حتی اگر تا چاپ اثرم؛ بیست و پنج سال فاصله داشته باشم.
وی ادامه داد: وظیفه من نوشتن است. من وظیفه خود را انجام خواهم داد و قرار نیست پی چاپ آثارم هم راه بیفتم.
همچنین وی از سفر به کشورهای دیگری همچون فرانسه، ایتالیا و نیز چند کشور دیگر اروپایی برای دیدار با ناشران و مترجمان آنجا خبر داد.
سفر دوماهه محمود دولت‌آبادی برای داستان‌خوانی در آلمان از هفته دیگر آغاز خواهد شد. “ کلنل” و “طریق بسمل شدن” دو اثر جدید محمود دولت‌آبادی هستند که به گفته خود وی؛ با محوریت مخالفت با خشونت بشر علیه بشر نوشته شده‌اند.


 


مهدی خزعلی در وبسایت خود با اشاره به تنش های به وجود آمده درباره اظهارات مشایی با ذکر خاطره ای نوشت: جوان بودم و خام با سری پر شور و بازوانی پر زور، در توپخانه، دو نفرکنارمن دعوایشان شد، یقه هم را گرفته و سخت ناسزا می گفتند، به خود گفتم: مگر نه این است که اصلاح ذات البین برترازهزارفریضه است، قصد قربت کرده، برای رسیدن به ثواب هزارنماز واجب، مداخله کردم، قدری فشار اصحاب دعوی را تحمل و مثل رستم دستان غائله را ختم وهر دو را با سوت داوری و بدون استفاده از کارت قرمز از میدان جنگ بیرون کردم، در عالم جوانی به خود بالیدم، عجب نفس حقی دارم! چه زور بازویی! دست مریزاد خوب دعوا را خاتمه دادی، با خود می گفتم: اگر همه وظیفه خود بدانند و مداخله کنند و اصلاح ذات البین فرمایند، چه بسیار حوادث و جنایات و آتش کینه ها که در نطفه خفه می شود. مملکت چه گل و بلبلی خواهد شد! در این افکار غوطه ور بودم که دست در جیب بغل کتم کردم و دیدم قرآن کوچکِ جلد چرمیِ زیپ دار من نیست، تازه شستم خبردار شد که دعوا، ” جنگ زرگری” بوده و صلح زود هنگام، تحصیل مقصود بوده است! دزدان قرآن جلد چرمی مرا با کیف پول اشتباه گرفته بودند! خوب، ان شاءالله همان قرآن هدایتشان کند!
این همه حاشیه و مقدمه برای این است که بگویم، دیگر جوان و خام نیستم، دعوای امروز احمدی نژاد و مشایی و شریعتمداری و مصباح و توکلی و لاریجانی و غیره و ذالک، جنگ زرگری است! مقصود کلاه من و جیب شماست! من کلاهم را سفت می چسبم، شما هم جیبتان را سخت مراقب باشید، داد و بیداد راه انداخته اند تا حواس ما پرت شود، اینها می خواهند برای ما از هیچ مهره سازی کنند و باز یک بی مقدار را بر کرسی ریاست بنشانند، فراموش نکنیم جنگ زرگری دوران شهرداری احمدی نژاد را، او را از هیچ رییس جمهور کردند و دعوای احمدی نژاد و لاریجانی نردبان ریاست مجلس لاریجانی شد، امروز می خواهند برای مجلس آتی و ریاست جمهوری آینده مهره سازی کنند، اینها جنگ زرگری است، دیگر وارد جنگ زرگری نمی شوم، از دام یکی رسته به دام دگری گرفتار می آییم،و بازی ادامه دارد..


 


در حالیکه مقامات جمهوری اسلامی، یکی از پیش شرط های شروع مجدد مذاکرات هسته ای را “حضور برزیل” و ترکیه اعلام کرده بودند، وزیر خارجه برزیل شامگاه سه شنبه ١۹ امرداد ماه اعلام کرد که کشور متبوعش، “به رغم مخالفت با تصمیم شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تشدید تحریم های بین المللی ایران، قطعنامه ۱۹۲۹ را امضا کرده است.”
همزمان خبرگزاری های غربی گزارش دادند که فروش بنزین ترکیه به ایران در ماه ژوئیه نسبت به ماه قبل آن ۷۳ درصد کاهش یافته است.
به گزارش بی بی سی، سلسو آموریم، وزیر خارجه برزیل، روز سه شنبه خاطرنشان کرد: لولا دا سیلوا، رئیس جمهوری آن کشور، قطعنامه تحریم های جدید ایران را که خرداد ماه امسال به تصویب جامعه جهانی رسیده بود، امضا کرده است.
بر اساس این گزارش، وزیر امورخارجه برزیل همچنین تصریح کرد: “رئیس جمهور برزیل قطعنامه تحریم های ایران را به این علت امضا کرده است که برزیل به طور سنتی همه مصوبات شورای امنیت را به اجرا می گذارد، حتی اگر با آن موافق نباشد.”
رئیس جمهور برزیل طی ماههای اخیر روابط خوبی را با محمود احمدی نژاد برقرار کرده و پس از سفر به ایران (در اردیبهشت ماه امسال) و همراهی با نخست وزیر ترکیه در انعقاد موافقتنامه تهران، از مخالفان صدور قطعنامه ۱۹۲۹علیه جمهوری اسلامی بود.
برزیل هفته گذشته از احتمال پیوستن خود به باشگاه کشورهای تحریم کنندۀ جمهوری اسلامی خبر داده بود و همزمان وزرای خارجه ترکیه وبرزیل در دیدار با منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، از ایران و کشورهای غربی خواسته بودند دیدارها و گفتگوها در مورد برنامه هسته ای این کشور را هر چه سریع تر از سر بگیرند.
وزرای خارجه ترکیه و برزیل در پایان دیدار فوق با منوچهر متکی، تاکید کردند که توافقنامه هایی مثل توافقنامه تهران راه حل نهایی نیستند و صرفا زمینه سازی برای گفتگوهای مستقیم بین ایران و گروه ۵+۱ هستند و تا آن گفتگوها انجام نشود، این توافقنامه ها تاثیری نخواهند داشت.
همان زمان منوچهر متکی وزیر خارجه ایران، در گفت وگو با شبکه عربی سیمای جمهوری اسلامی (العالم) گفته بود: “فکر می کنیم حضور ترکیه و برزیل در نشست گروه وین مناسب است و از این امر در صورت علاقه مندی طرف های دیگر استقبال کردیم.”
امروز در خبری دیگر، خبرگزاری ها و منابع غربی گزارش دادند که “بنا بر آمار و داده‌های انجمن صادرکنندگان مواد شیمیایی ترکیه که روز سه‌شنبه در استامبول منتشر شد، فروش بنزین به ایران در ماه ژوئن به بیش از ۹۳ میلیون دلار بالغ می‌شد، اما این رقم در ماه ژوئیه به حدود ۲۶ میلیون دلار کاهش یافته است.
کاهش شدید فروش بنزین ترکیه، همزمان با اِعمال تحریم‌های مضاعفِ آمریکا و اتحادیه‌ اروپا اتفاق می‌افتد. این تحریم‌ها با هدف سخت‌گیری بر واردات فرآورده‌های نفتی و افزایش انزوای بین‌المللی ایران، به دلیل نقض قطعنامه‌های شورای امنیت، دنبال می‌شود.”
ترکیه به همراه ونزوئلا و چین، از بازماندگان عمدۀ صادر کنندۀ بنزین به ایران بوده و کاهش فروش بنزین توسط شرکت های بزرگ به ایران، جایگاهی عمده برای ترکیه جهت تامین بنزین ایران گشوده بود.
هنوز از واکنش مقامات ایران در برابر این موضع برزیل، خبری منتشر نشده است.
مقامات جمهوری اسلامی پیش از این، موضع روسیه و چین (دو کشور نزدیک به خود) در همراهی با صدور قطعنامه تحریم های جهانی را، با تامل و انتقاد ملایم پاسخ داده بودند.


 


زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین که بیشتر زندانیان حوادث پس از انتخابات سال گذشته را شامل می شوند، در بیانیه ای هشت ماده ای به بیان مشکلات این بند از زندان اوین پرداخته اند . آنها که هنوز ۱۶ نفر از هم بندان شان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای در سلول های انفرادی به سر می برند .نسبت به این وضعیت گلایه دارند و برخی از دلایل اعتراض این زندانیان به شرایط نامناسب این بند را نیز تشریح می کنند . زندانیان این بند نزدیک به سه هفته است که از امکان تماس تلفنی با خانواده هایشان نیزمحرومند .
متن کامل این بیانیه که توسط سربازان گمنام جنبش سبز در زندان اوین دراختیار کلمه قرار گرفته است ،به این شرح است :
مردم شریف ایران
طبق روال جدیدی که از سوی نهادهای مسئول در کودتای انتخاباتی سال گذشته به زندان اوین ابلاغ شده ،از ماه گذشته تدریجا زندانیان سیاسی پس از انتخابات از جمله چهره های سیاسی ،فرهنگی ،مطبوعاتی و دانشگاهی زندانی در بندهای مختلف زندان اوین به بند ۳۵۰ این زندان منتقل شده اند . این انتقال ها و رفتار برخی از مسولان زندان و محدودیت های اعمال شده نسبت به زندانیان حکایت از آن دارد که آنان قصد دارند زندانیان سیاسی را از سایر زندانیان اوین دور نگه داشته و در این بند تحت فشارهای ویژه قرار دهند .هنوز علت این اقدامات روشن نیست ولی ظاهرا جریان افراطی ایجاد کننده این بحران در نهادهای اطلاعاتی و نظامی از زندانی کردن طویل المدت این جمعیت بی گناه نیز راضی نشده و به جای بازگشت از روش غلط خود بر اعمال افراطی و غیر قانونی پافشاری می کنند .در اینجا برخی از مشکلات این بند را به صورت خلاصه بیا ن می داریم تا شما مردم ایران بدانید که زندانیان این بند در چه شرایطی به سر می برند .
یک – بند ۳۵۰ اوین بر خلاف سایر بندهای این زندان از جمله بندهای متهمین اقتصادی و مالی ،فاقد امکانات رفاهی ، فرهنگی ،ورزشی و بهداشتی مناسب است .به نظر می رسد این مساله خواست تصمیم گیرندگان وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی -نظامی بوده است. زیرا زندانیان سیاسی پس از انتخابات محبوس در این بند علاوه بر مواجهه با این محدودیت ها در معرض مشکلات و محدودیت هایی قرار گرفته اند که شرایطی حتی بدتر از بازداشتگاه های تحت اختیار سپاه پاسداران را در زندان اوین برای شان به وجود آورده است .
دو-این روزها امکان تماس تلفنی برای زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ به کمتر از ۵ دقیقه در روز محدود شده است . این در حالی است که در سایر بندهای زندان زندانیان معولا از امکان ارتباط تلفنی نامحدود برخوردار هستند و حتی در گذشته زندانیان بند ۳۵۰ نیز از امکانات بسیار بهتری برای تماس تلفنی برخوردار بوده اند .همین امکان اندک هم گاه و بی گاه و به بهانه های واهی قطع شده و امکان تماس زندانیان سیاسی با خانواده هایشان ممکن نمی شود .اکنون به دلیل همین بهانه های واهی زندانیان این بند نزدیک به سه هفته است که امکان تماس تلفنی با خانواده هایشان را ندارند .
سه-همچنین ملاقات های زندانیان این بند با خانواده هایشان هم بسیار محدود شده است و این محدودیت ها بیشتر از سایر بندها و حتی بازداشتگاه های اوین اعمال می شود . از ماه ها قبل و با شروع تغییرات در بند ۳۵۰ مقررات زندانیان سیاسی در این بند نیر تغییر کرده است در حدی که پیش از این زندانیان ۳۵۰ از امکان ملاقات های حضوری و خصوصی هفتگی برخوردار بوده اند .اما با انتقال این زندانیان این امکان تحت روال بسیار دشوار وفقط با اخذ نامه از دادستان و در فاصله های زمانی طولانی برای افراد بسیار محدودی از خانواده های زندانیان امکان پذیر شده است .دادستان تهران بارها گفته است که لغو ملاقات های حضوری زندانیان سیاسی شایعه ای بیش نیست .آقای دادستان !لابد مطلع هستید که طبق آیین نامه زندانها هر زندانی حق دارد که به طور مرتب و حداقل هر چند هفته یکبار با تمامی اعضای خانواده اش به صورت حضوری ملاقات کند .وقتی شما این حق را لغو کرده و آن را تبدیل به امتیازی کرده اید که خانواده های رنجدیده ما با بارها رفت و آمد به دفتر شما شاید بتوانند مجوز آن را در یافت کنند ،نامش چیست؟
چهار- بسیاری از زندانیان سیاسی پس از انتخابات از جمله جوانانی که با احکام شگفت آور به زندان های طویل المدت محکوم شده اند تاکنون امکان استفاده از مرخصی زندانیان عادی را پیدا نکرده اند . این در حالی است که این امتیاز به آسانی به زندانیان غیر سیاسی داده می شود.
پنج- وضعیت تغذیه در بند ۳۵۰ بسیار اسف بار است. مسوولان زندان مدعی هستند که جیره غذایی زندانیان ۸۵۰ تومان در روز است و با این رقم امکان تامین غذایی بهتر برای زندانیان وجود ندارد در عین حال بند ۳۵۰ همکاری مناسبی با زندانیان برای تهیه مواد غذایی و میوه با هزینه خود زندانیان ندارد و زندانیان امکان دریافت مواد غذایی و میوه از خانواده ها و افراد خیررا نیز دارا نیستند . فروشگاه کوچک بند ۳۵۰ مواد غذایی بسیار محدودی را با قیمت نامناسب و کیفیت بسیار پایین به زندانیان می فروشد که این وضعیت باعث بروز سو تغذیه در میان زندانیان شده است .
شش-وضعیت درمانی این بند از دیگر مشکلات زندانیان است و دسترسی به پزشک و دارو و درمان در این بند حتی در مقایسه با سایر بندهای زندان اوین بسیار محدود است و زندانیان برای دسترسی به پزشک متخصص گاه باید هفته ها یا حتی در مواردی ماه ها بیماری ، درد و رنج را تحمل و کنند .
هفت- زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری غالبا چهره های فرهنگی و دانشگاهی هستند و بهترین راه پر کردن اوقات خود را در زندان مطالعه و تحقیق می دانند. این در حالی است که در بند ۳۵۰ زندانیان اجازه دریافت کتاب و امکانات فرهنگی از خانواده های خود را ندارند .از ویژگی های دیگر بند ۳۵۰ فقدان امکانات ورزشی است و در ماه های گذشته سالن کوچک ورزش این بند هم به سلول تبدیل شده است .بنابراین زندانیان فقط می توانند در ساعات روز در محیط محدود و کوچک هواخوری قدم بزنند .
هشت-ظاهرا در انتخاب مسوولان زندان و بند ۳۵۰ نیز نظرات خاصی اعمال می شود در حالیکه زندانبان ها در بندهای مختلف زندان اوین رفتارهای انسانی تر از بازجویان با زندانیان دارند . برخی مسئولان بند ۳۵۰ رفتاری بسیار زننده و ناشایست نسبت به زندانیان سیاسی از خود نشان می دهند . گاهی این رفتارها تا حدی افراطی است که احتمال داده می شود که آنان به خاطر این رفتار ناشایست مورد تشویق مسئولان ذی ربط قرار می گیرند .
نه-دو هفته پیش واکنش مسالمت جویانه تعدادی از زندانیان سیاسی ، نسبت به این رفتار های ناشایست و سایر تبعیض های اعمال شده در بند ۳۵۰ منجر به انتقال ۱۶ نفر از آنان به سلولهای انفرادی شد. مقاومت زندانیان سیاسی معترض و اعتصاب غذای آنان منجر به واکنش های نادرست تری از سوی مقامات زندان شد و متاسفانه این زندانیان در معرض خطرات جسمی و جانی قرار گرفتند .
در عین حال در شرایط کنونی روشن نیست که اولا نهادهای ذی ربط با اعمال این رویه های جدید در بند ۳۵۰ و جمع کردن زندانیان سیاسی پس از انتخابات در این بند و تخلیه سایر زندانیان بند به دنبال چه اهدافی هستند؟
در پایان ما دو سوال از مقامات قضایی داریم:
اولا :مسوولان قضایی پس از ماه ها اقدامات خلاف قانون و تحمیل بحران به کشور با اعمال فشارهای شدید به زندانیان سیاسی بی گناه در بند ۳۵۰ زندان اوین چه نتیجه ای به دست می آورند.
ثانیا : واقعا چه سرنوشتی در انتظار زندانیان مظلوم سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ است که به خاطر گناه ناکرده در حال حاضر بیشترین فشارها را در زندان اوین متحمل می شوند ؟


 


پس از انتشار مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد شکایت هفت فعال سیاسی از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواستند تا بعدازظهر امروز خود را به زندان اوین معرفی کند.
به گزارش «پارلمان‌نیوز»، صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.
در روزهای گذشته ۷ هفت فعال سیاسی نامدار کشور از جمله صفایی فراهانی در شکایتنامه ای که درواقع سندی است درباره ظلم ها و کارشکنی های عده ای متوهم که متاسفانه لباس نظامی و امنیتی بر تن کرده اند، به اظهارات فردی موسوم به “سردار مشفق ” اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته