
پانزده زندانی سیاسی درشانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، پس از دریافت پیام های همراهان جنبش سبز، فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و دیگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.
آنها پیامی کوتاه ازداخل اوین خطاب به مردم ایران نوشته اند .
متن این پیام که توسط یاران گمنام جنبش سبز دراوین در اختیار کلمه قرار گرفته است، به این شرح است :
مردم آزاده ایران
«ما همچنان برخواسته های بر حق خود که حقوق انسانی و اولیه یک زندانی است پافشاری می کنیم و با شما عهد می بندیم به مبارزه خود برای تحقق کامل حقوق قانونی همه زندانیان که بخشی از حقوق ملت است ،ادامه بدهیم.
ما اینک به احترام همراه بزرگ جنبش سبز میرحسین موسوی و دیگر شخصیت های جنبش مهدی کروبی، آیت الله بیات زنجانی، زهرا رهنورد، عبدالله نوری، عزت الله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، حبیب الله پیمان، ابراهیم یزدی و … تک تک یاران جنبش سبز به اعتصاب غذای خود پایان می دهیم .»
ما امیدواریم دادستان تهران و دیگر مسوولان به وعده های خود مبنی بر تحقق خواسته های پنج گانه ما عمل کنند .آزادی بابک بردبار را ما به عنوان نشانه ای از عزم دادستان تهران در تحقق سایر خواسته های قانونی و برحق خود پذیرفتیم و امیدواریم همچنان که نمایندگان دادستان به ما گفته اند ضمن برخورد قانونی با ماموران خاطی که به زندانیان سیاسی توهین کرده اند ،حقوق مندرج در آیین نامه سازمان زندانها را هرچه زودتر اجرایی کنند.»
ما از پشتیبانی رهبران جنبش سبز، احزاب و گروههای سیاسی ،رسانه ها،کنشگران سیاسی و اجتماعی، دانشجویان، روزنامه نگاران و همه کسانی که در داخل و خارج از کشور در این مدت صدای ما و خانواده مبارزمان را به گوش ایران و جهان رسانده اند ،قدردانی می کنیم .”
هجدهم مردادماه ۱۳۸۹
زندان اوین –بند ۲۴۰
زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اوین
به گزارش کلمه ،میرحسین موسوی در پیامی خطاب به زندانیان سیاسی اعتصاب کننده ،نوشته بود :
“عزیزان ملت و پیشتازان جنبش سبز! اکنون که پیام شما و خانواده های مبارزتان در سطح جهان و داخل کشور منتشر شده است، مردم نگران سلامتی شما به عنوان سرمایه های سبز کشورند. ما ازهمه شما درخواست می کنیم اعتصاب غذای خود را پایان دهید از مسوولان زندانها نیز می خواهیم که حقوق همه زندانیان را بر اساس همان قوانین و آئین نامه های ناقصی که وجود دارد، محترم شمارند و بیش از این آبرو و حیثیت کشوررا در پیش ملت های جهان در معرض حراج نگذارند.”
مهدی کروبی نیز در پیامی خطاب به اعتصاب کننده ها از آنها خواسته بود که اعتصاب غذای خود را بشکنند:
“من بسیار نگران تبعات این اعتصاب غذا و سلامت زندانیان هستم و از فرزندانام میخواهم که اعتصاب خود را بشکنند و مسئولین هم باید به خواستههای آنان توجه و رسیدگی کنند.”
حبیب الله پیمان، عزت الله سحابی، احمد صدرحاج سید جوادی و ابراهیم یزدی نیز با صدور بیانیه ای ضمن پشتیبانی از خواسته های برحق اعتصاب کنندگان از آنان خواسته بودند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که برای دو هفته دست به اعتصاب غذا زدند .از این میان بهمن احمدی امویی ،کیوان صمیمی و مجید توکلی از هفته دوم وارد اعتصاب غذای خشک شدند.
کیوان صمیمی تا لحظه تنظیم این خبر اعتصاب غذای خود را نشکسته و گفته است تا لحظه انتقال پانزده زندانی سیاسی از انفرادی به بند عمومی ،به اعتصاب غذایش ادامه خواهد داد. کیوان صمیمی وعده کرده است به محض اینکه مقامات زندان پانزده زندانی را که تازه اعتصاب غذای خود را شکسته اند، به بند عمومی ۳۵۰ منتقل کنند، اعتصابش را خواهد شکست. کیوان صمیمی برای نشان دادن همراهی خود با دیگر اعتصاب کنندگان از امروز اعتصاب خشک خود را تبدیل به اعتصاب تر کرده است.
در دومین هفته از اعتصاب غذای گروهی از زندانیان سیاسی زندان اوین و در پی تشدید فشارها بر زندانیان سیاسی و مقاومت آنان، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای ضمن درخواست آزادی هرچه زودتر زندانیان سیاسی، و همزمان خواستار رعایت حقوق انسانی و قانونی آنان از سوی حاکمیت شد.
گفتنی است زندانیان سیاسی، علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی، محمد حسین سهرابی راد و همچنین پیمان کریمی آزاد، از جمله زندانیان سیاسی بند ٣۵۰ زندان اوین هستند، که سیزده روز پیش به دلیل اعتراض به شرایط نامساعد زندان، به بند انفرادی منتقل شدند، که بلافاصله همگی دست به اعتصاب غذا زدند. بابک بردبار طی روزهای اخیر از زندان آزاد شده، اما ١۶ زندانی دیگر، کماکان در اعتصاب به سر می برند و تقاضاهای مختلف برای توقف اعتصاب غذای خود را، ضمن اعلام احترام، رد کرده و بر ادامه این حرکت اعتراضی، تا تحقق خواسته هایشان تاکید کرده اند.
متن بیانیه مجاهدین انقلاب، که در سایت «امروز» منتشر شده، به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون بیش از یک سال است که بهترین فرزندان ایران به جرم دفاع ازحقوق پایمال شده ملت درکودتای انتخاباتی 22 خرداد 88 به زندان افتاده و خود و خانواده هایشان ازحداقل حقوق قانونی مربوط به زندانیان ازابتد ای دستگیری و حبس درسلول های انفرادی و بازجویی و فشارهای روحی و بعضا جسمی تا تشکیل دادگاه های دربسته یا فرمایشی و دسترسی آزادانه به وکیل و ملاقات عاری از فشار و محدویت باخانواده های خود محروم اند. اینک آنان ناچارشده اند تا با اعتصاب غذا و به خطرانداختن سلامتی و جان خود فریاد مظلومانه خویش را به اطلاع افکارعمومی برسانند و دست استمداد بسوی ملت دراز کنند.
ما ضمن حمایت از زندانیان اعتصابی همگان را به حمایت از زندانیان سیاسی مظلوم اما مقاوم دعوت می کنیم. ما ضمن اینکه اصل دستگیری و حبس آنان را عملی غیر قانونی و مجرمانه دانسته، آن را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط همه آنان هستیم اعلام می داریم که حاکمیت بر اساس وظیفه قانونی خود باید :
۱- بند نگهداری زندانیان سیاسی را از زندانیان عادی تفکیک کند.
۲- به تمام تضییقات و فشارها و موانع غیر قانونی نسبت به ملاقات آنان و خانواده هایشان پایان دهد.
۳- زندانیان باید فارغ از فشارها و محدودیت های امنیتی، حق انتخاب وکیل و ملاقات با آنان را داشته باشند.
۴- تا صدور حکم نهایی و قطعی، قرار بازداشت زندانیان سیاسی فک یا تبدیل شود .
۵- دادگاه های علنی با حضور هیئت منصفه و خبرنگارانی مستقل در مورد آنان تشکیل و احکام صادره از سوی دادگاه هایی که تاکنون برخلاف قانون برگزار شده است ملغی گردد .
۶- امکانات مربوط به محل نگهداری، خوراک، بهداشت، دسترسی به نیازهای درمانی و استفاده از حقوق قانونی مربوط به مطالعه، تحصیل و برخورداری از مرخصی های استحقاقی و استعلاجی بر اساس آیین نامه سازمان زندان ها در مورد همه آن ها رعایت و اجرا شود.
اکنون همه طبقات و قشر های مردم ایران اعم از کارگران، زنان، روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان، استادان دانشگاه، وکلا و حقوق دانان، فعالان مدنی و حقوق بشری، فعالان و کادر های سیاسی و حزبی در میان زندانیان سیاسی ایران نماینده دارند. زندانی سیاسی کلید واژه ایست که به تنهایی استبداد و مشروعیت آن را به چالش می کشد. حاکمیت تا زمانی که حتی یک زندانی سیاسی در زندان باشد خود عملاً عدم اعتماد به نفس، ضعف اقتدار و مشروعیت و خطر بزرگ جنبش سبز مردمی ایران برای خویش را گواهی و توشیح می کند. زندانیان سیاسی ایران یکی دیگر از اسناد زندگی و تداوم جنبش سبز در کشورند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
فرمانده سپاه موسوم به «علی بن ابیطالب» معتقد است "در دوران اصلاح طلبان، نفوذ دشمن در حاكمیت اتفاق افتاد و آنها میخواستند با نفوذ در دولت نظام را از بین ببرند و حكومت غیر دینی حاكم كنند."
به گزارش فارس، سردار ابراهیم جباری شامگاه یكشنبه ١۷ امردادماه، در سخنرانی خود در حسینیه ثارالله سپاه علی بن ابیطالب اظهار داشت: دشمنان نظام با تدارك گسترده امكانات و تجهیزات، برای مقابله با اسلام خود را آماده میكنند.
فرمانده سپاه علی بن ابیطالب گفت: برای مقابله با این سه صحنه و عرصه باید خودمان را تجهیز كنیم و نیروها را ساماندهی كرده تا بتوانیم دشمن را سرجای خود بنشانیم.
وی با اشاره به نقش مهم ائمه جماعات در مقابله با دشمن خاطرنشان كرد: ائمه جماعات در خط مقدم این نبرد هستند و مردم باید پشت سر این علما با دشمن مقابله كنند.
جباری با اشاره به نوع اول تهدیدات گفت: نخستین مسئلهای كه كشور را تهدید میكند، تهدید نظامی سخت است و ما در طول 30 سال انقلاب همیشه مورد طمع و تهدید دشمن بودیم.
فرمانده سپاه علی بن ابیطالب همچنین مدعی شد: البته مردم و دولت ایران همیشه در فتنهها و تهدیدات سربلند بیرون آمدند و به پیروزیهای بزرگی رسیدند.
وی در ادامه با اشاره به حادثه 11سپتامبر اظهار داشت: از داستان 11 سپتامبر دشمن برای براندازی ما به منطقه آمده است و الان هم برنامه دارند و البته آنها زمانی كه آمادگی ما را دیدند سرجای خود نشستند.
جباری خاطرنشان كرد: در دوران بوش هم آمریكا قصد حمله به ایران را داشت كه بعد از بررسیهایی كه سازمانهای جاسوسی این كشور انجام دادند به نتیجه رسیدند قادر به حمله نظامی به ایران نیستند.
وی گفت: آنها در گزارشهای خود به این نتیجه رسیدند كه شاید توان مقابله با نیروهای نظامی ایران را داشته باشند، اما با 10میلیون بسیجی نمیتوانند مقابله كنند.
فرمانده سپاه علی بن ابیطالب با اشاره به توان بالای نظامی گردانهای امام حسین و عاشورا اذعان داشت: آمریكا به این نتیجه رسیده بود كه نیروهای بسیج به صورت موزاییكی در تمام كشور سازماندهی شدند و هر جایی كه وارد شوند شكست خواهند خورد.
وی در ادامه تأكید كرد: در كشور عراق با یك هلیكوپتر تا عمق این كشور نفوذ كرده و نیروی نظامی پیاده میكردند، ولی اگر در ایران هزار هلیكوپتر هم وارد شود، مثل ملخ به زمین میریزد و منهدم میشود.
جباری تاكید كرد: جایی كه این نیروهای بسیجی تربیت میشوند مسجد است و همان طور كه در گذشته ائمه جماعات به تربیت نیروی بسیجی میپرداختند، اكنون هم باید این بسیجیان در سایه علمای دین تربیت شوند.
وی گفت: شاید كانون فرهنگی و فرهنگسراها با بودجههای كلان به تربیت جوانان بپردازند، ولی نیروهای ارزشی و انقلابی جز مسجد در جای دیگری تربیت نمیشوند.
فرمانده سپاه علی بن ابیطالب ادامه داد: دومین تهدیدی كه دشمن برای كشور دارد تهدید نیمه سخت است، در این نوع تهدید دشمن سعی دارد در حاكمیت نظام نفوذ كند.
وی در ادامه بیان داشت: در دوران اصلاح طلبان نفوذ دشمن در حاكمیت اتفاق افتاد و آنها میخواستند با نفوذ در دولت نظام را از بین ببرند و حكومت غیر دینی حاكم كنند.
فرمانده سپاه علی بن ابیطالب اظهار عقیده کرد: استحاله، كار اطلاعاتی و نفوذ در اركان نظام با شكست مواجه شده است، ولی این تهدیدات هنوز وجود دارد كه هوشیاری همه به ویژه علما در این شرایط بسیار ضروری است.
جباری گفت: تهدید دیگری كه كشور را در برگرفته است، تهدید نرم است كه اكنون در این عرصه در معرض تهدید هستیم و در مسجد باید به تربیت نیروهای انقلابی بپردازیم.
وی افزود: باید در این فضای جنگ نرم جوانان را تربیت و پشتیبانی كنیم تا ارزشهای الهی زنده بماند و باید گفت فساد امروز شوخی بردار نیست.
وی اظهار داشت: برنامه دشمن برای براندازی تا عمق خانهها نفوذ كرده و دشمن با ماهواره قصد دارد دین داری را از جامعه بگیرد.
جباری در ادامه اذعان داشت: امروز در مسجد بخشی از جوانان در اختیار ما هستند و خیلی از جوانان هم در محدوده جغرافیایی مسجد رها شدهاند و والدین آنها هم برایشان برنامهای ندارند.
وی با اشاره به توطئههای دشمنان از طریق رسانههای غربی گفت: اگر ما برای جوانان و نوجوانان برنامهای نداشته باشیم، همین افرادی هم كه به مساجد آمدهاند را از دست میدهیم.
سردار جباری در پایان به طرح صالحین اشاره و خاطرنشان كرد: هیئت امنای مساجد و بسیج باید با همكاری هم طرح صالحین را با موفقیت انجام دهند تا موج گسترده و عمیق در جامعه ایجاد شود.
مراسم افطاری روزه سیاسی سازمان دانشاموختگان ایران (ادوار تحکیم) که قرار بود تا ساعتی دیگر در کنار خانواده عبدالله مومنی، سخنگوی دربند این سازمان برگزار شود، به دلیل فشار نهادهای امنیتی لغو شد.
به گزارش ادوار نیوز، روابط عمومی سازمان ادوار با انتشار اطلاعیهای با اشاره به فشار نهادهای امنیتی بر اعضای این سازمان در دو روز گذشته مبنی بر لغو این مراسم و با یادآوری مراسم دعای کمیل سال گذشته جبههی مشارکت که منجر به بازداشت شرکتکنندگان آن گردید، اعلام کرده است که به منظور جلوگیری از اتفاقات مشابه و دستگیری احتمالی روزهداران، مراسم افطاری امروز این سازمان همچون مراسم سال گذشته برگزار نمیشود.
پیشتر شورای مرکزی سازمان دانشاموختگان با صدور اطلاعیهای در همبستگی با زندانیان سیاسی اعتصابکننده، ضمن تاکید بر اهمیت سلامت ایشان و تقاضای پایان دادن به این اعتصاب غذا امروز دوشنبه 18 مردادماه را اعلام روزه سیاسی نموده و از کلیه اعضاء خود و همه ایرانیان آزاده در سراسر کشور خواسته بود تا با امساک در این روز و افطار با خانوادههای زندانیان سیاسی همبستگی خود با این عزیزان را اعلام کنند.
این مراسم قرار بود در منزل عبدالله مومنی برگزار شود.
همچنین گزارش های ارسالی به جرس حاکی است که ماموران وزارت اطلاعات ابتدا در تماس با برخی اعضای شورای مرکزی این تشکل تهدید کردند که در صورت برگزاری مراسم آنها را بازداشت خواهند کرد.
به دلیل نادیده گرفته شدن این تهدیدها از سوی اعضای سازمان اداور تحکیم وحدت ماموران با مراجعه به خانواده آقای مومنی تهدید کردند که در صورت برگزاری مراسم تمامی میهمانان را بازداشت خواهند کرد و آنها را وادار به لغو مراسم کردند.
شاهدان عینی گزارش داده اند که از سه ساعت پیش از غروب، تعدادی از ماموران امنیتی به همراه سه دستگاه ون با شیشه های دودی در کنار منزل عبدالله مومنی در شهرک اکباتان مستقر شده بودند.
ندای سبز آزادی: مهندس سحابی در یاداشتی از وظعیت هدی صابر ابراز نگرانی کرد . مهندس سحابی در این یاداشت اینگونه آورده است : به نظر بنده همین مطلقالعنانیهاست که در سالیان و بویژه ماههای اخیر کار ملک و ملت را به این معضلات و بحرانها (در داخل و خارج) کشانده است. قرآن میگوید انسان وقتی احساس استغنا و بینیازی کند، کارش به طغیانگری میکشد (ان الانسان لیطغی ان راه استغنی). اما خداوند بدسرنوشتی برای این گردنکشان پیشبینی میکند و سنن الهی تاریخ و قدرت آگاهی واراده مردم بارها در تاریخ نشان داده است که اگر اصلاحی صورت نگیرد چگونه این عظمت پنداریها در برابرتندباد حوادث خدایی، تارعنکبوتی بیش نخواهد بود. پس
اصلاح کنید قبل از آنکه مشمول سنتهای خدایی شوید.
متن کامل این یاداشت که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است بدین شرح است :
به این مطلقالعنانیهای مملکت برانداز پایان دهید
متأسفانه مدتی است که فضای سیاسی مملکت ما دستخوش معضلات و بحرانهایی شده است که یکی از نمودهای آن بیقانون و مطلقالعنانیهای عدهای خاص و محدود و باز بودن دست عدهای بیتجربه، ماجراجو و قدرتطلب (و به دور از حس اخلاقی مذهبی و انساندوستی و یا حس دلسوزی ملی و وطنی)، در همه امور
کشور و جان و مال و آبروی مردم و این وطن است. آنها احساس میکنند قدرقدرتاند و نباید به هیچ کس جواب پس بدهند.
یکی از همین مطلقالعنانیهای بخشهای پیدا و پنهان نیروهای غالب و حاکم بر ما، مربوط به دوست عزیز ما آقای هدی صابر است. ایشان ناگهان مفقود میشود و بعد معلوم میشود که در روز روشن توسط افرادی غیرمسئول بازداشت شده است. شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب بازداشت او را (برای تحمل حبسی که سالها پیش بدان محکوم شده بود) توسط این نهاد رد میکند. وزارت اطلاعات رسمی کشور نیز همین موضع را اعلام میکند و قول پیگیری میدهد.
اما خود وی پس از چند روز، که خانواده و دوستانش شدیداً در نگرانی به سر میبردند، تلفنی با خانواده تماس میگیرد و میگوید در اوین است و بازجویی شده و دو، سه روز آینده برای تحمل حبس به بند عمومی فرستاده
خواهد شد. روزها میگذرد اما او تماساش با خانواده کاملاً قطع میشود و خانواده دوباره در اضطراب و نگرانی فرو میروند. معلوم است که همچنان تحت بازجویی است (و نه در حال تحمل حبس!). اما او چرا باید بازجویی شده و یا
چرا باید تحمل حبس کند؟
هدی صابر در سالیان اخیر دو بار بازداشت شده که یک بار همراه یک جمع 15 نفره حکم گرفته است و یک بار هم همراه دو دوست دیگرش و جمعی از جوانان. بار دوم او (و دو دوستش) هشت ماه حکم گرفتند. در حالی که بیست و چهار ماه در حبس بودند. پس در رابطه با پرونده دوم او حبسی بدهکار نیست. در رابطه با پرونده اول هم که او هشت سال حبس داشت، تنها نبوده است و خود بنده و دیگر دوستان هم دارای حبس هستیم. چگونه است آقایان به فکر اجرای حکم یک نفر افتادهاند، در حالی که این هم ادعایی است که دو نهاد مسئول رسمی آن را تکذیب میکنند؟! اما اگر بازداشت غیررسمی و غیرقانونی آقای صابر و بازجویی از وی برای اتهام دیگری است، چرا آن را اعلام نمیکنند و تنها میخواهند از «تحمل حبس» به عنوان پوشش و ابزار استفاده کنند؟ آقای صابر در سالیان اخیر، هم چون گذشته، همه فعالیتهایش علنی بوده و هیچ دلیلی برای بازداشتاش وجود ندارد. او کلاسهایی کاملاً علنی در رابطه با تاریخ معاصر ایران و سپس در رابطه با آموزههای قرآنی برقرار کرده و یا فعالیتهای پژوهشی داشته که عمدتا به صورت کتاب یا نشریه منتشر شده است. فعالیتهای شغلی (پژوهشی و خدماتی)اش هم باز به طور رسمی با قراردادهای قانونی با نهادهای مسئولی هم چون سازمان تأمین اجتماعی و یا وزارت مسکن بوده است. آیا هدی صابر به
خاطر آموزش و خدماترسانی در مناطق محرومی هم چون زاهدان در جهت آموزش کارآفرینی و بانکپذیری اقشار فقیر (بر اساس قراردادی رسمی با وزارت مسکن) به جای آن که تشویق شود و جایزه بگیرد، باید بازجویی پس دهد؟ اگر
او شرح خدماتی را که طی یک پروژه قانونی در این منطقه آسیبپذیر به مردم داده است به افکار عمومی گزارش دهد، آیا نباید عرق شرم بر جبین بازداشتکنندگاناش بنشیند؟ آیا این دسته افراد آن چنان در این مملکت مطلقالعنان شدهاند که هر کاری بخواهند میتوانند بکنند و با هر کس و هر چیز که با نگاهی بیمارگونه و توطئهمحور، مشکوک شوند و یا از آنها خوششان نیاید، میتوانند برخورد کنند؟
بنده از مسئولان قضایی این پرسش را دارم که شما را چه شده است که این چنین در برابر بخش امنیتی (رسمی و غیررسمی و خودسر) خاضع و تسلیم شدهاید، تا آنجا که حوزههای تحت اختیار خود را نیز دربست به حضرات سپردهاید و حیات و ممات و جسم و جان زندانیان شما ملک طلق آنها شده تا همچون خدایگان تصمیم به زندگی و مرگ و حبس و آزادی آنها بگیرند. قرآنی که ما میشناسیم این مطلقالعنانیها را تنها برای کسانی که خود را صاحب اختیار مطلق رعایا و بردگانشان میدانستند، مطرح و شدیداً محکوم میکند و یکی از دلایل بعثت انبیای الهی تقابل با همین مطلقالعنانیهای شرکآلود و بنده دانستن بندگان خدا بوده است. به نظر بنده همین مطلقالعنانیهاست که در سالیان و بویژه ماههای اخیر کار ملک و ملت را به این معضلات و بحرانها (در داخل و خارج) کشانده است.
قرآن میگوید انسان وقتی احساس استغنا و بینیازی کند، کارش به طغیانگری میکشد (ان الانسان لیطغی ان راه استغنی). اما خداوند بدسرنوشتی برای این گردنکشان پیشبینی میکند و سنن الهی تاریخ و قدرت آگاهی واراده مردم بارها در تاریخ نشان داده است که اگر اصلاحی صورت نگیرد چگونه این عظمت پنداریها در برابرتندباد حوادث خدایی، تارعنکبوتی بیش نخواهد بود. پس اصلاح کنید قبل از آنکه مشمول سنتهای خدایی شوید. خداوند قدرت دو روزه دنیا را در حال چرخش و «تداول» میبیند تا آدمیان امتحان پس دهند. شما سالها و بویژه اینک ماههاست که در اذهان و قلبهای بندگان آگاه اما مظلوم مردود شدهاید. پس اصلاح کنید قبل از آنکه قلبهاتان سختتر و سختتر شود. این به صلاح همگان است. خانواده هدی صابر (همانند خانوادههای همه زندانیان دیگر) در اضطراب و نگرانیاند، آنها را از این درد جانکاه نجات دهید.
عزتالله سحابی
18 مرداد 1389
پشت دیوارها خبریست
و هیاهوی سکوتی سنگین
که به هم می زند آرامش شب
این چه هنگام اذان است، عجب !
باد پیچید میان زندان
میله ها می لرزند
وصدای طپش سلول ها
به شمارش افتاد
قهرمانی برخاست به نمازی دیگر
روزه دارانی سبز، با لبانی عطشان
جشن افطار را منتظرند
در دلم باز هوایی دگر است
مرغ روحم گرفته و غمگین
بال و پر بسته به شوق سحر است
جغدهای شوم تباهی ، ترسان
چشم ها گشوده در سیاهی شب
تا مبادا سحری آید ، لیک
حکم قرآنست بی مکر و فریب
صبح می آید " ألیس الصبح بقریب "
هان ای طلایه داران فخر و غرور !
وقت آن رسیده که افطار کنید
مرغ خوش طنین آزادی را
ندا رسیده که بیدار کنید
مقدمه: با پیدایش جنبش سبز بحث های حاشیه ای اما تامل برانگیز سکولار مذهبی طرح شدند . این بحث ها می توانند به عنوان قسمتی از دیالوگ ملی باشند که نام آن را از مقاله آقایان رضا سیاووشی و مهرداد مشایخی وام گرفته ام. از سوی دیگر این بحث ها می توانند فضایی تنش آلود و اختلاف انگیز را به وجود آورند که بر کیفیت جنبش سبز هم تاثیر منفی می گذارد.
این نوشتار در ادامه مقاله مربوط به مذهب و سکولاریسم و دولت قانونمند است که عطف به نظرات بخشی از اندیشمندان سکولار از جمله آقای محمد رضا نیکفر است که صورت مساله مذهب را در برابر سکولاریسم قرار می دهد. شاید لازم به یادآوری باشد که نگارنده به عنوان روشنفکر مسلمان با گرایش مذهبی در ردیف هزاران هزار مذهبی و غیرمذهبی قرار می گیرم که جوانی شان را حکومت دینی ستانده است. البته بنده خوش شانس بوده ام زیرا هزارا ن نفر هستند که خوش شانس تر از ما نبوده و جان و مال داده اند.
چنین معرفی باعث می شود که خواننده و مخاطب این مقاله احساس کند فضای زندگی ، فکری و عملی نویسنده چه بوده است .بسیاری از روشنفکران مذهبی به حکومت دینی باور نداشته اند. از جمله نگارنده که به خاطر این اعتقاد 14 سال زندان کشیده ام. در اینجا لازم است از نوشته های دقیق آقایان شیدان وثیق درباره سکولاریسم ،لائیسیته و همچنین از مقالات مستدل درباره تفاوت سکولاریسم و لائیسیته در رابطه با حکومت نوشته آقای احمد فعال تشکر کنم. مطالب آقایان احمد فعال و شیدان وثیق به دلیل توجه به نظریه و مدل راهگشا نقطه های اختلاف و تفاهم را مشخص تر می کنند اما نگاه کلان و علمی با گرایش فیلسوفانه یا کلامی چنین ویژگی ندارند. این مقاله را به آقایان وثیق،نیکفر و فعال تقدیم می کنم.
هر چه خوبان همه دارند تو تنها داری
قبل از انقلاب مذهبی ها و مارکسیست های ایرانی معتقد بودند که باورهایشان ناب است در نتیجه بدیل شایسته پهلوی هستند. همه خوبی ها در نزد آنان است و اسلام آن است که اینان می گویند. یا مارکسیسم همان است که ایشان می گوید.کار بدین منوال رفت تا اینکه بعد از انقلاب انواع اسلام ها و گرایشات مارکسیستی سر بر آوردند. گفته اند که جنگ برادارن خونین تر است. از قضای روزگار چون اسلامی ها دارای قدرت بیشتری بودند بر مسند حکومت نشستند و حکومت جمهوری اسلامی شکل گرفت. همه جریان های اسلامی منتقد و غیرمنتقد در کلیت به قانون اساسی 1358 ه.ش ملتزم شدند. گر چه برخی جمهوری رادیکال اسلامی ، عده ای جمهوری دموکراتیک و برخی حکومت اسلامی می خواستند. اما در میدان عمل و تجربه مشخص شد که صفت اسلامی یا قید اسلامی همان مفهوم کلی است که فقط برا ی مقابله با دیگرانی که اسلامی نیستند کاربرد دارد . به عبارتی این صفت و قید سلبی است و نه اثباتی یعنی اینکه ما چه نیستم را به خوبی توضیح می دهد اما مسئله ما چه هستیم را حل نمی کند.
چرا که در مقام عمل وطرح الگو اختلاف ها آشکار شد. ملی مذهبی ها با نظریه ولایت فقیه مخالف بودند. در میان طرفداران ولایت فقیه نیز انواع مطلقه، مقیده و منتخبی ظاهرشدند. در نوع مشروعیت این ولایت نیز اختلاف نظر به وجود آمد. این اختلافات هنوز هم ادامه دارد. نتیجه این شد که در مقام سلب و نقد دیگری سپهر هویتی لازم است اما کافی نیست. در مقام اجرا عمل از مفهوم باید به مصداق ها و مدل ها رسید. به عبارتی هیچ مشکلی را حل نکرده ایم و شاید بر موارد اختلافات ناخود آگاه افزوده ایم. این جمله را گفتم تا به مشکل امروز برسم. گویی در این مملکت سامانه قانونمند ،تجربه آموختن ندارد و قرار نیست تجربه ای را مکرر تکرار نکنیم اما هر لحظه این بی صورت تکراری در نقشی جدید ظاهر می شود و بازتکرا ر می کنیم چیزی را که آزموده ایم. صورت مساله سکولاریسم در جامعه برای عده ای همان مرغ تخم طلای اسلامی و یا مارکسیست قبل از انقلاب شده است.
حال این مفهوم سکولار در حالات مختلف فعلی ، صنفی و قیدی آن انواع برداشت ها و قرائت هایش را دارد و برخی از متفکران سکولار حتی از به کاربردن آن درمدل های حکومتی پرهیز می کنند. با این وصف برای اندیشمندانی که بسیار بسیار محترم هستند سکولاریسم و سکولاریزاسیون همان کلید نجات جامعه ایران شده است و این دارو را به جامعه تجویز می کنند حال اگر این جامعه چنین دارویی را بپذیرد یا اینکه این دارو در جامعه ما پیدا شود یا وجود داشته باشد خود موضوع دیگری است اما به صورت مداوم به شکل کلی و کلان بر نحوه کاربرد آن اصرار می شود. در میان اندیشمندان درباره اسلام و سکولاریسم بحث مفهومی فراوان است. اما بحث مصداقی اندک است. به استثنای دو یا سه نفر مابقی بحث ها کلی ، کلان ، مفهومی و بدون مصداق معین و ارائه مدل است. اکثر روشنفکران مسلمان و سکولار به دلیل نگاه غیرراهبردی این گونه بحث می کنند و تمایل چندانی به نگاه مصداقی ندارند اگر کسانی با گرایش مصداقی سخن بگویند گویی وارد محوطه خاکی بحث شده اند . بدون رد و نفی بحث های کلی و مفهومی که برای جامعه لازم اما ناکافی هستند نگارنده اعتقاد دارد نیاز جامعه تفاهم مصداقی و نه مفهومی است. ما در عرصه روشنفکری به اشباع ، تکرار و اعتیاد در قلمرو مفاهیم کلی از قبیل اسلام سکولاریسم ،آزادی و عدالت رسیده ایم. در اشباع مفاهیم به اوج رسیده ایم و در مصادیق و مدل ها در اول راه هستیم.
طرح نظام،ایده و باور سکولاریسم و سکولاریزاسیون امر مناسبی است اما مسئله جامعه ما ایده و باور سکولار نیست بلکه معتقدان به این ایده باید در مورد چونگی نظام ،اهداف آن و چگونگی تحقق آن بحث کنند.
باعطف به تجربه قبل از انقلاب که از دوران نوجوانی و جوانی توشه ای از آن برای من باقی مانده است باید نکاتی را سکولارها مورد توجه قرر دهند.
نظام سکولار تنها بدیل حکومت در ایران نیست چرا که مدل واحدی برای نظام سکولار نه در مدل و نه در مفاهیم وجود ندارد اگر چه از وجه سلبی در مقابل حکومت دینی از واژه سکولار استفاده می کنیم اما باید توجه داشته باشیم چنین اجماعی در مورد نظام سیاسی سکولار حتی میان سکولارها و تجربه عینی نظام های سکولار وجود ندارد.
پس به جاست که سکولاریسم مورد نظر خود را توضیح دهیم و از مدل خود حرف بزنیم اما تا زمانی که باور داشته باشیم که یک نوع مدل سکولار از مفهوم آن بر می آید مابقی نادرست هستند استبداد را بازتولید کرده ایم. باید پذیرفت هر مذهب و مکتب بعد از مرحله تثبیت انواع گرایش ها و مدل ها را از خود ارائه می دهد. تجربه نشان داده که عشق بازان به یک باور وعقیده از نخستین قربانیان همان نظام خواهند بود . این تجربه در تاریخ فراوان تکرار شده است. بر سر ملی مذهبی ها بعد از حکومت جمهوری سلامی چه آمد؟ بر سر سوسیالیستهای صادق در نظام کمونیستی چه آمد؟. بر سر طرفداران نظام سلطنتی مشروطه که شاه را فقط سلطان می خواستند چه آمد؟ سرنوشت این عشقبازان هجران و دربه دری و مشکلات و مصائب فراوان است. هر کس حق دارد باور و عقیده و مدل حکومتی خود را ترویج ،تبلیغ و تبیین کند اما گفتگوی مفید در جامعه زمانی صورت می گیرد که مفاهیم و مصادیق بر سر یک نظام ،باور وعقیده با یکدیگر تناسبی منطقی پیدا کنند. باید پذیرفت هیچ نظام ،باور یا عقیده ای نمی تواند از رقیب داخلی نامیمون مصون بماند. چرا که آدمی هر چیزی را فاسد یا تعالی می بخشد. در نزد سکولاریسم نظام بدیل دنیای مدرن است که جز خوبی ،عدالت و آزادی از آن طراوش نمی کند. تمدن بشری تا قرن هیجدهم از امر معقول خالی بود و همه نظام های گذشته بر مصائب انسان افزوده اند و در عمل ناکارآمد نشان داده اند. اما به ناگهان ستاره هایی درخشیده و میرمجلس شده و دل های رمیده انسان ها را انیس و مونس شده اند. اینگونه دیدن جهان آیا می تواند توصیف عقلی و منصفانه تاریخ بشر باشد؟
در این روایت هر آنچه خسرو عقل مدرن و نظام سکولار می کند شیرین هم می کند و هر جا که ایرادی برجاست از ایدئولوژی یا از رسوبات شبه مذهبی است. اما غافل از اینکه ایدئولوژی محصولی مدرن است و مارکسیسم ،فاشیسم و مدل لیبرالیسم حکومتی جهان سومی را نمی توان شبه مذهبی نامید. حتی بنیادگرایی محصول شرایط مدرن جدید است. این همه قضاوت های نادرست از کجا می آید؟ پاسخ این است که پذیرفته ایم کالایی که ما عرضه می کنیم حرف ندارد و اگر دارد پیرایه ای است که به آن افزوده اند و از غیر آمده است. مگر بسیاری مذهب ها نمی گویند که هر عیب هست از مسلمانی ماست اما برخی اندیشمندان سکولار تا این حد هم انعطاف ندارند بلکه معتقدند که هر عیب است از نفوذ رسوبات گذشته است و الا این حرف ها به عقیده و نظام سکولار نمی چسبد در حالی که واقعیت عقاید و جوامع با ما چنین نمی گوید. اگر دقیق شویم متوجه می شویم مدل ها و نظام ها با باور و عقاید فاصله دارند و قرار نیست که این فاصله ها منتفی شوند یا به صفر برسند اما وجود باورها و عقاید برای پالایش و سنجش نظام ها و مدل ها مفید و لازم هستند.
در تداوم نگاه برتر نشاندن و منحصر به فرد کردن یک عقیده ،باور و نظام بر دیگرعقاید پیش شرط های غیر تاریخی و غیر مستدل دیگری هم وارد می شود. تاریخ گذشته بشر قبل ازعصر روشنگری جنبه درخشانی ندارد و در این دوران طولانی درخشش موقت رخ داده که البته این رخداد هم طلوع عقل بوده است. در حالی که به تعبیر بسیاری و به خصوص آنتونیو گرامشی گفتمان عدالت انسانی را انبیا شکل داده اند.
در این نگرش مذهب متهم اصلی می شود و حتی محاکمه سقراط را مذهبی ها انجام دادند. جنگ مذهب علیه مذهب که بخش مهم تاریخ بشر است نادیده گرفته می شود و مذهب یکسره منفی می شود. در این قضاوت عجولانه ،تند و سریع از تاریخ بشر نتایج منصفانه اخذ نمی شود. سوءظن به مذهب اساس کار است. گویی انبیا با مذاهب رسمی درگیر نشده اند و ادیان کارکرد دوگانه و چندگانه نداشته اند. و یا از یک دین مذاهب گوناگون و مخالف بروز نکرده که با یکدیگر درگیر هم شده اند. آغاز نادرست در یکسره برتر بینی سکولار در همین جا متوقف نمی شود. تاریخ بشر اسیر مقطعی از تاریخ یک جامعه یا دوره خاص می شود تا تاثیر سخن و ادعا ثابت شود. در نتیجه کار از تاویل تاریخ به تلوین تاریخ بشر می رسد و تا به امروز ادامه می یابد. در نتیجه هر آنچه مطلوب نیست نتیجه باور سکولار نیست بلکه شبه مذهبی است یا ریشه مذهبی دارد یا ایدئولوژیک است. مارکسیسم استالینی ،نازیسم هیتلری و فاشیسم موسولینی ،جهان گرایی نئوکان همه شبه مذهبی قلمداد می شوند یا ایدئولوژیک. اما توضیح داده نمی شود که چرا پدیده های مدرن شبه مذهبی یا جایگزین مذهب هستند. به خصوص مفهوم و صورت بندی ایدئولوژی همه مدرن هستند. این انتزاع در همین جا پایان نمی گیرد. ناچار تاریخ معاصر و جامعه ایران را در بر می گیرد. متهم ردیف اول یک نام کلی به نام دین است که از آغاز تاریخ مکتوب بشری تا به امروز مانع سعادت انسان هاست . در واقعیت این اتهام بسیار کلی و نارواست اما از آنجائیکه قرار است که تاریخ گذشته بشر با کارنامه حکومت دینی و تجربه حکومت کلیسا خوانش شود این اتهام نیز وارد می شود.
در این نقادی بدون توجه به ظرافت جدایی یا تفکیک دین از قدرت و حکومت و دولت و عنایت به اینکه قدرت بی مهار فساد می آورد چه دینی و چه غیردینی جای متهم نیز عوض می شود و به ناگاه به جای نقد حاکمیت بی مهار دین در کلیت خود محاکمه می شود. در مورد تاربخ معاصر هم وضع به همین منوال است. اگر قدرت محور و دولت محور نباشیم و آنچه حاکم است را حق ندانیم باید توجه داشته باشیم ایده تفکیک نهاد دین از دولت و مخالفت با ولایت فقیه در اول انقلاب با صدای بلند از سوی مذهبی ها بلند شد. مارکسیست ها هم با ولایت فقیه مخالف بودند اما آنها به تقسیم ثروت می اندیشیدند و نه تقسیم قدرت.
نگاه تاریخی و انضمامی به ما می گوید که در روایت تاریخ دقت یا حوصله داشته باشیم. با احترام به همه مدافعان آزادی و عدالت به شهادت تاریخ سی ساله باز هم جریان های مذهبی با حکومت دینی بیشترین چالش را داشته اند. البته قصد دفاع از عملکرد همه این جریان ا را ندارم اما ایده تفکیک نهاد دین از دولت در عین باور به اسلام اجتماعی و سیاسی باوری است که در جامعه ما طرفدار فراوان دارد.
اسلام در قرآن و زندگی پیامبر ،سنت امامان و اهل سنت روایت سیاسی دارد منتها بحث بر سرتنظیم این روایت با حکومت ،دولت و قدرت است. نگاه روادارانه به تاریخ سی ساله نشان می دهد باید به روایتی از دین با سوءظن نگاه کرد نه اینکه به کل دینداران مسلمان با سوءظن نگریسته شود. باید به دین دولتی با سوءظن نگریست که آزمونش را نامناسب پس داده است. اما با جریان های دینی باید متناسب با شان و فعالیت آنها برخورد کرد و قاعده سوءظن را بر شهروندان مذهبی تسری نداد. به خصوص جریان هایی که با حکومت دینی مخالف بوده اند و برای این مخالفت هم هزینه داده اند.
اگر تعریف از سکولاریسم در روایت خاص از آن «رواداری و مدارا ،تفکیک نهاد دین از دولت و تفکیک قوا »باشد و یا اینکه سکولاریسم برابری حقوقی زنان و مردان و یا رسیدگی به حقوق همه اقوام ایرانی در نظر گرفته شود به نظر می رسد که این روایت به نوعی گویای سکولاریسم است که البته مورد توافق همه سکولارها نیست. اگر چنین تعریف کاربردی از سکولاریسم داشته باشیم دیگر دیدگاههای انتزاعی و تاریخی و مواجهه آن با مذهب لزومی ندارد. یعنی لزومی ندارد از مبنا سکولاریسم را در مقابل مذهب قرار دهیم. نیروهای نوگرای مذهبی هم به این خواسته ها باور دارند و در راه تحقق آن تلاش می کنند . ممکن است که یک مذهبی رواداری و مدارا با دیگری را از قرآن و منابع مذهبی استخراج کند اما مهم این است که قوانین رواداری و حتی برابری حقوق شهروندان نوشته و اجرا شود. مسابقه من و دیگری باید بر سر بهتر اجراکردن آن باشد. مسئله تفکیک نهاد دین از دولت مقوله ای است که مورد توافق بسیاری از مذهبی ها و جریان های سیاسی بوده است که بر سر اجرای آن ایستادگی کرده اند. تفکیک نهاد دین از دولت قبل از سکولارها هم مطرح بوده و در میان مذهبی ها طرفدار داشته است. معضل سکولارهای تمام عیار متاثر از غرب انکار نقش دین در زندگی خصوصی و عرصه عمومی است و گرنه تفکیک نهاد دین از دولت نمی تواند در مبانی سکولاریسم بگنجد.
تفکیک قوا هم اصل پذیرفته در دنیای مدرن است که بدون انجام آن کار هیچ دولتی پیش نمی رود. با این وصف مسئله این است که این سه اصل الزاما از مسئله سکولار نشات نمی گیرند. مذهبی ها و دیگران نیز می توانند به این سه اصل برسند و بر سر آن توافق کنند. قبل از برآمدن اندیشه سکولار مدرن رواداری یا تفکیک مقام ها در حکومت های گذشته ایران و امپراطوری ها وجود داشته که پاسخگوی نیاز زمانه بوده اند. از طرفی این سه اصل و سایر اصولی که اجرای حقوق بشر را تضمین می کنند شایسته نام دولت قانونمند است که می تواند حامی سکولار و مذهبی داشته باشد.
به عبارتی نام ایدئولوژی خاص از یک نظام برداشته می شود زیرا که یک جامعه مدرن نمی تواند در کلیت خود به نام یک ایدئولوژی شناخته شود.حال این ایدئولوژی می خواهد مذهبی باشد یا غیر مذهبی.
حتی اگر همه یک جامعه مسلمان باشد باز هم مسلمانی و فرهنگ اسلامی می تواند ایدئولوژی های گوناگون داشته باشند. این ایدئولوژی ها هم اکنون در جامعه ما و کشورهای مسلمان وجود دارند در حالی که در جوامع مسلمان و غیرمسلمان و پیروان سایر مکاتب نیز وجود دارند .
خاتمه
به نظر می رسد که اصرار بر تقابل مذهبی –سکولار و تلاش برای ایجاد زمینه تاریخی و اجتماعی برای تقابل آن هر فرد و جریانی را از نگاه نقادانه و منصفانه دور می کند و به تصمیمات عجولانه ای می رساند که بیشتر بر سوءظن ها می افزاید. در حالی که برخی از سکولارها یا مذهبی ها چنین قصد و نیتی ندارند. می توان از سوءظن به سوی تاویل و تفاهم حرکت کرد و دولت قانونمند با معیار حقوق بشر و دموکراسی را با توجه به استقلال هر جریان در دفاع از اصول اساسی حقوق بشر و دموکراسی به رسمیت شناخت. در این صورت این امکان وجود دارد که تعامل برای جامعه و دولت سازی مدرن در ایران گامی رو به جلو بردارد.
درباره ایده دولت قانونمند بازخواهم نوشت.
خرداد 1389 ه.ش
مانند ماده شیر می خروشد. فریاد می زند. و پرسشش مکرر در مکرر گوش زندان بان را خراش می دهد: با بچه ام چه کردید؟ کجاست؟ چرا نمی گذارید ببینمش، بشنومش، چرا چرا چرا؟
اخم می کند زندان بان، روترش می کند و بلندتر داد می کشد: بروید پی کارتان بروید اغتشاش نکنید و نظم عمومی را بر هم نزنید وگرنه بازداشت می شوید به همین اتهام.
مادر اصلا صدای گوش خراش زندان بان را نمی شنود. پرسشش را تکرار می کند و می نالد: فرزندم از گرسنگی و تشنگی تلف می شود. او آهنین اراده اما ترکیبی است از گوشت و پوست و استخوان و از خون و از آب که اگر تمام شود این آب. وای وای وای. ضجه می زند زن و زندان بان مستأصل از این همه سماجت و تکرار گوش هایش را می گیرد تا نشنود تا معذوریتش را در این مأموریت نامیمون فراموش نکند.
مادر آستین او را می گیرد و دردمندانه می پرسد: مادر نداری تو فرزند؟؟؟ و مرد زانو می زند در برابر شکوه و استیلای مادر؟ باید تسلیم شود. باید زانو بزند باید. اما او انگار با غیر خدا معامله کرده است. دستش را محکم می کشد و زن بر زمین خاک آلود مقابل زندان، دادگاه، دادسرا، دادگستری، دادستانی، داد... داد... داد... می افتد و لختی خاموش می ماند چشم در چشمان غضبناک مردک دوخنه و اشک موج می زند از درونش و بوی خاک نمناک می پیچد در فضای ستم آلود دوروبر و کلاغی سیاه بر روی شاخه های چنار کهنسال قار قار می کند و برگی سبز با نسیم می رقصد و پایین می افتد و همهمه ای در می گیرد در محل شکستن دل مادر. آسمان ناگهان تیره و تار می شود و ابرهای سیاه چند قطره اشکی می فشانند به پای مادر و او دمی از خود بی خود شده چشم بر هم می نهد و خود را می بیند که با وضو فرزندش را در آغوش گرفته شیر می دهد و آرام درگوشش لالایی می خواند: لالا لالا گل پونه بابات رفته دلم خونه لالا لالا گل انجیر بابات داره به پاش زنجیر به پاش زنجیر... زن هراسناک به خود می آید وقتی که چهره نورانی پسرش با دستبند و پابند در همه ذهنش خودنمایی می کند. زن می نالد: پسرم پسرم.
حالا زن دارد پسرش را راهی مدرسه می کند با آن یونیفورم آبی یا خاکستری یا سورمه ای و آن کیف کوچک و آن دلِ شادِ شاد. زن لبخند بر لب دارد و پسر لبخند برلب دارد و معلم و مدیر و ناظم و همه بچه های کلاس اولی. زن آه می کشد و در برابر اشک های روان از چشمه جوشنده چشمانش تسلیم است. تصویر بعدی: پسر نتیجه آزمون در دست، شادمان از موفقیت و مادر می رود که نذرهایش را ادا کند و پسر می رود تا یاران دبستانی را بیابد در آن کلاس های آشنای درس و چه زود می یابد سرود خوان و پرشور پرشور. و ناگهان ستاره های دستپخت انسان طاغی و زیاده خواه، بر سر او و یاران دبستانی فرو می ریزد. یک، دو، ده، صد. ستاره باران می شوند. غیر قابل باور، غیرقابل انکار و او محروم می شود از تحصیل و بر نمی تابد محرومیت را و مادر تحسینش می کند و پدر و همه معلم های درس آزادی تحسینش می کنند.
حالا پسر غم نان داشته یا نداشته دنبال کاری است برای امرار معاش و برای خدمت به مردم و میهن که چون جان دوستشان دارد. خبرنگاری را برمی گزیند. مادر می پرسد: این حرفه است پسرم؟ او می خندد و می گوید: آرمان است. اعتقاد است. ایمان است. دانستن که حق مردم است را زمینه سازی می کنیم. ابزار می شویم برای شکوفه کردن درخت دانایی در کشورمان. مادر لبخند می زند و پسر وضو می گیرد و قلم به دست می گیرد و کاغذ با دوربین و با دلی سرشار از شور و امید. توقیف و توقیف و بیکاری و بلاتکلیفی و بی سرانجامی و ...
روزها از پی هم می گذرد و مادر غم پسر را می خورد و پسر غم مردم را می خورد و هردو غم ملک و میهن را می خورند و ناگهان ابرهای سیاه برفراز آسمان پدیدار می شوند و اهریمن چهره نشان می دهد و رشته های آهنین زنجیر خود را می نمایانند و قفس ها و مردانی که به جای قلب در دلشان سنگ دارند و نقاب هایی که به وفور خرید و فروش می شود در بازار شهر و در هر هجوم شبانه بهترین فرزندان وطن راهی زندان می شوند و شب دراز شده و انتظار به طول انجامیده و صبح ناز می کند برای طلوع و دست ها به نیاز دراز است بر آسمان و ...
زن بی تاب است بی تاب. آنی لب های خشک و چهره تکیده و بی حال فرزند از جلوی چشمانش دور نمی شود. فریاد می زند: پسرم پسرم تلف می شود از گرسنگی، از تشنگی آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی آدم نماها بگذارید ببینمش بگذارید صدایش را بشنوم بگذارید ... و دستبند سرد و سخت می نشیند بر دستانش و می برندش به اتهام اغتشاش به اتهام اختلال در امنیت و نظم عمومی! می برندش برای بازجویی برای گرفتن تعهد از او!!!
مادر سرش را بالا می گیرد در چشمان قاضی اندک مهربانی می بیند و آرام زمزمه می کند: من قبلا تعهد داده ام آقای قاضی. تعهد مراقبت از فرزندم را تا پای جان. من مادرم!
مجید توکلی، فعال دانشجویی در پانزدهمین روز از اعتصاب غذا، در پی وخامت وضعیت جسمانی به بهداری زندان اوین منتقل شد.
به گزارش خبرنگار رهانا، این فعال دانشجویی که در سلول انفرادی زندان اوین به سر میبرد، پس از بیهوش شدن، به بهداری زندان منتقل شد.
بر اساس اخبار رسیده وضعیت جسمی وی بسیار نگران کننده عنوان شده است به طوری که وی به مدت چند ساعت بیهوش بوده و تا لحظهی تنظیم این خبر به هوش نیامده است.
این در حالی است که وی به همراه ۱۵ زندانی سیاسی دیگر از پانزده روز پیش در اعتصاب غذا به سر میبرند اما هیچ ارتباطی با خانوادههای خود نداشته و خبری از وضعیت جسمانی آنها در دست نبود.
طی چند روز اخیر نیز، خانوادههای این زندانیان توسط نیروهای امنیتی تهدید شدهاند که با هیچ رسانهای مصاحبه نکنند.
بیخبری از وضعیت این زندانیان، خانوادهها را در نگرانی فرو برده است.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، فرمانده انتظامي استان اصفهان در اين مراسم يکي از نيازهاي ضروري هر جامعه اي را نظم و انضباط عنوان کرد.
سردار "حسن کرمي"افزود: کشور ما در سالهاي اخير در حوزه هاي مختلف از جمله زندگي شهري توسعه قابل توجهي يافته که سبب ارتقاي سطح زندگي شهروندان شده است.
گفت: در حاليکه در گذشته عمده مشکلات و اختلافات افراد در سطح جوامع ايراني بواسطه دخالت ريش سفيدان حل مي شد امروز نياز به حضور در محاکم و دخالت پليس بيشتر شده است.
کرمي ادامه داد: اين در حاليست که در کشورهاي پيشرفته برغم استفاده از ابزارهاي نوين، رويکرد جدي به استفاده از مشارکت مردمي براي حل مسايل اجتماعي وجود دارد.
وي با اشاره به درخواست متعدد اصناف اصفهان براي نظم بخشي به وضعيت بازار تاکيد کرد:پليس هنگامي که به مبحثي ورود مي کند جاي مماشات ندارد و با قاطعيت بايد مسايل را حل کند زيرا اين مهم خواست و انتظار مردم از پليس است.
فرمانده انتظامي استان اصفهان اظهار داشت: سهم عمده اي از توان نيروي انتظامي صرف رسيدگي به مسايل فرعي مي شود که خود مردم نيز مي توانند آنها را حل و فصل کنند.
کرمي گفت: انرژي پليس بايد صرف يافتن ريشه ي بروز مشکلات و حل ريشه اي آنها و همچنين رسيدگي به مواردي همچون توسعه وسيع مواد مخدر در سطح کشور شود.
به گفته فرمانده انتظامي استان اصفهان، برخي از جرايمي که در اين شهر رخ مي دهند در شان محيط فرهنگي اين شهر نيستند.
کرمي با اشاره به فضاي خاص استان اصفهان بيان کرد: نيروي انتظامي علاوه بر تامين نظم و امنيت موردانتظار شهروندان بايد فضا را براي حضور مناسب گردشگران داخلي و خارجي نيز فراهم کند.
وي افزود: در صورتي که فضاي مورد نياز در اختيار نيروي انتظامي قرار گيرد آمادگي داريم هرچه سريعتر اولين کلانتري بازار اصفهان را تاسيس کنيم.
فرمانده انتظامي استان اصفهان ادامه داد: ماموريت نيروي انتظامي ايجاد نظم و انضباط در بازار است و پاسگاه انتظامي بازار ضمن نظم بخشي به محيط و ايجاد فضاي مناسب براي فعاليت روزمره بازاريان و شهروندان مراجعه کننده، حريم لازم براي بازديد گردشگران خارجي را نيز ايجاد خواهد کرد.
در ادامه اين آيين، فرمانده انتظامي شهرستان اصفهان نيز گفت: همزمان با کليه شهرهاي کشور طرحهاي ارتقاي امنيت اجتماعي در شهرستان اصفهان نيز درحال اجراست و فرماندهي انتظامي اين شهرستان و پليس هاي تخصصي در اين زمينه برنامه هاي از پيش تعيين شده خويش را به اجرا در خواهند آورد.
سرهنگ " محسن عقيلي"، طرحهاي انتظام بخشي به پارک ها، فضاهاي تفريحي، معابر شهري و بازار بزرگ اصفهان را از جمله قسمت هاي اجرايي اين طرح برشمرد.
وي خاطرنشان کرد: نظم و امنيت بازار بزرگ اصفهان نقش مهمي در ثبات اقتصادي اجتماعي اين استان دارد.
فرمانده انتظامي شهرستان اصفهان گفت: پاسگاه انتظامي بازار بزرگ اصفهان از ابتداي هفته آينده فعاليت رسمي خود را به صورت هدفمند و با هدف تقويت نظم و امنيت اين بازار آغاز مي کند که منجر به رونق کسب و کار و گردشگري در اين محدوده خواهد شد.
دکتر مهدی خزعلی در وبسایت خود نوشت : دیروز رفتم گواهی عدم سوءپیشینه بگیرم، رییس مرکزتشخیص هویت با شرمساری برگه ای به دستم داد، سخن از چهار اتهام دربازداشت ۲۵ خرداد ۸۸ بود! نمی دانم، من که هنوز در مرحله بازپرسی و تحقیق هستم، هنوزکیفرخواستی صادر نشده ، دادگاهی تشکیل نشده است، تازه بعد از تجدید نظرخواهی و رای دادگاه تجدید نظر و اجرای احکام، نهایتاً سوءپیشینه می شود، ظاهراً در پرونده های امنیتی اول سوءپیشینه می شود و بعد اتهام وارد می شود!
راستش ما برای همکاران پزشکمان که مطب شلوغی داشتند، به طنز می گفتیم، نسخه ها را از قبل چاپ می کنند که در وقت صرفه جویی شود! اما در اتاق بازجویی بند ۲۰۹ اوین، با این صحنه مواجه شدم، یک بسته کاغذ (A4) روی میز بود، اول فکر کردم سفید است، دیدم خیر، این ها برگ تفهیم اتهام است که برای تسریع در کار یک نفر با خط خوش نوشته و در تیراژ بالا تکثیر شده است، با خود گفتم : چه می شود، همین ها را در دولت الکترونیک درسایت قراردهند وهمه مردم تفهیم اتهام شده و بصورت آنلاین و پیپرلس به اتهام همه رسیدگی شود، می دانید چه انقلابی در دادرسی بوجود می آید، شما می توانید در عرض ۲۴ ساعت هفتاد میلیون برگ تفهیم اتهام داشته باشید! ورود اطلاعات آنهم برایتان رایگان می شود! اصلاً می توانید به هر نوزاد متولد ۱۳۸۹ همراه دفترچه حساب پس انداز یک برگ تفهیم اتهام هم بدهیم.
بگذریم و اما اتهامات من:
اتهام نخست: ” اقدام علیه امنیت کشور! “: خجالت نمی کشید؟ کشوری که در آن آقایی و حکومت می کنید حاصل تلاش ما رزمندگان بسیجی بوده است، به قول آن بسیجی خیبری:” اگر ما برای شما امنیت نیاورده بودیم، امروز به صدام می فرمودید: آق بابا یا شاید هم آق دایی! ” یا معنی امنیت را نمی دانید یا منظور شما از کشور چیز دیگری است! واضح بفرمایید، کشور چیست؟ زید و عمر و بکر کشور است؟ یزدی و مصباح و جنتی کشور است؟ احمدی و مشایی و کردان کشورند؟ ما امنیت چه کسانی را به خطر انداخته ایم؟ امنیت دزدان و رهزنان، امنیت کشور است؟ چه شده است؟ جاعلان و دروغگویان، بر مسند وزارت و وکالت نشسته اند و بسیجیان و جان برکفان در بندند! امنیت کشور یعنی معادن سنگ حضرت آیت الله، پرونده لاستیک دنای حجه الاسلام و المسلمین، کارخانه قند معظم له یا املاک دماوند مد ظله العالی! کدام به خطر افتاده است؟ امنیت کشور را شما با ندانم کاری و ماجراجویی به ورطه خطر کشانده اید نه ما! تمامیت ارضی ما دارد فدای قدرت طلبی عده ای خاص می شود، منابع ، ذخایرو توان بالقوه و بالفعل ما به حراج می رود، همه کشورها کوچک عالم از کیسه خان بهره برده اند تا شهوت جلب توجه او ارضاء شود. از بولیوی و مالی گرفته تا سنت وینسنت!
اتهام دوم: ” فعالیت تبلیغی علیه نظام” ، باز همان سئوال، نظام چیست و کدام است؟ نگویید نظام شخص است، که این بزرگترین خیانت در حق ملت است که سرنوشت او را به جان اشخاص گره بزنیم، مدیر خوب کاری می کند که امور شرکتش به او وابسته نباشد و در غیاب او، همه کارها منظم انجام شود. اگر دیدید که کشوری به افراد خاصی وابسته است و بدون آنها منافع ملی به خطر می افتد، بدانید که آنها خائنند!
این اتهام آنقدر بی پایه و اساس، بی در و پیکر و گل و گشاد است که به هر کس که بخواهید می چسبد، چون نظام یعنی هر کس و هر چیزوهرحیوان مرتبط با آقایان، اگر حرفی بزنید که به گوشه عبای آقایان برخورد، یا اگر به اسبشان بگویید یابو، یا خدای ناکرده ، زبانم لال بگویید که بالای چشمان مبارک دو قواره ابروست، مصداق تبلیغ علیه نظام است! نه، مسئله بغرنج تر از این حرفهاست، سلسله مراتب را که یادتان نرفته است، درهمه پاسگاه ها نصب است، اگر به رفتگر محله انتقاد کنید، به شهردار و فرماندار و استاندار و وزیر کشور و رییس جمهور خرده گرفته اید، اوهم که توسط رهبر تنفیذ می شود، پس تو به رهبر تعریض کرده ای و رهبر هم که نایب امام عصر است و امام هم خلیفه خداست ! پس کارت به جایی رسیده که بر حق تعالی خرده می گیری، تو پاک مرتدی و مهدور الدم، خونت حلال و مالت مباح و زنت حرام ( البته بر تو!) است.
اتهام سوم: “همکاری با دولت متخاصم! “ قانون دولت متخاصم را تبیین کرده است، دولتی متخاصم شناخته می شود که یا با اعلان جنگ، با او در حال جنگ باشیم یا آتش بس بین جنگ، تا آن جا که من می دانم، با هیچ دولتی در جنگ نیستیم، پس دولت متخاصم چه معنایی دارد؟ از دادیار- که جوانی خام بود- پرسیدم، گفت:” آمریکا، اسرائیل، انگلیس و فرانسه ، دول متخاصم اند!” عرض کردم، خوب ما را در جریان جنگ می گذاشتید، بسیجی نمی خواستید که روی مین برود؟ در ثانی؛ من با کدام یک از این دول متخاصم همکاری داشته ام؟، من که حتی با آبدارچی پستخانه هیچ دولتی همکاری یا کمترین ارتباط نداشته ام!
گفت:” با رادیو فردا، بی بی سی و صدای آمریکا مصاحبه کرده ای! عرض کردم: ” اولاً؛ رادیو و رسانه دولت نیستند، در ثانی ؛ خبرنگاری زنگ می زند و نظر مرا جویا می شود، اگر مصاحبه با رسانه های خارجی همکاری با دول متخاصم است، اول مجرم، احمدی نژاد است، ۹۰ درصد مصاحبه های او با خارجی هاست و آمریکایی ها سهم ویژه ای دارند! او را در بندش کنید، تازه دارد جغرافیای جهان را هم عوض می کند، انگلیس را به غرب آفریقا می فرستد و ۱۰۲ هزار کیلو متر مربع به مساحت ایران اضافه می کند( کشور گشایی پشت تریبون!)، آقای محصولی را که می شناسید، می آید بر اساس فرمایش ایشان، ۱۰۲ هزار کیلو متر مربع قطعه بندی می کند و برای نورچشمی ها و فلان ارگان و بهمان سازمان سند می زند، فردا این زمین ها صاحب پیدا می کند و خر بیار و باقالی بارش کن!
اتهام چهارم من از همه جالب تر است! در برگه نوشته بود: ” تشویق اذهان عمومی” نمی دانم از کی تا به حال ” تشویق” هم جرم است! نگویید: ” شنونده باید عاقل باشد ” می دانم گوینده را حرجی نیست! اما اگر منظور آقایان تشویش اذهان عمومی است که آقای احمدی نژاد را باید هزار بار گرفته باشند! و سخت در زنجیرش کنند!
علی ای حال، این روزها مردم به این برگه ها افتخار می کنند! آنرا حسن سابقه دانسته و قاب می گیرند، من نیز آنرا در اتاقم نصب خواهم کرد، در کنار پلاک های جبهه، در کنار عکس برادر شهیدم، درکنار آلبوم رد صلاحیت! بالاتر ازلوح های ناشر برگزیده و کتاب سال و تقدیر نامه ها، اتاق من پر است از برگ افتخار! به همه آنها می بالم. اما این چیز دیگری است، این از همه خالص تر است! این ” حسن پیشینه “را قاب می گیرم.
هنگامه شهیدی، روزنامه نگار دربند بمناسبت روز خبرنگار مطلبی را در زندان اوین به رشته تحریر درآورده است. این روزنامه نگار زندانی، در این یادداشت روز خبرنگار را به همکاران خود تبریک گفته است.
به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» متن این نامه به شرح زیر است:
هنگامه۴ امروز ۱۷مرداد روز خبرنگاراست و من سال گذشته در همین زمان تازه از انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ خارج شده بودم وبرخی همکارانم در زندان و اکثریت خارج از زندان نیز در هراس بازداشت و دستگیری بودند.در تمامی روزهای بازداشتم ناخوداگاه به یاد” گالیله” می افتادم که او را برای” استغفار کلیسا پسند” به محاکمه می بردند و تمامی پیروان و شاگردانش با دلهره و اضطراب در پشت درهای بسته مدتها به انتظار صف کشیده بودند که استاد بزرگ و رهبر فکریشان علیرغم فشارهای طاقت فرسای ارشادی!! داخل دادگاه سربلند و سرافراز با گامهای استوار پای بیرون نهد و بگوید:”زمین هنوز می چرخد” اما دریغ که استاد سرافکنده و رنجور از فشارهای تحمل کرده، سربه زیر از ابراز آنچه که خود هرگز به آن ایمان نداشت آرام و آهسته به قرائت “استغفار نامه” برای همه آنچه بر خلاف عقیده کلیسا تا آنروز گفته بود پرداخت. آنچه برای پیروانش باقی ماند ه بود یاس و سرشکستگی بود. از شاگردانش یکی فریاد زد:”بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد” و “برتولد برشت” از قول “گالیله” چه زیبا می گوید:”بیچاره ملتی که به قهرمان نیازداشته باشد”.وقتی پس از ۱۲۵ روزبازداشت موقت و۸روزاعتصاب غذا با صورتی که فقر حیات داشت و جسمی که از مرده اش بیشتر نمی ارزید به منزل بازگشتم همه همکاران که از همگیشان سپاسگزارم با شوق به دیدنم آمدند تا برای آنها از روزهای سخت زندان بگویم و از رنجهایی که کشیده بودم و من پولاد را آبدیده تر کرده بودم وآمده بودم از نو آغاز کنم ولی زخم من در روح بود که هیچکدامشان ندیدند ومرا حفظ بلور شرفی که درمیدان افتاده بود به گذشته برمیگرداند و به روزها وشبهای زندان.وقتی در اسفند ماه به وزارت اطلاعات احضار شدم و به همراه مادرم به آنجا رفتم قبل ازخداحافظی درماشین به او گفتم:”مادر حلالم کن. مطمئنا برنمی گردم .خیلی وقتها برنگشتن شرافتمندانه تر از برگشتن است.” مادرم همانگونه که از پس پرده اشک به من می نگریست به بازنگشتن من می اندیشید…
ادعایی ندارم که در تمامی عمرم هیچگاه دروغ نگفته ام و صنفی عمل نکرده ام اما همیشه بر کمتر دروغ گفتن سعی کرده ام و مهمتر از آن کمتر صنفی قضاوت کردن بوده است.اعتراف می کنم در طول ۱۶ سال عمر روزنامه نگاری ام تمام سعی خود را به کار برده ام تا کوچکترین عدم صداقتی،هبیّ ،بغضی ازخود نشان ندهم و باوردارم آنانکه با من همکار بوده اند بر این گفته من باور دارند.تصور می کنم آن روزهایی که “میرزا صالح شیرازی”اولین ماشین چاپ را در تبریز به کار انداخت و به کار تکثیر چاپ کتاب و اندیشه،آهنگ پر شتابی غیر قابل مقایسه با قبل از آن داد به جرات می توانم بگویم صد ها تیتر،سوژه و مقاله منتشر شده در دسترس خوانندگان قرار گرفته است که اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان آن در گفتارشان صادق بودند و معتقد و تا حدودی موثر. دلم برای روزهای تحریریه تنگ است.به نظرم عجیب و باور نکردنی می آید که یک گروه کوچک تا آن حد نسبت به هم صمیمی و نزدیک باشند.هیچ کدام برای هم نمی زدند.خبر چینی نمی کردند.همدیگررا آزار نمی دادند.برای قاپیدن موقعیت یکدیگربرای همدیگر شاخ و شانه نمی کشیدند.فقط خوب و با محبت کار می کردند.به هم پول قرض می داند .آنچه نمی دانستند از هم می پرسیدند و در مجموع طوری زندگی می کردند که آدم حسابی ها باید زندگی کنند و همین باعث شد که من به این حرفه دل ببندم.یک روز دوستی به من می گفت:نمی ترسی از اینکه با یک مطلب جنجالی به راه بیندازی و بازداشتت کنند؟گفتم : ابدا. من در صورتیکه راهم را درست بروم از قضاوت هیچکس نمی ترسم به خصوص قضاوت برادران… که دلشان لک زده برای سقوط دیگران و چهار چشمی می پایند تا بهانه و مستمسکی پیدا کنند.آنها را دو جور آدم راضی می کنند.کسانی که شهید می شوند و کسانی که سقوط می کنند و اگر نتوانند دیگران را در یکی از این دو قالب جای دهند ناگزیر به بهانه ای کوچک احضارت می کنند وبا هزار اتهام بزرگ به زندان می فرستندت.
دوستان روزنامه نگارم!
“تولستوی” این بزرگ مرد پهنه انسانیت سخنی دارد با این مضمون:”باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آنرا می دانند ولی جرات ابراز آنرا حتی برای خودشان ندارند.”سعی کنید حتی المقدور نه در تار و پود قالب بندی های متداول خود را اسیر کنید نه برای انتقال منظور به دنبال کلمات بی خطرو دیپلماتیک باشید.اصرار زیادی هم بر هماهنگی ریتم موزون کلمات نورزید اما تنها تعهد و تلاشتان این باشد که آنچه از”تجربه” و “فکر” را که در عمر روزنامه نگاری و خبر نگاری خویش اندوخته اید با صادقانه ترین لحنی که در خود سراغ دارید آنچنان ارائه کنید که حداقل در خلوت خودتان به تاملی در گفته هایتان وادار شوید. این تامل بالاترین پاداش شما خواهد بود.عزیزان!کافیست یک قدم بردارید. دیگر محال است به جای اول بازگردید. اگر همان یک قدم را به عقب بگذارید درست سر جای اولش،فقط خیال می کنید برگشته اید.حقیقت این است که در آن زمان که شما به عقب بر میگردید خیلی چیزها عوض شده و خیلی چیزها فرق کرده است.”زمان” دیگر آن زمان نیست.”فضا” دیگر آن فضا نیست.”پا” عینا همان پا نیست.”کفش” عینا همان کفش نیست و” شما” همان آدمی که یک قدم به جلو برداشته بودید نیستید. بنابراین در هر شرایطی و به هر صورتی یک قدم به جلو برداشتن مسئله بسیار مهمی است.به نظر من شما اگر کارتان را شرافتمندانه و با در نظر گرفتن مجموعه ای از معیارهای انسانی و اخلاقی انجام دهید، هیچ فرقی نمی کند که در روزنامه “شرق”یا “مردم سالاری” یا “فرهیختگان” و یا”ایرنا” یا “ایسنا” یا روزنامه “کیهان” ویا “اطلاعات” باشید ،یا حتی فرقی نمی کند در کنج اتاقتان برای یک سایت خبری کار کنید.به هر حال وابسته به نظام موجود هستید که یا باید آنرا قبول داشته باشید یا اگر قبول ندارید آنرا درست کنید.من و همکاران روزنامه نگاری که اکنون در زندانیم سعی داشتیم در عین “استقلال”، نظام موجود را بهبود بخشیم.البته “استقلال” با در نظر گرفتن شرایط فقط به روح مربوط است.اگر روح ما ،درون و قلب ما به یک چیزمتعالی و اخلاقی وابسته است و نه به مسائل الوده معیوب،ما سالم و مستقل و آزاد منشیم اما اگردر بهشت خدا هم خدای ناکرده در پی ارضای تمایلات سوداگرانه خود باشیم حتی اگر پیراهن خونین “قدیسان “را هم بر تن کنیم چیزی نیستیم که نیستیم .”استقلال”حداقل برای قلم به دستان پر محتوا نویس این”دایره امن” را ایجاد می کند که اگر سخنی،حرفی،حدیثی ،برداشتی واقعا از سر” صدق” و “سوز دل” باشد مطمئنا به دل هم خواهد نشست و لاجرم به هدف هم اصابت خواهد کرد گر چه خود “سوز دلی دیگررا سبب شود.”دهان برای حبس سخن نیست سخن پرت باد هواست اما ما چه می دانیم آنچه بر زبان نیامده پرت بوده یا نه؟باید بگویید تا قضاوت شود و قضاوت چیزی جز گفتن و نوشتن نیست و متون موجزحق خوانندگان مطالب ماست.دوستان روزنامه نگارم! هر نهالی را که از ریشه می اندازند یک باغ از درختی خالی می شودولی حتی یک هسته سالم کافیست تا صد باغ داشته باشیم.از دیدگاه من روزنامه نگار و خبرنگارکسی است که بیدارمی کند و می جنگد که یاس سیاه در خانه اندیشه اش را نکوبد.روزنامه نگار در درون شب جنگل ایستاده است.روزنامه نگار خوب تا آخرین لحظه هم باید دست و پا بزند.خسته تر مردن آسانتر مردن است.
مطمئن باشید در این روزگارکه “شبه روشن فکران”ناامیدی را دکان کرده اند و وسیله کسب امید جز بلاهت به شمار نمی آ ید من کتبا اقرار می کنم “به بلاهت امید آراسته است” و ایمان دارم جهان حتی یک روزقبل از انهدام به کمال،به اوج و به شکوه رویایی خود خواهد رسید وهمه رنجها به همین یک روز کوتاه می ارزد.عزیزان روزتان مبارکباد .
پس از ۱۰ روز بیخبری از هدی صابر، پژوهشگر و فعال ملی مذهبی، سرانجام امروز، ۱۸ مرداد ماه، خانواده وی موفق به ملاقات حضوری با وی شدند.
به گزارش میزان خبر، بهگفته بستگان صابر، وی از روز گذشته به بند ۳۵۰ منتقل شده و در کنار دیگر زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات قرار گرفته است.
خانواده صابر همچنین از وضع جسمی و روحی خوب این فعال مدنی و پژوهشگر دینی خبر داده و به نقل از صابر گفتهاند، وی تا قبل از انتقال به بند ۳۵۰ در سلولهای بند مشهور به ۲- الف بازداشت بوده است.
گفتنی است هدی صابر از جمله فعالان ملی مذهبی است که در سال ۱۳۷۹ بازداشت و همراه با ۱۴ نفر دیگر، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد محکمه و محکوم شد.
هنوز احضاریهای برای دیگر متهمان این پرونده ۱۵ نفری (آقایان سحابی، پیمان، رئیسی طوسی، ملکی، رفیعی، بستهنگار، رجایی، رحمانی، مدنی، علیجانی،کاظمیان، پدرام، عمرانی، و محمدی اردهالی) نیامده است.
مشخص نیست بازداشت یکبارهی هدی صابر که در پروژهای عامالمنعه و ملی در زاهدان و نقاط دورافتادهی سیستان و بلوچستان، درحال یاری رساندن به فرزندان محروم ایران بوده است، با چه هدف و انگیزهای صورت گرفته است.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس به تشریح دیدگاههایش درباره عملکرد بخش صنعت و معدن در برنامه چهارم توسعه، نقش شبهدولتیها، بخش خصوصی و سازمانهای توسعهای در روند واگذاریها، اقدامات کمیسیونهای صنایع و معادن، نظارت و پیگیری اصل ۴۴ قانون اساسی و تلفیق لایحه برنامه پنجم توسعه برای اصلاح نظام واگذاریها در قالب قوانین پنجم توسعه و سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی پرداخت.
سیدحسین هاشمی با انتقاد از عملکرد وزرای اقتصاد و دارایی و صنایع و معادن، نسبت به توجه نکردن آنان به وظایف و تکالیف قانونی پس از واگذاریها، خواستار تسریع در اصلاح فرآیند واگذاری شرکتهای دولتی از سوی نمایندگان عضو کمیسیونهای نظارت و پیگیری اصل ۴۴ قانون اساسی و تلفیق لایحه برنامه پنجم توسعه شد.
متن گفتوگوی تفصیلی سیدحسین هاشمی با ایسنا را در پی میخوانید.
هدف سهم ۱۲ درصدی صنعت و معدن در برنامه چهارم تحقق بخشی از رشد ۸ درصدی اقتصاد بود
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در ارزیابی از جایگاه بخش صنعت و معدن در برنامهی چهارم توسعه و میزان تحقق اهداف این بخش، گفت: صنعت ماهیتا فرابخشی است به همین دلیل سایر بخشها از جمله نظام بانکی، گمرک، سیاستهای صادرات و واردات و مالیات و بیمه باید به کمک این بخش آمده تا بخش صنعت بتواند حرکت کند. مشکلتراشی هر یک از این بخشها بطور طبیعی موجب توقف عمدی یا سهوی این بخش میشود.
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس، صنعت را موتور محرکه توسعه اقتصادی کشورها دانست و تصریح کرد: پیشرفت کشورها به اتکاء توسعه صنعت در آن کشورها اتفاق افتاده است. این رویکرد در ایران نیز موجب توجه به بخش صنعت در چهار برنامه توسعهای شد. سهم صنعت در برنامهی چهارم توسعه به طور متوسط ۱۲ درصد پیشبینی شد. هدف این بود که بخش قابل ملاحظهای از رشد هشت درصدی اقتصاد کشور از قبل بخش صنعت محقق شود. صنعت و معدن طی سالهای برنامه با چالشهایی نظیر نقدینگی، واردات بیرویهی کالا و دریافت مالیات بر ارزش افزوده از بخش تولید و معاف بخش بازرگانی و واسطهگری از همه این چالشها رو به رو شد
نماینده میانه، با آسیبشناسی بخش صنعت در طول سالهای اجرای برنامهی چهارم توسعه، گفت: تولیدکنندگان در طول سالهای برنامه با چالشهایی نظیر نقدینگی، واردات بیرویهی کالا و دریافت مالیات بر ارزش افزوده از تولید و معاف بخش بازرگانی رو به رو شدند و این در حالی بود که بخش تولید بخش مولدی است که تنفس مالیاتی باید به این بخش داده میشد، ولی قضیه برعکس شد و به جای دریافت مالیات بر ارزش افزوده از بخش بازرگانی، به صورت تمام و کمال از بخش تولید وصول شد.
رشد ۹ درصدی صنعت و معدن در برنامه چهارم با وجود موانع فراوان، قابل قبول است
وی متوسط رشد بخش صنعت و معدن طی برنامهی چهارم توسعه را بر اساس گزارش بانک مرکزی ۹ درصد اعلام کرد و افزود: این میزان رشد با وجود موانع و مشکلات فراوان این بخش قابل قبول است. سهم بخش صنعت و معدن از تسهیلات بانکی در طول برنامه به طور متوسط بین ۳۲ تا ۳۵ درصد بود ولی میزان واقعی پرداخت شده حداکثر نصف میزان تعیین شده بود. به عبارت دیگر رشد اقتصادی ۹ درصدی با توجه به پرداخت حداکثر ۱۶ تا ۱۷ درصد تسهیلات بانکی قابل قبول است.
صادرات ۳۰۰ درصدی و واردات ۶۰۰ درصدی طراز تجاری کشور را منفی کرد
واردات بیرویه نفسگیر شده است
هاشمی تسهیلات و اعتبارات بانکی را شاهرگ حیاتبخش صنعت و معدن توصیف کرد و افزود: امکان حرکت بخش صنعت و معدن بدون تسهیلات و اعتبارات بانکی وجود ندارد. از سوی دیگر واردات بیرویه نیز مزید بر علت شد. واردات بیرویه در طول سالهای برنامه نفسگیر شده است. در سال اول اجرای برنامه صادرات کشور شش میلیارد دلار بود. این عدد تا پایان سال برنامه به ۱۸ میلیارد دلار افزایش یافت. در مقابل واردات بیرویه کالا در طول برنامه تا سه برابر صادرات کشور انجام شد. صادرات ۳۰۰ درصدی و واردات ۶۰۰ درصدی موجب منفی شدن طراز تجارت کشور شد و این در حالی بود که به راحتی میشد مانع از منفی شدن طراز تجاری کشور شد.
در برنامه پنجم تولید ناخالص بخش صنعت و معدن ۲۶ درصدی پیشبینی شده است
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با اشاره به ارزیابیهای انجام شده از عملکرد برنامهی چهارم توسعه، به ایسنا گفت: در بررسی برنامه چهارم، سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی بین ۲۰ تا ۲۱ درصد پیشبینی شده بود که این عدد در برنامهی پنجم به ۲۶ درصد افزایش یافته است. بر اساس بررسی عملکرد برنامهی چهارم در بخش صنعت و معدن نشان میدهد که پیشبینی تولید ناخالص ۲۶ درصدی برنامهی پنجم توسعه از پشتوانهی کارشناسی نسبتا خوبی برخوردار است. البته تحقق این عدد در گرو تخصیص صد در صدی تسهیلات بانکی است. در بخش صادرات نیز ۲۵ درصد متوسط افزایش پیشبینی شده است که امکان تحقق آن دور از ذهن نیست.
وی اظهار کرد: یقینا با دست به دست هم دادن حمایتهای فرابخشی و کمکهای قانونی منجر به تقویت جایگاه صنعت و بالتبع بهبود رشد اقتصادی کشور میشود، این موضوع دور از ذهن نیست.
وقتی «تولیدکننده» با یک «واسطه» در یک ردیف قرار میگیرند جایگاه تولید بهتر از این نمیشود
نماینده میانه با تحلیل اصلیترین چالش تولید و صنعت در کشور، گفت: معتقدم تولید در کشور همچنان در لایههای کم اهمیتتری از دلالی، واسطهگری و بازرگانی قرار دارد. بخش تولید با سیاستها و عملکردهای انجام شده به چشم یک ارزش نگریسته نمیشود. وقتی مسوولان «تولیدکننده» را با یک «واسطه» در یک ردیف قرار میدهند جایگاه تولید و صنعت بهتر از این نمیشود. اشتغال پایدار، هزینههای تولید، پرداخت مالیات و عوارض، دردسرهای کار در شهرکهای صنعتی و تعامل با سازمانها و نهادهای دولتی تماما با تولیدکنندگان است ولی سود چند برابری بدون پرداخت مالیات و سر و کله زدن با انواع مشکلات نصیب واسطهگران میشود.
هاشمی افزود: گویی در تقسیمبندی نانوشتهای تامین مالی، اشتغال پایدار، سرمایهگذاری، ارزش افزوده، تقویت اقتصاد ملی و مالیات و عوارض به بخش تولید و صنعت سپرده شده و جابجایی و تامین منافع کلان بدون کوچکترین عایدی برای دولت، به واسطهگران و دلالها محول شده است.
ارزشآفرین کردن تولید و صنعت در جامعه وظیفهی نهادهای فرهنگی و رسانههاست
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، ارزشآفرین کردن تولید و صنعت را وظیفهی نهادهای فرهنگی و رسانهها دانست و تصریح کرد: باید سیاستهای فرهنگی به سمتی هدایت یابد که تولید و صنعت در چشم عموم به ارزش مبدل شود. عزت گذاشتن به تولیدکننده و صنعتگر موجب تحکیم و تقویت جایگاه و سهم بخش تولید در اقتصاد کشور میشود.
پس از انقلاب صنعت ساخت و ساز و مصالح ساختمانی از رشد قابل ملاحظهای برخوردار شد
هاشمی با کالبدشکافی علل و عوامل محقق نشدن اهداف برنامهی چهارم توسعه در بخش صنعت و معدن، به بررسی جایگاه این بخش در حکومت پهلوی پرداخت و افزود: قبل از انقلاب صنعت در ایران، مونتاژ بود و بیش از نیمی از صنایع کشور در تهران و اطراف آن متمرکز بود. عدالت اجتماعی ایجاب میکرد که تمرکز صنعت در تهران شکسته شود و صنایع به شهرهای دیگر منتقل شود. به همین دلیل قانون منع تاسیس صنایع تا شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران به اجرا درآمد. پس از انقلاب در برخی صنایع مثل صنعت ساخت و ساز و مصالح ساختمانی از رشد قابل ملاحظهای برخوردار شدیم و حتی توان رقابت با کشورهای اروپایی و آمریکایی را پیدا کردیم.
وی افزود: اما در همین بخش هنوز به قدرت صادراتی و بازرگانی و توان برندسازی مناسبی نرسیدهایم. به طور مثال در بخش تولید کاشی و سرامیک جزو پنج کشور عمده تولیدکننده قرار داریم ولی در صادرات بسیار ضعیفیم. به عبارت دیگر در بخش دانش صادرات و فروش عقب هستیم.
وزارتخانههای بازرگانی و امور خارجه نتوانستهاند برای بازاریابی و صادرات زمینهسازی کنند
نماینده میانه در خانهی ملت، اظهار کرد: وزارت بازرگانی نتوانسته است برای بازاریابی و صادرات زمینهسازی مناسبی کند. از آن گذشته مسوولان سیاست خارجی نیز نتوانستهاند برای توسعهی فضای اقتصادی، فضاسازی کرده و سفارتخانههای ایران در سایر کشورها نتوانستهاند نقش بازاریابان خوب را برای تولید و صنعت کشور ایفا کنند، در حالی که به راحتی میتوانستیم با توجه به توان و کیفیت مناسبی که در برخی از تولیداتمان داریم، بازارهای خوبی را در اختیار محصولات ایرانی قرار دهیم.
توان صادرات سیمان کشور حدود ۳۰ درصد ظرفیت تولید کشور است
نماینده میانه در خانهی ملت، با اشاره به دو فقره از مصالح ساختمانی پرمصرف و وضعیت تولید آنها در کشور، گفت: ظرفیت تولید سیمان بیش از ۷۰ میلیون تن و تولید واقعی بیش از ۵۰ میلیون تن است که علاوه بر تامین نیاز داخلی به کشورهای عراق و افغانستان صادر میشود. توان صادرات سیمان حدود ۳۰ درصد ظرفیت تولید کشور است.
میزان تولید انواع فلزات در کشور حدود ۱۵ میلیون تن است، ولی نیاز واقعی ۲۱ میلیون تن است
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با اشاره به ظرفیت و تولید واقعی فلزات در کشور، گفت: سرانه تولید فلزات در کشورهای در حال توسعه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم است که این میزان در ایران به طور متوسط ۲۰۰ کیلوگرم است. میزان تولید انواع فلزات در کشور در حدود ۱۵ میلیون تن است ولی به دلیل بالا بودن ساخت و ساز در کشور نیاز به واردات شش میلیون تن انواع فلزات داریم.
نماینده میانه، با اشاره به سیاست دولت در بخش فلزات، گفت: دولت با اجرای طرحهای هشتگانه تولید فولاد خام و مجوزهای صادر شده از احداث کارخانجات نوردسازی درصدد تامین کامل نیاز داخلی است.
وی ظرفیت تولید آلومینیوم، مس، پتروشیمی و چینیآلات کشور را از رشد قابل توجهی نسبت به ابتدای پیروزی انقلاب برخوردار دانست و افزود: اگر بازاریابی مناسب و سیاستهای حمایتی قوی به کمک توان تولید داخلی میآمد به راحتی میتوانستیم رشد سه برابری صادرات کشور را حتی تا پنج برابر افزایش دهیم.
ثابت بودن نرخ ارز برای واردکننده بسیار شیرین ولی برای صادرکننده بسیار تلخ است
هاشمی قیمت ارز را یکی از موانع رشد صادرات بخش صنعت و معدن برشمرد و اظهار کرد: یکی از گرههای اصلی پیش روی صادرات بخش صنعت و معدن، نرخ ارز است. ثابت بودن نرخ ارز برای واردکننده بسیار شیرین است ولی برای صادرکننده بسیار تلخ است و این در حالی است که اگر قیمت ارز شناور یا واقعی باشد واردات برای واردکننده مقرون به صرفه نخواهد بود، ولی در عوض صادرات تقویت شده و توسعه مییابد. اتخاذ این سیاست به صورت اتوماتیک منجر به کاهش واردات و افزایش صادرات میشود.
پس از اجرای قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ زمان ثابت نگهداشتن نرخ ارز سپری شده است
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با تاکید بر اینکه زمان ثابت نگهداشتن نرخ ارز با اجرای قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی گذشته است، گفت: در جلسات مختلف با مدیران اجرایی برای آنان تشریح کردهام که اگر در فکر مهار واردات، افزایش صادرات و افزایش توان رقابتی تولید کشور هستند هیچ راهی جز شناور کردن نرخ ارز ندارند.
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تاکید کرد: ثابت نگهداشتن نرخ ارز مختص زمان جنگ بود نه حالا که سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی بالاترین مسوول نظام ابلاغ شده است. بند «الف» این سیاستها بر آزادسازی اقتصادی تاکید دارد. در این صورت در صادرات کشور تحول چشمگیری اتفاق خواهد افتاد و واردات بیش از ۵۴ میلیون تنی به شدت کند میشود. همان صادرکنندگان کشور بر این سیاست همنظرند.
نماینده میانه در خانهی ملت، نظام بانکی را دومین مانع رشد صادرات بخش صنعت و معدن عنوان کرد و افزود: اگر نظام بانکی به عنوان شاهرگ حیاتبخش صنعت و معدن خوب عمل کند و به موقع و به قدر کافی پول به این بخش تزریق کند، رشد تولید و صنعت کشور در همهی بخشها بهبود قابل توجهی مییابد. در همهی کشورهای جهان به جز ایران، بانکها در پی تولیدکننده رفته تا امکانات و تسهیلات در اختیار آنان قرار دهند ولی در ایران تولیدکننده دنبال بانک میرود و آخر هم معلوم نیست بتواند تسهیلاتی دریافت کند.
وی اقتصاد کشور را شخصمحور دانست و افزود: اقتصاد کشور به جای آنکه سیستممحور باشد، شخص محور است؛ در صورتی که در کشورهایی که تولید، صنعت و صادرات رشد خوبی دارد، سیستم جای افراد را گرفته است.
از ناتوانی مدیران اجرایی در استفاده از ظرفیتهای خدادادی کشور، متاسفم
هاشمی با اشاره به ظرفیتهای معدنی و هیدروکربوری و موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، گفت: به اعتقاد بنده خداوند متعال ایران را به عنوان منحصر بهفردترین و استثناییترین کشور جهان آفریده است. ایران با در اختیار داشتن بیش از ۶۵ نوع ماده معدنی در ردیف ۱۵ کشور برتر جهان قرار دارد. علاوه بر این منابع، دومین ذخائر گازی و سومین ذخائر نفت دنیا متعلق به ایران است. گذشته از آن قرار گرفتن در استراتژیکترین منطقه جهان، بخش وسیعی از جاده ابریشم را در اختیار دارد. افزون بر آن آسمان ایران بهترین و مناسبترین مسیر شرق و غرب جهان است.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با ابراز تاسف از ناتوانی برخی مدیران اجرایی در استفاده از ظرفیتهای خدادادی کشور، گفت: موقعیت ژئوپلتیکی خاک و آسمان ایران که فقط از طریق تقویت ارتباط با سایر کشورهای منطقه و جهان میتوانست با کمترین هزینه، سود سرشاری نصیب دولت کند، به دلیل ضعف مدیریتها استفاده نشده است. ترانزیت هوایی یکی از پردرآمدترین صنایع جهان است که در ایران مغفول مانده است. علاوه بر همه این دارائیها، ظرفیتهای انسانی، استعداد بالای فردی و در اختیار داشتن چهار فصل سال با تنوع گیاهی و اقلیمی فراوان بسترهای بسیار مناسبی برای توسعهی بخشهای کشاورزی و گردشگری است که نتوانستهایم توفیق قابل قبولی داشته باشیم.
تداوم حاکمیت دولت بر همه بخشهای اقتصادی عامل همه عقبماندگیهای صنعت کشور است
نماینده میانه، تداوم حکومت دولت بر همهی بخشهای اقتصادی را عامل همه عقبماندگیهای صنعتی دانست و اظهار کرد: حاکمیت نظام دولتی بر اقتصاد کشور دلیل اصلی رشد نایافتگی و بسته ماندن اقتصاد کشور است،وقتی سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی ابلاغ شد باید فضای سیاسی و اقتصادی برای حضور مردم باز شود. همانطور که در جنگ هشت ساله به مردم اعتماد شد و به آنان نقش داده شد، از خط مقدم جنگ تا پشت جبههها و سایر مسائل را به خوبی اداره کردند، جنگ اقتصادی نیز کمتر از جنگ تحمیلی نیست.
وی تاکید کرد: در جنگ اقتصادی باید به مردم نقش واقعی داد نه نقش سوری. یقینا همانطور که در جنگ تحمیلی به مردم نقش داده شد و آنان به خوبی رهبری شدند. در جنگ اقتصادی نیز میتوان با رهبری، هدایت و پشتیبانی مناسب تحول چشمگیری در این بخش به وجود آورد.
کمیسیون صنایع در برنامه پنجم جایگاه صنعت و معدن را در حد قابل توجهی افزایش داده است
هاشمی با بیان اینکه کمیسیون صنایع در قالب برنامهی پنجم توسعه جایگاه بخش صنعت و معدن را در حد قابل توجهی افزایش داده است، گفت: کمیسیون صنایع و معادن جایگاه بخش صنعت و معدن در لایحهی برنامهی پنجم توسعه را در حد قابل توجهی بهبود بخشیده است، که امیدوارم پیشنهادات در کمیسیون تلفیق به تصویب برسد. شرایط زمانی، روح اصل ۴۴ قانون اساسی و موقعیتهای پیشروی بخش صنعت از رویکردهایمان به بخش صنعت و معدن در لایحهی برنامه پنجم توسعه بود.
رسوبات ذهنی برخی مدیران اصلیترین مانع تحقق سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ است
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با تشریح علل و موانع تحقق سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی، گفت: به عقیده بنده، رسوبات ذهنی برخی مدیران دولتی اصلیترین مانع تحقق سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی است. اقتصاد دولتی بیش از ۳۱ سال است که بر اقتصاد کشور حاکم است. طبیعی است که این اقتصاد در مقابل سیاستهای اصل ۴۴ به هر شکل و شیوهای مقاومت میکند. وجه مشترک همه دولتها، مقاومت در برابر کاهش تصدی بخش دولتی است. در دولت هشتم، شرکتهای سرمایهگذاری در کنار دستگاههای اجرایی تاسیس شد تا نوعی از خصوصیسازی را محقق کنند. در صورتی که این شرکتها نیز شبهدولتی بودند.
عملکرد دولتها در تشکیل شرکتهای شبهدولتی یکسان است
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس، سپس به تشریح تفاوت عملکرد اقتصادی دولتهای قبل و بعد از ابلاغ سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی پرداخت و اظهار کرد: اگر چه عملکرد دولتها در تشکیل شرکتهای شبکه دولتی به یکدیگر شبیه است ولی در دولتهای قبل از دولت نهم هنوز برای اصل ۴۴ قانون اساسی ابلاغیه صادر نشده بود در حالی که مقام معظم رهبری چند سالی است که بصورت شفاف، سیاستهای کلی اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی را ابلاغ کردهاند.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس با طرح این پرسش که با وجود ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی چرا واگذاریها همچنان به شبهدولتیها انجام میشود؟ ادامه داد: وقتی شرکتها به شبهدولتیها واگذار میشود بطور طبیعی بخش خصوصی یا اعتماد نمیکند یا ورودش به اقتصاد کلان را کند میکنند. فعالان بخش خصوصی معتقدند برخی دستگاههای اجرایی با دور زدن قانون شرایطی را برای خود درست کردهاند، شرکتهای دولتی را به بخشهای دیگری از حاکمیت میسپارند. وقتی فعالان و گردانندگان واقعی اقتصاد که دارندگان منابع و ثروت مولد هستند از این شرایط احساس امنیت نداشته، نقش واقعی خود در جنگ اقتصادی را به درستی ایفا نکرده و دستاندازهای اقتصادی را هموار نمیکنند.
هاشمی تاکید کرد: اگر نقش مردم در اقتصاد از مرحله حرف عبور کند و به مرحلهی اجرا برسد قطعا طی کردن دوره تحریمهای اقتصادی و سیاسی کشور همانند سالهای دفاع مقدس با رضایت و سرعت بیشتری انجام میشود.
واگذاری سهام ایرانخودرو نسبت به سایپا به روح اصل ۴۴ نزدیکتر بود
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، با اشاره به واگذاری ۱۸ درصد از سهام ایرانخودرو و سایپا به شرکت تعاونی کارکنان این دو شرکت، گفت: واگذاری سهام ایرانخودرو یک قدم به اجرای روح اصل ۴۴ قانون اساسی نزدیکتر شد چرا که انجمن قطعهسازان و بانک پارسیان نیز حضور داشتند و پس از واگذاری سهام ۱۸ درصدی ایرانخودرو، روسای کمیسیونهای انرژی، اقتصادی و صنایع در نامهای نسبت به واگذاری سهام ایرانخودرو به شبهدولتیها ابراز نگرانی کردیم.
واگذاری به شبهدولتیها بطور حتم به اقتصاد کشور آسیب جدی وارد میکند
حسینی ادامه داد: روح اصل ۴۴ تا این لحظه با آنچه که در عمل اتفاق افتاده در اکثریت قریب به موارد در تضاد با قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ به ویژه مادهی ۲۵ قانون بوده است. واگذاری به شبهدولتیها بطور حتم به اقتصاد کشور آسیب جدی وارد میکند.
شرکتهای خصوصی واقعی در معامله سهام سایپا حضور نداشتند
نماینده میانه، چارچوب واگذاری سهام سایپا را یک درجه عقبتر از ساختاری که منجر به واگذاری سهام ایران خودرو شد، دانست و اظهار کرد: واگذاری به تعاونی کارکنان خوب است، ولی شرکتهای خصوصی واقعی در معاملهی سهام سایپا حضور نداشتند. از این جهت معامله سهام ایرانخودرو را به لحاظ شکلی نزدیکتر به قاعده خصوصیسازی میدانم. واگذاری به تعاونی کارکنان کلا اقدام خوبی است ولی باید توجه داشت که با تزریق سرمایههای انسانی و مالی جدید به بنگاههای بزرگ و کوچک اقتصادی است که میتوان تحولات قابل توجهی به وجود آورد.
کمیسیون صنایع مخالفت خود با واگذاری سهام شرکت مخابرات به شبهدولتیها را اعلام کرده بود
وی با ابراز امیدواری نسبت به این که اجرای اصل ۴۴ از سوی مسوولان به تدریج به سمت واگذاری به بخش خصوصی واقعی هدایت شود، خاطر نشان کرد: کمیسیون صنایع مخالفت خود با واگذاری سهام شرکت مخابرات به شبهدولتیها را اعلام کرده بود. نقدهای وارد به واگذاری سهام مخابرات را تایید میکنم و معتقدم این واگذاری اصلا با روح سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی سازگاری ندارد.
گفتار درمانی، تنها نقش شورای رقابت است
نماینده میانه، با اشاره به نقش شورای رقابت در واگذاریهای انجام شده، گفت: نقش شورای رقابت در اجرای ۴۴ قانون اساسی فقط «گفتار درمانی» است. البته از ابتدای تشکیل این شورا هم میشد حدس زد که اینگونه رفتار خواهد شد. طی مدت تشکیل این شورا هیچ نشانهای مبنی بر عمل بر تکالیف مشخص شده در قانون از سوی مسوول این شورا مشاهده نکردهام.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، باقی ماندن برخی بخشهای نظامی و انتظامی در حوزههای اقتصادی را با روح اصل ۴۴ قانون اساسی منطبق ندانست و اظهار کرد: در تمام دنیا مرسوم است که پس جنگ از تواناییها و امکانات نیروهای نظامی در سازندگی کشور استفاده شود. در ایران نیز اینگونه شد و سپاه، ارتش و بسیج به استفاده از تجربیات، تواناییها و امکانات خود در جهت آبادانی و سازندگی کشور پرداختند.مثلا اقداماتی که قرار خاتمالانبیاء(ص) طی سه دهه گذشته انجام داده است چشمگیر و انصافا قابل تقدیر است.
هاشمی افزود: حساسیتهایی که اخیرا درباره افزایش سهم این قرارگاه در اقتصاد به وجود آمده است ایجاب میکند که این بخشها به فکر اصلاح نسبت سهمشان در اقتصاد باشد. این عزیزان باید در بخشهایی از اقتصاد که مردم و بخش خصوصی واقعی توان انجام کار دارند کنار بکشند.
به دلیل بیرغبتی بخش خصوصی به سرمایهگذاری نمیتوان کشور را تعطیل کرد
وی گفت: باید پذیرفت مملکت را نمیتوان به دلیل بیرغبتی بخش خصوصی برای سرمایهگذاری، تعطیل کرد بلکه باید در این بخشها قرارگاه سازندگی حضور پررنگی داشته باشد، ولی در بخشهایی که بخش خصوصی برای ورود به آنها رقابت میکنند باید اجازهی حضور آنان را داد و نباید با کملطفی با آن برخورد کرد. دوستان قرارگاه باید به گونهای تدبیر و رفتار کنند که حساسیتهای به وجود آمده به حق یا به ناحق دامن زده نشود و اجازه ندهند اقدامات بزرگ این مجموعه زیر سوال برود.
سازمانهای توسعهای در حکم حلقه اتصال بخش خصوصی و دولت عمل میکنند
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، با اشاره به نقش سازمانهای توسعهای در کشورهای جهان و مقایسه آن با داخل، گفت: سازمانهای توسعهای در کشورهای آمریکایی، اروپایی و آسیایی از سوی دولتها تشکیل شده است. این سازمانها ساختاری دولتی ولی مدیریتی خصوصی دارند که مبتنی بر قانون تجارت عمل میکنند. سازمانهای توسعهای در این کشورها دست و پاگیری سیستم دولتی را ندارند. به همین دلیل عملکرد موفقی داشتهاند. بسیاری از شرکتها و وظایف این سازمانها به بخش خصوصی واگذار شده است ولی سیاستگذاریهای توسعهای همچنان از سوی این سازمانها تنظیم و اجرا میشود.
نماینده میانه با اشاره به نقش سازمانهای توسعهای در ایران، گفت: سازمان گسترش و نوسازی صنایع، سازمان صنایع و معادن و صنایع معدنی و شرکت ملی پتروشیمی در بخش صنعت و معدن وجود دارند که وظیفهشان ایجاد حلقههای تکمیلی است. سازمانهای توسعهای در ایران با شرایط جدیدی که بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی به وجود آمده است، حق هیچگونه تصدیگری و نگهداری ندارند.
قائل نبودن حق تصدیگری برای سازمانهای توسعهای یک نقص است
وی با کالبدشکافی نقایص و ایرادات نقش و وظیفهی سازمانهای توسعهای در کشور، گفت: قائل نبودن حق تصدیگری برای این سازمانها یک نقص است که طی اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی با آن برخورد داشتهایم. سوال اینجاست که در برخی صنایع و بخشها که بخش خصوصی به هر دلیلی وارد نمیشود، آیا به دلیل به وجود نیامدن حلقهی تکمیلی در این بخشها، کشور باید متوقف شود؟ این موضوع بین موافقان و مخالفان در مجلس بصورت جدی مورد بحث است.
هاشمی گفت: بنده معتقدم نباید این اتفاق بیفتد پس باید دولت وارد شود، ولی با این قید که پس از تاسیس و راهاندازی صنعت در محل مورد نظر به سرعت باید واگذار شود. اجرا به دلیل نیاز کشور در بخشهایی که بخش خصوصی وارد نمیشود، از سوی سازمانهای توسعهای انجام شود، ولی تصدیگری و ادامه راهبری بلافاصله باید به متقاضیان بخش مردمی اقتصادی واگذار شود. بحث دربارهی یافتن راههایی برای پر کردن خلاءهای حضور بخش خصوصی، در مجلس همچنان ادامه دارد.
بودجه سازمانهای توسعهای متناسب با وظیفه سازمانهای توسعهای نیست
هاشمی با اشاره به وظیفهی دوم سازمانهای توسعهای و کاستیها و نقایص موجود، گفت: وقتی وظیفه سرمایهگذاری در مناطق محروم و فناوریهای نوین (هایتک) به سازمانهای توسعهای سپرده میشود و تکلیف میشود که شرکتها و بنگاههای اقتصادی در راستای اصل ۴۴ قانون اساسی واگذار شود، باید فکری برای منابع مالی این سازمانها کرد. نمیشود مسوولیت داد ولی منابع ارزی و ریالی برای پیشبرد اهداف را در اختیار نگذاشت. برای نقشآفرین نگهداشتن این سازمانها تا سقف ۴۹ درصد باید در بودجه و برنامه منابع مالی کافی پیشبینی شود.
کمیسیون نظارت و پیگیری اصل ۴۴ قانون اساسی جایگاه سازمانهای توسعهای را تقویت میکند
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس افزود: سازمانهای توسعهای با فروش خدمات فنی مهندسی میتوانند بخش جزئی از هزینههایشان را تامین کنند، ولی این منابع هیچ تناسبی با انتظارات و وظایف تعیین شده در اساسنامه آنها ندارد. به همین دلیل برای رفع نیازها تقویت جایگاه سازمانهای توسعهای در اصلاحیه قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ از سوی کمیسیون نظارت و پیگیری اصل ۴۴ در دست بررسی و اقدام است.
وی با تاکید بر اینکه جایگاه سازمانهای توسعهای به هیچوجه نباید کمرنگ شود، گفت: جایگاه این سازمانها باید متناسب با شرایط جدید اقتصادی، بازتعریف شود.
در بازتعریف نقش و وظایف سازمانهای توسعهای باید به الزامات و شرایط ویژه کشور توجه کرد
نماینده میانه، با اشاره به شرایط و امتیازات ویژه جمهوری اسلامی ایران در نظام بینالملل، تصریح کرد: در بازتعریف نقش و وظایف سازمانهای توسعهای باید به الزامات، امتیازات و شرایط ویژه کشور توجه کرد. ایران کشوری خاص با شرایط و موقعیتهای جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و اعتقادی مختص به خود است که در هیچ جای دنیا مشابه ندارد. اسلامیت و جمهوریت ایران ایجاب میکند برای حفظ انقلاب اسلامی به تمامی زوایا توجه جدی و اساسی شود. یکی از این زوایا موضوع توسعهی اقتصادی است که باید با درایت و مدیریت درست پیش برده شود تا هم منافع فعلی کشور تامین شود و هم اشتغال و اقتصاد آینده مردم تضمین شود.
نقش سازمانهای توسعهای در اقتصاد باید محوری شود
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، خواستار محوری شدن نقش سازمانهای توسعهای در حوزهی اقتصاد شد و خاطر نشان کرد: سازمانهای توسعهای نباید تصدیگری کنند. ولی باید لااقل برای کوتاهمدت نقشی کلیدی در توسعهی کشور داشته باشند. در بازتعریف جایگاه و نقش سازمانهای توسعهای برای تکمیل حلقههای مفقوده با امکاناتی که قانون به لحاظ احداث، تکمیل و واگذاری در اختیار میگذارد باید تعریفی ارائه شود که موجب تقویت جایگاه و نقش این سازمانها در توسعهی کشور شود.
سازمانهای توسعهای با ساختاری دولتی ولی با روش اجرایی خصوصی نیاز امروز کشور است
هاشمی پیشنهاد داد: مدلی که در کشورهای اروپایی به اجرا گذاشته شده است مدل قابل قبولی است. سازمانهای توسعهای در این کشورها ساختاری دولتی دارند، ولی با روش اجرایی خصوصی اداره میشود. برای تامین منابع ارزی و ریالی این سازمانها نیز میتوان همانگونه که بخشی از منابع حساب ذخیره ارزی، فاینانس یا سایر درآمدها برای بخش خصوصی در نظر گرفته شده به این سازمانها نیز تعمیم داده شود. تسهیل در جذب منابع، سرمایهگذاری، احداث، تکمیل و واگذاری یقینا موجب افزایش نقش این سازمانها در نظام اقتصادی کشور میشود.
وی دادن نقش مغز متفکر اقتصادی به سازمانهای توسعهای را بهترین جایگاه برای این سازمانها دانست و خاطر نشان کرد: اگر نقش «مغز متفکر» اقتصادی را پیدا کنند میتوانند به بخش خصوصی طرح و ایده برای خروج از بحران یا توسعهی سرمایهگذاری ارائه دهند.
مقاومتها نسبت به ابتدای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی کمی ضعیفتر شده است
نماینده میانه، با قابل قبول ندانستن دیدگاه دولتی حاکم بر اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، گفت: وقتی در اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی مقاومتهای مختلفی در بدنه دولت و حاکمیت میشود طبیعی است که سازمانهای توسعهای نیز از این رفتارها بینصیب نمیشوند. مقاومت در برخی وزرا، معاونان وزرا و سطوح پایینتر دستگاههای اجرایی به دلیل رسوب فکری یا از دست رفتن منافع وجود دارد، ولی این مقاومتها نسبت به ابتدای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی کمی ضعیفتر شده است. دل نگرانی بنده از این وضعیت این است که نباید اجازه دهیم فاصله ایران با روند توسعهای سایر کشورها بیش از این ادامه داشته باشد. سرعت در بازارهای اقتصادی سایر کشورها به قدری بالاست که مدل برخی تولیدات هر سه ماه یکبار و فناوری ساخت هر شش ماه یکبار تغییر میکند.
سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه از ابزارهای اولیه و از الزامات توسعه اقتصادی کشور است
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه را از ابزارهای اولیه و از الزامات توسعهی اقتصادی کشور برشمرد و اظهار کرد: ایران نباید بیش از این از شتاب توسعه عقب بیفتد. اگر اینگونه نشود آنگاه وابستهتر میشویم و این در شأن نظامی که برای خود مدل مستقل حکومتی با مبانی و تفکر مختص به خود ارائه کرده است به هیچوجه قابل قبول نیست. اقتصاد اول منطقه شدن دور از ذهن نیست ولی باید هر چه سریعتر موانع را برطرف و راهکارهای جبران عقبگردها را به کار بندیم. با اصلاح دیدگاهها و عملکردها مسیر توسعه پرشتابتر میشود.
فضای عمومی کمیسیون تلفیق لایحه برنامه نیز اصلاح روند واگذاریهاست
هاشمی از تلاش شدید کمیسیون صنایع و معادن برای برطرف شدن موانع پیشروی توسعهی کشور سخن گفت و افزود: کمیسیون صنایع و معادن تلاش مجدانهای را در پیش گرفته است تا موانع توسعه از قبیل نظام بانکی، صادرات و واردات، واگذاریها و مدیریتها اصلاح شود تا تمایل به شبهدولتیها کمرنگتر شود. کمیسیون صنایع و معادن در کنار کمیسیون پیگیری و نظارت بر اصل ۴۴ قانون اساسی به گونهای تدبیر و سیاستگذاری کردهاند که روند واگذاریها به درستی اصلاح شود. پیشنهادات اصلاحی پس از تصویب به کمیسیون تلفیق لایحهی برنامهی پنجم توسعه ارائه شده است.
وی افزود: استنباطم از فضای عمومی کمیسیون تلفیق حرکت در این مسیر اصلاحی است. تصویب نهایی این پیشنهادات در کمیسیون تلفیق منجر به نقشآفرین شدن مردم و سازمانهای توسعهای در جنگ اقتصادی کشور میشود. سختتر بودن جنگ اقتصادی از جنگ تحمیلی ایجاب میکند که از توان مردم برای سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی بیشتر استفاده کرد.
قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ هیچ ابهامی ندارد، مشکل در نحوه اجراست
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس ابهام قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی را رد کرد و گفت: مادهی ۲۵ قانون به صراحت بیان میکند، شرکتها و بنگاههای دولتی به افرادی واگذار شود که صلاحیت و توانایی اداره آنها را داشته باشد. در صورتی که واگذاریها هماکنون مبتنی بر سیاست «قیمت بالاتر» است. آیا هر کس قیمت خرید بالاتری را پیشنهاد داد، بیآنکه تعیین صلاحیت شود آیا باید به آن واگذار شود؟ این ماده در ادامه شرایطی را برای پس از خریداری شرکتها برای خریداران بخش خصوصی مشخص کرده است. آیا برای خلاص شدن از دست بنگاههای اقتصادی واگذار میشود؟
هاشمی افزود: اینطور نیست که برای خلاصی از دست این واحدها آنها را واگذار کردهایم، بلکه میخواهیم رقابتپذیر شود، توسعه یابد، صادرات تقویت شود، کیفیت و راندمان بنگاه بهتر شود و دهها اتفاق دیگر رقم بخورد.
نمیانده میانه، نحوه اجرای قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی را رها کردن بنگاههای اقتصادی پس از واگذاری دانست و خاطر نشان کرد: اتفاقی که در حال حاضر افتاده است رها کردن بنگاهها پس از واگذاری است. به همین دلیل پس از واگذاری، بسیاری از بنگاههای واگذار شده با شرایط بدتری به دولت بازگردانده شده و دولت باید آنها را مدیریت کند.
وی تاکید کرد: علت این اتفاقات تعیین صلاحیت نشدن خریداران، مشخص نشدن علل واگذار شدنها و وظایف و مسوولیتهای خریداران پس از خریداری بنگاههای اقتصادی است، و این در حالی است که برای بازسازی و نوسازی، افزایش بهرهوری، رقابتپذیر کردن و حفظ اشتغال باید بنگاهها و شرکتها واگذار میشوند. این نقص از زمان تصدی دکتر دانشجعفری بر وزارت اقتصاد آغاز شد و در دورهی تصدی دکتر حسینی ادامه یافته است و اعضای کمیسیون صنایع و معادن نیز هیچ نتیجهای از جلسات مشترک با این وزرا برای اصلاح فرآیند واگذاریها نگرفتهاند.
وی از دولتمردان پرسید: اگر وضعیت اقتصادی پس از واگذاریها رو به بحران گذارد مگر بیکار بودهاید که آنها را واگذار کنید؟ سری که درد نمیکرد را چرا دستمال بستید؟ شرکت یا بنگاه دولتی قبل از واگذاری هر طور بود اداره میشد ولی پس از واگذاری علاوه بر آنکه سود قبلی را از دست داد به بحران نیز مبدل شد. بسیاری از بنگاههای اقتصادی واگذار شده به این مشکل گرفتار شدهاند.
نحوه اجرای قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ را به هیچوجه قبول ندارم
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با تاکید بر اینکه نحوهی واگذاری وزارت امور اقتصادی و دارایی را به هیچوجه قبول ندارد، گفت: بنگاههای اقتصادی پس از واگذاری فاقد مدیریت واگذاریاند. «مدیریت واگذاری» دارای مفهوم است. مفهوم این نیست که بنگاهها به افراد وابسته به دولت فروخته شود و به حال خود رها شوند. خریداران باید مقید و مکلف به تحقق اهداف فوقالاشاره پس از خریدن شرکتهای مورد نظر شوند.
نحوه و شرایط واگذاریها تسریع در اصلاح قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ را ایجاب میکند
هاشمی بار دیگر خواستار تسریع در اصلاح قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ از سوی کمیسیون ویژه پیگیری و نظارت بر اصل ۴۴ شد و افزود: دغدغه، نگرانی و ابهامات روند واگذاریها عمومیت یافته و فراگیر شده است و حالا افراد و شخصیتهای اقتصادی و سیاسی نسبت به آنچه که در حال اتفاق است، نگران بوده و انتقاد دارند. این شرایط ایجاب میکند کمیسیون ویژه پیگیری و نظارت بر اصل ۴۴ قانون اساسی در قالب طرحی این رویه اشتباه را اصلاح کند.
وی در عین حال از اتفاق نظر اعضای کمیسیون ویژه صنایع برای اصلاح قانون سیاستهای اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی و در دستور کار مجلس قرار دادن آن پس از پایان تصویب لایحهی برنامهی پنجم توسعه خبر داد.
نماینده میانه با اشاره به محورهای اصلاحی قانون، گفت: برای سوالات زیر باید پاسخ یافته و در قالب طرح، اصلاح شود. واگذاریها به چه منظور انجام میشود؟ واگذاریها یقینا باید برای افزایش راندمان و کیفیت، رقابتپذیر و صادرات باشد. علاوه بر آن بازسازی و نوسازی بنگاهها، توسعه بنگاه و حفظ و افزایش اشتغال باید محور اصلاحات باشد.
بنگاهها و شرکتهای اقتصادی اگر توسعه نیابد به زودی از پا در میآیند
هاشمی با اشاره به نمونهای از انحرافات اتفاق افتاده در واگذاریها، گفت: یکی از شرکتهای کلیدی واگذار شده به جای اجرای طرح و توسعهای به تقسیم سود پرداخته است، در حالی که اگر واحد مدنظر توسعه نیابد به زودی از پا در میآید. منفعتطلبی خریداران این واحد کالا بر سایر شاخصها غلبه کرده است. بسیاری از بنگاههای اقتصادی واگذار شده فقط در پی تقسیم سود بودهاند. این موضوع حتما و حتما باید در بازنگری قانون مورد توجه جدی قرار گیرد.
وزیر صنایع اصلیترین مسوول توسعه بنگاههای اقتصادی واگذار شده است
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، وزیر صنایع و معادن را اصلیترین مسوول توسعهی بنگاههای اقتصادی واگذار شده دانست و در گفتوگو با ایسنا خاطر نشان کرد: به عنوان مثال شرکتهای مخابرات یا فولاد مبارکه یا سایر شرکتها پس از واگذار شدن نیز طرحهای توسعهای دارند. کمیسیون صنایع، وزیر صنایع و معادن را مسوول بروز این اتفاق میداند، وزیر پاسخ میدهد بنگاه واگذار شده ولی تاکید داریم مسوول حفظ و توسعه بنگاههای واگذار شده، شخص وزیر است. با دولتی یا خصوصی بودن شرکتها کاری نداریم بلکه مسوول سیاستگذاری صنعت کشور وزیر صنایع و معادن است.
وی توجیه برخی وزرا در سلب مسوولیت را رد کرد و افزود: قانونا از وزرا میخواهیم که پس از واگذاری شرکتها به وظایف قانونیشان عمل کنند. برخی وزرا معتقدند برای اصلاح وضعیت واگذاریها، قانون باید اصلاح شود در صورتی که برای وزیر نباید دولتی یا خصوصی بودن شرکتها فرقی داشته باشد. وزرا باید اعمال مدیریت و حاکمیت کنند. باید خریداران را تشویق یا تحت فشار قرار دهند. در غیر این صورت بنگاههای واگذار شده به زودی از بین میروند.
هاشمی در پایان اصلاح روند واگذاریها را موجب بهبود نسبی شرایط اقتصادی و مدیریت واگذاریها پس از واگذاری دانست.
حامد صابر به قید وثیقه آزاد شد.
به گزارش کلمه به نقل از فیس بوک “حامد صابر را آزاد کنید” حامد صابر که از نخبگان و فارغ التحصیلان دبیرستان علامه حلی تهران و رشته مهندسی سخت افزار کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است، علاوه بر کسب افتخارات علمی نظیر اخذ مدال برنز المپیاد کامپیوتر کشوری، افتخارات و مقام های متعددی را در مسابقات مذهبی و قرآنی کسب کرده است.
حامد صابر، از عکاسان فعال حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، که عکسهای وی در بسیاری از مجلات، خبرگزاریها و وبسایتهای خبری و اجتماعی بین المللی انتشار یافته بود در روز ٣١ خرداد ماه ۸۹ بازداشت شده بود.
مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت ایران، از انجام “فیلترینگ یکپارچه در کل کشور و از مسیر گیت وی” خبر داد و تعیین “سایتهایی که مشمول طرح فیلترینگ و انسداد قرار می گیرند” را نیز، از وظایف «کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ» ذکر کرد.
اعضای کمیته موسوم به «تعیین مصادیق فیلترینگ سایتهای اطلاعرسانی» که آذرماه سال گذشته در دادستانی تشکیل شده، بر پایه لایحه جرایم رایانهای، وزیر یا نماینده وزارتخانههای آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری، اطلاعات، دادگستری، علوم، فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس سازمان تبلیغات اسلامی، رییس سازمان صدا و سیما، فرمانده نیروی انتظامی و یک نفر خبره در فناوری اطلاعات و ارتباطات به انتخاب کمیسیون صنایع و معادن مجلس، و یک نفر نماینده مجلس به انتخاب کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس می باشند.
به گزارش مهر، محمود خسروی دوشنبه ١۸ امردادماه، در نشستی خبری با بیان اینکه برنده مناقصه انجام فیلترینگ مشخص شده است، بدون ذکر نام یا وابستگی آن شرکت به مرکزی خاص، آنرا “یک شرکت داخلی” ذکر کرد که وظیفه به روزرسانی طرح فیلترینگ را به عهده گرفته است.
وی تاکید کرد “برابر قانون نیز، هر سرویس دهنده اینترنت موظف است که موارد اعلام شده را اجرا کند.”
مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت ایران، در مورد سطح متفاوت خدمات برخی شرکتهای ارائه دهنده اینترنت در مورد دسترسی به سایتها گفت: براساس قانون جرایم رایانه ای، فیلترینگ یکپارچه برای تمامی شرکتهای اینترنتی تعریف شده است و ISP ها این اجازه را ندارند که به دلخواه برای سایتی محدودیت و عدم محدودیت اعمال کنند.
وی ادامه داد: فیلترینگ یکپارچه در کل کشور و از مسیر “گیت وی” انجام می شود و تعیین سایتهایی که مشمول این طرح قرار می گیرند از سوی کمیته تعیین مصادیق خواهد بود و شرکت ارتباطات زیرساخت آن را اعمال می کند.
گفتنی است مشاور پیشین قضایی دادستان کل جمهوری اسلامی، چندی پیش اعلام کرده بود که در ایران بیش از پنج میلیون وبسایت اینترنتی به دلیل “مطالب غیراخلاقی”، “امنیتی” و همچنین “ضداجتماعی” مسدود شدهاند.
قاچاق مکالمه دیگر نداریم
مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، سپس با بیان اینکه روزانه ١٣ میلیون دقیقه مکالمه از مسیر قانونی وارد کشور می شود، گفت: امنیت شبکه زیرساخت ارتقا یافته به نحوی که هم اکنون قاچاق مکالمه به داخل کشور در حد صفر است.
خسروی اوایل خرداد ماه امسال در نشست خبری گفته بود بیش از شصت درصد ترافیک وارده به کشور از مبادی قاچاق از سمت تلفن های همراه است و مابقی آن از سمت تلفن ثابت صورت می گیرد اما آمار دقیقی از میزان ترافیک قاچاق وارده به کشور موجود نیست.
اطلاعی از فیلترینگ سایتهای دولتی نداریم
مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت در مورد اجرای هاستینگ داخلی برای شرکتهای دولتی تا پایان شهریورماه و فیلترینگ این سایتها در صورت عدم انتقال میزبانی به داخل کشور اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: آماری از اینکه چه تعداد سایت اینترنتی دولتی در داخل کشور میزبانی می شوند در دست نداریم.
وی در مورد وضعیت موتور جستجوگر ملی نیز گفت: اطلاعی از این پروژه نداریم اما طبق برنامه پنجم توسعه باید کاربردهای دولت الکترونیک نهایی شود که از این حیث شبکه اینترانت ملی می تواند بسیاری از نیازها را مرتفع سازد.
چندی پیش، رئیس انجمن شرکتهای اینترنتی گفته بود: امروزه یکی از شاخصهای توسعه جوامع تعداد کاربران اینترنت پر سرعت ADSL است و ایران در این زمینه در رتبه پایینی حتی در منطقه خاورمیانه قرار دارد.
خانواده زندانیان اعتصاب کننده اوین امروز ( دوشنبه) پس از لغو دوباره ملاقات با عزیزان شان در مقابل زندان اوین تجمع کردند .
شانزده زندانی اعتصاب کننده اوین برای دومین هفته متوالی و پس از انتقال به سلول های انفرادی از ملاقات با خانواده هایشان محروم شدند.
این زندانیان که از پانزده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتراض زده بودند، همچنان به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند.رضا ملک ،یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز چند روز پیش با انتقال به سلول انفرادی به اعتصاب غذای هم بندانش پیوست.
خانواده های زندانیان ، امروز مانند هفته های گذشته وقتی برای ملاقات با عزیزان شان به زندان اوین مراجعه کردند با این جواب روبه رو شدند:” زندانی های شما ممنوع الملاقات هستند. ”
خانواده زندانیان اعتصاب کننده که هیچگونه اطلاعی از وضعیت عزیزان شان ندارند و نگران سلامت آنان هستند مقابل زندان اوین حاضر شدند تا از مسوولان زندان پبپرسند که چرا از تماس زندانیان با خانواده هایشان خودداری می کنند . این در حالی است که در این مدت برخی از مسوولان زندان اوین و از جمله نوروزی ،معاون دادستان تهران به خانواده این زندانیان وعده داده بود ند که آنها با خانواده هایشان تماس خواهند گرفت . اما با وجود گذشت بیش از دو هفته هنوز این وعده ها محقق نشده است و خانواده زندانیان اعتصاب کننده در نگرانی شدید برای سلامت عزیران شان به سر می برند .
خانواده ها ی زندانیان اعتصاب کننده درخواست ملاقات با مسوولان زندان را داشتند اما هیچ کس به آنها پاسخ نداد.
من با این موضوع کاری ندارم که هیأت فعلی منصفه مطبوعات انتصابی هست یا نه و آیا وجدان عمومی جامعه را نمایندگی میکند یا نه، به این هم کاری ندارم که آقای احمدینژاد واقعاً دلش به حال قانون و قضا و یا ارباب مطبوعات سوخته است یا اینکه چون یکی از ابواب جمعی ایشان در دادگاه محکوم شده از اعمال قانون برآشفته است. اگر چه تا آنجا که یادم هست به هنگام اختلافات مجلس ششم و شورای نگهبان در موضوع مورد بحث جناح متبوع آقای احمدی نژاد دقیقاً از منطق اعلام شده توسط آقای صادق لاریجانی مبنی بر استقلال قاضی در صدور رأی دفاع میکرد ولی چون سخن صریحی از آقای احمدینژاد در خاطرم نمیآید دفاع ایشان از جایگاه هیأت منصفه را حمل بر صحت میکنم.
مسأله من نگاه آقای لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضائیه و عضو سابق شورای نگهبان به جایگاه هیأت منصفه است.
به جمله ایشان توجه کنید: «این مسئله چند سال پیش در شورای نگهبان مطرح بود، آنجا در قانون نوشته بودند که هیئت منصفه اگر رأی به مجرمیت شخصی داد قاضی می تواند تبرئه کند ولی اگر رأی به تبرئه داد قاضی دیگر نمیتواند جرم تلقی کند، این قانون، ظاهراً در مجلس ششم به تصویب رسیده بود. ما در شورای نگهبان به آن ایراد شرعی گرفتیم، ایراد هم همین بود که الان میگویم که قاضی در حکمش مستقل است، قاضی تابع هیئت منصفه نیست بنابراین اطلاق الزام قاضی به اینکه نمیتواند در صورت مذکور حکم به مجرمیت کند، خلاف شرع است. شما نمیتوانید الزام کنید که هرچه هیئت منصفه بگوید، قاضی باید تبعیت کند.»
از این جمله چنین بر میآید که ایشان معتقدند بنا بر اصل استقلال قاضی نظر هیأت منصفه حداکثر نظری مشورتی برای قاضی است و برای انشاء حکم قاضی موقوف به نظر هیأت منصفه نیست و قاضی میتواند بلکه موظف است بدون اتکا به نظر هیأت منصفه و صرفا بنا بر امارات و قرائنی که منجر به علم قاضی میگردد حکم صادر نماید.
با این نگاه به اصل ۱۶۸ قانون اساسی به نظر میرسد که لزوم حضور هیأت منصفه در دادگاه رسیدگی به دعاوی مطبوعات و سیاسی امر عبث و متوقف کردن برگزاری جلسات رسیدگی به آن خلاف شرع باشد. لذا جناب آقای لاریجانی به عنوان یک فقیه و حقوقدان که مدت مدیدی نگهبان قانون اساسی بودهاند و اکنون منصب رفیع ریاست قوه قضائیه را در اختیار دارند باید توضیح دهند که مراد قانونگذار از تأکید و ابرام بر نقش هیأت منصفه در رسیدگی به اتهامات مطبوعاتی و سیاسی و اختصاص یک اصل جداگانه به این موضوع در قانون اساسی چه بوده است و اگر اساساً مد نظر قرار دادن نظر هیأت منصفه توسط قاضی خلاف شرع است چگونه فقیهان حاضر در مجلس خبرگان قانون اساسی و افقه الفقها یعنی حضرت امام (ره) که پیش و پس از تدوین قانون اساسی و پس از رأی مردم به این قانون در این خصوص اظهار نظر نکردهاند و وجود این خلاف شرع در قانون اساسی را روا داشتهاند؟
به نظر میرسد لحاظ نظر هیأت منصفه را نه از باب مداخله و نقض استقلال رأی قاضی بلکه از جهت لزوم لحاظ نظر کارشناس و ارجاع امر کارشناسی توسط قاضی به کارشناسان خبره و منصف باید دید که قطعاً جایگاه مهمی را در حصول علم قاضی داراست و مقدمه انشاء رأی اوست.
جهت یادآوری و دقت ایشان (احیاناً اگر این مطلب به رؤیتشان برسد) ذکر مشروح مباحث مخالف تصویب این اصل (حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خامنهای) و موافق تصویب این اصل (آیت الله مکارم شیرازی) در جلسه شصت و یکم مجلس تدوین نهایی قانون اساسی خالی از لطف نیست. جایی که در نهایت مرحوم شهید آیت الله بهشتی به عنوان رئیس جلسه خطاب به یکی از مخالفان تأکید میکند ما [در اینگونه محاکم حضور هیأت منصفه را] واجب می کنیم و نهایتاً این اصل با پنجاه و هفت رأی موافق دو مخالف و دو ممتنع به تصویب رسید:
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – نفر اول موافق به هر دو این موارد جواب بدهد، آقای خامنهای نظر شما چیست؟ خامنهای ـ من مخالفم و عرض کنم که در آینده قوه قضائیه برخلاف آن چیزی که در جاهای دیگر است ما قاضی را دارای شرایط اجتهاد و عدالت دانستهایم از طرفی برخلاف آنچه که اظهار شد در فقه ما تأیید و تأکید مکرر در استقلال رأی قاضی هست، تا حدی که به دو درجهای آن بسیاری از برادران ما تردید دارند قاضی در دادگاه چه میکند؟ او دو عمل را تأکید میکند یک رأی در بین استخراج میکند مانند ترکیب صغری و کبری برای اخذ نتیجه، مقداری از کار قاضی تشخیص موضوع است برای اینکه با اطلاعی که برای استفاده از مقدمات اثبات جرم یا اثبات دعوا به هر حال کشف دلایل است او تکلیف خودش را میفهمد یعنی صغری را پیدا میکند و این کشف موضوع از دو حال خارج نیست یا استفاده از نظر خبره است یعنی یک چیزی را نمیداند که چیست، و احتیاج به کارشناس، خبره، پزشک قانونی یا حسابرس و اینها دارد، به طور کلی هر کسی که اطلاعش به کمک قاضی میآید و موضوع را روشن میکند اینها را در اصطلاح خبره و کارشناس میگویند و هیچ جا قاضی اجبار ندارد که نظر کارشناس را در قسمتی از موضوع، تعبداً قبول کند بلکه این را کاشف میداند و هر جا تردید کند میتواند به خبره دیگری مراجعه کند تا آنجا که یقین کند موضوع کشف شد بنابراین هیأت منصفه در اینجا کار خبره را نمیکنند و تازه اگر بکنند یک موجوداتی هستند ضعیف اظهار نظر میکند و میروند و قاضی میتواند قبول یا رد بکند.
منظور شما همین است؟ دیگر اینکه در کشف موضوع قاضی به دلایل و امارات نگاه میکند، شهود باید شرایطی داشته باشند.
احراز این خودش علم میخواهد و قانون یعنی طرز رسیدگی، قانون شکلی، استنباط از این شهادت که مخدوش هست یا نیست، باز هم علم خاصی دارد که قاضی متخصص است و فرض این است که مجتهد است و عالم است، شاهد شهادت، دلایل لفظی، امارات، اسنادی که هست اینها را که همه کشف میکنند برای روشن شدن موضوع چه در دعاوی چه در جنایات و چه در جنحهها بنابراین در کشف موضوع قاضی نیاز به یک دسته خاصی به عنوان شریک در حکم ندارد مگر اینکه مشاوره باشد و در قبول یا رد نظرش آزاد باشد در حکمی که من گمان نمیکنم بالکل کسی باشد که هیأت منصفه را در حکم شریک بداند و به قاضی بگوید موضوع را تو تشخیص بده حکم را اینها صادر میکنند برای اینکه اولا در دنیا کمتر این جور هست شاید فقط یک جا اینطور باشد که حکم بکند و به علاوه ما مجتهد را عالم به احکام میدانیم و…
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – استقلالش یک جا است ولی شرکتش فراوان است.
خامنهای ـ شرکت منافات با استقلال دارد شاید در مباحث آینده خود شما این را قبول نکنید که یک دعوا را در جمع به دو قاضی بدهیم به هر حال نه در موضوع و نه در حکم قاضی مستقل نیاز به این ندارد که عدهای بنشینند و نظر بدهند.
عرض میکنم تازه در همین جا خود ما الان نمیدانیم کدام یک از این هیأت منصفه هائی را که در دنیا معمول است میخواهیم بیاوریم، هیأت منصفهای که معمولا، تا الان آنچه که بوده است و شما تعیین نکردهاید چه کسانی هستند از قضات هستند یا غیر قضات؟ هیأت منصفه در کشورهای دیگر عبارت است از یک نماینده از معتمدین بازار (محل) یک نماینده از پزشکان، یک نماینده مثلا حقوقدان، یک ترکیبی، هشت نفر، ده نفره، بیست نفر هستند معرفی میشوند در یک انتخاباتی و هیأت منصفه نوبتی است میآیند مینشینند و اینها را در رژیم هائی که گرفتهاند بر این اساس بوده است که چون ممکن است بدون ضمانت اجرائی که تفوِ بر این قاضی داشته باشد منافع مردم تضییع بشود یک عدهای باشند تشخیص بدهند و ببینند آیا این عمل منصفانه هست یا نیست در سیستم ما که قضاوت مستقیماً زیر نظر ولی امر است و تأیید شده و عملش تصویب شده است یک چنین محظوری در آن نیست که هیأت منصفهای بنشینند، مگر اینکه اشخاص هیأت منصفه را ولی امر انتخاب بکند و از مجتهدین باشند و هیأت منصفهای که اینجا هست مجمل است پس بنویسیم که هیأت منصفه هستند و اینها از مجتهدینی خواهند بود که صاحب نظرند لااقل به اندازه آن قاضی.
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – آقای مکارم به عنوان موافق صحبت میکنند.
مکارم شیرازی ـ
بسم اللّه الرحمن الرحیم
اولا فرمودند در اسلام هیأت منصفه نداریم، این کلمه را نداریم ولی محتوایش را داریم در فقه ما آمده است که یک عدهای از فضلا و اهل علم در محضر قاضی حاضر باشند تا جلو اشتباهات قاضی را بگیرند و به او در تشخیص جرم کمک بکنند بنابراین، این ریشه فقه اسلامی دارد و بعد این مسأله، مسألهای است مترقی و تعجب میکنم که چرا در آن تردید دارند ما در گذشته دیدهایم و در آینده هم پیش میآید، بالاخره مسائل سیاسی، مسائل مهمی است که مظنه لغزش هست همان قاضی که ایشان میفرمایند همه شان که فرشته آسمانی نیستند (ولو در یک نظام اسلامی) در صورتی که عدهای به اسم هیأت منصفه باشند و در آنجا نظارت و کمک کنند یا در تشخیص حکم، حالا به نحوی که با موازین اسلام تطبیق داشته باشد در این اصل قید شده است قید موازین اسلام تمام مشکلات را حل میکنند، وقتی که این باشد به نفع ملت و جامعه است بنابراین هم مصلحت اجتماعی دارد، هم کمک به احیای عدل میکند و هم موافق موازین اسلامی است و هم اینجا یک قیدی به آن زدهایم که این قید ما را از هر گونه وسوسه نجات میدهد پس جائی نیست که ما در این باره بخواهیم وسوسه بکنیم.
طاهری خرم آبادی ـ اشکال من جواب داده نشد.
طاهری اصفهانی ـ شما نوشتهاید «شرایط و اختیارات…و نحوه انتخاب» این اشکال در بیانات آقای خامنهای هم گفته شد، آخر از چه گروهی؟
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – یعنی عالم باشد یا نباشد، قاضی باشد یا نباشد شرایط آنها این است.
طاهری گرگانی ـ نحوه انتخاب هم هست.
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – هر دو آنها را در بر میگیرد ببینید، آقایان این تزاحم در مصالح را باید همیشه در این اصول رعایت بفرمائید همچنین که در قوانین، در مورد جرائم سیاسی و مطبوعاتی خود اینکه جرم سیاسی و جرم مطبوعاتی علناً محاکمه بشود این جلو بسیاری از مفاسد و مضیقهها و دیکتاتوریها را میگیرد بنابراین، این را اگر بخواهند دستش بزنند و بگویند هر وقت که خلاف نظم تشخیص دادند سری انجام بدهند واقعاً مثل این است که این اصل را اصلا ما نداشته باشیم این است که روی تزاحم، این کار را میکنند.
ربانی شیرازی ـ صبح گفتم این اصل سابق هم بود و هیچ نتیجهای گرفته نشد و علتش این بود که جرائم سیاسی معلوم نشده بود چیست و این را هم چنانچه مثل سابق بخواهیم معلوم بکنیم درست نیست.
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – این را در قانون اساسی نمیشود معین کرد جرائم باید در قوانین کیفری گروه بندی بشود و آنجا باید تعریف قانونی پیدا کند حتی میتوانیم اینطور بنویسیم «نحوه انتخاب شرایط و اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون براساس موازین اسلامی معین می
کند.»
حیدری ـ این هیأت منصفه اگر چنانچه از باب تشخیص موضوع و کارشناس باشد اختصاص به این دو مورد ندارد بلکه در همه دعاوی هست و اگر از باب مشاوره باشد که قاضی یک وقت اشتباهی نکند در همه دعاوی باید باشد.
نایب رئیس (دکتر بهشتی) – این الزامی است.(حیدری ـ اختصاص به این دو مورد ندارد.)این الزامی است.آنها مستحب است اینجا ما واجب میکنیم.
منبع : پارلمان نیوز
محمد نوری زاد: سپاه پاسداران ، امروز به راهی در افتاده است که بازگشت او به هویت اولیه اش ناممکن به نظر می رسد. راستی چرا سپاه که این روزها ، سه مقوله ی سیاست و اقتصاد و امنیت را هویتی همدوش و موافق طبع خود یافته است ، درهمین سه وادی مالوف فرو نمی شود و سراز پنهان کاری ها و مردم فریبی ها به در نمی برد و آشکارا بر طبل ” این منم” نمی کوبد ؟ چرا سپاه همچنان به واگویی شعارهایی اصرار دارد که فصل پرده برداری از آنها ، سالهاست که سپری شده ؟
آوازه ی هرز روی سپاه از شاکله ی شایسته اش ، همان حکایت شترسواری خمیده را به ذهن ما متبادر می سازد . که این خود ، سپاه را به وادی مضحکه ی خاص وعام ، چه در داخل و چه خارج ، درافکنده است . ای کاش قوه ی عاقله ای بود و دست کودکان امروز سپاه را می گرفت و به آنان می گفت : بچه ها ، اگر مشتاق لغلغه اید ، بفرمایید : این شما و این اسلام و انقلاب نیم بند و از نفس افتاده ای که امروزه لغلغه ی زبان شما شده است. شما را بخدا بیایید و کاری با تاریخ و جنگ و شهید و شهادت و انسان و انسانیّت نداشته باشید . شما را به خیر و مارا به سلامت .
شما اگر به اسکله های رسمی وغیر رسمی قاچاق کالا علاقه مندید ، بفرمایید ، همه ی اسکله های سواحل شمال و جنوب کشوراز آن شما . خود را با همین دل مشغولی ها سرگرم کنید وکاری به الفاظ فلک زده ای چون انقلاب و امام و قانون وحق مردم و خدا و قرآن واسلام و پیامبر وعلی و اولاد علی نداشته باشید.
ورود سراسیمه و همه جانبه ی سپاه به عرصه های سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، و چنگ اندازی او به عرض و طول مناسبات همگانی کشور، و عقب راندن غضبناک رقبای بی اسلحه ، آنچنان به صورت گذشته ی غرورآفرین این نهاد مردمی و انقلابی تیغ انداخته است که ناگزیر هرمخاطب گمگشته ای را به یاد قلندران و سینه چاکان ادوار دور می اندازد. قلندرانی که دهان مردمان را به زورمی گشودند و دو قطره آب و یک دانه نخود دراو می انداختند تا هیچکس از اوضاع بندگی اش ، و این که این اوضاع بندگی به کجا بند است ، غفلت نورزد.
سایه ای که سپاه از سالها پیش برسر وزارت اطلاعات انداخته ، از جنس همان سایه ای است که سپاه برسر مواضع پولی کشور انداخته است . و همان سایه ای است که سیاست را به کف کفش های برّاق سرداران خود می کشد تا توصیه های اساسنامه ای سپاه را در ناکجای خود دفن کند . امروز سپاه ، به موازات خروج از هویت ساختاری اش ، چنگ به همه ی مناسبات کشور برده است تا به زعم خود انقلاب را برای آینده ای که عاقبتش معلوم نیست حفظ کند .
ورود سپاه به عرصه های بیمار اما میلیاردی اقتصاد کشور ، همان پتانسیلی است که بیکاری را ، و کارها و مشاغل کاذب را ، و اعتیاد را ، و تن فروشی دختران را ، و مفاسد اجتماعی و اداری را ، و میلیارد خواری خواص را ، و حریص شدن پابرهنگان اسلحه به دست را ، در سراسر کشور باب کرده است .
اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، بی تفاوت از کنارهرزگی های اقتصادی آدم های ریز و درشت عبور نمی کرد. اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، با هربار تن فروشی دخترکان باکره ، خون می گریست . اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، سینه در برابر اعتیاد این همه جوان و مرد و زن سپر می کرد و گریبان می درید . اگرسپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، درکنار مردم قرار می گرفت و خود را خادم مردم می دانست ، نه آن که در برابر مردم بایستد . هم برسرشان بکوبد و به حبس شان دراندازد ، وهم جیبشان را خالی کند .
سرداران امروز سپاه ، آنانی که سخت برمواضع آلوده ی خود پای می فشرند ، بدانند و آگاه باشند که مردمان ما ، درهمین فردای روزگار ، راه را بر عبور آنان خواهند گرفت و از آنان خواهند پرسید : چه شد آن همه سینه چاکی شما برای امام و راه امام ؟ راه امام آیا همین است که شما سر به مناسبات پولی کشور فرو برید و خبر از فرود و فروپاشی یک به یک خیمه های انقلاب نداشته باشید ؟
آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، ما ، هرکه هستیم ، تقاص سپاه پاک و بی آلایش دیروز خود را از شما خواهیم ستاند . سپاهی که برای مردمش آب می شد ، و در ناکجای تشکیلاتش نیز روزی را نمی دید که یک روز در هیبت شرکت های اقتصادی ، اسلحه به دست ، برسرمیز مناقصه بنشیند و روان اقتصادی جامعه را بخراشد .
آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، بدانید و آگاه باشید که راز این همه اعتیاد و دریوزگی اقتصادی ، در این است که شما به مشغله های دیگری روی برده اید . هروقت درهرکجا ، از مناقصه ای پیروز باز گشتید ، به صورت پسران ودختران از دست رفته ما بنگرید و رد پای خود را در وانهادن آنان در مخمصه های خانمان سوزی که به دست شما بجان آنان افتاده ، رصد کنید .
کجایند همت های ما ؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟ آهای سرداران اسکناس آلود سپاه ، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید . شما را بخیر و مارا بسلامت . شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب ، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند . شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید . نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید . بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما ، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند . شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه . شما را چه به تریلی تریلی انواع مواد افیونی که در امنیت کامل وارد کشور می شوند و درامنیت کامل نیز همگان جوانان ما را می بلعند . شما باشید و قدرت مخوفی که در سایه پرورانده اید . شما را چه به نگرانی از مردمی که از دست رفته اند و عمده ی علائق خود را از اسلام و انقلاب و امام و آینده به دور انداخته اند.
درست از روزی که شما از “همت” ها و ” باکری ” های ناب ما فاصله گرفتید ، و با اقتداری که از سلامت و درستی و پاکی و پاک مردی آنان یافته بودید ، سراسیمه به دل مواضع پولی کشور زدید ، و یا درسواحل و مرزها و اسکله های رسمی وغیررسمی کشور ، معرکه پرداز بلا منازع قاچاق کالا شدید ، و یا درسایه های اختفا به کارهای امنیتی و دور از رسالت اولیه ی خویش پرداختید ، ویا به پرونده سازی های فرساینده امنیتی و اطلاعاتی روی بردید ، ویا به تزریق سرداران خود در بدنه ی مجلس ودولت اصرار ورزیدید ، درست از همان روزها بود که بی کاری و اعتیاد و مصرف و تن فروشی و قاچاق و زد وبند و رشوه و ریاکاری وفروپاشی اقتصاد و اضمحلال تولید در کشور بالا گرفت . چرا ؟ به این دلیل که برق پول ناشی از قراردادهای کلان ، و جاذبه ی ورود به حوزه های اطلاعاتی و امنیتی ، حساسیت شما را در قبال دردهای اینچنینی جامعه به صفر و زیر صفر تنزل داد .
شمایی که یک روز باید درکمین کثافات انقلاب ، راه را بر پرواری انگل های بی ریشه می بستید ، خود به بالا زدن آستین های روبندگی روی بردید و بخود گفتید : چه کسی بخورد بهتر از خود ما ؟ نتیجه این شد که سرداران یک لاقبایی چون صادق محصولی ، با بهره مندی از پشتوانه هایی چون پادگان و اسلحه ، یک شبه میلیاردر شدند و به این نیز اکتفا نکردند و در قامت وزیر- هرچند نالایق – بنا بر حق بجانبی خود گذاردند . که یعنی : برده ایم که برده ایم ، خورده ایم که خورده ایم . تا کور شود هرآنکه نتواند دید ! دیروز میلیارد میلیارد بالا کشیده ایم و امروز هم به کوری چشم شما وزیر و نماینده ی مجلس و استاندار و فرماندار و صاحب منصبیم . هر که اعتراض دارد جلوبیاید !
بله ، شمایی که باید امنیت همه جانبه ای برای مردم خود فراهم می کردید ، خود به جان امنیت روانی جامعه افتادید و با ورود به حریم حق مردمی که خود شما باید پناهشان می بودید ، به دریدن پوست از تن گذشته ی غمناک اما غرور آفرین سپاه پرداختید .
آهای ای همه ی سرداران سپاه ، ای آنانی که از همت ها و باکری های ما فاصله گرفته اید و این فاصله را با دلارهای بی زبان پرکرده اید ، این شما و این هرآن چه که به آن روی برده اید ، از این پس ، شما را به خدا ، اگر که به خدا ایمان دارید ، کاری به مردم و امام ، و به آرمان های به خاک افتاده ی آنان ، و کاری به سپاه دیروز ما نداشته باشید . بگذارید ما باشیم وخاطره های شورانگیز فرزندانی که به اسم پاسدار ، فدایی مردمشان بودند ، وعاشقانه ، غبار چهره ی مردمشان را می روفتند ، و به مردمی بودنشان غرور می ورزیدند .
اگر همت بود ، اگر باکری بود ، یا با شما نبود ، یا اگر بود در برابر شما ایستاده بود . و ما ، بهتر از هر کس به سرنوشت کسی که در برابر شما بایستد واقفیم . مثل نویسنده ی این سطور . ببینیم فردای انتشار این مطلب ، با او که خواستار اعتبار از دست رفته ی سپاه دیروز خویش است ، چه می کنید !
محمد نوری زاد ۱۸ مرداد / ۱۳۸۹
منبع: سایت شخصی محمد نوری زاد
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در واکنش به اظهارات اخیر درباره کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به اصلاحطلبان و شخص رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد که سیدمحمد خاتمی حتما باید شکایت کند و دستگاه قضایی هم سریعا به این شکایت رسیدگی کند.
به گزارش پارلمان نیوز، محمدعلی کریمی گفت:« بسیار متاسفم که امروز به راحتی اینگونه قضاوت میکنند و افرادی را نسبت به موضوعی که با هیچ شاهد و قرینهای امکانپذیر نیست، متهم میکنند.»
وی افزود:« قطعا افرادی که چنین ادعایی را کردند بایستی مدارک مستند و قابل قبولی ارائه کنند، در غیراینصورت نه تنها در پیشگاه خدای متعال مسئولند و باید پاسخگو باشند بلکه در پیشگاه ملت هم باید پاسخگو باشند که چرا به اینگونه تردیدها در جامعه دامن زده میشود.»
استاندار دولت خاتمی تصریح کرد:« به نظر من حتما آقای خاتمی باید شکایت کند و دستگاه قضایی هم باید به این شکایت سریعا رسیدگی کند و چنانچه مستند قابل قبولی ارائه نشد مطابق قانون مجازات، لازم را اعمال کند.»
نماینده کرمان تاکید کرد:« فرقی نمی کند که این حرف را یک فرد عادی که فاقد هر گونه مسئولیت حقوقی، سیاسی یا قضایی است یا یک مقام مسئول، بلکه وقتی که یک مقام مسئولی که آن حرف را میزند باید خیلی بیشتر مراقب حرف خودش باشد و عواقب آن را بپذیرد.»
وی با بیان اینکه «من با شناختی که از آقای خاتمی مطمئنم که چنین چیزی اساسا غیرممکن است»، اظهار داشت:« خاتمی فردی معتقد و وفادار به نظام و انقلاب و خط امام و وفادار به همه ارزشهای برآمده از انقلاب هست و انسانی است که مطمئنا به جز در چارچوب و دلسوزی حرکت نمیکند و من واقعا نمیدانم اینگونه برخورد کردن با سرمایههای نظام واقعا چه توجیهی میتواند داشته باشد.»
کریمی خاطر نشان کرد:« امیدوارم مسئولین با برخورد قاطع خود بساط این حرف زدن هایی که اینروزها خیلی عادی و آسان شده و به راحتی افرادی افرادی را متهم می کنند جمع شود چرا که این سخنان به جز اینکه سرمایه اصلی نظام را که اعتماد مردم است را مخدوش کند حاصل دیگری ندارد و درست نیست که ما برای اثبات یک مسئلهای ولو اینکه درست باشد از هر ابزاری استفاده کنیم.»
مهرداد نصرتی
بالاخره انتظار و اصرار نتیجه داد و ملت سبز ایران خبر خوش راه اندازی فاز اینترنتی شبکه تلوزیونی سبز را دریافت کردند . چه روزها و شبهایی را که فعالان عرصه سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی و .... با خیال داشتن رسانه ای تلوزیونی گذراندند . بنده بیاد دارم که حداقل در 6 یا 7 مقاله لزوم و نیاز به این شبکه تلوزیونی را از زبان مردمم مطرح کردم و چه بسیار قلم ها و زبانهایی که همیار این قلم و سخن بودند.براستی باید خوشحال باشیم از این اتفاق.
اما در همین ابتدای راه نکاتی نیز هست که باید حتما بدانها توجه کنیم تا این شبکه تلوزیونی اعتماد مردم را جلب نماید و از سویی هم بتواند ادامه حیات داده ، گسترش یابد.
اولین و مهمترین نکته مربوط به خط مشی این شبکه و در واقع مرامنامه ای است که در 10 بند برای آن تعریف شده است.نکات دقیق و قابل توجهی در این مرامنامه دیده می شود که به آنها نگاهی گذرا خواهیم داشت و اما ابتدا آن ده بند :
یک: کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حقوق بشر
دو: اسلام رحمانی و اخلاق
سه: حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری
چهار: تمامیت ارضی و وحدت ملی
پنج: استفاده از روشهای مسالمت آمیز و مدنی
شش: حاکمیت قانون
هفت: قرائت دموکراتیک از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی
هشت: جریان آزاد اخبار و اطلاعات
نُه: پذیرش تنوع و تکثر آراء و مخالفت با انحصارطلبی
ده: فرهنگ گفتگو
ده بند برازنده در مرامنامه یک تلوزیون ملی . تک تک بندها بدون هیچ اغراق زیباترین شعارهایی است که یک رسانه می تواند برای خود اختیار نماید اما مهمتر و واجب تر از شعار هم چیزی هست و آن عمل و پایبندی بدانهاست.
این مردم از این دست شعارها فراوان شنیده اند آنقدر که دیگر هربارکه با آنها مواجه می گردند نوعی حالت دفاع درونی در دلشان ایجاد می شود .آنقدر شنیده اند و عمل نکردن به آنها را دیده اند که عملا از شنیدن آنها بیزار شده اند .آیا می توان برای یکبار هم که شده به آنها ثابت کرد همیشه آنگونه که شما تجربه کردید نیست و ممکن است کسانی براستی قصد و عزم جزم بر پایبندی عملی به شعارشان داشته باشند؟
بند اول درست همان چیزی است که باعث دلخوری مردم ما از صدا و سیمای دولتی شده است .کرامت انسانی رعایت می شود اما فقط برای عده ای خاص.عدالت رعایت می شود اما آنگونه که خود آن را تعریف می کنند . آزادی هست اما برای زبان و قلمی که منویات آنان را پیروی کند . و حقوق بشر یعنی حقوق کسانی که اندیشه هایشان حقوق بگیرآنان است.
آیا این شبکه تازه تاسیس واقعا برآن است تا دلخوری و سرخوردگی ملتی سبز را با مرهم عمل به تعاریف واقعی هریک از مفاد این بند برطرف نماید؟
اسلام رحمانی یعنی ترجمه ای از اسلام که تمام امتیاز را به گروه غالب نمی بخشد و مغلوب را به چوب الحاد و کفر نمی راند . یعنی اهل تضارب آراست و تریبون را ارث پدری خود نمی داند.حق حیات را برای همه اندیشه ها می خواهد و با هرکه مثل او نیاندیشید دشمن نیست . می گوید "زنده باد دشمن من " و او را نمی کشد بلکه از او می خواهد تا پشت میز مذاکره و مناظره بنشیند و برای اعتبار اندیشه اش با سلاح قلم و زبان بجنگد نه با چوبه دار.از کسی نمی خواهد تا دگراندیش را به جوخه اعدام بسپرند و جنازه هایشان را پشت وانت بگذارند و دور کشور بچرخانند تا درس عبرت سایرین شود .هرگاه در مقابل رقیب کم آورد متوسل به باتوم و فحش نمی شود و له کردن پیکر جوانان معترض به آن اندیشه را زیر چرخهای خودروی پلیسش جایز بلکه ثواب و صواب نمی شمرد .آیا قرار است اینگونه اسلامی را ترویج کنیم ؟
روزی اگر هماندیشانش به قدرت رسیدند بدنبال ریشه کن کردن رقیب نیست و معتقد است دمکراسی یعنی حکومت اکثریت با تضمین حفظ حیات اقلیت . و باور دارد که ممکن است روزی همین مردم او را هم نخواهند. به رای و نظر ولی نعمت و امیر خود که همان شهروندان عادی هستند احترام می گذارد و معتقد نیست که یا با من یا بدون جان شیرین.
از دیگر شعارهای زیبای این مرامنامه تلاش در راستای حفظ تمامیت ارضی است ولو آنکه پان ایکسیزم ها بدشان بیاید اما در عین حال ایران را برای همه خواستن و تشویق همه هموطنان به یکدلی در راستای اعتلای میهن خواسته اوست.
و همنیگونه تا انتها
بطور کلی تک تک بندها را که می نگری از هرکدام رایحه ای آمالی به مشام می رسد .حقیقت آن است که در ابتدا نه تنها سخن از این آمال گفتن آسان است ، بلکه حتی عملی نیز هست .اما آنچه می تواند اعتماد مردم را استوار کند باقی ماندن بر این مواضع است.البته ماندن بر این مواضع هزینه ای بس سنگین دارد و باری است که بر دوش گرفتن آن طاقتی آسمانی می خواهد لیکن همه می دانند که ناممکن نیست که اگر بود هنگام شنیدن این مدعیات مردم به استهزاء می خندیدند نه آنکه شرط و شروط کنند که باید تا آخر بر تعهدات باقی بمانی.
نکته بسیار مهم و اساسی بحث تامین هزینه هاست . دیگر باید همگی باور کرده باشیم که ایرانی جماعت از اینکه برای کسی کف بزند که مزدش را خارجی ها می پردازند بیزار است . ایرانی از این مزدبگیری ها متنفر شده از بس که خیانت دیده و تاوان داده است.شعار رسا آن است که حمایت مردمی و تبلیغات هزینه هایش را تامین خواهد کرد. دو منبع روشن و قابل قبول.اگر براستی میخواهیم این شبکه هرگز دستش را پیش هیچ دولت ، گروه و سازمانی دراز نکند تنها راه آن است که خود مردم هزینه های آن را تامین کنند.
تجار بجای دادن تبلیغات به تلوزیونهای متفرقه ، از این شبکه بخواهند تا کالا و خدماتشان را معرفی نماید و تازه این عامل خود کمکی در جذب مخاطب بیشترهم خواهد بود. و نیز اگر کسانی از دستشان برمی آید به این رسانه نوپا کمک کنند.چگونه توقع داشته باشیم این تلوزیون متکی بر دولت و گروهی نباشد و برای همیشه مستقل بماند اما خود در این راه یک گام کوچک هم برنداریم؟!
از آنسو گردانندگان این شبکه باید خود را صریحا به مردم معرفی نمایند تا از هم اکنون دهان مفتریان بسته باشد . تا نگویند فلان سناتور امریکایی یا تاجر اسرائیلی این شبکه را می گرداند.
نیز این تلوزیون نباید از هماکنون بدنبال درآمد زایی مازاد بر نیاز باشد .اگر همت عالی پشتوانه این حرکت قرار گیرد زمان بازدهی مالی هم خواهد رسید .لذا نرخ تبلیغات در این تلوزیون باید بسیار مناسب تر از هر شبکه دیگر باشد ولو آنکه بیشترین حجم مخاطب را داشته باشد که مطمئنا نیز خواهد داشت . امروز که برای چک کردن آن ، از سایت رسا بازدید کردم دیدم از شدت مراجعه به این وبسایت سرعت بشدت افت دارد . اگرچه باید مسئولین چاره اندیشی کنند اما این نشانه بسیار خوبی است و نشان از آن دارد که علاقه مندان به این شبکه که سالها منتظر داشتن یک تلوزیون آزاد و مستقل بوده اند از همین ابتدا وفاداری خود را به اثبات می رسانند.
مخلص کلام آنکه موفقیت این شبکه تلوزیونی مرهون اعتماد و ادای دینی دو سویه است .رسا به تعهدات خود پایبند باشد و مردم حمایت کنند.
یک روز پس از روز خبرنگار، هیات منصفه دادگاه مطبوعات نظر مدیران مسئول نشریههای “آفرینش ” و “اندیشه نو ” را مجرم شناخت.
به گزارش روابط عمومی و ارتباطات دادگستری کل استان تهران؛ جلسه رسیدگی به کیفرخواستهای مطروحه علیه مدیران مسئول نشریات آفرینش و اندیشه نو، دیروز یکشنبه در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی مدیر خراسانی و با حضور اعضاء هیات منصفه مطبوعات برگزار شد.
هیات منصفه مطبوعات استان تهران با اکثریت آراء مدیر مسوول نشریه آفرینش را درخصوص اتهام نشر مطالب خلاف واقع به قصد تشویش اذهان عمومی، مجرم و با اکثریت آراء متهم را مستحق تخفیف دانست.
هیات منصفه مطبوعات استان تهران همچنین با اتفاق آراء مدیر مسوول نشریه اندیشه نو را به اتهام نشر مطالب خلاف واقع و مخالف موازین اسلامی و عفت عمومی، اتهام اختلاف ما بین اقشار جامعه و تشویق و تحریص افراد وگروهها به ارتکاب اعمال علیه امنیت، اتهام اهانت به مقامات و نهادها، اتهام انتشار مذاکرات و تحقیقات مراجع قضایی بدون مجوز، اتهام نقل مطلب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام، اتهام نقض بند ب ماده ۷ و بند د ماده ۲ تبصره ۲ از قانون مطبوعات به اتفاق آرا مجرم دانست.
از مشخصه های دوره حکومت محمود احمدی نژاد از سال ۱۳۸۴ تاکنون، تشدید برخورد با فعالان مدنی بوده است. یکی از گروه هایی که در این بخش، هدف قرار دارند، فعالان کارگری و سندیکایی بوده اند که در این پنج سال و اندی فشارهای گوناگونی را متحمل شده اند؛ از احضار و اخراج تا بازداشت و حتی تحمل ضربات شلاق.
به گزارش خبرنگار کلمه،این فشارها به شکلی بوده است که حتی فعالان و تشکل های کارگری از برپایی روز جهانی کارگر منع شده اند و یا مشکلاتی بر سر راه برگزاری این جشن جهانی به وجود آمده است.
اما برگزاری روز جهانی کارگر تنها عامل برای اعمال فشار بر فعالان کارگری و سندیکایی نبوده است.
نگاهی به اخبار و گزارش های انتشار یافته، حتی به شکل محدود آن در رسانه ها، نشانگر آن است که بین اعتراض های صنفی کارگری در مناطق گوناگون ایران و فشار پلیسی و قضایی بر روی این فعالان ارتباط مستقیم وجود دارد.
به عبارت دیگر، هر اندازه که این اعتراض ها رو به افزایش بوده است، فعالان کارگری بیشتری به دستگاه های امنیتی یا دادگاه هااحضار می شوند، فعالان بیشتری در محیط کار مورد تهدید قرار می گیرند، یا کار خود را از دست می دهند و شمار بیشتری از آنان بازداشت و به اتهام های سیاسی و امنیتی زندانی می شوند.
نمونه ها از این دست بسیارند؛ بازداشت منصور اسانلو، ابراهیم مددی، محمود صالحی( که در زندان سنندج به دلیل عدم رسیدگی پزشکی، با از دست دادن یک کلیه خود دچار بیماری حاد کلیوی شد و اکنون نیازمند پیوند کلیه است)، رضا رخشان، فریدون نیکوفر، محمد اشرفی، محسن حکیمی، علیرضا ثقفی، علی اخوان، سعید ترابیان، رضا شهابی، رمضان علیپور، علی نجاتی، جعفر عظیم زاده، شاپور احسانی، بهنام ابراهیم زاده، مهدی فراهی شاندیز و …. ، که شماری از آنان پس از بازداشت در سالیان قبل با قید قرار وثیقه یا کفالت آزاد شده اند و برخی دیگر هنوز زندانی اند.
در این میان، در کنار بازداشت ها و برخوردها که علیه فعالان کارگری و سندیکایی در جریان است، منصور اسانلو، رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، هفته گذشته در دادگاه انقلاب کرج به اتهام ارتباط با ضد انقلاب محاکمه و محکوم شده است.
تاکنون از حکم آقای اسانلو خبری در دست نیست، اما درباره محاکمه این فعال کارگری دو نکته مهم وجود دارد. اول آنکه ، به وکلای مدافع او برای شرکت در جلسه محاکمه اطلاع داده نشده بود و نکته دوم به اتهام وی باز می گردد.
اقدام قوه قضاییه در مطلع نکردن وکلای مدافع منصور اسانلو برخلاف آیین دادرسی غیرقانونی بوده است، البته این اقدام غیرقانونی تنها در مورد این فعال کارگری صورت نگرفته بلکه نقض قانون در قبال دیگران هم این چنین است.
در تیر سال ۱۳۸۶ نیز که چند روز پس از اینکه این فعال سندیکایی بازداشت شد، حکم بازداشتش به وی ابلاغ شد، در حالی که این اقدام باید پیش از بازداشت صورت می گرفت.
در مورد بعدی نیز منصور اسانلو در شرایطی به ارتباط با ضد انقلاب متهم شده است، که حتی از امکان مرخصی پزشکی برای درمان بیماری های خود و یا ملاقات مرتب با خانواده اش محروم بوده است.
حال در چنین شرایطی، چگونه وی توانسته است با ضدانقلاب تماس بگیرد؛ آن هم در زندان رجایی شهر، زندانی که تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد.
در عین حال، بر اساس گزارش هایی که هفته های پیش منتشر شده بود، اتهام ارتباط با ضد انقلاب از پرونده منصور اسانلو حذف شده و به جای آن، اتهام تبلیغ علیه نظام به وی وارد شده بود. پس چگونه است که اتهام اولیه دوباره زنده شده است.
بررسی مورد آقای اسانلو که سابق بازداشت و زندان را در چند سال اخیر، پس از اعتصاب بزرگ کارگران شرکت واحد در سال ۱۳۸۴ در پرونده خود دارد، نشان می دهد که مقام های امنیتی به شدت به وی حساسند و نمی خواهند که او دوباره فعالیت های سندیکایی خود را از سر بگیرد، آن هم در شرایطی که سندیکای بزرگ شرکت واحد همراه با سایر تشکل های کارگری مانند سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه تحت فشارهای گسترده ای قرار دارند.
از طرف دیگر، اتهام ارتباط با ضدانقلاب پس از آن به منصور اسانلو وارد شده است که در چند ماه گذشته، گروهی اخبار و گزارش هایی را در مورد او ویا سندیکای شرکت واحد منتشر کرده بودند که واکنش خود این سندیکا را به دنبال داشت، اما اقدام این گروه، زمینه ساز فشارهای بیشتر بر منصور اسانلو از جمله انتقال او به بند زندانیان معتاد و خطرناک و نیز بند انفرادی و سرانجام وارد شدن این اتهام شد.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که پرونده سازی جدید برای منصور اسانلو پس از قول جمهوری اسلامی ایران به سازمان بین المللی کار برای آزادی او صورت گرفته است؛ به عبارت دیگر، حتی اگر وی برای مدتی آزاد شود، به واسطه همین حکم جدید دوباره بازداشت خواهد شد.
اما نکته مهم آنکه پرونده جدید علیه منصور اسانلو حامل یک پیام برای سایر فعالان کارگری و سندیکایی است و آن اینکه اگر تا قبل، اتهام های اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و یا حتی تشویش اذهان عمومی به این فعالان وارد می شد، از این پس، آنان باید در انتظار اتهام سنگین امنیتی باشند که می تواند مجازات های شدید تری در پیش داشته باشد.
این در حالی است که اکثریت فعالان کارگری و سندیکایی، تنها در چهارچوب صنفی و برای دریافت حقوق و مزایای عقب افتاده خود و نیز بهبود شرایط کار و زندگی همکاران خود اقدام کرده اند.
این روند امنیتی که بی ارتباط با تشدید برخوردها با فعالان دیگر جنبش های مدنی نیست، به معنای تلاش حاکمیت برای مقابله با اعتراض های روزافزون صنفی کارگری، آنهم در آستانه اجرای هدفمند شدن یارانه ها و چشم انداز بروز مشکلات گسترده اقتصادی در ایران است؛ تلاشی که تجربه بیش از یک سالی که از آغاز جنبش سبز می گذرد، ناکارآمدی آن را نشان داد.
۲۰ مرداد تاریخی است که برای برگزاری اولین جلسه دادگاه سعید جلالیفر، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر به وکیل وی ابلاغ شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اتهامات وی "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" و "فعالیت تبلیغی علیه نظام" عنوان شده است.
سعید جلالیفر، فعال حقوق بشر و از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر است که در تاریخ ۹ آذرماه پس از خروج از منزل بازداشت شد و در تاریخ ۲۵ اسفندماه و پس از حدود ۱۰۰ روز بازداشت با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.
هماکنون شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی، دو عضو دیگر کمیته گزارشگران حقوق بشر از ۲۹ آذر سال گذشته در زندان اوین بهسر میبرند.
هنگامه شهيدى، روزنامه نگار و مشاور مهدی کروبی كه در حوادث پس از انتخابات، بازداشت و روانه زندان شد، در وضعيت چندان مناسبى به سر نمى برد. او كه پس از بازداشت به بيمارى هاى متعدد مبتلا شده است؛ به عمل جراحى هم نياز دارد، وی محکوم به شش سال حبس است.
به گزارش رادیو فردا، مادر هنگامه شهيدى درباره وضعیت دخترش در زندان می گوید: هنگامه همه اش در بهدارى است، مريض است كلاً. با اينكه بيشتر وقت ها كتاب مى نويسد. ولى مريض احوال است. فكر كنيد كسى كه فشارش پائين باشد، افت فشار داشته باشد، قلبش مشكل داشته باشد، كليه اش مشكل داشته باشد، دوبينى پيدا كرده باشد، معده اش مشكل داشته باشد، كمرش مشكل داشته باشد، اينها همه چيزهايى است كه از پارسال به وجود آمده.
وی ادامه می دهد: هنگامه اين طور نبوده. الان يك چند روزى است دارند مى برندش ام آى آر، نوار قلبش را مى گيرند كه اگر نياز دارد منتقلش كنند بيمارستان.
مادرهنگامه شهیدی درباره آخرین وضعت حقوقی دخترش می گوید: شش سال زندان برای وی بريده شده است. هنگامه از ۹ تير پارسال اوين بوده. از ۹ تير تا آبان. آبان هم دوباره دو ماه، سه ماه آمد بيرون با وثيقه. دوباره ششم اسفند رفت. هنوز هم از ششم اسفند داخل اوين است. دو سه ماهى است كه توى بند عمومى است. قبلش ۲۰۹ بود. با اينكه حكم داشت اجرا مى شد ۲۰۹ بود. فعلاً هست ولى من هيچ ملاقات حضورى نداشتم. در صورتى كه حكم دارد اجرا مى شود. يك بار ملاقات داشتم و همه اش ملاقات كابينى است. مى دانيد الان هنگامه بى وكيل است.
وی با اظهار تاسف از حکم طولانی مدتی که برای فرزندش در نظر گرفته شده ادامه می دهد: در ميان خانم ها برای هیچ کسی نه حكمى بريده شده و نه به اين سنگينى است. آخر چه كار كرده؟ هنگامه كه در ايران زندگى نمى كرد. لندن زندگى مى كرد. هنگامه براى ديدن خانواده اش آمد، يك مقدارعمل داشتم آمد. بعد هم خورد به داستان انتخابات. بعد از انتخابات هم كه ديگر اين داستانى است كه يك سال و خورده اى... من اصلاً در اين راه فلج شده ام. مى روم، توان ديگر ندارم. يك سال، يك سال و نيم است دارم مى دوم. ولى هيچ كارى برايش نتوانسته ام بكنم.
نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، پیرامون اینکه "اخیرا برخی گفتهاند ناگفتههای خود را از پایان جنگ بازگو خواهند كرد"، ادعا کرد "آنها ناگفتهای از پایان جنگ ندارند، كه با توجه به تناقض ها، فكر میكنم اگر این جعبه سیاه را رمزگشایی نكنند، خیلی بهتر باشد. "
برخی شخصیت ها و فعالان کشور، طی ماههای اخیر، از افشای پشت پرده های نحوه و انجام پایان جنگ هشت ساله، توسط رهبران وقت نظام خبر داده بودند. از جمله میرحسین موسوی، نخست وزیر ایران در دوران جنگ هشت ساله با عراق در دهه ۱۳۶۰ ، در جواب برخی ادعاهای محسن رفیقدوست، خاطرنشان کرده است که در صورت ادامه "تحریف های تاریخی"، ناگفته هایی را از دوران جنگ و از جمله دلایل استعفای خود در سال ۱۳۶۷ را بیان خواهد کرد.
به گزارش فارس، علی سعیدی با بیان اینکه "من اطلاعاتی از تناقضات بین گفتهها و رفتار این آقایان در گذشته و حال دارم"، اظهار عقیده کرد "دو طرف نقطه ضعفهایی در آن زمان داشته و دارند، مثلا وقتی امام شعار جنگ، جنگ تا رفع فتنه را سر میدادند، كسانی كه نقش اصلی را در اداره جنگ داشتند بدنبال شعار جنگ، جنگ با یك پیروزی بودند تا بتوانند جنگ را تمام كنند و این با شعار امام سازگاری نداشت. "
وی ادامه داد "اینها در پی تبدیل شدن حركت نرمافزاری به سختافزاری، مثلا تكیه بر لیزر و مسائل دیگر بود كه امام به شدت از این موضوع نگران بودند. "
نماینده ولی فقیه در سپاه تاکید کرد "معتقدم نباید خیلی به این موضوعات دامن زده شود."
سعیدی در خصوص برخی اظهارنظرها مبنی بر اهمیت مكتب ایرانی، که اخیرا توسط رئیس دفتر محمود احمدی نژاد در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور ابراز شد، گفت "باید از خود این افراد خواست تا منظورشان را توضیح دهند، هرچند بنده معتقدم این مسائل، مسائل اصلی كشور نیست و نباید جامعه را درگیر این گونه مسائل كنیم. ما در كشور مسائل مهمتری داریم و نباید به این موضوعات دامن زده و آنها را رسانهای كرد. "
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با ابراز تاسف از سخنان مطرح شده از سوی برخی مسئولان و نمایندگان درباره کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به سران اصلاحات و شخص سیدمحمدخاتمی، با اشاره به سابقه اینگونه سخن پراکنیها گفت:« همواره وقتی نمیتوانند فردی را با منطق و استدلال و با صندوق رای از صحنه بیرون کنند به این روشها روی میآورند.»
نصرالله ترابی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، گفت:« در دنیای سیاست و در دنیای مدیریت مخصوصا از نوع مدیریت مکتبی بحث اخلاق جایگاه اصلی را دارد و باید محور همه کارها و بخصوص رقابتها قرار بگیرد.»
وی افزود:« اگر بنا باشد رقیب را با روشهای غیر اخلاقی از صحنه خارج کنند هم مردم متوجه میشوند و هم به نتیجه دلخواه نمیرسند.»
نماینده اصلاحطلب شهرکرد تصریح کرد:« همواره سه روش غلط از قدیم وجود داشته، یکی تهمت زدن مسائل اخلاقی به مسئولین و ایجاد شبهه در روابط اخلاقی مسئولین و سیاستمداران، روش دیگر نسبت دادن رشوه و دزدی و روش سوم هم متهم کردن فرد به ارتباط با کشورهای خارجی برای اقدام علیه حکومت.»
وی تاکید کرد:« متاسفانه همیشه از این حربهها برای خارج کردن حریفی که نمیتوانند با منطق و استدلال و صندوق رای او را از صحنه خارج کنند وجود داشته، بنابراین وقتی در منطق و استدلال کم میآورند باید هم از جو تهمت استفاده کنند.»
ترابی ادامه داد:« نمیدانم چرا شخصیتی مثل آقای خاتمی با آن سابقه و اصالت خانوادگی، با سابقهای که پدرش، خودش و خانوادهاش در انقلاب داشتند اینگونه برخورد میکنند،
آیا واقعا مملکت ما دست افرادی بوده که دست نشانده آمریکا و پادشان سعودی بوده، این چه خدمتی است که آقایان به نظام و انقلاب میکنند؟»
وی در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد:« در انتخابات مجلس هم وقتی حریف کم میآورد هزینه تبلیغاتی اینها را آمریکاییها داده، نوار سخنرانیهای این افراد هم موجود است
وقتی در استانها که یک اقلیت در حالی که بسیاری اجازه حضور نیافتند در انتخابات شرکت میکنند برای مغشوش کردن ذهن مردم اینگونه دروغگویی میکنند و اطلاعات غلط میدهند که معلوم است با شخصیتهای تاثیر گذار و محبوب مردم به خاطر اینکه آنها را از نظر مردم بیایندازند اینگونه و آن هم در تریبون رسمی، بدون آنکه طرف مقابل فرصت دفاع از خودش را داشته باشند برخورد میکنند که این رفتار یک هجمه است و اسمش چیزی نیست جز یک بداخلاقی در رقابت سیاسی.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود:« این مسئله بخصوص برای بزرگانی که خودشان را پرچمدار ارزشها را میدانند و خود را راهنمای دیگران میدانند زیبنده نیست و انتظار این نیست که این بحثها و مطالب را مطرح کنند.»
وی در پاسخ به سئوالی که آیا شما از انتشار سند مورد اشاره آیتالله جنتی استقبال میکنید، اظهار داشت:« قطعا، نه تنها من که همه مردم با این صحبتی که ایشان از تریبون رسمی مطرح کردند منتظر انتشار مدرک هستند، ایشان هم باید هر چه سریعتر اینکار را انجام دهد و به بعد موکول نکند.»
ترابی افزود:« به هر حال ایشان اتهام را وارد کرده، اگر این اتهام درست است دستگاه قضایی باید دست به کار شود و سند بخواهد، افکار عمومی به دنبال جواب و سند میگردد چرا که این حرف از تریبون رسمی زده شده است و اگر پاسخ به این اتهام داده نشود بزرگترین سرمایه انقلاب ما که اعتماد مردم است ضربه میخورد، اگر نتوانیم اعتماد مردم را جلب کنید نمیتوانیم سرمایههای دیگرمان را نگه داریم.»
نماینده اصلاحطلب شهرکرد در پاسخ به سئوال دیگری درباره اینکه آیا مجلس به سخنان رسایی که این اتهام را متوجه خاتمی کرده است، رسیدگی خواهد کرد؟ گفت:« متاسفانه این دوستان از حاشیه امن برخوردار هستند به راحتی میتوانند جلوی مجلس به نمایندگان فحش بدهند و از تریبون مجلس به مسئولان سابق و از هرکسی که خوششان نمیآید تهمت بزنند، باید منتظر بود و دید که کمیسیون اصل 90 و دیگر دستگاهها وارد این قضایا میشوند یا خیر، درست است که نماینده در حدود وظایفش مصونیت دارد اما سئوال اینجاست که آیا تهمت زدن به افراد بدون سند و مدرک هم جزو وظایف نمایندگی است؟»
جایگاه برخی سفیران ایران در خارج از کشور به عنوان نماینده ویژه احمدی نژاد ارتقا می باید.
به گزارش مهر، محمود احمدی نژاد طی احکامی برخی افراد را به عنوان نمایندگان ویژه خود در خارج از کشور منصوب کرده است.
این اقدام با هدف اعطای اختیارات بیشتر به سفرا و پیگیری ویژه و جدی تر موضوعات انجام شده است.
از فهرست ارائه شده به عنوان نمایندگان ویژه احمدی نژاد که اختیاراتی فراتر از سفرا دارند اطلاعی در دست نیست ، اما گفته می شود برخی کشورهای همسایه ، آمریکای لاتین و آفریقایی بسته به حساسیت و اهمیت در این چارچوب قرار دارند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: مسئولان باید با حفظ وحدت و افزایش روحیه مردم اجازه ندهند تا توطئه و آرزوهای بدخواهان علیه انقلاب اسلامی ایران تحقق یابد.
جمعی از نخبگان حوزوی و مسئولان فرهنگی استان خراسان رضوی بعدازظهر دیروز با حضور در تالار آستان قدس رضوی با آیتالله هاشمی رفسنجانی دیدار و گفتو گو کردند.
به گزارش آفتاب، رئیس مجلس خبرگان رهبری در این دیدار با اشاره به نقش روحانیت در طول تاریخ اسلام و ایران گفت: روحانیت همواره پناهگاه و طرفدار مردم در همه ادوار بوده و هست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نقش روحانیت و حوزههای علمیه را در آگاهیبخشی به جامعه بهویژه در زمینههای فرهنگی و مذهبی ممتاز خواند و افزود: روحانیت در طول قرنهای متمادی با استفاده از دانش روز و توان نقادی و آزاداندیشی حوزه، توانسته است تکیهگاه مناسبی برای مردم باشند.
هاشمی رفسنجانی، احیاء روحانیت با تشکیل حوزه علمیه زیرنظر آیتالله العظمی بروجردی را خاطرنشان کرد و گفت: بعد از آن امام خمینی(ره) مبارزات خود علیه رژیم پهلوی را ادامه داد و برای اولین بار در تاریخ اسلام با حمایت خیل عظیم مردم، حکومت براساس مکتب اهل بیت(ع) که دستاوردی کاملاً بدیع و بیسابقه بود را بهطور رسمی با ساختار نظام و قانون اساسی مترقی و اسلامی شکل داد.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با تبیین فراز و نشیبهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از جمله دوران جنگ تحمیلی و تحریمها و همچنین شرایط بینالمللی از جمله دو دوره اشغال افغانستان، فروپاشی شوروی سابق و اشغال عراق، شرایط کنونی را حساس خواند و گفت: مسئولان باید با حفظ وحدت و افزایش روحیه مردم اجازه ندهند تا توطئه و آرزوهای بدخواهان علیه انقلاب اسلامی ایران تحقق یابد.
اعضای شورای برنامهریزی مدیریت حوزه علمیه خراسان نیز در دیداری جداگانه با رئیس مجلس خبرگان رهبری گزارشی از آخرین فعالیتها و عملکرد این حوزه را به اطلاع ایشان رساندند.
هاشمی رفسنجانی در این دیدار بر ضرورت آگاهی طلاب از شرایط دنیای امروز گفت: طلاب با افزایش سطح اطلاعات و یافتههای علمی خود، در پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه بشری موفقتر خواهند بود.
حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنهای دبیر کل مجمع نیروهای خط امام(ره) همزمان با ۱۷ مرداد روز خبرنگار با خانواده مسعود باستانی روزنامه نگار دربند دیدار و از خداوند برای آنان آرزوی صبر و توفیق روز افزون کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه، در این دیدار مهسا امرآبادی، همسر این روزنامه نگار با توضیح شرایط و وضعیت مسعود باستانی در زندان رجایی شهر، از عدم اعطای مرخصی استعلاجی و قانونی به همسرش برای درمان مشکلات فک و دندان و برخی تبعیض ها گلایه کرد.
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده حیات نو در این دیدار با گرامیداشت روز خبرنگار ضمن انتقاد از برخورد با خبرنگاران و روزنامهنگاران، ابراز امیدواری کرد که خبرنگاران دربند هرچه سریع تر آزاد شوند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه ای برای دقایقی تلفنی با مسعود باستانی صحبت کرد و از خداوند آزادی او و همه زندانیان سیاسی را خواست.
سایت لغتنامه دهخدا فیلتر شد. هنوز هیچ اظهار نظری درباره دلیل فیلترینگ این سایت از سوی مسئولین ابراز نشده است.
به گزارش فرارو، سایت لغتنامه دهخدا، این دایره المعارف عظیم را به صورت آنلاین در اختیار کاربران اینترنت قرار میدهد و در رتبه ۳۸۹ سایتهای پربازدید ایرانی قرار دارد.
سوسن شریعتی، در یادداشتی برای عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار دربند، نوشته است: عبدالرضا تاجیک ، بابت «حقوق» باشد یا بابت «بشر»، هر از چندی غیبش می زند. او را می گیرند و میبرند و لابد به قصد ارزیابی اندازه ظرفیت و توانش. دفعه دیگر چگونه خواهد بود؟ پیرتر، تکیده تر، مثلاً تلخ تر ، بی اعتنا به جهان جادویی ِ افسانه. عشق باشد یا سیاست؟
به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، متن کامل یادداشت سوسن شریعتی به شرح زیر است:
« نه تسلیم ابتذال میتوانستم شد و نه تسلیم خیال»
علی شریعتی
آخرین باری که عبدالرضا تاجیک را دیدم به او قول دادم که در باره «در باغ ابسرواتوار» – مقاله ای از شریعتی در کتاب کویر -مطلبی بنویسم. طی این ده سال آشنایی با او که هربار نوشتن یادداشتی بهانه اش بود این اولین بار است که مقاله ای می خواهد از این نوع و از این دست. این نکته را به او گوشزد می کنم و او مثل همیشه محجوب، آرام ، محزونتر شاید، درخود-فرورفته تر گویا، بی رودربایستی تر قطعاً، لبخندی می زند و با طنزی می گوید :
-خوب! قبلاً ضرورتی نداشت.
آن جوان ده سال پیش معلوم است تجربه های تلخ و شیرین بسیاری را بی سر و صدا طی کرده و نگاهش را به انسان، انسانی تر کرده. میدیدی که احتیاط را کنارگذاشته است و خود را راحت تر از پیش در میان می گذارد. همین نکته را گوشزد می کنم و با همان حجب همیشگی باز پاسخ می دهد:
-خوب! احتمالاً پیرتر شده ام.
پیرترشده است ، اما مثل این است که آرزوهایش را مراقبت می کند تا از پیری زودرس مصون بمانند. همین نکته را گوشزد می کنم و بی هیچ فخری و هیجانی، خونسرد اما قاطع وهمان لبخند پر شرم :
-خوب! پیر نشده اند اما بالغ تر چرا. آرزوهایم.
با این وجود از آن دست آدمهایی است که به کهولت آن دیگری و یا از نفس افتادگی آرزوهایش احترام می گذارد :
-خوب! هرکس به اندازه ظرفیتش و توانش.
عبدالرضا تاجیک ، بابت «حقوق» باشد یا بابت «بشر»، هر از چندی غیبش می زند. او را می گیرند و میبرند و لابد به قصد ارزیابی اندازه ظرفیت و توانش. دفعه دیگر چگونه خواهد بود؟ پیرتر، تکیده تر، مثلاً تلخ تر ، بی اعتنا به جهان جادویی ِ افسانه. عشق باشد یا سیاست؟
راستی اصلاً این مقاله را درست وسط این معرکه برای چی می خواست ؟ اگر می بود لابد می گفت:
–خوب! انزجار از میان مایگی. سر باز زدن از پذیرفتن واقعیت آنچنان که هست ، عشق باشد یا سیاست. فراروی از ابتذال . قهرمان ابسروانوار همین را می گوید.
عبدالرضا تاجیک نکند در این آخرین تجربه- در این رویارویی با انهدام انسان، با انسان منهدم – همچون قهرمان باغ ابسرواتوار دست خالی برگردد ، رو دست خورده از آرزوهایش، بدبین به امکان رستگاری بشر، نومید از ظرفیتها و توانایی هایش؟ برگردد و شهادت دهد مرگ انسان را . او ، جوانی که به بلوغ نشسته و از پیری سر باز می زند.
سید شمسالدین حسینی با بیان اینکه به هیچوجه حاضر نیستیم آینده را فدای امروز کنیم، گفت: اینگونه تحریمها به هیچ وجه موثر نیست و با گذشت زمان به عهدنامهای شبیه “عهدنامه شعب ابوطالب” که موریانهها آن را خوردند تبدیل خواهد شد.
به گزارش آفتاب، سید شمسالدین حسینی در نشستی با خبرنگاران در خصوص تحریمها و بیانیه اخیر اتحادیه اروپا گفت: ایران به هیچوجه از تحریمها استقبال نمیکند و از اینکه قطعنامه جدیدی بر علیه ایران صادر شود خوشحال نمیشویم.
سخنگوی اقتصادی دولت با بیان اینکه به هیچوجه حاضر نیستیم آینده را فدای امروز کنیم، افزود: در حال حاضر سعی میکنیم فشارها از این ناحیه را مدیریت کرده تا تولیدکنندگان، صنعتگران و بازرگانان از این مرحله عبور کنند.
وی تاکید کرد: قطعنامههای اخیر اتحادیه اروپا و خزانهداری امریکا نشان داد به رغم تسلط این گونه کشورها بر نهادهای بینالمللی، نفس این سلطهطلبیها موفقیتآمیز نبوده است.
حسینی تاکید کرد: اینگونه تحریمها به هیچ وجه موثر نیست و با گذشت زمان به عهدنامهای شبیه “عهدنامه شعب ابوطالب” که موریانهها آن را خوردند تبدیل خواهد شد.
وزیر امور اقتصادی و دارایی در بیان صحت این گونه گفتهها اعلام کرد: شاخص بورس هم اکنون از مرز ۱۶ هزار و ۶۰۰ واحد گذشته و نسبت به ابتدای امسال (طی ۴ ماه و ۱۷ روز) ۶/۳۲ درصد رشد داشته است، همچنین شاخص صنعت با رشد ۷/۳۲ درصدی مواجه شد.
وی ارزش بازار سرمایه را هم اکنون ۷۸ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان با رشد ۲۰.۶ درصد اعلام کرد و افزود: همچنین آمارهای گمرک نشان میدهد که صادرات کشور طی ۴ ماهه گذشته با رشد ۲۱ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۹ میلیارد و ۱۴۵ میلیون دلار بوده است.
وی ادامه داد: بدون احتساب میعانات گازی یعنی حجم صادرات غیرنفتی طی همین مدت بالغ بر ۷ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار بوده، این در حالی است که در مدت مشابه سال قبل این رقم ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار بوده است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی همچنین حجم واردات کشور براساس آمار گمرک طی مدت مذکور را ۱۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار با رشد ۳/۱۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل اعلام کرد و افزود: حجم تجارت خارجی طی این مدت مثبت بوده و با وجود فشارها و هیاهوها رشد صادرات غیر نفتی ۴ واحد درصد از رشد واردات بیشتر بوده است.
حسینی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سئوالات خبرنگاران مدعی شد: کاهش مطالبات معوق بانکی نشاندهنده توانمندی فعالان اقتصادی است.
سخنگوی اقتصادی دولت با اشاره به محدودیتهایی که شرکتهای بیمه اروپایی برای شرکتهای بیمه ایرانی با توجه به تحریمها به وجود آورده است گفت: این شرکتها به شرکتهای بیمه ایرانی اعلام کردهاند که نمیتوانند پوششهای بیمهای را به ما ارایه نمایند. ما نیز در پاسخ آنها تصمیم گرفتیم که شرکتهای بیمه ایرانی را جایگزین پوششهای بیمهای این گونه کشورها قرار دهیم و از ظرفیتهای داخلی استفاده کنیم.
وی در خصوص موانع سرمایه گذاری خارجی در کشور گفت: هم اکنون سازمان سرمایه گذاری خارجی با توجه به وظایف قانونی خود مرجع و مسئول و متولی سرمایه گذاران خارجی است اما برای تسریع در روند سرمایهگذاری خارجی اختیاراتی را به مقامات استانی ارایه کردیم که آیین نامه آن نیز تصویب و ابلاغ شد که براساس آن دامداران به عنوان رئیس ستادهای استانی مسئول هستند.
حسینی گفت: همچنین در راستای پشتیبانیهای مالی اصلاحاتی در مقررات مربوط به سرمایه گذاری خارجی انجام گرفت که بر این اساس سرمایهگذاری در بورس تصویب شد و از این محل نیز بخشی از رشد شاخص بورس به جذب منابع خارجی باز می گردد و همچنین محدودیتهای سرمایهگذاران خارجی برای استفاده از منابع داخلی نیز تصویب شد.
وی مناسبات دو جانبه و معرفی فرصتهای سرمایهگذاری در ایران توسط بخشهای مختلف را به سرمایهگذاران خارجی از دیگر اقدامات اعلام کرد.
معاون اول احمدی نژاد، با بیان اینکه “الان وضعیتی پیش آمده که هر کس به هر قیمت از طریق پول و هزاران راه دیگر و به بهانه جنگ و مسائل دیگر میخواهد مدرک بگیرد در حالی که از سواد خبری نیست”، اظهارعقیده کرد: “دانشگاههای کشور را تبدیل به کارخانه مدرک کردند و بسیاری از دانشگاهها برای مدرک فروختن ساخته شدهاند. ”
وی اظهار داشت: “باید از تحریم و تهدید بوجود آمده، فرصتی بسازیم که قدرتهای بزرگ را به زمین بزنیم و جمهوری اسلامی را برای ایجاد یک نظم جدید اقتصادی بر دنیا حاکم کنیم. ”
به گزارش فارس، محمدرضا رحیمی، دوشنبه ١۸ امردادماه، در سومین روز از اجلاس رؤسای آموزش پرورش مناطق سراسر کشور که در سالن اجلاس سران در تهران برگزار شد، تغییر و تحول را اساس کار در مدارس خواند و گفت “در نظام اسلامی مدرسه از مسجد منشعب شده اما هرگز از او [آن] جدا نشده، بلکه این دو در کنار هم هستند و چون در کنار قرار دارند کامل بوده و موجب تحول هستند. ”
الگوی ژاپن
رحیمی با بیان اینکه “با حضور معلم، نیروی انسانی تحصیل کرده و سالم وارد جامعه میشود”، به نظام آموزشی کشور ژاپن اشاره کرد و گفت: در مغز دانش آموزان ژاپنی به خاطر تحول اساسی در مدرسه توسعه رخ میدهد و این دانشآموزان جامعه را میسازند و به این خاطر است که اقتصاد و صنعت این کشور در جهان زبان زد شده است اما در مقابل ژاپن نیز یک کشور وجود دارد که با وجود نفت خیز بودن و ثروت زیاد و جمعیت کم، هیچ توسعهای نیافته و اگر شیر نفت آن کشور را ببینیم متوقف میشود و اگر از هواپیما پیدا شوند سوار شتر میشوند.
به بهانه بروز جنگ، همه می خواهند مدرک بخرند
معاون اول رئیس دولت، همچنین اعتراف کرد “الان وضعیتی پیش آمده که هر کس به هر قیمت از طریق پول و هزاران راه دیگر و به بهانه جنگ و مسائل دیگر میخواهد مدرک بگیرد در حالی که از سواد خبری نیست. ”
این اعتراف رحیمی در حالیست که بحث مدرک دکترای جعلی این مقام ارشد دولت، که نمونه دیگر آن را وزیر کشور اسبق دولت احمدی نژاد (علی کردان) ارائه کرده بود – علیرغم پیگیری نمایندگان مجلس – هنوز مسکوت مانده است.
سپس معاون اول احمدی نژاد، با بیان اینکه بعضی از اینکه بعضی از مدعیان اقتصاد حتی نمیتوانند اقتصاد مقدماتی را در دوره راهنمایی آموزش بدهند، گفت: دانشگاهها را تبدیل به کار خانه مدرک کردند و بسیاری از دانشگاهها برای مدرک فروختن ساخته شدهاند.
قدرتهای بزرگ را به زمین بزنیم
رحیمی گفت: “تقاضای دولت از وزیر آموزش و پرورش و همکارانش این است که دولت را یاری کنند تا از این تحریم و تهدید فرصتی بسازیم که قدرتهای بزرگ را به زمین بزنیم و جمهوری اسلامی را برای ایجاد یک نظم جدید اقتصادی بر دنیا حاکم کنیم.”
رحیمی این کار را مقدمه سازی ظهور امام زمان دانست و ادامه داد: یکی از فرصتهایی که به دست ما آمده و میتوانیم خودمان را برای مدد از حضرت مهدی آماده کنیم شکست تحریم است.
انگلیسی ها یک مشت خرفت هستند که مافیا بر آنها حاکم است
رحیمی در اشاره به سابقه تحریمها و قطعنامههای صادر شده علیه جمهوری اسلامی در تاریخ پرداخت و مدعی شد: “تا قبل از دولت احمدی نژاد، حتی پیچ و مهرههای مورد استفاده صنعت نفت را از انگلیس میخریدند. اما در دولت احمدی نژاد کاری صورت گرفت که قرار است تا سال آینده صد در صد قطعات بخش نفت در داخل تولید شود. ”
رحیمی در توصیف انگلیس، که مدرک جعلی مورد ادعایش را نیز از دانشگاهی در انگلیس ارائه کرده، آن کشور را چنین توصیف کرد “این کشور هیچ ندارد و نه آدمهایش آدم و نه مسئولانش مسئول هستند و حتی منابع زیر زمینی ندارد و یک مشت خرفت هستند که مافیا بر آنها حاکم است. پانصد سال دنیا را غارت کردند و جوانی که الان آمده است (آمریکا)، احمقتر از قبلی است و گویا خداوند آنها را نوکر آمریکا و صهیونیستها آفریده است.”
ریال را جایگزین دلار یورو می کنیم
معاون اول احمدی نژاد تاکید کرد: “برای مقابل با تحریمها دلار و یورو را از سبد ارزی کشور خارج میکنیم و جای آن ریال و پول هر کشوری که با ما همکاری کند را قرار میدهیم.”
وی با اشاره به صدور قطعنامههای مختلف علیه ایران از سال ٢۰۰۶ تاکنون، اظهار عقیده کرد: این قطعنامهها به زعم آنها فلج کننده بود، اما ما با اقدامات حساب شدهای آنها را دور زدیم و مزه تحریمها را فهمیدیم و بر بخشهای مختلف از جمله ساخت هواپیما، تانک و ماشین و همچنین اختراعات و اکتشافات پیشرفت کردیم و استعدادهایمان درخشان شدند.
معاون اول رئیس دولت ادامه داد: ایرانی شایستگی دارد که زمینه را برای حکومت منجی زیبا بی نظیر فراهم کرده و عدالت و محبت را در دنیا مستقر کند.
سازمان ملل؛ بی خاصیت و وابسته
معاون اول رئیس دولت، سپس سازمان ملل را “بی خاصیت و وابسته” توصیف کرد و گفت: ٢۷ کشور اروپایی تحریم جدیدی علیه ایران انجام دادند و استرالیاییها که یک مشت گله دار هستند نیز به آنها پیوستهاند.
حتی اگر بخواهیم بمب اتمی بسازیم چه کسی را میخواهیم با آن بزنیم؟
رحیمی با اشاره به متهم کردن ایران به تلاش برای ساخت بمب هستهای از سوی آمریکا و متحدانشان گفت “صهیونیستها بر اقتصاد جهان مسلط شدند و دویست کلاهک هستهای دارند اما زمانی که ایران میخواهد از انرژی هستهای برق تولید کند آنها ایران را به ساخت بمب اتمی متهم میکنند در حالی که بمب در مکتب ما حرام است و حتی اگر بخواهیم بمب اتمی بسازیم چه کسی را میخواهیم با آن بزنیم؛ اگر به اسرائیل حمله کنیم که تشعشعات آن به مسلمانان آسیب میزند.
به ریش آنها بخندیم
رحیمی با بیان اینکه در مقابله با تحریم باید یک شیوه جدید اقتصادی طراحی کنیم و به ریش آنها بخندیم، بی بی سی را به “ایجاد جنگ روانی در ایران درباره تحریمها” متهم کرد و گفت “بی بی سی فیلم پخش کرد که در آن یک زن به یک تعمیر کار تماس میگیرد وقتی تعمیر کار میآید، میگوید تحریم هستیم و قطعات در کشور وجود ندارد. اما شما ببینید اینها چقدر بی شرف هستند که فیلم درست میکنند و جنگ روانی راه میاندازند. ”
معاون اول احمدی نژاد یادآور شد: از شش ماه پیش میدانستیم که آنها چه میخواهند بگویند و به همین دلیل جلسه گذاشتیم و راه ها را همواره کردیم که یک ایرانی در اثر تحریم ضرر نکند.
اروپا فقط به ما خوراک چهارپایان می فروشد
وی با اشاره به ٢١میلیارد دلار مبادلات اقتصادی ایران با اروپا ادعا کرد “از این مبلغ سه میلیارد آن را ایران میفروشد و ١۷ میلیارد را اروپاییها به ایران میفروشند که آن هم سویا ذرت و گندم درجه سه برای خوراک چهارپایان است که این را قطع خواهیم کرد و وسایل و قطعات حساس را جوانان ایرانی خواهند ساخت که البته این موضوع زمان نیاز دارد.
رحیمی با اشاره به جلسه روز گذشته ای که با رهبر جمهوری اسلامی برگزار شده یادآور شد: در خدمت رهبری گزارشی دادیم که آقا گفتند کم کم به سوی قطع نیازها از آنها بروید.
وی با بیان اینکه آنها در سی سال گذشته یک لحظه با ما خوش رفتاری نکند، گفت: البته عدهای در این راه جا زدند اما خداوند یک آدم از جنس خود شما را مامور کرده که در مقابل همه آنها مثل کوه ایستاده و همه آنها را دست انداخته است و در آینده نزدیک در سازمان ملل ضربه آخر را به آنان خواهد شد.
اقتصاد اروپا را با بیکاری مواجه خواهیم کرد
رحیمی درباره راهکارهای مقابل با تحریمها گفت: ساخت همه قطعات را به دانشگاههای مهندسی و فنی و بخش خصوصی واگذار کردیم که در این صورت با قطع مبادله با اروپا ١۵۰ تا ٢۰۰ هزار نفر در اروپا بیکار میشوند و به همین میزان در ایران اشتغال ایجاد میشود که این ضربه اول به آنها است.
گفتنی است طی ماههای اخیر و سالی که گذشت، بسیاری از واحدهای تولیدی و قطعه سازی و صنعتی – بنا به گزارش کارشناسان کشور- بدلیل مشکلات اقتصادی، عدم پرداخت حقوق کارگران، ورود بی رویه و حجیم کالاها و محصولات چینی، و همچنین سوء مدیریت در واگذاری ها به بخش های به ظاهر خصوصی، به تعطیلی و رکورد کشیده شده اند.
رحیمی همچنین ادعا کرد “بزودی از ساخت قطعاتی که به غرب وابسته بودیم، برای همیشه رها میشویم و آن موقع نوبت ما میشود که غربیها را تهدید کنیم و معلمان ما آنها را ادب کنند و درس انسانیت و اخلاق به آنها بدهند. ”
اگر چهارراه ایران را ببندیم…
معاون اول رئیس دولت دهم، به جایگاه جغرافیایی ایران اشاره کرد و گفت: ایران روی یک چهار راه ارتباطی بین قارهها قرار دارد و اگر راه را ببندیم آنها باید برای یک مبادله و تبادل کالا، یک مسیر ١١روزه را ١١ ماه طی کنند.
رحیمی بدون اشاره به پروژه نیمه تمام و انتخاباتی قطار شیراز- اصفهان که بعد از یکسال مانور انتخاباتی احمدی نژاد، کماکان نیمه کاره مانده، ادعا کرد “قطار چین ترکمنستان، ایران، ترکیه و اروپا را راه میاندازیم که در این صورت بار ١١روز جابه جا میشود، تصریح کرد: هرمزگان را به آستارا از طرف دیگر به عراق و سوریه و آذربایجان وصل خواهیم کرد.
اهداف غرب از تحریم
معاون اول رئیس دولت، “ایجاد بیکاری” در ایران را یکی از اهداف غرب از تحریم علیه ایران ذکر کرد و گفت: شش ماه قبل در شورای عالی اشتغال تصمیم گرفتیم که قدرت خرید معلمان را بالا ببریم و در همین راستا کارت اعتباری یک و نیم میلیون تومانی قرض الحسنه برای خرید کالاهای ایرانی به معلمان دادیم که خداوند امروز این را برای ما یک مائده آسمانی قرار داده است و با خرید کالای ایرانی توسط معلمان تغییر و تحول و گردش مالی در کشور اتفاق میافتد و تمام انبار کارخانههای که تولید استاندارد دارند، خالی میشود و البته باید غیرتها را تحریک و تبلیغ کنیم که مردم کالای خارجی نخرند.
رحیمی “انزوای سیاسی، اختلال در واردات و صادرات، خارج کردن کالاهای ایرانی از دور رقابت و نارضایتی مردم” را از جمله اهداف تحریمهای صورت گرفته علیه ایران برشمرد و تاکید کرد: باید مردم را توجیه کرد و در این راه آموزش و پرورش مدیریت ساختن افکار عمومی و هدایت آنها به سمت واقعیت را بر عهده دارد.
رحیمی “جلوگیری از جذب سرمایه گذاری خارجی” را نیز، یکی دیگر از اهداف تحریمها ذکر کرد و با بیان اینکه امسال در جذب سرمایه گذاری در دنیا رتبه ششم را کسب کردیم، افزود: دلار و یورو را از سبد ارزی خارج خواهیم کرد و جای آن ریال و پول هر کشوری که با ما همکاری کند را قرار میدهیم چرا که این ارزها را نجس میدانیم و نفت را هم به دلار و یورو نخواهیم فروخت چرا که اگر دلار و یورو شکسته شود آنها شکست میخورند.
وی “اخلال در فعالیت بانکها” را هدف دیگر تحریمها دانست و گفت: برای مقابله با این کار به اندازه کافی هم بانک خریدیم و هم بانک تأسیس کردیم.
معاون اول رئیس دولت به بیمه P&D که مخصوص کشتیهای باری و آلودگیها است اشاره کرد و گفت: برای این بیمه میلیونها پول به جیب آنها میریختیم که آنها تحریم کردند اما ما درحالی که ١۴ شرکت بیمه P&D وجود دارد، ایران چهاردهمین آنرا تاسیس کرد و اعلام کردیم تا کشتیهای خارجی بیایند و آنها را بیمه کنیم.
صادر کننده بنزین خواهیم بود
رحیمی با اشاره به تحریم بنزین علیه ایران خاطرنشان کرد: باید روزانه ١۵ میلیون لیتر بنزین وارد کنیم اما جوری طراحی کردیم که در یکی دو سال آینده همین مقدار را صادر کنیم.
وی تحریمها در بخش کشتیرانی را مورد اشاره قرار داد و اضافه کرد: بخشنامهای ابلاغ کردیم که تمام بخشهای خصوصی، حقوقی و حقیقی بارهای خود را فقط به کشتیهای ایرانی بدهند.
شما خیابانهای تهران را ببینید که چه وضعی دارد؟
معاون اول احمدی نژاد، تحریم کالاهای دشمن را یکی از راههای مقابله با تحریم غرب علیه ایران ذکر کرد و خاطرنشان کرد: شما خیابانهای تهران را ببینید که چه وضعی دارد؟ به آقایان میگوئیم شما که مدعی هستید چرا در خیابانهای تهران اجناسهای آلمانی، انگلیسی و کرهای را تبلیغ میکنید. که از دفتر رهبری کمک گرفتم و به این آقایان توصیه کردیم که این تبلیغات را از سطح شهر جمعآوری کنند.
کرهایها باید به خاطر تحریم ایران سیلی بخورند تا آدم شوند
وی با بیان اینکه کرهایها هم باید سیلی بخورند تا آدم بشوند، تاکید کرد: تعرفهها را دویست درصد بالا میبریم و آنقدر زیاد میکنیم تا کسی نتواند کالاهای خارجی را بخرد چرا که نباید اجناس دشمن خود را خریداری کنیم.
رحیمی با تاکید بر پرهیز از تبلیغات مسموم، این نوع تبلیغات را نیاز به خارجیها دانست و اظهار داشت: روزنامه همشهری روزی نیست که هیچ چیزی را تبلیغ نکند. مثلا میگویند سه برابر برنج مورد نیاز کشور برنج وارد کردهایم که این موضوع والله دروغ است و حتی یک سوم آنرا هم وارد نکردهایم.
رحیمی ادامه داد: اگر راست میگفتند، ایرادی نداشت هرچند الان راست گفتن هم ایراد دارد و دشمن نباید متوجه آن بشود. مثلا اعلام میکنند که ماه رمضان آمد و گرانیها شروع شد اما شما که دوست و برادر هستید و سابقه رزمندگی دارید و مدیر مسئولی فلان روزنامه را در اختیار دارید با این کارها میخواهید چکار کنید؟ چند سال بیشتر از دولت احمدینژاد نمانده است بنابراین مروّت خرج دهید و دروغ ننویسید.
با مفاسد باید با جدیت مبارزه کرد
این مقام ارشد دولت، که پرونده فساد اقتصادی، جعل و زد و بندش، در قوه قضاییه و همچنین مجلس شورای اسلامی، به صورت جدی و مستند مطرح شده، اما بدلیل دستور رهبری و محافل فراقانونی، رسیدگی به آنها مسکوت مانده، در بخش دیگری از سخنان خود درباره “مبارزه با مفاسد اقتصادی” تاکید کرد: با مفاسد باید با جدیت مبارزه کرد گرچه بسیار سخت است و تا وارد میشویم یک ضربه میخوریم و اگر غفلت کنیم باز هم ضربه میخوریم هرچند غفلت هم نکنیم باز هم ضربه خواهیم خورد چرا که تیم آنها بسیار قوی است.
زندانیان اعتصاب کننده اوین برای دومین هفته متوالی و پس از انتقال به سلول انفرادی از ملاقات با خانواده هایشان محروم شدند .
به گزارش خبرنگار کلمه، شانزده زندانی سیاسی زندان اوین که از پانزده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتراض زده بودند، همچنان به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند.
برخی از این زندانیان برای دومین هفته و برخی برای سومین هفته متوالی از ملاقات با خانواده هایشان محروم شده اند . این در حالی است که مقام های دادستانی تهران و مسئولان زندان اوین به خانواده زندانیان اعتصاب کننده که در این مدت بارها برای پی گیری وضعیت عزیزان شان به آنها مراجعه کرده، قول های مساعدی داده بودند.از جمله این وعده ها ملاقات با عزیزان شان و تماس تلفنی آنان بود وعده هایی که تاکنون تحقق نیافته است .
بی خبری مطلق از وضعیت این زندانیان بر نگرانی خانواده ها افزوده است. آنها می گویند اصلا نمی دانیم چه بلایی بر سر عزیزانمان آمده است. آنها پانزده روز تمام است که بدون غذا در گوشه سلول هایشان رها شده اند و کوچکترین تماسی هم با خانواده هایشان نداشته اند .
همچنین خانواده سه زندانی که گفته می شود در اعتصاب غذای خشک به سر می برند بیش از سایر خانواده ها نسبت به سلامت عزیزان شان ابراز نگرانی می کنند .
بهمن احمدی امویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگاران دربند و مجید توکلی ،فعال دانشجویی از شش روز پیش در اعتصاب غدای خود از پذیرفتن آب و چای نیز خودداری کرده اند .از وضعیت این سه زندانی نیز هیچ اطلاعی در دست نیست .
رضاملک یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز که از پنج روز پیش به سلول انفرادی منتقل شده ،به اعتصاب غذای ۱۶ نفر پیوسته است .به این ترتیب علی رغم آزادی بابک بردبار یکی از زندانیان اعتصابی تعداد زندانیان اعتصاب کننده بند ۳۵۰ دوباره به ۱۷ نفر رسیده است.
گفته می شود احسان عبده تبریزی ،یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز همچنن در اعتصاب غذا به سر می برد.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد ،رضا ملک و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند
انتشار نامهای به از سوی جمعی از اصلاحطلبان خطاب به مسولان قضایی کشور در اعتراض به اظهار نظرهای یکی از مسئولان سپاه پاسداران موجی از واکنشها را به همراه داشته است.
به گزارش پارلمان نیوز، در همین ارتباط محسنصفایی فراهانی به بیان دلایل انتشار چنین نامهای پرداخت.
آقای مهندس، نامهای از قول گروهی از فعالان سیاسی اصلاحطلب در سایتها و رسانههای مجازی با عنوان«بیانیه سیاسی» منتشر شدهاست. آیا قصد شما از انتشاراین نامه اقدامی سیاسی بودهاست یا این اقدام را در جهت شکایت از یکی از اعضاء سپاه پاسداران صورت دادهاید؟ اساسا قصد شما برخورد با طرف مقابل بودهاست؟
آنچه منتشر شده «بیانیه سیاسی» یا «اقدام سیاسی» نبودهاست. باید توجه داشت که میان اقدام سیاسی و پیگیری مطالبات قانونی و فردی تفاوت وجود دارد. طیفی که دراظهارنظرهای این مسئول سپاه پاسداران مورد اتهام قرارگرفتهاند، همگی از حقوق قانونی برخوردارند و از همین روی میتوانند شکایت خود را خطاب به مسولان قضایی کشور ارائه دهند. ما هم با این هدف شکایت خود ارائه کردهایم و آن را به عنوان یک حق قانونی پیگیری خواهیم کرد.
این نامه را به چه شکلی به مسئولان قضایی ارائه کردهاید؟ اصلا این نامه به نهادی برای پیگیری ارائه شدهاست؟
بله، این نامه دو هفته پیش از طرف ما به دفتر رئیس قوه قضاییه، کمیسیون اصل نوده مجلس و سازمان قضایی نیروهای مسلح ارائه شدهبود. ما این نامه را به دفتر آقایان تحویل دادیم و آن را منتشر نکرده بودیم. این نامه هم به هیچ عنوان« سرگشاده» نبوده است. از سوی دیگر این نامه را هم ما منتشر نکردیم و نمیدانیم چه افرادی و با چه قصد و نیتی آن را منتشر کردهاند ولی به طور حتم انتشار آن از طرف ما نبودهاست.
اصل این نامه چه بودهاست؟
انتشار این نامه اقدامی سیاسی نبوده و امضاء کنندگان تنها سعی داشتهاند، صدای اعتراض خود به اظهارنظرها وعملکرد برخی از نیروهای سپاه پاسداران را به گوش دستگاههای قضایی برسانند. این نامه تنها دراعتراض به نقلقولهای یکی از مسئولان سپاه پاسداران تهیه شده و امضاکنندگان این نامه شکایت از طریق مراجع قانونی را حق خود میدانند. به همین دلیل نامه اعتراضی درقالب شکواییه خطاب به رئیس قوه قضاییه، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس و سازمان قضایی نیروهای مسلح ارائه شدهاست. ما اعتقاد داریم آنچه از سوی یکی از مسئولان سپاه پاسداران منتشر شده، قابل پیگرد قانونی است و حق خود میدانیم که از طریق مراجع قانونی این اظهار نظرها را پیگیری کنیم.
پس اصل آن شکایتنامه بودهاست؟
بله، این یک شکایتنامه بودهاست و نه نامه سرگشاده. آنچه منتشر شده بیانیه سیاسی هم نبودهاست. آنچه منتشر شده در واقع شکایت از این مسول سپاه بودهاست.
این شکایت را تا چه اندازه پیگیری میکنید؟
تمامی امضاءکنندگان نامه پیگیری چنین اظهار نظرهایی از طریق مراجع قانونی را حق خود میدانند و این خواسته قانونی را پیگیری خواهند کرد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با ابراز تاسف شدید از مسائل اخیر مطرح شده در مورد کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به برخی افراد و تفسیر این حرف از سوی بعضیها به دریافت این کمک از سوی خاتمی تاکید کرد که این سخنان برای سرگرم کردن مردم و در نتیجه فراموش شدن مشکلات اقتصادی، معیشتی و سیاسی و همچنین دامن زدن به فضای تهمت و افترا است.
گزارش پارلمان نیوز، به حجت الاسلام قدرت الله علیخانی در پاسخ به سئوالی در مورد اظهارات و تفسیرهای اخیر مطرح شده در مورد کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به سران اصلاحات و سپس خاتمی گفت:« دو نکته در مورد این سخنان وجود دارد، نکته اول این است که امام راحل همواره نگران ایجاد اختلاف در جامعه و بین مسئولان بودند و همچنین رهبر انقلاب نیز بارها در فرمایشات خود بر وحدت که نیاز جامعه امروز است تاکید کردند که به نظرم من این سخنان بر خلاف آن نگرانیها و هشدارهایی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب دادهاند.»
وی افزود:« من بسیار متاسف هستم از این سخنان و هرگز فکر نمیکردم که در جمهوری اسلامی شخصیتها اینگونه مورد هجمه و حمله قرار بگیرند و بدتر از آنکه به آنها دریافت یک میلیارد دلار از آل سعود و آمریکا نسبت داده شود.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرد:« نباید هرگز از یاد ببریم که مردم ایران چه آرزوها و انتظارات بلندی از مسئولان اجرایی خود داشته و دارند، ملت مومن و انقلابی ایران انتظاری جز اخلاص و خدمت به مردم از مسئولان نداشتند و فکر نمیکردند که روزی در جمهوری اسلامی که نظامی پیوند خورده با اسلام و اخلاق است اینگونه مباحث بخصوص از ناحیه برخی بزرگان و شخصیتهای مورد احترام مطرح شود.»
علیخانی افزود:« چرا کار باید به اینجا کشیده شود که بزرگانی علیه بزرگان دیگر مباحثی را بدون ارائه سند و مدرک مطرح کنند و افرادی را به این سادگی در معرض اتهام قرار دهند؟ طرح این مسائل به نظر من جز آسیب زدن به نظام و انقلاب و اصل روحانیت هیچ ثمره دیگری ندارد.»
نماینده قزوین ادامه داد:«نکته دوم این است که این اتهامات متوجه فردی شده که در نظام سابقه درخشانی داشته است، دوست و دشمن خاتمی به تقوا و پاکدستی ایشان معترفند، به خاتمی چه در زمانی که هشت سال در راس دولت بودند و چه تا امروز هیچ موردی از سوءاستفاده و مواردی از این دست نسبت داده نشده بود که این خود سند محکمی بر پاکی خاتمی است.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تاکید کرد:« در زمان دولت اصلاحات هم اگر نقدی به ایشان از ناحیه برخی افراد وارد میشد در مورد مسائل فرهنگی بود و نه مسائلی از این دست که امروز مطرح شده، خاتمی همواره از این مسائل منزه بوده و هست و اینگونه سخن گفتن جفای به خاتمی است.»
علیخانی یادآور شد:« اینکه فردی که مورد بخش اعتماد و شناخت بخش قابل توجهی از مردم بوده و هست اینگونه متهم شود جای تاسف بسیار دارد و باید جفای صورت گرفته جبران شود.»
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد:« باز هم تاکید میکنم اتهام زدن به افراد و تلاش برای بردن آبرو آنها نه صلاح نظام و نه به صلاح روحانیت که حتی یک گناه است، باید حیثیت افراد را و بخصوص افردی خدوم و نجیبی مثل خاتمی را رعایت کرد.»
وی با بیان اینکه « نمیدانم طرح مسائلی از این دست کشور و نظام را به کجا خواهد کشید»، اظهار داشت:« به اعتقاد من طرح اینگونه مسائل با هدف سرگرم کردن مردم و در نتیجه فراموش شدن مشکلات اقتصادی، معیشتی، کارگری و مشکلاتی است که از ناحیه تحریمها به وجود آمده و خواهد آمد، اما به تنهایی طرح این مسائل که دامن زدن به فضای تهمت و افترا است، ضربات جبران ناپذیری را به نظام خواهد زد.»
علیخانی خاطر نشان کرد:« در ابتدا مطرح که سران اصلاحات این مبلغ را دریافت کردند اما دیدیم در طی مدت کوتاهی از یک جمع به یک فرد تقلیل پیدا کرد که خود همین روند نشان می دهد که اساس این مسئله دروغ است.»
مجید توکلی که به همراه ١۶ زندانی دیگر از ٢ هفته پیش تاکنون دست به اعتصاب غذا زده است، همچنان با ادامه اعتصاب غذای خشک و عدم نوشیدن حتی آب خواستار رعایت حقوق زندانیان شده و در وضعیت به شدت نگران کننده ای به سر می برد.
به گزارش دانشجو نیوز، زندانیان سیاسی که اعتصاب خویش را از چهارده روز قبل و در اعتراض به نقض حقوق قانونی خود توسط مسئولان قضایی و زندان آغاز کرده بودند، همگی به سلول انفرادی منتقل شده و تمامی تماس های آنان با خارج از زندان قطع شده است. طولانی شدن مدت این اعتصابات موجی از نگرانی را در میان خانواده های زندانیان اعتصاب کننده و نیز فعالین سیاسی ایجاد کرده است، به گونه ای که تعداد زیادی از فعالین و گروه های سیاسی از جمله رهبران جنبش سبز با صدور پیام های جداگانه ای از ایشان درخواست کرده تا اعتصاب خود را بشکنند.
علی توکلی، برادر مجید توکلی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت برادر خود که دست به اعتصاب غذای خشک زده است از مسولین قوه قضائیه درخواست دارد تا امکان برقرای تماس تلفنی با برادرش را فراهم کنند تا بلکه مجید به درخواست مادر و سایر اعضای خانواده، اعتصاب خود را بشکند.
علی توکلی گفت: “شرایط را خیلی سخت گرفته اند. از خانواده ها تعهد کتبی گرفته اند که در مقابل دادستانی و زندان اوین جمع نشوند. در غیر این صورت بازداشت خواهند شد. حتی تماس تلفنی هم می گیرند و تهدید می کنند. تا جایی که حال مادرم از نگرانی و این تهدیدها به شدت وخیم شده است”.
وی می افزاید: “متاسفانه هیچ خبری از مجید نداریم. هیچ راه ارتباطی برای تماس نیست. وضعیت جسمانی مجید به شدت نگرانمان کرده. مجید برای سومین باری است که اعتصاب غذای خشک کرده است. می گوییم لااقل بگذارید با مجید تماس بگیریم تا قانعش کنیم که اعتصابش را بشکند، ولی نمی گذارند. اگر دین ندارند لااقل آزادمرد باشند”.
توکلی در توصیف شرایط سایر زندانیان اعتصاب کنندهمی گوید: “سایرین هم همین وضعیت را دارند. همه نگران اند و درخواست دارند تا مسئولین زندان اجازه دهند تا خانواده ها بتوانند با ایشان تماس بگیرند و در خواست شکستن اعتصاب غذا را مطرح کنند. بالاخص خانواده های آقای صمیمی و آقای امویی که عزیزان آنها هم اعتصاب خشک کرده اند خیلی نگران اند”.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر