
جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی ،دیروز(شنبه)مقارن اذان مغرب مقابل زندان اوین حاضر شدند و روزه سیاسی شان را در همبستگی با خانواده زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اوین ،در کنار یکدیگر افطار کردند .
به گزارش خبرنگار کلمه از مقابل اوین ، آنهادر این تجمع به خانواده های هفده زندانی اعتصاب کننده اوین اعلام کردند که آنها را فراموش نکرده اند . مادران عزادار و جمعی دیگر از فعالان جنبش زنان و همچنین تعدادی از فعالان دانشجویی نیز در این مراسم شرکت داشتند . آنها ضمن افطار برای سلامت زندانیان اعتصاب کننده و آزادی هرچه سریعتر آنان دعا کردند .
هفده زندانی سیاسی اوین که چهارده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده بودند، دست به اعتصاب غذا زدند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی هم چند روز قبل در بیانیه ای از همه کسانی که روز ۲۵ خرداد سال گذشته در تظاهرات میلیونی تهران حضور داشتند خواست روز شنبه ۱۶ مرداد در حمایت از زندانیانی که اعتصاب غذا کردهاند روزه سیاسی بگیرند.
جبهه مشارکت اسلامی، که دبیرکل و برخی از اعضای ارشد آن همچنان در زندان به سر میبرند، در بیانیه خود به استناد اظهارات و نامههای عبدالرضا تاجیک، حمزه کرمی و محمدعلی ابطحی اعلام کرد که فجایع پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ به کهریزک محدود نبوده و در زندان اوین نیز تکرار شده است.
جبهه مشارکت، با اشاره به اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سیاسی، قطع ملاقات و نگرانی شدید خانوادههای آنان، خطاب به مردم ایران نوشته است:«اگر چه نمیتوانیم رنج و نگرانی آنها را برطرف کنیم و کاری برایشان انجام دهیم، حداقل با ابراز همدردی از آلام آنها بکاهیم و دل آنها را با همراهی خویش قدری آرام کنیم.
فرهمند علیپور
پس از ماهها انتظار و گمانه زنی، بالاخره تلویزیون حامیان جنبش سبز ایران با نام "رسا" – رسانه سبز ایران - آغاز به کار کرد. روز جمعه 15 امردادماه و همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه در یکصد و چهار سال پیش، تلویزیون "رسا" پخش آزمایشی برنامه های خود را از طریق اینترنت آغاز کرد.
رسانه ای مستقل برای ممانعت از دروغ
در منشوری که روز گذشته از سوی گردانندگان این ایستگاه تلویزیونی منتشر شد با تاکید بر این موضوع که "حاکمیت مبتنی بر استبداد دینی و سرکوب، بسیار کوشیده است تا صدایی از مردم ما در درون و بیرون کشور به گوش نرسد و به همین منظور، می بایست در کنار امواج بی پایان رسانه های خُرد، رسانه هائی شکل بگیرد که بتوانند صدای ملت ایران را با کیفیت بهتر و موثرتر بازتاب دهند،" می افزاید :" صدای ملت ما صدای آزادی، عدالت و حاکمیت قانون است. صدایی که با گلوله، زندان، شکنجه، تحقیر و تهمت نه تنها خاموش نشده است، بلکه طنینی جهانی یافته است. "
رسا منشوری دهگانه برای خود تعریف کرده است که از آنجمله می توان به " کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حقوق بشر - اسلام رحمانی و اخلاق - حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری - تمامیت ارضی و وحدت ملی - استفاده از روشهای مسالمت آمیز و مدنی و قرائت دموکراتیک از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی" اشاره کرد. در منشور رسا همچنین تاکید شده بود که این رسانه سبز به هیچ دولت و سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده کند، پیوندی نخواهد داشت و مطالبه اش نیز تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران،آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ است.
در برنامه هایی که ظرف دو روز گذشته و در تلویزیون اینترنتی "رسا" منتشر شد بیشتر سخنان و دیدگاههای رهبران جنبش سبز، خبرهایی از درون کشور با تاکید بر وضعیت زندانیان و پخش کلیپ های سبزی دیده می شود که در ماههای گذشته توسط هنرمندان حامی جنبش سبز در شبکه های اینترنتی منتشر شده بود. با نگاه کلی به این برنامه ها می توان این موضوع را به روشنی درک کرد که این تلویزیون قرار است بر اصول و خط مشی های رهبران جنبش سبز در داخل کشور حرکت کند و به نوعی نماینده تلویزیون اصلاح طلبان در درون کشور باشد. رهبران اصلاح طلب که پس از رخدادهای پس از انتخابات به عنوان رهبران جنبش سبز شناخته می شوند توانسته اند چه در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و چه پس از آن گروههای گسترده و اقشار مختلف مردم را با خود همراه سازند. گروههایی که در میان آنها از مراجع و آیات عالی رتبه در قم تا دانشجویان، هنرمندان، دراویش، زنان، اقوام و اقلیت ها و .. را می توان یافت.
شاید همین گستردگی و تنوع حامیان جنبش سبز موجب شده است تا در منشور این تلویزیون اعلام شود که علاوه بر اخبار، تحلیل، گزارش و برنامه های سیاسی، برنامه های فرهنگی، هنری، اقتصادی و اجتماعی نیز جایگاهی خاص در این تلویزیون دارند.
هدیه روز خبرنگار
امروز 17 امرداد، روز خبرنگار است.در چند سال اخیر روز خبرنگار برای خبرنگاران ایرانی تنها یادآور رنج های آنان، دوستان در بندشان و رسانه های توقیف شده شان بود امری که در چهارده ماه گذشته فزونی گرفت تا ایران زندان بزرگ خبرنگاران نام بگیرید، اما شاید در میان این همه نومیدی خبر آغاز به کار تلویزیونی متعلق به جنبش سبز که می خواهد چون پلی صدای جنبش سبز و رهبران آن را با عبور از مرزهای سانسور به یکدیگر متصل کند خبری شیرین باشد.
خبرهایی که در راه است
گردانندگان رسا یکی از روزهای دهه نخست رمضان را برای آغاز به کار رسانه سبز ایران اعلام کرده اند .بر اساس شنیده ها تلویزیون رسا در مرحله اول با پخش روزانه یکساعت برنامه آغاز به کار خواهد کرد. شنیده ها همچنین حاکی از آنست که برای کمک به حضور قدرتمندانه رسا، گردانندگان این تلویزیون در طی روزهای آتی شماره حسابی را برای دریافت کمک های مردمی اعلام خواهند کرد. اینها شنیده هایی است که اکنون پیرامون شبکه ای که میخواهد صدای اکثریت ایرانیان باشد وجود دارد و مسلما در طی روزهای آینده خبرهای بیشتری دراین خصوص از سوی مسئولان آن منتشر خواهد شد.
استقبال از رسانه سبز ایران
در همان اولین ساعات انتشار آغاز به کار رسانه سبز ایران – رسا – این خبر با استقبال گسترده ای مواجه شد و به سرعت در میان کاربران شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، تویتر و.. منتشر شد و از نظر کاربران وبسایت اجتماعی "بالاترین" خبر آمدن رسا، به عنوان مهمترین خبر امروز انتخاب شد و با تیتر "آب زنید راه را هین که نگار می رسد،مژده دهید باغ را .." به استقبال از خبر آغاز به کار اولین رسانه تصویری سبز رفتند.
رسانه فتنه
از پس از انتخابات سراسر تقلب ریاست جمهوری سال گذشته آقای خامنه ای رهبران جبش سبز را که در کنار مردم و برای احقاق حقوق ملت ایستادگی کرده بودند را فتنه و سران فتنه خوانده بود و حامیان سبز آنها نیز فتنه گران خوانده شدند تقریبا در تمام یک سالی که از 22 خرداد 88 می گذرد روزی نیست که رسانه های طرفدار دولت و حکومت این اصطلاح را به کار نبرند.
وبسایت روزنامه جوان متعلق به سپاه پاسداران روز گذشته در خبری به مناسب آغاز به کار رسا نوشت : "عوامل جریان فتنه در خارج از کشور اقدام به راه اندازی شبکه ای ماهواره ای - اینترنتی در آمریکا کرده اند که پیامهای ویدئویی سران فتنه از جمله برنامه های این شبکه ماهواره ای اینترنتی می باشد." وبسایت "الف" متعلق به احمد توکلی از چهره های شاخص اصولگرا با تیتر " آغاز به کار شبکه فتنه" به استقبال از راه اندازی این تلوزیون رفته است.
کیهان : رسا تلویزیون موسوی، خاتمی و کروبی است
از سوی دیگر روزنامه کیهان نیز به راه اندازی شبکه رسا واکنش نشان داده و همچون همیشه سعی در انحراف مخاطبان خود از واقعیت ها کرده است . کیهان در شماره امروز خود می نویسد: از قرائن پيدا است كه موسوي و خاتمي و كروبي و برخي ديگر از بازيگران داخلي فتنه مايلند همان سناريوي شكست خورده شبكه صبا را با استفاده از حلقه لندن (جرس) و افزايش يادگيري ها اجرا كنند و در اين امر از برخي همكاران بي بي سي، صداي آمريكا، راديو فردا، راديو زمانه، روزنت و گويانيوز استفاده نمايند.
کیهان می نویسد: فتنه گران تحت الحمايه آمريكا و انگليس و اسرائيل، براي رد گم كني، آيه 29 سوره احزاب (الذين يبلغون رسالات الله...) را بر صدر منشور منتشره نشانده اند. صادركنندگان اين منشور مدعي اسلام رحماني، پذيرش تكثر و مخالفت با انحصارطلبي شده اند.
اما از همه جالب تر واکنش وبسایت رجا نیوز وابسته به فاطمه رجبی است که در مطلبی با عنوان " آغاز به کار عجیب تلویزیون سکولارها " دو تلویزیون "رسا" و "بنیاد ندا " را با یکدیگر قاطی کرده است ! رجا نیوز می نویسد :" موسسان این شبکه ماهوارهای (رسا) که تمامی آنها خود را سکولار میدانند و خواستار جدایی دین از حکومت و جامعه هستند، در بیانیهای که برای آغاز بکار این تلویزیون منتشر کردهاند، در اقدامی جالب از یک آیه قرآن استفاده کردهاند! استفاده از آیه 39 سوره احزاب از سوی افرادی نظیر "نیکآهنگ کوثر"، "معصومه قمی" و "محسن نامجو" درحالی صورت گرفته که این افراد بارها عدم اعتقاد و پایبندی خود به شرع مقدس اسلام را صراحتا اعلام کردهاند. به عنوان مثال، محسن نامجو در اقدامی توهینآمیز، برخی آیات قرآن را با موسیقی و به صورت آواز خواند که با واکنش خشمگینانه مردم روبرو شد."
البته علاوه بر رسانه های حامی سپاه پاسداران و دولت برخی از وبسایت های خارج از کشور همسو با رسانه های ذکر شده نیز به انتقاد و حمله به "رسا" پرداخته اند.
مخاطبان ؛ سرمایه رسا
مهرداد نام مستعار یکی از کارشناسان رسانه و حامی جنبش سبز در تهران است که درباره رسا می گوید: با اینترنت سرعت پائینی که ما در ایران داریم نتواستم به خوبی برنامه های پخش آزمایشی رسا را ببینم ، اما با تاکید بر اینکه برای هر گونه قضاوتی درباره عملکرد رسا زود هنگام است و باید این شبکه شکل و فرم خود را پیدا کند تا بشود نقاط ضعف و قدرت آنرا بیان کرد، باید بگویم فی نفسه راه اندازی تلویزیون سبز آرزوی همه ما در ایران بود.
او می گوید: ازهمان روزهایی که جنبش سبز در کشور شکل گرفت رسانه ها نیز بیش از همیشه محدود شدند و در طی این ماهها همواره آرزو می کریدم که جنبش سبز رسانه خود را داشته باشد تا بتوانیم صدای واقعی سبز را بشنویم و حرفهای خودمان را بزنیم.
مهرداد در ادامه می افزاید: مسئولان و گردانندگان تلوزیون رسا البته باید به این نکته هم دقت کنند که صرف اینکه داشتن رسانه سبز تصویری یکی از آرزوهای حامیان سبز بوده است نمی تواند موجب شود تا در میان مدت و بلند مدت با اتکا به این علاقه، مخاطبان را پای تلویزیون نشاند، بلکه باید این تلویزیون بتوانند استانداردهای یک تلویزیون اگر نه حرفه ای لااقل نیمه حرفه ای را رعایت کنند. تا از لحاظ کیفی همچون برخی تلویزیون های سیاسی لس انجلسی بی رونق نشود. مخاطبان اولیه زیاد سرمایه تلویزیون رسا است ، سرمایه ای که بسیاری از رسانه ها ندارند و باید برای کسب آن مبارزه کنند اما مهم حفظ این سرمایه و افزایش آن است. تنظیم حرفه ای و گزینش درست اخبار، فراگیری برنامه ها، استفاده از خبرنگاران خوبی که اکنون در خارج از کشور هستند ، بهره گیری از امکانات فنی برای افزایش جذابیت های بصری، دعوت از کارشناسان و نخبگان از طیف های مختلف و برگزاری مناظره ها و حتی پخش نقدهایی که به جنبش سبز وارد می شود قطعا موجب افزایش مخاطبان این تلویزیون خواهد شد.
منبع:جرس
آیه الله مصباح یزدی فرموده اند: "بعيد نيست در آينده فتنهاي شديدتر توسط افرادي صورت گيرد كه امروز آنها را به عنوان نيروهاي ارزشي ميشناسيم همانگونه كه در فتنه اخير كساني كه قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند، حضور داشتند".
بی مناسبت نیست که به اشاره بگویم حضرت آیه الله مصباح خود از مصادیق درجه اول و بی همانند فتنه اند. منظورم از فتنه فتان است! جلوه ها و کرشمه هایی که به دشواری می توان آن ها را از هم تمییز داد.
امروالقیس برای اسبش سروده است:
مکر مفر مقبل مدبر معا..
کر و فر و گریز و و پیشامدن و پس رفتنش همگی در هم آمیخته است.
یکم: در روزی که از رادیو اعلام شد، آیه الله خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده است، در همانروز جلسه ای در محضر آیه الله مصباح در دفتر ایشان در پژوهشگاه در قم برگزار شده بود. یکی از شاگردان ایشان، آقای نواب از آقای مصباح می خواهند که در باره ی رهبری آیه الله خامنه ای سخنی بگویند. ایشان سکوت می کنند. آقای نواب درخواستشان را تکرار می کنند. آقای مصباح می فرمایند: من چه بگویم در باره ی کسی که نمی تواند یک صفحه ی رسایل بدون اعراب را از رو بخواند..
دوم: مدتی بعد.. جلسه ای در دبیرخانه خبرگان رهبری در قم بر گزار می شود. آیه الله مصباح یزدی هم حضور داشته اند. آیه الله امینی نایب رییس خبرگان و مسئول دبیرخانه اظهار می دارند:
از برخی کشور های اسکاندیناوی پرسش هایی از سوی شیعیان ساکن در آن کشور ها مطرح شده است. به دلیل تفاوت بسیار لعزنده شب و روز و یا اینکه گاه مدتها شب ادامه دارد! پرسیده اند تکلیف نماز و روزه شان چه می شود. به نظر من می شود تمامی این مسایل گردآوری شود، نظریه مراجع مختلف فراهم شود، جزوه ای تهیه کنیم. مثل رساله های محشای سابق و در اختیارشان بگذاریم.
آیه الله مصباح می فرمایند: من از تعبیر شما تعجب می کنم. ما باید نظر ولی امر مسلمین جهان حضرت آیه الله خامنه ای را برای آن ها ارسال کنیم..
سوم:مدتی بعد...آیه الله خامنه ای به قم می روند. فیلمی که از سوی دفتر آیه الله مصباح تهیه شده است. مقدمات نزول اجلال مقام رهبری را نشان می دهد. دورتادور فرزندان و نوادگان و عروس های آقای مصباح نشسته اند و برخی شاگردان مقرب ایشان. رهبری می رسند. آقای مصباح به سمت در می روند و خم می شوند و بر پای رهبری می افتند تا بر پای ایشان بوسه بزنند.
چهارم:مدتی بعد.. فرموده اند رهبری نه تنها نماد حقیت در ایران بلکه نماد حقیقت در جهانند..
این چهار صحنه را کنار هم بگذارید تا ببینید فتنه و فتانی آیه الله مصباح چه پیچیدگی هایی دارد. البته جایزه شان هم این بود که رهبری فرمودند: آیه الله مصباح جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری را پر کرده اند...
اکنون آیه الله مصباح فصل تازه ای از فتنه شناسی شان را بروز داده اند. از فتنه ای شدیدتر سخن گفته اند. فتنه مورد نظر ایشان بی شک فتنه احمدی نژاد- مشایی ست که هر روز جلوه تازه ای ازین فتنه آشکار می شود.
این فتنه که بنا بر اظهارات سابق آقای مصباح با تایید امام زمان پیروز شده بود، اولیاخواب دیده بودند، آن تایید و آن خواب ها اینگونه تعبیر شد؟ فتنه ای شدید و جدید در انتظار ملت ایران است؟
شانزده زندانی سیاسی زندان اوین که از سیزده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتراض زده بودند،پس از آزادی بابک بردبار،همچنان به اعتصاب خود ادامه می دهند.
آزادی بردبار ،عکاس خبری ، یکی از خواسته های این زندانیان بود. چرا که با وجود صدور حکم آزادی اش ،مقامات زندان از آزادکردن او خودداری و به سلول انفرادی منتقلش کرده بودنند .آزادی وی نخستین پیروزی زندانیان اعتصاب کننده پس از سیزده روز اعتصاب محسوب می شود.
آنها پنج خواسته خود رابرای پایان اعتصاب غذایشان از این گونه اعلام کرده بودند :” رعایت کامل حقوق زندانیان مندرج در آیین نامه سازمان زندانها از جمله توهین نکردن و خفیف نشمردن زندانیها و رعایت حق استفاده از نشریه و کتاب ”
آنها همچنین در بند دوم خواستههایشان تاکید کرده اند: مسولان قضایی با زندانبانانی که به حقوق زندانیها تجاوز کرده اند برخورد قانونی کرده و حقوق زندانیهای فرستاده شده به انفرادی و خسارات وارده به آنها راجبران کنند و همگی آنها را هر چه زودتر به بند عمومی برگردانند .
بند سوم به آزادی سریع و بدون قید شرط بابک بردبار،عکاس خبری دربند اختصاص یافته بود .خواسته ای که تحقق یافت.
بند چهارم شامل افزایش فضای سرانه، زمان تلفن، امکانات بهداشتی و درمانی برای هر زندانی است. در حال حاضر فضای سرانه برای زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ کمتر از یک متر برای هر زندانی است. تلفن و امکانات بهداشتی و درمانی نیز در این بند ناچیز است.
این زندانیان دربند همچنین، پنجمین و آخرین خواسته خود را نیز این طور اعلام کرده اند: اجرای فوری و کامل قوانین و موارد مصوب مرتبط با زندانیان به مثابه حق آنها و نه امتیازی که در مواقع خاص سلب شود.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.
سلام برادر،
نمی گویم سیامک که این لفظ برادر را بسیار دوست می داشتی، یادت هست همیشه برای ابراز مهربانی برادر خطابم می کردی؟ آری برادرم خبر در بند شدنت را شنیدم و افسوس خوردم، افسوس روزهایی را که برای اطلاع رسانی در دل خطرات سپری کردی، افسوس از کوته بینی کسانی که بعد از دستگیری ات نوشتند:
يک منبع آگاه به خبرنگار ايرنا گفت : ماموران نيمه شب پنجشنبه موفق به دستگيري فردي بنام "سيامک . ق " از عناصر فاسد و فعال در حوادث پس از انتخابات شدند .
آری برادر؛
تا بوده همین بوده، تا هست چنین خواهد بود، تو در اوج عزت نفس در آن خانه ی استیجاری ات با همسر مکرمه و آن نازنین فرزندت خوش بودی؛ اما کسانی کوچکتر از تو وشاید کم اطلاع تر از تو در قصر زندگی می کنند، امروز تو عنصر فتنه ای و ان فتنه گران، عزیز دردانه! امروز تواز اغتشاشگرانی و دیگرانی که ........بگذریم، هم تو می دانی و هم من و ....
برادرم؛
برایت نوشته اند که:
به گفته اين منبع آگاه ،فرد دستگير شده به همراه فرد ديگري در وضعيتي ناهنجار و مستهجن از سوي ماموران بازداشت شده است.
نمی دانم این وضعیت ناهنجار که از ان نام برده اند ارتباطی به مراسم "جشن ازدواج برادر همسرت "دارد یانه؟اما گفته اند که در وضعیتی مستهجن بوده ای که این دیگر بسیار آزار دهنده است.
برادرم،
آنجا خوش باش، اینجا جانشینانت برای خبر رسانی از" منبع آگاه" استفاده می کنند، نمی دانم این "آقای منبع آگاه" این همه اگاهی را ازکجا تحصیل می کند و چرا خود یک خبرگزاری مستقل تاسیس نمی کند.
راستی؛
نوشته اند که فاسد هم بوده ای، راستش تا به حال نمی دانستم که اینقدر ایرادات در وجودت هست، نمی دانستم می شود کار کرد، بی مزد و منت هم کار کرد، در خانه ی استیجاری زندگی کرد، سوار اتومبیلی لکنته شد، تفکر مستقل داشت آن وقت در وضعیت ناهنجار و مستهجن هم دستگیر شد.
شرمنده ام، ازخودم، از این قلم که گاهی می سُرد و چیزهایی می نویسد، شرمنده ی کسانی هستم که نمی توانم در برابرشان کرنش کنم، شرمنده ام از تمام کسانی که بیشتر از نوک بینی هایشان را نمی بینند.
برادرم؛
امشب این قلم را خواهم شکاند و تا روز آزادی ات منتظر خواهم شد، دیگر چیزی نخواهم نوشت، دیگر حتی مشق هایم را نیز با چشمانم خواهم نوشت.
و یک افسوس برای نویسنده ی آن خبر که از خوشحالی نوشت:
ماموران نيمه شب پنجشنبه موفق به دستگيري فردي بنام "سيامک . ق " از عناصر فاسد و فعال در حوادث پس از انتخابات شدند .
این بنده ی خدا احتمالا می اندیشیده است که تو در قله ی قاف خانه کرده بودی و یا در سنگرهایی که می گویند بن لادن در مناطق کوهستانی افغانستان در اختیار دارد، این بنده ی پاک خدا چنان از قید"موفق به دستگیری فردی....." استفاده کرده است که بی اطلاعی او را از وضعیت تو می رساند.او احتمالا نمی دانسته که هنوز به روال گذشته به کار مشغول بودی و مانند هر شهروند دیگری روزهای زندگی ات آرام در کنار خانواده ات سپری می شد.
آری برادرم؛
او و دوستانش خیلی چیزها را نمی دانند، همان بهتر که هیچ وقت ندانند. پناه می برم از دست بداندیشان و کج رفتاران به خداوند بزرگ که او دانای دانایان است.
برادرت: تقی کاج آبادی
همسر، برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفایی، وکیل دادگستری که در پی صدور حکم جلب او بازداشت شده بودند، همگی از زندان آزاد شده اند.
به گزارش ندای سبز آزادی، فرشته و فرهاد حلیمی از روز دوم مرداد در بازداشت بودند و پدر آنها نیز چند روز بعد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
فرشته حلیمی روز شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ (۷ اوت ۲۰۱۰) با قرار کفالت از زندان آزاد شد. برادر و پدر او نیز در روزهای پیش از آن از زندان اوین آزاد شده بودند.
محمد مصطفایی، وکیل چند پرونده حقوق بشری که از ایران خارج شده و در ترکیه تقاضای پناهندگی کرده است، پیش از این درباره وضعیت نزدیکانش ابراز نگرانی کرده بود.
آقای مصطفایی، که روز دوم مرداد (۲۴ ژوئیه) برای ارائه توضیحاتی به دادستانی تهران احضار شده بود، صدور حکم جلب و ممنوع الخروج شدن خود را به عنوان دلایل خروجش از ایران و درخواست پناهندگی در ترکیه اعلام کرد.
به گفته آقای مصطفایی، او پس از دریافت احضاریه و پاسخ به سوال های بازجو، مرخص شد ولی وقتی به دفترش مراجعه کرد متوجه حضور پلیس و بازرسی از این محل شد.
نیروهای امنیتی شامگاه همان روز فرشته و فرهاد حلیمی، همسر و برادر همسر آقای مصطفایی را نزدیک محل کار او بازداشت کردند.
آقای مصطفایی پیش تر نیز در نامه ای خطاب به دادستان عمومی و انقلاب تهران، خواستار آزادی همسر و برادر همسرش شده بود.
آقای مصطفایی که به کمیساریای عالی حقوق بشر در ترکیه پناهنده شده است، وکالت سکینه محمدی آشتیانی را به عهده داشت؛ زنی که به اتهام زنای محصنه به سنگسار محکوم شد و با جهانی شدن پرونده اش، فعلا از سنگسار نجات پیدا کرده است.
آقای مصطفایی به بی بی سی گفت: “من تصمیم نداشتم از ایران خارج شوم. در حقیقت مرا مجبور کردند… به دلیل این که احتمال می دادم من را بازداشت کنند و از کسانی که در دستگاه قضایی بودند، شنیدم که ممنوع الخروج شده ام، مجبور شدم به طور غیرقانونی وارد ترکیه شوم.”
او گفت که حاضر است در صورت دریافت تضمین قضایی به ایران برگردد.
آرش حسینی پژوه
از زمانی که رسانه های مجازی اصلاح طلب بیش از پیش فعال شده اند ، منتقدین این جریانات هم فعال تر شده اند .
در میان رسانه های سبز ، جرس مورد توجه بیشتر منتقدان بوده است ، انتقاد های زیادی را از جرس خوانده و شنیده ایم ، حتی این انتقاد ها به رسانه های تصویری هم کشیده شده است
مقصود این متن دفاع از جرس نیست ، بلکه تنها دیدگاه نویسنده متن نسبت به انتقاد هاست ، آن طور که من فکر میکنم در یک کشور آزاد رسانه ها حق دارند آزادانه فعالیت کنند و جریان فکری خود را تبلیغ کنند و نباید هیچ محدودیتی در امر رسانه جاری باشد ، بسیاری از منتقدین هم به همین دست اویز است که از رسانه های سبز انتقاد میکنند ، این سوال پیش می آید که آیا آزادی مطیوعات یعنی انچه ما میخواهیم مطبوعات بنویسند ؟! آیا تا به امروز کسی از مدیران جرس از نوع فعالیت سایتهای مخالف انتقادی کرده است ؟! عدم انتقاد مدیران جرس به علت نبود مشکل در نحوه خبر رسانی ، تحلیل دهی و انتقاد های رسانه های مذکور نیست بلکه دلیل آن احترام به اصل آزادی مطبوعات است . جرس این آزادی را برای رسانه ها قائل است که هر چه میخواهند بنویسند و انتقاد کنند اما آیا رسانه های دیگر هم این حق را برای جرس قائل هستند که آن طور که میخواهد فعالیت کند؟
پرسش من این است ، چرا رسانه ها نباید در چهار چوب تعریف شده خودشان فعالیت کنند و مورد احترام یک دیگر باشند ، مگر آزادی رسانه بر اصل درک و فهم مردم بنا نشده است ، پس چرا به درک و فهم مردم شک میکنیم و از برخی تحلیل ها و اظهار نظرات بر آشفته میشویم ؟ آیا اگر با کمبود جذب مخاطب مواجه شدیم باید به رسانه های پر مخاطب حمله کنیم ؟!
این عزیزانی که این اصل را سر لوحه کار خود قرار داده اند در آینده تبدیل به سانسورچی های بزرگ نمیشوند ؟
آیا وجود سانسور در یک رسانه یک غلط بزرگ است ؟ هر رسانه ی سیاست گذاریهای خودش را دارد و برخی مطالب را بنا به صلاحدید مدیران خود منتشر نمیکند و حق و آزادی عمل در چهارچوب رسانه خود را نیز دارد ، و کسانی که قصد دارند این حق را زیر سوال ببرند در اصل مشغول سانسور سیاست های آن رسانه هستند .
با متولد شدن رسا بی شک باید شاهد نقد و انتقاد بود و از ان ها استقبال کرد ، اما نباید در برابر سانسور ها کمر خم کرد و تن به خواست انها داد ، اگر رسا نخواهد مباحثی را در رسانه خود طرح کند حق قانونی ان است و کسانی که سعی دارند مدیرت و سیاست گذاری رسانه را زیر سوال ببرند در اصل سانسورچی و دشمن آزادی رسانه ها هستند .
بسیاری از سایت های مخالف خبر تولد رسا را منتشر نکردند و صد البته گله ای هم نیست ، اما گمان نمیکنم رسانه ای که بر عکس جرس ، ندای سبز ، کلمه ، تحول و .... مدعی بی رنگی است ، برخورد اینگونه با اخبار برای مخاطبینش خوش ایند باشد.
اما ما به اصل آزادی رسانه ها پایبندیم و خواست نشر و یا عدم نشر هر متن و خبری را جزو آزادی های هر رسانه میدانیم و بر آن انتقادی وارد نیست.
امیدوارم این رسانه که بی شک اساسی ترین نیاز جنبش سبز است در راه خود موفق باشد ، تاکید میکنم نیاز جنبش سبز ، نه نیاز وجود رسانه مستقل ، به نظر من امروز ما به یک رسانه حامی با جهت گیری نزدیک به رهبران جنبش سبز بیشتر نیاز داریم تا یک رسانه آزاد و صد رنگ ....
سعید شریعتی
آغاز به كار شبكه تلويزيوني رسا (رسانه سبز ايران) را بايد گرامي داشت. اين نخستين باري است كه عدهاي از وفاداران به انقلاب اسلامي و مدافعان قرائت دموكراتيك از قانون اساسي جمهوري اسلامي موفق به تأسيس شبكه صوتي و تصويري خارج از كنترل سازمان رسانهايي حكومتي شدهاند.
حقيقتاً نياز به چنين شبكهاي از سالهاي نخستين شكلگيري جنبش اصلاحات در ميان اقشار فرهنگي و سياسي جامعه احساس ميشد تا آنجا كه اصلاحطلبان پيروز در انتخابات مجلس ششم در برنامه اعلام شده خود تلاش براي تغيير قانون اداره سازمان صدا و سيما و باز كردن راه شبكههاي خصوصي را گنانده بودند و در دوران حيات مجلس ششم چند بار نيز تا مرحله طرح موضوع در مجلس پيشرفتند اما به طور طبيعي با سرسختي مديريت وقت صدا و سيما و شوراي نگهبان مواجه شدند.
در سالهاي گذشته گروههاي متعددي از نيروهاي فرهنگي، هنري و رسانهاي كه از انحصار مطلق رسانهاي به ستوه آمده بودند تلاش هاي پيدا و پنهاني براي تأسيس شبكه هاي خصوصي صورت دادهاند كه عمدتاً در مرحله برآورد و طراحي اوليه شكست خورده و متوقف ماندند. شايد اقدام حزب اعتماد ملي را بتوان موفقترين اين تلاشها دانست كه تا مرحله توليد اوليه و تمهيد مقدمات پخش نيز پيش رفت اما با برخورد امنيتي حكومت مواجه و متوقف شد.
دست اندركاران رسانه سبز ايران متعهدانه منشوري را منتشر كردهاند كه چارچوب نظري و جهتگيريهاي عملي گردانندگان اين رسانه را مينماياند. در مقدمه اين منشور به مشكلات متعدد كه در مسير تداوم فعاليت اين رسانه وجود دارد اشاره كردهاند. حقيقت اين است كه تلاشهاي قبلي نيز با مواجه شدن با چنين مشكلات و شايد بعضا با بيش برآورد آنها عملا متوقف شدند. مشكلاتي كه ميتوان عمدهترين آنها را در قالب مشكلات مالي و امنيتي دستهبندي كرد. توضيح اندكي در مورد حد و حدود اين مشكلات شايد به روشنتر شدن مسير پر سنگلاخ اين نوع رسانهها كمك كند.
در راهاندازي يك شبكه رسانهاي سادهترين قسمت ارسال و انتشار محتوا اعم از ماهواره يا شبكه اينترنت شامل اجاره فضا و هاستينگ ، پلاتفورم ماهوارهاي و فركانس هاي لازم، تجهيزات برودكست و آپلود و نيروي انساني لازم براي اداره سيستم ارسال است.
اما بخش اصلي راهاندازي و اداره يك شبكه رسانهاي بخش توليد محتواست. پر كردن كنداكتور برنامه مصيبت بزرگي است كه يك رسانه كه به كيفيت ميانديشد و به شعور مخاطب خود احترام ميگذارد از كابوس آن رهايي ندارد.
طبيعي است كه توليد برنامه با كيفيت اعم از محتوا و نيز ابعاد فني نيازمند هزينه كردهاي مالي درخور است. شايد بتوان با يك ميز، يك ميكرفون، يك وب كم معمولي و يك مجري پرچانه و حراف ساعتها برنامه ساخت اما سرنوشت چنين شبكهاي از پيش روشن است.
تأمين مالي برنامهها با كيفيت و خريد تصوير امر خطيري است كه مديران رسانه سبز بايد به طور جدي به آن بينديشند و براي آن راهكارهاي مناسبي را كه البته با منشور اعلام شده اين رسانه سازگاري مطلق دارد بيابند. همين جاست كه مشكلات امنيتي خود را نمايان ميكند.
به هر حال هنوز ظرفيت و تحمل چنين شبكهاي (مستقل از محتواي آن) در چارچوبهاي رسمي كشور وجود ندارد. به همين دليل به ميزاني كه اين شبكه جاي خود را در ميان مخاطبين اوليه خود باز كند حكومت نسبت به هر نوع همكاري با اين شبكه به ويژه همكاري مالي حساس ميشود. امكان توليد محتوا در داخل و تأمين تصوير به روز و با كيفيت از سطح جامعه با موانع قانوني و رسمي و امنيتي مواجه ميشود، چهرههاي سياسي و فرهنگي، كارشناسان و نظرپردازان مقيم داخل كشور به انحاء مختلف از ارتباط با اين شبكه منع ميشوند و از سپردن آگهيهاي تجاري به اين شبكه از سوي بنگاههاي توليدي و تجاري به شدت ممانعت به عمل ميآيد.
اگر پيش فرض اين باشد كه شبكه رسانه سبز ايران صرفاً يك بلندگوي سياسي نيست و بنا دارد تا حد امكان همه مذاق مخاطبان بالفعل و مذاق همه مخاطبان بالقوه خود را در نظر گرفته و پوشش دهد، اين شبكه ناگزير خواهد بود كه برنامههاي متنوع اقصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، ورزشي، تفريحي و علمي تهيه، توليد و پخش نمايد و به همين ميزان سطح مشكلات موجود گسترش مييابد. مايلم تنها به دو مورد جزئي از مشكلات فهرست شده در تلاشهاي پيشين اشاره كنم از جمله سياست پوشش مجريان و كارشناسان كه موضوعي بسيار مهم (با درك محذورات و محدوديتهاي مديران اين نوع شبكهها) است و ثانياً مسأله كپي رايت كه معضل اساسي براي پخش موسيقي (به هر شكل و ميزان و در هر بخش از برنامهها) و پخش تصاوير به وجود ميآورد.
قصد من در اين مختصر فهرست كردن همه مسائل و مصائب پيش روي اين شبكه خجسته نيست كه مطمئنم مديران و دست اندركاران اين شبكه فهرست بلندبالايي از اين دست موضوعات را پيش روي خود گذاشتهاند و يقيناً براي همه انها چاره انديشي كردهاند. اما علاقهمندم دغدغه خود را در مورد اين رسانه در اينجا مطرح كنم و توجه برنامهسازان و تهيهكنندگان اين شبكه را به اين موضوع جلب نمايم:
براي هر رسانه دو استراتژي همزمان مطرح است حفظ مخاطبان بالفعل و جذب مخاطبان بالقوه. مخاطبان بالفعل رسانه سبز ايران طبيعتاً همه كساني هستند كه به هر شكل و صورت خود را جزئي از طيف حاميان جريان سبز ميدانند. اگر چه مي توان انتظار داشت كه منشور اعلام شده رسانه سبز بخشهاي لائيك و بعضا سكولار و نيز طيفي از كساني كه خود را سبز ميدانند اما با موجوديت جمهوري اسلامي و قانون اساسي آن مرزبندي دارند را از خود رنجانده و از پيگيري برنامههاي شبكه برماند، اما قاطبه حاميان سبز كه اكثريت قاطع آنان در ايران زندگي ميكنند و به جمهوري اسلامي، قانون اساسي (قرائت دموكراتيك آن) احترام ميگذارند به اين شبكه دل بستهاند و آن را پيگيري كرده و در ميان خود به تبليغ آن پاي ميفشارند. رسانه سبز چندان مشكلي با اين بخش از جامعه نخواهد داشت و بلكه مي تواند به حمايت آنان دلخوش و متكي باشد. اما مخاطبان بالفعل اين شبكه بخشهاي ديگري از جامعه هستند كه عمدتاً نسبت به تحولات سياسي جاري بيتفاوتند و يا در زمره مخالفان جريان سبز طبقهبندي ميشوند.
آنچه كه مهم است و بايد در استراتژي جذب مخاطب بالقوه شبكه سبز لحاظ شود حفظ حريم باورهاي عمومي اين بخش از جامعه و رعايت حساسيتهاي عقيدتي و سياسي آنان و ترويج فرهنگ مدارا براي فروكاستن از خشم و نفرت موجود در ميان بخشهاي راديكال و افراطي جامعه از هر دو سوست. اگر چه معتقدم كه در منشور اعلامي اين شبكه اين موضوع مستتر بلكه در پارهاي از بخش ها عريان است اما تأكيد و توجه دادن بيشتر به اين موضوع حائز اهميت است.
پرهيز از فرهنگ زشت افشاگري، پاپاراتزيگري، مچگيري، دستاندازي در مورد عقايد مخالف و شخصيت مخالفان و تقدسگرايي و تابوسازي و پروپاگاندا از عقايد موافق و شخصيت موافقان خط مشيي است كه شايسته يك رسانه اخلاقگرا همانند رسانه سبز ايران است.
اين مهم است كه دست اندركاران شبكه رسا پيش آگاهي داشته باشند كه رقيب آنان به هيچ عنوان بيست و سي و اخبار ويژه كيهان از يك سو و بي بي سي و وي او اي نيوز از سوي ديگر نيست. دشمن آنان جهل و ناداني بخشهايي از جامعه است كه بايد به با مهربانانهترين وجه آن را معالجه و البته با آن مدارا كنند.
به سهم خود ورود اين شبكه را به عرصه رسانهاي جامعه ايراني تبريك ميگويم و براي دستاندركاران آن توفيق و بهروزي آرزو ميكنم.
منبع : وبلاگ شخصی سعید شریعتی
حمید بهشتی
با تولد رسا به امید شکستن دیوار سکوت و ایجاد امکانات آگاهی برای بخش عظیمی از ملت که محکوم به تبلیغات صدا و سیما می باشد، ارگان صوتی – تصویری جنبش سبز آغاز به کار می کند. صدا و سیما اکنون رقیبی در مقابل خویش یافته و دیگر نمی تواند با خیال راحت به پخش کذبیات و بهتان زنی به پاکترین فرزندان این آب و خاگ بپردازد. این امیدیست که با آغاز فعالیت رسا در دل مردم جوانه می زند.
انتظارات مردم از رسا
لذا انتظار مردم از کارکنان رسا کار آنها را سنگین می کند. انتظار مردم از رسا از جمله تفاوت نحوه کار و عملکرد آن در قبال تحولات ایران و جهان خواهد بود. از رسا انتظار می رود که برخلاف صدا و سیما که بدون رقیب می توانست افکار و ذهنیات مردم را شکل دهد، امکان آگاهی قابل اعتماد و مستند را در اختیار آن ها قرار دهد.
مستند بودن اطلاعات
برخلاف صدا و سیما که مردم را تا کنون مجبور به استفاده از ذهنیات دستپرورده دستگاه تبلیغاتی حاکمیت می نمود، از رسا انتظار می رود اطلاعاتی را منتشر سازد که توسط آن ها آحاد ملت بتوانند مستقلا قضاوت نموده و سره را از ناسره تشخیص دهند.
لذا دادن اطلاعات دقیق به مردم، دقت در کامل بودن آنها و خودداری از پخش شایعات تفاوت دیگریست که مردم باید بتوانند میان رسا و صدا و سیما تشخیص دهند.
فعالین و گردانندگان رسا نباید از نزدیکان خویش و طرفداران جنبش سبز انتظار داشته باشند که یکپارچه به اطلاعات رسا اعتماد داشته و تبلیغات حاکمیت را مردود بدانند. اتکاء بر اعتماد مردم و انتظار از آنها که به داده های رسا اطمینان داشته باشند، دامی است که نباید بدان گرفتار شد، دامی که از یک سو مردم را از یک دنباله روی به دنباله روی دیگر افکنده و از سوی دیگر گردانندگان رسا را به عامل شدن برای استبداد آینده تبدیل می سازد. بهترین وسیله برای جلوگیری از تداوم استبداد و پیشگیری از تحول آزادیخواهان فعلی به مستبدان بعدی، عادت دادن خود و دیگران به استفاده مستقل از اطلاعات است.
عهدنامه رسا
اما انتظارات مردم از رسا، که هیچ کس نمی تواند دقیقا کیفیت و میزان آن را تعیین کند یک مقوله است و توانائی ها و ویژگی های کارکنان آن موضوع دیگریست. مسلم است که انتظارات نابجا و غیرواقعی از افراد از موجبات بروز دردسر و شکست در کارها می باشد. کارکنان رسا نیز مانند همه ما انسان های عادی بوده و ویژکی های فردی و انسانی خاص خود را دارند. امکانات این مجموعه نیز حد و مرزی داشته، انتظار بیش از حد مشکل آفرین خواهد بود. با توجه به اینکه نگارنده و اکثریت قریب به اتفاق مردم از ویژگی ها و توانائی های کارکنان رسا بی اطلاع هستیم، لذا نمی توان گفت چه انتظاراتی را از رسا می توان داشت. به همین دلیل لازم است گردانندگان رسا ار ابتدا دقیقا به مردم بگویند که چه انتظاراتی را می توانند از آنها داشته باشد. هر چه اساسنامه و عهدنامه رسا در قبال مردم دقیق تر باشد، به همان نسبت مردم بیشتر می توانند دامنه انتظارات خویش را از گردانندگان رسا واقعی تر ساخته، احتمال بروز درگیری و نارضایتی های بعدی کاسته خواهد شد.
شورای مراقبت رسا
گذشته از این ها دو عامل دیگر موجبات اختلاف و نارضایتی را از کار رسا فراهم خواهند ساخت: یکی منش های خودمحوارنه و تک روی هائی است که به دلیل فرهنگ استبدادی در تک تک ما ایرانیان کم و بیش وجود دارد که از این قاعده گردانندگان رسا را نیز نمی توان استثنا کرد و دیگر انتظار اعتمادی که آنها از شنوندگان و بینندگان خود خواهند داشت که تعارفات مرسوم میان ما ایرانیان را در این میان بی اثر نمی توانست دانست. تعارفات بیش از حد موجب اعتماد بیش از اندازه به خود شده، انتظار این را که مردم به آنها اعتماد داشته باشند تقویت و موجب خواهد شد که بخشی از جنبش که پرسش هائی نسبت به کار رسا داشته باشند، جزو ناراضی ها و ایراد گیرها قرار گیرند. به همین جهت بوجود آمدن نارضایتی و انتقاد نسبت به رسا امری طبیعی می باشد. برای استفاده از این انتقادات و رفع و رجوع آنها لازم است شورائی علاهده در تشکیلات آن که هم مورد اعتماد گردانندگان رسا و هم مورد وثوق جنبش سبز باشد در نظر گرفته شود، شورائی که کارش نظارت و مراقبت بر فعالیت رسا خواهد بود.
مطلبی که خواندید برای سردبیر تلویزیون رسا ارسال شده است که جهت انعکاس در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است.
در آستانه ی روز خبرنگار در جمهوری اسلامی ایران سیامک قادری خبرنگار سابق ایرنا که ماههاست معلق گردیده و حکم استخدامی او در سازمان خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) به سمت بایگان تنزل یافته بود بازداشت شد.
قادری که که از خبرنگاران فعال ایرنا بود درچند سال اخیر همواره وضعیتی نامناسب در این سازمان داشته و به انحای مختلف در حال تعلیق یا اخراج از کار به سر برده است. در خبری که ایرنا روی خروجی فرستاد دلیل بازداشتش را غیر سیاسی عنوان کرده است.
بابک بردبار عکاس خبری و یکی از زندانیان اعتصاب کننده غذا ساعاتی پیش از زندان آزاد شد.
به گزارش “تا آزادی روزنامه نگاران زندانی” بابک بردبار عکاس، بعد از گذشت ۷ ماه از زندان اوین آزاد شد.
این عکاس ۲۵ ساله شیرازی که برای آژانس خبری عکس ایران مشغول به فعالیت بود، در روز عاشورای سال گذشته در تهران فقط به جرم عکاسی، بازداشت شد. وی در آن روز تنها مشغول عکاسی با مجوز رسمی بوده و هیچ جرمی به وی منتسب نشدهاست.
وی از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا بود. گفتنی است از سایر اعتصاب کنندگان خبری در دست نیست.
در ادامه حملات سازمان یافته و مهندسی شدۀ مقامات جمهوری اسلامی به تدریس و فراگیری علوم انسانی و دروس مربوط به آن حوزه در کشور، رئیس قوه قضاییه، با تکرار اظهارات ماههای اخیر خود و مقامات دیگر در زمینه علوم انسانی، به انتقادهای میرحسین موسوی از سخنان چندی پیش خود واکنش نشان داد و گفت "متأسفانه در داخل کشور افراد ناواردی گفته اند که حمله سازمان یافتهای به علوم انسانی شده است."
ميرحسين موسوی اواخر تیرماه امسال، در ديدار با شماری از استادان انجمن اسلامی مدرسين دانشگاهها، با انتقاد از آنچه "حمله سازمادهی شده به علوم انسانی" خواند، آن را يادآور "تجربههای استالینی و دیگر حکومتهای توتالیتر" دانسته و گفته بود :"ما امروز با دروغ سازمان يافته روبرو هستيم." وی در تشریح تجربه حکومتهای توتالیتر در قبال علوم انسانی، یادآور شده بود که "حریم و محدودیت این رشتهها چشم آنها را روی روند تغییرات سریع جهان و جامعه خودشان بست و انعطافپذیری نظامشان را در مقابل تحولات اجتماعی کشورهای خود و چهان از بین برد و باید یکی از دلایل سقوط این نظامها را نبود دانشمندان و نظریهپردازان خبره در علوم انسانی دانست."
چند روز پیش از اظهارات موسوی، صادق لاریجانی، از ترویج علوم انسانی و به ویژه تئوریهای روانشناسی و جامعه شناسی در ایران انتقاد کرده و آن را ناهمخوان با پیشفرضهای دینی دانسته بود.
به گزارش فارس، صادق لاریجانی روز شنبه ١۶ امرداد ماه، برای سومین بار در هفتههای اخیر و طی سخنانی در گردهمایی مبلغان دینی، بار دیگر علوم انسانی را دارای پیشفرضهایی غربی دانست و تصور اینکه علوم کلاً عینی و بدون پیشفرض ارزشی باشند را موهوم خواند.
رئیس قوه قضائیه در ادامه سخنان خود اظهار عقیده کرد "متأسفانه در داخل کشور افراد ناواردی گفته اند که حمله سازمان یافتهای به علوم انسانی شده است."
لاریجانی همچنین پرسید "ما که ۳۰ سال در علوم انسانی کار کردهایم، به علوم انسانی حمله میکنیم، اما شما که مشغول هنر و معماری بودید، فهمیده اید که علوم انسانی چیست و به آن مشغول شدید؟"
لاریجانی با "بسیار فنی و دقیق" خواندن سخنان خود، تأکید کرد که این بحث، بحثی رسانهای نیست و گفت "ما زمانی بحث مبانی علوم انسانی و لزوم نقادی را مطرح کردیم و برخی رسانهها عجیب سر و صدا به پا کردند. یک آقایی گفت حرفهای ما برای حمله به علوم انسانی است.
اینها حرفهای دروغ و کذبی است زیرا بنده و امثال بنده نه مخالف علوم انسانی هستیم و نه بحثمان ربطی به فلسفه اسلامی دارد بلکه میگوییم که علوم انسانی که وارد کشورمان شده دارای پیش فرضهای خاص خود است و بحث ما در مورد همین پیش فرضهاست."
موج جدید حمله به علوم انسانی، پس از آن شدت یافت، که رهبر جمهوری اسلامی، در شهریور ماه سال ۱۳۸۸ و در اوج اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و در راستای دادخواست تنظیمی از سوی دادستانی علیه متهمان آن حوادث، علوم انسانی را هدف قرار داد و به صراحت از تحصیل دو ميليون دانشجو در رشتههای علوم انسانی انتقاد کرد و این علوم را "مروج شكاكيت و ترديد در مبانى دينى و اعتقادى" دانست.
علوم انسانی و نظریههای جامعهشناسی، از محورهای اصلی کیفرخواست دادستان تهران علیه جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در نخستین دادگاه موسوم به "انقلاب مخملی" در شهریور ماه سال گذشته بود.
چندی پیش نیز، محمد تقی مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان، با صراحت بیشتری به پژوهشگران علوم انسانی در ایران تاخت و گفت: "بسیاری از کسانی که در فتنهها نقش کلیدی داشتند، از تربیتشدگان همین اساتید فاسد دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی بودند."
محمد مهدی زاهدی، وزیر پیشین علوم دولت محمود احمدینژاد، پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته گفته بود "سرنخهای انقلاب مخملی در پایان نامههای دانشگاهی یافت شده است" و کامران دانشجو، وزیر کنونی علوم نیز، در اردیبهشت ماه امسال از طرح برخورد با "اساتید سکولار" خبر داد و با بیان اینکه "به اساتيدی كه ولایت فقیه را قبول ندارند، نياز نداريم"، گفته بود "اساتیدی باید جذب هیات علمی شوند که قائل به مسیری باشند که مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن ترسیم کردهاند."
منبع: رادیو فردا
ندای سبز آزادی:حضرت آیت الله سید علی دستغیب در جلسه هفتگی تفسیر قرآن کریم با تفسیر سوره ابراهیم آیه 13 و 14 درس هفتگی خود را آغاز کرد، به گزارش ندای سبز آزادی این مرجع گرامی با اشاره به نقصها و مشکلاتی که در زمان مرحوم امام خمینی (ره) وجود داشت، فرمودند: «مشکلات آن زمان به خاطر تندرویها و افراط و تفریطهای نیروهای انقلابی بود که نتوانستند خود را در عمل همراه مرحوم امام (ره) کنند». ایشان همچنین با توجه به آیات قرآن و تاریخ حکومتها گفتند: «روش تمام مستکبرین در طول تاریخ، اداره مملکت با یک حزب و تشکل مدّاح حکومت بوده است».
قسمتهایی از بیانات ایشان که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است بدین شرح است:
تفسیر سوره ابراهیم آیه 13 و 14 تاریخ سخنرانی 13/ 05/ 89
«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ.وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ».
ترجمه :کافران به پيامبران خود گفتند: «ما قطعاً شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم کرد، مگر اينکه به آيين ما بازگرديد!» در اين حال، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد که: «ما ظالمان را هلاک مىکنيم!و شما را بعد از آنان در زمين سکوت خواهيم داد، اين (موفقيّت)، براى کسى است که از مقام (عدالت) من بترسد؛ و از عذاب (من) بيمناک باشد!»
در آیات قبل بیان شد که هدف و غرض پیامبران الهی از دعوت مردم و کافران به سوی خدایتعالی این بوده است که همه را متوجه فطرت خود کنند؛ به این معنی که خدایتعالی شما را بیهوده خلق نکرده است، بلکه هدف و غرضی از خلقت شما داشته است؛ و آن هدف و غرض این است که به وسیله اعمال صالحی که انجام میدهید، به شما عنایت کرده، رحمت خودش را برای شما ظاهر میکند.
آنها ( کافران) در مقابل این سخنان، پیامبران را مورد تمسخر قرار میدادند و در جواب میگفتند: «ما دست از دین و آئین پدرانمان که همان بت پرستی و شخص پرستی است، بر نمیداریم و شما هم بشری همانند ما هستید و هیچ گونه برتری نسبت به ما ندارید و منظورتان از دعوت ما چیزی نیست جز اینکه میخواهید ما را فریب داده و بر ما حکومت کنید». پیامبران وقتی با این سخن سخیف آنها روبرو میشدند، در مقام احتجاج میگفتند: «بله! ما هم همانند شما بشری هستیم؛ اما به ما از جانب خدایتعالی وحی میشود و ما مأمور شدهایم که شما را دعوت به یکتا پرستی کنیم، هرچند مورد پذیرش شما نباشد؛ البته شما هم قهراً ما را مورد اذیّت و آزار قرار میدهید که ما در مقابل این گونه اذیّت و آزاری که از شما به ما میرسد صبر کرده، برخدای خود توکّل میکنیم».
صبر کردن و استقامت نمودن بر آزار و اذیّت مستکبرین و مردم نادان تابع آنها، رویه هر شخص عالم، مبلّغ، و کسی است که میخواهد مردم را متوجه خدا کند. خوب، قهراً یک عدهای هستند که مطالب حق برایشان ناخوشایند است و دوست دارند که علماء و بزرگان، تابع آنها باشند؛ همانطور که کافران و مشرکان آن زمان (زمان پیامبران) دوست داشتند که پیامبران تابع آنها باشند و همین طور در زمان اهل بیت (ع) صاحبان قدرت و مستکبرین توقع داشتند که ائمه (ع) تابع و پیرو آنها باشند؛ و چون میدیدند که انبیاء و اولیاء مطابق با میل و هوای نفس آنها عمل نمیکنند، شروع به آزار و اذیت آنها به نحوههای مختلف میکردند.
اما وظیفه انبیاء و اولیاء و همین طور عالم ربانی در مقابل این آزار و اذیت مستکبرین، فقط صبر، تحمل و استقامت است. وضع اولیاء و شخص «عالم ربانی» این طور است که برای به دست آوردن یا حفظ مقام و موقعیّت، دست به لشکر کشی و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم نمیزند؛ بلکه به تبعیت از پیامبران الهی وائمه اطهار (ع) محور را خدایتعالی قرار میدهد و در مقابل مردم با سعه صدر و مهربانی برخورد می کند. چرا که ایشان در اساس به دنبال مقام و موقعیتی نیستند و جز رضای خدا برنامههای ندارند. همان طور که پیامبر اکرم (ص) سالها در مقابل آزار و اذیتهای مشرکان مکه صبر کردند و بعد هم که در مدینه حکومت تشکیل دادند، یک حکومت کاملاً مردمی بود. رسول خدا (ص) با آن درجات قربی که نسبت به خدایتعالی داشتند، مع ذلک خود را مانند یک فرد عادی و مانند سایر مردم قرار میدادند نه محافظی داشتند نه جای مخصوصی! در کوچه و بازار با مردم بود، با مردم نشست و برخاست میکرد و با آنها مأنوس بود؛ تا جایی که اگر شخصی وارد مجلس ایشان میشد تشخیص اینکه کدامیک از این افراد، پیامبر (ص) است، کار آسانی نبود. و در تمام لحظات، حضرت نشان دادند که فقط بنده خدا هستند. رحمت پیامبر (ص) نه تنها نسبت به مومنین بلکه شامل کفار و مشرکین هم میشد. با اینکه مشرکین در تمام این سالها چه در مکه و چه در مدینه، پیامبر (ص) و مؤمنین را مورد اذیّت و آزار قرار دادند، با این حال پس از فتح مکه توسط مسلمانان، حضرت با آن مشرکان با مهربانی برخورد کردند و حتی درخواست عدهای تندرو و افراطی که اطراف پیامبر (ص) بودند را مبنی بر اینکه «امروز روز تلافی است» نپذیرفت و مشرکان را مورد عفو و بخشش قرار داد تا آنجا که خانه ابوسفیان را که رئیس کافران و مشرکان مکه و اول دشمن رسول خدا (ص) بود را محل امن قرار داد تا هرکس که به آنجا رود، در امن و امان باشد. رحمت و رضوان خدایتعالی به حضرت امام خمینی (ره) ایشان هم به تبعیت از سیره جدشان، افرادی را که از باقیماندههای رژیم شاهنشاهی بودند و مسئولیتی داشتند، مورد عفو و بخشش قرار داد؛ الّا یک عده معدودی که جنایتهای بزرگی کرده بودند و آدمهای زیادی را کشته بودند. و رویه همه علمای راستین همین بخشش و گذشت نسبت به مردم میباشد.
حکومت تک حزبی، روش حکومت مستکبران در طول تاریخ است
اما وقتی کافران با جوابهای پیامبران مبنی بر عدم قبول اعتقاداتشان مواجه شدند، آنان را بین دو امر مخیّر کردند: «یا دین و آئین و کیش کافران و حکومت و ولایت آنها را انتخاب کنند، یا اینکه از سرزمین آنها بیرون رفته، کوچ کنند». خوب، این گونه برخورد با سخنان «حق» رویّه همیشگی مستکبران بوده است و از این به بعد هم تا زمان حضرت مهدی (عج) به نحوههای مختلف انجام میشود. در اواخر دوران پهلوی، شاه با داشتن دستگاه جاسوسی قدرتمندی مانند ساواک که از حمایت آمریکا و اسرائیل برخوردار بود، خود را بسیار قدرتمند میدانست و آنچنان مردم را در رعب و وحشت قرار داده بود که کسی جرأت نطق کشیدن نداشت. شاه برای اینکه علمای راستین و مؤمنینی که کلمات حقی میگفتند و انتقاداتی میکردند را تحت فشار قرار دهد، حزبی را تشکیل داده بود به نام «حزب رستاخیز» و اعلام کرد فقط کسانی که در این حزب وارد شوند، عضو این مملکت هستند و بقیه باید از این مملکت بروند! بنابراین وضع همیشه این بوده است مگر زمانهای محدودی که مردم خواستند و خدا هم به لطف خود مردم را به پیروزی رساند. در هر دورهای بوده است و در زمان ما هم خواست مردم برای رهایی از مستکبران و ظالمان منجر به پیروزی انقلاب به رهبری مرحوم امام (ره) شد. وقتی همه دلها متوجه خدا شد و خدا خواست که قلوب مردم متوجه امام شود، در این حالت که همه مردم تغییر را خواستند و پس از سالها که هم مردم و هم مرحوم امام امتحانهایی را پس دادند، خدا هم پیروزی را نصیب کرد. امام(ره) شخصی بود فقیه، مهذّب، عارف، زاهد، و خداترس. شخصی بود که تمام مراجع و علماء ایشان را قبول داشتند و مورد پذیرش قریب به اتفاق مردم ایران بود. خوب، یک همچین شخصی با یک همچین خصوصیاتی را می گویند ولی فقیه؛ همانطور که عارف بالله و فقیه صمدانی حضرت آیت الله العظمی نجابت (ره) در کتاب ولایت فقیه خود فرمودند: «دلها متوجه حضرت امام خمینی شد» و ایشان واقعاً به عنوان شخصی است که نیابت عام از امام زمان (ع) داشت. اما غالب زمانها اینطور نبوده است و از این به بعد هم ...
دفاع بد از اسلام، بزرگترین مصداق ظلم میباشد
به هر حال، خدایتعالی در ادامه این آیات پس از محاجههای صورت گرفته میان پیامبران و کافران و اینکه کافران دست از اذیتهای خود بر نداشتند و پیامبران هم استقامت کردند، میفرماید: «لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ». ما حتماً حتماً ظالمین را هلاک میکنیم. یکی از مصادیق «ظالم» کفار و مشرکین هستند و مصداق دیگر آن، کسانی هستند که به مردم ظلم می کنند، به اینکه سدّ راه خدایتعالی میشوند و یا اینکه به جان و مال و ناموس مردم تعرض میکنند. مصداق دیگر ظلم گناهانی است که انسان انجام میدهد که آن در حقیقت ظلم به خود میباشد. بالاخره یکی دیگر از مصادیق ظالم، «مسلمانان ظاهری» هستند که دفاع مناسبی از اسلام و شرعیات و احکام نمیکنند که در نوع خود یک ظلم بزرگی میباشد. فرض کنید در یک خانواده که پدر و مادر متدین هستند، فرزندان آنها با مسائل شرعی فاصله داشته باشند؛ اگر پدر مثلاً با پسر خود تند برخورد کند، با دختر خود با عصبانیت و ناسزا گفتن برخورد کند بعد هم نماز بخواند، معلوم است که آن جوان میگوید اگر دین و نماز این آثار را دارد، من دین نمیخواهم. این یک مثال در خانواده است؛ در اجتماع هم همین طور است که خود بهتر میدانید.
پیروزی انقلاب، هم عنایت الهی بود و هم یک امتحان
در ادامه آیات قبل، خدا میفرماید که «ما شما مؤمنین را بعد از آن کافران و مستبدان، در زمین ساکن میکنیم و این بشارت است برای کسانی که ترس دارند از مقام من». وارث زمین کسانی هستند که به قول حضرت امام (ره) «عالَم را محضر خدایتعالی بدانند و در محضر او معصیت نکنند». توضیح این آیه همان آیه ۱۲۹ سوره اعراف است که خدایتعالی به حضرت موسی و قومش وعده میدهد که «کافران را هلاک میکنم و شما را جایگزین آنها مینمایم تا این امتحانی باشد برای شما که چگونه عمل خواهید کرد». یکی از مصادیق این آیه بشارتی بود که خدایتعالی باطناً به مردم ایران داد و حکومتی اسلامی را که در رأس آن یک شخص مهذب و خداترسی مانند امام خمینی (ره) قرار داشت را جایگزین یک نظام ستمگری همچون رژیم شاهنشاهی کرد. اما این پیروزی برای این است که خدا ببیند شما چگونه با مردم برخورد میکنید: «فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُون» (اعراف، آیه ۱۲۹) آیا روش صحیحی در حکومت دارید یا شما هم مثل فرعون میشوید؟! خوب، هوای نفس است و قدرت، و همه که مانند امام خمینی (ره) این طور نبودند که خداترس و مهذب شده باشند. البته این سخنان بنده درباره حضرت امام، بدین معنی نیست که ایشان معصوم بود و هر کاری کرد درست بوده است؛ همچنانکه خود ایشان در قضایایی گفتند: «بنده اشتباه کردم». اما به هر حال با علمی که از وضع ایشان داریم، معلوم است که از خدا میترسید. اما متأسفانه اینگونه نبود که همه به روال خودش راه بروند بلکه افراط و تفریطهایی وجود داشت. مسائلی که نباید اتفاق میافتاد، اما متأسفانه پیش آمد
از جمله افراط هایی که وجود داشت، برخوردهای بی مورد عدهای با مردم بود. یکی از مسئولین خدمت مرحوم امام (ره) میرسد و عرض میکند: «از دروازه فلان شهر قصد عبور داشتم که یکی از این (بسیجیها، سپاهیها یا افراد کمیته) جلوی بنده را میگیرند و از من خواستند که پیاده شوم و کُتم را در آورم. پیاده شدم و همین کار را کردم. بعد گفتند موردی ندارد میتوانید بروید! گفتم برای چه این کار را کردید؟ گفتند میخواستیم ببینیم لباس آستین کوتاه نپوشیده باشی!» خوب اگر هم آستین لباسش کوتاه بوده است که این بندهٔ خدا روی آن کت پوشیده است. این میشود افراط. یکی از اقوام اینجانب تعریف میکرد: «در راه مسافرت، شخصی را سوار اتومبیل خود کردم. در بین راه از او سئوال کردم شما مقلد چه کسی هستید؟ در جواب گفت: حضرت آیت الله گلپایگانی (ره). پس از شنیدن این پاسخ، به نشانه اعتراض این شخص را از ماشین پیاده کردم». خوب، خود حضرت امام خمینی (ره) میفرمود که بنده دست همه مراجع را میبوسم و همه خوب هستند؛ آن وقت یک عدهای از بچههای خوب ما به عنوان حزب اللهی باید این طور عمل کنند؟! خوب، نظر اسلام این نیست؛ نظر امام این نبود؛ ایشان مرتب تذکر میداد، اما بعضی وقتها عمل نمیشد. اینها نمونهای از افراطهای آن موقع و الآن هم که میبینید: هر کس تا کوچکترین اتقادی کرد فوری به او مارک ضدّ ولایت فقیه میچسبانند؟! این تازه افراط خوب و کوچکش است، دیگر آنجاهایی که ... حرف نزنیم بهتر است!
در هیچ موقعیتی نباید از خدا و امید به فرج و پیروزی مأیوس شد
در خاتمه عرائضم همه دوستان عزیز را نصیحت میکنم که در هر موقعیتی که هستید، اگر ناراحتی برای شما پیش آمد؛ چه ناراحتی از جهت فقر یا بیماری و یا ناراحتیهای اجتماعی که این روزها وجود دارد، توسّل به خدایتعالی داشته باشید و از خدای خود ناامید نباشید و همواره منتظر فرج باشید حتی در سختترین حالات.
در آستانه روز خبرنگار، سپاه پاسداران با انتشار بیانیه ای از اصحاب رسانه ها خواستار آن شد تا "با شناسایی و حمله به نقاط آسیبپذیر جریان خبری - اطلاعرسانی دشمنان نظام، قدرت رسانهای خود را در این مصاف نابرابر و معنادار به آنان تحمیل کنند."
به گزارش خبرآنلاین، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مناسبت هفدهم مرداد ماه (سالروز جانباختن محمود صارمی، خبرنگار ایرانی در افغانستان)، و روز خبرنگار، با صدور بیانیهای خاطرنشان کرد "خبرنگاران چشم ناظر و مطمئن ملت برای حضور هوشمندانه و صادقانه در حوادث، رخدادها و رویدادهای داخلی و خارجی و عامل اصلی در عرضه و انتقال دقیق، صریح و صحیح واقعیات و حقایق به افکار عمومی و در چارچوب هوشیارانه به منافع و مصالح ملی است. "
بر اساس گزارش اداره روابط عمومی کل سپاه، این بیانیه با برشماری آنچه آنها را "تهدیدات فراروی رسانهها و خبرنگاران و تبیین راهبرد نظام سلطه در قلب حقایق و واقعیات از طریق مدیریت و سازماندهی رسانههای وابسته، مهندسی جریانهای خبری و بکارگیری خبرنگاران تربیت شده در محافل ابررسانههای غربی- صهیونیستی" ذکر کرده، مسئولیت خبرنگاران جامعه ایرانی را "بسیار خطیر" معرفی و تصریح کردهاست:
"اصحاب رسانه بویژه خبرنگاران فهیم و با بصیرت ایرانی میتوانند با خلاقیت، هوشمندی و اتخاذ شیوههای کارآمد، مؤثر و متفاوت و توام با انصاف و واقع گرایی، اهداف شوم و رفتارهای دروغین رسانههای سلطه را افشا و منافع و مصالح سلطهگران و قدرتهای زورگوی جهانی را به چالش بکشانند و با شناسایی و حمله به نقاط آسیبپذیر جریان خبری - اطلاعرسانی دشمنان انقلاب و نظام، قدرت رسانهای ایران اسلامی را در این مصاف نابرابر و معنادار به آنان تحمیل کنند."
در پایان این بیانیه تصریح شده است : بی تردید جامعه رسانهای میهن اسلامی خط مقدم رویارویی با تهدیدات و جنگ نرم دشمنان انقلاب و نظام و آینه آرمان، اندیشه و فرهنگ مقاومت و ایستادگی ملت ایران محسوب میشود که با دمیدن روح بالندگی و اعتماد به نفس به اقشار و آحاد مختلف جامعه بویژه نسل جوان، میتواند ستیز رسانهای غرب با استقلال، آزادی و عدالتخواهی ایرانیان غیور و غیرتمند را ناکارآمد و همانند عرصههای گوناگون دیگر با شکست خفتبار و مقتضحانه مواجه سازد."
دادگاه محبوبه کرمی، فعال حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضا، روز دوشنبه 18 مرداد ماه در حالی برگزار می شود که نگرانی ها از وضعیت سلامت وی همچنان باقی است.
به گزارش تغییر برای برابری، محبوبه طی تماس تلفنی از زندان اعلام کرد که پزشکی قانونی پس از معاینات انجام شده درصد کمی افسردگی را برای او تشخیص داده و ذکر کرده است که این میزان افسردگی با وجود نیاز به مصرف دارو، موجب سلب مجازات کیفری نمی شود.
این در حالی است که پزشک داخلی اوین این گزارش را مورد قبول ندانسته و در گفتگو با خود محبوبه اظهار داشته که چون شرایط زندان باعث تشدید افسردگی است و پزشک مسئول باید درخواست آزادی برای محبوبه صادر می کرده است.
محبوبه کرمی همچنین می گوید که اگر به جرم اعتیاد، دزدی یا قاچاق در زندان بود، قطعا به دلیل این افسردگی مشمول آزادی مشروط می شد،اما ظاهرا فعالان حقوق بشر و حقوق زنان از چنین امکانی بهره مند نیستند و با این شرایط بیماری باید همچنان دربند بمانند.
محبوبه کرمی، از فعالان کمپین یک میلیون امضاء توسط ماموران امنیتی 11 اسفند پس از تفتیش خانه پدری اش بازداشت شد. قرار بر این بود که دادگاه وی در روز 7 تیر ماه از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب برگزار شود اما به دلیل عدم حضور رئیس شعبه، روز دادگاه به 18 مرداد ماه انتقال یافت.
حسن قشقاوی با این ادعا که " ورود مغزها به ایران بیشتر از خروج مغزها از كشور است"، گفت: موضوع ایرانیان خارج از كشور نه تنها یك موضوع سیاسی نیست، بلكه در منافع ملی كشور قرار میگیرد كه باید دغدغه همه مسئولان كشور باشد.
به گزارش ایسنا، معاون اموركنسولی، امور مجلس و امور ایرانیان خارج از كشور وزارت خارجه، درباره مهاجرت ایرانیان به خارج از كشور اظهار كرد: هر كشوری كه در موقعیت بری و بحری مانند ایران قرار داشته، ساكنان آن كشور تمایل به مهاجرت دارند؛ در واقع این موضوع نشان دهنده بالندگی یك كشور است.
وی اظهار عقیده کرد: مهم نیست ایرانیان در كجا هستند بلكه مهم این است كه هرجا هستند ایرانی باشند. از سوی دیگر پدیده مهاجرت در ایران تنها خروج نیست بلكه ورود و خروج ایرانیان را به همراه دارد كه همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از كشور سندی بر این موضوع است. در واقع ورود مغزها بیشتر از خروج مغزها در ایران است و آمارهایی در این باره در دست است كه میتوان برای اثبات این موضوع ارائه كرد.
معاون اموركنسولی، امور مجلس و امور ایرانیان خارج از كشوردرباره مشكلات موجود در بوروكراسی ایران برای ایرانیان خارج از كشور مدعی شد: در برخی از بخشهای كشور روند بوروكراتیك با مشكلاتی روبروست اما در چند سال اخیر میتوان شاهد تسهیل در سفر ایرانیان مقیم خارج از كشور به ایران بود. اكنون صدور گذرنامه و كارت ملی بسیار آسانتر از گذشته انجام میشود.
قشقاوی درباره جذب نخبگان ایرانی مقیم خارج از كشور افزود: ایرانیان مقیم خارج از كشور خود به خود در داخل ایران جذب هستند و نیازی برای انجام كار اضافی برای جذب آنان وجود ندارد. در واقع اگر شما نگاهی به پروازهای سفر به ایران از كشورهای دیگر بیاندازید در این صورت متوجه میشوید كه نمیتوانید صندلی خالی بیابید، سالانه هزاران ایرانی به داخل كشور میآیند اما در كل باید همه دست در دست هم دهیم و در این باره بیشتر از گذشته تلاش كنیم.
وی در ادامه اظهاراتش افزود: موضوع ایرانیان خارج از كشور یك موضوع سیاسی نیست بلكه این موضوع ملی است. مهم نیست ایرانیان در كجا هستند بلكه مهم این است كه هر ایرانی در هر جای جهان كه باشد به عنوان سفیر ایران عمل كند و اكنون با توجه به توسعه ارتباطات نوین هر ایرانی در هر كجا میتواند دانش و تخصص خود را با اساتید و نخبگان ایرانی داخل كشور در میان گذاشته و همكاری كند و برای منافع ملی و توسعه كشور حركت كند.
قشقاوی درباره برگزاری همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از كشور تشریح كرد: این همایش بسیار خوب بود و ما توانستیم به اهداف مورد نظر دست یابیم.
وی درباره بانك اطلاعاتی ایرانیان خارج از كشوراضافه كرد: اكنون ٥/١ میلیون نفر در بانك اطلاعاتی قرار میگیرند البته هنوز برخی از ایرانیان خارج از كشور وارد این بانك اطلاعاتی نشدهاند اما این بانك اطلاعاتی باید در خارج از كشور شناسانده شود تا بر این اساس یك پایه اطلاعاتی صحیح در دست باشد، زیرا همانگونه كه اطلاعات در داخل كشور میتواند در آمارگیری مثبت باشد این موضوع در خارج از كشور نیز صدق می كند. در این باره بسیاری از كشورها اقدامات بسیار خوبی انجام دادهاند اما ایران در این باره كمی عقب است.
معاون اموركنسولی، امور مجلس و امور ایرانیان خارج از كشور وزارت خارجه گفت: ایرانیان در هر كجای جهان سرمایه كشور هستند به همین دلیل باید در این باره اقدامات بیشتری انجام شود و بسیاری از ایرانیان علاقهمند هستند و تنها سه تا پنج درصد اپوزسیون ایرانی در خارج از كشور وجود دارد اما از آنجایی كه كشورهای غربی ابزار رسانهای را در اختیار این اقلیت كم قرار دادهاند شایعاتی در این باره داخل كشور به وجود آمده است. اما با وجود این اقلیت كم سایر ایرانیان علاقهمند به عزت و سربلندی كشور هستند.
ندای سبز آزادی: دانشجویان دانشگاه های تبریز در اعلام حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان اوین: با انتشار نامه ای ضمن حمایت از خواستهای قانونی اعتصاب کنندگان از آنها خواستند تا به اعتصاب خود پایان دهند .
متنی که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است بدین شرح است :
اعتصاب غذای خود را بشکنید و بگذارید تا وجود پر برکتتان خواب اقتدارگرایان را تا طلوع آزادی آشفته سازد.
تابستان دیگری رسیده است! سالهاست که تابستان های ما با تعطیلی دانشگاه ها فرصتی شده است برای سرکوب و تسویه حساب حکومت با آزادیخواهان و منتقدانش... تابستانی که سالهاست جز بازداشت ، انحلال تشکل های دانشجویی و اخراج و تعلیق چیز دیگری برای ما به همراه نمی آورد! تابستان دیگری رسیده است! سوزانترین تابستان این سالهای سرد! تابستانی که با بازداشت گسترده فعالان مدنی آذربایجانی و احکام سنگین بیدادگاه های حکومت برای آزادیخواهان، فعالان سیاسی و دانشجویان آغاز گشت.
ولی اینها تنها سوغاتی تابستان امسال ما نبود! مهرورزی کینه ورزان 13 روز است که دوستان ما را مجبور به پیش گرفتن راهی کرده است که اگر نجنبیم، بازگشتی برایشان نخواهد بود...
حاکمیتی که نام اسلامی یدک می کشد و تا تریبون در دست می بیند، خود را با مولا علی (ع) و حکومتش مقایسه می کند و خود را ادامه حکومت محمد می داند و گاه پا فراتر می گذارد و بی شرمانه بر طبل کفر می کوبد و می گوید پیامبران آرزوی زندگی در چنین دولتی را داشتند، در ورای پرده تزویر با خشن ترین و غیرانسانی ترین روشها منتقدینش را می نوازد. برای گرفتن اعتراف تجاوز ، شکنجه و گروگان گیری را مجاز می داند؛ حکومت تجزیه طلبی که از تمام امکانات و توانش برای تفرقه اندازی و قرار دادن گروه های مردم در مقابل هم بهره می برد. حاکمیتی که رسانه ملی را به اسبابی برای از بین بردن وحدت ملی و توهین به شهروندان ایرانی بدل می کند . حاکمیتی که خود «تجزیه طلبی» می کند و آنگاه دسته دسته جوانان این مرز و بوم را که در جهت برچیده شدن تبعیض ها و رسیدن به حقوق انسانیشان تلاش می کنند را به اتهام واهی «تجزیه طلبی» به بند می کشد؛ حکومتی که رئیس دولتش در مجامع رسمی و در مقابل دوربین های رسانه های جمعی سخیف ترین و بی ادابانه ترین ادبیات را برای تاختن بر مخالفینش بکار می برد، آشکار است که در پشت دیوارهای سنگین «اوین» و «رجایی شهر» و بازداشتگاه های دیگر شهرستانها با مخالفین و منتقدین با چه الفاظ و شیوه هایی گفتگوی مردانه! می کند.
حکومتی که خود را جانشین برحق! امام زمان (عج) مینامد، در روز میلاد این بزرگوار انسانهای آزادیخواه و شریفی چون عبدالله مومنی، علی ملیحی، کیوان صمیمی، مجید توکلی، احمد امویی، حسین نورانی نژاد و .. را که جز برای عدالت و آزادی و انسانیت تلاش نکرده اند را با رکیک ترین الفاظ و خشن ترین اعمال به زندانهای انفرادی می سپارد. خانواده های آنان را مورد توهین و ناسزا قرار می دهد و تنهای رنجور آنها را تهدید به ....
آری، دوستان سبز دربندمان در اعتراض به این رفتارهای غیرقانونی و غیرشرعی حاکمیت نامشروع، برای رسیدن به حقوق قانونی و برخورداری از حداقل حقوق یک بازداشتی طبق قوانین جمهوری اسلامی، 13 روز است که لب بر غذا دوخته اند. بارها در اثر ضعف مفرط به بهداری زندان منتقل شده اند و باز با اندک توان باقیمانده برایشان ندا سر داده اند که ما برای رسیدن به آزادی، قانون و انسانیت جانمان را نیز به خطر می اندازیم. بزرگ مردمانی که تنها سلاحشان برای دست یابی به اعتقادتشان قلم بوده و بس! آزادیخواهانی که سالهاست نامشان لرزه بر تن اقتدارگرایان انداخته تا آنجا که تحمل دیدن تصاویر این بزرگ مردان نیز برایشان دشوار می نماید. دلاورانی که با صبر و استقامتشان حاکمیت جور را به زانو در می آورد تا آنجا که حاکمیت شکست خورده مامورانش را چون حیوانانی زخم خورده بر روی خانواده های آنان می فرستد تا بلکه با پاره کردن تصاویر فرزندان رشیدشان، انتقام بگیرند.
عبدالله مومنی، مجید توکلی، علی ملیحی، حسین نورانی نژاد، کیوان صمیمی، مجید دری، بهمن احمدی امویی، ضیا نبوی، علی پرویز، حمیدرضا محمدی، جعفر اقدامی، بابک بردبار، کوهیار گودرزی، غلامحسین عرشی، محمدحسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد شما سرمایه های جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران هستید. شما سمبل هزاران بازداشت شده جنبش سبز هستید. شما معلمان و پیشتازان ما بودید و هستید. حکومت ظلم از دیدن تصاویر شما هم لرزه بر جانش می افتد. اعتصاب غذای خود را بشکنید و بگذارید تا وجود پر برکتتان خواب اقتدارگرایان را تا طلوع آزادی آشفته سازد. بگذارید که در فردای سبز این دیار دستانمان را در دستان شما ببینیم و همراه با هم ندای پیروزی یاران دبستانیمان را سر دهیم .
در انتها ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های تبریز ( دانشگاه تبریز، دانشگاه آزاد تبریز، آذربایجان، سهند، پیام نور، نبی اکرم) به نمایندگی از دانشجویان سراسر کشور ضمن اعلام حمایت از خواسته های قانونی این زندانیان، خطاب به حاکمیت زور و زر و تزویر اعلام می کنیم، به اعمال خلاف قانون، غیر انسانی و غیر شرعی خود پایان دهید و راه رضایت مردم پیش بگیرید که حال دوران ثابت نخواهد ماند و زودتر از آنچه تصور می کنید خواهد رسید روزی که در دادگاه های مردمی و مستقل مجبور به پاسخگویی در برابر مردم شوید. مقامات امنیتی و قضایی را نیز هشدار می دهیم که مردم ایران شما را مسئول سلامتی و حیات این زندانیان می دانند! مبادا با عدم رسیدگی و تمیکن در برابر خواسته های به حق و قانونی زندانیان لحظات را از دست دهید و آنچه نباید اتفاق افتد، اتفاق بیفتد که ...
ما همچنین اعتراض شدید خود را نسبت به بازداشت گسترده فعالان مدنی آذربایجانی و دانشجویان هویت طلب تبریز اعلام و حاکمیت تجزیه طلب را به ترک سیاست های تفرقه انداز دعوت می کنیم. عموم مردم ایران را نیز به هوشیاری در مقابل این سیاست کثیف حکومت فرا می خوانیم.
یاشاسین آزادلیقی یاشاتماق اوچون یاشایان میللت
فعالان دانشجویی دانشگاه های تبریز
جمعی از شاعران جوان کشورمان جمعه شب با حضور در جماران، ضمن دیدار و گفتگوی صمیمانه با حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، به شعرخوانی در حضور یادگار امام پرداختند.
به گزارش جماران، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این دیدار به تشریح نقش هنر و ادبیات در بسط اخلاق پرداخت و اظهار داشت: « تخیل » نجات بخش جامعه است و در برابر آن « توهم » دشمن آن است. در توهم انسان خود را مرکز عالم می داند و همه چیز را برای خود می خواهد.
وی افزود: توهم آغاز همه دردها و بیچارگی هاست، آغاز همه تلخی ها و فلاکت هایی است که بر انسان عارض می شود. انسان متوهم کاری به حقیقت و واقعیت ندارد او آنچه را که می اندیشد، می خواهد و کاری به خواسته دیگران ندارد. انسان متوهم خود را به واقعیت تحمیل می کند و هرگز تن به حقیقت نمی دهد.
یادگار امام با بیان اینکه تخیل نقطه مقابل توهم است، اظهار داشت: در تخیل انسان سعی می کند جای انسان دیگری قرار گیرد و این قاعده زرین فلسفه اخلاق است که آدمی طبق فرمایش امام علی (ع) هر آنچه برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد.
وی با بیان اینکه اگر قدرت تخیل نباشد امکان احساس درد مردم وجود نخواهد داشت، گفت: تمام مسائل ما به زمانی برمی گردد که نمی دانیم با کلام و عمل خود با مردم چه می کنیم و چه به روزگار آنها می آوریم. اگر بتوانیم خود را جای مردم بگذاریم آنگاه می فهمیم که سوختن چه مفهومی دارد.
وی اظهار داشت: اگر تخیل در وجود انسان نباشد اساسا نمی تواند درکی از هم نوع خود داشته باشد. اگر واقعا می دانستیم با رفتارمان چه بلایی سر دیگران می آوریم هرگز بی محابا دست به رفتارهای مختلف نمی زدیم.
سید حسن خمینی افزود: کسانی که از توانایی تصور روزگار انسان های دیگر عاجز هستند و قدرت تخیل ندارند انسان هایی فردمحور هستند و در درون خود گم شده اند.
وی خاطرنشان ساخت: وقتی کارگردانی درد یک فرد فقیر و یا درد انسانی طرد شده از جامعه را تصویر می کشد به دیگران کمک می کند تا وقتی در سطح جامعه چنین افرادی را می بیینند با آنها همدردی کنند. وقتی کسی در رمان بلندی با قهرمان داستان مدتی زندگی می کند می تواند درد او را بفهمد.
یادگار امام راحل اظهار داشت: اگر هنر نبود ما برای رسیدن به تخیلی که لازمه رشد جامعه است، مشکل داشتیم. شاید یکی از دلایلی که دنیای امروز چندان با فجایع آنچنانی روزگار پیشین مواجه نمی شود، توانایی تخیل بالای انسان هاست که به دست توانمند هنرمندها به تصویر کشیده می شود.
وی ادامه داد: جایگاه هنر، شعر و ادبیات تنها یک جایگاه تفننی نیست جایگاه مولد اخلاق است. بسیاری از فیلم ها و کارتون ها در انسانی شدن روابط انسان ها حتی با حیوانات، تاثیر بسزایی داشته اند.
سید حسن خمینی افزود: دشمن اصلی اخلاق و زیست اخلاقی در جامعه، توهم است. یعنی اینکه انسان خود را مدار خلقت بداند. وقتی جامعه ای دچار چنین توهماتی است یک فردی باید از یک جایی کاری شروع کند. دمیدن به آتش نفرت ها کار راحتی است باید کسی از گوشه ای برای زدودن کینه ها حرکتی بکند. البته کینه زدایی به معنی نادیده گرفتن حقایق نیست.
یادگار امام در پایان گفت: جایگاه هنر در ابعاد یک جامعه اخلاقی صرفا یک جایگاه شعاری نیست تعریفی واقعی، حقیقی و صحیح دارد لذا هر چه به آن پر و بال بدهیم جامعه یک گام به سمت سعادتمندی پیش خواهد رفت.
گفتنی است، پیش از سخنان یادگار امام شاعران جوان حاضر از جمله فاطمه سالاروند، راضیه بهرامی و خانم غلامی و افشین علا، محسن وطنی، محمدرضا طاهری، آرش شفاعی، محمدامین جعفری، امیر مرزبان، جواد زهتاب، محمد برزگر، علی ثابت قدم و پوریا محمودی به قرائت اشعار خود پرداختند.
از جمله غزل های خوانده شده در این دیدار، غزلی بود تحت عنوان « برای غصه های روز 14 خرداد » که توسط شاعر شیرازی سید محمدامین جعفری حسینی سروده شده بود که ذیل می آید:
برای غصه های روز 14 خرداد
تقدیم به لبخند آسمانی یادگار گرانبهای امام(س)
اکسیر هوشیاری ما در همین خم است / این خم که صد پیاله ی مستی در آن گم است
این خم که در سکوت پر از حکمت شماست / با قلب های روشن ما در تکلم است
لبخند را به چهره ماهت اضافه کن / این بهتران ترانه برای ترنم است
لبخند پرصلابت این چهره ملیح / تلمیح آشنای غزل های مردم است
در قامت بلند تو پیداست شرح « صدر » / جایی که اقتدار رفیق تبسم است
غمگینمان نکرده شبیخون جغدها / تا یادگار حضرت خورشید در قم است
آشوب بی حیای هیاهوی جغدها / در جذبه ی سکوت پر از شوق ما گم است
با ما سخن بگو که با این شوق زنده ایم / حالا که صبر با هیجان در تفاهم است
بگذار تر کنیم گلو از خم خمین / شرط دوام مستی ما در همین خم است


زندانیان سیاسی بند زنان و زندان رجایی شهر ضمن اعلام همبستگی با زندانیان اعتصاب کننده و اعتراض به وضعیت زندانیان، خواستار بازگشت آنان به شرایط عادی شدند.
بر اساس خبرهای رسیده از داخل زندان رجایی شهر، زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر اعلام کردند که امروز در همبستگی با زندانیان در اعتصاب غذای اوین، روزه سیاسی خواهند گرفت.
به گزارش رسیده به جرس، این روزه سیاسی در پی اعلام دو روز گذشته جبهه مشاركت ايران اسلامي است که در بیانیه ای از مردم دعوت کرد براي همراهي وهمبستگي با زندانيان سياسي كه در اعتصاب غذا به سر مي برند و خانواده هاي ایشان، دست به روزه سیاسی بزنند.
عیسی سحرخیز، داوود سلیمانی، رسول بداغی، مهدی محمودیان، منصور اسانلو، ناصح یوسفی، حشمت الله طبرزدی، رفیعی فروشانی، احمد زیدآبادی، مسعود باستانی، شبنم و فرزاد مددزاده از جمله زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر هستند.
پیش از این هشت زندانی سیاسی زندان رجایی شهر با صدور بیانیه ای از اعتصاب کنندگان خواسته بودند که به اعتصاب خود پایان دهند.
از سوی دیگر به گزارش رهانا، در نامه پشتیبانی زنان زندانی بند عمومی زندان اوین آمده است: توجه به شرایط غیرانسانی که این زندانیان در آن به سر میبرند، ما زنان بند عمومی زندان اوین ضمن پشتیبانی از خواستههای حق طلبانه دوستانمان در بند ٣۵٠ نسبت به وجود این شرایط معترض و خواستار بازگشت آنان در اسرع وقت به شرایط عادی هستیم.»
17 زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در اعتراض به انتقال به انفرادی و همچنین رفتار نامنساب ماموران زندان 13 روز است که در اعتصاب غذا به سر می برند.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.
همچنین پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا که به بیماری دیابت مبتلا است پس از دو روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده و از حال وی تاکنون خبری در دست نیست.
بهمن احمدی امویی ، کیوان صمیمی و مجید توکلی، سه زندانی هستند که از چهار روز پیش وارد اعتصاب غذای خشک شده اند.
جهانگير عبدالهی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و دبير کانون فرهنگی دانشجويان کرد این دانشگاه که در شانزدهم تيرماه سال جاری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضی پيرعباسی به پنج سال حبس تعليقی محکوم شده بود پس از تمکین به حکم و عدم اعتراض و تجدیدنظر خواهی نسبت به حکم صادره دادگاه بدوی، با شکایت نماینده دادستان مواجه شد.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، جهانگیر عبدالهی پس از صدور حکم دادگاه بدوی به پیشنهاد وکیل خود آقای زرافشان، به حکم ناعادلانه پنج سال حبس تعلیقی صادر شده از سوی دادگاه بدوی شکایت نکرد.
با این حال پس از پایان مهلت تجدیدنظر خواهی دادگاه اعلام می شود که نماینده دادستان به حکم صادره اعتراض کرده و از دادگاه بدوی درخواست مجازات سنگین تری را برای وی ارائه داده است.
جهانگیر عبداللهی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای دانشکده حقوق دانشگاه تهران است. وی یازدهم بهمن سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در مقابل در دانشگاه بازداشت و پس از تحمل چهار ماه زندان در اردیبهشت ماه امسال با صدور قرار وثیقه از اوین آزاد شد.
گفتنی است شعبه 26 دادگاه انقلاب پیش از این نیز چند تن از دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران را نیز به حبس محکوم کرده است.
این دادگاه پیمان عارف دانشجوی کارشناسی ارشد این دانشکده را به یک سال حبس تعزیری، مهدی تاجیک دانشجوی کارشناسی ارشد را به دو سال و سه ماه حبس تعزیری و البرز زاهدی را به یک سال حبس تعلیقی محکوم کرد که حکم البرز زاهدی و پیمان عارف در دادگاه تجدیدنظر تائید شده و وضعیت پرونده مهدی تاجیک همچنان نامشخص است.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور، با انتشار نامه ای خطاب به رئیس قوه قضاییه خواسته است تا هر چه زودتر به شرایط زندانیان بند ۳۵۰ که در اعتصاب غذا به سر می برند رسیدگی شود.
به گزارش جرس، انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور، ضمن هشدار نسبت به خطراتی که تاکنون متوجه این زندانیان شده و همچنان وجود دارد، مسئولیت آن را به عهده کسانی دانسته که این شرایط را به زندانیان تحمیل کرده است.
متن کامل نامه انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور به این شرح است:
حضور آیت الله آقای صادق لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام؛
همانطور که مستحضرید هفده نفر از زندانیان سیاسی زندان اوین که از جوانان فرهیخته و عزیز این مرز و بوم هستند و جرم و گناهشان همراهی با ملت در اعتراض به تقلب در انتخابات بوده است، بیش از ۱۳ روز است که به دلیل بدرفتاری متولیان زندان و عدم رعایت حقوق قانونی زندانیان در اعتصاب غذا به سر می برند.
اعتصاب غذای خشک سه نفر از این عزیزان در مرحله بحرانی قرار دارد. ادامه این شرایط و عدم تأمین خواسته های به حق این عزیزان تهدید جدی جانی این جوانان برومند را از یک سو و نمایش شرایط نابسامان قضا و بد رفتاری با زندانیان سیاسی را از سوی دیگر به دنبال خواهد داشت.
حتی در صورتی که اعتصاب غذا پس از این مدت طولانی با توصیه و درخواست رهبران و بزرگان قطع شود نیز صدمات جبران ناپذیر پزشکی در سیستم های گوارشی، کلیوی و کبدی این جوانان عزیز تا سالیان دراز باقی خواهد ماند و یقیناً مسئولیت آن به عهده کسانی است که این شرایط را به آنان تحمیل کرده و موجب اعتصاب غذای اعتراضی آنان و نیز تداوم آن شده اند.
هشدار جامعه پزشکی کشور رسیدگی سریع و کامل درمانی قبل از بروز عوارض جبران ناپذیر است.
قبل از آنکه دیر شود و تأسف بجا ماند اقدامی کنید.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران
یلدا آراسته
مسجد نور در میدان فاطمی تهران فعلا آخرین جایی است که مهدی کروبی نامزد معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته است. حملات دامنه دار لباس شخصی ها به چهره های منتقد، این سوال را به اذهان متبادر می کند که اینها از کجا مورد حمایت قرار می گیرند؟
خبرگزاری نیمه دولتی فارس یکی از نخستین منابعی بود که خبر این حمله را منتشر کرد. این خبرگزاری مدعی این شد که محافظان مهدی کروبی در واکنش به اعتراض مردم به سوی آنها گاز اشک آور پرتاب کردند و اسلحه کشیدند.
این روایت خبرگزری فارس را ساعاتی بعد پسر مهدی کروبی تکذیب کرد. حسین کروبی در گفتگو با جرس اعلام کرد که کسانی که گاز اشک آور و اسلحه به همراه داشته اند لباس شخصی هایی بوده اند که قصد حمله به مهدی کروبی را داشتند.
مهدی کروبی در مسجد نور حضور یافته بود تا در مراسم ختم یکی از دوستان قدیمی خود شرکت کند. این برای نخستین بار نیست که او هنگام حضور در مجامع عمومی مورد حمله قرار می گیرد.
حمله ای که منابع خبری ایران آن را "اعتراض های خود جوش مردمی" به این نامزد معترض انتخابات می دانند اما نزدیکان کروبی این حملات را حرکاتی سازمان یافته توسط نیروهایی می دانند که " لباس شخصی ها" نامیده می شوند.
هر چند که در یکسال گذشته دیگر سران جنبش سبز هم مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته اند و حتی سید حسن خمینی نوه بنیانگذار انقلاب نیز نتوانست به خاطر حضور آنها سخنرانی خود را به پایان برساند ، با این حال به نظر می رسد مهدی کروبی بیش از دیگران در معرض حملات فیزیکی این گروه بوده است.
حمله به منظور ضرب و شتم
این نیروها از ابتدا تنها به شعار دادن علیه او بسنده نکردند. تیر ماه 88 مهدی کروبی در راه شرکت در نماز جمعه مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت.
سحام نیوز آن روز به نقل از حسین کروبی نوشت : " هنگامی که پیاده شد(مهدی کروبی) ، تعدادی از نیروهای لباس شخصی مقابل در ایستاده و به او حمله کردند و او را مورد تعرض قرار دادند، به طوری که عمامه او از سرش افتاد."
پسر کروبی گفته بود که از فرمانده لباس شخصی ها شنیده که با بی سیم ازنیروهای خود تشکر می کرده و به آنها می گفته که کارشان را بسیار "خوب انجام" داده اند.
این تنها حمله به مهدی کروبی رئیس مجلس ششم بود که توسط مسولان حکومت مورد توجه قرار گرفت.
پس از پایان نماز جمعه مرتضی تمدن، استاندار تهران و رئیس شورای تأمین این استان، حمله به آقای کروبی را حادثه ای "مشکوک" توصیف کرد و از نیروهای انتظامی و امنیتی خواست که عاملان آن را شناسایی و به مراجع قضایی معرفی کنند.
این در حالی بود که دو روز قبل از این حادثه پسر محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد دولت نهم در وبلاگ خود نوشته بود : " اگر موسوی و خاتمی به نماز جمعه بیایند شک نکنید که برای تکرار ماجرای فحش وکتک خوردن عبدالله نوری و مهاجرانی در تابستان ۷۷ آمده اند و وقتی به این نیت آمده اند معلوم است که این اتفاق نباید بیفتد."
نمایشگاه مطبوعات هم نا امن بود
نخستین روز آبان ماه نیز هنگامی که مهدی کروبی برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات به مصلای تهران رفت مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت .
آقای کروبی در حالی نمایشگاه را ترک کرد که عمامه از سرش افتاده بود و کسانی قصد ضرب و شتم او را داشتند .
آن روزهم خبرگزاری فارس ادعا کرد که محافظان آقای کروبی برای آنکه " مردم معترض" را متفرق کنند تیر اندازی هوایی کرده اند.
پس از این جریان اما آقای کروبی در یک پیام ویدیویی اتفاقاتی را که در نمایشگاه مطبوعات افتاده بود شرح داد و اعلام کرد که این اقدامات برای این است که می خواهند او را خانه نشین و منزوی کنند.
آقای کروبی خود علت این حملات را نامه سرگشاده و صریح اللهجه اش به آیت الله هاشمی رفسنجانی دانست که در آن به شرح شکنجه ها و تجاوزها در بازداشتگاه ها کهریزک پرداخته بود .
نامه ای که مقام های قضائی ایران هیچ گاه آن را تائید نکردند.
به تظاهرات نیائید
روز قدس عده ای در خیابان حجاب به سید محمد خاتمی حمله کردند این گروه عمامه آقای خاتمی را به زمین انداختند و با حضور پلیس و مردم معترض متفرق شدند. از سوی دیگر مهدی کروبی نیز در مسجد الجواد میدان هفت تیر مورد حمله قرار گرفت. روزنامه اعتماد همچنین خبر از حمله نیروهای لباس شخصی به اتومبیل شخصی میر حسین موسوی داد . به این ترتیب حملات این گروه ها اجازه نداد تا سران جنبش سبز در راهپیمایی این روز حضور داشته باشند.
خبرگزاری های داخلی نیز این اخبار را تائید کردند اما آنها در خبرهایشان سخن از مردمی به میان آوردند که معترضانه با شعارهایشان خواستار این بودند که این سران صحنه را ترک کنند و هیح کجا از خشونت و ضرب و شتم صورت گرفته توسط آنها سخنی به میان نیاوردند.
هر چند که بسیاری از گروه ها و حتی کسانی از اصولگرایان چون باهنر نیز این اقدامات را تقبیح کردند با این حال این روند همچنان ادامه داشت .
13 آبان مهدی کروبی و میر حسین موسوی تصمیم داشتند در میان مردم حضور یابند و در راهپیمایی مجوز دار 13 آبان شرکت کنند.
آقای کروبی که از میدان هفت تیر قصد داشت به سمت سفارت اشغال شده آمریکا حرکت کند در همان جا مورد ضرب و شتم قرار گرفت و زخمی شد.
سایت کلمه نیز خبر از هجوم لباس شخصی ها به فرهنگستان هنر داد و نوشت : "گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند که درنهایت این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل آقای موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت پرحجم نیروهای امنیتی نتوانست از آنجا خارج شود."
این حمله به دو تن از شخصیت های نظام که سالیان دراز در ایران داری سمت های اجرایی بودند برخلاف انتظار واکنش هیچ کدام از مسوولان و نیروهای امنیتی را به دنبال نداشت و این حملات توسط حکومت ایران اعتراض های مردمی خوانده شد.
معترضان به حمله لباس شخصی ها
با این حال مرحوم آیت الله منتظری در تماس تلفنی با مهدی کروبی جویای احوال او شد و حملات روز 13 آبان را محکوم کرد.
محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و عبدالله نوری نخستین وزیر کشور دولت خاتمی نیز از حمله به آقای کروبی اظهار تاسف کردند .
اما این راهی بود که برای هواداران حکومت هنوز پایان نیافته بود.
حمله به میر حسین موسوی در قم
آذر ماه هنگامیکه میر حسین موسوی برای شرکت در مراسم تشیع جنازه آیت الله منتظری به قم رفته بود ،مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت.
سايت کلمه نوشت هنگام بازگشت آقای موسوی از مراسم تشييع آيت الله منتظری، گروهی موتورسوار لباس شخصی، به اتومبيل او حمله کردند که موجب جراحت سطحی يکی از همراهانش شد.
موتورسواران که در بيرون منزل آيت الله صانعی کمين کرده بودند، ابتدا هنگام خروج ميرحسين موسوی به او فحاشی کردند.
موتورسواران با تعقيب کاروان حامل آقای موسوی در چند مرحله با سد مسير موجب توقف خودروها شدند. در يک مرحله نيز يکی از موتورسواران شيشه عقب اتومبيل آقای موسوی را شکست که يکی از همراهانش را زخمی کرد.
لباس شخصی ها مسلح می شوند
یک ماه قبل از برگزاری راهپیمایی 22 بهمن ماه آقای کروبی مورد حمله مسلحانه قرار گرفت. او که به قزوین سفر کرده بود 17 دی ماه اتومبیلش هدف اصابت گلوله قرار گرفت. در این حمله آسیبی به آقای کروبی نرسید اما مشخص هم نشد چه کسی تیر اندازی کرده است فرمانده نیروی انتظامی استان قزوین این خبر را در حالی تکذیب کرد که عکس هایی از حمله به اتومبیل کروبی منتشر شده بود.
پس این حادثه مهدی کروبی محافظان خود را مرخص کرد . او به سحام نیوز گفت : " "محافظینی که رسالت شان حفظ جان افراد است و در هنگام وقوع چنین حوادثی اختیار لازم را ندارند، عملا کارایی موثری نخواهند داشت."
این حمله پس از آن بود که آقای کروبی در بیانیه ای رفتار نیروهای امنیتی با مردم معترض در روز عاشورا را محکوم کرده بود.
خشن ترین روز اقدامات لباس شخصی ها
با این همه 22 بهمن ماه خشن ترین روز اقدامات لباس شخصی ها بود.مهدی کروبی ، سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی هر سه مورد هجوم کسانی قرار گرفتند که خود را محافظان نظام می دانستند.
برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی از حضور مقام هایی از نظام در راهپیمایی روز 22 بهمن جلوگیری شد.
خبرگزاری های دولتی حضور نداشتن این سه تن در راهپیمایی 22 بهمن را نشانه اعتراض های خود جوش مردمی دانستند که با شعارهایشان اجازه نداند که آنها در مراسم حضور پیدا کنند.
اما اخباری که از شاهدان عینی منتشر شد حکایت از حمله با گاز اشک آور و باتوم به آنها بود که در نهایت با دخالت مردم و نیروهای انتظامی پایان یافته بود.
پایان یک سال پر خشونت
سال 1388 با آغازی چنان خشونت با ر برای مهدی کروبی در حالی به پایان رسید که در روزهای آخر این سال عده ای در مقابل منزل او تجمع کرند و دیوارهای خانه اش را با شعارهایی بر ضدش پر کردند . این عده که باز هم " مردمی خود جوش" معرفی شدند در حالی پلاکاردهای آماده خود را در برابر منزل آقای کروبی بالا برده بودند و شعار می دادند که هیچ نیرویی به خاطر این تجمع بدون مجوز به آنها اعتراض نمی کرد.
یک ملاقات دیگر در قم
یک روز بعد از سالگرد انتخابات مهدی کروبی یکبار دیگر هنگامی که در قم به ملاقات آیت الله صانعی رفته بود مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفت .
این نیروها در حالی خانه آیت الله صانعی و بیت و دفتر آیت الله منتظری را محاصره کرده و مورد حمله قرار داده بودند و شعارهایی علیه آقای هاشمی رفسنجانی ،کروبی و آیت الله صانعی می داند که هیچ نیروی انتظامی و امنیتی در آن حوالی حضور نداشت.
محمد تقی کروبی معتقد بود که آنها از حمایت نیروهای امنیتی برخوردار هستند و در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت : " "این مجموعه چون حمایت حاکمیت و بخش امنیتی و انتظامی را دارند بدون هراس در برابر منزل آیت الله صانعی عربده کشی می کنند و در کمال امنیت منزل ایشان را به محاصره خود درآورده اند و آنچه که می خواهند با اتومبیل هاییکه در منطقه بوده انجام می دهند."
حسین فرزند دیگر آقای کروبی نیز معتقد بود که این حملات سازماندهی شده است او در گفتگو با جرس تاکید کرد :" از نوع جمع شدن ناگهانی و رفتار این گروه پیدا است که خودسر نیستند و از طرف گروهی سازماندهی و فرماندهی می شوند".
مراسم ختم پدر دکتر عارف
چندی بعد هنگامی که کروبی در مراسم ختم پدر محمدرضا عارف معاون اول محمد خاتمی در دانشگاه شریف حضور یافت لباس شخصی ها با شعار "مرگ بر منافق " به او حمله ور شدند.
این نیز از دیگر برگهایی از تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود که در آن یک روحانی که سالها درسمت های اجرایی حکومت نقش داشت مورد حمله قرار می گرفت و هیچ نیروی انتظامی در این امر دخالت نمی کرد.
تا گرفتن حق مردم از پا نمی نشینم
حمله دیروز به مهدی کروبی داستانی ادامه دار است که از سال پیش آغاز شد و تا زمانی که او معترضانه عملکردهای حکومت را نقد کند ادامه خواهد داشت.
گروهی که خود را معترض مردمی می دانند تنها مسوول حمله به مهدی کروبی نیستند ،بلکه هر وقت که لازم باشد در برابر مجلس شورای اسلامی، جایگاه سخنرانی نوه بنیانگذار انقلاب و هر منتقد دیگری به دولت نیز قد علم خواهند کرد.
روند این حملات نشان داده است که هر گاه مهدی کروبی در خصوص مسئله ای اظهار نظر کرده و یا بیانیه ای صادر کرده است مورد حمله کسانی قرار گرفته که خود را بسیار بیشتر از او صاحب این نظام می دانند.
آخرین حمله به او نیز شاید به دنبال اعتراض شدیدش به سخنان آیت الله احمد جنتی صورت گرفته است با این همه به نظر نمی رسد که آقای کروبی هراسی از این حملات داشته باشد.
تیر ماه سال گذشته و به دنبال اولین حملات لباس شخصی ها مهدی کروبی در سخنانی اعلام کرده بود : " بنده می گويم اگر زمان شاه يک شعبان بی مخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بی مخ تربيت کرده است و اين افراد بايد بدانند که مهدی کروبی تا آخر ايستاده است و آماده پرداخت هرگونه هزينه ای در اين راه است و تا گرفتن حق مردم از پا نخواهد نشست."
منبع: جرس
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار گفت: باید باور کنیم که عده ای از خبرنگاران در فضای انتخاباتی سال 88 و حوادث بعد از آن ماموریت داشتند تا با ریشه های نظام جمهوری اسلامی برخورد کنند.
به گزارش مهر، در آئین بزرگداشت روزخبرنگار که از سوی حزب موتلفه و با حضور خبرنگاران و اصحاب رسانه در هتل هویزه تهران برگزار شد خبرنگاران به درخواست روابط عمومی حزب موتلفه انتقادات و پیشنهادات خود را در زمینه های مختلف مربوط به احزاب و اطلاع رسانی ارائه دادند و همچنین برخی از خبرنگاران انتقادات خود در زمینه فعال نبودن حزب موتلفه و یا عدم تاثیرگذاری این حزب در تصمیمات دولت و همچنین زندانی شدن برخی خبرنگاران و یا خروج اجباری آنان از کشور ابراز کردند.
محمد نبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی نیز در این باره تصریح کرد: باید قبول کنیم برخی توطئه های دشمنان نظام قرار بود به وسیله رسانه ها در کشور عملی شود.
حبیبی در ادامه گفت: برخی از دوستان در این جمع به گونه ای حرف می زنند که انگار در کل نظام جمهوری اسلامی تاکنون یک روزنامه یا روزنامه نگار بد نداشته ایم و برخی به گونه ای عمل می کنند که انگار عکس این موضوع در کشور حاکم است.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی اضافه کرد: در هر صورت باید بپذیریم که در نظام جمهوری اسلامی هم روزنامه نگاران منتقد و تاثیرگذار و هم روزنامه نگارانی که ماموریت داشتند با ریشه های نظام جمهوری اسلامی برخورد کنند وجود داشته است.
وی با بیان اینکه برگزاری این جلسات و انتقادات صریح خبرنگاران به حزب موتلفه و مواضع دولت نشان می دهد که فضای آزادی بر ای ابراز انتقادات در کشور وجود دارد افزود: باید عینک بدبینی را برداشته و به مسائل با نگاه واقعی تری بنگریم.
حبیبی همچنین به برخی وقایع پس از انتخابات و موضوع تقلب در کشور اشاره و اظهار نظر کرد: موسوی و کروبی تاکنون درباره رویکرد قانونی که به درخواست آنان در زمینه بازشماری آرا قرار شد انجام شود پاسخی ندادند و از بازشماری آرا با حضورنمایندگانشان و یا خودشان سر باز زدند این درحالی است که باید در همان زمان از سوی برخی از رسانه ها این سئوال مطرح می شد که چرا آنان بدنبال بازشماری آرا نیستند.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی خاطرنشان کرد: متاسفانه با این دروغ مردم را به خیابان ها کشیدند و خواستند آنها را مقابل نظام قرار دهند این در حالی است که در همان زمان گروه 100 نفره ای مسلح با مسلسل و بی سیم از سوی دشمنان نظام مامور شده بودند که در راهپیمایی ها به هر کسی که رسید از پلیس گرفته تا مردم عادی شلیک کنند و افراد را بکشند.
وی ادامه داد: این افراد ماموریت داشتند با هدف و بی هدف شلیک کنند و ما نیز این مطالب را به آقای موسوی انتقال دادیم و گفتیم که راهپیمایی ها برای مردم خطرناک است اما وی به هیچ کدام ازاین صحبت ها توجه نکرد.
حبیبی تاکید کرد: دشمنان نظام طراحی کرده بودند نظام جمهوری اسلامی را به بهانه انتخابات ریشه کن کنند و یکی از این راهها نیز همین موضوع انتخابات و تقلب بود.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی همچنین گفت: موتلفه خود را حق مطلق نمی داند و این تفکر که تصور کنیم منتقدان خارج از نظام هستند تصور اشتباهی است و اصلاح طلبانی که در حلقه نظام حرکت می کنند حتی در صورتی که منتقد و معترض باشند نیز خارج از نظام نیستند.
وی ادامه داد: در زمان حاضر چهار گروه می توانند با دولت احمدی نژاد ارتباط داشته باشند. اول، پشتیبانان بی چون و چرای دولت که هر چه کار خوب و بد دولت انجام دهد آنان آن اقدام را تایید می کنند. دوم، کسانی که دولت را تخطئه می کنند و هر آنچه اقدام خوب و بد انجام دهد به صورت بد ارزیابی می کنند و سوم افراد بی طرف و بی اعتنا هستند.
حبیبی ادامه داد: موتلفه جزو هیچ کدام از این دسته ها نیست و بنا را بر پشتیبانی از دولت اصولگرا دارد و آرزو دارد که این دولت موفق باشد و همان گونه که چوب لای چرخ هیچ دولتی نداشته است در مورد این دولت هم عمل نمی کند اما حق انتقاد را نیز به خود می دهد و هرکجا که لازم باشد اشکالات دولت را به صورت صریح از طریق نامه، دیدار حضوری و یا به صورت رسانه ای مطرح می کند.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در پاسخ به خبرنگاری که گفت حزب شوخی است، افزود: موتلفه در گذشته نیز فعالیت های جدی ای قبل از انقلاب داشته و برخی از اعضا تا پای اعدام نیز رفته اند و امروز نیز بر همان مواضع جدی خود پافشاری می کند.
دانشجویان سبز دانشگاه امیرکبیر، با انتشار پیامی اعلام کرده اند از روز یکشنبه، وارد اعتصاب غذا می شوند و این اعتصاب را تا آخرین لحظه اعتصاب زندانیان دربند ادامه خواهند داد.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، این دانشجویان در این پیام از همه دانشجویان و مردم سبز سراسر کشور خواسته اند تا با زندانیان به هر شکل ممکن همکاری کنند.
متن کامل پیام این دانشجویان به این شرح است:
درود و صد درود به پایداری شما که زندگی را به کام حکومتیان تلخ کردید
درود به شما دانشجویان که نشان دادید دانشگاه در اوین نیز زنده است
درود به شما روزنامه نگاران که قلمتان را در زندان پر رنگ تر کردید
درود بر شما سبز اندیشان سر افراز ایران زمین
به پاس ایستادگی و مقاومت عزیزان در بندمان به خصوص مجید توکلی عزیز و همراهانش که در اعتصاب غذا بسر می برند از یک شنبه 17 مرداد 1389 تا آخرین روز اعتصاب آزاده های سر افراز اعتصب غذا می کنیم و از همه دانشجویان و مردم سبز سراسر کشور دعوت به همیاری با این عزیزان به هر شکل ممکن می کنیم.
دانشجویان سبز دانشگاه امیر کبیر
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه « یکی از شاخصههای هنرمند انقلابی ما مثل خود انقلاب؛ سرفرازی و نفروختن این سرمایهگران قدر به هیچ بهایی است»، گفت:« آنجایی که انقلاب در خطر است و به خصوص اگر دزدانه به نام انقلاب به انقلاب لطمه بزنند این هنرمند حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و مقاومت میکند و کارش را انجام میدهد.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، جمعی از شاعران جوان از سراسر کشور، با رییس موسسه بین المللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها دیدار کردند.
آغاز این دیدار صمیمی شعرخوانی تعدادی از شاعران جوان بود و در ادامه حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به تببین جایگاه هنر، نقش هنرمند و جایگاه شعر در جامعه پرداخت.
وی گفت:« درباب هنر و اینکه هنربرای هنر است یا هنر متعهدان فراوان بحث شده است، در اینجا این پرسش را مطرح میکنم که آیا هنر می تواند سفارشی باشد؟»
رئیس بنیاد باران افزود:« آیا آنچه در تاریخ رخ داده که بعضی از هنرمندان و شاعران به خاطر ضعف نفس خود یا به سبب فزون خواهی قدرتمندان، قلدران رامداح و ستایش کردهاند یا به سفارش اصحاب زر و زور شعر میسرودند و هنرنمائی میکردند را آیا میتوان آنها را واقعا هنربدانیم یا چیز دیگری است؟»
وی با بیان اینکه « معتقدم هنر در ذات خودش امری است خودکفا و هدف»، اظهار داشت:« بسیاری ازعالمان و علمای اخلاق میگویند خیر واقعی که محتوا و هدف اخلاق است خیری است که خودش برای خودش خواسته بشود؛آنچه وسیله چیز دیگری باشد لااقل اخلاقی نیست.»
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد:« میتوان چنین تعبیری را در مورد هنر هم به کار برد؛هنر برای خودش امر مقدس و عزیزی است و نمیتواند در خدمت چیز دیگری باشد.»
خاتمی در پاسخ به این سئوال که «هنر چیست؟»، گفت:« اما هنر چیست؟هنر امتداد وجود هنرمند است.هنر آن چیزی است که از متن جان انسان هنرمند بر میخیزد بسته به آنکه آن ذات و جان انسان چه باشد رنگ و بو و مشخصه هنر معین میشود.»
وی تاکید کرد:« اگر جان، جان متعهدی باشد و هنرمند،اندیشه و باور درست داشته باشد، هنراو نیز هنرمتعهد خواهد بود، یعنی تعهد هنرمند نسبت به حق و زیبایی و دغدغهاش نسبت به انسان و سرنوشت او در هنر او که البته بدون سفارش و تکلف پدید آمده است متجلی خواهد بود.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« واگر آن جان ؛ جان غیرمتعهد بود و آلوده بود هنر نیز آلوده خواهد بود، بنابراین هنر مقدستر از آن است که برای چیز دیگر غیر از خودش باشد،منتهی آنچه مهم است اینکه جان هنرمند که خاستگاه هنر است چه جانی است؟میدانیم که پیامبران بزرگ الهی برای تربیت جان آدمی آمدهاند و مصلحان و معلمان اخلاق نیز مربیان بشر بودهاند برای اینکه جان نیکو در انسان پا بگیرد.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با اشاره به اینکه «آغاز رسالت پیامبر و نقطه شروع حرکت پیامبر تزکیه است»، گفت:« تزکیه یعنی رشد دادن و فزونی دادن جان و رستگار کسی است که جان خود را رشد بدهد(قد افلح من زکیّها)حتی تزکیه بر تعلیم و کتاب و حکمت مقدم است.»
خاتمی تصریح کرد:« پس باید جان را تربیت کرد تا از درون آن گوهرهای شفاف و زیبای هنر که هم ظاهر زیبا و هم باطن زیبا داشته باشد بجوشد؛ به همین دلیل هم وقتی بعضی شاعران مدیحهسرا را میبینید با اینکه شاید از نظر صناعت و ظاهرآرائی کارهای بزرگی کردهاند، ولی کلام آنها تهی است یعنی معلوم است با تصنع و تکلف، شاعر مطلبی را گفته است که به آن اعتقاد نداشته است و ما به خاطر آن امر آن هنرمند و شاعر را ستایش نمیکنیم.»
وی ادامه داد:« ستایش ما از بزرگانی چون حافظ و سعدی، آنجا است که حافظ ،حافظ است و سعدی، سعدی است و برای دل پاک و آفریننده خود سخن گفته است.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «هنر برای هنر به یک معنی درست است منتهی در ارزیابی هنر باید دید که هنرمند چه جانی دارد»، اظهار داشت:« هنر مطلوب یاهنرواقعی آن است که در خدمت اعتلاء و رشد انسان است ولی اگرتجلی جان آلوده بود، درواقع هنر نیست.»
وی تاکید کرد:« هنرمند حتما باید جان خود را پاک نگه دارد و نیز آگاهیها و اطلاعات و دغدغههای خود را لحظه لحظه بالا ببرد.هنرمندی که زمان و دردهای زمان خودش را نشناسد طبعا اثر او خنثی یا حتی زیان بار است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« نکته دیگر، نقشی است که هنر در جامعه و زندگی بشر دارد و بی همتاست و به خصوص هنر شعر؛ اگر انسان را حیوان ناطق تعریف کردهاند از آن جهت است که سخن نماد و پدیدار خرد و جان زیبایینگر و کلی نگر و حقیقت نگر انسان است.»
وی با بیان اینکه «کلام نمایانگر عقلانیت انسان و عشق انسان و درون بزرگتر از طبیعت انسان است»، گفت:« و الا ممکن است طوطی هم سخن بگوید، ولی طوطی حیوان ناطق نیست چون تفکر ندارد،عشق ندارد، ولی در انسان؛ عشق و عقل و احساس او در کلام اوست که تجلی پیدا میکند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« بنابراین کلام که نماد انسانیت انسان است و اوج کلام در شعر است، یعنی اگر انسانیت انسان به کلام است اوج والایی کلام انسان به شعر است بنابر این شاعران جایگاه بسیار والایی دارند البته در صورتی که آن کلام در تجلیگاه یک جان برجسته و بزرگ باشد، احساس بزرگ،اندیشه بزرگ، عاطفه بزرگ، عشق بزرگ که به هر حال باز هم در هنرمندان این را بیشتر میبینیم. هنر در درازنای تاریخ نقش بزرگی داشته است.»
خاتمی یادآور شد:«شما وقتی تحولات تاریخ بشری را می بینید همگی مسبوق به گونه ای دگرگونی در عرصه هنر است.قبل از اینکه چیزی به نام مشروطیت در ایران ببینید یک نوع تحول در هنر این مرز و بوم می بینید و این تحول است که در تحول اجتماعی اثر دارد.»
وی افزود:« یا مثلا در رنسانس ؛اول در عرصه هنر چه شعر چه نقاشی چه مجسمه سازی چه جاهای دیگر دگرگونی پدید میآید و بعد این تحول در عرصه اجتماعی ظاهر میشود یعنی هنرمندان و شاعران پیشتازان تحول اجتماعی هستند در حالیکه هنرهای مختلف همگی زیباهستند ولی هنرکلامی سلطان همه هنرهاست.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:« شاعر واقعی را باید در راس هنرمندانی دید که پیشتاز و قهرمان تحولات اجتماعی هستند، در عین حال بزرگترین جلوه گاه و تجلی گاه تحولات و اوضاع و احوال اجتماعی نیزهنر است.»
وی سپس اظهار داشت:« شاید راویان تاریخ همیشه صداقت نداشته باشند یا محدود بتوانند مسائل را منتقل کنند یا محذوراتی داشته باشند، راویان نمیتوانند همه ابعاد قضیه را ببینند و هم ملاحظاتی دارند و محذوراتی، گرچه تاریخنگاری و تاریخ دانستن کار لازمی است ولی به خاطر همین ملاحظات و محدودیتهای اجتماعی خیلی کار مشکلی است که حقیقت اصلی و همه واقعیت و ابعادش را از درون تاریخ مدوّن در بیاوریم؛اما اگر ما به هنر ؛ -هنر غیر سفارشی - که برخاسته از جان هنرمند است رجوع کنیم بیشتر میتوانیم چهره زمان و روزگاران را در آئینه هنر بنگریم، همچنانکه میتوانید در سخن حافظ و سعدی تصویر درستی از روزگاری که آنها زندگی می کرده اند داشته باشید.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« هنرمند بی درد هنرمندی است که فقط صورت هنر را در اختیار دارد وبه نظرم به هنر خیانت می کند؛ درست است که هنر وسیله ای برای چیز دیگری نیست، هنرمند باید کاملا آزاد باشد تا بتواند آنچه که در درون اوست بجوشد و ظاهر شود ولی هرچه از درون هنرمند بر آید نمیشود اسمش را هنر گذاشت!»
خاتمی ادامه داد:« هنری که از جان پاک و جان زیبا میتراود هنر واقعی است و انسانی که آن جان را دارد و در زمان خود زندگی میکند دغدغههای زمان خودش را دارد هنر او بهترین روایت گر واقعیتی است که در آن زمان وجود داشته است.»
وی افزود:« شاعران و هنرمندان خدمتگزاران بزرگ جامعه بشریاند؛ با وجود اینکه انسان زیباست و برای زیبائی آفریده شده است ولی واقعیت زندگی انسان زشت بوده است.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با بیان اینکه « آنچه در تاریخ تحقق پیدا کرده زشت بوده»، گفت:« یعنی درست است که خواست همه پیامبران عدالت و کرامت انسان بوده است ولی آنچه در تاریخ گم بوده است عدالت و کرامت انسان است که پایمال شده است ولی خوبی شاعر و هنرمند این است که او زیبایی را میبیند چون با خیال واقعی نه وهم و پندارگرایی سر و کار دارد و زیبایی را با همه وجود احساس میکند و در عالم خیال نگارین زیبایی را محسوس و ملموس میکند.»
به عقیده سیدمحمد خاتمی، هنرمند واقعی انسان را از روزمرگی نجات میدهد در عین حالیکه به او لذت میدهد ولی درد را هم از او نمیگیرد بلکه درد درونش را ملموس و محسوس میکند و به جلو میرود.
وی ادامه داد:« هنر عنصر بسیار ارزنده است که خیلی ارزان و آسان به افراد نمیدهند، افرادی که دسترسی به این گوهر گران بها پیدا کردند قدر آن را بدانند و شکر آن را با پروردن جان متلاطم خویش و با توجه دادن این هنر خداداد به سوی رهایی انسان و زیبا تر کردن زندگی انسان و بیان دردهای او وحتی نشان دادن درمانهای آن هدایت بکنند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:« الحمدالله ما شاهد چهرههای ارزنده هنری هستیم، انقلاب ما که انقلاب انسان بود، انقلاب رهایی و آزادی و زیبایی و اخلاق بود در متن خود هنرمندان خوبی را نیز پرورانید.حالا اگر در عرصه خارج ما گاهی یا خیلی وقتها این زیبائیها را نمیبینیم و حتی گاه احساس میکنیم که در آن آرمانها و ارزشها دور افتادهایم؛ این از قدر انقلاب ما نمیکاهد.»
وی تصریح کرد:« ما در متن انقلابمان شاهد ظهور نسلی و نسلهایی از هنرمندان و اندیشمندان بودیم و هستیم که فرزند این انقلابند و به همین دلیل به اصطلاح ژن این زیباییها و عظمت انقلاب در متن جان اینها وجود دارد و به همین دلیل نسبت به مسائلی که ناگوار است چه به نام انقلاب و چه به نام اسلام مطرح بشود چه به هر نام دیگری حساسیت نشان می دهند و یکی از شاخصههای هنرمند انقلابی ما مثل خود انقلاب ؛ سرفرازی است و نفروختن این سرمایه گران قدر به هیچ بهایی.»
خاتمی تاکید کرد:«احساس مسئولیت نسبت به جامعه، نسبت به سرنوشت انسان، نسبت به جهان و سعی کردن که در میان سیاهیها نور دیدن و در متن زشتیها زیبایی دیدن کار هنرمند انقلابی ماست، منتهی زیبایی را چنان دیدن و بیان کردن که مخاطب احساس بی دردی و بی غمی نکند بلکه در عین حال که لذت میبرد درد درون را هم احساس کندو هیجان پیدا کند و انشالله باز هم در سایه همین هنرمندان و هنروران شاهد خواهیم بود روز به روز جامعه ما به سوی آینده بهترحرکت خواهد کرد.»
وی در پاسخ به سئوال یکی از شاعران که از او پرسید«به نظر شما آیا دوستان هنرمند توانستهاند واقعیتهای این یک سال رابیان کنند؟»، اظهار داشت:« بله نمونه آن همین جلسه بود به اینان کسی سفارش نداده چنین بگویند و بسرایند.این کار شما هنرمندان ارزنده است متاسفانه بعضی اوقات چنان صحنه سخت و تنگ می شود که بعضی ها از همان اصالتهایی هم که به آن دل بسته بودیم و هستیم زده می شوند.»
رئیس دولت اصلاحات سپس گفت:« متاسفانه شاهد هستیم که گاه نسل جوان ما به علل مختلف از نظامی که برآمده از انقلاب است دورتر میشود و بدتر از آن از دین ممکن است زده شود و این حاصل کار رفتارها و سیاستهایی است که درست نیست و معتقدیم متناسب با آن آرمان های اسلام وانقلاب و نیز خواست تاریخی انسان ایرانی نیست.»
وی تاکید کرد:« تفاوت شما این است که متعهد به آن اصول هستید و میگویید کسی نهالی را کج کرد ما نباید نهال را بشکنیم بلکه باید دست او را از آن نهال برداریم تا ان نهال کج نماند و راست شود؛ شما دل بسته به آن نهال و رویش آن هستند در عین حالیکه کجی هم میبینید و دلتان میخواهد آنها را رفع کنید.»
خاتمی یادآور شد:« معتقدم خیلی کارهای خوبی در طول دورانهای مختلف انقلاب توسط نسلهای انقلاب ما و هنرمندان برآمده از متن انقلاب انجام شده، البته از یاد نبریم پیش از انقلاب هم هنرمندان ارزنده ای داشتهایم که در روند و تقویت و پیروزی انقلاب نقش داشتهاند.»
وی افزود:« به همین دلیل آنجایی که انقلاب در خطر است و به خصوص اگر دزدانه به نام انقلاب به انقلاب لطمه بزنند این هنرمند حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و مقاومت میکند و کارش را انجام میدهد.»
به عقیده رئیس دولت اصلاحات، معتقدم هنرهای بزرگ در تنگناها آفریده شده است نه در فراخ گاهها! هرچه تنگنا بیشتر باشد ما هنر را نابتر و زیباتر و موثرتر و آفرینندهتر میبینیم.
سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد:« اهنرمند چون فراتر از زمان و مکان است و همواره وضع بهتر را میطلبد،اگر در فراخنای واقعی هم قرار بگیرد و ظاهرا هم برخوردار باشد به وضعیت موجود راضی نیست و وضع بهتری را طلب میکند و از رکود و در جا زدن پرهیز دارد.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ؛ «افشین علا»، شاعرنام آشنای کشورمان در آغاز این دیدار صمیمی، طی سخنانی کوتاه خطاب به حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی گفت : «جمع حاضر گروهی از شاعران جوان و مومن از سراسر کشور هستند که شما را به عنوان تکیهگاه فرهنگی و محبوب خودشان میدانند و این دیدار ونشست برای شاعران جوان بسیار مغتنم و باعث دلگرمی ما است. »
وی در ادامه گفت:« شما نه تنها در هشت سال ریاست جمهوری، عزیز ما بودید بلکه بعد از آن هم همچنان پشتوانه فکری، قلبی و معنوی جوانان هنرمند مومن و معتقد به انقلاب اسلامی، که با دغدغه و بیادعا کار می کنند هستید.»
افشین علا در این دیداریاد و خاطره شاعران متعهد «قیصر امین پور» و «سید حسن حسینی» را گرامی داشت و از ایشان به عنوان ستارههای درخشان شعر انقلاب یاد کرد که جریان شعر جوان انقلاب سرمشقهای شکوه مندش را از شعراین دو شاعر عزیز گرفت.
در این دیدارصمیمی که از ساعت 19 شروع شد و تا هنگام اذان مغرب ادامه داشت احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصلاحات نیز حضور داشت و تعدادی از شاعران جوان از شهرهای شیراز ، نیشابور، قم ، ساری ،تهران، شیراز ، مشهد و اصفهان ، سرودههای خود را در وصف حضرت ولی عصر (عج)، حضرت سیدالشهدا (ع)، امام خمینی (ره)، دفاع مقدس و همچنین اشعاری با مضامین اجتماعی و طنز خواندند.
در پایان این نشست، حاضران نماز مغرب و عشا را به امامت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی اقامه کردند.
امروز، در سیزدهمین روز از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی منتقل شده به سلولهای انفرادی، زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین اقدام به گرفتن روزهی سیاسی کردند.
به گزارش خبرنگار رهانا، این زندانیان در حمایت از ۱۷ زندانی سیاسی که از ۱۳ روز پیش دست به اعتصاب غذا زدهاند، این تصمیم را گرفتهاند.
در خبری دیگر نیز، زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر اعلام کردند که امروز در همبستگی با زندانیان در اعتصاب غذای اوین، روزه سیاسی گرفته اند.
هماکنون، با وجودوضعیت جسمی وخیم برخی از زندانیان اعتصاب کرده، هیچ خبری از سلامت و وضعیت آنها در دست نیست و همین امر بر نگرانی خانوادههای آنان افزوده است.
خانوادههای این ۱۷ زندانی سیاسی در اعتصاب غذا، کوچکترین راه ارتباطی با عزیزان خود ندارند و در روزهای گذشته به تجمع در مقابل دادستانی تهران و زندان اوین پرداخته بودند که با برخورد شدید ماموران امنیتی روبهرو شده بود.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.
همچنین پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا که به بیماری دیابت مبتلا است پس از دو روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده و از حال وی تاکنون خبری در دست نیست.
بهمن احمدی امویی ، کیوان صمیمی و مجید توکلی، سه زندانی هستند که از چهار روز پیش وارد اعتصاب غذای خشک شده اند.
دبیر کل مجمع نیروهای خط امام(ره) با انتقاد از گسترش دروغ در جامعه، از همه نیروهای اصلاحطلب خواست با استفاده از امکانات رسانهای موجود و گفتگوهای رودررو اقدام به افزایش آگاهیهای عمومی و عمق بخشیدن به جریان اصلاحطلبی کنند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، نمایندگان تشکلهای سیاسی و صنفی خراسان رضوی،شمالی و جنوبی گرد هم آمدند.
در این نشست فعالین سیاسی و صنفی استان به بحث و بررسی پیرامون حوادث پس از آن ، شرایط امروز و چشم انداز آینده پرداختند.
در ادامه این نشست حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه ای دبیر کل مجمع نیروهای خط امام(ره) ضمن اظهار خشنودی از دیدار نیروهای اصلاحطلب استان به تبیین فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات سال گذشته و پس از آن پرداخت.
وی با انتقاد از گسترش دروغ در جامعه نسبت به این موضوع اظهار ناخشنودی نموده و گفت:«ریاکاری تزویر و تهمت همگی از خانواده دروغ است که متاسفانه به میزان زیادی در جامعه رواج یافته است.»
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده حیاتنو از همه نیروهای اصلاحطلب خواست با استفاده از امکانات موجود از جمله رسانههای مجازی، گفتگوهای حضوری به افزایش آگاهیهای عمومی و عمق بخشیدن به جریان اصلاح طلبی مبادرت ورزند.
وی در پایان این دیدار ابراز اطمینان کرد که وضعیت موجود تداوم نخواهد یافت و پیروزی از آن حق مداران خواهد بود.
خانواده زندانیان سیاسی اعتصاب کننده در نامه ای به رییس قوه قضاییه با یاد اوری اعتقادات نظری وی در زمینه های مذهبی و علمی و با ابراز نگرانی شدید از وضعیت عزیزان دربند خود و ظلم و ستمی که به فرزندان این ملت می شود خواستار برخورداری زندانیان از حقوق اولیه یک انسان در زندان شدند.
به گزارش کلمه متن کامل نامه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضاییه
حضرت آیت آلله آملی لاریجانی
سلام علیکم،
احتراما به استحضار می رساند جنابعالی در مقام ریاست قوه قضاییه بیش از همگان و به نحو تام مسئول اعمال عدالت برای همه اعضای جامعه هستید و از دیدگاه فلسفه فقه و اخلاق احراز علم جامع الشرایط اجتهاد آن در شما محرز است و به لحاظ نظری مقوله عدالت را ترازوی سنجش قوه غضبیه- شهویه- عقلیه می دانید. اینک نیز به لحاظ فلسفه عملی حکومت، جنابعالی در مقام اجرای آن ایستاده اید. حال در ورای مقام حکومتی، آیا با انگیختگی وجدان عادل پرسشی از حال و وضع عده ای از اعضای جامعه که حقوق اولیه انسانی آنها مخدوش گردیده است، دارید؟
در این نکته یادآور می شویم فرزندان ما که در عارضه مستحدثه ناشی از انتخابات متهم ومحکوم شده اند و تقدیر شومی برای آنان به ناحق رقم خورده است، اینک درون زندان با نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی خود در مقام یک زندانی مواجه شده اند. هنگامی که اجرای حق ملاقات را بدون تحقیر و توهین از سوی زندانبانان در خواست کرده اند، متاسفانه مسئولین زندان با برخورد خارج از شئونات و خشونت آمیز به تهدید و تحقیر آنان پرداخته اند و به جای پاسخگویی به نیازهای اولیه بهداشتی، پزشکی، غذایی و حق ملاقات،مرخصی، آزادی های مشروط و . . . زندانیان که عدم توجه به آنها از سوی مسئولین شرایط نامطلوب انسانی را در بند ۳۵۰ اوین پدید آورده است، مسئولین زندان تعدادی از زندانیان را در شب نیمه شعبان به سلولهای انفرادی انتقال داده اند و تمامی تلفنها را تا به امروز قطع کرده و آنان را از ملاقات با خانواده هایشان محروم نموده اند. در چنین شرایطی که حقوق اولیه زندانیان و شئونات انسانی آنان، آگاهانه توسط مسئولین زندان اوین نقض شده است، آنها متوسل به قاعده “اکل میته” در شرایط اضطرار شده و به ناچار برای دستیابی به حقوق انسانی خود به اعتصاب غذا متوسل شده اند. متاسفانه مسئولین زندان و مقامات بالاتر قضایی از جمله دادستان محترم تهران، با وجود آگاهی از شرایط حاد جسمانی و خطری که سلامتی و جان این زندانیان را تهدید می کند، هیچ گونه توجهی به خواستهای ابتدایی آنان که عمده ترین آنها بازگشت از سلول انفرادی به بند عمومی است نشان نداده اند و تلاشی برای بازگرداندن حقوق آنان و تنبیه مامورین و مسئولین خودسر که عملکرد خشونت آمیزبرخی از آنان مورد تایید نماینده دادستان در زندان بوده، انجام نداده اند. این زندانیان از نیمه شعبان تاکنون بیش از دوازده روز است که در اعتصاب غذا به سر می بند و سلامتی آنان در معرض خطر جدی قرار گرفته و در این وضعیت آچمز دوازده روزه، هیچ مسئولی حاضر به پاسخ گویی به آنان و خانواده های دردمند و نگران آنان نیست و گوش شنوایی برای اعمال عدالت وجود ندارد.
اینک از جنابعالی تقاضا داریم با اشرافی که به مقوله عدالت دارید، در این امر دخالت فرموده و ترازوی عدالت را بین قوه غضبیه- شهویه- عقلیه مسئولین امور زندانیان، در حد اجرای دستورالعملهای ناقص زندان اعمال فرمایید و جهت رفع نیازهای اولیه این این محبوسان و اسیران اقدام نموده و با دستور انتقال زندانیان از سلولهای انفرادی به بند عمومی به اعتصاب غذای آنان پایان دهید و نگذارید از قبل جهالت و بی تدبیری برخی از مامورین، خطر فاجعه انسانی در رخداد مرگ ناشی از اعتصاب غذا گریبانگیر زندانیان و مسئولان شود و ارزشهای اسلامی و ملی بیش از این مخدوش گردد.
و من الله التوفیق
خانواده های ۱۷ زندانی سیاسی در اعتصاب غذا
رونوشت:
• ریاست و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
• ریاست سازمان زندانهای کل کشور، جناب آقای اسماعیلی
• ریاست دادگستری استان تهران، جناب آقای آوایی
• معاونت حقوق شهروندی دادگستری استان تهران، جناب آقای رازقندی
• ریاست زندان اوین، جناب آقای صداقت نژاد
رئیس دفتر رئیسجمهور با حضور در جمع خبرنگاران به حاشیههای برآمده از همایش ایرانیان مقیم خارج از كشور اعم از دعوت هوشنگ امیراحمدی و ترویج فرهنگ ایرانی به جای فرهنگ اسلامی پاسخ داد.
به گزارش ایلنا، اسفندیار رحیم مشایی در حاشیه همایش بزرگداشت مقام خبرنگار و شهدای عرصه خبر و اطلاع رسانی در واكنش به خبر منتشره در روزنامه كیهان مبنی بر اینكه هوشنگ امیر احمدی رسما به دعوت او به همایش ایرانیان خارج از كشور دعوت شده بود، گفت: اگر ایشان دعوت میشد حتما در این همایش حضور پیدا میكرد. این فرد اصلا دعوت نشده بود.
وی افزود: دعوتنامه منتشره در روزنامه مذكور كاملاً جعلی و دروغ است. این دروغ بزرگ روزنامه كیهان است و نمیدانم این روزنامه چه منفعتی میبرد كه چهره منفی ایرانیان خارج از كشور را منتشر كند.
رئیس دفتر رئیسجمهور كار این روزنامه را بسیار منفی دانست و گفت: روزنامه كیهان با این كار به شدت موقعیت خود را از دست داد. البته اصرار مسئول این روزنامه مشخص است. چرا كه این روزنامه قبلا همین اتهام را به من زده بود و نوشته بود كه من از هوشنگ امیراحمدی دعوت كردهام. الان هم میخواهد این موضوع را به من بچسباند تا اتهام قبلی خود را تایید كند. اتهامات این روزنامه به بنده، یكی دو دروغ نیست و اگر آنها را جمع كنیم، بیش از 30 دروغ آشكار و بین به من بسته است.
مشایی با بیان اینكه نمیدانم این روزنامه از این دروغها چه سودی میبرد؟، ادامه داد: من به حرفهای ایشان توجه نمیكنم. ملت ایران میداند كه به من قدر كافی شجاع هستم. اگر دفعه قبل هم كه این اتهام را به من زدند برای اثبات دروغ بودن ادعای این روزنامه، از آنها شكایت كردم. ایشان اصلا فكر نمیكند من كه در گذشته میخواستم اثبات كنم كه هیچگاه از این فرد(امیراحمدی) دعوتی به عمل نیاوردم، چطور با دعوت از این فرد، شكایتم را نقض میكنم؟ چرا باید در این همایش از وی دعوت میكردم؟ مگر میخواهم با این كار مردم به من بخندند!
رئیس شورای اطلاع رسانی دولت با تاكید بر اینكه متن دعوتنامه منتشر شده در روزنامه كیهان آن چیزی نیست كه به سایر دعوت كنندشدگان ارسال شده است، ادامه داد: اگر ایشان دعوت شده بود چرا در این همایش حضور پیدا نكرد؟ افسوس میخورم كسانی در ایران باشند كه هنوز به ظرفیتهای ایرانیان آشنا نباشد. شاید افرادی ایراننما مانند منافقین باشند، اما در مقابل جمعیت خروشان ایران عددی محسوب نمیشوند.
مشایی در خصوص انتقاداتی كه به سخنان اخیر وی مبنی بر ترویج مكتب ایرانی به جای مكتب اسلامی شده بود، گفت: متاسفانه این مساله نیز مانند مساله گذشته و دروغهایی بود كه به من زده شد! گویا برخی دوست دارند كه به من فحش بدهند كه اگر دوست دارند میتوانند این كار را انجام دهند. اما ملت ایران انتظار دارد كه حرف منطقی باشد.
وی ادامه داد: آن حرف، حرف جدیدی نیست. حرف امام (ره) است. امروز بسیاری از حرفها به نام اسلام در جهان منتشر میشود. اما آیا ما آنها را قبول داریم؟ ما معتقدیم اسلام ناب در ایران وجود دارد.
مشایی افزود: به خاطر ظلمهایی كه به من میكنند، من آنها را واگذار به خدا كردهام. چرا كه فكر میكنم خدا حتما بخشندهتر است.
وی در خصوص همایش ایرانیان خارج از كشور گفت: در همایش اول چندین تصمیم بزرگ از جمله راه اندازی صندوق ارزی ایرانیان برای سرمایه گذاری و پیشرفت تاسیس شد.
جانشین رییس جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از كشور، اصل همایش را برای كشور دارای دستاوردهای مهمی دانست و گفت: با توجه به حجم تبلیغات رسانههای غربی و اینكه اتباع خارج از كشور دیگر ارتباطی با داخل ایران ندارند، به تبلیغات مسموم آنها پاسخ داد و موجب خنثی سازی تبلیغات آنها شد.
وی ادامه داد: در یك سال گذشته تبلیغات وسیعی انجام شد كه ایرانیان خارج از كشور با نظام جمهوری اسلامی و دولت مخالف بودند اما در این همایش كه برجستهترین ایرانیان خارج از كشور به نمایندگی از اتباع دیگر حضور داشتند، برای ما یك دستاورد بزرگ سیاسی محسوب میشود.
مشایی خاطرنشان كرد: شبكههای وابسته به صهیونیستها و عوامل سلطه قدرت جهانی تلاش كردند كه این همایش برگزار نشود. اما زمانی كه دیدند ایرانیان نخبه با علایق خود به این همایش حضور پیدا كردند، آنها را مزدور و جاسوس خواندند. حال آنكه آنها از اساتید بزرگ دانشگاه های خارج از كشور هستند.
جانشین رییس جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از كشور، از دیگر دستاوردهای این همایش را آگاه شدن نخبگان خارج از كشور از اوضاع داخلی و آشنایی دستگاهها، دانشگاهها و كارخانجات داخلی با آنها عنوان كرد و گفت: در این همایش شبكه متخصصان ایرانی خارج از كشور راه اندازی شد كه این موضوع موجب ارتباط میان دانشمندان و نخبگان ایرانی میشود. بیشترین اثر همایش را باید بعد از همایش و با بازگشت نخبگان به كشورهایی كه در حال حاضر سكونت دارند دید.
رئیس دفتر رئیسجمهور در پاسخ به این پرسش كه با توجه به روز خبرنگار، چه خبری خوبی برای این قشر دارید، گفت: همایش امروز برای قدردانی از خبرنگاران است و دولت در كنار ملت ایران كه همواره قدر شناس پیشرفتها و خواستار فضیلتها بوده از شهدای خبرنگار تجلیل میكند و هدیهای برای خبرنگاران مد نظر قرار گرفته كه به آنها اهدا خواهد شد.
محمدرضا جلاییپور که در طول سال گذشته برای سومین بار در بیست و چهارم خردادماه امسال با حکم بازپرسی مشهد بازداشت شده بود و بعد از گذراندن ۴۰ روز در سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین به زندان انفرادی اطلاعات مشهد منتقل شده بود، بعد از گذراندن ۱۵ روز در این زندان و بازجوییهای مکرر، بدون ذکر دلیلی و بدون اطلاع خانواده خود و همسرش مجددا به زندان اوین در تهران منتقل شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، این دانشجوی دکتری پیش از این در تابستان ۸۸ سه ماه را در زندان انفرادی و در سلول اوین گذرانده بود و ماموران بعد از آن علی رغم وعدههای مکرر از باز پس دادن پاسپورت او خودداری کرده بودند. هنوز علت این انتقال مجدد به تهران مشخص نیست. با توجه به توضیحاتی که مقامات قضایی تهران تاکنون به خانواده این زندانی سیاسی داده اند او هیچ پرونده مفتوحی در دادستانی تهران ندارد و از آنجایی که حکم بازداشت اخیر وی به امضای بازپرسی مشهد رسیده بود انتظار می رفت که در طول دو هفته گذشته مسوولان قضایی مشهد در مقابل این بازداشت پاسخگو باشند.
گفتنی است که محمدرضا جلایی پور در ملاقات آخری که ده روز پیش با خانواده همسرش داشت اتهام وارده به خود را تشویش اذهان عمومی عنوان کرده بود. فاطمه شمس، همسر این زندانی سیاسی نیز در وبلاگ شخصی خود خبر داده است که بعد از این ملاقات که حدود ۱۲ روز پیش در مشهد اتفاق افتاد تا به امروز محمدرضا هیچ گونه تماسی با هیچ یک از خانوادهها نداشته است و با توجه به خبر انتقال مجدد وی به تهران نگرانیها درباره سرنوشت این زندانی سیاسی افزایش یافته است.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در خصوص اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بیانیه ای صادر کرد.
متن این بیانیه به گزارش ادوار نیوز به شرح زیر است:
دوازده روز از اعتصاب غذای جمعی از پاک ترین فرزندان این سرزمین که جرمی جز حق گویی و حق جویی و وطن دوستی نداشته و ندارند، می گذرد. به راستی جای بسی تأسف و شرمساری است برای آنانکه انسانی را به سرحدی از رنج روحی و جسمی می رسانند که برای رهایی از آن ستم و احقاق اولیه های حقوق انسانی خویش، از مایه جان و سرنهادن به رنجی دیگر بهره گیرد. مگر این سرفرازان میهن چه خواسته نابجا و گزافی دارند که از توان این مدعیان اداره جهان خارج است؟ آیا درخواست رعایت قانون و آیین نامه ای که اینان خود تدوینش نموده اند، درخواست خارق العاده ای است؟ آیا درخواست حفظ کرامت انسانی زندانی و نثار ننمودن ناسزا و سر ندادن فحاشی، خواست خارج از موازینی است؟
مگر مدعیان حکومت علوی نشنیده اند این نوای علی (ع) را خطاب به سپاهیانی که به دشمن ناسزایی گفته بودند و او را به خروش آورده بودند که : "انی اکره لکم ان تکونوا سبابین" (من از اینکه دشنامگر باشید متنفرم) حال چگونه است که درخواست یک زندانی برای اینکه شخصیتش حفظ شود، غیر قابل پذیرش قلمداد می شود؟ امروز این درد را در این مملکت به کجا باید برد که زندانی سیاسی نه برای اینکه آزاد شود و نه برای اینکه به مرخصی بیاید که برای اعتراض به عدم رعایت ابتدایی ترین حق انسانی اش باید اینچنین زجر و درد ستم را بر خود بار نماید؟
واقعاً در قاموس اینان جرم عبدالله مؤمنی (سخنگوی سازمان)، علی ملیحی (مسؤول روابط عمومی سازمان) و بسیاری بزرگمرد دیگر چیست که باید چنین تاوان های سنگینی را بر ایشان تحمیل نمود؟ چه گناه نابخشودنی مرتکب شده اند که مستحق چنین جور و ستمی آشکار شده اند؟ جز اینست که از میوه ممنوعه آگاهی چشیده اند و به دیگران چشانده اند؟ جرم اینان از نظر مستی زدگان قدرت، چیزی جز دانستن و فهمیدن نیست و چه جرمی که اینها عین فضیلت و مکارم اخلاقی است و در حقیقت باید گفت وای به حال حاکمیت و قوه قضاییه ای که مجرمینش، پاک ترین مردمانند و قهرمانان و اسوه های پایداری ملت.
در این بین اما چیزی که بیش و پیش از هر چیز نگرانی عمده همگان را در پی داشته است، سلامتی و بلکه حیات این عزیزان آزاده دربند است. سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) قاطعانه به حاکمان مست از شراب قدرت و منحرف سازان انقلاب و تخلف کنندگان از میثاق ملت هشدار داده و مصرانه می خواهد که از کجراهه خویش بازگردند، از این قانون شکنی آشکار دست بردارند و به خواسته های به حق این دربندان آزاد گردن نهند.
ما هشدار می دهیم که مسؤولیت کم شدن حتی تار مویی از سر عزیزانمان بر دوش ایشان است و هر خطای نابخردانه ای پاسخی قاطع از طرف ملت سبز ایران در پی خواهد داشت.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
شانزدهم مردادماه یکهزاروسیصدوهشتادونه
برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفایی، وکیل دادگستری از زندان اوین آزاد شدند.
به گزارش بامدادخبر، فرهاد حلیمی، برادر محمد مصطفایی به همراه خواهرش، فرشته حلیمی از روز دوم مردادماه در بازداشت به سر برده و پدر آقای حلیمی نیز چند روز پس از بازداشت فرزندانش توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
این بازداشتها با هدف فشار بر محمد مصطفایی جهت معرفی کردن خود به دادسرای مستقر در اوین صورت گرفته است.
آزادی این دو نفر درحالی صورت میگیرد که همسر این وکیل دادگستری هنوز در بازداشت به سر میبرد. روز گذشته نیز خبرگزاریها از خروج محمد مصطفایی از کشور و اعلام پناهندگی وی به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه خبر دادند.
وی به دلیل ورود غیرقانونی به خاک ترکیه توسط پلیس این کشور بازداشت شده بود که طبق آخرین اخبار اکنون آزاد شده و کشور نروژ آمادگی خود را برای پذیرفتن وی به خاک خود اعلام کرده است.
محمد مصطفایی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، روز شنبه، دوم مردادماه، برای ارائه پارهای از توضیحات به زندان اوین مراجعه و پس از بازجویی زندان را ترک کرد، اما پس از خروج وی، مقامات زندان بار دیگر با وی تماس گرفته و وی را برای بار دوم به زندان احضار کردند که محمد مصطفایی برای بار دوم به زندان مراجعه نکرد.
یک عضو فراکسیون خط امام(ره) بهترین شاخص برای حل اختلافات را قانون دانست و گفت: آنچه در مجلس تصویب میشود دولت باید طبق قانون عمل نماید، به عبارت دیگر فصل الخطاب، مصوبات مجلس است.
به گزارش ایسنا؛ حسین امیری خامکانی، نماینده مردم زرند در خانه ملت اظهار داشت: طبق قانون اساسی و تاکیدات بزرگان نظام و همچنین پایه دموکراسی و مردمسالاری در نظام، باید « قانون» حاکم باشد که آن قانون را نیز مجلس و نمایندگان ملت تصویب مینمایند. از این رو دولت نیز باید اینگونه مصوبات و قوانین را با دنبال کردن آییننامه و بخشنامهای در چارچوب قانون اجرا کند.
وی ادامه داد: در حال حاضر که دولت و مجلس اصولگرا و از یک جناح هستند، بیش از این انتظار میرفت که دولت مصوبات مجلس را اجرا کند، که این اتفاق رخ نداده است. این در حالی است که مجلس همواره نظرات دولت را گوش میدهد و تعامل خوبی از طریق معاونتهای پارلمانی با دولت داشته تا از نظرات آنها استفاده نماید. بنابراین باید به این نکته توجه داشت که باید فصل الخطاب، مصوبات مجلس باشد.
نماینده مردم زرند در خانه ملت با تاکید بر اینکه مصوبات مجلس باید طبق قانون اجرا شود، گفت: در صورتی که در اینگونه مصوبات نیز اشکالی وجود داشته باشد دولت باید در قالب اصلاحیهای نظراتش را به مجلس اعلام نماید تا مجلس اقدامات قانونی لازم را انجام دهد، چرا که پس از تصویب طرح یا لایحهای، هیچ فردی جز شورای نگهبان نمیتواند آن مصوبه را بازگرداند. البته در صورت تایید شورای نگهبان نیز هیچ راهی جز دادن اصلاحیه از سوی دولت برای تغییر آن مصوبه وجود ندارد.
امیری با تاکید مجدد بر تعامل مجلس با دولت اظهار داشت: مجلس همواره نشان داده که به دنبال تعامل با دولت است، به گونهای که هرگاه احساس کند طرح یا لایحهای دارای مشکل است و یا دولت در اجرای آن با مشکل مواجه میشود، در جهت بهبود وضعیت آن تلاش میکند. بنابراین اینکه دولت به بهانه نتوانستن اجرای مصوبهای آن قانون را در زمین بگذارد، درست نیست و با این کار فلسفه وجودی مجلس را زیر سوال برده است.
وی همچنین با پررنگ دانستن رسانهها در رفع اختلافات مجلس و دولت گفت: درکشورهایی که بر اساس دموکراسی اداره میشوند رسانهها رکن چهارم به شمار آمده و به نمایندگی از مردم باید به اطلاعرسانی بپردازند. بنابراین میتوان گفت که وظیفه رسانهها دادن اطلاعات واضح و روشن به مردم است.
این عضو فراکسیون خط امام (ره) با بیان اینکه بین « کار رسانهای کردن» و« ایجاد جنجال» تفاوت وجود دارد، خاطر نشان کرد: گاهی رسانهها مطالبی را عنوان میکنند که علاوه بر اطلاعرسانی به مردم، مجلس و دولت نیز میتوانند از آن نظرات کارشناسی بهره جویند – که این بعد کار رسانهها برای کشور مفید است- اما برخی از رسانهها تنها به دنبال جنجال هستند، که مفید نیست و برای کشور ضرر دارد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: خبرنگاری، شغل شرافتمندانهای است که رسالت بزرگی را بر دوش خبرنگاران میگذارد.
به گزارش ایسنا؛ آیتالله هاشمی رفسنجانی در بیان دیدگاه خود به مناسبت ۱۷ مرداد؛ روز خبرنگار افزود: این گروه(خبرنگاران) که تمام همتشان ارتقای اطلاعات در جوامع است، نمیگذارند جامعه در بیخبری بماند و با رشد آگاهی مردم، باعث تسریع حرکت قافله انسانی به سوی قلههای دانش و علم و در نتیجه پیشرفت و سعادت میشود.
وی ادامه داد: توجه داشته باشیم که خبرنگاری با خبرسازی تفاوت دارد، خبرسازی که متأسفانه در کنار رشد نرمافزاری و سختافزاری اطلاعرسانی درست، در حال اشاعه در جامعه میباشد، بر پایه دروغ و شایعه استوار است و نمیتواند منبع و مرجع باشد، اما میبینیم که بسیاری از بوقهای استعماری و استبدادی برای جبران عدم اعتماد مردم، به دروغگویی و خبرسازی روی آورده و نمیدانند آنچه باعث افزایش رویگردانی مردم از آنان شده، همین حالت است.
وی خاطرنشان کرد: در دنیای فراصنعتی امروز که همه ابزار اطلاعرسانی با پیشرفتهترین تکنولوژی ساخته شدهاند، نمیتوان خبری را کتمان و یا سانسور کرد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه « عصر انفجار اطلاعات است» گفت: هر حادثهای که در هر گوشه این جهان اتفاق بیفتد، خیلی سریع با عبور بر شهپر اطلاعرسانی به اقصی نقاط جهان میرسد و حتی اخیراً در کنار خبر، تصاویر و فیلم آن نیز مخابره میشود. مانند تصاویری که در زمان هجوم ارتش اشغالگر اسرائیل به غزه از جنایات و کشتار صهیونیستها پخش شد و به دنبال آن ادعای مظلومیّت کذایی گروه افراطی یهودی که بر اثر مظلوم نمایی و تبلیغات غرب حاصل شده بود، بر باد رفت.
وی یادآور شد: تصویر به شهادت رسیدن نوجوانی در آغوش پدر در خیابانهای سرزمینهای اشغالی که نگذاشت ندای ریاکارانه حقوق بشری اسرائیل و حامیان جنایتپیشه آن، در گوش مردم جهان بنشیند.
وی اظهار کرد: این همه مرهون افزایش روزافزون خبرنگاران و توسعه ابزار اطلاعرسانی در جامعه است. شایسته است انقلاب اسلامی پایه و اساس نظام خویش را بر پایه اطلاعرسانی صحیح و سریع قرار داده و با حضور خبرنگاران متعهد در صحنه رسالت آگاهسازی را انجام دهد.
هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرد: نکتهای که باید به آن توجه کنیم، اینکه هر چقدر دایره خبرسازی و کتمان حقایق را گستردهتر باشد، به همان اندازه محدوده اعتماد مردم به مسوولان و رسانههای داخلی کم و توجه آنان به رسانههای خارجی زیاد میشود. نباید بگذاریم خبرهای مربوط به کشور ایران را دیگران به اطلاع مردم ما برسانند، مخصوصاً که میدانیم آنان اهداف خاص خود را در چیدمان کلمات در خبرها دارند و اگر ما واقعیتها را براساس حقیقت محض بگوییم، مردم نیز از آنان روی برمیگردانند.
وی اظهار کرد: به هر حال روز خبرنگار فرصت بسیار خوبی است تا من به عنوان مسوولی که در طول ۳۰ سال در سفر و حضر با آنان همراه بودهام، از همه خبرنگاران تشکر کنم و بر روح بلند خبرنگاران شهید درود فرستم که خون پاکشان علاوه بر ارزش شهادت، در راه افزایش آگاهی مردم به زمین ریخته شد.
رئیس مجلس شورای اسلامی در پی انقضای مهلت قانونی محموداحمدینژاد برای ابلاغ قانون تعیین تکلیف چاههای آب فاقد پروانه بهرهبرداری، این قانون را به روزنامه رسمی ابلاغ کرد.
به گزارش مهر؛ علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی طی نامهای به مدیر عامل روزنامه رسمی کشور قانون تعیین تکلیف چاههای آب فاقد پروانه بهرهبرداری، قانون را برای درج در این روزنامه ابلاغ کرد.
متن نامه ابلاغ رئیس مجلس به این شرح است:
با توجه به انقضای مهلت مقرر در ماده «۱» قانون مدنی و در اجرای مفاد تبصره ماده یک قانون مذکور، یک نسخه تصویر ” قانون تعیین تکلیف چاههای آب فاقد پروانه بهرهبرداری” برای درج در روزنامه رسمی ارسال میگردد.
جزئیات قانون تعیین تکلیف چاههای آب فاقد پروانه بهرهبرداری به شرح ذیل است:
ماده واحده ـ وزارت نیرو موظف است ضمن اطلاعرسانی فراگیر و مؤثر به ذینفعان، طی دو سال تمام پس از ابلاغ این قانون، برای کلیه چاههای آب کشاورزی فعّال فاقد پروانه واقع در کلیه دشتهای کشور که قبل از پایان سال ۱۳۸۵ هجری شمسی حفر و توسط وزارت نیرو و دستگاههای تابعه استانی شناسایی شده باشند و براساس ظرفیت آبی دشت مرتبط، و با رعایت حریم چاههای مجاز و عدم اضرار به دیگران و عموم مشروط به اجراء آبیاری تحت فشار توسط متقاضی پروانه بهرهبرداری صادر نماید.
تبصره۱ـ به منظور صیانت از سفره آبهای زیرزمینی، وزارت نیرو مکلف است با تأمین هزینه از سوی مالکان چاهها، حداکثر طی دو سال پس از تصویب این قانون نسبت به نصب کنتورهای هوشمند برای تحویل حجمی آب در کلیه چاههای آب کشاورزی اقدام نماید.
تبصره۲ـ وزارت نیرو مکلف است ظرف مدت ۵ سال پس از تصویب این قانون و از محل منابع صرفهجویی حاصل از کاهش مصرف سوختهای فسیلی ناشی از اجراء این قانون، نسبت به برقی کردن کلیه چاههای آب کشاورزی اقدام نماید.
تبصره۳ـ شرکتهای آب منطقهای مکلف هستند هر ۳ سال یک بار، مشروط به نبود تخلف از مفاد پروانه چاه توسط مالک یا مالکان، نسبت به تمدید پروانه بهرهبرداری چاههای آب کشاورزی در سراسر کشور اقدام نماید.
تبصره۴ـ کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مالک دستگاههای حفاری در سراسر کشور موظفند ظرف ۳ ماه پس از ابلاغ این قانون، از شرکتهای آب منطقهای استانها مجوز فعالیت و کارت تردد دریافت و سپس به حملونقل و تردد اقدام نمایند. پس از انقضاء مهلت تعیینشده، نیروی انتظامی موظف به جلوگیری از حمل و نقل و یا تردد دستگاههای فاقد مجوز و کارت تردد میباشد.
همچنین وزارت نیرو موظف است باهمکاری نیروی انتظامی نسبت به توقیف دستگاههای حفاری متخلف به مدت ۶ ماه و حمل آن به توقفگاه (پارکینگ) با هزینه مالک آن اقدام نماید.
رسیدگی به اعتراض مالکین در این خصوص بر عهده کمیسیون مندرج در تبصره (۵) این قانون میباشد.
تبصره۵ ـ وزارت نیرو مکلفاست جهت رسیدگی به اختلافات ناشی از اجراء این قانون و قانون توزیع عادلانه آب مصوب۱۳۶۱، در هر استان کمیسیونی تحتعنوان « کمیسیون رسیدگی به امور آبهای زیرزمینی» مرکب از یک نفر قاضی با حکم رئیس قوه قضائیه، یک نفر نماینده سازمان جهاد کشاورزی استان با حکم رئیس سازمان و یک نفر نماینده شرکت آب منطقهای استان با حکم مدیرعامل شرکت تشکیل دهد و نسبت به بررسی پروندههای شکایات اشخاص علیه دولت اقدام نماید. رأی لازم توسط قاضی عضو کمیسیون صادر میگردد.
احکام صادره مذکور ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دیوان عدالت اداری میباشد.
از تاریخ تصویب این قانون، کلیه دعاوی اشخاص علیه دولت مطروحه در محاکم عمومی برای اتخاذ تصمیم به این کمیسیونها احاله خواهدشد. دبیرخانه این کمیسیون در شرکتهای آب منطقهای مستقر میباشد.
تبصره۶ ـ از تاریخ تصویب این قانون هرگونه جابجایی چاههای دارای پروانه که مواجه به کاهش فاحش آبدهی گردیده و یا خشک شده است، صرفاً در اراضی آبخور اولیه چاه و حداکثر در محدوده اراضی مالک و مشروط به رعایت سایر ضوابط ماده (۱۱) آئیننامه اجرائی فصل دوم قانون توزیع عادلانه آب و تبصرههای ذیل آن و با تشخیص کمیسیونهای رسیدگی به صدور پروانهها مجاز میباشد.
تبصره۷ـ آئیننامه اجرائی این قانون حداکثر ظرف ۳ ماه پس از ابلاغ به پیشنهاد مشترک وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی به تصویب هیأت وزیران میرسد.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و ۷تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ ۱۳تیرماه ۱۳۸۹مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۲۳/۴/۱۳۸۹ به تأیید شورای نگهبان رسید.
رئیس مجلس شورای اسلامی پیش از این در پی تاخیر محمود احمدینژاد چندین قانون از جمله قانون اصلاح قانون تجمیع انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی با دوره یازدهم ریاست جمهوری و قانون اختصاص ۲ میلیارد دلار برای کمک به مترو را ابلاغ کرده بود.
یک فعال سیاسی اصولگرا عنوان کرد: بسیاری ازاصولگرایان ازدایره اعتدال وانصاف خارج شدهاند و به توصیه بزرگان دین عمل نکردهاند.
به گزراش ایلنا، عمادافروغ درپاسخ به این سوال که با توجه به همسانی مبانی اصولی دوجریان اصلاح طلب و اصولگرا، علت اختلافات این دوجریان درچیست، خاطرنشان کرد: قبل ازاینکه وارد جریان شناسی سیاسی وجناحی اصول گرایی و اصلاح طلبانه شویم باید تعریفی ازاینها بدست دهیم.
وی گفت: اولا پاسخ دهیم که اصول گرایی چه نیست؟ از نظرمن بعنوان فردی اصولگرا، اصولگرایی محافظه کاری و رفتار ومنش پرگماتیستی و ماکیاولیستی نیست. یعنی ممکن است یک اصول گرا سنتگرا باشد، اما به تعبیرجلال آل احمد، سنتگرا به معنی محافظه کار نیست.
این فعال سیاسی اصولگرا خاطرنشان افزود: بطورقطع اصولگرا بخشی از ارزشهای خود را ازسنتهای نیک نبوی وعلوی میگیرد. اما تابع محض سنت هم نیست. بسیاری از سنتهای گذشته ما قابل دفاع نیست، پس اصولگرای واقعی ضمن اینکه بخشی از سنت را می پذیرد بخش دیگررا نمی پذیرد و با نگرش انتقادی با آن برخورد میکند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی درتبیین دیگر مشخصات اصولگرایی گفت: ازطرف دیگر یک اصولگرا، عملگرا هم نیست، یعنی برای او فایده و کارایی به هر قیمتی قابل قبول نیست. فایدهمندی وکارآمدی تا جایی برای یک اصولگرا قابل قبول است که منافی اصول مورد قبولش نباشد.
وی خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر اصولگرا ماکیاولیست هم نیست. قرارنیست یک اصولگرا قدرت را هدف قرار دهد و برای حفظ آن یا دستیابی بیشتر به آن، اخلاق و دین را وسیله قرار دهد و هرکاری برایش مجاز ومباح شناخته شود. درنزد یک اصولگرا ی واقعی قدرت دربهترین حالتش یک ابزار است و به هیچ وجه فعل سیاسی، هدف نیست. هدف تحقق ارزشها و حقوق جامع شهروندی اعم ازفردی، گروهی واجتماعی است.
افروغ درخصوص آن دسته ازصاحبان قدرتی که بنام اصولگرایی ،اخلاق و منش ماکیاولیستی را مدنظر دارند به فرمایشات امیرالمومنین اشاره کرد و گفت: سوگند به خدا، معاویه ازمن سیاستمدارترنیست، اما او نیرنگ می زند و مرتکب انواع گناه میشود. اگرنیرنگ ناپسند نبود، من سیاستمدارترین مردم بودم، ولی هرنیرنگی گناه است و هرگناهی یک نوع کیفراست.
این استاد دانشگاه درادامه گفت: درشرایط کنونی گفتمان انقلاب اسلامی و جوهره و مولفههای این گفتمان، اساس اصول گرایی است واهداف آنرا تعیین میکند.
وی درادامه تصریح کرد: یک اصولگرا دروهله اول باید فهم دقیقی از انقلاب اسلامی، ابعاد معنوی، اخلاقی، دینی و فلسفه سیاسی مبتنی برمردم سالاری دینی داشته باشد.
وی ادامه داد: یک اصولگرا باید توجهی ویژه به آزادی، استقلال وجمهوری اسلامی داشته باشد، در سیاست خارجی، استکبارستیزی و صهیونیسم زدایی ازعالم و نه شرقی و نه غربی را در نظر داشته باشد وآن را عملا پاس بدارد.
افروغ خاطرنشان کرد: با توجه به محافظه کارنبودن اصولگرایی، بنابراین یک اصولگرا فی حد ذاته یک اصلاحطلب است.
وی ادامه داد: مگر می شود عینک اصول گرایی را به چشم زد و از ورای این عینک به تفسیرحوادث و واقعیتهای اجتماعی وسیاسی و اقتصادی و فرهنگی چه درسطح داخل و چه درسطح خارج پرداخت، اما هیچ اقدامی درجهت اصلاح کاستیها و زشتیها نداشت؟
این فعال سیاسی اصولگرا افزود: ازسوی دیگر هیچ اصلاحطلبی نمیتواند پایبند به یکسری اصول نباشد. خواه ناخواه هراصلاح طلبی نیز بایستی عطف به یکسری اصول،اصلاح طلبی خود را تعریف کند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت: حال اگر گفتمان و معیار یک اصلاحطلب ، گفتمان انقلاب اسلامی و معیارهای برخاسته از آن باشد،علی القاعده هیچ تفاوتی در مبنا دراصولگرایی و اصلاح طلبی نیست، هرچند ممکن است اختلاف در تاکید برمولفه های خاص و درمشی و تاکتیک باشد که این بلامانع است.
وی درادامه ضمن اشاره به این نکته که اختلافات بین گروههای مختلف در زمان امام خمینی نیزازاین جنس بود، گفت: اما اگرمعیار اصلاحطلبی گفتمانی انقلابی نباشد و اصلاحطلبی از منظر گفتمانهای دیگری ازقبیل لیبرالیسم،سکولاریسم یا حتی سوسیالیسم مبادرت به عمل بکند،مسلم است که با یک اصولگرای واقعی تفاوت ماهوی دارد.
این فعال سیاسی اصولگرا تصریح کرد:ا زطرف دیگر اصولگرایی که محافظهکاراست، پرگماتیست و ماکیاولیست است وعملا ارادتی به گفتمان انقلاب اسلامی درنظرندارد و به هیچ وجه نمیتواند با یک اصلاح طلب ملتزم به آرمانهای انقلاب،اشتراک درمبنا داشته باشد.
وی افزود: به نظر میرسد بایستی تلاش کرد آن بخشی از اصولگرایی واصلاحطلبی را که التزام نظری و عملی به آرمانهای انقلاب اسلامی دارند،علی رغم تفاوت دیدگاه درروش و شیوهها به وحدت و گفتوگو دعوت کرد.
افروغ درمورد ان دسته ازاصول گرایان که التزام عملی ونظری به گفتمانهای انقلاب اسلامی ندارند و تنها نام اصول گرایی رابرخود گذاشتهاند و نیز اصلاح طلبانی که معیارهای اصلاح طلبی خود را از بیگانه اخذ میکنند،گفت: باید این گروه ها را کنارزد و دررقابتهای سیاسی نباید نگاهی همسان با اصلاح طلبان و اصول گرایان ملتزم به انقلاب اسلامی با این گروه داشت.
وی تصریح کرد: چه بسیاراصلاحطلبانی که ارادتی به انقلاب اسلامی ندارند. ازطرف دیگرچه بسیاراصولگرایانی که توجه به اصول را پیشپای منافع قدرتطلبانه خود ذبح می کنند و ارادتی به انقلاب اسلامی ندارند.
این فعال سیاسی اصولگرا درادامه گفت: با توجه به جریان غالب اصول گرایی درکشور باید حساب اصولگرایان پرگماتیسم و ماکیاولیسم که بیتوجه به جایگاه مردم درحاکمیت هستند را ازاصولگرایان واقعی و دردمند به حال جامعه و انقلاب اسلامی جدا کرد.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی دررابطه با لزوم بازتعریف اصولگرایی خاطرنشان کرد: شاید این بازتعریف برای بعضیها مطرح شده باشد، اما من نیازی به بازتعریف نمیبینم.
وی درادامه گفت: من که سالها پیش بحثی را تحت عنوان اصول گرایی خلاق و انتقادی مطرح کردم و مولفههای سیاسی، فرهنگی و فلسفی،اقتصادی آن رابرشمردم و نیزبه مبانی فلسفی ،عرفانی،کلامی و فقهی انقلاب اسلامی را اشاره کردم .
افروغ اضافه کرد: بیش ازآنکه درتعریف نیازبه بازنگری باشد، باید دررفتارهایمان و اعمال خود تجدید نظرکنیم. بسیاری ازاصول گرایان ازدایره اعتدال وانصاف خارج شدهاند و به توصیه بزرگان دین عمل نکردهاند. آنچه برای خود میپسندیدند برای دیگران نپسندیدند و اصل طلایی اخلاق رانادیده گرفتند.
وی درادامه به کلام حضرت علی (ع) اشاره کرد: امیرالمومنان فرمودند که احبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره لهو ماتکرهو لها ، برای دیگران همان را بپسند که برخویشتن میپسندی و ازآنچه که ازدیگران کراهت داری ازخویشتن نیزمکروه و ناخوشایند بدان.
جبهه مشارکت ایران اسلامی در پیامی به زندانیان سیاسی اعتصاب کننده ضمن ستایش ایستادگی و مقاومت آنها در برابر خودکامگی ها و رفتارهای غیر قانونی چه در بیرون از زندان و چه اکنون در داخل زندان، از این آزادگان خواست حال که با اعتصاب غذایشان تا کنون ظلم و جفایی که بر زندانیان بخصوص سیاسی می رود را افشا کردند و بگوش همگان رساندند برای حفظ سلامتی و رفع نگرانی مردم به این اعتصاب پایان دهند.
به گزارش کلمه متن این پیام به شرح زیر است:
بنام خدا
عزیزان در بند و حق جو که در اعتصاب غذا بسر می برید!
ایستادگی و مقاومت شما در برابر خودکامگی ها و رفتارهای غیر قانونی چه در بیرون از زندان و چه اکنون در داخل زندان ستودنیست. بدیهیست استیفای حقوق خرد مقدمه استیفای حقوق اجتماعی بزرگ است و اگر شما امروز بر برخورداری از حد اقل های حقوق زندانیان پای می فشرید در امتداد همان مبارزه ایست که در بیرون از زندان برای کسب حد اقل های حقوق قانونی شهروندان دنبال می کردید و بخاطر آن به زندان افتاده اید.
بدانید و می دانید که در این مبارزه ملت با شماست و در این روزها که شما در رنج اعتصاب غذا بوده اید از یاد شما غافل نبوده است. آنان که در ۲۵ خرداد سال گذشته با حضور اعتراضی میلیونی خود در خیابان های انقلاب و آزادی تهران پایه گذار جنبش حق طلبانه سبز گردیدند به نشانه همبستگی با شما امروز شنبه ۱۶ مرداد را روزه گرفته اند و دعای افطارشان را نابودی ظلم و پیروزی حق قرار داده اند. خانواده های شما با جفای زندانبانان و ماموران اطلاعاتی و قضایی بیش از ۱۲ روز است خبر موثقی از حال و روز شما پس از اعلام اعتصاب غذا یتان ندارند و بشدت نگران حال و روز شما هستند و به همین دلیل خود در یک اعتصاب غذای جبری هستند چرا که با یاد درد و رنج، و تشنگی و گرسنگی شما غذا از گلویشان پائین نمی رود.
عزیزان مقاوم و استوار
اینک که رهبران و بزرگان ملت که سلامتی و جان شما شایستگان ملت را برای ادامه حرکت ضرورتی غیر قابل انکار می دانند از شما خواسته اند به اعتصاب غذای خود خاتمه دهید شایسته است به ندای آنان اگر زندانبانان گذاشته باشند بگوشتان برسد پاسخ مثبت بدهید و مطالبات بحق خود را که مسئولان و متصدیان زندان لجبازانه از شما و سایر زندانیان دریغ کرده اند از طرق دیگر دنبال کنید. مطمئن باشید رهبران جنبش سبز و ملت ایران در این اعتراض و حق طلبی با شما هم صدا و همراه هستند.
با ملت در افطار روزه سیاسی امروز آنها همراه شوید و اعتصاب غذای خود را بشکنید. شما با اعتصاب غذایتان تا کنون ظلم و جفایی که بر زندانیان بخصوص سیاسی می رود را افشا کردید و بگوش همگان رساندید. خانواده های خود و ملت را از نگرانی در مورد سلامتی و جانتان برهانید. خداوند اجر صابران را به شما عطا فرماید.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
محمدرضا خباز، نماینده کاشمرمجلس گفت: طبق قانون اساسی هرگونه کمک به خارج از کشور چه به صورت کمک بلاعوض و چه به صورت وام باید طی لایحهای به مجلس داده شود و بعد از تصویب مجلس کمک به کشورهای دیگر بلامانع خواهد بود.
به گزارش آفتاب، خباز گفت: با این حال مدتی است که از رسانهها شنیده میشود که به زیمبابوه، کمک میشود. کمک به کشورهای دیگر باید از طریق مجلس بعد از تصویب قانون به صورت وام یا کمک بلاعوض باشد.
در هفتههای اخیر، سفیر زیمبابوه در تهران از کمک ۴۰ میلیون یورویی ایران به کشورش برای هزینه در بخش انرژی خبر داده بود.
به گزارش خبرگزاری پان افریکن، «نیکولاس کیتی کیتی» سفیر زیمبابوه در تهران گفته بود که ایران این مبلغ را برای بخش انرژی، بانکداری و پروژههای صنعتی در کشورش هزینه خواهد کرد.
کیتی کیتی گفته بود: این مبلغ همچنین برای بازسازی نیروگاه اصلی زیمبابوه به منظور افزایش تولید برق و کاهش سهمیه بندی و جیره بندی برق مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
سفیر زیمبابوه با اشاره به کمکهای مالی ایران به کشورش افزود: این تاسیسات منتظر ما هستند تا آنها را نجات دهیم. من اطمینان دارم که این به توسعه برنامههای اقتصادی ما کمک خواهد کرد.
وی همچنین از آغاز گفتو گوهای کشورش با ایران برای دریافت خطوط اعتباری بیشتر، به منظور احیای بخشهای کشاورزی، بهداشت و فناوری زیمبابوه خبر داد.
در ادامه اعتصاب غذای هفده تن از زندانیان سیاسی زندان اوین و انتشار اخبار نگران کننده از وضعیت وخیم جسمانی چند تن از آنان، همسر عبدالله مومنی و همچنین همسر بهمن احمدی امویی، ضمن ابراز نگرانی شدید از شرایط آنان، مسئولیت هرگونه اتفاقی را متوجه مقامات جمهوری اسلامی دانستند.
همزمان شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، از سیاست یک بام و دو هوای حکومت جمهوری اسلامی نسبت به زندانیان اعتصابی شدیدا انتقاد کرده و تصریح نمود "اگر کسی اعتصاب غذا کند و جانش را از دست بدهد، در کشور ما مشروط بر اینکه ایرانی نباشد، قهرمان می شود و به نامش خیابان می گذارند، اما برای یک زندانی سیاسی ایرانیِ تخلف محسوب می شود."
به گزارش کلمه فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی، سخنگوی دربند سازمان ادوار تحکیم وحدت با ابراز نگرانی شدید از اخبار مربوط به اعتصاب غذای همسرش و ۱۶ زندانی سیاسی دیگر محبوس در زندان اوین گفت : "در صورتی که اتفاقی برای همسر من و بقیه زندانیان سیاسی رخ دهد، تقصیر آن مستقیما بر گردن مسوولین این زندان و مقامات قضایی میباشد. چرا فقط زندانیان سیاسی باید از حقوق خود در این زندان محروم شوند. حداقل باید با این زندانیان مثل بقیه افراد محبوس در بندهای دیگر برخورد شود."
همسر مومنی متذکر شد طی سیزده روز گذشته که همسرش به انفرادی زندان اوین منتقل شده است هیچگونه خبری از وضعیت وی ندارد و هنوز تلاشهای او برای اطلاع از وضعیت این فعال سیاسی همچنان بی نتیجه مانده است.
ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار، همسر بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و تحلیل گر مسایل اقتصادی نیز، که از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا به سر می برد، در یادداشتی به بهانه طولانی شدن مدت اعتصاب غذای همسرش و سایر اعتصاب کنندگان، این مسئله را باعث نگرانی شدید خانواده ها دانست و نوشت "بهمن قوی است اما فولاد نیست."
این فعال مطبوعاتی که خود نیز توسط دادگاه انقلاب به سی سال محرومیت از روزنامه نگاری محروم شده، آورده است "دوازده روز از اعتصاب غذای بهمن و سایردوستان دربندش می گذرد.خبرهای نسبتا موثقی می گوید که بهمن و کیوان صمیمی و مجید توکلی در اعتصاب غذای خشک به سر می برند .این یعنی علاوه براینکه غذا نمی خورند از پذیرفتن آب و هرگونه آشامیدنی خودداری می کنند .من نمی دانم بهمن و دیگر عزیزان دقیقا چند روز در اعتصاب غذای خشک هستند ،فقط می دانم تحمل این نوع اعتصاب با توجه به ازدست رفتن آب بدن بسیارخطرناک تر از اعتصاب تر است و بدن به سختی تاب می آورد...باور کنید سالهاست که به این باور رسیده ام که انسان فولاد نیست که با ضرباتی که بر سرش فرود می آید آبدیده تر شود .انسان مشتی گوشت و خون و استخوان است که ضربه هایی که بر او فرود می اید می تواند آنقدر ضعیف و ضعیف ترش کند که تا مرز نابودی پیش برود."
در همین حال مادر حمید رضا محمدی نیز در گفت و گویی با هرانا با ابراز نگرانی شدید از وضعیت فرزندش می گوید: به خدا دیگه هیچ کاری از دستمان بر نم آید، اصلا نمی دانیم زنده ست یا نه؟ من که چیزی زیادی نمی خواهم؛ فقط می گویم یک نامه بدهید تا بچه ام را ببینم شاید من را دید اعتصابش را شکست. می گوییم نگذارید یک مشکل دیگر پیش بیاید و اونجا از بین بره، خواسته من این بوده که یک ملاقات فقط بدهند، اگر فردا اطلاع ندهند بچه من کجاست و مخالفت کنند با دیدارش؛ به خدا همانجا خودم را میکشم، ما دیگر خسته شدیم، به خدا روحیه نداریم، زندگی نداریم الان نزدیک سیزده، چهارده روز هست تو اعتصاب است. من یه مادرم، بچه ام را شش سال است، ندیدم ما هم ایرانی هستیم، ما هم بنده خدا هستیم، ما هم مسلمانیم به کی باید بگوییم، کجا باید برویم، نمی دانم.
حمید رضا محمدی یکبار به اتهام براندازی و یکبار هم به اتهام توهین به رهبری محاکمه شده است، بار اول به شش سال حبس تعزیری محکوم و بار دوم به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.
همزمان، شیرین عبادی طی گفتگویی با رادیو اروپای آزاد، پیرامون زندانیان اعتصابی، وضعیت آنان، برخورد مقامات با آنان و همچنین "دوگانگی رفتاری" حکومت با پدیدۀ اعتصاب غذا می گوید "برای اینکه زندانی ها در مقابل رفتار خلاف قانون اعتراضی نداشته باشند و اینها را خلع سلاح کنند، آمده اند در آئین نامه گنجانده اند که اعتصاب غذا ممنوع است. این آئین نامه خلاف قوانین خود ایران است و من در اینجا اضافه کنم که یکی از مهمترین خیابان های پایتخت کشورمان به نام بابی ساندز است. بابی ساندز کسی بود که در اثر اعتصاب غذا جانش را از دست داد و به احترام این مبارز ایرلندی یکی از خیابان های ایران را به نام بابی ساندز کرده اند. حالا من از صادق لاریجانی که لباده ریاست قوه قضائیه را بر دوش می کشند و سایر افرادی که مدعی قانونگرایی هستند، سئوال می کنم: آیا مرغ همسایه غاز است؟ اگر کسی اعتصاب غذا کند و جانش را از دست بدهد، در کشور ما مشروط بر اینکه ایرانی نباشد، قهرمان می شود و به نامش خیابان می گذارند. اما خبرنگار شجاعی چون احمد امویی، کیوان صمیمی و یا جوان بیگناهی چون توکلی و سایر افرادی که اعتصاب غذا کرده اند، اگر جانشان را از دست بدهند اینها مجرماند و برخلاف آئین نامه زندان ها رفتار کرده اند؟ این چه سیاست یک بام و دو هوایی است؟ همین گونه سیاست هااست که نشان می دهد قوه قضائیه از مجرای عدالت خارج شده و تبدیل شده به آلت دست سیاستمداران و قضات تبدیل شده اند به کسانی که اوامر بازجویان امنیتی را اجرا می کنند."
گفتنی است زندانیان سیاسی، علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی، محمد حسین سهرابی راد و همچنین پیمان کریمی آزاد، از جمله زندانیان سیاسی بند ٣۵۰ زندان اوین هستند، که سیزده روز پیش به دلیل اعتراض به شرایط نامساعد زندان، به بند انفرادی منتقل شدند، که بلافاصله همگی دست به اعتصاب عذا زدند.
خانواده های این زندانیان نیز، بعد از چند روز تجمع و بی نتیجه بودن پیگیری وضعیت عزیزانشان، و همچنین برخوردهای ناشایست ماموران با آنها، دست به اعتصاب غذا زدند.
گفتنی است بهمن احمدی امویی، کیوان صمیمی و مجید توکلی، طی چند روز اخیر، در اعتصاب غذای خشک به سر می برند.
ندای سبز آزادی: همزمان با آغاز یکصد و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه، تلویزیون اینترنتی رسانه سبز ایران (رســا)، در روز جمعه ١۵ مرداد ١٣۸۹ روی خروجی وب قرار می گیرد و تلویزیون ماهواره ای آن نیز، در نخستین دهه ماه رمضان آغاز بکار خواهد کرد. این رسانۀ دیداری و شنیداری مستقل، توسط گروهی از فعالان جنبش سبز، با هدف "تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران، یعنی آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ" و در جهت انعکاس مطالبات برحق ملت ایران"، راه اندازی خواهد شد.
متن کامل بیانیۀ افتتاحیه و منشور ده ماده ای «رســـا»، به شرح زیر است:
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا
سوره احزاب، آیه 39
جنبش سبز ملت ایران همانند کلمه ای پاک و پیراسته ، برغم رنج های بسیار و طاقت سوزی که ملت بزرگ ما در راه دفاع از حق گمشده خویش تحمل کرد، بالید و برکشید و روز به روز بر استواری و گستره و ژرفایش افزوده شد.
صدای ملت ما صدای آزادی، عدالت و حاکمیت قانون است. صدایی که با گلوله، زندان، شکنجه، تحقیر و تهمت نه تنها خاموش نشده است، بلکه طنینی جهانی یافته است.
حاکمیت مبتنی بر استبداد دینی و سرکوب، بسیار کوشیده است تا صدایی از مردم ما در درون و بیرون کشور به گوش نرسد. در برابر این یکه سالاری و غوغای رسانه های حکومتی، مردم ما خود به میدان آمدند. شعار "هر شهروند یک رسانه" به حقیقت پیوست. ملتی بزرگ وارد صحنه شد و جنبش سبز ملت ایران در رسانه های مکتوب و مجازی و صوتی و تصویری ثبت شد. تا به حال جهان چنین تجربه ای را شاهد نبوده است. ضبط فیلم و خبر رسانی از شهیدانی که در خیابان ها کشته شدند، نشانه ای از این حضور سبز و گسترده ملتی بود که نمی خواست خون جوانانش از یاد برود.
از همان روزهای نخست شکوفایی جنبش سبز، آشکار بود که صدا و سیما و نشریات و تریبون های حکومتی چه رفتاری خواهند داشت. از سویی تمامی رسانه های مکتوب و حتی مجازی یکی پس از دیگری توقیف و تعطیل شدند. روزنامه نگاران به زندان افتادند، آواره شدند، از ایران به خارج ایران کوچیدند...اما پرچم خبر رسانی را لحظه ای از دوش نیفکندند. از این رو به حق رهبران جنبش سبز به صراحت از نیاز ملی و مردمی تحقق یک رسانه آزاد سخن گفتند.
می بایست در کنار امواج بی پایان رسانه های خُرد، رسانه هائی شکل بگیرد که بتوانند صدای ملت ایران را با کیفیت بهتر و موثر تر بازتاب دهند. رسا یکی از آن رسانه هاست. تجربه هم نشان داده بود، رسانه های فارسی زبانی که از بودجه دولت های دیگر تغذیه می کنند، در نهایت در جهت منفعت و سیاست همان کشور ها حرکت می کنند.
مثل تشنه ای که در جستجوی آب است،رسانه ای نیاز بود که مثل چشمه ای خوشگوار و زلال باشد. تاسیس یک رسانه کاری است سترگ و نیازمند امکانات گسترده. رسانه سبز ملت ایران بی هیچ ادعایی گام کوچکی است در این راه. گامی کوچک و البته استوار و سنجیده. این رسانه مخاطب اصلی خویش را ایرانیانی می داند که به دلیل انسداد فضای سیاسی و اجتماعی از خبر محروم مانده اند.
رسا تلاشی است برای این که صدای ملت ایران باشد، صدایی که نمایندگان آن رهبران شناخته شده و مورد اطمینان ملت ایران هستند. رسا برای تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران یعنی آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ که سکه ی رایج حکومت ایران شده است، بازتاب دهنده ی مطالبات برحق ملت ایران است.
رسا با چنین رویکرد و خط مشی ملی و مردمی، به غیر از مردم ایران که خود پشتوانه و نقطه اتکای چنین رسانه ای هستند و خواهند بود، به هیچ دولت و سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده کند، پیوندی نخواهد داشت. خیر کثیر در همان تکیه بر خداوند و ملت بزرگ ایران است.
اگر می خواهید این رسانه تداوم و ارتقا یابد با کمکهای مالی خود در اداره رسا شریک شوید. تک تک شهروندان سبز ایران سهامدار رسانه سبز ایران هستند.
منشور رسا که شناسنامه رسانه سبز ایران است به پیوست منتشر می شود. تلویزیون اینترنتی رسا همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد نهضت مشروطیت در روز جمعه 15 مرداد 1389 آغاز بکار می کند. تلویزیون ماهواره ای رسا در نخستین دهه ماه مبارک رمضان به یاری خدا مهمان سفره افطار هموطنان خواهد بود.
می دانیم انتظارات همراهان جنبش سبز از تلویزیون خودشان بسیار زیاد است، اما با توجه به مقدورات اقتصادی و محدودیتهای مختلف امنیتی، سیاسی و فرهنگی کاستی های ما را به بزرگی خود خواهند بخشید. رسا چشم انتظار پیشنهادات، انتقادات و همکاری یکایک هموطنان است .برنامه های تولیدی صوتی تصویری خود را هرچند کوتاه و با هر کیفیتی بویژه عکسها و فیلمهای خبری روز را برای ما بفرستید. شما چشم و گوش رسا هستید.
منشور رسانه سبز ایران - رسا:
در شرائطی که اقتدارگرایان حاکم بر ایران با در اختیارداشتن همه امکانات رسانه ای، ایجاد انحصار خبری و سوء استفاده از صدا وسیما تلاش کرده اند کلیه مجاری اطلاع رسانی را به روی ملت ایران ببندند و جنبش سبز اعتراضی مردم را از پیگیری اهدافش باز دارند، بازکردن راه اطلاع رسانی آزاد به روی مردم ایران یکی از ضرورت های این مرحله از جنبش و به مثابه فریضه ای ملی به شمار می رود. از این رو به همت جمعی از همراهان جنبش سبز مردم ایران شبکه ماهواره ای – اینترنتی به نام شبکه سبز ایران (رسا) تأسیس شده است.
ماهیت شبکه:
رسا شبکهای است که به زبان فارسی (و در صورت لزوم به زبانهای دیگر) برای ايرانیان راه اندازی شده و به انعکاس و پخش اخبار، تحلیل، گزارش و برنامه های فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می پردازد.
استقلال سیاسی و مالی شبکه:
رسا موسسه ای است غیر انتفاعی و مستقل از احزاب، سازمانها و نهادهای سیاسی دولتی و غیر دولتی که به دلیل خفقان موجود در کشور، خارج از ایران ثبت شده و در چارچوب اصول مطرح شده دراین منشور فعالیت می کند. منابع مالی این شبکه تنها از طریق کمکهای مردمی و تبلیغات خواهد بود و از هیچ دولت و یا سازمان دولتی خارجی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مطلقا کمکی دریافت نخواهد کرد.
اصول کلی و خط مشی دهگانه شبکه:
یک: کرامت انسانی، عدالت، آزادی و حقوق بشر
رعایت عدالت در تمامیابعاد آن، حفظ کرامت انسانها و پایبندی به موازین حقوق بشراز اصول بنیادین است. این شبکه مخالف هرگونه تبعیض جنسیتی، قومیّتی، دینی، مذهبی و نژادی است و برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران تلاش می کند. ایران متعلق به همه ایرانیان است و تمامیافراد در برابر قانون برابر و از حقوق مساوی برخوردارند.
دو: اسلام رحمانی و اخلاق
رسا اسلام رحمانی را متضمن ارتقای اخلاق نزد حاکمان و شهروندان دانسته و خود را مروج اسلامی می داند که عدالت شاکله آن است، خردورزی را پاس می دارد، مقتضیات زمان و مکان را نیک می شناسد، با مردمسالاری و حقوق بشر منافاتی ندارد و مخالف هرگونه حقوق ویژه برای اشخاص و اقشار خاص در سطح جامعه و حاکمیت است. رسا حفظ موازین اخلاقی را در تمامی فعالیتهای خود الزامی میداند و رسیدن به اهداف خود را تنها از طرق مجاز اخلاقی دنبال می کند.
سه: حق تعیین سرنوشت و مردم سالاری
رأی و خواست مردم منشأ مشروعیت قدرت سیاسی است و خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. رسا حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش را پیگیری می کند و حق انتخابات آزاد را که از خواستهای اصیل جنبش سبز مردم ایران است از اولویتهای خود دانسته و از آن دفاع می کند و مخالف محدود کردن انتخابات آزاد تحت عنوان نظارت استصوابی وعناوین دیگر است. رسا تکیه بر خرد جمعی را راه بهینه اداره جامعه می داند.
چهار: تمامیت ارضی و وحدت ملی
رسا بر پایه دفاع ازتمامیت ارضی و وحدت ملی و ارتقای شأن و جایگاه کشور در عرصه بین المللی عمل می کند و در عین دفاع از خواسته های بحق اقوام ایرانی با هرگونه جریان جدایی طلبی مخالف است.
پنج: استفاده از روشهای مسالمت آمیز و مدنی
رسا با تکیه بر منشور جنبش سبز تنها راه عملی و مطلوبِ تغییر وضع کشور و نیل به مردم سالاری و آزادی را روشهای مسالمت آمیز و مدنی میداند.
شش: حاکمیت قانون
راه اداره، ترقی و توسعه کشور حاکمیت قانون در تمامی ابعاد و جوانب برای افراد، گروهها و نهادها و حکومت است و این راهبردی اساسی برای نیل به مردم سالاری حقیقی و پایدار می باشد. رسا عدالت و آزادی را اصول جدائی ناپذیر از حاکمیت قانون دانسته و با هرگونه استفاده ابزاری از قانون مخالف است. قانون نباید وسیله اعمال سلیقه ، خشونت ورزی و نقض حقوق بنیادین شهروندان گردد.
هفت: قرائت دموکراتیک از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی
رسا اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه قرائت دموکراتیک و حقوق بشری در جهت احیای آرمانهای اصیل انقلاب یعنی استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی و نیز توسعه را مبنای فعالیت خود شمرده، طرح بحث اصلاح قانون اساسی و ساختار سیاسی را در یک فرآیند مذاکره و گفتگوی ملی با مشارکت همه اقشار اجتماعی وظیفه خود می داند.
هشت: جریان آزاد اخبار و اطلاعات
رسا به جریان آزاد اخبار واطلاعات باور دارد. آزادی بیان و رسانهها اعم از صوتی، تصویری، مجازی و کاغذی حق شهروندان است. رسا شفافیت درعرصه اطلاع رسانی و رفتار حاکمیت در زمینههای مختلف را مطالبه ملی دانسته و تلاش میکند تا حاکمیت را در برابر تصمیمات و اعمال خود پاسخگو کند.
نُه: پذیرش تنوع و تکثر آراء و مخالفت با انحصارطلبی
رسا مدافع تنوع و تکثر و تضارب آرا بوده و مخالف هرگونه انحصار طلبی است. رسا در حالیکه سعی میکند اخبار و دیدگاههای جنبش سبز مردم ایران را پوشش دهد، تلاش میکند که از دیدگاهها و جریانهای فکری مختلف که معتقد به استفاده از روشهای اخلاقی، مسالمت آمیز، مدنی و دمکراتیک برای ایجاد تغییرات در کشور هستند استفاده کند. رسا تنوع فرهنگی و قومیتی را نقطه ی قوت ملت بزرگ ایران تلقی می کند. احترام به حقوق رقبا و مخالفان و حق پاسخگویی برای افراد از اصول اخلاقی و حرفه ای این رسانه می باشد. رسا دیدگاه افراد و گروههاییکه معتقد به مشی مسلحانه یا جدایی طلبانه هستند یا تغییرات را از راهی جز استقلال ایران دنبال می کنند ترویج نمی کند و از انعکاس دیدگاه های مبتنی بر ادبیات خشن و توهین آمیز خودداری مینماید
ده: فرهنگ گفتگو
یکیاز اهداف رسا، گسترش فرهنگ گفتگو بین اقشار مختلف جامعه میباشد. گسترش گفتگو در حوزه عمومی می تواند به ارتقای سطح آگاهی عمومی و جریان آزاد اطلاعات کمک کند و همچنین زمینه لازم را جهت مشارکت موثر احزاب، تشکلها و نهادهای مدنی و صنفی ، روشنفکران ، اقشار و فعالان سیاسی و اجتماعی و آحاد شهروندان فراهم آورد. رسا بر بازتاب مطالبات و نیازهای اقشار و صنوف کم درآمد مانند معلمان، کارگران و کشاورزان توجه ویژه خواهد داشت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر