-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

Latest News from Emrooz for 08/18/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



امروز: مجمع روحانیون مبارز در پیام تسلیتی به مناسبت ارتحال حجت الاسلام سید تقی موسوی درچه‌ای با تاکید بر اینکه ایشان تا پایان عمر لحظه‌ای از عشق و ایمانش به امام و راه نورانی رهبرش تردید به خود راه نداد، از همه مردم دعوت کرد تا در مراسم تشییع پیکر این عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز شرکت کنند.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، متن این بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی

فقدان عالم مجاهد جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید تقی موسوی درچه ای از دودمان علم و تقوا برای دوستان و علاقمندان امام و انقلاب و ارادتمندان ایشان در اصفهان و تهران و شهر ری موجب تأسف و تأثر عمیق گردید.

این روحانی فداکار از اولین روزهای نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی(س) علیه رژیم شاهنشاهی با عشق و ایمان پا به میدان گذاشت و با وجود زندان ها و متواری شدن ها هرگز از پای ننشست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره در هر عرصه‌ای که به وجود وی نیاز بود با کمال اخلاص خدمت کرد و تا پایان عمر لحظه ای از عشق و ایمانش به امام و راه نورانی رهبرش تردید به خود راه نداد و از آغاز تأسیس مجمع روحانیون مبارز به عنوان عضو این مجمع در کنار دیگر دوستان بر راه و دیدگاه‌های حضرت امام به طور جامع پای فشرد و با وجود بیش از دو دهه رنج فراوان از بیماری‌های سنگین با کمال نشاط و روحیه قوی در انجام وظیفه کوتاهی نکرد و با کمال تأسف در صبح سه شنبه ۸۹/۵/۲۶ در سن ۷۲ سالگی به دیار معشوق شتافت. عاش سعیداً و مات سعیداً

مجمع روحانیون مبارز این فقدان اسفناک را به عموم دوستان و علاقمندان ایشان و به برادران محترمشان آقایان حجج الاسلام حاج آقا باقر و حاج سید محمد علی و حاج سید مجتبی و به خانواده محترمشان بویژه فرزندان و علی الخصوص به فرزند روحانی ایشان جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید روح الله موسوی درچه‌ای تسلیت عرض می‌کند و از همگان درخواست داریم که در مراسم تشییع آن مرحوم در روز پنجشنبه ۸۹/۵/۲۸ در شهر ری از میدان حضرت عبد العظیم ساعت ۱۰ صبح شرکت نمایند.

مجمع روحانیون مبارز

۲۶ مردادماه ۱۳۸۹


 


امروز: حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب،گفت: " در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد .. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آن را این گونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟! .. حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است"

اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد!

حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان، افزود: "با وجود آغاز ماه عزیز و پر رحمت رمضان، متاسفانه روز به روز شاهد افزایش فشارها بر مردم می باشیم. مشکلات معیشتی مردم کم نبود که در امور کفن و دفن و برگزاری مراسم های عزاداری مردم نیز دخالت می کنند که بنده بارها این موضوع را بیان کرده ام ولی گویی گوشی شنوا برای جلوگیری از برخوردهای عده ای مواجب بگیر وجود ندارد. در آخرین نمونه از این دست متاسفانه شاهدیم که اجازه برگزاری مراسم ختم آقای ططری را نیز ندادند در حالی که می دانیم ایشان یک بیسجی واقعی، جبهه رفته و مسوول بسیج عشایر و مورد قبول آنان بود ولی آقایان حتی برای چنین فردی نیز احترام قائل نیستند و از برگزاری مراسمش جلو گیری میکنند. "

دبیر کل حزب اعتماد ملی با اشاره به اینکه کار به جایی رسیده که حتی در بعضی از مراسم ها از قبل به صاحبخانه تماس می گیرند که مبادا ما را دعوت کرده باشد تا از حضور ما در آن مکان جلو گیری کنند تاکید کرد: " در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد اما اکنون در تعجبم که آقایون تازه به دوران رسیده چه می کنند و به کجا می خواهند بروند؟ در واقع با این اعمال آبروی حاکمیت را می برند. متوجه نیستند که هرکاری چارچوب خودش را دارد و اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد."

مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!

رئیس مجالس ششم و سوم در ادامه با تاکید بر اینکه آینده پیش روی جوانان، روشن و درخشان است خاطر نشان کرد: "انقلاب اسلامی با هزینه هنگفتی که خون جوانان این سرزمین بود به پیروزی رسید. در آن زمان شاه به عنوان نخستین قدرت منطقه و ژاندرام خلیج فارس شناخته می شد اما به دلیل گرفتاری در فساد و عدم برخورداری از پایگاه مردمی، با آن همه توانایی زمین خورد و حکومتش از هم پاشید، این باید درس عبرتی برای همه باشد. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!"

قرار بر این شد که همه چیز بر مبنای آراء ملت باشد!

کروبی سپس با اشاره ویژگی های جمهوری اسلامی یعنی اسلامی بودن و تکیه بر آرای مردمی افزود: " این نظام دو وِیژگی مهم دارد. نخست اسلامی بودن آن، که قوانین باید با شرع و اسلام هماهنگی و همخوانی داشته باشد و دیگری نیز جمهوریت آن است، یعنی مسوولان نظام با تکیه بر آرای مردم انتخاب می شوند و عملکرد آنان تحت نظارت مستقیم و غیر مستقیم مردم است. در دوره های قبل از انقلاب، کشور مجلسی که بر آمده از رای مردم باشد به معنی واقعی کلمه نداشته است و به هر نحوی، پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ تمامی مجالس فرمایشی و انتصابی بوده است. " وی تاکید کرد: " با پیروزی شکوهمند انقلاب و رایی که مردم در سال ۵۸ به جمهوری اسلامی دادند کشور به سمت نظام مردم سالار پیش رفت و قرار بر این شد که همه چیز بر مبنای آراء ملت باشد اما نمی دانم که چرا اکنون وضعیت به این شکل در آمده است؟ متاسفانه می بینیم که امروز عده ای به صراحت می گویند که رای مردم ارزشی ندارد و این انتخاب ها همه دست و پاگیر است و نباید برگزار شود!!! این حرفها خلاف انقلاب و خواست امام و مردم است. مردم اتفاقا نه تنها به برگزاری انتخابات دهم اعتراض داشتند بلکه حرفشان این است که چرا اصول قانون اساسی اجرا نمی شود. چرا انتخابات دموکراتیک و آزاد برگزار نمی شود؟ .." ایشان در ادامه با تاکید بر اینکه قرار نبود از اسلام استفاده ابزاری شود گفت: " نمی دانم چرا اسلام را به اینگونه در آورده اند؟ وقتی شعارهای اسلامی اینها را می بینم تعجب می کنم! چرا که قرار ما این نبود که از اسلام استفاده ابزاری شود و به وسیله ای برای حفظ قدرت تبدیل گردد. حفظ قدرت به توانایی های فرد و همچنین خواست و اراده مردم بستگی دارد و نمی توان با زور و استفاده از دین حفظش کرد. "

کروبی خاطر نشان کرد: " متاسفانه با انتخابات اخیر عده ای سر کار آمدند که به هیچ عنوان نظام و انقلاب و امام را قبول ندارند و مردم هم در راه پیمایی خود به اینها نه گفتند. جمعیت ۳ میلیونی مردم در ۲۵ خرداد یک شوخی نبود، البته وجود تکثر و خواستگاه ها ی متفاوت طبیعی است اما همگی معترض به عدم اجرای درست قانون اساسی و خیانت در امانت ملت (آرای مردم) بوده اند."

جنبش مردمی ایران منحصر به یک فرد و یک رسانه و یک گروه نیست

دبیر کل حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه حرکت بزرگ و اصلاحی ملت، متکثر از گروه ها و افراد مختلفی است تاکید کرد: " جنبش مردمی ایران منحصر به یک فرد و یک رسانه و یک گروه نیست. باید توجه داشته باشید که همه مردم با گرایش ها و سلایق مختلف در این حرکت سهیم اند. لذا باید هوشیار بود و از ایجاد تفرقه جلوگیری کرد. باید با تحمل یکدیگر و احترام به سلیقه ها و گرایش های مختلف در جهت به تحقق رسیدن آرمان های این حرکت اصلاحی آغاز شده در کشور، کمک کرد."

خواستگاه اکثریت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسیر قانون اساسی است

کروبی در بخش دیگری از سخنانش در خصوص مانیفست و برنامه ادامه راه برای جنبش مردمی ایران خاطر نشان کرد: " من نیز موافق هستم که باید برای رفتن به جلو دارای برنامه بود و این را برای جنبش لازم و ضروری می دانم اما متاسفانه در شرایط کنونی حتی نمی توانیم یکجا با خیال راحت جمع شویم و گفت و گو کنیم چرا که آنها گستاخانه مترصدند تا جلسات را بهم بزنند. این امر خود موجب شده که نتوانیم آن طور که باید به برنامه ریزی برای آینده مشغول شویم. از طرفی دیگر اکثر احزاب ما تحت فشار هستند و ما نمی خواهیم فعالین بیش از این متحمل فشار شوند. "

وی با اشاره به تعطیلی حزب اعتماد ملی گفت: " همین حزب خودمان نیز به صورت غیر قانونی دفترش پلمپ شده و به هیج عنوان حاضر نیستند در ساختمان آن را باز کنند تا حداقل صاحبخانه که هیچ گناهی ندارد به ملکش برسد. این وضعیت برخورد با احزاب است که از مهمترین اصول قانون اساسی هستند. می بینید که چگونه به قانون بی توجهی شده است. در چنین شرایطی ارائه مانیفست بسیار مشکل است ولی چون خواستگاه اکثریت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسیر قانون اساسی است، می بایست حول این محور همه گرد هم آئیم و حرکت کنیم "

آقایان حرمت هیچ چیز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بیت امام!

رییس مجالس سوم و ششم در خصوص نقش روحانیون و علما در جنبش مردمی ایران، نیز گفت: " در طول این مدت برخی از علما صراحتا از حرکت ملت ایران بر علیه دروغ گویی و قانون شکنی اعلام حمایت کردند که متاسفانه خساراتی نیز متوجه آنها شد. مانند بیوت حضرات آیات عظام صانعی و منتظری که مورد حمله و هجوم قرار گرفت. برخی دیگر از علما نیز بی تفاوت نبوده و سکوت نکرده اند. آنها نیز حمایت های خود را در قالب نصیحت و صحبت با ارکان حکومتی دارند و اتفاقا در این جریان هیچ گله ای از علمای برجسته نیست و همگی به نحوی به یاری خواستگاه شرعی و قانونی مردم شتافتند."

ایشان افزودند: " در همین وقایع اخیر قم مشاهده کردید که چه اتفاقی افتاد، نه تنها به خانه مراجع حمله شد که وقاحت را به آنجا رساندند که در شهر مقدس قم به نوه امام حاج حسن آقا نیز با بدترین الفاظ توهین کردند. اقایان حرمت هیچ چیز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بیت امام! تمامی این اتفاق ها نشان می دهد که نظام دچار انحراف شده است و تنها خواسته ما نیز بازگشت به مسیر اصلی نظام که همان خواستگاه قاطبه ی مردم ایران است."

حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است

مهدی کروبی همچنین در بخش دیگری از سخنانش در خصوص بعضی از اخباری که سایت های معلوم الحال مبنی بر وجود اختلاف بین سران جنبش، گفت: " اختلافی وجود ندارد حتی برعکس، در این دوران سخت و دشوار تلاش می کنیم تا با همدلی و همراهی امور را پیش ببریم و در کنار مردم باشیم. متاسفانه این سایت ها هر روز یک خبر را به دروغ جعل و منتشر می کنند گویی حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است. "

وی در ادامه در خصوص اختلافات خود اصول گرایان افزود: " همین کسانی که دروغ آفرینی می کنند، اکنون در میان خود دچار اختلافات شدیدی شده اند و انقدر تنگ نظری دارند که نمی توانند حتی صدای مخالفی را در میان خودشان تحمل کنند. به همین دلیل و برای سرپوش گذاشتن بر این اختلافات است که می ایند و به دیگران تهمت و افترا می زنند. ماجرای کذب و زشت یک میلیارد دلار! آقای جنتی را دیدیم که چگونه دچار اختلافات داخلی شدند و در همان طیف به دلیل این تهمت و افترا ، جنتی را سرزنش کردند. و آیا همین مسایل اخیر که از سوی مشایی و احمدی نژاد مطرح شده و صف بندی جدیدی را میان آنان ایجاد نموده است، گواه همین اختلافات و عدم انسجام نیست؟!"

قطعا پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود

مهدی کروبی در پایان با اشاره به نقش آفرینی جوانان در کشور، افزود: " به شما جوانان توصیه می کنم که از شیوه این کذابان درس بگیرید و بدانید که تحت هیچ شرایطی نباید اصول و اعتقادات خود را از دست بدهید و یا فدای منافع گروهی و حزبی بکنید. اعتقادات، اصول، شخصیت و هویت شما اساس زندگیتان را تشکیل می دهد و از آنها دست برندارید."

وی افزود: "حرکتهای شما باید با حفظ اعتقادات و هویتتان همراه باشد. از افراط و تفریط بپرهیزید و بدانید قطعا" با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پایداری باشد، پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود."

گفتنی است، در ابتدای این دیدار جوانان اصلاح طلب نیز نقطه نظرات خود را در خصوص جنبش مردمی ایران و برنامه ریزی بهتر برای ادامه راه و تحقق پیروزی جنبش با حجت الاسلام والمسلمین کروبی در میان گذاشتند و در پایان با ایشان عکس یادگاری گرفتند.


 


رسانه های وابسته به کودتاچیان امروز به انتشار فیلمی تقطیع شده و ۲۰ ثانیه ای از صحبت های سیدمصطفی تاج زاده دست زدند که نه مقدمه آن مشخص بود و نه پایان آن و تنها نکته اش در این بود که این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اظهار میداشت که در انتخابات تقلب نشده است.

فیلم زیر ساعتی پیش از بازگشت تاج زاده به زندان اوین گرفته شده است و در آن تاج زاده با تاکید بر اینکه در انتخابات کودتا و تقلب در انتخابات صورت گرفته است اظهار می دارد که اگر واقعا هیچکدام از اینها روی نداده بود٬ حکومت باید با رویی گشاده اقدام به رسیدگی به شکایت هفت زندانی شاکی از سردار مشفق می کرد.

این فیلم به قرار زیر است:


 


ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شودو عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.»
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد .
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم."بخشهای قبلی این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه " منتشر می شود ،روزهای گذشته منتشر شد.اینک بخش پنجم تقدیم می شود :

باب دوم. مطلب دومی که در عبارت میبدی به آن اشاره شده است، توجه به خصلت محبّت و تأثیر آن در زندگی بشر است در این باره امام خمینی در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می نویسند: «بدان که رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن، که از جلوه های اسماء جمالیه الهیه است، خدای ـ تبارک و تعالی ـ به حیوان مطلقاً و به انسان بالخصوص، مرحمت فرموده؛ برای حفظ انواع حیوانیّه و حفظ نوع و نظام عائله انسانی. و این جلوه[ای] از رحمت رحمانیه است که نظام عالم وجود، مطلقاً بر پایه آن نهاده شده [است].
و اگر این رحمت و عطوفت در حیوان و انسان نبود، رشته حیات فردی و اجتماعی گسیخته می شد. و با این رحمت و عطوفت، حیوان حفظ و حضانت اولاد خود، و انسان حراست از عائله خود، و سلطان عادل حفظ مملکت خود می کند. اگر این رحمت و شفقت و رأفت نبود، هیچ مادری تحمّل مشقّت ها و زحمت های فوق العاده اولاد خود را نمی کرد. و این جذبه رحمت و رأفت الهی است که قلوب را به خود مجذوب نموده، و بالفطره حفظ نظام عالم را می فرماید.
این رحمت و رأفت است که معلّمین روحانی و انبیاء عظام و اولیاء کرام و علماء بالله را به آن مشقّت ها و زحمت ها اندازد؛ برای سعادت نوع خود و خوشبختی دائمی عائله انسانی. بلکه نزول وحی الهی و کتاب شریف آسمانی، صورت رحمت و رأفت الهیه است در عالم ملک، بلکه تمام حدود و تعزیرات و قصاص و امثال آن، حقیقت رحمت و رأفت است که در صورت غضب و انتقام جلوه نموده: و لکم فی القصاص حیاة یا أولی الألباب [1] ، بلکه جهنم رحمتی است در صورت غضب برای کسانی که لیاقت رسیدن به سعادت دارند. اگر تخلیصاتی و تطهیراتی که در جهنم می شود نبود، هرگز روی سعادت را آن اشخاص نمی دیدند.
بالجمله: کسی که قلب او از رأفت و رحمت به بندگان خدا خالی باشد، او را باید از مسلک این جمعیت خارج کرد و از حق دخول در عائله بشری محروم نمود.
اهل معرفت فرمایند: «بسط بساط وجود و کمال وجود به اسم رحمان و رحیم است.» [2]
و این دو اسم شریف از امّهات اسماء و اسماء محیطه واسعه است، چنانچه در کریمه الهیه است: و رحمتی وَسِعَت کُلَّ شئٍ[3] و فرماید: ربّنا وَسِعت کلَّ شئٍ رحمةً و عِلماً[4]
و از این جهت است که در مفتاح کتاب الهی [5] [بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لله رب العالمی]، این دو اسم بزرگ تابع اسم اعظم قرار داده شده است، اشاره به آن که مفتاح وجود حقیقت رحمت رحمانیه و رحیمیه است، و رحمت، سابق بر غضب. و از این باب، اهل معرفت گویند: «ببسم الله الرحمن الرحیم ظَهَرَ الوجود» [6]
این اسم رحمت که شعب آن رأفت و عطوفت و امثال آن از اسماء صفاتیه و افعالیه است ـ اسمی است که حق تعالی بیشتر خود را به آن معرفی فرموده، و در هر یک از سور قرآنیه آن را تکرار فرموده تا دلبستگی بندگان به رحمت واسعه آن ذات مقدس روزافزون شود، و دلبستگی به رحمت حق، منشأ تربیت نفوس و نرم شدن قلوب قاسیه شود.
با هیچ چیز مثل بسط رحمت و رأفت و طرح دوستی و مودّت نمی توان دل مردم را به دست آورد، و آن ها را از سرکشی و طغیان باز داشت. و لهذا [بنابراین]، انبیاء عظام مظاهر رحمت حق ـ جلّ و علا ـ هستند، چنانچه خدای تعالی معرفی رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را فرموده در آخر سوره توبه ـ که خود سوره غضب است ـ به این نحو: لقد جاءکم رسولٌ مِن أنفسکم عزیزٌ علیه ما عَنِتُّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم [7]
و در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشری بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که فرماید: لَعَلَّکَ باخِعٌ نفسک ألّا یکونوا مؤمنینَ [8]
و در اوائل سوره کهف که فرماید: فَلعلّک باخِعٌ نفسک علی آثارهم إن لم یُؤمنوا بهذا الحدیث أسَفا [9]
سبحان الله! تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقمندی به سعادت بندگان خدا کار را چقدر به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ تنگ نموده که خدای تعالی او را تسلیت دهد، و دل لطیف او را نگهداری کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود، و قالب تهی کند. و نیز خدای تعالی، مؤمنین را به این صفت شریف، توصیف فرماید در سوره مبارکه فتح، آن جا که فرماید: محمدٌ رسول الله و الذین معه أشِدّاءُ علی الکفار رُحَماء بینهم[10]
و روایات شریفه راجع به این اوصاف شریفه، بسیار وارد است، و ما به ذکر بعض آن ها قناعت می کنیم:
در کتاب شریف وسایل، در کتاب حج از کتاب شریف کافی، سند به حضرت صادق (ع) رساند: «إنّه یقول لِأصحابه: إتّقوا الله و کونوا إخوةً بَرَرَةً، مُتَحابّین فی الله، مُتَواصلین مُتَراحمین، تَزاوَروا و تَلاقُوا و تَذاکَروا أمرنا و أحیُوهُ» [11]
و بأسناده عن ابی عبدالله(ص) قال: «یَحِقُّ علی المسلمین الإجتهاد فی التَواصُل، و التعاون علی التَّعاطُف، و المواساة لِأهل الحاجة، و تعاطُفُ بعضِهم علی بَعضٍ حتی تکونوا کما أمَرَکم الله ـ عَزَّ و جلَّ ـ رُحَماء بینهم، متراحمین مُغتَمِّین لما غاب عنکم من أمرهم علی ما مضی علیه مَعشَرُ الأنصار علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله.» [12]
و از مجالس شیخ عظیم الشأن الحسن بن محمد الطوسی بِسَنَده عن علیٍّ قال: «قال رسول الله: إن الله ـ عزوجل ـ رحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رحیمٍ» [13]
و در مستدرک وسایل است: العلامة الحِلیُّ فی الرسالة السعدیة عن رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ أنّه قال: «و الذی نفسی بیده لا یَضَعُ الله الرحمة إلا علی رحیم. قالوا یا رسول الله کُلُّنا رحیمٌ؟ قال: لیس الذی یرحمُ نفسه و أهله خاصة، و لکن الذی یرحم المسلمین. و قال ـ صلی الله علیه و آله ـ : قال ـ تعالی ـ إن کنتم تریدون رحمتی فَارحَموا» [14]
و از جعفریات از رسول خدا حدیث کرده، أنّه قال: «مَن لا یرحم الناس لا یرحَمُهُ الله»[15] و عن عوالی اللآلی عن رسول الله [صلی الله علیه و آله] قال: «الراحمون یَرحَمُهم الرَّحمان؛ إرحَموا مَن فی الأرض یَرحَمکُم مَن فی السَّماء»[16] (شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی، ص232 تا 237)

پی نوشت : 1-ای خردمندان، شما را در قصاص زندگی است. (سوره بقره، آیه179)
2- الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص102
3-و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است. (سوره اعراف، آیه156)
4-پروردگارا رحمت و دانش تو بر همه چیز احاطه دارد. (سوره غافر، آیه7)
5-مراد سوره فاتحة الکتاب (حمد) است.
6- الفتوحات المکیة، ج1، ص102 (طبع چهارجلدی)؛ و با تحقیق عثمان یحیی، ج2، ص133
7- هر آینه پیامبری از خودِ شما بر شما مبعوث شده است، هر آن چه شما را رنج می دهد بر او گران می آید، سخت به شما دل بسته و با مؤمنان رؤوف و مهربان است. (سوره توبه، آیه128)
8- شاید از اینکه ایمان نمی آورند خود را هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره شعراء، آیه3)
9- شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، خویشتن را به خاطرِ ایشان از اندوه هلاک سازی و قالب تهی کنی. (سوره کهف، آیه6)
10-محمد پیامبر خداست، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند. (سوره فتح، آیه29)
11- حضرت امام صادق (علیه السلام) به اصحاب خود می فرمود: «تقوا داشته باشید، و برادرانی نیکوکار بوده، و برای خدا دوستدار هم باشید، با هم ارتباط داشته و بر یکدیگر رحم آورید، همدیگر را زیارت و ملاقات نموده، و متذکّر امر ما باشید و آن را زنده بدارید.» (وسائل الشیعة، ج8، ص552، ح1 (اسلامیه) و ج2، باب124، ص215، ح1 (طبع آل البیت) / اصول کافی، ج2، ص140، باب التراحم و التعاطف، ح1)
12-امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بر مسلمانان لازم است که در پیوند با همدیگر تلاش کنند، و در مهربانی نمودن و رسیدگی کردن به حاجتمندان همکاری کرده، و با یکدیگر مهربانی و عطوفت داشته باشند، تا به همانگونه باشند که خداوند (عزوجل) امر کرده است: «با یکدیگر مهربان هستند.»، غمخوار یکدیگرند در آن چه که از ایشان فوت و پنهان شده است بر همان روشی که گروه انصار در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) راه سپر بودند.» (وسائل الشیعة، ج12، ص215، باب124، ح2 / اصول کافی، ج2، ص140، باب التراحم و التعاطف، ح4)
13-پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند (عزوجل) رحیم است و هر رحیمی را دوست دارد.» (أمالی، شیخ طوسی، مجلس18، ص516، ح1129 / وسائل الشیعة، ج12، ص216، باب124، ح6)
14-علامه حلی در رساله سعدیه از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست؛ خداوند رحمتش را جز بر کسی که رحیم است نمی نَهد». گفتند: ای رسول خدا، آیا همه ما رحیم و مهربان هستیم؟ پیامبر فرمود: «رحیم آن کسی نیست که تنها به خود و خانواده اش مهربانی کند، بلکه رحیم آن است که بر مسلمانان رحم و به ایشان مهربانی کند.» و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدای تعالی گفته: اگر خواهانِ رحمتِ من هستید، پس به دیگران مهربانی و رحم کنید.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص54، باب107، ح3 / الرسالة السعدیة، علامه حلی، ص165)
15-پیامبر فرمود: «کسی که به مردم رحم نکند، خدا به او رحم نمی کند.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص55، باب107، ح4 / الجعفریات، ص167، باب صفة المتقین)
16-از عوالی اللآلی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که ایشان فرمودند: «خداوند رحمان به رحم کنندگان رحم می کند، رحم کنید به آنان که در زمین هستند تا رحم کند به شما، آن که در آسمان است.» (مستدرک الوسائل، ج9، ص56، باب107، ح8 / عوالی اللآلی، ج1، ص361، ح42)


 


ادامه از قسمت اول:

....جمع ما در سپاه با توجه به اهميت دادسراي انقلاب شهر و ضعف‌هاي موجود در آن تصميم گرفت كه من به آنجا بروم و من شدم معاون دادستان شهر ساري.


آقاي سيدمهدي طباطبايي نماينده فعلي شهر تهران آن زمان دادستان انقلاب استان مازندران بودند و رئيس سازمان دادسراي مازندران كه در زمان شاه بركنار شده بود، رئيس دادسراي انقلاب شهر ساري شده بود كه متاسفانه با جريانات انحرافي ضدانقلاب و سازمان مجاهدين برخورد نمي‌كرد.

پس از انتصاب من به‌عنوان معاون دادستان شهر 70-60 نفر از كله‌گنده‌هاي زمان طاغوت را كه به كسب اموال نامشروع در آن دوران پرداخته بودند را دستگير كردم و اموال نامشروع آنها را به بيت‌المال بازگرداندم.


يك خاطره جالب از آن دوران اين كه در شهر ما فردي بود به نام آقاي دكتر «والاپور» كه رئيس انجمن بهائيان و رئيس جمع‌آوري كمك‌هاي مردم ايران به اسرائيل در جنگ شش روزه با اعراب بود. اموال ايشان را توقيف كرده بودند و دادند به بنياد مستضعفان. يك روز فرمانده ژاندارمري ساري و يك نفر كه در دادسرا بود، آمدند پيش من كه آقا اموال آقاي دكتر والاپور را بي‌دليل توقيف كرده‌اند و شما كمك كنيد كه ما اموال را پس بگيريم. چند روز بعد هم دوباره آمدند و يكجوري صحبت كردند كه آقا اگر شما امروز كمك ما كنيد كه اموال ايشان را پس بگيريم، ما هم اگر رژيم تغيير كند، به شما كمك مي‌كنيم كه من حس كردم كه يك خبري دارند اينها از تغيير حكومت كه اينگونه صحبت مي‌كنند و فردا آنها را دعوت كردم به خانه‌ام و يك مقدار با آنها صحبت كردم و از آنها اطلاعات گرفتم و گزارش دادم به مركز كه ظاهرا در لورفتن كودتاي نوژه موثر بود. آنها خواستند پنج ميليون تومان كه در آن موقع پول هنگفتي بود، به من رشوه بدهند تا من دستور رفع توقيف اموال دكتر والاپور را صادر كنم. من هم با آقاي «راجي» حاكم شرع شهر و بچه‌هاي سپاه هماهنگ كردم و با آنها قرار گذاشتم كه پنج ميليون را نقدا به من پرداخت كنند كه وقتي آنها آمدند سر قرار، بچه‌هاي سپاه آن دو را دستگير كردند.


بعد از معاونت دادستان ساري من رفتم آمل و شدم دادستان انقلاب آمل، نور و محمودآباد.فرماندار آمل در آن زمان آقاي محسني بود كه الان نماينده سبزوار در مجلس هشتم هستند. آن موقع حدود هفت الي هشت هزار نفر از مخالفين نظام حمله كرده بودند به شهر و فرمانداري آمل و ما چون قدرت برخورد نظامي نداشتيم، فقط ديديم مي‌توانيم عمليات رواني انجام دهيم و با وجود 50 نفر از بچه حزب‌اللهي‌هاي شهر يك مقر در اطراف شهر زديم و در آن يك چاه مانندي حفر كرديم و شروع كرديم به دستگيري نفر به نفر افراد آنها و مي‌برديمشان در آن مقر و به صورت مفصل آنها را كتك مي‌زديم و اعترافات آنها را درج مي‌كرديم، اگر در مراحل اوليه اعتراف مي‌كردند و تعهد مي‌دادند كه ديگر به اخلال دست نزدند كه هيچ، وگرنه داديار مي‌فرستاديم تا از آنها مجددا بازجويي كند و اگر در اعترافات آنها ترور و قتل و جرم‌هاي سنگين بود، حاكم شروع مي‌فرستاديم و با رعايت قوانين كشور و موازين شرعي آنها را اعدام مي‌كرديم.

عملیات روانی و پیچیدن اخبار مربوط به اين مقر خوف عجيبي را در دل ضدانقلاب انداخته بود و در نهايت آنها دست از آمل و شهرهاي ديگر برداشتند و رفتند در جنگل‌ها و اتحاديه كمونيست‌ها را تشكيل دادند كه مرحوم شهيد قدوسي به من ماموريت برخورد با آنها را دادند و ما هم به اتفاق ساير دوستان با جريان نفاق و كمونيست‌هاي هشت پر و اتحاديه كمونيست‌ها در جنگل‌ها برخورد و آنها را از جنگل بيرون و دستگير كرديم.


تا اين زمان منافقين و كمونيست‌ها چندین بار اقدام به ترور من كردند.


بنده در دادستاني بودم تا اينكه آقاي موسوي تبريزي «دادستان انقلاب كل كشور» شدند. من در آن زمان خونريزي معده شديدي داشتم كه خيلي اذيتم مي‌كرد و خيلي هم مايل نبودم با آقاي موسوي تبريزي كار كنم. بنابراين استعفا دادم و برگشتم ساري. بناي كار فرهنگي داشتم و درمان زخم معده‌ام.


مرحوم «مجد آرا» كه آن زمان استاندار بودند، خيلي اصرار داشتند كه من به استانداري بروم. من نمي‌خواستم بروم، ايشان خيلي پيگيري كردند و برادر خانم من را واسط كردند و گفتند آقاي ناطق نوري هم خيلي اصرار دارند كه شما بياييد. من هم وقتي اصرار ايشان را ديدم، قبول كردم، ولي خواهش كردم به خاطر ضعف جسمي‌ام يك كار سبكي به من بدهند و شدم فرماندار «علي‌آباد كتول» و بعد دوباره اصرار كردند كه فرماندار گنبد شوم كه با مخالفت مردم «علي‌آباد كتول» مواجه شدند، حدود پنج هزار نفر از مردم علي‌آباد كتول و حزب‌اللهي‌ها مقابل فرمانداري تجمع كردند كه نبايد كردان از علي‌آباد برود و در و ديوار شهر را پر كردند از ديوار نويس كه كردان نبايد برود. استانداري در نهايت مردم را راضي كرد و من 38 ماه شدم فرماندار گنبدآن زمان با حدود هزار و اندي روستا كه الان به شش فرمانداري تقسيم شده است.


من در طول مدت فرمانداریم در گنبد همه روستاها را بين سه تا هشت بار رفتم و در هر روستا حداقل يك پروژه عمراني اجرا كردم، هر شب مي‌رفتم سر پروژه‌ها و پيگيري مي‌كردم، صداي بولدوزرهاي D8 يك سمفوني بسيار زيبايي شده بود براي من كه نويد آباداني به همراه داشت.


انجمن اسلامي دولت تشكيل شده بود و من هم عضو آن شده بودم و آقايان پرورش، عسگر اولادي، ناطق نوري و نبوی... از اعضاي دولت در اين انجمن به ابراز مخالفت با مواضع مخالف اقتصاد آزاد آقاي ميرحسين موسوي مي‌پرداختند.


ما معتقد بوديم كه اقتصاد بايد راه خودش را خودش باز كند.


در آن زمان مقام معظم رهبري كه رئيس جمهور بودند يك سفري داشتند به مازندران، مسئولين وقت آن زمان استان با توجه به درگيري‌هاي دولت با ايشان علاقه‌اي نداشتند كه اين سفر با وزن سفر يك رئيس جمهور و به صورت گرم و باشكوه برگزار شود و بيشتر تمايل داشتند خيلي بي‌سروصدا و سرد باشد. من هم كه از سال حدود 54 با حضرت آقا آشنا شده بودم ، تمام توان خود را گذاشتم تا خللي در برگزاري اين سفر نباشد.


همان سالي بود كه سيلي در داراب استان فارس آمده بود و من هم از مردم گنبد 36 ميليون تومان كه آن زمان مبلغ قابل توجهي بود، جمع كرده بودم براي سيل‌زدگان. استانداري مي‌خواست پول را به آقاي ميرحسين موسوي كه نخست وزير بود بدهد تا ايشان پول را به سیل زدگان بدهد و من مي‌خواستم به آقاي خامنه‌اي كه رئيس جمهور بودند بدهم تا ايشان پول را به سیل زدگان بدهند و در نهايت بنده وقتي حضرت آقا در گنبد بودند به ايشان تقديم كردم تا ايشان به مردم داراب بدهند.


آقا وقتي آمدند گنبد حدود 3/4 مردم ائم از همه قوميت‌ها آمدند استقبال آقا و سفر ايشان در گنبد خيلي با استقبال بي‌نظير و گرمي روبرو شد چون حضرت آقا خیلی در میان مردم کشورمحبوب بودندو ایشان به اتفاق آقاي روحاني نماينده ولي فقيه در استان و آقاي نورمفيدي نماينده ولي فقيه در شرق استان دو شب در منزل فرماندار كه من بودم اقامت داشتند


حضرت آقا از حال و هوای قصه حدس زدند كه بعد از رفتن ايشان با من برخورد مي‌كنند و توسط اطرافيانشان پيغام دادند كه به فلاني بگوييد اگر عزل شد به دفتر من در تهران بيايد.


پيش‌بيني حضرت آقا درست درآمد و من بعد از سفر ايشان عزل شدم و رفتم تهران دفتر حضرت آقا و از طرف نهاد رياست جمهوري رفتم در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره).


حضور من در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام به خاطر فساد بیش از حد برخی از مديران آن زمان در ستاد از جمله آقاي ... نامي كه يك مدتي را هم در سايپا مدير عامل بود،زياد طول نكشيد،حدود پنج الي شش ماه ،من نامه نوشتم به آقاي ميرسليم در ریاست جمهوری كه اينجا فساد هست و من نمي‌توانم اينجا كار كنم.


در زمان كار در ستاد اجرايي يك خانه داده بودند به من در خيابان ميرعماد كه حدود 470 متري زیر بنا داشت و من يك مدت كوتاهي در آن نشستم و چون شبهه شرعی داشتم نسبت به درستي اين كار از آنجا بلند شدم. البته اين در كنار اين بود كه من سه تا تيكه فرش بيشتر نداشتم و خانه لخت بود، بعد از من آقاي صادق خرازي نشستند در آن خانه.


بعد از ستاد اجرايي من رفتم در ستاد تبليغات جنگ، تا اين زمان حضور من در جبهه به خاطر كارهاي دولتي به صورت مقطعي بود. مثلا در زمان انجام عمليات يك هفته مي‌رفتم جبهه و بعد برمي‌گشتم سركارم به عنوان فرماندار و یا ... از اينجا به بعد ديگر كار من شده بود مختص جنگ. من شدم مسئول تشكيل كميته ستاد تبليغات جنگ در استان‌ها که شورای عالی دفاع تصمیم تشکیل آن را گرفته بود.


يك خاطره جالب اين كه در اين مدت هواپيماهاي عراقي وقتي براي بمباران شهرهاي ايران مي‌آمدند و به هر دليلي موفق به خالي‌كردن بمب‌ها در شهر موردنظر نمي‌شدند در بازگشت به عراق چون شهر ايلام سر راه بود، همه بمب‌هاي خود را سر مردم آنجا مي‌ريختند.


من هم به همين خاطر دستور تخليه ايلام را صادر كردم كه متأسفانه به خاطر هم خط نبودن سياسي من با برخي از آقايان از جمله آقاي محمد صدر با جو سازي آن‌ها عليه اين كار مواجه شدم كه ايلام امن بوده و چرا فلاني دستور تخليه شهر را داده است و قرار شد من به جلسه شوراي امنيت ملي كشور بروم و در آنجا توبيخ شوم كه همزمان هواپيماهاي عراقي مجددا به صورت وحشتناكي ايلام را بمباران كردند كه ديگر اصلا جلسه شوراي امنيت ملي در این باره تشكيل نشد.


وقتي صدام سر دشت را بمباران شيميايي كرد بعد از چند ساعت بنا به درخواست ما هيأتي از كميته ضد بكارگيري بمب‌هاي شيميايي از وين آمدند تهران تا به بازديد سر دشت بروند و به صحت ادعاهاي ايران راجع به بكارگيري بمب شيميايي توسط عراق پي ببرند. متأسفانه در ستاد تبليغات جنگ جز من كسي حاضر نشد به خاطر خطر شيميايي شدن همراه هيأت مذكور به سردشت برود و من تنهايي به همراه آنان به سردشت رفتم.


وقتي به آن جا رسيديم با مناظر تكان دهنده اي روبرو شديم؛ گياهان شهر همه خشك و سوخته بودند، حيوانات، بزها، سگ‌ها، گربه‌ها، الاغ‌ها و گاوها همه مرده بودند و لاشه شان در گوشه و كنار افتاده بود،انسان‌ها هم همين طور، همه مرده بودند و تنها از بعضي از خانه‌ها صداي ناله مي‌آمد. در شهر فقط 7 الي 8 نفر پاسدار حضور داشتند و در فرمانداري هم فقط يك نفر بود.

هيأت حقوق بشري هم متأسفانه علي رغم مشاهده اين مناظر با بهانه‌هاي واهي كه مثلا از كجا معلوم كه حتما گاز خردل بكارگيري شده است و يا ... مي‌خواستند گزارش را به نفع صدام تنظيم كنند. وضعيت عجيبي بود. من از يك طرف مي‌بايست به صداي ناله‌هایی که از داخل خانه ها می آمد پاسخ مي‌دادم و به كمك مصدومين مي‌رفتم و با تهران تماس مي‌گرفتم تا هلي كوپتر بفرستند و مصدومين را ببرند و از يك طرف بايد به نشان دادن شواهد و قانع كردن هيأت حقوق بشري مي‌پرداختم كه در اثر حضور در آن منطقه و ياري به مصدومين در آن زمان شيميايي شدم و اين موضوع را تا كنون در هيچ كجا به غير از يك نامه كه به مناسبتي به مقام معظم رهبري نوشتم و فقط از باب اطلاع به ايشان عرض كردم، نقل نكردم و مي‌خواستم نگه دارم براي آن دنيا.


در نهايت گروه حقوق بشري به دلايل واهي زير بار تخلف عراق نرفتند و مي‌گفتند كه شايد گاز خردل نباشد و ما سوار هواپيماي «شنوك» شديم كه برويم تبريز و از آنجا برويم تهران. ابتداي پرواز بوديم كه هواپيما به ناگهان حدود 200 متري به پائين كشيده شد و رفت لاي شيار‌هاي كوه‌هاي سردشت. همه مسافرها از صندلي‌ها خارج و زخمي شدند. پس از مدتي هواپيما ناگهان اوج عمودي گرفت و اين بار همه مسافرها افتادند عقب هواپيما. بعد از چند دقيقه در وضعيت عادي قرار گرفتيم و به مسير ادامه داديم. بعدا خلبان به مسافرها توضيح داد كه يك «ميگ» عراقي به تعقيب هواپيماي ما پرداخته بوده و خلبان چون ميگ توانايي پرواز در ارتفاع پايين را ندارد ارتفاع پرواز را كم كرده است اما با اين مسئله روبرو شده كه ميگ عراقي - حالا بر اساس چه نوع تغييري در سيستم آن- توانسته است به تعقيب ما در ارتفاع پائين بپردازد. خلبان ما با مشاهده اين وضعيت، كار خود را تمام شده حساب كرده و تصميم گرفته به صورت عمودي از زير ميگ به آن بزند كه حداقل موجب انفجار آن هم بشود. ميگ عراقي هم كه اين موضوع را فهميده فرار كرده است.


سرپرست گروه ويني وقتي اين ماجرا را شنيد به من گفت شما كه خلبانتان با نوك هواپيما مي‌خواهد ميگ عراقي را بزند حتما در اين جنگ پيروز مي‌شويد و حالا نمي دانم تحت تأثير اين اقدام و شايد نزديك ديدن مرگ به خود در آن تعقيب و گريز، علي رغم مخالفت قبلي به من گفت كه ما گزارش را به نفع شما مي‌نويسيم و شما يك پيش نويس بنويس و ما بر اساس آن گزارش خود را تنظيم مي‌كنيم.


من نوشتم و آنها اصلاحات خود را اعمال كردند و شد اولين گزارش كميته خلع سلاح سازمان ملل عليه عراق که عراق را محکوم کرد. البته در تبريز هم برايشان كفش و قالي گرفتيم و از طرف ايران به آنها هديه داديم.


پس از جنگ و با رحلت حضرت امام(ره) و رهبر شدن حضرت آقا، آقاي يزدي رئيس قوه قضائيه شدند.


بعد از رحلت حضرت امام من به دعوت آقای کازرونی رفته بودم وزارت مسکن تا این که مرحوم آقاي زواره‌اي رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور به اصرار از من خواستند كه به سازمان ثبت اسناد بروم و من شدم معاون سازمان ثبت اسناد و تقريبا اداره‌كننده سازمان.


در سازمان ثبت يك سيستم طراحي كردم كه كارها را بسيار راحت كرد. در تمام شهرهاي ايران چهار و پنج نفر از بچه‌هايي را كه حقوق خوانده بودند را ازشان خواهش كرديم كه ساعت بيكاري خود را به مركز سازمان در شهر خود سر بزنند و هر چيزي را كه مشاهده كردند اعم از برخوردهاي خوب و بد توسط كاركنان ما با مردم به ما گزارش كنند. و ما هم بر مبناي گزارشات آنان به رؤساي مراكز خود در استان‌ها تذكر مي‌داديم. روساي ثبت فكر كردند ما يك سيستم نظارتي پیچیده ای طراحي كرده‌ايم و در نتيجه تخلفات به حداقل رسيده بود.


همكاري من با آقاي زواره‌اي به خاطر اختلاف سليقه اجرايي كه با ايشان داشتم زياد به طول نيانجاميد حدود 22 ماه و من از سازمان ثبت اسناد بيرون آمدم و يك مدتي بيكار بودم.


آقاي اكبر تركان در آن زمان وزير دفاع بودند كه با دعوت ايشان بنده مشاور سازمان صنایع دفاع شدم و يك مدتي هم در «اتكا» كار كردم تا آقاي لاريجاني شدند وزير ارشاد و با واسطه‌اي از من دعوت كردند كه به وزارت ارشاد بروم و من را گذاشتند عضو هيئت مديره سازمان ايران‌گردي و جهانگردي و قائم مقام سازمان كه در اينجا نيز عملا من سازمان را مي‌گردانم و از كارهاي ويژه‌اي كه در اين مدت كردم مي‌توان از ايجاد 14 قطب توريستي كشور كه كار مهمي بود، نام برد.

ادامه دارد

منبع: نظام آباد


 


فخرالسادات محتشمی پور، همسر تاجزاده عریضه ای خطاب به دادستان تدوین کرده است.

او در بخشی از این عریضه این سوال را مطرح کرده است که چرا ما باید دو شبانه روز در بی خبری کامل از ایشان به سر ببریم؟ چرا نباید حق یک تماس تلفنی داشته باشد؟ گیریم این عدالتخانه او را مجرم تشخیص داده و عقابی درخور جرم برایش درنظر گرفته، خانواده اش چرا باید مجازات شوند؟ پدر و مادر پیر و فرزندان کم طاقتش چرا باید به جرم ناکرده عقاب شوند؟

متن کامل این عریضه که در اختیار کلمه قرار گرفته بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم لاتخذلنی فیه لتعرض معصیتک. و لا تضربنی بسیاط نقمتک. و زحزحنی فیه من موجبات سخطک.بمنک و ایادیک یا منتهی رغبة الراغبین.

عریضه دو در ششم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان. دومین عریضه را در دوره جدید بازداشت همسرم در ششمین روز ماه مبارک رمضان در حالی می نویسم که دستگاه عدل جمهوری اسلامی دومین رمضانی است که با جداکردن ظالمانه او از خانه و خانواده اش تلخکامی را برایمان به ارمغان آورده است. در ماه خدا و در حالی که ضیافت پرشکوه او برپاست که عارف و عامی می توانند از آن بهره ببرند، هرچند ما مظلومان بریده از تمنای غیردوست، حضور قلب بیشتری داریم و بیش از پیش مستعد دعا و استغاثه ایم، اما تشنگی یافتن خبری از یار بر عطش و گرسنگی غلبه کرده است. پدر و مادر همسرم آن به آن از من که همسرش هستم و مانند آنان بی قرار طلب خبر می کنند و من متأسفانه باید بگویم : هیچ. هیچ! این در حالی است که بی خبری از زندانیان سیاسی مانند سم مهلکی در روح و روان خانواده می نشیند و چه بسا او را به کارهای غیرعادی وادار کند. مادر بی تاب مصطفای ما در شب بیداری های خود ناگهان نقشه هایی به ذهنش خطور می کند که صبحگاه اجرایش را به من محول می کند و من که با درد و آه دل مادر آشنایم می ترسم که نکند ناگهان او خود ناامید از اقدام عروسش، ابتکار عمل را به دست بگیرد و بشود آن چه نباید بشود!

آقای دادستان

سال گذشته در چنین روزهایی من بی تاب از طولانی شدن حبس زنان و بدرفتاری ها و عسروحرجی که برآنان می رفت، روزهایی را پشت در اتاق شما که تازه بر مسند جدید نشسته و به قول مسئول دفتر و معاونینتان مشغول تهیه گزارش شناخت از اوضاع جاری در دوره دادستان معزول، که باید به زودی در پیشگاه مردم شریف ایران به دلیل اعمال غیرقانونی و البته نه چندان خودسرانه اش محاکمه شود، بودید. من آن روزها با خوش بینی تمام براساس همه اخبار و شواهد و قرائن دال بر خوش نامی و خوش کرداری شما در موقعیت های پیشین و با یک سابقه ذهنی مثبت آمده بودم تا از باب حقوق زنان با شما که در دادگاه خانواده ادعای احقاقش را داشتید صحبت کنم. می خواستم از زندانیان آزاده سرافراز بگویم که کارنامه عملشان پاک پاک بوده و هست. از آنان که آن زمان، یعنی پیش از اعترافات مشفق نامی که به حق باید نام افشاگر ناخواسته کودتا بر او نهاد، تصورم این بود که تنها براثر سوء تفاهم به بند کشیده شده اند و اگر سوء تفاهم ها برطرف شود، خیلی زود به آغوش گرم خانواده ای که اینقدر در حرمت و اهمیتش سخن سرایی و اتلاف هزینه می شود، بازمی گردند. من زبان روزه می آمدم پشت در اتاق شما ساعت ها می نشستم تا شاید روزنی برای گفتگو گشوده شود و کتاب خدا که از بعضی همکاران شما برای قرائت جزء روزانه به امانت می گرفتم شاهد من است که چه دل آزردگی ها از دیدن مظلومان بی پناه در آن راهروی دراز تنگ که به اتاق شما و مسئول دفتر و اتاق انتظار منتهی می شد، می دیدم.

باری در ماه مبارک رمضان پارسال که شما هنوز پایان نامه دکتری را دفاع نکرده و هنوز تلمذ و شاگردی می کردید و در جستجوی استاد برای تأیید مطالب بخش ها و فصول پایان نامه خود بودید که نمی دانم عنوانش چیست و قرار است کدام بخش از خلأها را در نظام نیازمند بازنگری و بازآرایی قضا را در کشور اسلامیمان پر کند. من دوست داشتم در جلسه دفاعیه شما شرکت کنم همانطور که دوست داشتم در جلسه دفاعیه دادستان معزول شرکت کنم همو که به اندازه موهای سرش شاکی خصوصی و عمومی دارد و در نظام عدلمان آرزو به دلمان ماند که یک بار مدعی العموم او را به جرم جزئی از کرده هایش به محکمه بکشاند و چه سلطنتی می کرد در ایام مسئولیتش و انسان وقتی در مقابلش قرار می گرفت در همان آغازین لحظات می توانست تفسیر آیات قرآنی را در مورد انسانی که خدا را فراموش کرده مرگ و آخرت را انکار کرده و جز به استیلا بر بندگان خدابه چیز دیگری اندیشه نمی کند در او ببیند و چه بدعاقبتی دارد انسان حقیرناچیزی که از نطفه گندیده آفریده شده آن گاه که به ناحق در جای بزرگان بنشیند و ادعای بزرگی کند. من دوست داشتم در جلسه دفاعیه شما که نمی دانم انجام شد و شما عاقبت مدرک دکتری گرفتید یانه، شرکت کنم تا ببینم. تنها از سر کنجکاوی. فقط برای این که نحوه پاسخگویی شما را به سؤالات احتمالی اساتید داور ببینم و خدا را چه دیدی شاید در پس این همه بی قانونی و در میان همه بی درو پیکری این عدالت خانه، گذرنامه ما را هم که در یورشی غیرقانونی از خانه مان ربوده اند، دادند و توانستیم به کشور دوست سفر کرده و پایان نامه ای را که آماده دفاع است به سرانجام برسنیم و بیش از این شرمنده اساتید برجسته دانشگاه هایی که روی ایران و سه قوه اش حساب می کنند نشویم و در آن جا و در حین « مناقشة » این تجربه هم به کارمان آید. من همچنین دوست داشتم چهره شما را پس از گرفتن نمره عالی مشاهده کنم. کسب رضایت استاد راهنما کار سختی است و از آن مهم تر اقناع اساتید داور بویژه اگر سخت گیر باشند و خدا نکند که با دانشجو خرده حسابی هم داشته باشند حالا به هر نحو ممکن! من از کودکی با وجود هراس از امتحان که از تبعات نظام غلط آموزشی ما برای دانش آموز است، هراس داشتم اما در عین حال آن را دوست داشتم چون بیانگر نتیجه تلاش هایم بود. تلاش برای موفقیت و هرچه بزرگتر می شدم این حس دوگانه در من بیشتر می شد و همیشه این امتحان های کوچک مرا از امتحان بزرگ الهی و کارنامه ای که به دستم خواهند داد بیشتر می هراساند و من این هراس را برای تقوا و خویشتنداری بیشتر موهبتی می دانم و خدای را شکرمی گویم.

آقای دادستان

می دانم گرفتاری شما این روزها زیاد است و هر روز هم زیادتر می شود.قصد پرگویی نداشتم فقط یک یادآوری بود از پارسال این روزها که شما از کار دفاعیه خود بازمانده، پرونده ها زندانیان سیاسی را که نمی دانم چرا اصرار دارید نام دیگری برآنان بگذارید، تورق می کردید و خانم دکتری که می گفتند دفاعیه موفقی داشته و سابقه خوبی در دانشگاه و از بدحادثه کارش در دورانی بحرانی به حوزه اجرایی افتاده بود به شما در تهیه گزارش از پرونده ها و نیز ارتباط اولیه با خانواده ها کمک می کرد و یک دفتر دار هم داشت این خانم وقت ها را تنظیم می کرد و سوالات را جواب می داد و امور را رتق و فتق می کرد و ما خوش باورانه چقدر شاد بودیم که این زنانه شدن پیگیری امور می تواند به نفع خانواده ها و لااقل زندانیان سیاسی زن، باشد.

من روزها، ساعات و دقایق زیادی را پشت آن اتاق می نشستم در انتظار گشوده شدن روزنی برای گفتگو می ماندم و در همان اثنا شاهد این تغییرات بودم و در دل می گفتم از این ستون به آن ستون فرج است انشاء الله به خواست خدا و با دعای بندگان خدا گشایشی می شود در کارها. و درب اتاق شما خیلی دیر به روی ما گشوده شد آقای دادستان خیلی دیر، اما باز هم جای شکر داشت و ...

پرگویی نکنم می ترسم بخشی از گفته هایم را تاب نیاورید و ... این خاطرات باید جای دیگری ثبت شود برای آیندگان که در امتحان ها و هنگام دفاع از پایان نامه هایشان از این تجارب ارجمند بهره ببرند جهت اصلاح عیوب و خلأهای نظام قضایی اسلامیمان. حالا یک سال از آغاز به کار شما گذشته و هنوز زندان ها پر است از زندانیان سیاسی بی گناه که برایشان پرونده های قطوری ساخته اند. و کاش برای حفظ آبرو هم که شده هرگز کیفرخواست ها منتشر نشود. به گمانم اساسا این ها بر همان مبنای غیرقابل انتشار بودن این گونه تنظیم شده. این نیز بماند. من با این اطلاعات حقوقی ناچیز نمی توانم مدعی باشم اما از تاریخ تاحدی سر در می آورم و عاقبت محتوم بی داد و بی عدالتی و مصلحت اندیشی هایی که درپای قدرت می شود، خوب می دانم. داوری تاریخ و داوری آدم ها نسبت به تاریخ و حکم الهی را نیز با اندک سواد دینی خود خوب می شناسم که سیطره حق بر باطل است.

آقای دادستان

همسر من، که گفتنی های زیادی از او دارم و در عریضه های بعدی تقریر خواهم کرد، و دوستانش به جرم ناکرده و چه می گویم؟! به جرم شکایت از کودتاگران نظامی که خودشان افشاگر آن بوده اند، مجددا به زندان افتاده است و البته آن ها با علم به این عاقبت وظیفه شرعی و ملی خود را انجام داده اند اما سوال من این است که چرا ما باید دو شبانه روز در بی خبری کامل از ایشان به سر ببریم؟ چرا نباید حق یک تماس تلفنی داشته باشد؟ گیریم این عدالتخانه او را مجرم تشخیص داده و عقابی درخور جرم برایش درنظر گرفته، خانواده اش چرا باید مجازات شوند؟ پدر و مادر پیر و فرزندان کم طاقتش چرا باید به جرم ناکرده عقاب شوند؟ با وجود این که خواسته اساسی اینجانب به عنوان همسر قهرمان بی گناه دربند تاجزاده سرافراز آزادی فوری و بلاشرط اوست، عجالتا بر خواست پیش پا افتاده و اولیه خود مبنی بر تماس تلفنی فوری ایشان اصرار می ورزم.

ولله عاقبة الامور


 


امروز:دوازده نفر از زندانی های اعتصاب کننده پس از بیست و دو روز به بندعمومی ۳۵۰ زندان اوین بازگردانده شدند اما عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی همچنان در انفرادی نگه داری می شوند و کیوان صمیمی نیز همچنان در اعتصاب غذا و انفرادی به سر می برد.

براساس گزارش های رسیده از اوین به کلمه ،این یازده نفر از روحیه بالایی برخوردارند اما از نظر جسمی بسیار ضعیف و لاغر شده اند و همچنان اجازه تماس با خانواده های خود را ندارند.

زندانی های منتقل شده به بند عمومی روحیه عبدالله مومنی،بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی را نیز خوب و مقاوم توصیف کرده اند اما در باره وخامت حال کیوان صمیمی و بی توجهی پزشکان به وضعیت وی اظهار نگرانی شدید کرده اند.

منابع موثق به نقل اززندانیانی که تازه از انفرادی بازگشته می گویند کیوان صمیمی گفته بعد از انتقال عبدالله مومنی و بهمن احمدی امویی به بند عمومی اعتصاب غذای خود را خواهد شکست .

مجید توکلی ،فعال دانشجویی و یکی از زندانیان اعتصاب کننده دیروز به زندان رجایی شهر منتقل شده است. گفته می شود رضا ملک یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز همچنان در انفرادی به سر می برد.

علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، کیوان صمیمی ،جعفراقدامی فعال مدنی ، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی بودند که دو هفته اعتصاب غذا کردند. آنها پس از اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و توهین ماموران زندان به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند.


 


امروز:محمد نوری زاد و همسرش شب گذشته با خانواده سید مصطفی تاج زاده دیدار و ابراز همبستگی کردند.

به گزارش کلمه، محمد نوری زاد در این دیدار که در منزل مصطفی تاج زاده صورت گرفت، از اقدام بزرگ تاجزاده و سایر شکایت کنندگان علیه سپاه تقدیر کرد و بازگشت مجدد او را به زندان هزینه این اقدام دانست .

محمد نوری زاد که به تازگی از زندان آزاد شده است، همچنان شکایت نامه هفت تن از فعالان سیاسی را قابل پیگیری حقوقی دانست.

ایشان همچنین با تقدیر استواری خانواده تاجزاده برای صبوری هرچه بیشتر آنان دعا کرد.

فخرالسادات محتشمی پور، همسر تاجزاده نیز با تشکر از حضور ایشان اقدام شجاعانه تاجزاده را ستود و گفت:" اگر قرار بود او و دوستان دلاورش خود را درگیر روزمرگی های زندگی کرده از رسالت مهم خود دور بمانند قطعا سرنوشت دیگری داشتند."

محتشمی پور همچنین پیگیری این شکایت را یک وظیفه ملی قلمداد کرد و در غیاب آقای تاجزاده خود را موظف به پیگیری آن دانست.


 


امروز:در حالی وزیر کار و امور اجتماعی نرخ بیکاری ۱۴٫۶ درصدی بهار ۸۹ مرکز آمار ایران را زیرسئوال برد و به آن شبهاتی وارد کرد که این مرکز قرار دادن آمارها در سایت رسمی را به معنی دفاع از محاسبات خود اعلام کرد.

به گزارش مهر، مرکز آمار ایران اخیرا نرخ بیکاری بهار سالجاری ۱۴٫۶ درصد را اعلام کرده که در این رابطه تعداد کارجویان (بدون شغل - در جستجوی شغل بهتر) نیز بیش از ۳٫۵ میلیون نفر برآورد شده است. اهمیت این موضوع در این است که این نرخ در بهار سال گذشته ۱۱٫۱ درصد بود.

جهش ۳٫۵ درصدی نرخ بیکاری در بهار سا‌لجاری در کنار نیاز مبرم بازار کار به فرصت‌های جدید شغلی، از موضوعاتی است که به دلیل نیازهای روزافزون جوانان کارجو، همیشه مورد توجه افکار عمومی بوده و هست.

طی سال‌های گذشته به ویژه در زمان فعالیت سیدمحمد جهرمی (وزیر سابق کار ) درباره مرجع اعلام نرخ بیکاری بعضا نقدهایی مطرح می‌شد، به نحوی که اعلام دو نرخ متفاوت از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار دوگانگی‌هایی را به همراه داشت. نهایتا به دلیل استناد قانون به نرخ اعلامی مرکز آمار و همچنین عدم محاسبه

نرخ بیکاری روستاها توسط بانک مرکزی، این نرخ مرکز آمار بود که مورد استناد قرار می‌گرفت.

این جریان ادامه داشت تا زمان اعلام رسمی نرخ بیکاری بهار ۸۹ که توسط شیخ‌‌الاسلامی وزیر کار به نقد کشیده شد و وی ضمن نپذیرفتن تلویحی نرخ ۱۴٫۶ درصدی، گفت: به نظر می‌رسد نرخ بیکاری بهار ۸۹ دارای اشتباه است و یا اینکه نرخ‌های اعلام شده در سالهای گذشته اشکال داشته است.

همچنین وزیر کار گفت که اگر نرخ بیکاری بهار ۸۹ را بپذیرد به معنی افزایش ۱ میلیون نفر بیکار جدید است، البته وی تاکید دارد که با ابهام و بی‌میلی ناچار است نرخ بیکاری محاسبه شده توسط مرکز آمار ایران را بپذیرد.

این نوع برخورد و غیرقابل استناد بودن نرخ بیکاری مرکز آمار از سوی وزیر کار در حالی مطرح می‌شود که هم اکنون از نظر قانونی هیچ مرجعی بالاتر از مرکز آمار ایران نیست که بتواند نرخ‌های بیکاری قابل استناد ارائه دهد.

این در حالی است که تا پیش از این نرخ بیکاری اعلام شده از سوی مرکز آمار برای وزارت کار و امور اجتماعی بدون حرف و حدیث قابل استناد بوده، اما با اعلام نرخ بیکاری بهار امسال به یکباره این نرخ که زیر سئوال برده شد و شبهاتی از سوی این وزارتخانه در مورد آمار نرخ بیکاری مطرح شده است.

در عین حال، نرخ بیکاری که در هر فصل توسط مرکز آمار اعلام می شود مهمترین نرخی است که از سوی این مرکز به صورت رسمی اعلام می شود (همانند اهمیت نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی) و توسط دستگاه‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد، ضمن اینکه تغییری در نحوه محاسبه این نرخ در فصل بهار نسبت به فصول قبل صورت نگرفته است.

مسئولان مرکز آمار ایران در این خصوص معتقدند که قراردادن آمارهای نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار بر روی سایت رسمی به معنای دفاع این مرکز از آمارهای تولیدی خود است.

و اگر این آمارها اشتباه بود، روی سایت مرکز آمار قرار نمی‌گرفت.

مرکز آمار ایران در مورد نرخ‌های اعلام شده در خصوص نیروی کار معتقد است که اطلاعات رسمی، دقیق و صحیح خود را از طریق سایت اطلاع رسانی می‌کند. اگر صحبت‌های وزیر کار مورد تائید ما بود، اطلاعات خود را بر روی سایت قرار نمی‌دادیم، قرار دادن این اطلاعات بر روی سایت به معنای این است که مرکز آمار بر صحت آمارهای خود پافشاری می‌کند.

در همین حال، این مرکز با اعلام اینکه نرخ بیکاری افزایش یافته و اگر صلاح باشد به این مطلب پاسخ خواهد داد، عنوان می‌کند که وزیر کار اعلام کرده با وجود اینکه مایل نیستم اما نرخ بیکاری مرکز آمار را می‌پذیرم.

شیخ‌الاسلامی‌ همچنین گفته است: اگر از من بپرسند که نرخ بیکاری در بهار ۸۹ چقدر است به آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار استناد خواهم کرد، ولی با این وجود به نظر می‌رسد که این آمار با واقعیات جامعه همخوانی ندارد و درصدی از خطا در آن دیده می‌شود.

وزیر کار افزوده است: افزایش ۳٫۵ درصدی بیکاری یعنی اینکه از سال قبل تا به حال باید حداقل یک میلیون نفر به افراد بیکار کشور اضافه شده باشد و آثار آن هم در مقرری‌ بگیران بیکاری تامین اجتماعی دیده شود؛ در حالی است که تنها ۲۰ هزار نفر به مقرری بگیران بیکاری اضافه ‌شده و به همین دلیل بین آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار با واقعیات موجود تفاوت وجود دارد‌.

نرخ بیکاری طی سال گذشته از سوی مرکز آمار ایران ۱۱٫۹ درصد اعلام شد که این نرخ در فصل بهار سال گذشته ۱۱٫۱ درصد و در فصل زمستان همان سال نیز ۱۴٫۱ درصد محاسبه شده بود.

افزایش ۳٫۵ درصدی نرخ بیکاری بهار سال‌جاری به نسبت مدت مشابه سال قبل و رسیدن تعداد بیکاران به ۳٫۵ میلیون نفر طی سال‌های اخیر بی‌سابقه بوده است.


 


امروز:قرار بازداشت رضا شهابی، فعال کارگری دو ماه دیگر تمدید شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، رضا شهابی، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، روز دوشنبه با همسر خود تماس گرفت و گفت که قرار بازداشت او، دو ماه دیگر تمدید شده است.

وی در این تماس تلفنی به همسرش گفت که از سلول انفرادی به بند عمومی در زندان اوین منتقل شده است.

آقای شهابی روز ۲۲ خرداد سال جاری توسط ماموران امنیتی در محل کارش بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان به سر می برد.

رضا شهابی، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، روز دوشنبه با همسر خود تماس گرفت و گفت که قرار بازداشت او، دو ماه دیگر تمدید شده است.

وی همچنین گفت که از سلول انفرادی به بند عمومی در زندان اوین منتقل شده است.

آقای شهابی روز ۲۲ خرداد سال جاری توسط ماموران امنیتی در محل کارش بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان به سر می برد.

بی خبری از وضعیت این فعال سندیکایی موجب نگرانی خانواده او شده بود. این در حالیست که ماموران امنیتی تاکنون بر همسر رضا شهابی فشار وارد کرده اند تا از انجام مصاحبه با رسانه ها در مورد وضعیت این فعال سندیکایی زندانی خودداری کند.

قرار بازداشت رضا شهابی در شرایطی تمدید شده است که تاکنون وکلای مدافعش موفق به دیدار با وی نشده اند.

آقای شهابی تنها فردی نیست که به خاطر عضویت در سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بازداشت شده است.

پیش از او، سعید ترابیان، عضو دیگر هیات مدیره این سندیکا، در روز ۱۹ خرداد بازداشت شد که اخیرا آزاد شد.


 


امروز: رييس اسبق فدراسيون فوتبال با انتقاد از شرايطي كه در فوتبال ايران به وجود آمده است، گفت:

امروزه افراد فهميده‌اند كه با دروغ پردازي، ريا و ظاهرسازي و استفاده از كارهاي رياكارانه مي‌توانند به مقاصد خود كه همان اهداف مالي است، برسند.

محمد دادکان كه به شهادت بازيكنان هم‌نسل‌اش يكي از بازيكنان با اخلاق فوتبال ايران بود و در تمام دوران بازيگري‌اش حتي يك كارت زرد هم دريافت نكرد و همچنين در مدت 4 سال و سه ماه رياست‌اش در فدراسيون، فوتبال درگير مسائلي كه امروز شاهدش هستيم،‌ نبود در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره مسايل اخلاقي كه در فوتبال ايران به وجود آمده است، گفت: قصد مصاحبه نداشتم اما چون مي‌بينم شرايط در فوتبال ايران به گونه‌اي است كه همه اصل را رها كرده‌ايم و چسبيده‌ايم به مسايل حاشيه‌اي، بايد صحبت‌هايي را مطرح كنم. اولا بايد بگويم در ماه مبارك رمضان قرار داريم و بايد تمامي كارهايي كه انجام مي‌دهيم به خاطر اصلاح امور باشد. در پاسخ به شما بايد بگويم كدام فرهنگ؟ اول بايد برويم در سطح جامعه ببينيم كه آيا جامعه ما پذيراي فرهنگ هست يا خير؟ به هر حال فوتبال بخشي از اين جامعه است. متاسفانه در اين روزها تظاهر و مردم فريبي حرف اول را در جامعه ما مي‌زند و شرايط در باشگاه‌هاي ما هم بهتر نيست. كدام باشگاه مي‌تواند ادعا كند كه به مسايل فرهنگي پرداخته و اگر باشگاهي را پيدا كرديد كه مدعي فرهنگ سازي در فوتبال است بدانيد كه او هم دروغ مي‌گويد!

وي با بيان اين كه كار فرهنگي مي‌تواند پالايش خوبي در مسايل فني به وجود بياورد، گفت: امروز آدم‌هاي ناتوان كه به دنبال آمال و آرزوهايشان هستند، به افراد برچسب منشوري بودن مي‌زنند.

دادکان با اشاره به اتفاقي كه براي علي كريمي افتاده و با بيان اينكه حرف‌هايم كلي است، گفت: مي‌گويند "عيسي به دين خود و موسي به دين خود". برو خودت را بساز كه الگو شوي. نمي‌خواهد در رسانه‌ها و بين دولتي‌ها از خودت الگو بسازي. اين مردم هستند كه بايد الگو را انتخاب كنند. اگر كسي اشتباهي مي‌كند، بايد بدانيم كه ما را به جاي فرد متخلف داخل قبر نمي‌گذارند. نمي‌توان با چوب و تكفير آداب و فرهنگ ايجاد كنيم. آقايان در خفا هزاران مشكل دارند و وقتي كسي در ظاهر اشتباهي مي‌كند مي‌خواهند آبروي او را ببرند. اين عين بي‌ديني است. دين ما مي‌گويد كه نبايد آبروي آدم‌ها را برد.

وي با بيان اينكه كساني كه حرف از اخلاق و فرهنگ مي‌زنند، خودشان از همه بدترند گفت: برويد در زندگي اين افراد و ببينيد كه چقدر خودشان ناپاكترند. از ادب و فرهنگ حرف مي‌زنند ولي خودشان سمبل بي‌ادبي و بي‌فرهنگي هستند. يكي بيايد بگويد كه من خوب هستم. هيچ كس نمي‌تواند چنين ادعايي كند. همه ما مثل هم هستيم. مگر مي‌شود كسي را صاحب اخلاق و فرهنگ و دين كرد. اين مسايل ريشه در ذات آدم‌ها دارد. كنفسيوس مي‌گويد، آدمهاي بزرگ وقار دارند و تكبر ندارند و آدمهاي كوچك تكبر دارند و وقار ندارند و كسب اين وقار از پدر و مادر است. من مي‌گويم اگر كسي صاحب فرهنگ و اخلاق و دين باشد، بايد اين از خانواده‌اش به او رسيده باشد و جامعه نقش كمي دارد.

عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه شما خودتان در زمان حضور در فدراسيون فوتبال تا پيش از ديدار با مكزيك مشكلي با علي كريمي نداشتيد و اين بازيكن هيچ گاه جلوي شما موضع نگرفت، آيا فكر مي‌كنيد رفتاري كه باشگاه استيل آذين با او كرد رفتاري صحيح بود يا خير گفت: رفتاري كه با علي كريمي و كريمي‌ها مي‌شود دفعش بيشتر از جذب است. زماني كه من رييس فدراسيون فوتبال بودم، بازيكناني را مي‌ديدم كه به خاطر شرايطي كه داشتند روزه‌خواري مي‌كردند ولي من هيچ وقت آبروي اين افراد را نبردم. برانكو 4 سال در فوتبال ايران بود. در اين مدت در زمان ماه رمضان از خانه كه بيرون مي‌آمد تا آخر شب مانند ما مسلمانان رفتار مي‌كرد و اين تنها به خاطر فضايي بود كه در فدراسيون فوتبال وجود داشت. رفتاري كه احترام متقابل در آن وجود داشت. دليل ديگرش هم ذات خودش بود، ما چيزي را زور نمي‌كرديم و او هم احترام مي‌گذاشت. اگر هم علي كريمي سهوا نوشيدني را خورده شايد عذري داشته است. شايد مسافتي را طي كرده و ديگر روزه نبوده است. نبايد همه چيز را با نيت سو نگاه كنيم.

دادکان با بيان اينكه نبايد با آبروي هيچ كس بازي كرد، به ايسنا گفت: متاسفانه در جامعه ما در تمامي زمينه‌ها سمبل‌ها و الگوها را مي‌زنيم، براي چه؟ مي‌خواهم بپرسم همه معترضان به كريمي پاكند و منزه؟! چرا ما در بخش فرهنگ، اجتماع و سياست الگوها و سمبل‌ها را مي‌زنيم؟ آيا همه معترضان به اين الگوها پاكند؟ همه ما مثل هم هستيم. حالا جوي به وجود آمده كه مد كرده‌ايم كه يكي را روزه‌خوار بدانيم و ديگري را منشوري.

وي افزود: اين يك موج است. موجي كه مي‌خواهيم رويش سوار شويم و سال بعد پول بيشتري بگيريم. خروجي اين فوتبال كه سالانه 400 ميليارد تومان در آن هزينه مي‌شود چيست؟ مسوولان كشوري، من يك سوال از شما دارم. آيا مي‌دانيد كه خروجي اين فوتبال صفر است؟ اگر مي‌دانيد كه گناهتان 10 برابر است و اگر نمي‌دانيد چرا مي‌خواهيد با طبل بي‌صدا مردم را سرگرم كنيد. من اگر در اين فوتبال سمتي داشتم ليگ را تعطيل مي‌كردم و مي‌گفتم از اين پول‌ها خبري نيست. برويد در همان خارج بازي كنيد. چرا لژيونرهاي ايراني كه در اروپا و امارات بوده‌اند يكي يكي به ايران برمي‌گردند. دليلش اين است كه در اينجا پول بيشتري به آنها مي‌دهند. من يك دفعه اين مسئله را گفته‌ام و بار ديگر تكرار مي‌كنم. چرا مربي كه در زمان ما 13 ميليون تومان پول مي‌گرفت الان 400 ميليون تومان پول مي‌گيرد. اين بي درو پيكري فوتبال ايران نيست؟

دادکان افزود:‌ چطور در زمان ما بازرسان در فدراسيون فوتبال بودند و الان خبري از اين بازرسان نيست. مسوولان كميته تربيت بدني مجلس كه دنبال تحقيق و تفحص بودند تنها به دنبال اين هستند كه عكس سه در چهارشان در روزنامه‌ها چاپ شود. نتيجه و خروجي كميته ويژه رييس جمهور براي بررسي شكست ورزش ايران در المپيك چه شد؟ از حالا به شما مي‌گويم كه جواب شكست در گوانگجو را چه كسي مي‌دهد؟ من به شما مي‌گويم همان‌هايي كه جواب مردم را پس از شكست در پكن و جام جهاني داده‌اند به شكست‌هاي گوانگجو هم پاسخ خواهند داد. فقط با دروغگويي به مردم مي‌گويند كه كميته تشكيل داده‌ايم. كدام كميته؟

وي تاكيد كرد: آنهايي كه مي‌آيند شخصيت آدم‌ها را زير سوال مي‌برند خودشان از همه بدترند.

رييس سابق فدراسيون فوتبال در پايان به ايسنا گفت: من سوالي كه از ايسنا دارم و اميدوارم كه شما آن را پيگيري كنيد اين است كه آيا بازيكني كه 700 ميليون تومان مي‌گيرد مربي كه حداقل 500 ميليون تومان مي‌گيرد و مديري كه 300 ميليون تومان مي‌گيرد آيا اين دعواها را به خاطر اخلاق به راه مي‌اندازد. اين سوالي است كه من از شما دارم. برويد ببينيد مديران در اين فوتبال چقدر مي‌گيرند. ما الگوها را مي‌زنيم كه اين مديران غيرورزشي به فوتبال بيايند و خروجي فوتبال هميني مي‌شود كه مي‌بينيد. امروزه شرايطي ايجاد شده كه آدم‌ها مي‌آيند و دم از مسائل فرهنگي مي‌زنند و مي‌گويند كارهايشان به خاطر حفظ شئونات و نظام است اما در واقع آنها به دنبال مقاصد خود هستند.


 


امروز: 6 روز از ماه رمضان سپری شده است که همچنان سطح قيمت اقلام اساسي در سبد غذايي خانوار بی‌ثباتی را در تهیه این اقلام افزایش داده است.
به گزارش خبرنگار ايلنا در حالي كه جنگ گلادياتوري اقلام اساسي قبل از ماه رمضان بازارهاي مواد غذايي را تبديل به ميدان‌ نبرد قيمت‌ها كرده بود و آشفتگي در اين بازارها بيداد مي‌كرد وزارت بازرگاني از اتخاذ سياست‌هاي تنظيم بازار و تشديد نظارت در واحدهاي بازرگاني در ماه رمضان خبر داد.
سياستي كه بارها آزموده شده و بارها نيز به خطا رفته بود همچون ايام نوروز، شب یلدا، روز مادر و ... همه اينها نشان مي‌داد كه سياست‌هاي مقطعي هيچ‌گاه جوابگوي تنظيم بازار نخواهد بود.
برنامه‌ريزان اقتصادي به جاي رفع ابهامات براي تنظيم بازار و انتخاب راهكارهاي قانوني و ايده‌آل هميشه در صدد ايجاد سياست‌هاي مسكن و مقطعي هستند و اين به اعتقاد بسياري از كارشناسان نه تنها جوابگو نخواهد بود بلكه اقتصاد کشور را به چالش جدی فرو خواهد برد.
شايد هيچگاه برنامه‌ريزان اقتصادي در ماه رمضان امسال باور نمي‌كردند كه به اين زودي افزايش قيمت‌هاي اقلام اساسي دامن آنها را بگيرد و آنها را به چالش جدي وا دارد.
چالشي كه شايد مهمترين عاملش خود مسوولان برنامه‌ريز اقتصادي هستند كه جنبه رواني به بازار دادند و به همين خاطر بازار بار ديگر با گذشت 5 روز از ماه رمضان ملتهب شد.
از آن سو هنوز طرح هدفمند كردن يارانه‌ها نيز اجرا نشده است كه آثار رواني آن بر اين ماه نيز تاثير گذاشته است.
كارشناسان اقتصادي مقطعي بودن اوضاع اقتصادي كشور به ويژه سياست‌هاي تنظيم بازار در مقاطع مختلف، عدم ايجاد بازار رقابتي و فراهم كردن فضاي كسب و درآمد و دخالت دولت در بازار را عامل اساسي گراني‌هاي 5 روز گذشته اعلام کردند.
به گفته كارشناسان نمي‌توان مقطعي اوضاع اقتصادي كشور را سروسامان داد و كشور منتظر ايجاد معجزه اقتصادي باشد. تدابير چنين سياست‌هاي مقطعي براي آينده اقتصاد كشور بسيار خطرناك است.
به باور اقتصاددانان لازمه اقتصاد پويا بازار رقابتي است كه براي مردم امكان كسب درآمد فراهم شود نه دخالت دولت، ‌چرا كه هر چه دخالت دولت در بازار بيشتر باشد تعادل عرضه و تقاضا به هم زده خواهد شد و بايد منتظر عواقبي نظير گراني اقلام اساسي در ماه‌هاي ويژه شد.
از ديگر دلايل افزايش قيمت اقلام اساسي در اين ماه به اعتقاد كارشناسان مشكل قيمت‌هاي تمام شده كالاها، زير ساخت‌هاي لازم براي كاهش منطقي قيمت‌هاي تمام شده كالاها و آثار مقابله‌هاي تحميلي اقتصادي براي ايران است.
افزایش قیمت مرغ
در حالی كه قیمت مرغ طی روزهای گذشته با افزایش نسبی روبرو بوده است اما كارشناسان اعتقاد دارند این قیمت عرضه شده در بازار، نرخ واقعی بهای مرغ است.
قیمت مرغ بر اساس قیمت تمام شده وزارت جهاد كشاورزی دو هزار و 200 تا دو هزار و 500 تومان تعیین شده بود كه براساس گفته‌های بسیاری از كارشناسان قیمت تعیین شده از سوی مسوولان قیمتی بود كه جوابگوی هزینه‌های جاری واحدهای تولیدی را نداشته و دیگر آن‌كه نسبت به نرخ تورم بسیار در سطح پایینی بود.
از سوی دیگر در حالی كه قیمت مرغ طی روزهای گذشته تا سقف سه هزار و 500 تومان در بازار افزایش داشته، نگرانی‌ها نسبت به عرضه و قیمت افزایشی آن در ماه رمضان نیز افزایش یافته است.
در حال حاضر قیمت مرغ به طور میانگین بین دو هزار و 600 تا سه هزار و 500 تومان در بازار تهران عرضه می‌شود كه این قیمت‌ها نسبت به چند سال گذشته یكی از بی‌ثبات‌ترین بازارهای مرغ را به وجود آورده است.
البته ثابت نگه داشتن قیمت مرغ یكی از وعده‌های وزیر جهاد كشاورزی بود كه گفته بود: قیمت آن تا پایان سال ثابت خواهند ماند اما مشاهده می‌شود كه یكی از بی‌ثبات‌ترین بازارهای غذایی را در ایران به وجود آورده است.
در حال حاضر رقابت تنگاتنگی بین گوشت مرغ و قرمز برای تصاحب جایگاه میانگین رشد قیمت در جریان است.
این درحالی است كه قیمت تخم مرغ روز به روز در حال كاهش است به گونه‌ای كه براساس گفته‌های كارشناسان قیمت تمام شده هر كیلو تخم مرغ در درب واحدهای تولیدی 1200 تومان تعیین شده بود اما در حال حاضر بین 770 تا 800 تومان به فروش می‌رسد.
گوشت قرمز شاید دیگر از اسب غرور پایین نیاید
بی‌ثباتی‌ها همچنان در بازار غذایی كشور ادامه دارد به گونه‌ای كه قیمت گوشت با وجود واردات گسترده از سیستان و بلوچستان به تهران و كشور برزیل و همچنین قزاقستان همچنان قیمت آن تعدیل نشده است علت چیست؟!
قیمت گوشت قرمز که طی چند سال گذشته پاشنه آشیل برنامه‌ریزان اقتصادی بوده است کماکان در دنده پیچ قرار دارد و آن‌گونه که در ذهن‌ها خود را متبادر کرده است که بگویند گوشت قرمز تافته‌ای جدا بافته از سایر کالاهاست.
قیمت گوشت قرمز در حال حاضر در بازار تهران بین 16هزار تا 18هزار و 200تومان به فروش می‌رسد.
گوشت قرمز و بازار آن مسئله‌ای است که بارها روابط بین برنامه‌ریزان اقتصادی را دچار چالش کرده است و هریک به نوعی در تلاش بوده و هستندکه عامل افزایش قیمت این کالای غذایی را به عملکرد دیگری نسبت دهند.
اما آنچه که واضح بوده این است که کارشناسان اقدامات گفته شده را مقطعی اعلام کرده‌اند.
صاحب‌نظران معتقدند: با نزدیک شدن به نیمه‌های ماه رمضان قیمت گوشت قرمز به طور یقین دچار شوک دیگری خواهد شد.
افزایش قیمت‌ها در بازار زولبیا و بامیه
بازار زولبیا و بامیه بازاری پر ابهام و دارای حاشیه‌های زیادی است. در حالی‌که رییس اتحادیه شیرینی‌فروشان و قنادان از تعیین قیمت زولبیا و بامیه خبر داده بود اما گویا با گذشت 5 روز از ماه رمضان هنوز بیشتر مغازه‌ها البته به گفته خود صاحبان مغازها این نرخ‌ها به آنها ابلاغ نشده است.
برخی از مغازه‌داران اعتقاد دارند: با وجود شکر گران قیمت و گران شدن اقلام تهیه زولبیا و بامیه چگونه می‌توان بر اساس قیمت تعیین شده کالای خود را عرضه کرد.
بسیاری دیگر از فعالان بازار با این استدلال که ما زولبیا و بامیه را با کیفیت تهیه می‌کنیم و آن را با قیمت افزایشی نسبت به سال گذشته به مشتري تحويل مي‌دهيم شرايط بازار را تحليل مي‌كنند. در حال حاضر قیمت زولبیا و بامیه بین 3 هزار تا 4 هزار در نوسان است. قیمتی که اتحادیه و مسوولان نظارتی بازرگانی هرگز آن را باور ندارند.
مرثیه رمضان ادامه دارد
اقتصاددانان و فعالان بازار بارها پیش از فرا رسیدن ماه رمضان به افزایش قیمت‌ها و همچنین نسبت به تنظیم بازار به صورت مقطعی هشدار داده بودند اما برنامه‌ریزان اقتصادی دولت بار دیگر با دلایل به ظاهر منطقی خود فقط از ذخیره‌سازی و عرضه به موقع کالاها به بازار خبر می‌دهند و پاسخي قانع كننده براي گراني ندارند.
آنچه که در حال حاضر می‌توان گفت فقط این است که حباب سیاست تنظیمی بازار سوراخ شده و برای روزه‌داران نیز باید مرثیه‌ گراني را سر داد. بدون تعارف گراني ژست گرفته است و ويترين‌هاي بازار را نيز دچار يخ ركود كرده است. در اين شرايط به نظر شما چه بايد كرد؟


 


امروز:محسن رنانی، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان از آثار اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها سخن می گوید.

به گزارش خبرآنلاین، محسن رنانی، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان وقتی قرار شد از آثار اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها سخن بگوید با صراحت با بیان همین یک جمله «از بعد از نوروز امسال تقریبا مطمئن شده ام که طرح هدفمندکردن یارانه ها اجرا نخواهد شد» نشان داد که دیگر باید به جای سخن گفتن در مورد آثار اجرای این طرح، به دنبال شواهدی برای اجرا نشدن آن بود.

نویسنده کتار «بازار یا نابازار؟» این روزها دیگر برخلاف موضعی که چندی پیش در مناظره با رییس شورای رقابت داشت و گفته بود اگر طرح هدفمند کردن یارانه ها اجرا شود حداکثر ظرف شش ماه متوقف خواهد شد، خیلی با اطمینان می گوید که اصلا این طرح اجرا نخواهد شد.

وی فراتر از این، اعتقادش در این مورد را این گونه بیان می کند : «دولت و سایر قوا دنبال این هستند که مفری بیابند و این طرح را آبرومندانه کنار بگذارند.» و بهترین شاهد برای اجرا نشدن طرح هدفمندکردن یارانه ها را نیز تجربه خوشه بندی عنوان می کند.

رنانی که کتاب «چرخه های افول اخلاق و اقتصاد در ایران» را هم زیر چاپ دارد، اجرای طرح هدفمندکردن یارانه ها در شرایط کنونی را نوعی خودکشی برای دولت می داند و با وجود این و هرچند که اطمینان کامل از اجرا نشدن این طرح دارد اما به سوالاتی در مورد تاثیرات اجرای این طرح بر اقتصاد کشور و به خصوص اشتغال کشور پاسخ می دهد.

سخن نهایی نویسنده مقاله «توسعه ملی در کمند سیاست» که تحلیلی است درباره ساختار نظام اقتصادی و سیاسی ایران از نگاه سیستمی، خطاب به سیاستمداران است که می گوید:«در اقتصاد لوبیای سحرآمیز وجود ندارد. باید طرح بلندمدت داشت ولی آن را خیلی آرام و گام به گام اجرا کرد.» متن کامل این گفت و گو را در ادامه خواهید خواند:


*شما پیش از این ـ در مناظره با رییس شورای رقابت ـ عنوان کرده بودید که طرح تحول اقتصادی دنباله و مکمل طرح تعدیل اقتصادی است. از سوی دیگر بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال‌های دهه ۷۰ شمسی نرخ‌های بیکاری کشور بالاتر از دو دهه دیگر و حتی درآستانه ۱۵ درصد بوده است. حال در سال جاری که نرخ بیکاری فعلا حدود ۱۵ درصد اعلام شده است فکر می‌کنید اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها در سال جاری چه میزان می‌تواند بر این نرخ تاثیر بگذارد؟

مگر شما هنوز گمان می کنید طرح هدفمندسازی اجرا خواهد شد؟

* به نظر می رسد که دولت دارد مقدمات اجرایش را آماده می سازد. شما نظری غیر از این دارید؟

من تا اواخر سال گذشته گمان می کردم اجرا می شود و می گفتم اگر اجرا شود حداکثر ظرف شش ماه متوقف خواهد شد. این را به صراحت نیز در مناظره با رییس شورای رقابت و سایر مصاحبه ها گفته ام. اما از بعد از نوروز امسال تقریبا مطمئن شده ام که اجرا نخواهد شد.

*این اطمینان از کجا حاصل شده است؟

ببینید از اول هم اصل کار مشکوک بود. شنیده اید که می گویند سنگ بزرگ علامت نزدن است؟ یعنی من از اول هم عقل معنایی ام می گفت این کار در شرایط موجود نشدنی است اما از آن جا که این دولت نشان داده است که خیلی وقت ها بی گدار به آب می زند می گفتم شاید هم واقعا دست به این کار زد. به همین دلیل در نقدهایم می گفتم اگر هم این کار شروع شود به علت مهیا نبودن مقدمات ضروری آن، ظرف چند ماه شکست خواهد خورد. ولی حالا مساله فقط دولت نیست. مساله نظام است. یعنی این طرح آن قدر پیامدهای سنگین دارد که فقط سرنوشت دولت را رقم نمی زند بلکه برای نظام هم پیامدهای سنگین خواهد داشت. احساس می کنم ارکان نظام هم کم کم متوجه شده اند که این کار کوچکی نیست که بشود به سرعت و با هیاهو انجام داد و ممکن است نظام را در گردابی از حوادث پی در پی و غیرقابل کنترل درگیر کند. به همین دلیل اکنون معتقدم که هم دولت و هم سایر قوا دنبال این هستند که مفری بیابند و این طرح را آبرومندانه کنار بگذارند.

*فکر می کنید بعد از این همه تبلیغات و سرمایه گذاری روانی روی این طرح حالا حتی اگر بخواهند می توانند متوقفش کنند؟ فراموش نکنیم که دولت حتی به مردم اعلام کرده که بروند حساب باز کنند.

کار مشکلی نیست. اگر یادتان باشد چندماه پیش رییس دولت در سخنرانی ای که در ایلام داشت چیزی به این مضمون گفت که «دست های ناپاک نگذاشتند تا طرح بنگاه های زودبازده به نتیجه برسد». این حرف دو پیام بزرگ داشت. یکی این که به نوعی اعلام رسمی شکست طرح بنگاه های زودبازده و پایان این طرح از سوی عالی ترین مقام رسمی دولت بود. پیام دیگر هم این بود که در این کشور خیلی ساده می شود یک ایده خامی را مطرح کرد و به هشدارها و نامه های ده ها اقتصاددان در مورد بی نتیجه بودن و تورم زا بودن آن توجهی نکرد و چند ده هزار میلیارد تومان صرف اجرای آن کرد و وقتی هم شکست خورد خیلی ساده بگوییم دشمنان موجب شکست آن شدند و یکی نباشد که از شما یک گزارش عملکرد بخواهد و کسی نباشد که گزارش عملکردی تهیه کند و نشان دهد که تزریق این همه پول به اقتصادی که فضای کسب و کارش به واسطه رفتارهای خود دولت، بی ثبات و آشفته شده است، چه تبعات وحشتناکی برای اقتصاد امروز و نسل فردا داشته و خواهد داشت.

مگر یادتان رفت که چه سروصدایی برای جمع آوری اطلاعات خانوار شد و بعد گفتند بیایید خوشه بندی کنید و خوشه های خود را مشخص کنید؟ و چند ده میلیارد تومان فقط خود دولت صرف جمع آوری این اطلاعات کرد و چند ماه وقت و اعصاب مردم را درگیر این مساله کردند؟ نتیجه چه شد؟ خیلی ساده گفتند مشکلاتی هست که نمی شود آن را اجرا کرد و کنار گذاشتند. آیا وقتی طرح خوشه بندی را کنار گذاشتند مشکلی پیش آمد؟ خوب حالا هم با این که گفته اند بیایید حساب باز کنید و از این کارها، بعد از مدتی می گویند متاسفانه به فلان علت این کار انجام شدنی نیست. نه مردم اعتراض می کنند که آقا پس چرا چند ماه است روح و روان و وقت ما را درگیر این کار کرده اید و نه مجلس عزم یا توان آن را دارد که حساب بخواهد.

*اما این ها هنوز دلایل قانع کننده ای نیست که بپذیریم این طرح اجرا نخواهد شد.

ببینید بهترین شاهد بر این که این طرح قابل اجرا نیست و اجرا نخواهد شد همان تجربه خوشه بندی است. خوشه بندی یک مرحله بسیار ساده و ابتدایی از اجرای همین طرح هدفمندسازی بود. این مرحله ساده به هر علتی، مثلا دادن اطلاعات غلط از سوی مردم یا ناتوانی نظام اداری و آماری ما یا وحشت دولت از یکی دو اعتراضی که در یکی دو شهر انجام شد، متوقف شد. خوب اگر دولت به هر علتی در انجام نخستین و ساده ترین مرحله این طرح شکست می خورد، قطعا در مراحل سخت تر یعنی مراحلی که سروکار او با هزاران کارخانه ریز و درشت است که در معرض ورشکستگی هستند و در مقابل او صدها هزار کارگر صف می کشند که در معرض اخراج یا ازدست دادن کار خود هستند و با موجی از تورم خرد کننده روبه رو می شود که صدای همه حامیان دولت را هم در می آورد، نیز شکست خواهد خورد وعقب نشینی خواهد کرد. منتهی حالا دولت با تجربه تر و محتاط تر شده است و دیگر مثل سابق بی گدار به آب نمی زند. روی همین حساب برآورد من این است که اکنون بیش از آن که عزم اجرای طرح را داشته باشند دنبال مفری می گردند تا آن را به طور کلی متوقف کنند.

*مثلا به چه بهانه ای؟

شما هنوز مشکل بهانه را دارید؟ این چیز ساده ای است. مثلا قرار بود این طرح از اول سال جاری اجرا شود. بعد دولت بهانه کرد که چون مجلس اعتبار آن را ۲۰ هزار میلیارد تومان تصویب کرده، اجرای این طرح شدنی نیست. خوب چند ماه سر این قضیه طی شد. بعد از مجلس مصوبه گرفتند که طرح را در نیمه دوم سال اجرا کنند. بعد گفتند چون اول مهر به طور طبیعی و به علت شروع مدارس برخی قیمت ها بالا می رود بهتر است اجرای این طرح همزمان با شروع مدارس نباشد. مطمئن باشید بعد از مهر ماه هم اعلام می کنند چون در ماه های قبل از عید به طور طبیعی تورم داریم بهتر است این طرح در ماه های پایانی سال اجرا نشود تا برای شب عید آثار تورمی نیاورد. فکر می کنم تا آن موقع هم کم کم پیامدهای تحریم ها برای اقتصاد ما جدی تر شده و احتمالا در هنگام تقدیم لایحه بودجه سال آینده یا لایحه برنامه پنجم توسعه توجیه می کنند که اجرای این طرح در شرایط تحریم به صلاح نیست و کل کار را متوقف کنند. تازه کار ساده تر هم این است که چند نماینده حامی دولت در هنگام بررسی بودجه سال بعد یک پیشنهاد برای مسکوت گذاشتن طرح هدفمندسازی بدهند و مجلس هم آن را تصویب کند.

* تمام این صحبت های شما بر مبنای گمانه بود. بر اساس شواهد واقعی چه می توان گفت؟

این ها که گفتم گمانه نبود، شواهد واقعی بود از رفتار گذشته دولت در این طرح و سایر طرح هایش. اما مهم ترین استدلال من این است که چون این طرح در شرایط کنونی قابل اجرا نیست کم کم ارکان نظام در مورد توقفش به جمع بندی می رسند. یعنی اجرای این طرح در شرایط کنونی کشور، سنگ بزرگ محسوب می شود. یادتان باشد سه سال پیش که دولت این طرح را مطرح کرد ما بالاترین درآمدهای نفتی را داشتیم و ذخایری نیز در صندوق ذخیره ارزی مانده بود و امید می داد که به پشتوانه آن بتوان برخی تحولات را در اقتصاد ایجاد کرد. اما حالا که نه آن درآمدهای خیره کننده نفت هست نه در صندوق ذخیره پولی مانده است و دولت نیز بدهی های وحشتناکی به بخش خصوصی دارد، هیچ ابزاری برای دولت وجود ندارد که در صورتی که با اجرای این طرح، اقتصاد به هم ریخت و ما با موجی از ورشکستگی بنگاه ها و کارخانه ها و امواجی از بیکاری و جهش تورم روبه رو شدیم، بتواند درهم ریختگی اقتصاد را کنترل کند و اعتراض های اجتماعی را مهار کند. بنابراین دست زدن به اجرای این طرح در شرایط کنونی نوعی خودکشی برای دولت است و عواقب وخیمی نیز برای کل نظام سیاسی دارد. فکر نمی کنم اکنون کسی باشد که چنین ریسکی را بپذیرد.

خیلی ساده نگاه کنید به علت یک افزایش ساده نرخ مالیات که بازاریان شهرهای بزرگ اعتراض کردند و در برابر آن مقاومت کردند و نهایتا دولت عقب نشینی کرد. همین واقعه هم پایین بودن آستانه تحمل جامعه و هم پایین بودن آستانه مقاومت دولت را نشان می دهد. تازه دولت با این عقب نشینی ها به مردم آموخته است که هرگاه در موضوعات اجتماعی و اقتصادی مقاومت کنند، پیروز می شوند. یعنی در کشور ما دولت در برابر اعتراضات سیاسی به سادگی می تواند مقاومت کند و در صورت لزوم از نیروی های نظامی و انتظامی و حتی خشونت استفاده کند. اما در برابر اعتراضات اقتصادی و اجتماعی به سرعت عقب نشینی می کند. پس عقل حکم می کند دست به کاری نزند که آشکار است که به سرعت به بحران می رسد و مجبور به عقب نشینی می شود.

*علی رغم همه این پیش بینی ها، فرض کنیم طرح هدفمندسازی یارانه‌ها اجرا شود، آیا تاثیرات اجرای آن بر وضعیت اشتغال کشور به صورت موقت خواهد بود؟ اگر پاسخ آری است، برآورد می‌کنید حداقل چند سال طول بکشد که این آثار جبران شود؟

گرچه معتقدم ورود به بحث درباره طرحی که مطمئن هستیم اجرا نمی شود کاری عبث است اما چون برای پرسش شما احترام قائلم، در هر صورت پاسخ شما را اجمالا عرض می کنم. ببینید، اگر شرایط ما چیزی غیر از شرایط کنونی بود، یعنی هم در مناسبات خارجی مان ثبات داشتیم و فضای جهانی با ما همراه بود و هم در داخل اعتماد عمومی بالا بود و فضای کسب و کار مطمئن بود و اقتصاد ما در دوره رکود قرار نداشت، آن گاه اجرای این طرح یک شوک تورم رکودی ایجاد می کرد که این شوک در میان مدت مهار می شد و در بلند مدت اقتصاد ما وارد یک مرحله رشد تازه ای می شد. اما اکنون که شرایط ما نه در داخل و نه در خارج مطلوب نیست، اجرای این طرح موجب می شود اقتصاد برای دوره بلندی وارد رکود تورمی شود و بنابراین اشتغال کشور شدیدا آسیب می بیند.

*اصلا فکر می‌کنید بازار کار فعلی کشور توان تحمل این آثار را دارد و مجدد می‌تواند حداقل به وضعیت حال حاضر برسد؟

ببینید، اگر این طرح اجرا شود رکود تورمی که اکنون وجود دارد تعمیق و جدی تر می شود و اقتصاد کاملا زمین گیر می شود. دراین شرایط نرخ بیکاری یک باره جهش می کند و وضعیت رفاهی نیروی کار شدیدا پایین می آید. اگر بخواهم تشبیه کنم باید بگویم وضعیتی شبیه قبل و بعد از انقلاب پدید می آید. ببینید هنوز بعد از ۳۰ سال که از انقلاب می گذرد وضعیت رفاهی یعنی قدرت خرید واقعی نیروی کار ما ـ به طور نسبی در مقایسه با سایر عوامل تولید ـ به وضعیت قبل از انقلاب نرسیده است. اجرای هدفمندسازی می تواند یک چنین شرایطی را بازتولید کند.


*با توجه به این آثار منفی‌ای که جنابعالی مطرح کردید و همچنین با توجه‌ به تجربه‌ای که ما در طرح تعدیل اقتصادی داشته‌ایم، آیا عقلانی است که شروع اجرای طرح هدفمندسازی در سال جاری باشد؟

گفتم، من معتقدم که اجرای این طرح نه تنها در سال جاری بلکه کلا در شرایط جاری که مناسبات داخلی و خارجی ما تنش آلود است و اقتصاد ما در رکود تورمی است صلاح نیست. از این گذشته معتقدم که این طرح حداقل به صورتی که قبلا گفته شده بود اجرا نخواهد شد و دولت دنبال آن است که به گونه ای آبرومندانه آن را کنار بگذارد. البته ممکن است به گونه ای دیگر و در برخی استان ها به صورت محدود اجرا شود اما این که یک باره برای کل اقتصاد و کل استان ها شروع شود و از یک تاریخی به بعد به همه خانوارها پولی داده شود و قیمت همه حامل های انرژی بالا برود و نظایر این ها، نه، چنین نخواهد شد. اما البته دولت خواهد کوشید که به روش های دیگری قیمت حامل های انرژی را به تدریج بالا ببرد، بدون این که به خانوارها پولی بپردازد.

بالاخره دولت خیلی برای خودش هزینه تراشیده است و نیاز به بودجه سنگینی دارد که دیگر درآمد نفت هم کفایت آن را نمی کند. بنابراین باید از یک جایی منابع مالی لازم برای این دولت پرهزینه تامین شود. به همین علت خواهند کوشید که به روش های دیگری و به تدریج قیمت حامل های انرژی را بالا ببرند و یارانه ها را کاهش دهند. احتمالا شنیده اید که قرار است در مورد مصرف گاز، قبض خانوارهای پر مصرف از خانوارهای کم مصرف متفاوت باشد. خوب این می تواند آغازی باشد برای افزایش قیمت گاز برای خانوارهای پر مصرف و بعد برای بقیه و البته معتقدم این کار بهتر از اجرای یک باره هدفمندسازی است.

*یعنی این مساله که مردم را فریب دهند و از راه های دیگری قیمت را بالا ببرند و پولی به مردم پرداخت نشود، بهتر است؟

ببینید مساله من و نگرانی من فقط این است که یک شوک غیرقابل تحمل به اقتصاد ایران وارد شود و اقتصاد ایران به هم بریزد و بعد یکی دو نسل ما با رکود و تورم های پی درپی و در نتیجه با یک درهم ریختگی اجتماعی دیگر روبه شود. چنین اتفاقی می تواند برای چند دهه اقتصاد ما را از هر گونه جهشی ناتوان کند و همین باقی مانده طبقه متوسط موجود را نیز از بین ببرد و کشور ما تقسیم بشود بین دو طبقه فقیر و غنی. من از این نگرانم. چرا که اگر طبقه متوسط از بین رفت و متوسط های امروز ما نیز به فقرا پیوستند آن گاه دیگر فاتحه توسعه برای چند دهه در این کشور خوانده می شود. چون توسعه محصول گسترش طبقه متوسط است. طبقه متوسط موتور اصلی توسعه است. وقتی طبقه متوسط از بین برود، در واقع امید به توسعه از بین رفته است. بنابراین آری من موافقم که دولت طرح هدفمندسازی را به صورت کنونی که حالت شوک دارد اجرا نکند و از راهه ای دیگری ـ مثل پلکانی کردن قیمت های انرژی برای خانوارها، یا تبیعض قیمت برای اتومبیل ها، یا تفاوت قیمت برق و گاز در مناطق مختلف شهر و نظایر این ها ـ هزینه هایش را تامین کند.

*فرض کنید که ما چاره ای نداشته باشیم که قیمت های انرژی را واقعی کنیم و باید در این زمینه کاری کرد. اگر از شما مشورتی خواسته شود چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

اقتصاد عرصه معجزه نیست. در اقتصاد نمی توان یک شبه معجزه کرد. بیشترین خسارت ها را هم به اقتصاد یک ملت سیاستمدارانی می زنند که عطش معجزه دارند. پس اول از همه باید این را بپذیریم که در اقتصاد لوبیای سحرآمیز وجود ندارد. باید طرح بلندمدت داشت ولی آن را خیلی آرام و گام به گام اجرا کرد. و البته طرح بلندمدت و اجرای آرام و گام به گام فقط در کشورهایی امکان پذیر است که ثبات سیاسی و اجتماعی دارند. پس اول باید شرایط داخلی و خارجی کشور را به سوی ثبات ببریم. بعد باید بیاییم و طرح های بلندمان را بشکنیم و مرحله بندی کنیم. همین مورد اصلاح قیمت حامل های انرژی یادتان هست؟ مساله از دولت پنجم و ششم شروع شد و داشت آرام آرام هر سال ده تا بیست درصد بر قیمت حامل های انرژی افزوده می شد. البته پیامدهای تورمی هم داشت اما قابل تحمل بود. اگر آن سیاست ادامه یافته بود در سال ۱۳۹۰ یعنی همین سال آینده قیمت بنزین به ۹۰ درصد قیمت فوب خلیج فارس می رسید و هدفی که الان طرح هدفمندسازی می خواهد به آن برسد محقق می شد. اما دولت نهم وقتی آمد افزایش تدریجی قیمت حامل های انرژی را متوقف کرد و این کار، خطای بزرگی بود.

من معتقدم به جای یک سیاست شوک مانند بهتر است دوباره یک سیاست تدریجی دیگر آغاز شود. مثلا اکنون که امکانات دیجیتال و شبکه اینترنت در سراسر کشور وجود دارد خیلی راحت می توان همین کاری که برای کارتی کردن بنزین شد را به صورت مرحله ای گسترش دهیم و برای همه انواع حامل های انرژی اجرا کنیم. مثلا الان می توان به سادگی قیمت بنزین را برای اتومبیل های مختلف، پلکانی تعریف کرد. یعنی سهمیه باشد و حتی سهمیه را به جای کاهش بالا هم ببریم اما هر اتومبیل بسته به طبقه قیمتی اش، یک قیمت متفاوت را برای بنزین بپردازد. این کار ساده ای است و با نصب یک گیت دیجیتال روی تمام اتومبیل ها امکان پذیر است.

در این صورت مساله خرید و فروش کارت بنزین هم دیگر از بین می رود و هر اتومبیل فقط می تواند با کارت خودش بنزین بزند. این کار را برای خانه ها در مناطق مختلف شهری هم می توان انجام داد. می توان قیمت انواع خدمات شهری مثل برق و گاز و آب و حتی تلفن را بر اساس قیمت منطقه بندی شهرداری پلکانی تعیین کرد. حتی می توان داخل یک منطقه شهری نیز بین محلات مختلف نیز تفاوت قیمت قائل شد. از این گذشته می توان میان مشترکان کم مصرف و پر مصرف تبعیض قیمت قائل شد. یعنی نه تنها بین مناطق شهری قیمت ها را متفاوت تعیین کرد بلکه بین مشترکان هر بخش نیز تفاوت قیمت قائل شد و یک ضریب نیز برای افزایش مصرف نسبت به مصرف میانگین تعریف کرد. با این کار هم مصرف کنندگان ثروتمند، قیمت بالاتر می پردازند و هم مصرف کنندگان پر مصرف مجبور می شوند یا قیمت بالا تر را بپذیرند یا مصرفشان را کم کنند.

از سوی دیگر فقرا نیز افزایشی در هزینه های خود نخواهند داشت، چون آنان همچنان قیمت های پایین را می پردازند. البته این مشکل باقی می ماند که فقرا الگوی مصرف انرژی خود را اصلاح نخواهند کرد. این هم البته در بلند مدت حل می شود. چون اگر معیار قیمت گذاری ما میانگین مصرف مشترکان هر منطقه باشد در این صورت آرام آرام همه می کوشند مصرف خود را کاهش دهند تا فاصله خود را با میانگین مصرف کم کنند تا از قیمت های پایین تر برخوردار شوند. بنابراین هم فقرا و هم اغنیا در بلندمدت مجبور می شوند الگوی مصرف خود را اصلاح کنند. در عین حال این همه هزینه ای که باید بدهیم برای کنترل پیامدهای تورمی هدفمندسازی را می توانیم صرف کمک و وام دادن به مصرف کنندگانی کنیم که می خواهند در بهینه سازی مصرف انرژی سرمایی گذاری کنند و لوازم پرمصرف خود را تعویض کنند.

*در مورد بخش تولید چه باید کرد؟

بخش تولید هم به همین ترتیب قابل مدیریت است. در مورد برخی از فعالیت ها از هم اکنون می توان تبعیض قیمت را اعمال کرد. در مورد بخش هایی نیز که اکنون توان تحمل افزایش هزینه ها را ندارند نیز می توان فرصت داد. میزان فرصتی که می دهیم نیز باید بسته به وضعیت صنایع و فعالیت های مختلف تفاوت کند. اما این گونه نباشد که مثلا به صنایع نساجی بگوییم ۱۰ سال فرصت بازسازی خود را دارید ولی آن ها را به حال خود رها کنیم.

بلکه باید از همین سال اول شروع کنیم و قمیت حامل های انرژی را برای آن ها به مقدار اندکی بالا ببریم و این مقدار سالانه افزایش یابد به گونه ای که مثلا در سال دهم قیمت انرژی برای آن ها کاملا آزاد شود. نمی توان یک نسخه واحد برای کل فعالیت های اقتصادی پیچید بلکه باید صنعت به صنعت و حتی فعالیت به فعالیت نرخ گذاری و زمان بندی کرد. حتی این تبعیض قیمت را می توان بر اساس شدت انرژی در صنایع مختلف تعدیل کرد. شدت انرژی یعنی مقدار انرژی ای که برای تولید یک واحد کالا صرف می شود.

می توان به صنایع مهلت داد که مثلا طی پنج یا ۱۰ سال باید شدت مصرف انرژی شان به میانگین همان صنعت یا به متوسط جهانی نزدیک شود. در غیر این صورت سال به سال، بسته به میزان رکود در تحول ساختارها و فناوری شان و بسته به کاهش نیافتن شدت انرژی شان، قیمت انرژی برای آن ها افزایش یابد. این ها نمونه هایی از کارهایی است که طی یک برنامه بلندمدت می توان انجام داد. ده ها، واقعا می گویم ده ها روش و راه حل دیگر می توان پیشنهاد داد. اما همه این ها مشروط به این است که دولت دست از معجزه بازی بردارد و بپذیرد که اقتصاد یک سیستم زنده و پویا است و تن به هر سیاستی که ما بخواهیم نمی دهد و دولت بپذیرد که اول باید شرایط داخلی را به سوی وفاق و افزایش اعتماد عمومی و بهبود سرمایه اجتماعی ببرد و مناسبات جهانی ما را نیز از این حالت بی ثبات خارج کند و بعد از آن دست به جراحی اقتصاد بزند.


 


امروز:ضیافت افطار و گردهمایی دست‌اندرکاران صنعت نمایش خانگی با حضور مدیران موسسات نمایش خانگی، تهیه‌کنندگان سینما و مدیران معاونت سینمایی شب گذشته برگزار شد.

به گزارش ایلنا، محمدعلی‌ زم رئیس هیات مدیره انجمن صنفی ویدئو رسانه با اشاره به برگزاری این گردهمایی گفت: در سه سال گذشته هدف ما از برگزاری این گردهمایی توجه دادن و نگاه به یک عنصر مهم و یک رسانه مغفول و تاثیرگذار به نام شبکه نمایش خانگی است که با سینما و تلویزیون تفاوت دارد و دسترسی متنوعی را برای مردم ایجاد می‌کند و مردم را در موقعیت انتخاب قرار می‌دهد.

وی ادامه داد: متاسفانه برخوردی که با ویدئو شد مانند برخوردی بود که با تمام پدیده‌های مدرن صورت گرفت و از آن با تاخیر بهره‌برداری شد در حالی که در غرب ویدئو متولد شده بود ما در اینجا استفاده از آن را منع کردیم و زمانی که در آنجا مباحث جدیدی به وجود آمد ما تازه به فکر استفاده از شکل‌های ابتدایی ویدئو مانند بتاماکس روی آوردیم. امروز نیز این وضع درباره لوح فشرده همچنان ادامه دارد و در حالی که وی‌سی‌دی در کشورهایی همچون افغانستان و تاجیکستان کنار گذاشته شده است اما ما همچنان از آن استفاده می‌کنیم.

محمدعلی زم با اشاره به مشکلات صنعت ویدئو رسانه گفت: بخش نمایش خانگی امروز دچار یک بیماری ام‌اس شده است و مانند بیمار ام‌اس که رابطه مغز آن با اعضا قطع است این شبکه نیز این‌گونه است. امروز موسسات ویدئورسانه به دلیل ناتوانی اقتصادی و عدم حمایت دولت و همچنین مشکل پخش و بازرگانی، ارتباط خوب و گسترده‌ای با مخاطبان خود ندارند و شکاف بزرگی بین مردم و محصولات شبکه نمایش خانگی وجود دارد که این شکاف را شبکه قاچاق فیلم پر کرده است.

وی افزود:‌ هر فیلمی در کمتر از هشت ساعت امروز از طریق اینترنت قابل دانلود است همچنین ماهواره‌ها بدون رعایت حقوق پخش فیلم‌ها پخش می‌کنند. از اسفند ماه سال گذشته تا امروز که نزدیک به شش ماه می‌گذرد همه موسسه‌های رسانه‌ای از لحاظ اقتصادی متضرر شده‌اند و فقط توانسته‌اند هزینه و درآمد خود را برابر کنند. یکی از تاثیرات وجود مشکلات اقتصادی در صنعت نمایش خانگی کاهش قیمت رایت و حق خرید فیلم‌های سینمایی است. سال گذشته به دنبال استقبال مردم و ثبات بازار،‌ قیمت‌ها افزایش پیدا کرد اما به دلیل مشکلات این افزایش پایدار نبود و همه موسسات به صورت واقعی دچار یک افت شدید شدند.

زم با تاکید بر ضرورت حمایت صدا و سیما گفت:‌ صدا و سیما باید به دلیل آنکه بخشی از اقتصادش بر روی بخش خصوصی است، صنعت نمایش خانگی را کمک کند و از آن حمایت جدی کند.

بر اساس این گزارش در این مراسم هنرمندانی همچون علی سرتیپی، مرتضی شایسته، علیرضا سجادپور، خسرو معصومی، سعید رجبی‌فروتن، داریوش بابائیان، فرهاد توحیدی، رضا عطشانی، محسن علی‌اکبری، آرش معیریان، حسین فرحبخش، مهرداد فرید، علی شاه‌حاتمی،‌ کیومرث پوراحمد، احمد میراعلایی حضور داشتند.


 


امروز: همشهری ماه به بهانه ایام شعبانیه با حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین محسن دعاگو، نماینده ولی فقیه و امام جمعه شمیرانات درباره مهدویت و انجمن انحرافی حجتیه به گفتگو نشسته است.

بخش‌هایی از این گفتگو که در همشهری ماه شماره 50 منتشر شده در ادامه می‌آید:

• مهمترین شرایط آستانه ظهور حضرت مهدی دلیل افزایش ظلم است. وقتی جامعه جهانی بیدار می‌شود، آگاه می‌شود، به اسلام گرایش پیدا می‌کند. یعنی می‌شود جامعه جهانی اسلامی. وقتی این جامعه شکل می‌گیرد امام زمان(عج) این جامعه را مدیریت می‌کند. وقتی که بیداری زیاد می‌شود، مقاومت هم زیاد می‌شود. مستضعفین با مستکبرین درگیر می‌شوند. معنی امامت متسضعفین نیز همین است. این آیه را دقت بفرمایید « و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین»(قصص آیه 5).

• این تصور که امام زمان(عج) باید بیاید و ما را نجات دهد و ما خودمان نباید هیچ تلاشی کنیم، تصور غلط و اشتباهی است. ما باید تلاش کنیم و بخواهیم که از دست مستکبرین نجات یابیم و امام زمان نیز این خواسته را مدیریت می‌کنند.

• آنچه در روایات وجود دارد بحث افزایش ظلم و جور است و نه فساد. اینکه گفته می‌شود دنیا پر از ظلم و جور شود، معنایش این نیست که مردم گناه کنند. اصلا ظلم و جور با گناه فرق دارد. آدمی هست که ظلم می‌کند به شخص خودش. منظور از ظلم و جور این است که یک عده مستکبر، بر عده‌ای مردم که همان مستضعفین نامیده می‌شوند، ظلم و جور می‌کنند. هرچه درگیری مستضعفین با مستکبرین بیشتر شود، درجه ظلم و جور نیز بیشتر می‌شود. ظلم و جور هم ظالم دارد و مردمی که به‌شان ظلم می‌شود. یعنی یه عده می‌شوند ظالمین و عده‌ای دیگر می‌شوند مظلوم. کثرت ظلم و جور هم زمانی به وقوع می‌پیوندد که مظلوم یا همان اکثریتی که به آنان ظلم می‌شود، برای اعاده حق خودشان قیام کنند. وقتی این مبارزه به انتها نزدیک می‌شود،‌ ظالمین کاسه صبرشان تمام می‌شود لذا هر چه در توان دارند علیه مظلومین به کار می‌گیرند. این لحظه، لحظه سقوط ظالمین است. وقتی از تمام امکانات‌شان برای نابودی طرف مقابل استفاده می‌کنند، دیگر لحظه شکست‌شان فرا می‌رسد و سقوط می‌کنند.

• کدام منطق می‌پذیرد کسانی که منتظر امام زمان(عج) هستند باید فساد کنند، گناه کنند تا ایشان ظهور کنند؟ شرط ظهور امام زمان(عج) گناه کردن است یا ثواب کردن؟‌ کسی که منتظر امام عادل است باید عدالت گرا، مبارز و پاک و ارزش‌گرا باشند تا شرایط ظهور حضرتش مهیا شود.

• از زمان غیبت امام زمان اروحنا فدا، بطور طبیعی در بین عوام دیدگاه‌های منحرفی شکل گرفت. بدین گونه که افراد کم سواد یا بی سواد مطالبی را بیان کردند و این باعث شد تا این انحرف گسترش یابد. بنابراین، انحرافات مذکور مبتنی بر توهمات ذهنی است و هیچ ریشه قرآنی و روایی ندارد.

• طرفداران انجمن حجتیه بیشترین انحرافات در این مورد را اشاعه کردند. یعنی کسانی که به ظهور امام زمان(عج) به عنوان نقطه آغاز همه خوبی‌ها فکر می‌کنند بدین معنی که قبلش باید همه بدی‌ها را انجام بدهیم و فساد به اوج برسد تا حضرت حجت بیایند و بعد از آن لحظه همه خوبی‌ها را بیاورد. این افراد معنی روایت «یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» را نفهمیده‌اند و تصور می‌کنند معنایش این است که مردم دنیا را پر از گناه وفساد کنند تا امام زمان بیاید و زمین را پر از ثواب کند. در حالی که معنی روایت این نیست. ما که منتظر امام زمانیم باید خودمان زمینه پر شدن زمین را از ارزش و پاکی و خوبی فراهم کنیم؛ نه بدی و زشتی.

• بنده معتقدم انجمن حجتیه جریانی انحرافی است، معتقدم دو تشکیلات را به طور غیرمستقیم آمریکایی‌ها و بیشتر انگلیسی‌ها در ایران طراحی کردند. یکی انجمن بهاییت و دیگری انجمن حجتیه برای مبارزه با بهاییت. معتقدم که هر دوی این تشکیلات را انگلیس طراحی کرد. نگاه من با مطالعاتی که درباره این دو جریان داشته‌ام، این است. نظام شاهنشاهی هم هردو جریان را حمایت می‌کرد. عده زیادی از مردم ایران مذهبی بودند لذا برای اینکه مردم را به لحاظ مذهبی تخلیه کنند، می‌بردند به انجمن حجتیه. انجمن حجتیه در دوران قبل انقلاب هرگز با حکومت شاه مبارزه نکرد. هرگز با ستم و استعمار مبارزه نکرد. چون معتقد بودند فساد و گناه باید در جامعه زیاد شود و حکومت شاه را به عنوان ابزار افزایش فساد قبول داشتند. پس معتقد بودند باید شاه باشد تا فساد باشد تا در نتیجه امام زمان(عج) زودتر بیاید. بنابراین انجمن حجتیه درست شد برای انحراف کردن ذهن جوانان مذهبی. انجمن بهاییت را هم درست کرده بودند برای افرادی که گرایش دینی ندارد. از طرف دیگر این دو را هم در مقابل هم قرار دادند و همزمان نیزاز هر دو حمایت می‌کردند. به نظرم در تاسیس هر دو انجمن انگلیسی‌ها به طور غیر مستقیم دست داشتند و اجنبی از آنها حمایت میکرد. هدف از تاسیس انجمن حجتیه هم این بود که جوان‌های ایرانی به جای مبارزه با ظلم و ستم شاهنشاهی، مبارزه با غارتگری و فسادگستری، یک نفر را پیدا کنند که بهایی باشد و او را ارشاد کنند تا دوباره مسلمان شود. انجمن بهاییت نیز فعالیت می‌کرد تا جوانان را از مذهب تشیع جدا کند. بنابراین کار طرفداران این دو انجمن چیزی جز این نبود. به عبارتی انجمن حجتیه و بهاییت به خاطر تخلیه انرژی مذهبی جوانان طراحی شد.

• معتقدم خطر حجتیه بسیار جدی است. انجمن حجتیه درحال حاضر فعال است و من نسبت به این مساله بسیار بدبینم چرا که معتقدم بسیاری از مشکلاتی که در داخل کشور به لحاظ سیاسی پیدا کرده ایم، مربوط به کسانی است که دارای تفکر مربوط به انجمن حجتیه هستند.

• در حال حاضر یک جریان به شدت افراطی و تندرو شکل گرفته است و بسیاری از درگیری های سیاسی موجود مربوط به این جریان است و تفکر مربوط به حجتیه، بسترساز تنشهای سیاسی و حتی اجتماعی و حتی خشونت‌ها شده است. این جریان در حال حاضر قصد دارد بین نیروهای انقلابی تفرقه ایجاد کند واز سوی دیگر به وحدت ما آسیب برساند. متاسفم که بگویم حتی برخی از عزیزان معمم ما نیز دراین قضیه دخالت دارند یعنی عملا دارند این تفکر را گسترش می‌دهند. شما هرکجا ترویج خشونت، بدانید که در زیرساختش انجمن حجتیه قرار دارد. این جریان دارد همان نقش استعماری خودش را اجرا می‌کند چون درگیری در داخل کشور، امنیت‌ملی ما را خدشه دار می‌کند. ایران ضعیف، انرژی هسته‌ای نمی‌خواهد، قدرت بازدارندگی نظامی نمی‌خواهد، قدرت سیاسی موثر در منطقه و جهان را ندارد و ایران ضعیف حتی به لحاظ اقتصادی هم به شدت مشکل پیدا می‌کند.غرب دنبال تضعیف ایران است و یکی از عواملی که قدرت ایران را تضعیف می‌کند انجمن حجتیه است. معتقدم در این مقطع یکی نهضت آزادی و جریان ملی گرایی و دیگری انجمن حجتیه در پی تضعیف ایران هستند. حجتیه جریان تندش است و نهضت آزادی جریان کندش است و در پی آن است تا ساختارهای دینی و ملی ما را تضعیف کند. حجتیه نیز در پی ایجاد اصطکاک است. لذا توطئه ای که در حال حاضر در کشور شکل گرفته و خطر محسوب می‌شود این دو جریان است. متاسفانه همان طور که عده ای همسو با جریان نهضت آزادی می‌شوند عده ای هم با جریان حجتیه همراه می‌شوند و در خیابان‌ها راه می‌افتند و حرکتهای افراطی انجام می‌دهند. از سوی دیگر انجمن حجتیه با تندوری‌های خود نیز در خدمت اثبات منطق ضد انقلاب درباره نظام جمهوری اسلامی هستند و تفکرات آنان را جا می‌اندازد.

• به نظرم احتمال ارتباط حامیان حجتیه‌ای‌ها و نهضت آزادی هست هرچند که طراحان این دو جریان حتما با یکدیگر در ارتباطند زیرا هر دو طرح خارجی است. به هرحال کار این دو گروه مانند آن است که عده ای در یک بستر غلط حرکت می‌کنند و برای اینکه این منطق غلط را جا بیندازند و بگویند که اسلام آیین خشونت است، نیاز دارند تا حرکات افراطی و تندی انجام شود تا از آن به عنوان سند و دلیلی برای اثبات ادعایشان بهره ببرند لذا این جریان تند را فعال می‌کنند تا منطق خودشان جا بیفتد.

• معتقدم اینها مزدورانی‌اند که غالبشان متوجه نیستند در یک بستر عاملیت خارجی، دارند فعالیت می‌کنند. یعنی این جریان طرح و برنامه غربی‌هاست و اکثر حامیان‌شان این را متوجه نیستند که با رفتارهای تندگرایانه خود فقط و فقط این تصویر را به وجود می‌آورند که نظام جمهوری اسلامی، نظامی مردمی نیست و با آزادی و منطق موافق نیست. برای همین جریان‌های مورد اشاره را خطرناک برای آینده انقلاب می‌دانم.

• جریان حجتیه قطعا طرفدار ولایت نیست؛ این گروه به باور من منافقند ارزش‌ها ولایت نفوذ می‌کنند و آنها را به تندوری تشویق می‌‌کنند چرا که امروز آنچه منافع غرب را تامین می‌کند وجود تندوری در داخل کشور است زیرا تندوری اعتبار، اقتدار و امنیت کشور را خدشه دار می‌کند.

• همان طور که گفتم رسالتی که آنها قبل انقلاب داشتند تخلیه انرژی جوانان مذهبی بود. چرا؟ برای اینکه جوان‌ها ذهنشان سیاسی نشود و درگیر با حکومت نشوند و کلا کاری به این مسایل نداشته باشند. پس هدف اصلی انحراف نیروی جوان کشور از سمت و سوی مبارزات سیاسی بود. این تاکتیک آن روزشان بود اما امروز دیگر این‌گونه نیست. امروز صحنه نظام جمهوری اسلامی است و به اندازه کافی انگیزه کافی برای ورود جوانان به صحنه سیاسی وجود دارد چرا که صدا وسیما، رسانه ها، انتخاباتی که هر ساله در کشور برگزار شده، به خودی خود انگیزه فعالیت سیاسی و بی تفاوت نبودن نسبت به مسایل را در مردم ایجاد کرده است. پس ذهن‌ها سیاسی است. به همین علت عرصه‌ای که حجتیه‌ای‌ها برای ادامه کار خود انتخاب کرده‌اند آن است که فضایی ایجاد کنند که امنیت ملی را آسیب پذیر کند. برای تحقق این هدف خود نیز به شدت مشغول کارند زیرا از یک سو بدین طریق در داخل کشور، تنش ایجاد می‌کنند و از سوی دیگر نگاه مردم جهان به ایران تبدیل می‌شود به اینکه در ایران آزادی نیست، امنیت نیست و این تمام خواسته آنان است.

• الان ملی‌گراها که وطن دومشان قطعا اروپاست درصدد این هستند که نظام فعلی را ناکارآمد نشان دهند و بگویند اسلام قابلیت این را ندارد که بر اساس آن بتوان نظام سیاسی - اجتماعی را شکل داد. برای همین تلاش دارند تا مسوولین حکومت را افرادی نشان دهند که بی‌تدبیر هستند و ناتوان در اداره جامعه. بنابراین این افراد در قالب بیانیه هایشان چنین استدلال می‌کنند و گروه دوم یعنی انجمن حجتیه، ماموریت دارند که شاهد و دلیلش را فراهم می‌کنند. برای همین حمله می‌کنند به بیوت مراجع، در قم و تهران بعد از نماز جمعه راهپیمایی راه می‌اندازند و شعارهای تند سر می‌دهند و شعارهایی توهین آمیزعلیه شخصیت‌ها کشور می‌دهند. این مواردی که به آنها اشاره کردم یک توطئه بزرگ است.

• تنها و بهترین راهکار آن است که باید به اجرای قانون برگشت. این اجرای قانون نیست که عده‌ای مقابل مجلس روند و یک سری شعارهای ساختارشکنانه سربدهند و بخواهند کار قانونی مجلس را مختل کنند. یا مثلا قوه قضاییه بخواهد کاری انجام دهد و عده ای بخواهند مقابل آن صف آرایی کنند، اینها قانون مداری نیست. باید بساط حرکات غیرقانونی اعم از تجمع مقابل مجلس یا بیوت مراجع و برچیده شود. دولت نیز باید قانون را اجرا کند. دولت نباید به جریان تندرو دامن بزند بلکه باید در چارچوب قانون، مجری قانون باشد. اگر بعد از امنیت ملی همه به قانون برگردیم؛ همه چیز درست می‌شود و اساسا حربه تندروی در جامعه کند می‌شود زیرا تندورها می‌فهمند که در جامعه مقبولیت و جایگاه ندارند. باید تندوری در نگاه مردم به ضد ارزش تبدیل شود و اعتدال به ارزش تبدیل شود. نظر مقام معظم رهبری نیز به باور من اعتدال است و نه تندوری یاکندروی.

متن کامل این مصاحبه به همراه گزارش‌ها و مصاحبه‌های دیگری درباره مهدویت و مدعیان دروغین آن را در همشهری ماه شماره 50 بخوانید.


 


امروز:مدیرکل حوادث غیرمترقبه استانداری بوشهر اضافه کرد: در حال حاضر نیروهای امداد و نجات در حال آماده باش هستند.

به گزارش فارس، مدیر کل حوادث غیرمترقبه استانداری بوشهر از سقوط یک فروند هواپیمای جنگی F4 در بوشهر خبر داد.

غلامرضا کشتکار اظهار داشت: دقایقی پیش یک فروند هواپیمای جنگی F4 دچار حادثه شد و سقوط کرد.

وی ادامه داد: این هواپیما نزدیکی جزیره شیف (بوشهر) دچار حادثه شد و سقوط کرد ولی خوشبختانه وضعیت جانی خدمه این هواپیمای جنگی تا این لحظه سالم گزارش شده و خلبانان قبل سقوط از هواپیما خارج شده‌اند و هم اکنون نیز به بیمارستان بوشهر انتقال داده شده‌اند.

مدیرکل حوادث غیرمترقبه استانداری بوشهر اضافه کرد: در حال حاضر نیروهای امداد و نجات در حال آماده باش هستند.

کشتکار افزود: دو نفر از سرنشینان این هواپیما به دلیل مصدومیت به بیمارستان منتقل شده‌اند و طبق آخرین خبرها وضعیت جسمانی آنها مطلوب بوده است.

شایان ذکر است هنوز از علل سقوط این هواپیمای جنگی خبری منتشر نشده است


 


امروز: جمعی از زندانيان عقيدتی سياسی زندان رجايی شهر با نگارش نامه ای به دادستانی تهران با اشاره به درخواستهای وی از زندانيان برای ابراز ندامت آورده اند: شما ما را نصيحت کرديد، اجازه دهيد ما نيز به شما و روسايتان انذار دهيم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ايرانی که در اسارت شما هستيم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداريم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصيحت می کنيم بيش از آنکه دير شود به درگاه خدا توبه کنيد، پست های فرمايشی و نمايشی را ترک کنيد و به آغوش ملت بازگرديد.

در حال حاضر تعدادی از زندانيان پس از انتخابات رياست جمهوری سال پيش در زندان رجايی شهر بسر می برند. عيسی سحرخيز، مسعود باستانی، داوودسليمانی، رسول بداغی، مهدی محموديان، حشمت الله طبرزدی، رضا رفيعی فروشانی و منصور اسانلو از جمله اين افراد است. امکانات رفاهی اين زندان در حد بسيار پايينی است و از اين زندان بعنوان تبعيد گاه زندانيان سياسی استفاده می شود. اخيرا مجيد توکلی نيز به اين زندان منتقل شده است.

متن کامل اين نامه که در اختيار جرس قرار گرفت به شرح زير است:


لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً

جناب آقای دادستان
چندمين بار است که اعلام می کنيد زندانيان سياسی - مطبوعاتی برای آزادی يا مرخصی بايد اظهار ندامت کنند! چنين عباراتی را در اکثر ديدارهای خود با زندانيان و نيز بصورت سر بسته و آشکار بيان داشته ايد. اظهاراتی که غالبا جز سکوت و لبخند پاسخ ديگری نداشته است.

جناب آقای جعفری دولت آبادی
هر چه انديشيديم کمتر فهميديم که چرا بايد اظهار ندامت کنيم و بابت چه چيزی؟
لطفا بفرماييد از چه اظهار ندامت کنيم؟
از به خاک و خون کشيده شدن مردان و زنان بی دفاع و بی پناه حق طلب در خيابانها توسط ماموران تا بن دندان مسلح؟،از عزادارکردن مادران و پدران سالخورده يا همسران و فرزندان سهرابها، کامرانها، نداها، روح الامينی ها و صدها جوان رعنای ديگر کشور عزيزمان؟ ويا از دفن شبانه شهدای ملت ايران در گورهای بی نام و نشان در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا؟

جناب آقای دادستان
به راستی بايد از چه چيز، کدام جنايت اظهار ندامت کنيم؟
از ضرب و جرح ها، هتاکی ها، فحاشی ها و تهديدهای ناموسی ماموران نظامی و انتظامی و امنيتی نسبت به متهمان چشم و دست بسته؟، از جوانان آويخته از پا در شکنجه ها؟ و يا آنان که سرشان را در سينک توالت ها فرو می کردند تا اعتراف دروغين کنند؟
جناب آقای دولت آبادی از چه اظهار ندامت کنيم؟!!!

از دخالت ماموران اطلاعاتی و امنيتی و دادستانی در خصوصی ترين لايه های زندگی بازداشت شدگان بی پناه؟و يا از پيشنهادهای بی شرمانه ماموران نسبت به همسران و خواهرانمان؟

جناب آقای دادستان
می دانيد از چه ندامتی صحبت می کنيد؟ از چه چيزی اظهار ندامت کنيم؟
از شکنجه های جسمی، جنسی و روانی جوانان اين مرز و بوم در بازداشت گاه های قانونی و غير قانونی و پيدا و پنهان؟،از شکنجه گاه های کهريزک و بندهای ۲۰۹، ۲ الف و ۲۴۰ تحت امر آمران و يا عاملان شما؟و يا شايد از جنازه های منجمد سردخانه امين زاده حرف می زنيد و ندامت بابت هفته ها نگهداری جنازه های شهيدان هموطن در آنجا؟

جناب مدعی العموم، از چه اظهار ندامت کنيم؟
از برگزاری سناريوهای اعتراف گيری های اجباری؟ از نوشتن متن خيمه شب بازيهای دادگاه های نمايشی و فرمايشی؟
نکند بايد از تمريناتی که متهمين پيش از تشکيل دادگاه ها در حضور مقامات دادستانی و قضات و بازجوها انجام می شد تا نمايشنامه ها واقعی تر جلوه کند اظهار ندامت کنيم؟

جناب آقای دادستان
به راستی می توانيد پاسخ اين پرسشها را دست کم به خانواده و فرزندان خود بگوييد؟
اگر توانستيد آنها را در برابر اين جنايات و فجايع قانع کنيد آنگاه از ديگران بخواهيد اظهار ندامت کنند؟

جناب مدعی العموم!
اين ميزها که پشت آن نشسته ايد و اين صندليها که شما و روسايتان بر آن تکيه زده ايد، به قول حضرت امير(ع) به هيچکس وفا نکرده است، که اگر کرده بود نوبت شما نمی رسيد. به تاريخ نگاه کنيد، از سرنوشت "تهرانی ها"، "ازغندی ها" ، "آرش ها" و ... درس بگيريد.دقت کنيد که جلادان رژيم پهلوی به چه راهی رفتند، چه عاقبتی داشتند و الان کجا هستند.

جناب اقای جعفری دولت آبادی
شما ما را نصيحت کرديد، اجازه دهيد ما نيز به شما و روسايتان انذار دهيم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ايرانی که در اسارت شما هستيم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداريم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصيحت می کنيم بيش از آنکه دير شود به درگاه خدا توبه کنيد، پست های فرمايشی و نمايشی را ترک کنيد و به آغوش ملت بازگرديد.
بدانيد که هنوز دير نشده است و فرصت باقی است.
اطمينان داشته باشيد ملت ايران چون گذشته فرزندان نادم خود را با آغوش باز خواهند پذيرفت.

و السلام علی من اتبع الهدی
جمعی از اسرای عقيدتی و سياسی در بند زندان رجايی شهر


 


امروز: برخلاف آنچه که درباره برنامه دیشب نود پیش بینی می شد، این برنامه فاقد جنجال لازم برای جذابیت بیشتر بود.

؛ با توجه به مسائل پیش آمده در هفته ای که در لیگ برتر و فوتبال ایران که در صدر آن اخراج علی کریمی بود گذشت، انتظار آن می رفت که عادل فردوسی پور کمی موشکافانه به مساله علی کریمی بپردازد که این چنین نشد.

در برنامه نود دیشب پس از آنکه قسمت های مختلف برنامه از جمله بازی تیم ملی مقابل ارمنستان، نود درجه، دوربین نود، گفتگو با غلامرضا رضایی پخش شد، همه منتظر بودند که اتفاقی بهتر در برنامه رخ دهد و کمی بیش از آنچه گذشت جنجالی تر باشد که این چنین نشد.

عادل فردوسی پور بسیار محافظه کارانه با این مساله برخورد کرد و با چند کلیپ و نشان دادن چند مصاحبه قضیه را تمام کرد.

گفتنی است که در میان این مصاحبه ها تناقض های آشکاری دیده می شد و مشخص بود که در بین مسئولان استیل آذین هم اختلاف نظر وجود دارد.

مصطفی آجرلو که خود را پاسدار اسلام و دین معرفی کرد و از این جهت خود را موظف می دید که در مقابل بی دینی و حلال و حرام خدا بایستد.

او سخن از اسلام می گفت، گویی فراموش کرده بود که دین اسلام بیش از هر چیز به نگاه داشتن آبروی مومن و مسلمان دیگر سفارش کرده است، چیزی که در مورد رسانه ای شدن اتهام علی کریمی به هیچ وجه در مورد آجرلو و دوستانش رعایت نشد.

در مورد صحبت های درودگر هم می شد این را مشاهده کرد که کاملاً سناریویی که برایش نوشته شده بود را اجرا می کرد، چرا که از وی دو مصاحبه با دو موضع مختلف پخش شد.

حتی این بی اختیار بودن درودگر تا جایی پیش رفت که وی با برنامه نود ارتباط تلفنی برقرار کرد، ولی به وی دستور داده شد که حق صحبت کردن ندارد و وی هم گوش به فرمان روسای بالادست خود داد.

حسین هدایتی که تا به حال نخواسته است خودش مستقیماً به موضوع ورود کند، در مصاحبه اش به طور غیر مستقیم اشاره کرد که مخالف تندروی مدیران تیمش است.

وی دلش می خواست که کریمی و آجرلو این موضوع را در بین خانواده استیل آذین حفظ می کردند و اجازه نمی دادند که این اختلاف نظر ها به رسانه ها کشیده شود.

چیزی که می شد از صحبت های مسئولان استیل آذین برداشت کرد این بود که باید دیر یا زود شاهد تغییراتی اساسی در این تیم باشیم.

حسین هدایتی که رفاقت وی با علی کریمی بر هیچ کس پوشیده نیست دوست ندارد که مدیری در باشگاهش فعالیت کند که به خاطر مسائل شخصی یک بازیکن را برخلاف قوانین باشگاه بسیار عجولانه اخراج می کند.

البته ذکر این نکته هم ضروری است که چندی پیش برخی رسانه ها از اختلاف هدایتی و آجرلو خبر داده بودند و این مسائل پیش آمده را بهانه خوبی برای هدایتی می دانند که با خیال راحت مدیر عامل را عوض کند.

در پایان برنامه باز هم عادل فردوسی پور عنوان کرد که حاضر است شنونده صحبت های مدیران استیل آذین باشد، ولی آنها ترجیح دادند که بیش از این حرف نزنند تا بیشتر تناقض در گفته هایشان پدیدار نشود.

برنامه نود پنج شنبه شب نیز برگزار می شود و شاید تا آن زمان اوضاع روشن تر شده باشد، یا کریمی می ماند و آجرلو می رود و یا با رفتن کریمی تمام ارزش های فرهنگی باشگاه فرهنگی ورزشی استیل آذین و مدیر عامل و سرپرست این تیم حفظ خواهد شد.


 


امروز:اعضای شورای مرکزی و عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان با حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه‌ای دبیر کل مجمع نیروهای خط امام دیدار و گفت وگو کردند.

به گزارش کلمه، در این دیدار سید هادی خامنه‌ای با اشاه به سابقه فعالیت سیاسی و اجتماعی دانشجویان در انجمن اسلامی دانشگاه‌ها گفت: :انجمن‌های اسلامی دانشجویان از موثرترین تشکیلات موجود در سطح کشور بوده که مبدا تحولات مهم و بزرگی بوده است از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های موثر این تشکل دانشجویی آغاز شده و تا به امروز با کش و قوس‌های فراوان ادامه دارد و این تشکیلات می‌تواند همچنان مهمترین تحولات را در سطح دانشگاه‌ها و حتی در جامعه رقم بزند."

خامنه ای افزود: "هر چند عده‌ای تمام تلاش خود را مسدود داشته و همچنان می‌کوشند که کوچک‌ترین روزنه در دانشگاه‌ها را مسدودکنند امااز آنجا که بخش عمده‌ای از حرکت اصلاحات از دانشگاه و توسط انجمن‌های اسلامی آغاز شده این نشانگر بالندگی و حیات طبیه تشکیلات و دانشجویان عضو آن است و همین خود سبب بروز بسیاری از عناد‌ها و کینه‌ها علیه این جریان اصیل و اسلامی دانشجویی گردیده است."

سید هادی خامنه‌ای با اشاره به سابقه برخی تخریب و تهدیدهاایی که جریان اصلاحی اسلامی تحمل کرده گفت: یکی از راه‌های به حاشیه بردن فعالیت انجمن اسلامی ایجاد تشکیلات ساختگی و موازی و همنام در دانشگاه‌ها و تقویت مالی تشکیلاتی آنها در بیرون از دانشگاه هاست اما دانشجویان روشن بین و آگاه و دلسوز که دغدغه دین مردم مطالبات بر حق آنها را دارد لازم است با صبر و استقامت ایمان و امید وآگاهی بخشی و با تکیه بر انسجام درونی به راه ماندگار خویش ادامه دهند.

وی تاکید کرد: بی تردید راه بسته نیست و دلسوزان دین و انقلاب و همراهان حقیقی مردم و خادمان واقعی ملت در مقابل تندبادها از پای نخواهند نشست.

دبیر کل مجمع نیروهای خط امام ضمن تایید سخنان تعدادی از دانشجویان حاضر در این دیدار پیرامون فزایند تهدیدها و محدودیت‌ها و محرومیت‌ها برای فعالیت‌های مذهبی و سیاسی جوانان و دانشجویان گفت: فشارها و محدودیت‌ها مانند قفل هم می‌باشند قفل یعنی کلیدی هم وجود دارد که بتوان آن را قفل را باز کرد.

وی با اشاره به شعری که در دوران مبارزات علیه طاغوت مطرح بود گفت: قفل یعنی کلیدی هم هست. قفل یعنی کلید

سید هادی خامنه‌ای افزود: محدودیت‌ها باعث مسدود شدن یک راه می‌شود اما در کنار آن بی‌تردید راه‌های دیگر باز خواهد شد.

همانطور که فشارها و ارعاب‌ها بر عرصه رسانه ماندگار نخواهد بود و توقیف و بستن مطبوعات موجب بروز و ظهور راه‌های جدیدی در حوزه مجازی و شکل گیری رسانه‌های دیجیتالی می‌شود و امروز بر تعداد این نوع رسانه‌ها و روز به روز افزوده می‌شود و گردهمایی مطبوعاتی در دفتر روزنامه به گردهمایی‌ها در رسانه‌های دیجیتالی تبدیل می‌شود.

مدیر مسوول روزنامه‌های توقیف شده جهان اسلام و حیات نو بر لزوم ایجاد فضای باز رسانه‌ای جهت شکل گیری جامعه سالم و اخلاقی تاکید کرد: روزنامه نگار، دانشجو، اندیشمند و مخبر از صحنه جامعه حذف نمی‌شود هرچند تا مدت بسیار کوتاهی حوزه مانور و فعالیت آنها با محدودیت‌هایی مواجه گردد.

در ابتدا این دیدار دبیر و تعدادی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان سوابقی از فعالیت‌های انجمن اسلامی دانشجویان فشارها و محدودیت‌ها و مسائل پیش رو و وضعیت امروز دانشگاه و تشکل‌های دانشجویی ارائه کردند.


 


امروز: وزیر ارشاد دولت نهم، ضمن انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد فعلی در "رفع توقیف" برخی فیلم‌ها و محصولات فرهنگی، توقیف کردن یک فیلم را مانند "ممنوع شدن مصرف یک خوراکی مشکوک به سم توسط موسسه استاندارد" ذکر کرد و گفت "در وضعیت فعلی، اگر به من پیشنهاد کار فرهنگی شود پذیرش آن برایم سخت است."


به گزارش آفتاب نیوز، محمد حسین صفار هرندی وزیر سابق ارشاد، در برنامه‌ای که از شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و اجرای آن را نادر طالب‌زاده (کارگردان حامی دولت) برعهده داشت، به انتقاد از رفع توقیف فیلم‌ها و عملکرد وزارت ارشاد پرداخت.


صفار هرندی در صحبت‌های خود در این برنامه به موضوع مهندسی فرهنگی پرداخت و عنوان کرد: مهندسی فرهنگی به زبان ساده‌تر چگونگی رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب است.


وی در زمینه سانسور محصولات و آثار فرهنگی ادعا کرد "توقیف کردن یک فیلم به مثابه خوراکی است که شبهه مسمومیت در آن وجود دارد و توسط موسسات استاندارد مصرف آن ممنوع می‌شود."

هرندی با اشاره به اظهارات برخی مسئولان فعلی ارشاد، گفت "وقتی آقایان برای خوشایند برخی، می‌گویند که آنچه در گذشته ممنوع بوده را من آزاد کردم، معلوم است که در عرصه فرهنگ هنوز تکلیف مشخص نیست و در این وضعیت مردم دچار بلاتکلیفی می‌شوند."


وزیر ارشاد دولت پیشین محمود احمدی نژاد، اظهار عقیده کرد "مگر می‌شود ما همین‌جوری عرصه فرهنگ را به تمایلات و تمنیات خود رها کنیم. مگر می‌شود یک روز یک کاری مورد نکوهش قرار گیرد و روز دیگر به آن جایزه بدهند...من می‌بینم تکلیف این چیزها هنوز مشخص نشده و در این وضعیت اگر به من پیشنهاد کار فرهنگی شود پذیرش آن برایم سخت است."


محمدحسین صفار هرندی، که سال گذشته در اواخر عمر دولت نهم، بدلیل انتقاد از رحیم مشایی، از سِمَتِ خود در وزارت ارشاد برکنار شده بود، چند روز پیش در همایش دانشجویی با عنوان "طرح ولایت " كه در سالن آمفی تئاتر مركزی دانشگاه بین‌المللی قزوین برگزار شد، بشدت از سیاست ها و وضعیت فرهنگی فعلی انتقاد کرد.

گفتنی است در زمان صدارت هرندی در وزارت ارشاد، بسیاری از محصولات و آثار ادبی، فرهنگی و تاریخی، مشمول سانسور، توقیف، عدم صدور مجوز و همچنین جمع آوری شدند.


 


امروز: سازمان خصوصی‌سازی دو روز 20 و 21 تیرماه گذشته را که به دلیل گرمای هوا تعطیل اعلام شد قبول نداشته و به عنوان روز کاری می‌داند.

حاشیه‌‌های پس از اعلام هر تعطیلی غیررسمی که از سوی دولت به مناسبت‌های مختلف اعلام می‌شود، دیگر به عرف تبدیل شده اما این عرف در مورد بلوک 18 درصدی ایران‌خودرو گویا مشکلات و ملاحظاتی قانونی نیز بوجود آورده و آن وقتی است که سازمان خصوصی‌سازی دو روز 20 و 21 تیرماه گذشته را که به دلیل گرمای هوا تعطیل اعلام شد قبول نداشته و به عنوان روز کاری می‌داند. با این توجیه گرچه کنسرسیوم خریدار بلوک بسیار زودتر از سی روز کاری پول را پرداخته اما به دلیل آنچه رد و بدل نشدن اسناد است، این واگذاری باطل شده تا کنسرسیوم خریدار که فکر می کرد دو روز دیگر فرصت دارد با عجیب‌ترین مشکل تاریخ واگذاری های ایران مواجه شود. در این مورد البته چند نکته قابل توجه است:

1- از 18 درصد بلوک واگذار شده حدود 8 درصد به دو قطعه‌ساز خصوصی کروز و عظام، 4 درصد تعاونی کارکنان، 2 درصد بانک صنعت و معدن و باقی به سایر قطعه‌سازان عضو انجمن و شورای تعالی رسیده است. نگاهی گذرا به این لیست نشان می‌دهد برخلاف تمام وگذاری‌های مهم قبلی، تیم فعلی از ترکیبی بسیار خصوصی‌تر بهره می‌برد. آیا همین باعث حساسیت است؟

2- از دیگر دلایلی که به این کنسرسیوم خرده گرفته شده واگذاری 2 درصد سهم بانک صنعت و معدن به تعاونی کارکنان است. در اینکه کارگزار خریدار در گذشته چنین کارهایی با توافق داخلی کرده و به سازمان بورس اعلام و مورد قبول واقع شده، می‌توان مثال‌های بسیاری زد. اما در این مورد که این دو درصد از بخش دولتی به خصوصی رسیده، علی رغم عرفی که به دلیل تعهد به خصوصی‌سازی همیشه وجود داشته، ناگهان روش دیگری اجرا خواهد شد؟

3- شاید سازمان خصوصی‌سازی که سهام را واگذار کرده، فکر می‌کند چون سهام سایپا را 846 تومان فروخته می‌توانست این سهم را هم به همان قیمت بفروشند و 3687 ریال فعلی ارزان‌فروشی بود. با همین توجیه در جهت ابطال معامله و تدارک رقابتی جدید در تلاش است. در رقابت جدید هم بعید نیست دولت شرکتی را به هدف رد دیون ترغیب به معامله کند تا قیمت همچون سایپا حبابی افزایش یابد!

4- در واگذاری‌های قبلی علاوه بر اسناد، گاه مبالغ مالی نیز با اغماض دیرتر از زمان موعود پرداخت و کمک به خریدار همیشه رعایت می‌شد. در این مورد نه تنها اغماضی وجود ندارد حتی دو روز تعطیلی که نهادی بالادستی در مورد تعطیلی ابلاغ کرده، از سوی نهاد پایین‌دستی مورد قبول قرار نمی‌گیرد تا شاید هشداری باشد بر همه خصوصی‌های واقعی که قصد فعالیت در راستای اصل 44 و خرید سهام دارند!

5- بد نیست مشخص شود روزهایی که دولت تعطیل می‌کند، اگر سازمانی روز کاری خود حساب کند از نظر حقوقی به چه معنی خواهد بود؟ البته قاعدتا کارمندان آن سازمان باید از اضافه‌کاری آن روز بهره برند که به معنی تعطیلی است. در هر صورت بد نیست اشخاص حقوقی دولت، چنین مواردی را برای سازمان‌های زیرمجموعه و رسانه‌ها توضیح دهند.

و سرانجام آنکه به نظر وقتی‌ شبه‌دولتی ها برنده می‌شوند صدای نمایندگان مجلس، کارشناسان و رسانه‌ها در‌می‌آید و وقتی خصوصی‌ها برنده می‌شوند، صدای دولتی‌ها بلند می‌شود. شاید وقت آن است که برای اجرای اصل 44 فکر دیگری بکنیم.


 



امروز: جواد مجابي از آن دست شخصيت‌هاي فرهنگي است كه اهميتش در چند حوزه انكار ناشدني است. او در زمينه‌هاي داستان‌نويسي، شعر، طنزپردازي، روزنامه‌نگاري، تحقيق ادبي و نقد هنرهاي تجسمي نامي آشناست. مجابي يكي از برترين‌هاي نسل خود است. او؛ چهره‌ي روشنفكر كلاسيك ايراني است از همان نسلي كه بار سنگين گذار از سنت به مدرنيزم را در جامعه‌ ايراني هرگز از دوش‌هاشان بر زمين ننهادند.
سال قبل، رماني از او به نام باغ گمشده پس از بيست سال در نشر ققنوس مجوز گرفت و به چاپ رسيد گويا قرار است باغ گمشده به چاپ مجدد برسد. به همين بهانه پاي صحبت‌هاي او نشستيم.

* چه شد که بعداز 20 سال‏، باغ گمشده به چاپ رسید؟
ــ من حوالی سال1355 داستانی را در روزنامه اطلاعات چاپ کردم که بعدها فصل اول رمان باغ گمشده شد. ايده اين رمان بعداز سفري به كاشان به وجود آمد. آن هم سفري به یکی از دهات کاشان.
آنجا برای من از باغی شبیه به فین وسط کویر صحبت کردند، باغی با انبوهی از درخت‌های میوه که شرح آن هم در کتاب آمده است. به من گفتند از باغ به آن بزرگي تنها بوته خار باقی مانده است، سه بوته خار درکنار جاده‌ای آسفالت.
با خودم فكر كردم چگونه مکانی به این زیبایی ناپدید شد. براي من نوعي توازي ميان از بين رفتن اين باغ و مسائلي همچون عشق و آرمانخواهي و جواني انسان ايراني رخ داد. فکر کردم که در این کتاب به تمام چیزهای زیبا یا نازیبایی كه در دنياي آدم‌ها وجود دارند اما از بین می‌روند و ذهن ما هم همیشه به دنبال این خاطرات برمی‌گردد؛ بپردازم.
وسوسه بازآفریدن باغ؛ آرمان‌ها و سنت‌ها و زيبايي ازدست رفته در یک دوره اجتماعی جدید و با آدم‌های نو، من را وادار کرد به نوشتن کتابی با عنوان فردوس مشرقی که نام همان باغ هم هست.
بعداز اتمام کتاب آن را به ناشر دادم و کتاب هم بیش از 60 مورد اصلاحي خورد! كار چاپ آن كتاب عملا متوقف شد. چند سال بعد نسخه‌ای از کتاب را به سوئد فرستادم. بعدها این کتاب در امریکا به چاپ رسید. بعداز این ماجرا ازناشرایراني درباره چاپ نشدن اين کتاب در اینجا پرسیدم و ایشان هم خواستار تغییراتی در کتاب شد. ولی من به دلایلی نمی‌توانستم بنابراین تنها عنوان کتاب رو تغییر دادم به باغ گمشده و این‌بار به چاپ رسید.
جالب است كتابي كه شصت مورد اصلاحيه خورده بود؛ اين‌بار بدون حتي يك مورد اصلاحي مجوز گرفت!
البته باغ گمشده هم مثل کتاب‌های دیگرم چند دهه در انتظار چاپ ماند. مثل چند تا از كتاب‌هاي ديگرم که در دهه شصت نوشته شد اما در دهه هشتاد به چاپ رسید.
باید واقف بود که این ماجرا در نویسنده ایجاد اشکال می‌کند. به این ترتیب وقتی کتابی که نوشته شده به موقع به چاپ برسد، خواننده‌ها و منتقدان نظراتی می‌دهند و همه اینها شما را متوجه اشکال‌های کار می‌کند و دوباره با حالي تازه و انرژی جدید شروع به نوشتن می‌کنید. این مسئله در دنیا عمومیت دارد ولی در ایران خیر.
نوشتن؛ کاری معنوی و دشوار است که هیچ سود این جهانی و آن جهانی در آن نیست. پس اگر شخصی این‌کار را انجام می‌دهد؛ نباید او را از راهش منحرف کرد. باید بگذاریم به کارش ادامه دهد. البته من معتقدم اگرنویسنده‌ای در دوره یا کشور خودش حمایت نشود؛ این امکان برای او هست که در دوره‌ای دیگر یا کشوردیگری شناخته بشود. این یک قاعده جهانی است.

*سرنوشت کتاب شما؛ نشانه‌ای از وضعیتی است که شخصیت محوری داستان هم با آن مواجه بود. گذار از سنت به مدرنيته كه تناقض‌هايي با خود به ايران آورد كه شاهين هم در اين رمان با آن‌ها مواجه بود. عمل‌گرايي او درنهايت به نوعي بي‌عملي روشنفكرانه منتهي مي‌شود. احتمالا شاهين در رمان باغ گمشده نمونه يك روشنفكر ايراني است.
ــ داوری شما نسبت به شاهين؛ نظر شماست و من به آن احترام مي‌گذارم. اما درخصوص روشنفکر ایرانی؛ معتقدم که باید نظر دیگری راجع به آن داشته باشیم. ما شخصیت‌هایی داشته‌ایم در این صد ساله پس از مشروطیت، که زندگی‌شان را در راه مبارزات اجتماعی گذاشتند وبه دلیل درگیر شدن با حکومت، چون بیش از اندازه احساساتی بودند؛ حذف شدند.
روشنفکر ایرانی به دلیل اینکه این قضیه را یک سنت پیامبرانه حس می‌کرد، می‌اندیشید که برای ایجا د تحول در جامعه زاده شده است. شاید این بیش از یک توهم نباشد ولی به هرحال روشنفکر ایرانی زندگی‌اش را در این مسیر صرف کرده است.
من در اینجا روشنفکران را به سه گروه تقسیم می‌کنم: روشنفکر سیاسی، روشنفکر فرهنگی و روشنفکر فلسفی، که البته ما روشنفکر فلسفی نداریم یا اگر داریم کمتر از بقیه هستند و در جایی که روشنفکران سیاسی راهشان به زندان یا حبس منتهی می‌شود، روشنفکران فرهنگی ما بار آن‌ها را بر دوش می‌کشند. اما آن‌ها متخصص مسائل سیاسی نیستند. پس این یک بار اضافی است. در همه جوامع جهان سوم؛ نویسندگان، شاعران و هنرمندان علاوه بر کار اصلی خود که همان کار فرهنگی وخلق اثر است، به فعالیت‌های سیاسی هم پرداخته‌اند که این خود دانشی دیگر است.
این بردوش کشیدن بار اضافی به دلیل عدم حضورحزب‌ها، گروه‌ها، سندیکاها واتحادیه‌ها بوده است. اين گروه هم از کار خود بازمی‌ماندند هم به سیاست نمی‌رسیدند و به همین دلیل از دور تنبل به نظر می‌رسند. اما کارکرده‌اند وبیکارننشسته بودند. آن‌ها خودشان را درگیرتاریخ، آینده ونجات مردم می‌کنند با اين حال میزان موفق بودن یا نبودنشان؛ ارزیابی دیگری مي‌طلبد.

*مسئله برجسته كردن چهره منفعل روشنفکرایرانی نبود، شاهین اين رمان؛ نمونه‌ای از روشنفکرایرانی است آن‌هم در جامعه‌اي كه او را از فعاليت بازمي‌دارد. به عبارت ديگر قدرت ابتكار عمل از او گرفته مي‌شود. در باغ گمشده به بهترین نحو وضعیت روشنفکرایرانی بازنمایی شده است. مسئله دیگري كه درمورد اين رمان مي‌توان بر آن تاكيد كرد، سورئالیسم اجتماعی آن است. نظر شما چيست؟
ــ البته. یکی از پایه‌های ذهنی من توجه به سورئالیسم اجتماعی است، که از یکسو به تخیل متعهد است وازسوی دیگر به واقعیات مسائل موجود در جامعه. بطور استعاري تعبیری که عرفا از رقص سماع می‌کردند؛ مدنظر من است. تعبيري که براساس آن شخص صوفی در زمان رقص باید از تعلقات خاک برخیزد تا به ملکوت برسد.
مسئله اينجاست كه صوفي، حين اين سماع پاهایش را روی زمین نگه می‌دارد. سورئالیسم اجتماعی هم به همین شکل است. از طرفی پا در واقعیت و اجتماع واز طرفی پا در رویا دارد که همین رویاها گاهی ما را به گریز از واقعیات می‌خوانند. در کشاکش بین رویا و واقعیت محصور کننده ماست که سورئالیسم اجتماعی معنا می‌گیرد و این چیزی است که در اغلب رمان‌ها وشعرهای من وجود دارد.
البته اينكه چگونه این دو چیز متضاد يعني واقعیت مادی و رویا با هم ترکیب می‌شوند؛ به گمان من، تامل راجع به سرگذشت انسان در سراسر جهان کمک می‌کند که این قضیه برای آدم ملموس بشود.
آدم‌ها در شش جهت گرفتارند: شرق- غرب- شمال- جنوب- بالا- پایین. جاذبه ما را در این شش جهت محصور می‌کند. حافظ می‌گوید: مهندس فلکی راه دیرشش جهتی/ چنان ببست که ره نیست زیردیرمغان.
فكر مي‌كنم هنرمند از این شش جهت فراتر می‌رود و جهت هفتم را کشف می‌کند یعنی ازاین برون به درون می‌رود. یعنی تمام بیرونی‌ها در درونش تخمیر می‌شود وبه شکل اثریا کارهنری بیرون می‌آید. اين حرکت از بیرون به درون و ازدرون به بیرون اتفاق می‌افتد مثل منابع فسیلی که پس از میلیون‌ها سال سکون به پروازدرمی‌آیند. این حرکت به سمت درون با میراث ژن‌ها يا ناخودآگاه يا حافظه بشری توام مي‌شود. همه را درمی‌آمیزد و درنهایت در هنرمند به اثرهنری او بدل می‌شود.

*شما در رمان باغ گمشده ازطرفی پا درواقعیت و ازطرفی پا درتخیل گذاشته‌اید. باغ را به عنوان نماد خیال و رويا مي گيريد. ازطرف ديگر آزادی، آزادي زن و حزب، سنت‌هاي جامعه، جنگ و مسائل روزمره نشانه‌هاي بازنمايي شده واقعيت هستند. شما مي‌گوييد تاريخ اين وظيفه چفت شدن واقعيت و رويا را انجام مي‌دهد. اما مسئله این است که این تاریخ چگونه بستری را مهیا می‌کند که در آن هم واقعیت هم خیال می‌توانند مسیرشان را پیداکنند يا برون‌رفتي از بحران را تعريف كنند؟
ــ تاریخ تنها گذشته نیست بلکه آینده هم هست. آنچه در گذشته اتفاق افتاده در آینده هم اتفاق می‌افتد. عده‌ای دربرخورد با طوفان ازل تا ابد غرق می‌شوند، عده‌ای شنا می‌کنند و فکرمی‌کنند می‌توانند به میل خودشان ساحل را جور دیگري ببینند وآن را تغییر بدهند.
اگر گذشته را دریافت کنیم و آنرا ادامه بدهیم؛ فرهنگ کهنه می‌شود اما روح آن همیشه مثبت است. مثل نگاه فردوسی به مرگ، عشق واسطوره. تصور می‌کنم برخورد ما با تاریخ یک جریان قطع نشدنی و طولانی است که ما در فرصت عمرکوتاه خودمان تنها اندکی تاثیر روی آن می‌گذاریم. رمان کمک می‌کند که ما تمام صداها را بشنویم و داوری آخرهم نزد همین خواننده‌هاست. در همین رمان چند نفر با صداهای مختلف حضورداشتند وهرکس به شیوه خود عمل می‌کرد. این نگاه کوبیستی با این ابعاد مختلف درنهایت هدفش این بود که ما نباید حکم صادر کنیم ولی می‌توانیم جوانب را نشان بدهیم. اگر از این قضیه عدول بکند وراه‌حلی نشان بدهد به جایی نمی‌رسد.
به طور تلویحی می‌گویند که آدمیزاد در مدت عمرخودش به نوعی اشباع می‌شود از تمام تجربیات شخصی که داشته است. همیشه یکی از محورهای بزرگ در آثارمن به نحوی به یکی از انواع قدرت‌ها می‌پردازد. در این رمان قدرت خاطره که با واقعیت بر خورد می‌کند و درنهایت متلاشی می‌شود، به شدت محوري است.
البته همیشه قدرت و پرسش‌های آن از محورهای اصلی ذهن من است بدون اینکه به حکمی رسیده باشم. می‌خواهم با همین نمونه‌ها به شناخت بیشتر برسم. همیشه از مرحله‌ای به مرحله‌ای دیگر می‌روم. بنابراین در گذر سالها این پرسش‌ها تلخ ترمی‌شود. چون به جایی نمی‌رسم.

* آیا در طی داستان سير مدرنيزم در ايران به بن بست مي‌رسد؟ به عنوان نمونه وقتي شاهين از تحصيل در امريكا برمي‌گردد و ازدواج مي‌كند؛ سعي دارد همسرش را براساس موازين آزاديخواهي در سنتهاي مرد ايراني محدود نكند. شاهين نمي‌خواهد شوهر مستبد و غيرتمند از نوع لمپن باشد. اما گلرخ درنهايت به او خيانت مي‌كند. اين قضيه و مثال‌هاي مشابه در رمان بسيارند. آيا شما فرآيند ايرانيزه شدن مدرنيزم را در ايران مسدود مي‌دانيد؟
ــ بله، چون این یک ترکیب اندام‌وار و ارگانیسم نبود. ما می‌توانیم کشورا را مدرن بکنیم اما مدرنیته یک تفکر است که در طی زمان شکل می‌گیرد و جا می‌افتد. مدرنیته در ایران از ابتدای مشروطیت ما را مجذوب خودش کرد ولی در این یکی دو دهه اخیر است که مسئله جوانان ما شده است. این یعنی نوذهني، يعنی نواندیشی. وقتی که چیزی مسئله شما می‌شود تازه شروع به آموختن می‌کنید. درحال حاضر در جامعه ما ضرورت مدرنیته احساس شده است اما خود آن هنوز نرسیده‌ایم. تا شما سوال نداشته باشید به دنبال پاسخ نمی‌گردید و هرچه در این روند سوال‌های شما عمق بیشتری پیدا کند شما به پایه تفکر و فلسفه نزدیکتر می‌شوید. آدم‌ها مثل قهرمانان این داستان یا در سنت مدفونند یا اگرشتاب‌زده به سمت مدرنیته بیایند چون اين حركتي با ناآگاهی است؛ نابجا رفته‌اند.

*چراآنقدر در این رمان، دو شخصیت شاهین و شهباز به یکدیگر نزدیک هستند؟ انتظار این بود که شهباز تفکرات نوتری نسبت به شاهین داشته باشد.
ــ الان سال‌ها از نوشتن این داستان گذشته، من هم مراجعه‌ای به آن نداشتم چون با فراموش کردن کامل آنچه که نوشته‌ام؛ می‌توانم کار جدیدم را شروع کنم. ولی درکل قصد من بیان طیف‌های گوناگون در این داستان بوده است.
آدم‌ها در این داستان قربانی شرایط ناگزیر بودند. بدون اینکه بخواهم ناامیدی یا امید را در آن تبلیغ بکنم.


 


امروز: در پی تصویب مجازات بانک بارکلیز بدلیل "نقض تحریم های اتخاذ شدۀ آمریکا علیه جمهوری اسلامی" و چند کشور دیگر، این بانک انگلیسی موافقت کرده است که ۲۹۸ میلیون دلار به به دولت آمریکا بابت جریمه - در دو قسط - پرداخت کند.
به گزارش رویترز، چندی پیش وزارت دادگستری آمریکا، بانک انگلیسی فوق الذکر را متهم کرده بود که بین سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶ میلادی، مبادلات مالی "غیرقانونی" به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار با مشتریانی از کشورهای مشمول تحریم (ایران، کوبا، لیبی، سودان و برمه) داشته است.

دادستان های فدرال آمریکا در این مورد معتقدند که "بارکلیز مبادلات مالی غیرمجاز را پنهان می کرد تا مجازات نشود."
از آنجا که بانک بارکلیز هرچند در بریتانیا به ثبت رسیده است، اما یک موسسه سرمایه گذار کلان به حساب می آید، که در بازارهای بورس و اوراق بهادار آمریکا (وال استریت) نیز فعال می باشد.


گزارش مذکور افزوده است "این بانک سرمایه گذار کلان، با اتهام های جزایی نیز روبرو بود که در صورت اثبات در دادگاه فدرال، می توانست علاوه بر جریمه سنگین، مجازات زندان نیز برای بعضی از مدیران آن در پی داشته باشد."


این بانک روز دوشنبه ٢۵ امرداد ماه (۱۶ اوت) موافقت کرد که در ازای تعلیق دو ساله این پرونده و در نهایت رفع کامل اتهام های وارده، طی دو قسط در مجموع ۲۹۸ میلیون دلار به دولت فدرال بپردازد.


همچنین آمده است که توافق مذکور، بین دادستان های فدرال و وکلای بانک بدست آمده و نهایتا قاضی فدرال در نیویورک باید آن را تایید کند.


چندی پیش وزارت خزانه داری آمریکا نیز به بانک های خارجی در مورد رابطه با ایران هشدار داده و با صدور بخشنامه ای، جزئیات نحوه اجرای تحریم هایی که کنگره در ماه ژوئن علیه ایران تصویب کرد را منتشر کرده بود.


بر همین اساس، بانک ها و موسسات مالی خارجی که با اشخاص حقیقی یا حقوقی ایرانیِ مشمول تحریم ارتباط داشته باشند، حق دسترسی به نظام بانکی ایالات متحده را نخواهند داشت یا این حق آنها به شدت محدود خواهد شد.


دولت و مجلسین آمریکا، سپاه پاسداران، تعدادی از فرماندهان آن و همچنین شمار زیادی از شرکت های زیر مجموعه آن را نیز تحریم کرده است. آن طور که وزارت خزانه داری آمریکا می گوید "موسسه های مالی که مبادلات عمده با اشخاص حقیقی یا حقوقی تحریم شده سپاه داشته باشند نیز مشمول محدودیت های تازه خواهند شد."


تحریم سه شرکت کشتیرانی ایران
و به گزارش یورونیوز، طی روزهای گذشته، دولت آمریکا در یک اقدام جدید سه شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی مستقر در کشور مالت را مشمول تحریم قرار داد.


در بیانیه وزارت خزانه داری آمریکا که به این منظور صادر شده، آمده است: به موجب دستور اجرائی ۱۳۳۸۲، اموال این شرکتها توقیف و از ورودشان به نظام مالی و تجاری آمریکا ممانعت می شود.


بیانیه وزارت خزانه داری آمریکا، اسامی این شرکتها را ماربِل شیپینگ لیمیتد، بوشهر شیپینگ کمپانی و آی اس آی مریتایم لیمیتد ذکر کرد.


مجازات زندان برای یک ایرانی - آمریکایی بدلیل ارسال حواله به ایران
همزمان خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که محمود رضا بانکی، يک شهروند آمريکايی - ايرانی، به اتهام ارسال پول به ايران، به مجازات دو سال و نيم زندان محکوم شده است.


گفتنی است قاضی دادگاه در جريان اعلام حکم، بانکی را "مردی جوان و بسیار تحصيلکرده" اعلام کرد، که "بسیار مورد احترام اطرافيانش است."

قاضی پرونده همچنين به نامه شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل در حمايت از بانکی اشاره کرد و در حکم خود، اتهام تهديد عليه امنيت ملی آمریکا را حذف و خاطرنشان کرد "بانکی نه از تروريسم حمايت کرده و نه همکاری با دولت جمهوری اسلامی داشته است، اما بدلیل صدور حواله به ايران، مبادرت به نقض قوانین تحریم کرده و مشمول این مجازات شده است."


گفتنی است در ابتدا خبرها حاکی از آن بود که بانکی با مجازات ۲۵ سال زندان روبرو شود، ولی دادستان‌های فدرال به اين نتيجه رسيدند که با توجه به ابعاد اين پرونده، درخواست مجازات پنج سال زندان کافی است و قاضی پرونده مجازات دو سال و نيم زندان را صادر کرد.


آسوشيتد پرس گزارش داد، بانکی که خود را بیگناه می دانست، پس از اعلام اين حکم، در دادگاه دچار ضعف و لرزه شد و حدود ۵۰ تن از دوستان و حاميانش گريه کردند.


تحریم‌های تجاری ایالات متحده علیه ایران، شهروندان آمریکایی را از عرضه کالا، خدمات یا فن‌آوری به ایران منع می‌کند.


 


امروز:علیرضا افتخاری در یادداشتی که در خبرآنلاین منتشر شده به دفاع از استاد محمدرضا شجریان پرداخت و نوشت:هنگامه تحویل سال دعای «یا مقلب القلوب و الابصار...» را خواندم، حال آنکه خواندن قرآن و ادعیه دینی، مهارت خاصی را می‌طلبد و تخصص منحصر به خود را می‌خواهد. در آن قطعه، همچنین غزلی از حافظ با مطلع «ساقیا آمدن عید مبارک بادت وآن مواعید که کردی مرود از یادت » را با زبان شیرین فارسی خواندم.

در رهگذر همین تحویل سال مطمئن شدم که خواندن «ربنا» نیازمند تسلط بر آیات الهی است، به عبارتی باید قاری قرآن بود تا «ربنا» را آنچنان که شایسته است، خواند. از همین رو است که بارها گفته‌ام اگر اشعار فارسی با معنا و مضمون «ربنا» گفته شود با جان و دل برای هموطنان و همه مردم جهان می خوانم. اما چرا در کاری که نمی دانم و بلد نیستم باید دخالتی داشته باشم؟

بسیاری می‌گویند چرا «ربنا» را نمی‌خوانی که در پاسخ آنها می گویم که من زبان فارسی را می خوانم که اگر آوای خوشی دارد از لطف حضرت پروردگار است با این همه اگر می‌توانستم که «ربنا» را بخوانم باز هم این کار را نمی‌کردم! آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بوده‌اند، «ربنا» را آنچنان خوب خوانده‌اند و حق مطلب را ادا کرده‌اند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست،با این حال چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشته هایمان بهره نمی‌بریم؟

اگر آقای شجریان راضی به پخش این قطعه از صداوسیما نیست ـ که هست ـ می توانیم به شکلی دیگر روزهای رمضانی خود را با این نوای ماندگار افطار کنیم؛ امروز دیگر لوح فشرده «ربنا» در خانه همه مردم پیدا می‌شود و گوشی‌های تلفن همراه نیز این قطعه شنیدنی را میزبانی می‌کند...

اگرچه باید گفت آیاتی که آقای شجریان خوانده‌اند سالهاست در تاروپود زندگی مردم ریشه دوانده و صداوسیما نیز بهتر است به جای جایگزینی، «اولین نسخه و نسخه اول» را پخش کند.

فکر و اندیشه هنرمند در اثر او جاری است و این نوای «ربنا» از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان می‌نشیند فارغ از رای و نظر سیاسی امروز او...

به قطعیت می‌توان گفت «ربنا» دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانه ها نیست اما چه بهتر که شائبه‌ها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم...


 


امروز:باز هم دادگاه قربان بهزادیان نژاد، رییس ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی به تعویق افتاد.زمان جلسه بعدی دادگاه وی مشخص نیست.

به گزارش کلمه، دادگاه قربان بهزادیان نژاد که مقرر بود امروز برگزار شود، به تعویق افتاد.تاخیر افتادن این دادگاه در حالیست که او بیش از هشت ماه در بلاتکلیفی و بازداشت به سرمی برد.

پیش از این دادگاه علیرضا بهشتی شیرازی، مشاور ارشد میر حسین موسوی نیز به تعویق افتاده بود.

دکتر قربان بهزادیان نژاد، رئیس ستاد میرحسین موسوی نیز از جمله اساتیدی است که همچنان در بازداشت به سر می‌برد.دکتر بهزادیان رئیس موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی و نیز رئیس موسسه مطالعات فرهنگ و تمدن ایران زمین است که در ابتدای فعالیت های انتخاباتی، از سوی موسوی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی وی برگزیده شد.


 


امروز:مجید توکلی، فعال دانشجویی و یکی از هفده زندانی اعتصاب کننده غذا ، امروز از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد.

به گزارش کلمه، مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیر کبیر ، از فعالان دانشجویی است که در پی یک سخنرانی در گردهمایی دانشجویان در روز دانشجو در شانزدهم آذرماه در بازداشت به سر می برد.

وی به همراه شانزده نفر دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ اوین در اوایل مردادماه امسال ، برای دو هفته در اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و همچنین توهین ماموران زندان دست به اعتصاب غذا زده بود.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وی را به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی و نیز پنج سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.


 


امروز:جمع کثیری از خانواده های شهدا در نامه ای به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه خواستار آزادی محمدرضا جلایی پور شدند.

به گزارش کلمه، متن نامه به این شرح است:

محضر ریاست محترم قوة قضائیه آیت الله

شیخ صادق آملی لاریجانی

با سلام و احترام، از آنجا که این انقلاب حاصل تلاش مجاهدان و ثمرة خون شهیدانی است که جان خود را برای به بار نشستن آن تقدیم کردند، شایسته نیست که امروز شاهد آن باشیم که آن تلاشها نادیده گرفته شود و خانوادة آن شهیدان عزیز مورد بی مهری واقع شده و متحمل درد و رنج باشند.

لذا بدین وسیله ما جمعی از خانوادة شهدا خواستار آن هستیم که هر چه سریعتر نسبت به‌ آزادی یکی از متدین‌ترین و بهترین و فهیم‌ترین فرزندان این مملکت یعنی محمد‌رضا‌جلائی‌پور (حافظ قرآن و پیروز المپیاد) که از خانوادة ‌شهیدان بزرگوار (محمدرضا ،‌علیرضا و حسین جلائی‌پور) نیز می‌باشد، اقدام عاجل به عمل آید و آرمانها و اهداف نظام جمهوری اسلامی بیش از این مورد تعرض قرار نگیرد.

جمعی از خانواده شهدا


 


امروز:هشت روز تمام است که تیم پزشکان زندان اوین به کیوان صمیمی روزنامه نگار دربندی که وارد بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود شده ،سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند .

براساس گزارش ها رسیده از داخل اوین به کلمه ، بی توجهی پزشکان ناشی از دستور مقامات زندان اوین بویژه صداقت رییس زندان اوین و بزرگ نیا رییس بند۳۵۰ این زندان است.

خانواده صمیمی به شدت نگران سلامت وی هستند و از همه مسوولان قضایی بویژه دادستان تهران درخواست توجه فوری به وضعیت وی را دارند.

کیوان صمیمی ،روزنامه نگار دربند که در بیست و دومین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد وضعیت جسمانی بسیار نگران کننده ای دارد .

در حالی هشت روز تمام پزشکان زندان اوین به این روزنامه نگار دربند سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند که طبق روال معمول زندان ها وقتی یک زندانی اعتصاب غذا می کند هر روز پزشکان زندان باید وضعیت عمومی او را کنترل کنند و در صورت نیاز کمکهای اولیه به پزشکی به او بدهند.

کیوان صمیمی ۶۲ ساله است و با توجه به سنش این بی توجهی مسولان زندان اوین برای سلامتش بسیار خطرناک محسوب می شود.

صمیمی و ۱۶ زندانی سیاسی دیگر زندان اوین سه هفته قبل به خاطر اعتراض به برخوردهای نامناسب زندانبانان و ماموران زندان به خصوص وعده های دروغین و رفتارهای نامناسب رییس زندان اوین، صداقت به سلول انفرادی منتقل شدند. آنها بعد از آن دست به اعتصاب غذا زدند.

بقیه این زندانی ها بعد از دو هفته به خاطر پیام های اقشار مختلف مردم بویژه شخصیت های جنبش سبز از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اعتصاب غذای شان پایان دادند اما صمیمی همان موقع اعلام کرد که تا زمان انتقال همه زندانیان اعتصاب کننده به بند عمومی اعتصاب غذایش را پایان نخواهد داد.

اکنون زندانیان اعتصاب کننده بارها از وی خواسته اند که به اعتصاب غذایش پایان دهد اما او اعلام کرده که به خاطر فرزندان دربندش این کار را نخواهد کرد و تا رهایی آنها از سلول انفرادی به این اعتصاب ادامه خواهد داد.


 


مولانا چه زیبا می گوید:

از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد

حقیقتی روشن در شعر مولاناست که کلام سخیف و به دور از ادب، ابتدا کرامت نفس گوینده را پایمال می کند و در مرحله بعد با توهین به شنونده سبب آسیب به روح و فکر او می شود و در نهایت خود را از لطف و رحمت خداوند که شاهد و ناظر امور است محروم می سازد.

ادب در کلام یا به قولی عفت کلام به خصوص برای ایرانیان که در شعر و ادب و خوش سخنی صاحب نام هستند، صفت شاخصی در افراد به حساب می آید. ما ملتی هستیم با سطحی از فرهنگ و تمدن بشری که همواره به آن افتخار کرده ایم و نعمت اسلام آوردن نیز مزید بر آن شده است.

البته حفظ حریم ادب مختص به اسلام نیست و در مکاتب پیامبران اولی العزم چنین سیره ای مشهود است. چنانچه خداوند در آیه ۸۳ سوره بقره خطاب به بنی اسراییل می فرماید:

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ ...

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان[ خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید ...

خوش سخن گفتن، میثاقی است که خداوند از بنی اسراییل گرفته و البته این تنها آیه ای نیست که بر سخن درست و کلام خوب تاکید می کند. در واقع رعایت کلام خوب و ملایم از حدود الهی است.

از امام علی (ع) هم در مورد ادب، سخنان فراوانی هست که بنظرم این یکی در شرایط فعلی، بسیار قابل تامل است. در غررالحکم به نقل از ایشان آمده است: «مردم به ادب شایسته، بیش از طلا و نقره نیازمندند».

اما متاسفانه برخی سیاستمداران، تصورشان از مردم تنها نیازمندی آنهاست و دست نیازی که در قالب نامه و عریضه و درخواست دراز باشد تا متولیان امور در قالب این طرح، آن پروژه، آن وام و یا هدیه (لابد از ارث پدرشان) به آنها پاسخ دهند. در چنین عرصه ای البته ادبیات متولیان نیز متفاوت می شود و با مردم، چه دوست و چه دشمن به تحلیل غلط خود، عوام پسند سخن می گویند. در حالی که ایرانی در هر سطحی از سواد و اقتصاد، نوعا مبادی آداب و بلند تبع است.

فکر مقدمه کلام است و عمل نتیجه کلام. در واقع عمل و رفتار، شخصیت و سرنوشت فرد بلکه یک ملت را رقم می زند. به همین دلیل در علم اخلاق توصیه شده است که مراقب کلام خود باشید. چون وقتی کلام جاری شد مثل تیری است که رها شده و دیگر قابل بازگشت نیست و اثر خود را به جا می گذارد.

مردم ما چه در شهرها و چه در روستاها در شعر و ادب سر رشته داشته، بلکه خود ارباب هنرند. روزگار را چه شده که باید شاهد ادبیات سخیف و ناموزون مسئول رده بالای کشور در موارد متعدد باشیم؟

شاید فراموش کرده ایم که: ادب مرد به ز دولت اوست.


 


امروز:مهدی کروبی روز گذشته به دیدار خانواده حشمت الله طبرزدی از اعضای دفتر تحکیم وحدت رفت.

به گزارش سحام نیوز، در این دیدار همسر آقای طبرزدی با ابرازناراحتی از شرایط بد زندان رجائی شهر گفت: متاسفانه جدا از وضعیت بد این زندان و شرایط جسمی آقای طبرزدی، دوری این زندان از تهران شرایط را برای من و فرزندانم جهت ملاقات با ایشان بسیار سخت نموده است.

همسر آقای طبرزدی در ادامه از نحوه برخورد ماموران امنیتی هنگام بازداشت ایشان گفت و افزود: متاسفانه ماموران امنیتی هیچ حرمتی برای برادر ۲شهید و خانواده اش قائل نشدند و ایشان را با شرایط بدی بازداشت نمودند و در شرایطی که ۸سال را در به دلیل فعالیت های سیاسی و مدنی در زندان و دور خانواده بوده، مجدداً روانه زندان کردند.

مهدی کروبی نیز در این دیدار با ابراز ناراحتی از وضعیت وخیم زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر و سخت بودن شرایط ملاقات و دوری راه برای خانواده های این زندانیان، آرزوی آزادی هرچه سریعتر این زندانیان و بازگشت آنان به آغوش خانواده شان را از خداوند خواستار شد و افزود: متاسفانه برخوردها علاوه بر زندانی دامن خانواده وی را نیز می گیرد و این بدور از اخلاق اسلامی و ایرانیست.

در این دیدار که همسر و فرزندان این فعال سیاسی حضور داشتند، مادرآقای طبرزدی که به دلیل بیماری نتوانست در این ملاقات حضور یابد به صورت تلفنی از گلپایگان با آقای کروبی گفتگو کردند. آقای کروبی به مادر این دو شهید گفت: شما با نثار دو فرزند دینتان را به انقلاب و مردم ادا کرده اید و امیدوارم شاهد آزادی فرزندتان در این ماه مبارک باشید.

لازم به توضیح است که حشمت الله طبرزدی از اعضای موسس اتحادیه انجمن‌های اسلامی‎ ‎دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و ‏مراکز آموزش عالی و مدیر مسئول نشریات «پیام دانشجو» ، «ندای دانشجو»،«هویت خویش» و «گزارش روز» بود ، در ظهر روز ۷ دیماه ۱۳۸۸، بلافاصله پس از تظاهرات هواداران جنبش سبز ایران در تاسوعا و عاشورا (۵ و ۶ دی ۱۳۸۸) توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. آن‌ها همچنین با ارائه حکم، ضمن بازرسی منزل، وسایل شخصی،کامپیوتر و یادداشت‌های وی را نیز با خود بردند.


 


غرویان: بسم الله ؛ با مشایی مناظره می کنم
جــــرس: در ادامه واکنش های دامنه دار به اظهارات و مواضعِ مشاور و رئیس دفتر محمود احمدی نژاد، یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری، با انتقاد از اظهارات گذشته و اخیر این مقام نزدیک به رئیس دولت، خواستار برکناری وی شد و این خواسته را نیز "مطالبه مردم" ذکر کرد. همزمان غرویان، ضمن اشاره و انتقاد از حمایت رئیس دولت از مشایی و دعوت منتقیدن به مناظره با وی، امروز اعلام کرد "بسم الله ؛ با مشایی مناظره می کنم...من آمادگی خود را برای انجام مناظره با رئیس دفتر رئیس جمهور اعلام می‌کنم و امیدوارم وی روی حرف خود بایستد و زمینه این گفتگو را در صدا و سیما فراهم کند." به گزارش مهر، عبدالنبی نمازی پیرامون این مسئله خاطرنشان کرد "در خطبه‌های نماز جمعه (کاشان) مفصل در مورد مشایی صحبت کردم و پس از آن بنا نداشتم در این موضوع صحبت کنم؛ اما وقتی دیدم احمدی نژاد وارد ماجرا شد و به پشتیبانی از مشایی در آمد و نزدیک به نصف صفحه روزنامه برای توجیه و بازسازی حرف او صحبت کرد، بنده دوباره مسائل لازم را در خطبه‌های نماز جمعه توضیح دادم." این حرف از دهان شما بزرگ‌تر است وی به اظهارات اخیر مشایی در مورد معرفی مکتب ایران به جای مکتب اسلام اشاره کرد و افزود: "مشایی در این مسئله به معرفی مکتب ایران اشاره کرده است، ما گفتیم منظورتان از ما کیست؟ آیا مصداق شما ملت ایران است، که نیست. به خاطر اینکه ملت ایران چنین حرفی نمی‌زند. اگر منظور شما این است که این حرف هیئت دولت است که هیئت دولت در جایگاهی نیست که این حرف‌ها را بزند . اگر هم منظور شما شخص خود شماست، که این حرف از دهان شما بزرگ‌تر است." نمازی طرح بسیاری از موضوعات دینی و سیاسی را از جمله "سیاست های کلان نظام دانست" و اظهار داشت: این مسائل مربوط به اختیارات رهبری می‌شود . شما (مشایی) در چه جایگاهی قرار دارید که مهمتر از معرفی اسلام را معرفی مکتب ایران می‌دانید؟" نماینده ولی فقیه در کاشان، همچنین ایران قبل از اسلام، بعد از اسلام و بعد از انقلاب اسلامی را متفاوت از همدیگر دانست و افزود: از برکت و پرتو اسلام و پیروی از مکتب اهل بیت و رهبری ولایت فقیه است که امروز ایران به این جایگاه و قله رفیع جهانی دست پیدا کرده است. شهروند اسراییل نداریم این عضو مجلس خبرگان، با اشاره به اولین اظهار نظر جنجال ساز مشایی که در دولت نهم و پیرامون دوستی مردم ایران با مردم اسراییل و آمریکا ایراد کرد گفت "رئیس جمهور در همان ماجرای اعلام محبت و دوستی ایشان با مردم و شهروندان اسرائیل، او را برکنار می‌کرد. به خاطر اینکه اسرائیل کشوری نیست که شهروندی هم داشته باشد. عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: مشایی در اظهارات دیگری در مورد عدم مدیریت انبیای الهی و اینکه خدا نمی تواند محور وحدت باشدهم سخن گفت که در این موضوع نیز رئیس جمهور عکس العمل خاصی از خود نشان نداد. ظاهرا مشایی فقط رئیس دفتر رئیس جمهور نیست نمازی پیرامون توضیحات مشایی و سپس رئیس دولت در توجیه و تحلیل بحث "مکتب ایران" ادامه داد " ما به آقایان گفتیم که حرف نادرستی زده شده و اینها به دست و پا افتادند که منظور از ایران، انقلاب و اسلام ناب است. اگر منظور این است همین را بگوئید و ایران با پسوند اسلام ناب را بیان کنید، چرا توجیه می‌کنید. برخورد با مشایی از مطالبات مردم است و باید از رئیس جمهور پرسیده شود که چرا شما این قدر در حفظ ایشان پافشاری می‌کنید؟ وی با ابراز تأسف از اختیارات زیاد مشایی در هیئت دولت اظهار داشت: ظاهرا مشایی فقط رئیس دفتر رئیس جمهور نیست، بلکه اختیارات متعددی دارد و این سئوال که چرا با مشایی برخورد نمی‌شود سئوال حقی است و رئیس جمهور باید به آن پاسخ دهد." بسم الله ؛ با مشایی مناظره می کنم در واکنش به دعوت احمدی‌نژاد برای طرح نظرات مختلف و انجام مناظرات در حمایت از سخنان مشایی نیز، محسن غرویان، عضو هیئت علمی جامعة المصطفی العالمیه، اظهار داشت: من آمادگی خود را برای انجام مناظره با رئیس دفتر رئیس جمهور اعلام می‌کنم و امیدوارم وی روی حرف خود بایستد و زمینه این گفتگو را در صدا و سیما فراهم کند. غرویان در این زمینه اظهار داشت: رئیس جمهور به دنبال سخنان اخیر مشایی نظرات او را نظرات دولت دانسته است و با دفاع از فضای باز اظهار نظر، برای انجام مناظرات دعوت کرده‌اند که من نیز از طریق خبرگزاری مهر اعلام می‌کنم بسم الله ، آماده هستم با رئیس دفتر ایشان مناظره کنم . از ایشان نیز توقع می‌رود بنا بر اظهارات خودشان زمینه این مناظره را در صدا و سیما فراهم کنند تا ما علت مخالفت علما و مراجع را با این اظهارات تبیین کنیم و بگوییم چرا این سخنان این همه واکنش به همراه داشته است. تیم اطراف احمدی نژاد به فکر کسب قدرت است غرویان در رابطه با اظهارات مشاورین رئیس دولت گفت: معتقدم تیمی که در اطراف رئیس جمهور است از آنجا که در اواخر عمر هشت ساله خود قرار دارد به فکر کسب مجدد قدرت است و برای جذب رأی تلاش می‌کند. وی با بیان اینکه محبوبیتی که بخواهد از راه دست بوسی لس آنجلسی‌ها به دست آید، بی‌ارزش است اظهار داشت: اگر امور به جایی برسد که مراجع بیانیه دهند، آنوقت خواهیم دید که مردم به دنبال مرجعیت حرکت خواهند کرد. سخنان مشایی خلاف مفهوم ولایت فقیه است رئیس دفتر مطالعات و پژوهش‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد ادامه داد: در این کشور حرف اول را دین و مذهب می‌زند و هر کس تعرضی به آن کند طبیعی است که حساسیت علما و مردم را بر می‌انگیزد. ما رهبری را به عنوان ولی فقیه ولی امر مسلمین جهان می‌دانیم در حالی که جدا کردن مکتب اسلام از مکتب ایران به معنای این است که ایشان تنها رهبر ایرانیان است و این امر خلاف برداشت ما از مفهوم ولایت فقیه است. این گونه اظهار نظرها به نفع وهابیون است وی با اشاره به فعالیت‌های تبلیغی وهابیون بر ضد شیعیان گفت: من سالها به واسطه حضور در بعثه رهبری به مکه و مدینه رفته‌ام و مشاهده کرده‌ام که وهابیون می‌گویند عقیده شیعیان بر خلاف اسلام است و شیعیان اعتقادی به اسلام ندارند و الان مشایی هم بهترین حربه را به دست آنان داده است. وهابیون می‌گویند مکتب ایرانی‌ها غیر از اسلام است و چون ایرانی‌ها شیعه هستند مکتب آنها نیز غیر از مسلمانان است. سایت های منطقه را ببینید غرویان با اشاره به بازتاب سخنان مشایی در رسانه‌های عربی ابراز داشت: سایت‌های عربی منطقه در این چند روز تبلیغات شدیدی را بر اساس گفته‌های مشایی علیه نظام اسلامی آغاز کرده و می‌گویند ما تا کنون نظراتی را در مورد ایران می‌گفتیم که کسی باور نمی‌کرد اما الان می‌بینیم که رئیس دفتر رئیس جمهور نیز همان حرف‌ها را می‌گوید و ایرانیان در حال رو کردن هویت واقعی خود هستند. مشایی: به من گفته‌اند حرف نزن، اما واجب‌تر دیدم حرف بزنم همزمان با واکنش های مختلف، اسفندیار رحیم مشایی، روز دوشنبه ٢۵ امرداد ماه، در مراسم افتتاح نمایشگاه مشروطه گفت "به من گفته‌اند حرف نزن اما هر چه فكر كردم دیدم احترام كسانی كه به من گفته‌اند حرف نزن واجب است اما واجب‌تر دیدم حرف بزنم.... حقیقت ایران اسلام ناب است اگر این موضوع را فراموش كنیم به جایی می‌رسیم كه نه از ایران چیزی باقی می‌ماند و نه از اسلام. نباید یادمان برود كه ایرانیان كدام اسلام را قرار است در ایران تبلیغ كنند. كدام دیدگاه را باید ارائه كنند. " او ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران ماموریت بزرگی را بر عهده دارد، پایگاه اول تفكر مهدوی ایران است و ما به سمت تاریخ تضمین شده‌ای كه خدا تعیین كرده در حركت هستیم. وی ادعا کرد "امروز دیپلمات‌های بزرگ جهان گواهی داده‌اند كه در حال حاضر اندیشه‌های رئیس‌جمهور كشور ما است كه در جهان حاكم شده است. "


 


امروز: از روزی که خبر بازداشت یا برکناری احمد یزدانفر مسئول تیم حفاظت از میر حسین موسوی، روی وب سایت های سبز قرار گرفت و به سرعت، دهها رسانه داخلی و خارجی به بازنشر آن پرداختند، سه ماه گذشته است. یزدانفر اکنون کجاست و چه می کند؟ تیم حفاظت میرحسین موسوی در این سه ماه چه سرنوشتی یافته و اوضاعش چگونه می گذرد؟

تیم بی سرپرست

خبر دقیقی در باره یزدانفر وجود ندارد ،جز اینکه گفته می شود هر روز از صبح تا شب باید در پادگان سپاه المهدی حاضر باشد .آنجا تحت نظر شدید قرار دارد و از هرگونه تماس او با میرحسین موسوی جلوگیری می شود.

تیم حفاظت میر حسین موسوی از همان روز که خبر برکناری یزدانفر منتشر شد، همچنان بدون مسئول رها شده و نبودن سرپرست، موجب نابسامانی و آشفتگی تیم حفاظت موسوی شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی دوستداران و طرفداران اوست.

چرا بعد از سه ماه از برکناری احمد یزدانفر مسئول تیم حفاظت موسوی هنوز جایگزینی برای وی تعییین نشده و همچنان این تیم از بی برنامگی رنج می برد؟

به گفته منابع جرس، ستاد حفاظت انصار المهدی از زیرمجموعه های سپاه پاسداران که تیمهای حفاظت شخصیتها را تعیین و تجهیز می کند ،در چند ماه گذشته سعی کرده که برخی از محافظان میر حسین موسوی را با افراد ناشناس جایگزین کند . افرادی که در این سه ماه به تیم محافظان موسوی پیوسته اند سابقه کاری مشخصی ندارند و کسی نمی داند آنها کیستند و از کجا پیدایشان شده است. ناظران سیاسی می پرسند آیا این افرادمحافظانی مطمئن برای موسوی هستند که خطرات زیادی در کمین اوست؟

محافظان جدید

به گفته منابع نزدیک به میر حسین موسوی پس از برکناری ناگهانی احمد یزدانفر از گروه محافظان موسوی تعدادی از افراد تیم، تحت فشارهای شدید، حفاظت از او را بر عهده دارند.

اما محافظان جدید که هر بار برای تکمیل تیم حفاظت معرفی می شوند افرادی بدون تجربه و با سابقه کاری نا مشخص هستند ،تا آنجا که اطرافیان موسوی هر لحظه بیم آن را دارند که برای این کاندیدای معترض به نتایج انتخابات اتفاقی ناگوار رخ دهد . هنوز هم بسیاری از نزدیکان میرحسین موسوی تنها راه حل امنیت بخشی به این گروه را بازگشت احمد یزدانفر به این گروه می دانند.

برخی ناظران سیاسی معتقدند هدف از حذف ناگهانی یزدانفر از تیم حفاظت موسوی اخلال در برنامه ها و زیر ذره بین قرار دادن همه فعاليتها و نفوذ افراد جدید به این تیم برای در نظر گرفتن رفت و آمدهای بیشتر وی بوده است. یزدانفر که یار دیرینه موسوی نامیده می شود چندی پیش به دلایلی نامعلوم، توسط سپاه پاسداران از گروه محافظان موسوی کنار گذاشته شد؛ وی هم اکنون در حالت تعلیق در یک پادگان نظامی سرگردان است. پیش از این، برخی تحلیل های رسانه ای حذف یزدانفر را مقدمه برخوردهای تندتر با موسوی دانسته اند.

پرسش های بی پاسخ

یکی از نزدیکان موسوی در گفتگو با جرس می گوید: "وضعیت نامطمئن تیم حفاظت از میر حسین موسوی هر روز بیش از پیش دوستداران وی را نگران می کند . آنها می پرسند چرا با وجود خبر رسانی دائم درباره وضع ناامن تیم حفاظت وی مسئولان عکس العملی نشان نمی دهند؟ آنها چرا یار دیرین موسوی را که معتمد او هم محسوب می شود به کار باز نمی گردانند؟ آیا زندانی کردن مشاوران وی کافی نبود که حالا نزدیکان مورد اعتمادش را این گونه از وی دور می کنند و وضعیت تیم محافظان را نامطمئن می گذارند ؟رها کردن تیم حفاظت از وی بدون مسوول در این روزهای حساس چه معنایی می تواند داشته باشد ؟..."

این سوال ها تا به حال از سوی مسئولان پاسخی داده نشده است؛ تنها پس از برکناری یزدانفر گفته شد که دوران خدمت وی تمام شده است. اما کسی که ماموریتش تمام شده در خیابان، انتقالش به او اطلاع داده نمی شود و آن گونه که خود میر حسین در این باره گفته است: "وقتی ماموریت کسی تمام می شود به او ابلاغ می کنند نه اینکه او را در وسط خیابان درحالی که به نمازمی رود بگیرند و با خود به پادگان ببرند. آقای یزدانفر از سال ۶۰ درتیم حفاظت بوده اند ایشان از برادرهای بسیار خوب سپاه بودند و به وظایف خودشان عمل می کردند. برادر دو شهید هم هستند و بسیار مومن و معتقد و فداکار در وظایف خود عمل می کردند".

به گفته موسوی "در طول این سی سال موقعیت هایی پیش آمد که یزدانفر می توانست به موقعیت های بالای مالی و پستی دست پیدا کنند اما نرفتند و قبول نکردند. ایشان بر سر چیزی که به آن اعتقاد داشت می ایستاد". موسوی بارها تاکید کرده است: "این ها با برکناری آقای یزدانفر خودشان را در معرض آسیب پذیری بزرگی قرار داده اند و من نمی دانم این پروژه به کجا ختم خواهد شد".

احمد، اهل سیاسی کاری نیست

به عقیده یکی از نزدیکان یزدانفر: "خانواده موسوی، سید احمد را همچون برادر می دانند و موسوی و رهنورد او راچون فرزند شان تلقي مي كنند. گناهش همین است و بس. نه اهل سیاسی کاری است و نه به دنبال هیاهو؛ و اصلا کاری به کار کسی و چیزی ندارد."

صالح نقره کار ،خواهر زاده زهرا رهنورد هم در روزهای قبل از انتخابات درباره او نوشته بود: "چند وقت پیش خیلی خودمانی از یزدانفر پرسیدم این وفاداری به مهندس از کجا نشأت می گیرد؟ با صلابت و اراده ای پولادین که از چهره اش نمایان بود پاسخ داد مهندس از معدود کسانی است که حرفش با عملش یکی است و به خاطر صداقتی که در مهندس دیدم ۳۰ سال درکنار او مانده ام".

منابع این گزارش می گویند هنوز هم نزدیکان و دوستداران موسوی توقع دارند که وضعیت تیم محافظان موسوی با بازگشت احمد یزدانفر به حالت قبلی بازگردد و یا گروه محافظان وی از نظر ایمنی تجهیز شوند؛ چرا که هر گونه آسیب به رهبران جنبش سبز هزینه های مادی و معنوی سنگینی برای حکومت در پی خواهد داشت.


 


امروز: به گزارش رسانه ها و شاهدان عینی، شب اول ماه رمضان، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت و از منتقدین دولت، در حالیکه قصد داشت در مجلس مناجات یکی از مداحان مشهور کشور شركت كند، از سوی چند نفر مورد تعرض قرار گرفت.


به گزارش آفتاب نیوز، رضایی وقتی وارد حیاط مسجد ارک تهران برای حضور در مداحی حاج منصور ارضی شد، به همراه محافظانش در دو قدمی درب حیاط، توسط حسین ‌الله كرم (از رهبران انصار حزب الله و لباس شخصی ها) متوقف گردید و مجبور شد بر روی زمین بنشیند.


سایت جهان نیوز نیز، در خبری به نقل از یكی از نزدیكان محسن رضایی نوشت كه شب اول رمضان، محسن رضایی كه قصد داشت در مجلس مناجات حاج منصور ارضی شركت كند، از سوی چند نفر مورد تعرض قرار گرفت.


این گزارش خاطرنشان می کند "حسین الله كرم چند دقیقه‌ای در كنار محسن رضایی به صورت نیم‌خیز نشست و با او گفت‌وگو كرد."
این سایت همچنین گزارش داد كه عملكرد انتخاباتی محسن رضایی، مورد انتقاد تند برخی از حضار در آن محل قرار می‌گیرد و عده‌ای نیز، به خودروی وی آسیب نیز رساندند.


به گزارش جهان نیوز، ماجرا به اینجا ختم نشد و فردای آن شب، منصور ارضی پیش از خواندن دعای كمیل، ضمن اعتراض به حمله و برخورد با محسن رضایی گفت: "اگر كسی حرفی دارد می‌تواند بیرون از مجلس، جای دیگری حرف‌هایش را بزند.
دیشب كسانی كه با اون بنده خدا (محسن رضایی) اون كار رو كردند و فحش دادند و اهانت كردند، كار بسیار اشتباهی كردند."


حاج منصور با بیان اینکه "او مهمان خدا بوده است"، اضافه کرد: اینجا دستگاه خداست هر کسی بیاید مهمان است. کسانی که آلوده شدن، در ماه رمضان هم به گناهشان ادامه می دهند. کسانی که این کار را کردند از ما نیستند .


به گزارش تابناک، اما همین دفاع حاج منصور از محسن رضائی، مورد انتقاد و اعتراض تعدادی از شرکت کنندگان در مجلس قرار گرفت، چرا که برخی از پامنبری های حاج منصور پس از برخورد حمایت آمیز وی با محسن رضائی و پیشتر هم انتقاد تند وی از مشائی و رئیس دولت، وی را در وبلاگ های خود مورد انتقاد شدید قرار دادند.


برخی از وبلاگ نویسان، از رابطه نزدیك داماد منصور ارضی با محسن رضایی خبر می دهند.


 


امروز: عیسی سحرخیز طی دادخواستی از شرکت نوکیا زیمنس و دیگر شرکت های مرتبط بابت فروش و ارايه فن آوری و تجهیزات لازم برای شنود ومونیتورینگ هوشمند شبکه های بی سیم، اطلاعاتی و اینترنت ایران که موجب دستگیری و سپس شکنجه او و دیگر شهروندان ایرانی شده است، در دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرده است.


مهدی سحرخیر در وبسایت شخصی اش به نقل از علی هریسچی، یکی از وکلای عیسی سحرخیز آورده است دادخواست این شکایت را وکلای آقای سحرخیز در تاریخ دوشنبه 25 مرداد در دادگاه فدرال آمریکا تسلیم کرده اند.

آقای عیسی سحرخیز مدعی است که شرکت نوکیا زیمنس با توجه به آگاهی عمومی نسبت به تخطی های ایران از قوانین بین الملل و کارنامه حقوق بشر ایران، که همگی دال بر تجاوز به حقوق مدنی و حقوق بشر ایرانیان است، نباید تجهیزات و فن آوری لازم برای فیلترینگ، استراق سمع، و مونیتورینگ را به ایران می فروخت. این تجهیزات باید تنها در اختیار کشوری قرار گیرد که ساختار قضایی لازم برای حفاظت از حقوق مدنی شهروندانش بر اساس حداقل استانداردهای جهانی را دارا باشد.


آقای سحرخیز مدعی است که شرکت نوکیا زیمنس عامدانه و آگاهانه این تجهیزات را در اختیار ایران قرارداده است. بنابراین آنها شریک تخطی های ایران در تجاوز به حقوق مدنی و اساسی مردم ایران هستند و بنابراین شرکت نوکیازیمنس مسئول صدمات ناشی این تجاوزات بر شهروندان ایران و آقای سحرخیز است.


عیسی سحرخیز که در اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در روستایی در توابع استان مازندران دستگیر شده است مدعی است که فن آوری های فروخته شده توسط شرکت نوکیا زیمنس موجب دستگیری او شده است که بدون آن فن آوری ها امکان دستگیری او توسط نیروهای امنیتی ایران وجود نداشته است. او پس از دستگیری مورد ضرب و شتم، شکستگی استخوان، سلول انفرادی ، حبس بی دلیل و دیگر نمود شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته است که طبق قوانین بین المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی ، منشور سازمان ملل، و میثاق جهانی منع شکنجه خلاف قانون شمرده می شوند.


سحرخیز در این دادخواست خواهان قطع فروش دستگاههای متشابه و قطع پشتیبانی و پایان دادن به سرویس های موجود در تجهیزات فروخته شده توسط نوکیا زیمنس به ایران است.


بنا بر این گزارش، یکی از اهداف این دادخواست پایان دادن به اعمال شرکت های خارجی است که هم چون استعمارگران قرون گذشته با یک دست منافع ایران را تصاحب و با دستی دیگر موجب تجاوز به حقوق مدنی و اساسی ملت ایران می شوند. شرکت های غربی که دایه دار حقوق بشر هستند باید این استانداردها را در روابط تجاری خود با دولت هایی که خاطی این حقوق هستند رعایت کنند.


شاکیان این پرونده عیسی سحرخیز و مهدی سحرخیز و ایرانیانی هستند که به طور مشابه حقوقشان پایمال شده است.


وکلای این پرونده علی هریسچی و ادوراد معوض در ایالت مریلند آمریکا هستند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته