-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
احمد صدر حاج سید جوادی، عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران و عضو سابق شورای انقلاب و وزیر سابق دادگستری، با انتشار نامهای سرگشاده، از رئیس قوه قضاییه خواست تا ضمن آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی، به ویژه معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات سال گذشته، دادگاههای انقلاب را منحل كرده و به جرایم رئیس دولت دهم و تمامی كسانی كه كشور را در وضعیت بحران شدید امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار داده و دستور سركوب و كشتار مردم را صادر كردهاند، رسیدگی کند.
آقای سید جوادی در این نامه سرگشاده، با یادآوری شماری از بیعدالتیها و نقض آشكار قوانین در جلسات رسیدگی به اتهامات فعالان سیاسی، مدنی و اجتماعی معترض به وضعیت كنونی، هشدار داد كه نقض حاكمیت و حقوق ملت و عدم امكان توسل مردم به شیوههای قانونی، لطمات جدی برای نظام جمهوری اسلامی ایران پدید خواهد آورد.
این حقوقدان مخالف دولت، در نامه سرگشاده خود به آیتالله صادق لاریجانی با اشاره به مبارزات تاریخی ملت ایران برای تحقق عدالت قضایی از صدر مشروطه تا امروز می نویسد:
«ملت ایران به درستی دریافته بودند كه تنها یک قوه قضاییه بیطرف و فعال میتواند موجبات آزادی، دمكراسی و عدالت را در كشور فراهم نماید؛ که متاسفانه این خواسته، هرگز فراهم نگردید.»
آقای سيدجوادی در نامه خود، تجاوز صریح و آشكار از عدالت و بیطرفی در كلیت دستگاه دادگستری، تطویل دادرسیها، رفتار غیرانسانی با متهمان جرایم عمومی در بازداشتگاههای نیروهای انتظامی و امنیتی و وجود قوانین تبعیضآمیز پیرامون حقوق زنان و بعضی از اقلیتها را به عنوان نمونههایی از بیعدالتیهای دستگاه قضایی ایران ذکر کرده است.
آقای سيدجوادی در اعتراض به محکومیت روزنامهنگاران مینویسد: در شرایطی كه وفق ماده 62 مكرر قانون مجازات اسلامی بیشترین میزان محرومیتهای اجتماعی آنهم در خصوص جنایتكارانی كه به قطع عضو محكوماند، پنج سال بیشتر نیست، قضات دستگاه تحت امر جنابعالی بر اساس كدام مجوز قانونی روزنامهنگارانی مانند سركار خانم ژیلا بنییعقوب و یا آقای دكتر احمد زیدآبادی را به سی سال و یا محرومیت مادامالعمر از فعالیت مطبوعاتی محكوم میكنند؟»
این عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران، با اشاره به دستگیری ابراهیم یزدی و با استناد به ماده 121 قانون مجازات اسلامی از رئیس قوه قضاییه میپرسد: آیا برای جنابعالی، ریاست این دستگاه، این امكان وجود دارد كه از بازپرس دادگاه انقلاب سوال فرمایید كه بر اساس كدام علت فوری، جلب آقای دكتر یزدی در ساعت سه نیمه شب هفتم دی ماه 1388 صورت گرفته است؟ و اصولا قرار بازداشت ایشان چه مبنای حقوقی داشته است؟
آقای سيدجوادی در قسمت دیگری از نامه سرگشاده خود، «از طرف عده متنابهی از مردم مظلوم و دیكتاتورزده ایران و همچنین از طرف فعالان سیاسی و اجتماعی ناراضی از وضع سیاسی و اجتماعی فعلی جامعه ایران»، خواهان اجرای عدالت قضایی و آزادی كلیه زندانیان سیاسی و رسیدگی به جرایم كسانی شده است که به گمان او كشور را در وضعیت بحران شدید امنیتی، اقتصادی و سیاسی قرار داده و با تملق و چاپلوسی به آلاف و اولوف رسیدهاند.
آقای حاج سيدجوادی همچنین درباره زندانی شدن اعضای نهضت آزادی ايران مینويسد: «امروزه سه تن از اعضای شریف نهضت آزادی ایران آقایان مهندس فرید طاهری، مهندس عماد بهاور و امیرحسین كاظمی ماههاست كه به اتهام عضویت در این حزب و به استناد نامه یاد شده در زندان اوین و در شرایط دشوار به سر میبرند و حتی بنا به گزارش خانوادهها از امكانات درمانی نیز محروم هستند.»
احمد صدر حاج سيدجوادی در پایان نامه خود از رئیس قوه قضاييه درخواست کرده که با توجه به نارسايیهای بيش از حد دستگاه قوه قضاييه، و به خاطر «مصالح مملكتی و منافع عمومی ملت ایران»، دادگاههای انقلاب را منحل اعلام کند.
حميدرضا ترقي عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي با بیان اینکه شجريان راه خود را از ملت ايران جدا كرد، گفت: «برخیها میخواهند از وي عنصري براي جريان فتنه بسازند چرا كه فتنه گران در حوادث اخير از شجريان استفاده ابزاري كردند.»
وی در خصوص برخی اظهار نظرها مبني بر پخش صداي شجريان از رسانه ملی گفت: «متاسفانه آقاي شجريان در فتنه اخير كارنامه موفقي از خود نشان نداد و نميتوان از پخش صداي وي در رسانه ملي دفاع كرد.»
ترقی گفت: «شجریان با رفتارهاي غيرمعقول، خود را به جريان فتنه نزديك كرد به طوري كه مورد استقبال رسانه هاي غربي حامي فتنه قرار گرفت.»
او با اشاره به اینکه رسانه ملي متعلق به ملت ايران است و نميتواند از كساني كه عليه ملت اقدام ميكنند دفاع كند، گفت: «كساني كه تلاش ميكنند صداي شجريان از رسانه ملي پخش شود بايد بدانند كه ملت ايران نميتوانند از كسي حمايت كنند كه صداي وي به طور مشترك از رسانههاي انقلابي و ضدانقلاب پخش شود.»
محمدرضا شجریان سال گذشته پس از انتخابات ریاست جمهوری گفته بود که توهین احمدینژاد به معترضان باعث شده که صدای خود را متعلق به «خس و خاشاک» بداند و از تلویزیون ایران خواسته که حق ندارد صدای او را پخش کند.
وی همچمنین گفته بود: «ما هنرمان را برای مردم نگه میداریم و برای مردمی که دوستشان داریم زندگی میکنیم. برایم خیلی لذت بخش است که با مردمی زندگی میکنم که آنها را دوست دارم و آنان نیز مرا دوست دارند.»
طرح اذان تا اذان بیاعتنا به نقدهای علما اجرا میشود و در این چهار روز کسی پاسخی به اعتراضهای علما نشنیده است. سکوتی که ناراحتی بیشتر علمای سنتی را بیشتر کرده است. از نمایشگاه قرآن امسال هم خبر میرسد همه نمایندهها و نشانههای برداشتهای سنتی از قرآن حذف شدهاند و به جز چند کار زیباییشناسی برای جلد قرآن، بیشتر به تفسیرهایی غرفه داده شده است که برداشتی جنگی از قرآن ارائه کردهاند.
مهندسان اسلامی حکومت را تسخیر کردهاند. از جهتی میتوان به آنها حق داد. آنها مسجد و روشهای سنتی را ناکارآمد یافتهاند. فشارهای جهانی مثل ماهواره، سینما، تلویزیون و غیره به مهندسان قدرت چانهزنی بالایی برای ورود فعال به حاکمیت داده است. آنها حاکمیت را به دست گرفتهاند و حالا ادعا دارند که با روشهای مدیریتی خودشان «میتوانند»، کاری که نوح و هیچ پیامبری نتوانست.
درسخواندههای دانشگاههای صنعتی حالا پیشنهادهای جدیدی برای ترویج اسلام دارند که به مراتب عملیاتیتر از روش علمای سنتی است. «من مهندسم، خودم میدانم». این گروه همه کارها را با روشهای مهندسی انجام میدهد: مهندسی افکار عمومی، مهندسی فرهنگی، مهندسی اقتصاد. یک برداشت کلیشهای علمی را انتخاب کنید و با تمام قوا به اجرای آن بپردازید. راز موفقیت در قدرت زیاد برای اجرا و در ساکت کردن فوری همه منتقدان است.
حالا شکی نداشته باشید که مهندسان تمام قد در برابر علما ایستادهاند. آنها علما را نفهم میخوانند. در این میان، چهرههایی از روحانیت به مهندسی نزدیک میشود از همه تماشاییتر است: از آیتالله حائری شیرازی بگیرید تا حجت الاسلام دکتر سعیدرضا عاملی.
از علمای سالخوردهای که فقط بولتنهای خبری ارسالی از طرف دولت را میخوانند، انتظار هیچ نوع مقاومتی نیست.
به هر حال مهندسان جهاداندیش محدود به ایران نیستند. گفته میشود اطرافیان بنلادن هم بدون تأسیس یک مسجد و با روشهای مهندسی جدید کار میکنند.
تا جایی که از اسلام سنتی جاری در خانوادههای دست نخورده میبینم و در آموزههای بزرگان دینی آشکار است، این روش به هیچ وجه دینی نیست و بیشتر ناشی از ترس و خودباختگی در برابر ابزارهای مدرن است. ابزارهایی که در اصل برای کار دیگری ساختهاند.
مهندسانی که امروز حکومت را در دست دارند همه ابزارهای جدید را درست مثل دون کیشوت، «دشمن» میبینند. آنها حالا گمان میکنند توانستهاند این ابزارها را در اختیار بگیرند و قصد دارند با آن به «ظهور» برسند.
جهان باید آماده باشد تا به زودی با بولدوزر به سوی اسلام هدایت شود.
شکاف و بعد جنگ بین علما و مهندسان، چنان که در جدال اخیر بر سر طرح اذان تا اذان نمود یافته، تازگی ندارد. پیش از این، پیشنمازهای مساجد محلات نسبت به پخش سریالهای تلویزیونی در افطار ماه رمضان اعتراض داشتند که آقای مهندس ضرغامی توانست آنها را ساکت کند. چند چهره حوزهای به تلویزیون فراخوانده شد و نماز جماعت چند مسجد در قالب یک شو سینمایی پخش شد.
به نظر میرسد حذف دعای ربنا با اجرای استاد شجریان از برنامههای افطار تلویزیون، بخشی از موج جدید فشار بر نهادهای سنتی باشد. نشان به آن که صدای ایشان در اوج اعتراضات سال گذشته پخش میشد.
اما شواهد اخیر نشان میدهد که این جدال علنیتر و خشنتر خواهد شد، مگر آن که علما در برابر رقبای جوانشان عقبنشینی کنند. علمای سنتی اگر بخواهند بایستند، بهجای گلایه به خود مهندسان، این بار چارهای جز توسل به افکار عمومی ندارند.
حکم سه سال حبس تعزیری امیر حسین کاظمی عضو شاخه جوانان نهضت آزادی در دادگاه تجدید نظر شعبه 54 به ریاست قاضی موحد، تایید شد.
این حکم تنها یک هفته از ارجاع پرونده به دادگاه تجدید نظر تائید شده و قاضی پرونده به وکلای کاظمی اجازه حضور و ارائه دفاعیه در دادگاه تجدید نظر را نداد.
پیشتر همسر کاظمی در نامهای سرگشاده نوشته بود: «همسرم در بند 209 اوین نه قلم و کاغذ دارد که بنویسد حالم خیلی بد است و نه قلم و کاغذ در اختیار دارد که درخواست ملاقات حضوری با شما را کند تنها چاره اش تماس های کوتاه هفتگی و ملاقاتهای یک هفته در میان است که بخواهد من برایش کاری کنم و تنها چاره من هم نامه هایی است که هر روزه برای شما می نویسم و پاسخ هایی است که دریافت نمی کنم.»
دادگاه بدوی کاظمی نیز تنها 10 دقیقه به طول انجامیده بود و علیرغم صدور حکم بدوی و قطعی وی همچنان در بند 209 اوین بدون امکان تماس با خانواده در بازداشت بسر می برد.
به گفته منابع آگاه در پرونده وی هیچ گونه مدارک مستدل و مستندی پیرامون اتهامات وجود نداشته است و حکم وی توسط مامورین امنیتی نوشته و تایید شده است.
گفتنی است امیرحسین کاظمی همچنان در بند امنیتی 209 وزارت اطلاعات دوران محکومیت خود را می گذراند و به بند عمومی منتقل نشده است و قاضی با درخواست مرخصی وی نیز موافقت نکرده است
بسیاری از مشترکان ساروی پیش از ظهر یکشنبه با مشاهده قبضهای برق خود که در مقایسه با دوره قبلی افزایش چشمگیری داشته شوکه شده و نسبت به نحوه محاسبه آن اعتراض کردند.
افزایش چشمگیر و باور نکردنی تعرفه، حذف مبلغ یارانه ها از برخی فیش ها، ثبت 61 روز برآورد و محاسبه روز غیرگرم و محاسبه جهشی هزینه ها از جمله مواردی است که با اعتراضات شدید مردم مواجه شده است.
یکی از مشترکان میگوید: قیمت مصرفی برق واحدش با 50 تا 60 درصد افزایش محاسبه شده در حالی که معاون وزیر نیرو چندی پیش اعلام کرد حداکثر افزایش تعرفه برق تا سقف 10 درصد است. وی افزود: فیش برق دوره قبل واحد بنده کمتر از 15 هزار تومان بود که به یکباره 209 هزار تومان افزایش قیمت را شاهد هستیم.
اداره برق با ثبت مطلبی در فیشها، "عدم رعایت الگوی مصرف" را بهانه افزایش عجیب قیمت برق اعلام کرده که از سوی شهروندان مورد اعتراض و موجب نگرانی آنها شده است.
به نظر میرسد این افزایش قیمتها در پی موافقت نهائی آقای احمدینژاد با جریمه مشترکان پرمصرف صورت گرفته است. وزیر نیرو پیشتر در این ارتباط گفته بود:«زمان و طرز اعمال این جریمهها در دست طراحی است؛مهم این است که رئیس دولت با جریمه مشترکان موافقت کرده.»
با این حساب، وزارت نیرو با افزایش 30 تا 100 درصدی تعرفهها، مشترکان به اصطلاح پر مصرف ساروی را جریمه کرده است که ارتباطی به طرح هدفمند کردن یارانه ها ندارد. این افزایش قیمتها در حالی موجب اعتراض مردم شده است که به نظر میرسد با حذف سوبسیدها از قبضهای انرژی، قیمتها مجددا با افزایش چشمگیری مواجه شود.
این ویدیو بخشهایی از ویدیویی است که یکی از کاربران «یوتیوب» به نام «خبرنگار ایران» در این وبسایت گذاشته است. در این ویدئو به نظر میرسد فیلمبردار با عبور از کنار نیروهای لباس شخصی و امنیتی که در قالب طرح امنیت اجتماعی با عدهای از مردم در خیابان برخورد کردهاند، توانسته است تصاویری را به ثبت برساند. در ابتدای تصاویر منتشر شده توضیح داده شده است که «پلیس ضربت و بسیج ناحیه شمال تهران» در شبهای پنجشنبه چند هفته اخیر با حضور در خیابان، بعضی از خودروها را متوقف کردهاند. در ویدیوی اولیهای که در وبسایت یوتیوب منتشر شده است گفتوگوهای ماموران و مردم و همچنین توضیح موقعیتهای مختلف به صورت زیرنویس آمده است. بر اساس آنچه در ابتدای تصاویر منتشر شده گزارش داده شده است نیروهای امنیتی، پس از فیلمبرداری مخفیانه از سرنشینان چند خودروی متوقف شده که اغلب زنان و دختران بودهاند، آنها را به بهانههای مختلف به «پلیس امنیت اخلاقی تهران» جهت «توقیف خودرو و توبیخ سرنشینان» فرستادهاند. (توضیحات ویدیو از وبسایت مردمک)
محمد نوریزاد در پنجمین و به گفته خود او، آخرین نامهاش به رهبر جمهوری اسلامی نوشته که «مرگ، بیگمان سر خواهد رسید و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد کشید، اما مردم بعد از مرگ شما شکایتهای زیادی از خدا خواهند کرد که من به برخی از آنها اشاره میکنم.»
خلاصهای از این شکایتها که به قلم محمد نوریزاد از زبان مردم نوشته شده به شرح زیر است:
۱- ای خدا، سیّدعلی خامنهای از همان بدو رهبری اما، برطبل تفرقهی آحاد مردمان کوفت و با علم کردن بیرق «خودی و غیرخودی» جامعه را رو به انشقاق هرچه بیشتر شتاب داد. وی، هیچگاه به ما که موافق او و کارهای او نبودیم، روی خوش نشان نداد و تا توانست، راههای عبور ما را مسدود کرد.
۲- خدایا، دورهی طولانی رهبری سیّدعلی خامنهای، مرهون همراهی و همدلی ما مردمان ایران بود. او – سیدعلی – هیچگاه از جانب ما مردم به مشکلی که ناشی از عدم همراهی ما باشد، در نیفتاد. ما ایرانیان، جز همراهی با هر آنچه که او میخواست و بدان متمایل بود، دغدغهای نداشتیم. اما عجبا که درهمان سالهای رهبری او، جو جامعه، به لایههای تودرتوی خوف و هراس آلوده شد. جمعی از مردمان، به خاطر کمترین اعتراض و نقد از بزرگان تحمیلی، به حبس و شکنجه در میافتادند و دچار آسیبهای روانی و اجتماعی فراوان میشدند. شبها و روزهای خانوادههای بسیاری، در متن اضطراب سپری میشد. تا بدانجا که: امنیت روانی جامعه مخدوش گردید. فضای تلخ پلیسی، جان جامعه را خراشید. امنیتی هم اگر بود، برای موافقان او بود. نصیب مخالفان، گرچه نخبه و برجسته و کاردان و کارآمد، جز هراس، هیچ نبود.
۳- خدایا، در دورهی رهبری سیّدعلی، قانون، و تن سپردن مسئولان به قانون، خوار و خفیف شد. خواص، از قانون، نردبانی برای بالا رفتن از فرصتها پرداختند. یک فلکزده بینشان، بخاطر یک میلیون بدهی، به زندان حکومت میافتاد، اما رییسجمهور مطلوب او، و معاون اول رییسجمهور، و برخی از وزرا و مدیران دولتی او، با میلیاردها اختلاس و کلاشی، در ماراتن فریب مردم، دکمههای بیخ گلو را به رخ میکشیدند و به ریش قانون و به ریش مردم میخندیدند. همین قانون، درمجلس، فرش زیر پای نمایندگان بزدل مجلس میشد. تا در دستگاه قضایی توسط برخی از قاضیان مرعوب و رشوهخوار ذبح شود، و پوستش به دست جمعی از ماموران وزارت اطلاعات دریده گردد، و تا مایملکش، به یغمای آن دسته از سپاهیانی رود که در چارچوب قانون میایستادند و هیکلش را رنگ میزدند.
۴- خدایا، در زمان رهبری سیّدعلی اعتیاد و بیکاری و مصرف فراوان، عضو موثری از شاکلهی کشور شد. آبروی کشور در سطح جهان، فرو کشید و به انتهای جدول آبروداران جهان نزول کرد.
۵- در زمان سیّدعلی، خدایا، ریا و چاپلوسی و دروغ و مسئولیتناپذیری مردم و مسئولان، به فرهنگی رایج منجر شد. مسئولان، پیوسته دروغ گفتند و کج رفتند، و مردم، با نگاه به آنان، از آنان آموختند: آنجا که فرد نامتعادلی چون رییسجمهور دروغ میگوید و پول و فرصت مردم را بالا میکشد و دوستان خود را نیز دراین حرامخواری و به باد دادن فرصتهای بیبازگشت کشور تهییج میکند، پس چرا آنان نخورند و مصرف نکنند و دروغ نگویند و دوستان و همکیشان خود را به نوا نرسانند.
۶- نخبگان، خدایا، به دلیل بر سر کار بودن ناشایستگان و نالایقان، و به دلیل تخریب وجههی قانون، و به خاطر امنیتی که وارونه عربده میکشید، ناگزیر به خارج از کشور پناه بردند. و کشور، روز به روز، به فقر نخبگی درافتاد. کارهای محوری کشور بر زمین ماند. مدیریت کودنانهی مبتنی بر نفتخواری، نشان داد که جز شعارهای سطحی سال به سال، هیچ تحرک قابلی برای اقتصاد غیرنفتی کشور در کار نبود. خدایا بزرگان ما، ما را جوری تربیت کردند که جز مصرف و کمکاری و کجروی، دغدغهای نداشته باشیم. نخبهها رفته بودند و کشور، دربست در دست آنانی بود که با نخبگی نسبتی نداشتند. و همین آفت نخبهکشی و گرایش به بینخبگی، باعث شد که کارها بدست نااهلان و بیسوادان بیفتد و داراییهای کشور به باد داده شود.
۷- خدایا، در زمان سیّدعلی، بویژه در اواخر عمر او، مردمان، که طبق قانون، از حق انتقاد و اعتراض و اعتصاب برخوردار بودند، هیچگاه فرصتی برای ابراز خواستههای خود نیافتند. کمترین تقلای نقد و اعتراض آنان بحساب دشمنی و جاسوسی و براندازی گذارده میشد، و در حرکتی همهجانبه، همهی معترضان به شکنجه و زندان و انفرادی درمیافتادند، و در احکامی مضحک و از پیش مشخص، به سه سال و پنج سال و ده سال و اعدام، محکوم میشدند.
۸- خدایا، دیدی که خامنهای، برای تداوم رهبریاش اما، مقولهای به اسم نظارت استصوابی را در انتخابات مجلس خبرگان باب کرد تا مبادا، نمایندهای مستقل و منتقد و صاحبرای، به آن مجلس راه یابد و به ساحت رهبری او و خطاهای رهبری او متعرض شود. نتیجه این شد که نقد از رهبری به گناهی نابخشودنی تغییر ماهیت داد و کسی را جرات اعتراض و ایراد و پرسش نماند.
۹- در ادامهی این فروپاشیهای همهجانبه، به چهرهی کلی کشور نقابی از دروغ بسته شد. به نحوی که: صدا و سیما، خشنترین دروغها را آذین بست، و وجههی ملی بودن خود را در سانسوری سراسیمه و گسترده، به فریبی مشمئزکننده تنزل داد. و سایر رسانهها نیز، به تلمبهای مانند شدند که از چاه آب، به جای آب، سرگینهای بویناک بیرون میکشیدند و جبّارانه آن را بر طبق نیاز مردم مینهادند.
۱۰- خدایا، سیّدعلی، رسما در دفاع از فرد کمخردی چون احمدینژاد به میدان رفت و سیمای مستقل رهبری خود را خرج او کرد تا به زعم خویش حفظ نظام را که از اوجب واجبات بود، جامعیت بخشد. و حال آن که، حفظ نظامی که تا گلو در پلشتی و دروغ و فریب و ورشکستگی فرو رفته بود، جفا به مقام خداوندگاری تو، و جفا به ما مردم و نسلهای بعدی ما بود. باید آن نظام آلوده به دروغ، جایش را به یک نظام درست میداد اما خامنهای راه را بر هرگونه تغییر بست تا بساط قدرت، همچنان در اختیار او باشد.
۱۱- خدایا، در زمان دراز رهبری سیّدعلی، نمایندگان روحانی او، به هر کجای مقدّرات جامعه سر فرو بردند و بی آن که مسئولیتی بپذیرند، در بایدها و نبایدها و حیثیات کلی کشور دخالت کردند. و چون سواد و آگاهی و تخصصی در آن امور نداشتند، روند اوضاع کشور را به قهقرا بردند. سال به سال، کشور، به لحاظ علمی، و به لحاظ توسعه و رشد در موازین حقوقی و اجتماعی و فرهنگی، فرو کشید. تا آن که در انتهای رهبری او، جمهوری اسلامی ایران، در کنار کشورهای ورشکسته، به آمار جهانی راه یافت. اختناق و سانسور و حقپوشی، به رویهای متداول بدل شد.
۱۲- خدایا، سیدعلی، با گماردن افراد سست و بیدانشی چون شیخ محمد یزدی بر راس دستگاه قضا، حیثیت قضا و قضاوت را در کشور ما به خاک انداخت. در کشورهای کافر دنیا، عدالت ناشی از قانون، حتی به رییسجمهور و دولت و بزرگان آن کشور میپرداخت و به محض تشخیص خطا، آنان را از بلندای قدرت به زیر میکشید. اما در کشور ما، قانون و قضا، به طنزی بدل شد که جز شوخی از آن چیزی مستفاد نمیشد.
۱۳- البته خدا، در همهی این سالها، سیدعلی، فرهنگ شعارگویی و شعارخواری را در جامعهی ما به اعلا درجه رساند. تا توانست، با الفاظی تند و گزنده، و با ادبیاتی که دورهاش سپری شده بود، با قدرتهای برتر جهان سخن گفت. بی آن که پا به پای مرگ بر آمریکاهای مکررش، در داخل، مقدمات درستی و عدل و انصاف و کار و تولید و معیشت و رشد و توسعه و بالندگی را فراهم آورد. این ادبیات، از گنجینهی داراییهای خود، فرد منطبقی چون احمدینژاد را برگزید و برکشید و بر مسند نشاند تا بلندگوی شعارگویی فعالتر شود، و سفرهی شعارخواری عوام، با همهی فلاکتی که گرفتارش بودند، آذین یابد. این شعارها، کشور ما را بر صدر جدول نفرت مردمان جهان نشاند. هر کجا در هر نقطه از جهان فهم، تا اسم ما ایرانیان شنیده میشد، ای خدا، بی آن که دیرینگی چند هزار سالهی ما، و داراییهای علمی و فرهنگی ما متبادر شود، تندی و عبوسی و هیمنهی تروریستی ما تبلیغ میشد.
۱۴- خدایا، سیّدعلی، بی آن که خود به عاقبت رفتارش بیندیشد، به برآوردن قدرتی مخوف و پنهانی دست برد. سپاه را که باید از مراودات سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی به دور میبود، به هر کجای مواضع کشور نفوذ داد و مستقیما دایرهی سیاست را که به سلامت روانی آحاد مردم و برجستگان سیاسی کشور محتاج است، به قمه و کلت و ضرب و شتم و زندان و شکنجه آلوده کرد. به موازات دستگاه رسمی وزارت اطلاعات، سپاه را واداشت تا او نیز به کارهای اطلاعاتی و امنیتی ورود کند و بساط موازی و مشرف بر وزارت اطلاعات را در همه جا بگستراند.
۱۵- تا این که ندانمکاریها و شعارگوییها و فریبکاریهای فرد نالایقی چون احمدینژاد، سرنوشت سوزناک ما را به تحریم و تقبیح و تحقیر جهانی درانداخت. بله ای خدا، جهانیان، با هر نیت و با هر آواری که برای ما تدارک دیده بودند، در تحریم همهجانبهی ما متحد شدند. التماسهای پنهان و آشکار رییسجمهور آشفته حال ما به جایی نرسید. تا این که متحدان جهانی، با همین تحریمهای همهجانبه، بساط کاذب برقراری و برپایی ما را برچیدند و بر زمین گرممان کوفتند.
روابط عمومي باشگاه استیل آذین طی اطلاعیه از اخراج علی کریمی، ستاره این تیم به دلیل روزهخواری خبر داد و گفت: «باشگاه فرهنگی ورزشی استیل آذین وظیفه خود می داند در مقابل عدم تمکین در اجرای مقررات و حرمت شکنی و تظاهر به روزه خواری آقای علی کریمی به وظیفه دینی و قانونی خود عمل نموده و اخراج این بازیکن را اعلام نماید.»
در ادامه این اطلاعیه ذکر شد: «علیرغم تذکرات سرپرست تیم ، وی به اقدام خود ادامه داده و اصرار بر انجام این تخلف داشته است، این بازیکن از همراهی تیم فوتبال استیل آذین محروم است.»
این باشگاه مدعی شد که «ایستادگی و پافشاری بر مبانی اسلام و اصول اخلاقی در درجه بالاتری از عناوین و افتخارات ورزشی قرار دارد.»
در اطلاعيه باشگاه اشارهاي به گفتگوي انتقادي كريمي درباره مديريت باشگاه نشد، با اين حال برخي گمانه زنيهاي حاكي از آن است كه انتقاد آشكار از مصطفي آجورلو ، مديرعامل باشگاه يكي از دلايل تصميم باشگاه استيل آذين بوده است.
كريمي پيش و پس از بازي مقابل استيل آذين در گفتگوهايي جداگانه به شيوه مديريت باشگاه اعتراض كرد و از حسين هدايتي، مالك باشگاه خواست مديري ديگر را انتخاب كند.
محمد خاتمی با بیان اینکه «در حکومتهای خودکامه انتقاد یعنی براندازی» گفت: «این در حالی است که ما در انقلابمان خواستار حکومت و نظامی بودیم که آزادی بیان و انتقاد، نه تنها حق، بلکه وظیفه مردم نیز باشد.»
وی که با اعضای سابق اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا دیدار و گفتگو می کرد، افزود: «فتنهگرواقعی افراد یا جریانهایی هستند که بی محابا دروغ میگویند و آن را به پای نظام میگذارند و میکوشند تا عرصه را بر هرکس و هر جریان که نمیپسندند تنگ کنند و آزادیهای قانونی را محو و قانون را بیاعتبار کنند.»
آقای خاتمی در ادامه در پاسخ به این پرسش که «تلقی ما از انقلاب و اسلام و مطالبات مردم چه بود؟» گفت: «دین در انقلاب اسلامی طرفدار آزادی بود و مردم را حاکم بر سرنوشت خود میخواست. در این بینش، حکومت، برآمده از رای و رضایت مردم بود و عدالت را بسیار و وسیعتر از عدالت اقتصادی آن هم پیروی سطحی از مدلهای ناقص مارکسیستی میدید.»
رئیس جمهور سابق ایران ادامه داد: حاصل انقلاب هم جمهوری اسلامی بود؛ «جمهوری» به همان معنی که در همه جای عالم تعریف شده است که در آن محور و مدار باید مردم باشد به اضافه اینکه در آن معیارهای دینی و ارزشهای اسلامی بخصوص اخلاق و عدالت و کرامت آدمیان رعایت شود.
وی تاکید کرد: «البته آنچه ما می خواستیم علاوه بر تامین آزادی و کرامت انسان و تضمین حق حاکمیت او بر سرنوشت که همگی از پایه های مردم سالاری است این بود که نظام ما دچار کاستی و سستی نظامهای دموکراتیک هم نباشد یعنی جدا خواستار حاکمیت ارزشهای والای الهی و معنوی و نیز عدالت و اخلاق در جامعه بخصوص نسبت حاکمان با مردم بودیم؛ یعنی ما بیش از آنچه در دنیای آزاد امروز هست یا ادعا میشود هست، میخواستیم ومی خواهیم.»
خاتمی گفت: «میگوئیم در جمهوری اسلامی باید زمینه مشارکت و حضور در عرصه سرنوشت برای همه فراهم باشد و لازمه آن باز بودن فضا و آزاد بودن احزاب و تشکلها و فعالیتهاست و اینکه انتقاد نه تنها ممنوع نباشد بلکه ارزش به حساب آید.»
به گفتهی رئیس دولت اصلاحات «اگر در کشوری انتقاد و بیان آزاد بود بسیاری از مشکلاتی که در اثر سوء مدیریت و حتی توطئه پیدا و پنهان پیش میآید از میان برداشته خواهد شد و فسادی که شعار مبارزه با آن را می شنویم ولی عملا در حال گسترش است کاهش خواهد یافت.»
محمد خاتمی در پایان گفت: «ما میگوئیم بی اخلاقی و بد اخلاقی آفت بزرگ یک حکومت است و میگوئیم ظلم به هر صورت و توسط هر کسی مردود و محکوم است و حال شگفت انگیز است که دلسوزانی که چنین میگویند و میخواهند به انواع اتهامات متهم و فتنهگر معرفی شوند.»
۱۶ نماينده مجلس شوراى اسلامى روز يكشنبه به محمود احمدى نژاد در باره آنچه سخنان «هنجار شكن» اسفنديار رحيم مشايى توصيف كردند تذكر داده و همزمان برخى نمايندگان از امضاى نامه اى خطاب به رييس دولت دهم خبر دادند.
اسفندیار رحیم مشایی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج گفته بود بر معرفی «مکتب ایران» به دنیا، «اصرار» دارد. این سخنان با انتقادات و واکنشهای تند اصولگرایان مواجه شده بود.
۱۶ نماينده مجلس كه از اصولگرايان منتقد اسفنديار رحيم مشايى هستند در تذكر مكتوب روز يكشنبه خود به محمود احمدینژاد، خواستار «برحذر داشتن و تذكر جدى به رييس دفتر خود از طرح مسائل هنجار شكن در ابعاد دينى، فرهنگى و سياسى و همچنين اعلام برائت از مواضع قبلى شدند.»
همزمان با ارائه اين تذكر، اسماعیلی، عضو شوراى مركزى فراكسيون اصولگرايان مجلس اعلام كرد كه بيش از يكصد نماينده مجلس با امضاى نامه اى خواستار «تذكر رييس جمهور به مسئول دفترش» شده اند.
وی گفته: «ما پیش از این در گفتگویی شفاهی با رئیس جمهور در خصوص اظهارات مشایی تذکراتی داده بودیم و تاکید کرده بودیم که بنای ما بی اعتماد کردن رئیس جمهور نسبت به مشایی نیست اما بهتر است مشایی در مسائل تخصصی محتاطانه وارد شود.»
او افزوده: «متاسفانه این جلسه که حدود ۲۰ نفراز نمایندگان در آن شرکت کرده اند و در این خصوص با رئیس جمهور صحبت کرده اند نتیجه نداد و مجددا شاهد اظهارنظرهایی از مشایی بودیم که موجب حساسیت در جامعه شده است.»
از سوى ديگر، غلامرضا مصباحى مقدم اصولگرايان منتقد دولت گفته است: «بهتر است رييس جمهور به مشايى تذكر بدهد كه پايش را از گليمش درازتر نكند و در عرصه هايى كه نبايد وارد شود وارد نشود و براى دولت مسئله نيافريند.»
اسفنديار رحيم مشايى در سال هاى اخير در اظهاراتى كه جنجال برانگيز شده است بارها خشم اصولگرايان و روحانيون بلندپايه حامى دولت محمود احمدى نژاد را برانگيخته است.
سخنان اخیر احمدینژاد اگرچه با واکنش تند اصولگرایان همراه بود اما محمود احمدى نژاد با دفاع از سخنان رييس دفتر خود گفت كه به اسفنديار رحيم مشايى «اعتماد كامل» دارد.
در ادامه احضار شاکیان یکى از فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، از مصطفى تاجزاده خواسته شده است به زندان اوین بازگردد.
آقاى تاجزاده از جمله هفت شاکى سردار مشفق، از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله است.
وی اخیرا همراه با شش اصلاحطلب دیگر دادخواستى را به قوه قضاییه ارائه کرده و خواستار تعقیب قانونى برخى از فرماندهان سپاه به اتهام دخالت در انتخابات و سرکوبهاى سال گذشته شده است.
بر اساس گزارش سایتهاى نزدیک به اصلاحطلبان، مصطفى تاجزاده طى تماس تلفنى به زندان اوین احضار شده و باید خود را به این زندان معرفى کند.
وبسایت کلمه خبر داده که دلیل بازگشت معاون سابق وزیر کشور در دولت محمد خاتمى به زندان، «اتمام مرخصىاش» ذکر شده، ولى در واقع وى سومین قربانى شکایت از عوامل سپاه است.
فخرى محتشمىپور، همسر آقاى تاجزاده، در فیسبوک خود نیز خبر بازگشت این فعال سیاسی به اوین را تایید کرده ولى گفته است که «همسرم با بازجوها هیچ گفتگویى نداشته است.»
دو هفته پیش محسن امینزاده و هفته گذشته نیز محسن صفایى فراهانى به دلایل مشابه به زندان اوین احضار شده بودند تا دوران محکومیت خود را سپرى کنند.
آیتالله محمدتقی مصباح یزدی میگوید که مسئله وحدت امری «بیقید و شرط» و «مطلق» نیست و تنها برای «اهداف مقدس و سعادت انسانها مطلوب است.»
آقای مصباحیزدی گفته که «اگر وحدت هميشه مطلق و مطلوب بود، انبيای الهی قيام نمیکردند.»
به گفته این روحانی حوزه عملیه «اگر تشديد اختلاف در مصداق باشد بايد بر اساس استدلال و منطق راه را شناخت و روی آن چيزی که به سعادت افراد منجر میشود بايد به وحدت رسيد.»
از زمان آغاز اعتراضها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، حاکمیت تلاش میکند هواداران خود را متحد کند.
برخی احزاب و جریانهای سیاسی محافظهکار نیز بر ضرورت اتحاد در مقابل معترضان به نتیجه انتخابات و «دشمنان جمهوری اسلامی» تاکید دارند.
اظهارات دو هفته گذشته اسفندیار رحیممشایی درباره ترویج «مکتب ایرانی» به جای «مکتب اسلام» اختلافها میان محافظهکاران را افزایش داده است.
بسیاری از محافظهکاران از تعمیق شکافها میان دولت و هوادارانش ابزار نگرانی کردهاند.
رئیس اداره آموزش و پرورش کازرون اعلام کرد از مهرماه سال جاری، پوشش رسمی مدارس راهنمایی و دبیرستان دخترانه این شهر «چادر» خواهد بود.
محسن توحیدیان گفته که این تصمیم در جلسه اخیر شورای آموزش و پرورش شهر کازرون و با هدف «عجین کردن افراد به ویژه دانشآموزان دختر با حجاب» اتخاذ شده است.
آقای توحیدیان افزوده است: «آییننامه عفاف و حجاب را به تمام مدیران مدارس ابلاغ کردهایم و آنها نیز توجیه شدهاند که برای تهیه لباسهای فرم مشخصات موجود در آییننامه را رعایت کنند.»
پیشتر مهری سویز، مدیرکل امور زنان وزارت آموزش و پرورش گفته بود این وزارتخانه در راستای توسعه حجاب و عفاف در مدارس دخترانه، ۲۵ هزار مدرس حجاب تربیت خواهد کرد.
از زمان ابلاغ طرح گسترش «عفاف و حجاب» از سوی وزارت کشور به نهادهای دولتی، مسئولان آموزش و پرورش تلاشهای فراوانی برای اجرای این طرح در مدارس سراسر کشور آغاز کردهاند.
وزارت دادگستری جمهوری آذربایجان از تحویل ۱۲ ایرانی لبنانی و آذربایجانی متهم به بمبگذاری در سفارت اسرائیل در باکو، به جمهوری اسلامی خبر داد.
این افراد در چارچوب پروتکل حقوقی موجود میان جمهوری آذربایجان و ایران، امضا شده در سال ۱۹۹۸، روز هشتم اوت تسلیم مقامهای تهران شدند.
در میان محکومان، دو تبعه لبنانی و چهار آذربایجانی هم حضور دارند.
در میان محکومان ایرانی هم که به تهران تحویل داده شدهاند، یک زن نیز حضور دارد. آنها به هشت تا ۱۴ سال حبس محکوم شدهاند.
همچنین دو زندانی لبنانی در آذربایجان به نامهای نجمالدین علی حسین و کراکی علیمحمد به ایران منتقل شدهاند.
اتهام این دو نفر، فعالیت تروریستی، جاسوسی، استفاده غیرقانونی از سلاح و تجهیزات جنگی، حمل غیرقانونی مواد مخدر، ورود غیرقانونی به کشور و استفاده از اسناد تقلبی عنوان شده است.
علی سعیدی نماینده علی خامنهای در سپاه پاسداران میگوید بسیاری از علاقمندان به دولت، به خاطر حمایت محمود احمدینژاد از اسفندیار رحیممشایی، احساس جدایی میکنند.
آقای سعیدی با انتقاد از گفتههای رحیممشایی در مورد ترویج مکتب ایرانی به جای ترویج مکتب اسلام، از احمدینژاد خواسته که «جلوی این گونه مسائل را بگیرد.»
سعیدی افزوده است: «من واقعا احساس نگرانی میکنم چون میدانم بسیاری از کسانی که دلبسته و علاقهمند این دولت بودند، الان در مواضعی قرار میگیرند که به ناچار احساس تفکیک کرده و موضعگیری میکنند.»
اظهارات اخیر رحیممشایی واکنشهای بسیاری در میان محافظهکاران به همراه داشته است.
علی مطهری و احمد توکلی به همراه گروهی از مراجع تقلید و روحانیون نزدیک به خامنهای، از این اظهارات به شدت انتقاد کردهاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر